تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار
چهارشنبه 2 خرداد 1397  03:45 ب.ظ

گذارها (transition)، لحظات انعطاف‌پذیر بین تغییرات هستند که یک پایان و یک شروع را به‌طور همزمان شکل می‌دهند. و گرچه گذارهای «بزرگ» در محیط کار (مانند خروج از یک سازمان، برای شروع کار جدید در سازمان دیگر) به‌طور طبیعی تمرکز و توجه ما را به خود جلب می‌کنند، اما ما هر روزه با گذارهای کوچک بی‌شماری روبه‌رو هستیم. مثال‌هایی در این زمینه می‌تواند شامل جایگزینی پاسخ دادن به ایمیل‌ها با نوشتن یک گزارش، خاتمه دادن به یک جلسه رودررو، و سپس ایجاد تماس در یک کنفرانس تلفنی و بلند شدن از جایتان برای نوشیدن قهوه، تنها برای داشتن یک مکالمه بدون برنامه‌ریزی با یک همکار در راهروی شرکت باشد.

در مجموع، این لحظات کوچک و قابل‌انعطاف پتانسیل تسریع بهره‌وری ما یا برعکس ناکارآیی، اختلال و آغاز اشتباه را دارند. کنترل هوشمندانه گذارهایتان به شما اجازه می‌دهد تا روزتان را با کارآیی بیشتر هدایت کنید.

در اینجا برخی استراتژی‌ها برای کمک به تسلط‌تان بر هنر گذار از مراحل کسب‌وکار آورده شده است.

یک ارزیابی کلی انجام دهید

شما نمی‌توانید در مورد چالشی که نمی‌توانید ببینید کاری انجام ندهید. برای مدیریت موثرتر گذارهایتان، ابتدا آنها را برآورد کرده و صورت‌برداری کنید. البته، هیچ دو روزی دقیقا شبیه هم نیستند؛ اما حتی یک برآورد تقریبی از تعداد گذارهایی که در یک روز مفروض انجام می‌دهید، به شما کمک خواهد کرد تا ببینید در صورت عدم‌مدیریت و ارزش‌گذاری پایین آنها، دقیقا چه چیزی در خطر خواهد بود.

این تمرینی برای افزایش آگاهی بیشتر در مورد دامنه و اثر هر کدام از این گذارهاست. این کار می‌تواند یک تجربه حیرت‌انگیز باشد، همان‌طور که برای یکی از مشتریان من این چنین بود؛ یک رهبر سازمانی ارشد که با ناامیدی می‌خواست حجم کار غیرقابل‌مدیریت خود را در دست بگیرد. او به من گفت «من روی چهار پروژه مختلف در سه منطقه جغرافیایی متفاوت کار می‌کنم، بنابراین می‌دانستم که فرد پرمشغله‌ای است. او پس از ارزیابی، دریافت که یک روز معمولی در هر جا که باشد، از ۷۵ تا ۱۰۰ گذار مجزا دارد.

او ادامه داد: «همیشه حواسم جمع است. من پس از برنامه‌ریزی و تامل به اجرای طیفی از وظایف می‌‌پردازم و چون با تیم‌های مختلفی کار می‌کنم، باید بر مبنای انتظارات مختلف با مسائل به‌طور متفاوتی برخورد کنم. برخی افراد یک ایمیل می‌خواهند، درحالی‌که برخی می‌خواهند صدای من را بشنوند. برخی افراد خواهان کمترین جزئیات هستند، درحالی‌که بقیه تحلیل مفصل را خواستارند. از ایمیل‌ها، تا تماس‌های تلفنی، تا پاورپوینت‌های ارائه شده، تا جلسات، روز من در جنب‌و‌جوش مداوم است و چون همه ذی‌نفعان من تصور می‌کنند که پروژه‌هایشان در اولویت است، من مجبور هستم تا به‌طور مستمر بین آنها جابه‌جا شوم تا همه را راضی نگه دارم.»

آنچه بیشتر از همه برای این رهبر سازمانی آشکار بود، ارتباط بین میزان گذارهای روزانه و کیفیت کارش در روزهایی بود که گذارهایش دشوار بودند- زمانی که هر گذار شبیه یک تمرین مهار آتش است- که در این روزها نتایج تلاش‌های او متناقض و کمتر از بهینه بود. هر تغییر ناگهانی از یک وظیفه به وظیفه دیگر، اغلب منجر به لطمات متوازی، خطاها، آغاز نادرست و غیره شده و منجر به این می‌شود که آن روزها طولانی‌تر و به مراتب کمتر بهینه حس شوند.

همین الان، چند لحظه به دامنه و ماهیت گذارهایی که برای شناسایی مسوولیت‌های روزانه‌تان انجام می‌دهید، توجه کنید. به تقویم‌تان نگاه کنید تا کارهایتان (از جمله تماس‌ها و جلسات کاری زمان‌بندی‌شده) را ارزیابی کنید و به فضای خالی تقویم‌تان که در آن زمان برنامه‌ریزی‌نشده در درخواست‌های غیرمنتظره، وظایف بدون برنامه‌ریزی و اختلالات غیرضروری سرمایه‌گذاری شده است، توجه کنید. پس از اولین بررسی، برای ارزیابی قبل و بعد آیتم‌های لیست‌تان، عمیق‌تر کاوش کنید تا همه گذارهای کوچکی را که می‌سازید شناسایی کنید.

مختصر کنید

گرچه تعدادی پیامدهای بیرونی وجود دارند که حجم و سرعت گذارهای شما را دیکته می‌کنند، اما شما کنترل بیشتری نسبت به آنچه ممکن است تشخیص دهید، روی آنها دارید. هر گذاری نیازمند توجه و تمرکز است؛ بنابراین به آنها به عنوان یک هزینه- یا هزینه‌های تکرارشونده- نگاه کنید که باید بودجه زیادی برایشان وجود داشته باشند.

به عنوان مثال، که منجر به یک انحراف توجه ۱۰ دقیقه استفاده از تلفن می‌شود دلیلی بر گذار نیست. این فقط یک تغییر حالت غیرضروری است. ولی با وجود اینکه این اتفاق ذاتا بی‌ضرر به نظر می‌رسد، در هر صورت به قیمت کاهش کارآمدی و سودمندی تمام می‌شود. تحقیقات مربوط به سفسطه‌های انجام چند کار همزمان در اینجا آموزنده خواهد بود. اما موضوع اصلی ورای این مسائل است. گذارها هم در مورد کارآیی و هم اثربخشی هستند.

همان‌طور که پیتر دراکر از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان در جمله‌ای مشهور می‌گوید: «کارآیی انجام درست امور و اثربخشی انجام کارهای درست است.» برای اینکه اطمینان یابید گذارهای شما هم کارآ و هم اثربخش هستند، گذارهای غیرضروری را کاهش دهید، سپس زمان‌بندی درستی برای گذارهایی که نیاز دارید ایجاد کنید.

پتانسیل را تشخیص دهید

وقتی کنترل بهتری روی گذارهای‌تان داشته باشید، می‌توانید نه تنها دام‌های آنها را بشناسید، بلکه فرصت‌های آنها را در جهت هدایت تعهدات‌تان نیز تشخیص دهید.

به‌عنوان مثال، این گذار را در نظر بگیرید: پس از صرف ۳۰ دقیقه‌ای برای چک کردن ایمیل‌تان، به سرعت کیف‌تان را برمی‌دارید و اتاق را به مقصد یک جلسه ترک می‌کنید. اکنون تصور کنید که ایمیل آخر را خیلی با عجله نوشته‌اید تا شما بتوانید از اتاق بیرون بیایید. این خرابکاری می‌تواند یک گذار مختل‌شده و ناکارآ ارسال کند؛ در واقع، پس از اینکه جلسه شروع می‌شود، شما درمی‌یابید که یک نکته کلیدی به‌طور ضعیفی در ایمیل بیان شده یا کلا فراموش شده بود. یا شاید کسی قرار بوده در ایمیل کپی شود، اما سهوا از ایمیل جا مانده است. این تفکر تمرکز شما را از جلسه ربوده است. و اگر شما باید تلفن‌تان را برای ارسال دوباره ایمیل کنار بگذارید، این کار توجه شما را از لحظه کنونی منحرف می‌کند، اما زمان بیشتری برای درست کردن موقعیت صرف خواهد کرد. بهانه‌‌هایی که برای گذارهای نامرتب می‌آوریم، اغلب گمراه‌کننده هستند. «ببخشید، من مجبور شدم برای چند دقیقه، از جلسه بیرون بروم؛ یک ایمیل ضروری بود که باید ارسال می‌کردم!» یک توصیف صاف و ساده و دقیق این است: «متاسفم، من در گذار بین چک کردن ایمیلم و این جلسه عجله کردم که منجر به یک اشتباه شد. بنابراین من مجبورم تا اشتباهم را درست کنم و دوباره این گذار را دوباره و دوباره تکرار کنم! چه چیزی را فراموش کرده بودم؟»

گذارهای کوچک، اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرند، اما اگر شما توجه متمرکزی به آنها داشته باشید و به خوبی آنها را مدیریت کنید، از تکرار بی‌نتیجه و غیرضروری تلاش‌هایتان اجتناب خواهید کرد و اکثر کارها را درست انجام می‌دهید. گرچه، اگر پتانسیل گذارهای شما برای حفظ کارآیی و تاثیرتان، در طول روز از بین برود، بهره‌وری شما نیز از بین خواهد رفت.

حتی اگر پشتیبانی اداری یا کمک بهترین اپ‌های کارآمد در بازار را دارید، نمی‌توانید گذارهای خود را برون‌سپاری کنید. اما استراتژی‌هایی مانند اینها، می‌توانند شما را به یک دانشجوی رفتار خودتان تبدیل کنند و به شما کمک کنند تا آنچه تجربیات روزانه می‌توانند به شما آموزش دهند را کشف کنید. با این خودآگاهی افزایش یافته، می‌توانید هنر گذار را به روشی تمرین کنید که حقایق مهمی در مورد تمرکز ذهنی، چشم‌انداز نسبت به اولویت‌ها و سطوح تعهد در سراسر روز آشکار می‌کند. با ارزیابی کلی، مختصر کردن و تشخیص پتانسیل گذارهایتان، می‌توانید هر نکته محوری دقیق را به یک پایان موفقیت‌آمیز یک کار و یک شروع نویدبخش برای وظیفه دیگری تبدیل کنید.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  08:15 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

تحقیق مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار

تحقیق-مهندسی-مجدد-فرآیند-کسب-و-کارتحقیق در مورد مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار در 35 صفحه در قالب فایل word و قابل ویرایش. مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR)، به معنای تفکر مجدد، بازطراحی رادیکالی (اساسی) فرآیندهای کسب و کار، جهت بهبود چشمگیر براساس شاخص های کلیدی عملکرد (هزینه، کیفیت و سرعت و ...


دانلود فایل


نظرات()   
   

این روزها همه ترجیح می‌دهند کودکانشان کدنویسی و علوم تکنولوژیک یا به اصطلاح STEM (علوم فنی، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات) یاد بگیرند.

به‌عنوان یکی از موسسان و مدیرعامل یک استارت‌آپ تکنولوژی در حال رشد، باید بگویم مخالف آموزش کدنویسی به کودکان نیستم. هیچ‌گاه نمی‌توانستم شرکتم را بدون داشتن سابقه مهندسی راه‌اندازی کنم و همواره روی مهندسان شرکت برای ایجاد محصول حساب می‌کنم. همچنین می‌دانم سوق دادن دانش‌آموزان به سوی رشته‌های STEM راهی برای به حداقل رساندن تهدید از بین رفتن مشاغل به واسطه هوش مصنوعی است. به گزارش دنیای اقتصاد، اما نکته جالب این است که من هنوز فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی را بیشتر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های STEM استخدام می‌کنم و فکر نمی‌کنم این روند به این زودی تغییر کند. دلیل این موضوع را توضیح می‌دهم.

به چند مهندس نیاز داریم: در شرکت من، مثل بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی، تولیدکنندگان نرم‌افزار تنها 15 تا 25 درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهند. درحالی‌که کسب‌وکارهای حوزه تکنولوژی در حال شکوفایی هستند، خیلی از مشاغلی که باید افرادی در آنها استخدام شوند، به مجموعه مهارت‌های گسترده‌تری در مقایسه با اصول مهندسی نیاز دارند. به هر حال، تجربه من نشان می‌دهد مشاغلی که واقعا قابل جایگزین شدن نیستند (نه فقط مشاغل آینده، بلکه حتی مشاغل امروزی)، نقش‌هایی هستند که علوم فنی و انسانی را با هم ترکیب می‌کنند. آن دسته از کارکنانم که سوابق تحصیلی در علوم انسانی دارند، دائما نشان می‌دهند دوست دارند مهارت‌های تازه یاد بگیرند و چیزهای جدید کشف کنند. مشاغلی را در نظر بگیرید که با توسعه و بازاریابی محصولات و خدمات تکنولوژی جدید سروکار دارند؛ مثلا تیم‌های فروش باید روابط انسانی را به خوبی بدانند. تیم‌های بازاریابی باید بدانند چه چیزی مردم را به هیجان می‌آورد و چرا. در داخل شرکت، تیم‌های منابع انسانی باید بدانند چگونه یک جامعه و فرهنگ درون‌سازمانی ایجاد کنند تا شرکت بتواند به رشد خود ادامه دهد. جزئیات ساخت یک نرم‌افزار تنها بخش کوچکی از فعالیت یک شرکت تکنولوژی موفق است. این احمقانه است که روند استخدام را تنها به افرادی که سابقه کار در حوزه تکنولوژی دارند، محدود کنم.

تولید در برابر تقاضا : شرکت من در یک برنامه سرمایه‌گذاری (به نام Y Combinator) پرورش یافت؛ جایی که شعار «آنچه دیگران می‌خواهند بساز» را جذب کردم. من و شریکم یک پلت‌فرم مدیریت با محتوای فیلم برای کسب‌وکارها ایجاد کردیم که ستون اصلی آن استفاده از نرم‌افزار بود. اما خیلی سریع فهمیدم که بخش «ساختن» نسبتا راحت‌ترین بخش است و اینکه بفهمید مردم واقعا چه می‌خواهند و چه چیزی نیاز دارند، بخش سخت کار است. اگر ندانید انگیزه‌ها و نیازهای آنها چیست یا چه چیزی آنها را به هیجان می‌آورد یا آزار می‌دهد، به هیچ وجه از محصول شما استقبال نخواهند کرد. بخشی از این موضوع ناشی از کندوکاو داده در مورد پایگاه مشتریان است؛ تقریبا مشابه کاری که باستان‌شناسان در جست‌وجو میان خاک و سنگ انجام می‌دهند تا بدانند انسان‌های گذشته چه رفتاری داشته‌اند. اولین سوالی که مطرح می‌شود تحت‌عنوان «در میان داده‌ها به دنبال چه چیزی هستم؟» به تخصص تجزیه و تحلیل داده نیاز دارد. اما سوال دوم تحت عنوان «این داده‌ها چه معنایی دارند؟» بیشتر به یک متفکر با دانش علوم انسانی نیاز دارد تا پاسخ آن را بیابد. به‌طور کلی، نکته کلی حاصل از این جست‌وجوی داده این است که کمک می‌کند یک کمپین بازاریابی موثر ایجاد کنیم، یعنی پیش‌بینی کنیم چگونه تعداد زیادی از افراد بر اساس اطلاعاتی که ما جمع‌آوری کرده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند و رفتار می‌کنند. این سطح از تحلیل کیفی، به تنهایی از خود داده‌ها به دست نمی‌آید و به تفکر نقادانه و درک عمیق از ماهیت انسان نیاز دارد. حتی نقش‌های فنی – مثل مدیریت تولید یا مهندسی – به مبنایی انسانی نیاز دارند. مثلا برخی از طراحان نرم‌افزار شرکت ما سوابقی در هنرهای زیبا دارند. درست است که در این مشاغل مهارت‌های کدنویسی مهم است، اما دانستن کاربردپذیری آن هم به همان اندازه اهمیت دارد. به عبارت دیگر، توانایی انسان در کسب تجربه برای طراحی یک راه‌حل زیبا که از نظر دیگران واقعا مفید باشد، منحصربه‌فرد است.

یادگیری علوم انسانی: دوست دارم مطمئن باشم که در سال‌های آینده، متقاضیان کار مناسبی به ما مراجعه می‌کنند. اگر بی‌رحمانه افراد را به سوی کدنویسی و رشته‌های STEM سوق دهیم، این ریسک وجود دارد که فارغ‌التحصیلان علوم انسانی کمتر و کمتر شوند و من دوست ندارم چنین اتفاقی بیفتد. از یک جنبه، استقبال دوباره از رشته‌های علوم انسانی می‌تواند شروع خوبی باشد. برنامه‌های آموزشی که علوم انسانی و فنی را به یک اندازه ارج می‌نهند، مهارت‌های بیشتری را به دانش‌آموزان و دانشجویان برای شکل‌دهی یک دنیای تکنولوژیک و نه صرفا مونتاژ کردن آن، می‌آموزند. اما تحصیلات رسمی ارزش بیشتری دارد. در نهایت باید گفت صحبت کردن در مورد رشته‌های فنی یا انسانی یا هر رشته دیگری بیش از پیش منسوخ و تکراری به نظر می‌رسد. باید بگویم من افراد را بر اساس تجربه‌ای که دارند استخدام می‌کنم، نه چیزی که در مدرک آنها ثبت شده و بعید می‌دانم شرکت‌های دیگر هم‌چنین کاری نکنند. مسوولان استخدام یک مدرک چاپ شده را در مهارت‌های متقاضیان کار ناقص می‌دانند. استخدام نیرو بر اساس مهارتی که فرد 5 یا 10 سال پیش در یک موسسه آکادمیک فراگرفته، مثل این است که ورزیدگی یک ورزشکار را بر اساس ماراتنی که 5 یا 10 سال پیش دویده بسنجیم.

یادگیری – به‌خصوص در عصر هوش مصنوعی که همه چیز به سرعت تغییر می‌کند و شغل‌های تازه ظهور می‌کنند و شغل‌های قدیمی از بین می‌روند – باید مستمر و چندشاخه‌ای باشد. این یعنی افرادی که در علوم انسانی تحصیل می‌کنند باید مهارت‌های فنی و تکنولوژیک خود را ارتقا دهند و افرادی هم که در رشته‌های مهندسی تحصیل می‌کنند، باید آگاهانه علوم انسانی را بیشتر وارد زندگی خود کنند. مثلا من برای اینکه این شکاف را در تحصیلات رسمی خودم پر کنم، شروع به مطالعه کتاب‌های فلسفه و روانشناسی کردم و نیم‌نگاهی به افزایش دانشم در علوم رفتاری دارم که می‌تواند کلید کارم به عنوان یک کارآفرین موفق باشد. درست است؛ مشاغل آینده کدنویسی و مهارت‌های تکنولوژی را طلب می‌کنند. اما مشاغلی که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آنها شود به خلاقیت، سازگاری و استعدادپروری نیاز دارند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

با استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی می‌توان در مدت زمانی قابل قبول و حتی کم به نتیجه‌ای فوق‌العاده دست پیدا کرد. در این روش ها که همگی مبتنی بر دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی اینترنتی و الکترونیکی هستند تلاش می‌شود از ظرفیت های موجود در دنیای مجازی همچون طراحی سایت و رسانه های نوظهور برای رشد و ترقی خود کمک گرفت. روش های نوین تبلیغات اینترنتی در مقایسه با روش های سنتی بازدهی فوق‌العاده‌ای داشته و تمامی محدودیت های روش های قدیمی در آن‌ها از بین رفته است.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اما روش های نوین تبلیغات اینترنتی کدام موارد هستند؟ در بین این همه متد و روش کدام یک بازدهی بیشتری داشته و کدام یک با ریسک بیشتری همراه است؟ ما برای کسب و کار خود باید از کدام یک از این‌ها استفاده کنیم؟ این‌ها سوالاتی هستند که کسب و کارها در زمان تصمیم برای شروع فعالیت مجازی و آغاز دیجیتال مارکتینگ با آن رو به رو می‌شوند.

بررسی روش های نوین تبلیغات اینترنتی

باید ابتدا شرایط و ویژگی های کسب و کار خود را در نظر گرفت، چون ممکن است بهترین راه دیجیتال مارکتینگ برای یک کسب و کار که بازده زیادی برای آن دارد، برای دیگری عملا بدون سود باشد. با این حال طراحی سایت یکی از ملزومات فعالیت در دنیای مجازی است و بهتر است پیش از هر اقدامی برای داشتن یک شعبه در وب اقدام کنیم.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اینترنت یک واژه کلی است و در دل آن سرویس های بسیار زیادی وجود دارد. در بین این همه سرویس همچون پیام رسان‌ های موبایلی، ایمیل، سرویس فایل و بسیاری دیگر از موارد، سرویس وب از همه مهمتر است، به طوری که اغلب افراد وب را همان اینترنت و اینترنت را همان وب می‌پندارند، در حالی که وب زیرشاخه‌ای از شبکه جهانی اطلاعات است. به همین دلیل نباید اهمیت طراحی وب سایت در دیجیتال مارکتینگ را فراموش کرد، چون جزو پایه های بازاریابی اینترنتی بوده و در بین بهترین روش های نوین تبلیغات اینترنتی قرار می‌گیرد.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

بعد از آن می‌توانیم در سایر روش های نوین تبلیغات اینترنتی سرمایه‌گذاری کنیم که اغلب آن‌ها برای تمامی کسب و کارها فارغ از بزرگی و یا کوچکی و یا نوع فعالیت مفید هستند. یکی از این موارد فعالیت در شبکه های اجتماعی تحت موبایل است. اما در این زمینه باید سنجیده عمل کنیم. به عنوان نمونه با وجود اینکه فیس بوک بزرگترین شبکه اجتماعی است، اما کاربران ایرانی استقبال خوبی از آن ندارند. پیام رسان واتساپ به عنوان محبوب ترین ابزار انتقال پیام موبایلی نیز چنین وضعیتی دارد.

کاربران ایرانی در عوض این شبکه اجتماعی و پیام رسان، از اینستاگرام و تلگرام استفاده می‌کنند. حتی یک کسب و کار کوچک که فعالیتش به محدوده‌ای خاص محدود می‌شود نیز می‌تواند برای خود یک صفحه اینستاگرامی درست کرده و در آن کسب و کار، نوع فعالیت، محصولات فروخته شده، سرویس‌ های ارائه شده و دیگر موارد را تشریح کند. با فعالیت صحیح می‌توان نه تنها از سراسر شهر، بلکه از سراس کشور کاربران و مشتریان جدیدی برای خود جذب کرد. از بین رفتن محدودیت های جغرافیایی یکی از دلایلی است که کسب و کارهای بزرگ و کوچک را به استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی تشویق می‌کند.


منبع: اینتن


نظرات()   
   

هفته گذشته کنفرانس خودروهای پرنده اوبر(Elevate) در لس‌آنجلس برگزار شد، جایی که من با دارا خسروشاهی مدیرعامل اوبر قرار مصاحبه داشتم. برای رفتن به آنجا از لیفت (Lyft)رقیب اوبر، خودرو گرفتم تا به آنجا برسم. مقصد من برای راننده بسیار جالب بود و پرسید: خودروهای پرنده؟ خندید و گفت: از خودروهای خودران باید بهتر باشند. راننده راست می‌گفت، این روزها با توجه به اتفاقات مختلفی که برای خودروهای خودران اوبر رخ داده به نظر می‌رسد پروژه‌های خودروهای پرنده زودتر به نتیجه برسد. دو ماه قبل پس از آنکه یک خودروی خودران اوبر در هنگام آزمایش با یک عابر تصادف کرد، تمام آزمایش این خودروها در سراسر آمریکا متوقف شد. ماموران فدرال هنوز مشغول تحقیق درباره آن حادثه هستند. خسروشاهی در پایان کنفرانس Elevate به بلومبرگ گفت طی چند ماه آینده تست خودروهای خودران اوبر دوباره از سرگرفته می‌شود. بدون درنظر گرفتن نتیجه تحقیقات خسروشاهی می‌گوید که برنامه آینده این شرکت را آماده کرده است.

خسروشاهی ۴۸ ساله مسیر زندگی همواره رو به رشدی داشته است. او در تهران و در خانواده‌ای مسلمان و ثروتمند به دنیا آمد اما قبل از انقلاب او به همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرده و ابتدا به جنوب فرانسه و سپس به شمال ایالت نیویورک رفتند.   خسروشاهی در سال ۲۰۰۱ مدیرعامل شرکت Expedia شد و آن را به یکی از موفق‌ترین شرکت‌های آمریکا تبدیل کرد. او از همان زمان با ۶/  ۹۴ میلیون دلار حقوق سالانه یکی از مدیران ارشدی بود که بالاترین حقوق را در آمریکا دریافت می‌کنند. بعد از بحران‌هایی که برای اوبر در سال ۲۰۱۷ رخ داد، خسروشاهی جایگزین بنیان‌گذار اوبرتراویس‌کالانیک شد و از آن زمان تاکنون رشته فعالیت‌های او در اوبر چشمگیر بوده است، هرچند اوبر در سال ۲۰۱۷ به خاطر بحران‌هایی که پشت‌سر گذاشت ۵/  ۴ میلیارد دلار ضرر کرد. در حالی که رقیب آن Lyft به افزایش ارزش خود ادامه داد و تا پایان سال ۳۰ درصد درآمد بازار تاکسی اینترنتی را به خود اختصاص داد. با این حال هنوز فاصله لیفت با اوبر بسیار زیاد است چراکه اوبر ۷۰ درصد این بازار را در اختیار گرفته است. با این حال خسروشاهی می‌خواهد هسته اصلی کسب و کار اوبر را که بر خودرو بنا شده از وضعیت فعلی فراتر ببرد. احتمالا او به دوچرخه، اتوبوس، اجاره خودرو و شاید تاکسی‌های پرنده اشاره دارد اما حرکت در این مسیر جدید نوعی تغییر مسیر از بازار تاکسی اینترنتی است. 


بحث خودروی پرنده را از گذشته اوبر به ارث برده‌اید چه چیز به‌خصوصی شما را قانع کرد که این طرح ارزش حمایت دارد؟

چیزهای مختلف. یکی اینکه من به سرعت متوجه شدم آینده اوبر نمی‌تواند فقط بر خودرو باشد، به همین دلیل ما باید جهتمان را از سمت خودرو به مرزهای وسیع‌تری از حمل‌ونقل ببریم. ظرفیت شهرها محدود است و جهت حرکت در آن‌هم، به همین دلیل ما باید روی راهکارهای سه‌گانه (حرکت روی زمین، زیرزمین و آسمان) و مدل‌های ترکیبی فکر کنیم. به همین دلیل از نظر من اوبر باید از یک پلت‌فرم عظیم و بین‌المللی تاکسی اینترنتی به سمت ۶ حمل‌ونقل از نقطه A به B باشد. به همین دلیل من با تیمم انواع پروژه‌ها و راهکارها را در این زمینه بررسی کرده‌ و مدل‌های حمل و نقل شهری در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده را مشخص کرده‌ایم. ما فکر می‌کنیم حرکت عمودی (پرواز) در معادلات آینده حمل‌ونقل ضروری است. در سایر مسیرها دیدید که ما اخیرا شرکت اشتراک دوچرخه Jump را خریدیم و در آینده نیز موارد دیگری رخ خواهد داد.

 خرید Jump حرکت بسیار جالبی از سوی اوبر بود. چه چیزی در این چشم‌انداز چندوجهی آینده می‌بینید؟

خب، اولین چیز این است که ما باید یک چیز خوب ایجاد کنیم و سپس بزرگ‌کردن آن را آغاز کنیم. ما در اوبر در این زمینه خیلی خوبیم یعنی یک محصول پیدا می‌کنیم که اندازه بازار بسیار خوبی دارد و بعد آن را در سطح جهانی توسعه می‌دهیم و به‌هم متصل می‌کنیم. به این ترتیب مثلا شما در سیستم چند ماژوله دوچرخه می‌گیرید تا به یک مرکز خودروهای هوایی برسید و از آنجا با خودروی هوایی به فرودگاه می‌روید. ما می‌خواهیم کمک کنیم مجموعه این عناصر سفر چند گانه (دوچرخه، خودرو، تاکسی پرنده و...) به شکل بسیار ساده‌ای به کاربر عرضه شود.

 آیا نگران شده‌اید که اپلیکیشنی درست کنید که بسیار پیچیده باشد؟ با انبوهی از انتخاب‌ها که مشتریان را سردرگم کند؟

بله، بله و بله. چالش هم همین‌جاست و به همین دلیل باید به سمت یکی کردن عالی این مجموعه پیش برویم. ما الان در زمینه تنظیم رابطه بین دو نفر در داخل یک خودرو عالی هستیم. یک دقیقه همکاری اضافه بین دو نفر شانس بروز اشتباه را افزایش می‌دهد اما به مرور بهتر شده‌ایم، الان شرکتی هستیم که به شکل درخشانی تمام مدل‌های مختلف حمل و نقل را با تجربه کاربری تلفیق کرده‌‌ایم، درحالی که کاربر فقط یک بار پرداخت انجام می‌دهد.

 درست است اما همین حالا پروژه جاه‌طلبانه خودروهای الکتریکی عمودپرواز را در برنامه دارید. می‌خواهید تست‌های آن را در سال ۲۰۲۰ شروع کنید و تجاری‌سازی آن را از ۲۰۲۳ آغاز کنید. چقدر مطمئنید می‌توانید به این اهداف برسید؟

اولین چیزی که شما باید انجام بدهید این است که یک هدف تعیین کنید که به آن باور دارید و سپس بازیگران صنعت و شرکای خود را در مقابل آن هدف قرار دهید. بخشی از دلایلی که من الان اینجا هستم این است که می‌توانم چهره به چهره با این افراد رودررو شوم و از آنها بپرسم: «ما می‌توانیم تا ۲۰۲۰ آن را بسازیم؟» و تاکنون پاسخ‌ این بوده که بله. ما شرکای متعددی داریم که به‌شدت مشغولند. آنها پتانسیلی را که در این فضا وجود دارد و اهمیت و جذابیت کاری را که ما انجام می‌دهیم درک کرده‌اند. نکته اینکه ما به دنبال محصولی فقط برای ثروتمندان یا کسانی که به‌طور مضحکی ثروتمند شده‌اند نیستیم، ما می‌خواهیم روی تولید انبوه کار کنیم، محصولی که برای همه شهرنشینان قابل دسترس باشد.

 خوشحالم بین ثروتمندان و ثروتمندان مضحک تفاوت قائل شدید.

 تفاوت وجود دارد.

من با افراد زیادی که الان در حمل و نقل عمومی کار می‌کنند صحبت کرده‌ام، وقتی درباره این ایده(جابه‌جایی با خودروی پرنده) می‌شنوند، باور نمی‌کنند. آنها احساس می‌کنند تنها راه واقعی برای جابه‌جایی میلیون‌ها نفر از مردم در شهر اتوبوس و قطار است.

وقتی ما درباره پلت‌فرم اوبر یعنی رفتن از نقطه A به B صحبت می‌کنیم به این باور داریم که اتوبوس یا قطار بخشی از این عرصه است. ما نمی‌خواهیم یک پلت‌فرم عمودی جایگزین همه وسایل دیگر بسازیم و قرار هم نیست همه آن را ما بسازیم. نمونه آن Elevate است که ما آن را نمی‌خواهیم بسازیم، ما استاندارد تعیین می‌کنیم و شرکایمان آن را می‌سازند. به همین دلیل مسیر گشوده‌ای برای گفت وگو با شهرداری‌ها، قانون‌گذاران و سیستم‌های حمل‌ونقل شهری در این زمینه داریم و می‌خواهیم با همه آنها شراکت کنیم تا همه آنها از جمله اتوبوس‌ها، مترو و قطار در نهایت از داخل اپلیکیشن اوبر قابل دسترس باشد.

 خودروهای پرنده و پروژه Elevate به سرمایه و هزینه بسیار زیادی نیاز دارند و اوبر سال گذشته ۵/  ۴ میلیارد دلار ضرر کرد...

به خوبی از آن مطلعم.

 مطمئنم همین‌طور است. آیا این روش درستی برای استفاده از منابع این شرکت است؟

خب ما شرکتی نیستیم که صاحب خودرو باشیم. رانندگان ما شرکای ما هستند و به همین دلیل هم انتظار نداریم که از منابع‌مان برای تولید این خودروها هزینه کنیم.   الان شرکای فوق‌العاده‌ای وجود دارند مانند Embraer و استارت‌آپ‌هایی که واقعا دارند روی محدودیت‌های دیزاین و امکانات این خودروها کار می‌کنند. از نظر سرمایه ما نمی‌دانیم سرمایه قرار است از کجا بیاید اما فکر نمی‌کنیم در این مدل نیازی به این باشد که ما تامین‌کننده سرمایه باشیم.

 پس اوبر تقاضا برای یک محصول را تولید می‌کند و سپس شرکای شما یعنی ملاکان و تامین‌کنندگان قطعات به میان می‌آیند و...

ما تقاضای زیادی را با خود می‌آوریم به شکلی که از نظر اقتصادی تولید انبوه به‌صرفه شود. ما ایجاد تقاضا و رهبری ارکستر را به عهده می‌گیریم و سپس با کمک شرکا و بازیگران متعدد Skyport‌ها و ملاکان کل قطعات این تصویر را به‌هم وصل می‌کنیم.

 شما از Expedia به اوبر آمدید؛ از جهانی که مردم را با سفر به یکدیگر مرتبط می‌‌کرد. از نظر شخصی حس‌تان نسبت به حمل‌ونقل هوایی داخل شهر چیست؟ از نظر شخصی هیچ ارتباطی با این فضا برقرار کرده‌اید؟ یا این فقط چیزی شبیه این است که یک پروژه تجاری است و باید انجام داد؟

ارتباط‌های شخصی در این زمینه داشته‌ام که این موضوعات را به شکل ترسناکی جذاب کرده است اما مهم‌ترین ارزش اکسپدیا دموکراتیزه کردن سفر بود. پنجره‌ای به جهانی باز که هرکسی در آن این قدرت انتخاب را داشت که آژانس مسافرتی خودش باشد. نتیجه آن افزایش تعداد سفر مردم بود و اینکه ماجراجویی‌های بیشتری انجام بدهند. مردم بیشتر از خانه‌هایشان دور بشوند و با افراد جدیدی ارتباط بگیرند، ارتباطاتی که چیزهای خوبی می‌سازد. آنچه اوبر انجام می‌دهد رشد حرکت و ارتباط در داخل شهرهاست. مسافرت شهری ارزان، راحت، مستقل بدون اینکه نیاز به داشتن خودروی شخصی باشد و بدون نیاز به اینکه شما در محله خوبی زندگی می‌کنید یا بد. در بسیاری از شهرهای جهان تاکسی‌ها در مراکز شهر تردد می‌کنند و اگر شما در حاشیه زندگی کنید و بخواهید تاکسی پیدا کنید...  موفق باشید. امن بودن، استقلال سفر و ارزان بودن برای هرشخص و هرجا چیز بسیار مهمی است.

 از نظر امنیت چگونه این اطمینان را ایجاد می‌کنید که شخصی را در خودرو سوار کنید و سپس خودرو پرواز کند و چند صدمتر بالا برود و در سطح شهر تردد کند و این کارها را برای هزاران نفر دیگر تکرار کنید؟ ریسک بالاست و اخیرا هم که شاهد بودیم حتی خودروی خودران اوبر تصادف کرد.

نکته خوب این است که صنعت هوایی یکی از بهترین رکوردها را از نظر ضریب امنیت در جهان دارد. ما می‌خواهیم این ساختمان را با کمک بازیگران بزرگ این صنعت FAA، ناسا و دپارتمان حمل و نقل در شهرهای مختلف تکمیل کنیم. ما نمی‌خواهیم چرخ را دوباره از نو اختراع کنیم، ما فقط می‌خواهیم سرعت توسعه در سیکل این کار را نسبت به سایر بخش‌های هوانوردی بیشتر کنیم. اما قصد نداریم امنیت را فدای سرعت کنیم. ما الان بامقاماتی کار می‌کنیم که در زمینه امنیت هوایی تخصص دارند، هیچ مکانیزم حمل و نقلی چنین رابطه‌ای ایجاد نکرده است. این ترکیبی از کار انسان و ماشین است. مردم معمولا انسان و ماشین را مقابل هم می‌گذارند اما بهترین ترکیب کار کردن این دو با هم است.

 به تدریج به سمت سرویس‌های بدون خلبان خواهید رفت؟

می‌تواند اینگونه شود اما فکر نمی‌کنم در هنگام رونمایی از سرویس اینگونه باشد. این حداقل عقیده شخصی من است، شاید کسی در آینده مرا شگفت‌زده کند.

احساستان نسبت به چالش‌های تکنولوژیک و مقرراتی که امروز با آنها روبه‌رو هستید چیست؟ الان چالش خودروهای خودران را دارید همین‌طور با مقررات گذاران ایالت کالیفرنیا در مورد اقتصاد گیگی به اختلاف برخورده‌اید. اینها چالش‌های بزرگی هستند.

بسیار مشغولم. آنچه اوبر را مشغول می‌کند این است که ما فقط یک شرکت دیجیتالی نیستیم، ما یک شرکت دیجیتالی هستیم که با موضوعات روزمره زیادی روبه‌روست و باز آنچه ما را متفاوت می‌کند این است که سطح چالش‌ها هم بسیار وسیع است، ضمن اینکه بی‌سابقه بوده است. شما باید با مقررات‌گذارها و مقامات شهری مختلف صحبت کنید، پس آیا این جلوی سرعت رشد شما را می‌گیرد؟ بله اما به هر حال ما میهمان شهرهایی هستیم که به آنجا رفته‌ایم و باید بالاخره بر اساس قوانین آنجا کار کنیم.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  06:21 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

هنگامی که نام کارآفرینی می آید ناخودآگاه نام "سیلیکن ولی" که زادگاه شرکت هایی چون اپل و فیس بوک است، به ذهن انسان خطور می کند اما اوضاع در حال تغییر است و شرق آسیا مهد جدید کارآفرینی خواهد بود.


به گزارش ایسنا به نقل از سی ان بی سی، یکی از پیشروترین مناطق جهان در کسب و کارهای جدید، شرق آسیاست. این مناطق به دلیل دسترسی به بازارهای در حال رشد، نیروی کار ماهر و رقابت پذیری در هزینه ها به نسبت سیلیکن ولی و سایر همتایان غربی آن ها، در حال ربودن گوی سبقت از سایر نقاط هستند
به جز هزینه ها، معیارهای دیگر این رده بندی شامل نگاه جامعه به کارآفرینی، در دسترس بودن جذب سرمایه گذاری و دسترسی به بازارهای محلی مد نظر قرار گرفته اند. از هشت شهر برتر شناسایی شده برای کارآفرینی، چهار شهر در چین قرار دارند.
این هشت شهر عبارت اند از:
۱-پکن: پایتخت چین برترین شهر برای آغاز کسب و کار جدید در آسیا معرفی شده است. این شهر میزبان ۷۰۰۰ استارت آپ و ۴۰ استارت آپ تک شاخ (شرکتی با ارزش ۱ میلیارد دلار یا بیشتر) است و فرصت ها و استعدادهای سرشاری در این ابرشهر وجود دارد. مناطق " ژانگ گونکن" که از آن به عنوان سیلیکن ولی چین نام برده می شود و هم چنین " های دان" که زادگاه شرکت های مشهوری چون " ژیائومی" و " بایدو" هستند در این شهر قرار دارند.
۲-شانگهای: یکی از پرجمعیت ترین شهرهای جهان که هزینه زندگی در آن مطلوب است. این شهر که در حال حاضر میزبان بیش از ۲۰۰۰ استارت آپ است، پس از پکن دومین شهر برتر در این زمینه به شمار می رود.
۳-شنژن: این شهر در دهه های اخیر موفق شده است از یک بندر ماهیگیری فقیر به قطب حمل و نقل چین با ۱۲.۵ میلیون جمعیت تبدیل شود. استارت آپ های موفقی چون " تن سنت" و " وان پلاس" در این شهر متولد شده اند. این شهر که بهشت سخت افزاری چین محسوب می شود، عملکرد بسیار موفقی در جذب سرمایه گذاری داشته است.
۴- هنگ‌کنگ: این بندر از سال ها پیش یکی از مراکز پیشرو در امور مالی در سطح جهانی بوده است. این شهر میزبان حدودا ۲۰۰۰ استارت آپ است و اخیرا نیز نخستین شرکت ثبت شده در آن موفق شد به جمع تک شاخ ها بپیوندد.
۵-فوکو اوکا: این شهر به لطف حمایت قاطع سوئیشیرو تاکاشیما- شهردار این شهر- توانسته است مرکز استارت آپ ها در ژاپن باشد. این شهر به افراد مبتکر برای پیاده سازی ایده هایشان ویزای شش ماهه می دهد و به کارآفرینان محلی نیز وام هایی تا مبلغ ۲۳۲هزار دلار اعطا می کند. این شهر دومین شهر در حال رشد ژاپن و دارای بیشترین جمعیت جوان این کشور است.
۶-توکیو: پایتخت ژاپن علی رغم عملکرد خیره کننده خود در دهه های قبل، از رقبای خود عقب افتاده است و سرمایه گذاری روی بخش های نوآورانه کندتر شده است. یکی از اصلی ترین مشکلات توکیو مشکل پیر شدن جمعیت این شهر است که گریبان گیر کل ژاپن شده است.
۷-سئول: این شهر خانه نیمی از جمعیت ۵۰ میلیونی کره جنوبی است و ۳۵۰۰ استارت آپ در ان و به ویژه در منطقه " گانگ نام" فعالیت دارند. در تلاش برای ایجاد اقتصادی نوآور، دولت کره جنوبی سرمایه گذاری سنگینی روی استارت آپ ها انجام داده و حتی اخیرا نخستین وزیر استارت آپ و بنگاه های کوچک و متوسط خود را منصوب کرده است.
۸-تایپه: این شهر با جمعیت کمتر از سه میلیون نفر، یکی از مدرن ترین شهرهای منطقه است و از مراکز جهانی ساخت و تولیدسخت افزار و مهندسی شبکه است. دولت این کشور برای تقویت استارت آپ های این کشور، تسهیلاتی نظیر ویزا و وام برای افراد خلاق خارجی در نظر گرفته است.

منبع: ایسنا


نظرات()   
   

اغلب ما زمانی که می خواهیم کمی از محیط کار فاصله بگیریم یا استراحت کنیم، به سفر می رویم. سفر کردن به اندازه ای لذت بخش است که برخی ترجیح می دهند از کار روزانه خود استعفا دهند و کل دنیا را از نزدیک ببینند. برخی دیگر ترجیح می دهند سفر کردن را به کارشان تبدیل کنند و با انجام کار مورد علاقه خود، درآمد کسب کنند. همانطور که می دانید، راه های زیادی برای انجام این کار وجود دارد و کارآفرینان زیادی موفق شده اند شرکت مسافرتی خود را راه اندازی کنند و از کاری که انجام می دهند لذت می برند.

 در ادامه این مقاله به معرفی پنج نفر از این کارآفرینان و داستان آنها می پردازیم. از فارغ التحصیل دانشگاهی که توانست کسب و کار خودش را با ایمیل کردن قرارداد پرواز به دوستانش راه اندازی کند تا فردی که توانست با استفاده از علم داده انقلاب بزرگی در برنامه ریزی سفر ایجاد کند. این افراد داستان شکل گیری کسب وکار خود را توضیح داده اند و گفته اند اگر به عقب برمی گشتند چه تغییراتی را اعمال می کردند.

اسکات کیز، بنیان گذار شرکت Scott’s Cheap Flights

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت در زمینه ارسال خبرنامه های ایمیلی کار می کند. خبرنامه های این شرکت به دو دسته رایگان و غیررایگان تقسیم می شوند و اخبار مرتبط با پروازهای ارزان را در اختیار افراد علاقه مند قرار می دهند. این شرکت توانسته است تا به حال یک میلیون دلار در هزینه های پرواز مشتری های خود صرفه جویی کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: کیز می گوید: «نیاز، مادر اختراع است.» زمانی که کیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد به عنوان روزنامه نگار فعالیت می کرد و آرزو داشت بتواند به نقاط مختلف سفر کند، اما پول کافی برای انجام این کار نداشت. او برای رسیدن به آرزوی خود تمام راهنمایی های لازم برای پیدا کردن پروازهای ارزان را مطالعه کرد و توانست در سال ۲۰۱۳ ارزان ترین پرواز را از نیویورک به میلان با قیمت تنها ۱۳۰ دلار پیدا کند. او بلافاصله بلیت را خریداری کرد و توانست با پرداخت این مبلغ کم به یکی از مکان های مورد علاقه خود سفر کند. بعد از بازگشت کیز از سفر تمام همکاران او از این موضوع استقبال کردند و از او خواستند دفعه بعد آنها را نیز در جریان ارزان ترین پروازها قرار دهد.

بنابراین کیز یک لیست از ایمیل دوستان و همکاران خود تهیه کرد و اطلاعات پروازهای ارزان را برای آنها ارسال کرد. او در ۱۸ ماه اول این کار هیچ درآمدی نداشت و تنها به چشم یک سرگرمی به آن نگاه می کرد. تا اینکه در سال ۲۰۱۵ لیست ایمیل به اندازه ای طولانی شد که کیز مجبور بود برای ارسال ایمیل به این تعداد مخاطب، به شرکت خدمات ایمیل پول پرداخت کند. درنتیجه تصمیم گرفت از ۲۵ نفری که در لیست حضور داشتند ماهانه دو دلار پول بگیرد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: دغدغه اصلی کیز این بود که مردم حاضر نشوند بابت اطلاعاتی که می توانند رایگان به دست آورند، پولی به آنها پرداخت کنند. درنتیجه قرار شد در ابتدا تنها دو دلار در ماه از مشتری ها دریافت شود. هفته های اول سود چندانی نداشت اما کیز موفق شد چند هفته بعد ۱۰۰ دلار درآمد کسب کند. بعد از چند ماه او و دیگر بنیانگذار شرکت به این نتیجه رسیدند شرکت های صادرکننده کارت به ازای هر تراکنش درصد بالایی از حساب مشتری کسر می کنند و این موضوع به ضرر آنها است. درنتیجه تصمیم گرفتند خدمات طولانی مدتی را به منظور کاهش هزینه مشتری ها به آنها ارائه دهند: ۱۵ دلار برای سه ماه، ۲۵ دلار برای شش ماه و ۳۹ دلار برای یک سال.

راز موفقیت: کیز در رابطه با راز موفقیت کسب وکار خود می گوید: «همه ما به خودمان قول می دهیم زمانی که کارها به نقطه مشخصی رسیدند به خودمان استراحت دهیم و کار سخت را کنار بگذاریم. این موضوع شاید در مورد درآمدهای گذرا مانند فروش کتاب صحت داشته باشد، اما در مورد کسب وکار این طور نیست. هرقدر کسب وکار رشد بیشتری داشته باشد، یعنی مردم بیشتر روی شما حساب باز می کنند و مسئولیت های تان بیشتر از گذشته خواهد شد.»

نکته شروع کسب و کار: کیز در مورد این سؤال گفت: «اگر قصد دارید کسب وکار خود را راه اندازی کنید بهتر است زودتر از موعد از شغل روزانه و ثابتی که دارید استعفا ندهید. کارآفرینانی که این کار را انجام می دهند بعد از مدتی با مشکلات مالی مواجه می شوند.» او این موضوع را همیشه در ذهن داشت که اغلب استارتاپ ها به همین دلیل شکست می خورند؛ درنتیجه تصمیم گرفت از لحاظ مالی عاقلانه رفتار کند. او تا شش ماه بعد از اینکه کسب وکار خودش را راه اندازی کرد از شغل قدیمی خود استعفا نداد. کیز معتقد است تا زمانی که نیاز بازار برای خدمات و محصولاتی که ارائه می دهید ثابت نشده است بهتر است شغل قبلی خود را کنار نگذارید.

نکته ای برای مصرف کنندگان: واقعیتی که شاید کمتر با آن آشنایی داشته باشید این است که اگر پروازی را مستقیما از طریق خطوط هواپیمایی رزرو کنید، قانون این اجازه را می دهد که بعد از گذشت ۲۴ ساعت بدون پرداخت هیچ هزینه ای آن را کنسل کنید (مگر اینکه زمان پرواز کمتر از یک هفته باشد). اگر قرارداد مناسبی پیدا کردید می توانید بلیت را بخرید، قیمتش را برای خودتان ثابت نگه دارید و سپس تصمیم بگیرید آیا می خواهید آن را بفروشید یا خیر. به طور کلی هرقدر قیمت بلیت پایین تر باشد، زودتر به فروش خواهد رسید.

برایان کلی، بنیان گذار شرکت Points Guy

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت یک وب سایت مسافرتی دارد که نکات سفر، نقد دیگران، نکاتی در مورد نحوه افزایش امتیاز کارت های اعتباری و راهنمای سفر به نقاط مختلف را منتشر می کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: پدر کلی مشاور بود و مجبور بود به مکان های مختلفی سفر کند. آنها معمولا مسافتی را که پدرشان طی کرده بود در کتاب تعطیلات خانوادگی یادداشت می کردند و همین موضوع کلی را به سفر علاقه مند کرد. او بعد از فارغ التحصیلی نیمی از سال را به سفر می رفت و در مورد هتل ها و خطوط هواپیمایی اطلاعات کسب می کرد. اما بعد از بحران اقتصادی و مشکلات مالی که پیش آمد دیگر قادر به انجام این کار نبود. از آنجایی که همکارانش دائما برای برنامه ریزی سفر از او مشاوره می خواستند درنتیجه ایده جدیدی برای راه اندازی کسب وکار به ذهن کلی خطور کرد.

کلی می گوید: «من در محل کار به عنوان فردی معرفی شده بودم که با نکات ریز سفر آشنایی دارد. برخی مردم حتی حاضر بودند به من ۵۰ دلار پرداخت کنند تا برنامه ریزی بهتری برای سفر داشته باشند.» اما این کار موقت بود و کلی با پیشنهاد دوستانش تصمیم گرفت وب سایتی را در این زمینه راه اندازی کند تا درآمد خود را افزایش دهد. در سال ۲۰۱۰ یکی از همکاران او سایتی را به کمک وردپرس برای او طراحی کرد و به او گفت هر روز یک پست جدید در وبلاگ منتشر کند. او هیچ اطلاعاتی در مورد وردپرس و سئو نداشت و در زمان شروع احتمال نمی داد که بتواند به موفقیت برسد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: کلی در ابتدای کار خود از هیچ تبلیغی داخل وب سایت استفاده نکرد؛ زیرا نمی خواست کیفیت را فدای پول کند، اما بعد از مدتی دوستانش او را مجبور کردند این کار را بپذیرد و در نتیجه ماهی ۲۰۰دلار درآمد داشت، اما پیشرفت اصلی سایت زمانی حاصل شد که در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۰هزار نفر از سایت بازدید کردند. بعد از این موضوع یکی از بانک ها تصمیم گرفت به ازای فروش هر کارت اعتباری که از طریق لینک های این وب سایت انجام می شود مبلغ ۱۵۰دلار را به کلی پرداخت کند. درآمد حاصل از این کار در اولین ماه به ۵هزار دلار رسید. زمانی که مقاله ای در رابطه با این موضوع در نیویورک تایمز به چاپ رسیددر عرض یک ماه برای او ۱۰۰ هزار دلار سود داشت و باعث شد کلی از شغل روزانه خود استعفاد دهد. کلی این سایت را به Bankrate فروخت و مدتی بعد Red Ventures آن را خریداری کرد. صاحب جدید این وب سایت علم داده و بازاریابی برند را باهم ترکیب کرده و با ارائه اپلیکیشن، نوع سرویس دهی آن را عوض کرده است.

راز موفقیت: کلی معتقد است قدرت استفاده از شبکه های اجتماعی او را از سایر وب سایت های قدیمی با زمینه کاری یکسان متمایز کرد. انعطاف پذیری و استفاده از پلت فرم های جدید همان چیزی است که می تواند موفقیت کسب وکارها را تضمین کند.

نکته شروع کسب و کار: کلی برای استخدام نیروهای جدید مردد بود و به همین دلیل به هرکدام از کارمندان شرکت وظایف متعددی را سپرده بود. اما همانطور که می دانید مردم زمانی که کارهای مختلفی برای انجام دادن داشته باشند نمی توانند عملکرد خوبی از خود ارائه دهند. مدیریت خوب کارمندان و استخدام افراد مناسب برای هر کار کلید اصلی موفقیت است. کلی در این رابطه می گوید: «یکی از بزرگ ترین اشتباه هایی که در این مدت داشتم و به آن اعتراف می کنم این است که افراد نامناسبی را برای برخی کارها انتخاب کردم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: مشتری هایی که دوست دارند امتیاز کارت های اعتباری خود را افزایش دهند و نهایت استفاده را از آنها ببرند، باید در مخارج خود دقت کنند. اگر بدهی های مربوط تا آخر ماه پرداخت نشوند از امتیاز آنها کاسته می شود و جایزه ای دریافت نخواهند کرد، بنابراین باید دقت کنند که پول خود را چگونه مصرف می کنند و در انتخاب کارت اعتباری دقت بیشتری داشته باشند.

گریس لی، بنیان گذار شرکت WishPoints

زمینه فعالیت شرکت: اپلیکیشن این شرکت به کاربران اجازه می دهد آرزوهای خود را در مورد سفر مورد علاقه شان ثبت کنند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. درنتیجه می توانند سایر افراد علاقه مند به آن مکان را پیدا کنند. هر قدر تعداد افراد حاضر در یک سفر بیشتر باشد، شرکت های هواپیمایی و هتل ها تخفیف بیشتری به آنها می دهند.

داستان شکل گیری کسب وکار: لی حدود ۲۰ سال در صنعت مراقبت از سلامتی کار کرده است و با تجزیه وتحلیل و پیش بینی داده ها آشنایی دارد. او همچنین علاقه زیادی به سفر دارد و تا به حال به ۸۵ کشور در سراسر دنیا سفر کرده است. او تمام سفرهای کاری را با علاقه می پذیرد و نهایت استفاده را از آنها می برد. اما بزرگ ترین دغدغه او این بود که برنامه خود را با دوستانش هماهنگ کند، اینکه بداند آنها دوست دارند به کجا سفر کنند و در طول سفر چه کارهایی انجام دهند. لی متوجه شد این موضوع دغدغه بسیاری از انسان ها است و پیش زمینه او در صنعت تحلیل داده می تواند مشکل را از بین ببرد. او زمانی که هنوز مشغول کار قدیمی خود بود در رویداد استارت آپی در سال ۲۰۱۲ شرکت کرد و ایده خود را با دیگران در میان گذاشت. ایده او توانست بالاترین امتیاز رویداد را در مسابقه کسب کند. درنتیجه تصمیم گرفت ایده خود را به عنوان یک کار جانبی پیاده سازی کند و نهایتا در سال ۲۰۱۶ تمام تمرکز خود را روی آن گذاشت. اپلیکیشن او در این مدت توانست بیش از ۳میلیون کاربر را به خود جذب کند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: مدل کسب وکار لی کاملا واضح است. او از اطلاعات کاربران برای جمع آوری تخفیف سفر استفاده می کند. به عنوان مثال اگر ۵۰۰ کاربر بخواهند از ایسلند دیدن کنند اپلیکیشن او پیشنهادهای جالبی در مورد خدمات پرواز و هتل به کاربران ارائه می دهد. درنهایت رقابتی که میان شرکت های هواپیمایی به وجود می آید باعث می شود کاربران از حداکثر میزان تخفیف بهره مند شوند.

راز موفقیت: لی در رابطه با راز موفقیتش می گوید: «همیشه اتفاقات غیرمنتظره ای در زمینه کار، روابط و امور مالی رخ می دهند که روند پیشرفت را کند می کنند، اما برداشتن قدم های آهسته به سمت هدف اصلی رمز موفقیت و رشد یک کسب وکار است. نیازی نیست تمام کارها در یک روز تکمیل شوند و می توان هر روز بخش کوچکی از کار را پیش برد.»

نکته شروع کسب وکار: راه اندازی یک کسب وکار یک چالش ذهنی است و شباهت زیادی به دوی ماراتن دارد. لی می گوید: «یک کارآفرین زمانی که شغل ۲۰ ساله خود را رها می کند تا یک کار جدید را آغاز کند هر روز این سؤال را از خودش می پرسد که آیا تصمیم درستی گرفته است یا خیر. این عدم اطمینان می تواند با نگاه رو به جلو تبدیل به یک قدرت ذهنی شود و آینده کسب وکار را رقم بزند.»

تام مارچانت، هم بنیان گذار شرکت Black Tomato 

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت مسافرتی در زمینه برنامه ریزی سفر کار می کند و تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم می زند.

داستان شکل گیری کسب وکار: مارچانت با دو همکار تجاری خود زمانی آشنا شد که در دانشگاه نیوکاسل مشغول تحصیل بود. در آن زمان هر سه نفر آرزو داشتند که بتوانند روزی کسب وکار خودشان را راه اندازی کنند، بنابراین تصمیم گرفتند این کار را با هم انجام دهند و سفر کردن موضوعی بود که هر سه به آن علاقه داشتند. مارچانت و یکی از همکاران آینده اش بعد از فارغ التحصیلی تصمیم گرفتند به منطقه جنگلی برزیل سفر کنند. آنها یک روز از سفر را به ماهیگیری و کباب کردن آن پرداختند و در همان روز هدف اصلی کسب وکارشان را مشخص کردند. آنها تصمیم گرفتند با پیشنهاد دادن مناطق خاص برای سفر، تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم بزنند. مارچانت در رابطه با این موضوع گفته است: «ما می خواهیم مردم احساس کنند سیاح هستند نه توریست.» آنها بعد از اینکه در مورد تجربه خود در مورد سفر صحبت کردند به این نتیجه رسیدند که دوست دارند همیشه در سفر باشند؛ درنتیجه تصمیم گرفتند ایده خود را به کسب و کار تبدیل کنند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: شرکت Black Tomato در اتاق خواب مارچانت راه اندازی شد. آنها می دانستند که برای رشد کسب وکار خود به یک وب سایت عالی و برقراری ارتباط با کل دنیا احتیاج دارند، بنابراین تصمیم گرفتند همزمان روی هر دو موضوع تمرکز کنند. آنها در این زمینه خوش شانس بودند و به واسطه آشنایی که داشتند، توانستند خودشان را در مقاله ای به عنوان آینده سفر معرفی کنند و نام خود را به گوش مردم برسانند. می توان این طور نتیجه گیری کرد که بازاریابی دهان به دهان یکی از دلایل اصلی موفقیت آنها بود.

راز موفقیت: مارچانت و دو همکار دیگرش هیچ تجربه ای در زمینه سفر نداشتند و این چالش به آنها کمک کرد ایده خلاقانه ای ارائه دهند و همچنین پیشنهادهای جالبی برای خدمات قبل و بعد از سفر به مشتری ها ارائه دهند. آنها خلأ ایده خود را در صنعت گردشگری احساس کردند و تصمیم گرفتند از این فرصت به نفع خودشان استفاده کنند.

نکته شروع کسب وکار: مارچانت می گوید: «ما در روزهای ابتدایی بسیار بلندپرواز و هیجان زده بودیم. اگر می توانستم به عقب برگردم، به خودم توصیه می کردم کمتر استرس داشته باشم و به هدف نهایی و ایده ای که داشتیم بیشتر اعتماد کنم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: سعی کنید مسافرت خود را خارج از فصل انجام دهید، زیرا برخی مقاصد گردشگری در برخی فصل ها بسیار شلوغ هستند. سفرهای خارج از فصل به معنای جمعیت کمتر و همچنین آب وهوای خوب است. مارچانت همچنین توصیه می کند بهتر است مردم به جست وجوهای آنلاین اکتفا نکنند و در طول سفر برای گرفتن اطلاعات با دیگران صحبت کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با افراد محلی چشم اندازها و فرصت های جدیدی را برای مسافران باز می کند و به طور کلی کمک می کند تجربه بهتر داشته باشند.

دارل وید، هم بنیانگذار شرکت Intrepid Travel

زمینه فعالیت شرکت: Intrepid Travel شرکت کوچکی است که در زمینه برنامه سفر در بیش از ۱۲۰ کشور فعالیت می کند. این شرکت تجربه خاصی برای مشتری ها رقم می زند و به آنها فرصت می دهد هنگام خوردن و خوابیدن فرهنگ مردم محلی منطقه را تجربه کنند.

داستان شکل گیری کسب وکار: وید زمانی که شش سال داشت برای اولین بار به هاوایی سفر کرد و بعد از این همه سال هنوز هم خاطرات آن را به وضوح به یاد می آورد. او بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و بعد از گذشت شش هفته از استخدامش متوجه شد هیچ علاقه ای به کار کردن برای دیگران ندارد و هرگز نمی تواند کارمند خوبی باشد. پدر و مادر او هر دو کارآفرین بودند و خصوصیات کارآفرینی به او هم به ارث رسیده بود. او در سال ۱۹۹۸ زمانی که با یکی از دوستانش در مورد راه اندازی کسب وکار جدید صحبت می کرد متوجه شد دلش می خواهد وارد صنعت گردشگری و سفر شود. او چندین بار تنها با یک کوله پشتی سفر کرده بود؛ یعنی فاصله مورد نظر را با قطار، اتوبوس و حتی حیوانات طی می کرد و بعد از رسیدن به مقصد در خوابگاه ها، پارک ها و مسافرخانه ها اقامت می کرد. تجربه این سفرها به اندازه ای برایش دلپذیر بود که تصمیم گرفت دیگران را در آن سهیم کند و درنتیجه همین ایده به کسب وکارش تبدیل شد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: وید می گوید: «من و دیگر بنیانگذار شرکت هر دو در زمینه کسب وکار تحصیل کرده بودیم، اما به هیچ کدام از درس هایی که یاد گرفتیم عمل نکردیم. اولین اشتباه ما این بود که برای راه اندازی کسب وکارمان به اندازه کافی پول ذخیره نکرده بودیم، بنابراین مجبور شدیم چند سال اول را با سرمایه دیگران کار کنیم. هر سفر خرج زیادی برای ما داشت و ما تا سه سال اول درآمد زیادی برای خودمان نداشتیم، اما بعد از آن شرکت به سوددهی رسید و درآمد ما نیز افزایش پیدا کرد.»

راز موفقیت: وید دلیل اصلی موفقیت شرکت را مهارت پایین خودش و دیگر بنیانگذار شرکت در انجام هر کاری می داند. درنتیجه همین موضوع باعث شد برای هر بخش کارمندان مناسبی را با مهارت های بالا استخدام کنند. وید در این رابطه می گوید: «کارمندان ما بسیار بااستعداد هستند و خیلی بهتر از من می دانند که کارها را چگونه باید انجام دهند.»

نکته شروع کسب وکار: امتحان کردن و ارزیابی بسیار ارزشمند است و وید معتقد است شکست بهترین معلم هر انسانی است؛ درنتیجه هیچ پشیمانی بابت گذشته ندارد. او در این رابطه می گوید: «مردم معمولا بیشتر از شکست ها درس می گیرند و هرقدر بیشتر شکست بخورند تجربه بهتری خواهند داشت.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: افرادی که قصد سفر دارند نباید در مورد همه چیز سؤال بپرسند و برای هر کاری برنامه ریزی قبلی داشته باشند. بهترین کار این است که از محیط هتل بیرون بروند و جاهای دیدنی شهر را از نزدیک مشاهده کنند، با فرهنگ مردم آشنا شوند و تا جایی که می توانند خوش بگذرانند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بازاریابی از شکل قدیم آن خارج شده است؛ مخصوصاً با ظهور فرصت های پایان ناپذیری که به لطف دنیای دیجیتال هر روزه از راه می رسند، این حوزه تخصصی هر روز پیچیده تر می شود.

اغلب شرکت ها نه تنها باید در زمینه راهبردهای بازاریابی به تحولات جدید این حوزه عادت کنند، بلکه باید از این موضوع اطمینان حاصل کنند که تمام توانایی های مورد نیازشان را در اختیار دارند.

در یک گروه بازاریابی قوی به چه افرادی نیاز دارید؟

با نگاهی به صنعت بازاریابی می توان از تبلیغات ویدئویی و تبلیغ در شبکه های اجتماعی گرفته تا وبلاگ نویسی و کلیک کردن های تبلیغاتی را در این حوزه پیدا کرد. اگر کسی بخواهد همه این موضوعات را باهم مدیریت کند، باید به دنبال استخدام یک اَبَر قهرمان باشد که تمام توانایی های مورد نظر شما را با هم داشته باشد.

خوشبختانه نیاز نیست یک نفر را پیدا کنید که تمام فعالیت های بازاریابی را مدیریت کند، بلکه باید یک گروه قوی بسازید که تمام مهارت های لازم را با هم ترکیب کرده و از طریق تشریک مساعی، به یک قدرت شکست ناپذیر تبدیل شوند.

رویکرد تی (T)

من عاشق تی هستم. به ویژه عاشق این نوشیدنی گوارا و گرم (تی به معنای چای) هستم که همانند یک نوشابه بهشتی از آلودگی های دنیای مدرن منزه است. چای مثل یک سنگر آهنین است که در مقابل وحشت هوای مه آلود انگلستان از شما محافظت می کند. چای هم عاشق انسانهاست. چای هیچ وقت شما را در وقت نیاز تنها نمی گذارد، مگر اینکه چایتان تمام شود.


البته در این بحث منظور من از تی، چای نیست. مقصود من یک رویکرد استخدامی بسیار مشهور است که ابتدا توسط «دیوید گست» مطرح شد. 

دنبال کردن رویکردی به شکل حرف تی (T) در هنگام استخدام به این معناست که باید به دنبال افرادی باشید که دارای درک وسیع و گسترده ای از موضوع مورد نظر شما در شاخه های مختلف علم داشته باشند (خط افقی حرف تی) و در عین حال، از درک و تخصصی عمیق در یک حوزه مشخص برخوردار باشند (خط عمودی حرف تی).

چه در حال از صفر بنا کردن یک بخش بازاریابی باشید یا به فکر اضافه کردن مهارت های تازه به گروه بازاریابی باشید، تخصص های مشخصی وجود دارند که هر گروه بازاریابیِ ابرقهرمان باید آنها را دارا باشد.

معرفی گروه ابرقهرمان بازاریابی

با تجربه بیش از 16 سال کار در حوزه بازاریابی دیجیتال، به نظر من چهار نقش کلیدی باید در یک گروه بازاریابی شکست ناپذیر وجود داشته باشد:

رهبر گروه

هر گروهی به یک رهبر شجاع نیاز دارد و گروه ابرقهرمان های بازاریابی هم از این قاعده مستثنا نیست. این شخص معمولاً باید ظرفیت و بلوغ فکری، احساسی و حرفه ای لازم را دارا باشد تا بتواند مسئولیت رهبری سایر بازاریاب ها را برعهده بگیرد. یک شخص کسب و کار - محور، سرمایه بزرگی برای اجرای امور و حفظ کارایی گروه طبق انتظارات کلی شرکت محسوب می شود. رهبر گروه باید یک همه فن حریف به تمام معنا باشد و هنگام تصمیم گیری برای استخدام چنین فردی باید علاوه بر تجربه کاری متقاضیان، به میزان شور و اشتیاق، انگیزه و هوش آنها برای بر عهده گیری چنین مسئولیتی توجه شود؛ توجه به خط افقی تی (T) در این مورد حائز اهمیت است.

مغز خلاق گروه

بازاریابی ترکیبی است از برنامه ریزی، تحلیل و خلاقیت، اما عنصر خلاقیت در یک گروه بازاریابی قوی یکی از مهم ترین بخش هاست که باید بتواند ایده های نوینی برای ایجاد پویش های بازاریابی ارائه کند. هنگام جست وجو برای عنصر خلاق گروه، باید به دنبال فردی با شوخ طبعی ذاتی باشید که بتواند خارج از چارچوب های رایج فکر کند و در ایده پردازی تجارب گسترده ای داشته باشد. به عضو خلاق گروه تا حد ممکن آزادی عمل دهید تا بهترین نتایج را بگیرید.

نابغه نویسندگی

در عصر دیجیتال، محتوا از همیشه مهم تر شده است. الگوریتم های گوگل به شدت پیچیده شده است و محتوایی را که تنها با هدف سئو (بهینه سازی موتورهای جست وجو) نوشته یا کپی برداری شده از محتوایی که واقعاً برای مخاطب ارزشمند است، به آسانی تشخیص می دهد. توجه به محتوا - چه در قالب ایمیل یا وبلاگ و چه به شکل محتوای شبکه های اجتماعی یا خبرنامه ها - هسته اصلی تمام فعالیت های بازاریابی را تشکیل می دهد و به همین علت از لحاظ تولید محتوا باید بهترینِ بهترین ها را در گروه تان داشته باشید. هنگام جست وجو برای نویسنده، ترکیبی از تجربه و مهارت های تبلیغ نویسی (copywriting) باید معیارهای اصلی انتخاب شما باشند. نویسنده ای که به فشار کاری زیاد و محیط های کاری کیفیت-محور نظیر فضاهای روزنامه نویسی یا نشر عادت داشته باشد، بهترین انتخاب در این حوزه است.

ستاره تحلیلگری

هیچ گروه بازایابی مدرنی نمی تواند بدون مهارت های یک متخصص کامپیوتر فعالیت کند. ایجاد پویش های تبلیغاتی با محتوای عالی و رهبری قوی بدون داشتن یک برنامه تحلیل رایانه ای قوی چندان فایده ای ندارد. ستاره تحلیلگری را به گروه تان وارد کنید: این عضو گروه، مغز متفکر عملیات اجرایی است و می داند چطور برای کمک به بهبود فعالیت های بازاریابی آتی، اطلاعات را تحلیل و مرتبط کند. شناسایی متخصص داده آسان است. این افراد در تمام عرصه های توسعه بازاریابی فعال هستند، به کار با اعداد و ارقام و ابزارهای کسب و کار علاقه دارند و احتمالاً بیشتر وقت شان را صرف کار با داده های صفحات گسترده (spreadsheets) می کنند. فردی با پیش زمینه کار در بخش مالی یا تحقیقاتی گزینه مناسب این سمت است.

طرز فکر استخدام کنید، مهارت پرورش دهید!

اکنون که با مهارت های اصلی یک گروه ابرقهرمانی بازاریابی آشنا شده اید، باید به پیدا کردن اعضای این گروه بپردازید.

یک نکته دیگر هم وجود دارد که اگر اهمیتش بیش از مهارت های فوق الذکر نباشد، قطعاً کمتر نیست، و آن تناسب فرهنگی است. باید اطمینان حاصل کنید که اعضای گروه می توانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کرده و روحیه کار گروهی را بین خودشان رشد کنند. در نهایت آن چیزی که از یک گروه بازاریابی، ابرقهرمان می سازد، پرورش حس همکاری، خلاقیت و تبادل انرژی است.


هنگام مصاحبه با نامزدهای استخدام، سعی کنید استعدادهای درخشان هر حوزه را پیدا کرده و در مواقع شک، بهتر است به جای استخدام افراد باتجربه که با گروه و شرکت شما از لحاظ فرهنگی همخوانی ندارند، افرادی را استخدام کنید که از لحاظ نگرش و طرز فکر با سایرین همخوانی بیشتری دارند و سپس مهارت های لازم را در آنها پرورش دهید.

اگر نمی توانید یک گروه بازاریابی ابرقهرمانی ایجاد کنید، چه باید کرد؟

نترسید! همیشه راه حل دیگری هم وجود دارد.

پیدا کردن هر یک از این افراد برای ساخت یک گروه بازاریابی فوق العاده کار ساده ای نیست. گاهی وقت ها پیدا کردن ترکیب مناسبی از مهارت ها در بین افراد متقاضی غیرممکن است، اما این بدان معنا نیست که شما مجبورید به تنهایی به بازاریابی بپردازید.

اگر از لحاظ تأمین بودجه ایجاد یک گروه بازاریابی دچار مشکل هستید یا اینکه نتوانسته اید افراد مناسبی را پیدا کنید، نیاز نیست از ایجاد یک گروه بازاریابی قوی صرف نظر کنید. گروه بازاریابی شما نباید حتماً بخشی از کسب وکار شما باشد. شرکت های عامل زیادی وجود دارند که افراد و مهارت های مورد نیاز شما را در اختیار دارند و می توانند پویش های بازاریابی موفقی را برای شما راه اندازی کنند.

جان هاگز (مدیر بازاریابی دیجیتال در شرکت storm id)

مترجم: صهبا صمدی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

شعار تبلیغاتی زیربنای یک کسب و کار و معرفی یک برند است. معمولا شعارهای کسب و کار زیادی از برندها و شرکت های مختلف میان مردم پخش می شود اما یک شعار تبلیغاتی خوب می تواند اقبال مردم به آن کسب و کار را افزایش دهد و در راستای موفقیت برند کمک های زیادی بکند.

در ادامه با ۱۰۰ شعار تبلیغاتی کسب و کارهای مشهور جهان آشنا شوید.

۱. نایک:

فقط انجامش بده!

۲. مک دونالد:

من عاشقشم!

۳. آدیداس:

غیرممکن وجود نداره.

۴. دیزنی لند:

شادترین نقطه روی زمین

۵. ریبوک:

من همانی هستم که هستم.

۶. فولکس واگن:

کوچک فکر کنید.

۷. کی. اف. سی:

غذای عالی

۸. مارک اند اسپنسر:

حق همیشه و کاملا با مشتری است.

۹. پورشه:

جایگزینی نیست.

۱۰. ای بی ام:

راه حلی برای سیاره هوشمند.

۱۱. سونی:

باورش کن.

۱۲. ای مکس:

بزرگ فکر کن.

۱۳. دوپونت:

معجزه دانش.

۱۴. انرگایزر:

به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده …

۱۵. پلی استیشن:

در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای ما بازی کنید.

۱۶. دانکن دوناتس (Dunkin’ Donuts):

آمریکا با دانکن اداره می شود

۱۷. کانن:

آن چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید.

۱۸. نیکون:

در قلب تصویر

۱۹. کداک:

لحظاتت را به اشتراک بذار، زندگی ات را به اشتراک بذار.
۲۰. فدکس:

وقتی که هیچ فردایی نیست.

۲۱. وال مارت:

پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.

۲۲. فورچن:

برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.

۲۳. آستون مارتین:

قدرت، زیبایی و روح.

۲۴. کوکاکولا:

درب قوطی را باز کن تا سرحال شی.

۲۵. ام اندام:

در دهان تان آب می شود، نه در دستان تان.

۲۶. ورایزن (Verizon):

حالا صدامو می شنوی؟ خوبه.

۲۷. المپوس:

دید شما آینده شماست.

۲۸. کلوین کالین:

بین عشق و دیوانگی، وسواس است.

۲۹. ودافون:

بیشتر از اکنون باشید.

۳۰. تگ هیور:

موفقیت، یک بازی ذهنی است.

۳۱. جنرال الکتریک:

تخیل در کار

۳۲. صلیب سرخ:

بزرگ ترین تراژدی بی تفاوتی است.

۳۳. یلو پیج:

به انگشتان تان اجازه بدهید، راه بروند

۳۴. تری ام:

نوآوری

۳۵. نوکیا:

ارتباط دادن مردم

۳۶. دیبیرز:

الماس همیشگی است.

۳۷. نسکافه:

قهوه در بهترین حالت آن.

۳۸. هاینز:

خوراک لوبیا یعنی خوراک لوبیای هاینز.

۳۹. تلویزیون اونیدا:

حسرت همسایه ها، غرور مالک.

۴۰. لورئال قدیمی:

چون من ارزشش را دارم.

۴۱. لورئال جدید:

چون شما ارزشش را دارید.

۴۲. شرکت فناوری اینتل:

درون اینتل.

۴۳. برگر کینگ:

به شیوه خودتان درست کنید.

۴۴. جنرال الکتریک:

ما چیزهای خوبی در زندگی تان به ارمغان می آوریم.

۴۵. HSBC:

بانک محلی جهانی.

۴۶. صابون پیرس:

آماده شوید تا به فرد زیبایی تبدیل شوید.

۴۷. شکلات کیت کت:

استراحت کنید، کیت کت بخورید.

۴۸. دومستوس:

میکروب ها را زنده نمی گذارد.

۴۹. شامپو هد اند شولدرز:

من اصلا نمی دانستم که شوره مو داری.
۵۰. دیزنی لند:

شادترین جای دنیا.

۵۱- توماس کوک:

فقط رزرو نکنید. با توماس کوک به مسافرت بروید.

۵۲. خطوط هوایی قاره ای:

ما واقعا به شما وفاداریم.

۵۳. سیگارهای دورال:

منو بچش! منو بچش! یالا منو بچش!

۵۴. موتورهای Vauxhall:

یک بار رانندگی، یک عمر وابستگی.

۵۵. بی ام دبلیو:

لذت محض رانندگی.

۵۶. روغن شِل:

سلامت زندگی کنید. از روغن شِل استفاده کنید.

۵۷. ارتش آمریکا:

من شما را برای ارتش آمریکا می خواهم.

۵۸. اسپرایت:

فرمانبردار عطشت باش.

۵۹. کورن پاپز:

باید پاپ کورنم را بخورم.

۶۰. چیپس های سیب زمینی Lay’s:

من نمی توانم فقط یکی بخورم.

۶۱. اسنیکرز:

گرسنه ای؟ یک اسنیکرز بخور.

۶۲. ژیلت (Gillette):

بهترین تیغ برای مردان

۶۳. ویزا:

هرجایی که بخواهید باشید.

۶۴. سینتل:

کار فناوری اطلاعات را تمام شده در نظر بگیر.

۶۵. فدرال اکسپرس:

وقتی که باید نصفه شب آنجا باشد.

۶۶. انجمن پنیر:

هر زمان که دوست داشتید رو به دوربین لبخند بزنید و بگویید پنیر.

۶۷. ویتیز (Wheaties):

صبحانه  قهرمان ها.

۶۸. غلات صبحانه Kellogg’s Rice Krispies:

بازش کن! خردش کن! بخور!

۶۹. جگوار:

رویابافی نکن، با آن رانندگی کن.

۷۰. کرم مرطوب کننده آسترال:

برای مراقبت از پوست شما.

۷۱. افترشیو دنیم:

برای مردانی که نمی خواهند به صورت شان فشار بیاورند.

۷۲. چرم امپریال:

کمیاب اما خوب.

۷۳. ایمپالس:

وقتی مردی که تا به حال ندیده بودی شاخه گلی به تو می دهد.

۷۴. شامپو بچه جانسون:

اشک بس است.

۷۵. آویس  (Avis):

بیشتر تلاش می کنیم.

۷۶. استیت فارم (State Farm):

مثل یک همسایه خوب، استیت فارم در کنار شماست.

۷۷. شکلات Terry’s:

تکه تکه اش کن، عاشق تمام تکه هایش باش.

۷۸. دیکسون:

آخرین جایی که می خواهی بروی.

۷۹. محصولات بهداشتی Waitrose Essential:

کیفیتی که انتظارش را داشتید با قیمتی که باور نخواهید کرد.

۸۰. طلای بلک تورن:

آن همه زرق و برق طلا نیست.

۸۱. فیلیپس:

هر روز خودت را ابراز کن.

۸۲. وسایل خانگی The Range:

اگر ما این را نفروشیم، شما نیازی به آن نخواهید داشت.

۸۳. کفش های ورزشی نیو بالانس ۱۰۸۰:

اجازه بده بهترین چیزها اتفاق بیفتد.

۸۴. چیپس های سان:

خوشمزه ترین تنقلاتی که تا به حال خورده اید.

۸۵. فورچون:

برای افرادی که می خواهند تغییری اعمال کنند.

۸۶. شرکت های Yellow Pages:

اجازه بده انگشت هایت راه بروند.

۸۷. مسترکارت (MasterCard):

چیزهایی هستند که با پول نمی توان خرید، برای هر چیزی غیر از اینها، مسترکارت وجود دارد.

۸۸. تسکو (Tesco):

حتی یک ذره کوچک هم کمک می کند.

۸۹.  ام اند  ام (M&M):

در دهان تان آب می شود نه در دست تان.

۹۰. بلاگر:

دکمه انتشار را فشار دهید.

۹۱. لیوایز:

کیفیت هرگز از مد نمی افتد.

۹۲. آژاکس:

قوی تر از کثیفی.

۹۳. کابینت های آشپزخانه کینگز:

کابینت های ارزان اما در حد قصر پادشاهی.

۹۴. صابون پالم اولیو:

چهره نوجوانیت را حفظ کن.

۹۵. شورولت:

ببینید، امتحان کنید، بخرید.

۹۶. پپسی رژیمی:

همین موقع فردا؟

۹۷. تسکو (Tesco):

حتی یک ذره کوچک هم کمک می کند.

۹۸. آئودی (Audi):

پیشرفت به وسیله فناوری

۹۹. دوپونت:

معجزه دانش.

۱۰۰. کی. اف. سی:

غذای عالی.


منبع:فرصت امروز


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:31 ب.ظ

برخی از کارآفرینان مبتدی فکر می‌کنند که جایی در فضای رقابتی اینترنت ندارند، چرا که شرکت‌های بزرگ با سابقه طولانی آن را به انحصار خود درآورده‌اند و دیگر جایی برای تازه واردها نیست! اما باید یادآور شد که نامحدود بودن و گستردگی فضای اینترنت این امکان را در اختیار انسان قرار می‌دهد که با هر روشی که مایل است خود و محصولاتش را به مردم معرفی کند.

نحوه معرفی و سرعت عمل در تجارت الکترونیک می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن بالاترین سوددهی را در اختیار تاجران قرار دهد. بدون در نظر گرفتن سرعت، تجارت الکترونیکی معنایی ندارد. شرکت‌هایی که از طریق اینترنت به انجام فعالیت‌های بازرگانی مبادرت می‌کنند، دریافته‌اند کسانی که اول از همه به مشتریان دسترسی پیدا می‌کنند مزیت قابل‌توجهی نسبت به رقبای کندتر خود دارند.
جک اندرس، مدیر یکی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری اذعان می‌کند: «معنای تجارت الکترونیک این نیست که شرکت‌های بزرگ چگونه شرکت‌های کوچک را له می‌کنند، بلکه درک کردن این موضوع است که سریع‌ترها چگونه کندترها را می‌بلعند.»
کارآفرینان اعتقاد دارند که در اوایل راه‌اندازی کسب‌و‌کار الکترونیک، سایت آنها باید پویا، کامل و بدون نقص باشد. شرکت‌های کمی وجود دارند که در نخستین مرتبه سایت مناسبی را راه‌اندازی کرده باشند. واقعیت این است که بسیاری از سایت‌های موفق تجارت الکترونیکی با مرور زمان در حال تغییر بوده، موارد ناکارآمدشان حذف و ویژگی‌های جدیدی به آنها افزوده می‌شود. سپس آنها را به‌صورت اینترنتی راه‌اندازی و اشکالات‌شان را برطرف کرده، آنها را تغییر داده و متناسب با تقاضاهای در حال تغییر مشتریان به روز می‌کنند.
تام جکسون، موسس وب‌سایت شرکت‌های کوچک تاکید می‌کند: «افرادی که می‌خواهند فروشگاه اینترنتی کاملی داشته باشند شکست خواهند خورد، بخشی از فرآیند اینترنت شامل آزمودن، آموختن و اصلاح است، تاخیر بزرگ‌ترین دشمن است. اگر دیر بجنبید، شخص دیگری این کار را انجام خواهد داد.» سایت‌هایی که بارگذاری کند و سرعت‌عمل پایینی دارند مشتریان را چنان فراری می‌دهند که دیگر به آن سایت باز نخواهند گشت. واقعیت این است که خدمات مشتریان در اینترنت دست‌کم به اندازه فروشگاه‌های سنتی اهمیت دارد. همان‌گونه که خریداران، آشنایی بیشتری با خدمات خرید اینترنتی پیدا می‌کنند، انتظارات بیشتری از سایت‌هایی خواهند داشت که از آنها خرید می‌کنند. شرکت «هریس اینتراکتیو» در تحقیقاتی که به عمل آورد، اعلام کرد: «بیش از 80‌درصد خریداران اینترنتی اظهار داشته‌اند که مایل به پذیرش سطح پایین‌تری از خدمات مشتریان در مقایسه با فروشگاه‌های سنتی و غیراینترنتی نیستند.»
تحقیقات نشان می‌دهد که 57 درصد خریداران اینترنتی که سبد خرید اینترنتی خود را تکمیل کرده‌اند قبل از تسویه حساب از آن خارج می‌شوند. در نتیجه به ازای هر دلاری که مشتریان به‌صورت اینترنتی خرج می‌کنند مبلغ قابل‌توجهی نیز در سبد خرید آنها رها می‌شود. رایج‌ترین دلیل ترک یک سایت بدون خرید از آن شامل موارد زیر است:
1- بالابودن هزینه‌های حمل و جابه‌جایی
2- طولانی بودن زمان تحویل
3-اطلاعات زیاد مورد نیاز برای فرآیند تسویه حساب و طولانی بودن فرآیند خرید
4- نبود اطلاعات کافی درباره محصول.
درست است که وجود داشتن پست الکترونیکی در سایت بسیار مهم است اما چون پاسخگویی به ایمیل از اولویت بسیار پایینی در بعضی از موسسات بازرگانی برخوردار است، مشتریان به این امر به‌عنوان یکی از علائم خدمات ضعیف می‌نگرند. تحقیقات نشان می‌دهد که میانگین زمان پاسخگویی به نامه‌های الکترونیکی 30ساعت بوده و بعضی از شرکت‌ها به‌طورکلی به این نامه‌ها جواب نمی‌دهند. درسی که کارآفرینان می‌توانند از این امر بیاموزند ساده است: زمان، انرژی و پول خود را صرف ایجاد روش موثری برای ارائه خدمات برتر به مشتریان کنید.
کسانی که این کار را انجام می‌دهند یک پایه قابل‌توجه از مشتریان وفادار ایجاد می‌کنند که مجددا به سوی آنها باز خواهند گشت. شاید مهم‌ترین اقداماتی که شرکت‌های اینترنتی می‌توانند برای تقویت تلاش‌های خود در جهت خدمت‌رسانی به مشتریان انجام دهند ایجاد یک تیم پاسخگویی مجهز و آموزش دیده همراه با پرسنل کافی برای پاسخگویی به مشتریان، ارائه یک فرآیند ساده برای عودت پول مشتری و فراهم کردن مکانیزمی برای ردیابی سفارشات باشد به نحوی که مشتریان بتوانند وضعیت سفارشات خود را در هر لحظه زمانی کنترل کنند. ایجاد سیاستی برای پاسخگویی به تمام نامه‌های الکترونیکی مشتریان ظرف 24 ساعت و ارسال سفارشات و تاییدیه تحویل و ارسال نامه‌های الکترونیکی برای تشکر از مشتری می‌تواند بخش اعظمی از راه را برای بهبود خدمات اینترنتی به مشتریان طی کند. نمایندگی‌های خدماتی شرکت آمازون با بیش از 500 شعبه امکان دسترسی به یک پایگاه اطلاعاتی را فراهم می‌آورند که حاوی تاریخچه کاملی از مشتری نزد شرکت است به نحوی که آنها می‌توانند به شکل سریع‌تر و بهتری به مشتریان خدمت‌رسانی کنند. این پایگاه داده‌ها مبادرت به ردیابی ترجیحات خرید مشتریان کرده و منبع مناسبی برای ارائه توصیه‌هایی متناسب با شرایط خاص خریداران است.


منبع: کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:11 ب.ظ

امروزه رهبران شرکت ها حفظ استعدادها را به مراتب مهم تر از جذب آنها دانسته و همین موضوع لزوم توجه به آن را دوچندان کرده است. درواقع روندی که باید برای جایگزین کردن فردی که اقدام به ترک شرکت کرده است طی شود، اقدامی کاملا پرهزینه خواهد بود. به همین دلیل توصیه می شود از وقوع آن جلوگیری کنید.

 در همین راستا به پنج دلیل رایج ترک شرکت از سوی کارمندان خواهیم پرداخت که می تواند به مدیران کمک بسیاری در راستای بهبود شرایط کاری آنها کند.

1- عدم توجه کافی

درواقع اینکه کارمندان حس کنند ارزش های آنها به آن شکلی که شایسته است مورد توجه قرار نمی گیرد، خود از جمله دلایل مهم ترک شرکت محسوب می شود. توجه داشته باشید که شما در کسب و کار خود تنها نیستید و همین باعث می شود تا سایر رقبا همواره در اندیشه ضربه زدن به شما باشند. بدون شک جذب استعدادهای شما می تواند از جمله اقدامات در این زمینه باشد که در صورتی که شما برای جلوگیری از آن برنامه ای نداشته باشید، به راحتی مغلوب این نقشه خواهید شد.

به همین خاطر در نخستین گام ضروری است تا به هر یک از کارمندان خود به اندازه ارزش هایی که برای شرکت دارند، بهای کافی بدهید و به نحوی عمل کنید که نشانگر آن باشد که نزد شما از اهمیت خاصی برخوردارند.با این حال الزامی وجود ندارد که در این زمینه خود را متحمل هرینه های گزاف کنید و همه چیز را حول محور مادیات بدانید. برای مثال حتی اجازه مرخصی چند روزه به کارمند نمونه شرکت نیز خود می تواند اقدامی سودمند محسوب شود، بدون اینکه شما مجبور به پرداخت هزینه بسیاری باشید.

2- نبود امکانات لازم برای رشد و ترقی

بدون تردید هیچ فردی علاقه ندارد که همواره در همان شرایط سابق خود باقی بماند و اهمیت این امر بدون شک برای افراد با استعداد بیشتر خواهد بود. به همین دلیل در صورتی که برنامه ای برای پیشرفت تیم خود نداشته باشید، همواره با خطر از دست دادن آنها مواجه خواهید بود. در این راستا ضروری است تا سیستم انتقال اطلاعات و آموزش و همچنین امکان تجربه موقعیت های شغلی جدید برای کارمندان با استعداد و توانمند شرکت فراهم باشد. در این رابطه انتقال تجربیات مدیران نیز می تواند اقدامی کاملا سودمند و در جهت ارتقای سطح رضایتمندی کارمندان محسوب شود.

3- نبود ارتباط مناسب با همکاران و مدیریت

همه ما این جمله مشهور را شنیده ایم که افراد شغل خود را ترک نکرده، بلکه از همکاران و مدیران خود فاصله می گیرند. این جمله واقعیتی کاملا درست محسوب می شود و اهمیت وجود ارتباط مناسب با افراد حاضر در شرکت از آن جهت ضروری است که افراد ساعت های بسیاری را در شرکت سپری خواهند کرد. درواقع محیط کاری خانه دوم کارمندان محسوب می شود و بدون شک تحمل فضایی خشک و آزار دهنده برای هر فردی سخت خواهد بود.

به همین خاطر از همان بدو تشکیل تیم تان برای ایجاد ارتباط مناسب میان خود با کارمندان و همچنین بهبود روابط افراد حاضر در شرکت، برنامه ریزی و مطالعات لازم را داشته باشید و به شکلی حرفه ای عمل کنید. بدون تردید در صورت وجود ارتباطی شایسته و حتی دوستانه، یک کارمند به سختی می تواند خود را از چنین محیطی جدا سازد.

4- نبود امنیت شغلی

اینکه کارمندان افق های روشنی را پیش روی خود حس نکنند نیز می تواند از مهم ترین دلایل ترک موقعیت شغلی محسوب شود. درواقع هیچ فردی دوست ندارد که همواره با استرس اینکه در آینده در چه موقعیتی قرار خواهد داشت، زندگی کرده و به همین خاطر ضروری است خود را برای ایجاد امینت شغلی به کارمندان آماده سازید. قراردادهای بلند مدت می تواند به راحتی نیاز افراد را تأمین کرده و شما را از بابت نبود نارضایتی در این رابطه کاملا مطمئن سازد.

5- نبود فرصت های جدید

انجام کاری تکراری بدون شک در درازمدت فرد را با کاهش انگیزه مواجه خواهد ساخت. در همین راستا همواره کارهای جدیدی را برای تیم خود داشته و حتی از فرستادن آنها به مکان های دیگر برای کسب تجربه، غافل نشوید. همواره این را به خاطر داشته باشید که تیم قدرتمند در نهایت به رشد و ترقی شرکت و برند شما منجر خواهد شد. به همین خاطر از انجام اقداماتی که می تواند به این امر کمک کند واهمه نداشته باشید و در موقعیت مناسب آنها را به مرحله اجرا درآورید. همچنین لازم است تا نسبت به اهداف شخصی هر یک از کارمندان خود نیز آگاهی داشته باشید و آنها را مورد توجه قرار دهید. با این حال فراموش نکنید که اولویت همواره باید با اهداف شرکت باشد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:03 ب.ظ

در بسیاری از سازمان‌ها هر مدیر با یک فرد یا در شرایط بدتر با گروهی از افرادی که انگیزه‌شان را از دست داده‌اند برخورد داشته است. ناامیدکننده است، این طور نیست؟ خودمان را به جای آنها بگذاریم، گاهی اوقات سخت است که با دیگران که نسبت به کار، غیر متعهد شده و افرادی غیرمولد هستند همدردی کنیم. گاهی اوقات ما ناراحتیشان را به عنوان یک اشکال در آرایش ذهنی‌‌شان می‌بینیم و به این دلیل ما فکر می‌کنیم که قاعدتا آنها باید این مشکل را حل کنند و از این وضعیت سریع‌تر بیرون بیایند. اگر چه این طرز فکر برای رهبر یک سازمان آسان است. اما، این نوع تفکر کاملا غلط است و با این نگاه، دلیل اصلی اینکه چرا مردم شور و اشتیاق خود را نسبت به کاری که انجام می‌دهند از دست می‌دهند، نادیده گرفته یا هرگز راهی برای ایجاد انگیزه پیدا نمی‌کنند.

به جای اینکه در معرض مشکل باشیم، این مهم است که درک کنیم ما به‌عنوان یک انسان به حس انگیزه و معنی‌دار بودن کاری که انجام می‌دهیم نیاز داریم. این بخشی از بیولوژی ماست. در حقیقت، یک بخشی در مغز ما به نام Seeking System (سیستم جست‌وجویی که در بخشی از مغز انسان قرار داشته و برای فراگیری مهارت‌ها انگیزش ایجاد می‌کند) وجود دارد که برای یاد گرفتن مهارت‌های جدید، انجام وظایف چالش‌برانگیز اما معنی‌دار تولید امواج طبیعی می‌کند. هنگامی که ما این خواسته‌ها را دنبال می‌کنیم، مقداری دوپامین دریافت می‌کنیم که انتقال‌دهنده عصبی بین انگیزه و لذت است که باعث می‌شود ما بیشتر در این فعالیت‌ها شرکت کنیم و زمانی که سیستم خلق انگیزه در مغز ما فعال است، ما بیشتر احساس با انگیزه بودن، هدفمند بودن و پرانرژی بودن می‌کنیم. در حقیقت می‌توان گفت بیشتر احساس زنده بودن می‌کنیم.

کاوش کردن، آزمایش کردن، یادگرفتن؛ این همان شیوه و سبکی است که ما باید زندگی و کار کنیم. مشکل این است که کارمندان بی‌شماری نمی‌توانند در این فعالیت‌ها شرکت کنند، زیرا رویکرد سازمان‌های ما جلوگیری و ممانعت از انجام چنین کارهایی است. با وجود این مشکلات، رهبران می‌توانند بدون تغییر اساسی در فرهنگ و ساختار سازمانی، سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز کارکنانشان را فعال کنند و براساس تجربه همکاری که من با رهبران سازمان‌ها در سراسر جهان داشته‌ام، اعتقاد دارم شما قادر خواهید بود که به تمامی اهداف کسب‌و‌کار دست یابید درحالی‌که زندگی کارکنان را نیز بهبود بخشید. سه مساله کوچک اما پراهمیت که سیستم خلق انگیزش کارکنان را برمی‌انگیزد وجود دارد: آنها را تشویق کنید تا نقاط قوت خود را ارائه دهند، فرصتی برای آزمایش، تحقیق و توسعه برای آنها فراهم کنید و به آنها کمک کنید تا اهداف کاری را جزئی از اهداف شخصی خود بدانند و برای تحقق آن تلاش کنند.

  ابراز و توصیف عقاید خود

 فلاسفه در طول هزاره اخیر تاکید کردند که مردم یک غریزه ذاتی و حس کنجکاوی برای نشان دادن به دیگران دارند که نشان دهند آنها در واقع چه کسانی هستند، بااین‌حال غالبا زندگی سازمانی با میل انسان به ابراز خود ناسازگار است. حتی امروزه، وقتی که فضایل خلاقیت و نوآوری را تحسین می‌کنیم، هنوز عناوین شغلی بوروکراتیک، نقش‌های غیرانعطاف‌پذیر و سیستم‌های ارزیابی استانداردشده که باعث ایجاد اضطراب به جای شور و هیجان و ابراز عقاید خود می‌شوند را می‌بینیم. هیچ‌یک از ما نمی‌خواهد رفتار‌های از قبل برنامه‌ریزی شده را بارها و بارها و مکررا انجام دهد. ما تمایل عمیق به استفاده از مهارت‌ها و چشم‌انداز‌های منحصربه‌فرد خود برای تصمیم‌گیری درباره اینکه چگونه به تیم‌مان کمک کنیم تا به موفقیت برسد‌، داریم. زمانی که از مردم خواسته می‌شود تا درباره ‌بهترین رفتارهای خود فکر کنند، سیستم خلق انگیزش ایشان فعال می‌شود. مطالعات و تحقیقات اخیر نشان می‌دهد زمانی که مردم نقاط قوت خود را شناسایی کرده و از قدرت منحصربه‌فرد خود استفاده می‌کنند، احساس بهتری دارند. رهبران می‌توانند به کارکنان خود کمک کنند که بدون تغییر چارچوب‌های شغلی خود دارای بهترین عملکردشان باشند.

کارکنان انتظار دارند که برای مهارت‌ها و جنبه‌های فکری منحصربه فردشان که ارائه می‌کنند، ارزش قائل شویم و هر چه بیشتر این کار را تقویت کنیم و نقش بزرگ آنها را در شرکت یادآوری کنیم، آنها عملکرد بهتری خواهند داشت و این کار زیادی نیست. برای مثال رهبران، کارکنان را تشویق می‌کنند تا شرح شغل خودشان را بنویسند، این حرکتی است که هر فرد را به فعالیت وامی‌دارد تا نقش و همکاری خاص خود را در تیم مشخص کند.

  آزمایش

 راه دوم برای اینکه سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز افراد را فعال کنیم این است که یک منطقه اطمینان‌بخش آزمایشی تجربی را بسازیم که شامل بازی و پیوند اجتماعی حمایتی است. این‌کار نه تنها سیستم برانگیختن انگیزش را تحریک می‌کند، بلکه باعث می‌شود اضطراب و ترس از بین برود. شرکت‌ها وقتی کارکنان را تشویق می‌کنند تا روش‌های جدید را بیاموزند و آنها را امتحان کنند و سپس بازخوردی را در مورد چگونگی پاسخ به ایده‌هایشان در محیط واقعی کسب کنند، چابک‌تر می‌شوند. تحقیق نشان می‌دهد ایجاد تغییر و نوآوری به عنوان یک فرصت برای آزمایش و یادگیری، بهتر از ایجاد آن به عنوان یک وضعیت عملکردی است که موجب می‌شود افراد اضطراب داشته باشند، ریسک پذیری کم شود و تمایل کمتری به پافشاری برای رفع مشکلات از خود نشان دهند.

  هدف

 هدفمند بودن حتی زمانی‌که رابطه علت و معلولی بین ورودی‌ها و پیشرفت تیم‌مان را می‌بینیم هم شامل می‌شود. برای مثال در این رویکرد حس هدفمند بودن، زمانی که به تیم‌ خود بینشی درباره تلاش برای حفظ محیط‌زیست و اینکه چه کارهای بهتری می‌توانیم انجام دهیم ارائه کنیم، اوج خواهد گرفت. به همین ترتیب، ما حس هدفمند بودن را زمانی که به‌صورت مستقیم به دیگران کمک می‌کنیم و به تیم خود اجازه پیشرفت و موفقیت را می‌دهیم نیز حس می‌کنیم. توجه داشته باشید که جایگزینی و تزریق حس هدفمند بودن در فکر کسی به یک‌باره اثرگذار و نتیجه بخش نخواهد بود. این فقط نمی‌تواند سخنرانی یک رهبر ارشد درباره‌ اینکه محصولاتشان به مشتریان چه کمکی می‌کند باشد. هدف زمانی بهترین عملکرد را دارد که کارکنان مجبور باشند به‌طور مستقیم با افرادی که با کارشان سروکار دارند روبه‌رو شوند. برای مثال کارکنان در مایکروسافت به اینکه در بیرون از محل کار زمان‌هایی را با مشتریان بگذرانند، مشکلات آنها و مسائل با اولویت‌‌تر ایشان را متوجه شوند، تشویق می‌شوند.این رویکرد در سطح مدیران متفاوت برای رهبران پیشرفت یک عامل بالقوه است که باید همیشه سطح خاصی را دنبال کنند و نیازی به عامل جذاب یا سخنرانی‌های انگیزشی برای گرفتن انرژی و اشتیاق نیست. تمام چیزی که باید مورد ملاحظه قرار بگیرد القا کردن بیان شخصیت و احساسات خود، کاوش و هدف‌گذاری شخصی است تا تمام کارهایی که می‌خواهیم را انجام دهیم.


مترجم: یوسف فراهانی


منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  09:54 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شربت لیمویی خنک کوکاکولا به تابستان طعم می دهد


 کوکاکولا در راستای کمک به بازسازی روزهای آشامیدن آبمیوه های "Capri Sun"، از بطری قوس دار نمادین خود برای تابستان رونمایی کرده است.
این شرکت به معرفی یک نوع شربت تگرگی و خنک با طعم لیمو پرداخته که ظاهرا هشت سال تمام روند آزمایش و خطا را طی کرده است.
برند فوق قبلا برای نوشتن دستور العمل تهیه یک نوشیدنی دوست داشتنی دست و پا زده بود که می توانست شکل خود را در قالب یک بسته بندی سبک حفظ کند اما کوکا کولا قصد دست کشیدن از ایده و طرح خود به دلیل وجود مانعی به نام خنکی نوشیدنی تازه را ندارد.
سرانجام، این نوشیدنی در تاریخ 16 آوریل 2018 برای نخستین بار عرضه می شود و به تابستان های شما هیجانی از جنس دیگر خواهد داد.
متاسفانه این نوشیدنی فقط در ژاپن قابل دسترس خواهد بود و در حال حاضر هیچ برنامه ای برای ارائه شربت در سایر نقاط جهان وجود ندارد.

شربت لیمویی خنک کوکاکولا به تابستان طعم می دهد


مترجم:مرضیه فروتن

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

مقاله 2014: نقاط قوت و ضعف در میان شرکتهای کوچک و متوسط مالزی

مقاله-2014-نقاط-قوت-و-ضعف-در-میان-شرکتهای-کوچک-و-متوسط-مالزیمقاله ترجمه شده نقاط قوت و ضعف در میان شرکتهای کوچک و متوسط مالزی SMEs: دیدگاه مدیریت مالی، در قالب فایل Word و در حجم 10 صفحه، همراه با فایل pdf مقاله اصلی انگلیسی مربوط به سال 2014. شرکت های کوچک و متوسط (SMEs) نقش مهمی را در اقتصاد مالزی ایفا می کنند ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
دوشنبه 27 فروردین 1397  10:29 ب.ظ

کارآفرینی و خود اشتغالی یکی از راهکارهای مناسب برای کسب درآمد است. اما در بسیاری از موارد نیازمند صرف هزینه و زمان بسیار زیاد برای تهیه لوازم و دانش و مهارت مورد نیاز برای شروع کسب و کار است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، کارآفرینی و خود اشتغالی یکی از راهکارهای مناسب برای کسب درآمد است. اما در بسیاری از موارد نیازمند صرف هزینه و زمان بسیار زیاد برای تهیه لوازم و دانش و مهارت مورد نیاز برای شروع کسب و کار است.

به همین دلیل بسیاری از افراد به دنبال روش آسان و کم هزینه تر برای کارآفرینی هستند به طوری که با صرف هزینه کمتر سود بیشتری را کسب کنند. زنان خانه دار نیز از این قاعده مستثنی نیستند و با توجه به وقتی که در خانه دارند می‌توانند برای خود اشتغال ایجاد کرده و درآمد کسب کنند. یکی از روش‌هایی که به نظر می‌رسد برای زنان خانه دار بسیار مناسب باشد، جوجه کشی از انواع پرندگان است که نه نیازمند سرمایه زیاد است و نه وقت و فضای زیاد. حتی می‌توان در پارکینگ یا حیاط خونه هم به پرورش و جوجه کشی از این پرندگان پرداخت در ادامه با ما همراه باشید تا شما رو بیشتر با این صنعت پرسود آشنا کنم.

جوجه‌های پرندگانی مانند کاسکو، مرغ مینا، مرغ عشق، عروس هندی و طوطی نسبت به تخم آنها بسیار گران‌تر است و همین باعث سود بیشتر جوجه درآوری آنها می‌شود. اگر شما هم جز زنان خانه دار هستید می‌توانید با خرید یک دستگاه جوجه کشی خانگی در منزل جوجه کشی کنید. برای استفاده از دستگاه جوجه کشی خانگی نیاز به فضای زیادی ندارید و در هر قسمت از منزل که بخواهید می‌توانید این دستگاه را قرار دهید. همچنین نیازی به سرمایه زیاد برای تهیه دستگاه ندارید زیرا دستگاه‌های جوجه کشی با قیمت بسیار مناسب و معقولی در بازار به فروش می رسند. اگر هم دانش کافی در زمنیه جوجه کشی ندارید و از لحاظ فنی دچار ضعف هستید باز هم جای نگرانی نیست زیرا دستگاه‌های تمام اتوماتیک نیز در بازار وجود دارند که کل فرایند جوجه کشی را بدون نیاز به دخالت کاربر انجام می‌دهند.

تهیه دستگاه جوجه کشی و تخم‌های نطفه دار

برای تهیه دستگاه جوجه کشی خانگی ارزان می‌توانید به فروشندگان لوازم مرغداری و یا سایت‌های اصلی کارخانه‌های تولیدی این دستگاه‌ها مراجعه کنید. در صورت خرید از سایت‌های اینترنتی حتماً توجه کنید که سایت مربوطه نماد اعتماد الکترونیکی و نماد ساماندهی داشته باشد و تصاویر مجوزهای لازم را بر روی سایت قرار دهد.

دستگاهی که می خرید باید استانداردهای لازم را داشته و از کیفیت مناسبی برخوردار باشد. توجه داشته باشید که ماشین‌های جوجه کشی خانگی به روز دنیا از سیستم چرخش ۳۶۰ درجه‌ای تخم‌ها استفاده می‌کنند. همچنین دستگاه‌هایی که مجهز به شانه‌های همه کاره و قابل تنظیم هستند از ارجحیت برخوردارند زیرا برای جوجه کشی انواع مختلف پرندگان نیازی به تهیه شانه‌های با اندازه متفاوت وجود ندارد. علاوه بر این دستگاهی که ستر و هچر همزمان دارد بهتر است زیرا می‌توانید در حین جوجه کشی تخم‌های جدیدی را وارد دستگاه کنید. در بین نمونه‌های داخلی دستگاه‌های ایزی باتور ۵ و ۶ گروه صنعتی اسکندری ویژگی‌های اشاره شده را دارد و با داشتن سایر ویژگی‌های منحصر به فرد مانند استفاده از سنسور کالیبره شده در سوئیس و موتور انحصاری EIG ساخت مالزی بازدهی بالایی را دارد.

تخم‌های نطفه دار پرندگان را به هیچ عنوان از فاصله دور و یا از سایت‌های اینترنتی نخرید زیرا امکان از بین رفتن تخم‌ها در زمان حمل و نقل وجود دارد. علاوه بر این تجربه نشان داده است که اکثر سایت‌های فروشنده تخم‌های نطفه دار کلاهبردار هستند و تخم‌های خریداری شده را ارسال نمی‌کنند و یا تخم‌های سایر پرندگان را به مشتری ارسال می‌کنند. تخم‌ها را از کسانی که پرندگان مورد نظر را پرورش می‌دهند بخرید و حتماً در هنگام خرید محل نگهداری پرنده‌ها را بازدید کنید.

فروش جوجه‌ها در بازار

همانطور که اشاره شد جوجه‌های پرندگان زینتی در بازار قیمت بسیار بیشتری نسبت به تخم‌های نطفه دار این پرندگان دارند و زنان خانه دار با جوجه کشی این پرندگان در داخل خانه می‌توانند سود زیادی کسب کنند. اطلاعات مربوط به قیمت‌های به روز این پرندگان را می‌توانید با مراجعه به پرنده فروشان کسب کنید. جوجه‌ها را می‌توانید به راحتی در بازار آزاد به خریداران بفروشید.

سخن آخر

اگر شما هم خانه دار هستید، می‌توانید با تهیه یک دستگاه جوجه کشی خانگی کسب درآمد کنید. جوجه کشی پرندگان گران قیمت مانند پرندگان زینتی که قیمت بالایی دارند به سرمایه زیادی نیاز ندارد. قیمت دستگاه‌های جوجه کشی خانگی با کیفیت مناسب در بازار کمتر از یک میلیون تومان است و به راحتی با مراجعه به فروشندگان لوازم مرغداری و یا سایت‌های اینترنتی کارخانه‌های سازنده دستگاه‌ها می‌توانید آنها را خریداری کنید. همان طور که اشاره شد دستگاهی را خریداری کنید که مطابق استانداردهای به روز دنیا بوده و کیفیت مناسبی داشته باشد زیرا استفاده از دستگاه‌های بی کیفیت مانند دستگاه‌های بدنه فلزی که راندمان پایینی دارند منجر به تلف شدن تخم‌ها شده و ضرر مالی را در پی خواهد داشت.

تخم‌های نطفه دار را حتماً از پرورش دهندگان پرندگان بخرید و قبل از خرید محل پرورش پرندگان را به صورت حضوری بازدید کنید. جوجه‌های حاصل از جوجه کشی را می‌توانید در بازار آزاد به قیمت بسیار مناسبی بفروشید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در سال های اخیر در شرایطی که مشکلات اقتصادی امرار معاش را برای افراد سخت کرده، مشاغل خانگی رشد روزافزونی داشته است.


مشاغل خانگی یکی از کسب و کارهای جذاب است که برخی افراد به دلیل محیط امن خانه آن را به عنوان یک بنگاه اقتصادی می پذیرند. برخی از این شغل ها صاحبان خود را به درآمدهای میلیونی می رسانند. همچنین با پیشرفته تر شدن تکنولوژی و تغییر روندها در اقتصاد، مستقل کار کردن، بیشتر از گذشته رایج شده است.
از طرف دیگر حجم بالای بیکاری در کشور گاهی باعث می شود که افراد از سر ناچاری تن به پذیرش شغل هایی با درآمد پایین بدهند. جمعیت عظیمی از نیروی کار معتقد است که امروزه درآمد و هزینه با هم همخوانی ندارند و هزینه ها بسیار بیشتر از درآمدهاست. در صورتی که با مشاغل خانگی می توانید به اندازه یک شغل اداری کار کنید و دستمزد به دست آورید به شرطی که دارای مهارت ها و قابلیت های خاصی باشید.
پردرآمد ترین مشاغل خانگی دنیا از جمله مهم ترین اطلاعاتی است که برای راه اندازی یک کسب و کار خانگی لازم است. امروزه افراد زیادی درصدد راه اندازی کسب و کار خانگی پردرآمد هستند. اگرچه کار در خانه برای همه مناسب نیست اما قطعا امتیازات ویژه خودش را دارد. در این مطلب به معرفی برخی از پردرآمدترین مشاغل خانگی جهان می پردازیم.
 
مترجم
به عنوان یک مترجم مستقل، شما می توانید متنی را از یک زبان به زبان های دیگر ترجمه کنید. این شغل یکی از مشاغل کامل و از راه دور است. مترجمی شغل بسیار ساده ای است که شما می توانید آن را در منزل خود انجام دهید. گاهی اوقات ممکن است شما نیاز به تجدیدنظر در کار خود داشته باشید. اما اگر به اندازه کافی دارای استعداد و مهارت در ترجمه کلمات هستید، می توانید این شغل را به عنوان شغل اصلی خود به حساب آورید.
همچنین اگر در یک یا چند زبان خارجی تسلط دارید و با سبک های مختلف نوشتاری آشنا هستید، این شغل مناسب شماست؛ شغلی که می تواند گاهی کاملا خسته کننده به نظر برسد اما با توجه به مدیریت زمان که این هم یکی از مهارت های شما باید باشد، می توانید در این شغل موفق باشید.
 
صداپیشه
شاید در نخستین نگاه به واژه «صداپیشه» ذهن شما به سمت دوبله و صداگذاری و صحبت کردن به جای بازیگران سینما و تلویزیون بیفتد اما واقعیت این است که شما می توانید با استفاده از صدای خود و به صورت مستقل برای شرکت های تولید کتاب های صوتی، آثار انیمیشن، بازی های کامپیوتری، وب سایت ها، فیلم ها و دیگر موارد فعالیت کنید و این شغل می تواند هم برای شما یک سرگرمی باشد و هم درآمد قابل توجهی به همراه بیاورد. ولی باید به این نکته توجه داشت که تمام این موارد منوط به این است که شما واقعا از صدای خاصی برخوردار باشید.
 
طراح اینفوگرافیک
امروزه طراحان اینفوگرافیک در حال تبدیل شدن هرچه بیشتر از یک ابزار قدرتمند به یک ترسیم کننده اطلاعات دقیق هستند. این روزها، واقعا به نظر نمی رسد که هیچ کس آنقدر زمان صرف کند تا از طریق جست وجو در میان مقالات و صفحات وب به جزییات اطلاعات دسترسی پیدا کند.
بنابراین این روزها تقاضا برای این شغل در حال افزایش است و این حرفه برای بسیاری از افراد جویای تخصص کار، بسیار ارزشمند است. با این حال شما باید به خوبی با ابزار تجسم و ترسیم داده ها آشنا و بر آن مسلط باشید و همچنین باید خیلی مراقب باشید اطلاعات ترسیم شده ای که ارائه می دهید، براساس داده های درست باشد. اگر شما دارای چنین تخصصی باشید می توانید به راحتی در منزل تان این حرفه را دنبال کنید و به درآمدی نسبتا خوب دست یابید.
 
نویسنده
فرصت های بسیاری برای حرفه نویسندگی وجود دارد. شما می توانید چه به صورت چاپ و چه به صورت نشر آنلاین فعالیت کنید. با رشد اینترنت، فرصت نوشتن آنلاین همیشه در حال افزایش است. شما می توانید در زمینه های مختلف از جمله بهداشت، آموزش، مشاوره، ورزش، موسیقی و سیاست مطلب بنویسید. اما اگر شما واقعا دوست دارید حرفه نویسندگی را دنبال کنید باید همیشه موضوعاتی را که به آنها علاقه مند هستید، پیدا کنید.
 
طراح گرافیک
تقاضا برای به خدمت گرفتن طراحان گرافیست مستقل نیز روز به روز در حال افزایش است. اگر از خلاقیت های ویژه ای برخوردار هستید، می توانید این حرفه را در منزل خود دنبال کنید. گرافیست کسی است که بر مبنای سفارشی که به او می دهند و با تکیه بر هنر خود، پیام یا ایده ای را به کمک تصویر و حروف به مخاطب انتقال می دهد. امکان کار به صورت مستقل و پروژه ای برای گرافیست به میزان زیادی فراهم است.
طراحان گرافیک به طور مداوم توسط شرکت ها، آژانس های تبلیغاتی، روزنامه ها، خرده فروشان و وب سایت‌ها دعوت به همکاری می شوند. این یک فرصت شغلی بسیار بزرگ است که نیاز به آموزش های خیلی رسمی هم ندارد. خلاقیت شماست که با مشتریان صحبت می کند.
 
انیماتور
یک انیماتور می تواند در زمینه های گوناگون از جمله فیلم و کارتون های تلویزیونی، بازی های ویدئویی و اینترنت کار کند. به سازنده انیمیشن انیماتور می گویند. بسیاری از انیماتورها به صورت قراردادی و سفارشی کار می کنند مثلا سفارش ساخت یک تیزر تبلیغاتی را گرفته و در زمان مقرر باید آن را تحویل دهند. ممکن است برای شروع، شما هزینه های زیادی را صرف خرید ابزارهای آن از جمله نرم افزارها و سخت افزارهای کامپیوتری کنید، اما به محض اوج گرفتن کارتان، درآمدی که نصیب تان خواهد شد به مراتب بالاتر از سرمایه گذاری اولیه تان خواهد بود. توجه به این نکته حائز اهمیت است که شغل انیماتوری یک شغل رقابتی است و به مرور زمان شما نیازمند یک تیم کاری خواهید شد.

منبع:کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد


نظرات()   
   
دوشنبه 27 فروردین 1397  10:09 ب.ظ

در دنیای امروز همه ما با خطرات فرسودگی شغلی (burnout) آشنا هستیم. تحقیقات نشان می‌دهد که فرسودگی شغلی منجر به مشکلات مرتبط با کار مانند نارضایتی شغلی، غیبت از کار، تصمیم‌گیری ناکارآ و جابه‌جایی کارمندان به علاوه مشکلات مرتبط با سلامتی مانند افسردگی، بیماری‌های قلبی و حتی مرگ می‌شود. برخی مسائل معمول دیگر در مورد فرسودگی شغلی، فقدان استقلال داخلی، تعهد، انگیزه و علاقه است. اما چون توجه اکثر این تحقیقات به کارمندان در سازمان‌های بزرگ است، ما در مورد فرسودگی شغلی در سایر کارمندان چیزهای کمی می‌دانیم. در نتیجه تصمیم گرفتیم در مورد گروهی مطالعه کنیم که به نظر می‌رسد بیشتر در معرض فرسودگی قرار دارند: کارآفرینان. در واقع برخی شواهد نشان می‌دهد که کارآفرینان بیشتر در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند، چرا که آنها عموما به شدت به کارشان علاقه دارند و از نظر اجتماعی بیشتر منزوی هستند، امنیت محدودی دارند و با نااطمینانی بالا فعالیت می‌کنند.

ما مطالعه‌ای انجام دادیم تا دریابیم چه عواملی منجر به فرسودگی شغلی بیشتر بین کارآفرینان می‌شود. به‌طور خاص نگاهی به این نکته انداختیم که آیا علاقه به شغل، تناسب شغلی و باورهای سرنوشت (باوری که یک حرفه کارآفرینی موفق به چه شکل مقدر شده است) در احتمال تجربه فرسودگی شغلی در کارآفرینان نقش دارند یا خیر. ما در مطالعه خود، تعدادی سوال پرسیدیم تا علاقه شغلی کارآفرینان، تناسب شغلی، باورهای کاری و احتمال تجربه فرسودگی شغلی را اندازه‌گیری کنیم. تناسب شغلی را چنین تعریف کردیم که فرد مذکور تصور می‌کند شغل فعلی‌اش تا چه حد با شغل ایده‌آلش تناسب دارد. ما اشتیاق و علاقه شغلی را به‌عنوان داشتن تمایل قوی برای کاری تعریف کردیم که فرد آن را دوست داشته و مهم یافته است. هدف ما این بود تا فاکتور «شور و اشتیاق قلبی»  (harmonious passion) را اندازه‌گیری کنیم که به این معنی است که شغل فرد به او انگیزه می‌دهد؛ چرا که شغل مذکور برای او رضایت به همراه دارد و بخش مهمی از شخصیت اوست و فاکتور «شور و اشتیاق تحمیلی» (obsessive passion) که به این معنی است که شغل مذکور به‌دلیل موقعیت، پول و سایر پاداش‌هایی که با خود به همراه دارد مهم است. در مورد باورهای کاری، سوالات ما طوری طراحی شده بود تا نحوه تفکر افراد در مورد تکامل شغل‌شان طی زمان را اندازه‌گیری کند. افراد به دو گروه تقسیم شدند: افرادی با طرزفکر منعطف؛ کسانی که باور داشتند یک شغل کارآفرینی می‌تواند طی زمان توسعه یابد و افراد با طرز فکر ثابت؛ کسانی که تصور می‌کردند یک قدم شغلی هم درست و هم غلط است و اینکه موفقیت کارآفرینی هم می‌تواند مقدر شده باشد و هم نباشد. برای سنجش فرسودگی شغلی، از افراد سوالاتی نظیر موارد زیر را پرسیدیم: آیا با شروع روز جدید، احساس خستگی می‌کنند یا خیر؟ آیا به اهمیت کارشان شک می‌کنند یا خیر؟ و آیا وقتی کاری را در محیط شغلی خود به انجام می‌رسانند، احساس نشاط و شادمانی دارند یا خیر؟ همه سوالات تحقیق ما بر مبنای مقیاس‌های معتبر بود.

کارآفرینان در نمونه ما، به‌طور متوسط، بیان کرده‌اند که آنها برخی از سطوح فرسودگی شغلی را تجربه کرده‌اند. اما این فرسودگی شغلی در برخی نسبت به سایرین بیشتر بوده است؛ ۲۵ درصد کارآفرینان فرسودگی شغلی نسبی را احساس کردند درحالی‌که در ۳ درصد از آنها این فرسودگی بسیار قوی بود. ما دریافتیم که اکثریت کارآفرینان سطوح بالایی از تناسب شغلی (۲۶/ ۴ در یک مقیاس ۵ امتیازی) گزارش داده‌اند، در «شور و اشتیاق قلبی» امتیاز بالا (۹/ ۳) و در «شور و اشتیاق تحمیلی» میزان متوسط (۵۸/ ۲) و در باورهای سرنوشت ۷۹/ ۲ را به‌دست آوردند. تحقیق ما نشان داد کارآفرینانی که امتیازهای بالایی در «اشتیاق تحمیلی» به‌دست آورده‌اند، نسبت به افرادی که امتیاز بالایی در« اشتیاق قلبی» دارند، به احتمال بیشتری تجربه فرسودگی شغلی را گزارش می‌دهند. برای برخی کارآفرینان، فرسودگی شغلی آنها منجر به یک نگرانی و استرس مداوم شد. همچنین دریافتیم که بین کارآفرینانی با «شور و اشتیاق تحمیلی» افرادی با طرزفکر ثابت بیشتر مستعد این فرسودگی هستند.

جنبه پنهان اشتیاق

بیایید نگاهی دقیق‌تر به ارتباط بین اشتیاق و فرسودگی شغلی بیندازیم. کارآفرینانی که سطح بالایی از «شور و اشتیاق قلبی» را گزارش داده‌اند، تجربه سطوح بالایی از تمرکز، توجه و جذب در طول کارشان را بیان کرده‌اند. گرچه این کارآفرینان گفته‌اند که آنها اغلب احساس می‌کنند که کار تمام زندگی آنها را پر کرده است اما به خودشان اجازه استراحت و انعطاف‌پذیری بیشتر را نیز داده‌اند. علاوه‌بر این، آنها احساس می‌کردند که شغل کارآفرینانه‌شان به آنها اجازه می‌داد تا طیف متنوعی از تجربیات جالب را به‌دست آورند. در نتیجه، دریافتیم که این کارآفرینان به احتمال به مراتب کمتری از احساس خستگی و فرسودگی شغلی رنج می‌برند.

اهمیت طرز تفکر منعطف

یک طرزفکر ثابت رابطه بین تناسب شغلی و فرسودگی را تعدیل کرده است. معنای این جمله این است که کارآفرینان با یک طرزفکر ثابت، احساس تناسب شغلی را در خود بسیار سخت می‌دیدند که روی احساس اشتیاق آنها تاثیر می‌گذاشت و در نتیجه منجر به فرسودگی شغلی می‌شد. بیایید مجموعه‌ای از مثال‌ها از داده‌هایمان را قیاس کنیم تا ببینیم این مساله در عمل به چه شکل خواهد بود. پیتر یک کارآفرین است که سطح بالایی از تناسب شغلی و یک طرزفکر ثابت دارد. او کل زندگی خود را حول شغلش تعریف کرده است، چرا که باور داشت بودن در شغل ایده‌آلش چیزی بود که احتمالا دوباره اتفاق نمی‌افتاد. این مساله پیتر را در سبک زندگی فعلی‌اش به عنوان یک کارآفرین غرق کرده بود و او چنان با کسب‌و‌کارهایش گرفتار شده بود که در نهایت منجر به فرسودگی شغلی او شد. بیایید پیتر را با سارا مقایسه کنیم که سطح بالایی از تناسب شغلی و طرزفکر منعطف را گزارش داده است. سارا ارزش چندانی به تناسب شغلی نمی‌داد؛ چرا که باور داشت بیش از یک حرفه کامل برای او وجود دارد. بنابراین گرچه او واقعا دوست داشت یک کارآفرین باشد اما کارآفرینی را به‌عنوان تنها موقعیت درست برای خود نمی‌دید. این امر موجب شد سارا در مورد نحوه مشاهده شغل خود به مراتب منعطف‌تر شود و منجر به این شد که او واقعا از شغلش لذت ببرد و احتمال فرسودگی در او کمتر شود.در مجموع، یافته‌های ما نشان می‌دهد که تناسب شغلی، اشتیاق، طرزتفکر و فرسودگی شغلی به شدت به یکدیگر مرتبط هستند. درک این نکته که اشتیاق یک شمشیر دولبه است می‌تواند به کارآفرینان کمک کند تا انگیزه‌ها و رفتار کاری خود را بازبینی کنند، همچنین از اینکه خستگی به کارشان آسیب برساند جلوگیری کنند.


مترجم:آناهیتا جمشید نژاد


منبع:دنیای اقتصاد



نظرات()   
   
چهارشنبه 22 فروردین 1397  11:19 ب.ظ

حقایقی خواندنی درباره زالو و پرورش آن

زالو، همان موجود خوفناک و چسبانی که در باورمان خون انسان را سر می‌کشد، در پشت پرده زندگی تاریک و ترسناکش حقایقی باور نکردنی دارد؛ از مسائل درمانی و معالجه ٣٠٠ نوع بیماری گرفته تا بازار داغ صید و قاچاق به داخل کشور.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند، متین فرهنگ‌پور دکترای مدیریت کسب و کار یکی از ٤ نفری است که در ایران مجوز قانونی بهره‌برداری و پرورش زالو را از سازمان نظام مهندسی کشاورزی دریافت کرده و با علاقه خاصی که به این حرفه دارد زالو را حیوانی مفید برای انسان‌ها می‌داند.

او از صید غیرقانونی که باعث انقراض نسل زالوهای اصیل ایرانی در شمال کشور شده گله دارد و معتقد است سازمان‌های متولی باید برای برخورد قانونی با صیادان غیرقانونی زالو وارد عمل شوند.

با همه اینها در این گفت‌وگو با دکتر فرهنگ‌پور از ساز و کار پرورش زالو و کاربردهای مختلف آن در طب سنتی و صنایع پرسیدیم. مصاحبه‌ای که به اعتقاد من سطر به سطرش جالب و خواندنی و البته قابل تامل است.

آقای فرهنگ‌پور! نخستین سوالم از شما این است که این همه جانور برای پرورش. چرا زالو؟

ببینید، از ۲۵۰۰ سال قبل، زالو برای مسائل درمانی شناخته شده و از آن استفاده هم می‌کردند. این روش درمانی ابتدا در چین وجود داشت و ابوعلی سینا نخستین کسی بود که زالودرمانی را در ایران رواج داد و در کتاب قانون نیز به آن اشاره کرد، بنابراین با گذشت زمان زالو مورد استفاده درمانی پیدا کرد و امروزه بیش از ٣٠٠ بیماری با این حیوان درمان می‌شود.

زالو به مکیدن خون انسان مشهور است. سر و کار داشتن با این موجود برای کسب و کار، عجیب یا سخت نبود؟

تخصص من کسب و کار است بنابراین همیشه به دنبال کارهایی می‌روم که شاید برای عده‌ای سخت و حتی عجیب به نظر برسد. باید بگویم من کلا خلاف جهت آب شنا می‌کرده‌ام؛ ضمن اینکه بعد از قانونی‌شدن پرورش زالو در ایران، جذابیت درآمدزایی‌اش هم یکی از فاکتورهای انتخاب من برای این کار بود.

وزارت بهداشت دولت نهم مخالفت‌های زیادی با طب سنتی به‌خصوص زالودرمانی داشت. کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت کابینه اول محمود احمدی‌نژاد یکی از کسانی بود که صراحتا اعلام کرد زالودرمانی مستندات علمی ندارد بنابراین دخالت در امور پزشکی تلقی شده و جرم است. الان فضای این کار و پرورش زالو برای مسائل درمانی از نظر وزارت بهداشت قانونی شده است؟

بله، در دهه گذشته مخالفت‌هایی با این صنعت وجود داشت اما در سال‌های اخیر این فضا بازتر شد و درحال‌ حاضر به غیر از من سه نفر دیگر نیز به صورت قانونی مجوز بهره‌برداری و پرورش زالو را دارند. با این حال، بیش از ٥٠٠ کارگاه پرورش زالو در کشور وجود دارد که به صورت غیرقانونی و خانگی در این حوزه فعالیت می‌کنند.

یعنی شما مجوز فعالیت دارید؟

بله، مجوز گرفته‌ایم. متولی این کار سازمان نظام مهندسی و کشاورزی منابع طبیعی است. ما هم از این طریق اقدام کردیم و بعد از تأیید شیلات استان طبق نامه‌ها و استعلاماتی که سازمان نظام مهندسی انجام داد از نظام دامپزشکی مجوز فعالیت دریافت کردیم.

مجوز قانونی برای پرورش زالو راه سخت و پیچیده‌ای دارد؟ منظورم این است که چون به هر کسی مجوز فعالیت نمی‌دهند عده‌ای مجبور شده‌اند به صورت خانگی دست به پرورش زالو بزنند؟

مراحل مختلفی دارد اما سخت نیست و فقط باید شرایطش را داشته باشی. مثلا باید تحصیلاتت لیسانس مرتبط یا فوق‌لیسانس غیرمرتبط با سابقه کار باشد یا متراژ کارگاه طبق استانداردهای سازمان بوده و حریم و فاصله کارگاه پرورش زالو از دامپزشکی و مرغداری‌ها و منازل مسکونی رعایت شود.

طب سنتی با علم پزشکی مغایرت دارد. به همین دلیل عده‌ای از صاحب‌نظران به زالودرمانی انتقاد می‌کنند. این موضوع مشکلی برای کار شما پیش نیاورده است؟

راستش همیشه تنش و اختلاف نظرهایی بین طب سنتی و پزشکی نوین وجود دارد. با این حال، ما معتقدیم این دو طب در کنار هم مفید هستند و می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. ببینید، همین زالودرمانی به‌عنوان یک طب سنتی در خیلی از کشورهای دنیا مرسوم است. مثلا در بیمارستان‌های ترکیه علاوه بر بانک خون، بانک زالو هم وجود دارد و برای درمان خیلی از بیماری‌ها از جمله سکته مورد استفاده قرار می‌گیرد.

زالوها را از کجا می‌آورید؟

استان‌های گلستان، مازندران و گیلان بهترین نژاد زالوها را دارند. ما هم نخستین زالوها را از آن منطقه صید کردیم.

فکر می‌کنم صید موجودی کوچک با ظاهری ترسناک مثل زالو کار سختی است. آنها را چطور صید می‌کنند؟

زالوها در شالیزارها، مرداب‌ها و باتلاق‌ها زندگی می‌کنند. آنها فعالیتشان در تاریکی است و در روشنایی مخفی می‌شوند. بنابراین وقتی هوا تاریک می‌شود صیادان لباس‌های مخصوصی می‌پوشند و به مناطق زندگی زالوها می‌روند. در این شرایط زالوها بیرون می‌آیند و به صیاد می‌چسبند و در همین هنگام اصطلاحا شکار می‌شوند.

صید زالوها مشکلی برای انقراض نسلشان به وجود نمی‌آورد؟

راستش دخالت افرادی که به صورت غیرقانونی و بدون داشتن مجوز زالوها را صید می‌کنند و به فروش می‌رسانند این خطر را برای نسل زالوهای ایرانی رقم می‌زند. به همین دلیل نسل زالوهای استان گلستان و گیلان کم‌کم در حال نابودی است و در حال حاضر زالو در استان مازندران بیشتر پیدا می‌شود. به همین‌ دلیل است که پرورش زالو اهمیت ویژه‌ای دارد و ما در کنار صید زالوها آنها را پرورش می‌دهیم تا دوباره تولید مثل کنند و نسلشان منقرض نشود.

چطور می‌توان جلوی صید بی‌رویه زالوها را گرفت؟

ببینید، سازمان محیط ‌زیست باید با کمک وزارت بهداشت و شیلات هر استان مجوزهای قانونی صید و پرورش زالو را بدهد تا جلوی صید غیرقانونی و بی‌رویه زالو گرفته و با متخلفان هم برخورد قانونی شود.

به نظر می رسد بازار فروش زالو سودآور است که عده‌ای بدون داشتن مجوز قانونی دست به صید و پرورش این حیوان می‌زنند.

بله، صنایع جانبی که از خاصیت‌های زالو تولید می‌شود خیلی درآمدزاست؛ مثل تولید صابون و کِرِم‌های مختلف. از طرف دیگر عده‌ای زالوها را صید و به کشورهایی مانند ترکیه و روسیه صادر می‌کنند.

گفتید که در ایران فقط چهار نفر در صنعت پرورش زالو و فروش آن به صورت قانونی مجوز دارند اما از طرف دیگر زالوهایی هم از کشورهای دیگر به ایران وارد می‌شود. می‌خواهم بدانم آیا این صنعت هم مثل خیلی از صنایع دیگر بازار خارجی‌اش داغ‌تر است یا نه، بازار زالو  دست خود ایرانی‌هاست؟

به این دلیل که مجوزها ظرف دو ‌سال اخیر به پرورش‌دهندگان داده شده است، متاسفانه هنوز نتوانسته‌ایم بازار عرضه و تقاضا را در دست بگیریم. با این حال، قاچاق زالو از کشورهای ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان خیلی زیاد است و هنوز هم به هر دلیلی نتوانسته‌اند جلوی قاچاق زالو را بگیرند. با این حال زالوهای وارداتی در بحث درمان خیلی طرفدار ندارند و اکثر پزشکان طب سنتی ترجیح می‌دهند از زالوهای ایرانی استفاده کنند. به همین دلیل زالوهای وارداتی معمولا با زالوهای شمال کشور مخلوط و به‌عنوان زالوی ایرانی به بازار عرضه می‌شود!

مشتری‌های زالو و در واقع کسانی که آنها را از شما می‌خرند چه افرادی و با چه مشاغلی هستند؟

کلینیک‌ها و پزشکان طب سنتی و عطاری‌ها. بعضا هم پیش می‌آید که افرادی به صورت شخصی زالو را خریداری می‌کنند تا به صورت خانگی برای درمان مورد استفاده قرار دهند.

زالوها در ایران چه انواعی دارند و به قول معروف کدام نوعشان برای درمان مرغوب‌تر است؟

در ایران ١٥ گونه زالو وجود دارد اما فقط دو مدل از آنها به نام‌های اورینتالیس و مدیسینالیس از نژادهای اصیل ایرانی هستند که خاصیت درمانی دارند. گونه‌های دیگر این خاصیت را ندارند چرا که حتی بعضی‌هایشان گوشت‌خوار و بعضی‌هایشان سمی هستند. البته شناختن زالوها کار راحتی است و براساس ظاهر، اندازه و رنگشان می‌توان نژاد و گونه‌شان را تشخیص داد.

یک زالوی خوب، اصیل و درمانگر چه شکلی است؟

ابوعلی سینا معتقد بود که باید از زالویی استفاده شود که در زیستگاه قورباغه باشد. زالویی بهتر است که کرک و پشم نداشته و رنگش سبز تیره باشد و قرمز و نارنجی نباشد.

در باور عمومی زالو یک حیوان ترسناک و بعضا چندش‌آور است. نگاه شما به آنها چیست؟

از دور این‌طور است. اگر یک‌بار این حیوان را در دستتان بگیرید و با او ارتباط برقرار کنید، متوجه می‌شوید که چقدر دوست‌داشتنی است. در باور عمومی به این دلیل که زالو از خون تغذیه می‌کند، زالوصفت درخصوص انسان‌هایی که از دیگران بهره‌کشی می‌کنند به کار می‌رود. زالو در قبال خونی که می‌مکد دارویی وارد بدن می‌کند که ویژگی درمانی دارد و این صفتی است که خیلی از انسان‌ها ندارند.

در طول این سال‌ها که با زالو سر و کار داشته‌اید تابه‌حال مشکل و خطری برای شما ایجاد نکرده‌اند؟

به هیچ عنوان.

شما که زالوها را برای مصارف درمانی پرورش می‌دهید و به استفاده‌کنندگان می‌فروشید، خودتان هم تابه‌حال زالودرمانی کرده‌اید؟

بله، برای درمان لثه‌ام زالودرمانی کردم و کمتر از ٢٤ ساعت عفونت لثه‌ام برطرف شد.

غذای زالو فقط خون است؟

بله.

چطور این غذا را برای زالوهایتان تهیه می‌کنید؟

ببینید، هرچند وقتی اسم زالو می‌آید عده‌ای از مردم این حیوان را در حال مکیدن خون انسان تصور می‌کنند اما در واقع تغذیه آنها از خون دام است. با این‌حال تهیه خون دام برای زالوهای پرورشی مشکلی بوده که تاکنون در دستورالعمل دامپزشکی نبوده است. با همه اینها دامپزشکی کل کشور و شیلات قرار است در این زمینه به ما کمک کنند تا دام‌ها قبل از اینکه به کشتارگاه بروند بتوانیم خونشان را بگیریم و داخل کیسه‌های وکیوم‌شده نگهداری کنیم و بتوانیم برای تغذیه زالوهای کارگاهمان از آنها استفاده کنیم.

خانواده‌تان با این موضوع مشکلی ندارند؟

به هیچ‌عنوان. خانواده‌ام به من کمک هم می‌کنند.

زالوها را خانه هم می‌برید؟

برای بستگانم که به خانه‌مان می‌آیند و می‌خواهیم درمانی برایشان انجام دهیم گاهی زالوها را به خانه هم می‌برم. (با خنده)

زالوها مریض هم می‌شوند؟

بله، بیماری‌های عفونی و قارچ و باکتری امراض زالو است.

شما معتقدید که زالو با مکیدن خون انسان دارویی وارد بدن او می‌کند که این دارو باعث درمان بیماری می‌شود اما سوالی که برای من پیش آمد این است که اگر یک‌نفر به بیماری عفونی خاصی مثل ایدز مبتلا باشد، آیا زالو با مکیدن خون این فرد، ویروس اچ‌آی‌وی را به افراد دیگری که بعدا تحت‌درمان قرار می‌گیرند، منتقل نمی‌کند؟

زالو یک خاصیتی دارد و آن هم این است که اگر تغذیه کامل شود تا دو سه ماه نیازی به غذا ندارد. حتی زالو توانایی اینکه تا دو سال هم غذا نخورد را دارد و در واقع در این مدت همان چیزی را که خورده است، به مرور هضم می‌کند بنابراین زالو وقتی غذا یعنی همان خون را می‌مکد، دیگر میل به هیچ چیزی ندارد. در این فاصله هم خونی که خورده است، در بدنش کاملا تجزیه می‌شود. با همه اینها هنوز جواب مشخصی برای این موضوع وجود ندارد، یعنی نه می‌توانیم بگوییم صددرصد ناقل بیماری است و نه می‌توانیم بگوییم نیست!

یعنی احتمال دارد بیماری یا ویروسی مثل اچ‌آی‌وی را به انسان منتقل کند؟

بله، احتمالش وجود دارد.

با این حساب، شما به‌عنوان یک پرورش‌دهنده زالو کار پرخطری دارید.

زالوهایی که ما داریم شناسنامه دارند یعنی می‌دانیم چه زمانی و با چه چیزی تغذیه شده‌اند. ضمن اینکه بستری که برایشان فراهم کرده‌ایم، از لحاظ آب و گیاهانی که در آن پرورش پیدا می‌کنند، خیالمان را راحت می‌کند که زالوهای ما، زالوهای سالمی هستند. از همه مهم‌تر این است که وقتی زالوها وارد بازار می‌شوند و مورد استفاده قرار می‌گیرند، دیگر به پرورشگاه برنمی‌گردند و همان جا به پزشکان گفته می‌شود که آنها را معدوم کنند.

گفتید زالوها شناسنامه دارند. شناسنامه‌دار بودن زالو به چه معناست؟

یعنی اینکه در واقع بدانیم چه زمانی تغذیه شده‌اند و حداقل باید سه تا چهار ماه از تغذیه‌شان گذشته باشد تا بتوانیم برای درمان از آنها استفاده کنیم. اینکه زالو چه غذایی و خون چه دامی را خورده است هم یکی از فاکتورهای شناسنامه‌ای آنهاست، بنابراین همه اینها بررسی می‌شود و آن موقع برای هر کدام از زالوها یک شناسنامه براساس نژاد و گونه‌شان تهیه می‌کنیم.

زالو در قفس و محیط در بسته‌ای نگهداری می‌شود؟

خیر، زالو به اکسیژن نیاز دارد، به همین علت در بطری‌های مخصوص شیشه‌ای هشت تا ١٠ لیتری یا آکواریوم و وان نگهداری می‌شود. البته معمولا روی این فضا را با توری می‌پوشانند.

هزینه نگهداری از زالوها چقدر است؟

چون تغذیه زالوها زمان‌بر است و معمولا هر دو ماه یک بار نیاز به غذا دارند، بنابراین هزینه روزانه‌ای که برای نگهداری از آنها می‌شود، تنها هزینه آبی است که محل نگهداری‌شان لازم دارد.

یک زالو از کجا می‌داند که وقتی برای درمان مورد استفاده قرار می‌گیرد، باید چه دردی را درمان کند؟

ما برای نخستین‌بار در ایران زالوهای متخصص تولید می‌کنیم یعنی آخرین تغذیه‌اش را چیزی که خودمان بخواهیم به این حیوان می‌دهیم. این کار باعث می‌شود بتوانیم برای انواع بیماری‌ها، زالوهای مخصوص به همان درمان را بدهیم، مثلا برای بیماری‌های گرفتگی عروق یک نوع زالو می‌دهیم یا کسانی که درد مفاصل دارند، از یک نوع زالوی دیگر استفاده می‌کنند.

با همه توضیحاتی که در رابطه با زالو و فوایدش گفتید، همچنان معتقدم پرورش زالو یکی از مشاغل عجیب و حتی ترسناک است. (با خنده) برای شما فقط علاقه به یک کار سخت و متفاوت دلیل اصلی انتخاب این شغل بود یا نه، سود و درآمد این کار هم وسوسه‌برانگیز است؟

این کار صبر و حوصله زیادی می‌خواهد و این‌طور نیست که یک‌شبه سود زیادی از این کار به دست بیاوری اما بالطبع اگر این حوصله را به خرج دهیم و علاقه‌مند باشیم، درآمد خوبی دارد، بنابراین به کسانی که می‌خواهند وارد این کار شوند، باید بگویم که از لحظه‌ای که این کار را شروع می‌کنند، حداقل ١٢ تا ١٤ ماه زمان می‌برد تا به درآمد و سود برسند.

به نظر شما به‌عنوان کسی که در این حوزه تجربه زیادی دارید، افراد علاقه‌مند یا جویای کار برای وارد شدن به شغل پرورش زالو به چقدر سرمایه نیاز دارند؟

اگر بخواهند مجوز بگیرند و به شکل قانونی کار کنند، به فضای کارگاهی و یک‌سری لوازم و ابزار نیاز دارند، بنابراین حداقل سرمایه‌ای که می‌خواهد بین ٣٠٠ تا ٤٠٠ ‌میلیون تومان است. اما افرادی هستند که از کارگاه‌های خانگی که البته غیرقانونی هم هستند، این کار را شروع می‌کنند. این افراد هم به حداقل ٣٠‌ میلیون تومان سرمایه و یک مساحت ٤٠ متری برای پرورش زالو نیاز دارند. به‌هرحال افرادی که اصطلاحا به صورت خانگی دست به پرورش زالو می‌زنند، باید به این نکته توجه داشته باشند که محیط پرورش این حیوان هرگز در خانه‌های مسکونی نیست چراکه مکان پرورش زالو باید آرام و بی‌سروصدا باشد و در صورت عدم‌ رعایت این نکته جلوی تولید مثل آنها گرفته می‌شود، ضمن اینکه زالو در محیط دربسته‌ای نگهداری نمی‌شود، بنابراین احتمال فرار و خارج‌شدن آنها از محلی که نگهداری می‌شوند، وجود دارد و بالطبع این موضوع برای ساکنان خانه‌های مسکونی خوشایند نخواهد بود.

آقای فرهنگ‌پور! شما با علاقه خاصی از پرورش زالو صحبت می‌کنید. می‌خواهم از دردسرهای کارتان هم بگویید.

این کار ریسک خیلی بالایی دارد و این یکی از دردسرهای پرورش زالو است. مثلا اگر زالوها کنترل روزانه نداشته باشند و بیماری‌هایشان تشخیص داده نشود، به مشکل تلفات می‌خوریم و ممکن است در عرض دو ماه نصف یا حتی کل زالوها از بین بروند. بنابراین، این کار بدون دانش و تجربه بسیار دردسرساز خواهد بود، ضمن اینکه این صنعت هنوز در کشور شناخته نشده و نیاز داریم سازمان‌های مختلف برای این مشکل به افرادی که در این حرفه فعالیت می‌کنند، کمک کنند. این کار باعث می‌شود جلوی قاچاق و صید بی‌رویه زالوها نیز گرفته شود. پرورش زالو یکی از الگوهای اقتصاد مقاومتی است چراکه همه فاکتورهای ایرانی‌بودن را دارد و ما به هیچ ابزار خارجی در این صنعت نیاز نداریم. در نهایت با حمایت از این صنعت دردسرهای پرورش زالو در ایران از بین می‌رود و می‌توانیم یک زالوی کاملا سالم را برای مصرف تحویل جامعه دهیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بر اساس پژوهش دانشگاه استنفورد


آمارها نشان می‌دهد که حدود ۴۳ درصد از کودکان و نوجوانان در ایالات متحده آمریکا باور دارند که در آینده می‌توانند کسب و کاری برای خودشان راه اندازی کنند، این در حالی است که تنها ۱۳ درصد از آنها موفق به راه اندازی کسب و کار می‌شوند.

حال سئوال مهم اینجاست که این ۱۳ درصد به دلیل کدام ویژگی های شخصیتی به یک کارآفرین موفق و پرتلاش تبدیل می‌شوند؟!
در ادامه می‌خواهیم چهار ویژگی اصلی افراد کارآفرین را مرور کنیم.
برای پاسخ دادن به این سئوال، پژوهشگران دانشگاه های استنفورد و تافتس در طول یک بازه زمانی ۳ ساله، اعمال و رفتار بیش از ۵۰۰۰ دانشجویی را که علاقه مند به کارآفرینی بودند، به دقت زیر نظر گرفتند و در ادامه برخی از یافته های خود را در مجله وال استریت ژورنال منتشر کردند. بر اساس تحقیقات آنان، ۴ ویژگی شاخص اصلی که به شما کمک می‌کند کارآفرین باشید، عبارتند از :
 
تسلط کامل بر خود داشته باشید
خود کنترلی به عوامل گوناگونی بستگی دارد؛ به این معنی که در یک شرایط خاص و یا نامناسب، بتوانید اوضاع را مدیریت کنید و بداند که در مرحله بعد چه گامی باید بردارد. در این مطالعه، دانشجویانی که خود را خالق ایده های نو می‌دانستند، ۱٫۵ برابر موفق تر از کسانی بودند که این ویژگی را در خود نمی دیدند.
همچنین دانشجویانی که در انجمن های کارآفرینی عضو بوده و برای خودشان گروهی تشکیل داده بودند و با دیگران ارتباط بیشتری داشتند، تقریبا ۲ برابر به کارآفرین (Entrepreneur) شدن نزدیکتر بودند.
همه ما آگاه هستیم که شکست، مقدمه ای برای پیروزی است. در واقع یکی از ارکان مهم خود کنترلی، پایداری در برابر شکست هاست. مثلا اگر یک دانش آموز قصد شرکت در مسابقه تجارت الکترونیک در دبیرستانش را دارد تا زمانی که استراتژی های مختلفی را برای فروش الکترونیکی آزمایش نکرده باشد، موفق نخواهد شد.
 
افرادی که در کنارتان هستند، از کسب و کار شما حمایت خواهند کرد
تقریباً ۴۵ درصد از کارآفرینان برتر والدینی داشته اند که برای خودشان کار می‌کردند اما تنها حدود ۲۹ درصد از دانشجویان در چنین شرایطی بودند و بقیه آنها نیز اعضای خانواده، دوستان و یا مربیانی داشته اند که شغلی برای خودشان دست و پا کرده و آنها را برای تبدیل شدن به یک کارآفرین برتر تشویق نموده اند.
 
خلاقانه فکر کنید
بیش از هفتاد و پنج درصد از کارآفرینان برتر، سطح بالایی از تفکر خلاق دارند. محققان می‌گویند این متفکران نواندیش، در برخورد با مشکلات، شیوه های جدیدی را برای انجام کارهای روزانه پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند با استفاده از روش های جدید و پربازده از سعی و خطا (Try & Error) اجتناب کنند.
بد نیست همین جا یادآوری کنیم که نوآوری توسعه و کاربرد ایده ای جدید به صورت محصول، فرآیند یا خدمتی نوین است که منجر به رشد و پویایی اقتصاد ملی و افزایش اشتغال می‌شود.
 
علاقه فراوان به کسب و کار
عموماً کارآفرینان برتر همواره به دنبال توسعه کسب و کار خود هستند و همواره تلاش دارند تا چیزهای بیشتری یاد بگیرند. به جرات می‌توان گفت که علاقه مند بودن به موضوع کسب و کار ارتباط نزدیکی با داشتن یک فکر اقتصادی برتر دارد.
پژوهش نشان داده است کارآفرینان مشتاقی که از یک ذهن برتر مالی برخوردارند، دو برابر موفق تر از سایرین هستند و همواره به دنبال فرصت های مناسب برای سرمایه گذاری می‌گردند.

منبع:کانون فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد


نظرات()   
   

همه مشتریان یک سازمان با هم یکسان نیستند. در واقع جهت استقرار یک استراتژی مناسب و موفق و تعیین مکان اجرای برنامه‌های بازاریابی، مطالعه و درک ارزش‌ها و جذابیت‌های بخش‌های مختلف بازارهای هدف، موضوع مهم و حیاتی است.

 بدون شک، بررسی فرصت‌های بازار و تصمیم‌گیری در مورد آنان یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که مدیران در طول مدت حیات کسب و کار خود اخذ می‌کنند، زیرا اولا انتخاب بازاری مناسب، کلید خلق ارزش‌های سازمان و فروش تولیدات آن است و دوم، تاثیرات عمیق و بلند مدت بر سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، می‌گذارد. انتخاب بازار، بر سرنوشت سرمایه‌گذاری، فرهنگ، ساختار، نام تجاری و بسیاری از جنبه‌های سازمان که به سختی تغییر می‌کنند یا غیر قابل تغییر هستند، اثر می‌گذارد. بنابراین هنگام تدوین استراتژی سازمان، باید به‌طور کامل انتخاب‌های خود را بررسی کنید و از مزایا و معایب هر یک از فرصت‌های بازار موجود، اطلاع کامل داشته باشید، سپس می‌توانید وارد مسیر موفقیت خود شوید. چه یک بازار بالقوه و چه مجموعه‌ای از بازارها را داشته باشید، در ارزیابی هر یک دقت و وسواس به خرج دهید، زیرا گاهی پیش می‌آید پس از بررسی‌ها، سرمایه‌گذار به این نتیجه می‌رسد که وارد بازار مورد نظر نشود. به عبارت دیگر بی‌گدار به آب نزنید!

اما چه عواملی بر میزان جذابیت یک بازار تاثیر می‌گذارد؟ نتیجه تحقیقات انجام شده پیرامون تعیین اهداف و انگیزه افراد، به روشنی تاکید می‌کند که دو عامل مطلوبیت و قابلیت دستیابی، از مهم‌ترین عوامل برای هدف‌گذاری محسوب می‌شوند. بنابراین، یکی از مشخصات بازار جذاب برای تمرکز و فعالیت در آن، میزان پتانسیل و فضای مناسب برای خلق ارزش‌ها (مطلوبیت) است و دیگر خصوصیت چنین بازاری چالش‌هایی است که برای کسب ارزش‌های مورد نظر با آن مواجه هستیم(در دسترس بودن اهداف).

در این مقاله به چند نکته برای ارزیابی دو معیار فوق اشاره شده است:

مهم‌ترین بُعد ارزیابی بازار، تخمین پتانسیل‌ها و فرصت‌های آن است. نتیجه این ارزیابی نشان می‌دهد که بازار چقدر کشش فعالیت شما را دارد و اگر متقاعد شدید، آنگاه سرمایه‌گذاری‌های لازم را برای شروع فعالیت انجام دهید. در این مسیر باید میزان ارزش افزوده خود را در بازار در نظر بگیرید. سه معیار کلیدی جهت ارزیابی پتانسیل‌های بازار، به شرح زیر است:

۱- خریدار را قانع کنید:‌دروازه ورود به یک بازار این است که بدانید آیا کسی خواهان کالایی هست که برای ارائه و پیشنهاد در اختیار دارید. اگر دلایل کافی برای متقاعد کردن خریدار بالقوه کالای خود ندارید، به خود زحمت چانه‌زنی ندهید زیرا امیدی به موفقیت شما در این راه نیست. به‌عنوان یک فروشنده باید فرا بگیرید که بازار را از دریچه چشمان مشتریان نگاه کنید. مهم نیست شما چگونه فکر می‌کنید، مهم این است که آنان چگونه فکر می‌کنند، چه می‌گویند، چه چیزی برای آنان مهم تر است و چگونه عمل می‌کنند. بنابراین از دفتر خود خارج شوید و تا حد ممکن با مشتریان بالقوه صحبت کنید تا باورهای خود را با واقعیت‌های بازار تطبیق دهید.

۲- حجم بازار: پاسخگویی به نیازهای مشتریان، یکی از مهم‌ترین عوامل خلق ارزش در بازار است. در عین حال، عامل دیگری به نام حجم بازار وجود دارد که بر اساس آن می‌توان محدوده فعالیت خود را مشخص کرد، حتی بر اساس این پارامتر می‌توانید قلمرو مشتریان بالقوه را تعیین کنید.تعداد مشتریانی را که دچار یک نیاز خاص هستند در حال حاضر یا در آینده نزدیک، تخمین بزنید، همچنین مشخص کنید این گروه از مشتریان چقدر حاضرند بابت نیاز خود هزینه بپردازند. پاسخ این سوالات، پایه و زیر بنای کمی حجم بازار را تشکیل می‌دهد.

۳- پایداری اقتصادی: در نهایت آنچه را که در مورد یک بازار بالقوه باید بدانید، سود اقتصادی است که مشتریان آن بازار به شما می‌رسانند. با تخمین حاشیه سود و توانایی مالی مشتریان، به اطلاعات ابتدایی تاثیرگذار بر ارزش اقتصادی بازار پی می‌برید. البته خود را درگیر جزئیات محاسبات سود و زیان نکنید. با در نظر گرفتن سه عامل کلیدی فوق، دید کلی نسبت به یک بازار بالقوه به دست خواهید آورد. چالش‌هایی را که در یک بازار با آن مواجه می‌شوید، ارزیابی کنید. تعیین چالش‌هایی که احتمالا در بازار با آن روبه‌رو خواهید شد، یکی از مهم‌ترین عوامل در فرآیند ارزیابی است. بر اساس چالش‌های اندازه‌گیری شده در یک بازار بالقوه، می‌توانید ظرفیت‌هایی را که برای موفقیت در آن بازار نیاز دارید، مشخص کنید و مبتنی بر منابع و ظرفیت‌های در اختیار، تصمیمات مناسب را اتخاذ کنید. اگر تصمیم بر فعالیت در یک بازار باشد، چالش‌های پیش‌بینی شده، موانع قرار گرفته شده بر سر راه، میزان ریسک و همچنین مشکلاتی را که برای تسخیر یک بازار باید بر آن فائق شوید، مشخص می‌کند. برای ارزیابی با قاعده یک بازار، باید سه عامل کلیدی زیر سنجیده شود:

۱- تعیین موانع اجرایی: در مسیر موفقیت در بازار مورد نظر، برای خلق و ارائه محصولات خود، قطعا با مشکلات و چالش‌هایی روبه‌رو هستید. ارزیابی مشکلات جهت تعیین منابعی که برای رویارویی با آنان نیاز است، از مهم‌ترین عوامل سنجش بازار محسوب می‌شود. در بسیاری از مواقع، نوآوران تمام تمرکز خود را بر چالش‌های پیرامون ابتکارات خود معطوف می‌کنند و از مشکلات ارائه اختراعات خود به بازار و مشکلاتی که بعدا گریبان آنان را خواهد گرفت، غافل می‌مانند. پس با وسواس بیشتری روی آن تمرکز کنید.

۲- مدت زمان برگشت سرمایه: به این بیندیشید برای آوردن یک محصول جدید به بازار چه مدت زمانی لازم است و آیا بازار آمادگی پذیرش کالای شما را دارد. به وضوح، محاسبه این زمان با مشکلاتی که در بالا به آن اشاره شد ارتباط مستقیم دارد. هر چند هر یک از دو منظر جداگانه بازار را تحلیل می‌کنند.

۳- خطرات بیرونی:‌نهایتا، با توجه به اینکه شما در محیطی ایزوله و بسته فعالیت نمی‌کنید، موفقیت شما می‌تواند توسط شرکت‌های رقیب و فعالان در بازار و دیگر عوامل محیطی موثر تهدید شود. هر چند که احتمالا نمی‌توان بسیاری از آنان را کنترل کرد، اما تعیین نقشه راه برای رسیدن به موفقیت را نیز باید در نظر گرفت. به تهدیداتی که در رقابت با دیگر شرکت‌ها متوجه شما می‌شود یا به وابستگی‌هایی که به دیگر شرکت‌ها برای فعالیت در بازار دارید، بیشتر فکر کنید. در این صورت تا حد زیادی از میزان ریسک موجود در بازار مطلع می‌شوید. جهت ارزیابی‌های فوق و درک این مطلب که آیا می‌توانید در بازار بالقوه موفق شوید، ابزارهای تخصصی وجود دارد که این عملیات را گام به گام انجام می‌دهد. به‌طور کلی فرآیند‌های سازمان برای ارزیابی، می‌تواند در پروسه ارزیابی جامع کمک‌تان کند و شما را خاطر‌جمع می‌سازد که از هیچ عامل مهمی غافل نمانده‌اید. همچنین این ابزارها شما را قادر می‌سازد که بازار‌های مختلف را با هم مقایسه کنید و از استراتژی‌های موفق در هر یک از این بازارها اطلاع پیدا کنید.


مترجم:پیام محجوبی

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :11  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت مفاهیم و اصطلاحات برند..........سه شنبه 28 اسفند 1397

۱۶ پیشنهاد برای افزایش درآمد در دوران رکود ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

افتتاح موزه خیمه‌شب‌بازی با حضور هنرمندان ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

انتخاب یک کویر بکر ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

موسوی؛ مربایی با طعم خلاقیت..........سه شنبه 28 اسفند 1397

خوش‌بخت‌ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۹ ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

گوگل هم وارد گوشی‌های تاشو می‌شود..........سه شنبه 28 اسفند 1397

دانلود فیلم ۱۰ گیگابایتی تنها در ۱۰ ثانیه!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

گوشی‌های مجهز به دوربین 100 مگاپیکسلی در راهند!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

ویدیو کنفرانس 50 نفره در اسکایپ!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

پاورپوینت تاثیر CRM بر شرکت های تولیدی..........دوشنبه 6 اسفند 1397

پاورپوینت برنامه ریزی..........دوشنبه 6 اسفند 1397

چگونه مشتریان را دوباره نزد برندمان بیاوریم؟ ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

استارت‌آپ‌ها، فرزندان لوس کسب‌ و‌ کار یا سرداران آینده اقتصادی ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

مهارت‌های حرفه‌ای یک مدیر استارتاپ چیست؟ ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

تسلا ۳؛ پرفروش‌ترین خودروی برقی سال ۲۰۱۸..........دوشنبه 6 اسفند 1397

بلیت سینما شناور می‌شود ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

فناوری ۵G در مشت هوآوی ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

برخی فروشگاه‌های اینترنتی جنس دست دوم را جای نو قالب می‌‎کنند ..........یکشنبه 5 اسفند 1397

درآمد ۱۲۰ میلیارد دلاری از توسعه اپلیکیشن!..........یکشنبه 5 اسفند 1397

همه پستها