تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی ۶۰۰ شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از ۲۵۵ درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

 هر گونه فعالیت اقتصادی در بستری از زمان انجام می شود، گاه زمان رونق و گاه دوران رکود؛ این طبیعت اقتصاد است. مهم این است که بتوانید در هر زمان، بهترین عملکرد را داشته باشید.

درس جدید سواد زندگی، 16 راه بسیار مهم برای کار و کسب و درآمدزایی در دوران رکود را پیشنهاد می کند:

1 - در دوران رکود، باید استراتژی شرکت شما، قبل از هر چیزی "بقا" باشد و نه "سود حداکثری" ؛ تا این واقعیت را نپذیرید نخواهید توانست زیست مناسبی در دوران رکود داشته باشید. پس در گام اول، استراتژی تان را واقع بینانه بازتعریف کنید.

2 - هزینه های شرکت را مجدداً و با وسواس بسیار بررسی کنید و ببینید کدام هزینه ها را می توان قطع کرد یا کاست؛ مدیریت هزینه ها ارزشی به مراتب بیشتر از افزایش درآمد دارد؛ قاطعانه در این باره اقدام کنید.

3 - مشتریان کسب و کارها در دوران رکود معمولاً خریدشان را متوقف نمی کنند بلکه آن را محدود می کنند. بنابراین فروش سخت تر از قبل می شود.

در چنین وضعیتی باید بکوشید خود را با محدودیت های مشتریان وفق دهید و با خدمت رسانی بیشتر به آنها، وفاداری شان را حفظ کنید در غیر این صورت به سمت رقبا خواهند رفت. کارهایی مانند این چند مورد می توانند به شما در حفظ مشتریان وفادار کمک کنند:

   - ارائه تخفیف های مناسب و حتی دراز مدت (به جای کاهش قیمت)

   - فروش اقساطی

   - فروش با جایزه

   - ارائه آفرها ( مانند خرید به اندازه n تومان = دریافت یک بسته از کالای x )

4 - سبد محصولات خود را متنوع کنید و کالا و خدمات ارزان تر نیز در آن بگنجانید. مثلاً اگر صاحب یک سوپرمارکت هستید، ماکارونی های ارزان تری هم بیاورید، یا اگر معلم زبانی هستید که تدریس خصوصی می کنید، از این پس کلاس های 5  نفری را هم بپذیرید تا هزینه ها بین شاگردان تان سرشکن شود یا اگر مشاور هستید می توانید در کنار مشاوره های مرسوم یک ساعته ، مشاوره های محدود 20 دقیقه ای با قیمت پایین را هم بگنجانید (مثلاً به این شکل که مراجعه کننده از قبل مشکل اش را در یک صفحه تایپ شده به شما بدهد تا شما فرصت بیشتری برای مشاوره دادن در زمان محدود داشته باشید/ البته این فقط یک مثال است و شاید مقررات و الزامات درباره مشاوره جور دیگری ایجاب کند).

بدیهی است که در هر کسب و کاری معنای ارزان و گران متفاوت است. اگر شما فروشنده ساعت های لوکس هستید ممکن  است با آوردن ساعت های 5 میلیون تومانی در کنار ساعت های موجود 20 - 10 میلیون تومانی، بتوانید بخشی از مشتریان قبلی را حفظ کنید ولی در یک ساندویچی با گنجاندن فلافل ارزان قیمت در کنار همبرگرها، به حفظ مشتری فکر کنید.

5 - در دروان رکود، مردم بیش از آن که به ظاهر و بسته بندی های شکیل توجه کنند، متوجه قیمت ها و مقایسه آن با موجودی کارت بانکی شان هستند. لذا اگر تولید کننده هستید - به ویژه در اقلام عمومی - بکوشید با کاستن از هزینه بسته بندی، قیمت تمام شده را پایین بیاورید.

6 - هرگز در دام این که با کاهش کیفیت از قیمت ها بکاهید نیفتید. این تصمیم برندتان را منهدم خواهد کرد و حتی اگر بتوانید از دوران رکود نیز زنده بیرون بیایید، دیگر اعتمادی به شما وجود نخواهد داشت.

7 - از نیروهای شرکت تان بخواهید اگر پیشنهادهای خلاقانه ای برای بهبود وضعیت و کاهش هزینه ها دارند با شما در میان بگذارند. برای پیشنهادهای عملی، پاداش مناسب در نظر بگیرید.

8 - در دوران رکود، ممکن است روحیه نیروهایتان کاهش یابد. باید به عنوان رهبری دلسوز، با نیروهایتان همراهی و همدلی واقعی - و نه نمایشی -  داشته باشید. رفتار انسانی با نیروها به عنوان اعضای یک خانواده می تواند آنها را در کنار هم و در کنار شما نگه دارد.

جاهایی هم لازم است گوشه هایی از مشکلات را به آنها بگویید تا دچار این سوء تفاهم نشوند که شما ثمره کار آنها را به طور غیر منصفانه ای برای خود مصادره می کنید اما نباید طرح مشکلات به گونه ای باشد که آنها را از آینده بترساند و ناامیدشان کند.

راستی اگر مانند گذشته نمی توانید به هر کارمندتان ماهانه 200 هزار تومان پاداش بدهید ولی می توانید که یک جمعه را با آنها قرار بگذارید و با هم به کوه بروید یا یک سینما مهمان شان کنید.

9 - بررسی کنید گونه می توانید از فضای مجازی برای توسعه فروش تان استفاده کنید؛ این نکته بسیار مهم و حیاتی است.

10 - بسیاری از مدیران اولین کاری که در مواجهه با رکود می کنند، قطع یا کاهش بودجه تبلیغات و بازاریابی است.

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی 600 شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه  تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از 255 درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

تبلیغات و بازاریابی موثر در دوران رکود که مشتریان سردرگم و کلافه اند می تواند به آنها کمک کند، به ویژه این که رقبای زیادی به اشتباه بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را کم یا قطع کرده اند و شما می توانید بهتر و راحت تر دیده شوید.

11 - ارتباط با مشتریان را تقویت کنید. پیشنهاد می کنیم از یک نرم افزار  CRM استفاده کنید. CRM یعنی مدیریت ارتباط با مشتری و برای این که این ارتباط به خوبی مدیریت شود نرم افزارهایی در بازار وجود دارند که اگر خوب انتخاب و عمل کنید، می توانید فروش تان را بالا ببرید.

12 - اگر در حالت عادی فروش تان در یک شهر پاسخگوی نیازهای شرکت تان بود، بررسی کنید که آیا در دروان رکود می توانید دایره جغرافیایی عرضه محصولات تان را گسترش دهید؟

13 - تحقیقات متعدد نشان می دهد در دوران رکود، همبستگی خانوادگی افزایش می یابد (مثلاً پدر به جای این که برای خود کفش نو بخرد، یکی از مایحتاج خانواده را می خرد یا به جای این که 4 بار انفرادی به رستوران برود، یک بار با خانواده به رستوران می رود یا مادر ترجیح می دهد به جای خرید طلا ، یخچال خراب شان را تعویض کند) . بنابراین در تبلیغات تان به جای فرد گرایی روی ارزش های خانوادگی تمرکز کنید.

14 - شبکه توزیع تان را بیش از پیش مورد حمایت قرار دهید تا انگیزه بیشتری برای توزیع محصول شما داشته باشند. آنها نیروهای خط مقدم شما هستند.

15 - در دوران رکود، بسیاری از رقبا نیروهای کارآمدشان را از دست می دهند، اگر بتوانید آنها را جذب کنید، سرمایه گذاری دراز مدتی برای شرکت خود انجام داده اید. پس حواس تان به اخراجی های رقبا باشد و البته نیروهای کلیدی تان را حفظ کنید.

16 - دانش مربوط به کار و کسب تان را بروز کنید. همچنین درباره بازاریابی و برندسازی و تبلیغات و ... کسب دانش کنید. حتماً ایده های جذابی برای رونق کار و کسب تان می یابید و از رقبا جلوتر می افتید.

منبع: عصر ایران


نظرات()   
   
دوشنبه 27 اسفند 1397  11:19 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مربای موسوی محصولات تازه ای وارد بازارکرده که ضمن سلامت محور بودن به دلیل تازگی و استفاده از موادی که قبلاً در تولید محصولاتی نظیر مربا کاربرد نداشتند، مثل گل گاو زبان و چای ترش مورد توجه مخاطبان قرارگرفته است.

همیشه مارکتینگ به دنبال راه هایی تازه ای است تا در میان رقبایی که در بازار هستند بتوانند برندی را پایدار و کسب و کاری را پر رونق تر و ازسویی مشتریان را وفادارتر بسازد. استفاده از روش هایی که دیگران درآن وارد نشده اند و ایجاد امکان اتتخاب برای مشتری موضوعاتی است که از دید تیز بینانه ی مدیران بازاریابی مجموعه های موفق دراین مسیر دور نمی ماند.

مربای موسوی از سال 57 در تبریز به تولید انواع مربا پرداخته و از جمله شرکت هایی است که با حفظ کیفیت درعرصه ی رقابت حضوری فعال داشته است. این مجموعه یکی از مهمترین ویژگی هایش نوآوری رفتن راه هایی که دیگران نرفته اند و خلاقیت در تولید و بسته بندی خاص محصولات مربا است که زیبایی و نوآوری در کنار استفاده آسان برای مشتری مدنظر قرار دارد.


احمدی مدیرفروش این مجموعه ضمن اعلام مطلب فوق گفت: در حال حاضر این شرکت تیم های خلاقی که در حوزه های مختلف تولید و بسته بندی و مارکتینگ و فروش و به خصوص توزیع مویرگی به همه نقاط ایران و صادرات به کشورهایی نظیر عراق و... در اختیار دارد و با تولید بیش از 20 محصول متنوع مربا در شبکه های فروش نقش فعالی داشته و مشتریان وفادار مهمترین سرمایه های این مجموعه هستند.

وی با بیان اینکه دربازار فعلی که هر روز ذائقه ی مصرف کننده به خاطر وجود محصولات تازه درحال تغییر است پایبندی به تولید محصولات سنتی و قدیمی کفایت نمی کند و به همین علت این مجموعه اقدام به تولید مرباهایی که برای نخستین بار در ایران تولید شده نظیر مربای چای ترش با خواص کاهش دهنده گلسترول و قند خون و ضد افسردگی و همچنین مربای گل گاو زبان که خواص دارویی فراوانی دارند نموده است.

وی در ادامه گفت این مجموعه در طرح ریبرندینگ خود با این پیام با مخاطبان ارتباط برقرارکرده که اصولا وعده ی صبحانه به عنوان مهمترین وعده غذایی برای آنها دوست داشتنی و متنوع باشد و لذا با این هدف اقدام به تولید انواع متنوع و با کیفیت مرباهایی با طعم ها و مزه هایی خاص کردیم که ضمن خوشمزه بودن خواص دارویی و درمانی خود را حفظ کنند  و سفره ی صبحانه ی مشتریان دلچسب و متنوع تر از قبل باشد.



تولیدات مجموعه مربای موسوی نه تنها در سفره ی صبحانه مخاطبان بلکه به عنوان میان وعده هایی در کنار بستنی و نان تست و... پیشنهاد شده و البته قنادی ها نیز از مشتریان مرباهای خاص مجموعه هستند که در تولید انواع شیرینی جات مربایی کاربرد داشته و به خاطر غلظت و کیفیت و طعم طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد.

او استقبال مخاطبان از انواع مربای جدید را مهمترین انگیزه تولید محصولاتی جدید عنوان کرده که خواص دارویی دارند و همچنین بسته بندی های متفاوت و خلاق و آسان بودن استفاده از آن برای مخاطب را ازجمله دیگر مزیت ها برشمرده است.

او با بیان اینکه برخی محصولات نظیر کیوی و تمشک و شاه توت در شکل مربا ماندگاری و کاربرد بیشتر و طولانی مدتی دارند گفت: تحقیقات بازار بخش مهمی از کار مارکتینگ این مجموعه است که با استفاده از نوآوری هایی که در تولید انواع مربا در دنیا انجام شده و ذائقه و نیاز مصرف کننده داخلی شامل دو بخش سنتی و جوان؛ اقدام به تولید و بسته بندی هایی شده که به حفظ و گسترش بازار 40 ساله مربای موسوی کمک می کند.



وی تبلیغات را عامل مهم معرفی محصولات تازه این شرکت دانست که سهم بالایی در جلب مخاطبان داشته که دربخش محیطی در شهرهای بزرگ و در شبکه های اجتماعی با قرعه کشی مسابقات سعی شده ارتباط پویایی با آنها برقرارشود و ثبت سفارشهایی نیز برپایه ی کمپین هایی که تاکنون برگزار شده انجام شده و برای محصولات آینده متناسب در بهار و تابستان نیز طرح های تبلیغاتی دیگری اجرا می شود.

مریم غضنفری

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

بسیاری از مؤسسان استارتاپ‌های موفق، پس از موفقیت در حوزه کسب‌وکار سعی می‌کنند از رازهای موفقیت خود بگویند؛ برخی بر داشتن یک ارائه مناسب از محصول و برخی دیگر بر سخت‌کوشی تأکید دارند اما موفقیت به این سادگی نیست.

 به یقین موفقیت در هر کسب‌وکاری نیازمند ترکیبی از خصایص ذاتی مدیر یا رهبران است به این شکل که دارای جسارت، قدرت تصویرپردازی بالا یا شوق لازم باشند.

اما در کنار همه این موارد، چیزی که باید به آن توجه جدی شود،‌ دارا بودن سیستم‌های حمایتی درست است.

ایلان ماسک؛ مؤسس شرکت‌های اسپیس اکس و تسلا در این زمینه نظر جالبی دارد؛ وی تأکید می‌کند که هر چند مدیر باید قوی و شجاع باشد و بتواند هیجان و شوق لازم را در تیم خود ایجاد کند اما از سوی دیگر چنین مدیری نباید انرژی و خلاقیت تیم خود را نابود کند.

مدیران موفق، ارزش‌های خاصی دارند که در نهایت تیم را تشویق می‌کنند که از پتانسیل خود نهایت استفاده را ببرند؛ برخی از این ارزش‌ها در ادامه مورد اشاره قرار می‌گیرند:

تعامل

پروفسور مورتر هانسون از دانشگاه برکلی با انجام یک پژوهش پنج ساله درباره کسب‌وکارهای ایالات متحده، به این نتیجه رسید که مدیران موفق در زمینه ایجاد ارتباط با دیگران مهارت بالایی دارند و در جریان تعاملات خود سعی می‌کنند پیام‌شان را براساس نیاز و اولویت‌های مخاطبان تعدیل کنند.

البته به این معنا نیست که شما باید سخنگوی خوبی باشید؛ افراد توانمند در ایجاد ارتباط صحیح، با مخاطب خود صحبت کرده و سعی در ایجاد محیطی دارند که در آن بین خود و علایق و انرژی مخاطب ارتباط ایجاد کنند.

آنها سعی می‌کنند شنونده‌های خوبی باشند و تمام تلاش خود را صرف درک احساسات طرف مقابل کنند.

در تعامل با مخاطب یاد می‌گیرند که چگونه پیام خود را تعدیل کنند زیرا تعامل به معنای گفتن یک پیام صد درصد معتبر و درست نیست بلکه هدف از تعامل، درک احساسات، امیال و علایق طرف مقابل و مخاطب است.

من همیشه از انیشتین نقل‌قول می‌کنم که می‌گفت: اگر نتوانید پیام خود را به‌صورت خیلی مختصر بیان کنید، پیام شما قابل‌فهم نخواهد بود.

نظارت بر احساسات

مدیر استارتاپ بودن طبق گزارش اینک، یعنی کنار آمدن با نوسانات و فراز و نشیب‌های هر روزه در حوزه کسب‌وکار؛ مخصوصا این نوسانات در مراحل ابتدایی راه‌اندازی کسب‌وکار بیشتر احساس می‌شود.

یک روز همه هیجان‌زده از موفقیت می‌گویند و روز دیگر همه سردرگم و ناراحت از برآورده نشدن برخی اهداف هستند؛ تن دادن به هر یک از این احساسات می‌تواند مخرب باشد.

به همین دلیل برای یک مدیر استارتاپی اهمیت بالایی دارد که بتواند احساسات مثبت و منفی در حوزه کسب‌وکار را کنترل کند.

یک مدیر موفق دستخوش هیچ یک از این احساسات نمی‌شود زیرا آگاه است که همه آنها زودگذر هستند.

یک مدیر دائما باید با خود تکرار کند که این نیز بگذرد؛ چنین مدیری می‌تواند همین ساختار ذهنی را وارد فرهنگ تیمی خود کرده و تمام اعضا تیم را در کنترل احساسات و نوسانات توانمند سازد.

تمجید دستاوردها

همه ما علاقه‌مند به روایت داستان‌هایی از قهرمانان هستیم و این قهرمانان می‌توانند کارآفرینان باشند؛ کارآفرینانی که یک‌تنه به جنگ همه‌چیز می‌روند و با حداقل منابع مالی خود شرکتی را راه‌اندازی کرده و در نهایت آن را تبدیل به یک کسب‌وکار موفق می‌کنند.

اما موضوع به این سادگی نیست زیرا در پس موفقیت هر کسب‌وکاری علاوه بر وجود یک رهبر و مدیر موفق، تیمی وجود دارد که در نهایت بیانگر این مهم است که موفقیت کسب‌وکارها، نتیجه یک تلاش تیمی است.

مدیران استارتاپی باید از اینکه همه موفقیت کسب‌وکار را به نام خود تمام بزنند، پرهیز کنند به دلیل اینکه کار در نهایت منجر به فروپاشی کسب‌وکار می‌شود.

لذا یک مدیر باید دائما دستاوردهای تیم خود را مورد تمجید قرار داده و از همکاران خود قدردانی کند.

او کاری می‌کند تا اعضای تیم تبدیل به افرادی صادق، فروتن، تشنه موفقیت و خوشحال شوند؛ اعضای چنین تیمی مثبت‌اندیش بوده، همواره به دنبال راه‌حل می‌گردند، از همدیگر یاد می‌گیرند و در کارشان شفاف هستند.

همه این موارد، موفقیت تیم کاری را در پی دارد.

باید تأکید کرد که همه موفقیت یک کسب‌وکار به توانمندی‌های ذاتی مدیر مانند اعتمادبه‌نفس و هوش باز نمی‌گردد بلکه برخی از مهارت‌های اکتسابی مدیر نیز نقشی راهبردی در موفقیت یک کسب‌وکار دارد.

مهارت‌هایی مانند ارتباط با مردم که آنها را قادر به تولید کارهای عالی و عشق به آنچه که انجام می‌دهند، می‌سازد.

فقط در این صورت است که یک رهبر خوب، تبدیل به رهبری بزرگ خواهد شد.

منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 17 بهمن 1397  11:22 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت-بازاریابی-الكترونیكی
پاورپوینت بازاریابی الكترونیكی
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: ppt
تعداد صفحات: 31
حجم فایل: 1203 کیلوبایت
قیمت: 12000 تومان

توضیحات:
پاورپوینت بازار یابی الكترونیكی ، در قالب ppt و در 31 اسلاید، قابل ویرایش.

بخشی از متن پاورپوینت:
    هزاره سوم یا عصر دیجیتال تغییرات شگرفی را در حوزه های مختلف به ویژه در زمینه کسب و کار و تجارت به وجود آورده است . فناوری اطلاعات با تاثیر بر اقتصاد جهان ، تغییرات همه جانبه ای را موجب شده است. جهانی شدن و مقررات زدایی ، تاکید بر سازمان های افقی ، فرایند محوری به جای وظیفه محوری ، استفاده از تفکر IT در تولید و خدمات ، افزایش فشار در کاهش زمان حضور در بازار ، افزایش قدرت چانه زنی مشتریان ، گسترش کانال های جدید توزیع ، توسعه و بکارگیری مفهوم مدیریت روابط با مشتری در سازمان ها ، از مهم ترین این تاثیرات شکلی و ماهوی در تجارت به شیوه سنتی پدید آورده است که به طور کلی رویکردهای جدیدی را طلب می کند .
لذا در اینجا و در صفحات بعد، با اشاره ای به ادبیات و مفهوم تجارت و بازاریابی الکترونیکی ، به کارکردها و تاثیرات آن در کسب وکارهای امروزی می پردازیم .
و . . .

فهرست مطالب:
مقدمه ای بر بازاریابی و تجارت الکترونیک
تاریخچه
اهداف
برنامه ریزی بازاریابی الکترونیک
بازاریابی الکترونیک چیست؟
مزایای بازاریابی اینترنتی
مزایای ارتباطی
مزایای مبادلاتی
مزایای توزیع
اصول بازاریابی الکترونیک؛ ساختارها و چالش ها
علل تشکیل و نیاز به بازار الکترونیکی
جایگاه بازاریابی هدف دار و انبوه در بازارهای الکترونیکی
آمیخته بازاریابی الکترونیک
قوانین بازاریابی الکترونیکی
برنامه ریزی در بازاریابی الکترونیکی
مدل نیروهای پنج­گانه پورتر
جمع ­بندی
منابع

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.


نظرات()   
   

جهانی‌سازی، تکنولوژی، توسعه بدنه‌ تجارت، اتوماسیون و ظهور هوش مصنوعی، در حال تغییر بازارهای کار با سرعتی بالا هستند. ما به‌عنوان یک جامعه جهانی باید از خودمان بپرسیم: آیا مردان و زنان جوان را برای این دنیای متغیر کار آماده می‌کنیم؟ آیا آموزش و مهارت‌هایی که برای کارشان نیاز دارند، در اختیارشان قرار می‌گیرد؟ همچنین آیا مهارت‌ها را برای مشاغلی که هنوز اختراع نشده، دریافت می‌کنند؟

اینها سوالات مهمی هستند. حدود ۸/ ۱ میلیارد نفر در جهان هستند که بین ۱۰ تا ۲۴ سال سن دارند. هر ماه، ۱۰ میلیون جوان به سن کار می‌رسند و آماده‌اند که زندگی‌های پربازدهی را شروع کنند. برخی از آنها با تحصیل این راه را ادامه می‌دهند و برخی بلافاصله وارد دنیای کار می‌شوند.  سوال اینجا است که این افراد به چه چیزی می‌رسند؟ آنها کشف خواهند کرد که دنیا هر ماه ۱۰ میلیون شغل جدید ایجاد نمی‌کند. در سراسر جهان ۷۱ میلیون جوان بیکار وجود دارد و ۱۵۶ میلیون جوان دیگر هم با درآمد کمتر از ۳ دلار در هر روز زندگی می‌کنند.  بین مهارت‌هایی که این افراد دارند و مشاغل موجود، عدم تناسب چشمگیری وجود دارد. به عبارت دیگر، مهارت‌های دیروز دیگر با بازار شغلی امروز هم‌خوانی ندارد. در فقیرترین کشورها، بیشتر فرصت‌ها محدود به بخش‌های غیررسمی است. در کشورهای پردرآمد، تکنولوژی و تولید کم‌هزینه خیلی از مشاغل را از بین برده، کارخانه‌ها را تعطیل کرده و فرصت‌ها را محدود کرده است.  بسیاری از جوانان به این نتیجه می‌رسند که مهارت‌های بنیادی لازم برای موفق شدن را ندارند. در سطح دنیا، از هر ۱۰ کودک و نوجوان، ۶ نفر به حداقل توانایی لازم در خواندن و ریاضی دست نمی‌یابند و ۲۰۰ میلیون نوجوان مدرسه را ترک می‌کنند.  اگر این نوجوانان دختر باشند، با موانع بیشتری برخورد می‌کنند. تبعیض جنسیت و هنجارهای اجتماعی که در برخی جوامع دختران را از ادامه تحصیل و فرصت‌های شغلی بازمی‌دارد، احتمال ازدواج‌های اجباری و بارداری‌های زودهنگام آنها را بالا می‌برد و توانایی آنها را برای تحصیل و کسب‌ درآمد در سنین جوانی به‌شدت کاهش می‌دهد. این یک بی‌عدالتی و هدرروی حزن‌انگیز پتانسیل‌ها است.

این بحران مهارت‌ها صحنه‌ای غمناک را نه فقط برای مردان و زنان جوانی که به دنبال فرصت‌ها و آینده بهتر هستند، بلکه برای همه کشورها و مناطقی که رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی می‌خواهند، به تصویر می‌کشد. به هر حال، این شرایط اجتناب‌ناپذیر است. اما اگر همه با هم همکاری کنند تا شکاف مهارتی را در برخی مناطق به حداقل برسانند، می‌توان آن را تغییر داد.

• افراد کم‌سن به مهارت‌های بنیادین مثل سواد و حساب و کتاب نیاز دارند که در شرایط ایده‌آل از طریق ۱۲ سال آموزش کیفی آن را به دست می‌آورند.

• آنها به مهارت‌های قابل انتقال مثل حل مساله، اعتمادآفرینی، تیم‌سازی و برقراری ارتباط نیاز دارند.

• آنها باید مهارت‌های ویژه شغلی مثل نجاری، برنامه‌نویسی، حسابداری، تکنولوژی سبز، مهندسی یا کشاورزی مدرن را یاد بگیرند.

• آنها هر چه بیشتر به مهارت‌های کارآفرینی نیاز دارند؛ به‌ویژه در کشورهای کم‌درآمدی که بخش غیررسمی در آنها فعال‌تر است.

• و در نهایت، آنها قطعا به مهارت‌های دیجیتال که با تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات پیش می‌رود، نیاز دارند تا در اقتصاد جهانی نقش داشته باشند.

میلیون‌ها جوان بدون داشتن این مهارت‌ها یا بیکار می‌مانند یا در دام مشاغلی می‌افتند که نیاز به مهارت خاصی ندارند. انقلاب صنعتی چهارم این افراد را در خود فرو می‌برد.

البته، نقش دولت‌ها در این میان مهم است. آنها باید در توسعه کیفیت، ارتباط و پاسخ‌دهی جنسیتی در آموزش سرمایه‌گذاری کنند تا نوجوانان بتوانند مهارت‌های بنیادین و قابل انتقالی که نیاز دارند را قبل از اینکه تبدیل به نیروی کار شوند، یاد بگیرند. اما به غیر از این، کسب‌وکارها هم باید وارد عمل شوند.

در اینجا سه روشی که شرکت شما می‌تواند از طریق آنها به کاهش شکاف مهارت کمک کند و نردبان فرصت‌ها را در اختیار افراد کم سن و سال قرار دهد تا به پتانسیل‌های خود دست یابند، معرفی می‌کنیم:

۱- افزایش کیفیت و تعداد دوره‌های آموزشی پیشنهادی

در فعالیت‌های خود به دنبال فرصت‌های جدیدی باشید تا بتوانید به افراد کم سن و سال در جوامع خود آموزش بدهید؛ به‌خصوص افرادی که از امکانات و مزیت‌ها محرومند. دوره‌‌های آموزشی را با مهارت‌های ویژه‌ای که کسب‌وکارتان به آن نیاز دارد، ترکیب کنید. با باز کردن درهای آموزش به روی این جوانان، نه تنها نیروی کار آینده را تربیت می‌کنید، بلکه استعدادهای بالقوه برای کسب‌وکار خودتان را در سال‌های آینده شناسایی می‌کنید.

۲- با مدارس و گروه‌های آموزشی محلی شریک شوید تا قابلیت آموزش را ارتقا داده و «گذار از مدرسه به کار» را تقویت کنید.

بررسی کنید که آیا می‌توانید با مدارس محلی برای ایجاد برنامه‌های جدید با تمرکز بر مهارت‌هایی که بیشترین نیاز برای آنها وجود دارد، همکاری کنید؟ آیا کارمندان شما می‌توانند رویدادهایی در مدارس یا جوامع محلی برگزار کنند تا توصیه‌های لازم را به جوانان بکنند و مسیر شغلی خودشان را با آنها به اشتراک بگذارند؟ آیا می‌توانید استراتژی‌هایی برای استعدادیابی ایجاد کنید که شرایط جوانانی که در عدم امکانات به سر می‌برند را با فرصت‌های کسب‌وکار شما سازگار کند؟

۳- قهرمان رعایت برابری جنسیتی و کنار آمدن با شرایط خانواده‌ها شوید.

مطمئن شوید سیاست‌ها و فعالیت‌های شما، پشتیبان زنان و والدین در محیط کار شما است و اینکه زنان جوان هم می‌توانند در فرآیند تصمیم‌گیری در هر سطحی، نظر بدهند. زنان جوان این شایستگی را دارند که فرصت ایفای نقش در فعالیت‌های کاری را داشته باشند و کسب‌وکار شما هم این شایستگی را دارد که از مهارت‌ها و ایده‌های مختلف منتفع شود.شکاف مهارتی به خودی خود برطرف نمی‌شود. باید همکاری جمعی وجود داشته باشد تا جوانان بتوانند مهارت‌های بنیادین و قابل انتقالی که برای داشتن مشاغل ویژه نیاز دارند را فرابگیرند.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

با پیشرفت علم فناوری‌های متعددی برای کمک به بشر ساخته شده‌اند که شناخت ۵ مورد از این فناوری‌ها برای دارندگان کسب‌وکارها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

 امروزه کارآفرینان و مؤسسان شرکت‌ها باید از آخرین فناوری‌های موجود آگاهی داشته باشند تا به پیشروی بهتر در روند کاری خود کمک کنند.

در گزارش زیر به معرفی ۵ حوزه در فناوری می‌پردازیم که صاحب هر کسب و کاری باید از آن آگاهی داشته باشد.

۱-" اینترنت اشیا"(IOT)

از ترموستات‌های کوچک در محل کار گرفته تا بلندگوهای هوشمند موجود در خانه، اینترنت اشیا یا "اینترنت چیزها" به بخشی مهمی از زندگی روزانه ما تبدیل شده است.

"اینترنت اشیا" به‌طور کلی به بسیاری از چیزها شامل اشیا و وسایل محیط پیرامون‌مان اشاره دارد که به شبکه اینترنت متصل شده و توسط اپلیکیشن‌های موجود در تلفن‌های هوشمند و تبلت قابل کنترل و مدیریت هستند.

اینترنت اشیا به زبان ساده، ارتباط حسگرها و دستگاه‌ها با شبکه‌ای است که از طریق آن می‌توانند با یکدیگر و کاربرانشان تعامل داشته باشند. این مفهوم می‌تواند به سادگی ارتباط یک گوشی هوشمند با تلویزیون باشد یا به پیچیدگی نظارت بر زیرساخت‌های شهری و ترافیک.

از ماشین لباسشویی و یخچال گرفته تا پوشاک بچه! این شبکه بسیاری از دستگاه‌های اطراف ما را در برمی‌گیرد.

۲- "هوش مصنوعی"(AI)

"هوش مصنوعی" در حال حاضر در طیف وسیعی از صنایع استفاده می‌شود.

به عنوان مثال، نرم‌افزار اتوماسیون بازاریابی از هوش مصنوعی استفاده می‌کند تا با کارمندان و یا مشتریان خود به مبادلات ایمیلی بپردازد.

یکی دیگر از کاربردهای هوش مصنوعی، ربات سخنگو است که می‌تواند با استفاده از متن، با مشتریان مکالمه برقرار کند.

هوش مصنوعی همچنین به عنوان بخشی از سیستم‌های اجرایی از قبیل "سیری" برای دستگاه‌های اپل و برنامه‌های دستیار مجازی نیز قابل اجرا است.

در کسب و کار و تجارت نیز هوش مصنوعی پتانسیل این را دارد که در زمان و پول افراد صرفه‌جویی کند زیرا می‌تواند وظایفی انجام دهد که انسان‌ها انجام می‌دهند.

با پیشرفت فناوری و حجم زیاد اطلاعات، گاهی اوقات مرتب‌سازی این اطلاعات از عهده انسان خارج است که هوش مصنوعی این وظیفه را به عهده می‌گیرد.

برنامه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی نیز به صاحبان کسب‌و کار اجازه می‌دهند که به اطلاعات دریافت شده سریع‌تر پاسخ بدهند.

۳- فناوری تشخیص صدا

امروزه فناوری تشخیص صدا مسیر زندگی ما را تغییر داده است. از کاربردهای این فناوری می‌توان به دستیار صوتی "الکسا"(Alexa) شرکت آمازون اشاره کرد.

این روزها دستیار صوتی الکسا روش‌های جست‌وجوی آنلاین را تغییر داده است.

الکسا همچنین بهینه‌سازی کسب‌وکارها، محتوای دیجیتال و تبلیغات آنلاین را نیز دگرگون خواهد کرد.

سهولت در استفاده از فناوری تشخیص صدا سبب خواهد شد که این فناوری در کسب‌وکارهای دیگر نیز گسترش پیدا کند.

۴- نگرانی‌های امنیت دیجیتالی

نگرانی‌های مصرف کنندگان راجع به حریم شخصی دیجیتالی موضوع جدیدی نیست. اما در سال ۲۰۱۹، توجه به این نگرانی‌ها در کسب‌وکارها حائز اهمیت است.

تمام کسب‌وکارهای دنیا نیز امروزه باید امنیت دیجیتالی را رعایت کنند. به عنوان مثال در اتحادیه اروپا، تمام کسب و کارهایی که چیزی را به مصرف کنندگان می‌فروشند، باید از استاندارهای امنیتی و حریم خصوصی " مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا" (GDPR) برخوردار باشند.

۵- واقعیت افزوده

با اینکه فناوری "واقعیت مجازی" یک دنیای کامل دیجیتالی است، "واقعیت افزوده" تصاویر مجازی را روی محیط‌های فیزیکی پوشش می‌دهد.

واقعیت افزوده نمای فیزیکی زنده، مستقیم یا غیرمستقیم و معمولاً در تعامل با کاربر است، که عناصری را پیرامون دنیای واقعی افراد اضافه می‌کند. این عناصر بر اساس تولیدات کامپیوتری که از طریق دریافت و پردازش اطلاعات کاربر توسط سنسورهای ورودی مانند صدا، ویدئو، تصاویر گرافیکی یا داده‌های GPS می‌باشد، ایجاد می‌شود.

این فناوری نیز کاربردهای وسیعی در کسب‌وکارها دارد.

به عنوان مثال شرکت مبلمان "IKEA" از فناوری واقعیت افزوده استفاده می‌کند تا مشتریان بتوانند مبلمان این فروشگاه را در خانه‌های خود متصور شوند.

علاوه بر آن، بسیاری از مغازه‌های لباس فروشی نیز از این فناوری استفاده می‌کنند تا مشتریان لباس‌ها را روی تن خود امتحان کنند.

به نظر می‌رسد سال ۲۰۱۹ سالی خواهد بود که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از این فناوری‌ها در کار خود استفاده کنند.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

هارولد وویت کیف پولش را بیرون می‌آورد، دسته‌ای اسکناس ۵۰ یورویی را بیرون می‌کشد و وقتی که پول شعله می‌کشد، با آرامش به آن نگاه می‌کند.

کیف پول را می‌بندد، آتش را خاموش می‌کند و وقتی کیف پول را دوباره باز می‌کند، پول‌ها دست‌نخورده و آمدۀ خرج شدن هستند. اتاقی پر از شاگردان شعبده‌بازی با چشمانی گشاده سر شوق می‌آیند و دست به تشویق بلند می‌کنند.

 اکثر این کارآموزان هنر‌های تردستی، لوطی یا ستارگان یوتیوب نیستند، بلکه مدیران کسب‌وکار و دیگر کارمندانی هستند که امیدوارند چند تردستی تازه بر خورجین خود اضافه کنند.

01

وویت، هفتاد ساله و موسس آکادمی شعبده در پولاک، که از حومه‌های ثروتمند مونیخ است، می‌گوید: "آموختن شعبده‌بازی فقط یاد گرفتن چند تردستی نیست؛ این کار یعنی که شخصیت خود را پیش ببرید و نحوۀ ارایه، صحبت کردن و حرکاتتان را ارتقا دهید. "

وویت که بیش از نیمی از عمر خود را یک شعبده‌باز حرفه‌ای بوده و به آموزش این فن پرداخته، می‌گوید که به همین خاطر است که بسیاری از افراد شاغل و اهالی کسب‌وکار به کلاسهایش می‌آیند.

او می‌گوید: "اکثر شاگردان من شغل اصلی خود را رها نمی‌کند. من همه جور شاگردی داشته‌ام، از انترن‌های جوان گرفته تا یک کشیش ۸۰ سالۀ کلیسا. "

او می‌گوید: "باورتان نمی‌شود در بسیاری از شرایط، شعبده‌بازی به کارتان می‌آید" و از تلاش برای مخ زدن تا تلاش برای به سرانجام رساندن یک معامله را ذکر می‌کند.

جنون هری پاتر

علاقۀ آلمانی‌ها به سحر و جادو، سابقۀ چندین قرنی دارد، اما سال‌های پس از جنگ، شاهد بازگشت قوی این علاقه بود، چرا که جمعیت خستۀ آلمان، در اجرا‌های کلوب‌های شبانه به دنبال سرگرمی و فرار از مشکلات می‌رفتند.

رونق فعلی این فن مرهون جنون ده دهه‌ای هری پاتر است و همچنین شناخت مردم نسبت به اینکه قدری شعبده می‌تواند، فواید بسیاری را در زندگی رقم بزند.

بزرگترین شعبده‌بازان آلمان، نظیر برادران اهلریش، با برنامه‌ها خود استادیوم‌ها را پر می‌کنند.

 
02

مارک ویده، ۲۷ ساله، شعبده‌باز آلمانی در ماه جولای توانست با یک تردستی با ورق، مقام بهترین شعبده‌باز را در مسابقات قهرمانی جهان به دست آورد. او برای رسیدن به این افتخار، رقیبی را که می‌توانست ۱۰ کبوتر و ۴ گوسفند را ناپدید و ظاهر کند را شکست داد. مقام دوم به یک آلمانی دیگر به نام اکسل هکلائو رسید.

وویت که پیش از در دست گرفتن چوب جادو برای یک سرویس اطلاعات خارجی کار می‌کرد، می‌گوید که مدرسۀ شبانۀ او، اولین مدرسه‌ای بود که گواهی شعبده‌بازی‌ای ارایه می‌داد که دولت آن را به رسمیت می‌شناسد.

اما اکثر شاگردانی که برای این کلاس‌های هفتگی دوساله با قیمت ۷۵۰ یورو ثبت نام می‌کنند، به اینجا می‌آیند تا چیزی مسحورکننده‌تر از بیرون کشیدن خرگوش از کلاه را فرا گیرند. شعار این دورۀ آموزشی این است: "صحنه را مال خود کن! "

یکی از شاگردانی که به تازگی در یکی از این کلاس‌های شبانه حضور داشت، مارکو هافنریشتر، کارآفرین ۴۶ ساله است، که یک کسب‌وکار ساخت و ساز موفق را اداره می‌کند.

او می‌گوید، یاد گرفتن اینکه چگونه حس شگفتی را در مخاطب ایجاد کند، او را جذب مدرسۀ شعبده کرده است.

او می‌گوید: "من به دنبال قدری توازن در زندگیم بودم. در حال حاضر، بزرگترین طرفدارم پسرم است، اما دوست دارم که در پایان این دورۀ آموزشی، شش یا هفت روتین برای اجرا کردن بلد شده باشم. "

 
03

ماریان هافمن، مدیر ۶۷ ساله‌ای که در صنعت فناوری اطلاعات کار می‌کند، می‌گوید که شعبده به نوعی به او قدرت ستاره بودن داده و این موضوع فقط محدود به نوه‌هایش نیست.

هافمن می‌گوید که فرهنگ زمخت شرکتی جاری در فضای کسب‌وکار آلمان، باعث شده که تشنگی شدیدی برای فانتزی وجود داشته باشد.

او می‌گوید: "شاید ما زیادی منطقی هستیم و دلمان لک زده برای اینکه چند خیال و رویا داشته باشیم. "

دست خالی روی صحنه

توماس فراپس، ۵۱ ساله، دکترای فیزیک دارد، اما در حین مطالعاتش به شوق شعبده مبتلا شد.

فراپس، که نوشته‌های بسیاری در زمینۀ توهم و مهارت‌های صحنه دارد، ۲۵ سال است که در آنچه که طولانی‌ترین برنامۀ شعبدۀ تاریخ آلمان می‌نامد، اجرا کرده است.

او دریافت که یوهان ولفگانگ ون گوته، نویسندۀ شهیر آلمانی - که شعر "شاگرد جادوگر" را سروده- در قرن هیجدهم، به هر یک از نوه‌هایش یک جعبۀ تردستی هدیه داده بود؛ بنابراین کلک‌ها را می‌توان ابزاری برای پیشبرد تفکر روشنگری دانست، چرا که اگر شعبده را درک کنیم، می‌تواند حکم آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش را داشته باشد؛ همان چیزی که جوهر انسانیت ماست.

 
04

فراپس می‌گوید که یک قرن پیش از آن، کتاب‌هایی را که جزییات شعبده‌ها برملا می‌کردند، از دلایلی بودند که به توقف سوزاندن جادوگران کمک کرد.

او می‌گوید: "بامزه اینجاست که هر چه مردم بیشتر از جادو و شعبده مطلع شدند، پردۀ افسون از چیز‌هایی که می‌دیدند و نمی‌فهمیدند، ورافتاد. "

"حالا برای روسای شرکت‌ها و فیزیکدانها، جهشی عالی به دنیایی دیگر محسوب می‌شود. وقتی که تردستی‌ای در آستین دارید، "دست خالی" روی صحنه نمی‌روید، برعکس استندآپ کمدینی که فقط جکهایش را دارید. "

وویت می‌گوید که ویدیو‌های آموزشی‌ای که روی اینترنت وجود دارد و صد‌ها هزار نفر را به خود جلب می‌کنند، باعث شده تا علاقه و مراجعۀ مردم به مدارس شعبده‌ای نظیر مدرسه‌ای که او دارد، افزایش یابد.

وویت می‌گوید: "آموزش شعبده به صورت حضوری، هیچ جایگزینی ندارد. "


منبع: فرادید


نظرات()   
   

انتخاب نام مناسب برای استارتاپ یا شرکت تان مهم تر از آن چیزی است که فکر می کنید. یک نام مناسب و هوشمندانه طرفداران تان را تحت تاثیر قرار می دهد و توجه آنها را جلب می کند. بالعکس یک نام پیش پاافتاده یا کپی شده آن شور و شوقی را که برای راه اندازی این کسب و کار داشته اید، به مشتریان احتمالی تان انتقال نمی دهد.

 خوشبختانه هیچ گاه برای تغییر نام شرکت دیر نیست. صاحبان بعضی از موفق ترین کسب و کارهای دنیا، بعد از آنکه ایده بهتری به ذهنش خطور کرد، نام شرکت شان را تغییر دادند. زیراکس در ابتدا شرکت عکاسی هالوید نام داشت و داتسون نام قبلی نیسان بود؛ LG نیز مخفف نامی است که از ادغام دو شرکت Lucky و GoldStar به دست آمد. یک نام عالی می تواند ناگهان به ذهن تان خطور کند یا اینکه آن را بعد از مدتی فکر کردن پیدا کنید.

دستورالعمل جادویی برای ایجاد یک نام عالی وجود ندارد، اما تمامی نام های تاثیرگذار دارای 5 ویژگی مشترک هستند که در ادامه آنها را توضیح می دهیم:

1ـ بهترین نام ها، نام هایی به یادماندنی هستند

برای انتخاب نام مناسب عجله نکنید، ابتدا هر نامی را که به ذهن تان می رسد، بنویسید، سپس این نام ها را سبک و سنگین کنید و تصمیم نهایی را بگیرید. بین این دو مرحله یک هفته یا بیشتر به خودتان فرصت بدهید و تمام جوانب را به خوبی حلاجی کنید.

حتی بعد از آنکه نام های مناسب را یافتید، بگذارید بارش فکری تان باز هم ادامه داشته باشد. در نهایت بهترین نام ها را بدون نیاز به مراجعه به لیست تان به خاطر خواهید آورد، در واقع سرعت فراخوانی این نام‎ها از حافظه تان شما را متعجب خواهد کرد؛ چنین نام های به یادماندنی ای حلال مشکلات هستند. اگر نامی ملکه ذهن تان شده است، احتمالاً از یاد و ذهن مشتریان تان نیز پاک نخواهد شد.

2ـ هرچه کوتاه تر، بهتر

وجه اشتراک نایک، اپل، فیس بوک، توییتر، پیکسار و ایبی چیست؟ تمام آنها شرکت هایی بسیار موفقند که نام شان فقط دو هجا دارد.

نام های کوتاه تر بهتر در یاد می مانند، بنابراین سعی کنید هوشمندانه نامی کوتاه و موثر را انتخاب کنید که به راحتی فراموش نشود. در عین حال دقت کنید که در دام و عبارت سازی و صنایع ادبی مانند جناس نیفتید؛ شاید این عبارات جالب باشند، اما این بامزه بودن غالباً به ضررتان تمام می شود. به یاد آوردن کامل و صحیح نامی مانند «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه کامپیوتر» دشوار است، به علاوه برخی تمایلی ندارند تا شرکتی با چنین نامی را به دوستان خود معرفی کنند.

3ـ بهترین نام ها کاربردی نیز هستند

به کارکرد یا خدمت خاصی که شرکت تان ارائه می دهد، توجه کنید. مارک اندرسن، یکی از بنیانگذاران نت اسکیپ، در سال 1998 در حال کار بر روی یک پروژه نرم افزاری منبع باز جدید و رایگان بود. دانیل ارنهافت در کتاب «مارک اندرسن: جنگجوی وب» نوشته است: «اندرسن از مرورگر موزائیک نت اسکیپ راضی بود، اما برنامه هنوز آنقدر سریع و ایمن نبود که کاملاً مورد پسند او باشد، بنابراین اندرسن تصمیم گرفت که برنامه را بازنویسی کند و «گودزیلایی» را خلق کرد که سوئیت اینترنت قبلی اش را کاملاً نابود کرد.»

اندرسن در سال 2002 موزائیک ـ گودزیلا را با نام «موزیلا» به دنیا معرفی کرد؛ موزیلا اینترنت را کاملاً متحول کرد. فایرفاکس، مرورگر وب موزیلا، هنوز هم یکی از پرطرفدارترین مرورگرهای وب در سراسر جهان است.

4ـ بعضی از بهترین نام ها داستانی در پس خود دارند

شرکت تراکتور هالت در روز شکرگزاری سال 1904 عکاسی را برای گرفتن عکس از آخرین تراکتور بخار خود استخدام کرد. با استناد به بیوگرافی موسس شرکت، بنجامین هالت، این عکاس تراکتور را مانند هزارپایی توصیف کرد که در دل دشت می خزد. این نظر به گوش هالت رسید و او مشتاقانه نام هزارپا «Caterpillar» را انتخاب کرد. هالت این نام را در سال 1910 رسماً به عنوان نام تجاری جدید برای شرکت تجهیزات ساخت و ساز خود به ثبت رساند.

درسی که باید از این داستان بگیرید این است که همواره گوش شنوایی داشته باشید؛ الهام هر لحظه ممکن است به سراغ تان بیاید.

5ـ به یادماندنی ترین نام ها زبان خودشان را ابداع می کنند

واژه سازی اولین و خلاقانه ترین راه برای انتخاب نامی فراموش نشدنی است. موسسین گوگل و اسنپ چت نام شرکت شان را در کتاب لغت پیدا نکردند، چون چنین واژه هایی پیش از این وجود نداشت.

دو واژه یا دو مفهوم را با هم ترکیب کنید، املای لغات را تغییر دهید، ذهن تان را باز بگذارید و خودتان را محدود نکنید. مشتریان برندهای خطرپذیر و مستقلی را دوست دارند که سعی می کنند خودشان را از رقبای محافظه کار و خسته کننده شان متمایز سازند، بنابراین بگذارید رقبای تان نام هایی تکراری و پیش پا افتاده را انتخاب کنند که فقط توصیفی الکی از نوع فعالیت شان است؛ اما شما همرنگ جماعت نباشید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

معاون وزیر اقتصادى و دارایى با تاکید بر لزوم توجه به برندها در چارچوب کلان گفت: برندسازى اهمیت بالایى در کشور دارد، اما ما در این زمینه هیچ تلاشى نکرده ام.

به گزارش خبرنگار اقتصادآنلاین، احمد جمالى در نشست برند ناب ایرانى که با حضور برخى مسئولان دولت و نهادهاى تجارى و کارآفرینان در خصوص برندسازى برگزار شد، اظهار کرد: برندها امروزه جزو سرمایه هاى ملى کشور هستند، دارایى هاى غیرملموسى که در ایران برعکس سایر کشورها توجه چندانى به آن نشده است .

وى ادامه داد: اگر مى خواهیم برندسازى کنیم باید با سرمایه گذاران خارجى ائتلاف تشکیل دهیم اما متاسفانه ما در زمینه برندسازى در کشورمان هیچ تلاشى نکرده ایم.

رییس سازمان سرمایه گذارى و کمک هاى اقتصادى و فنى ایران درباره دیگر فواید برند سازى در کشور توضیح داد: برند علاوه بر ایجاد اعتبار و اعتماد در سطح بین المللى، در حوزه توریسم نیز اهمیت بالایى دارد چرا که برند مى تواند در تصویرسازى کشور در سطح بین المللى به ما کمک کند.

جمالى همچنین گفت: ما در ایران همه المان هاى تولید برند از جمله تاریخ، جغرافیا، منابع انسانى و مالى را داریم اما نتوانسته ایم به جمع بندى کلى در این المان ها برسیم.

معاون وزیر اقتصاد با بیان چگونگى ارائه برند به سایر کشورها توضیح داد: پس از این که توانستیم در بخش المان ها به جمع بندى برسیم و یک برند تولید کنیم، حالا باید با بهره گیرى از رسانه هاى اجتماعى این پیام را به دیگران منتقل کنیم.

جمالى در پایان تاکید کرد: برند و برندسازى از اهمیت بالایى در سطح تجارت، اقتصاد و روابط بین الملل برخوردار است؛ بنابراین ما باید به این امر مهم توجه بیشترى داشته باشیم.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ایلان ماسک مدیرعامل تسلا و اسپیس ایکس می‌گوید هیچ کس با ۴۰ ساعت کار در هفته نتوانسته است جهان را تغییر دهد. او به ندرت می‌خوابد یا فرزندان خود را می‌بیند. تیم کوک از شرکت اپل پیش از طلوع آفتاب، ایمیلش را چک می‌کند و مارک کوبان میلیاردر معروف برای شروع کسب‌و‌کار اولش تا ساعت ۲ نیمه‌شب کار می‌کرد و به مدت هفت سال به هیچ تعطیلاتی نمی‌رفت.

این سبک‌های کاری شدید اغلب به‌عنوان تنها راه برای موفقیت و تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی مولد تجلیل می‌شوند. در واقع مطالعات نشان می‌دهد که مدیران و مدیران اجرایی «کارگر ایده‌آل» را به‌عنوان فردی بدون زندگی شخصی توصیف می‌کنند. اکثریت رهبران سازمانی خودشان- کسانی که کیفیت ویژگی‌های سازمان‌ها را تعیین و رفتار افراد را مدل‌سازی می‌کنند- تصور می‌کنند که توازن کار-زندگی در «بهترین حالت یک ایده‌آل دور از ذهن و در بدترین حالت یک افسانه است.» سه مدیرعامل که در نظرسنجی به وسیله HBR به‌عنوان برترین مجریان رتبه شده بودند اذعان داشتند که شغل آنها از دسته شغل‌های ۷ روز هفته و ۲۴ ساعت در روز بوده است و پذیرفته بودند که آنها الگوهای فوق‌العاده‌ای نیستند. اما آیا باید سبک کاری به این شکل باشد؟

این سوالی است که جسیکا دی‌گروت قریب به ۲۰ سال قبل و زمانی که سازمان غیرانتفاعی ThirdPath Institute- سازمانی برای کمک به افراد برای یافتن زمان برای کار، خانواده و زندگی- را تاسیس کرد، در جست‌وجوی پاسخ آن بود. او گروهی را از حدود ۱۲ مرد و زن در نقش‌های مدیریتی ارشد موفق در موسسات حقوقی، نهادهای خدمات مالی و دولتی، کسب‌و‌کارهای کوچک و شرکت‌های فورچون ۵۰۰ مانند Booz Allen Hamilton، الی لیلی، ماریوت، آی‌بی‌ام و فورد تشکیل داد که می‌خواستند این مفهوم را که می‌گوید توازن کار-زندگی برای رهبران سازمانی غیرممکن است به چالش بکشند. دی‌گروت به من گفت: «آنها همگی می‌خواستند کار و زندگی‌شان را به‌طور متفاوتی انجام دهند اما مطمئن نبودند که چطور این کار را انجام دهند.» آنها هیچ الگویی نداشتند. او اضافه کرد که تعداد کمی از افراد که او با آنها صحبت کرده بود تصور می‌کردند که می‌توانند از عهده این کار بر بیایند.

برای نزدیک به دو دهه تماس‌های تلفنی و جلسات منظم، به علاوه یک جلسه «رهبران سازمانی پیشرو» که هر دو سال یک بار برگزار می‌شود، به یکدیگر کمک کرده است تا دریابند که چگونه به‌طور کارآتر کار کنند و به این ترتیب می‌توانستند در عین حال که استراتژی‌های موفق را به اشتراک می‌گذارند و از شکست‌ها می‌آموزند، زمانی برای زندگی‌ شخصی‌شان داشته باشند. طی یکی از این جلسات ماهانه مشاهده کردم که این گروه شروع به اشتراک عکس‌هایی از خانواده‌هایشان و صحبت در مورد زندگی‌ خارج از کارشان کردند. سپس این گروه وارد بحث داغی پیرامون مرزها، کار زیاد مزمن و نحوه مدیریت توازن کار-زندگی‌شان در مواجهه با مواقع اضطراری کار یا زندگی و گاهی هر دو شدند. یکی از این افراد که کارش را با نگهداری فرزند بیمارش تطبیق داده بود، گفته بود که او اکنون به مزایای همه آن سال‌هایی که توازن کار-زندگی را مدل‌سازی کرده بود، دست می‌یابد. او می‌گوید: «این کار من را قادر ساخت تا پیوند محکمی با دخترم داشته باشم که واقعا شگفت‌انگیز است.»

این تحقیقی است که توسط دی‌گروت جمع‌آوری و تحلیل شده است. به‌عنوان مثال، دی‌گروت بیان کرده است که تعداد کمی از رهبران سازمانی پیشرو در برنامه‌ریزی برای رفتن به تعطیلات، رها کردن کار، ارتباط با فامیل و دوستان و بازگشت با قوای تازه به سر کار واقعا خوب بودند. استراتژی‌های آنها به «چک‌لیست تعطیلات» تبدیل شده است که دی‌گروت در این موسسه غیرانتفاعی با دیگران به اشتراک می‌گذارد. برخی از موثرترین استراتژی‌ها شامل برنامه‌ریزی برای تعطیلات فصلی، محول کردن و بازبینی کار تیمی اساسی دو هفته قبل از مرخصی، ایجاد یک لیست «چه کارهایی را می‌توان معلق نگه داشت» یک هفته قبل از تعطیلات و اجتناب از برنامه‌ریزی زمانی برای جلسات و تماس‌های تلفنی یک روز قبل و یک روز بعد از تعطیلات برای تمرکز بر اولویت‌های ضروری می‌شوند.

او همین کار را برای برنامه‌ریزی استراتژی‌ها، مدیریت بار اضافی ایمیل‌ها و ایجاد اولویت‌ها و سایر مسائل مشکل‌زا انجام داد تا به‌جای اینکه به‌طور مداوم به ایمیل‌ها پاسخ دهد یا در جلسات حضور داشته باشد، برای تمرکز بر اولویت‌ها در کار زمان ایجاد کند. دی‌گروت گفت: «ما به تلاش ادامه دادیم. سپس مشاهده کردیم که این نه تنها برای من روش بهتری برای کار کردن است بلکه برای هر فردی روش بهتری برای کار کردن خواهد بود. وقتی رهبران سازمانی را مجبور می‌کنید تا به‌طور متفاوتی رفتار کنند، این کار یک سیگنال برای بقیه سازمان ارسال می‌کند که آنها نیز می‌توانند به‌طور متفاوتی رفتار کنند.»

دی‌گروت دریافت برای اینکه رهبران سازمانی با فشارهای موجود روبه‌رو شوند و توازن کار-زندگی را یک اولویت بسازند، این پیشگامان باید مهارت‌ها را حول سه رابطه تقویت کنند: یادگیری برای کار متفاوت با تیم‌هایشان در محیط کار، ایجاد یک برنامه با خانواده‌هایشان برای اولویت دادن به خانه و خانواده و تغییر طرزفکرشان برای اینکه نه تنها باور کنند که تغییر واقعا ممکن است بلکه به خودشان این اجازه را بدهند که تلاش کنند و راحت در مورد آن صحبت کنند. داستان‌های سه رهبر سازمانی نحوه انجام این کار را توضیح می‌دهد.

  یادگیری برای متفاوت کار کردن

ایوان اکسلرود ۷۲ ساله، مدیرعامل یک شرکت مدیریت مالی در لس‌آنجلس، مانند بسیاری از مردان هم‌نسلش، اکثر زندگی خود را به‌عنوان نان‌آوری که تمرکزش را بر کار گذاشته است سپری کرد. اما این امر تا زمانی ادامه داشت که او پدربزرگ شد و تصمیم گرفت این رویه را تغییر دهد. والدین او زمانی که فرزندانش کوچک بودند از دنیا رفتند و هرگز پدربزرگ و مادربزرگ خود را نشناختند. او می‌خواست در مورد نوه‌های او اتفاق متفاوتی بیفتد. «من می‌خواستم آنها پدربزرگ‌شان را بشناسند.» بنابراین وقتی دخترش بعد از یک مرخصی سه ماهه، تصمیم گرفت که مراقبت از فرزندان و آماده‌سازی برای بازگشت به کار را با هم انجام دهد، مادربزرگ‌ها به او پیشنهاد دادند که هر کدام دو روز در هفته از نوه خود مراقبت کنند. اکسلرود داوطلب مراقبت از کودک در روز پنجم شد. او باید این ایده را هم به خانواده و هم سایر مدیران در محیط کار ارائه می‌داد. اکسلرود می‌گوید «من برنامه کاری جدیدم را این طور بیان کردم که افراد خوبی در اینجا دارم. می‌خواهم مسوولیت‌ بیشتری به آنها اعمال کنم که به آنها کمک می‌کند تا سریع‌تر رشد کنند. من بر این باورم که این کار موثر خواهد شد.» «آنها با اکراه حرفم را پذیرفتند. سال ۲۰۰۸ بود و از آن زمان تاکنون این کار را انجام داده‌ام.»

همچنین، اکسلرود با ترویج کار منعطف و از راه دور و ایجاد دفاتری نزدیک‌تر به محل زندگی افراد برای کاهش زمان رفت‌و‌آمد، برای ایجاد فرهنگی تلاش کرده است که در آن هر فردی می‌تواند زمان برای کار و زندگی داشته باشد؛ تلاش‌هایی که جابه‌جایی کارمندان و هزینه‌های استخدام و آموزش را کاهش داده و روحیه و بهره‌وری کارمندان را بالا برده است. او می‌گوید: «اگر شما ساختاری دارید که به افراد اجازه انعطاف‌پذیری بیشتر می‌دهد، آنها نتایج بهتری برای سازمان ایجاد خواهند کرد. من همیشه شاهد این امر هستم.وقتی شما این تغییرات را ایجاد می‌کنید، درآمد و سودآوری افزایش می‌یابد.»

اکسلرود روزهای دوشنبه دو نوه‌اش که اکنون ۱۱ و ۹ ساله هستند را به مدرسه می‌برد، در خانه کار می‌کند، سپس آنها را از مدرسه برمی‌دارد و آنها را به تفریح (مانند کلاس شنا) می‌برد. او می‌گوید: «من وقت زیادی با آنها می‌گذرانم و این فوق‌العاده است. وقتی من بمیرم، آنها خاطرات بسیار زیادی با من خواهند داشت.»

  باور به برنامه خود و صحبت صریح در مورد آن

اکسلرود باید ابتدا چیز جدیدی را تصور می‌کرد: چگونه او واقعا می‌خواهد کار و زندگی را ترکیب کند. سپس او باید باور می‌کرد که نه‌تنها این مساله ارزش امتحان کردن را دارد، بلکه- از طریق یک‌سری آزمون و خطاها- ادامه آن واقعا در بلندمدت ممکن خواهد بود.این مساله همچنین برای مایکل هیکاکس نیز درست بود. هیکاکس در سال ۲۰۰۴، یک حسابدار عمومی رسمی در تگزاس بود و در مرحله حساسی در زندگی کاری‌اش قرار داشت. او عاشق کارش بود اما می‌خواست دستیاری برای خود انتخاب کند؛ زیرا تنها الگوهایی که او سراغ داشت مردانی با همسران خانه‌دار و یک زن با پرستارهای بچه شبانه‌روزی بود؛ که هر دوی اینها بیشتر زمان‌شان را کار می‌کردند و به ندرت خانواده‌های خود را می‌دیدند. او به من گفت «من این را نمی‌خواستم.»

وقتی بزرگ‌ترین دخترش وارد پنج سال شد، گذار از مراقبت از کودک در تمام طول سال به برنامه‌ زمانی سنتی ۹ ماهه در کودکستان، هیکاکس را مجبور کرد تا نه‌تنها در مورد نحوه مدیریت مراقبت از کودک در ماه‌های تابستان فکر کند بلکه بیندیشد که او واقعا از کار و زندگی‌اش چه می‌خواهد. والدین او معلم بودند و او عاشق این بود که تابستان‌ها را با خانواده‌اش با یکدیگر بگذرانند. بنابراین چیزی را تصور کرد که تاکنون کسی آن را تجربه نکرده بود: رفتن به مرخصی در تابستان‌ها و همچنان داشتن دستیاری به‌عنوان شریک. وقتی دختران او بزرگ می‌شدند، او روی یک برنامه زمانی ۸۰ درصد وارد مذاکره شد و ۱۱ تابستان را پشت‌سر‌هم سر کار نرفت و هنوز برای خود شریک می‌گرفت. هیکاکس که اکنون مدیر ارشد مالی بانک Independent در تگزاس است، می‌گوید «من آموختم که باید با صراحت صحبت کنم. چون وقتی چیزی وجود نداشته است، به این معناست که هیچ‌کس هرگز در مورد آن فکر نکرده است.»

هیچ‌کدام از اینها آسان نیست. هیکاکس مانند اکثر رهبران سازمانی با مانع روبه‌رو شد. چند سال قبل، زمانی که کار او بسیار شدید بود و او احساس می‌کرد که کاملا از حالت توازن خارج شده است، تقریبا به جلسات رهبران سازمانی پیشرو که من در آن حضور داشتم، نمی‌آمد و ابتدا برای این مقاله بود که با او مصاحبه کردم. هیکاکس می‌گوید «من احساس گناه می‌کردم. تصور من این بود که قرار است یکی از این رهبران سازمانی پیشرو باشم و در سال گذشته کلا گند زده‌ام. من نباید حتی در این کنفرانس حضور داشته باشم.» به او گفتم «اما الان زمانی است که بیشتر از همیشه به این چیزها نیاز دارید.» آنچه او یافته است- و تحقیقات علوم رفتاری آن را تایید می‌کند- این است که داشتن یک شبکه از همتایان حامی و هم‌فکر از طریق این جلسات و کنفرانس‌های تلفنی منظم آنها، باعث می‌شود تغییرات رفتاری سریع‌تر پذیرفته شوند.

هیکاکس اکنون ۵۱ ساله است و الگویی شده که به دنبالش بود. در مدیریت او کار منعطف، کار از راه دور، توجه به عملکرد به‌جای توجه به زمانی که افراد به شرکت می‌آیند و می‌روند تبدیل به یک هنجار شده است. او می‌گوید «تصور نمی‌کنم که برای پیشرفت باید مانند یک فرد دیوانه کار کنید. من تنها فکر می‌کنم که در این زمانی که شما در حال کار هستید، باید بیاموزید که فردی موثر باشید.»

  ایجاد برنامه‌ای برای اولویت دادن به خانواده

تصور یک روش متفاوت برای کار و زندگی به معنای پذیرش یک طرزفکر است که تشخیص می‌دهد هم کار و هم خانواده مهم هستند. ویل رو، ۵۹ ساله و یکی از مدیران شرکت Booz Allen Hamilton در واشنگتن و همسرش ترزا، پزشک اطفال، ازدواج‌شان را با این پیمان شروع کردند که شرکای برابری باشند و خانواده، اعتماد، دوستی و انعطاف‌پذیری را در اولویت قرار دهند. هر دوی آنها مشاغل مهم اما نه طاقت‌فرسا می‌خواستند. به گفته «رو» والدین او معتاد به کار بودند و به ندرت یکدیگر را می‌دیدند و سرانجام کارشان به طلاق کشید. بنابراین وقتی «رو» و همسرش خانواده خودشان را تشکیل دادند، متعهد شدند که تا جای ممکن برای خانواده زمان بگذارند. از ۷ روز هفته به‌صورت یک روز در میان، ۴ روز ویل و ۳ روز ترزا کار می‌کرد و یکی از همسایگان یک روز در هفته از دو کودک آنها مراقبت می‌کرد.

این برنامه زمانی منعطف به «رو» این جرات را داد تا از رئیسش درخواست یک مرخصی ۶ ماهه کند و با خانواده‌اش به مسافرت برود. وقتی بچه‌های «رو» بزرگ شدند و او در رتبه‌بندی‌های رهبری سازمانی رشد کرد، با مهارت کنفرانس‌های تلفنی برگزار می‌کرد و با تغییر زمان کارش برای تطبیق با هر دوی مشتریان و خانواده‌اش، به کار براساس یک برنامه زمانی منعطف ادامه داد. واضح بودن اولویت‌های خانوادگی، صحبت روزانه در مورد آنها و برنامه‌ریزی با یکدیگر به‌عنوان یک خانواده، نکات کلیدی برای تنظیم کار و زندگی شخصی و خانوادگی بوده است. «رو» می‌گوید: «من هر هفته می‌نشینم و تقویمم را علامت می‌زنم. رخدادها و فعالیت‌های خانوادگی به رنگ سبز هستند. اگر ببینم که این مناسبت‌های خانوادگی با کار من در رقابت است، کارم را کنسل خواهم کرد یا اینکه آن را به فرد دیگری محول می‌کنم.» او می‌گوید: «برخی مسائل در زندگی مهم‌تر از کار هستند.»

آنچه در الگوهای فردی می‌بینیم، آنچه تصور می‌کنیم را شکل می‌دهد. اکنون، تعداد بسیاری از ما بیش از حد کار می‌کنیم، چراکه این همان چیزی است که در مدیران خود می‌بینیم. ما نیاز به شنیدن داستان‌های بیشتری مانند داستان الکسرود، هیکاکس و «رو» داریم. ما نیاز داریم تا داستان‌های بیشتری در مورد مدیرانی مانند دیوید سولومون، رئیس جدید گلدمن ساکس بشنویم که با دخترش به کلاس یوگا می‌رود، تلاش کرده است تا ساعات کار خسته‌کننده و طاقت‌فرسا را کاهش دهد و زمانی که همکارانش بیش از حد کار می‌کنند به آنها زنگ می‌زند تا کار کردن را متوقف کنند. ما باید داستان‌های بیشتری در مورد اینکه چگونه رهبران سازمانی مانند سوزان وویچیتسکی از یوتیوب که می‌تواند یک شرکت ۱۰۰ میلیارد دلاری را اداره کند و هنوز راس ساعت ۶ برای صرف شام با فرزندانش در خانه باشد، بشنویم. شاید هر چه بیشتر داستان‌های مدیرانی مانند اینها را بشنویم، اکثریت بیشتری از ما خواهان زمان برای کار و در عین حال زندگی عادی با خانواده باشیم و به این ترتیب عموم مردم نیز باور این امر برایشان ممکن خواهد بود.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

مشاوران ارشد کارآفرینی به علاقمندان راه اندازی کسب و کار توصیه کردند که در صورت داشتن ایده‌های خلاقانه و نوآورانه به مشاغل مرتبط با گردشگری ورود کنند. به گفته آنها داشتن پول زیاد بدون مهارت منجر به ایجاد یک کسب و کار نخواهد شد.

 مسلم خانی ـ استاد دانشگاه و مشاور عالی کسب و کار در یک برنامه تلویزیونی مشاغل مرتبط با حوزه گردشگری در ایران را موفق و پر رونق دانست و گفت: به کسانی که در حوزه گردشگری ایده‌هایی به ذهنشان می‌رسد و یا طرح‌هایی دارند این نوید را می‌دهم که کسب و کار پر رونقی خواهند داشت.

وی ادامه داد: کشور ما در حوزه گردشگری جزو کشورهای برتر دنیا محسوب می‌شود و با توجه به آن که آثار تاریخی و جاذبه‌های اقلیمی و مردم شناسی فراوانی داریم پیشنهاد من این است که علاقمندان به راه اندازی کسب و کار به حوزه گردشگری ورود کنند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: افراد برای شروع هر ایده‌ای که دارند ثبت کنند و برای این کار به سازمان میراث فرهنگی مراجعه کرده و ایده خود را به ثبت مالکیت معنوی برسانند.

خانی ادامه داد: دومین گام این است که از طریق فضای مجازی، جاذبه‌های فرهنگی را معرفی کنند؛ مثلا از جاذبه‌های زیبا و ویژگی های منحصر به فرد یک استان شروع کنند و به استانهای دیگر برسند و با بازخوردهایی که دریافت می‌کنند ایده خود را گسترش دهند.

این مشاور عالی کارآفرینی و کسب و کار، ایجاد خوشه‌های کسب و کار را در موفقیت کارآفرینان موثر دانست و گفت: در برخی کسب و کارها نظیر میناکاری روی سفال یا فرشبافی ممکن است نیروهای کار به دلیل گرانی مواد اولیه یا نبود مشتری و رکود کسب و کار بیکار شوند از این رو توصیه ما این است که از خوشه‌های کسب و کار در این حوزه استفاده کنند.

خانی گفت: در حال حاضر در لاله جین همدان، خوشه کسب و کار خوبی در حوزه کسب وکارهای مربوط به سفال شکل گرفته است که به عنوان مجموعه‌ای از کسب و کارهای به هم پیوسته‌ یک زنجیره تامین از مرحله تامین مواد اولیه و طراحی تا مرحله بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش را در برمی‌گیرد. اگر افراد بتوانند از الگوی خوشه یا زنجیره تامین استفاده کنند نه تنها استانداردهای محصولاتشان ارتقا می‌یابد بلکه زودتر شناخته شده و در بازار فروش موفق‌تر عمل می‌کنند.

به گفته این استاد دانشگاه، در صورتی که افراد بخواهند در قالب کسب و کار خانگی تولید داشته باشند، ‌ می‌توانند از مدل خوشه و زنجیره تامین استفاده کنند و با این مدل، قیمت تمام شده مواد اولیه خود را کاهش دهند و محصولاتشان را با کیفیت بهتر و برند برتر به بازار عرضه کنند. معتقدم با ایجاد زنجیره تامین، به سمت تولید محصولات متناسب با نیاز بازار و خواست مشتریان می‌رویم.

در ادامه این برنامه علی اکبر فرجادیان ـ کارآفرین و مشاور راه‌اندازی و توسعه کسب و کار نیز به علاقمندان ایجاد کسب و کار توصیه کرد: برای ایجاد شغل در حوزه صنایع دستی با تیم‌ها و گروه‌های حرفه‌ای وارد عمل شوند و پس از کسب تجربه و در صورت داشتن تمایل به کار در منزل، تجهیزات مورد نیاز را فراهم و در حوزه هنرهای دستی از بافت تابلو فرش در منزل آغاز کنند.

وی ایجاد کسب‌وکار با مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان را به شرط داشتن مهارت و تجربه امکانپذیر دانست و گفت: با رقم ۱۰۰ میلیون تومان و کمتر از آن می‌توانیم در هر جای ایران کسب و کار ایجاد کنیم به شرطی که مهارت لازم را داشته باشیم.

به گفته فرجادیان، اگر کاری را بلدیم و از میزان هزینه آن برای شروع کار اطلاع داریم می‌توانیم ایده خود را در قالب یک برنامه دقیق دنبال کنیم و بر اساس آن برآورد هزینه داشته باشیم.

این کارآفرین متذکر شد: مکان ایجاد آن هم بسته به نوع کسب وکار فرد می‌تواند در هر منطقه و شهری باشد بنابر این لزوما به صرف داشتن مقدار مشخصی سرمایه قادر به ایجاد یک کسب وکار نخواهیم بود. برای این کار باید نیازی در بازار شناسایی و راه حلی نوآورانه یا خلاقانه را برای رفع آن پیدا کنیم؛ سپس بر اساس طرح و ایده موردنظر به سمت ایجاد کسب و کار حرکت کنیم.

در بخش پایانی این برنامه وحید رجبلو، کارآفرین توان یابی که بیش از ۷ سال است وارد حوزه برنامه‌نویسی شده از استارت آپی سخن گفت که در حوزه کمک به معلولان راه اندازی کرده است. او گفت که از کار افتادگی ۹۸ درصدی و محدودیت‌های ظاهریش باعث نشده یک گوشه بنشیند بلکه تلاش خود را به کار گرفته و با عملی کردن فکرهایش اپلیکیشنی به نام توانیتو ایجاد کرده است.

به گفته رجبلو، ایده تاسیس استارت‌آپ به دلیل محدودیهای او در ذهنش شکل گرفته و سرانجام موفق شده پلت فرم یک کسب و کار نوپا را راه‌اندازی کند تا به افراد معلول، سالمندان و زنان باردار خدمات مورد نیازشان را ارائه دهد.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 1 دی 1397  09:34 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

نشریه فوربس فهرست جدیدی از بهترین کشورها در کسب‌وکار سال ۲۰۱۹ را منتشر کرد. این رتبه‌بندی که سیزدهمین فهرست از این دست است، میزان سهولت جذب سرمایه در ۱۶۱کشور جهان برای انجام کسب‌وکار را مورد بررسی قرار داده است. در رتبه‌بندی امسال انگلیس توانست به‌رغم بحران «برگزیت» برای دومین سال پیاپی در رده نخست بایستد. «نیرو‌ی‌کار قدرتمند»، «نوآوری» و «بوروکراسی و تشریفات اداری حداقلی» از مهم‌ترین مشخصاتی است که برای بهترین کشور این رتبه‌بندی عنوان شده است. سوئد نیز توانسته رده دوم در این رتبه‌بندی را تصاحب کند.

نشریه فوربس، رتبه‌بندی بهترین کشورها را برای کسب‌وکار در ۲۰۱۹ منتشر کرد. در این گزارش که برای سیزدهمین سال متوالی منتشر می‌شود، ۱۶۱ کشور جهان که برای کسب‌وکار بهترین هستند بر مبنای ۱۵ معیار رتبه‌بندی شده‌اند. همچون سال گذشته، در رتبه‌بندی امسال انگلیس توانست به‌رغم بحران «برگزیت» برای دومین سال پیاپی در رده نخست بایستد. «نیرو‌ی‌کار قدرتمند»، «نوآوری» و «بوروکراسی و تشریفات اداری حداقلی» از مهم‌ترین مشخصاتی است که برای بهترین کشور این رتبه‌بندی عنوان شده است. به‌علاوه در این رتبه‌بندی، ایران به‌عنوان «صد و هفتمین» اقتصاد دوست‌دار کسب‌وکار جهان معرفی شده است.

بهترین کشورها برای کسب‌وکار

به‌رغم نااطمینانی‌های مربوط به «برگزیت» و به لطف نیرو‌ی‌کار قدرتمند، نوآوری و بوروکراسی و تشریفات اداری حداقلی، انگلیسی‌ها توانستند برای دومین سال پیاپی در رده نخست بهترین کشورهای جهان برای کسب‌وکار بایستند. پس از سه‌شیرها، سوئد با دو پله صعود نسبت به گزارش سال گذشته، توانست رده دوم را تصاحب کند. این صعود به‌دلیل نمره بالای این اقتصاد صادرات‌محور در معیارهای نوآوری، حقوق مالکیت و ریسک و فساد پایین بوده است.  به گزارش «فوربس»، استکهلم یکی از قطب‌های استارت‌آپ‌ فناوری در اروپا است. همچنین نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی کشورهای اسکاندیناوی با کاهشی چشمگیر از ۸۰ درصد سال ۱۹۹۵ به ۴۱ درصد در سال گذشته رسید.

هنگ‌کنگ، هلند، نیوزیلند، کانادا، دانمارک، سنگاپور، استرالیا و سوئیس هشت کشور دیگری هستند که ۱۰ اقتصاد برتر این رتبه‌بندی را تکمیل می‌کنند. نکته جالب رتبه‌بندی امسال سقوط ۵ پله‌ای آمریکا است که از رده ۱۲ به ۱۷ رسیده است. سقوط بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا با ارزش بیش از ۱۹ هزار میلیارد (تریلیون) دلار به دنبال وخیم‌تر شدن آزادی‌های فردی، تجاری و پولی طی یک سال اخیر بود. مارک زندی، اقتصاددان ارشد موسسه اعتبارسنجی «مودیز»، با اشاره به اینکه «سیاست‌های مهاجرتی» اصلی‌ترین چالش محیط‌ کسب‌وکار در آمریکا است، می‌گوید: «به جای در آغوش گرفتن جهان، آمریکا او را از خود می‌راند، امری که خبری بد برای کسب‌وکارها محسوب می‌‌شود. مشکل گرفتن ویزای نیروی‌ کار با مهارت، شرکت‌ها را مجبور به ترک آمریکا می‌کند. به عبارتی بهترین گزینه برای این شرکت‌ها، خروج‌ مشاغل خود به خارج از مرزهای آمریکا است.»

در این رتبه‌بندی و از میان ۱۶۱ کشور، ایران در رده صدوهفتمین اقتصاد دوست‌دار کسب‌وکار جهان قرار دارد. این درحالی است که در رتبه‌بندی سال گذشته، ایران از میان ۱۵۰ کشور در رده ۱۰۰ جای داشت. «فوربس» در گزارش خود از رشد اقتصادی ۷/  ۳ درصدی، تولید ناخالص داخلی سرانه ۵۴۰۰ دلاری، تراز تجاری (درصد از تولید ناخالص داخلی) ۲/  ۲ درصدی و جمعیت ۸۳ میلیونی برای معرفی ایران استفاده کرده است. در این رتبه‌بندی و در میان اقتصادهای منطقه خاورمیانه، برترین رتبه مربوط به امارات است که توانسته در رده ۳۲ جهان بایستد. پس از امارات، کشورهای قطر، عمان و عربستان به‌عنوان دیگر اقتصادهای برتر دوست‌دار کسب‌وکار منطقه به ترتیب‌ در رده‌های ۴۵، ۵۰ و ۵۱ جهان ایستاده‌اند. در انتهای این رتبه‌بندی نیز کشورهای آفریقایی جمهوری آفریقای مرکزی، جمهوری کنگو و گینه‌بیسائو قرار دارند.

روش‌شناسی رتبه‌بندی

در تعیین بهترین کشورها برای کسب‌وکار، «فوربس» ۱۶۱ کشور جهان را براساس ۱۵ معیار رتبه‌بندی کرده است. این ۱۵ معیار عبارتند از: حقوق مالکیت، نوآوری، مالیات‌ها، تکنولوژی، فساد، زیرساخت‌، اندازه بازار، ریسک سیاسی، کیفیت زندگی، نیروی کار، آزادی (فردی، تجاری و پولی)، بوروکراسی و حمایت از سرمایه‌گذاران. در این رابطه هریک از معیارها در محاسبه رتبه‌ کل، وزن یکسانی دارند.

 به‌علاوه، تنها کشورهایی در این رتبه‌بندی ارزیابی شده‌اند که حداقل در ۱۱ معیار، داده‌های در دسترس داشته‌اند. بر این اساس، انگلیس تنها کشوری است که در تمام معیارها در میان ۳۰ کشور برتر حضور دارد. همچنین برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به کسب‌وکار کشورها این شرکت از گزارش «سهولت کسب‌وکار» بانک جهانی، «شاخص آزادی اقتصادی» بنیاد هریتیج، گزارش «آزادی در جهان» خانه آزادی، «گزارش جهانی رقابت‌پذیری» مجمع جهانی اقتصاد، «شاخص حقوق مالکیت بین‌المللی» اتحادیه حقوق مالکیت، «شاخص ادراک فساد» سازمان شفافیت و «شاخص توسعه انسانی» سازمان ملل استفاده کرده است.

 

03-02


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:45 ب.ظ

بوروکراسی طرفداران زیادی ندارد. داگ مک‌میلون، مدیرعامل شرکت والمارت، آن را «پست» می‌داند. چارلی مانگر، معاون شرکت برکشایر می‌گوید ریشه‌های آن باید مثل غده‌های سرطانی خشکانده شود. جامی دیمون، مدیرعامل بانک جی‌پی مورگان، اعتقاد دارد بوروکراسی یک «بیماری» است. این مدیران می‌دانند که بوروکراسی جلوی نوآوری و ریسک‌پذیری را می‌گیرد و خلاقیت را نابود می‌کند.

با وجود اطلاع از این بدی‌ها، خیلی از افراد معتقدند بوروکراسی اجتناب‌ناپذیر است. برخی مشاوران کسب‌‌وکار از آن به‌عنوان «نتیجه لازم کسب‌وکارهایی که در محیط‌های بین‌المللی و قانونی پیچیده فعالیت می‌کنند» دفاع می‌کنند. در یک نظرسنجی که نشریه HBR انجام داده، حدود دو سوم پاسخ‌دهندگان گفته‌اند سازمان‌های آنها در سال‌های اخیر بوروکراتیک‌تر شده‌اند. پیش‌بینی پیتر دراکر مبنی بر اینکه سازمان‌های امروزی نصف سازمان‌ها در اواخر دهه ۸۰ لایه‌بندی می‌شوند، درست از آب درنیامد. بوروکراسی در حال پیشرفت است.

در ضمن، رشد بهره‌وری هم کند شده است. بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۴ بهره‌وری نیروی کار در میان شرکت‌های غیرمالی سالانه به‌طور میانگین ۵/ ۲ درصد رشد داشت. از آن زمان به بعد، این رشد به ۱/ ۱ درصد کاهش یافته است. این کاهش تصادفی نیست. بوروکراسی به‌طور خاص در شرکت‌های بزرگ که اقتصاد آمریکا را در دست دارند، ریشه دوانده است. بیش از یک‌سوم نیروی کار آمریکا این روزها در شرکت‌هایی کار می‌کنند که بیش از ۵ هزار پرسنل دارند و افرادی که در سطوح پایینی سازمان‌ها هستند، به‌طور میانگین زیر هشت لایه مدیریتی دفن می‌شوند.

برخی معتقدند پادزهر این مساله استارت‌آپ‌ها هستند. اما با اینکه استارت‌آپ‌هایی مثل اوبر، Airbnb و Farfetch توجه زیادی را به خود جلب کرده‌‌اند، این شرکت‌ها مثل تک‌شاخ‌هایی هستند که بخش بسیار کوچکی از اقتصاد را به خود اختصاص می‌دهند. همچنین با اینکه بنگاه‌های کارآفرینی در حال گسترش هستند، خودشان قربانی بوروکراسی می‌شوند. یک شرکت IT که به سرعت رشد می‌کرد، در مسیر رسیدن به فروش سالانه ۴ میلیارد دلاری ۶۰۰ پست معاونت ایجاد کرد.

چرا بوروکراسی در برابر تلاش‌هایی که می‌خواهند آن را از بین ببرند، آنقدر مقاوم است؟ دلیل آن این است که حداقل تا حدی جوابگوی مسائل سازمان‌ها است. بوروکراسی با خطوط روشن اختیار، واحدهای مشخص و وظایف استاندارد شده، کارآیی را تسهیل می‌کند. همچنین همه افراد در صنایع، فرهنگ‌ها و سیستم‌های سیاسی مختلف با آن آشنایی دارند.

با همه اینها، کنار گذاشتن بوروکراسی امکان‌پذیر است. از حدود دو قرن پیش که این اصطلاح خلق شد، تغییرات زیادی در آن رخ داده است. کارکنان امروزی ماهرترند، نه بی‌سواد؛ مزیت رقابتی از نوآوری حاصل می‌شود، نه از اندازه شرکت‌ها؛ ارتباطات لحظه‌ای رخ می‌دهد، نه طولانی و پیچیده و سرعت تغییر نجومی است، نه لاک‌پشتی.

این واقعیت‌های تازه، جایگزین‌هایی برای بوروکراسی ایجاد می‌کنند. شاید برجسته‌ترین مدل را بتوان در شرکتی پیدا کرد که در نگاه اول، فرزند عصر دیجیتال به‌نظر می‌رسد. شرکت چینی حایر، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لوازم خانگی است. این شرکت با درآمد ۳۵ میلیارد دلاری، با اسامی بزرگی مثل ویرل‌پول، ال‌جی و الکترولوکس رقابت می‌کند. حایر در حال‌حاضر حدود ۷۵ هزار نیروی کار در سراسر دنیا دارد. تعداد این نیروها خارج از چین به ۲۷ هزار نفر می‌رسد که خیلی از آنها زمانی که حایر کسب‌وکار لوازم خانگی جنرال الکتریک را در سال ۲۰۱۶ خرید، به این شرکت پیوستند.

در طول دهه گذشته، سود ناخالص کسب‌وکار هسته‌ای حایر سالانه ۲۳ درصد رشد کرده، در حالی که درآمد شرکت سالانه ۱۸ درصد رشد داشته است. همچنین این شرکت از بنگاه‌های جدید خود بیش از ۲ میلیارد دلار ارزش بازار ایجاد کرده است. این دستاوردها با عملکرد هیچ‌یک از رقبای داخلی یا خارجی حایر قابل‌مقایسه نیست. البته این سفر قابل‌توجه، بی‌دردسر هم نبوده است. در سال‌های اخیر، حایر بیش از ۱۰ هزار نیروی خود را از دست داد. با این حال، این شرکت ده‌ها هزار شغل جدید در اکوسیستم به سرعت در حال توسعه خود ایجاد کرده است. به‌عنوان مثال، شبکه لجستیکی حایر که در سراسر چین فعالیت می‌کند، اکنون بیش از ۹۰ هزار راننده مستقل دارد.

موفقیت حایر نتیجه تحول عمیق و ریشه‌ای مدل مدیریتی این شرکت است که زمانی بسیار سنتی بود. ژانگ رویمین، مدیرعامل انقلابی حایر که مدت‌ها بوروکراسی را یک الزام رقابتی می‌دانست، یک دهه تلاش کرد شرکتی بسازد که در آن همه نسبت به مشتری مسوولیت‌پذیر و پاسخگو باشند (سیاستی که خودش آن را «فاصله صفر» می‌نامد). در این سیستم کارکنان کارآفرینانی پرتکاپو هستند و یک اکوسیستم باز از کاربران، مخترعان و شرکای کاری جایگزین سلسله مراتب رسمی شده‌اند.

این مدل شرکت حایر به زبان چینی rendanheyi نام دارد؛ عبارتی که می‌گوید هم برای مشتریان ارزش‌آفرینی می‌شود و هم کارمندان ارزش به دست می‌آورند. مدل rendanheyi به هفت روش مهم با هنجارهای بوروکراتیک تفاوت دارد که هرکدام را توضیح می‌دهیم.

۱- از کسب‌وکارهای یکپارچه تا بنگاه‌های خرد

شرکت‌های بزرگ اغلب از چند کسب‌وکار برجسته تشکیل شده‌اند که هر کدام عقیده خود را در مورد استراتژی، مشتریان و تکنولوژی دارند. این هویت‌‌های به هم پیوسته و خرده‌فرهنگ‌های آنها، یک شرکت را در برابر رقبا آسیب‌پذیر می‌کنند و چشم‌شان را به روی فرصت‌های جدید می‌بندند. شرکت حایر برای جلوگیری از این ریسک، خود را به بیش از ۴ هزار بنگاه خرد تقسیم‌بندی کرده که بیشترشان ۱۰ تا ۱۵ کارمند دارند. مطمئنا برخی از این بنگاه‌های خرد، به‌خصوص در تولید، افراد بیشتری را در خود جای داده‌اند، اما حتی در این بنگاه‌ها هم تصمیم‌گیری‌ها توسط تیم‌های کوچک خودمختار گرفته می‌شود. بنگاه‌های خرد مدیریت مرکزی چندانی ندارند و با همکاری گروهی رشد می‌کنند.

۲- از مقاصد نهایی تا اهداف پیشتازانه

در بیشتر سازمان‌ها از تفکر و فعالیت جسورانه حمایت زیادی صورت نمی‌گیرد. فرضیات قدیمی تنها زمانی به چالش کشیده می‌شوند که کسب‌وکار به یک بن‌بستی برسد اما در حایر این‌گونه نیست.

هر یک از بنگاه‌های خرد با اهداف بلندپروازانه‌ای برای رشد و تحول، نیرو می‌گیرند. به جای اینکه عملکرد سال گذشته به‌عنوان یک نقطه شروع در نظر گرفته شود، اهداف مسیر را برعکس طی می‌کنند. به این صورت که یک واحد تحقیقاتی آمارهای محصولات را بر اساس نرخ رشد بازار جمع‌آوری و سپس از این داده‌ها برای هدف‌گذاری بنگاه استفاده می‌کند. این بنگاه‌ها که حالا جزئیات بازار دستشان آمده، تلاش می‌کنند درآمد و سود را ۴ تا ۱۰ برابر سریع‌تر از میانگین صنعت رشد دهند.

۳- از انحصارهای داخلی تا آیین‌نامه‌های‌ داخلی

در بیشتر سازمان‌ها، درصد قابل توجهی از کارمندان، کاری به نیروهای بازار ندارند و در برابر آن ایمن هستند. آنها در بخش‌هایی کار می‌کنند که در واقع انحصار داخلی دارند؛ مثل منابع انسانی، تحقیق و توسعه، امور مالی، تکنولوژی اطلاعات و بخش‌های حقوقی. این گروه‌های داخلی هر چقدر هم ناکارآمد باشند، فقط مدیر عامل در موردشان تصمیم می‌گیرد.

اما در حایر هر بنگاه خردی آزاد است که از دیگر بنگاه‌های خرد خدماتی بگیرد یا نگیرد. اگر یکی از بنگاه‌ها به این نتیجه برسد که خدمات‌دهنده‌ای از بیرون، بهتر می‌تواند نیازهای آن را برآورده کند، می‌تواند سراغ آن برود. مدیران ارشد هیچ‌گاه در امور داخلی بنگاه‌ها مداخله نمی‌کنند.

هر سال، هر یک از این بنگاه‌های خرد اهداف عملکرد خود را بررسی می‌کند و می‌پرسد: «چه نوع پشتیبانی برای طراحی، تکنولوژی، تولید و بازاریابی نیاز داریم تا به این اهداف برسیم؟» درخواست برای طرح‌های پیشنهادی مطرح می‌شود و گفت‌وگوهایی شکل می‌گیرد که فرصتی برای کلیه طرف‌ها فراهم می‌کند تا فعالیت‌های موجود را به چالش بکشند و در مورد رویکردهای جدید توفان فکری راه بیندازند.

۴- از مشارکت بالا به پایین تا همکاری داوطلبانه

چگونه شرکتی که بیش از ۴ هزار واحد عملیاتی مستقل دارد، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در تکنولوژی و تاسیسات را هماهنگ می‌کند؟ چگونه قابلیت‌های مختلف در کسب‌وکار مثل اتوماسیون تولید را ایجاد می‌کند؟

در یک استارت‌آپ، همکاری به‌صورت خودکار اتفاق می‌افتد. وقتی مشکلی پیش می‌آید، افراد به سادگی مسائل را حل و فصل می‌کنند. وقتی یک شرکت بزرگ می‌شود و عملکرد واحدهای عملیاتی مستقل‌تر می‌شود، هماهنگی‌ها کمی سخت‌تر می‌شود. راه‌حلی که در این شرایط به ذهن می‌رسد این است که لایه‌های مدیریتی بیشتر و دستورالعمل‌های بیشتری ایجاد شود.

حایر رویکرد متفاوتی دارد: سازماندهی کلیه بنگاه‌های خرد در یک پلت‌فرم. برخی پلت‌فرم‌ها بنگاه‌های خردی را که در یک دسته‌بندی مشابه قرار می‌گیرند (مثل لباسشویی یا وسایل سمعی-بصری)، کنار هم قرار می‌دهند و برخی دیگر بر ایجاد قابلیت‌های جدید مثل بازاریابی دیجیتال متمرکز می‌شوند. یک پلت‌فرم به‌طور نمونه بیش از ۵۰ بنگاه خرد را دربرمی‌گیرد.

این وظیفه صاحب پلت‌فرم است تا تیم‌ها را کنار هم جمع کند و به آنها در شناسایی فرصت‌های همکاری مثل توسعه تخصص در اینترنت اشیا کمک کند. صاحب پلت‌فرم نه کارمند زیردستی دارد و نه کسی به او گزارش می‌دهد، بلکه فقط کار تیم را تسهیل می‌کند و برنامه‌ریزی و اجرا با خود اعضا است.

۵- از مرزبندی‌های سختگیرانه تا نوآوری باز

شرکت‌هایی که بوروکراسی دارند، به‌صورت جزیره‌ای اداره می‌شوند. آنها معمولا بین خودی‌ها و بیرونی‌ها تمایز شدیدی قائل می‌شوند و مخفی‌کاری می‌کنند و تمایلی ندارند از شرکای خارجی برای وظایف مهم بهره‌برداری کنند. مشکلی که در مورد این سیستم‌های بسته وجود دارد این است که سازگارپذیر نیستند. حایر با علم به این موضوع، خودش را یک شرکت نمی‌بیند، بلکه خود را یک مرکز فعالیت در شبکه‌ای بزرگ‌تر می‌داند. اثرات چنین دیدگاهی بسیار عمیق است.

مثلا هر محصول یا خدمات جدیدی در حایر کاملا باز و آشکار توسعه می‌یابد. به‌عنوان مثال، وقتی شرکت تصمیم گرفت دستگاه تصفیه هوای خانگی جدید تولید کند، از سایت رسانه اجتماعی بیدو (Baidu) استفاده کرد تا از کاربران احتمالی در مورد نیازها و اولویت‌هایشان سوال کند. بیش از ۳۰ میلیون نفر در این اتفاق مشارکت کردند. سپس لی یانگ‌فنگ که مدیر این پروژه بود، از بیش از ۷۰۰ هزار کاربر دعوت کرد نظرات خود را در مورد جزئیات ویژگی محصول مورد نظرشان به اشتراک بگذارند. بر خلاف انتظار، نگرانی بیشتر مردم خطر بروز حساسیت‌های تنفسی توسط این دستگاه‌ها بود و به حداقل رساندن این ریسک به اولویت شرکت برای تولید این محصول تبدیل شد.

۶- از ترس از نوآوری تا کارآفرینی در مقیاس بزرگ

شرکت‌های بزرگ به خاطر به وجود آمدن بوروکراسی و محافظه‌کاری ناشی از آن، از رقابت با برخی تازه‌واردها عقب می‌مانند. اما حایر کل سازمان خود را به یک کارخانه استارت‌آپ تبدیل کرده است. برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید در حایر سه روش وجود دارد. در اولین و متداول‌ترین روش، یک کارآفرین داخلی ایده‌ای را به‌صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد و از دیگران دعوت می‌کند برای آن طرح کسب‌وکار پیشنهاد دهند. در روش دوم، یکی از رهبران پلت‌فرم می‌تواند از افراد داخل سازمان یا خارج سازمان برای ثبت طرح‌های پیشنهادی در مورد کشف یک فرصت جدید دعوت کند. و در روش سوم، کارآفرینان بالقوه می‌توانند ایده‌های خود را در جلسات ماهانه حایر که در شهرهای مختلف برگزار می‌شود و نوآوران را به پلفت‌فرم‌ها و اعضای صندوق سرمایه‌گذاری حایر متصل می‌کند، مطرح کنند.

هر کدام از بنگاه‌های خرد یک هویت حقوقی جداگانه دارند و خودشان در مورد ایده‌های جدید تصمیم‌گیری می‌کنند.

۷- از کارمند تا مالک

در یک استارت‌آپ، افراد همه در قالب مالک بنگاه فکر و فعالیت می‌کنند. معمولا افراد سهمی در شرکت دارند و حتی سرمایه خودشان را به خطر انداخته‌اند تا به یک دستاورد مالی بزرگ‌تر برسند. همچنین تیم‌های استارت‌آپی استقلال زیادی دارند و وقتی اشتباهی پیش بیاید، کسی سرزنش نمی‌شود. ترکیبی از کسب سود، آزادی و مسوولیت‌پذیری به استارت‌آپ‌ها مزیت رقابتی می‌دهد.

تحقیقات نشان داده اگر به کارکنان خود اختیار بدهید، اما آنها را در سود مالی شریک نکنید، واگذاری بیش از حد مسوولیت فقط باعث می‌شود آنها فکر کنند بار کاری‌شان زیاد شده است. در مقابل، اگر به افراد سهم و سود بدهید، اما اختیار ندهید، فکر می‌کنند غلام حلقه به گوش شما شده‌اند.

در شرکت حایر، بنگاه‌های خرد باید خود‌مدیریتی داشته باشند و آزادی آنها با در نظر گرفتن ۱- حق تصمیم‌گیری در مورد فرصت‌هایی که باید پیگیری شوند و اولویت‌هایی که باید تعیین شوند؛ ۲- حق تصمیم‌گیری در مورد استخدام افراد، تعیین نقش‌ها و تعریف روابط کاری؛ و ۳- حق تعیین میزان دستمزد و پاداش، ارزش‌گذاری می‌شود.

  نتیجه‌گیری

شرکت حایر بر خلاف شرکت‌های علی‌بابا یا Tencent، از سوپراستارهای اقتصاد جدید چین محسوب نمی‌شود. این شرکت ۳۰ سال پیش یک بنگاه اقتصادی پرتلاش بود که محصولاتی با کیفیت نامشخص تولید می‌کرد و امروز به نمونه‌ای تبدیل شده که وقتی یک شرکت پیشکسوت می‌خواهد ساختارهای استبدادی بوروکراسی و عملکرد قانون‌زده را به چالش‌ بکشد، حایر را مثال می‌زنند. چه کسی می‌تواند تصور کند که می‌توان یک کسب‌وکار جهانی بزرگ را فقط با دو لایه مدیریتی بین تیم‌های خط مقدم و مدیرعامل اداره کرد؟

حایری که امروز می‌بینیم، یک دهه در تقلا بود تا به اینجا برسد. این شرکت آزمون کردن مفهوم فروش کارآفرینانه و تیم‌های بازاریابی را در سال ۲۰۱۰ شروع کرد. یک سال بعد، تیم‌های خود‌مدیریتی در واحدهای محصول معرفی شدند. آن تست‌های اولیه بسیار مفید بودند. در شروع کار، تدوین آیین‌نامه داخلی بسیار سخت بود. از آنجا که هر واحد سعی می‌کرد موفقیت خودش را به حداکثر برساند، گفت‌وگوها طولانی و خصمانه پیش می‌رفت. راه‌حل چه بود؟ ایجاد بندی در آیین‌نامه داخلی که پاداش را به نتایج به دست آمده در فضای بازار ربط می‌داد. این قانون، فرسایش را کاهش و همه را در یک خط قرار داد و یک بازی با حاصل جمع صفر را به تلاشی مشترک در جهت ارزش‌آفرینی برای مشتریان تبدیل کرد.

خیلی از شرکت‌ها سال‌ها به سختی تلاش کرده‌اند تا فعالیت‌های خود را بهینه‌سازی کنند. اخیرا آنها به دیجیتال‌سازی مدل‌های کسب‌وکار خود روی آورده‌اند. این کار مهم است، اما حایر کاری انجام داده که نتیجه‌بخش‌تر بوده: انسانی کردن مدل مدیریت. همان‌طور که ژانگ قبلا در مصاحبه‌ای با HBR گفته: «ما می‌خواهیم کارمندان را تشویق کنیم که کارآفرین باشند، چون افراد وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیستند، بلکه خودشان هدف هستند. مقصود ما این است که بگذاریم هر کسی مدیر عامل خودش باشد، هر کسی پتانسیل خودش را بداند.»

مدل مدیریتی توانمندساز و انرژی‌بخش حایر، نتیجه تلاشی بی‌وقفه برای رهاسازی انسان‌ها از قید و بند بوروکراسی در محیط کار است.

 

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

دفعه بعدی که در یک جلسه کاری شرکت کردید، با دقت به اطراف خود نگاه کنید. احتمالا افرادی را می‌بینید که خوشحال نیستند. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم تیم‌هایی را می‌بینیم که از بین می‌روند، اما کسی متوجه این موضوع نیست. خشم و نارضایتی و بی‌انگیزه‌گی در بعضی افراد پنهان است. آنها نارضایتی را در محیط کار گسترش می‌دهند. کارمند ناراضی دیگر خیلی در جمع همکاران حاضر نمی‌شود و با دیگران تعامل نخواهد داشت، بی‌انگیزه می‌شود، به بهبود و پیشرفت فکر نمی‌کند و حواس‌شان به کار معطوف نیست.

این‌گونه رفتارها به تدریج منجر به عملکرد ضعیف و از بین رفتن تیم کاری می‌شود. طبق نظرسنجی گالوپ فقط ۳۳ درصد از کارمندان تمام زمان کاری را به کار مشغول هستند. آیا این به معنی این است که اکثریت کارمندان زمان کاری‌شان را صرف کار نمی‌کنند؟ بر اساس محاسبات گالوپ، کارمندانی که به تدریج فعالیت خود را در سازمان محدود می‌کنند به میزان ۳۴ درصد از حقوق خود به شرکت ضرر می‌زنند. حال اگر مدیران در طرح‌های خود باز نگری کرده و این ۳۴ درصد را صرف مسائل روانشناختی و فرهنگ سازمانی کنند، کارمندانِ باانگیزه و خوشحالی خواهند داشت.

به موضوع‌هایی فراتر از دستمزد بیندیشید: به این موضوع دقت کنید که چه چیزی به افراد تیم شما انگیزه می‌دهد.یکی از راهکارهای موثر برای نگرش متفاوت و بهره‌وری بیشتر در سازمان، در نظر گرفتن تشویق و پاداش است. پرداخت اضافه کاری و افزایش حقوق به یک نماینده فروش ناراضی و ناکارآمد ممکن است ارزش داشته باشد و منجر به افزایش بهره‌وری و درآمد برای کسب و کار شما بشود. اما جالب است بدانید که کلید حل مشکل کارمندان غیرفعال و ناراضی، صرفا پرداخت دستمزد بیشتر به آنها نیست. شاید چند روز مرخصی یا یک صبحانه دل‌انگیز، خلق و خوی آنها را بهبود ببخشد. برای کارمندان دیگر چه برنامه‌هایی می‌توانید در نظر بگیرید؟ آیا نیازهای انگیزشی آنها را می‌دانید؟ بهتر است در این مورد با آنها صحبت کنید.

ایجاد یک فرآیند دقیق و سازگار برای استخدام افراد بااستعدادتر:  Netflix به قطب بزرگ مدیریت استعدادیابی تبدیل شده است و این تصادفی نیست. به گفته پتی مک کورد، مدیر ارشد سابق دفتر استعدادیابی، موفقیت این شرکت به دلیل اولویت‌بندی استخدام افراد است و آگاهی از اینکه چه زمانی باید افراد ناراضی و ناراحت را از شرکت دور کنیم. مک کورد می‌گوید «به‌عنوان یک کارمند اگر ناراضی هستید، اینجا نمانید و به‌عنوان یک کارفرما، کارمندان ناراضی را نگه ندارید. اجازه دهید تغییرات اتفاق بیفتند و مطمئن شوید که در حال انجام کارهای شگفت انگیز هستید. افراد با استعداد و خارق‌العاده دیگری هم هستند که می‌توانیم آنها را درتیم خود داشته باشیم.» با ایجاد یک فرآیند دقیق و سازگار برای استخدام افراد بااستعدادتر، سطح کیفی سازمان را بالا ببرید. همچنین می‌توانید بفهمید کدام افراد انگیزه‌ای برای بهتر انجام دادن کارها ندارند. وقتی این اتفاق می‌افتد با بحث‌های بیهوده آن را به تاخیر نیندازید؛ افراد بی‌انگیزه را پیدا کرده و شرایط را تغییر دهید و به شیوه‌ای محترمانه به کارمندان بی‌انگیزه اجازه دهید به دنبال چیزهای جذاب‌تر بروند.

اجازه دهید همه افراد احساس قدرت کنند: جف جانسون، مدیر عامل شرکت Blackford Capital، می‌گوید که باید به کارمندان انگیزه بدهیم تا از فرهنگ اصلی سازمان حمایت کنند. یعنی هر کارمند خود را مالک سازمان بداند. این نگرش متفاوت آنها را قادر می‌سازد تا تصمیمات خوبی بگیرند و روی بهره‌وری سازمان تمرکز کنند. ما به دنبال طرح‌های انگیزشی پاداش در مقابل برنامه‌های خاص برای رشد سودآوری سازمان هستیم که به تیم‌های مدیریت اجرایی و هم به کارمندان ساعتی وابسته است.

اهداف روشن برای بهبود مسوولیت‌پذیری تنظیم کنید: فرهنگ گوگل مورد توجه و حسادت بسیاری از مدیران اجرایی قرار گرفته است. راز آن چیست؟ این شرکت برای تنظیم اهداف فردی و تیمی با احتیاط عمل می‌کند. اهداف کاملا شفاف و بر اساس استاندارد (OKR) در این سازمان گسترش یافته است. این سیستم کارمندان را متعهد به اهداف دشوار اما قابل دستیابی می‌کند و گوگل مطمئن است که همه کارمندان می‌فهمند و درک می‌کنند که باید به مهم‌ترین اهداف شرکت دست پیدا کنند. به این ترتیب، همه افراد تیم می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند و فعالیت‌هایشان به‌طور مستقیم به اهداف تیم و کسب و کارشان پیوند دارد. تعیین اهداف دقیق یک استاندارد در مسوولیت‌پذیری و رفتار و عملکرد تیم ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تا کارمندان در مسیر تعیین شده به سمت هدف حرکت کنند و به کارمندان بی‌انگیزه و غیرفعال هشدار می‌دهد که زمان حرکت به سمت هدف است.

نقاط مشترک با هدف نهایی را به اشتراک بگذارید: اغلب کارمندان نمی‌دانند که چرا کار آنها اهمیت دارد. متصل کردن فعالیت‌های روزانه کارمندان به اهداف سازمان باعث می‌شود آن فعالیت‌ها معنادار شوند. این کار باعث می‌شود آنها بفهمند که هر کدام نقش مهمی در به ثمر رسیدن اهداف سازمان دارند و این عامل مهمی در رسیدن به هدف نهایی است و به کارمندان انگیزه می‌دهد. بر اساس تحقیقات یک شرکت مشاور ۷۷ درصد از کارمندان می‌گویند که ارتباطات باز به معنی توانایی هر فرد در شرایط برابر، به مشارکت آنها کمک بسیاری می‌کند. ۸۲ درصد افراد می‌خواهند واقعیت‌های اساسی را ببینند. برای همه مدیران اجرایی آسان‌تر است که در مورد امور مالی و داده‌ها صحبت کنند ولی مهم‌تر از آن این است که در مورد تاثیر وظایف کارمندان در سازمان بحث شود. این جایی است که افراد در کار خود معنی پیدا می‌کنند.

مهارت‌های کارمندان را به روز نگه دارید: راه دیگر برای تقویت مشارکت کارمندان این است که به اعضای تیم فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید بدهید، از طریق کارگاه‌های آنلاین یا پرداخت کمک هزینه تحصیل. کارمندانی که دانش وسیع در زمینه‌های گوناگون دارند تمایل بیشتری به ارائه ایده‌های جدید دارند. آنها از اینکه شما روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کنید و از آنچه آموخته‌اند استفاده می‌کنید، بسیار خوشحال و قدردان هستند.  اگر ناکارآمدی و رها کردن کارمندان اهداف نهایی سازمان شما را به خطر انداخته است، تغییراتی در سیستم و فرهنگ سازمان تان ایجاد کنید. هنگامی که همه کارمندان با انگیزه و اهداف سازمان شما همسو شوند، می‌توانید با خیال آسوده به تیم خود نگاه کنید و ببینید چه کارهای باورنکردنی انجام می‌دهند.

مترجم: الهام شیخان

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

اگر کسب‌وکار شما در حال رشد نیست، احتمالا به این دلیل است که شما این پنج استراتژی را اجرا نمی‌کنید ...

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد هزینه‌کرد کاربران اینترنت برای دوره‌های آنلاین در سال 2015 مبلغ 107 میلیارد دلار بوده است و براساس آمار اتحادیه جهانی مخابرات، تعداد کاربران اینترنت در سال 2000 حدود 738 میلیون بوده که در سال 2015 به 3.2 میلیارد رسیده است.

با قرار دادن این رنج از مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در کنار استفاده روزانه 2.46 میلیارد کاربر اینترنت از رسانه‌های اجتماعی تا سال 2017، به وضوح نشان می‌دهد که اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، فرصتی عظیم برای کارآفرینان ایجاد کرده که کارآفرینان بتوانند در آن، به عنوان یکی از بازرگانان جهانی کسب‌وکار خود را  بازاریابی کنند.

با توجه به منحصر به فرد بودن این موقعیت، کارآفرینان و شرکت‌های زیادی وجود دارند که از این پتانسیل به نحو احسن استفاده نمی‌کنند؛ به عنوان مثال 46 درصد از کسب‌وکارهای کوچک امریکا در سال 2016، حتی یک وب‌سایت برای معرفی کسب‌وکار خود نداشتند؛ به این ترتیب میلیون‌ها نفر با از دست دادن منابع بالقوه موجود برای ایجاد پایگاه آنلاین، چندین هزار دلار ضرر کردند.

کارآفرینان باید به این نکته توجه داشته باشند که با ایجاد یک تغییر کوچک در استراتژی خود، قابلیت درآمدزایی خوبی را خواهند داشت؛ با وجود اینکه تمام این فرصت‌ها در دسترس است، بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که شما نتوانید از قدرت اینترنت برای رشد کسب‌وکار خود استفاده کنید.

اگر کسب‌وکار شما در حال رشد نیست، احتمالا به این دلیل است که شما این پنج استراتژی را اجرا نمی‌کنید.

صراحت را به نام تجاری و تبلیغات خود وارد کنید

اگر درباره بازاریابی اینترنتی مطالعه کرده باشید، قطعا با کارآفرینانی مواجه شده‌اید که در مورد نیاز به کاوش حول مسائل صحبت می‌کنند؛ قطعا به شما گفته شده است که برای موفقیت باید متفاوت باشید.

در تمایل به متفاوت بودن، کارآفرینان کسب‌وکار خود را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که صراحت لازم برای فعالیت خود را ارائه نمی‌دهند؛ اما باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که قطعا اگر مشتریان بالقوه آنچه که شما انجام می‌دهید یا نوع کمکی که می‌توانید به آنها کنید را متوجه نشوند، هیچگاه زمان و پول خود را در کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

بنابراین همواره باید به یاد داشته باشید که نام تجاری و پیام شما باید واضح و روشن باشد و هر کس که از وب‌سایت شما بازدید می‌کند باید دقیقا بداند که شما چه کاری را برای او انجام می‌دهید و چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید.

ایجاد مخاطب بیشتر در خارج از رسانه‌های اجتماعی

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی سال‌هاست که به عنوان استراتژی کارآفرینان به کار گرفته شده است؛ شما فرصت می‌کنید به میلیاردها دلار برسید اما در حال حاضر تمام پلت‌فرم‌های بزرگ رسانه‌های اجتماعی در اختیار شرکت‌های تجاری هستند.

تبلیغات رسانه‌های اجتماعی قدرتمند است اما شما نیاز به یک استراتژی بازاریابی متنوع برای رشد دارید؛ راه‌های زیادی برای فروش کسب‌وکار خود وجود دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم:

  • با پادکست‌های مربوط به کسب‌وکار خود مصاحبه کنید

پادکست‌ها دارای میلیون‌ها نفر شنونده هستند.

برای نشریات توسعه کسب‌وکار بزرگ و شخصی تولید محتوا کنید؛ انتشارات رسانه‌های بزرگ، توجه میلیون‌ها خواننده را به خود جلب می‌کند.

آنها در تولید محتوای خوب با شما مشارکت و در مقابل توجه خوانندگان خود را برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره کسب‌وکار شما جلب می‌کنند.

  • در رویدادهای محلی حضور یابید و سخنرانی کنید

از وبینارها و آموزش‌های آنلاین برای ساخت یک لیست ایمیل مشتریان استفاده و در نهایت یک لیست ایمیل به عنوان استراتژی اصلی خود ایجاد کنید.

ارزش‌گذاری را فراموش نکنید

هیچگاه قبل از ارزش‌گذاری اقدام به فروش نکنید؛ ما در زمانی زندگی می‌کنیم که در آن بسیاری از روش‌های آنلاین برای اضافه کردن ارزش وجود دارد.

شما می‌توانید از انتشار پست‌های رایگان، مصاحبه‌های پادکست، مقالات منتشر شده در نشریات بزرگ، ایجاد فیلم‌های یوتیوب و بسیاری موارد دیگر برای ارزش‌گذاری استفاده کنید.

هنگامیکه محتویات ارزشمند خود را به مخاطبان خود ارائه می‌دهید نه تنها نیازی به پیگیری خرید از سوی آنها ندارید بلکه از این طریق توجه طرفداران بیشتری را به خود جلب می‌کنید.

از نرم‌افزارهای ویژه فروش استفاده کنید

اینترنت باعث ساخت و ورود موج جدیدی از نرم‌افزارها و نوآوری‌ها شده است؛ انواع گزینه‌های مختلف وجود دارد که به شما کمک می‌کند سیستم‌های خود را توسعه داده و به‌طور کلی شیوه کسب‌وکار خود را حرفه‌ای کنید.

مزیت این روش این است که بسیاری از نرم‌افزارهای طراحی شده برای این منظور بسیار ساده هستند و شما نیازی به پرداخت هزینه برای استخدام افراد حرفه‌ای جهت انجان تنظیمات خاص، ندارید.

توصیه می‌شود از از نرم‌افزار و پلت‌فرم‌های مختلف که امروزه در دسترس هستند، برای ساخت سیستم‌ها و اتوماسیون کسب‌وکار خود استفاده کنید.

داشتن یک برنامه استراتژیک برای ارتقاء

یک کسب‌وکار براساس بازاریابی و تبلیغات خود فعالیت می‌کند یا از چرخه رقابت خارج می‌شود.

شما نمی‌توانید کسب‌وکار و مزایده‌های تبلیغاتی خود را تنها زمانیکه احساس می‌کنید به آنها نیاز دارید، ارتقا دهید؛ شما باید یک نقشه واقعی و استراتژیک را طرحی کنید و بدانید که چه چیزی را می‌خواهید ارتقا دهید.

زمانیکه شما کسب‌وکار خود را تبلیغ می‌کنید به چه اقداماتی برای هر مرحله ارتقاء نیاز دارید.

نتیجه‌گیری

اگر شما در کسب‌وکار آنلاین مشغول فعالیت هستید، توصیه می‌شود که حتما از روش‌های فوق برای دستیابی به موفقیت بیشتر استفاده و برای برطرف کردن کاستی‌های موجود تلاش کنید.


منبع: تسنیم


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:28 ب.ظ

استارتاپ‌ها دنیای عجیب و غریبی دارند، دنیایی پر از هیجان و خلاقیت. دنیایی که پویایی، انگیزه، رفاقت و کار تیمی حرف اول را در آن می‌زند. آنها همیشه در حال ایده پردازی هستند و تلاش می‌کنند حتی اگر نادیده گرفته شوند.

همین چند سال قبل بود که چند جوان برای پیشنهاد همکاری در بخش استارتاپ به تاکسیرانی مراجعه کردند، آنها پر از ایده برای کار بودند. طرح‌هایشان را ارائه دادند و حرف‌هایشان را زدند در نهایت با واکنش منفی مواجه شدند. این جوانان ناامید و دلسرد نشدند و رفتند تا خودشان با اندک سرمایه‌ای که داشتند استارتاپی راه اندازی کردند که بعد از یک سال آن طور که معاونت علمی ریاست جمهوری گزارش داده است شرکتشان بیش از یک میلیارد دلار ارزش یافته است. این روزها خیلی از جوانان تحصیلکرده علاقه بسیاری به کسب و کار خودشان دارند. با هر کدامشان که حرف می‌زنیم می‌گویند: «می‌خواهیم رئیس خودمان باشیم و طرح‌های خودمان را اجرایی کنیم. حتی اگر این طرح‌ها شکست بخورد.» خیلی‌هایشان شرکت‌های خدماتی تأسیس کرده‌اند و برخی‌ دیگر هم در زمینه حمل و نقل داخل شهری، عملیات بانکی و نانو فناوری فعالیت دارند.

عدم آشنایی بخش خصوصی با کسب و کار اینترنتی

گزارش‌های معاونت علمی ریاست‌جمهوری نشان می‌دهد این روزها حمل و نقل داخل شهری، با ورود استارتاپ‌ها تغییر ساختار داده است. البته در رابطه با نرم افزارهای خدمات بانکی هم همین‌طور بوده ، مهمترین اطلاعات موجود، اطلاعات بانکی مردم است و روزانه میلیاردها تراکنش از طریق نرم افزارهای بانکی در حال انجام است و این یعنی مردم به استارتاپ‌ها اعتماد کرده‌اند. با این همه استارتاپ‌ها هم مشکلات خاص خود را دارند. طبق پژوهش‌ها بزرگترین چالشی که دامنگیر فضای استارتاپ‌های ایرانی شده است، بحث تأمین مالی و سرمایه‌گذاری است. این مسأله موضوعی طبیعی برای هر استارتاپ بوده و ممکن است آن استارتاپ به هر دلیلی نتواند به فعالیت خود ادامه دهد و  سودآوری  داشته باشد . از طرفی دیگر پیش‌بینی چنین موضوعی در هر استارتاپ می‌تواند سخت و حتی غیرممکن باشد. مشکل دیگر عدم شناخت و آگاهی سرمایه گذاران بخش خصوصی نسبت به فضای کسب و کارهای اینترنتی است که باعث افزایش عدم اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران شده است. علاوه بر این تعداد نهاد‌ها و اتحادیه‌های سرمایه‌گذاری که از طرف دولت پشتیبانی شوند بسیار کم بوده است. موضوعی که احسان نوری مدیر استارتاپ تله طب هم به آن اشاره می‌کند و  می‌گوید: معتقدم هم‌اکنون این ما نیستیم که به کمک دولت نیاز داریم، بلکه کاملاً بر عکس، این کسب و کارهای نوپا و بخش خصوصی هستند که باید به کمک دولت بشتابند. اما متأسفانه ساز و کارها، زیرساخت‌ها و بسترهای قانونی بعضاً مسیر رسیدن به این هدف را سخت کرده است. در واقع به نظر من بیش از این که شرایط سخت تحمیل شده از بیرون نگران کننده باشد، رفتارهای خود ما، چه دولت و چه مردم، موجب بروز مشکلات شده است.

وی می‌گوید: توقعی که از دولت می‌رود به روشنی این است که در وهله اول دست خود را از بنگاه‌داری کوتاه کند و به کمک فعالان اقتصادی بخش خصوصی، چارچوب‌ها و خلأهای قانونی کسب و کار به خصوص در حوزه تولید و صادرات، در کشور را اصلاح و یا تکمیل کند. ما نباید حس کنیم که دولت رقیب ماست! معتقدم فعالان اقتصادی بخش خصوصی ضمن این که باید برای چالش‌های کسب و کارهای خود راهکار پیدا کنند، بسیار مشتاق خواهند بود تا دولت را برای انجام برنامه‌های خود یاری کنند. چون به‌طور مستقیم منافع این کار را هر دو طرف دریافت خواهند کرد.

با این همه برخی از مدیران استارتاپی به تحریم‌ها اشاره می‌کنند که موجب مشکلات بسیاری برای آنها شده است. نوری در این باره معتقد است: به هر حال شرایط اقتصادی کنونی جامعه، برای خیلی از کسب و کارها، چالش ایجاد کرده که همه باید به کمک هم راهکارهایی برای بیرون رفتن از این اوضاع  پیدا کنیم. ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم و سختی‌هایی گریبانگیرمان شد. به‌طور مثال تأمین نیروی انسانی و تأمین مالی ایشان، خرید تجهیزات مورد نیاز تیم فنی و اداری و مهم‌تر از همه جذب سرمایه برای توسعه کسب و کار، از اصلی‌ترین چالش‌هایی است که با آن رو به رو هستیم. اما نباید این نکته را نادیده گرفت که به هر حال در همه جای دنیا، راه اندازی و به ثمر رساندن یک کسب و کار، کار آسانی نیست و یک فرد کارآفرین باید این موضوع را از پیش بداند و خود را آماده مواجهه با چالش‌های متعدد بکند.

حمایت دولت معنا ندارد

برخی از مدیران استارتاپ بر این باورند که نیازی به حمایت دولت ندارند چرا که در دنیای کسب و کار حمایت اصلاً معنا ندارد. آنها یک دلیل برای این نظر خود دارند و آن این‌که یک کسب و کار می‌آید که یک فرایندی را شروع کند، یک مسئله‌ای را حل کند و برای یک مسأله پاسخ مناسبی داشته باشد. اگر راهکار مناسبی استارتاپ داشته باشد مشتری از آن کسب و کار حمایت خواهد کرد. موضوعی که سعید ابراهیمیان بنیانگذار یک استارتاپ به آن اشاره می‌کند: ما مشکلی در زمینه حمایت دولتی نداریم. مشکل اصلی اینجاست که چرخه استارتاپ در ایران، چرخه کاملی نیست. مثلاً در کشور بخش‌های اولیه این چرخه که شامل پیش‌شتاب‌دهی، شتاب دهی و پس از آن جذب سرمایه مشکلاتی وجود دارد.

وی با تأکید بر این‌که در کشور زیرساخت‌هایی که در آن شتاب دهی اتفاق بیفتد خوب کار می‌کنند، اظهار می‌کند: شتاب دهند‌ه‌ها خودشان کسب و کارهایی هستند که تیم‌ها را جمع می‌کنند و بعد از آن در یک بازه زمانی 4 ماه، 6 ماه و یا یک سال آموزش می‌دهند که شامل فضا، امکانات آموزشی و مشاوره‌ها می‌شود. معمولاً کسب و کارهایی که در این اکوسیستم وارد می‌شوند کسب و کارهای موفق تری هستند اما مشکل اصلی جایی است که این کسب و کارها برای جذب سرمایه‌های بزرگتر برای رشد خودشان بخواهند سرمایه‌گذار جذب کنند. ما در کشورمان شتاب دهند‌ه‌های حرفه‌ای داریم اما سرمایه گذارهای خطرپذیر نداریم. این اتفاق یعنی سرمایه‌گذارها در کشور ما قدرتمند‌تر و با تجربه‌تر می‌شوند اما همچنان آن بلوغی که باید برای یک کسب و کار در خودشان به وجود آورده باشند و این نکته که کمک به یک کسب و کار هم  نیاز به پول دارد را نمی‌دانند.

وی با اشاره به این‌که یکی از مهمترین نقاط ضعفی که در استارتاپ‌ها وجود دارد خود استارتاپ‌ها هستند ،می‌گوید: یک موج راه اندازی استارتاپ در کشور داریم. هر کسی یک ایده‌ای به ذهنش می‌آید، فکر می‌کند می‌تواند آن را تبدیل به کسب و کار کند و مفاهیم پایه‌ای که در استارتاپ وجود دارد را نادیده می‌گیرد. در بررسی‌هایی که انجام شده یکی از دلایل شکست استارتاپ عدم نیاز مشتری با آن محصولی  است که استارتاپ تولید کرده‌. یعنی استارتاپ‌ها محصولی ارائه کردند که مشتری محور نیست. ما در تولید محصول در استارتاپ باید به 4 عامل اصلی یعنی ایده، سرمایه کافی، تیم و زمان مناسب توجه کنیم. استارتاپی بوده  که با تیم‌های بسیار حرفه‌ای و سرمایه‌های عالی شروع به کار کرد اما شکست خورد. وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم که زمان مناسب برای ورود آن کالا در کشور نبوده است. در کشور ما برای کسانی که بخواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند حمایت‌ها بسیار زیاد است. اما قوانین کمی در این زمینه وجود دارد.

تأسیس 3500 شرکت دانش بنیان

زمانی که دولت یازدهم روی کار آمد یکی از مهمترین مشکلات دولت جمعیت فارغ التحصیلانی بود که هر ساله از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود. آن‌طور که دبیر ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان می‌گوید 4میلیون و 500 هزار دانشجو در دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل بودند که هر ساله تعداد زیادی از آنها فارغ التحصیل بیکار بودند. پرویز کرمی در این باره می‌گوید: در دولت یازدهم یکی از مشکلات اصلی معاونت علمی ریاست جمهوری این بود که حجم عظیمی از جوانان فارغ التحصیل می‌شوند و ما هم هیچ برنامه‌ای برای این فارغ التحصیلان نداشتیم. بنابراین یکی از مهمترین اقدامات معاونت علمی تأسیس پارک علم و فناوری در هر استان بود تا آنها با کمک فارغ التحصیلان علم را به فناوری و صنعت تبدیل کند. هنگامی که پارک‌های علم و فناوری فعالیتشان را شروع کردند متوجه شدیم باید شرکت‌های دانش بنیان را هم گسترش دهیم تا نیروهای خلاق این شرکت‌ها بتوانند ایده هایشان را در پارک‌های علم و فناوری به اجرا در آورند.

وی با اشاره به این‌که در ابتدای دولت یازدهم 5 شرکت دانش بنیان داشتیم و هم‌اکنون این شرکت‌ها را به بیش از 3 هزار و 600 شرکت رساندیم، اظهار می‌کند: این شرکت‌ها هر دو سال یکبار مورد ارزیابی قرار می‌گیرند اگر در ارزیابی‌ها متوجه شویم که شرکت ایده پردازی ندارد اجازه ادامه کار به شرکت نمی‌دهیم. بر این اساس امسال بیش از 120 شرکت دانش بنیان صلاحیت ادامه کار نداشتند. برای ما نوآوری هر ساله شرکت‌های دانش بنیان بسیار مهم است و اگر شرکتی خلاقیت لازم در ارائه محصول نداشته باشد لغو مجوز می‌شود چرا که این شرکت‌ها دیگر دانش بنیان نیستند و یک شرکت عادی به حساب می‌آیند.

کرمی درباره تأسیس استارتاپ‌ها هم می‌گوید: با این همه در فرایند تشکیل شرکت‌های دانش بنیان به این نتیجه رسیدیم که باید شرکت‌های کوچک و نوپایه‌ای هم برای کمک و ایده به شرکت‌های دانش بنیان وجود داشته باشند. بنابراین استارتاپ شکل گرفت. استارتاپ‌ها شرکت نیستند. یک موقعیت است که تعدادی افراد خوش فکر، حول یک نیاز دور هم جمع می‌شوند تا یک مشکل را برطرف کنند. آنها راهکارهای خلاقانه دارند. باید بگویم استارتاپ‌ها از ابتدا برای در آمدزایی تشکیل نمی‌شوند بلکه در ادامه راه درآمد‌زایی می‌کنند. هم‌اکنون بالای 10 هزار استارتاپ در کشور وجود دارد که برای رفع نیازهای کشور راه اندازی شده‌اند که در سال گذشته 60 هزار میلیارد تومان فروش داشته‌اند. با این حال لازمه وجود استارتاپ‌ها، شتابدهنده‌ها هستند که به استارتاپ، فضا، امکانات و آموزش می‌دهند. هم‌اکنون 50 شتابدهنده در کشور مشغول فعالیت هستند که سرمایه‌گذار لازم  را برای استارتاپ‌ها  پیدا می‌کنند. وی با اشاره به این‌که معاونت علمی حمایت ویژه‌ای از شتابدهنده‌ها دارد ،می‌افزاید: به شتاب دهنده‌ها اعلام کردیم که اگر حمایت ما را می‌خواهند باید به استارتاپ‌ها کمک کنند. ما به شتابدهنده‌ها وام‌های کم بهره می‌دهیم به شرط آن‌که استارتاپ‌ها را فعال کنند. البته حمایت‌های مالی هم از استارتاپ‌ها می‌کنیم.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدیرعامل سابق گوگل در سخنرانی کارآفرینی لندن در خصوص عوامل شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت.

 اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل در جریان برگزاری رویداد کارآفرینی که با تمرکز بر روی اکوسیستم کارآفرینی در لندن، پایتخت انگلستان برگزار شد، از عوامل اصلی و محوری شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت و به بسیاری از پرسش‌های مخاطبان و سخنرانان پاسخ داد.  

وی در این گزارش به افراد و مخاطبان حاضر در این رویداد گفت که بسیاری از شرکت‌های دانش بنیان و استارتاپ‌ها در صورتی که در این موارد اشتراک دارند، باید مطلع باشند که به زودی با شکست مواجه خواهند شد.

۱. همکاری مدیرعامل فقط با آشنایان خود

بسیاری از استارتاپ‌های فعال در بازارهای مختلف، بعلت تمایل مدیرعامل و افراد بلندمرتبه در شرکت، تنها با آشنایان خود ارتباط داشته و آنها را استخدام و مشغول به کار می‌کنند.

۲. عدم وجود شایسته سالاری

شایسته سالاری یکی از عوامل موفقیت‌آمیز برای تمامی شرکت‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی در جهان محسوب می‌شود و مقامات بلندپایه در آنها باید توجه داشته باشند که تنها به استخدام افراد شایسته و با تحصیلات مرتبط بپردازند در غیر این صورت باید انتظار داشته باشند.  

۳. تمرکز بیش از اندازه بر محصول بجای توسعه پلتفرم

یکی دیگر از عواملی که در شکست استارتاپ‌ها موثر است، تمرکز اصلی شرکت بر روی توسعه محصولات و سرویس‌های ارائه شده در آن است و یکی از عواملی که بالعکس موجب می‌شود استارتاپ‌های مذکور با موفقیت مواجه شوند، تمرکز بر روی روند کلی و پلتفرم محصولات مذکور است.  

۴. تعلل و عدم همکاری در شراکت

به گفته اریک اشمیت، یکی دیگر از عواملی که استارتاپ‌های نوپا و نوظهور در جهان را با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند، تعلل و عدم همکاری در شراکت برای مدیران عامل این شرکت هاست.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:57 ب.ظ

گروه صنعتی تاتا (TATA GROUP) که یکی از شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنیا به شمار می‌آید، در شاخه‌های گوناگونی از تجارت و صنعت اعم از تولید مواد شیمیایی، فولاد، برق، فناوری اطلاعات، گردشگری و صنعت خودرو مشغول به کار است. گروه تاتا از طریق شمار فراوان شرکت‌های تابعه، زیرمجموعه و فرعی خود، در حوزه‌های مختلف صنعتی فعالیت می‌کند. از شرکت‌های شناخته‌شده این گروه می‌توان به تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتل‌های تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو اشاره کرد.

امسال این گروه به‌عنوان یکی از قابل احترام‌ترین سازمان‌های کسب‌و‌کار در جهان صدوپنجاهمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و چالش‌هایی که امروز با آن مواجه است، از بسیاری جهات، مشابه همان چالش‌هایی است که در شروع کار با آنها روبه‌رو بود. موسس کارآفرین این شرکت کسب‌و‌کارها را در بخش‌های صنعتی نوظهور شروع کرد و اکنون این گروه از چند شرکت تشکیل شده است که ۳۰ شرکت از آنها به‌صورت عمومی به‌عنوان زیرمجموعه یک شرکت هلدینگ به نام Tata Sons قرار گرفته‌اند که شعبه اصلی آن در بمبئی است. این امپراتوری نتیجه گسترش یک شرکت بازرگانی بود که توسط جامستجی نوسروانجی تاتا، یک پارسی (زرتشتی) که در سال ۱۸۳۹ در منطقه روستایی ایالت‌گجرات به دنیا آمده بود، تاسیس شد.

تاتا با دو هدف اصلی خود از ریشه‌های هندی آن به یک موتور محرک جهانی در صنایع متعدد تبدیل شده است. از یکسو، تاتا به شدت به سوی ارزش سهامدار جهت‌گیری کرده است: ارزش جاری این شرکت بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار است و ۴‌میلیون سهامدار دارد. از سوی دیگر، تاتا یک شرکت جامعه-محور است که بیش از ۶۰ درصد سهام آن ازسوی مجموعه‌ای از شرکت‌های بشردوست اداره می‌شود؛ شرکت‌هایی که روی سلامتی، آموزش و توسعه در جوامعی که در آن کسب‌و‌کار راه‌اندازی کرده‌اند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. حفظ هماهنگی این دو هدف، کاری است که ناتاراجان چاندراسکاران (Natarajan Chandrasekaran) رئیس هیات مدیره شرکت تاتاسانز انجام می‌دهد.

چاندرا پس از هشت سال مدیرعامل بودن در بخش خدمات مشاوره تاتا (TCS) در فوریه ۲۰۱۷ به جایگاه فعلی خود در این شرکت رسید. درآمد TCS تحت مدیریت او تقریبا سه برابر شد و از ۳/ ۶ میلیارد دلار به بیش از ۵/ ۱۶ میلیارد دلار رسید و این شرکت به بزرگ‌ترین کارفرمای بخش خصوصی هندوستان تبدیل شد. همچنین این شرکت برای پذیرش تکنولوژی‌های جدید مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاک‌چین خیز برداشت. چاندرا طی ۱۸ ماه گذشته، شروع به سازماندهی شرکت‌های تحت پورتفولیوی تاتا در گروه‌های استراتژیک در خلال چند بخش شامل صنعت اتومبیل، تکنولوژی اطلاعات، مصرف‌کننده و خرده‌فروشی، خدمات مالی، توسعه زیرساخت‌ها، دفاع و هوافضا، توریسم، مخابرات و رسانه و سرمایه‌گذاری‌ها و بازرگانی کرده است. چاندرا در تامیل نادو در جنوب هند بزرگ شد و اولین غیرپارسی بود که هدایت تاتا را برعهده گرفت. او مدرک فوق‌لیسانس خود را در علوم کامپیوتر کسب کرد و به‌عنوان کارآموز به TCS پیوست. در یک سال و نیمی که چاندرا زمام تاتاسانز را برعهده داشت، یک استراتژی به نام «One Tata» را دنبال کرده است؛ این استراتژی از هم‌افزایی (synergy) در سراسر شرکت‌های تاتا استفاده می‌کند تا کارآیی را افزایش دهد و استاندارد مشابه را برای نظم مالی در همه شرکت‌های تاتا به‌کار می‌برد. ما در گفت‌وگویی با چاندرا ابتدا از او در مورد اولویت‌هایش برای تاتا پرسیدیم، سپس در مورد دو آینده‌ای که در آن شرکت نقش مهمی ایفا خواهد کرد سوال کردیم: آینده این شرکت در هندوستان و آینده این شرکت در اقتصاد جهان به‌طور کلی.

  شما از عبارت «سادگی، هم‌افزایی و مقیاس‌بندی» برای توصیف اولویت‌های امروز برای تاتا استفاده کرده‌اید. این عبارت در عمل به چه معناست؟

چاندرا: این قابلیت‌ها همگی به هم مرتبط هستند. به‌عنوان یک کسب‌و‌کار، اگر شما ساده نباشید، نمی‌توانید مقیاس‌بندی کنید. سادگی چند بعد دارد: تعداد نهادهایی که دارید، سطوح مدیریت، اثری که شرکت شما در شرایط بازارها دارد، تعداد محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید. ما با شرکت‌های تاتا، برای مدت واقعا طولانی در کسب‌وکار حضور داشته‌ایم، بنابراین هر شرکت رشد تدریجی داشته است. با گذشت زمان، شما همیشه با پیچیدگی روبه‌رو می‌شوید. بنابراین ساده‌سازی یک اولویت است. این ساده‌سازی به فرآیندهای عملیاتی محدود نمی‌شود؛ بلکه همه چیز را دربرمی‌گیرد.

ساده‌سازی در کسب‌و‌کارها- به‌عنوان نقطه شروع استراتژی « One Tata»- هم‌افزایی و کار توام (synergy) را در گروه تاتا افزایش می‌دهد. هم‌افزایی یعنی گردآوری بهترین توانمندی‌های همه اعضای گروه. هر کدام از شرکت‌ها به‌طور انفرادی فعالیت می‌کند اما ما نقاط قوت آنها را با یکدیگر جمع کردیم تا اکوسیستم‌های صنعتی جامع‌تری را به‌خصوص در هند توسعه دهیم و این دقیقا معنای هم‌افزایی است؛ چرا که اثر کلی از اثر تک تک شرکت‌ها به‌طور انفرادی بزرگ‌تر است.

هوش مصنوعی و سایر چالش‌ها

  تغییرات بزرگ تکنولوژیک که می‌توانند بر کسب‌و‌کار شما اثر بگذارند، چیست؟ به‌عنوان مثال، نظر شما در مورد هوش مصنوعی چیست؟

تغییرات بزرگ تکنولوژیک در هر نقطه‌ای در حال رخ دادن هستند و اثر آنها از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. پیش از صحبت به‌طور خاص در مورد هوش مصنوعی، باید بدانیم که در حال حاضر کسب‌و‌کارها همگی با محوریت داده عمل می‌کنند. این اتفاق، تغییری در روشی که اکثر افراد حوزه کسب‌و‌کار در مورد فعالیت‌ها تصور می‌کنند ایجاد می‌کند. در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته، همه ما بر مهندسی مجدد فرآیند (process reengineering) تمرکز کرده بودیم و هر مشاوری در حوزه مدیریت کتابی در مورد مهندسی فرآیند نوشته بود. اکنون همان‌طور که در شرکت‌هایمان به افراد می‌گویم، دیگر فاکتور بلوغ فرآیند (process maturity) نیست که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد (بلوغ یک فرآیند کسب‌وکار شاخصی است برای تشخیص میزان تکامل یک فرآیند و توانایی آن برای بهبود مستمر از طریق سنجه‌های کیفی و بازخورد) بلکه این بلوغ داده (data maturity) است که باید با کار کردن روی آن شروع کنید.

  منظور شما از بلوغ داده چیست؟

در توسعه بلوغ داده، شما با سه لایه روبه‌رو هستید. یکی از این لایه‌ها تعریف داده اصلی (core data) است. نوع داده‌ای که محرک کسب‌و‌کار شماست چیست؟ به‌عنوان مثال، تولید انرژی، به‌عنوان یک صنعت متمرکز بر تولید تعریف می‌شود. داده‌های عملکرد ماشین، داده‌های عملکرد کارخانه و داده‌های حفظ و نگهداری به اندازه داده‌های مشتری و کارمند برای آن کسب‌و‌کار مهم هستند. در صنایع مصرفی، داده‌ها در مورد تجربه مشتری مهم‌تر است.

لایه دوم، اطمینان یافتن از این امر است که داده‌های شما در زمان واقعی و به شکل دقیق در دسترس باشد. در غیر این صورت، شما نمی‌توانید تجزیه‌و‌تحلیل‌ها را به‌کار ببرید و دیدگاه‌ها را سریع توسعه دهید.

لایه سوم مرتبط ساختن تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با سایر سیستم‌های شماست. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با جمع‌آوری داده‌ها متوقف نمی‌شوند؛ شما باید یک پلت‌فرم برای توسعه دیدگاه‌ها داشته باشید. اگر این دیدگاه‌ها را داشته باشید، به چه نوع سیستم‌های استنتاج- موتورهای استنتاج (ابزاری در هوش مصنوعی)، یادگیری ماشینی، یا هر آنچه می‌خواهید آن را بنامید- برای ارائه یک راه‌حل بهتر نیاز دارید؟

  و آیا این یک گذار بزرگ برای اکثر شرکت‌ها ارائه می‌دهد؟

برای اکثر شرکت‌ها در سراسر جهان، بله. من در نقش قبلی‌ام در TCS با بسیاری از مدیران عامل و مدیران فناوری اطلاعات در سایر شرکت‌ها، به‌طور مستقیم روی این موضوع کار کردم.

 سایر چالش‌های بزرگی که اکنون شرکت‌ها با آنها روبه‌رو هستند چیست؟

موضوع امنیت سایبری بسیار مهم و کلیدی است. امکان آسیب‌پذیری و دستکاری داده‌ها ازسوی افراد خارج از شرکت یک نگرانی بسیار مهم است. چالش دوم ناتوانی خود فرد برای یادگیری است. تکنولوژی به سرعت در حال تغییر است به‌طوری که افراد می‌گویند «دنیای دیجیتال چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟ چگونه استفاده از آن را می‌آموزیم؟» اما من فکر می‌کنم که سوالات مهم‌تری برای پرسیدن وجود دارد: «چه می‌شود اگر من به‌طور موثر خود را با تکنولوژی دیجیتال وفق ندهم؟ چگونه کسب‌وکار من در این فضا باقی خواهد ماند؟ چگونه فرد دیگری می‌تواند در آن اخلال ایجاد کند؟»

اصول یادگیری دیجیتال

 چگونه رهبران کسب‌و‌کار می‌توانند اطمینان یابند که سازمان‌های آنها مستعد یادگیری هستند؟

به عقیده من این امر باید از راس سازمان شروع شود. شما نیاز به شناخت همه اصول و مبانی ندارید؛ اما قدرت هر چیزی که در تکنولوژی توسعه یافته است باید از راس تا پایین سازمان واضح و روشن شود. شما نمی‌توانید این سطح از دانش را برون‌سپاری کنید. موضوع فقط یادگیری دیجیتال نیست؛ بلکه موضوع یادگیری مدل کسب‌و‌کار است. اساسا شما نیاز به یادگیری آن چیزی دارید که می‌توانید با این تکنولوژی انجام دهید. چه بخش‌هایی از کسب‌و‌کار شما می‌تواند به‌صورت داده باشد؟ اگر کسب‌و‌کارتان را دیجیتالی کنید، مدل جدید کسب‌و‌کار شما شبیه چیست؟ این تغییر چه امکانات و احتمالاتی را پیش‌روی شما می‌گذارد؟ در شرکت تاتا، این احتمالات همیشه در حال تغییر هستند.

 با همه این تغییرات تکنولوژیک، به نظر شما چه حفاظتی باید صورت گیرد؟

هیچ سیستم دفاعی مصون از خطا و شکست وجود ندارد. وقتی یک سیستم دفاعی بسیار قوی ایجاد می‌کنید؛ همیشه فردی می‌خواهد این سیستم را خراب کند. این یک نگرانی دائمی است. ما باید در مورد آن چیزی که اخلاقی است و در مورد حفاظت از داده‌ها و فقدان حریم خصوصی نگران باشیم. همچنین ما باید بر مشاغل و آینده کار تمرکز کنیم. اما تا حدودی، اثر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر نیروی کار درست فهمیده نشده است. ما سیستم‌های هوش مصنوعی نداریم که جایگزین انسان‌ها شوند. آنها بهره‌وری را افزایش و وظایف تکراری را تغییر خواهند داد اما توانایی قضاوتی که در انسان‌ها وجود دارد را ندارند.

 چه می‌شود اگر یک سیستم مکانیکی منجر به مشکلاتی شود که پیش‌بینی نشده بودند؟

من فکر می‌کنم که استانداردها برای هوش مصنوعی به تدریج رشد می‌کنند. گروه‌های مختلف در مورد پیامدهای متفاوت نگران خواهند بود. همزمان که بیشتر پیشرفت می‌کنیم، نیاز به تفکر جمعی برای هدایت این رشد تکنولوژیک در یک مسیر مثبت داریم؛ چرا که همیشه یک هدف منفی برای استفاده از تکنولوژی وجود دارد.

اعتماد و جامعه

 اکثر مدیران اجرایی در مطالعه جدید موسسه PwC در مورد رشد اقتصاد جهانی خوش‌بین هستند. آنها بر این باورند که شرایط در حال بهبود است.

تمایل من این است که با این حرف موافق باشم. رشد جهانی در سال گذشته بسیار خوب بوده است: ۷/ ۳ درصد. و انتظار می‌رود که امسال و سال آینده این رشد به ۹/ ۳ افزایش یابد. گرچه رشد در ایالات‌متحده و چین باز می‌ایستد یا کاهش می‌یابد، به نظر من هند به‌عنوان بازار اولیه برای بسیاری از کسب‌و‌کارها، به رشد سریع خود ادامه خواهد داد. من فکر می‌کنم که این یک بازار رشد فوق‌العاده‌ برای حداقل ۲۰ سال بعد خواهد بود.

دلایل زیادی برای این حرف من وجود دارد. اول اینکه هند یک جمعیت مصرف‌کننده رو به رشد دارد که به نظر من حتی نسبت به رشد آن در ۱۵ سال گذشته، رشد سریع‌تری خواهد داشت. در دو دهه گذشته، با معرفی چین و هند به جهان، اقتصادهای ما به شدت رشد داشت: رشد ناخالص داخلی چین بین سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ از ۲/ ۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۱ میلیارد دلار- یعنی بیش از ۹ برابر- رسید. هندوستان از یک اقتصاد ۵۰۰ میلیارد دلاری به یک اقتصاد ۳/ ۲ میلیارد دلاری در آن زمان رسید که قابل‌مقایسه با رشد ژاپن بین سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۰۰ است. رشد در چین با صادرات شروع شد، سپس به بازار خانگی گسترش یافت. اکنون هند در جایگاهی قرار دارد که چین در سال ۲۰۰۵ قرار داشت؛ ما رشد صادرات داشتیم اما اکنون با گسترش بازار مصرف‌کننده، رشد داخلی نیز خواهیم داشت.

عامل دوم این است که ما هم هزینه‌های فزاینده مصرف‌کننده داریم و هم مخارج رو به افزایش دولت. سوم اینکه به تغییراتی نگاه کنید که در چند سال گذشته در زیرساخت مالی و اقتصادی روی داده است. وقتی مشکلات هند با تکنولوژی حل شود، پلت‌فرم‌های دیجیتال‌ بیشتری وجود خواهند داشت. با پلت‌فرم‌های دیجیتال بیشتر، مدل‌های کسب‌و‌کار بیشتری وجود دارند و این به معنای کسب‌و‌کارهای جدید است.

بنابراین ما باید نرخ فعلی رشد‌مان را حداقل برای یک دوره طولانی حفظ کنیم. و این امر درآمد سرانه ما را افزایش خواهد داد که در حال حاضر کمتر از ۲۰۰۰ دلار است اما تخمین زده می‌شود که طی دهه آینده به ۱۵ هزار دلار یا ۲۰ هزار دلار افزایش یابد. حتی اگر تنها ۵/ ۷ درصد رشد برای چهار یا پنج سال آینده وجود داشته باشد، درآمد سرانه به شدت افزایش خواهد یافت. من در مورد آینده هند حس بسیار خوبی دارم.

 آیا فکر می‌کنید که این رشد به‌طور متفاوتی در صنایع مختلف در حال رخ دادن است؟

هیچ روش جامعی برای تعریف آن وجود ندارد. به‌عنوان مثال، فولاد یک صنعت رشد در هر جایی نخواهد بود اما یک صنعت فوق‌العاده در هندوستان است. به‌عنوان یک ملت ما سالانه حدود ۱۰۰میلیون تن فولاد استفاده می‌کنیم و در نهایت این مقدار را دوبرابر می‌کنیم. وقتی زیرساخت‌ ما ایجاد شود، تقاضای بیشتری وجود خواهد داشت.

همچنین صنعت اتومبیل ما به‌طور قابل‌توجهی رشد خواهد داشت. زمانی که طبقه متوسط چین ظهور کرد و تقاضا برای اتومبیل رشد یافت، به تبع آن هزینه یک اتومبیل شخصی کاهش یافت و به این ترتیب صنعت اتومبیل چین از تولید ۷۰۰ هزار ماشین در سال به ۲۴ میلیون ماشین رشد کرد. وقتی درآمد سرانه بالا رفت، یک نقطه برای شروع پرش وجود خواهد داشت و هند نیز آن را تجربه خواهد کرد. اما مزایا و معایبی برای صنعت اتومبیل وجود دارد؛ چرا که ما نیاز به نسل جدیدی از وسایل نقلیه ارزان و از نظر محیط‌زیستی پایدار داریم. کسب‌و‌کارهای مصرفی نیز به دلیل مشابهی، صنایعی با رشد بالا در هندوستان خواهند بود: افراد درآمد قابل عرضه بیشتری دارند. چند صد میلیون مصرف‌کننده به دنبال محصولات و خدمات جدید هستند و همه آنها به‌صورت آنلاین در ارتباطند؛ بنابراین اشتیاق و آرزوهای آنها رشد یافته است. همه افراد تمایل به محصولات درجه یک و عالی دارند. ما باید مطمئن شویم که می‌توانیم برای آنها قیمت مناسب ارائه دهیم.

همچنین انرژی الکتریکی نیز در جایگاهی قرار دارد تا به خوبی در هند رشد کند. مصرف فعلی سرانه برق در این کشور در مقایسه با چین یا ایالات‌متحده به شدت پایین است. اما تقاضای مصرف‌کننده و رشد مصرف انرژی به یکدیگر پیچیده‌اند. به‌عنوان مثال، زمانی که افراد بیشتری بتوانند از عهده خرید کولر گازی برآیند، انرژی بیشتری مصرف می‌شود. بنابراین فرصت‌های بزرگی برای رشد وجود دارد و در عین حال ما نیاز به راه‌حل‌های تازه و پایدارتری داریم. در این میان تکنولوژی نقش بسیار مهمی را ایفا خواهد کرد.

  شرکت‌های تاتا به مدت ۱۵۰ سال با سوالی زندگی کرده‌اند که بسیاری از شرکت‌ها تازه شروع به تفکر جدی در مورد آن کرده‌اند: «نقش کسب‌و‌کار من در جامعه چیست؟» به مدیرعاملی که تلاش می‌کند این سوال را برای شرکتش به‌کار ببرد چه می‌گویید؟

همان‌طور که موسس ما- جی.ان.تاتا- گفت شرکت ما یک باور بسیار دیرینه دارد که می‌گوید هدف کسب‌و‌کار ما «جامعه» است. نقل‌قول مشهور او توسط همه افراد شرکت تکرار می‌شود. در هر مکانی که ما فعالیت می‌کنیم، بر این باوریم که باید به نفع جامعه کار ‌کنیم. من فکر می‌کنم که این هدف بخش جدایی‌ناپذیری از هر کسب‌و‌کاری است. در حقیقت توسعه جامعه نمی‌تواند بدون کسب‌و‌کار اتفاق بیفتد و کسب‌و‌کار نمی‌تواند بدون توسعه جامعه پیشرفت کند. اگر هر کسب‌و‌کاری برای فعالیت بدون یک هدف اجتماعی تلاش کند، چندان دوام نمی‌آورد. پس کسب‌و‌کار و توسعه اجتماعی در کنار یکدیگر است که مفید واقع می‌شوند.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد

 


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:55 ب.ظ

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : ایده داشتن و متفاوت اندیشیدن رمز بسیاری از خلاقیت‌ها و اختراع محصولات جدید است؛ محصولاتی مانند دوربین‌های ورزشی گوپرو که تنها به واسطه بلندپروازی و خواستن چیزی که در بازار وجود نداشت، معرفی می‌شوند. گاهی هم یک محصول مانند تی آشپزخانه در بازار وجود دارد اما ویژگی خاصی مانند خیس ماندن زمین، باعث می‌شود تا یک کارآفرین خلاق، برای اجتناب از درد و رنج استفاده از آن، محصول متفاوتی تولید کند. با این حال، همیشه خلاقیت‌ها و معرفی محصولات متمایز به این صورت و براساس تفکرات و تجربیات فردی شکل نمی‌گیرند.

پژوهش‌های گسترده حاکی از آن هستند که کنش‌های مغز باعث جرقه‌های خلاقیت (یا آنچه با نام شهود استراتژیک شناخته شده) می‌شوند. افراد نوآور می‌توانند با این خلاقیت‌های خود، محصولات و خدماتی بسیار متفاوت را تصور کرده و برای عرضه آنها به بازار، پیشقدم شوند. در همین حال که نبوغ فکری (که حتی گاهی بدون تحصیلات و تجربه در آن زمینه خلاقیت اتفاق می‌افتد) بسیار مفید است، کارآفرینان پرشوروحرارت، با استفاده از کنجکاوی‌های خود، ذهن باز، همدردی با مشتریان و مصمم بودنشان برای حل مسائل می‌توانند به محصولات تحول‌آفرین برسند.

در این راه، دو مهارت زیربنایی تعیین‌کننده موفقیت یا شکست در نوآوری هستند:

۱. بینش رفتاری. کارآفرینان و نوآوران موفق می‌توانند با مشتریان خود همدردی کنند، آنها را به خوبی درک ‌کنند، درد و رنج‌هایشان را تشخیص داده یا نیازهای نهفته آنها را شناسایی کنند.

۲. توانایی حل مساله خلاقانه. این توانایی، همان توان تبدیل ایده‌ها و بینش‌ رفتاری به محصول است. آنها در مرحله ایده‌پردازی متوقف نمی‌شوند و می‌توانند راه‌هایی عملی برای مجسم کردن ایده‌هایشان پیدا کنند.

بسیاری از تجربیات جهانی از بروز نوآوری‌های بزرگ، این تصور غالب را در اذهان ایجاد کرده که برای معرفی محصولات متمایز به بازار، نیاز به نبوغ فکری و بی‌نیازی از تعامل با مشتریان است. این تصور، با دیدگاه‌های نوآوران برجسته‌ای مانند هنری فورد و استیو جابز هم تقویت شده است. این افراد بر این باور بودند که برای تفکر نوآورانه خود نیاز به پژوهش‌های بازار ندارند. به‌عنوان مثال، یک بار هنری‌فورد با نگاهی تحقیرآمیز، این‌گونه بیان کرد که «اگر من از مردم پرسیده بودم که چه چیزی می‌خواهند، می‌گفتند: اسب‌های سریع‌تر.» استیو جابز هم نگرش مشابهی داشت و بیان کرده بود که «مردم نمی‌دانند چه چیزی می‌خواهند؛ تا زمانی که شما آن [خواسته‌شان] را نشانشان دهید. به همین دلیل است که هیچ‌گاه بر پژوهش‌های بازار تکیه نکرده‌ام.»

آیا ما باید باور کنیم که افراد نوآور، در حباب‌های خلاقانه خود محصور شده و هیچ نیازی به تعامل با مشتریان بالقوه خود ندارند؟ واقعیت چیز دیگری نشان می‌دهد. شهود یک کارآفرین برای ارائه یک محصول جدید به بازار، ناشی از چیزی به جز تصورات و تجربیات فردی او نیست. چنین فردی، براساس تجربیات و خواسته‌های خود، کمبودها و مشکلاتی در شرایط موجود مشاهده کرده و برای رفع آن گام برمی‌دارد. اما پس از آن، فرد مدنظر باید با مشتریان بالقوه خود ارتباط برقرار کرده و به سنجش این موضوع بپردازد که آیا مشتریان او هم واقعا نگاه مشابهی دارند؟ آیا آنچه کمبود و مشکل در شرایط موجود شناخته شده، برای مشتریان هم دردسرساز است و آنها برای محصول جدید، هزینه خواهند کرد؟ چه نگاه متفاوتی ممکن است در بازار وجود داشته باشد؟ اصلا آیا نگاه و تصور فرد خلاق درست است و تمام جوانب امر را در نظر گرفته است؟ تنها با پاسخ دادن به این سوالات است که می‌توان ایده اولیه را پخت و به سمت بهینه‌سازی طراحی محصول جدید حرکت کرد. بازار و مشتریان بالقوه، بهترین بازخوردها را برای تصورات اشتباه کارآفرینان می‌توانند فراهم کنند.

از هر کارآفرین موفقی که بپرسید، خواهید دید که بین ایده اولیه آنها برای ساخت یک محصول تحول‌آفرین و نسخه نهایی محصول آنها تفاوت بسیاری وجود دارد؛ تفاوتی که گاهی به معنای معرفی یک محصول کاملا متمایز بوده است. به مرور زمان و با توجه به خواسته‌ها و بازخوردهای بازار است که می‌توان مسیر تکامل‌بخشی به محصولات را طی کرد و در نهایت به مقبولیت گسترده دست یافت. به‌طور کلی، هیچ طرح و برنامه کسب‌وکاری، نتوانسته در برخورد اول خود با مشتریان موفق شود. به‌عنوان مثال، شبکه آنلاین پینترست (Pinterest) که برای شخصی‌سازی و اشتراک‌گذاری تصاویر محبوب استفاده می‌شود و هم‌اکنون بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارزش دارد، کار خود را در سال ۲۰۰۹ و از طریق تت (tote) شروع کرد. تت یک اپلیکیشن خرید از طریق موبایل بود که به مشتریان اجازه می‌داد با گوشی‌های خود مغازه‌گردی کرده و یک فهرست از محصولات محبوب و دلخواه خود هم نگهداری کنند. شاید معرفی این اپلیکیشن بیش از حد زود بود و هنوز بازار برای داشتن یک اپلیکیشن خرید با موبایل آماده نشده بود. با این حال، موسس این اپلیکیشن، بن سیبرمن مشاهده کرد که کاربران تت تا چه اندازه از تکمیل فهرست محبوب خود و اشتراک‌گذاری آن با دیگران لذت می‌برند. همین مشاهده بازار، موجب شد تا سیبرمن به فکر راه‌اندازی پینترست بیفتد و ایده خود را در سال ۲۰۱۰ نهایی کند.

مثال دیگری از تحول کسب‌وکار در پی بازخوردهای مستمر مشتریان، فلیکر است. فلیکر که بستر مناسبی برای اشتراک‌گذاری عکس‌های کاربران فراهم ساخته، کار خود را با بازی‌های کامپیوتری چندنفره شروع کرد و در آن طرح شکست خورد. یوتیوب هم پیش از آنکه تبدیل به بزرگ‌ترین شبکه اشتراک ویدئو در جهان شود، وب‌سایتی برای دوست‌یابی ویدئویی شروع کرده بود، اما به توفیقی دست نیافت. با این حال، تمام این شرکت‌ها از تلاش ناموفق خود درس گرفتند و دانش جدیدی نسبت به خواسته‌ها و نیازهای واقعی بازار به دست آوردند که در نهایت منجر به موفقیتشان شد.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

تکنولوژی مدرن کارآفرینان را قادر ساخته است که تقریباً در هر جایی بتوانند کار خود را انجام دهند. در واقع بسیاری از شرکت ها در یک محیط کاملاً دیجیتال کار می کنند و با این کار هزینه های اضافی را کاهش می دهند و به کارآفرینانی که می خواهند بیزینس خود را توسعه دهند آزادی عمل می دهند. ایجاد یک تجارت آنلاین صرفاً تمرکز بر توانایی های شما و توسعه شبکه شما هست.

  در اینجا 12 ایده بزرگ راجع به تجارت آنلاین برای شروع کار شما ارائه شده اند:

1- مشاور سئو (SEO)

آیا شما جزییات دقیق موتورهای جست وجو را می دانید و در زمینه پلتفرم هایی مانند گوگل آنالیتیکس (Goggle Analytics) مهارت دارید؟ مالکان شرکت های کوچک تر نمی دانند که بهینه سازی موتور جست وجو چقدر می تواند روی بهبود تجارت آنها تأثیر داشته باشد. به مالکان این شرکت ها آموزش دهید که سئو می تواند وب سایت های آنها را به یک دارایی محبوب مبتنی بر سئو تبدیل کند. با استفاده از مهارت خود چگونگی خواندن و استفاده مناسب از داده های آنالیتیکس خود و نیز استفاده درست از کی ورد ها و محتوای ساختار را به مالکان شرکت ها نشان دهید تا بتوانند ترافیک بیشتری به دست بیاورند.

2- کوچینگ بیزینس

اگر یک تجربه و دانش تجاری بزرگ دارید چرا یک بیزینس ایجاد نمی کنید که کارآفرینان مشتاق در آن موفق شوند؟ شما می توانید با استفاده از مهارت خود به مالکان شرکت های کوچک کمک کنید که شروع خوبی داشته باشند و به کارآفرینان باتجربه کمک کنید که نیازهای مشتریان را تأمین کنند. شما می توانید برای نمایش دانش و مهارت خود و نیز جذب مشتری مقالات خود راجع به بیزینس را در پلتفرم هایی مانند لینکدین ارائه دهید.

3- خرده فروش متخصص

همیشه برای هر چیزی مشتری وجود دارد خواه این چیز مبلمان خانه و یا تهیه غذای ارگانیک برای سگ باشد. با یک فروشگاه تجارت الکترونیک تخصصی می توانید به مشتریانی که در جست وجوی محصولات تخصصی شما هستند دسترسی پیدا کنید. همه آنچه که شما نیاز دارید یک سرویس میزبانی وب با یک مشخصه کارت خرید یکپارچه و یا نرم افزار تجارت الکترونیک و در این صورت بیزینس شما راه اندازی شده است. شما می توانید حتی با فروشندگانی کار کنید که محصولات شما را از طرف شما به دست مشتریان برسانند. این به این معناست که با این کار دیگر لازم نیست همیشه از کالا صورت برداری کنید.

4- مشاور رسانه های اجتماعی

بیزینس های بزرگ تر معمولاً یک نماینده و یا یک کارمند تمام وقت استخدام می کنند که کارهای مربوط به فیس بوک و یا توئیتر آنها را انجام دهد، اما بیزینس های کوچک اغلب بازاریابی رسانه های اجتماعی را خود انجام می دهند. مالکان بیزینس ها مسئولیت های زیادی دارند و سر آنها اغلب شلوغ هست و یا اینکه هنوز به اهمیت رسانه های اجتماعی پی نبرده اند که برای توسعه و اجرای یک استراتژی رسانه ای اجتماعی وقت بگذارند. شما به عنوان یک مشاور می توانید به آنها کمک کنید که بهترین تاکتیک ها را انتخاب کنند و برای مشتریان هدف آنها محتوا و اسکجول ارسال کنید. همانطور که آمار مشتریان آنها افزایش می کند بیزینس شما نیز توسعه پیدا می کند.

5- طراحی وب

هیچ چیز ناراحت کننده تر از این نیست که یک طراحی وب سایت ضعیف داشته باشد و این طراحی اغلب اعتبار را از بین می برد. اگر شما از HTML آشنایی دارید و یک چشم دقیق برای طراحی دارید می توانید یک سرویس که وب سایت های جذاب و سهل الاستفاده برای بیزینس های کوچک ایجاد کند را راه اندازی کنید. برای مالکان بیزینس که می خواهند یک حضور آنلاین پررنگ تری داشته باشند مهارت خود را خوب به کار برید. یک پرتفوی کامل بسازید و سپس وب سایت شخصی خود را طراحی کنید که آن را نمایش دهید و از این طریق مشتریان ثابت برای خود جذب کنید.

6- دستیار/مدیر وظایف (task manager)

آیا مهارت های سازمانی نو و بدیع دارید؟ نظر شما نسبت به تغییر این مهارت ها چه هست؟ آیا می توانید به سرعت و به طور کارآمد این کارها را انجام دهید؟ اکنون زمان آن رسیده است که دستیار شخصی آنلاین و یا مدیر وظایف شوید و این مهارت ها را خوب به کار برید. شرکت هایی مانند TaskRabbit و یا Zirtual به شما اجازه می دهند که برای کارهایی که می خواهید تکمیل کنید نام نویسی کنید- از جمله جست وجوی داده، دستیار مجازی و یا اجرای دستورات – و جذب مشتری را شروع کنید.

7- بازاریابی وابسته

اگر شما دوست دارید که آمار بازدیدهای مشتری روی سایت هایی مانند آمازون (Amazon)باشند این کار را رایگان انجام ندهید. تبلیغات دهان به دهان هنوز یک تولیدکننده بسیار بزرگ برای بسیاری از شرکت ها محسوب می شوند و یک شماری از بیزینس ها مایل هستند که یک بخشی از مزایای خود را با افراد علاقه مند که محصولات آنها را نزد عموم توسعه می دهند به اشتراک بگذارند. اگر شما یک وب سایت شخصی با مشتریان بزرگ دارید انجام این کار بسیار آسان تر است (PR reps ها همیشه در جست وجوی مشتریان برند هستند که برای آنها نمونه های رایگان بفرستند). در سایت Smart Passive Income به 3 نوع از بازاریابی وابسته اشاره می شود و توضیح داده می شود که کدامیک سودآورتر است.

8- کمک فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک برای یک کارمند IT تمام وقت اتاق ندارند که اختصاص دهند لذا وقتی سیستم های آنها خراب می شود معمولاً از یک دوست و یا از اعضای خانواده که به کامپیوتر خبره هست کمک می گیرند. اگر شما در زمینه کار با کامپیوتر و شبکه مهارت و تجربه دارید می توانید آنها را از این وضعیت نجات دهید و از راه دور به آنها کمک فنی و فوری ارائه دهید.

9- فروشنده ماهر کارهای دستی

سایت های آنلاین Etsy و ArtFire پلتفرم هایی هستند که کار دست سازها برای عرضه پایدار وسایل با کیفیت دست ساخته خود مانند پتوهای بافتنی و یا ظروف شیشه ای رنگی منحصر به فرد را بسیار آسان می کنند. اگر وسایل لازم به صورت یکجا از یک عرضه کننده ماهر خریداری شوند هزینه های استارتاپ به شدت پایین خواهند بود و اگر این روند به سرعت تغییر پیدا کند هیچ سودی به دست نخواهید آورد. حتی این امکان وجود دارد که فروشگاه خود را به یک فروشگاه تمام وقت تبدیل کنید.

10- توسعه اپ

اپلیکیشن های موبایل بیش از هر زمان دیگر محبوب شده اند و مردم علاقه مند هستند که برای مدیریت زندگی خود از راه گوشی های همراه پول خوبی بدهند. اگر ایده بزرگی دارید و با کدینگ آشنایی دارید می توانید آن را اجرا کنید و اپلیکیشن خود را ایجاد کنید. اگر که صرفاً یک ایده دارید. جزییات دقیق چگونگی اجرای آن را نمی دانید می توانید از توسعه دهندگان فراوان نرم افزار که به مردم در زمینه ایجاد ایجاد اپلیکیشن خدمات می دهند کمک بگیرید.

11- مشاوره اینستاگرام

علی رغم محبوبیت بیش از پیش اینستاگرام بایستی گفت که همه برندها نمی دانند که آنها با اپ چه کاری کنند. اگر که شما در زمینه رسانه های اجتماعی و بازاریابی آشنایی مقدماتی دارید و به عکس و اینستاگرام علاقه دارید شروع یک مشاوره بیزینس که روی اپلیکیشن محبوب عکس تمرکز می کند می تواند یک روش بزرگ برای درآمدزایی باشد و در عین حال این کار به بیزینس های دیگر کمک می کند که محتوای خود را توسعه دهند و بدین طریق توسعه پیدا کنند.

12- مشاوره رسانه های اجتماعی

یقینا بسیاری از بیزینس ها از سرویس های مشاوره رسانه های اجتماعی استفاده می کنند اما شما می توانید در وهله اول با تمرکز بر شبکه هایی که هنوز از اعتبار بیزینس ها استفاده می کنند در این میان خود را منحصر به فرد نشان دهید. فیس بوک و توئیتر هنوز شبکه های پرمخاطب هستند اما بیزینس ها علاقه مند هستند که بیشتر با پلتفرم هایی مانند Instagram، Pinterest، Tumblr، و Snapchat کار کنند. همه این پلتفرم ها مخاطبان بزرگ دارند، اما بسیاری از بیزینس ها نمی دانند که آنها در واقع چقدر بزرگ هستند، چقدر می توانند تأثیرگذار باشند و چگونه از آنها برای کارهای خود استفاده کنند. طبق آمار موجود در سایت Business Insider، اسنپ چت (Snapchat) روزانه بیش از 58 میلیون کاربر دارد. اینستاگرام نیز طبق آمار موجود در سایت Statista روزانه بیش از 500 میلیون کاربر دارد و پین ترست که روزانه بیش از 200 میلیون کاربر دارد.

اگر که شما یک آشنایی اولیه از رسانه های اجتماعی پیدا کرده اید و به یک شناخت عمیق از این پلتفرم ها دست پیدا کرده اید یک بیزینس مشاوره اجتماعی را شروع کنید که کمتر نظریه می دهید و بیشتر به بیزینس ها کمک می کنید که از مزیت های میلیون ها کاربر که بدان ها دسترسی ندارند با صرف ثبت نام در فیس بوک و توئیتر استفاده کنند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :11  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت مفاهیم و اصطلاحات برند..........سه شنبه 28 اسفند 1397

۱۶ پیشنهاد برای افزایش درآمد در دوران رکود ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

افتتاح موزه خیمه‌شب‌بازی با حضور هنرمندان ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

انتخاب یک کویر بکر ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

موسوی؛ مربایی با طعم خلاقیت..........سه شنبه 28 اسفند 1397

خوش‌بخت‌ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۹ ..........سه شنبه 28 اسفند 1397

گوگل هم وارد گوشی‌های تاشو می‌شود..........سه شنبه 28 اسفند 1397

دانلود فیلم ۱۰ گیگابایتی تنها در ۱۰ ثانیه!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

گوشی‌های مجهز به دوربین 100 مگاپیکسلی در راهند!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

ویدیو کنفرانس 50 نفره در اسکایپ!..........دوشنبه 27 اسفند 1397

پاورپوینت تاثیر CRM بر شرکت های تولیدی..........دوشنبه 6 اسفند 1397

پاورپوینت برنامه ریزی..........دوشنبه 6 اسفند 1397

چگونه مشتریان را دوباره نزد برندمان بیاوریم؟ ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

استارت‌آپ‌ها، فرزندان لوس کسب‌ و‌ کار یا سرداران آینده اقتصادی ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

مهارت‌های حرفه‌ای یک مدیر استارتاپ چیست؟ ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

تسلا ۳؛ پرفروش‌ترین خودروی برقی سال ۲۰۱۸..........دوشنبه 6 اسفند 1397

بلیت سینما شناور می‌شود ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

فناوری ۵G در مشت هوآوی ..........دوشنبه 6 اسفند 1397

برخی فروشگاه‌های اینترنتی جنس دست دوم را جای نو قالب می‌‎کنند ..........یکشنبه 5 اسفند 1397

درآمد ۱۲۰ میلیارد دلاری از توسعه اپلیکیشن!..........یکشنبه 5 اسفند 1397

همه پستها