جمعه 10 آبان 1398  10:20 ب.ظ

حدود ۲۰ میلیون نفر در سال ۱۳۹۷، به‌دلیل مسئولیت‌های شخصی یا خانوادگی، خارج از بازار کار هستند. بخش عمده این افراد، زنانی هستند که با وجود مهارت‌ها و توانایی‌هایشان، درآمد مستقلی ندارند. اما امروزه استارت‌آپ‌ها فضایی را به‌وجود آورده‌اند که زنان خانه‌دار هم می‌توانند بدون خارج شدن از منزل، کسب درآمد کنند.

 در اطرافیان خود فردی را می‌شناسید که نخواهد به‌اصطلاح دستش در جیب خودش باشد و از نظر مالی، مستقل باشد؟ کمتر کسی است که نخواهد درآمد مستقل داشته باشد، اما افراد همیشه شرایط کار بیرون از خانه را ندارند.

بر اساس گزارش‌های مرکز آمار ایران، حدود نیمی از جمیعت غیرفعال کشور در سال ۱۳۹۷، یعنی آن‌هایی که نه شغلی دارند و نه به‌دنبال کار می‌گردند، به دلیل مسئولیت‌های شخصی یا خانوادگی است که از بازار کار خارج شده‌اند. بخش عمده این جمعیت حدود ۲۰ میلیون نفری یعنی ۹۸ درصدشان، زنان هستند؛ زنانی که اکثراً به دلیل رسیدگی به اعضای خانواده و امور منزل، این امکان را ندارند که بیرون از خانه، شغلی داشته باشند، اما راه‌هایی وجود دارد که برای خودشان درآمدزایی کنند.

قبل از اینکه اینترنت تا این اندازه در زندگی‌مان نفوذ کند، در صفحه نیازمندی‌های روزنامه‌ها، ستونی به‌نام ستون کار در منزل وجود داشت که مشاغلی را به زنان خانه‌دار پیشنهاد می‌داد. بعضی از این کارها، نیازی به مهارت خاصی نداشتند، مثل بسته‌بندی. بعضی‌هایشان به‌اندازه نیمی از روز زمان لازم داشتند که آموزش‌های لازم را ارائه دهند، مثل ساخت جعبه‌های هدیه، تزئینات لباس یا گل‌سازی.

فریب‌هایی به‌نام کار در منزل

مسئله‌ای که در نسل قدیم کار در منزل‌ها وجود داشت، اطمینان بود. بین کسب‌وکارهای سالم، گروهی هم پیدا می‌شدند که به اسم کار در منزل، هزینه‌ای بابت آموزش، عضویت، یا تأمین مواد اولیه دریافت می‌کردند و سپس بهانه می‌آوردند که هنوز سفارش نگرفتیم، یا کار انجام‌شده را به بهانه کیفیت پایین قبول نمی‌کردند و در نهایت مشخص می‌شد از ابتدا قصدشان کلاهبرداری بوده است.

این روزها نوع این کلاهبرداری‌ها تغییر کرده است. کافی است عبارت «کار در منزل» را در اینترنت جست‌وجو کنیم تا با هزاران نتیجه روبه‌رو شویم. وب‌سایت‌هایی که ادعا می‌کنند بسته کار در منزل را به شما می‌فروشند و از طریق این بسته می‌توانید درآمد چند میلیونی یا حتی چند ده میلیون تومانی در ماه داشته باشید، بدون اینکه از خانه‌تان بیرون بروید یا استخدام شوید. به قول این وب‌سایت‌ها،«بسته‌ درآمدزا» فقط یک فایل چند صفحه‌ای است که در آن روش‌هایی مانند تبلیغات و بازاریابی اینترنتی و مانند این‌ها معرفی شده، اما آموزش داده نمی‌شود. شاید این وب‌سایت‌ها درآمدی برای خانه‌دارها نداشته باشند، اما گردانندگاننشان در خانه نشسته‌اند و با فروش این محتواهای غیر کاربردی، کسب درآمد می‌کنند و حتی بدتر، با جمع‌اوری اطلاعات حساب‌های بانکی توسط یک وب‌سایت جعلی، از جویندگان کار در منزل، کلاهبرداری کنند.

استارت‌آپ‌هایی برای درآمدزایی در خانه

با وجود این مسائل آیا واقعاً راهی برای کسب درآمد در خانه وجود دارد؟ امروزه به دلیل حضور استارت‌آپ‌ها، پاسخ این سؤال مثبت است و افرادی که زمان محدودی دارند یا شرایطشان اجازه نمی‌دهد بیرون از خانه مشغول به‌کار شوند، می‌توانند با توجه به مهارت‌هایی که دارند در خانه کسب درآمد کنند.

فریلنسری، از تایپ تا برنامه‌نویسی

فریلنسری به معنای دورکاری یا آزادکاری است. از تایپ و ویرایش عکس گرفته تا طراحی وب‌سایت و برنامه‌نویسی، کارهایی هستند که می‌توانند در خانه انجام شده و برای افراد درآمد ایجاد کنند. تعداد سفارش‌ها بستگی به کیفیت کار دارد. هرقدر مشتریان قبلی رضایت بیشتری از کارهای انجام شده داشته باشند، فرد ارائه‌دهنده خدمت امتیاز بیشتری دریافت کرده و می‌تواند اعتماد مشتریان بیشتری را جلب کند. وب‌سایت «انجام میدم» یکی از نمونه‌های وب‌سایت‌های فریلنسری در ایران است که محیط امنی برای معرفی مهارت‌های فریلنسرها و از طرف دیگر، پروژه‌های درخواستی مشتریان فراهم می‌کند. «پونیشا»، «پارسکدرز» و «پارس‌فریلنسر» از دیگر وب‌سایت‌هایی هستند که می‌توانید با عضویت در آنها، از طریق پروژه‌های دورکاری، درآمد کسب کنید. تفاوت این وب‌سایت‌ها در نوع خدمات ارائه‌شده به اعضا و کارمزدهاست.

کسب درآمد با آشپزی در خانه

حتی اگر نخواهید زمان‌هایی که در خانه کار می‌کنید را پشت کامپیوتر بگذرانید، باز هم گزینه‌هایی برایتان وجود دارد؛ آشپزی یکی از این گزینه‌هاست. اگر در تهیه غذای خاصی مهارت دارید و خیلی‌ها از دستپخت‌تان تعریف می‌کنند، می‌توانید آشپزی را به‌عنوان یک راه کسب درآمد در نظر بگیرید، بدون اینکه حتی از آشپزخانه‌ خانه خودتان بیرون بروید.

«مامان‌پز» استارت‌آپی برای سفارش غذای خانگی است. این غذاها توسط خانم‌های خانه‌دار تهیه می‌شود.برای شروع فعالیت، دستپخت متقاضیان تست می‌شود و بعد از تأیید، اصول بهداشتی و بسته‌بندی را یاد می‌گیرند و در آخر با مراجعه به مراکز بهداشت، دریافت کارت بهداشت و بعد از بررسی آشپزخانه‌شان، شروع به‌کار می‌کنند.

دست‌سازه‌های خانگی‌تان را بفروشید

اگر میانه خوبی با آشپزی ندارید نیز راه‌هایی برای کار در منزل و کسب درآمد از خانه برایتان وجود دارد. بالأخره هر کس در زمینه‌ای مهارت دارد، یک نفر می‌تواند خیاطی کند، یک نفر بدلیجات زیبایی درست می‌کند و برخی دیگر هم در طراحی و نقاشی مهارت دارند. تمام این فعالیت‌هایی که به‌عنوان اوقات فراغت به آنها نگاه می‌کنیم می‌توانند منبع درآمد باشند، به‌شرط اینکه دیده شوند.

یکی از راه‌های دیده شدن و معرفی محصولات، عضویت در وب‌سایت‌هایی است که برای این منظور طراحی شده‌اند. «با سلام» نمونه‌ای از این وب‌سایت‌هاست که خودش را یک بازار اجتماعی، معرفی می‌کند. افراد با مهارت‌های مختلف می‌توانند با ایجاد غرفه مجازی، محصولات و تولیدات خود را در بستر آن عرضه کنند. «خونگی» وب‌سایت دیگری است که انواع تولیدات خانگی در آن به‌فروش می‌رسد. خونگی، روش‌هایی را برای ارسال کالا در نظر گرفته که حتی لازم نیست برای رفتن به‌اداره پست از خانه خارج شوید.

خوشبختانه فناوری‌های نوین بستری را فراهم کرده که صاحبان بسیاری از تخصص‌ها می‌توانند بدون خروج از منزل خود، به کار مشغول شده و از توانمندی‌های خود کسب درآمد کنند. اگر شما هم هنر یا مهارتی دارید که تصور می‌کنید قابلیت کسب درآمد را برای شما را فراهم می‌کند، خوب است سری بزنید به این وب‌سایت‌ها یا وب‌سایت‌های دیگری که در این زمینه فعالیت می‌کنند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

حالا که اهمیت تبلیغات در کسب و کار و تجارت را فهمیدیم به این جا می رسیم که اگر کسب و کار کوچکی برای خود راه اندازی کرده باشیم و بخواهیم برای کالا یا خدمات خود تبلیغات کنیم از کجا باید شروع کنیم و از چه روش هایی می توانیم برای تبلیغات استفاده کنیم؟!

تبلیغات در دنیای امروزه بسیار وسیع و گسترده شده و به انواع مختلفی دسته بندی می شود. صرف نظر از این که کدام روش را برای تبلیغات انتخاب می کنید باید چند نکته مهم را از همان ابتدا در نظر داشته باشید.

نکته اول: خلاقیت داشته باشید. حتی اگر ساده ترین روش برای تبلیغات را انتخاب می کنید خلاق بودن باعث تاثیر گذاری بیشتر تبلیغات شما می شود.

نکته دوم: پیام تبلیغاتی باید توضیحات مفید و کافی درباره محصولات یا خدمات تان ارائه دهد و بتواند به راحتی مشتریان را جذب و فروش را زیاد کند.

نکته سوم:  مخاطب هدفتان را بشناسید، از کدام سن و سال هستند و کدام روش های تبلیغاتی را بیشتر دنبال می کنند ؟!

و نکته آخر این که مقرون به صرفه ترین گزینه تبلیغاتی مناسب با بودجه کسب و کارتان را انتخاب کنید.

بعد از لحاظ کردن همه این موارد می رسیم به انتخاب روش های تبلیغاتی. تبلیغات به انواع مختلفی دسته بندی می شوند که انتخاب هر کدام از آن ها به شرایط، سلیقه و بودجه مالی شما بستگی دارد.

در مطلب امروز و هفته های آینده به معرفی مختصری از انواع متفاوت روش های تبلیغات می پردازیم تا اگر قصد معرفی محصول و خدمات خود را دارید هم با گزینه های بیشتری آشنا شوید و هم تا حدودی انتخاب برایتان آسان تر شود.

تبلیغات چاپی : همان تبلیغاتی هستند که در صنعت چاپ و نشر به نمایش در می آیند مثل روزنامه ها و مجلات و هفته نامه ها که در فواصل زمانی منظمی چاپ می شوند. با وجود پیشرفت تبلیغات دیجیتال، تبلیغات چاپی هنوز هم‌ جایگاه خود را حفظ کرده اند و همچنان از محبوب ترین قالب تبلیغات هستند. وجود تبلیغات کالا و خدمات شما میان صفحات یک روزنامه یا روی جلد یک‌ مجله به این معنی است که پیام‌ شما توسط میلیون ها نفر دیده شده است. چیزی که تبلیغات را متمایز می کند متفاوت بودن آن است و تبلیغات چاپی همین ویژگی را دارند. وقتی مشتریان از تبلیغات دیجیتال خسته می شوند، بازگشت به صفحات چاپی و نگاه انداختن به صفحات کاغذی حس خوبی در آن ها ایجاد می کند.تبلیغات چاپی خود به چند گروه تقسیم می شود :

روزنامه ها : جزو تبلیغات قدیمی و سنتی محسوب می شوند اما همچنان تاثیرگذارند و اگر تبلیغات خود را در روزنامه ها به چاپ برسانید دسترسی شما را به تعداد قابل توجهی از مشتریان ممکن می سازد. شاید این طور به نظر برسد که فضای مجازی و دیجیتال تمام صحنه ها را پر کرده و دسترسی ها را آسان تر ساخته است اما هنوز هم تعداد زیادی از افراد هستند که هر روز صبح روزنامه می خوانند و البته چون بسیاری از رسانه های چاپی حضور ثانوی در فضای مجازی هم دارند، می توان این نوع از تبلیغات را با نسخه مجازی آن ترکیب کرد.

مجلات : بسیاری از افراد دوست دارند در اوقات فراغت خود مجله بخوانند و همین موضوع شانس زیادی به تبلیغات شما برای دیده شدن می دهد. اغلب تبلیغات در مجلات طبقه بندی می شوند و بر اساس نوع مجله به چاپ می رسند؛ از این رو تبلیغ کردن در یک مجله تخصصی مربوط به کالا یا خدمات تان بسیار سریع تر و آسان تر شما را به بازار هدف می رساند. مثلا یک مجله تخصصی اقتصادی، تبلیغات مربوط به کالاهای دیجیتال و صوتی و تصویری را چاپ می کند در حالی که یک مجله سرگرمی تبلیغات مربوط به مد و زیبایی و دکوراسیون.

بروشورها : تبلیغات در این گروه همان تبلیغاتی هستند که در بروشورهای کوچک و بزرگ می بینید. همان برگه های آگهی کوچک که روی شیشه خودروها قرار داده می شوند یا روی در خانه ها و دیوارها چسبانده می شود. همان جزوه های تبلیغاتی که در مطب های پزشکی به وفور دیده می شوند یا همان برگه هایی که در مکان های مختلف به دست خود افراد داده می شوند. این نوع از تبلیغات معمولا مستقل هستند و هر شرکتی می تواند از این نوع تبلیغات استفاده کند. مزیت این نوع از تبلیغات کم هزینه بودن و پخش  آسان آن است. با کمی خلاقیت راه های زیادی برای پخش این نوع تبلیغات به ذهنتان می رسد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

«در دوران مدرسه خیلی خوب انشا می نوشتم. همیشه معلمم به من می‌گفت که روزی به نویسندگی رو خواهی آورد. الان که می‌بینم تولید محتوا فعالیت به ‌روز بازار شده است، دوست دارم در این حوزه وارد شوم. دوست دارم بنویسم و عاشق نوشتن هستم. در سایت‌ها نام شما را دیدم که در کار تولید محتوا هستید و برای همین پیام دادم تا از شما برای ورود به این کار کمک بگیرم.»

 این پیامی است که در چند سال گذشته چند نفر برای من فرستاده اند. آن‌ها این واقعیت را در نظر نمی‌گیرند که تولید محتوا با نوشتن متفاوت است. شاید در تکنیک‌ها شباهت‌هایی وجود داشته باشد اما هدف و قالب آن‌ها متفاوت است. من وقتی به این افراد تولید محتوا و سختی‌ها و معایب آن و دیگر موارد را توضیح می‌دهم تازه متوجه می‌شوند که تولید محتوا چیست.تولید محتوا تکنیکی است که در چند سال گذشته به دلیل وجود سایت‌های اینترنتی و تغییر الگوریتم گوگل مورد توجه قرار گرفته است. اولین وجه مشترک این حرفه با نویسندگی عشق است؛ یعنی فرد باید عاشق نوشتن باشد اما تکنیک غالب و دیگر موارد خاص خود را دارد.در این گزارش سعی کرده‌ایم توصیه‌های یک متخصص تولید محتوا را برای شروع و ورود به این بازار کار بپرسیم. توصیه‌هایی که نسبت به بقیه کاملاً متفاوت است.

 تولید محتوا چیست؟

 در یک جمله خیلی ساده می‌توان تولید محتوا را به این صورت تعریف کرد: «تهیه مطلب چه به صورت نوشتاری و غیر نوشتاری برای وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی.» هر مطلبی که شما در وب‌سایت‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی مشاهده می‌کنید، یک محتواست. به فرایند تولید این مطالب، تولید محتوا می‌گویند که تکنیک ساده‌ای نیست و نیاز به دانش تخصصی دارد. کسی که در این حوزه وارد می‌شود فقط نباید علم تولید محتوا را بداند، بلکه باید دانش بهینه‌سازی سایت برای گوگل، ادبیات و تکنیک نوشتن به زبان خودش را بداند و همیشه نسبت به آخرین اخبار حوزه خود به‌روز باشد. تا چند سال پیش تولید محتوا را بیشتر متنی در نظر می‌گرفتند اما با توجه به تغییر گرایش کاربران به محتوای ویدئویی و عکسی و توجه گوگل به آن‌ها، محتواهای مختلف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

تولید کننده محتوا کیست؟

به  کسی که دانش تولید محتوا برای سایت و مدیریت و برنامه‌ریزی محتوایی وب‌سایت را دارد تولید کننده محتوا می‌گویند. در واقع تولید کننده محتوا باید چندین دانش زیر را داشته باشد:

 انواع محتوا را بشناسد.

 انواع وب‌سایت‌ها و هدف آن‌ها را بشناسد.

 برنامه‌ریزی برای تولید محتوا یا همان استراتژی محتوایی را خوب بداند

 تولید کننده محتوا باید بتواند بهترین نوع مطلب را بر اساس انواع وب‌سایت، هدف و کاربران آن برنامه‌ریزی و تولید کند. تولید کننده محتوا فقط نویسنده مطالب نیست، البته تجربه این کار را باید داشته باشد اما باید بیشتر بتواند نوع محتوای مناسب را اول از همه تشخیص دهد و آن را مدیریت کند.

می‌توان تولید کننده محتوا را کسی معرفی کرد که خوراک سایت و دیگر انواع محتوا را تولید می‌کند. حالا این مطلب می‌تواند متن ویدئو یا عکس باشد. کسی که تولید ویدئو می‌کند الزاماً تولید کننده محتوا نیست؛ فقط بلد است بر اساس سناریوی از قبل تعیین شده، ویدئویی را بسازد. حتی طراح گرافیک بر اساس متن و هدف تعیین شده توسط تولیدکننده محتوا، طرحی را آماده می‌کند. پس اساس انواع محتواها متن است؛ اما حالا این سؤال پیش می‌آید که چگونه می توانیم چنین متنی را تولید کنیم؟ در این مطلب بیشتر موارد پایه و اصلی برای شروع تولید محتوا بیان می‌شود. امیدواریم در مطالب بتوان توضیحات بیشتری در این خصوص نوشت.تولید محتوا به دو بخش فنی و غیر فنی تقسیم می‌شود. اول از همه باید بخش غیر فنی را قوی کرد. فرد فعال در این حوزه باید عاشق نوشتن باشد. نوشتن یک متن ساده برای وبلاگ یک سناریوی ساده سه ساعته چهار سال حداقل زمان شما را می‌گیرد. پس اول از همه صبر داشته باشید و زود خسته نشوید. به‌ویژه در اوایل کار که گاهی مجبور به کار کردن با هزینه پایین می‌شوید، باید تحمل کنید. دوم، ازآن جا که پایه و اساس انواع محتواها متن است چه در مطلب وبلاگ، چه در ویدئو و چه در عکس از متن استفاده می‌شود، این متن نباید غلط نگارشی یا مفهومی داشته باشد. ازاین‌رو باید تولید کننده محتوا ادبیات خود را قوی کند. شما وارد هر کشوری شوید و درخواست کار در حوزه تولید محتوا را داشته باشید، اول از شما می‌پرسند که آیا به ادبیات ما وارد هستید یا خیر. پس باید زبان فارسی را به خوبی بدانید و در انجمن‌های ویراستاری شرکت کنید. از همه مهم‌تر این که رمان بخوانید و دایره لغات خوبی داشته باشید. بهترین کار برای افزایش دایره لغات خواندن رمان و کتاب شعر است.

حتی اگر ۲۰ سال هم در این موضوع کار کرده باشید، باز هم باید دانش خود را در حوزه نگارش و کلمات به‌روز نگه دارید. اما برای این که تولید کننده محتوای قوی در این بازار باشید باید چندین نکته را رعایت کنید که در ادامه چنین نکاتی را بیان می‌کنیم:

 تولید کننده محتوا فقط کار نوشتن را انجام نمی‌دهد بلکه باید با تکنیک‌های بهینه‌سازی سایت و گوگل آشنا باشد؛ یعنی بداند که چه نوع محتوایی از نظر گوگل مناسب است و چه محتوایی جریمه می‌شود. بداند که محتوای او چه ساختاری باید طبق نظر گوگل داشته باشد. البته لازم نیست که متخصص سئو باشد اما باید تکنیک‌های آن را در حد متن بداند. برای مثال در واقع باید بداند که متا تگ ها چیست و چگونه باید نوشته شوند، نشانی صفحه باید چگونه نوشته شود و چه نکاتی در سئو عکس و ویدئو رعایت شود. همچنین کلمات کلیدی را بشناسد و به خوبی آن‌ها را در متن و در مکان مناسب به کار ببرد.

 باید با انواع محتوا آشنا باشد. اول از همه باید تسلط کامل بر قالب محتوای مبتنی بر گوگل داشته باشد. قالب محتوایی که در سایت نوشته می‌شود با کتاب کاملاً متفاوت است. در سایت کاربرها بیشتر به دنبال پیدا کردن پاسخ سؤال خود هستند؛ پس باید بداند که چگونه متن را بنویسد و چه قالبی را به کار ببرد که کاربر سریع پاسخ خود را پیدا کند. به این متن کاربرپسند می‌گویند.  همچنین او باید بداند که اکنون چه نوع محتوایی باید در فلان بلاگ سایت یا صفحه شبکه اجتماعی استفاده شود. لازم نیست او متخصص تولید ویدئو یا طراح گرافیک باشد بلکه باید بداند چه نوع محتوایی به کار گرفته شود، موضوع آن چیست و چه مطلبی باید برای آن‌ها نوشته شود. تولید ویدئو، کار گرافیکی یا تولید پادکست را متخصص مربوط به خودش انجام می‌دهد. این گروه برای این که بتوانند متن خود را تولید کنند، نیاز به محتوانویس دارند. پس تولید کننده محتوا باید تا حدودی با تکنیک‌ها و چالش‌های تولید ویدئو و انواع دیگر محتوا آشنا ‌باشد.

  باید اهل مطالعه باشد و دانش خود را به‌روز کند. خود ماهیت نوشتن تغییر نمی‌کند؛ اما تکنیک نوشتن برای گوگل همیشه در حال تغییر است. متنی که در ۳۵ سال پیش استفاده می‌کردید، امروز دیگر کاربرد ندارد. پس باید بدانید که الآن تغییر محتوا در گوگل به چه سمتی است و چه نوع محتوایی را باید به کار ببرید. برای همین همیشه باید سایت‌های منبع و مرجع را شناسایی و آن‌ها را هرروز مطالعه کند.

 توانایی مدیریت محتوا را داشته باشد یعنی بداند که الآن با توجه به ساختار سایت یا شبکه چه نوع محتوایی باید به کار گرفته شود و ماه دیگر چه محتواهایی باید نوشته شود.

 از آخرین تغییرات حوزه کاری که برای او می‌نویسد، آگاه باشد؛ یعنی بداند که اکنون در حوزه کاری او چه چیزی ترند است، مردم به چه چیزی نیاز دارند و چه تغییراتی به وجود آمده است.

 تولید محتوا فقط نوشتن نیست، شما اگر کار نوشتن بکنید نویسنده خواهید بود. چند ماه بعد هم این کار را ترک خواهید کرد اما اگر می‌خواهید یک تولید کننده محتوای موفق باشید باید کسب‌وکار خود را خوب بشناسید، نیازش را بدانید، کاربرانش را بشناسید، دانش خود را در حوزه کسب‌وکار به‌روز نگه دارید، انواع قالب و محتوا را بشناسید و در نهایت همراه با تغییرات گوگل پیش بروید.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 10 آبان 1398  09:49 ب.ظ

عصر دیجیتال و دنیای کسب‌وکارهای نوپاست و نسبت موفقیت کسب‌وکارهای نوپا به شکست‌شان بسیار پایین است. از هر ده کسب‌وکار نوپا فقط یک عدد زنده می‌ماند.

 این مساله بسیار مهم موجب شده بررسی شکست استارت‌آپ‌ها(شرکت‌های نوپا) مورد توجه سازمان‌های پژوهشی در سراسر دنیا قرار گیرد. در یکی از پژوهش‌ها 101 شرکت نوپای شکست‌خورده مورد بررسی قرار گرفته‌اند تا بتوان دلایل مهم شکست‌شان را کشف کرد. دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا مورد توجه بسیاری از افراد جامعه است، چراکه هر یک از آنها به نحوی با کسب‌وکارهای نوپا در ارتباط هستند. از سازمان‌های دولتی و حمایتی گرفته تا سرمایه‌گذاران و علاقه‌مندان به حضور در شرکت‌های نوپا، حال آن‌که بررسی گذشته و مشکلات کسب‌وکارهای شکست‌خورده می‌تواند بهترین راه کشف این دلایل باشد.

شکست کسب‌وکارهای نوپا

مطالعه داستان شکست کسب‌وکارها نشان می‌دهد بسیاری از آنها به دلایلی بیش از یک دلیل شکست خورده‌اند. در واقع هر کسب‌وکار نوپا را مجموعه‌ای از دلایل به زمین زده است، ولی ما پنج دلیل عمده برای شکست کسب‌وکارهای نوپا را بررسی کرده‌ایم. از آنجا که هر یک از کسب‌وکارهای نوپا بنا به دلایل متنوعی شکست خورده‌اند می‌توان دلایل مطرح شده را به همه آنها نسبت نداد، ولی احتمالا یکی از پنج دلیل مطرح شده در بسیاری از کسب‌وکارهای شکست‌خورده وجود داشته است. مطمئنا یک نسخه واحد برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد و نمی‌توان دلایل را برای همه کسب‌وکارها یکسان در نظر گرفت، اما قطعا بیان چنین نتایجی به اکوسیستم‌های کارآفرینی کمک شایانی خواهد کرد. جالب است بدانید اطلاعات به‌دست آمده از 101 کسب‌وکار شکست خورده‌ای تحلیل شده‌اند که صاحبان کسب‌وکار اطلاعات شکست خود را در اختیار عموم قرار داده‌اند و اگر همین فرهنگ بین کسب‌وکارهای نوپای ایرانی هم به‌عنوان یک الگوی مناسب در نظر گرفته شود احتمالا می‌توانیم در مورد دلایل دقیق‌تر شکست کسب‌وکارهای نوپای ایرانی اظهار نظر کنیم.

​​​​​​​  اشباع بازار، 42 درصد

اولین و مهم‌ترین دلیل شکست، عدم نیاز بازار با رقم 42درصد است. در واقع این کسب‌وکارها نیاز بازار را به درستی شناسایی نکرده‌اند تا مساله موجود در بازار را حل کنند و فقط مساله‌ای را حل می‌کنند که برای خودشان جالب است، اما الزاما این مساله مهم بازار نیست. تقریبا نیمی از کسب‌وکارهای مورد بررسی که شکست خورده‌اند یکی از دلایل شکست‌شان بررسی نکردن درست نیاز بازار بوده است.

به‌عنوان مثال کسب‌وکاری را در نظر بگیرید که روی بهبود تجهیزات مطب پزشکان و افزایش جذابیت آن کار می‌کند، در نگاه اول به نظر می‌رسد این کسب‌وکار به‌سرعت می‌تواند قدرتمند شود، اما واقعیت این است که پزشکان بیشتر دنبال بیمار هستند تا این‌که بخواهند مطب زیبایی داشته باشند. در واقع اگر نیاز پزشکان به‌درستی تشخیص داده می‌شد احتمالا این کسب‌وکار بیشتر روی جذب مشتریان (بیماران) برای پزشکان تمرکز می‌کرد، چراکه این موضوع می‌توانست یک مساله مهم از مسائلی را که دغدغه پزشکان است، حل کند. در واقع ممکن است این کسب‌وکار از داده‌ها، فناوری و علوم روز دنیا استفاده کرده باشد و براساس دانش مدیران خود به رفع مشکل و حل یک مساله مهم پرداخته باشد، اما نبود یک مدل کسب‌وکار مناسب و متناسب با نیازهای کاربران موجب شده چنین کسب‌وکاری با شکست مواجه شود.

  اتمام پول، 29 درصد

پول و زمان، دو عنصر مهم و حیاتی برای کسب‌وکارهای نو هستند. اگر کسب‌وکارها ارزشمندی پول و زمان در اختیار خود را درک نکنند، به سرعت آن را از دست خواهند داد و از دست دادن یکی از این دو عنصر حیاتی می‌تواند موجب شکست کسب‌وکارها شود. کسب‌وکارهایی را در نظر بگیرید که ابتدای شکل‌گیری خود با کمک‌های مختلف از جمله سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران، جمع‌آوری پول‌های خود یا هر روش دیگری مبلغ نه چندان زیادی را جمع‌آوری می‌کنند، حال آن‌که الزاما این پول نمی‌تواند ماندگار باشد و اگر به‌سرعت و در زمان کوتاه نتوانند نظر رضایت سرمایه‌گذاران را جلب کنند و به فروش محصول یا خدمات خود نرسند، احتمالا محکوم به شکست هستند. مدیریت درست منابع مالی و همچنین بررسی دقیق زمان‌های در دسترس می‌تواند به کسب‌وکارهای نوپا کمک کند تا با یک برنامه‌ریزی مناسب، خود را در برابر این دلیل مهم شکست مقاوم کنند.

  تیم نامناسب، 23 درصد

تشکیل تیم مناسب و متناسب با کسب‌وکار به‌عنوان سومین دلیل مهم شکست کسب‌وکارهای نوپا شناخته شده است. با توجه به این‌که در بیشتر موارد کسب‌وکارهای نوپا به دلیل نداشتن سرمایه مالی کافی سعی دارند از افراد تیم نهایت استفاده را کنند و در بسیاری از موارد همین صرفه‌جویی مالی می‌تواند موجب شکست آنها شود. استیو جابز در این باره می‌گوید: «اگر بنیانگذار یا بنیانگذاران یک کسب‌وکار نوپا فکر کنند که خود به تنهایی و بدون صرف هزینه می‌توانند اولین خروجی محصول یا خدمت خود را آماده کنند سخت در اشتباه هستند. 

به نظر می‌رسد استفاده از تیم‌های بیرونی و دورکار و حتی استخدام نفرات مرتبط که بتوانند زودتر محصول یا خدمت را با حداقل موارد مورد نیاز آماده کنند، کمک بیشتری به کسب‌وکارها کند تا بخواهند خودشان نمونه اولیه محصول یا خدمت خود را تهیه کنند.» 

البته راهکارهای مناسبی در این باره وجود دارد، به‌عنوان مثال بسیاری از کسب‌وکارها برای رفع این مشکل و حل مساله مالی سعی دارند با دادن سهمی از سهام شرکت به افراد، آنها را بیشتر درگیر برنامه‌های خود کنند. اگر کسب‌وکارهای نوپا بتوانند آدم‌های بلند پرواز منطقی را که دوست دارند امروز سرمایه‌گذاری کنند تا فردایی روشن‌تر داشته باشند، پیدا کنند احتمالا کمتر به دلیل بیان شده با شکست روبه‌رو خواهند شد.

  شکست به واسطه رقبا، 19 درصد

به محض این‌که یک ایده خوب به یک محصول یا خدمت تبدیل شود، احتمال این‌که رقبایی سرسخت و سختکوش پیدا کند، کم نیست. این مساله‌ای است که بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا به آن توجه نمی‌کنند و طبق بررسی‌های انجام شده بین 111 شرکت نوپا، 19 درصد آنها یکی از دلایل شکست‌شان پیروز نشدن در مقابل رقبایشان بوده است. مساله خیلی ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید، فرض کنید شما یک مشکل را بررسی و یک ایده بسیار عالی برای رفع آن را عملیاتی کرده‌اید، فقط کافی است به این فکر کنید که رقیبی برای شما وجود داشته باشد و به‌عنوان مثال برنامه‌ای که در اختیار کاربران قرار می‌دهد کمی ساده‌تر از برنامه شما باشد همین کافی است که کاربران از ابزار او برای رفع مشکل خود استفاده کنند. این خیلی طبیعی است، شما هم باشید احتمالا همین کار را می‌کنید.

  قیمت‌گذاری و هزینه، 18 درصد

فاصله یک درصدی دلیل چهارم و پنجم نشان می‌دهد میزان اهمیت این دو دلیل شکست نزدیک به هم است و توجه کسب‌وکارهای نوپا را می‌طلبد. قیمت برای خیلی از مشتریان یکی از مهم‌ترین عوامل استفاده یا استفاده نکردن از محصولات و خدمات است. اگر قیمت مناسبی را برای محصولات خود در نظر بگیرید احتمالا مشتریان بیشتری خواهید داشت، اما نکته حائز اهمیت اینجاست که قیمت مناسب آیا هزینه‌های کسب‌وکار شما را پوشش می‌دهد یا نه؟ در صورتی که قیمت مناسب داشته باشید، ولی هزینه‌ها پوشش داده نشوند احتمالا نتیجه شکست خواهد بود. از طرف دیگر اگر هزینه‌های خود را بخواهید با قیمت بالا تامین کنید احتمالا حجم مشتریان شما کاهش خواهد یافت پس تناسب بین این دو موضوع برای بقای کسب‌وکارهای نوپا حیاتی است. تخفیف همیشه جذاب است و اگر در قیمت‌گذاری به حاشیه سود مناسب دقت شود و بتوان تخفیفات را روی محصولات و خدمات اعمال کرد احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 12 مهر 1398  12:21 ق.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت صنعت گردشگری

پاورپوینت-صنعت-گردشگریدانلود پاورپوینت با موضوع صنعت گردشگری، در قالب ppt و در 30 اسلاید، قابل ویرایش، شامل:  خدمات عمده شرکتهای گردشگری خصوصیات سفر تحلیل محیط صنعت دسته بندی محیط لایه های محیط کسب و کار ابعاد ماهیت محیطی پیچیدگی عدم اطمینان پویایی ظرفیت محیط محیط خرد (دا


دانلود فایل


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 مهر 1398  11:54 ب.ظ

در میان صدها شرکت و استارت‌آپی که قدم به عرصه وجود گذاشته‌اند، کمتر پیش آمده که شرکتی بتواند مانند استارت‌آپ چینی بایت‌دنس (ByteDance)، خالق اپلیکیشن تیک‌‌تاک (TikTok)، مسیر رشد و محبوبیت را با چنین سرعتی بپیماید.
رقیب بزرگ اینستاگرام

«تیک‌‌تاک» طی دو سال توانست خود را به جایگاهی برساند که اکنون از آن به عنوان رقیبی برای اینستاگرام، نت‌فلیکس، یوتیوب، اسنپ‌چت و حتی فیس‌بوک یاد می‌کنند. این اپلیکیشن توانست در بیش از ۱۵۰ کشور دنیا که به ۷۵ زبان صحبت می‌کنند، بیش از یک میلیارد دانلود را برای خود ثبت کند. با کمک این اپلیکیشن، کاربران می‌توانند ویدئوهای کوتاه خود را در حالت‌ها و با افکت‌های مختلف تهیه کرده و در شبکه‌های اجتماعی با دیگر کاربران جهانی به اشتراک بگذارند. محیط کار با این نرم‌افزار به گونه‌ای طراحی شده که نیازی به ترجمه ندارد و استفاده از آن بسیار آسان است. این ویژگی، برگ برنده تیک‌‌تاک در مقایسه با نرم‌افزارهای مشابه چینی همانند «وی‌چت» یا «تنسنت» محسوب می‌شود.

استراتژی تیک‌‌تاک

ژانگ ییمینگ (Zhang Yiming)، بنیانگذار استارت‌آپ بایت‌دنس به همراه تیم خود در طراحی تیک‌‌تاک نشان داد که می‌توانند علاوه بر بازار چین، در یک بازار بین‌المللی نیز با دیگر شرکت‌های فعال، رقابت کنند. گفتنی است نهادهای قانونگذار در چین قوانین سفت و سختی را پیش‌روی شرکت‌های آمریکایی قرار می‌دهند و دسترسی مردم این کشور به وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی را مسدود می‌کنند. اما ژانگ ییمینگ، استراتژی مناسبی را برای تیک‌‌تاک برگزید؛ به این معنی که وی دو نسخه از این اپلیکیشن را تولید کرد که یک نسخه برای چینی‌ها و متناسب با بازار اینترنت این کشور تولید و نسخه دیگر برای کاربرانی از سراسر جهان طراحی شد. این استراتژی و راهکار خلاقانه می‌تواند الگویی برای دیگر استارت‌آپ‌ها و شرکت‌هایی باشد که به‌دنبال جذب کاربرانی از سراسر جهان هستند، به‌ویژه شرکت‌هایی که می‌خواهند از جمعیت میلیاردی چین نهایت استفاده را ببرند و با این روش می‌توانند نسخه‌ای از اپلیکیشن خود را همسو با قوانین و مقررات این کشور طراحی کنند.

ژانگ که سابقه کار در شرکت مایکروسافت را دارد و یکی از کارآفرینان برجسته چین به شمار می‌رود، از همان اولین روزهایی که خود را در دنیای آی‌تی پیدا کرد، رویای راه‌اندازی شرکتی بزرگ و بی‌حدومرز را در سر می‌پروراند. او که اکنون تنها ۳۶ سال دارد، جزو نسل جدیدی از چهره‌های تاثیرگذار چین به حساب می‌آید که به‌دنبال ادامه دادن راه بزرگانی همچون «جک ما» بنیانگذار علی‌بابا، «رابین لی» بنیانگذار بایدو و «پونی ما» موسس تنسنت است. در حال حاضر، ارزش شرکت تحت هدایت ژانگ یعنی بایت‌دنس، حدود ۷۸ میلیارد دلار برآورد شده است. بایت‌دنس، حمایت شرکت‌هایی همچون Sequoia از چین، Softbank Group از ژاپن، KKR از آمریکا، Hillhouse از چین و Sig Asia را پشت سر خود می‌بیند. اگرچه بایت‌دنس توانسته در چین، اعتماد نهادهای رگولاتوری را به‌دست آورد، اما کار این شرکت در عرصه بین‌المللی بسیار سخت است؛ چرا که بنا به دلایلی همچون مسائل امنیتی و مشکلاتی که برای شرکت‌های چینی مانند هوآوی در راه‌اندازی نسل پنجم شبکه ارتباطی یا همان ۵G به‌وجود آمده، در معرض مسدود شدن و محدودیت‌های زیادی قرار دارد.

در آگوست ۲۰۱۲، یعنی ۵ ماه بعد از را‌ه‌اندازی استارت‌آپ بایت‌دنس، ژانگ اولین اپلیکیشن موبایلی خود را تحت عنوان Toutiao که با نام Headlines نیز شناخته می‌شود، ایجاد کرد. این اپلیکیشن از فناوری هوش مصنوعی بهره می‌برد و محتوای خبری به روز را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. در سال ۲۰۱۶ نیز، ژانگ از اپلیکیشن دیگری به نام Fouyin ویژه اشتراک ویدئو برای کاربران چینی پرده برداشت و یک سال بعد تیک‌‌تاک را برای استفاده کاربران دیگر کشورهای جهان توسعه داد. در همان سال، بایت‌دنس چیزی حدود ۹۰۰ میلیون دلار را برای خرید یکی از اپلیکیشن‌های فعال در این زمینه به نام Musical.ly پرداخت کرد. نزدیک به ۲۰۰ میلیون کاربر در جهان از این کاربر استفاده می‌کردند. بنابراین، تیک‌‌تاک توانست با تکیه بر فناوری هوش مصنوعی و استفاده از نوآوری‌های به‌کار رفته در اپلیکیشن Musical.ly، نگاه کاربرانی از سراسر جهان را به خود جلب کند. در آگوست ۲۰۱۸، شرکت بایت‌دنس با ترکیب اپلیکیشن Musical.ly و تیک‌‌تاک، یک اپلیکیشن واحد را ‌با عنوان تیک‌‌تاک روانه بازار کرد و جالب آنکه ظرف سه ماه توانست، بالغ بر ۳۰ میلیون کاربر را به نصب و استفاده از این اپلیکیشن ترغیب کند. محیط کار با این نرم‌افزار بسیار ساده و کاربرپسند طراحی شده و قادر است با توجه به سابقه استفاده کاربر از این برنامه و عادت‌های وی در مشاهده ویدئوها، پیشنهادهایی را به وی ارائه می‌دهد. تیک‌‌تاک از طریق آگهی‌ها و فروش محصولات مجازی همچون ایموجی‌ها و استیکرها به کاربران، درآمد کسب می‌کند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که تیک‌‌تاک توانسته در کشورهای کمتر توسعه‌یافته، مناطق محروم چین و هند و به طور کل، کشورهایی که کاربران برای دسترسی به برخی اپلیکیشن‌ها با محدودیت‌هایی مواجهند، با استقبال خوبی مواجه شود. ژانگ در استفاده از فناوری نوظهور هوش مصنوعی در این اپلیکیشن نیز بسیار مصمم است و اعلام کرده که هدف این شرکت استفاه از قدرت هوش مصنوعی و کمک گرفتن از رشد اینترنت موبایل برای به‌وجود آوردن تحولی عظیم در نحوه مصرف و دریافت اطلاعات توسط کاربران است. در تیک‌‌تاک از الگوریتم‌هایی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده می‌شود که تجربه نسبتا شخصی را از کار با این اپلیکیشن برای هر کاربر فراهم می‌کند و این روش‌ها، با آنچه که توسط شرکت‌های فیس‌بوک، نت‌فلیکس، اسپاتیفای و یوتیوب در استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه پیشنهادها به کاربران به‌کار گرفته می‌شود، متفاوت است. بایت‌دنس طی یکی دو سال اخیر توانسته چند استارت‌آپ را خریداری و به مجموعه خود اضافه کند. هر کدام از این اپلیکیشن‌ها، ویژگی‌های خاص خود را دارند و بایت‌دنس سعی دارد تا با ادغام این قابلیت‌ها، اپلیکیشنی جامع را در اختیار کاربران قرار دهد.

با این حساب، می‌توان گفت شرکت‌هایی همچون فیس‌بوک، رقیبی جدید و بسیار جدی پیش‌روی خود خواهند دید. در سال ۲۰۱۸، تیک‌‌تاک توانست رده چهارم فهرست برترین اپلیکیشن‌های دانلودی غیربازی را از آن خود کند. برای این اپلیکیشن، حدود ۶۶۳ میلیون دانلود ثبت شد که این رقم برای فیسبوک برابر با ۷۱۱ میلیون نصب عنوان شد. شواهد نشان می‌دهد که حدود یک چهارم دانلودهای تیک‌‌تاک، از سوی هندی‌ها بوده به طوری که برای سه ماهه نخست سال ۲۰۱۹، بالغ‌بر ۱۸۸ میلیون دانلود از سوی کاربران این کشور ثبت شده است. این در حالی است که این میزان دانلود، برای اپلیکیشن محبوبی همچون فیسبوک ۱۷۶ میلیون بار گزارش شد.

واهمه فیسبوک از تیک‌‌تاک

در اواخر سال ۲۰۱۸، شرکت فیسبوک که تهدید تیک‌‌تاک را برای خود بسیار خطرناک می‌دید، از اپلیکیشنی به نام Lasso رونمایی کرد که عملکردی تقریبا مشابه با تیک‌‌تاک ارائه می‌داد و به زعم بسیاری از کارشناسان، صرفا برای خارج کردن این اپلیکیشن چینی از توجهات روزافزون کاربران طراحی و وارد بازار شده بود. تعداد دانلودهای Lasso در چهار ماهه نخست عرضه در آمریکا، حدود ۷۰ هزار بار عنوان شده که در مقایسه به ۴۰ میلیون دانلود تیک‌‌تاک در همین بازه زمانی، رقم ناچیزی به حساب می‌آید. هرچند تیک تاک مستقیما مشابه اینستاگرام ( متعلق به فیس‌بوک ) نیست و روی ویدئو تاکید بیشتری دارد اما به نظر می‌رسد این اپلیکیشن نوظهور می‌تواند بسیاری از کاربران اینستاگرام را به سمت خود جلب کند. به‌خصوص با توجه به علاقه‌مندی نسل جوان‌تر این اپلیکیشن احتمالا به‌زودی سایر شبکه‌های اجتماعی رقیب را به شدت تحت‌فشار قرار خواهد داد. افزایش محبوبیت تیک‌‌تاک در میان جوانان و نوجوانان، نگرانی‌هایی را برای کشورهایی همچون آمریکا به‌وجود آورده و اخیرا کمیسیون تجارت فدرال این کشور، تیک‌‌تاک را به‌دلیل عدم‌دریافت اجازه والدین برای گردآوری اسامی، آدرس ایمیل و دیگر اطلاعات شخصی افراد زیر ۱۳ سال، ۷/ ۵ میلیون دلار جریمه کرد.

در هند نیز، استفاده از این اپلیکیشن از آوریل گذشته برای کاربران اندروید و iOS ممنوع اعلام و دلیل آن نیز «تخریب فرهنگی» عنوان شد. اما چند هفته بیشتر طول نکشید که وکلای بایت‎دنس توانستند مقامات این کشور را مجاب کنند که سیستم تیک‌‌تاک قادر است مانع از نمایش محتواهای نامناسب برای کودکان و نوجوانان شود. آنها همچنین عنوان کردند که این اپلیکیشن همواره به‌روزرسانی و مشکلات شناسایی‌شده رفع خواهد شد. به‌رغم تمامی‌سنگ‌اندازی‌هایی که در مسیر حرکت روبه‌جلویی بایت‌دنس و اپلیکیشن تیک‌‌تاک انجام می‌گیرد، این شرکت برای رسیدن به هدف خود یعنی ایجاد امپراتوری از اپلیکیشن‌ها برای نسل جدید کاربران مصمم است. بایت‌دنس با تیک‌‌تاک توانست این باور را در شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها به‌وجود آورد که می‌توانند به بازارهای بین‌المللی نیز بیندیشند و خود را به عنوان رقیبی جدی برای شرکت‌های بزرگ فعال در این عرصه معرفی کنند. چنین رویه‌ای سبب می‌شود تا گزینه‌های بیشتری پیش‌روی کاربران دنیای دیجیتال قرار گیرد.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 مهر 1398  11:45 ب.ظ
نوع مطلب: (خلاقیت و نوآوری ،) توسط: محمد افشار

خلاقیت امروزه به یکی از مهم ترین الزامات موفقیت تبدیل شده است. به همین خاطر بسیار مهم است تا با راهکارهای موجود برای آن آشنا باشید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، در این رابطه اخیرا انجمن کارآفرینان جوان کشور آمریکا، اقدام به معرفی روش های مورد قبول خود برای افزایش خلاقیت پرداخته است. در همین راستا و در ادامه 13 مورد منتخب آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1-یک مهارت جدید بیاموزید

به هر میزان که ذهن خود را بیشتر درگیر کنید، ظرفیت آن را افزایش خواهید داد. در این رابطه یادگیری یک مهارت جدید، نه تنها به بهبود اوضاع زندگی و کار شما کمک خواهد کرد، بلکه با از میان برداشتن روزمرگی، شما را به خلاقیت بیشتر سوق خواهد داد. در این رابطه فراموش نکنید که یادگیری باید امری دائمی باشد. به همین خاطر به محض به اتمام رساندن یک مهارت، لازم است تا به سراغ مورد دیگری باشید. خوشبختانه در حال حاضر روش های آموزشی بسیار متنوع شده است و شما تحت هر شرایطی قادر به انجام این امر خواهید بود.

2-در شبکه های اجتماعی فعالیت داشته باشید

اگرچه بسیاری از افراد فعالیت در شبکه های اجتماعی را اقدامی مضر تلقی می کنند، با این حال افراد به علت تلاش برای تولید محتوا، ذهن خود را درگیر کرده و این امر کاملا سودمند خواهد بود، با این حال با توجه به جاذبه بالای آنها، ضروری است تا زمان بندی مناسبی را داشته باشید تا میزان استفاده از آن به سایر بخش های زندگی شما لطمه ای وارد نکند. درواقع با توجه به این امر که شبکه های اجتماعی مرزها را نابود کرده است، شما می توانید با افراد مختلف و ایده های بسیار خلاقانه آشنا شوید که شما را به سمت رفتارهای مشابه سوق خواهد داد. برای مثال یک عکاس، با بررسی صفحات سایر همکاران خود از سرتاسر جهان، می تواند به ارتقای سطح کاری کمک کند. به همین خاطر نیز توصیه می شود که در شبکه های اجتماعی، فعالیتی هدفدار را داشته باشید. بدون شک در این جهان، شما قادر به تفکر متفاوتی خواهید بود که در فضای حقیقی امکان پذیر نیست. برای این امر باز هم می توان از مثال یک عکاس استفاده کرد. درواقع یک عکاس می تواند در صفحه خود، ایده های عکاسی ای را به نمایش بگذارد که در استودیو و فضای کاری وی عملا امکان پذیر نبوده و باید طبق خواسته ها رفتار کند. بدون شک بازخوردها تعیین خواهد کرد که ایده های شما تا چه حد شانس موفقیت را خواهد داشت.

3-قدم بزنید

نتایج تحقیقات حاکی از آن است که افراد در هنگام قدم زدن، عملکرد ذهنی بهتری را خواهند داشت. این امر در حالی است که تقریبا تمامی افراد تصور می کنند که نشستن در یک اتاق ساکت بهترین مکان برای فکر کردن است. در این رابطه توجه داشته باشید که ذهن و جسم با یکدیگر ارتباط مستقیمی را داشته و به همین خاطر ضروری است تا قدم زدن را به عادت روزانه خود تبدیل کنید. این امر در نهایت به حفظ تناسب اندام شما نیز کمک شایانی را خواهد کرد، با این حال بهتر است تا برای این امر زمان مشخصی را تعیین نکنید. درواقع هرگاه در تصمیم گیری با مشکل مواجه هستید، قدم زدن نیم ساعته می تواند کاملا ذهن شما را آرام و آزاد کند. با انجام این امر پس از مدتی شاهد تاثیرات معجزه آسای آن خواهید بود.

4-عملکرد سایر برندها را مورد ارزیابی قرار دهید

نمی توان انتظار داشت که شما صاحب خلاقانه ترین ذهن جهان باشید. درواقع این امر در صورت عملی بودن، به تمرین و زمان زیادی نیاز خواهد داشت. به همین خاطر استفاده از راهکارهایی می تواند کاملا سودمند باشد. درواقع توجه به اقدامات مشابه سایر برند ها می تواند ایده لازم را به شما بدهد، با این حال برای این امر که از کپی برداری فاصله بگیرید، توصیه می شود تا عملکرد برندهای فعال در صنایع مشابه را مورد ارزیابی قرار دهید. این امر شما را از بسیاری از مشکلات حقوقی در امان نگه خواهد داشت. بدون شک پس از مدتی بررسی مداوم ایده های خلاقانه، سطح فکری شما نیز پیشرفت چشمگیری را پیدا خواهد کرد. 

5-با افراد باهوش وقت بگذرانید

شما باید افراد موفق و خوش فکر را در کنار خود داشته باشید تا در اثر همنشینی با آنها، پیشرفت کنید. درواقع امروزه اثبات شده است که همنشین، تاثیر بسیار عمیقی را بر روی افراد داشته و به همین خاطر می توان با انتخاب افراد خوش فکر، کمک بسیار خوبی را به عملکرد ذهن خود کنید. برای این امر، الزامی برای فعالیت افراد در صنعت شما وجود نداشته و هر ذهن توانایی می تواند گزینه ای مناسب محسوب شود.

6-بنویسید

بدون شک خلاقیت از دل یک ذهن آرام و خلوت بیرون خواهد آمد. برای این امر نوشتن یکی از اقدامات بسیار مهم محسوب می شود. درواقع در طول روز هر موضوعی که ذهن شما را درگیر می کند را یادداشت کرده و در زمانی مناسب تر به آنها فکر کنید. همچنین نتایج جدیدترین تحقیقات حاکی از آن است که افراد با نوشتن می توانند ذهن خود را به سمت خلاقیت سوق دهند. به همین خاطر از پرداختن به موضوعات مختلف و تلاش برای نویسندگی واهمه ای نداشته باشید.

7-بازی های رایانه ای انجام دهید

بازی های رایانه ای ذهن فرد را کاملا درگیر خود کرده و قدرت تمرکز را افزایش می-دهد. درواقع شما باید کنترل همه چیز را در دست بگیرید. این امر حتی در زمینه اعتماد به نفس افراد نیز مفید خواهد بود. به همین خاطر نباید بازی کردن را اقدامی بیهوده تلقی کنید.

8-به پادکست ها گوش دهید

به مجموعه فایل های صوتی در رابطه با یک موضوع خاص، پادکست گفته می شود. این امر در حال حاضر به محبوبیت بسیار بالایی دست پیدا کرده است. به همین خاطر توصیه می شود تا از زمان های مرده خود برای گوش دادن به آنها استفاده کنید. برای این امر اگرچه سایت های مختلفی وجود دارد، با این حال از طریق اپلیکیشن و یا سایت برنامه تد نیز می توان به تمامی پادکست های مفید، دسترسی پیدا کرد.

9-به موسیقی گوش دهید

روان شناس ها اعلام کرده اند که هر فردی که در روز حداقل به یک موسیقی گوش ندهد، سلامت روحی خود را با خطری جدی مواجه کرده است، با این حال هر نوع موسیقی ای نیز مفید نخواهد بود. به همین خاطر توصیه می شود تا به دنبال مواردی با مفاهیم درست و ارزشمند باشید. در نهایت لازم است تا به سبک موسیقی و تاثیرات آن نیز توجه داشته باشید. برای مثال اگرچه یک موسیقی لایت برای کسب آرامش گزینه بسیار مطلوبی محسوب می شود، با این حال موارد دیگری که ریتم های تندی را دارند، تاثیری کاملا متفاوت را خواهند داشت. در این رابطه توجه داشته باشید که بسیاری از افراد در هنگام انجام کارهای خود به موسیقی گوش می دهند. این امر باعث عملکرد بهتر مغز آنها خواهد شد.

10-بازی با کودکان را فراموش نکنید

کودکان و نوجوانان خلاقیت نامحدودی داشته و به علت عدم توجه به نتیجه اقدامات خود، کاملا بی پروا محسوب می شوند. به همین خاطر بازی کردن با آنها نه تنها به بهبود روابط شما با افراد خانواده منجر خواهد شد، بلکه زمینه رشد تفکر خلاق را در شما نیز افزایش خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا در این رابطه نیز اقداماتی را انجام دهید.

11-چرتی کوتاه داشته باشید

چرت زدن را می توان به راه اندازی مجدد یک گوشی تلفن همراه شبیه دانست. بدون شک این اقدام خصوصا در زمانی که عملکرد گوشی شما با کندی شدیدی مواجه شده است، کاملا کارساز خواهد بود. در این رابطه افراد نیز در طول روز ممکن است با خستگی و یا حتی حسی بد مواجه شوند. تحت این شرایط، هیچ اقدامی تاثیرگذار نخواهد بود. به همین خاطر توصیه می شود تا یک چرت 20 دقیقه ای را داشته باشید. در این رابطه توجه داشته باشید که زمان این اقدام باید کاملا محدود و مشخص باشد، در غیر این صورت نتیجه کاملا عکسی را تجربه خواهید کرد.

12-برای یک ساعت خود را از یکی از حواس محروم کنید

این امر باعث خواهد شد تا شما مجبور باشید که به سایر حواس توجه بیشتری را داشته باشید. افزایش قدرت توجه و تمرکز، خود یکی از راهکارهای بهبود وضعیت ذهن و خلاقیت محسوب می شود. برای مثال می توان چشمان خود را بست و برای یک ساعت یا چند دقیقه، در تلاش برای انجام کاری باشید.

13-لیست 10 تایی ایجاد کنید

یکی از راهکارهای جذاب در رابطه با بهبود عملکرد ذهن و خلاقیت، استفاده از لیست-های 10 گزینه ای است. برای مثال می توان در رابطه با یک موضوع، 10 مورد از موارد مورد علاقه خود را به ترتیب اولویت یادداشت کنید. این امر اگرچه کمی عجیب به نظر می رسد، با این حال با انجام چندباره، پی به تاثیرات فوق العاده آن خواهید برد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 مهر 1398  11:34 ب.ظ

کسب ‌و کاری که مرتبط با شکم باشد، حرف اول را می‌زند. جمله‌ای که این روزها بارها از افراد مختلف به ویژه مردم در خیابان می‌شنوید. افرادی که ادعا می‌کنند با افتتاح یک تهیه غذای ساده یا هر کسب ‌وکاری که مرتبط با شکم باشد، بعد از یک سال پول پارو خواهید کرد.

 در ظاهر درست است و خیلی از جوانان در سودای پولدار شدن، مغازه‌ای برای عرضه انواع غذاهای سنتی یا فست فود باز می‌کنند؛ اما این یک سمت قضیه است، برای این که خیلی از همین افراد بعد از مدتی که سختی‌های آن را می‌بینند، مجبور به بستن مغازه خود می‌شوند. اگر هم بتوانند مقاومت کنند، فروش و سود پیش بینی شده خود را به دست نخواهند آورد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خراسان، متأسفانه بسیاری از افراد فقط ظاهربین هستند. از نظر آن‌ها، مردم در هر چیزی صرفه‌جویی کنند، از شکم خود غافل نمی‌شوند؛ اما آن‌ها از سختی‌های این کار خبر ندارند. عرضه غذا کار پرسودی است؛ اما زحمت بسیار زیادی دارد. پسران کریم، رضایی، حاج حسن، ارم، امیر شاهان و سدروس در طول یک شب به محبوبیت و معروفیت دست پیدا نکرده‌اند بلکه  رستوران‌هایی هستند که برای رسیدن به موفقیت امروزی خود تا الآن بسیار زحمت کشیده‌ و سختی‌های زیادی را تحمل کرده‌اند.

این روزها کمی سبک عرضه انواع غذا تغییر کرده است. چند سالی است که شاهد افزایش تعداد مراکز تهیه غذا هستیم. این مراکز سختی‌های راه‌اندازی رستوران‌ها را ندارند. به هرحال در رستوران شما به فضای بزرگ تری برای چیدمان انواع میز و صندلی نیاز دارید که در تهیه غذا چنین چیزی وجود ندارد؛ اما ایجاد مرکزی برای تهیه غذا به این راحتی‌ها نیست. به هرحال باید اصولی را رعایت کنید تا بتوانید در این دنیای به شدت رقابتی متمایز بمانید.

ما برای این که بتوانیم شما را در خصوص ایجاد مرکز تهیه غذای موفق راهنمایی کنیم، به سراغ آقای علی رحیمی رفتیم. آقای رحیمی بیش از 14 سال است که درزمینه رستوران و تهیه غذا در تهران فعالیت می‌کند. کسی که با تغییر مکان به یک نقطه کاملاً جدید توانست در طول یک سال و فقط باکیفیت بالای غذا، رتبه رستوران خود را از 10 به 2 برساند. آقای رحیمی و بصیرت نیاز (آشپز اصلی) دو دوستی هستند که بیش از 20 سال است در کنار هم کار می‌کنند. برای همین ما این بار به سراغ این دو عزیز رفتیم و از آن‌ها در خصوص چم‌وخم راه‌اندازی و موفقیت در این حوزه پرسیدیم.

تهیه غذا حق سرو ندارد

اول از همه باید با تعریف مرکز تهیه غذا آشنا شویم. تنها تفاوت آن با رستوران، نداشتن مکانی برای سرو غذاست. در واقع در تهیه غذا حق اختصاص مکانی برای مشتریان به منظور سرو مستقیم را ندارید. فقط باید غذا را با کمک پیک‌های خود پخش کنید. پس به امید رستوران وارد این کار نشوید.

در مراکز تهیه غذا بیشتر غذاهای سنتی باید پخش شود. همین غذاهای سنتی ایرانی خودمان مانند انواع خورشت و غیره. غذاهای فرنگی آن‌چنان جایگاهی در مراکز تهیه غذا ندارند، برای این که بیشتر افراد ترجیح می‌دهند این نوع غذاها را در رستوران‌ میل کنند.

بیشترین مکان مورد نیاز فضای آشپزخانه است

حداقل فضایی که شما نیاز دارید، 90 متر است که باید بیشترین قسمت آن را هم آشپزخانه تشکیل دهد. مسلماً هرچه فضای آشپزخانه بیشتر باشد، دست آشپز برای کار بازتر خواهد بود. فقط مکانی را برای قرار دادن میز سفارش و مدیر و استراحت کارگران اختصاص دهید. اجاره این فضا هم‌بستگی به میزان اجاره منطقه شما دارد.

شما برای پر کردن این فضا و شروع کار خود به حداقل شش عدد گاز پلوپز نیاز دارید که مبلغ هرکدام امروزه بین 800 هزار تا یک میلیون و 500 هزار تومان است. دو عدد یخچال یکی برای نگهداری مواد غذایی و دیگری برای نوشابه است که چیزی حدود 17 میلیون قیمت دارند. تخته کار برای خرد کردن گوشت که جنس باکیفیت آن مبلغی حدود هفت میلیون تومان دارد. همچنین یک عدد منقل برای کباب کردن گوشت که حدود 3 میلیون قیمت دارد. دیگر ابزارهای آشپزی مانند چاقو، قابلمه، ماهیتابه و غیره که قیمت آن‌ها تا 20 میلیون تومان هم می‌رود. ابزارهای بسته‌بندی هم مانند ظروف یک بار مصرف استاندارد و پلاستیک و غیره که هزینه تهیه آن‌ها ماهیانه گاهی به چهار میلیون هم می رسد. بعد حداقل باید پنج نفر در تهیه غذای شما کار کنند؛ یک نفر مدیر، آشپز، ظرف شور، تخته کار و پیک.

اولین کاری که شما باید انجام دهید، مراجعه به اتحادیه مربوط است. مدیر، آشپز و تمامی کارگران باید کارت بهداشت تهیه کنند که اعتبار آن‌ها شش ماهه است. شرایط دریافت کار در اتحادیه نوشته شده است. بعد از این که بازرس بهداشت افراد و مکان را تایید کرد، جواز فعالیت داده می‌شود.

کیفیت در برندسازی

این روزها تهیه غذایی موفق است که کیفیت را سرلوحه کار خود قرار دهد. همین الآن اگر به سایت‌های سفارش اینترنتی غذا نگاهی بیندازید، انواع رستوران و تهیه غذای مختلف را مشاهده می کنید که هرکدام هم ستاره بالایی را دریافت کرده اند. این نشان دهنده سخت بودن رقابت است. البته به غیر از کیفیت باید به موارد دیگر هم توجه داشته باشید.

اولین مورد بسته‌بندی است. مشتریان به نوع بسته‌بندی خیلی حساس هستند. لازم نیست حتماً از بسته‌های بسیار شیک استفاده کنید. مهم بهداشتی بودن آن‌هاست. این که مشتری شما حس کند غذا از لحظه تمام شدن طبخ تا رسیدن به دست او، کاملاً در محیط کوچک بهداشتی و به دور از هرگونه تماس با هوای آلوده بوده است.

بعد تبلیغات است. تهیه غذاها در شهرهای بزرگ بیشتر محلی کار می‌کنند؛ یعنی تا مناطق نزدیک خودشان خدمات عرضه می‌کنند. پس خیلی مهم است که روی بعد تبلیغات محلی و تکنیک‌های آن تمرکز داشته باشید. حالا این می‌تواند به صورت فیزیکی مانند تراکت یا بنر یا اینترنتی مانند سایت یا تبلیغ در سایت‌های پذیرش غذا باشد. حتی می‌توانید از دیگر ابزارها مانند ایمیل و پیامک استفاده کنید. به هرحال نیاز است که حتماً از مشاور تبلیغاتی در این زمینه کمک بگیرید؛ اما مهم‌ترین روش تبلیغاتی، کیفیت شماست. هرچه شما از تکنیک‌های به روز در تبلیغات استفاده کنید؛ اما کیفیت غذای تان مناسب نباشد، موفقیتی به دست نخواهید آورد. اگر مشتری یک بار غذای شما را میل کند و از آن راضی باشد، مطمئن باشید که دفعه بعد، نه تنها مشتری شما خواهد شد بلکه برند شما را هم به دیگران معرفی خواهد کرد. پس بهترین کار، تمرکز روی بهبود کیفیت غذای تان است.

برای موفق شدن در عرصه تهیه غذا شما باید روی کیفیت کار خود سرمایه‌گذاری کنید؛ اما وقتی صحبت از کیفیت می‌شود، دقیقاً حواسمان باید به چه چیزی باشد؟

اول از همه این که شما باید برخوردتان با مشتری بسیار محترمانه باشد؛ چه در هنگام دریافت سفارش و چه در هنگام نارضایتی. در واقع باید گفت که به کیفیت رفتاری خود باید اهمیت دهید. یک برخورد نامناسب به راحتی مشتری را دور خواهد کرد. پس باید تمامی افراد، نه فقط مسئول پذیرش، آداب و معاشرت اجتماعی را به خوبی بلد باشند.

بعد این که تمامی افراد به ویژه خود مدیر باید با اصول آشپزی آشنا باشند. نکته‌ای که آقای رحیمی خیلی روی آن تأکید داشت. در واقع 90 درصد این کار آشپزی است و همه افراد فعال و درگیر باید تکنیک‌های طبخ غذا را بدانند. فکر نکنید که حالا چون مدیر مجموعه هستید، نباید آشپزی بلد باشید. گاهی پیش می‌آید که خود شما هم باید در کنار آشپز در طبخ غذا کمک کنید.

آقای بصیرت نیا حالا بیشتر روی مسئله دیگری تأکید دارد؛ کیفیت طبخ غذا. چیزی که باعث تمایز شما با برند موفق دیگر می‌شود، نوع طبخ غذاست. برای مثال چرا رستوران‌هایی که در بالا نوشتیم، در مشهد معروف هستند؟ فقط برای کیفیت بالای طبخ غذای آن‌هاست. برای موفقیت در این کار باید حوصله و دقت داشته باشید. آشپزی کار یک ساعت نیست. مواد غذایی شما باید از روز قبل آماده طبخ شود. خورشت را باید از شب قبل آماده بارگذاری کنید و هرچند ساعت یک بار به آن سر بزنید. آماده کردن برنج و مرغ را باید از ساعت 5 صبح شروع کنید. اگر هم میزان سفارش شما در طول روز خیلی زیاد است باید از نیمه شب فعالیت خود را آغاز کنید. آشپزهای موفق همه وقت و حواسشان باید به مواد غذایی و طبخ باشد.

به روز بودن و داشتن ایده در تهیه غذا بیشتر شامل چینش و تزیینات روی غذا و غیره می‌شود. کیفیت از قدیم به همان صورتی بوده است که الآن هم شما مشاهده می‌کنید. ذائقه‌های افراد متغیر است؛ اما همه آن‌ها به دنبال غذای باکیفیت هستند. شما باید بدانید که برای تهیه قیمه چقدر گوشت، لپه و از چه چاشنی‌هایی استفاده کنید. مواد خود را از کجا تهیه کنید که باکیفیت و به روز باشند. باید بدانید که اگر کمی غذای تان شور یا بی‌نمک شد یا تغییر طعم پیدا کرد، چه کار کنید. باید هرقدر که می‌توانید اطلاعات خود را در آشپزی افزایش دهید.

برای موفقیت در تهیه غذا، فقط باید به دنبال کیفیت باشید. تمیزی و بسته‌بندی و غیره در وجه دوم اهمیت قرار دارند. مطمئن باشید کسی که به کیفیت غذای خود اهمیت می دهد، برای بقیه موارد از قبل فکری کرده است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 مهر 1398  11:31 ب.ظ

برندهای تجاری بزرگ و سرشناسی در طول تاریخ بوده‌اند که این روزها از بعضی‌هایشان هیچ خبری نیست و بعضی‌هایشان هم اصلا آن ابهت و اقتدار قدیم را ندارند. دنیای کسب‌و‌کار امروزی با فردی شوخی ندارد و گاهی گرفتن تنها یک تصمیم اشتباه، پشیمانی بزرگی به بار خواهد آورد.

به طور مثال، غفلت از وضعیت بازار و ذائقه مشتری و اتخاذ نکردن راهبردهای مدیریتی در وضعیت‌های بحرانی، حتی شرکت‌هایی را که زمانی در عرصه فعالیت خود صاحب نام بودند تا مرز سقوط پیش می‌راند. خبر اعلام ورشکستگی «توماس کوک» از بزرگ ترین شرکت‌های گردشگری جهان با سابقه 178 ساله، آن هم به دلایل مختلفی همچون شکست از رقبای اینترنتی گردشگری و ... برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی، باورکردنی نبود. جالب است بدانید، لغو پرواز بیش از 600 هزار مسافر در جهان و بیکاری 21 هزار کارمند آن در 16 کشور از جمله پیامدهای سقوط این غول گردشگری جهان اعلام شده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از خراسان، هرچند کارشناسان همچنان در حال بررسی دلیل این ورشکستگی هستند اما غول‌های تجاری دیگری هم بوده‌اند که در سال‌های اخیر با بحران فروش مواجه شده‌اند و از نظر کارشناسان، شکست خورده محسوب می‌شوند. در پرونده امروز، نگاهی به دلایل شکست خوردن چند شرکت‌ تجاری بزرگ دنیا که زمانی در زمینه فعالیت خود پیشتاز و بی رقیب بودند، خواهیم داشت.

یاهو و تقلید کورکورانه از گوگل!

اگر دهه شصتی‌ باشید، به احتمال زیاد خاطرات زیادی با یاهو و به خصوص یاهومسنجر دارید. این برند یکی از بهترین سایت‌های اینترنتی بود که امکانات زیادی مانند موتور جست وجوی یاهو، ایمیل یاهو، یاهو مسنجر، اخبار یاهو، گروه یاهو، نقشه‌های آنلاین، اشتراک‌گذاری ویدئو و عکس و ... را برای اولین بار در اختیار کاربران اینترنت گذاشت. یاهو، ستاره اینترنتی سال‌های 1990 بعد از یک دوره درخشش، امروز در میان رقبا به گل نشسته است. به گفته کارشناسان بازار، درآمدهای کسب‌و‌کار مرکزی یاهو هر سال از سال گذشته بی‌ارزش‌تر می‌شود. در این باره باید بدانید که یاهو طی فعالیت خود به اشتباهات استراتژیک مدیریتی دچار شد و انگشت‌ اتهام شکست یاهو به سمت «ماریسا میر»، مدیر یاهو است. او که از سال 2012 مدیریت و رهبری یاهو را به عهده گرفت، نه تنها کمکی به بهبود اوضاع آشفته یاهو نکرد، بلکه شرایط را سخت‌تر کرد. به نظر می‌رسید تلاش او برای تقلید از گوگل، به فعالیت یاهو در بخش‌های مختلف تنوع بخشد اما به عقیده برخی، همین تقلید کورکورانه بدون بررسی امکانات، عامل شکست ادامه‌دار یاهو بوده است. در ادامه هم «ماریسا میر»، نتوانست یاهو را به سمت رقابت‌پذیری هدایت کند و در نهایت، همه این خطاهای استراتژیک و اشتباهات دیگر، یاهو را به پرتگاه واگذاری سهام و فروش آن پیش برد و شرکت Verzon با خرید یاهو، مالکیت آن را به دست آورد.

بلک‌بری و ضعف  خدمات‌رسانی

شرکت بلک‌بری یک طراح و تولید کننده تلفن‌همراه است که در مارس 1984 میلادی در کانادا تاسیس شد. این شرکت طی سال‌ها رشد کرد و به بزرگ‌ترین تولید کننده گوشی‌های هوشمند پیش از ظهور آیفون تبدیل شد. تقریبا اواخر سال 2009 قدرت خروجی دستگاه‌های این شرکت دچار اختلال شد به این معنا که بعضی از کاربران توانایی دسترسی به ایمیل، اینترنت یا سیستم پیام‌رسانی را از طریق تلفن‌همراه‌شان نداشتند. این وضعیت عمدتا در دستگاه‌های تبلت مشاهده شد اما چون خدمات پس از فروش مناسبی به این محصول تعلق نگرفت، با گذشت زمان، فروش تمام محصولات بلک‌بری کاهش چشم‌گیری یافت و کمتر از یک سال بعد، قیمت گوشی‌های این شرکت در بازارهای جهانی کاهش یافت. این اتفاق در حالی رخ داد که بلک‌بری به سرعت جایگاه قدرتمند خود را در بازار داغ شرکت‌ها و گوشی‌های هوشمند از دست داد و سهم بازار با همان سرعتی که در یک دهه قبل به نفع آن‌ها افزایش یافته بود، سقوط کرد. به طور مثال در سال ۲۰۱۲ بلک بری تنها ۵ درصد از بازار تلفن های هوشمند را به خود اختصاص داده بود در حالی که در سال ۲۰۱۱ سهم این شرکت ۱۱ درصد بود. در همان روزها بود که در نیویورک تایمز از این شرکت به عنوان برندی یاد شد که به جای اصلاح محصولاتش، برای بقای خود فقط دست و پای الکی می‌زند. البته این برند همچنان وجود دارد اما قطعا یکی از غول‌های فروش تلفن‌همراه نیست.

سونی و جوان‌سازی ناگهانی!

زمانی سونی مخصوصا در دسته وسایل صوتی-تصویری اعتبار غیر قابل تردیدی داشت، مثلا زمانی تلویزیون سونی برترین محصول در بازار و البته گران‌ترین آن‌ها بود اما اکنون نمی‌توان محصولی را نام برد که در آن سونی حرف اول را بزند یا بیشترین فروش را در آن دسته به خودش اختصاص داده باشد. داستان افول شرکت سونی از جایی شروع شد که مدیر ناموفق سونی به نام Idei دست به برنامه بازخرید زودهنگام کارکنان و مهندسان میان سال و کهن سال خود زد. وی اگرچه شاید به دنبال جوان‌سازی ساختار سونی و تزریق نیروی جوان برای افزایش نوآوری بود ولی این کار وی ضربه سختی به سونی زد. شرکت‌های کره‌ای و تایوانی به سرعت این کارکنان بازخرید شده را طی قراردادهای قابل توجهی جذب کردند و در کمترین زمان، به فناوری ژاپنی در کشور خود دست یافتند. شرکت‌های کره‌ای و تایوانی با دستیابی به  این فناوری و در اختیار داشتن نیروی کار ارزان‌تر، توانستند تجهیزات الکترونیکی مشابه با کیفیت یکسان را به قیمتی نازل‌تر وارد بازار کنند. این موضوع باعث کاهش سهم سونی از بازار شد. از طرف دیگر مونتاژ قطعات سونی بسیار پیچیده‌تر از سایر برندهاست، همین نکته باعث شد وقتی سونی برای کاهش هزینه‌ها، خطوط مونتاژ خود را به خارج از ژاپن انتقال داد با مشکل مونتاژ دست به گریبان شود. پیچیدگی سونی باعث افت کیفیت و افزایش نرخ برگشت لوازم آن شد و اعتبار برند آن را از بین برد. این در حالی بود که در دهه‌های قبل، شعار سونی «حداقل عمر ۱۰ سال» بود که این اواخر و در بعضی محصولات به یک سال کاهش یافته بود!

نوکیا و بی‌توجهی به نیازبازار

این روزها به راحتی می‌توان مدعی شد که گوشی‌های همراه نوکیا به تاریخ پیوسته است! نوکیا زمانی سمبل کشور فنلاند و پیشتاز عرصه تلفن‌های همراه بود. حتی در رده‌بندی ارزشمندترین برندهای مجله فوربس در سال 2000 در رده پنجم قرار داشت اما موفقیت این شرکت دیری نپایید و با ظهور تلفن‌های هوشمند سامسونگ و اپل تا مرز ورشکستگی پیش رفت. این شرکت نتوانست وضعیت بازار را به خوبی پیش‌بینی کند و با تغییر سلیقه مشتریان، زمینه شکستش فراهم شد. اصرار نوکیا بر تولید گوشی‌های موبایل مجهز به ویندوز، نوکیا را از چشم مشتریان انداخت و روز به روز سهمش از بازار موبایل دنیا کمتر شد. نداشتن نوآوری و توجه به بازار و سلیقه مشتری، دلایل اصلی شکست نوکیا بود. به همین دلیل هم بود که چند سال پیش، نوکیا سهام خود را به مایکروسافت واگذار کرد.

ریدیوشیک و تغییر نام برند!

شرکت ریدیوشیک تا اوایل سال 2000 میلادی، بیش از 90 سال در بازار خرده فروشی تجهیزات الکترونیک بوده و بدون رقیب جدی به کار خودش ادامه داده است اما این روزها  و در رقابت با غول‌های خدمات الکترونیک مانند دل و خرده فروشانی مانند بست‌بای و بیگ‌باکس، باید گفت که دیگر یک شرکت شکست خورده محسوب می‌شود. خیلی‌ها معتقدند آخرین تحول این شرکت برای فروش بیشتر باعث شد تا شرکت سطح خود را در بازار پایین آورد و در وضعیت بدی قرار گیرد. «ریدیو شیک» در سال 2009 با هدف کسب تعهد بیشتر دست به نوآوری دوباره‌ای زد که یکی از جنبه‌های آن تغییر نام برند بود. طی این تغییرات نام شرکت به The Shack تغییر یافت. از اول هم خیلی زود مشخص شد مشتریان حس خوبی به این تغییر نداشتند اما مدیران این شرکت تجاری تصمیم‌شان را گرفته بودند و نتیجه اش هم این شد که اکنون، دیگر به عنوان یک بچه غول هم در بین شرکت‌های تجاری حساب نمی‌شود!

جنرال موتورز و لجبازی

با سلیقه مشتری!

شرکت جنرال موتورز که به عنوان بزرگ‌ترین شرکت صنعتی تاریخ آمریکا شناخته می‌شود، در سال 1908 بنیان گذاری شده است. این شرکت بین‌المللی در اوایل سال 2000 میلادی در 37 کشور جهان و تحت 13 نام تجاری، خودرو‌های خود را به فروش می‌رساند. جنرال موتورز برای 77 سال پی‌درپی یعنی از سال 1931 تا 2007 به عنوان بزرگ‌ترین فروشنده خودرو در جهان شناخته می شد اما در سال 2008 فروش آن کاهش یافت و تا مرز ورشکستگی نیز پیش رفت. این وضعیت در سال‌های 2009 و 2010 نیز ادامه یافت. مهم‌ترین دلیل شکست جنرال موتورز را می‌توان بی‌توجهی به بازار و تغییر ذائقه مشتریان دانست، در حالی که مصرف‌کنندگان به طور روز افزون به مدل‌های کوچک‌تر خودرو با مصرف بهینه‌تر رغبت نشان می‌دادند اما جنرال موتورز، شاید از سرلجبازی به ساخت خودروهای بزرگ و پرمصرف خود اصرار ورزید. این موضوع در حالی بود که صنعت خودروسازی آسیای شرقی و به خصوص تویوتا به ارائه خودروهای کوچک‌تر و مقرون به صرفه‌تر اقدام کرده بودند. مدیریت داخلی و کاهش هزینه‌ها نیز از دیگر عوامل موفقیت تویوتا بود. در این بین افزایش قیمت نفت و متعاقب آن بنزین و بروز بحران اقتصاد جهانی هم مزید برعلت شد و جنرال موتورز بخش بزرگی از بازار فروش خود را از دست داد. جالب است که وضعیت این شرکت تا حدی وخیم شد که تویوتا توانست در آمریکا بازار را تحت تاثیر حضور خود قرار دهد. طی سال‌های اخیر اخبار زیادی از اعلام ورشکستگی جنرال موتورز شنیده شده و اگر حمایت‌های گسترده دولتی نبود، احتمالا برای همیشه امکان بقای خود را از دست می‌داد، هرچند هنوز هم آینده این شرکت در هاله‌ای از ابهام است.

6 درس از این شکست‌ها

مدیران و صاحبان کسب‌و‌کارهای بزرگ و خرد از شکست این غول‌های تجاری باید چند نکته را بیاموزند

شاید دور از ذهن باشد که شرکت‌هایی تا این حد بزرگ و معروف به خاطر چند اشتباه استراتژیک ضربه بخورند به حدی که هیچ‌گاه نتوانند به میزان فروش قبل‌شان برگردند و اصطلاحا بازار را به دست بگیرند. با این حال و در ادامه به چند نکته درس‌آموز اشاره می شود که به درد مدیران شرکت‌ها و حتی صاحبان کسب و کارهای کوچک و بزرگ می‌خورد.

بدانید موفقیت و گاهی شکست موقتی است: تجربه شرکت‌های بزرگی که امروزه وضعیت مناسبی ندارند، نشان‌دهنده آن است که در بخش‌های اقتصادی پویا نمی‌توان تنها به پشتوانه گذشته درخشان به فعالیت ادامه داد. هر تغییری در بازار ممکن است منجر به معرفی نسل جدیدی از محصولات و خدمات به بازار یا تغییرات بنیادین‌ دیگری شود. آن چه باید انجام داد، آگاهی از وضعیت و واکنش مقتضی نشان دادن به روندهای بازار و محیط است. هر تغییر کوچکی در بازار می‌تواند منجر به حذف بسیاری از کسب‌وکارها و موفقیت بسیاری دیگر از آن ها شود.

 اشتباهات خود را ادامه ندهید: به یاد داشته باشید: «ماهی را هر زمان از آب بگیرید، تازه است». اصرار بر اشتباه کردن، بزرگ‌ترین اشتباه است. به محض آن که پی بردید روند در حال انجام اشتباه است، از ادامه آن صرف‌نظر کنید. امروزه یکی از متداول‌ترین اشتباهات مدیران آن است که تنها به‌دلیل آن‌که برای یک برنامه وقت و هزینه صرف شده است، اصرار به ادامه آن دارند؛ نکته‌ای که در رفتار مدیران جنرال موتورز و نوکیا هم مشاهده شد. این دو شرکت بزرگ با آن‌که پی برده بودند استراتژی‌ها و برنامه‌های رقابتی آن‌ها در مقابل رقبا محکوم به شکست است اما روند پیش‌رو را متوقف نکردند و متحمل زیان‌های بزرگ‌تر و بزرگ‌تری شدند.

 درباره تغییرات محیطی هوشیار باشید: هر تغییری را که در محیط می‌تواند روی کسب‌وکار شما تاثیر بگذارد، با دقت تحت‌نظر داشته باشید و ضمن آن‌که افرادی را مسئول کاوش محیطی و نظارت بر وضعیت کنونی و روند آتی بازار، ذائقه و نیاز مشتریان، رقبا، ذی‌نفعان، سیاست‌های دولتی و .... می‌کنید، کارکنان خود را نیز آموزش دهید تا درباره محیط حساس باشند. خودتان نیز باید اخبار مرتبط، مجلات و روزنامه‌های تخصصی را پیگیری کنید تا بتوانید با اطلاعات بیشتری به تصمیم‌گیری بپردازید.

 کسب‌وکارتان را برای چابک بودن آماده کنید: در صورتی که در بخشی پویا و با تغییرات فراوان فعالیت کرده و اندازه کسب‌وکارتان نیز کوچک تا متوسط است، لازم است ساختار شرکت و سبک مدیریتی خود را با این شرایط وفق دهید. در چنین شرایطی نیاز است تصمیم‌گیری‌ها نامتمرکز و مشارکتی باشند. کنترل و نظارت محدودتر و اختیارات بیشتری را به کارکنان خود تفویض کنید. مکاتبات رسمی را محدود و از مکاتبات شفاهی و غیررسمی‌تر بیشتر استفاده کنید. سلسله‌مراتب را محدود کنید و دایره نظارت خود را افزایش دهید. همچنین یکی از بهترین تصمیم ها در چنین شرایطی استفاده از تیم‌های چند نفره است. افراد مختلف با تجربه کاری و دانش مکمل می‌توانند در کنار یکدیگر کار کنند. در این شرایط آن‌ها می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان، بهترین تصمیمات را بگیرند و وظایف محوله را به سرعت انجام دهند.

واکنش به موقع داشته باشید: واکنش‌های کسب‌وکار خود را تسریع کنید. این مطلب را در نظر داشته باشید که همیشه راهی بهتر و سریع‌تر برای انجام دادن کارها وجود دارد. برای موفقیت و استفاده از فرصت‌ها نیاز دارید ضمن تشخیص به هنگام تغییرات و روندهای آینده، تصمیم‌های مقتضی گرفته و تغییراتی در عملیات و محصولات و خدمات شرکت به سرعت ایجاد شود. رمز موفقیت شما سرعت عمل است.

 نوآوری را به کار بگیرید: در بخش‌های اقتصادی پویا، رمز موفقیت و بقای شرکت‌ها در نوآور بودن آن‌هاست. بخشی از بودجه خود را صرف تحقیق و توسعه کنیدو نوآوری و خلاقیت را تشویق کنید. نوآوری باید در راستای تامین نیازهای مشتریان و با توجه به فرصت‌هایی باشد که در بخش کاوش شناسایی شده‌اند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بدون شک رسیدن به سطح افرادی نظیر استیو جابز، رویای هر کارآفرینی محسوب می شود. اگرچه در این رابطه همواره شاهد تلاش هایی هستیم، با این حال واقعیت این است که بسیاری از افراد با ناکامی مواجه می شوند.

 این امر در حالی است که کارآفرینی دیگر، حتی با تلاشی کمتر موفق تر ظاهر شده است. علت این امر به خاطر آگاهی آنها از روش های درست موفقیت محسوب می شود. درواقع شما باید برنامه ریزی دقیق و مرحله ای داشته باشید در غیر این صورت تلاش های شما نتیجه لازم را به همراه نخواهد داشت.

 فراموش نکنید که موفقیت به معنای تلاش بیشتر در مقایسه با سایرین نبوده و لازم است تا انرژی خود را در درست ترین راه مصرف کنید. در این رابطه آگاهی از عادت های مشترک تمامی کارآفرین های موفق، نقطه شروعی فوق العاده محسوب خواهد شد. در همین راستا و در ادامه به بررسی پنج مورد منتخب خواهیم پرداخت.

1-تصمیم گیری برای آنها راحت است

مهم ترین ویژگی که یک کارآفرین باید از آن برخوردار باشد، توانایی تصمیم گیری محسوب می شود. درواقع آنها باید تحت هر شرایطی بتوانند بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. برای مثال در شرایطی ممکن است شرکت به یک تصمیم سریع نیاز داشته باشد، تحت این شرایط ضروری است تا کارآفرینان قادر به انجام این امر باشند. به همین خاطر نیز نباید تصور کنید که برای این امر همواره شما زمان کافی را در اختیار خواهید داشت.

در این رابطه یک مثال خوب را می توان جف بزوس موسس برند آمازون دانست. میزان موفقیت وی در سال های اخیر به اندازه ای بوده است که بسیاری در حال حاضر به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته می شود، با این حال شروع کار وی کاملا ساده بوده و هیچ کارمندی را نداشته است. همین امر نیز باعث شده بود تا هیچ کس برای وی شانسی را برای موفقیت تصور نشود، با این حال وی به علت تصمیم گیری های خوب خود، موفق شد تا از یک برند کوچک و نوپا، امپراتوری آمازون را شکل دهد. در این رابطه نباید تصور کنید که توانایی تصمیم گیری مناسب، یک استعداد ذاتی محسوب می شود. درواقع هر فردی می تواند با تمرین، در این زمینه به مهارت کافی دست پیدا کند. خوشبختانه امروزه مقالات و راهکارهای متعددی برای تقویت مهارت تصمیم گیری معرفی شده است که مطالعه آنها کاملا کارساز خواهد بود، با این حال نباید از بررسی تصمیمات کارآفرین های برتر در شرایط مختلف نیز غافل شد. نکته دیگری که باید در این بخش مورد توجه قرار دهید این است که تصمیم گیری به اعتماد به نفس کافی نیز ارتباط دارد. درواقع شما باید به خود اعتماد داشته باشید در غیر این صورت، تردیدها قدرت بیشتر خواهند گرفت و این امر فرصت-های موجود را در اختیار فردی دیگر قرار خواهد داد. فراموش نکنید که شکست، همواره بهتر از هیچ کاری نکردن است.

2-قادر به ایجاد ارتباط میان اهداف بلندمدت و کوتاه مدت هستند

یک کارآفرین موفق، هم اهداف کوتاه مدت و هم بلندمدت را مورد توجه قرار می دهد. درواقع هر دو این موارد برای موفقیت شرکت الزامی بوده و باید مورد توجه جدی قرار گیرند. فراموش نکنید که بقا و یا نابودی شرکت، کاملا به تصمیمات شما بستگی خواهد داشت. به همین خاطر ضروری است تا برای این مورد به طور همزمان برنامه ریزی کنید. با این حال این اقدام نیز کافی نبوده و لازم است تا اهداف شما با یکدیگر ارتباط کافی را داشته باشند. عدم وجود ارتباط و هماهنگی، باعث خواهد شد تا امکان کسب بهترین نتیجه فراهم نباشد. به همین خاطر باید مهارت ایجاد اهداف کوتاه و بلندمدت کاملا مرتبط با یکدیگر را داشته باشید. این امر که اهداف شما در راستای یکدیگر باشند، شما را به بالاترین نقطه های موفقیت خواهد رساند.

3-به دنبال آموزش و کسب تجربه مداوم هستند

اگر بخواهید ساکن بمانید، بدون شک با پسرفت مواجه خواهید شد. علت این امر به خاطر تغییرات و به وجود آمدن نیازهای جدید و رقابت فشرده در تمامی حوزه های کسب وکار است. فراموش نکنید که وارن بافت که به عنوان موفق ترین سرمایه گذار قرن اخیر شناخته می شود، هنوز هم میزان مطالعه روزانه خود را حفظ کرده است. در این رابطه فراموش نکنید که تنها توسعه مهارت های تخصصی کافی نبوده و لازم است تا تمامی مواردی که مدیریت به آن نیاز خواهد داشت را طبق یک اولویت، در برنامه ریزی خود قرار دهید. برای افزایش سرعت و تاثیر یادگیری خود نیز ضروری است تا روش های جدید را مورد استفاده قرار دهید. برای مثال گوش دادن به کتاب-های صوتی، می تواند گزینه مناسب تری برای افرادی باشد که از شرایط لازم برای مطالعه کتاب های چاپی برخوردار نیستند.

4-اطراف خود را با افرادی باهوش پر می کنند

تاثیر همنشین در موفقیت افراد بسیار مهم است. درواقع هیچ کارآفرین موفقی را نمی توانید بیابید که در انتخاب دوستان خود دقت کافی را نداشته باشد. برای مثال آنها هیچ گاه با یک فرد معمولی، بیش از حد ارتباط برقرار نمی کنند. همین امر باعث می شود تا در استخدام های خود نیز به دنبال افرادی باهوش باشند. به همین خاطر نیز ضروری است تا به تمامی افرادی که با آنها معاشرت دارید، نگاهی انداخته و مواردی که استانداردهای لازم را ندارند، حذف کنید. در نهایت فراموش نکنید که شخصیت، از مهارت و میزان تجربه مهم تر بوده و لازم است تا نخستین نکته و اولویت شما، ویژگی-های شخصیتی افراد باشد.

5-نه گفتن برای آنها بسیار راحت است

هر فردی در طول زندگی خود با موقعیت های مختلفی مواجه خواهد شد که نحوه واکنش آنها نسبت به هر یک، آینده را شکل خواهد داد. در این رابطه اگر هدفی را دارید، دیگر نمی توانید برای خیلی از چیزها زمانی را اختصاص دهید. این امر در حالی است که بسیاری از افراد در زمینه نه گفتن، با مشکل مواجه هستند، با این حال کارآفرین ها و مدیران موفق، به خوبی این مشکل را در خود برطرف کرده و همین امر باعث می شود تا بتوانند پیشرفتی مداوم را داشته باشند. برای این امر توصیه می شود تا در ابتدا به دنبال کسب مهارت برای نه گفتن به خود باشید. درواقع شما باید بر روی خود کنترل لازم را داشته باشید، در غیر این صورت سایرین کنترل شما را در دست خواهند گرفت. در نهایت این افراد قادر خواهند بود تا بر روی نه گفتن به دیگران کار کنند، با این حال در صورتی که ترتیب این امر را رعایت نکنید، بدون شک با مشکل و عدم موفقیت مواجه خواهید شد. با این حال مراجعه به یک روانشناس نیز می تواند در این زمینه کاملا مفید باشد. به عنوان نکته پایانی همواره این جمله استیو جابز را به خاطر داشته باشید که عنوان کرده است که به کارهایی که انجام نداده، به اندازه کارهایی که انجام داده است، افتخار می کند. این امر خود به خوبی اهمیت نپرداختن به هر چیز و داشتن یک سبک زندگی مشخص را به اثبات می رساند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

امروزه مدیریت استارت‎آپ یکی از کارهای دشوار و پیچیده به نظر می رسد. اگرچه فناوری های نوین کمک زیادی به صاحبان استارت‎آپ ها می کند، اما هنوز هم برخی از امور چالش‎برانگیز باقی می ماند.

  مهم ترین نیاز استارت آپ ها فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. امروزه همه مردم از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. تصمیم‎گیری مشتریان در زمینه خرید محصولات نیز تا حد زیادی بستگی به تجربه مشاهده برندها در پلتفرم های اجتماعی دارد.

به عنوان یک استارت آپ تازه‎کار فعالیت در شبکه های اجتماعی دشواری های خاص خود را دارد. در این مقاله هدف اصلی من بررسی شیوه های فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. در ادامه به بررسی مهم ترین پیش نیازهای هر استارت‎آپ برای فعالیت تاثیرگذار در پلتفرم های اجتماعی خواهیم پرداخت.

موفقیت استارت آپ ها در شبکه های اجتماعی

ضرورت برنامه‎ریزی

برنامه‎ریزی نخستین و مهم ترین پیش‎نیاز برای فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. این امر هم از طریق آژانس های کمکی در زمینه برنامه‎ریزی و خودمان امکان‎پذیر خواهد بود. نکته مهم در اینجا طراحی برنامه ای بلندمدت است. در صورت لحاظ امور جاری در برنامه مان احتمال موفقیت ما در شبکه های اجتماعی کاهش چشمگیری خواهد یافت.

طراحی برنامه برای فعالیت در شبکه های اجتماعی در ارتباط با تفکر استراتژیک است. در گام نخست باید نسبت به تصویر دلخواه از استارت آپ مان که قصد ترسیم در شبکه های اجتماعی داریم، فکر کنیم. نکته کلیدی در این مرحله امکان یافتن راهکاری برای بیان درست منظورمان به مخاطب است. در غیر این صورت برداشت نادرست از تلاش های ما اجتناب‎ناپذیر خواهد بود.

برنامه‎ریزی با در نظر داشتن اهداف استارت‎آپ مان یکی از شیوه های مناسب محسوب می شود. به هر حال هدف اصلی ما از فعالیت در شبکه های اجتماعی دستیابی به موفقیت در رسیدن به اهداف مان است. پس از آنکه اهداف استارت آپ مان را مشخص کردیم، برنامه‎ریزی برای فعالیت در شبکه های اجتماعی راحت تر خواهد شد. به طور معمول اهداف شرکت ها از حضور در پلتفرم های اجتماعی به شرح ذیل است:

• افزایش آگاهی کاربران پیرامون برندشان

• جلب نظر مشتریان جدید

• ترغیب مشتریان به خرید

• تولید محتوای جذاب

به نظر من تمرکز هر استارت آپ باید روی 1 یا 2 مورد از اهداف فوق باشد. بدون تردید تلاش برای پیگیری همزمان هر چهار هدف پیش رو شانس ما برای موفقیت را کاهش خواهد داد.

توجه به مخاطب

مخاطب هر استارت‎آپ شامل مهم ترین افراد برای آن مجموعه است. متاسفانه بسیاری از برندها در زمینه شناسایی مخاطب هدف-شان عملکرد نامطلوبی دارند. اگر شما تعریف درستی از مخاطب هدف تان دارید، یکی از استارت آپ های خوش‎شانس محسوب می-شوید.

شناخت مخاطب هدف و توجه به افزایش کیفیت تعامل مان با آنها نقش مهمی در موفقیت کسب و کار دارد. خوشبختانه ظهور شبکه های اجتماعی امکان پیگیری این هدف به صورت رایگان و سریع را ممکن کرده است. نکته مهم در اینجا فعالیت در پلتفرم های مورد علاقه مخاطب‎مان است. برخی از برندها بدون توجه به مخاطب شان اقدام به ثبت نام در پلتفرم های مشهور می کنند. این امر اگرچه ما را با دامنه کاربران وسیعی مواجه می سازد، اما شاید همه آنها مخاطب هدف ما نباشند. در اینجا بررسی وضعیت مخاطب شرکت ضروری خواهد بود. به طور معمول این کار با تحلیل اطلاعات طبقه‌بندی شده صورت می گیرد. بسیاری از استارت آپ ها توان لازم برای تولید اطلاعات مورد نیازشان را ندارند. به همین خاطر همکاری با آژانس های بازاریابی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این امر مزیت دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات دقیق و موردنیاز استارت‎آپ مان، آن هم در کمترین زمان ممکن، در پی دارد.

شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی

پس از آنکه برنامه شناخت مخاطب مان را ساماندهی کردیم، نوبت به انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی می رسد. بدون تردید یک شیوه خاص برای همه برندها وجود ندارد، بنابراین در اینجا ما باید دست به انتخاب از میان شیوه-های مختلف یا حتی ترکیب آنها با یکدیگر بزنیم. فقط در این صورت امکان موفقیت در زمینه جلب نظر مخاطب هدف وجود خواهد داشت.

یکی از نکات مهم در زمینه انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی تعامل و شناخت بیشتر مخاطب است. اشتباه اغلب استارت آپ ها تلقی این امر به عنوان کاری بیهوده و فرعی است. به این ترتیب آنها در عمل مطابق با سلیقه خودشان دست به انتخاب شیوه فعالیت می زنند. پرسش اصلی صاحبان کسب و کار در زمینه انتخاب روش فعالیت براساس سلیقه مخاطب مربوط به راهکار آن است. به نظر من بهترین شیوه در اینجا گوش دادن به صحبت های مخاطب هدف است. این امر اطلاعات مناسبی در اختیار برند ما قرار خواهد داد. به این ترتیب امکان انتخاب مناسب فراهم خواهد شد. هیچ‎گاه بدون بررسی ابعاد مختلف فعالیت در شبکه‎های اجتماعی دست به انتخاب نزنید. این امر در اغلب موارد موجب ناکامی استارت آپ-ها در زمینه دستیابی به اهداف شان خواهد شد. به هر حال اگر موفقیت در شبکه های اجتماعی آسان بود، این مقدار استارت آپ شکست خورده وجود نداشت.

شیوه فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی باید شامل ارائه راهکارهای مناسب به مخاطب برای رفع مشکلات و تولید محتوای ارزشمند باشد. این امر به گونه های مختلف امکان‎پذیر است. به عنوان مثال، برخی از استارت آپ ها اقدام به بارگذاری ویدئوهای زنده برای پرسش و پاسخ با کاربران می کنند. بدون تردید این شیوه نیازمند داشتن دامنه وسیعی از مخاطب هدف است. هیچ‎کس علاقه ای به اختصاص زمان برای بارگذاری ویدئوی آنلاین بدون حضور تعداد مناسبی از کاربران ندارد. اگر کسب و کار شما تازه کار خود را شروع کرده است، بارگذاری پست بهترین گزینه خواهد بود. به علاوه ویدئوهای تخصصی در یوتیوب دامنه بیشتری از مخاطب ها را جلب می-کند. به این ترتیب بارگذاری ویدئو را به این بخش انتقال دهید.

اهمیت توسعه برند

یک استارت آپ در سفری دائمی قرار دارد. در فرآیند این سفر هدف اصلی بنای وجه های مختلف برندمان خواهد بود. اطلاع‎رسانی مناسب در مورد استارت آپ اهمیت بالایی دارد. این امر موجب آگاهی کاربران از حضور برندمان در عرصه کسب و کار خواهد شد. به این ترتیب شانس موفقیت ما افزایش چشمگیری می یابد. ماهیت اصلی توسعه شبکه های اجتماعی نیز همین امر است. در حقیقت شبکه های اجتماعی برای افزایش سطح ارتباط میان افراد بنا شده است. استفاده مناسب برندها از پلتفرم های مختلف به تحقق هرچه بهتر این هدف کمک خواهد کرد.

به عنوان یک کسب و کار نگاه رو به جلو و تلاش برای ایده‌پردازی خلاقانه اهمیت بالایی دارد. هیچ‎کس یک برند تکراری را دوست ندارد بنابراین برنامه کلی تان را به طور مداوم مورد بازبینی قرار دهید. این امر همیشه ما را در فهرست استارت آپ های محبوب کاربران نگه خواهد داشت.

مسیر پیش رو

همیشه از داشتن برنامه ای دقیق اطمینان حاصل کنید. اشتباه بسیاری از استارت آپ ها تلاش برای استفاده فوری از ایده های مختلف است. بدون بررسی دقیق ایده ها شانس ما برای جلب نظر مخاطب و دستیابی به اهداف مان کاهش چشمگیری خواهد یافت. در نهایت نیز اهمیت ارزیابی نتایج فعالیت استارت‎آپ مان در شبکه های اجتماعی را در یاد داشته باشید. این امر به بهبود و به روز رسانی برنامه مان در آینده کمک شایانی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز

پاورپوینت-چگونگی-راه-اندازی-یک-کسب-وکارخوب-در-دنیای-امروزتوضیحات: دانلود پاورپوینت با موضوع چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز، در قالب ppt و در 30 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: برای راه اندازی یک کسب و کارخوب می بایست یک                                                   


دانلود فایل


نظرات()   
   

بازاریابی با کمک کاربران تأثیرگذار فضای مجازی که آنها را بیشتر با نام اینفلوئنسر می‌شناسیم یکی از جدیدترین و در برخی موارد کاربردی‌ترین روش‌های تبلیغات برای کسب‌وکارهای کوچک و نوپا به شمار می‌رود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، اما همان‌قدر که این روش نوین می‌تواند بسیار کارآمد باشد در صورت همکاری نادرست و بدون شناخت با چنین افرادی ممکن است پایان کسب‌ ‌و کارتان خیلی زود به شکست ختم شود. بنابراین پیش از شروع همکاری‌هایی از این جنس با کاربران تأثیرگذار، اول بررسی کنید که آیا این روش می‌تواند در مورد کسب‌وکار شما نیز اثربخش باشد و اگر هست، چه کسی برای این همکاری مناسب خواهد بود؟ پیش از این که با چشم‌های بسته خود را به این وادی وارد کنید، چند نکته مهم را در نظر بگیرید تا ناخواسته خود و کسب‌وکارتان را در گرداب ناشناخته‌ای غرق نکنید. در ادامه با 10 نکته طلایی در مورد بازاریابی تأثیرگذار از نگاه افراد باتجربه در حوزه صنعت و بازاریابی آشنا خواهیم شد. نکاتی که می‌تواند موفقیت در این همکاری امروزی را برایتان دست‌یافتنی کند. برگرفته از: Forbs

برای نرخ، چانه‌زنی کنید

معمولا کاربران اثرگذار بر اساس نوع تبلیغ‌شان و خدماتی که ارائه می‌دهند جدول نرخ‌بندی مشخصی دارند و آن را برای مشتریان خود ارسال می‌کنند. اما این برگه را تنها به چشم نقطه‌ای برای شروع مذاکرات ببینید. در این مورد هم مانند سایر قراردادهای کاری همیشه جایی برای مذاکره و چانه‌زنی وجود دارد. قیمت تبلیغات این افراد بر اساس نوع روش تبلیغی، میزان تبلیغ و میزان تولید محتوای مورد نیاز برای تبلیغ متغیر خواهد بود. قرار نیست همه قراردادهای تبلیغاتی به یک شیوه انجام شوند و هرکدام داستان خاص خود را خواهند داشت. بنابراین ابتدا اهداف خود را بررسی کنید و آنها را با فرد اثرگذار در میان بگذارید و از او بخواهید که با توجه به تجربیات پیشین‌اش بهترین بسته تبلیغاتی برای کسب‌وکارتان را معرفی کند. مطمئن باشید که برای این افراد نیز موفقیت شما مهم است زیرا به نوعی کارنامه کاری‌شان محسوب می‌شود. پس از این که بر اساس اولویت‌هایتان بسته تبلیغی خود را انتخاب کردید، وقت آن است که وارد مذاکره و چانه‌زنی بر سر قیمت شوید یا برخی امتیازات جانبی از فرد دریافت کنید.

پیشرفت‌تان را رصد کنید

جریان اثرگذاری مثبت تأثیرگذاران ممکن است شما را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر بگذارد. اما باید حواس‌تان باشد که از همان ابتدای شروع این روش به طور مرتب پیشرفت‌تان را بررسی کنید. اگر روشی برای اندازه‌گیری تغییرات نداشته باشید نمی‌توانید متوجه شوید که آیا اصلا استفاده از این روش برایتان مؤثر بوده است یا نه. برای ساده‌تر شدن بررسی میزان تأثیرگذاری در حال حاضر می‌توانید از بسترهای آماده برای بررسی تبلیغات تأثیرگذار کمک بگیرید. این بسترهای آماده به صورت خودکار تغییرات کسب‌وکارتان و بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کند. این موضوع در این روش تبلیغاتی بسیار مهم و حیاتی است. زیرا اگر برای تبلیغات سراغ فرد تأثیرگذار اشتباهی بروید ممکن است کلا کسب‌وکارتان را با شکست روبه‌رو کنید.

تا حد امکان هزینه نکنید

نوع همکاری خود با کاربران تأثیرگذار فضای مجازی را به نوعی مشخص کنید که بیشترین کارایی را برایتان خواهد داشت. برای مثال یکی از روش‌های رایج این است به جای این که به کاربر تأثیرگذار پول بدهید تا در مورد محصول‌تان صحبت کند، نمونه محصول‌تان را برایش به صورت رایگان بفرستید تا پس از استفاده، تجربه‌اش را با دنبال‌کنندگانش در میان بگذارد. پس از این که همکاری موفق و واقعی فرد اثبات شد می‌توانید در رویدادهای بسیار ویژه مانند افتتاح فروشگاه، همکاری‌های جدید برای تولید محصول جدید یا معرفی سری جدید محصولات در آغاز فصل‌ها از او دعوت کنید و تشکر مادی نیز داشته باشید. یادتان باشد که وقتی از تبلیغات دروغین و ساختگی برای محصول‌تان استفاده کنید مردم متوجه می‌شوند و تبلیغات‌تان به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. بنابراین برای تبلیغ محصول‌تان با روش تأثیرگذاری باید کمی هوشمندانه‌تر عمل کنید تا مخاطبان‌تان را به‌درستی جذب کنید.

 این روش برای اطلاع‌رسانی است، نه فروش!

زمانی که برای تبلیغ محصولتان سراغ فرد تأثیرگذار کارآمد و متناسب با نوع محصولتان بروید مطمئنا تأثیر حرف‌هایش در مورد محصولتان به افزایش مستقیم محصول‌تان نیز منجر خواهد شد. اما در بیشتر مواقع الزاما حرف‌های شخصیت‌های تاثیرگذار به خرید محصول منجر نمی‌شود، بلکه سطح آگاهی و اطلاع افراد را از محصول‌تان افزایش می‌دهد. در این زمان شما وظیفه مهمی بر عهده خواهید داشت تا تمام این افرادی که حالا به‌واسطه شخصیت تأثیرگذار با محصول‌تان آشنا شده و در حال جست‌‌وجو و تحقیق بیشتر در مورد آن هستند را به خریداران جدید محصولتان تبدیل کنید. بنابراین زمانی که تصمیم می‌گیرید برای روش تبلیغ تأثیرگذاری هزینه کنید یادتان باشد که پس از این مرحله، مرحله سخت تبدیل کردن افراد مطلع شده به خریدار را نیز خواهید داشت. حواستان باشد که شخصیت تأثیرگذار از ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های مجموعه‌تان برای معرفی محصولتان استفاده کند. زیرا اگر بخواهد با داستان‌های غیرواقعی فقط تعداد مخاطبانتان را افزایش دهد، این مخاطبان در بررسی‌های بعدی به نادرست بودن تبلیغات پی می‌برند و عملا سودآوری به دنبال نخواهند داشت.

منافع را به طور شفاف مشخص کنید

این را همواره به خاطر داشته باشید که شخصیت‌های تأثیرگذار باید به صورت واضح و مشخص بدانند که از همکاری با شما چه به دست خواهند آورد و این منافع صرفا مالی نیست. بسیاری از تأثیرگذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند زمانی محصول یا خدماتی را معرفی کنند که می‌دانند موجب ارتقای جایگاه کاری خودشان خواهد شد. به عنوان مثال هر شخصیت تأثیرگذاری از همکاری با شرکت‌های معروف تجاری برای معرفی محصولاتشان بسیار خشنود می‌شود. زیرا این همکاری در صورت موفقیت، دو سر بُرد خواهد بود؛ علاوه بر افزایش تعداد مشتریان محصول، جایگاه رسانه‌ای کاربر تأثیرگذار نیز به دلیل همکاری با یکی از محصولات خوشنام و سرشناش، در فضای مجازی و میان دوستداران ارتقا خواهد یافت. این موضوع به این معنی نیست که حتما باید غول حوزه کاری خود باشید تا کاربران تأثیرگذار حاضر به همکاری با شما شوند، اما باید بدانید اگر این افراد در حوزه کاری خود حرفه‌ای باشند با هر شرکتی همکاری نمی‌کنند. به صورت معمول تاثیرگذاران زمانی که با پیشنهاد همکاری روبه‌رو می‌شوند، در مورد محصول درخواست‌دهنده تحقیق می‌کنند و با افرادی وارد همکاری می‌شوند که خوشنام‌تر باشند و بر اساس تعهداتشان عمل کنند.

حرفه‌ای رفتار کنید

بیشتر کاربران تأثیرگذار فضای مجازی قیمت‌های بالایی برای همکاری‌هایشان دریافت می‌کنند، اما فراموش می‌کنند حرفه‌ای عمل کنند. بهتر است در زمان شروع همکاری قرارداد دقیقی بنویسید و تمام موارد مهم و انتظاراتی که دارید را به روشنی مطرح کنید. در ادامه همکاری نیز حتما مطمئن شوید که این فرد اطلاعات کافی در مورد محصولتان به دست آورده و تا جای ممکن محتوایی را که می‌خواهد در مورد کسب‌وکارتان منتشر کند پیش از انتشار بررسی کنید. حتما در زمان انتشار مطالب نیز مواردی را که نشر داده، بررسی کنید. همچنین در صورت نیاز آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از محصول‌تان را برایش فراهم کنید. در حقیقت باید تلاش کنید تا این افراد در کنار این که شخصیت خود را دارند، حرفه‌ای باشند و تصویری واقعی، دقیق و مطابق اهداف شرکت از محصول‌تان ارائه کنند. به آنها به چشم مصرف‌کنندگانی نگاه کنید که تجربه مصرف محصول و تعاملشان با مجموعه شما در عموم جامعه بسیار اثربخش است. البته این همکاری متقابل است و شما نیز باید به صورت حرفه‌ای با آنها رفتار کنید و مواردی که برایشان در همکاری با شما مهم است را به صورت کامل و به موقع برآورده کنید.

پیش از انتخاب فرد تأثیرگذار تحقیق کنید

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، یکی از مهم‌ترین مواردی که هنگام همکاری با شخصیت‌های تأثیرگذار می‌تواند مشکل‌ساز شود مشخص نکردن نوع محتوا، مطالب و تصاویری که قرار است منتشر شود و حتی ساعت انتشار محتوا در ابتدای همکاری است. اگر در مورد تمام این موارد از پیش به توافق نرسید ممکن است در پایان کار باوجود هزینه بسیار سنگینی که برای این تبلیغات متحمل شده‌اید بازده خوبی هم در کارتان نبینید و دیگر نمی‌توانید پول‌تان را نیز پس بگیرید. به همین خاطر بهتر است پیش از شروع همکاری در مورد این فرد تحقیق کنید و مواردی که پیش از این انتشار داده و روش‌های تبلیغاتی‌اش را خوب بررسی کنید تا ببینید شیوه‌های کاری او با نیازهای شما برای محصولتان همخوانی کافی دارد یا نه. از طرف دیگر، تبلیغ او برای محصول‌تان به خاطر مطلبی که برای مثال یک سال پیش در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده، به جای تأثیر مثبت، موجب کاهش فروش محصولتان نمی‌شود.

تعداد دنبال‌کنندگان، شرط موفقیت نیست

هنگام استفاده از موج پرقدرت تأثیرگذاران فضای مجازی برای تبلیغات محصولتان باید خیلی محتاط و عاقلانه پیش بروید. یکی از موارد مهمی که باید به آن حتما توجه کنید ولی متاسفانه در بیشتر موارد در نظر گرفته نمی‌شود، این است که الزاما تعداد دنبال‌کنندگان زیاد هر فرد نمایانگر اثرگذاری بیشترش نیست. بلکه میزان مشارکت دنبال‌کنندگان است که اهمیت دارد. ممکن است برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار میلیون‌ها نفر دنبال‌کننده داشته باشند، اما تا زمانی که اثری روی آنها نداشته باشند، موفقیتی به دست نیاورده‌اند. پس هنگام انتخاب فرد تأثیرگذار باید به دنبال فردی باشید که به معنای حقیقی اثرگذار باشد و یادتان باشد که تعداد دنبال‌کنندگان به تنهایی نمی‌تواند ملاک اثرگذاری افراد باشد. تعداد نظرات برای مطالب منتشر شده و تعداد بازنشرهای مطالب می‌تواند دید بهتری از میزان اثرگذاری اشخاص برایتان فراهم کند. حتی تعداد پسند(لایک) زیاد هم معمولا نمی‌تواند ملاک خوبی برای این مورد باشد، زیرا بسیاری از افراد بدون توجه به متن و محتوا از سر عادت تمام مطالب را پسند کرده و رد می‌کنند. وقتی شخصیتی که واقعا روی دنبال‌کنندگانش تأثیرگذار است در مورد محصولتان صحبت یا آن را تبلیغ کند به مراتب اثر بیشتری در فروش محصولتان به وجود خواهد آمد.

از تأثیرگذارهای کوچک‌تر کمک بگیرید

برخی افراد تصور می‌کنند هرچه تعداد افرادی که محصول‌شان را می‌بینند بیشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیبشان خواهد شد، اما ایرادی که به این دیدگاه وارد است این که چه تعداد از افرادی که محصولتان را می‌بینند، محصول‌تان به دردشان می‌خورد یا برایشان کاربردی دارد؟! افراد تأثیرگذار با سابقه‌تر دامنه وسیع‌تری از مخاطبان دارند و به همین جهت معمولا مراجعه و تمایل کسب‌وکارها برای همکاری با آنها نیز بیشتر است؛ اما حقیقت این است زمانی که با شخصیت‌های جدیدتر، کم‌سابقه‌تر، تخصصی‌تر با دنبال‌کنندگان یکدست‌تر همکاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری در انتظارتان خواهد بود؛ هرچه دنبال‌کنندگان بیشتر به بازار هدف محصول شما نزدیک‌تر باشند، احتمال معرفی محصول‌تان به افراد صحیح و موفقیت کسب‌وکارتان بیشتر خواهد شد. اگر محصولتان را به 2000 نفری که بازار هدف محصول به شمار می‌آیند، معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که محصول را به صدهزار نفر از گروه‌های سنی و تخصصی گوناگون معرفی کنید که شاید محصول‌تان کاربردی برای بسیاری از آنها نداشته باشد.

بودجه مشخصی تعیین کنید و به آن پایبند باشید

گاهی اوقات استفاده از توان تبلیغاتی افراد تأثیرگذار ممکن است برایتان هزینه هنگفتی به‌بار بیاورد. پیش از این که به سمت این روش بروید باید بدانید معمولا افراد تأثیرگذار مطرح در زمینه‌های گوناگون نرخ بالایی برای تبلیغات محصولات دارند. ممکن است بسته به نوع محصول و انتخاب درستی که در مورد شخصیت تأثیرگذار انجام می‌دهید، این هزینه موجب بازگشت سرمایه زیادی برایتان شود؛ اما در هر صورت بهتر است از قبل هزینه مشخصی را برای این موضوع کنار بگذارید تا طی همکاری نگرانی و اضطراب کمتری بابت مخارج تبلیغ‌تان داشته باشید و سعی کنید به همان مواردی که در ابتدا توافق کرده‌اید پایبند بمانید تا با اضافه کردن موارد متعدد جدید در طول کار، هزینه‌هایتان در نهایت سرسام‌آور نشود. با تمام این اوصاف اگر احساس می‌کنید که در حال حاضر قدرت مانور زیادی برای پرداخت هزینه تبلیغات را ندارید، شاید بهتر است از این روش برای معرفی محصولتان بدون مشورت با افراد باتجربه استفاده نکنید، زیرا ممکن است با پیش آمدن موارد ناخواسته کنترل اوضاع مالی از دست‌تان خارج شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  11:05 ب.ظ

درست به مانند هر اقدامی، نخستین فعالیت در زمینه کارآفرینی همواره با سختی و استرس بالایی همراه است. همین امر نیز ریسک کار را به شدت افزایش می دهد.

 به همین خاطر استفاده از تجربیات سایرین، اقدامی کاملا هوشمندانه خواهد بود. درواقع من در نخستین سال فعالیت خود، با مشکلاتی جدی مواجه بودم، با این حال با استفاده از راهکارهایی موفق شدم تا عملکردی درخشان را داشته باشم. درواقع در همان سال برند خود با نام DoNotPay را به جایگاهی رساندم که هیچ کس عملا شانسی را برای آن قائل نبود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، درواقع تصور عموم مردم این است که مدیران تازه کار عملا نمی توانند عملکرد خیلی خوبی را در همان سال اول فعالیت خود داشته باشند، با این حال هیچ دلیل منطقی ای برای این امر وجود نداشته و هر فردی می تواند در نخستین سال فعالیت خود نیز عملکرد فراتر از انتظاری را داشته باشد، با این حال عدم آگاهی از روش ها و اقداماتی که باید انجام گیرد، خود بزرگترین مانع موجود محسوب می شود. همین امر نیز به انگیزه نوشتن این مقاله تبدیل شده و در آن تلاش کردم تا چکیده ای از بهترین تجربیات و راهکارهای خودم را در قالب توصیه هایی درآورم که در ادامه به معرفی پنج مورد منتخب آنها خواهم پرداخت.

1-همه چیز را مورد آزمایش قرار دهید

مشکل بزرگ تقریبا تمامی کارآفرینان تازه کار این است که در تلاش برای پیاده کردن مواردی هستند که به صورت کاملا تئوری آموزش دیده اند. این امر در حالی است که حتی بهترین قوانین نیز در مناطق مختلف، به شکل های گوناگونی به اجرا گذاشته می شود. به همین خاطر ضروری است تا در تلاش برای مورد آزمایش قرار دادن تمامی دانسته های خود باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برخی از موارد حتی ممکن است عملا بی فایده باشد. به همین خاطر نباید از کنار گذاشتن و جایگزین کردن برخی از دانسته های خود، واهمه ای را داشته باشید. فراموش نکنید که هیچ فردی از شما به عنوان فردی تازه کار، انتظار معجزه نداشته و نباید به تصمیمات لحظه ای، در تلاش برای حرفه ای نشان دادن خود باشید. درواقع تنها نتایج شما، معیار ارزشیابی خواهد بود.

به همین خاطر نباید با تفکرات و اقدامات نادرست آن را نابود سازید. فراموش نکنید که از دوستان و اعضای خانواده خود، می توان به عنوان نمونه-های خود استفاده کرد. این امر سرعت انجام آزمایش ها را به شدت افزایش خواهد داد. در نهایت به خاطر داشته باشید که در این رابطه خلاقیت حرف اول را می زند. به همین خاطر نباید تحقیقات و آزمایش ها را اقداماتی بیش از حد هزینه بر تلقی کنید. این اقدام شما باعث خواهد شد تا به تجربه ای دست پیدا کنید که سایرین برای رسیدن به آنها ممکن است چندین سال زمان را نیاز داشته باشند.

2-از اقدامات جدید واهمه ای نداشته باشید

محافظه کار بودن، خصوصیت بسیاری از کارآفرین های تازه کار است. درواقع آنها در تلاش برای حفظ وضع موجود بوده و ریسک تغییرات را نمی پذیرند، با این حال اگر خواهان درخشش در کار خود هستید، لازم است تا شجاعت کافی برای پیاده کردن ایده های جدید را داشته باشید. درواقع اگرچه آزمایش کردن همه چیز مهم است، با این حال اگر قدرت اجرایی کردن نتایج را نداشته باشید، عملا اقدام شما بی نتیجه خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا از همان ابتدا تحمل صدای مخالف خود را داشته باشید.

برای مثال ممکن است با در دست گرفتن شرکتی که برای بیش از 20 سال توسط یک مدیر اداره می شده است تحمل ایده های جدید شما کاملا سخت و با اعتراض هایی همراه باشد، با این حال اگر شجاعت ایستادگی و باور به توانایی های خود را نداشته باشید، بدون شک حضوری کوتاه مدت را تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که هیچ چیز بدتر از شروعی کوتاه مدت نخواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا پس از اطمینان از درستی اقدامات خود، با قدرت آنها را به اجرا درآورید، با این حال این امر به معنای خودرآی بودن نیست و لازم است تا مشورت های مفید از افراد دلسوز و حرفه ای را نیز جدی بگیرید. با این وجود هیچ گاه فراموش نکنید که در نهایت شما تصمیم گیرنده خواهید بود. درواقع برای رسیدن به نتایجی جدید، شما به تصمیمات و اقدامات نوآورانه احتیاج خواهید داشت و در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، حفظ وضع موجود تنها به از دست رفتن جایگاه فعلی منجر می شود.

3-از اتفاقات تلخ به سرعت گذر کنید

به این جمله باور داشته باشید که هر فردی ممکن است اشتباه کند. درواقع حتی در بهترین حالت ممکن نیز افراد اشتباهاتی را مرتکب خواهند شد. این امر حتی برای بهترین ها نیز صادق است، با این حال برای کاهش تاثیر آنها ضروری است تا به سرعت از کنارشان گذر کنید. برای مثال ممکن است در زمینه تبلیغات، اقدام مدنظر شما با نتایج لازم همراه نبوده باشد. تحت این شرایط اگر سریعا آن را فراموش کرده و با توجه به درس های آن، اقدامی کامل تر را در پیش گیرید بدون شک دیگر شکست به دست آمده برای هیچ کس اهمیتی را نخواهد داشت. این امر بدون شک بهتر از زمانی خواهد بود که شما در تلاش برای جلوگیری از وقوع اشتباهات باشید. در نهایت فراموش نکنید که در هر عرصه ای از کسب وکار، لازم است تا به فناوری های جدید توجه داشته باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برندهایی نظیر فیس بوک و اوبر، ایده هایی ساده ای بودند که با استفاده از تکنولوژی روز، موفق به رسیدن به سطح جهانی شده و در بالاترین جایگاه قرار گرفته اند. به همین خاطر عدم توجه به این امر ممکن است حتی بهترین ایده ها و کارآفرین ها را نیز ناکام بگذارد.

4-به کیفیت اطرافیان خود توجه کنید

بدون شک شما از محیط اطراف خود تاثیراتی را پذیرا خواهید بود. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال بهترین ها برای خود باشید. با نگاهی به افراد موفق نیز به این نکته پی خواهید برد که آنها با افرادی در طبقه خودشان، رفت و آمد دارند. به همین خاطر اگر خواهان این امر هستید که کارآفرینی نمونه باشید، لازم است تا دوستان خود را نیز از میان آنها انتخاب کنید. این امر به شکل معجزه آسایی بر روی عملکرد شما تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این انتخاب نه تنها مشاوران خوبی را در کنار شما قرار خواهد داد، بلکه زمینه بسیاری از همکاری ها را نیز فراهم خواهد کرد.

5-صرفه جویی را به عادت رفتاری خود تبدیل کنید

بسیاری از کارآفرین ها در تلاش برای بزرگ تر جلوه دادن برند خود هستند. همین امر نیز باعث می شود تا هزینه های آنها روندی سرسام آور را داشته باشد. بدون شک تحت این شرایط تعادل لازم میان درآمد و هزینه های شما شکل نخواهد گرفت و مدیریت بودجه با مشکلاتی جدی رو به رو می شود. با نگاهی به برندهای برتر جهان نیز پی به شروع ساده آنها خواهید برد. درواقع نقطه شروع شما ابدا مهم نبوده و این امر درست اشتباهی است که باعث می شود تا بسیاری از افراد مستعد در زمینه کارآفرینی، عملا در این حوزه فعالیتی را نداشته باشند. در نهایت فراموش نکنید که صرفه جویی به معنای عدم استفاده از منابع مالی نبوده و بیشتر به درست خرج کردن آن اطلاق می-شود. برای مثال به جای آنکه در تلاش برای خرید یک دفتر بزرگ برای شروع کار خود باشید توصیه می شود تا هزینه را صرف ایجاد یک تفاوت میان خود و سایر رقبا، کنید. این امر بدون شک نتایج به مراتب بهتری را به همراه خواهد داشت. درواقع شما باید قدرت نه گفتن به بسیاری از موارد غیرضروری را داشته و کارآفرینی را یک اقدام نیازمند سرمایه کلان تلقی نکنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

همیشه اولین تغییرات از درون ذهن افراد آغاز می‌شود. بنابراین هر زمانی که بخواهید در زندگی خود تغییری ایجاد کنید، فارغ از کوچک یا بزرگ‌بودن آن در اولین قدم باید ذهن خود را برای این تغییر آماده کنید.

  یکی از بهترین روش‌ها برای آزاد کردن ذهنتان از شیوه‌های فکری قدیمی، این است که خودتان را در موقعیت‌های مختلف تصور کنید و پیش‌بینی‌های خلاقانه‌ای برای روبه‌رویی با شرایط گوناگون و رسیدن به اهدافی که در نظر دارید در ذهنتان پرورش دهید. اگر احساس می‌کنید برای ایجاد تغییر در خود برای بهبود کیفیت کسب‌وکارتان آمادگی کافی دارید، با ادامه این مطلب و هشت ذهنیتی که در کارآفرینان باید حتما تغییر پیدا کند همراه شوید تا هرچه سریع‌تر ذهنتان را با ایجاد تغییرات لازم برای عبور از پیچ‌وخم‌های مسیر کارآفرینی و دستیابی به قله‌های موفقیت آماده کنید. برگرفته از: Entrepreneur

1ـ با قصد و هدف مشخص پیش روید

در بیشتر مواقع افراد بدون تفکر و تدبر کافی، رشته تحصیلی خود را انتخاب می‌کنند. زمانی که به سن کار کردن برسند، سر کاری که به صورت اتفاقی ممکن است پیدا کنند، می‌روند و معمولا توجهی به توانمندی‌ها یا آرزوهایی ندارند که دوست دارند در زندگی به آن دست یابند .

اگر می‌خواهید به بهترین شکل از عمرتان بهره ببرید باید برای زندگی قصد و هدف داشته باشید و تلاش و انگیزه‌تان در طول مسیر پایداری داشته باشد. برای این کار باید پیش از هرچیز خود را باور داشته باشید که می‌توانید در زندگی‌تان به بهترین‌ها دست پیدا کنید. هر زمان که می‌خواهید کاری انجام دهید از خودتان بپرسید آیا انجام این کار به ساختن رویاهایم در مورد کسب‌وکارم کمکی خواهد کرد؟

زمانی که بتوانید این تغییر دیدگاه را در ذهن‌تان ایجاد کنید قدرت بیشتری برای دور شدن از کارهای بی‌دلیل و بی‌هدفی به دست می آورید که فقط زمان، انرژی و سرمایه‌تان را هدر می‌دهد . تمرکز خود را به مواردی که برای رسیدن به هدف‌های اصلی در زندگی‌تان نیاز دارید، معطوف و زندگی هدفمند و موفقی را تجربه کنید.

2ـ قدرت‌تان را بشناسید

هر فردی دارای مجموعه‌ای از نقاط قوت و توانایی است که هویتش را شکل می‌دهند. همین توانایی‌هاست که هنگام رویارویی با مشکلات کمک می‌کنند تا آنها را از سر بگذرانید، اما متاسفانه بیشتر  افراد به‌خوبی قدرت‌ها یا همان نقاط قوت‌شان را نمی‌شناسند یا نمی‌دانند چطور از این توانایی‌ها در جهت رسیدن به خواسته‌هایشان بهترین بهره را ببرند. مهم‌ترین علت این است که در بیشتر موارد نمی‌توانیم خود را افرادی توانمند، فعال، با‌پشتکار و مؤثر ببینیم. معمولا در اشتباهات و خطاهای زندگی متوقف می‌شویم و همین موضوع موجب می‌شود توانایی‌هایمان را دست‌کم بگیریم و قدرت‌مان را از دست بدهیم. سعی کنید زمان مشخصی را به خلوت با خود و شناسایی توانایی‌هایتان و کنار گذاشتن باورهای محدود‌کننده اختصاص دهید. قدرت خود را با شناسایی نقاط قوت و توانمندی‌های درونی‌تان تقویت کنید. چه چیزی به شما هیجان می‌دهد یا برای چه کارهایی اشتیاق زیادی دارید. سراغ چنین کارهایی بروید و به انگیزه‌های کاری‌تان پر و بال بدهید.

3ـ کیفیت را به کمیت ارجح بدانید

همیشه برای هر کاری بیشتر از آن که نگران کمیت باشید به کیفیت کاری که انجام می‌دهید، توجه کنید. با چنین دیدگاهی همیشه در کارهایتان موفق‌تر عمل خواهید کرد. این تغییر چارچوب ذهنی موجب می‌شود از همه منابع خود آگاهانه استفاده کرده و از هدر رفتن زمان، سرمایه و انرژی فکری و جسمی خود جلوگیری کنید. زمانی که کیفیت کار برایتان اهمیت داشته باشد، عمیق‌تر فعالیت و تلاش می‌کنید تا هدف خود را به صورت کامل به نتیجه برسانید و در نهایت به نتیجه بهتری در کسب‌وکارتان دست پیدا کنید. به‌عنوان مثال زمانی که می‌خواهید نیروی کاری جدیدی برای مجموعه خود استخدام کنید، بیش از مدرک و مقالات آن فرد کارایی‌اش و میزان همخوانی او را با بقیه مجموعه بررسی کنید.

همچنین برای انتخاب طرح‌های کاری نیز بیشتر سراغ مواردی خواهید رفت که در آنها مهارت و تجربه بیشتری دارید و می‌دانید که می‌توانید به بهترین شکل از پس‌شان بربیایید. در این حالت دیگر نیاز نیست همه کارها را به دیگران بسپارید و اصلا از روند کار سر درنیاورید، بلکه خودتان نیز به شکلی اثربخش در پروژه همکاری خواهید داشت و آن را به بهترین شکل ممکن هدایت خواهید کرد و پس از مدتی به یکی از نام‌های مطرح در حوزه کاری‌تان تبدیل خواهید شد.

4ـ از خودمحوری دست بردارید

کمک به دیگران را به حساب لطف و خوبی خود نگذارید. زمانی که به دیگران کمک کنید، مطمئن باشید که دیگران نیز هنگام نیاز با اشتیاق به کمکتان خواهند شتافت. از سوی دیگر هدایت دیگران و کمک به ارتقای دانش اطرفیان علاوه بر ایجاد رشد فردی، حس خوبی نیز در شما ایجاد خواهد کرد. برای ارزش‌دادن به دیگران در قدم اول باید تلاش کنید تا خودمحور نباشید. تلاش کنید تا دیگران را واقعا دوست داشته باشید و در برخورد با آنها صادقانه رفتار کنید و قابل اعتماد باشید. یادتان باشد که کسب‌وکارتان فقط براساس عملکرد شما پیش نمی‌رود. درگیر نوع رفتار دیگران با خودتان نباشید و همه مسائل را شخصی نکنید. این نوع نگاه موجب می‌شود واکنش‌های ناپخته‌ای در برابر عملکرد دیگران از خود بروز ندهید.

هیچ‌چیز به اندازه این که معنای واقعی خود را جای دیگران بگذارید و از سمت آنها دنیا را ببینید، نمی‌تواند ذهنتان را گسترش دهد. زمانی که برای دیگران ارزش قائل باشید، بیشتر از نیازهای آنها مطلع می‌شوید و می‌توانید برای فراهم کردن محیط کار دلپذیرتری برای همه تلاش کنید.

5 ـ برای خود ارزش قائل باشید

هیچ کاری به اندازه‌ ذهنیت منفی در مورد خودتان نمی‌تواند شما را به سرعت از رسیدن به موفقیت دور کند. دیگران شما را از پنجره‌ای که برای معرفی خودتان به‌رویشان می‌گشایید، می‌بینند. انرژی، اعتماد به نفس و روش رفتاری و طرز فکری که از خودتان ارائه می‌کنید، نشان‌دهنده شخصیت قوی، با‌پشتکار و خوشبین‌تان خواهد بود. به همین جهت هیچ‌وقت خودتان و توانایی‌هایتان را دست‌کم نگیرید. تحصیلات، اعتبار و تجربه کاری اگرچه بسیار مهم و تأثیرگذار است، اما به تنهایی تعیین‌کننده ارزش درونی شما نخواهند بود. توانایی شما در نشان دادن جهان‌بینی و دیدگاه‌هایتان در مورد مسائل گوناگون است که نشانه شخصیت و ارزش وجودی شما خواهد بود.

ارتباطات روزمره یکی از فرصت‌هایی است که به دیگران نشان دهید چه آورده‌های جدیدی دارید و چه مواردی توانسته شما را از دیگران متمایز کند. برای تمام توانمندی‌ها و قدرتی که در جنبه‌های مختلف دارید شکرگزار باشید و از آنها بیشترین بهره را ببرید. نقاط قوت‌تان را شناسایی و از آنها به بهترین شکل برای رسیدن به اهداف‌تان استفاده کنید.

6ـ بزرگ فکر کنید و بزرگ عمل کنید

موفقیت‌های بزرگ زمانی به دست می‌آید که خود را باور و برای به دست آوردن خواسته‌هایتان تلاش کنید، اما مانند سایر موارد زندگی، هدف‌ها نیز درجه‌بندی دارند. ممکن است اهداف بزرگی داشته باشید اما بترسید از این که تمام توان خود را برای به دست آوردنش بگذارید. یا در جهت درستی حرکت کنید، اما بیش از اندازه محافظه‌کار باشید. اگر در چنین شرایطی قرار داشته باشید هر چقدر هم که هدف‌گذاری‌های درستی داشته باشید، هیچ وقت حس موفقیتی که با کمی کم‌ترس بودن می‌توانید تجربه کنید را تجربه نخواهید کرد.

برای این کار در قدم اول تلاش کنید تا دیدگاه‌تان را برای انجام کارها به شیوه‌های رایج تغییر دهید. برای انجام هر کاری از خودتان بپرسید که چگونه می‌توانید بزرگ‌تر عمل کنید. چطور می‌توانید چارچوب‌ها را تغییر دهید و فراتر روید؟ مرحله بعدی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید چیست؟ این چیزی است که باید برای رسیدن به آن تلاش کنید. اجازه ندهید طرز فکرهای قدیمی، ترس‌ها و باورهای کهنه شما را از پیشروی باز دارد. به ذهن‌تان برای بزرگ فکر کردن پر و بال دهید.

7ـ شکست، ضرورتی برای رسیدن به موفقیت است

بدون شک شکست یکی از اجزای جدایی‌ناپذیر برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ است، اما این مورد نیز کاملا به نوع نگاه‌تان به رویدادها بستگی خواهد داشت. به جای این که به شکست‌ها به چشم اشتباهات شخصی نگاه کنید که نباید هیچ وقت رخ می‌داده، بپذیرید که شکست موضوعی شخصی نیست و فقط شما در آن دخیل نبوده‌اید. روش کاری شما با شکست مواجه شده و اشتباهاتی در طول مسیر کاری‌تان رخ داده، اما این به معنی این نیست که شما شکست خورده اید. اجازه ندهید که این سرزنش‌های ذهنی و افسوس‌ها چشم شما را روی درس‌هایی که باید از اتفاقات بیاموزید، ببندد. اشکالاتی که موجب بروز خطا شده‌اند را بررسی کنید. سعی کنید متوجه شوید کجای مسیر را اشتباه رفته اید؟ به خودتان اجازه دهید تا مشکل ایجاد‌شده را  عیب‌یابی و راهی برای رفع آن پیدا کنید. از چه مسیری می‌توانید به نتایج متفاوتی دست پیدا کنید؟ بیاموزید چطور اشتباهات پیشین را تکرار نکنید. مهم‌تر از همه بیاموزید چطور از شکست‌ها عبور کنید و متوقف نشوید.

8ـ روی چرایی کسب‌وکارتان تمرکز کنید

زمانی را به فکر و پرسیدن این سوال از خود که «چرا کاری که انجام‌می‌دهم را انجام می‌دهم؟» اختصاص دهید. پیدا کردن چرایی کاری که انجام می‌دهیم آگاهی شما را نسبت به اهداف و قصد‌تان از کسب‌وکارتان را روشن می کند و انگیزه‌های درونی‌تان  را برای ادامه مسیر افزایش می‌دهد.« چراجویی»، کلید درک چگونگی رسیدن به خواسته‌هایی است که واقعا در زندگی دنبال می‌کنید. چرا روی برخی موارد متمرکز می‌شوید؟ در پایان روز آیا احساس رضایت از کارهایی دارید که انجام داده‌اید؟ آیا عملکرد و اولویت‌های شما به دستیابی به اهدافی که در نظر دارید خواهد انجامید؟ اگر پاسخ منفی است پس چرایی درستی برای کاری که انجام می‌دهید ندارید.

هر زمان که احساس می‌کنید در انبوه کارها مسیر را گم کرده‌اید و نمی‌دانید در قدم بعدی کسب‌وکارتان باید چه کنید، بار دیگر از خودتان در مورد چرایی کاری که انجام می‌دهید سوال کنید. این چراجویی مانند قطب‌نمای درون همواره جهت درست ادامه مسیر را به شما نشان خواهد داد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:55 ب.ظ

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی

داستان ایده های ساده نوجوانان کم سن و سالی که بعد از مدتی کوتاه سرمایه های میلیون دلاری جذب کرده و در جهان مشهور شده اند.

 دیگر عوض شده است؛ اگر سال‌ها قبل برای راه‌انداختن یک تجارت جدید نیاز به سرمایه‌ای هنگفت بود حالا نوجوانانی در دنیا هستند که همزمان با درس‌خواندن در مدرسه، ایده‌ها و نوآوری‌هایی داشته‌اند که تبدیل به یک کسب و کار نوپای مهم شده است. آنها ایده‌هایشان ساده است و عموما هدفشان به جای درآمدزایی، کمک‌کردن به دیگران است. با وجود این، بعد از مدت نه‌چندان زیادی توانسته‌اند سرمایه‌های قابل توجهی جذب کنند؛‌ سرمایه‌ای که در برخی موارد تا چند میلیون دلار هم رسیده است. بچه‌ها عمدتا زیر18سال دارند؛ سنی که خیلی‌ها آن را زمان بی‌تجربگی می‌دانند و حتی اجازه کارآموزی یا کار داوطلبانه را به افرادی با این سن و سال نمی‌دهند. فرهنگ استارتاپی اما این فضا را به نفع ایده‌های برتر تغییر داده است؛ فارغ از اینکه این ایده را یک نوجوان 18ساله ارائه داده باشد یا مرد جا افتاده 50ساله. مجله

 Entrepreneur مجموعه‌ای از چند استارتاپ موفق را معرفی کرده‌ که گردانندگان اصلی آنها نوجوان‌هایی هستند که بعضی‌هایشان حتی وارد دبیرستان هم نشده‌اند!

«کوری» و کارخانه کلوچه‌پزی 

کوری نیو؛ 15ساله

6سالش بود که به فکرش رسید، پول‌هایش را جمع کند و برای مادرش یک خودروی شخصی بخرد چون به قول خودش، هم می‌خواست به او کمک کند، هم اینکه خودش از اتوبوس‌سواری خسته شده بود. کوری نیو اما پولش به اندازه خرید ماشین قد نمی‌داد و باید هرچه سریع‌تر یک

کسب و کار راه می‌انداخت. نخستین تجربه‌اش فروش قهوه فوری شرکت «سوییس میس» بود که هر فنجانش را یک دلار می‌فروخت. بعدتر اما به فکرش رسید که بهتر است یک ایده پربازده‌تر پیدا کند. بعد از همفکری با مادر، ایده فروش کلوچه به ذهنش رسید. هرچه دستور پخت کلوچه و شیرینی دم دستش بود را امتحان می‌کرد تا به یک فرمول خودخواسته و جدید برسد. هربار هم غیر از خودش و مادرش، چند نمونه به اطرافیان می‌داد تا بچشند و نظر بدهند. خودش می‌گوید: «نمونه‌ای که هم از نظر خودمان خوب از آب در آمده بود و همسایه‌ها پسندیدند، نامزد نهایی بود. همان را به بازار عرضه کردیم و حسابی همه تحویلش گرفتند. در نتیجه فکر کردیم اگر همین را به بازار بدهیم، پول پارو می‌کنیم». مرحله بعد، پیداکردن یک نام و شعار تجاری بود. شعارش این شد: «زندگی کوتاه‌تر از آن است که کلوچه شکلاتی نخورید!». همین باعث جلب توجه زیادی شد. کوری و مادرش به برنامه‌های تلویزیونی رفتند، در آمریکا، جایی که برند کلوچه‌هایش ثبت شده بودند شناخته شد و سرمایه‌گذار جذب کرد. بعد از شرکت در این برنامه‌ها خیلی معروف شد و به‌طور ناگهانی سفارش زیادی گرفت. کوری نیو می‌گوید: «چندین برابر روزهای قبل سفارش گرفتیم و مدت خیلی کمی برای تحویل‌شان داشتیم. مامان گفت بهتر است از بقیه کمک بگیریم. خیلی زود چند نفر را استخدام کردیم تا برای پخت کلوچه و ارسال‌شان به کشور کمک‌مان کنند. این آغاز برنامه برند ما در سال 2015 بود که تحت برند «کلوچه‌های جناب کوری» فعالیت جدی‌اش را شروع کرد.» هرچند این استارتاپ تا حالا خوب پیش رفته و جز کلوچه شکلاتی 13مزه دیگر هم ارائه داده و در کل قاره آمریکا مشتری دارد، کوری می‌گوید، شاید تا مدتی دیگر برنامه‌اش را موقتا معلق کند؛ «شاید بعد از دبیرستان و وقتی بزرگ‌تر شدم، مدتی برند را تعلیق کنم تا به دانشگاه و زندگی‌ام برسم. بعدتر می‌شود دوباره همین کسب و کار را راه‌اندازی کرد، غصه ندارد!».

جوراب‌‌هایی برای برآورده‌شدن آرزوی بچه‌ها

برندن مارتینز؛ 13ساله / سباستین مارتینز؛ 11ساله

5 سال پیش بود که این دو برادر به فکرشان رسید، با یک روش خاص به بچه‌های همسن‌وسال خودشان کمک کنند؛‌ طوری که جز بچه‌های محله یا شهر، فایده‌اش به همه بچه‌های جهان برسد. سباستین می‌گوید: «ما کلی با هم جر و بحث می‌کنیم. سر این ایده هم کلی با برندن جر و بحث کردیم. دست آخر قرار شد جوراب‌فروشی را امتحان کنیم. به‌نظر ایده بدی نمی‌آمد و اینطور که بعدا معلوم شد، خیلی‌ها از دیدن محصول ما ذوق کرده‌ بودند». ‌ ایده برندن و سباستین مارتینز کمک به سازمان‌های خیریه از طریق فروش جوراب بچگانه است. شاید عجیب برسد اما همین ایده ساده چند وقت پیش حدود یک میلیون دلار پول در آورد. ناب‌بودن ایده جوراب‌فروشی خیریه خیلی از سازمان‌ها را به سمت آن جذب کرد اما اینطور که سباستین و برندن می‌گویند، نگاه همه آدم‌ها هم از سر خیرخواهی نیست؛ «کمی که از کارمان گذشت، دیدیم بعضی‌ها به برنامه خیرخواهانه‌ای که ارائه می‌کنند، ‌عمل نمی‌کنند. پول را که می‌گیرند، ‌غیب‌شان می‌زند یا در بهترین حالت، به کاری که قولش را داده‌اند عمل نمی‌کنند. با مشاورهایمان صحبت کردیم و یک راه‌حل خیلی خوب ارائه کردند؛ قرارداد! حالا فقط به قول زبانی آدم‌ها اکتفا نمی‌کنیم. هرکس می‌خواهد با ما کار کند، باید قرارداد ببندد.»

وقتی بچه‌ها فروشنده مـی‌شوند

جک بونو؛ 13ساله

ماجرا از 5سال پیش و زمانی شروع شد که جک یک آرزوی نسبتا کوچک اما دست‌نیافتنی داشت: خرید یک بسته کامل اسباب‌بازی لگو، نسخه جنگ ستارگان. این اسباب‌بازی 400دلار قیمت خورده بود که بسیار بیشتر از کل پس‌انداز جک بود. اما پسرک بدجور دلش می‌خواست صاحبش شود. به فکرش رسید کنار خانه‌شان در کلرادو یک غرفه کوچک دایر کند و محصولات باغ‌شان را بفروشد. این شغل نیمه‌وقت خیلی بیشتر از آنچه فکرش را می‌کرد، جواب داد؛ «به راحتی 900دلار سود کردم و کلی پول اضافه آوردم. به فکرم رسید که ایستادن پشت غرفه‌ و فروختن جنس - از محصولات کشاورزی تا هر محصول خانگی دیگر- یک راه مفید و سریع برای کسب درآمد است. اما انگار هم‌سن و سال‌هایم درباره‌اش چیزی نمی‌دانند یا دست‌کم جرأت و امکانات انجامش را ندارند. ترجیح دادم در ازای یاددادن این روش به بچه‌ها پول در بیاورم.»‌ باب، پدر جک به او کمک کرد که یکسری غرفه پیش‌ساخته تهیه کند. خودش هم با دوستانش صحبت کرد که اگر مایل باشند، می‌توانند محصولاتشان را از این طریق بفروشند؛ «کارمان خیلی زود گرفت. هرکدام از بچه‌ها چیزی می‌آورد و برای فروش عرضه می‌کرد. ما هم به ازای هر نیم‌ساعت 15دلار ازآنها می‌گرفتیم. این‌طوری فقط کسانی وارد سیستم می‌شدند که انگیزه و برنامه‌ای برای فروش داشته باشند و جنسشان هم به اندازه کافی مشتری‌پسند باشد.»‌ او حالا نقشه‌های تازه‌ای هم دارد که قرار است آنها را در قالب اپلیکیشن‌های کاریابی فعال کند. این ایده را خودش و پدرش با هم ارائه داده‌اند و قرار است به‌زودی نیز اجرایش کنند؛ «بابا می‌گفت در دهه 1980(1360) که بچه بود، معمولا هم‌سن و سال‌هایش از بچه‌داری و نگهداری خانه پول در می‌آوردند. اما این کارها را امروز به بزرگ‌ترها می‌سپارند و جای ما حسابی تنگ شده. من می‌خواهم به بچه‌هایی که دنبال کار در اوقات فراغت‌شان هستند، کمک کنم تا کار پیدا کنند.»‌ ایده او ساخت یک اپ است که کارهای ساده‌ای مثل رساندن خوراکی و پیتزا به خانه  و نصب برنامه‌های موبایل یا راه‌انداختن یک اپ برای همسایه‌های سالمند و... را انجام بدهد. او می‌گوید: «البته حواسم هست که این شغل باید جایی در همسایگی محل زندگی بچه‌ها باشد که رفت‌وآمد برایشان سخت و پرهزینه نشود. معیار من برای سنجش فاصله مسافتی است که بشود بدون خستگی با اسکوتر یا دوچرخه طی کرد. بچه‌ها می‌توانند با این سیستم همدیگر را بشناسند و به‌کار همدیگر هم امتیاز بدهند. همینطور اگر کسی حین کار مشکلی برایش پیش آمد یا سؤالی داشت، می‌تواند از بقیه بپرسد. این‌طوری همه هوای همدیگر را داریم».

بچه‌ها حلال مشکلات شهر

کنان پالا؛ 15ساله

عاشق کمک‌کردن است و دست دیگران را گرفتن. «کنان» از وقتی بچه بود دوست داشت مرتب به پدر و مادرش در کارهای خانه کمک کند، به جای آنها به خرید برود و حتی هوای همسایه‌هایش را هم داشته باشد. کمی که بزرگ‌تر شد، دلش می‌خواست به آدم‌های شهر و محله‌اش بیشتر کمک کند. مشکل اینجا بود که برای اینکه بتواند عضو چنین گروه‌های داوطلبی بشود، باید سنش به بالای 18سال می‌رسید. کنان پالا می‌گوید: «کمی که گذشت فهمیدم خیلی‌های دیگر هم مشکل من را دارند؛ اینکه می‌خواهند مشکلات شهرشان را حل کنند، وقت اضافه و توان انجام این کار را هم دارند اما کسی تحویل‌شان نمی‌گیرد، چون بچه هستند، چون سن‌شان زیر 18سال است و از نظر قانونی امکان پذیرفته‌شدن‌شان در بیشتر این پلتفرم‌ها وجود ندارد. من بندهای مختلف قانون را بررسی کردم و به‌نظرم رسید جلوگیری از عضویت در این گروه‌ها، صرفا به‌خاطر راحت‌تر بودن سروکله‌زدن با آدم‌بزرگ‌هاست، نه چیز دیگری. به همین‌خاطر تصمیم گرفتم یک سیستم داوطلبی مخصوص بچه‌ها راه بیندازم». ‌او از 2 سال پیش و زمانی که 13 ساله بود، سازمان داوطلبی و غیرانتفاعی kids4Community را راه‌اندازی کرد؛ سامانه‌ای که فقط نیروهای داوطلب زیر 18سال را پذیرش می‌کند. کار این سازمان، قرارداد بستن با سازمان‌ها یا افرادی است که ایده مهمی برای بهبود وضعیت شهر دارند؛ ایده‌ای که نیروهای داوطلب می‌توانند آن را انجام بدهند. در نهایت، بعد از اینکه نقشه انجام پروژه ریخته شد، خود بچه‌ها از جمع‌آوری بودجه تا اجرای برنامه را برعهده می‌گیرند. شاید عجیب به‌نظر برسد اما طی2 سال، این ایده غیرانتفاعی توانسته حدود یک میلیون دلار پول جمع کند. مشکلات بی‌خانمان‌های بخشی از سن‌دیه‌گوی آمریکا، پخش غذای گرم بین افراد نیازمند و سرویس‌های رفت‌وآمد رایگان برای سالمندان و نیازمندان را نیز فراهم کرده است. کنان پالا می‌گوید: «برنامه‌ام این است که وقتی دبیرستان را تمام می‌کنم، برادرم را در کارم شریک کنم. او حالا خیلی کوچک است اما تا آن زمان و وقتی بزرگ‌تر بشود، می‌تواند بخشی از مشکلات شهر را حل کند. با این حساب، وقتی به دانشگاه بروم، او هم از مهم‌ترین مهره‌های سازمان غیرانتفاعی بچه‌ها خواهد شد.»

روبات‌سازیبا زباله‌ها

روهیت سوینیواسان؛ 19ساله

سیدارث سوینیواسان؛ 17ساله

روهیت و سیدارث سرینیواسان 2برادر خوره‌ کامپیوتر، روبات و همه‌‌چیزهای بامزه دنیای فناوری بودند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌ها و البته راه‌های درآمدشان هم سفر به هندوستان، سرزمین آبا و اجدادی‌شان بود تا بتوانند بچه‌های هندی را با دانش روباتیک آشنا کنند.

این بچه‌ها جز آشناشدن با ساخت روبات‌های نسبتا ساده و مقدماتی برای برنامه مهم جام روبات‌ها نیز خودشان را آماده می‌کردند؛‌ رقابتی که از جنبه علم و فناوری نیز در جهان بسیار شناخته شده و مهم است. اما یک چالش مهم، بچه‌های هندی را از اینکه بتوانند تمام و کمال در این برنامه مهم حاضر شوند، باز می‌داشت؛ آن هم کمبود امکانات اولیه ساخت روبات و البته گران‌بودن‌شان بود. 

سیدارث در این‌باره می‌گوید: «به فکرمان رسید که این مشکل را با یک ایده استارتاپی ساده حل کنیم. یک پکیج روباتیک بسیار ساده و ارزان تهیه کردیم که کاربر می‌توانست با ساده‌ترین چیزها روباتش را بسازد. اسم این سیستم را TrashBot گذاشتیم که به‌معنای روبات‌ زباله‌ای است چون سعی کرده‌ایم در ساخت این پکیج کمک آموزشی از وسایل دورریختنی، ساده و بسیار ارزان استفاده کنیم. 

حسگرها، باتری، ‌اتصالات و... تا جایی که امکان داشت، ‌با وسایل ارزان‌تری جابه‌جا شدند. از بطری پلاستیکی، چوب یا حتی زباله به‌عنوان بدنه استفاده کردیم. چوب بستنی، نقش عایق را برایمان ایفا کرد و گیره کاغذ هم، بعضی بخش‌های مختلف را با مواد دیگری جایگزین کردیم. در نهایت قیمت یک کیت کامل ساخت روبات پیشرفته با ملزومات و دستور ساخت آن به حدود 100دلار در هر بسته می‌رسد که بهایی کاملا اقتصادی است». هدف اولیه آنها کمک به دانش‌آموزان هندی و ساده‌تر کردن شیوه آموزش خودشان بود اما حالا مشتریان جدیدی از تمام دنیا دارند و سرمایه‌گذارانی نیز برای همکاری با آنها در انتظار هستند. سیدارث می‌گوید:« ایده‌های دیگری مثل ساخت کولرهای همراه با استفاده از بدنه بطری نوشابه هم اجرا کرده‌ایم تا بچه‌ها بتوانند تأثیر روباتیک را در زندگی روزمره‌شان احساس کنند. گاهی می‌شنویم که با همین ایده، دستگاه‌های خنک‌کننده کوچکی ساخته می‌شود و با فروش آنها درآمد کسب می‌کنند».


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

امروزه تمام شرکت ها در هر حوزه کسب و کاری نیازمند راه اندازی سایت رسمی هستند. این امر بسیار رایج است، بنابراین مشاهده یک برند بدون سایت رسمی یا سایتی بدون به روز رسانی مداوم غیرحرفه ای خواهد بود.

 بدون تردید در زمینه راه اندازی سایت نیز مانند هر فعالیت دیگری در حوزه کسب و کار تردیدهای زیادی وجود دارد. به همین دلیل من در مقاله فعلی به بررسی ضرورت داشتن سایتی فعال برای برندها پرداخته ام. به این منظور نکات ذیل را مورد بررسی قرار دهید.

4 دلیل برای سرمایه گذاری بر روی سایت رسمی کسب و کارمان

سایت های تخصصی حوزه کسب و کار و بازاریابی مطالب بسیار زیادی در مورد ضرورت راه اندازی سایت معتبر دارند، با این حال من در اینجا به بررسی چهار مورد از مهم ترین نکات در زمینه کاربرد سایت رسمی در فعالیت شرکت ها خواهم پرداخت.

1. افزایش اعتبار شرکت مان

داشتن یک سایت رسمی شرکت ما را نزد مشتریان بالقوه معتبرتر جلوه خواهد داد. امروزه بسیاری از شرکت ها در زمینه تولید محصولات دارای راهنمای استفاده نسبتا پیچیده فعالیت دارند. به همین دلیل راه اندازی یک سایت رسمی برای بیان نکات جانبی در این زمینه بسیار مفید خواهد بود. به این ترتیب مشتریان سایت شما را به چشم محلی مورد اعتماد برای کسب اطلاعات مفید پیرامون خریدشان تلقی می کنند. افزایش اعتماد مشتریان به سایت رسمی برندمان در طولانی مدت به معنای افزایش خریدشان از ما خواهد بود. به این ترتیب میزان فروش و سود ما نیز در بلندمدت افزایش چشمگیری خواهد داشت.

2. ارائه نکات آموزشی و ترغیب مشتریان

امروزه اغلب برندها علاوه بر سایت رسمی دارای وبلاگ جانبی نیز هستند. در وبلاگ اغلب مطالب نسبتا کوتاه و مختصر پیرامون موضوعات مرتبط با محصولات برندها منتشر می شود. به طور کلی تولید محتوا در سایت برندمان باید حول دو محور اصلی باشد: نخست ارائه نکات آموزشی در زمینه های مرتبط با برند ما و دوم ترغیب مشتریان به خرید و استفاده از محصولات مان. متاسفانه شمار قابل توجهی از برندها نسبت به این مزیت راه اندازی سایت رسمی بی توجه هستند. به همین خاطر نیز در عمل مشکلات زیادی را در فرآیند بازاریابی و فروش تجربه می کنند. نکته جالب تولید محتوای آموزشی و ترغیب مشتریان افزایش وفاداری آنها به برندمان است. بالطبع این امر موجب افزایش فروش ما خواهد شد.

3. جذب ترافیک سایت بیشتر

به گزارش سایت Thrive Global، جذب ترافیک بیشتر به سایت رسمی یکی از نیازهای اصلی برندها محسوب می شود. این امر به معنای توانایی دستیابی به مشتریان تازه خواهد بود. نکته مهم امکان دستیابی به مشتریان بالقوه بیشتر در صورت استفاده درست از کلیدواژه هاست. استفاده مناسب از کلیدواژه ها باعث ارتقای جایگاه سایت برندمان در جست وجوهای گوگل و سایر موتورهای جست وجوگر می شود. مهم ترین بخش های یک مقاله برای استفاده از کلیدواژه ها تیتر اصلی و سطر نخست مقاله است. به این ترتیب به هنگام جست وجوی مطالب مرتبط با کسب و کارمان از سوی کاربران شانس مشاهده سایت ما افزایش خواهد یافت. امروزه اغلب مشتریان به جای تبلیغات به جست وجوی شخصی درباره محصولات مورد نیازشان توجه دارند. اینترنت نیز همیشه انتخاب نخست افراد در این زمینه خواهد بود. به همین خاطر نیز شرکت ما باید همیشه مقالات مفید با استفاده از کلیدواژه های مناسب برای مخاطب هدفش تولید کند.

4. رشد هویت برندمان

هویت برند ما به سادگی از طریق سایت رسمی مان قابل رویت است. همچنین این امر آزمون مناسبی در زمینه سنجش درستی استراتژی برندسازی شرکت مان خواهد بود. متاسفانه امروزه توجه مناسبی به انتخاب استراتژی برندسازی درست از سوی شرکت ها صورت نمی گیرد. به همین خاطر بسیاری از کسب و کارهای کوچک به طور فزاینده ای برندهای شان شبیه یکدیگر است. این امر کار تصمیم گیری را برای مشتریان به شدت دشوار خواهد کرد. وقتی برندها تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، تصمیم گیری بدل به امری پیچیده خواهد شد. به علاوه، فعالیت درست در سایت رسمی برندمان امکان پیگیری الگوی بازاریابی مناسب و تاثیرگذار را نیز فراهم خواهد کرد. خوشبختانه امروزه امکان راه اندازی فروشگاه آنلاین برای برندمان نیز وجود دارد. به این ترتیب مشتریان به طور مستقیم خریدشان را از ما انجام خواهند داد. این امر به معنای کسب سود بیشتر خواهد بود. نکته مهم در اینجا داشتن یک سایت مناسب همراه با سیستم فروش کارآمد است.

جمع بندی نهایی

امروزه داشتن سایت رسمی برای کسب و کارمان ضروری است. فرقی ندارد شما وکیل، تولیدکننده کفش یا یک شرکت لوله کشی باشید، به هر حال باید صفحه ای اینترنتی برای دسترسی مشتریان مان به اطلاعات موردنیاز پیرامون خود راه اندازی کنید. این امر موجب سهولت یادگیری مشتریان درباره شما و ماهیت فعالیت تان خواهد شد. امروزه مشتریان بیش از هر زمان دیگری علاقه مند به یادگیری درباره خریدهای شان هستند. به این ترتیب کمتر مشتری بدون بررسی محصولات مختلف برندها اقدام به خرید می کند. همچنین در مورد محصولات دارای تکنولوژی های نوین آموزش نحوه استفاده به مشتریان نیز ضروری خواهد بود. همه این فرآیندها از طریق راه اندازی سایت رسمی برای برندمان قابل پیگیری است.

در نهایت، توجه به هماهنگی فعالیت سایت رسمی برند با اهداف شرکت مان ضروری است. با انجام درست این کار و توجه به توصیه های این مقاله نتیجه کار شما را غافلگیر خواهد کرد. همچنین میزان شهرت و اعتبار برندمان نیز تا حد زیادی افزایش خواهد یافت.

امروزه داشتن یک سایت حرفه ای برای برندمان ضرورتی اجتناب ناپذیر به منظور باقی ماندن در رقابت کسب و کار است. به این ترتیب باید هرچه زودتر نسبت به راه اندازی سایت رسمی برندمان و به روز رسانی اش اقدام کنیم.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

مشتریان ما هیچ گاه تا این اندازه دست برتر را نداشته اند. امروزه انتخاب های بسیار زیادی پیش روی مشتریان قرار دارد.

 از یکسو وجود گزینه های بسیار امکان سردرگرمی مشتریان و ناتوانی در زمینه انتخاب یک برند برای خرید را به همراه می آورد. ترجیح اغلب مشتریان، یک برند آشنا با سلیقه شان است. به این ترتیب برند موردنظر با طراحی کمپین های بازاریابی اختصاصی برای آنها امکان فروش محصولات بیشتر را خواهد داشت. این امر به معنای افزایش وفاداری مشتریان به برند و کاهش نگرانی ها و اتلاف وقت مشتریان برای یافتن محصول موردنیازشان است. به این ترتیب مشتریان همیشه به سراغ برند مورد علاقه و قدیمی شان می روند.

به صورت خلاصه، در اینجا مفهوم بازاریابی دقیق مطرح می شود. این امر برای کسب و کارها گونه ای سلاح در راستای تعامل هرچه بیشتر با مشتریان فعلی است. به این ترتیب هزینه های یافتن مشتریان تازه کاهش چشمگیری خواهد یافت. نتیجه امر نیز تبدیل مشتریان معمولی برندمان به مشتریان وفادار و ثابت است.

بازاریابی دقیق چیست؟

به منظور توضیح این تکنیک بازاریابی ابتدا تصویری را تجسم کنید. شما همین چند ساعت پیش از یک سایت فروش آنلاین خرید کرده اید. تا الان نیز از خریدتان راضی هستید. دو روز بعد فروشگاه موردنظر برای شما ایمیل مبنی بر تخفیف مناسب بر روی محصولی که همین چند روز پیش خریدید، ارسال می کند. به عبارت بهتر، محصول مورد نظر همان روز صبح به دست شما رسیده است.

از نظر بسیاری از کارشناس ها چنین رفتارهای نادرستی از سوی برندها دلیل اصلی از دست رفتن مشتریان است. چنین رفتارهایی پیام روشنی مبنی بر شناخت نادرست برندها از مشتریان مخابره می کند. در مورد محتوای بازاریابی و تبلیغاتی نیز شرایط یکسانی حاکم است. بسیاری از برندها به دلیل عدم شناخت مشتریان شان اقدام به تولید محتوای ناهماهنگ با سلیقه آنها می کنند.

هدف اصلی در بازاریابی دقیق معطوف به مشتریان فعلی به منظور افزایش وفاداری شان است. در این الگو به جای استفاده از تبلیغات به سراغ تولید محتوا و کمپین های بازاریابی هماهنگ با سلیقه و نیاز مشتریان فعلی برند می رویم.

تقسیم بندی بازار محور اصلی بازاریابی دقیق است. در این مرحله ما پس از انتخاب بازار هدف مان آن را به بخش های کوچک تر تقسیم می کنیم. به این ترتیب هر کدام از بخش های کوچک تر دارای نیازهای و سلیقه خاص خود قلمداد می شود. گاهی اوقات تقسیم بندی براساس معیارهای ساده نظیر جنسیت و گاهی بر پایه معیارهای پیچیده مانند مردهای مجرد زیر 40 سال خواهد بود.

در اینجا به این مسئله باید اینگونه نگاه کرد: در حالی که شبکه های اجتماعی فرصت بازاریابی مستقیم را برای برندها فراهم می کند، بازاریابی دقیق امکان تعامل با مخاطب های مناسب در زمان مناسب و از طریق پیام مناسب را امکان پذیر خواهد کرد. نتیجه اصلی این فرآیند افزایش وفاداری مشتریان و کاهش احتمال اتلاف بودجه برندمان و زمان مشتریان است. فقط باید از خودمان درباره تجربه های بمباران تبلیغاتی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی سوال کنیم. امروزه اغلب مشتریان تمایل به وفاداری به مجموعه ای مشخص از برندها دارند. به این ترتیب با پاسخگویی درست به این خواسته امکان کسب سود بیشتر از طریق مشتریان ثابت فراهم می شود. از نقطه نظر مشتریان، درک درست برندها از نیازشان به معنای امکان تعامل مداوم با برندهای مورد علاقه شان و عدم دریافت پیام های تبلیغاتی مختلف است.

تمام هدف ما در اینجا تلاش برای ایجاد ارتباط با مشتریان هماهنگ تر با ماهیت و محصولات برندمان است. به این ترتیب دامنه مشتریان وفادار ما افزایش خواهد یافت. ویژگی اصلی مشتریان وفادار تمایل بیشتر به خرید از برند ما در مقایسه با دیگر رقباست. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از برندها با مشتریان معمولی ناتوانی در حفظ آنها برای مدت زمان طولانی است. بدون تردید در راستای جلب نظر مشتریان فعلی و تبدیل شان به مشتریان ثابت برندمان باید اقدام به استفاده از ابزارهای تازه بازاریابی و گردآوری اطلاعات پیرامون آنها نیز کنیم.

چگونه از بازاریابی دقیق برای افزایش سود استفاده کنیم؟

درست به مانند هر کمپین بازاریابی دیگری، در اینجا نیز باید کارمان را با یک هدف مشخص شروع کنیم. به راستی ما قصد دستیابی به چه هدفی را از طریق این الگوی بازاریابی داریم؟ آیا هدف اصلی در اینجا افزایش میزان بازدید کاربران از اکانت مان در شبکه های اجتماعی است؟ یا شاید هم قصدمان بازیابی دوباره اعتماد مشتریان از دست رفته مان است.

اجازه دهید در اینجا به دو شیوه اجرای بازاریابی دقیق توجه کنیم. در الگوی نخست، فرض کنیم ما هدف موردنظرمان را مشخص کرده ایم. پس از آن ما باید اقدام به ارزیابی و تولید ارزش براساس اطلاعات به دست آمده از کمپین های قبلی مان کنیم. این اطلاعات باید به ما در زمینه دسته بندی درست مشتریان مان کمک کند. توصیه من در اینجا اقدام برای تعیین گونه ایده آل مشتریان مان پیش از شروع به دسته بندی آنهاست. به این ترتیب ما آشنایی کافی با معیارهای موردنظرمان برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان خواهیم داشت. پس از این مرحله امکان دسته بندی بیشتر مشتریان براساس نوع سلیقه و نیازهای شان وجود دارد.

در مرحله بعد ما باید به سراغ افزایش دقت و هماهنگی محتوای کمپین مان با نیازها و سلیقه مشتریان مختلف برندمان باشیم. بر این اساس تخمین میزان مشتریان حاضر در هر دسته بندی و تولید محتوای مختلف برای جلب رضایت گروه های گوناگون اهمیت دارد. متاسفانه بسیاری از برندها به جای توجه به گوناگونی مشتریان شان اقدام به شناسایی فقط یک دسته می کنند. به این ترتیب در عمل بقیه گروه ها را فدای یک گروه خواهند کرد. در اینجا هدف اصلی ما باید تلاش برای افزودن گروه های متفاوت هرچه بیشتری از مشتریان به دامنه فعالیت الگوی بازاریابی مان باشد. استفاده از اطلاعات دست اول در اینجا اهمیت دارد. به این ترتیب با بررسی اطلاعات هرچه بیشتر امکان دستیابی به نتیجه بهتر فراهم می شود.

همیشه وقتی یک کمپین را راه اندازی می کنیم، نیازمند ارزیابی نتایج آن نیز هستیم. مشکل اصلی بسیاری از برندها عدم ارزیابی مداوم نتایج فعالیت برندشان است. به این ترتیب در عمل فقط یک بار اقدام به ارزیابی نتایج می کنند.

همه چیز درباره داده و برند سازی است

داده در قلب فرآیند بازاریابی دقیق جای دارد، با این حال تمام فرآیند کسب و کار معطوف به بازاریابی و تحلیل داده ها نیست. برندسازی یکی از نکات مهم در این زمینه است. بنابراین باید به فکر استفاده از داده های در دسترس مان به منظور استفاده ای فراتر از بازاریابی صرف باشیم. بدون تردید در هر فرآیند کسب و کار داده ها بهترین دوست برندمان محسوب می شود. برخی از کاربردهای اساسی داده ها به شرح ذیل است:

تحلیل های تقسیم بندی: داده های مورد استفاده در این زمینه کمک شایانی در زمینه یافتن اهداف برندمان و ارزیابی آنها خواهد کرد.

تحلیل های آینده نگر: در این زمینه هدف اصلی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با هدف پیش بینی دقیق وضعیت آینده بازار و برندمان است.

علاوه بر تجزیه و تحلیل داده ها ما نیازمند تمرکز بر روی برندسازی با هدف جلب توجه بیشتر مشتریان هستیم. در حالی که داده ها به ما در زمینه تولید پیام های هماهنگ با سلیقه مخاطب هدف کمک می کند، برندسازی به آشنایی بهتر مخاطب ها با برندمان یاری می رساند. هنگامی که ما به صورت درست با یک برند آشنا شویم، علاقه مان به آن نیز بیشتر خواهد شد.

اگر شما هنوز المان های اصلی برندتان نظیر لوگو، صدای اصلی، رنگ ها و شعار تبلیغاتی را انتخاب نکرده اید، راه درازی در زمینه برندسازی در پیش خواهید داشت. استفاده از شیوه آزمایش A/B (دو گانه) یکی از راهکارهای مناسب به منظور یافتن الگوی مناسب برندسازی برای شرکت مان محسوب می شود. نکته مهم در فرآیند برندسازی اطمینان از هماهنگی برندمان با ارزش ها و تعهدات مان در کنار سلیقه مخاطب هدف است.

جمع بندی

در نهایت، بازاریابی دقیق به طور کامل پیرامون پالایش پیام برندمان با هدف جلب توجه افراد مناسب است. استفاده از داده ها و تجزیه و تحلیل آنها نیز در همین راستا معنا پیدا می کند. به این ترتیب امکان افزایش شمار مشتریان و سود برندمان فراهم خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر برای مدت زمان نسبتا زیادی در عرصه کسب و کار فعالیت داشته باشید، به احتمال زیاد دست‎کم یک مشتری همیشه ناراضی خواهید داشت. این مشتری صرف نظر از هر اقدامی از سوی شرکت شما همیشه ناراضی خواهد بود.

 شاید شما پیش از این تجربه مواجهه با چنین مشتریانی را داشته باشید. به طور معمول این دسته از مشتریان خواسته های غیرمنطقی دارند. همچنین احترام چندانی برای زمان و مهارت اعضای شرکت تان نیز قائل نیستند. به این ترتیب شیوه رفتار آنها شما را کلافه خواهد کرد. در چنین شرایطی اغلب کارمندان از کارشان خسته می شوند. به این ترتیب علاقه شان به ترک محیط کار و بازگشت به خانه چند برابر خواهد شد.

پیش از بررسی بیشتر موضوع قصد من بیان یک نکته مهم است. حتی اگر مشتریان ما بسیار سختگیر و غیرمنطقی باشند، باز هم این مشکل برند ما خواهد بود.

پرسشی که هر کارآفرینی در مواجهه با این نوع مشتریان باید مطرح کند، بسیار واضح است: به منظور تعامل با آنها چه باید کرد؟ همچنین در صورت ادامه روند نارضایتی مشتری موردنظر چه زمانی باید با وی قطع ارتباط کرد؟ در این مقاله هدف اصلی من پاسخگویی به این دو پرسش است.

1. شناخت تفاوت میان مشتریان سختگیر و مشتریان دارای دشواری

در این بخش قصد من اشاره به تفاوتی بسیار مهم و تاثیرگذار است. بدون تردید همه مشتریان ما انسان های عادی هستند. با این حال در برخی از موارد برند ما در زمینه پاسخگویی درست به انتظارات آنها با مشکل مواجه می شود. به این ترتیب ما موجب ایجاد دشواری برای آنها می شویم. بدون تردید این دسته از افراد مشتریان سختگیر محسوب نمی شوند. فقط سطح انتظارات شان با تجربه خرید از برندمان فاصله دارد. شکل موردنظر هرچه باشد، تلاش برند ما برای رفع آن موجب خوشحالی و رضایت آنها خواهد شد.

در سوی دیگر، مشتریان سختگیر به هیچ شیوه ای خوشحال و راضی نمی شوند. در این مورد سرچشمه نارضایتی در آنها قرار دارد. به همین دلیل هر کاری هم که انجام دهیم، امکان جلب رضایت شان وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی ایراد اصلی از برند ما نیست. کاری هم از دست ما بر نمی آید. به احتمال زیاد آنها به همین شیوه با دیگر برندها نیز برخورد می کنند.

2. قطع رابطه با مشتریان سختگیر

وقتی شما نسبت به وجود مشتریان سختگیر اطراف برندتان آگاه شدید، اقدام به قطع همکاری با آنها کنید. هیچ تردید در این میان وجود ندارد.

به طور معمول برندها وقت و انرژی زیاد برای مشتریان سختگیر می گذارند. در نهایت نیز اغلب این تلاش ها بدون کمترین دستاوردی خواهد بود. دلیل اصلی این امر ذهنیت ما در مورد امکان تبدیل آنها به مشتریان خوشحال و همچنین ترس از قطع رابطه با آنهاست.

نکته مهم در اینجا عدم تمایل آنها به برند ماست. به این ترتیب تمام اقدامات ما در این راستا با بی‌توجهی و عدم تغییر وضعیت آنها رو به رو خواهد شد. بی‌تردید چنین امری زندگی را برای ما دشوار خواهد کرد. اگر شما توانایی انجام هیچ کاری برای مشتریان سختگیر را ندارید، پس چرا باید آنها را تحمل کنید؟ به احتمال زیاد شما در راستای فعالیت حرفه ای تان تمام تلاش خود را کرده اید، با این حال از یکجایی به بعد دیگر وظیفه ای متوجه برند ما نیست. در مورد مشتریان سختگیر مرز مسئولیت های برند ما رد می شود بنابراین باید اقدام به قطع رابطه با آنها کرد.

3. انتظارات همه چیز است

به طور معمول برندها با اختصاص زمان مناسب به مشتریان شان اقدام به ساماندهی معامله ای برد- برد می کنند. این امر با توجه مناسب به سطح انتظارات مشتریان به خوبی انجام می شود.

از همان برخورد نخست با مشتریان وظیفه اصلی ما ساماندهی و مدیریت انتظارات شان است. وقتی برندها چنین کاری انجام ندهند، مشتریان خود اقدام به تعریف انتظارات شان می کنند. به این ترتیب شانس عدم رابطه مطلوب میان برند ما و مشتریان افزایش خواهد یافت. با ارائه اطلاعات مهم در زمینه نحوه تولید محصول و رسیدگی به امور امکان ایجاد انتظارات مناسب در مشتریان وجود دارد. به این ترتیب دیگر خبری از سختگیری های بی‌دلیل آنها نخواهد بود (دست‎کم این سختگیری ها کمتر می شود).

نکته مهم در این میان ناکارآمدی بیان محدودیت های برندمان پس از طرح خواسته ای ناهماهنگ با برندمان از سوی مشتریان است. در چنین زمانی مشتریان دیگر به ادعاهای برندمان اعتماد نخواهند کرد.

4. مسئولیت همیشه متوجه برند ماست

اغلب مواقع برندها در مواجهه با مشکلات مشتریان حالت تدافعی به خود می گیرند. به این ترتیب گاهی اوقات برندها در عمل مشتریان را سرزنش می کنند. حتی اگر ما تمام کارهای موجود در حیطه وظیفه مان را درست انجام دهیم، باز هم ناتوانی در زمینه جلب رضایت مشتریان مشکل ما خواهد بود. دلیل اصلی این امر تلاش ما برای کسب سود از فرآیند کسب و کار است بنابراین مشتریان مشکلی با مراجعه به یکی از رقبای ما نخواهند داشت.

در بسیاری از موارد اقدام مناسب از سوی برندها تلاش برای یافتن پاسخی برای ایجاد رضایت و خوشحالی در مشتریان است. خوشبختانه در اغلب موارد پاسخ مورد انتظار بسیار ساده تر از تصورات پیچیده ما خواهد بود. من این امر را هنگام عذرخواهی از یک مشتری به شدت سختگیر متوجه شدم. در عین ناباوری مشتری مورد نظر پس از عذرخواهی من حالت دوستانه ای به خود گرفت. البته منظور من امکان حل مشکل تمام مشتریان سختگیر نیست، با این حال میزانی از تلاش در این زمینه ضروری است. در صورت عدم نتیجه‎بخشی تلاش مان راهکار نهایی قطع همکاری با مشتری سختگیر خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

همه اهالی کسب و کار از ضرورت جذب مشتریان در صورت علاقه به ادامه فعالیت برندهای شان آگاهی دارند. در هر صورت، تقریبا تمام مقالات موجود در وبلاگ های تخصصی کسب و کار چنین نکته ای را در خود جای داده اند.

 نکته مهم درخصوص رابطه با مشتریان ضرورت ارتقای رابطه مان از سطح معمولی است. به این ترتیب اگر ما قصد ایجاد ارتباطی واقعی با مشتریان مان را داریم، باید برای شناخت آنها در سطح شخصی تلاش کنیم. به این ترتیب برند ما به خوبی سلیقه، دلیل اصلی آنها برای خرید یک محصول و نحوه تصمیم گیری شان را متوجه خواهد شد.

امروزه بسیاری از برندها احساس توانایی بیشتر در زمینه تعامل با مشتریان شان در صورت استفاده از نکات علمی و آموزشی را دارند. آیا شما نیز به دنبال راهکارهای مناسب برای افزایش سطح تعامل برندتان با مشتریان هستید؟ در این صورت مقاله فعلی دقیقا به کار شما خواهد آمد. هدف اصلی من در این مقاله بررسی راهکارهای کاربردی برای ایجاد رابطه ای عمیق تر و در سطح شخصی برای تبدیل مشتریان عادی به مشتریان وفادار برندهاست. در ادامه به بررسی هر کدام از این راهکارها خواهیم پرداخت.

1. پاسخگویی به مشتریان در کمترین زمان ممکن

بدون تردید تمام صاحبان کسب و کارهای کوچک به طور مداوم در تلاش برای یافتن راهکارهای تازه و کاربردی برای ارتقای سطح فعالیت برندشان هستند. متاسفانه اغلب این افراد به دنبال راهکارهای بسیار بزرگ و عجیب و غریبند، با این حال در اغلب اوقات تاثیرگذارترین تغییرات و شیوه ها درست رو به روی ما قرار دارد. یکی از این راهکارها تلاش برای پاسخگویی سریع به مشتریان در کمترین زمان ممکن است. به طور معمول مشتریان ما انتظار مشخصی در زمینه پاسخگویی از سوی برندمان دارند. براساس معیارهای مختلف حداکثر 24 ساعت پس از ارسال پیام باید پاسخی از سوی برند ما داده شود. در غیر این صورت مشتریان احساس بی احترامی خواهند کرد. در اینجا باید به تجربه شخصی خودمان رجوع کنیم. بدون تردید همه ما تجربه هفته ها و حتی ماه ها انتظار برای دریافت پاسخ از برخی برندها را داشته ایم. تلاش برای حذف چنین تجربه های ناخوشایندی اهمیت بالایی در زمینه کسب و کار دارد.

خوشبختانه امروزه برخی پژوهش های بسیار گسترده در زمینه تاثیر مثبت پاسخگویی سریع به مشتریان وجود دارد. براساس پژوهش موسسه هاروارد بیزینس ریویو، شانس برندها در زمینه جذب مشتریان تازه در صورت پاسخگویی سریع به درخواست ها و پرسش های مشتریان 400 برابر افزایش خواهد یافت.

نکته مهم در اینجا تفاوت زمان مورد انتظار مشتریان برای دریافت پاسخ از برندها در صنایع مختلف است، بنابراین ما باید خود را با انتظار مشتریان هماهنگ سازیم. در غیر این صورت کسب موفقیت برندمان با چالش های جدی مواجه خواهد شد.

2. گامی اضافه در راستای کسب رضایت مشتریان

پیرامون آخرین باری که به عنوان مشتری یک محصول با بخش خدمات مشتریان یک برند تماس گرفته اید، فکر کنید. به طور معمول اغلب برندها از سیستم هوشمند پاسخگویی به مشتریان استفاده می کنند. بدون تردید هنوز هم این نوع سیستم ها ناکارآمدی های خاص خود را دارند، با این حال در صورت خوش شانسی یکی از کارمندان برند موردنظر به ما پاسخ خواهد داد. در اینجا نیز به احتمال زیاد کارمند موردنظر از روی یک متن آماده به ما پاسخ می دهد. اکنون درباره تجربه تماس با یک برند دارای رویکردی کاملا متفاوت در زمینه خدمات مشتریان فکر کنید. برند موردنظر به جای استفاده از سیستم هوشمند یا تهیه متن آماده برای پاسخگویان به آنها آموزش های لازم را می دهد. سپس کارمندان براساس آموزش های دریافتی پاسخ هر مشتری را خواهند داد. بدون شک این نوع تجربه تاثیر بسیار مطلوب تری بر روی تجربه خرید ما از یک برند دارد. به طور معمول در چنین شرایطی اغلب مشتریان تمایل بالایی برای وفاداری به یک برند پیدا می کنند. به هر حال هر برندی که اهمیت بیشتری به مشتریان خود دهد، در حوزه کسب و کار موفق تر خواهد بود.

امروزه مشتریان دامنه بسیار وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارند. به همین دلیل انتخاب یک برند معمولا براساس کیفیت و سطح رابطه صمیمانه آن با مشتریان صورت می گیرد. در این میان اگر برند ما سپاسگزاری خود را نسبت به خرید مشتریان به گونه ای مطلوب و مورد انتظار خریدارها نشان ندهد، موفقیت چندانی در حوزه کسب و کار کسب نخواهد کرد. به علاوه، همیشه برندهای رقیبی در بازار برای شکار مشتریان ما با ارائه خدمات بهتر وجود دارد.

3. ارسال ایمیل های خواندنی برای مشتریان

به طور معمول بازاریابی ایمیلی به عنوان تاثیرگذارترین ابزار در زمینه بازگشت سرمایه برندها قلمداد می شود. میزان بازگشت سرمایه برندها از طریق این الگو تقریبا چهار برابر هر شیوه مشابهی ارزیابی می شود، بنابراین اگر ما به دنبال فروش بیشتر محصولات مان هستیم، باید به سراغ ارسال ایمیل های بیشتر برویم. نکته مهم در این میان توجه به سلیقه مخاطب هدف و مشتریان برندمان به هنگام تهیه محتوای ایمیل های مان است. به این ترتیب در صورت ارسال ایمیل ناهماهنگ با سلیقه مشتریان استقبال چندانی از کمپین برندما صورت نخواهد گرفت. همچنین شانس برندمان در زمینه شناخت بهتر مشتریان و ایجاد رابطه ای صمیمانه هم از دست می رود. متاسفانه امروزه بسیاری از برندها در زمینه ارسال چنین ایمیل هایی با مشکلات جدی در زمینه تهیه مطالب موردپسند مشتریان شان مواجه هستند.

براساس پژوهش موسسه Constant Contact، یکی از دلایل اصلی خروج مشتریان از سیستم خبرنامه برندها دریافت محتوای نامرتبط است. به این ترتیب با تولید محتوای مفید و سازگار با سلیقه مشتریان برندمان تغییری شگرف در زمینه رابطه برندمان با مشتریان ایجاد خواهیم کرد.

بدون تردید هیچ کاربر اینترنتی علاقه مند به دریافت ایمیل های عجیب و غریب و بی علاقه به آنها نیست، بنابراین برند ما برای موفقیت در این زمینه باید شناخت بالایی از مشتریان خود پیدا کند. در صورت شناخت درست مشتریان حتی ارسال ایمیل های فراوان به آنها نیز موجب رنجش شان نخواهد شد. به هر حال همه ما از دریافت محتوای مورد علاقه مان حتی به مقدار زیاد لذت خواهیم برد. نکته مهم در این میان توجه به نیاز مشتریان و زمینه فعالیت برندمان است. به این ترتیب امکان تولید محتوای موردپسند مشتریان و افزایش شانس برندمان برای ایجاد رابطه ای شخصی با آنها فراهم خواهد شد.

4. شخصی سازی وبلاگ کسب و کارمان

یک نکته مهم در زمینه روابط مردم علاقه آنها به سایر مردم است. این امر به معنای تاثیرگذاری بیشتر مردم بر یکدیگر به جای برندها و افراد تاثیرگذار است. به همین دلیل امروزه اغلب برندها به دنبال استفاده از الگوی بازاریابی و تبلیغاتی مبتنی بر جلب همکاری مردم عادی هستند.

به عنوان یک برند باید اقدام به تغییر چهره مان از یک کسب و کار خشک و بی روح کنیم. این امر از طریق تلاش برای فعالیت به عنوان یک فرد حقیقی به جای یک برند امکان پذیر است. به عنوان یک فرد معمولی ما رابطه ای صمیمی با دوستان مان خواهیم داشت. به این ترتیب در دنیای شبکه های اجتماعی و تعاملات کسب و کار نیز باید در تلاش برای پیاده سازی این شیوه باشیم. بدون تردید این فرآیند دشواری های خاص خود را دارد. با این حال نتایج مثبت حاصل از آن ارزش سختی های موردنظر را دارد.

5. استفاده از کمک مشتریان برای تولید محتوا

موفق ترین وبلاگنویس های دنیا از روند طولانی تولید محتوا در دنیای اینترنت صحبت می کنند. برندها نیز در زمینه تولید محتوای آنلاین همیشه با مشکل کمبود ایده مواجه اند. در این میان یک راهکار مناسب برای برندها استفاده از ایده های مشتریان شان است. این امر مستلزم جلب همکاری مشتریان است. به این ترتیب باید همانطور که در بخش قبلی اشاره شد، از حالت یک برند بی روح خشک در بیاییم. فقط در این صورت امکان همکاری سازنده با مشتریان در راستای تولید ایده های تازه وجود خواهد داشت. همچنین نظرخواهی از مشتریان در مورد مسائل مختلف نیز ما را در زمینه ایده پردازی بهتر کمک می کند.

6. دیدار با مشتریان در دنیای واقعی

مردم علاقه بسیار بیشتری به بیان حرف ها و توصیه های خود به برندها در حالت دیدار رو در رو دارند. این امر بسیاری از برندها را به سوی دیدار مستقیم با مشتریان شان با هدف کسب آخرین اطلاعات در مورد میزان رضایت شان سوق داده است. به این ترتیب هدف اصلی در اینجا کاهش سطح نظرخواهی ها به صورت آنلاین است. این امر به دریافت نظرات واقعی مشتریان کمک بسیار بیشتری خواهد کرد.

اگر برند شما امکان ملاقات رو در روی مشتریان را ندارد، استفاده از الگوهایی نظیر تماس تصویری مطلوب خواهد بود. در هر صورت به منظور ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان باید از برقراری تماس به شیوه های غیرحضوری تا حد امکان دوری کرد.

7. به مشتریان تان پاداش دهید

یکی از دلایل اصلی تلاش برای ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان فعلی برندمان هزینه های بالای جذب مشتریان تازه است. فرآیندهای بازاریابی و تبلیغاتی همیشه یکی از پرهزینه ترین فعالیت های برندها محسوب می شود. به همین خاطر تلاش برای حفظ مشتریان با ارائه پاداش های مختلف برای سپاسگزاری از وفاداری شان کاملا منطقی به نظر می رسد.

یکی از راهکارهای ساده تشکر مشتریان ارسال پیام های سپاسگزاری است. همچنین در صورت توانایی برندمان ارائه کدهای تخفیف ویژه به مشتریان وفادار اقدام جالبی خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :13  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

در خانه بمانید و پول در بیاورید! ..........جمعه 10 آبان 1398

۷ قاتل موفقیت را بشناسید ..........جمعه 10 آبان 1398

با کدام روش، کسب و کارم را تبلیغ کنم؟ ..........جمعه 10 آبان 1398

چگونه در فضای مجازی محتوا تولید کنید؟ ..........جمعه 10 آبان 1398

۵ دلیل مهم شکست شرکت‌های نوپا ..........جمعه 10 آبان 1398

گران قیمت‌ترین خودروهای جهان ..........جمعه 10 آبان 1398

پشتیبانی نسخه اندرویدی واتساپ از قفل اثرانگشتی ..........جمعه 10 آبان 1398

نسل پنجم اینترنت در چین آغاز به کار کرد ..........جمعه 10 آبان 1398

اینترنت ۴۵درصد شکایات را گرفت! ..........جمعه 10 آبان 1398

چین ارز دیجیتال ملی تعیین می‌کند ..........جمعه 10 آبان 1398

دانستنی های بازاریابی و فروش(23)..........جمعه 12 مهر 1398

دانستنی های بازاریابی و فروش(22)..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت صنعت گردشگری..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تكنیكهای خلاقیت..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تفكر استراتژیك..........جمعه 12 مهر 1398

رقیب بزرگ اینستاگرام ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

افزایش خلاقیت با ۱۳ اقدام ساده ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رمز و راز یک کسب و کار خوشمزه ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

درس‌هایی از شکست غول‌های تجاری ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

۵ عادت مشترک تمامی کارآفرین‌های موفق ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

همه پستها

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو