تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر هوش مصنوعی
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:57 ب.ظ

گروه صنعتی تاتا (TATA GROUP) که یکی از شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنیا به شمار می‌آید، در شاخه‌های گوناگونی از تجارت و صنعت اعم از تولید مواد شیمیایی، فولاد، برق، فناوری اطلاعات، گردشگری و صنعت خودرو مشغول به کار است. گروه تاتا از طریق شمار فراوان شرکت‌های تابعه، زیرمجموعه و فرعی خود، در حوزه‌های مختلف صنعتی فعالیت می‌کند. از شرکت‌های شناخته‌شده این گروه می‌توان به تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتل‌های تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو اشاره کرد.

امسال این گروه به‌عنوان یکی از قابل احترام‌ترین سازمان‌های کسب‌و‌کار در جهان صدوپنجاهمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و چالش‌هایی که امروز با آن مواجه است، از بسیاری جهات، مشابه همان چالش‌هایی است که در شروع کار با آنها روبه‌رو بود. موسس کارآفرین این شرکت کسب‌و‌کارها را در بخش‌های صنعتی نوظهور شروع کرد و اکنون این گروه از چند شرکت تشکیل شده است که ۳۰ شرکت از آنها به‌صورت عمومی به‌عنوان زیرمجموعه یک شرکت هلدینگ به نام Tata Sons قرار گرفته‌اند که شعبه اصلی آن در بمبئی است. این امپراتوری نتیجه گسترش یک شرکت بازرگانی بود که توسط جامستجی نوسروانجی تاتا، یک پارسی (زرتشتی) که در سال ۱۸۳۹ در منطقه روستایی ایالت‌گجرات به دنیا آمده بود، تاسیس شد.

تاتا با دو هدف اصلی خود از ریشه‌های هندی آن به یک موتور محرک جهانی در صنایع متعدد تبدیل شده است. از یکسو، تاتا به شدت به سوی ارزش سهامدار جهت‌گیری کرده است: ارزش جاری این شرکت بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار است و ۴‌میلیون سهامدار دارد. از سوی دیگر، تاتا یک شرکت جامعه-محور است که بیش از ۶۰ درصد سهام آن ازسوی مجموعه‌ای از شرکت‌های بشردوست اداره می‌شود؛ شرکت‌هایی که روی سلامتی، آموزش و توسعه در جوامعی که در آن کسب‌و‌کار راه‌اندازی کرده‌اند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. حفظ هماهنگی این دو هدف، کاری است که ناتاراجان چاندراسکاران (Natarajan Chandrasekaran) رئیس هیات مدیره شرکت تاتاسانز انجام می‌دهد.

چاندرا پس از هشت سال مدیرعامل بودن در بخش خدمات مشاوره تاتا (TCS) در فوریه ۲۰۱۷ به جایگاه فعلی خود در این شرکت رسید. درآمد TCS تحت مدیریت او تقریبا سه برابر شد و از ۳/ ۶ میلیارد دلار به بیش از ۵/ ۱۶ میلیارد دلار رسید و این شرکت به بزرگ‌ترین کارفرمای بخش خصوصی هندوستان تبدیل شد. همچنین این شرکت برای پذیرش تکنولوژی‌های جدید مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاک‌چین خیز برداشت. چاندرا طی ۱۸ ماه گذشته، شروع به سازماندهی شرکت‌های تحت پورتفولیوی تاتا در گروه‌های استراتژیک در خلال چند بخش شامل صنعت اتومبیل، تکنولوژی اطلاعات، مصرف‌کننده و خرده‌فروشی، خدمات مالی، توسعه زیرساخت‌ها، دفاع و هوافضا، توریسم، مخابرات و رسانه و سرمایه‌گذاری‌ها و بازرگانی کرده است. چاندرا در تامیل نادو در جنوب هند بزرگ شد و اولین غیرپارسی بود که هدایت تاتا را برعهده گرفت. او مدرک فوق‌لیسانس خود را در علوم کامپیوتر کسب کرد و به‌عنوان کارآموز به TCS پیوست. در یک سال و نیمی که چاندرا زمام تاتاسانز را برعهده داشت، یک استراتژی به نام «One Tata» را دنبال کرده است؛ این استراتژی از هم‌افزایی (synergy) در سراسر شرکت‌های تاتا استفاده می‌کند تا کارآیی را افزایش دهد و استاندارد مشابه را برای نظم مالی در همه شرکت‌های تاتا به‌کار می‌برد. ما در گفت‌وگویی با چاندرا ابتدا از او در مورد اولویت‌هایش برای تاتا پرسیدیم، سپس در مورد دو آینده‌ای که در آن شرکت نقش مهمی ایفا خواهد کرد سوال کردیم: آینده این شرکت در هندوستان و آینده این شرکت در اقتصاد جهان به‌طور کلی.

  شما از عبارت «سادگی، هم‌افزایی و مقیاس‌بندی» برای توصیف اولویت‌های امروز برای تاتا استفاده کرده‌اید. این عبارت در عمل به چه معناست؟

چاندرا: این قابلیت‌ها همگی به هم مرتبط هستند. به‌عنوان یک کسب‌و‌کار، اگر شما ساده نباشید، نمی‌توانید مقیاس‌بندی کنید. سادگی چند بعد دارد: تعداد نهادهایی که دارید، سطوح مدیریت، اثری که شرکت شما در شرایط بازارها دارد، تعداد محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید. ما با شرکت‌های تاتا، برای مدت واقعا طولانی در کسب‌وکار حضور داشته‌ایم، بنابراین هر شرکت رشد تدریجی داشته است. با گذشت زمان، شما همیشه با پیچیدگی روبه‌رو می‌شوید. بنابراین ساده‌سازی یک اولویت است. این ساده‌سازی به فرآیندهای عملیاتی محدود نمی‌شود؛ بلکه همه چیز را دربرمی‌گیرد.

ساده‌سازی در کسب‌و‌کارها- به‌عنوان نقطه شروع استراتژی « One Tata»- هم‌افزایی و کار توام (synergy) را در گروه تاتا افزایش می‌دهد. هم‌افزایی یعنی گردآوری بهترین توانمندی‌های همه اعضای گروه. هر کدام از شرکت‌ها به‌طور انفرادی فعالیت می‌کند اما ما نقاط قوت آنها را با یکدیگر جمع کردیم تا اکوسیستم‌های صنعتی جامع‌تری را به‌خصوص در هند توسعه دهیم و این دقیقا معنای هم‌افزایی است؛ چرا که اثر کلی از اثر تک تک شرکت‌ها به‌طور انفرادی بزرگ‌تر است.

هوش مصنوعی و سایر چالش‌ها

  تغییرات بزرگ تکنولوژیک که می‌توانند بر کسب‌و‌کار شما اثر بگذارند، چیست؟ به‌عنوان مثال، نظر شما در مورد هوش مصنوعی چیست؟

تغییرات بزرگ تکنولوژیک در هر نقطه‌ای در حال رخ دادن هستند و اثر آنها از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. پیش از صحبت به‌طور خاص در مورد هوش مصنوعی، باید بدانیم که در حال حاضر کسب‌و‌کارها همگی با محوریت داده عمل می‌کنند. این اتفاق، تغییری در روشی که اکثر افراد حوزه کسب‌و‌کار در مورد فعالیت‌ها تصور می‌کنند ایجاد می‌کند. در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته، همه ما بر مهندسی مجدد فرآیند (process reengineering) تمرکز کرده بودیم و هر مشاوری در حوزه مدیریت کتابی در مورد مهندسی فرآیند نوشته بود. اکنون همان‌طور که در شرکت‌هایمان به افراد می‌گویم، دیگر فاکتور بلوغ فرآیند (process maturity) نیست که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد (بلوغ یک فرآیند کسب‌وکار شاخصی است برای تشخیص میزان تکامل یک فرآیند و توانایی آن برای بهبود مستمر از طریق سنجه‌های کیفی و بازخورد) بلکه این بلوغ داده (data maturity) است که باید با کار کردن روی آن شروع کنید.

  منظور شما از بلوغ داده چیست؟

در توسعه بلوغ داده، شما با سه لایه روبه‌رو هستید. یکی از این لایه‌ها تعریف داده اصلی (core data) است. نوع داده‌ای که محرک کسب‌و‌کار شماست چیست؟ به‌عنوان مثال، تولید انرژی، به‌عنوان یک صنعت متمرکز بر تولید تعریف می‌شود. داده‌های عملکرد ماشین، داده‌های عملکرد کارخانه و داده‌های حفظ و نگهداری به اندازه داده‌های مشتری و کارمند برای آن کسب‌و‌کار مهم هستند. در صنایع مصرفی، داده‌ها در مورد تجربه مشتری مهم‌تر است.

لایه دوم، اطمینان یافتن از این امر است که داده‌های شما در زمان واقعی و به شکل دقیق در دسترس باشد. در غیر این صورت، شما نمی‌توانید تجزیه‌و‌تحلیل‌ها را به‌کار ببرید و دیدگاه‌ها را سریع توسعه دهید.

لایه سوم مرتبط ساختن تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با سایر سیستم‌های شماست. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با جمع‌آوری داده‌ها متوقف نمی‌شوند؛ شما باید یک پلت‌فرم برای توسعه دیدگاه‌ها داشته باشید. اگر این دیدگاه‌ها را داشته باشید، به چه نوع سیستم‌های استنتاج- موتورهای استنتاج (ابزاری در هوش مصنوعی)، یادگیری ماشینی، یا هر آنچه می‌خواهید آن را بنامید- برای ارائه یک راه‌حل بهتر نیاز دارید؟

  و آیا این یک گذار بزرگ برای اکثر شرکت‌ها ارائه می‌دهد؟

برای اکثر شرکت‌ها در سراسر جهان، بله. من در نقش قبلی‌ام در TCS با بسیاری از مدیران عامل و مدیران فناوری اطلاعات در سایر شرکت‌ها، به‌طور مستقیم روی این موضوع کار کردم.

 سایر چالش‌های بزرگی که اکنون شرکت‌ها با آنها روبه‌رو هستند چیست؟

موضوع امنیت سایبری بسیار مهم و کلیدی است. امکان آسیب‌پذیری و دستکاری داده‌ها ازسوی افراد خارج از شرکت یک نگرانی بسیار مهم است. چالش دوم ناتوانی خود فرد برای یادگیری است. تکنولوژی به سرعت در حال تغییر است به‌طوری که افراد می‌گویند «دنیای دیجیتال چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟ چگونه استفاده از آن را می‌آموزیم؟» اما من فکر می‌کنم که سوالات مهم‌تری برای پرسیدن وجود دارد: «چه می‌شود اگر من به‌طور موثر خود را با تکنولوژی دیجیتال وفق ندهم؟ چگونه کسب‌وکار من در این فضا باقی خواهد ماند؟ چگونه فرد دیگری می‌تواند در آن اخلال ایجاد کند؟»

اصول یادگیری دیجیتال

 چگونه رهبران کسب‌و‌کار می‌توانند اطمینان یابند که سازمان‌های آنها مستعد یادگیری هستند؟

به عقیده من این امر باید از راس سازمان شروع شود. شما نیاز به شناخت همه اصول و مبانی ندارید؛ اما قدرت هر چیزی که در تکنولوژی توسعه یافته است باید از راس تا پایین سازمان واضح و روشن شود. شما نمی‌توانید این سطح از دانش را برون‌سپاری کنید. موضوع فقط یادگیری دیجیتال نیست؛ بلکه موضوع یادگیری مدل کسب‌و‌کار است. اساسا شما نیاز به یادگیری آن چیزی دارید که می‌توانید با این تکنولوژی انجام دهید. چه بخش‌هایی از کسب‌و‌کار شما می‌تواند به‌صورت داده باشد؟ اگر کسب‌و‌کارتان را دیجیتالی کنید، مدل جدید کسب‌و‌کار شما شبیه چیست؟ این تغییر چه امکانات و احتمالاتی را پیش‌روی شما می‌گذارد؟ در شرکت تاتا، این احتمالات همیشه در حال تغییر هستند.

 با همه این تغییرات تکنولوژیک، به نظر شما چه حفاظتی باید صورت گیرد؟

هیچ سیستم دفاعی مصون از خطا و شکست وجود ندارد. وقتی یک سیستم دفاعی بسیار قوی ایجاد می‌کنید؛ همیشه فردی می‌خواهد این سیستم را خراب کند. این یک نگرانی دائمی است. ما باید در مورد آن چیزی که اخلاقی است و در مورد حفاظت از داده‌ها و فقدان حریم خصوصی نگران باشیم. همچنین ما باید بر مشاغل و آینده کار تمرکز کنیم. اما تا حدودی، اثر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر نیروی کار درست فهمیده نشده است. ما سیستم‌های هوش مصنوعی نداریم که جایگزین انسان‌ها شوند. آنها بهره‌وری را افزایش و وظایف تکراری را تغییر خواهند داد اما توانایی قضاوتی که در انسان‌ها وجود دارد را ندارند.

 چه می‌شود اگر یک سیستم مکانیکی منجر به مشکلاتی شود که پیش‌بینی نشده بودند؟

من فکر می‌کنم که استانداردها برای هوش مصنوعی به تدریج رشد می‌کنند. گروه‌های مختلف در مورد پیامدهای متفاوت نگران خواهند بود. همزمان که بیشتر پیشرفت می‌کنیم، نیاز به تفکر جمعی برای هدایت این رشد تکنولوژیک در یک مسیر مثبت داریم؛ چرا که همیشه یک هدف منفی برای استفاده از تکنولوژی وجود دارد.

اعتماد و جامعه

 اکثر مدیران اجرایی در مطالعه جدید موسسه PwC در مورد رشد اقتصاد جهانی خوش‌بین هستند. آنها بر این باورند که شرایط در حال بهبود است.

تمایل من این است که با این حرف موافق باشم. رشد جهانی در سال گذشته بسیار خوب بوده است: ۷/ ۳ درصد. و انتظار می‌رود که امسال و سال آینده این رشد به ۹/ ۳ افزایش یابد. گرچه رشد در ایالات‌متحده و چین باز می‌ایستد یا کاهش می‌یابد، به نظر من هند به‌عنوان بازار اولیه برای بسیاری از کسب‌و‌کارها، به رشد سریع خود ادامه خواهد داد. من فکر می‌کنم که این یک بازار رشد فوق‌العاده‌ برای حداقل ۲۰ سال بعد خواهد بود.

دلایل زیادی برای این حرف من وجود دارد. اول اینکه هند یک جمعیت مصرف‌کننده رو به رشد دارد که به نظر من حتی نسبت به رشد آن در ۱۵ سال گذشته، رشد سریع‌تری خواهد داشت. در دو دهه گذشته، با معرفی چین و هند به جهان، اقتصادهای ما به شدت رشد داشت: رشد ناخالص داخلی چین بین سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ از ۲/ ۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۱ میلیارد دلار- یعنی بیش از ۹ برابر- رسید. هندوستان از یک اقتصاد ۵۰۰ میلیارد دلاری به یک اقتصاد ۳/ ۲ میلیارد دلاری در آن زمان رسید که قابل‌مقایسه با رشد ژاپن بین سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۰۰ است. رشد در چین با صادرات شروع شد، سپس به بازار خانگی گسترش یافت. اکنون هند در جایگاهی قرار دارد که چین در سال ۲۰۰۵ قرار داشت؛ ما رشد صادرات داشتیم اما اکنون با گسترش بازار مصرف‌کننده، رشد داخلی نیز خواهیم داشت.

عامل دوم این است که ما هم هزینه‌های فزاینده مصرف‌کننده داریم و هم مخارج رو به افزایش دولت. سوم اینکه به تغییراتی نگاه کنید که در چند سال گذشته در زیرساخت مالی و اقتصادی روی داده است. وقتی مشکلات هند با تکنولوژی حل شود، پلت‌فرم‌های دیجیتال‌ بیشتری وجود خواهند داشت. با پلت‌فرم‌های دیجیتال بیشتر، مدل‌های کسب‌و‌کار بیشتری وجود دارند و این به معنای کسب‌و‌کارهای جدید است.

بنابراین ما باید نرخ فعلی رشد‌مان را حداقل برای یک دوره طولانی حفظ کنیم. و این امر درآمد سرانه ما را افزایش خواهد داد که در حال حاضر کمتر از ۲۰۰۰ دلار است اما تخمین زده می‌شود که طی دهه آینده به ۱۵ هزار دلار یا ۲۰ هزار دلار افزایش یابد. حتی اگر تنها ۵/ ۷ درصد رشد برای چهار یا پنج سال آینده وجود داشته باشد، درآمد سرانه به شدت افزایش خواهد یافت. من در مورد آینده هند حس بسیار خوبی دارم.

 آیا فکر می‌کنید که این رشد به‌طور متفاوتی در صنایع مختلف در حال رخ دادن است؟

هیچ روش جامعی برای تعریف آن وجود ندارد. به‌عنوان مثال، فولاد یک صنعت رشد در هر جایی نخواهد بود اما یک صنعت فوق‌العاده در هندوستان است. به‌عنوان یک ملت ما سالانه حدود ۱۰۰میلیون تن فولاد استفاده می‌کنیم و در نهایت این مقدار را دوبرابر می‌کنیم. وقتی زیرساخت‌ ما ایجاد شود، تقاضای بیشتری وجود خواهد داشت.

همچنین صنعت اتومبیل ما به‌طور قابل‌توجهی رشد خواهد داشت. زمانی که طبقه متوسط چین ظهور کرد و تقاضا برای اتومبیل رشد یافت، به تبع آن هزینه یک اتومبیل شخصی کاهش یافت و به این ترتیب صنعت اتومبیل چین از تولید ۷۰۰ هزار ماشین در سال به ۲۴ میلیون ماشین رشد کرد. وقتی درآمد سرانه بالا رفت، یک نقطه برای شروع پرش وجود خواهد داشت و هند نیز آن را تجربه خواهد کرد. اما مزایا و معایبی برای صنعت اتومبیل وجود دارد؛ چرا که ما نیاز به نسل جدیدی از وسایل نقلیه ارزان و از نظر محیط‌زیستی پایدار داریم. کسب‌و‌کارهای مصرفی نیز به دلیل مشابهی، صنایعی با رشد بالا در هندوستان خواهند بود: افراد درآمد قابل عرضه بیشتری دارند. چند صد میلیون مصرف‌کننده به دنبال محصولات و خدمات جدید هستند و همه آنها به‌صورت آنلاین در ارتباطند؛ بنابراین اشتیاق و آرزوهای آنها رشد یافته است. همه افراد تمایل به محصولات درجه یک و عالی دارند. ما باید مطمئن شویم که می‌توانیم برای آنها قیمت مناسب ارائه دهیم.

همچنین انرژی الکتریکی نیز در جایگاهی قرار دارد تا به خوبی در هند رشد کند. مصرف فعلی سرانه برق در این کشور در مقایسه با چین یا ایالات‌متحده به شدت پایین است. اما تقاضای مصرف‌کننده و رشد مصرف انرژی به یکدیگر پیچیده‌اند. به‌عنوان مثال، زمانی که افراد بیشتری بتوانند از عهده خرید کولر گازی برآیند، انرژی بیشتری مصرف می‌شود. بنابراین فرصت‌های بزرگی برای رشد وجود دارد و در عین حال ما نیاز به راه‌حل‌های تازه و پایدارتری داریم. در این میان تکنولوژی نقش بسیار مهمی را ایفا خواهد کرد.

  شرکت‌های تاتا به مدت ۱۵۰ سال با سوالی زندگی کرده‌اند که بسیاری از شرکت‌ها تازه شروع به تفکر جدی در مورد آن کرده‌اند: «نقش کسب‌و‌کار من در جامعه چیست؟» به مدیرعاملی که تلاش می‌کند این سوال را برای شرکتش به‌کار ببرد چه می‌گویید؟

همان‌طور که موسس ما- جی.ان.تاتا- گفت شرکت ما یک باور بسیار دیرینه دارد که می‌گوید هدف کسب‌و‌کار ما «جامعه» است. نقل‌قول مشهور او توسط همه افراد شرکت تکرار می‌شود. در هر مکانی که ما فعالیت می‌کنیم، بر این باوریم که باید به نفع جامعه کار ‌کنیم. من فکر می‌کنم که این هدف بخش جدایی‌ناپذیری از هر کسب‌و‌کاری است. در حقیقت توسعه جامعه نمی‌تواند بدون کسب‌و‌کار اتفاق بیفتد و کسب‌و‌کار نمی‌تواند بدون توسعه جامعه پیشرفت کند. اگر هر کسب‌و‌کاری برای فعالیت بدون یک هدف اجتماعی تلاش کند، چندان دوام نمی‌آورد. پس کسب‌و‌کار و توسعه اجتماعی در کنار یکدیگر است که مفید واقع می‌شوند.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد

 


نظرات()   
   

جلب اعتماد مشتری کلیدی ترین عامل افزایش میزان فروش محصولات برند است که تنها با صداقت، روراستی، شفافیت و اهمیت به بازخورد مصرف کننده امکان پذیر می شود.

همان طور که احتمالا تاکنون تجربه کرده اید، سراسر اینترنت پر از اخبار تقلبی و تیترهای مبالغه آمیز به منظور افزایش تعداد کلیک و بازدید از سایت شده است. بنابراین جذب مخاطب از طریق بازاریابی محتوا نیازمند جلب اعتماد مشتری است. برندهای شناخته شده و قدیمی اعتماد مشتری ها را در طول چند سال جلب کرده اند. اما کسب وکارهای کوچک و جدید چگونه می توانند با تولید چند خط محتوای ساده مشتری را به خرید از برند تشویق کنند؟ عوامل تاثیرگذار زیادی وجود دارند، اما صداقت و روراستی دو عامل مهمی هستند که بدون شک رضایت مشتری را جلب می کنند. در ادامه این مقاله به بررسی بیشتر راه هایی برای جلب اعتماد مشتری می پردازیم.

۱- استفاده از اینفلوئنسرها برای جلب اعتماد

اینفلوئنسر مارکتینگ یعنی تبلیغ برند توسط افراد معروف، یکی از روش های بازاریابی است که حتما نمونه های آن را در شبکه های اجتماعی دیده اید. این مدل بازاریابی به دو دسته ی میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ و ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ تقسیم بندی می شود. ماکرو اینفلوئنسرها افراد بسیار معروفی هستند که اغلب مردم آن ها را می شناسند. اما میکرو اینفلوئنسرها افرادی هستند که کمتر شناخته شده اند و معمولا کمتر از ۱۰ هزار فالوئر در شبکه های اجتماعی دارند.


این روزها ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ دیگر مانند گذشته جواب نمی دهد؛ زیرا اغلب مصرف کنندگان با تکنیک های این روش بازاریابی آشنا شده اند. با این حال ۸۴ درصد مصرف کنندگان، نقدهای آنلاین را به اندازه ی پیشنهاد محصول از طرف دوستانشان قبول دارند. همچنین تنها ۲۳ درصد خریداران معتقدند فروشنده ی محصول در انتخاب آن ها نقش داشته است. پس سایر روش های اینفلوئنسر مارکتینگ هنوز هم به جلب اعتماد مشتری کمک می کند.

میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ مخاطبان را ۶۰ درصد بیشتر با برند درگیر می کند زیرا این افراد شخصا روی مهارت هایشان سرمایه گذاری کرده اند. فالوئرهای کم این افراد مانند دوستان واقعی شان هستند و به حرفی که می زنند اعتماد دارند. درحالی که ماکرو اینفلوئنسرها کسانی هستند که به خاطر چهره یا استعداد بازیگری خود معروف شده اند و شناخت زیادی از برندی که تبلیغ می کنند ندارند. بنابراین بازخورد گرفتن مداوم از افراد کمتر شناخته شده خیلی تأثیرگذارتر از افرادی است که محصول مورد نظر ارتباطی با زمینه ی کاری شان ندارد. مردم دوست دارند معتبر بودن محصول را از شخصی مانند خودشان بشنوند.

۲- شفافیت اهمیت بالایی دارد

همیشه فاصله ی اعتمادی زیادی میان خریداران و فروشندگان وجود دارد. اغلب فروشندگان معتقدند شفاف عمل می کنند؛ اما خریداران چنین چیزی را باور ندارند. به عنوان مثال ۸۵ درصد فروشندگان معتقدند در طول فرآیند فروش در مورد محدودیت های محصول خود صادق بوده اند؛ اما تنها ۳۶ درصد خریداران با آن ها هم عقیده هستند.

اغلب برندها یک جمله یا پیام مشخص دارند که صد درصد به آن وابسته نیستند و به همین دلیل برای مشتری سخت است که حرف های برند را باور کند. مشتری ها دوست دارند ویژگی ها، مزایا و معایب واقعی محصول را بدانند و با دید بهتری برای خرید آن اقدام کنند. مردم توقع ندارند یک محصول از همه نظر کامل باشد. آن ها دوست دارند چیزی که می بینند باور کنند و با دید بازتری محصولی با ویژگی های مورد نظر را خریداری کنند. روراست بودن و صداقت برندها باعث محبوبیت و افزایش میزان فروش محصولات می شود. مشتری ها همچنین دوست دارند به شخصیتشان احترام گذاشته شود. ۶۶ درصد آن ها زمانی که با یک شماره مورد خطاب قرار می گیرند، فروشگاه را برای همیشه ترک می کنند.

۳- تقویت حسن نیت مشتری

مصرف کنندگان دوست دارند به دیگران کمک کنند و بازخورد خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. طبق گزارش ها ۸۴ درصد خریداران تمایل دارند تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. با این حال تعداد کمی از خریداران از حسن نیت مشتری به نفع خودشان استفاده می کنند. البته ناگفته نماند که زمان برای همه مهم است و نمی توان انتظار داشت هر مشتری نقد کاملی از محصول بنویسد. این وظیفه ی فروشنده است که با طرح سؤال های چهار گزینه ای نظر خریداران را جویا شود و در اختیار سایر مصرف کنندگان قرار دهد. همچنین نقدها باید بر اساس موضوع دسته بندی شود و در اختیار مشتری های آن محصول قرار بگیرد. بنابراین بهترین کار طرح سؤال و جواب های کوتاه است.

۴- اهمیت دادن به نقد و بازخورد مشتری

همان طور که در ابتدا گفتیم، تعداد اخبار نامعتبر، نقدهای تقلبی و درز اطلاعات کاربران توسط بسیاری از کسب و کارها رو به افزایش است. به عنوان مثال شرکت فیسبوک چند وقت پیش به انتشار اطلاعات کاربرانش متهم شد و شرکت آمازون نیز از کاربران تقلبی برای نوشتن نقدهای مثبت در مورد محصولات استفاده می کرد. انجام چنین کارهایی نه تنها اعتماد مشتری را جلب نمی کند بلکه اعتماد جلب شده را نیز از بین می برد. شرکت Yelp به برخی افراد پول می داد تا برای برندها خاص تبلیغ کند؛ این شرکت نیز اعتماد خود در میان کاربران را از دست داده است و تعداد زیادی از آن ها سایت را برای همیشه ترک کرده اند.

مطمئنا سایت های تخصصی نقد، تنها منبع کاربران برای تحقیق در مورد برند نیستند. این روزها شبکه های اجتماعی تبدیل به یکی از منابع اصلی نقد و بررسی شده اند. تمام لایک ها و کامنت هایی که در شبکه های اجتماعی گذاشته می شوند در حکم بازخورد مشتری عمل می کنند. این یعنی برندها باید دقت بیشتری روی جزئیات داشته باشند و تجربه ی بهتری برای مشتری رقم بزنند.

۵- استفاده از بازخورد مشتری برای پیشرفت

مشتری که زمان می گذارد و نظر خود را در مورد محصولی بیان می کند یعنی اهمیت زیادی برای پیشرفت برند قائل است. درنتیجه کسب وکارهایی که به فکر اعتمادسازی هستند باید از این بازخوردها برای بهبود کیفیت برند استفاده کنند. شما نمی توانید به مشتری بگویید در این زمینه خوب هستید اما در زمینه ی دیگر ضعیف عمل می کنید. این باعث می شود مشتری سراغ برند رقیب برود. بازخوردها بهترین وسیله برای شناسایی نقاط ضعف و تلاش برای از بین بردن آن ها هستند. برندهایی که عملکرد شفافی دارند، بازخوردهای مشتری را جدی می گیرند و برای بهتر شدن تلاش می کنند. آن ها بعد از مدتی از تمام رقبا پیشی می گیرند و به برندی محبوب تبدیل می شوند.


تکنولوژی و هوش مصنوعی به اندازه ای پیشرفت کرده اند که بسیاری از برندها از ربات ها برای خدمت رسانی به مشتری استفاده می کنند. برقراری روابط انسانی، شفاف بودن و گوش دادن به بازخورد مشتری از عوامل اصلی اعتمادسازی میان مخاطب و برند است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 24 فروردین 1396  11:29 ق.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

بدون شک گوگل بزرگ‌ترین شبکه کامپیوتری دنیا را در اختیار دارد، شبکه‌ای که شامل مراکز داده‌هایی به وسعت یک انبار بزرگ هستند و در 15 نقطه در 4 چهار قاره مختلف قرار گرفته‌اند. بسیاری از مشکلاتی که این شرکت طی یک دهه اخیر با آن مواجه بوده می‌تواند مشکلات فعلی بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی باشد.

به نوعی تجربه این شرکت می‌تواند تجربه‌ای پیش روی شرکت‌های فعلی کوچک و بزرگ بازار به شمار آید. حدود 6 سال پیش زمانی که گوگل شیوه جدیدی از تشخیص صدا برای به‌کارگیری در سیستم عامل اندروید را اختراع کرد، مهندسان این شرکت نگران این بودند که شبکه‌ فعلی گوگل وسعت و فضای لازم را برای نگهداری این حجم از داده‌ها نداشته باشد. طبق تخمین مهندسان، اگر هر یک از دستگاه‌های اندرویدی فعلی از سیستم جدید تشخیص صدا تنها به مدت 3 دقیقه در روز استفاده می‌کردند، شرکت گوگل باید تعداد مراکز داده خود را دو برابر می‌کرد.

در آن زمان، گوگل در مراحل ابتدایی به‌کارگیری سیستم تشخیص صدا از طریق شبکه‌های عصبی و سیستم‌های پیچیده ریاضی قرار داشت. در سال‌های اخیر این بخش از یادگیری ماشینی با رشد سریعی همراه شده و علاوه بر صدا، سیستم‌های تشخیص چهره، ترجمه ماشینی و جست‌وجوی اینترنتی نیز به دنیای شبکه و کامپیوتر هوشمند وارد شده‌اند. پس از استفاده از این متد، خطاهای گوگل با 25 درصد کاهش همراه بود اما به‌کارگیری این سیستم به قدرت و فضای بسیار بیشتری نیاز داشت. گوگل به‌جای دو برابر کردن مراکز داده، چیپ‌هایی با نام «تی پی یو»
(Tenso Processing Unit) اختراع و تولید کرد که به‌طور تخصصی برای راه‌اندازی و کنترل شبکه‌های عصبی ساخته شده بودند. یکی از مهندسان فعال در بخش تولید این چیپ در این‌ باره گفت: «یافتن یک راهکار جدید که از نظر مصرف انرژی به‌صرفه‌تر باشد کاملا منطقی به نظر می‌رسید.» در حقیقت قدرت پردازش این چیپ بین 30 تا 800 برابر پردازشگرهای معمولی است.

گوگل این پردازشگر را ابتدا در ماه مه‌ رونمایی کرد اما اطلاعات بسیار محدودی درباره آن به مخاطبان ارائه داد. حال تیم مهندسان تولیدکننده این پردازشگر گزارش کاملی درباره این پروژه منتشر کرده‌اند و نحوه عملکرد چیپ و مشکلاتی که این چیپ قادر است حل کند را در این گزارش به‌طور کامل توضیح داده‌اند. گوگل از این چیپ تنها برای پردازش در بخش شبکه‌های عصبی استفاده می‌کند و زمانی که کاربر دستور صوتی را به گوشی اندرویدی خود می‌فرستد، این چیپ‌ها نیز فعال می‌شوند.با ساخت این چیپ، گوگل دیگر نیازی به ساخت 15 مرکز داده جدید ندارد و این مساله موجب ذخیره زمان و هزینه زیادی برای گوگل شده است. همچنین ساخت این چیپ موجب تحول در دنیای پردازشگرهای کامپیوتری شده است.

همان‌طور که گوگل، فیس‌بوک، مایکروسافت و دیگر شرکت‌های بزرگ سرویس‌های بیشتری با استفاده از شبکه‌های عصبی می‌سازند، نیاز به یک پردازشگر تخصصی برای آموزش و راه‌اندازی مدل‌های هوش مصنوعی نیز افزایش پیدا می‌کند. بیشتر شرکت‌ها مدل‌های خود را با استفاده از پردازشگرهای گرافیکی انجام می‌دهند. این پردازشگرها در اصل برای استفاده در بازی‌های کامپیوتری و دیگر برنامه‌های بصری ساخته شده‌اند اما برای استفاده در قلب شبکه‌های عصبی هم مناسب به نظر می‌رسند و به همین دلیل شرکت‌ها از این پردازشگرها استفاده می‌کنند. البته بعضی از کمپانی‌ها مانند مایکروسافت و شرکت چینی بایدو (Baidu) از چیپ‌های جایگزین استفاده می‌کنند، همانند چیپ تی‌پی‌یو شرکت گوگل.

اما تفاوت اینجاست که گوگل این چیپ را انحصارا برای کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری سیستم وسیع شبکه‌های عصبی خود اختراع و تولید کرد. شرکت گوگل بیشتر سخت‌افزارهای مورد استفاده در مراکز داده‌های خود را تولید می‌کند که شامل سرورها و قطعات شبکه می‌شود. اکنون گوگل تولید قطعات تجهیزات را یک مرحله جلوتر برده و موفق به تولید پردازشگرهای اختصاصی شده است و روز به روز از خرید قطعات و سخت‌افزار از دیگر شرکت‌ها بی‌نیازتر می‌شود.این چیپ همچنین موجب ایجاد تحول در بازار پردازشگرها شده است. گوگل، فیس‌بوک و مایکروسافت در گذشته از بزرگ‌ترین خریداران پردازشگر به حساب می‌آمدند اما اختراع چیپ جدید گوگل، این شرکت را از رده‌ این خریداران خارج کرده است، به همین دلیل شرکت اینتل که به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده پردازشگرها شناخته شده به دنبال تولید چیپ‌های جدید خواهد رفت تا از این طریق بتواند دوباره نبض بازار را در اختیار بگیرد.

 

متمرکز اما گسترده

Jouppi مدیر تیم مهندسان شرکت گوگل در اواخر سال 2013 و به منظور ساخت چیپی که امروز با نام تی‌پی‌یو شناخته شده است به شرکت گوگل آمد. او در گذشته در شرکت‌هایی از جمله اچ‌پی و DEC به‌عنوان محقق سخت‌افزاری فعالیت می‌کرد. او می‌گوید شرکت گوگل قصد داشت نوعی چیپ با نام FPGA را که امروزه شرکت مایکروسافت از آن استفاده می‌کند در شبکه‌های عصبی مراکز داده خود به‌کار بگیرد. استفاده از آن چیپ‌ها خیلی زمان می‌برد و شرکت می‌توانست از این چیپ‌ها برای انجام وظایف مورد نظر و با برنامه‌ریزی مجدد آنها استفاده کند اما نتایج این آزمایش نشان می‌داد که این چیپ‌ها قادر به اجرای وظایف با سرعت و قدرت مورد نظر گوگل نبودند. او در ادامه گفت: «چیپ‌هایی که برنامه‌ریزی مجدد می‌شوند هزینه‌های بالایی دارند و نتایج آزمایش نشان می‌داد که این چیپ‌ها از نظر عملکرد هیچ تفاوتی با پردازشگرهای گرافیکی ندارند.»

در پایان شرکت تصمیم به ساخت چیپ‌های تخصصی گرفت، چیپی که از ابتدا برای انجام یک هدف و وظیفه تخصصی طراحی شده باشد. طبق اظهارات Jouppi، از آنجا که گوگل این چیپ را برای استفاده در شبکه‌های عصبی ساخته است، قدرت پردازش این چیپ بین 15 تا 30 برابر چیپ‌هایی است که برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. ناگفته نماند که این چیپ برای اجرای تمامی وظایف مرتبط با شبکه‌های عصبی قابل استفاده است. از جمله این وظایف می‌توان به شبکه‌های عصبی پیچیده مورد استفاده در سیستم تشخیص چهره و تشخیص دستورات صوتی اشاره کرد. استفاده از این چیپ برای استفاده در یک مدل محدود نخواهد بود.گوگل از چیپ تی‌پی‌یو به مدت دو سال استفاده کرده است و از آن برای تشخیص چهره، ترجمه ماشینی و حتی در بازی AlphaGo استفاده می‌کند. در کل استفاده از این چیپ از آنجا که باعث جلوگیری از ساخت دیتا سنترهای جدید و افزایش هزینه کلان برای این شرکت شده، راضی‌کننده به نظر می‌رسد.


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
سه شنبه 22 فروردین 1396  12:07 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

در حال حاضر کمتر کسی حداقل در ایران وجود دارد که با داشتن گوشی هوشمند، پیام‌رسان تلگرام را در گوشی‌اش نصب نکرده باشد. بدین ترتیب پس از نرم‌افزارهای مشابه دیگر مانند ویچت، وایبر و واتس‌اپ که هر کدام به تدریج کاربران خود را در ایران از دست دادند، تلگرام به پیام‌رسانی بی‌رقیب تبدیل شده و قابلیت‌هایی مانند سرعت و امنیت بالا این پیام‌رسان را به محبوبیت بالایی رسانده است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، تلگرام نهایتا به انتظارها درباره اضافه کردن تماس صوتی به دیگر قابلیت‌های خود پایان داد و روز دهم فروردین با انتشار پستی در وبلاگ خود قابلیت تماس صوتی را در به‌روزرسانی ۳.۱۸ خود آشکار کرد. البته در حال حاضر این قابلیت تنها برای کاربران ساکن غرب اروپا فراهم شده و شایعاتی هم درباره راه‌اندازی آن در برخی کشورها در آسیا به گوش می‌رسد و آنچنان که مسوولان تلگرامی اظهار کرده‌اند، به زودی کاربران سایر کشورها هم قادر خواهند بود از این قابلیت استفاده کنند.

بنابر ادعای سازندگان تلگرام، تماس صوتی این برنامه بسیار امن خواهد بود و برای بهتر شدن کیفیت آن، از هوش مصنوعی ساخت تلگرام در آن استفاده شده است. همچنین کلیه مکالمات صوتی تلگرام به صورت دوسویه رمزنگاری شده است. این بدان معناست که نه فقط سازندگان اپلیکیشن بلکه هیچ شخص ثالث دیگری قادر به شنود آن‌ها نیست. همچنین کاربران می‌توانند دسترسی مخاطب‌ها به برقراری تماس صوتی را برای مخاطبان خود محدود یا غیرفعال کنند.

اگرچه پیش از این هم نرم‌افزاری برای برقراری تماس صوتی در تلگرام وجود داشت اما به صورت رسمی متعلق به تلگرام نبود بلکه یک شرکت نرم‌افزاری پیش از این با ایجاد تغییراتی در تلگرام، امکان مکالمه صوتی را نیز در آن گنجانده، با نام کالگرام عرضه کرده و خلا تماس صوتی را پر کرده بود. با وجود این با اضافه شدن قابلیت تماس صوتی به تلگرام به صورت رسمی، خیال کاربران بار دیگر از امنیت پیام‌هایشان جمع می‌شود.

با فراهم شدن تماس صوتی برای کاربران اروپایی تلگرام، محمود واعظی -وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- از بررسی این امکان برای کاربران ایرانی خبر داد و اظهار کرد که مسئولان تلگرام موضوع راه‌اندازی تماس صوتی رایگان برای کاربران ایرانی را با مسوولان در میان گذاشتند و همچنین کمیته‌ای برای بررسی اثرات رایگان بودن تماس صوتی روی اپراتورهای داخلی تشکیل شده و قرار است این کمیته اثرات راه‌اندازی تلگرام صوتی را روی اپراتورهای داخلی مشخص کند.

تماس صوتی تلگرام، مشروط بر رضایت اپراتورها

واعظی درباره سرویس صوتی جدید تلگرام اظهار کرده بود: سیاست ما همواره این بوده که خدماتی که مورد نیاز مردم است و به لحاظ اقتصادی لطمه‌ای به کار دیگران نمی‌زند را آزاد بگذاریم. تعداد کاربران تلگرام در ایران قابل مقایسه با کشورهای دیگر نیست، بنابراین تلگرام آرام آرام خدماتش را در ایران توسعه می‌دهد.

وی همچنین خاطرنشان کرد: این‌گونه خدمات از طریق شبکه‌هایی که اپراتورها در آن‌جا سرمایه‌گذاری کرده‌اند ارائه می‌شود، یعنی اگر اپراتورها راضی به ارائه خدمات نباشند ارائه این سرویس‌ها با مشکل روبرو می‌شود. ما اکنون اجازه داده‌ایم اپراتورها بررسی کنند که سرویس‌های جدید تلگرام چه تاثیری بر وضعیت اقتصادی آنها می‌گذارد. ما دنبال اقدامی هستیم که هم مردم راضی باشند و هم اپراتورها، البته ما نمی‌توانیم اپراتورها را اجبار کنیم که صوت را سرویس کنند.

این اظهارات واعظی در حالی مطرح می‌شود که برخی از کارشناسان فنی حوزه IT معتقدند با فراهم شدن امکان تماس صوتی تلگرام در سراسر جهان، هیچ کشوری نمی‌تواند برای استفاده از آن با تلگرام مذاکره کند. درواقع در صورت عدم رضایت عوامل داخلی با این قابلیت، امکان فیلتر آن در تلگرام وجود ندارد بلکه علت راه‌اندازی فاز به فاز تلگرام برای امکانات صوتی رایگان در اروپا، آمریکا و آسیا، احتمالا رفع اشکالات احتمالی است و نه رایزنی مسوولان تلگرام.

با توجه به سابقه کمرنگ شدن پیامک از طریق اپراتورها با ظهور پیام‌رسان‌های اینترنتی و سرنوشت مشابهی که با رایگان بودن تماس‌های صوتی تلگرام در انتظار تماس‌های اپراتوری است، این احتمال مطرح شده که شاید تاثیر این قابلیت تماس صوتی بر وضعیت اقتصادی اپراتورهاست که موجب شده درباره ارائه این سرویس اما و اگر هایی مطرح شود.

اگرچه هنوز مشخص نیست که مسوولان تلگرام هم مطابق نظر اپراتورهای ایرانی و با موافقت آنها به گسترش این قابلیت بپردازند و یا با ارائه این قابلیت در دیگر کشورهای آسیایی، تماس صوتی تلگرام برای همه ایرانیان فراهم شود.

بنابراین با توجه به اظهارات وزیر  ارتباطات و تاکید بر لزوم عدم متضرر شدن اپراتورها، شاید راهکارهایی از جمله فیلتر کلی این پیام‌رسان، همان‌طور که پیش از این هم شایعات بسیاری درباره آن وجود داشته است، فیلتر تماس صوتی، که کارشناسان فناوری اطلاعات آن را غیرممکن می‌دانند و یا وضع هزینه‌هایی برای تماس صوتی تلگرامی در مسیر ارائه این سرویس وجود داشته باشد اما صحت این احتمالات تنها در صورت ارائه قابلیت تماس صوتی برای کاربران ایرانی مشخص خواهند شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

پاورپوینت مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید..........شنبه 17 آذر 1397

روانشناسی رفتاری در خدمات‌رسانی به مشتری ..........شنبه 17 آذر 1397

گوگل از علل شکست استارتاپ‌ها می‌گوید ..........شنبه 17 آذر 1397

پرفروش‌ترین کتاب جهان معرفی شد..........شنبه 17 آذر 1397

دوست خوب چه خصوصیاتی دارد؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو..........شنبه 17 آذر 1397

دو اژدهای چینی بازار موبایل را می‌بلعند ..........شنبه 17 آذر 1397

چه کسانی بیمه بیکاری می‌گیرند؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

فولکس واگن ظرفیت تولید ۱۵میلیون خودروی برقی را دارد ..........شنبه 17 آذر 1397

۳.۹میلیارد نفر از جمعیت جهان آنلاین هستند ..........شنبه 17 آذر 1397

اولویت‌های شرکت تاتا در ۱۵۰سالگی ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

برای شروع، منتظر ایده نمانید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

۱۲ایده راجع به بیزینس آنلاین که شما می توانید از فردا شروع کنید ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

کسب و کار خانوادگی خود را رشد دهید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دورکاری و ضرورت حفظ ارتباط میان کارمندان ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

همه پستها