شنبه 6 اردیبهشت 1399  05:56 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

تقریبا همه افراد تجربه کار با یک مدیر بد را داشته اند. آمارها نیز در این رابطه رقم ۷۶درصدی تجربه کار با مدیرانی با اخلاق های نادرست را برای آمریکا نشان می دهد که برای کشور پیشرفته ای مانند آمریکا بسیار بالا است و می توان نتیجه گرفت که اوضاع در اکثر کشورهای دیگر بدتر است، با این حال واقعیت این است که شرایط نمی‎تواند برای همه افراد ایده آل باشد و نمی توان انتظار داشت که افراد موقعیت شغلی خود را برای پیدا کردن مدیری بهتر رها کنند.

 اگرچه توصیه می شود که در صورت مواجهه با چنین شرایطی به دنبال شغلی دیگر نیز باشید، با این حال تا زمانی که شرکت ایده آل پیدا نشده است، رها کردن موقعیت فعلی اقدامی پرریسک خواهد بود. تحت این شرایط سوالی که مطرح است این است که چه کاری را باید انجام داد که اخلاق های بد یک مدیر، باعث از بین رفتن علاقه به کار و کاهش روحیه کارمندان نشود. در این راستا ضمن بررسی ویژگی-های یک مدیر بد، به ارائه راهکارهایی خواهیم پرداخت. به عقیده لین تیلور متخصص مدیریت نیروی انسانی، یک مدیر بد نه‎تنها بر روی کار شما تاثیر خواهد گذاشت، بلکه زندگی شخصی را نیز با مشکل مواجه می سازد. برای مثال فردی را تصور کنید که تحت فشار روانی شدیدی از سوی مدیر شرکت خود قرار دارد. بدون شک وی دیگر نمی-تواند به مانند سابق نقش های خود در خانواده را ایفا کند. این امر تنها یک نمونه ساده برای درک بهتر این مسئله محسوب می شود.

1-دروغ‎گویی

اگر مدیر شما یک دروغگو محسوب می شود، بدون شک کاندیدای جدی اطلاق بد بودن است. این امر نه‎تنها باعث خواهد شد تا تیم شرکت به بی‎اعتمادی برسد، بلکه امکان برنامه‌ریزی درست و انگیزه داشتن را نیز از میان خواهد برد. درواقع شما نمی توانید تشخیص دهید که کدام یک از حرفه ها درست بوده و کدام یک تنها دروغ هایی برای بهبود اوضاع محسوب می شود. بدون شک شما به عنوان یک کارمند شرکت، از قدرت تغییر مدیر خود برخوردار نبوده و در صورت تلاش در این زمینه با خطر از دست رفتن موقعیت شغلی خود مواجه خواهید شد. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال راهکاری دیگر باشید. توصیه ما این است که دروغ ها را یادداشت کرده و با دسته‎بندی آنها، مواردی را که معمولا از سوی مدیر شرکت به دروغ مطرح می شود را در کنار خود داشته باشید. شما هر صحبتی را می توانید با موضوعات یادداشت شده مورد بررسی قرار داده و نسبت به میزان صحت آن به یک جمع‎بندی برسید. درواقع هنگامی که از همان اول بدانید که یک صحبت کاملا دروغ است، بدون شک بر روی آن حساب نخواهید کرد.

همچنین برطبق نظر روانشناس‎ها هر فرد در هنگام دروغ گفتن، رفتارهایی را از خود بروز می دهد. برای مثال برخی از افراد از تماس چشمی خودداری می-کنند. بدون شک با تحلیل و توجه به حرکات مدیر خود در هنگام مطرح کردن صحبت های مختلف می-توانید در این رابطه نیز به نتایج جالبی دست پیدا کنید. در نهایت فراموش نکنید که هیچ‎گاه از تجربه کارمندان باسابقه شرکت غافل نشوید. بدون شک مشورت گرفتن از آنها نیز می تواند کاملا کارساز باشد. علت این امر به این خاطر است که آنها تجربه همکاری بیشتری را داشته و شناخت کامل تری را از مدیر شرکت دارند.

2-اشتباه نکردن

اگرچه در نگاه اول ممکن است تصور کنید که این ویژگی کاملا مثبت است، با این حال واقعیت این است که اشتباه کردن، یک اتفاق کاملا طبیعی بوده و تنها در دو حالت شاهد آن نخواهیم بود؛ نخست آنکه پنهان‎کاری صورت گرفته باشد و یا مدیر شرکت بیش از حد محتاط باشد. در هر دو حالت چنین مدیری را نمی توان لایق تلقی کرد. درواقع تمامی تصمیمات بزرگ نیاز به جسارت و قدرت ریسک داشته و چنین روحیه ای باعث می شود تا در بهترین حالت، وضعیت شرکت همواره ثابت باقی بماند که با توجه به تلاش سایر شرکت ها برای پیشرفت، بعید است برندی قادر باشد با این سیاست حتی جایگاه فعلی خود را نیز حفظ کند. تحت این شرایط دیگر تفاوتی ندارد که شما تا چه حد پرانگیزه و پرتلاش ظاهر شوید، بدون شک به بالاترین نتایج از اقدامات خود دست پیدا نخواهید کرد.

در این رابطه ابتدا باید دلیل این موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. درواقع برای یک مدیر بسیار سخت است که اشتباه کند. آنها تصور می کنند که در صورت اقرار به این موضوع، جایگاه خود را نزد کارمندان از دست خواهند داد، با این حال واقعیت این است که بنا بر تحقیقات انجام‎شده، در حدود 91درصد از کارمندان، صداقت مدیر شرکت حتی در رابطه با اشتباهات را یکی از فاکتورهای مهم در رابطه با میزان رضایت شغلی خود عنوان کرده اند. به همین خاطر لازم است تا این تصور غلط را کنار بگذارید، با این حال راهکاری که کارمندان تحت این شرایط می توانند انجام دهند این است که شما نقطه مقابل رئیس خود باشید، درواقع هنگامی که کارمندان یک شرکت به سادگی به اشتباهات خود اقرار کرده و در تلاش برای جبران آن باشند، مدیریت نیز دیگر دلیلی برای ادامه رفتار خود حس نخواهد کرد. همچنین شما می توانید اهداف شخصی ای را برای خود تعیین کنید تا در صورتی که شرکت رشدی را ندارد، شما روند رو به رشد خود را حفظ کنید.

3-سخت گیری

بدون شک مدیری که به نوعی در انتظار است تا از شما اشتباهی رخ دهد تا شدیدا برخورد کند، با این حال در هنگام کسب موفقیتی ابدا تعریفی را انجام نخواهد داد و تصور می کند که این اقدام کاملا وظیفه شما بوده است، بدون شک در روحیه هر فردی بدترین تاثیر را به همراه خواهد داشت. درواقع برای این مدیران تفاوتی ندارد که شما تا چه اندازه دچار اشتباه شده اید و تلاش شما برای جبران آن چگونه خواهد بود، آنها تنها می-خواهند که شما را تحت فشار قرار دهند. تصور آنها نیز این است که با این سخت گیری شما دیگر مرتکب اشتباه نخواهید شد که آمارها خلاف این موضوع را به اثبات می رساند، با این حال این امر تنها کارمندان را به سمت پنهان‎کاری و عدم انجام اقدامات جدید سوق می دهد که بدون شک برای وضعیت شرکت بسیار بد خواهد بود. تحت این شرایط بهتر است که اگر مدیر شرکت نسبت به وضعیت شرکت خود، توجهی را ندارد شما نیز خود را به سختی نندازید و تنها در حد انتظار ظاهر شوید. درواقع دلیلی وجود ندارد در شرایطی که مدیر شرکت چنین رفتار غیرحرفه ای را دارد، شما به مانند یک قهرمان ظاهر شوید.

4-نگاه یکسان

اگر مدیر شرکت به همه افراد نگاهی یکسان را داشته و توقع دارد که شما نیز به مانند خودشان و یا فردی خاص در شرکت رفتار کنید، لازم است تا شما تفاوت ها خود با دیگران را یادآور شوید. درواقع این اشتباه مدیر شما است که اصل بسیار ساده تفاوت افراد با یکدیگر را فراموش کرده است، با این حال اگر از این اقدام خود نتیجه لازم را به دست نیاوردید، لازم است تا اعلام کنید که شما سبک کاری خاص خود را دارید و با توجه به این امر که وظایف به خوبی در حال انجام است، در صورت اصرار بیشتر شما به ترک شرکت فکر خواهید کرد. درواقع این دسته از مدیران بدون شک اگر شرایط اخراج شما را داشتند، دیگر چنین موردی را مطرح نمی کردند. به همین خاطر شما می-توانید با اعمال فشار، از تکرار چنین اتفاقی جلوگیری کنید. در این رابطه حتی اگر اخراج هم شوید، بیکار بودن برای مدتی به مراتب بهتر از زمانی خواهد بود که شما هر روز خود را با چنین فضای ناعادلانه ای سپری کنید. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که در ابتدا بهتر است تا با لحنی محترمانه رفتار کرده و حتی از توصیه آنها تشکر نیز کنید، با این حال برای آنها توضیح دهید که به چه دلیل به این صورت کارهای خود را انجام می دهید. درواقع تهدید، باید راهکار بعدی شما باشد و اولویت با تمام کردن ماجرا بدون دلخوری خواهد بود.

5-میکرو منیجینگ

این حالت به زمانی اطلاق می شود که مدیر شرکت تمایل دارد تا کارمندان خود را به صورت کامل زیر نظر داشته باشد. بدون شک این وضعیت برای هیچ کارمندی خوشایند نخواهد بود، با این حال برای رفع این موضوع، ضروری است تا کمی صبور باشید. درواقع توصیه می شود تا خودتان تمامی اطلاعات را برای مدیریت ارسال کنید. این موضوع باعث خواهد شد تا آنها یا حجم بالایی از مطالب مواجه شده و پس از مدتی از آن خسته شوند و از شما بخواهند که دیگر به این اقدام خود ادامه ندهید. پس از طی کردن این مرحله دیگر مدیریت به خاطر رد کردن این اقدام شما، نمی تواند عملکردتان را زیر ذره بین قرار دهد. همچنین علت این رفتار از سوی برخی از مدیران، سخت اعتماد کردن آنها است که بدون شک این اقدام آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

6-نژادپرستی

اگرچه بسیار خنده‎دار است که مدیری در قرن بیست و یک هنوز هم چنین عقاید پوسیده ای داشته باشد، با این حال واقعیت این است که این تفکر هنوز هم طرفدارانی دارد. تحت این شرایط توصیه می شود تا از موسسات حامی کارمندان کمک گرفته و شرایط را برای اخطار رسمی و یا پیدا کردن کاری دیگر مهیا سازید. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که کارمند یک شرکت بودن ابدا به معنای بردگی نبوده و شما باید تحت هر شرایطی عزت نفس خود را حفظ کنید. نمونه های متعددی از مدیرانی وجود دارد که به علت چنین رفتارهایی با جریمه های بسیار سنگین و از دست رفتن آبرو مواجه شده-اند. به همین خاطر ابدا خود را محکوم به تحمل شرایط ندانید.

7-توجه نکردن

توجه نکردن می تواند مصادیق متعددی را داشته باشد. برای مثال ممکن است یک مدیر به پیشرفت شما و ایجاد فرصت برای رشد بی‎توجه باشد و یا در رابطه با آینده با تیم خود صحبت نکند. تحت این شرایط تنها یک راهکار وجود دارد و آن این است که شما در این رابطه پیشقدم شوید. درواقع این سیاست باعث خواهد شد تا مدیر شرکت انجام این اقدام را الزامی بداند. درواقع تصور بسیاری از مدیران این است که تا زمانی که صدای مخالفی وجود نداشته باشد، نباید تغییری را در شیوه کاری خود انجام دهند.

در نهایت توجه داشته باشید که در صورت آنکه بتوانید سایر کارمندان را با خود همصدا کنید، بدون شک قدرت اعمال فشار بالاتر را خواهید داشت.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
دوشنبه 25 فروردین 1399  08:10 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت داشبورد مدیریتی

پاورپوینت-داشبورد-مدیریتیپاورپوینت داشبورد مدیریتی، در 33 اسلاید. یکی از مباحثی که در حوزه مدیریتی مطرح است، مسئله مشغله مدیران است که این امر باعث می‌شود نتوانند به طور یکنواخت مدیریت خود را در تمامی سطوح و بخش‌ها اعمال کنند، بنابراین در اینجا در اختیار قرار گرفتن یکسری اطلاعات پالایش شده از عملکرد زیر مجموعه‌ها که ...


دانلود فایل


نظرات()   
   

تجارت بهتر یعنی موفقیت و رسیدن به اهداف کاری ، راهی که برای آن باید از تجارب مدیران و موفق های دنیای بیزینس استفاده کرد.

 برای پیشرفت در تجارت به پول بیشتر نیاز نیست بلکه باید ایده های خوبی داشته باشید ،نگران سرمایه گذاری های جدید نباشید بیشتر روی چیزهایی که مد نظر دارید تمرکز کنید اگر میخواهید تجارتتان پیشرفت کند. تنها ایده کافی نیست بلکه ایده راه را هموارتر می کند این واقعیت نباید شما را بترساند در واقع باعث می شود واقع بینانه تر به تجارت نگاه کنید. 

5 کاری که باید برای بهتر شدن تجارت و بیزینس انجام دهید

تحقیق کنید

تحقیق در مورد تجارت بسیار ضروری است چون بارشد تجارتهای اینترنتی رقابت در این عرصه بسیار دشوار شده است .درتجارت های کوچک و بزرگ افراد دنبال رقیب هایی هستند که قدرت گفت و گوی بالاتری دارند وسایل را با قیمت ارزان تر می فروشند ،تحقیقات به شما نشان می دهند که در حال و آینده کجا خواهید بود.

تحقیق ایده و کارهای درست را نشان میدهد وبه شما یاد میدهد که چگونه کار کنید و چه نکته مثبتی از کار بگیرید مهم نیست در تجارت نیاز به کمک دارید یا نه تحقیق در این مورد باعث ارتقا در این عرصه می شود و همین طور باعث درس گرفتن از پیروزی ها و اشتباهات می شود.

اشتباهات را در مسیر کاری مدام اصلاح کنید 

در طول مسیر آزادی در محل کار خلاقیت را پرورش می دهد برای داشتن نظر بهتر باید یاد بگیرید خطر کنید بنابر این خلاقیت خود را بالا ببرید و سعی کنید کارهای جدیدی انجام دهید و اشتباه کنید این تنها کار یادگیری در طول مسیر است بهترین نظرات تجارت وقتی خلاقیت ریست کردن و اشتباه کردن با هم ترکیب شود ایجاد می شود.

ایده های قبلی را توسعه دهید

جول مدیر رسانه عمومی مجموعه ای را بر اساس ایده های دیگران بنا کرده است وایده های خوب را از بین همین نظرات بیرون آورده اگر ایده ای به ذهنتان رسید حتما آنرا ثبت کنید. کاری که باید انجام دهید دوایده را که تقریباً یک شباهت دارد انتخاب کرده و چگونگی ارتباط و تفاوت آنها را بسنجید مثلاً دو ایده را کنار هم بگذارید نقاط تفاوت را مرتبط کنید و یک ایده واحد بسازید.

هرکسی برای پیشرفت پیشنهادی دارد 

اینکه هر کسی چیزی برای پیشنهاد کردن دارد سعی کنید در تجارت از تجارب گروه های دیگر استفاده کنید چون برخی گروه ها مهارت یا پول برای به اشتراک گذاشتن دارند هرشخصی چیزی برای ارائه دادن دارد فقط به دنبال موقعیتی برای بروز دادن آن هستند برای اینکه نظرات بهتری داشته باشید موارد را همه جانبه بسنجیدبهترین راه برای انجام این کار گفتگو با تیم مقابل است شما نیازمند افرادی پیرامون خود هستید که صادق باشد نه فقط تاییدتان کند دو گروه با عقاید مختلف تشکیل دهید و از نظرات آنها برای پیشرفت بازخورد استفاده کنید

شناخت مشتری راز مهم افراد موفق در تجارت

یکی دیگر از راه های پیشرفت در تجارت شناخت مشتری و سلیقه آن است اگر هوشیار و آگاه باشید در واقع 50 درصد راه را با موفقیت طی کرده اید چون سرمایه گذاری در جایی که تقاضا باشد با سرعت بیشتری پیشرفت می کنداز خودتان بپرسید چه کسی مشتری مان است مشتریمان چه چیزی نیاز دارد شرکت چه کاری برای کمک به مشتری انجام می دهد با انجام این مراحل متوجه تغییر و پیشرفت درروند تجارتتان خواهید شد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 9 فروردین 1399  06:54 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که اعتقاد دارید که برخی از افراد مدیرانی لایق آفریده می شوند؟ این جمله بیشتر به بهانه ای برای عدم تلاش و توجیه شکست ها بوده و ابدا نمی توان آن را ثابت کرد.

این امر در حالی است که نمونه هایی از افراد مختلفی در جهان را می توان نام برد که در ابتدا حتی از استانداردهای مدیریتی برخوردار نبوده ولی اکنون از جمله بهترین ها هستند. به همین خاطر ضروری است تا نگرش خود را نسبت به این مسئله تغییر دهید، با این حال سوالی که مطرح است این می باشد که چگونه می توان در این زمینه به مهارت و سطح لازم دست پیدا کرد؟ در همین راستا به بررسی 9 اصل مدیریت خواهیم پرداخت که حاصل تحقیقاتی چند ساله است.

1-مثالی برای تمامی کارمندان خود باشید

این امر که همه فرهنگ شرکت در شما نمود داشته باشد، بهترین راهکار برای افزایش سطح تیم شرکت و خودتان محسوب شده و باعث می شود تا سریعا رشدی فوق العاده را داشته باشید. اگرچه این امر در ابتدا کمی سخت به نظر می رسد، با این حال پس از مدتی به عادت رفتاری شما تبدیل خواهد شد. نکته دیگری که در این بخش باید به آن توجه کنید این است که رفتار شما ابدا نباید جنبه مصنوعی را داشته باشد. درواقع بسیاری از مدیران تنها در شراییط خاص برخی از رفتارها را از خود بروز می دهند. این امر تنها به ضرر خودتان خواهد بود و هیچ نتیجه مثبتی را خصوصا در درازمدت به همراه نخواهد داشت. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که برخلاف تصور عموم، مدیریت و کارآفرینی ابدا به معنای پشت میز نشستن و راحتی زیاد نبوده و شما بالاترین حجم فشار را متحمل خواهید شد.

2-نقاط قوت تیم خود را بشناسید

یک مدیر لایق فردی است که شناخت لازم را از تیم خود داشته باشد. در این رابطه بهتر است تا بیشتر بر روی نقاط قوت تیم خود تمرکز کنید. این امر باعث خواهد شد تا روحیه تیم حفظ شده و آنها به سمتی حرکت کنند که عملا نقاط ضعف کاملا کمرنگ شود. این امر در حالی است که اگر بخواهید برای کاهش نقاط ضعف مستقیما آنها را هدف قرار دهید، بدون شک با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد. این امر تیم شما را نیز به افرادی ناراضی تبدیل می کند. درواقع یک مدیر موفق، باید همواره به دنبال بهترین تصمیم ممکن باشد. در نهایت با شناخت استعدادها و پتانسیل های هر یک از افراد تیم خود، امکان مدیریت صحیح آنها فراهم می شود.

3-به دنبال توانمندسازی تیم خود باشید

بسیاری از مدیران از قدرت دادن به تیم خود ترسی بی دلیل را داشته و تصور می کنند که این امر باعث کاهش قدرت آنها خواهد شد. این امر در حالی است که شما باید تیم خود را به سطح ایده آل برسانید. در غیر این صورت حتی بهترین تصمیمات نیز با ضعف در اجرا مواجه خواهد شد. در این رابطه توصیه می شود تا به تیم خود وظایف مهمی را محول کرده و اختیار عمل کافی برای اتخاذ تصمیمات مرتبط با حوزه کار خودشان را بدهید. در نهایت هیچ گاه از مشورت گرفتن از تیم شرکت خودداری نکرده و از خودرأی بودن فاصله بگیرید. این امر شما را به فردی محبوب در شرکت تبدیل کرده و در کارمندان حس ارزشمندی را به علت توجه ویژه شما ایجاد خواهد کرد.

4-اعتماد کنید

این امر که به کارمندان خود اعتماد داشته باشید، باعث خواهد شد تا آنها از زیر ذره بین بودن فاصله گرفته و آرامش لازم را داشته باشند، با این حال در این رابطه نباید بیش از حد افراطی نیز باشید. درواقع همواره باید احتمال ها را نیز مدنظر قرار داد. این امر اگرچه ابدا ساده نیست، با این حال مزیت های فوق العاده ای را به همراه دارد.

5-آینده نگری داشته باشید

اگرچه شما باید بیشترین توجه را به وضعیت فعلی داشته باشید، با این حال این امر به معنای فراموش کردن آینده نبوده و در جهان بهترین مدیران آنهایی هستند که برای چندین سال آینده نیز برنامه ای دقیق دارند. به همین خاطر تفاوتی ندارد که در چه مرحله ای به سر می برید و شرایط شرکت شما به چه شکلی است. اگر به آینده توجه نداشته باشید، بدون شک محکوم به نابودی خواهید بود. به عنوان نکته پایانی ذکر این امر ضروری است که برنامه شما برای آینده باید به صورت مداوم مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته و چند سناریو داشته باشید. درواقع این احتمال را باید مدنظر داشته باشید که ممکن است همه چیز مطابق انتظار شما جلو نرود.

6-استانداردی برای خود داشته باشید

بدون داشتن این ویژگی شما قادر خواهید بود تا تیم خود را به سمت موفقیت بیشتر سوق دهید. به همین خاطر ضروری است تا قدرت تحت تاثیر قرار دادن سایرین را در خود افزایش داده و دقیقا بدانید که تا چه حد باید به تیم خود فشار بیاورید. برای مثال تمرین سخنرانی، یکی از اقدامات کاملا موثر محسوب می شود. این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که افراد بنا به هر دلیل ممکن است عقب نشینی کنند، با این حال شما نباید اجازه وقوع چنین اتفاقی را بدهید.

7-احترام زیادی برای تیم خود قائل شوید

اگرچه در گذشته مدیران کارمندان را به نوعی برده خود می دانستند، با این حال در عصر حاضر، چنین تفکری تنها به نابودی شما منجر خواهد شد. درواقع شما باید به تمامی افراد تیم خود احترام گذاشته و این اقدام را ضامن رفتار مشابه از جانب آنها بدانید. فراموش نکنید تا زمانی که رابطه محترمانه و صمیمی شکل نگرفته باشد، هیچ فعالیتی نتیجه بخش نخواهد بود.

8-مشوق باشید

انتقادکردن راحت ترین کار جهان محسوب شده و هر فردی می تواند آن را انجام دهد. با این حال شما به عنوان یک مدیر، لازم است تا شیوه متفاوتی را داشته باشید. درواقع انتظارات این است که شما کمک های لازم را به افراد برای رفع مشکلات کرده و مشوق آنها باشید. درواقع این امر درست به مانند مربی ورزشی است که به صورت دائم در حال افزایش روحیه بازیکن خود است.

9-بیش از حد به قوه ترس بها ندهید

هر اقدام و تصمیم بزرگی به جسارت کافی و ریسک پذیری نیاز دارد. بدون شک یک مدیر نیاز به تصمیم گیری های بسیار دارد. بدون شک از دل یک روحیه ضعیف، تصمیمی درست بیرون نخواهد آمد. به همین خاطر ضروری است تا ضمن محترم شمردن ترس ها، از حالت افراطی فاصله گرفته و بدانید که چه زمان هایی ابدا نباید ترسی را داشته باشید.

در نهایت با رعایت این 9 اصل شما شانس کسب موفقیت بیشتری را خواهید داشت. با این حال هرگز فراموش نکنید که همواره فضا برای بهترشدن وجود دارد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 9 فروردین 1399  06:19 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت-اصول-مدیریت-علمی-فردریک-تیلور
پاورپوینت اصول مدیریت علمی فردریک تیلور
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: pptx
تعداد صفحات: 13
حجم فایل: 119 کیلوبایت
قیمت: 9500 تومان

توضیحات:
پاورپوینت اصول مدیریت علمی فردریک تیلور، در 13 اسلاید.

بخشی از متن فایل :
فردریک وینسلو تیلور در سال 1856 در ژرمانتان، پنسیلوانیا در یک خانواده موفق پوریتانس، چشم به جهان گشود. والدین وی دوست داشتند او نیز مانند پدرش، یک وکیل شود.
پس از انقلاب صنعتی و با استفاده از ماشین در عملیات تولید و بروز تغییرات عمده در نظام تولیدی و اقتصادی و تکنولوژیکی جهان نظیر تولید انبوه و جدا شدن مدیر و مالک ازهم توسط فردی به نام فردریک وینسلو تیلور مطرح شد. تیلور مهندسی مکانیک بود که با استفاده از تجربیات خود درصنایع فولادسازی، مطالعاتی در زمینۀ اصول مدیریت و مطالعۀ روش کار انجام داد .او حرکاتِ بدن را برای انجام کار و زمان انجام کار را مطالعه می‌کرد تا بتواند زمانی استاندارد را برای انجام کارها تعیین کند و بر اساس آن قضاوت کند زمانی که هرکارگر برای انجام کار مشخصی صرف کرده چه تناسبی با زمان ممکن برای انجام آن کار داشته است.

فهرست :
مقدمه
چهار اصل مدیریت علمی تیلور
ده روش اجرایی
همکاران فردریک تیلور در مدیریت علمی
انتقادات وارده بر فردریک تیلور

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.


نظرات()   
   
جمعه 10 آبان 1398  09:49 ب.ظ

عصر دیجیتال و دنیای کسب‌وکارهای نوپاست و نسبت موفقیت کسب‌وکارهای نوپا به شکست‌شان بسیار پایین است. از هر ده کسب‌وکار نوپا فقط یک عدد زنده می‌ماند.

 این مساله بسیار مهم موجب شده بررسی شکست استارت‌آپ‌ها(شرکت‌های نوپا) مورد توجه سازمان‌های پژوهشی در سراسر دنیا قرار گیرد. در یکی از پژوهش‌ها 101 شرکت نوپای شکست‌خورده مورد بررسی قرار گرفته‌اند تا بتوان دلایل مهم شکست‌شان را کشف کرد. دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپا مورد توجه بسیاری از افراد جامعه است، چراکه هر یک از آنها به نحوی با کسب‌وکارهای نوپا در ارتباط هستند. از سازمان‌های دولتی و حمایتی گرفته تا سرمایه‌گذاران و علاقه‌مندان به حضور در شرکت‌های نوپا، حال آن‌که بررسی گذشته و مشکلات کسب‌وکارهای شکست‌خورده می‌تواند بهترین راه کشف این دلایل باشد.

شکست کسب‌وکارهای نوپا

مطالعه داستان شکست کسب‌وکارها نشان می‌دهد بسیاری از آنها به دلایلی بیش از یک دلیل شکست خورده‌اند. در واقع هر کسب‌وکار نوپا را مجموعه‌ای از دلایل به زمین زده است، ولی ما پنج دلیل عمده برای شکست کسب‌وکارهای نوپا را بررسی کرده‌ایم. از آنجا که هر یک از کسب‌وکارهای نوپا بنا به دلایل متنوعی شکست خورده‌اند می‌توان دلایل مطرح شده را به همه آنها نسبت نداد، ولی احتمالا یکی از پنج دلیل مطرح شده در بسیاری از کسب‌وکارهای شکست‌خورده وجود داشته است. مطمئنا یک نسخه واحد برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد و نمی‌توان دلایل را برای همه کسب‌وکارها یکسان در نظر گرفت، اما قطعا بیان چنین نتایجی به اکوسیستم‌های کارآفرینی کمک شایانی خواهد کرد. جالب است بدانید اطلاعات به‌دست آمده از 101 کسب‌وکار شکست خورده‌ای تحلیل شده‌اند که صاحبان کسب‌وکار اطلاعات شکست خود را در اختیار عموم قرار داده‌اند و اگر همین فرهنگ بین کسب‌وکارهای نوپای ایرانی هم به‌عنوان یک الگوی مناسب در نظر گرفته شود احتمالا می‌توانیم در مورد دلایل دقیق‌تر شکست کسب‌وکارهای نوپای ایرانی اظهار نظر کنیم.

​​​​​​​  اشباع بازار، 42 درصد

اولین و مهم‌ترین دلیل شکست، عدم نیاز بازار با رقم 42درصد است. در واقع این کسب‌وکارها نیاز بازار را به درستی شناسایی نکرده‌اند تا مساله موجود در بازار را حل کنند و فقط مساله‌ای را حل می‌کنند که برای خودشان جالب است، اما الزاما این مساله مهم بازار نیست. تقریبا نیمی از کسب‌وکارهای مورد بررسی که شکست خورده‌اند یکی از دلایل شکست‌شان بررسی نکردن درست نیاز بازار بوده است.

به‌عنوان مثال کسب‌وکاری را در نظر بگیرید که روی بهبود تجهیزات مطب پزشکان و افزایش جذابیت آن کار می‌کند، در نگاه اول به نظر می‌رسد این کسب‌وکار به‌سرعت می‌تواند قدرتمند شود، اما واقعیت این است که پزشکان بیشتر دنبال بیمار هستند تا این‌که بخواهند مطب زیبایی داشته باشند. در واقع اگر نیاز پزشکان به‌درستی تشخیص داده می‌شد احتمالا این کسب‌وکار بیشتر روی جذب مشتریان (بیماران) برای پزشکان تمرکز می‌کرد، چراکه این موضوع می‌توانست یک مساله مهم از مسائلی را که دغدغه پزشکان است، حل کند. در واقع ممکن است این کسب‌وکار از داده‌ها، فناوری و علوم روز دنیا استفاده کرده باشد و براساس دانش مدیران خود به رفع مشکل و حل یک مساله مهم پرداخته باشد، اما نبود یک مدل کسب‌وکار مناسب و متناسب با نیازهای کاربران موجب شده چنین کسب‌وکاری با شکست مواجه شود.

  اتمام پول، 29 درصد

پول و زمان، دو عنصر مهم و حیاتی برای کسب‌وکارهای نو هستند. اگر کسب‌وکارها ارزشمندی پول و زمان در اختیار خود را درک نکنند، به سرعت آن را از دست خواهند داد و از دست دادن یکی از این دو عنصر حیاتی می‌تواند موجب شکست کسب‌وکارها شود. کسب‌وکارهایی را در نظر بگیرید که ابتدای شکل‌گیری خود با کمک‌های مختلف از جمله سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران، جمع‌آوری پول‌های خود یا هر روش دیگری مبلغ نه چندان زیادی را جمع‌آوری می‌کنند، حال آن‌که الزاما این پول نمی‌تواند ماندگار باشد و اگر به‌سرعت و در زمان کوتاه نتوانند نظر رضایت سرمایه‌گذاران را جلب کنند و به فروش محصول یا خدمات خود نرسند، احتمالا محکوم به شکست هستند. مدیریت درست منابع مالی و همچنین بررسی دقیق زمان‌های در دسترس می‌تواند به کسب‌وکارهای نوپا کمک کند تا با یک برنامه‌ریزی مناسب، خود را در برابر این دلیل مهم شکست مقاوم کنند.

  تیم نامناسب، 23 درصد

تشکیل تیم مناسب و متناسب با کسب‌وکار به‌عنوان سومین دلیل مهم شکست کسب‌وکارهای نوپا شناخته شده است. با توجه به این‌که در بیشتر موارد کسب‌وکارهای نوپا به دلیل نداشتن سرمایه مالی کافی سعی دارند از افراد تیم نهایت استفاده را کنند و در بسیاری از موارد همین صرفه‌جویی مالی می‌تواند موجب شکست آنها شود. استیو جابز در این باره می‌گوید: «اگر بنیانگذار یا بنیانگذاران یک کسب‌وکار نوپا فکر کنند که خود به تنهایی و بدون صرف هزینه می‌توانند اولین خروجی محصول یا خدمت خود را آماده کنند سخت در اشتباه هستند. 

به نظر می‌رسد استفاده از تیم‌های بیرونی و دورکار و حتی استخدام نفرات مرتبط که بتوانند زودتر محصول یا خدمت را با حداقل موارد مورد نیاز آماده کنند، کمک بیشتری به کسب‌وکارها کند تا بخواهند خودشان نمونه اولیه محصول یا خدمت خود را تهیه کنند.» 

البته راهکارهای مناسبی در این باره وجود دارد، به‌عنوان مثال بسیاری از کسب‌وکارها برای رفع این مشکل و حل مساله مالی سعی دارند با دادن سهمی از سهام شرکت به افراد، آنها را بیشتر درگیر برنامه‌های خود کنند. اگر کسب‌وکارهای نوپا بتوانند آدم‌های بلند پرواز منطقی را که دوست دارند امروز سرمایه‌گذاری کنند تا فردایی روشن‌تر داشته باشند، پیدا کنند احتمالا کمتر به دلیل بیان شده با شکست روبه‌رو خواهند شد.

  شکست به واسطه رقبا، 19 درصد

به محض این‌که یک ایده خوب به یک محصول یا خدمت تبدیل شود، احتمال این‌که رقبایی سرسخت و سختکوش پیدا کند، کم نیست. این مساله‌ای است که بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا به آن توجه نمی‌کنند و طبق بررسی‌های انجام شده بین 111 شرکت نوپا، 19 درصد آنها یکی از دلایل شکست‌شان پیروز نشدن در مقابل رقبایشان بوده است. مساله خیلی ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید، فرض کنید شما یک مشکل را بررسی و یک ایده بسیار عالی برای رفع آن را عملیاتی کرده‌اید، فقط کافی است به این فکر کنید که رقیبی برای شما وجود داشته باشد و به‌عنوان مثال برنامه‌ای که در اختیار کاربران قرار می‌دهد کمی ساده‌تر از برنامه شما باشد همین کافی است که کاربران از ابزار او برای رفع مشکل خود استفاده کنند. این خیلی طبیعی است، شما هم باشید احتمالا همین کار را می‌کنید.

  قیمت‌گذاری و هزینه، 18 درصد

فاصله یک درصدی دلیل چهارم و پنجم نشان می‌دهد میزان اهمیت این دو دلیل شکست نزدیک به هم است و توجه کسب‌وکارهای نوپا را می‌طلبد. قیمت برای خیلی از مشتریان یکی از مهم‌ترین عوامل استفاده یا استفاده نکردن از محصولات و خدمات است. اگر قیمت مناسبی را برای محصولات خود در نظر بگیرید احتمالا مشتریان بیشتری خواهید داشت، اما نکته حائز اهمیت اینجاست که قیمت مناسب آیا هزینه‌های کسب‌وکار شما را پوشش می‌دهد یا نه؟ در صورتی که قیمت مناسب داشته باشید، ولی هزینه‌ها پوشش داده نشوند احتمالا نتیجه شکست خواهد بود. از طرف دیگر اگر هزینه‌های خود را بخواهید با قیمت بالا تامین کنید احتمالا حجم مشتریان شما کاهش خواهد یافت پس تناسب بین این دو موضوع برای بقای کسب‌وکارهای نوپا حیاتی است. تخفیف همیشه جذاب است و اگر در قیمت‌گذاری به حاشیه سود مناسب دقت شود و بتوان تخفیفات را روی محصولات و خدمات اعمال کرد احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

امروزه مدیریت استارت‎آپ یکی از کارهای دشوار و پیچیده به نظر می رسد. اگرچه فناوری های نوین کمک زیادی به صاحبان استارت‎آپ ها می کند، اما هنوز هم برخی از امور چالش‎برانگیز باقی می ماند.

  مهم ترین نیاز استارت آپ ها فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. امروزه همه مردم از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. تصمیم‎گیری مشتریان در زمینه خرید محصولات نیز تا حد زیادی بستگی به تجربه مشاهده برندها در پلتفرم های اجتماعی دارد.

به عنوان یک استارت آپ تازه‎کار فعالیت در شبکه های اجتماعی دشواری های خاص خود را دارد. در این مقاله هدف اصلی من بررسی شیوه های فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. در ادامه به بررسی مهم ترین پیش نیازهای هر استارت‎آپ برای فعالیت تاثیرگذار در پلتفرم های اجتماعی خواهیم پرداخت.

موفقیت استارت آپ ها در شبکه های اجتماعی

ضرورت برنامه‎ریزی

برنامه‎ریزی نخستین و مهم ترین پیش‎نیاز برای فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. این امر هم از طریق آژانس های کمکی در زمینه برنامه‎ریزی و خودمان امکان‎پذیر خواهد بود. نکته مهم در اینجا طراحی برنامه ای بلندمدت است. در صورت لحاظ امور جاری در برنامه مان احتمال موفقیت ما در شبکه های اجتماعی کاهش چشمگیری خواهد یافت.

طراحی برنامه برای فعالیت در شبکه های اجتماعی در ارتباط با تفکر استراتژیک است. در گام نخست باید نسبت به تصویر دلخواه از استارت آپ مان که قصد ترسیم در شبکه های اجتماعی داریم، فکر کنیم. نکته کلیدی در این مرحله امکان یافتن راهکاری برای بیان درست منظورمان به مخاطب است. در غیر این صورت برداشت نادرست از تلاش های ما اجتناب‎ناپذیر خواهد بود.

برنامه‎ریزی با در نظر داشتن اهداف استارت‎آپ مان یکی از شیوه های مناسب محسوب می شود. به هر حال هدف اصلی ما از فعالیت در شبکه های اجتماعی دستیابی به موفقیت در رسیدن به اهداف مان است. پس از آنکه اهداف استارت آپ مان را مشخص کردیم، برنامه‎ریزی برای فعالیت در شبکه های اجتماعی راحت تر خواهد شد. به طور معمول اهداف شرکت ها از حضور در پلتفرم های اجتماعی به شرح ذیل است:

• افزایش آگاهی کاربران پیرامون برندشان

• جلب نظر مشتریان جدید

• ترغیب مشتریان به خرید

• تولید محتوای جذاب

به نظر من تمرکز هر استارت آپ باید روی 1 یا 2 مورد از اهداف فوق باشد. بدون تردید تلاش برای پیگیری همزمان هر چهار هدف پیش رو شانس ما برای موفقیت را کاهش خواهد داد.

توجه به مخاطب

مخاطب هر استارت‎آپ شامل مهم ترین افراد برای آن مجموعه است. متاسفانه بسیاری از برندها در زمینه شناسایی مخاطب هدف-شان عملکرد نامطلوبی دارند. اگر شما تعریف درستی از مخاطب هدف تان دارید، یکی از استارت آپ های خوش‎شانس محسوب می-شوید.

شناخت مخاطب هدف و توجه به افزایش کیفیت تعامل مان با آنها نقش مهمی در موفقیت کسب و کار دارد. خوشبختانه ظهور شبکه های اجتماعی امکان پیگیری این هدف به صورت رایگان و سریع را ممکن کرده است. نکته مهم در اینجا فعالیت در پلتفرم های مورد علاقه مخاطب‎مان است. برخی از برندها بدون توجه به مخاطب شان اقدام به ثبت نام در پلتفرم های مشهور می کنند. این امر اگرچه ما را با دامنه کاربران وسیعی مواجه می سازد، اما شاید همه آنها مخاطب هدف ما نباشند. در اینجا بررسی وضعیت مخاطب شرکت ضروری خواهد بود. به طور معمول این کار با تحلیل اطلاعات طبقه‌بندی شده صورت می گیرد. بسیاری از استارت آپ ها توان لازم برای تولید اطلاعات مورد نیازشان را ندارند. به همین خاطر همکاری با آژانس های بازاریابی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این امر مزیت دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات دقیق و موردنیاز استارت‎آپ مان، آن هم در کمترین زمان ممکن، در پی دارد.

شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی

پس از آنکه برنامه شناخت مخاطب مان را ساماندهی کردیم، نوبت به انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی می رسد. بدون تردید یک شیوه خاص برای همه برندها وجود ندارد، بنابراین در اینجا ما باید دست به انتخاب از میان شیوه-های مختلف یا حتی ترکیب آنها با یکدیگر بزنیم. فقط در این صورت امکان موفقیت در زمینه جلب نظر مخاطب هدف وجود خواهد داشت.

یکی از نکات مهم در زمینه انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی تعامل و شناخت بیشتر مخاطب است. اشتباه اغلب استارت آپ ها تلقی این امر به عنوان کاری بیهوده و فرعی است. به این ترتیب آنها در عمل مطابق با سلیقه خودشان دست به انتخاب شیوه فعالیت می زنند. پرسش اصلی صاحبان کسب و کار در زمینه انتخاب روش فعالیت براساس سلیقه مخاطب مربوط به راهکار آن است. به نظر من بهترین شیوه در اینجا گوش دادن به صحبت های مخاطب هدف است. این امر اطلاعات مناسبی در اختیار برند ما قرار خواهد داد. به این ترتیب امکان انتخاب مناسب فراهم خواهد شد. هیچ‎گاه بدون بررسی ابعاد مختلف فعالیت در شبکه‎های اجتماعی دست به انتخاب نزنید. این امر در اغلب موارد موجب ناکامی استارت آپ-ها در زمینه دستیابی به اهداف شان خواهد شد. به هر حال اگر موفقیت در شبکه های اجتماعی آسان بود، این مقدار استارت آپ شکست خورده وجود نداشت.

شیوه فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی باید شامل ارائه راهکارهای مناسب به مخاطب برای رفع مشکلات و تولید محتوای ارزشمند باشد. این امر به گونه های مختلف امکان‎پذیر است. به عنوان مثال، برخی از استارت آپ ها اقدام به بارگذاری ویدئوهای زنده برای پرسش و پاسخ با کاربران می کنند. بدون تردید این شیوه نیازمند داشتن دامنه وسیعی از مخاطب هدف است. هیچ‎کس علاقه ای به اختصاص زمان برای بارگذاری ویدئوی آنلاین بدون حضور تعداد مناسبی از کاربران ندارد. اگر کسب و کار شما تازه کار خود را شروع کرده است، بارگذاری پست بهترین گزینه خواهد بود. به علاوه ویدئوهای تخصصی در یوتیوب دامنه بیشتری از مخاطب ها را جلب می-کند. به این ترتیب بارگذاری ویدئو را به این بخش انتقال دهید.

اهمیت توسعه برند

یک استارت آپ در سفری دائمی قرار دارد. در فرآیند این سفر هدف اصلی بنای وجه های مختلف برندمان خواهد بود. اطلاع‎رسانی مناسب در مورد استارت آپ اهمیت بالایی دارد. این امر موجب آگاهی کاربران از حضور برندمان در عرصه کسب و کار خواهد شد. به این ترتیب شانس موفقیت ما افزایش چشمگیری می یابد. ماهیت اصلی توسعه شبکه های اجتماعی نیز همین امر است. در حقیقت شبکه های اجتماعی برای افزایش سطح ارتباط میان افراد بنا شده است. استفاده مناسب برندها از پلتفرم های مختلف به تحقق هرچه بهتر این هدف کمک خواهد کرد.

به عنوان یک کسب و کار نگاه رو به جلو و تلاش برای ایده‌پردازی خلاقانه اهمیت بالایی دارد. هیچ‎کس یک برند تکراری را دوست ندارد بنابراین برنامه کلی تان را به طور مداوم مورد بازبینی قرار دهید. این امر همیشه ما را در فهرست استارت آپ های محبوب کاربران نگه خواهد داشت.

مسیر پیش رو

همیشه از داشتن برنامه ای دقیق اطمینان حاصل کنید. اشتباه بسیاری از استارت آپ ها تلاش برای استفاده فوری از ایده های مختلف است. بدون بررسی دقیق ایده ها شانس ما برای جلب نظر مخاطب و دستیابی به اهداف مان کاهش چشمگیری خواهد یافت. در نهایت نیز اهمیت ارزیابی نتایج فعالیت استارت‎آپ مان در شبکه های اجتماعی را در یاد داشته باشید. این امر به بهبود و به روز رسانی برنامه مان در آینده کمک شایانی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  11:05 ب.ظ

درست به مانند هر اقدامی، نخستین فعالیت در زمینه کارآفرینی همواره با سختی و استرس بالایی همراه است. همین امر نیز ریسک کار را به شدت افزایش می دهد.

 به همین خاطر استفاده از تجربیات سایرین، اقدامی کاملا هوشمندانه خواهد بود. درواقع من در نخستین سال فعالیت خود، با مشکلاتی جدی مواجه بودم، با این حال با استفاده از راهکارهایی موفق شدم تا عملکردی درخشان را داشته باشم. درواقع در همان سال برند خود با نام DoNotPay را به جایگاهی رساندم که هیچ کس عملا شانسی را برای آن قائل نبود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، درواقع تصور عموم مردم این است که مدیران تازه کار عملا نمی توانند عملکرد خیلی خوبی را در همان سال اول فعالیت خود داشته باشند، با این حال هیچ دلیل منطقی ای برای این امر وجود نداشته و هر فردی می تواند در نخستین سال فعالیت خود نیز عملکرد فراتر از انتظاری را داشته باشد، با این حال عدم آگاهی از روش ها و اقداماتی که باید انجام گیرد، خود بزرگترین مانع موجود محسوب می شود. همین امر نیز به انگیزه نوشتن این مقاله تبدیل شده و در آن تلاش کردم تا چکیده ای از بهترین تجربیات و راهکارهای خودم را در قالب توصیه هایی درآورم که در ادامه به معرفی پنج مورد منتخب آنها خواهم پرداخت.

1-همه چیز را مورد آزمایش قرار دهید

مشکل بزرگ تقریبا تمامی کارآفرینان تازه کار این است که در تلاش برای پیاده کردن مواردی هستند که به صورت کاملا تئوری آموزش دیده اند. این امر در حالی است که حتی بهترین قوانین نیز در مناطق مختلف، به شکل های گوناگونی به اجرا گذاشته می شود. به همین خاطر ضروری است تا در تلاش برای مورد آزمایش قرار دادن تمامی دانسته های خود باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برخی از موارد حتی ممکن است عملا بی فایده باشد. به همین خاطر نباید از کنار گذاشتن و جایگزین کردن برخی از دانسته های خود، واهمه ای را داشته باشید. فراموش نکنید که هیچ فردی از شما به عنوان فردی تازه کار، انتظار معجزه نداشته و نباید به تصمیمات لحظه ای، در تلاش برای حرفه ای نشان دادن خود باشید. درواقع تنها نتایج شما، معیار ارزشیابی خواهد بود.

به همین خاطر نباید با تفکرات و اقدامات نادرست آن را نابود سازید. فراموش نکنید که از دوستان و اعضای خانواده خود، می توان به عنوان نمونه-های خود استفاده کرد. این امر سرعت انجام آزمایش ها را به شدت افزایش خواهد داد. در نهایت به خاطر داشته باشید که در این رابطه خلاقیت حرف اول را می زند. به همین خاطر نباید تحقیقات و آزمایش ها را اقداماتی بیش از حد هزینه بر تلقی کنید. این اقدام شما باعث خواهد شد تا به تجربه ای دست پیدا کنید که سایرین برای رسیدن به آنها ممکن است چندین سال زمان را نیاز داشته باشند.

2-از اقدامات جدید واهمه ای نداشته باشید

محافظه کار بودن، خصوصیت بسیاری از کارآفرین های تازه کار است. درواقع آنها در تلاش برای حفظ وضع موجود بوده و ریسک تغییرات را نمی پذیرند، با این حال اگر خواهان درخشش در کار خود هستید، لازم است تا شجاعت کافی برای پیاده کردن ایده های جدید را داشته باشید. درواقع اگرچه آزمایش کردن همه چیز مهم است، با این حال اگر قدرت اجرایی کردن نتایج را نداشته باشید، عملا اقدام شما بی نتیجه خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا از همان ابتدا تحمل صدای مخالف خود را داشته باشید.

برای مثال ممکن است با در دست گرفتن شرکتی که برای بیش از 20 سال توسط یک مدیر اداره می شده است تحمل ایده های جدید شما کاملا سخت و با اعتراض هایی همراه باشد، با این حال اگر شجاعت ایستادگی و باور به توانایی های خود را نداشته باشید، بدون شک حضوری کوتاه مدت را تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که هیچ چیز بدتر از شروعی کوتاه مدت نخواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا پس از اطمینان از درستی اقدامات خود، با قدرت آنها را به اجرا درآورید، با این حال این امر به معنای خودرآی بودن نیست و لازم است تا مشورت های مفید از افراد دلسوز و حرفه ای را نیز جدی بگیرید. با این وجود هیچ گاه فراموش نکنید که در نهایت شما تصمیم گیرنده خواهید بود. درواقع برای رسیدن به نتایجی جدید، شما به تصمیمات و اقدامات نوآورانه احتیاج خواهید داشت و در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، حفظ وضع موجود تنها به از دست رفتن جایگاه فعلی منجر می شود.

3-از اتفاقات تلخ به سرعت گذر کنید

به این جمله باور داشته باشید که هر فردی ممکن است اشتباه کند. درواقع حتی در بهترین حالت ممکن نیز افراد اشتباهاتی را مرتکب خواهند شد. این امر حتی برای بهترین ها نیز صادق است، با این حال برای کاهش تاثیر آنها ضروری است تا به سرعت از کنارشان گذر کنید. برای مثال ممکن است در زمینه تبلیغات، اقدام مدنظر شما با نتایج لازم همراه نبوده باشد. تحت این شرایط اگر سریعا آن را فراموش کرده و با توجه به درس های آن، اقدامی کامل تر را در پیش گیرید بدون شک دیگر شکست به دست آمده برای هیچ کس اهمیتی را نخواهد داشت. این امر بدون شک بهتر از زمانی خواهد بود که شما در تلاش برای جلوگیری از وقوع اشتباهات باشید. در نهایت فراموش نکنید که در هر عرصه ای از کسب وکار، لازم است تا به فناوری های جدید توجه داشته باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برندهایی نظیر فیس بوک و اوبر، ایده هایی ساده ای بودند که با استفاده از تکنولوژی روز، موفق به رسیدن به سطح جهانی شده و در بالاترین جایگاه قرار گرفته اند. به همین خاطر عدم توجه به این امر ممکن است حتی بهترین ایده ها و کارآفرین ها را نیز ناکام بگذارد.

4-به کیفیت اطرافیان خود توجه کنید

بدون شک شما از محیط اطراف خود تاثیراتی را پذیرا خواهید بود. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال بهترین ها برای خود باشید. با نگاهی به افراد موفق نیز به این نکته پی خواهید برد که آنها با افرادی در طبقه خودشان، رفت و آمد دارند. به همین خاطر اگر خواهان این امر هستید که کارآفرینی نمونه باشید، لازم است تا دوستان خود را نیز از میان آنها انتخاب کنید. این امر به شکل معجزه آسایی بر روی عملکرد شما تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این انتخاب نه تنها مشاوران خوبی را در کنار شما قرار خواهد داد، بلکه زمینه بسیاری از همکاری ها را نیز فراهم خواهد کرد.

5-صرفه جویی را به عادت رفتاری خود تبدیل کنید

بسیاری از کارآفرین ها در تلاش برای بزرگ تر جلوه دادن برند خود هستند. همین امر نیز باعث می شود تا هزینه های آنها روندی سرسام آور را داشته باشد. بدون شک تحت این شرایط تعادل لازم میان درآمد و هزینه های شما شکل نخواهد گرفت و مدیریت بودجه با مشکلاتی جدی رو به رو می شود. با نگاهی به برندهای برتر جهان نیز پی به شروع ساده آنها خواهید برد. درواقع نقطه شروع شما ابدا مهم نبوده و این امر درست اشتباهی است که باعث می شود تا بسیاری از افراد مستعد در زمینه کارآفرینی، عملا در این حوزه فعالیتی را نداشته باشند. در نهایت فراموش نکنید که صرفه جویی به معنای عدم استفاده از منابع مالی نبوده و بیشتر به درست خرج کردن آن اطلاق می-شود. برای مثال به جای آنکه در تلاش برای خرید یک دفتر بزرگ برای شروع کار خود باشید توصیه می شود تا هزینه را صرف ایجاد یک تفاوت میان خود و سایر رقبا، کنید. این امر بدون شک نتایج به مراتب بهتری را به همراه خواهد داشت. درواقع شما باید قدرت نه گفتن به بسیاری از موارد غیرضروری را داشته و کارآفرینی را یک اقدام نیازمند سرمایه کلان تلقی نکنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:49 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

جک ما، مدیر و موسس شرکت چینی علی‌بابا، از برنامه‌های بازنشستگی خود خبر داده و اعلام کرده که به زودی از مدیریت این شرکت بزرگ خداحافظی خواهد کرد. جَک ما، کارآفرین چینی که موسس و مدیر شرکت چینی علی‌باباست، با مالکیت تعدادی از بزرگ‌ترین وب‌سایت‌های تجاری و آنلاین جهان، در حال حاضر سومین فرد ثروتمند چین محسوب می‌شود. جک ما به‌عنوان موسس و رئیس هیات مدیره‌ شرکت چینی علی بابا (Alibaba)، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تجارت الکترونیک چین است که سال گذشته نیز اعلام کرده بود که قصد دارد از سمت مدیریت خود در این شرکت کناره‌گیری کرده و آن را به افراد تازه‌نفس و خلاق دیگری واگذار کند.

حالا تازه‌ترین اخبار منتشر شده در منابع خبری از جمله وب‌سایت سی‌نت نشان می‌دهد که او در نظر دارد با تمرکز بر یادگیری دروس و مسائل جدید، در آستانه بیستمین سالگرد تاسیس شرکت چینی علی‌بابا بازنشستگی خود را به‌صورت نهایی و رسمی اعلام کند. او در جریان برگزاری رویدادی در روز سه‌شنبه خاطرنشان کرد: من باور دارم جهان سرشار از فرصت‌های جدید است و از آنجا که من مشتاق یادگیری مسائل و موضوعات جدید و همچنین ماجراجویی‌های تازه هستم، می‌خواهم زودتر از موعد خود را بازنشسته کنم و وارد فاز جدیدی از زندگی شوم. شرکت علی‌بابا که نمونه چینی شرکت آمریکایی آمازون است به منظور رقابت و به چالش کشاندن آن وارد این عرصه شد. علی بابا (Alibaba) در سال ۱۹۹۹ میلادی توسط او تاسیس و راه‌اندازی شد تا به فروش آنلاین محصولات گوناگون در سراسر جهان بپردازد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شرکت علی‌بابا موفقیت روزافزون و میزان بالای سودآوری خود را مرهون تلاش و سیاست‌های هوشمندانه جک ما، به‌عنوان موسس و رئیس هیات مدیره این شرکت است.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

رابطه مناسب میان برندها و کارمندان شان همیشه دارای اهمیت است. یکی از نظرسنجی های موسسه گالوپ بیانگر عملکرد بهینه کارمندان دارای تعامل بهتر با شرکت ها از نظر کیفی است. براساس این نظرخواهی کارمندان دارای رابطه مناسب با شرکت های شان ۱۷درصد خلاق تر از سایرین هستند. همچنین این دسته از کارمندان ۲۱درصد عملکرد بهتر در زمینه سودآوری و ۲۰درصد فعالیت بهتر در حوزه فروش دارند.

 به طور کاملا واضح، داشتن کارمندان دارای رابطه مطلوب با شرکت مان سطح کلی بهره وری را افزایش می دهد. در این میان تفاوتی میان اندازه، بودجه و حوزه کسب وکار شرکت ها نیز وجود ندارد. موسسه گالوپ در یکی از بزرگترین پژوهش های خود آمار جالبی در مورد کارمندان سراسر جهان به دست آورده است. بر این اساس فقط 15درصد از کارمندان شرکت ها در سراسر جهان دارای رابطه ای نزدیک و مطلوب به شرکت های شان هستند.

ارتباط تاثیرگذار با کارمندان

باتوجه به آمار موسسه گالوپ بسیاری از برندها نسبت به اهمیت توجه به ایجاد رابطه ای پایدار با کارمندان شان بی توجه هستند. بدون تردید در صورت توانایی برند ما در زمینه جلب نظر کارمندانش مزیت بسیار بزرگی کسب می کنیم. با این حال شیوه انجام چنین کاری محل بحث است. هدف اصلی این مقاله بررسی راهکارهای ایجاد رابطه ای تاثیرگذار با کارمندان در کسب وکارهای مختلف است.

1. اطمینان از انتقال احساس شنیده شدن نظرات کارمندان

کارمندانی که احساس توجه مدیران شرکت به نظرات شان را دارند، به طور قابل توجهی انرژی و توان بیشتری خرج موقعیت شغلی شان می کنند. این دسته از کارمندان اشتیاق بیشتری در مواجهه با طرح های اضافه کاری برندها از خود نشان خواهند داد. به این ترتیب با توجه به ایده ها و گفته های کارمندان شرایط برای کار بیشتر و البته مفیدتر فراهم می شود. فراتر از این، توجه به ایده های کارمندان فرصت های کاری بسیار مهمی را پیش روی ما خواهد گذاشت. این امر به دلیل نگاه متفاوت کارمندان به مسائل کسب وکار است. به این ترتیب آنها توانایی مشاهده و درک نکاتی کاملا پوشیده بر ما را دارند.

در صدر درخواست های اغلب کارمندان از مدیران خود ایده «توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیر بخش» در رتبه نخست قرار دارد. اگر شما دارای شرکتی بزرگ با سلسله مراتب مدیریتی چند لایه هستید، باید این قواعد دست و پاگیر را فراموش کنید. به این ترتیب کارمندان هر بخش باید توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیران بخش خود و دیگر بخش ها را داشته باشند. این امر هم از طریق گفت وگوی رو در رو و هم پل های ارتباطی نظیر ایمیل امکان پذیر است.

پذیرش انتقادات به صورت مناسب از ضرورت های مدیریت مناسب هر مجموعه ای است. به این ترتیب مدیران باید توانایی هضم انتقادهای مختلف را داشته باشند. در غیر این صورت کارمندان بدان ها اعتنای چندانی نخواهند کرد.

چالش اصلی شرکت های بزرگ دشواری ترتیب جلسات ملاقات کارمندان با مدیران است. به دلیل حجم بالای کاری این شرکت ها ترتیب چنین ملاقات هایی به معنای توقف کارها برای چند ساعت است. در مقیاس کسب وکارهای بزرگ همین چند ساعت تاثیر انکارناپذیری بر روی برندها خواهد داشت.

به منظور ایجاد راه ارتباطی ساده و سریع تر، از نرم افزار Smarp استفاده کنید. این نرم افزار امکان برقراری ارتباط تصویری، متنی و صوتی میان کارمندان و مدیران را فراهم می کند. همچنین با استفاده از Smarp کارمندان امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را نیز دارند.

2. همه را مطلع نگه دارید

هیچ کس علاقه ای به آگاهی از خبری به عنوان آخرین نفر ندارد. همه ما احساس مناسبی از اطلاع به موقع اخبار پیدا می کنیم. به این ترتیب شرکت ها باید نسبت به علاقه کارمندان شان نسبت به آگاهی از امور جاری و ایده های آتی توجه کافی نشان دهند. مواردی نظیر تاریخ رونمایی از محصولات تازه، شیوه ارتقای کارمندان و مراسم های مختلف از جمله مهم ترین موارد برای اطلاع رسانی به کارمندان است.

هنگامی که کارمند ما اطلاع کافی از نحوه مدیریت شرکت دارد، به سادگی امکان مشاهده تاثیر تلاش هایش بر روی سرنوشت کسب وکار را خواهد داشت. به عنوان مثال، ایجاد رابط کاربری مناسب برای دسترسی کارمندان به اطلاعات مربوط به سود حاصل از جدیدترین پروژه شرکت تاثیر انکارناپذیری در افزایش انگیزه آنها خواهد داشت. به عبارت ساده، با چنین کاری کارمندان تاثیر عینی تلاش های خود بر روی سرنوشت شرکت را مشاهده می کنند.

اگر شما قصد تزریق هیجان به کارمندان تان از طریق اطلاع رسانی به آنها را دارید، اطلاعات مذکور در سطرهای قبلی را در قالبی دوستانه در درون شرکت منتشر کنید. فرمت هایی نظیر مطلب وبلاگی، نمودارها و ویدئو گزینه های مناسبی برای اطلاع رسانی پیرامون شرکت خواهد بود. یک ایده خلاقانه در این زمینه ایجاد خبرنامه ای برای شرکت است. به این ترتیب کارمندان در فواصل زمانی معین اخبار تازه شرکت را در قالب ایمیل یا نامه دریافت خواهند کرد. راه اندازی یک سیستم اطلاع رسانی درون شرکتی نیز در این مسیر کمک شایانی به شما خواهد کرد.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  08:35 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت تاریخچه پیدایش مدیریت توسعه

پاورپوینت-تاریخچه-پیدایش-مدیریت-توسعهدانلود پاورپوینت با موضوع تاریخچه پیدایش مدیریت توسعه ، در قالب ppt  و در 29 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: مدیریت به عنوان یكی از رشته های علوم انسانی دارای قدمتی بسیار دیرینه است كه بشر همواره فنون مدیریت را در سازماندهی وهماهنگی فعا


دانلود فایل


نظرات()   
   

هارولد وویت کیف پولش را بیرون می‌آورد، دسته‌ای اسکناس ۵۰ یورویی را بیرون می‌کشد و وقتی که پول شعله می‌کشد، با آرامش به آن نگاه می‌کند.

کیف پول را می‌بندد، آتش را خاموش می‌کند و وقتی کیف پول را دوباره باز می‌کند، پول‌ها دست‌نخورده و آمدۀ خرج شدن هستند. اتاقی پر از شاگردان شعبده‌بازی با چشمانی گشاده سر شوق می‌آیند و دست به تشویق بلند می‌کنند.

 اکثر این کارآموزان هنر‌های تردستی، لوطی یا ستارگان یوتیوب نیستند، بلکه مدیران کسب‌وکار و دیگر کارمندانی هستند که امیدوارند چند تردستی تازه بر خورجین خود اضافه کنند.

01

وویت، هفتاد ساله و موسس آکادمی شعبده در پولاک، که از حومه‌های ثروتمند مونیخ است، می‌گوید: "آموختن شعبده‌بازی فقط یاد گرفتن چند تردستی نیست؛ این کار یعنی که شخصیت خود را پیش ببرید و نحوۀ ارایه، صحبت کردن و حرکاتتان را ارتقا دهید. "

وویت که بیش از نیمی از عمر خود را یک شعبده‌باز حرفه‌ای بوده و به آموزش این فن پرداخته، می‌گوید که به همین خاطر است که بسیاری از افراد شاغل و اهالی کسب‌وکار به کلاسهایش می‌آیند.

او می‌گوید: "اکثر شاگردان من شغل اصلی خود را رها نمی‌کند. من همه جور شاگردی داشته‌ام، از انترن‌های جوان گرفته تا یک کشیش ۸۰ سالۀ کلیسا. "

او می‌گوید: "باورتان نمی‌شود در بسیاری از شرایط، شعبده‌بازی به کارتان می‌آید" و از تلاش برای مخ زدن تا تلاش برای به سرانجام رساندن یک معامله را ذکر می‌کند.

جنون هری پاتر

علاقۀ آلمانی‌ها به سحر و جادو، سابقۀ چندین قرنی دارد، اما سال‌های پس از جنگ، شاهد بازگشت قوی این علاقه بود، چرا که جمعیت خستۀ آلمان، در اجرا‌های کلوب‌های شبانه به دنبال سرگرمی و فرار از مشکلات می‌رفتند.

رونق فعلی این فن مرهون جنون ده دهه‌ای هری پاتر است و همچنین شناخت مردم نسبت به اینکه قدری شعبده می‌تواند، فواید بسیاری را در زندگی رقم بزند.

بزرگترین شعبده‌بازان آلمان، نظیر برادران اهلریش، با برنامه‌ها خود استادیوم‌ها را پر می‌کنند.

 
02

مارک ویده، ۲۷ ساله، شعبده‌باز آلمانی در ماه جولای توانست با یک تردستی با ورق، مقام بهترین شعبده‌باز را در مسابقات قهرمانی جهان به دست آورد. او برای رسیدن به این افتخار، رقیبی را که می‌توانست ۱۰ کبوتر و ۴ گوسفند را ناپدید و ظاهر کند را شکست داد. مقام دوم به یک آلمانی دیگر به نام اکسل هکلائو رسید.

وویت که پیش از در دست گرفتن چوب جادو برای یک سرویس اطلاعات خارجی کار می‌کرد، می‌گوید که مدرسۀ شبانۀ او، اولین مدرسه‌ای بود که گواهی شعبده‌بازی‌ای ارایه می‌داد که دولت آن را به رسمیت می‌شناسد.

اما اکثر شاگردانی که برای این کلاس‌های هفتگی دوساله با قیمت ۷۵۰ یورو ثبت نام می‌کنند، به اینجا می‌آیند تا چیزی مسحورکننده‌تر از بیرون کشیدن خرگوش از کلاه را فرا گیرند. شعار این دورۀ آموزشی این است: "صحنه را مال خود کن! "

یکی از شاگردانی که به تازگی در یکی از این کلاس‌های شبانه حضور داشت، مارکو هافنریشتر، کارآفرین ۴۶ ساله است، که یک کسب‌وکار ساخت و ساز موفق را اداره می‌کند.

او می‌گوید، یاد گرفتن اینکه چگونه حس شگفتی را در مخاطب ایجاد کند، او را جذب مدرسۀ شعبده کرده است.

او می‌گوید: "من به دنبال قدری توازن در زندگیم بودم. در حال حاضر، بزرگترین طرفدارم پسرم است، اما دوست دارم که در پایان این دورۀ آموزشی، شش یا هفت روتین برای اجرا کردن بلد شده باشم. "

 
03

ماریان هافمن، مدیر ۶۷ ساله‌ای که در صنعت فناوری اطلاعات کار می‌کند، می‌گوید که شعبده به نوعی به او قدرت ستاره بودن داده و این موضوع فقط محدود به نوه‌هایش نیست.

هافمن می‌گوید که فرهنگ زمخت شرکتی جاری در فضای کسب‌وکار آلمان، باعث شده که تشنگی شدیدی برای فانتزی وجود داشته باشد.

او می‌گوید: "شاید ما زیادی منطقی هستیم و دلمان لک زده برای اینکه چند خیال و رویا داشته باشیم. "

دست خالی روی صحنه

توماس فراپس، ۵۱ ساله، دکترای فیزیک دارد، اما در حین مطالعاتش به شوق شعبده مبتلا شد.

فراپس، که نوشته‌های بسیاری در زمینۀ توهم و مهارت‌های صحنه دارد، ۲۵ سال است که در آنچه که طولانی‌ترین برنامۀ شعبدۀ تاریخ آلمان می‌نامد، اجرا کرده است.

او دریافت که یوهان ولفگانگ ون گوته، نویسندۀ شهیر آلمانی - که شعر "شاگرد جادوگر" را سروده- در قرن هیجدهم، به هر یک از نوه‌هایش یک جعبۀ تردستی هدیه داده بود؛ بنابراین کلک‌ها را می‌توان ابزاری برای پیشبرد تفکر روشنگری دانست، چرا که اگر شعبده را درک کنیم، می‌تواند حکم آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش را داشته باشد؛ همان چیزی که جوهر انسانیت ماست.

 
04

فراپس می‌گوید که یک قرن پیش از آن، کتاب‌هایی را که جزییات شعبده‌ها برملا می‌کردند، از دلایلی بودند که به توقف سوزاندن جادوگران کمک کرد.

او می‌گوید: "بامزه اینجاست که هر چه مردم بیشتر از جادو و شعبده مطلع شدند، پردۀ افسون از چیز‌هایی که می‌دیدند و نمی‌فهمیدند، ورافتاد. "

"حالا برای روسای شرکت‌ها و فیزیکدانها، جهشی عالی به دنیایی دیگر محسوب می‌شود. وقتی که تردستی‌ای در آستین دارید، "دست خالی" روی صحنه نمی‌روید، برعکس استندآپ کمدینی که فقط جکهایش را دارید. "

وویت می‌گوید که ویدیو‌های آموزشی‌ای که روی اینترنت وجود دارد و صد‌ها هزار نفر را به خود جلب می‌کنند، باعث شده تا علاقه و مراجعۀ مردم به مدارس شعبده‌ای نظیر مدرسه‌ای که او دارد، افزایش یابد.

وویت می‌گوید: "آموزش شعبده به صورت حضوری، هیچ جایگزینی ندارد. "


منبع: فرادید


نظرات()   
   
شنبه 29 دی 1397  11:19 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

خلاصه کتاب اصول سرپرستی

خلاصه-کتاب-اصول-سرپرستیدانلود خلاصه کتاب اصول سرپرستی (سیده جمیله مدرسی سریزدی) ، در قالب فایل pdf و در حجم 25 صفحه. از نظر لغوی در زبان انگلیسی سرپرست از دو واژه بزرگ گسترده بینایی یا قدرت تصور تشکیل شده است.در متون مدیریت,سرپرست به کسی اطلاق می گردد که مسئولیت هدایت و اداره دیگران را عهده دار است ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
یکشنبه 20 آبان 1397  10:05 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

شاید شما هم با این مشکل روبه‌رو شده‌اید که ندانید چگونه تعادل بین ابهت مدیریتی و ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار کنید. آیا کارکنان شما بخوبی با شیوه مدیریتی شما کنار می‌آیند و عملکرد خوبی دارند؟ آیا تا به حال نوع رفتارتان باعث ایجاد تنشی در شرکت‌تان شده است؟

مدیریت صحیح، کلیدی‌ترین نکته برای عملکرد خوب مجموعه است. براساس نتایج مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شده، یک‌سوم افراد حداقل یک بار کار خود را به خاطر مدیر بدی که داشتند رها کرده‌اند. اما قاعدتا شما به عنوان یک مدیر نمی‌توانید در شرکت دور بزنید و نظر کارمندانتان را در مورد نحوه مدیریت‌تان بپرسید. یکی از بهترین روش‌ها برای رفع این مشکل، استفاده از نتایج نظرسنجی‌های کارکنان و دریافت بازخوردهای مستقیم از این طریق است، اما گاهی نشانه‌هایی نیز می‌توانند به صورت غیرمستقیم بگویند تا چه حد توانسته‌اید مدیر موفقی باشید. در ادامه به بررسی برخی از این علامت‌ها خواهیم پرداخت.

کارمند نورچشمی ندارد

متمایز کردن یک کارمند از دیگران، رفتاری است که می‌تواند بشدت محیط کار را متشنج کند. اگر به طور خیلی مشخص نشان بدهید که یکی از کارمندان مورد توجه شماست، زمینه را برای دلسرد کردن دیگران فراهم کرده‌اید. در این حالت کارکنان انگیزه خود را برای تلاش در جهت نشان دادن قابلیت‌هایشان از دست می‌دهند.

البته طبیعی است که هر انسانی با برخی شخصیت‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند و هیچ‌کس از این موضوع مستثنی نیست. اما زمانی که مسؤولیت هدایت مجموعه‌ای را به‌عهده دارید باید بتوانید تعادل رفتاری را در خود تقویت کنید. در غیر این صورت محیط کار به فضایی ناخوشایند و پر از رقابت‌های ناسالم تبدیل خواهد شد.

حقوق انسانی کارکنان را رعایت میکند

متاسفانه برخی مدیران تصور می‌کنند تحقیر کارمندان و سوءاستفاده از آنها روش موثری برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر است؛در حالی که در اکثر موارد این روش اصلا کارایی ندارد یا حتی اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. استفاده از کلمات نامناسب و لحن‌های دستوری می‌تواند بار منفی زیادی را به فرد منتقل کند. کارمندان چنین مجموعه‌هایی به مرور باورشان را نسبت به توانمندی‌های خود از دست می‌دهند و هیچ‌گونه احساس تعلقی به محیط کار خود نخواهند داشت. در نتیجه اثرات مخرب چنین رفتارهای نامناسبی بشدت از کارایی مجموعه خواهد کاست. اگر شما از آن دست مدیرانی هستید که از کلمات جادویی و مودبانه برای انتقال خواسته‌های خود به کارکنانتان استفاده می‌کنید و ارزش‌های انسانی برای آنها قائل هستید - اگرچه به وظیفه خود به عنوان یک انسان عمل می‌کنید - مطمئن باشید قدم بزرگی از بسیاری مدیران جلوتر هستید.

دوست دارد موارد جدید را تجربه کند

مدیران خوب، از روش‌های خاصی برای انجام کارها استفاده می‌کنند که نسبت به سایر روش‌ها نتایج بهتری ایجاد می‌کند. بنابراین اگرچه از روش ثابتی استفاده می‌کنند، علت آن عادت کردن به روشی خاص نیست، اما مدیران بسیار خوب به کارمندان خود فضایی هرچند کوچک برای آزمون و نوآوری می‌دهند. چنین مدیرانی می‌دانند که در عصر فناوری نمی‌توان در مقابل تغییرات ایستاد. به همین دلیل همواره آماده پذیرش هر پیشنهاد به‌روز و جدیدی هستند که بتواند کارایی و کیفیت مجموعه را افزایش دهد.

روی همه افراد مجموعه حساب میکند

اگر کارمندان احساس کنند که روی آنها حساب می‌کنید، انگیزه بیشتری برای اثبات خود و بهتر کار کردن خواهند داشت. این روش می‌تواند روحیه تلاش و همبستگی را در مجموعه تقویت کرده و فضای کار را به فضایی دوست‌داشتنی برای کار تبدیل کند.

 

از کارکنان حمایت میکند

یک رئیس خوب باید میان خود و کارمندانش با حمایت و راهنمایی‌های بجا اعتمادسازی کند. گر چه این حمایت به معنی قدم به قدم جلو بردن آنها نیست، اما رها کردن کارکنان در موقعیت‌های ناشناخته و دشوار نیز نشان‌دهنده مدیریت خوب شما نخواهد بود. بنابراین در کنار آزادی عملی که فراهم می‌کنید، در شرایط سخت حامی خوبی برای کارکنان باشید تا حضور تان موجب آرامش خاطر آنها شود.

نواقص کار را کنار میزند

رئیس‌نماها با سنگ‌اندازی در برابر کارمندان، شرایط کار و رسیدن به موفقیت را برایشان دشوار می‌کنند تا به خیال خود سختکوشی را در آنها نهادینه کنند. در حالی‌که مدیران کارآمد همواره در حال تلاش برای بهبود شرایط کار در مجموعه خود و برطرف‌کردن نواقص آن هستند. در چنین مجموعه‌هایی کارمندان با آرامش خیال بیشتر می‌توانند از خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود برای رشد و اعتلای هر چه بیشتر مجموعه استفاده کنند.

مربی خوبی است

کار مربی فقط نشستن روی نیمکت کنار زمین و بازی کردن با انگشتانش نیست. از طرف دیگر هیچ مربی‌ای وارد زمین بازی هم نمی‌شود که خودش بازی را پیش ببرد. رئیس خوب نیز مانند یک مربی قوی عمل می‌کند. او در نهایت احترام، ترکیبی از تشویق و انتقاد سازنده را به کارمندان انتقال می‌دهد تا توانمندی‌های آنها هرچه بهتر بروز پیدا کند و اگر نواقصی در کارشان وجود دارد با روحیه‌ای سازنده آن را بهبود ببخشد.

میتواند انتظارات را برآورده کند

مدیرانی که با گفتن حرف‌های غیر واقعی در مورد شرایط شرکت و اتفاقات مربوط به آن باعث جاخوردن، گیج‌شدن و سرخوردگی ناگهانی کارمندان می‌شوند، مقبولیتی نخواهند داشت. چنین مدیرانی معمولا در صحبت‌ها و سخنرانی‌های خود از شرایط خوب شرکت و پیشرفت‌های غیرواقعی آن می‌گویند، اما ناگهان به صورت غیرمنتظره با تعدادی از کارکنان قطع همکاری می‌کنند. این در حالی است که مدیر خوب با کارمندان خود صادق است و به آنها حق می‌دهد که بخواهند در جریان امور قرار بگیرند. شفافیت همیشه فضای کار را دلپذیرتر می‌کند.

حاضر به شنیدن است

کارمندان دوست دارند شنیده شوند. معمولا پایان ساعت کاری زمانی است که به جمع‌بندی روزانه اختصاص داده می‌شود، اما گاهی بنا به شرایط ممکن است بتوانید در ساعات پایانی، زمانی را به شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات کارمندان خود اختصاص دهید. زمان‌هایی را برای ملاقات‌های حضوری اختصاص دهید. همچنین می‌توانید سامانه‌ای برای انتقال مستقیم نظرات کارکنان به مدیریت طراحی کنید. اما مهم این است که واقعا بخواهید بشنوید! بسیاری از مجموعه‌ها در حال حاضر مجهز به سیستم‌های انتقادات و پیشنهادات و ارتباط مستقیم با ریاست هستند، اما فقط برای مدت کوتاهی به آنها توجه می‌شود و پس از آن فقط جنبه تزئینی پیدا می‌کنند.

دیدگاهش را توضیح میدهد

مدیر موفق از کسی انتظار ندارد توقعاتش را از ذهنش بخواند. او دورنمای واضحی از آنچه در ذهنش می‌گذرد برای ارائه به کارمندانش تهیه می‌کند تا بخوبی با دیدگاهش آشنا شوند و آن را در خود نهادینه کنند. زمانی می‌توانید از کارمندان انتظار داشته باشید همه نکات مد نظرتان را رعایت کنند و طبق اصول شما کارها را پیش ببرندکه به طور کامل توجیه شده باشند.

به دنبال راهحل است

زمانی که شرایط کار دشوار می‌شود، مدیران ضعیف سعی می‌کنند کسی را پیدا کنند تا تقصیرات را گردن او بیندازند و سرزنش کنند. مدیر موفق کسی است که در هر شرایطی به جای این که کسی را جلوی اتوبوس بیندازد، مشکل را می پذیرد و به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای حل آن مشکل است. در این حالت فضای کار به فضایی امن برای تجربه کردن تبدیل خواهد شد.

کارمندان را به چالش میکشد

کارکنان بی‌انگیزه کارکنانی غمگین هستند. مدیر خوب همیشه در حال ایجاد چالش‌های جدید برای پویاکردن کارمندان و ایجاد انگیزه در آنهاست. زمانی که کار از حالت یکنواخت و تکراری خارج شود، پویایی و خلاقیت در مجموعه افزایش خواهد یافت. کارمندان با خوشحالی در محل کار خود حاضر می‌شوند و هر روز ایده‌های جدیدتری برای بهبود کار خواهند داشت.

به تکتک امور شخصا رسیدگی نمیکند، اما بیخیال هم نیست

مدیر خوب هیچ‌وقت با ذره‌بین کارهای تک‌تک کارمندانش را بررسی نمی‌کند. اگر بخواهید هر روز شخصا به هر کار کوچک و بزرگی نظارت مستقیم داشته باشید، زمانی برای انجام وظایف اصلی مدیریت که مشخص کردن مسیر، انجام مذاکرات و فراهم‌کردن شرایط مورد نیاز است نخواهید داشت. بنابراین با دقت تمامی توانمندی‌های کارمندان خود را بررسی کنید تا کلیاتی از ظرفیت‌های مجموعه خود بدانید. زمانی که از توان مجموعه خود آگاه باشید، می‌توانید با خیال راحت برخی مسؤولیت‌ها را به افراد پرتوان واگذار کنید و مانند مدیری واقعی فقط به پیشرفت کارها نظارت داشته باشید.

شوخطبع است

شوخ‌طبع‌ بودن به معنای جدی نگرفتن کار نیست. برخی مدیران فکر می‌کنند اگر مدام با کارمندان خود شوخی کنند خیلی مدیر محبوبی خواهند بود. این در حالی است که شوخی بیش از حد فضای کار را از حالت جدی که فراخور کار است خارج و روند کاری را مختل می‌کند. اما شوخ‌طبع بودن بجا موجب می‌شود گاهی که فضای کار بسیار خشک شده، طراواتی در فضا ایجاد شود که کارمندان با حال خوب‌تری به کار خود بپردازند. مدیران خوب مدیرانی هستند که کار را کاملا جدی می‌گیرند، اما فضای دوست‌داشتنی برای کار کردن ایجاد می‌کنند.

به آرزوها و اهداف کارمندان اهمیت میدهد

مدیران موفق روی کارمندان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. یعنی اهداف کاری و پیشرفت کارمندان برای آنها حائز اهمیت است. زمانی که کارمندان احساس کنند در مجموعه دیده می‌شوند و خوب کارکردنشان موجب پیشرفتشان خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری برای مجموعه تلاش خواهند کرد و احساس تعلق بیشتری به محیط کار خود خواهند داشت.

ادای مدیران خوب را در نمیآورد

مدیرانی که ادای خوب بودن را درمی‌آورند، معمولا خیلی قابل اعتماد نیستند. این مدیران در زمان‌هایی مزایای بی‌دلیلی به کارمندان خود می‌دهند، بعد ناگهان احساس می‌کنند نباید این فرصت را ایجاد می‌کردند و فرشی که زیر پای کارمندشان پهن کرده بودند را از زیر پایشان می‌کشند.

اگر دنبال دردسر نیستید، هیچ وقت ادای خوب بودن در نیاورید. همیشه با کارمندانتان روراست و واقعی رفتار کنید. این کار باعث می‌شود آنها سردرگم و غافلگیر نشوند.

گوش میکند

شاید یکی از علت‌هایی که اکثرا افراد درونگرا مدیران موفق‌تری هستند، همین موضوع باشد. احتمالا شما نیز زمانی برای مدیری کار کرده‌اید که علاقه زیادی به حرف زدن داشته و احتمالا از دستش کلافه شده‌اید، اما همیشه مدیرانی که گوش شنوایی دارند-که البته تعداد آنها زیاد هم نیست-از مقبولیت بیشتری برخوردارند. با مهارت خوب گوش دادن به کارمندانتان این پیام را می‌رسانید که نظرات و دیدگاه‌های آنها برای شما بسیار مهم است.

دوست دارد از زندگی کارمندانش باخبر باشد

میان این خصیصه و سرک‌کشیدن در زندگی افراد مرز بسیار باریکی وجود دارد. مدیران خوب بدون دخالت کردن در زندگی شخصی، از مشکلات احتمالی، موفقیت‌ها یا اتفاقاتی که در زندگی کارمندانشان وجود دارد مطلع هستند و خود را علاقه‌مند به دانستن نشان می‌دهند. این علاقه‌مندی به کارکنان این پیام را منتقل می‌کند که فراز و نشیب‌های زندگی‌شان برای مدیرشان اهمیت دارد. در مجموع این تعامل موجب ارتباط کاری بهتر و تعامل بیشتر میان دو طرف خواهد شد.

به تلاش بها میدهد نه ایدهآل بودن

رهبران بزرگ به دنبال کارمندان پرتلاش هستند. چنین مدیرانی در زمان لازم به افراد راهنمایی‌های مناسب می‌دهند تا بتوانند با تلاش خود به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.

رؤسای خیلی جدی معمولا واقع‌بین نیستند و بیش از اندازه ایده‌آل‌گرایی دارند. همه افراد زمانی اشتباه می‌کنند و اشتباه همیشه رخ می‌دهد. اگر کارمندانتان را برای هر شکست کوچکی سرزنش کنید، مانع بروز خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها و آزمودن موارد جدید در مجموع خواهید شد.

بعضی وقتها احساس میکند مدیر ناکارآمدی است

به عقیده سیمون سینِک (Simon Sinek) نویسنده حوزه کارآفرینی و مدیریت، اکثر افرادی که احساس می‌کنند خیلی مدیر لایق و خوبی هستند، از بدترین و منفورترین مدیران هستند.

رؤسای بزرگ می‌دانند که مقام و موقعیت نشانه توانمندی‌های مدیریتی نیست. چنین افرادی همیشه در حال تلاش برای افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. شاید حتی خیلی از مواقع احساس کنند که مدیر خوب و کارآمدی نیستند اما هموار برای بهتر شدن در حال تلاش هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:33 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی

جزوه-درسی-رویکرد-سیستمی-دکتر-پور-ابراهیمیجزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی از اساتید بنام مدیریت ، در قالب فایل pdf و در حجم 21 صفحه.  رویکر سیستمی در کلیه گرایش های مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد پاس می گردد در این جزوه درسی به تعریف نگرش سیستمی پرداخته شده در ادامه ویژگی های سیستم بیان شده است، توضیحاتی در خصوص ضرورت تفکر ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:10 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

بسیاری از مدیران موفق امروز نخستین تجربه رهبری را در ارتش به دست آورده اند؛ از طرفی ارتش بیشتر از هر نهاد دیگری، رهبرانی ماهر را پرورش داده است، بنابراین فکر کردم برای این که فوت و فن رهبری را پیدا کنم، بهتر است به جای آن که به سراغ افراد عادی بروم، بررسی را مستقیماً از منشأ آموزش رهبران برتر شروع کنم. به این ترتیب بود که بیانیه رهبری رسمی ارتش ایالات متحده، دستورالعمل رهبری عملیات ارتشی را پیدا کردم. شش اصل فرماندهی ماموریت را در این گنجینه از اصول آموزشی رهبری منضبط یافتم.

 پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که اصول فرماندهی ماموریت در ارتش سبک شمرده نمی شود. این اصول با تار و پود مفهوم رهبری در این شاخه از ارتش درهم تنیده شده است. متن زیر بخشی از دستورالعمل عملیات است که به اختصار بیان می شود:

«درک کردن و عمل کردن به اصول فرماندهی ماموریت لازم الاجرا است. فلسفه فرماندهی ماموریت از طریق عمل کردن به آن در تمام حوزه های رشد رهبری، در فرهنگ و عادات ارتش تثبیت شده است. سربازان، رهبران ارتشی و افراد غیرنظامی در تمام رده ها، اصول فرماندهی ماموریت را در فعالیت های روزمره و وظایف معمول خود به مرحله اجرا درمی آورند.»

در ادامه با شش اصل فرماندهی ماموریت آشنا می شوید که می توانید آنها را در فرآیند مدیریت و رهبری خود به کار بگیرید.

1ـ فرمانده باید هدف خود را به وضوح بیان کند

پیش از هر چیز فرمانده باید هدف ماموریت را به روشنی بیان کند. هدف باید تبیین کننده چرایی ماموریت باشد. چرا از نفرات می خواهید که در این ماموریت کنارتان باشند؟ اتحاد در هدف است که همدلی و اتحاد را در ساعات سخت و تاریک ممکن می کند.

براساس تعاریف ارتش، روشن ساختن هدف فرماندهی شامل الزام در واضح ساختن ارتباط و مشخص ساختن اولویت بندی نیز می شود. نقطه نظر کلی اصل اول این است که تمام نفرات بدون تردید و به طور قطعی با یکدیگر همداستان باشند، اتحادی که در عالم واقعیت و برای سربازان ارتش گاهی به فاجعه ای دردناک ختم می شود. در هر حال داشتن یک هدف مشخص و یگانه در محل کار نیز به اندازه ارتش مهم است، بنابراین هرچه سریع تر مقصود و هدف اصلی خود را به روشنی برای کارکنان تان بیان کنید.

2ـ فرمانده باید از طریق ایجاد اعتماد متقابل، گروه را با هم متحد کند

این اصل در ارتش اینگونه پیاده می شود که ابتدا فرمانده خود را به الگویی برای افراد تبدیل می کند و سپس آگاهانه سعی می کند که جوی مبتنی بر اعتماد را ایجاد و حفظ کند. برای این کار لازم است که ارزش ها و اصول اخلاقی سازمان همواره در معرض دید باشد.

همچنین چنانچه فرمانده بتواند بین نیازهای زیردستان و مقتضیات ماموریت تعادل ایجاد کند و زمان و توجه خود را معطوف ایجاد اتفاق نظر کند، گروهی منسجم و متحد شکوفا می شود.

در نهایت یک رهبر بی نظیر باید مناقشات را به سرعت حل کند و جو مثبتی را برای پرورش کار گروهی به وجود بیاورد که شرایط را برای داشتن یک تیم متحد کامل می کند. سعی کنید تمام این نکات را به سرعت به مرحله اجرا دربیاورید.

3ـ ایجاد فهم مشترک

این اتفاق زمانی می ا فتد که رهبران با زیردستان خود ارتباط برقرار کنند و برای تبادل و تفهیم اطلاعات مهم وقت بگذارند. بدیهی است که فهم مشترک با «فریاد زدن بر سر زیردستان» به دست نمی آید. رهبران استثنائی با کارکنان شان ارتباطی دوجانبه برقرار می کنند و قدرت شخصی را در برابر قدرت حاصل از موقعیت به کار می گیرند تا به جز اطاعت، تعهد نسبت به اهداف مشترک را نیز به دست بیاورند.

ایجاد درک مشترک در ارتش و همینطور در کسب و کار به این معنا است که تمام اعضای گروه به خوبی بدانند که دیگران چه کاری انجام می دهند و متوجه باشند که مسئولیت های تعریف شده برای هر نفر کمترین همپوشانی ممکن را با وظایف دیگران دارد.

ایجاد فهم مشترک با درک صحیح اصول پایه و متعهد شدن به تبادل اطلاعات شروع می شود.

4ـ تمرین کردن ابتکار عمل منضبط

ارتش در پیاده کردن انضباط و دیسیپلین مشهور است. این نظم و ترتیب با تاثیر گذاشتن بر روی زیردستان برای به عهده گرفتن ابتکار عمل حین انجام دادن وظایف به منظور تقویت حس وظیفه شناسی، هدایت و رفتار حرفه ای در تمام شرایط و از دست ندادن کنترل خود در شرایط سخت و پیش بینی کردن تغییرات یا عدم قطعیت ها به دست می آید.

در چنین جوی ذهنیتی به وجود می آید که تک تک افراد برای دستیابی به نتیجه نهایی مطلوب مسئول خواهند بود. شما نیز می توانید با پیروی از این راهنما این وضعیت ذهنی را ایجاد کنید.

5ـ بهره گیری از دستورات ماموریت

این اصل نفرات را ترغیب می کند که دستورها و رهنمودها را واقعاً به کار ببندند و کورکورانه از آنها پیروی نکنند و در اجرایی کردن این دستورها از آنها به عنوان فرصتی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خود استفاده کنند. حالت ایده آل این است که نفرات بدون نیاز به دستورات مفصل و دقیق در مسیر پیشرفت قرار بگیرند. به عبارت دیگر هر ماموریت فرصتی برای رهبران است که اختیار عمل اعطا شده را تمرین کنند و فرصتی برای زیردستان است که با توجه به این دستورات در مسیر رشد و پیشرفت خود گام بردارند.

بنابراین هر ماموریتی را که در راس آن قرار دارید، به عنوان فرصتی مغتنم غنیمت بشمارید.

6ـ ریسک محتاطانه را بپذیرید

در دستورالعمل ارتش قید شده است که فرماندهان باید ریسک را با دقت ارزیابی و مدیریت کنند و از آن اجتناب نکنند، سپس بر پایه ارزیابی های دقیق خود تصمیماتی مناسب را برای تخصیص منابعی اتخاذ کنند که می تواند احتمال رسیدن به موفقیت نهفته در پس خطر را بهبود دهد.

برای مهارت پیدا کردن در این اصل ابتدا باید بتوانید ریسک «محتاطانه» را به خوبی ارزیابی کنید و سپس برنامه ای را برای تخصیص منابع پشتیبانی کننده تنظیم کنید.

با پیروی از این اصول مانند یک ژنرال رهبری کنید و به رهبری بی نظیر تبدیل شوید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ترجیح می دهید ۲۴ ساعت هفته کار کنید یا از ساعت ۹ تا ۵ برده باشید؟ کارآفرینان معمولا گزینه اول را انتخاب می کنند، اما همیشه بیشتر کار کردن به معنای هوشمند کارکردن نیست. در حقیقت، عمده کارآفرینان اشتباهات احمقانه ای دارند. حقیقت دیگر این است که آنها مرتکب این اشتباه شده و حتی متوجه هم نیستند.

آیا شما هم مرتکب این اشتباهات می شوید؟ بیایید بررسی کنیم.

اشتباه شماره 1: حل کردن مشکلاتی که وجود ندارند

حل کردن مسائل غلط می تواند هر کسب و کاری را از مسیر اصلی اش منحرف کند، حال فرقی نمی کند که موسسانش چقدر باهوش باشند. عمده کارآفرینان کار خود را با یک ایده آغاز می کنند، اما در واقع باید کار خود را با یک مساله جدی شروع کنند. با حل کردن این مساله می توانند کسب و کار متعادل و پایداری را خلق کنند.

2. اشتباه شماره2: رشد سریع

اگر استارتاپ شما شاهد موفقیت اولیه ای باشد، وسوسه رشد و توسعه به سراغ تان می آید. شاید بخواهید مکان بزرگ تری داشته باشید. کارمندان بیشتری استخدام کنید. در حوزه بازاریابی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید، اما میان راهبرد سریع تر و راهبرد هوشمندانه تفاوت هایی وجود دارد.

راهبرد زودتر از موعد موجب عدم توانایی در برطرف کردن نیازهای مشتریان می شود. با این کار با هزینه های گزافی روبه رو می شوید که توانایی پرداخت آنها را نخواهید داشت. یک تحقیق گزارش داد که راهبرد و توسعه زودهنگام موجب 74درصد از شکست های استارتاپ های تکنولوژیک می شود. عجله ای برای رشد نداشته باشید. به جای آن، بنیان های شرکت خود را تقویت کرده تا بعدا بتوانید رشد هوشمندانه تری داشته باشید.

اشتباه شماره 3: نقصان در بازاریابی

در حالی که برخی از شرکت ها به سرعت توسعه می یابند، شرکت های دیگر فکر می کنند که توسعه برای شان اتفاق خواهد افتاد. آنها فکر می کنند که مشتریان از طریق تبلیغات شفاهی کسب و کارشان را پیدا خواهند کرد، اما حقیقت امر این است که همواره به بازاریابی نیاز خواهید داشت. حتی بهترین محصولات هم بدون بازاریابی صحیح شکست خواهند خورد.

بازاریابی نقطه تمایز شما با رقبای تان است. به اندازه ی کافی تحقیق کرده تا بدانید چه چیزی برای رسیدن به مخاطب تان بهترین کارکرد را دارد. از روش های بازاریابی متعددی استفاده کنید. علی رغم اینکه باید توجه خود را به صرف نقدینه خود مبذول داشته باشید، نباید از سرمایه گذاری در این حوزه ترسی به خود راه دهید.

اشتباه شماره 4: با کارکنان خود به گونه ای رفتار کنید، که شرکت های بزرگ با نیروهای خود رفتار می کند

شما نمی توانید به راحتی افراد درستی را استخدام کنید. بلکه باید با آنها به خوبی رفتار کنید. باید محیط را به گونه ای سامان دهید که میل ماندن در آن را داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که خروج کارکنان هزینه ای بالغ بر دو تا سه برابر حقوق کارمندان دارد.

میزان بالای خروج کارمندان، موجب شکست یک شرکت می شود. برای جلوگیری از این مساله باید برای کارمندان خود فرصت رشد فراهم کنید، آن را رهبری نموده و بر آنان تاثیرگذار باشید.

اشتباه شماره 5: داشتن ارائه به جای داشتن نمونه اولیه

حرف به تنهایی ارزشی ندارد. بسیاری از کارآفرینان برروی ساختن فایل های پاورپوینت و طرح های کسب و کاری که به ندرت قابلیت اجرایی شدن دارند، تمرکز دارند. برعکس، داشتن یک نمونه اولیه تاثیر دوچندانی خواهد داشت. نیازی نیست که این نمونه اولیه تمام و کمال باشد. تنها باید برای قانع کردن سرمایه گذاران کافی باشد و افق دید شما را به مشتریان تان تفهیم کند.

جان رمپتون سرمایه گذار می گوید: «داشتن ایده خوب یک چیز است، تبدیل آن به حقیقت یک مقوله دیگر است». «من به شخصه باید چند نمونه اولیه کارکردی ببینم». کارآفرینان باید ثابت کنند که مردم حاضرند برای ایده آنان پول بپردازند و به هنگام شنیدن در مورد کارشان تنها سری تکان ندهند.

اشتباه شماره 6: سخت گیری بی دلیل

بسیاری از کارآفرینان دو سرِ شمع را همزمان می سوزانند: به سختی کار می کنند و به خودشان هم سخت می گیرند. نیازی نیست که همیشه قِران به قِران پول تان را محاسبه کنید. گاهی اوقات مزیت های دیده نشده ای واقع می شوند که می توان آن ها را صرف خرید میز کار، صندلی کار مناسب تر و یا نرم افزاری جدید کرد.

اشتباه شماره 7: در نظر گرفتن «نه» به عنوان جواب

کارآفرینان قوی می دانند که در اکثر مواقع کلمه «نه» به معنای «نه هنوز» است. آنها زمانی از دیوارها گذر می کنند که دیگران به مانع برخورده اند. در حالی که سایر کارآفرینان «نه» را به مثابه علامت تسلیم می دانند، کارآفرینان قدرتمند آن را به عنوان بازخوردی ارزشمند خواهند دید.

شنیدن جواب رد از طرف سرمایه گذاران بدین معنا نیست که هرگز سرمایه لازم را کسب نخواهید کرد. بلکه بدین معناست که باید در مورد ارزشی که قصد ارائه کردن آن را دارید، تجدید نظر کنید. از این بازخورد استفاده کرده تا محصول و خدمات خود را تقویت نمایید و مسیر موفقیت را برای خود هموار کنید.

اشتباه شماره 8: مقدس انگاشتن طرح کسب وکار

اگر قرار بود طرح کسب و کارتان یک کتاب باشد، در گروه داستان های واقعی دسته بندی می شد، این طور نیست؟ البته که همین طور است، اما همه چیز همانطور که وصف کرده اید اتفاق می افتد؟ نه دقیقا. بدترین کارآفرینان طرح کسب و کار خود را به مثابه نقشه ای گام به گام برای موفقیت می پندارند. اما کارآفرینان موفق می دانند که این طرح های کسب و کار تنها حکم گارد ریل را دارند. شاید بتوانند تصمیم گیری های آینده را مشخص کنند اما نباید این تصمیمات را دیکته کنند.

باید سعی کنید که طرح کسب و کار منعطفی داشته باشید. همیشه همه چیز طبق نقشه پیش نخواهد رفت. ممکن است مشتری یا سرمایه گذار شما را رد کنند. فناوری های جدید می توانند صنعت تان را مختل کنند.

شرکت های بلاک باستر و کوداک به خاطر عدم تطابق با تغییرات منسوخ شدند. شما اشتباه آنان را تکرار نکنید. غرور را کنار گذاشته و هرجا که لازم بود آماده یادگیری باشید.

خودداری از این اشتباهات همیشه آسان نیست. شاید در مورد یک ایده بد هیجان زده شوید. شاید نیاز به تغییر عادات خود داشته باشید، اما نباید اشتباهات معرف شما باشند. می توانید از آنها درس بگیرید. مهم تر از همه اینکه می توانید قدم های اشتباه خود را شناسایی کرده و از تکرار این اشتباهات خودداری کنید. هرچه کارکرد هوشمند را بهتر فرا بگیرید، نتایج بهتری خواهید گرفت و می توانید به رویاهای کارآفرینی تان دست پیدا کنید.

سرتان را بالا بگیرید. روند را ادامه دهید. موفق خواهید شد!


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

جزوه خلاصه کتاب مدیریت توسعه ( سیمین سلطانی عربشاهی )

جزوه-خلاصه-کتاب-مدیریت-توسعه-(-سیمین-سلطانی-عربشاهی-)خلاصه کتاب مدیریت توسعه (سیمین سلطانی عربشاهی) ، در قالب فایل word و در حجم 20 صفحه.  این فایل خلاصه کتاب مدیریت توسعه ( تالیف سیمین سلطانی عربشاهی) می باشد که نکات تمامی یازده فصل کتاب به صورت خلاصه و مفید در آن گنجانده شده و قابل استفاده برای دانشجویان رشته مدیریت همه گرایشها می باشد ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  04:21 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

بدون شک مدیریت کاری چالش برانگیز محسوب می شود. این موضوع خصوصا در حال حاضر به علت افزایش تعداد مدیران و پیچیده تر شدن روابط کاری، تشدید یافته است. به همین خاطر مدیران لازم است دانش و تجربه کافی را در اختیار داشته باشند. با این حال واقعیت این است که نباید برای دانش خود سطح مشخصی را تعیین کرد. درواقع بسیار ضروری است تا مطالعاتی مداوم داشته باشید.

در ادامه به معرفی هشت کتابی که شما را به مدیری بهتر تبدیل خواهد کرد، می پردازیم.

1- انگیزه اثر دانیل اچ. پینک

این کتاب در اصل راهکارهایی نوین را برای خلق جهانی جدید معرفی می کند. در توضیح این کتاب آمده است که: بیشتر افراد مهم ترین عامل انگیزه بخشی را مادیات می دانند، این در حالی است که رضایت خاطر در بلند مدت تنها زمانی میسر خواهد بود که افراد بنا بر ویژگی درونی خود چیزی جدید را ایجاد کنند. درواقع این کتاب به مدیران این نکته را یادآورد می شود که افراد نیاز دارند در شرکت احساس ارزشمندی کنند در غیر این صورت ترک موقعیت شغلی تصمیمی احتمالی خواهد بود.


2- قدرت عادت اثر چارلز دوهینگ

این کتاب یکی از پرفروش ترین های نیویورک تایمز بوده و از طرف دانشگاه هاروارد در لیست کتاب های ضروری مدیران قرار گرفته است. راهکار این کتاب به نحوی است که ابتدا قادر خواهید بود مرزی میان عادات خوب و بد خود ایجاد کنید، در گام بعدی راهکارهای کنارگذاشتن موارد نادرست را که به عادت شما تبدیل شده است ارائه می دهد. درواقع این کتاب در تلاش است تا به مخاطب القا کند که تنها زمانی موفق خواهد شد که عادات مناسب و همسو با هدف خود داشته باشد. بدون شک مدیران نیز از عادتی برخوردارند که به طور ناخودآگاه مانع موفقیت حداکثری آنها می شود که این کتاب آنها را برای حل این مشکل کمک خواهد کرد.

3- افراد ناهمرنگ چگونه دنیا را تغییر می دهند اثر آدام گرانت

محوریت این کتاب بر پایه این سؤال است که افراد نوآفرین چگونه به ایده های جدید دست پیدا می کنند. در واقع کل این کتاب به ارائه دلایل این موضوع می پردازد که برای هر کارآفرینی می تواند الهام بخش باشد. برای مثال در این کتاب به ضرورت عامه پسند کردن ایده های خود به عنوان موردی که کمتر به آن توجه شده است، پرداخته می شود. با این حال در این رابطه تنها نباید خود را در مرکز توجه قرار دهید و توصیه می شود شرایط برای افزایش خلاقیت کارمندان را نیز مهیا سازید.

4- مالکیت حداکثری اثر جوکو ویلینگ و لیف بابین

نویسندگان این کتاب سابقه حضور در نیروی ویژه ارتش آمریکا را داشته و با تجربه هایی که از فرماندهی نظامی به دست آورده اند اقدام به تألیف کتاب کرده اند. درواقع موضوع اصلی این کتاب بر پایه اهمیت اتحاد در سازمان ها و نقش مدیریت در این رابطه است.

5- آیین دوست یابی و تأثیرگذاری بر افراد اثر دیل کارنگی

از جمله الزامات مدیریتی این است که بتوانید با سایرین ارتباط خوبی برقرار سازید. از جمله اقدامات لازم در این زمینه این است که اصول آن را فرا گیرید. بدون شک این کتاب با ارئه شش بخش که هر یک حاوی نکات مفیدی در این رابطه است، می تواند راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. جالب است بدانید که این کتاب در سال 1938 به چاپ رسیده و هنوز هم جزو کتاب های پرطرفدار محسوب می شود که بیانگر ارزش محتوایی بالای آن است.

6- زندگینامه ایلان ماسک: تسلا، اسپیس اکس و تلاش برای آینده ای شگفت انگیز اثر اشلی ونس

این کتاب نگاهی به زندگی کارآفرین مشهور ایلان ماسک دارد. وی در حال حاضر مدیرعامل و مدیرفنی در اسپیس اکس و مدیرعامل و طراح محصول در تسلا موتورز است. وی از جمله مخترعان بزرگی است که زندگی پر فراز و نشیبی دارد. در نهایت نویسنده در تلاش است تا مخاطب را به این باور برساند که اگر ایلان ماسک توانست ایده های خود را درمورد سفرهای فضایی و ماشین های برقی، به حقیقت تبدیل کند، شما نیز قادر به عملی ساختن رویاهای خود هستید. بدون شک زندگینامه یکی از بزرگ ترین کارآفرینان تمام تاریخ حاوی نکات ارزشمند بسیاری برای علاقه مندان به این حوزه است که باید مورد توجه قرار گیرد.

7- سختی کارهای سخت اثر بن هاروویتز

در واقع این کتاب کارآفرینان را با این واقعیت روبه رو می سازد که همواره همه چیز مطابق انتظار و در بهترین وضع نخواهد بود. بدون شک زمان هایی را تجربه خواهید کرد که لازم است میان بد و بدتر انتخابی درست داشته باشید و شرکت را از وضعیت قرمز رهایی بخشید. درواقع راهکارهای معرفی شده توسط کتاب ها و مقالات متعدد در دنیای واقعی آنگونه که بیان شده اند قابل اجرا نیستند و لازم است همواره خلاقیت لازم در برابر مسائل مختلف را داشته باشید و از کپی برداری از اقدامات سایرین خودداری کنید. بدون شک هر فردی براساس شرایط خاص خود تصمیماتی را اتخاذ می کند که خاص شریط ویژه خود است و هیچ گونه تضمینی برای کاربردی بودن آن برای شما وجود ندارد. جالب است بدانید که این کتاب هیچ گونه راه حلی را برای شما مشخص نمی کند و تنها در تلاش است تا شما را با واقعیت های موجود یک کارآفرین در قالب داستانی جذاب، آشنا سازد.


8- تلنگر اثر ریچارد تیلر

ریچارد تیلر، پژوهشگر اقتصادی و استاد علوم رفتاری اقتصاد در دانشکده بازرگانی دانشگاه شیکاگو است. سال گذشته وی موفق شد جایزه نوبل اقتصاد را به واسطه تألیف این کتاب به دست آورد که بیانگر آن است با اثری فاخر مواجه هستیم. این کتاب در تلاش است تا به مخاطب راهکارهای اتخاذ تصمیمات بهتر را بیاموزد. داستان آن نیز حول محور تجربه دوران تدریس اوست که چگونه با تصمیمی ساده موفق شد رضایت دانشجویانش را بدون ایجاد تغییری در شیوه تدریس خود، به دست آورد.

مترجم: امیر آل علی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
جمعه 14 اردیبهشت 1397  01:19 ق.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

«مسیر موفقیت در زندگی حرفه‌ای شما از یک نگاه منتقدانه در آینه آغاز می‌شود. آنچه در آینه می‌بینید، نقاط قوت و ارزش‌های درونی شما، پایه‌هایی هستند که فعالیت‌های خود را روی آنها بنا خواهید کرد.» کتاب «در باب مدیریت خودتان» (On Managing Yourself) به این ترتیب آغاز می‌شود. انتشارات هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) این کتاب را  منتشر کرده است و مجموعه‌ای است از ۱۰ مقاله از میان صدها مقاله منتشر شده در مجلات HBR که به بهترین شکل می‌توانند مدیران را به مساله مدیریت زمان و زندگی خود آشنا سازند.

  به عبارتی گردآورندگان این مجموعه معتقدند، اگر وقت این را ندارید که به دنبال مطالب مناسب برای مدیریت زمان بگردید، حداقل این ۱۰ مقاله را مطالعه کنید.یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که مدیران با آن روبه‌رو هستند و هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، مشکل مدیریت زمان آنهاست. بسیاری از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ از اینکه نمی‌توانند بین کار و زندگی خود مرزی قائل شوند در عذابند. این واقعیت که برای بودن در کنار خانواده و دوستان‌شان وقتی باقی نمی‌ماند در آنها عذاب وجدان ایجاد می‌کنند. از آن بدتر، اکثر مدیران پرمشغله نداشتن وقت کافی را علت اصلی کم‌تحرکی و فعالیت‌های فیزیکی عنوان می‌کنند. مشکلی که پس از مدتی اضافه وزن را در پی دارد و در صورت باقی ماندن می‌تواند سلامت فرد را تهدید کند و بیماری‌های مختلف را در پی داشته باشد. استرس کار نیز از دیگر عواملی است که سلامتی و آرامش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این عدم توانایی در مدیریت زندگی در نهایت باعث کاهش بهره‌وری شخصی خواهد شد و حس نارضایتی را در فرد افزایش می‌دهد. پس از مدتی انجام دادن کارهایی که همیشه از آنها لذت می‌بردید، تبدیل به شکنجه می‌شود. وقتی بهره‌وری پایین بیاید، برای انجام هر وظیفه زمان بیشتری باید صرف کنید و کارها روی هم انباشته می‌شوند. انباشته شدن کارها، استرس را افزایش می‌دهد و فرد خود را در یک دور باطل می‌بیند که راه گریزی از آن ندارد.

اما اولین قدم برای تغییر چیست؟

هر تغییری در زندگی برای بهتر شدن، در درجه اول به یک تصمیم قاطع نیاز دارد. اما گاهی مواقع برای خارج شدن از شرایطی که به شدت به آن عادت کرده‌ایم یا همین دور باطلی که مدیران پرمشغله گرفتار آن می‌شوند، تنها تصمیم گرفتن کافی نیست. بلکه به کمک هم نیازمندیم. وقتی در چنین شرایط سختی گرفتار می‌شویم، معمولا تصور می‌کنیم این شرایط تنها مختص ماست و بقیه کسانی که با وجود داشتن کارهای مختلف و زیاد می‌توانند به بقیه بخش‌های زندگی هم برسند، شاید مانند ما فعالیت نمی‌کنند یا آنقدر که ما مشغله داریم آنها ندارند. اما حقیقت این است که برخی افراد می‌توانند زندگی‌شان را مدیریت کنند. چنین افرادی حتی در مدیریت یک مجموعه و شرکت نیز موفق‌تر خواهند بود تا کسانی که حتی زندگی فردی‌شان نیز به هم ریخته است.

خواندن مقالاتی درباره اینکه این مدیران موفق چگونه توانسته‌اند از دورهای باطل خارج شوند، می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری برای بهتر شدن یاری دهد. در این مجموعه مقالات که به قلم افراد مختلفی نوشته شده است به مدیریت زندگی فردی، مدیریت احساسات، مدیریت شرایط بحرانی در زندگی و مدیریت وظایف و حتی جلسات پرداخته شده است. ممکن است با خواندن این مجموعه، متوجه شوید که افرادی که درباره آنها صحبت می‌شود، مشترکات زیادی با شما دارند. طبیعی است که نمی‌توانید تمامی مشکلات را یکجا حل کنید اما همین‌که یکی از آنها را انتخاب کنید و برای حل آن مصمم باشید اولین قدم برای بهتر شدن زندگی‌تان خواهد بود. وقتی یکی از این مشکلات را مدیریت کنید و کنار بگذارید، آنقدر حس رضایت پیدا خواهید کرد که خود به خود سراغ چالش بعدی خواهید رفت.

از نوشتن شروع کنید

در یکی از این مقالات نویسنده پیشنهاد می‌دهد، برای شروع تغییر در زندگی و مدیریت بهتر آن، انتظاراتی را که از خودتان دارید روی کاغذ بیاورید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، بعید است افراد زیادی را پیدا کنید که این انتظارات را نوشته‌ باشند. نویسنده توصیه می‌کند، در زمان نوشتن چنین لیستی، خیلی طولانی‌مدت نگاه نکنید و مثلا به پنج سال آینده فکر نکنید، بلکه سعی کنید انتظاراتی را یادداشت کنید که طی حداکثر ۱۸ ماه آینده می‌خواهید برآورده کنید. پس از آنکه این لیست را تهیه کردید، هر ۹ ماه یک‌بار سراغ آن بروید و ببینید چقدر از این کارها را توانسته‌اید انجام دهید. وقتی این روش را سه یا چهار سال دنبال کنید، مشاهده می‌کنید دستیابی به اهدافی که در ابتدای سال تعیین کرده‌اید رفته رفته بیشتر می‌شود و درصد بیشتری از انتظارات‌تان را برآورده می‌کنید. اما علت این بهبود تنها این نیست که شما کارهای بیشتری را به انجام رسانده‌اید، بلکه در تعیین لیست انتظارات‌تان نیز واقع‌گرایانه‌تر عمل کرده‌اید.

برای مثال ممکن است اولین بار از خود توقع داشته باشید که در طول ۱۸ ماه آینده ۶ پروژه را به پایان برسانید. اما وقتی پس از ۹ ماه سراغ لیست‌تان می‌روید می‌بینید، از این تعداد تنها نیمی از آن را انجام داده‌اید. برای مرتبه بعدی، شاید تعداد این پروژه‌ها را کاهش دهید. برای اینکه بتوانید لیست انتظارات‌تان را واقع‌گرایانه تنظیم کنید، فقط دانستن اینکه چه تعداد از آنها را برآورده کرده‌اید کافی نیست. بلکه باید بتوانید تشخیص دهید چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ آیا انتظارات‌مان بیشتر از توانایی‌هایمان بوده یا تنها عملکرد و مدیریت بد زمان یا حتی شرایط غیرمنتظره‌ای که در چند ماه گذشته با آن روبه‌رو شده‌ایم، در آن نقش داشته است.

برای اینکه بتوانید از خودتان انتظارات درستی داشته باشید، باید توانایی‌هایتان را نیز به درستی بشناسید. در این مقاله به خوانندگان توصیه می‌شود، همان‌طور که به نوشتن انتظارات‌شان می‌پردازند، توانایی‌های خود را نیز لیست کنند. ممکن است بگویید، من توانایی‌هایم را به‌خوبی می‌شناسم. اما همین‌که شروع به نوشتن می‌کنید، متوجه سختی کار می‌شوید. متوجه می‌شوید، چقدر کم خودتان را می‌شناسید! اما نباید در این مرحله کوتاه بیایید. باید تمام تلاش‌تان را بکنید تا به دقیق‌ترین شکل توانایی‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. لیستی از نقاط قوت خود تهیه کنید. پس از آن به سراغ نوشتن شرایطی بروید که در آن بهترین عملکرد را دارید. در شرایط پرتنش عملکرد شما بهتر می‌شود یا زمانی که آرامش دارید؟ اگر در یک فضای باز و در کنار سایر افرادی که مشغول به‌کار هستند بنشینید، بهتر کار می‌کنید یا اگر تنها در اتاق کارتان باشید؟ بعضی افراد در کتابخانه بهتر می‌توانند تمرکز کنند و دیدن سایر کسانی که مطالعه می‌کنند آنها را تشویق می‌کند، اما برخی دیگر ممکن است در اتاق خودشان به تنهایی تمرکز بیشتری داشته باشند. وقتی تمام این موارد را روی کاغذ بیاورید، متوجه می‌شوید چقدر از آنها واقعی هستند و چقدر از آنها را فقط تصور می‌کردید. با تکرار این کار برای چندین سال، شناختی بسیار دقیق از خودتان، انتظارات‌تان و شرایطی که در آن بهترین عملکرد را خواهید داشت به دست می‌آورید. هر چه حس رضایت در شما بیشتر شود، عملکردتان نیز بهتر خواهد شد.

عقل سالم در بدن سالم

یکی از نکاتی که در بسیاری از مقالات این مجموعه به آن بر‌می‌خوریم، اهمیت سلامتی است. ورزش یکی از اولین کارهایی است که بسیاری از افراد برای فرار کردن از آن هزاران بهانه دارند. از کم بودن وقت، بدی هوا، نامناسب بودن ساعت، خستگی مفرط و از همه بهتر اینکه «از فردا شروع خواهم کرد» عدم تحرک، افزایش وزن را در پی دارد. اکثر افراد پرمشغله وقتی دچار اضافه وزن می‌شوند، ممکن است وانمود کنند، اینکه هیکلشان مثل سابق نیست، برایشان بی‌اهمیت است، اما در حقیقت و ته‌دلشان از این موضوع احساس بدی نسبت به خودشان پیدا می‌کنند. این احساس بد را در طول کتاب از زبان مدیران بسیار مختلفی می‌خوانیم.رعایت رژیم غذایی مناسب و جا دادن ورزش در برنامه‌های روزانه یکی از نکاتی است که تقریبا در سراسر کتاب به اقسام مختلف به خوانندگان توصیه می‌شود. مدیرانی که توانسته‌اند ورزش را در برنامه‌های خود بگنجانند، پس از مدتی به شدت احساس رضایت بیشتری از زندگی پیدا کرده‌اند. رژیم غذایی‌شان بهبود پیدا کرده، استرس‌شان کمتر شده و کاهش وزن داشته‌اند. آنها عمل کردن را جایگزین بهانه‌ها کرده‌اند.

در این مجموعه مقالات به بسیاری از نکات دیگری برخورد می‌کنید که می‌توانند یک قدم شما را در مدیریت بهتر زندگی یاری دهند. برای مثال تعداد بسیار زیاد جلسات در طول روز که باعث می‌شوند، افراد بیشتر از اینکه به انجام کارهایشان بپردازند، مجبور شوند از این جلسه به جلسه‌ای دیگر بروند، دردسری است که می‌تواند انباشته شدن کارها را در پی داشته باشد. یکی از بهترین راهکارها برای حل این مشکل، انتخاب حداقل یک ساعت در روز است که هیچ فردی در شرکت، اجازه تنظیم جلسه در آن را ندارد. در این ساعت که از آن با عنوان «ساعت بدون جلسه» یاد می‌شود، همه می‌توانند به کارهایی بپردازند که برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد و خیالشان راحت است که هیچ روزی در این ساعت کسی منتظر آنها نیست.

 کتاب «در باب مدیریت خودتان» ۲۰۸ صفحه دارد که به نسخه ۲۰۱۱ آن یک مقاله نسبت به نسخه سال ۲۰۱۰ اضافه شده است. نکته‌ای که ما به خوانندگان برای مطالعه این کتاب و بهره‌گیری هرچه بیشتر از مطالب آن توصیه می‌کنیم این است که ترجیحا از خواندن آن مانند سایر کتاب‌ها به‌صورت یکجا پرهیز کنند، چون ممکن است پس از مطالعه چند مقاله، بعضی از راهکارها مشابه یا تکراری به نظر برسند. اما به خاطر داشته باشید، کسانی که به تهیه این مجموعه پرداخته‌اند، آنها را از میان صدها مطلب گزینش کرده‌اند، پس اگر ایده‌ای تکراری به‌نظر می‌رسد، احتمالا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. اما اگر کتاب را در فواصل کوتاه مطالعه کنید و در این بین سعی کنید برخی راهکارها را اجرا کنید، قطعا لذت بیشتری از آن خواهید برد.

p28- (1)


دکتر محیا کربلایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
آخرین پست ها

نشانه‌های یک مدیر بد ..........شنبه 6 اردیبهشت 1399

خرده‌فروشی آنلاین باید افزایش یابد ..........شنبه 6 اردیبهشت 1399

تعطیلی ۶۱درصد استارت‌آپ‎ها با ادامه کرونا ..........شنبه 6 اردیبهشت 1399

کدام کشور بالاترین سرعت پهنای باند اینترنت موبایل را دارد؟..........چهارشنبه 27 فروردین 1399

رشد چشمگیر کاربران شبکه‌ اجتماعی تیک‌تاک در سال‌های اخیر..........چهارشنبه 27 فروردین 1399

پاورپوینت داشبورد مدیریتی..........دوشنبه 25 فروردین 1399

پاورپوینت پیاده‌سازی مدیریت دانش..........دوشنبه 25 فروردین 1399

قیمت انواع پرینتر در بازار؟ +جدول ..........یکشنبه 24 فروردین 1399

نرخ انواع فلش مموری در بازار؟ +جدول ..........یکشنبه 24 فروردین 1399

با «سیلیا» (Celia) دستیار صوتی هوشمند هوآوی آشنا شوید ..........شنبه 23 فروردین 1399

ارتقای دو مدل دیگر از گوشی‌های سامسونگ به اندروید ۱۰ ..........شنبه 23 فروردین 1399

انواع شکلات صبحانه در بازار چند؟ +جدول ..........جمعه 22 فروردین 1399

با جوانترین میلیاردر زن جهان آشنا شوید/ عکس..........جمعه 22 فروردین 1399

۵ قدم اولیه و بسیار مهم برای تجارت بهتر ..........شنبه 9 فروردین 1399

سه زبان مهم در دنیای کسب و کار چیست؟ ..........شنبه 9 فروردین 1399

۹ اصل مدیریت ..........شنبه 9 فروردین 1399

بازاریابی محتوا با ۹ ابزار کارآمد ..........شنبه 9 فروردین 1399

حقایق جذابی درباره مغز که نمی‌دانید ..........شنبه 9 فروردین 1399

پاورپوینت تکنیک های فروش حرفه ای..........شنبه 9 فروردین 1399

پاورپوینت اصول مدیریت علمی فردریک تیلور..........شنبه 9 فروردین 1399

همه پستها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic