تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر کارآفرین

بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اتاق ایران، بسیاری از کارآفرینان به ایده‌های نابی که آنها را برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید وسوسه کرده‌اند، چنان عشق می‌ورزند که نمی‌توانند به‌راحتی بپذیرند که هدایت این ایده‌ها را به یک مدیرعامل حرفه‌ای محول نمایند؛ آنها ترجیح می‌دهند که مدیریت کسب‌وکارشان را شخصاً بر عهده بگیرند.

اما در دنیای امروز برای اداره موفقیت‌آمیز امورات روزمره یک بنگاه اقتصادی، حضور یک مدیرعامل خبره بیش از یک کارآفرین مبتکر می‌تواند مثمر ثمر باشد. شاید بگویید چه ایرادی دارد که یک کارآفرین خود سکان هدایت کسب‌وکاری که برای راه‌اندازی آن متحمل سختی‌های زیادی شده است را در اختیار بگیرد، اما آیا یک کارآفرین موفق لزوماً یک مدیرعامل موفق نیز خواهد بود؟

تفاوت بین واژه‌ها

چهار واژه کارآفرین، مدیرعامل، فعال اقتصادی و مدیر اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند و دلیل چنین اشتباهی این است که بسیاری از نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که با این واژه‌ها عجین شده‌اند، به‌نوعی با یکدیگر همپوشانی دارند.

کارآفرین درواقع کسی است که یک کسب‌وکار جدی را راه‌اندازی می‌کند، اما مدیرعامل مسئولیت اداره بنگاهی را بر عهده می‌گیرد که توسط کارآفرین -که ممکن است خود او باشد- تأسیس شده است. فعالان اقتصادی افرادی هستند که ممکن است در هر نقشی فعالیت کنند؛ آنها همواره در جستجوی فرصت‌ها هستند و برای کسب سود تلاش می‌کنند. عنوان «مدیر» نیز به همه کسانی اطلاق می‌شود که بر عملکرد دیگران نظارت دارند و آنها را در یک مسیر مشخص هدایت می‌کنند.

خلق ایده‌های بدیع، جلب کردن نظر سرمایه‌گذاران بالقوه و راه‌اندازی اولیه یک کسب‌وکار جدید، ازجمله قابلیت‌های رایج کارآفرینان به شمار می‌رود. مدیران عامل اما با مهارت‌هایشان در زمینه حفظ و ارتقای جایگاه یک بنگاه اقتصادی شناخته می‌شوند.

هم کارآفرینان و هم مدیران عامل باید بتوانند در نقش رهبر سازمان خود ظاهر شوند و هر دو باید قادر باشند افراد را مدیریت نموده و سود کسب کنند. بااین‌وجود، تفاوت‌های مهمی نیز در زمینه توانایی‌ها و تجربیات موردنیاز آنها دیده می‌شود. اکنون سؤال این است که این تفاوت‌ها چگونه تأثیر خود را در اداره یک بنگاه اقتصادی توسط یک کارآفرین یا یک مدیرعامل نشان می‌دهند؟

دیدگاه اول: کارآفرینان می‌تواند مدیران عامل خوبی باشند

ما امروز کارآفرینان زیادی را می‌شناسیم که توانسته‌اند مدیران عامل موفقی برای کسب‌وکار خود باشند. مثلاً جف بزوس که امروز ثروتمندترین مرد جهان به شمار می‌رود، هنوز هم شخصاً سمت مدیرعاملی شرکت آمازون را بر عهده دارد و امورات یک غول تجاری با بیش از 560 هزار نیروی کار را رتق‌وفتق می‌کند. یک مثال بارز دیگر در این زمینه، لری الیسون 73 ساله و خستگی‌ناپذیر است که طی 40 سال اخیر -به‌جز در یک دوره کوتاه- در نقش مدیرعامل شرکت خود یعنی اوراکل فعالیت کرده است.

برآورد می‌شود که برای تبدیل شدن یک استارت‌آپ به یک بنگاه اقتصادی واقعی (با ساختار متعارف) حداقل 4 سال زمان نیاز است و پس از آن معمولاً بین 3 الی 6 سال دیگر نیز باید سپری شود تا این بنگاه اقتصادی نوپا خود را به‌عنوان یک کسب‌وکار موفق به بازار ثابت کند. شاید در سال‌های نخست فعالیت یک استارت‌آپ، مؤسس آن بهتر بتواند امورات آن را مدیریت کند زیرا ابعاد گوناگون کسب‌وکار خود را به‌خوبی می‌شناسند. در مقابل، ممکن است یک مدیرعامل حرفه‌ای که مدتی پس از راه‌اندازی یک استارت‌آپ، کار خود را در آنجا شروع می‌کند، شناخت لازم را از تاریخچه و فلسفه آن نداشته باشد و مدتی طول بکشد تا به این شناخت دست پیدا کند. از طرفی گاهی یک مدیرعامل حرفه‌ای از جزئیاتی غافل می‌شود که خود کارآفرین هرگز از کنار آنها راحت عبور نمی‌کند؛ جزئیاتی که نقشی کلیدی در توسعه یک استارت‌آپ دارند.

علاوه بر این، کارآفرینان معمولاً مدت زیادی را در کسب‌وکاری که خودشان راه‌اندازی کرده‌اند، باقی می‌مانند و به موفقیت آن در بلندمدت متعهد هستند، درحالی‌که مدیران حرفه‌ای معمولاً ترجیح می‌دهند که در شرکت‌های موفق‌تر به مدیریت بپردازند. اما کارآفرینان به دنبال این نیستند که در هر شرکتی که به آنها پیشنهاد مالی بهتری ارائه بدهد یا شرایط بهتری داشته باشد، مدیریت کنند؛ آنها می‌خواهند مدیریت شرکتی که خودشان بنا نهاده‌اند را بر عهده بگیرند.

دیدگاه دوم: کارآفرینان نمی‌توانند لزوماً مدیران عامل خوبی باشند

کارآفرینان اغلب از دانش کافی یا تحصیلات دانشگاهی در زمینه فنون مدیریت کسب‌وکار برخوردار نیستند و تجربه چندانی نیز در این زمینه ندارند. یک کارآفرین معمولاً قادر است با بهره‌گیری از یک ایده مناسب و جلب نظر سرمایه‌گذاران، کسب‌وکار جدید خود را راه‌اندازی نماید اما برای حفظ و بهبود جایگاه آن نیازمند توانایی‌های مدیریتی است. اگرچه همواره استثنائاتی دیده می‌شود، اما به‌طورکلی کارآفرینان در قیاس با مدیران عامل حرفه‌ای، مهارت و تجربه کمتری دارند و به همین دلیل طبیعتاً اثربخشی کمتری در جایگاه مدیریتی از خود نشان می‌دهند.

از طرفی اشتیاق و علاقه شدید کارآفرینان به کسب‌وکار خود اگرچه ویژگی مثبتی تلقی می‌شود اما گاهی ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد؛ مثلاً برخی از کارآفرینان به‌گونه‌ای تعصب‌آمیز از دیدگاه‌های اولیه یا تیم تخصصی که در ابتدای کارشان تشکیل داده‌اند، حمایت می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود که آنها اغلب در برابر تغییر مقاومت زیادی از خود نشان بدهند. غلبه احساسات بر منطق موجب می‌شود که کارآفرینان نتوانند در شرایط دشوار، تصمیمات درستی اتخاذ کنند.

البته همان‌طور که گفته شد، موارد استثنائی همواره وجود دارند اما استثناء را نباید قاعده تلقی کرد. بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند. این نسبت برای شرکت‌هایی که کمتر از 3 سال از تأسیسشان می‌گذرد، حدود 50 درصد و برای شرکت‌هایی که بین 3 الی 4 سال قدمت دارند، تقریباً 40 درصد است. به عبارتی هرچه شرکت بالغ‌تر می‌شود، کارآفرینان بیشتر به این نتیجه می‌رسند که باید اداره آن را به یک مدیرعامل حرفه‌ای بسپارند.

اینکه یک کارآفرین توانسته است یک ایده خوب ارائه دهد و به‌خوبی آن را عملیاتی کند، لزوماً بدین معنا نیست که وی می‌تواند یک مدیرعامل موفق برای کسب‌وکار خود باشد. بسیاری از کارآفرینان نه‌تنها فاقد آموزش‌ها، مهارت‌ها و تجربیات لازم در زمینه مدیریت کسب‌وکار هستند، بلکه حتی برداشت درستی نیز از این مقوله مهم ندارند.

چیزی که بیشتر از تمایل ما برای پذیرفتن یکی از این دو دیدگاه اهمیت دارد، این است که بتوانیم بین مجموعه مهارت‌های مورد نیاز برای قرار گرفتن در نقش کارآفرین و مدیرعامل، تفکیک قائل شویم؛ مهارت‌هایی که در مقالات و کتب مربوط به کارآفرینی یا مدیریت کسب‌وکار، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر تجربه معاشرت و وقت گذرانی با افراد موفق خارج از حیطه کسب و کار را داشته باشید، عادت‌های صبحگاهی آن‌ها برای شما مورد عجیبی نخواهد بود. مشاهده انجام امور یکسان برای چند روز شاید منطقی باشد، اما وقتی پای سال‌ها و دهه‌های متمادی به میان می‌آید، چشم مخاطبان از تعجب گرد می‌شود.

آری زولدان به عنوان فردی که تجربه مصاحبه و همنشینی های طولانی با افراد موفقی نظیر بیل گیتس را داشته، در این مقاله در تلاش برای اثبات علت اصلی تمایل کارآفرینان به چنین عادت هایی است. نکته مهم که باید مدنظر داشت، هدفمندی چنین رفتارهایی است. هنگامی که در پروژه «فضای استارت آپ» مشغول بررسی عادت های کارآفرینان موفق در قالب پژوهشی راهبردی بودم، اغلب کارآفرینان عادت های خاصی برای خود داشتند.

 در واقع فردی مانند وارن بافت، مارک زوکربرگ و الون ماسک به نوعی رفتارهای روزمره شان را شخصی سازی کرده بودند. تفاوت میان این روش های زندگی و کار در نگاه اول بسیار متنوع بود. با این حال هنگامی که به یکی از به ظاهر کم اهمیت ترین زمان های روز پرداختیم، شباهت بسیار زیادی در میان کارآفرینان گوناگون نمود یافت. منظور من از کم اهمیت ترین زمان روز همان ابتدای صبح است. در هر صورت بیشتر مردم صبح خود را با قهوه یا هر نوشیدنی گرم دیگری شروع می کنند.

در مورد کارآفرینان برتر اما آغاز روز اهمیت فراوانی دارد. با نگاهی به تنوع رویکردها به حوزه کسب وکار مشاهده تأکید اغلب افراد موفق روی نحوه شروع روز اندکی عجیب به نظر می رسد. چه عاملی این غول های حوزه کسب وکار را مجاب به کسب چنین عادت هایی کرده است؟ در ادامه به بررسی دلایل اهمیت این حوزه خواهیم پرداخت.

ایجاد زمان بیشتر

بسیاری از افراد هنگام برخاستن از تختخواب تمرکز کافی ندارند. در هر صورت همه ما تجربه تفکر در مورد آنچه را که قرار است در ابتدای روز انجام دهیم داریم. یکی از مزیت های برنامه ریزی دقیق برای صبح ها جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت است. با نگاهی به کارهایی که در طول یک ماه گذشته در هنگام صبح آنجا داده ایم، متوجه نکته ظریفی خواهیم شد: همه ما تقریباً صبح های خود را به یک شکل شروع می کنیم. با این حساب تفاوت افراد معمولی و کارآفرینان موفق چیست؟ تفاوت اصلی در جلوگیری از اتلاف وقت است. اگر شما صبح دقایق طولانی به تفکر در مورد اینکه چه کار قرار است کنید، می پردازید، کارآفرینان از همان لحظه نخست برنامه مشخصی دارند.

علاوه بر صرفه جویی در زمان کاهش استرس نیز یکی دیگر از دستاوردهای این شیوه است. در واقع هنگامی که می دانید چه باید انجام دهید، استرس و فشار کمتری را در ساعات اولیه روز تجربه خواهید کرد.

خلق تحرک بیشتر

عادت های شما گاهی باعث ایجاد باوری کاذب در شما می شوند. این فرآیند بسیار ساده است: به باور اغلب افراد عادت های طولانی به موجب کارایی و سودمندی شان موفقیت را تضمین می کنند. این شیوه از اعتماد به عادت ها شاید در نگاه نخست با راهکار کارآفرینان موفق شباهت هایی داشته باشد. با این حال باید توجه داشت که تفاوت های عمده ای میان یک راهکار پویا و عادتی خشک و تغییرناپذیر وجود دارد. در مورد کارآفرینان عادت های یکسان و تکراری حاصل فرآیند طولانی و پایان ناپذیر آزمون و خطاست.

برهمین اساس به محض شناسایی راهکار و عادتی جدید این افراد هیچ مقاومتی در برابر تغییر نشان نمی دهند. این تحرک و پویایی کارآفرینان در انتخاب عادت ها در حالی است که بیشتر افراد به شدت نسبت به باورها و اصول رفتاری قدیمی شان وفادار هستند.

نکته دیگری که باید مدنظر داشت، ماهیت گزینش چنین عادت هایی است. در واقع اگر برای اغلب افراد این عادت ها از روی تجربه لذت بخش گذشته تثبیت می شود، برای کارآفرینان این فرآیند سرشتی کاملا تجاری دارد. برای مثال الون ماسک روزانه تنها 4 ساعت خواب مفید دارد. این بدان معنا نیست که این کارآفرین خلاق علاقه عمیقی به این شیوه زندگی دارد، بلکه نمایانگر راهکار مطلوبی است که وی به منظور مدیریت بهینه زمان و کسب وکارش انتخاب کرده است.

در آنچه انجام می دهید بهتر شوید

انجام امور یکسان در آغاز هر روز کاری شما را به کنشگری ماهرتر در آن حوزه عمل تبدیل می کند. این وجه از عادت های روزانه معمولا مورد بی توجهی قرار می گیرد. با این حال نگاهی ساده به عملی مانند تهیه قهوه در ابتدای صبح به خوبی حاکی از اهمیت این نکته است. حال اگر بحث را مقداری از سطح قهوه صبحانه وسیع تر کنیم، در فعالیت هایی مانند شیوه شروع کار در دفتر شرکت نیز عادت های مفید موجب بهینه سازی هرچه بیشتر زمان می شود. همچنین زمانی که از انجام درست و سریع یک کار اطمینان دارید، هیچ گاه در بلند مدت از انجام آن دچار استرس و نگرانی نخواهید شد.

برخلاف الون ماسک که تنها چهار ساعت در طول روز خواب است، لبرون جیمز دقیقا نیمی از روز را به خواب اختصاص می دهد. شاید برای هر فرد معمولی این مدت طولانی خواب تعجب آور یا حتی کسل کننده باشد. با این حال جیمز بزرگ این شیوه را برای ریکاوری هرچه بهتر پس از بازی های سنگین انتخاب کرده است. مانند آنچه پیش از این گفته شد، لبرون جیمز این شیوه از زندگی را به دلیل سودمندی صرف یا تنبلی انتخاب نکرده است، بلکه هدف اصلی ارائه عملکرد بهتر در زمین مسابقه است: «شاید شما از اینکه من 12 ساعت خواب هستم تعجب کنید. اما آنچه من را لبرون جیمز کرده و بقیه را فقط بازیکن بسکتبال همین نکته های به ظاهر عجیب است.»

فعالیت روزانه با یک موتور اضافی

علاوه بر صرفه جویی در زمان و مدیریت بهینه آن که حاصل پیروی از عادت های خاص در صبح است، فایده های دیگری نیز برای این شیوه برنامه ریزی می توان یافت. براساس پژوهش های انجام شده از سوی مجله INC کارمندان آمریکایی که به طور میانگین صبح را با برنامه ای مشخص شروع می کنند از نظر تمرکز 73 درصد از دیگر همتایان شان برتر هستند. این درحالی است که بسیاری از افراد به دلیل شروع پراسترس روز در حالتی سردرگم به سر می برند.

دبی مرگستین، مدیرعامل مجموعه های ورزشی مخصوص زنان، در مورد اهمیت برنامه ریزی ساعت های اول صبح این گونه اظهارنظر کرده است: «پیروی از اصول مشخص یعنی بهره وری بیشتر. در اینجا اغلب ورزشکاران مبتدی سرسختی قابل توجهی در برابر برنامه های ارائه شده نشان می دهند، با این حال به محض اجرای اصول مشخص ورزشی دیگر آن را رها نمی کنند. وقتی ابتدای کار را درست برنامه ریزی کنیم، تا پایان همه چیز براساس یک برنامه منسجم پیش خواهد رفت. با توجه به آنچه در این مقاله گفته شد به نظر می رسد شما نیز به یک برنامه دقیق برای صبح های خود نیازمندید. به منظور تسهیل یافتن راهکار توصیه می کنم این پرسش ها و نکات را مدنظر قرار دهید:

- چقدر از زمان تان را در ابتدای صبح تلف می کنید؟ شما باید برنامه خود را در راستای کاهش فعالیت های وقت گیر سازماندهی کنید.

-  بدون احتساب آنچه بدان علاقه دارید و تنها با توجه به بهبود وضعیت کسب وکارتان چه فعالیت هایی را برای شروع صبح مناسب می دانید؟

- به محض اینکه برنامه خود را درست کردید، با کوچک ترین دشواری آن را رها نکنید. در واقع همیشه پیروی از یکسری اصول جدید ترک عادت های قدیمی دشوار است. با این حال تأثیر یک برنامه صبحگاهی تنها پس از گذشت یک یا دو هفته آشکار می شود، بنابراین در چنین موردی شما نیاز به تقویت صبر و حوصله تان خواهید داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 22 بهمن 1396  10:17 ب.ظ

رشد، منحصر به فیزیک فرد نمی شود، بلکه رشد شخصیتی و هوش هیجانی از مهم ترین موضوعاتی است که در دهه های اخیر مورد توجه محققان برجسته قرار گرفته است.

 کارآفرینان می توانند اثر زیادی روی جامعه بگذارند. از این رو باید ابتدا خود را رشد دهند. در ادامه به نقل از دیجیاتو، راهکارهایی برای رشد یافتن به عنوان یک کارآفرین آمده است.

مشورت کردن

صحبت با یک فرد دانا می تواند پندهای خوبی به شما بدهد. حالا فرض کنید با چند نفر دانا مشورت کنید. نظرات با ارزش زیادی عایدتان می شود. از این رو بهتر است با افراد زیادی که در زمینه شغلی شما کار کرده اند صحبت کنید تا دیدتان وسیع تر شود.

Allen Lau ، موسس Wattpad هر دو ماه یک بار همه مدیران عامل شرکت را به اتاق فکری دعوت می کند که در آن ساعت ها به صحبت می پردازند. همه افراد قبل از ورود به اتاق تلفن های خود را خاموش کرده و درباره چالش هایی که برای شان پیش آمده، صحبت می کنند و برای آن راه حل هایی می یابند.

حتی می توانید از دوست تان دعوت کنید که ساعتی همراه شما به پیاده روی بیاید و با هم فکر و صحبت کنید. اگر دوست تان همیشه با شما موافقت کند بدانید فرد درستی را انتخاب نکرده اید.

کتاب و مقاله بخوانید

برای شروع از کتاب و مقالات موجود در بازار و اینترنت استفاده کنید. خوشبختانه امروزه کارآفرینان به راحتی تجربیات شان را با عموم مردم سهیم می شوند و می توانید درس های ارزشمندی را از آنان بیاموزید.

در تحقیقی نشان داده شده 88 درصد ثروتمندترین افراد دنیا حداقل 30 دقیقه در روز مطالعه می کنند. کتاب و مقالات می توانند ایده های خوبی به شما داده و مهارت های تان را بهبود دهند. شاید برخی از محتوای یک کتاب امروز به کارتان نیاید اما قطعا روزی می رسد که از آن استفاده خواهید کرد.

آنالیز SWOT را انجام دهید

SWOT می تواند در شناخت توانایی ها و ضعف های تان به شما بسیار کمک کند. دانستن ضعف همان قدر ارزش دارد که دانستن قوت. از این رو، روی کاغذ جدولی با چهار ستون بکشید و در هر کدام نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای تان را بنویسید. شاید نوشتن ضعف های تان جالب نباشد اما شناخت آنها به شما کمک می کند که تلاش تان را در جهت رفع آنها متمرکز کنید و به فرد بهتری تبدیل شوید. این کار بسیار بهتر از نادیده گرفتن شان است.

قانون رشد

بر اساس قانون رشد به هر آنچه فکر کنید در زندگی تان منعکس شده و بزرگ می شود. اگر ذهن تان را درگیر مسائل بیهوده کنید، زندگی پوچی خواهید داشت. اگر به جنبه های مثبت فکر کنید شانس های خوبی به سراغ شما خواهند آمد.

افکارتان را آنالیز کنید. آیا منفی نگر هستید یا مثبت نگر؟ همیشه این جمله را به یاد داشته باشید: «شما همانی می شوید که فکر می کنید.»

استراحت کنید

اداره کسب و کار مانند دو ماراتن است نه دو سرعت. هرکس که با سرعت این مسیر را طی کرده از میدان بیرون رفته است. از این رو خود را بیش از حد درگیر کار نکنید. مرتبا استراحت کنید. نوع آن به روحیات خودتان بستگی دارد. استراحت به شما کمک می کند با انرژی بیشتری نسبت به قبل سر کار حاضر شوید و ذهن بازتری برای برخورد با مسائل داشته باشید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

همه کارآفرینان سرمایه، زمان و انرژی و تلاش خود را برای موفقیت کسب وکارشان قرار می دهند و قطعا دوست دارند آورده خوبی از این سرمایه گذاری داشته باشند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، فرمول اصلی محاسبه بازده سرمایه گذاری بسیار ساده است، اما محاسبه این میزان برای کسب وکار شخصی، چندان کار ساده ای نیست. اگر این محاسبه برای شرکت های بزرگ باشد، چندین راه برای محاسبه ارزش می تواند وجود داشته باشد و باید بدانید بهتر است از کدام روش استفاده کنید. به همین دلایل ممکن است این محاسبه کمی پیچیده به نظر برسد.

فرمول بازده سرمایه گذاری

بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه، نسبت پول به دست آمده در سرمایه گذاری به مقدار سرمایه اولیه است. مقدار پول به دست آمده ممکن است مربوط به بهره، سود یا درآمد خالص باشد. بازگشت سرمایه  (ROI) معمولا به صورت درصد بیان می شود.

فرمول:

بازگشت سرمایه = (بازگشت پول «تقسیم بر» سرمایه اولیه) ضرب در ۱۰۰ یا بازگشت سرمایه= («بازگشت پول»÷ «سرمایه اولیه»)*۱۰۰

برای مثال شما با ۲۰ میلیون تومان یک کسب وکار راه اندازی می کنید. بعد از کار و تلاش و رشد کسب وکار، آن را به قیمت ۳۰میلیون تومان می فروشید. بازگشت پول شما ۱۰میلیون تومان و سرمایه اولیه ۲۰میلیون تومان است. بنا بر فرمول بالا، شما ۵۰درصد بازگشت سرمایه داشته اید.

موارد پیچیده تر

این یک مثال بسیار ساده بود. مثلا ممکن است شما سود حاصل از سرمایه اولیه را باز هم برای رشد کسب وکار به سرمایه خود اضافه کنید. پس در این فرمول باید این سود حاصل را نیز بخشی از سرمایه اولیه درنظر بگیرید.

در مثال بالا اگر ۲میلیون از سودی را که به دست آورده اید، به سرمایه خود اضافه کنید، میزان سرمایه اولیه ۲۲میلیون تومان در نظر گرفته می شود. یعنی بازگشت سرمایه حدود ۳۶درصد خواهد شد.

این مثال هنوز هم ساده است. به احتمال زیاد برای محاسبه بازگشت سرمایه در کسب وکار خود مجبور باشید از افراد حرفه ای مانند حسابدار یا وکیل کمک بگیرید.

ممکن است برای سرمایه اولیه خود مقداری وام از بانک دریافت کرده باشید. قسط های این وام ممکن است از همان کسب وکار پرداخت شود، اما هنوز هم سرمایه شما شامل مبلغی است که وام گرفته اید و مبلغی که بدهکار هستید و باید پرداخت شود.

اضافه کردن فاکتور زمان در معادله

تا الان تمام محاسبات ما بدون در نظر گرفتن زمان بود. قطعاً خرید یک کسب وکار و سودهی آن زمان بر است و در یک لحظه اتفاق نمی افتد.

برای مثال ۲۲میلیون تومان سرمایه اولیه، پنجمیلیون تومان سود دریافتی دارید کسب وکار خود را به قیمت ۳۰میلیون تومان فروخته اید. بدون در نظر گرفتن زمان، بازگشت سرمایه شما ۵۹درصد است. اما اگر این اتفاقات در پنج سال رخ داده باشد و زمان را وارد محاسبات کنیم، بازگشت سرمایه ۱۱.۹ درصد در هر سال خواهد شد. قطعا برای محاسبه بازگشت سود روش های زیادی وجود دارد که باید برای استفاده از آنها، از متخصصان کمک بگیرید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  07:22 ب.ظ

اینکه اکثر اوقات بر اساس حدس و گمان عمل میکنیم، به نوعی واقعیت کارآفرینی است. به عنوان کارآفرین، برای زندگی تلاش میکنیم و به امور حاشیه ای صنعت خود فکر میکنیم و همیشه در حال تلاش برای نوآوری محصولات بهتر و فرآیندهایی برای بهبود کسب و کار خود و ارزشدهی به مشتریان خود هستیم. همین خلاقیتها و عدم اطمینانها است که ما را به کامیابی میرساند.

در عین حال، برای رسیدن به اهداف خود در میان ناشناخته‌ها از احکام و مقررات بهره می‌بریم. خِرد عادی برای هر چیزی نیست و اغلب حاکی از مشاوره خوب و مفید است. برای نمونه، وقتی که عصبانی هستید کاری انجام ندهید ـ این به نوعی حقیقت بدیهی محسوب می‌شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، با وجود این، چه زمانی عقاید عمومی منسوخ شده و ما را گمراه می‌کند. خرد عادی همه چیز نیست. در اینجا ۶ عقیده عمومی کسب و کار آمده که حتماً قبلاً آنها را شنیده‌اید و تجربه نشان داده که کاملاً اشتباه هستند.

 

نوشتن طرح کسب و کار

من این کار را انجام ندادم. به جای تحمل رنج در توسعه راهبردی  با ساختار مناسب برای شرکت، بر برجسته‌نمودن و توسعه مهارت‌های خود و پیگیری طیفی از فرصت‌ها تمرکز نمودم. از منظر انتقادی، زمانی سه ساله را برای تجسم دقیق محصول خود صرف کردیم. وقت و انرژی که صرف توسعه طرح کسب و کار در گام اول صرف کردم هرگز بر ایده انتقادی چندین میلیارد دلاری واقع نشده بود ـ این امر با استقبال از فرصت‌ها محقق شد. طرح کسب و کار لزوماً چیز بدی نیست، اما نداشتن آن هم ایرادی ندارد.


پیشی گرفتن بازاریابی از کالا

این روند می‌تواند یکی از مهلک‌ترین اسطوره‌ها در مورد کسب و کار باشد. یک زمانی، نام تجاری مهمتر از خود محصول بود. اما امروزه و در عصر قدرتمندی مشتری چنین چیزی واقعیت ندارد. مردم احمق نیستند و اینترنت به آنها گزینه‌های متعددی از خرید داده است. با بررسی‌های آنلاین، اطلاعاتی در مورد محصول (و مهمتر از اینکه، محصول رقبایتان) خواهند داد. از طریق مشتریان رسانه اجتماعی، بلندگویی برای انتشار نارضایتی‌ها یا رضایت‌مندی‌ها فراهم خواهد شد. امروزه، محصول شما همان برندتان است.

 


از عملکرد ارزش تا وفاداری

گاهی اوقات، به برقراری تماس با همکاری وفادار و پرشور که عملکرد ضعیفی دارد نیاز دارید. با وجود این، ارزش‌دهی کورکورانه عملکرد نسبت به وفاداری تعیین کننده یا شجاعانه محسوب نمی‌شود بلکه کاری عبث است. از منظر انتقادی، تا به حال مردمی وفادار داشتیم که به افرادی غیرقابل تعویض تبدیل می‌شدند. همچنین ممکن است افراد با عملکرد ضعیف را حذف کرده و آنها را با افرادی که به نتیجه رسیده‌اند که باید بدتر باشند جایگزین کنیم زیرا به اندازه کافی مهم نیستند. شما به افرادی نیاز دارید که در مورد شرکت و رسالت آن اشتیاق داشته باشند.

 


سودآوری مهم نیست

در زمینه فناوری، مردم اغلب عقیده دارند که موفقیت عبارت از نرخ بالای رشد است و تمرکز بر سودآوری اشتباه است. سرمایه‌گذاری در نوآوری، تکرار سریع و رشد با سرعت بالا همگی احکام قدرتمندی برای زندگی محسوب می‌شوند اما سودآوری مستلزم در دسترس بودن است. حتی Salesforce، یک شرکت معروف برای سرمایه‌گذاری مجدد بر درآمدها، سود کمتری را در سال ۲۰۱۵ اعلام کرده است.

 


پیروی از راهکار ثابت

هرچند Salesforce یکی از موفق‌ترین شرکت‌های سراسر دنیا محسوب می‌شود اما یک حیوان منحصر به فرد محسوب می‌شود. این شرکت به ندرت سودآور بوده است. شما نمی‌توانید از هر راهکاری پیروی کنید زیرا شرکت شما مانند همه شرکت‌ها به نوبه خود منحصر به فرد است. فکر کنید و به صورت مستقل برنامه‌ریزی کنید و انتظار نداشته باشید که چون از تمام مراحلی که شخص دیگر انجام داده پیروی می‌کنید همه کارها به وفق مراد شما باشد.

 


MBA بگیرید

مهمتر از MBA ، درک آن چیزی است که انجام می‌دهید و به واسطه آن برترین ویژگی‌های خود را نمایان ساخته و بر مهارت‌های خود تکیه کنید. من هنگامی که دید انتقادی را شروع کردم، مدرک MBA نداشتم، با وجود این، کماکان با تمرکز بر جستجوی فرصتهای جدید، پذیرش فرصت‌های جدید و با تعالی در چیزهایی که بهترین بودم موفقیت را بنا نهادم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها