تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کسب و کار

شبکه‌سازی در کسب‌ و کار اهمیت زیادی دارد؛ شبکه‌سازی از طریق تقویت ارتباطات به کسب‌ و کارها  کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشند.

 مهارت ارتباطی در فعالیت‌های اقتصادی و تجاری به این صورت است که کسب‌وکارها و کارآفرینان برای ایجاد روابط تجاری و شناسایی فرصت‌های ناب وارد عمل می‌شوند، اطلاعات‌شان را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و به دنبال شرکای مناسب برای همکاری و سرمایه‌گذاری شوند.
در شکل زیر ایده‌هایی که کمک می‌کند تا کسب‌وکار شما از طریق شبکه‌سازی و ارتباطات رشد کند توسط مرکز توانمندسازی کسب‌وکارهای نوپا ارائه شده است.

13970718134657269156216210


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شما باید به ایده، طراحی، محصول و بازه محصولات خود ایمان داشته باشید. باید عاشق آن و معتقد باشید مردم خواهان خریدش هستند و تملک آن به زندگی شان کمک خواهد کرد.

در ابتدای سال 2017، 99.3درصد کل کسب و کارهای خصوصی را تجارت های کوچک تشکیل می دادند و 99.9درصد آنها شرکت های کوچک یا متوسط (SMEs) بودند. تمامی افراد شاغل در SMEs را 16.1 میلیون نفر و 60درصد کل شاغلین بخش خصوصی انگلستان تشکیل می دادند. مجموع مبادلات شرکت هایSMEs، 1.9 تریلیون پوند و معادل 51درصد مبادلات کل بخش خصوصی انگلستان است. در آمریکا و در سال 2016، 28.8میلیون تجارت کوچک وجود داشتند که 99.9درصد از کل تجارت های ایالات متحده را شامل می شدند. SMEs شاکله اصلی برخی از بزرگترین اقتصادهای جهان را تشکیل می دهند و یکی از بخش هایی هستند که سریع ترین رشد را به خود اختصاص داده اند.

آیا شما در شرایط مشابه قرار دارید و به فکر راه اندازی تجارت شخصی خود هستید؟ باید بگویم این تغییر مسیر حرفه ای، مهیج ترین کاری است که تا به حال انجام داده ام؛ مهیج ترین، محرک ترین و رضایت بخش ترین چالشی که خود را با آن روبه رو کرده ام. خلاصه کردن تمامی آنچه تجربه کرده ام آسان نیست، اما در اینجا به چهار سؤال اصلی که باید پیش از شروع تجارت از خود بپرسید، اشاره خواهم کرد.

1. چرا این کار را انجام می دهم؟

شما باید به ایده، طراحی، محصول و بازه محصولات خود ایمان داشته باشید. باید عاشق آن و معتقد باشید مردم خواهان خریدش هستند و تملک آن به زندگی شان کمک خواهد کرد. شاید دلیل شما برای به اشتراک گذاری محصول تان این است که مشتریان را راضی یا زندگی آنها را ساده تر خواهید کرد. در مورد نقاط منحصر به فرد خود برای فروش فکر کنید. با ارائه محصول خود چه مسئله ای را حل می کنید؟ باید در مورد بازار هدف و مشتریانی که می خواهید محصولات خود را به آنها بفروشید، ایده ای داشته باشید.

هنگامی که پروفایل مشتریان خود را می سازید، تا حد امکان مشخصات آنها را ثبت کنید. شاید انجام این کار زمانبر باشد، اما اگر توانایی دایرکردن گروه های متمرکز و نظرسنجی محصولات را داشته باشید، زیرساخت های قدرتمندی برای خود خواهید ساخت. در مورد سن، وضعیت مالی، جنسیت، علایق و مهم تر از همه آنچه آنها را ترغیب به خرید محصول شما می کند، فکر کنید. این مسئله می تواند همزمان با دگرگونی های شرکت شما تغییر کند که البته امری طبیعی است. «چرا»ی تجارت نیز بسیار مهم است، زیرا زمینه سازی ارزش های برند را صورت می دهد، صفات شرکت را مشخص می کند و هدفی والا برای مجموعه شما به وجود می آورد. این اتفاق اغلب می تواند نیروی انگیزشی برای پیشرفت یک مجموعه باشد.

2. آیا نامی برای برند خود دارم؟

این مرحله اصولاً اولین سختی پیش روی اکثر افراد است. سؤالاتی که باید بپرسید از این قبیل هستند:

• آیا نمایش دهنده طرح و یا محصولات است؟

• آیا صفات برند را بازتاب می دهد؟

• آیا منحصربه فرد است یا به اسم برندی دیگر بسیار شباهت دارد؟

• آیا انعطاف پذیری لازم برای گسترش تجارت و بازه محصولات را دارد؟

• آیا برای درخواست مشتریان هدف جاذبه دارد؟

• آیا توانایی خرید دامنه ای با این نام وجود دارد؟

طبعاً انتخاب نام یک برند بسیار شخصی است، اما کلید یافتن آن مشخص بودن بازتاب تجارت و دارا بودن شرایط لازم برای رشد و ارتقای تجارت است. دقت در اهانت بار و تبعیضی نبودن برند بسیار مهم است. همچنین به منظور برقراری ارتباط با مردم، نام برند باید ساده باشد. مهم تر از همه انجام تحقیقات لازم مبنی بر ثبت نام نام های مشابه برای تجارت های دیگر است. شما می توانید از جست وجوی اینترنتی، لیست های محلی و وب سایت های IPO تحقیقات خود را انجام دهید.

3. هویت برند من چیست؟

هویت برند داستانی است که شما به وسیله محصولات، لوگو، نام، رنگ ها، نشانه های چاپی و شعار خود تعریف می کنید. تمامی اینها در مورد چگونگی خواسته شما مبنی بر درک از جانب مشتری است. روانشناسی رنگ کلید درک و تصویرسازی برند است و متخصص برندسازی منابع زیادی را در این زمینه در اختیار دارد.

هویت شما باید برندتان را به یاد ماندنی سازد. نایک یک مثال عالی در این زمینه است، زیرا برندی قابل شناسایی دارد. این امر مساعدتی بصری در راستای شناخت برند و محصولات شما و دقیقاً همان موردی است که یک برندساز مؤثر باید توان انجام آن را داشته باشد. برندهای موفق داستان سرایی می کنند و با این کار خود را در موقعیتی منحصربه فرد قرار می دهند. داستان سرایی خوب تماماً به ساخت ارتباطی احساسی باز می گردد. رنگ ها، لوگو، نام و شعار دنباله رو پیام اصلی هستند و برای ساخت داستان برند گرد هم می آیند. داستان یک برند در مورد انگیزه های شروع تجارت، چرایی فعالیت های روزمره، چرایی اهمیت دادن مشتریان و اعتماد آنها به شما خواهد بود.

4. آیا قیمت گذاری محصولات من صحیح است؟

قیمت گذاری امری است که باید به صورت مستمر بررسی و تغییر داده شود. مهم ترین سؤالات در این زمینه موارد زیر هستند:

• هزینه های پایه چقدر است؟

• میزان سودآوری هدف چقدر است؟

• میزان قیمت مازاد محصول توسط رقبا چقدر است؟

• گرایش های بازار چگونه است؟

• میزان پولی که مشتری ایده آل پرداخت خواهد کرد چقدر است؟

پروفایل سازی مشتریان و تحقیق بازار در این زمینه بسیار ارزشمند خواهد بود. مادامی که هزینه های پایه را محاسبه می کنید، زمان را نیز در نظر بگیرید. این مورد شامل زمانی می شود که صرف طراحی و تهیه مواد اولیه می کنید. به عنوان تجارتی جدید، مالیات بر ارزش افزوده (VAT) به شما تعلق نخواهد گرفت، اما باید مالیات های پرداختی احتمالی در سطح داخلی و بین المللی را نیز محاسبه کنید. تمامی اینها ایده ای اولیه در مورد هزینه ها به شما خواهد داد. حال اگر درآمد هدفی داشته باشید، می توانید قیمت خرده فروشی را با افزودن سود به هزینه تولید مشخص کنید.

اگر این کار را در مرحلع طراحی و به عنوان تمرینی آزمایشی انجام دهید، می توانید قابلیت فروش محصول خود را نیز بررسی کنید. گاه قیمت خرده فروشی شما نسبت به گرایش بازار و قیمت رقبای تان بسیار بالاست، یا زمانی بسیار طولانی را صرف ساخت محصول می کنید و یا مواد اولیه تان بسیار گران قیمت هستند؛ در این صورت اگر کاهش هر یک از این فاکتورها امکانپذیر نباشد، فروش محصول عملاً غیرممکن خواهد بود و باید از تولید آن صرف نظر کرد. داشتن محصولی با قیمت بسیار بالاتر نسبت به محصولات مشابه منطقی است، اما اگر توان ارائه توضیحات مبنی بر برتری محصول و یا افزودن ارزشی به تجربه مشتریان به صورتی منحصربه فرد و نهادینه در مدل بازاریابی خود را نداشته باشید، درصد موفقیت بسیار پایین می آید. خریداران پیش از خرید همواره ارزش محصول را در ازای قیمت آن ارزیابی می کنند.

اگر شما به افراد موردنظر رسیده اید و به طراحی و کیفیت و جدید بودن محصولات خود ایمان راسخ دارید، می توانید درصد موردنظرتان را به عنوان سود اضافه کنید و اگر مشتری به مشخصات برند شما متعهد باشد، از محصولات شما خریداری خواهد کرد. قیمت زیاد به اندازه فروش زیرقیمت بد است، اما در نهایت این میزان خبرگی شماست که می تواند معادله را تغییر دهد و عموماً تولیدکنندگان خلاق از آن چشم پوشی می کنند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 18 مهر 1397  10:24 ب.ظ

باعث تعجب نیست که جذب ترافیک بیشتر برای وب سایت برابر با رشد هرچه بیشتر و افزایش سوددهی آن می شود. طبیعتاً اگر مردم از کسب و کار و تجارت شما به صورت آنلاین بازدید نکنند، هیچ گونه خرید اینترنتی صورت نمی پذیرد. با این حال اینطور به نظر می رسد که در سال 2018 تمامی تجارت ها برای افزایش ترافیک سایت های خود به بهینه سازی موتورهای جست وجو (SEO) روی آورده اند.

امروزه سئو یک استراتژی مجازی مؤثر در رشد تجارت ها محسوب می شود. طبق برآورد «نت مارکت شیر (Net Marketshare)»، در سال گذشته 72درصد ترافیک جست وجو بر روی سیستم عامل های دسکتاپ متعلق به موتور جست وجوگر گوگل بوده است. با این حال و با توجه به رشد اینترنت و افزایش تعداد شرکت هایی که با استفاده از کلمات کلیدی برای رسیدن به بالاترین حد رقابت می کنند، شانس و فرصت دریافت ترافیک کافی کمتر و کمتر می شود.


پیش از اینکه خود را مأمور اجرای کمپینی جدید برای جذب ترافیک بیشتر کنید، به بررسی و تحلیل ترافیک حال حاضر سایت بپردازید. شما می توانید از نرم افزارهایی مانند «تحلیلگر گوگل (Google Analytics)» و «سِم-راش (SEMRush)» برای یافتن منبع ترافیک سایت خود استفاده کنید. برای مثال می توانید دریابید افراد بیشتر از چه کشورها یا شهرهایی به سایت شما سر می زنند؛ بازدیدکنندگان تان چه مدت در سایت شما می مانند؛ از کدام صفحات و مطالب بیشتر دیدن می کنند و در طول این بازدید معمولاً چه هنگام (و در کدام صفحه) سایت شما را ترک می کنند. دسترسی به این اطلاعات کمک می کند استراتژی بهتر و قوی تری -بر مبنای روش هایی که در اختیارتان قرار خواهیم داد- برای سایت خود داشته باشید و آمار بازدیدکنندگان کلیکی خود را افزایش دهید.

با استفاده از این 5 روش می توانید آمار بازدید سایت خود را بالا ببرید.

1- بازدید از وب سایت های دیگر به عنوان مهمان

با بازدید از دیگر وب سایت ها و همکاری با آنان به عنوان مهمان، می توانید به برخی اهداف خود برسید. این کار سبب افزایش «روابط عمومی(PR)» شما می شود؛ بدین معنا که با این کار به اعتبار سایت خود می افزایید و با مشاهده هرچه بیشتر سایت های مرتبط با تجارت خود، تخصص شما در عرصه تجارت تان بیشتر می شود. بازدید از دیگر وب سایت ها آگاهی عموم را از برندتان افزایش و شرکت شما را در دسترس مشتریان احتمالی بیشتری قرار می دهد. یکی دیگر از مزیت های این کار -با استفاده از لینک هایی که در سایت میزبان قرار داده اید- افزایش رتبه بندی سئو وب سایت تان است.


برای اینکه فعالیت شما به عنوان مهمان در سایت های دیگر مؤثر واقع شود، تجارت ها و وب سایت هایی را برای همکاری انتخاب کنید که مخاطب و عرضه یکسانی با سایت شما داشته باشند. علاوه بر این اطمینان حاصل کنید سایت میزبان به اندازه کافی از ترافیک بالا برخوردار است تا زمان خود را هدر نداده باشید. اگر برای کسب و کار خود به وبلاگی نیاز دارید، می توانید با دیگر متخصصان هم عرصه خود مصاحبه کنید و از آنها بخواهید مصاحبه را در شبکه های اجتماعی یا سایت خود منتشر کنند.

2- سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی، بازاری در حال گسترش برای کسب و کارهای آنلاین محسوب می شوند. به نقل از «اسپروت سوشال (Sprout Social)»، شبکه های اجتماعی بر روی 74درصد از تصمیمات مربوط به خرید مشتریان تأثیر می گذارند. پلتفرم های مختلف شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان سازنده برند شما عمل کنند و در درازمدت تأثیر بسزایی بر وفاداری و جذب ترافیک سایت بگذارند و با افزایش نرخ کلیک، تعداد بازدیدکنندگان را بالا ببرند.

از فعال بودن پیج خود در شبکه های اجتماعی اطمینان حاصل کنید و تنها به پست گذاری معمولی اکتفا نکنید، بلکه با انجام تحقیقات بازاریابی کیفیت و نوع مطالب اشتراکی خود را افزایش دهید. متأسفانه در بسیاری پلتفرم ها از الگوریتم هایی استفاده شده است که پست های مربوط به تجارت را در موقعیت های نسبتاً پایین و کم بازدید قرار می دهند. در این حالت قرار دادن پست ها در اولویت، هزینه بالایی را شامل می شود. با این حال پرداخت هزینه برای تبلیغات در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک یکی از ارزان ترین راه های تبلیغات به صورت آنلاین است و اگر به درستی انجام شود سود بسیار زیادی برای شرکت شما خواهد داشت نکته مهم انتخاب شرکت بازاریابی شبکه های اجتماعی موفق است که بتواند تبلیغات شما را براساس یک استراتژی مؤثر انجام دهد.

3- بازاریابی از طریق ایمیل

هرچند اختلاف نظرهایی بر سر مقدار سود حاصله از بازاریابی ایمیلی وجود دارد، اما تمامی منابع به این نکته اشاره دارند که بازاریابی ایمیلی یکی از ابزارهای بسیار مفید در زمینه بازاریابی است و معمولاً سرمایه گذاری در این زمینه به سوددهی چشمگیری می انجامد. برندها می توانند با استفاده از ایمیل یا خبرنامه الکترونیکی، محصولات و خدمات خود را تبلیغ کنند و ترویج دهند. برای افزایش سود و تأثیرگذاری هرچه بیشتر بازاریابی ایمیلی می توانید از آزمون A/B، شخصی سازی و تقسیم بندی ایمیل ها استفاده کنید. این روش ها رابطه میان شما و مشتریان تان را صمیمانه تر و هدفمندتر می سازند، نشان می دهند مشتریان شما چه موضوعات و محتوایی را بیشتر می پسندند و بهترین زمان برای ارسال ایمیل ها را به شما نشان می دهند.

4- ساخت ویدئوهای موضوعی

ویدئو ابزاری بسیار مفید در عرصه بازاریابی و همواره دست کم گرفته شده است. اکثر تجارت ها تمرکز خود را بر روی وبلاگ ها و اینستاگرام می گذارند؛ برای مثال ویدئوهای منتشرشده در این پلتفرم ها تعداد بسیار بالایی از مشاهدات و همچنین اشتراک گذاری ها را از آن خود می کنند. براساس گزارش بخش بازاریابی ویدئوییِ هاب اسپات (HubSpot)، 76درصد بازاریابان معتقدند محتوای ویدئویی، ترافیک سایت شان را افزایش داده است.

ویدئوهای بسیاری در این زمینه وجود دارد؛ نظیر ویدئوهای مرتبط با یک برند خاص، کلیپ های کوتاه مخصوص شبکه های اجتماعی، ویدئوهای تبلیغاتی، آموزنده و از این قبیل. اگر برای تان امکان پذیر است یک قدم پیش بروید و پیشنهاد برگزاری وبینار (سمینارهای اینترنتی) به مشتریان خود بدهید. این کار آنها را به صورت آنلاین با مسئولین شرکت مرتبط می سازد، اطلاعات مهم و دست اول در اختیار آنان قرار می دهد و حتی ممکن است به جمع آوری ایمیل ها از سوی مشتریان منجر شود و در نتیجه به موفقیت در مورد سوم (ذکر شده در بالا) بینجامد.

5- تبلیغات آنلاین

جذب ترافیک از طریق استراتژی های رایگان آرزوی هر شرکتی و گاه تبلیغات بهترین گزینه است. خوشبختانه دوران بیلبورد و مد من ها به سر آمده و در عوض روش های منحصربه فردی همچون هدفگیری مجدد مخاطب یا بازاریابی مجدد به وجود آمده است.


به نقل از «ریتارگتر (Retargeter)»، تنها 2درصد از وب سایت ها موفق به جذب مشتری در بازدید اول می شوند. هدفگیری یا بازاریابی مجدد از طریق کوکی ها صورت می پذیرد و توسط وب سایت ها در مرورگر شما قرار داده می شود تا مخاطبین بیشتری جذب کنید. در هدفگیری مجدد، برای مصرف کنندگانی که اولین بار از سایت شما دیدن می کنند، تبلیغاتی پخش می شود که آنها را تشویق به بازدید دوباره از سایت می سازد.

نحوه عملکرد بازاریابی مجدد به این صورت است که براساس فعالیت های مشتریان در وب سایت شما، ایمیلی برای آنها ارسال می شود. با اینکه سئو روشی مؤثر است و تمامی کسب و کارهای موجود در دنیای مجازی باید در آن سرمایه گذاری کنند، اما باید توجه داشت در عرصه جذب ترافیک و بازدید کننده برای یک سایت حرفه ای، سئو تمام ماجرا نیست و راه های فراوان دیگری نیز وجود دارد. با سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی، حضور در وبلاگ های دیگر به عنوان مهمان، بازاریابی ایمیلی به صورت مرتب، محتوای ویدئویی و تبلیغات آنلاین می توانید از افزایش ترافیک و بازدید سایت خود -بدون نیاز به نگرانی در مورد رقابت و سختی هایی که کلمات کلیدی در سئو به وجود می آورند- اطمینان حاصل کنید.

مترجم: سینا نیکدل

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

امروزه شمار بالایی از افراد در حوزه کسب وکارهای کوچک مشغول به فعالیت هستند. اگر شما هم یک کسب وکار کوچک دارید، در کدام بخش و برای چه کسی فعالیت می کنید؟

 البته احتمال اینکه کسب و کار کوچک شما موسسه های وابسته داشته باشد، اصلا دور از ذهن نیست. در هر صورت صاحبان کسب وکارهای کوچک از فرصت های بازاریابی دیجیتالی در دنیای امروز استفاده بهینه نمی کنند. دلیل این غفلت براساس برخی از پژوهش های جدید تلاش برای انجام شمار بالایی از امور به صورت شخصی است. به این ترتیب صاحبان چنین کسب وکارهایی هنوز هم مایل به رسیدگی شخصی به امور کلی برندشان هستند.

 اگر مایل به فهم صحت یا نادرستی راهکار خود در بازاریابی کسب وکار کوچک تان هستید، به مطالعه این مقاله ادامه دهید.

اغلب کسب وکارها (47درصد) کمتر از 10 هزار دلار در سال برای بازاریابی دیجیتالی هزینه می کنند. براساس گزارش مرکز مطالعاتی کلاچ اغلب کسب وکارهای کوچک بسیار کمتر از 10 هزار دلار هزینه بازاریابی دارند. بر این اساس فقط یک چهارم شرکت های کوچک مبلغی بیش از 10 هزار دلار و حداکثر تا سقف 100 هزار دلار در سال برای بازاریابی اختصاص می دهند. در این پژوهش منظور از کسب وکارهای کوچک شرکت هایی با کمتر از 10کارمند بوده است.

با توجه به بررسی فوق پرسش اصلی حوزه های اختصاص بودجه بازاریابی از سوی کسب وکارهای کوچک است. بر این اساس شبکه های اجتماعی (62درصد) و وب سایت رسمی (61درصد) در اوج محبوبیت قرار دارند. در رتبه های بعدی بازاریابی ایمیلی (39درصد) و بهینه سازی جست وجوها در موتورهای جست وجوگر (25درصد) پرطرفدار هستند.

کسب وکارهای کوچک چه فرصت هایی را از دست می دهند؟

به طور واضح، کارآفرین های حوزه های کوچک کسب وکار فرصت های بسیاری را در طول سال از دست می دهند. در اینجا به سه فرصت بزرگ بازاریابی که صاحبان این کسب وکارها بدان بی توجه اند، اشاره خواهم کرد.

1. آنها وب سایت رسمی ندارند:

در دنیای کسب وکارهای کوچک از هر 10 شرکت 4 مورد دارای وب سایت رسمی نیستند. بر این اساس آنها از ابزار قدرتمندی در عرصه بازاریابی محرومند. هر کسی که با من آشنا باشد، می داند که دغدغه اصلی من پیرامون وب سایت رسمی و اهمیت آن بسیار زیاد است.

من مقاله های زیادی در مورد اهمیت وب سایت رسمی در فعالیت بازاریابی به رشته تحریر در آورده ام. به عنوان مهم ترین دلیل چنین اقدامی باید جذب کاربران فضای آنلاین به محصولات مان را خاطرنشان کنم. شاید در وهله نخست با وجود فروشگاه های بزرگ آنلاین مانند آمازون ضرورت راه اندازی وب سایت رسمی چندان آشکار نباشد.

در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کرد. بسیاری از مشتریان پیش از خرید محصولی به سراغ وب سایت رسمی برند موردنظر می رود. بر این اساس اگر شما سایتی نداشته باشید، مخاطب به سرعت شما را از فهرست خریدش حذف خواهد کرد.

به منظور تاثیرگذاری بیشتر وب سایت شما باید سازگار با دستگاه های هوشمند مانند گوشی همراه و تبلت باشد. همچنین رابط کاربری ساده و طراحی جذاب قالب سایت از دیگر المان های مهم در این میان خواهد بود. اهمیت وب سایت رسمی شما معطوف به بنای ساختمان برندتان در حوزه بازاریابی آنلاین است. بر این اساس وب سایت رسمی ما پنجره ای برای مخاطب قلمداد می شود. محتوای این پنجره هرچه باشد، مخاطب براساس آن تصمیم گیری خواهد کرد.

2. آنها از بازاریابی محتوایی استفاده نمی کنند:

براساس پژوهش وب سایت Allbusiness نزدیک به 80درصد صاحبان کسب وکارهای کوچک از بازاریابی محتوایی برای توسعه کسب وکارشان استفاده نمی کنند.

همچنین در این میان فقط 24درصد از آنها برنامه ای برای راه اندازی بخش بازاریابی محتوایی در آینده دارند. از این میان اغلب آنها برنامه شان هیچ گاه رنگ واقعیت به خود نخواهد دید. بی شک همه این کارآفرین ها در اشتباه هستند. بازاریابی محتوایی امروزه یکی از ابزارهای موثر و بسیار سریع برای تاثیرگذاری بر روی مخاطب است. منظور از بازاریابی محتوایی در اینجا الگوی متکی بر محتوا (مطالب وبلاگ، ویدئو، پادکست، کتاب الکترونیکی و مقاله) است. به این ترتیب با اندکی تخصیص زمان و هزینه شما توانایی جلب رضایت شمار بالایی از کاربران را خواهید داشت.

همچنین از دل این فعالیت ها کاربران عادی بدل به مشتریان تان خواهند شد. علاوه بر این تولید محتوا در شبکه های اجتماعی و اینترنت به سرعت شما را بدل به یکی از محبوب ترین سایت ها در موتورهای جست وجوگر مانند گوگل و یاهو خواهد کرد.

در حقیقت تنها حوزه ای که اهالی کسب وکارهای کوچک حتی از بازاریابی محتوایی نیز کمتر بدان توجه دارند، بازاریابی مبتنی بر واقعیت مجازی است. دلیل این امر نیز سهولت استفاده از بازاریابی محتوایی است. در هر صورت در الگوی فوق شما فقط باید محتوای جذاب تولید کنید. با این حال در زمینه واقعیت مجازی علاوه بر محتوای جذاب باید آن را با دوربین های واقعیت افزوده و مجازی هم سازگار نماییم. اگرچه چنین دوربین هایی در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکای شمالی بسیار رایج اند، اما راه درازی تا ورود به طیف وسایل شخصی مردم سایر نقاط جهان دارند. به عنوان نکته پایانی نیز باید به کاستی های شبکه های اجتماعی هم اشاره کنیم. بر این اساس بسیاری از این پلتفرم ها هنوز هم از محتوای مبتنی بر واقعیت افزوده پشتیبانی نمی کنند. در چنین شرایطی توسعه بازاریابی براساس چنین شیوه ای بسیار کند خواهد بود.

3. آنها از بازاریابی ایمیلی غافلند:

امروزه از هر 10 کسب وکار کوچک 6 مورد از بازاریابی ایمیلی استفاده نمی کنند. مزیت اصلی بازاریابی ایمیل محور سهولت کاربری و امکان راه اندازی کمپین با کمترین هزینه است. در حقیقت شما فقط به محتوایی جذاب و یک نرم افزار رایگان ارسال ایمیل های انبوه و گروهی نیاز خواهید داشت. بقیه کار در عرض کمترین زمان ممکن صورت می پذیرد. البته در این میان باید نسبت به کیفیت بالای متن مان برای طرف مقابل اطمینان حاصل کنیم. در هر صورت متن تنها دارایی با ارزش ما در این میان به حساب می آید. برای همین همیشه پیش از انتشار متن مان باید آن را حداقل سه بار بازبینی نماییم. مرحله نخست توسط یکی از اعضای شرکت، مرحله دوم از سوی دوست یا یکی از اعضای خانواده و مرحله پایانی بازهم از سوی خودمان صورت می گیرد. به این ترتیب ضریب خطای متن ایمیل مان تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

چه کسی بازاریابی کسب وکار کوچک شما را انجام می دهد؟

آیا شما تمام مراحل بازاریابی کسب وکار کوچک تان را به طور شخصی دنبال می کنید؟ اگر اینگونه است، شما تنها نیستید. با این حال اگرچه پیگیری شخصی تمام امور امری رایج در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک است، اما لزوما هوشمندانه ترین راهکار به حساب نمی آید.

بسیاری از کسب وکارهای کوچک در پژوهش موسسه کلاچ به مدیریت امور بازاریابی برند کوچک شان به صورت کاملا خودکفا اعتراف کرده اند. در این میان 30درصد از یک تیم داخلی حداقل یک نفره برای این کار استفاده می کنند. 28درصد نیز تیم های دونفره برای این کار اختصاص داد ه اند. بی شک چنین آماری برای آینده بازاریابی بسیار امیدوارکننده است. شاید این توصیف من اندکی عجیب باشد. با این حال باید ماهیت کسب وکارهای کوچک را در یاد داشته باشیم. این کسب وکارها به طور معول کمتر از 10 کارمند دارند.

پژوهشی دیگر از سوی موسسه Brand Muscle نتایج مشابهی را به دنبال دارد. بر این اساس از میان 2700 برند مورد بررسی در پژوهش فوق نزدیک به 64درصد امور بازاریابی شان را از طریق داخلی و با همکاری کارمندان شان سامان می دهند. در این میان فقط 7درصد از برندها با کارمندان پاره وقت برای بازاریابی همکاری می کنند. همچنین فقط 3درصد از برندهای کوچک به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی متمایل می شوند. بقیه برندها تمام فرآیند بازاریابی را میان کارمندان شان تقسیم می کنند.

بی شک بسیاری از مهارت های بازاریابی از عهده کارمندان معمولی خارج است. نکته جالب آگاهی بسیاری از کسب وکارها از چنین کاستی در تیم های بازاریابی شان است. با این حال چالش اصلی در این میان برای همکاری با آژانسی حرفه ای محدودیت های مالی است. به این ترتیب در شبکه های اجتماعی بسیاری از برندها به جای بازاریابی در حال وقت تلف کردن هستند. اوضاع در سایر حوزه های بازاریابی نیز به همین شکل دنبال می شود.

به منظور غلبه بر محدودیت های مالی باید راهکاری هوشمندانه پیدا کرد. بر این اساس شما باید فقط در مرحله پایانی از یک بازاریاب حرفه ای کمک بگیرید. منظور من از این عبارت تهیه محتوای اصلی برنامه بازاریابی برندتان به صورت شخصی و ارائه آن به بازاریابی حرفه ای در مرحله پایانی به منظور نظارت بر کیفیت کار است. در چنین شرایطی بازاریاب ها مقدار اندکی دستمزد را طلب می کنند، بنابراین محدودیت بودجه برندتان نیز با مشکل مواجه نخواهد شد.

راهکار جایگزین دیگر در این میان همکاری با دانشجوهای رشته بازاریابی یا نیروهای تازه کار است. به طور معمول این دسته از افراد به دنبال کسب تجربه اند و چندان به امور مالی اعتنایی ندارند. به این ترتیب شما از همکاری با آنها سود فراوانی خواهید برد. البته نباید بر روی این افراد به عنوان کارمندان دائمی حساب کرد. تقریبا همه آنها پس از پایان دوره آموزشی یا کسب مهارت بیشتر به سراغ کارهای دیگری می روند.

باتوجه به راهکارهایی که در بالا بیان شد، گمان نمی کنم دیگر نیازی به هدایت و مدیریت امور بازاریابی کسب وکار کوچک مان به صورت شخصی باشد. در هر صورت شما به عنوان صاحب یک کسب وکار کارهایی به مراتب مهم تر از توجه به فرآیند بازاریابی برندتان خواهید داشت. وظیفه شما در حوزه بازاریابی فقط نظارت بر کلیت ماجراست، نه بیشتر.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

شاو و بزوس هر هفته به مدت چند ساعت با یکدیگر ملاقات می‌کردند تا ایده‌های خود را برای موج تکنولوژی آینده گردآوری کنند و به ایده «همه چیز فروشی» رسیدند.

چند مدیر اجرایی که در آن زمان در DESCO کار می‌کردند، می‌گویند که ایده همه چیزفروشی ساده بود: یک شرکت اینترنتی که به‌عنوان واسطه بین مشتریان و تولیدکنندگان فعالیت می‌کند و تقریبا هر نوع محصولی را در سراسر جهان به فروش می‌رساند. یک المان مهم در چشم‌انداز اولیه آمازون این بود که مشتریان می‌توانستند در مورد هر محصولی ارزیابی‌های خود را در سایت بنویسند. شاو برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ در گفت‌وگو با مجله نیویورک‌تایمز مفهوم فروشگاه اینترنتی را بیان کرد. «ایده ما همیشه این بود که کسی بتواند به‌عنوان یک واسطه سود به‌دست آورد. سوال کلیدی این است که: چه کسی می‌تواند این واسطه باشد؟» بزوس در حالی که علاقه‌مند به نظر محکم شاو در مورد اهمیت اجتناب‌ناپذیر اینترنت شده بود، شروع به تحقیق در مورد رشد آن کرد. همان اواخر یک نویسنده و ناشر به نام جان کواترمن یک ماهنامه به نام Matrix News را راه‌اندازی کرده بود که اینترنت را ستایش و در مورد امکانات تجاری آن بحث و گفت‌وگو می‌کرد. کواترمن برای اولین بار اشاره کرد که سادگی و دوستانه‌ بودن شبکه گسترده جهانی (World Wide Web) نسبت به سایر تکنولوژی‌های اینترنتی برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان جذاب است. او در یک نمودار نشان داد که بین ژانویه ۱۹۹۳ و ژانویه ۱۹۹۴ تعداد بایت‌های منتقل شده در «وب» با ضریب ۲۰۵۷ افزایش داشته است. بزوس دریافت که فعالیت «وب» در آن سال به‌طور کلی با ضریب ۲۳۰۰ افزایش داشته است؛ یعنی یک افزایش ۲۳۰ هزار درصدی. او بعدها گفت که«همه چیز به این سرعت رشد نمی‌کند. این مساله به شدت غیرمعمول است و من را به فکر واداشت که چه نوع برنامه کسب‌و‌کاری در زمینه این رشد منطقی به نظر می‌رسد؟» بزوس نتیجه گرفت که یک «همه‌چیزفروشی» واقعی- حداقل در شروع کار- غیرعملی خواهد بود. او لیستی از ۲۰ طبقه‌بندی ممکن از محصولات- از جمله نرم‌افزارهای کامپیوتر، تجهیزات اداری، پوشاک و موسیقی- تهیه کرد. اما طبقه‌ اجناسی که ناگهان به‌عنوان بهترین گزینه به ذهن او خطور کرد «کتاب» بود. یک کپی از یک کتاب در یک فروشگاه دقیقا همانی است که برای فرد دیگری فرستاده می‌شود؛ بنابراین خریداران همیشه می‌دانستند که چه چیزی دریافت می‌کنند و این مزیت کتاب به شمار می‌رفت. دو توزیع‌کننده عمده کتاب در آن زمان وجود داشتند: Ingram و Baker and Taylor؛ بنابراین یک خرده‌فروش جدید لازم نبود مستقیما با هزاران ناشر کتاب در تماس باشد و از همه مهم‌تر سه میلیون کتاب به‌صورت چاپی در جهان وجود داشت که بسیار بیشتر از آن چیزی بود که یک کتاب‌فروشی بزرگ مانند Barnes & Noble و فروشگاه بزرگ Borders می‌توانستند ذخیره کنند. اگر او نمی‌توانست یک فروشگاه برای فروش همه‌چیز را بی‌درنگ ایجاد کند، می‌توانست ماهیت آن- یعنی انتخاب نامحدود- را در حداقل یک طبقه‌بندی مهم محصول اعمال کند. بزوس می‌گوید «با این تنوع بزرگ محصولات، می‌توانید فروشگاهی آنلاین ایجاد کنید که واقعا نمی‌توانست از روش دیگری وجود داشته باشد.» «شما می‌توانید یک فروشگاه واقعی با انتخاب‌های زیاد ایجاد کنید.» بزوس با مدیر بخش استخدام DESCO، چارلز آردایی، برخی از اولین وب‌سایت‌های فروش کتاب آنلاین، مانند Book Stacks Unlimited واقع در اوهایو و WordsWorth در ماساچوست را بررسی کردند. آردایی یک کپی از کتاب Cyberdreams نوشته ایزاک آسیموف را از وب‌سایت کتاب‌فروشی Future Fantasy در کالیفرنیا خریداری کرد. وقتی دو هفته بعد این کتاب به دست آردایی رسید، او بسته‌بندی مقوایی را باز کرد و آن را به بزوس نشان داد. کتاب در مسیر رسیدن به شدت پاره شده بود. کسی حتی نمی‌دانست که چگونه کارش را در فروش کتاب‌ها در اینترنت به خوبی انجام دهد. وقتی بزوس این مساله را دید، پی به یک فرصت بزرگ برد.

بزوس می‌دانست که اگر کار خود درون شرکت DESCO را پیگیری کند، هرگز صاحب آن شرکت نخواهد شد. در واقع، شرکت در ابتدا متعلق به هر دوی شرکت‌های Juno و FarSight بود و شاو رئیس هر دوی آنها بود. اگر بزوس می‌خواست که یک مالک و کارآفرین حقیقی با سهام قابل‌توجه در آنچه خلق می‌کند و پتانسیل بالا برای دستیابی به پاداش‌های مالی مشابه که کارآفرینانی مانند فرانک میکس که حق فرانشیز پیتزا دومینو را به‌دست آورده بود باشد؛ او باید جایگاه پرسود و راحتش در وال‌استریت را ترک می‌کرد. آنچه بعدا رخ داد یکی از اتفاقات بزرگ دنیای «اینترنت» شد. بهار آن سال، بزوس با دیوید شاو صحبت کرد و به او گفت که قصد دارد برای ایجاد یک کتاب‌فروشی آنلاین شرکت را ترک کند. شاو پیشنهاد کرد تا با هم قدمی بزنند. آنها دو ساعت در پارک مرکزی قدم زدند و در مورد این فعالیت اقتصادی و کارآفرینانه گفت‌وگو کردند. شاو گفت که انگیزه بزوس را درک می‌کند و با آن هم‌فکر است؛ زمانی که او شرکت مورگان استنلی را ترک کرد نیز همین کار را انجام داده بود. او همچنین بیان کرد که DESCO به سرعت رشد کرده بود و بزوس یک شغل بسیار خوب دارد. هر دوی آنها موافق بودند که بزوس باید چندین روز را صرف فکر در مورد این موضوع کند. زمانی که بزوس در اندیشه گام‌های بعدی بود، چیزی نگذشته بود که خواندن رمان «بازمانده روز» نوشته کازو ایشی‌گورو را به پایان رسانده بود. رمانی درباره یک پیشخدمت بود که مشتاقانه انتخاب‌های شخصی و حرفه‌ای خود در حین خدمت در جنگ بریتانیای کبیر، را به یاد می‌آورد. بنابراین بزوس هنگامی که ایده «چارچوب به حداقل رساندن پشیمانی۱ » را مطرح کرد، در ذهنش نگاه به نقاط عطف مهم زندگی گذشته را مرور می‌کرد تا بتواند در مورد قدم بعدی که در این برهه از حرفه‌اش باید بردارد، تصمیم‌گیری کند. این نگاه بلندمدت باعث شد تا بزوس از سردرگمی کوتاه‌مدت خود نجات پیدا کند. بعدها خودش گفت که «می‌دانم که اگر موفق نشوم هم پشیمان نخواهم شد. مطمئن هستم تنها چیزی که باعث پشیمانی من خواهد شد، تلاش نکردن است.» در واقع او با خود فکر کرد که اگر ایده «همه‌چیز فروشی» را عملی نکند، در سنین بالاتر چقدر احساس پشیمانی خواهد کرد.

پی‌نوشت:

۱.regret-minimization framework

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  11:06 ب.ظ

کارشناس گل و گیاه زینتی و فضای سبز، با بیان اینکه تولیدات باکیفیت به طور قطع بازار کار خوبی ایجاد می‌کند، گفت: تولیدات سنتی گل و گیاه را باید کنار گذاشت و از روش‌های نوین در تولید استفاده کرد.

 جبار صیدی گفت: در خانه‌ها می‌توانیم تراس‌ها را برای تولید گل و گیاه به کار بگیریم و تا 300 هزار تومان در ماه درآمد ایجاد کنیم.

 

وی افزود: اگر شما گل‌های خوبی تولید کنید می‌توانید به راحتی به بازار فروش متصل شوید.

کارشناس گل و گیاه زینتی و فضای سبز با اشاره به اهداف تشکیل این دوره آموزشی تصریح کرد: هدف اصلی کلاس‌های آموزشی گل و گیاه در جهاددانشگاهی یادگیری و در آخر اتصال به بازار فروش است.

وی با بیان اینکه تولیدات باکیفیت به طور قطع بازار کار خوبی ایجاد می‌کند، ادامه داد: تولیدات سنتی گل و گیاه را باید کنار گذاشت و از روش‌های نوین در تولید استفاده کرد.

صیدی با تاکید بر صرفه اقتصادی روش‌های پرورش گل و گیاه خاطرنشان کرد: با استفاده از همین روش‌های جدید توانستیم در روستای یمینان کامیاران رسیدن آلبالو را یک ماه به عقب بندازیم تا سود بیشتری از فروش حاصل شود.

کارشناس گل و گیاه گفت: امروزه به راحتی با کشت بافت می‌توانیم گونه‌های غیربومی ایرانی را در کشور پرورش دهیم.

وی با اشاره به سرفصل‌های تدریسی در این کلاس ها اظهار کرد: روش های جدیدی برای تولید هرچه اقتصادی تر گل و گیاه زینتی وجود دارد که در آموزش های این دوره کلاس های جهاد دانشگاهی به آنها اشاره می شود.

صیدی افزود: پرورش گل و گیاه زینتی جدای از صرفه اقتصادی می تواند به سلامت روح و روان نیز کمک کند.

وی در پایان یادآور شد: گیاهان بسیار حساسند و نحوه برخورد با آن ها بسیار در رشدشان موثر است. 


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:38 ب.ظ

به تعداد دفعاتی که در طول هفته مجبور به مذاکره می شوید فکر کنید، با همکاران قدیمی و یا همکاران جدید، با مشتری های احتمالی و مشتری های ثابت و مشتری هایی که به صورت بلند مدت با شما همکاری می کنند، با مراکز فروش و یا تامین کنندگان اگر صاحب تجارت و یا رهبر یک گروه هستید، باید از روش های مذاکره کردن آگاه باشید، هیچ شکی در آن نیست.

 در اینجا به 5 مهارت از مهمترین مهارت های مذاکره اشاره خواهیم کرد که در ابتدا باید بر آن متمرکز شوید. هریک از این مهارت ها یعنی تعداد مشتریان بیشتر و عمر 25 طولانی تر، هر یک از این مهارت ها میلیون ها دلار می ارزند.

چند نفر از شما خودتان را مذاکره کننده ای فوق العاده می بینید و عاشق مذاکره کردن هستید و به خوبی در آن موفق بوده اید؟

چند نفر از شما بر این باورید که ممکن است در امر مذاکره روان و خوب عمل کنید، اما عاشق آن نبوده و احساس می کنید که جای پیشرفت در مذاکره کردن را دارید؟ چند تن از شما بر این باورید که مذاکره کننده های قوی و با اعتماد به نفسی نیستید؟ چند نفر از شما حتی زمانی که مذاکره نکردن به ضرر شما خواهد بود، از آن سر باز می زنید؟

اکنون با 5 مهارت از مهمترین استراتژی های مذاکره که به آن نیاز خواهید داشت، شروع می کنیم:

1. اهداف مذاکره را مشخص کنید

شاید به نظر بدیهی باشد، اما حقیقت امر این است که اکثریت افرادی که وارد مذاکره می شوند در مورد چیزهایی که در پایان آن می خواهند، فکر نکرده اند.

برای مشخص کردن اهدافتان، باید این سه سوال کلیدی را از خود بپرسید:

الف. بهترین نتیجه ممکن کدام است؟

برای مثال در نظر بگیرید که شما برای فروش یک محصول، خدمت و یا کمپانی مذاکره می کنید بیشترین مقداری که به صورت منطقی می توانید به آن برسید چیست؟ ارزش کمپانی شما چقدر است؟ آیا ارزش 50000 دلار و اخذ قرارداد های متعدد را دارد و یا شاید می توانید آن را با 22 میلیون دلار به فروش برسانید؟

ب. پایان خط کجاست؟

بدترین نتیجه ای که حاضر به پذیرش آن هستید کدام است. اگر که فروشنده هستید، پایین ترین مبلغی که به عنوان پیشنهاد قبول می کنید چقدر است؟ و اگر خریدار هستید، بالاترین رقمی که به آن راضی خواهید بود چقدر است؟

ج. برنامه جایگزین چسیت؟

بعضی از محققان به آن بهترین جایگزین برای یک توافق در مذاکرات می گویند. در صورت نتیجه نگرفتن مذاکرات، برنامه بعدی شما چیست؟

طبعا، جواب های سوال های الف و ب باید محرمانه بمانند، اما شما باید از جواب های خود قبل از مذاکره اطمینان لازم را به عمل آورید. حتی اگر در مورد جوابهای تان کاملا مطمئن نیستید، دانستن حدودی آن ها به شما کمک خواهد کرد. وقتی که در مورد هر یک از این مبانی جوابی واضح تر داشته باشید، روند مذاکره آسان تر خواهد شد.

به همین دلیل، هر چقدر که مذاکره پیش رو مهمتر باشد، تلاش شما برای رسیدن به جواب های دقیق این سه سوال نیز باید بیشتر شود.

2. استراتژی اصلی را مشخص کنید

دومین مورد، اهمیت حضور در مذاکره با یک استراتژی اساسی «Core Negotiation Strategy» (CNS) است.

لازم است بدانید دری که می خواهید از طریق آن وارد مذاکره شوید کدام است. ورود شما می تواند از درب امنیت و مسئولیت یا ارزش وارد شوید و یا درب رقابت و یا آینده تجاری را انتخاب کنید.

اگر مذاکرات در مقیاس کوچک صورت پذیرند، برای مثال شما می خواهید تجهیزاتی با ارش 1200 دلار را خریداری کنید احتمالا برای جمع آوری اطلاعات تلاش مضاعف نخواهید کرد. با این وجود، شما می توانید با اختصاص 5 دقیقه از وقت خود و جست وجو در اینترنت در مورد قیمت ها و گزینه های موجود اطلاعات کسب کنید. در نتیجه می توانید از درب رقابت وارید شوید. می توانید بپرسید « رقبای شما چه کسانی هستند؟ و چرا همه از شما خرید نمی کنند؟»

تنها با پرسیدن سوالاتی اینچنین، شما میتوانید قیمت و شرایطی بهتر را تضمین کنید.

بنابراین «پیدا کردن استراتژی که شما را برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن نزدیک تر می کند» بسیار اهمیت دارد.

3. امضای مذاکره خود را درک کنید

همانطور که شما مدارک خود را امضا می کنید، در مذاکرات نیز صاحب یک «امضا» هستید. آن امضا، عادات شما برای مذاکره است.

بعضی افراد برای رسیدن به قیمت مورد نظر، به طرف مقابل حمله می کنند. دیگر افراد برای درخواست هرچیزی دچار ترس و خجالت و وحشت می شوند. این افراد به صورتی نرم مذاکره کرده و اغلب با هر چیزی کنار می آیند. دیگر افراد در ساختن یک رابطه ی دوستانه حرفه ای هستند، ولی به محض رسیدن بحث به قیمت و شرایط، تمام آن حسن تفاهم کنار می رود. آن ها به صورتی آشکار، از حالت گفت وگو به مذاکره تغییر رویه می دهند.

درک مشخصه پیش فرض به شما برای چیزی که با آن سر و کار داردی کمک خواهد کرد. مشخصا، این یکی از مراحل بسیار مهم در رشد یک مذاکره کننده است. زیرا تنها یک چیز وجود دارد که در مذاکرات می توانید آن را تضمین کنید: هر بار که مذاکره می کنید، شما حضور خواهید داشت. شما نمی توانید بعد از شروع مذاکره از اتاق بیرون بروید.

پس خصوصیات شخصیتی، سبک و اولویت های خود را بشناسید. رفتارهای پیش فرض خود را که در گذشته انجام می دادید را شناسایی کنید و بدانید که چه مقدار در مذاکراتی قبلی راحت بودید.

4. انگیزه سازی کنید

یکی از قویترین کارهایی که می توانید در روند مذاکره انجام دهید، ایجاد انگیزه در طرف مقابل برای رسیدن به یک توافق نهایی است. شما می توانید با پرسیدن سوال و ساخت پایه و اساس مذاکره ای، این امر را میسر کنید.

پرسیدن سوالات در مورد رقبا و دلایل آن ها برای کار کردن با شما، در طرف مقابل شما ایجاد انگیزه خواهد کرد.

5. نقش طرف بی میل را بازی کنید

این طبیعت انسانی است که در یک مذاکره یک طرف مشتاق باشد و طرف دیگر از خود بی میلی نشان بدهد. ممکن است این گزاره همواره صحیح نباشد، اما 80 درصد مواقع این گونه خواهد بود.

پس فرض کنید که مذاکرات شما نیز شبیه به دیگتن است: یک طرف مذاکره مشتاق بوده و طرف مقابل بی میل است. با استفاده از این سه تاکتیک می توانید فرد بی میل مذاکره باشید:

الف. از زبان بدن برای القای بی میلی تان استفاده کنید.

در مورد رفتارهایی که یک مذاکره کننده مشتاق از خود نشان می دهد فکر کنید: آن ها عصبی و هیجان زده اند و مانند کسی که آماده پریدن و یا دویدن است، بدن خود را جلوتر از پاهای شان قرار می دهند.

برخلاف آن ها، طرف بی میل بر سر میز نشسته و هیجانات خود را در سطحی پایین نگه می دارند. آن ها پاهای خود را جلوی خود و با زاویه ای 90درجه ای قرار داده و شانه های خود را گرد می کنند و نشان می دهند که علاقه آنچنانی به انجام معامله ندارند.

ب. همچنین به چگونگی صدای خود برای القای حس بی میلی توجه کنید.

در حالی که طرف مشتاق مذاکره با سرعت بیشتر و با صدا وگام (اکتاو صدا) بلندتری صحبت می کند، طرف بی میل به آرامی و با صدای نرم صحبت می کند. با این روش، گام صدای آن ها نیز پایین آمده و بیش از پیش بی میل به نظر خواهند رسید.

ج. در نهایت، به خاطر داشته باشید که طرف بی میل زبان و صحبت خود را کنترل می کند.

وی چیزهایی مانند « من نمی دانم که بتوانیم X را انجام دهیم» را می گویند و یا « آیا انجام دادن این کار توسط ما برای شما قابل قبول است؟» آن ها همچنین سوالات بسیاری را پرسیده و به چالش های زیادی اشاره می کنند. آنها هیچوقت نمی گویند «بله! این کارها را انجام می دهیم!» آن ها هیجانی از خود نشان نمی دهند. همه چیز کنترل شده و آرام است. تنها به وسیله ی بازی کردن این نقش، طرف مقابل خود را مجبور خواهید کرد که نقش طرف مشتاق را بازی کند


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:16 ب.ظ

بدون تردید مهم ترین دارایی هر شرکتی، نام تجاری آن محسوب می شود. به همین خاطر همواره توجه ویژه ای به این بخش شده و مدیران به دنبال راهکارهایی در راستای ساخت و یا بهبود برند خود می باشند. در این رابطه لازم است تا در ابتدا نسبت به این مفهوم به درک درستی دست پیدا کنیم. درواقع برند در یک تعریف عام و جامع شامل هرچیزی می باشد که معرف محصولات یک شرکت باشد.

 در این رابطه نتایج آمارها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند تا خریدهای خود را از برندهایی انجام دهند که کاملا شناخته شده و یا از آن تجربه خوبی به دست آورده باشند. به همین خاطر بسیار مهم است که برند شما از قدرت کافی در راستای کسب شهرت، برخوردار باشد. در این رابطه ذکر این نکته ضروری است که ایجاد یک برند و محبوب ساختن آن امری یک شبه نبوده، با این حال شما می توانید با اقداماتی این زمان را کوتاه تر نمایید.

در همین راستا و در ادامه به بررسی 9 اقدام ضروری برای ایجاد برندی قدرتمند، خواهیم پرداخت.

1- مخاطب هدف را مشخص نمایید

درواقع شما باید بدانید که اقدامات صورت گرفته در راستای تحت تاثیر قرار دادن کدام قشر از چه جامعه ای می باشد. در غیر این صورت به علت عدم شناخت درست از ماهیت کار خود، احتمال خطا بسیار بالا خواهد بود. برای مثال در صورتی که محصول شما در رابطه با کودکان می باشد، لازم است تا از عبارات و اشکالی در طراحی خود استفاده نمایید که مخاطب هدف بتواند با آن ارتبط لازم را برقرار نماید. در این مورد شفافیت پیام دیگر عامل تعیین کننده بوده و لازم است به نحوی عمل نمایید که به جذب حداکثری منجر شود.

فراموش نکنید که از جمله اهداف هر شرکتی ایجاد رابطه بلند مدت با مشتریان خود می باشد. علت این امر هم به این خاطر است که از دست دادن حتی یک مشتری با توجه به بازار به شدت رقابتی حال حاضر، به معنای قدرتمند تر ساختن سایر برندهای فعال در حوزه کاری شما خواهد بود.

در این رابطه بدون شک برند نقش کلیدی ایفا کرده و می تواند به این خواسته شما جامه عمل بپوشاند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که برند قادر به ایجاد ارتباط عاطفی و تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد نبوده و همین امر باعث می شود تا اقدامات صورت گرفته به نتیجه دلخواه نرسد. علت اصلی این امر نه به خاطر نوع طراحی برند بلکه به علت عدم پشتیبانی درست از آن می باشد. درواقع این امر که در تبلیغات خود به خوبی نام تجاری را معرفی نکرده و آن را در تمامی اقدامات خود در معرض نمایش قرار ندهید، در نهایت باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به درستی با آن ارتباط لازم را برقرار سازد.

در آخر توجه داشته باشید که امروزه با توجه به رشد تکنولوژی و اینترنت، لازم است تا از این امکان رایگان برای ارتباط هرچه بهتر با مخاطبان هدف، استفاده نمایید. این امر بدون شک بر روی هزینه های شما نیز تاثیر فوق العاده مثبتی خواهد داشت.

2- ماموریت خود را بیان نمایید

بدون شک شما باید یک هدف اصلی را داشته باشید. در این رابطه توجه به این امر که هدف گذاری بر روی امری درست و ارزشمند باشد، از نکات حائز اهمیت محسوب می شود. با این حال تنها تعیین هدف کافی نبوده و لازم است تا آن را به مانند یک شعار در معرض دید همگان قرار دهید. این امر در راستای کسب اعتماد که الزام اولیه خرید خواهد بود، امری کاملا کلیدی محسوب می شود.

برای مثال برند نایک شعار فقط انجام بده را برای خود انتخاب کرده است که بنا بر نظر بسیاری از تحلیل گران بهترین انتخاب ممکن بوده است. درواقع این شعار بیانگر آن است که شما با در اختیار داشتن وسایل ورزشی ساخته شده این برند قادر خواهید بود تا به یک ورزشکار تبدیل شوید که این امر تمامی محدودیت های سنی و جنسیتی را کنار گذاشته است.

به همین خاطر مخاطب در مواجه با آن به تفکری مثبت دست پیدا خواهد کرد که خود عاملی برای توجه به این برند خوش ذوق و توانا خواهد بود. آرم نایک نیز برگرفته از خدای پیروزی در یونان باستان است که با شعار آن در ارتباط بوده و این امر را القاء می کند که شما با این محصولات به موفقیت و پیروزی دست پیدا خواهید کرد.

به عنوان نکته پایانی ذکر این جمله بسیار مهم است که باید به نحوی رفتار نمایید که مخاطب حس کند که برای شما از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بدون شک در این رابطه هر برندی ممکن است روشی متفاوت را در پیش بگیرد که این امر بسیار مثبت بوده و نوآوری را شکل خواهد داد.

3- تحقیقات کافی در زمینه برندینگ و اقدامات سایر شرکت ها داشته باشید

توجه داشته باشید که تقلید و کپی برداری از اقدامات سایر برندها به معنای مرگ تدریجی خواهد بود. درواقع شما تنها زمانی می توانید به رشد قابل توجهی دست پیدا کنید که از آمارهای درست به یک نتیجه جدید و منحصر به فرد برسید. بدون شک علم برندینگ در مرور زمان با تغییراتی مواجه می شود که ناشی از ورود موارد جدید می باشد. تحت این شرایط در صورتی که مطالعه کافی در این رابطه نداشته باشید، بدون شک بازنده میدان خواهید بود. همچینن لازم است تا اقدامات سایر برندهای رقیب را نیز تحت کنترل قرار دهید. این امر شما را به درک درستی از تحرکات و اوضاع بازار خواهد رساند. در مواردی مشاهده شده است که برخی از شرکت ها اقدام به بررسی اقدامات سایر رقبا کرده و با این اقدام به نقاط ضعف و قوت آن ها پی می برند که در برنامه ریزی های آینده آن ها تاثیرگذار خواهد بود. بدون شک این اطلاعات راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب خواهند شد.

4- ویژگی ها و مزایای خود را معرفی نمایید

همواره باید دلیلی وجود داشته باشد تا افراد به سراغ برندهای دیگر نروند. این امر به معنای نقاط قوت شما در مقایسه با سایرین خواهد بود که یک مزیت رقابتی محسوب می شود. برای مثال برند اپل همواره در تبلیغات خود در تلاش برای مقایسه خود با سایر برندها است. این امر با تاکید بر توانایی های آن ها و ضعف های موجود در سایر برندها صورت گرفته و به خوبی مخاطب را به این باور خواهد رساند که آن ها بهترین گزینه موجود می باشند.

در این رابطه در تلاش باشید تا ویژگی های خود را به عنصر منحصربه فرد خود تبدیل نمایید تا سایر برندها نتوانند اقدامات مشابهی را صورت دهند.

به عنوان نکته پایانی در این بخش لازم است تا توجه داشته باشید که مزایای شما در طول زمان ارزش خود را از دست خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا همواره به دنبال موارد جدید باشید و خود را به وضعیت حال حاضر محدود نکنید.

5- لگویی خلاقانه ایجاد نمایید

بدون شک آرم شرکت نخستین چیزی خواهد بود که در ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطر خواهد آمد. به همین خاطر بسیار مهم است که در این رابطه اقدامی درست و حرفه را صورت دهید. در این رابطه رعایت چند نکته بسیار ضروری است:

1- درک درست شعار و هدف شرکت و تلاش برای ایجاد ارتباط متقابل

2- توجه به علم رنگ شناسی و ارتباط آن با نوع کسب و کار. برای مثال آبی به عنوان نماد آرامش و قرمز به عنوان نماد جسارت، معرفی می شوند.

3- توجه داشته باشید که سادگی باعث درک آسان تر و بهتر خواهد شد.

6- به دنبال راهی برای به شهرت رساندن برند خود باشید

در این رابطه هیچ راهکار قطعی و همگانی وجود نداشته و هر شرکتی لازم است تا با توجه به توانایی و خلاقیت خود، اقدامات لازم را صورت دهد. با این حال ذکر نکاتی نظیر تبلیغات خلاقانه و حمایت از رویدادهای مختلف در این رابطه امری ضروری محسوب می شود. همواره توجه داشته باشید که شما باید به دنبال شهرتی طولانی مدت باشید، به همین خاطر احتیاز کافی در راستای عدم اقدامات نادرست، امری ضروری به نظر می رسد.

7- به برند خود شخصیت بدهید

در راستای ایجاد ارتباط موثر با سایرین لازم است تا آن ها را در معرض چیزی فراتر از یک نام قرار دهید. در این راستا ایجاد شخصیت انسانی به این امر کمک شایانی خواهد نمود. برای مثال برخی از شرکت ها اقدام به طراحی یک شخصیت برای شرکت خود می کنند. با این حال بهتر است تا این سیاست همراه با اقدامات شایسته انسانی باشد. برای مثال کمک به موسسات خیریه و حمایت از طرح های انسان دوستانه، مخاطب را درگیر یک رابطه احساسی با شما خواهد نمود.

8- نام تجاری را در هر جنبه ای از کسب وکار خود ادغام نمایید

تمامی موارد موجود در شرکت باید معرف و مبلغ برند شما باشد. در این رابطه هیچ گونه استثنایی وجود نداشته و همگان باید نهایت تلاش خود را صورت دهند. برای مثال این امر که کارمندان شما از محصولات تولیدی شرکت استفاده نکنند، بدون شک جامعه را با بی اعتمادی مواجه ساخته و باعث خواهد شد تا از یک فرصت خوب تبلیغاتی محروم بمانید.

همچنین هر چیزی در شرکت و نمایندگی های فروش باید حاوی برند شما باشد. درواقع چشمان مخاطب باید همواره در برابر آن قرار گیرد. این اقدام تنها مختص به فضای شرکت نبوده و این سیاست که بتوانید وارد خانه های آن ها نیز شوید، خود نتیجه بسیار خوبی را ایجاد خواهد نمود. در این رابطه تکنولوژی و اینترنت می تواند کمک شایانی محسوب شود.

9- در اقدامات خود ثابت قدم باشید

هر اقدامی نیازمند زمان مخصوص به خود می باشد. به همین خاطر در صورتی که بخواهید عجولانه تصمیم بگیرید، بدون شک تلاش های خود را بی ثمر خواهید ساخت. در این رابطه در اختیار داشتن مشاورانی با تجربه، به پخته تر شدن سیاست ها کمک خواهد نمود. با این حال فراموش نکنید که هیچ کس بهتر از شما قادر به شناخت و ارزیابی برند شکل گرفته نبوده و در این رابطه نباید همه چیز را به سایرین محول نمود. در این رابطه تغییر مداوم نام تجاری یک اقدام کاملا اشتباه محسوب می شود. درواقع این امر باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به ارتباطی قوی و عمیق با برند شما دست پیدا کند. با این حال این امر تنها زمانی توجیه کافی خواهد داشت که فعالیت شما به شدت افزایش پیدا کرده و دیگر برند سابق پاسخگوی نیازهای جدید نباشد.

در نهایت توصیه می شود تا از صدا و نظرات مشتریان غافل نشده و به آن به خوبی بها دهید. این امر نه تنها احترام و توجه شما را نشان خواهد داد، بلکه ممکن است در مواردی راهکارهای جالبی را نیز برای شما به همراه داشته باشد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  11:28 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مرکز آمار اتحادیه اروپا اعلام کرد اسلواکی بهترین کشور اروپایی برای داشتن کسب‌وکار است.

 تا پایان سال ۲۰۱۷ حدود ۳۰.۴ میلیون نفر بین سنین ۲۰ تا ۶۴ سال خوداشتغال بوده‌اند که از این میان ۲۶.۹ میلیون نفر اتباع خود این کشورها و ۳.۵ میلیون نفر نیز مهاجران خارجی بوده‌اند. از این میزان ۲.۲ میلیون نفر متولد سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا و مابقی متولد کشورهای خارج اتحادیه بوده‌اند.

به گفته مرکز آمار اتحادیه اروپا از کل جمعیت شاغل در اتحادیه اروپا، ۱۴.۲ درصد اتباع و ۱۲.۷ درصد مهاجران دارای کسب و کارهای خود بوده‌اند. در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ۳۶.۵ درصد جمعیت کشور اسلواکی خود اشتغال بوده‌اند و بدین ترتیب این کشور بهترین وضعیت را برای افراد خوداشتغال در بین کشورهای اروپایی دارد.

پس از اسلواکی، جمهوری چک با ۳۴.۵ درصد، مجارستان با ۲۰.۳ درصد و مالت با ۱۹.۵ درصد بهترین کشورها برای افراد خوداشتغال بوده‌اند. کمترین سهم افراد خوداشتغال از جمعیت شاغلان نیز در سوئد با ۸.۱ درصد، استونی و اتریش با ۸ درصد و قبرس با ۷.۹ درصد مشاهده شده است.

برای مهاجرینی که در سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا متولد شده و سپس به کشور عضو دیگر مهاجرت کرده‌اند، بیشترین نرخ خوداشتغالی در لهستان با ۲۸.۶ درصد، مالت با ۲۰.۳ درصد و لتونی با ۱۹.۵ درصد به ثبت رسیده است. از سوی دیگر کمترین میزان خوداشتغالی در اتریش با ۹ درصد، لوکزامبورگ با ۸.۸ درصد و مجارستان با ۷.۴ درصد به ثبت رسیده است.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:50 ب.ظ

اخیرا در هافینگتون پست، ستونی را خواندم که من را بر آن داشت تا آن را بی‌کم و کاست بگویم. آن ستون بعضی از افسانه‌هایی را که همیشه درباره‌ی کارآفرین بودن وجود داشته‌است، مثل”چگونه سریع پولدار شویم”، در هم شکست. می‌دانم که من هم فقط یک صدای دیگر در میان این هیاهو هستم، ولی احساس می‌کنم مجبورم آن را به اشتراک بگذارم.

اکنون بیش‌تر از ۳۰ سال است که یک کارآفرین هستم. نمی‌خواستم جور دیگری باشد. این چیزی است که مطمئنم و می‌دانم.

۱. موفقیت را می‌توان به شیوه‌های بسیار مختلفی تعریف کرد.

این اشتباه است که فقط روی مقدار پولی که به‌دست می‌آورید تمرکز کنید. فکر می‌کنم پول به ما اجازه می‌دهد کارهایی بکنیم- نه بیش‌تر، نه کم‌تر. با پول می‌توانیم به دیگران کمک کنیم. به ما این فرصت را می‌دهد که دست‌ودل‌ باز باشیم و کار درست را انجام بدهیم.

۲. موفق شدن بیش‌تر از آن‌چه فکرش را می‌کنید طول می‌کشد.

و منظورم خیلی طولانی‌تر است. هیچ راهی برای موفق شدن سریع وجود ندارد. به هرکس که غیر از این می‌گوید اعتماد نکنید. آن‌هایی که ادعا می‌کنند موفقیت‌شان خیلی سریع بوده‌است، به راحتی سال‌هایی را که برای آن زحمت کشیده‌اند، نادیده می‌گیرند. آیا مدت زیادی است که وارد این کار شده‌اید؟ اگر نه، ممکن است همین حالا هم آن را کنار بگذارید. سخت‌کوشی لازمه‌ی این حرفه است.

اخیرا افتخار این را داشتم که در مراسم سخنرانی باب پارسونز، بنیان‌گذار “گوددی”، در مورد شغلش به عنوان یک کارآفرین  شرکت کنم. توصیه‌ای که بیش از هرچیزی به آن تاکید داشت، این بود: ” پشتکار داشته باشید”. ایده‌ی او این بود که باید به اندازه‌ی کافی گیر بدهید و تحمل داشته‌باشید تا چند فرصت خوب را بقاپید و در نهایت موفق شوید.

۳. برای رسیدن به موفقیت بیش از یک راه وجود دارد.

پس تا جایی‌که می‌توانید از دیگران یاد بگیرید، به ویژه آنها زندگی که شما می‌خواهید داشته‌باشید دارند. سوال بپرسید، سوال‌های ساده را هم بپرسید. از آن چه یاد گرفته‌اید نتیجه‌گیری ‌خودتان را بکنید. وقتی نقشه‌ی راه خودتان را ترسیم می‌کنید، پذیرای تغییر آن باشید. انعطاف‌پذیری به شما خیلی کمک خواهد کرد. کارآفرینان همیشه در حرکت هستند! ما موجودات پویایی هستیم. یا تکامل یا مرگ.

۴. باید مایل به فداکاری باشید.

زمان یکی از چیزهایی است که فدا می‌شود. واقعا هست. پس مطمئن شوید از کاری که می‌کنید لذت می‌برید. اجازه ندهید سخت‌کوشی‌تان بخش‌های دیگر زندگی‌تان را خراب کند.

۵. با همه با احترام رفتار کنید.

ما همه به هم متصل هستیم. صنایع از آن‌چه به نظر می‌رسد کوچک‌تر هستند. ممکن است وقتی دارید به پایین سقوط می‌کنید، همان مردمی را که زمانی پایین‌تر بودند ببینید که دارند از نردبان بالا می‌روند.

۶. اگر کسی از اول با شما ضعیف رفتار کرد، انتظار نداشته‌باشید رابطه‌تان بهبود یابد.

متاسفانه، تجربه‌ی من می‌گوید که بهبود نمی‌یابد.

۷. سعی کنید صبور باشید.

افتضاح وقتی به‌بار می‌آید که شتاب‌زده عمل می‌کنید. فکر می‌کنم زمان یکی از بهترین دارایی‌های ما است. اگر به خودتان وقت کافی بدهید تا درمورد چیزی خوب فکر کنید، چیزهای ممکن بیش‌تری را پیدا خواهید‌کرد.

۸. سعی نکنید آدم‌های دشوار و بدقلق را عوض کنید.

به جای آن، روی عوض کردن روش کنار آمدن با آنها تمرکز کنید. این تنها چیزی است که تحت کنترل شما است.

۹. نگرش مثبت داشته‌باشید.

آدم‌ها می‌خواهند با کسانی کار کنند که دوست‌شان دارند. تنها راهی که قادر خواهید بود کوه‌ها را جابه‌جا کنید در صورتی است که باور داشته باشید می‌توانید.

۱۰. حقیقت را بگویید، حتی اگر دردناک است.

ممکن آدم‌ها چیزی را که باید بگویید دوست نداشته‌باشند، ولی واقع بینی و راست‌گویی چیزی است که رابطه‌های طولانی را می‌سازد.

۱۱. وقتی اشتباه می‌کنید اعتراف کنید و تغییر رویه بدهید.

وقتی مردم مسئولیت اقدام‌های‌شان را نمی‌پذیرند، دلخوری ایجاد می‌شود.

اگر چیزی یاد گرفته باشم، این است که زندگی بسیار کوتاه‌تر از آن است که از خودتان لذت نبرید. کارآفرین شوید! اهداف بلندی داشته باشید. بلند همت و جویای نام باشید. ولی بیش‌تر از آن، روی ساختن کسب و کاری تمرکز کنید که فرهنگ بسیار خوبی داشته باشد، با کارمندانش خوب تا کند، و مردم واقعا بخواهند برای آن کار کنند. به نظر من این به‌ترین حس دنیا است.

اگر چیزی خیلی خوب به نظر می‌رسد، احتمالا خیلی خوب است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در این نوشتار با ۵۰ ایده کسب و کار برای کارآفرینان درونگرا آشنا می شوید که می تواند راهگشای کسب و کار شما یا دوستان تان باشد. قبل از هرچیز باید ببینید که آیا شما یک درونگرا هستید یا نه!

اگر دوست دارید به تنهایی کار کنید و گاهی اوقات از این‌ که دور و برتان دائما پر از آدم باشد، احساس درماندگی می‌کنید، باید بگوییم که به احتمال زیاد یک درونگرا هستید. ولی فرصت‌های کسب و کار‌ی فراوانی برای آن‌ دسته از کارآفرینانی وجود دارد که از سپری کردن زمان در تنهایی لذت می‌برند. در ادامه به ایده‌های کسب و کار‌ی بالقوه‌ای برای درونگراها اشاره می‌کنیم.

۱. وبلاگ‌نویسی برای بازارهای خاص

وبلاگ‌نویسی، بدون آن‌که حتی لازم باشد مبل راحتی‌تان را ترک کنید، فرصت به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تخصص‌های‌تان را به صورت کتبی برای‌تان فراهم می‌کند.

۲. توسعه‌دهنده‌ی برنامه گوشی همراه

محبوبیت برنامه‌های گوشی همراه دائما در حال افزایش است. بنابراین اگه بتوانید این برنامه‌ها را توسعه دهید، می‌توانید یک برنامه برای خودتان ایجاد کنید و آن را در بازار بفروشید یا حتی خدماتی را به کسب و کار‌های دیگر ارائه کنید.

۳. طراحی وب

طراحی وب نیز از جمله مشاغل سودآوری است که می‌توانید عمدتا به تنهایی آن را انجام دهید و گاهی اوقات به آسانی از طریق رایانامه (ایمیل) یا اسکایپ با مشتریان‌تان گفت‌وگو کنید.

۴. طراحی گرافیک

هم‌چنین می‌توانید استعدادهای خود را به صورت طراحی اشکال گرافیکی نظیر لوگوها یا دیگر عناصر مربوط به برندسازی با دیگران به اشتراک بگذارید.

۵. نظافتچی خانه

اگر ترجیح می‌دهید برای کسب و کار، کاری را انجام دهید که کم‌تر با فناوری سر و کار داشته باشد، می‌توانید به ساکنان محله‌تان خدمات نظافت خانه ارائه کنید.

۶. فروش اینترنتی صنایع دستی

اگر به تولید اقلام صنایع دستی علاقه دارید، می‌توانید مهارت‌های تولید این جور کالاها را در خارج از خانه یاد بگیرید، و به راحتی پس از یادگیری و تولید، آنها را به صورت اینترنتی در فروشگاه‌های مخصوص به فروش برسانید.

۷. ایجادکننده‌ی دوره‌های آموزشی برخط (آنلاین)

برای آن‌که بتوانید تخصص‌تان را با دنیا به اشتراک بگذارید، نیاز نیست برونگرا باشید. ایجاد دوره‌های آموزشی که دیگران بتوانند به شکل خودآموز از آنها استفاده کنند، یک راه خوب درآمدزایی برای افراد درونگرا است.

۸. بیرون بردن سگ‌ها

می‌توانید با راه‌اندازی کسب و کار مربوط به بیرون و گردش بردن سگ‌های دیگران، به جای وقت‌گذرانی با انسان، سگ‌ها را همراهی کنید و پول در بیاورید.

۹. عکاسی از حیوانات خانگی

اگر عاشق عکاسی هستید ولی نمی‌خواهید دائما از رویدادهای بزرگ و پر از جمعیت عکاسی کنید، در عوض می‌توانید به مشتریانی خدمات ارائه کنید که می‌خواهند عکس‌های هنری از حیوانات خانگی‌شان داشته باشند.

۱۰. مشاور فناوری اطلاعات

کارآفرینانی که اطلاعات خوبی در زمینه‌ی فناوری دارند، می‌توانند تخصص‌شان را به عنوان یک مشاور فناوری اطلاعات به دیگران ارائه کنند؛ به این صورت که کسب و کار‌ها یا افراد بتوانند برای حل مشکلات فناوری یا مطرح کردن پرسش‌های‌شان با آنها تماس بگیرند.

۱۱. مشاور رسانه‌های اجتماعی

مدیریت حساب‌های رسانه‌های اجتماعی نیازمند تعامل زیاد با آدم‌های مختلف است، ولی به صورت برخط (آنلاین). بنابراین، می‌توانید به آسانی و بدون خروج از خانه یا محل کار، خدمات خود را به عنوان یک مشاور رسانه‌های اجتماعی به کسب و کار‌های مختلف ارائه کنید.

۱۲. توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزارهای رایانه‌ای

اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که به شدت در حوزه‌ی فناوری ماهرند، می‌توانید به عنوان یک توسعه‌دهنده‌ی آزاد نرم‌افزار کسب و کار‌ی راه بیندازید یا حتی نرم‌افزارهای مخصوص به خودتان را تولید و در بازار عرضه نمایید.

۱۳. طراح الگوهای خیاطی

اگر در طراحی الگوهای خیاطی، کارآفرین ماهری هستید، می‌توانید طرح‌های‌تان را در زمینه‌ی خیاطی یا بافندگی به صورت چاپ شده یا برخط (آنلاین) به فروش برسانید.

۱۴. سردبیر آنلاین

اگر دارای مهارت‌های ارتباطی قوی هستید، ولی ترجیح می‌دهید دورکاری کنید یا بیش‌تر به صورت برخط (آنلاین) با دیگران در ارتباط باشید، می‌توانید به عنوان یک سردبیر برای وبلاگ‌ها یا نشریات برخط (آنلاین) خدمات ارائه دهید.

۱۵. نویسنده‌ی کتاب‌های الکترونیکی

اگر ایده‌ای برای نوشتن یک کتاب در سر دارید، می‌توانید آن را بنویسید و از طریق جایگاه‌هایی نظیر آمازون آن را منتشر کنید.

۱۶. خراطی

خراطی از دیگر فعالیت‌هایی است که می‌توانید عمدتا آن را در تنهایی انجام داد. البته می‌توانید اقلام تولید‌ی‌تان را به صورت برخط (آنلاین) یا در فروشگاه‌ها به فروش برسانید.

۱۷. باغبانی

اگر از کار در فضای باز لذت می‌برید، می‌توانید کسب و کار باغبانی راه بیندازید و به کاشت و نگهداری از گیاهان خانه‌ها یا کسب و کار‌های محلی بپردازید.

۱۸. مترجم

اگر به چند زبان مسلط هستید، می‌توانید خدمات ترجمه‌ی متونی نظیر کتاب یا سخنرانی‌ها را بر عهده بگیرید.

۱۹. خدمات پیک و حمل‌ونقل

برخی افراد برای انجام برخی کارهای روزانه نظیر خرید از سوپرمارکت یا فرستادن لباس به خشک‌شویی یا کارهای دیگر به خدمات پیک و حمل‌ونقل نیاز دارند.

۲۰. حسابدار

اگر در امور مالی مهارت دارید، می‌توانید به عنوان یک حسابدار برای کسب و کار‌ها یا سازمان‌های مختلف به کار مشغول شوید و بیش‌تر این کارها را از خانه یا محل کار شخصی‌تان انجام دهید.

۲۱. انجام تغییرات در لباس

آن‌هایی که در زمینه‌ی نخ و سوزن سررشته دارند، می‌توانند سفارش‌های مشتریان را مثلا برای بلند یا کوتاه کردن لباس و غیره، در خانه یا در یک مغازه‌ی کوچک بپذیرند.

۲۲. دستیار مجازی

می‌توانید از راه دور به عنوان یک دستیار مجازی، کارها و وظایف مختلفی را برای کسب و کارهای مختلف انجام دهید.

۲۳. طراحی تی‌شرت

اگر ایده‌های خلاقانه‌ای برای طراحی روی تی‌شرت‌ها یا محصولات مشابه دارید، می‌توانید آنها را به صورت برخط (آنلاین) یا در وب‌گاه‌های مخصوص نظیر CafePress و Society۶ بفروشید.

۲۴. پیمانکار ساختمانی

برای راه‌اندازی کسب و کار به عنوان پیمانکار ساختمانی باید یک گروه داشته باشید و آن‌ را رهبری کنید. با این حال، این کار وظایف زیادی هم دارد که می‌توانید آنها را به تنهایی انجام دهید.

۲۵. نوشتن رزومه

می‌توانید برای کمک به کسانی که به دنبال کار می‌گردند، خدماتی را ارائه دهید؛ به این صورت که برای‌شان رزومه و سابقه‌ی کاری طراحی کنید.

۲۶. تعمیرکار ساعت

تعمیر ساعت هنری است که نیازمند دقت و توجه زیاد است، و عمدتا باید در تنهایی انجام شود.

۲۷. مراقبت از چمن

برای کسانی که از سپری کردن زمان در فضای آزاد لذت می‌برند، کاشت و کوتاه کردن چمن کار خوب و لذت‌بخشی است و فقط باید هر هفته یا در هر زمان مشخصی به خانه‌ یا محل مورد نظر مشتریان بروید و در تنهایی کارتان را شروع کنید.

۲۸. تولید گل و گیاه

اگر یک قطعه زمین و زمان کافی دارید، می‌توانید در آن گل و گیاه پرورش دهید و در فروشگاه‌ها یا به صورت برخط (آنلاین) به فروش برسانید.

۲۹. تعمیرکار دوچرخه

آن‌هایی که در مورد تعمیر دوچرخه مهارت دارند، می‌توانند مهارت‌های‌شان را در اختیار اهل محل قرار دهند؛ فقط لازم است دوچرخه‌شان را بگذارند و بروند، و فقط در زمان تحویل به محل کارتان مراجعه کنند.

۳۰. تعمیرکار خودرو

و اگر کار با خودرو را ترجیح می‌دهید، می‌توانید یک تعمیرگاه راه بیندازید؛ اگر به تنهایی قادر به انجام همه‌ی کارها نبودید، می‌توانید یکی دو نفر را نیز استخدام کنید.

۳۱. نظافت استخر

نظافت استخر به ویژه در مناطق گرمسیر، ایده‌ی کسب و کار‌ی است که به صورت بالقوه پردرآمد است و می‌توانید عمدتا آن را به تنهایی انجام دهید.

۳۲. نگهداری از خانه

می‌توانید به اهالی محل‌تان خدماتی را از قبیل نگهداری از خانه یا حیوانات خانگی ارائه دهید.

۳۳. شستشوی خودرو

شستشوی بیرون و توشویی خودرو از دیگر خدماتی است که می‌توانید به تنهایی یا با کمک یکی دو نفر دیگر به اهالی محل‌تان ارائه دهید.

۳۴. خدمات بازیافت

برخی افراد برای خارج کردن برخی اقلام از خانه‌شان که قابل بازیافت هستند، نیاز به کمک دارند. می‌توانید اقلامی نظیر وسایل الکترونیکی را از خانه‌ها جمع‌آوری کنید و به مراکز بازیافت تحویل دهید.

۳۵. شستشوی پنجره

هم‌چنین می‌توانید خدمات شستشوی پنجره‌ی خانه‌ها یا کسب و کار‌ها و انواع ساختما‌ن‌های محل‌تان را به عهده بگیرید.

۳۶. ترمیم عکس‌های قدیمی

می‌توانید مشتریانی برای خود جذب کنید که می‌خواهند عکس‌های قدیمی‌شان را ترمیم کنند. این قبیل مشتریان حتی می‌توانند عکس‌های‌شان را از طریق اینترنت برای‌تان ارسال کنند و شما نیز در خانه یا محل کارتان آنها را ترمیم کنید.

۳۷. گل‌آرایی

اگر خوش‌سلیقه هستید و از کار با گل و گیاه لذت می‌برید، می‌توانید کسب و کار گل‌آرایی راه بیندازید و بیش‌تر وقت‌تان را صرف گل‌آرایی برای مشتریان و رویدادهای خاص کنید.

۳۸. خدمات لباس‌شویی و خشک‌شویی

لباس‌شویی از جمله کارهای روزانه است که برخی آدم‌ها وقتی برای انجام آن ندارند. از این رو، می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و این خدمات را به اهالی محل‌تان ارائه دهید.

۳۹. ماساژور

اگر مهارت‌های کافی درباره‌ی ماساژدرمانی دارید، می‌توانید این خدمات را به مشتریان ارائه دهید و در یک محیط آرام و ساکت به کار مشغول شوید.

۴۰. تصویرگر

آن دسته از کارآفرینانی که هنرمند نیز هستند، می‌توانند خدمات نقاشی و تصویرگری را به مشتریان، کسب و کار‌ها، و حتی نویسندگان و افراد دیگری ارائه دهند که به طرح‌های تصویری نیاز دارند.

۴۱. کیک‌پز و نانوا

هم‌چنین می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و در آن کیک‌ها و نان‌های‌تان را برای مهمانی‌ها و رویدادها آماده کنید.

۴۲. بازاریابی وابسته

وبلاگ‌نویس‌ها، افراد حرفه‌ای در رسانه‌های اجتماعی یا کسانی که دارای وب‌گاه‌های محبوب هستند می‌توانند کسب و کاری‌ جانبی راه بیندازند و در وب‌گاه‌ها و وبلاگ‌های‌شان تبلیغات بپذیرند و در ازای فروش اجناس، آنها نیز به سود برسند.

۴۳. فروش مجدد اقلامی که به صورت برخط (آنلاین) خریداری شده‌اند

اگر دائما در وب‌گاهی تجاری مثل eBay جست‌وجو می‌کنید، می‌توانید واقعا برای خودتان کسب و کار‌ی راه بیندازید و اقلام را بخرید و دوباره بفروشید.

۴۴. نقاشی ساختمان

آن‌هایی که عاشق نقاشی‌اند و می‌خواهند کارهای بزرگ انجام دهند، می‌توانند خدمات نقاشی ساختمان را به اهالی محل ارائه دهند.

۴۵. تعمیرات گوشی

گوشی‌های مردم مدام از دست‌شان می‌افتند و خراب می‌شوند. بنابراین، می‌توانید کسب و کار‌ی راه بیندازید و تا حد ممکن گوشی‌های این قبیل افراد را تعمیر کنید.

۴۶. نمونه‌خوان (مصحح)

می‌توانید به نویسندگان، وبلاگ‌نویسان، و یا افراد دیگری در کسب و کار‌های دیگر این‌گونه خدمات را ارائه دهید و نوشته‌های‌شان را از لحاظ املایی و دستوری بررسی کنید.

۴۷. گلدوزی

اگر در گلدوزی و قلاب‌بافی مهارت دارید، می‌توانید برای خود مشتریانی جمع کنید؛ به این شکل که لباس‌ها یا پارچه‌های‌شان را تحویل بگیرید و برای‌شان گلدوزی کنید و هزینه‌ی آن را دریافت کنید.

۴۸. پارو کردن برف

در فصل زمستان می‌توانید از اهالی محل دستمزد بگیرید و در عوض برف‌های پشت‌بام یا جلوی خانه‌شان را پارو کنید.

۴۹. جوشکاری

هم‌چنین می‌توانید به ساختمان‌سازها یا پیمان‌کارها خدمات جوشکاری ارائه دهید؛ کار پر سر و صدایی است ولی این کار را می‌توانید در تنهایی انجام دهید.

۵۰. مشاور سئو (بهینه‌سازی موتور جست‌وجو)

سئو یکی از جنبه‌های مهم بازاریابی در کسب و کار‌های برخط (آنلاین) است. می‌توانید با شرکت‌های مختلف قرارداد ببندید و وضعیت وب‌گاه‌ها و محتوای‌شان را بهبود ببخشید تا جایگاه بهتری در نتایج جست‌وجو داشتند باشند.


منبع: بازده


نظرات()   
   

بی مقدمه می رویم سر اصل مطلب!! در این جا ما شما را با ۱۰ مهارتی آشنا می‌کنیم که داشتن آن برای صاحب هر کارآفرینی لازم است.

 این ۱۰ مهارت، هر کدام از زبان یک کارآفرین بیان شده‌اند و اظهار داشته‌اند که باعث افزایش بهره‌وری خودشان شده است. با ۱۰ مهارت برای افزایش بازدهی کارآفرینان همراه باشید:

۱) هدف روزانه خود را مشخص کنید:

برای هر روز خود یک هدف مشخص کنید.روزتان را با جمله “امروز من قرار است ….. را انجام دهم” شروع کنید و آخر شب جمله “امروز به ….. رسیدم و انجامش دادم” را تکمیل کنید. با این کار شما طی روز می دانید که باید چه کاری را با چه کیفیتی انجام دهید.

Lee Barnes, president of Family Fare

۲) برنامه‌ریزی دقیق زمانی داشته باشید:

بسیاری از افراد صرف اینکه کاری را به اتمام برسانند، فکر می‌کنند که بابرنامه عمل می‌کنند و موفق خواهند شد!ر اما موفقیت کمی پیچیده‌تر است! برای خودتان برنامه زمانی مشخص و دقیق بچینید. به این صورت که بدانید هرکاری چقدر زمان می‌برد و دقیقا در همان زمان کار را به پایان برسانید. نسبت به خودتان دقیق و منظم و سخت‌گیر باشید!

Heather Kauffman, co-founder of Full Circle Home

۳) کارهای روزانه خود را بنویسید:

نوشتن کارهای روزانه، ذهن شما را وادار به اتمام و انجام دادن آن‌ها می‌کند. درحالی که اگر کارها را فقط در خاطر و حافظه خود نگه دارید، از ذهنتان پاک می‌شوند! برای همین پیشنهاد من به شما این است که همواره کارهایتان را بر روی برگه کاغذی یادداشت کنید و خودتان را مقید به انجام آنها کنید.

Marc Abrams, president of Stretch Zone

۴) اولویت بندی کردن کارهایتان:

اشتباه نکنید! منظور من عددگذاری برای ترتیب انجام کارها نیست! درست است که کارهای مهم‌تر را باید سریع‌تر و بهتر انجام داد؛ اما منظور من در این متن از اولویت‌بندی کردن، در نظر گرفتن زمان و موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی‌ست.

موقعیت‌هایی که خواه ناخواه در شرکت با آن‌ها روبه رو هستید و نیازمند یک واکنش سریع و دقیق از طرف شما هستند! خودتان را برای چنین موقعیت‌هایی، در کنار فعالیت‌های منسجم روزانه خود آماده کنید!

Mark Werpney, owner of a Window Genie franchise

۵) نگذارید ایمیل‌ها و پیام‌ها وقت‌تان را بخورند:

به عنوان یک مدیر یا حتی یک کارمند عالی‌رتبه، شما شب و روز با هزاران ایمیل سر و کار خواهید داشت. ایمیل‌هایی که شامل تبلیغات و همه چیز هستند!

برای سر و سامان دادن به این وضعیت، بهتر است که زمان مشخص و معین و ثابتی را برای خواندن ایمیل‌های خود در نظر بگیرید.

Lina Hu, founder and CEO of Clipper Corporation

۶) ذهنتان را تازه نگه دارید:

شما همیشه به گوشی موبایل یا لپ تاپتان متصلید! این خوب نیست! و این به مرور زمان بازده شما را پایین می آورد! حتما شب‌ها را به کاری که علاقه دارید اختصاص دهید. کاری که بی ارتباط با شغل شماست. مانند مرتب کردن میز کار، آشپزی کردن و… چون این کارها نیازمند تمرکز بالا هستند و باعث می‌شوند که شما به طور کامل از فکر کارتان جدا شوید و ذهنتان را برای فردا تازه‌تر و آماده‌تر کنید!

Mike Rotondo, CEO of Tropical Smoothie Café

۷) از آشفتگی جلوگیری کنید:

جمله مشهور «میز آشفته و به هم ریخته، میز یک آدم خلاق است» را رد نمی‌کنم! اما در دنیای امروز و با توجه به اینکه شما ذهنتان به اندازه کافی درگیر است، شاید یک میز کار شلوغ، چندان به خلاقیت شما منجر نشود! حتی شاید به شما کلی استرس و نگرانی هم بدهد و بازدهی شما را کاهش بدهد!

سعی کنید چیزهایی را که واقعا ضروری هستند، دمِ دست‌تان بگذارید و بقیه کاغذها، ابزارها، پوشه‌ها و فایل‌ها را،مرتب و دسته بندی شده نگهداری کنید. مرتب کردن روزانه میز کارتان چندان زمان‌بر نخواهد بود! اما به بهبود کار شما کمک بسیاری می‌کند.

Jennifer Adams, CEO and founder of Jennifer Adams Worldwide

۸) قرارهای ملاقاتی خود را دفن کنید!

طی روز من همواره سعی دارم که با پشت گوش انداختن و کنسل کردن جلسات برای خودم زمان بخرم! گاهی جلسات و سخنرانی‌ها را می‌توان با کمک چند مکالمه کوتاه، به نتیجه مورد نظر رساند.

پس به جای آن‌که زمان خود را با رفتن به جلسات مختلف تلف کنید، تا می‌توانید سعی کنید با تماس‌های تلفنی، ایمیل، تلگرام و هر ابزار دیگر، به آن نتیجه‌ای را که می‌خواهید از قرار حضوری به دست آورید، برسید.

– Mike Del Ponte, founder and CEO of Soma

۹) با شغلتان خوش بگذرانید!

به عنوان یک مدیر و کارمند لازم است که شغلتان را جدی بگیرید و به بهترین نحو ممکن انجامش دهید. اما این به معنی غمگین بودن نیست! جدی بودن یعنی اینکه کار را در بهترین شکل ممکن به اتمام برسانید و هم‌زمان نیز می‌توانید با خوشحال بودن، خوش گذراندن و لذت بردن از شغلتان، بازده کاری‌تان را بهبود ببخشید.

Joe Schumacher, CEO of Goddard Systems, Inc.

گاهی اوقات می شود که عصبی و عصبانی و کلافه می‌شوم و این باعث می‌شود که نتوانم کارم را آن طور که باید و شاید انجام دهم. دراین جور وقت‌ها به مزیت‌ها و موقعیت‌های خوبی که انجام کارهایم برایم رقم می‌زند، فکر می‌کنم.

به اینکه می‌توانم پس از دریافت سود کارم چه کارهایی بکنم! و تعطیلات را چگونه بگذرانم. پس از چندی دیگر خبری از آن فرد پریشان و عصبانی در محیط کار نبود. بجای او فردی پرانرژی و با انگیزه حضور داشت!

Lance Jensen, CEO of Global Garage Flooring and Design

۱۰) ازشکست‌هایتان چشم پوشی کنید و به موفقیت‌های بعدی فکر کنید:

شکست برای هر کسی پیش می‌آید. و اصلا شکست لازمه پیروزی است. بدون شکست خوردن، پیروزی معنی نخواهد داشت. شکست خوردن، اتفاقی کاملا طبیعی‌ست! فرق یک آدم موفق و یک آدم ناموفق از واکنش‌شان در برابر شکست‌ها مشخص می‌شود!

هردو شکست می‌خورند اما فرد موفق از شکست ها درس می‌گیرد و به راهش ادامه می‌دهد و فرد ناموفق خودش را می‌بازد و برای از دست رفته‌هایش عزاداری می‌کند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:22 ب.ظ

ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید.

 ریسک کردن کار ترسناکی است؛ چه بخواهید در طول یک بازی دوستانه با رفقا مهره حساسی را جابه جا کنید و چه شغل فعلی تان را به امید راه اندازی کسب و کاری جدید کنار بگذارید. بسیاری از مردم تا جای ممکن از ریسک کردن اجتناب می کنند زیرا بر این باور هستند که عدم انجام کار خطر ناک از انجام آن بهتر است. اما اغلب افراد فوق موفق جایگاه امروزشان را مدیون ریسک هایی می دانند که هیچ کس دیگری جز آن ها قادر به انجام شان نیست. ممکن است آن ها محصولی را تولید کرده باشند که هیچ کس دیگری به کارایی اش ایمان نداشت یا سرمایه گذاری ای انجام دادند که تمام اطرافیان آن را کار دیوانه واری می دانستند.

با این حال باز هم ریسک کردن کار ترسناکی است، به ویژه برای کارآفرینان. اما ریسک کردن چیزی برای «انجام کاری است که ممکن است به نتیجه نرسد یا نتیجه بدی داشته باشد.» برای این که بتوانید به شکل راحت تری ریسک کنید و تصمیمات آگاهانه تری بگیرید، این پنج نکته را در ذهن داشته باشید:

ریسک کردن امری همیشگی در زمینه کار آفرینی است:

اگر خود را آماده ریسک پذیری نکنید، دیگر جایگاهی به عنوان کارآفرین نخواهید داشت. کارآفرینی به طور اساسی با ریسک پذیری در ارتباط است. شما باید بخشی از سرمایه شخصی خود را در کسب و کاری رو به رشد سرمایه گذاری کنید. شما به عنوان یک کارآفرین باید شهرت خود را روی یک ایده اثبات نشده سرمایه گذاری کرده و حقوق دریافتی ماهانه تان را تا چند ماه قربانی ایده جدیدتان کنید.

به همین دلیل هر تصمیمی که می گیرید، تا حدی ریسک در خود دارد: ممکن است فردی که به تازگی استخدام کرده اید بعد از یک ماه استعفا دهد، یا استراتژی تان کارساز نباشد، یا رویکرد جدیدتان یکی از بهترین مشتریان تان را عصبانی کند و... ریسک پذیری بخشی از معامله است و شما باید به محض ورود به دنیای کار آفرینی خود را برای آن آماده کنید.

انواع مختلفی از ریسک وجود دارد:

من نمی خواهم فقط به «ریسک های بزرگ» یا «ریسک های کوچک» اشاره کنم. اگر چه آن ها هم وجود دارند. اما ریسک های قابل محاسبه ای هستند که شامل موارد ناشناخته ای می شوند و به شما اجازه پیش بینی مسائل ناشناخته موفقیت را می دهند.

ریسک های مبهمی نیز وجود دارند که شامل برخی مسائل شناخته شده و شناخته نشده هستند و باعث پیچیدگی فرآیند تصمیم گیری می شوند. بسیاری از ریسک های شغلی در این دسته جای می گیرند زیرا پیش بینی و ارزیابی عوامل زیادی، مانند رفتار مصرف کننده و تغییرات اقتصادی کار دشواری است.

همچنین ریسک های کاملا ناشناخته ای وجود دارند که وقتی کالای کاملا جدیدی به بازار ارائه می دهید، رخ می دهند. شناخت تفاوت میان این ریسک ها می تواند به شما در درک بهتر تصمیمات تان در برخی شرایط کمک کند.

برخی از ریسک های شما کار ساز نیستند:

افراد ریسک پذیر خوش بین همیشه نیمه پر لیوان را می بینند: 50 درصد احتمال موفقیت احتمالی نسبتا خوب و 75 درصد احتمال موفقیت احتمال اطمینان بخشی است. این مساله که ریسک پذیری راهبرد مثبتی است نیز به این موضوع قوت می بخشد. با این حال این گونه فکر نکنید که تمام ریسک ها، ریسک خوبی هستند یا همیشه ریسک پذیری گزینه کارسازی خواهد بود.

برخی ریسک ها حتی ریسک های به دقت حساب شده ممکن است شکست بخوردند. به جای آن که بخواهید با نادیده گرفتن این موضوع بر ترس تان از ریسک غلبه کنید، سعی کنید آن را بپذیرید. به خودتان اجازه دهید که احتمال شکست را نیز در نظر بگیرید و اگر شکست خوردید آن را به خودتان نگیرید؛ بلکه از آن تجربه کسب کرده و به مسیرتان ادامه دهید.

ما ذاتا فقط فاجعه را پیش بینی می کنیم:

دو تعصب ذاتی در بشر وجود دارد که روی درک ما از ریسک اثر می گذارد. اول آن که ما نسبت به احتمال شکست اغراق می کنیم. مردم در تخمین های خام (یا داده های رقمی محدود) به شکل بدبینانه ای شکست را پیش بینی می کنند. مورد دوم این است که ما به شدت در مورد نتایج شکست اغراق می کنیم. ما بدترین شرایط ممکن را در نظر می گیریم در حالی که واقعیت به شدت قابل مدیریت است. زمانی که احتمالات منفی مربوط به ریسک هایتان را در نظر می گیرید، این موضوع را به خاطر داشته باشید.

ریسک یک عامل تمایز دهنده است:

برخی رسیک ها ارزش بالایی دارند. برخی ریسک ها عواقب احتمالی کمتری نسبت به بقیه دارند. برخی ریسک ها می توانند کسب و کار شما را نابود کرده یا به اوج برسانند. اما یک عنصر مشترک در تمام ریسک ها وجود دارد: ریسک یک عامل تمایز دهنده است.

از آنجا که بیشتر مردم نسبت به ریسک پذیری بی میل هستند، افراد ریسک پذیر دنیا طبیعتا بسیار متمایز از دیگران به چشم می آیند و همان طور که همه می دانیم، کار آفرینان و کسب و کارهای متمایز به موفقیت چشمگیری خواهند رسید.

حتی اگر در نهایت شکست بخورید، شکست مفیدی خورده اید! و موقعیت های بیشتری را برای خود ایجاد کرده اید؛ زیرا تمایل داشتید که متمایز باشید و از مردم عادی خود را جدا کرده بودید. امیدوارم این حقایق کمی درک شما را از ریسک به عنوان مفهومی کلی تغییر داده باشد. درک پیچیدگی های و ماهیت ریسک امری زمان بر است و کسب احساسی خوشایند نسبت به این موضوع حتی زمان بیشتری می طلبد. اما در نهایت ریسک می تواند به بخشی از ماهیت وجودی تان تبدیل شود. گاهی روی عوامل شناخته شده تمرکز کنید، ابهامات را بپذیرید و بدانید که شکست هیچ گاه پایان راه نیست.


منبع: پنجره خلاقیت


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 شهریور 1397  10:01 ب.ظ

آمارها نشان می‌دهد کسانی که می‌خواهند در آینده رئیس خودشان باشند باید از تسلط کافی در زمینه اقتصاد دیجیتالی برخوردار شوند.

تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۹.۶ میلیون نفر در آمریکا خوداشتغال بوده‌اند که انتظار می‌رود این رقم تا پایان سال ۲۰۲۶ با ۷.۹ درصد افزایش به ۱۰.۳ میلیون نفر برسد. این میزان افزایش بیش‌تر از رشد سایر گروه‌های شغلی است.

افراد جوانی که می‌خواهند برای خود کار کنند هرچند می‌توانند مشاغلی ابتدایی و ساده داشته باشند اما باید بیش‌تر طرز کار با فناوری را بیاموزند (مثلا رانندگان باید طرز کار با نرم افزارهایی چون اوبر و مسیریابی‌های آنلاین را بلد باشند). نتایج یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۸۱ درصد مردم، امنیت شغلی کار کردن برای خود را از کار برای دیگران بالاتر می‌دانند. ۱۰ شغل آینده‌دار برای کسانی که می‌خواهند برای خودشان کار کنند عبارت است از:

۱- مراقبت از کودکان: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۵۰ هزار نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۷۸ هزار و ۹۰۰ نفر برسد.

۲- نجار: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۴۰ هزار و ۳۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۶۲ هزار و ۵۰۰ نفر برسد.

۳- مشاغل ساختمانی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۳۰۴ هزار و ۸۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و احتمالا این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۳۲۴ هزار و ۷۰۰ نفر برسد.

۴- طراح لباس و مدل مو: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۲۶۴ هزار و ۶۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۹۹ هزار و ۱۰۰ نفر برسد.

۵- مشاغل باغبانی و رسیدگی به امور خانگی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۲۶۲ هزار و ۱۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و این انتظار وجود دارد که این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۹۳ هزار و ۶۰۰ نفر برسد.

۶- واسطه‌های معاملات املاک: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۹۴ هزار و ۷۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۲۰۷ هزار و ۷۰۰ نفر برسد.

۷- نظافتچی منزل: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۷۷ هزار و ۲۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و این احتمال وجود دارد که این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۹۷ هزار و ۹۰۰ نفر برسد.

۸- تعمیر و نگهداری: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۶۱ هزار و ۴۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۷۲ هزار نفر برسد.

۹- تحلیلگران مالی: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۴۰ هزار و ۲۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۶۹ هزار و ۴۰۰ نفر برسد.

۱۰- رانندگان: تا پایان سال ۲۰۱۶ حدود ۱۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر در آمریکا به این حرفه اشتغال داشته‌اند و انتظار می‌رود این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۵۵ هزار نفر برسد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

کارآفرینان موفق افرادی هستند که تمام فکرشان صرف تولید محصول یا سرویس‌های اولیه نمی‌شود. این افراد از بدو راه‌اندازی کسب‌وکار نوبنیان خود تا رسیدن به هدفی که به دنبال آن هستند، خلاقیت را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند.

تجربه نشان داده است که حتا موفق‌ترین کارآفرینان نیز در مواجه با فشارهای بیش از اندازه کاری ممکن است تصمیمات اشتباهی را اتخاذ کنند که در نهایت صدمات جدی را به کسب‌وکار آن‌ها وارد کرده یا حوزه کاری آن‌ها را محدود کند.

کسب‌وکارها و استارت‌آپ‌ها مدت زمان نسبتا طولانی است که بر مبنای یک الگوی کسب‌وکار مشخص کار خود را آغاز می‌کنند. راهکارهایی که به نام روش‌های موفقیت‌آمیز از آن‌ها نام برده شده و به خوبی چهارچوب‌ها و مسیرهای پیشرفت و موفقیت را تعریف کرده‌اند. در نتیجه افراد موفق در صورتی می‌توانند از قدرت خلاقیت خود به شکل درستی استفاده کنند که راهکارهایی که عملکرد درست آن‌ها در گذشته اثبات شده است را مورد توجه قرار دهند. کارآفرینان هوشمندتر می‌دانند که باید میان فرآیندهای اثبات شده و رویکردهای نوینی که خود آن‌ها را ابداع کرده‌اند تعادلی را برقرار کنند.

مربیان کسب‌وکار بر این باور هستند که امکان برقراری تعادل میان یک رویکرد سنتی و یک رویکرد جدید برای استارت‌آپ‌ها کار سختی است. به واسطه آن‌که کارمندان یک استارت به طور ذاتی در برابر یکسری تغییرات مقاومت از خود نشان می‌دهند. راس تیلور در کتاب خود تحت عنوان: "خلاقیت در کار، مغز را انباشته کرده و ایده‌های جذاب ارائه کنید" به معرفی یکسری موانع روان‌شناختی پرداخته که نه تنها مانع شکل‌گیری تفکر خلاق می‌شود بلکه ایده‌های خلاقانه را نیز دستخوش تغییرات اساسی می‌سازد. در این مطلب تعدادی از این موانع را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1.به کارگیری بیش از اندازه آمارها

آمارهایی که همگی نشان از ضرر و زیان‌های غیرمترقبه‌ای در سه ماه گذشته داشته‌اند، باعث می‌شوند تا مدیران شرکت‌ها تصمیمات عجولانه‌ای اتخاذ کرده با این امید که هزینه‌ها را تا حد امکان کاهش دهند. در حالی که اگر تحلیل‌های بیشتری انجام شود و از تفکرات خلاقانه‌ای به منظور پیدا کردن منابع درآمدزایی جدیدی استفاده شود، ضررها تا حد قابل قبولی جبران می‌شوند. اگر از آمارها و داده‌ها به شکل پالایش نشده‌ای برای تصمیم‌گیری‌ها استفاده شود، بدون آن‌که علت واقعی بروز مشکلات شناسایی شده و راه‌کارهای احتمالی پیشنهاد شود، خلاقیت برای همیشه از میان خواهد رفت.

2. خوش‌بینی بیش از اندازه

برای آن‌که در کسب‌وکار خود موفق باشید باید خوش‌بین باشید. اما خوش‌بینی بیش از اندازه باعث می‌شود تا تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت به تعویق افتاده و حتا باعث به وجود آمدن ابهام شود. کارآفرینان نباید در انتظار مشاهده شواهد مثبتی باشند که دیدگاه‌های آن‌ها را تایید می‌کند. به عبارت دقیق‌تر در تصمیم‌گیری‌ها باید واقع‌بین و در هنگام اجرا خوش‌بین باشید.

3. روش رایج انجام کارها

طبیعت ذاتی انسان‌ها به این شکل است که تصور می‌کنند همان قاعده‌ای که در ابتدای کار یاد گرفته‌اند و سال‌های متمادی است از آن استفاده کرده‌اند، درست بوده و راهکا‌رهای دیگر ممکن است آن کارایی را نداشته باشند. این تفکر بسته مانع از آن می‌شود تا تعدادی از مردم تجربه‌های جدید را یاد بگیرند. مهم‌ترین مانعی که باعث می‌شود انسان‌ها به سراغ یادگیری تجربیات جدید متمایل نشوند تغییر کردن است. به واسطه آن‌که باید تجربیات گذشته خود را به کناری قرار دهند که این تغییر نگرش از یادگیری مهارت‌های جدید دو برابر سخت‌تر است.

4. اثر تقدم و تاخر

انسان‌ها به طور ذاتی اولین و آخرین مطلبی که شنیده‌اند را به خوبی به خاطر می‌سپارند. به این پدیده در اصطلاح روانشناسی، اثر تقدم و اثر تاخر (primacy and recency effect) گفته می‌شود. زمانی که تولیدکننده‌ای محصولی را ارائه می‌کند، در اکثر مواقع آخرین محصولی که ارائه کرده را به یاد می‌آورد و از محصولی که متناسب با نیازهای مشتری است، غافل می‌شود. به طور طبیعی ما همواره اطلاعات و مسایلی که به لحاظ بازه زمانی به ما نزدیک‌تر هستند را خوب به یاد می‌آوریم. در صورتی که در بیشتر موارد این موضوع به نفع ما نیست.

5. تفکر گروهی همیشه بهترین دستاور را به همراه ندارد

نتایجی که از یک تفکر گروهی حاصل می‌شود در اغلب موارد تحت تاثیر رهبر گروه قرار گرفته یا در حالت کلی‌تر از حاصل‌ضرب کوچک‌ترین مخرج مشترک تمامی اعضا به دست می‌آید. بسیاری از افراد سعی می‌کنند به جای آن‌که خود را در چالش مخالفت کردن با نظر رهبر گروه قرار دهند، نظر او و دیگر اعضا را تایید کنند. همین موضوع باعث می‌شود تا ایده‌های خلاق هیچ‌گاه به درستی ارزیابی نشده و به راحتی حذف شوند. تنوع دیدگاه‌ها در اغلب موارد تفکرات گروهی را با چالش جدی همراه می‌سازد.

6. کمترین تمایل به پذیرش ریسک

انسان‌ها همواره به دنبال به دست آوردن چیزی هستند که برایشان ارزشمند است. اگر این دیدگاه برای شما ارزشمند باشد: "رفتار من از همان ابتدای کار باید صحیح باشد" باعث می‌شود در کارهای خود تصمیمات اشتباه کمتری را اتخاذ کنید. استارت‌آپ‌ها کار خود را با استناد به دو مفهوم کاملا ارزشمند "شکست سریع" و "ارائه محصولی با حداقل ویژگی‌های قابل قبول" (MVP) آغاز می‌کنند. این دو رویکرد به آن‌ها کمک می‌کند خلاقیت را به سادگی به منثه ظهور گذاشته و ریسک‌ را به حداقل برسانند.

7. تفکر دو قطبی

شکست‌هایی که در ابتدای کار رخ می‌دهد باعث به وجود آمدن نوساناتی در تصمیم‌گیری‌های آتی می‌شود. رویکردی که در نهایت به کسب‌کار آسیب جدی وارد می‌کند. تعدادی از انسان‌ها دوست دارند برای غلبه بر چالش‌ها از تفکر هر یک از این دو/یا (either/or) به جای تفکر خلاقانه هردو/و (both/and) برای ارائه راه‌حل برای مشکلات استفاده کنند. در زمان رویارویی با دو تفکر متضاد سعی کنید نکات مثبت دو طرف را استخراج کنید.

8. به وجود آمدن استرس بیش از اندازه

هر چه با مسائلی بحرانی و چالشی‌تر روبرو شوید، به همان نسبت تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید با خلاقیت کمتری همراه خواهند بود. استرس باعث می‌شود تمرکز شما از میان رفته و تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید به دور از یک تفکر منطقی باشند. در این حالت تعامل خوب کم شده و جمع‌آوری اطلاعات به سختی امکان‌پذیر می‌شوند. در نتیجه تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت با شتاب و هیجان کاذب همراه خواهند بود.

9. دریافت نتایج و بازخوردها بدون تحلیل

تصمیماتی که اتخاذ می‌کنید نه تنها به تحلیل نیاز دارند، بلکه باید از سوی افراد متخصص و واجد شرایط مورد بررسی قرارگیرند تا امکان اعتبارسنجی درست آن‌ها وجود داشته باشد. در دنیای کسب‌وکار امروزی تنها یک موضوع با ثبات بوده و آن هم تغییر است. در دنیای کنونی حتا بهترین تصمیمات نیز باید بهینه شده و مطابق با نیازها تغییر پیدا کنند. به واسطه آن‌که محیط پیرامون و ذائقه مشتریان به طور پیوسته در حال تغییر است.

10. شکست در یادگیری

در حالی که تجربه کسب کردن رویکرد اجتناب‌ناپذیر است در مقابل یادگیری این‌گونه نیست. زمانی که نتایج به دست آمدن از تصمیم‌گیری‌ها را مورد ارزیابی قرار دهید، فرآیند یادگیری ساده‌تر می‌شود. دقیقا به همان شکلی که آمار مربوط به فروش درک بهتری از شرایط بازار را در اختیار شما قرار می‌دهد. خلاقیت اگر با یادگیری همراه نباشد، عمر کوتاهی خواهد داشت و به شما کمکی نخواهد کرد. همواره به این نکته توجه داشته باشید که یادگیری به معنای گوش کردن مداوم و تاثیرگذار و تفکر خلاقانه به معنای درس گرفتن از شکست‌ها و اتفاقات ناخوشایند است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برای اینکه معلوم شود یک استارتاپ یا همان کسب و کار نوپا چقدر ارزش دارد، سرمایه گذارها از روش های مختلفی استفاده می کنند.

 اصلا به اعتقاد بسیاری، تعیین ارزش واقعی استارتاپ ها خود یک هنر است، اما این هم مثل هر هنر دیگری نیازمند بهترین شیوه ها و روش ها برای اندازه گیری است. برای تعیین ارزش پولی یک استارتاپ، آن هم در دنیای مدرن سرمایه گذاری، روش ها و رویکردهای گوناگونی وجود دارد که هریک خود را بهترین می دانند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در این روش ها از عوامل گوناگونی کمک گرفته می شود تا ارزش پولی یک استارتاپ به ارزش واقعی اش نزدیک تر شود. بعضی شاخص ها و ارزش ها در این مسیر اندازه گیری و با هم مقایسه می شوند تا بتوان درباره سرمایه گذاری روی آنها تصمیم مطمئن تری گرفت.

در دنیای امروز شرکت های بزرگ زیادی هستند که اول یک استارتاپ کوچک بودند اما به مرور با کاردانی مدیران و اعتماد سرمایه گذارها به برندهای بزرگ تبدیل شده اند. این برندها هنوز هم اگر سهام خود را در بورس عرضه نکرده باشند، به عنوان استارتاپ معرفی شده و در دسته آنها قرار می گیرند.

مراحل مختلف، رویکردهای متفاوت

تعیین ارزش عمومی، بهترین شیوه ای است که برای تعیین ارزش یک شرکت، استارتاپ یا شرکت نوپا استفاده می شود. اما در سال های گذشته، حرفه ای ها و تحلیلگران دنیای سرمایه گذاران از روش های متفاوتی برای ارزش گذاری شرکت ها استفاده کرده اند. گام نخست این است که سرمایه گذارن معتقدند که روش های تعیین ارزش کسب وکارهای نوپا با محاسبه ارزش مالی شرکت های بزرگ متفاوت است و باید تفاوت داشته باشد چون سرمایه گذاری روی استارتاپ یک کار ریسکی و غیرقابل پیش بینی است.

این روش های ارزش گذاری این واقعیت را نشان می دهد که طرح کسب وکار، استراتژی و نتایج کار در بازه های زمانی روزانه تغییر می کند. بنابراین روش ارزش گذاری بر یک کسب وکار براساس فاکتورهایی تنظیم می شوند که منجر به موفقیت احتمالی آن استارتاپ می شوند. در این میان دو روش وجود دارد که بیشتر از فاکتورهای دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

روش محاسبه «ارزش دارایی ها» در کنار هم

کسانی که می خواهند ارزش یک کسب وکار را محاسبه کنند، به فاکتور «ارزش دفتری» برای محاسبه ثروت آن شرکت توجه نشان می دهند. ارزش دفتری به ذات یعنی مجموع ارزش دارایی هایی که یک شرکت دارد.

این دارایی شامل دارایی های ثابت و غیرثابت است،  اما اغلب به ویژه برای شرکت های نوپا، «ارزش شهرت تجاری» را شامل نمی شود. ارزش شهرت تجاری یعنی همه دارایی های غیرثابت یا غیرقابل دیدن که در هیچ دسته بندی دیگری وجود ندارد.

این فاکتور تنها زمانی قابل تشخیص است که یک شرکت آن را کسب کند. به همین دلیل معمولا ارزش دفتری معمولا کمتر از «ارزش کسب» آن است. ارزش کسب یعنی درک نسبی که خریدار از ارزش کالا یا خدمات پس از مصرف آن به دست می آورد. این دقیقا همان چیزی است که سرمایه گذارها علاقه مند هستند میزان آن را کشف کنند.

برای محاسبه ارزش شهرت تجاری و در نتیجه ارزش کل کسب وکار، این روش ها مجموع دارایی های یک شرکت را در بیشترین محدوده ممکن می سنجند. برای مثال، دانش و تجربه تیم قطعا اصلی ترین دارایی های یک شرکت هستند. حتی اگر در ترازنامه نام و نشانی از این دو سرمایه وجود نداشته باشد.

علاوه بر این، هم افزایی نیز از آن چیزهایی است که محاسبه نمی شود. اگر برای مثال یک شرکت صاحب دو اختراع باشد، در ترازنامه آن هزینه های دستیابی به آن نیز گنجانده می شود. سرمایه گذار به همه اینها توجه کرده و به چشم انداز شرکت و دلایل سرمایه گذاری در کنار سایر مسائل اهمیت می دهد. اگر چشم انداز شرکت روشن و قدرتمندانه به نظر برسد و اختراع های ثبت شده نیز در کسب وکار محوریت داشته باشند، ارزش شرکت بسیار بالاتر از هزینه خرید آن می شود.

 روش محاسبه قابلیت مقایسه

روش دومی که سرمایه گذارها برای ارزش گذاری بر یک کسب وکار استفاده می کنند، قابلیت مقایسه است که در بازار سهام زیاد آن را می بینید. به طور میانگین اگر دارایی به درستی قیمت گذاری و برای قیمت گذاری به ویژگی های کلیدی دقیق توجه شود، سرمایه گذارها می توانند نزدیک ترین قیمت به قیمت واقعی شرکت را بیابند.برهمین اساس، قیمت راه اندازی استارتاپ هم باید با توجه کردن به همان ویژگی های کلیدی تعیین شود.

در این صورت هزینه های راه اندازی هم در نزدیکی های هزینه های واقعی محاسبه می شوند. به عبارت دیگر، اگر میانگین ارزش یک استارتاپ که دارایی طرح اولیه اش یک میلیون دلار می ارزد، خود استارتاپ هم باید به همین اندازه ارزش داشته باشد. اگر سایر فاکتورها بهتر باشد، ارزش بالاتر و اگر بدتر باشد ارزش مالی استارتاپ هم پایین تر می آید.

وقتی یک شرکت در مسیر رشد قرار می گیرد، ریسک و خطر آن به مرور کمتر شده و پیش بینی های مالی درباره آن شرکت کمتر با اشتباه و عدم قطعیت همراه خواهد بود. به همین دلیل هرچه شرکت رشد بهتر و بیشتری داشته باشد، روش های مالی و طرح های گوناگون مهم تر شده و ارزش کیفی استارتاپ بالاتر می رود. اما در استارتاپ ها یا همان کسب وکارهای نوپا فرصت برای طرح ریزی هست.

این فرصت به دلایل زیادی برای استارتاپ ها وجود دارد. یکی از مهم ترین دلایل این است که صاحب کسب وکار به سرمایه گذار نشان می دهد که می داند هدفش چیست و باز می داند که با اعداد و ارقام  (یا همان پول سرمایه گذار) می خواهد چکار کند.

استارت آپ


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر ساله استارت‌آپ‌های بی‌شماری شکست می‌خورند. اما دلایل بی‌شماری برای شکست آنها وجود ندارد.

 تارک کمیل یک کارآفرین سریالی که تجربه پنج بار شروع کسب‌و‌کار را داشته (همین اواخر به عنوان موسس و مدیرعامل پلت‌فرم ارتباطی Cerkl) می‌گوید: «من سه یا چهار بار در هفته با کارآفرینان صحبت می‌کنم و همه آنها دقیقا با همان مسائل پیش من می‌آیند.» او می‌افزاید: «مردم بارها و بارها در تله‌های یکسان گرفتار می‌شوند. اگر آنها بتوانند تنها از این اشتباهات معمول اجتناب کنند، شانس موفقیت شرکت‌ آنها به‌طور قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت.» به گزارش دنیای اقتصاد ، کمیل تنها کسی نیست که چنین تفکری دارد. مشاوران، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و کارآفرینان سریالی همگی متفق‌القول هستند که کارآفرینان دچار یک مجموعه اشتباهات مشترک می‌شوند. اما این اشتباهات چیست؟ در زیر 6 مورد از آنها را آورده‌ایم:

 

1. آماده نکردن زندگی خود

هیچ فردی بدون آموزش اولیه نباید برای دوندگی در ماراتن بوستون شرکت کند. همین حالت برای استارت‌آپ‌ها نیز صادق است. باید با آموزش قبل از شروع یک کسب‌و‌کار (از استراحت و تغذیه کامل تا ایجاد روابط قوی‌تر)، خودتان را آماده کنید. کمیل می‌گوید: «باید سرسخت باشید و اطمینان حاصل کنید که آماده هستید و هر قسمت از زندگی شما تحت کنترل‌ خودتان است.»اگر دوستان و خانواده از آنچه اتفاق می‌افتد درک درستی نداشته باشند و دیدگاه و اهداف شما را حمایت نکنند، مشکلات شخصی برای شما ایجاد خواهند کرد؛ گذشته از اینکه اختلالات بزرگی بر کسب‌و‌کار شما نیز وارد خواهد آمد. یک مکالمه صاف و ساده برای مدیریت انتظارات با آنها داشته باشید. کمیل می‌گوید: «به آنها بگویید: (می‌خواهم توجهم را صرف این موضوع کنم و این اصلا به آن معنا نیست که شما برای من اهمیت کمتری دارید.»

2. سردرگم کردن یک محصول با یک کسب‌و‌کار

در عصر اپلیکیشن‌ها، اریک هالتزکلاو که یک کارآفرین سریالی و استراتژیست شرکتی است، می‌گوید: «یک محصول یک نیاز شخصی را رفع می‌کند؛ اما یک کسب‌وکار واقعی چیزی دارد که به‌خاطر آن، مشتریان بارها و بارها بازمی‌گردند.» اما چگونه این تمایز را ایجاد ‌کنیم: آیا جریان‌های درآمدی بالقوه پشت خرید اولیه یک محصول مشتری دارید؟ این یک فاکتور کلیدی برای سرمایه‌گذاران موثر در آینده است؛ کسانی که می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که آنچه امروز ارائه می‌دهید ماندگاری خواهد داشت. هالتزکلاو در ادامه می‌گوید: «آیا می‌خواهید مجوز تکنولوژی مورد استفاده خود را به فرد دیگری بدهید؟ کسب‌وکارتان در 3 یا 5 سال بعد به چه صورت درمی‌آید؟ این مسائل از چشم‌انداز یک سرمایه‌گذار بسیار مهم هستند و به شما کمک خواهد کرد تا دریابید که آیا اصلا یک کسب‌و‌کار دارید یا خیر.»

3. هزینه نکردن برای مهارت‌ها

با تمام احترام باید بگوییم که شما در همه چیز خوب نیستید. اصلا نمی‌توانید این‌گونه باشید. هر بخش از یک کسب‌و‌کار باید با تخصص و مهارت انجام شود (به‌خصوص مسائل خاص مانند مالیات و مسائل قانونی). گرگ رائو، مدیر ارشد عملیاتی ریداگو، یک شرکت مهندسی سخت‌افزار واقع در اورگون می‌گوید: «پی‌ریزی نه فقط شرکت‌تان بلکه سرمایه‌گذاری‌های بالقوه در مسیر نادرست، می‌تواند پیامدهای منفی برای شما به همراه داشته باشد.»بنابراین هر جا به مشکل برخوردید، راهنماهای رایگان آنلاین دانلود نکنید یا تصور نکنید که می‌توانید خودتان همه چیز را حل کنید. به گفته رائو کارآفرینان نیاز به نگاه از دید یک کارشناس دارند. پس حتما یک کارشناس بیابید.

4. بی‌اعتنایی به داده‌ها

لیزا استون یکی از موسسان BlogHer که یک جامعه آنلاین است می‌گوید: «تفکر جادویی می‌تواند هر کسب‌و‌کاری را بکشد.» نمی‌توانید تنها معتقد باشید که پیروز می‌شوید؛ بلکه باید با محاسبات ریاضی دریابید که آیا موفق خواهید شد یا خیر. باید داده‌هایی وجود داشته باشد که ثابت می‌کنند که ایده بزرگ شما واقعی است یا حداقل شاخص مهمی فراهم می‌کند. وقتی این داده‌ها را جمع‌‌آوری می‌کنید، از آنها برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد یا مراحل برجسته استفاده کنید تا نشان دهید که ایده یا کسب‌و‌کار شما در حال پیشرفت است.

5. مقیاس‌گذاری خیلی سریع

این آمار نگران‌کننده است: 74 درصد استارت‌آپ‌های اینترنتی در حالی شکست می‌خورند که از رشد بالایی برخوردار هستند؛ اما چرا؟ چون خیلی سریع و خیلی زود مقیاس‌بندی می‌کنند. اریک رانالا یکی از موسسان و شریک مدیریتی Mucker Capital که در لس‌آنجلس واقع است می‌گوید «این مساله بسیار اتفاق می‌افتد. مردم پول به‌دست می‌آورند و تصور می‌کنند سرشار از منابع مالی هستند و سپس آن را در مسیر نادرست استفاده می‌کنند. اما در همان زمان آنها درمی‌یابند که خرج کردن آنها را به جایی نمی‌رساند؛ این امر اغلب خیلی دیر اتفاق می‌افتد.»آنها روی چه چیزی خرج می‌کنند؟ همه چیز؛ از بازاریابی تا استخدام سریع کارمندان بسیار زیاد. اما مشکل اصلی همان است: آنها این بودجه را روی مسائلی صرف می‌کنند که برای گسترش کسب‌وکار آنها یا دست‌کم تعیین اینکه آیا کسب‌‌و‌کارشان قابل‌دوام است یا خیر، ضروری نیستند. رانالا می‌گوید: «اگر بدون رسیدن به مراحل مهم کسب‌و‌کار، جیب‌تان را خالی کنید، راهی بسیار دشوار برای افزایش منابع مالی بیشتر خواهید داشت.»

6. ترس از شکست

یک لغت ترسناک برای کارآفرینان وجود دارد و آن هم «شکست» است. هیچ‌کس نمی‌خواهد در نقطه مقابل موفقیت باشد. کمیل می‌گوید: «واقعا این لغت اشتباه است؛ چرا که «شکست خوردن» به این معنا است که هیچ مزیتی وجود ندارد و اکثر مواقع اصلا این‌طور نیست. این طرز تفکر را عوض کنید. شما شکست نخورده‌اید؛ تنها تجربه‌ای داشته‌اید که کسب‌و‌کار بعدی شما را بهبود خواهد بخشید. به گفته کمیل گرچه هر بار این تجربه به شما ضربه زده است اما اکنون نکات جدیدی آموخته‌اید و می‌توانید از این درس برای پیشبرد اهدافتان و بهتر کردن کسب‌و‌کارتان استفاده کنید.» بنابراین آیا می‌توانیم بگوییم 6 مورد برای شکست استارت‌آپ وجود دارد؟ بله به لحاظ تکنیکی همین‌طور است. اما بهتر است بگوییم که راه‌های زیادی برای «یادگیری» وجود دارد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

فضای کشور ما مدتی است که استارت‌آپی شده است و هر روز از استارت‌آپ‌های جدید، همایش‌ها و نمایشگاه‌های استارت‌آپی می‌شنویم.

 این فضا و اتمسفری که برای استارت‌آپ‌ها به راه افتاده، مختص کشور ما نبوده و در کشور‌های پیشرفته هم این فضا وجود دارد. روز‌های گذشته بود که هیاتی از فرانسه برای همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان ایران راهی کشور ما شده بودند که طی صحبتی که با آنها و رئیس بین‌الملل اتاق بازرگانی سازمان صنایع کوچک و متوسط فرانسه «پیر جان» داشتیم، ایشان هم تاکید کرد که این فضای استارت‌آپی و اتمسفری که به راه افتاده است، در فرانسه هم وجود دارد و فضای کشور‌های دیگر هم استارت‌آپی است.

 از اهمیت استارت‌آپ‌ها و فضایی که به وجود آمده، صحبت کردیم اما بحث اصلی ما در این گزارش راه‌های تامین مالی استارت‌آپ‌هاست. یک ایده استارت‌آپی هر چقدر هم که برحسب نیاز انتخاب شده باشد و مساله‌محور باشد، برای توسعه و راه‌اندازی به سرمایه نیاز دارد که البته مقدار مورد نیاز این سرمایه برای ایده‌های مختلف متفاوت است و ایده‌های خدماتی هم بوده‌اند که با حداقل سرمایه شروع کرده‌اند و موفق شده‌اند، ولی در ادامه برای توسعه، رقابت و معرفی محصول خود باز هم نیاز به سرمایه زیادی دارند.

برخی از منابع تامین مالی برای شروع استارت‌آپ

1- قرض گرفتن از خانواده و دوستان

برای این کار و قرض گرفتن باید ایده شما علاوه بر مساله‌محور بودن جذابیت کافی هم داشته باشد که بتوانید کسانی که می‌خواهید از آنها پول قرض بگیرید را متقاعد کنید. البته شما برای شروع و موفقیت به یک تیم هم نیاز دارید که می‌توانید با این افراد به صورت یک تیم در بیایید.

2- گرفتن وام و دریافت کمک‌های دولتی

گرفتن کمک‌های دولتی و وام و بدهکار شدن ریسک بسیار بالایی دارد و بسیاری از متخصصان این حوزه و اساتید دانشگاه تاکید دارند که برای شروع از وام استفاده نکنید. زیرا استارت‌آپ با یک عدم اطمینان همراه است و بازار و سوددهی آن خیلی مشخص نیست و ممکن است استارت‌آپ‌هایی که در شروع کار وام می‌گیرند با مشکل بازپرداخت مواجه شوند و به کلی شکست بخورند. البته بانک‌ها و موسسات مالی هم بر این مساله واقف هستند و برای پرداخت وام به استارت‌آپ‌ها بسیار سخت‌گیری می‌کنند، به‌طوری که بیشتر تسهیلات خودشان را به شرکت‌های بازرگانی و بزرگ زودبازده و دارای بازده مشخص می‌دهند.

ولی در هر صورت راه‌حل گرفتن وام و بدهکار شدن اگر هم مورد توجه شماست، بهتر است که در مرحله شروع نباشد و در مراحل بعدی که به ثبات بیشتری رسیدید و برای توسعه بیشتر به سرمایه نیاز داشتید از وام استفاده کنید.

پس‌انداز‌های شخصی

بسیاری از کسب‌وکار‌های موفق بوده‌اند که از این روش استفاده کرده‌اند و با پس‌اندازهایی که از کارهای قبلی خود ذخیره کرده بودند استارت‌آپ خود را شروع کرده‌اند. حتی بسیاری از کارآفرینان بزرگ بوده‌اند که وسایل شخصی خودشان اعم از طلا، جواهرات، ماشین و... خود را فروخته‌اند تا کسب‌وکار خود را راه بیندازند.

یافتن شریک

شما در هر حال برای شروع کسب‌وکارتان به یک تیم خوب نیاز دارید. شما می‌توانید در تیم‌تان ترکیبی از افرادی را داشته که سرمایه، تخصص و... دارند و به این نحو با سرمایه‌گذار هم شریک می‌شوید و مسیر توسعه را سریع‌تر طی می‌کنید. البته در انتخاب تیم پارامتر‌هایی وجود دارد و صرفا تخصص یا سرمایه شریک‌تان را نبینید.

کمک گرفتن از شتاب‌دهنده‌ها

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که از استارت‌آپ‌ها در تمامی مراحل حمایت می‌کنند. خدمات آنها شامل مشاوره، آموزش، تامین مالی، بازاریابی و... است. پس شما برای تامین مالی می‌توانید از شتاب‌دهنده‌ها کمک بگیرید اما با در نظر گرفتن یک‌سری نکات. شتاب‌دهنده‌ها روی هر ایده‌ای سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و توجه آنها بیشتر بر ایده‌های مساله‌محور و برحسب نیازی است که یک تیم خوب پشت سر آنها باشد. البته بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر هم هستند که برای استارت‌آپ‌ها تامین مالی می‌کنند و با آنها شریک می‌شوند و وقتی استارت‌آپی که در آن سرمایه‌گذاری کردند به رشد، توسعه و ثبات رسید به شراکت خود با او پایان می‌دهند.

البته در تمامی این مراحل اگر به دنبال سرمایه‌گذار هستید، به این نکته توجه کنید که فقط به دنبال سرمایه‌گذاری که می‌خواهد به شما پول بدهد، نباشید و به دنبال سرمایه‌گذاری باشید که کار شما را بفهمد و با شما کار کند.

یک نمونه استارت‌آپی برای شروع

کام‌دین حاجی‌میرزایی، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان هنر عمران ایرانیان که در زمینه واقعیت مجازی به موفقیت زیادی دست یافته است در پاسخ به سوال ما درباره چگونگی تامین سرمایه برای شروع کسب‌وکارشان می‌گوید: روز اول در سال 88 که قصد شروع کار را داشتیم سرمایه‌ کمی داشتیم و سرمایه ما حدودا یک میلیون تومان می‌شد و تمام هزینه‌هایی که لازم داشتیم را از پروژه‌هایی که در زمینه وب انجام می‌دادیم، تامین می‌کردیم. تاکنون از وام و تسهیلاتی استفاده نکرده‌ایم، ولی از اینجا به بعد نیاز به سرمایه‌های بیشتری داریم و اگر سرمایه‌گذار و حامی داشته باشیم، می‌توانیم خیلی بیشتر پیشرفت کنیم و می‌توانیم ایران را به نخستین کشوری تبدیل کنیم که در زمینه واقعیت مجازی آنلاین حرفی برای گفتن دارد.

سخن آخر

به نظر می‌رسد که از روش‌های تامین مالی استارت‌آپ‌ها به خصوص در کشور ما روش پس‌انداز‌های شخصی بیشتر استفاده شده است. البته این روش برای شروع است و در ادامه برای توسعه کسب‌وکار به وام‌ها و یک سرمایه‌گذار نیاز پیدا خواهید کرد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ریسک پذیری یکی از مهم ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارت آپ ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی ترسند.

استارت آپ ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می روند. به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی های خاص می توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند؛ کارمندانی که از ریسک کردن نمی ترسند و از اشتباهات خود درس می گیرند و با شرایط سازگار می شوند.

آندریاس پترسون، مدیرعامل شرکت ویدئویی مبتنی بر اینترنت اشیاء Irvineدر ایمیلی می نویسد: گاهی در یک استارت آپ، آزمون وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه جلو است. همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک های دائمی استارت آپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند. ممکن است کارمندان بالقوه از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت. اگر می خواهید بدانید که متقاضیان شغلی چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می کنند، باید آنها را عمیق تر بررسی کنید.

چه ویژگی هایی یک کارمند بالقوه را از سایرین متمایز می کند؟

برخی کارمندان باید یاد بگیرند که با احتمالات شکست راحت تر برخورد کنند، اما برخی دیگر به طور طبیعی ریسک پذیرند و از چالش ها استقبال می کنند. شما باید بفهمید چه خصوصیتی یک کارمند را از دیگران متمایز می کند و در گروه دوم قرار می دهد.

لیندا آدامز، یکی از شرکای مؤسسه مشاوره رهبری و کار تیمی تریسپکتیو گروپ، زمانی که با یک کاندیدای شغلی به نام استیو مصاحبه می کرد، این ویژگی را دریافت.

استیو نسبت به سایر متقاضیانی که برای این جایگاه شغلی رزومه ارسال کرده بودند، سن بیشتری داشت. آدامز در بررسی سوابق او، به نکته جالبی رسید: استیو به مدت سه سال برای یکی از تیم های فوتبال NFL بازی کرده بود. کمتر از یک درصد دانشجویان می توانستند در تیم NFL پذیرفته شوند.

آدامز بعدها گفت: من متوجه شدم که استیو از پیگیری رؤیاهایش ترسی به دل راه نمی دهد و این نکته ای بود که او را از دیگران متمایز می کرد. او باوجود همه احتمالات و علم به اینکه شانس شکست تیم وجود دارد، با همه انرژی خود در کنار هم تیمی ها تلاش می کرد. او حاضر بود صرف نظر از هر نتیجه ای در راه موفقیت تیم خود گام بردارد.

آدامز دریافته بود که گرچه استیو تجربه کاری مرتبط کمتری نسبت به سایر متقاضیان دارد، اما برای مقابله با چالش ها، از صلاحیت بیشتری برخوردار است و می تواند شرایط شکست را تاب بیاورد.

نکته: برای ارزیابی دقیق کاندیداها، وقت کافی بگذارید و داستان زندگی آنها را چک کنید. قبل از هر مصاحبه، اطلاعاتی در مورد گذشته متقاضی پیدا کنید و ببینید از چه ویژگی های متفاوتی برخوردار است. مهم نیست اگر تجربه کاری فرد متقاضی، با حوزه فعالیت شما کاملاً همخوانی ندارد. ولی آیا طبیعت او، با کاری که شما می خواهید سازگار است؟

ریسک پذیری کارمندان بالقوه

یکی از مهم ترین تفاوت های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارت آپ، مواجهه با ریسک های متعدد است. شرکت های قدیمی پروسه های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند، اما استارت آپ ها مستلزم ریسک پذیری هستند.

مت فلک اشتاین، رئیس بازاریابی شرکت Bellevue (پلتفرم اتوماسیون ناین تکس) می گوید:

من پیش از هر کاری بررسی می کنم که کارجویان پیش از این در چه فعالیت های نوآورانه ای شرکت داشته اند. اگر کارمندی هیچ پیشینه خلاقانه ای نداشته باشد، معمولاً از همان ابتدا روی اسم او خط می کشم. امروزه نرخ تغییرات کسب و کار به حدی بالا است که ما واقعاً به افراد ریسک پذیر نیاز داریم.

نکته: به جای اینکه از متقاضیان بپرسید بزرگ ترین شکست شان چه بوده است، ریسک پذیری آنها را بررسی کنید. البته مهم است که بدانیم افرادمان چگونه پس از شکست خوردن التیام پیدا می کنند؛ اما درعین حال باید بدانیم زمانی که به چیزی اعتقاد دارند، تا چه حد بابت آن ریسک پذیرند. شما با مرور گذشته افراد، به نکات بسیار مفیدی در این زمینه پی می برند.

اخلاق حرفه ای

شغل کارمندان در استارت آپ ها، معمولاً نقش ثابتی نیست. آنها باید بتوانند مهارت های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند، اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت های بیشتری بپذیرند.

دیوید رویس، بنیان گذار و رئیس شرکت کنترل آفات Aptive Environmental، زمانی یک معلم ریاضی را به عنوان فروشنده استخدام کرد. او برخلاف اغلب فروشندگان، شخصیتی تحلیلی و نه کاریزماتیک داشت. همانطور که رویس به یاد می آورد، سه هفته اول کار این معلم، واقعاً فاجعه بود.

اما او خیلی زود در کلاس های آموزشی شرکت کرد و هر هفته ساعات زیادی را علاوه بر اوقات اداری، به یادگیری و تمرکز بر اهدافش مشغول شد. در پایان سال اول، نرخ فروش او 5 درصد بیشتر از بهترین فروشندگان شرکت بود.

نکته: به جای تمرکز روی مهارت های فعلی افراد، به اشتیاق یادگیری آنها توجه کنید. از آنها بپرسید چه نقاط ضعفی دارند و آیا آماده یادگیری و رفع مشکلات خود هستند؟


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر انسانی در طول زندگی خود از فرصت های شغلی متنوعی برخوردار خواهد شد که این موضوع ضرورت انتخاب را تشدید می کند. با این حال پیشنهادها کاملا براساس توانایی های شما خواهد بود، به همین دلیل در صورتی که بخواهید از موقعیت های بهتری برخوردار شوید، لازم است مهارت های خود را افزایش دهید و مطابق نیاز زمانه خود را به روز کنید.

  برای مثال ملاک های انتخاب کارمندان در حال حاضر با پنج سال گذشته تفاوت هایی پیدا کرده و این موضوع بیانگر آن است که جهان در حال تغییر است. تحت این شرایط تنها افرادی موفق خواهند بود که خود را با آن به خوبی همگام ساخته باشند.

در همین راستا و در ادامه به معرفی و بررسی 5 مهارت ضروری که در آینده از جمله ملاک های تعیین کننده کارمندان هستند، خواهیم پرداخت.

1- برندسازی

اگرچه این موضوع به عنوان یک مهارت شاید کمی عجیب به نظر برسد، با این حال واقعیت این است که در راستای موفقیت لازم است خود نیز برنامه ای خارج از اهداف شرکت داشته باشید. بسیار مهم است که در زمینه برندسازی برای خود از توانایی کافی برخوردار باشید. از جمله مزیت های این موضوع می توان به کسب شهرت، اعتماد و ساخت زیرسازهای مورد نیاز برای پیشرفت و ترقی، اشاره کرد. در این رابطه جنیفر لیستر، معاون دانشگاه پردیو معتقد است که در راستای برندسازی اینکه چه تصوری از خود دارید، می تواند نخستین گام و راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. با این اقدام شما قادر خواهید بود ایده آل های مدنظر را پیاده کنید.

2- استفاده فراگیر از تکنولوژی

در واقع تکنولوژی ها باعث می شود تا انجام بسیاری از کارها با سهولت بیشتری امکان پذیر باشد که نقطه پایانی را نمی توان برای آن متصور شد. به همین دلیل ضروری است تا ارتباط خوبی با فناوری های به روز داشته باشید. این موضوع تنها منحصر به موارد مرتبط با کار خود نبوده و در راستای افزایش محدوده عملکردی خود بهتر است مواردی را که به آنها تمایل نیز دارید، مورد توجه قرار دهید. توجه داشته باشید که در چند سال آینده روبات ها رشد به مراتب بیشتری خواهند داشت و ورود آنها به تمامی عرصه های کسب و کار امری غیر قابل اجتناب خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که شما پیش زمینه های استفاده از آنها را داشته باشید، بدون شک از موقعیت به مراتب بهتری نسبت به سایر کارمندان خود برخوردار خواهید بود.

3- ساخت تیم

این موضوع که تنها بر پایه یک حرفه مهارت بخواهید در آینده موفقیتی را به دست آورید، امری دشوار خواهد بود. درواقع با تنوع و پدید آمدن شرکت های بیشتر، انجام بسیاری از کارها دشوار تر خواهد شد. به همین خاطر پیش بینی می شود که بسیاری از افراد محبور به انجام چندین فعالیت مختلف باشند. تحت این شرایط بسیار مهم است که الزامات این موضوع را برای خود مهیا ساخته باشید. درواقع انجام کارهای مختلف تنها زمانی میسر خواهد بود که شما تیم های قدرتمندی را در اختیار داشته باشید. این موضوع از طریق ایجاد روابط دوستانه با افراد مختلف به خوبی قابل انجام است که در اصطلاح به آن ساخت تیم گفته می شود. فراموش نکنید که فیس بوک نیز تقریبا به همین شکل و در نتیجه اجتماع چند دوست دانشگاهی شکل گرفت.

4- سازگاری با تغییرات

جهانی که در آینده نزدیک تصور می شود دنیایی پر از تغییرات گوناگون خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که مهارت سازگاری با آنها را در خود تقویت نکنید، بدون شک با مشکل مواجه خواهید شد. این موضوع شما را در دستیابی به موقعیت های جدید کمک خواهد کرد. اگرچه در این رابطه برخی معتقدند که این موضوع کاملا ذاتی است، با این حال واقعیت این است که تمامی مهارت ها اکتسابی بوده و با تمرین قابل دستیابی خواهد بود. این مهارت امروزه نیز کاملا کاربردی است. درواقع افراد منعطف همواره از محبوبیت خاصی نزد مدیران بهره مندند که این موضوع باعث می شود تا مسیر رشد آنها آسان تر باشد.

5- مقاومت

بسیاری از افرادی که نمی توانند به موفقیت مدنظر خود دست پیدا کنند، با مشکل کمبود مقاومت مواجه هستند. درواقع شما باید با این واقعیت کنار بیایید که چیزهای خوب زمان بر خواهند بود. با این حال اگر در این رابطه عجله کنید، تمامی تلاش های خود را بی اثر ساخته و مسیر موفقیت را طولانی تر خواهید کرد. این موضوع در رابطه با مورد قبلی نیز صدق می کند. درواقع یکی از الزامات انعطاف پذیری این است که افراد توانایی مقاومت در برابر دشواری ها را داشته باشند.

این موضوع به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای سایرین نیز الهام بخش باشید. این موضوع خصوصا زمانی که بخواهید کسب وکاری را برای خود ایجاد کنید، نوعی وجهه و اعتبار برای شمات محسوب خواهد شد. شرکت ها نیز افرادی را که توانایی حفظ راندمان خود در سخت ترین شرایط را دارند، مورد توجه ویژه قرار خواهند داد. بدون شک آینده کسب وکار به علت مواردی نظیر افزایش تعداد شرکت ها، نیازمند افرادی خواهد بود که بتوانند مقاومت خوبی را از خود نشان دهند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :10  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(17)..........چهارشنبه 18 مهر 1397

ترجمه مقاله توسعه و حفظ فرهنگ اخلاقی شرکت : عناصر اصلی..........چهارشنبه 18 مهر 1397

کسب‌ و کارهای کوچک چه‌ طور شبکه می‌سازند؟ ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

سوالاتی که باید پیش از راه‌اندازی استارتاپ از خود بپرسید ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

اسرار فروش..........چهارشنبه 18 مهر 1397

افزایش ترافیک وب سایت، بدون نیاز به سئو ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

فهم نیازهای مشتریان و واکنش به آن ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

برای خرید لپ‌تاپ‌ به چه ویژگی‌هایی باید توجه کرد؟ ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

کاهش رتبه فیسبوک میان ارزشمندترین برندهای جهان..........چهارشنبه 18 مهر 1397

برند جدید Target هفتاد درصد ارزان تر از بقیه، مطلوب مشتریان..........چهارشنبه 18 مهر 1397

گوگل پلاس تعطیل می‌شود ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

پاورپوینت (اسلاید) مدیریت استراتژیک..........شنبه 7 مهر 1397

راهکارهای موفقیت در بازاریابی کسب و کارهای کوچک ..........شنبه 7 مهر 1397

فروش همه‌ چیز: جف بزوس و عصر آمازون ..........شنبه 7 مهر 1397

استراتژی های بازاریابی هوشمندانه برای کسب و کارهای خانگی ..........شنبه 7 مهر 1397

اصول مهندسی بازاریابی..........شنبه 7 مهر 1397

شوق ایرانیان برای سفر به خارج..........شنبه 7 مهر 1397

جست‌ و جوی تصاویر در گوگل متحول می‌شود ..........شنبه 7 مهر 1397

باورتان می‌شود این فناوری‌ها بیش از ۲۰ سال عمر دارند؟ + عکس ..........شنبه 7 مهر 1397

پیش‌ از ضرر به امنیت موبایل بانک توجه کنید ..........شنبه 7 مهر 1397

همه پستها