تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار

در این نوشتار با ۵۰ ایده کسب و کار برای کارآفرینان درونگرا آشنا می شوید که می تواند راهگشای کسب و کار شما یا دوستان تان باشد. قبل از هرچیز باید ببینید که آیا شما یک درونگرا هستید یا نه!

اگر دوست دارید به تنهایی کار کنید و گاهی اوقات از این‌ که دور و برتان دائما پر از آدم باشد، احساس درماندگی می‌کنید، باید بگوییم که به احتمال زیاد یک درونگرا هستید. ولی فرصت‌های کسب و کار‌ی فراوانی برای آن‌ دسته از کارآفرینانی وجود دارد که از سپری کردن زمان در تنهایی لذت می‌برند. در ادامه به ایده‌های کسب و کار‌ی بالقوه‌ای برای درونگراها اشاره می‌کنیم.

۱. وبلاگ‌نویسی برای بازارهای خاص

وبلاگ‌نویسی، بدون آن‌که حتی لازم باشد مبل راحتی‌تان را ترک کنید، فرصت به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تخصص‌های‌تان را به صورت کتبی برای‌تان فراهم می‌کند.

۲. توسعه‌دهنده‌ی برنامه گوشی همراه

محبوبیت برنامه‌های گوشی همراه دائما در حال افزایش است. بنابراین اگه بتوانید این برنامه‌ها را توسعه دهید، می‌توانید یک برنامه برای خودتان ایجاد کنید و آن را در بازار بفروشید یا حتی خدماتی را به کسب و کار‌های دیگر ارائه کنید.

۳. طراحی وب

طراحی وب نیز از جمله مشاغل سودآوری است که می‌توانید عمدتا به تنهایی آن را انجام دهید و گاهی اوقات به آسانی از طریق رایانامه (ایمیل) یا اسکایپ با مشتریان‌تان گفت‌وگو کنید.

۴. طراحی گرافیک

هم‌چنین می‌توانید استعدادهای خود را به صورت طراحی اشکال گرافیکی نظیر لوگوها یا دیگر عناصر مربوط به برندسازی با دیگران به اشتراک بگذارید.

۵. نظافتچی خانه

اگر ترجیح می‌دهید برای کسب و کار، کاری را انجام دهید که کم‌تر با فناوری سر و کار داشته باشد، می‌توانید به ساکنان محله‌تان خدمات نظافت خانه ارائه کنید.

۶. فروش اینترنتی صنایع دستی

اگر به تولید اقلام صنایع دستی علاقه دارید، می‌توانید مهارت‌های تولید این جور کالاها را در خارج از خانه یاد بگیرید، و به راحتی پس از یادگیری و تولید، آنها را به صورت اینترنتی در فروشگاه‌های مخصوص به فروش برسانید.

۷. ایجادکننده‌ی دوره‌های آموزشی برخط (آنلاین)

برای آن‌که بتوانید تخصص‌تان را با دنیا به اشتراک بگذارید، نیاز نیست برونگرا باشید. ایجاد دوره‌های آموزشی که دیگران بتوانند به شکل خودآموز از آنها استفاده کنند، یک راه خوب درآمدزایی برای افراد درونگرا است.

۸. بیرون بردن سگ‌ها

می‌توانید با راه‌اندازی کسب و کار مربوط به بیرون و گردش بردن سگ‌های دیگران، به جای وقت‌گذرانی با انسان، سگ‌ها را همراهی کنید و پول در بیاورید.

۹. عکاسی از حیوانات خانگی

اگر عاشق عکاسی هستید ولی نمی‌خواهید دائما از رویدادهای بزرگ و پر از جمعیت عکاسی کنید، در عوض می‌توانید به مشتریانی خدمات ارائه کنید که می‌خواهند عکس‌های هنری از حیوانات خانگی‌شان داشته باشند.

۱۰. مشاور فناوری اطلاعات

کارآفرینانی که اطلاعات خوبی در زمینه‌ی فناوری دارند، می‌توانند تخصص‌شان را به عنوان یک مشاور فناوری اطلاعات به دیگران ارائه کنند؛ به این صورت که کسب و کار‌ها یا افراد بتوانند برای حل مشکلات فناوری یا مطرح کردن پرسش‌های‌شان با آنها تماس بگیرند.

۱۱. مشاور رسانه‌های اجتماعی

مدیریت حساب‌های رسانه‌های اجتماعی نیازمند تعامل زیاد با آدم‌های مختلف است، ولی به صورت برخط (آنلاین). بنابراین، می‌توانید به آسانی و بدون خروج از خانه یا محل کار، خدمات خود را به عنوان یک مشاور رسانه‌های اجتماعی به کسب و کار‌های مختلف ارائه کنید.

۱۲. توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزارهای رایانه‌ای

اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که به شدت در حوزه‌ی فناوری ماهرند، می‌توانید به عنوان یک توسعه‌دهنده‌ی آزاد نرم‌افزار کسب و کار‌ی راه بیندازید یا حتی نرم‌افزارهای مخصوص به خودتان را تولید و در بازار عرضه نمایید.

۱۳. طراح الگوهای خیاطی

اگر در طراحی الگوهای خیاطی، کارآفرین ماهری هستید، می‌توانید طرح‌های‌تان را در زمینه‌ی خیاطی یا بافندگی به صورت چاپ شده یا برخط (آنلاین) به فروش برسانید.

۱۴. سردبیر آنلاین

اگر دارای مهارت‌های ارتباطی قوی هستید، ولی ترجیح می‌دهید دورکاری کنید یا بیش‌تر به صورت برخط (آنلاین) با دیگران در ارتباط باشید، می‌توانید به عنوان یک سردبیر برای وبلاگ‌ها یا نشریات برخط (آنلاین) خدمات ارائه دهید.

۱۵. نویسنده‌ی کتاب‌های الکترونیکی

اگر ایده‌ای برای نوشتن یک کتاب در سر دارید، می‌توانید آن را بنویسید و از طریق جایگاه‌هایی نظیر آمازون آن را منتشر کنید.

۱۶. خراطی

خراطی از دیگر فعالیت‌هایی است که می‌توانید عمدتا آن را در تنهایی انجام داد. البته می‌توانید اقلام تولید‌ی‌تان را به صورت برخط (آنلاین) یا در فروشگاه‌ها به فروش برسانید.

۱۷. باغبانی

اگر از کار در فضای باز لذت می‌برید، می‌توانید کسب و کار باغبانی راه بیندازید و به کاشت و نگهداری از گیاهان خانه‌ها یا کسب و کار‌های محلی بپردازید.

۱۸. مترجم

اگر به چند زبان مسلط هستید، می‌توانید خدمات ترجمه‌ی متونی نظیر کتاب یا سخنرانی‌ها را بر عهده بگیرید.

۱۹. خدمات پیک و حمل‌ونقل

برخی افراد برای انجام برخی کارهای روزانه نظیر خرید از سوپرمارکت یا فرستادن لباس به خشک‌شویی یا کارهای دیگر به خدمات پیک و حمل‌ونقل نیاز دارند.

۲۰. حسابدار

اگر در امور مالی مهارت دارید، می‌توانید به عنوان یک حسابدار برای کسب و کار‌ها یا سازمان‌های مختلف به کار مشغول شوید و بیش‌تر این کارها را از خانه یا محل کار شخصی‌تان انجام دهید.

۲۱. انجام تغییرات در لباس

آن‌هایی که در زمینه‌ی نخ و سوزن سررشته دارند، می‌توانند سفارش‌های مشتریان را مثلا برای بلند یا کوتاه کردن لباس و غیره، در خانه یا در یک مغازه‌ی کوچک بپذیرند.

۲۲. دستیار مجازی

می‌توانید از راه دور به عنوان یک دستیار مجازی، کارها و وظایف مختلفی را برای کسب و کارهای مختلف انجام دهید.

۲۳. طراحی تی‌شرت

اگر ایده‌های خلاقانه‌ای برای طراحی روی تی‌شرت‌ها یا محصولات مشابه دارید، می‌توانید آنها را به صورت برخط (آنلاین) یا در وب‌گاه‌های مخصوص نظیر CafePress و Society۶ بفروشید.

۲۴. پیمانکار ساختمانی

برای راه‌اندازی کسب و کار به عنوان پیمانکار ساختمانی باید یک گروه داشته باشید و آن‌ را رهبری کنید. با این حال، این کار وظایف زیادی هم دارد که می‌توانید آنها را به تنهایی انجام دهید.

۲۵. نوشتن رزومه

می‌توانید برای کمک به کسانی که به دنبال کار می‌گردند، خدماتی را ارائه دهید؛ به این صورت که برای‌شان رزومه و سابقه‌ی کاری طراحی کنید.

۲۶. تعمیرکار ساعت

تعمیر ساعت هنری است که نیازمند دقت و توجه زیاد است، و عمدتا باید در تنهایی انجام شود.

۲۷. مراقبت از چمن

برای کسانی که از سپری کردن زمان در فضای آزاد لذت می‌برند، کاشت و کوتاه کردن چمن کار خوب و لذت‌بخشی است و فقط باید هر هفته یا در هر زمان مشخصی به خانه‌ یا محل مورد نظر مشتریان بروید و در تنهایی کارتان را شروع کنید.

۲۸. تولید گل و گیاه

اگر یک قطعه زمین و زمان کافی دارید، می‌توانید در آن گل و گیاه پرورش دهید و در فروشگاه‌ها یا به صورت برخط (آنلاین) به فروش برسانید.

۲۹. تعمیرکار دوچرخه

آن‌هایی که در مورد تعمیر دوچرخه مهارت دارند، می‌توانند مهارت‌های‌شان را در اختیار اهل محل قرار دهند؛ فقط لازم است دوچرخه‌شان را بگذارند و بروند، و فقط در زمان تحویل به محل کارتان مراجعه کنند.

۳۰. تعمیرکار خودرو

و اگر کار با خودرو را ترجیح می‌دهید، می‌توانید یک تعمیرگاه راه بیندازید؛ اگر به تنهایی قادر به انجام همه‌ی کارها نبودید، می‌توانید یکی دو نفر را نیز استخدام کنید.

۳۱. نظافت استخر

نظافت استخر به ویژه در مناطق گرمسیر، ایده‌ی کسب و کار‌ی است که به صورت بالقوه پردرآمد است و می‌توانید عمدتا آن را به تنهایی انجام دهید.

۳۲. نگهداری از خانه

می‌توانید به اهالی محل‌تان خدماتی را از قبیل نگهداری از خانه یا حیوانات خانگی ارائه دهید.

۳۳. شستشوی خودرو

شستشوی بیرون و توشویی خودرو از دیگر خدماتی است که می‌توانید به تنهایی یا با کمک یکی دو نفر دیگر به اهالی محل‌تان ارائه دهید.

۳۴. خدمات بازیافت

برخی افراد برای خارج کردن برخی اقلام از خانه‌شان که قابل بازیافت هستند، نیاز به کمک دارند. می‌توانید اقلامی نظیر وسایل الکترونیکی را از خانه‌ها جمع‌آوری کنید و به مراکز بازیافت تحویل دهید.

۳۵. شستشوی پنجره

هم‌چنین می‌توانید خدمات شستشوی پنجره‌ی خانه‌ها یا کسب و کار‌ها و انواع ساختما‌ن‌های محل‌تان را به عهده بگیرید.

۳۶. ترمیم عکس‌های قدیمی

می‌توانید مشتریانی برای خود جذب کنید که می‌خواهند عکس‌های قدیمی‌شان را ترمیم کنند. این قبیل مشتریان حتی می‌توانند عکس‌های‌شان را از طریق اینترنت برای‌تان ارسال کنند و شما نیز در خانه یا محل کارتان آنها را ترمیم کنید.

۳۷. گل‌آرایی

اگر خوش‌سلیقه هستید و از کار با گل و گیاه لذت می‌برید، می‌توانید کسب و کار گل‌آرایی راه بیندازید و بیش‌تر وقت‌تان را صرف گل‌آرایی برای مشتریان و رویدادهای خاص کنید.

۳۸. خدمات لباس‌شویی و خشک‌شویی

لباس‌شویی از جمله کارهای روزانه است که برخی آدم‌ها وقتی برای انجام آن ندارند. از این رو، می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و این خدمات را به اهالی محل‌تان ارائه دهید.

۳۹. ماساژور

اگر مهارت‌های کافی درباره‌ی ماساژدرمانی دارید، می‌توانید این خدمات را به مشتریان ارائه دهید و در یک محیط آرام و ساکت به کار مشغول شوید.

۴۰. تصویرگر

آن دسته از کارآفرینانی که هنرمند نیز هستند، می‌توانند خدمات نقاشی و تصویرگری را به مشتریان، کسب و کار‌ها، و حتی نویسندگان و افراد دیگری ارائه دهند که به طرح‌های تصویری نیاز دارند.

۴۱. کیک‌پز و نانوا

هم‌چنین می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و در آن کیک‌ها و نان‌های‌تان را برای مهمانی‌ها و رویدادها آماده کنید.

۴۲. بازاریابی وابسته

وبلاگ‌نویس‌ها، افراد حرفه‌ای در رسانه‌های اجتماعی یا کسانی که دارای وب‌گاه‌های محبوب هستند می‌توانند کسب و کاری‌ جانبی راه بیندازند و در وب‌گاه‌ها و وبلاگ‌های‌شان تبلیغات بپذیرند و در ازای فروش اجناس، آنها نیز به سود برسند.

۴۳. فروش مجدد اقلامی که به صورت برخط (آنلاین) خریداری شده‌اند

اگر دائما در وب‌گاهی تجاری مثل eBay جست‌وجو می‌کنید، می‌توانید واقعا برای خودتان کسب و کار‌ی راه بیندازید و اقلام را بخرید و دوباره بفروشید.

۴۴. نقاشی ساختمان

آن‌هایی که عاشق نقاشی‌اند و می‌خواهند کارهای بزرگ انجام دهند، می‌توانند خدمات نقاشی ساختمان را به اهالی محل ارائه دهند.

۴۵. تعمیرات گوشی

گوشی‌های مردم مدام از دست‌شان می‌افتند و خراب می‌شوند. بنابراین، می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و تا حد ممکن گوشی‌های این قبیل افراد را تعمیر کنید.

۴۶. نمونه‌خوان (مصحح)

می‌توانید به نویسندگان، وبلاگ‌نویسان، و یا افراد دیگری در کسب و کار‌های دیگر این‌گونه خدمات را ارائه دهید و نوشته‌های‌شان را از لحاظ املایی و دستوری بررسی کنید.

۴۷. گلدوزی

اگر در گلدوزی و قلاب‌بافی مهارت دارید، می‌توانید برای خود مشتریانی جمع کنید؛ به این شکل که لباس‌ها یا پارچه‌های‌شان را تحویل بگیرید و برای‌شان گلدوزی کنید و هزینه‌ی آن را دریافت کنید.

۴۸. پارو کردن برف

در فصل زمستان می‌توانید از اهالی محل دستمزد بگیرید و در عوض برف‌های پشت‌بام یا جلوی خانه‌شان را پارو کنید.

۴۹. جوشکاری

هم‌چنین می‌توانید به ساختمان‌سازها یا پیمان‌کارها خدمات جوشکاری ارائه دهید؛ کار پر سر و صدایی است ولی این کار را می‌توانید در تنهایی انجام دهید.

۵۰. مشاور سئو (بهینه‌سازی موتور جست‌وجو)

سئو یکی از جنبه‌های مهم بازاریابی در کسب و کار‌های برخط (آنلاین) است. می‌توانید با شرکت‌های مختلف قرارداد ببندید و وضعیت وب‌گاه‌ها و محتوای‌شان را بهبود ببخشید تا جایگاه بهتری در نتایج جست‌وجو داشتند باشند.


منبع: بازده


نظرات()   
   

بی مقدمه می رویم سر اصل مطلب!! در این جا ما شما را با ۱۰ مهارتی آشنا می‌کنیم که داشتن آن برای صاحب هر کارآفرینی لازم است.

 این ۱۰ مهارت، هر کدام از زبان یک کارآفرین بیان شده‌اند و اظهار داشته‌اند که باعث افزایش بهره‌وری خودشان شده است. با ۱۰ مهارت برای افزایش بازدهی کارآفرینان همراه باشید:

۱) هدف روزانه خود را مشخص کنید:

برای هر روز خود یک هدف مشخص کنید.روزتان را با جمله “امروز من قرار است ….. را انجام دهم” شروع کنید و آخر شب جمله “امروز به ….. رسیدم و انجامش دادم” را تکمیل کنید. با این کار شما طی روز می دانید که باید چه کاری را با چه کیفیتی انجام دهید.

Lee Barnes, president of Family Fare

۲) برنامه‌ریزی دقیق زمانی داشته باشید:

بسیاری از افراد صرف اینکه کاری را به اتمام برسانند، فکر می‌کنند که بابرنامه عمل می‌کنند و موفق خواهند شد!ر اما موفقیت کمی پیچیده‌تر است! برای خودتان برنامه زمانی مشخص و دقیق بچینید. به این صورت که بدانید هرکاری چقدر زمان می‌برد و دقیقا در همان زمان کار را به پایان برسانید. نسبت به خودتان دقیق و منظم و سخت‌گیر باشید!

Heather Kauffman, co-founder of Full Circle Home

۳) کارهای روزانه خود را بنویسید:

نوشتن کارهای روزانه، ذهن شما را وادار به اتمام و انجام دادن آن‌ها می‌کند. درحالی که اگر کارها را فقط در خاطر و حافظه خود نگه دارید، از ذهنتان پاک می‌شوند! برای همین پیشنهاد من به شما این است که همواره کارهایتان را بر روی برگه کاغذی یادداشت کنید و خودتان را مقید به انجام آنها کنید.

Marc Abrams, president of Stretch Zone

۴) اولویت بندی کردن کارهایتان:

اشتباه نکنید! منظور من عددگذاری برای ترتیب انجام کارها نیست! درست است که کارهای مهم‌تر را باید سریع‌تر و بهتر انجام داد؛ اما منظور من در این متن از اولویت‌بندی کردن، در نظر گرفتن زمان و موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی‌ست.

موقعیت‌هایی که خواه ناخواه در شرکت با آن‌ها روبه رو هستید و نیازمند یک واکنش سریع و دقیق از طرف شما هستند! خودتان را برای چنین موقعیت‌هایی، در کنار فعالیت‌های منسجم روزانه خود آماده کنید!

Mark Werpney, owner of a Window Genie franchise

۵) نگذارید ایمیل‌ها و پیام‌ها وقت‌تان را بخورند:

به عنوان یک مدیر یا حتی یک کارمند عالی‌رتبه، شما شب و روز با هزاران ایمیل سر و کار خواهید داشت. ایمیل‌هایی که شامل تبلیغات و همه چیز هستند!

برای سر و سامان دادن به این وضعیت، بهتر است که زمان مشخص و معین و ثابتی را برای خواندن ایمیل‌های خود در نظر بگیرید.

Lina Hu, founder and CEO of Clipper Corporation

۶) ذهنتان را تازه نگه دارید:

شما همیشه به گوشی موبایل یا لپ تاپتان متصلید! این خوب نیست! و این به مرور زمان بازده شما را پایین می آورد! حتما شب‌ها را به کاری که علاقه دارید اختصاص دهید. کاری که بی ارتباط با شغل شماست. مانند مرتب کردن میز کار، آشپزی کردن و… چون این کارها نیازمند تمرکز بالا هستند و باعث می‌شوند که شما به طور کامل از فکر کارتان جدا شوید و ذهنتان را برای فردا تازه‌تر و آماده‌تر کنید!

Mike Rotondo, CEO of Tropical Smoothie Café

۷) از آشفتگی جلوگیری کنید:

جمله مشهور «میز آشفته و به هم ریخته، میز یک آدم خلاق است» را رد نمی‌کنم! اما در دنیای امروز و با توجه به اینکه شما ذهنتان به اندازه کافی درگیر است، شاید یک میز کار شلوغ، چندان به خلاقیت شما منجر نشود! حتی شاید به شما کلی استرس و نگرانی هم بدهد و بازدهی شما را کاهش بدهد!

سعی کنید چیزهایی را که واقعا ضروری هستند، دمِ دست‌تان بگذارید و بقیه کاغذها، ابزارها، پوشه‌ها و فایل‌ها را،مرتب و دسته بندی شده نگهداری کنید. مرتب کردن روزانه میز کارتان چندان زمان‌بر نخواهد بود! اما به بهبود کار شما کمک بسیاری می‌کند.

Jennifer Adams, CEO and founder of Jennifer Adams Worldwide

۸) قرارهای ملاقاتی خود را دفن کنید!

طی روز من همواره سعی دارم که با پشت گوش انداختن و کنسل کردن جلسات برای خودم زمان بخرم! گاهی جلسات و سخنرانی‌ها را می‌توان با کمک چند مکالمه کوتاه، به نتیجه مورد نظر رساند.

پس به جای آن‌که زمان خود را با رفتن به جلسات مختلف تلف کنید، تا می‌توانید سعی کنید با تماس‌های تلفنی، ایمیل، تلگرام و هر ابزار دیگر، به آن نتیجه‌ای را که می‌خواهید از قرار حضوری به دست آورید، برسید.

– Mike Del Ponte, founder and CEO of Soma

۹) با شغلتان خوش بگذرانید!

به عنوان یک مدیر و کارمند لازم است که شغلتان را جدی بگیرید و به بهترین نحو ممکن انجامش دهید. اما این به معنی غمگین بودن نیست! جدی بودن یعنی اینکه کار را در بهترین شکل ممکن به اتمام برسانید و هم‌زمان نیز می‌توانید با خوشحال بودن، خوش گذراندن و لذت بردن از شغلتان، بازده کاری‌تان را بهبود ببخشید.

Joe Schumacher, CEO of Goddard Systems, Inc.

گاهی اوقات می شود که عصبی و عصبانی و کلافه می‌شوم و این باعث می‌شود که نتوانم کارم را آن طور که باید و شاید انجام دهم. دراین جور وقت‌ها به مزیت‌ها و موقعیت‌های خوبی که انجام کارهایم برایم رقم می‌زند، فکر می‌کنم.

به اینکه می‌توانم پس از دریافت سود کارم چه کارهایی بکنم! و تعطیلات را چگونه بگذرانم. پس از چندی دیگر خبری از آن فرد پریشان و عصبانی در محیط کار نبود. بجای او فردی پرانرژی و با انگیزه حضور داشت!

Lance Jensen, CEO of Global Garage Flooring and Design

۱۰) ازشکست‌هایتان چشم پوشی کنید و به موفقیت‌های بعدی فکر کنید:

شکست برای هر کسی پیش می‌آید. و اصلا شکست لازمه پیروزی است. بدون شکست خوردن، پیروزی معنی نخواهد داشت. شکست خوردن، اتفاقی کاملا طبیعی‌ست! فرق یک آدم موفق و یک آدم ناموفق از واکنش‌شان در برابر شکست‌ها مشخص می‌شود!

هردو شکست می‌خورند اما فرد موفق از شکست ها درس می‌گیرد و به راهش ادامه می‌دهد و فرد ناموفق خودش را می‌بازد و برای از دست رفته‌هایش عزاداری می‌کند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:22 ب.ظ

ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید.

 ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید. بسیاری از مردم تا جای ممکن از ریسک کردن اجتناب می کنند زیرا بر این باور هستند که عدم انجام کار خطر ناک از انجام آن بهتر است. اما اغلب افراد فوق موفق جایگاه امروزشان را مدیون ریسک هایی می دانند که هیچ کس دیگری جز آن ها قادر به انجام شان نیست. ممکن است آن ها محصولی را تولید کرده باشند که هیچ کس دیگری به کارایی اش ایمان نداشت یا سرمایه گذاری ای انجام دادند که تمام اطرافیان آن را کار دیوانه واری می دانستند.

با این حال باز هم ریسک کردن کار ترسناکی است، به ویژه برای کارآفرینان. اما ریسک کردن چیزی برای «انجام کاری است که ممکن است به نتیجه نرسد یا نتیجه بدی داشته باشد.» برای این که بتوانید به شکل راحت تری ریسک کنید و تصمیمات آگاهانه تری بگیرید، این پنج نکته را در ذهن داشته باشید:

ریسک کردن امری همیشگی در زمینه کار آفرینی است:

اگر خود را آماده ریسک پذیری نکنید، دیگر جایگاهی به عنوان کارآفرین نخواهید داشت. کارآفرینی به طور اساسی با ریسک پذیری در ارتباط است. شما باید بخشی از سرمایه شخصی خود را در کسب و کاری رو به رشد سرمایه گذاری کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید شهرت خود را روی یک ایده اثبات نشده سرمایه گذاری کرده و حقوق دریافتی ماهانه تان را تا چند ماه قربانی ایده جدیدتان کنید.

به همین دلیل هر تصمیمی که می گیرید، تا حدی ریسک در خود دارد: ممکن است فردی که به تازگی استخدام کرده اید بعد از یک ماه استعفا دهد، یا استراتژی تان کارساز نباشد، یا رویکرد جدیدتان یکی از بهترین مشتریان تان را عصبانی کند و... ریسک پذیری بخشی از معامله است و شما باید به محض ورود به دنیای کار آفرینی خود را برای آن آماده کنید.

انواع مختلفی از ریسک وجود دارد:

من نمی خواهم فقط به «ریسک های بزرگ» یا «ریسک های کوچک» اشاره کنم. اگر چه آن ها هم وجود دارند. اما ریسک های قابل محاسبه ای هستند که شامل موارد ناشناخته ای می شوند و به شما اجازه پیش بینی مسائل ناشناخته موفقیت را می دهند.

ریسک های مبهمی نیز وجود دارند که شامل برخی مسائل شناخته شده و شناخته نشده هستند و باعث پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری می شوند. بسیاری از ریسک های شغلی در این دسته جای می گیرند زیرا پیش بینی و ارزیابی عوامل زیادی، مانند رفتار مصرف کننده و تغییرات اقتصادی کار دشواری است.

همچنین ریسک های کاملا ناشناخته ای وجود دارند که وقتی کالای کاملا جدیدی به بازار ارائه می دهید، رخ می دهند. شناخت تفاوت میان این ریسک ها می تواند به شما در درک بهتر تصمیمات تان در برخی شرایط کمک کند.

برخی از ریسک های شما کار ساز نیستند:

افراد ریسک پذیر خوش بین همیشه نیمه پر لیوان را می بینند: 50 درصد احتمال موفقیت احتمالی نسبتا خوب و 75 درصد احتمال موفقیت احتمال اطمینان بخشی است. این مساله که ریسک پذیری راهبرد مثبتی است نیز به این موضوع قوت می بخشد. با این حال این گونه فکر نکنید که تمام ریسک ها، ریسک خوبی هستند یا همیشه ریسک پذیری گزینه کارسازی خواهد بود.

برخی ریسک ها حتی ریسک های به دقت حساب شده ممکن است شکست بخوردند. به جای آن که بخواهید با نادیده گرفتن این موضوع بر ترس تان از ریسک غلبه کنید، سعی کنید آن را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید که احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید و اگر شکست خوردید آن را به خودتان نگیرید؛ بلکه از آن تجربه کسب کرده و به مسیرتان ادامه دهید.

ما ذاتا فقط فاجعه را پیش بینی می کنیم:

دو تعصب ذاتی در بشر وجود دارد که روی درک ما از ریسک اثر می گذارد. اول آن که ما نسبت به احتمال شکست اغراق می کنیم. مردم در تخمین های خام (یا داده های رقمی محدود) به شکل بدبینانه ای شکست را پیش بینی می کنند. مورد دوم این است که ما به شدت در مورد نتایج شکست اغراق می کنیم. ما بدترین شرایط ممکن را در نظر می گیریم در حالی که واقعیت به شدت قابل مدیریت است. زمانی که احتمالات منفی مربوط به ریسک هایتان را در نظر می گیرید، این موضوع را به خاطر داشته باشید.

ریسک یک عامل تمایز دهنده است:

برخی رسیک ها ارزش بالایی دارند. برخی ریسک ها عواقب احتمالی کمتری نسبت به بقیه دارند. برخی ریسک ها می توانند کسب و کار شما را نابود کرده یا به اوج برسانند. اما یک عنصر مشترک در تمام ریسک ها وجود دارد: ریسک یک عامل تمایز دهنده است.

از آنجا که بیشتر مردم نسبت به ریسک پذیری بی میل هستند، افراد ریسک پذیر دنیا طبیعتا بسیار متمایز از دیگران به چشم می آیند و همان طور که همه می دانیم، کار آفرینان و کسب و کارهای متمایز به موفقیت چشمگیری خواهند رسید.

حتی اگر در نهایت شکست بخورید، شکست مفیدی خورده اید! و موقعیت های بیشتری را برای خود ایجاد کرده اید؛ زیرا تمایل داشتید که متمایز باشید و از مردم عادی خود را جدا کرده بودید. امیدوارم این حقایق کمی درک شما را از ریسک به عنوان مفهومی کلی تغییر داده باشد. درک پیچیدگی های و ماهیت ریسک امری زمان بر است و کسب احساسی خوشایند نسبت به این موضوع حتی زمان بیشتری می طلبد. اما در نهایت ریسک می تواند به بخشی از ماهیت وجودی تان تبدیل شود. گاهی روی عوامل شناخته شده تمرکز کنید، ابهامات را بپذیرید و بدانید که شکست هیچ گاه پایان راه نیست.


منبع: پنجره خلاقیت


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:01 ب.ظ

آمارها نشان می‌دهد کسانی که می‌خواهند در آینده رئیس خودشان باشند باید از تسلط کافی در زمینه اقتصاد دیجیتالی برخوردار شوند.

تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۹.۶ میلیون نفر در آمریکا خوداشتغال بوده‌اند که انتظار می‌رود این رقم تا پایان سال ۲۰۲۶ با ۷.۹ درصد افزایش به ۱۰.۳ میلیون نفر برسد. این میزان افزایش بیش‌تر از رشد سایر گروه‌های شغلی است.

افراد جوانی که می‌خواهند برای خود کار کنند هرچند می‌توانند مشاغلی ابتدایی و ساده داشته باشند اما باید بیش‌تر طرز کار با فناوری را بیاموزند (مثلا رانندگان باید طرز کار با نرم افزارهایی چون اوبر و مسیریابی‌های آنلاین را بلد باشند). نتایج یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۸۱ درصد مردم، امنیت شغلی کار کردن برای خود را از کار برای دیگران بالاتر می‌دانند. ۱۰ شغل آینده‌دار برای کسانی که می‌خواهند برای خودشان کار کنند عبارت است از:

۱- مراقبت از کودکان: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۵۰ هزار نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۷۸ هزار و ۹۰۰ نفر برسد.

۲- نجار: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۴۰ هزار و ۳۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۶۲ هزار و ۵۰۰ نفر برسد.

۳- مشاغل ساختمانی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۰۴ هزار و ۸۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و احتمالا این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۲۴ هزار و ۷۰۰ نفر برسد.

۴- طراح لباس و مدل مو: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۲۶۴ هزار و ۶۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۹۹ هزار و ۱۰۰ نفر برسد.

۵- مشاغل باغبانی و رسیدگی به امور خانگی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۲۶۲ هزار و ۱۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و این انتظار وجود دارد که این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۹۳ هزار و ۶۰۰ نفر برسد.

۶- واسطه‌های معاملات املاک: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۹۴ هزار و ۷۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۰۷ هزار و ۷۰۰ نفر برسد.

۷- نظافتچی منزل: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۷۷ هزار و ۲۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و این احتمال وجود دارد که این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۹۷ هزار و ۹۰۰ نفر برسد.

۸- تعمیر و نگهداری: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۶۱ هزار و ۴۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۷۲ هزار نفر برسد.

۹- تحلیلگران مالی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۴۰ هزار و ۲۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۶۹ هزار و ۴۰۰ نفر برسد.

۱۰- رانندگان: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۵۵ هزار نفر برسد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

کارآفرینان موفق افرادی هستند که تمام فکرشان صرف تولید محصول یا سرویس‌های اولیه نمی‌شود. این افراد از بدو راه‌اندازی کسب‌وکار نوبنیان خود تا رسیدن به هدفی که به دنبال آن هستند، خلاقیت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند.

تجربه نشان داده است که حتا موفق‌ترین کارآفرینان نیز در مواجه با فشارهای بیش از اندازه کاری ممکن است تصمیمات اشتباهی را اتخاذ کنند که در نهایت صدمات جدی را به کسب‌وکار آن‌ها وارد کرده یا حوزه کاری آن‌ها را محدود کند.

کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌ها مدت زمان نسبتا طولانی است که بر مبنای یک الگوی کسب‌وکار مشخص کار خود را آغاز می‌کنند. راهکارهایی که به نام روش‌های موفقیت‌آمیز از آن‌ها نام برده شده و به خوبی چهارچوب‌ها و مسیرهای پیشرفت و موفقیت را تعریف کرده‌اند. در نتیجه افراد موفق در صورتی می‌توانند از قدرت خلاقیت خود به شکل درستی استفاده کنند که راهکارهایی که عملکرد درست آن‌ها در گذشته اثبات شده است را مورد توجه قرار دهند. کارآفرینان هوشمندتر می‌دانند که باید میان فرآیندهای اثبات شده و رویکردهای نوینی که خود آن‌ها را ابداع کرده‌اند تعادلی را برقرار کنند.

مربیان کسب‌وکار بر این باور هستند که امکان برقراری تعادل میان یک رویکرد سنتی و یک رویکرد جدید برای استارت‌آپ‌ها کار سختی است. به واسطه آن‌که کارمندان یک استارت به طور ذاتی در برابر یکسری تغییرات مقاومت از خود نشان می‌دهند. راس تیلور در کتاب خود تحت عنوان: "خلاقیت در کار، مغز را انباشته کرده و ایده‌های جذاب ارائه کنید" به معرفی یکسری موانع روان‌شناختی پرداخته که نه تنها مانع شکل‌گیری تفکر خلاق می‌شود بلکه ایده‌های خلاقانه را نیز دستخوش تغییرات اساسی می‌سازد. در این مطلب تعدادی از این موانع را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1.به کارگیری بیش از اندازه آمارها

آمارهایی که همگی نشان از ضرر و زیان‌های غیرمترقبه‌ای در سه ماه گذشته داشته‌اند، باعث می‌شوند تا مدیران شرکت‌ها تصمیمات عجولانه‌ای اتخاذ کرده با این امید که هزینه‌ها را تا حد امکان کاهش دهند. در حالی که اگر تحلیل‌های بیشتری انجام شود و از تفکرات خلاقانه‌ای به منظور پیدا کردن منابع درآمدزایی جدیدی استفاده شود، ضررها تا حد قابل قبولی جبران می‌شوند. اگر از آمارها و داده‌ها به شکل پالایش نشده‌ای برای تصمیم‌گیری‌ها استفاده شود، بدون آن‌که علت واقعی بروز مشکلات شناسایی شده و راه‌کارهای احتمالی پیشنهاد شود، خلاقیت برای همیشه از میان خواهد رفت.

2. خوش‌بینی بیش از اندازه

برای آن‌که در کسب‌وکار خود موفق باشید باید خوش‌بین باشید. اما خوش‌بینی بیش از اندازه باعث می‌شود تا تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت به تعویق افتاده و حتا باعث به وجود آمدن ابهام شود. کارآفرینان نباید در انتظار مشاهده شواهد مثبتی باشند که دیدگاه‌های آن‌ها را تایید می‌کند. به عبارت دقیق‌تر در تصمیم‌گیری‌ها باید واقع‌بین و در هنگام اجرا خوش‌بین باشید.

3. روش رایج انجام کارها

طبیعت ذاتی انسان‌ها به این شکل است که تصور می‌کنند همان قاعده‌ای که در ابتدای کار یاد گرفته‌اند و سال‌های متمادی است از آن استفاده کرده‌اند، درست بوده و راهکا‌رهای دیگر ممکن است آن کارایی را نداشته باشند. این تفکر بسته مانع از آن می‌شود تا تعدادی از مردم تجربه‌های جدید را یاد بگیرند. مهم‌ترین مانعی که باعث می‌شود انسان‌ها به سراغ یادگیری تجربیات جدید متمایل نشوند تغییر کردن است. به واسطه آن‌که باید تجربیات گذشته خود را به کناری قرار دهند که این تغییر نگرش از یادگیری مهارت‌های جدید دو برابر سخت‌تر است.

4. اثر تقدم و تاخر

انسان‌ها به طور ذاتی اولین و آخرین مطلبی که شنیده‌اند را به خوبی به خاطر می‌سپارند. به این پدیده در اصطلاح روانشناسی، اثر تقدم و اثر تاخر (primacy and recency effect) گفته می‌شود. زمانی که تولیدکننده‌ای محصولی را ارائه می‌کند، در اکثر مواقع آخرین محصولی که ارائه کرده را به یاد می‌آورد و از محصولی که متناسب با نیازهای مشتری است، غافل می‌شود. به طور طبیعی ما همواره اطلاعات و مسایلی که به لحاظ بازه زمانی به ما نزدیک‌تر هستند را خوب به یاد می‌آوریم. در صورتی که در بیشتر موارد این موضوع به نفع ما نیست.

5. تفکر گروهی همیشه بهترین دستاور را به همراه ندارد

نتایجی که از یک تفکر گروهی حاصل می‌شود در اغلب موارد تحت تاثیر رهبر گروه قرار گرفته یا در حالت کلی‌تر از حاصل‌ضرب کوچک‌ترین مخرج مشترک تمامی اعضا به دست می‌آید. بسیاری از افراد سعی می‌کنند به جای آن‌که خود را در چالش مخالفت کردن با نظر رهبر گروه قرار دهند، نظر او و دیگر اعضا را تایید کنند. همین موضوع باعث می‌شود تا ایده‌های خلاق هیچ‌گاه به درستی ارزیابی نشده و به راحتی حذف شوند. تنوع دیدگاه‌ها در اغلب موارد تفکرات گروهی را با چالش جدی همراه می‌سازد.

6. کمترین تمایل به پذیرش ریسک

انسان‌ها همواره به دنبال به دست آوردن چیزی هستند که برایشان ارزشمند است. اگر این دیدگاه برای شما ارزشمند باشد: "رفتار من از همان ابتدای کار باید صحیح باشد" باعث می‌شود در کارهای خود تصمیمات اشتباه کمتری را اتخاذ کنید. استارت‌آپ‌ها کار خود را با استناد به دو مفهوم کاملا ارزشمند "شکست سریع" و "ارائه محصولی با حداقل ویژگی‌های قابل قبول" (MVP) آغاز می‌کنند. این دو رویکرد به آن‌ها کمک می‌کند خلاقیت را به سادگی به منثه ظهور گذاشته و ریسک‌ را به حداقل برسانند.

7. تفکر دو قطبی

شکست‌هایی که در ابتدای کار رخ می‌دهد باعث به وجود آمدن نوساناتی در تصمیم‌گیری‌های آتی می‌شود. رویکردی که در نهایت به کسب‌کار آسیب جدی وارد می‌کند. تعدادی از انسان‌ها دوست دارند برای غلبه بر چالش‌ها از تفکر هر یک از این دو/یا (either/or) به جای تفکر خلاقانه هردو/و (both/and) برای ارائه راه‌حل برای مشکلات استفاده کنند. در زمان رویارویی با دو تفکر متضاد سعی کنید نکات مثبت دو طرف را استخراج کنید.

8. به وجود آمدن استرس بیش از اندازه

هر چه با مسائلی بحرانی و چالشی‌تر روبرو شوید، به همان نسبت تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید با خلاقیت کمتری همراه خواهند بود. استرس باعث می‌شود تمرکز شما از میان رفته و تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید به دور از یک تفکر منطقی باشند. در این حالت تعامل خوب کم شده و جمع‌آوری اطلاعات به سختی امکان‌پذیر می‌شوند. در نتیجه تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت با شتاب و هیجان کاذب همراه خواهند بود.

9. دریافت نتایج و بازخوردها بدون تحلیل

تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید نه تنها به تحلیل نیاز دارند، بلکه باید از سوی افراد متخصص و واجد شرایط مورد بررسی قرارگیرند تا امکان اعتبارسنجی درست آن‌ها وجود داشته باشد. در دنیای کسب‌وکار امروزی تنها یک موضوع با ثبات بوده و آن هم تغییر است. در دنیای کنونی حتا بهترین تصمیمات نیز باید بهینه شده و مطابق با نیازها تغییر پیدا کنند. به واسطه آن‌که محیط پیرامون و ذائقه مشتریان به طور پیوسته در حال تغییر است.

10. شکست در یادگیری

در حالی که تجربه کسب کردن رویکرد اجتناب‌ناپذیر است در مقابل یادگیری این‌گونه نیست. زمانی که نتایج به دست آمدن از تصمیم‌گیری‌ها را مورد ارزیابی قرار دهید، فرآیند یادگیری ساده‌تر می‌شود. دقیقا به همان شکلی که آمار مربوط به فروش درک بهتری از شرایط بازار را در اختیار شما قرار می‌دهد. خلاقیت اگر با یادگیری همراه نباشد، عمر کوتاهی خواهد داشت و به شما کمکی نخواهد کرد. همواره به این نکته توجه داشته باشید که یادگیری به معنای گوش کردن مداوم و تاثیرگذار و تفکر خلاقانه به معنای درس گرفتن از شکست‌ها و اتفاقات ناخوشایند است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برای اینکه معلوم شود یک استارتاپ یا همان کسب و کار نوپا چقدر ارزش دارد، سرمایه گذارها از روش های مختلفی استفاده می کنند.

 اصلا به اعتقاد بسیاری، تعیین ارزش واقعی استارتاپ ها خود یک هنر است، اما این هم مثل هر هنر دیگری نیازمند بهترین شیوه ها و روش ها برای اندازه گیری است. برای تعیین ارزش پولی یک استارتاپ، آن هم در دنیای مدرن سرمایه گذاری، روش ها و رویکردهای گوناگونی وجود دارد که هریک خود را بهترین می دانند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در این روش ها از عوامل گوناگونی کمک گرفته می شود تا ارزش پولی یک استارتاپ به ارزش واقعی اش نزدیک تر شود. بعضی شاخص ها و ارزش ها در این مسیر اندازه گیری و با هم مقایسه می شوند تا بتوان درباره سرمایه گذاری روی آنها تصمیم مطمئن تری گرفت.

در دنیای امروز شرکت های بزرگ زیادی هستند که اول یک استارتاپ کوچک بودند اما به مرور با کاردانی مدیران و اعتماد سرمایه گذارها به برندهای بزرگ تبدیل شده اند. این برندها هنوز هم اگر سهام خود را در بورس عرضه نکرده باشند، به عنوان استارتاپ معرفی شده و در دسته آنها قرار می گیرند.

مراحل مختلف، رویکردهای متفاوت

تعیین ارزش عمومی، بهترین شیوه ای است که برای تعیین ارزش یک شرکت، استارتاپ یا شرکت نوپا استفاده می شود. اما در سال های گذشته، حرفه ای ها و تحلیلگران دنیای سرمایه گذاران از روش های متفاوتی برای ارزش گذاری شرکت ها استفاده کرده اند. گام نخست این است که سرمایه گذارن معتقدند که روش های تعیین ارزش کسب وکارهای نوپا با محاسبه ارزش مالی شرکت های بزرگ متفاوت است و باید تفاوت داشته باشد چون سرمایه گذاری روی استارتاپ یک کار ریسکی و غیرقابل پیش بینی است.

این روش های ارزش گذاری این واقعیت را نشان می دهد که طرح کسب وکار، استراتژی و نتایج کار در بازه های زمانی روزانه تغییر می کند. بنابراین روش ارزش گذاری بر یک کسب وکار براساس فاکتورهایی تنظیم می شوند که منجر به موفقیت احتمالی آن استارتاپ می شوند. در این میان دو روش وجود دارد که بیشتر از فاکتورهای دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

روش محاسبه «ارزش دارایی ها» در کنار هم

کسانی که می خواهند ارزش یک کسب وکار را محاسبه کنند، به فاکتور «ارزش دفتری» برای محاسبه ثروت آن شرکت توجه نشان می دهند. ارزش دفتری به ذات یعنی مجموع ارزش دارایی هایی که یک شرکت دارد.

این دارایی شامل دارایی های ثابت و غیرثابت است،  اما اغلب به ویژه برای شرکت های نوپا، «ارزش شهرت تجاری» را شامل نمی شود. ارزش شهرت تجاری یعنی همه دارایی های غیرثابت یا غیرقابل دیدن که در هیچ دسته بندی دیگری وجود ندارد.

این فاکتور تنها زمانی قابل تشخیص است که یک شرکت آن را کسب کند. به همین دلیل معمولا ارزش دفتری معمولا کمتر از «ارزش کسب» آن است. ارزش کسب یعنی درک نسبی که خریدار از ارزش کالا یا خدمات پس از مصرف آن به دست می آورد. این دقیقا همان چیزی است که سرمایه گذارها علاقه مند هستند میزان آن را کشف کنند.

برای محاسبه ارزش شهرت تجاری و در نتیجه ارزش کل کسب وکار، این روش ها مجموع دارایی های یک شرکت را در بیشترین محدوده ممکن می سنجند. برای مثال، دانش و تجربه تیم قطعا اصلی ترین دارایی های یک شرکت هستند. حتی اگر در ترازنامه نام و نشانی از این دو سرمایه وجود نداشته باشد.

علاوه بر این، هم افزایی نیز از آن چیزهایی است که محاسبه نمی شود. اگر برای مثال یک شرکت صاحب دو اختراع باشد، در ترازنامه آن هزینه های دستیابی به آن نیز گنجانده می شود. سرمایه گذار به همه اینها توجه کرده و به چشم انداز شرکت و دلایل سرمایه گذاری در کنار سایر مسائل اهمیت می دهد. اگر چشم انداز شرکت روشن و قدرتمندانه به نظر برسد و اختراع های ثبت شده نیز در کسب وکار محوریت داشته باشند، ارزش شرکت بسیار بالاتر از هزینه خرید آن می شود.

 روش محاسبه قابلیت مقایسه

روش دومی که سرمایه گذارها برای ارزش گذاری بر یک کسب وکار استفاده می کنند، قابلیت مقایسه است که در بازار سهام زیاد آن را می بینید. به طور میانگین اگر دارایی به درستی قیمت گذاری و برای قیمت گذاری به ویژگی های کلیدی دقیق توجه شود، سرمایه گذارها می توانند نزدیک ترین قیمت به قیمت واقعی شرکت را بیابند.برهمین اساس، قیمت راه اندازی استارتاپ هم باید با توجه کردن به همان ویژگی های کلیدی تعیین شود.

در این صورت هزینه های راه اندازی هم در نزدیکی های هزینه های واقعی محاسبه می شوند. به عبارت دیگر، اگر میانگین ارزش یک استارتاپ که دارایی طرح اولیه اش یک میلیون دلار می ارزد، خود استارتاپ هم باید به همین اندازه ارزش داشته باشد. اگر سایر فاکتورها بهتر باشد، ارزش بالاتر و اگر بدتر باشد ارزش مالی استارتاپ هم پایین تر می آید.

وقتی یک شرکت در مسیر رشد قرار می گیرد، ریسک و خطر آن به مرور کمتر شده و پیش بینی های مالی درباره آن شرکت کمتر با اشتباه و عدم قطعیت همراه خواهد بود. به همین دلیل هرچه شرکت رشد بهتر و بیشتری داشته باشد، روش های مالی و طرح های گوناگون مهم تر شده و ارزش کیفی استارتاپ بالاتر می رود. اما در استارتاپ ها یا همان کسب وکارهای نوپا فرصت برای طرح ریزی هست.

این فرصت به دلایل زیادی برای استارتاپ ها وجود دارد. یکی از مهم ترین دلایل این است که صاحب کسب وکار به سرمایه گذار نشان می دهد که می داند هدفش چیست و باز می داند که با اعداد و ارقام  (یا همان پول سرمایه گذار) می خواهد چکار کند.

استارت آپ


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر ساله استارت‌آپ‌های بی‌شماری شکست می‌خورند. اما دلایل بی‌شماری برای شکست آنها وجود ندارد.

 تارک کمیل یک کارآفرین سریالی که تجربه پنج بار شروع کسب‌و‌کار را داشته (همین اواخر به عنوان موسس و مدیرعامل پلت‌فرم ارتباطی Cerkl) می‌گوید: «من سه یا چهار بار در هفته با کارآفرینان صحبت می‌کنم و همه آنها دقیقا با همان مسائل پیش من می‌آیند.» او می‌افزاید: «مردم بارها و بارها در تله‌های یکسان گرفتار می‌شوند. اگر آنها بتوانند تنها از این اشتباهات معمول اجتناب کنند، شانس موفقیت شرکت‌ آنها به‌طور قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت.» به گزارش دنیای اقتصاد ، کمیل تنها کسی نیست که چنین تفکری دارد. مشاوران، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و کارآفرینان سریالی همگی متفق‌القول هستند که کارآفرینان دچار یک مجموعه اشتباهات مشترک می‌شوند. اما این اشتباهات چیست؟ در زیر 6 مورد از آنها را آورده‌ایم:

 

1. آماده نکردن زندگی خود

هیچ فردی بدون آموزش اولیه نباید برای دوندگی در ماراتن بوستون شرکت کند. همین حالت برای استارت‌آپ‌ها نیز صادق است. باید با آموزش قبل از شروع یک کسب‌و‌کار (از استراحت و تغذیه کامل تا ایجاد روابط قوی‌تر)، خودتان را آماده کنید. کمیل می‌گوید: «باید سرسخت باشید و اطمینان حاصل کنید که آماده هستید و هر قسمت از زندگی شما تحت کنترل‌ خودتان است.»اگر دوستان و خانواده از آنچه اتفاق می‌افتد درک درستی نداشته باشند و دیدگاه و اهداف شما را حمایت نکنند، مشکلات شخصی برای شما ایجاد خواهند کرد؛ گذشته از اینکه اختلالات بزرگی بر کسب‌و‌کار شما نیز وارد خواهد آمد. یک مکالمه صاف و ساده برای مدیریت انتظارات با آنها داشته باشید. کمیل می‌گوید: «به آنها بگویید: (می‌خواهم توجهم را صرف این موضوع کنم و این اصلا به آن معنا نیست که شما برای من اهمیت کمتری دارید.»

2. سردرگم کردن یک محصول با یک کسب‌و‌کار

در عصر اپلیکیشن‌ها، اریک هالتزکلاو که یک کارآفرین سریالی و استراتژیست شرکتی است، می‌گوید: «یک محصول یک نیاز شخصی را رفع می‌کند؛ اما یک کسب‌وکار واقعی چیزی دارد که به‌خاطر آن، مشتریان بارها و بارها بازمی‌گردند.» اما چگونه این تمایز را ایجاد ‌کنیم: آیا جریان‌های درآمدی بالقوه پشت خرید اولیه یک محصول مشتری دارید؟ این یک فاکتور کلیدی برای سرمایه‌گذاران موثر در آینده است؛ کسانی که می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که آنچه امروز ارائه می‌دهید ماندگاری خواهد داشت. هالتزکلاو در ادامه می‌گوید: «آیا می‌خواهید مجوز تکنولوژی مورد استفاده خود را به فرد دیگری بدهید؟ کسب‌وکارتان در 3 یا 5 سال بعد به چه صورت درمی‌آید؟ این مسائل از چشم‌انداز یک سرمایه‌گذار بسیار مهم هستند و به شما کمک خواهد کرد تا دریابید که آیا اصلا یک کسب‌و‌کار دارید یا خیر.»

3. هزینه نکردن برای مهارت‌ها

با تمام احترام باید بگوییم که شما در همه چیز خوب نیستید. اصلا نمی‌توانید این‌گونه باشید. هر بخش از یک کسب‌و‌کار باید با تخصص و مهارت انجام شود (به‌خصوص مسائل خاص مانند مالیات و مسائل قانونی). گرگ رائو، مدیر ارشد عملیاتی ریداگو، یک شرکت مهندسی سخت‌افزار واقع در اورگون می‌گوید: «پی‌ریزی نه فقط شرکت‌تان بلکه سرمایه‌گذاری‌های بالقوه در مسیر نادرست، می‌تواند پیامدهای منفی برای شما به همراه داشته باشد.»بنابراین هر جا به مشکل برخوردید، راهنماهای رایگان آنلاین دانلود نکنید یا تصور نکنید که می‌توانید خودتان همه چیز را حل کنید. به گفته رائو کارآفرینان نیاز به نگاه از دید یک کارشناس دارند. پس حتما یک کارشناس بیابید.

4. بی‌اعتنایی به داده‌ها

لیزا استون یکی از موسسان BlogHer که یک جامعه آنلاین است می‌گوید: «تفکر جادویی می‌تواند هر کسب‌و‌کاری را بکشد.» نمی‌توانید تنها معتقد باشید که پیروز می‌شوید؛ بلکه باید با محاسبات ریاضی دریابید که آیا موفق خواهید شد یا خیر. باید داده‌هایی وجود داشته باشد که ثابت می‌کنند که ایده بزرگ شما واقعی است یا حداقل شاخص مهمی فراهم می‌کند. وقتی این داده‌ها را جمع‌‌آوری می‌کنید، از آنها برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد یا مراحل برجسته استفاده کنید تا نشان دهید که ایده یا کسب‌و‌کار شما در حال پیشرفت است.

5. مقیاس‌گذاری خیلی سریع

این آمار نگران‌کننده است: 74 درصد استارت‌آپ‌های اینترنتی در حالی شکست می‌خورند که از رشد بالایی برخوردار هستند؛ اما چرا؟ چون خیلی سریع و خیلی زود مقیاس‌بندی می‌کنند. اریک رانالا یکی از موسسان و شریک مدیریتی Mucker Capital که در لس‌آنجلس واقع است می‌گوید «این مساله بسیار اتفاق می‌افتد. مردم پول به‌دست می‌آورند و تصور می‌کنند سرشار از منابع مالی هستند و سپس آن را در مسیر نادرست استفاده می‌کنند. اما در همان زمان آنها درمی‌یابند که خرج کردن آنها را به جایی نمی‌رساند؛ این امر اغلب خیلی دیر اتفاق می‌افتد.»آنها روی چه چیزی خرج می‌کنند؟ همه چیز؛ از بازاریابی تا استخدام سریع کارمندان بسیار زیاد. اما مشکل اصلی همان است: آنها این بودجه را روی مسائلی صرف می‌کنند که برای گسترش کسب‌وکار آنها یا دست‌کم تعیین اینکه آیا کسب‌‌و‌کارشان قابل‌دوام است یا خیر، ضروری نیستند. رانالا می‌گوید: «اگر بدون رسیدن به مراحل مهم کسب‌و‌کار، جیب‌تان را خالی کنید، راهی بسیار دشوار برای افزایش منابع مالی بیشتر خواهید داشت.»

6. ترس از شکست

یک لغت ترسناک برای کارآفرینان وجود دارد و آن هم «شکست» است. هیچ‌کس نمی‌خواهد در نقطه مقابل موفقیت باشد. کمیل می‌گوید: «واقعا این لغت اشتباه است؛ چرا که «شکست خوردن» به این معنا است که هیچ مزیتی وجود ندارد و اکثر مواقع اصلا این‌طور نیست. این طرز تفکر را عوض کنید. شما شکست نخورده‌اید؛ تنها تجربه‌ای داشته‌اید که کسب‌و‌کار بعدی شما را بهبود خواهد بخشید. به گفته کمیل گرچه هر بار این تجربه به شما ضربه زده است اما اکنون نکات جدیدی آموخته‌اید و می‌توانید از این درس برای پیشبرد اهدافتان و بهتر کردن کسب‌و‌کارتان استفاده کنید.» بنابراین آیا می‌توانیم بگوییم 6 مورد برای شکست استارت‌آپ وجود دارد؟ بله به لحاظ تکنیکی همین‌طور است. اما بهتر است بگوییم که راه‌های زیادی برای «یادگیری» وجود دارد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

فضای کشور ما مدتی است که استارت‌آپی شده است و هر روز از استارت‌آپ‌های جدید، همایش‌ها و نمایشگاه‌های استارت‌آپی می‌شنویم.

 این فضا و اتمسفری که برای استارت‌آپ‌ها به راه افتاده، مختص کشور ما نبوده و در کشور‌های پیشرفته هم این فضا وجود دارد. روز‌های گذشته بود که هیاتی از فرانسه برای همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان ایران راهی کشور ما شده بودند که طی صحبتی که با آنها و رئیس بین‌الملل اتاق بازرگانی سازمان صنایع کوچک و متوسط فرانسه «پیر جان» داشتیم، ایشان هم تاکید کرد که این فضای استارت‌آپی و اتمسفری که به راه افتاده است، در فرانسه هم وجود دارد و فضای کشور‌های دیگر هم استارت‌آپی است.

 از اهمیت استارت‌آپ‌ها و فضایی که به وجود آمده، صحبت کردیم اما بحث اصلی ما در این گزارش راه‌های تامین مالی استارت‌آپ‌هاست. یک ایده استارت‌آپی هر چقدر هم که برحسب نیاز انتخاب شده باشد و مساله‌محور باشد، برای توسعه و راه‌اندازی به سرمایه نیاز دارد که البته مقدار مورد نیاز این سرمایه برای ایده‌های مختلف متفاوت است و ایده‌های خدماتی هم بوده‌اند که با حداقل سرمایه شروع کرده‌اند و موفق شده‌اند، ولی در ادامه برای توسعه، رقابت و معرفی محصول خود باز هم نیاز به سرمایه زیادی دارند.

برخی از منابع تامین مالی برای شروع استارت‌آپ

1- قرض گرفتن از خانواده و دوستان

برای این کار و قرض گرفتن باید ایده شما علاوه بر مساله‌محور بودن جذابیت کافی هم داشته باشد که بتوانید کسانی که می‌خواهید از آنها پول قرض بگیرید را متقاعد کنید. البته شما برای شروع و موفقیت به یک تیم هم نیاز دارید که می‌توانید با این افراد به صورت یک تیم در بیایید.

2- گرفتن وام و دریافت کمک‌های دولتی

گرفتن کمک‌های دولتی و وام و بدهکار شدن ریسک بسیار بالایی دارد و بسیاری از متخصصان این حوزه و اساتید دانشگاه تاکید دارند که برای شروع از وام استفاده نکنید. زیرا استارت‌آپ با یک عدم اطمینان همراه است و بازار و سوددهی آن خیلی مشخص نیست و ممکن است استارت‌آپ‌هایی که در شروع کار وام می‌گیرند با مشکل بازپرداخت مواجه شوند و به کلی شکست بخورند. البته بانک‌ها و موسسات مالی هم بر این مساله واقف هستند و برای پرداخت وام به استارت‌آپ‌ها بسیار سخت‌گیری می‌کنند، به‌طوری که بیشتر تسهیلات خودشان را به شرکت‌های بازرگانی و بزرگ زودبازده و دارای بازده مشخص می‌دهند.

ولی در هر صورت راه‌حل گرفتن وام و بدهکار شدن اگر هم مورد توجه شماست، بهتر است که در مرحله شروع نباشد و در مراحل بعدی که به ثبات بیشتری رسیدید و برای توسعه بیشتر به سرمایه نیاز داشتید از وام استفاده کنید.

پس‌انداز‌های شخصی

بسیاری از کسب‌وکار‌های موفق بوده‌اند که از این روش استفاده کرده‌اند و با پس‌اندازهایی که از کارهای قبلی خود ذخیره کرده بودند استارت‌آپ خود را شروع کرده‌اند. حتی بسیاری از کارآفرینان بزرگ بوده‌اند که وسایل شخصی خودشان اعم از طلا، جواهرات، ماشین و... خود را فروخته‌اند تا کسب‌وکار خود را راه بیندازند.

یافتن شریک

شما در هر حال برای شروع کسب‌وکارتان به یک تیم خوب نیاز دارید. شما می‌توانید در تیم‌تان ترکیبی از افرادی را داشته که سرمایه، تخصص و... دارند و به این نحو با سرمایه‌گذار هم شریک می‌شوید و مسیر توسعه را سریع‌تر طی می‌کنید. البته در انتخاب تیم پارامتر‌هایی وجود دارد و صرفا تخصص یا سرمایه شریک‌تان را نبینید.

کمک گرفتن از شتاب‌دهنده‌ها

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که از استارت‌آپ‌ها در تمامی مراحل حمایت می‌کنند. خدمات آنها شامل مشاوره، آموزش، تامین مالی، بازاریابی و... است. پس شما برای تامین مالی می‌توانید از شتاب‌دهنده‌ها کمک بگیرید اما با در نظر گرفتن یک‌سری نکات. شتاب‌دهنده‌ها روی هر ایده‌ای سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و توجه آنها بیشتر بر ایده‌های مساله‌محور و برحسب نیازی است که یک تیم خوب پشت سر آنها باشد. البته بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر هم هستند که برای استارت‌آپ‌ها تامین مالی می‌کنند و با آنها شریک می‌شوند و وقتی استارت‌آپی که در آن سرمایه‌گذاری کردند به رشد، توسعه و ثبات رسید به شراکت خود با او پایان می‌دهند.

البته در تمامی این مراحل اگر به دنبال سرمایه‌گذار هستید، به این نکته توجه کنید که فقط به دنبال سرمایه‌گذاری که می‌خواهد به شما پول بدهد، نباشید و به دنبال سرمایه‌گذاری باشید که کار شما را بفهمد و با شما کار کند.

یک نمونه استارت‌آپی برای شروع

کام‌دین حاجی‌میرزایی، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان هنر عمران ایرانیان که در زمینه واقعیت مجازی به موفقیت زیادی دست یافته است در پاسخ به سوال ما درباره چگونگی تامین سرمایه برای شروع کسب‌وکارشان می‌گوید: روز اول در سال 88 که قصد شروع کار را داشتیم سرمایه‌ کمی داشتیم و سرمایه ما حدودا یک میلیون تومان می‌شد و تمام هزینه‌هایی که لازم داشتیم را از پروژه‌هایی که در زمینه وب انجام می‌دادیم، تامین می‌کردیم. تاکنون از وام و تسهیلاتی استفاده نکرده‌ایم، ولی از اینجا به بعد نیاز به سرمایه‌های بیشتری داریم و اگر سرمایه‌گذار و حامی داشته باشیم، می‌توانیم خیلی بیشتر پیشرفت کنیم و می‌توانیم ایران را به نخستین کشوری تبدیل کنیم که در زمینه واقعیت مجازی آنلاین حرفی برای گفتن دارد.

سخن آخر

به نظر می‌رسد که از روش‌های تامین مالی استارت‌آپ‌ها به خصوص در کشور ما روش پس‌انداز‌های شخصی بیشتر استفاده شده است. البته این روش برای شروع است و در ادامه برای توسعه کسب‌وکار به وام‌ها و یک سرمایه‌گذار نیاز پیدا خواهید کرد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ریسک پذیری یکی از مهم ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارت آپ ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی ترسند.

استارت آپ ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می روند. به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی های خاص می توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند؛ کارمندانی که از ریسک کردن نمی ترسند و از اشتباهات خود درس می گیرند و با شرایط سازگار می شوند.

آندریاس پترسون، مدیرعامل شرکت ویدئویی مبتنی بر اینترنت اشیاء Irvineدر ایمیلی می نویسد: گاهی در یک استارت آپ، آزمون وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه جلو است. همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک های دائمی استارت آپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند. ممکن است کارمندان بالقوه از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت. اگر می خواهید بدانید که متقاضیان شغلی چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می کنند، باید آنها را عمیق تر بررسی کنید.

چه ویژگی هایی یک کارمند بالقوه را از سایرین متمایز می کند؟

برخی کارمندان باید یاد بگیرند که با احتمالات شکست راحت تر برخورد کنند، اما برخی دیگر به طور طبیعی ریسک پذیرند و از چالش ها استقبال می کنند. شما باید بفهمید چه خصوصیتی یک کارمند را از دیگران متمایز می کند و در گروه دوم قرار می دهد.

لیندا آدامز، یکی از شرکای مؤسسه مشاوره رهبری و کار تیمی تریسپکتیو گروپ، زمانی که با یک کاندیدای شغلی به نام استیو مصاحبه می کرد، این ویژگی را دریافت.

استیو نسبت به سایر متقاضیانی که برای این جایگاه شغلی رزومه ارسال کرده بودند، سن بیشتری داشت. آدامز در بررسی سوابق او، به نکته جالبی رسید: استیو به مدت سه سال برای یکی از تیم های فوتبال NFL بازی کرده بود. کمتر از یک درصد دانشجویان می توانستند در تیم NFL پذیرفته شوند.

آدامز بعدها گفت: من متوجه شدم که استیو از پیگیری رؤیاهایش ترسی به دل راه نمی دهد و این نکته ای بود که او را از دیگران متمایز می کرد. او باوجود همه احتمالات و علم به اینکه شانس شکست تیم وجود دارد، با همه انرژی خود در کنار هم تیمی ها تلاش می کرد. او حاضر بود صرف نظر از هر نتیجه ای در راه موفقیت تیم خود گام بردارد.

آدامز دریافته بود که گرچه استیو تجربه کاری مرتبط کمتری نسبت به سایر متقاضیان دارد، اما برای مقابله با چالش ها، از صلاحیت بیشتری برخوردار است و می تواند شرایط شکست را تاب بیاورد.

نکته: برای ارزیابی دقیق کاندیداها، وقت کافی بگذارید و داستان زندگی آنها را چک کنید. قبل از هر مصاحبه، اطلاعاتی در مورد گذشته متقاضی پیدا کنید و ببینید از چه ویژگی های متفاوتی برخوردار است. مهم نیست اگر تجربه کاری فرد متقاضی، با حوزه فعالیت شما کاملاً همخوانی ندارد. ولی آیا طبیعت او، با کاری که شما می خواهید سازگار است؟

ریسک پذیری کارمندان بالقوه

یکی از مهم ترین تفاوت های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارت آپ، مواجهه با ریسک های متعدد است. شرکت های قدیمی پروسه های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند، اما استارت آپ ها مستلزم ریسک پذیری هستند.

مت فلک اشتاین، رئیس بازاریابی شرکت Bellevue (پلتفرم اتوماسیون ناین تکس) می گوید:

من پیش از هر کاری بررسی می کنم که کارجویان پیش از این در چه فعالیت های نوآورانه ای شرکت داشته اند. اگر کارمندی هیچ پیشینه خلاقانه ای نداشته باشد، معمولاً از همان ابتدا روی اسم او خط می کشم. امروزه نرخ تغییرات کسب و کار به حدی بالا است که ما واقعاً به افراد ریسک پذیر نیاز داریم.

نکته: به جای اینکه از متقاضیان بپرسید بزرگ ترین شکست شان چه بوده است، ریسک پذیری آنها را بررسی کنید. البته مهم است که بدانیم افرادمان چگونه پس از شکست خوردن التیام پیدا می کنند؛ اما درعین حال باید بدانیم زمانی که به چیزی اعتقاد دارند، تا چه حد بابت آن ریسک پذیرند. شما با مرور گذشته افراد، به نکات بسیار مفیدی در این زمینه پی می برند.

اخلاق حرفه ای

شغل کارمندان در استارت آپ ها، معمولاً نقش ثابتی نیست. آنها باید بتوانند مهارت های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند، اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت های بیشتری بپذیرند.

دیوید رویس، بنیان گذار و رئیس شرکت کنترل آفات Aptive Environmental، زمانی یک معلم ریاضی را به عنوان فروشنده استخدام کرد. او برخلاف اغلب فروشندگان، شخصیتی تحلیلی و نه کاریزماتیک داشت. همانطور که رویس به یاد می آورد، سه هفته اول کار این معلم، واقعاً فاجعه بود.

اما او خیلی زود در کلاس های آموزشی شرکت کرد و هر هفته ساعات زیادی را علاوه بر اوقات اداری، به یادگیری و تمرکز بر اهدافش مشغول شد. در پایان سال اول، نرخ فروش او 5 درصد بیشتر از بهترین فروشندگان شرکت بود.

نکته: به جای تمرکز روی مهارت های فعلی افراد، به اشتیاق یادگیری آنها توجه کنید. از آنها بپرسید چه نقاط ضعفی دارند و آیا آماده یادگیری و رفع مشکلات خود هستند؟


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر انسانی در طول زندگی خود از فرصت های شغلی متنوعی برخوردار خواهد شد که این موضوع ضرورت انتخاب را تشدید می کند. با این حال پیشنهادها کاملا براساس توانایی های شما خواهد بود، به همین دلیل در صورتی که بخواهید از موقعیت های بهتری برخوردار شوید، لازم است مهارت های خود را افزایش دهید و مطابق نیاز زمانه خود را به روز کنید.

  برای مثال ملاک های انتخاب کارمندان در حال حاضر با پنج سال گذشته تفاوت هایی پیدا کرده و این موضوع بیانگر آن است که جهان در حال تغییر است. تحت این شرایط تنها افرادی موفق خواهند بود که خود را با آن به خوبی همگام ساخته باشند.

در همین راستا و در ادامه به معرفی و بررسی 5 مهارت ضروری که در آینده از جمله ملاک های تعیین کننده کارمندان هستند، خواهیم پرداخت.

1- برندسازی

اگرچه این موضوع به عنوان یک مهارت شاید کمی عجیب به نظر برسد، با این حال واقعیت این است که در راستای موفقیت لازم است خود نیز برنامه ای خارج از اهداف شرکت داشته باشید. بسیار مهم است که در زمینه برندسازی برای خود از توانایی کافی برخوردار باشید. از جمله مزیت های این موضوع می توان به کسب شهرت، اعتماد و ساخت زیرسازهای مورد نیاز برای پیشرفت و ترقی، اشاره کرد. در این رابطه جنیفر لیستر، معاون دانشگاه پردیو معتقد است که در راستای برندسازی اینکه چه تصوری از خود دارید، می تواند نخستین گام و راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. با این اقدام شما قادر خواهید بود ایده آل های مدنظر را پیاده کنید.

2- استفاده فراگیر از تکنولوژی

در واقع تکنولوژی ها باعث می شود تا انجام بسیاری از کارها با سهولت بیشتری امکان پذیر باشد که نقطه پایانی را نمی توان برای آن متصور شد. به همین دلیل ضروری است تا ارتباط خوبی با فناوری های به روز داشته باشید. این موضوع تنها منحصر به موارد مرتبط با کار خود نبوده و در راستای افزایش محدوده عملکردی خود بهتر است مواردی را که به آنها تمایل نیز دارید، مورد توجه قرار دهید. توجه داشته باشید که در چند سال آینده روبات ها رشد به مراتب بیشتری خواهند داشت و ورود آنها به تمامی عرصه های کسب و کار امری غیر قابل اجتناب خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که شما پیش زمینه های استفاده از آنها را داشته باشید، بدون شک از موقعیت به مراتب بهتری نسبت به سایر کارمندان خود برخوردار خواهید بود.

3- ساخت تیم

این موضوع که تنها بر پایه یک حرفه مهارت بخواهید در آینده موفقیتی را به دست آورید، امری دشوار خواهد بود. درواقع با تنوع و پدید آمدن شرکت های بیشتر، انجام بسیاری از کارها دشوار تر خواهد شد. به همین خاطر پیش بینی می شود که بسیاری از افراد محبور به انجام چندین فعالیت مختلف باشند. تحت این شرایط بسیار مهم است که الزامات این موضوع را برای خود مهیا ساخته باشید. درواقع انجام کارهای مختلف تنها زمانی میسر خواهد بود که شما تیم های قدرتمندی را در اختیار داشته باشید. این موضوع از طریق ایجاد روابط دوستانه با افراد مختلف به خوبی قابل انجام است که در اصطلاح به آن ساخت تیم گفته می شود. فراموش نکنید که فیس بوک نیز تقریبا به همین شکل و در نتیجه اجتماع چند دوست دانشگاهی شکل گرفت.

4- سازگاری با تغییرات

جهانی که در آینده نزدیک تصور می شود دنیایی پر از تغییرات گوناگون خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که مهارت سازگاری با آنها را در خود تقویت نکنید، بدون شک با مشکل مواجه خواهید شد. این موضوع شما را در دستیابی به موقعیت های جدید کمک خواهد کرد. اگرچه در این رابطه برخی معتقدند که این موضوع کاملا ذاتی است، با این حال واقعیت این است که تمامی مهارت ها اکتسابی بوده و با تمرین قابل دستیابی خواهد بود. این مهارت امروزه نیز کاملا کاربردی است. درواقع افراد منعطف همواره از محبوبیت خاصی نزد مدیران بهره مندند که این موضوع باعث می شود تا مسیر رشد آنها آسان تر باشد.

5- مقاومت

بسیاری از افرادی که نمی توانند به موفقیت مدنظر خود دست پیدا کنند، با مشکل کمبود مقاومت مواجه هستند. درواقع شما باید با این واقعیت کنار بیایید که چیزهای خوب زمان بر خواهند بود. با این حال اگر در این رابطه عجله کنید، تمامی تلاش های خود را بی اثر ساخته و مسیر موفقیت را طولانی تر خواهید کرد. این موضوع در رابطه با مورد قبلی نیز صدق می کند. درواقع یکی از الزامات انعطاف پذیری این است که افراد توانایی مقاومت در برابر دشواری ها را داشته باشند.

این موضوع به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای سایرین نیز الهام بخش باشید. این موضوع خصوصا زمانی که بخواهید کسب وکاری را برای خود ایجاد کنید، نوعی وجهه و اعتبار برای شمات محسوب خواهد شد. شرکت ها نیز افرادی را که توانایی حفظ راندمان خود در سخت ترین شرایط را دارند، مورد توجه ویژه قرار خواهند داد. بدون شک آینده کسب وکار به علت مواردی نظیر افزایش تعداد شرکت ها، نیازمند افرادی خواهد بود که بتوانند مقاومت خوبی را از خود نشان دهند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بسیاری از تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که اگر می‌خواهیم مسیر دستیابی به رشد شتابان اقتصادی را طی کنیم، استارت آپها و کسب و کارهای نوپا که روز به روز در میان مردم محبوبتر می‌شوند، بهترین راه تحقق این چشم انداز هستند.

با توجه به گسترش روز افزون شبکه‌های مجازی، فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی و آمار بالای فارغ التحصیلان بیکار دانشگاهی، ضرورت توسعه کسب و کارهای اینترنتی و استارت آپی به عنوان یک ایده جدید بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

استارتاپها، کسب و کارهایی مبتنی بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در حوزه تبادلات مالی هستند که فضای جدیدی در اقتصاد کشورها به وجود آورده‌اند؛ اتفاقی که علاوه بر اشتغالزایی نسبتا بالا می‌تواند افزایش ضریب رشد اقتصاد کشورها را موجب شود.

در طول سالهای گذشته، استارت آپها و کسب و کارهای اینترنتی در ایران توانستند با محبوبیتی که در میان مردم به دست آورده‌اند، به سرعت جای خود را در اجتماع باز کنند.

اگر چه به دلیل عدم اطلاع برخی سازمانها و نهادها با این مدل کسب و کار، مشکلاتی بر سر راه استارت آپها وجود دارد و با خلاهای قانونی در زمینه بیمه، مالیات و فعالیت این نوع کسب و کارها مواجهیم اما دولت مصمم است با تدوین قوانین و اتخاذ سیاستهای مناسب،فعالیت استارت آپها را توسعه بخشیده و کسب و کارهای مجازی را رونق دهد.

 

معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار  از الگوسازی در حوزه کسب و کارهای نوآورانه خبر داده و می‌گوید: در حوزه استارت آپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا باید قوانین حمایتی داشته باشیم.

عیسی منصوری معتقد است نظام اجرایی کشور برای مدیریت و کمک کردن به استارت‌آپها و کسب و کارهای نوین آمادگی لازم را ندارد با این حال وزارت کار تلاش کرده در فضای جدیدی که در حوزه کسب‌وکارهای نوآورانه در بخش خصوصی شکل گرفته نقش تسهیل‌گری را در سطح دستگاه‌های دولتی و نظام اجرایی کشور ایجاد کند.

 او با اشاره به همکاری وزارتخانه‌های ارتباطات و صنعت، معدن و تجارت با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره کسب و کارهای نوآورانه می‌افزاید: برنامه ما در آینده نزدیک شبکه‌سازی و برگزاری رویدادهای تخصصی و منطقه‌ای است و تلاش می‌کنیم در این زمینه نقش تسهیلگر را ایفا کنیم و اکوسیستم کارآفرینی را در حوزه‌های مختلف شکل بدهیم.

در روزهای اخیر علی ربیعی، وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی و آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با یکدیگر دیدار کردند و بر سر رفع موانع بیمه‌ای کسب و کارهای نوپا و استارت آپها به توافق رسیدند.

آنطور که وزیر کار گفته بر اساس تفاهمی که صورت گرفته قرار است تمام موارد بیمه‌ای، نحوه رسیدگی، مشوقها و معافیتهای بیمه‌ای مشخص ‌شود و بعد از امضا، هماهنگی‌های لازم برای رفع موانع این نوع کسب و کارها صورت گیرد.

ربیعی تاکید کرده که موانع پیش روی استارت آپها در حال برطرف شدن است اما چون کار جدیدی است و کارهای جدید معمولا با ساختارهای اجرایی موجود همخوانی ندارند، لازم است در روش اجرا هماهنگی هایی به وجود آید.

او به رفع مشکلات مالیاتی استارت آپها هم اشاره کرده و گفته با توجه به توافق دو وزارتخانه این مساله باید از طریق مجلس یا دولت دنبال شود و شمول معافیتهای مالیاتی خدمات مولد برای کسب و کارهای نوپا گسترش یابد تا مالیات صفر برایشان درنظر گرفته شود.

بسیاری از کارشناسان معتقدند هنوز ثبت جدی و رسمی درباره کسب و کارهای مجازی در وزارت کار صورت نگرفته و بیشتر آنها فعالیتشان به طور جدی و رسمی آغاز نشده و تنها تاکسی‌های اینترنتی توانسته‌اند بین مردم فراگیر شوند.

یک  فعال حوزه کار تاکید دارد که در حوزه کسب و کارهای اینترنتی موردی وجود ندارد که کسب و کار به معنای واقعی ثبت شده، مجوز جدی گرفته یا ارتباط سازمانی با اداراتی نظیر بیمه و مالیات داشته باشد.

او می‌گوید: بیشتر این کسب و کارها کد کارگاهی نگرفته‌اند و سازمان تامین اجتماعی باید به طور تخصصی و رسمی این مساله را اعلام کند.

به گفته حاج اسماعیلی، در قانون بیمه بیکاری، بهره‌مندی کسب وکارهای نوپا و اینترنتی از مقرری بیمه بیکاری پیش بینی نشده و خلاهای قانونی در خصوص استارت آپها،‌ نحوه بیمه و شیوه فعالیت آنها وجود دارد.

بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی وزارت ارتباطات، در طول یکسال گذشته بیش از ۱۲۰۰ استارت آپ در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به وجود آمده و حدود ۲۵۰۰ واحد کسب و کار مرتبط با این فعالیتها شکل گرفته است.

اهمیت استارت آپها در دنیا تا آنجا است که بسیاری از کشورها حمایت از استارت آپها را در اولویت برنامه‌ها و سیاستهای اقتصادی خود قرار داده‌اند.بر همین اساس در ایران هم طی چند سال گذشته بسیاری از کسب‌وکارها در بستر اینترنت و بر پایه فضای وب در حال شکل‌گیری و رواج است به نحوی که درخواست راه‌اندازی کسب‌وکارهای مجازی و اینترنتی در ایران به شدت افزایش یافته و این امر موجب شده تا دولت به فکر راه‌اندازی و تقویت و توسعه استارت آپها و کسب و کارهای نوپا بیفتد.

پیشتر معاون بیمه‌ای سازمان تامین اجتماعی از شناسایی ۱۱ استارت آپ و کسب و کار نوین برای پوشش بیمه‌ای پرسنل خبر داده و اعلام کرده بود که صاحبان کسب‌ و کارهای نوپا و مجازی با استفاده از بیمه‌های توافقی می‌توانند از خدمات سازمان تأمین اجتماعی بهره‌مند شوند.

آنطور که محمد حسن زدا گفته، تحت پوشش گرفتن مشاغل مجازی در دستور کار اداره کل امور بیمه شدگان است و جلسات متعددی هم با صاحبان این مشاغل برگزار شده است.

 با توجه به آنکه استارت‌آپها و کسب وکارها نوین مجازی در ایران یکی پس از دیگری در حال گسترش است و اهمیت و ارزش درآمدزایی و اشتغالزایی آنها روز به روز بر همگان آشکار می‌شود، انتظار می‌رود با تفاهمنامه اخیر وزارتخانه‌های کار و ارتباطات گام موثری در جهت رفع موانع بیمه‌ای و مالیاتی شاغلان این نوع کسب و کارها برداشته شود.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

میلیون‌ها نفری که هر روزه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند هرگز زمانی برای کسب درآمد همانند یک کارآفرین نداشته‌اند. با وجود این، اگر شما زمانی را صرف گروه‌های کارآفرینانه به‌صورت آنلاین کنید؛ احتمالاً شما هم ریز و بم همان داستان را درخواهید یافت.

مبتدی‌ها پلتفرمی را حول محور یک ایده به‌وجود می‌آورند. ایده حتی امکان دارد ایده خوبی باشد. آنها زمان زیادی را صرف ایجاد هر بخش از کسب و کار خود می‌کنند به طریقی که رهبران آن صنعت به آنها گفته‌اند ولی آنها پول کم یا هیچ پولی در کسب و کار خود، به‌دست نمی‌آورند. آنها ناامید می‌شوند و نمی‌توانند درک کنند کجای کار اشتباه کرده‌اند.

با این حال تازه کارها همواره سؤال می‌پرسند و به‌دنبال فرصتی هستند که احتمال دارد آنها را در جهت کسب درآمد هدایت کند. آنها روندها و موضوعات جذاب را پیگیری می‌کنند به‌دلیل اینکه امیدوار هستند به رمز تولید درآمد دست یابند. این امکان دارد جایگاهی باشد که شما در کسب و کار خود به‌دنبال آن هستید. خبر خوب این است که شما با استفاده از ابزار، فناوری و دسترسی امروزی می‌توانید تحول درآمدی مناسبی را رقم بزنید اما چگونه؟ در اینجا پنج تاکتیک وجود دارد که هر کارآفرین - بدون توجه به صنعتی که در آن فعالیت دارد - می‌تواند به کار بگیرد تا تحول در کسب و کار و به تبع آن پوست‌اندازی بزرگی در درآمدهایش رقم بزند.

در سبد بازاریابی، طیف مخاطبین مختلف را قرار دهید

در گذشته، بازاریابی کسب و کار شما، کندتر، سخت‌تر و پرهزینه‌تر بود. امروزه این بازاریابی می‌تواند بسادگی ارسال یک پیام فروش در کانال‌های رسانه اجتماعی شما باشد ولی با این حال دسترسی ساده می‌تواند شما را تنبل کند.

این روزها در نظر بسیاری از کارآفرینان، بازاریابی رسانه اجتماعی است. یک الگوریتم تغییر می‌کند و کل کسب و کار به‌هم می‌ریزد. جهت ایجاد درآمد در کسب و کار خود، شما باید مخاطبین گسترده‌ای را با استفاده از راهبردهای متعدد تشکیل دهید. شما می‌خواهید از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، بازاریابی ایمیل، تبلیغات، محتوا در مکان‌ها و ویدئوهای مختلف، بهره‌مند شوید. مشتری شما، محتوا را صرفاً در یک مکان دنبال نمی‌کند بنابراین تمام تخم مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید. از تمام پورتال‌های در دسترس خود استفاده کنید. به‌طرق مختلف، مخاطبین خود را بسازید بنابراین اگر اتفاق ناگواری در یکی از پورتال‌های شما رخ دهد کسب و کار شما دچار اختلال نخواهد شد.

برای هر مرحله، محصولات و خدمات تکمیلی ارائه کنید

شما باید محصولات و خدماتی ارائه کنید که درآمدزا باشند ولی این مؤلفه یک سایز مناسب برای تمام شرایط نیست. شما می‌خواهید محصولات و خدمتی از پایین‌ترین ردیف قیمت تا بالاترین ردیف ارائه دهید بنابراین باید اعتماد لازم را به وجود آورید. یک محصول با قیمت پایین (کمتر از 20 دلار)، روش خوبی است تا در کانال خود به آنها دست یابید. زمانی که فردی، پول خرج می‌کند و ارزشی کسب می‌کند احتمال دارد مجدداً هزینه کند.

شما به محصولات با قیمت بالاتر برای مخاطبینی نیاز دارید که آماده آموزش پیشرفته تری هستند. از تولید محصولات و خدماتی با ارزش بالاتر از 10.000 دلار نترسید. فروش معدودی محصول با قیمت بالا، شما را سریعتر به پوست‌اندازی درآمدی می‌رساند.

چند مسیر درآمدی و درآمدهای حاشیه‌ای ایجاد کنید

همانند ایجاد مخاطبین متنوع، شما به مسیرهای درآمدی مختلف نیاز دارید. تشکیل کسب و کار خود حول محور معدودی از مشتریان، موجب از بین رفتن کسب و کار شما می‌شود اگر آن مشتریان، به انجام معاملات خود با شما پایان دهند.ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. شما می‌توانید با عرضه دوره‌های آموزشی، مربیگری، مشاوره، وب سایت‌های عضویت، کتاب‌ها، محصولات اطلاعات دیجیتال و خلق محتوای پولی، کسب درآمد کنید. برخی از این موارد، می‌توانند منابع درآمدی حاشیه‌ای باشند که به مقیاس کسب و کار شما کمک خواهند کرد.

هدر رفت‌های زمان خود را متوقف کنید

شما همواره به جای اموری که به کسب درآمد منتهی می‌شود روی کسب و کار خود فعالیت دارید. این فعالیت بدون یک برنامه می‌تواند شبکه‌سازی یا مصرف محتوای بسیار بالا را در پی داشته باشد. این یک دام بزرگ است که جلوی پای شما پهن شده است: شما می‌توانید روزها را صرف انجام اموری کنید که به اهداف درآمدی شما منتهی نخواهند شد، بنابراین درباره چگونگی صرف زمان خود، صادق باشید. برنامه‌ای برای اینکه چگونه هر روز، هفته، ماه و سال خود را بگذرانید ایجاد کنید. از پاسخ‌های بی‌هدف به هر ایمیل و پیام رسانه اجتماعی که برای شما می‌آید اجتناب کنید. زمان، منبع بسیار ارزشمندی است. شما هرگز به پوست‌اندازی درآمدی در کسب و کار خود نمی‌رسید اگر شن‌های ساعت بی‌هدف و منفعلانه از لای انگشتان شما پایین بلغزند و زمان خود را صرف اموری کنید که به درآمد منتهی نمی‌شوند.

هزینه یک راهبرد تخصصی را بپردازید

گاهی دسترسی آنلاین ما ارتباطات اشتباه را ایجاد می‌کند. شما می‌توانید با کارآفرینان موفق در تماس باشید ولی آنها صرفاً به‌دلیل ارتباط با آنها، محتوای ارزشمندی به شما ارائه نمی‌دهند. درک کنید که کارآفرینان، کسب و کار خود را حول محور عناوین ویژه‌ای برپا می‌کنند و آنها هزینه دانش خود را می‌پردازند.

اگر شما در موقعیت سرمایه‌گذاری نیستید محتوای رایگان را مورد استفاده قرار دهید و زمانی که آماده شدید بازگردید. استخدام افراد متخصص و سرمایه‌گذاری در برنامه‌ها به شما دانش و راهبردی ویژه در جهت دستیابی به پوست‌اندازی درآمدی می‌دهد. مواردی وجود دارند که برای خود شما شناخته شده نیستند و این امور تمایل دارند تا به سطوح رشد مختلف منتهی شوند.ما در عصری با فرصت‌های جالب توجه زندگی می‌کنیم. شما می‌توانید از همه ظرفیت‌های موجود این عصر استفاده کنید به شرط اینکه آگاهانه پای خود را بیرون از تله‌هایی که در همین عصر پهن شده و زمان و تمرکز شما را می‌ربایند فرار کنید.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بدون‌ شک مغزکردن هسته آلبالو و فروش آن کار روتین و شناخته‌شده‌ای نیست. اما عباس ‌هاشمی‌گلستانی از ٢٥سالگی تا به امروز که ٤٢ساله شده، یکی از پروپاقرص‌ترین مشتریان کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت است.

او که هم خریدار و هم فروشنده هسته آلبالو است، هسته‌های دورریز را از کارخانه‌ها می‌خرد و در کارگاه کوچکش مغزگیری می‌کند و به مشتریان خاصی می‌فروشد. این فروشنده هسته آلبالو در همه این سال‌ها روزهای پرسود و پرضرر را کنار هم تجربه کرده اما این روزها از وضع فروش هسته آلبالو در بازار راضی نیست.‌ هاشمی‌گلستانی می‌گوید اگر روی این کار تبلیغات شود و دولت و مردم از سود این شغل و حتی خواص هسته و مغز آلبالو آگاهی داشته باشند، به صادرات و ارزآوری خواهد رسید. با این فروشنده هسته آلبالو در رابطه با شغل کمیاب و عجیبش، بازار فروش مغز هسته آلبالو، مشتری‌ها و حواشی قیمت‌های هسته‌های دورریز کارخانه‌ها گفت‌وگو کردیم. و نباید فراموش کرد که مغز هسته آلبالو حاوی مقدار اندکی سیانور بوده که سم بسیار کشنده‌ای است.

مغز هسته آلبالو از کیلویی ٤ تا ١٣‌هزار تومان

  چند‌ سال دارید و ساکن چه شهری هستید؟

٤٢‌سال دارم و در شهر نیشابور زندگی می‌کنم.

  شغل شما چیست؟

پدرم باغدار و کشاورز بود و من هم در همین کار بودم اما حدود ٢٠‌سال است که واسطه موادغذایی در بازار هستم.

  شما در اینترنت آگهی فروش هسته آلبالو زده‌اید. کسب‌وکار با هسته آلبالو چیست؟

بله، من ١٧‌سال است که در این کار فعالیت می‌کنم. هسته آلبالو یک بخش زاید از این میوه در کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت است، اما به جای دورریخته‌شدن، ما آنها را از کارخانه‌ها می‌خریم و با کمک دستگاه‌هایی مخصوص هسته را می‌شکنیم و مغز داخلش را می‌فروشیم.

  آقای ‌هاشمی شاید کمتر کسی به ذهنش برسد که می‌توان از ضایعات و هسته یک میوه هم درآمدزایی کرد یا کسب‌وکار راه انداخت. این فکر آن هم ١٧‌سال پیش چطور به ذهن شما رسید؟

به واسطه شغلم با کارخانه‌های مختلف در ارتباط بودم. آن زمان چند نفر از کارخانه‌داران به من گفتند بار هسته آلبالو دارند و می‌خواهند بفروشند. من تحقیق کردم و دیدم مغز هسته آلبالو خیلی خاصیت دارد و می‌توان از فروشش درآمد کسب کرد. همین هم شد که وارد این کار شدم.

  مغز داخل هسته آلبالو به چه کاری می‌آید؟

ما بیشتر به عطاری‌ها می‌فروشیم و به خاطر خاصیت‌های زیادی که دارد، عطارها از آن روغن و کرم‌های درمانی تهیه می‌کنند. مثلا روغن داخل هسته آلبالو برای لک‌های پوستی و حتی درمان دردهای رماتیسمی بسیار مفید است.

  آقای ‌هاشمی یک زمانی شایعه شد که در خمیر سوسیس و کالباس‌های غیراستاندارد، هسته آلبالو هم می‌ریزند. کارخانه‌های تولید سوسیس و کالباس هم مشتری شما هستند؟

نه به هیچ عنوان امکان چنین چیزی وجود ندارد، چراکه مغز داخل هسته آلبالو، تلخ و حاوی یک ماده سمی است. به همین دلیل نباید مصرف خوراکی داشته باشد و بعید می‌دانم این شایعه حقیقت داشته باشد.

  آقای‌ هاشمی در ‌سال ٢٠١٤، ایران در تولید آلبالو رتبه ششم دنیا را به دست آورد. بنابراین قطعا به خاطر مصارف درمانی که هسته آلبالو دارد، کشورهای زیادی از آن استقبال می‌کنند. می‌خواهم بدانم هسته آلبالو صادر هم می‌شود؟

ما که هنوز به صادرات هسته آلبالو نرسیده‌ایم، ولی عده‌ای که سرمایه و قدرت بیشتری از ما دارند، به کشور ترکیه هم صادر کرده‌اند. باور کنید اگر به فواید هسته کوچک میوه آلبالو توجه شود، هم اشتغالزایی خواهد شد و هم خیلی از افرادی که مثل من سال‌ها در این کار زحمت کشیده‌اند، کارشان به نتیجه می‌رسد. اگر دولت از ما حمایت کند، قطعا کار ارزآوری برای کشور خواهد بود. ضمن این‌که به حفظ محیط‌زیست هم کمک می‌کند، چراکه ما ضایعات کارخانه‌ها را می‌خریم و آنها را دوباره به چرخه مصرف برمی‌گردانیم و همین موضوع باعث می‌شود تا کارخانه‌داران این مواد زاید را دور نریزند.

  هسته آلبالو فقط برای تهیه روغن کاربرد دارد؟

ببینید عطاری‌ها از مغز هسته آلبالو روغن درست می‌کنند اما پوسته‌اش را هم از ما می‌خرند و با اسپند مخلوطش می‌کنند. البته بعضی وقت‌ها هم پرورشگاه‌های شترمرغ یا گاوداری‌ها و مرغداری‌ها پوست هسته آلبالو را آسیاب می‌کنند و با خوراک دام مخلوط می‌کنند.

  گفتید عطاری‌ها پوسته آلبالو را می‌خرند و در اسپند می‌ریزند؟!

بله، فروش اسپند خالص به‌صرفه نیست، به همین دلیل بعضی از عطاری‌ها پوسته آلبالو را هم با آن مخلوط می‌کنند تا وزنش سنگین‌تر شود.

  هسته‌های آلبالو را از کارخانه‌ها به چه قیمتی می‌خرید؟

١٧‌سال پیش کیلویی ٨ تا تک‌تومانی بود، اما الان به کیلویی ٣٥٠تومان هم رسیده است.

  خودتان چقدر می‌فروشید؟

وقتی هسته آلبالو را از کارخانه‌ها می‌خریم، هنوز ‌تر هستند، ما خشک‌شان می‌کنیم و به‌طبع وزن‌شان کمتر می‌شود؛ درنهایت ما هسته خشک‌شده آلبالو را کیلویی ٦٠٠ تا ٧٠٠تومان می‌فروشیم. اما اگر این هسته را بشکنیم و مغزش را جدا کنیم، حدودا کیلویی ٤‌هزار تومان است. البته‌ سال ٩٤ قیمت مغز هسته آلبالو برای صادرات خارجی به کیلویی ١٣هزار تومان هم رسید. قیمت پوست‌های هسته هم حدودا کیلویی ١٨٠تومان است.

  چرا در ٣‌سال اخیر قیمتش کاهش زیادی داشته است؟

ببینید من صادر‌کننده نیستم و همان سال‌ها هم به صادرکنندگان می‌فروختم و آنها بودند که هسته آلبالو را با قیمت کیلویی ١٣هزار تومان صادر می‌کردند، اما چیزی که الان از آنها می‌شنوم، این است که در سال‌های اخیر دیگر هسته و مغز آلبالو صادر نمی‌شود.

  در هر معامله‌ای که انجام می‌دهید، به هر مشتری چند کیلو مغز آلبالو می‌فروشید؟

معمولا بین ٥٠٠کیلو تا ١٠تن.

  این کار به غیر از سرمایه اولیه‌ای که برای خرید هسته آلبالو از کارخانجات لازم دارد، هزینه دیگری هم دارد؟

بله، انبارهای نگهداری این هسته‌ها، انبارهای عمومی هستند و باید اجاره پرداخت کنیم. پول کرایه حمل‌شان هم جداگانه حساب می‌شود. از طرف دیگر، باید به کارگرانی که پای دستگاه هسته‌ها را مغزگیری می‌کنند، هم حقوق بدهم.

  چه دستگاهی دارید که این کار را انجام می‌دهد؟

یک دستگاه بسیار ساده است. در هر ١٠ساعت می‌توان ٢ تن هسته آلبالو را با این دستگاه بشکنیم و مغزش را جدا کنیم.

  در کارگاه‌تان چند تا دستگاه دارید؟

فعلا کارگاه من کوچک است و ٣ تا دستگاه با ٢ تا کارگر روزمزد دارم.

  آلبالو میوه تابستان است. شما چند ماه از ‌سال می‌توانید از این کار درآمد داشته باشید؟

ما هم فقط در فصل تابستان می‌توانیم از کارخانه‌ها هسته آلبالو بخریم. اما مقدار بار زیاد است و مشتری‌اش هم کم، بنابراین تا تابستان ‌سال بعد هم موجودی‌مان تمام نمی‌شود!

  هر ‌سال چه مقدار هسته آلبالو می‌خرید؟

حدود ١٠٠ تا ١٥٠ تن.

  مغز آلبالو خراب یا فاسد نمی‌شود؟ می‌خواهم بدانم وقتی فروش ندارید یا اصطلاحا بارتان روی دست‌تان می‌ماند، چه‌کار می‌کنید؟

اگر بعد از پوست‌گیری در جای سرد نگهداری نشود، خواصش را از دست می‌دهد و ممکن است خراب هم بشود.

سود اصلی نصیب عطاری‌ها می‌شود

  آلبالو و گیلاس دو میوه‌ای هستندکه به دلیل شباهت‌شان می‌شود گفت هم‌خانواده‌اند. اما ظاهرا هسته آلبالو است که خواص درمانی دارد نه هسته گیلاس. در کارخانه‌های کمپوت و مرباسازی هسته این دو میوه با هم قاطی نمی‌شود؟

بله، معمولا در بار هسته آلبالو، هسته گیلاس هم پیدا می‌شود. هسته گیلاس با این‌که ظاهر بزرگتری دارد اما از آلبالو کم‌مغز‌تر است، (با خنده) اما به‌هرحال نمی‌توانیم بین چند تن هسته، هسته‌های گیلاس را از آلبالو جدا کنیم! به مشتری‌ها می‌گوییم که در بارمان هسته گیلاس هم وجود دارد و مشکلی نیست.

  بهترین آلبالو، آلبالوهای کرج و ارومیه است ضمن این‌که آلبالوها هم مرغوب و نامرغوب دارند. کیفیت آلبالو در هسته‌اش هم تأثیرگذار است؟

نه، مغز آلبالو‌ها با هم فرقی ندارد، اما تنها نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که هسته آلبالو را در زمانی که‌ تر و تازه است، خریداری کنیم. بعضی وقت‌ها کارخانه‌ها به این دلیل که حجم بارشان زیاد است، نمی‌توانند همه هسته‌ها را بفروشند یا این‌که قیمت بالا می‌گویند تا مشتری خوب پیدا شود، در این مدت هسته‌ها را در بشکه‌های بزرگ نگهداری می‌کنند که بعد از مدتی کپک می‌زند. این کپک کم‌کم روی مغز هسته‌ها هم اثر می‌گذارد و باعث نامرغوب شدن مغزشان می‌شود.

  قیمت آلبالو که گران‌تر می‌شود، مغزش هم گران‌تر است؟

نه، تأثیری ندارد اما در چند ‌سال اخیر بازار سیاه هم پیدا کرده است.

  بازار سیاه هسته آلبالو! چه بازاری است؟

اوایل این کار، تنها خریداران کارخانه‌های کمپوت و مربا در مشهد همین کسانی بودند که مثل من ساکن استان خراسان هستند، اما از چند‌ سال پیش عده‌ای از استان‌هایی دیگر هم آمدند و با کارخانه‌داران مشهدی مذاکره کردند و قیمت بیشتر پیشنهاد دادند. همین موضوع باعث شد تا قیمت هسته‌های آلبالو گران‌تر شود. مثلا هسته آلبالویی را که ما کیلویی ١٠٠ تومان می‌خریدیم، آمدند و بابتش ٣٥٠ تومان پول دادند. بعد از این اتفاق، بازار سیاه راه افتاد و الان باید کلی چانه‌زنی کنیم تا بتوانیم هسته آلبالو را با قیمت ارزان از کارخانه‌دار بخریم.

  هسته‌گیری و تهیه مربا و کمپوت در خانه‌ها هم انجام می‌شود. زنان خانه‌دار هم می‌توانند این کار را به صورت خانگی و در زمان تهیه مربا و کمپوت آلبالو انجام دهند و از هسته‌هایش استفاده کنند؟

نه، قطعا روغن‌گیری از مغز آلبالو تخصص می‌خواهد. ضمن این‌که برای این کار باید حجم زیادی مغز آلبالو استفاده شود. مصارف خانگی آلبالو خیلی زیاد هم که باشد ٥٠ کیلو است که به‌طبع برای این کار خیلی کم است.

  بهترین یا بیشترین کارخانه‌هایی که هسته آلبالو را می‌فروشند در کدام شهر یا استان ایران هستند؟

٦٠ تا ٧٠‌درصد هسته آلبالو در استان آذربایجان‌غربی و شرقی به فروش می‌رسد، چرا که تعداد کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت در این مناطق بیشتر است.

  با همه فراز و نشیب‌ها و مشتری‌های کم و زیادی که دارید از کسب‌و‌کار و درآمدتان راضی هستید؟

راستش نه! با همه زحمتی که برای شکستن هسته‌های آلبالو و گرفتن مغز آنها می‌کشم، بازار پرفروشی ندارد. سود اصلی این کار را عطاری‌ها و روغن‌گیرها می‌برند.

  با این نارضایتی و به نوعی متروکه بودن کسب‌وکار با هسته آلبالو، چه چیزی ١٧‌سال شما را در این کار نگه داشته و همچنان هم دست از آن نمی‌کشید؟

به‌هرحال بعد از ١٧‌سال آلوده این کار شده‌ام و همان کم و بیش مشتری هم روی من حساب می‌کنند و نمی‌توانم کنار بگذارمش. از طرف دیگر، همه این سال‌ها فقط ضرر نبود. در این بین سال‌هایی هم بود که هسته آلبالو را باقیمت کم می‌خریدیم و مشتری‌ها هم با قیمت خوب از ما می‌خریدند. اما در چند ‌سال اخیر، کارخانه‌ها قیمت هسته‌ها را بالا بردند و مشتری ما هم کمتر و صادرات هم که ظاهرا متوقف شده است. با این حال، به کارم امید دارم و مطمئنم که اگر دولت حمایت کند و بتوانیم در این حوزه به صادرات برسیم هم اشتغالزایی می‌شود و هم سود خواهد داشت.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شما هیجان‌زده هستید تا یک کسب و کار را به راه بیندازید. شاید ایده‌ای دارید، یا فقط مجذوب این شده‌اید که کار و کاسبی خودتان را راه بیندازید و آن را رشد دهید. تمایل دارید کمی ریسک کنید، مثلا شغل فعلی‌تان را ترک کنید یا مدتی را بدون درآمد شخصی بگذرانید. اما یک مانع منطقی شما را باز‌می‌دارد: پول زیادی ندارید.

در ظاهر امر این مشکل مهمی به نظر می‌رسد، اما نداشتن سرمایه‌ی شخصی نباید شما را از دنبال کردن رویاهایتان بازدارد. در واقع کاملا امکان‌پذیر است که تقریبا بدون هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری مالی شخصی، یک کسب و کار را آغاز کنید و رشد دهید - البته اگر بدانید دارید چه می‌کنید.

چرا یک کسب و کار به پول نیاز دارد

اول بیایید نگاهی بکنیم به این‌که چرا یک کسب و کار در درجه‌ی اول به پول نیاز دارد. برای ساختن یک کسب و کار هیچ مبلغ "استارتاپ" یا اولیه‌ی یکسان و مشخصی وجود ندارد، بنابراین کسب و کارهای مختلف نیازهای مختلفی خواهندداشت. مهم است که ابتدا برآورد کنید قبل از این‌که روش‌های دیگری برای تامین سرمایه‌ی شرکت‌تان بیابید، چه‌قدر نیاز دارید.

موارد زیر را در نظر بگیرید:

پروانه‌ها و مجوزها. بسته به منطقه‌تان ممکن است لازم باشد روال اداری و ثبت خاصی را برای این اجرای ایده طی کنید. منابع. آیا مواد خام می‌خرید؟ آیا به رایانه و/ یا وسایل دیگر نیاز دارید؟ تجهیزات. آیا به ماشین‌آلات یا نرم‌افزارهای تخصصی نیاز دارید؟ فضای اداری. این یک خرج بزرگ است، و شما نمی‌توانید از چیزهایی مانند هزینه‌های اینترنت و خدمات رفاهی غافل شوید. اتحادیه‌ها، اشتراک‌ها، عضویت‌ها. هر ماه اشتراک کدام نشریه‌ها و وابستگی‌ها را خواهیدگرفت؟ مخارج اجرایی. تمام زوایا و خفایا را در این مورد بکاوید و بازاریابی را فراموش نکنید. هزینه‌های حقوقی. آیا در طول فرآیند توسعه‌ی کسب و کارتان با یک وکیل مشورت می‌کنید؟ کارمندان و پیمان‌کاران. اگر نمی‌توانید به تنهایی انجامش دهید، نیاز به استخدام افراد دارید.

بعد از گفتن این موارد، ۲ مسیر اصلی برای آغاز یک کسب و کار با پول کم پیش رو دارید: پایین آوردن هزینه‌ها یا یا افزایش سرمایه‌ی موجود از طریق منابع خارجی. این‌جا ۳ گزینه دارید:

گزینه‌ی ۱: نیازهایتان را کاهش دهید

گزینه‌ی اول‌تان این است که مدل کسب و کارتان را تغییر دهید تا مطابق فهرست بالا نیازهای کم‌تری داشته‌باشید. مثلا اگر طرح‌تان این است که یک شرکت مربیان شخصی تاسیس کنید، می‌توانید در آغاز خودتان تنها کارمند باشید تا مخارج "کارمند" خود را کاهش دهید. تا زمانی که به فضای اداری نیاز ندارید می‌توانید در خانه کار کنید. حتی می‌توانید به کسب اطلاعات بپردازید تا منابع و تدارکات ارزان‌تری پیدا کنید، یا تمام خط تولید‌هایی را که تولیدشان در ابتدا بسیار گران است متوقف کنید.

با این حال اندکی از مخارج وجود دارد که نمی‌توانید از آنها اجتناب کنید. حتی اگر تمام هزینه‌های دیگر را کاهش دهید، هزینه‌های صدور مجوز و هزینه‌های قانونی شما را عقب می‌اندازد. بر اساس گزارش آژانس مدیریت کسب و کارهای کوچک، بسیاری از کسب و کارهای خرد با کم‌تر از ۳۰۰۰ دلار شروع می‌کنند و می‌توان بسیاری از کسب و کارهایی را که در خانه‌ی صاحب کسب و کار بنیان نهاده می‌شود، با میلغ کمی معادل ۱۰۰۰ دلار شروع کرد.

گزینه‌ی ۲: شروع با منابع موجود

گزینه‌ی دوم‌تان ایده‌ی دوره‌ی "دست‌گرمی" کسب و کارتان را برمی‌انگیزد. به جای این‌که مستقیما به حالت کسب و کار تمام عیار وارد شوید، تنها با چیزهای اولیه شروع خواهیدکرد. ممکن است یک وبلاگ راه‌اندازی کنید و یک سرویس ویژه ارائه کنید، مقیاس کسب و کار، مخاطب، و سودتان را کاهش دهید، تا کمی پیش بروید. اگر می‌توانید به عنوان یک فرد خویش‌فرما آغاز کنید، از برخی از بزرگ‌ترین هزینه‌ها اجتناب خواهیدکرد ( و از اوضاع مالیاتی ساده‌تری نیز برخوردار خواهیدشد.)

هنگامی که مقداری درآمد نقدی به‌دست آوردید، می‌توانید روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید، و به جای این‌که یک‌باره کسب و کاری را بسازید که خیالش را در سر دارید، قدم به قدم پیش بروید.

گزینه‌ی ۳: برون‌سپاری

گزینه‌ی سوم‌تان این است که از منابع خارجی تامین سرمایه کنید. حتی اگر خودتان سرمایه‌ی چندانی ندارید، راه‌های احتمالی زیادی برای بالا بردن سرمایه وجود دارد. در ادامه فقط چند مورد از منابع احتمالی برای شما آمده‌است:

دوستان و خانواده. امکان کمک گرفتن از دوستان و خانواده را نادیده نگیرید، حتی اگر مجبور باشید سرمایه را ذره ذره از منابع مختلف جمع کنید. فرشتگان سرمایه‌گذار. فرشتگان سرمایه‌گذار افراد ثروتمندی هستند که از ایده‌های کسب و کار در مراحل اولیه‌ی اجرا حمایت می‌کنند. آنها عموما در ازای مالکیت بخشی از شرکت سرمایه‌گذاری می‌کنند، که یک فداکاری قابل تامل است. سرمایه‌گذار خطرپذیر. سرمایه‌گذاران خطرپذیر مانند فرشتگان سرمایه‌گذاری هستند، اما عموما مشارکت‌کنندگان و سازمان‌هایی هستند که تمایل دارند کسب و کارهایی را رصد کنند که از قبل وجود دارند. جذب سرمایه مردمی. این روش به دلیلی پرطرفدار است: شما با یک ایده‌ی خوب و تلاش کافی می‌توانید برای هر چیزی جذب سرمایه کنید. کمک‌های مالی و وام‌های دولتی. آژانس مدیریت کسب و کارهای کوچک (و تعدادی از آژانس‌های ایالتی و محلی دولتی) وجود دارد که فقط به رشد کسب و کارهای کوچک کمک می‌کند. بسیاری از آنها وام‌ها و کمک‌های مالی ارائه می‌کنند تا به شما برای شروع کمک کنند. وام‌های بانکی. اگر اعتبارتان کافی داشته‌باشید، همیشه می‌توانید با یک بانک یک خط اعتباری باز کنید، .

با یک یا چند مورد از این ۳ گزینه باید بتوانید سرمایه‌گذاری مالی شخصی‌تان را تقریبا به هیچ کاهش دهید. شاید لازم باشد چند فداکاری دیگر بکنید، از جمله این‌که با کم آغاز کنید، شریک پیدا کنید، زیر بار بدهی بروید، اما اگر به ایده‌ی کسب و کارتان باور داشته‌باشید، هیچ یک از این‌ها نباید سد راه‌تان شود. سرمایه مانع مهمی است که باید به آن غلبه کنید، اما اشتباه نکنید- می‌توان بر آن غلبه کرد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

این روزها تب راه‌اندازی کسب‌وکارهای استارت‌آپی حسابی گرفته و ممکن است شما هم ایده‌ای داشته باشید که بخواهید در این حوزه رویش سرمایه‌گذاری کنید. با این حال خوب است جوگیر نشوید و همین ابتدا توجه داشته باشید بازگشت دوباره پول و سرمایه‌ای که برای شروع و راه‌اندازی کسب‌وکار هزینه می‌کنید کار آسانی نیست.

 اگر تصمیم دارید خودتان به تنهایی استارت‌آپی را راه‌اندازی کنید، حتماً به پنج نکته‌ای که در ادامه می‌خوانید برای رسیدن به اهداف خود توجه کنید.

از چیدمان فضای مشترک برای محیط کاری استفاده کنید

بیشتر صاحبان استارت‌آپ‌ها روی مواردی تمرکز می‌کنند که شاید در شروع کسب‌وکار اهمیت چندانی نداشته باشند. دفتر کار شیک و خیلی به‌روز و میزهای کنفرانس بزرگ شاید خیلی جذاب باشند، اما در حقیقت هزینه‌های غیر ضروری و زیادی در شروع کار محسوب می‌شوند. پولی که صرف این امکانات باید بشود می‌تواند برای مثال صرف جذب مشتری بیشتر و بازاریابی شود. برای این که بتوانید هزینه‌های این چنینی را در شروع کار کاهش دهید، می‌توانید چیدمان دفتر کار خود را به جای آرایش قدیمی محیط‌های کاری که شامل اتاق‌های بزرگ و مجزا بود به صورت فضای مشترک طراحی کنید. در این حالت می‌توانید بیشترین میزان بهره‌وری را از فضایی ببرید که برای کسب‌وکار خود در اختیار دارید تا علاوه بر کاهش هزینه‌های مالی، از مزایای دیگر آن نیز بهره‌مند شوید.

طراحی محیط کار به صورت فضای کاری مشترک این امکان را به شما می‌دهد تا بدون دغدغه بلندمدت هزینه‌های گزاف اجاره دفترکار بزرگ و تجهیزات گران‌قیمت، تمام ذهن و انرژی خود را روی پیشبرد اهداف خود متمرکز کنید.

بهتر است این نکته را حتی اگر از قدرت مالی خیلی بالایی برخوردار هستید نیز رعایت کنید. زیرا استفاده از این نوع فضای کاری، چابکی سیستم را نیز افزایش خواهد داد و در شروع فعالیت مخارج حاشیه‌ای و غیرضروری را بشدت کاهش می‌دهد.

سعی کنید از وام‌ها برای پرداخت‌های خود استفاده نکنید

استفاده از وام‌های اعتباری به عنوان سرمایه کسب‌وکار روش مناسبی نیست، مگر این که حواستان باشد سر هر ماه بدهی‌های خود را پرداخت کنید و آن را بیشتر به تعویق نیندازید. البته حتی در این حالت نیز بهتر است برای هزینه‌های کسب‌وکارتان روی وام‌ها حساب نکنید. زمانی که در کار خود دچار مشکلات مالی می‌شوید، راحت‌ترین کار شاید استفاده از وام به نظر بیاید، اما خیلی زود اقساط وام‌ها روی هم جمع شده و مشکلات شما افزایش پیدا خواهد کرد. علاوه بر آن اعتبار و برنامه‌ریزی‌های مالی شما نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد.

مهم‌ترین ویژگی کسب‌وکاری که خودتان راه‌اندازی می‌کنید این است که تمام مالکیت مجموعه به خودتان تعلق خواهد داشت. بنابراین با توجه به این که نمی‌توانید میزان سرمایه خود را افزایش بدهید بهتر است تا جایی که می‌توانید بدهی ایجاد نکنید. استفاده از وام، سریع‌ترین راه افتادن به چاهی خواهد بود که ممکن است برای خارج شدن از آن نیاز به سرمایه‌گذاری افراد دیگر پیدا کنید تا بتوانید از شر بدهی‌های خود خلاص شوید. پس اگر می‌خواهید مالکیت مجموعه خود را با کسی تقسیم نکنید سعی کنید خیلی سراغ وام نروید.

اگر الان نیز بدهی‌های اعتباری زیادی دارید، سعی کنید در سریع‌ترین زمان ممکن آنها را پرداخت کنید. زمانی که از زیر فشار بدهی‌های خود خارج شوید، عملکرد خیلی بهتر و ذهن آزادتری برای تصمیم‌گیری‌ها خواهید داشت.

یاد بگیرید چطور توجه مردم را به محصول خود جلب کنید

در حال حاضر شرکت‌های تبلیغاتی زیادی وجود دارند که می‌توانند میزان در معرض دید بودن استارت‌آپ شما را افزایش دهند؛ به شرطی که بتوانید بودجه ماهانه قابل توجهی را برای این موضوع در نظر بگیرید. اگر بخواهید آستین‌های خود را بالا بزنید و کاری انجام بدهید، راه‌های زیادی برای انتشار اخبار مرتبط با کسب‌وکار شما وجود دارد. سعی کنید از طریق بسترهای اینترنتی رایگانی که در دسترس است امکان ارتباط با مجموعه خود را آسان کنید و زمان کافی برای پاسخ به سوال‌های روزانه افراد اختصاص دهید.

زمانی که بودجه کافی برای پرداخت به شرکت‌های تبلیغاتی ندارید باید خودتان دست به کار شوید. سعی کنید علاوه بر حساب کردن روی شبکه کاری و ارتباطی که تاکنون برای خود ایجاد کرده‌اید به فکر ارتباطات جدید هم باشید. معمولا تنها دلیلی که افراد از امکانات تبلیغاتی رایگان استفاده نمی‌کنند ترس از مورد اقبال قرار نگرفتن است.

به جای نگرانی بهتر است از تمام امکانات خود به بهترین شکل بهره ببرید و خود را بیشتر در معرض دید عموم، بویژه خبرنگاران قرار دهید تا برای گزارش‌های خود سراغ شما بیایند.

استفاده از راه‌های ارتباطی جدید مانند استفاده از شبکه‌های اجتماعی گوناگون، امکان بزرگ کردن شبکه‌های ارتباطی افراد و دیده شدن برندهای جدید را افزایش داده است.

هزینههای خود را با دقت ارزیابی کنید

زمانی که تمام پول و سرمایه خود را یکباره وارد کسب‌وکار می‌کنید به دلیل این که میزان پولی که در ابتدای کار در اختیار دارید زیاد است، ممکن است هزینه‌های غیرضروری و فکر نشده زیادی داشته باشید. اگر بدون هیچ ملاحظه‌ای آزادانه پول‌های خود را خرج کنید، به محض این که رونق کسب‌وکارتان کمی افت کند یا با چالشی روبه‌رو شوید، با مشکل مواجه خواهید شد. کلید موفقیت، داشتن رفتار مسئولانه در برابر مخارج کسب‌وکار است.

معمولا افراد زمانی که کسب‌وکارشان به سودآوری می‌رسد چون حس می‌کنند اوضاع مالی خوبی دارند، ممکن است بی‌محابا پول خرج کنند و اصلا مخارج خود را به صورت دقیق ارزیابی نکنند. هیچ‌وقت از حسابرسی مالی مجموعه خود ساده نگذرید؛ شاید پولی که صرف موارد غیر ضروری شده است بتواند گره‌ای از مشکلات کسب‌وکارتان باز کند که شما از آن غافل شده‌اید. زمانی که شما به طور مداوم حواستان به پرداخت‌هایتان باشد ناخودآگاه به بینش لازم برای نجات کسب‌وکار خود دست

پیدا می‌کنید. خود راه‌اندازی یکی از ارزشمندترین مراحلی است که صاحب یک کسب‌وکار تجربه می‌کند. وقتی تک تک هزینه‌ها موشکافانه بررسی شوند، فرد قادر خواهد بود به صورت خلاقانه‌ای راهی غیر معمول برای حل مشکلات پیچیده پیدا کند و چنین عملکردی باعث می‌شود عادت‌های استوار و محکم ذهنی که برای راه‌اندازی شرکتی موفق مورد نیاز است، در ذهن فرد شکل بگیرد.

سرمایه‌گذاری خطرپذیر وام بلاعوض نیست

شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر (venture capital)، شرکت‌های قدرتمندی از لحاظ منابع مالی هستند که به‌دنبال ایده‌های جدید یا شرکت‌های نوپایی‌اند که به نظر می‌رسد ویژگی خاصی دارند و در آینده بسیار سودآور خواهند بود. این شرکت‌ها با تأمین کمبود منابع مالی شرکت‌های نوپا از سهامداران آنها می‌شوند و از این طریق به سودآوری می‌رسند. اگرچه عدم توانایی تأمین هزینه‌ها از عمده‌ترین دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپاست، همیشه به خاطر داشته باشید که در سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیز وام بلاعوض به شما نمی‌دهند. بسیاری از کارآفرینان باهوش نیز وقتی با بودجه‌ای که می‌توانند از طریق سرمایه‌گذاری خطرپذیر به کسب‌وکار خود وارد کنند روبه‌رو می‌شوند، ناخودآگاه عواقب آن را فراموش می‌کنند. درآمد کسب‌وکار هیچ‌وقت نشانه سودآوری نیست. در حقیقت با کم‌کردن مخارج از درآمد میزان سودآوری مشخص می‌شود. اما وقتی از سرمایه‌گذاری خطرپذیر استفاده می‌کنید باید بتوانید سود مورد توافق از درآمد را به شرکت سرمایه‌گذار پرداخت کنید؛ حتی اگر به سودآوری حقیقی نرسیده باشد. به همین دلیل اگرچه خود راه‌اندازی ممکن است شیب نمودار رشد کسب‌وکار را کاهش دهد، اما در طولانی مدت معمولا به شرایط اقتصادی بهتری منتهی می‌شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در این مقاله با مطالعه ی زندگی یک کارآفرین و موفقیت های او، تأثیر شور و اشتیاق افراد نسبت به ایده ها را بر موفقیت استارتاپ بررسی می کنیم.

دیویس اسمیت کارآفرینی است که تجربه ی راه اندازی و فروش چند استارتاپ موفق دارد. او در سال ۲۰۰۳ از دانشگاه بریگام یانگ فارغ التحصیل شد. در آن زمان او می دانست که اینترنت، ظرفیت های بالقوه ای برای پیشرفت در کسب و کار دارد. در آن سال ها هنوز فیسبوک و شبکه های اجتماعی دیگر وجود نداشتند. دیویس تمام تلاش خود را کرد تا از ظرفیت های این فناوری نسبتا بالغ استفاده کند. او که علاقه ی زیادی به بیلیارد و ساخت میزهای این بازی داشت، وب سایتی برای فروش این محصولات راه اندازی کرد.

دیویس در سال ۲۰۱۱ مدرک MBA خود را دریافت کرد و وب سایت اول خود را نیز فروخت. پس از مدتی، او وب سایتی برای فروش کالا و خدمات مادر و کودک در برزیل راه اندازی کرد. این استارتاپ توانست ۴۰ میلیون سرمایه از سرمایه گذاران بزرگی مانند Accel دریافت کند و موفقیتی عالی برای دیویس بود. وب سایت او در حال حاضر بزرگ ترین تجارت الکترونیکی صنعت محصولات مخصوص کودکان است.

دیویس اسمیت در حال حاضر مدیرعامل Cotopaxi است. این استارتاپ، سرویسی برای فروش محصولات سفر و گردشگری است که به نوعی شبکه ی اجتماعی افراد علاقه مند به سفر نیز محسوب می شود.

می توان گفت تمامی استارتاپ  های اسمیت تاکنون موفق بوده اند. اما دلیل موفقیت این ایده ها چه بوده است؟ آیا دیویس به تمام این ایده ها علاقه مند بوده است، قطعا بله؛ اما آیا سال های زیاد با شور و اشتیاق زیاد به این ایده ها فکر می کرده است؟ احتمالا خیر.

وقتی از این کارآفرین در ارتباط با شور و اشتیاق نسبت به ایده ها سؤال می شود، او کاملا این موضوع را رد می کند. او این نظریه را که افراد باید با اشتیاق فراوان به ایده ها فکر کنند و آن ها را پرورش دهند، به کلی رد می کند. در عوض، دیویس تکنیکی پیشنهاد می دهد که در کلاس های دانشگاهی طراحی محصول آن را آموخته است. نام این تکنیک، «تورنمنت نوآوری» است. او می گوید:

 مهم نیست شما چقدر نسبت به ایده هایتان شور و اشتیاق داشته باشید. اگر هر چیزی را برای خودتان شروع کنید، در آخر از آن لذت خواهید برد. ایده ی اجراشده ی شما مانند فرزندتان است.

تکنیک مورد استفاده ی اسمیت این گونه اجرا می شود. ابتدا تمامی فرصت ها و مشکلاتی را که در اطرافتان وجود دارد، بنویسید. ممکن است صدها فرصت جدید به ذهن شما خطور کند. اسمیت معتقد است که به محض وارد شدن به حوزه ی ایده ها، آن ها به سرعت و وفور به ذهن شما خطور خواهند کرد.

سپس ایده هایی را که حداقل هایی مشخص ندارند، حذف کنید. به عنوان مثال ایده هایی که بازار نسبتا بزرگ ندارند باید حذف شوند. بخش دیگر، ایده هایی هستند که فناوری های مورد نیازشان، در زمان و مکان اجرا وجود ندارند. پس از حذف تدریجی ایده ها، به یک یا دو مورد خواهید رسید. مرحله ی بعدی انجام مصاحبه با مشتریان احتمالی است. شما در این مرحله، میزان نیاز بازار به محصول فرضی خود را می سنجید.

به عنوان نمونه، استارتاپ دوم اسمیت با ایده ای ساده و الهام از یکی از کارآفرینانی که در دانشگاه دیده بود شروع شد. مارک لر فردی بود که تعداد زیادی شرکت موفق تأسیس کرده و آن ها را به آمازون فروخته بود. یکی از این شرکت ها در زمینه ی فروش پوشک بچه فعالیت می کرده است. اسمیت با بررسی شرکت مارک لر به این نتیجه می رسد که استارتاپی مشابه می تواند در برزیل موفق شود. او با تعداد زیادی مادر ساکن برزیل در مورد مشکلات خرید مایحتاج کودکان و خصوصا نوزادان مصاحبه می کند. در نهایت اسمیت با مشاهده ی پتانسیل موجود، استارتاپ خود را راه اندازی می کند.

نکته ی مهم این است که دیویس زمانی طولانی برای به فکر کردن با شور و اشتیاق در مورد ملزومات نوزادان! سپری نکرده است. او تنها در زمان و مکان مناسب، فرصت را پیدا و به آن عمل کرده است.

به راستی آیا نظریه ی اشتیاق که شما را تشویق می کند تنها به دنبال ایده ای بروید که ذهنتان را برای مدت ها مشغول کرده است و با عشق به آن فکر می کنید، صحیح است؟ نظریه ای که می گوید ابتدا موضوع مورد عشق و علاقه ی خود را پیدا کنید و سپس شرکت خود را در ارتباط با آن بسازید. آیا با توجه به تجربه ی اسمیت می توان نتیجه گرفت که راه موفقیت چیزی جز اشتیاق و شور خالص می خواهد؟

کل نیوپرت، پروفسور علوم کامپیوتر در کتاب خود با نام «So Good They Can’t Ignore You» این نظریه را بررسی می کند. او اعتقاد دارد که عشق و علاقه در شروع کسب و کار، اهمیتی ندارد. عشق به کار پس از این که آن را شروع کردید و آن قدر خوب شدید که دیگران نتوانستند شما را نادیده بگیرند، به خودی خود ایجاد می شود؛ چرا که در آن زمان شما حرفه ای شده اید و می توانید مرزهای کاری را با دستان خود گسترش دهید. به بیان دیگر او معتقد است که شور و اشتیاق الزاما شما را به موفقیت نمی رساند؛ بلکه موفقیت است که شور و اشتیاق را در افراد ایجاد می کند.

البته برخی بزرگان دنیای فناوری با این نظریه مخالف هستند. به عنوان مثال، وینود کسلا، مدیرعامل و یکی از مؤسسان سان مایکروسیستمز، معتقد است که شور و اشتیاق در شروع کار بسیار مهم است. اگرچه هرچه بیشتر در مورد این افراد تحقیق کنیم، به این مسئله می رسیم که آن ها تعصبی کورکورانه نسبت به تئوری اشتیاق دارند. آن ها در حال حاضر عشق زیادی به کارشان دارند؛ چرا که کارها خوب پیش رفته و در تجارت موفق شده اند؛ اما آیا وینود در زمان شروع کارش در سال ۱۹۸۲ نیز به اندازه ی امروز عشق داشته است.

اسکات آدامز کارآفرین دیگری است که به نوعی نظریه را رد می کند. او می گوید:

اگر از یک میلیاردر، دلیل موفقیتش را بپرسید، سریعا شور و اشتیاق را به عنوان علت اصلی نام می برد. اما در واقع این پاسخ به خاطر باکلاس و خاص بودن مشهور شده است. وقتی بیشتر تحقیق می کنید متوجه می شوید که موفقیت این افراد نتیجه ی ترکیبی از تمایل، شانس، کار زیاد، بررسی های دقیق، کار ذهنی و علاقه به ریسک بوده است.

حتی زندگی کارآفرین موفق، ایلان ماسک نیز ناقض نظریه ی شور و اشتیاق است. او پس از فارغ التحصیلی در دانشگاه برای کسب درجه ی دکترا به دانشگاه استنفورد رفت. اما چند روز بعد این دانشگاه را ترک کرد. او باور داشت که اینترنت فضایی عالی برای پیشرفت است و اگر در آن حضور نداشته باشد، فرصت خوبی را از دست داده است. در اینجا نیز می بینیم که شور و اشتیاق فراوانی وجود ندارد و تنها فرصتی است که یک فرد باهوش، آن را پیدا کرده و برای موفقیت در آن تلاش می کند.

کارآفرینان جوان، تلاش زیادی می کنند که ایده های بسیار بزرگ را که عشق فراوانی به آن دارند، عملی کنند. با توجه به موارد گفته شده می توان نتیجه گرفت که این روش اشتباه است. کارآفرینان بزرگ، فرصت ها را پیدا می کنند، مسیر خود را بارها و بارها تغییر می دهند و در همین حین، پروژه هایشان بزرگ تر می شوند و به موفقیت می رسند. در نهایت با رسیدن به موفقیت، شور و علاقه و عشق نیز ایجاد می شود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ریسک‌پذیری یکی از مهم‌ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارتاپ‌ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی‌ترسند.

استارتاپ‌ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می‌روند و به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی‌های خاص می‌توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند.

کارمندانی که از ریسک کردن نمی‌ترسند، از اشتباهات خود درس می‌گیرند و با شرایط سازگار می‌شوند.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است؛ همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

اگر می‌خواهید بدانید که متقاضیان شغلی، چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می‌کنند، باید آنها را عمیق‌تر بررسی کنید.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است، همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

قدرت ریسک‌پذیری

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارتاپ، مواجهه با ریسک‌های متعدد است؛ شرکت‌های قدیمی پروسه‌های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می‌برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند اما استارتاپ‌ها مستلزم ریسک‌پذیری هستند.

اخلاق حرفه‌ای

شغل کارمندان در استارتاپ‌ها، معمولاً نقش ثابتی نیست؛ آنها باید بتوانند مهارت‌های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت‌های بیشتری بپذیرند.


منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : استراتژی‌های کسب‌وکارها برای آنکه بتوانند موفقیت‌آمیز باشند، باید به‌طور واضح و مشخص تدوین شده و همه ذی‌نفعان یک کسب‌وکار از آن درک مشترکی داشته باشند. چنین استراتژی‌هایی در گام دوم باید بتوانند بین تمام توانمندی‌های کسب‌وکار توازن ایجاد کرده و از آنها در راستای انطباق با شرایط محیط بیرونی استفاده کنند؛ شرایطی که گاه بسیار پویا بوده و به سرعت تغییر می‌کنند.

در چنین شرایطی که نیاز به تدوین استراتژی‌هایی انعطاف‌پذیر و قدرتمند وجود دارد، موانع و چالش‌هایی پیش روی مدیران مشاهده می‌شود که بسیاری از آنها ذهنی هستند. یکی از این موانع و چالش‌ها بر سر راه تدوین یک استراتژی اثربخش، فرار از ریسک‌های کوتاه‌مدت است. بسیاری از مدیران کسب‌وکارها خود را موظف می‌دانند که برای تامین خواسته‌های سرمایه‌گذاران، سودآوری کوتاه‌مدت را به حداکثر برسانند. چنین مدیرانی از ریسک‌های کوتاه‌مدت می‌گریزند، هزینه‌هایی را که اضافی تصور می‌کنند کاهش می‌دهند و بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را متوقف می‌کنند. چنین شرکت‌هایی بودجه چندانی به بخش تحقیقات و توسعه خود اختصاص نمی‌دهند و در صورتی که در بازاری پویا فعالیت داشته باشند، به سرعت جای خود را به سایر رقبا خواهند داد. مدیران باید به این موضوع توجه کنند که هر چند اختصاص منابع مالی به فعالیت‌ها و محصولات جدید، ریسک مالی آنها را افزایش می‌دهد (به‌دلیل قطعی نبودن پذیرش محصول جدید به وسیله بازار، فراهم نبودن فناوری‌های کافی و مشکلات اجرایی در تولید نهایی)، بی‌توجه بودن به آینده و عملکرد بلندمدت نیز ریسک به همراه دارد. حتی موفق‌ترین شرکت‌های کنونی نیز، در صورتی که تمام تمرکز خود را روی محصولات حال حاضر خود قرار دهند، به تدریج شاهد آن خواهند بود که به‌دلیل قدیمی شدن محصولات، میزان فروش و عملکرد مالی آنها شرایط دشوار و رو به افولی را تجربه خواهد کرد. مهم‌ترین ریسک چنین شرکتی، ناتوانی در واکنش به فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی است که احتمالا در آینده با آنها مواجه خواهند شد.

اما مشکلات شناختی و ذهنی دیگری نیز بر سر راه تدوین استراتژی‌های اثربخش وجود دارد. دو مورد از این چالش‌ها، ریسک‌زدگی و لنگرسازی است. منظور از ریسک‌زدگی آن است که رفتار افراد ممکن است به جای ریسک‌پذیری براساس فرصت‌ها و افزایش سودآوری شکل بگیرد. چنین نگرشی که شاید ناشی از فقدان جسارت باشد، باعث می‌شود تا در پی فرار از ریسک فعالیت‌ها، بسیاری از فرصت‌های مالی نادیده گرفته شوند. این فرصت‌ها هم می‌توانند در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت خود را نشان دهند. اما در بلندمدت، به‌طور معمول، واضح‌تر مشاهده می‌شوند. به عنوان مثال، براساس پژوهشی که موسسه مک‌کنزی انجام داد، شرکت‌هایی که در تخصیص منابع به فعالیت‌های شرکت بازنگری کرده و به فعالیت‌های ۳ سال آینده و بعد از آن نیز منابعی اختصاص داده‌اند، عملکرد مالی کمتری در دوره‌های کوتاه‌مدت داشته‌اند. با این حال، عملکرد بلندمدت این شرکت‌ها نسبت به رقبای ایستاتر خود، بسیار بهتر بوده است.

مساله لنگرسازی که یکی دیگر از چالش‌های پیش رو برای تدوین استراتژی‌های اثربخش است، اشاره به این موضوع دارد که برخی از افراد، در تصمیم‌گیری‌هایشان بر بخش برجسته‌ای از اطلاعات متمرکز می‌شوند و تصمیم‌هایشان را براساس آن بخش می‌گیرند. این اشتباه در تعیین بودجه سالانه شرکت‌ها اغلب مشاهده می‌شود. مدیرانی که باید میزان بودجه مورد نیاز یک‌سال و سهم هر بخش را تعیین کنند، به‌طور معمول تصمیم‌هایشان را براساس بودجه سال گذشته می‌گیرند؛ حتی اگر شرایط بازار تغییر کرده باشد و نیاز به تغییراتی بنیادین در اختصاص بودجه به بخش‌های مختلف مشاهده شود.

علاوه بر این چالش‌ها، گاهی در تعیین استراتژی شرکت‌ها و اختصاص منابع مالی به بخش‌های مختلف آن با رفتارهایی مواجه می‌شویم که از بیرون، به هیچ وجه منطقی به نظر نمی‌رسند. فرهنگ بسیاری از شرکت‌ها شامل رقابت بین بخش‌های مختلف آنها است. در این صورت و با آنکه باید تمام بخش‌ها و قابلیت‌های یک شرکت در راستای تحقق اهداف نهایی همگام شده باشند، می‌توان مدیران بخش‌هایی را مشاهده کرد که در حال رقابت با یکدیگر هستند؛ آنها نمی‌خواهند که میزان بودجه و منابع مالی‌شان نسبت به سایر بخش‌ها کاهش یابد و بر خواسته‌های بخشی خود تاکید می‌کنند. این رفتارها از آنجا تقویت می‌شود که بسیاری از پاداش‌های مدیران اجرایی، پیشرفت شغلی و حتی اعتماد به نفس آنها از عملکرد کوتاه‌مدت آنها نشات می‌گیرد. در چنین شرایطی، هیچ مدیری احساس نمی‌کند که باید نقش رابین‌هود را ایفا کند (و از بودجه مورد نیاز بخش خود بکاهد) تا عملکرد کلی شرکت بهبود یابد.

نگرش کوتاه‌مدت در بخش‌ها و واحدهای کوتاه‌مدت شرکت‌ها ممکن است در پی دوره کوتاه‌مدت فعالیت مدیران نیز تقویت شود. اگر مدیری بداند که تنها یک تا ۳ سال دیگر در شغل کنونی خود باقی خواهد ماند، ترغیب می‌شود که تمرکز خود را بر نتایج کوتاه‌مدت بگذارد. در این صورت، شکست احتمالی بخش یا شرکت مزبور به پای مدیر بداقبال بعدی نوشته می‌شود.

اما در بسیاری موارد، حتی مدیرانی که به دنبال نگاه بلندمدت و منطقی به شرایط بازار هستند، به‌دلیل بوروکراسی اداری از پیگیری برنامه‌های خود ناتوان می‌مانند. چنین مدیرانی ممکن است در پی رویه‌ها و دستورالعمل‌های پیچیده اداری برای اختصاص منابع، ارزیابی کارکنان، مذاکره قراردادها و ارتباطات داخلی و خارجی نتوانند نقش موثری در پیشبرد اهداف خود داشته باشند. چنین وضعیتی در شرکت‌های بزرگ، اغلب مشاهده می‌شود و به‌ویژه در محیط‌های پویا به شرکت‌ها ضربه اساسی خواهد زد. اگر یک شرکت در حال فعالیت در محیط و بازاری است که به شدت پویا است و تغییراتی اساسی را از سر می‌گذراند، نیاز است تا از میزان رسمی بودن رویه‌های آن کاسته شده تا کارکنان و مدیران سطوح پایین‌تر بتوانند خلاقیت و جسارت خود را نمایان کنند. در نهایت فقدان اطلاعات و درک کافی از استراتژی‌های کنونی شرکت، منابع ارزشمند و ارزش‌آفرین یا شرایط بازار و تغییرات در حال اتفاق آن نیز می‌توانند بر تدوین استراتژی‌های اثربخش، اثر منفی بگذارند.

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  03:45 ب.ظ

گذارها (transition)، لحظات انعطاف‌پذیر بین تغییرات هستند که یک پایان و یک شروع را به‌طور همزمان شکل می‌دهند. و گرچه گذارهای «بزرگ» در محیط کار (مانند خروج از یک سازمان، برای شروع کار جدید در سازمان دیگر) به‌طور طبیعی تمرکز و توجه ما را به خود جلب می‌کنند، اما ما هر روزه با گذارهای کوچک بی‌شماری روبه‌رو هستیم. مثال‌هایی در این زمینه می‌تواند شامل جایگزینی پاسخ دادن به ایمیل‌ها با نوشتن یک گزارش، خاتمه دادن به یک جلسه رودررو، و سپس ایجاد تماس در یک کنفرانس تلفنی و بلند شدن از جایتان برای نوشیدن قهوه، تنها برای داشتن یک مکالمه بدون برنامه‌ریزی با یک همکار در راهروی شرکت باشد.

در مجموع، این لحظات کوچک و قابل‌انعطاف پتانسیل تسریع بهره‌وری ما یا برعکس ناکارآیی، اختلال و آغاز اشتباه را دارند. کنترل هوشمندانه گذارهایتان به شما اجازه می‌دهد تا روزتان را با کارآیی بیشتر هدایت کنید.

در اینجا برخی استراتژی‌ها برای کمک به تسلط‌تان بر هنر گذار از مراحل کسب‌وکار آورده شده است.

یک ارزیابی کلی انجام دهید

شما نمی‌توانید در مورد چالشی که نمی‌توانید ببینید کاری انجام ندهید. برای مدیریت موثرتر گذارهایتان، ابتدا آنها را برآورد کرده و صورت‌برداری کنید. البته، هیچ دو روزی دقیقا شبیه هم نیستند؛ اما حتی یک برآورد تقریبی از تعداد گذارهایی که در یک روز مفروض انجام می‌دهید، به شما کمک خواهد کرد تا ببینید در صورت عدم‌مدیریت و ارزش‌گذاری پایین آنها، دقیقا چه چیزی در خطر خواهد بود.

این تمرینی برای افزایش آگاهی بیشتر در مورد دامنه و اثر هر کدام از این گذارهاست. این کار می‌تواند یک تجربه حیرت‌انگیز باشد، همان‌طور که برای یکی از مشتریان من این چنین بود؛ یک رهبر سازمانی ارشد که با ناامیدی می‌خواست حجم کار غیرقابل‌مدیریت خود را در دست بگیرد. او به من گفت «من روی چهار پروژه مختلف در سه منطقه جغرافیایی متفاوت کار می‌کنم، بنابراین می‌دانستم که فرد پرمشغله‌ای است. او پس از ارزیابی، دریافت که یک روز معمولی در هر جا که باشد، از ۷۵ تا ۱۰۰ گذار مجزا دارد.

او ادامه داد: «همیشه حواسم جمع است. من پس از برنامه‌ریزی و تامل به اجرای طیفی از وظایف می‌‌پردازم و چون با تیم‌های مختلفی کار می‌کنم، باید بر مبنای انتظارات مختلف با مسائل به‌طور متفاوتی برخورد کنم. برخی افراد یک ایمیل می‌خواهند، درحالی‌که برخی می‌خواهند صدای من را بشنوند. برخی افراد خواهان کمترین جزئیات هستند، درحالی‌که بقیه تحلیل مفصل را خواستارند. از ایمیل‌ها، تا تماس‌های تلفنی، تا پاورپوینت‌های ارائه شده، تا جلسات، روز من در جنب‌و‌جوش مداوم است و چون همه ذی‌نفعان من تصور می‌کنند که پروژه‌هایشان در اولویت است، من مجبور هستم تا به‌طور مستمر بین آنها جابه‌جا شوم تا همه را راضی نگه دارم.»

آنچه بیشتر از همه برای این رهبر سازمانی آشکار بود، ارتباط بین میزان گذارهای روزانه و کیفیت کارش در روزهایی بود که گذارهایش دشوار بودند- زمانی که هر گذار شبیه یک تمرین مهار آتش است- که در این روزها نتایج تلاش‌های او متناقض و کمتر از بهینه بود. هر تغییر ناگهانی از یک وظیفه به وظیفه دیگر، اغلب منجر به لطمات متوازی، خطاها، آغاز نادرست و غیره شده و منجر به این می‌شود که آن روزها طولانی‌تر و به مراتب کمتر بهینه حس شوند.

همین الان، چند لحظه به دامنه و ماهیت گذارهایی که برای شناسایی مسوولیت‌های روزانه‌تان انجام می‌دهید، توجه کنید. به تقویم‌تان نگاه کنید تا کارهایتان (از جمله تماس‌ها و جلسات کاری زمان‌بندی‌شده) را ارزیابی کنید و به فضای خالی تقویم‌تان که در آن زمان برنامه‌ریزی‌نشده در درخواست‌های غیرمنتظره، وظایف بدون برنامه‌ریزی و اختلالات غیرضروری سرمایه‌گذاری شده است، توجه کنید. پس از اولین بررسی، برای ارزیابی قبل و بعد آیتم‌های لیست‌تان، عمیق‌تر کاوش کنید تا همه گذارهای کوچکی را که می‌سازید شناسایی کنید.

مختصر کنید

گرچه تعدادی پیامدهای بیرونی وجود دارند که حجم و سرعت گذارهای شما را دیکته می‌کنند، اما شما کنترل بیشتری نسبت به آنچه ممکن است تشخیص دهید، روی آنها دارید. هر گذاری نیازمند توجه و تمرکز است؛ بنابراین به آنها به عنوان یک هزینه- یا هزینه‌های تکرارشونده- نگاه کنید که باید بودجه زیادی برایشان وجود داشته باشند.

به عنوان مثال، که منجر به یک انحراف توجه ۱۰ دقیقه استفاده از تلفن می‌شود دلیلی بر گذار نیست. این فقط یک تغییر حالت غیرضروری است. ولی با وجود اینکه این اتفاق ذاتا بی‌ضرر به نظر می‌رسد، در هر صورت به قیمت کاهش کارآمدی و سودمندی تمام می‌شود. تحقیقات مربوط به سفسطه‌های انجام چند کار همزمان در اینجا آموزنده خواهد بود. اما موضوع اصلی ورای این مسائل است. گذارها هم در مورد کارآیی و هم اثربخشی هستند.

همان‌طور که پیتر دراکر از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان در جمله‌ای مشهور می‌گوید: «کارآیی انجام درست امور و اثربخشی انجام کارهای درست است.» برای اینکه اطمینان یابید گذارهای شما هم کارآ و هم اثربخش هستند، گذارهای غیرضروری را کاهش دهید، سپس زمان‌بندی درستی برای گذارهایی که نیاز دارید ایجاد کنید.

پتانسیل را تشخیص دهید

وقتی کنترل بهتری روی گذارهای‌تان داشته باشید، می‌توانید نه تنها دام‌های آنها را بشناسید، بلکه فرصت‌های آنها را در جهت هدایت تعهدات‌تان نیز تشخیص دهید.

به‌عنوان مثال، این گذار را در نظر بگیرید: پس از صرف ۳۰ دقیقه‌ای برای چک کردن ایمیل‌تان، به سرعت کیف‌تان را برمی‌دارید و اتاق را به مقصد یک جلسه ترک می‌کنید. اکنون تصور کنید که ایمیل آخر را خیلی با عجله نوشته‌اید تا شما بتوانید از اتاق بیرون بیایید. این خرابکاری می‌تواند یک گذار مختل‌شده و ناکارآ ارسال کند؛ در واقع، پس از اینکه جلسه شروع می‌شود، شما درمی‌یابید که یک نکته کلیدی به‌طور ضعیفی در ایمیل بیان شده یا کلا فراموش شده بود. یا شاید کسی قرار بوده در ایمیل کپی شود، اما سهوا از ایمیل جا مانده است. این تفکر تمرکز شما را از جلسه ربوده است. و اگر شما باید تلفن‌تان را برای ارسال دوباره ایمیل کنار بگذارید، این کار توجه شما را از لحظه کنونی منحرف می‌کند، اما زمان بیشتری برای درست کردن موقعیت صرف خواهد کرد. بهانه‌‌هایی که برای گذارهای نامرتب می‌آوریم، اغلب گمراه‌کننده هستند. «ببخشید، من مجبور شدم برای چند دقیقه، از جلسه بیرون بروم؛ یک ایمیل ضروری بود که باید ارسال می‌کردم!» یک توصیف صاف و ساده و دقیق این است: «متاسفم، من در گذار بین چک کردن ایمیلم و این جلسه عجله کردم که منجر به یک اشتباه شد. بنابراین من مجبورم تا اشتباهم را درست کنم و دوباره این گذار را دوباره و دوباره تکرار کنم! چه چیزی را فراموش کرده بودم؟»

گذارهای کوچک، اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرند، اما اگر شما توجه متمرکزی به آنها داشته باشید و به خوبی آنها را مدیریت کنید، از تکرار بی‌نتیجه و غیرضروری تلاش‌هایتان اجتناب خواهید کرد و اکثر کارها را درست انجام می‌دهید. گرچه، اگر پتانسیل گذارهای شما برای حفظ کارآیی و تاثیرتان، در طول روز از بین برود، بهره‌وری شما نیز از بین خواهد رفت.

حتی اگر پشتیبانی اداری یا کمک بهترین اپ‌های کارآمد در بازار را دارید، نمی‌توانید گذارهای خود را برون‌سپاری کنید. اما استراتژی‌هایی مانند اینها، می‌توانند شما را به یک دانشجوی رفتار خودتان تبدیل کنند و به شما کمک کنند تا آنچه تجربیات روزانه می‌توانند به شما آموزش دهند را کشف کنید. با این خودآگاهی افزایش یافته، می‌توانید هنر گذار را به روشی تمرین کنید که حقایق مهمی در مورد تمرکز ذهنی، چشم‌انداز نسبت به اولویت‌ها و سطوح تعهد در سراسر روز آشکار می‌کند. با ارزیابی کلی، مختصر کردن و تشخیص پتانسیل گذارهایتان، می‌توانید هر نکته محوری دقیق را به یک پایان موفقیت‌آمیز یک کار و یک شروع نویدبخش برای وظیفه دیگری تبدیل کنید.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  08:15 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

تحقیق مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار

تحقیق-مهندسی-مجدد-فرآیند-کسب-و-کارتحقیق در مورد مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار در 35 صفحه در قالب فایل word و قابل ویرایش. مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR)، به معنای تفکر مجدد، بازطراحی رادیکالی (اساسی) فرآیندهای کسب و کار، جهت بهبود چشمگیر براساس شاخص های کلیدی عملکرد (هزینه، کیفیت و سرعت و ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها