دوشنبه 20 مرداد 1399  02:36 ب.ظ

حالا که خیلی ها به دلیل شیوع کرونا مجبورند در خانه بمانند، می‌توانند به فکر راه‌اندازی یک شغل خانگی باشند.

 مشاغل یا کسب و کار‌های خانگی آن دسته از فعالیت‌هایی است که از سوی یک عضو یا اعضای خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب‌و‌کار بدون مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی همجوار شکل می‌گیرد و منجر به تولید خدمت یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌شود. این تعریفی است که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای مشاغل خانگی ارائه می‌کند. راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی و راه‌اندازی کسب‌وکار در منزل می‌تواند مزایای گوناگونی را برای شاغلان این عرصه داشته باشد که از جمله آنها می‌توان به حذف هزینه‌های جاری محیط کار مانند خرید، رهن و اجاره، مالیات، عوارض و قبوض مصرفی، ایجاد توازن بین مسؤولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه ایاب و ذهاب، استفاده از نیرو و تخصص اعضای خانواده، ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی، امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیررسمی به شیوه استاد - شاگردی بین اعضای خانواده و... اشاره کرد. گرچه از گذشته‌های دور بسیاری از زنان به انجام مشاغل خانگی مانند قالیبافی، تولید صنایع‌دستی، آرایشگری، شست‌وشو و اتوکشی و... برای ایجاد منبع درآمدی می‌پرداختند، امروزه تحولات حوزه فناوری اطلاعات و دسترسی سریع و راحت به اینترنت و شبکه‌های مجازی در سال‌های اخیر کمک کرده تا مشاغل خانگی دچار تحول شگفت‌انگیزی شود و بازار به مراتب بزرگ‌تری را پیش روی خود ببیند. این روزها مشاغل خانگی طیف وسیعی از کسب‌وکارها را دربر می‌گیرد، حوزه‌هایی که گرچه قطعا به تخصص یا مهارت ویژه‌ای نیاز دارد، اما با کمی صرف انرژی و خلاقیت قابل یادگیری و ایجاد درآمدزایی است. در ادامه نگاهی به برخی از رایج‌ترین کسب‌وکارهای خانگی و ملزومات‌شان خواهیم انداخت. شاید تخصص یا مهارت شما هم جزو یکی از اینها باشد، اما تا‌به‌حال از جنبه درآمدزایی به توانمندی خود نگاه نکرده باشید. وقت آن رسیده که برای ورود به یک شغل خانگی با درآمد مناسب آستین‌ها را بالا بزنید.

۱- پرورش قارچ: با توجه به رواج زیاد پرورش قارچ در سال‌های اخیر شاید فکر کنید که بازار قارچ اشباع شده است. اما از آنجا که این خوراکی خوشمزه و پرطرفدار گونه‌های بسیار متنوعی دارد و از طرفی تمامی اطلاعات و ریزه‌کاری‌های پرورش آن را به‌راحتی می‌توان در میان کتاب‌های موجود در بازار و منابع اینترنتی به دست آورد با کمی خلاقیت می‌توانید جای خود را در بازار پر تقاضای قارچ‌های خوراکی باز کنید.

۲- پرورش پرنده‌های زینتی:  اگر از جمله افراد علاقه‌مند به نگهداری پرنده‌های خانگی هستید، ممکن است تجربه تخم‌گذاری این پرنده‌ها را در خانه داشته باشید. اما اگر قصد داشته باشید به چشم منبع درآمدی به آن نگاه کنید، قطعا باید محیط زندگی‌تان به گونه‌ای باشد که امکان توسعه فضای این کار بدون ایجاد مزاحمت برای همسایگان برایتان میسر باشد. علاوه‌بر این از آنجا که با موجودی زنده سر و کار دارید، پیش از هرچیز آموزش‌های لازم برای پرورش سلامت این پرندگان را بیاموزید.

 

۳- پرورش ماهیان زینتی: از جمله حوزه‌هایی است که به چشم نمی‌آید اما بازار بسیاری وسیعی در جهان و حتی ایران دارد. تکثیر و پرورش برخی ماهیان زینتی نظیر گوپی، سیچلاید و گلدفیش در فضاهای محدود خانگی کاملا انجام‌شدنی است. اگر در این زمینه تجربه‌ای ندارید پیشنهاد می‌کنیم یک آکواریوم کوچک و یکی دو کتاب مربوط به تکثیر و پرورش ماهی‌های زینتی را از فروشگاه‌های آکواریومی بخرید و کار را با گوپی شروع کنید. ماهی زنده‌زا و مقاومی است. پس از این‌که مهارت کافی در نگهداری و پرورش و تکثیر این ماهی را طی چند ماه پیدا کردید، کم‌کم سراغ ماهی‌های دیگر بروید. بعد در فکر بازاریابی و ارتباط با واسطه‌ها باشید و به‌تدریج تکثیر و پرورش صنعتی ماهیان زینتی را در بخشی از فضای خانه کلید بزنید.

۴- پرورش بلدرچین: پرورش بلدرچین از مواردی است که در هر خانه‌ای امکان‌پذیر نیست. اما اگر خانه‌تان آپارتمانی نیست و شرایط نگهداری از پرندگان را دارید این روزها پرورش بلدرچین گوشتی و تخم‌گذار می‌تواند سودآوری مناسبی در بازه نسبتا کوتاهی داشته باشد. البته باید پیش از شروع این کار اطلاعات کافی برای نحوه نگهداری در شرایط بهداشتی و سالم این پرندگان را بیاموزید و در صورتی که بخواهید آن را توسعه دهید حتما برای دریافت پروانه بهداشت اقدام کنید.

۵- دست‌سازها:  از جمله مواردی است که از سال‌های دور بخش عمده‌ای از مشاغل خانگی را دربر گرفته و امروز نیز حیات بسیاری از صنایع‌دستی ما به وجود چنین کسب‌وکارهایی وابسته است. این دسته شامل اقلام متنوعی مانند دستباف‌ها، سوزن‌دوزی، بافتنی، انواع سازه‌های تزئینی مانند مجسمه‌ها و... را شامل می‌شود. البته نکته‌ای که در این مورد باید به آن توجه کنیم این است که چشم ما ایرانیان به صنایع‌دستی رایج کشورمان عادت دارد و حتی خیلی از ما استادکاران ماهر در این رشته‌ها را می‌شناسیم و به آنها برای خرید مراجعه می‌کنیم، بنابراین اگر بخواهیم کسب‌وکار کوچکی را با بازار خوب در این حوزه راه‌اندازی کنیم، مهم‌ترین ابزاری که به آن نیاز داریم خلاقیت است. ایده‌های خلاقانه در طراحی متفاوت و نوآورانه دست‌سازه‌ها می‌تواند به‌خوبی مخاطب خود را در بازار پیدا کند و سود‌آوری بسیار خوبی به همراه داشته باشد. در همه‌جای دنیا برای دست‌سازها ارزش افزوده بسیار زیادی قائل هستند.

۶- پرورش گیاهان زینتی آپارتمانی: پرورش گل و گیاه نیز از جمله مواردی است که اگر فضای مناسبی برایش در خانه داشته باشید نه‌تنها مزاحمتی برای همسایه‌ها ایجاد نمی‌کند بلکه بسیار چشم‌نواز نیز هست. منابع خوبی برای آموزش نحوه تکثیر گیاهان آپارتمانی مختلف مانند کاکتوس و بنفشه آفریقایی که سودآوری قابل قبول به همراه دارند در دسترس است و اگر بتوانید شرایط محیطی مساعدشان را فراهم کنید با هزینه معقول می‌توانید به درآمدزایی مناسبی بدون دردسر دست پیدا کنید.

۷- طراحی و تولید زیورآلات: یادگیری نرم‌افزارهای مورد نیاز برای طراحی جواهرات در کنار پشتکار و صدالبته ذوق و سلیقه شما می‌تواند مسیر جدیدی برای درآمد‌زایی به همراه داشته باشد. 

همچنین بسیاری از زیورآلات دیگر مانند سازه‌های برنجی یا رزینی و... به‌راحتی در خانه امکان تولید دارد و مسیر فروش آنلاین نیز می‌تواند بازار خوبی برای فروش زیورآلات خاص به سبک شما را فراهم کند.

۸- تولید مواد خوراکی خانگی: شکل سنتی این کسب‌وکار خانگی که این روزها همچنان پررونق مشغول فعالیت است، تولید مربا، ترشی، لواشک و سبزیجات خشک یا سرخ کرده است. البته این روزها اقلام خوراکی‌های خانگی به‌شدت متنوع شده و بازار این محصولات پرطرفدار دیگر فقط به همسایه‌های اطراف محل سکونت محدود نمی‌شود. در این کسب‌وکار نیز علاوه بر مهارت کافی، خلاقیت در نحوه ارائه می‌‎تواند تضمین‌کننده درآمدزایی خوبی برای شما باشد. هرچند با توجه به ارتباط مستقیم این حوزه با سلامت به‌شدت جای سازوکاری برای مجوزهای وزارت بهداشت به جهت اطمینان بیشتر مصرف‌کننده خالی است. 

۹- شیرینی‌پزی و فینگرفود: شاید زمانی تصورمان از شیرینی و کیک‌های خانگی به کیک‌های ساده‌ای ختم می‌شد که در ظروف یک‌بار مصرف ساده در سوپرمارکت‌های نزدیک خانه‌مان می‌دیدیم. اما این روزها تولید کیک و شیرینی خانگی و غذاهای انگشتی از جمله مشاغل خانگی قوی به‌شمار می‌رود. فعالان این حوزه که تعدادشان نیز اندک نیست این روزها بسیار حرفه‌ای هستند و رقابت تنگاتنگی برای ارائه محصولات باکیفیت و خاص مطابق سلیقه مشتری دارند. اما نگران نباشید، دوره‌های آموزشی زیادی به صورت حضوری و آنلاین مهارت‌های لازم برای پخت و تزئین کیک، شیرینی‌های خانگی و کوکی‌های تزئینی در دسترس است. اگر نگران هزینه تهیه لوازم مورد نیاز هم هستید، می‌توانید ابتدا کسب‌وکارتان را به صورت محدود راه‌اندازی کنید و به مرور براساس درآمدی که به دست می‌آورید، تجهیزات خود را گسترده‌تر کنید.

۱۰ -تولید پاکت و جعبه‌های کادو دست‌ساز برای مناسبت‌های مختلف: بسته‌بندی صنعت بسیار خلاقانه‌ای است که روز به روز در حال پیشرفت است. این روند حتی در نحوه ارائه هدیه ما به دوستان‌مان در طول چند سال گذشته نیز به‌خوبی مشهود است. پس چرا از این دنیای پر از ایده و خلاقیت که حتی به وسایل و ابزار گرانقیمت هم نیاز ندارد، برای تولید درآمد استفاده نکنید؟ برای شروع می‌توانید با کمی جست‌وجو در اینترنت با ایده‌های جالب و ویدئوهای آموزشی آشنا شوید. کمی که در این زمینه تبحر پیدا کنید، قطعا نوآوری‌های بسیار بیشتری را متناسب با بازار هدف‌ اجرا خواهید کرد. برای فروش نیز در کنار فروش اینترنتی می‌توانید محصول‌تان را به فروشگاه‌های این اقلام یا لوازم‌التحریرفروشی‌ها ارائه کنید.

۱۱- چاپ سیلک:  حتما لیوان‌، ماگ‌، پیکسل‌ و دیگر اقلام پلاستیکی یا لعابی و پارچه‌ای که چاپ عکس‌ یا تصاویر کارتونی را روی آنها انجام می‌دهند را در بازار دیده‌اید. جالب است بدانید ابزار چاپ این اقلام ابعاد کوچکی دارند. به‌علاوه در مقایسه با بسیاری از تجهیزات تولیدی، هزینه بسیار بالایی برای خرید آنها لازم ندارید. پیشنهاد می‌کنیم اگر پس‌انداز مختصری دارید در اینترنت راجع به ابزارهای چاپ پیکسل و ماگ و... جست‌وجو کنید و بعد یکی از این چاپگرها و مواد اولیه‌اش را از بخرید و به خانه بیاورید.

 حتما تجارب اول شما با شکست‌هایی همراه است اما کم‌کم طرز کارش را یاد می‌گیرد. از اینجا به بعد کافی است در فضای مجازی و به‌ویژه اینستاگرام صفحه‌ای درست کنید و برای کار و محصولات‌تان تبلیغ کنید تا اولین سفارش را بگیرید.

۱۲- طراحی، مدیریت و پشتیبانی وبگاه: این‌که وبگاه به‌گونه‌ای طراحی شود که هم چشم‌نواز و گیرا باشد و هم تجربه کاربران از تعامل با آن به هدفی که سفارش‌دهندگان از طراحی وبگاه داشته‌اند نزدیک شود و خروجی همه آنها به فروش بیشتر بینجامد، آرزوی مدیر هر کسب‌وکاری است. اگر طراح وبگاه خوبی باشید و در این زمینه مهارت کسب کنید نان‌ شما در روغن است! پشت رایانه در خانه می‌نشینید و وبگاه طراحی می‌کنید. با این‌حال با طراحی وبگاه کار تمام نمی‌شود. وبگاه برای فعال‌ ماندن نیاز به مدیری دارد که محتواهای صفحات مختلف را از تولیدکنندگان محتوا بگیرد، آنها را بارگذاری و در زمان مناسب و با شیوه اصولی‌ای که مشاور بهینه‌سازی موتور جست‌وجو می‌گوید، آن را منتشر کند. اگر در این کار خبره شوید در تمام دنیا برایتان کار هست و همه هم از خانه انجام‌شدنی است.

۱۳- مشاور بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (سئو کار): مدیر هر کسب‌وکاری که وبگاهی راه‌اندازی کرده، حتما می‌خواهد کاربران اینترنت وقتی در مورد محصولش در گوگل جست‌وجو می‌کنند، وبگاه او را در صفحه اول و در رتبه‌های بالا ببینند. برای این‌که این اتفاق بیفتد بایستی در مدیریت وبگاه و شیوه ارائه محتوا اصلاحاتی انجام شود و نکاتی مدنظر قرار گیرد. این نکات آنقدر متنوع و گسترده است که موجب شده متخصصانی با دانش و تجربه خود مدیریت بهینه‌سازی یا مدیریت سئوی وبگاه‌های شرکت‌ها، سازمان‌ها و مراکز مختلف را در اختیار بگیرند و پس از مدتی کار روی تنظیمات وبگاه، به‌تدریج کمک کنند رتبه وبگاه در گوگل بالا بیاید. این کاری است که انجامش از خانه ممکن است و اتفاقا صاحبان کسب‌وکار پول خوبی به سئوکارهای باتجربه می‌دهند. از همین رو می‌توانید به سئو و پیشرفت و باتجربه‌شدن در آن فکر کنید. همین الان درباره سئو در گوگل جست‌وجو کنید!

۱۴- برنامه‌نویسی و طراحی اپلیکیشن (اپ‌های اپساز): برنامه‌نویسی و طراحی اپلیکیشن جزو پرطرفدارترین و پردرآمدترین مشاغل این روزها در تمام جهان است. اگر کمی وقت بگذارید و الفبای این کار را از طریق مطالعه کتاب‌ها و شرکت در وبینارهای آموزشی بیاموزید، به‌زودی مهارتی خواهید داشت که نه‌تنها در ایران که در تمام دنیا برایتان شغل وجود خواهد داشت. به‌علاوه امروزه با وجود وبگاه‌های نظیر وردپرس و همچنین بسیاری از وبگاه‌های اپلیکیشن‌ساز، طراحی وبگاه و اپلیکیشن برای کسب‌وکارها، شرکت‌ها و مشاغل مختلف آسان‌تر از هر زمانی شده است. از اینجا به بعد باید از ارتباطات خود بیشتر بهره بگیرید تا بتوانید اولین اپلیکیشن را برای اولین مشتری خود بسازید. تجربه و دانش و مهارت، سه رکن مهم برای موفقیت در این حوزه هستند.

۱۵- امور مشتریان و پشتیبانی اینترنتی کسب‌وکارها: شیوع کرونا موجب شد که بسیاری از کسب و کارها بیش از گذشته به ظرفیت استفاده از نیروهای دورکار فکر کنند و از طرفی سمت‌وسوی کسب‌وکارشان را به سمت آنلاین شدن سوق دهند. پشتیبانی اینترنتی کسب‌وکارها نیز از آن مشاغلی است که به‌راحتی از خانه قابل انجام است. تنها ابزاری که نیاز دارید، دستگاهی است که بتواند به اینترنت پرسرعت متصل شود. بنابراین با کمی جست‌وجو حتما با کسب‌وکارهایی روبه‌رو می‌شوید که به دنبال نیرویی برای انجام پشتیبانی اینترنتی به صورت دورکار هستند. البته شاید خیلی درآمد بالایی نداشته باشد اما مزیتش این است که اگر توانایی کنترل چند کار با هم را داشته باشید، می‌توانید برای چند مجموعه همزمان کار کنید.

۱۶تولید پادکست: پادکست‌ها یا مجلات شنیداری، محتوای شنیداری هستند که به خاطر شباهت زیادشان به رادیو گاهی به اشتباه به آنها رادیوآفلاین گفته می‌شود. مخاطبان این محتوای شنیداری که در سال‌های اخیر رشد چشمگیری در جهان و همین‌طور کشور ما داشته، می‌تواند کودکان تا سالمندان را شامل شود. در تولید محتوا و شیوه ساخت این بسته شنیداری نیز محدودیتی وجود ندارد و می‌توانید در هر حوزه‌ای که به آن اشراف یا علاقه دارید پادکست‌ را تولید کنید. در حقیقت نحوه ارائه و میزان جذابیت محتوا از عوامل اصلی موفقیت پادکست‌ است. پادکست‌ها می‌توانند به صورت انفرادی یا گروهی، روایت محور یا مصاحبه و زنده یا از پیش‌تولید شده ارائه شوند. هم‌اکنون پادکست‌های زیادی به زبان فارسی در حال تولید هستند که از میان آنها حوزه فوتبال، ارائه خلاصه کتاب‌ها، روایت رویدادهای واقعی جنایی - اجتماعی، بیوگرافی و تاریخی با استقبال بیشتری مواجه هستند.

برای تولید پادکست به هیچ‌چیز جز یک ذهن خلاق و گوشی هوشمند مجهز به نرم‌افزارهای همراه تولید و پخش پادکست نیاز ندارید. درآمدزایی این کسب‌وکار از طریق جذب حامی مالی و تبلیغات خواهد بود. هرچه بتوانید محتوای جذاب‌تری ارائه کنید و مخاطب بیشتری را جذب کنید قطعا درآمدزایی بیشتری نیز خواهید داشت.

۱۷- تولید محتوا برای شبکه‌های اجتماعی: تا دل‌تان بخواهد این روزها وبگاه و کانال و صفحه اینستاگرام به زبان فارسی داریم که کسب‌وکارها و شرکت‌های مختلف برای بهبود وضع کسب‌وکارشان ایجاد کرده‌اند، اما نمی‌دانسته‌اند چه مطالبی، با چه دسته‌بندی و با چه سبکی در چه صفحاتی و چطور باید بارگذاری کنند تا مشتریان بیشتری سراغ‌شان بیاید. تولید محتوا و تسلط بر فنون آن از مهارت‌های پرطرفدار در روزگار کنونی است که هر روز مشتریان اینترنتی آن بیشتر از روزهای قبل می‌شوند. در این باره باید به فنون و مهارت‌های مربوط به نگارش مسلط شوید، با فتوشاپ و شیوه ویرایش عکس و فیلم و صدا آشنا باشید، کار با گوگل آنالیتیکس را بیاموزید و از اصول بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (سئو) هم تا حد خوبی باخبر باشید. در این صورت کم‌کم بازار کار خوبی برای‌ شما مهیا می‌شود که به‌خوبی با کار پشت رایانه شخصی در خانه از پس آن برخواهید آمد.

۱۸- تبلیغ‌نویسی (کپی‌رایتینگ): برای صاحبان کسب‌وکار مهم است که نیرویی داشته باشند که بتواند متون تبلیغاتی ترغیب‌کننده برای فروش بیشتر محصولات‌شان بنویسد. هنر نویسندگی و شم بازاریابی اینجاست که باید دست به دست هم بدهند تا کاربران گریزان از خواندن و دیدن پست‌های تبلیغاتی در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی را وادار به کلیک روی این پست‌ها کند. تبلیغ‌نویسی دنیای بسیار وسیع و پیچیده‌ای است که پس از تسلط به فنون گوناگون تولید محتوا می‌توانید کم‌کم به فکر ورود به این حوزه باشید. این روزها وبینارهای گوناگونی در این زمینه برگزار می‌شود که برای پیداکردن آنها کافی است در اینترنت جست‌وجو کنید. کتاب‌های خوبی هم در این زمینه وجود دارد و از آن کارهای پردرآمد می‌تواند باشد که که برای گرفتن حقوقش نیازی نیست پا از در منزل بیرون بگذارید!

۱۹- ترجمه و ویراستاری: اگر به زبان خارجی تسلط کافی دارید و همچنین به متون ادبی یا علمی به زبان فارسی و هر زبان دیگری تسلط دارید، قطعا یکی از ساده‌ترین کارهایی که می‌توانید به‌راحتی در خانه کسب درآمد داشته باشید ترجمه و ویراستاری است. این موضوع می‌تواند شامل ترجمه و ویراستاری مقالات و کتاب‌های علمی در حوزه تخصصی‌تان باشد که در این صورت بازار هدف‌تان دانشجوها و نشریات علمی خواهند بود. یا می‌توانید از طریق همکاری با انتشارات و مجلات و روزنامه‌های مختلف کتاب، مقاله یا گزارش‌های مختلف را ترجمه یا ویراستاری کنید. این روزها حتی تولیدکنندگان برخی پادکست‎‌های صوتی نیز نیاز به همکاری با مترجمان برای تولید محتوای مورد نیازشان دارند.

۲۰- ساخت تیزر و موشن‌گرافی: اگر به کارهای تبلیغاتی علاقه دارید، مسلط‌ شدن به نرم‌افزارهای ساخت تیزر و تولید موشن‌گرافی که این روزها مورد علاقه همه کسب‌وکارهاست، چندان کار دشواری نیست. باید رایانه‌ای با کارت گرافیک و سی‌پی‌یو قوی در خانه مهیا کنید. بعد در چند وبینار آموزشی در این حوزه شرکت کنید تا اصول کار را بیاموزید. از اینجا به بعد باید دست به کار تولید چند تیزر آزمایشی شوید و آن را در صفحات شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های پیام‌رسان به اشتراک بگذارید و نمونه کارهای‌تان را تبلیغ کنید تا به‌‎زودی اولین مشتری به شما پیام بدهد و قرارداد ببنیدید.

۲۱- مشاوره آنلاین: منظورمان از مشاوره آنلاین ارائه توصیه‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف است. اگر تخصص ویژه‌ای در رشته‌هایی مانند روان‌شناسی، طراحی داخلی و معماری، حقوق و... دارید شاید بد نباشد که به فضای مجازی از این پس به چشم محلی برای ارائه خدمات نگاه کنید. قطعا هرچه مشاوره شما کاربردی‌تر و تخصصی‌تر باشد جامعه مخاطبان‌تان افزایش خواهد یافت و شیوه تبلیغ دهان به دهان در کنار استفاده از فضای تبلیغاتی شبکه‌های اجتماعی می‌تواند در رونق کسب‌وکارتان بسیار مؤثر باشد.

۲۲- تدریس آنلاین: شاید تا چند وقت پیش تدریس خصوصی یکی از منابع درآمد کمکی برای افراد صاحب دانش یا هنری مانند زبان‌های خارجی، موسیقی، نقاشی، آشپزی و... بود. اما رفت و آمد به خانه کسی که نمی‌شناسیم، همیشه نگرانی‌ها و خطراتی به همراه دارد. با شیوع کرونا و رونق گرفتن آموزش‌های مجازی، این روزها بازار تدریس آنلاین داغ شده است. پس اگر مهارت یا دانشی دارید که می‌توانید به صورت تصویری آن را آموزش دهید، بدون نگرانی و دلهره سریع‌تر دست به کار شوید و با کمک فضای مجازی مخاطبان‌تان را بیابید.

۲۳- عروسک‌سازی: ساخت عروسک نیز از آن دسته مشاغلی است که نه سر و صدایی دارد و نه هزینه گزافی برای تهیه لوازمش نیاز است. شاید بگویید عروسک‌سازی مهارتی بسیار دشوار و پر از ریزه‌کاری است. ولی قرار نیست که در خانه با تجهیزات اولیه عروسک برنامه‌های عروسکی را تولید کنید. با کمی جست‌وجو در میان ایده‌های موجود در فضای مجازی می‌بینید که بسیاری از انواع عروسک‌های فانتزی در عین خاص و تک بودن مراحل ساخت بسیار پیچیده‌ای ندارند. کافی است بتوانید گروه هدف را در ابتدای شروع کار به‌درستی انتخاب کنید و محصول‌تان را براساس سلیقه گروه هدف به‌نحوی تولید کنید که به صورت معمول در هر مغازه عروسک‌فروشی ندیده باشد. 

۲۴- برنامه‌نویسی رایانه: از جمله مهارت‌هایی است که این روزها مخاطب زیادی دارد و هر روز به تعداد موقعیت‌های شغلی دورکار بر پایه این مهارت، افزوده می‌شود. از طرفی احتیاجی نیست که حتما تحصیلات دانشگاهی در این زمینه داشته باشید. در حقیقت در دنیای فناوری کسی برنده خواهد بود که بتواند کار حرفه‌ای‌تری ارائه کند نه کسی که مدرک بالاتری دارد. البته قطعا اگر تحصیلات‌تان نیز در این زمینه باشد، مسیر هموارتری پیش‌رو خواهید داشت. با این وجود اگر احساس می‌کنید به این حوزه علاقه دارید می‌توانید فعالیت‌تان را با آموزش از طریق روش‌های خودآموز آغاز کنید و با اجرای پروژه‌های ساده در ابتدا دستان خود را ورزیده کنید. وبگاه‌های آموزشی آنلاین زیادی نیز این روزها با ارائه پروژه‌های آموزشی برنامه‌نویسی به زبان‌های مختلف از جاوا و سی‌پلاس‌پلاس تا پایتون و اندروید را آموزش می‌دهند. حتی بسیاری از این آموزشگاه‌های آنلاین در پایان شما را با بازارهای موجود برای مهارت‌تان آشنا می‌کنند. به مرور زمان با افزایش مهارت می‌توانید به نیروی دورکار بسیاری از مجموعه‌ها تبدیل شوید و از خانه با انجام کار مورد علاقه‌تان به درآمدزایی برسید.

۲۵- طراحی لباس و خیاطی: خیاطی و طراحی لباس از جمله مشاغل خانگی پرسابقه است. در حال حاضر دوره‌های فنی‌حرفه‌ای و کلاس‌های آموزشی فراوانی برای آموزش خیاطی و طراحی لباس در دسترس است. از طرفی به تجهیزات گرانقیمت یا شرایط ویژه‌ای برای راه‌اندازی این کسب‌وکار نیاز ندارید. اگر احساس می‌کنید خیاطی به اندازه فرسایش جسمانی‌اش درآمدزایی ندارد، شاید به خاطر نگاه سنتی به این حرفه است. با کمی جست‌وجو و آشنایی با ذائقه حال حاضر بازار به‌راحتی می‌توانید از طریق فضای مجازی محدوده مخاطبان‌تان را افزایش دهید. همچنین می‌توانید با مزون‌ها یا فروشگاه‌های لباس نیز ارتباط برقرار کنید و بر اساس قرارداد همکاری با آنها وارد همکاری شوید.

۲۶- بازاریابی تلفنی و اینترنتی: بسیاری از مشاغل این روزها به دنبال نیروهای دورکار برای تبلیغ و بازاریابی تلفنی و اینترنتی هستند. اگر فرد خوش‌صحبتی هستید و روحیه ارتباطی قوی دارید بدون شک بازاریابی تلفنی و اینترنتی یکی از بهترین روش‌های کسب درآمد برای شما خواهد بود. این موضوع در صورتی که در حوزه خاصی مثل صنایع غذایی، دارو و... تخصص داشته باشید، می‌تواند به عملکرد تخصصی‌تر شما و درآمدزایی بیشترتان نیز منجر شود.

۲۷- راهنمای گردشگری مستقل: راهنمای گردشگری از آن دست مشاغلی است که نیاز به اخذ مجوز دارد. بنابراین اگر به طبیعت یا میراث فرهنگی علاقه‌مندید می‌توانید با شرکت در دوره‌های آموزشی راهنمایان گردشگری فرهنگی یا طبیعت‌گردی و سپس قبولی در آزمون جامعی که از سوی وزارت میراث‌فرهنگی و گردشگری برگزار می‌شود، کارت یا همان مجوز لازم برای راهنمای گردشگری شدن را دریافت کنید. این روزها بسیاری از راهنمایان گردشگری به صورت مستقل با کمک تبلیغ در فضای مجازی اقدام به ارائه تورهای خصوصی می‌کنند که درآمدزایی مناسبی نیز دارد. البته همه اینها منوط به پایان دوران همه‌گیری کرونا و بازگشایی کامل فضای گردشگری در کشور خواهد بود. اگر هم راهنمای رسمی هستید و در این دوران به دلیل خانه‌نشینی متأثر از کووید-19 درآمد خود را از دست داده‌اید، شاید بتوانید از ظرفیت‌های فضای مجازی برای ارائه اطلاعات تخصصی تاریخی یا برگزاری تورهای مجازی و معرفی اماکن تاریخی و گردشگری اقدام کنید.

۲۸- مشاوره تور شخصی: اگر در دسته سفربروها طبقه‌بندی می‌شوید و به مکان‌های مختلفی بارها سفر کرده‌اید و معمولا دوستان و آشنایانی که می‌خواهند سفر بروند با شما مشورت می‌کنند، یعنی به نوعی کارشناس سفر هستید! پس چرا از اطلاعاتی که در طی سال‌ها به دست آورده‌اید درآمدزایی نکنید. خرجش ساخت یک صفحه مجازی یا طراحی وبگاهی است که در آن اطلاعات مختلفی را برای علاقه‌مندان به سفر فراهم کنید. از طرفی به صورت خصوصی برای هر علاقه‌مندی می‌توانید بسته مسیر سفر پیشنهاد دهید. به عنوان مثال خانواده‌ای با دو فرزند خردسال می‌خواهد برای شهریور سفری داخلی داشته باشد و بودجه‌ مشخصی را نیز برای سفر در نظر گرفته ‌است، شما می‌توانید بهترین مقاصد متناسب با فصل و شرایط خانوار، طول سفر، وسیله سفر، محل اقامت، اماکنی که در مقصد می‌توانند از آن بازدید کنند و برنامه‌ریزی دقیق برای بازدیدها با توجه به دوری و نزدیکی اماکن از هم و ساعت مجاز بازدید از آنها در ازای مبلغ منصفانه‌ای پیشنهاد کنید.

۲۹- فروش اینترنتی گل و گل‌آرایی: گل‌آرایی و فروش گل تا چند سال پیش نیاز به مغازه‌‌ای داشت و بیشتر کاری مردانه بود. اما این روزها بسیاری از افراد به‌ویژه خانم‌ها در خانه خود گل‌آرایی می‌کنند و سفارش مشتری را با پیک به دستشان می‌رسانند. از آنجا که شما براساس سفارش روزانه نیاز به خرید گل به مقدار مشخصی خواهید داشت، شرایط و تجهیزات زیادی برای نگهداری گل‌ها نیاز ندارید. از طرفی چون گل‌ها به صورت سفارشی آماده می‌شود دست‌تان برای نوآوری و خلاقیت و تغییر ذائقه عموم جامعه به سمت سبک خاصی که از آن پیروی می‌کنید، فراهم‌تر خواهد بود. از طرفی قیمت تمام‌شده نیز با توجه به این‌که هزینه‌های مکان و مالیات روی گل‌ها اضافه نمی‌شود، برای مشتری بسیار مقرون‌به‌صرفه خواهد بود.

۳۰- برگزاری مراسم جشن: برگزاری مراسم جشن در منزل افراد یکی از دیگر از کسب‌وکارهایی است که به مغازه و دفترکار ویژه‌ای نیاز ندارد. می‌توانید برای این کار برخی قسمت‌ها مانند آشپزی، پذیرایی یا نورپردازی را برون‌سپاری کنید یا به صورت خانوادگی این کسب‌وکار را دنبال کنید و همگی در آن با توجه به مهارتی که دارید فعالیت و ملزومات برگزاری مراسم مورد نظر را براساس سلیقه مشتری فراهم کنید.

۳۱- فروش اینترنتی محصولات هنری: اگر در زمینه هنری خاصی مانند نقاشی یا خطاطی تبحر دارید، می‌توانید از ظرفیت فضای مجازی و افراد تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی برای ارائه نمونه کار و تبلیغ آثارتان استفاده کنید. ارائه تابلوهای نقاشی و خطاطی، سفارش نقاشی پرتره یا نقاشی روی پارچه و لباس از جمله مواردی است که مخاطبان زیادی را در فضای مجازی به خود جذب کرده‌اند. این روزها که بسیاری از ما بیش از گذشته به خرید آنلاین اقلام مورد نیاز خود روی آورده‌ایم، فروش آنلاین محصولات هنری می‌تواند با استقبال خوبی روبه‌رو شود. از طرفی به دلیل این‌که پای واسطه‌ای در میان نیست هم درآمد بهتری خواهید داشت و هم مشتری با قیمت مناسب‌تری می‌تواند محصول دلخواهش را دریافت کند.

۳۲- دوخت ماسک: براساس توصیه وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با کرونا استفاده از ماسک در دوران کنونی شیوع کووید-19 الزامی است و از طرفی گفته شده استفاده از ماسک‌های پارچه‌ای نیز می‌تواند در کاهش انتقال این ویروس مؤثر باشد. اگر کمی با خیاطی آشنا هستید و در خانه چرخ‌خیاطی دارید دوخت ماسک‌های پارچه‌‌ای می‌تواند روش خوبی برای کسب درآمد در این دوران که بسیاری از مشاغل نیز با مشکل روبه‌رو شده‌اند، باشد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  02:34 ب.ظ

فروش لوازم خانگی درنظر بعضی ها کار ساده ای است. از نظر آن ها داشتن یک مغازه لوازم خانگی یعنی خرید چند عدد بشقاب و ظروف چینی و پذیرایی از بازار یا مراکز فروش و پر کردن مغازه با آن ها با کمی چاشنی سلیقه یا الهام گرفتن از اینترنت. اما به این دوستان باید گفت این تفکر برای گذشته است.

 با تهیه چند جنس از برندهای مختلف و نشستن در مغازه هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این روزها رقابت به شدت سخت‌تر و مجرای آن تنگ‌تر شده است. فروشنده‌هایی با تفکر سنتی دیگر نمی‌توانند در این بازار رقابت کنند. اگر بخواهند دوام بیاورند، باید فعالیت‌شان نسبت به قبل زیادتر شود؛ به ویژه این که بیشتر فروش‌ها به سمت اینترنتی شدن رفته است. به هر حال هنوز خیلی از افراد هستند که خرید لوازم خانگی خود را به صورت حضوری انجام می‌دهند. البته اگر فروشگاه اینترنتی هم داشته باشد، توصیه‌های اولیه موفقیت در هر دو یکسان است. این بار برای یافتن پاسخ در خصوص چگونگی موفقیت و افزایش فروش در لوازم خانگی، به سراغ محمد امیرمنش رفتیم که سال هاست در زمینه فروش انواع لوازم آشپزخانه و خانگی و همچنین لوازم تزیینی و دکوری فعالیت می‌کند.

برای شروع باید چه کار کرد؟

این اول سؤال در حوزه فروش لوازم خانگی است. این توصیه را احتمالاً برای شروع هر کسب‌وکاری شنیده‌اید: برای شروع هر کسب و کاری نیاز به تحقیقات بازاریابی دارید که اصل اولیه موفقیت  است. از طرفی دیگر، داشتن سرمایه نقدی، تجربه، شناخت بازارو شناخت رقبا مهم‌ترین عواملی هستند که هرکدام به اندازه سهم خود در افزایش فروش و برندینگ تأثیرگذارند.

 

در این کار، قدم اول پیدا کردن مغازه مناسب است؛ به قول قدیمی‌ها مغازه باید پاخور داشته باشد. در این حوزه افراد زیادی بودند که با توجه به داشتن سرمایه بالا ولی نداشتن موقعیت مناسب مغازه، با شکست مواجه شدند.

بعد از پیدا کردن محل مناسب شناخت رقبای کسب‌وکار در اولویت است. باید بررسی کنید در حوزه کسب‌وکاری شما، چند نفر در آن‌جا به همین فعالیت مشغول هستند. چگونه فعالیت می‌کنند. چه چیزی می‌فروشند و چه چیزی نمی‌فروشند. آیا نمایندگی برند خاصی در آن نزدیکی وجود دارد؟ هرچند وقت یک بار مغازه آن‌ها به روز می‌شود؟ رفتار فروشندگان آن‌ها چگونه است؟ هرکدام چه تفاوت و مزیتی با همدیگر دارند؟ همه این‌ها را برای خود بنویسید. تحلیل کنید. این تحلیل و بررسی به شما کمک می‌کند تا ضعف آن‌ها را پیدا کنید و یک مزیت رقابتی نسبت به آن‌ها داشته باشید. ارسال رایگان، تخفیف و تبلیغات هم دیگر مزیت‌هایی است که اغلب فروشگاه‌های فیزیکی آن را دست کم می‌گیرند. در حقیقت باید ببینید که در محله شما جای چه نوع جنسی خالی است. اوضاع مالی مردم منطقه شما چگونه است؟ آیا مردم توانایی خرید کالاهای گران قیمت را دارند؟ آیا مردم در آن منطقه به خرید جنس لوکس رو می‌آورند و به بازار می‌روند؟

برای مثال، من نویسنده این مطلب، دوستی داشتم که در یکی از شهرهای استان تهران فروشگاه لوازم خانگی جنس‌های نیمه لوکس راه‌اندازی کرد. در اوایل مردم چون عادت داشتند که برای خرید ظروف تزیینی لوکس به تهران بیایند، فروش چندانی نداشت؛ اما با یک کانال تبلیغات و پاخور بودن مغازه (نزدیک بازار اصلی) بعد از سه سال مشتریان ثابت زیادی پیدا کرده‌است. در حقیقت او متوجه شده است که مردم برای خرید جنس لوکس به تهران می‌آیند و در شهر آن‌ها چنین فروشگاهی نیست. پس خود اقدام به راه‌اندازی آن کرد.

حداقل 50 میلیون سرمایه

برای وارد شدن به حوزه کسب‌وکار لوازم آشپزخانه، چینی و بلور علاوه بر داشتن محلی مناسب نیاز به حداقل سرمایه نقدی 50 میلیون تومان است. البته باید گفت که این حداقل سرمایه برای همین الان است و با توجه به گران شدن قیمت‌ها، ممکن است که برای خرید همین تعداد سال دیگر 100 میلیون بپردازید. هرچند برای فروشنده لوازم خانگی اختلاف وحشتناکی وجود ندارد. محل فروش در هر شهری می‌تواند متفاوت باشد. باید ببینید که در کجا بیشتر مردم رفت‌وآمد می‌کنند.

در آغاز شروع شناختن برندهای ایرانی و خارجی هم مهم است. همچنین داشتن سبد کالایی با تعداد بیشتر اهمیت زیادی دارد؛ یعنی این که اجناس هر چه بیشتر جور بوده و از همه گروه‌ها باشد، مشتری راحت‌تر خرید می‌کند و این یعنی مشتری بیشتر و در نتیجه سوددهی سریع.

البته هزینه‌های دیگری هم وجود دارد. هزینه‌هایی مانند دکوراسیون مغازه، اجاره، حمل‌ونقل و غیره که این‌ها بسته به نقطه‌ای که شما در آن فعالیت می‌کنید، متفاوت است.

برای موفقیت هر چه بیشتر در این کسب‌وکار باید از ابزار تبلیغاتی روز هم استفاده کرد. خود آقای امیرمنش تجربه فعالیت زیادی در تهران به ویژه بازار بزرگ را دارد؛ اما از تبلیغ در شبکه‌های اجتماعی غافل نشده و فقط با معرفی و کمی تبلیغ، توانسته از این راه، مشتریان زیادی را به دست بیاورد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدت‌هاست که دولت‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی در اقصی نقاط جهان، پیشگامان تشکیل کمپین‌هایی بوده‌اند تا با ایجاد تغییر در رفتار مردم به بهبود محیط‌زیست، جوامع و زندگی کمک کنند، از تشویق مردم به ترک سیگار گرفته تا بازیافت زباله و صرفه‌جویی در مصرف انرژی و پرهیز از مواد مخدر. اما «میریام سیدیبِی»، کارشناس بهداشت عمومی و نخستین مدیر ماموریت اجتماعی شرکت یونیلیور معتقد است شرکت‌ها هم می‌توانند چنین کمپین‌هایی تشکیل دهند و در ایجاد تغییر در رفتار جامعه سهیم باشند.

 این نه‌تنها به نفع جامعه است بلکه از نظر مالی نیز به نفع شرکت‌هاست. شرکت یونیلیور، تبلیغاتی در کنیا پخش کرده که با این پیام آغاز می‌شود: «آنچه خواهید دید یک آگهی بازرگانی نیست. این یک پیام است برای نجات جان انسان‌ها که همه کنیایی‌ها باید ببینند؛ پیامی که می‌تواند جان میلیون‌ها کودک را نجات دهد.» در ادامه نشان داده می‌شود که شستن دست‌ها چطور می‌تواند جان کودکان را نجات دهد. میریام اخیرا مهمان الیسون بیرد، از دبیران مجله کسب‌وکار هاروارد بوده و توضیح می‌دهد که چرا شرکت‌های بخش‌خصوصی باید به بازاریابی «ماموریت‌محور» روی آورند؛ یعنی در جامعه تاثیرگذار باشند، به‌خصوص در گیرودار کرونا که مردم در تمام مراحل برون‌رفت از این بحران (از امداد تا احیا) نیاز به رهبری دارند و چشم امیدشان به کسب‌وکارهاست. چکیده‌ای از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

   الیسون: به برنامه ما خوش آمدی. تو سابقه کار در حوزه بهداشت عمومی را داشته‌ای. چرا شروع به همکاری با واحدهای بازاریابی کردی؟

میریام: من در مدرسه بهداشت لندن، دکترا گرفتم. تمرکز مطالعاتم، تغییر رفتار در شست‌وشوی دست‌ها بود. بعد به این نتیجه رسیدم که یک شرکت تولیدکننده صابون، می‌تواند سکوی پرتاب قدرتمندی برای من باشد. تولیدکننده‌های صابون که تمام تلاششان، تشویق مردم به خرید صابون بوده، نه‌تنها در این زمینه کلی تجربه داشتند، بلکه در جوامع، نفوذ هم داشتند و این پتانسیل را داشتند که مردم را به شست‌وشوی بیشتر دست‌هایشان تشویق کنند.

 

برای من همه چیز از آنجا شروع شد که فهمیدم برندها می‌توانند و «باید» نقش مهمی در رفع مشکلات بهداشت جهانی ایفا کنند. و بازاریابی هم به‌عنوان یک دیسیپلین می‌تواند نقش داشته باشد اگر اهداف و ارزش‌ها در آن القا شوند. این برای من مهم بود که از طریق یک بسته محصول، بتوانیم پیامی به مشتری‌ها برسانیم که برایشان معنا و مفهوم و اهمیت داشته باشد. دوست داشتم با مغزهای متفکر تغییرات رفتاری همکاری کنم. می‌خواستم ببینم آیا می‌شود روی سبک زندگی و هنجارهای آدم‌ها و همچنین، عادات بهداشتیشان تاثیر مثبت گذاشت یا نه.

  حالا که توضیح دادی به راحتی می‌توانم رابطه بین کمپین شست‌وشوی دست که یک خدمات عمومی است با فروش بالای صابون را ببینم. باز هم برایمان از کمپین‌های بازاریابی ماموریت‌محور مثال بزن.

یکی از جالب‌ترین آنها، کمپین تبلیغاتی یک شرکت تولیدکننده نوشیدنی بود با هدف مبارزه با خشونت جنسیتی در آفریقای جنوبی. آنها ایده‌ای به ذهنشان رسید که نامش را گذاشتند هشتگ «بهانه بی‌بهانه» با هدف القای یکسری ارزش‌ها به مردان، از جمله شناخت نقششان در جامعه. این کمپین برای من جالب‌تر از کمپین شست‌وشوی دست‌ها بود چون کمپین شست‌وشو، مستقیما به محصول ربط دارد. یا مثلا کمپین برند «داو» که به زنان و دخترها می‌گوید بدن خود را همان‌طور که هست دوست داشته باشند. جالب است دیدن اینکه چطور یک برند می‌تواند کاری کند که زن‌ها احساس زیبایی بیشتری کنند.

  تو معتقدی که این - از نظر آگاه‌سازی یا ایجاد تغییر در رفتار - نه‌تنها برای جوامع مفید است، بلکه به نفع شرکت‌ها هم هست. چون وفاداری به برند و در نتیجه، فروش را افزایش می‌دهد.

دقیقا و هدف من این است که فاصله میان آنچه یک برند می‌گوید و آنچه در عمل انجام می‌دهد را کمتر کنم. این یعنی تلاش شما، تاثیر واقعی داشته باشد و تاثیر واقعی یعنی بازگشت سرمایه هم در حوزه برند و هم در حوزه اجتماعی. ما شاهد برندهایی بوده‌ایم که سعی کردند هدفمندی را نه فقط در کلام، بلکه در عمل در اقدامات خود بگنجانند. آنها شرایط مشتری را تغییر می‌دهند و وقتی مشتری‌ها بدانند شما نسبت به کاری که انجام می‌دهی، خلوص نیت داری، وفادار خواهند شد و این اولویت مشتری و اهداف خرید او را تغییر می‌دهد. در شرایط سخت، شما تبدیل می‌شوید به یک جای امن و مطمئن برای مشتری. او با خودش می‌گوید این برند، همواره درباره شست‌وشوی دست، یا برابری جنسیتی یا خشونت صحبت کرده و به نظر من، عدالت، تا حدی اعتماد می‌آورد.

   آیا قانع کردن مدیران ارشد مالی کار سختی نیست؟ آن هم درحالی‌که می‌توانند محصول خود را به راحتی به روش‌های سنتی تبلیغ کنند؟ یا به نظرت، بازاریابی هدف‌محور بین مردم جا می‌افتد؟

به نظرم هنوز سخت است. چون به یک تعهد بلندمدت نیاز دارد. این یک کمپین نیست که یک بار اجرا و تمام شود. این روزها مشتری‌ها فرق یک برند متعهد و برندی که سعی دارد خودش را خوب جلوه دهد می‌فهمند. اگر به مطالعاتم رجوع کنی، می‌بینی بعضی از این کمپین‌ها سال‌ها طول کشیده‌اند.

   یک شرکت از کجا بفهمد کدام ماموریت اجتماعی برای برند آنها مناسب است؟

توصیه من این است که ابتدا به این فکر کنی که محصولت چه پتانسیل‌هایی دارد، چه کارهایی می‌تواند انجام دهد و نیازهای جامعه چیستند. و چطور می‌توانی نیاز خاصی را رفع کنی که تاثیر بزرگی داشته باشی. باید ببینی آیا می‌توانی در محقق ساختن یک هدف اجتماعی که شناسایی کرده‌ای، نقش داشته باشی یا نه. اگر نمی‌توانی، بی‌خیال شو. شاید افراد دیگری باشند که این توانایی را داشته باشند.

به هر حال باید بتوانی نظر سهامداران را جلب کنی و البته، منابع، بودجه و شرکای مورد نظرت را. و (این هدف) باید با منافع استراتژیک سازمان همسو باشد. این کار را به تنهایی نمی‌توانی انجام دهی. شرکت‌های بزرگی باید پشتت باشند که در کاهش مشکل اجتماعی مربوطه کمکت کنند.

   آیا یافتن یک کمپین هدف‌محور، برای همه برندها امکان‌پذیر است؟

کمپین‌های زیادی هستند که برند شما می‌تواند حمایت کند. محصولات مضر، مثل دخانیات باید قبل از انتخاب کمپین، بیشتر فکر کنند و تمامی جوانب را بسنجند. شما می‌توانی تولیدکننده چنین محصولی باشی اما در عین حال، تغییر ایجاد کنی.

سازمان ملل لیستی منتشر کرده به نام «اهداف توسعه پایدار»، شامل طیف وسیعی از کمپین‌های اجتماعی که خیلی از برندها می‌توانند در آنها نقش داشته باشند. و فرق شرکت‌های متعهد و غیرمتعهد این است که متعهدها در بلندمدت نسبت به کارشان تعهد دارند. پس باید ببینی درحال‌حاضر، چه تاثیراتی در جامعه داری و آن را ارزیابی کنی.

   چطور حمایت دیگران را در بلندمدت جلب کنیم؟ قطعا باید ابتدا از مدیر ارشد و واحدهای بازاریابی شروع کنیم، اما حمایت سایر واحدها چطور؟

باید همزمان با پیشبرد کمپین، یک تغییر فرهنگی نیز (در سازمان) ایجاد شود. زمان می‌برد تا بتوانید خودتان را ثابت کنید. گاهی در کوتاه‌مدت، نیاز دارید دیده شوید یا پاداشی دریافت کنید که بتوانید این سرمایه‌گذاری را ادامه دهید. اینجاست که حمایت یک مدیر قدرتمند، لازم است؛ حتی اگر در کوتاه‌مدت، شرایط سخت شد، باید همچنان نسبت به آن متعهد باشید و در مسیر بمانید.

  برای اندازه‌گیری بازگشت سرمایه، هم از نظر اجتماعی و هم از نظر مالی، چه معیارهایی وجود دارد؟

اندازه‌گیری خیلی مهم است. باید منابعی را که به پروژه‌ها و اهداف اجتماعی اختصاص یافته‌اند زیر نظر داشته باشی و فقط آن زمان است که می‌توانی مقرون به صرفه‌ترین استراتژی را شناسایی کنی. اندازه‌گیری باید در سه سطح انجام شود. اولی، در سطح برند است. آیا فروش افزایش یافته؟ آیا تفاوتی در برند ایجاد شده؟ آیا برند از نگاه مشتریان، دارای ارزش شده؟ آیا نفوذ در بازار افزایش یافته؟ مثلا ما این را در مورد صابون Lifebuoy دیده‌ایم که از نظر سرعت رشد، یکی از بهترین برندهای یونیلیور است.

سطح دوم، سطح سازمانی است. آیا مردم دوست دارند همچنان با ما بمانند چون فکر می‌کنند نقش برند ما در اجتماع، ارزشمند است؟ آیا این ماموریت، نظر کسی را به ما جلب کرده که بخواهد یک گوشه کار را بگیرد؟

و آخرین مورد که از همه مهم‌تر است، سطح عمومی است. باید مطمئن شوی که کسب‌وکارها و شرکای بخش‌خصوصی، کماکان حمایتتان می‌کنند. آیا پاداشی دریافت می‌کنید؟ پاداش‌هایی که ما طی ۱۰ سال گذشته به خاطر کمپین صابون Lifebuoy دریافت کرده‌ایم، آنقدر تعدادشان زیاد است که حسابش از دستم رفته. آیا (کمپین) دسترسی شما به شبکه‌هایی را ممکن کرده که درحالت عادی و به تنهایی به آنها دسترسی نداشتید؟

پاسخ به این سوالات مهم است چون یک کمپین اجتماعی، فقط مسوول عملکردش نیست. همه باید قانع شوند که شما به حرفی که می‌زنید، عمل می‌کنید. این خیلی مهم است چون شما را قادر می‌سازد که هدف را در دل استراتژی خود بگنجانید.

  و آن پاداش‌ها دلیلش این بود که کمپین شست‌وشوی دست‌ها پیشرفت معناداری داشت، درست است؟ درحال‌حاضر، شستن دست‌ها در میان کودکان کنیا، ۲۲ درصد افزایش یافته است.

بله. کاملا درست است. ما تاثیرگذار بودیم. سپس دولت‌ها و نهادهای غیردولتی شروع کردند به گفت‌وگو با ما به‌عنوان شرکای برابر.

   آیا طرح‌های کوچک این پتانسیل را دارند که گسترش یابند، مثلا از طریق همکاری با سایر شرکت‌ها، از یک شهر به شهر دیگر و از کشوری به کشور دیگر؟

هدف این است که تغییر در مقیاس بزرگ اتفاق بیفتد و این را به تنهایی نمی‌توانی انجام دهی. این نیازمند مهارت‌های مکمل، منابع و شبکه‌های ارتباطی است. اینها را باید با دقت انتخاب کنی که با اهداف و بودجه‌ها و فعالیت‌ها متناسب باشد. مشارکت با نهادهای دولتی و غیردولتی نیز برای هر دو طرف، منفعت دارد. چون با کمک منابع شرکت، بخش دولتی می‌تواند اهدافش را حفظ کند و شرکت هم می‌تواند مشروعیت به‌دست آورد. این کمک می‌کند که حمایت شوی، برای ورود به بازارها، گسترش و به‌دست آوردن دیدگاه‌های جدید که به یادگیری و نوآوری‌ات کمک می‌کند. فرقی نمی‌کند که یک بنگاه اقتصادی کوچک باشی یا یک برند بزرگ که می‌خواهی وارد بازارهای جدید شوی. و حتی گاهی بد نیست که با رقیبانت همکاری کنی.

  چرا بازاریاب‌ها باید پرچمدار این اقدامات باشند، نه واحدهای مسوولیت اجتماعی؟

این کاری نیست که بخواهی از بیرون و از حاشیه به آن بپردازی. باید در قلب کسب‌وکار باشی. برای همین است که من وارد حوزه بازاریابی شدم. چون فکر می‌کردم از آنجا می‌توانم رخنه کنم. وقتی تغییرات از مسیر بازاریابی اعمال می‌شوند، حتی اگر کوچک باشند، احتمالا تاثیر بزرگی خواهند گذاشت.

مثلا ما فهمیدیم که ۴۴ درصد مرگ نوزادان، مربوط به عفونت‌های تنفسی و اسهال است که در ۲۸ روز اول تولد اتفاق می‌افتد. پس همه تمرکز بازاریابی‌مان را گذاشتیم روی این موضوع؛ آگاه‌سازی مادران. این یک تغییر کوچک براساس شواهد کوچک بود اما تغییری که ایجاد کردیم بزرگ بود. این کار باید از سوی یک کسب‌وکار صورت بگیرد. فعالیت‌های بشردوستانه خوب است اما کافی نیست. ایجاد تغییرات سیستماتیک، نیازمند یک «مدل ارزش‌های مشترک» است.

  وقتی این فعالیت‌ها توسط واحدهای بازاریابی انجام می‌شود، ممکن است مشتری‌ها حس کنند قصد داریم فریبشان دهیم؟ چه کنیم که حسن‌نیت ما را باور کنند؟

حسن‌نیت یک کمپین، بستگی دارد به عمق تعهد شما و این زمانی آغاز می‌شود که شما چند سال به آن پایبند باشید. به‌نظر من، تا زمانی که پیشرفتی حاصل نشده و تاثیری مشاهده نشده، بهتر است برندها هیچ حرفی نزنند. از آنجا به بعد می‌توانید حرف بزنید و آنجاست که مشتری، آرام آرام به شما اعتماد می‌کند. شرکت Lifebuoy چند دهه است که درباره کمپینش صحبت می‌کند و مردم می‌بینند که این شرکت به ماموریت اجتماعی خود پایبند بوده و هست.

   از زمان شروع بحران کرونا، خیلی از شرکت‌ها کمپین‌هایی مرتبط با این بحران راه انداختند. اما با کمپین‌هایی که تو مثال زدی فرق دارند چون تغییرات رفتاری خاصی در آینده ایجاد نمی‌کنند.

کاملا درست است. به نظرم برندها باید روی تغییر رفتار تمرکز کنند. چه رفتارهایی به پیشگیری کمک می‌کند؟ بهداشت دست‌ها؟ پوشیدن ماسک؟ فاصله فیزیکی؟ در نایروبی، جایی که من الان هستم، ۱۲ نفر در یک اتاق زندگی می‌کنند. این دقیقا یعنی چه؟

باید به این فکر کنی که چطور رویه‌های مردم را تغییر دهی و پیامت را آن‌قدر پویا به آنها برسانی که به رفتار مطلوب اجتماعی، تشویق شوند. اما اینکه بگویی «دست‌هایتان را با صابون ما بشویید» کافی نیست. باید بتوانی بگویی: «دستت را بشوی، با هر صابونی.» گاهی اوقات، اعلام برتری برند شما نسبت به بقیه، کلید موفقیتتان است، اما در این مورد خاص باید به مخاطب نشان دهی که همه برندها یکسانند.

 نگاهت نسبت به دوران پساکرونا چیست؟ به نظرت این پاندمی، باعث می‌شود فعالیت‌های ماموریت‌محور، بیشتر رواج یابد؟

من نگران آینده هستم، از نظر زیست محیطی و رکود اقتصادی. کسب‌وکارها دارند رو به نابودی می‌روند و همه تمرکزشان، روی سود و زیان است. اما تجربه ۱۵ ساله من نشان داده که اگر درباره نقشت در جامعه، نگاه همه‌جانبه داشته باشی و آن را در استراتژی‌ رشد سازمان بگنجانی، می‌توانی کسب‌وکارت را از نو بسازی.

این مدت، مردم هفته‌ها در خانه بودند و خیلی‌ها به این نتیجه رسیدند که مصرف‌گرایی روزانه‌شان تا چه حد بیهوده بوده. به نظرم هیچ‌وقت به آن سطح از مصرف‌گرایی برنمی‌گردیم و احتمالا، مردم به برندهایی که به هیچ اصول یا باوری پایبند نیستند، پشت خواهند کرد. می‌توانی چارچوبی که از آن صحبت کردیم را در استراتژی پساکرونای کسب‌وکارت بگنجانی تا آن را طوری بازسازی کنی که با جوامع، افراد، زنجیره تامین و کل زنجیره ارزش سازمانت، بیشتر در ارتباط باشی. فقط نگران سرمایه‌داران نباشیم و جایی برای دلسوزی باز کنیم. به نظرم با کمک این چارچوب، ممکن است. به نقش خود در جامعه، بیشتر فکر کنیم تا بتوانیم خودمان را به شکلی معنادار برای آینده بازسازی کنیم.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  02:25 ب.ظ

موسسان استارت‌آپ صرفا بر محصول خود تمرکز دارند، اما غالبا فراموش می‌کنند که ایجاد کسب‌وکاری برای محصول، نیازمند مراحل زیادی است.باتوجه به ماهیت شغلم به عنوان مشاور کسب‌وکار، با بسیاری از کارآفرینان ملاقات کردم و این موضوع را دریافتم که خلق‌کنندگان محصول در جایگاه مدیران کسب‌وکار قرار گرفته‌اند و معتقدند که یک محصول عالی، یک کسب‌وکار عالی را در بر خواهد داشت.

 متاسفانه این دو حوزه به ندرت با یکدیگر تلفیق می‌شوند و هدایت کردن تمام مراحل یک کسب‌وکار معمولا وظیفه دشواری است؛ اما من در مقابل این نظر شما تسلیم نمی‌شوم. به همین دلیل یکی از نخستین اهدافم به عنوان مشاور، ارزیابی توانایی فعلی کارآفرینان در هدایت بخش‌های یک کسب‌وکار و سپس ارائه راهنمایی و کمک به آنان در موضوعات قابل پیش‌بینی و چگونگی آمادگی در برابر آنها است. توضیحات دیدگاهم نسبت به این موضوع و بسیاری از دستورالعمل‌های کاربردی‌ام با این رویکرد را در کتاب اخیر خود به همراه دوست و همکارم، جینو ویکمن، با عنوان «جهش کارآفرینانه» تدوین کردم. در اینجا از گفتن تمام تجارب آموزنده خودمان با استارت‌آپ‌ها اجتناب می‌کنیم و فقط ۹ نکته اصلی تکامل یک استارت‌آپ در راستای تبدیل‌شدن به مجموعه‌ای موفق و پایدار را ارائه می‌دهیم:

1. بدون جریان نقدینگی مناسب، کسب‌وکار ناپایدار است.

با اینکه ممکن است «سود» به‌عنوان انگیزه محرک شما نباشد، اما بدون نقدینگی مولد نمی‌توانید کسب‌وکاری را حفظ کنید. این موضوع در اکثر کسب‌وکارها به معنای فروش محصول است و بیانگر این است که محصول یا خدمات شما ارزشمند است. این بخش از مدیریت نقدینگی در کسب‌وکارتان را به هیچ شخص دیگری تفویض نکنید.

 

2. برای مدیریت افراد و عملیات‌ها، از شخص دیگری استفاده کنید.

معمولا کارآفرینان بر خلق تصورات بزرگ شامل چشم‌انداز، هدف و استراتژی بلندمدت تمرکز دارند. ایجاد یک کسب‌وکار نیازمند تمرکز بر اجرا و مدیریت مسوولانه افراد است. تعداد کمی از کارآفرینان می‌توانند هر دو نقش را ایفا کنند، بنابراین در جست‌وجوی همکار یا مشاوری برای کمک به خود در این بخش باشید.

3. مطابق با ارزش‌های اصلی خود یک فرهنگ تجاری ایجاد کنید.

به‌منظور رونق کسب‌وکارتان باید ارزش‌های اصلی‌ مانند مزایای محصول، حفاظت از محیط‌زیست و صداقت شما توسط کارکنان و مشتریان شناخته شود. این اصول ماندگار باید تمام تصمیمات مربوط به استخدام، بازاریابی و اجرا را شامل شود و آنها را هدایت کند.

4. معیارهای اصلی کسب‌وکاری که قرار است با آن زندگی کنید را تعیین کنید.

در این مرحله‌، از مدیریت شهودی به سوی مدیریت عملیاتی حرکت می‌کنید. برای دستیابی به اهداف توسعه‌ای، سه معیار مهمی که هر هفته کسب‌وکارتان باید به آن دست یابد را مشخص کنید. تقریبا این موضوع مربوط به فروش و بازاریابی خواهد بود، زیرا این موارد باید به جریان نقدینگی بازگردند.

5. با کارکنان خود در ارتباط و تعامل باشید.

یک اشتباه مشترک کارآفرینی، پنهان‌شدن در دفترکار خود و تصور از اطلاع داشتن دیگران از رویدادهای در حال وقوع است. افراد باید حداقل به طور هفتگی شما را در حالت رسمی ببینند و سخنان‌تان را بشنوند و شما باید پیرامون خود را مدیریت کنید. به طور مستمر از بازخورد استفاده کرده و در زمان‌های مناسب کارکنان خود را تشویق و از آنها سپاسگزاری کنید.

6. برنامه‌های محوری نظارتی را هرچه سریع‌تر تدوین کنید.

با وجود اطمینان از کامل بودن طرح اولیه در استارت‌آپ، بازهم یک یا چند محور پیش‌بینی نشده وجود دارد. پس باید با شنیدن مستمر سخنان مشتریان، ارزیابی آنان و بررسی عوامل بیرونی برای این مرحله آماده شوید و تغییرات مهمی در تمامی فرآیندهای خود ایجاد کنید. هر موسس و کارآفرینی درباره موضوعی که باعث ایجاد کسب‌وکار خود شده دارای حکایت‌ها و گذشته‌ای است؛ مانند تبدیل شدن شرکت استارباکس (Starbuck)  که از یک فروشگاه عرضه قهوه اسپرسو به شرکت کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای تبدیل شد که با در اختیار داشتن شبکه گسترده‌ای از 28.218 شعبه در کشورهای مختلف، بزرگ‌ترین کافی‌شاپ زنجیره‌ای در جهان محسوب می‌شود.

7. همه امور را انجام ندهید و بر نقاط قوت خود تاکید کنید.

به موضوع اصلی مورد علاقه‌ خود بپردازید. چالش پیش روی شما این است که دقیقا پیش از گسترش و توسعه ظرفیت کسب‌وکار خود، مشاوری را استخدام کرده و از چالش‌های عدم توسعه‌یافتگی جلوگیری کنید. برای بخش‌هایی که کمترین علاقه و توانایی را دارید افرادی را منصوب کنید و با گذشت زمان و بهره‌گیری حداکثری از استعدادهای خود، وارد انجام امور مورد علاقه‌تان شوید.

8. اجازه ندهید کسب‌وکارتان فراتر از حاشیه امن شما رشد کند.

بسیاری از کارآفرینان، آنچنان درگیر چالش‌های رشد و توسعه کسب‌وکار خود می‌شوند که نمی‌توانند جایگاه خود را حفظ کنند و از آن فاصله می‌گیرند. این مرحله ممکن است تمام منافع شما را نابود کند و موجب آسیب‌ به برنامه شما شود. راه‌حل این است که وقتی به اندازه کافی و در حد ظرفیتتان فعالیت کردید، یاد بگیرید که «نه» بگویید.

9. تمرکز خود را بر مربیگری، آموزش و منتورینگ بیشتر کنید.

هر یک از شما کارآفرینان، باید هر مرحله از کسب‌وکار خود را مشخص کند. ممکن است رسیدن به حداکثر رضایت، صرفا از طریق افزایش رشد حاصل نشود. بنابراین شما فرصتی برای اشتراک‌گذاری تجربه خود با افرادی که همراه با شما و تداوم‌دهنده دستاوردهایتان هستند دارید. بیل گیتس نمونه‌ای از افرادی است که در این مرحله قرار دارد و اکنون با بهره‌مندی از بینش و منابع خود، در راستای ارائه هرچه بیشتر خدمت از طریق نیکوکاری، سخنرانی در تالارهای TED و کمک به بسیاری از سازمان‌های کارآفرینانه متمرکز است.

تاسیس یک کسب‌وکار پتانسیل این موضوع را دارد که سفری هیجان‌انگیز مانند ابداع و ساخت یک محصول نوآورانه باشد. فکر می‌کنم همه متوجه هستند که حرکت در این مسیر بسیار دشوار است، ولی هر مرحله از آن چالش‌انگیز، باارزش، هراس‌آور، نشاط‌بخش است و هر یک می‌توانند از رضایت‌بخش‌ترین اموری باشند که در زندگی خود انجام داده‌اید.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

چینی‌ها، آمریکایی‌ها و هندی‌ها در زمره دارندگان برترین استارتاپ‌های جهان قرار دارند و اکوسیستم نوآوری آنها به خوبی در حال کار است.

در دنیای امروزی، استارتاپ‌ها با ایده‌های نوین روزبه‌روز در حال توسعه و رشد هستند. ایده تاسیس استارتاپ، چندین سال است که شکل گرفته و در این بین، برخی‌ توانسته‌اند سرمایه‌های بسیاری جذب کنند و به‌دنبال آن درآمدزایی بالایی داشته باشند. اکنون به بررسی باارزش‌ترین استارتاپ‌های دنیا می‌پردازیم.

ByteDance

سال تاسیس: 2012

 

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 75میلیارد دلار

کار این استارتاپ کمی عجیب‌وغریب، اما در نوع خود بی‌نظیر است. آنها با استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم‌هایی که در اختیار دارند، کاربران مختلف را در فضای مجازی به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام زیرنظر می‌گیرند و اطلاعات و آماری را که از آنها به‌دست می‌آورند، به مشتریان خود می‌فروشند.

Didi Chuxing

سال تاسیس: 2012

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 56میلیارد دلار

این استارتاپ که شرکتی برای حمل‌ونقل و همچنین ارسال غذاست، در روزهای کرونایی هم کاسبی خود را داشت و نگذاشت که فشار اقتصادی ناشی از بیماری کووید - 19تأثیر چندانی بر فعالیت‌هایش بگذارد.

Stripe

سال تاسیس: 2010

دفتر مرکزی: سانفرانسیسکو - کالیفرنیا

ارزش کنونی: 35.25میلیارد دلار

این شرکت، باارزش‌ترین استارتاپ آمریکایی به‌حساب می‌آید. استرایپ، استارتاپی برای پرداخت‌های اینترنتی است و مردم را از رفتن به بانک معاف می‌کند.

SpaceX

سال تاسیس: 2002

دفتر مرکزی: هاتورن - کالیفرنیا

ارزش کنونی:33.3میلیارد دلار

درباره اسپیس‌ایکس تنها می‌توانیم به این نکته اشاره کنیم که ارزشمند‌ترین استارتاپ در حوزه فضاست. چندی پیش این شرکت توانست نخستین فضاپیمای سرنشین‌دار خصوصی جهان را با موفقیت به فضا پرتاب کند. پس از آن نیز، آنها چندین ماهواره دیگر را راهی فضا کردند.

Airbnb

سال تاسیس: 2008

دفتر مرکزی: سانفرانسیسکو - کالیفرنیا

ارزش کنونی: 18میلیارد دلار

این استارتاپ قدمت بیشتری نسبت به استارتاپ‌های بزرگ دنیا دارد. فعالیت آنها در زمینه رزرو هتل در نقاط مختلف جهان است. البته این روزها، شیوع ویروس کرونا، خسارات سنگینی را به صنعت گردشگری جهان زده و این استارتاپ هم در این ایام ضرر کرده است؛ با این حال Airbnb همچنان یکی از برترین‌های دنیاست.

Kuaishou

سال تاسیس: 2011

دفتر مرکزی: پکن - چین

ارزش کنونی: 18میلیارد دلار

استارتاپ کوایشو در زمینه اشتراک‌گذاری تصاویر ویدئویی فعالیت می‌کند و به‌نوعی نسخه چینی یوتوب است و هم‌اکنون بیش از ۲۰۰میلیون کاربر فعال دارد که به‌خاطر کرونا و خانه‌نشینی، کاربران فعالش افزایش هم پیدا کرده‌اند.

One97Communications

سال تاسیس: 2000

دفتر مرکزی: نویدا - هندوستان

ارزش کنونی: 16میلیارد دلار

باارزش‌ترین استارتاپ هندی، در زمینه خدمات مالی و پرداخت‌های آنلاین فعالیت می‌کند و در این کشور از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است.

Epic Games

سال تاسیس: 2001

دفتر مرکزی: مریلند - آمریکا

ارزش کنونی: 15میلیارد دلار

از نام این استارتاپ مشخص است که در زمینه بازی‌های ویدئویی و آنلاین فعالیت می‌کند. در ایام شیوع بیماری کووید - 19، اپیک گیمز، کار و کاسبی بسیار خوبی داشته است.

DJI Innovations

سال تاسیس: 2006

دفتر مرکزی: شنزن - چین

ارزش کنونی: 15میلیارد دلار

این استارتاپ امور مربوط به فیلمبرداری‌ها را انجام می‌دهد و با داشتن تصویربرداران حرفه‌ای و تجهیزات مناسب، سفارش برای فیلمبرداری می‌پذیرد.

Grab

سال تاسیس: 2012

دفتر مرکزی: سنگاپور و اندونزی 

ارزش کنونی: 14.3میلیارد دلار

تحویل غذا در برخی کشورها، مانند سنگاپور از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مدیران این استارتاپ تصمیم گرفتند پس از کسب موفقیت‌های پرشمار در سنگاپور، دفتر دیگری را نیز در اندونزی راه‌اندازی کنند.

یوتوب چینی 

استارتاپ کوایشو در زمینه اشتراک‌گذاری تصاویر ویدئویی فعالیت می‌کند و به‌نوعی نسخه چینی یوتوب به‌حساب می‌آید و هم‌اکنون بیش از ۲۰۰میلیون کاربر فعال دارد که به‌خاطر شیوع ویروس کرونا و خانه‌نشینی، کاربران فعالش افزایش هم پیدا کرده‌اند


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تصور کنید که در بخش منابع انسانی کار می‌کنید و اخیرا با مسائل افراد زیادی مواجه بوده‌اید. روز طولانی دیگری داشته‌اید و اکنون در حال ملاقات با آخرین ارباب رجوع خود پیش از رفتن به منزل هستید. همان طور که به داستان این شخص گوش می‌دهید، شروع به احساس تنش در خود می‌کنید.

 متوجه می‌شوید که در حال اجتناب از تماس چشمی مستقیم با او هستید و احساس می‌کنید که در حال خاموشی هیجانی هستید. اصلا نمی‌خواهید به شکایات او گوش دهید و در عوض فقط می‌خواهید بحث را به اتمام برسانید. با این حال، به جای اینکه ناراحتی‌های خود را به این فرد نشان دهید، عذرخواهی می‌کنید و اجازه می‌خواهید تا پنج دقیقه استراحت داشته باشید.

برای یک قدم زدن فوری از اتاق خارج می‌شوید، نفس عمیقی می‌کشید و سپس کمی آب می‌نوشید. وقتی به دفتر خود باز می‌گردید، لبخند می‌زنید و با حس تازگی آماده کمک هستید. اکثر افراد درجه‌ای از استرس را در مشاغل خود تجربه می‌کنند. اما اگر رایج‌ترین انواع استرس را بفهمید و درک کنید که چگونه آنها را کشف کنید، می‌توانید استرس خود را بسیار بهتر مدیریت کنید. این به نوبه خود به شما برای کار به شیوه‌ای کارآمد، ایجاد روابط بهتر، و یک زندگی سالم‌تر کمک می‌کند

ما در این مقاله چهار نوع رایج از استرس را بررسی خواهیم کرد و در این مورد بحث می‌کنیم که شما چگونه می‌توانید هر کدام از آنها را به شکلی موثر مدیریت کنید.

 چهار نوع رایج از استرس

دکتر کارل آلبرشت(Karl Albrecht)، مشاور مدیریت و سخنران کنفرانس در کالیفرنیا، پیشگام توسعه تمرین کاهش استرس برای دارندگان کسب‌وکار است. او چهار نوع استرس رایج را در کتاب خود با عنوان «استرس و مدیر» تعریف کرد. چهار استرس رایج آلبرشت عبارتند از:

 

۱- استرس زمانی

۲- استرس پیش‌نگرانه

۳- استرس وضعیتی

۴- استرس برخورد یا تماس

  استرس زمانی و مدیریت آن

هنگامی استرس زمانی را تجربه می‌کنید که در مورد زمان یا فقدان آن نگران هستید. در مورد تعداد کارهایی که باید انجام دهید نگران هستید و می‌ترسید که در دستیابی به یک هدف مهم موفق نشوید. ممکن است احساس گرفتاری، ناخشنودی یا حتی ناامیدی کنید. مثال‌های رایج استرس زمانی عبارتند از؛ نگرانی در مورد ضرب‌الاجل‌ها یا سراسیمگی برای اجتناب از تاخیر برای حضور در یک جلسه. استرس زمانی، رایج‌ترین نوع استرس است که امروزه تجربه می‌کنیم. اگر قصد دارید به شکلی بهره‌ور در یک سازمان شلوغ کار کنید، یادگیری در مورد شیوه مدیریت این نوع استرس ضروری است. ابتدا، در مورد مهارت‌های مدیریت زمان خوب بیاموزید. این می‌تواند دربرگیرنده استفاده از فهرست‌های انجام کار یا، اگر باید پروژه‌های همزمان بسیاری را مدیریت کنید، «برنامه‌های اقدام» باشد. سپس اطمینان یابید که در حال اختصاص مدت زمان کافی برای اولویت‌های مهم خود هستید. متاسفانه، گرفتار شدن در وظایف فوری که در واقع اثر اندکی بر اهداف کلی شما دارند، آسان است. این می‌تواند باعث احساس دلزدگی یا این حس در شما شود که یک روز کامل را کار کردید، اما هیچ هدف مهمی را به‌دست نیاوردید.

وظایف مهم شما معمولا وظایفی هستند که به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می‌کنند و کار  روی این پروژه‌ها باعث استفاده بهتر از زمان شما می‌شود. توجه به «اصل اهمیت/ فوریت آیزنهاور۱» باعث می‌شود به ایجاد توازن بین وظایف فوری و مهم بپردازید و آنها را  «اولویت‌بندی» کنید.

اگر اغلب حس می‌کنید که از زمان کافی برای تکمیل همه وظایف خود برخوردار نیستید، بیاموزید که چگونه باید زمان بیشتری را در زندگی خود خلق کنید. این ممکن است به معنای زود آمدن یا دیر برگشتن (در رابطه با کار) باشد، بنابراین از زمان و شرایط آرام برای تمرکز برخوردار هستید. همچنین باید از زمان اوج کار خود برای تمرکز بر مهم‌ترین وظایف خود استفاده کنید. از آنجا که شما به شکلی کارآتر عمل می‌کنید، این به شما برای انجام کار بیشتر با زمان در اختیارتان کمک می‌کند.  برای مثال، اگر یک فرد صبحگاهی هستید، وظایفی را در آن زمان قرار دهید که نیازمند بیشترین تمرکز هستند. اگر تشخیص دادید «این یک کار صبحگاهی است» آن را در طول پربازده‌ترین زمان روز انجام دهید. می‌توانید وظایفی مثل چک کردن ایمیل را که اهمیت کمتری دارند، به زمان‌هایی که سطوح انرژی شما کاهش می‌یابند، موکول کنید. همچنین اطمینان یابید که در مورد «نه» گفتن به وظایفی که از ظرفیت کافی برای انجام آنها برخوردار نیستید، مودب اما «قاطع» باشید.

 استرس پیش‌نگرانه و مدیریت آن

استرس پیش‌نگرانه نشان‌دهنده استرسی است که شما راجع‌به آینده تجربه می‌کنید. گاهی اوقات این استرس می‌تواند بر یک رویداد خاص از قبیل یک سخنرانی قریب‌الوقوع که باید ارائه دهید، متمرکز شود. با این حال، استرس پیش‌نگرانه می‌تواند مبهم و تعریف نشده (مثلا حس کلی بیمناک بودن)، یا یک نگرانی باشد، مبنی بر اینکه «کاری اشتباه پیش خواهد رفت.» به دلیل اینکه استرس پیش‌نگرانه آینده‌محور است، باید تشخیص دهید رویدادی که از آن واهمه دارید، نباید همان‌طور که تصور می‌کنید به پایان برسد. از «تکنیک‌های تصویرسازی مثبت» برای تصور خوب پیش‌رفتن اوضاع استفاده کنید.

تحقیقات نشان می‌دهد که ذهن شما اغلب نمی‌تواند تفاوت را بر اساس یک سطح عصب شناختی پایه بین وضعیتی که تصور کرده‌اید به‌خوبی پیش می‌رود و وضعیتی که واقعا رخ داده است، تشخیص دهد.

تکنیک‌های دیگر – همچون مدیتیشن – به شما در توسعه تمرکز و توانایی متمرکز شدن بر چیزی که هم‌اکنون در حال وقوع است، به‌جای تمرکز بر یک آینده تصور شده، کمک خواهند کرد. سعی کنید زمانی را روزانه – حتی اگر پنج دقیقه باشد – برای مدیتیشن اختصاص دهید.

استرس پیش‌نگرانه می‌تواند از نبود اطمینان به‌نفس نشات گیرد. برای مثال، ممکن است به خاطر یک سخنرانی که هفته بعد خواهید داشت، استرس داشته باشید، زیرا بیم دارید که ارائه شما جالب نباشد. اغلب، رسیدگی به این ترس‌های شخصی مستقیما استرس شما را کاهش خواهد داد. در این مثال، اگر زمان بیشتری را به تمرین و آماده‌سازی برای پرسش‌های سخت اختصاص دهید، احتمالا احساس آمادگی بیشتری برای آن رویداد خواهید داشت.

نهایتا، بیاموزید که چگونه بر یک «ترس از شکست» غلبه کنید: با ایجاد برنامه‌های اقتضایی و تجزیه و تحلیل همه نتایج احتمالی، ایده روشن‌تری را از چیزی که می‌تواند در آینده رخ دهد، به دست خواهید آورد. این می‌تواند به کاهش ترس شکست شما کمک کند و حس یک کنترل بیشتر بر رویدادها را به شما بدهد.

 استرس وضعیتی و مدیریت آن

شما زمانی استرس وضعیتی را تجربه می‌کنید که در یک وضعیت دلهره‌آور هستید که کنترلی بر آن ندارید. این می‌تواند وضعیت اضطراری باشد. این وضعیت به‌طور کلی‌تر، وضعیتی است که در برگیرنده تعارض، یا از دست دادن جایگاه یا مقبولیت در نظر گروه شما است. برای مثال، اخراج از کار یا ارتکاب یک اشتباه در جلوی چشم تیم شما، مثال‌هایی از رویدادهایی هستند که باعث استرس وضعیتی می‌شوند. استرس وضعیتی اغلب به‌طور ناگهانی پدیدار می‌شود. برای مثال ممکن است در وضعیتی گرفتار شوید که کاملا در پیش‌بینی آن ناموفق بودید. برای مدیریت بهتر استرس وضعیتی، بیاموزید که «خودآگاه‌تر» باشید. این یعنی تشخیص سیگنال‌های فیزیکی و هیجانی «خودکاری» که بدن شما وقتی تحت فشار است، ارسال می‌کند. برای مثال، تصور کنید جلسه‌ای که در آن هستید، ناگهان به یک مسابقه مشت‌زنی بین اعضای تیم تبدیل می‌شود. پاسخ خودکار شما حس یک یورش اضطراب است. معده شما پیچ می‌خورد و احساس نفخ می‌کند. به فکر فرو می‌روید و اگر کسی از شما نظر بخواهد، نمی‌دانید چه بگویید. تعارض یک منبع مهم استرس وضعیتی است. «مهارت‌های حل تعارض اثربخش» را بیاموزید تا به خوبی آماده شوید استرس تعارض را مدیریت کنید. همچنین باید شیوه «مدیریت تعارض در جلسات» را بیاموزید، زیرا حل تعارض گروهی می‌تواند با حل مسائل فردی متفاوت باشد. هر کسی به شکلی متفاوت به استرس وضعیتی واکنش نشان می‌دهد و لازم است که شما هر دو علائم فیزیکی و هیجانی این استرس را بفهمید. به این ترتیب، می‌توانید به شکل مناسبی آنها را مدیریت کنید. برای مثال، اگر گرایش طبیعی شما کناره‌گیری هیجانی است، بیاموزید که چگونه به‌صورت «مستقل فکر کنید» و در جریان این وضعیت‌ها بهتر ارتباط برقرار کنید. اگر پاسخ طبیعی شما خشم و فریاد است، پس شیوه «مدیریت هیجانات» خود را بیاموزید.

 استرس برخورد یا ارتباط با تماس و مدیریت آن

استرس برخورد، به افراد مرتبط است. زمانی استرس برخورد را تجربه می‌کنید که در مورد تعامل با یک فرد یا گروه معین از افراد نگران هستید. ممکن است از آنها خوشتان نیاید، یا ممکن است فکر کنید که آنها غیرقابل پیش‌بینی هستند. همچنین استرس برخورد می‌تواند زمانی رخ دهد که نقش شما دربرگیرنده تعاملات شخصی زیاد با مشتریان یا ارباب رجوع‌ها باشد؛ به خصوص اگر آن گروه‌ها در اضطرار باشند. برای مثال، پزشکان و مددکاران اجتماعی از نرخ‌های بالای استرس برخوردار هستند، زیرا افرادی که این متخصصان با آنها سروکار دارند، معمولا احساس خوبی ندارند، یا عمیقا غمگین هستند. همچنین این نوع استرس از «تماس‌های بیش از حد» رخ می‌دهد. زمانی که از تعامل با افراد، بیش از حد احساس فرسودگی یا اشباع می‌کنید. از آنجا که استرس برخورد کاملا بر افراد متمرکز است، این نوع استرس را با کار روی مهارت‌های ارتباطی خود بهتر مدیریت خواهید کرد.  یک آغاز خوب، توسعه «هوش هیجانی» بیشتر است. هوش هیجانی عبارت است از: توانایی تشخیص هیجانات، خواسته‌ها و نیازهای خود و دیگران. این یک مهارت مهم در تعامل با دیگران و در ایجاد روابط خوب است. همچنین باید بدانید که چه زمانی قرار است به آستانه تحمل تعاملات خود در یک روز برسید. هر کسی دارای علائم متفاوتی برای استرس برخورد است، اما یک علامت رایج کناره‌گیری روانشناختی از دیگران و انجام کار به‌صورت مکانیکی (بی‌احساس) است. یک علامت رایج دیگر بدخو شدن، سرد شدن، یا فاصله گرفتن (احساسی) از دیگران در تعاملات شما است. زمانی که این علائم را تجربه می‌کنید، کمی به خود استراحت دهید. قدم بزنید، آب بنوشید و تمرین‌های تنفس عمیق را انجام دهید. همدلی، یک مهارت ارزشمند برای مقابله با این نوع استرس است، زیرا به شما اجازه می‌دهد وضعیت را از چشم‌انداز فرد دیگر نگاه کنید. این درک بیشتری به شما می‌دهد و به شما کمک می‌کند ارتباطات خود را به گونه‌ای ساختاربندی کنید تا احساس، خواسته‌ها و نیازهای شخص دیگر را مدنظر قرار دهید.

 پی‌نوشت

۱- اصلی در مورد مدیریت زمان که آیزنهاور در یکی از سخنرانی‌های خود به آن اشاره کرده و مضمون آن این بود که مشکلات بر دو نوع هستند: مشکلات مهم و مشکلات فوری. مشکلات مهم دارای فوریت زمانی نیستند و مشکلات فوری مهم تلقی نمی‌شوند. آیزنهاور با کمک این اصل کارهای خود را مدیریت می‌کرد.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 20 مرداد 1399  01:45 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

شرکت‌ها سالانه میلیاردها دلار صرف توسعه مدیریت سازمان خود می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از این برنامه‌ها کارآمد نیستند؛ این آموزش‌ها در زمینه کمک به افراد در جهت توسعه پویایی و مهارت‌های رهبری مبتنی‌بر همکاری که برای محیط کاری امروز ضروری است، موفق نبوده‌اند.

ما در تحقیقات، آموزش و مشاوره خود در زمینه توسعه مدیریت تنها یک شکل خاص را موفقیت‌آمیز دیدیم: سفری ماجراجویانه که در آن افراد در عین حال که تیمشان با چالش‌های فیزیکی و رفتار بین‌فردی طی مسیر روبه‌رو هستند، مهارت‌های مدیریت و رهبری خود را توسعه داده و تصحیح می‌کنند. وقتی افراد مجبور می‌شوند با همکاری با هم کاری انجام دهند، مهارت‌های جدید به‌دست می‌آورند و می‌توانند بر تصمیمات خود و نتایج ناشی از آن کنترل داشته باشند. محیط ریاضت می‌تواند کمک کند تا آنها در معرض واقعیت‌های مدیریت و تعامل تیمی قرار بگیرند که در حالت «عادی» احتمالا دست‌کم گرفته می‌شود. در تجربه‌ای که ما از هدایت چنین سفرهایی داشته‌ایم، ازجمله یک واحد سفر توسعه رهبری برای دانشجویان MBA (یک واحد ۱۰ روزه شامل قایقرانی از خلیج بلیز یا پیاده‌روی در کوه‌های نروژ) به نتیجه رسیدیم که افراد به‌طور موثری به اهداف توسعه رهبری مدرن دست یافته‌اند. این سفرها به شرکت‌کننده‌ها کمک کرد توانایی خود را در حل چالش‌های پیچیده بهبود بخشند؛ در موقعیت‌های مبهم تصمیمات استراتژیک اتخاذ کنند و با تیم خود همکاری کنند و یاد بگیرند. دقیقا همان صفت‌هایی که رهبران سازمان‌های مدرن به‌دنبال آنها هستند. این افراد همچنین یاد گرفتند تطابق‌پذیر و انعطاف‌پذیر باشند. در عین حال که سفرهای خارج از سازمان و فعالیت‌های ماجراجویانه رهبری در طیف‌های زیادی از شرکت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، (ازجمله در ناسا برای آموزش و ایجاد اعتماد در تیم‌های فضانوردان)، اما متوجه این مساله نیز هستیم که چنین اقداماتی به زمان بسیار زیاد، منابع، سفر و توانایی فیزیکی بالا نیاز دارند که شاید برای همه مدیران و شرکت‌ها امکان‌پذیر نباشد. با این وجود ما معتقدیم که حداقل چهار ویژگی در این سفرها وجود دارند که می‌توانند برای انواع آموزش‌های مدیریت و برنامه‌های مختلف توسعه کارکنان به کار گرفته شوند:

تجربه پیچیده، ناآشنا: سفر به بیابان به‌طور طبیعی افراد را در محیط‌های ناآشنایی قرار می‌دهد که آنها را وادار به یادگیری مهارت‌های جدید و روش‌های تعامل در جهت موفق شدن می‌کند. ورود به یک جزیره دور، بدون شبکه موبایل، همراه داشتن چادر و اجاق گاز برای بیشتر افراد یک روتین هفتگی عادی به شمار نمی‌رود. قرار گرفتن در این شرایط آنها را مجبور می‌کند الگوهای عمل جدیدی را در پیش گیرند و درها را برای عادات و شیوه‌های کاری جدید برای آنها باز می‌کند.

این نوگرایی، فرصت‌هایی را برای افراد به‌وجود می‌آورد که پذیرنده روش‌های جدید باشند و ویژگی‌ها و استعدادهای پنهان خود را که می‌تواند موجب دگرگونی شیوه‌های رهبری آنها شود، نمایان سازد. حتی در مورد ماجراجویان حرفه‌ای نیز ابهام ذاتی که در یک سفر وجود دارد (مثلا مواجهه با شرایط آب و هوایی غیرقابل‌پیش‌بینی و سایر موقعیت‌ها) افراد را وامی‌دارد تا در تعامل با تیم خود سازگاری بیشتری نشان دهند.

 

متاسفانه شاهد ویژگی‌های متضادی در بیشتر برنامه‌های توسعه رهبری سنتی «داخل سازمان» هستیم؛ به‌عنوان مثال یک واحد سنتی آموزش رهبری ممکن است شامل سخنرانی درباره ایده‌های کلی رهبری باشد که ممکن است با بازخورد همراه باشد و به افراد درباره اینکه در نقش خود در سازمان در چه مواردی خوب یا ضعیف هستند، راهنمایی ارائه شود. هرچند این آموزش اطلاع‌رسان است، اما چنین ساختارهایی فاقد این موقعیت هستند که افراد بتوانند فراتر از آنچه را که از قبل انجام آن را بلد بوده‌اند پیش بروند و مهارت‌های رهبری خود را برای موقعیت‌های جدید سازگار کنند. این آموزش‌ها به سادگی تنها روی اصول کلی تمرکز دارند یا منعکس‌کننده رفتارهای گذشته هستند که ممکن است الزاما در موقعیت‌های جدید کارآمد نباشند یا پتانسیل افراد بدون استفاده باقی بماند و آنها نتوانند یاد بگیرند در موقعیت‌های ناآشنا و مبهم که در آینده ممکن است با آن مواجه شوند، چه پاسخی بدهند.

به‌طور مشابه، ما اغلب شاهد «عقب‌نشینی» رهبری در تیم‌ها هستیم که افراد را در محیط مشابه کار روزمره خود قرار می‌دهند (مثلا اتاق کنفرانس) در نتیجه، نسبتا بینش جدید و توسعه اندکی اتفاق می‌افتد؛ چراکه افراد به سادگی به عادات و الگوهای تعامل گذشته خود که به خوبی بلد هستند، بازمی‌گردند. یک نفر به‌طور طبیعی همه را مجبور می‌کند خود را با موقعیت جدید وفق دهند؛ درحالی‌که برنامه‌های توسعه داخل سازمان این اصل را با ایجاد سازوکاری جدید پیاده‌سازی می‌کند که کمتر با سلسله‌مراتب موجود مرتبط باشد (مثلا موضوع ساده‌ای مثل تمرین «اتاق فرار»). تجربه جدید افراد را مجبور می‌کند در عادات خود بازنگری کنند و با کسب دانش و بینش جدید پتانسیلی ایجاد کنند که شاید قبلا پنهان بوده است.

آمادگی هدفمند: افراد بسیار کمی هستند که بدون آمادگی خود را برای یک سفر به بیابان مهیا کنند (آمادگی فیزیکی، لجستیکی و ذهنی برای چالش‌های پیش‌رو) و تعیین هدف. بنابراین انجام چنین سفرهایی نیاز به سطح بالایی از عزم و تمرکز دارد و اینکه افراد مجبور می‌شوند واقعا چند روز از برنامه‌های کاری روزمره خود دست بکشند. این عزم و آمادگی آنها را قادر می‌سازد تا با اندیشمندی بیشتری در این راه گام بردارند و به دیدگاه‌های غیرمنتظره‌ای در زمینه رهبری برسند و رفتار خود و دیگران را تغییر دهند.

به‌عنوان مثال، ما زنان و مردان بسیاری را در برنامه آموزشی سفرهای خود داریم که کهنه سرباز ارتش هستند؛ افرادی که از آنها انتظار می‌رود با هدایت تیم‌ها در یک محیط دور و مبهم مشکلی نداشته باشند و به همین خاطر تصور بر این است که آنها به‌راحتی رهبری را به‌دست می‌گیرند. با این وجود با توجه به این موقعیت که برای هدفمند بودن و فکر کردن به اهداف توسعه‌ای که در این سفر در سر دارند برای آنها فراهم است، اما این شرکت‌کنندگان اغلب به‌دنبال این هستند که از این فرصت استفاده کنند تا به پشت سر خود نگاه کنند و از رهبری دیگران یاد بگیرند تا بتوانند درک درستی از نحوه گذار از شیوه رهبری خود به کلاس جهانی پیدا کنند. قطعا منافع آمادگی و تعیین اهداف توسعه‌ای به یک برنامه سفر محدود نمی‌شود، بلکه یک محیط دور اغلب چنین آمادگی را در جهتی پیش می‌برد که تلاش‌های توسعه رهبری سنتی فاقد آن هستند. در اغلب اوقات، برنامه‌های توسعه رهبری در تقویم افراد به‌عنوان یک زحمت ناخوشایند دیده می‌شود؛ با حداقل آمادگی آن هم در لحظه آخر. همچنین مرسوم است که افراد ارتباط خود را طی دوره آموزش حفظ می‌کنند، به ایمیل‌ها جواب می‌دهند یا به‌منظور عقب‌نشینی و «کارهای خارج از برنامه» می‌توانند به سرعت وارد میدان شکایت شوند یا باعث شوند افراد به جای تمرکز بر اهداف توسعه فردی بر مباحث فنی یا توسعه فرآیند متمرکز شوند.

بازخورد پیوسته و چندوجهی: دانشجویان طی آموزش‌های سفر که برای آنها ایجاد شده است، بازخورد‌های فراوانی درباره رهبری و کارآیی خود دریافت می‌کنند. خود سفر به تنهایی بازخورد‌های زیادی به همراه دارد؛ مثلا اینکه تیم می‌خواهد به نقطه‌ای برسد که در نقشه هست (یا نیست)، چادر باید خشک باشد (یا نباشد)، همه باید کمپ را صبح روز بعد ترک کنند (یا شام در تاریکی منتظر آنهاست). ما همچنین به‌عنوان یک تیم، جلسات شبانه‌ای ترتیب دادیم و از افراد خواستیم به هر شخص و به یکدیگر نظرات، مشاهدات و توصیه‌های خود را طی سفر در قالب بازخورد بیان کنند.

این تمرین پیوسته از دادن و گرفتن بازخورد نوعی هنجار تیمی ایجاد می‌کند که باعث ایجاد مباحث باز و صحبت‌های صادقانه از تجربه افراد از شیوه رهبری هم از جنبه مثبت و هم از جنبه منفی را فراهم می‌آورد. این تعاملات پیوسته همچنین نوعی حس آسیب‌پذیری و اعتماد در گروه به‌وجود می‌آورد که به ایجاد رفاقت و انعطاف‌پذیری می انجامد که مدت‌ها بعد از پایان سفر در افراد باقی می‌ماند. درواقع ما مشاهده کردیم که دانشجویان نیمه‌وقت MBA ما از هم‌قطاران آموزش سفرها برای بازتاب انتشار عقاید به‌صورت مجازی استفاده کردند و زمانی که به کار بازگشتند با وجود آنکه از سازمان‌های مختلف در نقاط گوناگون کشور بودند، از آن به‌عنوان منبع ایده و بازخورد استفاده کردند. مجددا تاکید می‌کنیم که مزایای بازخورد مستمر و اندیشمندانه یکی از نتایج منحصربه‌فرد برنامه سفر است؛ چراکه بسیاری از بازخورد‌ها که در سازمان‌ها داده می‌شوند خیلی کم، خیلی دیر و اکثرا ناکارآمد هستند. برنامه‌های توسعه رهبری اغلب نمونه‌های پراکنده‌ای از بازخورد‌های هفتگی و ماهانه ارائه می‌دهند یا بازخورد‌هایی مثل ارزیابی ۳۶۰ درجه که رفتار رهبران را در مقیاس بزرگ ارزیابی می‌کنند که این متفاوت از نوع بازخوردی است که در آن یک رفتار اتفاق افتاده و می‌تواند به آن پرداخته شود و مورد تحلیل قرار گیرد.

چالش‌های تکراری: توسعه رهبری به روش آموزش در بیابان همچنین دارای مزیت طبیعت تکرارشونده در فضای بیرون است. هر روز از سفر به نوعی متفاوت است؛ اما حول چالش‌های مشابهی حرکت می‌کند (مثلا بستن بار، مسیریابی، ایجاد کمپ و...). وقتی این چالش‌ها با بازخورد مستمر که در بالا توضیح داده شد، ترکیب می‌شود، این تکرار به افراد فرصت می‌دهد تا بعد از دریافت بازخورد رفتار خود را تغییر دهند. آنها می‌توانند چرخه توسعه خود را با آزمایش کردن فوری رفتارهای جدید در خود و دریافت نتیجه متفاوت در نتیجه رفتار متفاوت کامل کنند؛ به‌عنوان مثال ما دانشجویانی را می‌بینیم که برای انجام یک وظیفه خاص کوشش می‌کنند (مثلا همکاری با هم برای تهیه غذا در اجاق کمپ)، آنها چالش‌هایی را که با آن روبه‌رو شده‌اند، مرور می‌کنند و در روز بعد که فرصت پیاده‌سازی درس‌هایی که یاد گرفته‌اند فراهم شد، آن را به کار می‌گیرند. هرچند بهبود همیشه فورا اتفاق نمی‌افتد، اما فرصت‌های تکرارشونده به دانشجویان کمک می‌کند رفتارهای مختلف را یاد بگیرند و آنها را طی دوره آموزشی به‌کار بگیرند که به آنها کمک می‌کند از همین رفتارها در کار خود استفاده کنند.

به‌ نظر ما، این عامل تکرار یکی از فرصت‌های بزرگ از دست رفته در بسیاری از برنامه‌های توسعه رهبری یا در تلاش برای آموزش تیم‌هاست. برنامه‌های رهبری یا تمرینات ساختن تیم اغلب «یک طرفه» هستند؛ حتی اگر به خوبی تشریح شوند و انعکاس یابند، نیت این است که این درس‌ها به خانه برده و در محیط کار پیاده‌سازی شوند. اما بدون فرصت تمرین برای عملی کردن فوری این دیدگاه‌ها، تغییرات مثبت یا رفتارهای مطلوب ممکن است به‌درستی انجام نشوند و از دست بروند.

این خلأ باعث می‌شود اطلاعات جدید فراموش شوند، دیدگاه‌ها کمرنگ شوند، نیت افراد متزلزل شود و گیجی و ابهام جای آن را بگیرد. با علم به اینکه انتقال رفتارهای درست رهبری از برنامه آموزشی به محیط کار واقعی در نوع خود یک کار طاقت‌فرسا و مشکل است (که در آن سیستم‌ها و ساختارها هنوز بر پایه سیستم «قدیم» استوار است)، دادن این فرصت به افراد برای تمرین فوری رفتارها یا استراتژی‌های جدید می‌تواند به آنها کمک کند این ایده‌ها را به‌صورت موثرتری در محیط کار اجرا کنند.

سفر به بیابان به‌منظور آموزش بدون واسطه تکنولوژی، تقاضای رقابتی یا سیاست‌های محیط کار باعث می‌شود درس‌های زیادی از رهبری و تعامل تیمی در اختیار افراد قرار گیرد. ما معتقدیم چهار عامل فوق از سفرهای بیرون از شرکت می‌تواند از همه لحاظ باعث پیشرفت و ارتقای رهبری و توسعه تیم‌ها شود. هرچند ما همیشه سعی خواهیم کرد که فرصت بهبود توسعه رهبری را به بیرون از سازمان و محیط‌های پرچالش ببریم، بر این امر تاکید داریم که اجرای چنین روش‌هایی در همه ابعاد توسعه رهبری می‌تواند باعث ورود روح زندگی خارج از سازمان شود و درنهایت به توسعه رهبری در سازمان‌ها منجر شود.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

سنگاپور باز هم بهترین کشور جهان برای راه اندازی کسب و کار شناخته شد.

 موسسه آی ام دی امسال نیز به مانند سال های گذشته اقدام به معرفی بهترین کشورهای جهان برای راه اندازی کسب و کار از نظر رقابت پذیری آن ها پرداخت. این رتبه بندی با مشارکت ۵۸۶۶ مدیر عامل شرکت های مختلف سراسر جهان و بر اساس چهار شاخص اصلی: کارایی دولت، کارایی محیط کسب و کار، عملکرد اقتصادی و زیرساخت های لازم برای انجام  کسب و کار صورت گرفته است.

آرتور بریس، مدیر این موسسه گفت: در حالی که بحران ناشی از شیوع کرونا در جهان، کسب و کارها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است لازم است حکومت ها با حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی به آن ها کمک کنند تا بر این شرایط غلبه کنند.

برترین کشورها

 

۱- سنگاپور

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: بدون تغییر

۲- دانمارک

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: شش رتبه افزایش

۳- سوییس

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: یک رتبه افزایش

۴- هلند

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: دو رتبه افزایش

۵- هنگ کنگ

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: سه رتبه کاهش

۶- سوید

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: سه رتبه افزایش

۷- نروژ

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: چهار رتبه افزایش

۸- کانادا

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: پنج رتبه افزایش

۹- امارات

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: چهار رتبه کاهش

۱۰- ایالات متحده آمریکا

تغییر رتبه نسبت به سال قبل: هفت رتبه کاهش

بدترین کشورها

۱- ونزویلا

۲- آرژانتین

۳- مغولستان

۴- کرواسی

۵- آفریقای جنوبی

۶- اردن

۷- اسلواکی

۸- برزیل

۹- اوکراین

۱۰- کلمبیا

رتبه دیگر کشورها

در این رتبه بندی همچنین قطر در رده چهاردهم، آلمان هفدهم، استرالیا هجدهم، انگلیس نوزدهم، چین بیستم، عربستان بیست و چهارم، فرانسه سی و دوم، ژاپن سی و چهارم، هند چهل و سوم، ترکیه چهل و ششم و روسیه در رتبه پنجاهم قرار گرفته است. لازم به ذکر است ایران جزو کشورهایی است که در گزارش امسال رتبه بندی نشده اند.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

 میلیاردری که فروشنده بادام‌زمینی بود

مردی که سرمایه میلیاردی به‌دست آورد تا یک شرکت فعال در حوزه‌های املاک، سرگرمی و هتل‌داری تاسیس کند، نامش بر سر در ساختمان دانشگاه‌های مهمی در چین و هنگ‌کنگ خورده است.

 او از دست افراد مهمی جایزه گرفته و حجم دارایی‌هایش باعث شد یک بار عنوان دومین مرد ثروتمند آسیا را به‌دست آورد.

اما وقتی در سال ۲۰۱۶ مجله فورچون تصمیم گرفت با لوی چه وو (Lui Che Woo) گفت‌وگو کند، ترجیح می‌داد موضوع صحبتش چیزهای دیگری به غیر از ثروت و کار باشد؛ چیزی که می‌گوید از بچگی در او مانده است. او در همان سال به یک دانشمند چینی در حوزه کشاورزی و سازمان پزشکان بدون مرز به‌خاطر فعالیت‌هایشان در امنیت تامین غذا و درمان بیماری ابولا، کمک مالی ۵/ ۲ میلیون دلاری کرد.

لوی چه وو، میلیاردر، سرمایه‌گذار و خیر اهل هنگ‌کنگ است. او در اوت ۱۹۲۹ متولد شده و موسس و رئیس شرکت‌ سرگرمی گلکسی و هلدینگ املاک وا اینترنشنال است. ثروت لوی چه وو در سال ۲۰۲۰ از سوی مجله فوربس ۷/ ۱۱ میلیارد دلار ارزیابی شده و در لیست ثروتمندهای امسال این مجله، او رتبه ۱۰۶ را به‌خود اختصاص داده است.

 

او در گفت‌وگویش با مجله فورچون گفته بود یکی از درس‌هایی که هنگام بزرگ شدن در هنگ‌کنگ تحت اشغال ژاپن یاد گرفته، اهمیت دادن به مدنیت، انرژی مثبت و آموزش اخلاقی است. لوی چه وو تاریک‌ترین روزهای هنگ‌کنگ را به یاد می‌آورد. برای میلیاردر خودساخته‌ای که میلیون‌ها دلار برای پیشرفت جامعه‌اش خرج کرده، آن روزها اوج اتفاق‌های غیرمتمدن بود. او در جنگ جهانی دوم، کودک بود و صحنه‌هایی را از تجمع اجساد کشته شده‌ها در خیابان‌ها به یاد می‌آورد. وقتی جوان بود، به چشم دیده بود که مردم عادی از شدت گرسنگی می‌میرند. «بیشتر سختی‌هایی که مردم در آن دوران می‌کشیدند را به چشم دیدم و همه آنها را به یاد دارم.»

از همان زمان، توانمندسازی اقتصادی برای او معنا پیدا کرد. «بدرفتاری ژاپنی‌ها با چینی‌ها» به‌طور خاص او را به تعجب می‌انداخت. «آنها می‌گفتند، شما چینی‌ها فقیر و بی‌سوادید. این جملات، حتی تا امروز در قلب من حک شده‌اند.»

لوی چه وو در کلاس ششم، مجبور شد مدرسه را ترک کند. وقتی نوجوان بود، زندگی خود را با فروختن بادام‌زمینی به مردمی که صف بسته بودند تا از آشوب هنگ‌کنگ فرار کنند، می‌گذراند. در طول ۴۴ ماه اشغال ژاپن، او با این کار، گرسنه نماند و حتی توانست اندکی پول پس‌انداز کند.

وقتی جنگ تمام شد، لوی با عمویش به یک شرکت تجارت لوازم یدکی خودرو رفت و به‌عنوان انباردار مشغول به‌کار شد. در زمانی که شهر هنگ‌کنگ برای مسطح‌سازی و احیای اراضی هنوز به نیروی کار یدی متکی بود، او بلدوزرهایی خرید که به درآمدزایی‌اش کمک کرد. چند سال بعد، در دهه ۵۰ میلادی و وقتی حدود ۲۰ سال داشت، اولین شرکت مجموعه کی. وا (k. Wah) را در هنگ‌کنگ تاسیس کرد. در دهه ۶۰، سرمایه‌گذاری در بخش املاک را شروع کرد. در دهه ۸۰ توجهش به توسعه هتلداری معطوف شد. در اوایل دهه ۹۰ کسب‌وکارش را به داخل چین گسترش داد. در سال ۲۰۰۲ وارد کسب‌وکار سرگرمی شد که مراکز تفریحی و خرید و نمایشگاه را در کلاس جهانی در برمی‌گیرد.

به این ترتیب امپراتوری لوی به تدریج بزرگ‌تر شد و امروز شرکت‌های تابعه آن عبارتند از: هلدینگ بین‌المللی کی. وا، گروه سرگرمی گلکسی، شرکت بین‌المللی هتل‌های استنفورد، و شرکت مواد ساختمانی کی. وا. امروز، مجموعه کی‌. وا به یک شرکت چند ملیتی توسعه یافته که حوزه‌های املاک، سرگرمی، ساخت‌وساز و هتلداری را در برمی‌گیرد و حدود ۲۰۰ شرکت تابعه با بیش از ۳۳ هزار نیروی کار در هنگ‌کنگ، چین، ماکائو، آمریکای شمالی و جنوب شرق آسیا دارد.

خودش مرتب می‌گوید: «خوش‌شانس بودم» و فرصت‌هایی که شناسایی می‌کردم، به نتیجه می‌رسید.

لوی می‌گوید حدود ۶۰ سال پیش، زمانی که وارد بازار کار شد تا برای گذران زندگی پول دربیاورد، با این واقعیت روبه‌رو شد که «فرصت تحصیل به‌دلیل کمبود امکانات، نبود مدرسه کافی و نبود همه چیز، برای عده بسیار کمی وجود دارد.»‌ بنابراین، وقتی پولدار شد، کمک کرد در چین مدارس بیشتری تاسیس شود؛ آنقدر که دیگر تعداد آنها از دستش خارج شده است. سپس، تاسیس دانشگاه را در کارهای خیریه خود گنجاند و به جیانگمن، شهری که در ۴ سالگی آن را ترک کرده بود برگشت تا یک دانشگاه محلی در آنجا تاسیس کند. لوی می‌گوید: «هر وقت و هر جا که فکر می‌کنم نیاز باشد و درست باشد، درگیر کارهای انسان‌دوستانه می‌شوم و ثروتم را می‌بخشم.»

لوی که در خارج از چین چندان شناخته شده نیست، با تاکید بر ارزش‌ها، معتقد است که پیشرفت‌های تکنولوژی باعث شده برخی ارزش‌ها از بین بروند، بنابراین او می‌خواهد اصول ساده و بنیادی را به جامعه خود یادآوری کند؛ اینکه چگونه افراد با هم نجنگند، چگونه دست افتاده‌ها را بگیرند و به دنیا کمک کنند. «من نمی‌خواهم فقط حرف زده باشم، بلکه، کاری را که واقعا لازم است، انجام می‌دهم.»


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

استیو جابز؛ مدیری که تنها به موفقیت سازمانش اندیشید

تقریبا همه ما شرکت اپل را با نام استیو جابز و موفقیت‌های بزرگی که او طی دو دوره فعالیتش در شرکت اپل به‌دست آورد می‌شناسیم و هنوز از یاد نبرده‌ایم رونمایی‌های به یادماندنی و باشکوه از محصولاتی همچون آی‌پد و آی‌فون را که دنیای ما را دگرگون ساخته‌اند.

به همین دلیل هم هست که نام شرکت اپل در سراسر جهان با نام استیو جابز عجین شده است و این مساله حتی سال‌ها بعد از مرگ نابهنگام استیو جابز همچنان پابرجاست. در اینجا به دو داستانی اشاره خواهد شد که توسط یکی از دوستان نزدیک استیو جابز یعنی آقای مک کنا نقل شده و هر دو نشان‌دهنده علاقه و اهتمام جدی و همیشگی اوست به شرکتی که خود بنیان‌گذارش بوده و یک بار هم از آنجا اخراج شده بود.

داستان اول:

یادم می‌آید در سال ۱۹۹۸، من و همسرم قصد داشتیم بهترین هدیه ممکن را به‌عنوان هدیه کریسمس به نوه‌هایمان بدهیم و چون من چند سالی را در دهه ۱۹۸۰ در شرکت اپل کار کرده بودم تصمیم گرفتیم تا پنج دستگاه لپ‌تاپ مکینتاش برای پنج نوه خود بخریم و آنها را به‌عنوان هدیه کریسمس آن سال به آنها بدهیم. در روز سال نو، ما داشتیم نوه‌هایمان را که درحال باز کردن جعبه هدایای‌شان بودند تماشا می‌کردیم. بعد از چند ساعت که آنها در حال بازی با لپ‌تاپ‌های عزیزشان بودند من فهمیدم که لپ‌تاپ متعلق به یکی از نوه‌هایم یعنی مولی دچار مشکل شده است به‌طوری که در دیسک درایو آن باز نمی‌شد و همین مساله مولی را به گریه انداخت. من برای رفع ناراحتی نوه‌ام به فروشنده‌ای که لپ‌تاپ‌ها را به من فروخته بود زنگ زدم و موضوع را با او در میان گذاشتم و از او درخواست کردم آن لپ‌تاپ را با لپ‌تاپ دیگری عوض کند اما او به بهانه اینکه در سیاست‌های فروش شرکت اپل، چیزی به نام تعویض محصولات وجود ندارد از این کار سر باز زد و بهانه آورد که لپ‌تاپ‌های معیوب باید برای تعمیر فرستاده شوند و با توجه به تعطیلات کریسمس، تعمیر لپ‌تاپ معیوب چند هفته‌ای طول خواهد کشید.

من که سال‌ها پیش با استیو جابز سابقه همکاری داشتم یک ایمیل برای او فرستادم و از او درباره سیاست‌های شرکت اپل برای مرجوع کردن لپ‌تاپ‌های معیوب پرسیدم. جالب آنکه چند دقیقه بعد از ارسال ایمیل، استیو جابز که در آن موقع مدیرعامل اپل بود به من تلفن کرد و ضمن عذرخواهی بابت برخورد بد آن فروشنده، اسم او را از من خواست و در پایان مکالمه‌مان هم گفت که به‌زودی به من دوباره زنگ خواهد زد. جالب‌تر آنکه چند دقیقه بعد دیدم تلفنم دوباره زنگ خورد و این بار فروشنده لپ‌تاپ‌ها با لحنی عذرخواهانه به من گفت یک لپ‌تاپ جدید برای نوه‌ام آماده کرده است و از من خواست آدرس منزلم را به او بدهم تا آن را شخصا به من تحویل دهد.

خود جابز هم چند ساعت بعد دوباره با من تماس گرفت و پیگیر موضوع شد و تا زمان حصول اطمینان از جلب رضایت من، دست از پیگیری برنداشت. آنجا بود که من فهمیدم استیو جابز چه ارزش فوق‌العاده‌ای برای شرکت اپل و اعتبار و آبروی آن نزد مشتریان قائل است به‌طوری‌که حاضر بود در روز سال نو و به محض دریافت یک ایمیل معمولی از طرف یک دوست مبنی بر عدم پاسخگو بودن یکی از نمایندگی‌های فروش شرکت اپل، موضوع را در کوتاه‌ترین زمان ممکن و به بهترین شکل پیگیری کند.

 

داستان دوم:

سال ۱۹۸۵ بود که من استیو جابز را بلافاصله بعد از اخراج شدنش توسط هیات‌مدیره شرکت و در راس آنها جان سالی، ملاقات کردم و انتظار داشتم او با تنفر فراوان از شرکتی که خود از بنیان‌گذارانش بود و آن‌گونه اخراجش کرده بودند، یاد کند و هیچ علاقه‌ای به موفقیت مدیر عامل جدید و هیات‌مدیره شرکت از خود نشان ندهد. اما با کمال ناباوری دیدم استیو نه تنها احساس ناخوشایندی نسبت به شرکت اپل ندارد بلکه قصد دارد تمام تلاشش را برای موفقیت شرکت انجام دهد. در ملاقاتی که ما با هم داشتیم او به من گفت رفتنش از اپل به‌طور حتم به نفع شرکت خواهد بود و اینکه ایده تاسیس شرکتی به نام NeXT به ذهن او خطور کرده است و قصد دارد آن را هر چه زودتر راه‌اندازی کند.

استیو به من گفت شرکت NeXT را به‌گونه‌ای طراحی کرده است که بتواند محصولاتی را طراحی و تولید کند که شرکت اپل بتواند از آنها برای بهبود محصولاتش استفاده کند. او همچنین ابراز امیدواری کرد که روزی شرکت اپل برای خرید این شرکت نوپا اقدام کند، اتفاقی که در سال ۱۹۹۶ رخ داد و به آرزوی استیو جابز جامه عمل پوشاند: شرکت اپل در آن سال شرکت NeXT را به قیمت ۴۲۹ میلیون دلار خریداری کرد و همین معامله بزرگ بود که مسیر را برای بازگشت شکوهمندانه و ارزشمند استیو جابز به اپل هموارتر ساخت؛ بازگشتی که زمینه‌ساز طراحی و تولید محصولات ماندگاری همچون آی‌پد و آی‌فون با هدایت و رهبری استیو جابز بزرگ شد که هنوز هم دنیای ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.

به هر روی، استیو جابز فقید، نمونه بارز کسانی است که به معنای واقعی کلمه و از صمیم دل به شرکت‌شان عشق می‌ورزند و غیر از موفقیت و پیشرفت شرکت‌شان (و نه خودشان) به چیز دیگری نمی‌اندیشند. در واقع هر مدیر و کارمندی که در یک شرکت یا سازمان مشغول به‌کار است، صرف‌نظر از مقام و منصبی که در آنجا داشته و دارد باید به شرکتش عشق بورزد و هر کاری را برای افزایش اعتبار و آبروی شرکت انجام دهد. در واقع، مدیران باید خود و منافع شخصی‌شان را به کناری بگذارند و فقط و فقط به کامیابی شرکت‌شان بیندیشند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

تجارت بهتر یعنی موفقیت و رسیدن به اهداف کاری ، راهی که برای آن باید از تجارب مدیران و موفق های دنیای بیزینس استفاده کرد.

 برای پیشرفت در تجارت به پول بیشتر نیاز نیست بلکه باید ایده های خوبی داشته باشید ،نگران سرمایه گذاری های جدید نباشید بیشتر روی چیزهایی که مد نظر دارید تمرکز کنید اگر میخواهید تجارتتان پیشرفت کند. تنها ایده کافی نیست بلکه ایده راه را هموارتر می کند این واقعیت نباید شما را بترساند در واقع باعث می شود واقع بینانه تر به تجارت نگاه کنید. 

5 کاری که باید برای بهتر شدن تجارت و بیزینس انجام دهید

تحقیق کنید

تحقیق در مورد تجارت بسیار ضروری است چون بارشد تجارتهای اینترنتی رقابت در این عرصه بسیار دشوار شده است .درتجارت های کوچک و بزرگ افراد دنبال رقیب هایی هستند که قدرت گفت و گوی بالاتری دارند وسایل را با قیمت ارزان تر می فروشند ،تحقیقات به شما نشان می دهند که در حال و آینده کجا خواهید بود.

تحقیق ایده و کارهای درست را نشان میدهد وبه شما یاد میدهد که چگونه کار کنید و چه نکته مثبتی از کار بگیرید مهم نیست در تجارت نیاز به کمک دارید یا نه تحقیق در این مورد باعث ارتقا در این عرصه می شود و همین طور باعث درس گرفتن از پیروزی ها و اشتباهات می شود.

اشتباهات را در مسیر کاری مدام اصلاح کنید 

در طول مسیر آزادی در محل کار خلاقیت را پرورش می دهد برای داشتن نظر بهتر باید یاد بگیرید خطر کنید بنابر این خلاقیت خود را بالا ببرید و سعی کنید کارهای جدیدی انجام دهید و اشتباه کنید این تنها کار یادگیری در طول مسیر است بهترین نظرات تجارت وقتی خلاقیت ریست کردن و اشتباه کردن با هم ترکیب شود ایجاد می شود.

ایده های قبلی را توسعه دهید

جول مدیر رسانه عمومی مجموعه ای را بر اساس ایده های دیگران بنا کرده است وایده های خوب را از بین همین نظرات بیرون آورده اگر ایده ای به ذهنتان رسید حتما آنرا ثبت کنید. کاری که باید انجام دهید دوایده را که تقریباً یک شباهت دارد انتخاب کرده و چگونگی ارتباط و تفاوت آنها را بسنجید مثلاً دو ایده را کنار هم بگذارید نقاط تفاوت را مرتبط کنید و یک ایده واحد بسازید.

هرکسی برای پیشرفت پیشنهادی دارد 

اینکه هر کسی چیزی برای پیشنهاد کردن دارد سعی کنید در تجارت از تجارب گروه های دیگر استفاده کنید چون برخی گروه ها مهارت یا پول برای به اشتراک گذاشتن دارند هرشخصی چیزی برای ارائه دادن دارد فقط به دنبال موقعیتی برای بروز دادن آن هستند برای اینکه نظرات بهتری داشته باشید موارد را همه جانبه بسنجیدبهترین راه برای انجام این کار گفتگو با تیم مقابل است شما نیازمند افرادی پیرامون خود هستید که صادق باشد نه فقط تاییدتان کند دو گروه با عقاید مختلف تشکیل دهید و از نظرات آنها برای پیشرفت بازخورد استفاده کنید

شناخت مشتری راز مهم افراد موفق در تجارت

یکی دیگر از راه های پیشرفت در تجارت شناخت مشتری و سلیقه آن است اگر هوشیار و آگاه باشید در واقع 50 درصد راه را با موفقیت طی کرده اید چون سرمایه گذاری در جایی که تقاضا باشد با سرعت بیشتری پیشرفت می کنداز خودتان بپرسید چه کسی مشتری مان است مشتریمان چه چیزی نیاز دارد شرکت چه کاری برای کمک به مشتری انجام می دهد با انجام این مراحل متوجه تغییر و پیشرفت درروند تجارتتان خواهید شد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 9 فروردین 1399  05:54 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که اعتقاد دارید که برخی از افراد مدیرانی لایق آفریده می شوند؟ این جمله بیشتر به بهانه ای برای عدم تلاش و توجیه شکست ها بوده و ابدا نمی توان آن را ثابت کرد.

این امر در حالی است که نمونه هایی از افراد مختلفی در جهان را می توان نام برد که در ابتدا حتی از استانداردهای مدیریتی برخوردار نبوده ولی اکنون از جمله بهترین ها هستند. به همین خاطر ضروری است تا نگرش خود را نسبت به این مسئله تغییر دهید، با این حال سوالی که مطرح است این می باشد که چگونه می توان در این زمینه به مهارت و سطح لازم دست پیدا کرد؟ در همین راستا به بررسی 9 اصل مدیریت خواهیم پرداخت که حاصل تحقیقاتی چند ساله است.

1-مثالی برای تمامی کارمندان خود باشید

این امر که همه فرهنگ شرکت در شما نمود داشته باشد، بهترین راهکار برای افزایش سطح تیم شرکت و خودتان محسوب شده و باعث می شود تا سریعا رشدی فوق العاده را داشته باشید. اگرچه این امر در ابتدا کمی سخت به نظر می رسد، با این حال پس از مدتی به عادت رفتاری شما تبدیل خواهد شد. نکته دیگری که در این بخش باید به آن توجه کنید این است که رفتار شما ابدا نباید جنبه مصنوعی را داشته باشد. درواقع بسیاری از مدیران تنها در شراییط خاص برخی از رفتارها را از خود بروز می دهند. این امر تنها به ضرر خودتان خواهد بود و هیچ نتیجه مثبتی را خصوصا در درازمدت به همراه نخواهد داشت. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که برخلاف تصور عموم، مدیریت و کارآفرینی ابدا به معنای پشت میز نشستن و راحتی زیاد نبوده و شما بالاترین حجم فشار را متحمل خواهید شد.

2-نقاط قوت تیم خود را بشناسید

یک مدیر لایق فردی است که شناخت لازم را از تیم خود داشته باشد. در این رابطه بهتر است تا بیشتر بر روی نقاط قوت تیم خود تمرکز کنید. این امر باعث خواهد شد تا روحیه تیم حفظ شده و آنها به سمتی حرکت کنند که عملا نقاط ضعف کاملا کمرنگ شود. این امر در حالی است که اگر بخواهید برای کاهش نقاط ضعف مستقیما آنها را هدف قرار دهید، بدون شک با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد. این امر تیم شما را نیز به افرادی ناراضی تبدیل می کند. درواقع یک مدیر موفق، باید همواره به دنبال بهترین تصمیم ممکن باشد. در نهایت با شناخت استعدادها و پتانسیل های هر یک از افراد تیم خود، امکان مدیریت صحیح آنها فراهم می شود.

3-به دنبال توانمندسازی تیم خود باشید

بسیاری از مدیران از قدرت دادن به تیم خود ترسی بی دلیل را داشته و تصور می کنند که این امر باعث کاهش قدرت آنها خواهد شد. این امر در حالی است که شما باید تیم خود را به سطح ایده آل برسانید. در غیر این صورت حتی بهترین تصمیمات نیز با ضعف در اجرا مواجه خواهد شد. در این رابطه توصیه می شود تا به تیم خود وظایف مهمی را محول کرده و اختیار عمل کافی برای اتخاذ تصمیمات مرتبط با حوزه کار خودشان را بدهید. در نهایت هیچ گاه از مشورت گرفتن از تیم شرکت خودداری نکرده و از خودرأی بودن فاصله بگیرید. این امر شما را به فردی محبوب در شرکت تبدیل کرده و در کارمندان حس ارزشمندی را به علت توجه ویژه شما ایجاد خواهد کرد.

4-اعتماد کنید

این امر که به کارمندان خود اعتماد داشته باشید، باعث خواهد شد تا آنها از زیر ذره بین بودن فاصله گرفته و آرامش لازم را داشته باشند، با این حال در این رابطه نباید بیش از حد افراطی نیز باشید. درواقع همواره باید احتمال ها را نیز مدنظر قرار داد. این امر اگرچه ابدا ساده نیست، با این حال مزیت های فوق العاده ای را به همراه دارد.

5-آینده نگری داشته باشید

اگرچه شما باید بیشترین توجه را به وضعیت فعلی داشته باشید، با این حال این امر به معنای فراموش کردن آینده نبوده و در جهان بهترین مدیران آنهایی هستند که برای چندین سال آینده نیز برنامه ای دقیق دارند. به همین خاطر تفاوتی ندارد که در چه مرحله ای به سر می برید و شرایط شرکت شما به چه شکلی است. اگر به آینده توجه نداشته باشید، بدون شک محکوم به نابودی خواهید بود. به عنوان نکته پایانی ذکر این امر ضروری است که برنامه شما برای آینده باید به صورت مداوم مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته و چند سناریو داشته باشید. درواقع این احتمال را باید مدنظر داشته باشید که ممکن است همه چیز مطابق انتظار شما جلو نرود.

6-استانداردی برای خود داشته باشید

بدون داشتن این ویژگی شما قادر خواهید بود تا تیم خود را به سمت موفقیت بیشتر سوق دهید. به همین خاطر ضروری است تا قدرت تحت تاثیر قرار دادن سایرین را در خود افزایش داده و دقیقا بدانید که تا چه حد باید به تیم خود فشار بیاورید. برای مثال تمرین سخنرانی، یکی از اقدامات کاملا موثر محسوب می شود. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که افراد بنا به هر دلیل ممکن است عقب نشینی کنند، با این حال شما نباید اجازه وقوع چنین اتفاقی را بدهید.

7-احترام زیادی برای تیم خود قائل شوید

اگرچه در گذشته مدیران کارمندان را به نوعی برده خود می دانستند، با این حال در عصر حاضر، چنین تفکری تنها به نابودی شما منجر خواهد شد. درواقع شما باید به تمامی افراد تیم خود احترام گذاشته و این اقدام را ضامن رفتار مشابه از جانب آنها بدانید. فراموش نکنید تا زمانی که رابطه محترمانه و صمیمی شکل نگرفته باشد، هیچ فعالیتی نتیجه بخش نخواهد بود.

8-مشوق باشید

انتقادکردن راحت ترین کار جهان محسوب شده و هر فردی می تواند آن را انجام دهد. با این حال شما به عنوان یک مدیر، لازم است تا شیوه متفاوتی را داشته باشید. درواقع انتظارات این است که شما کمک های لازم را به افراد برای رفع مشکلات کرده و مشوق آنها باشید. درواقع این امر درست به مانند مربی ورزشی است که به صورت دائم در حال افزایش روحیه بازیکن خود است.

9-بیش از حد به قوه ترس بها ندهید

هر اقدام و تصمیم بزرگی به جسارت کافی و ریسک پذیری نیاز دارد. بدون شک یک مدیر نیاز به تصمیم گیری های بسیار دارد. بدون شک از دل یک روحیه ضعیف، تصمیمی درست بیرون نخواهد آمد. به همین خاطر ضروری است تا ضمن محترم شمردن ترس ها، از حالت افراطی فاصله گرفته و بدانید که چه زمان هایی ابدا نباید ترسی را داشته باشید.

در نهایت با رعایت این 9 اصل شما شانس کسب موفقیت بیشتری را خواهید داشت. با این حال هرگز فراموش نکنید که همواره فضا برای بهترشدن وجود دارد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در جهان امروز، بازاریابی بدون استفاده از تکنولوژی، اقدامی کاملا اشتباه خواهد بود. این امر نه‎تنها سختی کار را بیش از حد افزایش خواهد داد، بلکه باعث می شود تا فرصت های موجود در اختیار رقبای شما قرار گیرد.

به همین خاطر استفاده از آن کاملا حیاتی است، با این حال سوال اصلی این است که از چه ابزارهایی باید استفاده کنید؟ در این راستا به بررسی 9 ابزار کاملا کارآمد در زمینه بازاریابی محتوا خواهیم پرداخت.

1-CoSchedule

در زمینه بازاریابی محتوا این امر که نظم کاری داشته باشید، اصل بسیار مهمی محسوب می شود. به همین خاطر ضروری است تا از یک برنامه در این رابطه استفاده کنید. علت این امر به این خاطر است که در صورت عدم وجود آن شما به کاغذهای متعدد و صرف وقت زیاد نیازمند خواهید بود که بدون شک بسیار سخت است. در این رابطه برنامه CoSchedule گزینه بسیار خوبی محسوب شده و شما می توانید هر اقدامی را بر روی برنامه کاری خود انجام دهید. برای مثال توضیحات لازم را اضافه کرده و چندین مرحله هشدار را تعیین کنید.

2-TextOptimizer

این امر که متن شما ایرادات املایی کمتری داشته باشد بسیار مهم بوده و ظاهری حرفه‎ای‎تر را به مطالب خواهد بخشید. همچنین شما باید از مناسب بودن متن برای سئو سایت نیز اطمینان داشته باشید. در این رابطه ابزار فوق گزینه بسیار خوبی محسوب شده و تمامی نیاز شما در این بخش را تامین خواهد کرد. نکته جالب این است که در بخشی از این برنامه، سوالات رایجی وجود دارد که آنها می تواند گره‎گشای شما باشد. همچنین از کاربران این برنامه می توانید برای کمک گرفتن استفاده کنید. در نهایت این برنامه به محتواهای شما براساس معیارهای مختلف، امتیازی را می دهد و در آخر توصیه های لازم را ارائه می-کند تا شما نسبت به ویرایش های لازم آگاهی پیدا کنید.

3-Visme

این امر که صرفا به متن محدود نباشید، بسیار مهم بوده و برای این امر که تصاویر مناسبی را داشته باشید، باید با نرم‎افزارهای ویرایشی آشنا شوید. یکی از این موارد که امکانات فوق‎العاده ای را در اختیار کاربران خود قرار می-دهد، Visme است. همچنین با استفاده از این برنامه شما می توانید اینفوگرافی نیز تولید کنید که محبوبیت بسیار بالایی دارد.

4-Mailchimp

برای مدیریت اقدامات خود در زمینه بازاریابی ایمیلی، شما به یک ابزار خودکار نیاز خواهید داشت. در این رابطه Mailchimp تمامی امکانات لازم را در اختیار شما قرار می دهد. نکته جالب این است که شما می توانید هرگونه شخصی‎سازی ای را بر روی آن اعمال کنید.

5-MavSocial

این برنامه برای مدیریت شبکه های اجتماعی بهترین گزینه محسوب شده و امکان مدیریت چندین حساب را در یک صفحه، امکان‎پذیر می کند. در نهایت با استفاده از این برنامه شما می توانید زمان ارسال محتواهای خود را تعیین کرده و دیگر نیازی به حضور مداوم نداشته باشید. این برنامه در زمان تعیین‎شده، محتوای شما را در هر شبکه ای که بخواهید، ارسال خواهد کرد.

6-Content Bee

این برنامه درست به مانند یک پاسخگوی خودکار عمل کرده و باعث می‎شود تا در صورت نبود شما، راهنمایی های لازم به مخاطب ارائه شود، با این حال محدوده عملکردی آن بسیار محدود بوده و نباید انتظارات بیش از حدی را داشته باشید.

7-BrandMentions

این برنامه به شما کمک خواهد کرد تا اقدامات سایر برندها را مورد بررسی قرار داده و الگوبرداری های لازم را انجام دهید. برای این هدف تنها کافی است تا کلیدواژه هایی را وارد کنید، این برنامه شما را از جدیدترین اقدامات مطلع می سازد.

8- Buzzsumo

این برنامه محبوب ترین موضوعات در بخش های مختلف را در معرض دید شما قرار داده و باعث می شود تا اولویت‎بندی بهتری داشته باشید.

9-Cyfe

این برنامه به مانند دستیار شما عمل کرده و تمامی اطلاعات ضروری را در اختیار شما قرار خواهد داد. برای مثال تحلیل اقدامات و ارائه آمارها، یکی از این موارد محسوب می شود که این برنامه به خوبی آن را انجام داده و کمک‎رسان بسیار خوبی محسوب می شود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

حالا که اهمیت تبلیغات در کسب و کار و تجارت را فهمیدیم به این جا می رسیم که اگر کسب و کار کوچکی برای خود راه اندازی کرده باشیم و بخواهیم برای کالا یا خدمات خود تبلیغات کنیم از کجا باید شروع کنیم و از چه روش هایی می توانیم برای تبلیغات استفاده کنیم؟!

تبلیغات در دنیای امروزه بسیار وسیع و گسترده شده و به انواع مختلفی دسته بندی می شود. صرف نظر از این که کدام روش را برای تبلیغات انتخاب می کنید باید چند نکته مهم را از همان ابتدا در نظر داشته باشید.

نکته اول: خلاقیت داشته باشید. حتی اگر ساده ترین روش برای تبلیغات را انتخاب می کنید خلاق بودن باعث تاثیر گذاری بیشتر تبلیغات شما می شود.

نکته دوم: پیام تبلیغاتی باید توضیحات مفید و کافی درباره محصولات یا خدمات تان ارائه دهد و بتواند به راحتی مشتریان را جذب و فروش را زیاد کند.

نکته سوم:  مخاطب هدفتان را بشناسید، از کدام سن و سال هستند و کدام روش های تبلیغاتی را بیشتر دنبال می کنند ؟!

و نکته آخر این که مقرون به صرفه ترین گزینه تبلیغاتی مناسب با بودجه کسب و کارتان را انتخاب کنید.

بعد از لحاظ کردن همه این موارد می رسیم به انتخاب روش های تبلیغاتی. تبلیغات به انواع مختلفی دسته بندی می شوند که انتخاب هر کدام از آن ها به شرایط، سلیقه و بودجه مالی شما بستگی دارد.

در مطلب امروز و هفته های آینده به معرفی مختصری از انواع متفاوت روش های تبلیغات می پردازیم تا اگر قصد معرفی محصول و خدمات خود را دارید هم با گزینه های بیشتری آشنا شوید و هم تا حدودی انتخاب برایتان آسان تر شود.

تبلیغات چاپی : همان تبلیغاتی هستند که در صنعت چاپ و نشر به نمایش در می آیند مثل روزنامه ها و مجلات و هفته نامه ها که در فواصل زمانی منظمی چاپ می شوند. با وجود پیشرفت تبلیغات دیجیتال، تبلیغات چاپی هنوز هم‌ جایگاه خود را حفظ کرده اند و همچنان از محبوب ترین قالب تبلیغات هستند. وجود تبلیغات کالا و خدمات شما میان صفحات یک روزنامه یا روی جلد یک‌ مجله به این معنی است که پیام‌ شما توسط میلیون ها نفر دیده شده است. چیزی که تبلیغات را متمایز می کند متفاوت بودن آن است و تبلیغات چاپی همین ویژگی را دارند. وقتی مشتریان از تبلیغات دیجیتال خسته می شوند، بازگشت به صفحات چاپی و نگاه انداختن به صفحات کاغذی حس خوبی در آن ها ایجاد می کند.تبلیغات چاپی خود به چند گروه تقسیم می شود :

روزنامه ها : جزو تبلیغات قدیمی و سنتی محسوب می شوند اما همچنان تاثیرگذارند و اگر تبلیغات خود را در روزنامه ها به چاپ برسانید دسترسی شما را به تعداد قابل توجهی از مشتریان ممکن می سازد. شاید این طور به نظر برسد که فضای مجازی و دیجیتال تمام صحنه ها را پر کرده و دسترسی ها را آسان تر ساخته است اما هنوز هم تعداد زیادی از افراد هستند که هر روز صبح روزنامه می خوانند و البته چون بسیاری از رسانه های چاپی حضور ثانوی در فضای مجازی هم دارند، می توان این نوع از تبلیغات را با نسخه مجازی آن ترکیب کرد.

مجلات : بسیاری از افراد دوست دارند در اوقات فراغت خود مجله بخوانند و همین موضوع شانس زیادی به تبلیغات شما برای دیده شدن می دهد. اغلب تبلیغات در مجلات طبقه بندی می شوند و بر اساس نوع مجله به چاپ می رسند؛ از این رو تبلیغ کردن در یک مجله تخصصی مربوط به کالا یا خدمات تان بسیار سریع تر و آسان تر شما را به بازار هدف می رساند. مثلا یک مجله تخصصی اقتصادی، تبلیغات مربوط به کالاهای دیجیتال و صوتی و تصویری را چاپ می کند در حالی که یک مجله سرگرمی تبلیغات مربوط به مد و زیبایی و دکوراسیون.

بروشورها : تبلیغات در این گروه همان تبلیغاتی هستند که در بروشورهای کوچک و بزرگ می بینید. همان برگه های آگهی کوچک که روی شیشه خودروها قرار داده می شوند یا روی در خانه ها و دیوارها چسبانده می شود. همان جزوه های تبلیغاتی که در مطب های پزشکی به وفور دیده می شوند یا همان برگه هایی که در مکان های مختلف به دست خود افراد داده می شوند. این نوع از تبلیغات معمولا مستقل هستند و هر شرکتی می تواند از این نوع تبلیغات استفاده کند. مزیت این نوع از تبلیغات کم هزینه بودن و پخش  آسان آن است. با کمی خلاقیت راه های زیادی برای پخش این نوع تبلیغات به ذهنتان می رسد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 10 آبان 1398  09:49 ب.ظ

عصر دیجیتال و دنیای کسب‌وکارهای نوپاست و نسبت موفقیت کسب‌وکارهای نوپا به شکست‌شان بسیار پایین است. از هر ده کسب‌وکار نوپا فقط یک عدد زنده می‌ماند.

 این مساله بسیار مهم موجب شده بررسی شکست استارت‌آپ‌ها(شرکت‌های نوپا) مورد توجه سازمان‌های پژوهشی در سراسر دنیا قرار گیرد. در یکی از پژوهش‌ها 101 شرکت نوپای شکست‌خورده مورد بررسی قرار گرفته‌اند تا بتوان دلایل مهم شکست‌شان را کشف کرد. دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا مورد توجه بسیاری از افراد جامعه است، چراکه هر یک از آنها به نحوی با کسب‌وکارهای نوپا در ارتباط هستند. از سازمان‌های دولتی و حمایتی گرفته تا سرمایه‌گذاران و علاقه‌مندان به حضور در شرکت‌های نوپا، حال آن‌که بررسی گذشته و مشکلات کسب‌وکارهای شکست‌خورده می‌تواند بهترین راه کشف این دلایل باشد.

شکست کسب‌وکارهای نوپا

مطالعه داستان شکست کسب‌وکارها نشان می‌دهد بسیاری از آنها به دلایلی بیش از یک دلیل شکست خورده‌اند. در واقع هر کسب‌وکار نوپا را مجموعه‌ای از دلایل به زمین زده است، ولی ما پنج دلیل عمده برای شکست کسب‌وکارهای نوپا را بررسی کرده‌ایم. از آنجا که هر یک از کسب‌وکارهای نوپا بنا به دلایل متنوعی شکست خورده‌اند می‌توان دلایل مطرح شده را به همه آنها نسبت نداد، ولی احتمالا یکی از پنج دلیل مطرح شده در بسیاری از کسب‌وکارهای شکست‌خورده وجود داشته است. مطمئنا یک نسخه واحد برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد و نمی‌توان دلایل را برای همه کسب‌وکارها یکسان در نظر گرفت، اما قطعا بیان چنین نتایجی به اکوسیستم‌های کارآفرینی کمک شایانی خواهد کرد. جالب است بدانید اطلاعات به‌دست آمده از 101 کسب‌وکار شکست خورده‌ای تحلیل شده‌اند که صاحبان کسب‌وکار اطلاعات شکست خود را در اختیار عموم قرار داده‌اند و اگر همین فرهنگ بین کسب‌وکارهای نوپای ایرانی هم به‌عنوان یک الگوی مناسب در نظر گرفته شود احتمالا می‌توانیم در مورد دلایل دقیق‌تر شکست کسب‌وکارهای نوپای ایرانی اظهار نظر کنیم.

​​​​​​​  اشباع بازار، 42 درصد

اولین و مهم‌ترین دلیل شکست، عدم نیاز بازار با رقم 42درصد است. در واقع این کسب‌وکارها نیاز بازار را به درستی شناسایی نکرده‌اند تا مساله موجود در بازار را حل کنند و فقط مساله‌ای را حل می‌کنند که برای خودشان جالب است، اما الزاما این مساله مهم بازار نیست. تقریبا نیمی از کسب‌وکارهای مورد بررسی که شکست خورده‌اند یکی از دلایل شکست‌شان بررسی نکردن درست نیاز بازار بوده است.

به‌عنوان مثال کسب‌وکاری را در نظر بگیرید که روی بهبود تجهیزات مطب پزشکان و افزایش جذابیت آن کار می‌کند، در نگاه اول به نظر می‌رسد این کسب‌وکار به‌سرعت می‌تواند قدرتمند شود، اما واقعیت این است که پزشکان بیشتر دنبال بیمار هستند تا این‌که بخواهند مطب زیبایی داشته باشند. در واقع اگر نیاز پزشکان به‌درستی تشخیص داده می‌شد احتمالا این کسب‌وکار بیشتر روی جذب مشتریان (بیماران) برای پزشکان تمرکز می‌کرد، چراکه این موضوع می‌توانست یک مساله مهم از مسائلی را که دغدغه پزشکان است، حل کند. در واقع ممکن است این کسب‌وکار از داده‌ها، فناوری و علوم روز دنیا استفاده کرده باشد و براساس دانش مدیران خود به رفع مشکل و حل یک مساله مهم پرداخته باشد، اما نبود یک مدل کسب‌وکار مناسب و متناسب با نیازهای کاربران موجب شده چنین کسب‌وکاری با شکست مواجه شود.

  اتمام پول، 29 درصد

پول و زمان، دو عنصر مهم و حیاتی برای کسب‌وکارهای نو هستند. اگر کسب‌وکارها ارزشمندی پول و زمان در اختیار خود را درک نکنند، به سرعت آن را از دست خواهند داد و از دست دادن یکی از این دو عنصر حیاتی می‌تواند موجب شکست کسب‌وکارها شود. کسب‌وکارهایی را در نظر بگیرید که ابتدای شکل‌گیری خود با کمک‌های مختلف از جمله سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران، جمع‌آوری پول‌های خود یا هر روش دیگری مبلغ نه چندان زیادی را جمع‌آوری می‌کنند، حال آن‌که الزاما این پول نمی‌تواند ماندگار باشد و اگر به‌سرعت و در زمان کوتاه نتوانند نظر رضایت سرمایه‌گذاران را جلب کنند و به فروش محصول یا خدمات خود نرسند، احتمالا محکوم به شکست هستند. مدیریت درست منابع مالی و همچنین بررسی دقیق زمان‌های در دسترس می‌تواند به کسب‌وکارهای نوپا کمک کند تا با یک برنامه‌ریزی مناسب، خود را در برابر این دلیل مهم شکست مقاوم کنند.

  تیم نامناسب، 23 درصد

تشکیل تیم مناسب و متناسب با کسب‌وکار به‌عنوان سومین دلیل مهم شکست کسب‌وکارهای نوپا شناخته شده است. با توجه به این‌که در بیشتر موارد کسب‌وکارهای نوپا به دلیل نداشتن سرمایه مالی کافی سعی دارند از افراد تیم نهایت استفاده را کنند و در بسیاری از موارد همین صرفه‌جویی مالی می‌تواند موجب شکست آنها شود. استیو جابز در این باره می‌گوید: «اگر بنیانگذار یا بنیانگذاران یک کسب‌وکار نوپا فکر کنند که خود به تنهایی و بدون صرف هزینه می‌توانند اولین خروجی محصول یا خدمت خود را آماده کنند سخت در اشتباه هستند. 

به نظر می‌رسد استفاده از تیم‌های بیرونی و دورکار و حتی استخدام نفرات مرتبط که بتوانند زودتر محصول یا خدمت را با حداقل موارد مورد نیاز آماده کنند، کمک بیشتری به کسب‌وکارها کند تا بخواهند خودشان نمونه اولیه محصول یا خدمت خود را تهیه کنند.» 

البته راهکارهای مناسبی در این باره وجود دارد، به‌عنوان مثال بسیاری از کسب‌وکارها برای رفع این مشکل و حل مساله مالی سعی دارند با دادن سهمی از سهام شرکت به افراد، آنها را بیشتر درگیر برنامه‌های خود کنند. اگر کسب‌وکارهای نوپا بتوانند آدم‌های بلند پرواز منطقی را که دوست دارند امروز سرمایه‌گذاری کنند تا فردایی روشن‌تر داشته باشند، پیدا کنند احتمالا کمتر به دلیل بیان شده با شکست روبه‌رو خواهند شد.

  شکست به واسطه رقبا، 19 درصد

به محض این‌که یک ایده خوب به یک محصول یا خدمت تبدیل شود، احتمال این‌که رقبایی سرسخت و سختکوش پیدا کند، کم نیست. این مساله‌ای است که بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا به آن توجه نمی‌کنند و طبق بررسی‌های انجام شده بین 111 شرکت نوپا، 19 درصد آنها یکی از دلایل شکست‌شان پیروز نشدن در مقابل رقبایشان بوده است. مساله خیلی ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید، فرض کنید شما یک مشکل را بررسی و یک ایده بسیار عالی برای رفع آن را عملیاتی کرده‌اید، فقط کافی است به این فکر کنید که رقیبی برای شما وجود داشته باشد و به‌عنوان مثال برنامه‌ای که در اختیار کاربران قرار می‌دهد کمی ساده‌تر از برنامه شما باشد همین کافی است که کاربران از ابزار او برای رفع مشکل خود استفاده کنند. این خیلی طبیعی است، شما هم باشید احتمالا همین کار را می‌کنید.

  قیمت‌گذاری و هزینه، 18 درصد

فاصله یک درصدی دلیل چهارم و پنجم نشان می‌دهد میزان اهمیت این دو دلیل شکست نزدیک به هم است و توجه کسب‌وکارهای نوپا را می‌طلبد. قیمت برای خیلی از مشتریان یکی از مهم‌ترین عوامل استفاده یا استفاده نکردن از محصولات و خدمات است. اگر قیمت مناسبی را برای محصولات خود در نظر بگیرید احتمالا مشتریان بیشتری خواهید داشت، اما نکته حائز اهمیت اینجاست که قیمت مناسب آیا هزینه‌های کسب‌وکار شما را پوشش می‌دهد یا نه؟ در صورتی که قیمت مناسب داشته باشید، ولی هزینه‌ها پوشش داده نشوند احتمالا نتیجه شکست خواهد بود. از طرف دیگر اگر هزینه‌های خود را بخواهید با قیمت بالا تامین کنید احتمالا حجم مشتریان شما کاهش خواهد یافت پس تناسب بین این دو موضوع برای بقای کسب‌وکارهای نوپا حیاتی است. تخفیف همیشه جذاب است و اگر در قیمت‌گذاری به حاشیه سود مناسب دقت شود و بتوان تخفیفات را روی محصولات و خدمات اعمال کرد احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 11 مهر 1398  11:45 ب.ظ
نوع مطلب: (خلاقیت و نوآوری ،) توسط: محمد افشار

خلاقیت امروزه به یکی از مهم ترین الزامات موفقیت تبدیل شده است. به همین خاطر بسیار مهم است تا با راهکارهای موجود برای آن آشنا باشید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، در این رابطه اخیرا انجمن کارآفرینان جوان کشور آمریکا، اقدام به معرفی روش های مورد قبول خود برای افزایش خلاقیت پرداخته است. در همین راستا و در ادامه 13 مورد منتخب آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

1-یک مهارت جدید بیاموزید

به هر میزان که ذهن خود را بیشتر درگیر کنید، ظرفیت آن را افزایش خواهید داد. در این رابطه یادگیری یک مهارت جدید، نه تنها به بهبود اوضاع زندگی و کار شما کمک خواهد کرد، بلکه با از میان برداشتن روزمرگی، شما را به خلاقیت بیشتر سوق خواهد داد. در این رابطه فراموش نکنید که یادگیری باید امری دائمی باشد. به همین خاطر به محض به اتمام رساندن یک مهارت، لازم است تا به سراغ مورد دیگری باشید. خوشبختانه در حال حاضر روش های آموزشی بسیار متنوع شده است و شما تحت هر شرایطی قادر به انجام این امر خواهید بود.

2-در شبکه های اجتماعی فعالیت داشته باشید

اگرچه بسیاری از افراد فعالیت در شبکه های اجتماعی را اقدامی مضر تلقی می کنند، با این حال افراد به علت تلاش برای تولید محتوا، ذهن خود را درگیر کرده و این امر کاملا سودمند خواهد بود، با این حال با توجه به جاذبه بالای آنها، ضروری است تا زمان بندی مناسبی را داشته باشید تا میزان استفاده از آن به سایر بخش های زندگی شما لطمه ای وارد نکند. درواقع با توجه به این امر که شبکه های اجتماعی مرزها را نابود کرده است، شما می توانید با افراد مختلف و ایده های بسیار خلاقانه آشنا شوید که شما را به سمت رفتارهای مشابه سوق خواهد داد. برای مثال یک عکاس، با بررسی صفحات سایر همکاران خود از سرتاسر جهان، می تواند به ارتقای سطح کاری کمک کند. به همین خاطر نیز توصیه می شود که در شبکه های اجتماعی، فعالیتی هدفدار را داشته باشید. بدون شک در این جهان، شما قادر به تفکر متفاوتی خواهید بود که در فضای حقیقی امکان پذیر نیست. برای این امر باز هم می توان از مثال یک عکاس استفاده کرد. درواقع یک عکاس می تواند در صفحه خود، ایده های عکاسی ای را به نمایش بگذارد که در استودیو و فضای کاری وی عملا امکان پذیر نبوده و باید طبق خواسته ها رفتار کند. بدون شک بازخوردها تعیین خواهد کرد که ایده های شما تا چه حد شانس موفقیت را خواهد داشت.

3-قدم بزنید

نتایج تحقیقات حاکی از آن است که افراد در هنگام قدم زدن، عملکرد ذهنی بهتری را خواهند داشت. این امر در حالی است که تقریبا تمامی افراد تصور می کنند که نشستن در یک اتاق ساکت بهترین مکان برای فکر کردن است. در این رابطه توجه داشته باشید که ذهن و جسم با یکدیگر ارتباط مستقیمی را داشته و به همین خاطر ضروری است تا قدم زدن را به عادت روزانه خود تبدیل کنید. این امر در نهایت به حفظ تناسب اندام شما نیز کمک شایانی را خواهد کرد، با این حال بهتر است تا برای این امر زمان مشخصی را تعیین نکنید. درواقع هرگاه در تصمیم گیری با مشکل مواجه هستید، قدم زدن نیم ساعته می تواند کاملا ذهن شما را آرام و آزاد کند. با انجام این امر پس از مدتی شاهد تاثیرات معجزه آسای آن خواهید بود.

4-عملکرد سایر برندها را مورد ارزیابی قرار دهید

نمی توان انتظار داشت که شما صاحب خلاقانه ترین ذهن جهان باشید. درواقع این امر در صورت عملی بودن، به تمرین و زمان زیادی نیاز خواهد داشت. به همین خاطر استفاده از راهکارهایی می تواند کاملا سودمند باشد. درواقع توجه به اقدامات مشابه سایر برند ها می تواند ایده لازم را به شما بدهد، با این حال برای این امر که از کپی برداری فاصله بگیرید، توصیه می شود تا عملکرد برندهای فعال در صنایع مشابه را مورد ارزیابی قرار دهید. این امر شما را از بسیاری از مشکلات حقوقی در امان نگه خواهد داشت. بدون شک پس از مدتی بررسی مداوم ایده های خلاقانه، سطح فکری شما نیز پیشرفت چشمگیری را پیدا خواهد کرد. 

5-با افراد باهوش وقت بگذرانید

شما باید افراد موفق و خوش فکر را در کنار خود داشته باشید تا در اثر همنشینی با آنها، پیشرفت کنید. درواقع امروزه اثبات شده است که همنشین، تاثیر بسیار عمیقی را بر روی افراد داشته و به همین خاطر می توان با انتخاب افراد خوش فکر، کمک بسیار خوبی را به عملکرد ذهن خود کنید. برای این امر، الزامی برای فعالیت افراد در صنعت شما وجود نداشته و هر ذهن توانایی می تواند گزینه ای مناسب محسوب شود.

6-بنویسید

بدون شک خلاقیت از دل یک ذهن آرام و خلوت بیرون خواهد آمد. برای این امر نوشتن یکی از اقدامات بسیار مهم محسوب می شود. درواقع در طول روز هر موضوعی که ذهن شما را درگیر می کند را یادداشت کرده و در زمانی مناسب تر به آنها فکر کنید. همچنین نتایج جدیدترین تحقیقات حاکی از آن است که افراد با نوشتن می توانند ذهن خود را به سمت خلاقیت سوق دهند. به همین خاطر از پرداختن به موضوعات مختلف و تلاش برای نویسندگی واهمه ای نداشته باشید.

7-بازی های رایانه ای انجام دهید

بازی های رایانه ای ذهن فرد را کاملا درگیر خود کرده و قدرت تمرکز را افزایش می-دهد. درواقع شما باید کنترل همه چیز را در دست بگیرید. این امر حتی در زمینه اعتماد به نفس افراد نیز مفید خواهد بود. به همین خاطر نباید بازی کردن را اقدامی بیهوده تلقی کنید.

8-به پادکست ها گوش دهید

به مجموعه فایل های صوتی در رابطه با یک موضوع خاص، پادکست گفته می شود. این امر در حال حاضر به محبوبیت بسیار بالایی دست پیدا کرده است. به همین خاطر توصیه می شود تا از زمان های مرده خود برای گوش دادن به آنها استفاده کنید. برای این امر اگرچه سایت های مختلفی وجود دارد، با این حال از طریق اپلیکیشن و یا سایت برنامه تد نیز می توان به تمامی پادکست های مفید، دسترسی پیدا کرد.

9-به موسیقی گوش دهید

روان شناس ها اعلام کرده اند که هر فردی که در روز حداقل به یک موسیقی گوش ندهد، سلامت روحی خود را با خطری جدی مواجه کرده است، با این حال هر نوع موسیقی ای نیز مفید نخواهد بود. به همین خاطر توصیه می شود تا به دنبال مواردی با مفاهیم درست و ارزشمند باشید. در نهایت لازم است تا به سبک موسیقی و تاثیرات آن نیز توجه داشته باشید. برای مثال اگرچه یک موسیقی لایت برای کسب آرامش گزینه بسیار مطلوبی محسوب می شود، با این حال موارد دیگری که ریتم های تندی را دارند، تاثیری کاملا متفاوت را خواهند داشت. در این رابطه توجه داشته باشید که بسیاری از افراد در هنگام انجام کارهای خود به موسیقی گوش می دهند. این امر باعث عملکرد بهتر مغز آنها خواهد شد.

10-بازی با کودکان را فراموش نکنید

کودکان و نوجوانان خلاقیت نامحدودی داشته و به علت عدم توجه به نتیجه اقدامات خود، کاملا بی پروا محسوب می شوند. به همین خاطر بازی کردن با آنها نه تنها به بهبود روابط شما با افراد خانواده منجر خواهد شد، بلکه زمینه رشد تفکر خلاق را در شما نیز افزایش خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا در این رابطه نیز اقداماتی را انجام دهید.

11-چرتی کوتاه داشته باشید

چرت زدن را می توان به راه اندازی مجدد یک گوشی تلفن همراه شبیه دانست. بدون شک این اقدام خصوصا در زمانی که عملکرد گوشی شما با کندی شدیدی مواجه شده است، کاملا کارساز خواهد بود. در این رابطه افراد نیز در طول روز ممکن است با خستگی و یا حتی حسی بد مواجه شوند. تحت این شرایط، هیچ اقدامی تاثیرگذار نخواهد بود. به همین خاطر توصیه می شود تا یک چرت 20 دقیقه ای را داشته باشید. در این رابطه توجه داشته باشید که زمان این اقدام باید کاملا محدود و مشخص باشد، در غیر این صورت نتیجه کاملا عکسی را تجربه خواهید کرد.

12-برای یک ساعت خود را از یکی از حواس محروم کنید

این امر باعث خواهد شد تا شما مجبور باشید که به سایر حواس توجه بیشتری را داشته باشید. افزایش قدرت توجه و تمرکز، خود یکی از راهکارهای بهبود وضعیت ذهن و خلاقیت محسوب می شود. برای مثال می توان چشمان خود را بست و برای یک ساعت یا چند دقیقه، در تلاش برای انجام کاری باشید.

13-لیست 10 تایی ایجاد کنید

یکی از راهکارهای جذاب در رابطه با بهبود عملکرد ذهن و خلاقیت، استفاده از لیست-های 10 گزینه ای است. برای مثال می توان در رابطه با یک موضوع، 10 مورد از موارد مورد علاقه خود را به ترتیب اولویت یادداشت کنید. این امر اگرچه کمی عجیب به نظر می رسد، با این حال با انجام چندباره، پی به تاثیرات فوق العاده آن خواهید برد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بدون شک رسیدن به سطح افرادی نظیر استیو جابز، رویای هر کارآفرینی محسوب می شود. اگرچه در این رابطه همواره شاهد تلاش هایی هستیم، با این حال واقعیت این است که بسیاری از افراد با ناکامی مواجه می شوند.

 این امر در حالی است که کارآفرینی دیگر، حتی با تلاشی کمتر موفق تر ظاهر شده است. علت این امر به خاطر آگاهی آنها از روش های درست موفقیت محسوب می شود. درواقع شما باید برنامه ریزی دقیق و مرحله ای داشته باشید در غیر این صورت تلاش های شما نتیجه لازم را به همراه نخواهد داشت.

 فراموش نکنید که موفقیت به معنای تلاش بیشتر در مقایسه با سایرین نبوده و لازم است تا انرژی خود را در درست ترین راه مصرف کنید. در این رابطه آگاهی از عادت های مشترک تمامی کارآفرین های موفق، نقطه شروعی فوق العاده محسوب خواهد شد. در همین راستا و در ادامه به بررسی پنج مورد منتخب خواهیم پرداخت.

1-تصمیم گیری برای آنها راحت است

مهم ترین ویژگی که یک کارآفرین باید از آن برخوردار باشد، توانایی تصمیم گیری محسوب می شود. درواقع آنها باید تحت هر شرایطی بتوانند بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. برای مثال در شرایطی ممکن است شرکت به یک تصمیم سریع نیاز داشته باشد، تحت این شرایط ضروری است تا کارآفرینان قادر به انجام این امر باشند. به همین خاطر نیز نباید تصور کنید که برای این امر همواره شما زمان کافی را در اختیار خواهید داشت.

در این رابطه یک مثال خوب را می توان جف بزوس موسس برند آمازون دانست. میزان موفقیت وی در سال های اخیر به اندازه ای بوده است که بسیاری در حال حاضر به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته می شود، با این حال شروع کار وی کاملا ساده بوده و هیچ کارمندی را نداشته است. همین امر نیز باعث شده بود تا هیچ کس برای وی شانسی را برای موفقیت تصور نشود، با این حال وی به علت تصمیم گیری های خوب خود، موفق شد تا از یک برند کوچک و نوپا، امپراتوری آمازون را شکل دهد. در این رابطه نباید تصور کنید که توانایی تصمیم گیری مناسب، یک استعداد ذاتی محسوب می شود. درواقع هر فردی می تواند با تمرین، در این زمینه به مهارت کافی دست پیدا کند. خوشبختانه امروزه مقالات و راهکارهای متعددی برای تقویت مهارت تصمیم گیری معرفی شده است که مطالعه آنها کاملا کارساز خواهد بود، با این حال نباید از بررسی تصمیمات کارآفرین های برتر در شرایط مختلف نیز غافل شد. نکته دیگری که باید در این بخش مورد توجه قرار دهید این است که تصمیم گیری به اعتماد به نفس کافی نیز ارتباط دارد. درواقع شما باید به خود اعتماد داشته باشید در غیر این صورت، تردیدها قدرت بیشتر خواهند گرفت و این امر فرصت-های موجود را در اختیار فردی دیگر قرار خواهد داد. فراموش نکنید که شکست، همواره بهتر از هیچ کاری نکردن است.

2-قادر به ایجاد ارتباط میان اهداف بلندمدت و کوتاه مدت هستند

یک کارآفرین موفق، هم اهداف کوتاه مدت و هم بلندمدت را مورد توجه قرار می دهد. درواقع هر دو این موارد برای موفقیت شرکت الزامی بوده و باید مورد توجه جدی قرار گیرند. فراموش نکنید که بقا و یا نابودی شرکت، کاملا به تصمیمات شما بستگی خواهد داشت. به همین خاطر ضروری است تا برای این مورد به طور همزمان برنامه ریزی کنید. با این حال این اقدام نیز کافی نبوده و لازم است تا اهداف شما با یکدیگر ارتباط کافی را داشته باشند. عدم وجود ارتباط و هماهنگی، باعث خواهد شد تا امکان کسب بهترین نتیجه فراهم نباشد. به همین خاطر باید مهارت ایجاد اهداف کوتاه و بلندمدت کاملا مرتبط با یکدیگر را داشته باشید. این امر که اهداف شما در راستای یکدیگر باشند، شما را به بالاترین نقطه های موفقیت خواهد رساند.

3-به دنبال آموزش و کسب تجربه مداوم هستند

اگر بخواهید ساکن بمانید، بدون شک با پسرفت مواجه خواهید شد. علت این امر به خاطر تغییرات و به وجود آمدن نیازهای جدید و رقابت فشرده در تمامی حوزه های کسب وکار است. فراموش نکنید که وارن بافت که به عنوان موفق ترین سرمایه گذار قرن اخیر شناخته می شود، هنوز هم میزان مطالعه روزانه خود را حفظ کرده است. در این رابطه فراموش نکنید که تنها توسعه مهارت های تخصصی کافی نبوده و لازم است تا تمامی مواردی که مدیریت به آن نیاز خواهد داشت را طبق یک اولویت، در برنامه ریزی خود قرار دهید. برای افزایش سرعت و تاثیر یادگیری خود نیز ضروری است تا روش های جدید را مورد استفاده قرار دهید. برای مثال گوش دادن به کتاب-های صوتی، می تواند گزینه مناسب تری برای افرادی باشد که از شرایط لازم برای مطالعه کتاب های چاپی برخوردار نیستند.

4-اطراف خود را با افرادی باهوش پر می کنند

تاثیر همنشین در موفقیت افراد بسیار مهم است. درواقع هیچ کارآفرین موفقی را نمی توانید بیابید که در انتخاب دوستان خود دقت کافی را نداشته باشد. برای مثال آنها هیچ گاه با یک فرد معمولی، بیش از حد ارتباط برقرار نمی کنند. همین امر باعث می شود تا در استخدام های خود نیز به دنبال افرادی باهوش باشند. به همین خاطر نیز ضروری است تا به تمامی افرادی که با آنها معاشرت دارید، نگاهی انداخته و مواردی که استانداردهای لازم را ندارند، حذف کنید. در نهایت فراموش نکنید که شخصیت، از مهارت و میزان تجربه مهم تر بوده و لازم است تا نخستین نکته و اولویت شما، ویژگی-های شخصیتی افراد باشد.

5-نه گفتن برای آنها بسیار راحت است

هر فردی در طول زندگی خود با موقعیت های مختلفی مواجه خواهد شد که نحوه واکنش آنها نسبت به هر یک، آینده را شکل خواهد داد. در این رابطه اگر هدفی را دارید، دیگر نمی توانید برای خیلی از چیزها زمانی را اختصاص دهید. این امر در حالی است که بسیاری از افراد در زمینه نه گفتن، با مشکل مواجه هستند، با این حال کارآفرین ها و مدیران موفق، به خوبی این مشکل را در خود برطرف کرده و همین امر باعث می شود تا بتوانند پیشرفتی مداوم را داشته باشند. برای این امر توصیه می شود تا در ابتدا به دنبال کسب مهارت برای نه گفتن به خود باشید. درواقع شما باید بر روی خود کنترل لازم را داشته باشید، در غیر این صورت سایرین کنترل شما را در دست خواهند گرفت. در نهایت این افراد قادر خواهند بود تا بر روی نه گفتن به دیگران کار کنند، با این حال در صورتی که ترتیب این امر را رعایت نکنید، بدون شک با مشکل و عدم موفقیت مواجه خواهید شد. با این حال مراجعه به یک روانشناس نیز می تواند در این زمینه کاملا مفید باشد. به عنوان نکته پایانی همواره این جمله استیو جابز را به خاطر داشته باشید که عنوان کرده است که به کارهایی که انجام نداده، به اندازه کارهایی که انجام داده است، افتخار می کند. این امر خود به خوبی اهمیت نپرداختن به هر چیز و داشتن یک سبک زندگی مشخص را به اثبات می رساند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بازاریابی با کمک کاربران تأثیرگذار فضای مجازی که آنها را بیشتر با نام اینفلوئنسر می‌شناسیم یکی از جدیدترین و در برخی موارد کاربردی‌ترین روش‌های تبلیغات برای کسب‌وکارهای کوچک و نوپا به شمار می‌رود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، اما همان‌قدر که این روش نوین می‌تواند بسیار کارآمد باشد در صورت همکاری نادرست و بدون شناخت با چنین افرادی ممکن است پایان کسب‌ ‌و کارتان خیلی زود به شکست ختم شود. بنابراین پیش از شروع همکاری‌هایی از این جنس با کاربران تأثیرگذار، اول بررسی کنید که آیا این روش می‌تواند در مورد کسب‌وکار شما نیز اثربخش باشد و اگر هست، چه کسی برای این همکاری مناسب خواهد بود؟ پیش از این که با چشم‌های بسته خود را به این وادی وارد کنید، چند نکته مهم را در نظر بگیرید تا ناخواسته خود و کسب‌وکارتان را در گرداب ناشناخته‌ای غرق نکنید. در ادامه با 10 نکته طلایی در مورد بازاریابی تأثیرگذار از نگاه افراد باتجربه در حوزه صنعت و بازاریابی آشنا خواهیم شد. نکاتی که می‌تواند موفقیت در این همکاری امروزی را برایتان دست‌یافتنی کند. برگرفته از: Forbs

برای نرخ، چانه‌زنی کنید

معمولا کاربران اثرگذار بر اساس نوع تبلیغ‌شان و خدماتی که ارائه می‌دهند جدول نرخ‌بندی مشخصی دارند و آن را برای مشتریان خود ارسال می‌کنند. اما این برگه را تنها به چشم نقطه‌ای برای شروع مذاکرات ببینید. در این مورد هم مانند سایر قراردادهای کاری همیشه جایی برای مذاکره و چانه‌زنی وجود دارد. قیمت تبلیغات این افراد بر اساس نوع روش تبلیغی، میزان تبلیغ و میزان تولید محتوای مورد نیاز برای تبلیغ متغیر خواهد بود. قرار نیست همه قراردادهای تبلیغاتی به یک شیوه انجام شوند و هرکدام داستان خاص خود را خواهند داشت. بنابراین ابتدا اهداف خود را بررسی کنید و آنها را با فرد اثرگذار در میان بگذارید و از او بخواهید که با توجه به تجربیات پیشین‌اش بهترین بسته تبلیغاتی برای کسب‌وکارتان را معرفی کند. مطمئن باشید که برای این افراد نیز موفقیت شما مهم است زیرا به نوعی کارنامه کاری‌شان محسوب می‌شود. پس از این که بر اساس اولویت‌هایتان بسته تبلیغی خود را انتخاب کردید، وقت آن است که وارد مذاکره و چانه‌زنی بر سر قیمت شوید یا برخی امتیازات جانبی از فرد دریافت کنید.

پیشرفت‌تان را رصد کنید

جریان اثرگذاری مثبت تأثیرگذاران ممکن است شما را نیز به‌شدت تحت‌تأثیر بگذارد. اما باید حواس‌تان باشد که از همان ابتدای شروع این روش به طور مرتب پیشرفت‌تان را بررسی کنید. اگر روشی برای اندازه‌گیری تغییرات نداشته باشید نمی‌توانید متوجه شوید که آیا اصلا استفاده از این روش برایتان مؤثر بوده است یا نه. برای ساده‌تر شدن بررسی میزان تأثیرگذاری در حال حاضر می‌توانید از بسترهای آماده برای بررسی تبلیغات تأثیرگذار کمک بگیرید. این بسترهای آماده به صورت خودکار تغییرات کسب‌وکارتان و بازگشت سرمایه را محاسبه می‌کند. این موضوع در این روش تبلیغاتی بسیار مهم و حیاتی است. زیرا اگر برای تبلیغات سراغ فرد تأثیرگذار اشتباهی بروید ممکن است کلا کسب‌وکارتان را با شکست روبه‌رو کنید.

تا حد امکان هزینه نکنید

نوع همکاری خود با کاربران تأثیرگذار فضای مجازی را به نوعی مشخص کنید که بیشترین کارایی را برایتان خواهد داشت. برای مثال یکی از روش‌های رایج این است به جای این که به کاربر تأثیرگذار پول بدهید تا در مورد محصول‌تان صحبت کند، نمونه محصول‌تان را برایش به صورت رایگان بفرستید تا پس از استفاده، تجربه‌اش را با دنبال‌کنندگانش در میان بگذارد. پس از این که همکاری موفق و واقعی فرد اثبات شد می‌توانید در رویدادهای بسیار ویژه مانند افتتاح فروشگاه، همکاری‌های جدید برای تولید محصول جدید یا معرفی سری جدید محصولات در آغاز فصل‌ها از او دعوت کنید و تشکر مادی نیز داشته باشید. یادتان باشد که وقتی از تبلیغات دروغین و ساختگی برای محصول‌تان استفاده کنید مردم متوجه می‌شوند و تبلیغات‌تان به ضدتبلیغ تبدیل می‌شود. بنابراین برای تبلیغ محصول‌تان با روش تأثیرگذاری باید کمی هوشمندانه‌تر عمل کنید تا مخاطبان‌تان را به‌درستی جذب کنید.

 این روش برای اطلاع‌رسانی است، نه فروش!

زمانی که برای تبلیغ محصولتان سراغ فرد تأثیرگذار کارآمد و متناسب با نوع محصولتان بروید مطمئنا تأثیر حرف‌هایش در مورد محصولتان به افزایش مستقیم محصول‌تان نیز منجر خواهد شد. اما در بیشتر مواقع الزاما حرف‌های شخصیت‌های تاثیرگذار به خرید محصول منجر نمی‌شود، بلکه سطح آگاهی و اطلاع افراد را از محصول‌تان افزایش می‌دهد. در این زمان شما وظیفه مهمی بر عهده خواهید داشت تا تمام این افرادی که حالا به‌واسطه شخصیت تأثیرگذار با محصول‌تان آشنا شده و در حال جست‌‌وجو و تحقیق بیشتر در مورد آن هستند را به خریداران جدید محصولتان تبدیل کنید. بنابراین زمانی که تصمیم می‌گیرید برای روش تبلیغ تأثیرگذاری هزینه کنید یادتان باشد که پس از این مرحله، مرحله سخت تبدیل کردن افراد مطلع شده به خریدار را نیز خواهید داشت. حواستان باشد که شخصیت تأثیرگذار از ارزش‌هایی مشابه ارزش‌های مجموعه‌تان برای معرفی محصولتان استفاده کند. زیرا اگر بخواهد با داستان‌های غیرواقعی فقط تعداد مخاطبانتان را افزایش دهد، این مخاطبان در بررسی‌های بعدی به نادرست بودن تبلیغات پی می‌برند و عملا سودآوری به دنبال نخواهند داشت.

منافع را به طور شفاف مشخص کنید

این را همواره به خاطر داشته باشید که شخصیت‌های تأثیرگذار باید به صورت واضح و مشخص بدانند که از همکاری با شما چه به دست خواهند آورد و این منافع صرفا مالی نیست. بسیاری از تأثیرگذاران حرفه‌ای ترجیح می‌دهند زمانی محصول یا خدماتی را معرفی کنند که می‌دانند موجب ارتقای جایگاه کاری خودشان خواهد شد. به عنوان مثال هر شخصیت تأثیرگذاری از همکاری با شرکت‌های معروف تجاری برای معرفی محصولاتشان بسیار خشنود می‌شود. زیرا این همکاری در صورت موفقیت، دو سر بُرد خواهد بود؛ علاوه بر افزایش تعداد مشتریان محصول، جایگاه رسانه‌ای کاربر تأثیرگذار نیز به دلیل همکاری با یکی از محصولات خوشنام و سرشناش، در فضای مجازی و میان دوستداران ارتقا خواهد یافت. این موضوع به این معنی نیست که حتما باید غول حوزه کاری خود باشید تا کاربران تأثیرگذار حاضر به همکاری با شما شوند، اما باید بدانید اگر این افراد در حوزه کاری خود حرفه‌ای باشند با هر شرکتی همکاری نمی‌کنند. به صورت معمول تاثیرگذاران زمانی که با پیشنهاد همکاری روبه‌رو می‌شوند، در مورد محصول درخواست‌دهنده تحقیق می‌کنند و با افرادی وارد همکاری می‌شوند که خوشنام‌تر باشند و بر اساس تعهداتشان عمل کنند.

حرفه‌ای رفتار کنید

بیشتر کاربران تأثیرگذار فضای مجازی قیمت‌های بالایی برای همکاری‌هایشان دریافت می‌کنند، اما فراموش می‌کنند حرفه‌ای عمل کنند. بهتر است در زمان شروع همکاری قرارداد دقیقی بنویسید و تمام موارد مهم و انتظاراتی که دارید را به روشنی مطرح کنید. در ادامه همکاری نیز حتما مطمئن شوید که این فرد اطلاعات کافی در مورد محصولتان به دست آورده و تا جای ممکن محتوایی را که می‌خواهد در مورد کسب‌وکارتان منتشر کند پیش از انتشار بررسی کنید. حتما در زمان انتشار مطالب نیز مواردی را که نشر داده، بررسی کنید. همچنین در صورت نیاز آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح از محصول‌تان را برایش فراهم کنید. در حقیقت باید تلاش کنید تا این افراد در کنار این که شخصیت خود را دارند، حرفه‌ای باشند و تصویری واقعی، دقیق و مطابق اهداف شرکت از محصول‌تان ارائه کنند. به آنها به چشم مصرف‌کنندگانی نگاه کنید که تجربه مصرف محصول و تعاملشان با مجموعه شما در عموم جامعه بسیار اثربخش است. البته این همکاری متقابل است و شما نیز باید به صورت حرفه‌ای با آنها رفتار کنید و مواردی که برایشان در همکاری با شما مهم است را به صورت کامل و به موقع برآورده کنید.

پیش از انتخاب فرد تأثیرگذار تحقیق کنید

همان‌طور که پیشتر مطرح شد، یکی از مهم‌ترین مواردی که هنگام همکاری با شخصیت‌های تأثیرگذار می‌تواند مشکل‌ساز شود مشخص نکردن نوع محتوا، مطالب و تصاویری که قرار است منتشر شود و حتی ساعت انتشار محتوا در ابتدای همکاری است. اگر در مورد تمام این موارد از پیش به توافق نرسید ممکن است در پایان کار باوجود هزینه بسیار سنگینی که برای این تبلیغات متحمل شده‌اید بازده خوبی هم در کارتان نبینید و دیگر نمی‌توانید پول‌تان را نیز پس بگیرید. به همین خاطر بهتر است پیش از شروع همکاری در مورد این فرد تحقیق کنید و مواردی که پیش از این انتشار داده و روش‌های تبلیغاتی‌اش را خوب بررسی کنید تا ببینید شیوه‌های کاری او با نیازهای شما برای محصولتان همخوانی کافی دارد یا نه. از طرف دیگر، تبلیغ او برای محصول‌تان به خاطر مطلبی که برای مثال یک سال پیش در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده، به جای تأثیر مثبت، موجب کاهش فروش محصولتان نمی‌شود.

تعداد دنبال‌کنندگان، شرط موفقیت نیست

هنگام استفاده از موج پرقدرت تأثیرگذاران فضای مجازی برای تبلیغات محصولتان باید خیلی محتاط و عاقلانه پیش بروید. یکی از موارد مهمی که باید به آن حتما توجه کنید ولی متاسفانه در بیشتر موارد در نظر گرفته نمی‌شود، این است که الزاما تعداد دنبال‌کنندگان زیاد هر فرد نمایانگر اثرگذاری بیشترش نیست. بلکه میزان مشارکت دنبال‌کنندگان است که اهمیت دارد. ممکن است برخی از شخصیت‌های تأثیرگذار میلیون‌ها نفر دنبال‌کننده داشته باشند، اما تا زمانی که اثری روی آنها نداشته باشند، موفقیتی به دست نیاورده‌اند. پس هنگام انتخاب فرد تأثیرگذار باید به دنبال فردی باشید که به معنای حقیقی اثرگذار باشد و یادتان باشد که تعداد دنبال‌کنندگان به تنهایی نمی‌تواند ملاک اثرگذاری افراد باشد. تعداد نظرات برای مطالب منتشر شده و تعداد بازنشرهای مطالب می‌تواند دید بهتری از میزان اثرگذاری اشخاص برایتان فراهم کند. حتی تعداد پسند(لایک) زیاد هم معمولا نمی‌تواند ملاک خوبی برای این مورد باشد، زیرا بسیاری از افراد بدون توجه به متن و محتوا از سر عادت تمام مطالب را پسند کرده و رد می‌کنند. وقتی شخصیتی که واقعا روی دنبال‌کنندگانش تأثیرگذار است در مورد محصولتان صحبت یا آن را تبلیغ کند به مراتب اثر بیشتری در فروش محصولتان به وجود خواهد آمد.

از تأثیرگذارهای کوچک‌تر کمک بگیرید

برخی افراد تصور می‌کنند هرچه تعداد افرادی که محصول‌شان را می‌بینند بیشتر باشد، موفقیت بیشتری نصیبشان خواهد شد، اما ایرادی که به این دیدگاه وارد است این که چه تعداد از افرادی که محصولتان را می‌بینند، محصول‌تان به دردشان می‌خورد یا برایشان کاربردی دارد؟! افراد تأثیرگذار با سابقه‌تر دامنه وسیع‌تری از مخاطبان دارند و به همین جهت معمولا مراجعه و تمایل کسب‌وکارها برای همکاری با آنها نیز بیشتر است؛ اما حقیقت این است زمانی که با شخصیت‌های جدیدتر، کم‌سابقه‌تر، تخصصی‌تر با دنبال‌کنندگان یکدست‌تر همکاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری در انتظارتان خواهد بود؛ هرچه دنبال‌کنندگان بیشتر به بازار هدف محصول شما نزدیک‌تر باشند، احتمال معرفی محصول‌تان به افراد صحیح و موفقیت کسب‌وکارتان بیشتر خواهد شد. اگر محصولتان را به 2000 نفری که بازار هدف محصول به شمار می‌آیند، معرفی کنید به مراتب بهتر از این است که محصول را به صدهزار نفر از گروه‌های سنی و تخصصی گوناگون معرفی کنید که شاید محصول‌تان کاربردی برای بسیاری از آنها نداشته باشد.

بودجه مشخصی تعیین کنید و به آن پایبند باشید

گاهی اوقات استفاده از توان تبلیغاتی افراد تأثیرگذار ممکن است برایتان هزینه هنگفتی به‌بار بیاورد. پیش از این که به سمت این روش بروید باید بدانید معمولا افراد تأثیرگذار مطرح در زمینه‌های گوناگون نرخ بالایی برای تبلیغات محصولات دارند. ممکن است بسته به نوع محصول و انتخاب درستی که در مورد شخصیت تأثیرگذار انجام می‌دهید، این هزینه موجب بازگشت سرمایه زیادی برایتان شود؛ اما در هر صورت بهتر است از قبل هزینه مشخصی را برای این موضوع کنار بگذارید تا طی همکاری نگرانی و اضطراب کمتری بابت مخارج تبلیغ‌تان داشته باشید و سعی کنید به همان مواردی که در ابتدا توافق کرده‌اید پایبند بمانید تا با اضافه کردن موارد متعدد جدید در طول کار، هزینه‌هایتان در نهایت سرسام‌آور نشود. با تمام این اوصاف اگر احساس می‌کنید که در حال حاضر قدرت مانور زیادی برای پرداخت هزینه تبلیغات را ندارید، شاید بهتر است از این روش برای معرفی محصولتان بدون مشورت با افراد باتجربه استفاده نکنید، زیرا ممکن است با پیش آمدن موارد ناخواسته کنترل اوضاع مالی از دست‌تان خارج شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:05 ب.ظ

درست به مانند هر اقدامی، نخستین فعالیت در زمینه کارآفرینی همواره با سختی و استرس بالایی همراه است. همین امر نیز ریسک کار را به شدت افزایش می دهد.

 به همین خاطر استفاده از تجربیات سایرین، اقدامی کاملا هوشمندانه خواهد بود. درواقع من در نخستین سال فعالیت خود، با مشکلاتی جدی مواجه بودم، با این حال با استفاده از راهکارهایی موفق شدم تا عملکردی درخشان را داشته باشم. درواقع در همان سال برند خود با نام DoNotPay را به جایگاهی رساندم که هیچ کس عملا شانسی را برای آن قائل نبود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، درواقع تصور عموم مردم این است که مدیران تازه کار عملا نمی توانند عملکرد خیلی خوبی را در همان سال اول فعالیت خود داشته باشند، با این حال هیچ دلیل منطقی ای برای این امر وجود نداشته و هر فردی می تواند در نخستین سال فعالیت خود نیز عملکرد فراتر از انتظاری را داشته باشد، با این حال عدم آگاهی از روش ها و اقداماتی که باید انجام گیرد، خود بزرگترین مانع موجود محسوب می شود. همین امر نیز به انگیزه نوشتن این مقاله تبدیل شده و در آن تلاش کردم تا چکیده ای از بهترین تجربیات و راهکارهای خودم را در قالب توصیه هایی درآورم که در ادامه به معرفی پنج مورد منتخب آنها خواهم پرداخت.

1-همه چیز را مورد آزمایش قرار دهید

مشکل بزرگ تقریبا تمامی کارآفرینان تازه کار این است که در تلاش برای پیاده کردن مواردی هستند که به صورت کاملا تئوری آموزش دیده اند. این امر در حالی است که حتی بهترین قوانین نیز در مناطق مختلف، به شکل های گوناگونی به اجرا گذاشته می شود. به همین خاطر ضروری است تا در تلاش برای مورد آزمایش قرار دادن تمامی دانسته های خود باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برخی از موارد حتی ممکن است عملا بی فایده باشد. به همین خاطر نباید از کنار گذاشتن و جایگزین کردن برخی از دانسته های خود، واهمه ای را داشته باشید. فراموش نکنید که هیچ فردی از شما به عنوان فردی تازه کار، انتظار معجزه نداشته و نباید به تصمیمات لحظه ای، در تلاش برای حرفه ای نشان دادن خود باشید. درواقع تنها نتایج شما، معیار ارزشیابی خواهد بود.

به همین خاطر نباید با تفکرات و اقدامات نادرست آن را نابود سازید. فراموش نکنید که از دوستان و اعضای خانواده خود، می توان به عنوان نمونه-های خود استفاده کرد. این امر سرعت انجام آزمایش ها را به شدت افزایش خواهد داد. در نهایت به خاطر داشته باشید که در این رابطه خلاقیت حرف اول را می زند. به همین خاطر نباید تحقیقات و آزمایش ها را اقداماتی بیش از حد هزینه بر تلقی کنید. این اقدام شما باعث خواهد شد تا به تجربه ای دست پیدا کنید که سایرین برای رسیدن به آنها ممکن است چندین سال زمان را نیاز داشته باشند.

2-از اقدامات جدید واهمه ای نداشته باشید

محافظه کار بودن، خصوصیت بسیاری از کارآفرین های تازه کار است. درواقع آنها در تلاش برای حفظ وضع موجود بوده و ریسک تغییرات را نمی پذیرند، با این حال اگر خواهان درخشش در کار خود هستید، لازم است تا شجاعت کافی برای پیاده کردن ایده های جدید را داشته باشید. درواقع اگرچه آزمایش کردن همه چیز مهم است، با این حال اگر قدرت اجرایی کردن نتایج را نداشته باشید، عملا اقدام شما بی نتیجه خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا از همان ابتدا تحمل صدای مخالف خود را داشته باشید.

برای مثال ممکن است با در دست گرفتن شرکتی که برای بیش از 20 سال توسط یک مدیر اداره می شده است تحمل ایده های جدید شما کاملا سخت و با اعتراض هایی همراه باشد، با این حال اگر شجاعت ایستادگی و باور به توانایی های خود را نداشته باشید، بدون شک حضوری کوتاه مدت را تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که هیچ چیز بدتر از شروعی کوتاه مدت نخواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا پس از اطمینان از درستی اقدامات خود، با قدرت آنها را به اجرا درآورید، با این حال این امر به معنای خودرآی بودن نیست و لازم است تا مشورت های مفید از افراد دلسوز و حرفه ای را نیز جدی بگیرید. با این وجود هیچ گاه فراموش نکنید که در نهایت شما تصمیم گیرنده خواهید بود. درواقع برای رسیدن به نتایجی جدید، شما به تصمیمات و اقدامات نوآورانه احتیاج خواهید داشت و در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، حفظ وضع موجود تنها به از دست رفتن جایگاه فعلی منجر می شود.

3-از اتفاقات تلخ به سرعت گذر کنید

به این جمله باور داشته باشید که هر فردی ممکن است اشتباه کند. درواقع حتی در بهترین حالت ممکن نیز افراد اشتباهاتی را مرتکب خواهند شد. این امر حتی برای بهترین ها نیز صادق است، با این حال برای کاهش تاثیر آنها ضروری است تا به سرعت از کنارشان گذر کنید. برای مثال ممکن است در زمینه تبلیغات، اقدام مدنظر شما با نتایج لازم همراه نبوده باشد. تحت این شرایط اگر سریعا آن را فراموش کرده و با توجه به درس های آن، اقدامی کامل تر را در پیش گیرید بدون شک دیگر شکست به دست آمده برای هیچ کس اهمیتی را نخواهد داشت. این امر بدون شک بهتر از زمانی خواهد بود که شما در تلاش برای جلوگیری از وقوع اشتباهات باشید. در نهایت فراموش نکنید که در هر عرصه ای از کسب وکار، لازم است تا به فناوری های جدید توجه داشته باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برندهایی نظیر فیس بوک و اوبر، ایده هایی ساده ای بودند که با استفاده از تکنولوژی روز، موفق به رسیدن به سطح جهانی شده و در بالاترین جایگاه قرار گرفته اند. به همین خاطر عدم توجه به این امر ممکن است حتی بهترین ایده ها و کارآفرین ها را نیز ناکام بگذارد.

4-به کیفیت اطرافیان خود توجه کنید

بدون شک شما از محیط اطراف خود تاثیراتی را پذیرا خواهید بود. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال بهترین ها برای خود باشید. با نگاهی به افراد موفق نیز به این نکته پی خواهید برد که آنها با افرادی در طبقه خودشان، رفت و آمد دارند. به همین خاطر اگر خواهان این امر هستید که کارآفرینی نمونه باشید، لازم است تا دوستان خود را نیز از میان آنها انتخاب کنید. این امر به شکل معجزه آسایی بر روی عملکرد شما تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این انتخاب نه تنها مشاوران خوبی را در کنار شما قرار خواهد داد، بلکه زمینه بسیاری از همکاری ها را نیز فراهم خواهد کرد.

5-صرفه جویی را به عادت رفتاری خود تبدیل کنید

بسیاری از کارآفرین ها در تلاش برای بزرگ تر جلوه دادن برند خود هستند. همین امر نیز باعث می شود تا هزینه های آنها روندی سرسام آور را داشته باشد. بدون شک تحت این شرایط تعادل لازم میان درآمد و هزینه های شما شکل نخواهد گرفت و مدیریت بودجه با مشکلاتی جدی رو به رو می شود. با نگاهی به برندهای برتر جهان نیز پی به شروع ساده آنها خواهید برد. درواقع نقطه شروع شما ابدا مهم نبوده و این امر درست اشتباهی است که باعث می شود تا بسیاری از افراد مستعد در زمینه کارآفرینی، عملا در این حوزه فعالیتی را نداشته باشند. در نهایت فراموش نکنید که صرفه جویی به معنای عدم استفاده از منابع مالی نبوده و بیشتر به درست خرج کردن آن اطلاق می-شود. برای مثال به جای آنکه در تلاش برای خرید یک دفتر بزرگ برای شروع کار خود باشید توصیه می شود تا هزینه را صرف ایجاد یک تفاوت میان خود و سایر رقبا، کنید. این امر بدون شک نتایج به مراتب بهتری را به همراه خواهد داشت. درواقع شما باید قدرت نه گفتن به بسیاری از موارد غیرضروری را داشته و کارآفرینی را یک اقدام نیازمند سرمایه کلان تلقی نکنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

همیشه اولین تغییرات از درون ذهن افراد آغاز می‌شود. بنابراین هر زمانی که بخواهید در زندگی خود تغییری ایجاد کنید، فارغ از کوچک یا بزرگ‌بودن آن در اولین قدم باید ذهن خود را برای این تغییر آماده کنید.

  یکی از بهترین روش‌ها برای آزاد کردن ذهنتان از شیوه‌های فکری قدیمی، این است که خودتان را در موقعیت‌های مختلف تصور کنید و پیش‌بینی‌های خلاقانه‌ای برای روبه‌رویی با شرایط گوناگون و رسیدن به اهدافی که در نظر دارید در ذهنتان پرورش دهید. اگر احساس می‌کنید برای ایجاد تغییر در خود برای بهبود کیفیت کسب‌وکارتان آمادگی کافی دارید، با ادامه این مطلب و هشت ذهنیتی که در کارآفرینان باید حتما تغییر پیدا کند همراه شوید تا هرچه سریع‌تر ذهنتان را با ایجاد تغییرات لازم برای عبور از پیچ‌وخم‌های مسیر کارآفرینی و دستیابی به قله‌های موفقیت آماده کنید. برگرفته از: Entrepreneur

1ـ با قصد و هدف مشخص پیش روید

در بیشتر مواقع افراد بدون تفکر و تدبر کافی، رشته تحصیلی خود را انتخاب می‌کنند. زمانی که به سن کار کردن برسند، سر کاری که به صورت اتفاقی ممکن است پیدا کنند، می‌روند و معمولا توجهی به توانمندی‌ها یا آرزوهایی ندارند که دوست دارند در زندگی به آن دست یابند .

اگر می‌خواهید به بهترین شکل از عمرتان بهره ببرید باید برای زندگی قصد و هدف داشته باشید و تلاش و انگیزه‌تان در طول مسیر پایداری داشته باشد. برای این کار باید پیش از هرچیز خود را باور داشته باشید که می‌توانید در زندگی‌تان به بهترین‌ها دست پیدا کنید. هر زمان که می‌خواهید کاری انجام دهید از خودتان بپرسید آیا انجام این کار به ساختن رویاهایم در مورد کسب‌وکارم کمکی خواهد کرد؟

زمانی که بتوانید این تغییر دیدگاه را در ذهن‌تان ایجاد کنید قدرت بیشتری برای دور شدن از کارهای بی‌دلیل و بی‌هدفی به دست می آورید که فقط زمان، انرژی و سرمایه‌تان را هدر می‌دهد . تمرکز خود را به مواردی که برای رسیدن به هدف‌های اصلی در زندگی‌تان نیاز دارید، معطوف و زندگی هدفمند و موفقی را تجربه کنید.

2ـ قدرت‌تان را بشناسید

هر فردی دارای مجموعه‌ای از نقاط قوت و توانایی است که هویتش را شکل می‌دهند. همین توانایی‌هاست که هنگام رویارویی با مشکلات کمک می‌کنند تا آنها را از سر بگذرانید، اما متاسفانه بیشتر  افراد به‌خوبی قدرت‌ها یا همان نقاط قوت‌شان را نمی‌شناسند یا نمی‌دانند چطور از این توانایی‌ها در جهت رسیدن به خواسته‌هایشان بهترین بهره را ببرند. مهم‌ترین علت این است که در بیشتر موارد نمی‌توانیم خود را افرادی توانمند، فعال، با‌پشتکار و مؤثر ببینیم. معمولا در اشتباهات و خطاهای زندگی متوقف می‌شویم و همین موضوع موجب می‌شود توانایی‌هایمان را دست‌کم بگیریم و قدرت‌مان را از دست بدهیم. سعی کنید زمان مشخصی را به خلوت با خود و شناسایی توانایی‌هایتان و کنار گذاشتن باورهای محدود‌کننده اختصاص دهید. قدرت خود را با شناسایی نقاط قوت و توانمندی‌های درونی‌تان تقویت کنید. چه چیزی به شما هیجان می‌دهد یا برای چه کارهایی اشتیاق زیادی دارید. سراغ چنین کارهایی بروید و به انگیزه‌های کاری‌تان پر و بال بدهید.

3ـ کیفیت را به کمیت ارجح بدانید

همیشه برای هر کاری بیشتر از آن که نگران کمیت باشید به کیفیت کاری که انجام می‌دهید، توجه کنید. با چنین دیدگاهی همیشه در کارهایتان موفق‌تر عمل خواهید کرد. این تغییر چارچوب ذهنی موجب می‌شود از همه منابع خود آگاهانه استفاده کرده و از هدر رفتن زمان، سرمایه و انرژی فکری و جسمی خود جلوگیری کنید. زمانی که کیفیت کار برایتان اهمیت داشته باشد، عمیق‌تر فعالیت و تلاش می‌کنید تا هدف خود را به صورت کامل به نتیجه برسانید و در نهایت به نتیجه بهتری در کسب‌وکارتان دست پیدا کنید. به‌عنوان مثال زمانی که می‌خواهید نیروی کاری جدیدی برای مجموعه خود استخدام کنید، بیش از مدرک و مقالات آن فرد کارایی‌اش و میزان همخوانی او را با بقیه مجموعه بررسی کنید.

همچنین برای انتخاب طرح‌های کاری نیز بیشتر سراغ مواردی خواهید رفت که در آنها مهارت و تجربه بیشتری دارید و می‌دانید که می‌توانید به بهترین شکل از پس‌شان بربیایید. در این حالت دیگر نیاز نیست همه کارها را به دیگران بسپارید و اصلا از روند کار سر درنیاورید، بلکه خودتان نیز به شکلی اثربخش در پروژه همکاری خواهید داشت و آن را به بهترین شکل ممکن هدایت خواهید کرد و پس از مدتی به یکی از نام‌های مطرح در حوزه کاری‌تان تبدیل خواهید شد.

4ـ از خودمحوری دست بردارید

کمک به دیگران را به حساب لطف و خوبی خود نگذارید. زمانی که به دیگران کمک کنید، مطمئن باشید که دیگران نیز هنگام نیاز با اشتیاق به کمکتان خواهند شتافت. از سوی دیگر هدایت دیگران و کمک به ارتقای دانش اطرفیان علاوه بر ایجاد رشد فردی، حس خوبی نیز در شما ایجاد خواهد کرد. برای ارزش‌دادن به دیگران در قدم اول باید تلاش کنید تا خودمحور نباشید. تلاش کنید تا دیگران را واقعا دوست داشته باشید و در برخورد با آنها صادقانه رفتار کنید و قابل اعتماد باشید. یادتان باشد که کسب‌وکارتان فقط براساس عملکرد شما پیش نمی‌رود. درگیر نوع رفتار دیگران با خودتان نباشید و همه مسائل را شخصی نکنید. این نوع نگاه موجب می‌شود واکنش‌های ناپخته‌ای در برابر عملکرد دیگران از خود بروز ندهید.

هیچ‌چیز به اندازه این که معنای واقعی خود را جای دیگران بگذارید و از سمت آنها دنیا را ببینید، نمی‌تواند ذهنتان را گسترش دهد. زمانی که برای دیگران ارزش قائل باشید، بیشتر از نیازهای آنها مطلع می‌شوید و می‌توانید برای فراهم کردن محیط کار دلپذیرتری برای همه تلاش کنید.

5 ـ برای خود ارزش قائل باشید

هیچ کاری به اندازه‌ ذهنیت منفی در مورد خودتان نمی‌تواند شما را به سرعت از رسیدن به موفقیت دور کند. دیگران شما را از پنجره‌ای که برای معرفی خودتان به‌رویشان می‌گشایید، می‌بینند. انرژی، اعتماد به نفس و روش رفتاری و طرز فکری که از خودتان ارائه می‌کنید، نشان‌دهنده شخصیت قوی، با‌پشتکار و خوشبین‌تان خواهد بود. به همین جهت هیچ‌وقت خودتان و توانایی‌هایتان را دست‌کم نگیرید. تحصیلات، اعتبار و تجربه کاری اگرچه بسیار مهم و تأثیرگذار است، اما به تنهایی تعیین‌کننده ارزش درونی شما نخواهند بود. توانایی شما در نشان دادن جهان‌بینی و دیدگاه‌هایتان در مورد مسائل گوناگون است که نشانه شخصیت و ارزش وجودی شما خواهد بود.

ارتباطات روزمره یکی از فرصت‌هایی است که به دیگران نشان دهید چه آورده‌های جدیدی دارید و چه مواردی توانسته شما را از دیگران متمایز کند. برای تمام توانمندی‌ها و قدرتی که در جنبه‌های مختلف دارید شکرگزار باشید و از آنها بیشترین بهره را ببرید. نقاط قوت‌تان را شناسایی و از آنها به بهترین شکل برای رسیدن به اهداف‌تان استفاده کنید.

6ـ بزرگ فکر کنید و بزرگ عمل کنید

موفقیت‌های بزرگ زمانی به دست می‌آید که خود را باور و برای به دست آوردن خواسته‌هایتان تلاش کنید، اما مانند سایر موارد زندگی، هدف‌ها نیز درجه‌بندی دارند. ممکن است اهداف بزرگی داشته باشید اما بترسید از این که تمام توان خود را برای به دست آوردنش بگذارید. یا در جهت درستی حرکت کنید، اما بیش از اندازه محافظه‌کار باشید. اگر در چنین شرایطی قرار داشته باشید هر چقدر هم که هدف‌گذاری‌های درستی داشته باشید، هیچ وقت حس موفقیتی که با کمی کم‌ترس بودن می‌توانید تجربه کنید را تجربه نخواهید کرد.

برای این کار در قدم اول تلاش کنید تا دیدگاه‌تان را برای انجام کارها به شیوه‌های رایج تغییر دهید. برای انجام هر کاری از خودتان بپرسید که چگونه می‌توانید بزرگ‌تر عمل کنید. چطور می‌توانید چارچوب‌ها را تغییر دهید و فراتر روید؟ مرحله بعدی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید چیست؟ این چیزی است که باید برای رسیدن به آن تلاش کنید. اجازه ندهید طرز فکرهای قدیمی، ترس‌ها و باورهای کهنه شما را از پیشروی باز دارد. به ذهن‌تان برای بزرگ فکر کردن پر و بال دهید.

7ـ شکست، ضرورتی برای رسیدن به موفقیت است

بدون شک شکست یکی از اجزای جدایی‌ناپذیر برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ است، اما این مورد نیز کاملا به نوع نگاه‌تان به رویدادها بستگی خواهد داشت. به جای این که به شکست‌ها به چشم اشتباهات شخصی نگاه کنید که نباید هیچ وقت رخ می‌داده، بپذیرید که شکست موضوعی شخصی نیست و فقط شما در آن دخیل نبوده‌اید. روش کاری شما با شکست مواجه شده و اشتباهاتی در طول مسیر کاری‌تان رخ داده، اما این به معنی این نیست که شما شکست خورده اید. اجازه ندهید که این سرزنش‌های ذهنی و افسوس‌ها چشم شما را روی درس‌هایی که باید از اتفاقات بیاموزید، ببندد. اشکالاتی که موجب بروز خطا شده‌اند را بررسی کنید. سعی کنید متوجه شوید کجای مسیر را اشتباه رفته اید؟ به خودتان اجازه دهید تا مشکل ایجاد‌شده را  عیب‌یابی و راهی برای رفع آن پیدا کنید. از چه مسیری می‌توانید به نتایج متفاوتی دست پیدا کنید؟ بیاموزید چطور اشتباهات پیشین را تکرار نکنید. مهم‌تر از همه بیاموزید چطور از شکست‌ها عبور کنید و متوقف نشوید.

8ـ روی چرایی کسب‌وکارتان تمرکز کنید

زمانی را به فکر و پرسیدن این سوال از خود که «چرا کاری که انجام‌می‌دهم را انجام می‌دهم؟» اختصاص دهید. پیدا کردن چرایی کاری که انجام می‌دهیم آگاهی شما را نسبت به اهداف و قصد‌تان از کسب‌وکارتان را روشن می کند و انگیزه‌های درونی‌تان  را برای ادامه مسیر افزایش می‌دهد.« چراجویی»، کلید درک چگونگی رسیدن به خواسته‌هایی است که واقعا در زندگی دنبال می‌کنید. چرا روی برخی موارد متمرکز می‌شوید؟ در پایان روز آیا احساس رضایت از کارهایی دارید که انجام داده‌اید؟ آیا عملکرد و اولویت‌های شما به دستیابی به اهدافی که در نظر دارید خواهد انجامید؟ اگر پاسخ منفی است پس چرایی درستی برای کاری که انجام می‌دهید ندارید.

هر زمان که احساس می‌کنید در انبوه کارها مسیر را گم کرده‌اید و نمی‌دانید در قدم بعدی کسب‌وکارتان باید چه کنید، بار دیگر از خودتان در مورد چرایی کاری که انجام می‌دهید سوال کنید. این چراجویی مانند قطب‌نمای درون همواره جهت درست ادامه مسیر را به شما نشان خواهد داد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
آخرین پست ها

تا کجا حق با مشتری است؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۳۰ ایده کسب و کار خانگی در دوره کرونا ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

فوت و فن فروش لوازم خانگی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

بازاریابان؛ سردمداران تغییرات اجتماعی آینده ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۹ گام اساسی در ایجاد یک کسب‌وکار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهاتی که موجب موفقیت مدیران می‌شود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

الگوهای جدید خرید مشتری ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

با گران‌ترین شرکت‌های دنیا آشنا شوید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

چگونه با همکاران بهتر ارتباط برقرار کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استرس‌های رایج در کار را چگونه مدیریت کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

ایجاد هیجان در آموزش‌های مدیریت ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

پردرآمدترین شغل‌های دنیا را می‌شناسید؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

کشورهای مناسب برای راه اندازی کسب و کار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

میلیاردری که فروشنده بادام‌زمینی بود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استیو جابز؛ مدیری که تنها به موفقیت سازمانش اندیشید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

نکاتی که باید درباره خریدهای اینترنتی بدانید! ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

قبل از خرید گوشی دست‌دوم چه کارهایی انجام دهیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهات رایج در خرید گوشی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

گسترش فعالیت ایران در حوزه ارزهای مجازی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اینترنت ماهواره‌ای فیلترینگ را دور می‌زند؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

همه پستها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic