تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر مدیریت

امروزه مدیریت استارت‎آپ یکی از کارهای دشوار و پیچیده به نظر می رسد. اگرچه فناوری های نوین کمک زیادی به صاحبان استارت‎آپ ها می کند، اما هنوز هم برخی از امور چالش‎برانگیز باقی می ماند.

  مهم ترین نیاز استارت آپ ها فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. امروزه همه مردم از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. تصمیم‎گیری مشتریان در زمینه خرید محصولات نیز تا حد زیادی بستگی به تجربه مشاهده برندها در پلتفرم های اجتماعی دارد.

به عنوان یک استارت آپ تازه‎کار فعالیت در شبکه های اجتماعی دشواری های خاص خود را دارد. در این مقاله هدف اصلی من بررسی شیوه های فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. در ادامه به بررسی مهم ترین پیش نیازهای هر استارت‎آپ برای فعالیت تاثیرگذار در پلتفرم های اجتماعی خواهیم پرداخت.

موفقیت استارت آپ ها در شبکه های اجتماعی

ضرورت برنامه‎ریزی

برنامه‎ریزی نخستین و مهم ترین پیش‎نیاز برای فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی است. این امر هم از طریق آژانس های کمکی در زمینه برنامه‎ریزی و خودمان امکان‎پذیر خواهد بود. نکته مهم در اینجا طراحی برنامه ای بلندمدت است. در صورت لحاظ امور جاری در برنامه مان احتمال موفقیت ما در شبکه های اجتماعی کاهش چشمگیری خواهد یافت.

طراحی برنامه برای فعالیت در شبکه های اجتماعی در ارتباط با تفکر استراتژیک است. در گام نخست باید نسبت به تصویر دلخواه از استارت آپ مان که قصد ترسیم در شبکه های اجتماعی داریم، فکر کنیم. نکته کلیدی در این مرحله امکان یافتن راهکاری برای بیان درست منظورمان به مخاطب است. در غیر این صورت برداشت نادرست از تلاش های ما اجتناب‎ناپذیر خواهد بود.

برنامه‎ریزی با در نظر داشتن اهداف استارت‎آپ مان یکی از شیوه های مناسب محسوب می شود. به هر حال هدف اصلی ما از فعالیت در شبکه های اجتماعی دستیابی به موفقیت در رسیدن به اهداف مان است. پس از آنکه اهداف استارت آپ مان را مشخص کردیم، برنامه‎ریزی برای فعالیت در شبکه های اجتماعی راحت تر خواهد شد. به طور معمول اهداف شرکت ها از حضور در پلتفرم های اجتماعی به شرح ذیل است:

• افزایش آگاهی کاربران پیرامون برندشان

• جلب نظر مشتریان جدید

• ترغیب مشتریان به خرید

• تولید محتوای جذاب

به نظر من تمرکز هر استارت آپ باید روی 1 یا 2 مورد از اهداف فوق باشد. بدون تردید تلاش برای پیگیری همزمان هر چهار هدف پیش رو شانس ما برای موفقیت را کاهش خواهد داد.

توجه به مخاطب

مخاطب هر استارت‎آپ شامل مهم ترین افراد برای آن مجموعه است. متاسفانه بسیاری از برندها در زمینه شناسایی مخاطب هدف-شان عملکرد نامطلوبی دارند. اگر شما تعریف درستی از مخاطب هدف تان دارید، یکی از استارت آپ های خوش‎شانس محسوب می-شوید.

شناخت مخاطب هدف و توجه به افزایش کیفیت تعامل مان با آنها نقش مهمی در موفقیت کسب و کار دارد. خوشبختانه ظهور شبکه های اجتماعی امکان پیگیری این هدف به صورت رایگان و سریع را ممکن کرده است. نکته مهم در اینجا فعالیت در پلتفرم های مورد علاقه مخاطب‎مان است. برخی از برندها بدون توجه به مخاطب شان اقدام به ثبت نام در پلتفرم های مشهور می کنند. این امر اگرچه ما را با دامنه کاربران وسیعی مواجه می سازد، اما شاید همه آنها مخاطب هدف ما نباشند. در اینجا بررسی وضعیت مخاطب شرکت ضروری خواهد بود. به طور معمول این کار با تحلیل اطلاعات طبقه‌بندی شده صورت می گیرد. بسیاری از استارت آپ ها توان لازم برای تولید اطلاعات مورد نیازشان را ندارند. به همین خاطر همکاری با آژانس های بازاریابی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این امر مزیت دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات دقیق و موردنیاز استارت‎آپ مان، آن هم در کمترین زمان ممکن، در پی دارد.

شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی

پس از آنکه برنامه شناخت مخاطب مان را ساماندهی کردیم، نوبت به انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی می رسد. بدون تردید یک شیوه خاص برای همه برندها وجود ندارد، بنابراین در اینجا ما باید دست به انتخاب از میان شیوه-های مختلف یا حتی ترکیب آنها با یکدیگر بزنیم. فقط در این صورت امکان موفقیت در زمینه جلب نظر مخاطب هدف وجود خواهد داشت.

یکی از نکات مهم در زمینه انتخاب شیوه فعالیت در شبکه های اجتماعی تعامل و شناخت بیشتر مخاطب است. اشتباه اغلب استارت آپ ها تلقی این امر به عنوان کاری بیهوده و فرعی است. به این ترتیب آنها در عمل مطابق با سلیقه خودشان دست به انتخاب شیوه فعالیت می زنند. پرسش اصلی صاحبان کسب و کار در زمینه انتخاب روش فعالیت براساس سلیقه مخاطب مربوط به راهکار آن است. به نظر من بهترین شیوه در اینجا گوش دادن به صحبت های مخاطب هدف است. این امر اطلاعات مناسبی در اختیار برند ما قرار خواهد داد. به این ترتیب امکان انتخاب مناسب فراهم خواهد شد. هیچ‎گاه بدون بررسی ابعاد مختلف فعالیت در شبکه‎های اجتماعی دست به انتخاب نزنید. این امر در اغلب موارد موجب ناکامی استارت آپ-ها در زمینه دستیابی به اهداف شان خواهد شد. به هر حال اگر موفقیت در شبکه های اجتماعی آسان بود، این مقدار استارت آپ شکست خورده وجود نداشت.

شیوه فعالیت مناسب در شبکه های اجتماعی باید شامل ارائه راهکارهای مناسب به مخاطب برای رفع مشکلات و تولید محتوای ارزشمند باشد. این امر به گونه های مختلف امکان‎پذیر است. به عنوان مثال، برخی از استارت آپ ها اقدام به بارگذاری ویدئوهای زنده برای پرسش و پاسخ با کاربران می کنند. بدون تردید این شیوه نیازمند داشتن دامنه وسیعی از مخاطب هدف است. هیچ‎کس علاقه ای به اختصاص زمان برای بارگذاری ویدئوی آنلاین بدون حضور تعداد مناسبی از کاربران ندارد. اگر کسب و کار شما تازه کار خود را شروع کرده است، بارگذاری پست بهترین گزینه خواهد بود. به علاوه ویدئوهای تخصصی در یوتیوب دامنه بیشتری از مخاطب ها را جلب می-کند. به این ترتیب بارگذاری ویدئو را به این بخش انتقال دهید.

اهمیت توسعه برند

یک استارت آپ در سفری دائمی قرار دارد. در فرآیند این سفر هدف اصلی بنای وجه های مختلف برندمان خواهد بود. اطلاع‎رسانی مناسب در مورد استارت آپ اهمیت بالایی دارد. این امر موجب آگاهی کاربران از حضور برندمان در عرصه کسب و کار خواهد شد. به این ترتیب شانس موفقیت ما افزایش چشمگیری می یابد. ماهیت اصلی توسعه شبکه های اجتماعی نیز همین امر است. در حقیقت شبکه های اجتماعی برای افزایش سطح ارتباط میان افراد بنا شده است. استفاده مناسب برندها از پلتفرم های مختلف به تحقق هرچه بهتر این هدف کمک خواهد کرد.

به عنوان یک کسب و کار نگاه رو به جلو و تلاش برای ایده‌پردازی خلاقانه اهمیت بالایی دارد. هیچ‎کس یک برند تکراری را دوست ندارد بنابراین برنامه کلی تان را به طور مداوم مورد بازبینی قرار دهید. این امر همیشه ما را در فهرست استارت آپ های محبوب کاربران نگه خواهد داشت.

مسیر پیش رو

همیشه از داشتن برنامه ای دقیق اطمینان حاصل کنید. اشتباه بسیاری از استارت آپ ها تلاش برای استفاده فوری از ایده های مختلف است. بدون بررسی دقیق ایده ها شانس ما برای جلب نظر مخاطب و دستیابی به اهداف مان کاهش چشمگیری خواهد یافت. در نهایت نیز اهمیت ارزیابی نتایج فعالیت استارت‎آپ مان در شبکه های اجتماعی را در یاد داشته باشید. این امر به بهبود و به روز رسانی برنامه مان در آینده کمک شایانی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  11:05 ب.ظ

درست به مانند هر اقدامی، نخستین فعالیت در زمینه کارآفرینی همواره با سختی و استرس بالایی همراه است. همین امر نیز ریسک کار را به شدت افزایش می دهد.

 به همین خاطر استفاده از تجربیات سایرین، اقدامی کاملا هوشمندانه خواهد بود. درواقع من در نخستین سال فعالیت خود، با مشکلاتی جدی مواجه بودم، با این حال با استفاده از راهکارهایی موفق شدم تا عملکردی درخشان را داشته باشم. درواقع در همان سال برند خود با نام DoNotPay را به جایگاهی رساندم که هیچ کس عملا شانسی را برای آن قائل نبود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، درواقع تصور عموم مردم این است که مدیران تازه کار عملا نمی توانند عملکرد خیلی خوبی را در همان سال اول فعالیت خود داشته باشند، با این حال هیچ دلیل منطقی ای برای این امر وجود نداشته و هر فردی می تواند در نخستین سال فعالیت خود نیز عملکرد فراتر از انتظاری را داشته باشد، با این حال عدم آگاهی از روش ها و اقداماتی که باید انجام گیرد، خود بزرگترین مانع موجود محسوب می شود. همین امر نیز به انگیزه نوشتن این مقاله تبدیل شده و در آن تلاش کردم تا چکیده ای از بهترین تجربیات و راهکارهای خودم را در قالب توصیه هایی درآورم که در ادامه به معرفی پنج مورد منتخب آنها خواهم پرداخت.

1-همه چیز را مورد آزمایش قرار دهید

مشکل بزرگ تقریبا تمامی کارآفرینان تازه کار این است که در تلاش برای پیاده کردن مواردی هستند که به صورت کاملا تئوری آموزش دیده اند. این امر در حالی است که حتی بهترین قوانین نیز در مناطق مختلف، به شکل های گوناگونی به اجرا گذاشته می شود. به همین خاطر ضروری است تا در تلاش برای مورد آزمایش قرار دادن تمامی دانسته های خود باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برخی از موارد حتی ممکن است عملا بی فایده باشد. به همین خاطر نباید از کنار گذاشتن و جایگزین کردن برخی از دانسته های خود، واهمه ای را داشته باشید. فراموش نکنید که هیچ فردی از شما به عنوان فردی تازه کار، انتظار معجزه نداشته و نباید به تصمیمات لحظه ای، در تلاش برای حرفه ای نشان دادن خود باشید. درواقع تنها نتایج شما، معیار ارزشیابی خواهد بود.

به همین خاطر نباید با تفکرات و اقدامات نادرست آن را نابود سازید. فراموش نکنید که از دوستان و اعضای خانواده خود، می توان به عنوان نمونه-های خود استفاده کرد. این امر سرعت انجام آزمایش ها را به شدت افزایش خواهد داد. در نهایت به خاطر داشته باشید که در این رابطه خلاقیت حرف اول را می زند. به همین خاطر نباید تحقیقات و آزمایش ها را اقداماتی بیش از حد هزینه بر تلقی کنید. این اقدام شما باعث خواهد شد تا به تجربه ای دست پیدا کنید که سایرین برای رسیدن به آنها ممکن است چندین سال زمان را نیاز داشته باشند.

2-از اقدامات جدید واهمه ای نداشته باشید

محافظه کار بودن، خصوصیت بسیاری از کارآفرین های تازه کار است. درواقع آنها در تلاش برای حفظ وضع موجود بوده و ریسک تغییرات را نمی پذیرند، با این حال اگر خواهان درخشش در کار خود هستید، لازم است تا شجاعت کافی برای پیاده کردن ایده های جدید را داشته باشید. درواقع اگرچه آزمایش کردن همه چیز مهم است، با این حال اگر قدرت اجرایی کردن نتایج را نداشته باشید، عملا اقدام شما بی نتیجه خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا از همان ابتدا تحمل صدای مخالف خود را داشته باشید.

برای مثال ممکن است با در دست گرفتن شرکتی که برای بیش از 20 سال توسط یک مدیر اداره می شده است تحمل ایده های جدید شما کاملا سخت و با اعتراض هایی همراه باشد، با این حال اگر شجاعت ایستادگی و باور به توانایی های خود را نداشته باشید، بدون شک حضوری کوتاه مدت را تجربه خواهید کرد. فراموش نکنید که هیچ چیز بدتر از شروعی کوتاه مدت نخواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا پس از اطمینان از درستی اقدامات خود، با قدرت آنها را به اجرا درآورید، با این حال این امر به معنای خودرآی بودن نیست و لازم است تا مشورت های مفید از افراد دلسوز و حرفه ای را نیز جدی بگیرید. با این وجود هیچ گاه فراموش نکنید که در نهایت شما تصمیم گیرنده خواهید بود. درواقع برای رسیدن به نتایجی جدید، شما به تصمیمات و اقدامات نوآورانه احتیاج خواهید داشت و در بازار به شدت رقابتی حال حاضر، حفظ وضع موجود تنها به از دست رفتن جایگاه فعلی منجر می شود.

3-از اتفاقات تلخ به سرعت گذر کنید

به این جمله باور داشته باشید که هر فردی ممکن است اشتباه کند. درواقع حتی در بهترین حالت ممکن نیز افراد اشتباهاتی را مرتکب خواهند شد. این امر حتی برای بهترین ها نیز صادق است، با این حال برای کاهش تاثیر آنها ضروری است تا به سرعت از کنارشان گذر کنید. برای مثال ممکن است در زمینه تبلیغات، اقدام مدنظر شما با نتایج لازم همراه نبوده باشد. تحت این شرایط اگر سریعا آن را فراموش کرده و با توجه به درس های آن، اقدامی کامل تر را در پیش گیرید بدون شک دیگر شکست به دست آمده برای هیچ کس اهمیتی را نخواهد داشت. این امر بدون شک بهتر از زمانی خواهد بود که شما در تلاش برای جلوگیری از وقوع اشتباهات باشید. در نهایت فراموش نکنید که در هر عرصه ای از کسب وکار، لازم است تا به فناوری های جدید توجه داشته باشید. در این رابطه فراموش نکنید که برندهایی نظیر فیس بوک و اوبر، ایده هایی ساده ای بودند که با استفاده از تکنولوژی روز، موفق به رسیدن به سطح جهانی شده و در بالاترین جایگاه قرار گرفته اند. به همین خاطر عدم توجه به این امر ممکن است حتی بهترین ایده ها و کارآفرین ها را نیز ناکام بگذارد.

4-به کیفیت اطرافیان خود توجه کنید

بدون شک شما از محیط اطراف خود تاثیراتی را پذیرا خواهید بود. به همین خاطر ضروری است تا به دنبال بهترین ها برای خود باشید. با نگاهی به افراد موفق نیز به این نکته پی خواهید برد که آنها با افرادی در طبقه خودشان، رفت و آمد دارند. به همین خاطر اگر خواهان این امر هستید که کارآفرینی نمونه باشید، لازم است تا دوستان خود را نیز از میان آنها انتخاب کنید. این امر به شکل معجزه آسایی بر روی عملکرد شما تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت. در نهایت این انتخاب نه تنها مشاوران خوبی را در کنار شما قرار خواهد داد، بلکه زمینه بسیاری از همکاری ها را نیز فراهم خواهد کرد.

5-صرفه جویی را به عادت رفتاری خود تبدیل کنید

بسیاری از کارآفرین ها در تلاش برای بزرگ تر جلوه دادن برند خود هستند. همین امر نیز باعث می شود تا هزینه های آنها روندی سرسام آور را داشته باشد. بدون شک تحت این شرایط تعادل لازم میان درآمد و هزینه های شما شکل نخواهد گرفت و مدیریت بودجه با مشکلاتی جدی رو به رو می شود. با نگاهی به برندهای برتر جهان نیز پی به شروع ساده آنها خواهید برد. درواقع نقطه شروع شما ابدا مهم نبوده و این امر درست اشتباهی است که باعث می شود تا بسیاری از افراد مستعد در زمینه کارآفرینی، عملا در این حوزه فعالیتی را نداشته باشند. در نهایت فراموش نکنید که صرفه جویی به معنای عدم استفاده از منابع مالی نبوده و بیشتر به درست خرج کردن آن اطلاق می-شود. برای مثال به جای آنکه در تلاش برای خرید یک دفتر بزرگ برای شروع کار خود باشید توصیه می شود تا هزینه را صرف ایجاد یک تفاوت میان خود و سایر رقبا، کنید. این امر بدون شک نتایج به مراتب بهتری را به همراه خواهد داشت. درواقع شما باید قدرت نه گفتن به بسیاری از موارد غیرضروری را داشته و کارآفرینی را یک اقدام نیازمند سرمایه کلان تلقی نکنید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
پنجشنبه 21 شهریور 1398  10:49 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

جک ما، مدیر و موسس شرکت چینی علی‌بابا، از برنامه‌های بازنشستگی خود خبر داده و اعلام کرده که به زودی از مدیریت این شرکت بزرگ خداحافظی خواهد کرد. جَک ما، کارآفرین چینی که موسس و مدیر شرکت چینی علی‌باباست، با مالکیت تعدادی از بزرگ‌ترین وب‌سایت‌های تجاری و آنلاین جهان، در حال حاضر سومین فرد ثروتمند چین محسوب می‌شود. جک ما به‌عنوان موسس و رئیس هیات مدیره‌ شرکت چینی علی بابا (Alibaba)، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تجارت الکترونیک چین است که سال گذشته نیز اعلام کرده بود که قصد دارد از سمت مدیریت خود در این شرکت کناره‌گیری کرده و آن را به افراد تازه‌نفس و خلاق دیگری واگذار کند.

حالا تازه‌ترین اخبار منتشر شده در منابع خبری از جمله وب‌سایت سی‌نت نشان می‌دهد که او در نظر دارد با تمرکز بر یادگیری دروس و مسائل جدید، در آستانه بیستمین سالگرد تاسیس شرکت چینی علی‌بابا بازنشستگی خود را به‌صورت نهایی و رسمی اعلام کند. او در جریان برگزاری رویدادی در روز سه‌شنبه خاطرنشان کرد: من باور دارم جهان سرشار از فرصت‌های جدید است و از آنجا که من مشتاق یادگیری مسائل و موضوعات جدید و همچنین ماجراجویی‌های تازه هستم، می‌خواهم زودتر از موعد خود را بازنشسته کنم و وارد فاز جدیدی از زندگی شوم. شرکت علی‌بابا که نمونه چینی شرکت آمریکایی آمازون است به منظور رقابت و به چالش کشاندن آن وارد این عرصه شد. علی بابا (Alibaba) در سال ۱۹۹۹ میلادی توسط او تاسیس و راه‌اندازی شد تا به فروش آنلاین محصولات گوناگون در سراسر جهان بپردازد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که شرکت علی‌بابا موفقیت روزافزون و میزان بالای سودآوری خود را مرهون تلاش و سیاست‌های هوشمندانه جک ما، به‌عنوان موسس و رئیس هیات مدیره این شرکت است.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

رابطه مناسب میان برندها و کارمندان شان همیشه دارای اهمیت است. یکی از نظرسنجی های موسسه گالوپ بیانگر عملکرد بهینه کارمندان دارای تعامل بهتر با شرکت ها از نظر کیفی است. براساس این نظرخواهی کارمندان دارای رابطه مناسب با شرکت های شان ۱۷درصد خلاق تر از سایرین هستند. همچنین این دسته از کارمندان ۲۱درصد عملکرد بهتر در زمینه سودآوری و ۲۰درصد فعالیت بهتر در حوزه فروش دارند.

 به طور کاملا واضح، داشتن کارمندان دارای رابطه مطلوب با شرکت مان سطح کلی بهره وری را افزایش می دهد. در این میان تفاوتی میان اندازه، بودجه و حوزه کسب وکار شرکت ها نیز وجود ندارد. موسسه گالوپ در یکی از بزرگترین پژوهش های خود آمار جالبی در مورد کارمندان سراسر جهان به دست آورده است. بر این اساس فقط 15درصد از کارمندان شرکت ها در سراسر جهان دارای رابطه ای نزدیک و مطلوب به شرکت های شان هستند.

ارتباط تاثیرگذار با کارمندان

باتوجه به آمار موسسه گالوپ بسیاری از برندها نسبت به اهمیت توجه به ایجاد رابطه ای پایدار با کارمندان شان بی توجه هستند. بدون تردید در صورت توانایی برند ما در زمینه جلب نظر کارمندانش مزیت بسیار بزرگی کسب می کنیم. با این حال شیوه انجام چنین کاری محل بحث است. هدف اصلی این مقاله بررسی راهکارهای ایجاد رابطه ای تاثیرگذار با کارمندان در کسب وکارهای مختلف است.

1. اطمینان از انتقال احساس شنیده شدن نظرات کارمندان

کارمندانی که احساس توجه مدیران شرکت به نظرات شان را دارند، به طور قابل توجهی انرژی و توان بیشتری خرج موقعیت شغلی شان می کنند. این دسته از کارمندان اشتیاق بیشتری در مواجهه با طرح های اضافه کاری برندها از خود نشان خواهند داد. به این ترتیب با توجه به ایده ها و گفته های کارمندان شرایط برای کار بیشتر و البته مفیدتر فراهم می شود. فراتر از این، توجه به ایده های کارمندان فرصت های کاری بسیار مهمی را پیش روی ما خواهد گذاشت. این امر به دلیل نگاه متفاوت کارمندان به مسائل کسب وکار است. به این ترتیب آنها توانایی مشاهده و درک نکاتی کاملا پوشیده بر ما را دارند.

در صدر درخواست های اغلب کارمندان از مدیران خود ایده «توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیر بخش» در رتبه نخست قرار دارد. اگر شما دارای شرکتی بزرگ با سلسله مراتب مدیریتی چند لایه هستید، باید این قواعد دست و پاگیر را فراموش کنید. به این ترتیب کارمندان هر بخش باید توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیران بخش خود و دیگر بخش ها را داشته باشند. این امر هم از طریق گفت وگوی رو در رو و هم پل های ارتباطی نظیر ایمیل امکان پذیر است.

پذیرش انتقادات به صورت مناسب از ضرورت های مدیریت مناسب هر مجموعه ای است. به این ترتیب مدیران باید توانایی هضم انتقادهای مختلف را داشته باشند. در غیر این صورت کارمندان بدان ها اعتنای چندانی نخواهند کرد.

چالش اصلی شرکت های بزرگ دشواری ترتیب جلسات ملاقات کارمندان با مدیران است. به دلیل حجم بالای کاری این شرکت ها ترتیب چنین ملاقات هایی به معنای توقف کارها برای چند ساعت است. در مقیاس کسب وکارهای بزرگ همین چند ساعت تاثیر انکارناپذیری بر روی برندها خواهد داشت.

به منظور ایجاد راه ارتباطی ساده و سریع تر، از نرم افزار Smarp استفاده کنید. این نرم افزار امکان برقراری ارتباط تصویری، متنی و صوتی میان کارمندان و مدیران را فراهم می کند. همچنین با استفاده از Smarp کارمندان امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را نیز دارند.

2. همه را مطلع نگه دارید

هیچ کس علاقه ای به آگاهی از خبری به عنوان آخرین نفر ندارد. همه ما احساس مناسبی از اطلاع به موقع اخبار پیدا می کنیم. به این ترتیب شرکت ها باید نسبت به علاقه کارمندان شان نسبت به آگاهی از امور جاری و ایده های آتی توجه کافی نشان دهند. مواردی نظیر تاریخ رونمایی از محصولات تازه، شیوه ارتقای کارمندان و مراسم های مختلف از جمله مهم ترین موارد برای اطلاع رسانی به کارمندان است.

هنگامی که کارمند ما اطلاع کافی از نحوه مدیریت شرکت دارد، به سادگی امکان مشاهده تاثیر تلاش هایش بر روی سرنوشت کسب وکار را خواهد داشت. به عنوان مثال، ایجاد رابط کاربری مناسب برای دسترسی کارمندان به اطلاعات مربوط به سود حاصل از جدیدترین پروژه شرکت تاثیر انکارناپذیری در افزایش انگیزه آنها خواهد داشت. به عبارت ساده، با چنین کاری کارمندان تاثیر عینی تلاش های خود بر روی سرنوشت شرکت را مشاهده می کنند.

اگر شما قصد تزریق هیجان به کارمندان تان از طریق اطلاع رسانی به آنها را دارید، اطلاعات مذکور در سطرهای قبلی را در قالبی دوستانه در درون شرکت منتشر کنید. فرمت هایی نظیر مطلب وبلاگی، نمودارها و ویدئو گزینه های مناسبی برای اطلاع رسانی پیرامون شرکت خواهد بود. یک ایده خلاقانه در این زمینه ایجاد خبرنامه ای برای شرکت است. به این ترتیب کارمندان در فواصل زمانی معین اخبار تازه شرکت را در قالب ایمیل یا نامه دریافت خواهند کرد. راه اندازی یک سیستم اطلاع رسانی درون شرکتی نیز در این مسیر کمک شایانی به شما خواهد کرد.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  08:35 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت تاریخچه پیدایش مدیریت توسعه

پاورپوینت-تاریخچه-پیدایش-مدیریت-توسعهدانلود پاورپوینت با موضوع تاریخچه پیدایش مدیریت توسعه ، در قالب ppt  و در 29 اسلاید، قابل ویرایش.   بخشی از متن پاورپوینت: مدیریت به عنوان یكی از رشته های علوم انسانی دارای قدمتی بسیار دیرینه است كه بشر همواره فنون مدیریت را در سازماندهی وهماهنگی فعا


دانلود فایل


نظرات()   
   

هارولد وویت کیف پولش را بیرون می‌آورد، دسته‌ای اسکناس ۵۰ یورویی را بیرون می‌کشد و وقتی که پول شعله می‌کشد، با آرامش به آن نگاه می‌کند.

کیف پول را می‌بندد، آتش را خاموش می‌کند و وقتی کیف پول را دوباره باز می‌کند، پول‌ها دست‌نخورده و آمدۀ خرج شدن هستند. اتاقی پر از شاگردان شعبده‌بازی با چشمانی گشاده سر شوق می‌آیند و دست به تشویق بلند می‌کنند.

 اکثر این کارآموزان هنر‌های تردستی، لوطی یا ستارگان یوتیوب نیستند، بلکه مدیران کسب‌وکار و دیگر کارمندانی هستند که امیدوارند چند تردستی تازه بر خورجین خود اضافه کنند.

01

وویت، هفتاد ساله و موسس آکادمی شعبده در پولاک، که از حومه‌های ثروتمند مونیخ است، می‌گوید: "آموختن شعبده‌بازی فقط یاد گرفتن چند تردستی نیست؛ این کار یعنی که شخصیت خود را پیش ببرید و نحوۀ ارایه، صحبت کردن و حرکاتتان را ارتقا دهید. "

وویت که بیش از نیمی از عمر خود را یک شعبده‌باز حرفه‌ای بوده و به آموزش این فن پرداخته، می‌گوید که به همین خاطر است که بسیاری از افراد شاغل و اهالی کسب‌وکار به کلاسهایش می‌آیند.

او می‌گوید: "اکثر شاگردان من شغل اصلی خود را رها نمی‌کند. من همه جور شاگردی داشته‌ام، از انترن‌های جوان گرفته تا یک کشیش ۸۰ سالۀ کلیسا. "

او می‌گوید: "باورتان نمی‌شود در بسیاری از شرایط، شعبده‌بازی به کارتان می‌آید" و از تلاش برای مخ زدن تا تلاش برای به سرانجام رساندن یک معامله را ذکر می‌کند.

جنون هری پاتر

علاقۀ آلمانی‌ها به سحر و جادو، سابقۀ چندین قرنی دارد، اما سال‌های پس از جنگ، شاهد بازگشت قوی این علاقه بود، چرا که جمعیت خستۀ آلمان، در اجرا‌های کلوب‌های شبانه به دنبال سرگرمی و فرار از مشکلات می‌رفتند.

رونق فعلی این فن مرهون جنون ده دهه‌ای هری پاتر است و همچنین شناخت مردم نسبت به اینکه قدری شعبده می‌تواند، فواید بسیاری را در زندگی رقم بزند.

بزرگترین شعبده‌بازان آلمان، نظیر برادران اهلریش، با برنامه‌ها خود استادیوم‌ها را پر می‌کنند.

 
02

مارک ویده، ۲۷ ساله، شعبده‌باز آلمانی در ماه جولای توانست با یک تردستی با ورق، مقام بهترین شعبده‌باز را در مسابقات قهرمانی جهان به دست آورد. او برای رسیدن به این افتخار، رقیبی را که می‌توانست ۱۰ کبوتر و ۴ گوسفند را ناپدید و ظاهر کند را شکست داد. مقام دوم به یک آلمانی دیگر به نام اکسل هکلائو رسید.

وویت که پیش از در دست گرفتن چوب جادو برای یک سرویس اطلاعات خارجی کار می‌کرد، می‌گوید که مدرسۀ شبانۀ او، اولین مدرسه‌ای بود که گواهی شعبده‌بازی‌ای ارایه می‌داد که دولت آن را به رسمیت می‌شناسد.

اما اکثر شاگردانی که برای این کلاس‌های هفتگی دوساله با قیمت ۷۵۰ یورو ثبت نام می‌کنند، به اینجا می‌آیند تا چیزی مسحورکننده‌تر از بیرون کشیدن خرگوش از کلاه را فرا گیرند. شعار این دورۀ آموزشی این است: "صحنه را مال خود کن! "

یکی از شاگردانی که به تازگی در یکی از این کلاس‌های شبانه حضور داشت، مارکو هافنریشتر، کارآفرین ۴۶ ساله است، که یک کسب‌وکار ساخت و ساز موفق را اداره می‌کند.

او می‌گوید، یاد گرفتن اینکه چگونه حس شگفتی را در مخاطب ایجاد کند، او را جذب مدرسۀ شعبده کرده است.

او می‌گوید: "من به دنبال قدری توازن در زندگیم بودم. در حال حاضر، بزرگترین طرفدارم پسرم است، اما دوست دارم که در پایان این دورۀ آموزشی، شش یا هفت روتین برای اجرا کردن بلد شده باشم. "

 
03

ماریان هافمن، مدیر ۶۷ ساله‌ای که در صنعت فناوری اطلاعات کار می‌کند، می‌گوید که شعبده به نوعی به او قدرت ستاره بودن داده و این موضوع فقط محدود به نوه‌هایش نیست.

هافمن می‌گوید که فرهنگ زمخت شرکتی جاری در فضای کسب‌وکار آلمان، باعث شده که تشنگی شدیدی برای فانتزی وجود داشته باشد.

او می‌گوید: "شاید ما زیادی منطقی هستیم و دلمان لک زده برای اینکه چند خیال و رویا داشته باشیم. "

دست خالی روی صحنه

توماس فراپس، ۵۱ ساله، دکترای فیزیک دارد، اما در حین مطالعاتش به شوق شعبده مبتلا شد.

فراپس، که نوشته‌های بسیاری در زمینۀ توهم و مهارت‌های صحنه دارد، ۲۵ سال است که در آنچه که طولانی‌ترین برنامۀ شعبدۀ تاریخ آلمان می‌نامد، اجرا کرده است.

او دریافت که یوهان ولفگانگ ون گوته، نویسندۀ شهیر آلمانی - که شعر "شاگرد جادوگر" را سروده- در قرن هیجدهم، به هر یک از نوه‌هایش یک جعبۀ تردستی هدیه داده بود؛ بنابراین کلک‌ها را می‌توان ابزاری برای پیشبرد تفکر روشنگری دانست، چرا که اگر شعبده را درک کنیم، می‌تواند حکم آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش را داشته باشد؛ همان چیزی که جوهر انسانیت ماست.

 
04

فراپس می‌گوید که یک قرن پیش از آن، کتاب‌هایی را که جزییات شعبده‌ها برملا می‌کردند، از دلایلی بودند که به توقف سوزاندن جادوگران کمک کرد.

او می‌گوید: "بامزه اینجاست که هر چه مردم بیشتر از جادو و شعبده مطلع شدند، پردۀ افسون از چیز‌هایی که می‌دیدند و نمی‌فهمیدند، ورافتاد. "

"حالا برای روسای شرکت‌ها و فیزیکدانها، جهشی عالی به دنیایی دیگر محسوب می‌شود. وقتی که تردستی‌ای در آستین دارید، "دست خالی" روی صحنه نمی‌روید، برعکس استندآپ کمدینی که فقط جکهایش را دارید. "

وویت می‌گوید که ویدیو‌های آموزشی‌ای که روی اینترنت وجود دارد و صد‌ها هزار نفر را به خود جلب می‌کنند، باعث شده تا علاقه و مراجعۀ مردم به مدارس شعبده‌ای نظیر مدرسه‌ای که او دارد، افزایش یابد.

وویت می‌گوید: "آموزش شعبده به صورت حضوری، هیچ جایگزینی ندارد. "


منبع: فرادید


نظرات()   
   
شنبه 29 دی 1397  11:19 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

خلاصه کتاب اصول سرپرستی

خلاصه-کتاب-اصول-سرپرستیدانلود خلاصه کتاب اصول سرپرستی (سیده جمیله مدرسی سریزدی) ، در قالب فایل pdf و در حجم 25 صفحه. از نظر لغوی در زبان انگلیسی سرپرست از دو واژه بزرگ گسترده بینایی یا قدرت تصور تشکیل شده است.در متون مدیریت,سرپرست به کسی اطلاق می گردد که مسئولیت هدایت و اداره دیگران را عهده دار است ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
یکشنبه 20 آبان 1397  10:05 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

شاید شما هم با این مشکل روبه‌رو شده‌اید که ندانید چگونه تعادل بین ابهت مدیریتی و ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار کنید. آیا کارکنان شما بخوبی با شیوه مدیریتی شما کنار می‌آیند و عملکرد خوبی دارند؟ آیا تا به حال نوع رفتارتان باعث ایجاد تنشی در شرکت‌تان شده است؟

مدیریت صحیح، کلیدی‌ترین نکته برای عملکرد خوب مجموعه است. براساس نتایج مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شده، یک‌سوم افراد حداقل یک بار کار خود را به خاطر مدیر بدی که داشتند رها کرده‌اند. اما قاعدتا شما به عنوان یک مدیر نمی‌توانید در شرکت دور بزنید و نظر کارمندانتان را در مورد نحوه مدیریت‌تان بپرسید. یکی از بهترین روش‌ها برای رفع این مشکل، استفاده از نتایج نظرسنجی‌های کارکنان و دریافت بازخوردهای مستقیم از این طریق است، اما گاهی نشانه‌هایی نیز می‌توانند به صورت غیرمستقیم بگویند تا چه حد توانسته‌اید مدیر موفقی باشید. در ادامه به بررسی برخی از این علامت‌ها خواهیم پرداخت.

کارمند نورچشمی ندارد

متمایز کردن یک کارمند از دیگران، رفتاری است که می‌تواند بشدت محیط کار را متشنج کند. اگر به طور خیلی مشخص نشان بدهید که یکی از کارمندان مورد توجه شماست، زمینه را برای دلسرد کردن دیگران فراهم کرده‌اید. در این حالت کارکنان انگیزه خود را برای تلاش در جهت نشان دادن قابلیت‌هایشان از دست می‌دهند.

البته طبیعی است که هر انسانی با برخی شخصیت‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند و هیچ‌کس از این موضوع مستثنی نیست. اما زمانی که مسؤولیت هدایت مجموعه‌ای را به‌عهده دارید باید بتوانید تعادل رفتاری را در خود تقویت کنید. در غیر این صورت محیط کار به فضایی ناخوشایند و پر از رقابت‌های ناسالم تبدیل خواهد شد.

حقوق انسانی کارکنان را رعایت میکند

متاسفانه برخی مدیران تصور می‌کنند تحقیر کارمندان و سوءاستفاده از آنها روش موثری برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر است؛در حالی که در اکثر موارد این روش اصلا کارایی ندارد یا حتی اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. استفاده از کلمات نامناسب و لحن‌های دستوری می‌تواند بار منفی زیادی را به فرد منتقل کند. کارمندان چنین مجموعه‌هایی به مرور باورشان را نسبت به توانمندی‌های خود از دست می‌دهند و هیچ‌گونه احساس تعلقی به محیط کار خود نخواهند داشت. در نتیجه اثرات مخرب چنین رفتارهای نامناسبی بشدت از کارایی مجموعه خواهد کاست. اگر شما از آن دست مدیرانی هستید که از کلمات جادویی و مودبانه برای انتقال خواسته‌های خود به کارکنانتان استفاده می‌کنید و ارزش‌های انسانی برای آنها قائل هستید - اگرچه به وظیفه خود به عنوان یک انسان عمل می‌کنید - مطمئن باشید قدم بزرگی از بسیاری مدیران جلوتر هستید.

دوست دارد موارد جدید را تجربه کند

مدیران خوب، از روش‌های خاصی برای انجام کارها استفاده می‌کنند که نسبت به سایر روش‌ها نتایج بهتری ایجاد می‌کند. بنابراین اگرچه از روش ثابتی استفاده می‌کنند، علت آن عادت کردن به روشی خاص نیست، اما مدیران بسیار خوب به کارمندان خود فضایی هرچند کوچک برای آزمون و نوآوری می‌دهند. چنین مدیرانی می‌دانند که در عصر فناوری نمی‌توان در مقابل تغییرات ایستاد. به همین دلیل همواره آماده پذیرش هر پیشنهاد به‌روز و جدیدی هستند که بتواند کارایی و کیفیت مجموعه را افزایش دهد.

روی همه افراد مجموعه حساب میکند

اگر کارمندان احساس کنند که روی آنها حساب می‌کنید، انگیزه بیشتری برای اثبات خود و بهتر کار کردن خواهند داشت. این روش می‌تواند روحیه تلاش و همبستگی را در مجموعه تقویت کرده و فضای کار را به فضایی دوست‌داشتنی برای کار تبدیل کند.

 

از کارکنان حمایت میکند

یک رئیس خوب باید میان خود و کارمندانش با حمایت و راهنمایی‌های بجا اعتمادسازی کند. گر چه این حمایت به معنی قدم به قدم جلو بردن آنها نیست، اما رها کردن کارکنان در موقعیت‌های ناشناخته و دشوار نیز نشان‌دهنده مدیریت خوب شما نخواهد بود. بنابراین در کنار آزادی عملی که فراهم می‌کنید، در شرایط سخت حامی خوبی برای کارکنان باشید تا حضور تان موجب آرامش خاطر آنها شود.

نواقص کار را کنار میزند

رئیس‌نماها با سنگ‌اندازی در برابر کارمندان، شرایط کار و رسیدن به موفقیت را برایشان دشوار می‌کنند تا به خیال خود سختکوشی را در آنها نهادینه کنند. در حالی‌که مدیران کارآمد همواره در حال تلاش برای بهبود شرایط کار در مجموعه خود و برطرف‌کردن نواقص آن هستند. در چنین مجموعه‌هایی کارمندان با آرامش خیال بیشتر می‌توانند از خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود برای رشد و اعتلای هر چه بیشتر مجموعه استفاده کنند.

مربی خوبی است

کار مربی فقط نشستن روی نیمکت کنار زمین و بازی کردن با انگشتانش نیست. از طرف دیگر هیچ مربی‌ای وارد زمین بازی هم نمی‌شود که خودش بازی را پیش ببرد. رئیس خوب نیز مانند یک مربی قوی عمل می‌کند. او در نهایت احترام، ترکیبی از تشویق و انتقاد سازنده را به کارمندان انتقال می‌دهد تا توانمندی‌های آنها هرچه بهتر بروز پیدا کند و اگر نواقصی در کارشان وجود دارد با روحیه‌ای سازنده آن را بهبود ببخشد.

میتواند انتظارات را برآورده کند

مدیرانی که با گفتن حرف‌های غیر واقعی در مورد شرایط شرکت و اتفاقات مربوط به آن باعث جاخوردن، گیج‌شدن و سرخوردگی ناگهانی کارمندان می‌شوند، مقبولیتی نخواهند داشت. چنین مدیرانی معمولا در صحبت‌ها و سخنرانی‌های خود از شرایط خوب شرکت و پیشرفت‌های غیرواقعی آن می‌گویند، اما ناگهان به صورت غیرمنتظره با تعدادی از کارکنان قطع همکاری می‌کنند. این در حالی است که مدیر خوب با کارمندان خود صادق است و به آنها حق می‌دهد که بخواهند در جریان امور قرار بگیرند. شفافیت همیشه فضای کار را دلپذیرتر می‌کند.

حاضر به شنیدن است

کارمندان دوست دارند شنیده شوند. معمولا پایان ساعت کاری زمانی است که به جمع‌بندی روزانه اختصاص داده می‌شود، اما گاهی بنا به شرایط ممکن است بتوانید در ساعات پایانی، زمانی را به شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات کارمندان خود اختصاص دهید. زمان‌هایی را برای ملاقات‌های حضوری اختصاص دهید. همچنین می‌توانید سامانه‌ای برای انتقال مستقیم نظرات کارکنان به مدیریت طراحی کنید. اما مهم این است که واقعا بخواهید بشنوید! بسیاری از مجموعه‌ها در حال حاضر مجهز به سیستم‌های انتقادات و پیشنهادات و ارتباط مستقیم با ریاست هستند، اما فقط برای مدت کوتاهی به آنها توجه می‌شود و پس از آن فقط جنبه تزئینی پیدا می‌کنند.

دیدگاهش را توضیح میدهد

مدیر موفق از کسی انتظار ندارد توقعاتش را از ذهنش بخواند. او دورنمای واضحی از آنچه در ذهنش می‌گذرد برای ارائه به کارمندانش تهیه می‌کند تا بخوبی با دیدگاهش آشنا شوند و آن را در خود نهادینه کنند. زمانی می‌توانید از کارمندان انتظار داشته باشید همه نکات مد نظرتان را رعایت کنند و طبق اصول شما کارها را پیش ببرندکه به طور کامل توجیه شده باشند.

به دنبال راهحل است

زمانی که شرایط کار دشوار می‌شود، مدیران ضعیف سعی می‌کنند کسی را پیدا کنند تا تقصیرات را گردن او بیندازند و سرزنش کنند. مدیر موفق کسی است که در هر شرایطی به جای این که کسی را جلوی اتوبوس بیندازد، مشکل را می پذیرد و به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای حل آن مشکل است. در این حالت فضای کار به فضایی امن برای تجربه کردن تبدیل خواهد شد.

کارمندان را به چالش میکشد

کارکنان بی‌انگیزه کارکنانی غمگین هستند. مدیر خوب همیشه در حال ایجاد چالش‌های جدید برای پویاکردن کارمندان و ایجاد انگیزه در آنهاست. زمانی که کار از حالت یکنواخت و تکراری خارج شود، پویایی و خلاقیت در مجموعه افزایش خواهد یافت. کارمندان با خوشحالی در محل کار خود حاضر می‌شوند و هر روز ایده‌های جدیدتری برای بهبود کار خواهند داشت.

به تکتک امور شخصا رسیدگی نمیکند، اما بیخیال هم نیست

مدیر خوب هیچ‌وقت با ذره‌بین کارهای تک‌تک کارمندانش را بررسی نمی‌کند. اگر بخواهید هر روز شخصا به هر کار کوچک و بزرگی نظارت مستقیم داشته باشید، زمانی برای انجام وظایف اصلی مدیریت که مشخص کردن مسیر، انجام مذاکرات و فراهم‌کردن شرایط مورد نیاز است نخواهید داشت. بنابراین با دقت تمامی توانمندی‌های کارمندان خود را بررسی کنید تا کلیاتی از ظرفیت‌های مجموعه خود بدانید. زمانی که از توان مجموعه خود آگاه باشید، می‌توانید با خیال راحت برخی مسؤولیت‌ها را به افراد پرتوان واگذار کنید و مانند مدیری واقعی فقط به پیشرفت کارها نظارت داشته باشید.

شوخطبع است

شوخ‌طبع‌ بودن به معنای جدی نگرفتن کار نیست. برخی مدیران فکر می‌کنند اگر مدام با کارمندان خود شوخی کنند خیلی مدیر محبوبی خواهند بود. این در حالی است که شوخی بیش از حد فضای کار را از حالت جدی که فراخور کار است خارج و روند کاری را مختل می‌کند. اما شوخ‌طبع بودن بجا موجب می‌شود گاهی که فضای کار بسیار خشک شده، طراواتی در فضا ایجاد شود که کارمندان با حال خوب‌تری به کار خود بپردازند. مدیران خوب مدیرانی هستند که کار را کاملا جدی می‌گیرند، اما فضای دوست‌داشتنی برای کار کردن ایجاد می‌کنند.

به آرزوها و اهداف کارمندان اهمیت میدهد

مدیران موفق روی کارمندان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. یعنی اهداف کاری و پیشرفت کارمندان برای آنها حائز اهمیت است. زمانی که کارمندان احساس کنند در مجموعه دیده می‌شوند و خوب کارکردنشان موجب پیشرفتشان خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری برای مجموعه تلاش خواهند کرد و احساس تعلق بیشتری به محیط کار خود خواهند داشت.

ادای مدیران خوب را در نمیآورد

مدیرانی که ادای خوب بودن را درمی‌آورند، معمولا خیلی قابل اعتماد نیستند. این مدیران در زمان‌هایی مزایای بی‌دلیلی به کارمندان خود می‌دهند، بعد ناگهان احساس می‌کنند نباید این فرصت را ایجاد می‌کردند و فرشی که زیر پای کارمندشان پهن کرده بودند را از زیر پایشان می‌کشند.

اگر دنبال دردسر نیستید، هیچ وقت ادای خوب بودن در نیاورید. همیشه با کارمندانتان روراست و واقعی رفتار کنید. این کار باعث می‌شود آنها سردرگم و غافلگیر نشوند.

گوش میکند

شاید یکی از علت‌هایی که اکثرا افراد درونگرا مدیران موفق‌تری هستند، همین موضوع باشد. احتمالا شما نیز زمانی برای مدیری کار کرده‌اید که علاقه زیادی به حرف زدن داشته و احتمالا از دستش کلافه شده‌اید، اما همیشه مدیرانی که گوش شنوایی دارند-که البته تعداد آنها زیاد هم نیست-از مقبولیت بیشتری برخوردارند. با مهارت خوب گوش دادن به کارمندانتان این پیام را می‌رسانید که نظرات و دیدگاه‌های آنها برای شما بسیار مهم است.

دوست دارد از زندگی کارمندانش باخبر باشد

میان این خصیصه و سرک‌کشیدن در زندگی افراد مرز بسیار باریکی وجود دارد. مدیران خوب بدون دخالت کردن در زندگی شخصی، از مشکلات احتمالی، موفقیت‌ها یا اتفاقاتی که در زندگی کارمندانشان وجود دارد مطلع هستند و خود را علاقه‌مند به دانستن نشان می‌دهند. این علاقه‌مندی به کارکنان این پیام را منتقل می‌کند که فراز و نشیب‌های زندگی‌شان برای مدیرشان اهمیت دارد. در مجموع این تعامل موجب ارتباط کاری بهتر و تعامل بیشتر میان دو طرف خواهد شد.

به تلاش بها میدهد نه ایدهآل بودن

رهبران بزرگ به دنبال کارمندان پرتلاش هستند. چنین مدیرانی در زمان لازم به افراد راهنمایی‌های مناسب می‌دهند تا بتوانند با تلاش خود به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.

رؤسای خیلی جدی معمولا واقع‌بین نیستند و بیش از اندازه ایده‌آل‌گرایی دارند. همه افراد زمانی اشتباه می‌کنند و اشتباه همیشه رخ می‌دهد. اگر کارمندانتان را برای هر شکست کوچکی سرزنش کنید، مانع بروز خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها و آزمودن موارد جدید در مجموع خواهید شد.

بعضی وقتها احساس میکند مدیر ناکارآمدی است

به عقیده سیمون سینِک (Simon Sinek) نویسنده حوزه کارآفرینی و مدیریت، اکثر افرادی که احساس می‌کنند خیلی مدیر لایق و خوبی هستند، از بدترین و منفورترین مدیران هستند.

رؤسای بزرگ می‌دانند که مقام و موقعیت نشانه توانمندی‌های مدیریتی نیست. چنین افرادی همیشه در حال تلاش برای افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. شاید حتی خیلی از مواقع احساس کنند که مدیر خوب و کارآمدی نیستند اما هموار برای بهتر شدن در حال تلاش هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:33 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی

جزوه-درسی-رویکرد-سیستمی-دکتر-پور-ابراهیمیجزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی از اساتید بنام مدیریت ، در قالب فایل pdf و در حجم 21 صفحه.  رویکر سیستمی در کلیه گرایش های مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد پاس می گردد در این جزوه درسی به تعریف نگرش سیستمی پرداخته شده در ادامه ویژگی های سیستم بیان شده است، توضیحاتی در خصوص ضرورت تفکر ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:10 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

بسیاری از مدیران موفق امروز نخستین تجربه رهبری را در ارتش به دست آورده اند؛ از طرفی ارتش بیشتر از هر نهاد دیگری، رهبرانی ماهر را پرورش داده است، بنابراین فکر کردم برای این که فوت و فن رهبری را پیدا کنم، بهتر است به جای آن که به سراغ افراد عادی بروم، بررسی را مستقیماً از منشأ آموزش رهبران برتر شروع کنم. به این ترتیب بود که بیانیه رهبری رسمی ارتش ایالات متحده، دستورالعمل رهبری عملیات ارتشی را پیدا کردم. شش اصل فرماندهی ماموریت را در این گنجینه از اصول آموزشی رهبری منضبط یافتم.

 پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که اصول فرماندهی ماموریت در ارتش سبک شمرده نمی شود. این اصول با تار و پود مفهوم رهبری در این شاخه از ارتش درهم تنیده شده است. متن زیر بخشی از دستورالعمل عملیات است که به اختصار بیان می شود:

«درک کردن و عمل کردن به اصول فرماندهی ماموریت لازم الاجرا است. فلسفه فرماندهی ماموریت از طریق عمل کردن به آن در تمام حوزه های رشد رهبری، در فرهنگ و عادات ارتش تثبیت شده است. سربازان، رهبران ارتشی و افراد غیرنظامی در تمام رده ها، اصول فرماندهی ماموریت را در فعالیت های روزمره و وظایف معمول خود به مرحله اجرا درمی آورند.»

در ادامه با شش اصل فرماندهی ماموریت آشنا می شوید که می توانید آنها را در فرآیند مدیریت و رهبری خود به کار بگیرید.

1ـ فرمانده باید هدف خود را به وضوح بیان کند

پیش از هر چیز فرمانده باید هدف ماموریت را به روشنی بیان کند. هدف باید تبیین کننده چرایی ماموریت باشد. چرا از نفرات می خواهید که در این ماموریت کنارتان باشند؟ اتحاد در هدف است که همدلی و اتحاد را در ساعات سخت و تاریک ممکن می کند.

براساس تعاریف ارتش، روشن ساختن هدف فرماندهی شامل الزام در واضح ساختن ارتباط و مشخص ساختن اولویت بندی نیز می شود. نقطه نظر کلی اصل اول این است که تمام نفرات بدون تردید و به طور قطعی با یکدیگر همداستان باشند، اتحادی که در عالم واقعیت و برای سربازان ارتش گاهی به فاجعه ای دردناک ختم می شود. در هر حال داشتن یک هدف مشخص و یگانه در محل کار نیز به اندازه ارتش مهم است، بنابراین هرچه سریع تر مقصود و هدف اصلی خود را به روشنی برای کارکنان تان بیان کنید.

2ـ فرمانده باید از طریق ایجاد اعتماد متقابل، گروه را با هم متحد کند

این اصل در ارتش اینگونه پیاده می شود که ابتدا فرمانده خود را به الگویی برای افراد تبدیل می کند و سپس آگاهانه سعی می کند که جوی مبتنی بر اعتماد را ایجاد و حفظ کند. برای این کار لازم است که ارزش ها و اصول اخلاقی سازمان همواره در معرض دید باشد.

همچنین چنانچه فرمانده بتواند بین نیازهای زیردستان و مقتضیات ماموریت تعادل ایجاد کند و زمان و توجه خود را معطوف ایجاد اتفاق نظر کند، گروهی منسجم و متحد شکوفا می شود.

در نهایت یک رهبر بی نظیر باید مناقشات را به سرعت حل کند و جو مثبتی را برای پرورش کار گروهی به وجود بیاورد که شرایط را برای داشتن یک تیم متحد کامل می کند. سعی کنید تمام این نکات را به سرعت به مرحله اجرا دربیاورید.

3ـ ایجاد فهم مشترک

این اتفاق زمانی می ا فتد که رهبران با زیردستان خود ارتباط برقرار کنند و برای تبادل و تفهیم اطلاعات مهم وقت بگذارند. بدیهی است که فهم مشترک با «فریاد زدن بر سر زیردستان» به دست نمی آید. رهبران استثنائی با کارکنان شان ارتباطی دوجانبه برقرار می کنند و قدرت شخصی را در برابر قدرت حاصل از موقعیت به کار می گیرند تا به جز اطاعت، تعهد نسبت به اهداف مشترک را نیز به دست بیاورند.

ایجاد درک مشترک در ارتش و همینطور در کسب و کار به این معنا است که تمام اعضای گروه به خوبی بدانند که دیگران چه کاری انجام می دهند و متوجه باشند که مسئولیت های تعریف شده برای هر نفر کمترین همپوشانی ممکن را با وظایف دیگران دارد.

ایجاد فهم مشترک با درک صحیح اصول پایه و متعهد شدن به تبادل اطلاعات شروع می شود.

4ـ تمرین کردن ابتکار عمل منضبط

ارتش در پیاده کردن انضباط و دیسیپلین مشهور است. این نظم و ترتیب با تاثیر گذاشتن بر روی زیردستان برای به عهده گرفتن ابتکار عمل حین انجام دادن وظایف به منظور تقویت حس وظیفه شناسی، هدایت و رفتار حرفه ای در تمام شرایط و از دست ندادن کنترل خود در شرایط سخت و پیش بینی کردن تغییرات یا عدم قطعیت ها به دست می آید.

در چنین جوی ذهنیتی به وجود می آید که تک تک افراد برای دستیابی به نتیجه نهایی مطلوب مسئول خواهند بود. شما نیز می توانید با پیروی از این راهنما این وضعیت ذهنی را ایجاد کنید.

5ـ بهره گیری از دستورات ماموریت

این اصل نفرات را ترغیب می کند که دستورها و رهنمودها را واقعاً به کار ببندند و کورکورانه از آنها پیروی نکنند و در اجرایی کردن این دستورها از آنها به عنوان فرصتی برای یادگیری، رشد و پیشرفت خود استفاده کنند. حالت ایده آل این است که نفرات بدون نیاز به دستورات مفصل و دقیق در مسیر پیشرفت قرار بگیرند. به عبارت دیگر هر ماموریت فرصتی برای رهبران است که اختیار عمل اعطا شده را تمرین کنند و فرصتی برای زیردستان است که با توجه به این دستورات در مسیر رشد و پیشرفت خود گام بردارند.

بنابراین هر ماموریتی را که در راس آن قرار دارید، به عنوان فرصتی مغتنم غنیمت بشمارید.

6ـ ریسک محتاطانه را بپذیرید

در دستورالعمل ارتش قید شده است که فرماندهان باید ریسک را با دقت ارزیابی و مدیریت کنند و از آن اجتناب نکنند، سپس بر پایه ارزیابی های دقیق خود تصمیماتی مناسب را برای تخصیص منابعی اتخاذ کنند که می تواند احتمال رسیدن به موفقیت نهفته در پس خطر را بهبود دهد.

برای مهارت پیدا کردن در این اصل ابتدا باید بتوانید ریسک «محتاطانه» را به خوبی ارزیابی کنید و سپس برنامه ای را برای تخصیص منابع پشتیبانی کننده تنظیم کنید.

با پیروی از این اصول مانند یک ژنرال رهبری کنید و به رهبری بی نظیر تبدیل شوید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ترجیح می دهید ۲۴ ساعت هفته کار کنید یا از ساعت ۹ تا ۵ برده باشید؟ کارآفرینان معمولا گزینه اول را انتخاب می کنند، اما همیشه بیشتر کار کردن به معنای هوشمند کارکردن نیست. در حقیقت، عمده کارآفرینان اشتباهات احمقانه ای دارند. حقیقت دیگر این است که آنها مرتکب این اشتباه شده و حتی متوجه هم نیستند.

آیا شما هم مرتکب این اشتباهات می شوید؟ بیایید بررسی کنیم.

اشتباه شماره 1: حل کردن مشکلاتی که وجود ندارند

حل کردن مسائل غلط می تواند هر کسب و کاری را از مسیر اصلی اش منحرف کند، حال فرقی نمی کند که موسسانش چقدر باهوش باشند. عمده کارآفرینان کار خود را با یک ایده آغاز می کنند، اما در واقع باید کار خود را با یک مساله جدی شروع کنند. با حل کردن این مساله می توانند کسب و کار متعادل و پایداری را خلق کنند.

2. اشتباه شماره2: رشد سریع

اگر استارتاپ شما شاهد موفقیت اولیه ای باشد، وسوسه رشد و توسعه به سراغ تان می آید. شاید بخواهید مکان بزرگ تری داشته باشید. کارمندان بیشتری استخدام کنید. در حوزه بازاریابی سرمایه گذاری بیشتری داشته باشید، اما میان راهبرد سریع تر و راهبرد هوشمندانه تفاوت هایی وجود دارد.

راهبرد زودتر از موعد موجب عدم توانایی در برطرف کردن نیازهای مشتریان می شود. با این کار با هزینه های گزافی روبه رو می شوید که توانایی پرداخت آنها را نخواهید داشت. یک تحقیق گزارش داد که راهبرد و توسعه زودهنگام موجب 74درصد از شکست های استارتاپ های تکنولوژیک می شود. عجله ای برای رشد نداشته باشید. به جای آن، بنیان های شرکت خود را تقویت کرده تا بعدا بتوانید رشد هوشمندانه تری داشته باشید.

اشتباه شماره 3: نقصان در بازاریابی

در حالی که برخی از شرکت ها به سرعت توسعه می یابند، شرکت های دیگر فکر می کنند که توسعه برای شان اتفاق خواهد افتاد. آنها فکر می کنند که مشتریان از طریق تبلیغات شفاهی کسب و کارشان را پیدا خواهند کرد، اما حقیقت امر این است که همواره به بازاریابی نیاز خواهید داشت. حتی بهترین محصولات هم بدون بازاریابی صحیح شکست خواهند خورد.

بازاریابی نقطه تمایز شما با رقبای تان است. به اندازه ی کافی تحقیق کرده تا بدانید چه چیزی برای رسیدن به مخاطب تان بهترین کارکرد را دارد. از روش های بازاریابی متعددی استفاده کنید. علی رغم اینکه باید توجه خود را به صرف نقدینه خود مبذول داشته باشید، نباید از سرمایه گذاری در این حوزه ترسی به خود راه دهید.

اشتباه شماره 4: با کارکنان خود به گونه ای رفتار کنید، که شرکت های بزرگ با نیروهای خود رفتار می کند

شما نمی توانید به راحتی افراد درستی را استخدام کنید. بلکه باید با آنها به خوبی رفتار کنید. باید محیط را به گونه ای سامان دهید که میل ماندن در آن را داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که خروج کارکنان هزینه ای بالغ بر دو تا سه برابر حقوق کارمندان دارد.

میزان بالای خروج کارمندان، موجب شکست یک شرکت می شود. برای جلوگیری از این مساله باید برای کارمندان خود فرصت رشد فراهم کنید، آن را رهبری نموده و بر آنان تاثیرگذار باشید.

اشتباه شماره 5: داشتن ارائه به جای داشتن نمونه اولیه

حرف به تنهایی ارزشی ندارد. بسیاری از کارآفرینان برروی ساختن فایل های پاورپوینت و طرح های کسب و کاری که به ندرت قابلیت اجرایی شدن دارند، تمرکز دارند. برعکس، داشتن یک نمونه اولیه تاثیر دوچندانی خواهد داشت. نیازی نیست که این نمونه اولیه تمام و کمال باشد. تنها باید برای قانع کردن سرمایه گذاران کافی باشد و افق دید شما را به مشتریان تان تفهیم کند.

جان رمپتون سرمایه گذار می گوید: «داشتن ایده خوب یک چیز است، تبدیل آن به حقیقت یک مقوله دیگر است». «من به شخصه باید چند نمونه اولیه کارکردی ببینم». کارآفرینان باید ثابت کنند که مردم حاضرند برای ایده آنان پول بپردازند و به هنگام شنیدن در مورد کارشان تنها سری تکان ندهند.

اشتباه شماره 6: سخت گیری بی دلیل

بسیاری از کارآفرینان دو سرِ شمع را همزمان می سوزانند: به سختی کار می کنند و به خودشان هم سخت می گیرند. نیازی نیست که همیشه قِران به قِران پول تان را محاسبه کنید. گاهی اوقات مزیت های دیده نشده ای واقع می شوند که می توان آن ها را صرف خرید میز کار، صندلی کار مناسب تر و یا نرم افزاری جدید کرد.

اشتباه شماره 7: در نظر گرفتن «نه» به عنوان جواب

کارآفرینان قوی می دانند که در اکثر مواقع کلمه «نه» به معنای «نه هنوز» است. آنها زمانی از دیوارها گذر می کنند که دیگران به مانع برخورده اند. در حالی که سایر کارآفرینان «نه» را به مثابه علامت تسلیم می دانند، کارآفرینان قدرتمند آن را به عنوان بازخوردی ارزشمند خواهند دید.

شنیدن جواب رد از طرف سرمایه گذاران بدین معنا نیست که هرگز سرمایه لازم را کسب نخواهید کرد. بلکه بدین معناست که باید در مورد ارزشی که قصد ارائه کردن آن را دارید، تجدید نظر کنید. از این بازخورد استفاده کرده تا محصول و خدمات خود را تقویت نمایید و مسیر موفقیت را برای خود هموار کنید.

اشتباه شماره 8: مقدس انگاشتن طرح کسب وکار

اگر قرار بود طرح کسب و کارتان یک کتاب باشد، در گروه داستان های واقعی دسته بندی می شد، این طور نیست؟ البته که همین طور است، اما همه چیز همانطور که وصف کرده اید اتفاق می افتد؟ نه دقیقا. بدترین کارآفرینان طرح کسب و کار خود را به مثابه نقشه ای گام به گام برای موفقیت می پندارند. اما کارآفرینان موفق می دانند که این طرح های کسب و کار تنها حکم گارد ریل را دارند. شاید بتوانند تصمیم گیری های آینده را مشخص کنند اما نباید این تصمیمات را دیکته کنند.

باید سعی کنید که طرح کسب و کار منعطفی داشته باشید. همیشه همه چیز طبق نقشه پیش نخواهد رفت. ممکن است مشتری یا سرمایه گذار شما را رد کنند. فناوری های جدید می توانند صنعت تان را مختل کنند.

شرکت های بلاک باستر و کوداک به خاطر عدم تطابق با تغییرات منسوخ شدند. شما اشتباه آنان را تکرار نکنید. غرور را کنار گذاشته و هرجا که لازم بود آماده یادگیری باشید.

خودداری از این اشتباهات همیشه آسان نیست. شاید در مورد یک ایده بد هیجان زده شوید. شاید نیاز به تغییر عادات خود داشته باشید، اما نباید اشتباهات معرف شما باشند. می توانید از آنها درس بگیرید. مهم تر از همه اینکه می توانید قدم های اشتباه خود را شناسایی کرده و از تکرار این اشتباهات خودداری کنید. هرچه کارکرد هوشمند را بهتر فرا بگیرید، نتایج بهتری خواهید گرفت و می توانید به رویاهای کارآفرینی تان دست پیدا کنید.

سرتان را بالا بگیرید. روند را ادامه دهید. موفق خواهید شد!


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

جزوه خلاصه کتاب مدیریت توسعه ( سیمین سلطانی عربشاهی )

جزوه-خلاصه-کتاب-مدیریت-توسعه-(-سیمین-سلطانی-عربشاهی-)خلاصه کتاب مدیریت توسعه (سیمین سلطانی عربشاهی) ، در قالب فایل word و در حجم 20 صفحه.  این فایل خلاصه کتاب مدیریت توسعه ( تالیف سیمین سلطانی عربشاهی) می باشد که نکات تمامی یازده فصل کتاب به صورت خلاصه و مفید در آن گنجانده شده و قابل استفاده برای دانشجویان رشته مدیریت همه گرایشها می باشد ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  04:21 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

بدون شک مدیریت کاری چالش برانگیز محسوب می شود. این موضوع خصوصا در حال حاضر به علت افزایش تعداد مدیران و پیچیده تر شدن روابط کاری، تشدید یافته است. به همین خاطر مدیران لازم است دانش و تجربه کافی را در اختیار داشته باشند. با این حال واقعیت این است که نباید برای دانش خود سطح مشخصی را تعیین کرد. درواقع بسیار ضروری است تا مطالعاتی مداوم داشته باشید.

در ادامه به معرفی هشت کتابی که شما را به مدیری بهتر تبدیل خواهد کرد، می پردازیم.

1- انگیزه اثر دانیل اچ. پینک

این کتاب در اصل راهکارهایی نوین را برای خلق جهانی جدید معرفی می کند. در توضیح این کتاب آمده است که: بیشتر افراد مهم ترین عامل انگیزه بخشی را مادیات می دانند، این در حالی است که رضایت خاطر در بلند مدت تنها زمانی میسر خواهد بود که افراد بنا بر ویژگی درونی خود چیزی جدید را ایجاد کنند. درواقع این کتاب به مدیران این نکته را یادآورد می شود که افراد نیاز دارند در شرکت احساس ارزشمندی کنند در غیر این صورت ترک موقعیت شغلی تصمیمی احتمالی خواهد بود.


2- قدرت عادت اثر چارلز دوهینگ

این کتاب یکی از پرفروش ترین های نیویورک تایمز بوده و از طرف دانشگاه هاروارد در لیست کتاب های ضروری مدیران قرار گرفته است. راهکار این کتاب به نحوی است که ابتدا قادر خواهید بود مرزی میان عادات خوب و بد خود ایجاد کنید، در گام بعدی راهکارهای کنارگذاشتن موارد نادرست را که به عادت شما تبدیل شده است ارائه می دهد. درواقع این کتاب در تلاش است تا به مخاطب القا کند که تنها زمانی موفق خواهد شد که عادات مناسب و همسو با هدف خود داشته باشد. بدون شک مدیران نیز از عادتی برخوردارند که به طور ناخودآگاه مانع موفقیت حداکثری آنها می شود که این کتاب آنها را برای حل این مشکل کمک خواهد کرد.

3- افراد ناهمرنگ چگونه دنیا را تغییر می دهند اثر آدام گرانت

محوریت این کتاب بر پایه این سؤال است که افراد نوآفرین چگونه به ایده های جدید دست پیدا می کنند. در واقع کل این کتاب به ارائه دلایل این موضوع می پردازد که برای هر کارآفرینی می تواند الهام بخش باشد. برای مثال در این کتاب به ضرورت عامه پسند کردن ایده های خود به عنوان موردی که کمتر به آن توجه شده است، پرداخته می شود. با این حال در این رابطه تنها نباید خود را در مرکز توجه قرار دهید و توصیه می شود شرایط برای افزایش خلاقیت کارمندان را نیز مهیا سازید.

4- مالکیت حداکثری اثر جوکو ویلینگ و لیف بابین

نویسندگان این کتاب سابقه حضور در نیروی ویژه ارتش آمریکا را داشته و با تجربه هایی که از فرماندهی نظامی به دست آورده اند اقدام به تألیف کتاب کرده اند. درواقع موضوع اصلی این کتاب بر پایه اهمیت اتحاد در سازمان ها و نقش مدیریت در این رابطه است.

5- آیین دوست یابی و تأثیرگذاری بر افراد اثر دیل کارنگی

از جمله الزامات مدیریتی این است که بتوانید با سایرین ارتباط خوبی برقرار سازید. از جمله اقدامات لازم در این زمینه این است که اصول آن را فرا گیرید. بدون شک این کتاب با ارئه شش بخش که هر یک حاوی نکات مفیدی در این رابطه است، می تواند راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. جالب است بدانید که این کتاب در سال 1938 به چاپ رسیده و هنوز هم جزو کتاب های پرطرفدار محسوب می شود که بیانگر ارزش محتوایی بالای آن است.

6- زندگینامه ایلان ماسک: تسلا، اسپیس اکس و تلاش برای آینده ای شگفت انگیز اثر اشلی ونس

این کتاب نگاهی به زندگی کارآفرین مشهور ایلان ماسک دارد. وی در حال حاضر مدیرعامل و مدیرفنی در اسپیس اکس و مدیرعامل و طراح محصول در تسلا موتورز است. وی از جمله مخترعان بزرگی است که زندگی پر فراز و نشیبی دارد. در نهایت نویسنده در تلاش است تا مخاطب را به این باور برساند که اگر ایلان ماسک توانست ایده های خود را درمورد سفرهای فضایی و ماشین های برقی، به حقیقت تبدیل کند، شما نیز قادر به عملی ساختن رویاهای خود هستید. بدون شک زندگینامه یکی از بزرگ ترین کارآفرینان تمام تاریخ حاوی نکات ارزشمند بسیاری برای علاقه مندان به این حوزه است که باید مورد توجه قرار گیرد.

7- سختی کارهای سخت اثر بن هاروویتز

در واقع این کتاب کارآفرینان را با این واقعیت روبه رو می سازد که همواره همه چیز مطابق انتظار و در بهترین وضع نخواهد بود. بدون شک زمان هایی را تجربه خواهید کرد که لازم است میان بد و بدتر انتخابی درست داشته باشید و شرکت را از وضعیت قرمز رهایی بخشید. درواقع راهکارهای معرفی شده توسط کتاب ها و مقالات متعدد در دنیای واقعی آنگونه که بیان شده اند قابل اجرا نیستند و لازم است همواره خلاقیت لازم در برابر مسائل مختلف را داشته باشید و از کپی برداری از اقدامات سایرین خودداری کنید. بدون شک هر فردی براساس شرایط خاص خود تصمیماتی را اتخاذ می کند که خاص شریط ویژه خود است و هیچ گونه تضمینی برای کاربردی بودن آن برای شما وجود ندارد. جالب است بدانید که این کتاب هیچ گونه راه حلی را برای شما مشخص نمی کند و تنها در تلاش است تا شما را با واقعیت های موجود یک کارآفرین در قالب داستانی جذاب، آشنا سازد.


8- تلنگر اثر ریچارد تیلر

ریچارد تیلر، پژوهشگر اقتصادی و استاد علوم رفتاری اقتصاد در دانشکده بازرگانی دانشگاه شیکاگو است. سال گذشته وی موفق شد جایزه نوبل اقتصاد را به واسطه تألیف این کتاب به دست آورد که بیانگر آن است با اثری فاخر مواجه هستیم. این کتاب در تلاش است تا به مخاطب راهکارهای اتخاذ تصمیمات بهتر را بیاموزد. داستان آن نیز حول محور تجربه دوران تدریس اوست که چگونه با تصمیمی ساده موفق شد رضایت دانشجویانش را بدون ایجاد تغییری در شیوه تدریس خود، به دست آورد.

مترجم: امیر آل علی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
جمعه 14 اردیبهشت 1397  01:19 ق.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

«مسیر موفقیت در زندگی حرفه‌ای شما از یک نگاه منتقدانه در آینه آغاز می‌شود. آنچه در آینه می‌بینید، نقاط قوت و ارزش‌های درونی شما، پایه‌هایی هستند که فعالیت‌های خود را روی آنها بنا خواهید کرد.» کتاب «در باب مدیریت خودتان» (On Managing Yourself) به این ترتیب آغاز می‌شود. انتشارات هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) این کتاب را  منتشر کرده است و مجموعه‌ای است از ۱۰ مقاله از میان صدها مقاله منتشر شده در مجلات HBR که به بهترین شکل می‌توانند مدیران را به مساله مدیریت زمان و زندگی خود آشنا سازند.

  به عبارتی گردآورندگان این مجموعه معتقدند، اگر وقت این را ندارید که به دنبال مطالب مناسب برای مدیریت زمان بگردید، حداقل این ۱۰ مقاله را مطالعه کنید.یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که مدیران با آن روبه‌رو هستند و هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، مشکل مدیریت زمان آنهاست. بسیاری از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ از اینکه نمی‌توانند بین کار و زندگی خود مرزی قائل شوند در عذابند. این واقعیت که برای بودن در کنار خانواده و دوستان‌شان وقتی باقی نمی‌ماند در آنها عذاب وجدان ایجاد می‌کنند. از آن بدتر، اکثر مدیران پرمشغله نداشتن وقت کافی را علت اصلی کم‌تحرکی و فعالیت‌های فیزیکی عنوان می‌کنند. مشکلی که پس از مدتی اضافه وزن را در پی دارد و در صورت باقی ماندن می‌تواند سلامت فرد را تهدید کند و بیماری‌های مختلف را در پی داشته باشد. استرس کار نیز از دیگر عواملی است که سلامتی و آرامش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این عدم توانایی در مدیریت زندگی در نهایت باعث کاهش بهره‌وری شخصی خواهد شد و حس نارضایتی را در فرد افزایش می‌دهد. پس از مدتی انجام دادن کارهایی که همیشه از آنها لذت می‌بردید، تبدیل به شکنجه می‌شود. وقتی بهره‌وری پایین بیاید، برای انجام هر وظیفه زمان بیشتری باید صرف کنید و کارها روی هم انباشته می‌شوند. انباشته شدن کارها، استرس را افزایش می‌دهد و فرد خود را در یک دور باطل می‌بیند که راه گریزی از آن ندارد.

اما اولین قدم برای تغییر چیست؟

هر تغییری در زندگی برای بهتر شدن، در درجه اول به یک تصمیم قاطع نیاز دارد. اما گاهی مواقع برای خارج شدن از شرایطی که به شدت به آن عادت کرده‌ایم یا همین دور باطلی که مدیران پرمشغله گرفتار آن می‌شوند، تنها تصمیم گرفتن کافی نیست. بلکه به کمک هم نیازمندیم. وقتی در چنین شرایط سختی گرفتار می‌شویم، معمولا تصور می‌کنیم این شرایط تنها مختص ماست و بقیه کسانی که با وجود داشتن کارهای مختلف و زیاد می‌توانند به بقیه بخش‌های زندگی هم برسند، شاید مانند ما فعالیت نمی‌کنند یا آنقدر که ما مشغله داریم آنها ندارند. اما حقیقت این است که برخی افراد می‌توانند زندگی‌شان را مدیریت کنند. چنین افرادی حتی در مدیریت یک مجموعه و شرکت نیز موفق‌تر خواهند بود تا کسانی که حتی زندگی فردی‌شان نیز به هم ریخته است.

خواندن مقالاتی درباره اینکه این مدیران موفق چگونه توانسته‌اند از دورهای باطل خارج شوند، می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری برای بهتر شدن یاری دهد. در این مجموعه مقالات که به قلم افراد مختلفی نوشته شده است به مدیریت زندگی فردی، مدیریت احساسات، مدیریت شرایط بحرانی در زندگی و مدیریت وظایف و حتی جلسات پرداخته شده است. ممکن است با خواندن این مجموعه، متوجه شوید که افرادی که درباره آنها صحبت می‌شود، مشترکات زیادی با شما دارند. طبیعی است که نمی‌توانید تمامی مشکلات را یکجا حل کنید اما همین‌که یکی از آنها را انتخاب کنید و برای حل آن مصمم باشید اولین قدم برای بهتر شدن زندگی‌تان خواهد بود. وقتی یکی از این مشکلات را مدیریت کنید و کنار بگذارید، آنقدر حس رضایت پیدا خواهید کرد که خود به خود سراغ چالش بعدی خواهید رفت.

از نوشتن شروع کنید

در یکی از این مقالات نویسنده پیشنهاد می‌دهد، برای شروع تغییر در زندگی و مدیریت بهتر آن، انتظاراتی را که از خودتان دارید روی کاغذ بیاورید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، بعید است افراد زیادی را پیدا کنید که این انتظارات را نوشته‌ باشند. نویسنده توصیه می‌کند، در زمان نوشتن چنین لیستی، خیلی طولانی‌مدت نگاه نکنید و مثلا به پنج سال آینده فکر نکنید، بلکه سعی کنید انتظاراتی را یادداشت کنید که طی حداکثر ۱۸ ماه آینده می‌خواهید برآورده کنید. پس از آنکه این لیست را تهیه کردید، هر ۹ ماه یک‌بار سراغ آن بروید و ببینید چقدر از این کارها را توانسته‌اید انجام دهید. وقتی این روش را سه یا چهار سال دنبال کنید، مشاهده می‌کنید دستیابی به اهدافی که در ابتدای سال تعیین کرده‌اید رفته رفته بیشتر می‌شود و درصد بیشتری از انتظارات‌تان را برآورده می‌کنید. اما علت این بهبود تنها این نیست که شما کارهای بیشتری را به انجام رسانده‌اید، بلکه در تعیین لیست انتظارات‌تان نیز واقع‌گرایانه‌تر عمل کرده‌اید.

برای مثال ممکن است اولین بار از خود توقع داشته باشید که در طول ۱۸ ماه آینده ۶ پروژه را به پایان برسانید. اما وقتی پس از ۹ ماه سراغ لیست‌تان می‌روید می‌بینید، از این تعداد تنها نیمی از آن را انجام داده‌اید. برای مرتبه بعدی، شاید تعداد این پروژه‌ها را کاهش دهید. برای اینکه بتوانید لیست انتظارات‌تان را واقع‌گرایانه تنظیم کنید، فقط دانستن اینکه چه تعداد از آنها را برآورده کرده‌اید کافی نیست. بلکه باید بتوانید تشخیص دهید چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ آیا انتظارات‌مان بیشتر از توانایی‌هایمان بوده یا تنها عملکرد و مدیریت بد زمان یا حتی شرایط غیرمنتظره‌ای که در چند ماه گذشته با آن روبه‌رو شده‌ایم، در آن نقش داشته است.

برای اینکه بتوانید از خودتان انتظارات درستی داشته باشید، باید توانایی‌هایتان را نیز به درستی بشناسید. در این مقاله به خوانندگان توصیه می‌شود، همان‌طور که به نوشتن انتظارات‌شان می‌پردازند، توانایی‌های خود را نیز لیست کنند. ممکن است بگویید، من توانایی‌هایم را به‌خوبی می‌شناسم. اما همین‌که شروع به نوشتن می‌کنید، متوجه سختی کار می‌شوید. متوجه می‌شوید، چقدر کم خودتان را می‌شناسید! اما نباید در این مرحله کوتاه بیایید. باید تمام تلاش‌تان را بکنید تا به دقیق‌ترین شکل توانایی‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. لیستی از نقاط قوت خود تهیه کنید. پس از آن به سراغ نوشتن شرایطی بروید که در آن بهترین عملکرد را دارید. در شرایط پرتنش عملکرد شما بهتر می‌شود یا زمانی که آرامش دارید؟ اگر در یک فضای باز و در کنار سایر افرادی که مشغول به‌کار هستند بنشینید، بهتر کار می‌کنید یا اگر تنها در اتاق کارتان باشید؟ بعضی افراد در کتابخانه بهتر می‌توانند تمرکز کنند و دیدن سایر کسانی که مطالعه می‌کنند آنها را تشویق می‌کند، اما برخی دیگر ممکن است در اتاق خودشان به تنهایی تمرکز بیشتری داشته باشند. وقتی تمام این موارد را روی کاغذ بیاورید، متوجه می‌شوید چقدر از آنها واقعی هستند و چقدر از آنها را فقط تصور می‌کردید. با تکرار این کار برای چندین سال، شناختی بسیار دقیق از خودتان، انتظارات‌تان و شرایطی که در آن بهترین عملکرد را خواهید داشت به دست می‌آورید. هر چه حس رضایت در شما بیشتر شود، عملکردتان نیز بهتر خواهد شد.

عقل سالم در بدن سالم

یکی از نکاتی که در بسیاری از مقالات این مجموعه به آن بر‌می‌خوریم، اهمیت سلامتی است. ورزش یکی از اولین کارهایی است که بسیاری از افراد برای فرار کردن از آن هزاران بهانه دارند. از کم بودن وقت، بدی هوا، نامناسب بودن ساعت، خستگی مفرط و از همه بهتر اینکه «از فردا شروع خواهم کرد» عدم تحرک، افزایش وزن را در پی دارد. اکثر افراد پرمشغله وقتی دچار اضافه وزن می‌شوند، ممکن است وانمود کنند، اینکه هیکلشان مثل سابق نیست، برایشان بی‌اهمیت است، اما در حقیقت و ته‌دلشان از این موضوع احساس بدی نسبت به خودشان پیدا می‌کنند. این احساس بد را در طول کتاب از زبان مدیران بسیار مختلفی می‌خوانیم.رعایت رژیم غذایی مناسب و جا دادن ورزش در برنامه‌های روزانه یکی از نکاتی است که تقریبا در سراسر کتاب به اقسام مختلف به خوانندگان توصیه می‌شود. مدیرانی که توانسته‌اند ورزش را در برنامه‌های خود بگنجانند، پس از مدتی به شدت احساس رضایت بیشتری از زندگی پیدا کرده‌اند. رژیم غذایی‌شان بهبود پیدا کرده، استرس‌شان کمتر شده و کاهش وزن داشته‌اند. آنها عمل کردن را جایگزین بهانه‌ها کرده‌اند.

در این مجموعه مقالات به بسیاری از نکات دیگری برخورد می‌کنید که می‌توانند یک قدم شما را در مدیریت بهتر زندگی یاری دهند. برای مثال تعداد بسیار زیاد جلسات در طول روز که باعث می‌شوند، افراد بیشتر از اینکه به انجام کارهایشان بپردازند، مجبور شوند از این جلسه به جلسه‌ای دیگر بروند، دردسری است که می‌تواند انباشته شدن کارها را در پی داشته باشد. یکی از بهترین راهکارها برای حل این مشکل، انتخاب حداقل یک ساعت در روز است که هیچ فردی در شرکت، اجازه تنظیم جلسه در آن را ندارد. در این ساعت که از آن با عنوان «ساعت بدون جلسه» یاد می‌شود، همه می‌توانند به کارهایی بپردازند که برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد و خیالشان راحت است که هیچ روزی در این ساعت کسی منتظر آنها نیست.

 کتاب «در باب مدیریت خودتان» ۲۰۸ صفحه دارد که به نسخه ۲۰۱۱ آن یک مقاله نسبت به نسخه سال ۲۰۱۰ اضافه شده است. نکته‌ای که ما به خوانندگان برای مطالعه این کتاب و بهره‌گیری هرچه بیشتر از مطالب آن توصیه می‌کنیم این است که ترجیحا از خواندن آن مانند سایر کتاب‌ها به‌صورت یکجا پرهیز کنند، چون ممکن است پس از مطالعه چند مقاله، بعضی از راهکارها مشابه یا تکراری به نظر برسند. اما به خاطر داشته باشید، کسانی که به تهیه این مجموعه پرداخته‌اند، آنها را از میان صدها مطلب گزینش کرده‌اند، پس اگر ایده‌ای تکراری به‌نظر می‌رسد، احتمالا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. اما اگر کتاب را در فواصل کوتاه مطالعه کنید و در این بین سعی کنید برخی راهکارها را اجرا کنید، قطعا لذت بیشتری از آن خواهید برد.

p28- (1)


دکتر محیا کربلایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

مشاور عزیز، به‌تازگی با شرکتی قرارداد یک ساله بسته‌ام. خیلی هیجان‌زده هستم. اولین‌بار است که به عنوان مشاور مستقل با شرکتی همکاری می‌کنم اما سابقه ارائه مشاوره به شرکت‌های بسیاری را داشته‌ام.

این شغل قراردادی را رئیس سابقم، «پم» به من پیشنهاد کرد. برای اولین بار در عمرم، قراردادی را امضا کرده‌ام که درآمدم را به مدت یک سال تضمین می‌کند (مگر اینکه کار احمقانه‌ای از من سر بزند). بیش از ۲۲ سال است که کار می‌کنم اما تا به حال، هیچ وقت امنیت شغلی نداشته‌ام.  آخرین شغلی که داشتم، یک شغل تمام‌وقت بود. محیط کارم اصلا خوب نبود. کارکنان خوب استعفا می‌دادند و کارکنان بد ترفیع می‌گرفتند. کسانی که ایده‌های خوب داشتند، منزوی بودند و نادیده گرفته می‌شدند. کسانی که چاپلوسی می‌کردند، حتی اگر ایده‌ای نداشتند، ترفیع رتبه می‌گرفتند و در جلسات، درباره برنامه‌هایشان برای تعطیلات صحبت می‌کردند (این را می‌دانم چون مجبور بودم در بسیاری از این جلسات حاضر شوم).

خیلی ساده بودم. سعی می‌کردم مشکلات و سختی‌ها را به جان بخرم و به شرکت کمک کنم. هر چه بیشتر تلاش می‌کردم، بیشتر بدرفتاری می‌دیدم. وقتی یکی از همکارانم که هیچ گونه صلاحیتی نداشت، صرفا به خاطر آنکه آشنای معاون شرکت بود، ترفیع گرفت، حس کردم آنجا دیگر جای من نیست و استعفا دادم. ترک کردن شرکتی که برایش سنگ تمام گذاشته بودم، سخت بود اما به محض خروج از آنجا، حس کردم بار سنگینی از دوشم برداشته شده است.

حالا می‌فهمم که داشتم خودم را فریب می‌دادم. فکر می‌کردم می‌توانم شرایط را عوض کنم.  فرهنگ آنجا ناکارآمد بود و شرایط تغییر نخواهد کرد، مگر این که مدیران ارشد سازمان، تغییر را از خودشان شروع کنند. مدیر ارشد اجرایی فعلی به هیچ وجه حاضر نیست به مشکلات اقرار کند یا درخواست کمک کند. مشکلات سازمان از حوزه درک او خارج است.  سوالم اینجاست که چرا در بسیاری از شرکت‌ها، افرادی بی‌کفایت، ترفیع رتبه می‌گیرند و به راحتی به جایگاه‌های مدیریتی راه پیدا می‌کنند؟ این کار عواقب بدی دارد چون موفقیت یا شکست سازمان تا حد زیادی به عملکرد مدیران بستگی دارد. به نظرم شرکت‌ها باید در مورد جایگاه‌های مدیریتی وسواس بیشتری به خرج دهند چون اگر فرد نامناسبی به جایگاه مدیریت برسد، ریسکش بسیار بالاست. نظر شما چیست؟

پاسخ: دوست عزیز، کسانی که دچار ترس هستند معمولا دور و بر خود را با آدم‌های مثل خودشان پر می‌کنند. البته منطق اقتصادی ایجاب می‌کند که نه‌تنها برای جایگاه‌های مدیریتی، بلکه برای همه جایگاه‌ها، شایسته‌ترین گزینه را انتخاب کنید. اما گاهی سازمان‌ها خلاف این منطق عمل می‌کنند.

بزرگ‌ترین ترس مدیران ترسو چیست؟ آنها از اینکه کسب‌وکارشان شکست بخورد نمی‌ترسند چون به راحتی می‌توانند شکست را توجیه کنند یا بهانه‌تراشی کنند. می‌توانند بگویند: «تقصیر هیات مدیره بود یا سقوط ارزش سهام باعث شکستمان شد.» هر بهانه‌ای می‌توانند بیاورند.اما آنها یک ترس بزرگ‌تر دارند. بزرگ‌ترین ترس آنها این است که از طرف یکی از کارکنانشان به چالش کشیده شوند یا دستشان جلوی کارکنان رو شود. حس خودخواهی در آنها غالب است.در سازمان‌های مبتنی بر ترس، کارکنان بی‌کفایت به جایگاه‌های مهم راه پیدا می‌کنند چون این افراد نمی‌توانند مدیر را به چالش بکشند، پس تهدید محسوب نمی‌شوند. در یک محیط کاری مسموم، بهترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که تهدید به حساب نیایی. انگار این یکی از مهم‌ترین شرایط استخدام است.

اگر به محیط‌های مبتنی بر ترس دقت کنی، می‌بینی که اعضای ارشد، ظاهرا به موفقیت کسب‌وکار اهمیت می‌دهند چون دائما درباره‌اش حرف می‌زنند اما در عمل، تنها چیزی که برایشان مهم است، حفظ جایگاه قدرتشان است. آنها ترجیح می‌دهند کسب‌وکارشان به خاک سیاه بنشیند اما هرگز به اشتباهات یا نارسایی‌های خود اعتراف نکنند.  در شرکت‌هایی که دارای فرهنگ سالم هستند، افراد درباره مشکلات مذاکره می‌کنند. مدیران می‌دانند که کارکنان هوشمند، قرار نیست همیشه با آنها موافقت کنند. اختلاف نظر یک امر طبیعی است و ممکن است هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم مدیریتی، بعضی از کارکنان با آنها مخالفت کنند اما این مدیران، هرگز راه مذاکره را نمی‌بندند. آنها کسی را به خاطر اظهار نظر مخالف، سرزنش نمی‌کنند چون می‌دانند یک مذاکره سالم و سازنده، به نفع سازمان و به ضرر رقیبانشان است. اما در سازمان‌های ناسالم، هیچ مذاکره‌ای صورت نمی‌گیرد. هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. اگر اطاعت نکنید، اخراج می‌شوید و وقتی احساس می‌کنید طاقتتان تمام شده و دیگر نمی‌توانید شرایط نابسامان را تحمل کنید، به ناچار سازمان را ترک می‌کنید. به همین علت است که کارکنان خوب، زودتر از بقیه استعفا می‌دهند. آنها هم اعتماد به‌نفس بیشتری دارند و هم ده‌ها فرصت شغلی بهتر در انتظارشان است.  اما کارکنانی که دچار ترس هستند، می‌مانند و تحمل می‌کنند. وقتی در دل ترس هستیم به سختی می‌توانیم آن را ببینیم. حالا که از آن محیط ناسالم بیرون آمده‌ای، نگاهی به ترس‌هایت بینداز. احساس شرمندگی نکن. همه ما گاهی دچار ترس می‌شویم. به ترس‌هایت دقت کن تا بتوانی از آن درس بگیری. چرا تعلل کردی و زودتر آن شرکت را ترک نکردی؟ چرا صبر کردی تا «پم» شغلی به تو پیشنهاد کند؟  شاید در ذهنت این جمله‌ها دائما تکرار می‌شدند:

۱. نقد را بچسب و نسیه را رها کن.

۲. درست است که از شغلم متنفرم اما حداقل کارم را بلدم. اگر یک کار جدید را شروع کنم، ممکن است شکست بخورم.

۳. این شغل آن‌قدرها هم بد نیست. هیچ شغلی بی‌عیب و نقص نیست. چرا کارم را رها کنم و از اول شروع کنم؟

باید از ترس عبور کنیم تا بتوانیم راهمان را ادامه دهیم و قدرتمندتر شویم. بیرون آمدن از منطقه امن، اولش ترسناک است اما وقتی قدم اول را برداشتی، دیگر احساس ترس نخواهی کرد.

هرگز خودت را در موقعیتی قرار نده که مجبور شوی برای امرار معاش و پرداخت قبض‌ها، یک شغل ناخوشایند را تحمل کنی.

بخشی از درآمد شغل جدیدت را پس‌انداز کن تا در آینده پشتوانه داشته باشی. ‌پس‌انداز کردن کار آسانی نیست، به خصوص وقتی مخارج زندگی بالاست. حتما کارهای هیجان‌انگیز زیادی هست که دوست داری با درآمدت انجام دهی اما فراموش نکن که هیجان‌انگیزترین چیزی که امروز (با پذیرفتن یک شغل مستقل) به دست آورده‌ای، آزادی است.

مترجم:مریم مرادخانی

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
یکشنبه 12 فروردین 1397  07:31 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

همانطور که می دانید در هر سازمانی، یک هرم سازمانی وجود دارد که کل فعالیت های سازمانی را مدیریت می کند. صرف نظر از اینکه شما کجای هرم هستید، در سمت مدیر ارشد، مدیر میانی یا در سطح سرپرست، شما مسلماً مسئول هدایت و مدیریت یکسری نیروهای تحت سرپرستی خود هستید تا از طریق هدایت و مدیریت آنان به اهداف سازمانی دست پیدا کنید. یک مدیر خوب می تواند محل کار را به یک دانشگاه عالی تبدیل کند که می توانید تجارب با ارزشی فرا گیرید.

با این حال اگر مدیرتان خوب نباشد، محل کار شما این قابلیت را خواهد داشت که به یک جهنم واقعی تبدیل شود. تحت این شرایط مجبور خواهید بود اوقات باارزش تان را در آنجا هدر دهید. در ادامه به معرفی ویژگی های یک مدیر ایده آل می پردازیم.

1- مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشید

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، جهت هدایت و مدیریت سازمان خود نیازمند ارتباط با کارکنان خود هستید. برای این منظور به مهارت های ارتباطی بالایی نیاز دارید که بتوانید افکار و ایده های خود را با بهترین روش ممکن ارتباطی به آنها انتقال دهید. اگر شما فردی با هوش هستید ولی از مهارت ارتباط خوبی برخوردار نیستید، شانس تبدیل شدن به یک مدیر مناسب را از دست خواهید داد. درواقع توجه به این نکته ضروری است که مدیریت یک مهارت است که شامل چندین ویژگی است و بدون حتی یکی از آنها به سطوح بالای مدیریتی دست نخواهید یافت.

2- در مدیریت خود فعال باشید

مدیریت فعالانه به این معنا است که نسبت به کارکنان خود آگاه باشید و بدون اینکه مزاحمتی در کارشان ایجاد کنید از طریق تقویت روش انجام کارشان، مدیریت کنید. شما باید اعتماد داشته باشید که آنان به اندازه کافی توانایی انجام کار را دارند و به جای مدیریت کارشان، خودشان را مدیریت کنید. مدیریت کارکنان کاری دشوار خواهد بود اگر شما از حساسیت کنترلی بالایی برخوردار باشید.

3- بدانید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و کارمندان شما نیز این قاعده مستثنی نخواهند بود

به عنوان مدیر، شما مسئول کارهای زیردستان خود هستید و همین طور مسئول اشتباهات آنها. از این رو ممکن است شما پیش قدم شوید و یکسری دستورالعمل های دقیق، شفاف و انعطاف ناپذیر تهیه کنید که از اشتباه کردن پیشگیری کنید.

مواظب باشید که کارکنان تان از اشتباه کردن نترسانید. در این صورت ممکن است آنها برای هر کار جزئی نزد شما بیایند و کارشان را با شما چک کنند. در این صورت آنها اشتیاقی به تصمیم گیری نخواهند داشت چون ممکن است اشتباه کنند که منجر به این خواهد شد که کارمندان شما متکی به شما باشند. این امر باعث خواهد شد میزان بهره وری آنها به شدت کاهش یافته و بیشتر وقت شما را بگیرند. آنان نیاز به فکر کردن دارند و برای این کار نیاز به یاد گرفتن دارند و برای یاد گرفتن گاهی اوقات اشتباه کردن لازم است. به آنها اعتماد کنید و حاشیه خطایی برای شان در نظر بگیرید.

4- وظایفی را برعهده سایرین قرار دهید

شما اگر در انجام کار خوب هستید، علت اصلی این امر مهارت های زیادی است که در مسیر کسب مقام مدیریت به دست آورده اید. با این حال این امر بدین معنا نیست که تمامی کارها را خودتان انجام دهید. یکی از وظایف شما به عنوان مدیر انتقال دانش خوب انجام دادن کار به دیگران است. اگر با موضوع تفویض احساس ناراحتی می کنید می توانید از وظایف کوچک و سپس بزرگ و بزرگ تر شروع کنید. مشکلاتی را که ممکن است سر راه شان باشد پیش بینی و آموزش کافی در این رابطه را انتقال دهید.

در رابطه با تفویض لازم به ذکر است که تفویض اختیار یا Delegation of Authority یکی از رایج ترین واژه ها در حوزه مدیریت است. لغت تفویض به معنای واگذاری است و زمانی که از تفویض اختیار صحبت می کنیم منظورمان این است که یک فرد، اختیار در یک اقدام یا یک تصمیم گیری را به فرد دیگری بدهد. در این مسیر، شما باید امکانات و ابزارهای مناسب را در اختیار آنان قرار دهید. تفویض اختیار بدون دادن امکانات لازم نمی تواند آنان را در انجام بهتر وظایف شان یاری کند.

5- از اهمیت تشویق و تنبیه غافل نشوید

با شناخت کامل کارکنان تان، بهتر می توانید آنها را تشویق کنید. این تشویق ها لزوما از نوع پولی نیست و می تواند تشویق های ساده ای از قبیل انتقال آنان به واحدی که دوست دارند در آنجا فعالیت کنند، باشد. تشویق و تنبیه به موقع از اهمیت بسزایی در پیشبرد اهداف سازمانی برخوردار است.

توصیه های حرفه ای از مدیران موفق

- در هر سازمان بزرگی یک سری سلسله عوامل مدیریتی وجود دارد که باعث می شود روند کاری به درستی پیش برود. یک مدیر خوب باید علاوه بر یکپارچه کردن محیط کاری به مسائل کوچک هم توجه کند تا تأثیرگذاری بیشتری بر روند کاری داشته باشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از متخصصان عرصه مدیریت بر این اعتقادند که شکل‌گیری و تحقق هر تغییر و تحول بزرگی در سازمان‌ها به شدت وابسته به مشارکت فعال کارکنانی است که با آغوش باز با آن تغییر و تحول برخورد کنند و از آن به‌طور همه‌جانبه حمایت کنند.

در این میان هستند کارکنانی که پس از آگاهی از وقوع تغییر و تحولات سازمانی دچار احساساتی مانند ابهام، ترس و سردرگمی می‌‌شوند، درحالی‌که مدیران این رفتار آنها را نوعی مقاومت در برابر تغییر می‌پندارند و معمولا به تندی با آن برخورد می‌کنند. به عقیده صاحب‌نظران، این سوءتفاهم به این دلیل رخ می‌دهد که کارکنان به اندازه مدیران از مسیری که برای تبدیل یک ایده جدید به تغییری بنیادین در سازمان طی شده بی‌خبرند و به روشنی نمی‌دانند که چه آینده‌ای پس از اعمال تغییرات مورد نظر در انتظارشان خواهد بود، درحالی‌که مدیران کاملا از زوایای قضیه تغییر آگاهند و به عبارت بهتر به خوبی آینده را می‌بینند. به گزارش دنیای اقتصاد، برای حل این مشکل پیشنهادهای متعددی ارائه شده است که یکی از جدیدترین و بهترین آنها «اثر ماراتنی تغییر» نام دارد که ویلیام بریجز، نویسنده کتاب «مدیریت تحول و عملی کردن تغییرات» آنها را ارائه کرده است.

براساس این الگو، اعمال تغییرات در سازمان‌ها باید از الگویی شبیه الگوی دویدن دوندگان حرفه‌ای دوی ماراتن پیروی کند. معمولا در دوی ماراتن، دوندگان بی‌تجربه و آماتور مسابقه را با سرعتی بالا آغاز می‌کنند و از بقیه پیشی می‌گیرند و پس از آن سعی می‌کنند فاصله خود را با دیگران حفظ کنند، اما این دسته از دوندگان خیلی زود خسته می‌‌شوند و در اغلب موارد به خط پایان نمی‌رسند. در نقطه مقابل، دوندگان حرفه‌ای و باتجربه قرار دارند که دویدنشان را با سرعتی پایین و حساب‌شده آغاز می‌کنند و با تنظیم قوای بدنی‌شان، اوج توان رقابتی‌شان را در چند کیلومتر آخر صرف می‌کنند. مدیران مشتاق برای ایجاد تغییر و تحول، به‌ویژه مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه، به محض کشف ایده‌هایی جدید و بدون زمینه‌سازی در مورد آنها وارد فاز اجرای فرآیند تغییر می‌‌شوند، درحالی‌که این اقدام با بی‌تفاوتی و بی‌خبری کارکنان همراه می‌‌شود و همان چیزی رخ می‌دهد که معمولا از آن با عنوان مقاومت در برابر تغییر یاد می‌‌شود. ایراد در اینجا شبیه همان ایرادی است که در دویدن دوندگان آماتور روی می‌دهد، یعنی عجله کردن در حرکت و بی‌برنامه عمل کردن. در نقطه مقابل هستند مدیران باتجربه‌ای که به شکلی سنجیده و حساب شده وارد عرصه تغییر و تحولات سازمانی می‌‌شوند و با بسترسازی‌های هدفمند قادرند بزرگ‌ترین تغییرات را با کمترین مقاومت و با بیشترین سطح مشارکت انجام دهند.

پر کردن شکاف‌های اطلاعاتی

هنر مدیران بزرگ و موفق که می‌توانند بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین تغییرات را به بهترین شکل ممکن امکان‌پذیر سازند این است که قادرند فاصله زمانی و شکاف آگاهی در ارتباط با تغییرات را به شکلی مطلوب مدیریت کنند و خیلی زود آن را کاهش دهند. به عبارت بهتر، مدیران موفق کسانی هستند که خیلی زود و همزمان با ایده‌پردازی‌های اولیه در زمینه بروز تغییرات آتی، کارکنانشان را در جریان آنچه قرار است در سازمان روی دهد قرار می‌دهند. این اقدام مثبت مدیران هم از این جهت که کارکنان به‌عنوان مجریان و پیاده‌کنندگان اصلی تغییرات سازمانی از همان ابتدا خود را در فرآیند تغییر فعال و شرکت‌کننده می‌بینند و هم از این جهت که امکان کمک کارکنان به مدیران در زمینه ایده‌پردازی و پخته‌تر کردن تغییرات فراهم می‌آید، مفید خواهد بود. در این شرایط، کارکنان که از مدت‌ها پیش در جریان بروز تغییرات قرار گرفته و در شکل‌گیری آن مشارکت داشته‌اند، نه‌تنها در برابر اجرای این تغییرات مقاومت و کارشکنی نمی‌کنند، بلکه بدون هیچ‌گونه ابهامی در این مسیر گام برمی‌دارند و همین مساله موجب تسهیل و تسریع فرآیند تغییر خواهد شد.

شش ایده طلایی

آنچه در ادامه خواهد آمد پیشنهادهایی است در راستای کمک به کارکنان برای درک و اجرای اقداماتی که قرار است در جریان تغییرات سازمانی روی دهد.

1- تغییرات نباید به گونه‌ای غیرمترقبه و یک‌شبه اعلام شوند. شما به عنوان یک مدیر نباید با اعلام ناگهانی برنامه تغییر، کارکنان را غافلگیر کنید و در این حالت انتظار داشته باشید که آنها به‌طور کامل به تغییر و تحولات گردن نهند. ارائه متناوب و منظم اطلاعات مرتبط با عملکردهای پیشین و برنامه‌های آینده می‌تواند کارکنان را از نظر ذهنی برای پذیرش تغییرات جدید آماده سازد.

2- کارکنان و اعضای تیمتان را از همان آغاز در جریان بحث‌ها و نظرات درباره تغییرات آینده قرار دهید. وقتی کارکنان از همان آغاز توجیه شوند که تغییرات پیش رو تا چه حد و چگونه می‌تواند بر عملکردشان تاثیرگذار باشد، به‌طور حتم با آن همراهی خواهند کرد، چرا که آنها در تمام مراحل فرآیند تغییر محرم شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته‌اند.

3- از افرادتان دعوت کنید در زمینه اجرای تغییرات ایده‌پردازی کنند. علاوه‌بر اطلاع‌رسانی به کارکنان در مورد تغییرات آینده، لازم است که از ایده‌های پیشنهادی آنها در این زمینه نیز بهره گرفته شود.

4- تغییرات را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید به کارکنان معرفی کنید. هر تغییر و تحولی در سازمان می‌تواند سرمنشأ ارتقای سطح مهارتی کارکنان باشد و این وظیفه مدیر است که این حس را در کارکنان ایجاد کند که قرار است آنها به موازات اجرای تغییرات مورد نظر بتوانند مهارت‌ها و توانایی‌های فنی‌شان را ارتقا بخشند.

5- تغییرات سازمانی را به صورت یک پروژه تعریف کنید. برخورد پروژه‌ای با تغییرات سازمانی می‌تواند به منظم‌تر شدن امور مربوط به آن و اجرایی شدن آن در چارچوب‌های زمانی و کیفی مشخص و شفاف کمک شایانی کند.

6-به افرادتان فرصت نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرات را بدهید. بهترین بازخورددهندگان نسبت به تغییرات سازمانی کارکنان و اعضای تیم‌های کاری هستند و همین افراد هستند که می‌توانند با ارائه نظرات و انتقاداتشان در مورد تغییرات به وجود آمده بر کیفیت آن بیفزایند. بنابراین حتما افرادتان را به نشان دادن بازخورد نسبت به تغییرو تحولات سازمانی تشویق کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اتاق ایران، بسیاری از کارآفرینان به ایده‌های نابی که آنها را برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید وسوسه کرده‌اند، چنان عشق می‌ورزند که نمی‌توانند به‌راحتی بپذیرند که هدایت این ایده‌ها را به یک مدیرعامل حرفه‌ای محول نمایند؛ آنها ترجیح می‌دهند که مدیریت کسب‌وکارشان را شخصاً بر عهده بگیرند.

اما در دنیای امروز برای اداره موفقیت‌آمیز امورات روزمره یک بنگاه اقتصادی، حضور یک مدیرعامل خبره بیش از یک کارآفرین مبتکر می‌تواند مثمر ثمر باشد. شاید بگویید چه ایرادی دارد که یک کارآفرین خود سکان هدایت کسب‌وکاری که برای راه‌اندازی آن متحمل سختی‌های زیادی شده است را در اختیار بگیرد، اما آیا یک کارآفرین موفق لزوماً یک مدیرعامل موفق نیز خواهد بود؟

تفاوت بین واژه‌ها

چهار واژه کارآفرین، مدیرعامل، فعال اقتصادی و مدیر اغلب به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند و دلیل چنین اشتباهی این است که بسیاری از نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که با این واژه‌ها عجین شده‌اند، به‌نوعی با یکدیگر همپوشانی دارند.

کارآفرین درواقع کسی است که یک کسب‌وکار جدی را راه‌اندازی می‌کند، اما مدیرعامل مسئولیت اداره بنگاهی را بر عهده می‌گیرد که توسط کارآفرین -که ممکن است خود او باشد- تأسیس شده است. فعالان اقتصادی افرادی هستند که ممکن است در هر نقشی فعالیت کنند؛ آنها همواره در جستجوی فرصت‌ها هستند و برای کسب سود تلاش می‌کنند. عنوان «مدیر» نیز به همه کسانی اطلاق می‌شود که بر عملکرد دیگران نظارت دارند و آنها را در یک مسیر مشخص هدایت می‌کنند.

خلق ایده‌های بدیع، جلب کردن نظر سرمایه‌گذاران بالقوه و راه‌اندازی اولیه یک کسب‌وکار جدید، ازجمله قابلیت‌های رایج کارآفرینان به شمار می‌رود. مدیران عامل اما با مهارت‌هایشان در زمینه حفظ و ارتقای جایگاه یک بنگاه اقتصادی شناخته می‌شوند.

هم کارآفرینان و هم مدیران عامل باید بتوانند در نقش رهبر سازمان خود ظاهر شوند و هر دو باید قادر باشند افراد را مدیریت نموده و سود کسب کنند. بااین‌وجود، تفاوت‌های مهمی نیز در زمینه توانایی‌ها و تجربیات موردنیاز آنها دیده می‌شود. اکنون سؤال این است که این تفاوت‌ها چگونه تأثیر خود را در اداره یک بنگاه اقتصادی توسط یک کارآفرین یا یک مدیرعامل نشان می‌دهند؟

دیدگاه اول: کارآفرینان می‌تواند مدیران عامل خوبی باشند

ما امروز کارآفرینان زیادی را می‌شناسیم که توانسته‌اند مدیران عامل موفقی برای کسب‌وکار خود باشند. مثلاً جف بزوس که امروز ثروتمندترین مرد جهان به شمار می‌رود، هنوز هم شخصاً سمت مدیرعاملی شرکت آمازون را بر عهده دارد و امورات یک غول تجاری با بیش از 560 هزار نیروی کار را رتق‌وفتق می‌کند. یک مثال بارز دیگر در این زمینه، لری الیسون 73 ساله و خستگی‌ناپذیر است که طی 40 سال اخیر -به‌جز در یک دوره کوتاه- در نقش مدیرعامل شرکت خود یعنی اوراکل فعالیت کرده است.

برآورد می‌شود که برای تبدیل شدن یک استارت‌آپ به یک بنگاه اقتصادی واقعی (با ساختار متعارف) حداقل 4 سال زمان نیاز است و پس از آن معمولاً بین 3 الی 6 سال دیگر نیز باید سپری شود تا این بنگاه اقتصادی نوپا خود را به‌عنوان یک کسب‌وکار موفق به بازار ثابت کند. شاید در سال‌های نخست فعالیت یک استارت‌آپ، مؤسس آن بهتر بتواند امورات آن را مدیریت کند زیرا ابعاد گوناگون کسب‌وکار خود را به‌خوبی می‌شناسند. در مقابل، ممکن است یک مدیرعامل حرفه‌ای که مدتی پس از راه‌اندازی یک استارت‌آپ، کار خود را در آنجا شروع می‌کند، شناخت لازم را از تاریخچه و فلسفه آن نداشته باشد و مدتی طول بکشد تا به این شناخت دست پیدا کند. از طرفی گاهی یک مدیرعامل حرفه‌ای از جزئیاتی غافل می‌شود که خود کارآفرین هرگز از کنار آنها راحت عبور نمی‌کند؛ جزئیاتی که نقشی کلیدی در توسعه یک استارت‌آپ دارند.

علاوه بر این، کارآفرینان معمولاً مدت زیادی را در کسب‌وکاری که خودشان راه‌اندازی کرده‌اند، باقی می‌مانند و به موفقیت آن در بلندمدت متعهد هستند، درحالی‌که مدیران حرفه‌ای معمولاً ترجیح می‌دهند که در شرکت‌های موفق‌تر به مدیریت بپردازند. اما کارآفرینان به دنبال این نیستند که در هر شرکتی که به آنها پیشنهاد مالی بهتری ارائه بدهد یا شرایط بهتری داشته باشد، مدیریت کنند؛ آنها می‌خواهند مدیریت شرکتی که خودشان بنا نهاده‌اند را بر عهده بگیرند.

دیدگاه دوم: کارآفرینان نمی‌توانند لزوماً مدیران عامل خوبی باشند

کارآفرینان اغلب از دانش کافی یا تحصیلات دانشگاهی در زمینه فنون مدیریت کسب‌وکار برخوردار نیستند و تجربه چندانی نیز در این زمینه ندارند. یک کارآفرین معمولاً قادر است با بهره‌گیری از یک ایده مناسب و جلب نظر سرمایه‌گذاران، کسب‌وکار جدید خود را راه‌اندازی نماید اما برای حفظ و بهبود جایگاه آن نیازمند توانایی‌های مدیریتی است. اگرچه همواره استثنائاتی دیده می‌شود، اما به‌طورکلی کارآفرینان در قیاس با مدیران عامل حرفه‌ای، مهارت و تجربه کمتری دارند و به همین دلیل طبیعتاً اثربخشی کمتری در جایگاه مدیریتی از خود نشان می‌دهند.

از طرفی اشتیاق و علاقه شدید کارآفرینان به کسب‌وکار خود اگرچه ویژگی مثبتی تلقی می‌شود اما گاهی ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد؛ مثلاً برخی از کارآفرینان به‌گونه‌ای تعصب‌آمیز از دیدگاه‌های اولیه یا تیم تخصصی که در ابتدای کارشان تشکیل داده‌اند، حمایت می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود که آنها اغلب در برابر تغییر مقاومت زیادی از خود نشان بدهند. غلبه احساسات بر منطق موجب می‌شود که کارآفرینان نتوانند در شرایط دشوار، تصمیمات درستی اتخاذ کنند.

البته همان‌طور که گفته شد، موارد استثنائی همواره وجود دارند اما استثناء را نباید قاعده تلقی کرد. بر اساس پژوهش میدانی پروفسور نوام واسرمن، استاد کارآفرینی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در حال حاضر کمتر از 25 درصد شرکت‌ها را مؤسسان آنها (کارآفرینان) اداره می‌کنند. این نسبت برای شرکت‌هایی که کمتر از 3 سال از تأسیسشان می‌گذرد، حدود 50 درصد و برای شرکت‌هایی که بین 3 الی 4 سال قدمت دارند، تقریباً 40 درصد است. به عبارتی هرچه شرکت بالغ‌تر می‌شود، کارآفرینان بیشتر به این نتیجه می‌رسند که باید اداره آن را به یک مدیرعامل حرفه‌ای بسپارند.

اینکه یک کارآفرین توانسته است یک ایده خوب ارائه دهد و به‌خوبی آن را عملیاتی کند، لزوماً بدین معنا نیست که وی می‌تواند یک مدیرعامل موفق برای کسب‌وکار خود باشد. بسیاری از کارآفرینان نه‌تنها فاقد آموزش‌ها، مهارت‌ها و تجربیات لازم در زمینه مدیریت کسب‌وکار هستند، بلکه حتی برداشت درستی نیز از این مقوله مهم ندارند.

چیزی که بیشتر از تمایل ما برای پذیرفتن یکی از این دو دیدگاه اهمیت دارد، این است که بتوانیم بین مجموعه مهارت‌های مورد نیاز برای قرار گرفتن در نقش کارآفرین و مدیرعامل، تفکیک قائل شویم؛ مهارت‌هایی که در مقالات و کتب مربوط به کارآفرینی یا مدیریت کسب‌وکار، به تفصیل مورد بحث قرار گرفته‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 16 اسفند 1396  05:48 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

در ارزیابی‌ها، مطالعات و مصاحبه‌های ما روی هزاران رهبر سازمانی، نظرات بسیاری برجسته شدند اما یکی از این نظرات به‌طور خاص قدرتمند و تامل‌برانگیز بود.

 


 

خاویر پلادوالف، مدیر ارشد اجرایی شرکت آئودی، به ما می‌گوید: «رهبری سازمانی در دنیای امروز در مورد مدیریت، فراموش کردن مدیریت و دوباره یادگیری انسان بودن است.» منظور خاویر این است که قدرت رهبری سازمانی در توانایی‌های ما در شکل دادن به پیوندهای شخصی و معنی‌دار با افرادی است که آنها را در سازمان هدایت می‌کنیم. این مساله اکنون نسبت به هر زمان دیگری ملموس‌تر است؛ چرا که نسل هزاره در حال تبدیل شدن به جمعیت حداکثری در بیشتر شرکت‌ها هستند.نسل هزاره تنها با پرداخت حقوق، پاداش و مزایا راضی نمی‌شوند. آنها خواستار معنا، شادی و ارتباطات نیز هستند.

مشکل این است که حدود ۷۰ درصد رهبران سازمانی خودشان را به عنوان افرادی الهام‌دهنده و انگیزه‌بخش معرفی می‌کنند؛ همان‌طور که همه ما خودمان را رانندگانی فوق‌العاده‌ می‌بینیم. اما این مساله در تقابل مطلق با نحوه درک کارمندان از رهبران سازمانی قرار دارد. مطالعه‌ای که از سوی فوربس منتشر شد نشان داد که ۶۵درصد کارمندان از یک افزایش حقوق صرف‌نظر خواهند کرد اگر این به معنای اخراج مدیرشان باشد و یک مطالعه‌ای دیگر که از سوی موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۶ انجام شد نشان داد که ۸۲درصد کارمندان رهبران‌ سازمانی خود را عاری از انگیزه می‌بینند. از نظر من، این دو نکته به‌طور مستقیم به یکدیگر مرتبط هستند.

همان‌طور که داده‌های شرکت مشاور مدیریت جهانی مکینزی نشان می‌دهد، وقتی کارمندان فی‌نفسه باانگیزه هستند، ۳۲ درصد متعهدتر هستند و ۴۶ درصد رضایت بیشتر از شغل خود دارند و ۱۶ درصد عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. محرک همگی ما به عنوان انسان، نیازهای اصلی برای معنا، شادی، ارتباطات انسانی و نیاز برای مشارکت مثبت با دیگران است. رهبران سازمانی که واقعا این نیازها را درک می‌کنند و به شیوه‌ای سازمان را هدایت می‌کنند که این انگیزه‌های ذاتی را قوی‌تر سازند، کلیدهایی برای ایجاد وفاداری، تعهد و عملکرد قوی دارند. ما به عنوان رهبران سازمانی، پیش از مدیر بودن باید انسان باشیم. تحقیق ما نشان داد یک حرکت جهانی در جایگاه مدیران ارشد هزاران سازمان پیشرو در حال رخ دادن است؛ شرکت‌هایی مانند Accenture، ماریوت، استارباکس، مایکروسافت و لینکدین.رهبران سازمانی این شرکت‌ها از خودشان می‌پرسند «چگونه می‌توانیم رهبری سازمانی انسانی‌تر و فرهنگ‌های انسان‌محورتر ایجاد کنیم که در آن کارمندان و رهبران سازمانی راضی‌تر و متعهدتر باشند؟»

برمبنای کار ما در ایجاد رهبران ‌سازمانی انسانی‌تر، چند ترفند ارائه شده است:

شخصی‌سازی کنید: باب چاپمن، مدیر ارشد اجرایی بری وهمیلر (Barry Wehmiller)، یک شرکت تولیدی جهانی و نویسنده کتاب «همه مهم هستند» تلاش و انرژی بسیار زیادی به خرج داده تا رهبری سازمانی انسانی واقعی را در شرکت تزریق کند. برای همه تصمیماتی که گرفته شده است و بر کارمندان اثر دارد او از خودش می‌پرسد: اگر فرزند یا والدین یا دوست خود من در اینجا کار می‌کرد، آیا از این تصمیم قدردانی می‌کردند؟

با این روش او هرگونه تصمیمات مدیریتی را به یک سوال شخصی تبدیل می‌کند و از یک حوزه تاکتیک محور به یک حوزه هیجانی حرکت می‌کند تا اطمینان یابد که مقهور موقعیت و قدرت خود در شرکت نشده است. وقتی در حال اخذ تصمیماتی هستید که بر کارمندان شرکت‌تان تاثیر می‌گذارد، کار مشابهی را انجام دهید. خودتان را جای آنها بگذارید و تصور کنید که آنها اعضای خانواده و دوستان شما هستند.

خودآگاه باشید: پیتر دراکر، نویسنده و مشاور حوزه مدیریت می‌گوید؛ «شما نمی‌توانید افراد دیگر را مدیریت کنید؛ مگر اینکه ابتدا خودتان را مدیریت کنید.» ما در مقاله اخیر، بیان کردیم که چگونه یک مدیر ارشد اجرایی به‌طور گسترده تعهد و عملکرد تیم‌های بانکی که او هدایت آن را به عهده داشته است بالا برده است؛ پاسخ یک کلمه بود: خودآگاهی. این داستان نشان می‌دهد که چگونه رهبری سازمان با درک و هدایت خودتان شروع می‌شود. زمانی که شما خودتان را درک کنید، بهتر قادر به درک افرادی که زیردستتان هستند خواهید بود و در عوض انگیزه ذاتی آنها را برانگیخته خواهید کرد. رهبری سازمانی خود با خودآگاهی آغاز می‌شود و خودآگاهی می‌تواند به‌طور گسترده از طریق تمرین ذهن‌آگاهی (mindfulness) بهبود یابد.نوع‌دوست باشید: دامینیک بارتون، مدیرعامل جهانی موسسه مکینزی می‌گوید که نوع‌دوستی اساس رهبری سازمانی خوب است. رهبری سازمانی تنها در مورد شما نیست؛ بلکه در مورد افراد یا سازمانی است که آنها را هدایت می‌کنید.

با نوع‌دوستی، منافع بلندمدت سایرین را لحاظ می‌کنید. نوع‌دوستی به معنای این نیست که شما نوکری کسی را می‌کنید. نوع‌دوستی با خود اعتماد به نفس و مراقبت از خود را به همراه دارد. در اینجا یک روش ساده برای بررسی اینکه آیا شما در رهبری سازمانی خود نوع‌دوست هستید یا خیر، آورده شده است: زمان تصمیم‌گیری، انگیزه خود را بررسی کنید؛ آیا آن را برای دستاورد شخصی انجام می‌دهید یا برای منافع دیگران؟

دلسوز باشید: هدف از دلسوزی، ایجاد خرسندی برای دیگران است. اگر تاکنون مدیری داشته‌اید که دلسوز بوده باشد، می‌دانید که داشتن چنین مدیری چه احساسی خواهد داشت. این فرد پشتیبانی شما را دارد. این فرد نسبت به شما علاقه پیدا می‌کند و در نتیجه، شما احساس امنیت، اعتماد، وفاداری و تعهد می‌کنید.وقتی صحبت از رهبری سازمانی به میان می‌آید، هیچ‌چیز به پای دلسوزی و شفقت نمی‌رسد.این یک زبان جهانی است که همه افراد در همه جا آن را درک می‌کنند. اگر می‌خواهید انسانیت بیشتری را در رهبری سازمانی خود وارد کنید، این عادت را در خود ایجاد کنید که هر زمان که می‌خواهید با کسی همکاری کنید، یک سوال ساده از خودتان بپرسید: چگونه می‌توانم به این فرد کمک کنم تا روز بهتری داشته باشد؟


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

لیست های انجام کار برای اهداف طولانی مدت خوب نیستند، اما این روش جدید برای برنامه ریزی بلند مدت آسان تر و بسیار کارآمد است.

اولویت بندی کارها، یعنی نوشتن آنها به ترتیب اهمیت و حذف کردن شان به محض انجام دادن، یکی از آسان ترین راه ها برای نوشتن برنامه ریزی روزانه است. لیست  انجام کار در انجام دادن امور روزانه شما را یاری می کند، اما برای برنامه ریزی بلندمدت مانند شمشیر دولبه است.

 خط زدن کارها شاید کارآمد به نظر برسد، اما از آنجایی که در اهداف بلندمدت کارها همیشه در حال اضافه شدن هستند، به نظر می رسد که این لیست پایان ناپذیر است. همچنین دسته بندی کارها با در نظر گرفتن اهمیت شان، فرآیندی طولانی است که زمان زیادی می گیرد.

روشی که در ادامه این مقاله به نقل از زومیت، بررسی می کنیم دو مرحله دارد و کمک می کند همیشه روی کارهای مهم متمرکز باقی بمانید.

مرحله اول: تصویر نقاشی شده

شما نمی توانید کارهای تان را اولویت بندی کنید مگر اینکه تصویر واضحی از آینده داشته باشید، بنابراین تصویری از هدف نهایی خود در بلندمدت تهیه کنید. برخی برندها از این تصویر تحت عنوان Painted Picture  یاد می کنند و جزییات کسب وکار خود را در پنج سال آینده به تصویر می کشند. این کار به آنها کمک می کند که مسیر خود را حفظ و اولویت بندی های خود را راحت تر ارزیابی کنند. تصویر نقاشی شده مولفه اصلی این روش است و کمک می کند اعضای تیم در راستای هدف اصلی حرکت کنند. اگر یک کار به اهداف بلندمدت مربوط نباشد، اولویت محسوب نمی شود و در لیست برنامه ریزی جایی ندارد.

یک کاغذ بردارید و آن را سه قسمت کنید. قسمت بالایی جایی است که نسخه کوچکی از تصویر نقاشی شده قرار می گیرد. این تصویر می تواند مراحل رسیدن شما به یک هدف بزرگ یا راه اندازی کسب وکار خودتان باشد. مدت زمان این برنامه ریزی به خودتان بستگی دارد و بهتر است حداقل یک سال باشد.

مرحله دوم: یادداشت سه اولویت مهم

در مرحله دوم باید سه اولویت مهم را برای یک روز، یک هفته، یک ماه و سه ماه یادداشت کنید. صفحه را به چهار قسمت تقسیم بندی کنید و سه کار مهمی را که باید در هر بازه زمانی انجام دهید یادداشت کنید. در برابر وسوسه  مقاومت کنید و بیش از سه مورد را یادداشت نکنید. طبق گفته جیم کالینز، نویسنده، اگر بیش از سه اولویت داشته باشید یعنی هیچ اولویتی ندارید.

برای اینکه ببینید کدام کارها اولویت بیشتری دارند، به تصویر نقاشی شده رجوع کنید. برای هر کار از خودتان بپرسید آیا انجام آن من را به هدفم نزدیک تر می کند یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است کمی بی رحم باشید و آن را از لیست خط بزنید. در پایان هر روز، لیست روز بعد را آماده کنید و در پایان هر هفته، هر ماه و هر سه ماه نیز همین طور رفتار کنید.

جلوتر که می روید اولویت های سه ماهه به اولویت هفتگی تبدیل خواهد شد تا جایی که کاملا به هدف مورد نظر خود برسید. محدود کردن اولویت ها به سه مورد، کمک می کند که اهداف تان قابل هضم باشند.

شاید در روزهای اول احساس کنید هیچ کاری از پیش نمی برید مخصوصا اگر به تهیه لیست های بلند عادت کرده باشید، اما به مرور زمان متوجه می شوید که دستاوردهای بیشتری داشته اید. هر قدر تمرکز روی کارها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز به همراه خواهد داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(23)..........جمعه 12 مهر 1398

دانستنی های بازاریابی و فروش(22)..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت صنعت گردشگری..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تكنیكهای خلاقیت..........جمعه 12 مهر 1398

پاورپوینت تفكر استراتژیك..........جمعه 12 مهر 1398

رقیب بزرگ اینستاگرام ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

افزایش خلاقیت با ۱۳ اقدام ساده ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رمز و راز یک کسب و کار خوشمزه ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

درس‌هایی از شکست غول‌های تجاری ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

۵ عادت مشترک تمامی کارآفرین‌های موفق ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

چگونه به اهداف‌مان در شبکه‌های اجتماعی برسیم؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

پردرآمدترین مشاغل در آلمان کدامند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کالاهای کدام کشورها محبوب هستند؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

کدام شبکه اجتماعی در جهان بر دیگران غالب است؟ ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

وحشت بانک‌ها از رمز ارز فیسبوک ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

می‌توان از بلاک اینستاگرام خارج شد؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

رضایت کاربران از کدام تبلت‌ها بیشتر است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بازار نورسیده‌های بازار تکنولوژی چطور است؟..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بدترین سال فروش گوشی موبایل در جهان! ..........پنجشنبه 11 مهر 1398

بجای فیس‌بوک مسنجر، از واتس‌اپ استفاده کنید!..........پنجشنبه 11 مهر 1398

همه پستها