تصور کنید که در بخش منابع انسانی کار می‌کنید و اخیرا با مسائل افراد زیادی مواجه بوده‌اید. روز طولانی دیگری داشته‌اید و اکنون در حال ملاقات با آخرین ارباب رجوع خود پیش از رفتن به منزل هستید. همان طور که به داستان این شخص گوش می‌دهید، شروع به احساس تنش در خود می‌کنید.

 متوجه می‌شوید که در حال اجتناب از تماس چشمی مستقیم با او هستید و احساس می‌کنید که در حال خاموشی هیجانی هستید. اصلا نمی‌خواهید به شکایات او گوش دهید و در عوض فقط می‌خواهید بحث را به اتمام برسانید. با این حال، به جای اینکه ناراحتی‌های خود را به این فرد نشان دهید، عذرخواهی می‌کنید و اجازه می‌خواهید تا پنج دقیقه استراحت داشته باشید.

برای یک قدم زدن فوری از اتاق خارج می‌شوید، نفس عمیقی می‌کشید و سپس کمی آب می‌نوشید. وقتی به دفتر خود باز می‌گردید، لبخند می‌زنید و با حس تازگی آماده کمک هستید. اکثر افراد درجه‌ای از استرس را در مشاغل خود تجربه می‌کنند. اما اگر رایج‌ترین انواع استرس را بفهمید و درک کنید که چگونه آنها را کشف کنید، می‌توانید استرس خود را بسیار بهتر مدیریت کنید. این به نوبه خود به شما برای کار به شیوه‌ای کارآمد، ایجاد روابط بهتر، و یک زندگی سالم‌تر کمک می‌کند

ما در این مقاله چهار نوع رایج از استرس را بررسی خواهیم کرد و در این مورد بحث می‌کنیم که شما چگونه می‌توانید هر کدام از آنها را به شکلی موثر مدیریت کنید.

 چهار نوع رایج از استرس

دکتر کارل آلبرشت(Karl Albrecht)، مشاور مدیریت و سخنران کنفرانس در کالیفرنیا، پیشگام توسعه تمرین کاهش استرس برای دارندگان کسب‌وکار است. او چهار نوع استرس رایج را در کتاب خود با عنوان «استرس و مدیر» تعریف کرد. چهار استرس رایج آلبرشت عبارتند از:

 

۱- استرس زمانی

۲- استرس پیش‌نگرانه

۳- استرس وضعیتی

۴- استرس برخورد یا تماس

  استرس زمانی و مدیریت آن

هنگامی استرس زمانی را تجربه می‌کنید که در مورد زمان یا فقدان آن نگران هستید. در مورد تعداد کارهایی که باید انجام دهید نگران هستید و می‌ترسید که در دستیابی به یک هدف مهم موفق نشوید. ممکن است احساس گرفتاری، ناخشنودی یا حتی ناامیدی کنید. مثال‌های رایج استرس زمانی عبارتند از؛ نگرانی در مورد ضرب‌الاجل‌ها یا سراسیمگی برای اجتناب از تاخیر برای حضور در یک جلسه. استرس زمانی، رایج‌ترین نوع استرس است که امروزه تجربه می‌کنیم. اگر قصد دارید به شکلی بهره‌ور در یک سازمان شلوغ کار کنید، یادگیری در مورد شیوه مدیریت این نوع استرس ضروری است. ابتدا، در مورد مهارت‌های مدیریت زمان خوب بیاموزید. این می‌تواند دربرگیرنده استفاده از فهرست‌های انجام کار یا، اگر باید پروژه‌های همزمان بسیاری را مدیریت کنید، «برنامه‌های اقدام» باشد. سپس اطمینان یابید که در حال اختصاص مدت زمان کافی برای اولویت‌های مهم خود هستید. متاسفانه، گرفتار شدن در وظایف فوری که در واقع اثر اندکی بر اهداف کلی شما دارند، آسان است. این می‌تواند باعث احساس دلزدگی یا این حس در شما شود که یک روز کامل را کار کردید، اما هیچ هدف مهمی را به‌دست نیاوردید.

وظایف مهم شما معمولا وظایفی هستند که به شما در دستیابی به اهدافتان کمک می‌کنند و کار  روی این پروژه‌ها باعث استفاده بهتر از زمان شما می‌شود. توجه به «اصل اهمیت/ فوریت آیزنهاور۱» باعث می‌شود به ایجاد توازن بین وظایف فوری و مهم بپردازید و آنها را  «اولویت‌بندی» کنید.

اگر اغلب حس می‌کنید که از زمان کافی برای تکمیل همه وظایف خود برخوردار نیستید، بیاموزید که چگونه باید زمان بیشتری را در زندگی خود خلق کنید. این ممکن است به معنای زود آمدن یا دیر برگشتن (در رابطه با کار) باشد، بنابراین از زمان و شرایط آرام برای تمرکز برخوردار هستید. همچنین باید از زمان اوج کار خود برای تمرکز بر مهم‌ترین وظایف خود استفاده کنید. از آنجا که شما به شکلی کارآتر عمل می‌کنید، این به شما برای انجام کار بیشتر با زمان در اختیارتان کمک می‌کند.  برای مثال، اگر یک فرد صبحگاهی هستید، وظایفی را در آن زمان قرار دهید که نیازمند بیشترین تمرکز هستند. اگر تشخیص دادید «این یک کار صبحگاهی است» آن را در طول پربازده‌ترین زمان روز انجام دهید. می‌توانید وظایفی مثل چک کردن ایمیل را که اهمیت کمتری دارند، به زمان‌هایی که سطوح انرژی شما کاهش می‌یابند، موکول کنید. همچنین اطمینان یابید که در مورد «نه» گفتن به وظایفی که از ظرفیت کافی برای انجام آنها برخوردار نیستید، مودب اما «قاطع» باشید.

 استرس پیش‌نگرانه و مدیریت آن

استرس پیش‌نگرانه نشان‌دهنده استرسی است که شما راجع‌به آینده تجربه می‌کنید. گاهی اوقات این استرس می‌تواند بر یک رویداد خاص از قبیل یک سخنرانی قریب‌الوقوع که باید ارائه دهید، متمرکز شود. با این حال، استرس پیش‌نگرانه می‌تواند مبهم و تعریف نشده (مثلا حس کلی بیمناک بودن)، یا یک نگرانی باشد، مبنی بر اینکه «کاری اشتباه پیش خواهد رفت.» به دلیل اینکه استرس پیش‌نگرانه آینده‌محور است، باید تشخیص دهید رویدادی که از آن واهمه دارید، نباید همان‌طور که تصور می‌کنید به پایان برسد. از «تکنیک‌های تصویرسازی مثبت» برای تصور خوب پیش‌رفتن اوضاع استفاده کنید.

تحقیقات نشان می‌دهد که ذهن شما اغلب نمی‌تواند تفاوت را بر اساس یک سطح عصب شناختی پایه بین وضعیتی که تصور کرده‌اید به‌خوبی پیش می‌رود و وضعیتی که واقعا رخ داده است، تشخیص دهد.

تکنیک‌های دیگر – همچون مدیتیشن – به شما در توسعه تمرکز و توانایی متمرکز شدن بر چیزی که هم‌اکنون در حال وقوع است، به‌جای تمرکز بر یک آینده تصور شده، کمک خواهند کرد. سعی کنید زمانی را روزانه – حتی اگر پنج دقیقه باشد – برای مدیتیشن اختصاص دهید.

استرس پیش‌نگرانه می‌تواند از نبود اطمینان به‌نفس نشات گیرد. برای مثال، ممکن است به خاطر یک سخنرانی که هفته بعد خواهید داشت، استرس داشته باشید، زیرا بیم دارید که ارائه شما جالب نباشد. اغلب، رسیدگی به این ترس‌های شخصی مستقیما استرس شما را کاهش خواهد داد. در این مثال، اگر زمان بیشتری را به تمرین و آماده‌سازی برای پرسش‌های سخت اختصاص دهید، احتمالا احساس آمادگی بیشتری برای آن رویداد خواهید داشت.

نهایتا، بیاموزید که چگونه بر یک «ترس از شکست» غلبه کنید: با ایجاد برنامه‌های اقتضایی و تجزیه و تحلیل همه نتایج احتمالی، ایده روشن‌تری را از چیزی که می‌تواند در آینده رخ دهد، به دست خواهید آورد. این می‌تواند به کاهش ترس شکست شما کمک کند و حس یک کنترل بیشتر بر رویدادها را به شما بدهد.

 استرس وضعیتی و مدیریت آن

شما زمانی استرس وضعیتی را تجربه می‌کنید که در یک وضعیت دلهره‌آور هستید که کنترلی بر آن ندارید. این می‌تواند وضعیت اضطراری باشد. این وضعیت به‌طور کلی‌تر، وضعیتی است که در برگیرنده تعارض، یا از دست دادن جایگاه یا مقبولیت در نظر گروه شما است. برای مثال، اخراج از کار یا ارتکاب یک اشتباه در جلوی چشم تیم شما، مثال‌هایی از رویدادهایی هستند که باعث استرس وضعیتی می‌شوند. استرس وضعیتی اغلب به‌طور ناگهانی پدیدار می‌شود. برای مثال ممکن است در وضعیتی گرفتار شوید که کاملا در پیش‌بینی آن ناموفق بودید. برای مدیریت بهتر استرس وضعیتی، بیاموزید که «خودآگاه‌تر» باشید. این یعنی تشخیص سیگنال‌های فیزیکی و هیجانی «خودکاری» که بدن شما وقتی تحت فشار است، ارسال می‌کند. برای مثال، تصور کنید جلسه‌ای که در آن هستید، ناگهان به یک مسابقه مشت‌زنی بین اعضای تیم تبدیل می‌شود. پاسخ خودکار شما حس یک یورش اضطراب است. معده شما پیچ می‌خورد و احساس نفخ می‌کند. به فکر فرو می‌روید و اگر کسی از شما نظر بخواهد، نمی‌دانید چه بگویید. تعارض یک منبع مهم استرس وضعیتی است. «مهارت‌های حل تعارض اثربخش» را بیاموزید تا به خوبی آماده شوید استرس تعارض را مدیریت کنید. همچنین باید شیوه «مدیریت تعارض در جلسات» را بیاموزید، زیرا حل تعارض گروهی می‌تواند با حل مسائل فردی متفاوت باشد. هر کسی به شکلی متفاوت به استرس وضعیتی واکنش نشان می‌دهد و لازم است که شما هر دو علائم فیزیکی و هیجانی این استرس را بفهمید. به این ترتیب، می‌توانید به شکل مناسبی آنها را مدیریت کنید. برای مثال، اگر گرایش طبیعی شما کناره‌گیری هیجانی است، بیاموزید که چگونه به‌صورت «مستقل فکر کنید» و در جریان این وضعیت‌ها بهتر ارتباط برقرار کنید. اگر پاسخ طبیعی شما خشم و فریاد است، پس شیوه «مدیریت هیجانات» خود را بیاموزید.

 استرس برخورد یا ارتباط با تماس و مدیریت آن

استرس برخورد، به افراد مرتبط است. زمانی استرس برخورد را تجربه می‌کنید که در مورد تعامل با یک فرد یا گروه معین از افراد نگران هستید. ممکن است از آنها خوشتان نیاید، یا ممکن است فکر کنید که آنها غیرقابل پیش‌بینی هستند. همچنین استرس برخورد می‌تواند زمانی رخ دهد که نقش شما دربرگیرنده تعاملات شخصی زیاد با مشتریان یا ارباب رجوع‌ها باشد؛ به خصوص اگر آن گروه‌ها در اضطرار باشند. برای مثال، پزشکان و مددکاران اجتماعی از نرخ‌های بالای استرس برخوردار هستند، زیرا افرادی که این متخصصان با آنها سروکار دارند، معمولا احساس خوبی ندارند، یا عمیقا غمگین هستند. همچنین این نوع استرس از «تماس‌های بیش از حد» رخ می‌دهد. زمانی که از تعامل با افراد، بیش از حد احساس فرسودگی یا اشباع می‌کنید. از آنجا که استرس برخورد کاملا بر افراد متمرکز است، این نوع استرس را با کار روی مهارت‌های ارتباطی خود بهتر مدیریت خواهید کرد.  یک آغاز خوب، توسعه «هوش هیجانی» بیشتر است. هوش هیجانی عبارت است از: توانایی تشخیص هیجانات، خواسته‌ها و نیازهای خود و دیگران. این یک مهارت مهم در تعامل با دیگران و در ایجاد روابط خوب است. همچنین باید بدانید که چه زمانی قرار است به آستانه تحمل تعاملات خود در یک روز برسید. هر کسی دارای علائم متفاوتی برای استرس برخورد است، اما یک علامت رایج کناره‌گیری روانشناختی از دیگران و انجام کار به‌صورت مکانیکی (بی‌احساس) است. یک علامت رایج دیگر بدخو شدن، سرد شدن، یا فاصله گرفتن (احساسی) از دیگران در تعاملات شما است. زمانی که این علائم را تجربه می‌کنید، کمی به خود استراحت دهید. قدم بزنید، آب بنوشید و تمرین‌های تنفس عمیق را انجام دهید. همدلی، یک مهارت ارزشمند برای مقابله با این نوع استرس است، زیرا به شما اجازه می‌دهد وضعیت را از چشم‌انداز فرد دیگر نگاه کنید. این درک بیشتری به شما می‌دهد و به شما کمک می‌کند ارتباطات خود را به گونه‌ای ساختاربندی کنید تا احساس، خواسته‌ها و نیازهای شخص دیگر را مدنظر قرار دهید.

 پی‌نوشت

۱- اصلی در مورد مدیریت زمان که آیزنهاور در یکی از سخنرانی‌های خود به آن اشاره کرده و مضمون آن این بود که مشکلات بر دو نوع هستند: مشکلات مهم و مشکلات فوری. مشکلات مهم دارای فوریت زمانی نیستند و مشکلات فوری مهم تلقی نمی‌شوند. آیزنهاور با کمک این اصل کارهای خود را مدیریت می‌کرد.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

پایان سال همواره زمان خوبی برای بررسی عملکرد و اعمال تغییرات است. بدون تردید تنها شرکت هایی می توانند همواره خود را به عنوان یک رقیب و شرکتی خلاق و رو به جلو مطرح کنند که نسبت به پوشش ضعف های خود مصمم باشند.

 از جمله معضلات امروز کارکنان این است که خود را اسیر محیط خشک و بی روح اداری می دانند. با توجه به اینکه افراد باید زمان زیادی را در محل کار خود سپری کنند، در صورتی که این مکان از معیارهای مناسبی برخوردار نباشد، مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، امروزه اکثر کارشناسان بر این باور هستند که ادارات، کارخانه ها و شرکت ها عملا خانه دوم افرادی محسوب می شود که در آن کار می کنند. بدون تردید زندگی در مکانی که راحتی لازم در آن وجود ندارد و فرد همواره در معرض انواع فشارها است، عملا غیرممکن خواهد بود. اگرچه تحت این شرایط معمولا افراد تنها راه حل را تغییر کار خود می دانند، با این حال با نگاهی واقع بینانه به این حقیقت پی خواهید برد که همواره امکان این امر وجود ندارد.

در واقع شما تنها زمانی باید از کار خود دست بکشید که جایگزین آن را پیدا کرده اید، در غیر این صورت ریسک بزرگی را متحمل خواهید شد. تحت این شرایط می توان با اعمال برخی تغییرات محیط نه چندان مطلوب حال حاضر را به مکان مورد پسند خود تبدیل کرد که در ادامه به بررسی راهکارهای دستیابی به این هدف خواهیم پرداخت.

1- همواره ذهنیت خود نسبت به کاری که انجام می دهید را حفظ کنید

بدون شک شما تنها زمانی می توانید در کار خود پیشرفت و ترقی داشته باشید که اشتیاق و تمایل لازم نسبت به آن وجود داشته باشد. همواره افراد از یکدیگر تأثیر می پذیرند و این امر ممکن است به تغییر باورهای افراد منجر شود. البته این امر در صورتی که در موارد مثبت باشد، اتفاقی بسیار سودمند خواهد بود. با این حال واقعیت این است که هر فردی در کارش دیدگاه خاص خود را نسبت به کاری که انجام می دهد دارد و برای حفظ انگیزه خود نباید اجازه دهد افراد بتوانند آن را دچار تغییر کنند. برای مثال در صورتی که هدف شما رسیدن به صندلی مدیریت شرکت باشد، ممکن است همنشینی طولانی با همکارانی که به وضعیت فعلی خود راضی هستند، در طولانی مدت شما را نیز با خود همسو کنند. با این حال نمی توانید خود را از همکاران خود جدا سازید، درواقع این امر تحت هیچ شرایطی توصیه نمی شود، زیرا از راهکارهای بهتر سازی جو شرکت ایجاد ارتباط مناسب با سایر افراد است.

با این حال ضروری است مرزی مشخص با آن دسته از افردی که کمترین تناسبی با اهداف شما ندارند، قائل شوید تا بتوانید همواره در مسیر دستیابی به اهداف خود باشید. در این بخش منظور این است که کنترل زندگی خود را به دست گرفته و اجازه ندهید دخالت ها و نظرات افراد شما را دچار ناامیدی کند. درواقع انجام کارها و وظایف به اندازه کافی انرژی افراد را تحلیل خواهد داد و تحت این شرایط چنین مواردی حتی می تواند سلامت روح و روان افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

فراموش نکنید که شما نیاز به حضور طولانی مدت در حرفه خود دارید. به همین خاطر نباید اجازه دهید که خیلی زود زمان بازنشستگی شما فرا رسد. توصیه می شود خوشحالی را جایگزین استرس های بی مورد خود کنید. در این رابطه ایجاد لیستی از مواردی که شما را خوشحال می کند، گامی خوب و سودمند خواهد بود.

2- از اضافه کاری دوری کنید

همواره افراد با این وسوسه مواجه هستند که کاری بیش از حد معمول را انجام دهند. درواقع افراد در این رابطه تنها به پول بیشتری که به دست خواهند آورد فکر می کنند. با این حال واقعیت این است که انجام این کار تنها یک گزینه برای مواردی است که اجباری وجود دارد. نباید به انتخاب هر روز شما تبدیل شود. بدون تردید تنها نقش هر فرد در زندگی کارمندی نبوده و لازم است به زندگی شخصی خود نیز بپردازید. بدون تردید عدم حضور کافی شما اگرچه نتایج منفی خود را در کوتاه مدت نشان نخواهد داد، با این حال شما را در آینده با مشکلات بسیاری مواجه خواهد ساخت که رهایی از آن دیگر کاری ساده نخواهد بود.

در این رابطه همواره افرادی را نیز می توانید پیدا کنید که خود را به علت نداشتن زن و بچه مناسب انجام اینگونه کارها می دانند. با این حال این دسته از افراد خستگی ناشی از کار را در نظر نگرفته و تنها با دلیلی غیرمنطقی خود را توجیه می کنند. در راستای حفظ انرژی شما نیاز به استراحت کافی دارید و رمان کاری شما نیز کاملا براساس استانداردهای جهانی تعیین شده است. به همین خاطر توصیه می شود تنها زمان هایی که ضرورتی وجود دارد اقدام به اضافه کاری کنید.

3- دوستانی مناسب برای خود پیدا کنید

همه افراد نیاز به پشتیبانی، محبت و شادی دارند و دوستان از جمله بهترین گزینه هایی هستند که به این نیاز به بهترین شکل پاسخ می دهند. اگرچه در اختیار داشتن افردی که بتوانید آنها را دوست خود بدانید گامی مثبت محسوب می شود، با این حال توجه داشته باشید که لازم است در انتخاب خود کمال دقت را به خرج دهید. یک انتخاب نادرست می تواند نتیجه ای کاملا عکس به همراه داشته باشد.

با توجه به اینکه محل کار، خانه دوم شما محسوب می شود لازم است از میان همکاران خود افرادی را به عنوان دوست انتخاب کنید. اگرچه در این رابطه ایده آل این است که همه افراد حاضر در شرکت به دوستان شما تبدیل شوند، با این حال این امر به دلایل مختلف امکان پذیر نخواهد بود. از جمله موانع این امر این است که همه افراد آنگونه که شما می پسندید نیستند و این امر پروسه دوستی را بسیار دشوار می سازد. همچنین حضور در جمعی که احساس خوشایندی به شما دست نخواهد داد، تصمیمی اشتباه محسوب می شود. تحت این شرایط توصیه این است که افردی را که با آنها در ارتباط هستید به دو دسته تقسیم کنید:

1- دوستان معمولی: افرادی که باید با آنها ارتباط درستی داشته باشید با این حال از پارامترهای لازم برای دوستی با شما برخوردار نیستند. در این رابطه توجه داشته باشید که باید افراد را به درستی شناخت و درک واقعیت برخی ممکن است در مدت زمانی طولاتی صورت گیرد. به همین خاطر این دسته بندی باید از انعطاف لازم در راستای اعمال تغییرات برخوردار باشد.

2- دوستان صمیمی: همواره در شرکت افرادی را خواهید یافت که تمایل به برقراری ارتباط با آنها را دارید. با این حال باید توجه داشته باشید که در این رابطه تنها خواست شما مطرح نبوده و ممکن است آنها تمایلی به دوستی با شما نداشته باشند. تحت این شرایط تحمیل خود به عنوان یک دوست صمیمی تنها منجر به خراب شدن رابطه همکاری شما خواهد شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 30 بهمن 1396
  • برچسب ها:محیط کار ،
نظرات()   
   
آخرین پست ها

تا کجا حق با مشتری است؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۳۰ ایده کسب و کار خانگی در دوره کرونا ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

فوت و فن فروش لوازم خانگی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

بازاریابان؛ سردمداران تغییرات اجتماعی آینده ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

۹ گام اساسی در ایجاد یک کسب‌وکار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهاتی که موجب موفقیت مدیران می‌شود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

الگوهای جدید خرید مشتری ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

با گران‌ترین شرکت‌های دنیا آشنا شوید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

چگونه با همکاران بهتر ارتباط برقرار کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استرس‌های رایج در کار را چگونه مدیریت کنیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

ایجاد هیجان در آموزش‌های مدیریت ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

پردرآمدترین شغل‌های دنیا را می‌شناسید؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

کشورهای مناسب برای راه اندازی کسب و کار ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

میلیاردری که فروشنده بادام‌زمینی بود ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

استیو جابز؛ مدیری که تنها به موفقیت سازمانش اندیشید ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

نکاتی که باید درباره خریدهای اینترنتی بدانید! ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

قبل از خرید گوشی دست‌دوم چه کارهایی انجام دهیم؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اشتباهات رایج در خرید گوشی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

گسترش فعالیت ایران در حوزه ارزهای مجازی ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

اینترنت ماهواره‌ای فیلترینگ را دور می‌زند؟ ..........دوشنبه 20 مرداد 1399

همه پستها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic