تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر برندینگ

مشتریان ما هیچ گاه تا این اندازه دست برتر را نداشته اند. امروزه انتخاب های بسیار زیادی پیش روی مشتریان قرار دارد.

 از یکسو وجود گزینه های بسیار امکان سردرگرمی مشتریان و ناتوانی در زمینه انتخاب یک برند برای خرید را به همراه می آورد. ترجیح اغلب مشتریان، یک برند آشنا با سلیقه شان است. به این ترتیب برند موردنظر با طراحی کمپین های بازاریابی اختصاصی برای آنها امکان فروش محصولات بیشتر را خواهد داشت. این امر به معنای افزایش وفاداری مشتریان به برند و کاهش نگرانی ها و اتلاف وقت مشتریان برای یافتن محصول موردنیازشان است. به این ترتیب مشتریان همیشه به سراغ برند مورد علاقه و قدیمی شان می روند.

به صورت خلاصه، در اینجا مفهوم بازاریابی دقیق مطرح می شود. این امر برای کسب و کارها گونه ای سلاح در راستای تعامل هرچه بیشتر با مشتریان فعلی است. به این ترتیب هزینه های یافتن مشتریان تازه کاهش چشمگیری خواهد یافت. نتیجه امر نیز تبدیل مشتریان معمولی برندمان به مشتریان وفادار و ثابت است.

بازاریابی دقیق چیست؟

به منظور توضیح این تکنیک بازاریابی ابتدا تصویری را تجسم کنید. شما همین چند ساعت پیش از یک سایت فروش آنلاین خرید کرده اید. تا الان نیز از خریدتان راضی هستید. دو روز بعد فروشگاه موردنظر برای شما ایمیل مبنی بر تخفیف مناسب بر روی محصولی که همین چند روز پیش خریدید، ارسال می کند. به عبارت بهتر، محصول مورد نظر همان روز صبح به دست شما رسیده است.

از نظر بسیاری از کارشناس ها چنین رفتارهای نادرستی از سوی برندها دلیل اصلی از دست رفتن مشتریان است. چنین رفتارهایی پیام روشنی مبنی بر شناخت نادرست برندها از مشتریان مخابره می کند. در مورد محتوای بازاریابی و تبلیغاتی نیز شرایط یکسانی حاکم است. بسیاری از برندها به دلیل عدم شناخت مشتریان شان اقدام به تولید محتوای ناهماهنگ با سلیقه آنها می کنند.

هدف اصلی در بازاریابی دقیق معطوف به مشتریان فعلی به منظور افزایش وفاداری شان است. در این الگو به جای استفاده از تبلیغات به سراغ تولید محتوا و کمپین های بازاریابی هماهنگ با سلیقه و نیاز مشتریان فعلی برند می رویم.

تقسیم بندی بازار محور اصلی بازاریابی دقیق است. در این مرحله ما پس از انتخاب بازار هدف مان آن را به بخش های کوچک تر تقسیم می کنیم. به این ترتیب هر کدام از بخش های کوچک تر دارای نیازهای و سلیقه خاص خود قلمداد می شود. گاهی اوقات تقسیم بندی براساس معیارهای ساده نظیر جنسیت و گاهی بر پایه معیارهای پیچیده مانند مردهای مجرد زیر 40 سال خواهد بود.

در اینجا به این مسئله باید اینگونه نگاه کرد: در حالی که شبکه های اجتماعی فرصت بازاریابی مستقیم را برای برندها فراهم می کند، بازاریابی دقیق امکان تعامل با مخاطب های مناسب در زمان مناسب و از طریق پیام مناسب را امکان پذیر خواهد کرد. نتیجه اصلی این فرآیند افزایش وفاداری مشتریان و کاهش احتمال اتلاف بودجه برندمان و زمان مشتریان است. فقط باید از خودمان درباره تجربه های بمباران تبلیغاتی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی سوال کنیم. امروزه اغلب مشتریان تمایل به وفاداری به مجموعه ای مشخص از برندها دارند. به این ترتیب با پاسخگویی درست به این خواسته امکان کسب سود بیشتر از طریق مشتریان ثابت فراهم می شود. از نقطه نظر مشتریان، درک درست برندها از نیازشان به معنای امکان تعامل مداوم با برندهای مورد علاقه شان و عدم دریافت پیام های تبلیغاتی مختلف است.

تمام هدف ما در اینجا تلاش برای ایجاد ارتباط با مشتریان هماهنگ تر با ماهیت و محصولات برندمان است. به این ترتیب دامنه مشتریان وفادار ما افزایش خواهد یافت. ویژگی اصلی مشتریان وفادار تمایل بیشتر به خرید از برند ما در مقایسه با دیگر رقباست. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از برندها با مشتریان معمولی ناتوانی در حفظ آنها برای مدت زمان طولانی است. بدون تردید در راستای جلب نظر مشتریان فعلی و تبدیل شان به مشتریان ثابت برندمان باید اقدام به استفاده از ابزارهای تازه بازاریابی و گردآوری اطلاعات پیرامون آنها نیز کنیم.

چگونه از بازاریابی دقیق برای افزایش سود استفاده کنیم؟

درست به مانند هر کمپین بازاریابی دیگری، در اینجا نیز باید کارمان را با یک هدف مشخص شروع کنیم. به راستی ما قصد دستیابی به چه هدفی را از طریق این الگوی بازاریابی داریم؟ آیا هدف اصلی در اینجا افزایش میزان بازدید کاربران از اکانت مان در شبکه های اجتماعی است؟ یا شاید هم قصدمان بازیابی دوباره اعتماد مشتریان از دست رفته مان است.

اجازه دهید در اینجا به دو شیوه اجرای بازاریابی دقیق توجه کنیم. در الگوی نخست، فرض کنیم ما هدف موردنظرمان را مشخص کرده ایم. پس از آن ما باید اقدام به ارزیابی و تولید ارزش براساس اطلاعات به دست آمده از کمپین های قبلی مان کنیم. این اطلاعات باید به ما در زمینه دسته بندی درست مشتریان مان کمک کند. توصیه من در اینجا اقدام برای تعیین گونه ایده آل مشتریان مان پیش از شروع به دسته بندی آنهاست. به این ترتیب ما آشنایی کافی با معیارهای موردنظرمان برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان خواهیم داشت. پس از این مرحله امکان دسته بندی بیشتر مشتریان براساس نوع سلیقه و نیازهای شان وجود دارد.

در مرحله بعد ما باید به سراغ افزایش دقت و هماهنگی محتوای کمپین مان با نیازها و سلیقه مشتریان مختلف برندمان باشیم. بر این اساس تخمین میزان مشتریان حاضر در هر دسته بندی و تولید محتوای مختلف برای جلب رضایت گروه های گوناگون اهمیت دارد. متاسفانه بسیاری از برندها به جای توجه به گوناگونی مشتریان شان اقدام به شناسایی فقط یک دسته می کنند. به این ترتیب در عمل بقیه گروه ها را فدای یک گروه خواهند کرد. در اینجا هدف اصلی ما باید تلاش برای افزودن گروه های متفاوت هرچه بیشتری از مشتریان به دامنه فعالیت الگوی بازاریابی مان باشد. استفاده از اطلاعات دست اول در اینجا اهمیت دارد. به این ترتیب با بررسی اطلاعات هرچه بیشتر امکان دستیابی به نتیجه بهتر فراهم می شود.

همیشه وقتی یک کمپین را راه اندازی می کنیم، نیازمند ارزیابی نتایج آن نیز هستیم. مشکل اصلی بسیاری از برندها عدم ارزیابی مداوم نتایج فعالیت برندشان است. به این ترتیب در عمل فقط یک بار اقدام به ارزیابی نتایج می کنند.

همه چیز درباره داده و برند سازی است

داده در قلب فرآیند بازاریابی دقیق جای دارد، با این حال تمام فرآیند کسب و کار معطوف به بازاریابی و تحلیل داده ها نیست. برندسازی یکی از نکات مهم در این زمینه است. بنابراین باید به فکر استفاده از داده های در دسترس مان به منظور استفاده ای فراتر از بازاریابی صرف باشیم. بدون تردید در هر فرآیند کسب و کار داده ها بهترین دوست برندمان محسوب می شود. برخی از کاربردهای اساسی داده ها به شرح ذیل است:

تحلیل های تقسیم بندی: داده های مورد استفاده در این زمینه کمک شایانی در زمینه یافتن اهداف برندمان و ارزیابی آنها خواهد کرد.

تحلیل های آینده نگر: در این زمینه هدف اصلی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با هدف پیش بینی دقیق وضعیت آینده بازار و برندمان است.

علاوه بر تجزیه و تحلیل داده ها ما نیازمند تمرکز بر روی برندسازی با هدف جلب توجه بیشتر مشتریان هستیم. در حالی که داده ها به ما در زمینه تولید پیام های هماهنگ با سلیقه مخاطب هدف کمک می کند، برندسازی به آشنایی بهتر مخاطب ها با برندمان یاری می رساند. هنگامی که ما به صورت درست با یک برند آشنا شویم، علاقه مان به آن نیز بیشتر خواهد شد.

اگر شما هنوز المان های اصلی برندتان نظیر لوگو، صدای اصلی، رنگ ها و شعار تبلیغاتی را انتخاب نکرده اید، راه درازی در زمینه برندسازی در پیش خواهید داشت. استفاده از شیوه آزمایش A/B (دو گانه) یکی از راهکارهای مناسب به منظور یافتن الگوی مناسب برندسازی برای شرکت مان محسوب می شود. نکته مهم در فرآیند برندسازی اطمینان از هماهنگی برندمان با ارزش ها و تعهدات مان در کنار سلیقه مخاطب هدف است.

جمع بندی

در نهایت، بازاریابی دقیق به طور کامل پیرامون پالایش پیام برندمان با هدف جلب توجه افراد مناسب است. استفاده از داده ها و تجزیه و تحلیل آنها نیز در همین راستا معنا پیدا می کند. به این ترتیب امکان افزایش شمار مشتریان و سود برندمان فراهم خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر برای مدت زمان نسبتا زیادی در عرصه کسب و کار فعالیت داشته باشید، به احتمال زیاد دست‎کم یک مشتری همیشه ناراضی خواهید داشت. این مشتری صرف نظر از هر اقدامی از سوی شرکت شما همیشه ناراضی خواهد بود.

 شاید شما پیش از این تجربه مواجهه با چنین مشتریانی را داشته باشید. به طور معمول این دسته از مشتریان خواسته های غیرمنطقی دارند. همچنین احترام چندانی برای زمان و مهارت اعضای شرکت تان نیز قائل نیستند. به این ترتیب شیوه رفتار آنها شما را کلافه خواهد کرد. در چنین شرایطی اغلب کارمندان از کارشان خسته می شوند. به این ترتیب علاقه شان به ترک محیط کار و بازگشت به خانه چند برابر خواهد شد.

پیش از بررسی بیشتر موضوع قصد من بیان یک نکته مهم است. حتی اگر مشتریان ما بسیار سختگیر و غیرمنطقی باشند، باز هم این مشکل برند ما خواهد بود.

پرسشی که هر کارآفرینی در مواجهه با این نوع مشتریان باید مطرح کند، بسیار واضح است: به منظور تعامل با آنها چه باید کرد؟ همچنین در صورت ادامه روند نارضایتی مشتری موردنظر چه زمانی باید با وی قطع ارتباط کرد؟ در این مقاله هدف اصلی من پاسخگویی به این دو پرسش است.

1. شناخت تفاوت میان مشتریان سختگیر و مشتریان دارای دشواری

در این بخش قصد من اشاره به تفاوتی بسیار مهم و تاثیرگذار است. بدون تردید همه مشتریان ما انسان های عادی هستند. با این حال در برخی از موارد برند ما در زمینه پاسخگویی درست به انتظارات آنها با مشکل مواجه می شود. به این ترتیب ما موجب ایجاد دشواری برای آنها می شویم. بدون تردید این دسته از افراد مشتریان سختگیر محسوب نمی شوند. فقط سطح انتظارات شان با تجربه خرید از برندمان فاصله دارد. شکل موردنظر هرچه باشد، تلاش برند ما برای رفع آن موجب خوشحالی و رضایت آنها خواهد شد.

در سوی دیگر، مشتریان سختگیر به هیچ شیوه ای خوشحال و راضی نمی شوند. در این مورد سرچشمه نارضایتی در آنها قرار دارد. به همین دلیل هر کاری هم که انجام دهیم، امکان جلب رضایت شان وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی ایراد اصلی از برند ما نیست. کاری هم از دست ما بر نمی آید. به احتمال زیاد آنها به همین شیوه با دیگر برندها نیز برخورد می کنند.

2. قطع رابطه با مشتریان سختگیر

وقتی شما نسبت به وجود مشتریان سختگیر اطراف برندتان آگاه شدید، اقدام به قطع همکاری با آنها کنید. هیچ تردید در این میان وجود ندارد.

به طور معمول برندها وقت و انرژی زیاد برای مشتریان سختگیر می گذارند. در نهایت نیز اغلب این تلاش ها بدون کمترین دستاوردی خواهد بود. دلیل اصلی این امر ذهنیت ما در مورد امکان تبدیل آنها به مشتریان خوشحال و همچنین ترس از قطع رابطه با آنهاست.

نکته مهم در اینجا عدم تمایل آنها به برند ماست. به این ترتیب تمام اقدامات ما در این راستا با بی‌توجهی و عدم تغییر وضعیت آنها رو به رو خواهد شد. بی‌تردید چنین امری زندگی را برای ما دشوار خواهد کرد. اگر شما توانایی انجام هیچ کاری برای مشتریان سختگیر را ندارید، پس چرا باید آنها را تحمل کنید؟ به احتمال زیاد شما در راستای فعالیت حرفه ای تان تمام تلاش خود را کرده اید، با این حال از یکجایی به بعد دیگر وظیفه ای متوجه برند ما نیست. در مورد مشتریان سختگیر مرز مسئولیت های برند ما رد می شود بنابراین باید اقدام به قطع رابطه با آنها کرد.

3. انتظارات همه چیز است

به طور معمول برندها با اختصاص زمان مناسب به مشتریان شان اقدام به ساماندهی معامله ای برد- برد می کنند. این امر با توجه مناسب به سطح انتظارات مشتریان به خوبی انجام می شود.

از همان برخورد نخست با مشتریان وظیفه اصلی ما ساماندهی و مدیریت انتظارات شان است. وقتی برندها چنین کاری انجام ندهند، مشتریان خود اقدام به تعریف انتظارات شان می کنند. به این ترتیب شانس عدم رابطه مطلوب میان برند ما و مشتریان افزایش خواهد یافت. با ارائه اطلاعات مهم در زمینه نحوه تولید محصول و رسیدگی به امور امکان ایجاد انتظارات مناسب در مشتریان وجود دارد. به این ترتیب دیگر خبری از سختگیری های بی‌دلیل آنها نخواهد بود (دست‎کم این سختگیری ها کمتر می شود).

نکته مهم در این میان ناکارآمدی بیان محدودیت های برندمان پس از طرح خواسته ای ناهماهنگ با برندمان از سوی مشتریان است. در چنین زمانی مشتریان دیگر به ادعاهای برندمان اعتماد نخواهند کرد.

4. مسئولیت همیشه متوجه برند ماست

اغلب مواقع برندها در مواجهه با مشکلات مشتریان حالت تدافعی به خود می گیرند. به این ترتیب گاهی اوقات برندها در عمل مشتریان را سرزنش می کنند. حتی اگر ما تمام کارهای موجود در حیطه وظیفه مان را درست انجام دهیم، باز هم ناتوانی در زمینه جلب رضایت مشتریان مشکل ما خواهد بود. دلیل اصلی این امر تلاش ما برای کسب سود از فرآیند کسب و کار است بنابراین مشتریان مشکلی با مراجعه به یکی از رقبای ما نخواهند داشت.

در بسیاری از موارد اقدام مناسب از سوی برندها تلاش برای یافتن پاسخی برای ایجاد رضایت و خوشحالی در مشتریان است. خوشبختانه در اغلب موارد پاسخ مورد انتظار بسیار ساده تر از تصورات پیچیده ما خواهد بود. من این امر را هنگام عذرخواهی از یک مشتری به شدت سختگیر متوجه شدم. در عین ناباوری مشتری مورد نظر پس از عذرخواهی من حالت دوستانه ای به خود گرفت. البته منظور من امکان حل مشکل تمام مشتریان سختگیر نیست، با این حال میزانی از تلاش در این زمینه ضروری است. در صورت عدم نتیجه‎بخشی تلاش مان راهکار نهایی قطع همکاری با مشتری سختگیر خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

از دانشجویی با دست خالی به یک برند بزرگ زیورآلات در ایران رسیده است و حالا پیشنهادهایی برای افتتاح فروشگاه در کشورهای خارجی دارد. این سرگذشت زنی جوان است که از اینستاگرام شروع کرد و حالا با یک کارگاه ١٥ نفره مالک یک برند شناخته شده زیورآلات در ایران است، اما این تنها یک مورد نیست که می‌خواهیم به شما معرفی کنیم. حالا چیزی حدود ٢٠ دانشجو در پل کالج تهران یک فروشگاه بزرگ مشترک دارند و پوشاک دست‌سازشان را آن‌جا می‌فروشند.

فروشگاهی که بین «تریپ هنری‌ها» معروف و زبانزد شده است و مورد سوم یک گروه سه نفره از دانشجویان خوش فکر هنری است که لباس‌های نوجوانان را با نقاشی‌های دلخواه شان تولید می‌کنند و بسیار هم پرطرفدار شده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند، امید شنعه، رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید که یک راه میان بر برای افرادی با سرمایه کم و ایده‌های خلاقانه وجود دارد تا به سرعت در بازار شناخته شوند و به درآمدزایی برسند و آن تشکیل کارهای گروهی و تقسیم و مدیریت اصولی هزینه‌هاست.

یک فروشگاه اشتراکی با مالکان دانشجو

یک فروشگاه بزرگ نزدیک دانشگاه‌شان در پل کالج دارند. فروشگاهی پر از کیف و کفش‌های دست دوز با چرم، نمد، قطعات گلیم و پارچه‌های شاد و رنگارنگ. لباس‌هایی که روی آنها اشعار فارسی خطاطی شده است. زیورآلاتی با نقش‌های ایران باستان و.... این‌جا فروشگاه تعدادی از دانشجویان یک دانشگاه هنر غیرانتفاعی است. خودشان می‌گویند فکر کردند که اگر بخواهند با فروش کارهای تک و جزیی به یک مغازه برسند، سالیان‌سال باید کار کنند و چه بسا میانه کار خسته شوند و به پشت میزنشینی روی آورند! می‌گویند تصمیم گرفتیم همگی -که تعدادشان ٢٠ نفر می‌شود- پول روی هم بگذاریم و یک مغازه اجاره کنیم. حالا آنها کارهای تولیدی‌شان را در مغازه می‌آورند و می‌فروشند. هزینه‌های جاری مغازه را مساوی تقسیم می‌کنند و سود حاصل از فروش را براساس کارهایی که یک فرد تولید کرده است، می‌پردازند. خودشان می‌گویند دو‌سال صبر کرده‌اند تا به سوددهی رسیده‌اند، اما حالا از نتیجه کار ناراضی نیستند.

می‌گویند مشتری‌های جوان و با تیپ‌های خاص هنری دارند و چون آنها می‌توانند همه کالاهای مورد نیاز برای ظاهرشان را این‌جا به صورت یکجا پیدا کنند، فروشگاه‌شان به سرعت دیده شده است.

لباس با نقاشی سفارشی مخصوص نوجوانان!

آنها یک گروه کوچک هستند که توانسته‌اند با یک فروشگاه اینستاگرامی مشتریان زیادی برای خود دست و پا کنند.  ایده آنها بسیار ساده و خلاصه است. می‌گویند که بیشتر لباس‌هایی که آماده می‌خریم طرح و نقاشی‌هایش از پیش آماده شده است و در بازار ایران امکان کمی وجود دارد تا مشتری نقاشی دلخواهش را روی لباسش سفارش بدهد. کار آنها نقاشی‌های سفارشی روی لباس است. خودشان می‌گویند بیشتر مشتریان‌شان تینیجرها هستند. آنها خیلی علاقه دارند که لباس‌هایی با طرح‌های متفاوت داشته باشند تا جلب توجه کنند. بعضی‌های‌شان روی تی‌شرت‌شان اسامی‌شان را به صورت فارسی طراحی می‌کنند و سفارش می‌دهند، بعضی‌ها می‌خواهند روی کفش‌شان طراحی و نقاشی کنند و بعضی دیگر روی شلوارشان تصویری از شخصیت‌های مورد علاقه‌شان یا جمله و نمادی از آنها را سفارش می‌دهند.

نرگس رحیمی می‌گوید: «لباس با طرح سفارشی معمولا در بازار ایران تنها برای مشتریان پولدار با خیاط‌های مخصوص است. ما تلاش کردیم این تجربه را برای همه مشتریان‌مان ایجاد کنیم و به همین دلیل طرح‌های سفارشی‌مان که قیمت نسبتا مناسبی دارند با استقبال مشتریان اینستاگرامی‌مان مواجه شد.»

آنها ٣ نفر هستند و با یک وام ٥‌میلیون تومانی و خرید لوازم و رنگ‌های قابل شست‌وشوی نقاشی کارشان را در خانه‌شان شروع کرده‌اند. سفارش‌های هفتگی را بین خودشان تقسیم می‌کنند و هرکس کار را در خانه خودش انجام می‌دهد و برای مشتریان با پیک  ارسال می‌کند.

این دانشجویان هنر می‌گویند که به فروشگاه اینستاگرامی‌شان بسنده نکرده‌اند و اطلاعیه‌هایی برای معرفی کارشان به فروشگاه‌های پوشاک داده‌اند و از آنها هم سفارش می‌گیرند.

از بی‌پولی دوران دانشجویی تا برند بزرگ زیورآلات

طرح‌های ظریف میناکاری ایرانی روی زیورآلات. این خلاصه کاری است که استارتش را یک دانشجوی هنر به نام راضیه حبیبی زد و به سرعت توانست فالوورهای زیادی در اینستاگرام جذب کند. کار خلاقانه یک دانشجوی شمالی و البته زیورآلات چشم‌نواز او آن‌قدر پرمشتری شد که دیگر نتوانست جوابگوی آن همه تقاضا باشد و به ناچار تعدادی از همکلاسی‌هایش را به کمک طلبید. آنها حالا یک برند معروف زیورآلات دارند و چند شعبه فروشگاه در تهران و شهرستان و حتی پیشنهادهایی برای ایجاد فروشگاه در کشورهای خارجی داشته‌اند. کارگاه ١٥ نفره آنها توانسته است یک شغل پردرآمد برای این همکلاسی‌ها که حالا فارغ التحصیل شده‌اند، ایجاد کند.

او درباره این‌که چگونه استارت این کار را زده است  می‌گوید: «دوران دانشجویی سختی داشتم زیرا وضع مالی‌ام چندان مطلوب نبود و گاهی شرایط  سخت باعث  می‌شود تا یک کار متفاوت به وجود بیاید.»

حبیبی ادامه می‌دهد: «سال آخر دانشگاه بودم که به این فکر افتادم که میناکاری را روی زیورآلات بیاورم. ایده‌ای که تا قبل از این اجرا نشده بود و بیشتر طراحی‌ها و نقاشی‌های روی زیورآلات معمولا با لاک و گواش بود که پس از مدتی محو می‌شد. این در حالی است که مینا هم بادوام‌تر و زیباتر بود و هم این‌که مشتری با خرید زیورآلات درواقع صاحب یک اثر هنری اصیل در اندازه مینیاتوری می‌شد.»

این کارآفرین توضیح می‌دهد: «این ایده خلاقانه توانست جای خود را در میان مخاطبانش پیدا کند و من  به جای کارهای تکی  تصمیم گرفتم کارگاهی راه‌اندازی کنم و ١٥ نفر در آن مشغول به کار شویم؛ می‌توانم بگویم فکر من سرمایه‌ام بود.»

او می‌گوید: «البته در ابتدا چنین ایده‌ای نداشتم و در بازارچه‌های سنتی  ورود پیدا کردم تا نیاز خود را برطرف کنم؛ اما پس از مدتی این فکر به ذهنم رسید چرا خودم تولید نکنم؟ به هر طریقی که بود با وام ٢‌ میلیون تومانی کوره‌ای را خریداری کردم تا ایده‌ام را به حقیقت تبدیل کنم؛ چرا که کاری متفاوت در نظر داشتم  و خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت.»

حبیبی  در ادامه با تأکید بر این‌که بیشتر کسانی که در کارگاهش کار می‌کنند از اهالی هنر هستند و  ابتدا  این افراد مورد آموزش قرار گرفته‌اند و پس از آن با نظارت مستقیم فعالیت می‌کنند، می‌گوید: «معمولا افرادی که در کارگاه کار می‌کنند از فارغ‌التحصیلان رشته‌های هنر هستند. البته  در این‌جا امتیازی هم برای افراد مشغول در کارگاه قایل شدیم؛ این‌که  در صورت عدم توانایی حضور در کارگاه، کار خود را در خانه انجام دهند و یک روز برای تحویل کار حضور داشته باشند.»

اما حالا فروش این برندی که توانسته جای خود را در میان مشتریان  پیدا کند، به چه شکل است؟

صاحب این  برند  معروف زیورآلات می‌گوید: «نمی‌توان  درآمد معینی را برای  ما در نظر گرفت؛ چرا  که یک ماه فروش خوبی داریم و در ماه دیگر نه؛ به‌ عنوان مثال فروش ما در ماه‌های محرم، صفر و رمضان از نصف کمتر می‌شود و به ٧٠‌میلیون تومان می‌رسد در صورتی که در ماه‌های پرفروش چیزی بین ١٥٠‌میلیون تومان  تا ٢٠٠‌ میلیون تومان فروش داریم که می‌تواند جبران ماه‌های کم‌فروش‌مان را کند زیرا ماه‌هایی هست که ما ٣٠‌میلیون تومان بیشتر فروش نداریم و  من ماهیانه باید ٣٠‌میلیون تومان  دستمزد پرداخت کنم.»

تک‌خوری نکنید!

به جای این‌که استارت کارتان را تک‌نفره بزنید و سال‌های طولانی برای بازگشت سرمایه‌تان منتظر بمانید، یک کار مشترک و گروهی شروع کنید. این توصیه بسیاری از کارشناسان بازار کار به افرادی است که سرمایه کمی دارند اما با ایده خلاقانه و مشتری‌پسند می‌توانند بازار خوبی به دست بیاورند.

در جای جای جهان  بنگاه‌های کوچک و  بزرگی وجود دارد که  با اندک سرمایه و البته به صورت گروهی پایه‌گذاری شده است. اتفاقی که در ایران کمتر تجربه شده است؛ چرا که می‌گویند ایرانی‌ها علاقه زیادی به کار گروهی ندارند و همین اخلاق باعث می‌شود که آنها مشاغلی پرهزینه‌تر و با راندمان کمتر و ضعیف‌تر داشته باشند. در حالی ‌که یک کار گروهی می‌تواند سرعت تولید و کیفیت محصولات‌تان را افزایش دهد، خلاقیت و فکرهای خوب منحصر به یک نفر نباشد و با تقسیم هزینه‌هایی مانند اجاره، مالیات و... حتی باعث کاهش هزینه‌های‌تان شود. درست است که درآمد هم تقسیم می‌شود اما این‌که در شروع کار و با دست خالی بیشتر به فکر تقسیم هزینه‌ها باشید، عاقلانه‌تر است.

در این رابطه امید شنعه،  رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید: «اگر افراد برای برندینگ می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند، بهتر است در بنگاه‌های  بزرگ سرمایه‌گذاری کنند و اگر می‌خواهند خودشان دست به کار شوند و برند خودشان را داشته باشند، بهتر است کار گروهی را شروع کنند؛ چرا که از نظر اقتصادی و اصول بازار کار این اتفاق برای‌شان مقرون به صرفه‌تر است. » او ادامه می‌دهد: «راه عاقلانه‌تر این است که افراد با کارگاه‌های کوچک با برندهای بزرگ حرف بزنند و آنها را متقاعد کنند که سفارش‌های آنها را انجام می‌دهند و‌درصدی سود می‌گیرند. این کار باعث می‌شود که برندهایی با سرمایه بالا، مواد اولیه این کارگاه‌ها را تأمین کنند و هزینه تبلیغات، فروش و بازاریابی آنها را به عهده بگیرند و افراد با کارگاه‌های کوچک سریع‌تر و ارزان‌تر به درآمدزایی برسند.»


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 12 خرداد 1397  10:53 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت گوگل ارزشمندترین برند جهان شناخته شده است. این اعداد و ارقام توسط شرکت تحقیقاتی «برند زی» گردآوری شده است.با وجود فاصله بسیار کم و رقابت تنگاتنگ گوگل و اپل، برندهای دیگر با فاصله‌های نسبتاً زیادی از این دو رقیب دیرینه در فهرست با ارزش‌ترین برندهای جهان جای گرفته‌اند.


18


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

در واقع جست وجویی ساده در اینترنت ما را به خیل عظیمی از اطلاعات پیرامون شیوه مدیریت کسب وکار می رساند، با این حال در زمینه چگونگی فروش یک کسب وکار یا برند تقریبا هیچ مطلبی در فضای مجازی وجود ندارد. بر همین اساس مجله Entrepreneur در جدیدترین نسخه خود بخشی را به بررسی این موضوع کمتر شناخته شده، اختصاص داده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، اگر در زمینه کسب وکار فعالیتی هرچند کوتاه و محدود داشته باشید، احتمالا اطلاع از وضعیت وحشتناک شکست موسسات در ابتدای کارشان شما را وحشت زده خواهد کرد. براساس آمار سایت CNN  حدود 90درصد کسب وکارهای نوپا در همان سال ابتدایی با شکست مواجه می شود. نگاهی به سرگذشت بزرگان عرصه کسب وکار آنلاین نیز به خوبی از احتمال شکست و ضررهای هنگفت حکایت دارد.

در این میان شاید شکست جف بیسوس در پیشبرد سایت Diapers. com جالب توجه باشد. صرف نظر از جزییات ماجرا، شکست بزرگ ترین مدیران حوزه اینترنت نشان دهنده اهمیت خروج به موقع از کسب وکارهاست. در اینجا فرض اصلی عدم ضرورت ادامه یک کسب وکار در صورت زیان های میان مدت است. بدین معنا برخلاف بسیاری از توصیه هایی که تا به حال شنیده اید، اکنون با زمان بندی مناسب برای فروش شرکت اینترنتی تان آشنا خواهید شد. در این میان باید توجه داشت که فروش یک کسب وکار لزوما به دلیل زیان های حاصله نیست. در واقع هنگامی که به الگوی اینستاگرام مراجعه کنیم، نه ضررهای پیاپی بلکه پیشنهاد وسوسه کننده موجود عامل اصلی فروش بوده است.

هنگامی که چند سال پیش شکیر آکورد شروع به بحث در مورد فروش برند در زمان مطلوب کرد، بسیاری از کارشناس ها و همکاران منتقد چنین رویکردی بودند. با این حال در حال حاضر دیگر با موج مخالفت با چنین روندی مواجه نیستیم. برهمین اساس شکیر به عنوان مقاله نویس Entrepreneur  در ادامه به بررسی زمان های مناسب برای فروش کسب وکار اینترنتی پرداخته است.

زمانی که کسب وکارتان بزرگتر از توان شماست

سرمایه گذارها همیشه مشتاق به حضور در عرصه های پرسود هستند. بر همین اساس اگر کسب وکاری به سرعت پله های ترقی را طی کند، سر و کله خریدارهای دست به نقد به سرعت پیدا خواهد شد. این امر بدان معناست که کسب وکار شما با هیچ ضرری مواجه نیست و در آستانه فتح قله های موفقیت بیشتر و بیشتر است. در این شرایط صحبت از فروش کمی عجیب به نظر می رسد. در هر صورت هنگامی که کسب وکارمان رونق دارد، چرا باید به فکر فروش باشیم؟ نکته مهمی که در اینجا باید مدنظر داشت، ناتوانی در مدیریت بهینه است. به این ترتیب شاید شما در حال حاضر به شرکتی پرسود مواجه باشید، اما توسعه کسب وکارتان نیازمند مدیریت بهینه و تغییر سازوکارهای بیشتر است. به این ترتیب برخی صاحبان کسب وکار تصمیم به واگذاری برندشان در شرایط ایده آل موجود می گیرند.

فرض کنید کسب وکار شما به حدی از شکوفایی رسیده که باید بخش های تخصصی نظیر بازاریابی، تحلیل محتوای برنامه، مدیریت شبکه های مجازی و حسابداری دقیق تأسیس نمایید. بحث توانایی اداره چنین موقعیتی تنها محدود به اختصاص زمان کافی نیست. گاهی توسعه بیشتر یک استارت آپ نیازمند سرمایه بیشتر و از همه مهم تر تخصص و توانایی فنی بالاتر است. در چنین شرایطی یا باید تحمل کافی در راستای مهارت افزایی در کنار جذب سرمایه بیشتر را داشت، یا اینکه برند را به بالاترین قیمت به فروش رساند. نکته مهم در چنین الگویی از فروش انجام آن در زمان اوج موفقیت و شهرت کسب وکار است. در این مورد اشاره به مثال اینستاگرام مطلوب به نظر می رسد. این برند در سال 2011 و با قیمتی سرسام آور به فیس بوک واگذار شد.

سود سهام و مسئله جست وجوی موقعیت های جدید

به عقیده جان کوتر، استاد کسب وکار دانشگاه آکسفورد، هیچ برند یا شخصی قادر به حضور موفق در عرصه کسب وکار آن هم برای دهه های متمادی نیست. حتی برندهایی که امروزه بسیار محبوب و موفق به نظر می رسند نیز در دوره هایی رکود و حاشیه نشینی در دنیای کسب وکار را تجربه کرده اند. مجرای فولکس واگن در پی رسوایی اخیر در مورد اعلام آمار غلط پیرامون میزان آلایندگی خودروهایش یکی از بحران های بزرگ در زمینه کسب وکار مدرن است. همچنین انفجار مکرر محصول سامسونگ در سال گذشته نیز بحران بزرگی را برای این برند کره ای رقم زد.

اگر هدف کسب وکار شما کوتاه مدت یا میان مدت است، این امر به معنای حفظ آمادگی برای مواجهه با پیشنهادهای قابل تأمل است. در این مدل از کسب وکار صاحب موردنظر همیشه به دنبال موقعیت مناسب به منظور واگذاری کسب وکارش به قیمت مناسب است. به این ترتیب اساساً همه چیز حول محور برنامه ای کوتاه مدت شکل می گیرد. آنچه در این الگو اهمیت بسیار دارد، حضور در بازار سهام و ارائه سهم به صورت منظم است. به این ترتیب تغییر قیمت سهم های شرکت سیگنال نسبتا مطمئنی در مورد چشم انداز برندتان در اختیار شما قرار خواهد داد. در بسیاری از مواقع افراد نسبت به اینکه در کدام مقطع برندشان در اوج موفقیت است، آگاهی چندانی ندارند. برهمین اساس بازار سهام گزارشی دقیق و روزانه به مشا در مورد وضعیت تان خواهد داد.

یکی دیگر از دلایل اصلی در واگذاری یک کسب وکار آنلاین به بالاترین پیشنهاد جست وجوی موقعیت های متفاوت و بهتر است. باید پذیرفت که همه چیز در دنیای الکترونیک و اینترنت خلاصه نشده است. خستگی از فعالیت مداوم در یک حوزه می تواند دلیل محکمی در راستای خروج از آن باشد. با این حال آنچه بیشتر افراد را به سوی خروج از یک حوزه وادار می کند، نه خستگی مفرط از آن کسب وکار، بلکه جست وجوی موقعیت های بهتر است. جست وجوی موقعیت های بهتر و خروج از شغل فعلی پارادوکسی را پیش روی فرد قرار می دهد.

یک روی سکه همان چیزی است که کنسول بین المللی کارآفرینان جوان در مقاله اش آن را این گونه تشریح کرده است: «اشتباه رایج کارآفرینان از این شاخه به آن شاخه پریدن است. بسیاری گمان می کنند با موفقیت در یک حوزه امکان موفقیت در حوزه های دیگر نیز وجود دارد. باید توجه داشت که اگر شما در یک حوزه مشخص موفق هستید، این امر لزوما به معنای موفقیت تان در حوزه های دیگر نیست».

برخلاف رویکرد محافظه کارانه کنسول کارآفرینان جوان، انگیزه موفقیت در حوزه های دیگر و نمونه های مشابهی که در این زمینه وجود دارد، سالانه بسیاری از افراد را به سوی حوزه های جدید روانه می کند. در این میان اشاره به سرنوشت برند BMW جالب به نظر می رسد. این شرکت ابتدا در زمنیه تولید موتورهای هواپیما و سپس موتورسیکلت فعالیت داشت و پس از آن به حوزه اتومبیل سازی وارد شد. همین پرسش BMW  از صنعت هواپیما به حوزه موتورسیکلت و سپس خودروسازی مبین احتمال کسب موفقیت در میدان های تازه است.

کلیشه ضرر فراوان

به عنوان گام پایانی باید به شرایط نه چندان مطلوب کسب وکارها نیز اشاره کرد. صحیح نیست همیشه انتظار داشت فروش یک برند از سوی صاحبانش به معنای مثبت و نتیجه رونق بسیار زیاد آن باشد. گاهی یک مجموعه با ناکامی در جذب مشتری، سرمایه بیشتر و در نهایت مدیریت بهینه کسب وکار مواجه است. در چنین شرایطی واگذاری برند موردنظر به تیمی که توان نجات آن را دارد، معقول ترین اقدام به نظر می رسد. با این حال نباید تصور کرد که فروش کامل کسب وکار در چنین شرایطی بهترین گزنه است.

گاهی واگذاری بخشی از سهام شرکت به منظور تامین مالی یا کمک از آژانس های بازاریابی و مشاوره، اقدام معقولی به نظر می رسد. با این حال در مورد ضررهای سنگین دیگر جایی برای تلاش بیشر وجود نخواهد داشت. در این مواقع توجه داشته باشید که برندتان را پیش از اینکه اوضاع به قدری نامساعد شود که هیچ سرمایه گذاری حاضر به خرید شرکت تان شود، به فروش رسانید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برای کسب و کارهای جدید، شهرت و اعتبار همه چیز است. بدون داشتن سابقه و پیشینه ای که بتوانید بر آن تکیه کنید، مشتریان فقط به وعده هایی که به آنها می دهید، تکیه می کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، با توجه به سرمایه و همه آنچه باید از به خطر افتادن آنها جلوگیری کنید، اعتماد به برند اهمیت بسیار زیادی دارد. ولی برای اینکه مشتریان به برند شما اعتماد کنند و حتی آن را به دیگران نیز توصیه کنند، چه کارهایی باید انجام بدهید؟ در این مقاله ۱۶ اقدام ضروری را شرح می دهیم که در جلب اعتماد مشتریان به برند شما اهمیت بسیار زیادی دارد.

۱- با مشتریان خود با صدایی واقعی و انسانی صحبت کنید

صدای برند باید آراسته، مقتدرانه و در عین  حال مهربان و انسانی باشد. وقتی متن معرفی محصولات و خدمات خود را می نویسید، آن را تا حدی محاوره ای نگه دارید که پیام های شما شبیه زبان واقعی افرادی باشد که در پس برند شما قرار دارند. استفاده از زبان بسیار آراسته ارزشمند است و جایگاه خود را دارد، ولی این زبان چیزی نیست که اعتمادی دوستانه ایجاد کند و برای این منظور به تعامل های واقعی و گفت و گوهای طبیعی و صادقانه نیاز دارید.

2- رابطه ای دوستانه ایجاد کنید

ایجاد اعتماد به برند برای شرکتی تازه کار بسیار شبیه ایجاد رابطه ای دوستانه است، زیرا در اینجا نیز شما باید تا حد زیادی بر دوست جدید خود  (مشتری جدید) سرمایه گذاری و به احساسات او و آنچه برایش اهمیت دارد، توجه کنید. براساس همین توجه و مواظبت ویژه در مورد تاثیر هر یک از تعاملاتی که با مشتریان جدید دارید، قوانین لازم را برای ایجاد اعتماد نسبت به برند خود مشخص می کنید.

۳- با نخستین مشتری مانند شخصی بسیار مهم رفتار کنید

برای نخستین مشتری خود، استانداردها را در سطح بالایی قرار بدهید و از استانداردهای معمول خود فراتر بروید. به او نشان بدهید که شرکت شما برای به دست آوردن اعتماد و راضی نگه داشتن او هر کاری را که لازم باشد، انجام می دهد. وقتی پایه و اساس اولیه ارتباط قوی با مشتریان خود را ایجاد کنید، زمینه ای را فراهم می کنید که این مشتریان راضی دیگران را نیز به خرید از شما ترغیب کنند و از طرف شما، در مورد شما به مشتریان جدید اطمینان بدهند.

۴- خواهان بازخورد باشید و برای بازخوردها ارزش قائل شوید

شرکت ها باید از مشتریان خود بخواهند که بازخوردهای خود را بیان کنند و البته باید به این بازخوردها بها بدهند. برای دریافت بازخوردها می توان از فرم های نظرسنجی، درخواست برای دنبال کردن شرکت در شبکه های اجتماعی یا شرکت در بررسی های آنلاین استفاده کرد. بررسی های آنلاین تاثیر بسیار زیادی بر تصمیم گیری مشتریان در مورد خرید دارند. شرکت ها باید مشتریان را به بیان بازخوردهای شان تشویق کنند و بر بازخوردهایی که دریافت می کنند نظارت داشته باشند و با شفافیت به آنها پاسخ بدهند.

۵- از اعتبار بنیانگذاری استفاده کنید

صحبت در مورد بنیانگذار محصول و داستان شکل گیری ایده و تولید محصول، روش موثری برای نشان دادن شور و اشتیاق و تمام سختی ها و مرارت هایی است که در تولید محصول وجود داشته است. با بیان فرآیند طراحی و تفکرات پس از آن، نمونه های آزمایشی و شکست های فراوان می توانید ارتباط احساسی با مشتریان برقرار کنید و کاری کنید که مشتریان جدید از شرکت خرید کنند. همه شنیدن داستان داوود و جالوت را دوست دارند و این مزیتی است که شرکت های دیگر نمی توانند با آن رقابت کنند.

۶- خدمات عالی به مشتریان ارائه بدهید

چگونه در روابط خود اعتماد طرف مقابل را جلب می کنید؟ نشان می دهید که به او اهمیت می دهید، قابل  اطمینان و صادق هستید و در مقابل آنچه از او می گیرید، شما هم چیزهایی به او می دهید. در مورد اعتماد به برند هم همین مسئله صادق است. شما باید با ارائه بهترین خدمات به مشتریان به صورت شبانه روزی نشان بدهید که به آنها اهمیت می دهید. هرگز در مورد چیزی که ارائه می دهید دروغ نگویید و همیشه شفاف باشید. فراموش نکنید که هر چند وقت یک بار بدون دلیل به آنها خدمات و محصولات اضافه ای ارائه بدهید.

۷- برای مشتریان خود تجربه  ایجاد کنید

امروزه تاکتیک های سنتی «برندسازی» تا حد زیادی بی تاثیر شده اند. بازاریابان برندها را ایجاد نمی کنند، بلکه این مردم هستند که این کار را انجام می دهند، بنابراین شما باید زمینه لازم برای انجام این کار را برای مردم فراهم کنید. استفاده از رویدادهای واقعی بهترین روش انجام این کار است. به همین دلیل است که فعال سازی برند (activation) به بزرگ ترین بخش بودجه های بازاریابی کسب و کار به کسب و کار  (B2B) تبدیل شده است و بخش قابل  توجهی از بودجه برندهای کسب و کار به مصرف کننده  (B2C) در حال  ظهور را به خود اختصاص می دهد.

۸- ابتدا ارزش ویژه برند را ایجاد کنید

ارزش ویژه برند (Brand Equity) یعنی آنچه مشتریان تان در مورد شما می گویند. ارزش ویژه برند اهمیت زیادی در ایجاد اعتماد به برند شما دارد. در طول زمان کارهای بزرگ انجام بدهید و کاری کنید مشتریان تان در وب سایت های بررسی برند در مورد کارهایی که انجام داده اید صحبت کنند. با انجام مطالعات موردی عمیق در مورد مشتریان راضی و ارسال آنها در وب سایت خود یا به اشتراک گذاشتن آنها با مشتریان بالقوه خود، اعتماد بیشتری نسبت به برند خود ایجاد کنید. با انجام این کارها با گذشت زمان ارزش ویژه برند شما افزایش خواهد یافت.

۹- از شفافیت استقبال کنید

موفق ترین برندها از طریق کاهش شکاف میان وعده هایی که داده اند و عمل به آن وعده ها، اعتماد به برند خود را در میان مشتریان افزایش می دهند. می توان این کار را از طریق سرمایه گذاری بر امنیت داده ها، جمع سپاری (crowdsourcing) محصولات جدید از بازخوردهای مشتریان یا اجرای شیوه های آگاهانه اجتماعی در سرتاسر زنجیره تامین انجام داد.

۱۰- برای یافتن پاسخ ها به مخاطبان تان توجه کنید

از اشتباه های رایج و معمول برندسازی (کلیشه های طراحی، اصطلاحات رایج، زبان و لحنی پرآب وتاب) پرهیز کنید، زیرا مشتریان بوی آن را از فرسنگ ها دورتر حس می کنند. شما نخست باید بر درک مخاطب، آنچه می خواهد و اینکه کالا یا خدمات شما چه ارزشی برای آنها دارد، تمرکز کنید. سپس اجازه بدهید این درک و شناخت، شکل گیری ارتباطی واقعی و معنی دار را ،که در آن نگرش و جهان بینی مخاطبان در نظر گرفته شده است، هدایت کند. پیام خود را به صورت یکسان و هماهنگ در تمام فرصت ها به کار بگیرید.

۱۱. از مدارک اثبات شده استفاده کنید

شما می توانید از شهادت مشتریان به عنوان مدارک اثبات شده ای برای نشان دادن ارزشی که برند شما ارائه می دهد، جوایزی که شرکت و مدیران دریافت کرده اند برای نشان دادن اعتبار کسب و کارتان در صنعت و ضمانت های خدماتی ای که ریسک های موجود برای مشتریان بالقوه را از میان می برد، استفاده کنید.

۱۲. برای ایجاد اعتماد به برند ارزشی را ارائه دهید

شرکت ها می توانند به جای اینکه صرفاً محصول یا خدمات خود را تبلیغ کنند، از طریق ارائه ارزش به مشتریان خود، به شکل گیری اعتماد به برند خود کمک کنند. می توان این کار را با ارسال مطالبی مرتبط با صنعت خود و ارسال مطالب آموزنده ای انجام داد که موجب افزایش اعتبار و نفوذ کسب و کار در زمینه و حوزه فعالیت خود می شود.

۱۳- تعامل برقرار کرده و آن را تقویت کنید

مانند هر رابطه دیگری در اینجا نیز اعتماد با یک اقدام ساده ایجاد نمی شود و برای جلب اعتماد مشتریان باید مجموعه ای از تجربه ها وجود داشته باشد که موجب شود مصرف کننده با برند شما رابطه ای عاطفی برقرار کند. وبلاگ ها ابزار بسیار مناسبی برای ارائه مطالب سودمند به مخاطبان شما هستند که در آنها سعی نمی شود چیزی به مخاطبان فروخته شود. افزودن ارزش، نخستین گام در ایجاد علاقه میان شما و مخاطبان شماست.

۱۴- بگذارید دیگران برند شما را بسازند

مردم علاقه چندانی به آنچه شما می گویید ندارند و بیشتر تمایل دارند چیزهایی را بشنوند که دیگران در مورد شما می گویند. شما باید به طور مرتب شهادت های مکتوب یا ویدئوی مشتریان و مطالعات موردی را به اشتراک بگذارید. اگر بتوانید به طور موثر داستان های موفقیت دیگران را بازگو کنید، مصرف کنندگان دیرباور نیز راحت تر باور می کنند که شما می توانید آنها را نیز به موفقیت برسانید.

۱۵- مشتریان خود را نمایش بدهید

اگر شما یک سازمان B2B هستید، اهمیت زیادی دارد که نام مشتریان قبلی و فعلی خود را در وب سایت تان نمایش بدهید. این کار به ایجاد اعتبار برای شما کمک می کند و موجب می شود بیننده، برند شما را به رسمیت بشناسد. اگر با برندهای دیگری که مشتریان به آنها اعتماد دارند همکاری کرده اید، مشتریان تمایل بیشتری خواهند داشت که به شما نیز اعتماد کنند.

۱۶- به وعده های خود عمل کنید

هر سازمانی می تواند بیانیه رسالت  (mission statement) و وعده برند خود را در وب سایت خود بیان کند، ولی آنچه موجب ایجاد اعتماد به برند شما می شود، این است که نشان بدهید به آنچه می گویید عمل می کنید و وقتی حرفی می زنید به آن پایبند هستید. هیچ چیز بیشتر و سریع تر از برآورده نکردن انتظارات مشتریان، به رابطه شما با آنها آسیب نمی زند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 30 خرداد 1396  11:42 ب.ظ

برندینگ اصولی یکی از مهمترین مواردی است که از روزهای ابتدایی شروع یک کسب و کار باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین توجه به طراحی اولیه برند مقرون به صرفه‌تر از طراحی مجدد و بازبینی آن خواهد بود.

 اما مطمئنا تمرکز بر روی طراحی مناسب در ابتدای کار بسیار سخت و دشوار خواهد بود. اگر شما هم در ابتدای آغاز به کار کسب و کار خود هستید و دوست دارید تصویر درست و مناسبی از برند خود را در ذهن مردم نهادینه کنید. در این مطلب با ما همراه باشید تا نکات مهمی که در طراحی اولیه برند باید مورد قرار گیرد را با هم بررسی کنیم.

۱) استفاده از طرح کلاسیک

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آی بازاریابی ، استفاده از طرح‌های کلاسیک در طراحی اولیه برند یکی از مهمترین اصولی است که باید به آن دقت شود. اما توجه داشته باشید که استفاده از طرح‌های کلاسیک به هیچ وجه به معنی طرح‌های خسته کننده و قدیمی نیست. بلکه منظور از طرح کلاسیک توجه به سنت‌های قدیمی و استفاده از رنگ‌های مناسب در طراحی برند است. زیرا این کار سبب عامه پسند شدن برند می‌شود.

۲) طراحی برند بر اساس زمینه فعالیت شرکت

در طراحی لوگوی یک برند باید زمینه فعالیت شرکت نیز به گونه‌ای در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر هنگامی که فردی برای اولین بار با لوگوی یک برند مواجه می‌شود باید بتواند زمینه فعالیت آن را از روی لوگو تشخیص دهد. این امر تاثیر مثبتی بر روی ذهنیت مشتری خواهد داشت.

۳) عدم تشابه طراحی اولیه برند با لوگوی سایر کسب و کارها

هر چند برخی از کسب و کارها به عمد لوگوی خود را مشابه لوگوی سایر کسب و کارها طراحی می‌کنند تا ذهن مخاطب را به چالش بکند. اما در حالت کلی بهتر است از ایده‌های منحصر به فردی در طراحی برند استفاده شود. زیرا در صورت وجود تشابه ممکن است مخاطبان توجهی به جزئیات لوگوی شما نکنند.

۴) مشخص بودن جزئیات لوگو در تمام پلت‌فرم‌ها

توجه داشته باشید که مخاطبان در پلت‌فرم‌های مختلفی با لوگوی برند شما مواجه خواهند شد. بنابراین بهتر است مطمئن باشید که جزئیات لوگوی برندتان در پلت‌فرم‌های مختلف و یا در صورت پرینت گرفته شدن کاملا مشخص است.

۵) استفاده از رنگ‌های متفاوت

هر چند بسیاری از برندها تمایل دارند لوگوی خود را با دو رنگ سیاه و سفید طراحی کنند. اما باید بدانید که استفاده از رنگ‌های مختلف تاثیر بیشتری بر روی ذهن مخاطب می‌گذارد. در صورتی که بتوانید از ۴ رنگ مختلف در طراحی لوگوی خود استفاده کنید می‌توانید با به چالش کشیدن ذهن مشتری تاثیرگذاری را دو برابر کنید. زیرا جلوه‌ی بصری تاثیر فوق‌العاده‌ای بر ذهن مخاطبان دارند.

۶) ایجاد طرح‌های منحصر به فرد

برای ایجاد طرح‌های منحصر به فرد لازم نیست حتما از اشکال پیچیده در طراحی اولیه برند خود استفاده کنید. بلکه به کمک خطوط و رنگ‌ها می‌توانید طراحی فوق‌العاده‌ای را ایجاد کنید. به عنوان مثال لوگوی برند استارباکس مثال مناسبی از به کارگیری خطوط و ریزه کاری در طراحی لوگوی برند است.

۷) انتخاب نام مناسب

در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کنید به یاد داشته باشید که انتخاب نام برای برند یکی از مهمترین و اساسی‌ترین گام‌های آغاز کسب و کار است. زیرا نام برند برای همیشه در ذهن‌ها باقی خواهد ماند. بنابراین بهتر است نامی که برای برند انتخاب می‌شود پرمعنا و کوتاه بوده و تلفظ راحتی داشته باشد. همچنین لزومی به وجود ارتباط نام و زمینه فعالیت وجود ندارد. در بسیاری از موارد انتخاب یک نام بی‌ربط ماندگاری بیشتری در ذهن مشتری دارد.

۸) انتخاب شعار تبلیغاتی کوتاه برای برند

هر برندی معمولا یک شعار تبلیغاتی برای خود انتخاب می‌کند. این شعار می‌تواند در طراحی برند یا بسته‌بندی آن مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال برند کیت کت شعار تبلیغاتی خود را به گونه‌ای انتخاب کرده است که همواره مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهد.

۹) تخصیص فضای خالی سفید به بخشی از لوگو

وجود فضای خالی در لوگو تاثیر مثبتی در ذهن مخاطب دارد. بنابراین سعی کنید حتی در صورت انتخاب یک طراحی پیچیده نیز فضای خالی سفیدی را در بخشی از لوگوی خود در نظر بگیرید. این امر باعث ایجاد انسجام در ذهن مخاطب می‌شود.

۱۰) عدم استفاده از خطوط شکسته

مخاطب در اولین نگاه خود به لوگوی یک برند تجزیه و تحلیلی را در ذهن خود نسبت به ان انجام می‌دهد. از این رو استفاده از خطوط شکسته در طراحی اولیه برند با درگیر کردن ذهن مخاطب تاثیر روانی منفی بر روی آن می‌گذارد. به همین دلیل است که بسیاری از برندها سعی می‌کنند از حروف انگلیسی زاویه دار نیز در طراحی لوگوی خود استفاده نکنند.

۱۱) استفاده از لحنی ملایم و گرم هنگام معرفی برند

استفاده از لحنی گرم و ملایم هنگام معرفی یک برند تاثیر به سزایی در محبوبیت آن برند دارد. اگر قصد معرفی برند خود را دارید بهتر است در ابتدا بر روی لحن و روابط اجتماعی خود کار کنید. زیرا ایجاد یک ذهنیت مثبت در مخاطب در گرو مهارت‌های ارتباطی قوی و استفاده از لحن مناسب است.

۱۲) دخیل کردن علایق صاحبان برند

اگر دوست دارید برند ماندگاری را ایجاد کنید بهتر است علایق و سلایق خود را نیز در طراحی آن دخیل کنید. زیرا در این صورت ارتباط عاطفی بیشتری با مخاطبان خود برقرار می‌کنید. برقراری همین ارتباط عاطفی نیز یکی از رموز موفقیت و محبوبیت برند است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 7 خرداد 1396  11:46 ق.ظ

از آنجا که توسعه بازار تعاونی ها و تقویت برند تعاونی به عنوان راهبرد ششم با مجموعه سیاست ها، راهکارها و اقدامات هماهنگ و مؤثر برای اعتباربخشی به نام تجاری تعاونی ها و توسعه بازار و افزایش قدرت رقابتی محصولات تعاونی با هدف برخورداری تعاونی ها از قابلیت های رقابت پذیری و ظرفیت های بازاریابی مناسب برای واکنش آگاهانه و سریع به تغییرات بازار و افزایش سهم اقتصاد تعاونی در بازار کالا و خدمات کشور آورده شده است، مقاله زیر در سه مقوله تبیین برند- خلاقیت ها، ضرورت و فواید برندینگ نگارش شده است.

خلاقیت در برند به چه معناست؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، خلاقیت برند را می توان به غول چراغ جادو که به یک باره ظاهر می شود تشبیه کرد. روان شناسی خلاقیت را نگاه و تفکری واگرا (متضاد همگرا) معرفی می کند. یعنی توانایی پیدا کردن راهکارهایی غیرمعمول، ناآشنا و ناآشکار برای یک مسئله. دکتر الیس پل تورنس، روان شناس مطرح آمریکایی، پنج بعد را برای اندازه گیری و کارایی خلاقیت در نظر گرفته است:

روان بودن Fluency       

اصالت Originality       

جزییات Elaboration

تجرید Ebstractness      

 مقاومت در برابر خاتمه زودرس Resistance to premature closure

هوشیاری و داشتن برنامه، بسته به اندازه بودجه و اهداف و انتخاب بهترین گزینه هاست که تکامل محصول و برند شما را شکل و فرم می دهد... (هاروارد بیزنس ریویو)

ضرورت داشتن برند برای یک بنگاه اقتصادی چیست؟

جریان تولید و تجارت در دنیای امروز به حدی گسترده و متنوع شده است که بی هیچ تردیدی مصرف کنندگان بدون داشتن سابقه ذهنی و آشنایی قبلی از کالاها قادر به انتخاب صحیح نیستند. از این رو قریب به اتفاق مصرف کنندگان تلاش می کنند تا هنگام خرید از بین برندهای موجود در بازار خوشنام ترین آنها را برگزینند. لذا ضروری است تا شرکت های تعاونی با ایجاد یک برند شناخته شده و قانونی کالاهای خود را به نحو مقتضی به جامعه معرفی کنند تا هم برای مصرف کنندگان شناخته شده باشند و هم از ورود کالاهای تقلبی در بازار جلوگیری کنند.

ضرورت برندسازی یا برندینگ چیست؟

یک برند، نخستین و احتمالا بزرگ ترین توصیف یا  «ظاهر» یک محصول، یک خدمت است. تمام برندها، معمولا تصویری از یک شرکت را تداعی می  کنند؛ چه فرهنگی، چه زبانی، یا شخصی. نام  تجاری یا برند باید با دقت انتخاب شود، زیرا اطلاعات مهمی را به سهامداران یا ذی نفعان انتقال می  دهد.

این موضوع به  ویژه در مورد برندهایی که قصد دارند فرای مرزهای جغرافیایی و فرهنگی بروند، بیشتر اهمیت پیدا می کند. درواقع برند یا نام تجاری تنها یک نام یا نماد گرافیکی  (Logo) برای یک شرکت نبوده و تمامی فعالیت های شرکت را در تمامی سطوح مختلف در برمی گیرد و نهایتا در قالب یک نام تجاری یا Trademark عرضه می شود. به بیانی دیگر تمام آنچه در ذهن مدیران، کارکنان، شرکا و در نهایت مشتریان یک شرکت شکل می گیرد، در تعامل با یکدیگر تشکیل دهنده برند بوده و در ذهن و ضمیر مشتریان جای می گیرد.

باید بدانیم که امروز ارزش برند برخی از معروف ترین شرکت های بین المللی به میلیاردها دلار می رسد. این ارزش با شعار و تبلیغ به دست نیامده، بلکه حاصل ارائه خدمات و محصولات باکیفیت و ارزش گذاری معقول و ثبات در حفظ سطح خدمات، نوآوری ها و عمل به خواست مشتریان است.

داشتن یک برند قوی کمکی است به شرکت تا خود را در بازار متمایز نشان دهد و توانایی ارضای نیازهای مشتریان را به صورت منحصر به فرد داشته باشد. با افزایش رقابت در بازارهای جهانی و منطقه  ای، داشتن یک برند، یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای شرکت است.

برند اساسا تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی ها و خدمات به خریداران و حتی ذی نفعان  (اعضای شرکت) است. تجربه ای که مصرف کننده با انتخاب در مصرف برندی خاص دریافت می کند، مزایای کاربردی و نمادینی است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است.

اگر بخواهیم ارزش برند سازی و تأثیر آن را در خدمات برشماریم، برند آن چیزی است که مشتری اقدام به خرید و پرداخت بهای آن می کند. روشن است که این به معنای امکان پرداخت هزینه های بالاتری از ارزش واقعی خدمات در قبال دریافت احساس بهتر از طریق در اختیار داشتن برندی معتبرتر توسط مشتری است. به عبارت دیگر، برند ارزش افزوده سرویس ارائه شده به مشتری در مقابل قیمت واقعی آن است.

فواید برندسازی

برندسازی موجب افزایش میزان وفاداری مشتریان می شود. داشتن برند قوی به شکل مؤثری به موفقیت فرآیندهای بازاریابی و فروش شرکت تعاونی کمک می کند.  برند موجب افزایش مضاعف اعتبار شرکت تعاونی در بازار می شود و تولید ثروت و درآمد بیشتر، نتیجه مستقیم ایجاد برند قوی و مدیریت صحیح آن است.

 امروزه آگاهانه یا ناآگاهانه مهم ترین دلیل انتخاب و ارتباط با کالای یک شرکت درک (تصویر ذهنی) مشتری از برند آن است. برند مستحکم با جلب احساسات و عواطف مشتریان، آنها را در تنگناهای اقتصادی و فنی در کنار شرکت تعاونی نگاه می دارد.

برند قدرتمند به توسعه فعالیت های شرکت تعاونی هدف بخشیده و الهام بخش خواهد بود. به عبارت دیگر، سرمایه گذاری در ایجاد و توسعه برند به طور غیرمستقیم از طریق افزایش نوآوری ها موجب افزایش درآمدهای شرکت تعاونی، خصوصا در شرایطی همچون شرایط اشباع بازار که نوآوری تنها راه بقا در آن است، می شود. 

باید یادآور شد که برندسازی یا برندینگ، فرآیندی نیست که یک واحد تولیدی یا تجاری به تنهایی قادر به انجام آن باشد، تک تک اجزای ارتباطی شرکت تعاونی در فرآیند برندسازی نقش بسیار مهمی دارند و باید به برند همچون پرستیژ و شخصیت در بازار نگاه شود!

انتخاب رنگ برای برند تجاری

رنگ برند تجاری در حقیقت به آن محصول یا برند شخصیت می دهد. این نتیجه پژوهش «هیجان رنگ قرمز و آبی» است (یک مثال شفاف برند موتورسیکلت های Harley Davidson است که مشتریان آن معمولاً افرادی تنومند و خونسرد هستند. در واقع نام و رنگ برند همخوانی دارد).

پژوهش های دیگری نشان داده است که مغز انسان برندهای قابل تشخیص را بیشتر به خاطر می سپارد و به همین دلیل است که انتخاب رنگ صحیح برای برند متناسب با محصول اهمیت بالایی دارد. از سوی دیگر انتخاب رنگی که برند را از دیگر رقبا متمایز کند می تواند تأثیر برند را دوچندان کند  (برای مثال اگر همه ی رقبا از رنگ آبی برای برندینگ استفاده کرده اند، رنگ بنفش را به عنوان وجه تمایز برای برند خود انتخاب کنید).

محققان معتقدند انتخاب رنگی که بتواند بیشترین واکنش مصرف کنندگان را به محصول جلب کند به مراتب مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر طرفداران موتورسیکلت های Harley Davidson با راندن این محصول به دنبال شخصیت تنومند و زمخت هستند، انتخاب رنگ صورتی یا رنگ های لوکس برای برند این محصول انتخاب درستی نخواهد بود.

براساس پژوهش جنیفر آکر، روان شناس و استاد دانشگاه استندفورد، رنگ ها پنج شخصیت هسته ای یک برند را بیان می کنند. یک برند می تواند یکی از پنج شخصیت زیر را داشته باشد:

1. خلوص، خانگی، صادق، واقعی، شاد

2. هیجان، جسارت، با روحیه، تخیلی، به روز

3. شایسته، قابل اعتماد، مسئول،  قابل اتکا،  کارآمد

4. پیشرفته، پر زرق و برق، نمایشی، جذاب،  رمانتیک

5. استحکام،  سرسخت، قوی، تنومند، زمخت

برندهای تجاری می توانند تلفیق دو صفت از صفت پنج مذکور باشند، اما عمدتاً برندها بر یکی از پنج صفت بالا تمرکز می کنند. برندهای لباس و مد بر جذابیت و برند خودرو بر استحکام دلالت دارند.

از سوی دیگر پژوهش ها نشان داده است هر فرد از هر رنگ یک درک شخصیتی دارد. برای مثال رنگ قهوه ای در ذهن برخی یادآور استحکام، رنگ بنفش یادآور پختگی و رنگ قرمز نماد هیجان است. برند تجاری مشخصا باید رنگی داشته باشد که نماد ماهیت آن محصول باشد، این واقعیت توسط اغلب پژوهش ها به اثبات رسیده است. برای مثال رنگ قهوه ای شاید نماد سرسختی باشد، اما از سوی دیگر یادآور رنگ شکلات است و شاید اشتهاآور نیز باشد. بنابراین رنگ ها به طبع آن تأثیری که در ذهن افراد می گذارند می توانند کاربردهای متفاوت داشته باشند.

رنگ های مورد علاقه زنان و مردان

شایان ذکر است که محیط زندگی فردـ خصوصا مفاهیم فرهنگی نقش خیلی مهمی در علاقه مندی افراد به رنگ های خاصی دارد. مثلا مقاله ای در مجله Smithsonian توضیح می دهد که چگونه آبی به رنگی برای پسرها و صورتی به رنگ دخترها تبدیل شده است.

مهم ترین نکته قابل توجه در این تصاویر، علاقه هر دو جنس مرد و زن به رنگ آبی است، اما درباره رنگ بنفش هیچ شباهتی باهم ندارند. رنگ بنفش در صدر لیست رنگ های مورد علاقه خانم ها است. در رابطه با درک رنگ، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درصورتی که زنان رنگ های ملایم تری را دوست دارند.

بهتر است برای طراحی لوگوی خود این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. چراکه در جذب مصرف کنندگان تأثیر به سزایی دارد.

درخاتمه باید خاطرنشان کرد تفاوت است بین شهرت و برند بدینگونه که:

می توان عملکرد برند را به عمل ضرب و شهرت را با عمل جمع تشبیه کرد. شهرت حاصل جمع فعالیت ها و اظهارنظرهای گذشته تا امروز سازمان است، اما برند ساخته می شود که این شهرت را به کسب درآمد و پول نزدیک کند. پس یکی از وظیفه مدیریت برند، حفاظت از شهرت سازمان به منظور حفظ اعتماد و اعتبار است. برند نقشی پویا و کنش گرا، اما شهرت نقشی تدافعی دارد. ولی هر دو برای سازمان ضروری است. هر یک می تواند دچار مشکل شده و آسیب ببینند و آسیب یکی بر دیگری تأثیر خواهد گذاشت. 

از زبان آقای Warren Buffett مولتی میلیاردر آمریکایی، موفق ترین سرمایه گذار قرن بیستم اظهار می داریم:

شهرت شبیه به عضوی از بدن است که می توان آن را حفظ کرد، اما نمی توان آن را ترمیم کرد. جالب آنکه در مقاله ای که اخیرا در The sloan Review از دانشگاه MIT به همین مورد اشاره شده و این دو را به  اختصار مقایسه کرده است:

«برند یک مفهوم مشتری محوری است. شهرت یک مفهوم شرکت محور است. برند در مورد ارتباط و تمایز است و شهرت در مورد حقانیت و درستی.»

شهرت، موتور محرک برند و کسب وکار شما است. اعتبار و ثبات شهرت سبب جذب مردم، سرمایه گذاران و رهبران خواهد بود و اگر می خواهیم حمایت سهامداران در تخصیص منابع در دسترس خود به سازمان را داشته باشیم باید برند سازی کنیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396  12:45 ق.ظ

برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟

سوال: برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟ جواب: هیچ‌کدام.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، برند سازی در ذهن مشتری شروع می‌شود. هرچه نباشد، ذهن مشتری جایی است که مشخص می‌شود برندتان می‌میرد یا زنده می‌ماند.

باید به ذهن مشتریانتان نگاه کنید و از خود بپرسید: ما نماینده‌ی چه چیزی هستیم؟ آیا بخشی ایجاد کرده‌ایم؟ آیا در بخشی نفر اول هستیم؟ آیا یک برند درجه ۲ هستیم؟ آیا یکی از نفرات آخر هستیم؟

به خاطر داشته باشید که بیشتر برندهای موفق آن‌هایی هستند که بخش‌های جدیدی به وجود آورده، برند خود را در ذهن مشتریان جای داده و بر آن بخش سلطه دارند. در بخش جستجو، گوگل نفر اول است. در بخش نوشابه‌ها، کوکاکولا و در بخش خدمات ماشین شخصی نیز اوبر جایگاه نخست را دارد.

در خصوص ارزش‌ها می‌توان گفت که بله گوگل هیچ گناه شیطانی‌ای مرتکب نشده ولی این دلیل آن نیست که گوگل اکنون ارزشمندترین شرکت دنیا است. سلطه بر بخش جستجو دلیلش است. هنگامی که دیگران جستجو را تنها جزء کوچکی از یک درگاه می‌دیدند، این گوگل بود که تمرکزش را روی این بخش گذاشت.

ولی اگر می‌خواهید گوگل بعدی باشید اولین چیزی که به باید به آن فکر کنید ارزش‌ها نیست. ذهن است. چگونه می‌توانیم روی چیزی تمرکز کنیم که می‌توانیم در ذهن افراد صاحبش باشیم؟ چطور می‌توانیم آن بخش یا دسته را مهم کنیم؟

هدف برنامه‌ی برند سازیتان باید این باشد که در بخش خود سردمدار باشید. ولی اگر کس دیگری قبل از شما به این رتبه رسیده باشد چه؟ در آن صورت باید یک شماره دوی قوی باشید. انجام این مهم چگونه است؟ باید متضاد نفر اول باشید.

برای مثال، رد بول اولین برند انرژی بود و به سرعت تبدیل به پیشتاز بازار شد. بیش از هزار برند نوشیدنی انرژی‌زا در بازار آمریکایی وجود داشت. تقریباً همه‌ی آن‌ها نیز در قوطی‌های ۳/۸ اونسی معرفی می‌شدند که البته کار منطقی‌ای بود. قوطی‌های کوچک این توهم را به وجود می‎آوردند که محتوای داخلشان بسیار قدرتمند هستند. مثل یک لول دینامیت.

پس کدام برند تبدیل به نفر دوم در بخش نوشیدنی‌های انرژی‌زا شد؟ مانستر که اولین برندی بود که در قوطی‌های ۱۶ اونسی به بازار آمد. اینک رد بول ۴۵ درصد بازار نوشیدنی‌های انرژی‌زای داخلی را در اختیار دارد و سهم مانستر نیز ۳۷ درصد است.

بازاریابی باید قبل از طراحی و تولید محصول آغاز شود. قبل از اینکه یک شرکت در خصوص یک محصول یا نوع بسته‌بندیش تصمیم بگیرد باید با متخصصین بازاریابی‌ای مشورت کند که می‌توانند استراتژی مورد نیاز محصول را بچینند.

حالا کارآمدترین استراتژی بازاریابی کدام است؟ اینکه در یک بخش جدید نفر اول باشید. مشتریان، برای مثال، «چوبانی Chobani» را به عنوان اولین ماست چکیده می‌شناسند ولی عجیب اینجاست که چوبانی اولین نبود. «فیج Fage» اولین ماست چکیده بود. (چوبانی تازه نه سال بعد آمد.) با اینکه فیج اول آمده بود ولی تقریباً هیچ مشتری‌ای از این امر باخبر نبود زیرا بسته‌بندی‌های فیج روی کلمه‌ی «کُل» تمرکز داشت. (اشاره‌ای به میزان چربی موجود در ماست: چربیِ کُل.) بنابراین این به چوبانی اجازه داد تا تبدیل به اولین ماست چکیده‌ای شود که «توسط مشتریان شناخته شده بود.» بازار ماست چکیده اهمیت نگاه به ذهن مشتری را نشان می‌دهد.

اگر شرکتتان در آوردن یک محصول به بازار دیر عمل کرده باشد چه؟ و اگر از قبل دو برند قوی در بخش شما وجود داشته باشند چه؟ آن موقع باید چه کنید؟ دو انتخاب دارید:

یک بخش جدید راه‌اندازی کنید که بتوانید در آن نفر اول باشید.

«بهترین زمین Earth’s Best»، اولین غذای کودک اورگانیک؛ «افق Horizon»، اولین شیر اورگانیک؛ و «ابریشم Silk»، اولین شیر سویا، نمونه‌هایی از پیشتازان بخش‌های مختلف هستند. این بهترین انتخاب است ولی همیشه امکان‌پذیر نیست.

تمرکزتان را محدودتر کنید.

بی‌ام‌و تمرکز خود را به «رانندگی» محدود کرد و تبدیل به پرفروش‌ترین برند ماشین‌های لوکس در دنیا شد. سوبارو تمرکز خود را محدود به «وسیله‌ی چهارچرخ» کرد و از نظر افزایش سهم بازار تبدیل به موفق‌ترین برند اتوموبیل در بازار آمریکا شد. سوبارو حتی در سال ۲۰۱۵ با فاصله‌ی ۴۰ درصدی از فولکس‌واگن جلو زد.

در مجموع این که فرایند بازاریابی را با نگاه به ذهن مشتریانتان شروع کنید. سپس تصمیمات بازاریابی را با توجه به اینکه اکنون در کجای ذهن هستید و دوست دارید کجا باشید بگیرید. در بازار پیروز نمی‌شوید، بلکه در ذهن می‌شوید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

۷ راهکار برای برقراری رابطه شخصی با مشتریان ..........شنبه 5 مرداد 1398

"سونی" دستگاه تهویه هوای جیبی ساخت..........شنبه 5 مرداد 1398

۱۰ قابلیت اپل‌ واچ که کار شما را راحت‌تر می‌کند..........شنبه 5 مرداد 1398

استفاده از انگشت دست به جای گوشی..........شنبه 5 مرداد 1398

استفاده فیسبوک از هوش مصنوعی برای نقشه‌برداری بهتر جاده‌ها..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت تامین منابع مالی برای کسب و کار..........چهارشنبه 26 تیر 1398

جزوه درس مدیریت فرآیندهای کسب و کار دانشگاه شریف..........چهارشنبه 26 تیر 1398

۵ اشتباه بازاریابی بدون امکان جبران ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

چگونه از عملکرد درست برندمان مطمئن شویم؟ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

کارمندان از مدیران خود چه می‌خواهند؟ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

تشخیص فرصت‌های کارآفرینی با این راهکارها ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

2 راهکار برای ارتباط تاثیرگذار با کارمندان ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

ثبت رکورد ۴/ ۱ میلیارد سفر در سال ۲۰۱۸ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

بیت‌کوین‌ چگونه استخراج می‌شود؟..........چهارشنبه 26 تیر 1398

۲۰ گوشی هوشمند پرفروش در نیمه نخست ۲۰۱۹..........چهارشنبه 26 تیر 1398

همه پستها