تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار

برای خیلی‌ها، کارواش رفتن همواره یکی از بزرگ‌ترین معضلات بوده است. جدا از وضعیت نه‌چندان منظمی که برای ورود به اغلب کارواش‌های سنتی وجود دارد، پرداخت اجباری انعام به کارکنان و زمانی که باید به اجبار در مکان کارواش صرف شود، درنهایت باعث می‌شود شمار زیادی از صاحبان خودروها، عطای نظافت آن را به لقای آن بخشیده و اتومبیل‌شان را به جایی برای نوشتن عبارت «لطفا مرا بشویید» تبدیل کنند.

 به‌طور کلی در دنیا 4 روش برای شست‌و‌شوی اتومبیل‌ها با آب مرسوم است. شست‌و‌شوی اتوماتیک، شست‌وشوی تونلی، شست‌وشوی سلف‌سرویس و شست‌وشوی دستی. این روزها اما نام روش‌های شست‌و‌شوی اتومبیل «نانو» بسیار به چشم می‌خورد. روش‌هایی که از دیدگاه بسیاری برای کاستن از حجم آب مصرفی در کارواش‌های سنتی بسیار عاقلانه به‌نظر می‌رسد.

مواد نانو در واقع موادی شیمیایی هستند که در مقیاسی بسیار کوچک تولید می‌شوند. این روش تولید برای ایجاد ویژگی‌های جدید در این مواد در قیاس با ورژن غیرنانوی همان ماده است. این ویژگی‌ها باعث شده‌اند که مواد نانو عملا، فصلی جدید را در هر نوع شست‌وشویی ایجاد کرده و این تصور کلاسیک که «آب» پای ثابت هرگونه شست‌وشویی است را به چالش بکشند.

 هر چند اغلب بر این باور هستند که این روش در ایران طرفدار چندانی ندارد، بررسی‌های همشهری نتایجی متفاوت را به‌دنبال داشته است. کارواش‌های نانو پای خود را به استارت‌آپ‌ها باز کرده و با بهره‌گیری از فضای به وجود آمده در این زمینه، برای خود مشتریانی جمع کرده‌اند.

از نمونه‌های داخلی این کارواش‌ها مدعی است که تفاوت آن با دیگر کارواش‌های نانو در آن است که خدمات شست‌و‌شوی اتومبیل را در درب منزل یا پارکینگ شما انجام می‌دهد. در این استارت‌آپ که خدمات دیگر مرتبط با خودرو نیز ارائه می‌شود، شما نوع شست‌و‌شو را انتخاب کرده و سپس با فرد موردنظر ساعت مدنظرتان را هماهنگ می‌کنید.

یکی از کارشناسان در مورد میزان استقبالی که کاربران از کارواش نانو کرده‌اند می‌گوید: «ما کارمان را از 10 آذر ماه شروع کردیم، استقبال از کارواش نانو از انتظار ما بیشتر بوده است.

اکنون به‌صورت متوسط روزانه 40 الی 45 خودرو متقاضی این نوع از شست‌و‌شوها هستند.»

البته این دسته کارواش‌ها نمونه‌های خارجی فراوانی دارد. «اکو اسمارت واترلس اتوکار» یکی از نمونه‌های خارجی این کسب و کار است که در آستین تگزاس راه‌اندازی شده است. این اپلیکیشن در نقاط مختلفی همچون محل کار، پارکینگ و محل خرید به مشتریان خود خدمت ارائه می‌کند.

اما اگرچه در ظاهر و از لحاظ منطقی، جایگزین شدن کارواش‌های نانو با کارواش‌های سنتی بسیار قابل دفاع به نظر می‌رسد، اما این نوع کارواش‌ها نیز مخالفانی دارد.

رندی کرسل رییس سابق «انجمن کارواش‌های غرب امریکا» از همین دسته است. او به لس‌آنجلس تایمز می‌گوید: «از نظر من کارواش‌های بدون آب، یک جور حیله برای فروش محصولات شیمیایی که در این پروسه به کار می‌روند، محسوب می‌شوند.»

نگاهی به وب‌سایت فروشگاه آمازون تا حدودی صحبت‌های کرسل را تایید می‌کند. «تجهیزات شست‌و‌شوی بدون آب اتومبیل» یکی از گسترده‌ترین زیرمجموعه‌های فروش را در این وب‌سایت به خود اختصاص داده است. انواع اسپری‌ها و محلول‌هایی که در فرآیند این نوع شست‌و‌شو به کار می‌روند در این قسمت به فروش می‌رسد. این تجهیزات از 5 تا 37 دلار امریکا قیمت دارند.

کرسل همچنین زمان طولانی و نسبتا دو برابر لازم برای شست‌‌و‌شوی بدون آب اتومبیل در قیاس با روش‌های شست‌و‌شوی سنتی را نقطه ضعف بزرگ این روش می‌داند. کارواش‌های واتر اسمارت در جهان، اشکال جالب‌توجه دیگری غیر از نانو نیز پیدا کرده‌اند. برای مثال «واتراسمارت» نوعی از کارواش است که با صابونی‌ ساخته شده از نارگیل اتومبیل‌ها را شست‌و‌شو مى‌دهد.

 راه‌حل میانی

هر چند برخی تصور می‌کنند که کارواش‌های نانو در کشورهای پیشرفته بسیار مورد استقبال است اما واقعیت این است که عوامل مختلفی که در بالا از آن نام برده شد، باعث شده‌اند در پیشرفته‌ترین کشورها از لحاظ صنعتی نیز مردم زیادی هنوز طرفدار روش‌های سنتی کارواش و حتی کارواش‌های «دستی» در مقابل کارواش‌های «اتوماتیک» باشند.

از سویی، فرهنگ حمایت از مصرف بهینه آب در این کشورها سبب شده که کارواش‌های سنتی به سوی روش‌هایی حرکت کنند که بر پایه «تصفیه» و «بازچرخانی» آب مورد استفاده در هر شست‌و‌شو استوار هستند. طبق اطلاعات موجود در گزارش اتحادیه کارواش‌های ایالات‌متحده، بسیاری از صاحبان این مشاغل در این کشور به سوی این سیستم حرکت کرده‌اند.

 تجربه‌ای از کارواش نانو

حدود ساعت 5 عصر است که مردی با موتوری که در صندوق آن مواد شوینده نانو قرار دارد، به درب منزل می‌‌رسد. برایش طبیعی است که به‌عنوان مشتری که تا به حال تجربه این نوع از شست‌وشوی خودرو را نداشته‌ایم، پرسش‌هایی داشته باشیم.

توضیح می‌دهد که هر کدام از این مواد چه کاربردی دارند، یکی برای تایر ماشین، یکی برای سطح ماشین، موردی دیگر برای صندلی‌ها و... از بدنه خودرو شروع کرده و حدود یک ساعت مشغول شست‌وشو می‌شود. نتیجه جالب توجه است؛ بدون آب هم ماشین تمیز می‌شود!


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ریچارد برانسون (شرکت ویرجین)، بیل گیتس (مایکروسافت) و سارا بلیکلی (اسپانکس) چه ویژگی مشترکی به جز شهرت دارند؟ همه آن‌ها در این ۲۱ ویژگی تحسین‌‌آمیز اشتراک دارند و من شما را تشویق می‌کنم که اگر می‌خواهید مسیر خود به سوی آزادی مالی و خوشبختی را هموار کنید، شما نیز این ویژگی‌ها را در خود بپرورانید.

1. ترس باعث فلج شدن و اقدام نکردن آن‌ها نمی‌شود

اپرا می‌گوید: «من معتقدم که یکی از بزرگترین خطرهای زندگی این است که هیچ‌گاه خطر نکنید.» احساسات مربوط به ترس ناشی از مواد شیمیایی هستند که در هنگام دعوا یا سفر هوایی در بدن‌تان آزاد می‌شوند. کارآفرینان متوجه شده‌اند که هیچ خطر قریب‌الوقوعی در کار نیست و حتی در هنگام داشتن چنین احساساتی احتمال بالای موفقیت وجود دارد. آن‌ها می‌دانند که این احساس ترس انگیزه آن‌ها برای پیش رفتن را قوی‌تر می‌کند و باعث فلج شدن آن‌ها نمی‌شود.

2. آن‌ها اشتیاق دارند… پول در آوردن تنها یک کار جانبی است

همه کارآفرینان پول به دست می‌آورند. چون راه حل منحصر به فردی برای حل مشکل مشتریان‌شان پیدا کرده‌اند. هیچ کدام از آن‌ها شرکت‌شان را با هدف ثروتمندشدن بنیان‌گذاری نکرده‌اند. بلکه ایده‌ای داشتند. برنامه عملی را دنبال کردند. متوجه شدند که مصرف‌کننده چه چیز می‌خواهد و همان را به او تحویل دادند.

3. کارآفرینان شکست را به عنوان بخشی از مسیر موفقیت در نظرمی‌گیرند

آن‌ها می‌دانند که هنری فورد سه بار ورشکست شد و کوکاکولا در اولین سال کاری خود تنها ۲۰۰دلار درآمد داشت. آن‌ها شکست را نمی‌بینند بلکه تلاشی که منجر به شکست شده را در نظر می‌گیرند. هر تلاشی که منجر به شکست شده باشد، آن‌ها را به موفقیت نزدیک‌تر می‌کند.

 4. کارآفرینان موفق اطراف خود را با تیمی عالی پر می‌کنند

آن‌ها توانایی‌های خود را می‌شناسند و در نتیجه با تیمی همراه می‌شوند که توانایی‌های مکمل داشته باشند تا محیط کاری متعادلی ایجاد کنند.

5. آن‌ها خود را تشویق می‌کنند

پاداش‌هایی که در مسیر رسیدن به موفقیت برای خود تدارک دیده‌اید نه تنها عوامل انگیزه‌بخش خوبی هستند، بلکه اغلب با ایجاد اهداف کوچک در طول مسیر در واقع شتاب بیشتری به سوی پایان مسیر به دست می‌آورید که دقیقا برخلاف چگونگی پیروزی در یک مسابقه است.

6. آن‌ها ارادی عمل می‌کنند

اعمال آن‌ها همسو با اراده‌ای‌ست که در پس اهدافشان وجود دارد. این موضوع به آن‌ها اجازه می‌دهد تا از منحرف شدن در طول مسیر اجتناب کنند. داشتن اراده‌ای واضح و مشخص به انرژی شما اجازه رهایی می‌دهد.

7. آن‌ها قبل از آن که آماده شوند، شروع به کار می‌کنند

این شعار ماری فورلو است. چون وقتی شما صبر می‌کنید تا وقتی کامل شدید، شروع به کار کنید، در واقع در انتظار چیز غیرممکنی هستید. هیچ چیز هیچ‌گاه کامل نیست.

8. آن‌ها بازیکنان شطرنج هستند، نه مهره‌های آن

آن‌ها حرکات خوبی انجام می‌دهند و برای تمام احتمالات برنامه‌ای دارند. آن‌ها فقط به دلیل این که دلبستگی‌شان به نتیجه را رها کرده‌اند، بازی را کنترل می‌کنند. این کار به آن‌ها اجازه برداشتن حرکات بزرگ را می‌دهد.

9. آن‌ها وقت‌شان را برای ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی هدر نمی‌دهند

آن‌ها از روش‌های ارتباطی به نفع خود استفاده می‌کنند. این کار زمان با ارزش آن‌ها را از بین نمی‌برد.

10. آن‌ها متفاوت فکر می‌کنند

در دنیای امروز، موفق‌ترین میلیاردرها نیز همان ۲۴ ساعت شبانه‌روز و همان دسترسی به اطلاعاتی را دارند که همه دنیا از آن بهره‌مند هستند. وجه تمایز آن‌ها با دیگران نوع تفکر متفاوت آن‌ها نسبت به هرکس دیگری‌ست.

11. آن‌ها همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند

دیدن موقعیت در هر چیزی یک نوع ذهنیت است نه ویژگی شخصیتی. افراد موفق افکار مخرب خود نظیر شک و تردید را شناسایی می‌کنند و سپس آن‌ها را تغییر می‌دهند.

12. آن‌ها یادداشت‌برداری می‌کنند

آن‌ها می‌دانند که چه زندگی پر مشغله‌ای دارند؛ بنابراین زمانی که فکری به ذهن‌شان خطور می‌کند، آن را یادداشت می‌کنند تا سر فرصت و بعد از انجام دادن کار فعلی به آن بپردازند. این تمرکز نظم یافته بدون آن که عملکرد فعلی‌شان مغشوش شود، به آن‌ها فعالیت چندگانه خلاقانه می‌دهد.

13. آن‌ها به شکلی جدی کار می‌کنند و تفریح می‌کنند

موفق‌ترین کارآفرینان می‌دانند که فاصله زیادی بین کار و تفریح وجود دارد. آن‌ها می‌دانند که چه زمان به خوبی کار کنند و چه زمان به استراحت و جوان‌سازی خود بپردازند.

14. آن‌ها بازخوردهای مفیدی را ارائه می‌دهند

آن‌ها نه تنها برنامه‌ای برای کارهای‌شان دارند، بلکه همچنین به برنامه‌های شما گوش می‌دهند و توصیه‌های مفیدی را ارائه می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که در چه زمینه‌هایی مهارت دارند و با دست و دلبازی به دیگران کمک می‌کنند تا به رویاهای‌شان دست یابند.

15. آن‌ها از شنیدن نظرات و بازخوردهای مردم خوشحال می‌شوند

آن‌ها با حضور در جمع کوچکی از افراد فوق موفق متوجه می‌شوند که مغزهای‌شان به طور کاملا متفاوتی نسبت به دیگران عمل می‌کند و با درک این موضوع که به نظرات و دیدگاه‌های مختلفی احتیاج دارند، به سراغ پرسش و جستجو از دیگران می‌روند. حتی اگر تعداد مخالفین آن‌ها بیشتر از حامیان‌شان باشد، زمانی که به اجرای ایده‌ای می‌پردازند، آن‌ها را نیمه‌کاره رها نمی‌کنند.

16. کارآفرینان به طور مداوم به ایجاد روابط می‌پردازند

شما هیچ‌گاه نمی‌دانید که شراکت فوق‌العاده بعدی بین چه کسانی ایجاد می‌شود؛ بنابراین کارآفرینان در هر موقعیتی (عروسی آشنایان، جشن مدرسه فرزندشان یا جلسات کاری) با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. هیچ زمانی برای برقراری ارتباطات نامناسب نیست.

17. آن‌ها سوالات زیادی می‌پرسند

به طور طبیعی نسبت به عملکرد اوضاع و اطراف خود و همچنین نوع تفکر دیگران کنجکاو هستند. سوال پرسیدن نه تنها آن‌ها را افرادی مشتاق جلوه می‌دهد، بلکه به آن‌ها اجازه می‌دهد تا مکالمه را به سمتی سوق دهند که برای‌شان بیشترین اهمیت را دارد.

18. آن‌ها بهترین افراد را دور و بر خود نگه می‌دارند

این مورد شامل بهترین کارمندان فروش، بهترین کارمندان اداری، بهترین پزشک‌ها و بهترین وکلا می‌شود. عقیده آن‌ها در مورد این که هرکسی در زندگی‌اش در زمینه کاری خود بهترین است، افرادی را جذب می‌کند که می‌خواهند در بالاترین درجه قرار بگیرند.

19. قدردان هستند

چیزهای خوبی را که در زندگی دارند، میشناسند و همیشه سپاسگزار وجود آن‌ها هستند. این رویکرد قدردانی‌ست. به قول یکی از افراد بسیار موفق: «روی هرچیزی که متمرکز شوید، افزایش آن را خواهید دید؛ و اگر روی خوبی‌های زندگی‌تان تمرکز کنید، خوبی‌های بیشتری ایجاد خواهید کرد.»

20. حرف‌های تکراری نمی‌زنند

با تکیه بر فراهم‌کردن نیازهای مردم به جایگاه امروزی‌شان رسیده‌اند. اگر می‌خواهند در مورد این موضوع صحبت کنند، از صمیم قلب این کار را می‌کنند و مانند فروشندگان خودروهای قدیمی که هر روز و هر روز برای ختم معامله حرف‌های تکراری می‌زنند، عمل نمی‌کنند.

21. ارزش وجودی آن‌ها مثل حساب بانکی شان در نوسان نیست

به برخی میلیاردرها فکر کنید؛ حساب بانکی آن‌ها مانند یک آسانسور بالا و پایین می‌شود اما اعتماد به نفس و ارزش وجودی او ثابت مانده است.این عادات را آن‌قدر تمرین کنید تا بخشی از ماهیت وجودی شما شوند. مانند یک فرد موفق عمل کنید تا واقعا موفق شوید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 14 فروردین 1397  11:50 ب.ظ

مهم ترین ویژگی های یک رهبر تأثیرگذار چیست؟ این سؤالی است که کارشناسان جواب های متفاوتی به آن داده اند و اهمیت این موضوع باعث شده است تحقیقات و نظرسنجی های زیادی در مورد آن صورت بگیرد.

به عنوان مثال نشریه کسب و کار هاروارد، به عنوان یکی از قابل استنادترین منابع این حوزه، از ۱۹۵ مدیر بین المللی خواست که مهم ترین توانایی های یک رهبر را از بین ۷۴ ویژگی انتخاب کنند.

 طبق نتایج این تحقیقات، خصوصیاتی که بیشترین رأی را آورده بودند به ترتیب عبارتند از:

- اخلاق مداری و استانداردهای اخلاقی

- توانایی هدف گذاری

- بیان انتظارات با ارتباطات شفاف

- انعطاف پذیری در تغییر ایده ها

- آموزش مداوم کارمندان

- معاشرت های صمیمانه با کارمندان

- استقبال از ایده ها و رویکردهای جدید

- جهت دهی احساسات اعضای تیم در شکست ها و موفقیت ها

- پرورش نسل بعدی رهبران

- خلق فضای آزمون وخطا

تصور عموم مردم این است که رهبری کسب و کار، وظیفه بسیار دشوار است. این موضوع حقیقت ندارد. شاید برخی از رهبران بی صلاحیت، فضای کاری ناخوشایندی به وجود آورند یا نتوانند تیم شان را به خوبی هدایت کنند، ولی این موضوع به معنی سخت بودن اصول رهبری نیست.

در ادامه این مطلب، چهار نکته ساده و مهم را به اشتراک می گذاریم که به شما کمک می کنند به عنوان یک رهبر، نفوذ و تأثیر بیشتری بین اعضای تیم تان داشته باشید.

بیشتر لبخند بزنید

هنگامی که بیشتر لبخند می زنید، فضای مثبتی خلق می کنید که در آن، هم شما و هم تیم تان نگرش بهتری دارید. زمانی که بیشتر لبخند می زنید، ارتباط قوی تری با تیم تان برقرار می کنید و کارمندان تان حس می کنند که راحت تر می توانند به شما دسترسی داشته باشند. لبخند، یک حرکت مسری است. شما به دیگران لبخند می زنید و آنها نیز در پاسخ به شما لبخند می زنند. این جریان، حال و هوای کل محیط کارتان را تحت تأثیر قرار می دهد.

از نظر بیوشیمی، لبخند زدن باعث می شود هورمون های اندورفین و سروتونین در بدن آزاد شوند. اندورفین ، داروهای مسکن طبیعی است. هرچه مغز اندورفین بیشتری ترشح کند، بدن انسان بهتر با علائم بیماری مبارزه می کند. به طور مشابه، سروتونین نیز یکی از هورمون های شیمیایی مغز است که به عنوان یک ضد افسردگی طبیعی عمل می کند و علائم اضطراب و افسردگی را کاهش می دهد.

لبخند زدن باعث می شود دیگران راحت تر به شما نزدیک شوند و کارمندان دوست دارند با رهبر خود احساس نزدیکی و صمیمیت بیشتری داشته باشند. به همه اطرافیان تان و نه فقط رئیس تان لبخند بزنید و بگذارید این ویژگی، بخشی از اعتبار شما باشد.

بیشتر گوش دهید

هنگامی که بیشتر گوش می کنید، احترام تان را به تیم تان نشان می دهید. نشان می دهید که برای آنها و نظرات شان ارزش قائلید. به این ترتیب اعتبارتان به عنوان یک رهبر افزایش پیدا می کند. شما مجبور نیستید همیشه توصیه هایی را که می شنوید اجرا کنید، ولی گوش دادن باعث می شود احساس مسئولیت اعضای تیم بیشتر شود و به تبع آن، تعهد کاری آنها هم افزایش پیدا کند. منظور این نیست که فقط در جلسات کاری به حرف های آنها توجه کنید، بلکه برای صحبت کردن با آنها وقت بگذارید؛ حتی در محیط های غیررسمی مثل سالن غذاخوری یا زمانی که می خواهید یک قهوه بنوشید.

درعین حال، ممکن است در این صحبت ها مطالب ارزشمندی را متوجه شوید. مثلا به مشکلات و مسائل فعلی شرکت پی ببرید یا ایده های بهتری برای برنامه های آینده به ذهن تان برسد.

وقتی نشان می دهید که یک رهبر قابل دسترس هستید و به صحبت دیگران گوش می دهید، اطلاعات ارزشمندی به دست می آورید که به شما در حل چالش های مهم کمک می کنند.

هم صحبتی بیشتری داشته باشید

سه کار مهمی که برای متعهد کردن اعضای تیم تان می توانید انجام بدهید عبارت اند از: ارتباط برقرار کردن، ارتباط برقرار کردن و ارتباط برقرار کردن! کافی نیست که به اعضای تیم بگویید چه انتظاری از آنها دارید، بلکه باید توضیح دهید چرا این وظایف مهم اند. به آنها کمک کنید اهداف و اهمیت شان را درک کنند و در صورت امکان، بگویید چرا این اهداف باید برای آنها هم مهم باشد. هرچه کارمندان بهتر متوجه شوند که باید چه کاری انجام بدهند و چرا احتمال موفقیت بیشتری خواهند داشت. به یاد داشته باشید که کافی نیست فقط یک بار مسائل را برای اعضای تیم شرح دهید، بلکه باید بارها پیام تان را برای شان تکرار کنید و روی اهمیت مسائل تأکید کنید.

معاشرت و ارتباط شما با افرادتان، باعث می شود آنها رابطه بهتری با وظایف شان برقرار کنند. حتما خودتان هم خوب می دانید که تعهد و تعلق کارمندان، برای موفقیت شرکت ضروری است.

افرادتان را بیشتر تشویق کنید

همه کارمندان می خواهند حس کنند که کارشان را خوب انجام می دهند و در موفقیت شرکت سهیم هستند. تعریف و تشویق، ساده ترین راه برای انجام این کار است. تعریف و تشویق اعتمادبه نفس کارمندان را افزایش می دهد، حقیقتی که طبق هرم مازلو، یکی از نیازهای اساسی ما است.

تعریف کردن از اعضای تیم کار ساده است. به آنها بگویید: «کارت عالی بود»، «متشکرم». نیازی نیست اتفاق خارق العاده ای رخ بدهد. همین که افرادتان متوجه شوند شما تلاش شان را دیده اید، تأثیر زیادی روی آنها می گذارد. یکی از نقل قول های معروف در این زمینه را به یاد داشته باشید: «هر چیزی که تشخیص داده و به رسمیت شناخته شود، تکرار می شود.» یعنی تیم شما نه تنها بابت این تعریف و تشویق احساس مثبتی خواهد داشت، بلکه احتمال اینکه عملکرد خوب خودش را تکرار کند هم بیشتر می شود، زیرا می داند که تلاشش ارزشمند شناخته می شود.

برای تشویق تیم تان منتظر زمان بررسی عملکرد سالانه یا خبرنامه ماهانه شرکت کنید. اگر کارمندان را به خاطر وظایف خاص شان تشویق کنید، کارتان صادقانه تر به نظر می رسد و در ضمن آنها را به شوق می آورد. شور و شوق هم یک ویژگی مسری است و جریان پیدا می کند. به این ترتیب کارمندان متوجه می شوند که مشارکت شان چه ارزشی دارد.

و بازهم به یاد داشته باشید که تعریف و تشویق کارکنان تان، هیچ هزینه ای برای شما ندارد. به علاوه بهره وری شرکت افزایش پیدا می کند و تیم خشنودتری هم خواهید داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر کسب و کاری برای رونق و موفقیت، نیازمند برنامه ریزی دقیق و موشکافانه است تا پله های ترقی را یک به یک درنوردد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در مطلبی که پیش رو دارید، 5 قانون موفقیت در کسب و کار را از زبان مایکل گربر برایتان آورده ایم.

۱- معمولی ترین کسب و کار را انتخاب کنید

منظور این است که محصولات و خدماتی را بسازید و بفروشید که هرگز از مد نمی افتند. به عنوان مثال به مواردی همچون غذا، مراقبت های بهداشت، ارتباطات، پوشاک، حمل ونقل و رفاه اشاره کرد.در اینجا منظورم فقط انتخاب محصولات و خدماتی است که از مد خارج نمی شوند، زیرا مد غیرقابل پیش بینی است و یک شبه تغییر می کند و تفننی است.

شرکت های بزرگ و موفقیت در کسب و کار که محکم و استوار هستند، اساسا ریشه دار هستند.آنها فقط کارهایی را انجام می دهند که مطابق با عرف و دارای عمر طولانی باشند و آنچه ضرورت و نیاز هستند، به همان کارها می پردازند.

2- مدام در حال بهبود بخشیدن باشید

باور اکثر مردم این است که شرکت ها می میرند چون کارهای اشتباه انجام می دهند.

این باور در مورد بعضی شرکت ها درست است، اما بیشتر آنها می میرند چون ساکن و ثابت هستند.

عقاید، رسم و رسوم و نحوه انجام کارها ثابت نیست و پیوسته در حال تغییر هستند، پس شرکت های ثابت و راکد هستند که رونق نمی گیرند. آنها به جای اینکه گذشته را ترمیم کنند، به گذشته خود چسبیده اند، درحالی که کسب و کار های موفق مدام در حال بازسازی گذشته خود هستند و البته بعضی شرکت های موفقیت در کسب و کار یک گام جلوتر گذاشته و امروز را گذشته فردا تصور می کنند و برای اینکه زمان را از دست ندهند امروز برای نوآوری و تغییر غنیمت می شمرند.

3- به مشتری خود گوش می کنند

با آنکه خیلی ها این قانون را قبول دارند، اما تعداد کمی آن را رعایت می کنند.

شما باید به نیازهای مشتری گوش دهید، یعنی شما باید بدانید وقتی مشتری صبح بیدار می شود وقتی به بچه های خود غذا می دهد، وقتی لباس می پوشد، وقتی وظایف شغلی خود را انجام می دهد، وقتی برای صرف غذا از اداره خارج می شود و...به چه فکر می کند و در کل او ترجیح می دهد چه  کاری انجام دهد. به مشتری خود توجه کنید و او را بهتر از خودتان بشناسید و از خودتان بپرسید و خودتان را جای او قرار دهید.

4- به چیزهای که می شنوید و احساس می کنید واکنش نشان دهید

اگر به اطلاعاتی که از مشتری به دست می آورید واکنش نشان ندهید، گوش دادن به مشتری و احساس کردن آن بی فایده است

در مقابل دریافت این نشانه ها شما باید واکنش نشان دهید و پاسخ هایی را به سمت مشتری روانه و این واکنش ها را تبدیل به جزییات عملی کار خود کنید.

5- عالی ترین استانداردها را برای خود بسازید

باید استانداردهای کسب وکار شما معیاری برای ساخت استانداردهای شرکت های دیگر شود.

یعنی شما از دیگران تقلید نکنید بلکه آنها از شما تقلید کنند.

استانداردهای شما باید آنقدر عالی باشند که هر شرکتی نتواند در کوتاه مدت با شما رقابت کند، چون شما مدام در حال بهبود آن استانداردها هستید و شرکت رقیب برای آنکه با شما رقابت کند فشار زیادی را متحمل شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

یک جوان یونانی موفق شده است از طریق بازیافت علف دریایی و تبدیل آن به محصولات مصرفی، علاوه بر اشتغالزایی و کاهش هزینه‌های محیط زیستی کشورش، کسب و کاری موفق ایجاد کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، همه ساله هزاران تن علف دریایی در سواحل یونان جمع‌آوری و شسته می‌شود اما بیشتر آن‌ها درنهایت به عنوان زباله از بین می‌روند. حالا یک جوان مبتکر یونانی توانسته است از طریق تبدیل این دورریزها به محصولات منحصر به فرد، مفید و اکولوژیکی، عمری دوباره به آن‌ها ببخشد.

استاوروس سومپانیدیس، جوان ۲۴ ساله بنیانگذار استارت آپ "فی" است که مقر آن در شهر "پاتراس" قرار دارد. این شرکت تولیدات خود را از طریق بازیافت علف دریایی با مواد سلولزی تولید می‌کند. سومپانیدیس به دلیل روش پیشتازانه خود در تبدیل علف‌های دریایی مرده به قاب گوشی، جعبه هدیه، قاب عینک و سایر تجهیزات، توانست در فهرست ۳۰رهبر زیر ۳۰ سال مجله فوربس در حوزه فناوری منطقه اروپا قرار گیرد، در این فهرست ۱۰۰۰ نفر جز کاندیداهای اولیه بودند.

وی درباره راز موفقیت خود گفت این ایده هنگامی که هنوز در دانشگاه "پیرائوس" در رشته مدیریت مالی و بانکی تحصیل می‌کرد، به ذهنش خطور کرده است. او همواره می‌خواست کاری جدید و متفاوت انجام دهد اما این کار یک کار تیمی سخت بود. وی سرمایه و دانش لازم برای تجاری‌سازی ایده‌اش را نداشته و در نتیجه به بازارهای حقیقی روی آورده است.

پروژه این جوان یونانی همچنین به شهرداری‌های یونان کمک کرده است تا در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کنند. طبق مقررات اتحادیه اروپا آن‌ها به ازا هر تن علف دریایی که در محل انباشته زباله رها می‌شود، باید ۶۱ یورو بپردازند اما اکنون برخی از شهرداری‌ها علوفه دریایی را به شرکت او می‌دهند.

سومپانیدیس کار جمع آوری علف‌های دریایی را توسط خود و پنج کارمندش و تعداد زیادی از داوطلبان محلی انجام می‌دهد. وی که اعتبار خوبی در کشورش به دست آورده است اکنون به فکر صادرات محصولات خود به خارج است. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آینده جوانان یونانی را با توجه به این که خود از قربانیان بحران بدهی هشت ساله این کشور بوده است چگونه می‌بیند، گفت: نسبت به اقتصاد خوشبینم، بگذارید بگوییم وقتی که با هم و به سختی کار کنیم، چه کاری می توانیم انجام دهیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 10 فروردین 1397  09:10 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

چهارمین "نگاه شرقی" و نگاه به دنیای دیجیتال


 نشریه ی نگاه شرقی دو ماه نامه ی اختصاصی  بازاریابی و تبلیغات با رویکرد نمایش جلوه های ها مدرن دنیای تبلیغات در شمارگان چهارم منتشر شد.
براساس پیش بینی ها تا سال 2020 بیش از 50 درصد تبلیغات جهان به بخش دیجیتال اختصاس پیدا خواهد کرد بنابر این دنیای تبلیغات به زودی دستخوش تغییراتی خواهد شد. امیرعلی آقایاری سردبیر نشریه ی نگاه شرقی با طرح این موضوع در مقدمه تاکید دارد که با انتخاب موضوع تبلیغات دیجیتال، دست روی موضوع پرسش برانگیز، نامکشوف و پیچیده ای گذاشته شده که دراین نشریه سعی شده تا حدودی به آنها پاسخ داده شود.

تاریخچه تبلیغات دیجیتال عنوان مطلبی است که در بخش نخست درج شده است، دربخشی از این گزارش مفصل آمده است: تبلیغات بنری یکی از بزرگترین و تاریخ ساز ترین وقایع تاریخ تبلیغات دیجیتال است و شکل ساده این نوع تبلیغات شبیه تبلیغات سنتی روزنامه هاست و آنچه آن را متمایز می کند قابلیت انتقال مستقیم بیننده به وب سایت تبلیغ کننده است. درادامه این مطلب انوع تبلیغات دیجیتال و کاربردها و مزایای هریک آورده شده است. تبلیغات دیجیتال و هزینه های چنین روشی با توجه به انوع کسب و کارها و هدف تبلیغات دهنده موضوع دیگری است که به آن پرداخته شده است.
شاید درنگاه اول تبلیغ در فضای مجازی ساده تر از انواع تبلیغات به نظر برسد ولی این روش تبلیغاتی نیز الزامات خاص خود را دارد و موفقیت در آن نیازمند شناخت و تجربه است. تدوین چهارچوب مناسب برای کمپین و پیش روی طبق برنامه و موضوعاتی از این دست مراحل طراحی یک کمپین تبلیغاتی موفق و الگوی پیش رونده را به مخاطب ارائه می کند که دراین مطلب به آنها اشاره شده است.

مراحلی نظیر تعیین هدف، شناخت مخاطب کمپین، تعریف پیام کمپین، تعیین بودجه، انتخاب رسانه ی تبلیغاتی، طراحی و ساخت تبلیغ و طراحی صفحه فرود و سنجش اثر بخشی کمپین تبلیغاتی مواردی هستند که دراین مطلب به شکل مفصل توضیح داده شده است.
نشست تبلیغات دیجیتال عنوان مطلبی است که حاصل گفتگویی صاحب نظران این عرصه و بیان دیدگاه هایشان در این موضوع است. اینکه با توجه به تغییرات و تحولات علم بازارایای به تبع ورود پدیده نوین تبلیغات دیجیتال پرسش های نظیر اینکه: شرایط نظام عرضه و تقاضا در این باراز چگونه است و اینکه آیا رشد چشمگیر اینگونه از تبلیغات با توسعه زیر ساخت آن همراه بوده و هچنین بحثهایی در مورد استفاده مناسب از امکانات و قابلیتهای تبلیغات دیجیتال در این نشست به تبادل نظر گذاشته شده است و درمطلبی با عنوان حقایق مجازی درج شده است.
نگاهی به برخی از سنجه های تبلیغات دیجیتال با محوریت این موضوع که آنچه را که نتوانی اندازه بگیری نمیتوانی بهبود ببخشی، عنوان مطلب دیگری است که در این شماره از نشریه به آن پرداخته شده وعنوان آن دماسنج دیجیتال است.در واقع شاخص های سنجش آثار تبلیغات دیجیتال در کسب و کارهای مختلف بیان شده است.

تبلیغات همگن رویکردی برای هدفمند کردن تبلیغات دیجیتال درجهان امروزی است که با عنوان مطلب "نمایش دستهای زیر آب" درج شده است. نویسنده این مطلب سپیده عابدینی است که در ابتدا با اشاره به اینکه تبلیغات همگن موضوع تازه ای نیست و سابقه طولانی در رسانه های تبلیغاتی دارد و اینکه این نوع از تبلیغ امروزه با ورود به برنامه های بازاریابی دیجیتال تونسته شکل جدیدی به خود گرفته و به یکی از روندهای نوین تبلیغاتی تبدیل گردد، بررسی و شناخت آن را بیش از بیش حائز اهمیت قلمداد می کند.

همچنین انوع تبلیغات همگن و کاربرد آنها ذکر شده است که شامل: ویجت های پیشنهاد محتوا، لیست پیشنهادهای محصولات و سرویس های مختلف،تبلیغ درنتایج موتورهای جستجو، فید وبسایت: تبلیغات با استفاده از عناصر همگن و تبلیغات سفارشی است.
نویسنده مطلب در پایان اضافه می کند که داشتن یک استراتژی تبلیغات همگن برای صاحبان شرکت ها و برندها و هر سازمانی که می خواهد با مشتریان خود ارتباط برقرارکند، امری ضروری به نظر میرسد و درنهایت باید به این نکنه توجه داشت که تبلیغات همگن میتواند بستر یک معامله برد، برد را برای تمام بازیگران فعال این عرصه از قبیل تبلیغ دهنده، بسترهای انتشار دهنده و آژانس های تبلیغاتی و کاربران فراهم نماید.

موضوع جالب و خواندنی دیگر که در این شماره می خوانید در رابطه با تبلیغات از طریق گوشی های هوشمند موبایل است. عنوان این مطلب "تبلیغ همراه مشتری" نام دارد که "مرضیه جلالی ارانی" آن را نوشته است و حاوی مطالب کلیدی دراین حوزه است.
نگاهی به کمپین های آنلاین درباره تغییرات اقلیمی با عنوان "اقلیمی فکر کن" رویکردی است با محوریت اینکه طی سال های اخیر حساسیت های زیادی در جوامع نسبت به تغییرات آب و هوایی و مسائل محیط زیست ایجاد شده که در این نوشتار با تاکید بر نقش رسانه های اجتماعی در تبادل اطلاعات دیدگاه های مختلفی را در این موضوع مطرح کرده است.
یکی ار ویژگی های نگاه شرقی استفاده از استعاره و اشعار شاعران در تیترهای مطالب و گزارشهای نشریه است که به شکلی مرتبط با موضوع کلی آن است.

مریم غضنفری

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
جمعه 10 فروردین 1397  09:05 ب.ظ

یکی از اصلی‌ترین معضلات کشور در حال حاضر، بیکاری جوانان است. هرچند بخشی از راه‌حل این مشکل در دست دولت و حتی بخش خصوصی است تا با ایجاد فرصت‌های شغلی و کاهش هزینه‌ها برای ایجاد شغل، این وضع را بهبود بخشند، اما بخش بزرگی از راه‌حل نیز در دستان طرف دیگر، یعنی جویندگان کار است. جوانانی که در انتهای دوره تحصیل خود، عملا هیچ مهارتی کسب نکرده‌اند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند که به سرعت از سوی شرکت‌ها برای کار پذیرفته شوند. اولین قدم برای نزدیک شدن به شغل، آمادگی برای شرکت در مصاحبه کاری است. این وظیفه‌ای نیست که دولت بتواند برای آن کار کند و فقط به خواست خود فرد مربوط می‌شود. خانواده نیز برای بالا بردن این آمادگی نقشی موثر خواهند داشت.


اولین مصاحبه کاری برای جوانان هراس‌آور است و به پدر و مادر فشار روانی وارد می‌کند. معمولا در کشورهای پیشرفته که جوانان پس از رسیدن به سن قانونی، برای تامین حداقل بخشی از هزینه‌های خود، به دنبال کار می‌گردند، اولین تجربه مصاحبه کاری یا ورود به دوره کارآموزی را پس از اخذ دیپلم تجربه می‌کنند؛ بیش از اینکه بتوانیم بگوییم، در سنین جوانی، بسیاری در پایان نوجوانی خود را برای ورود به دنیای حرفه‌ای کار آماده می‌سازند. این مصاحبه در بیشتر اوقات برای نوجوانان ۱۸ تا ۲۵ سال حکم امتحانی را دارد که برای آن آماده نیستند. با این حال، برای آنکه از چنین آزمونی سربلند بیرون بیایند، کافی است بتوانند آموخته‌های خود را دست کم نگیرند و پاسخ‌های مناسب و خلاقانه به پرسش‌ها بدهند. در این راستا ساندرا لو‌گراند، کارآفرین فرانسوی و همکارش والری‌فالالا، متخصص منابع انسانی، پلت‌فرمی را با مربیان صاحب نام برای آماده‌سازی دراین گونه مصاحبه‌ها که مخاطبانش جوانان هستند، راه‌اندازی کرده‌اند. آنها روش نوینی را به صورت سه واحد درسی در یک دوره آموزشی به نام «یاپوکا» ارائه کرده‌اند که پس از گذراندن آن، جوانان می‌توانند با اعتماد به نفس کامل کارهایی را که از عهده انجام آن برمی‌آیند به کارفرمای آتی خود معرفی کنند.
استعدادهای خود را بشناسید

اغلب اوقات، وقتی از دانش‌آموختگان جوانمان می‌خواهیم که خود را معرفی کنند، نمی‌دانند از خود چه واکنشی نشان دهند. پلت‌فرم «یاپوکا» که برای مخاطبان جوان طراحی شده است، این مشکل را به خوبی می‌شناسد. یاپوکا به جوانان کمک می‌کند تا خود و استعدادهای واقعی خود را بهتر بشناسند تا در زمان مصاحبه بتوانند آنها را معرفی کنند. یاپوکا به جوانان می‌آموزد تا از پاسخ‌های کلیشه‌ای و از قبل آماده شده برای سوالات بپرهیزند. گوش کارفرما‌ها از شنیدن چنین پاسخ‌هایی پر شده است که «نخستین ویژگی شخصیتی شما چیست؟ من دارای قدرت مدیریت هستم.» یا «بزرگ‌ترین نقص شما چیست؟ کمال‌گرا هستم.»ایجاد آمادگی در جوانان که در سه جلسه یک ساعت ونیمه برنامه‌ریزی شده است، از آنها می‌خواهد تا بخشی از تمرینات را قبلا به تنهایی انجام دهند. جلسه نخست زمانی برگزار می‌شود که هرکس شرح حال خود را مقابل نزدیکان خود بازگو کرده باشد. به اعتقاد طراحان این دوره آموزشی، این ملموس‌ترین راهی است که با آن می‌توان از فعالیت‌هایی که جوانان تاکنون انجام داده‌اند و آنچه درخور ارزش است هنگام مصاحبه کاری، آگاه شوند.

فالالا تاکید می‌کند: «جوانان، دانشجویان یا کسانی که درجست‌وجوی نخستین شغل خود هستند، نمی‌دانند که برگه‌های برنده متعددی در دست دارند که می‌توانند با استفاده از آنها، قبولی خود را در مصاحبه کاری تضمین کنند. در بسیاری موارد پیش می‌آید که از جوانان درباره اسم کوچکشان سوال می‌شود؛ اما تعداد بسیار کمی از آنها می‌دانند که ریشه این نام چیست؟ آیا این نام به یکی از شخصیت‌های تاریخی متعلق بوده و تاریخچه آن چیست؟ و چرا آنها را به این نام صدا می‌زنند؟ از دیگر فعالیت‌هایی که در نخستین جلسه ملاقات با آنها انجام می‌دهیم، به بررسی میزان تعهدشان می‌پردازیم، چه به‌عنوان نماینده کلاس در دوران مدرسه یا مسوولیت‌هایی که در زمان دانشجویی داشته‌اند. همچنین سعی می‌کنیم از میزان پایبندی آنها به کارها و افراد مورد علاقه آنها آگاه شویم. به این ترتیب به آنها کمک می‌کنیم تا در این جلسه از تمام تاروپود زندگی و تجربه خود کاملا آگاه شوند. این شناخت به ما و آنها کمک می‌کند تا از یک شروع اشتباه در کاری که برای آن ساخته نشده‌اند جلوگیری کنیم و تمرکز خود را بر شرکت‌هایی قرار می‌دهیم که برای آنها مفیدتر خواهند بود.»
کارفرما را بین ۲ تا ۱۰ دقیقه قانع کنید

دومین جلسه نوبت تمرین‌های عملی است. شرکت‌کنندگان جوان این دوره یاد می‌گیرند چطور درباره خود صحبت کنند و ویژگی‌هایی را که در جلسه نخست در خود یافته‌اند، معرفی کنند و به‌کار بگیرند. به این ترتیب قادر خواهند بود، افکار خود را در ۲ تا ۱۰ دقیقه به طرق مختلفی با فردی که قرار است با آنها مصاحبه کند در میان بگذارند. تمرین ارائه مطالب در مدت زمان محدود به آنها می‌آموزد، چطور اطلاعاتی را که می‌خواهند با فرد دیگری به اشتراک بگذارند، طبقه‌بندی‌شده ارائه کنند.لو گراند می‌گوید: «در بسیاری از مواقع زمانی که از جوانان می‌خواهیم خود را معرفی کنند، نمی‌دانند چه واکنشی از خود نشان دهند. گاهی حتی فراموش می‌کنند، در ابتدا نام یا سن خود را بگویند. کاری که به ظاهر ساده است ولی در عمل برای‌شان دشوار است.»

طی این جلسه به آنها پیشنهاد می‌شود که روی حالت نشستن، رفتار، لبخند و نگاه خود دقت کنند. حتی همراه خود دفترچه و خودکاری داشته باشند که در آن یادداشت کنند و به این ترتیب به کارفرمای آتی خود نشان دهند که تا چه اندازه به این شغل علاقه دارند. طراحان این دوره معتقدند، جوانان با شرکت در این جلسات می‌توانند کاملا تغییر کنند و به فرد دیگری بدل شوند. موفقیت این دو مشاور فرانسوی نشان داده است تا چه حد می‌توانند در همین مدت اندک، بر جوانان تاثیر مثبت داشته باشند. آنها با جوانان بسیاری برخورد داشته‌اند که زیر بار پذیرفتن حرف هیچ‌کسی نمی‌رفتند، اما پس از طی این دوره، کاملا تغییر کرده‌اند؛ یا پسران جوانی که تحت هیچ شرایطی حاضر نبوده‌اند، کت و شلوار بپوشند، اما بعد از آن قانع شده‌اند که این نیز بخشی از کار است (شاید خنده‌دار به نظر برسد، اما تعداد پسرانی که به‌دلیل پوشیدن لباس رسمی از پذیرفتن شغلی سر باز می‌زنند، به هیچ عنوان کم نیست).
این آزمون را با اعتماد پشت سر بگذارید

این دوره آموزشی در سومین جلسه، جوانان را در شرایط واقعی یک مصاحبه قرار می‌دهد. مصاحبه‌ای که هدف از آن شرکت در یک آزمون یا شروع دوره کارآموزی است. این جلسه فرصتی است که بتوانند روش‌هایی را که طی جلسات گذشته آموخته‌اند، به‌کار ببندند و نیز یاد بگیرند که از پس سوال‌های غیر منتظره برآیند؛ بدون آنکه بترسند یا اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.فالالا از تجربه خود و همکارش در این زمینه صحبت می‌کند: «ما تعداد بسیار زیادی از مصاحبه‌های کاری حرفه‌ای انجام داده‌ایم. هر دو جزو هیات داوران در مدارس هستیم. همکارم درگذشته مدیر بخش منابع انسانی بوده است. ما کاملا به سوال‌های گوناگونی که می‌توانند مخاطبان را دچار وحشت کنند، واقفیم! پس می‌توانیم آنها را برای پاسخ سریع و مثبت به انواع سوال‌های عجیب و غریب آماده سازیم. این مثال را در نظر بگیرید: شمابه دنبال کار در بخش منابع انسانی یک شرکت هستید و برای مصاحبه دعوت شده‌اید. در این مصاحبه از شما می‌پرسند: اگر اکنون یک شهاب سنگ در اینجا سقوط کند، چه کار می‌کنید؟ پس از گذراندن دوره یاپوکا، پاسخ به چنین سوالاتی که هدف آنها سنجش خلاقیت است و می‌تواند انسان را به دام بیندازد، برای جوانان تبدیل به یک بازی کودکانه می‌شود. شرکت‌کنندگان در این دوره متوجه می‌شوند که با چنین سوالاتی میزان خلاقیت آنها مشخص می‌شود نه دانش‌شان. کافی است فقط یک بار در چنین شرایطی قرار بگیرند تا برای دفعه آتی احساس راحتی بیشتری داشته باشند.»
جعبه ابزاری برای یک عمر زندگی

مسلما ما زمانی به مربیان یاپوکا متوسل خواهیم شد که هدفی مشخص داشته باشیم. اما این دوره برای جوانان فرصتی ایجاد می‌کند تا خود را به جعبه ابزاری مجهز سازند که در تمام طول زندگی همراه آنها خواهد بود. چه ۱۹ ساله باشیم چه ۴۵ساله، یا حتی ۶۰ ساله، کلید موفقیت در یک مصاحبه کاری همیشه یکی است.پس بهتر است هرچه زودتر این کلید را بسازیم تا بتوانیم این مرحله اجتناب‌ناپذیر استخدام را با موفقیت پشت‌سر بگذاریم. البته گذراندن این دوره هزینه دارد. پلت‌فرم یاپوکا گروهی از مربیانی را که از نظر مهارت به سه دسته طلایی، نقره‌ای و برنز تقسیم می‌شوند و دستمزد آنها نیز متفاوت است، براساس استعداد و میزان علاقه استخدام کرده است. اغلب آنها فارغ التحصیلان مدارس عالی بین‌المللی هستند. همه آنها برای یادگیری روش یاپوکا آموزش دیده‌اند. هزینه شرکت در این دوره با توجه به معیار انتخاب مربی مربوطه ۷۲۰، ۴۸۰ یا ۲۴۰ یورو است. موسسان این دوره می‌پذیرند که شاید هزینه آن تا حدی بالا باشد: هرچند این سرمایه‌گذاری در طول فعالیت‌های حرفه‌ای فرد دوباره به جیب او باز خواهد گشت. اما در دنیایی که رقابت بیداد می‌کند آیا می‌توان بدون کمک گرفتن انتظار پیروزی داشت؟


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

بر کسی پوشیده نیست که ناامنی اقتصادی می‌تواند به حساب بانکی، ثروت خانوار و وضعیت روانی یک فرد آسیب وارد کند. اما تحقیق تازه‌‌ای نشان می‌دهد که تبعات منفی شرایط اقتصادی مبهم می‌‌تواند قربانی دیگری داشته باشد که به ذهن کسی نرسیده است: نوآوری در میان کارکنان سطوح پایین‌تر شرکت‌های تکنولوژی. تحقیقی که پروفسور شای برنشتاین به همراه دو نفر دیگر انجام داده، به این نتیجه رسیده در میان کارکنانی که قبل از شروع بحران مالی منابع کمتری برای پرداخت وام مسکن خود داشتند و بنابراین بعد از شروع توفان اقتصادی توانایی کمتری برای بازپرداخت این وام داشتند، اثرات رکود اقتصادی شدیدتر است.

برنشتاین می‌گوید: «کشف اثرات اختلال‌های گسترده‌ای که در بازار مسکن به وجود آمده بود برای ما غیرمنتظره بود. وقتی نااطمینانی در ثروت خانوار به اوج خود رسید، خلاقیت در محیط کار از بین رفت.» محققان برای جمع‌آوری داده، وضعیت کارمندانی را مقایسه کرده که در یک شرکت کار کرده‌اند و در یک حوزه شهری یکسان ساکن هستند، اما ثروت خانوادگی آنها در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸ متغیر بوده است. کارمندانی که سطح درآمدشان به شدت کاهش یافته، پروژه‌های نوآورانه کمتری را دنبال کرده‌اند. برنشتاین می‌گوید منطقی‌ترین توضیحی که برای این تغییر رفتار می‌توان ارائه کرد، فروپاشی بازار مسکن و عدم پرداخت بدهی‌های رهنی است. هر چقدر کارمندان بیشتر نگران این موضوع شده‌اند، کمتر پروژه‌های نوآورانه را در محیط کار خود پیش برده‌اند؛ به‌خصوص پروژه‌هایی که به‌شدت اثربخش، اکتشافی یا پیچیده بوده‌اند. او می‌گوید: «اگر هزینه مسکنی که در آن زندگی می‌کنید گران‌تر شود، آخرین چیزی که می‌خواهید تجربه کنید، از دست دادن شغل‌تان است. ما دریافتیم بیشتر کارکنانی که در این شرایط بودند، خیلی نوآوری از خود به خرج نمی‌دادند و در عوض، از ریسک کردن و انرژی صرف کردن برای تمرکز بر وظایف آنی که در دست‌شان بود، گریزان بودند.»

  آیا ثروت رضایت می‌آورد؟

نکته جالب این است که نویسندگان دریافتند افزایش ناگهانی قیمت‌ مسکن قبل از بحران مالی سال ۲۰۰۸ به تنهایی تاثیری بر نوآوری کارکنان نداشته است. برنشتاین می‌گوید که انتظار داشته وقتی کارکنان ثروتمندتر می‌شوند، ریسک بیشتری کنند و نوآوری بیشتری داشته باشند. در واقعیت، داده‌ها می‌گویند نوساناتی که در میزان ثروت افراد اتفاق می‌افتد فقط در دوران رکود اقتصادی بر نوآوری و بهره‌وری کارکنان اثر می‌گذارد و این یعنی وقتی اوضاع خوب است، کارکنان رضایت بیشتری دارند. «وقتی شرایط اقتصادی به‌طور کلی خوب است، تغییر قیمت مسکن هیچ تاثیری بر بهره‌وری ندارد.»

  ارتباط بین معیشت و اختراعات ارزشمند

برنشتاین و همکارانش نوآوری را بر حسب تعداد حق ثبت اختراعات یک شرکت و تعداد ارجاعاتی که به این حق ثبت‌ها شده، سنجیده‌اند. هر چقدر یک اختراع ارجاع بیشتری خورده باشد، تعداد نوآوری‌های آینده و تکنولوژی‌های جدیدی که به آن وابسته هستند، بیشتر می‌شود. وقتی مخترعین در صنعت تکنولوژی درخواست ثبت اختراع می‌کنند، تعداد کارکنانی که روی پروژه کار کرده‌اند، در یک لیست می‌آید. این اسامی خودشان به بخشی از این اختراعات تبدیل شده و برای همیشه ثبت می‌شوند. بنابراین، اختراعات ثبت شده‌ای که دائم مورد اشاره و ارجاع قرار می‌گیرند، نه تنها بیشترین ارزش اقتصادی را برای یک شرکت به دنبال دارند، بلکه کمک می‌کنند کارکنانی که بیشترین میزان نوآوری را برای آن شرکت به همراه می‌آورند، شناسایی شوند.

در نتیجه، برنشتاین و محققان دیگر توانستند با بررسی این اختراعات ثبت شده تعداد نیروهایی که نام‌شان بیشتر از همه تکرار شده مشخص کنند. افرادی که با کمبود بودجه برای مسکن مواجه شده بودند، اختراعات بسیار کمتری ثبت کرده بودند یا اصلا نام‌شان در هیچ لیست ثبت اختراعی نبود یا اگر هم بود، اختراعاتی را ثبت کرده بودند که ارزش اقتصادی چندانی نداشتند و در نتیجه، چندان مورد ارجاع قرار نگرفته بودند. برنشتاین در این باره توضیح می‌دهد که این اختراعات و نوآوری‌ها چندان اثربخشی که در یک محصول انقلاب ایجاد کنند، نداشتند. او می‌گوید: «اختراعات پیشرفته را طیف گسترده‌ای از تکنولوژی‌ها مورد اشاره قرار می‌دهند، چون نوآوری‌های مهمی محسوب می‌شوند. اختراعاتی که کمتر مورد ارجاع قرار می‌گیرند، بیشتر تکمیلی هستند.»

محققان همچنین اشاره کرده‌اند که مطالعات آنها چشم‌انداز تازه‌ای را در مورد سازمان خلاقیت ارائه می‌دهد. قبلا نظر کارشناسان این بود که مدیران ارشد سیاست‌های نوآوری یک شرکت را تعیین می‌کنند. اما واقعیت این است که معیشت خانوار بر کیفیت کار کارکنان سطوح پایین اثرگذار است و می‌تواند در پروژه‌هایی که آنها حضور دارند تغییر ایجاد کند. در نتیجه به عقیده برنشتاین، بخش مهم نوآوری در صنعت تکنولوژی از پایین به بالا اتفاق می‌افتد، نه صرفا از بالا به پایین.

  انجام اقدامات پیشگیرانه

شاید بزرگ‌ترین نکته‌ای که از این تحقیق می‌توان به دست آورد، ساده‌ترین چیزی است که مشاهده می‌شود. دوره‌های بحران مالی برای کارمندانی که در سطوح پایین کار می‌کنند پراسترس و پردغدغه است و ترکیب افزایش ناامنی شغلی و بی‌ثباتی مالی در سطح خانوار می‌تواند در بسیاری جهات چالش‌برانگیز باشد. از نظر برنشتاین و همکارانش، در این شرایط کارکنان هم درگیر یک وضعیت روانی بد هستند که اضطراب و ناامیدی برای آنها ایجاد می‌کند و هم توانایی آنها برای تمرکز بر نوآوری بلندمدت مختل می‌شود. برای مقابله با این سناریو، بهتر است شرکت‌ها به فکر ایجاد برنامه‌های کمکی برای کارکنان آسیب‌پذیر باشند تا آنها بتوانند دوران مالی پرچالش خود را پشت‌سر بگذارند.

محققان همچنین به این فکر کرده‌اند که چگونه یافته‌های خودشان را به دیگر بخش‌های اقتصاد و دیگر اثرات احتمالی عدم امنیت اقتصادی تعمیم دهند. برنشتاین اشاره می‌کند که بی‌ثباتی اقتصادی ممکن است سلامت روانی کارکنان را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را مضطرب کند؛ هر دو عامل بازدارنده بهره‌وری هستند. او می‌گوید: «رکود اقتصادی اثرات مخرب دیگری هم بر بهره‌وری کارکنان دارد که باید شناسایی شوند. در نهایت، این اولین مرحله‌ای است که می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند از قبل آمادگی مواجهه با رکود اقتصادی را داشته باشند.»


مترجم:مریم رضایی


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:44 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

در نظرسنجی از ۲۱ هزار نفر در سراسر جهان مشخص شد سوئیس، لوکزامبورگ و پاناما بهترین فضا را برای کسب‌وکارها فراهم کرده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، لوکزامبورگ و سوئیس به دلیل محیط مالیاتی مطلوب خود و شفافیت امور دولتی محبوب هستند در حالی که پاناما به دلیل هزینه ارزان تولید و شهره بودن آن به بهشت مالیاتی، در رده سوم قرار دارد. هر چند که این کشور آمریکای مرکزی از نظر شفافیت امور دولتی جایگاه مناسبی ندارد و در میانه جدول ایستاده است.

این رده‌بندی به طور مشترک توسط "بی ای وی گروپ" و دانشکده "وارتون" دانشگاه پنسیلوانیا تهیه شده است. در این رده‌بندی آمریکا در رتبه ۴۳ و انگلیس در رده بیستم جهان قرار دارند. هر چند قوانین مالیاتی دو کشور نسبتا مشابه است اما شفافیت دولتی انگلیس بهتر از آمریکاست.

سوئیس پس از آن که پیش‌تر در معیارهایی چون فرهنگ کارآفرینی و کیفیت زندگی به عنوان برترین کشور جهان معرفی شد اکنون بهترین کشور جهان برای انجام کسب‌وکار معرفی شده است. طبق معیارهای فوق پس از سوئیس، کانادا و آلمان قرار داشتند.

به دلیل رتبه اعتباری ضعیف‌تر در پذیرایی از انجام کسب‌وکارها و سیاست مسافرت آزاد، رتبه انگلیس به نسبت سال گذشته کاهش یافته است.

از پاسخ‌دهندگان همچنین خواسته شد تا رهبران سیاسی و تجاری جهان را بر اساس محبوبیت رده‌بندی کنند که بر این اساس، جاستین ترودو - نخست وزیر کانادا - محبوب‌ترین رهبر جهان و دونالد ترامپ کم محبوبیت‌ترین شخصیت سیاسی معرفی شد.

در بین رهبران تجاری نیز اریک اشمید - مدیرعامل اسبق گوگل - و ایلان ماسک - بنیانگذار گروه تسلا - محبوب‌ترین اشخاص و جمی دیمون - مدیرعامل بانک جی پی مورگان - کم محبوبیت‌ترین شخصیت‌های تجاری جهان معرفی شده‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:35 ب.ظ

همواره کارآفرینی از جمله شغل هایی محسوب می شود که تقریبا تمامی افراد در رویای آن به سر می برند.

با این حال واقعیت این است که تنها تعداد کمی از افراد موفق به رسیدن به چنین آرزویی می شوند. با این حال این امر به معنای غیرممکن بودن آن برای تمامی افراد بوده و تنها به این امر اشاره دارد که به تلاش و خوشفکری بالایی نیاز دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، به علت اینکه کارآفرین شدن برخلاف تصور عموم پروسه ای بلندمدت محسوب می شود و ریسک بالایی دارد، افراد معمولا در ابتدای راه کاملا قید آن را می زنند و به کاری دیگر مشغول می شوند. با این حال در صورتی که جزو آن دسته از افرادی هستید که در این رابطه مصمم اید، توصیه می شود با راهکارها، الزامات و رازهای این امر آشنا شوید.

1- نسبت به اهداف خود اشتیاق لازم را داشته باشید

افراد تنها هنگامی می توانند آستانه تحمل خود را افزایش دهند که نسبت به کار خود علاقه کافی داشته باشند و این یک واقعیت است و کارآفرینان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. در همین راستا توصیه می شود در حرفه ای زندگی خود را صرف کنید که نسبت به آن بیشترین حجم از تمایل را دارا هستید. این امر در حفظ انگیزه و تلاش بیشتر عاملی تعیین کننده خواهد بود. با این حال همواره احتمال دارد که بنا به دلایل مختلف افراد به مرور زمان تمایل اولیه خود را از دست بدهند.

عامل اصلی بروز این مشکل در عدم برنامه ریزی درست و توجه نکردن به سطح توانایی خود است. درواقع شما باید خود را برای پیمودن یک مسیر طولانی آماده سازید و تحت این شرایط امکان دویدن در طول مسیر میسر نخواهد بود. به همین دلیل بهتر است از مشاوری با تجربه در راستای بهبود تصمیمات خود استفاده کنید. نکته دیگری که در این رابطه باید مدنظر قرار دهید این است که تیم کاری خود را نیز باید با افرادی تشکیل دهید که اشتیاق به کار کافی را دارند و همسو با اهداف شما باشند. در غیر این صورت بهترین حالت همکاری و کار در قالب یک سیستم و تیم میسر نخواهد بود.

2- به فرصت هایی معطوف شوید کنید که از نظر دیگران پنهان مانده

بدون تردید با انجام کاری تکراری نمی توانید تحولی عظیم را در بازار خود ایجاد کنید. به همین خاطر در صورتی که حتی یک محصول جدید را عرضه نمی کنید لازم است در نحوه انجام کار خود خلاقیت هایی داشته باشید تا بتوانید به بهترین شکل مخاطب خود را تحت تأثیر قرار دهید. بدون تردید بازار شما حاوی فرصت های متعددی خواهد بود که امکان پرداختن به تمامی آنها وجود نخواهد داشت.

به همین خاطر ضروری است تا در زمینه انتخاب موارد به شکلی حرفه ای عمل کنید. در غیر این صورت ممکن است زمان خود را وقف کاری کرده باشید که پتانسیل عملی کردن خواسته های شما را ندارد. با این حال توصیه می شود تا همواره نگاهی به فرصت های پنهان کسب و کار خود داشته باشید. این موارد معمولا با خوش فکری می توانند موفقیتی چشمگیر را به همراه داشته باشند.

3- یادتان باشد که تنها تلاش ضامن موفقیت شما نخواهد بود

برای بسیاری از افراد مسیر موفقیت تنها با تلاش و کار شبانه روزی میسر خواهد بود. با این حال این باور امری منسوخ شده محسوب می شود. درواقع امروزه عامل فکر از اهیمت به مراتب بیشتری برخوردار است. به همین خاطر لازم است تا روی تقویت دانش و ذهن خود سرمایه گذاری کنید. تحت این شرایط قادر خواهید بود کارها را به شکلی حرفه ای انجام دهید.

به همین خاطر در ابتدای مسیر کارآفرینی لازم است روی تقویت خود تمرکز کنید. در گام های بعد مسئله تقویت تیم کاری مطرح خواهد شد. با این حال توجه داشته باشید که این امر نباید عاملی بر عدم سختکوشی شما باشد، بلکه تنها اشاره به این امر دارد که نمی توانید صرفا با سخت کار کردن موفقیت را برای خود به ارمغان آورید.

4- نقطه پایان دقیق مشخص نکنید

همواره تأکید شده است تا بر اهداف خود تمرکز کنید. با این حال تاکنون به این فکر کرده اید که در بعد از رسیدن به اهداف خود چه برنامه ای خواهید داشت. ریشه بسیاری از سقوط های ناگهانی و غیرمنتظره شرکت ها نیز همین است. در واقع آنها تنها تمرکزشان را روی هدف خود می گذارند و لذت بردن از مسیر کاری که به آن تمایل دارند را فراموش کرده اند. با این اقدام شما دیگر نقطه پایانی نخواهید داشت و هر روز موقعیتی جدید در راستای پرداختن به کاری است که آن را دوست دارید و در شما حسی خوب ایجاد می کند. همواره این احتمال وجود دارد که هدف تعیین شده بنا به دلایلی محقق نشود، تحت این شرایط اگر از مسیر موفقیت خود لذت نبرده باشید، امکان تلاش دوباره میسر نخواهد بود.

5- به غریزه خود نیز در کنار قوه عقل توجه نشان دهید

همواره با تکیه بر عقل جلو رفتن نمی تواند شما را به بهترین مسیر ممکن راهنمایی کند، به همین دلیل است که کارشناسان عقیده دارند افراد همواره باید به غریزه خود نیز در کنار عقل توجه نشان دهند. این امر تنها مختص به برخی تصمیمات نیست و ضروری است تا در هر تصمیمی با توجه به دو مورد ذکر شده عمل کنید.

6- سرسخت و در عین حال انعطاف پذیر باشید

محکم و قاطع بودن از جمله الزام های هر کارآفرینی محسوب می شود. توجه به این نکته ضروری است که کارآفرینی به نحوی است که شما با افراد زیادی درگیر خواهید بود. به همین دلیل در صورتی که نتوانید الگوی رفتاری و سیاست کاری خود را شکل دهید، عامل رهبری شما به شدت مورد تهدید قرار خواهد گرفت. با این حال این به معنای توجه نکردن به سایرین نیست و لازم است در تصمیمات خود انعطاف لازم را برای اعمال تغییرات لحاظ کنید.

بدون تردید امروز شرایط مدیریت به نحوی است که نیاز به تغییرات در هر لحظه ای بسیار ضروری محسوب می شود، به همین دلیل لازم است الگوی رفتاری خود را با توجه به این دو عامل شکل دهید. نکته دیگر در این بخش این است که باید همواره سرعت عمل را در کارهای خود در حد مطلوبی نگه دارید. بسیاری از کارآفرینان به علت تردیدهایی که در تصمیم های خود دارند یا به علت نداشتن دانش و تجربه کافی، موقعیت های بسیاری را از دست می دهند. همین موضوع به سادگی آنها را از مسیر کسب موفقیت و رسیدن به جایگاه یک کارآفرین موفق دور خواهد ساخت. در این زمینه بهتر است عامل یا عوامل کندی سرعت خود را شناسایی کنید و سپس در اندیشه رهایی از آن باشید.

7- به تیم خود اعتماد کافی داشته باشید

برخی افراد تمایل دارند بسیاری از کارها را به تنهایی انجام دهند. اگرچه کارآفرینان به عنوان مدیران شرکت همواره از سطح بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند، با این حال زمان زیادی را از شما خواهد گرفت. به همین دلیل است که گفته می شود نیروی انسانی در واقع بازوی محرک شرکت محسوب شده و یکی از عوامل مهم موفقیت است. در همین راستا در زمینه استخدام کارکنان دقت کنید و همواره در اندیشه رشد و ترقی تیم خود باشید. با این حال این کار تا زمانی که اعتماد لازم را به تمامی تیم نداشته باشید، نمی تواند نتیجه بخش باشد.

در واقع افراد شرکت نیاز به فضای کافی برای نمایش توانایی های خود دارند و دخالت های بیش از حد شما تنها عرصه را بر آنها تنگ خواهد کرد. درواقع تنها کافی است شما همراهی برای تیم خود و ناظر بر امور باشید، نکته دیگر آنکه هرگز تلاش نکنید الگوی رفتاری خود را بر سایرین نیز تحمیل کنید.

8- برنامه ریزی و اجرا را به یک اندازه مورد توجه قرار دهید

بدون تردید ایده ای که به ذهن شما خطور می کند احتمال دارد دیر یا زود به فکر فرد دیگری نیز برسد. به همین دلیل در صورتی که بخواهید مرحله اجرای آن را به تعویق بیندازید، ممکن است دیگر امکان آن را به دست نیاورید و بازنده طرح خود باشید. با این حال عکس این قضیه نیز بسیار اتفاق افتاده است. درواقع برخی افراد در زمینه اجرا بسیار موفق عمل می کنند با این حال به دلیل نبود برنامه ریزی و فکری درست، موفقیت مورد انتظار حاصل نمی شود.

در همین راستا لازم است تا به عنوان یک کارآفرین که خواهان موفقیت بسیاری است، هر دو مرحله را به یک اندازه مورد توجه قرار دهید. این را مدنظر داشته باشید که حتما نباید طرح شما کامل ترین حالت خود را داشته باشد تا اقدام به شروع آن کنید. بسیاری از ایرادها در حین کار به سادگی خود را نشان می دهد و امکان برطرف کردن آن را در اختیار خواهید داشت.

9- صداقت تنها عامل موفقیت های طولانی خواهد بود

انجام کارها به طریق غیرانسانی و حتی غیرقانونی خود اگرچه ممکن است منجر به تسریع در رسیدن به اهداف شود، با این حال نتایج این امر کاملا کوتاه مدت است و نمی توانید از آن انتظار موفقیت های طولانی مدت را داشته باشید. به همین خاطر همواره در تلاش برای انجام کارها به شیوه درست و صحیح آن باشید. اگرچه این امر ممکن است سختی و مدت زمان بیشتری را به همراه داشته باشد، با این حال باعث خوشنامی شما و کسب جایگاهی مناسب و بازار خواهد شد.

10- گذشته خود را به خاطر داشته باشید

موفقیت معمولا یک مسیر طولانی مدت محسوب می شود، اگرچه برای برخی از افراد زمانی به مراتب کوتاه تر را دارد. با این حال به صورت معمول این امر نیازمند صبوری بسیاری است. در این رابطه بسیار مهم است همواره نقطه شروع خود را به خاطر داشته باشید. این امر در حفظ اصلالت خود عاملی بسیار مهم محسوب می شود. همچنین لازم است تا همواره نسبت به افرادی که در هرجایی از مسیر موفقیت شما نقشی داشته اند مراتب قدردانی را به عمل آورید. درواقع یک کارآفرین تنها با دانش و موفقیت خود سنجیده نخواهد شد، بلکه نوع رفتار او در مراحل زندگی و موقعیت های مختلف نیز خود عاملی مهم در این زمینه محسوب می شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 8 فروردین 1397  11:26 ب.ظ

هر جویای کسب و کاری که ایده‌ای هم ندارد برای یک بار هم که شده به‌ طرح‌های کسب و کار مختلف از پرورش ماکیان و آبزیان گرفته تا قارچ و درختچه‌های استوایی برخورده است. عموماً از ته و سر این طرح‌ها چیزی پیدا نیست و شمایلی کلی دارند با یک سری ارقام و آمار امتحان نشده که حتی خیلی‌ها هم که دنبالشان را گرفته‌اند به جایی نرسیده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، یکی از عمومی‌ترین این طرح‌ها پرورش قارچ است که یکی از نخستین گزینه‌هایی است که معمولاً به ذهن مبتدی‌ها می‌رسد. حسن فخاری کارآفرین 24 ساله‌ای است که آزمون و خطاهای بسیاری را برای پرورش قارچ پشت سر گذاشته است و می‌تواند تصویر واقعی تری در این باره به ما بدهد. حرف‌های حسن را با هم می‌خوانیم.

ما با 200 میلیون تومان شروع کردیم

من کارم را با دوستانم آغاز کردم. ما قبل از شروع چندین ماه به‌ کارگاه‌ها و سالن‌های تولید و پرورش قارچ سرمی زدیم و با افرادی که در این زمینه تجربه داشتند مشورت می‌کردیم. بعد از تحقیق و بررسی تمام زوایای کار و برآوردی از هزینه‌هایی که برای آغاز این حرفه به آن نیاز داریم کار را شروع کردیم. سرمایه ما در ابتدا 200 میلیون تومان بود که با توجه به اینکه سه نفر بودیم هر کدام سهمی را وسط گذاشتیم تا کار راه بیفتد. قبل از هر چیزی باید از پدرم به‌خاطر حمایت‌هایش تشکر کنم چرا که زمینی را برای پرورش قارچ در اختیار من و دوستانم قرار داد. پس بهتر است برای ریسک کمتر به سراغ داشته هایتان بروید. ما کار را در ورامین آغاز کردیم. ایجاد شرایط محیطی یکی از مهم‌ترین رکن‌های اصلی تولید قارچ با کیفیت است.این کارآفرین به هزینه‌های دستگاه‌ها و تجهیزات اشاره می‌کند و می‌گوید: پرورش قارچ به‌صورت سالن‌بندی و قفسه‌بندی انجام می‌شود و تجهیزات خاص خودش را هم برای فصل تابستان و زمستان نیاز دارد. به‌عنوان مثال در تابستان برای ایجاد شرایط آب و هوایی مناسب سالن باید از چیلر و در زمستان باید از دیگ بخار استفاده کرد. به این نکته اشاره کنم که هزینه آغاز سرمایه از هزینه اجاره زمین و مکان جداست چرا که آن دویست میلیون تومانی را که عرض کردم فقط صرف خرید وسایل و تجهیزات پرورش قارچ شد.

اگر سرمایه‌تان میلیاردی نیست تولید نیمه صنعتی را آغاز کنید

برای کار بهتر باید سرمایه بیشتری داشت اما شما در ابتدا با 5 یا 6 کارگر هم می‌توانید کارتان را آغاز کنید اما با گسترش کار باید تیم بیشتری جمع کنید چرا که برداشت قارچ باید سریع انجام شود تا محصولتان حیف نشود. ما در حال حاضر 12 کارگر داریم که کم است. برای آنهایی که می‌خواهند با سرمایه مشابه سرمایه ما، کار را آغاز کنند باید گفت که با این پول باید به صورت نیمه صنعتی قارچ را پرورش داد، نیمه صنعتی یعنی شما جای اینکه از ماشین و تجهیزات برای کارتان استفاده کنید باید از نیروی انسانی که به مراتب هزینه بالاتر و خطای بیشتر نسبت به ماشین دارند بهره ببرید. سپس با گسترش کار و جمع کردن سرمایه ماشین‌آلات را جایگزین نیروی کار می‌کنید.

قارچ را می‌توان به سه شکل به بازارعرضه کرد اول آنکه باید بازار فروش را خودمان پیدا کنیم و مشتری هایمان را پایبند محصولات خود کنیم منظورم بازار محلی است. سوپر مارکت‌ها یا تره بار یا هر مکان عرضه قارچ در اطرافتان. روش دوم فروش به دلالان است که متداول‌ترین روش در محصولات کشاورزی این روش است چرا که دلالان محصول را به صورت یکجا و البته با قیمت کمتری خریداری می‌کنند. روش سوم صادرات است که این روش هم نیازمند محصول فراوان باکیفیت و بسته ‌بندی‌های خاص است. البته تولید‌کننده‌ای که می‌خواهد از این روش استفاده کند باید بازار‌های خارجی را بشناسد و شرایط آن را مهیا سازد. سال گذشته در فروش قارچ افت قیمت بسیاری داشتیم تا جایی که بسیاری از پرورش دهندگانی که با وام‌های بانکی وارد این کار شده بودند مجبور به تغییر شکل و رها کردن این حرفه شدند اما سال 96 قیمت این محصول در بازار بسیار مناسب و سود ما قابل قبول بود.

دو پروانه برای پرورش قارچ می‌خواهید

برای پرورش قارچ نیاز به دو پروانه کاری است یکی پروانه نظام صنفی و دیگری پروانه نظام مهندسی. پروانه اول را به هر کسی که وارد این حرفه شود می‌دهند اما دریافت پروانه دوم نیازمند متراژ بالای سالن پرورش قارچ است و تسهیلاتی هم که به این کسب و کار تعلق می‌گیرد با پروانه نظام مهندسی قابل دریافت از سوی کارآفرینان است.

سود کرده‌ایم اما هنوز مزه شیرین سود زیر دندان‌مان نرفته است

ما در این مدت به سوددهی رسیده‌ایم اما هنوز مزه شیرین این سود زیر دندان ما نرفته، چون سود حاصل از این کار را به خرید تجهیزات جدید اختصاص می‌دهیم. کاری که ما انجام می‌دهیم نیمه صنعتی است و باید به روز کنیم، با صنعتی شدن این کسب و کار می‌توانیم شاهد محصولات بیشتر و باکیفیت تری باشیم. هدف ما برای آینده ایجاد کارخانه تولید قارچ است که با برنامه‌هایی که برای آن داریم تا 2 سال آینده این کار را انجام خواهیم داد. نکته مهمی که باید به شما در مورد پرورش قارچ و طرح‌هایی که در اینترنت است بگویم این است که بله شما در یک اتاق سه در چهار به همراه خانواده‌ات هم می‌توانی قارچ پرورش دهی اما فقط درجا زدن است چرا که باید محصول به‌صورت عظیم و گسترده کشت شود تا هزینه و درآمد سر به سر شود. توصیه‌ای که می‌خواهم به دیگران برای ورود به این کار داشته باشم این است که بهتر است سالن پرورش قارچ را اجاره کنید نه اینکه آن را بسازید چرا که ساخت سوله برای این کار بسیار هزینه بر است و این امر در ابتدای کار خرج بسیاری را روی دستشان می‌گذارد.

اشتباه های سنگین، تجربه‌های بزرگ می‌آورند

در طول دوره کار خاطرات جالبی از اشتباهات برای هر کارآفرینی اتفاق می‌افتد. یکی از خاطراتم را که البته تجربه بزرگی برایم شد برایتان تعریف می‌کنم. همان طور که در ابتدا گفتم پرورش قارچ کار حساسی است بخصوص در بخش کنترل دما و آبیاری، از زمان گذاشتن بذر در خاک تا زمان برداشت محصول 60 روز طول خواهد کشید. ما در ماه‌های اول کارمان متوجه اهمیت دما نبودیم، در روزهای آخر دو درجه دمای سالن بالارفت و این امر سبب شد کیفیت محصول حاصل شده درجه دو باشد با مشورت‌ها و همفکری‌هایی که گرفتیم درجه دمای کمپوست را هم بالا بردیم تا حداقل محصول بیشتری را تولید کنیم؛ صبح که به سالن آمدیم متوجه محصول بیشماری شدیم که برای چیدن سریع این حجم از قارچ همه خانواده را بسیج کردیم تا محصول را برداشت کنیم. این آزمون و خطاها سبب شد در دوره کاشت بعدی دقت بیشتری را درباره دما انجام دهیم تا محصولاتمان با کاهش کیفیت روبه رو نشود. معضلات این کار برای تولید‌کنندگان بویژه در فصل زمستان بی‌ثباتی قیمت هاست هر شخصی که بخواهد وارد این کار شود باید قیمت سود را در سال اول شروع کار بزند چرا که این دست کسب و کارها نیازمند وسایل خاص گرمایشی و سرمایشی است و بسته به منطقه‌ای که در آن هستید باید وسایل تهیه و نصب شود و این خود مخارج سنگینی را روی دست تولید‌کننده می‌گذارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

کارآفرینان چه در رده الون ماسک و بیل گیتس باشند یا فردی ساده که کسب‌و‌کار خود را از منزل هدایت می‌کند، همه آنها به سختی کار می‌کنند. طبق نتایج تحقیقات به نظر می‌رسد امسال این تلاش‌ها نتیجه می‌دهد.

طبق مطالعه جدیدی که توسط شرکت کابیج انجام شده است، ۶۷ درصد مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک انتظار دارند که تا پایان سال ۲۰۱۷، درآمدهایشان افزایش یابد.کابیج یک شرکت تکنولوژیک مالی است که با شرکت بردین (Bredin یک شرکت تحقیقات بازاریابی کسب‌و‌کارهای کوچک) همکاری می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که بیش از نیمی از مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک مورد مطالعه افزایش درآمدی ۱۰درصدی یا بالاتر را انتظار دارند. به گزارش دنیای اقتصاد، اما این کار سخت پیامد منفی و ناخوشایندی دارد. ۶۰ درصد اذعان کرده‌اند که آنها یک بار در سال به تعطیلات می‌روند، در حالی که ۲۳ درصد بیان کرده‌اند که آنها هر سال کمتر از دو روز به تعطیلات می‌روند. علاوه بر اینها، ۷۵ درصد در زمان تعطیلات خود نیز کار می‌کنند. ویکتوریا تریگر، مدیر ارشد درآمدی در کابیج می‌گوید: «آنها همه تلاش خود را به خرج می‌دهند تا مالک یک کسب‌و‌کار کوچک باشند.» آنها به شدت بر خدمات به مشتریان متمرکز شده‌اند و در حالی این کار را انجام می‌دهند که به‌طور باورنکردنی علاقه‌مند و نسبت به آینده خوش‌بین هستند.»

کابیج دریافت که کارآفرینان تمایل دارند تا زمان و پول شخصی را فدای کسب‌و‌کارشان کنند. ۸۶ درصد از افراد مورد مطالعه اذعان کرده‌اند که آخرهفته‌ها نیز کار می‌کنند، در حالی که ۲۹ درصد بیش از ۵۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. به علاوه تقریبا نیمی از مالکان کسب‌و‌کارهای کوچک از پس‌انداز شخصی برای پرداخت جوانب مختلف کسب‌و‌کارشان استفاده می‌کنند. البته تلاش کارآفرینان و کار سخت در پایان امسال نیز متوقف نخواهد شد: ۳۶ درصد بیان کرده‌اند که آنها به دنبال روش‌های جدید برای بهبود مهارت‌های خود در سال ۲۰۱۸ هستند و ۳۲ درصد در تکنولوژی‌های جدید سرمایه‌گذاری خواهند کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از متخصصان عرصه مدیریت بر این اعتقادند که شکل‌گیری و تحقق هر تغییر و تحول بزرگی در سازمان‌ها به شدت وابسته به مشارکت فعال کارکنانی است که با آغوش باز با آن تغییر و تحول برخورد کنند و از آن به‌طور همه‌جانبه حمایت کنند.

در این میان هستند کارکنانی که پس از آگاهی از وقوع تغییر و تحولات سازمانی دچار احساساتی مانند ابهام، ترس و سردرگمی می‌‌شوند، درحالی‌که مدیران این رفتار آنها را نوعی مقاومت در برابر تغییر می‌پندارند و معمولا به تندی با آن برخورد می‌کنند. به عقیده صاحب‌نظران، این سوءتفاهم به این دلیل رخ می‌دهد که کارکنان به اندازه مدیران از مسیری که برای تبدیل یک ایده جدید به تغییری بنیادین در سازمان طی شده بی‌خبرند و به روشنی نمی‌دانند که چه آینده‌ای پس از اعمال تغییرات مورد نظر در انتظارشان خواهد بود، درحالی‌که مدیران کاملا از زوایای قضیه تغییر آگاهند و به عبارت بهتر به خوبی آینده را می‌بینند. به گزارش دنیای اقتصاد، برای حل این مشکل پیشنهادهای متعددی ارائه شده است که یکی از جدیدترین و بهترین آنها «اثر ماراتنی تغییر» نام دارد که ویلیام بریجز، نویسنده کتاب «مدیریت تحول و عملی کردن تغییرات» آنها را ارائه کرده است.

براساس این الگو، اعمال تغییرات در سازمان‌ها باید از الگویی شبیه الگوی دویدن دوندگان حرفه‌ای دوی ماراتن پیروی کند. معمولا در دوی ماراتن، دوندگان بی‌تجربه و آماتور مسابقه را با سرعتی بالا آغاز می‌کنند و از بقیه پیشی می‌گیرند و پس از آن سعی می‌کنند فاصله خود را با دیگران حفظ کنند، اما این دسته از دوندگان خیلی زود خسته می‌‌شوند و در اغلب موارد به خط پایان نمی‌رسند. در نقطه مقابل، دوندگان حرفه‌ای و باتجربه قرار دارند که دویدنشان را با سرعتی پایین و حساب‌شده آغاز می‌کنند و با تنظیم قوای بدنی‌شان، اوج توان رقابتی‌شان را در چند کیلومتر آخر صرف می‌کنند. مدیران مشتاق برای ایجاد تغییر و تحول، به‌ویژه مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه، به محض کشف ایده‌هایی جدید و بدون زمینه‌سازی در مورد آنها وارد فاز اجرای فرآیند تغییر می‌‌شوند، درحالی‌که این اقدام با بی‌تفاوتی و بی‌خبری کارکنان همراه می‌‌شود و همان چیزی رخ می‌دهد که معمولا از آن با عنوان مقاومت در برابر تغییر یاد می‌‌شود. ایراد در اینجا شبیه همان ایرادی است که در دویدن دوندگان آماتور روی می‌دهد، یعنی عجله کردن در حرکت و بی‌برنامه عمل کردن. در نقطه مقابل هستند مدیران باتجربه‌ای که به شکلی سنجیده و حساب شده وارد عرصه تغییر و تحولات سازمانی می‌‌شوند و با بسترسازی‌های هدفمند قادرند بزرگ‌ترین تغییرات را با کمترین مقاومت و با بیشترین سطح مشارکت انجام دهند.

پر کردن شکاف‌های اطلاعاتی

هنر مدیران بزرگ و موفق که می‌توانند بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین تغییرات را به بهترین شکل ممکن امکان‌پذیر سازند این است که قادرند فاصله زمانی و شکاف آگاهی در ارتباط با تغییرات را به شکلی مطلوب مدیریت کنند و خیلی زود آن را کاهش دهند. به عبارت بهتر، مدیران موفق کسانی هستند که خیلی زود و همزمان با ایده‌پردازی‌های اولیه در زمینه بروز تغییرات آتی، کارکنانشان را در جریان آنچه قرار است در سازمان روی دهد قرار می‌دهند. این اقدام مثبت مدیران هم از این جهت که کارکنان به‌عنوان مجریان و پیاده‌کنندگان اصلی تغییرات سازمانی از همان ابتدا خود را در فرآیند تغییر فعال و شرکت‌کننده می‌بینند و هم از این جهت که امکان کمک کارکنان به مدیران در زمینه ایده‌پردازی و پخته‌تر کردن تغییرات فراهم می‌آید، مفید خواهد بود. در این شرایط، کارکنان که از مدت‌ها پیش در جریان بروز تغییرات قرار گرفته و در شکل‌گیری آن مشارکت داشته‌اند، نه‌تنها در برابر اجرای این تغییرات مقاومت و کارشکنی نمی‌کنند، بلکه بدون هیچ‌گونه ابهامی در این مسیر گام برمی‌دارند و همین مساله موجب تسهیل و تسریع فرآیند تغییر خواهد شد.

شش ایده طلایی

آنچه در ادامه خواهد آمد پیشنهادهایی است در راستای کمک به کارکنان برای درک و اجرای اقداماتی که قرار است در جریان تغییرات سازمانی روی دهد.

1- تغییرات نباید به گونه‌ای غیرمترقبه و یک‌شبه اعلام شوند. شما به عنوان یک مدیر نباید با اعلام ناگهانی برنامه تغییر، کارکنان را غافلگیر کنید و در این حالت انتظار داشته باشید که آنها به‌طور کامل به تغییر و تحولات گردن نهند. ارائه متناوب و منظم اطلاعات مرتبط با عملکردهای پیشین و برنامه‌های آینده می‌تواند کارکنان را از نظر ذهنی برای پذیرش تغییرات جدید آماده سازد.

2- کارکنان و اعضای تیمتان را از همان آغاز در جریان بحث‌ها و نظرات درباره تغییرات آینده قرار دهید. وقتی کارکنان از همان آغاز توجیه شوند که تغییرات پیش رو تا چه حد و چگونه می‌تواند بر عملکردشان تاثیرگذار باشد، به‌طور حتم با آن همراهی خواهند کرد، چرا که آنها در تمام مراحل فرآیند تغییر محرم شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته‌اند.

3- از افرادتان دعوت کنید در زمینه اجرای تغییرات ایده‌پردازی کنند. علاوه‌بر اطلاع‌رسانی به کارکنان در مورد تغییرات آینده، لازم است که از ایده‌های پیشنهادی آنها در این زمینه نیز بهره گرفته شود.

4- تغییرات را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید به کارکنان معرفی کنید. هر تغییر و تحولی در سازمان می‌تواند سرمنشأ ارتقای سطح مهارتی کارکنان باشد و این وظیفه مدیر است که این حس را در کارکنان ایجاد کند که قرار است آنها به موازات اجرای تغییرات مورد نظر بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های فنی‌شان را ارتقا بخشند.

5- تغییرات سازمانی را به صورت یک پروژه تعریف کنید. برخورد پروژه‌ای با تغییرات سازمانی می‌تواند به منظم‌تر شدن امور مربوط به آن و اجرایی شدن آن در چارچوب‌های زمانی و کیفی مشخص و شفاف کمک شایانی کند.

6-به افرادتان فرصت نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرات را بدهید. بهترین بازخورددهندگان نسبت به تغییرات سازمانی کارکنان و اعضای تیم‌های کاری هستند و همین افراد هستند که می‌توانند با ارائه نظرات و انتقاداتشان در مورد تغییرات به وجود آمده بر کیفیت آن بیفزایند. بنابراین حتما افرادتان را به نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرو تحولات سازمانی تشویق کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 1 فروردین 1397  05:27 ب.ظ

در طول تاریخ بشر میلیون‌ها کارآفرین کوچک و بزرگ در مناطق مختلف جهان با تکیه بر پشتکار و استعدادهایشان به بهبود زندگی خود و دیگران کمک کرده‌اند.

 پس از وقوع انقلاب صنعتی در انگلستان در اواسط قرن هفدهم، سایر کشورهای اروپایی و بعد از آنها آمریکای تازه استقلال‌یافته نیز درصدد صنعتی شدن برآمدند؛ در پی این تحولات گسترده، نوآوری‌های صنعتی و تجاری‌سازی آنها اهمیت بسیار بیشتری نسبت به قبل پیدا کرد و موفقیت برخی از کارآفرینان در این راه به حدی بود که به‌تدریج شهرت آنها از مرزهای کشورشان نیز فراتر رفت، درحالی‌که قبل از آن به‌ندرت پیش می‌آمد که نام کارآفرینان حتی در خارج از شهر یا روستای آنها مطرح باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از همشهری، اغلب کارآفرینانی که ما امروز کم‌وبیش مطالبی را در موردشان می‌شنویم، افرادی هستند که پس از آغاز قرن بیستم (یا حداقل در اواخر قرن نوزدهم) نامشان در این عرصه مطرح شده است. برخی از این کارآفرینان نه‌تنها با معرفی محصولاتی منحصربه‌فرد زندگی بشر را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند بلکه توانسته‌اند سبک‌های جدیدی را در صنعت و کسب‌وکار از خود به یادگار بگذارند.

اندرو کارنگی (1919-1835)

وقتی خانواده فقیر کارنگی به امید یک زندگی بهتر اسکاتلند را به مقصد آمریکا ترک کردند، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد پسر 13ساله این خانواده روزی به امپراطور فولاد آمریکا تبدیل شود. اندرو به‌رغم سواد اندکش توجه ویژه‌ای به مسائل مهمی مانند تخصص‌گرایی و کارایی در هزینه و زمان داشت. وی با استفاده از روش خالص‌سازی بسمر –که یک مبتکر انگلیسی بود- توانست انقلابی در صنعت فولاد به پا کند و از این راه ثروتی افسانه‌ای به‌دست آورد؛ ثروتی که معادل بیش از 300میلیارد دلار امروز تخمین زده شده است.

جان راکفلر (1937-1839)

اگرچه راکفلر در سال 1896یعنی پیش از آغاز قرن بیستم عملاً از دنیای کسب‌وکار کناره‌گیری کرد و تنها نامش در هیأت مدیره شرکت استاندارد اویل باقی ماند اما مدل کسب‌وکار او حتی در قرن بیست و یکم هم طرفداران خاص خود را دارد. موفقیت‌های این سلطان بلامنازع صنعت نفت تنها به‌دلیل تملک پالایشگاه‌های مهم آمریکا نبود بلکه مدل کسب‌وکار او که بر ادغام عمودی تأکید داشت نیز نقش مهمی در افزایش قدرتش در بازار ایفا می‌کرد. تأکید وی بر تسلط به زنجیره تأمین تا حدی بود که حتی بشکه‌های فلزی‌ای که در استاندارد اویل مورد استفاده قرار می‌گرفت نیز در شرکت‌های زیرمجموعه آن تولید می‌شد.

توماس آلوا ادیسون (1931-1847)

این مخترع سرشناس که بیش از هزار اختراع به نامش ثبت شده است، برخلاف بسیاری از مخترعان نقش بسیار فعالی در تجاری‌سازی یافته‌های خود داشت. ادیسون در سال 1878با همکاری چندین تأمین‌کننده مالی بزرگ، شرکت تولید لامپ ادیسون را راه‌اندازی کرد؛ شرکتی که در سال 1892به جنرال الکتریک تغییر نام داد و امروز همچنان جزو شرکت‌های پیشروی جهان در زمینه تولید لوازم خانگی برقی، پنل‌های خورشیدی و توربین‌های نیروگاهی به شمار می‌رود.

هنری فورد (1947-1863)

به جرأت می‌توان گفت هیچ‌کس به اندازه هنری فورد در توسعه صنعت خودروسازی نقش نداشته است. شرکتی که فورد بنا نهاد، نخستین شرکتی بود که تولید انبوه اتومبیل در مقیاس صنعتی را آغاز کرد. استراتژی فورد تولید خودروهایی بود که عموم مردم قدرت خریدن آن را داشته باشند و به لطف این استراتژی، اقشار متوسط جامعه آمریکا نیز توانستند صاحب خودرو شوند، درحالی‌که قبل از آن خودرو یک کالای لوکس و مختص ثروتمندان بود. فورد دستمزدهایی را به کارگرانش پرداخت می‌کرد که تا آن زمان بی‌سابقه بود. علاوه بر سطح بالای دستمزد، ساعات کاری کارگران فورد نیز کمتر از سایر کارگران بود زیرا فورد به بهره‌وری اهمیت می‌داد.

ساکیشی تویودا (1930-1867)

با وجود گذشت بیش از 87سال از مرگ ساکیشی تویودا، مردم ژاپن هنوز وی را «پادشاه مبتکران ژاپنی» می‌خوانند و از وی به‌عنوان پدر انقلاب صنعتی کشورشان یاد می‌کنند. ساکیشی تویودا در سال 1926شرکت تویوتا را راه‌اندازی کرد تا دستگاه ریسندگی خودکاری را که اختراع خودش بود تجاری کند؛ شرکتی که پس از مرگ وی، به رهبری پسرش -کیشیرو تویودا- وارد صنعت اتومبیل‌سازی شد و اینک پس از چندین دهه برنامه‌ریزی و تلاش بی‌وقفه نام خود را در زمره بزرگ‌ترین خودروسازان جهان قرار داده است. ساکیشی تویودا مبتکر تکنیک حل مسئله «پنج چرا» بود که امروزه جزو تکنیک‌های مورد تأکید در تولید ناب به شمار می‌رود. شرکت تویوتا همواره به بهره‌وری بالا و قابلیت‌های فوق‌العاده‌اش در زمینه مدیریت کیفیت، معروف بوده و این حسن شهرت را مدیون آموزه‌های مؤسس دوراندیش خود یعنی ساکیشی تویوداست.

سام والتون (1992-1918)

حتی بزرگ‌ترین منتقدان شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال‌مارت نیز نمی‌توانند توانایی‌های این شرکت در اتخاذ تصمیمات بموقع و بهره‌بردن از صرفه‌های ناشی از مقیاس را زیر سؤال ببرند. سام والتون در طول سال‌های فعالیتش در حوزه خرده‌فروشی- هم به‌عنوان فروشنده و کارگر و هم به‌عنوان مالک فروشگاه- به ضرورت تأسیس یک فروشگاه زنجیره‌ای با کالاهایی ارزان‌قیمت و مناسب برای اقشار کم‌درآمد پی برده بود و در همین راستا نخستین فروشگاه وال‌مارت را در سال 1962در ایالت آرکانزاس راه‌اندازی کرد و سپس شخصاً اقدام به بررسی وضعیت شهرها و روستاهای مختلف کرد تا محل‌های مناسب برای تأسیس شعب بعدی فروشگاهش را بیابد. فرزندان سام والتون پس از مرگ او راهش را ادامه دادند و با گسترش شعب وال‌مارت، این شرکت را به برترین شرکت جهان از لحاظ میزان درآمد سالانه تبدیل کردند.

وارن بافت (1930-در قید حیات)

موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم و یکی از اعضای ثابت فهرست ثروتمندترین افراد جهان، با وجود کهولت سن همچنان مشغول تاخت‌وتاز در بازارهای سرمایه است. وارن بافت سرمایه‌گذاری را از 11سالگی آغاز کرد و اکنون در 87سالگی هلدینگ برکشایر هاتاوی و ده‌ها شرکت زیرمجموعه آن - با بیش از 360هزار نفر شاغل- را اداره می‌کند. بافت به تواضع و سادگی در زندگی شخصی‌اش معروف است، به‌طوری‌که هنوز در خانه قدیمی خود که 60سال قبل آن را خریداری کرده است، سکونت دارد و برخلاف اغلب ثروتمندان، از امکاناتی مانند هواپیمای شخصی، خودروهای لوکس متعدد و... دوری می‌کند.

محمد یونس (1940-در قید حیات)

برنده جایزه صلح نوبل در سال 2006اگرچه از لحاظ ثروت شخصی اساساً قابل‌مقایسه با سایر کارآفرینان بزرگ نیست اما این مسئله نباید باعث شود که فکر کنیم ارزش کارش کمتر از آنها بوده است. دکتر محمد یونس در سال 1983با هدف حمایت از افراد کم‌درآمدی که به‌دنبال راه‌اندازی کسب‌وکاری جدید برای رهایی از فقر و بیکاری هستند، اقدام به تأسیس «گرامین بانک» کرد؛ بانکی که در محافل جهانی از آن به‌عنوان «بانک فقرا» یاد می‌شود. ابتکار این اقتصاددان نوع‌دوست بنگلادشی در ارائه تسهیلات کم‌بهره به کارآفرینان فقیر باعث شد تا او بتواند علاوه بر بهبود رفاه خود، هزاران نفر دیگر را نیز مشغول کار کند. شیوه کار گرامین‌بانک به‌گونه‌ای بوده است که تاکنون تنها 2درصد از دریافت‌کنندگان تسهیلات، از بازپرداخت اقساط بدهی‌های خود بازمانده‌اند که در حوزه بانکداری رقمی بسیار پایین محسوب می‌شود.

بیل گیتس (1955-در قید حیات)

هنوز هم برخی فکر می‌کنند که بیل گیتس دانشجوی اخراجی دانشگاه هاروارد بوده است، درحالی‌که او به میل خودش از هاروارد انصراف داد تا وقت بیشتری برای دنبال کردن آرزوهایش در عرصه کسب‌وکار داشته باشد. بیل گیتس در 20سالگی شرکت مایکروسافت را تأسیس کرد و این شرکت 5 سال بعد در سال 1980با تولید نسخه‌ای از سیستم‌عامل یونیکس (به نام زنیکس) ورود خود به بازار سیستم‌عامل را اعلام کرد. پس از آن مایکروسافت با شرکت IBM قرارداد همکاری امضا کرد که حاصل این همکاری، معرفی سیستم‌عامل او اس 2(OS/2) در سال 1985بود. در همین سال مایکروسافت سیستم‌عامل ویندوز را مستقلاً طراحی و به بازار معرفی کرد؛ سیستم‌عاملی که بعد از آن بارها ارتقا یافت و به مهم‌ترین محصول مایکروسافت بدل شد. موفقیت‌های پیاپی بیل گیتس در شرکت مایکروسافت باعث شد تا وی به ثروتی هنگفت دست یابد و به‌مدت 22سال (1995تا 2017) همواره در جایگاه ثروتمندترین مرد جهان قرار داشته باشد.

استیو جابز (2011-1955)

شاید شما جزو مشتریان پر و پا قرص محصولات اپل نباشید اما بسیار بعید است که چیزی در مورد تأثیرات انکارناپذیر این شرکت و مؤسس فقیدش یعنی استیو جابز بر پیشرفت‌های صنعت رایانه، نرم‌افزار و تلفن همراه به گوشتان نخورده باشد. استیو جابز و همکارانش در شرکت اپل با معرفی محصولات منحصربه‌فردی مانند رایانه‌های مکینتاش و سیستم‌عامل خاص آنها، دستگاه پخش موسیقی آیپاد، گوشی‌های هوشمند آیفون، تبلت‌های آیپد و... انقلابی در دنیای فناوری اطلاعات به پا کردند و به الگویی برای سایر فعالان این حوزه بدل شدند. استیو جابز فرهنگ نوآوری توأم با سادگی را در شرکت اپل نهادینه ساخت و اکنون این شرکت به لطف نوآوری‌های پیاپی می‌تواند نخستین شرکتی باشد که ارزش بازارش از یک تریلیون دلار عبور می‌کند؛ اتفاقی که نام اپل را در تاریخ کسب‌وکار جهان جاودانه خواهد کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 28 اسفند 1396  08:36 ب.ظ

در جدیدترین گزارش سالانه کارآفرینی موسسه Amway، ویتنام موفق شد در بین ۴۴ کشور برتر جهان، جایگاه نخست کارآفرینی را از آن خود کند.

کارآفرینی در کشورهای اتحادیه اروپا، برزیل، کلمبیا و مکزیک از منطقه آمریکای لاتین، کانادا و آمریکا از منطقه آمریکای شمالی، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، مالزی، تایوان، تایلند و ویتنام از منطقه آسیا مورد بررسی قرار گرفته‌اند. لازم به ذکر است هیچ کشوری از خاورمیانه نظیر ایران مورد بررسی قرار نگرفته است.

 در این گزارش که با نظرسنجی، مصاحبه تلفنی و حضوری از ۴۸۹۹۸ مرد و زن بین سن ۱۴ تا ۹۹ سال انجام شد، شرکت‌کنندگان به چندین سوال در پنج بخش پاسخ دادند که برخی از آن ها عبارت اند از آیا مسائل مالیاتی در کشور شما قابل مدیریت است؟ آیا قوانین کشور شما به آسانی قابل فهم و اجرا هستند؟ آیا نظام آموزشی به مردم مهارت های مورد نیاز آن‌ها را آموزش می‌دهد؟ آیا در کشور شما فناوریهایی که کارآفرینی را تسهیل کند وجود دارد؟ آیا شرایط اقتصادی کشور شما سودمند است؟ آیا شروع کسب و کار خودتان را فرصت می‌دانید؟ آیا خانواده و دوستان شما را از شروع کارتان منصرف می‌کنند؟ آیا امکانات لازم برای شروع کسب و کار خودتان را در اختیار دارید؟

بر اساس گزارش خبرگزاری یونهاپ کره جنوبی، این شاخص سه جنبه تاثیرگذار بر تمایل فرد برای شروع کسب و کار را در نظر می‌گیرد که شامل تمایل فرد، امکان‌پذیری و ثبات فرد در برابر فشار اجتماعی است. میانگین جهان ۴۷ بوده است در حالی که میانگین کشورهای آسیایی ۶۱ بوده است.

ویتنام با امتیاز ۸۴ در صدر این شاخص قرار گرفته و کارآفرین ترین کشور آسیا و جهان شناخته شد و چین با شاخص ۸۰ در رتبه سوم قرار دارد. ژاپن با شاخص ۲۵ در رده ۴۲ جهان قرار دارد. همچنین کشور هند در رده دوم جهان، آمریکا در رده دوازدهم و کره جنوبی در رده سی و سوم قرار دارند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اتاق ایران، بسیاری از کارآفرینان به ایده‌های نابی که آنها را برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید وسوسه کرده‌اند، چنان عشق می‌ورزند که نمی‌توانند به‌راحتی بپذیرند که هدایت این ایده‌ها را به یک مدیرعامل حرفه‌ای محول نمایند؛ آنها ترجیح می‌دهند که مدیریت کسب‌وکارشان را شخصاً بر عهده بگیرند.

اما در دنیای امروز برای اداره موفقیت‌آمیز امورات روزمره یک بنگاه اقتصادی، حضور یک مدیرعامل خبره بیش از یک کارآفرین مبتکر می‌تواند مثمر ثمر باشد. شاید بگویید چه ایرادی دارد که یک کارآفرین خود سکان هدایت کسب‌وکاری که برای راه‌اندازی آن متحمل سختی‌های زیادی شده است را در اختیار بگیرد، اما آیا یک کارآفرین موفق لزوماً یک مدیرعامل موفق نیز خواهد بود؟

تفاوت بین واژه‌ها

چهار واژه کارآفرین، مدیرعامل، فعال اقتصادی و مدیر اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند و دلیل چنین اشتباهی این است که بسیاری از نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که با این واژه‌ها عجین شده‌اند، به‌نوعی با یکدیگر همپوشانی دارند.

کارآفرین درواقع کسی است که یک کسب‌وکار جدی را راه‌اندازی می‌کند، اما مدیرعامل مسئولیت اداره بنگاهی را بر عهده می‌گیرد که توسط کارآفرین -که ممکن است خود او باشد- تأسیس شده است. فعالان اقتصادی افرادی هستند که ممکن است در هر نقشی فعالیت کنند؛ آنها همواره در جستجوی فرصت‌ها هستند و برای کسب سود تلاش می‌کنند. عنوان «مدیر» نیز به همه کسانی اطلاق می‌شود که بر عملکرد دیگران نظارت دارند و آنها را در یک مسیر مشخص هدایت می‌کنند.

خلق ایده‌های بدیع، جلب کردن نظر سرمایه‌گذاران بالقوه و راه‌اندازی اولیه یک کسب‌وکار جدید، ازجمله قابلیت‌های رایج کارآفرینان به شمار می‌رود. مدیران عامل اما با مهارت‌هایشان در زمینه حفظ و ارتقای جایگاه یک بنگاه اقتصادی شناخته می‌شوند.

هم کارآفرینان و هم مدیران عامل باید بتوانند در نقش رهبر سازمان خود ظاهر شوند و هر دو باید قادر باشند افراد را مدیریت نموده و سود کسب کنند. بااین‌وجود، تفاوت‌های مهمی نیز در زمینه توانایی‌ها و تجربیات موردنیاز آنها دیده می‌شود. اکنون سؤال این است که این تفاوت‌ها چگونه تأثیر خود را در اداره یک بنگاه اقتصادی توسط یک کارآفرین یا یک مدیرعامل نشان می‌دهند؟

دیدگاه اول: کارآفرینان می‌تواند مدیران عامل خوبی باشند

ما امروز کارآفرینان زیادی را می‌شناسیم که توانسته‌اند مدیران عامل موفقی برای کسب‌وکار خود باشند. مثلاً جف بزوس که امروز ثروتمندترین مرد جهان به شمار می‌رود، هنوز هم شخصاً سمت مدیرعاملی شرکت آمازون را بر عهده دارد و امورات یک غول تجاری با بیش از 560 هزار نیروی کار را رتق‌وفتق می‌کند. یک مثال بارز دیگر در این زمینه، لری الیسون 73 ساله و خستگی‌ناپذیر است که طی 40 سال اخیر -به‌جز در یک دوره کوتاه- در نقش مدیرعامل شرکت خود یعنی اوراکل فعالیت کرده است.

برآورد می‌شود که برای تبدیل شدن یک استارت‌آپ به یک بنگاه اقتصادی واقعی (با ساختار متعارف) حداقل 4 سال زمان نیاز است و پس از آن معمولاً بین 3 الی 6 سال دیگر نیز باید سپری شود تا این بنگاه اقتصادی نوپا خود را به‌عنوان یک کسب‌وکار موفق به بازار ثابت کند. شاید در سال‌های نخست فعالیت یک استارت‌آپ، مؤسس آن بهتر بتواند امورات آن را مدیریت کند زیرا ابعاد گوناگون کسب‌وکار خود را به‌خوبی می‌شناسند. در مقابل، ممکن است یک مدیرعامل حرفه‌ای که مدتی پس از راه‌اندازی یک استارت‌آپ، کار خود را در آنجا شروع می‌کند، شناخت لازم را از تاریخچه و فلسفه آن نداشته باشد و مدتی طول بکشد تا به این شناخت دست پیدا کند. از طرفی گاهی یک مدیرعامل حرفه‌ای از جزئیاتی غافل می‌شود که خود کارآفرین هرگز از کنار آنها راحت عبور نمی‌کند؛ جزئیاتی که نقشی کلیدی در توسعه یک استارت‌آپ دارند.

علاوه بر این، کارآفرینان معمولاً مدت زیادی را در کسب‌وکاری که خودشان راه‌اندازی کرده‌اند، باقی می‌مانند و به موفقیت آن در بلندمدت متعهد هستند، درحالی‌که مدیران حرفه‌ای معمولاً ترجیح می‌دهند که در شرکت‌های موفق‌تر به مدیریت بپردازند. اما کارآفرینان به دنبال این نیستند که در هر شرکتی که به آنها پیشنهاد مالی بهتری ارائه بدهد یا شرایط بهتری داشته باشد، مدیریت کنند؛ آنها می‌خواهند مدیریت شرکتی که خودشان بنا نهاده‌اند را بر عهده بگیرند.

دیدگاه دوم: کارآفرینان نمی‌توانند لزوماً مدیران عامل خوبی باشند

کارآفرینان اغلب از دانش کافی یا تحصیلات دانشگاهی در زمینه فنون مدیریت کسب‌وکار برخوردار نیستند و تجربه چندانی نیز در این زمینه ندارند. یک کارآفرین معمولاً قادر است با بهره‌گیری از یک ایده مناسب و جلب نظر سرمایه‌گذاران، کسب‌وکار جدید خود را راه‌اندازی نماید اما برای حفظ و بهبود جایگاه آن نیازمند توانایی‌های مدیریتی است. اگرچه همواره استثنائاتی دیده می‌شود، اما به‌طورکلی کارآفرینان در قیاس با مدیران عامل حرفه‌ای، مهارت و تجربه کمتری دارند و به همین دلیل طبیعتاً اثربخشی کمتری در جایگاه مدیریتی از خود نشان می‌دهند.

از طرفی اشتیاق و علاقه شدید کارآفرینان به کسب‌وکار خود اگرچه ویژگی مثبتی تلقی می‌شود اما گاهی ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد؛ مثلاً برخی از کارآفرینان به‌گونه‌ای تعصب‌آمیز از دیدگاه‌های اولیه یا تیم تخصصی که در ابتدای کارشان تشکیل داده‌اند، حمایت می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود که آنها اغلب در برابر تغییر مقاومت زیادی از خود نشان بدهند. غلبه احساسات بر منطق موجب می‌شود که کارآفرینان نتوانند در شرایط دشوار، تصمیمات درستی اتخاذ کنند.

البته همان‌طور که گفته شد، موارد استثنائی همواره وجود دارند اما استثناء را نباید قاعده تلقی کرد. بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند. این نسبت برای شرکت‌هایی که کمتر از 3 سال از تأسیسشان می‌گذرد، حدود 50 درصد و برای شرکت‌هایی که بین 3 الی 4 سال قدمت دارند، تقریباً 40 درصد است. به عبارتی هرچه شرکت بالغ‌تر می‌شود، کارآفرینان بیشتر به این نتیجه می‌رسند که باید اداره آن را به یک مدیرعامل حرفه‌ای بسپارند.

اینکه یک کارآفرین توانسته است یک ایده خوب ارائه دهد و به‌خوبی آن را عملیاتی کند، لزوماً بدین معنا نیست که وی می‌تواند یک مدیرعامل موفق برای کسب‌وکار خود باشد. بسیاری از کارآفرینان نه‌تنها فاقد آموزش‌ها، مهارت‌ها و تجربیات لازم در زمینه مدیریت کسب‌وکار هستند، بلکه حتی برداشت درستی نیز از این مقوله مهم ندارند.

چیزی که بیشتر از تمایل ما برای پذیرفتن یکی از این دو دیدگاه اهمیت دارد، این است که بتوانیم بین مجموعه مهارت‌های مورد نیاز برای قرار گرفتن در نقش کارآفرین و مدیرعامل، تفکیک قائل شویم؛ مهارت‌هایی که در مقالات و کتب مربوط به کارآفرینی یا مدیریت کسب‌وکار، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 26 اسفند 1396  10:05 ب.ظ

داوود آزاددل یکی از علاقمندان به پرورش کبک است که بعد از بازنشستگی تحمل‌ خانه‌نشینی را نداشته و آستین‌هایش را بالا زده تا با اشتغالزایی از وقت خود نهایت استفاده را ببرد و غیر از کمک به خودکفایی کشور به اقتصاد خودش نیز کمک نماید.

داوود آزاددل یکی از علاقمندان به پرورش کبک است که بعد از بازنشستگی، تحمل خانه‌نشینی را نداشته و آستین‌هایش را بالا زده تا با اشتغالزایی از وقت خود نهایت استفاده را ببرد و غیر از کمک به خودکفایی کشور به اقتصاد خودش نیز کمک نماید.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، کبک از پرندگانی است که به‌سهولت قابل پرورش بوده و در صورت تولید انبوه, از درصد بهره‌وری بالایی برخوردار است به‌طوری که می‌توان گوشت آن را عرضه داشت. کبک را می‌توان با به‌کارگیری تکنیک‌های مدیریتی ویژه و استفاده از سیکل نوری معین, در تمام طول سال پرورش داد.

بسیاری از خانواده‌‌های ایرانی کبک را می‌شناسند و اکثر روستاییان میزبان این پرنده زیبا در مزارع خود هستند. گوشت کبک با سابقه مصرف طولانی به‌عنوان گوشتی لذیذ با خواص درمانی زیاد شناخته شده است. امروزه تصور بسیاری از مردم برای به‌دست آوردن گوشت کبک از طریق شکار است.

*ویژگی‌های گوشت کبک

کبک از خانواده ماکیان با خصوصیات پرندگان وحشی شکاری است. میزان پروتئین موجود در گوشت این پرنده در مقایسه با دیگر پرندگان 5 تا 10 درصد بیشتر است و انواع اسید آمینه ضروری در آن به‌وفور یافت می‌‌شود، به همین دلیل است که در اغلب نقاط دنیا پزشکان برای بیماری‌‌هایی چون ضعف اعصاب، ناراحتی‌‌های روانی و بی‌‌خوابی مصرف این گوشت را توصیه می‌‌کنند.

این گوشت به‌دلیل چربی و کلسترول بسیار پایین از بروز بیماری‌‌های قلبی ــ عروقی پیشگیری کرده و به‌دلیل غنی بودن از پتاسیم، مصرف به‌اندازه‌ آن برای افراد با فشار خون بالا مانعی ندارد.

گوشت کبک می‌‌تواند نیاز بدن به فسفر، منیزیم، آهن و گوگرد را تأمین کند و به تقویت حافظه و قوای جنسی بیفزاید و ضعف عمومی بدن را هم برطرف سازد.

*خواص دارویی گوشت و سایر اجزاء کبک

اطبا سنتی به افرادی که به یرقان‌های سردمزاج مبتلا بوده‌اند دستور می‌داده‌اند که یک مثقال از مغز سر کبک را با نیم مثقال صندل ساییده‌شده مخلوط و ناشتا میل نمایند و چند روز این عمل را ادامه دهند.

جگر خام این پرنده برای بیماران صرعی و زهره او برای تقویت چشم مفید است که آن را با قدری روغن زیتون رقیق کرده و در چشم می‌چکانند که چشم را بسیار شفاف و قوی می‌سازد.

داوود آزاددل انگیزه خود را از این کار علاقه به پرندگان به‌ویژه کبک می‌داند و می‌گوید: با این کار می‌خواهم با تولید انبوه آن هم به درآمدزایی مناسب برسم و هم به خودکفایی کشور در زمینه کبک کمک نمایم.

*از درآمدم راضی‌ام/ یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است

این بازنشسته فعال اقتصاد مقاومتی می‌گوید: کبک پرنده زیبایی است و صدای زیبایی هم دارد. دوره پرورش کبک به‌نسبت سایر پرندگان کمی بیشتر است. کبک در سنین 4‌ــ‌3ماهگی برای کشتار و در سن 7‌ــ‌6ماهگی برای تخم‌گذاری آماده می‌شود، این در حالی است که مثلاً بلدرچین در 40روزگی به سن کشتار و 50ــ45روزگی به سن تخم‌گذاری می‌رسد. تخم‌گذاری کبک‌ها دوره‌ای است. من در سالن 500متری خودم دوتا گله مولد دارم. وجود دو گله باعث می‌شود که من در تولید جوجه و تخم معطلی نداشته باشم چون دوتا گله دارم در طول سال معمولاً مشغول هستیم. هر گله‌ای 4 ماه تخم‌گذاری دارد بعدش 2 ماه استراحت می‌کند و فقط می‌خورد و می‌خوابد. حجم اصلی کار من در جوجه‌کشی است و بعضاً جوجه‌ها را برای پرواربندی نگه می‌دارم و تا سن 4ماهگی که برسند آنها را به کشتارگاه می‌دهم. فعلاً برای 3 نفر توانسته‌ام اشتغالزایی کنم البته با برنامه‌ریزی‌ای که دارم تصمیم به گسترش کارم دارم که دراین‌صورت برای افراد بیشتری می‌توانم اشتغالزایی داشته باشم. اشتغالزایی برای جوانان لذتبخش است زیرا یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است.

 فعلاً در اول راه هستم اما با وجود این، از درآمدم راضی‌ام. بعد از دادن هزینه‌های آب و برق و کارگر برای خودم میانگین ماهی 3 میلیون تومان می‌ماند که از این درآمدم در دوره بازنشستگی خودم راضی هستم.

وی طول عمر هر کبک را حدود هفت سال عنوان کرد و افزود: جوجه کبک، بعد از سه ماه و 15 روز تبدیل به کبک می‌شود، طول عمر مفید یک کبک چهارسال و عمر غیرمفید آن هفت سال است.

*ابتدا بازار را خوب شناسایی کنیم/ ماهی 3هزار عدد جوجه تولید می‌کنم

در تولید کبک نباید به‌یک‌باره حجم زیادی از این پرنده را پرورش داد مخصوصاً بدون این‌که از قبل برای آن برنامه‌ریزی کرده باشیم. باید بتوانیم قبل از تولید تخم و گوشت کبک، ابتدا بازار کبک را خوب شناسایی کنیم. با فروشندگان و تأمین کنندگان محصولات کبک دوستانه مذاکره و با عقد قراردادهایی همکاری‌مان را محکم‌تر کنیم. در بازاریابی موفق بوده‌ام و محصولات را به استان‌های همجوار تهران نیز ارسال می‌کنم و حتی بعضی وقت‌ها کم هم می‌آورم. ماهی 3 هزار قطعه جوجه تولید می‌کنم که توانایی نگه‌داری همه اینها را در سالن 500متری خودم ندارم بنابراین این جوجه‌ها را می‌فروشم. شروع کار با راه‌اندازی یک کارگاه کوچک بسیار به‌صرفه‌تر از شروع با ایجاد کارگاه‌های بزرگ است. کارگاه‌های بزرگ خطر و ریسک بالایی دارد و کنترل کردن آن هم مکافات است و اگر مریضی بین پرنده‌ها شایع شود آن‌وقت دیگر جمع کردن کارگاه بسیار کار سختی است. اما کارگاه کوچک در صورت شکست حتی انسان را ورشکسته نخواهد کرد.

در ایران بیشتر مصرف‌کنندگان افرادی هستند که یا از نظر مالی مشکلی ندارند و یا به‌علت یک بیماری خاص توسط پزشک مصرف این گونه مواد غذایی به آن‌ها تجویز شده است.

در ایران برای کشتار کبک به‌صورت صنعتی اقدامی صورت نگرفته است و این برای پرورش‌دهندگان کبک یک معضل است، که سبب می‌شود پرورش‌دهنده حتماً در مزرعه خود فضایی برای کشتارگاه در نظر گرفته و کار کشتار را خود در مزرعه انجام دهد، و این موضوع هزینه‌هایی برای پرورش‌دهنده به‌وجود می‌آورد.

با توجه به این‌که در ایران اتحادیه مشخصی جهت نظم دادن به بازار فروش محصولات پرندگانی مانند کبک و بلدرچین وجود ندارد بعضی اشخاصی را که تمایل به پرورش این پرندگان دارند از شروع کار بازمی‌دارد.

*جوجه‌کشی چگونه است؟

تخم کبک به‌طور میانگین پس از 24 روز به جوجه تبدیل می‌شود. اما بعضی از تخم‌ها در روز 23 و برخی در روز 25 هچ می‌شوند.

مرحله هچ به 2 یا 3 روز آخر دوره جوجه‌کشی گفته می‌شود که در این روزها جوجه‌ها پوسته تخم را شکسته و بیرون می‌آیند.

دوره جوجه‌کشی به‌مدت 24 روز طول می‌کشد و لذا درجه حرارت ماشین جوجه‌کشی باید 99/8 درجه فارنهایت تنظیم و میزان رطوبت 60 درصد تنظیم گردد. در روز هچ جوجه‌ها میزان رطوبت بایستی 75 درصد باشد.

*از کجا شروع کنیم؟

این فعال اقتصاد مقاومتی در آموزش به جوانان گفت: بر اساس ضوابط نظام دامپروری کشور در ابتدا باید از سازمان جهاد کشاورزی استان مربوطه پروانه تأسیس گرفت؛ بنابراین بهتر است قبل از تهیه زمین برای ایجاد مزرعه پرورش کبک به واحد صدور پروانه معاونت امور دام سازمان جهادکشاورزی استان مراجعه و با کارشناسان مذاکره کرده تا با درنظرگرفتن ضوابط نظام دامپروری کشور، اقدامات لازم انجام شود. بعد از دریافت موافقت اصولی باید با ادارات دامپزشکی، محیط‌زیست، میراث فرهنگی، امور اراضی درباره بلامانع‌بودن ایجاد واحد پرورشی کبک، هماهنگی‌های لازم انجام شود.‌ پرورش کبک با خرید گله مولد مادر که باید در سن پنج‌ماهگی باشد شروع می‌شود. پس از خرید گله مولد و نگه‌داشتن گله در یک سیکل 50روزه نوری فعالیت کبک برای تخم‌گذاری آغاز می‌شود. این سن بهترین زمان برای تخم‌گذاری است. کبک در هفت‌ماهگی به بلوغ جنسی و در چهارماهگی به بلوغ وزنی می‌رسد.

این فعال اقتصاد مقاومتی اشتغالزایی برای جوانان را دغدغه همیشگی‌اش عنوان می‌کند و می‌گوید: «فکر می‌کنم یکی از بزرگترین نیکی‌ها و خدمت‌ها کارآفرینی است، به‌خصوص برای جوانان».

*گوشت کبک بسیار مفید و لذیذ است

غلامی با اشاره به خواص گوشت کبک  می‌گوید: گوشت‌ کبک جوان، نرم و به‌سرعت پخته می‌شود، به‌خلاف قرقاول که باید پس از کشتن چند روز با پر در داخل یخچال نگهداری شود، کبک با فاصله کوتاهی بعد از ذبح، قابل‌خوردن است. گوشت کبک گرم و خشک و زودهضم است. گوشت کبک به‌علت پروتئین بالا و درصد چربی پایین، مصارف فراوانی دارد و برای درمان بعضی از بیماری‌ها مانند ضعف اعصاب توصیه می‌شود، و در رفع ناراحتی‌های روانی و بی‌خوابی مؤثر است. در افراد مسن قوای ازدست‌رفته جوانی را بازمی‌گرداند.

ای‌کاش زودتر بازنشسته می‌شدم/ پشت میزنشینی فرهنگ بدی شده است

اقتصاد مقاومتی طرح بسیار خوبی است و الآن بسیار از شرایطم راضی هستم. ای‌کاش زودتر بازنشسته می‌شدم. چون کارمند بودم نمی‌توانستم به‌خوبی در این عرصه فعالیت کنم اما به‌محض اتمام بازنشستگی توانستم برای راه‌اندازی مزرعه پرورش کبک برنامه‌ریزی کنم. این کارگاهها زودبازده و اقتصادی هستند. جوان‌ها باید قدر لحظه‌های خویش را بدانند و نگویند که کار نیست. پشت‌میزنشینی عادت و فرهنگ بدی شده است که به جان جوانان ما افتاده است. جوان‌ها آستین‌هایشان را بالا بزنند و فکر کنند اصلاً هیچ اداره‌ای در کشور وجود ندارد آن‌وقت جوانان باید چه‌کار می‌کردند؟!

*دولت باید از جوانان حمایت کند/ جوانان با تحقیق وارد عرصه اقتصاد مقاومتی شوند

البته باید دولت نیز به یاری جوانان بیاید و از آنها حمایت کند، این حرف تمامی تولیدکنندگان است که دولت با حمایت خود می‌تواند به اشتغالزایی جوانان کمک نماید. اقتصاد مقاومتی در روستاها را باید دست‌کم نگرفت و باید جوانان با شناخت روستای خود به‌دنبال کسب و کار باشند. و اگر قرار است هر جوانی وارد فعالیتهای اقتصادی شود باید حتماً با تحقیق و مطالعه این کار را آغاز کند تا پایه‌های کاری او مستحکم‌تر باشد و خدای نکرده شکست نخورد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 23 اسفند 1396  11:30 ب.ظ

کافه‌ها محل‌های کوچک و دوست داشتنی هستند که این روزها در خاطره همه ما جای ویژه‌ای پیدا کرده‌اند، اما چطور این‌همه کافه از گوشه و کنار شهر بالا رفت؟

کافه‌ها این محفل‌های کوچک دوست‌داشتنی دیگر به جوانی رسیده‌اند و حالا همه ما برای قرارهای عاشقانه، دوستانه، کاری و خانوادگی چندتایی از آن‌ها را در نقاط مختلف شهر می‌شناسیم.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، «فلان‌جا دو طبقه است» «نه کافه فلان برای قرار کاری خوب نیست» «نگم از سالاد سزارش» «رفتی کافه فلان یکی از اون شیک‌ها رو سفارش بده با ساندویچ مرغ خونگی، معرکه است» «کافه غیر سیگاری نداریم، مگر اونی که فلان‌جاست، دو طبقه است، پایینش سیگار نیست» این جمله‌ها و خیلی جمله‌های مشابه این‌ها را هم من بلد هستم و هم همه شما!

روزگاری کافه‌ها تعدادشان کم بود و بیشتر محلی برای جمع شدن روشنفکرها به حساب می‌آمدند! اصلا خیلی از جریانات و حتی مبارزات سیاسی و اجتماعی و مدنی از همین کافه‌ها و قهوه‌ها مثل کافه لوقانته شروع شد. کافه‌ها هم که برای نوشیدن قهوه و کیک بودند و شاید بستنی. جای چای در قهوه‌خانه بود و خوراک‌های سنگین‌تر را در رستوران باید پیدا می‌کرد.

خلاصه اینکه کافه‌ها امروز همه‌چیز دارند، می‌توان چند ساعتی را در آن‌ها و بدون هیاهوی بیرون گذراند، امروز اگر کافه‌ای سالاد و ساندویچ و پاستا و انواع سیب‌زمینی نداشته باشد، مشتری‌هایش را از دست داده، اگر مدل‌های مختلف آب‌میوه و قهوه نداشته باشد، باید بساطش را جمع کند. کافه‌های ما کافه‌ای برای قهوه بین راهی نیستند، ما قهوه را بین روز و برای شارژ شدن نمی‌خوریم، ما کافه می‌رویم که جایی بنشینیم و بعد قهوه بخوریم! برای همین کافه‌های گذری و بیرون‌بَر در فرهنگ‌مان چندان جایی ندارند و کوچک‌ترین‌هایی که می‌شناسیم، دست‌کم دو سه میز برای نشستن دارند.

حالا دیگر کافه‌ها به تهران محدود نیستند، هر شهری که بروید کافی‌ست آدرس کافه را بپرسید تا به شما چند کافه خوب، چند کافه شلوغ و حتی کافه‌های گران را معرفی کنند!

تهران و افراطی‌گری‌هایش

در این میان ماجرای تهران فرق می‌کند، تهران همه‌چیز را افراطی می‌کند، حالا دیگر برای رسیدن به یک کافه اصلا راه سختی نداریم، کافی‌ست پای‌مان را از خانه یا محل کار بیرون بگذاریم تا با لیستی تمام نشدنی از کافه‌هاش متفاوت شهرمان روبرو شویم! برخی مناطق که در هر کوچه و خیابان دو سه تایی کافه با نام‌های متفاوت پیدا می‌شود و جالب‌تر اینکه هرکدام هم مشتری‌های خودشان را دارند. از طرفی کسی که در یک منطقه خاص بخواهد جایی بنشیند، وقتی یکی از کافه‌ها پُر باشد به دیگری می‌رود، غیر از این است؟

قهوه را از من بگیر، کافه را نه!

برای کافه زدن اصلا لازم نیست راه سختی را در پیش گرفت، اگر پولش حاضر باشد و جایش را هم پیدا کرده باشید، خیلی راحت می‌توانید کافه‌دار شوید! در قدم اول باید به اتحادیه صنف بستنی، آبمیوه و کافی‌شاپ بروید و تشکیل پرونده بدهید. برای توضیح بهتر این بخش از اسکندر آزموده، رییس اتحادیه درباره روند این مجوزها سوال پرسیدیم که توضیح داد: «نکته‌ای که برای کافه زدن باید مدنظر گرفته شود، محل تجاری آن است و مساحتی بالای ۲۰ متر هم داشته باشد. با در دست داشتن اجاره‌نامه یا اصل سند می‌توانند برای پروانه کافی‌شاپ اقدام کنند و برای تشکیل پرونده استعلام‌هایی از بخش‌هایی مانند اماکن، بهداشت، بیمه و دارایی را ضمیمه کنند. هر زمان که این پرونده تکمیل شود، صدور پروانه کافی‌شاپ تنها ۳ روز زمان می‌برد.»

نبایدهای کافه‌ای!

اما همه راه‌اندازی یک کافه همین چند مرحله نیست، به هر حال دردسرها و دور زدن‌های قانون خودش را هم دارد. مجوزهای اماکن و بهداشت معمولا به این راحتی‌ها نیست، اماکن معمولا به نکاتی مانند «نزدیک چهارراه بودن، نزدیک دبیرستان دخترانه یا آرایشگاه زنانه بودن» ایراد می‌گیرد و بهداشت هم روی نکاتی مانند نحوه نگهداری مواد اولیه در یخچال، داشتن کف‌شور، جدا بودن بخش آشپزخانه از نشستن مشتری‌ها و سرامیک بودن کف آشپزخانه اصرار دارد.

اما مطمئن باشید در هیچکدام از این مراحل به شما ایراد نمی‌گیرند که کنار یک کافه دیگر بساط خودتان را برپا کرده‌اید، اصلا قانونی در این زمینه وجود ندارد و آزموده هم در پاسخ به این سوال که چرا قانونی برای این اتفاق نیست، گفت: «اینکه چند کافه کنار یکدیگر باشند اصلا مسئله ما نیست و هر کدام می‌توانند کار خودشان را داشته باشند.»

اما کافه‌ها در خوراکی‌هایی که سرو می‌کنند، بایدها و نبایدهایی را دارند. نبایدهایی که برای خود ما هم کمی عجیب به نظر می‌رسید، آزموده تاکید می‌کند که «کافی‌شاپ‌ها نباید غذا سرو کنند و ساندویچ‌ها، پنینی‌ها، انواع سالاد، پاستا و هر نوع صبحانه‌ای را نمی توانند برای مشتریان حاضر کنند» نکته عجیب‌تر هم این بود که در کافه‌ها هیچ نوع آبمیوه‌ای نباید سرو شود! در حقیقت کافه فقط برای انوع مختلف قهوه است به همراه کیک و شیرینی! واقعا چند درصد از ما تنها برای خوردن قهوه و کیک به کافه رفته‌ایم؟ قرارهای صبحانه و نهار خیلی از ما در همین کافه‌هاست و وقتی به رییس اتحادیه گفتیم که کافه‌ها همه این چیزها را سرو می‌کنند، گفت: «قانونی نباید این کار را انجام دهند، حتی اگر کافه‌ای را می‌شناسید به اتحادیه بگویید که رسیدگی کند.» او می‌گفت که بعضی از کافه‌ها هستند که مجوز رستوران دارند و برای همین می‌توانند غذا هم سرو کنند، اما پیگیری ما از کافه‌های مختلف این بود که هیچ مجوز اضافه‌ای ندارند و تقریبا همه آن‌ها اگر مجوزی داشته باشند، همین مجوز اتحادیه صنف بستنی، آبمیوه و کافی‌شاپ است.

شوخی می‌کنید!

اسکندر آزموده در بخشی از صحبت‌هایش درباره تعداد مجوزهایی که برای بستنی و آبمیوه فروشی و کافی‌شاپ‌ها صادر شده هم صحبت کرد که به قدری این رقم برای ما عجیب آمده که هنوز هم فکر می‌کنیم شوخی کرده‌اند. آزموده گفت: «در تهران ۱۵۰۰ مجوز برای بستنی و ابمیوه فروشی و کافی‌شاپ‌ها صادر شده که از این تعداد در حدود ۲۷۰-۲۸۰ مجوز برای کافی‌شاپ‌هاست.»

مجوز گرفتن یا نگرفتن؛ مسئله این‌است!

از آن‌جایی که برای راه انداختن کافه لازم است حتما محل کافه از قبل مشخص باشد و برخی وسائل آن هم خریده شده باشد، به همین دلیل خیلی‌ها هستند که اصلا برای مجوز اقدام نمی‌کنند. این کار اصلا به معنی بد بودن کافه نیست، بسیاری به خاطر طولانی بودن روند مجوز گرفتن و هزینه‌های آن، دنبالش نمی‌روند و تا زمانی‌که مشکلی پیش نیاید اصلا به داشتن یا نداشتن مجوز فکر نمی‌کنند. از طرفی بعضی‌ها هم هستند که می‌خواهند بدانند اصلا راه انداختن کافه برایشان درآمد دارد یا نه، از همین رو ترجیح می‌دهند به جای ثبت کردن و دنبال مجوز رفتن اول محل آن را راه‌بیندازند و مشتری‌هایی را جذب کنند، بعد اگر جای پای کافه محکم شد، برای ثبت آن اقدام کنند. البته به هر حال راه‌اندازی اولیه یک کافه کوچک و جمع‌وجور چیزی در حدود ۶۰ میلیون تومان هزینه دارد و با توجه به اینکه اتحادیه دست رد به سینه کسی نمی‌زند، شاید مجوز گرفتن هم کار سختی نباشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 22 اسفند 1396  11:43 ب.ظ

برای یک حرفه ای که عاشق شغلش است،زمان نهار می تواند یک برگ برنده دیگر هم به همراه داشته باشد.

به گزارش سی ان ان مانی،سرویس شخصی که در سنگاپور با مدیریت ویلت لی آغاز به کار کرده،به مشتری هایش سرویسی می دهد که رستوران های دیگر این کار را انجام نمی دهند؛قرار نهار با زمان مشخص!

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، ویولت لی رییس گروه فروشگاههای «قرار نهار» به سی ان ان مانی می گوید:« من به صورت غریزی به دنبال پیدا کردن عشق، به مردم کمک می کنم  و می دانم که در این موضوع می توانم به خیلی ها کمک کنم.»

13

چهارده سال قبل او با یک گروه کوچک کار خود را آغاز کرد و حالا 3 هزار شعبه دارد که خدمات «قرار نهار» ارایه می کنند.شعبی که در شش شهر آسیایی 1.4 میلیون کاربر فعال دارد.

خدمات «قرارنهار» این گروه،با هر مشتری بعد از گفت وگوی رودررو هماهنگ شده است.حالا این برند،پرچمدار بزرگترین تولیدکننده نهار شده و به سودآوری رسیده  و در گروههای اجتماعی هم محبوب شده است.

«اسینک» یک اپ دوست داشتنی است که علاوه بر وب سایت مشاوران حرفه ای هم دارد که اپ را مدیریت می کنند.مشخصات کاربران را به روز رسانی می کند و تاریخ های قرارنهار را برای مشتریان را مدیریت می کند.

سال گذشته این اپ برنامه ای جدید معرفی کرد که از تکنولوژی بلاک چین در آن استفاده شده است.حالا آنها امیدوارند که این سرویس را بتوانند در سطح جهانی در سال جاری راه اندازی کنند.

خدمات قرار نهار حالا در سنگاپور،هنگ هنگ،کوالالامپور،بانکوک،جاکارتا و پنانگ فعال است.

این شرکت تصمیم گرفته که نظرات کاربران را هم در مسیر کاری خود اعمال کند.

آخرین افزایش سرمایه انها از طریق سرمایه گذاران در سپتامبر 2016 بوده است.

لیم می گوید:« در سال 2004 وقتی در شرایط روحی خیلی نامساعدی بودم، کار خود را با راه اندازی خدمات قرار نهار آغاز کردم.ایده این کار را از یک وب سایت دوستیابی گرفتم.»

او اضافه می کند:« من خیلی تعجب می کردم که بسیاری از همکاران من تنها بودند و کارهای پرمشغله داشتند.در واقع آنها با مشاغل خود ازدواج کرده بودند.»

لی و همسرش این شرکت را باهم تاسیس کردند.

گروهی که برندهایی را ایجاد کرده بودند و تعدادی که کسب و کارهای دیگر را ایجاد کرده بودند،در این راه به آنها کمک کردند.

در سال 2016، این شرکت سرمایه گذاری مشترکی با یک شرکت ژاپنی انجام داد که آن شرکت هم خدمات دوستیابی در ژاپن  داشت.

با وجود موفقیت ها،لی  می گویدکه او هنوز یک کارآفرین نیست و می خواست که شغلی قاعده مندتری داشت،زیرا او با قرار نهار به آنچه خواسته نرسیده است.

او می گوید:«دوستیابی و روابط آسان نیست؛این موضوع به شدت به احساسات افراد بستگی دارد. ما دائما در حال معامله احساساتمان هستیم.»

با این وجود او فکر می کند که شغلی که او دارد می تواند سبب ایجاد یک رخداد بزرگ در زندگی آدمها شود.او می گوید:«من در پیدا کردن شادی مادام العمر به آدمها کمک می کنم.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در این جا به نقش مدیر بازاریابی در یک کسب‌وکار می‌پردازیم. جریان درآمدی عامل حیات استارت‌آپ است و بازاریابی به عنوان یکی از بازوهای اصلی استارت‌آپ درنظر گرفته می‌شوند.

به گزارش اقتصاد آنلاین، نگین یشمی در جام جم نوشت: در بازاری که هر روز در حال تغییر است و کاربرانی که هر لحظه نیازهای جدیدی را احساس می‌کنند، پیدا کردن بستر مناسب و فروش گسترده، کاری پیچیده و خطیر است.

در بازار سنتی، مشتریان دسترسی محدودی به محصولات مورد نیازشان داشتند و رقابت به شکل امروزی معنا نداشت. اما امروزه با جابه جایی قدرت به سوی مشتریان به دلیل دسترسی فزاینده به اطلاعات، جذب و نگه‌داشتن آنها بسیار مشکل شده است. استارت آپ‌ها تلاش می‌کنند هر چه بیشتر نظر مشتریان را به محصول خود معطوف کنند و با پیشنهادات خود آنها را تحت تاثیر قرار دهند؛ بنابراین واحد بازاریابی به دنبال تعیین نیازها، خواسته‌ها و ارزش‌های بازار هدف و تطبیق محصول برای ارضای آنها به گونه‌ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقباست. به همین دلیل شناخت بازار و رقبا از مهم‌ترین وظایف این تیم محسوب می‌شود. هر چه بیشتر و بهتر نیازهای مشتریان پاسخ داده شود، به ایجاد رضایت، وفاداری و در نهایت افزایش سود خواهیم رسید.

بدون بازاریابی، فرصت‌های موجود در بازار از دست می‌روند و رقبا پیشتاز بازار خواهند شد. بازاریابی همچنین می‌تواند مسبب نوآوری باشد، زیرا دیدن فرصت‌های بازار منجر به پاسخ از طریق استارت‌آپ می‌شود و می‌تواند ویژگی‌های جدید به محصول اضافه کند. برای هدایت تیم بازاریابی به مدیری خلاق، با انرژی و با تجربه نیاز است. مدیری که گرایش بازار (trends) را بشناسد و بتواند متناسب با گرایش‌ها منابع و عملکردهای تیم را تعیین کند. وظایفی که مدیر بازاریابی در قبال تیم دارد در درجه اول اندازه‌گیری عملکرد فعالیت‌های بازاریابی و تعیین راهبرد برای حرکت تیم است. فراهم کردن ابزارهای جدید و آموزش تیم برای استفاده از آنها، از دیگر وظایف مدیر بازاریابی است.

طرح‌های بازاریابی که معمولا به آنها کمپین می‌گویند در بازه‌ای مشخص با هدفی معلوم (مثلا جذب مخاطب، خرید، آشناسازی کاربران با استارت‌آپ یا ویژگی خاص و...) شکل می‌گیرند و تعیین ماهیت و تخصیص بودجه آن به عهده مدیر بازاریابی خواهد بود. هر چقدر یک کمپین موفق‌تر عمل کند، رشد بهتری را برای استارت‌آپ رقم خواهد زد. هدف اصلی فعالیت‌های بازاریابی، هدایت تعاملات کاربران به‌منظور افزایش وفاداری یا فروش بیشتر است. یک مدیر بازاریابی خوب باید به مدل‌های کسب‌وکار دیجیتال آشنا باشد و بتواند استراتژی و برنامه‌های بازاریابی را تدوین کند. همچنین شبکه‌های اجتماعی و راه‌های نفوذ به مخاطبان را بشناسد و کمپین‌های آنلاین یا محیطی مناسب را طراحی و اجرا کند. تسلط مدیر بازاریابی به آمار و داده‌های فروش و بازار نیز موضوع مهمی است، زیرا تحلیل این داده‌ها به معنای شناخت هرچه بهتر کاربران است. یک تیم بازاریابی موفق می‌تواند رشداستارت‌آپ را تضمین کند و بازار آن را گسترش دهد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها