بر کسی پوشیده نیست که ناامنی اقتصادی می‌تواند به حساب بانکی، ثروت خانوار و وضعیت روانی یک فرد آسیب وارد کند. اما تحقیق تازه‌‌ای نشان می‌دهد که تبعات منفی شرایط اقتصادی مبهم می‌‌تواند قربانی دیگری داشته باشد که به ذهن کسی نرسیده است: نوآوری در میان کارکنان سطوح پایین‌تر شرکت‌های تکنولوژی. تحقیقی که پروفسور شای برنشتاین به همراه دو نفر دیگر انجام داده، به این نتیجه رسیده در میان کارکنانی که قبل از شروع بحران مالی منابع کمتری برای پرداخت وام مسکن خود داشتند و بنابراین بعد از شروع توفان اقتصادی توانایی کمتری برای بازپرداخت این وام داشتند، اثرات رکود اقتصادی شدیدتر است.

برنشتاین می‌گوید: «کشف اثرات اختلال‌های گسترده‌ای که در بازار مسکن به وجود آمده بود برای ما غیرمنتظره بود. وقتی نااطمینانی در ثروت خانوار به اوج خود رسید، خلاقیت در محیط کار از بین رفت.» محققان برای جمع‌آوری داده، وضعیت کارمندانی را مقایسه کرده که در یک شرکت کار کرده‌اند و در یک حوزه شهری یکسان ساکن هستند، اما ثروت خانوادگی آنها در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸ متغیر بوده است. کارمندانی که سطح درآمدشان به شدت کاهش یافته، پروژه‌های نوآورانه کمتری را دنبال کرده‌اند. برنشتاین می‌گوید منطقی‌ترین توضیحی که برای این تغییر رفتار می‌توان ارائه کرد، فروپاشی بازار مسکن و عدم پرداخت بدهی‌های رهنی است. هر چقدر کارمندان بیشتر نگران این موضوع شده‌اند، کمتر پروژه‌های نوآورانه را در محیط کار خود پیش برده‌اند؛ به‌خصوص پروژه‌هایی که به‌شدت اثربخش، اکتشافی یا پیچیده بوده‌اند. او می‌گوید: «اگر هزینه مسکنی که در آن زندگی می‌کنید گران‌تر شود، آخرین چیزی که می‌خواهید تجربه کنید، از دست دادن شغل‌تان است. ما دریافتیم بیشتر کارکنانی که در این شرایط بودند، خیلی نوآوری از خود به خرج نمی‌دادند و در عوض، از ریسک کردن و انرژی صرف کردن برای تمرکز بر وظایف آنی که در دست‌شان بود، گریزان بودند.»

  آیا ثروت رضایت می‌آورد؟

نکته جالب این است که نویسندگان دریافتند افزایش ناگهانی قیمت‌ مسکن قبل از بحران مالی سال ۲۰۰۸ به تنهایی تاثیری بر نوآوری کارکنان نداشته است. برنشتاین می‌گوید که انتظار داشته وقتی کارکنان ثروتمندتر می‌شوند، ریسک بیشتری کنند و نوآوری بیشتری داشته باشند. در واقعیت، داده‌ها می‌گویند نوساناتی که در میزان ثروت افراد اتفاق می‌افتد فقط در دوران رکود اقتصادی بر نوآوری و بهره‌وری کارکنان اثر می‌گذارد و این یعنی وقتی اوضاع خوب است، کارکنان رضایت بیشتری دارند. «وقتی شرایط اقتصادی به‌طور کلی خوب است، تغییر قیمت مسکن هیچ تاثیری بر بهره‌وری ندارد.»

  ارتباط بین معیشت و اختراعات ارزشمند

برنشتاین و همکارانش نوآوری را بر حسب تعداد حق ثبت اختراعات یک شرکت و تعداد ارجاعاتی که به این حق ثبت‌ها شده، سنجیده‌اند. هر چقدر یک اختراع ارجاع بیشتری خورده باشد، تعداد نوآوری‌های آینده و تکنولوژی‌های جدیدی که به آن وابسته هستند، بیشتر می‌شود. وقتی مخترعین در صنعت تکنولوژی درخواست ثبت اختراع می‌کنند، تعداد کارکنانی که روی پروژه کار کرده‌اند، در یک لیست می‌آید. این اسامی خودشان به بخشی از این اختراعات تبدیل شده و برای همیشه ثبت می‌شوند. بنابراین، اختراعات ثبت شده‌ای که دائم مورد اشاره و ارجاع قرار می‌گیرند، نه تنها بیشترین ارزش اقتصادی را برای یک شرکت به دنبال دارند، بلکه کمک می‌کنند کارکنانی که بیشترین میزان نوآوری را برای آن شرکت به همراه می‌آورند، شناسایی شوند.

در نتیجه، برنشتاین و محققان دیگر توانستند با بررسی این اختراعات ثبت شده تعداد نیروهایی که نام‌شان بیشتر از همه تکرار شده مشخص کنند. افرادی که با کمبود بودجه برای مسکن مواجه شده بودند، اختراعات بسیار کمتری ثبت کرده بودند یا اصلا نام‌شان در هیچ لیست ثبت اختراعی نبود یا اگر هم بود، اختراعاتی را ثبت کرده بودند که ارزش اقتصادی چندانی نداشتند و در نتیجه، چندان مورد ارجاع قرار نگرفته بودند. برنشتاین در این باره توضیح می‌دهد که این اختراعات و نوآوری‌ها چندان اثربخشی که در یک محصول انقلاب ایجاد کنند، نداشتند. او می‌گوید: «اختراعات پیشرفته را طیف گسترده‌ای از تکنولوژی‌ها مورد اشاره قرار می‌دهند، چون نوآوری‌های مهمی محسوب می‌شوند. اختراعاتی که کمتر مورد ارجاع قرار می‌گیرند، بیشتر تکمیلی هستند.»

محققان همچنین اشاره کرده‌اند که مطالعات آنها چشم‌انداز تازه‌ای را در مورد سازمان خلاقیت ارائه می‌دهد. قبلا نظر کارشناسان این بود که مدیران ارشد سیاست‌های نوآوری یک شرکت را تعیین می‌کنند. اما واقعیت این است که معیشت خانوار بر کیفیت کار کارکنان سطوح پایین اثرگذار است و می‌تواند در پروژه‌هایی که آنها حضور دارند تغییر ایجاد کند. در نتیجه به عقیده برنشتاین، بخش مهم نوآوری در صنعت تکنولوژی از پایین به بالا اتفاق می‌افتد، نه صرفا از بالا به پایین.

  انجام اقدامات پیشگیرانه

شاید بزرگ‌ترین نکته‌ای که از این تحقیق می‌توان به دست آورد، ساده‌ترین چیزی است که مشاهده می‌شود. دوره‌های بحران مالی برای کارمندانی که در سطوح پایین کار می‌کنند پراسترس و پردغدغه است و ترکیب افزایش ناامنی شغلی و بی‌ثباتی مالی در سطح خانوار می‌تواند در بسیاری جهات چالش‌برانگیز باشد. از نظر برنشتاین و همکارانش، در این شرایط کارکنان هم درگیر یک وضعیت روانی بد هستند که اضطراب و ناامیدی برای آنها ایجاد می‌کند و هم توانایی آنها برای تمرکز بر نوآوری بلندمدت مختل می‌شود. برای مقابله با این سناریو، بهتر است شرکت‌ها به فکر ایجاد برنامه‌های کمکی برای کارکنان آسیب‌پذیر باشند تا آنها بتوانند دوران مالی پرچالش خود را پشت‌سر بگذارند.

محققان همچنین به این فکر کرده‌اند که چگونه یافته‌های خودشان را به دیگر بخش‌های اقتصاد و دیگر اثرات احتمالی عدم امنیت اقتصادی تعمیم دهند. برنشتاین اشاره می‌کند که بی‌ثباتی اقتصادی ممکن است سلامت روانی کارکنان را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را مضطرب کند؛ هر دو عامل بازدارنده بهره‌وری هستند. او می‌گوید: «رکود اقتصادی اثرات مخرب دیگری هم بر بهره‌وری کارکنان دارد که باید شناسایی شوند. در نهایت، این اولین مرحله‌ای است که می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند از قبل آمادگی مواجهه با رکود اقتصادی را داشته باشند.»


مترجم:مریم رضایی


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:44 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

در نظرسنجی از ۲۱ هزار نفر در سراسر جهان مشخص شد سوئیس، لوکزامبورگ و پاناما بهترین فضا را برای کسب‌وکارها فراهم کرده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، لوکزامبورگ و سوئیس به دلیل محیط مالیاتی مطلوب خود و شفافیت امور دولتی محبوب هستند در حالی که پاناما به دلیل هزینه ارزان تولید و شهره بودن آن به بهشت مالیاتی، در رده سوم قرار دارد. هر چند که این کشور آمریکای مرکزی از نظر شفافیت امور دولتی جایگاه مناسبی ندارد و در میانه جدول ایستاده است.

این رده‌بندی به طور مشترک توسط "بی ای وی گروپ" و دانشکده "وارتون" دانشگاه پنسیلوانیا تهیه شده است. در این رده‌بندی آمریکا در رتبه ۴۳ و انگلیس در رده بیستم جهان قرار دارند. هر چند قوانین مالیاتی دو کشور نسبتا مشابه است اما شفافیت دولتی انگلیس بهتر از آمریکاست.

سوئیس پس از آن که پیش‌تر در معیارهایی چون فرهنگ کارآفرینی و کیفیت زندگی به عنوان برترین کشور جهان معرفی شد اکنون بهترین کشور جهان برای انجام کسب‌وکار معرفی شده است. طبق معیارهای فوق پس از سوئیس، کانادا و آلمان قرار داشتند.

به دلیل رتبه اعتباری ضعیف‌تر در پذیرایی از انجام کسب‌وکارها و سیاست مسافرت آزاد، رتبه انگلیس به نسبت سال گذشته کاهش یافته است.

از پاسخ‌دهندگان همچنین خواسته شد تا رهبران سیاسی و تجاری جهان را بر اساس محبوبیت رده‌بندی کنند که بر این اساس، جاستین ترودو - نخست وزیر کانادا - محبوب‌ترین رهبر جهان و دونالد ترامپ کم محبوبیت‌ترین شخصیت سیاسی معرفی شد.

در بین رهبران تجاری نیز اریک اشمید - مدیرعامل اسبق گوگل - و ایلان ماسک - بنیانگذار گروه تسلا - محبوب‌ترین اشخاص و جمی دیمون - مدیرعامل بانک جی پی مورگان - کم محبوبیت‌ترین شخصیت‌های تجاری جهان معرفی شده‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:35 ب.ظ

همواره کارآفرینی از جمله شغل هایی محسوب می شود که تقریبا تمامی افراد در رویای آن به سر می برند.

با این حال واقعیت این است که تنها تعداد کمی از افراد موفق به رسیدن به چنین آرزویی می شوند. با این حال این امر به معنای غیرممکن بودن آن برای تمامی افراد بوده و تنها به این امر اشاره دارد که به تلاش و خوشفکری بالایی نیاز دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، به علت اینکه کارآفرین شدن برخلاف تصور عموم پروسه ای بلندمدت محسوب می شود و ریسک بالایی دارد، افراد معمولا در ابتدای راه کاملا قید آن را می زنند و به کاری دیگر مشغول می شوند. با این حال در صورتی که جزو آن دسته از افرادی هستید که در این رابطه مصمم اید، توصیه می شود با راهکارها، الزامات و رازهای این امر آشنا شوید.

1- نسبت به اهداف خود اشتیاق لازم را داشته باشید

افراد تنها هنگامی می توانند آستانه تحمل خود را افزایش دهند که نسبت به کار خود علاقه کافی داشته باشند و این یک واقعیت است و کارآفرینان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در همین راستا توصیه می شود در حرفه ای زندگی خود را صرف کنید که نسبت به آن بیشترین حجم از تمایل را دارا هستید. این امر در حفظ انگیزه و تلاش بیشتر عاملی تعیین کننده خواهد بود. با این حال همواره احتمال دارد که بنا به دلایل مختلف افراد به مرور زمان تمایل اولیه خود را از دست بدهند.

عامل اصلی بروز این مشکل در عدم برنامه ریزی درست و توجه نکردن به سطح توانایی خود است. درواقع شما باید خود را برای پیمودن یک مسیر طولانی آماده سازید و تحت این شرایط امکان دویدن در طول مسیر میسر نخواهد بود. به همین دلیل بهتر است از مشاوری با تجربه در راستای بهبود تصمیمات خود استفاده کنید. نکته دیگری که در این رابطه باید مدنظر قرار دهید این است که تیم کاری خود را نیز باید با افرادی تشکیل دهید که اشتیاق به کار کافی را دارند و همسو با اهداف شما باشند. در غیر این صورت بهترین حالت همکاری و کار در قالب یک سیستم و تیم میسر نخواهد بود.

2- به فرصت هایی معطوف شوید کنید که از نظر دیگران پنهان مانده

بدون تردید با انجام کاری تکراری نمی توانید تحولی عظیم را در بازار خود ایجاد کنید. به همین خاطر در صورتی که حتی یک محصول جدید را عرضه نمی کنید لازم است در نحوه انجام کار خود خلاقیت هایی داشته باشید تا بتوانید به بهترین شکل مخاطب خود را تحت تأثیر قرار دهید. بدون تردید بازار شما حاوی فرصت های متعددی خواهد بود که امکان پرداختن به تمامی آنها وجود نخواهد داشت.

به همین خاطر ضروری است تا در زمینه انتخاب موارد به شکلی حرفه ای عمل کنید. در غیر این صورت ممکن است زمان خود را وقف کاری کرده باشید که پتانسیل عملی کردن خواسته های شما را ندارد. با این حال توصیه می شود تا همواره نگاهی به فرصت های پنهان کسب و کار خود داشته باشید. این موارد معمولا با خوش فکری می توانند موفقیتی چشمگیر را به همراه داشته باشند.

3- یادتان باشد که تنها تلاش ضامن موفقیت شما نخواهد بود

برای بسیاری از افراد مسیر موفقیت تنها با تلاش و کار شبانه روزی میسر خواهد بود. با این حال این باور امری منسوخ شده محسوب می شود. درواقع امروزه عامل فکر از اهیمت به مراتب بیشتری برخوردار است. به همین خاطر لازم است تا روی تقویت دانش و ذهن خود سرمایه گذاری کنید. تحت این شرایط قادر خواهید بود کارها را به شکلی حرفه ای انجام دهید.

به همین خاطر در ابتدای مسیر کارآفرینی لازم است روی تقویت خود تمرکز کنید. در گام های بعد مسئله تقویت تیم کاری مطرح خواهد شد. با این حال توجه داشته باشید که این امر نباید عاملی بر عدم سختکوشی شما باشد، بلکه تنها اشاره به این امر دارد که نمی توانید صرفا با سخت کار کردن موفقیت را برای خود به ارمغان آورید.

4- نقطه پایان دقیق مشخص نکنید

همواره تأکید شده است تا بر اهداف خود تمرکز کنید. با این حال تاکنون به این فکر کرده اید که در بعد از رسیدن به اهداف خود چه برنامه ای خواهید داشت. ریشه بسیاری از سقوط های ناگهانی و غیرمنتظره شرکت ها نیز همین است. در واقع آنها تنها تمرکزشان را روی هدف خود می گذارند و لذت بردن از مسیر کاری که به آن تمایل دارند را فراموش کرده اند. با این اقدام شما دیگر نقطه پایانی نخواهید داشت و هر روز موقعیتی جدید در راستای پرداختن به کاری است که آن را دوست دارید و در شما حسی خوب ایجاد می کند. همواره این احتمال وجود دارد که هدف تعیین شده بنا به دلایلی محقق نشود، تحت این شرایط اگر از مسیر موفقیت خود لذت نبرده باشید، امکان تلاش دوباره میسر نخواهد بود.

5- به غریزه خود نیز در کنار قوه عقل توجه نشان دهید

همواره با تکیه بر عقل جلو رفتن نمی تواند شما را به بهترین مسیر ممکن راهنمایی کند، به همین دلیل است که کارشناسان عقیده دارند افراد همواره باید به غریزه خود نیز در کنار عقل توجه نشان دهند. این امر تنها مختص به برخی تصمیمات نیست و ضروری است تا در هر تصمیمی با توجه به دو مورد ذکر شده عمل کنید.

6- سرسخت و در عین حال انعطاف پذیر باشید

محکم و قاطع بودن از جمله الزام های هر کارآفرینی محسوب می شود. توجه به این نکته ضروری است که کارآفرینی به نحوی است که شما با افراد زیادی درگیر خواهید بود. به همین دلیل در صورتی که نتوانید الگوی رفتاری و سیاست کاری خود را شکل دهید، عامل رهبری شما به شدت مورد تهدید قرار خواهد گرفت. با این حال این به معنای توجه نکردن به سایرین نیست و لازم است در تصمیمات خود انعطاف لازم را برای اعمال تغییرات لحاظ کنید.

بدون تردید امروز شرایط مدیریت به نحوی است که نیاز به تغییرات در هر لحظه ای بسیار ضروری محسوب می شود، به همین دلیل لازم است الگوی رفتاری خود را با توجه به این دو عامل شکل دهید. نکته دیگر در این بخش این است که باید همواره سرعت عمل را در کارهای خود در حد مطلوبی نگه دارید. بسیاری از کارآفرینان به علت تردیدهایی که در تصمیم های خود دارند یا به علت نداشتن دانش و تجربه کافی، موقعیت های بسیاری را از دست می دهند. همین موضوع به سادگی آنها را از مسیر کسب موفقیت و رسیدن به جایگاه یک کارآفرین موفق دور خواهد ساخت. در این زمینه بهتر است عامل یا عوامل کندی سرعت خود را شناسایی کنید و سپس در اندیشه رهایی از آن باشید.

7- به تیم خود اعتماد کافی داشته باشید

برخی افراد تمایل دارند بسیاری از کارها را به تنهایی انجام دهند. اگرچه کارآفرینان به عنوان مدیران شرکت همواره از سطح بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند، با این حال زمان زیادی را از شما خواهد گرفت. به همین دلیل است که گفته می شود نیروی انسانی در واقع بازوی محرک شرکت محسوب شده و یکی از عوامل مهم موفقیت است. در همین راستا در زمینه استخدام کارکنان دقت کنید و همواره در اندیشه رشد و ترقی تیم خود باشید. با این حال این کار تا زمانی که اعتماد لازم را به تمامی تیم نداشته باشید، نمی تواند نتیجه بخش باشد.

در واقع افراد شرکت نیاز به فضای کافی برای نمایش توانایی های خود دارند و دخالت های بیش از حد شما تنها عرصه را بر آنها تنگ خواهد کرد. درواقع تنها کافی است شما همراهی برای تیم خود و ناظر بر امور باشید، نکته دیگر آنکه هرگز تلاش نکنید الگوی رفتاری خود را بر سایرین نیز تحمیل کنید.

8- برنامه ریزی و اجرا را به یک اندازه مورد توجه قرار دهید

بدون تردید ایده ای که به ذهن شما خطور می کند احتمال دارد دیر یا زود به فکر فرد دیگری نیز برسد. به همین دلیل در صورتی که بخواهید مرحله اجرای آن را به تعویق بیندازید، ممکن است دیگر امکان آن را به دست نیاورید و بازنده طرح خود باشید. با این حال عکس این قضیه نیز بسیار اتفاق افتاده است. درواقع برخی افراد در زمینه اجرا بسیار موفق عمل می کنند با این حال به دلیل نبود برنامه ریزی و فکری درست، موفقیت مورد انتظار حاصل نمی شود.

در همین راستا لازم است تا به عنوان یک کارآفرین که خواهان موفقیت بسیاری است، هر دو مرحله را به یک اندازه مورد توجه قرار دهید. این را مدنظر داشته باشید که حتما نباید طرح شما کامل ترین حالت خود را داشته باشد تا اقدام به شروع آن کنید. بسیاری از ایرادها در حین کار به سادگی خود را نشان می دهد و امکان برطرف کردن آن را در اختیار خواهید داشت.

9- صداقت تنها عامل موفقیت های طولانی خواهد بود

انجام کارها به طریق غیرانسانی و حتی غیرقانونی خود اگرچه ممکن است منجر به تسریع در رسیدن به اهداف شود، با این حال نتایج این امر کاملا کوتاه مدت است و نمی توانید از آن انتظار موفقیت های طولانی مدت را داشته باشید. به همین خاطر همواره در تلاش برای انجام کارها به شیوه درست و صحیح آن باشید. اگرچه این امر ممکن است سختی و مدت زمان بیشتری را به همراه داشته باشد، با این حال باعث خوشنامی شما و کسب جایگاهی مناسب و بازار خواهد شد.

10- گذشته خود را به خاطر داشته باشید

موفقیت معمولا یک مسیر طولانی مدت محسوب می شود، اگرچه برای برخی از افراد زمانی به مراتب کوتاه تر را دارد. با این حال به صورت معمول این امر نیازمند صبوری بسیاری است. در این رابطه بسیار مهم است همواره نقطه شروع خود را به خاطر داشته باشید. این امر در حفظ اصلالت خود عاملی بسیار مهم محسوب می شود. همچنین لازم است تا همواره نسبت به افرادی که در هرجایی از مسیر موفقیت شما نقشی داشته اند مراتب قدردانی را به عمل آورید. درواقع یک کارآفرین تنها با دانش و موفقیت خود سنجیده نخواهد شد، بلکه نوع رفتار او در مراحل زندگی و موقعیت های مختلف نیز خود عاملی مهم در این زمینه محسوب می شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:26 ب.ظ

هر جویای کسب و کاری که ایده‌ای هم ندارد برای یک بار هم که شده به‌ طرح‌های کسب و کار مختلف از پرورش ماکیان و آبزیان گرفته تا قارچ و درختچه‌های استوایی برخورده است. عموماً از ته و سر این طرح‌ها چیزی پیدا نیست و شمایلی کلی دارند با یک سری ارقام و آمار امتحان نشده که حتی خیلی‌ها هم که دنبالشان را گرفته‌اند به جایی نرسیده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، یکی از عمومی‌ترین این طرح‌ها پرورش قارچ است که یکی از نخستین گزینه‌هایی است که معمولاً به ذهن مبتدی‌ها می‌رسد. حسن فخاری کارآفرین 24 ساله‌ای است که آزمون و خطاهای بسیاری را برای پرورش قارچ پشت سر گذاشته است و می‌تواند تصویر واقعی تری در این باره به ما بدهد. حرف‌های حسن را با هم می‌خوانیم.

ما با 200 میلیون تومان شروع کردیم

من کارم را با دوستانم آغاز کردم. ما قبل از شروع چندین ماه به‌ کارگاه‌ها و سالن‌های تولید و پرورش قارچ سرمی زدیم و با افرادی که در این زمینه تجربه داشتند مشورت می‌کردیم. بعد از تحقیق و بررسی تمام زوایای کار و برآوردی از هزینه‌هایی که برای آغاز این حرفه به آن نیاز داریم کار را شروع کردیم. سرمایه ما در ابتدا 200 میلیون تومان بود که با توجه به اینکه سه نفر بودیم هر کدام سهمی را وسط گذاشتیم تا کار راه بیفتد. قبل از هر چیزی باید از پدرم به‌خاطر حمایت‌هایش تشکر کنم چرا که زمینی را برای پرورش قارچ در اختیار من و دوستانم قرار داد. پس بهتر است برای ریسک کمتر به سراغ داشته هایتان بروید. ما کار را در ورامین آغاز کردیم. ایجاد شرایط محیطی یکی از مهم‌ترین رکن‌های اصلی تولید قارچ با کیفیت است.این کارآفرین به هزینه‌های دستگاه‌ها و تجهیزات اشاره می‌کند و می‌گوید: پرورش قارچ به‌صورت سالن‌بندی و قفسه‌بندی انجام می‌شود و تجهیزات خاص خودش را هم برای فصل تابستان و زمستان نیاز دارد. به‌عنوان مثال در تابستان برای ایجاد شرایط آب و هوایی مناسب سالن باید از چیلر و در زمستان باید از دیگ بخار استفاده کرد. به این نکته اشاره کنم که هزینه آغاز سرمایه از هزینه اجاره زمین و مکان جداست چرا که آن دویست میلیون تومانی را که عرض کردم فقط صرف خرید وسایل و تجهیزات پرورش قارچ شد.

اگر سرمایه‌تان میلیاردی نیست تولید نیمه صنعتی را آغاز کنید

برای کار بهتر باید سرمایه بیشتری داشت اما شما در ابتدا با 5 یا 6 کارگر هم می‌توانید کارتان را آغاز کنید اما با گسترش کار باید تیم بیشتری جمع کنید چرا که برداشت قارچ باید سریع انجام شود تا محصولتان حیف نشود. ما در حال حاضر 12 کارگر داریم که کم است. برای آنهایی که می‌خواهند با سرمایه مشابه سرمایه ما، کار را آغاز کنند باید گفت که با این پول باید به صورت نیمه صنعتی قارچ را پرورش داد، نیمه صنعتی یعنی شما جای اینکه از ماشین و تجهیزات برای کارتان استفاده کنید باید از نیروی انسانی که به مراتب هزینه بالاتر و خطای بیشتر نسبت به ماشین دارند بهره ببرید. سپس با گسترش کار و جمع کردن سرمایه ماشین‌آلات را جایگزین نیروی کار می‌کنید.

قارچ را می‌توان به سه شکل به بازارعرضه کرد اول آنکه باید بازار فروش را خودمان پیدا کنیم و مشتری هایمان را پایبند محصولات خود کنیم منظورم بازار محلی است. سوپر مارکت‌ها یا تره بار یا هر مکان عرضه قارچ در اطرافتان. روش دوم فروش به دلالان است که متداول‌ترین روش در محصولات کشاورزی این روش است چرا که دلالان محصول را به صورت یکجا و البته با قیمت کمتری خریداری می‌کنند. روش سوم صادرات است که این روش هم نیازمند محصول فراوان باکیفیت و بسته ‌بندی‌های خاص است. البته تولید‌کننده‌ای که می‌خواهد از این روش استفاده کند باید بازار‌های خارجی را بشناسد و شرایط آن را مهیا سازد. سال گذشته در فروش قارچ افت قیمت بسیاری داشتیم تا جایی که بسیاری از پرورش دهندگانی که با وام‌های بانکی وارد این کار شده بودند مجبور به تغییر شکل و رها کردن این حرفه شدند اما سال 96 قیمت این محصول در بازار بسیار مناسب و سود ما قابل قبول بود.

دو پروانه برای پرورش قارچ می‌خواهید

برای پرورش قارچ نیاز به دو پروانه کاری است یکی پروانه نظام صنفی و دیگری پروانه نظام مهندسی. پروانه اول را به هر کسی که وارد این حرفه شود می‌دهند اما دریافت پروانه دوم نیازمند متراژ بالای سالن پرورش قارچ است و تسهیلاتی هم که به این کسب و کار تعلق می‌گیرد با پروانه نظام مهندسی قابل دریافت از سوی کارآفرینان است.

سود کرده‌ایم اما هنوز مزه شیرین سود زیر دندان‌مان نرفته است

ما در این مدت به سوددهی رسیده‌ایم اما هنوز مزه شیرین این سود زیر دندان ما نرفته، چون سود حاصل از این کار را به خرید تجهیزات جدید اختصاص می‌دهیم. کاری که ما انجام می‌دهیم نیمه صنعتی است و باید به روز کنیم، با صنعتی شدن این کسب و کار می‌توانیم شاهد محصولات بیشتر و باکیفیت تری باشیم. هدف ما برای آینده ایجاد کارخانه تولید قارچ است که با برنامه‌هایی که برای آن داریم تا 2 سال آینده این کار را انجام خواهیم داد. نکته مهمی که باید به شما در مورد پرورش قارچ و طرح‌هایی که در اینترنت است بگویم این است که بله شما در یک اتاق سه در چهار به همراه خانواده‌ات هم می‌توانی قارچ پرورش دهی اما فقط درجا زدن است چرا که باید محصول به‌صورت عظیم و گسترده کشت شود تا هزینه و درآمد سر به سر شود. توصیه‌ای که می‌خواهم به دیگران برای ورود به این کار داشته باشم این است که بهتر است سالن پرورش قارچ را اجاره کنید نه اینکه آن را بسازید چرا که ساخت سوله برای این کار بسیار هزینه بر است و این امر در ابتدای کار خرج بسیاری را روی دستشان می‌گذارد.

اشتباه های سنگین، تجربه‌های بزرگ می‌آورند

در طول دوره کار خاطرات جالبی از اشتباهات برای هر کارآفرینی اتفاق می‌افتد. یکی از خاطراتم را که البته تجربه بزرگی برایم شد برایتان تعریف می‌کنم. همان طور که در ابتدا گفتم پرورش قارچ کار حساسی است بخصوص در بخش کنترل دما و آبیاری، از زمان گذاشتن بذر در خاک تا زمان برداشت محصول 60 روز طول خواهد کشید. ما در ماه‌های اول کارمان متوجه اهمیت دما نبودیم، در روزهای آخر دو درجه دمای سالن بالارفت و این امر سبب شد کیفیت محصول حاصل شده درجه دو باشد با مشورت‌ها و همفکری‌هایی که گرفتیم درجه دمای کمپوست را هم بالا بردیم تا حداقل محصول بیشتری را تولید کنیم؛ صبح که به سالن آمدیم متوجه محصول بیشماری شدیم که برای چیدن سریع این حجم از قارچ همه خانواده را بسیج کردیم تا محصول را برداشت کنیم. این آزمون و خطاها سبب شد در دوره کاشت بعدی دقت بیشتری را درباره دما انجام دهیم تا محصولاتمان با کاهش کیفیت روبه رو نشود. معضلات این کار برای تولید‌کنندگان بویژه در فصل زمستان بی‌ثباتی قیمت هاست هر شخصی که بخواهد وارد این کار شود باید قیمت سود را در سال اول شروع کار بزند چرا که این دست کسب و کارها نیازمند وسایل خاص گرمایشی و سرمایشی است و بسته به منطقه‌ای که در آن هستید باید وسایل تهیه و نصب شود و این خود مخارج سنگینی را روی دست تولید‌کننده می‌گذارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

کارآفرینان چه در رده الون ماسک و بیل گیتس باشند یا فردی ساده که کسب‌و‌کار خود را از منزل هدایت می‌کند، همه آنها به سختی کار می‌کنند. طبق نتایج تحقیقات به نظر می‌رسد امسال این تلاش‌ها نتیجه می‌دهد.

طبق مطالعه جدیدی که توسط شرکت کابیج انجام شده است، ۶۷ درصد مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک انتظار دارند که تا پایان سال ۲۰۱۷، درآمدهایشان افزایش یابد.کابیج یک شرکت تکنولوژیک مالی است که با شرکت بردین (Bredin یک شرکت تحقیقات بازاریابی کسب‌و‌کارهای کوچک) همکاری می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که بیش از نیمی از مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک مورد مطالعه افزایش درآمدی ۱۰درصدی یا بالاتر را انتظار دارند. به گزارش دنیای اقتصاد، اما این کار سخت پیامد منفی و ناخوشایندی دارد. ۶۰ درصد اذعان کرده‌اند که آنها یک بار در سال به تعطیلات می‌روند، در حالی که ۲۳ درصد بیان کرده‌اند که آنها هر سال کمتر از دو روز به تعطیلات می‌روند. علاوه بر اینها، ۷۵ درصد در زمان تعطیلات خود نیز کار می‌کنند. ویکتوریا تریگر، مدیر ارشد درآمدی در کابیج می‌گوید: «آنها همه تلاش خود را به خرج می‌دهند تا مالک یک کسب‌و‌کار کوچک باشند.» آنها به شدت بر خدمات به مشتریان متمرکز شده‌اند و در حالی این کار را انجام می‌دهند که به‌طور باورنکردنی علاقه‌مند و نسبت به آینده خوش‌بین هستند.»

کابیج دریافت که کارآفرینان تمایل دارند تا زمان و پول شخصی را فدای کسب‌و‌کارشان کنند. ۸۶ درصد از افراد مورد مطالعه اذعان کرده‌اند که آخرهفته‌ها نیز کار می‌کنند، در حالی که ۲۹ درصد بیش از ۵۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. به علاوه تقریبا نیمی از مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک از پس‌انداز شخصی برای پرداخت جوانب مختلف کسب‌و‌کارشان استفاده می‌کنند. البته تلاش کارآفرینان و کار سخت در پایان امسال نیز متوقف نخواهد شد: ۳۶ درصد بیان کرده‌اند که آنها به دنبال روش‌های جدید برای بهبود مهارت‌های خود در سال ۲۰۱۸ هستند و ۳۲ درصد در تکنولوژی‌های جدید سرمایه‌گذاری خواهند کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از متخصصان عرصه مدیریت بر این اعتقادند که شکل‌گیری و تحقق هر تغییر و تحول بزرگی در سازمان‌ها به شدت وابسته به مشارکت فعال کارکنانی است که با آغوش باز با آن تغییر و تحول برخورد کنند و از آن به‌طور همه‌جانبه حمایت کنند.

در این میان هستند کارکنانی که پس از آگاهی از وقوع تغییر و تحولات سازمانی دچار احساساتی مانند ابهام، ترس و سردرگمی می‌‌شوند، درحالی‌که مدیران این رفتار آنها را نوعی مقاومت در برابر تغییر می‌پندارند و معمولا به تندی با آن برخورد می‌کنند. به عقیده صاحب‌نظران، این سوءتفاهم به این دلیل رخ می‌دهد که کارکنان به اندازه مدیران از مسیری که برای تبدیل یک ایده جدید به تغییری بنیادین در سازمان طی شده بی‌خبرند و به روشنی نمی‌دانند که چه آینده‌ای پس از اعمال تغییرات مورد نظر در انتظارشان خواهد بود، درحالی‌که مدیران کاملا از زوایای قضیه تغییر آگاهند و به عبارت بهتر به خوبی آینده را می‌بینند. به گزارش دنیای اقتصاد، برای حل این مشکل پیشنهادهای متعددی ارائه شده است که یکی از جدیدترین و بهترین آنها «اثر ماراتنی تغییر» نام دارد که ویلیام بریجز، نویسنده کتاب «مدیریت تحول و عملی کردن تغییرات» آنها را ارائه کرده است.

براساس این الگو، اعمال تغییرات در سازمان‌ها باید از الگویی شبیه الگوی دویدن دوندگان حرفه‌ای دوی ماراتن پیروی کند. معمولا در دوی ماراتن، دوندگان بی‌تجربه و آماتور مسابقه را با سرعتی بالا آغاز می‌کنند و از بقیه پیشی می‌گیرند و پس از آن سعی می‌کنند فاصله خود را با دیگران حفظ کنند، اما این دسته از دوندگان خیلی زود خسته می‌‌شوند و در اغلب موارد به خط پایان نمی‌رسند. در نقطه مقابل، دوندگان حرفه‌ای و باتجربه قرار دارند که دویدنشان را با سرعتی پایین و حساب‌شده آغاز می‌کنند و با تنظیم قوای بدنی‌شان، اوج توان رقابتی‌شان را در چند کیلومتر آخر صرف می‌کنند. مدیران مشتاق برای ایجاد تغییر و تحول، به‌ویژه مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه، به محض کشف ایده‌هایی جدید و بدون زمینه‌سازی در مورد آنها وارد فاز اجرای فرآیند تغییر می‌‌شوند، درحالی‌که این اقدام با بی‌تفاوتی و بی‌خبری کارکنان همراه می‌‌شود و همان چیزی رخ می‌دهد که معمولا از آن با عنوان مقاومت در برابر تغییر یاد می‌‌شود. ایراد در اینجا شبیه همان ایرادی است که در دویدن دوندگان آماتور روی می‌دهد، یعنی عجله کردن در حرکت و بی‌برنامه عمل کردن. در نقطه مقابل هستند مدیران باتجربه‌ای که به شکلی سنجیده و حساب شده وارد عرصه تغییر و تحولات سازمانی می‌‌شوند و با بسترسازی‌های هدفمند قادرند بزرگ‌ترین تغییرات را با کمترین مقاومت و با بیشترین سطح مشارکت انجام دهند.

پر کردن شکاف‌های اطلاعاتی

هنر مدیران بزرگ و موفق که می‌توانند بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین تغییرات را به بهترین شکل ممکن امکان‌پذیر سازند این است که قادرند فاصله زمانی و شکاف آگاهی در ارتباط با تغییرات را به شکلی مطلوب مدیریت کنند و خیلی زود آن را کاهش دهند. به عبارت بهتر، مدیران موفق کسانی هستند که خیلی زود و همزمان با ایده‌پردازی‌های اولیه در زمینه بروز تغییرات آتی، کارکنانشان را در جریان آنچه قرار است در سازمان روی دهد قرار می‌دهند. این اقدام مثبت مدیران هم از این جهت که کارکنان به‌عنوان مجریان و پیاده‌کنندگان اصلی تغییرات سازمانی از همان ابتدا خود را در فرآیند تغییر فعال و شرکت‌کننده می‌بینند و هم از این جهت که امکان کمک کارکنان به مدیران در زمینه ایده‌پردازی و پخته‌تر کردن تغییرات فراهم می‌آید، مفید خواهد بود. در این شرایط، کارکنان که از مدت‌ها پیش در جریان بروز تغییرات قرار گرفته و در شکل‌گیری آن مشارکت داشته‌اند، نه‌تنها در برابر اجرای این تغییرات مقاومت و کارشکنی نمی‌کنند، بلکه بدون هیچ‌گونه ابهامی در این مسیر گام برمی‌دارند و همین مساله موجب تسهیل و تسریع فرآیند تغییر خواهد شد.

شش ایده طلایی

آنچه در ادامه خواهد آمد پیشنهادهایی است در راستای کمک به کارکنان برای درک و اجرای اقداماتی که قرار است در جریان تغییرات سازمانی روی دهد.

1- تغییرات نباید به گونه‌ای غیرمترقبه و یک‌شبه اعلام شوند. شما به عنوان یک مدیر نباید با اعلام ناگهانی برنامه تغییر، کارکنان را غافلگیر کنید و در این حالت انتظار داشته باشید که آنها به‌طور کامل به تغییر و تحولات گردن نهند. ارائه متناوب و منظم اطلاعات مرتبط با عملکردهای پیشین و برنامه‌های آینده می‌تواند کارکنان را از نظر ذهنی برای پذیرش تغییرات جدید آماده سازد.

2- کارکنان و اعضای تیمتان را از همان آغاز در جریان بحث‌ها و نظرات درباره تغییرات آینده قرار دهید. وقتی کارکنان از همان آغاز توجیه شوند که تغییرات پیش رو تا چه حد و چگونه می‌تواند بر عملکردشان تاثیرگذار باشد، به‌طور حتم با آن همراهی خواهند کرد، چرا که آنها در تمام مراحل فرآیند تغییر محرم شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته‌اند.

3- از افرادتان دعوت کنید در زمینه اجرای تغییرات ایده‌پردازی کنند. علاوه‌بر اطلاع‌رسانی به کارکنان در مورد تغییرات آینده، لازم است که از ایده‌های پیشنهادی آنها در این زمینه نیز بهره گرفته شود.

4- تغییرات را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید به کارکنان معرفی کنید. هر تغییر و تحولی در سازمان می‌تواند سرمنشأ ارتقای سطح مهارتی کارکنان باشد و این وظیفه مدیر است که این حس را در کارکنان ایجاد کند که قرار است آنها به موازات اجرای تغییرات مورد نظر بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های فنی‌شان را ارتقا بخشند.

5- تغییرات سازمانی را به صورت یک پروژه تعریف کنید. برخورد پروژه‌ای با تغییرات سازمانی می‌تواند به منظم‌تر شدن امور مربوط به آن و اجرایی شدن آن در چارچوب‌های زمانی و کیفی مشخص و شفاف کمک شایانی کند.

6-به افرادتان فرصت نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرات را بدهید. بهترین بازخورددهندگان نسبت به تغییرات سازمانی کارکنان و اعضای تیم‌های کاری هستند و همین افراد هستند که می‌توانند با ارائه نظرات و انتقاداتشان در مورد تغییرات به وجود آمده بر کیفیت آن بیفزایند. بنابراین حتما افرادتان را به نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرو تحولات سازمانی تشویق کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 1 فروردین 1397  05:27 ب.ظ

در طول تاریخ بشر میلیون‌ها کارآفرین کوچک و بزرگ در مناطق مختلف جهان با تکیه بر پشتکار و استعدادهایشان به بهبود زندگی خود و دیگران کمک کرده‌اند.

 پس از وقوع انقلاب صنعتی در انگلستان در اواسط قرن هفدهم، سایر کشورهای اروپایی و بعد از آنها آمریکای تازه استقلال‌یافته نیز درصدد صنعتی شدن برآمدند؛ در پی این تحولات گسترده، نوآوری‌های صنعتی و تجاری‌سازی آنها اهمیت بسیار بیشتری نسبت به قبل پیدا کرد و موفقیت برخی از کارآفرینان در این راه به حدی بود که به‌تدریج شهرت آنها از مرزهای کشورشان نیز فراتر رفت، درحالی‌که قبل از آن به‌ندرت پیش می‌آمد که نام کارآفرینان حتی در خارج از شهر یا روستای آنها مطرح باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از همشهری، اغلب کارآفرینانی که ما امروز کم‌وبیش مطالبی را در موردشان می‌شنویم، افرادی هستند که پس از آغاز قرن بیستم (یا حداقل در اواخر قرن نوزدهم) نامشان در این عرصه مطرح شده است. برخی از این کارآفرینان نه‌تنها با معرفی محصولاتی منحصربه‌فرد زندگی بشر را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند بلکه توانسته‌اند سبک‌های جدیدی را در صنعت و کسب‌وکار از خود به یادگار بگذارند.

اندرو کارنگی (1919-1835)

وقتی خانواده فقیر کارنگی به امید یک زندگی بهتر اسکاتلند را به مقصد آمریکا ترک کردند، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد پسر 13ساله این خانواده روزی به امپراطور فولاد آمریکا تبدیل شود. اندرو به‌رغم سواد اندکش توجه ویژه‌ای به مسائل مهمی مانند تخصص‌گرایی و کارایی در هزینه و زمان داشت. وی با استفاده از روش خالص‌سازی بسمر –که یک مبتکر انگلیسی بود- توانست انقلابی در صنعت فولاد به پا کند و از این راه ثروتی افسانه‌ای به‌دست آورد؛ ثروتی که معادل بیش از 300میلیارد دلار امروز تخمین زده شده است.

جان راکفلر (1937-1839)

اگرچه راکفلر در سال 1896یعنی پیش از آغاز قرن بیستم عملاً از دنیای کسب‌وکار کناره‌گیری کرد و تنها نامش در هیأت مدیره شرکت استاندارد اویل باقی ماند اما مدل کسب‌وکار او حتی در قرن بیست و یکم هم طرفداران خاص خود را دارد. موفقیت‌های این سلطان بلامنازع صنعت نفت تنها به‌دلیل تملک پالایشگاه‌های مهم آمریکا نبود بلکه مدل کسب‌وکار او که بر ادغام عمودی تأکید داشت نیز نقش مهمی در افزایش قدرتش در بازار ایفا می‌کرد. تأکید وی بر تسلط به زنجیره تأمین تا حدی بود که حتی بشکه‌های فلزی‌ای که در استاندارد اویل مورد استفاده قرار می‌گرفت نیز در شرکت‌های زیرمجموعه آن تولید می‌شد.

توماس آلوا ادیسون (1931-1847)

این مخترع سرشناس که بیش از هزار اختراع به نامش ثبت شده است، برخلاف بسیاری از مخترعان نقش بسیار فعالی در تجاری‌سازی یافته‌های خود داشت. ادیسون در سال 1878با همکاری چندین تأمین‌کننده مالی بزرگ، شرکت تولید لامپ ادیسون را راه‌اندازی کرد؛ شرکتی که در سال 1892به جنرال الکتریک تغییر نام داد و امروز همچنان جزو شرکت‌های پیشروی جهان در زمینه تولید لوازم خانگی برقی، پنل‌های خورشیدی و توربین‌های نیروگاهی به شمار می‌رود.

هنری فورد (1947-1863)

به جرأت می‌توان گفت هیچ‌کس به اندازه هنری فورد در توسعه صنعت خودروسازی نقش نداشته است. شرکتی که فورد بنا نهاد، نخستین شرکتی بود که تولید انبوه اتومبیل در مقیاس صنعتی را آغاز کرد. استراتژی فورد تولید خودروهایی بود که عموم مردم قدرت خریدن آن را داشته باشند و به لطف این استراتژی، اقشار متوسط جامعه آمریکا نیز توانستند صاحب خودرو شوند، درحالی‌که قبل از آن خودرو یک کالای لوکس و مختص ثروتمندان بود. فورد دستمزدهایی را به کارگرانش پرداخت می‌کرد که تا آن زمان بی‌سابقه بود. علاوه بر سطح بالای دستمزد، ساعات کاری کارگران فورد نیز کمتر از سایر کارگران بود زیرا فورد به بهره‌وری اهمیت می‌داد.

ساکیشی تویودا (1930-1867)

با وجود گذشت بیش از 87سال از مرگ ساکیشی تویودا، مردم ژاپن هنوز وی را «پادشاه مبتکران ژاپنی» می‌خوانند و از وی به‌عنوان پدر انقلاب صنعتی کشورشان یاد می‌کنند. ساکیشی تویودا در سال 1926شرکت تویوتا را راه‌اندازی کرد تا دستگاه ریسندگی خودکاری را که اختراع خودش بود تجاری کند؛ شرکتی که پس از مرگ وی، به رهبری پسرش -کیشیرو تویودا- وارد صنعت اتومبیل‌سازی شد و اینک پس از چندین دهه برنامه‌ریزی و تلاش بی‌وقفه نام خود را در زمره بزرگ‌ترین خودروسازان جهان قرار داده است. ساکیشی تویودا مبتکر تکنیک حل مسئله «پنج چرا» بود که امروزه جزو تکنیک‌های مورد تأکید در تولید ناب به شمار می‌رود. شرکت تویوتا همواره به بهره‌وری بالا و قابلیت‌های فوق‌العاده‌اش در زمینه مدیریت کیفیت، معروف بوده و این حسن شهرت را مدیون آموزه‌های مؤسس دوراندیش خود یعنی ساکیشی تویوداست.

سام والتون (1992-1918)

حتی بزرگ‌ترین منتقدان شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال‌مارت نیز نمی‌توانند توانایی‌های این شرکت در اتخاذ تصمیمات بموقع و بهره‌بردن از صرفه‌های ناشی از مقیاس را زیر سؤال ببرند. سام والتون در طول سال‌های فعالیتش در حوزه خرده‌فروشی- هم به‌عنوان فروشنده و کارگر و هم به‌عنوان مالک فروشگاه- به ضرورت تأسیس یک فروشگاه زنجیره‌ای با کالاهایی ارزان‌قیمت و مناسب برای اقشار کم‌درآمد پی برده بود و در همین راستا نخستین فروشگاه وال‌مارت را در سال 1962در ایالت آرکانزاس راه‌اندازی کرد و سپس شخصاً اقدام به بررسی وضعیت شهرها و روستاهای مختلف کرد تا محل‌های مناسب برای تأسیس شعب بعدی فروشگاهش را بیابد. فرزندان سام والتون پس از مرگ او راهش را ادامه دادند و با گسترش شعب وال‌مارت، این شرکت را به برترین شرکت جهان از لحاظ میزان درآمد سالانه تبدیل کردند.

وارن بافت (1930-در قید حیات)

موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم و یکی از اعضای ثابت فهرست ثروتمندترین افراد جهان، با وجود کهولت سن همچنان مشغول تاخت‌وتاز در بازارهای سرمایه است. وارن بافت سرمایه‌گذاری را از 11سالگی آغاز کرد و اکنون در 87سالگی هلدینگ برکشایر هاتاوی و ده‌ها شرکت زیرمجموعه آن - با بیش از 360هزار نفر شاغل- را اداره می‌کند. بافت به تواضع و سادگی در زندگی شخصی‌اش معروف است، به‌طوری‌که هنوز در خانه قدیمی خود که 60سال قبل آن را خریداری کرده است، سکونت دارد و برخلاف اغلب ثروتمندان، از امکاناتی مانند هواپیمای شخصی، خودروهای لوکس متعدد و... دوری می‌کند.

محمد یونس (1940-در قید حیات)

برنده جایزه صلح نوبل در سال 2006اگرچه از لحاظ ثروت شخصی اساساً قابل‌مقایسه با سایر کارآفرینان بزرگ نیست اما این مسئله نباید باعث شود که فکر کنیم ارزش کارش کمتر از آنها بوده است. دکتر محمد یونس در سال 1983با هدف حمایت از افراد کم‌درآمدی که به‌دنبال راه‌اندازی کسب‌وکاری جدید برای رهایی از فقر و بیکاری هستند، اقدام به تأسیس «گرامین بانک» کرد؛ بانکی که در محافل جهانی از آن به‌عنوان «بانک فقرا» یاد می‌شود. ابتکار این اقتصاددان نوع‌دوست بنگلادشی در ارائه تسهیلات کم‌بهره به کارآفرینان فقیر باعث شد تا او بتواند علاوه بر بهبود رفاه خود، هزاران نفر دیگر را نیز مشغول کار کند. شیوه کار گرامین‌بانک به‌گونه‌ای بوده است که تاکنون تنها 2درصد از دریافت‌کنندگان تسهیلات، از بازپرداخت اقساط بدهی‌های خود بازمانده‌اند که در حوزه بانکداری رقمی بسیار پایین محسوب می‌شود.

بیل گیتس (1955-در قید حیات)

هنوز هم برخی فکر می‌کنند که بیل گیتس دانشجوی اخراجی دانشگاه هاروارد بوده است، درحالی‌که او به میل خودش از هاروارد انصراف داد تا وقت بیشتری برای دنبال کردن آرزوهایش در عرصه کسب‌وکار داشته باشد. بیل گیتس در 20سالگی شرکت مایکروسافت را تأسیس کرد و این شرکت 5 سال بعد در سال 1980با تولید نسخه‌ای از سیستم‌عامل یونیکس (به نام زنیکس) ورود خود به بازار سیستم‌عامل را اعلام کرد. پس از آن مایکروسافت با شرکت IBM قرارداد همکاری امضا کرد که حاصل این همکاری، معرفی سیستم‌عامل او اس 2(OS/2) در سال 1985بود. در همین سال مایکروسافت سیستم‌عامل ویندوز را مستقلاً طراحی و به بازار معرفی کرد؛ سیستم‌عاملی که بعد از آن بارها ارتقا یافت و به مهم‌ترین محصول مایکروسافت بدل شد. موفقیت‌های پیاپی بیل گیتس در شرکت مایکروسافت باعث شد تا وی به ثروتی هنگفت دست یابد و به‌مدت 22سال (1995تا 2017) همواره در جایگاه ثروتمندترین مرد جهان قرار داشته باشد.

استیو جابز (2011-1955)

شاید شما جزو مشتریان پر و پا قرص محصولات اپل نباشید اما بسیار بعید است که چیزی در مورد تأثیرات انکارناپذیر این شرکت و مؤسس فقیدش یعنی استیو جابز بر پیشرفت‌های صنعت رایانه، نرم‌افزار و تلفن همراه به گوشتان نخورده باشد. استیو جابز و همکارانش در شرکت اپل با معرفی محصولات منحصربه‌فردی مانند رایانه‌های مکینتاش و سیستم‌عامل خاص آنها، دستگاه پخش موسیقی آیپاد، گوشی‌های هوشمند آیفون، تبلت‌های آیپد و... انقلابی در دنیای فناوری اطلاعات به پا کردند و به الگویی برای سایر فعالان این حوزه بدل شدند. استیو جابز فرهنگ نوآوری توأم با سادگی را در شرکت اپل نهادینه ساخت و اکنون این شرکت به لطف نوآوری‌های پیاپی می‌تواند نخستین شرکتی باشد که ارزش بازارش از یک تریلیون دلار عبور می‌کند؛ اتفاقی که نام اپل را در تاریخ کسب‌وکار جهان جاودانه خواهد کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 28 اسفند 1396  08:36 ب.ظ

در جدیدترین گزارش سالانه کارآفرینی موسسه Amway، ویتنام موفق شد در بین ۴۴ کشور برتر جهان، جایگاه نخست کارآفرینی را از آن خود کند.

کارآفرینی در کشورهای اتحادیه اروپا، برزیل، کلمبیا و مکزیک از منطقه آمریکای لاتین، کانادا و آمریکا از منطقه آمریکای شمالی، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، مالزی، تایوان، تایلند و ویتنام از منطقه آسیا مورد بررسی قرار گرفته‌اند. لازم به ذکر است هیچ کشوری از خاورمیانه نظیر ایران مورد بررسی قرار نگرفته است.

 در این گزارش که با نظرسنجی، مصاحبه تلفنی و حضوری از ۴۸۹۹۸ مرد و زن بین سن ۱۴ تا ۹۹ سال انجام شد، شرکت‌کنندگان به چندین سوال در پنج بخش پاسخ دادند که برخی از آن ها عبارت اند از آیا مسائل مالیاتی در کشور شما قابل مدیریت است؟ آیا قوانین کشور شما به آسانی قابل فهم و اجرا هستند؟ آیا نظام آموزشی به مردم مهارت های مورد نیاز آن‌ها را آموزش می‌دهد؟ آیا در کشور شما فناوریهایی که کارآفرینی را تسهیل کند وجود دارد؟ آیا شرایط اقتصادی کشور شما سودمند است؟ آیا شروع کسب و کار خودتان را فرصت می‌دانید؟ آیا خانواده و دوستان شما را از شروع کارتان منصرف می‌کنند؟ آیا امکانات لازم برای شروع کسب و کار خودتان را در اختیار دارید؟

بر اساس گزارش خبرگزاری یونهاپ کره جنوبی، این شاخص سه جنبه تاثیرگذار بر تمایل فرد برای شروع کسب و کار را در نظر می‌گیرد که شامل تمایل فرد، امکان‌پذیری و ثبات فرد در برابر فشار اجتماعی است. میانگین جهان ۴۷ بوده است در حالی که میانگین کشورهای آسیایی ۶۱ بوده است.

ویتنام با امتیاز ۸۴ در صدر این شاخص قرار گرفته و کارآفرین ترین کشور آسیا و جهان شناخته شد و چین با شاخص ۸۰ در رتبه سوم قرار دارد. ژاپن با شاخص ۲۵ در رده ۴۲ جهان قرار دارد. همچنین کشور هند در رده دوم جهان، آمریکا در رده دوازدهم و کره جنوبی در رده سی و سوم قرار دارند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اتاق ایران، بسیاری از کارآفرینان به ایده‌های نابی که آنها را برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید وسوسه کرده‌اند، چنان عشق می‌ورزند که نمی‌توانند به‌راحتی بپذیرند که هدایت این ایده‌ها را به یک مدیرعامل حرفه‌ای محول نمایند؛ آنها ترجیح می‌دهند که مدیریت کسب‌وکارشان را شخصاً بر عهده بگیرند.

اما در دنیای امروز برای اداره موفقیت‌آمیز امورات روزمره یک بنگاه اقتصادی، حضور یک مدیرعامل خبره بیش از یک کارآفرین مبتکر می‌تواند مثمر ثمر باشد. شاید بگویید چه ایرادی دارد که یک کارآفرین خود سکان هدایت کسب‌وکاری که برای راه‌اندازی آن متحمل سختی‌های زیادی شده است را در اختیار بگیرد، اما آیا یک کارآفرین موفق لزوماً یک مدیرعامل موفق نیز خواهد بود؟

تفاوت بین واژه‌ها

چهار واژه کارآفرین، مدیرعامل، فعال اقتصادی و مدیر اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند و دلیل چنین اشتباهی این است که بسیاری از نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که با این واژه‌ها عجین شده‌اند، به‌نوعی با یکدیگر همپوشانی دارند.

کارآفرین درواقع کسی است که یک کسب‌وکار جدی را راه‌اندازی می‌کند، اما مدیرعامل مسئولیت اداره بنگاهی را بر عهده می‌گیرد که توسط کارآفرین -که ممکن است خود او باشد- تأسیس شده است. فعالان اقتصادی افرادی هستند که ممکن است در هر نقشی فعالیت کنند؛ آنها همواره در جستجوی فرصت‌ها هستند و برای کسب سود تلاش می‌کنند. عنوان «مدیر» نیز به همه کسانی اطلاق می‌شود که بر عملکرد دیگران نظارت دارند و آنها را در یک مسیر مشخص هدایت می‌کنند.

خلق ایده‌های بدیع، جلب کردن نظر سرمایه‌گذاران بالقوه و راه‌اندازی اولیه یک کسب‌وکار جدید، ازجمله قابلیت‌های رایج کارآفرینان به شمار می‌رود. مدیران عامل اما با مهارت‌هایشان در زمینه حفظ و ارتقای جایگاه یک بنگاه اقتصادی شناخته می‌شوند.

هم کارآفرینان و هم مدیران عامل باید بتوانند در نقش رهبر سازمان خود ظاهر شوند و هر دو باید قادر باشند افراد را مدیریت نموده و سود کسب کنند. بااین‌وجود، تفاوت‌های مهمی نیز در زمینه توانایی‌ها و تجربیات موردنیاز آنها دیده می‌شود. اکنون سؤال این است که این تفاوت‌ها چگونه تأثیر خود را در اداره یک بنگاه اقتصادی توسط یک کارآفرین یا یک مدیرعامل نشان می‌دهند؟

دیدگاه اول: کارآفرینان می‌تواند مدیران عامل خوبی باشند

ما امروز کارآفرینان زیادی را می‌شناسیم که توانسته‌اند مدیران عامل موفقی برای کسب‌وکار خود باشند. مثلاً جف بزوس که امروز ثروتمندترین مرد جهان به شمار می‌رود، هنوز هم شخصاً سمت مدیرعاملی شرکت آمازون را بر عهده دارد و امورات یک غول تجاری با بیش از 560 هزار نیروی کار را رتق‌وفتق می‌کند. یک مثال بارز دیگر در این زمینه، لری الیسون 73 ساله و خستگی‌ناپذیر است که طی 40 سال اخیر -به‌جز در یک دوره کوتاه- در نقش مدیرعامل شرکت خود یعنی اوراکل فعالیت کرده است.

برآورد می‌شود که برای تبدیل شدن یک استارت‌آپ به یک بنگاه اقتصادی واقعی (با ساختار متعارف) حداقل 4 سال زمان نیاز است و پس از آن معمولاً بین 3 الی 6 سال دیگر نیز باید سپری شود تا این بنگاه اقتصادی نوپا خود را به‌عنوان یک کسب‌وکار موفق به بازار ثابت کند. شاید در سال‌های نخست فعالیت یک استارت‌آپ، مؤسس آن بهتر بتواند امورات آن را مدیریت کند زیرا ابعاد گوناگون کسب‌وکار خود را به‌خوبی می‌شناسند. در مقابل، ممکن است یک مدیرعامل حرفه‌ای که مدتی پس از راه‌اندازی یک استارت‌آپ، کار خود را در آنجا شروع می‌کند، شناخت لازم را از تاریخچه و فلسفه آن نداشته باشد و مدتی طول بکشد تا به این شناخت دست پیدا کند. از طرفی گاهی یک مدیرعامل حرفه‌ای از جزئیاتی غافل می‌شود که خود کارآفرین هرگز از کنار آنها راحت عبور نمی‌کند؛ جزئیاتی که نقشی کلیدی در توسعه یک استارت‌آپ دارند.

علاوه بر این، کارآفرینان معمولاً مدت زیادی را در کسب‌وکاری که خودشان راه‌اندازی کرده‌اند، باقی می‌مانند و به موفقیت آن در بلندمدت متعهد هستند، درحالی‌که مدیران حرفه‌ای معمولاً ترجیح می‌دهند که در شرکت‌های موفق‌تر به مدیریت بپردازند. اما کارآفرینان به دنبال این نیستند که در هر شرکتی که به آنها پیشنهاد مالی بهتری ارائه بدهد یا شرایط بهتری داشته باشد، مدیریت کنند؛ آنها می‌خواهند مدیریت شرکتی که خودشان بنا نهاده‌اند را بر عهده بگیرند.

دیدگاه دوم: کارآفرینان نمی‌توانند لزوماً مدیران عامل خوبی باشند

کارآفرینان اغلب از دانش کافی یا تحصیلات دانشگاهی در زمینه فنون مدیریت کسب‌وکار برخوردار نیستند و تجربه چندانی نیز در این زمینه ندارند. یک کارآفرین معمولاً قادر است با بهره‌گیری از یک ایده مناسب و جلب نظر سرمایه‌گذاران، کسب‌وکار جدید خود را راه‌اندازی نماید اما برای حفظ و بهبود جایگاه آن نیازمند توانایی‌های مدیریتی است. اگرچه همواره استثنائاتی دیده می‌شود، اما به‌طورکلی کارآفرینان در قیاس با مدیران عامل حرفه‌ای، مهارت و تجربه کمتری دارند و به همین دلیل طبیعتاً اثربخشی کمتری در جایگاه مدیریتی از خود نشان می‌دهند.

از طرفی اشتیاق و علاقه شدید کارآفرینان به کسب‌وکار خود اگرچه ویژگی مثبتی تلقی می‌شود اما گاهی ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد؛ مثلاً برخی از کارآفرینان به‌گونه‌ای تعصب‌آمیز از دیدگاه‌های اولیه یا تیم تخصصی که در ابتدای کارشان تشکیل داده‌اند، حمایت می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود که آنها اغلب در برابر تغییر مقاومت زیادی از خود نشان بدهند. غلبه احساسات بر منطق موجب می‌شود که کارآفرینان نتوانند در شرایط دشوار، تصمیمات درستی اتخاذ کنند.

البته همان‌طور که گفته شد، موارد استثنائی همواره وجود دارند اما استثناء را نباید قاعده تلقی کرد. بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند. این نسبت برای شرکت‌هایی که کمتر از 3 سال از تأسیسشان می‌گذرد، حدود 50 درصد و برای شرکت‌هایی که بین 3 الی 4 سال قدمت دارند، تقریباً 40 درصد است. به عبارتی هرچه شرکت بالغ‌تر می‌شود، کارآفرینان بیشتر به این نتیجه می‌رسند که باید اداره آن را به یک مدیرعامل حرفه‌ای بسپارند.

اینکه یک کارآفرین توانسته است یک ایده خوب ارائه دهد و به‌خوبی آن را عملیاتی کند، لزوماً بدین معنا نیست که وی می‌تواند یک مدیرعامل موفق برای کسب‌وکار خود باشد. بسیاری از کارآفرینان نه‌تنها فاقد آموزش‌ها، مهارت‌ها و تجربیات لازم در زمینه مدیریت کسب‌وکار هستند، بلکه حتی برداشت درستی نیز از این مقوله مهم ندارند.

چیزی که بیشتر از تمایل ما برای پذیرفتن یکی از این دو دیدگاه اهمیت دارد، این است که بتوانیم بین مجموعه مهارت‌های مورد نیاز برای قرار گرفتن در نقش کارآفرین و مدیرعامل، تفکیک قائل شویم؛ مهارت‌هایی که در مقالات و کتب مربوط به کارآفرینی یا مدیریت کسب‌وکار، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 26 اسفند 1396  10:05 ب.ظ

داوود آزاددل یکی از علاقمندان به پرورش کبک است که بعد از بازنشستگی تحمل‌ خانه‌نشینی را نداشته و آستین‌هایش را بالا زده تا با اشتغالزایی از وقت خود نهایت استفاده را ببرد و غیر از کمک به خودکفایی کشور به اقتصاد خودش نیز کمک نماید.

داوود آزاددل یکی از علاقمندان به پرورش کبک است که بعد از بازنشستگی، تحمل خانه‌نشینی را نداشته و آستین‌هایش را بالا زده تا با اشتغالزایی از وقت خود نهایت استفاده را ببرد و غیر از کمک به خودکفایی کشور به اقتصاد خودش نیز کمک نماید.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، کبک از پرندگانی است که به‌سهولت قابل پرورش بوده و در صورت تولید انبوه, از درصد بهره‌وری بالایی برخوردار است به‌طوری که می‌توان گوشت آن را عرضه داشت. کبک را می‌توان با به‌کارگیری تکنیک‌های مدیریتی ویژه و استفاده از سیکل نوری معین, در تمام طول سال پرورش داد.

بسیاری از خانواده‌‌های ایرانی کبک را می‌شناسند و اکثر روستاییان میزبان این پرنده زیبا در مزارع خود هستند. گوشت کبک با سابقه مصرف طولانی به‌عنوان گوشتی لذیذ با خواص درمانی زیاد شناخته شده است. امروزه تصور بسیاری از مردم برای به‌دست آوردن گوشت کبک از طریق شکار است.

*ویژگی‌های گوشت کبک

کبک از خانواده ماکیان با خصوصیات پرندگان وحشی شکاری است. میزان پروتئین موجود در گوشت این پرنده در مقایسه با دیگر پرندگان 5 تا 10 درصد بیشتر است و انواع اسید آمینه ضروری در آن به‌وفور یافت می‌‌شود، به همین دلیل است که در اغلب نقاط دنیا پزشکان برای بیماری‌‌هایی چون ضعف اعصاب، ناراحتی‌‌های روانی و بی‌‌خوابی مصرف این گوشت را توصیه می‌‌کنند.

این گوشت به‌دلیل چربی و کلسترول بسیار پایین از بروز بیماری‌‌های قلبی ــ عروقی پیشگیری کرده و به‌دلیل غنی بودن از پتاسیم، مصرف به‌اندازه‌ آن برای افراد با فشار خون بالا مانعی ندارد.

گوشت کبک می‌‌تواند نیاز بدن به فسفر، منیزیم، آهن و گوگرد را تأمین کند و به تقویت حافظه و قوای جنسی بیفزاید و ضعف عمومی بدن را هم برطرف سازد.

*خواص دارویی گوشت و سایر اجزاء کبک

اطبا سنتی به افرادی که به یرقان‌های سردمزاج مبتلا بوده‌اند دستور می‌داده‌اند که یک مثقال از مغز سر کبک را با نیم مثقال صندل ساییده‌شده مخلوط و ناشتا میل نمایند و چند روز این عمل را ادامه دهند.

جگر خام این پرنده برای بیماران صرعی و زهره او برای تقویت چشم مفید است که آن را با قدری روغن زیتون رقیق کرده و در چشم می‌چکانند که چشم را بسیار شفاف و قوی می‌سازد.

داوود آزاددل انگیزه خود را از این کار علاقه به پرندگان به‌ویژه کبک می‌داند و می‌گوید: با این کار می‌خواهم با تولید انبوه آن هم به درآمدزایی مناسب برسم و هم به خودکفایی کشور در زمینه کبک کمک نمایم.

*از درآمدم راضی‌ام/ یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است

این بازنشسته فعال اقتصاد مقاومتی می‌گوید: کبک پرنده زیبایی است و صدای زیبایی هم دارد. دوره پرورش کبک به‌نسبت سایر پرندگان کمی بیشتر است. کبک در سنین 4‌ــ‌3ماهگی برای کشتار و در سن 7‌ــ‌6ماهگی برای تخم‌گذاری آماده می‌شود، این در حالی است که مثلاً بلدرچین در 40روزگی به سن کشتار و 50ــ45روزگی به سن تخم‌گذاری می‌رسد. تخم‌گذاری کبک‌ها دوره‌ای است. من در سالن 500متری خودم دوتا گله مولد دارم. وجود دو گله باعث می‌شود که من در تولید جوجه و تخم معطلی نداشته باشم چون دوتا گله دارم در طول سال معمولاً مشغول هستیم. هر گله‌ای 4 ماه تخم‌گذاری دارد بعدش 2 ماه استراحت می‌کند و فقط می‌خورد و می‌خوابد. حجم اصلی کار من در جوجه‌کشی است و بعضاً جوجه‌ها را برای پرواربندی نگه می‌دارم و تا سن 4ماهگی که برسند آنها را به کشتارگاه می‌دهم. فعلاً برای 3 نفر توانسته‌ام اشتغالزایی کنم البته با برنامه‌ریزی‌ای که دارم تصمیم به گسترش کارم دارم که دراین‌صورت برای افراد بیشتری می‌توانم اشتغالزایی داشته باشم. اشتغالزایی برای جوانان لذتبخش است زیرا یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است.

 فعلاً در اول راه هستم اما با وجود این، از درآمدم راضی‌ام. بعد از دادن هزینه‌های آب و برق و کارگر برای خودم میانگین ماهی 3 میلیون تومان می‌ماند که از این درآمدم در دوره بازنشستگی خودم راضی هستم.

وی طول عمر هر کبک را حدود هفت سال عنوان کرد و افزود: جوجه کبک، بعد از سه ماه و 15 روز تبدیل به کبک می‌شود، طول عمر مفید یک کبک چهارسال و عمر غیرمفید آن هفت سال است.

*ابتدا بازار را خوب شناسایی کنیم/ ماهی 3هزار عدد جوجه تولید می‌کنم

در تولید کبک نباید به‌یک‌باره حجم زیادی از این پرنده را پرورش داد مخصوصاً بدون این‌که از قبل برای آن برنامه‌ریزی کرده باشیم. باید بتوانیم قبل از تولید تخم و گوشت کبک، ابتدا بازار کبک را خوب شناسایی کنیم. با فروشندگان و تأمین کنندگان محصولات کبک دوستانه مذاکره و با عقد قراردادهایی همکاری‌مان را محکم‌تر کنیم. در بازاریابی موفق بوده‌ام و محصولات را به استان‌های همجوار تهران نیز ارسال می‌کنم و حتی بعضی وقت‌ها کم هم می‌آورم. ماهی 3 هزار قطعه جوجه تولید می‌کنم که توانایی نگه‌داری همه اینها را در سالن 500متری خودم ندارم بنابراین این جوجه‌ها را می‌فروشم. شروع کار با راه‌اندازی یک کارگاه کوچک بسیار به‌صرفه‌تر از شروع با ایجاد کارگاه‌های بزرگ است. کارگاه‌های بزرگ خطر و ریسک بالایی دارد و کنترل کردن آن هم مکافات است و اگر مریضی بین پرنده‌ها شایع شود آن‌وقت دیگر جمع کردن کارگاه بسیار کار سختی است. اما کارگاه کوچک در صورت شکست حتی انسان را ورشکسته نخواهد کرد.

در ایران بیشتر مصرف‌کنندگان افرادی هستند که یا از نظر مالی مشکلی ندارند و یا به‌علت یک بیماری خاص توسط پزشک مصرف این گونه مواد غذایی به آن‌ها تجویز شده است.

در ایران برای کشتار کبک به‌صورت صنعتی اقدامی صورت نگرفته است و این برای پرورش‌دهندگان کبک یک معضل است، که سبب می‌شود پرورش‌دهنده حتماً در مزرعه خود فضایی برای کشتارگاه در نظر گرفته و کار کشتار را خود در مزرعه انجام دهد، و این موضوع هزینه‌هایی برای پرورش‌دهنده به‌وجود می‌آورد.

با توجه به این‌که در ایران اتحادیه مشخصی جهت نظم دادن به بازار فروش محصولات پرندگانی مانند کبک و بلدرچین وجود ندارد بعضی اشخاصی را که تمایل به پرورش این پرندگان دارند از شروع کار بازمی‌دارد.

*جوجه‌کشی چگونه است؟

تخم کبک به‌طور میانگین پس از 24 روز به جوجه تبدیل می‌شود. اما بعضی از تخم‌ها در روز 23 و برخی در روز 25 هچ می‌شوند.

مرحله هچ به 2 یا 3 روز آخر دوره جوجه‌کشی گفته می‌شود که در این روزها جوجه‌ها پوسته تخم را شکسته و بیرون می‌آیند.

دوره جوجه‌کشی به‌مدت 24 روز طول می‌کشد و لذا درجه حرارت ماشین جوجه‌کشی باید 99/8 درجه فارنهایت تنظیم و میزان رطوبت 60 درصد تنظیم گردد. در روز هچ جوجه‌ها میزان رطوبت بایستی 75 درصد باشد.

*از کجا شروع کنیم؟

این فعال اقتصاد مقاومتی در آموزش به جوانان گفت: بر اساس ضوابط نظام دامپروری کشور در ابتدا باید از سازمان جهاد کشاورزی استان مربوطه پروانه تأسیس گرفت؛ بنابراین بهتر است قبل از تهیه زمین برای ایجاد مزرعه پرورش کبک به واحد صدور پروانه معاونت امور دام سازمان جهادکشاورزی استان مراجعه و با کارشناسان مذاکره کرده تا با درنظرگرفتن ضوابط نظام دامپروری کشور، اقدامات لازم انجام شود. بعد از دریافت موافقت اصولی باید با ادارات دامپزشکی، محیط‌زیست، میراث فرهنگی، امور اراضی درباره بلامانع‌بودن ایجاد واحد پرورشی کبک، هماهنگی‌های لازم انجام شود.‌ پرورش کبک با خرید گله مولد مادر که باید در سن پنج‌ماهگی باشد شروع می‌شود. پس از خرید گله مولد و نگه‌داشتن گله در یک سیکل 50روزه نوری فعالیت کبک برای تخم‌گذاری آغاز می‌شود. این سن بهترین زمان برای تخم‌گذاری است. کبک در هفت‌ماهگی به بلوغ جنسی و در چهارماهگی به بلوغ وزنی می‌رسد.

این فعال اقتصاد مقاومتی اشتغالزایی برای جوانان را دغدغه همیشگی‌اش عنوان می‌کند و می‌گوید: «فکر می‌کنم یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است، به‌خصوص برای جوانان».

*گوشت کبک بسیار مفید و لذیذ است

غلامی با اشاره به خواص گوشت کبک  می‌گوید: گوشت‌ کبک جوان، نرم و به‌سرعت پخته می‌شود، به‌خلاف قرقاول که باید پس از کشتن چند روز با پر در داخل یخچال نگهداری شود، کبک با فاصله کوتاهی بعد از ذبح، قابل‌خوردن است. گوشت کبک گرم و خشک و زودهضم است. گوشت کبک به‌علت پروتئین بالا و درصد چربی پایین، مصارف فراوانی دارد و برای درمان بعضی از بیماری‌ها مانند ضعف اعصاب توصیه می‌شود، و در رفع ناراحتی‌های روانی و بی‌خوابی مؤثر است. در افراد مسن قوای ازدست‌رفته جوانی را بازمی‌گرداند.

ای‌کاش زودتر بازنشسته می‌شدم/ پشت میزنشینی فرهنگ بدی شده است

اقتصاد مقاومتی طرح بسیار خوبی است و الآن بسیار از شرایطم راضی هستم. ای‌کاش زودتر بازنشسته می‌شدم. چون کارمند بودم نمی‌توانستم به‌خوبی در این عرصه فعالیت کنم اما به‌محض اتمام بازنشستگی توانستم برای راه‌اندازی مزرعه پرورش کبک برنامه‌ریزی کنم. این کارگاهها زودبازده و اقتصادی هستند. جوان‌ها باید قدر لحظه‌های خویش را بدانند و نگویند که کار نیست. پشت‌میزنشینی عادت و فرهنگ بدی شده است که به جان جوانان ما افتاده است. جوان‌ها آستین‌هایشان را بالا بزنند و فکر کنند اصلاً هیچ اداره‌ای در کشور وجود ندارد آن‌وقت جوانان باید چه‌کار می‌کردند؟!

*دولت باید از جوانان حمایت کند/ جوانان با تحقیق وارد عرصه اقتصاد مقاومتی شوند

البته باید دولت نیز به یاری جوانان بیاید و از آنها حمایت کند، این حرف تمامی تولیدکنندگان است که دولت با حمایت خود می‌تواند به اشتغالزایی جوانان کمک نماید. اقتصاد مقاومتی در روستاها را باید دست‌کم نگرفت و باید جوانان با شناخت روستای خود به‌دنبال کسب و کار باشند. و اگر قرار است هر جوانی وارد فعالیتهای اقتصادی شود باید حتماً با تحقیق و مطالعه این کار را آغاز کند تا پایه‌های کاری او مستحکم‌تر باشد و خدای نکرده شکست نخورد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 23 اسفند 1396  11:30 ب.ظ

کافه‌ها محل‌های کوچک و دوست داشتنی هستند که این روزها در خاطره همه ما جای ویژه‌ای پیدا کرده‌اند، اما چطور این‌همه کافه از گوشه و کنار شهر بالا رفت؟

کافه‌ها این محفل‌های کوچک دوست‌داشتنی دیگر به جوانی رسیده‌اند و حالا همه ما برای قرارهای عاشقانه، دوستانه، کاری و خانوادگی چندتایی از آن‌ها را در نقاط مختلف شهر می‌شناسیم.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، «فلان‌جا دو طبقه است» «نه کافه فلان برای قرار کاری خوب نیست» «نگم از سالاد سزارش» «رفتی کافه فلان یکی از اون شیک‌ها رو سفارش بده با ساندویچ مرغ خونگی، معرکه است» «کافه غیر سیگاری نداریم، مگر اونی که فلان‌جاست، دو طبقه است، پایینش سیگار نیست» این جمله‌ها و خیلی جمله‌های مشابه این‌ها را هم من بلد هستم و هم همه شما!

روزگاری کافه‌ها تعدادشان کم بود و بیشتر محلی برای جمع شدن روشنفکرها به حساب می‌آمدند! اصلا خیلی از جریانات و حتی مبارزات سیاسی و اجتماعی و مدنی از همین کافه‌ها و قهوه‌ها مثل کافه لوقانته شروع شد. کافه‌ها هم که برای نوشیدن قهوه و کیک بودند و شاید بستنی. جای چای در قهوه‌خانه بود و خوراک‌های سنگین‌تر را در رستوران باید پیدا می‌کرد.

خلاصه اینکه کافه‌ها امروز همه‌چیز دارند، می‌توان چند ساعتی را در آن‌ها و بدون هیاهوی بیرون گذراند، امروز اگر کافه‌ای سالاد و ساندویچ و پاستا و انواع سیب‌زمینی نداشته باشد، مشتری‌هایش را از دست داده، اگر مدل‌های مختلف آب‌میوه و قهوه نداشته باشد، باید بساطش را جمع کند. کافه‌های ما کافه‌ای برای قهوه بین راهی نیستند، ما قهوه را بین روز و برای شارژ شدن نمی‌خوریم، ما کافه می‌رویم که جایی بنشینیم و بعد قهوه بخوریم! برای همین کافه‌های گذری و بیرون‌بَر در فرهنگ‌مان چندان جایی ندارند و کوچک‌ترین‌هایی که می‌شناسیم، دست‌کم دو سه میز برای نشستن دارند.

حالا دیگر کافه‌ها به تهران محدود نیستند، هر شهری که بروید کافی‌ست آدرس کافه را بپرسید تا به شما چند کافه خوب، چند کافه شلوغ و حتی کافه‌های گران را معرفی کنند!

تهران و افراطی‌گری‌هایش

در این میان ماجرای تهران فرق می‌کند، تهران همه‌چیز را افراطی می‌کند، حالا دیگر برای رسیدن به یک کافه اصلا راه سختی نداریم، کافی‌ست پای‌مان را از خانه یا محل کار بیرون بگذاریم تا با لیستی تمام نشدنی از کافه‌هاش متفاوت شهرمان روبرو شویم! برخی مناطق که در هر کوچه و خیابان دو سه تایی کافه با نام‌های متفاوت پیدا می‌شود و جالب‌تر اینکه هرکدام هم مشتری‌های خودشان را دارند. از طرفی کسی که در یک منطقه خاص بخواهد جایی بنشیند، وقتی یکی از کافه‌ها پُر باشد به دیگری می‌رود، غیر از این است؟

قهوه را از من بگیر، کافه را نه!

برای کافه زدن اصلا لازم نیست راه سختی را در پیش گرفت، اگر پولش حاضر باشد و جایش را هم پیدا کرده باشید، خیلی راحت می‌توانید کافه‌دار شوید! در قدم اول باید به اتحادیه صنف بستنی، آبمیوه و کافی‌شاپ بروید و تشکیل پرونده بدهید. برای توضیح بهتر این بخش از اسکندر آزموده، رییس اتحادیه درباره روند این مجوزها سوال پرسیدیم که توضیح داد: «نکته‌ای که برای کافه زدن باید مدنظر گرفته شود، محل تجاری آن است و مساحتی بالای ۲۰ متر هم داشته باشد. با در دست داشتن اجاره‌نامه یا اصل سند می‌توانند برای پروانه کافی‌شاپ اقدام کنند و برای تشکیل پرونده استعلام‌هایی از بخش‌هایی مانند اماکن، بهداشت، بیمه و دارایی را ضمیمه کنند. هر زمان که این پرونده تکمیل شود، صدور پروانه کافی‌شاپ تنها ۳ روز زمان می‌برد.»

نبایدهای کافه‌ای!

اما همه راه‌اندازی یک کافه همین چند مرحله نیست، به هر حال دردسرها و دور زدن‌های قانون خودش را هم دارد. مجوزهای اماکن و بهداشت معمولا به این راحتی‌ها نیست، اماکن معمولا به نکاتی مانند «نزدیک چهارراه بودن، نزدیک دبیرستان دخترانه یا آرایشگاه زنانه بودن» ایراد می‌گیرد و بهداشت هم روی نکاتی مانند نحوه نگهداری مواد اولیه در یخچال، داشتن کف‌شور، جدا بودن بخش آشپزخانه از نشستن مشتری‌ها و سرامیک بودن کف آشپزخانه اصرار دارد.

اما مطمئن باشید در هیچکدام از این مراحل به شما ایراد نمی‌گیرند که کنار یک کافه دیگر بساط خودتان را برپا کرده‌اید، اصلا قانونی در این زمینه وجود ندارد و آزموده هم در پاسخ به این سوال که چرا قانونی برای این اتفاق نیست، گفت: «اینکه چند کافه کنار یکدیگر باشند اصلا مسئله ما نیست و هر کدام می‌توانند کار خودشان را داشته باشند.»

اما کافه‌ها در خوراکی‌هایی که سرو می‌کنند، بایدها و نبایدهایی را دارند. نبایدهایی که برای خود ما هم کمی عجیب به نظر می‌رسید، آزموده تاکید می‌کند که «کافی‌شاپ‌ها نباید غذا سرو کنند و ساندویچ‌ها، پنینی‌ها، انواع سالاد، پاستا و هر نوع صبحانه‌ای را نمی توانند برای مشتریان حاضر کنند» نکته عجیب‌تر هم این بود که در کافه‌ها هیچ نوع آبمیوه‌ای نباید سرو شود! در حقیقت کافه فقط برای انوع مختلف قهوه است به همراه کیک و شیرینی! واقعا چند درصد از ما تنها برای خوردن قهوه و کیک به کافه رفته‌ایم؟ قرارهای صبحانه و نهار خیلی از ما در همین کافه‌هاست و وقتی به رییس اتحادیه گفتیم که کافه‌ها همه این چیزها را سرو می‌کنند، گفت: «قانونی نباید این کار را انجام دهند، حتی اگر کافه‌ای را می‌شناسید به اتحادیه بگویید که رسیدگی کند.» او می‌گفت که بعضی از کافه‌ها هستند که مجوز رستوران دارند و برای همین می‌توانند غذا هم سرو کنند، اما پیگیری ما از کافه‌های مختلف این بود که هیچ مجوز اضافه‌ای ندارند و تقریبا همه آن‌ها اگر مجوزی داشته باشند، همین مجوز اتحادیه صنف بستنی، آبمیوه و کافی‌شاپ است.

شوخی می‌کنید!

اسکندر آزموده در بخشی از صحبت‌هایش درباره تعداد مجوزهایی که برای بستنی و آبمیوه فروشی و کافی‌شاپ‌ها صادر شده هم صحبت کرد که به قدری این رقم برای ما عجیب آمده که هنوز هم فکر می‌کنیم شوخی کرده‌اند. آزموده گفت: «در تهران ۱۵۰۰ مجوز برای بستنی و ابمیوه فروشی و کافی‌شاپ‌ها صادر شده که از این تعداد در حدود ۲۷۰-۲۸۰ مجوز برای کافی‌شاپ‌هاست.»

مجوز گرفتن یا نگرفتن؛ مسئله این‌است!

از آن‌جایی که برای راه انداختن کافه لازم است حتما محل کافه از قبل مشخص باشد و برخی وسائل آن هم خریده شده باشد، به همین دلیل خیلی‌ها هستند که اصلا برای مجوز اقدام نمی‌کنند. این کار اصلا به معنی بد بودن کافه نیست، بسیاری به خاطر طولانی بودن روند مجوز گرفتن و هزینه‌های آن، دنبالش نمی‌روند و تا زمانی‌که مشکلی پیش نیاید اصلا به داشتن یا نداشتن مجوز فکر نمی‌کنند. از طرفی بعضی‌ها هم هستند که می‌خواهند بدانند اصلا راه انداختن کافه برایشان درآمد دارد یا نه، از همین رو ترجیح می‌دهند به جای ثبت کردن و دنبال مجوز رفتن اول محل آن را راه‌بیندازند و مشتری‌هایی را جذب کنند، بعد اگر جای پای کافه محکم شد، برای ثبت آن اقدام کنند. البته به هر حال راه‌اندازی اولیه یک کافه کوچک و جمع‌وجور چیزی در حدود ۶۰ میلیون تومان هزینه دارد و با توجه به اینکه اتحادیه دست رد به سینه کسی نمی‌زند، شاید مجوز گرفتن هم کار سختی نباشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 22 اسفند 1396  11:43 ب.ظ

برای یک حرفه ای که عاشق شغلش است،زمان نهار می تواند یک برگ برنده دیگر هم به همراه داشته باشد.

به گزارش سی ان ان مانی،سرویس شخصی که در سنگاپور با مدیریت ویلت لی آغاز به کار کرده،به مشتری هایش سرویسی می دهد که رستوران های دیگر این کار را انجام نمی دهند؛قرار نهار با زمان مشخص!

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، ویولت لی رییس گروه فروشگاههای «قرار نهار» به سی ان ان مانی می گوید:« من به صورت غریزی به دنبال پیدا کردن عشق، به مردم کمک می کنم  و می دانم که در این موضوع می توانم به خیلی ها کمک کنم.»

13

چهارده سال قبل او با یک گروه کوچک کار خود را آغاز کرد و حالا 3 هزار شعبه دارد که خدمات «قرار نهار» ارایه می کنند.شعبی که در شش شهر آسیایی 1.4 میلیون کاربر فعال دارد.

خدمات «قرارنهار» این گروه،با هر مشتری بعد از گفت وگوی رودررو هماهنگ شده است.حالا این برند،پرچمدار بزرگترین تولیدکننده نهار شده و به سودآوری رسیده  و در گروههای اجتماعی هم محبوب شده است.

«اسینک» یک اپ دوست داشتنی است که علاوه بر وب سایت مشاوران حرفه ای هم دارد که اپ را مدیریت می کنند.مشخصات کاربران را به روز رسانی می کند و تاریخ های قرارنهار را برای مشتریان را مدیریت می کند.

سال گذشته این اپ برنامه ای جدید معرفی کرد که از تکنولوژی بلاک چین در آن استفاده شده است.حالا آنها امیدوارند که این سرویس را بتوانند در سطح جهانی در سال جاری راه اندازی کنند.

خدمات قرار نهار حالا در سنگاپور،هنگ هنگ،کوالالامپور،بانکوک،جاکارتا و پنانگ فعال است.

این شرکت تصمیم گرفته که نظرات کاربران را هم در مسیر کاری خود اعمال کند.

آخرین افزایش سرمایه انها از طریق سرمایه گذاران در سپتامبر 2016 بوده است.

لیم می گوید:« در سال 2004 وقتی در شرایط روحی خیلی نامساعدی بودم، کار خود را با راه اندازی خدمات قرار نهار آغاز کردم.ایده این کار را از یک وب سایت دوستیابی گرفتم.»

او اضافه می کند:« من خیلی تعجب می کردم که بسیاری از همکاران من تنها بودند و کارهای پرمشغله داشتند.در واقع آنها با مشاغل خود ازدواج کرده بودند.»

لی و همسرش این شرکت را باهم تاسیس کردند.

گروهی که برندهایی را ایجاد کرده بودند و تعدادی که کسب و کارهای دیگر را ایجاد کرده بودند،در این راه به آنها کمک کردند.

در سال 2016، این شرکت سرمایه گذاری مشترکی با یک شرکت ژاپنی انجام داد که آن شرکت هم خدمات دوستیابی در ژاپن  داشت.

با وجود موفقیت ها،لی  می گویدکه او هنوز یک کارآفرین نیست و می خواست که شغلی قاعده مندتری داشت،زیرا او با قرار نهار به آنچه خواسته نرسیده است.

او می گوید:«دوستیابی و روابط آسان نیست؛این موضوع به شدت به احساسات افراد بستگی دارد. ما دائما در حال معامله احساساتمان هستیم.»

با این وجود او فکر می کند که شغلی که او دارد می تواند سبب ایجاد یک رخداد بزرگ در زندگی آدمها شود.او می گوید:«من در پیدا کردن شادی مادام العمر به آدمها کمک می کنم.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در این جا به نقش مدیر بازاریابی در یک کسب‌وکار می‌پردازیم. جریان درآمدی عامل حیات استارت‌آپ است و بازاریابی به عنوان یکی از بازوهای اصلی استارت‌آپ درنظر گرفته می‌شوند.

به گزارش اقتصاد آنلاین، نگین یشمی در جام جم نوشت: در بازاری که هر روز در حال تغییر است و کاربرانی که هر لحظه نیازهای جدیدی را احساس می‌کنند، پیدا کردن بستر مناسب و فروش گسترده، کاری پیچیده و خطیر است.

در بازار سنتی، مشتریان دسترسی محدودی به محصولات مورد نیازشان داشتند و رقابت به شکل امروزی معنا نداشت. اما امروزه با جابه جایی قدرت به سوی مشتریان به دلیل دسترسی فزاینده به اطلاعات، جذب و نگه‌داشتن آنها بسیار مشکل شده است. استارت آپ‌ها تلاش می‌کنند هر چه بیشتر نظر مشتریان را به محصول خود معطوف کنند و با پیشنهادات خود آنها را تحت تاثیر قرار دهند؛ بنابراین واحد بازاریابی به دنبال تعیین نیازها، خواسته‌ها و ارزش‌های بازار هدف و تطبیق محصول برای ارضای آنها به گونه‌ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقباست. به همین دلیل شناخت بازار و رقبا از مهم‌ترین وظایف این تیم محسوب می‌شود. هر چه بیشتر و بهتر نیازهای مشتریان پاسخ داده شود، به ایجاد رضایت، وفاداری و در نهایت افزایش سود خواهیم رسید.

بدون بازاریابی، فرصت‌های موجود در بازار از دست می‌روند و رقبا پیشتاز بازار خواهند شد. بازاریابی همچنین می‌تواند مسبب نوآوری باشد، زیرا دیدن فرصت‌های بازار منجر به پاسخ از طریق استارت‌آپ می‌شود و می‌تواند ویژگی‌های جدید به محصول اضافه کند. برای هدایت تیم بازاریابی به مدیری خلاق، با انرژی و با تجربه نیاز است. مدیری که گرایش بازار (trends) را بشناسد و بتواند متناسب با گرایش‌ها منابع و عملکردهای تیم را تعیین کند. وظایفی که مدیر بازاریابی در قبال تیم دارد در درجه اول اندازه‌گیری عملکرد فعالیت‌های بازاریابی و تعیین راهبرد برای حرکت تیم است. فراهم کردن ابزارهای جدید و آموزش تیم برای استفاده از آنها، از دیگر وظایف مدیر بازاریابی است.

طرح‌های بازاریابی که معمولا به آنها کمپین می‌گویند در بازه‌ای مشخص با هدفی معلوم (مثلا جذب مخاطب، خرید، آشناسازی کاربران با استارت‌آپ یا ویژگی خاص و...) شکل می‌گیرند و تعیین ماهیت و تخصیص بودجه آن به عهده مدیر بازاریابی خواهد بود. هر چقدر یک کمپین موفق‌تر عمل کند، رشد بهتری را برای استارت‌آپ رقم خواهد زد. هدف اصلی فعالیت‌های بازاریابی، هدایت تعاملات کاربران به‌منظور افزایش وفاداری یا فروش بیشتر است. یک مدیر بازاریابی خوب باید به مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال آشنا باشد و بتواند استراتژی و برنامه‌های بازاریابی را تدوین کند. همچنین شبکه‌های اجتماعی و راه‌های نفوذ به مخاطبان را بشناسد و کمپین‌های آنلاین یا محیطی مناسب را طراحی و اجرا کند. تسلط مدیر بازاریابی به آمار و داده‌های فروش و بازار نیز موضوع مهمی است، زیرا تحلیل این داده‌ها به معنای شناخت هرچه بهتر کاربران است. یک تیم بازاریابی موفق می‌تواند رشداستارت‌آپ را تضمین کند و بازار آن را گسترش دهد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ریسک کردن، به‌ویژه برای کارآفرینان نوپا، ذاتاً یک امر ترسناک محسوب می‌شود، چراکه ریسک معمولاً چیزی پیچیده‌تر از «انجام کاری که خطرناک به نظر می‌رسد» است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از پایگاه خبری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران، ریسک کردن، خواه در چهارچوب یک مسابقه ورزشی باشد و یا به‌صورت ترک کردن یک شغل دائمی به‌منظور صرف وقت برای راه‌اندازی کسب‌وکار جدید، همواره با ترس و تردید همراه است و بسیاری از افراد تا حد امکان از ریسک اجتناب می‌کند.

منفعل و قانع بودن معمولاً در قیاس با تلاش برای پیشرفت کردن، ریسک کمتری به افراد تحمیل می‌کند اما وقتی سرگذشت افراد موفق در عرصه کسب‌وکار را مرور می‌کنیم، درمی‌یابیم که آنها ریسک‌هایی را پذیرفته‌اند که شاید هیچ‌کس مایل به پذیرش آنها نبوده است؛ مثلاً محصولاتی را توسعه داده‌اند که کسی امیدوار به موفقیت آنها در بازار نبوده است و یا سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده‌اند که از نظر دیگران مصداق دیوانگی بوده است.

بااین‌وجود، باید اذعان کنیم که ریسک کردن، به‌ویژه برای کارآفرینان نوپا، ذاتاً یک امر ترسناک محسوب می‌شود، چراکه ریسک معمولاً چیزی پیچیده‌تر از «انجام کاری که خطرناک به نظر می‌رسد» است. برای اینکه راحت‌تر بتوانیم دست به ریسک بزنیم و تصمیمات همراه با ریسک را آگاهانه‌تر اتخاذ کنیم، باید چند نکته کلی را در مورد ریسک و ریسک‌پذیری در ذهن داشته باشیم:

1. ریسک کردن جزو ذات کارآفرینی است

اگر برای پذیرفتن ریسک‌های گوناگون آمادگی ندارید، بهتر است رؤیای کارآفرین شدن را از سرتان بیرون کنید زیرا کارآفرینی با ریسک عجین شده است. برای کارآفرین شدن باید بپذیرید که بخشی از سرمایه شخصی خود را در مراحل اولیه راه‌اندازی کسب‌وکار هزینه کنید و اعتبارتان را برای ایده‌ای خرج نمایید که سرنوشتش معلوم نیست. حتی در بسیاری از موارد ممکن است مجبور شوید شغل دائمی خود را ترک کنید، از درآمد ثابت چشم بپوشید و برای چندین ماه، از پس‌اندازتان برای امرار معاش استفاده کنید.

پس از گذراندن مراحل اولیه نیز کار شما همچنان مملو از ریسک‌های کوچک و بزرگ خواهد بود. ممکن است تعدادی از کارکنان شرکت نوپای شما ظرف مدت کوتاهی تصمیم به خروج از شرکت بگیرند یا استراتژی کسب‌وکار شما شکست بخورد و یا رویکرد تازه شما در یک حوزه خاص به نارضایتی مشتریان منجر شود و ... . پس قبل از تصمیم گرفتن برای ورود به عرصه کسب‌وکار به‌عنوان یک کارآفرین نوپا باید خود را برای پذیرفتن ریسک‌های گوناگون آماده کنید.

2. ریسک‌ها انواع مختلفی دارند

اگرچه می‌توانیم به‌سادگی ریسک‌ها را به دو دسته «ریسک‌های بزرگ و تأثیرگذار» و «ریسک‌های کوچک و کم اثر» تقسیم کنیم اما بهتر است با یک دسته‌بندی دیگر نیز در این زمینه آشنا شویم. ریسک‌ها از لحاظ پیش‌بینی پذیری به سه دسته تقسیم می‌شوند: ریسک‌های قابل برآورد، ریسک‌های مبهم و ریسک‌های کاملاً ناشناخته.

اگر ریسک قابل برآورد باشد معنایش این است که شما اطلاعات کافی در مورد تصمیمی که می‌خواهید اتخاذ کنید، دارید و قادرید با استفاده از این اطلاعات، احتمال موفقیت خود را تخمین بزنید. مثلاً شما می‌توانید با در اختیار داشتن اطلاعات تاریخی به این نتیجه برسید که 30 درصد احتمال دارد حضور شما در نمایشگاه‌های تجاری موجب بهبود کسب‌وکارتان شود.

ریسک‌های مبهم اما علاوه بر اطلاعات قابل‌دسترس، عوامل ناشناخته را نیز در برمی‌گیرند و این مسئله به پیچیده‌تر شدن فرآیند تصمیم‌گیری می‌انجامد. ریسک‌های مرتبط با بنگاه‌های اقتصادی اغلب در این دسته جای می‌گیرند؛ مثلاً برخی ابعاد رفتار مصرف‌کننده یا تحولات اقتصادی را می‌توان شناسایی کرد اما برخی ابعاد آنها نیز ناشناخته هستند و ریسک بیشتری را به بنگاه تحمیل می‌کنند.

ریسک‌های کاملاً ناشناخته وقتی رخ می‌دهند که پای نوآوری به معنای واقعی کلمه در میان باشد؛ وقتی شما یک محصول منحصربه‌فرد و کاملاً ناشناخته را وارد بازار می‌کنید، عملاً نمی‌توانید هیچ برآوردی از میزان موفقیت آن داشته باشید.

دانستن تفاوت بین انواع ریسک به شما کمک می‌کند که بدانید هریک از تصمیماتی که در زمان‌های مختلف اتخاذ می‌کنید، تا چه حد توأم با ریسک واقعی هستند. بدین ترتیب شما می‌توانید با توجه به ریسک نهفته در هر تصمیم، خود را برای مواجهه با اثرات آن آماده کنید.

3. برخی ریسک‌ها بازدهی قابل‌قبولی ایجاد نمی‌کنند

افراد ریسک‌پذیر، به ریسک‌های 50-50 با دیده خوش‌بینی نگاه می‌کنند و ریسک‌هایی با احتمال موفقیت 75 درصد را در حد موفقیت قطعی به حساب می‌آورند. این تفکر در بین عموم وجود دارد که ریسک همیشه با پاداش همراه است، اما باید بدانید که لزوماً چنین نیست! برخی ریسک‌ها حتی در صورت موفقیت، بازدهی متناسبی را نصیب فرد ریسک‌پذیر نمی‌کنند.

برای ریسک کردن همیشه باید اصل هزینه-فایده را در نظر بگیرید یعنی باید برآورد کنید که اگر شکست بخورید، چه چیزی را از دست خواهید داد و اگر موفق شوید، چه چیزی را به دست خواهید آورد. فراموش نکنید که تصمیمات ریسکی- حتی آنهایی که با حداکثر دقت اتخاذ شده باشند- بعضاً به شکست منجر می‌شوند و این واقعیتی است که نباید به آسانی از آن عبور کنید. در عین حال شکست با وجود تلخی ذاتی آن می‌تواند یک تجربه مفید باشد و به شما کمک کند که در آینده تصمیم بهتری بگیرید.

4. انسان‌ها ذاتاً در پیش‌بینی‌های خود به بدبینی تمایل دارند

انسان‌ها به‌طور ذاتی ریسک را بالاتر از میزان واقعی آن برآورد می‌کنند و حتی افراد ریسک‌پذیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. چنین رویکردی حتی در برآوردهای اولیه -که با داده‌های عددی محدودی انجام می‌شود- نیز مشهود است و این مسئله ارتباطی با میزان ریسک‌پذیری افراد ندارد؛ تفاوت افراد ریسک‌پذیر با افراد عادی در این است که آنها حاضرند همان ریسکی را که بالاتر از حد واقعی برآورد نموده‌اند، بپذیرند. از طرفی ما اغلب در زمینه پیامدهای احتمالی شکست اغراق نموده و بدترین سناریوی ممکن را تصور می‌کنیم. بنابراین در هنگام محاسبه ریسک و بازده باید این نکته را در نظر بگیرید که ریسک برآورد شده احتمالاً بالاتر از ریسک واقعی است.

5. ریسک، تفاوت را رقم می‌زند

برخی ریسک‌ها به سودها یا زیان‌های هنگفت منجر می‌شوند و برخی ریسک‌ها پیامدهای بالقوه نسبتاً کم‌اهمیتی دارند. برخی ریسک‌ها کسب‌وکار شما را به اوج می‌رسانند و برخی ممکن است شما را کاملاً ورشکسته کنند. در هر صورت همه ریسک‌ها یک وجه مشترک دارند: آنها تفاوت‌ها را رقم می‌زنند. از آنجا که اغلب مردم تمایلی به پذیرفتن ریسک ندارند، افراد ریسک‌پذیر طبیعتاً افرادی متمایز از دیگران خواهند بود و همه ما می‌دانیم که کارآفرینان ممتاز آنهایی هستند که در ریسک‌های متعدد خود به موفقیت‌های بیشتری دست یافته‌اند.

کارآفرینان برای رسیدن به یک شناخت صحیح از ماهیت ریسک و پیچیدگی‌های آن باید زمان زیادی صرف کنند و تجربیات گوناگونی بیاموزند. راحت کنار آمدن با ریسک و تبدیل شدن آن به جزئی از ذات کارآفرینان نیازمند گذر زمان است و البته در این میان کارآفرینان نوپا باید بدانند که شکست هرگز به معنی پایان نیست.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شاید اگر تا سه سال پیش کسی از استارت‌آپ‌ها و نقش آن در آینده اقتصاد یک کشور سخن می‌گفت، سیاستگذاران با بی‌تفاوتی از کنار آن می‌گذشتند. تفکر سنتی حاکم بر بازار کار در آن روزها سبب شده بود تا کسب و کارهای اینترنتی یا موبایل‌محور و نقش آن در تغییر معادلات حاکم بر بازار مورد توجه سیاستگذار قرار نگیرد.

اما امروز استارت‌آپ‌ها، کسب و کارهای نوپا و فعالیت‌های اقتصادی موبایل‌محور به یکی از بازیگران اصلی اقتصاد ایران در بخش خدمات تبدیل شده‌اند. آنها معادلات حاکم بر بازار را برهم زده‌اند و به عاملی برای رقابتی کردن بازار انواع کالا و خدمات شده‌اند. استارت‌آپ‌ها با ابزار قیمت و کیفیت، مشتری‌های زیادی برای خود دست و پا کرده‌اند کاری که سیاستگذاران نتوانستند ظرف دهه‌ها برای اقتصاد ایران انجام دهند، آنان در طول کمتر از سه سال انجام داده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد، خدمت استارت‌آپ‌ها به اقتصاد ایران در قابل لمس کردن بازار رقابتی و اقتصاد آزاد برای عموم مردم است. بازاری را به وجود آورده‌اند که مشتری تصمیم می‌گیرد بر اساس قیمت و کیفیت کدام کالا را استفاده کند. بازیگران در طرف عرضه زیادند و دست نامریی بازار در آن خوب کار می‌کند. نهادهای دولتی قیمت‌گذار و رفتارهای تعزیراتی در آنجا دیده نمی‌شود و مردم به همان اندازه که پول می‌دهند خدمات دریافت می‌کنند.

با این حال به نظر می‌رسد که این روند تا جایی ادامه داشته باشد که دولت در بازار و ساز و کار اقتصادی استارت‌آپ‌ها دخالت نکند در غیر این صورت، بازاری که آنان به وجود آورده‌اند به مانند بازار سنتی به سوی قیمت‌گذاری دستوری و نظارت نهاد‌های سرکوبگر قیمت پیش خواهد رفت و چیزی از ساز و کار رقابت در این بازار‌ها باقی نخواهد ماند.

با گسترش روزافزون فناوری هر روز، خدمات و محصولات زیادی در سراسر جهان با ایده‌های جدید و ناب به وجود می‌آیند و طی مدتی کوتاه قادر می‌شوند تا مسیر طولانی رشد و توسعه کسب و کار را در یک مدت کوتاه طی کنند.

موفقیت شرکت‌های استارت‌آپی توجه بسیاری را به ایجاد چنین کسب و کارهایی جلب کرده است. به طوری‌که مدتی است که مطالب بسیاری در مورد چگونگی راه‌اندازی یک کسب و کار استارت‌آپی مبتنی بر ایده‌های خلاقانه در نشریات و وب سایت‌ها منتشر می‌شوند و تعداد قابل توجهی از افراد با هدف راه‌اندازی چنین شرکت‌هایی و دستیابی به موفقیت کسب و کارهای روزمره خود را رها می‌کنند و با صرف زمان و هزینه نسبتا بالا در جهت تحقق رویاهای خود تلاش زیادی می‌کنند.

واژه استارت‌آپ‌ها نیز چند سال است که در اقتصاد کشور باب شده و فضای جدیدی در کسب و کار به وجود آورده است. تعداد بالای جمعیت جوان تحصیلکرده و آشنا به فناوری‌های روز، در دسترس بودن منبع عظیم دانش و اطلاع‌رسانی بر بستر اینترنت و همچنین رشد نجومی برخی از شرکت‌های استارت‌آپی در سایر کشورها شاید از مهم‌ترین دلایل ایجاد و رشد فضای استارت‌آپی در کشور بوده است. حال سوال این است که به چه شرکت‌هایی استارت‌آپ گفته می‌شود و این شرکت‌ها برای اقتصاد چه پیامدهایی به همراه خواهند داشت؟

معنی اقتصادی استارت‌آپ

در یک تعریف ساده، معنای استارت‌آپ را می‌توان هم ارز با خلاقیت و نوآوری دانست. در واقع فرد یا افرادی خوشفکر با ایده‌های نو در جست‌وجوی روش‌هایی برای کسب درآمد از آن ایده و تولید انبوه محصولات یا خدمات مبتنی بر آن ایده هستند.

با پیشرفت فعالیت این شرکت‌ها در دنیا، در ایران نیز شاهد رشد روزافزون این شرکت‌ها هستیم. به طور مثال استارت‌آپ مامان پز را درنظر بگیرید. ایده بسیار ساده است. هستند افرادی که به علت مشغولیت فراوانی که دارند فرصتی برای غذا درست کردن ندارند. ولی از طرفی تمایلی به خوردن غذاهای بیرون مثل فست‌فودها ندارند. غذای پخته شده توسط مادران آشپز خوب ایرانی. کافی است که دوطرف بازار را به یکدیگر وصل کنیم، در آن صورت است که رفاه جامعه را افزایش داده‌ایم از یک طرف مصرف‌کنندگان از خوردن غذای خوش‌طعم خانگی لذت می‌برند و از طرفی مادران خوش‌ذوق علاوه بر لذت درست کردن غذا، منبعی درآمدی برای خود خواهند داشت. ایده مامان پز ایده‌ای نوآورانه در بازار بود که وظیفه وصل کردن عرضه‌کنندگان و مصرف‌کنندگان بازار را به خوبی به انجام رسانده است. نقش آفرینی این نوع کسب و کارها در بخش‌های مختلف اقتصاد کشور روز به روز بیشتر می‌شود. و هرچه بیشتر شاهد تغیر در ساختار بازارها هستیم. با ورود شرکت‌های استارت آپ به بازار، بسیاری از کسب و کار که به صورت سنتی به ارایه خدمات می‌پردازند به احتمال زیاد از بازار خارج خواهند شد. در فضای رقابتی بازار آنچه برای مصرف‌کنندگان مهم است کیفیت، آسایش و در کنار آنها قیمت محصولات ارایه شده است. چیزی که بیشتر شرکت‌های استارت‌آپی پیرامون آنها قدم برداشته‌اند. بنابراین با ورود این شرکت‌ها به بازار شاهد تغییر ساختار بازار خواهیم بود. یعنی تولید‌کنندگانی که قبل‌تر محصولی با کیفیت پایین‌تر و همچنین با قیمت بالا عرضه می‌کردند اکنون راهی جز افزایش کیفیت و بهره‌وری نخواهند داشت. زیرا قیمت ‌بالایی که سال‌ها به علت بهره‌وری پایین بنگاه‌های داخلی بر اقتصاد حاکم است اکنون با ورود این نوع کسب‌وکارها دیگر برای مشتریان جذاب نبوده در نتیجه سهم بنگاه‌های سنتی در بازار کاهش پیدا خواهد کرد. البته باید اشاره کرد که این نوع کسب‌وکارها به علت اینکه می‌توانند سطح وسیع از خدمات را در مقیاس بالایی انجام دهند بنابراین همین عاملی است در جهت کاهش هزینه‌های تولیدشان. حال سوال اساسی این است در چنین شرایطی وظیفه دولت چیست؟ آیا برای حفظ بنگاه‌های موجود باید از ورود بنگاه‌هایی با هزینه تولید پایین و بهره‌وری بالا جلوگیری کند؟

می‌توان سوال را این‌گونه پرسید که چرا دولت باید بنگاه‌هایی با بهره‌وری پایین و هزینه تمام شده بالا را نگه دارد و حتی در بیشتر مواقع از آنها نیز حمایت کند؟ یا به تعبیری این شرکت‌ها را با تنفس مصنوعی زنده نگه دارد. این فکر که گسترش اقتصاد و افزایش رشد اقتصادی بدان معنی است که همه صنایع باید همزمان توسعه یابند، اشتباهی عمیق است. برای آنکه صنایع جدید بتوانند رشد یابند، لازم است بعضی صنایع قدیم امکان یابند که کوچک شده یا بمیرند. زیرا در اقتصاد منابع محدود است. و فقط در این حالت است که می‌توان با به کارگیری منابع در دیگر بخش‌ها که کارایی بالاتری دارند نهایت استفاده را برد. نیروی کار و سرمایه باید از شرکت‌های ناکارا آزاد شده تا بتواند در بخش‌های دیگر ارزش افزوده بالاتری تولید کنند. مساما اگر در گذشته تمام سعی خود را کرده بودیم تا اسب و درشکه را به صورت مصنوعی و با حمایت‌های همه‌جانبه زنده نگه داریم، رشد صنعت خودرو و هرکسب و کار وابسته به آن را کند کرده بودیم. اگر چنین کرده بودیم، تولید ثروت را کاهش داده و پیشرفت اقتصادی و علمی را به تاخیر انداخته بودیم. زیرا در این حالت منابع به صورت بهینه تخصیص داده نشده و حداکثر استفاده را از منابع نبرده‌ایم. وقتی تلاش می‌کنیم تا با حمایت‌های‌مان از مرگ هر صنعتی ممانعت کنیم تا از نیروی کاری که پیش‌تر در آن تربیت شده یا پولی که پیش‌تر در آن سرمایه‌گذاری شده حمایت کنیم، در حال انجام همان کار هستیم. یعنی هدر دادن منابع اقتصاد. برای تندرستی اقتصادی پویا درست همانقدر که لازم است صنایع بتوانند بمیرند، لازم است صنایع بالنده بتوانند رشدکنند. فرآیند اول برای فرآیند دوم ضروری است. تلاش برای حفظ صنایع ناکارا، از منطق اقتصادی همانقدر نادرست است که تلاش برای حفظ محصولات ناکارا. اگر قرار است نیازهای قدیم و خواسته‌های جدید با کالاهای بهتر و وسایل بهتر، رفع شوند، باید روش‌های پیشرفته تولید دایما جایگزین روش‌های مطرود و قدیمی‌تر شوند.

شرکت‌های نوپا با کاهش هزینه‌ها، افزایش تنوع در ارایه کالاها و خدمات، بهره‌وری بالاتر برای اقتصاد کارایی به همراه خواهند داشت به طوری که بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در دنیا امروزه از این نوع فعالیت‌ها حمایت می‌کنند و با سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها سود‌های کلانی به دست می‌آورند. به طور مثال میزان سرمایه‌گذاری صندوق‌های ریسک‌پذیر، سالانه فقط معادل ٢ درصــد از کل اقتصــاد امریکا را تشـکیل می‌دهد، درحالی‌ که شرکت‌های حمایــت‌شده از سوی ایــن سرمایه‌گذاران، حــدود ٢١ درصد از اقتصاد امریکا را تشــکیل می‌دهند. درواقــع بــه‌ازای هــر یک دلار ســرمایه‌گذاری این صندوق‌های ریسک‌پذیر، در بازه زمانی منتهی به ٢٠١٠، ریسک‌پذیران ٢٧,٦ دلار درآمد کسب کرده‌اند. طبق آمار سـال ٢٠١٠، امریکا حدود ٤٦٢ شـرکت ریسـک‌پذیر در امریکا فعالیـت کـرده و هـر کدام به‌صـورت میانگیـن ١٥٠ میلیـون دلار سرمایه‌گذاری داشته که در مجموع حدود ٢٢ میلیارد دلار در ٢هزار و ٧٤٩ شرکت ســرمایه‌گذاری داشته‌اند. همچنیـن در بخـش اشـتغال، شـرکت‌های تحـت‌پوشـش و حمایـت ریسک‌پذیران توانسته‌اند ١١.٩ میلیـون شـغل ایجـاد کنند کـه حـدود ١١ درصـد از اشـتغال بخـش خصوصـی را تشـکیل می‌دهد و بالـغ بر ٣ میلیون ١٠٧ هزار نفـر اسـت. ایـن آمار تاثیـر مهـم آنهـا در کارآفرینـی را نشـان می‌دهد و همیـن مساله باعـث توجـه ویـژه دولـت و قانونگـذاران بـه تسـهیل فرآیندهای آنهـا شده اسـت. که این نشان از اثرگذاری این صندوق‌ها بر رشد اقتصادی است؛ چیزی که این روزها کشورمان نیازمند آن است. لذا وجود هر گونه مانع بر سر راه این نوع فعالیت‌ها در جهت حمایت از سایر بنگاه‌ها که با افزایش بهره‌وری نوانسته‌اند هزینه‌های خود را کاهش دهند یعنی هدررفت و تخصیص نادرست منابع. با توجه به مطالب بیان شده وظیفه دولت باید در حمایت از این نوع شرکت‌ها در قبال حمایت‌های مالی و معنوی در قالب وضع قوانین لازم در جهت کاهش موانع ورود این نوع شرکت‌ها به بازار باشد.

یکی از مشکلات اساسی شرکت‌های استارت‌آپی، تامین مالی است. بسیاری از ایده‌ها به علت نبود سرمایه جهت اجرایی‌سازی، شکست می‌خورند. در بیشتر کشورها جهت تامین مالی استارت‌آپ‌ها، شرکت‌های دولتی و خصوصی یا به‌طور دقیق‌تر صندوق‌های سرمایه‌گذار وجود دارند که با سرمایه‌گذاری روی ایده‌ها هزینه ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش داده و همچنین در بخشی از سود انتظاری شرکت شریک می‌شوند. بنابراین اولین قدم حمایتی دولت می‌تواند در قالب ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای تامین مالی این شرکت‌ها باشد. این صندوق‌های دولتی می‌تواند یا به طور مستقیم تامین مالی را بر عهده بگیرند یا اینکه با دیگر شرکت‌های سرمایه‌گذاری وارد مذاکره شده و با آنها بر سر میزان سهم سرمایه‌گذاری به توافق برسند. به طور مثال با شرکت‌های سرمایه‌گذار این‌گونه به توافق برسد که اگر شما مثلا ٥ درصد سرمایه‌گذاری کنید دولت نیز به این میزان سرمایه‌گذاری خواهد کرد یا در بیشتر مواقع دولت به سرمایه‌گذاران خصوصی تضمین‌هایی در جهت حمایت از کسب و کار نو ارایه ‌دهد.

حال سوال دیگر این است که وظیفه دولت در کنار تامین مالی در قبال این شرکت‌ها که روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شود، چیست؟ آیا در حوزه استارت‌آپ‌ها نیز دولت باید تنها وظیفه‌اش ایجاد فضای مناسب برای خلق ایده‌های جدید باشد؟ یا اینکه نه با ورود خود بر فعالیت این شرکت‌ها مخصوصا با تنظیم‌گری قیمت‌ها کنترل داشته باشد؟ جواب به این سوال همانند دیگر بخش‌های اقتصاد خیلی ساده نیست زیرا تجربه کشورهای مختلف متفاوت است و در بعضی کشورها دولت‌ها ورود کرده و توانسته‌اند رشد و توسعه این بخش را رقم بزنند ولی هستند کشورهایی که صرفا وظیفه دولت را فقط در چارچوب وضع مقررات و ایجاد فضای مناسب این نوع از فعالیت‌ها تعریف کرده‌اند. با اینکه کشورهایی مانند کره جنوبی، سنگاپور، کشورهایی با اقتصاد آزاد به شمار می‌روند اما در مورد استارت‌آپ‌ها رویکرد متفاوت اتخاذ کرده‌اند. به عنوان مثال در سنگاپور صندوق‌های سرمایه‌گذاری با حمایت دولت در حال فعالیت هستند. در هنگ‌کنگ فضای کاری مناسب برای فعالیت استارت‌آپ‌ها با حمایت دولت ایجاد شده است. ولی اینکه دخالت دولت در قالب کنترل قیمت‌ها باشد امری پذیرفته شده نیست. در واقع ورود دولت به عنوان تنظیم‌گر در تقابل با هدف اولیه شکل‌گیری این شرکت‌ها است. زیرا کاهش قیمت‌ها با استفاده از سرشکن کردن هزینه‌ها به علت وسعت بازار از عمده‌ترین ویژگی‌های این شرکت‌ها است و اگر دولت بخواهد با کنترل قیمت به این بازارها ورود پیدا کند، در جهت کاهش کارایی‌شان عمل کرده است. شرکت‌های استارت‌آپی ماهیتا با بنگاه‌های اقتصادی متفاوتی هستند و ویژگی‌های آنها لزوما با خصوصیات شرکت‌های سنتی یکی نیست که همین موضوع خود نیاز به نگاهی متفاوت به این شرکت را می‌رساند. دولتمردان لازم است با مطالعه و تعامل با این بنگاه‌ها به جزییات ویژگی‌های غالبا متفاوت و منحصر به فرد این شرکت‌های نو بنیان پی ببرند. نکته جالب این است که در بسیاری از موارد مطالعه صرف نمی‌تواند درک کامل و درستی به مسوولان ارایه دهد، بلکه لازم است با تعامل مداوم با بازیگران این شرکت‌ها با چالش‌ها، فرصت‌ها، مقتضیات و خصوصیات‌شان بیشتر آشنا شوند. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که با بالغ شدن فضای استارت‌آپی هر کشور، دولت‌ها عمدتا از فضای حمایتی مستقیم به سمت تمرکز بیشتر روی سیاستگذاری‌های کارا و موثر برای جامعه استارت‌آپ‌ها حرکت می‌کنند.

رویکرد دولت روحانی به استارت‌آپ‌ها

به طور کلی بهینه کاوی و مطالعه رفتار دولت‌ها در کشورهای مختلف می‌تواند شاخص‌های خوبی را برای هر دولت پدید آورد اما به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود که هیچ دولتی بدون مطالعه و توجه به ویژگی‌های منحصر به‌فرد فضای کسب و کار و زیست بوم استارت‌آپ‌های آن کشور، تنها دنبال روی یکی از الگوهای اجرا شده در دنیا باشد.

بررسی الگوها و بهترین عملکردهای دیگر کشورها و دولت‌ها می‌تواند نگاه خوبی به دولتمردان و فعالان این حوزه ارایه دهد. باید به خاطر داشته باشیم که الگوی هر کشور با توجه به شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی و سیاسی آن متفاوت خواهد بود. چنانچه رویکردهای دیگر کشورها برای ایران لزوما بهترین گزینه برای ایران نخواهند بود. اما برآیند مطالعه نحوه ورود دولت به فعالیت اینگونه شرکت‌ها به جای تنظیم‌گری و ایجاد اختلال در فعالیت‌های‌شان، سیاستگذاری در جهت حمایت‌گرایی بوده است. بسیاری از کشورها با ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری به ایده‌های که صرفه اقتصادی داشته باشند کمک می‌کنند تا بتوانند فعالیت خود را شروع کنند. مسلما وجود تعدد قوانین و پیچیدگی مقررات برای شروع فعالیت یک استارت‌آپ، دخالت در قیمت‌گذاری‌ها و ممانعت از به انجام رسیدن رسالت واقعی استارت‌آپ‌ها یعنی تغییر در بازار و ایجاد ارزش افزوده، سـقف تسـهیلات، سـرعت کـم ابـزار مالـی موجـود، برخـورد یکسـان بـا پروژه‌های متفـاوت، برخـورد حمایتـی و عـدم نـگاه اقتصـادی، تغییـر و ناپایـداری مدیریـت و سیاست‌های دولتـی، عـدم رشـد بازارهـای مالـی و پولـی بـرای جـذب سـرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر، درونگـرا بـودن اقتصـاد کشـور، ضعـف در ارتبـاط بـا اقتصـاد جهانـی چیزی جز کاهش انگیزه برای شکل‌گیری این نوع از کسب و کارها به همراه نخواهد داشت. شاید مهم‌ترین کاری که دولت می‌تواند انجام دهد این باشد که با برداشتن این موانع و کاهش هزینه ورود این شرکت‌ها به بازار، زمینه هر چه بهتر رشد و شکوفایی ایده‌هایی را فراهم کند که در صورت بودن‌شان جامعه از آنها نفع خواهد برد.

بنگاه کارآمد

شرکت‌های نوپا با کاهش هزینه‌ها، افزایش تنوع در ارایه کالاها و خدمات، بهره‌وری بالاتر برای اقتصاد کارایی به همراه خواهند داشت به طوری که بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در دنیا امروزه از این نوع فعالیت‌ها حمایت می‌کنند و با سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها سود‌های کلانی به دست می‌آورند.

صندوق‌های سرمایه‌گذار

بسیاری از ایده‌ها به علت نبود سرمایه جهت اجرایی‌سازی، شکست می‌خورند. در بیشتر کشورها جهت تامین مالی استارت‌آپ‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذار وجود دارند که با سرمایه‌گذاری روی ایده‌ها هزینه ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش داده و همچنین در بخشی از سود انتظاری شرکت شریک می‌شوند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 16 اسفند 1396  12:08 ق.ظ

طی سال‌های اخیر بسیاری از شرکت‌ها بیشتر روی مزایای شغلی تمرکز کرده‌اند (۵۷ درصد جویندگان کار می‌گویند که یکی از عوامل تاثیرگذار در انتخاب شغل، مزایای شغلی هستند)، اما همزمان که شرکت‌ها می‌کوشند از نظر مزایا از یکدیگر سبقت بگیرند، بسیاری از مزایا که سابقا پرطرفدار بودند، از دور خارج می‌شوند.

با این وجود، هر از گاهی مزیت‌های شغلی به گوشمان می‌خورند که ما را شگفت زده می‌کنند، شاید به دلیل آنکه مبتکرانه یا منحصر به فردند یا می‌توانند زندگی کارکنان را دگرگون کنند. برای آنکه بیشتر با این مزیت‌ها آشنا شویم، سراغ شرکت‌هایی رفتیم که در حوزه مزایای شغلی از مسائل ابتدایی فراتر رفته‌اند و افسانه را به واقعیت پیوند داده‌اند. به گزارش دنیای اقتصاد، آنچه می‌خوانید نتیجه نظرسنجی ما از کارکنان سراسر جهان است که بیست شرکت برتر جهان از نظر مزایای شغلی را به شما معرفی می‌کند. در تهیه این لیست، ترتیب خاصی لحاظ نشده است. پس از ذکر نام شرکت و مزیت شغلی، ما از کارکنان می‌پرسیم که «چه چیزی درباره این شرکت شما را به وجد می‌آورد؟» این شرکت‌ها از این قرارند:

۱. آیکیا (IKEA)

مزای شغلی: در آیکیا، هر کارمندی که دست‌کم یک سال سابقه کار در این شرکت را داشته باشد، چه نیمه وقت و چه تمام وقت، می‌تواند چهار ماه مرخصی والدین دریافت کند، صرف نظر از اینکه کارمند یکی از فروشگاه‌ها است یا دفاتر مرکزی شرکت.  رتبه شرکت از نظر مزایا: ۴.۴

چه چیزی درباره این شرکت شما را به وجد می‌آورد؟

پاسخ کارکنان: «حقوق بالا، مزایای فوق‌العاده و فرهنگ قدرتمند. هرچند آیکیا یک شرکت بین‌المللی است اما احساس می‌کنید در کنار خانواده تان هستید. مرخصی استعلاجی و تعطیلاتی که به کارکنان ارائه می‌شود، فوق‌العاده است. سال‌ها است که با این شرکت همکاری می‌کنم و هر سال می‌توانم پنج هفته مرخصی با حقوق و یک هفته مرخصی استعلاجی دریافت کنم. ساختمان شرکت خودش یک مزیت است: کمدهای قفل دار، دوش، اتاق‌های کامپیوتر، اتاق‌های عبادت، اتاق‌های مدیتیشن، رستوران‌های مخصوص کارمندان با انواع غذاها که قیمت آنها تنها ۳ دلار است. بعضی از دفاتر آیکیا باشگاه ورزشی دارند، بعضی‌ها اتاق‌های شیردهی دارند برای کارکنانی که به تازگی مادر شده‌اند و بعضی دیگر، دوچرخه رایگان در اختیار کارکنان می‌گذارند.» ، به نقل از یکی از مغازه داران

۲. ریباک (Reebok)

مزایای شغلی: ریباک با راه‌اندازی باشگاه‌های ورزشی در ادارات و اجرای برنامه‌های «کراس فیت»، کارکنان را تشویق می‌کند که برای رسیدن به تناسب اندام هدف‌گذاری و تلاش کنند.  رتبه شرکت: ۱/ ۴

پاسخ کارکنان: «ماموریت و ارزش‌های این سازمان شفافند، به‌طور مکرر به سراسر سازمان ابلاغ می‌شوند و مورد پذیرش همه هستند. ایرادی ندارد اگر یک ساعت در روز به خود استراحت بدهید و ورزش کنید. کارکنان به شرکت در کلاس‌های تناسب اندام تشویق می‌شوند.» ، یکی از مدیران بازاریابی

۳. بِین‌اند کمپانی (Bain & Company)

مزایای شغلی: این سازمان که به‌عنوان «بهترین شرکت برای کار کردن» در سال ۲۰۱۷ انتخاب شده، هر سال مسابقاتی را تحت عنوان «جام جهانی فوتبال بین» برگزار می‌کند. همه کارکنان می‌توانند در این مسابقات شرکت کنند. امسال لس‌آنجلس میزبان این مسابقات بود.  رتبه شرکت: ۷/ ۴

پاسخ کارکنان: «روحیه تیمی در این شرکت باورنکردنی است و مصداقی بر این جمله قدیمی که یک کارمند بِین هرگز اجازه نمی‌دهد همکارش شکست بخورد. در تمامی گردهمایی‌های آموزشی این شرکت که با هدف تبادل تجربیات و پذیرش چالش‌های جدید برگزار می‌شود، بر اهمیت این جمله و حفظ روحیه تیمی تاکید می‌شود.» ، کارمند فعلی

۴. گلدمن ساکس (Goldman Sachs)

مزایای شغلی: این شرکت علاوه بر ارائه مزایای اصلی، مثل بیمه خدمات درمانی، مزایای دیگری را نیز برای کارکنان در نظر گرفته، از جمله هزینه جراحی‌هایی که معمولا تحت پوشش بیمه‌ها قرار نمی‌گیرند. رتبه شرکت: ۱/ ۴

پاسخ کارکنان: «این شرکت تمام زمان و انرژی خود را وقف پیشرفت کارکنان می‌کند و برای افراد موفق فرصت‌هایی برای پیشرفت فراهم می‌شود. به‌عنوان کارمند این شرکت، شما همواره با افراد سختکوش و خبره سر و کار دارید و کار کردن در فرهنگی که تمامی تمرکزش، کشف استعدادهای شماست، خودش یک مزیت است.» ، نایب رئیس فعلی

۵. فیس‌بوک (face book)

مزایای شغلی: در فیس‌بوک، کارآموزها از بیمه خدمات درمانی برخوردارند و هزینه‌های اسکان آنها بر عهده شرکت است. در این شرکت که از نظر مزایای شغلی شهره خاص و عام است، بسیاری از کارآموزها می‌گویند که ماهانه ۷۰۰۰ دلار درآمد دارند. رتبه شرکت: ۷/ ۴

پاسخ کارکنان: «مزایای این شرکت به قدری زیادند که ما از وجود خیلی از آنها خبر نداریم.» ، یکی از کارکنان فعلی

۶. اسکریپس هلث (Scripps Health)

مزایای شغلی: این شرکت به سلامتی حیوانات خانگی کارکنان اهمیت می‌دهد و هزینه درمان آنها را پرداخت می‌کند. رتبه شرکت: ۱/ ۴

پاسخ کارکنان: «مزایای شغلی، به ویژه برنامه‌های سلامتی کارکنان. اگر کارمندی واجد شرایط باشد، می‌تواند در سال آینده از مزایا به‌طور رایگان استفاده کند. مزایای بیشتری نیز وجود دارند که می‌توانید آنها را خریداری کنید، مثل بیمه حیوانات خانگی، کمک‌های حقوقی و غیره.»، کارمند سابق

۷. استارباکس (Starbucks)

مزایای شغلی: استارباکس شهریه کارکنانی را که بخواهند از دانشگاه آریزونا مدرک لیسانس دریافت کنند، به‌طور کامل پرداخت می‌کند.  رتبه: ۳/ ۴

پاسخ کارکنان: «مزایای شغلی، استراحت‌های کوتاه. آنها با شما مثل یک انسان برخورد می‌کنند. آنجا بهترین جا برای کار کردن است. هزینه تحصیل شما را پرداخت می‌کنند و می‌توانید سهام شرکت را به قیمت ارزان‌تر خریداری کنید.»، یکی از کارکنان سابق

۸. آمریکن اکسپرس

مزایای شغلی: در این شرکت، کارکنانی که به تازگی بچه دار شده یا کودکی را به فرزندی قبول کرده‌اند می‌توانند پنج ماه مرخصی با حقوق بگیرند. مادرانی که به تازگی وضع حمل کرده‌اند، علاوه بر آن پنج ماه، می‌توانند از ۶ تا ۸ هفته مرخصی با حقوق برای انجام امور درمانی و پزشکی استفاده کنند. به‌علاوه، اگر کارمندی در رابطه با شیردهی و نگهداری از نوزاد سوالی داشته باشد، می‌تواند از مشاورانی که ۲۴ ساعته در دسترس هستند، کمک بگیرد.  رتبه شرکت: ۰/ ۴

پاسخ کارکنان: «به‌عنوان یک کارمند با من به خوبی رفتار می‌کنند. چند سال پیش، همسرم به شدت بیمار شده بود. مدیرانم با من همدردی کردند و گفتند تا زمانی که همسرم بهبودی کامل یابد اجازه دارم به‌طور تمام وقت در خانه کار کنم. پاسخ سوال شما در این سه مورد خلاصه می‌شود، حقوق خوب، مزایای خوب و همکاران خوب.»، یکی از طراحان گرافیک شرکت

۹. ایونت برایت (Eventbrite)

مزایای شغلی: این شرکت تلاش می‌کند با پرداخت ماهانه ۶۰ دلار، سلامت کارکنان را حفظ کند. این مبلغ می‌تواند صرف هر چیزی شود، از جمله هزینه باشگاه یا رژیم‌های پاکسازی با مصرف آب میوه و سبزیجات. رتبه شرکت: ۶/ ۴

پاسخ کارکنان: «چیزی که بیشتر از همه برایم جذاب است، فرهنگ حاکم بر این شرکت است. من تا به حال چنین چیزی را تجربه نکرده ام. این شرکت بارها و بارها ثابت کرده که به کارکنانش در همه واحدها اهمیت می‌دهد.» ، کارمند فعلی

۱۰. فروشگاه‌های زنجیره‌ای هول فودز (Whole Foods Market)

مزایای شغلی: تمامی کارکنان این شرکت، چه نیمه وقت و چه تمام وقت، می‌توانند از تخفیف ۲۰ درصدی فروشگاه‌ها استفاده کنند. رتبه شرکت: ۶/ ۳

پاسخ کارکنان: «فضایی که آنها ایجاد کرده‌اند شما را تشویق می‌کند که سخت کار کنید و این لذت‌بخش است. مزایای این شرکت فوق‌العاده است. مدیران سطوح ارشد برای کارکنان خود اهمیت زیادی قائلند.» ، یکی از مسوولان سابق تهیه غذا

۱۱. فست فود زنجیره‌ای این-ان-اوت (In-N-Out)

مزایای شغلی: در این شرکت کارکنان در هر شیفت می‌توانند یک وعده غذایی رایگان، شامل برگر دوبل همراه با سیب زمینی سرخ کرده دریافت کنند. رتبه شرکت: ۳/ ۴

پاسخ کارکنان: «برنامه کاری انعطاف پذیر. شما با کسانی کار می‌کنید که از نظر شخصیتی شبیه شما هستند، در نتیجه به راحتی با همکاران خود کنار می‌آیید. به سرعت پیشرفت می‌کنید و مکررا از شما قدردانی می‌شود و در روزهای کاری، یک وعده غذایی رایگان در اختیارتان قرار می‌دهند. حقوق عالی و مزایای فوق‌العاده برای یک شغل رضایت بخش.» ، کارمند فعلی

۱۲. دیلویت (Deloitte)

مزایای شغلی: در دیلویت دو نوع مرخصی وجود دارد: مرخصی یک ماهه بدون حقوق برای انجام امور کاری یا شخصی و مرخصی ۳ تا ۶ ماهه برای انجام امور حرفه‌ای یا پیشرفت شغلی با پرداخت ۴۰ درصد حقوق.  رتبه شرکت: ۱/ ۴

پاسخ کارکنان: «یک محیط مشارکتی که در آن، هیچ نیروی جدید باتجربه‌ای به حال خود  رها نمی‌شود. همکاران شما حامی پیشرفت شغلیتان هستند.» ، کارمند فعلی

۱۳. گپ (Gap Inc.)

مزایای شغلی: تمامی کارکنان گپ و برندهای زیرمجموعه آن می‌توانند از موزه هنرهای معاصر واقع در سان فرانسیسکو به‌طور رایگان دیدار کنند. بنیان‌گذاران این شرکت، دوریس و دونالد فیشر با این موزه همکاری نزدیک دارند تا مجموعه آثار هنری خود را که طی سال‌ها جمع آوری کرده‌اند، با کمک این موزه به معرض نمایش بگذارند.  رتبه شرکت: ۶/ ۳

پاسخ کارکنان: «رهبران و مدیران ارشد این شرکت دارای درک بالایی هستند. ساعات کاری انعطاف‌پذیر، تیم فوق‌العاده و محیط کار عالی. شما می‌توانید لباس‌های راحت بپوشید، هر طور که دوست دارید. تخفیف‌هایی که برای کارکنان در نظر گرفته شده، فوق‌العاده است.» ، دستیار مدیر فروشگاه

۱۴. مایکروسافت

مزایای شغلی: مایکروسافت در راستای اجرای برنامه‌ای با نام «StayFit»، سالانه ۸۰۰ دلار به کارکنان پرداخت می‌کند، با هدف تامین هزینه‌های عضویت در باشگاه و برنامه‌های تناسب اندام. رتبه شرکت: ۴/ ۴

پاسخ کارکنان: «بهترین مزایا، طرح ۴۰۱k (یا پس انداز بازنشستگی کارکنان) و طرح خرید سهام از سوی کارکنان هستند. برنامه StayFit را هم دوست داشتم. می‌توانستیم به باشگاه برویم یا ۸۰۰ دلار برای انجام فعالیت‌های ورزشی یا خرید تجهیزات ورزشی از شرکت دریافت کنیم.» ، کارمند سابق

۱۵. سوئیس ری (Swiss Re)

مزایای شغلی: شرکت بیمه سوئیس ری با اجرای برنامه‌ای به نام «Own the Way You Work» (روش کار کردنتان را خودتان انتخاب کنید)، کارکنان را تشویق می‌کند تا ساعات کاری انعطاف پذیر و دورکاری را تجربه کنند. رتبه شرکت: ۳/ ۴

پاسخ کارکنان: «یک شرکت متنوع، حمایتگر و مبتنی بر دانش. مزایای خوب، تشویق کارکنان به پیشرفت افقی و عمودی، فرصت‌های بین‌المللی، یک فضای حرفه‌ای، سلف کارکنان، کار کردن در شرکتی که سهمش از بازار قابل توجه است و مهم‌تر از همه، می‌توانید روش کارتان را خودتان انتخاب کنید.» ، کارشناس مطالبات

۱۶. آمازون (Amazon)

مزایای شغلی: در آمازون دو برنامه برای کسانی که به تازگی بچه‌دار شده‌اند اجرا می‌شود: ۱.«اهدای مرخصی» که بر‌اساس آن، کارکنانی که از مرخصی با حقوق خود استفاده نکرده‌اند می‌توانند مرخصی خود را به کسانی که از حق مرخصی محروم هستند اهدا کنند. ۲. «بازگشت تدریجی» که بر‌اساس آن، کارکنان زنی که به تازگی بچه‌دار شده‌اند، می‌توانند آرام و به تدریج به محیط کار بازگردند و کار خود را از سر بگیرند. این مزایا به همه کارکنان شرکتی، خدمات مشتری و مراکز پردازش سفارشات تعلق می‌گیرد. رتبه شرکت: ۷/ ۳

پاسخ کارکنان: «روی هم رفته مزایا عالی هستند. به لطف بیمه خدمات درمانی این شرکت، دیگر نگران هزینه‌های درمانی نبودم. تمام هزینه‌های درمانی‌ام را شرکت می‌پرداخت و هیچ مبلغی بابت درمان خودم یا چکاپ فرزندم پرداخت نکردم.» ، کارمند سابق پردازش سفارشات

۱۷. یو اس‌ای ای (USAA)

مزایای شغلی: این شرکت یک طرح قدرتمند ۴۰۱k را برای تامین بازنشستگی کارکنان اجرا می‌کند، با سیاست انطباقی ۸ درصد. یعنی اگر شما ۸ درصد از حقوق خود را در صندوق بازنشستگی پس‌انداز کنید، شرکت نیز میزان مشارکتش را افزایش خواهد داد تا با مبلغ پرداختی شما هماهنگ شود. طبق تحقیقات انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، میانگین مشارکت کارفرمایان آمریکا در بیمه کارکنان، ۶ درصد است. رتبه شرکت: ۴/ ۴

پاسخ کارکنان: «فرهنگ بی‌نظیر و محیطی که در آن، خدمت به اعضا و آسایش آنها یک اولویت است. مزایای عالی، توازن میان کار و زندگی و همکارانی بی‌نظیر.» ، یکی از طراحان نرم‌افزار

۱۸. هواپیمایی ساوت وست (Southwest)

مزایای شغلی: در این شرکت، همه کارکنان و وابستگان آنها به برنامه «Clear Skies» دسترسی دارند و می‌توانند از خدمات مشاوره، توازن میان کار و زندگی و مشاوره‌های حقوقی استفاده کنند. رتبه شرکت: ۴/ ۴

پاسخ کارکنان: «آنها تفاوت ایجاد می‌کنند. مدیران ارشد از ایده‌های کارکنان استقبال می‌کنند و به کارکنان از صمیم قلب اهمیت می‌دهند. حقوق رقابتی، مزایای عالی و پاداش نقدی برای رسیدن به اهداف خاص.» ، یکی از مدیران ارشد

۱۹. جننتک (Genentech)

مزایای شغلی: در این شرکت، تسهیلات رفاهی در داخل ادارات وجود دارد، مثل کارواش‌ها، پیرایشگاه‌ها، مهد کودک یا دندانپزشکی. رتبه شرکت: ۳/ ۴

پاسخ کارکنان: «به دلیل فرهنگ سازمان، مزایا و افراد با استعداد، اینجا بهترین جا برای کار کردن است. فرآیندها و ابزارهای تکامل یافته. فرصت‌های محلی و بین‌المللی. تنوع و مشارکت، دو محور اصلی این سازمان هستند.» ، یکی از مدیران محصول

۲۰. تیمبرلند(Timberland)

مزایای شغلی: کارکنان این شرکت می‌توانند سالانه ۴۰ ساعت مرخصی با حقوق دریافت کنند برای انجام کارهای داوطلبانه. رتبه شرکت: ۷/ ۳

پاسخ کارکنان: «کارکنان این شرکت به خدمات عام‌المنفعه اهمیت می‌دهند. محیط کار و مزایا فوق‌العاده است.» ، کارمند فعلی

گرچه مزایای شغلی در انتخاب یک شغل تاثیر بسزایی دارند اما مزایای پر زرق و برقی مثل بیمه حیوانات خانگی نمی‌توانند رضایت یک کارمند را تضمین کنند. طبق تحقیقات ما، مزایایی که بیشترین تاثیر را بر رضایت کارکنان دارند از این قرارند:

 بیمه خدمات درمانی

 تعطیلات و مرخصی با حقوق

 بیمه بازنشستگی

 بیمه دندانپزشکی

 مرخصی والدین

 مرخصی استعلاجی

مزایا تا چه اندازه مهمند؟

مزایای شغلی مهمند اما عوامل دیگری وجود دارند که بیش از مزایا بر رضایت و مشارکت کارکنان تاثیر می‌گذارند. طبق تحقیقات ما در گلسدور، فرهنگ و ارزش‌های سازمانی، فرصت‌های شغلی و مدیران ارشد، مهم‌ترین عواملی هستند که در رضایت شغلی کارمندان تاثیر دارند. مزایا مهمند اما نمی‌توانند به تنهایی، رضایت شغلی کارکنان را در بلندمدت تضمین کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

منابع مالی محدود و نداشتن سرمایه‌ی اولیه زیاد، موانعی مشترک در بین بسیاری از علاقمندان به کسب و کار است؛

 اما این محدودیت بدین معنی نیست که برای شروع کارآفرینی گزینه‌های دیگری وجود ندارد! اگر شما ترکیبی مناسب از مهارت، اخلاق و دانش بازاریابی داشته باشید، شروع کسب و کار با پول بسیار کم نیز امکان‌پذیر است.

به نوشته کسب و کار ، به عقیده‌ی کریس گی‌یبو (Chris Guillebeau) نویسنده‌ی کتاب استارتاپ ۱۰۰ دلاری، برای موفق شدن در یک پروژه‌ی کسب و کار، به‌خصوص پروژه‌ای که برای راه‌اندازی آن ذوق و شوق دارید، فکر کردن دقیق به آن دسته از مهارت‌هایتان که می‌تواند برای حل مشکلی از دیگران مفید باشند، به‌ویژه فکرکردن برای یافتن راهی جهت ترکیب آن مهارت‌ها، اهمیت زیادی دارد. اگر به کارآفرینی علاقمندید و برای شروع کسب و کار شخصی خود ذوق و شوق دارید ولی نگران نداشتن پول کافی برای شروع هستید، این پنج گزینه را مدّ نظر قراردهید:

۱. چیزی بسازید.

اگر در ساختن عروسک، مجسمه، لوازم دکوری، اپلیکیشن و هر چیز دیگری مهارت دارید گزینه‌ی اول شما برای کارآفرینی استفاده از این مهارت‌تان است. بله، ساختن هر چیزی هزینه‌های اولیه‌ای دربرخواهدداشت، اما معمولاً این هزینه‌های آن‌قدر هنگفت نیست که نیاز به سرمایه‌ی اولیه‌ی آن‌چنانی داشته‌باشد. از طرفی، چون برای ساختن این‌گونه محصولات یا خدمات نیاز به اجازه‌ی دفتر کار ندارید، هزینه‌ی فرآیند تولید خیلی زیاد نخواهدشد و در نتیجه بخش زیادی از درآمد شما از فروش این محصولات سود خالص خواهدبود. تصمیم اینکه چه چیزی بسازید بر عهده‌ی خودتان است، اما برای فروش محصولات گزینه‌های زیادی در اختیار دارید.

اگر تمایل به فروش فیزیکی محصولات داشته باشید می‌توانید به سراغ مغازه‌ها و فروشگاه‌های محله یا شهر خود بروید و یا مستقیماً به آن‌ها بفروشید یا قفسه‌ای از آن فروشگاه را اجاره کنید و محصولات خود را در آن قراردهید و یا محصولات خود را در فروشگاه‌ها عرضه کنید و درصد مشخصی از فروش محصولات را به صاحب فروشگاه بدهید. به لطف اینترنت این روزها فروش محصولات راحت‌تر از قبل شده و می‌توانید محصولات تولیدی خود را به‌صورت آنلاین نیز در معرض دید مشتریان قراردهید. مکان‌های زیادی برای فروش آنلاین کالای دست‌ساز شما وجود دارد:

بسیاری از صاحبان کسب و کار محصولات خود را در سکوهای مختلفی برای فروش می‌گذارند تا به بهترین شکل در معرض دید قرار بگیرند. مهم این است که حواستان به به روز بودن انبار در سایتهای مختلف باشد. اگر می‌خواهید بیشتر درباره‌ی روشهای فروش محصولات دست ساز بدانید این پست Lifehacker را چک کنید.

۲. واسطه‌گری در فروش یک کالا یا خدمات

اگر به هر دلیل قصد ساختن چیزی را ندارید، می‌توانید واسطه‌ی فروش کالا یا خدمات دیگران باشید و از این راه کسب درآمد کنید. بسیاری از صاحبان کسب و کار با دوباره‌فروشی (واسطه‌گری) محصولاتی که قبلاً توسط شخص یا کمپانی دیگری ساخته شده‌اند، کسب و کارهای بزرگی زاه‌اندازی کرده‌اند. اینکار می‌تواند از راه‌ها و کانالهای مختلف انجام شود:

- دراپ‌شیپینگ (Drop shipping)

دراپ شیپینگ یکی از روش‌های خرده‌فروشی و از تکنیک‌های مدیریت زنجیره‌ی ارزش است که در آن شخص یا کمپانی خرده‌فروش بدون انبارکردن محصولات (و به‌طور کل بدون داشتن انبار) سفارش را از مشتری گرفته و برای تولیدکننده یا عمده‌فروش ارسال می‌کند و از این طریق کالا را یک‌راست از انبار دیگران برای مشتری ارسال می‌کند.

اگر به این روش علاقه دارید، یک فروشگاه آنلاین درست کنید (قالب‌های آماده‌ی وبسایت‌های اینترنتی این‌گونه فروشگاه‌ها با هزینه‌های مناسبی قابل دسترس است.) و با شرکت‌هایی که خدمات دراپ شیپینگ به‌خصوص امور مربوط به پذیرش سفارش را برای شما انجام می‌دهند شریک شوید. به‌عنوان مثال، Shopify که یک بستر تجارت الکترونیک آنلاین است، راهنمای خوبی برای دراپ‌شیپینگ دارد.

- فروشگاه‌های ارزان قیمت و حراج‌های گاراژی

اگر از آن دسته‌ از افراد تیزبین باشید و احیاناً اهل خرید و فروش اجناس دست‌دوم باشید می‌دانید که این‌جور اجناس را کجا می‌توانید پیداکنید. می‌توانید در فروشگاه‌های دست دوم فروشی، آنتیک فروشی‌ها، بازارهای دست‌دوم فروشی و حراج‌های خانگی محصولات جالبی را پیدا کنید و آنها را با بهایی بیشتر از آنچه خریده‌اید در فروشگاه اینترنتی خود به‌صورت آنلاین بفروشید. یک مثال موفق اینکار صوفیا آموروسو، مؤسس Nasty Gal است. آموروسو شروع به خرید و بازفروش لباس‌های قدیمی و خاص در eBay کرد، و شرکتش تا حدی رشد کرد که در سال ۲۰۱۱ بیست و چهار میلیون دلار درآمد داشت و بیش از ۲۰۰ کارمند استخدام کرد. کتاب او  "دختررئیس"، نگاهی الهام‌بخش به شروع کار او دارد.

۳. خدمات بفروشید.

یک راه دیگر برای شروع کسب و کار و کارآفرینی با حداقل سرمایه‌، فروش خدمات به جای یک محصول فیزیکی است. تنوع خدماتی که می‌توانید ارائه دهید به پیش‌زمینه، مهارت‌ها و علایق شما بستگی دارد.

بعضی خدمات مستلزم مدارج تحصیلی بالا هستند، مثل حسابداری، و برخی دیگر تنها دانشی ابتدایی برای انجام کار لازم دارند (مثل مراقبت از کودکان در منزل، چمن‌زنی، رانندگی و ...).

اگر تصمیم گرفتید از طریق استفاده از مهارت‌های شخصی خود از راه فروش خدمات کارآفرینی کنید، یکی از مهم‌ترین مسائل، تهیه یک برنامه‌ی برای ساخت و تقویت نام تجاری شماست. باید مطمئن شوید اسم شما و نام تجاری کسب و کارتان در مقابل دیدگان مشتریان بالقوه‌ی شما قرار می‌گیرد. از شبکه‌های اجتماعی و روش‌های کم‌هزینه‌ی دیگر برای تقویت نام تجاری خود استفاده کنید.

داشتن وبسایت راهی مفید برای نشان دادن نمونه‌ کارهای شما به مشتریان و حتی سرمایه‌گذاران است. تجارب و سوابق خود را لیست کنید، و درباره‌ی صنعت یا حوزه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید وبلاگ‌نویسی را آغاز کنید تا به مرور بازدیدکننده جلب کنید.

۴. معاملات کالا به کالا، خدمات با خدمات!

برای کارآفرینان جوانی که با کمترین سرمایه کسب و کار خود را راه‌اندازی می‌کنند استفاده از تمامی منابع موجود مهم است. اگر توانایی انجام خدماتی را برای سایر کسب و کارهای نوپا و کوچک دیگر دارید و آن‌ها نیز می‌توانند گوشه‌ای از نیازهای شما را برآورده کنند، حتماً به سراغ آن‌ها بروید و پیشنهاد همکاری دهید. شاید به این راحتی پاسخ مثبت دریافت نکنید، ولی چیزی را از دست نخواهیدداد. از مهارت‌های خود برای کمک به دیگران استفاده کنید و مطمئن باشید نتیجه‌ای که می‌خواهید را به‌دست خواهیدآورد.

اگر کالا یا قطعاتی دارید که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید و جزو وسایل بی‌مصرف شماست، از کامپیوتر قدیمی گرفته تا قطعات الکترونیکی و ...، افرادی هستند که به آن‌ها نیازمندند. از تمامی منابع خود استفاده کنید.

۵. از خدمات کم هزینه استفاده کنید.

در تمامی مراحل کارآفرینی، از آغاز تا مرحله رشد و توسعه، در کنار روش‌های اثربخش و البته گران‌قیمت، ابزارها و روش‌های کم‌هزینه نیز وجوددارد. کافی است خلاق باشید و بابرنامه.

از طریق ابزارها و بسایت‌های متعددی در اینترنت می‌توانید وبسایتی کم‌هزینه طراحی کنید و بدون پرداخت هزاران دلار به طراحان، سیستم خرید و فروش آنلاین ایجاد کنید.

شبکه‌های اجتماعی ابزاری ارزان قیمت است که به شما این امکان را می‌دهد که با میلیون‌ها کاربر در ارتباط بشوید. از عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای خلاقانه و پرطرفدار استفاده کنید، محتوای مناسب خلق کنید و برای خود نام و نشان معتبر ایجاد کنید.

شروع کسب و کار مستلزم ابتکار و شوق و ذوق برای ایده‌ای‌ست که در سر دارید. وقتی کاری که از انجامش لذت می‌برید را پیدا کنید، احتمال یافتن راهی که همه چیز را درست و مرتب کند بیشتر می‌شود. پس اگر به کارآفرینی علاقمندید یک ایده‌ی مناسب برای شروع کار پیداکنید. ایده‌ای که مشکلی از مشتریان را برطرف کند. ایده‌ای که شما را به هیجان بیاورد! کارآفرینی از آنجا آغاز می‌شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 7 اسفند 1396  11:53 ب.ظ

یک فعال حوزه کسب‌وکارهای نوپا با گلایه از محدودیت‌های موجود بر سر راه رشد و بقای استارت‌آپ‌ها در ایران به موانع مربوط به مسائل مقرراتی و منابع انسانی در این حوزه اشاره کرد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، رحیم خانی‌زاد - فعال حوزه کسب و کارهای نوپا  با اشاره به موانع گوناگون بر سر راه رشد کسب و کارهای نوپا اظهار کرد: در بخش مربوط به منابع انسانی، واقعیت این است که متخصصان مورد نیاز برای استفاده کسب‌وکارهای نوپا، بسیار کم هستند. فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها به دلیل نداشتن دانش فنی و عملی نمی‌توانند مستقیما وارد کار شود و از قبل باید آموزش عملی ببیند که این خود برای کسب‌وکارها هزینه‌بر است.

او به تخصص‌های کمیاب و مورد نیاز این کسب‌وکارها هم اشاره کرد و گفت: برای مثال در حوزه‌های فنی از قبیل طراحی و ساخت اپلیکیشن‌های موبایلی متخصصان حرفه‌ای خیلی کم داریم. علت آن هم این است که در دانشگاه‌ها به جنبه عملی مطالبی که تدریس می‌شود، توجه نمی‌شود. حتی کمتر مشاهده می‌شود که استادی در دانشگاه خود دوره‌ای برای آموزش در حوزه‌های اندرویدی و یا آی او اس برگزار کند تا زمانی که دانشجو فارغ‌التحصیل شد، تخصص کاربردی را هم در کنار پیشینه تئوریکی که یاد گرفته است، داشته باشد.

خانی‌زاد از موانع دیگر این کسب‌وکارها به ورود بانک‌ها به عنوان بنگاه‌های بسیار بزرگ به این حوزه‌ها دانست و گفت: وقتی که بانک‌ها وارد این حوزه‌ها می‌شوند چون منابع مالی بسیار کلانی در اختیار دارند، جایی برای رشد دیگر کسب‌وکارهای خرد و نوپا باقی نمی‌گذارند و این کسب‌وکارها هم توان رقابت با بانک‌ها را در حوزه‌های گوناگون کسب و کاری ندارند.

وی با بیان اینکه در حوزه‌های بازاریابی، برندینگ و تبلیغات متخصصان بسیار کمی داریم تصریح کرد: همچنین در بخش علوم داده‌ای هم مشکل داریم، به همین خاطر داده‌هایی را که از مشتریان دریافت می‌کنیم نمی‌توانیم تجزیه و تحلیل کنیم و بنابراین از این ظرفیت بزرگ هم بی‌نصیب می‌مانیم.

او با تاکید بر اینکه استارت‌آپ‌ها یا باید اسپانسرهای خیلی قوی داشته باشند یا اساسا بی‌معنا می‌شوند ادامه داد: یک استارت‌آپ با این شرایط رقابتی موجود که باید روند طولانی را طی کند، اساسا نمی‌تواند شکل بگیرد. در این فضا غول‌ها هر روز غول‌تر می‌شوند؛ اگر افراد بتوانند خود را به جایی وصل کنند، رشد می‌کنند وگرنه شکست خواهند خورد.

این فعال حوزه استارت‌آپ‌ها با اظهار اینکه استارت‌آپ‌ها در رسانه‌های خاص و یا عمومی جایگاهی ندارند، بیان کرد: قوانین این حوزه باید تسهیل شوند؛ در حال حاضر برای راه‌اندازی یک کسب و کار الکترونیکی باید کلی مدرک رد و بدل کرد و فرایند طولانی بوروکراسی را طی کرد. یک کسب و کار کوچک اینترنتی تقریبا باید مراحل بوروکراتیک یک شرکت را طی کند، ضمن اینکه باید همانند دیگر شرکت‌ها هم باید مالیات پرداخت کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 5 اسفند 1396  11:15 ب.ظ

استارت‌آپ به کسب‌وکاری خلاقانه گفته می‌شود که در مدت زمان کوتاهی به درآمدزایی می‌رسد.

آنچه بیش از همه گسترش استارت‌آپ‌ها را برای اقتصاد حیاتی می‌کند ایجاد بازارهای جدید برای محصولات و خدمات بر پایه خلاقیت و نوآوری در کشور است. گسترش استارت‌آپ‌ها در اقتصاد هر کشور به‌مثابه گسترش ایده‌ها و ابتکارات خلاقانه، ایجاد بازارهای جدید برای برخی محصولات، جایگزین کردن رویه‌های جدید و کم هزینه با رویه‌های قدیمی با بهره‌وری کم، بی‌نیازی کشور از واردات برخی اقلام و حتی صادرات محصولات جدید به خارج کشور و ارزآوری به سیستم اقتصادی کشور است.

مزایای زیادی که کشورهای مختلف را به فکر ایجاد بستری مناسب برای گسترش این پدیده کرده است. اما راهکار اینکه مردم ترغیب شوند تا کسب‌و‌کاری این‌چنینی آغاز کنند چیست؟ به گزارش دنیای اقتصاد، دولت چه کارهایی باید در این زمینه انجام دهد؟ آیا در کشوری که به ابتکارات بها داده نمی‌شود می‌توان انتظار داشت که ایده‌های خلاقانه شکوفا شده و به بهره‌وری اقتصادی برسند؟ باید توجه کرد که صِرف بیان اینکه از فعالیت‌های استارت‌آپی در سیستم اقتصادی کشور حمایت می‌شود کافی نیست.

محققان و اقتصادانان ریشه گسترش دامنه فعالیت‌های کارآفرین را در عوامل کلیدی شامل شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر کشور می‌دانند. در حقیقت این فاکتورها عیار فعالیت‌های کارآفرینی یا به دیگر بیان درجه کیفی آنها را تعیین می‌کنند. ممکن است در کشوری فعالیت‌های استارت‌آپی به چند اپلیکیشن جدید در خرید کالا و خدمات منجر شود و در کشوری دیگر شرکتی چون اَپل پا به عرصه اقتصادی آن بگذارد.

رشد استارت‌آپ‌ها تابع چه عواملی است؟

در کشوری که به فرآیند آموزش توجه ویژه می‌شود و به دانشجویان برتر و نوابغ کشوری فرصت‌ها و پاداش‌های بزرگ داده می‌شود باید انتظار داشت که جریانی از طرح‌های کارآفرینانه شکل گرفته و این کشور در این زمینه سرآمد کشورهای دیگر شود؛ در این کشورها طرح‌های مختلف در رقابت تنگاتنگ با یکدیگر روزبه‌روز پیشرفته‌تر و پربارتر شده تا نهایتا به محصولی با درجه کیفی بالا تبدیل شوند. 

در برخی دیگر از کشورها این شرایط سخت زندگی و نیاز شدید است که می‌تواند موجب بروز خلاقیت و نوآوری شود؛ که بالطبع تعداد فعالیت‌های کارآفرینانه به مراتب کمتر از حالت اول خواهد بود و این طرح‌ها از مزیت رقابت بهره‌ای نخواهند برد. در برخی کشورها این شرایط سیاسی است که موجب پیشرفت عده‌ای شده و مابقی کارآفرینان را از سیستم اقتصادی حذف می‌کند. به هر حال پرواضح است هر چه مواد اولیه ورودی به اقتصاد کشورها، بهتر و با کیفیت‌تر باشد اقتصاد به‌درستی کار خواهد کرد و با درآمد مناسب از بازارهای جهانی رفاه را برای مردم کشورش به ارمغان خواهد آورد.

به بررسی شرایط استارت‌آپ‌ها در نقاط مختلف دنیا بپردازیم. برای مثال آمریکای لاتین در جایگاه دوم کارآفرینی دنیا به لحاظ تعداد طرح‌های نوآورانه قرار گرفته است، اما بیشتر ابتکارات و خلاقیت‌های معرفی شده، هرگز راهی به کسب درآمد در کشور پیدا نمی‌کنند. برای مثال در مکزیک ۹۸ درصد شرکت‌ها در حقیقت کارآفرین خُرد هستند که درآمد ناچیزی عاید کشور می‌کنند.

دلیل عمده این موضوع که در میان انبوهی از ابتکارات و نوآوری‌ها، صنایع بزرگ ظهور نمی‌کنند، ضعف این کشور در سرمایه‌گذاری مناسب در طرح‌های کارآفرینانه است. علاوه‌بر این تحقیقات نشان می‌دهد این کشور هیچ‌گاه به فکر یافتن بازار جهانی برای این نوآوری‌ها نبوده است و از همه مهم‌تر در این کشور عموم مخترعان از فقدان قانون مناسب برای ثبت اختراع و حمایت از حق ثبت گلایه دارند. تحت چنین شرایطی چگونه افراد خلاق می‌توانند بر رشد اقتصادی کشورشان تاثیرگذار باشند؟

در آفریقای جنوبی رویه‌ای مناسب در حال شکل‌گیری است و پتانسیل قابل‌ملاحظه‌ای در حال انباشت در زمینه تکنولوژی‌های پیشرفته است. چهار دانشگاه بزرگ در این منطقه به‌خوبی پذیرای ایده‌های مبتکرانه دانشجویان و مخترعان هستند. ایده‌های جذاب با حمایت مناسب ارزیابی و اجرا می‌شوند. برای هر محصول قبل از تولید بازاری پیش‌بینی می‌شود و سازگار با بازدهی که نصیب اقتصاد خواهد کرد در آن سرمایه‌گذاری انجام می‌شود.

اگرچه رویه به‌کار گرفته شده در این کشور مناسب است اما سرعت آن کند است و باید بیان کرد بحث کارآفرینی در این منطقه هنوز دوران طفیلی خود را می‌گذراند زیرا فرهنگ گسترش استارت‌آپ بر پایه سرعت بالا شکل گرفته است اما در آینده‌ای نزدیک این انباشت دانش می‌تواند آبستن پیشرفت قابل‌ملاحظه این کشور باشد.  کشورهای در حال توسعه آسیایی نیز از فقدان زیرساخت‌های مناسب برای تولید در کشور خود رنج می‌برند و بستر لازم برای اجرای بسیاری از طرح‌ها فراهم نیست.

اما کشورهای آسیای شرقی به سرعت در حال پیشرفت هستند. سیاست این کشورها حمایت مالی گسترده از طرح‌های مبتکرانه برای گسترش صادرات کشور به کشورهای دیگر، خصوصا کشورهای غرب آسیا است. در این کشورها طرح‌های اقتصادی بزرگ نظیر کارخانه‌های تولید اتومبیل یا لوازم برقی با تیراژ بسیار بالا با حمایت مالی و قانونی دولت به‌سرعت به مرحله بهره‌برداری رسیده و با مطالعه‌ای که در مورد بازارهای کشورهای آسیایی وابسته به واردات انجام داده‌اند، خروجی این طرح‌ها راهی این کشورها می‌شود.  اگر ایالات متحده آمریکا قدرتمندترین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد ریشه‌های آن را باید در برخورداری از بازارهای مالی با ثبات دانست که به‌طرق مختلف طرح‌های کارآفرینانه را حمایت و سرمایه لازم برای راه‌اندازی آنها را فراهم می‌کنند. علاوه‌بر این در این کشور دانشگاه‌های بزرگی وجود دارد که آموزش را با ابتکارات علمی پیوند داده و موسسات و سازمان‌های بزرگ همواره به‌وسیله نوابغ و افراد با استعداد تغذیه می‌شوند.

سیستم حمایتی در این کشور به‌گونه‌ایست که همه ساله هزاران دانشجو ازجمله نخبگان سایر کشورها که در کشور مبدا خود فرصتی برای آنها فراهم نشده راهی این کشور شده تا ادامه تحصیل خود و نهایتا بهره‌برداری از تحصیلات خود را در این کشور عملی کنند؛ بنابراین جای تعجب نیست اگر گوگل، اَپل، مایکروسافت، فیس‌بوک و... بسیاری از معروف‌ترین خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در زمینه‌های مختلف در این کشور ظهور کرده باشد یا اگر در آلمان همواره با کیفیت‌ترین محصولات ممکن در اروپا تولید می‌شود و این کشور به‌جای کمبود بودجه در سال ۲۰۱۶ به میزان ۲۷۰ میلیارد دلار مازاد درآمد داشته است؛ همگی به‌خاطر طراحی سازوکار مناسب، دقیق و منظم برای ترکیب آموزش و صنعت و نهایتا خلق تکنولوژی‌های نوآورانه است. تکنولوژی‌هایی که محصولات جدید و با کیفیت را راهی بازارهای جهانی کرده و برندهای آلمانی را به یکی از معتبرترین برندهای دنیا تبدیل کرده است. استفاده درست و حمایت از کارآفرینان هم به لحاظ مالی و هم حمایت از ثبت اختراع آنها و سهیم کردن آنها از منافع طرحشان، همگی عوالی هستند که اقتصاد این کشور را به قوی‌ترین اقتصاد اروپا تبدیل کرده‌ است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

لیست های انجام کار برای اهداف طولانی مدت خوب نیستند، اما این روش جدید برای برنامه ریزی بلند مدت آسان تر و بسیار کارآمد است.

اولویت بندی کارها، یعنی نوشتن آنها به ترتیب اهمیت و حذف کردن شان به محض انجام دادن، یکی از آسان ترین راه ها برای نوشتن برنامه ریزی روزانه است. لیست  انجام کار در انجام دادن امور روزانه شما را یاری می کند، اما برای برنامه ریزی بلندمدت مانند شمشیر دولبه است.

 خط زدن کارها شاید کارآمد به نظر برسد، اما از آنجایی که در اهداف بلندمدت کارها همیشه در حال اضافه شدن هستند، به نظر می رسد که این لیست پایان ناپذیر است. همچنین دسته بندی کارها با در نظر گرفتن اهمیت شان، فرآیندی طولانی است که زمان زیادی می گیرد.

روشی که در ادامه این مقاله به نقل از زومیت، بررسی می کنیم دو مرحله دارد و کمک می کند همیشه روی کارهای مهم متمرکز باقی بمانید.

مرحله اول: تصویر نقاشی شده

شما نمی توانید کارهای تان را اولویت بندی کنید مگر اینکه تصویر واضحی از آینده داشته باشید، بنابراین تصویری از هدف نهایی خود در بلندمدت تهیه کنید. برخی برندها از این تصویر تحت عنوان Painted Picture  یاد می کنند و جزییات کسب وکار خود را در پنج سال آینده به تصویر می کشند. این کار به آنها کمک می کند که مسیر خود را حفظ و اولویت بندی های خود را راحت تر ارزیابی کنند. تصویر نقاشی شده مولفه اصلی این روش است و کمک می کند اعضای تیم در راستای هدف اصلی حرکت کنند. اگر یک کار به اهداف بلندمدت مربوط نباشد، اولویت محسوب نمی شود و در لیست برنامه ریزی جایی ندارد.

یک کاغذ بردارید و آن را سه قسمت کنید. قسمت بالایی جایی است که نسخه کوچکی از تصویر نقاشی شده قرار می گیرد. این تصویر می تواند مراحل رسیدن شما به یک هدف بزرگ یا راه اندازی کسب وکار خودتان باشد. مدت زمان این برنامه ریزی به خودتان بستگی دارد و بهتر است حداقل یک سال باشد.

مرحله دوم: یادداشت سه اولویت مهم

در مرحله دوم باید سه اولویت مهم را برای یک روز، یک هفته، یک ماه و سه ماه یادداشت کنید. صفحه را به چهار قسمت تقسیم بندی کنید و سه کار مهمی را که باید در هر بازه زمانی انجام دهید یادداشت کنید. در برابر وسوسه  مقاومت کنید و بیش از سه مورد را یادداشت نکنید. طبق گفته جیم کالینز، نویسنده، اگر بیش از سه اولویت داشته باشید یعنی هیچ اولویتی ندارید.

برای اینکه ببینید کدام کارها اولویت بیشتری دارند، به تصویر نقاشی شده رجوع کنید. برای هر کار از خودتان بپرسید آیا انجام آن من را به هدفم نزدیک تر می کند یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است کمی بی رحم باشید و آن را از لیست خط بزنید. در پایان هر روز، لیست روز بعد را آماده کنید و در پایان هر هفته، هر ماه و هر سه ماه نیز همین طور رفتار کنید.

جلوتر که می روید اولویت های سه ماهه به اولویت هفتگی تبدیل خواهد شد تا جایی که کاملا به هدف مورد نظر خود برسید. محدود کردن اولویت ها به سه مورد، کمک می کند که اهداف تان قابل هضم باشند.

شاید در روزهای اول احساس کنید هیچ کاری از پیش نمی برید مخصوصا اگر به تهیه لیست های بلند عادت کرده باشید، اما به مرور زمان متوجه می شوید که دستاوردهای بیشتری داشته اید. هر قدر تمرکز روی کارها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز به همراه خواهد داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :11  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
آخرین پست ها

خلاصه کتاب اصول سرپرستی..........شنبه 29 دی 1397

ترجمه 44P آمیخته بازاریابی..........شنبه 29 دی 1397

ترفندهایی برای توازن کار- زندگی ..........شنبه 29 دی 1397

چگونه با کمتر از ۱۰۰میلیون تومان کسب‌ و کار موفق بسازیم؟ ..........شنبه 29 دی 1397

پردرآمدترین شغل‌های دنیا در سال ۲۰۱۹ ..........شنبه 29 دی 1397

این پنج عادت غلط روزانه، طول عمرتان را کم می کند! ..........شنبه 29 دی 1397

ماجرای حضور آب فیجی در مراسم گلدن گلوب..........شنبه 29 دی 1397

نصب اپلیکیشن با وجود ظرفیت پایین حافظه ..........شنبه 29 دی 1397

نتفلیکس در جذب علاقمندان به فیلم رکورد زد! ..........شنبه 29 دی 1397

مایکروسافت هم به تولید صفحه نمایش تاشو می‌پیوندد ..........شنبه 29 دی 1397

پاورپوینت مدیریت رفتار، موفقیت و ارتباط..........شنبه 1 دی 1397

مهارتی که افراد حرفه‌ای را متمایز می‌کند! ..........شنبه 1 دی 1397

سریع ترین مرد جهان سفیر خدمت فوری ارسال پول می شود..........شنبه 1 دی 1397

بهشت کسب‌ و کارهای ۲۰۱۹ ..........شنبه 1 دی 1397

همکاری دو رقیب آلمانی ..........شنبه 1 دی 1397

ترکیه دیتاسنتر گردشگری راه‌اندازی می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

بیشترین دانلود به کدام اپلیکیشن‌ها در سال۲۰۱۸ تعلق دارد؟ ..........شنبه 1 دی 1397

اولین ساعت مچی هوشمند جهان که فشار خون را اندازه گیری می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

ارزهای دیجیتال به واتس‌آپ هم آمد ..........شنبه 1 دی 1397

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی..........شنبه 24 آذر 1397

همه پستها