تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب موفقیت
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:30 ق.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

هریک از ما در طول زندگی با چالش‌های زیادی مواجه شده‌ایم؛ برخی از این چالش‌ها ناشی از طرز فکر خود ما هستند. بدون اینکه متوجه باشیم، طرز فکر ما می‌تواند مانع موفقیت ما باشد. متاسفانه، هرگز به ما آموزش داده نشده تا افکار مخرب را بشناسیم و با آنها مقابله کنیم. یکی از نویسندگان مشهور Lisa Kleypas می‌گوید: «شما بدترین دشمن خود هستید. اگر شما بیاموزید که از خود و دیگران انتظار بیجا برای رسیدن به کمال نداشته باشید، در این صورت می‌توانید آن شادی را که به دنبالش بودید پیدا کنید.»

 

تفکراتی که مانعی بر سر راه شما ایجاد می‌کنند و باعث عقب‌نشینی شما می‌شوند، عبارت است از:

1. شک کردن به خود: تصور شکست خوردن در رسیدن به هدف، بزرگ‌ترین مانع موفقیت شما خواهد شد. این طرز فکر بر کل نگرش شما نسبت به فعالیت‌های روزانه‌تان تاثیر می‌گذارد. اولین مرحله در دستیابی به هر هدفی چه بزرگ و چه کوچک این است که باور کنید آن هدف را به‌دست می‌آورید. اگر باور نداشته باشید که دستیابی به هدف تان ممکن است، محرک لازم را برای دنبال کردن اهدافتان نخواهید داشت. با نگرش مثبت شروع کنید و باور داشته باشید که هر چیزی امکان‌پذیر است.

 

2. از دست دادن فرصت: با از دست دادن فرصت‌ها شما راه موفقیت خودتان را مسدود می‌کنید. برخی از فرصت‌ها ممکن است فقط یک بار در طول زندگی پیش بیایند. از این‌رو تعلل در استفاده از آنها به راحتی می‌تواند موفقیت را از ما دور کند. توجه کنید که فرصت‌هایی که امروز از دست می‌دهید ممکن است هرگز تکرار نشوند. هر زمان که فرصت مناسبی به شما رو کرد آن‌را بقاپید و به دنبال آن بروید.

 

3. رها کردن : بارها پیش آمده که وسوسه شده‌اید مانند یک بوکسور در بازی بوکس «حوله تان را پرتاب کنید» و اعلام شکست کنید؛ این بدترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. زمین خوردن شما به معنای شکست نیست. شکست واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شما از بلند شدن و ادامه دادن امتناع می‌کنید. به خاطر داشته باشید که بسیاری از افراد موفق، از جمله توماس ادیسون، آبراهام لینکلن، اُپرا وینفری و بیل گیتس بارها و بارها شکست خورده‌اند ولی راه‌شان را به سمت هدف ادامه داده‌اند. بلند شوید و دوباره شروع کنید.

 

4. ترس از ریسک کردن: اگر بخواهید در منطقه امن خود بمانید هرگز به پتانسیل کامل خود دست نمی‌یابید. موفقیت نیاز به ریسک دارد. ریسک کردن دری است به سوی فرصت‌های جدید. اگر همان روال عادی و قدیمی خود را ادامه دهید، فرصت‌های بهتر را از دست می‌دهید. وقتی در مسیرتان می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا کنید، فرصت ریسک کردن را از خود دریغ نکنید! نویسنده بزرگ Norman Vincent Peale می‌گوید: «به سوی ماه بروید، اگر هم به ماه نرسید حداقل در میان ستارگان قرار می‌گیرید.»

 

5. نداشتن شور و شوق: وقتی که شور و شوق ندارید تبدیل به بزرگ‌ترین دشمن خود می‌شوید. زیرا یکی از معیارهای لازم برای دستیابی به هر نوعی از موفقیت و گذر از موانع، داشتن شور و اشتیاق است. برای به‌دست آوردن رویایتان اشتیاق داشته باشید، درغیر این صورت نمی‌توانید تغییری ایجاد کنید. گاهی اوقات سال‌ها طول می‌کشد تا اشتیاق لازم به‌وجود آید. ذهن‌تان را باز نگه دارید و تا زمانی که اشتیاق لازم را به‌دست آورید دست از جست‌وجو برندارید.

 

6. ترس از شکست: ترس دشمنی است که فعالیت‌های شما را فلج می‌کند. اگر دائما از شکست و زمین خوردن بترسید نمی‌توانید هیچ کاری انجام دهید و به هیچ هدفی دست نمی‌یابید. شجاعت داشته باشید و پایتان را از چیزهایی که به شما حس امنیت می‌دهند فراتر بگذارید.

 

7. عدم انطباق: اگر شما این واقعیت را قبول نکنید که همه‌چیز درحال تغییر است و ما باید خودمان را با این تغییرات وفق دهیم، دشمن خود می‌شوید. اگر قادر به مقابله با شرایط نباشید، محکوم به شکست می‌شوید. در جریان اتفاقات قرار بگیرید و قابل انعطاف باشید. در پایان، لیستی از نقاط قوت و فعالیت‌های مثبت مانند «باورها، چشم‌اندازها و فرصت‌های موجود» تهیه کنید و در جایی قرار دهید تا هر روز آنها را ببینید. وقت آن رسیده که به روش‌های جدید فکر کنید و به اهداف بیشتری را دست یابید.


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
شنبه 15 خرداد 1395  11:50 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

بسیاری از ما این عبارت را بارها شنیده‌ایم “سحرخیز باش تا کامروا باشی.” این ضرب المثل ممکن است درست باشد، اما حقیقت این است که افراد موفق برای صبح و شب خود عادت‌هایی دارند که هر دو چارچوب زمانی آنها را پربازده‌تر می‌کند. غروب، زمانی برای استراحت است و حداکثر استفاده از این زمان می‌تواند معجزه کند.

در ادامه لیستی از عادات شبانگاهی افراد بسیار موفق به شما ارائه شده است که بکارگیری آنها باعث می شود تا هیچ‌گاه از قافله عقب نمانید.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پونیشا، افزودن این عادت‌ها به زندگی روزانه‌تان به شما قدرت و بینش می‌دهد تا بتوانید تفاوتی واقعی در زندگی خود ایجاد کنید.

۱- آمادگی رییس جمهور، باراک اوباما، برای روز بعد
چه این ویژگی ذاتی و چه اقتضای شغل او باشد، باراک اوباما چند ساعتی را در شب صرف تجزیه و تحلیل برنامه‌ها و کارهای صبح روز بعد می‌کند. او تصوری کلی از امور روز بعد را برای خود ترسیم می‌کند، در نتیجه می‌تواند تا حد امکان برای اتخاذ تصمیماتِ آگاهانه‌تر و هوشمندانه‌تر آماده باشد. اگر می‌دانید فردا روز شلوغی در پیش دارید روز قبل برای آن برنامه‌ریزی کنید و سناریوهای کسب موفقیت در امور خود را تصویرسازی کنید.

۲- زمان آزاد طراح مد، وِرا ونگ
بعد از چک کردن ایمیل‌های خود، وِرا ونگ بخشی از شب خود را به تفکر آزاد درباره‌ی طراحی اختصاص می‌دهد. این موضوع به وی کمک می کند تا فرصت طلایی “آها! یافتم!” را که بسیاری از افراد خلاق به دنبال آن هستند، به دست آورد. در پایان روز، به خود فرصت استراحت کردن دهید. ممکن است به طور طبیعی به کار فکر کنید اما تا زمان ظهور جرقه‌های مهم، آن را عملی نکنید.

۳- عادت پیاده‌روی مدیر عامل Buffer، جوئل گسکویین
مدیر عامل شرکت بافر، جوئل گسکویین هر شب، بدون استثنا ۲۰ دقیقه پیاده‌روی می‌کند. این کار موجب آمادگی ذهن و بدن او برای خوابیدن می‌شود. او از این کار برای رسیدن به “حالت خستگی” استفاده می‌کند. بنابراین به راهی فکر کنید که ذهن شما را به حالت استراحت نزدیک کند. بسیاری از متفکران بزرگ از پیاده‌روی به عنوان یک ابزار استفاده کرده‌اند. این عادت را به راحتی می توان در برنامه‌‌های روزانه گنجاند.

۴- عادت مطالعه‌ی بیل گیتس، مدیر ارشد میکروسافت
بیل گیتس هر شب قبل از خواب، یک ساعت از زمان خود را به مطالعه می‌پردازد. این کار به او کمک می‌کند که میزان استرس خود را کم کرده و عملکرد فکری خود را بالا ببرد، تمام این مدت او در حال خلق دانش جدیدی است که ابداعات آینده‌اش از آنها سرچشمه می‌گیرد. هر شب قبل از خواب، زمانی را به مطالعه اختصاص دهید. انگیزش و تحریک ذهن می‌تواند شما را یک گام به سوی یک طلوع بزرگ نزدیکتر کند.

۵- آریانا هافینگتون موبایل خود را خاموش می‌کند.
بسیاری از افراد پر کار خاموش کردن موبایل در شب برایشان بسیار مشکل است اما افرادی که این کار را می‌کنند از این پروسه دفاع می‌کنند. پس از آنکه هافینگتون در یک مراسم، از خستگی زیاد از حال رفت، از مدافعان خاموش کردن تلفن هنگام خواب شد. افراد دیگری همچون شریل سَندبرگ، مدیر امور اجرایی فیس‌بوک،  با این عادت هافینگتون موافق هستند. اغلب گفته می‌شود که روشنایی چراغ موبایل مغز انسان را به اشتباه می‌اندازد، یعنی مغز فکر می‌کند که بیدار است، پس موبایل خود را خاموش کنید مگر اینکه مایل باشید تمام شب بیدار بمانید.

۶- گفتگوی خانوادگی الکس بلومبرگ، گوینده رادیو
الکس بلومبرگ، در یکی از اپیزودهای پادکست جدید و موفق خود با نام “استارتاپ”، درباره‌ی اشتیاق خود برای سپری کردن بخش قابل توجهی از زمانش با همسر جوان خود ناسنین صحبت می کند. کل این مجموعه حاوی بینش‌ها و کارهایی است که منجر به شروع یک کسب‌و‌کار می‌شود. درعین حال که بلومبرگ خواهان موفقیت در کسب‌وکار خویش است، در مورد تاثیر فعالیتش بر خانواده و همسرش نیز صحبت هایی به میان می‌آورد. اطمینان حاصل کنید که ایده‌های کاری شما با نظرات خانواده‌تان هماهنگی داشته باشد، اینگونه شما آسوده‌تر خواهید بود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395  01:46 ق.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

زمانی که پای موفقیت در میان باشد، وسواس فکری هم می تواند به شما کمک کند هم می تواند شما را از پا درآورد.

 با وجود این که فکر کردن بیش از حد به شغل، تجارت، وظیفه یا پروژه ای که به عهده دارید، بعضا می تواند بسیار آزاردهنده باشد اما همین زیاد فکر کردن می تواند شما را به سمت موفقیت نیز هدایت کند. بسیاری از معایب شخصیتی واقعا می توانند شما را تبدیل به یک فرد موفق کنند. موفقیت چیزی است که همه در آرزوی دست یابی به آن هستند، اما با این حال، برخی افراد تنها به این دلیل که توانایی ها و قابلیت های خود را دست کم می گیرند دست از تلاش بر می دارند. شما هم همانند بسیاری از مردم روی سیاره زمین نواقص خاص خود را دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آسیا ، شاید برخی از افراد از نسبت به اشکالات رفتاری شما حساسیت داشته باشند یا حتی از آنها متنفر باشند، در حالی که دیگران اصلا متوجه آن اشکالات در شما نشوند. به همین دلیل است که باید هر کدام از نواقص شخصیتی خود را با گرمی در آغوش بگیرید و هرگز دست از تلاش برای رسیدن به موفقیت برندارید. با این حال بد نیست نگاهی به عیوب شخصیتی بیندازید که می توانند شما را به موفقیت قطعی نزدیک تر کنند.

خصلتی به نام لجاجت
کله شقی و لجاجت از جمله ویژگی هایی است که تحمل آن برای خیلی ها بسیار سخت است. شاید حتی مادر یا برادر و خواهرتان نیز نتوانند خیره سری شما را تحمل کنند چه برسد به همکاران تان که برای این ویژگی شما را تحقیر کنند.

اما به لطف همین ویژگی است که می توانید در جایگاه موفقیت بایستید. زیرا با داشتن این ویژگی است که می شود به شما لقب سخت کوش را داد. افراد لجوج با سماجت برخواسته خود اصرار می کنند و تا رسیدن به خواسته مورد نظرتان دست از تلاش بر نمی دارند. آنها حتی سعی به تغییر یا سرکوب این ویژگی در خود ندارند و تسلیم شدن برایشان موضوع سخت و طاقت فرسایی است. سرسختی به افراد انگیزه می دهد که حرکت رو به جلو داشته باشند و موفقیت های بیشتر و بیشتری را به دست آورند.

خود رای بودن
افراد خودخواه هرگز به نظرات دیگران اهمیتی نمی دهند. آنها از هرگونه شایعه، قضاوت و کینه و دشمنی چشم پوشی می کنند. افراد خودخواه به راحتی بر اهداف و رویاهای خود تمرکز می کنند و برای رسیدن به خواسته خود از انجام کارهایی که منجر به رسیدن به آنها شود دریغ نمی کنند. اولین اولویت در زندگی هر فرد خودخوداه خود وی است و این اهمیت به خود باعث می شود همیشه در مسیرهایی قدم بردارند که بدانند به نفع شان است و از پیمودن آن مسیر لطمه ای به خود وارد نمی کنند.

افراد خودپسند به جای تامل بر اشتباهات و شکست خود، بدون هیچ حسرت و پشیمانی به سمت جلو حرکت می کنند. اگر هم کسی بر این ویژگی آنها اشاره کنند، به سادگی از آن می گذرند و به مسیر خود ادامه می دهند. اگر فرد خودخواهی هستید فکر نکنید دارای بدترین ویژگی اخلاقی هستید. بلکه این موضوع که در محیط کار خود را در اولویت قرار دهید، ویژگی فوق العاده ای است.

جزئی نگر بودن
شاید گاهی اوقات توجه زیاد به جزییات برای شما آزاردهنده باشد و حتی اطرافیان تان نیز از این ویژگی شما خسته شده باشند. اما این دقیق بودن همیشه بد نیست بلکه نشان دهنده هوش بالای شماست. دقت زیاد به جزییات حاکی از آن است که فرد کنجکاو، مشتاق و هیجانی هستید. افراد کنجکاو با دیدن هرچیزی صدها سوال در ذهن شان نقش می بندد و حتی درباره کوچک ترین مسائل و مشکلات نیز سوالات پیچیده ای طرح می کنند. اما سوال پرسیدن هرگز چیز بدی نیست. به قول معروف «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است». این خصوصیت رفتاری به این افراد کمک می کند تجربه کسب کنند و همچنین در مقایسه با افراد ساکتی که در هر شرایط عکس العمل خنثی دارند و عاری از هرگونه توجه به جزییات هستند موفقیت بیشتری کسب کنند.

وسواس فکری
زمانی که پای موفقیت در میان باشد، وسواس فکری هم می تواند به شما کمک کند هم می تواند شما را از پا درآورد. با وجود این که فکر کردن بیش از حد به شغل، تجارت، وظیفه یا پروژه ای که به عهده دارید، بعضا می تواند بسیار آزاردهنده باشد اما همین زیاد فکرکردن می تواند شما را به سمت موفقیت نیز هدایت کند.

با داشتن وسواس فکری تمام تمرکز خود را تنها معطوف به همان مسئله می کنید و با سخت کوشی بیشتری تلاش می کنید و تا هنگامی که به خواسته و هدف تان برسید دست از تلاش بر نمی دارید. حتی اگر در مسیرتان شکست هم بخورید این فکر کرد دائم به شما اجازه نمی دهد که تسلیم شوید. داشتن وسواس فکری به شما کمک می کند بر دردها، ترس ها و ضعف های وجودتان غلبه کنید و قادر باشید با هر شرایط سختی کنار بیایید.

صراحت
همه افراد قادر نیستند بدون من من کردن افکار و احساسات خود را بیان کنند. به علاوه، بسیاری از افراد از این که سایرین درباره آنها چه فکری کنند یا چه بگویند می ترسند. هنر برقراری ارتباط این نیست که فقط بدانید چه چیزی و چگونه آن را بگویید. بلکه باید بدانید چه زمانی هم صحبت کنید. بعضی از افراد هنگامی که حرف زدنشان بسیار لازم است عقب می نشینند و چیزی نمی گویند. این صحبت کردن می تواند یک ایده، پیشنهاد یا انتقادی باشد که آنها نمی خواهند آن را بیان کنند.

افراد موفقی که عادت به رک گویی و پوست کنده سخن گفتن دارند، از این ویژگی به نفع خود استفاده می کنند. آنها راحت، صادق و شجاع هستند و از عواقب رفتار خود نمی ترسند. زیرا عادت دارند خود را همان طور که هستند نشان دهند و برای کسی نقش بازی نمی کنند. این ابراز عقاید در بسیاری از مواقع به نفع شماست چرا که ایده خود را بیان کرده اید و حتی شاید با بیان نظرتان دیگران را نیز با خود همراه کنید. بنابراین اگر از این ابراز نظر و عقیده به صورت بلند و صریح احساس عذاب وجدان می کنید بهتر است این حس را کنار بگذارید. مشتاقانه عیب خود را بپذیرید، آن را غنیمت بشمارید و از آن دست برندارید چرا که روزی نتیجه رفتار خود را خواهید دید.

درون گرایی

افراد درون گرا عموما با نشان دادن این موضع مشکل دارند که بدتر از برون گراها نیستند تنها به این دلیل که درون گراها نسبت به دیگران روابط اجتماعی ضعیف تری دارند، کمتر حرف می زنند و گستاخی کمتری دارند به این معنا نیست که الزاما در زندگی شان بازنده اند. بسیاری از افراد معروف درون گرا هستند و از داشتن این ویژگی احساس شرم و خجالت نمی کنند. در واقع درون گرایی یک نقص نیست بلکه موهبتی است که بسیاری از افراد درون گرا می دانند چگونه از آن استفاده کنند. حتما شنیده اید که افراد درون گرا شنونده های فوق العاده ای هستند. آنها با هوش بیشتری فکر می کنند و تصمیمات شگفت انگیزی می گیرند. مجموع این صفات مسلما آنها را تبدیل به افراد موفقی می سازد که با قدرت تفکر و تعقل بیشتر قادر به حل مشکلات هستند.

کم طاقتی
این عیب رفتاری، بسته به این که تا چه اندازه خوب بتوانید آن را کنترل کنید، می تواند منتهی به موفقیت یا شکست شما شود. افراد کم حوصله و کم طاقت پیش از این که دست به انجام کاری بزنند فکر نمی کنند و به همین دلیل است که مرتکب اشتباهات زیادی می شوند. اما همین اشتباهات به آنها کمک می کند باهوش تر شوند و تجربیات بیشتری به دست آورند. اگر نمی توانید از شر این نقیصه در وجودتان خلاص شوید، با آغوش باز آن را بپذیرید و ببینید در عرض چند سال چه اتفاقاتی رخ خواهددارد. همه ما عیوب خود را به خوبی می شناسیم اما گاهی اوقات تصحیح این رفتارهای اشتباه سخت است. فکر کردن بی نتیجه و مکث بر این عیوب شما را به جایی نخواهدرساند، در صورتی که بهره گیری از آنها به شما کمک می کند به اهداف خود دست یابید و تبدیل به یک فرد موفق شوید.

باید یاد بگیرید چگونه نواقص خود را کنترل کنید. تغییر زندگی تان راه ساده ای است. این موضوع را ثابت کنید که به هیچ عنوان بدتر از دیگران نیستید. همه در وجودشان عیب هایی دارند اما استفاده درست از آن عیوب برای رسیدن به هدف کار هر کسی نیست.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 27 اردیبهشت 1395
نظرات()   
   
جمعه 19 تیر 1394  10:54 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

هفته نامه زندگی مثبت -  طاهره محمدی: دیوید راکفلر، بزرگترین بیلیونر جهان، در جشن تولد 100 سالگی اش گفت و گویی با مجله فوربس انجام داده که در آن گفت و گو درس های مهم زندگی اش را که طی 100 سال زندگی به دست آورده است بیان می کند. شنیدن این تجربیات خواندنی است.

با ارزش ترین درس های بزرگ ترین میلیاردر جهان

سود همیشه مهم است

چه در زندگی شخصی و چه در دنیای تجارت، همواره به دست آوردن سود و منافع است که باعث اشتغال، ثروت و قدرت بخشیدن به افراد می شود. درواقع توجه به سود است که جامعه را به جایی از رشد می رساند که هیچ سیستم اقتصادی و سیاسی دیگری نمی تواند به آن درجه از قدرت برسد، اما در کنار سود، 2 چیز دیگر است که باعث می شود هزینه سنگینی را بابت آن بپردازید. روزی یک مشاور خانواده به من گفتن طلاق گرفتن و وارد سیاست شدن 2 انتخابی است که برایت گران تمام خواهدشد. بنابراین اگر می خواهید هزینه نپردازید این 2 کار را انجام ندهید.

تا آنجایی که می توانید از محل کارتان دور شوید

من در طول زندگی ام، حدود 5 میلیون مایل مسافت هوایی را طی کردم که حدودا به اندازه 200 بار گشتن دور دنیاست. در این سفرها به 103 کشور دنیا مسافرت کردم. تا آنجا که می توانید از محل کارتان خارج شوید. من یکبار صد وعده غذایی تنها برای جور شدن یک ملاقات تجارتی صرف کردم و هزارها تماس تلفنی و قرار ملاقات با مشتریانم داشتم.

اعتماد؛ رمز موفقیت

من عقیده دارم بزرگ ترین انجمن های تجاری موفق دنیا برپایه اعتماد، درک و وفاداری پایه ریزی شده اند. این ویژگی ها دقیقا از خصوصیات یک دوستی نزدیک شخصی است.

به نظر دیگران اهمیت ندهید

بعضی افراد تا حدودی بدبین و شکاک هستند. گاهی اوقات آنها تصور می کنند که هرچیزی که شما به دست آورده اید درنتیجه اسم و رسمی است که داشته اید و اهمیتی نمی دهند که شما برای رسیدن به این مرحله از پیشرفت تلاش کرده اید. در مقابل این گروه از افراد بی توجه باشید.

تضاد جذابیت می آورد

با وجود اینکه من و همسرم از بودن کنار یکدیگر لذت می بریم اما هرکدام از ما سرگرمی ها و علایق مخصوص به خودمان را داریم که آنها را به صورت مستقل دنبال می کنیم. این راز ازدواج بلندمدت و شاد ماست. همواره برای خود سرگرمی ای داشته باشید که خود را با آن مشغول کنید.

پدرشدن زندگی را متفاوت می کند

پدرشدن چشم انداز جدیدی را در زندگی تان به وجود خواهد آورد. پدرشدن مرا با کمبودهایی که داشتم آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت هایی که برایم می گذاشت احساس همدردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجایی که در توانتان است بیشترین کاری که می توانید به عنوان یک پدر برعهده بگیرید را انجام دهید.

یک معلم خوب بیابید

علت اصلی علاقه وافرم به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم خانم «المینا لوک» هستم. درواقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد.

تاسف نخورید

پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه هایش تاسف نخورد.

برای خودتان سرگرمی بسازید

وقتی جوان بودم فکر می کردم یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:جمعه 19 تیر 1394
نظرات()   
   
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394  08:36 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

همه ما بهانه هایی داریم که سد راه ما برای دنبال کردن بزرگترین آرزوهایمان میشوند. بهانه ها فقط توجیهی برای آن دسته از اعتقاداتمان هستند که محدودمان میکنند. برای اینکه جلو باور کردن بهانه هایمان را بگیریم و بتوانیم آمال و آرزوهایمان را دنبال کنیم، باید ریشه این اعتقادات را پیدا کرده و آنها را به باورهایی تبدیل کنیم که ما را روز به روز به خودمان مطمئن تر میکنند.

منظورمان این نیست که غیرواقعی فکر کنید. منظورمان این است که تلاشمان را بیشتر کنیم تا بتوانیم از مهارت ها و توانایی هایمان برای انجام کارهایی در زندگیمان که دوست داریم استفاده کنیم.

بهانه‌هایی که مانع رسیدن شما به آرزوهایتان می شود

بهانه ها معمولاً دو دسته هستند: بهانه های "کافی نبودن ها" و بهانه های "خیلی زیاد ها" در زیر به بعضی از متداولترین بهانه هایی که افراد برای دنبال نکردن آرزوهایشان برای خود می آورند و راههایی برای غلبه بر آنها اشاره میکنیم:

رویکرد «کافی نبودنها»

۱. وقت کافی ندارم.

این یکی از متداولترین بهانه های افراد برای دست کشیدن از آرزوهایشان است. اما وقتی بنشنید و حساب کنید که ۲۴ ساعت شبانه روزتان را صرف چه کارهایی می کنید، متوجه خواهید شد که این بهانه اصلاً جایز نیست، از این گذشته، چه چیزی مهمتر است: وقت تلف کردن در اینترنت یا ۳۰ دقیقه وقت گذاشتن برای اینکه یک قدم به سمت آرزویتان گام بردارید؟ اگر به وقت بیشتری نیاز دارید، به کارهایی فکر کنید که میتوانید برای دنبال کردن آرزویتان موقتاً کنار بگذارید.

۲. پول کافی ندارم.

خیلی ها بدون اینکه بنشینند و ببینند این پول کافی واقعاً چقدر است، زود نتیجه گیری می کنند. حتی اگر این عدد الان برایتان غیرقابل دسترس باشد، باز هم دلیل برای کنار گذاشتن هدفتان نیست. وقتی آن عدد دقیق را در ذهن داشته باشید، در وضعیت بهتری هستید چون می توانید از راههای مختلف مثل پس انداز کردن، درخواست ترفیع کاری، کار کردن بیشتر و … آن را به دست آورید.

۳. مهارت کافی ندارم.

وقتی این بهانه را می آوریم، یادمان میرود که تا امروز در زندگیمان چه مهارت هایی کسب کرده ایم. راه رفتن، حرف زدن، آشپزی کردن، تایپ کردن ، … همه اینها کارهایی بوده که روزی بلد نبودیم و برای آموختن آنها زمان گذاشته ایم. چه چیزی جلو شما را برای یادگیری دوباره میگیرد؟

۴. حمایت کافی ندارم.

اینکه برای رسیدن به هدفتان کسی حمایتتان نکند خیلی سخت است اما دلیل کنار گذاشتن آن نیست. اگر بین دوستان یا خانواده کسی از شما پشتیبانی نمیکند، به آدمها و مکانهایی فکر کنید که بتواند این حمایت را از شما به عمل آورد.

۵. هوش کافی ندارم.

تا وقتی که به خودتان میگویید که برای انجام کاری به اندازه کافی باهوش نیستید، هیچوقت نخواهید بود. اگر سعی دارید به توانایی هایتان اعتماد کنید، وقت بگذارید و لیستی از همه کارهایی که توانسته اید با موفقیت به پایان برسانید، همه کارهایی که بیش از انتظار دیگران بوده است و تواناییتان را اثبات کرده، تهیه کنید. به خودتان اجازه دهید کسی باشید که بتواند به آرزویش برسد.

۶. تجربه کافی ندارم

و

۷. ارتباطات کافی ندارم.

به جای اینکه این بهانه ها را جمله تمام کننده ببینید، این سوال را به آنها اضافه کنید: چه کاری برای آن از دستتان برمی آید؟

همانطور که هیچ کس با مهارت هایی که امروز دارد به دنیا نیامده است، هیچکس هم با تجربه و ارتباطات کافی پا به دنیا نگذاشته است. تجربه به مرور ایجاد می شود و همه یک روز شروع می کنند. ارتباطات هم همینطور، هر چه زودتر شروع کنید، شبکه ارتباطاتتان زودتر رشد می کند.

رویکرد «خیلی زیادها»

۸. خیلی ریسک دارد.

شاید درست باشد اما این دلیل نمی شود که دست از آن بکشید. ببینید دقیقاً چه چیزی درمورد آرزویتان ریسک دارد (ممکن است پول زیادی از دست بدهید؟ ممکن است کارتان را از دست بدهید؟ از این می ترسید که بقیه قضاوتتان کنند؟)، بعد بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد را تصویر کنید. برای آماده کردن خودتان یا کم کردن ریسک های کار چه می توانید بکنید؟

بهانه‌هایی که مانع رسیدن شما به آرزوهایتان می شود

۹. خیلی زود است.

مثل بقیه بهانه هایی که در این لیست هستند، خیلی مهم است که آن را با جزئیات بیشتری بررسی کنید. معمولاً چیزی پشت این «خیلی زود» قرار دارد ترس است، ترس از احمق جلوه کردن و ترس از شکست. همانطور که رید هافمن (Reid Hoffman) بنیانگذار LinkedIn می گوید، «اگر از نسخه اولیه محصول خودتان خجالت نمی کشید، یعنی خیلی دیر شروع کرده اید.» اولین تلاش ها برای عملی کردن آرزوهایمان بخشی از روند کار است.

۱۰. خیلی دیر است.

انواع دیگر این نوع بهانه این است که «برای اینکار خیلی پیر شده ام» یا «اینکار خیلی طول می کشد». بااینکه همه ما وقت محدودی را زنده هستیم تا بتوانیم کارهایی که دوست داریم را انجام دهیم، این وقت بالاخره میگذرد، چه آرزوهایتان را دنبال کنید چه نکنید. پس چرا بیشترین استفاده را از این وقت محدود نبرید؟

۱۱. خیلی کم اهمیت است.

نه! این آرزوی شما است و دقیقاً چیزی است که خیلی اهمیت دارد. اگر آدم های بیشتری میخواهید که کنارتان باشند تا این را به شما یادآوری کنند، یکبار دیگر مورد ۴ را بخوانید.

بهانه های دیگر

۱۲. نمیدانم از کجا شروع کنم.

یکی از دلایلی که آرزوهایمان همیشه آرزو می ماند این است که پروژه های بزرگی هستند که شروع کردنشان سخت است. اگر از حجم کاری که باید شروع کنید واهمه دارید، سعی کنید آن را به سه مرحله کوچکتر تقسیم کنید که شروع آن برایتان راحتتر شود.

۱۳. نمیدانم قبلاً کسی اینکار را کرده است یا نه.

ممکن است اینطور باشد، به همین دلیل قبل از اینکه با این بهانه آرزویتان را به کلی کنار بگذارید، وقت بگذارید و آن افراد را پیدا کنید. حتی می توانید یک شبکه حمایتی ایجاد کنید که انگیزهتان را بیشتر کند.

۱۴. کسان دیگری هستند که باید نگرانشان باشم.

این هم مثل بهانه شماره ۸، کمی واقعیت در خود دارد. اگر اینطور است، دقیق بفهمید که چطور دنبال کردن آرزوهایتان می تواند بر توانایی شما برای حمایت از کسان دیگری که در زندگیتان به شما نیاز دارند، تاثیر بگذارد. مثلاً برای دنبال کردن آرزوهایتان ممکن است مجبور شوید از کارتان بیرون آمده و برای مدتی هیچ درآمدی نداشته باشید.

با کسانی که نگرانشان هستید حرف بزنید، برایشان توضیح دهید که این آرزو و هدف تا چه اندازه برایتان اهمیت دارد و با آنها مشورت کنید. این هم فکری باعث می شود بدون اینکه مجبور به قربانی کردن رفاه و خوشبختی خودتان یا آنها باشید، آرزوهایتان را دنبال کنید.

۱۵. ممکن است موفق نشوم.

ترس از شکست یکی از متداولترین  دلایلی است که باعث میشود هدف هایتان را دنبال نکنید. اگر شما هم دچار چنین ترسی هستید، تصور کنید که در آخر زندگی خود هستید و بعد ببینید از کدامیک از این کارها بیشتر افسوس خواهید خورد: تلاش کردن و (احتمالاً) شکست خوردن یا تلاش نکردن و هیچوقت فرصت موفقیت را به خود ندادن.

شما چه بهانه های دیگری می شناسید که سر راه رسیدن به آرزوهایتان میشود؟ آنها را با ما و خوانندگان دیگر در میان بگذارید.

منبع:سایت مردمان


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394
نظرات()   
   
پنجشنبه 6 فروردین 1394  11:03 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار


مجله همشهری تندرستی - ترجمه راشین مختاری: آیا تمایل دارید سطح برآیند کارهایتان طوری ارتقا یابد که در زمان کمتر و البته با تلاش کمتر کارهای بیشتر و مهمتری انجام دهید؟ اغلب، هنگامی که درباره بهره وری برای قدم گذاشتن در راه کارآفرینی فکر می کنیم، موضوعاتی مانند تکنیک های مدیریت زمان، راه های سرعت بخشیدن به کار و افزایش انگیزه به ذهن مان می رسد اما این مطلب به تکنیک هایی بسیار فراتر از نکات گفته شده می پردازد.

در حالی که در مدتی کوتاه، اگرچه تکنیک های موقتی می تواند ما را در سرعت بخشیدن به کارها و نیز انجام کارها در زمان کوتاه تر کمک کند اما در درازمدت احتمالا موجب خستگی خواهد شد. ما دائما کارهای مختلف را با سرعت انجام خواهیم داداما مبدن ما نمی تواند دیگر این روند راادامه دهد زیرا ممکن است پس از مدتی، ذهن دچار خستگی شدید شود و در دوره ای به مدت شش ماه تا یک سال یا حتی بیشتر، روند رشد و حرکت را معکوس کند.

پس اگر بخواهیم به جای استفاده از تکنیک های سرعت بخش، مسیری دیگر انتخاب کنیم که به همان اندازه، بهره وری مان را افزایش می دهد، چه نکاتی اهمیت دارند؟ جواب این سوال در انگیزه اصلی، آرزو و محرک درونی و پیاده سازی مهمترین ابزارها در دنیای واقعی است.

یکی از مهمترین راه ها برای رسیدن به این حالت درونی، تاثیرگذاری بر حالتع روانی خودمان است که به افزایش بهره وری، بدون معایب روش افزایش سرعت، می انجامد. توجه داشته باشید که به جای توصیه به تمرکز بر بهره وری، چقدر روی محیط ایده آل تاکید خواهیم کرد.

وقتی شما به جای تاکید بر بهره وری، برای رسیدن به آن، محیط ایده آل و مورد نیاز آن را برای ذهن خود آماده کنید، بهره وری خود به خود پدیدار می شود، پس با استفاده از این نکات می توانید شرایط ذهنی را ایجاد کنید که به افزایش بهره وری خواهد رسید.

از خودت تشکر کن

1- قبول کنید اکثر کارهای روزانه شما مهم نیستند


اگر نگاهی به 40 ساعت گذشته خود بیندازید، احتمالا 30 ساعت آن را مشغول کارهای برنامه ریزی نشده، غیرضروری یا حتی کاملا غیرسازنده بوده اید. البته این مسئله مختص به 40 ساعت گذشته نیست، بلکه مشکل هفته های متمادی زندگی شماست. اگر فکر می کنید زندگی شما اینگونه نیست، کارهای هر 15 دقیقه از 40 ساعت آینده خود را بنویسید.

بعد از هر 15 دقیقه کارهای انجام شده خود را هم بنویسید. در پایان 40 ساعت، همه این نوشته ها را در کنار هم قرار دهید. حتی اگر حالا اعتقاد داشته باشید که 80 درصد کارهای شما سازنده است، آن وقت از حجم کارهای غیرسازنده خود شگفت زده خواهید شد. احتمالا به این نتیجه خواهید رسید برای بهره وری بیشتر چندان مهم نیست کار جدیدی انجام دهید، بلکه ابتدا باید کارهای اضافی را از فعالیت های خود حذف کنید. اگر موارد غیرضروری را حذف کنید و این 40 ساعت را به 10 ساعت مفید تبدیل کنید، آن گاه می توانید اندکی از کارهای دیگر را به فهرست خود اضافه کنید.

برای مثال اگر پس از کاهش 40 ساعت کارهای غیرضروری به 10 ساعت فعالیت سازنده، 10 ساعت فعالیت سازنده دیگر به آن اضافه کنید، در نیمی از زمان، با نیمی از استرس و با کاهش ریسک خستگی و مضرات دیگر، دو برابر گذشته فعالیت مفید انجام می دهید.

2- پاداش گرفتن را عقب نیندازید


اگر کار خوبی انجام دادید، بلافاصله پس از آن به خودتان پاداش دهید. این کار به مغز شما می آموزد که پاداش داده شده به خاطر انجام به موقع، صحیح و با رعایت اولویت بوده است.

اگر دائما این کار را انجام دهید، انگیزه بیشتری برای انجام کارهای ضروری و نیز کارهای مورد نیاز هر روز خواهید داشت. حتی ممکن است پس از آن، ترک کارهای کم اهمیت تر برای شما راحت تر باشدو خودشان به کناری بروند.

3- به خودتان بابت تکمیل کارها تبریک بگویید


ذهن شما هنگامی که مورد تقدیر قرار می گیرد، ناخودآگاه بهتر کار می کند. البته تنها راهی که می توان با آن به ذهن تلقین کرد که مورد تقدیر قرار گرفته است، فقط تقدیر کردن از آن است.

یک بار در روز، به مدت یک ماه این کار را تکرار کنید. احتمالا از تاثیر آن در زلال شدن افکارتان شگفتزده خواهید شد. زلالی افکار هم باعث افزایش بهره وری خواهد شد.

4- بر آنچه می توانید انجام دهید، تمرکز کنید


این مسئله، نقطه ای کلیدی در بهره وری است. تنها بر چیزی تمرکز کنید که به خوبی از پس آن برمی آیید و کاری را انجام دهید که در آن تبحر دارید. کارها را اولویت بندی کنید. ممکن است بفهمید کارهایی که در آن تبحر ندارید، خودشان به آسانی حل می شوند یا اینکه وقتی کارهای دیگر را انجام دادید و تنها چند قدم به پایان کار مانده بود، برداشتن چند گام باقی مانده و رسیدن به هدف، این انگیزه را به شما بدهد که سریع تر کارها را انجام دهید.

وقتی روی بخش هایی تمرکز کنید که در آن تبحر ندارید، با وجود اینکه ممکن است بخش کوچکی از کار شما باشند، احساس بزرگنمایی مشکل به شما منتقل می شود و انگیزه تان برای انجام کار را از بین می برد. اگر پیش از تمرکز بر ضعف های خود، بخش زیادی از کار را انجام دهید، به پایان رساندن بخش های باقی مانده آن راحت تر و سریع تر خواهد بود.

5- به این فکر کنید که کارتان چه فایده ای دارد


اگر بر این نکته تمرکز کنید که کارتان چگونه به دیگران کمک می کند، ذهن شما دلایل بیشتری برای اتمام آن در اختیار خواهد داشت. مغز ما کارهای بی هدف را دوست ندارد، بنابراین اگر کار شما کمک به دیگری باشد، به شکل گیری آن هدف می دهد و ذهن شما را به سمت کامل کردن کار می کشاند.

از خودت تشکر کن

6- کمال گرا نباشید


تا به حال شده که 90 درصد یک پروژه را 10 ساعته انجام دهید و برای تکمیل 10 درصد باقیمانده آن 20 ساعت دیگر وقت نیاز داشته باشید؟ آیا انجام تنها 10 درصد کار به این همه وقتی که باید برای آن بگذارید، می ارزد؟ یا اینکه می توانید دستی به سر و روی آن بکشید،در دقایق پایانی رنگ و لعابی به آن بدهید و به جای 20 ساعت، تنها در یک ساعت پروژه را کامل کنید؟

باید تصمیم درست بگیرید. اگر یک جراح قلب یا یک تعمیرکار هستید، احتمالا باید تا پایان کار پیش بروید اما اگر در حال نوشتن مقاله، کتاب، درس دادن یا بسیاری از کارهای دیگر هستید، وقتی 90 درصد کار تکمیل شد، ممکن است ارزشش برابر با همان 99 درصد باشد؛ بنابراین یک درصد باقیمانده را هم انجام دهید و فقط 91 درصد بهترین کار خود را درست کنید و کمال گرایی را کنار بگذارید.

* همه این نکات را به هم پیوند دهید

- کدام یک از این نکات برای شما جذاب تر است؟

- کدام یک از آنها می تواند بیشترین افزایش را در نتایج حاصل از کار شما در پی داشته باشد؟

- سریع ترین نکته کدام است؟ آن نکته را پیش از بقیه انجام دهید. هفته بعد، نکته بعدی را اضافه کنید. تا شش هفته این کار را انجام دهید، خواهید دید که بهره وری روزانه شما، بدون هیچ تلاش بیشتری و حتی شاید با تلاش کمتری دو برابر خواهد شد.

چند نکته همیشگی برای موفق بودن


* گاهی اوقات موفقیت، تنها در غلبه شما بر ترس و ریسک پذیری خلاصه می شود. اگر از ریسک کردن بپرهیزید، هرگز قابلیت های خود را کشف نخواهید کرد. هرگز از شکست نهراسید زیرا نترسیدن از شکست، یکی از مهمترین مهارت ها برای موفقیت است.

* یک روال و سبک سالم برای زندگی تان در پیش بگیرید؛ به طور مرتب ورزش کنید، خوب غذا بخورید، زیاد بخندید، با آرامش به خواب بروید و نگرانی ها را از خود دور کنید.


* گاهی اوقات نیاز است واقعا نگرانی هایی را که در مورد اتفاقاتی که خارج از کنترل ماست، کنار بگذاریم.

* به دنبال فرصت ها و راه های چاره برای موقعیت هایی باشید که دیگران در مواجهه با آن تسلیم می شوند.

* مسئولیت کامل اعمال و رفتار خود را برعهده بگیرید.

* سعی کنید به جای رفتار منفعلانه، رفتاری فعالانه داشته باشید.

* در مورد خودتان و اعمال تان اطمینان داشته باشید.

* ظاهر و لباس شما، تعیین کننده ارزش شما نیست.

* یاد بگیرید برابر سختی ها مقاومت کنید.

* جسارت این را داشته باشید که به دنبال ندای قلب خود بروید، نه دیگران.

* زندگی را جدی نگیرید و یاد بگیرید که از آن درست لذت ببرید.

* شکست های خود را توجیه نکنید.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 6 فروردین 1394
نظرات()   
   
پنجشنبه 7 اسفند 1393  10:04 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

بسیاری از جوانان از افراد موفق جامعه درخواست می کنند تا روش ها و دلایل رسیدن به موفقیت را برای آنها تشریح کنند. دکتر ریچارد اس.تی.جان نویسنده، محقق و تحلیلگر موفقیت با انجام یک تحقیق میدانی درصدد پاسخگویی به این سوال برآمده است. این تحقیق در طی 7 سال با روش مصاحبه از 500 فرد موفق در سطح جامعه بین المللی صورت گرفته است.

هدف اصلی این تحقیق یافتن پاسخ این سوال مهم است که واقعا چه چیزی منجر به موفقیت می شود؟ یافته ها و نتایج تحقیق انجام گرفته بیانگر این موضوع است که کلیه افراد موفق در 8 زمینه با یکدیگر مشترک هستند و این 8 عامل باعث موفقیت آنها در کسب و کار، فعالیت علمی یا اجتماعی بوده است.

در ادامه به صورت خلاصه به این 8 عامل موثر در موفقیت افراد می پردازیم.

افراد موفق دیوانه کار کردن هستند

1- افراد موفق شور و شوق انجام کار (اشتیاق) دارند

افراد موفق می گویند ما توسط اشتیاق مان هدایت می شویم. آنها کارشان را با عشق انجام می دهند و آن را به همکاران خود نیز منتقل می کنند.

پول درآوردن در فکر آنها دلیل اصلی کار کردن نیست بلکه یکی از نتایج آن است. آنها مطمئن هستند که اگر کاری را با عشق انجام دهند حتما به ثروت و پول نیز خواهند رسید.

2- افراد موفق سختکوش هستند

هیچ چیز آسان به دست نمی آید و به دست آوردن آن حاصل سخت کار کردن است. همیشه کار کردن سخت بوده و هست اما سعی کنید همواره از کاری که می کنید لذت ببرید. با این تفکر است که می توانید سختکوشی را در ذهن خود نهادینه کنید.

گاهی افراد جامعه فکر می کنند که افراد موفق به کار خود معتاد شده اند اما تعبیر بهتری برای آنها وجود دارد که آنها دیوانه کار کردن هستند.

3- افراد موفق کار خوب ارائه می کنند

آنها می گویند برای موفق بودن سعی کنید با قلب تان کار کنید و در آن کار عالی شوید. هیچ جادویی در کار نیست، همه اش تمرین است و تمرین است و تمرین. با تمرین کردن مدام است که می توانید یک کار را به خوبی انجام دهید.

4- افراد موفق تمرکز می کنند

افراد موفق معمولا ایده های خلاقانه زیادی را در ذهن خوددارند اما این موضوع همانگونه که یک فرصت بسیار خوب است، در صورت نداشتن تمرکز می تواند به عنوان تهدید لحاظ شود.

داشتن ایده های بسیار، همانند سوار شدن بر اسب سرکشی است که هر لحظه شما را به سویی می کشاند و در صورتی که نتوانید آن را افسار بزنید و در یک راه مستقیم به حرکت درآورید هیچ گاه شما را به مقصد نخواهد رساند. پس سعی کنید همواره بر روی موضوع کار خود تمرکز کنید و هیچ گاه از آن غافل نشوید.

5- افراد موفق خود را تشویق می کنند

آنها می گویندکه همیشه تلاش کنید تا خود را تشویق کنید، هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی. خود را از خجالت و تردید به خود رها کنید. تمامی انسان ها معتقدند که موثرترین فرد در زندگی بشر برای هل دادن او به جلو و تشویق کردنش مادرها هستند.

آنها هستند که فرزند خود را برای ایستادن، دویدن، مدرسه و دانشگاه رفتن، ازدواج، کسب و کار راه انداخت و هزاران کار دیگر تشویق می کنند و او را به جلو هل می دهند.

6- افراد موفق به دیگران خدمات ارائه می کنند

آنها می گویند: سعی کنید به جای خدمت کردن به خود به دیگران خدمت کنید. تمام مردم دوست دارند که ماشین، خانه و امکانات خوب و با کیفیت داشته باشند و در این راه تلاش می کنند.

اگر هدف شما این باشد که در واقع دارید به خود خدمت می کنید اما به جای آن سعی کنید نیازی را در جامعه حس کنید و براساس آن نیاز به جامعه خدمتی ارائه کنید.

محصول جدیدی اختراع کنید یا محصولات قبلی را بهینه کنید و زندگی را برای مردم آسان تر کنید. مطمئن باشید با دادن این خدمات به دیگران، نتیجه خوبی خواهید گرفت که مهمترین آن بالا بردن کیفیت زندگی خود با به دست آوردن ماشین، خانه و امکانات خوب خواهد بود. پس ابتدا به دیگران فکر کنید و به آنها چیز ارزشمندی ارائه کنید و مطمئن باشید از این طریق می توانید ثروتمند شوید.

7- افراد موفق ایده دارند

بیل گیتس می گوید: «تنها چیزی که من داشتم یک ایده بود: «راه اندازی اولین شرکت ریز کامپیوتر». البته این ایده صرفا یک ایده معمولی نبود بلکه یک ایده فوق العاده بود.

مطمئن باشید که خلق آینده هرگز اغلب جادوی خلاقیت نیست بکله تنها انجام کارهای ساده است. ایده های جدید همیشه یکسان نیستند، ممکن است خیلی از ایده هایی که تازه به ذهن شما خطو رکرده است سال ها قبل در کشورهای دیگر اجرا شده باشند و افراد موفق می گویند عمدتا محصولات موفق، حاصل کنار هم قرار گرفتن ایده های خلاقانه افرادی با دانش و تجربه و دیدگاه های مختلف است.

8- افراد موفق سماجت می کنند


آنها می گویند که سماجت اولین دلیل موفقیت است. شما باید در برابر شکست سماجت کنید، در برابر حرف های بی پایه و اساس سماجت کنید، در برابر فقیر شدن سماجت کنید، برای جلوگیری از تمام بدی هایی که می خواهد برای شما اتفاق بیفتد و برای رخ دادن تمام خوبی هایی که می تواند برای شما اتفاق افتاد سماجت کنید.

شما هم این 8 کار را انجام دهید و مطمئن باشید که اینها 8 عامل بزرگ موفقیت هستند!

مجله پنجره خلاقیت

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 7 اسفند 1393
نظرات()   
   
پنجشنبه 10 مهر 1393  09:05 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

دیجیاتو: به تعویق انداختن کارها یکی از عادات ناپسندی است که خیلی از افراد به آن دچار هستند. امروز و فردا کردن نه تنها هیچ دردی را از ما دوا نمی کند، بلکه باعث تلمبار شدن انواع و اقسام کارها می شود و در نهایت، جملات معروف با پیشوند "ای کاش…” را به خود می گوییم.

اما با تکنیک های ساده ای می توان جلوی پشت گوش انداختن کارها را گرفت و به سادگی خود را مجاب به انجام امور در سریع ترین زمان ممکن کرد. در این مطلب قصد داریم به این موضوع بپردازیم و سادگی می توانید عادت طفره رفتن از کارها” را به فراموشی بسپارید.

این مطلب از زبان یکی از کاربران وب سایت Quora در رابطه "ترک عادت پشت گوش انداختن کارها و بالا بردن بهره وری” نوشته شده است.

۱ – زیر نظر داشتن تمامی فعالیت های روزانه

اولین قدم نوشتن فعالیت های روزانه است، یعنی هر کاری که طی روز انجام می دهید را لیست کنید. زمانی که من شروع به نوشتن لیست کارهای روزانه کردم، حس بد اتلاف وقت و انرژی داشتم. اما کمی بعد، وقتی نگاهی به آنالیز اطلاعات و کارهای انجام شده طی یک ماه انداختم، متوجه این نکته شدم که چقدر از زمان خود را در کجا تلف می کردم و چرا وقت کافی برای انجام امور مهم را نداشتم. این موضوع به من کمک کرد تا عادات بد خود را شناسایی کرده و در جهت رفع آنها قدم بردارم.

به طور مثال، من خودم بیشتر زمانم را صرف وب گردی و جستجو در شبکه های اجتماعی و مشاهده ویدیوهای آنلاین می کردم و از همین طریق متوجه شدم بیشتر زمان مفید من در این کار به هدر می رفت.

تکنیک هایی برای جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

۲ – درک دلیل پشت گوش انداختن کارها

به طور کلی ما کارها را به دلیل عاداتی که طی زمان ساخته ایم، به تعویق می اندازیم. زمانی که ما در محل کار هستیم، انواع و اقسام افکار به ذهن خطور می کند. به طور مثال برای خود من این سوال ایجاد می شد:‌ "این آخر هفته را چگونه بگذرانم؟”

سپس در اینترنت محل های احتمالی برای سفر را جستجو می کردم و به فیسبوک می رفتم تا ببینم دوستانم به کجا رفته اند و چنین کارها و سپس متوجه می شدم بیش از یک ساعت کاری است که من مشغول "کلیک کردن های بیهوده” هستم!

۳ – ساخت عادات خوب

این عادت روزانه من که در مورد قبل گفته شد، منجر به اضافه کاری های بسیار زیاد من شده بود و عملا هیچ زمانی برای انجام امور شخصی نمی رسید. تمام این موضوع زمانی برای من روشن شد که کتاب "قدرت عادت” نوشته چارلز دوهگ را مطالعه کردم. با جایگزین کردن عادت های خوب با موارد ناپسند، به خوبی می توانید امور خود را با سرعت و کیفیت بهتری به انجام برسانید. اما در ابتدا باید روش ساخت عادات را بدانید.

تکنیک هایی برای جلوگیری از پشت گوش انداختن کارها

- اول از همه با Cue یا نشانه آغاز می شود: در مورد من باید بگویم شخصا به یادگیری مطالب در اینترنت علاقه بسیاری دارم.

- سپس جریان یا Routine وارد کار می شود و من را مجاب به جستجو در اینترنت می کند و ناخودآگاه وارد پروسه کلیک های بدون انتها می شدم.

- در پایان این "پاداش” است که این چرخه را ثابت می کند و برای من، خروج موقت از استرس محیط کار و پاسخ دادن به سوالات همیشگی من بود.

- حالا با یک ترفند کوچک می توان این چرخه را به یک روال مثبت تبدیل کرد و آن، تغییر جریان (Routine) است. با این کار بهره وری بسیار بالا رفته و به خوبی می توانید مدیریت کارهای خود را به عهده بگیرید.

اما مورد اول (Cue) مثل کفشی برای دویدن است و جریان خوب یا بد را به حرکت می اندازد و آن را به "پاداش” می رساند. حال انتهای این چرخه می تواند به شما حس رضایت بخشی بدهد یا نارضایتی؛ تنها کافیست در انتخاب نشانه و جریان کمی بیشتر دقت داشته باشید.

۴ – نحوه درمان خود با تغییر جریان

من توانستم با انجام این کارها، "جریان” ذکر شده در مورد قبلی را بهبود ببخشم و به نوعی خود را از عادت پشت گوش انداختن درمان کنم:

قطع کردن اینترنت:
بیشتر امور کاری من نیازی به اینترنت نداشت، پس در اولین قدم راه اتصال خود به دنیای صفر و یک را مسدود کردم.

دفترچه یادداشت:
هر زمان که افکار و سوالات غیر کاری به ذهنم می رسید که من را مجاب به مرور در اینترنت می کرد، بلافاصله آنها را در دفترچه یادداشت خود می نوشتم تا در زمانی دیگر به آنها بپردازم.

قرار دادن محدودیت زمانی:
من برای خودم مهلت معین برای به پایان رساندن کارها مشخص کردم و این کار باعث بالا رفتن تمرکزم شد. من حتی برای انجام امور شخصی مثل صحبت با دوستان هم محدودیت قائل شدم و بیشتر از ۵ دقیقه زمان خودم را صرف امور غیر کاری نکردم.

کلا برای تثبیت یک عادت خوب سه کار است که باید انجام داد:

زیر نظر داشتن فعالیت ها:
شب به شب قبل خواب نیم ساعت از زمان خود را صرف یادداشت برداری از امور انجام شده در طول روز و آنالیز بگذرانید تا بدین صورت فعالیت های خود را زیر نظر داشته باشید.

اولیویت بندی کردن فعالیت های روز آینده:
چکیده کارهای انجام شده و برنامه روز آینده به ما کمک می کند تا به فعالیت های روز آینده متمرکز شویم و بتوانیم آنها را اولویت بندی کنیم. برای شروع من فقط سه کار بسیار مهم خود را که حتما باید روز آینده به اتمام می رساندم را می نوشتم.

دوباره بررسی کردن ماهانه و فصلی:
با بازرسی کردن مجدد اطلاعاتی که طی ماه و در یک فصل از خود به دست آورده اید می توانید عادات کاری خوب و بهره وری خود را تا حد بسیار زیادی تحت نظر بگیرید و آنها را بهبود ببخشید.

این تکنیک ها به من کمک بسیار زیادی کرد تا بتوانم به خودم کمک کنم تا هم در کارها موفق تر ظاهر شوم و هم به زندگی شخصی خود بپردازم.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 10 مهر 1393
نظرات()   
   
پنجشنبه 2 مرداد 1393  11:43 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

زندگی این روزهای همه ما به گونه ای شده است که مدام در حال دویدن هستیم و می خواهیم از قافله زندگی عقب نمانیم. اینقدر فعالیت و مشغله داریم که از زندگی هیچ نمی فهمیم و کارمان شده انجام وظایفی که خود و حرفه‌مان برایمان تعیین کرده اند. اما خودمان هم بی تقصیر نیستیم. هیچ کاری را آن طور که باید انجام نمی دهیم و توجه لازم به مسایل مختلف را نداریم. باید «فکر کردن» را تمرین کرد. این تمرین در همه زمینه ها لازم و مفید است. شما باید حتی به خوردن خود هم فکر کنید تا با آرامش و سرعت کمتری غذا را بجوید و هضم کنید.

1. اندیشیدن را تمرین کنید

در کلان شهرها، ترافیک بسیار زیاد است و روزانه ساعت های زیادی از عمر خود را پشت چراغ قرمز های طولانی و اعصاب خوردکن سپری می کنیم و هیچ جز عصبانیت و کلافگی هم برای ما ندارد. اما این مشکل ناراحت کننده را می توان برطرف کرد. روی جعبه فرمان یک نوشته بنویسید «به رانندگی فکر کن». در طول مسیر، با موبایل خود صحبت نکنید و در طول رانندگی به مسایل جانبی هیچ توجهی نداشته باشید و به چیزهایی فکر کنید که در حالت عادی توجهی به آنها ندارید. به طور مثال، آیا بدن شما در این صندلی راحت است؟ آیا صندلی نرم یا سفت است؟ چطور دست خود را روی فرمان می گیرید؟ به صدای موتور ماشین توجه کنید. با این کارها در واقع ذهن خود را به مسایلی معطوف می کنید که می تواند اضطراب ترافیک را از بین ببرد.



2. با فکر غذا بخورید

به جای اینکه هنگام تماشای فیلم یا مطالعه کتاب یا مجله، یا پاسخ دادن به ایمیل یا ... غذا می خورید، سعی کنید فقط غذا بخورید. اگر همه حواس خود را به غذاخوردن بدهید، بسیار آهسته تر غذا می خورید.

برای تمرین این کار ذهنتان را فقط به غذایی که می خورید معطوف کنید، چه مزه ای دارد؟ آیا طعم قاشق اول غذا با بعدی فرق دارد؟ چقدر غذای خود را می جوید؟ چگونه غذا را قورت می دهید؟ یا شاید حتی بتوانید یک قدم جلوتر بروید، غذا از کجا آمده است. به طور مثال، اگر قهوه می نوشید، تصور کنید دانه های آن چگونه هستند و از کجا تهیه شده است و چطور برشته و آسیاب شده اند.

3. آثاری از خود بر جای نگذارید

انسان ها وقتی مشغله بسیاری دارند، فرصت کمی برای جمع‌وجور کردن خانه و زندگی خود دارند و شاید هر کجای خانه را ببینید آثار بسیاری از به‌هم ریختگی در آن به چشم بخورد. بنابراین، برای تمرین، از یک اتاق خانه شروع کنید. به طور مثال، آشپزخانه را انتخاب و تمرینات خود را آغاز کنید. هربار هر غذایی درست می کنید و می خورید، در همان لحظه همه ظرف ها را بشویید. میز و گاز را تمیز کنید. طوری رفتار کنید که اثری از حضور شما در آشپزخانه باقی نماند. یا مثلا، اگر چیزی از دستتان روی زمین ریخت، همان لحظه با دستمال تمیز کنید و نگذارید بماند و این کثیفی ها ادامه پیدا کند. با این تمرین، حواس خود را بیشتر به محیط اطرافتان جمع می کنید و احساس شادمانی بیشتری هم خواهید داشت.

4. با فکرگوش کردن را تمرین کنید

گاهی وقتی به حرف های طرف مقابل گوش می دهیم، فقط بخشی از آن را می شنویم. یعنی فقط بخشی از مغز ما گوش می کند و بخش دیگر مشغول فکر کردن در مورد پاسخ یا قضاوت کردن در مورد طرف مقابل است. به جای این کار، صددرصد مغز خود را روی گوش کردن متمرکز کنید. تمرین کنید و یاد بگیرید وقتی کسی حرف می زند، همچون اسفنج که آب را جذب می کند، تک تک کلمات او را جذب کنید. به واکنش بدن هنگام گوش سپردن به دیگران توجه کنید. نتیجه این تمرین، آرامش بیشتر، هیجانات منفی کمتر و خونسرد بودن است. سعی کنید به جای دنبال جواب گشتن و یافتن واژه هایی برای مخالف با طرف، به صدای او، نوع بیانش، جملاتش و حرف هایش توجه کنید.



5. برای صبر کردن هم تمرین کنید

این تمرین باید تمرین روزانه شما باشد. بسیاری از ما زمان صبر کردن را زمان تلف شده فرض می کنیم. اما این فرصتی برای فکر کردن، دیدن و اندیشیدن است. بار دیگر که در صف بانک، مطب دکتر، رستوران یا ... منتظر ماندید، سعی کنید به مسایل ارزشمند فکر کنید.

بدون قضاوت، به احساسات و واکنش های بدن خود توجه کنید. آیا مضطرب و عصبی هستید؟ هیجان زده هستید؟ خسته هستید؟ در کجای بدن خود این احساسات را درک می کنید؟ آیا درد در ناحیه قفسه سینه است یا در سر شما؟ یا می توانید توجه به مسایل خنثی را تمرین کنید. مثلا به تنفس خود فکر کنید.

6. تلفن پاسخ دادن نیز فکر و تمرین می خواهد

همیشه وقتی صدای تلفن یا موبایل را می شنویم، فورا پاسخ می دهیم. به جای این کار، تمرین کنید و پیش از پاسخ دادن به تلفن یک نفس عمیق بکشید. کمی صبر کنید و آن را بیرون بدهید. یک بار دیگر دم و بازدم عمیق داشته باشید. این کار فقط یکی دو ثانیه طول می کشد.

این تمرین های ساده و کوچک، باعث می شوند تادر طول روز به جای فکر کردن به مسایل ناراحت کننده که فقط اضطراب و استرس آدم ها را افزایش می دهند، به مسایلی فکر کنید که ذهنتان را درگیر می کند، اما به خوبی.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 2 مرداد 1393  11:39 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

زندگی سخت است. این کاملا حقیقت دارد. در زندگی چالش های بسیاری وجود دارد. بعضی روزها و لحظه ها، بسیار شاد و خوب هستند اما لحظه هایی نیز وجود دارد که نمی‌توانید مشکلات را تاب بیاورید و به فکر رشته پاره کردن هستید و سریع ناامید می شوید. لحظه هایی که کاملا ویران‌کننده و مضر هستند.

بعضی ها بیکار هستند، برخی با مشکلات مالی شدید دست و پنجه نرم می کنند، عده ای در زندگی زناشویی یا در ارتباطات خود مشکل دارند و حتی هستند انسان هایی که بیماری یا معلولیت های جسمانی تابِ زندگی را از آنها گرفته است.

شاید با خود تصور کنید بهترین راه فرار و تسلیم شدن است اما بد نیست فکر کنید با تسلیم شدن به هیچ جا نمی توان رسید و باید دنبال راهکار مناسب بود.

همه می دانیم که زندگی آسان نیست. لازم به یادآوری دایمی نیست. آسان نیست اما راهکارهای بسیاری برای ادامه دادن و تلاش کردن و موفق شدن وجود دارد. در اینجا  به شما می گوییم چرا نباید هرگز تسلیم یاس و ناامیدی بشوید.



1.    تسلیم شدن موجب از دست دادن فرصت های آینده می شود


می توانید تصور کنید اگر توماس ادیسون هم پس از تلاش های بسیار اگر ناامید می شد و دست از همه چیز می کشید، چه اتفاقی می افتاد؟ دیگر نه برقی بود و نه این همه فناوری که به واسطه برق و نیرویی که تلاش های ادیسون آن را برای ما به ارمغان آورده است، بتوان راحت زندگی کرد. پشتکار داشتن و ادامه دادن و ناامید نشدن فردی همچون ادیسون در سال های بسیار دور باعث شده است تا اکنون همه انسان ها در رفاه و آسایش زندگی کنند.

اگر ناامید و تسلیم شوید، فرصت های بسیاری را در آینده از دست خواهید داد.

2.    تسلیم شدن موجب عقب ماندن می شود


اگر انسان ناامیدی باشید، همیشه از هم ردیف های خود عقب تر خواهید بود. همیشه کارهای خود را در آخر و پس از همه به انجام خواهید رساند. همین عقب ماندن ها باعث ناامیدی بیشتر می شوند. اما باید بدانید که با بی تفاوتی و ناامیدی هیچ کاری پیش نمی رود.
وقتی سریع در همان ابتدای راه ناامید شوید، هرگز موفق یا برنده نخواهید شد.

3.    تسلیم شدن به ضرر اطرافیان نیز هست


هنگامی که گروهی از افراد با یکدیگر همکاری می کنند و یکی از آنها سریع ناامید و خسته می شود و نمی خواهد دیگر تلاش کند، در واقع به دیگران هم ضرر می رساند. در یک کار گروهی همه اعضا باید با هم تلاش کنند تا پروژه به نتیجه برسد. وقتی یک نفر از میانه مسیر بی خیال شود، در واقع با خودخواهی زیاد تلاش های دیگران را نیز از بین می برد.

تسلیم شدن شما می تواند موجب عدم موفقیت دیگران نیز بشود. یا حتی ممکن است به بقیه آسیب برساند.

4.    تسلیم شدن در واقع نوعی فرار است


بارها گفتیم که بله، ما هم می دانیم زندگی سختی های خاص خود را دارد اما برای همه  همین طور است. هرکسی به اندازه خود در زندگی با چالش هایی روبه رو است. قرار نیست در برابر آنها کم بیاوریم و تسلیم شویم. باید بتوانید در کار و زندگی خود بهترین باشید.

این را بدانید تسلیم شدن باعث بدتر شدن اوضاع زندگی می شود.

5.    تسلیم شدن آزاردهنده است


هنگامی که از تلاش های خود دست می کشید در واقع هرگز نتیجه تلاش های خود را نمی بینید. این مساله بسیار آزاردهنده است. نابرده رنج، گنج میسر نمی شود. شما باید تلاش کنید تا بتوانید به خواسته هایتان برسید. هر هدفی موانع خود را در پیش دارد و باید سختی آن را تحمل کنید و به سمت جلو حرکت کنید. وقتی دست از تلاش می کشید، در واقع به روح خود لطمه وارد می کنید.

ناامیدی فقط موجب دردهای بیشتر در زندگی می شود.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 مرداد 1393
نظرات()   
   
یکشنبه 18 خرداد 1393  01:10 ق.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

چه مسایلی در زندگی باعث می شوند تا انسان به سمت موفقیت پیش برود؟ برای این پرسش، هیچ پاسخ مشخص و واحدی وجود ندارد. موفقیت به تلاش نیاز دارد و انسان ها باید با توجه به شرایط زندگی و کار خود، درست ترین و مناسب ترین مسیر را تشخیص دهند، انتخاب کنند و با پشتکار بسیار به سمت آنها پیش بروند. هیچ مانعی نباید موجب دلسردی شود. اما هر کسی بر اساس تجربه، نظراتی در این مورد دارد. ما 30 نظر از انسان های مختلف را برایتان نوشته ایم که شاید در مسیر موفقیت به شما کمک کنند.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

1.    این را به یاد داشته باشید دیگران به آن اندازه که خیال می کنید، به شما توجه ندارند.


بسیاری از مردم برایشان مهم نیست که شما ماشین نو خریده اید یا ارتقا شغلی گرفته اید. یا شاید حتی متوجه این مساله هم نمی شوند. بنابراین نباید خوشحالی خود را بر اساس واکنش آنها بگذارید. اگر دایم نیازمند توجه دیگران باشید، نمی توانید زندگی شادی را تجربه کنید.

2.    افرادی که واقعا شما را دوست دارند، نمی خواهند مالک شما باشند. آنها فقط خودتان را دوست دارند و بقیه چیزها برایشان نامفهوم است.


این علاقه عشق نام دارد. برای افرادی که شما را دوست دارند احترام قایل باشید و برای داشتن و خوشحالی آنها همه تلاش خود را انجام دهید. اما حسادت در این امر مفهومی ندارد.

3.    فقط به پول و درآمد بیشتر فکر کردن خوبشختی نمی آورد.


اگر همه لذت های دنیا را بر درآمد و دارایی بیشتر تعریف کنید، نمی توانید از شادی های کوچک و ارزشمند زندگی بهره مند شوید. وقتی دایم در حال کار باشید نمی توانید در کنار دوستان یا در جمع خانواده بودن را تجربه کنید.

4.    وام در هر مقطعی می تواند شما را از زندگی عقب نگه دارد.


سعی کنید تا حد امکان خود را زیر بار قرض و وام قرار ندهید. این می تواند شما را به شدت در زندگی عقب نگه دارد.

5.    سخن شناسی بسیار موثر است


هنگامی که بتوانید به حرف ها و خواسته های اطرافیان واکنش درستی داشته باشید، می توانید تاثیر خوبی هم روی آنها بگذارید. هنگامی که بتوانید با حرف های درست و مناسب، نظر کسی را تغییر دهید، کاری را پیش ببرید، کودکی را از ترس رها کنید یا موجب اعتماد به نفس فردی بشوید، یک قدم به سوی موفقیت برداشته اید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

6.    نه تنها در برابر دیگران که حتی در مقابل خود هم مسوول هستید


مردم به مسوولیت های خود در قبال دیگران بیشتر پایبند هستند و به ندرت به این فکر می کنند که در برابر نیازها و خواسته های خودشان هم مسوولیت دارند. اگر نتوانید برای خود ارزش قایل شوید، نمی توانید موفقیت و شادی در زندگی را بیابید.

7.    همیشه برای وقایع ناخواسته آماده باشید


زندگی فراز و فرود بسیاری دارد و انسان موفق کسی است که بتواند از لحاظ روحی خود را برای مواجهه با انواع مشکلات و موانع آماده و گوش به زنگ کند. همیشه سعی کنید در مسیری که حرکت می کنید، یک برنامه ریزی دقیق دیگر هم داشته باشید تا در صورت بروز مشکل، به آن پناه ببرید.

8.    به دیگران اجازه ندهید شخصیت شما را تغییر دهند


در تعاملات اجتماعی نباید به دیگران اجازه دهید با حرف و رفتار خودشان، شخصیت اصلی و واقعی شما را تغییر دهند و به شما بگویند که چه کسی هستید و چه کاری باید انجام  دهید. همیشه خودتان باشید و همزمان از مشاوره دیگران کمک هم بگیرید.

9.    همیشه باید جلوتر از نیاز خود باشید


همیشه سعی کنید در رقابت باشید. رقابت موجب پیشرفت می شود. وقتی خود را بالاتر از دیگران دیدید، حتی با خودتان رقابت کنید. هرگز اجازه ندهید تب و تاب تلاش بیشتر خاموش شود.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

10.    خودآگاهی یکی از ارزشمندترین ویژگی ها است


وقتی بتوانید خود را از نگاه دیگران ببینید، می توانید روی نقاط ضعف خود کار کنید و خیلی درست و منطقی آنها را برطرف کنید.

11.    برای هر کاری یک گرایش درونی نیاز است


جهان بینی هر فردی در گرایشات و اعتقادات او ریشه دارد. باید برای خود سمت و سوی مشخصی تعیین و بر اساس آن پیش بروید. این تمایلات شما را به مسیری که می خواهید، پیش می رانند.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

12.    زندگی در زمان حال موجب تمرکز بیشتر است


قبول کنید که گذشته و آینده نمی توانند تاثیری در زندگی شما داشته باشند. باید از زمان های حال نهایت استفاده را ببرید. باید با درس از گذشته و نگاه به آینده در اکنون زندگی کنید و برای پیشرفت تلاش کنید.

13.    انسان های متفاوت موجب رشد آدمی می شوند


سعی کنید از انسان هایی که مانع از پیشرفت شما هستند دوری کنید. در عوض، با افرادی دوستی های نزدیک داشته باشید که موجب تفکر بیشتر و ارتقا موقعیت شغلی و زندگی شما می شوند.

14.    سفر کردن نیز موجب پیشرفت است

سفر به مکان های مختلف نه تنها باعث می شود تا با مردم و فرهنگ های متفاوت آشنا شوید، بلکه موجب تازه شدن فکر و استراحت مغز نیز می شود. به این واسطه با ایده های بیشتر و ناب به کار خود بازخواهید گشت.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

15.    تا حد ممکن خطر کنید تا بتوانید علاقه و نیاز اصلی خود را بیابید.

هرگز تا وقتی که از کاری راضی و خوشحال نیستید، خود را اسیر آن نکنید. از اینکه برای یافت شغل مورد دلخواه خود محل کارتان را عوض کنید، ناراحت نباشید. با یافتن شغلی که همه جانبه شما را راضی کند، موفقیت بیشتری در انتظارتان خواهد بود.

16.    مراقب سلامت خود باشید

هرگز نباید با کارهای سنگین سلامت خود را به خطر بیندازید. با برنامه ریزی دقیق، کارهایتان را پیش ببرید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

17.    مراقب آوازه و شهرت خود باشید


برای اینکه همیشه از شهرت خود بهره بگیرید، باید صادق، درستکار و قابل اعتماد باشید و به دیگران نیز احترام بگذارید.

18.    بر اساس احساسات نمی توان تصمیم درست اتخاذ کرد


سعی کنید عصبانیت، خشم یا خوشحالی بیش از حد خود را مدیریت و کنترل کنید. با این احساسات نمی توان در کار و محل کار چندان موفق و حرفه ای بود.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

19.    همیشه خود و دیگران را ببخشید


حتی اگر دوستان و اطرافیان موجب ناامیدی یا شکست شما در کار یا زندگی شدند، باید به قدری قلب بزرگ داشته باشید که بتوانید آنها را ببخشید. این ببخش موجب می شود تا فکرتان از انرژی های منفی دور باشد و بیشتر به سمت موفقیت پیش بروید. در ضمن، باید خودتان را نیز برای اشتباهات خود ببخشید.

20.    همیشه هدف بزرگ تر برای خود تعیین کنید


ما در دنیایی زندگی می کنیم که بسیار بسیار بزرگ تر از ما است. پس باید اهداف ما هم بزرگ تر از آنچه تصور می کنیم باشد. هر چه هدف بزرگ تر و منطقی تر باشد، تلاش و امکان موفقیت بیشتر می شود.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

21.    زندگی کوتاه است


این جمله کلیشه ای و تکراری را زیاد شنیده یا گفته ایم. اما واقعا باید باور کنید که زندگی کوتاه است و باید از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنید. به جای ناراحتی، غم یا ناامیدی، بیشتر تلاش کنید و اگر در مسیری از کار با مانع روبه رو شدید، مسیری دیگر را امتحان کنید.

22.    چیزهای زیادی هست که نمی دانید


در  زندگی مسایل و دانش بسیاری هست که آدم ها نمی دانند. هر اندازه که مطالعه زیادی داشته باشید، باز هم علومی هستند که شما از آن آگاهی ندارید. بنابراین، خود را به درس هایی که خوانده اید محدود نکنید و همیشه برای مطالعه بیشتر زمان بگذارید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

23.    باید با خودتان صادق باشید


اگر قرار است پیشرفت کنید  و به یک انسان موفق تبدیل شوید، بسیار مهم است نقاط ضعف و اشکالات خود را بشناسید و آنها را برطرف کنید.

24.    شاد بودن یک انتخاب است


شادی و خوشبختی در زندگی یک انتخاب است. وقتی انتخاب کنید که شاد باشید و به همه مسایل خوش بینانه نگاه کنید، موفقیت بیشتری را به سمت خود جذب خواهید کرد.

25.    اعتماد به نفس موجب رشد می شود


هنگامی که به توانایی های خود ایمان و اعتقاد داشته باشید، می توانید بیشتر به سوی موفقیت پیش بروید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

26.    همه همیشه می ترسند


این را باور کنید که مردم از شکیت هراس دارند. اما انسان های موفق، همیشه ترس های خود را قبول می کنند و با تلاش هیجانات منفی آن را از خود دور می کنند و گام های استوار به سمت اهداف خود بر می دارند.

27.    مردم به هم زخم می زنند


برای موفق بودن مهم است که به دیگران آسیب نرسانید و به آنها زخم نزنید. خوشحال کردن اطرافیان، حتی در اندازه کوچک، می توانید تاثیر شگرفی در پیشرفت شما داشته باشد.

28.    هیچ چیز کامل نیست


باید این را باور کنید هیچ چیزی و هیچ کس کامل نیست. برخلاف فیلم ها، در دنیای واقعی لزوما انسان خوب و شخصیت موفق پیروز نمی شود. باید بدانید که زندگی فراز و فرود دارد و ممکن است با موانع بسیاری مواجه شوید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

29.    از موفقیت افراد موفق درس بگیرید


با مطالعه زندگی افراد موفق و پیشرو می توانید مسیر درست تری برای پیشرفت خود تعیین کنید.

30.    خوش شانسی نیز یکی از جنبه های موفقیت است


این را بدانید با تلاش دایمی و مستمر می توانید برای خود خوش شانسی هم ایجاد کنید.

برای موفقیت در زندگی اینها را بدانید

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 18 خرداد 1393
نظرات()   
   
شنبه 30 فروردین 1393  10:16 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

* باید برای برقراری تماس تلفنی که از آن هراس دارید، اقدام کنید.

* باید زودتر از آنچه می خواهید از خواب بیدار شوید.

* همواره باید بیشتر از آنچه در عوض چیزی به دست می آورید بدهید.

* باید بیشتر از آنچه دیگران به شما اهمیت می دهند، شما به آنها اهمیت بدهید.

* باید در حالی که به شدت زخمی، خسته و آسیب دیده اید، مبارزه کنید.

* بایدحس ناامنی و شک در حین انجام کارها و تصمیم گیری ها را تجربه کنید.

* باید رهبری کنید، حتی وقتی که هنوز دنباله رویی ندارید.

* باید بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید؛ حتی اگر هیچ کس دیگری شما را حمایت نکند.

* هنگامی که به دنبال پاسخ پرسش هایی هستید که آنها را نمی دانید، باید شبیه افراد نادان به نظر بیایید.

* باید سخت بر روی جزییات کار کنید؛ وقتی که بی اعتنا از کنار آنها گذشتن بسیار آسان است.

* باید نتایج را گزارش دهید؛ حتی وقتی که می توانید با آوردن عذر و بهانه ای از زیر آن در بروید.

* باید برای دستیابی به دلایل منطقی خودتان جستجو و پژوهش کنید؛ حتی وقتی که به شما گفته می شود که «واقعیت» را بپذیرید.

* باید اشتباه کنید و مانند فردی نادان به نظر برسید.

* باید تلاش کنید، شکست بخورید و دوباره سعی کنید.

* باید سریع تر بدوید؛ حتی اگر نفستان بند آمده باشد.

* باید با کسانی که به شما بدی کرده اند، مهربان باشید.

* باید حساب کارهایتان را پس بدهید؛ حتی وقتی در شرایط بد و نامساعدی باشید.

* باید بدون توجه به موانع پیش رو، همواره به سویی حرکت کنید که خواهان رسیدن به آن هستید.

شما باید به کارهای سخت تن دهید، کارهایی که هیچ کس دیگری نمی کند. کارهایی که شما را می ترساند. کارهایی که به خودتان می گویید: «وای خدای من! چقدر دیگر دوام خواهم آورد؟»

آن کارها شما را می سازند.معرف شما هستند. آنها کارهایی هستندکه تفاوت بین یک زندگی عادی و پیش پا افتاده را با زندگی موفق و روشن نشان می دهند.

البته می توان خیلی راحت از کنار کارهای سخت گذشت و برای انجام ندادن آنها بهانه ای آورد یا طوری رفتار کرد که گویی آنها هیچ ارتباطی به ما ندارند.

اینکه چرا بعضی افراد معمولی به موفقیت های بزرگ دست می یابند در یک حقیقت ساده نهفته است و آن این است که آنها کارهای سختی را انجام می دهند که افراد باهوش تر، پولدار و تحصیل کرده تر جرأت یا انگیزه آنها را ندارند.

به کارهای سخت تن ندهید؛ زیرا احتمالا از قابلیت های خودتان شگفت زده خواهید شد.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 23 فروردین 1393  11:52 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

آدم ها ذاتا موفق شدن را دوست دارند ، آنها تلاش می کنند هر روز راه های رسیدن به موفقیت را بیازمایند و قله های پیروزی را فتح کنند.

آدم ها ذاتا موفق شدن را دوست دارند ، آنها تلاش می کنند هر روز راه های رسیدن به موفقیت را بیازمایند و قله های پیروزی را فتح کنند. اگر دوست دارید بدانید افراد موفق با به کارگیری چه شیوه هایی نام خود را به عنوان انسان های موفق ثبت کرده اند ، این نوشتار را بخوانید.

این نوشتار درمورد این نیست که بدانیدافراد موفق چه می کنند، در این باره است که این افراد قبلاً چه کرده اند.در این مطلب به ۱۰ کاری اشاره می کنیم که افراد موفق برای رسیدن به موفقیتی که الان از آن بهره می برند ،انجام داده اند.

۱. بهانه نیاورده اند

همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.

ما در زندگی قربانی ناعدالتی هستیم، ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی دهند. هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان هایی هم اتفاق می افتد که با ما با بی عدالتی رفتار می شود. ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه دهنده استفاده کنیم.

نلسون ماندلا می توانست به زندان افتادن خود را بهانه ای کند برای مغلوب شدن دربرابر عصبانیت خود. اما درعوض از آن به عنوان فرصتی برای مطالعه، رشد، یادگیری و در انتها آزادی همه استفاده کرد.

به بهانه هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

۲. فقط به آنها مربوط نبوده است

موفقیت افرادیکه واقعاً در زندگی خود موفق بوده اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده اند.

اگر چیزی که به شما انگیزه می دهد چیزی بزرگتر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت تر، طولانی تر و بیشتر تلاش خواهید کرد.

درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی رود.

۳. صبح های زود و شب های دیر

کسانی که در زندگی خود به موفقیت دست یافته اند برای آن زحمت کشیده اند. این ممکن است به قیمت از دست دادن بقیه قسمت های زندگی شان مثل خانوداه یا زندگی اجتماعی شان تمام شده باشد. اما ماموریت آن الزامی بوده است و تا زمانیکه به آن دست پیدا نکرده اند بقیه چیزها برایشان بی اهمیت می شود. مطمئناً سخت کوشی هیچ جایگزین دیگری ندارد.

۴. بهترین وسیله

انرژی وسیله ای بسیار وسیع است که معمولاً درمورد آن صحبت نمی شود. بله از انرژی به شکل سوخت و برق همه جا صحبت می شود اما منظور ما سطح انرژی انسان هاست.

واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.

یکی از رموز موفقیت ریچارد برانسون حفظ تناسب اندام عالی برای خود بود. اینکه از نظر جسمی متناسب باشیم، گردش خون ما به سمت مغز را بهتر کرده، هوشیاری مان را بیشتر کرده و تمرکزمان را بالاتر می برد. اینکه ورزش را بخشی از زندگی خود کنید، احتمال موفقیت شما را بالاتر خواهد بود.

۵. رعایت اصول اختصاصی

چرچیل اصولی برای خود داشت. تفاوت او با بقیه آدمها این است که او به هر قیمتی که شده به اصول خود پایبند می ماند.

شما چه اصول و قوانینی برای خود دارید؟ هر کسی باید اصولی برای خود داشته باشد و بر طبق آنها زندگی کند.

یکی از اصول شرکت اپل این بوده است که دنیای تکنولوژی را تغییر دهد و با بیرون دادن هر کدام از محصولاتشان می بینیم که بر این اصل پایبند هستند.

برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.

۶. تردید، اما ایمانی ناگسستنی

همه ما زمان هایی درگیر تردید می شویم. حتی بهترین ما شک می کنیم که به آرزویمان می رسیم یا نه. چیزی که افراد واقعاً موفق را از آنهایی که هیچوقت به قدرت واقعی خود نرسیدند متمایز می کند داشتن ایمانی ناگسستنی به این حقیقت است که کاری که می کنند درست است.

حتی اگر زمان هایی دچار تردید شوند، خیلی زود از این حالت بیرون می آیند، درحالیکه بقیه اسیر آن تردید شده و دست از ادامه راه می کشند.

شما هم می توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش بینی تان درست بوده است.

۷. یک دلیل

بسیاری از دستاوردهای دنیا توسط مردان و زنانی صورت گرفته که امنیت نداشته و چیزی برای ثابت کردن به دیگران داشته اند و می خواسته اند از وضعیت کنونی خود ارتقاء یافته و بالاتر روند.

دلیل آبراهام لینکلن مربوط به نگاه دیگران به او و نگاه خودش به خود بود. وقتی بقیه او را پسری فقیر و بی سواد می دیدند، او در خود توانایی رسیدن به جایگاهی بالاتر را می دید، حتی بااینکه فقط با کمک خود می توانست به آن مرحله دست یابد. او نیاز به تغییر را هم می دید. ملتی که ادعای آزادی داشت ولی آزاد نبود. او اشکالی پایه ای در آن وضعیت می دید و می خواست آن را تغییر دهد. چرای او مربوط به خودش نبود به همین دلیل او را به یکی از مردان بزرگ تاریخ تبدیل کرد.

شما هم باید چرای خودتان را پیدا کنید. باید وقتی بقیه خوابند کار کنید، زندگی امن خود را به خطر بیندازید و آنقدر پیش روید که به مقصدتان برسید.

۸. زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند

کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچکس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر.

آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می شوند که به مقصدشان رسیده باشند. و حتی در آن زمان هم یک ماموریت جدید برای خود ترتیب می دهند.

مثلاً نلسون ماندلا را در نظر بگیرید. در سال های ابتدای زندگی اش نبود که به موفقیت دست پیدا کرد. بعد از تلاش و گذشت سالهای بسیار به مقصد خود رسید. آن هم زمانی که بقیه دست از راه کشیده بودند. به این دلیل به مقصد نرسید که بهترین بود، بهترین بود چون صبر و تحمل بالایی داشت.

هیچکس نمی داند کی به موفقیت می رسد. پس با ناامید شدن و صرفنظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.

۹. مردم بزرگ به طور خستگی ناپذیری هنر و صنعت آنها را بررسی کردند

تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.

وقتی مردم به تایسون فکر می کنند، به یک حیوان فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش آموز بود بعد یک بوکسر.

این ورزشکاران حرفه ای فیلم تماشا می کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟

خودم را مثال می زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می کنم. کتاب هایی درمورد اینکه چطور می توانم نویسنده بهتری شوم و راه های ارتباط با خواننده مطالعه می کنم و کتاب های نویسنده هایی را می خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه تان باید همین باشد.

اگر به دنبال موفقیت هستید، باید در زمینه کارتان مطالعه داشته باشید و آن را به طور کامل بررسی کنید.

۱۰. خطر کردن

اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده اند بیشتری از دیگران خطر کرده اند.

میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته اند، چه هوش بوده یا استعدادشان، در هر حال این توانایی را داشته اند. چیزی که نداشته اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته اند.

«بدترین تراژدی زندگی یک استعداد هدررفته است.» آرزوی بزرگ و شجاعانه شما ممکن است ازدواج با دختر آرزوهایتان و تشکیل خانواده با او باشد. خطری که باید بکنید ممکن است ترک کاری که عاشقش هستید برای حمایت از او و خانواده تان باشد. آرزوی شما ممکن است کمک به میلیون ها انسان برای داشتن زندگی بهتر و سالمتر باشد. آرزویتان هر چه که باشد باید فرصت کافی برای شناخته شدن به او بدهید.

اگر واقعاً می خواهید با پاداش روبرو شوید، باید ریسک کنید.آرزویتان را پیدا کنید و بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.

منبع:بانکی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 22 اسفند 1392  12:25 ق.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار


مجله مهر نوشت: کتابخانه‌هایمان را پر کرده‌ایم از انواع و اقسام کتاب‌های مربوط به موفقیت و عادات و رفتارهای افراد موفق. این کتاب‌ها را می‌خوانیم و سعی می‌کنیم در زندگی‌هایمان از آنها استفاده کنیم. بیشتر وقت‌ها این عادات کارایی ما را در زندگی بالا برده و زندگی‌مان را بهتر می‌کنند.
آفتاب: اما مقاله امروز ما در این رابطه نیست. درمورد این نیست که افراد موفق چه می‌کنند، در مورد این است که این افراد قبلاً چه کرده‌اند.در زیر به ۱۰ کاری اشاره می‌کنیم که افراد موفق برای رسیدن به موفقیتی که الان از آن بهره می‌برند انجام داده‌اند.

۱. بهانه نیاورده‌اند

همه ما دو صدا داریم. یک صدایی که به شما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.

ما در زندگی قربانی ناعدالتی هستیم، ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی‌دهند. هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان‌هایی هم اتفاق می‌افتد که با ما با بی‌عدالتی رفتار می‌شود. ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه‌دهنده استفاده کنیم.

نلسون ماندلا می‌توانست به زندان افتادن خود را بهانه‌ای کند برای مغلوب شدن دربرابر عصبانیت خود. اما درعوض از آن به عنوان فرصتی برای مطالعه، رشد، یادگیری و در انتها آزادی همه استفاده کرد.

به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

۲. فقط به آنها مربوط نبوده است

موفقیت افرادیکه واقعاً در زندگی خود موفق بوده‌اند به این دلیل بوده است که نه فقط در زندگی خود بلکه در زندگی دیگران هم ایجاد تغییر کرده‌اند.
اگر چیزی که به شما انگیزه می‌دهد چیزی بزرگتر از رسیدن به مقصد و هدفتان باشد مطمئناً سخت‌تر، طولانی‌تر و بیشتر تلاش خواهید کرد.

درست است، وقتی هدف اولیه پول درآوردن را داشته باشیم، پول درخواهیم آورد. اما بعضی ممکن است از آن پول در راه درست استفاده کنند که بسیار عالی است اما همین پول درآوردن به تنهایی هیچ دستاورد خاصی به شمار نمی‌رود.

۳. صبح‌های زود و شب‌های دیر

کسانیکه در زندگی خود به موفقیت دست یافته‌اند برای آن زحمت کشیده‌اند. این ممکن است به قیمت از دست دادن بقیه قسمت‌های زندگی‌شان مثل خانوداه یا زندگی اجتماعی‌شان تمام شده باشد. اما ماموریت آن الزامی بوده است و تا زمانیکه به آن دست پیدا نکرده‌اند بقیه چیزها برایشان بی‌اهمیت می‌شود. مطمئناً سخت‌کوشی هیچ جایگزین دیگری ندارد.

۴. بهترین وسیله

انرژی وسیله‌ای بسیار وسیع است که معمولاً درمورد آن صحبت نمی‌شود. بله از انرژی به شکل سوخت و برق همه جا صحبت می‌شود اما منظور ما سطح انرژی انسان‌هاست.

واقعیت این است که هر چه انرژی بیشتری داشته باشیم، تمرکز کردن برایمان ساده‌تر خواهد شد و کیفیت کارمان بالاتر خواهد رفت.

یکی از رموز موفقیت ریچارد برانسون حفظ تناسب‌اندام عالی برای خود بود. اینکه از نظر جسمی متناسب باشیم، گردش‌خون ما به سمت مغز را بهتر کرده، هوشیاری‌مان را بیشتر کرده و تمرکزمان را بالاتر می‌برد. اینکه ورزش را بخشی از زندگی خود کنید، احتمال موفقیت شما را بالاتر خواهد بود.

۵. اصول

چرچیل اصولی برای خود داشت. تفاوت او با بقیه آدمها این است که او به هر قیمتی که شده به اصول خود پایبند می‌ماند.

شما چه اصول و قوانینی برای خود دارید؟ هر کسی باید اصولی برای خود داشته باشد و بر طبق آنها زندگی کند.

یکی از اصول شرکت اپل این بوده است که دنیای تکنولوژی را تغییر دهد و با بیرون دادن هر کدام از محصولاتشان می‌بینیم که بر این اصل پایبند هستند.

برای خود قوانینی طراحی کنید که شما را در زمان‌های سخت هدایت کنند. این قوانین به هیچ قیمتی نباید تغییر کند.

۶. تردید، اما ایمانی ناگسستنی

همه ما زمان‌هایی درگیر تردید می‌شویم. حتی بهترین ما شک می‌کنیم که به آرزویمان می‌رسیم یا نه. چیزی که افراد واقعاً موفق را از آنهایی که هیچوقت به قدرت واقعی خود نرسیدند متمایز می‌کند داشتن ایمانی ناگسستنی به این حقیقت است که کاری که می‌کنند درست است.

حتی اگر زمان‌هایی دچار تردید شوند، خیلی زود از این حالت بیرون می‌آیند، درحالیکه بقیه اسیر آن تردید شده و دست از ادامه راه می‌کشند.

شما هم می‌توانید لحظات تردید خود را داشته باشید، چون انسان هستید. اما نباید بگذارید آن تردید بر شما غلبه کند. باید بگذارید آن تردید به شما انگیزه دهد که ثابت کنید خوش‌بینی‌تان درست بوده است.

۷. یک دلیل

بسیاری از دستاوردهای دنیا توسط مردان و زنانی صورت گرفته که امنیت نداشته و چیزی برای ثابت کردن به دیگران داشته‌اند و می‌خواسته‌اند از وضعیت کنونی خود ارتقاء یافته و بالاتر روند.

دلیل آبراهام لینکلن مربوط به نگاه دیگران به او و نگاه خودش به خود بود. وقتی بقیه او را پسری فقیر و بی‌سواد می‌دیدند، او در خود توانایی رسیدن به جایگاهی بالاتر را می‌دید، حتی بااینکه فقط با کمک خود می‌توانست به آن مرحله دست یابد. او نیاز به تغییر را هم می‌دید. ملتی که ادعای آزادی داشت ولی آزاد نبود. او اشکالی پایه‌ای در آن وضعیت می‌دید و می‌خواست آن را تغییر دهد. چرای او مربوط به خودش نبود به همین دلیل او را به یکی از مردان بزرگ تاریخ تبدیل کرد.

شما هم باید چرای خودتان را پیدا کنید. باید وقتی بقیه خوابند کار کنید، زندگی امن خود را به خطر بیندازید و آنقدر پیش روید که به مقصدتان برسید.

۸. زمانی تحمل کردند که بقیه ناامید شده بودند

کسی که دست از دنبال کردن آرزوی خودش کشیده چطور می‌تواند بداند که برای رسیدن به موفقیت چه مقدار زمان نیاز داشته است؟ مطمئناً هیچکس چنین توانایی ندارد. ممکن است فردا باشد، ممکن است ده سال دیگر.

آنچه که افراد موفق را از دیگران جدا می‌کند این واقعیت است که آنها هیچگاه دست از آرزویشان نمی‌کشند. برای آنها ناامیدی هیچوقت یک انتخاب نیست. فقط زمانی متوقف می‌شوند که به مقصدشان رسیده باشند. و حتی در آن زمان هم یک ماموریت جدید برای خود ترتیب می‌دهند.

مثلاً نلسون ماندلا را در نظر بگیرید. در سال‌های ابتدای زندگی‌اش نبود که به موفقیت دست پیدا کرد. بعد از تلاش و گذشت سالهای بسیار به مقصد خود رسید. آن هم زمانی که بقیه دست از راه کشیده بودند. به این دلیل به مقصد نرسید که بهترین بود، بهترین بود چون صبر و تحمل بالایی داشت.

هیچکس نمی‌داند کی به موفقیت می‌رسد. پس با ناامید شدن و صرفنظر از ادامه راه شکستتان را تضمین نکنید. می‌توانید خودتان را سازگار کنید، تغییر دهید یا تکمیل شوید اما هیچوقت ناامید نشوید.

۹. مردم بزرگ به طور خستگی‌ناپذیری هنر و صنعت آنها را بررسی کردند

تونی گوین و مایک تایسون به اندازه بقیه افراد روی کار خود مطالعه کردند. گوین ساعت‌ها وقت خود را صرف بررسی کار رقیبان خود کرده بود. الگوهای آنها را مطالعه می‌کرد. او ورزشکارترین فرد آن دوران نبود اما در کار خود، بیسبال، بهترین بود.

وقتی مردم به تایسون فکر می‌کنند، به یک حیوان فکر می کنند. چیزی که اصلاً نمی‌بینند مطالعات اوست. هیچکس به اندازه مایک تایسون درمورد بوکس مطالعه نداشت. هیچکس به اندازه او فیلم بوکس تماشا نکرده بود. او اول یک دانش‌آموز بود بعد یک بوکسر.

این ورزشکاران حرفه‌ای فیلم تماشا می‌کردند، ما برای تکمیل کار و صنعت خودمان چه باید بکنیم؟

خودم را مثال می‌زنم. بیشتر کار من مربوط به نویسندگی و تناسب‌اندام است. به همین دلیل روی این دو موضوع مطالعه می‌کنم. کتاب‌هایی درمورد اینکه چطور می‌توانم نویسنده بهتری شوم و راه‌های ارتباط با خواننده مطالعه می‌کنم و کتاب‌های نویسنده‌هایی را می‌خوانم که از من بهتر هستند. اگر موضوع کارتان فروش است باید کتاب‌هایی در این زمینه بخوانید. اگر بازاریاب هستید، زمینه مطالعه‌تان باید همین باشد.

اگر به دنبال موفقیت هستید، باید در زمینه کارتان مطالعه داشته باشید و آن را به طور کامل بررسی کنید.

۱۰. خطر کردن

اگر خطر نکنید، هیچ پاداشی در انتظارتان نخواهد بود. آنهایی که به موفقیت واقعی دست پیدا کرده‌اند بیشتری از دیگران خطر کرده‌اند.

میلیاردها نفر در طول تاریخ بوده‌اند که توانایی رسیدن به موفقیت را داشته‌اند، چه هوش بوده یا استعدادشان، در هر حال این توانایی را داشته‌اند. چیزی که نداشته‌اند شجاعت لازم برای خطر کردن زندگی‌شان بوده است. همچنین اخلاق کاری لازم برای شناختن استعدادشان را هم نداشته‌اند.

«بدترین تراژدی زندگی یک استعداد هدررفته است.»

آرزوی بزرگ و شجاعانه شما ممکن است ازدواج با دختر آرزوهایتان و تشکیل خانواده با او باشد. خطری که باید بکنید ممکن است ترک کاری که عاشقش هستید برای حمایت از او و خانواده‌تان باشد. آرزوی شما ممکن است کمک به میلیون‌ها انسان برای داشتن زندگی بهتر و سالمتر باشد. آرزویتان هر چه که باشد باید فرصت کافی برای شناخته شدن به او بدهید.

اگر واقعاً می‌خواهید با پاداش روبرو شوید، باید ریسک کنید.

آرزویتان را پیدا کنید. بعد برای رسیدن به آن همه چیز را به خطر بیندازید.

منبع:بانکی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 20 بهمن 1392  07:36 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

گاهی اوقات برای اینکه بتوانید دوباره متولد شده و مدلی قوی‌تر و باهوش‌تر از خودتان شوید، باید اول کمی از درون فرو بریزید.

برای همه پیش می‌آید که در طول زندگی خود کسی که دوست دارند، به او نیاز دارند، یا چیزی که تصور می‌کردند برایشان می‌ماند را از دست بدهند. اما همین از دست دادن‌هاست که ما را قوی‌تر کرده و به سمت فرصت‌هایی برای رشد و شادی در آینده هدایت می‌کند.

در زیر درس‌های از زندگی برایتان عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند با درکی بیشتر به جلو پیش روید.

۱. شما آن چیزی نیستید که در گذشته برایتان اتفاق افتاده. گذشته شما هر چقدر هم که دردناک بوده باشد، آینده، روشن و پاک در مقابلتان است. شما دیگر عادت‌های گذشته‌تان نیستید. دیگر شکست‌های گذشته‌تان هم نیستید. دیگر آن چیزی نیستید که روزی دیگران با شما رفتار می‌کردند. شما همان چیزی هستید که همین الان تصور می‌کنید هستید. درست همان چیزی که همین الان مشغول انجام آنید.

۲. به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید. شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی‌تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مسئله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام‌بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می‌دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می‌تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است.

۳. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است. بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌انتظار است. آدمها کارشان را از دست می‌دهند، بیمار می‌شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. وقتی جوان‌تر هستید و همه چیز خوب پیش می‌رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی دشوار است. هوشمندانه‌ترین و گاهی سخت‌ترین کاری که در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می‌کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می‌رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی‌تر شدن به ما می‌دهند.

۴. اشکالی ندارد که برای مدتی از هم بپاشید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و هیچ نیازی نیست که مدام ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. همینطور نباید نگران باشید که بقیه چه فکری می‌کنند. اگر لازم است گریه کنید، اشک ریختن عملی کاملاً سالم است. هر چه زودتر این کار را بکنید، زودتر خواهید توانست دوباره لبخند بزنید. و لبخند زدن همیشه به معنی خوشحال بودن فرد نیست. گاهی اوقات به این معنی است که آنقدر قوی هستند که در مواجهه با مشکلاتشان لبخند بزنند.

۵. زندگی شکننده، ناگهانی و کوتاهتر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. ممکن است فردایی نباشد. همین الان یک نفر مشغول ریختن برنامه‌ای برای فردای خود است بدون اینکه بداند همین امروز می‌میرد. ناراحت‌کننده است اما واقعیت دارد. پس سعی کنید از زمانتان هوشمندانه استفاده کنید و قدر زندگی را بدانید. هر لحظه از زندگی هدیه‌ای است از جانب خداوند برای شما. سعی نکنید با مشغول کردن خود به مسائل ناراحت‌کننده آن را هدر دهید. وقتتان را صرف چیزهایی کنید که شما را به سمت مقصدی که در نظر دارید پیش می‌برد.

۶. گاهی اوقات شکست خواهید خورد. هرچه سریعتر این مسئله را قبول کنید، سریعتر می‌توانید در زندگی پیش بروید. هیچوقت نمی‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن شوید که کاری موثر خواهد بود اما می‌توانید ۱۰۰٪ مطمئن باشید که هیچ کاری نکردن هیچ تاثیری نخواهد داشت. کاری انجام دادن حتی اگر اشتباه باشد بسیار کارامدتر از هیچ کاری نکردن است. پس، از منطقه امنتان بیرون بیایید و امتحان کنید. یا موفق می‌شوید و یا یک درس زندگی می‌گیرید. در هر دو حال برنده خواهید بود.

۷. شما ظرفیت ساختن خوشبختی خود را دارید. احساسات تغییر می‌کنند، آدمها تغییر می‌کنند، و زمان پیش می‌رود. می‌توانید به اشتباهات گذشته‌تان بچسبید یا اینکه آنها را رها کرده و خوشبختی خود را بسازید. لبخند یک انتخاب است نه معجزه. اشتباه نکنید و صبر نکنید تا کسی یا چیزی به سراغتان بیاید و شادتان کند. خوشبختی واقعی از درون شما به وجود می‌آید.

۸. خودتان را از نظر احساسی از مشکلاتتان جدا کنید. شما بسیار بزرگ‌تر از مشکلاتتان هستید. شما یک موجود زنده هستید که بسیار پیچیده‌تر از همه مشکلات شخصی‌تان در کنار هم است. و این یعنی شما بسیار قوی‌تر از آن هستید. شما توانایی تغییر دادن آنها را دارید.

۹. مشکلتان را بزرگ‌تر از چیزی که هست نکنید. نباید بگذارید یک ابر سیاه همه آسمانتان را بپوشاند. خورشید همیشه در حال تابیدن روی قسمتی از زندگی‌تان است. گاهی‌اوقات باید احساستان را فراموش کرده و به این فکر کنید که لایق چه چیزهایی هستید.

۱۰. هر اتفاقی که می‌افتد، یک درس زندگی است. هر آدمی که با او برخورد می‌کنید، هر چیزی که می‌بینید، همه، بخشی از تجربیات آموزنده شما از زندگی هستند. یادتان نرود که درس بگیرید، مخصوصاً وقتی اوضاع آنطور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود. اگر کاری که می‌خواستید را پیدا نکرده‌اید یا رابطه‌تان آنطور که می‌خواهید نیست، فقط به این معنی است که چیزی بهتر از آن، بیرون منتظر شماست. و درسی که گرفته‌اید اولین قدم برای پیش رفتنتان است.

۱۱. به هر مشکل مثل یک تکلیف مدرسه نگاه کنید. از خودتان بپرسید، «این موقعیت چه درسی می‌خواهد به من بدهد؟» هر موقعیتی در زندگی ما درسی برای آموختن دارد. بعضی از این درس‌ها اینها هستند: قوی‌تر شوید. شفاف‌تر ارتباط برقرار کنید. به غریزه‌تان اعتماد کنید. عشقتان را ابراز کنید. ببخشید. بدانید چه زمان فراموش کنید. چیزی جدید را امتحان کنید.

۱۲. همه چیز تغییر می‌کند اما فردا دوباره خورشید از همان جای قدیمی طلوع خواهد کرد. خبر بد: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست. خبر خوب: هیچ چیز دائمی و ماندگار نیست.

۱۳. دلسرد شدن و پیش رفتن دو چیز متفاوت هستند. زمانی می‌رسد که از دنبال کردن آدمها یا تلاش برای حل مسائل خسته می‌شوید اما این دلسرد شدن نیست، این انتهای کار نیست. این یک آغاز تازه است. این درک این مسئله است که شما به افراد خاص و چیزهای خاص و مشکلاتی که برایتان به وجود می‌آورند نیاز ندارید.

۱۴. خودتان را از افراد منفی دور نگه دارید. هر زمان که منفی‌های زندگی را از خودتان دور کنید، جا برای مثبت‌ها باز خواهد شد. زندگی بسیار کوتاه است که بخواهید وقتتان را با آدمهایی بگذرانید که خوشبختی و شادی را از شما می‌گیرند. از افراد منفی دوری کنید زیرا آنها اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس شما را از بین خواهند برد. خودتان را با افراد مثبتی مشغول کنید که بهترین‌ها را در شما می‌بینند.

۱۵. هیچ رابطه کاملی وجود ندارد. چیزی به اسم یک رابطه کامل و ایدآل وجود ندارد. مسئله طریقه برخورد دو طرف با نواقص و عیب‌های دیگری در رابطه است که آن را ایدآل می‌سازد.

۱۶. خودتان را هم باید دوست داشته باشید. یکی از دردناک‌ترین مسائل زندگی گم کردن خودتان در فرایند دوست داشتن یک نفر دیگر و فراموش کردن این است که خودتان هم فردی خاص هستید. آخرین باری که کسی به شما گفت شما را برای همانی که هستید دوست دارد چه زمان بوده است؟ آخرین باری که کسی به شما گفت که کاری را خوب انجام داده‌اید چه زمان بوده است؟ یا آخرین باری که کسی شما را جایی برده است که می‌داند آنجا بودن خوشحالتان می‌کند؟ آخرین باری که آن «کس» خودتان بوده‌اید چه زمان بوده؟

۱۷. اجازه ندهید دیگران برایتان تصمیم بگیرند. گاهی اوقات باید طوری زندگی کنید که برایتان مهم نباشد دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند و به خودتان ثابت کنید که بهتر از آن چیزی هستید که آنها تصور می‌کنند.

۱۸. خشم شما را از بین می‌برد، نه آنها را. دیگران را ببخشید و بگذرید، حتی اگر به دنبال طلب بخشش از شما نباشند. این کار را برای آنها انجام ندهید، برای خودتان انجام دهید. کینه‌ورزی از بین برنده خوشبختی است. این استرس اضافی را از زندگی‌تان بیرون بیندازید.

۱۹. شما تنها نیستید. همه مشکلاتی دارند. از نگرانی برای یکی از دوستانتان نتوانید بخوابید. مشکل برای جمع و جور کردن خودتان بعد از اینکه کسی ناراحتتان می‌کند. احساس کمبود بخاطر اینکه کسی آنقدر دوستتان نداشته که با شما بماند. ترس امتحان کردن چیزی جدید به خاطر ترس از شکست. هیچکدام از اینها به معنی دیوانه یا ناکارآمد بودن شما نیست. فقط به این معنی است که شما یک انسان هستید و مثل بقیه انسان‌ها برای درست کردن خودتان به کمی زمان نیاز دارید. شما تنها نیستید. هرچقدر هم که درمورد موقعیتی که در آن گرفتار شده‌اید احساس ترس و ناراحتی کنید، خیلی‌های دیگر هم آن بیرون وضعیتی مشابه شما دارند.

۲۰. هنوز خیلی چیزها دارید که باید برای آنها قدردان باشید. بااینکه دنیا پر از درد و ناراحتی است اما پر از آدمهای شجاعی هم هست که بر آنها غلبه می‌کنند. گاهی‌اوقات باید اتفاقاتی که افتاده را فراموش کنید و قدردان آن چیزهایی باشید که هنوز وجود دارند و به آینده بنگرید که چه چیزهایی برایتان به ارمغان خواهد آورد. حتی اگر شرایط سخت شود، باید به آینده نگاه کنید. همین دیشب گرسنه نخوابیده‌اید، جایی برای خوابیدن داشته‌اید، لباس امروز صبحتان را خودتان انتخاب کرده‌اید، به آب آشامیدنی سالم، امکانات پزشکی و به اینترنت دسترسی دارید، می‌توانید بخوانید و ...باید یادتان بیندازد که برای چیزهایی که دارید شکرگزار باشید.

۲۱. به امید درونی‌تان پر و بال دهید. یک فقدان، نگرانی، بیماری، آرزوی بر باد رفته یا هر چیز ناراحت‌کننده دیگر، زخم درونی‌تان هر چه که باشد، لطفی در حق خودتان بکنید و یک لحظه در روز هم که شده مکث کنید، دست‌هایتان را روی قلبتان بگذارید و بلند بگویید، «امید اینجا هنوز زنده است».

۲۲. حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. باید بتوانید همه چیز را همانطور که واقعاً هست ببینید نه آنطور که آرزو دارید یا دوست دارید باشد.

۲۳. سخت می‌توان گفت تا چه اندازه به پیروزی نزدیک شده‌اید. وصل کردن نقطه‌ها به هم و جلو رفتن تقریباً غیرممکن است اما وقتی به عقب نگاه می‌کنید، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. موفقیت همیشه نزدیک‌تر از آنچه که هست نشان می‌دهد و خیلی ناگهانی وقتی اصلاً انتظارش را ندارید، از راه می‌رسد.

۲۴. به دست نیاوردن چیزی که می‌خواهید حکمتی دارد. خیلی وقت‌ها نرسیدن به چیزی که می‌خواهید برایتان شانس می‌آورد زیرا مجبورتان می‌کند همه چیز را دوباره ارزیابی کنید و درهای جدیدی از فرصت و اطلاعات به رویتان گشوده خواهد شد.

۲۵. خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. گاهگاهی به خودتان بخندید. در هر موقعیتی که هستید، نکته‌ای خنده‌دار درمورد آن پیدا کنید. خوشبینی آهنربای شادی است. اگر مثبت بیندیشید، چیزها و آدمهای خوب به سمت شما کشیده خواهند شد.

۲۶. اشتباه کردن خیلی مهم است. همه ما اشتباه می‌کنیم. اجازه می‌دهیم دیگران از ما سوءاستفاده کنند و خیلی چیزها را کمتر از آنچه که واقعاً شایسته‌مان بوده پذیرفته‌ایم. اما اگر به آن فکر کنید، از انتخاب‌های بدمان درس گرفته‌ایم و حتی بااینکه خیلی چیزها را دیگر نمی‌توانیم درست کنیم، اما الان دیگر برای آینده‌مان خیلی بهتر می‌دانیم. حالا قدرت بیشتری برای شکل دادن به آینده‌مان داریم. یادتان باشد، شکست، بر زمین افتادن نیست. شکست روی زمین نشستن است وقتی که فرصت بلند شدن داشته باشید.

۲۷. نگران بودن اتلاف انرژی است. نگرانی مشکلات فردا را از بین نمی‌برد فقط قدرت شما را نابود میکند.

۲۸. حتی وقتی جلو رفتن سخت است، قدم‌های کوچک رو به جلو بردارید. مخصوصاً در زمان‌هایی که چیز جدیدی امتحان می‌کنید، خیلی مهم است که مدام خودتان را به جلو هل دهید. چون شتاب حرکت  از همه چیز مهمتر است. حتی اگر با سرعت لاک‌پشت حرکت کنید، بالاخره به خط پایان خواهید رسید. زیرا هر قدم، شما را از جایی که دیروز بوده‌اید جلوتر می‌برد.

۲۹. همیشه کسانی خواهند بود که از شما خوششان نمی‌آید. نمی‌توانید برای همه کس همه چیز باشید. هر کاری هم که بکنید، همیشه کسی خواهد بود که متفاوت با شما فکر کند. پس روی کاری که قلباً می‌دانید درست است تمرکز کنید. چیزی که بقیه درمورد شما فکر می‌کنند و به زبان می‌آورند، آنقدرها مهم نیست. آنچه که مهم است احساس خودتان نسبت به خودتان است.

۳۰. بدون کسی که فکر می‌کردید خیلی به او نیاز دارید، بسیار بهتر عمل می‌کنید. واقعیت تلخ این است که، بعضی آدمها فقط زمانی کنارتان می‌مانند که به شما نیاز داشته باشند. وقتی دیگر برای رسیدن به اهدافشان مناسب نیستید، ترکتان می‌کنند. خوشبختانه اگر بتوانید با آن کنار بیایید، می‌توانید خیلی راحت این افراد را از زندگی‌تان بیرون کرده و دوستانی عالی را کنار خود نگه دارید که بتوانید همیشه روی آنها حساب کنید.

۳۱. فقط با خودتان رقابت می‌کنید. هر زمان متوجه شدید که خودتان را با یکی از همکارانتان، همسایه، دوستتان یا یک فرد مشهور مقایسه می‌کنید، دست نگه دارید. باید درک کنید که شما متفاوت هستید و توانایی‌هایی متفاوت دارید، توانایی‌هایی که این افراد ندارند. وقت بگذارید و لحظه‌ای به همه توانایی‌های فوق‌العاده‌ای که دارید فکر کنید و برای آنها شکرگزار باشید.

۳۲. نمی‌توانید همه اتفاقاتی که برایتان می‌افتد را کنترل کنید. اما می‌توانید واکنش خودتان به آنها را کنترل کنید. زندگی همه آدمها نقاط مثبت و نقاط منفی دارد، اینکه شاد باشید یا نه بستگی به این دارد که روی کدام نقطه از زندگی‌تان متمرکز هستید. بعنوان مثال، آیا سرما خورده‌اید؟ این یک ویروس موقتی است که هیچ خطری برای سلامتی‌تان ندارد. یک مسابقه بسکتبال را از دست دادید؟ می‌توانید عصرتان را کنار دوستانتان خوش بگذرانید. پس‌اندازتان در  بازار بورس افت کرده‌ است؟ دوباره بالا خواهد آمد و علاوه بر این، خیلی عالی است که آنقدر خوش‌شانس هستید که توانسته‌اید پولی پس‌انداز کنید درحالیکه بقیه افراد به زور خرجشان را با دخلشان جور می‌کنند.

۳۳. زندگی آسان نیست. اگر انتظار داشتید اینطور باشد، موجب ناامیدی خودتان خواهید شد. رسیدن به هر چیز باارزشی در زندگی نیازمند تلاش است. پس هر روزتان را با این آمادگی شروع کنید که مسیری بیشتر از دیروزتان را بدوید و سخت‌تر بجنگید. از اینها گذشته، دقت کنید که تلاش‌هایتان با اهدافتان هم‌خوان باشند. آسان نیست اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.

۳۴. آینده‌تان پاک خواهد بود. هرچقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد، آینده‌تان هنوز حتی یک لکه ندارد. زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید. به عقب نگاه نکنید مگر اینکه چشم‌اندازی زیبا باشد. هر روز یک شروع تازه است. هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم، اولین روز از باقی عمرمان است. یکی از بهترین راه‌ها برای گذشتن از مشکلات گذشته این است که همه توجه و تمرکزتان را روی کاری جمع کنید که خودتان در آینده برایش متشکر خواهید بود.

۳۵. اسیر نشده‌اید. فقط لازم است که بعضی چیزها را دوباره یاد بگیرید. همه ما شک و تردیدهایی داریم که به ما احساس اسارت می‌دهد. اگر به توانایی خود برای گرفتن یک تصمیم مهم شک داشته باشید، این را در نظر بگیرید: مطمئناً اگر پرنده‌ای با بال‌های سالم در قفسی گرفتار شود، به توانایی خود برای پرواز کردن شک خواهد کرد. شما هنوز بال‌هایتان را دارید، اما عضلاتتان برای پرواز ضعیف شده‌اند. آنها را تمرین دهید و آرام بکشید. به خودتان زمان دهید. مطمئناً می‌توانید دوباره پرواز کنید.

۳۶. هر چیز در زندگی دو جنبه دارد. یک دلیل خوبی وجود دارد که چرا نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم لذت را بدون احساس درد تجربه کنیم؛ شادی بدون ناراحتی؛ اعتماد بدون ترس؛ آرامش بدون بیقراری؛ پیشرفت بدون دلسردی؛ زندگی دو روی سکه دارد نه یکی.

۳۷. همیشه حق انتخاب دارید. شرایط هر چه که باشد همیشه حداقل دو انتخاب پیش رویتان است. اگر نتوانید چیزی را از نظر فیزیکی تغییر دهید، می‌توانید فکر خودتان را نسبت به آن تغییر دهید. می‌توانید در تاریکی بنشینید یا اینکه نور درونی‌تان را پیدا کنید و تکه‌های قوی از خودتان را که قبلاً نمی‌دانستید وجود دارند پیدا کنید. یک بحران را می‌توانید دعوتی برای یاد گرفتن یک چیز تازه ببینید.

۳۸. وقتی در تاریکی هستید، دیگران را به داخل راه بدهید. شاید نتوانند شما را از دل تاریکی بیرون بیاورند، اما نوری که موقع ورودشان با خود داخل می‌آورند می‌تواند نشانتان دهد که در کجا است.

۳۹. اگر سوالات منفی بپرسید، پاسخ منفی دریافت خواهید کرد. هیچ پاسخ مثبتی برای «چرا من؟» «چرا من نه؟» «چی میشد اگه؟» وجود ندارد. آیا به کسی اجازه می‌دهید که سوالات ناراحت‌کننده‌ای که بعضی اوقات از خودتان می‌پرسید، کسی از شما بپرسد؟ مطمئناً خیر. پس از این سوالات دست بکشید و آنها را با سوالاتی مثبت که شما را به سمت جهتی مثبت هدایت کند جایگزین کنید. مثلاً «من از این تجربه چه درسی گرفتم؟» «من روی چه چیزهایی کنترل دارم؟» «برای جلو رفتن چه می‌توانم بکنم؟»

۴۰. پایان یک شروع تازه است. با خودتان بگویید، «گذشته عزیز، بخاطر همه درس‌هایی که به من دادی متشکرم. آینده عزیز من آماده‌ام!» چون یک شروع عالی همیشه در نقطه‌ای اتفاق می‌افتد که فکر می‌کردید پایان همه چیز است.

منبع:بانکی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 13 بهمن 1392  08:58 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

انگیزه شخصی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. حتی مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟


الف- روحیه خود را به روش های زیر بالا نگه دارید:


1. اهدافتان را به خودتان یادآوری کنید.

معمولاً قبل از وقت گذاشتن روی هر تلاش خاصی، گرایش به تعیین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت دارید. اگر کم کم چشمتان را از روی اهدافتان بردارید، انگیزه خود را از دست می دهید. اینکه حواستان به اهدافتان باشد و دائماً پیشرفت خود را چک کنید، باعث می شود که هر روز انگیزه شما بیشتر و بیشتر شود.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

2. هر هفته پیشرفت خود را چک کنید.

هر کسی دوست دارد بداند که هر روز چقدر به هدفش نزدیکتر می شود. اگر ببینید که در مسیر درست هستید و هر بار پیشرفت قابل ملاحظه ای می کنید، انگیزه شما بیشتر می شود و از رسیدن به هدف خود خوشحال می شوید. اگر ببینید که در رسیدن به هدف تعلل می کنید، این تلنگری به شماست تا دوباره به مسیر اصلی برگردید.

3. هر بار که به اهداف هفتگی می رسید به خودتان پاداش بدهید.


این پاداش می تواند بسیار ساده باشد، مثلاً برای خودتان بستنی بخرید. یا پاداش بزرگتری باشد، مثلاً برای کل تلاش و سختکوشی تان به تعطیلات بروید.

4. به خودتان استراحت بدهید.

گاهی حتی با اراده ترین افراد هم خسته می شوند. شاید زیادی از خودتان کار کشیده باشید و استراحت چیزی باشد که واقعاً به آن نیاز دارید. اگر هدف شما رسیدن به فرم بدنی مناسب است، شاید لازم باشد که بجای یکی دو روز در هفته به خودتان سه چهار روز استراحت بدهید. اگر هدف درسی دارید، یک سره تکالیف تان را انجام ندهید و آن را در طول روز یا هفته تمام کنید.

5. به خودتان زیاد سخت نگیرید.


هر کسی گاهی کم می آورد. اگر یک هفته نتوانستید به هدفتان برسید، زیاد احساساتی نشوید. از آن درس بگیرید. همیشه سخت بودن کار نیست که مهم است، گاهی سختی ضربه ای که می خورید و دوباره بلند شدن است که اهمیت دارد. از شکست خوردن نترسید و آن را به عنوان یکی دیگر از جنبه های زندگی بپذیرید و به سمت اهدافتان پیش بروید.


چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

6. مقالات یا سخنرانی های الهامبخش را بخوانید و تماشا کنید.

هر کسی هر از گاهی به این چیزها نیاز دارد. تماشای ویدئوهای سخنرانی های الهامبخش و شنیدن تجربیات دیگران به شما حس تازه ای از امید و انگیزه می دهد.

ب- راه های غلبه بر تعلل و مسامحه


1. چیزهایی که حواستان را پرت می کنند حذف کنید.


هر چیزی که موجب تعلل شما می شود را شناسایی کنید و از شر آن خلاص شوید یا آن را در کمدی بگذارید. از آن دور شوید یا آن را دور بیندازید. اگر همه وقت خود را تلف کنید، نمی توانید انگیزه خود را حفظ کنید. اگر زمان زیادی را صرف گردش در اینترنت می کنید یک افزونه "بهره وری" روی مرورگر خود نصب کنید. این افزونه به شما یادآوری می کند که زمان محدودی را صرف این کار کنید.

2. مرزهای خود را فراخ تر کنید.

خودتان را در چشم خود و دیگران مسئول جلوه دهید. اگر کاری را انجام نمی دهید، بخاطر انجام ندادن آن برای خودتان جریمه بگذارید. برای مثال خودتان را از خرید وسیله ای محبوب محروم کنید یا پولی به خیریه بدهید. در مورد کارهایی که قرار است انجام دهید با دوستان و خانواده حرف بزنید. اگر آن کارها را انجام ندهید آنها می فهمند و خجالت می کشید. بدین ترتیب دلیلی برای شروع آن کار خواهید داشت.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

3. کمی کافئین مصرف کنید.

فقط شما هستید که می دانید دوز مصرفی شما چقدر است. مقدار مناسب قهوه ای که هر کس صبح ها می نوشد باعث می شود که هوشیاری و تمرکز او حفظ شود و به سمت هدف حرکت کند. از محرک های قوی تر دور بمانید، مگر آنکه پزشک آنها را در موارد خاص برایتان تجویز کرده باشد.

4. بدنتان را حرکت دهید.


بدوید، ورجه ورجه کنید یا مشت زنی کنید. حتی نرمش های سبک نیز بر روحیه شما اثر خوبی می گذارند و باعث می شوند که حس فعال و پویایی به شما دست بدهد. ورزش میزان افسردگی را کاهش می دهد و دید شما به خودتان را بهتر می کند و هر دوی اینها انگیزه شما را بالا می برند.

5. وظیفه و کار خود را به تکه های کوچکتر تقسیم کنید.


اگر مشکلات جدی انگیزشی دارید، شکستن وظیفه خود به وظایف کوچکتر باعث می شود که از لحاظ روانی راحت تر بتوانید به آنها نزدیک شوید و آنها را شروع کنید. زیرا با انجام هر یک از این تکه ها و تمام کردن آنها، حس موفقیت در آن کار به شما دست می دهد و انگیزه شما برای انجام بقیه بالاتر می رود. گاهی تنها چیزی که نیاز داریم این است که عزم حرکت خود را جمع کنیم و یک پروژه کامل را شروع کنیم، تا بقیه آن را با همان عزم و شتاب جلو ببریم.

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

6. خودتان را غافلگیر کنید.

حتی افرادی که انگیزه های فوق العاده بالایی دارند، اگر هفته ها و ماه ها وظایف تکراری و خسته کننده انجام دهند، دچار افسردگی و تنبلی می شوند. این یکنواختی را با فعالیت های غیرعادی و فی البداهه بشکنید. سعی کنید حس درونی پیش بینی ناپذیری را در خود خلق کنید و خودتان هم ندانید که فردا چه خواهید کرد. این باعث می شود که ملال انگیزی روانی کاری که انجام می دهید، کاهش یابد. در زیر به چند روش دیگر برای شکستن این یکنواختی اشاره کرده ایم:

•    وقت ناهار به جای خوش منظره و زیبایی بروید.

•    با دوستان یا همکاران بطور ناگهانی مسابقه فوتبال بگذارید.

•    همکاران خود را با چیزی که خودتان پخته اید غافلگیر کنید.

•    حتی اگر مناسبتی وجود ندارد، دوست یا همسرتان را به مکان خاصی ببرید.

•    سبک شخصی خود را عوض کنید. ظاهرتان را متحول کنید و منتظر واکنش های اطرافیان و دوستان و همکاران باشید.

نکات مهم:

* الگوهای شخصی داشته باشید. برای مثال سیاستمدار، ورزشکار یا تاجر محبوب شما ممکن است سخنرانی الهامبخش و یا تجربه جالبی داشته باشد. در مورد آن مطالعه کنید و به خودتان در مورد زندگی و تجربیات و راه های رسیدن آن فرد به هدفش، درس بدهید.

* مثبت باشید. هر اتفاقی که بیفتد، باید انگیزه شما بالا باشد و مثبت بودن را کنار نگذارید. حتی زمانی که همه چیز منفی و بد به نظر می رسد، باید سرتان را بالا بگیرید و به جلو قدم بردارید.

* کارها را سرگرم کننده کنید. در باشگاه ورزشی، موسیقی محبوب خود را گوش کنید. در محل کار، برای خودتان شیرینی بیاورید و دستاوردهای کوچک را جشن بگیرید.

هشدار:

اگر از بی انگیزگی شدید رنج می برید یا حتی برای رسیدن به اهداف ابتدایی و کوچک مشکل دارید، مثلاً اهداف ضروری و واجبی همچون بلند شدن از رختخواب، رفتن به محل کار، انجام بهداشت شخصی و غیره، بهتر است با مشاور یا پزشک مشورت کنید. زیرا اینها می توانند علائم افسردگی باشند.

منبع:برترین ها


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 13 بهمن 1392
نظرات()   
   
یکشنبه 13 بهمن 1392  08:55 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

قدرت مثبت بودن در هر مکان و زمان نباید کوچک شمرده شود. زندگی بسیار کوتاه است، ارزشش را دارد که آن را با منفی‌بافی و ناراحتی بگذرانیم؟
آزمایش واقعی برای مثبت ماندن افراد در زندگی زمانی است که مشکلات پیش آمده و زندگی سخت می‌شود. مثبت ماندن کمک می‌کند فرد ذهن خود را در وضعیت درست قرار داده و بتواند راهکارهای خوبی برای مشکلات خود پیدا کند. منفی بودن مسری است. نه تنها بر خود فرد اثر می‌گذارد بلکه به همه کسانی که با او در ارتباط هستند هم منتقل می‌شود. 

از بین بردن منفی‌گرایی و درواقع مثبت بودن طرزفکری است که همیشه می‌توانید به آن دست پیدا کنید و آن را به صورت عادت برای خود درآورید. در زیر به نکاتی اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند دیدگاهتان را تغییر دهید:

۱. افکارتان را تغییر دهید. 

مراقب افکارتان باشید. مخصوصاً وقتی زندگی آنطور که شما دوست دارید پیش نمی‌رود. لحظه‌ای که می‌بینید دچار دلسردی و نومیدی شده‌اید و اعتمادبه‌نفستان پایین آمده است، افکارتان را تغییر دهید و سعی کنید به چیزی غیرمرتبط فکر کنید. این باعث می‌شود جلو داستان‌پردازی‌های منفی خود و چرخه منفی و واپس‌گرایی که در آن گرفتار شده‌اید را از بین ببرید. چیزی که ما انسان‌ها را از سایر موجودات مستثنی می‌کند، کنترلی است که بر روی افکارمان داریم.

۲. درس بگیرید.

در هر موقعیتی درسی برای آموختن وجود دارد. هرچقدر هم که آن موقعیت بد و مایه تاسف به نظر برسد، باید بتوانید درس‌های زیبایی از آن بگیرید. گاهی‌اوقات آموختن این درس‌ها خیلی برایتان گران تمام می‌شود اما هر مشکل، موقعیتی برای درس گرفتن است. ممکن است مرتکب اشتباهی شده باشید اما الان می‌توانید آن را پذیرفته و با این فکر به راهتان ادامه دهید که در آینده بهتر تصمیم خواهید گرفت. این را درک کنید و بخاطر تجربه‌ای که به دست آورده‌اید سپاسگزار باشید.

۳. قدرشناسی.

نمی‌توانید در یک زمان هم عصبانی باشید و هم قدرشناس. سعی کنید نعمت‌ها و معجزات زندگی‌تان را بشمارید اگر به دنبال آنها باشید مطمئناً موارد زیادی را در زندگی‌تان پیدا خواهید کرد. همین که زنده هستید و می‌توانید نفس بکشید خود جای شکر دارد! 

۴. تاییدات و تجسمات مثبت.

سعی کنید خودتان را زیر نوری مثبت و مطمئن ببینید. هر وقت چند دقیقه زمان داشتید (مثلاً منتظر دوستتان هستید، در تاکسی نشسته‌اید یا در آسانسور هستید) اینکار را انجام دهید. تایید خود (لیستی از عبارات مثبت درباره خودتان) یک راه عالی و ساده دیگری است که ناخودآگاهتان را تمرین می‌دهد خود را مثبت ببینید. این خیلی مهم است چون خیلی از ما خیلی به خودمان سخت می‌گیریم. 

۵. گنجینه خاطرات.

گنجینه‌ای از خاطرات داشته باشید که هر زمان یاد آنها افتادید، لبخند به روی لبانتان بیاورد. اتفاقات و موقعیت‌هایی که در آنها احساس شادی و آرامش داشته‌اید و همه چیز دنیا به نظرتان زیبا بوده است. هر زمان که متوجه شدید دچار افکار منفی شده‌اید، به یکی از آن خاطرات فکر کنید. به یاد آوردن آن لحظات دیدگاه شما نسبت به موقعیت کنونی را متعادل خواهد کرد. متوجه خواهید شد که چیزی که امروز منفی به نظر می‌رسد فردا تغییر خواهد کرد. هیچ‌چیز در این دنیا بی‌تغییر نمی‌ماند.

۶. رژیم ضدانتقادی.

رویکرد و گرایشاتتان را تغییر دهید. ببینید می‌توانید دست از انتقاد کردن از دیگران و موقعیت‌های مختلف بردارید؟ متاسفانه در فرهنگی بزرگ شده‌ایم که در همه چیز و همه کس دنبال ایراد هستیم. سعی کنید این رویکرد را تغییر داده و به جای پیدا کردن ایراد، خوبی‌ها را ببینید و تحسین کنید.

چه مثبت باشید و چه منفی، موقعیت تغییر نخواهد کرد. پس چه بهتر که مثبت باشید.

مثبت بودن هم مثل هر عادت دیگری نیاز به تمرین دارد و برای آن باید به خودتان متعهد شده و کنترل خودتان را به دست گیرید. اما کم‌کم شروع کنید. سعی کنید به احساسات خود توجه کنید. اول باید بخواهید که تغیییر کنید. به راهتان ادامه رهید و مطمئن باشید کم‌کم به منبعی سرشار از انرژی مثبت تبدیل خواهید شد.

منبع:مردمان


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 بهمن 1392  09:42 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

یک مشت جانانه بر فرق سر ساعت بینوایی که رسیدن صبح را نوید می دهد می زنید. دنبال یک جو نشاط هستید و انرژی برای ادامه روز. به کمی تغییر نیاز دارید همین! ما به شما کمک می کنیم. 15 روش پرانرژی بودن که در این دو صفحه آمده مخصوص شماست.
یک مشت جانانه بر فرق سر ساعت بینوایی که رسیدن صبح را نوید می دهد می زنید، دستی به موهای نامرتب تان می کشید، با کشیدن خمیازه پشت خمیازه غر زنان از رختخواب بلند می شوید. احتمالا پس از شستن دست و صورت، صبحانه نخورده از خانه بیرون می زنید. همه چیز رنگ تکرار دارد و بوی روزمرگی! در طول روز هم که مدام یا سگرمه هایتان درهم است یا غر می زنید و به این و آن گیر می دهید. دنبال یک جو نشاط هستید و انرژی برای ادامه روز. اگر این صحنه ها برایتان آشناست به کمی تغییر نیاز دارید همین! ما به شما کمک می کنیم. 15 روش پرانرژی بودن که در این دو صفحه آمده مخصوص شماست.

1- بفرمایید صبحانه


تا یک صبحانه درست و درمان به بدن نزده اید از خانه بیرون نروید. صبحانه یعنی پر کردن باک انرژی و روشن کردن موتور بدن. ماشین هم بدون بنزین از جایش تکان نمی خورد، شما که جای خود دارید. باید مواد غذایی مفید و با کیفیت بخورید. برای صبحانه به پروتئین نیاز دارید تا روز بانشاطی پیش رو داشته باشید. نیمرو یا املت با قارچ میل کنید و کل روز با انرژی باشید.

2- یک ربع فقط برای خودِ خودتان اختصاص دهید

چشم هایتان را که باز می کنید باید صبحانه آماده کنید، جوراب هایتان را پیدا کنید، کوچولو را به مدرسه برسانید؛ البته قبلش باید نگاهی به تکالیفش بیندازید، غذای ظهر یا شب را آماده کنید، سر کار بروید، بین یک خروار پرونده دست و پا بزنید و ... با اینحال نگران نباشید! بین این همه کاری که سرتان ریخته به خودتان هم برسید. فقط یک ربع به خودِ خودتان اختصاص دهید فارغ از فکر بقیه! بنشینید، مجله ای در دست بگیرید، یک فنجان چای برای خودتان بریزید، موسیقی گوش کنید، به هر کسی که دوست دارید تلفن بزنیدو خلاصه یک ربع هر کاری که حالتان را بهتر می کند انجام دهید.

3- لبخند بزنید

یک لبخند ساده و یک دنیا انرژی مثبت! محض رضای خدا قیافه آدم های اخمو و خموده را در متر، اتوبوس و پشت چراغ قرمز به خود نگیرید! لبخند زیباترتان می کند. وقتی به روی دیگران لبخند می زنید انگار همه یخ ها آب می شوند و سرما به گرمایی حیات بخش تبدیل می شود. نگاه تان در نگاه یک غریبه هم که می افتد یک لبخند ساده و صمیمی تحویلش دهید. اگر بدانید همین کار ساده چقدر روی روحیه خود و اطرافیانتان تاثیر می گذارد، دریغ نمی کنید. امتحانش مجانی است. از همین امروز شروع کنید.

4- روز را با اینترنت و ایمیل چک کردن شروع نکنید

بعید به نظر می رسد آنقدر گرفتار باشید که هر ثانیه ایمیل های حیاتی دریافت کنید که لازم باشد همان اول صبح به محض باز کردن چشم هایتان به سراغ اینترنت بروید! این بدترین شیوه شروع روز است. امکان دارد یک ایمیل با یک پیام ساده آنقدر افکارتان را به هم بریزد که کل روزتان خراب شود.

5- یک دفترچه یادداشت بخرید


وقتی یک دفترچه یادداشت کوچک داشته باشید و تمام کارها، افکار، قرارها، برنامه ها و حتی فهرست خریدتان را در آن یادداشت کنید، دیگر کارهای مهم را فراموش نمی کنید و مستاصل نمی مانید برنامه تان را کجا یادداشت کرده اید. همه چیز دم دست تان است. همه جا می توانید این دفترچه را همراه داشته باشید. در این صورت امکان اینکه قرار ملاقات، برنامه یا کاری را فراموش کنید، کم شده و روزتان هم خراب نمی شود.می توانید در این دفترچه احساسات، افکار یا اهدافتان را هم بنویسید و هر از گاهی مرور کنید.

6- دنیای تان را رنگی کنید

استفاده از رنگ های شاد راهی است برای دور شدن از غم و غصه چون رنگ ها به زندگی نشاط می دهند. رنگ ها ویتامین های روح هستند و خلق و خوی ما را عوض می کنند. توصیه می شود لباس های شاد بپوشید و برای دکوراسیون منزل نیز از این رنگ ها استفاده کنید.

7- ظهر که می شود کمی ورزش کنید


از صبح در خانه یا محل کارتان حسابی مشغول کار بوده اید. عادت کنید وقت ناهار کمی ورزش کنید. ورزش انرژی بخش است و از بین برنده استرس. لازم نیست مثلا یک ساعت دمبل بزنید. همین که 5 یا 10 دقیقه کمی نرمش کنید باعث می شود بقیه روز را با نشاط بیشتری دنبال کنید.

8- تکنیک 3-6-5 را دریابید

نمی دانید نفس عمیق کشیدن چه معجزه ای می کند! این کار ضربان قلب تان را تنظیم، استرس تان را کمتر و سیستم ایمنی بدنتان را تقویت می کند. از همین حالا شروع کنید: 5 ثانیه دم و 5 ثانیه بازدم! با این کار در هر یک دقیقه 6 بار نفس عمیق و درست کشیده اید. توصیه می شود این ورزش را هر روز 3 بار تکرار کنید. اگر وقتش را دارید هر بار 5 دقیقه این کار را انجام دهید.

9- اگر قهوه می خورید اندازه اش را نگه دارید


قهوه زیاد خوردن برای سرحال بودن اشتباه است. درست است که قهوه مغز را تحریک می کند اما مصرف بی رویه و بیش از حد آن برای سلامت چندان مفید نیست. از این گذشته، نوشیدن قهوه زیاد می تواند خواب را بر هم بزند و عوارض بی خوابی را که خودتان بهتر می دانید به دنبال داشته باشد. براساس نتایج پژوهش ها بهترین زمان برای نوشیدن قهوه بین 9:30 تا 11:30 صبح است که میزان کورتیزول یا همان هورمون استرس در کمترین میزان خود قرار دارد.

10- عطر لیموترش

بوی لیموترش سلول های مغز را تحریک کرده و انرژی تان را افزایش می دهد. خیلی ساده است؛ امتحانش کنید. یک لیموترش را بردارید و بو کنید؛ می بینید استرس تان کم می شود و حالتان حسابی سر جایش می آید.

11- رختخوابتان را مرتب کنید


نکند شما هم به خیل عظیم افرادی تعلق دارید که صبح به صبح رختخواب مچاله شده شان را به حال خود می گذارند و از خانه بیرون می زنند؟ اصلا خیلی ها تصور می کنند این یک کار زنانه است یا باید مادرشان این کار را بکند یا همسرشان ولی اگر بدانید مرتب کردن رختخواب چه نظمی به ذهن تان می دهد خودتان دست به کار می شوید! اینکه ملحفه ها و لحاف را مرتب کنید، بالش ها را سر جاییشان بگذارد، فقط 5 دقیقه از وقت تان را می گیرد اما همین کار ساده باعث می شود ذهن تان نظم و ترتیب بگیرد. تازه عصر هم که به منزل برمی گردید همه چیز سرجایش است و لازم نیست خسته و کوفته تازه به فکر مرتب کردن اتاق خوابتان باشید.

12- به بدنتان کمی کش و قوس دهید


هر وقت احساس خستگی کردید، بلند شوید و چند حرکت کششی ساده انجام دهید. همین کار ساده باعث می شود مثل یک بلوک بتنی سخت یک گوشه خشک تان نزند. دست ها، شانه و پاهایتان را بکشید. خلاصه توصیه می شود هر حرکتی را که بلدید انجام دهید تا خستگی حسابی از بدنتان بیرون برود. 3 دقیقه زمان کافی است تا با نشاط بیشتری به سر کارتان برگردید.

13- پنجره ها را باز کنید


خیلی وقت ها اصلا یادمان می رود به هوای تازه نیاز داریم. وقتی از خواب بیدار می شوید فرقی نمی کند تابستان باشد یا زمستان، پنجره ها را باز کنید و اجازه دهید هوای تازه وارد اتاق و ریه هایتان شود. سر کار هم که می روید پنجره های دفتر کارتان را باز کنید. خواهید دید همین کار ساده کلی کیف تان را کوک و شما را به اصطلاح شارژ می کند.

14- پیکاسو باشید

خیلی ها معتقدندنبرای داشتن یک روز رضایتبخش باید چیزی خلق کرد. پیشنهاد می کنیم برای خودتان بوم یا دفتر نقاشی، مداد رنگی و آب رنگ و مخلفات تهیه کنید. طراحی کنید یا شعری بسرایید. می دانیم که نقاش یا شاعر حرفه ای نیستید اما همین کارها باعث می شود زوایای پنهانی وجودتان را کشف کنید که شگفت زده تان می کند.

15- تشکر کنید

سعی کنید از دیگران حتی به خاطر کوچکترین کاری که می کنند تشکر کنید. همین کار باعث می شود با اطرافیانتان مهربانتر باشید تا روزتان زیباتر شود. از خدا تشکر کنید که امروز را هم فرصت داده تا به روی زندگی لبخند بزنید.

منبع:خبر نو


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 بهمن 1392
نظرات()   
   
چهارشنبه 9 بهمن 1392  09:33 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

گفتگو با جک کنفیلد، نویسنده سوپ جوجه برای روح برای هر کسی می تواند جذاب باشد. نویسنده ای که فقط 350 میلیون نسخه از آثارش در چین فروش رفته است، حرف های زیادی برای گفتن دارد. جک کنفیلد در روزهای نیمه دوم آذر به دعوت همایش فرازان برای برگزاری یک همایش در 22 آذرماه به تهران آمد و روز قبل از آن با همکاری دکتر سپهر تاروردیان، مدیرعامل محترم همایش فرازان این امکان برای مجله خلاقیت فراهم شد تا در خیابان آفریقا و در هتل طوبی به گفتگو با یکی از اساتید شاخص موفقیت بنشینیم. همایش کنفیلد هم 22 آذرماه با استقبال بسیار خوب علاقمندان در سالن پژوهشکده نفت برگزاری شد. در این گفتگو همکارمان نیوشا عاشورزاده زحمت ترجمه را کشید و آنچه که در ادامه می خوانید متن کامل گفتگوی ما با جک کنفیلد خالق سوپ جوجه برای روح است. گفتگویی که آنقدر نکات انگیزه بخش دارد که خودش برای شما یک پا سوپ جوجه است برای روح.

آقای کنفیلد! نظرتان راجع به استقبال مخاطبان ایرانی از کتاب هایتان چیست و چه رازهایی در کار شماست که آثار شما را نه فقط مختص مخاطب غربی که جنبه ای جهان شمول به آن می دهد؟

- خب من پاسخ خیلی مفصلی برای این پرسش ندارم چون تا به حال با ایرانی های زیادی صحبت نکرده ام اما با چند نفری مشخصا درباره کتاب و فیلم راز صحبت کرده ام و آنها از تاثیرات عمیق آ« بر زنتگی شان برایم گفتندو حتی آنقدر از این اثر استقبال شد که سه بار از تلویزیون ایران پخش شد. کسانی را دیدم که بسیار با این کتاب ارتباط برقرار کرده بودندو می گفتند یا به کارگیری اصول آن تمام زندگی شان متحول شده است. درباره کتاب بیست و پنج اصل موفقیت که تازگی برای نخستین بار نسخه فارسی اش را دیدم هم با چند نفر صحبت کردم که می گفتند از اصول و قوانینش استفاده کرده و از خواندنش بسیار لذت برده اند.



یکسری خواسته های جهانی و واحد وجود دارند که هیچ ربطی به فرهنگ و جغرافیا و ... ندارند. همه می خواهند عشق بورزند یا کسی به آنها عشق بورزد، همه می خواهند خودشان را به دیگران معرفی کنند، همه بهترین ها را برای فرزندانشان می خواهند و همه دوست دارند موفق تر باشند. اینها بخشی از انسانند که فراتر از فرهنگ و جغرافیا هستند. پس چه در آفریقای جنوبی باشم، چه در مالزی یا حالا در ایران هیچ فرقی نمی کند. امیال انسانی در همه جای دنیا ثابت هستند. آنچه من می خواهم به واسطه کتاب هایم به مردم معرفی کنم همین موضوعات واحد و جهانی هستند.

می دانیم که ایجاد یک کسب و کار، یکی از سخت ترین کارهایی است که می توان انجام داد. به طور ویژه برای ایجاد انگیزش در فرد جهت پیشبرد کسب و کار، تمرکز روی چه اندیشه هایی را پیشنهاد می کنید؟

- خب در زبان انگلیسی می گویند کلمه job (شغل) مخفف سه کلمه just+ over + broke (کاملا ورشکسته) است. یعنی وقتی خودت پولی نداری باید برای دیگران کار کنی. پس اگر می خواهید کاری را شروع کنید به احتمال زیاد به این موارد می رسید: 1) آزادی بیشتری برای گذران زندگی تان دارید. 2) به مرور پول بیشتری درمی آوردو قدرت واستقلال مالی تان بیشتر می شود. 3) خود و استعدادهایتان را خیلی سریع تر می شناسید. من همیشه به مردم می گویم اگر می خواهید پیشرفت کنید، ازدواج کنید، بچه دار شوید و کار خودتان را شروع کنید به مرور می فهمید کجای کارتان ایراد دارد و چه چیزهای بیشتری برای موفق تر شدن نیاز دارید.

به عقیده من بخشی از هدف همه ما رشد و گسترش ظرفیت و استعدادمان است و می توانیم با معرفی درست خودمان و خطر کردن به این خواسته هم برسیم. نباید فراموش کرد که راه اندازی یک تجارت تازه هم به اندازه خودش خطرپذیر یا به اصطلاح ریسکی است. لزوما تمام تجارت ها، خوب از آب درنمی آیند برخی منابع می گویند، اکثر مردم تا قبل ازاینکه به موفقیت برسند، حداقل دو یا سه بار شکست خورده اند.

موفق ترین تاجران دنیا .ثل والت دیزنی (Walt Disney) و هنری فورد بنیانگذار شرکت خودروسازی فورد (Ford) دو، سه بار ورشکسته شدند اما هر بار یک چیز جدید یاد گرفتند. خود من هم تا به حال سه بار سعی کرده ام تجارت جدیدی شروع کنم که دو بار با شکست مواجه شدم اما سومین بار اتفاق بسیار بزرگی در زندگی ام بود و آزادی غیرقابل باوری به من هدیه داد. یکی از اتفاقات مهم دیگری که در طی شروع یک تجارت جدید رخ می دهد این است که می توانید بیشتر بر جهان تاثیر بگذارید؛ مثلا افراد بیشتری استخدام می کنید و فرصت شغلی بیشتری برای مردم ایجاد می کنید. با کارتان و حقوق هایی که پرداخت می کنید، مشکلات اساسی زندگی خیلی ها را می توانید حل کنید. من خودمفکر می کنم مشکلات اعتماد به نفس، دانش، انگیزش، ارتباطات اجتماعی، آرامش و دوستی بسیاری از مردم را حل کرده ام و این حس فوق العاده شیرینی به من می دهد. البته همه هم این کارها را نمی کنند. پس کارآفرین ها وظیفه بسیار مهمی بر دوش دارند و کارشان یکی از بهترین کارهای دنیاست.

به رغم تاکید شما روی کنترل ذهن، همچنان می بینیم که خیلی ها در جهان صرفا وضعیت اطرافشان را ملاک قرار می دهند و درصد خودانگیختگی نیستند. به نظر شما چرا اینگونه است و خودانگیختگی در شمار عادت های بدیهی هر کدام از نسان ها که باید در طول روز انجامش دهند، قرار نمی گیرد؟

- در این موردباید بگویم در وهله اول، عزت نفس اهمیت بسیار زیادی دارد. یک سلسله مراتب خاصی در نیازهای هر فرد وجوددارد که بقا در صدر آنها قرار داردو مواردی مثل نیازمندی به گرما، غذا، آب و پوشاک. در مرحله دوم همه ما نیاز داریم که پذیرفته شویم. بدترین کاری که می توان در حق کسی کرد این است که از جایی اخراج شود یا پذیرفته نشود و تنها بماند و بعد از آن در قدم بعدی، عزت نفس قرار دارد.

انسان باید احساس کند که مهم است، اهمیت می دهد و به او اهمیت می دهند. دو عامل مهم در ایجاد عزت نفس بالانقش عمده ایفا می کنند: بدانیم که دوستمان دارند و ما را از خودشان می دانند و همچنین بدانیم که می توانیم هر کاری می خواهیم انجام دهیم و نیازهایمان را برطرف کنیم. در واقع ترکیبی از عشق و توانایی است. حالا اگر عزت نفس پایینی دارید احتمالا این دو مشخصه را دارید: اکثر افرادی که خودشان را کم می بینند بسیار بیشتر از آنچه واقعا لازم است درباره خودشان قضاوت می کنند خیلی بیشتر ازآن چیزی که فکر می کنند، می دانند و مهارت دارند. این درجه از ضعف عزت نفس معمولا در جوانان بیشتر دیده می شود و مورد دوم این است که اگر آنقدر که لازم است اعتماد به نفس ندارید بهتر است بیشتر خودتان را وادار به یادگیری کنید.

درس بخوانید، دوره های مختلف و کلاس های مختلف را بگذرانید، کتاب و مجله های خوب مثل همین مجله خلاقیت را بخوانید، هر چیزی از این دست که به دانش تان اضافه می کند بسیار مفید است. باید سعی کنید در آنچه انجام می دهید کارشناس باشیدو خیلی درباره اش بدانید. هر چه در کارتان واردتر و حرفه ای تر باشید، بالطبع اعتماد به نفس، عزت نفس و در نهایت خوانگیختگی تانهم بیشتر می شود.
مثل یک معادله دوطرفه است: هر چه در کارم بهتر باشم، عزت نفس ام بیشتر می شود؛ هر چه عزت نفس ام بیشتر باشد، در کارم بهتر هستم. اعتماد به نفس و عزت نفس از پایه های خوانگیختگی هستندو اگر مردم، خودشان را قبول داشته باشند به راحتی می توانند خودانگیختگی را در خودشان به وجود آورند.

مهمترین عواملی که در زندگی علمی من بسیار تاثیرگذار بوده اند تجربه واقعی، مطالعه و شرکت در سمینارها بوده اند. متاسفانه مردم برنامه ای برای کسب دانش مادام العمر ندارندو همین مورد باعث می شود که با توجه به دانش روز دنیا تخصص واقعی در کارشان نداشته باشند.

برای تحقق رویاها و اهدافمان در زندگی، شما به موارد مختلفی اشاره کرده اید و این در آثارتان نمود یافته است.اگر بخواهیم شرحی کلی از آنچه که برای تحقق رویاهایمان لازم است ارائه دهید، به چه مواردی، آن هم برای مخاطب ایرانی اشاره می کنید؟

- اصول موفقیتی که من در کتابم مطرح کردم بسیار کمک می کندکه رویاها و اهدافتان را محقق کنید:
1) رویایتان به طور مشخص چیست؟

2) چطور می شود از آن اهداف قابل اندازه گیری و مشخص ساخت؟ چون رویاها بدون عینی شدن انگار خیالپردازی هایی غیرواقعی بیش نیستند.

3) در این مرحله باید هر روز بر رویایمان تمرکز کنیم و آن را کنار نگذاریم. این همان بخشی از کتاب راز است که به عنوان «قانون جذب» مطرح شد. اگر کسی چیزی را بخواهد بایدتمام ذهن اش را متمرکزش کند. کاری که یک مدیر خوب انجام می دهد، این است که در درجه اول تمرکز جمعی را معطوف به یک اتفاق واحد می کند. باور قلبی است که مهم و کارساز است. باید باورداشته باشیم که با تمام ذهن و وجود بخواهیم وبرایش انرژی صرف کنیم و هرگز بدبین و تسلیم نشویم.

4) اگر رویا را عینی کنیم، باورش کنیم، دیگران را هم به فضای کارمان راه بدهیم (که این یکی از مهمترین موارد در مدیریت است) موفق هستیم. شرکت های بزرگ باید سرمایه گذار بپذیرند، اگر اینطور نباشد کسی به آنها اعتماد نمی کند. اتفاقی که برای شرکت اَپل یا مایکروسافت افتاد باعث شد بسیاری از مردم فکر کنند این شرکت ها دیوانه اند که به این طریق پیش می روند.

وقتی والت دیزنی اولین فیلمش را ساخت، تولید کارتن چیزی بین 5000 تا 50000 دلار هزینه برمی داشت اما دیزنی می خواست کارتون یک میلیون دلاری بسازد. همه فکر می کردند عقلش را از دست داده و کارش تمام است اما خودش این ریسک را پذیرفته بود و توانایی این را داشت که افراد بسیار بسیار زیادی را در سرتاسر دنیا هدایت کند. کسانی که کمکش میکردندو با مبالغ بسیار ناچیز برایش انیمیشنمی ساختند.



حال چطور می شود دیگران را به خدمت خودمان بگیریم؟ با داستان گفتن. داستان های شیرین درباره آینده. آینده ای که قرار است زندگی همه را تغییر دهد. اگر می خواهید دیگران به شما کمک کنند باید اعتماد به نفس داشته باشید و یک نقطه مشخص در آینده را بخواهید و برایش تلاش کنید. مردم باید ببینند که شما در رسیدن به هدف تان چقدر مطمئن هستید. باید هدف را تکرار و تکرار و تکرار کنید. باید در مرحله اول خودتان باور داشته باشید، مشتاق باشید و دلسوز و مهربان. این دقیقا همان مواردی است که نگرش دیگران را درباره ماهیت ایران می سازد. خیلی برایم جالب بود. وقتی به دبی، بحرن، قطر و کویت سفر کردم افراد بسیار خلاق و ایده های مبتکرانه زیادی را دیدم.

در ایران هم افراد زیادی را دیدم که ابتکارات نوینی داشتند، نوآور بودند و این برایم خیلی جالب بود اما وقتی منابع لازم را در اختیار داریم حالا چطور باید از این پتانسیل و خلاقیت استفاده کنیم. من فکر می کنم افراد مشخصا باید بگویند «خب، این دقیقا همان کاری است که من می خواهم انجام بدهم.»

اما یکی از مواردی که من همیشه به شاگردانم درس می دهم «چطور» انجام دادن است. ببینید این قسمت واقعا مهم است چون خیلی از مواقع هست که فرد نتیجه را می داند اما نمی داند چطور می تواند به آن برسد. اگر در ماشین تان سیستم GPS داشته باشید فقط کافی است مقصد را به دستگاه بدهید و آن به شما دقیقا می گوید باید کجا بروید.

درباره انسان هم همین طور است، اگر رویایمان (که همان مقصد است) را در نظر داشته باشیم باید آن را برای خودمان توصیف کنیم که چه شکلی است یا چه اتفاقاتی خواهد افتاد. دیگر نباید پرسشی برایمان باقی بماند. اگر به مدت سی روز، هر روز رویایمان را مجسم کنیم اتفاقات تازه ای می افتد. حالا اینجاست که ذهن خلاق به این فکر می کند که «چطور؟» و این یعنی ابتدای راه. شکل گرفتن کلمه «چطور» واقعا مهم است. ممکن است با خواندن یک کتاب به پاسخش برسید، یا یک مطلب در مجله، یا گفتگو با یک نفر، یا درونیابی و الهامی از ناکجا آباد، یا حتی در ناامیدی های نیمه شب.

بسیاری از ایده های خلاقانه به یکباره با یک جرقه در انسان به وجود می آیند. بوم! و «چطور» بالاخره خودش را نشان می دهد. «چطور» زمانی خودش را نشان می دهد که از قبل مشکلتان را با «چه چیزی» حل کرده باشید. و با دنبال کردن این مسیر و استمرار در آن می توانید مسیر موفقیت تان را پیدا کنید.

شما یکی از نویسندگانی بوده اید که آثارشان با فروشی حیرت آور در جهان مواجه شده اند و در این زمینه به نوعی پیشکسوت محسوب می شوید. امروز و با توجه به عصر ارتباطات و حضور پررنگ اینترنت و تبلت و بوک ریدر و ... اگر یک جوان بخواهد راه شما را در تبدیل شدن به یک نویسنده پرطرفدار طی کند باید چه مواردی را مد نظر قرار دهد.

- خب تکنولوژی مزایای بسیاری دارد. شما می توانید هر کتابی را که می خواهید، دانلود کنید و آن را بخوانید. سوار هواپیما می شوید و تمام اطلاعات زنتدگی تان را در یک کیف همراه کوچک همراهتان دارید. با دسترسی به اینترنت می توانید از تمام اخبار جهان مطلع شوید. قبلا اینطور نبود. من خودم وقتی مدرسه می رفتم دستگاه تایپ وجود داشت و اگر یک حرف را اشتباه می زدی باید تمام متن را از ابتدا تایپ می کردی اما حالا کامپیوترها اینقدر پیشرفته هستند که می توانی به راحتی تایپ کنی، پاک کنی، کپی کنی و جای دیگر از آن استفاده کنی.

فکر می کنم همه چیز خیلی سریع تر از همیشه اتفاق می افتد. در یک چشم به هم زدن می توانیدکلی اطلاعات جابجا کنید. مثلا کسی چیز جدیدی از کامپیوتر ابداع می کند، دیگر نیازی نیست شما همان را بازسازی کنید. فقط کافی است اطلاعات پیشین را با اطلاعات جدیدتر و خلاقیت های خودتان ترکیب کنید تا یک چیز جدیدتر بسازید. کسی به من گفته بود در آمریکا روزانه 60.000 برنامه جدید برای تلفن های همراه هوشمند، گوشی های اَپل وسامسونگ، تلویزیون و به خصوصکامپیوتر ساخته می شود. حالا همه این فرصت را دارند که چیزی یاد بگیرند.

ما در کتاب بیست و پنج اصل موفقیت به موضوعات مهمی از قبیل قدرت از بین بردن درد، گسترش باورها، افزایش عزت نفس و خودانگیختگی پرداخته ایم. مثل تکنولوژی عمل کرده ایم و توانسته ایم مشکلاتی را که درمانشان سال های سال طول می کشد، با چند جمله و در کمتر از پنج دقیقه درمان کنیم.

حالا تمام اینها در اپلیکیشنی که ما ساخته ایم به راحتی قابل دسترسی است. فقط کافی است برنامه را باز کنید و قوانین را دنبال کنید. با این همه ابزار تکنولوژی می بینیم که می توانیدمسافت طولانی محل کار تا خانه را پنج دقیقه ای طی کنید. پس می بینیم که مسیر موفقیت بسیار کوتاه شده و می توانید از داشته های دیگران هم برای کوتاهتر کردنش استفاده کنید، پس از این شرایط نهایت استفاده را ببرید.

آیا فکر نمی کنیدتمام این تکنولوژی های نوین خلاقیت انسان ها را کمتر کرده اند؟ چوندیگر مثل گذشته عمیقا درگیر کاری که می کنند نمی شوند، انگار به نوعی ذهن را دچار تنبلی کرده اند، به نظر شما اینطور نیست؟

- بله، تا حدودی این حرف درست است. با اینکه واقعا در مقابل مزایایش ناچیز است اما نمی توان منکر این شد که گونه ای از خلاقیت را در انسان از بین برده است. چون باعث شده اند درگیری ذهن با مسائل کمتر بشود. مثلا ببینید وقتی کتاب می خوانیم بخش جلویی مغز فعال می شودو کار تصویرسازی و انرژی سازی را در ذهن انجام می دهد؛ اما وقتی فیلم نگاه می کنید دیگر چنین چیزی وجود ندارد و قسمت جلویی مغز فعالیتش را محدودمی کند.

پس می بینیدکه تلویزیون چقدر در زمینه تنبلی ذهن نقش مهمی ایفا می کند اما با این همه می بینیم که چقدر جهان با کمک همین ازار (تلویزیون، اینترنت و اپلیکیشن های جدید...) پیشروی داشته است. من یک پسر بیست و دو ساله دارم. وقتی چهارده سالش بود بسیاری به بازی های کامپیوتری علاقه داشت. اما علاقه اش به بازی کردن نبود، به پردازش بود. در آن سن می نشست بازی های کامپیوتری را ارتقا و تغییر می داد. با مردم کشورهای مختلف حرف می زد، نظرشان را می پرسید، مقایسه می کرد. فرهنگ های مختلف را به بحث می گذاشت و آنها را با هم ترکیب می کرد. از چین و ژاپن گرفته تا کالیفرنیا را تحلیل می کرد. خب بیست سال پیش چنین چیزی امکان نداشت. پس می بینیم که بله تلویزیون و اینترنت تا حدودی بر فعالیت های مغزی انسان تاثیر گذاشته اند؛ اما فواید و نکات مثبت این تحولات آنقدر زیادند که این ایرادهای کوچک مقابل اش اصلا به چشم نمی آیند.

آیا کتاب جدیدی در دست نگارش دارید و اگر جوابتان مثبت است، ممکن است لطفا در مورد برخی ایده های مطرح شده در آن کتاب توضیح دهید.

- قبل از اینکه درباره کتاب جدید توضیح بدهم باید بگویم که همین کتاب «بیست و پنج اصل موفقیت» را دوباره ویرایش و چاپ خواهیم کرد. می خواهم موارد جدیدی مثل رسانه های اجتماعی را به آن اضافه کنم. اما کتاب جدیدی که در دست تحریر دارم درباره عشق و ترس است چون به نظرم این دو حس از مهمترین و اصلی ترین احساسات درونی انسان هستند.

متاسفانه امروزه ترس بسیار زیادی را در دنیا می بینیم. مثلا شما ببینید نگرش آمریکا درباره خاورمیانه همیشه با ترس همراه بوده. فکر می کنید ریشه آن چیست؟ ترس از ناآگاهی ریشه می گیرد. همیشه سعی می کنیم چیزهایی را که برایمان وحشت آور است، کنترل کنیم. این کتاب درباره ترس و راههای غلبه بر آن است مثلا اگر زنی احساس کند همسرش به او خیانت می کند و او از این موضوع می ترسد شروع می کند به کنترل کردنش، حواسش هست کجا می رود، با چه کسی می رود، چه می کند. تمام کارهایش را زیر نظر می گیرد اما نمی داندکه همین کارهای او خودش باعث خیانت کردن می شود.

پس ترس محدودیت می آورد، دیگران را در تنگنا قرار می دهد، حس کنترل کردن را در آدم بیدار می کند. این طبیعت انسان است که وقتی می بیند دائم زیر نظر است واقعا مریض می شود، خسته و غمگین می شود. اینجاست که بحث عشق به میان می آید و می گوییم «خب من دوستت دارم پس بهت اعتماد می کنم.»

همین روابط اخیر ایران و آمریکا رات ببینید. تحریم ها و فشار غرب بر ایران از سر ترس بی مورد و اشتباه بود. من دوست دارم در دنیا عشق بیشتری ببینم. نباید بگذاریم ترس بر ما غلبه کند و عقل مان را زایل کند مردم باید به یکدیگر اعتماد کنند، درهای قلبشان را به روی یکدیگر باز کنند و سخاوتمند باشند. وقتی کسی را کنترل می کنیم فکر می کنیم از روی علاقه است؛ اما واقعیت این است که از روی ترس است.



به غیر از آثار خودتان، بهترین اثری که در زمینه موفقیت و انگیزش انسان ها خواندید چه کتابی بود و در مورد تاثیر آن توضیح دهید.

- خب کتاب های خیلی خیلی زیادی هستند که بخواهم نام ببرم. در زمینه تجارت کتابی هست به نام The One Thing اثر گری کلر (Gary Keller) که واقعا عالی است. درباره این است که چطور تمام انرژی و تمرکزتان را معطوف «یک چیز» مشخص کنید تا تمام زندگی کاری و خانوادگی تان دستخوش تغییرات مثبت شود. کتاب دیگری که می توانم پیشنهاد کنم The Slight Edge اثر جف اولسون (Jeff Olson) است که کتاب بسیار خوبی است.

او در این کتاب می گوید که اگر یک تغییر کوچک هم در زندگی تان ایجاد کنید و برای سال های متمادی از آن پیروی کنید می بینید که چقدر در زندگی تان تاثیرگذار خواهد بود. چه عبادت باشد، چه تغییر رژیم غذایی یا ورزش کردن، دنبال کردن هر کدام از اینها برای مدت طولانی تاثیرات شگفت انگیزی خواهند گذاشت. شما ببینید مثلا وقتی به یک دو راهی می رسید، در ابتدا تفاوتشان فقط یک گام است اما هر چه جلوتر می رویم مسیرها بیشتر از یکدیگر فاصله می گیرند. یکی از عادت های من این بود که روزی یک کتا می خواندم. حالا این عدد روی هم رفته شده 3000 کتاب. کتاب راز را هم که حتما می شناسید. به نظرم کتاب بسیار مهمی است.

درباره روابط بین انسان ها هم می توانم به کتاب پنج زبان عشق (The Five Love Languages) اشاره کنم. در این کتاب نه تنها درباره مسائل کاری که درباره زندگی شخصی هم توضیح داده است. در این کتاب آمده است که هر انسانی یک زبان مشخص برای تبادل عشق دارد. مثلا در محیط کار می توانید با تعریف و تمجید از کارمندانتان به آنها عشق بورزید یا در منزل با در آغوش گرفتن فرزندانتان مثلا بعضی ها هدیه گرفتن را دوست دارند، بعضی ها ابراز کلامی را دوست دارند و خلاصه هر کسی روش خودش را دارد که یک مادر خوب یا یک کارفرمای خوب باید این تفاوت ها را بشناسد تا روش های موثری برای ارتباط بهتر با فرزندان یا کارمندانش به کار گیرد اما به طور مشخص در زمینه کاری و روابط انسان ها در محل کار می توانم به کتاب The Five Languages of Appreciation اشاره کنم. در این کتاب فقط درباره محل کار و روابط رییس و کارمندتوضیح داده شده است.

بعضی از کارمندها دوست دارند از شان تعریف و تمجید شود، بعضی ها اصلادوست ندارند. بعضی ها دوست دارند پاداش و حقوق اضافی بگیرند اما بعضی ها فقط دوست دارند در خلوت ازشان تقدیر و تشکر شود. برای یک مدیر خیلی مهم و اساسی است که این موارد را بداند. برای ایجاد انگیزه در همه افراد فقط یک راه مشخص وجود ندارد.

کتاب دیگری که می توانم برای صاحبان کسب و کارهای کوچک معرفی کنم The E-Myth اثر مایکل گربر (Michael Gerber) است. کتابی بسیار عالی است و در تجارت های خرد تغییراتی عظیم به وجود آورده است . کتاب دیگری هست به نام The Leadership Challenge که قویا پیشنهاد می کنم کسانی که در مسیر مدیریت چیزی قرار می گیرند حتما این کتاب را بخوانند.

منبع:پنجره خلاقیت


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 بهمن 1392
نظرات()   
   
یکشنبه 29 دی 1392  09:30 ب.ظ
نوع مطلب: (موفقیت ،) توسط: محمد افشار

گروهی از روانشناسان براین باورند که برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم
اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟
آنان می‌گویند خواستن، اعتقاد داشتن، رسیدن و دریافت‌کردن، سه مرحله ساده اما اساسی برای ایجاد آن چیزی است که خواسته‌اید؛ اگرچه مرحله دوم، یعنی اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، می‌تواند سخت‌ترین و مهمترین مرحله باشد.
چرا که وقتی شما موفق می‌شوید معتقدات خود را مدیریت کنید، درواقع زندگی‌تان را مدیریت کرده‌اید. این نوع نگاه اهمیت و نقش ذهنیت‌های مثبت را دردست‌یابی به هدف مطرح می‌کند[نقش تصویرهای ذهنی در زندگی]
به عبارتی ما باید با مدیریت اعتقادات خود، همه افکار، اظهارات، واژه‌هایی که بکار می‌بریم و عمل‌مان را -که قبلا با نوعی بی‌‌اعتقادی و عدم اطمینان همراه بود- به سوی اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهیم سوق دهیم.
و دراین مسیرهرچه بیشتر راسخ و پایدارباشیم و اجازه ندهیم این بی‌اعتقادی‌ها و ذهنیت‌های منفی، آنچه می‌خواهیم را درهاله‌ای از ابهام و تاریکی فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف‌سازی‌ها و روشن‌بینی‌ها، می‌توانیم مرحله عمده‌ای را برای رسیدن به هدف، پشت سرگذاریم.
اگر توجه کنید ارتباط قابل توجهی بین اساس بیشتر افکار، اظهارات و اعمال شما با میزان اعتقاد‌پذیری و قانون جاذبه وجود دارد که در نهایت جهت‌گیری آنها را سمت و سو می‌بخشد.
این اعتقاد‌پذیری به گونه‌ای است که هیچ شک و تردیدی را در بر ندارد و همچنین به مفهوم چشم‌پوشی از واقعیات جاری و ساری نیست. به عبارت دقیق‌تر، اعتقاد و ایمان به پیروزی، به طور قطعی و غیرمشروط است.
اعتقاد مقوله‌ای است که به دوراز تاثیرپذیری از سایرمسایل، بخصوص آنچه دردنیای خارج اتفاق می‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقی می‌ماند و در عمل نمود می‌یابد.
اما به نظرمی‌رسد یک نکته مهم دراین دیدگاه مورد تاکید قرارنگرفته است؛ اینکه هر اعتقادی بنا به ماهیت، کیفیت و کمیتی که دارد، تلاش خاص خود را می‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشیند. و هراعتقادی هراندازه هم که راسخ و جدی باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست.

معصومه کیهانی
منبع : همشهری آنلاین


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 29 دی 1392
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :17  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید..........شنبه 17 آذر 1397

روانشناسی رفتاری در خدمات‌رسانی به مشتری ..........شنبه 17 آذر 1397

گوگل از علل شکست استارتاپ‌ها می‌گوید ..........شنبه 17 آذر 1397

پرفروش‌ترین کتاب جهان معرفی شد..........شنبه 17 آذر 1397

دوست خوب چه خصوصیاتی دارد؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو..........شنبه 17 آذر 1397

دو اژدهای چینی بازار موبایل را می‌بلعند ..........شنبه 17 آذر 1397

چه کسانی بیمه بیکاری می‌گیرند؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

فولکس واگن ظرفیت تولید ۱۵میلیون خودروی برقی را دارد ..........شنبه 17 آذر 1397

۳.۹میلیارد نفر از جمعیت جهان آنلاین هستند ..........شنبه 17 آذر 1397

اولویت‌های شرکت تاتا در ۱۵۰سالگی ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

برای شروع، منتظر ایده نمانید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

۱۲ایده راجع به بیزینس آنلاین که شما می توانید از فردا شروع کنید ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

کسب و کار خانوادگی خود را رشد دهید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دورکاری و ضرورت حفظ ارتباط میان کارمندان ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

همه پستها