دوشنبه 20 مرداد 1399  03:41 ب.ظ

همه فروشندگان بر این امر اتفاق‌نظر دارند که مشتری پادشاه است. بعضی اوقات به این مساله باور هم دارند که اغلب خوب است.

 اگر به فروشندگان فشار بیاورید حتی ممکن است بگویند مدیر ناحیه یا مدیر منطقه پادشاه است، که آن هم الزاما مساله بدی نیست. مشکل زمانی است که فروشندگان مطمئن نیستند رئیسشان کیست. سردرگمی آنها ممکن است علامت این باشد که کنترل نیروی فروش شما (سیاست‌ها و روش‌های مختلف که نحوه مدیریت تیم فروش شما را تعریف می‌کند) با یکدیگر در تضاد هستند. در تحقیقاتی که طی دو دهه درباره فروش و نیروی فروش انجام شد به این نتیجه رسیدیم که این ناهماهنگی می‌تواند باعث بروز مشکلاتی در عملکرد فروش شود. وقتی فروشندگان تلاش می‌کنند تا تضاد درون سیستم را حل کنند، پیامدهای آن که ابتدا روی افراد سپس روی نیروی فروش اثر می‌گذارد و بعد کل سازمان را درگیر می‌کند اجتناب‌ناپذیر است. طی زمان، نیروی فروش بهترین افراد خود را از دست می‌دهد. گردش مالی کاهش می‌یابد. یکی از شرکت‌های چند ملیتی اروپایی که روی آن مطالعه کردیم، در پنج سال متوالی سالانه نیمی از نیروی فروش خود را در بازار خانه اصلی خود از دست داد. این مساله در هر شرکتی می‌تواند باعث ضرر و زیان هنگفتی شود.

تحقیقات ما نشان می‌دهند که تفاوت بسیار زیادی بین سیستم‌های مدیریتی که فروشندگان  را تشویق به در اولویت قرار دادن مشتریان می‌کنند و آنهایی که نمایندگان فروش را تشویق به در اولویت قرار دادن مدیران ناحیه‌ای و منطقه‌ای می‌کنند وجود دارد. در این مقاله به تضادهایی می‌پردازیم که در سیستم‌های مدیریتی نیروهای فروش وجود دارد و اینکه سیستم مناسب برای استراتژی کمپانی شما کدام است.

 حکایت دو فرهنگ

فرهنگ و تاثیرگذاری هر نیروی فروش محصول سیستم مدیریت آن است: قوانینی که آموزش، مشاهده، نظارت و انگیزه‌ها را در سازمان هدایت می‌کند و کارکنان فروش را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. این سیستم همچنین بر نحوه درک و دریافت نمایندگان فروش از چالش‌های کسب و کار اثر می‌گذارد، اینکه آنها درباره نقش خود چه فکر می‌کنند و چه احساسی دارند، کارشان را چگونه انجام می‌دهند و بر چه شاخص‌هایی تمرکز دارند.

همه سیستم‌های مدیریت نیروی فروش دارای هشت جزء اساسی هستند. سیاست‌ها و اعمالی که هر جزء را می‌سازند می‌توانند در جایی میان دو سیستم قرار بگیرند یعنی سیستم‌هایی که نمایندگان فروش را تشویق می‌کنند تا مشتری را در اولویت قرار دهند که ما آن را سیستم‌های کنترل نتیجه (OC) می‌نامیم و در مقابل آن سیستم‌هایی که مدیران ناحیه‌ای و منطقه‌ای را در اولویت قرار می‌دهند که ما آن را سیستم کنترل رفتار (BC) می‌نامیم. شرکت‌هایی که بر سیستم OC متکی هستند بر این امر تمرکز دارند که فروشندگان نتایج خاصی را ارائه دهند و اساسا نسبت به نحوه دریافت این نتایج بی‌تفاوت هستند. در مقابل، شرکت‌هایی که بر سیستم‌های BC متمرکز هستند بر نحوه فروش افراد بیش از عدد فروشی که آنها محقق می‌کنند ارزش قائلند. سیاست‌ها و اعمالی که سیستم کنترل نیروی فروش را می‌سازد شامل هشت جزء است. توسط این اجزا می‌توان مشخص کرد که آیا یک سازمان دارای سیستم کنترل نتیجه است یا سیستم کنترل رفتار یا ترکیبی از هر دو.

 

۱- تمرکز روی معیار کارآیی. آیا مدیریت برای نحوه دریافت نتایج فروش ارزش قائل است (تلاشی که صورت گرفته) یا صرفا خود نتایج (خروجی‌ها)؟

۲- تعداد معیار کارآیی. آیا مدیریت فروشندگان را فقط بر مبنای دو یا سه فاکتور ارزیابی می‌کند (کنترل نتیجه) یا بیش از یک دو جین عوامل مختلف (کنترل رفتار)

۳- سطح دخالت مدیریت. چه کسی تصمیمات نهایی یا تصمیمات مهم مربوط به فروش را اتخاذ می‌کند؟ فروشنده (کنترل نتیجه) یا مدیر (کنترل رفتار)

۴- فراوانی تماس. آیا برقراری ارتباط میان فروشندگان و مدیریت به آسانی انجام می‌شود؟ فروشندگان و مدیریت تماس کمی دارند یا اصلا تماس ندارند (کنترل نتیجه). فروشندگان و مدیران مکررا و زیاد در تماس هستند (کنترل رفتار)

۵- سطح نظارت مدیریت. آیا مدیران علاقه زیادی به تماس فروشندگان و گزارش فعالیت آنها نشان می‌دهند (کنترل رفتار) یا اینها فقط نیازهای دیوانسالاری هستند (کنترل نتیجه)

۶- میزان راهنمایی ارائه شده. آیا مدیریت راهکارهایی ارائه می‌دهد که فروشندگان بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های فروش خود را افزایش دهند (کنترل رفتار)

۷ شفافیت معیار ارزیابی. ارزیابی‌ها در سازمان تا چه میزان عینی، شفاف و درست است؟ خیلی شفاف (کنترل نتیجه)، غیرشفاف و مبهم (کنترل رفتار)

۸- طرح جبران خدمت. آیا پرداخت‌ها تنها بر مبنای نتیجه است (کنترل نتیجه) یا بر مبنای کارآیی و براساس قضاوت مدیریت به صورت حقوق ثابت است (کنترل رفتار).

 سیستم‌های OC: مشتری پادشاه است

شرکت‌هایی که دارای سیستم کنترل نتیجه هستند بر مبنای نتایج اندازه‌گیری می‌کنند و پاداش می‌دهند. این نتایج می‌توانند اشکال گوناگونی داشته باشند: فروش، حاشیه سود، میزان مشارکت در سود، سهم مشتری، سهم بازار، فروش محصولات جدید، فروش تکرارشونده‌ها، دریافت به موقع پول و بسیاری عوامل دیگر. شرکت‌ها مایلند تنها بر یک یا چند مورد از این عوامل تاکید کنند.

فروشندگان در شرکت‌های OC دارای استقلال زیادی هستند و از آنها انتظار می‌‌رود از آنها استفاده کنند. شرکت آنها را به‌مثابه کارآفرینانی می‌بیند که استراتژی‌های شخصی خود را برای پیدا کردن و هدایت مشتریان پیاده می‌کنند. فروشندگان بیشتر تلاش می‌کنند رضایت مشتریان را جلب کنند تا رضایت مدیران را. در مذاکره با شرکت همیشه طرف مشتری را می‌گیرند چراکه رابطه برای آنها از هر چیزی مهم‌تر است. کارفرما عمدتا نقش درآمدزایی دارد و در نتیجه فروشندگان در شرکت‌های OC بیشتر احتمال دارد که سراغ هر کارفرمای دیگری که پرداخت بیشتر و بسته مالی بهتری به آنها ارائه دهد بروند. تعداد مدیران در سیستم‌های OC کم است و باید فروش خود را همراه با نظارت محقق کنند. آنها اغلب تماس کمی با فروشندگان دارند و در واقع افراد خود را به روش سنتی مدیریت نمی‌کنند.

فرهنگ شرکت‌های OC رقابتی است. وقتی یک فروشنده فروش بزرگی انجام می‌دهد همه از آن مطلع می‌شوند. پاداش‌ها ملموس هستند. این پاداش‌ها شامل پول، سفر، اتومبیل، کالا، کمک هزینه یا سمبل قدردانی مثل پلاک، جایزه، چاپ عکس آنها در نشریه شرکت می‌شود. فروشندگان در چنین سیستم‌هایی تمایل ندارند موفقیت‌های خود را به رخ بکشند چراکه می‌دانند ممکن است این موفقیت‌ها همیشگی نباشند.

 سیستم‌های BC: مدیر پادشاه است

شرکت‌های دارای سیستم‌های BC آورده فروشندگان را مورد ارزیابی و پاداش قرار می‌دهند. مدیران آنچه را که فروشندگان واقعا انجام می‌دهند اندازه‌گیری می‌کنند (تلاش آنها، فعالیت‌شان، ساعات کار، هزینه‌ها و علایق آنها). آنها اندازه‌گیری می‌کنند که یک فروشنده چه کاری می‌تواند انجام دهد (حداقل به صورت تئوری)- دانش آنها، مهارتشان، صلاحیت و شایستگی‌شان. همچنین اینکه فروشندگان به عنوان شخصی که هستند- ظاهرشان، تمیزی، تحصیلات، سن و... . مدیران فروش در شرکت‌های BC بر معیار کارآیی تکیه بسیار زیادی دارند، که بسیاری از آنها ذهنی هستند. (این فروشنده تا چه حد جذابیت دارد؟) یا معیارهایی که مشاهده آن مشکل است (توانایی بستن قرارداد در مورد این شخص چه میزان است؟) در واقع استانداردهای ارزیابی اغلب مبهم هستند و ممکن است خود مدیران هم نسبت به نحوه به کارگیری آن چندان مطمئن نباشند. حقوق و مزایا در شرکت‌های BC ثابت است و عوامل متغیر به عواملی چون ویژگی فردی، رفتار و شایستگی‌هایی که مدیریت برای آن ارزش قائل باشد بستگی دارد. از آنجا که ارزیابی کارآیی و حقوق و مزایا در سیستم‌های BC با هم به طور جدانشدنی در ارتباط هستند راهنمایی‌های مدیران فروش تقریبا به مثابه بخشنامه‌های صریح و بلامنازع هستند. فروشندگان در شرکت‌های BC از همه نظرات مدیریت آگاهند. آنها درباره اینکه شرکت چه می‌خواهد، چه انتظاراتی دارد و چه چیز را ارج می‌نهد صحبت می‌کنند. البته که در سطح فروش افراد نگران اعداد و ارقام نیز هستند اما در وهله اول فروشندگان بر این امر تمرکز دارند که چه کنند تا ناظران و مدیران خود را در ارزیابی کارآیی‌شان تحت تاثیر قرار دهند. هر چند فروشندگان در شرکت‌های BC دوست دارند تایید شوند، اما بیشترین انگیزه آنها در پاداش‌های ذاتی مثل احساس موفقیت، رشد شخصی، افزایش ارزش فردی در نتیجه حل مشکلات و رضایت حاصل از ارائه خدمات خود نهفته است. عواملی چون همکاری، آموزش، پتانسیل ارتقا و مزایای دفتری برای آنها اهمیت دارد. هر چند فروشندگان در سیستم‌های BC تا حدی طرف مشتری را می‌گیرند، اما به راحتی متوجه می‌شوند که شرکت باید سهم ارزش خود را نیز حفظ کند و افزایش دهد.

البته هر دو سیستم کنترلی فوق افراطی هستند و بسیاری از شرکت‌ها حالت میان این دو را در نظر می‌گیرند که در آن قدرت مدیر و قدرت مشتری در نوعی تعادل با هم قرار دارد. در واقع این نقطه‌ای است که بیشتر نیروهای فروش باید در آنجا باشند. شرکت‌های اندکی هستند که باید کنترل نیروهای فروش خود را صرفا به مشتری یا به مدیر فروش معطوف کنند. یک شرکت ممکن است از معیارهای زیادی برای ارزیابی نیروی فروش خود استفاده کند (سیستم BC) یا ممکن است نظارت اندک یا هیچ نظارتی بر نیروی فروش خود نداشته باشد (سیستم OC) و در این حالت کل سیستم دچار بی‌ثباتی می‌شود. از آنجا که این مساله به آرامی اتفاق می‌افتد، بسیاری از سازمان‌ها متوجه نمی‌شوند که سیستم کنترلی آنها دچار ناهماهنگی است. فروشندگان به شرایط موجود عادت کرده‌اند یا از شرکت جدا شده‌اند. هماهنگ کردن مجدد المان‌های سازمان فروش می‌تواند از لحاظ سیاسی و مالی مشکل باشد و از آنجا که شرکت‌ها از نتایجی که می‌توانستند دریافت کنند آگاه نیستند، متوجه نمی‌شوند که سیستم کنترلی ناپایدار آنها به کارآیی خودشان ضربه می‌زند.

 شما به چه سیستمی نیاز دارید؟

پایداری سیستم همه داستان نیست. خط‌مشی سازمان شما باید در جای مناسب در پیوستگی با شیوه کنترل نتیجه/  کنترل رفتار باشد. این مکان به وضعیت شرکت، محدودیت‌هایی که با آن روبه‌رو هستید، منابع، استراتژی، فرهنگ درون‌سازمانی و افق زمانی سازمان شما بستگی دارد. همچنین به محیطی که در آن کار می‌کنید نیز بستگی دارد. شرکت‌ها باید به فرهنگ محلی و هنجارهای قانونی پایبند باشند. سیستم‌های کنترل نتیجه در برخی فرهنگ‌ها بسیار پذیرفته هستند (مثل ایالات‌متحده، کانادا، آرژانتین، ایتالیا، نیجریه جنوبی و بخش‌هایی از هندوستان) برخلاف برخی فرهنگ‌ها (مثل سوئد، ژاپن یا کره). شرکت‌های جهانی باید برای نیروهای فروش مختلف خود سیستم‌های کنترل چندگانه داشته باشند. تحقیقات ما نشان می‌دهد موقعیت‌هایی وجود دارند که در آن سیستم‌های OC به وضوح موردنیاز هستند و موقعیت‌های دیگری که در آن سیستم‌های BC بسیار کارآمد خواهند بود.

 چه بهایی می‌پردازید؟

در بسیاری از صنایع، فروشنده باید حداقل چهار بار تماس ایجاد کند تا اولین سفارش را بگیرد. تماس‌های نماینده فروش بعد از پنجمین تماس فروش را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد اما بعد از آن فروش متوقف می‌شود. در این مقطع هر چه فروشنده تلاش کند نتیجه اندکی خواهد داشت یا اصلا نتیجه‌بخش نخواهد بود. یک فروشنده قوی در این وضعیت توجه خود را به هدف دیگری معطوف می‌کند. هر بار که فروشنده هدف جدیدی را در نظر می‌گیرد و راه‌های رسیدن به آن هدف را بررسی می‌کند، باید منابع خود را مدنظر قرار دهد (زمان، انرژی، توجه و ...).

اینجاست که سیستم‌های کنترلی بی‌ثبات بیشترین ضربه خود را وارد می‌کنند: با دادن این پیام که مسائل زیادی نیاز به توجه فروشنده دارند. اگر یک فروشنده عادت به اولویت‌بندی نداشته باشد، تلاش می‌کند به اهداف زیادی دست یابد و به این ترتیب منابع خود را به هدر می‌دهد. او بخشی از همه چیز را انجام می‌دهد چراکه همه کارها مهم هستند. در آخر هرگز به کارآیی که در دنبال کردن هدف خود مدنظر داشت نخواهد رسید.

او منابع خود را گسترش می‌دهد، سرمایه‌گذاری‌هایی می‌کند که نتیجه‌ای ندارد. در نهایت، مشتریان نیز به آن فروشنده به خاطر حسن‌نیت و تلاش‌های نیم‌بند اعتباری نخواهند داد. در سیستم‌های ناپایدار، فروشندگان احساس می‌کنند برای تلاششان هیچ منطق کلی و هیچ سمت و سوی یکپارچه‌ای وجود ندارد. به عنوان مثال یک فروشنده که سعی دارد همه موضوعات را پوشش دهد ممکن است تصمیم بگیرد برای حفظ امنیت خود به همه سیگنال‌هایی که از مدیریت دریافت می‌کند پاسخ دهد.

فرض کنید از او انتظار می‌رود تماس‌های فروش زیادی بگیرد و برای هر تماس گزارش با جزئیات بنویسد. او شاید نتواند به اندازه‌ای که فروش از او انتظار دارد تماس کافی بگیرد، یا شاید نتواند گزارش با جزئیات بنویسد چون نتوانسته برای هر تماس وقت کافی بگذارد. اگر او تصمیم بگیرد تنها به بخشی از دستورات مدیریت پاسخ بدهد، این ریسک وجود خواهد داشت که تصمیمات غلطی برای پیگیری مشتریان گرفته شود.

در یک محیط ناپایدار، ارزش‌های اخلاقی رفته‌رفته کاهش می‌یابند. چرا که فروشنده نمی‌داند چه انتظاراتی از او وجود دارد. او با خود می‌گوید: «من حتی نمی‌دانم کارم چگونه است تا چه رسد به اینکه بدانم چه کار می‌کنم.» او همواره این احساس را دارد که راهی برای جلب رضایت همه وجود ندارد- شرکت، مدیر منطقه‌ای و مشتری. او دچار استیصال می‌شود و انگیزه‌اش را از دست می‌دهد که می‌تواند به قطع همکاری یا کاهش کارآیی منجر شود. مدیران فروش در سیستم‌های ناپایدار ممکن است زمانی که فروشندگان آنها برای مواجه شدن با تقاضاهای تنش‌زا از میانبر استفاده می‌کنند شاهد افزایش استفاده از روش‌های غیراخلاقی میان اعضای تیم خود شوند. نهایتا این اختلال عملکردی در لایه‌های زیرین سازمان خود را نشان می‌دهد: هزینه‌های فروش شرکت از رقبا بیشتر خواهد بود. اغلب افراد با سیستم‌های کنترل رفتاری انطباق‌پذیر‌تر هستند تا سیستم‌های کنترل نتیجه. علت این امر آن است که سیستم‌های BC با غرایز طبیعی افراد در ایجاد سلسله‌مراتب منطبق‌تر هستند. کنترل رفتاری نه تنها حقوق و دستمزد ثابت به فروشندگان تخصیص می‌دهد، بلکه نیاز به مدیران قوی دارد که در ازای این حقوق و دستمزد نیاز به سیستم اطلاعاتی حساس و کاملی دارند که عملکرد فروشندگان، محدوده فعالیت آنها و رقبای آنها را تحت بررسی قرار ‌دهد. بدون وجود چنین سیستمی مدیران قادر نخواهند بود استراتژی موثر فروش را دنبال کنند و نتایج را اندازه‌گیری کنند. BC تنها زمانی موثر است که شما بدانید باید چه رفتارهایی را طلب کنید و انگیزه کدام رفتارها را از بین ببرید. در نهایت مدیریت نیروی فروش مستلزم این است که به فروشندگان خود کمک کنید اولویت‌های خود را در راستای اولویت‌های سازمان قرار دهند. بهترین سیستم مدیریت نیروی فروش (مشتری پادشاه است، مدیر پادشاه است، یا تعادلی میان این دو) آن است که با فرآیند فروش. افق زمانی با ماموریت، فرهنگ و سیستم اطلاعات سازمان شما هماهنگ باشد. همه عوامل را در دو کفه ترازوی OC یا BC قرار دهید. در اغلب موارد، بهترین انتخاب سیستمی پایدار است که جایی در میانه قرار می‌گیرد.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  03:36 ب.ظ

حالا که خیلی ها به دلیل شیوع کرونا مجبورند در خانه بمانند، می‌توانند به فکر راه‌اندازی یک شغل خانگی باشند.

 مشاغل یا کسب و کار‌های خانگی آن دسته از فعالیت‌هایی است که از سوی یک عضو یا اعضای خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب‌و‌کار بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل می‌گیرد و منجر به تولید خدمت یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌شود. این تعریفی است که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای مشاغل خانگی ارائه می‌کند. راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی و راه‌اندازی کسب‌وکار در منزل می‌تواند مزایای گوناگونی را برای شاغلان این عرصه داشته باشد که از جمله آنها می‌توان به حذف هزینه‌های جاری محیط کار مانند خرید، رهن و اجاره، مالیات، عوارض و قبوض مصرفی، ایجاد توازن بین مسؤولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه ایاب و ذهاب، استفاده از نیرو و تخصص اعضای خانواده، ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد - شاگردی بین اعضای خانواده و... اشاره کرد. گرچه از گذشته‌های دور بسیاری از زنان به انجام مشاغل خانگی مانند قالیبافی، تولید صنایع‌دستی، آرایشگری، شست‌وشو و اتوکشی و... برای ایجاد منبع درآمدی می‌پرداختند، امروزه تحولات حوزه فناوری اطلاعات و دسترسی سریع و راحت به اینترنت و شبکه‌های مجازی در سال‌های اخیر کمک کرده تا مشاغل خانگی دچار تحول شگفت‌انگیزی شود و بازار به مراتب بزرگ‌تری را پیش روی خود ببیند. این روزها مشاغل خانگی طیف وسیعی از کسب‌وکارها را دربر می‌گیرد، حوزه‌هایی که گرچه قطعا به تخصص یا مهارت ویژه‌ای نیاز دارد، اما با کمی صرف انرژی و خلاقیت قابل یادگیری و ایجاد درآمدزایی است. در ادامه نگاهی به برخی از رایج‌ترین کسب‌وکارهای خانگی و ملزومات‌شان خواهیم انداخت. شاید تخصص یا مهارت شما هم جزو یکی از اینها باشد، اما تا‌به‌حال از جنبه درآمدزایی به توانمندی خود نگاه نکرده باشید. وقت آن رسیده که برای ورود به یک شغل خانگی با درآمد مناسب آستین‌ها را بالا بزنید.

۱- پرورش قارچ: با توجه به رواج زیاد پرورش قارچ در سال‌های اخیر شاید فکر کنید که بازار قارچ اشباع شده است. اما از آنجا که این خوراکی خوشمزه و پرطرفدار گونه‌های بسیار متنوعی دارد و از طرفی تمامی اطلاعات و ریزه‌کاری‌های پرورش آن را به‌راحتی می‌توان در میان کتاب‌های موجود در بازار و منابع اینترنتی به دست آورد با کمی خلاقیت می‌توانید جای خود را در بازار پر تقاضای قارچ‌های خوراکی باز کنید.

۲- پرورش پرنده‌های زینتی:  اگر از جمله افراد علاقه‌مند به نگهداری پرنده‌های خانگی هستید، ممکن است تجربه تخم‌گذاری این پرنده‌ها را در خانه داشته باشید. اما اگر قصد داشته باشید به چشم منبع درآمدی به آن نگاه کنید، قطعا باید محیط زندگی‌تان به گونه‌ای باشد که امکان توسعه فضای این کار بدون ایجاد مزاحمت برای همسایگان برایتان میسر باشد. علاوه‌بر این از آنجا که با موجودی زنده سر و کار دارید، پیش از هرچیز آموزش‌های لازم برای پرورش سلامت این پرندگان را بیاموزید.

 

۳- پرورش ماهیان زینتی: از جمله حوزه‌هایی است که به چشم نمی‌آید اما بازار بسیاری وسیعی در جهان و حتی ایران دارد. تکثیر و پرورش برخی ماهیان زینتی نظیر گوپی، سیچلاید و گلدفیش در فضاهای محدود خانگی کاملا انجام‌شدنی است. اگر در این زمینه تجربه‌ای ندارید پیشنهاد می‌کنیم یک آکواریوم کوچک و یکی دو کتاب مربوط به تکثیر و پرورش ماهی‌های زینتی را از فروشگاه‌های آکواریومی بخرید و کار را با گوپی شروع کنید. ماهی زنده‌زا و مقاومی است. پس از این‌که مهارت کافی در نگهداری و پرورش و تکثیر این ماهی را طی چند ماه پیدا کردید، کم‌کم سراغ ماهی‌های دیگر بروید. بعد در فکر بازاریابی و ارتباط با واسطه‌ها باشید و به‌تدریج تکثیر و پرورش صنعتی ماهیان زینتی را در بخشی از فضای خانه کلید بزنید.

۴- پرورش بلدرچین: پرورش بلدرچین از مواردی است که در هر خانه‌ای امکان‌پذیر نیست. اما اگر خانه‌تان آپارتمانی نیست و شرایط نگهداری از پرندگان را دارید این روزها پرورش بلدرچین گوشتی و تخم‌گذار می‌تواند سودآوری مناسبی در بازه نسبتا کوتاهی داشته باشد. البته باید پیش از شروع این کار اطلاعات کافی برای نحوه نگهداری در شرایط بهداشتی و سالم این پرندگان را بیاموزید و در صورتی که بخواهید آن را توسعه دهید حتما برای دریافت پروانه بهداشت اقدام کنید.

۵- دست‌سازها:  از جمله مواردی است که از سال‌های دور بخش عمده‌ای از مشاغل خانگی را دربر گرفته و امروز نیز حیات بسیاری از صنایع‌دستی ما به وجود چنین کسب‌وکارهایی وابسته است. این دسته شامل اقلام متنوعی مانند دستباف‌ها، سوزن‌دوزی، بافتنی، انواع سازه‌های تزئینی مانند مجسمه‌ها و... را شامل می‌شود. البته نکته‌ای که در این مورد باید به آن توجه کنیم این است که چشم ما ایرانیان به صنایع‌دستی رایج کشورمان عادت دارد و حتی خیلی از ما استادکاران ماهر در این رشته‌ها را می‌شناسیم و به آنها برای خرید مراجعه می‌کنیم، بنابراین اگر بخواهیم کسب‌وکار کوچکی را با بازار خوب در این حوزه راه‌اندازی کنیم، مهم‌ترین ابزاری که به آن نیاز داریم خلاقیت است. ایده‌های خلاقانه در طراحی متفاوت و نوآورانه دست‌سازه‌ها می‌تواند به‌خوبی مخاطب خود را در بازار پیدا کند و سود‌آوری بسیار خوبی به همراه داشته باشد. در همه‌جای دنیا برای دست‌سازها ارزش افزوده بسیار زیادی قائل هستند.

۶- پرورش گیاهان زینتی آپارتمانی: پرورش گل و گیاه نیز از جمله مواردی است که اگر فضای مناسبی برایش در خانه داشته باشید نه‌تنها مزاحمتی برای همسایه‌ها ایجاد نمی‌کند بلکه بسیار چشم‌نواز نیز هست. منابع خوبی برای آموزش نحوه تکثیر گیاهان آپارتمانی مختلف مانند کاکتوس و بنفشه آفریقایی که سودآوری قابل قبول به همراه دارند در دسترس است و اگر بتوانید شرایط محیطی مساعدشان را فراهم کنید با هزینه معقول می‌توانید به درآمدزایی مناسبی بدون دردسر دست پیدا کنید.

۷- طراحی و تولید زیورآلات: یادگیری نرم‌افزارهای مورد نیاز برای طراحی جواهرات در کنار پشتکار و صدالبته ذوق و سلیقه شما می‌تواند مسیر جدیدی برای درآمد‌زایی به همراه داشته باشد. 

همچنین بسیاری از زیورآلات دیگر مانند سازه‌های برنجی یا رزینی و... به‌راحتی در خانه امکان تولید دارد و مسیر فروش آنلاین نیز می‌تواند بازار خوبی برای فروش زیورآلات خاص به سبک شما را فراهم کند.

۸- تولید مواد خوراکی خانگی: شکل سنتی این کسب‌وکار خانگی که این روزها همچنان پررونق مشغول فعالیت است، تولید مربا، ترشی، لواشک و سبزیجات خشک یا سرخ کرده است. البته این روزها اقلام خوراکی‌های خانگی به‌شدت متنوع شده و بازار این محصولات پرطرفدار دیگر فقط به همسایه‌های اطراف محل سکونت محدود نمی‌شود. در این کسب‌وکار نیز علاوه بر مهارت کافی، خلاقیت در نحوه ارائه می‌‎تواند تضمین‌کننده درآمدزایی خوبی برای شما باشد. هرچند با توجه به ارتباط مستقیم این حوزه با سلامت به‌شدت جای سازوکاری برای مجوزهای وزارت بهداشت به جهت اطمینان بیشتر مصرف‌کننده خالی است. 

۹- شیرینی‌پزی و فینگرفود: شاید زمانی تصورمان از شیرینی و کیک‌های خانگی به کیک‌های ساده‌ای ختم می‌شد که در ظروف یک‌بار مصرف ساده در سوپرمارکت‌های نزدیک خانه‌مان می‌دیدیم. اما این روزها تولید کیک و شیرینی خانگی و غذاهای انگشتی از جمله مشاغل خانگی قوی به‌شمار می‌رود. فعالان این حوزه که تعدادشان نیز اندک نیست این روزها بسیار حرفه‌ای هستند و رقابت تنگاتنگی برای ارائه محصولات باکیفیت و خاص مطابق سلیقه مشتری دارند. اما نگران نباشید، دوره‌های آموزشی زیادی به صورت حضوری و آنلاین مهارت‌های لازم برای پخت و تزئین کیک، شیرینی‌های خانگی و کوکی‌های تزئینی در دسترس است. اگر نگران هزینه تهیه لوازم مورد نیاز هم هستید، می‌توانید ابتدا کسب‌وکارتان را به صورت محدود راه‌اندازی کنید و به مرور براساس درآمدی که به دست می‌آورید، تجهیزات خود را گسترده‌تر کنید.

۱۰ -تولید پاکت و جعبه‌های کادو دست‌ساز برای مناسبت‌های مختلف: بسته‌بندی صنعت بسیار خلاقانه‌ای است که روز به روز در حال پیشرفت است. این روند حتی در نحوه ارائه هدیه ما به دوستان‌مان در طول چند سال گذشته نیز به‌خوبی مشهود است. پس چرا از این دنیای پر از ایده و خلاقیت که حتی به وسایل و ابزار گرانقیمت هم نیاز ندارد، برای تولید درآمد استفاده نکنید؟ برای شروع می‌توانید با کمی جست‌وجو در اینترنت با ایده‌های جالب و ویدئوهای آموزشی آشنا شوید. کمی که در این زمینه تبحر پیدا کنید، قطعا نوآوری‌های بسیار بیشتری را متناسب با بازار هدف‌ اجرا خواهید کرد. برای فروش نیز در کنار فروش اینترنتی می‌توانید محصول‌تان را به فروشگاه‌های این اقلام یا لوازم‌التحریرفروشی‌ها ارائه کنید.

۱۱- چاپ سیلک:  حتما لیوان‌، ماگ‌، پیکسل‌ و دیگر اقلام پلاستیکی یا لعابی و پارچه‌ای که چاپ عکس‌ یا تصاویر کارتونی را روی آنها انجام می‌دهند را در بازار دیده‌اید. جالب است بدانید ابزار چاپ این اقلام ابعاد کوچکی دارند. به‌علاوه در مقایسه با بسیاری از تجهیزات تولیدی، هزینه بسیار بالایی برای خرید آنها لازم ندارید. پیشنهاد می‌کنیم اگر پس‌انداز مختصری دارید در اینترنت راجع به ابزارهای چاپ پیکسل و ماگ و... جست‌وجو کنید و بعد یکی از این چاپگرها و مواد اولیه‌اش را از بخرید و به خانه بیاورید.

 حتما تجارب اول شما با شکست‌هایی همراه است اما کم‌کم طرز کارش را یاد می‌گیرد. از اینجا به بعد کافی است در فضای مجازی و به‌ویژه اینستاگرام صفحه‌ای درست کنید و برای کار و محصولات‌تان تبلیغ کنید تا اولین سفارش را بگیرید.

۱۲- طراحی، مدیریت و پشتیبانی وبگاه: این‌که وبگاه به‌گونه‌ای طراحی شود که هم چشم‌نواز و گیرا باشد و هم تجربه کاربران از تعامل با آن به هدفی که سفارش‌دهندگان از طراحی وبگاه داشته‌اند نزدیک شود و خروجی همه آنها به فروش بیشتر بینجامد، آرزوی مدیر هر کسب‌وکاری است. اگر طراح وبگاه خوبی باشید و در این زمینه مهارت کسب کنید نان‌ شما در روغن است! پشت رایانه در خانه می‌نشینید و وبگاه طراحی می‌کنید. با این‌حال با طراحی وبگاه کار تمام نمی‌شود. وبگاه برای فعال‌ ماندن نیاز به مدیری دارد که محتواهای صفحات مختلف را از تولیدکنندگان محتوا بگیرد، آنها را بارگذاری و در زمان مناسب و با شیوه اصولی‌ای که مشاور بهینه‌سازی موتور جست‌وجو می‌گوید، آن را منتشر کند. اگر در این کار خبره شوید در تمام دنیا برایتان کار هست و همه هم از خانه انجام‌شدنی است.

۱۳- مشاور بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (سئو کار): مدیر هر کسب‌وکاری که وبگاهی راه‌اندازی کرده، حتما می‌خواهد کاربران اینترنت وقتی در مورد محصولش در گوگل جست‌وجو می‌کنند، وبگاه او را در صفحه اول و در رتبه‌های بالا ببینند. برای این‌که این اتفاق بیفتد بایستی در مدیریت وبگاه و شیوه ارائه محتوا اصلاحاتی انجام شود و نکاتی مدنظر قرار گیرد. این نکات آنقدر متنوع و گسترده است که موجب شده متخصصانی با دانش و تجربه خود مدیریت بهینه‌سازی یا مدیریت سئوی وبگاه‌های شرکت‌ها، سازمان‌ها و مراکز مختلف را در اختیار بگیرند و پس از مدتی کار روی تنظیمات وبگاه، به‌تدریج کمک کنند رتبه وبگاه در گوگل بالا بیاید. این کاری است که انجامش از خانه ممکن است و اتفاقا صاحبان کسب‌وکار پول خوبی به سئوکارهای باتجربه می‌دهند. از همین رو می‌توانید به سئو و پیشرفت و باتجربه‌شدن در آن فکر کنید. همین الان درباره سئو در گوگل جست‌وجو کنید!

۱۴- برنامه‌نویسی و طراحی اپلیکیشن (اپ‌های اپساز): برنامه‌نویسی و طراحی اپلیکیشن جزو پرطرفدارترین و پردرآمدترین مشاغل این روزها در تمام جهان است. اگر کمی وقت بگذارید و الفبای این کار را از طریق مطالعه کتاب‌ها و شرکت در وبینارهای آموزشی بیاموزید، به‌زودی مهارتی خواهید داشت که نه‌تنها در ایران که در تمام دنیا برایتان شغل وجود خواهد داشت. به‌علاوه امروزه با وجود وبگاه‌های نظیر وردپرس و همچنین بسیاری از وبگاه‌های اپلیکیشن‌ساز، طراحی وبگاه و اپلیکیشن برای کسب‌وکارها، شرکت‌ها و مشاغل مختلف آسان‌تر از هر زمانی شده است. از اینجا به بعد باید از ارتباطات خود بیشتر بهره بگیرید تا بتوانید اولین اپلیکیشن را برای اولین مشتری خود بسازید. تجربه و دانش و مهارت، سه رکن مهم برای موفقیت در این حوزه هستند.

۱۵- امور مشتریان و پشتیبانی اینترنتی کسب‌وکارها: شیوع کرونا موجب شد که بسیاری از کسب و کارها بیش از گذشته به ظرفیت استفاده از نیروهای دورکار فکر کنند و از طرفی سمت‌وسوی کسب‌وکارشان را به سمت آنلاین شدن سوق دهند. پشتیبانی اینترنتی کسب‌وکارها نیز از آن مشاغلی است که به‌راحتی از خانه قابل انجام است. تنها ابزاری که نیاز دارید، دستگاهی است که بتواند به اینترنت پرسرعت متصل شود. بنابراین با کمی جست‌وجو حتما با کسب‌وکارهایی روبه‌رو می‌شوید که به دنبال نیرویی برای انجام پشتیبانی اینترنتی به صورت دورکار هستند. البته شاید خیلی درآمد بالایی نداشته باشد اما مزیتش این است که اگر توانایی کنترل چند کار با هم را داشته باشید، می‌توانید برای چند مجموعه همزمان کار کنید.

۱۶تولید پادکست: پادکست‌ها یا مجلات شنیداری، محتوای شنیداری هستند که به خاطر شباهت زیادشان به رادیو گاهی به اشتباه به آنها رادیوآفلاین گفته می‌شود. مخاطبان این محتوای شنیداری که در سال‌های اخیر رشد چشمگیری در جهان و همین‌طور کشور ما داشته، می‌تواند کودکان تا سالمندان را شامل شود. در تولید محتوا و شیوه ساخت این بسته شنیداری نیز محدودیتی وجود ندارد و می‌توانید در هر حوزه‌ای که به آن اشراف یا علاقه دارید پادکست‌ را تولید کنید. در حقیقت نحوه ارائه و میزان جذابیت محتوا از عوامل اصلی موفقیت پادکست‌ است. پادکست‌ها می‌توانند به صورت انفرادی یا گروهی، روایت محور یا مصاحبه و زنده یا از پیش‌تولید شده ارائه شوند. هم‌اکنون پادکست‌های زیادی به زبان فارسی در حال تولید هستند که از میان آنها حوزه فوتبال، ارائه خلاصه کتاب‌ها، روایت رویدادهای واقعی جنایی - اجتماعی، بیوگرافی و تاریخی با استقبال بیشتری مواجه هستند.

برای تولید پادکست به هیچ‌چیز جز یک ذهن خلاق و گوشی هوشمند مجهز به نرم‌افزارهای همراه تولید و پخش پادکست نیاز ندارید. درآمدزایی این کسب‌وکار از طریق جذب حامی مالی و تبلیغات خواهد بود. هرچه بتوانید محتوای جذاب‌تری ارائه کنید و مخاطب بیشتری را جذب کنید قطعا درآمدزایی بیشتری نیز خواهید داشت.

۱۷- تولید محتوا برای شبکه‌های اجتماعی: تا دل‌تان بخواهد این روزها وبگاه و کانال و صفحه اینستاگرام به زبان فارسی داریم که کسب‌وکارها و شرکت‌های مختلف برای بهبود وضع کسب‌وکارشان ایجاد کرده‌اند، اما نمی‌دانسته‌اند چه مطالبی، با چه دسته‌بندی و با چه سبکی در چه صفحاتی و چطور باید بارگذاری کنند تا مشتریان بیشتری سراغ‌شان بیاید. تولید محتوا و تسلط بر فنون آن از مهارت‌های پرطرفدار در روزگار کنونی است که هر روز مشتریان اینترنتی آن بیشتر از روزهای قبل می‌شوند. در این باره باید به فنون و مهارت‌های مربوط به نگارش مسلط شوید، با فتوشاپ و شیوه ویرایش عکس و فیلم و صدا آشنا باشید، کار با گوگل آنالیتیکس را بیاموزید و از اصول بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (سئو) هم تا حد خوبی باخبر باشید. در این صورت کم‌کم بازار کار خوبی برای‌ شما مهیا می‌شود که به‌خوبی با کار پشت رایانه شخصی در خانه از پس آن برخواهید آمد.

۱۸- تبلیغ‌نویسی (کپی‌رایتینگ): برای صاحبان کسب‌وکار مهم است که نیرویی داشته باشند که بتواند متون تبلیغاتی ترغیب‌کننده برای فروش بیشتر محصولات‌شان بنویسد. هنر نویسندگی و شم بازاریابی اینجاست که باید دست به دست هم بدهند تا کاربران گریزان از خواندن و دیدن پست‌های تبلیغاتی در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی را وادار به کلیک روی این پست‌ها کند. تبلیغ‌نویسی دنیای بسیار وسیع و پیچیده‌ای است که پس از تسلط به فنون گوناگون تولید محتوا می‌توانید کم‌کم به فکر ورود به این حوزه باشید. این روزها وبینارهای گوناگونی در این زمینه برگزار می‌شود که برای پیداکردن آنها کافی است در اینترنت جست‌وجو کنید. کتاب‌های خوبی هم در این زمینه وجود دارد و از آن کارهای پردرآمد می‌تواند باشد که که برای گرفتن حقوقش نیازی نیست پا از در منزل بیرون بگذارید!

۱۹- ترجمه و ویراستاری: اگر به زبان خارجی تسلط کافی دارید و همچنین به متون ادبی یا علمی به زبان فارسی و هر زبان دیگری تسلط دارید، قطعا یکی از ساده‌ترین کارهایی که می‌توانید به‌راحتی در خانه کسب درآمد داشته باشید ترجمه و ویراستاری است. این موضوع می‌تواند شامل ترجمه و ویراستاری مقالات و کتاب‌های علمی در حوزه تخصصی‌تان باشد که در این صورت بازار هدف‌تان دانشجوها و نشریات علمی خواهند بود. یا می‌توانید از طریق همکاری با انتشارات و مجلات و روزنامه‌های مختلف کتاب، مقاله یا گزارش‌های مختلف را ترجمه یا ویراستاری کنید. این روزها حتی تولیدکنندگان برخی پادکست‎‌های صوتی نیز نیاز به همکاری با مترجمان برای تولید محتوای مورد نیازشان دارند.

۲۰- ساخت تیزر و موشن‌گرافی: اگر به کارهای تبلیغاتی علاقه دارید، مسلط‌ شدن به نرم‌افزارهای ساخت تیزر و تولید موشن‌گرافی که این روزها مورد علاقه همه کسب‌وکارهاست، چندان کار دشواری نیست. باید رایانه‌ای با کارت گرافیک و سی‌پی‌یو قوی در خانه مهیا کنید. بعد در چند وبینار آموزشی در این حوزه شرکت کنید تا اصول کار را بیاموزید. از اینجا به بعد باید دست به کار تولید چند تیزر آزمایشی شوید و آن را در صفحات شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های پیام‌رسان به اشتراک بگذارید و نمونه کارهای‌تان را تبلیغ کنید تا به‌‎زودی اولین مشتری به شما پیام بدهد و قرارداد ببنیدید.

۲۱- مشاوره آنلاین: منظورمان از مشاوره آنلاین ارائه توصیه‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف است. اگر تخصص ویژه‌ای در رشته‌هایی مانند روان‌شناسی، طراحی داخلی و معماری، حقوق و... دارید شاید بد نباشد که به فضای مجازی از این پس به چشم محلی برای ارائه خدمات نگاه کنید. قطعا هرچه مشاوره شما کاربردی‌تر و تخصصی‌تر باشد جامعه مخاطبان‌تان افزایش خواهد یافت و شیوه تبلیغ دهان به دهان در کنار استفاده از فضای تبلیغاتی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند در رونق کسب‌وکارتان بسیار مؤثر باشد.

۲۲- تدریس آنلاین: شاید تا چند وقت پیش تدریس خصوصی یکی از منابع درآمد کمکی برای افراد صاحب دانش یا هنری مانند زبان‌های خارجی، موسیقی، نقاشی، آشپزی و... بود. اما رفت و آمد به خانه کسی که نمی‌شناسیم، همیشه نگرانی‌ها و خطراتی به همراه دارد. با شیوع کرونا و رونق گرفتن آموزش‌های مجازی، این روزها بازار تدریس آنلاین داغ شده است. پس اگر مهارت یا دانشی دارید که می‌توانید به صورت تصویری آن را آموزش دهید، بدون نگرانی و دلهره سریع‌تر دست به کار شوید و با کمک فضای مجازی مخاطبان‌تان را بیابید.

۲۳- عروسک‌سازی: ساخت عروسک نیز از آن دسته مشاغلی است که نه سر و صدایی دارد و نه هزینه گزافی برای تهیه لوازمش نیاز است. شاید بگویید عروسک‌سازی مهارتی بسیار دشوار و پر از ریزه‌کاری است. ولی قرار نیست که در خانه با تجهیزات اولیه عروسک برنامه‌های عروسکی را تولید کنید. با کمی جست‌وجو در میان ایده‌های موجود در فضای مجازی می‌بینید که بسیاری از انواع عروسک‌های فانتزی در عین خاص و تک بودن مراحل ساخت بسیار پیچیده‌ای ندارند. کافی است بتوانید گروه هدف را در ابتدای شروع کار به‌درستی انتخاب کنید و محصول‌تان را براساس سلیقه گروه هدف به‌نحوی تولید کنید که به صورت معمول در هر مغازه عروسک‌فروشی ندیده باشد. 

۲۴- برنامه‌نویسی رایانه: از جمله مهارت‌هایی است که این روزها مخاطب زیادی دارد و هر روز به تعداد موقعیت‌های شغلی دورکار بر پایه این مهارت، افزوده می‌شود. از طرفی احتیاجی نیست که حتما تحصیلات دانشگاهی در این زمینه داشته باشید. در حقیقت در دنیای فناوری کسی برنده خواهد بود که بتواند کار حرفه‌ای‌تری ارائه کند نه کسی که مدرک بالاتری دارد. البته قطعا اگر تحصیلات‌تان نیز در این زمینه باشد، مسیر هموارتری پیش‌رو خواهید داشت. با این وجود اگر احساس می‌کنید به این حوزه علاقه دارید می‌توانید فعالیت‌تان را با آموزش از طریق روش‌های خودآموز آغاز کنید و با اجرای پروژه‌های ساده در ابتدا دستان خود را ورزیده کنید. وبگاه‌های آموزشی آنلاین زیادی نیز این روزها با ارائه پروژه‌های آموزشی برنامه‌نویسی به زبان‌های مختلف از جاوا و سی‌پلاس‌پلاس تا پایتون و اندروید را آموزش می‌دهند. حتی بسیاری از این آموزشگاه‌های آنلاین در پایان شما را با بازارهای موجود برای مهارت‌تان آشنا می‌کنند. به مرور زمان با افزایش مهارت می‌توانید به نیروی دورکار بسیاری از مجموعه‌ها تبدیل شوید و از خانه با انجام کار مورد علاقه‌تان به درآمدزایی برسید.

۲۵- طراحی لباس و خیاطی: خیاطی و طراحی لباس از جمله مشاغل خانگی پرسابقه است. در حال حاضر دوره‌های فنی‌حرفه‌ای و کلاس‌های آموزشی فراوانی برای آموزش خیاطی و طراحی لباس در دسترس است. از طرفی به تجهیزات گرانقیمت یا شرایط ویژه‌ای برای راه‌اندازی این کسب‌وکار نیاز ندارید. اگر احساس می‌کنید خیاطی به اندازه فرسایش جسمانی‌اش درآمدزایی ندارد، شاید به خاطر نگاه سنتی به این حرفه است. با کمی جست‌وجو و آشنایی با ذائقه حال حاضر بازار به‌راحتی می‌توانید از طریق فضای مجازی محدوده مخاطبان‌تان را افزایش دهید. همچنین می‌توانید با مزون‌ها یا فروشگاه‌های لباس نیز ارتباط برقرار کنید و بر اساس قرارداد همکاری با آنها وارد همکاری شوید.

۲۶- بازاریابی تلفنی و اینترنتی: بسیاری از مشاغل این روزها به دنبال نیروهای دورکار برای تبلیغ و بازاریابی تلفنی و اینترنتی هستند. اگر فرد خوش‌صحبتی هستید و روحیه ارتباطی قوی دارید بدون شک بازاریابی تلفنی و اینترنتی یکی از بهترین روش‌های کسب درآمد برای شما خواهد بود. این موضوع در صورتی که در حوزه خاصی مثل صنایع غذایی، دارو و... تخصص داشته باشید، می‌تواند به عملکرد تخصصی‌تر شما و درآمدزایی بیشترتان نیز منجر شود.

۲۷- راهنمای گردشگری مستقل: راهنمای گردشگری از آن دست مشاغلی است که نیاز به اخذ مجوز دارد. بنابراین اگر به طبیعت یا میراث فرهنگی علاقه‌مندید می‌توانید با شرکت در دوره‌های آموزشی راهنمایان گردشگری فرهنگی یا طبیعت‌گردی و سپس قبولی در آزمون جامعی که از سوی وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری برگزار می‌شود، کارت یا همان مجوز لازم برای راهنمای گردشگری شدن را دریافت کنید. این روزها بسیاری از راهنمایان گردشگری به صورت مستقل با کمک تبلیغ در فضای مجازی اقدام به ارائه تورهای خصوصی می‌کنند که درآمدزایی مناسبی نیز دارد. البته همه اینها منوط به پایان دوران همه‌گیری کرونا و بازگشایی کامل فضای گردشگری در کشور خواهد بود. اگر هم راهنمای رسمی هستید و در این دوران به دلیل خانه‌نشینی متأثر از کووید-19 درآمد خود را از دست داده‌اید، شاید بتوانید از ظرفیت‌های فضای مجازی برای ارائه اطلاعات تخصصی تاریخی یا برگزاری تورهای مجازی و معرفی اماکن تاریخی و گردشگری اقدام کنید.

۲۸- مشاوره تور شخصی: اگر در دسته سفربروها طبقه‌بندی می‌شوید و به مکان‌های مختلفی بارها سفر کرده‌اید و معمولا دوستان و آشنایانی که می‌خواهند سفر بروند با شما مشورت می‌کنند، یعنی به نوعی کارشناس سفر هستید! پس چرا از اطلاعاتی که در طی سال‌ها به دست آورده‌اید درآمدزایی نکنید. خرجش ساخت یک صفحه مجازی یا طراحی وبگاهی است که در آن اطلاعات مختلفی را برای علاقه‌مندان به سفر فراهم کنید. از طرفی به صورت خصوصی برای هر علاقه‌مندی می‌توانید بسته مسیر سفر پیشنهاد دهید. به عنوان مثال خانواده‌ای با دو فرزند خردسال می‌خواهد برای شهریور سفری داخلی داشته باشد و بودجه‌ مشخصی را نیز برای سفر در نظر گرفته ‌است، شما می‌توانید بهترین مقاصد متناسب با فصل و شرایط خانوار، طول سفر، وسیله سفر، محل اقامت، اماکنی که در مقصد می‌توانند از آن بازدید کنند و برنامه‌ریزی دقیق برای بازدیدها با توجه به دوری و نزدیکی اماکن از هم و ساعت مجاز بازدید از آنها در ازای مبلغ منصفانه‌ای پیشنهاد کنید.

۲۹- فروش اینترنتی گل و گل‌آرایی: گل‌آرایی و فروش گل تا چند سال پیش نیاز به مغازه‌‌ای داشت و بیشتر کاری مردانه بود. اما این روزها بسیاری از افراد به‌ویژه خانم‌ها در خانه خود گل‌آرایی می‌کنند و سفارش مشتری را با پیک به دستشان می‌رسانند. از آنجا که شما براساس سفارش روزانه نیاز به خرید گل به مقدار مشخصی خواهید داشت، شرایط و تجهیزات زیادی برای نگهداری گل‌ها نیاز ندارید. از طرفی چون گل‌ها به صورت سفارشی آماده می‌شود دست‌تان برای نوآوری و خلاقیت و تغییر ذائقه عموم جامعه به سمت سبک خاصی که از آن پیروی می‌کنید، فراهم‌تر خواهد بود. از طرفی قیمت تمام‌شده نیز با توجه به این‌که هزینه‌های مکان و مالیات روی گل‌ها اضافه نمی‌شود، برای مشتری بسیار مقرون‌به‌صرفه خواهد بود.

۳۰- برگزاری مراسم جشن: برگزاری مراسم جشن در منزل افراد یکی از دیگر از کسب‌وکارهایی است که به مغازه و دفترکار ویژه‌ای نیاز ندارد. می‌توانید برای این کار برخی قسمت‌ها مانند آشپزی، پذیرایی یا نورپردازی را برون‌سپاری کنید یا به صورت خانوادگی این کسب‌وکار را دنبال کنید و همگی در آن با توجه به مهارتی که دارید فعالیت و ملزومات برگزاری مراسم مورد نظر را براساس سلیقه مشتری فراهم کنید.

۳۱- فروش اینترنتی محصولات هنری: اگر در زمینه هنری خاصی مانند نقاشی یا خطاطی تبحر دارید، می‌توانید از ظرفیت فضای مجازی و افراد تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی برای ارائه نمونه کار و تبلیغ آثارتان استفاده کنید. ارائه تابلوهای نقاشی و خطاطی، سفارش نقاشی پرتره یا نقاشی روی پارچه و لباس از جمله مواردی است که مخاطبان زیادی را در فضای مجازی به خود جذب کرده‌اند. این روزها که بسیاری از ما بیش از گذشته به خرید آنلاین اقلام مورد نیاز خود روی آورده‌ایم، فروش آنلاین محصولات هنری می‌تواند با استقبال خوبی روبه‌رو شود. از طرفی به دلیل این‌که پای واسطه‌ای در میان نیست هم درآمد بهتری خواهید داشت و هم مشتری با قیمت مناسب‌تری می‌تواند محصول دلخواهش را دریافت کند.

۳۲- دوخت ماسک: براساس توصیه وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با کرونا استفاده از ماسک در دوران کنونی شیوع کووید-19 الزامی است و از طرفی گفته شده استفاده از ماسک‌های پارچه‌ای نیز می‌تواند در کاهش انتقال این ویروس مؤثر باشد. اگر کمی با خیاطی آشنا هستید و در خانه چرخ‌خیاطی دارید دوخت ماسک‌های پارچه‌‌ای می‌تواند روش خوبی برای کسب درآمد در این دوران که بسیاری از مشاغل نیز با مشکل روبه‌رو شده‌اند، باشد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  03:34 ب.ظ

فروش لوازم خانگی درنظر بعضی ها کار ساده ای است. از نظر آن ها داشتن یک مغازه لوازم خانگی یعنی خرید چند عدد بشقاب و ظروف چینی و پذیرایی از بازار یا مراکز فروش و پر کردن مغازه با آن ها با کمی چاشنی سلیقه یا الهام گرفتن از اینترنت. اما به این دوستان باید گفت این تفکر برای گذشته است.

 با تهیه چند جنس از برندهای مختلف و نشستن در مغازه هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این روزها رقابت به شدت سخت‌تر و مجرای آن تنگ‌تر شده است. فروشنده‌هایی با تفکر سنتی دیگر نمی‌توانند در این بازار رقابت کنند. اگر بخواهند دوام بیاورند، باید فعالیت‌شان نسبت به قبل زیادتر شود؛ به ویژه این که بیشتر فروش‌ها به سمت اینترنتی شدن رفته است. به هر حال هنوز خیلی از افراد هستند که خرید لوازم خانگی خود را به صورت حضوری انجام می‌دهند. البته اگر فروشگاه اینترنتی هم داشته باشد، توصیه‌های اولیه موفقیت در هر دو یکسان است. این بار برای یافتن پاسخ در خصوص چگونگی موفقیت و افزایش فروش در لوازم خانگی، به سراغ محمد امیرمنش رفتیم که سال هاست در زمینه فروش انواع لوازم آشپزخانه و خانگی و همچنین لوازم تزیینی و دکوری فعالیت می‌کند.

برای شروع باید چه کار کرد؟

این اول سؤال در حوزه فروش لوازم خانگی است. این توصیه را احتمالاً برای شروع هر کسب‌وکاری شنیده‌اید: برای شروع هر کسب و کاری نیاز به تحقیقات بازاریابی دارید که اصل اولیه موفقیت  است. از طرفی دیگر، داشتن سرمایه نقدی، تجربه، شناخت بازارو شناخت رقبا مهم‌ترین عواملی هستند که هرکدام به اندازه سهم خود در افزایش فروش و برندینگ تأثیرگذارند.

 

در این کار، قدم اول پیدا کردن مغازه مناسب است؛ به قول قدیمی‌ها مغازه باید پاخور داشته باشد. در این حوزه افراد زیادی بودند که با توجه به داشتن سرمایه بالا ولی نداشتن موقعیت مناسب مغازه، با شکست مواجه شدند.

بعد از پیدا کردن محل مناسب شناخت رقبای کسب‌وکار در اولویت است. باید بررسی کنید در حوزه کسب‌وکاری شما، چند نفر در آن‌جا به همین فعالیت مشغول هستند. چگونه فعالیت می‌کنند. چه چیزی می‌فروشند و چه چیزی نمی‌فروشند. آیا نمایندگی برند خاصی در آن نزدیکی وجود دارد؟ هرچند وقت یک بار مغازه آن‌ها به روز می‌شود؟ رفتار فروشندگان آن‌ها چگونه است؟ هرکدام چه تفاوت و مزیتی با همدیگر دارند؟ همه این‌ها را برای خود بنویسید. تحلیل کنید. این تحلیل و بررسی به شما کمک می‌کند تا ضعف آن‌ها را پیدا کنید و یک مزیت رقابتی نسبت به آن‌ها داشته باشید. ارسال رایگان، تخفیف و تبلیغات هم دیگر مزیت‌هایی است که اغلب فروشگاه‌های فیزیکی آن را دست کم می‌گیرند. در حقیقت باید ببینید که در محله شما جای چه نوع جنسی خالی است. اوضاع مالی مردم منطقه شما چگونه است؟ آیا مردم توانایی خرید کالاهای گران قیمت را دارند؟ آیا مردم در آن منطقه به خرید جنس لوکس رو می‌آورند و به بازار می‌روند؟

برای مثال، من نویسنده این مطلب، دوستی داشتم که در یکی از شهرهای استان تهران فروشگاه لوازم خانگی جنس‌های نیمه لوکس راه‌اندازی کرد. در اوایل مردم چون عادت داشتند که برای خرید ظروف تزیینی لوکس به تهران بیایند، فروش چندانی نداشت؛ اما با یک کانال تبلیغات و پاخور بودن مغازه (نزدیک بازار اصلی) بعد از سه سال مشتریان ثابت زیادی پیدا کرده‌است. در حقیقت او متوجه شده است که مردم برای خرید جنس لوکس به تهران می‌آیند و در شهر آن‌ها چنین فروشگاهی نیست. پس خود اقدام به راه‌اندازی آن کرد.

حداقل 50 میلیون سرمایه

برای وارد شدن به حوزه کسب‌وکار لوازم آشپزخانه، چینی و بلور علاوه بر داشتن محلی مناسب نیاز به حداقل سرمایه نقدی 50 میلیون تومان است. البته باید گفت که این حداقل سرمایه برای همین الان است و با توجه به گران شدن قیمت‌ها، ممکن است که برای خرید همین تعداد سال دیگر 100 میلیون بپردازید. هرچند برای فروشنده لوازم خانگی اختلاف وحشتناکی وجود ندارد. محل فروش در هر شهری می‌تواند متفاوت باشد. باید ببینید که در کجا بیشتر مردم رفت‌وآمد می‌کنند.

در آغاز شروع شناختن برندهای ایرانی و خارجی هم مهم است. همچنین داشتن سبد کالایی با تعداد بیشتر اهمیت زیادی دارد؛ یعنی این که اجناس هر چه بیشتر جور بوده و از همه گروه‌ها باشد، مشتری راحت‌تر خرید می‌کند و این یعنی مشتری بیشتر و در نتیجه سوددهی سریع.

البته هزینه‌های دیگری هم وجود دارد. هزینه‌هایی مانند دکوراسیون مغازه، اجاره، حمل‌ونقل و غیره که این‌ها بسته به نقطه‌ای که شما در آن فعالیت می‌کنید، متفاوت است.

برای موفقیت هر چه بیشتر در این کسب‌وکار باید از ابزار تبلیغاتی روز هم استفاده کرد. خود آقای امیرمنش تجربه فعالیت زیادی در تهران به ویژه بازار بزرگ را دارد؛ اما از تبلیغ در شبکه‌های اجتماعی غافل نشده و فقط با معرفی و کمی تبلیغ، توانسته از این راه، مشتریان زیادی را به دست بیاورد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدت‌هاست که دولت‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی در اقصی نقاط جهان، پیشگامان تشکیل کمپین‌هایی بوده‌اند تا با ایجاد تغییر در رفتار مردم به بهبود محیط‌زیست، جوامع و زندگی کمک کنند، از تشویق مردم به ترک سیگار گرفته تا بازیافت زباله و صرفه‌جویی در مصرف انرژی و پرهیز از مواد مخدر. اما «میریام سیدیبِی»، کارشناس بهداشت عمومی و نخستین مدیر ماموریت اجتماعی شرکت یونیلیور معتقد است شرکت‌ها هم می‌توانند چنین کمپین‌هایی تشکیل دهند و در ایجاد تغییر در رفتار جامعه سهیم باشند.

 این نه‌تنها به نفع جامعه است بلکه از نظر مالی نیز به نفع شرکت‌هاست. شرکت یونیلیور، تبلیغاتی در کنیا پخش کرده که با این پیام آغاز می‌شود: «آنچه خواهید دید یک آگهی بازرگانی نیست. این یک پیام است برای نجات جان انسان‌ها که همه کنیایی‌ها باید ببینند؛ پیامی که می‌تواند جان میلیون‌ها کودک را نجات دهد.» در ادامه نشان داده می‌شود که شستن دست‌ها چطور می‌تواند جان کودکان را نجات دهد. میریام اخیرا مهمان الیسون بیرد، از دبیران مجله کسب‌وکار هاروارد بوده و توضیح می‌دهد که چرا شرکت‌های بخش‌خصوصی باید به بازاریابی «ماموریت‌محور» روی آورند؛ یعنی در جامعه تاثیرگذار باشند، به‌خصوص در گیرودار کرونا که مردم در تمام مراحل برون‌رفت از این بحران (از امداد تا احیا) نیاز به رهبری دارند و چشم امیدشان به کسب‌وکارهاست. چکیده‌ای از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

   الیسون: به برنامه ما خوش آمدی. تو سابقه کار در حوزه بهداشت عمومی را داشته‌ای. چرا شروع به همکاری با واحدهای بازاریابی کردی؟

میریام: من در مدرسه بهداشت لندن، دکترا گرفتم. تمرکز مطالعاتم، تغییر رفتار در شست‌وشوی دست‌ها بود. بعد به این نتیجه رسیدم که یک شرکت تولیدکننده صابون، می‌تواند سکوی پرتاب قدرتمندی برای من باشد. تولیدکننده‌های صابون که تمام تلاششان، تشویق مردم به خرید صابون بوده، نه‌تنها در این زمینه کلی تجربه داشتند، بلکه در جوامع، نفوذ هم داشتند و این پتانسیل را داشتند که مردم را به شست‌وشوی بیشتر دست‌هایشان تشویق کنند.

 

برای من همه چیز از آنجا شروع شد که فهمیدم برندها می‌توانند و «باید» نقش مهمی در رفع مشکلات بهداشت جهانی ایفا کنند. و بازاریابی هم به‌عنوان یک دیسیپلین می‌تواند نقش داشته باشد اگر اهداف و ارزش‌ها در آن القا شوند. این برای من مهم بود که از طریق یک بسته محصول، بتوانیم پیامی به مشتری‌ها برسانیم که برایشان معنا و مفهوم و اهمیت داشته باشد. دوست داشتم با مغزهای متفکر تغییرات رفتاری همکاری کنم. می‌خواستم ببینم آیا می‌شود روی سبک زندگی و هنجارهای آدم‌ها و همچنین، عادات بهداشتیشان تاثیر مثبت گذاشت یا نه.

  حالا که توضیح دادی به راحتی می‌توانم رابطه بین کمپین شست‌وشوی دست که یک خدمات عمومی است با فروش بالای صابون را ببینم. باز هم برایمان از کمپین‌های بازاریابی ماموریت‌محور مثال بزن.

یکی از جالب‌ترین آنها، کمپین تبلیغاتی یک شرکت تولیدکننده نوشیدنی بود با هدف مبارزه با خشونت جنسیتی در آفریقای جنوبی. آنها ایده‌ای به ذهنشان رسید که نامش را گذاشتند هشتگ «بهانه بی‌بهانه» با هدف القای یکسری ارزش‌ها به مردان، از جمله شناخت نقششان در جامعه. این کمپین برای من جالب‌تر از کمپین شست‌وشوی دست‌ها بود چون کمپین شست‌وشو، مستقیما به محصول ربط دارد. یا مثلا کمپین برند «داو» که به زنان و دخترها می‌گوید بدن خود را همان‌طور که هست دوست داشته باشند. جالب است دیدن اینکه چطور یک برند می‌تواند کاری کند که زن‌ها احساس زیبایی بیشتری کنند.

  تو معتقدی که این - از نظر آگاه‌سازی یا ایجاد تغییر در رفتار - نه‌تنها برای جوامع مفید است، بلکه به نفع شرکت‌ها هم هست. چون وفاداری به برند و در نتیجه، فروش را افزایش می‌دهد.

دقیقا و هدف من این است که فاصله میان آنچه یک برند می‌گوید و آنچه در عمل انجام می‌دهد را کمتر کنم. این یعنی تلاش شما، تاثیر واقعی داشته باشد و تاثیر واقعی یعنی بازگشت سرمایه هم در حوزه برند و هم در حوزه اجتماعی. ما شاهد برندهایی بوده‌ایم که سعی کردند هدفمندی را نه فقط در کلام، بلکه در عمل در اقدامات خود بگنجانند. آنها شرایط مشتری را تغییر می‌دهند و وقتی مشتری‌ها بدانند شما نسبت به کاری که انجام می‌دهی، خلوص نیت داری، وفادار خواهند شد و این اولویت مشتری و اهداف خرید او را تغییر می‌دهد. در شرایط سخت، شما تبدیل می‌شوید به یک جای امن و مطمئن برای مشتری. او با خودش می‌گوید این برند، همواره درباره شست‌وشوی دست، یا برابری جنسیتی یا خشونت صحبت کرده و به نظر من، عدالت، تا حدی اعتماد می‌آورد.

   آیا قانع کردن مدیران ارشد مالی کار سختی نیست؟ آن هم درحالی‌که می‌توانند محصول خود را به راحتی به روش‌های سنتی تبلیغ کنند؟ یا به نظرت، بازاریابی هدف‌محور بین مردم جا می‌افتد؟

به نظرم هنوز سخت است. چون به یک تعهد بلندمدت نیاز دارد. این یک کمپین نیست که یک بار اجرا و تمام شود. این روزها مشتری‌ها فرق یک برند متعهد و برندی که سعی دارد خودش را خوب جلوه دهد می‌فهمند. اگر به مطالعاتم رجوع کنی، می‌بینی بعضی از این کمپین‌ها سال‌ها طول کشیده‌اند.

   یک شرکت از کجا بفهمد کدام ماموریت اجتماعی برای برند آنها مناسب است؟

توصیه من این است که ابتدا به این فکر کنی که محصولت چه پتانسیل‌هایی دارد، چه کارهایی می‌تواند انجام دهد و نیازهای جامعه چیستند. و چطور می‌توانی نیاز خاصی را رفع کنی که تاثیر بزرگی داشته باشی. باید ببینی آیا می‌توانی در محقق ساختن یک هدف اجتماعی که شناسایی کرده‌ای، نقش داشته باشی یا نه. اگر نمی‌توانی، بی‌خیال شو. شاید افراد دیگری باشند که این توانایی را داشته باشند.

به هر حال باید بتوانی نظر سهامداران را جلب کنی و البته، منابع، بودجه و شرکای مورد نظرت را. و (این هدف) باید با منافع استراتژیک سازمان همسو باشد. این کار را به تنهایی نمی‌توانی انجام دهی. شرکت‌های بزرگی باید پشتت باشند که در کاهش مشکل اجتماعی مربوطه کمکت کنند.

   آیا یافتن یک کمپین هدف‌محور، برای همه برندها امکان‌پذیر است؟

کمپین‌های زیادی هستند که برند شما می‌تواند حمایت کند. محصولات مضر، مثل دخانیات باید قبل از انتخاب کمپین، بیشتر فکر کنند و تمامی جوانب را بسنجند. شما می‌توانی تولیدکننده چنین محصولی باشی اما در عین حال، تغییر ایجاد کنی.

سازمان ملل لیستی منتشر کرده به نام «اهداف توسعه پایدار»، شامل طیف وسیعی از کمپین‌های اجتماعی که خیلی از برندها می‌توانند در آنها نقش داشته باشند. و فرق شرکت‌های متعهد و غیرمتعهد این است که متعهدها در بلندمدت نسبت به کارشان تعهد دارند. پس باید ببینی درحال‌حاضر، چه تاثیراتی در جامعه داری و آن را ارزیابی کنی.

   چطور حمایت دیگران را در بلندمدت جلب کنیم؟ قطعا باید ابتدا از مدیر ارشد و واحدهای بازاریابی شروع کنیم، اما حمایت سایر واحدها چطور؟

باید همزمان با پیشبرد کمپین، یک تغییر فرهنگی نیز (در سازمان) ایجاد شود. زمان می‌برد تا بتوانید خودتان را ثابت کنید. گاهی در کوتاه‌مدت، نیاز دارید دیده شوید یا پاداشی دریافت کنید که بتوانید این سرمایه‌گذاری را ادامه دهید. اینجاست که حمایت یک مدیر قدرتمند، لازم است؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت، شرایط سخت شد، باید همچنان نسبت به آن متعهد باشید و در مسیر بمانید.

  برای اندازه‌گیری بازگشت سرمایه، هم از نظر اجتماعی و هم از نظر مالی، چه معیارهایی وجود دارد؟

اندازه‌گیری خیلی مهم است. باید منابعی را که به پروژه‌ها و اهداف اجتماعی اختصاص یافته‌اند زیر نظر داشته باشی و فقط آن زمان است که می‌توانی مقرون به صرفه‌ترین استراتژی را شناسایی کنی. اندازه‌گیری باید در سه سطح انجام شود. اولی، در سطح برند است. آیا فروش افزایش یافته؟ آیا تفاوتی در برند ایجاد شده؟ آیا برند از نگاه مشتریان، دارای ارزش شده؟ آیا نفوذ در بازار افزایش یافته؟ مثلا ما این را در مورد صابون Lifebuoy دیده‌ایم که از نظر سرعت رشد، یکی از بهترین برندهای یونیلیور است.

سطح دوم، سطح سازمانی است. آیا مردم دوست دارند همچنان با ما بمانند چون فکر می‌کنند نقش برند ما در اجتماع، ارزشمند است؟ آیا این ماموریت، نظر کسی را به ما جلب کرده که بخواهد یک گوشه کار را بگیرد؟

و آخرین مورد که از همه مهم‌تر است، سطح عمومی است. باید مطمئن شوی که کسب‌وکارها و شرکای بخش‌خصوصی، کماکان حمایتتان می‌کنند. آیا پاداشی دریافت می‌کنید؟ پاداش‌هایی که ما طی ۱۰ سال گذشته به خاطر کمپین صابون Lifebuoy دریافت کرده‌ایم، آنقدر تعدادشان زیاد است که حسابش از دستم رفته. آیا (کمپین) دسترسی شما به شبکه‌هایی را ممکن کرده که درحالت عادی و به تنهایی به آنها دسترسی نداشتید؟

پاسخ به این سوالات مهم است چون یک کمپین اجتماعی، فقط مسوول عملکردش نیست. همه باید قانع شوند که شما به حرفی که می‌زنید، عمل می‌کنید. این خیلی مهم است چون شما را قادر می‌سازد که هدف را در دل استراتژی خود بگنجانید.

  و آن پاداش‌ها دلیلش این بود که کمپین شست‌وشوی دست‌ها پیشرفت معناداری داشت، درست است؟ درحال‌حاضر، شستن دست‌ها در میان کودکان کنیا، ۲۲ درصد افزایش یافته است.

بله. کاملا درست است. ما تاثیرگذار بودیم. سپس دولت‌ها و نهادهای غیردولتی شروع کردند به گفت‌وگو با ما به‌عنوان شرکای برابر.

   آیا طرح‌های کوچک این پتانسیل را دارند که گسترش یابند، مثلا از طریق همکاری با سایر شرکت‌ها، از یک شهر به شهر دیگر و از کشوری به کشور دیگر؟

هدف این است که تغییر در مقیاس بزرگ اتفاق بیفتد و این را به تنهایی نمی‌توانی انجام دهی. این نیازمند مهارت‌های مکمل، منابع و شبکه‌های ارتباطی است. اینها را باید با دقت انتخاب کنی که با اهداف و بودجه‌ها و فعالیت‌ها متناسب باشد. مشارکت با نهادهای دولتی و غیردولتی نیز برای هر دو طرف، منفعت دارد. چون با کمک منابع شرکت، بخش دولتی می‌تواند اهدافش را حفظ کند و شرکت هم می‌تواند مشروعیت به‌دست آورد. این کمک می‌کند که حمایت شوی، برای ورود به بازارها، گسترش و به‌دست آوردن دیدگاه‌های جدید که به یادگیری و نوآوری‌ات کمک می‌کند. فرقی نمی‌کند که یک بنگاه اقتصادی کوچک باشی یا یک برند بزرگ که می‌خواهی وارد بازارهای جدید شوی. و حتی گاهی بد نیست که با رقیبانت همکاری کنی.

  چرا بازاریاب‌ها باید پرچمدار این اقدامات باشند، نه واحدهای مسوولیت اجتماعی؟

این کاری نیست که بخواهی از بیرون و از حاشیه به آن بپردازی. باید در قلب کسب‌وکار باشی. برای همین است که من وارد حوزه بازاریابی شدم. چون فکر می‌کردم از آنجا می‌توانم رخنه کنم. وقتی تغییرات از مسیر بازاریابی اعمال می‌شوند، حتی اگر کوچک باشند، احتمالا تاثیر بزرگی خواهند گذاشت.

مثلا ما فهمیدیم که ۴۴ درصد مرگ نوزادان، مربوط به عفونت‌های تنفسی و اسهال است که در ۲۸ روز اول تولد اتفاق می‌افتد. پس همه تمرکز بازاریابی‌مان را گذاشتیم روی این موضوع؛ آگاه‌سازی مادران. این یک تغییر کوچک براساس شواهد کوچک بود اما تغییری که ایجاد کردیم بزرگ بود. این کار باید از سوی یک کسب‌وکار صورت بگیرد. فعالیت‌های بشردوستانه خوب است اما کافی نیست. ایجاد تغییرات سیستماتیک، نیازمند یک «مدل ارزش‌های مشترک» است.

  وقتی این فعالیت‌ها توسط واحدهای بازاریابی انجام می‌شود، ممکن است مشتری‌ها حس کنند قصد داریم فریبشان دهیم؟ چه کنیم که حسن‌نیت ما را باور کنند؟

حسن‌نیت یک کمپین، بستگی دارد به عمق تعهد شما و این زمانی آغاز می‌شود که شما چند سال به آن پایبند باشید. به‌نظر من، تا زمانی که پیشرفتی حاصل نشده و تاثیری مشاهده نشده، بهتر است برندها هیچ حرفی نزنند. از آنجا به بعد می‌توانید حرف بزنید و آنجاست که مشتری، آرام آرام به شما اعتماد می‌کند. شرکت Lifebuoy چند دهه است که درباره کمپینش صحبت می‌کند و مردم می‌بینند که این شرکت به ماموریت اجتماعی خود پایبند بوده و هست.

   از زمان شروع بحران کرونا، خیلی از شرکت‌ها کمپین‌هایی مرتبط با این بحران راه انداختند. اما با کمپین‌هایی که تو مثال زدی فرق دارند چون تغییرات رفتاری خاصی در آینده ایجاد نمی‌کنند.

کاملا درست است. به نظرم برندها باید روی تغییر رفتار تمرکز کنند. چه رفتارهایی به پیشگیری کمک می‌کند؟ بهداشت دست‌ها؟ پوشیدن ماسک؟ فاصله فیزیکی؟ در نایروبی، جایی که من الان هستم، ۱۲ نفر در یک اتاق زندگی می‌کنند. این دقیقا یعنی چه؟

باید به این فکر کنی که چطور رویه‌های مردم را تغییر دهی و پیامت را آن‌قدر پویا به آنها برسانی که به رفتار مطلوب اجتماعی، تشویق شوند. اما اینکه بگویی «دست‌هایتان را با صابون ما بشویید» کافی نیست. باید بتوانی بگویی: «دستت را بشوی، با هر صابونی.» گاهی اوقات، اعلام برتری برند شما نسبت به بقیه، کلید موفقیتتان است، اما در این مورد خاص باید به مخاطب نشان دهی که همه برندها یکسانند.

 نگاهت نسبت به دوران پساکرونا چیست؟ به نظرت این پاندمی، باعث می‌شود فعالیت‌های ماموریت‌محور، بیشتر رواج یابد؟

من نگران آینده هستم، از نظر زیست محیطی و رکود اقتصادی. کسب‌وکارها دارند رو به نابودی می‌روند و همه تمرکزشان، روی سود و زیان است. اما تجربه ۱۵ ساله من نشان داده که اگر درباره نقشت در جامعه، نگاه همه‌جانبه داشته باشی و آن را در استراتژی‌ رشد سازمان بگنجانی، می‌توانی کسب‌وکارت را از نو بسازی.

این مدت، مردم هفته‌ها در خانه بودند و خیلی‌ها به این نتیجه رسیدند که مصرف‌گرایی روزانه‌شان تا چه حد بیهوده بوده. به نظرم هیچ‌وقت به آن سطح از مصرف‌گرایی برنمی‌گردیم و احتمالا، مردم به برندهایی که به هیچ اصول یا باوری پایبند نیستند، پشت خواهند کرد. می‌توانی چارچوبی که از آن صحبت کردیم را در استراتژی پساکرونای کسب‌وکارت بگنجانی تا آن را طوری بازسازی کنی که با جوامع، افراد، زنجیره تامین و کل زنجیره ارزش سازمانت، بیشتر در ارتباط باشی. فقط نگران سرمایه‌داران نباشیم و جایی برای دلسوزی باز کنیم. به نظرم با کمک این چارچوب، ممکن است. به نقش خود در جامعه، بیشتر فکر کنیم تا بتوانیم خودمان را به شکلی معنادار برای آینده بازسازی کنیم.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  03:25 ب.ظ

موسسان استارت‌آپ صرفا بر محصول خود تمرکز دارند، اما غالبا فراموش می‌کنند که ایجاد کسب‌وکاری برای محصول، نیازمند مراحل زیادی است.باتوجه به ماهیت شغلم به عنوان مشاور کسب‌وکار، با بسیاری از کارآفرینان ملاقات کردم و این موضوع را دریافتم که خلق‌کنندگان محصول در جایگاه مدیران کسب‌وکار قرار گرفته‌اند و معتقدند که یک محصول عالی، یک کسب‌وکار عالی را در بر خواهد داشت.

 متاسفانه این دو حوزه به ندرت با یکدیگر تلفیق می‌شوند و هدایت کردن تمام مراحل یک کسب‌وکار معمولا وظیفه دشواری است؛ اما من در مقابل این نظر شما تسلیم نمی‌شوم. به همین دلیل یکی از نخستین اهدافم به عنوان مشاور، ارزیابی توانایی فعلی کارآفرینان در هدایت بخش‌های یک کسب‌وکار و سپس ارائه راهنمایی و کمک به آنان در موضوعات قابل پیش‌بینی و چگونگی آمادگی در برابر آنها است. توضیحات دیدگاهم نسبت به این موضوع و بسیاری از دستورالعمل‌های کاربردی‌ام با این رویکرد را در کتاب اخیر خود به همراه دوست و همکارم، جینو ویکمن، با عنوان «جهش کارآفرینانه» تدوین کردم. در اینجا از گفتن تمام تجارب آموزنده خودمان با استارت‌آپ‌ها اجتناب می‌کنیم و فقط ۹ نکته اصلی تکامل یک استارت‌آپ در راستای تبدیل‌شدن به مجموعه‌ای موفق و پایدار را ارائه می‌دهیم:

1. بدون جریان نقدینگی مناسب، کسب‌وکار ناپایدار است.

با اینکه ممکن است «سود» به‌عنوان انگیزه محرک شما نباشد، اما بدون نقدینگی مولد نمی‌توانید کسب‌وکاری را حفظ کنید. این موضوع در اکثر کسب‌وکارها به معنای فروش محصول است و بیانگر این است که محصول یا خدمات شما ارزشمند است. این بخش از مدیریت نقدینگی در کسب‌وکارتان را به هیچ شخص دیگری تفویض نکنید.

 

2. برای مدیریت افراد و عملیات‌ها، از شخص دیگری استفاده کنید.

معمولا کارآفرینان بر خلق تصورات بزرگ شامل چشم‌انداز، هدف و استراتژی بلندمدت تمرکز دارند. ایجاد یک کسب‌وکار نیازمند تمرکز بر اجرا و مدیریت مسوولانه افراد است. تعداد کمی از کارآفرینان می‌توانند هر دو نقش را ایفا کنند، بنابراین در جست‌وجوی همکار یا مشاوری برای کمک به خود در این بخش باشید.

3. مطابق با ارزش‌های اصلی خود یک فرهنگ تجاری ایجاد کنید.

به‌منظور رونق کسب‌وکارتان باید ارزش‌های اصلی‌ مانند مزایای محصول، حفاظت از محیط‌زیست و صداقت شما توسط کارکنان و مشتریان شناخته شود. این اصول ماندگار باید تمام تصمیمات مربوط به استخدام، بازاریابی و اجرا را شامل شود و آنها را هدایت کند.

4. معیارهای اصلی کسب‌وکاری که قرار است با آن زندگی کنید را تعیین کنید.

در این مرحله‌، از مدیریت شهودی به سوی مدیریت عملیاتی حرکت می‌کنید. برای دستیابی به اهداف توسعه‌ای، سه معیار مهمی که هر هفته کسب‌وکارتان باید به آن دست یابد را مشخص کنید. تقریبا این موضوع مربوط به فروش و بازاریابی خواهد بود، زیرا این موارد باید به جریان نقدینگی بازگردند.

5. با کارکنان خود در ارتباط و تعامل باشید.

یک اشتباه مشترک کارآفرینی، پنهان‌شدن در دفترکار خود و تصور از اطلاع داشتن دیگران از رویدادهای در حال وقوع است. افراد باید حداقل به طور هفتگی شما را در حالت رسمی ببینند و سخنان‌تان را بشنوند و شما باید پیرامون خود را مدیریت کنید. به طور مستمر از بازخورد استفاده کرده و در زمان‌های مناسب کارکنان خود را تشویق و از آنها سپاسگزاری کنید.

6. برنامه‌های محوری نظارتی را هرچه سریع‌تر تدوین کنید.

با وجود اطمینان از کامل بودن طرح اولیه در استارت‌آپ، بازهم یک یا چند محور پیش‌بینی نشده وجود دارد. پس باید با شنیدن مستمر سخنان مشتریان، ارزیابی آنان و بررسی عوامل بیرونی برای این مرحله آماده شوید و تغییرات مهمی در تمامی فرآیندهای خود ایجاد کنید. هر موسس و کارآفرینی درباره موضوعی که باعث ایجاد کسب‌وکار خود شده دارای حکایت‌ها و گذشته‌ای است؛ مانند تبدیل شدن شرکت استارباکس (Starbuck)  که از یک فروشگاه عرضه قهوه اسپرسو به شرکت کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای تبدیل شد که با در اختیار داشتن شبکه گسترده‌ای از 28.218 شعبه در کشورهای مختلف، بزرگ‌ترین کافی‌شاپ زنجیره‌ای در جهان محسوب می‌شود.

7. همه امور را انجام ندهید و بر نقاط قوت خود تاکید کنید.

به موضوع اصلی مورد علاقه‌ خود بپردازید. چالش پیش روی شما این است که دقیقا پیش از گسترش و توسعه ظرفیت کسب‌وکار خود، مشاوری را استخدام کرده و از چالش‌های عدم توسعه‌یافتگی جلوگیری کنید. برای بخش‌هایی که کمترین علاقه و توانایی را دارید افرادی را منصوب کنید و با گذشت زمان و بهره‌گیری حداکثری از استعدادهای خود، وارد انجام امور مورد علاقه‌تان شوید.

8. اجازه ندهید کسب‌وکارتان فراتر از حاشیه امن شما رشد کند.

بسیاری از کارآفرینان، آنچنان درگیر چالش‌های رشد و توسعه کسب‌وکار خود می‌شوند که نمی‌توانند جایگاه خود را حفظ کنند و از آن فاصله می‌گیرند. این مرحله ممکن است تمام منافع شما را نابود کند و موجب آسیب‌ به برنامه شما شود. راه‌حل این است که وقتی به اندازه کافی و در حد ظرفیتتان فعالیت کردید، یاد بگیرید که «نه» بگویید.

9. تمرکز خود را بر مربیگری، آموزش و منتورینگ بیشتر کنید.

هر یک از شما کارآفرینان، باید هر مرحله از کسب‌وکار خود را مشخص کند. ممکن است رسیدن به حداکثر رضایت، صرفا از طریق افزایش رشد حاصل نشود. بنابراین شما فرصتی برای اشتراک‌گذاری تجربه خود با افرادی که همراه با شما و تداوم‌دهنده دستاوردهایتان هستند دارید. بیل گیتس نمونه‌ای از افرادی است که در این مرحله قرار دارد و اکنون با بهره‌مندی از بینش و منابع خود، در راستای ارائه هرچه بیشتر خدمت از طریق نیکوکاری، سخنرانی در تالارهای TED و کمک به بسیاری از سازمان‌های کارآفرینانه متمرکز است.

تاسیس یک کسب‌وکار پتانسیل این موضوع را دارد که سفری هیجان‌انگیز مانند ابداع و ساخت یک محصول نوآورانه باشد. فکر می‌کنم همه متوجه هستند که حرکت در این مسیر بسیار دشوار است، ولی هر مرحله از آن چالش‌انگیز، باارزش، هراس‌آور، نشاط‌بخش است و هر یک می‌توانند از رضایت‌بخش‌ترین اموری باشند که در زندگی خود انجام داده‌اید.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  03:22 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

اغلب افراد در دوران کار حرفه‌ای یا زندگی طعم شکست را چشیده‌اند و متحمل ضررهای فراوانی شده‌اند که در واقع درس‌هایی که از این تجارب حاصل می‌شود، جزو هیجان‌انگیزترین جنبه‌های کار به حساب می‌آید.

 تقریبا به میزان پذیرش موفقیت باید یاد بگیرید که پذیرای شکست هم باشید. درحال‌حاضر شاید بسیاری از افراد شرایط عجیبی را در زندگی تحمل‌ می‌کنند، برخی هم بدون اینکه خود را مقصر مشکلات بدانند احساس شکست‌ می‌کنند. عده‌ای هم هنوز منتظر اولین جرقه‌های موفقیت بزرگ در زندگی هستند که درخشش، استعداد و پتانسیل‌هایشان را به عرصه نمایش بگذارند و شناخته شوند. گاهی نتیجه شکست و سقوط، درخشش و موفقیت واقعی است. در حقیقت، پذیرفتن شکست گامی است به سوی قبول مدیریت کارهای بزرگ و دستیابی به موفقیت‌های بیشتر. در ادامه هفت اشتباه که به موفقیت مدیران منجر‌ می‌شود بررسی‌ می‌شود:

۱- بت ساختن از فرد نالایق

با وجودی که مردم، صاحبان قدرت و افراد موفق را تحسین‌ می‌کنند و آنان را بی‌نقص‌ می‌دانند، تقریبا تمام مدیران موفق داستانی شنیدنی از تمجید و ستودن شخص نالایق دارند. موفقیت حرفه‌ای همیشه به معنای خوب بودن شخص نیست. ممکن است در سابقه کاری خود با افرادی برخورد کرده باشید که اسطوره شما بوده‌اند ولی پس از مدتی تبدیل به فردی نفرت‌انگیز و پوشالی شده باشند. چرا این افراد‌ می‌توانند در زندگی مهم باشند؟ زیرا آنان دقیقا شخصی هستند که نمی‌خواهید باشید و این معیار‌ می‌تواند در زندگی شما بسیار ارزشمند باشند.

۲- احساس پشیمانی و شرمندگی از گفته‌ها

همه افراد توانایی انتخاب کلمات صحیح و مناسب در هر موقعیتی را ندارند. مدیران موفق تجارب بسیار جالبی در زمینه ارتباطات ناموفق داشته‌اند که نسنجیده یا عامیانه با طرف مقابل صحبت کرده‌اند و قطعا هم نتیجه مثبت نگرفته‌اند. راستی از ارتکاب چنین اشتباهی چه باید بیاموزید؟ چرا باید چنین اشتباهی را مرتکب شوید؟ جواب بسیار ساده است: چون متوجه خواهید شد به‌جای صحبت کردن عجولانه بهتر است به سخنان دیگران با دقت گوش دهید و به سرعت متوجه قدرت کلمات مثبت و منفی خواهید شد.

 

۳- اعتماد بیش از حد به خود برای موفقیت

اعتمادبه‌نفس، تجارب و دستاوردها امکان رسیدن به شغل رویایی‌تان را میسر‌ می‌کند اما به تنهایی برای حفظ شغل مورد دلخواه، کافی نیستند. خودبزرگ‌بینی کاذب درسی مهم و عمیق از زندگی به شما‌ می‌دهد اما زمانی که دست از تلاش و کسب موفقیت برمی‌دارید، مطمئنا شکست خواهید خورد. مسلما نتیجه کار سخت، تمرکز و تلاش در پایان روز موفقیت خواهد بود. پس برای برنده شدن و موفقیت کوشش کنید و دست از تلاش برندارید تا برنده واقعی باشید.

۴- ناممکن بودن کارها بدون حضورتان

تقریبا همه افراد به طرز عجیبی بر این باورند که هیچ شخصی مانند خودشان از عهده انجام وظایف به خوبی برنمی‌آید و گرچه این گفته شاید صحیح باشد اما به این معنا نیست که هرگز جایگزینی برایتان پیدا نخواهد شد. چرا این مساله تا این اندازه دارای اهمیت دارد؟ کاملا ساده است، چه به‌عنوان صاحب شرکت مجبور به ترک محل کار شوید یا به‌عنوان کارمند عذرتان را از شرکت بخواهند، مطمئنا جایگزینی برای سمت شما پیدا خواهد شد که از شرایط خوبی هم برخوردار است.

۵- مطلع بودن از همه چیز

چرا همیشه فکر‌ می‌کنید همه مسائل را‌ می‌دانید و حق با شما است؟ البته این طبیعت و ذات انسان است. انسان‌ها با تاریخ، تربیت و دیدگاه‌های مختلف که عقاید و نظراتشان را تشکیل‌ می‌دهد با دنیا مواجه‌ می‌شوند. چرا تا این حد برایتان مهم است که دیگران متوجه شوند اطلاعات فراوانی درباره تمام مطالب دارید؟ فقط بدانید بیشتر افراد همین نظر را دارند و فکر‌ می‌کنند تمام چیزها را‌ می‌دانند البته تاحدودی هم شاید حق با آنها باشد.

۶- گوش نکردن به دیگران

به‌نظر‌ می‌رسد گوش ندادن به دیگران توصیه خطرناکی باشد. اما اگر مدیر موفقی باشید، حتما یک بار در مدت کاری، مرتکب این اشتباه شده‌اید که کار ساده‌ای هم است. فقط کافی است به اشتباه شماره پنج رجوع کنید یعنی فکر کنید که همه چیز را‌ می‌دانید. سپس، به سخنان فردی که با شما صحبت یا مخالفت‌ می‌کند، ذره‌ای گوش ندهید و اصلا توجه نکنید. چرا گوش نکردن به دیگران‌ می‌تواند برای رسیدن به موفقیت مهم باشد؟ خوب، با توجه به اینکه مخالفت‌ می‌تواند پایه پیشرفت باشد، پس سعی نکنید نظرات مخالف را با نظرات خود همسو کنید، زیرا این عمل اصلا به نفع شما نیست. ذهن خود را به روی افکار مخالف باز کنید، این عمل به معنای تغییر طرز فکر نیست، بلکه به معنای مطالعه جهان از زوایای دیگر است.

۷- اهمیت ندادن به دیگران

در پاسخ به این سوال که چگونه‌ می‌توان مدیر بهتری بود؟ باید گفت چگونه به‌عنوان مدیر، الهام‌بخش کارمندان هستید تا کیفیت کارشان ارتقا یابد؟ برای این منظور لازم است چه مطالعات، فراگیری و تمرکزی داشته باشید؟ اگر به‌جای کمک به تیم فقط روی پیشرفت خود تمرکز کنید، آیا می‌توانید به مدیر بهتری تبدیل شوید. وظیفه مدیر، کمک به اطرافیان برای رشد و ترقی است.  در دوران حرفه‌ای دچار اشتباهاتی خواهید شد و از آنجا که آرزوی هر فرد این است که تمام‌ها تلاش‌ها و کوشش‌هایش به موفقیت بینجامد، مهم است بدانید که از پس هر شکست پیروزی است. این تنها راهی است که متوجه برخی از درس‌های بزرگ و عمیق شغلی خواهید شد. به‌کار خود با علاقه ادامه دهید فقط دقت کنید که این اشتباهات به عاداتی در زندگی شما تبدیل نشوند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  03:13 ب.ظ

در حوزه خرده‌فروشی، مشاهده تغییر رفتار خرید مشتریان، بسیار آسان است. یک علامت «حراج بزرگ» که روی در و ویترین‌ها نصب شده، مشتری را تشویق می‌کند که وارد مغازه شود و خرید کند، که اگر آن علامت را نمی‌دید، از کنار مغازه رد می‌شد.

 خدمات جدید و آسان و مقرون به صرفه، مثل «خرید آنلاین و دریافت حضوری»، مردم را به مرور از روش‌های قدیمی خرید کردن به سمت روش‌های جدید سوق داده. خرده‌فروش‌هایی مثل آمازون که محصولات بیشتر، بهتر، متفاوت یا ارزان‌تر ارائه می‌کنند، باعث می‌شوند ترجیحات مشتری‌ها تغییر کند و محل خریدشان را عوض کنند.

اینکه مشتری چه چیزی می‌خرد و از کجا می‌خرد، «رفتار مشتری» نام دارد که می‌تواند در یک چشم به هم زدن و به‌طور ناگهانی، تغییر کند. اما یک عامل بنیادی‌تر وجود دارد که قابل‌ پیش‌بینی‌تر و دارای ثبات بیشتر است؛ عاملی به نام روان‌شناسی مشتری که به این سوال پاسخ می‌دهد: «مشتری اصلا چرا خرید می‌کند؟»

درک روان‌شناسی مصرف‌کننده از دو جهت می‌تواند به خرده‌فروشان کمک کند: خرده‌فروشانی که روان‌شناسی خریداران را درک می‌کنند، می‌توانند از این دانش خود برای ایجاد تغییر در رفتار مشتری‌ها استفاده کنند یا می‌توانند محصولات یا خدمات خود را مطابق با تغییرات در روان‌شناسی مصرف‌کننده، تغییر دهند.

و این دقیقا همان چیزی است که امروز شاهدش هستیم. تغییر در روان‌شناسی مصرف‌کننده، یعنی ترس و اضطرابی که با گسترش ویروس کرونا به جان مردم افتاده، باعث شده مردم برای خرید خوراکی و مواد مصرفی ضروری به فروشگاه‌ها هجوم ببرند. 

 

علاوه بر روان‌شناسی مشتری، یک چیز دیگر را هم می‌توان پیش‌بینی کرد. پس از آنکه آب‌ها از آسیاب بیفتد و کرونا دوره‌اش را طی کند، تقاضا برای این محصولات با شیب تندی کاهش خواهد یافت و بسته به اینکه تهدید ویروس، با چه سرعتی کاهش یابد، مردم ممکن است حالا حالاها این کالاها را نخرند چون قبلا کلی کالا انبار کرده‌اند.

اما فرض کنیم بحران کرونا تمام شده. اگر تغییر در روان‌شناسی مشتری، پایدار باشد چه می‌شود؟ امروز همه ما می‌دانیم که یک بیماری با منشأ ناشناخته که هیچ کنترلی روی آن نداریم می‌تواند موجودیت فیزیکی ما را تهدید کند. اگر این آگاهی، نگاه ما را نسبت به دنیا و رفتارمان تغییر دهد چه؟ اگر انتخاب‌های خرید و مصرف ما را تغییر دهد چه؟

آیا بحران کرونا می‌تواند نقطه عطفی باشد که «نرمال‌های مشتری» را تغییر دهد؟ آیا ممکن است چیزهایی که تا دیروز، غیرعادی بوده، برای همه مشتری‌ها عادی شود؟

بله. خیلی هم ممکن است. این بستگی دارد به عمق و گستردگی تاثیرات کرونا. من این موضوع را با سه تن از کارشناسان روان‌شناسی مصرف‌کننده در میان گذاشتم و هر سه در مورد آن اتفاق نظر دارند. البته از بعضی جهات نیز، دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

اما هر سه آنها هشدار می‌دهند که ارزیابی تغییرات رفتاری و روان‌شناسی مشتری در بلندمدت تا حد زیادی پیچیده است.

 خرید به آدم‌ها احساس کنترل می‌دهد

«اریکا کارانزا»، نایب‌رئیس بخش روان‌شناسی مشتری در موسسه تحقیقات بازاریابی CMB می‌گوید: «مصرف‌کنندگان، پیش از هر چیزی، انسانند. روان‌شناسی به ما می‌گوید که چرا مردم، یک کاری را انجام می‌دهند. اگر شرکت‌ها این را درک نکنند، هیچ‌وقت نخواهند فهمید چه واکنشی باید نشان دهند.»

مصرف‌کننده‌ها موجودات پیچیده‌ای هستند. او در ادامه می‌گوید: «مصرف کردن، ناشی از یکسری انگیزه‌های قوی است، مثل احساس، هویت و ارتباط اجتماعی. این انگیزه‌ها هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. اما ارزش‌ها، عادات و هنجارها که تعیین می‌کنند چه چیزی را مصرف کنیم و چگونه، می‌توانند به میزان قابل‌توجهی، تغییر کنند.»

مردم، به‌واسطه چیزهایی که می‌خرند و نحوه خرید آنها، احساس کنترل به‌دست می‌آورند که به باور اریکا، همان «احساس عاملیت» در علم روان‌شناسی است. اما خطر ابتلا به یک بیماری ویروسی، این احساس را در ما از بین می‌برد.

او می‌گوید: «به‌دلیل شیوع این ویروس، مردم بیش از پیش به اجتناب‌ناپذیری مرگ فکر می‌کنند و این یعنی هرکس دائم به خودش یادآوری می‌کند که مرگ در دوقدمی‌اش است. این روزها، ما هرجا که می‌رویم، سایه مرگ را حس می‌کنیم و همین، یک احساس اضطراب وجودی در ما ایجاد می‌کند. گرچه پیش‌بینی تاثیرات آن، سخت‌تر است اما معمولا وقتی آدم دچار این اضطراب می‌شود و فلسفه وجودی‌اش را زیر سوال می‌برد، سعی می‌کند زمانش را صرف کارهایی کند که منعکس‌کننده ارزش‌هایش باشند، یا عزت نفسش را بالا ببرند یا معرف او باشند.»

در کوتاه‌مدت، این ابهام (در مورد آینده)، باعث می‌شود خریدهای غیرضروری به حاشیه بروند و البته خریدهای حضوری نیز کاهش یابند.

در بلندمدت اما ممکن است افراد به انتخاب‌هایی گرایش پیدا کنند که کاملا براساس «احساس هویت» آنهاست. بنابراین، مثلا ممکن است در آینده، مردم به برندهای دوستدار محیط‌زیست روی بیاورند چون این گرایشی است که درحال‌حاضر در بسیاری از کشورها رایج شده. یا حتی ممکن است برای ارضای عزت نفس، در خرید کالاهای لوکس، زیاده‌روی کنند.

 هویت گروهی: عاملی موثر در انگیزه‌های مصرف‌کننده

«هورهی باراسا» استاد روان‌شناسی مصرف‌کننده دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نیز با اریکا موافق است اما در ادامه می‌گوید تنها انگیزه‌های درونی انسان نیستند که رفتار خرید او را شکل می‌دهند. رفتار خرید مشتری، تحت‌تاثیر هویت گروهی نیز هست.

رفتار گروهی، درست مثل این ویروس، مسری است. باراسا می‌گوید: «ما اساسا ساخته شده‌ایم که دیگران را جذب کنیم. ما از کسانی که شبیه ما هستند، حس اطمینان و امنیت می‌گیریم. در شرایط عدم اطمینان، ما بیشتر از شرایط عادی، تحت‌تاثیر عوامل بیرونی، از جمله نفوذ گروهی هستیم.»

از آنجا که خرید کالای لوکس، دارای مولفه قدرتمند اجتماعی است، (در این شرایط)، خیلی‌ها ممکن است به خرید کالاهایی رو بیاورند که لوکس محسوب می‌شوند.

«مایکل باربرا»، مدیر ارشد رفتارشناسی در موسسه مشاوره مدیریتی «کلیک‌سوئیژن» است که حدود ۱۴ سال در حوزه تحقیق و تحلیل اطلاعات با هم همکار بودیم. او با یک مثال توضیح می‌دهد که این گرایش در یک مغازه، چطور نمود پیدا می‌کند: 

«فرض کنید در مغازه هستید و قصد دارید یک جعبه شکلات بخرید. یکی‌ ۹ دلار،یکی ۱۹ دلار و آن یکی ۹۹ دلار. اگر می‌خواهید برای خودتان بخرید، احتمالا ۹ دلاری را انتخاب می‌کنید، اما اگر قصد دارید آن را به دوستتان بدهید، احتمالا ۱۹ دلاری را انتخاب می‌کنید چون دوست ندارید بقیه فکر کنند خسیس یا بی‌کلاس هستید. شکلات ۹۹ دلاری، آنجا گذاشته شده تا شما را گول بزند. شما با مقایسه سه گزینه، در ذهنتان حساب و کتاب می‌کنید و گزینه وسطی را انتخاب می‌کنید که قیمتش به نظرتان معقول است.» 

با توجه به عدم اطمینان افراد که باعث می‌شود با نگاهی به خودشان، محصولی را انتخاب کنند که هویتشان را تایید می‌کند، ممکن است فردی که می‌خواهد برای خودش شکلات بخرد، به‌جای شکلات ۹دلاری، ۱۹ دلاری را انتخاب کند. این تاثیر را می‌توان در هر فروشگاهی دید، از محصولات زیبایی گرفته تا جواهرات و پوشاک و زیورآلات و ... .

و از آنجا که عدم اطمینان، دارای یک جنبه قدرتمند دیگر است، یعنی همان هویت گروهی، ممکن است مشتری حتی حاضر باشد برای دوستش، شکلات ۹۹ دلاری را بخرد، بنابراین، خرده‌فروشان باید محصولات را طوری به نمایش بگذارند که همیشه یک «گزینه جایگزین» با قیمت بالاتر در قفسه‌ها وجود داشته باشد، به خصوص در فروشگاه‌های لوازم کادویی و کالاهای لوکس. باراسا می‌گوید: «در شرایط نبود اطمینان، مردم بیشتر از همیشه، گرایشات خودخواهانه دارند که باعث می‌شود بیش از حد خرید کنند و صرفا برای سرگرمی و لذت که برای مدتی هرچند کوتاه، احساس آرامش و راحتی داشته باشند.»

 جست‌وجوی آرامش در یک جهان نا آرام

باراسا در ادامه می‌گوید: «در شرایط بحرانی، تحقیقات نشان می‌دهد که مردم، رفتارهای آسایش‌طلبانه بیشتری از خود بروز می‌دهند.»

اریکا یک مثال از زندگی خودش می‌زند: «یکی به من یک کارت هدیه ۲۵ دلاری داد که می‌توانستم با آن از فروشگاه Home Goods خرید کنم. رفتم و چند تا ظرف صدفی کوچک خریدم که قفسه داروهایم را مرتب کنم. پولی که برای ظرف‌ها دادم بیشتر از ۲۵ دلار شد، اما حالا قفسه داروهایم زیبا شده و احساس آرامش بیشتری دارم.»

او می‌توانست ظرف‌های معمولی بخرد که کارش را راه بیندازد اما با خرید ظرف‌های زیبا برای قفسه داروها، هم نیازش به خرید یک کالای لوکس را ارضا کرد هم قفسه داروها را مرتب کرد که این روزها با توجه به شیوع بیماری، یک نیاز جدید محسوب می‌شود. او می‌گوید در شرایط بحرانی کرونا که اصلا تحت کنترل ما نیست، این خرید باعث شد احساس کنترل بیشتری داشته باشد.

این یک مثال از تغییرات کوتاه‌مدتی است که تهدید فعلی در ما ایجاد کرده. درست مثل انبار کردن وسایل ضروری. اما طبق پیش‌بینی اریکا، عادت‌های مصرف جدیدی که به‌دلیل کرونا در ما ایجاد شده، ممکن است هیچ‌وقت ترک نشود.

 عادت‌های خرید در آستانه دگرگونی

اریکا می‌گوید: «رفتار مصرف نیز تحت‌تاثیر عادت‌هاست. و عادت‌ها را به سختی می‌توان تغییر داد. اما اتفاقی به این بزرگی (کرونا) که احساسات منفی شدیدی در مردم ایجاد کرده، یکی از نمونه‌هایی است که می‌تواند عادت‌ها را تغییر دهد.»

باربرا می‌گوید در نتیجه بحران کرونا، یک تغییر چشمگیر در رفتار مصرف مردم ایجاد شده. این بحران، مردم را به سمت محصولات (و خدمات) دوستدار محیط‌زیست و سالم‌تر سوق داده است.

او می‌گوید: «مرکز کنترل و پیشگیری بیماری و سازمان بهداشت جهانی، روی اهمیت شست‌وشوی صحیح و مکرر دست‌ها تاکید می‌کنند. و این باعث خواهد شد که مردم، سالم‌تر زندگی کنند که به نفع خرده‌فروشانی است که غذاهای سالم و محصولات پایدار تولید می‌کنند. این (تغییر رویه)، مصرف‌کننده‌ها را ترغیب می‌کند که موضوعات را از یک زاویه دیگر، ارزیابی کنند.»

پروفسور باراسا معتقد است که الان، وقتش است که خرده‌فروشان و بازاریابان، مشتریان را به سمت انتخاب‌های پایدارتر و سالم‌تر سوق دهند. او می‌گوید: «شرایط فعلی، فرصتی است که تمرکز خود را روی پایداری معطوف کنیم که نه تنها به نفع محیط‌زیست، بلکه به نفع خودمان هم هست. مثلا، الان وقتش است که خرید و تامین محصولات محلی را ترویج کنیم. این روزها مردم آگاهی بیشتری درباره زنجیره تامین دارند و می‌دانند که چقدر به سایر کشورها وابسته‌ایم. مثلا وابستگی آمریکا به آسیا و چین. ما انسان‌ها به دنبال نشانه‌هایی در طبیعت هستیم که به ما بگویند چه انتخابی درست است و چرا باید پول بیشتری را صرف خرید از یک برند کنیم.» من یک جمله به گفته‌های پروفسور اضافه می‌کنم. «چرا باید از یک جا خرید کنیم؟»

خرده‌فروشان و بازاریابان می‌توانند از این بحران برای کمک به مشتریان استفاده کنند تا هم مشتریان، سالم‌تر زندگی کنند و هم خودشان، کسب‌وکار سالم‌تری بسازند.

 آینده نزدیک و دور

در کوتاه‌مدت، فعلا مردم بیشتر زمانشان را در خانه خواهند گذراند و از حضور در مراکز خرید شلوغ، خودداری خواهند کرد. این باعث می‌شود بیشتر خریدهایشان را آنلاین انجام دهند که اگر تبدیل به یک عادت شود، فروشگاه‌های فیزیکی که فروش آنلاین ندارند، با مشکل مواجه می‌شوند چون شکستن این عادت، سخت است. بنابراین، خرده‌فروشان بزرگ و کوچک باید بدانند که برای حفظ ارتباط با مشتریان، باید برایشان امکانات آنلاین فراهم کنند و این نیاز، حالا کاملا احساس می‌شود.

افراد وقتی بیشتر زمان خود را در خانه می‌گذرانند، کم‌وکاستی‌های محیط خانه را بیشتر حس می‌کنند. در کوتاه‌مدت، این ممکن است باعث شود کالاهای تزئینی، مثل فرش، صندلی یا بالش بخرند. در بلندمدت ممکن است دکور خانه را یک تغییر اساسی دهند.

ماندن در خانه، به نفع فروشندگان تجهیزات مرتبط با صنایع دستی و سرگرمی نیز هست (مثل پارچه، کاموا، چسب، قیچی، قلم مو و رنگ)، به خصوص اگر بتوانند تقاضای مشتریان را اینترنتی پاسخ دهند.

 روان‌شناسی، کنترل‌کننده رفتار خرید

باراسا می‌گوید: «حالا فرصتی است که مردم، عادت‌های خود را تغییر دهند که در بلندمدت، به تغییر رفتارهایشان منجر خواهد شد.» به همین علت، بازاریابان و خرده‌فروشان باید روان‌شناسی مصرف‌کننده را بشناسند تا بتوانند تقاضای مشتری را پیش‌بینی کنند.

باربرا معتقد است که تئوری سنتی اقتصاد، در این زمینه کمک چندانی به ما نمی‌کند. طبق این تئوری، فرض بر این است که اساس تصمیم‌گیری مردم، «سود و مطلوبیت» است. از سوی دیگر، تئوری رفتاری اقتصاد، فرض را بر این می‌گذارد که تصمیم‌گیری مردم براساس عوامل «تجربی، احساسی و حتی غیرمنطقی» است.

درحال‌حاضر، مردم با ترس‌های غیرمنطقی عمیقی دست به گریبان هستند. همه به‌دنبال تجربیات آرامش‌بخشی‌اند که به آنها احساس کنترل دهد و در نتیجه، احساس آرامش و راحتی بیشتری کنند. خرید کردن، یکی از راه‌ها برای بازیافتن کنترل و آرامش است.

پس شروع می‌کنند به انبار کردن کالاها، درحالی‌که شاید واقعا به آن همه کالا نیاز نداشته باشند، ولی همین عمل خرید کردن، به آنها احساس آرامش می‌دهد چون حس می‌کنند دارند یک کاری انجام می‌دهند.

مصرف کردن، نقش مهمی در سبک زندگی جوامع دارد. که از بین نمی‌رود. توصیه به بازاریابان و خرده‌فروشان این است که خودشان را برای تغییرات بلندمدتی که بحران کرونا ایجاد خواهد کرد آماده کنند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

چینی‌ها، آمریکایی‌ها و هندی‌ها در زمره دارندگان برترین استارتاپ‌های جهان قرار دارند و اکوسیستم نوآوری آنها به خوبی در حال کار است.

در دنیای امروزی، استارتاپ‌ها با ایده‌های نوین روزبه‌روز در حال توسعه و رشد هستند. ایده تاسیس استارتاپ، چندین سال است که شکل گرفته و در این بین، برخی‌ توانسته‌اند سرمایه‌های بسیاری جذب کنند و به‌دنبال آن درآمدزایی بالایی داشته باشند. اکنون به بررسی باارزش‌ترین استارتاپ‌های دنیا می‌پردازیم.

ByteDance

سال تاسیس: 2012

 

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 75میلیارد دلار

کار این استارتاپ کمی عجیب‌وغریب، اما در نوع خود بی‌نظیر است. آنها با استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم‌هایی که در اختیار دارند، کاربران مختلف را در فضای مجازی به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام زیرنظر می‌گیرند و اطلاعات و آماری را که از آنها به‌دست می‌آورند، به مشتریان خود می‌فروشند.

Didi Chuxing

سال تاسیس: 2012

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 56میلیارد دلار

این استارتاپ که شرکتی برای حمل‌ونقل و همچنین ارسال غذاست، در روزهای کرونایی هم کاسبی خود را داشت و نگذاشت که فشار اقتصادی ناشی از بیماری کووید - 19تأثیر چندانی بر فعالیت‌هایش بگذارد.

Stripe

سال تاسیس: 2010

دفتر مرکزی: سانفرانسیسکو - کالیفرنیا

ارزش کنونی: 35.25میلیارد دلار

این شرکت، باارزش‌ترین استارتاپ آمریکایی به‌حساب می‌آید. استرایپ، استارتاپی برای پرداخت‌های اینترنتی است و مردم را از رفتن به بانک معاف می‌کند.

SpaceX

سال تاسیس: 2002

دفتر مرکزی: هاتورن - کالیفرنیا

ارزش کنونی:33.3میلیارد دلار

درباره اسپیس‌ایکس تنها می‌توانیم به این نکته اشاره کنیم که ارزشمند‌ترین استارتاپ در حوزه فضاست. چندی پیش این شرکت توانست نخستین فضاپیمای سرنشین‌دار خصوصی جهان را با موفقیت به فضا پرتاب کند. پس از آن نیز، آنها چندین ماهواره دیگر را راهی فضا کردند.

Airbnb

سال تاسیس: 2008

دفتر مرکزی: سانفرانسیسکو - کالیفرنیا

ارزش کنونی: 18میلیارد دلار

این استارتاپ قدمت بیشتری نسبت به استارتاپ‌های بزرگ دنیا دارد. فعالیت آنها در زمینه رزرو هتل در نقاط مختلف جهان است. البته این روزها، شیوع ویروس کرونا، خسارات سنگینی را به صنعت گردشگری جهان زده و این استارتاپ هم در این ایام ضرر کرده است؛ با این حال Airbnb همچنان یکی از برترین‌های دنیاست.

Kuaishou

سال تاسیس: 2011

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 18میلیارد دلار

استارتاپ کوایشو در زمینه اشتراک‌گذاری تصاویر ویدئویی فعالیت می‌کند و به‌نوعی نسخه چینی یوتوب است و هم‌اکنون بیش از ۲۰۰میلیون کاربر فعال دارد که به‌خاطر کرونا و خانه‌نشینی، کاربران فعالش افزایش هم پیدا کرده‌اند.

One97Communications

سال تاسیس: 2000

دفتر مرکزی: نویدا - هندوستان

ارزش کنونی: 16میلیارد دلار

باارزش‌ترین استارتاپ هندی، در زمینه خدمات مالی و پرداخت‌های آنلاین فعالیت می‌کند و در این کشور از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است.

Epic Games

سال تاسیس: 2001

دفتر مرکزی: مریلند - آمریکا

ارزش کنونی: 15میلیارد دلار

از نام این استارتاپ مشخص است که در زمینه بازی‌های ویدئویی و آنلاین فعالیت می‌کند. در ایام شیوع بیماری کووید - 19، اپیک گیمز، کار و کاسبی بسیار خوبی داشته است.

DJI Innovations

سال تاسیس: 2006

دفتر مرکزی: شنزن - چین

ارزش کنونی: 15میلیارد دلار

این استارتاپ امور مربوط به فیلمبرداری‌ها را انجام می‌دهد و با داشتن تصویربرداران حرفه‌ای و تجهیزات مناسب، سفارش برای فیلمبرداری می‌پذیرد.

Grab

سال تاسیس: 2012

دفتر مرکزی: سنگاپور و اندونزی 

ارزش کنونی: 14.3میلیارد دلار

تحویل غذا در برخی کشورها، مانند سنگاپور از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مدیران این استارتاپ تصمیم گرفتند پس از کسب موفقیت‌های پرشمار در سنگاپور، دفتر دیگری را نیز در اندونزی راه‌اندازی کنند.

یوتوب چینی 

استارتاپ کوایشو در زمینه اشتراک‌گذاری تصاویر ویدئویی فعالیت می‌کند و به‌نوعی نسخه چینی یوتوب به‌حساب می‌آید و هم‌اکنون بیش از ۲۰۰میلیون کاربر فعال دارد که به‌خاطر شیوع ویروس کرونا و خانه‌نشینی، کاربران فعالش افزایش هم پیدا کرده‌اند


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ارتباطات در حفظ روابط مثبت در محیط های مختلف از محل کار گرفته تا خانه و دانشگاه اهمیتی کلیدی دارد. فقدان ارتباط در روزهای عادی هم می تواند ناخواسته به ارسال سیگنال های منفی به دیگران منجر شود و حالا به لطف کرونا و قرنطینه ناشی از آن این ریسک پررنگ تر هم شده است.

 در این مطلب انواع مختلف ارتباط را شرح داده و سپس با نگاهی به روش های موثر برقراری ارتباط موثر با همکاران اهمیت آن را شرح داده ایم.

انواع ارتباط

در محیط های کاری برای برقراری ارتباط با همکاران از روش های مختلفی استفاده می کنیم که شامل ارتباط کلامی، غیرکلامی، کتبی، بین فردی و موارد دیگری می شود. در دوران دورکاری موارد کلامی کمرنگ تر شده و در عوض نقش ارتباط کتبی بیشتر شده است.

 

ارتباط کلامی

این مدل شامل ترکیبی از اصوات و کلماتی است که از طریق آن با دیگران صحبت می کنیم. این مدل در برقراری ارتباط سازنده اهمیت به سزایی دارد و برخی از مهمترین جنبه های آن عبارتند از صحبت کردن با اعتماد به نفس، استفاده از تکنیک شنیدن فعال و عدم استفاده از کلمات پر کننده مکث نظیر «اممم»، «اههه» و غیره.

ارتباط غیرکلامی

این مدل نه بر اصوات و واژگان بلکه بر مواردی مثل ژست ها، حالت های چهره، ارتباط چشمی و زبان بدن مبتنی است. هرچند ارتباط غیرکلامی کمتر مورد توجه قرار می گیرد اما اهمیتی در حد مدل کلامی دارد و استفاده اشتباه آن پیام مخربی را به همکاران منتقل می کند.

ارتباط کتبی

همانطور که از نام آن پیداست شامل پیام هایی است که در قالب یادداشت، گزارش، ایمیل، پیامک و مواردی از این دست منتقل می شود. یک پیام مطلوب کتبی باید روشن، صریح، عاری از غلط املایی و نگارشی و تا حد ممکن ساده باشد. مزیت این روش در این است که می توانید به خوبی روی پیام فکر کرده و سپس آن را برای طرف مقابل ارسال کنید.

چگونه با همکاران ارتباط بهتری برقرار کنیم؟

برای پایه ریزی یک ارتباط موثرتر با همکاران سعی کنید روش های زیر را به عادت روزمره تبدیل کنید:

از ارتباط چهره به چهره استفاده کنید: این روش از ارسال ایمیل شخصی تر است و طی آن می توانید به شکلی حرفه ای، سریع و شفاف با همکار خود صحبت کنید.

بشنوید: توجه به سخنان طرف مقابل نشان دهنده اهمیتی است که برای نقطه نظرات و دیدگاه های همکارتان قائل هستید. اگر بخشی از سخنان وی را متوجه نشده اید به روشی مناسب از وی درخواست کنید آن را تکرار کرده یا روشن تر توضیح دهد.

ارتباط چشمی بگیرید: نگاه کردن به اطراف، سقف یا زمین زمانی که طرف مقابل در حال صحبت است، این پیام را به وی می دهد که شما یا علاقه ای به ادامه مکالمه ندارید یا حرف های وی برایتان اهمیتی ندارد. از اینرو سعی کنید ارتباط چشمی را حین گفتگو حفظ کنید.

توجه به پیام های غیر کلامی: حین صحبت با توجه به ژست های طرف مقابل می توان به برخی نکات پی برد. برای مثال اگر دست های وی در حالت باز و ریلکس هستند یعنی آماده گوش دادن به حرف هایتان را دارد و اگر ارتباط چشمی خوبی هم دارند یعنی توانایی تمرکز و گفتگو را دارا است. از طرف دیگر به ژست های خودتان هم توجه داشته باشید تا به صورت ناخواسته روی طرف مقابل اثر منفی نگذارید.

در گفتگو مشارکت فعال داشته باشید: مهمترین نکته ای که اینجا باید به یاد داشته باشید این است که موبایل و دیگر ابزارهای پرت کننده حواس را کنار گذاشته و در گفتگو حضور داشته باشید. برای برقراری ارتباط موثر باید هر دو نفر دیدگاه هایشان را مطرح کرده و با دقت به سخنان طرف مقابل گوش دهند. اگر نظر شما با طرف مقابل متفاوت است، صادقانه آنرا مطرح کنید اما اجازه ندهید تفاوت دیدگاه ها شما را از اصول احترام به هم دور کند.

آرام و واضح صبحت کنید: زمانی که نوبت به شما رسید آرامش خود را حفظ کرده و با نفسی عمیق به شکل حرفه ای و آرام صحبت کنید. پیش از بیان کلمات آنها را به دقت انتخاب کرده و مواردی که احیانا شما را آزار می دهد بیان کرده و راه حل آنها را هم ارائه کنید.

از همکارتان سپاسگزاری کنید: در پایان جلسه از همکارتان به خاطر اینکه وقت و نظراتش خود را در اختیارتان قرار داده تشکر کنید.

اهمیت ارتباطات در دوران کرونا

همانطور که گفتیم اهمیت برقراری ارتباط موثر در دوران کرونا بیش از پیش افزایش پیدا کرده است. قبل از این همکارانتان را در محیط کار ملاقات می کردید، به راحتی با یکدیگر گفتگو کرده و دیدگاه تان را به اشتراک می گذاشتید اما با دورکار شدن بسیاری از کسب و کارها این فرصت از دست رفته و حالا اغلب ما تنها از طریق پلتفرم های پیام رسانی متنی، صوتی یا تصویری با هم در ارتباط هستیم.

خوشبختانه راهکارهای مطرح شده تنها محدود به ملاقات های حضوری نیستند و در قرنطینه هم می توان از آنها بهره برد. برای مثال برقراری ارتباط چشمی حین تماس تصویری حتی اهمیتی بیش از ملاقات حضوری دارد یا استفاده از لحن ساده و روشن در پیام ها کماکان مهم است. به علاوه فراموش نکنید که حین ارسال پیام نمی توان لحن و حالت را به خوبی دیدار حضوری منتقل کرد. یکی از راه حل های این مساله استفاده از اموجی است، برای مثال اگر قصد شوخی با کسی را دارید حتما از اموجی خنده استفاده کنید چرا که طرف مقابل ممکن است متوجه نیت شما نشده و آنرا جدی برداشت نکند.

مزایای ارتباط موثر در فضای کار

ارتباط موثر تاثیر شگرفی در محیط کار دارد. ارتباطات روی تمام افراد شامل کارمندان، مدیران و به صورت کلی کسب و کار تاثیر گذاشته و بنابر دلایل زیر اهمیت دارد:

حل اختلافات

ارتباط موثر برای حل اختلافات میان کارکنان در یک کسب و کار ضروری است. پس از برطرف کردن اختلافات می توانید به سمت جلو حرکت کنید و کسب و کار نیز به خوبی ادامه پیدا می کند.

افزایش بهره وری

با ارتباط خوب، میزان بهروه وری در محل کار بالاتر می رود. دلیل بهبود بهره وری، افزایش مشارکت و تعامل کارکنان، حس همکاری میان آن ها و خلق ایده های جدید و خلاقیت است.

روحیه تیمی یکی از بخش های ضروری برای بهبود راندمان در محل کار است. برای انجام فعالیت ها در بالاترین سطح ممکن، تمام کارمندان باید در آن ها مشارکت داشته باشند. با ارتباط موثر، صدای افراد به یکدیگر می رسد و هر کارمند با توجه به نقش خود می تواند در آن مشارکت داشته باشد. معمولا تقویت روحیه افزایش بهره وری را در پی دارد که ویژگی مطلوبی برای کسب و کارها محسوب می شود.

ارتباط موثر میان تمام کارکنان درون یک کسب و کار و همچنین با مشتریان در خارج از محل کار، از اهمیت بالایی برخوردار است و باعث پیشرفت و رونق آن می شود. با این کار، ارتباطات شما شفاف تر شده و دیگران بهتر شما را درک می کنند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

تصور کنید که در بخش منابع انسانی کار می‌کنید و اخیرا با مسائل افراد زیادی مواجه بوده‌اید. روز طولانی دیگری داشته‌اید و اکنون در حال ملاقات با آخرین ارباب رجوع خود پیش از رفتن به منزل هستید. همان طور که به داستان این شخص گوش می‌دهید، شروع به احساس تنش در خود می‌کنید.

 متوجه می‌شوید که در حال اجتناب از تماس چشمی مستقیم با او هستید و احساس می‌کنید که در حال خاموشی هیجانی هستید. اصلا نمی‌خواهید به شکایات او گوش دهید و در عوض فقط می‌خواهید بحث را به اتمام برسانید. با این حال، به جای اینکه ناراحتی‌های خود را به این فرد نشان دهید، عذرخواهی می‌کنید و اجازه می‌خواهید تا پنج دقیقه استراحت داشته باشید.

برای یک قدم زدن فوری از اتاق خارج می‌شوید، نفس عمیقی می‌کشید و سپس کمی آب می‌نوشید. وقتی به دفتر خود باز می‌گردید، لبخند می‌زنید و با حس تازگی آماده کمک هستید. اکثر افراد درجه‌ای از استرس را در مشاغل خود تجربه می‌کنند. اما اگر رایج‌ترین انواع استرس را بفهمید و درک کنید که چگونه آنها را کشف کنید، می‌توانید استرس خود را بسیار بهتر مدیریت کنید. این به نوبه خود به شما برای کار به شیوه‌ای کارآمد، ایجاد روابط بهتر، و یک زندگی سالم‌تر کمک می‌کند

ما در این مقاله چهار نوع رایج از استرس را بررسی خواهیم کرد و در این مورد بحث می‌کنیم که شما چگونه می‌توانید هر کدام از آنها را به شکلی موثر مدیریت کنید.

 چهار نوع رایج از استرس

دکتر کارل آلبرشت(Karl Albrecht)، مشاور مدیریت و سخنران کنفرانس در کالیفرنیا، پیشگام توسعه تمرین کاهش استرس برای دارندگان کسب‌وکار است. او چهار نوع استرس رایج را در کتاب خود با عنوان «استرس و مدیر» تعریف کرد. چهار استرس رایج آلبرشت عبارتند از:

 

۱- استرس زمانی

۲- استرس پیش‌نگرانه

۳- استرس وضعیتی

۴- استرس برخورد یا تماس

  استرس زمانی و مدیریت آن

هنگامی استرس زمانی را تجربه می‌کنید که در مورد زمان یا فقدان آن نگران هستید. در مورد تعداد کارهایی که باید انجام دهید نگران هستید و می‌ترسید که در دستیابی به یک هدف مهم موفق نشوید. ممکن است احساس گرفتاری، ناخشنودی یا حتی ناامیدی کنید. مثال‌های رایج استرس زمانی عبارتند از؛ نگرانی در مورد ضرب‌الاجل‌ها یا سراسیمگی برای اجتناب از تاخیر برای حضور در یک جلسه. استرس زمانی، رایج‌ترین نوع استرس است که امروزه تجربه می‌کنیم. اگر قصد دارید به شکلی بهره‌ور در یک سازمان شلوغ کار کنید، یادگیری در مورد شیوه مدیریت این نوع استرس ضروری است. ابتدا، در مورد مهارت‌های مدیریت زمان خوب بیاموزید. این می‌تواند دربرگیرنده استفاده از فهرست‌های انجام کار یا، اگر باید پروژه‌های همزمان بسیاری را مدیریت کنید، «برنامه‌های اقدام» باشد. سپس اطمینان یابید که در حال اختصاص مدت زمان کافی برای اولویت‌های مهم خود هستید. متاسفانه، گرفتار شدن در وظایف فوری که در واقع اثر اندکی بر اهداف کلی شما دارند، آسان است. این می‌تواند باعث احساس دلزدگی یا این حس در شما شود که یک روز کامل را کار کردید، اما هیچ هدف مهمی را به‌دست نیاوردید.

وظایف مهم شما معمولا وظایفی هستند که به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می‌کنند و کار  روی این پروژه‌ها باعث استفاده بهتر از زمان شما می‌شود. توجه به «اصل اهمیت/ فوریت آیزنهاور۱» باعث می‌شود به ایجاد توازن بین وظایف فوری و مهم بپردازید و آنها را  «اولویت‌بندی» کنید.

اگر اغلب حس می‌کنید که از زمان کافی برای تکمیل همه وظایف خود برخوردار نیستید، بیاموزید که چگونه باید زمان بیشتری را در زندگی خود خلق کنید. این ممکن است به معنای زود آمدن یا دیر برگشتن (در رابطه با کار) باشد، بنابراین از زمان و شرایط آرام برای تمرکز برخوردار هستید. همچنین باید از زمان اوج کار خود برای تمرکز بر مهم‌ترین وظایف خود استفاده کنید. از آنجا که شما به شکلی کارآتر عمل می‌کنید، این به شما برای انجام کار بیشتر با زمان در اختیارتان کمک می‌کند.  برای مثال، اگر یک فرد صبحگاهی هستید، وظایفی را در آن زمان قرار دهید که نیازمند بیشترین تمرکز هستند. اگر تشخیص دادید «این یک کار صبحگاهی است» آن را در طول پربازده‌ترین زمان روز انجام دهید. می‌توانید وظایفی مثل چک کردن ایمیل را که اهمیت کمتری دارند، به زمان‌هایی که سطوح انرژی شما کاهش می‌یابند، موکول کنید. همچنین اطمینان یابید که در مورد «نه» گفتن به وظایفی که از ظرفیت کافی برای انجام آنها برخوردار نیستید، مودب اما «قاطع» باشید.

 استرس پیش‌نگرانه و مدیریت آن

استرس پیش‌نگرانه نشان‌دهنده استرسی است که شما راجع‌به آینده تجربه می‌کنید. گاهی اوقات این استرس می‌تواند بر یک رویداد خاص از قبیل یک سخنرانی قریب‌الوقوع که باید ارائه دهید، متمرکز شود. با این حال، استرس پیش‌نگرانه می‌تواند مبهم و تعریف نشده (مثلا حس کلی بیمناک بودن)، یا یک نگرانی باشد، مبنی بر اینکه «کاری اشتباه پیش خواهد رفت.» به دلیل اینکه استرس پیش‌نگرانه آینده‌محور است، باید تشخیص دهید رویدادی که از آن واهمه دارید، نباید همان‌طور که تصور می‌کنید به پایان برسد. از «تکنیک‌های تصویرسازی مثبت» برای تصور خوب پیش‌رفتن اوضاع استفاده کنید.

تحقیقات نشان می‌دهد که ذهن شما اغلب نمی‌تواند تفاوت را بر اساس یک سطح عصب شناختی پایه بین وضعیتی که تصور کرده‌اید به‌خوبی پیش می‌رود و وضعیتی که واقعا رخ داده است، تشخیص دهد.

تکنیک‌های دیگر – همچون مدیتیشن – به شما در توسعه تمرکز و توانایی متمرکز شدن بر چیزی که هم‌اکنون در حال وقوع است، به‌جای تمرکز بر یک آینده تصور شده، کمک خواهند کرد. سعی کنید زمانی را روزانه – حتی اگر پنج دقیقه باشد – برای مدیتیشن اختصاص دهید.

استرس پیش‌نگرانه می‌تواند از نبود اطمینان به‌نفس نشات گیرد. برای مثال، ممکن است به خاطر یک سخنرانی که هفته بعد خواهید داشت، استرس داشته باشید، زیرا بیم دارید که ارائه شما جالب نباشد. اغلب، رسیدگی به این ترس‌های شخصی مستقیما استرس شما را کاهش خواهد داد. در این مثال، اگر زمان بیشتری را به تمرین و آماده‌سازی برای پرسش‌های سخت اختصاص دهید، احتمالا احساس آمادگی بیشتری برای آن رویداد خواهید داشت.

نهایتا، بیاموزید که چگونه بر یک «ترس از شکست» غلبه کنید: با ایجاد برنامه‌های اقتضایی و تجزیه و تحلیل همه نتایج احتمالی، ایده روشن‌تری را از چیزی که می‌تواند در آینده رخ دهد، به دست خواهید آورد. این می‌تواند به کاهش ترس شکست شما کمک کند و حس یک کنترل بیشتر بر رویدادها را به شما بدهد.

 استرس وضعیتی و مدیریت آن

شما زمانی استرس وضعیتی را تجربه می‌کنید که در یک وضعیت دلهره‌آور هستید که کنترلی بر آن ندارید. این می‌تواند وضعیت اضطراری باشد. این وضعیت به‌طور کلی‌تر، وضعیتی است که در برگیرنده تعارض، یا از دست دادن جایگاه یا مقبولیت در نظر گروه شما است. برای مثال، اخراج از کار یا ارتکاب یک اشتباه در جلوی چشم تیم شما، مثال‌هایی از رویدادهایی هستند که باعث استرس وضعیتی می‌شوند. استرس وضعیتی اغلب به‌طور ناگهانی پدیدار می‌شود. برای مثال ممکن است در وضعیتی گرفتار شوید که کاملا در پیش‌بینی آن ناموفق بودید. برای مدیریت بهتر استرس وضعیتی، بیاموزید که «خودآگاه‌تر» باشید. این یعنی تشخیص سیگنال‌های فیزیکی و هیجانی «خودکاری» که بدن شما وقتی تحت فشار است، ارسال می‌کند. برای مثال، تصور کنید جلسه‌ای که در آن هستید، ناگهان به یک مسابقه مشت‌زنی بین اعضای تیم تبدیل می‌شود. پاسخ خودکار شما حس یک یورش اضطراب است. معده شما پیچ می‌خورد و احساس نفخ می‌کند. به فکر فرو می‌روید و اگر کسی از شما نظر بخواهد، نمی‌دانید چه بگویید. تعارض یک منبع مهم استرس وضعیتی است. «مهارت‌های حل تعارض اثربخش» را بیاموزید تا به خوبی آماده شوید استرس تعارض را مدیریت کنید. همچنین باید شیوه «مدیریت تعارض در جلسات» را بیاموزید، زیرا حل تعارض گروهی می‌تواند با حل مسائل فردی متفاوت باشد. هر کسی به شکلی متفاوت به استرس وضعیتی واکنش نشان می‌دهد و لازم است که شما هر دو علائم فیزیکی و هیجانی این استرس را بفهمید. به این ترتیب، می‌توانید به شکل مناسبی آنها را مدیریت کنید. برای مثال، اگر گرایش طبیعی شما کناره‌گیری هیجانی است، بیاموزید که چگونه به‌صورت «مستقل فکر کنید» و در جریان این وضعیت‌ها بهتر ارتباط برقرار کنید. اگر پاسخ طبیعی شما خشم و فریاد است، پس شیوه «مدیریت هیجانات» خود را بیاموزید.

 استرس برخورد یا ارتباط با تماس و مدیریت آن

استرس برخورد، به افراد مرتبط است. زمانی استرس برخورد را تجربه می‌کنید که در مورد تعامل با یک فرد یا گروه معین از افراد نگران هستید. ممکن است از آنها خوشتان نیاید، یا ممکن است فکر کنید که آنها غیرقابل پیش‌بینی هستند. همچنین استرس برخورد می‌تواند زمانی رخ دهد که نقش شما دربرگیرنده تعاملات شخصی زیاد با مشتریان یا ارباب رجوع‌ها باشد؛ به خصوص اگر آن گروه‌ها در اضطرار باشند. برای مثال، پزشکان و مددکاران اجتماعی از نرخ‌های بالای استرس برخوردار هستند، زیرا افرادی که این متخصصان با آنها سروکار دارند، معمولا احساس خوبی ندارند، یا عمیقا غمگین هستند. همچنین این نوع استرس از «تماس‌های بیش از حد» رخ می‌دهد. زمانی که از تعامل با افراد، بیش از حد احساس فرسودگی یا اشباع می‌کنید. از آنجا که استرس برخورد کاملا بر افراد متمرکز است، این نوع استرس را با کار روی مهارت‌های ارتباطی خود بهتر مدیریت خواهید کرد.  یک آغاز خوب، توسعه «هوش هیجانی» بیشتر است. هوش هیجانی عبارت است از: توانایی تشخیص هیجانات، خواسته‌ها و نیازهای خود و دیگران. این یک مهارت مهم در تعامل با دیگران و در ایجاد روابط خوب است. همچنین باید بدانید که چه زمانی قرار است به آستانه تحمل تعاملات خود در یک روز برسید. هر کسی دارای علائم متفاوتی برای استرس برخورد است، اما یک علامت رایج کناره‌گیری روانشناختی از دیگران و انجام کار به‌صورت مکانیکی (بی‌احساس) است. یک علامت رایج دیگر بدخو شدن، سرد شدن، یا فاصله گرفتن (احساسی) از دیگران در تعاملات شما است. زمانی که این علائم را تجربه می‌کنید، کمی به خود استراحت دهید. قدم بزنید، آب بنوشید و تمرین‌های تنفس عمیق را انجام دهید. همدلی، یک مهارت ارزشمند برای مقابله با این نوع استرس است، زیرا به شما اجازه می‌دهد وضعیت را از چشم‌انداز فرد دیگر نگاه کنید. این درک بیشتری به شما می‌دهد و به شما کمک می‌کند ارتباطات خود را به گونه‌ای ساختاربندی کنید تا احساس، خواسته‌ها و نیازهای شخص دیگر را مدنظر قرار دهید.

 پی‌نوشت

۱- اصلی در مورد مدیریت زمان که آیزنهاور در یکی از سخنرانی‌های خود به آن اشاره کرده و مضمون آن این بود که مشکلات بر دو نوع هستند: مشکلات مهم و مشکلات فوری. مشکلات مهم دارای فوریت زمانی نیستند و مشکلات فوری مهم تلقی نمی‌شوند. آیزنهاور با کمک این اصل کارهای خود را مدیریت می‌کرد.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  02:45 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

شرکت‌ها سالانه میلیاردها دلار صرف توسعه مدیریت سازمان خود می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از این برنامه‌ها کارآمد نیستند؛ این آموزش‌ها در زمینه کمک به افراد در جهت توسعه پویایی و مهارت‌های رهبری مبتنی‌بر همکاری که برای محیط کاری امروز ضروری است، موفق نبوده‌اند.

ما در تحقیقات، آموزش و مشاوره خود در زمینه توسعه مدیریت تنها یک شکل خاص را موفقیت‌آمیز دیدیم: سفری ماجراجویانه که در آن افراد در عین حال که تیمشان با چالش‌های فیزیکی و رفتار بین‌فردی طی مسیر روبه‌رو هستند، مهارت‌های مدیریت و رهبری خود را توسعه داده و تصحیح می‌کنند. وقتی افراد مجبور می‌شوند با همکاری با هم کاری انجام دهند، مهارت‌های جدید به‌دست می‌آورند و می‌توانند بر تصمیمات خود و نتایج ناشی از آن کنترل داشته باشند. محیط ریاضت می‌تواند کمک کند تا آنها در معرض واقعیت‌های مدیریت و تعامل تیمی قرار بگیرند که در حالت «عادی» احتمالا دست‌کم گرفته می‌شود. در تجربه‌ای که ما از هدایت چنین سفرهایی داشته‌ایم، ازجمله یک واحد سفر توسعه رهبری برای دانشجویان MBA (یک واحد ۱۰ روزه شامل قایقرانی از خلیج بلیز یا پیاده‌روی در کوه‌های نروژ) به نتیجه رسیدیم که افراد به‌طور موثری به اهداف توسعه رهبری مدرن دست یافته‌اند. این سفرها به شرکت‌کننده‌ها کمک کرد توانایی خود را در حل چالش‌های پیچیده بهبود بخشند؛ در موقعیت‌های مبهم تصمیمات استراتژیک اتخاذ کنند و با تیم خود همکاری کنند و یاد بگیرند. دقیقا همان صفت‌هایی که رهبران سازمان‌های مدرن به‌دنبال آنها هستند. این افراد همچنین یاد گرفتند تطابق‌پذیر و انعطاف‌پذیر باشند. در عین حال که سفرهای خارج از سازمان و فعالیت‌های ماجراجویانه رهبری در طیف‌های زیادی از شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، (ازجمله در ناسا برای آموزش و ایجاد اعتماد در تیم‌های فضانوردان)، اما متوجه این مساله نیز هستیم که چنین اقداماتی به زمان بسیار زیاد، منابع، سفر و توانایی فیزیکی بالا نیاز دارند که شاید برای همه مدیران و شرکت‌ها امکان‌پذیر نباشد. با این وجود ما معتقدیم که حداقل چهار ویژگی در این سفرها وجود دارند که می‌توانند برای انواع آموزش‌های مدیریت و برنامه‌های مختلف توسعه کارکنان به کار گرفته شوند:

تجربه پیچیده، ناآشنا: سفر به بیابان به‌طور طبیعی افراد را در محیط‌های ناآشنایی قرار می‌دهد که آنها را وادار به یادگیری مهارت‌های جدید و روش‌های تعامل در جهت موفق شدن می‌کند. ورود به یک جزیره دور، بدون شبکه موبایل، همراه داشتن چادر و اجاق گاز برای بیشتر افراد یک روتین هفتگی عادی به شمار نمی‌رود. قرار گرفتن در این شرایط آنها را مجبور می‌کند الگوهای عمل جدیدی را در پیش گیرند و درها را برای عادات و شیوه‌های کاری جدید برای آنها باز می‌کند.

این نوگرایی، فرصت‌هایی را برای افراد به‌وجود می‌آورد که پذیرنده روش‌های جدید باشند و ویژگی‌ها و استعدادهای پنهان خود را که می‌تواند موجب دگرگونی شیوه‌های رهبری آنها شود، نمایان سازد. حتی در مورد ماجراجویان حرفه‌ای نیز ابهام ذاتی که در یک سفر وجود دارد (مثلا مواجهه با شرایط آب و هوایی غیرقابل‌پیش‌بینی و سایر موقعیت‌ها) افراد را وامی‌دارد تا در تعامل با تیم خود سازگاری بیشتری نشان دهند.

 

متاسفانه شاهد ویژگی‌های متضادی در بیشتر برنامه‌های توسعه رهبری سنتی «داخل سازمان» هستیم؛ به‌عنوان مثال یک واحد سنتی آموزش رهبری ممکن است شامل سخنرانی درباره ایده‌های کلی رهبری باشد که ممکن است با بازخورد همراه باشد و به افراد درباره اینکه در نقش خود در سازمان در چه مواردی خوب یا ضعیف هستند، راهنمایی ارائه شود. هرچند این آموزش اطلاع‌رسان است، اما چنین ساختارهایی فاقد این موقعیت هستند که افراد بتوانند فراتر از آنچه را که از قبل انجام آن را بلد بوده‌اند پیش بروند و مهارت‌های رهبری خود را برای موقعیت‌های جدید سازگار کنند. این آموزش‌ها به سادگی تنها روی اصول کلی تمرکز دارند یا منعکس‌کننده رفتارهای گذشته هستند که ممکن است الزاما در موقعیت‌های جدید کارآمد نباشند یا پتانسیل افراد بدون استفاده باقی بماند و آنها نتوانند یاد بگیرند در موقعیت‌های ناآشنا و مبهم که در آینده ممکن است با آن مواجه شوند، چه پاسخی بدهند.

به‌طور مشابه، ما اغلب شاهد «عقب‌نشینی» رهبری در تیم‌ها هستیم که افراد را در محیط مشابه کار روزمره خود قرار می‌دهند (مثلا اتاق کنفرانس) در نتیجه، نسبتا بینش جدید و توسعه اندکی اتفاق می‌افتد؛ چراکه افراد به سادگی به عادات و الگوهای تعامل گذشته خود که به خوبی بلد هستند، بازمی‌گردند. یک نفر به‌طور طبیعی همه را مجبور می‌کند خود را با موقعیت جدید وفق دهند؛ درحالی‌که برنامه‌های توسعه داخل سازمان این اصل را با ایجاد سازوکاری جدید پیاده‌سازی می‌کند که کمتر با سلسله‌مراتب موجود مرتبط باشد (مثلا موضوع ساده‌ای مثل تمرین «اتاق فرار»). تجربه جدید افراد را مجبور می‌کند در عادات خود بازنگری کنند و با کسب دانش و بینش جدید پتانسیلی ایجاد کنند که شاید قبلا پنهان بوده است.

آمادگی هدفمند: افراد بسیار کمی هستند که بدون آمادگی خود را برای یک سفر به بیابان مهیا کنند (آمادگی فیزیکی، لجستیکی و ذهنی برای چالش‌های پیش‌رو) و تعیین هدف. بنابراین انجام چنین سفرهایی نیاز به سطح بالایی از عزم و تمرکز دارد و اینکه افراد مجبور می‌شوند واقعا چند روز از برنامه‌های کاری روزمره خود دست بکشند. این عزم و آمادگی آنها را قادر می‌سازد تا با اندیشمندی بیشتری در این راه گام بردارند و به دیدگاه‌های غیرمنتظره‌ای در زمینه رهبری برسند و رفتار خود و دیگران را تغییر دهند.

به‌عنوان مثال، ما زنان و مردان بسیاری را در برنامه آموزشی سفرهای خود داریم که کهنه سرباز ارتش هستند؛ افرادی که از آنها انتظار می‌رود با هدایت تیم‌ها در یک محیط دور و مبهم مشکلی نداشته باشند و به همین خاطر تصور بر این است که آنها به‌راحتی رهبری را به‌دست می‌گیرند. با این وجود با توجه به این موقعیت که برای هدفمند بودن و فکر کردن به اهداف توسعه‌ای که در این سفر در سر دارند برای آنها فراهم است، اما این شرکت‌کنندگان اغلب به‌دنبال این هستند که از این فرصت استفاده کنند تا به پشت سر خود نگاه کنند و از رهبری دیگران یاد بگیرند تا بتوانند درک درستی از نحوه گذار از شیوه رهبری خود به کلاس جهانی پیدا کنند. قطعا منافع آمادگی و تعیین اهداف توسعه‌ای به یک برنامه سفر محدود نمی‌شود، بلکه یک محیط دور اغلب چنین آمادگی را در جهتی پیش می‌برد که تلاش‌های توسعه رهبری سنتی فاقد آن هستند. در اغلب اوقات، برنامه‌های توسعه رهبری در تقویم افراد به‌عنوان یک زحمت ناخوشایند دیده می‌شود؛ با حداقل آمادگی آن هم در لحظه آخر. همچنین مرسوم است که افراد ارتباط خود را طی دوره آموزش حفظ می‌کنند، به ایمیل‌ها جواب می‌دهند یا به‌منظور عقب‌نشینی و «کارهای خارج از برنامه» می‌توانند به سرعت وارد میدان شکایت شوند یا باعث شوند افراد به جای تمرکز بر اهداف توسعه فردی بر مباحث فنی یا توسعه فرآیند متمرکز شوند.

بازخورد پیوسته و چندوجهی: دانشجویان طی آموزش‌های سفر که برای آنها ایجاد شده است، بازخورد‌های فراوانی درباره رهبری و کارآیی خود دریافت می‌کنند. خود سفر به تنهایی بازخورد‌های زیادی به همراه دارد؛ مثلا اینکه تیم می‌خواهد به نقطه‌ای برسد که در نقشه هست (یا نیست)، چادر باید خشک باشد (یا نباشد)، همه باید کمپ را صبح روز بعد ترک کنند (یا شام در تاریکی منتظر آنهاست). ما همچنین به‌عنوان یک تیم، جلسات شبانه‌ای ترتیب دادیم و از افراد خواستیم به هر شخص و به یکدیگر نظرات، مشاهدات و توصیه‌های خود را طی سفر در قالب بازخورد بیان کنند.

این تمرین پیوسته از دادن و گرفتن بازخورد نوعی هنجار تیمی ایجاد می‌کند که باعث ایجاد مباحث باز و صحبت‌های صادقانه از تجربه افراد از شیوه رهبری هم از جنبه مثبت و هم از جنبه منفی را فراهم می‌آورد. این تعاملات پیوسته همچنین نوعی حس آسیب‌پذیری و اعتماد در گروه به‌وجود می‌آورد که به ایجاد رفاقت و انعطاف‌پذیری می انجامد که مدت‌ها بعد از پایان سفر در افراد باقی می‌ماند. درواقع ما مشاهده کردیم که دانشجویان نیمه‌وقت MBA ما از هم‌قطاران آموزش سفرها برای بازتاب انتشار عقاید به‌صورت مجازی استفاده کردند و زمانی که به کار بازگشتند با وجود آنکه از سازمان‌های مختلف در نقاط گوناگون کشور بودند، از آن به‌عنوان منبع ایده و بازخورد استفاده کردند. مجددا تاکید می‌کنیم که مزایای بازخورد مستمر و اندیشمندانه یکی از نتایج منحصربه‌فرد برنامه سفر است؛ چراکه بسیاری از بازخورد‌ها که در سازمان‌ها داده می‌شوند خیلی کم، خیلی دیر و اکثرا ناکارآمد هستند. برنامه‌های توسعه رهبری اغلب نمونه‌های پراکنده‌ای از بازخورد‌های هفتگی و ماهانه ارائه می‌دهند یا بازخورد‌هایی مثل ارزیابی ۳۶۰ درجه که رفتار رهبران را در مقیاس بزرگ ارزیابی می‌کنند که این متفاوت از نوع بازخوردی است که در آن یک رفتار اتفاق افتاده و می‌تواند به آن پرداخته شود و مورد تحلیل قرار گیرد.

چالش‌های تکراری: توسعه رهبری به روش آموزش در بیابان همچنین دارای مزیت طبیعت تکرارشونده در فضای بیرون است. هر روز از سفر به نوعی متفاوت است؛ اما حول چالش‌های مشابهی حرکت می‌کند (مثلا بستن بار، مسیریابی، ایجاد کمپ و...). وقتی این چالش‌ها با بازخورد مستمر که در بالا توضیح داده شد، ترکیب می‌شود، این تکرار به افراد فرصت می‌دهد تا بعد از دریافت بازخورد رفتار خود را تغییر دهند. آنها می‌توانند چرخه توسعه خود را با آزمایش کردن فوری رفتارهای جدید در خود و دریافت نتیجه متفاوت در نتیجه رفتار متفاوت کامل کنند؛ به‌عنوان مثال ما دانشجویانی را می‌بینیم که برای انجام یک وظیفه خاص کوشش می‌کنند (مثلا همکاری با هم برای تهیه غذا در اجاق کمپ)، آنها چالش‌هایی را که با آن روبه‌رو شده‌اند، مرور می‌کنند و در روز بعد که فرصت پیاده‌سازی درس‌هایی که یاد گرفته‌اند فراهم شد، آن را به کار می‌گیرند. هرچند بهبود همیشه فورا اتفاق نمی‌افتد، اما فرصت‌های تکرارشونده به دانشجویان کمک می‌کند رفتارهای مختلف را یاد بگیرند و آنها را طی دوره آموزشی به‌کار بگیرند که به آنها کمک می‌کند از همین رفتارها در کار خود استفاده کنند.

به‌ نظر ما، این عامل تکرار یکی از فرصت‌های بزرگ از دست رفته در بسیاری از برنامه‌های توسعه رهبری یا در تلاش برای آموزش تیم‌هاست. برنامه‌های رهبری یا تمرینات ساختن تیم اغلب «یک طرفه» هستند؛ حتی اگر به خوبی تشریح شوند و انعکاس یابند، نیت این است که این درس‌ها به خانه برده و در محیط کار پیاده‌سازی شوند. اما بدون فرصت تمرین برای عملی کردن فوری این دیدگاه‌ها، تغییرات مثبت یا رفتارهای مطلوب ممکن است به‌درستی انجام نشوند و از دست بروند.

این خلأ باعث می‌شود اطلاعات جدید فراموش شوند، دیدگاه‌ها کمرنگ شوند، نیت افراد متزلزل شود و گیجی و ابهام جای آن را بگیرد. با علم به اینکه انتقال رفتارهای درست رهبری از برنامه آموزشی به محیط کار واقعی در نوع خود یک کار طاقت‌فرسا و مشکل است (که در آن سیستم‌ها و ساختارها هنوز بر پایه سیستم «قدیم» استوار است)، دادن این فرصت به افراد برای تمرین فوری رفتارها یا استراتژی‌های جدید می‌تواند به آنها کمک کند این ایده‌ها را به‌صورت موثرتری در محیط کار اجرا کنند.

سفر به بیابان به‌منظور آموزش بدون واسطه تکنولوژی، تقاضای رقابتی یا سیاست‌های محیط کار باعث می‌شود درس‌های زیادی از رهبری و تعامل تیمی در اختیار افراد قرار گیرد. ما معتقدیم چهار عامل فوق از سفرهای بیرون از شرکت می‌تواند از همه لحاظ باعث پیشرفت و ارتقای رهبری و توسعه تیم‌ها شود. هرچند ما همیشه سعی خواهیم کرد که فرصت بهبود توسعه رهبری را به بیرون از سازمان و محیط‌های پرچالش ببریم، بر این امر تاکید داریم که اجرای چنین روش‌هایی در همه ابعاد توسعه رهبری می‌تواند باعث ورود روح زندگی خارج از سازمان شود و درنهایت به توسعه رهبری در سازمان‌ها منجر شود.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

درآمد مناسب یکی از مهم‌ترین دلایل افراد برای داشتن رضایت شغلی است. اینها شغل‌هایی هستند که دارندگان آن، حتما از نظر مالی راضی هستند.

 عده‌ای هستند که از کاری که انجام می‌دهند رضایت دارند زیرا  کارشان به آنها اجازه می‌دهد تا رویای خود را دنبال کنند و در پایان ماه نیز از درآمد خوبی بهره ببرند. اما همه خوش شانس نیستند که در چنین شرایطی قرار بگیرند، بنابراین باید تلاش خود برای داشتن شغل بهتر با درآمد بالاتر را ادامه دهند.

اکثر مردم فکر می‌کنند که فقط مدیران عامل و صاحبان صنعت و قدرت هستند که می‌توانند از درآمدهای سنگین لذت ببرند اما برخی از پردرآمدترین شغل‌ها در دنیا به مشاغل دیگری اختصاص دارد. با چند نمونه از این مشاغل آشنا شویم.

توسعه‌دهنده نرم‌افزار

 

برنامه‌هایی که با تلفن همراه خود استفاده می‌کنید؟ نرم افزار. برنامه‌هایی که هر روز برای بهره‌وری از آنها استفاده می‌کنید؟ نرم افزار. خدماتی مانند بانکداری آنلاین، خرید و ... که در زندگی روزمره به آن وابسته هستید؟ نرم افزار.

تعداد زیادی نرم افزار در هر صنعت وجود دارد و همه اینها به توسعه و نگهداری نیاز دارند. توسعه‌دهندگان نرم افزار وظیفه طراحی و ایجاد برنامه‌های نرم افزاری را دارند و اطمینان حاصل می کنند که این نرم افزارها همچنان به راحتی اجرا می‌شوند. توسعه‌دهندگان نرم افزار حداقل دارای مدرک لیسانس علوم کامپیوتر، فناوری یا یک رشته مرتبط هستند. مهارت‌های فنی و دانش نرم‌افزاری، کلید به دست آوردن این شغل پردرآمد است.

کارشناس آمار

تصمیمات تجاری به وسیله اطلاعات دقیق و وسیع در حوزه تخصصی آن تجارت میسر است. آمارشناسان افرادی هستند که می‌توانند داده‌ها را دریافت کنند و آنها را به یک استراتژی یا پیش‌بینی معنی‌دار تبدیل کنند. آنها از تکنیک‌ها و محاسبات ریاضی و آماری برای راهنمایی شرکت‌ها در تحقیق، حل مشکلات و تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند. آمارشناسان معمولاً دارای مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات یا آمار هستند، اگرچه برخی از موقعیت‌های شغلی ممکن است فقط به مدرک لیسانس نیاز داشته باشند.

پزشک متخصص

پزشکانی که از سطح عمومی عبور می‌کنند و وارد شاخه‌ای از علم پزشکی می‌شوند تا بتوانند مشکلات جسمی مرتبط با قسمت‌های مختلف بدن را به شکل موشکافانه‌ای بررسی کنند، در آن حوزه متخصص هستند. بیمارانی که دچار مشکلات حاد در بخش‌های مختلف بدن می‌شوند، برای درمان نیاز به متخصصان مربوطه دارند. پزشکان متخصص تنها کسانی هستند که توانایی جراحی و درمان تخصصی دارند. این شغل اگرچه بسیار دشوار و طاقت‌فرساست اما جز پردرآمدترین مشاغل در تمام دنیا محسوب می‌شود. پزشکان متخصص باید بعد از گذراندن تحصیلات پزشکی عمومی، شاخه‌ای را به عنوان رشته تخصصی انتخاب و در آن تحصیل کنند.

دندانپزشک

اگرچه دندانپزشکی یک مسیر شغلی پرهیجان و جنجالی نیست اما دندانپزشک شدن یک حرفه درمانی پرسود برای کاندیدای مناسب آن است. دندانپزشکان مشکلات مربوط به دندان، لثه و سایر قسمت‌های دهان بیماران را تشخیص و درمان می‌کنند. دندانپزشکان موظفند مدرک دکترا یا همان دوره کامل رشته دندان‌پزشکی را پشت سر بگذرانند تا بتوانند وارد بازار کار شوند.

متخصص بیهوشی

در حال حاضر شغل پرستاری در شاخه‌های مختلف موارد تقاضای بسیار زیادی دارد. این موضوع به ویژه در مورد نقش‌های تخصصی پرستاری جدی‌تر است. متخصصین بیهوشی نوعی پرستار پرتودرمان پیشرفته (APN)  هستند که قبل عمل، حین و بعد از عمل یا در برخی دیگر از روش‌های پزشکی، خدمات بیهوشی را به بیماران ارائه می‌دهند. آنها با پزشکان، پرستاران و سایر متخصصان پزشکی به عنوان بخشی از یک تیم مراقبت از بیماران کار می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که بیماران در شرایط مطلوبی قرار دارند. متخصصان بیهوشی معمولاً دارای مدرک فوق لیسانس پرستاری یا لیسانس بیهوشی هستند.

نگاهی به دیگر مشاغل پردرآمد در دنیا

روانپزشک: فعالیت در حوزه درمان با مدرک دکترا

پزشک: فعالیت در حوزه درمان با مدرک دکترا

داروساز: فعالیت در حوزه درمان با مدرک دکترا

مدیر IT: فعالیت در صنعت فناوری با حداقل مدرک لیسانس

مدیر بازاریابی: فعالیت در صنعت فروش و بازاریابی با حداقل مدرک لیسانس

مدیر و مشاور مالی: فعالیت در صنعت تجارت با حداقل مدرک لیسانس

مدیر فروش: فعالیت در صنعت فروش و بازاریابی با حداقل مدرک لیسانس

بازیگر: فعالیت در حوزه هنری با مدرک لیسانس یا دوره بازیگری

وکیل: فعالیت در صنعت خدمات اجتماعی با مدرک دکترا

مهندس: فعالیت در صنعت مهندسی با مدرک لیسانس

خلبان: فعالیت در صنعت خدمات اجتماعی با مدرک لیسانس

اپتومتریست: فعالیت در حوزه درمان با مدرک دکترا


منبع: ایرنا


نظرات()   
   

سنگاپور باز هم بهترین کشور جهان برای راه اندازی کسب و کار شناخته شد.

 موسسه آی ام دی امسال نیز به مانند سال های گذشته اقدام به معرفی بهترین کشورهای جهان برای راه اندازی کسب و کار از نظر رقابت پذیری آن ها پرداخت. این رتبه بندی با مشارکت ۵۸۶۶ مدیر عامل شرکت های مختلف سراسر جهان و بر اساس چهار شاخص اصلی: کارایی دولت، کارایی محیط کسب و کار، عملکرد اقتصادی و زیرساخت های لازم برای انجام  کسب و کار صورت گرفته است.

آرتور بریس، مدیر این موسسه گفت: در حالی که بحران ناشی از شیوع کرونا در جهان، کسب و کارها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است لازم است حکومت ها با حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی به آن ها کمک کنند تا بر این شرایط غلبه کنند.

برترین کشورها

 

۱- سنگاپور

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: بدون تغییر

۲- دانمارک

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: شش رتبه افزایش

۳- سوییس

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: یک رتبه افزایش

۴- هلند

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: دو رتبه افزایش

۵- هنگ کنگ

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: سه رتبه کاهش

۶- سوید

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: سه رتبه افزایش

۷- نروژ

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: چهار رتبه افزایش

۸- کانادا

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: پنج رتبه افزایش

۹- امارات

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: چهار رتبه کاهش

۱۰- ایالات متحده آمریکا

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: هفت رتبه کاهش

بدترین کشورها

۱- ونزویلا

۲- آرژانتین

۳- مغولستان

۴- کرواسی

۵- آفریقای جنوبی

۶- اردن

۷- اسلواکی

۸- برزیل

۹- اوکراین

۱۰- کلمبیا

رتبه دیگر کشورها

در این رتبه بندی همچنین قطر در رده چهاردهم، آلمان هفدهم، استرالیا هجدهم، انگلیس نوزدهم، چین بیستم، عربستان بیست و چهارم، فرانسه سی و دوم، ژاپن سی و چهارم، هند چهل و سوم، ترکیه چهل و ششم و روسیه در رتبه پنجاهم قرار گرفته است. لازم به ذکر است ایران جزو کشورهایی است که در گزارش امسال رتبه بندی نشده اند.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

 میلیاردری که فروشنده بادام‌زمینی بود

مردی که سرمایه میلیاردی به‌دست آورد تا یک شرکت فعال در حوزه‌های املاک، سرگرمی و هتل‌داری تاسیس کند، نامش بر سر در ساختمان دانشگاه‌های مهمی در چین و هنگ‌کنگ خورده است.

 او از دست افراد مهمی جایزه گرفته و حجم دارایی‌هایش باعث شد یک بار عنوان دومین مرد ثروتمند آسیا را به‌دست آورد.

اما وقتی در سال ۲۰۱۶ مجله فورچون تصمیم گرفت با لوی چه وو (Lui Che Woo) گفت‌وگو کند، ترجیح می‌داد موضوع صحبتش چیزهای دیگری به غیر از ثروت و کار باشد؛ چیزی که می‌گوید از بچگی در او مانده است. او در همان سال به یک دانشمند چینی در حوزه کشاورزی و سازمان پزشکان بدون مرز به‌خاطر فعالیت‌هایشان در امنیت تامین غذا و درمان بیماری ابولا، کمک مالی ۵/ ۲ میلیون دلاری کرد.

لوی چه وو، میلیاردر، سرمایه‌گذار و خیر اهل هنگ‌کنگ است. او در اوت ۱۹۲۹ متولد شده و موسس و رئیس شرکت‌ سرگرمی گلکسی و هلدینگ املاک وا اینترنشنال است. ثروت لوی چه وو در سال ۲۰۲۰ از سوی مجله فوربس ۷/ ۱۱ میلیارد دلار ارزیابی شده و در لیست ثروتمندهای امسال این مجله، او رتبه ۱۰۶ را به‌خود اختصاص داده است.

 

او در گفت‌وگویش با مجله فورچون گفته بود یکی از درس‌هایی که هنگام بزرگ شدن در هنگ‌کنگ تحت اشغال ژاپن یاد گرفته، اهمیت دادن به مدنیت، انرژی مثبت و آموزش اخلاقی است. لوی چه وو تاریک‌ترین روزهای هنگ‌کنگ را به یاد می‌آورد. برای میلیاردر خودساخته‌ای که میلیون‌ها دلار برای پیشرفت جامعه‌اش خرج کرده، آن روزها اوج اتفاق‌های غیرمتمدن بود. او در جنگ جهانی دوم، کودک بود و صحنه‌هایی را از تجمع اجساد کشته شده‌ها در خیابان‌ها به یاد می‌آورد. وقتی جوان بود، به چشم دیده بود که مردم عادی از شدت گرسنگی می‌میرند. «بیشتر سختی‌هایی که مردم در آن دوران می‌کشیدند را به چشم دیدم و همه آنها را به یاد دارم.»

از همان زمان، توانمندسازی اقتصادی برای او معنا پیدا کرد. «بدرفتاری ژاپنی‌ها با چینی‌ها» به‌طور خاص او را به تعجب می‌انداخت. «آنها می‌گفتند، شما چینی‌ها فقیر و بی‌سوادید. این جملات، حتی تا امروز در قلب من حک شده‌اند.»

لوی چه وو در کلاس ششم، مجبور شد مدرسه را ترک کند. وقتی نوجوان بود، زندگی خود را با فروختن بادام‌زمینی به مردمی که صف بسته بودند تا از آشوب هنگ‌کنگ فرار کنند، می‌گذراند. در طول ۴۴ ماه اشغال ژاپن، او با این کار، گرسنه نماند و حتی توانست اندکی پول پس‌انداز کند.

وقتی جنگ تمام شد، لوی با عمویش به یک شرکت تجارت لوازم یدکی خودرو رفت و به‌عنوان انباردار مشغول به‌کار شد. در زمانی که شهر هنگ‌کنگ برای مسطح‌سازی و احیای اراضی هنوز به نیروی کار یدی متکی بود، او بلدوزرهایی خرید که به درآمدزایی‌اش کمک کرد. چند سال بعد، در دهه ۵۰ میلادی و وقتی حدود ۲۰ سال داشت، اولین شرکت مجموعه کی. وا (k. Wah) را در هنگ‌کنگ تاسیس کرد. در دهه ۶۰، سرمایه‌گذاری در بخش املاک را شروع کرد. در دهه ۸۰ توجهش به توسعه هتلداری معطوف شد. در اوایل دهه ۹۰ کسب‌وکارش را به داخل چین گسترش داد. در سال ۲۰۰۲ وارد کسب‌وکار سرگرمی شد که مراکز تفریحی و خرید و نمایشگاه را در کلاس جهانی در برمی‌گیرد.

به این ترتیب امپراتوری لوی به تدریج بزرگ‌تر شد و امروز شرکت‌های تابعه آن عبارتند از: هلدینگ بین‌المللی کی. وا، گروه سرگرمی گلکسی، شرکت بین‌المللی هتل‌های استنفورد، و شرکت مواد ساختمانی کی. وا. امروز، مجموعه کی‌. وا به یک شرکت چند ملیتی توسعه یافته که حوزه‌های املاک، سرگرمی، ساخت‌وساز و هتلداری را در برمی‌گیرد و حدود ۲۰۰ شرکت تابعه با بیش از ۳۳ هزار نیروی کار در هنگ‌کنگ، چین، ماکائو، آمریکای شمالی و جنوب شرق آسیا دارد.

خودش مرتب می‌گوید: «خوش‌شانس بودم» و فرصت‌هایی که شناسایی می‌کردم، به نتیجه می‌رسید.

لوی می‌گوید حدود ۶۰ سال پیش، زمانی که وارد بازار کار شد تا برای گذران زندگی پول دربیاورد، با این واقعیت روبه‌رو شد که «فرصت تحصیل به‌دلیل کمبود امکانات، نبود مدرسه کافی و نبود همه چیز، برای عده بسیار کمی وجود دارد.»‌ بنابراین، وقتی پولدار شد، کمک کرد در چین مدارس بیشتری تاسیس شود؛ آنقدر که دیگر تعداد آنها از دستش خارج شده است. سپس، تاسیس دانشگاه را در کارهای خیریه خود گنجاند و به جیانگمن، شهری که در ۴ سالگی آن را ترک کرده بود برگشت تا یک دانشگاه محلی در آنجا تاسیس کند. لوی می‌گوید: «هر وقت و هر جا که فکر می‌کنم نیاز باشد و درست باشد، درگیر کارهای انسان‌دوستانه می‌شوم و ثروتم را می‌بخشم.»

لوی که در خارج از چین چندان شناخته شده نیست، با تاکید بر ارزش‌ها، معتقد است که پیشرفت‌های تکنولوژی باعث شده برخی ارزش‌ها از بین بروند، بنابراین او می‌خواهد اصول ساده و بنیادی را به جامعه خود یادآوری کند؛ اینکه چگونه افراد با هم نجنگند، چگونه دست افتاده‌ها را بگیرند و به دنیا کمک کنند. «من نمی‌خواهم فقط حرف زده باشم، بلکه، کاری را که واقعا لازم است، انجام می‌دهم.»


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

استیو جابز؛ مدیری که تنها به موفقیت سازمانش اندیشید

تقریبا همه ما شرکت اپل را با نام استیو جابز و موفقیت‌های بزرگی که او طی دو دوره فعالیتش در شرکت اپل به‌دست آورد می‌شناسیم و هنوز از یاد نبرده‌ایم رونمایی‌های به یادماندنی و باشکوه از محصولاتی همچون آی‌پد و آی‌فون را که دنیای ما را دگرگون ساخته‌اند.

به همین دلیل هم هست که نام شرکت اپل در سراسر جهان با نام استیو جابز عجین شده است و این مساله حتی سال‌ها بعد از مرگ نابهنگام استیو جابز همچنان پابرجاست. در اینجا به دو داستانی اشاره خواهد شد که توسط یکی از دوستان نزدیک استیو جابز یعنی آقای مک کنا نقل شده و هر دو نشان‌دهنده علاقه و اهتمام جدی و همیشگی اوست به شرکتی که خود بنیان‌گذارش بوده و یک بار هم از آنجا اخراج شده بود.

داستان اول:

یادم می‌آید در سال ۱۹۹۸، من و همسرم قصد داشتیم بهترین هدیه ممکن را به‌عنوان هدیه کریسمس به نوه‌هایمان بدهیم و چون من چند سالی را در دهه ۱۹۸۰ در شرکت اپل کار کرده بودم تصمیم گرفتیم تا پنج دستگاه لپ‌تاپ مکینتاش برای پنج نوه خود بخریم و آنها را به‌عنوان هدیه کریسمس آن سال به آنها بدهیم. در روز سال نو، ما داشتیم نوه‌هایمان را که درحال باز کردن جعبه هدایای‌شان بودند تماشا می‌کردیم. بعد از چند ساعت که آنها در حال بازی با لپ‌تاپ‌های عزیزشان بودند من فهمیدم که لپ‌تاپ متعلق به یکی از نوه‌هایم یعنی مولی دچار مشکل شده است به‌طوری که در دیسک درایو آن باز نمی‌شد و همین مساله مولی را به گریه انداخت. من برای رفع ناراحتی نوه‌ام به فروشنده‌ای که لپ‌تاپ‌ها را به من فروخته بود زنگ زدم و موضوع را با او در میان گذاشتم و از او درخواست کردم آن لپ‌تاپ را با لپ‌تاپ دیگری عوض کند اما او به بهانه اینکه در سیاست‌های فروش شرکت اپل، چیزی به نام تعویض محصولات وجود ندارد از این کار سر باز زد و بهانه آورد که لپ‌تاپ‌های معیوب باید برای تعمیر فرستاده شوند و با توجه به تعطیلات کریسمس، تعمیر لپ‌تاپ معیوب چند هفته‌ای طول خواهد کشید.

من که سال‌ها پیش با استیو جابز سابقه همکاری داشتم یک ایمیل برای او فرستادم و از او درباره سیاست‌های شرکت اپل برای مرجوع کردن لپ‌تاپ‌های معیوب پرسیدم. جالب آنکه چند دقیقه بعد از ارسال ایمیل، استیو جابز که در آن موقع مدیرعامل اپل بود به من تلفن کرد و ضمن عذرخواهی بابت برخورد بد آن فروشنده، اسم او را از من خواست و در پایان مکالمه‌مان هم گفت که به‌زودی به من دوباره زنگ خواهد زد. جالب‌تر آنکه چند دقیقه بعد دیدم تلفنم دوباره زنگ خورد و این بار فروشنده لپ‌تاپ‌ها با لحنی عذرخواهانه به من گفت یک لپ‌تاپ جدید برای نوه‌ام آماده کرده است و از من خواست آدرس منزلم را به او بدهم تا آن را شخصا به من تحویل دهد.

خود جابز هم چند ساعت بعد دوباره با من تماس گرفت و پیگیر موضوع شد و تا زمان حصول اطمینان از جلب رضایت من، دست از پیگیری برنداشت. آنجا بود که من فهمیدم استیو جابز چه ارزش فوق‌العاده‌ای برای شرکت اپل و اعتبار و آبروی آن نزد مشتریان قائل است به‌طوری‌که حاضر بود در روز سال نو و به محض دریافت یک ایمیل معمولی از طرف یک دوست مبنی بر عدم پاسخگو بودن یکی از نمایندگی‌های فروش شرکت اپل، موضوع را در کوتاه‌ترین زمان ممکن و به بهترین شکل پیگیری کند.

 

داستان دوم:

سال ۱۹۸۵ بود که من استیو جابز را بلافاصله بعد از اخراج شدنش توسط هیات‌مدیره شرکت و در راس آنها جان سالی، ملاقات کردم و انتظار داشتم او با تنفر فراوان از شرکتی که خود از بنیان‌گذارانش بود و آن‌گونه اخراجش کرده بودند، یاد کند و هیچ علاقه‌ای به موفقیت مدیر عامل جدید و هیات‌مدیره شرکت از خود نشان ندهد. اما با کمال ناباوری دیدم استیو نه تنها احساس ناخوشایندی نسبت به شرکت اپل ندارد بلکه قصد دارد تمام تلاشش را برای موفقیت شرکت انجام دهد. در ملاقاتی که ما با هم داشتیم او به من گفت رفتنش از اپل به‌طور حتم به نفع شرکت خواهد بود و اینکه ایده تاسیس شرکتی به نام NeXT به ذهن او خطور کرده است و قصد دارد آن را هر چه زودتر راه‌اندازی کند.

استیو به من گفت شرکت NeXT را به‌گونه‌ای طراحی کرده است که بتواند محصولاتی را طراحی و تولید کند که شرکت اپل بتواند از آنها برای بهبود محصولاتش استفاده کند. او همچنین ابراز امیدواری کرد که روزی شرکت اپل برای خرید این شرکت نوپا اقدام کند، اتفاقی که در سال ۱۹۹۶ رخ داد و به آرزوی استیو جابز جامه عمل پوشاند: شرکت اپل در آن سال شرکت NeXT را به قیمت ۴۲۹ میلیون دلار خریداری کرد و همین معامله بزرگ بود که مسیر را برای بازگشت شکوهمندانه و ارزشمند استیو جابز به اپل هموارتر ساخت؛ بازگشتی که زمینه‌ساز طراحی و تولید محصولات ماندگاری همچون آی‌پد و آی‌فون با هدایت و رهبری استیو جابز بزرگ شد که هنوز هم دنیای ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.

به هر روی، استیو جابز فقید، نمونه بارز کسانی است که به معنای واقعی کلمه و از صمیم دل به شرکت‌شان عشق می‌ورزند و غیر از موفقیت و پیشرفت شرکت‌شان (و نه خودشان) به چیز دیگری نمی‌اندیشند. در واقع هر مدیر و کارمندی که در یک شرکت یا سازمان مشغول به‌کار است، صرف‌نظر از مقام و منصبی که در آنجا داشته و دارد باید به شرکتش عشق بورزد و هر کاری را برای افزایش اعتبار و آبروی شرکت انجام دهد. در واقع، مدیران باید خود و منافع شخصی‌شان را به کناری بگذارند و فقط و فقط به کامیابی شرکت‌شان بیندیشند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
شنبه 6 اردیبهشت 1399  05:56 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

تقریبا همه افراد تجربه کار با یک مدیر بد را داشته اند. آمارها نیز در این رابطه رقم ۷۶درصدی تجربه کار با مدیرانی با اخلاق های نادرست را برای آمریکا نشان می دهد که برای کشور پیشرفته ای مانند آمریکا بسیار بالا است و می توان نتیجه گرفت که اوضاع در اکثر کشورهای دیگر بدتر است، با این حال واقعیت این است که شرایط نمی‎تواند برای همه افراد ایده آل باشد و نمی توان انتظار داشت که افراد موقعیت شغلی خود را برای پیدا کردن مدیری بهتر رها کنند.

 اگرچه توصیه می شود که در صورت مواجهه با چنین شرایطی به دنبال شغلی دیگر نیز باشید، با این حال تا زمانی که شرکت ایده آل پیدا نشده است، رها کردن موقعیت فعلی اقدامی پرریسک خواهد بود. تحت این شرایط سوالی که مطرح است این است که چه کاری را باید انجام داد که اخلاق های بد یک مدیر، باعث از بین رفتن علاقه به کار و کاهش روحیه کارمندان نشود. در این راستا ضمن بررسی ویژگی-های یک مدیر بد، به ارائه راهکارهایی خواهیم پرداخت. به عقیده لین تیلور متخصص مدیریت نیروی انسانی، یک مدیر بد نه‎تنها بر روی کار شما تاثیر خواهد گذاشت، بلکه زندگی شخصی را نیز با مشکل مواجه می سازد. برای مثال فردی را تصور کنید که تحت فشار روانی شدیدی از سوی مدیر شرکت خود قرار دارد. بدون شک وی دیگر نمی-تواند به مانند سابق نقش های خود در خانواده را ایفا کند. این امر تنها یک نمونه ساده برای درک بهتر این مسئله محسوب می شود.

1-دروغ‎گویی

اگر مدیر شما یک دروغگو محسوب می شود، بدون شک کاندیدای جدی اطلاق بد بودن است. این امر نه‎تنها باعث خواهد شد تا تیم شرکت به بی‎اعتمادی برسد، بلکه امکان برنامه‌ریزی درست و انگیزه داشتن را نیز از میان خواهد برد. درواقع شما نمی توانید تشخیص دهید که کدام یک از حرفه ها درست بوده و کدام یک تنها دروغ هایی برای بهبود اوضاع محسوب می شود. بدون شک شما به عنوان یک کارمند شرکت، از قدرت تغییر مدیر خود برخوردار نبوده و در صورت تلاش در این زمینه با خطر از دست رفتن موقعیت شغلی خود مواجه خواهید شد. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال راهکاری دیگر باشید. توصیه ما این است که دروغ ها را یادداشت کرده و با دسته‎بندی آنها، مواردی را که معمولا از سوی مدیر شرکت به دروغ مطرح می شود را در کنار خود داشته باشید. شما هر صحبتی را می توانید با موضوعات یادداشت شده مورد بررسی قرار داده و نسبت به میزان صحت آن به یک جمع‎بندی برسید. درواقع هنگامی که از همان اول بدانید که یک صحبت کاملا دروغ است، بدون شک بر روی آن حساب نخواهید کرد.

همچنین برطبق نظر روانشناس‎ها هر فرد در هنگام دروغ گفتن، رفتارهایی را از خود بروز می دهد. برای مثال برخی از افراد از تماس چشمی خودداری می-کنند. بدون شک با تحلیل و توجه به حرکات مدیر خود در هنگام مطرح کردن صحبت های مختلف می-توانید در این رابطه نیز به نتایج جالبی دست پیدا کنید. در نهایت فراموش نکنید که هیچ‎گاه از تجربه کارمندان باسابقه شرکت غافل نشوید. بدون شک مشورت گرفتن از آنها نیز می تواند کاملا کارساز باشد. علت این امر به این خاطر است که آنها تجربه همکاری بیشتری را داشته و شناخت کامل تری را از مدیر شرکت دارند.

2-اشتباه نکردن

اگرچه در نگاه اول ممکن است تصور کنید که این ویژگی کاملا مثبت است، با این حال واقعیت این است که اشتباه کردن، یک اتفاق کاملا طبیعی بوده و تنها در دو حالت شاهد آن نخواهیم بود؛ نخست آنکه پنهان‎کاری صورت گرفته باشد و یا مدیر شرکت بیش از حد محتاط باشد. در هر دو حالت چنین مدیری را نمی توان لایق تلقی کرد. درواقع تمامی تصمیمات بزرگ نیاز به جسارت و قدرت ریسک داشته و چنین روحیه ای باعث می شود تا در بهترین حالت، وضعیت شرکت همواره ثابت باقی بماند که با توجه به تلاش سایر شرکت ها برای پیشرفت، بعید است برندی قادر باشد با این سیاست حتی جایگاه فعلی خود را نیز حفظ کند. تحت این شرایط دیگر تفاوتی ندارد که شما تا چه حد پرانگیزه و پرتلاش ظاهر شوید، بدون شک به بالاترین نتایج از اقدامات خود دست پیدا نخواهید کرد.

در این رابطه ابتدا باید دلیل این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. درواقع برای یک مدیر بسیار سخت است که اشتباه کند. آنها تصور می کنند که در صورت اقرار به این موضوع، جایگاه خود را نزد کارمندان از دست خواهند داد، با این حال واقعیت این است که بنا بر تحقیقات انجام‎شده، در حدود 91درصد از کارمندان، صداقت مدیر شرکت حتی در رابطه با اشتباهات را یکی از فاکتورهای مهم در رابطه با میزان رضایت شغلی خود عنوان کرده اند. به همین خاطر لازم است تا این تصور غلط را کنار بگذارید، با این حال راهکاری که کارمندان تحت این شرایط می توانند انجام دهند این است که شما نقطه مقابل رئیس خود باشید، درواقع هنگامی که کارمندان یک شرکت به سادگی به اشتباهات خود اقرار کرده و در تلاش برای جبران آن باشند، مدیریت نیز دیگر دلیلی برای ادامه رفتار خود حس نخواهد کرد. همچنین شما می توانید اهداف شخصی ای را برای خود تعیین کنید تا در صورتی که شرکت رشدی را ندارد، شما روند رو به رشد خود را حفظ کنید.

3-سخت گیری

بدون شک مدیری که به نوعی در انتظار است تا از شما اشتباهی رخ دهد تا شدیدا برخورد کند، با این حال در هنگام کسب موفقیتی ابدا تعریفی را انجام نخواهد داد و تصور می کند که این اقدام کاملا وظیفه شما بوده است، بدون شک در روحیه هر فردی بدترین تاثیر را به همراه خواهد داشت. درواقع برای این مدیران تفاوتی ندارد که شما تا چه اندازه دچار اشتباه شده اید و تلاش شما برای جبران آن چگونه خواهد بود، آنها تنها می-خواهند که شما را تحت فشار قرار دهند. تصور آنها نیز این است که با این سخت گیری شما دیگر مرتکب اشتباه نخواهید شد که آمارها خلاف این موضوع را به اثبات می رساند، با این حال این امر تنها کارمندان را به سمت پنهان‎کاری و عدم انجام اقدامات جدید سوق می دهد که بدون شک برای وضعیت شرکت بسیار بد خواهد بود. تحت این شرایط بهتر است که اگر مدیر شرکت نسبت به وضعیت شرکت خود، توجهی را ندارد شما نیز خود را به سختی نندازید و تنها در حد انتظار ظاهر شوید. درواقع دلیلی وجود ندارد در شرایطی که مدیر شرکت چنین رفتار غیرحرفه ای را دارد، شما به مانند یک قهرمان ظاهر شوید.

4-نگاه یکسان

اگر مدیر شرکت به همه افراد نگاهی یکسان را داشته و توقع دارد که شما نیز به مانند خودشان و یا فردی خاص در شرکت رفتار کنید، لازم است تا شما تفاوت ها خود با دیگران را یادآور شوید. درواقع این اشتباه مدیر شما است که اصل بسیار ساده تفاوت افراد با یکدیگر را فراموش کرده است، با این حال اگر از این اقدام خود نتیجه لازم را به دست نیاوردید، لازم است تا اعلام کنید که شما سبک کاری خاص خود را دارید و با توجه به این امر که وظایف به خوبی در حال انجام است، در صورت اصرار بیشتر شما به ترک شرکت فکر خواهید کرد. درواقع این دسته از مدیران بدون شک اگر شرایط اخراج شما را داشتند، دیگر چنین موردی را مطرح نمی کردند. به همین خاطر شما می-توانید با اعمال فشار، از تکرار چنین اتفاقی جلوگیری کنید. در این رابطه حتی اگر اخراج هم شوید، بیکار بودن برای مدتی به مراتب بهتر از زمانی خواهد بود که شما هر روز خود را با چنین فضای ناعادلانه ای سپری کنید. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که در ابتدا بهتر است تا با لحنی محترمانه رفتار کرده و حتی از توصیه آنها تشکر نیز کنید، با این حال برای آنها توضیح دهید که به چه دلیل به این صورت کارهای خود را انجام می دهید. درواقع تهدید، باید راهکار بعدی شما باشد و اولویت با تمام کردن ماجرا بدون دلخوری خواهد بود.

5-میکرو منیجینگ

این حالت به زمانی اطلاق می شود که مدیر شرکت تمایل دارد تا کارمندان خود را به صورت کامل زیر نظر داشته باشد. بدون شک این وضعیت برای هیچ کارمندی خوشایند نخواهد بود، با این حال برای رفع این موضوع، ضروری است تا کمی صبور باشید. درواقع توصیه می شود تا خودتان تمامی اطلاعات را برای مدیریت ارسال کنید. این موضوع باعث خواهد شد تا آنها یا حجم بالایی از مطالب مواجه شده و پس از مدتی از آن خسته شوند و از شما بخواهند که دیگر به این اقدام خود ادامه ندهید. پس از طی کردن این مرحله دیگر مدیریت به خاطر رد کردن این اقدام شما، نمی تواند عملکردتان را زیر ذره بین قرار دهد. همچنین علت این رفتار از سوی برخی از مدیران، سخت اعتماد کردن آنها است که بدون شک این اقدام آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

6-نژادپرستی

اگرچه بسیار خنده‎دار است که مدیری در قرن بیست و یک هنوز هم چنین عقاید پوسیده ای داشته باشد، با این حال واقعیت این است که این تفکر هنوز هم طرفدارانی دارد. تحت این شرایط توصیه می شود تا از موسسات حامی کارمندان کمک گرفته و شرایط را برای اخطار رسمی و یا پیدا کردن کاری دیگر مهیا سازید. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که کارمند یک شرکت بودن ابدا به معنای بردگی نبوده و شما باید تحت هر شرایطی عزت نفس خود را حفظ کنید. نمونه های متعددی از مدیرانی وجود دارد که به علت چنین رفتارهایی با جریمه های بسیار سنگین و از دست رفتن آبرو مواجه شده-اند. به همین خاطر ابدا خود را محکوم به تحمل شرایط ندانید.

7-توجه نکردن

توجه نکردن می تواند مصادیق متعددی را داشته باشد. برای مثال ممکن است یک مدیر به پیشرفت شما و ایجاد فرصت برای رشد بی‎توجه باشد و یا در رابطه با آینده با تیم خود صحبت نکند. تحت این شرایط تنها یک راهکار وجود دارد و آن این است که شما در این رابطه پیشقدم شوید. درواقع این سیاست باعث خواهد شد تا مدیر شرکت انجام این اقدام را الزامی بداند. درواقع تصور بسیاری از مدیران این است که تا زمانی که صدای مخالفی وجود نداشته باشد، نباید تغییری را در شیوه کاری خود انجام دهند.

در نهایت توجه داشته باشید که در صورت آنکه بتوانید سایر کارمندان را با خود همصدا کنید، بدون شک قدرت اعمال فشار بالاتر را خواهید داشت.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 6 اردیبهشت 1399  05:49 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

به گفته عضو هیئت‌مدیره اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی، شیوع ویروس کرونا می‌تواند تلنگری باشد برای اینکه ‌نگاهی به تغییر فاز کسب‌وکارهای آنلاین داشته باشیم و عدد خرده‌فروشی آنلاین و استفاده مردم از خدمات آنلاین را افزایش دهیم و البته برای عبور از شرایط موجود، کسب‌وکارها باید یک برنامه‌ریزی حداقل ۱۸ ماهه و یک سال و نیمه انجام دهند.

اگر چه در نگاه نخست، برخی کسب‌وکارها از شرایط جدید منتفع می‌شوند، اما ممکن است به دلیل تأثیر منفی شیوع کرونا بر تأمین‌کنندگان آنها، این کسب‌وکارها نتوانند از فرصت پیش‌آمده، برای توسعه فعالیت خود استفاده کنند؛ به همین دلیل طبق گزارش سازمان فناوری اطلاعات، تنها ۲۹ درصد کسب‌وکارها از این شرایط تاثیر مثبت گرفته‌اند و مهم‌ترین چالش این کسب‌وکارها، کاهش تقاضاست.

نکته دیگر، نحوه مواجهه کسب‌وکارها با شرایط جدید است؛ اینکه یک استارت‌آپ یا بنگاه اقتصادی، برای کاهش اثرات منفی شیوع کرونا بر خود، به تعدیل نیرو دست بزند، یا مدل درآمدی خود را تغییر دهد، یا به سمت تعاملات جدید با سایر بازیگران و اجزای زنجیره ارزش خود برود، می‌تواند تأثیر شرایط جدید را برای آن بنگاه یا کسب‌وکار متفاوت سازد. از طرفی اگرچه ممکن است این تصور ایجاد شود که کرونا یک بیماری با تأثیر وسیع و کوتاه‌مدت روی کسب‌وکارها باشد، اما هنگامی که مسأله‌ای در جهان چنین وسعت همه‌گیری دارد، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که تأثیر آن پس از مدتی از بین برود. بلکه باید خود را برای تأثیر پایدار در جنبه‌های مختلف کسب‌وکار آماده کنیم.

کسب‌وکارهای آنلاین هم از تاثیر کرونا در امان نبودند

رضا الفت‌نسب -عضو هیئت‌مدیره اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی- درباره تاثیر ویروس کرونا بر کسب‌وکارهای آنلاین گفت: از زمانی که ویروس کرونا به کشور وارد شده، کسب‌وکارهای آنلاین هم تحت تاثیر قرار گرفتند و از آثار منفی آن در امان نبودند. اگرچه بخش‌های اندکی مانند بخش محتوایی و بخش فروش کالاهای سوپرمارکتی توانستند تا حدی یک رشد مثبت را تجربه کنند، اما تعداد آنها کم بود و تعداد زیادی از کسب‌وکارها مانند حوزه‌های گردشگری، دلیوری و حتی کسب‌وکارهایی که اقدام به فروش کالاهای دیگر مانند کیف، کفش و پوشاک می‌کردند هم با کاهش فروش مواجه شدند.

وی ادامه داد: بنابراین نه تنها به‌صورت کلی اتفاق خاصی برای کسب‌وکارهای آنلاین رخ نداده و چه بسا ضررهای هنگفتی هم متوجه آنها شده است، درصورتی که پیش از این از طرف دولت آمارهای عجیب و غریبی مطرح شده بود مبنی بر اینکه کسب‌وکارهای آنلاین در این مدت با رشد ۲۰۰ درصدی مواجه شدند و گویی شرایط بسیار خوبی را پشت سر گذاشتند.

عضو هیئت‌مدیره اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی با اشاره به شرایط ادامه‌دار شدن حضور کرونا در کشور بیان کرد: به نظر نمی‌رسد ویروس کرونا در مدت زمان کوتاهی در آینده و به‌طور کلی در کشور و جهان از بین برود و احتمالا کرونا تا چندین ماه همچنان با ما باشد. کسب‌وکارها باید یک برنامه‌ریزی حداقل ۱۸ ماهه و یک سال و نیمه انجام دهند تا بلکه بتوانند از این شرایط عبور کنند و این مساله شامل کسب‌وکارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها هم می‌شود.

الفت‌نسب در ادامه با بیان اینکه این کسب‌وکارها در حال حاضر مهمترین نیازشان سرمایه در گردش است، افزود: بسیاری از آنها با بحران مواجه هستند و بدین‌ترتیب ما تا پایان فروردین و اردیبهشت با تعداد زیادی از کسب‌وکارهای کوچک، متوسط و حتی بزرگ مواجه هستیم که حتی شاید قادر به پرداخت حقوق پرسنلشان هم نباشند و این شرایط را برایشان بسیار دشوار می‌شود و چه بسا مجبور به تعطیل کردن کسب‌وکارشان شوند.

لزوم اصلاح مدل کسب‌وکارها به سمت نیازهای جامعه

وی به کسب‌وکارهای نوپا توصیه کرد: آنها در این ایام باید تا جایی که می‌توانند مدل کسب‌وکاری خود را به سمتی اصلاح کنند که بتواند نیاز جامعه را پوشش دهد. باید به نکاتی توجه کنند از جمله اینکه امروز همه مردم به سمت استفاده از مایحتاج بهداشتی و رعایت نکات بهداشتی رفتند و از طرفی سعی می‌کنند در خیابان‌ها و فروشگاه‌ها حضور نداشته باشند، بنابراین کسب‌وکارها باید تا جایی که می‌توانند مدلشان را اصلاح کنند و با آنچه که مردم می‌خواهند هم‌راستا شوند و از آن طرف حتما هزینه‌هایشان را تا جایی که می‌توانند کاهش دهند.

وی با اشاره به نقش دولت اظهار کرد: دولت هم می‌تواند در این زمینه به کسب‌وکارها کمک کند. برای مثال اگر می‌خواهد وامی به کسب‌وکارها بدهد، درصورتی‌که منابعش هم اجازه می‌دهد، به جای قرار دادن مدت شش ماهه و ۱۲ ماهه برای بازپرداخت این وام‌ها، حداقل مدت دو سال را قراردهد. هرچند با توجه به کاهش چشمگیر قیمت نفت و وجود تحریم‌ها، دولت هم خیلی منابعی ندارد و اگر برنامه‌ریزی مناسبی برای کسب‌وکارها نداشته باشیم، با تعداد زیادی کسب‌وکار تعطیل و به دنبال آن هم تعداد زیادی فرد بیکار در جامعه مواجه خواهیم شد و هزینه‌های زیادی بابت این بیکاری در بخش‌های مختلف گریبانگیر همه خواهد شد.

عضو هیئت‌مدیره اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی با تاکید بر لزوم تغییر فاز در میان کسب‌وکارهای آنلاین بیان کرد: امروز شاهدیم که بسیاری از مسوولان در کشور موضوع اقتصاد دیجیتالی را پیش کشیدند و به نظر می‌رسد تمایل بیشتری ایجاد شده که به خریدهای اینترنتی و غیرحضوی هم بیش از پیش پرداخته شود. البته این موضوع تا کنون در حاکمیت و دولت مشاهده نشده اما شیوع این ویروس و همه‌گیری آن می‌تواند تلنگری باشد و حاکمیت را به این سمت هدایت کند که نیم‌نگاهی به تغییر فاز کسب‌وکارهای آنلاین داشته باشیم.

الفت‌نسب با بیان اینکه در حال حاضر جمع خرده‌فروشی در ایران نهایتا ۱.۵ درصد به‌صورت آنلاین انجام می‌شود و ۹۸.۵ درصد آن آفلاین است، گفت: باید این مارکت را بزرگ‌تر کنیم و حجم خرده‌فروشی را به پنج درصد برسانیم و برای این کار سرمایه‌گذاری در بخش تجارت الکترونیک باید افزایش پیدا کند. در نهایت اگر دولت امروز برای این اقدامات برنامه‌ریزی کند، می‌تواند در چشم‌اندازهای سه ساله، پنج ساله و ۱۰ ساله، عدد خرده‌فروشی آنلاین و استفاده مردم از خدمات آنلاین را افزایش دهد که این موضوع می‌تواند ثمرات زیادی برای کشور داشته باشد.

منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 6 اردیبهشت 1399  05:41 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

تب کرونا همچنان داغ است و دولت‎ها همچنان به‌دنبال تحقیق برای شناخت و مهار این پدیده جدید بوده و از طرفی درصدد هستند در کنار حفظ سلامتی شهروندان، اقتصاد کشورشان را نیز از این بحران نجات دهند؛ بحرانی که با شیوع بیماری کووید-۱۹ کلید خورده ، اما هنوز پایان آن مشخص نیست.

 به هر حال، جهان روزهای کرونایی را پشت‌سر می‌گذارد، در این میان، اخبار و آمارهای مختلفی از گوشه و کنار جهان مبنی بر تاثیر این بیماری جدید بر کسب‎وکارها منتشر می‌شود.

 هرچند برخی کسب‎وکارها در این شرایط با رکود مواجه شده‌اند، اما کسب‎وکارهایی هستند که توانسته‌اند از این بحران جان سالم به در ببرند و حتی برخی از آنها این قابلیت را داشته‌اند که شاهد رشد باشند. به هر حال، تغییر سبک شهروندان به آنلاین شدن حاکی از آن است که کسب‌وکارهای اینترنتی جزو آن دسته از کسب‌وکارهایی بودند که توانستند کمتر از شیوع کرونا آسیب ببینند یا حتی منتفع باشند. البته باید در نظر داشت که اگرچه در نگاه نخست، برخی کسب‌وکارها از شرایط جدید منتفع می‌شوند، اما ممکن است به‌دلیل تاثیر منفی شیوع کرونا بر تامین‌کنندگان آنها، این کسب‌وکارها نتوانند از فرصت پیش‌آمده، برای توسعه فعالیت خود استفاده کنند؛ به‌عنوان مثال، به‌دلیل شرایط قرنطینه و افزایش ساعات حضور شهروندان در خانه، ارائه‌دهندگان خدمات ویدئوآنلاین، با افزایش تعداد کاربران و افزایش تقاضا مواجه شده‌اند؛ اما آیا زیرساخت‌ها لازم برای ارائه خدمات آنها، همچون پهنای باند یا زیرساخت‌های ذخیره محتوا، پاسخگوی این میزان از افزایش تقاضا است؟ نکته دیگر، نحوه مواجهه کسب‌وکارها با شرایط جدید است؛ اینکه یک استارت‌آپ یا بنگاه اقتصادی، برای کاهش اثرات منفی شیوع کرونا بر خود، به تعدیل نیرو دست بزند، یا مدل درآمدی خود را تغییر دهد، یا به سمت تعاملات جدید با سایر بازیگران و اجزای زنجیره ارزش خود برود، می‌تواند تاثیر شرایط جدید را برای آن بنگاه یا کسب و کار متفاوت سازد. شناخت رفتار و نیز خواسته‌های کسب‎وکارها(که مهم‌ترین هدف این مطالعه و پیمایش است) به حاکمیت کمک می‌کند تا بتواند سیاست‌های کارآمدتری را برای پایدار ساختن فعالیت‎های اقتصادی و نیز کاهش اثرات اجتماعی و اقتصادی شیوع کرونا بر شهروندان و کسب‎وکارها در پیش بگیرد.

سازمان فناوری اطلاعات اخیرا گزارشی منتشر کرده که آمارها و تحلیل نتایج به‌دست ‌آمده از یک پیمایش است. این پیمایش در گفت‌وگوی تلفنی با مدیران حدود ۱۰۰ استارت‌آپ کشور درباره تاثیر شیوع ویروس کرونا بر کسب‌وکار آنها، از میان ۲۰۰۰ شرکت که در سامانه «نوآفرین» ثبت‌نام کرده‎اند، انجام شده است. در طرح نوآفرین هر شرکت خصوصی و تعاونی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات که کمتر از سه سال از تاریخ ثبت آن گذشته باشد به‌عنوان شرکت‌هایی ذکر شدند که از آنها حمایت می‌شود. این کسب‎وکارهای در حوزه تولید بازی‌های رایانه‎ای، اینترنت اشیا، امنیت اطلاعات و شبکه، امنیت مکان، هوش مصنوعی، هوش تجاری، حمل‌ونقل شهری، پوشاک، تجهیزات پزشکی، فروشگاه اینترنتی، بازاریابی دیجیتال و نرم‌افزارهای کاربردی فعالیت دارند.این گزارش حاکی از آن است که حوزه‌های مربوط به خدمات پزشکی (تولید تجهیزات پزشکی، مشاوره آنلاین و...) بیشترین تاثیر مثبت را از کرونا گرفته‌اند. همچنین حوزه مربوط به خدمات آنلاین، همچون تاکسی اینترنتی و شبکه‌های فروش اینترنتی نیز بیشترین تاثیر منفی را از این وضعیت گرفته‌اند. به عبارت دیگر، ۴۱ درصد کسب‎وکارهای حوزه پزشکی از شیوع بیماری کرونا متضرر شده و ۵۹ درصد نیز منتفع شده‌اند. در حوزه کسب‎وکارهای دیجیتال به گونه‌ای بوده است که تنها ۲۹ درصد منتفع و ۷۱ درصد متضرر شده‌اند. در حوزه خدمات تعداد کسب‎وکارهای منتفع ۱۴ درصد بوده و ۸۶ درصد آسیب دیده‌اند و در نهایت، کسب‎وکارهایی که نیازمند حضور کارکنان بودند، ۲۵ درصد منتفع و ۷۵ درصد آسیب دیده‎اند. براساس آنچه در این گزارش آمده، پزشکی شامل حوزه‎های سلامت، مشاوره آنلاین، تولید تجهیزات پزشکی و غیره، نرم‌افزار شامل تولید و توزیع نرم‎افزارها و بازی‌های رایانه‌ای و خدمات پشتیبانی و طراحی وب‌سایت و...، تجارت الکترونیک و فروشگاه‌های اینترنتی شامل فروشگاه‎ها و پلت‌فرم‎های تحویل کالا و ارائه‎دهندگان خدمات (تاکسی و...) است. 

برای بررسی و سنجش مهم‌ترین دلیل تاثیر منفی شیوع کرونا بر کسب‌وکارها، ۳نکته زیر مورد پرسش قرار گرفت؛ این سوال از شرکت‌هایی پرسیده شد که تاثیر کرونا را بر کسب‌وکار خود منفی اعلام کرده بودند. مهم‌ترین دلیل تاثیرگذاری منفی مربوط به کاهش مشتریان (تقاضا) و درآمدهای ناشی از آن بود. در وهله بعد، کاهش حضور نیروی انسانی و اختلال در انجام عملیات کسب و کار به آنها آسیب زده بود و در نهایت اینکه آنها از اختلال در دسترسی به زنجیره ارزش، شامل خدمت‌دهندگان، پیمانکاران و... آسیب دیدند. 

در عین حال، شرکت‎های فعال در حوزه نرم‎افزار اگرچه عموما با عدم حضور نیروی کار در محل، دچار مشکلات نمی‎شوند، اما بیشترین تاثیر منفی را از «اختلال در دسترسی به زنجیره ارزش، شامل خدمت‌دهندگان، پیمانکاران و...» گرفته‌اند. در نهایت اینکه شرکت‌های فعال در حوزه پزشکی، بیشتر از سایر حوزه‌ها اعلام کرده‎اند که یا کاهش درآمد نداشته‎اند یا کاهش درآمد ناچیزی داشته‎اند. از طرف دیگر، شرکت‌های فعال در حوزه نرم‌افزار بیشتر از سایر حوزه‎ها، کاهش درآمد داشته‎اند. 

آمار منتشر شده در این گزارش حاکی از آن است که تنها ۱۸ درصد شرکت‌های موجود، به‌دلیل شیوع کرونا مجبور به کاهش نیروهای خود شده‌اند و بیشترین تعدیل نیرو در حوزه نرم‌افزار بوده است. در این میان کسب‎وکارهای حوزه دیجیتال‌مارکتینگ و فروشگاه‎های اینترنتی و پزشکی کمتر از سایر بخش‎ها تعدیل نیرو داشتند.بخشی از این گزارش به مهم‌ترین هزینه (تعهد) شرکت، در ما‌ه‌های آینده پرداخته است که نشان می‎دهد مهم‌ترین اولویت این شرکت‎ها در این دوران، پرداخت حقوق و دستمزد است. هزینه‌هایی مانند بیمه، اجاره‎بها، مالیات، بازپرداخت وام‎ها، هزینه‌های بازطراحی ساختارها و فرآیندها برای تداوم فعالیت کسب‌وکار در شرایط جدید (خرید یا ایجاد زیرساخت‌ها و آموزش کارکنان برای دورکاری و...) و تعهد به انجام با اتمام قراردادها با سازمان‌های دولتی یا حاکمیتی به ترتیب در اولویت‌های بعدی قرار دارند.

در این پیمایش از ۶۱درصد کسب‎وکارها ادعا کرده‎اند در صورت تداوم شرایط موجود، کسب‌وکارشان در کمتر از ۳ ماه به‌طور کامل تعطیل خواهد شد. ۶ شرکت دیگر بین ۳ تا ۶ ماه تاب می‎آورند و ۳۰ شرکت نیز ادعا کرده‎اند که با منابع موجود تنها تا پایان سال می‌توانند به فعالیت در کسب و کار خود ادامه دهند. همچنین ۴۳ درصد شرکت‌هایی که کمتر از ۳ ماه منابع برای ادامه کسب‌وکار خود دارند، در حوزه نرم‌افزار فعالیت دارند. این آمار در حوزه کسب‎وکارهای دیجیتال مارکتینگ و فروشگاه اینترنتی ۲۰ درصد است.

قسمت نهایی این پیمایش، نظرسنجی از مدیران کسب‎وکارها برای تعیین حوزه‎های اولویت‎دار جهت دریافت حمایت‌های دولت بود که نشان می‌دهد نخستین حوزه مدنظر صاحبان این اپلیکیشن‎های آنلاین خدماتی بودند. اولویت‎های اعلام‌شده از سوی آنها به ترتیب حمل‎ونقل اینترنتی، استارت‎آپ‎های خدماتی و مواد غذایی، استارت‌آپ‌های نوپای زیر یک سال، استارت‌آپ‌های تجارت الکترونیک، ایده‌های تبدیل کسب‌وکار به‌صورت آنلاین و سایرین بود.

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

تجارت بهتر یعنی موفقیت و رسیدن به اهداف کاری ، راهی که برای آن باید از تجارب مدیران و موفق های دنیای بیزینس استفاده کرد.

 برای پیشرفت در تجارت به پول بیشتر نیاز نیست بلکه باید ایده های خوبی داشته باشید ،نگران سرمایه گذاری های جدید نباشید بیشتر روی چیزهایی که مد نظر دارید تمرکز کنید اگر میخواهید تجارتتان پیشرفت کند. تنها ایده کافی نیست بلکه ایده راه را هموارتر می کند این واقعیت نباید شما را بترساند در واقع باعث می شود واقع بینانه تر به تجارت نگاه کنید. 

5 کاری که باید برای بهتر شدن تجارت و بیزینس انجام دهید

تحقیق کنید

تحقیق در مورد تجارت بسیار ضروری است چون بارشد تجارتهای اینترنتی رقابت در این عرصه بسیار دشوار شده است .درتجارت های کوچک و بزرگ افراد دنبال رقیب هایی هستند که قدرت گفت و گوی بالاتری دارند وسایل را با قیمت ارزان تر می فروشند ،تحقیقات به شما نشان می دهند که در حال و آینده کجا خواهید بود.

تحقیق ایده و کارهای درست را نشان میدهد وبه شما یاد میدهد که چگونه کار کنید و چه نکته مثبتی از کار بگیرید مهم نیست در تجارت نیاز به کمک دارید یا نه تحقیق در این مورد باعث ارتقا در این عرصه می شود و همین طور باعث درس گرفتن از پیروزی ها و اشتباهات می شود.

اشتباهات را در مسیر کاری مدام اصلاح کنید 

در طول مسیر آزادی در محل کار خلاقیت را پرورش می دهد برای داشتن نظر بهتر باید یاد بگیرید خطر کنید بنابر این خلاقیت خود را بالا ببرید و سعی کنید کارهای جدیدی انجام دهید و اشتباه کنید این تنها کار یادگیری در طول مسیر است بهترین نظرات تجارت وقتی خلاقیت ریست کردن و اشتباه کردن با هم ترکیب شود ایجاد می شود.

ایده های قبلی را توسعه دهید

جول مدیر رسانه عمومی مجموعه ای را بر اساس ایده های دیگران بنا کرده است وایده های خوب را از بین همین نظرات بیرون آورده اگر ایده ای به ذهنتان رسید حتما آنرا ثبت کنید. کاری که باید انجام دهید دوایده را که تقریباً یک شباهت دارد انتخاب کرده و چگونگی ارتباط و تفاوت آنها را بسنجید مثلاً دو ایده را کنار هم بگذارید نقاط تفاوت را مرتبط کنید و یک ایده واحد بسازید.

هرکسی برای پیشرفت پیشنهادی دارد 

اینکه هر کسی چیزی برای پیشنهاد کردن دارد سعی کنید در تجارت از تجارب گروه های دیگر استفاده کنید چون برخی گروه ها مهارت یا پول برای به اشتراک گذاشتن دارند هرشخصی چیزی برای ارائه دادن دارد فقط به دنبال موقعیتی برای بروز دادن آن هستند برای اینکه نظرات بهتری داشته باشید موارد را همه جانبه بسنجیدبهترین راه برای انجام این کار گفتگو با تیم مقابل است شما نیازمند افرادی پیرامون خود هستید که صادق باشد نه فقط تاییدتان کند دو گروه با عقاید مختلف تشکیل دهید و از نظرات آنها برای پیشرفت بازخورد استفاده کنید

شناخت مشتری راز مهم افراد موفق در تجارت

یکی دیگر از راه های پیشرفت در تجارت شناخت مشتری و سلیقه آن است اگر هوشیار و آگاه باشید در واقع 50 درصد راه را با موفقیت طی کرده اید چون سرمایه گذاری در جایی که تقاضا باشد با سرعت بیشتری پیشرفت می کنداز خودتان بپرسید چه کسی مشتری مان است مشتریمان چه چیزی نیاز دارد شرکت چه کاری برای کمک به مشتری انجام می دهد با انجام این مراحل متوجه تغییر و پیشرفت درروند تجارتتان خواهید شد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 9 فروردین 1399  07:07 ب.ظ

این روزها و با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور کلیه کسب و کارها در تب و تاب این هستند تا بتوانند شرایط کاری خود را بهبود بخشند. در این بین یکی از مهم ترین مواردی که صاحبان مشاغل و کسب و کارها را به خود درگیر می کند ارتباط با کشورهای هم جوار و اروپایی برای توسعه و پیشرفت اقتصادی است. ارتباط با کشورهایی که زبانی به غیر از فارسی دارند تنها از طریق ترجمه ای صحیح و کاربردی صورت می گیرد اما در این بین کدام یک از زبان های مهم دنیا برای پیشرفت اقتصادی کسب و کارها موثر و مفید خواهد بود؟ اگر شما هم برای پاسخ این سوال به جواب قاطعی نیاز دارید، پیشنهاد می کنم در ادامه همراه ما باشید.

زبان انگلیسی اولین و مهم ترین زبان دنیا

بدون شک زبان انگلیسی اولین و مهم ترین زبان برای آن دسته از افرادی است که دوست دارند روابط تجاری و بین المللی داشته باشند چرا که بسیاری از کشورهایی که برای روابط تجاری و بازرگانی با ایران همکاری می کنند به این زبان مسلط هستند. علاوه بر آن زبان انگلیسی به دلیل گستردگی بالایی که در کشورهای مختلف دنیا دارد به عنوان زبان دوم مردم جهان شناخته شده و افراد با زبان های مختلف سعی بر این دارند تا به واسطه این زبان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

ترجمه انگلیسی به فارسی انواع قراردادهای تجاری، پروپوزال های همکاری و دفترچه های راهنما برای آن دسته از شرکت ها و سازمان هایی که روابط تجاری گسترده ای با کشورهای انگلیسی زبان دارند به کار می آید. به همین منظور شما می توانید برای ترجمه انواع متن های مرتبط با کسب و کار خود به زبان انگلیسی اقدام کرده و محتوای مورد نظر خود به مخاطبان خارجی ارائه کنید.

زبان اسپانیایی پر متکلم ترین زبان دنیا

گذشته از اهمیت بالایی که زبان انگلیسی در جهان دارد. زبان اسپانیایی به عنوان پر تکلم ترین زبان در دنیا عنوان نخست را دارد. این زبان پرمتکلم در دنیای کسب و کار نیز جایگاه ویژه ای دارد چرا که شرکت ها و سازمان هایی که به واسطه توسعه حرفه خود و یا صادرات و واردات محصولات خود از کشورهای اسپانیایی زبان به ایران و یا از ایران به کشورهای اسپانیایی زبان فعالیت دارند می توانند با ترجمه فارسی به اسپانیایی انواع متن، قرارداد، بروشور و کتابچه و حتی مکاتبات و مکالمات اداری خود از ترجمه به عنوان پل ارتباطی با اسپانیایی زبان ها استفاده کنند و کسب و کار خود را بهتر و حرفه ای تر از قبل توسعه و گسترش دهند.

زز

زبان ترکی استانبولی مهم ترین زبان برای توسعه کسب و کار برای ایرانیان

در سال های گذشته و با توجه به توسعه اقتصادی کشورهای همسایه از جمله ترکیه، روابط تجاری شرکت های بازرگانی و تجاری ایرانی با شرکت های ترکیه ای روز به روز در حال افزایش است چرا که این کشور به سبب همسایگی جغرافیایی و روابط دوستانه و سیاسی که با هم دارند، تعاملات گسترده ای در حوزه صادرات و واردات کالاهای متفاوت دارند به همین دلیل نیاز به ترجمه فارسی به ترکی برای این دسته از شرکت های بین المللی بیش از پیش حس می شود.

ززز

زبان آلمانی، زبان اول اقتصاد بین الملل

زبان آلمانی به عنوان یکی از مهم ترین زبان هایی است که در برخی از کشورهای اروپایی از جمله آلمان و اتریش صحبت می شود. گستردگی این زبان به نسبت زیان های پر تکلمی از جمله انگلیسی و اسپانیایی کمتر است اما با توجه به اینکه در دنیای اقتصاد جهانی کشور آلمان حرف اول را می زند نیاز به یادگیری این زبان برای آن دسته از کسب و کارهای پر رونق که پروژه های مشترکی با شرکت های آلمانی دارند به شدت حس می شود.

زززز

زبان عربی، زبان استراتژیک خاورمیانه

اگر نگاهی ساده به نقشه کشورهای اطراف ایران بیندازید، متوجه موقعیت استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه خواهید شد چرا که کشور ما در همسایگی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار گرفته که هر کدام از آن ها به زبان عربی صحبت می کنند. به همین منظور زبان عربی به عنوان مهم ترین زبان در منطقه خاورمیانه برای افرادی که قصد همکاری با شرکای عرب زبان خود را دارند بسیار با اهمیت خواهد بود.

زبان چینی، بهترین زبان برای شرکت های وارداتی

بازار ایران در سال های اخیر بسیار تحت تاثیر کشورهای آسیایی از جمله چین قرار گرفته است. در همین راستا بسیاری از شرکت های صادراتی و وارداتی در ایران به جهت پیشرفت و توسعه کسب و کار خود سعی بر این داشته تا روابط تجاری خوبی با چین برقرار کنند. به همین دلیل زبان چینی تنها راه ارتباطی برای مکالمات و مکاتبات اولیه شرکای ایرانی و چینی خواهد بود. در این راستا پیشنهاد می کنم در صورت تمایل برای همکاری با شرکت ها و شرکای چینی زبان حتما در مرحله اول زبان چینی خود را تقویت کرده و یا با استخدام یک مترجم چینی کلیه مکاتبات اداری و تجاری خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهید.

ترجمه تخصصی ویژه شرکت ها و کسب و کارها در شبکه مترجمین ایران

شبکه مترجمین ایران به عنوان قدیمی ترین سامانه ثبت سفارش انواع ترجمه تخصص، با همراهی گروهی از مترجم های متخصص و با تجربه در کلیه زبان های پر کاربرد دنیا از جمله انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی، اسپانیایی و چینی، این امکان را برای شرکت ها و کسب و کارهای بین المللی فراهم کرده تا برای ترجمه کلیه مدارک، قراردادها، متون تخصصی و نامه های تجاری خود به صورت آنلاین ثبت سفارش خود را انجام دهند و سفارش ترجمه خود را در کوتاه ترین زمان ممکن تحویل بگیرند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :14  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

تا کجا حق با مشتری است؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۳۰ ایده کسب و کار خانگی در دوره کرونا ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

فوت و فن فروش لوازم خانگی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

بازاریابان؛ سردمداران تغییرات اجتماعی آینده ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۹ گام اساسی در ایجاد یک کسب‌وکار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهاتی که موجب موفقیت مدیران می‌شود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

الگوهای جدید خرید مشتری ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

با گران‌ترین شرکت‌های دنیا آشنا شوید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

چگونه با همکاران بهتر ارتباط برقرار کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استرس‌های رایج در کار را چگونه مدیریت کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

ایجاد هیجان در آموزش‌های مدیریت ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

پردرآمدترین شغل‌های دنیا را می‌شناسید؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

کشورهای مناسب برای راه اندازی کسب و کار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

میلیاردری که فروشنده بادام‌زمینی بود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استیو جابز؛ مدیری که تنها به موفقیت سازمانش اندیشید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

نکاتی که باید درباره خریدهای اینترنتی بدانید! ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

قبل از خرید گوشی دست‌دوم چه کارهایی انجام دهیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهات رایج در خرید گوشی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

گسترش فعالیت ایران در حوزه ارزهای مجازی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اینترنت ماهواره‌ای فیلترینگ را دور می‌زند؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

همه پستها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic