تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب ابر برند سازی

انتخاب نام مناسب برای استارتاپ یا شرکت تان مهم تر از آن چیزی است که فکر می کنید. یک نام مناسب و هوشمندانه طرفداران تان را تحت تاثیر قرار می دهد و توجه آنها را جلب می کند. بالعکس یک نام پیش پاافتاده یا کپی شده آن شور و شوقی را که برای راه اندازی این کسب و کار داشته اید، به مشتریان احتمالی تان انتقال نمی دهد.

 خوشبختانه هیچ گاه برای تغییر نام شرکت دیر نیست. صاحبان بعضی از موفق ترین کسب و کارهای دنیا، بعد از آنکه ایده بهتری به ذهنش خطور کرد، نام شرکت شان را تغییر دادند. زیراکس در ابتدا شرکت عکاسی هالوید نام داشت و داتسون نام قبلی نیسان بود؛ LG نیز مخفف نامی است که از ادغام دو شرکت Lucky و GoldStar به دست آمد. یک نام عالی می تواند ناگهان به ذهن تان خطور کند یا اینکه آن را بعد از مدتی فکر کردن پیدا کنید.

دستورالعمل جادویی برای ایجاد یک نام عالی وجود ندارد، اما تمامی نام های تاثیرگذار دارای 5 ویژگی مشترک هستند که در ادامه آنها را توضیح می دهیم:

1ـ بهترین نام ها، نام هایی به یادماندنی هستند

برای انتخاب نام مناسب عجله نکنید، ابتدا هر نامی را که به ذهن تان می رسد، بنویسید، سپس این نام ها را سبک و سنگین کنید و تصمیم نهایی را بگیرید. بین این دو مرحله یک هفته یا بیشتر به خودتان فرصت بدهید و تمام جوانب را به خوبی حلاجی کنید.

حتی بعد از آنکه نام های مناسب را یافتید، بگذارید بارش فکری تان باز هم ادامه داشته باشد. در نهایت بهترین نام ها را بدون نیاز به مراجعه به لیست تان به خاطر خواهید آورد، در واقع سرعت فراخوانی این نام‎ها از حافظه تان شما را متعجب خواهد کرد؛ چنین نام های به یادماندنی ای حلال مشکلات هستند. اگر نامی ملکه ذهن تان شده است، احتمالاً از یاد و ذهن مشتریان تان نیز پاک نخواهد شد.

2ـ هرچه کوتاه تر، بهتر

وجه اشتراک نایک، اپل، فیس بوک، توییتر، پیکسار و ایبی چیست؟ تمام آنها شرکت هایی بسیار موفقند که نام شان فقط دو هجا دارد.

نام های کوتاه تر بهتر در یاد می مانند، بنابراین سعی کنید هوشمندانه نامی کوتاه و موثر را انتخاب کنید که به راحتی فراموش نشود. در عین حال دقت کنید که در دام و عبارت سازی و صنایع ادبی مانند جناس نیفتید؛ شاید این عبارات جالب باشند، اما این بامزه بودن غالباً به ضررتان تمام می شود. به یاد آوردن کامل و صحیح نامی مانند «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه کامپیوتر» دشوار است، به علاوه برخی تمایلی ندارند تا شرکتی با چنین نامی را به دوستان خود معرفی کنند.

3ـ بهترین نام ها کاربردی نیز هستند

به کارکرد یا خدمت خاصی که شرکت تان ارائه می دهد، توجه کنید. مارک اندرسن، یکی از بنیانگذاران نت اسکیپ، در سال 1998 در حال کار بر روی یک پروژه نرم افزاری منبع باز جدید و رایگان بود. دانیل ارنهافت در کتاب «مارک اندرسن: جنگجوی وب» نوشته است: «اندرسن از مرورگر موزائیک نت اسکیپ راضی بود، اما برنامه هنوز آنقدر سریع و ایمن نبود که کاملاً مورد پسند او باشد، بنابراین اندرسن تصمیم گرفت که برنامه را بازنویسی کند و «گودزیلایی» را خلق کرد که سوئیت اینترنت قبلی اش را کاملاً نابود کرد.»

اندرسن در سال 2002 موزائیک ـ گودزیلا را با نام «موزیلا» به دنیا معرفی کرد؛ موزیلا اینترنت را کاملاً متحول کرد. فایرفاکس، مرورگر وب موزیلا، هنوز هم یکی از پرطرفدارترین مرورگرهای وب در سراسر جهان است.

4ـ بعضی از بهترین نام ها داستانی در پس خود دارند

شرکت تراکتور هالت در روز شکرگزاری سال 1904 عکاسی را برای گرفتن عکس از آخرین تراکتور بخار خود استخدام کرد. با استناد به بیوگرافی موسس شرکت، بنجامین هالت، این عکاس تراکتور را مانند هزارپایی توصیف کرد که در دل دشت می خزد. این نظر به گوش هالت رسید و او مشتاقانه نام هزارپا «Caterpillar» را انتخاب کرد. هالت این نام را در سال 1910 رسماً به عنوان نام تجاری جدید برای شرکت تجهیزات ساخت و ساز خود به ثبت رساند.

درسی که باید از این داستان بگیرید این است که همواره گوش شنوایی داشته باشید؛ الهام هر لحظه ممکن است به سراغ تان بیاید.

5ـ به یادماندنی ترین نام ها زبان خودشان را ابداع می کنند

واژه سازی اولین و خلاقانه ترین راه برای انتخاب نامی فراموش نشدنی است. موسسین گوگل و اسنپ چت نام شرکت شان را در کتاب لغت پیدا نکردند، چون چنین واژه هایی پیش از این وجود نداشت.

دو واژه یا دو مفهوم را با هم ترکیب کنید، املای لغات را تغییر دهید، ذهن تان را باز بگذارید و خودتان را محدود نکنید. مشتریان برندهای خطرپذیر و مستقلی را دوست دارند که سعی می کنند خودشان را از رقبای محافظه کار و خسته کننده شان متمایز سازند، بنابراین بگذارید رقبای تان نام هایی تکراری و پیش پا افتاده را انتخاب کنند که فقط توصیفی الکی از نوع فعالیت شان است؛ اما شما همرنگ جماعت نباشید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

مهدی تقوی گفت: وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی از یک سو و نامناسب بودن محیط کسب و کار از سوی دیگر دو دلیل عمده عدم ماندگاری برندها در بازار ایران هستند.

 مهدی تقوی ، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، به توضیح دلایل عدم ماندگاری برندها و قدرت یافتن کالاهای تولیدی در کشور پرداخت و گفت: ایران از اواسط دوره ناصرالدین شاه پا در وادی صنعتی شدن گذاشته است  همواره واحدهای تولیدی در این دوره ها به تناوب متولد شده و از میان رفته اند، به نظر می رسد حالا که مجموعه حاکمیت با تکیه بر شعار امسال یعنی حمایت از تولید ملی در صدد هستند که اقداماتی در راستای گسترش بازار کالاهای ایرانی را در دستور کار قرار دهند، لازم است دلایل ساختاری عدم ماندگاری برندها را مورد توجه قرار دهند.

 وی گفت: هر چند در دوران ناصرالدین شاه و سپس جانشینان وی ، وابستگی به درآمد نفتی وجود نداشت اما در این دوره های تاریخی نیز قدرت دخالت دولت در امور متعدد بسیار بالا بود و در نتیجه همین قوه قاهره مانع از آزادی عمل بخش خصوصی برای حضور در عرصه اقتصاد بود.

 وی عدم ماندگاری واحدهای تولیدی در ایران را یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی دانست و گفت: ایران در دوره پهلوی اول و سپس پهلوی دوم نیز شرایطی متفاوت داشت . از یک سو دولت در تمامی شئون دخالت داشت و از سوی دیگر رانتی بودن فضا و سپس شکل گیری شرایطی که منجر به وابستگی اقتصاد به نفت شد مانع از درک این مهم گردید که اقتصاد تا چه میزان به تولید مستمر، برندهای آشنا برای مردم و همچنین بازارهای جهانی نیاز دارد.

 وی گفت: بررسی ها نشان می دهد به دلیل به روز نبودن تکنولوژی تولید و همچنین عدم تولید دانش روز و توجه به فناوری، بسیاری از تولیدات ، وقتی به مرحله ای می‌رسند که بازار دیگر قبولشان نمی کند یا کالای جایگزینشان برای مصرف کننده محبوب تر است، تعطیلی را به اصلاح ساختار  به روزرسانی ترجیح می دهند .

 وی افزود: بررسی ها نشان می دهد بازار ایران ، بازاری خرد شده است، به این صورت که دولت ها که مسئول صدور مجوز برای فعالیت اقتصادی هستند، گاه چنان در این عرصه زیاده روی می کنند که در عمل می بینیم بازاری خرد شده و تکه تکه را در اختیار واحدهای تولیدی می گذارند که برای بقا بیش از آنکه به برندسازی و تبلیغات فکر کنند، لازم است به چگونگی رقابت با یکدیگر بپردازند.

 او برای توضیح این مطلب به انبوه مجوزهای صادر شده برای تولید یخچال و فریزر در کشور اشاره کرد و گفت: طبق بررسی 530 مجوز تولید یخچال فریزر و 81 مجوز تولید خودرو در کشور وجود دارد ، طبیعی است وقتی به بیش از 500 شرکت مجوز برای تولید یخچال و فریزر اعطا می شود نمی توان انتظار داشت که همه این 500 شرکت برندهای معتبری در عرصه جهانی شوند.

 او ادامه داد: بسیاری از کشورها این مشکل را با ورود به عرصه های تولید قطعه و تجهیزات حل کرده اند، به عنوان مثال شرکت هایی که متقاضی ورود به این بازار هستند با تولید قطعه خودرو یا قطعات یخچال فریزر و لوازم خانگی این مشکل را حل کرده اند حال آنکه ما در عرصه قطعات ، در اغلب کالاها وابسته به واردات هستیم و اتفاقا اغلب صنعتگران نیز تولید را ، همان کالای نهایی ساخته شده می دانند.

 او حجم انبوه کالاهای واسطه ای در آمار گمرک را دلیلی بر این مدعا دانست و توضیح داد: حمایت از تولید به معنای گسترش تولیدکنندگان نیست، اشتغال در کشور زمانی افزایش می یابد که محیط کسب و کار بهبود یافته و در نتیجه اقتصاد شاهد بزرگ شدن بازارهای کالای ایرانی چه در داخل و چه در خارج باشد.

 این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: لازم است با اتخاذ سیاست هایی سرمایه های موجود در کشور را به بخش‌های مولد هدایت کرد ، در این صورت بی تردید ، با حضور دولت در جایگاه سیاستگذار و نه مداخله گر شاهد بهبود وضعیت اقتصادی و تولیدی در کشور خواهیم بود.

 او گفت: نکته مهم این است که قوانین در ایران بسیار زیاد است ، در حالی که لازم است پالایشی جدی در قوانین صورت گیرد تا هم قوانین متضاد و متعارض حذف شوند و هم با کاهش قوانین، محیط اقتصادی کشور شفاف شود.

 او تداوم سیاست کاهش وابستگی به نفت در عین دنبال کردن سیاست کاهش مداخله دولت در اقتصاد را پیش شرط موفقیت در این حوزه دانست.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:شنبه 8 اردیبهشت 1397
  • برچسب ها:برند سازی ،
نظرات()   
   

شما در حال راه ­اندازی یک برند جدید یا برندسازی مجدد برند موجود هستید. احساس وظیفه می کنید. نمی توانید صبر کنید تا برندسازی را شروع کنید. برای ماه ها در حال تعیین استراتژی بوده ­اید. چشم انداز مشخص و واضحی دارید و رئیس اجرایی تان، برای شروع چراغ سبز نشان داده است. حالا زمان آن است که تیم طراحی یا گروه خلاقیت خود را خبر کنید تا مسیر مشخص ساخت لوگوی جدید را شروع کنید، درست است؟، خیر، این راه غلط است.

شما به چیزی بیشتر از هیجان، چشم انداز و تایید طراحی لوگو برای برندی با اثرگذاری ماندگار، نیاز دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار ، در ادامه ۶ نکته اساسی برای نگه داشتن شما در مسیر درست برندسازی برای برند جدیدتان آورده شده است. برای برندسازی صحیح از آنها استفاده کنید.

۱ ) تکالیف خود را در مورد برند و تعهد آن انجام دهید.

پیام برند فعلی خود را بررسی کنید. به رقبای خود نگاه کنید، ببینید آنها در مورد خودشان چه می­ گویند. اگر شما شرکتی موجود در بازار هستید، تمام اطلاعات موجود در مورد برندتان یا تحلیل­ های بازار را دوباره ارزیابی کنید. میزان آگاهی از برند را ارزیابی کنید تا ببینید جایگاه فعلی شما و رقبای تان از دید مخاطبان کجاست.

۲ ) هیچ چیز را در مورد مخاطبانتان فرض نکنید.

شما ممکن است اطلاعات خوبی در مورد مخاطبان هدف خود داشته باشید. یا ممکن است این اولین باری باشد که می خواهید برای آنها بازاریابی کنید. در هر دو صورت، هیچ چیز را بر پایه مفروضات نگذارید. به جای اینکه فرض کنید مخاطبان ممکن است چه نظری داشته باشند، برای دانستن بینش مصرف کننده، به اندازه کافی به کاوش بپردازید چراکه به این صورت برند شما با مخاطبان ارتباط بهتری برقرار می کند. به دنبال اطلاعاتی باشید که جواب سوال­ های زیر را بدهند :

    بازارهدفتان سعی دارد چه مشکلی را حل کند؟

    در حال تجربه ­ی کدام مرحله از زندگی خود هستند؟

    چه چیزی رفتار آنها را برمی ­انگیزاند؟

    چه نوع رسانه ­ای را دنبال می کنند؟

    از چه کلمات کلیدی برای جستجو در اینترنت استفاده می کنند؟

۳ ) برندی هدفمند باشید.

زمانی را برای نگاهی اجمالی  به تمامی مراحل برندسازی اختصاص دهید. اهداف کسب وکار خود را مقدم و در مرکز تصمیم گیری های برند خود قرار دهید. برای مثال، اگر هدف شما کسب اعتبار است باید با کارکنان خود مشورت کنید و اطمینان کسب کنید که معماری برند شما اعتبار برندتان را به حداکثر می رساند. در واقع منظور این است که هدف کسب وکار خود را در حین تدوین نقشه راه برندسازی انتخاب کنید و هدفمند پیش بروید.

۴ ) سهمی را از قبل برای تأثیرگذاران کلیدی، در نظر بگیرید.

برای سازمان­ های بزرگ، ایجاد تعامل بین کارکنان تأثیرگذار و سایر رهبران در فرآیند برندسازی اهمیت دارد. در نظر داشته باشید که یک تیم برندسازی درون سازمانی ایجاد کنید و از این تیم برای کمک به درک درست مفهوم و اهداف برند در درون سازمان و یا میان تاثیرگذاران، استفاده کنید. بازخوردها را جمع آوری کنید.

۵ ) سیستمی منعطف در برندسازی ایجاد کنید.

بارها و بارها، تیم خلاقیت ما استانداردهایی را برای برند عنوان می کنند ،که دقیقاً مشخص می کند ارتباطات باید چگونه به نظر بیاید. مشکل آنجاست که اگر برند شما بیش از اندازه محدود باشد برای شما خسته کننده خواهد شد. شما ممکن است ایجاد راهبرد برای کمپین را به پایان برسانید، اما راهبردهای برند تمام شدنی نیست. به جای آن بهتر است سیستم منعطفی ایجاد کنید که بر اساس طراحی اخلاقی و سبک چرخشی باشد. بنابراین با ورود استانداردها و برنامه ­های جدید برای برند سازی، تیم برندسازی می توانند سریع تر خود را با تغییرات مطابق سازند.

۶ ) اشتیاق خود را در برندسازی از دست ندهید.

اتفاق خوشایندی که می ­افتد، آن است که این برند جدید یا برندینگ شده برای مدتی طولانی در ذهن شما باقی می ­ماند. طراحی یک برند جدید ممکن است بیشتر زمان ببرد، خصوصا اگر بخواهید آن را درست انجام دهید. بیشتر کسانی که تلاش ­های برندسازی را رهبری می کنند، رهبرانی اند که تمایل به تغییر دارند. این به آن معنا است که در همان زمانی که مصرف کنندگان بالاخره برند جدید شما را می­ بینند، شما برای تغییر آماده خواهید بود. اشتیاق خود را از دست ندهید. برندسازی یک استراتژی بلندمدت است که  اگر قوی و سازگار باشد، می تواند بر زیربنای کسب وکار شما، تاثیرات جدی داشته باشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برندسازی یعنی ایجاد اعتماد، شناخت و تمایز، نظر یکی از پیشگامان برندسازی، والتر لندور Walter Landorکه می گوید «کالا ها در کارخانه ها ساخته می شوند و برندها در ذهن ها» اغلب در کسب و کارها نقل قول می شود.

موفقیت های پی در پی لندرور شامل تبدیل فدرال اکسپرس به FedEx، شمایل قرمز و سفید لوگوی «بال خفاشی» برای جین های لی وایز و طرح کله قوچ برای دل مونته بوده است. لندرور می گفت: یک طراحی خوب باید ماندگاری داشته باشد. اگر تلاشی که به کار برده اید نمایان نیست، پس طراحی شما خوب نیست.

اعتماد می تواند به سرعت از بین برود

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، شاید زمانی طولانی صرف ساخت هویت برند، آگاهی و اعتماد به برند شود، اما اعتماد به سرعت هم از بین می رود. برای همین است که شرکت ها از نام تجاری خود به شدت مراقبت می کنند. خصوصا آنهایی که آنچنان برای مشتریان شناخته شده اند که دیگر از شکل برند خارج شده و به شکل واژه ای عمومی درآمده اند مانند کلینکس یا تاید.

کسانی که مسئولیت سنگین ساخت برند را برعهده دارند باید موضوعات وسیعی را در نظر بگیرند. برای نمونه، آیا در برندسازی رنگ اهمیت دارد؟ آیا رنگ آبی واقعا آرام بخش است؟ آیا رنگ سبز واقعا «زنده بودن» را تداعی می کند؟ آیا رنگ قرمز واقعا اشتهابرانگیز است؟ ظاهرا کیت کت عقیده دارد که این نظریه در مورد شکلات های آنها صدق می کند. وقتی رنگ و فونت و طراحی برند انتخاب شدند، آنگاه انسجام و پیوستگی بین تمام اجزای آن اهمیت می یابد.

برای مثال می توان به خصوصیت قهوه ای خدمات پستی آمریکا و نشان معروف حروف UPS آن اشاره کرد. شرکت تلاش زیادی کرد تا بتواند رنگ قهوه ای مورد نظر خود را به عنوان علامت تجاری به ثبت برساند تا در صورت استفاده سازمانی دیگر از این رنگ روی ون ها یا لباس ها، مردم دچار سردرگمی نشوند. تصور کنید حتی ثبت رنگ به عنوان یک علامت تجاری؟ حفاظت از برند اینقدر دشوار است.

خانم جودیت لین زایچکوفسکی، پروفسور بازاریابی و ارتباطات در مدرسه کسب و کار کپنهاگ معتقد است:«برندی که بخواهد به عنوان برندی نوآور معرفی شود هرگز نباید از رنگ های خاکستری برای شناسایی خود استفاده کند. این رنگ ها سبک و خنثی هستند.» به عقیده این استاد دانشگاه رنگ باید با هویت برند و تمام بخش های آمیزه بازاریابی آن همگون و سازگار باشد:« برای شناساندن برند استفاده از ترکیب رنگ ها بهتر از تک رنگ است. نه بیشتر از سه رنگ و البته دو رنگ اغلب بهتر است، درغیر این  صورت هیچ تمایزی خلق نمی شود.

به علاوه، حفاظت از رنگ های ترکیبی در دادگاه آسان تر از حفاظت از تک رنگ است.» او همچنین می گوید که اگر می خواهید برند شما به عنوان برندی قابل اعتماد درک شود، باید نام برند به صورت بولد و پررنگ نوشته شود نه نازک و ایتالیک.«نوشته های پررنگ، قدرت را القا می کنند، درحالی که نوشته های نازک و ایتالیک جدی گرفته نمی شوند. نگرش برند بخش انتزاعی آن است و عناصر هویتی، بخش های اصلی آن هستند که با استفاده از آنها معنای برند به مشتری رسانده می شود.»

خصوصیات الهام بخش برندهای جهانی

شرکت خدمات پستی آمریکا (UPS) با رنگ قهوه ای مشهور خود در میان برندهای بزرگ و شناخته شده در دنیا قرار دارد مانند تیک نایکی، بطری های کوکاکولا و آرک های زردرنگ مک دونالد.

در سراسر دنیا شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بعضی از مشتریان، برندهایی را ترجیح می دهند و به آنها اعتماد دارند که بومی خود آنها نیستند، مانند برندهای جهانی، به خصوص در کشورهای در حال توسعه که مصرف کنندگان در آنها آرزوی سبک زندگی کسانی را دارند که در مناطق مرفه تر دنیا زندگی می کنند. اما شواهد دیگری در مقابل وجود دارد که گویای وفاداری قوی تر به برندهای محلی در برابر برندهای جهانی است. این احتمال وجود دارد که در بازارهایی که به بلوغ رسیده اند، خصوصیات برندهای جهانی اهمیت کمتری داشته باشد.

گاهی اوقات برای ایجاد اعتماد، حتی تغییر نام برند لازم است. مصرف کنندگان بریتانیایی کرم هایUlay محصول پراکتراندگمبل، در اواخر دهه 1990 هنگام یکپارچه سازی برند ابتدا در برابر تغییر نام آن به کرم Olay مقاومت می کردند. آنها از اقدام برند مارس که به خاطر جهانی سازی، نام شکلات های مشهور Marathon خود را به Snickers  تغییر داد، هم راضی نبودند. ظاهرا تفاوت های فرهنگی سبب شد تا شرکت اتومبیل سازی فورد، نام Anglia  را از نام اتومبیل های وارداتی خود به انگلستان حذف کند، زیرا احساس کرد این نام مناسب بازار صادراتی آن نیست. نام محصول اهمیت زیادی دارد.

فورد زمانی متوجه این مسئله شد که سعی داشت اتومبیل Pinto خود را در برزیل به فروش برساند اما بعد متوجه شد که Pinto در زبان برزیلی معنای عامیانه و بدی دارد. یا جنرال موتورز که می خواست اتومبیل شورولت NOVA را در آمریکای جنوبی به فروش برساند غافل از اینکه نوا در زبان اسپانیایی به چه معناست، «راه نمی رود».

خصوصیات معروف، عوامل بسیار مهمی در شناخت و یادآوری برند هستند. مشتریان، برندی را که با آن احساس راحتی دارند انتخاب می کنند، خصوصا اگر آن برند مدتی در بازار وجود داشته و احساس کیفیت، تجربه خوب و توجه به مشتری را نشان داده باشد. نام برندهایی که به خوبی شناخته می شوند و تاریخ پرافتخاری دارند بیش از طلا ارزش دارد ، ماجرای تغییر نام شرکت پست انگلستان به Consignia در سال 2002- که فقط از نظر خودشان خوب بود- صحت این گفته را بیش از پیش تأیید می کند. نام شرکت پست برای نسل های مختلف خوب بود، اما در ظاهر برای مدیریت آن زمان جذابیت نداشت. خوشبختانه چندسال بعد مدیریت به اشتباه خود پی برد و به نام اولیه بازگشت و نام Consignia به انبوه اشتباهات برندسازی پیوست.

چنین اشتباهاتی، که امثال آنها زیاد است، منبع داستان های بازاریابی هستند. بازاریابان می دانند که پول زیادی که صرف تبلیغات می شود، خیلی زود خاطره یک نام قدیمی را محو می کند و مشتریان به یک محصول جهانی جدید با یک نام تازه عادت می کنند. استانداردسازی می تواند برای کسب و کار خوب باشد اما مطمئناً باید جایی هم برای پذیرش کمی تفاوت بگذاریم. و اگر چنین استانداردسازی و جهانی سازی برند منجر به سودمندی و صرفه برای مشتریان شود، چرا که نه؟

کسانی که فکر می کنند برندسازی در نهایت، فقط یک نام است، از نکته اصلی غافل هستند.

ایجاد یک ارتباط پایدار و همراه با اعتماد با مشتریان، که به واسطه یک برند قابل شناسایی و مؤثر، میسر می شود، می تواند حیرت آور باشد. بازاریابان برای ساخت چنین رابطه ای از هر وسیله ای که در دسترس دارند استفاده می کنند و هر چه مصرف کنندگان بیشتر در معرض برند باشند، برند بیشتر می تواند اطمینان آنها را به خود جلب کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟

سوال: برند سازی باید با محصول آغاز شود یا با ارزش‌ها؟ جواب: هیچ‌کدام.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، برند سازی در ذهن مشتری شروع می‌شود. هرچه نباشد، ذهن مشتری جایی است که مشخص می‌شود برندتان می‌میرد یا زنده می‌ماند.

باید به ذهن مشتریانتان نگاه کنید و از خود بپرسید: ما نماینده‌ی چه چیزی هستیم؟ آیا بخشی ایجاد کرده‌ایم؟ آیا در بخشی نفر اول هستیم؟ آیا یک برند درجه ۲ هستیم؟ آیا یکی از نفرات آخر هستیم؟

به خاطر داشته باشید که بیشتر برندهای موفق آن‌هایی هستند که بخش‌های جدیدی به وجود آورده، برند خود را در ذهن مشتریان جای داده و بر آن بخش سلطه دارند. در بخش جستجو، گوگل نفر اول است. در بخش نوشابه‌ها، کوکاکولا و در بخش خدمات ماشین شخصی نیز اوبر جایگاه نخست را دارد.

در خصوص ارزش‌ها می‌توان گفت که بله گوگل هیچ گناه شیطانی‌ای مرتکب نشده ولی این دلیل آن نیست که گوگل اکنون ارزشمندترین شرکت دنیا است. سلطه بر بخش جستجو دلیلش است. هنگامی که دیگران جستجو را تنها جزء کوچکی از یک درگاه می‌دیدند، این گوگل بود که تمرکزش را روی این بخش گذاشت.

ولی اگر می‌خواهید گوگل بعدی باشید اولین چیزی که به باید به آن فکر کنید ارزش‌ها نیست. ذهن است. چگونه می‌توانیم روی چیزی تمرکز کنیم که می‌توانیم در ذهن افراد صاحبش باشیم؟ چطور می‌توانیم آن بخش یا دسته را مهم کنیم؟

هدف برنامه‌ی برند سازیتان باید این باشد که در بخش خود سردمدار باشید. ولی اگر کس دیگری قبل از شما به این رتبه رسیده باشد چه؟ در آن صورت باید یک شماره دوی قوی باشید. انجام این مهم چگونه است؟ باید متضاد نفر اول باشید.

برای مثال، رد بول اولین برند انرژی بود و به سرعت تبدیل به پیشتاز بازار شد. بیش از هزار برند نوشیدنی انرژی‌زا در بازار آمریکایی وجود داشت. تقریباً همه‌ی آن‌ها نیز در قوطی‌های ۳/۸ اونسی معرفی می‌شدند که البته کار منطقی‌ای بود. قوطی‌های کوچک این توهم را به وجود می‎آوردند که محتوای داخلشان بسیار قدرتمند هستند. مثل یک لول دینامیت.

پس کدام برند تبدیل به نفر دوم در بخش نوشیدنی‌های انرژی‌زا شد؟ مانستر که اولین برندی بود که در قوطی‌های ۱۶ اونسی به بازار آمد. اینک رد بول ۴۵ درصد بازار نوشیدنی‌های انرژی‌زای داخلی را در اختیار دارد و سهم مانستر نیز ۳۷ درصد است.

بازاریابی باید قبل از طراحی و تولید محصول آغاز شود. قبل از اینکه یک شرکت در خصوص یک محصول یا نوع بسته‌بندیش تصمیم بگیرد باید با متخصصین بازاریابی‌ای مشورت کند که می‌توانند استراتژی مورد نیاز محصول را بچینند.

حالا کارآمدترین استراتژی بازاریابی کدام است؟ اینکه در یک بخش جدید نفر اول باشید. مشتریان، برای مثال، «چوبانی Chobani» را به عنوان اولین ماست چکیده می‌شناسند ولی عجیب اینجاست که چوبانی اولین نبود. «فیج Fage» اولین ماست چکیده بود. (چوبانی تازه نه سال بعد آمد.) با اینکه فیج اول آمده بود ولی تقریباً هیچ مشتری‌ای از این امر باخبر نبود زیرا بسته‌بندی‌های فیج روی کلمه‌ی «کُل» تمرکز داشت. (اشاره‌ای به میزان چربی موجود در ماست: چربیِ کُل.) بنابراین این به چوبانی اجازه داد تا تبدیل به اولین ماست چکیده‌ای شود که «توسط مشتریان شناخته شده بود.» بازار ماست چکیده اهمیت نگاه به ذهن مشتری را نشان می‌دهد.

اگر شرکتتان در آوردن یک محصول به بازار دیر عمل کرده باشد چه؟ و اگر از قبل دو برند قوی در بخش شما وجود داشته باشند چه؟ آن موقع باید چه کنید؟ دو انتخاب دارید:

یک بخش جدید راه‌اندازی کنید که بتوانید در آن نفر اول باشید.

«بهترین زمین Earth’s Best»، اولین غذای کودک اورگانیک؛ «افق Horizon»، اولین شیر اورگانیک؛ و «ابریشم Silk»، اولین شیر سویا، نمونه‌هایی از پیشتازان بخش‌های مختلف هستند. این بهترین انتخاب است ولی همیشه امکان‌پذیر نیست.

تمرکزتان را محدودتر کنید.

بی‌ام‌و تمرکز خود را به «رانندگی» محدود کرد و تبدیل به پرفروش‌ترین برند ماشین‌های لوکس در دنیا شد. سوبارو تمرکز خود را محدود به «وسیله‌ی چهارچرخ» کرد و از نظر افزایش سهم بازار تبدیل به موفق‌ترین برند اتوموبیل در بازار آمریکا شد. سوبارو حتی در سال ۲۰۱۵ با فاصله‌ی ۴۰ درصدی از فولکس‌واگن جلو زد.

در مجموع این که فرایند بازاریابی را با نگاه به ذهن مشتریانتان شروع کنید. سپس تصمیمات بازاریابی را با توجه به اینکه اکنون در کجای ذهن هستید و دوست دارید کجا باشید بگیرید. در بازار پیروز نمی‌شوید، بلکه در ذهن می‌شوید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(21)..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

پاورپوینت بازاریابی الكترونیكی..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

پاورپوینت راهنمای نگارش پایان نامه..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

راه حلی ساده برای از بین بردن استرس ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

نقش کسب‌ و کارها در آموزش مهارت‌های شغلی ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

۵ فناوری که صاحبان کسب و کار باید بشناسند ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

چرا مدیران آلمانی شعبده‌بازی یاد می‌گیرند؟ ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

۵ نکته مشترک در انتخاب نام شرکت‌های بزرگ ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

بازنشستگی ١٠ساله با چشم‌بندی بیمه‌های عمر! ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

قدم زدن در روستای صخره‌ای ۳‌هزار ساله ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

لزوم توجه به برندها در چارچوب کلان/ کم توجهى ایران در حوزه برندسازى ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

با ۱۰ میلیون تومان هم می‌توان خودرو خرید؟..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

جشنی برای گلهای ارکیده ایران در خاستگاهش..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

پرچم دوم ما فرش دستباف است..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

قابلیت ویرایش به توییتر اضافه می‌شود..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

واتس‌آپ هم به تشخیص چهره هوشمند مجهز می‌شود ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

رشد دوباره کاربران اسنپ‌ چت ..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

تغییرات اساسی در راه وایبر!..........چهارشنبه 17 بهمن 1397

خلاصه کتاب اصول سرپرستی..........شنبه 29 دی 1397

ترجمه 44P آمیخته بازاریابی..........شنبه 29 دی 1397

همه پستها