تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب کارآفرینی و کسب و کار

براساس اعلام رسمی اتحادیه کباب و حلیم کشور بیش از ۵ هزار واحد فعال صنفی وجود دارد. این واحد ها بیشتر در حوزه تهیه غذا و آش، کباب و حلیم فعالیت می کنند. یکی از بزرگ ترین فعالان این صنف کترینگ ها یا همان تهیه غذاهایی هستند .

براساس اعلام رسمی اتحادیه کباب و حلیم کشور بیش از ۵ هزار واحد فعال صنفی وجود دارد. این واحد ها بیشتر در حوزه تهیه غذا و  آش، کباب و حلیم فعالیت می کنند. یکی از بزرگ ترین فعالان این صنف کترینگ ها یا همان تهیه غذاهایی هستند که وعده های غذایی را از طریق پیک موتوری به دست مشتری می رسانند و خدماتی از جنس رستوران ها را در اختیار مشتریان قرار نمی دهند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پول نیوز، یک کترینگ یا آشپزخانه تهیه غذا بیشتر غذاهای سنتی را در منوی خود داشته و به نسبت رستوان ها از تنوع غذایی کمتری برخوردار است. بیشتر کترینگ ها با تمرکز بر چند نوع غذا مشتریان متوسط جامعه را مخاطب خود قرار می دهند. اکثر مشتریان آنها ادارات و شرکت هایی هستند که کارمندان آن وعده غذایی ناهار را در آن سپری می کنند.

به همین دلیل غذاهایی مانند کباب کوبیده، جوجه کباب، قورمه سبزی، قیمه، لوبیا پلو، عدس پلو و  زرشک پلو با مرغ بیشترین سهم را از منوی غذای کترینگ ها در بر می گیرند. یک کترینگ مانند یک بنگاه اقتصادی است که فعالیت تولیدی دارد. به همین دلیل برای راه اندازی آن باید شرایط مختلفی را داشت.

سرمایه اولیه

برای راه اندازی یک کترینگ به یک زیر  زمین ۱۰۰ متری نیاز است  که اگر این ملک در محدوده مرکز شهر واقع شود، بین ۶۵ تا ۸۰ میلیون رهن یا با ۳۰ میلیون ودیعه و ماهانه ۲ میلیون تومان می توان آن را اجاره کرد. البته بسته به نقطه جغرافیایی و موقعیت مکانی میزان اجاره و ودیعه متفاوت است، اما به طور کلی نباید انتظار کمتر از ۶۵ میلیون تومان رهن را داشت. از سوی دیگر یک کترینگ نیاز به وسایل آشپزی و تجهیزات آشپزخانه ای دارد که بخش عمده ای از سرمایه اولیه آن به شمار می رود.

یک کترینگ متوسط باید دو یخچال ، چهار گاز، دو دستگاه کباب زنی، ۱۰ سبد بزرگ آشپزی، چهار دیگ بزرگ،  ۱۰قابلمه، بیش از ۵۰ سیخ کباب زنی در سایزهای مختلف، ملاقه و کفگیر،  انواع چاقوها، تخته های برش، چرخ گوشت، دستگاه خمیرگیر برای کباب و . . . داشته باشد. براساس تحقیقات انجام شده مجموع این وسایل به ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان پول نیاز دارد.  با یک حساب سرانگشتی برای راه اندازی یک کترینگ ساده باید بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان پول داشته باشیم.

آشپزها چه می کنند؟

تحقیقات میدانی نشان می دهد که یک کترینگ متوسط باید روزانه حدود ۱۰۰ پرس غذا به دست مشتریان خود برساند تا بتواند به حیات خود ادامه دهد، در غیر  این صورت فعالیت این بنگاه اقتصادی هیچ توجیه اقتصادی ندارد. برای تهیه ۱۰۰ پرس غذا در هر وعده غذایی باید یک سرآشپز و دو کمک آشپز در آشپزخانه مشغول فعالیت باشند. نیروی انسانی یکی از مهم ترین هزینه هایی است که در راه اندازی کترینگ ها باید به آن توجه داشت.

 براساس تحقیقات انجام شده استخدام آشپز در کترینگ ها به اشکال مختلفی انجام می شود. البته کترینگ ها بیشتر از آشپزهای معمولی استفاده می کنند و بر خلاف رستوران ها، اعتقادی به داشتن آشپز بین المللی با مدارک مختلف آشپزی ندارند. آشپزهایی که در کترینگ ها مشغول کار می شوند، می توانند با داشتن تجربه و صلاحیت کاری کافی سرآشپزی را بر عهده بگیرند. مهم ترین تخصص های مورد نیاز سرآشپز یک کترینگ آشنایی با غذاهای سنتی ایرانی، تسلط به طعم های مختلف، کباب زنی حرفه ای و سرعت و دقت در کار است.

در کنار یک سر آشپز دو کمک آشپز که به اصطلاح تخته کار نامیده می شوند، کار می کنند. تخته کار بیشتر وظایفی مانند آماده سازی گوشت لازم برای کباب ها، خورشت ها و سایر غذاها را بر عهده دارد. در کترینگ ها بیشتر مسئولیت بر دوش کمک آشپز اول است. اوصولا کباب کوبیده و جوجه کباب مهم ترین غذاهایی هستند که در کترینگ ها سفارش داده می شوند و کمک آشپز اول مسئولیت تهیه این دو غذا را بر عهده دارد.

براساس تحقیقات انجام شده، حدود ۲۵ درصد سفارشات کترینگ ها را کباب کوبیده،  ۳۰ درصد جوجه کباب، نزدیک به ۲۰ درصد زرشک پلو با مرغ و ما بقی را غذاهای خورشتی در بر می گیرند.

تحقیقات میدانی نشان می دهد که در کترینگ ها سر آشپزها ماهانه حدود دو و نیم تا ۳ میلیون و کمک آشپزها دو تا دو و نیم میلیون دستمزد می گیرند. مابقی نیروی کار کترینگ ها که تخصص خاصی هم ندارند، اکثرا براساس مصوبه وزارت کار حقوق دریافت می کنند.

یک کترینگ متوسط با ارائه ۱۰۰ پرس غذا در هر وعده نیاز به یک سر آشپز، دو کمک آشپز و سه کارگر ساده دارد. هر سرآشپز به طور متوسط ماهانه ۳ میلیون تومان، کمک آشپزها ۲ میلیون تومان و کارگران ساده ماهانه ۹۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می کنند. به عبارتی صاحب یک کترینگ باید ماهانه نزدیک به ۱۰ میلیون تومان حقوق و دستمزد بپردازد. لازم به ذکر است که درآمد آشپزهای رستوران های سطح بالا و لوکس و سرآشپزها بسیار بیشتر بوده و شاید بتوان گفت به ماهی ۵ الی ۶ میلیون  هم می رسد.

کترینگ ها در چه مکان هایی مستقر هستند؟

بیشتر تصور می شود که کترینگ ها در محل هایی نزدیک به ادارات دولتی و در مراکز اصلی شهر فعالیت  کنند؛ این در حالی  است که در تحقیقات انجام شده مشخص شد کترینگ ها در چند سال اخیر به دلیل بالا رفتن هزینه اجاره ها و قیمت املاک فعالیت خود را محدود به این مناطق نکرده اند. کترینگ ها بیشتر در زیرزمین هایی در تمامی نقاط شهر می توانند فعالیت کنند. عمده سفارش هایی که یک کترینگ بر پایه آن فعالیت می کند از سوی ادارات و سازمان ها است.

کترینگ ها از طریق بازاریابی با این ادارات قراردادهایی را منعقد می کنند که بر پایه این قراردادها تخفیف هایی هم به ادارات ارائه می شود و به صورت منظم از طریق منوی مقرر شده غذای روزانه ارسال می شود، اما در حالت دیگری هم کترینگ ها در نزدیکی محل ادارات و سازمان های مختلف فعالیت و با تمرکز بر کیفیت بالای غذا و قیمت مناسب تلاش به جذب مشتری می کنند. در حال حاضر کترینگ ها ترجیح می دهند که یک شرکت را به عنوان مشتریان ثابت داشته و روزانه غذای آن را تامین کنند.

بررسی های میدانی صورت گرفته نشان می دهد محدوده ونک، ولیعصر از چهارراه تا بالاتر از پارک ساعی، هفت تیر، سهروردی، سعادت آباد،  ستارخان، توحید و محدوده انقلاب بیشترین کترینگ ها را در خود جای داده است. این در حالی  است که در مناطق یک و دو کمترین کترینگ ها مشاهده می شود. البته مناطق شرقی تهران هم کترینگ های کمتری را در خود جای داده اند.

هزینه های جاری

علاوه بر حقوق و دستمزد یک کترینگ برای گذران امور خود باید هزینه های جاری مختلفی را بپردازد. این هزینه ها که بیشتر برای تامین مواد اولیه، حفظ و نگهداری وسایل و مواد غذایی و سایر امور پرداخت می شوند، بخش عمده ای از درآمد یک کترینگ را می بلعد.

براساس تحقیقات میدانی صورت گرفته هزینه های جاری یک کترینگ به کیفیت مواد اولیه، کیفیت دستگاه ها، مهارت نیروی انسانی متخصص و . . . بستگی دارد. از این رو نمی توان هزینه های جاری یک کترینگ را به صورت دقیق تخمین زد. یک کترینگ متوسط برای رسیدن به سود دهی باید روزانه حدود ۱۰۰ پرس غذا تهیه و به دست مشتری برساند. هر پرس غذا به صورت متوسط ۷ هزار تومان قیمت گذاری می شود که نزدیک به ۳ هزار و ۵۰۰ تومان آن هزینه و مابقی سود است.

مدیر یک کترینگ در خیابان هفت تیر می گوید: «اگر هر پرس غذا زیر ۴۰۰۰ تومان سود داشته باشد، نباید به ادامه کار امیدی داشت.» وی معتقد است از این ۴۰۰۰ تومان باید هزینه های سالانه مانند بیمه، مالیات، خسارات و . . . پرداخت شود.

این فعال صنفی می گوید: با یک حساب سر انگشتی هر کترینگ اگر از هر پرس غذا ۴۰۰۰ تومان سود به دست آورد با احتساب ۱۰۰ پرس غذا در روز، سود خالص آن روزانه ۴۰۰ هزار تومان است که ماهانه ۱۲ میلیون تومان می شود. البته این رقم با توجه به تعداد روزهای تعطیل و کم و زیاد شدن مشتریان بسیار متغیر بوده و نمی توان به صورت قطعی آن را تایید کرد.

مواد اولیه مورد نیاز

در تحقیقات میدانی انجام شده نزدیک به ۴۰ کترینگ به عنوان نمونه در نظر گرفته شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. اکثر قریب به اتفاق صاحبان این کترینگ ها عنوان می کنند که برای تهیه هر پرس غذا باید میزان مواد اولیه دقیقی را به کار برد. بر همین اساس هر یک کیلو برنج برای شش نفر، هر خورشت هم نیاز به ۵۰ گرم گوشت و ۳۵ گرم حبوبات دارد.

همچنین برای کباب کوبیده بین ۱۲۰ تا ۱۸۰ گرم گوشت قرمز و برای جوجه کباب بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ گرم گوشت مرغ مورد نیاز است. البته این مواد اولیه به همراه روغن، انواع ادویه ها، سیب زمینی، مواد تزیینی مانند هویج، کلم، فلفل دلمه ای، پیاز و . . . به قیمت مواد اولیه مورد نیاز اضافه می کنند،  اما آنچه از برآیند صحبت مدیران کترینگ ها بر می آید اگر یک کترینگ متوسط را در نظر بگیریم روزانه نزدیک به ۳۰ کیلوگرم گوشت قرمز -که طبیعتا از گوشت گوساله استفاده می شود- نیاز دارد.

همچنین بین ۲۵ تا ۳۰ کیلوگرم گوشت مرغ مورد مصرف یک کترینگ است و بین ۱۸ تا ۲۰ کیلو برنج و به صورت معمول پنج کیلو روغن در کترینگ استفاده می شود.

پیک موتوری ها

هر کترینگ در کمترین حالت نیاز به دو پیک موتوری دارد. بیشتر کترینگ ها مانند سابق دیگر حقوق ثابت برای پیک موتوری ها در نظر نمی گیرند بلکه در حال حاضر هر پیک موتوری از هر پرس غذایی که به دست مشتری می رساند بین ۳۵۰ تا ۱۰۰۰ تومان پورسانت یا دستمزد دریافت می کند. این پورسانت بیشتر به زود رساندن غذا به دست مشتری بستگی دارد. هر پیک موتوری می تواند یک ابزار تبلیغاتی به شمار رود. به طور کلی تبلیغات دهان به دهان در بالا رفتن مشتریان کترینگ ها بسیار تاثیر گذار است و به همین دلیل تمرکز ویژه ای روی میزان کیفیت و قیمت مناسب می شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 2 خرداد 1396  11:27 ب.ظ

موانع کسب و کار اصطلاحا به مجموعه عواملی اطلاق می شود که در راه ایجاد یا استمرار موفق یک فعالیت اقتصادی، مانع ایجاد کرده و مانع از سهولت انجام آن شود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ،  این مجموعه عوامل که هم در بعد داخلی وجود دارد و هم در بعد خارجی، باعث طولانی شدن روند یک فعالیت اقتصادی شده و همچنین موجب پرهزینه شدن آن برای فعال اقتصادی می شود و چه بسا مواردی که باعث ورشکستگی و وارد آمدن زیان هنگفت به صاحب آن کسب و کار شود.

در بعد خارجی فضای کسب و کار می توان به عواملی از قبیل، تحریم ها، عدم حضور مؤثر در پیمان های اقتصادی منطقه ای و جهانی، وضع تعرفه های سنگین دوجانبه با برخی کشورها یا بعضی کالاها، مشکلات بانکی و نقل و انتقال پول و عدم حضور رایزن های بازرگانی در بسیاری از کشورهای جهان و عدم فعالیت مؤثر آنها نام برد که البته بعد از توافق هسته ای گام هایی در جهت کاهش و رفع این موانع برداشته شده است، لیکن هنوز به نقطه مطلوب نرسیده ایم و در این زمینه از بسیاری کشورهای منطقه عقب تر هستیم، به طوری  که در شرایط برابر از نظر کیفیت و قیمت یک کالا، کشورهای رقیب ما در منطقه، راحت تر و با هزینه کمتری می توانند کالای خود را به بازارهای جهانی صادر کنند. مخصوصا که برخی از این کشورها از تخفیفات تعرفه ای هم برای صدور کالای خود بهره مند هستند.

تعلل در الحاق کشورمان به سازمان تجارت جهانی، اثرات تخریبی زیادی بر اقتصاد و بازرگانی خارجی ما وارد کرده و یکی از عوامل مؤثر در نامناسب بودن فضای کسب و کار از بعد خارجی در کشور است.

در سال 1392، یکی از برنامه های اعلام شده از سوی وزیر صنعت، معدن و تجارت در دولت تدبیر و امید، تلاش در جهت الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی بود که متأسفانه این برنامه طی چهار سال دولت یازدهم محقق نشد و همچنان کشورمان در صف انتظار الحاق به این سازمان است. عدم حضور کشورمان در جمع کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی، اثرات نامطلوبی بر بازرگانی خارجی و ارتقای کیفیت محصولات داخلی می گذارد و همچنان اقتصاد و بازرگانی کشور را به صورت منفصل از جامعه جهانی نگه می دارد.

براساس گزارش بانک جهانی، رتبه کشورمان از نظر سهولت فضای کسب و کار در جهان و در سال 2017 و در بین 190 کشور در رده 120 قرار گرفته که هر چند نسبت به سال 2015، با 32 پله صعود روبه رو شده است لیکن همچنان از 119 کشور در این حوزه عقب تر هستیم، علی الخصوص که از این حیث در بین کشورهای منطقه و حوزه سند چشم انداز نیز در جایگاه مناسبی قرار نداریم.

 در ذیل جداول مربوط به عوامل مربوط به سهولت فضای کسب و کار در کشورمان در مقایسه با کشورهای سند چشم انداز تقدیم می شود.

در این جداول به خوبی مشخص می شود که چه فاصله معناداری بین کشورمان با کشورهای عضو سند چشم انداز وجود داشته و چه راه درازی تا رسیدن به رتبه های مناسب تر در پیش است. همان گونه که در جدول مقایسه ای ذیل مشاهده می شود، رتبه سهولت کسب و کار در کشورمان در مقایسه با کشورهای حوزه سند چشم انداز فقط از کشورهایی نظیر افغانستان، یمن، سوریه، عراق، کرانه باختری و غزه و. . . بهتر است. در ابعاد داخلی نیز عوامل متعددی در عدم رونق کسب و کار دخیل است که مهم ترین آن در حال حاضر رکود فراگیر در اقتصاد کشور است.

در چنین مواقعی، کارآمدترین حربه برای مقابله با رکود، ارائه تسهیلات و مشوق های صادراتی به منظور بسط و توسعه صادرات و همچنین ارائه تسهیلات و تخفیفات مالیاتی مؤثر به فعالان اقتصادی است تا بتوان به سلامت از این دوران رکود عبور کرد که متأسفانه در این دو حوزه نیز عملکرد دولت موفق نبوده و هنوز سطح صادرات غیر نفتی سال 95 که معادل 44 میلیارد دلار بود به رکورد سال 93 که معادل 50 میلیارد دلار است، نرسیده است.

در بعد مالیات نیز، دولت از فشارهای مالیاتی خود بر بنگاه های اقتصادی نکاسته و همچنان فشار خود را بر مودیان شناخته شده مالیاتی وارد می کند و تلاشی جدی در راه شناسایی فرارهای مالیاتی که تا 40درصد اقتصاد کشور برآورد می شود، به عمل نمی آورد.

ناتوانی سیستم بانکی در ارائه تسهیلات مالی به متقاضیان کسب و کار که ناشی از وجود حجم انبوهی از معوقات بانکی بوده نیز از دیگر موانع توسعه و رونق کسب و کار در سال های اخیر بوده است.

متأسفانه اجرای توافق نامه برجام نیز تاکنون نتوانسته گشایش جدی در اتصال سیستم بانکی کشور به سیستم بانکی جهانی برقرار کند و لذا تاکنون نتوانسته ایم به نحو مؤثری از تسهیلات بین المللی بانکی از قبیل ریفایناس ها و یوزانس ها بهرمند شویم که این می توانست تا حدودی مشکلات مربوط به کمبود نقدینگی بنگاه های اقتصادی را برطرف کرده و به رونق کسب و کار در داخل کشور کمک کند.

البته در زمان دولت دهم، قانونی مترقی و کارآمد، تحت عنوان قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار در مجلس شورای اسلامی تصویب و به دولت ابلاغ شد که در آن دولت اجرایی نشد و تدوین آیین نامه های اجرایی آن به دولت یازدهم رسید. اجرای دقیق این قانون می تواند کمک مؤثری به بهبود فضای کسب و کار و ایجاد رونق اقتصادی در کشور کند. امید است با تدوین و تکمیل آیین نامه های اجرایی مربوطه و اجرای دقیق این قانون و استفاده از تمام ظرفیت های آن، بتوان گام های مؤثری در ایجاد فضای مناسب کسب و کار در کشور و ایجاد رونق اقتصادی در دولت دوازدهم برداشت.

کسب و کار

کسب و کار


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 30 اردیبهشت 1396  12:47 ق.ظ

گذر زمان بسیاری از کسب و کارها را از رده خارج کرد و کسب و کارهای تازه ای را جایگزین آن کرد. از وقتی که حمامی ها لنگ های خود را آویزان کردند صاحبان قهوه خانه ها هم تخت های خود را از گود خارج کردند و کافه های جدید با آرایش مدرن جای آن را گرفتند.

کافی شاپ ها یکی از کسب وکارهای دنیای مدرن هستند که مانند بسیاری از کسب و کارهای دیگر به صورت وارداتی به اقتصاد  کشورمان وارد شده و بسیاری از بخش های  فرهنگ و اجتماع را تحت تاثیر قرار داده اند. کافی شاپ ها بر خلاف قهوه  خانه های سنتی محلی برای خوردن چای یا  کشیدن قلیان نیست. کافه ها محلی برای دورهم بودن وگپ و گفت های دوستانه است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پول نیوز، در راه اندازی یک کافه یافتن یک محیط آرام  و بدون تنش در اولویت قرار دارد. اما این کسب و کار مانند تمامی کسب و کارهایی که در کشورمان راه اندازی می شود نیاز به دریافت مجوزهایی  دارد.  طبق اعلام اداره اماکن شرایط راه اندازی یک کافی شاپ به مجموعه ای از اولویت ها نیاز دارد که در زیر برخی آنها نام برده می شود ۱-تابعیت جمهوری اسلامی ایرن۲)-ارائه سند مالکیت و بنچاق یا اجاره نامه رسمی یا عادی و یا مبایعه نامه و یا حکم قطعی دادگاه مبنی بر الزام به تنظیم اجاره نامه یا رسید پرداخت اجاره بها معتبر و یا ارائه قرار دادهای منعقده فی مابین متقاضی پروانه کسب با ادارات و سازمانهای دولتی , نهاد ها , شهر داری ها , شرکت های تعاونی مسکن و شرکت های خاص صنفی , شرکت های تحت پوشش سازمان های دولتی ( ارائه اصل سند مالکیت جهت احراز مالکیت موجر یا فروشنده در خصوص اجاره نامه عادی یا مبایعه نامه عادی ضروریست)

۳)اصل شناسنامه و فتو کپی آن از تمام صفحات (۲ سری)

۴)اصل و کپی کارت ملی (۲ سری)

۵)- گواهی پایان خدمت نظام وظیفه و یا معافیت دائم و یا ارائه گواهی معتبر مبنی بر داشتن معافیت تحصیلی یا پزشکی دانشجویان با ارائه گواهی معتبر از دانشگاه مربوطه و تکمیل فرم تعهد نامه

۶)ارائه آخرین مدرک تحصیلی ( حداقل گواهی پایان تحصیلات ابتدایی یا سواد خواندن و نوشتن ) با استثنای متقاضیانی که سن آنها از ۵۰ سال به بالا می باشد .۷) قطعه عکس ۴*۳ جدید .۸)حداقل مساحت برای بستنی ۱۲ متر و بستنی و آبمیوه ۱۴ متر و کافی شاپ ۲۰ متر است.

۸)رعایت حدود صنفی ۳۰۰ متر۹) کد پستی ۱۰ رقمی واحد صنفی ( کپی قبض تلفن واحد صنفی)۱۰)چنانچه متقاضی پروانه , خانم باشد معرفی یک مرد به عنوان مباشر الزامی است

۱۱)- در تابلو سر درب واحد صنفی بکار بردن اسامی و عناوین و نیز اصطلاحات بیگانه ممنوع ,نام تابلو با کلمات فارسی انتخاب شود.

انتخاب محل مناسب

بیشتر کافی شاپ ها در شهرهای بزرگ واقع هستند و به ندرت در شهرهای کوچک می توان یک کافه به چشم دید. خود این موضوع بر  بالا رفتن میزان هزینه اولیه راه اندازی این کسب و کار می افزاید.  اکثر کافه ها در شهر تهران و در محل های خاصی هستند از انجایی که دانشجویان و جوانان مهمترین مخاطب این کسب و کار به  شمار می روند محل های نزدیک به دانشگاه ها، مناطق فرهنگی شهر و گاهی مناطق لوکس و لاکچری بهترین محل برای راه اندازی یک کسب و کار به شمار می رود.

خیابان هایی  محدوده انقلاب تا ولیعصر، فردوسی، ولیعصر شمال، خیابان بهشتی، میرداماد، ظفر، فلسطین، ماندلا بیشترین تعداد کافی شاپ را در خود جای داده اند. ایمان عربشاهی صاحب یک کافی شاپ در خیابان ولیعصر می گوید« بهترین مکان‌ها برای کافی‌شاپ‌ ‌ها حوالی پارک های شلوغ، خیابان‌های نزدیک دانشگاه‌ها، لابی‌هتل‌ها، سالن‌های مراکز فرهنگی مانند سالن‌های تئاتر و سینما، و مراکز تجاری شلوغ است.» نگاهی به وضعیت ملک در مناطق یاد شده نشان می دهد که هزینه تامین محل مناسب برای راه اندازی این کسب و کار بسیار مهم و در برخی مواقع درد سر ساز است.

برای مثال اگر فردی تصمیم به راه اندازی یک کافی شاپ در خیابان ولیعصر  محدوده انقلاب داشته باشد باید به صورت معمول برای یک ملک مناسب ۱۰۰ میلیون پیش و ماهی ۳ میلیون تومان اجاره پرداخت کند. این در حالیست که قیمت اجاره یک ملک مناسب برای کافی شاپ در خیابان میرداماد ۱۲۰ میلیون تومان ودیعه و ۸ و نیم میلیون تومان اجاره در ماه است.

البته قیمت خرید ملک در این مناطق هم بسیار گران است. برای مثال در منطقه ولیعصر محدوده انقلاب بین ۶ تا ۸ میلیون یک ملک تجاری معامله شده و در منطقه ای مانند میرداماد بین ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان خرید و فروش می شود. به طور متوسط با در نظر گرفتن یک ملک ۱۰۰ متری برای یک کافی شاپ باید ماهیانه ۵ تا ۶ مییلیون اجاره در مرکز شهر را پرداخت کرد که این مبلغ در مناطق یک تا سه تهران به بیش از سه برابر هم افزایش پیدا می کند.

کافه آرایی

المان های بصری یکی از مهمترین  و شاید تاثیرگذار ترین بخش یک کافی شاپ برای جذب مشتری است. فرحناز صارمی دارنده یک کافی شاپ در خیابان جردن می گوید« با توجه به اینکه جوانان مهمترین مخاطبان کافی شاپ ها هستند باید به المان های بصری و دکوراسیون توجه ویژه ای داشت. » به گفته وی« به صورت عادی یک کافی شاپ برای طراحی دکور خود نیازمند یک طراح است که مجموع هزینه های مورد نیاز برای دکور آرایی و دستمزد طراح بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان می شود. البته در برخی مواقع اگر اجناس به کار گرفته شده در طراحی دکوراسیون عتیقه باشد تا مرز ۱۰۰ میلیون تومان هم تجاوز می کند.»

وسایل مورد نیاز

یک کافی شاپ پس از  انتخاب محل و دکور آرایی به وسایل آشپزی و پذیرایی نیاز دارد. به صورت معمول ظروف خاص و  و یژه ای در کافی شاپ ها به کار گرفته می شوند که خود این موضوع بر بالا رفتن هزینه ها تاثیر دارد. هر کافه در وهله اول به یک قهوه ساز حرفه ای نیاز دارد که میانگین قیمتی آن بین  یک میلیون و ۴۰۰ هزار  تا ۴ میلیون تومان است.

کتری برقی بزرگ، آبمیوه گیری صنعتی به قیمت ۲ میلیون، بستنی ساز به قیمت ۳ میلیون تومان، ظروف پذیرایی بین ۷ تا ۱۵ میلیون تومان، ماکروفر ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، سرخ کن ۸۰۰ هزار تومان، گوش کوب برقی ۱۲۰ هزار تومان،  از مهمترین وسایل مورد نیاز یک کافی شاپ هستند. مرجان اکرمی دارنده یک کافی شاپ در خیابان بهشتی می گوید« میز و صندلی در کافی شاپ علاوه بر راحتی باید یک وجه تمایز  ایجاد کند.  با توجه به اینکه مشتریان کافه ها ساعت های طولانی را بر روی صندلی ها سپری می کنند راحتی و آسایش باید اولویت قرار گیرد.» به گفته وی« تامین و تدارک میز و صندلی مناسب در کافی شاپ ها نوعی سرویس دهی مطلوب در راستای مدیریت بر رضایتمندی مشتریان به شمار می رود.»

نیروی انسانی

برای راه اندازی یک کافی شاپ آموزش دوره های کافی شاپ داری یکی از الزام سازمان اماکن است. اما هر کسب و کاری نیاز به نیروی انسانی متخصص دارد. نیروی های فعال در کافی شاپ ها معمولا بین ۲ تا ۳ نفر هستند اما این افراد باید در حوزه های مختلفی صاحب سبک باشند.

برای مثال کارگر یک کافی شاپ علاوه بر  مشتری مداری باید در ایجاد تمایز در محصولات هم سر رشته داشته باشد. علیرضا قره گوزلو صاحب یک کافی شاپ در  خیابان فلسطین می گوید« باید کارگران در تهیه محصولات مهارت ویژه ای داشته باشند. برای مثال نوشیدنی یک کافی در سطح شهر مثال زدنی می شود که بدون شک حاصل مهارت و تخصص نیروی انسانی است.»

به گفته وی« هزینه دستمزد نیروی انسانی در کافی شاپ ها با اختلاف های بسیاری رو به رو است. اکثر کافه داران به صورت تخصصی در این زمینه وارد شده و تنها از چند کارگر برای پذیرایی استفاده می کنند. اما به صورت نرمال یک کارگر کافی شاپ  که فعالیت آن از ده صبح تا ۱۲ بعد از ظهر و چهار بعد از ظهر تا ۱۰ شب است بین یک میلیون و ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون دستمزد دریافت می کند. نکته قابل توجه در این میان حضور دانشجویان در این محل ها برای کار است که دستمزد ها را بسیار پایین می آورد یک دانشجو برای کار در کافی شاپ بین ۸۰۰ هزار تا ۱میلیون و ۲۰۰ هزار تومان دستمزد دریافت می کند. » اگر به صورت میانگین در نظر بگیریم یک کافی شاپ در ماه بین ۳ تا ۴ میلیون هزینه نیروی انسانی پرداخت می کند.

مواد اولیه

تامین مواد اولیه برای پذیرایی یک رکن مهم دیگر در کافه داری است. حسین علاء الدینی دارنده کافی شاپ در خیابان ظفر  می گوید« یک کافی شاپ با مشتریان متوسط ۱۰۰۰ نفر در ماه نیاز به ۲۰ کیلوگرم بستنی به قیمت  هر کیلو ۳۰ هزار تومان، پرتقال بین ۸۰ تا ۱۰۰ کیلو به قیمت ۴ تا ۵ هزار تومان، هویج بین ۵۰ تا ۶۰ کیلو به قیمت  هر کیلیو ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان، قهوه ترک ۱۰ کیلو بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان، قهوه فرانسوی بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ هزار تومان، ده کیلیو از نواع شکلاتها با میانگین قیمتی ۳۰ هزار تومان  ، شیر ۳۰ کیلیو گرم به قیمت هر کیلو ۱۵۰۰ تومان، ۷۰ کیلو کیک های خانگی هر کیلیو ۱۴ هزار تومان  و… است. » به گفته وی« هر کافه دار میانگین باید ماهیانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان هزینه مواد اولیه پرداخت کند. البته در برخی نقاط شهر که تراکم کافه ها بسیار زیاد است مشتریان هم به نسبت تقسیم شده و به همین دلیل هزینه تامین مواد اولیه بین ۶ تا ۷ میلیون تومان در ماه هم می  رسد.

هر کافه متوسط در خیابان های مرکز شهر تهران و نزدیک به مراکز فرهنگی روزانه ۱۰۰ مشتری دارد که این مشتریان در روز های آخر هفته به دو برابر هم می رسند به طور میانگین هر مشتری در کافه بین ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان هزینه می کند. به عبارتی هر کافه روزانه یک میلیون و پانصد هزار تومان در آمد دارد که بیش از ۴۰ درصد آن را هزینه تامین مواد اولیه، تامین دستمزد کارگران و…  در بر می گیرد. یک کافه دار به طور میانگین روزانه ۸۰۰ هزار تومان از کسب و کار خود سود می برد که سود ماهیانه آن نزدیک به ۲۴ میلیون تومان است.

اما این مبلغ در کافه های کوچک نهایتا به ماهی شش میلیون تومان می رسد؛ اما در در کافه هایی که اسم و رسمی به هم زده اند و پاتوق هنرمندان یا ورزشکاران هستند این مبلغ تا شبی ۱۰ میلیون تومان هم می رسد. البته درآمد کافه ها در شب های تعطیلات و مناسبتها هم افزایش چشم گیری پیدا می کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

همیشه پس از مراسم شکرگزاری سالانه شروع به یادآوری و شمردن چیزهایی می کنم که چه در زندگی شخصی و چه در کسب و کارم به خاطرشان از خداوند سپاسگزارم. اگر شما هم کارآفرین هستید، احتمالا با من در مورد این مسئله هم عقیده خواهید بود.

1. زندگی تان را تحت کنترل دارید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مجله پنجره خلاقیت ، مطمئنا گاهی اوقات احساس می کنید که راه اندازی یک کسب و کار، کار استرس آوری است اما بدانید که حداقل رئیسی ندارید که تقاضاهایی غیرمنطقی از شما داشته باشد. پس مدیریت استرس یا تعادل میان کار و زندگی تان کاملا به خودتان بستگی دارد. می توانید آنقدر کار کنید و استرس داشته باشید که دچار حمله قلبی شوید یا می توانید با کودکان تان وقت بگذرانید و برخی از کارها را به کارمندان تان بسپارید.

2. کارمندان تان به شما کمک می کنند کارهای بیشتری انجام دهید.

اگر شما هم مانند من باشید، وقتی حرف کارمندان تان پیش می آید، به خودتان افتخار می کنید که افرادی را دور خود جمع کرده اید که درست به اندازه خودتان برای کسب و کار شما ارزش قائلند. من این ویژگی را مدیون فرآیند انتخاب و استخدام درستی هستم که به کار می برم و اگر شما نیز این کار را انجام دهید، باعث خواهید شد که کسب و کارتان با سرعت بیشتری رشد. کند.

3. ساعت کاری انعطاف پذیری دارید

دیگر محدودیت های کار در اداره را ندارید. اگر بخواهید زمینه کاری تان را تغییر دهید، می توانید خیلی زود این کار را انجام دهید. اگرچه من مشاوران و شرکای تجاری بزرگی دارم، اما این حقیقت را که می توانم در صورت تمایل کمی جهت دهی شرکت را تغییر دهم یا چیز جدیدی را امتحان کنم خیلی دوست دارم.

4. تعطیلات

بیایید با این مسئله روبرو شویم: هیچ کس دلش نمی خواهد 365 روز سال را کار کند؛ هر چقدر هم به کارش علاقه مند باشد و از انجام دادنش لذت ببرد. به همین خاطر است که روزهای تعطیل در متعادل سازی زندگی و کسب و کار و بالا بردن سطح رضایت و شادی کارمندان و کارآفرینان اینقدر موثر هستند. اگر کارآفرین باشید، دیگر نیازی نیست در تقویم به دنبال روزهای تعطیل بگردید. من سالی چند بار با همسر و فرزندانم به مسافرت می روم و می دانم که اگر کسب و کارم را چند روزی کنار بگذارم، به مشکل بر نخواهم خورد.

5. تکنولوژی که کارایی تان را افزایش داده است.

بدون گوشی های هوشمندتان چه کار می کردید؟ بدون توئیتر؟ بدون نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری؟ شرط می بندم که راه اندازی کسب و کار بدون کمک فناوری کار سختی می شد. من عاشق کشف کردن اپلیکیشن هایی هستم که کار کردن را برایم ساده تر می کنند. امروزه نسبت به پنج سال پیش راحت تر می توان صفحات اجتماعی را به روز کرد. ایمیل ها را بررسی کرد، اطلاعات مشتریان را مدیریتی کرد و مطالبی در وبلاگ نوشت. این سادگی و سرعت بیشتر باعث می شود که بتوانم به کارهای بیشتری رسیدگی کنم.

6. شبکه اجتماعی تان

شما را نمی دانم اما شرکت من CorpNet واقعا به ارتباطات اجتماعی زیادی نیاز و بستگی دارد. به افرادی که محتوای ما را به اشتراک می گذارند، در مورد محصولات مان نظر می دهند و به طور کلی باعث پیشرفت ما می شوند. ما بدون آنها نمی توانستیم به موفقیت برسیم و به همین خاطر قدرشان را می دانم. من به شخصه بیشترین تلاشم را می کنم تا هر از چندگاهی با هواداران مان تعاملی داشته باشم.

7. این که می توانید در هر جایی مشغول به کار شوید.

تا به حال شده که لپ تاپ تان را بردارید و روی تخت به کارهای تان برسید؟ یا در حیاط پشتی؟ یا حتی در بالی؟! واقعا لذت نمی برید که می توانید گاهی بدون رفتن به محل کار به کارهای عقب مانده تان برسید؟ گاهی اوقات باید محیط کاری تان را تغییر دهید و اگر فکر می کنید کارهای تان را در یک کافی شاپ بهتر انجام می دهید، به نظر من به همانجا بروید.

8. هیجان ایده های جدیدی که به ذهن تان می رسند.

اگر تا به حال برای شخص دیگری کار کرده باشید (و شرط می بندم که این کار را کرده اید)، احتمالا به یاد می آورید که گاهی ایده هایی ناب و عالی داشتید اما رییس بداخلاق تان اهمیتی به آنها نداده است اما در حال حاضر و در جایگاه یک کارآفرین می توانید ایده های ناب تان را به واقعیت تبدیل کنید. هیجان انگیز است.

9. موفقیتی که در کسب و کار کوچک تان به دست آورده اید.

فقط محدودیت های ذهنی و کوچک بودن آرزوهای تان هستند که موقعیت مالی شما را به وجود آورده اند. شما به عنوان یک مالک کسب و کار می توانید خیلی بیشتر از دوران کارمندی به موفقیت برسید. می توانید تفاوت بزرگی در زندگی خود ایجاد کنید: کارآفرینی چیزی است که من واقعا به آن می بالم. این که بدانید کسب و کار شما در هر اندازه ای باعث ایجاد شغل هایی برای دیگران شده واقعا رضایت بخش است. همچنین موفقیت تان در عرصه کارآفرینی به اعضای خانواده تان نیز کمک می کند تا زندگی بهتری داشته باشند. این زندگی بهتر هم از لحاظ مالی شامل حال آنان شده و هم از لحاظ وقت بیشتری که می توانید با آنها بگذرانید.

10. ارزشی که خلق کرده اید.

زمانی که کسب و کار را راه اندازی می کنید، تفاوتی رقم می زنید. می توانید محصولاتی خلق و گرهی از مشکلات مردم باز کنید. می توانید اهمیت زیادی برای آنها داشته باشید و می توانید زندگی مردم را ارتقا دهید. صمیمانه از شما می خواهم که داشته های تان را بشمارید و قدردان شان باشید.

کارآفرین بودن به ویژه یک کارآفرین موفق بودن، موهبتی است که نصیب هر کس نمی شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396  11:32 ب.ظ

کم هستند افرادی که اعتماد به نفس و توانایی آن را داشته باشند که از ایده‌های کوچک و ناب کسب درآمد کنند؛ آن هم درآمدهای میلیونی.

همه ما در ذهنمان ایده‌هایی داریم که به دلایلی مانند وقت نداشتن یا کمبود سرمایه از کنار آنها به راحتی می‌گذریم. همه اینها در حالی است که تنها مشکلی که جلو اجرایی شدن ایده‌های خلاقانه را می‌گیرد تنبلی و نبود اراده‌ای قوی است. «مونا بابایی» دختری است که وقتی ایده‌اش را اجرایی کرد، فقط 17 سال داشت. او حتی پول کافی برای خرید مواد اولیه مورد نیازش را هم نداشت، ولی با پشتکارش توانست به موفقیت‌های بزرگی برسد. از زمانی که کارش را شروع کرده تا امروز حدود 6 سال می‌گذرد و اینک ده‌ها میلیون تومان سرمایه و یک کارگاه با دستگاه‌های مدرن و مشتریان پر و پا قرص دارد. تولید انواع کیف، خورجین، کفش چرم و انواع کیسه‌ها و محفظه‌های سفارش داده شده از سوی مشتری، کار مشترک او و همکارش«امین معروفی» است. با این 2 جوان هم‌محله‌ای که کسب و کارشان هر روز پر رونق‌تر از قبل می‌شود، آشنا شوید.

یک خرید ساده و شعار من می‌توانم

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از صبحانه، ایده به تنهایی، ارزشی ندارد، وقتی که اجرا شد، می‌شود ارزشمند و قابل تحسین. کسب و‌کاری که 2جوان هم‌محله‌ای ما مدتی است راه انداخته‌اند، حکایت همین مسئله است. «مــــونا بابایی» وقتی برای خرید دستبند زینتی به فروشگاه نزدیک خانه‌شان رفته بود به این فکر افتاد که خودش هم می‌تواند چیزی را که بابتش پول پرداخت کرده، خیلی ارزان‌تر و بهتر از آن را در خانه بسازد. برای همین با سرمایه‌اش که آن زمان50 هزار تومان می‌شد، کار درست کردن دستبندی را با سلیقه خودش شروع کرد. او درباره آن روز می‌گوید: «وقتی متوجه شدم دستبندی که خریده‌ام با روش پیچیده‌ای تولید نشده، احساس کردم خودم می‌توانم بهتر و زیباتر آن را بسازم. چون از بچگی کنار دست مادرم بودم و خیاطی می‌کردم. به همین خاطر با خیاطی بیگانه نبودم و با استفاده از راهنمایی پدرم به بازار رفتم و بدون اینکه بدانم واحد خرید «چرم» چیست، 2تکه پارچه خریدم. با نگاه به دستبندی که خریده بودم، به‌صورت چشمی و باسلیقه خودم در مدت خیلی کوتاهی دستبند جدیدی درست کردم.» ساخت نخستین دستبند خیلی به مذاق پدر و مادرش خوش نیامده بود چون بی‌تجربگی نوجوان 17 ساله باعث شده بود سنگ کف خانه خراب شود و پدر هم احساس کند که بهانه تولید دستبند می‌تواند مانع درس خواندن دخترش در آستانه کنکور شود، اما اتفاقی در این حین رخ داد که باعث شد مخالفت‌ها کم شود. بابایی می‌گوید: «دستبندی که درست کردم، خیلی زیبا بود. فامیل و دوستانم می‌پرسیدند که آن را از کجا خریده‌ام و می‌گفتند نمونه‌اش را جایی ندیده‌اند. همین تعریف‌ها باعث شد که اجازه بگیرم دستبندهایی، هم برای مادرم و هم برای فامیل و دوستانم بسازم.»

فروش محصول با بازاریابی مادرانه

شانسی که نوجوان ایده‌پرداز هم‌محله‌ای داشت این بود که مادرش نخستین دست‌سازه او را با خود به محل کارش برد. همکاران هم با دیدن دستبند علاقه خود را برای خرید نمونه‌های دیگر اعلام کردند. همین موضوع باعث شد که در مدت کوتاهی 20سفارش تولید دستبند با همان فرم و شکل برای خودش بگیرد. این اتفاق او را مصمم کرد که کارش را ادامه بدهد. بابایی می‌گوید: «هیچ وقت فکرنمی کردم بعد از درست کردن دستبند برای خودم، مادر و فامیل، کسی بخواهد دستبندهای من را بخرد. تا آن زمان درآمدی نداشتم، اما مادرم دستبندی را که ساخته بودم به همکارانش نشان داد و آنها هم سفارش دادند تا برایشان بسازم. هرمحصول سفارش شده را 4 هزار تومان فروختم. مزه درآمدی که از این راه به دست آوردم هنوز هم زیرزبانم هست.» داستان محصول تولیدی بابایی خیلی زودتر از آنچه که فکرش را می‌کرد، دهان به دهان پیچید و دیگرنمی شد به تقاضای محصول به راحتی پاسخ داد. بنابراین او با کمک مادر و پدرش میزی تهیه و کارگاه خانگی‌اش را برای ساختن دستبند فعال کرد.» او حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: «فکرکردم برای اینکه دستبندهای بهتری بسازم باید براساس نیاز و سلیقه مردم عمل کنم. بنابراین با استفاده از اینترنت، آخرین طرح‌ها و مدل‌های دستبند بازار را بررسی کردم. چون در هنرستان رشته معماری می‌خواندم، توانستم دستبند جدیدی طراحی کنم که نمونه آن در بازار نبود. با این کار مشتری‌هایم زیاد و زیادتر شدند. دیگر فرصت نداشتم به تنهایی در کارگاه کوچک، آن هم در خانه کار کنم و به این فکر افتادم که محل کارم را وسیع کنم.»

توسعه کار با محصولات متنوع

بابایی به این فکر افتاد که از چرم استفاده‌های دیگری هم می‌شود کرد و تصمیم گرفت با آن محصولات متنوعی تولید کند. اینجا بود که دوباره پای اینترنت به میان آمد و او با جست‌وجو و بررسی وضعیت تولید کیف چرمی به این نتیجه رسید که به تولید کیف بپردازد. او درباره این کارش می‌گوید: «نخستین بار بود که کیف چرمی ‌دوختم، همه چیز را به‌صورت چشمی یاد گرفتم و باز هم ازقوه تخیلم استفاده کردم تا کیف بدوزم. چند روز به طور کامل روی ایده‌ام کار کردم و درمجموع 5کیف چرمی دوختم. کیف‌ها را با هزار مصیبت از مغازه‌ای به مغازه دیگر می‌بردم و نشان می‌دادم تا فروشنده‌ای حاضر شود در ویترین مغازه‌اش برای فروش بگذارد. نهایتاً یکی از مغازه‌دارها که هنوز هم با او کار می‌کنم، قبول کرد کیفم را در ویترین بگذارد تا مردم ببینند.» وقتی کیف‌های تولید دست مونا پشت ویترین قرارگرفت، او مانند مادری که هر روز به بچه‌هایش سر می‌زند، خودش را به مغازه می‌رساند تا ببیند کسی کیفش را خریده است یا نه؟ تا 2ماه کار روزانه او همین بود تا اینکه تماس تلفنی صاحب فروشگاه خبر خوبی به مونا داد. او می‌گوید: «وقتی مدیر فروشگاه زنگ زد و گفت کیف‌ را فروخته و دوباره سفارش کالا دارد، آنقدرخوشحال شدم که نمی‌توانم آن را وصف کنم چون برای نخستین بار بود کیف می‌دوختم و از فروش آن پول به دست می‌آورد. قیمت‌ها دستم نبود و با حداقل سود آن را فروخته بودم. مدیر فروشگاه با قیمت خیلی بالاتر از چیزی که من تعیین کرده بودم کیف را می‌فروخت و تا مدت‌ها از این راه سود زیادی به دست می‌آوردم.» شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که باعث شد کار او خیلی زود رونق بگیرد، نداشتن خط تولید محصول بود. تمام محصولاتی که مونا تولید می‌کرد تک و هیچ‌کدام از کیف‌ها شبیه دیگری نبود. مونا درباره کیف‌هایش می‌گوید: «خیلی از افرادی که درخواست خرید کیف‌های چرمی دست‌سازم را می‌دادند، اصرار داشتند کیفی تولید ‌کنم که تک باشد و نمونه دیگری نداشته باشد. برای همین است که مشتری‌هایم نیز خاص هستند و بیشتر افرادی که دنبال جنس‌های تک هستند از محصولاتم استقبال می‌کنند.»

25 میلیون تومان تولید محصول ماهانه

«یک دست صدا ندارد» این ضرب‌المثل حکایت کسب و کار مونا و شریکش است.

او تا وقتی می‌توانست پاسخگوی تقاضای مشتری‌ها در گوشه دنج اتاقش باشد که سفارشاتش زیاد نشده بود، اما وقتی کارش از سوی دوست و آشنا دیده و تبلیغ شد، دیگر نتوانست کارش را به شکل گذشته ادامه بدهد. نیاز به کمک داشت و با کمک دوستانش با جوانی آشنا شد که او هم در کار تولید مصنوعات چوبی بود.

 «امین معروفی» از ایده مونا خوشش آمد و قبول کرد کارگاهی در کرج راه‌اندازی کنند تا محصولات بیشتری تولید شود. معروفی می‌گوید: «بابایی  طراح خوبی است و هر روز طرح‌های جدیدی برای تولید ارائه می‌داد. فروشگاه‌های عرضه کالا طرح‌ها را می‌دیدند و سفارش خرید می‌دادند. ما هم چون 2نفره نمی‌توانستیم آنها را تولید کنیم به این فکر افتادیم با آموزش به دیگران ‌کاری کنیم که هم تولیدمان بالا برود و هم اشتغال ایجاد کنیم. کارگاه کرج را با حداقل امکانات تجهیز کردیم و در مدت یک سال به 5نفرآموزش دادیم که چگونه کار کنند و کیف و مصنوعات چرمــــــی بسازند.»

 دست‌کم 15نفر ازسوی این 2جوان در کارگاهشان که آن زمان فقط با یک چرخ کار می‌کرد، آموزش دیدند. طولی نکشید که کارشان رونق گرفت و تقاضای خرید روز به روز بیشتر شد. برای همین فکر بکارگیری نیرو به‌صورت دورکاری و ایجاد اشتغال درخانه برای خانم‌ها به ذهن‌شان خطور کرد.

 معروفی در این‌باره می‌گوید: «وقتی دیدیم که تقاضای خرید بالاست و نمی‌توانیم با نیروی‌کاری که درکارگاه داریم به موقع همه تقاضاها را پاسخ دهیم، به این فکر افتادیم به خانم‌های خانه‌دار آموزش بدهیم تا وارد کار تولید محصول شوند. این کار انجام شد و تعدادی از خانم‌ها که خیاطی بلد بودند و می‌توانستند کارمان را به خوبی انجام بدهند با گرفتن دستمزد سفارش‌ها را تولید کردند. کارمان به جایی رسید که ماهانه 25میلیون تومان محصول تولید می‌کردیم.»

بازاریابی در روز بازارها

شاید باور نکنید که برخی اجناسی را که در ویترین فروشگاه‌های بزرگ دیده می‌شود می‌توان در روز بازارها پیدا کرد، البته با قیمت‌هایی بسیار پایین‌تر. برای همین است که برخی شهروندان به جای پاساژ گردی‌های معمول، سری به این بازارها می‌زنند و کالای مدنظرشان را با کیفیت و قیمت مناسب‌تر از مغازه‌ها تهیه می‌کنند. مونا و شریکش از جمعه بازارها برای معرفی و فروش محصولاتشان استفاده کردند و آن‌طور که می‌گویند موفقیتشان را مدیون حضور در این بازار‌ها هستند. معروفی در این‌باره می‌گوید: «برای معرفی هرچه بهتر کالاهایی که تولید کردیم، در نمایشگاه‌های مختلفی که در شهرهای مختلف برگزار می‌شد شرکت می‌کردیم. با وجود هزینه‌های زیادی که برای نمایشگاه پرداخت می‌کردیم، معمولاً فروش چندانی نداشتیم. یک بارتصمیم گرفتیم به جای شرکت در نمایشگاه‌ها به جمعه بازار پارکینگ پروانه برویم و آنجا خودمان را معرفی کنیم. باور کردنی نبود، به محض اینکه بساطمان را پهن کردیم، تا آخر شب هرچه کالا با خود برده بودیم، فروختیم. حتی سفارش کار هم گرفتیم و به همین سادگی برای خودمان سری در جمعه‌بازار پیدا کردیم.»

تلاش 5 ساله برای رسیدن به  موفقیت

فقط 5سال زمان نیاز بود که با پشتکار معروفی و بابایی، ایده تولید محصولات چرمی خانگی تبدیل به تولید محصول در کارگاهی شود که هم ایجاد اشتغال کند و هم درآمدزا باشد. ایده‌ای که با سرمایه 50هزار تومانی اولیه آغاز شد و این روزها تبدیل به کارگاهی شده که دست‌کم 50 میلیون تومان سرمایه دارد. مونا بابایی در این‌باره می‌گوید: «هیج شغلی پیدا نمی‌کنید که با چنین سرمایه‌ای در مدت 5سال بتواند به چنین سودی برسد. اگر از ما حمایت شود می‌توانیم فرصت شغلی بیشتری ایجاد کنیم و به جای 15نفر، از نیروی کار بیشتری استفاده کنیم. تا امروز از هیچ نوع تسهیلات بانکی استفاده نکرده‌ایم. تنها با اتکا به ایده‌هایی که داشتیم کارمان را به اینجا رساندیم. امیدوارم بتوانیم روزی در یکی از خیابان‌های شهر مغازه‌ای داشته باشیم تا بتوانیم مشتری‌هایی را که برای خرید می‌آیند در فضای کارگاهی به‌صورت چهره به چهره با روند تولید محصول آشنا کنیم.»

نشان تجاری و تبلیــغ در فضای مجازی

شرکت‌های بزرگی درحوزه‌ای که بابایی و معروفی محصول تولید می‌کنند، فعالیت دارند. نبود سرمایه کافی باعث شده آنها با وجود ایده‌های خوب و منحصربه‌فردی که دارند نتوانند آن‌طور که باید کارشان را توسعه بدهند. برای همین است که این 2جوان هم‌محله‌ای برای استمرار کارشان به این فکر افتاده‌اند که در تولیداتشان، هر روز نمونه‌ای جدید طراحی و تولید کنند. گاهی وقت‌ها آنقدر درگیر کار می‌شوند که عکس یا نشانه‌ای از محصول منحصربه‌فردشان نگرفته‌اند. معروفی می‌گوید: «برای معرفی توانمندی‌هایمان، نشان تجاری خودمان را با عنوان «دیا» در فضای مجازی معرفی کرده‌ایم. البته تا امروز از طریق فضای مجازی خیلی مشتری جلب نکرده‌ایم و فروشگاه‌های شهر و مشتری‌هایی که قبلاً از محصولاتمان خریده کرده‌اند برایمان مشتری می‌فرستند. فکر می‌کنم در کنار توجه به این موضوع باید با تغییر رویکردی که میان مردم در استفاده از فضای مجازی ایجاد شده، استفاده از بستر فروشگاه‌های اینترنتی را به‌عنوان یک اولویت برای توسعه کارمان در نظر بگیریم. امیدواریم با استفاده از این امکان، هم بیشتر معرفی شویم و هم فروش کالای ما که کاملاً ایرانی است بیشتر شود.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396  12:14 ق.ظ

هر هکتار گلخانه 12 شغل ایجاد می‌کند.

طی روزهای گذشته، اظهارنظرهای مختلفی از کارشناسان و مسئولان سابق نسبت به نبود ظرفیت اشتغال‌زایی در بخش کشاورزی مطرح شده است که در این زمینه گروهی معتقدند اگر به کشاورزی به صورت نوین نگاه کنیم فرصت‌های اشتغالزایی بالایی در آن وجود دارد.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از جام جم، ما درباره این سؤال که آیا واقعا اشتغالزایی در بخش کشاورزی ایران به نهایت خود رسیده یا این که هنوز هم ظرفیت‌های بالایی برای اشتغال از طریق این بخش وجود دارد با سید حسن کاظمی، رئیس مؤسس پژوهش‌ها، برنامه‌ریزی و اقتصاد وزارت جهاد کشاورزی گفت‌وگو کرده است.

به عنوان اولین سؤال نظر شما درباره این اظهارنظر که فرصت اشتغالزایی در بخش کشاورزی وجود ندارد، چیست؟

من معتقدم اگر نگاهمان به کشاورزی از همان گاوآهن قدیمی با افرادی که قرار است صرفا کارهای فیزیکی انجام دهند را تغییر دهیم، قطعا با همین شرایط منابع آب و خاک، فرصت‌های زیادی از اشتغال وجود دارد که می‌توانیم در اقتصاد ایران از آنها استفاده کنیم. این که بگوییم بخش کشاورزی ایران امکان سرمایه‌گذاری مجدد ندارد و باید آن را تعطیل کنیم، اصلا علمی و منطقی نیست، چون در این زمینه همواره فرصت‌های قابل ملاحظه‌ای برای اشتغال وجود دارد که پایداری آنها با تکمیل حلقه‌های تولید قطعی خواهد شد. تجهیزات و فناوری‌هایی که برای تولید محصولات کشاورزی تولید می‌شود بسیار پیشرفته است، بنابراین نباید به کشاورزی گاوآهن یک قرن پیش نگاه کنیم. اصولا هیچ کشور توسعه‌یافته‌ای نیست که در بخش کشاورزی به کمال نرسیده باشد یا این که دارای روستاهای توسعه‌یافته نباشد؛ بنابراین ایران نیز باید در همین مسیر حرکت کند.

برای بررسی امتیازها یا فرصت‌های اشتغال در کشاورزی چه متغیرهایی را مدنظر دارید؟

در کشورهای مختلف که برنامه توسعه کشاورزی را اجرایی کرده‌اند اساسا در حوزه کلان و شاخص‌های کلان اقتصادی در بخش کشاورزی، چند متغیر مدنظر قرار گرفته است. یکی فرآیند کاهش سهم بخش کشاورزی در ارزش افزوده یا تولید ناخالص داخلی کشور و دیگری کاهش سهم اشتغال از کل اشتغال کشور بوده است. بنابراین هر کشوری که به سمت توسعه کشاورزی گام برداشته، این متغیرها را در نظر داشته و براساس آنها برنامه‌ریزی و سیاستگذاری کرده است.

در ایران نیز چنین متغیرهایی در نظر گرفته شده است؟

بله؛ ایران هم در فرآیند توسعه اوایل انقلاب این متغیرها را در نظر گرفته بود. این روندی کاملا طبیعی است چون با افزایش فناوری‌ها، سهم اشتغال هم در تولید مواد خام کاهش پیدا می‌کند. اما باید توجه داشته باشیم در مواد خام کشاورزی نه دیگر موارد.

در نگاه ظاهری، ایران کشوری است که هم به لحاظ منابع خاک و هم منابع آب، امکان توسعه در بخش کشاورزی را ندارد؛ بنابراین در جمع‌بندی سطحی اگر بخواهیم فرآیند توسعه را در این بخش داشته باشیم قاعدتا امکان ایجاد اشتغال نداریم؛ اما بررسی اقتصاد آمریکا نشان می‌دهد به‌رغم این که سهم کشاورزی از اقتصاد این کشور یک درصد است، سهم اقتصاد کشاورزی و ارزش افزوده ایجادشده در این زمینه، یعنی کل ارزش افزوده ایجادشده از کسب‌وکار کشاورزی ایالات‌متحده در سال 2016 حدود 12 درصد بوده است. بنابراین حدود 12 درصد از حوزه کلان اقتصاد ایالات‌متحده در بخش کشاورزی بوده و اینجاست که به امتیازها و مزیت‌های کشاورزی در اشتغال‌زایی پی خواهیم برد.

این برآیند در ایران چگونه است؟

در ایران هم بررسی کردیم تا دریابیم سهم ارزش افزوده کسب‌وکار کشاورزی از ارزش افزوده ملی ایران چقدر است که به عدد 5/32 درصد رسیدیم به‌رغم این که همین سهم در مواد خام کشاورزی در تولید ناخالص به قیمت‌های جاری حدود 11درصد است.

پس در نهایت توسعه کشاورزی منجر به اشتغال خواهد شد، منظور شما همین است؟

بله، به این ترتیب که اگر زنجیره‌های کامل کشاورزی را داشته باشیم کشاورزی موجب اشتغال در کشور خواهد شد. به این معنی که با همین میزان تولید محصولات کشاورزی که در ایران داریم اگر بتوانیم زمینه‌های فرآوری، بسته‌بندی یا تبدیل را ایجاد کنیم عملا با تکمیل زنجیره‌های تولید، اشتغال پایدار را تجربه می‌کنیم؛ مثلا اگر در تولید سیب یک منطقه صد نفر شاغل بودند با تکمیل زنجیره‌های تولید قطعا این میزان اشتغال دو برابر خواهد شد.

افزایش دستمزد کارگران کشاورزی چه تاثیری در کاهش اشتغال دارد؟

حوزه کسب‌وکار کشاورزی در شرایط امروز اقتصاد ایران ظرفیت اشتغال‌زایی قابل توجهی دارد، هرچند در حوزه تولید مواد خام چون به دنبال افزایش درآمد شاغلان هستیم یک ریزش داریم، اما این ریزش به معنی کاهش مطلق شاغلان بخش کشاورزی یا کسب‌وکار کشاورزی نخواهد بود.

جایگاه فناوری‌های نوین در اشتغال‌زایی کشاورزی چیست؟

ما فعالیت‌های نوین و مغفول و نادیده گرفته شده‌ای را در کشاورزی داریم که تاکنون به آنها توجه نکرده‌ایم، در حالی که اگر در این موارد نیز وارد شویم و سرمایه‌گذاری مناسب داشته باشیم، حتی در زمینه تولید مواد خام هم می‌توانیم افزایش اشتغال قابل توجهی را تجربه کنیم؛ مثلا اگر با توجه به کمبود آب و محدودیت خاک که بسیار مهم تر از آب هم است، تولید در فضای باز را به تولید فضای گلخانه‌ای منتقل کنیم در هر هکتار حدود 12 نفر اشتغال در گلخانه ایجاد می‌کنیم. مثلا پرورش ماهی در قفس، فناوری نوینی است که تاکنون در ایران دیده نشده که ما می‌توانیم در این زمینه کلی اشتغال ایجاد کنیم.

یکی از بخش‌های نادیده گرفته شده، گیاهان دارویی است. سرمایه‌گذاری در این بخش هم می‌تواند کمکی در ایجاد اشتغال باشد؟

قطعا همین‌طور است. در تولید گیاهان دارویی، کشوری منحصر به‌فرد هستیم که متاسفانه یا وارد نشدیم یا این که سنتی در این زمینه وارد شدیم، در حالی که با در نظر گرفتن اقلیم ایران و بسترهای مناسبی که در اختیار داریم اگر به این نوع سرمایه‌گذاری توجه داشته باشیم قطعا کشاورزی دارای امتیاز اشتغالزایی بالایی است که در صنایع تبدیلی همان گیاهان هم دوباره اشتغال خواهیم داشت.

به‌طور کلی چند نفر به صورت مستقیم در بخش کشاورزی ایران فعال هستند؟

براساس سرشماری انجام شده سال 95 نزدیک به چهار میلیون نفر شاغل به صورت مستقیم در تولید مواد خام کشاورزی ایران فعال هستند که اگر با توسعه صنایع وابسته، فرصت‌های شغلی را به آنها اضافه کنیم این رقم به مراتب بالاتر از چهارمیلیون نفر ارتقا خواهد یافت و بیانگر آن است که کشاورزی با تمام زیرمجموعه‌هایش سهم قابل توجهی از اشتغال را به خود اختصاص داده است.

گروهی از کارشناسان هزینه ایجاد اشتغال در کشاورزی را نسبت به دیگر صنایع بسیار کمتر می‌دانند که این مزیتی برای سرمایه‌گذاری در این بخش است. شما با این نظر موافق هستید؟

خیر، این که بخواهیم هزینه ایجاد اشتغال را در کشاورزی با برخی دیگر صنایع مقایسه کنیم منطقی عمل نکرده‌ایم. به عنوان مثال بخش نفت و گاز ایران دارای مزیت‌های خدادادی قابل ملاحظه‌ای است که براساس این مزیت‌ها، دولتمردان سیاستگذاری کرده‌اند؛ اما وقتی به بخش کشاورزی توجه می‌کنیم استقلال کشور و امنیت غذایی را مدنظر داریم.

به‌طور کلی بر اساس اطلاعات مستند و قابل قبول بین‌المللی تمام کشورهایی که از نظر آب و خاک دارای مزیت‌هایی هستند، با استفاده از تمام امکانات خود سعی در حفظ کشاورزی خود دارند تا کشاورزان به اندازه یک صنعتگر دارای رفاه اجتماعی و اقتصادی باشد. پس این که بخواهیم فقط به کشاورزی نگاه کنیم یا به دنبال صنعت برویم منطقی نیست، بلکه باید در هر زمینه‌ای که دارای مزیت هستیم سرمایه‌گذاری کنیم. بخش کشاورزی یک بخش بسیار پرریسک است، در حالی که صنایع زیادی در این محدوده قرار نمی‌گیرند مثلا وقتی درجه حرارت ده درجه تغییر ناگهانی دارد یا این که باران بیش از اندازه می‌بارد، صنایع خسارات چندانی نمی‌بینند. اما کشاورزان که تمام معیشتشان در گروی شکوفه‌های درختان یا ریشه گیاهانشان است چنین اطمینان خاطری ندارند. پس کشاورزی دارای ریسک فراوانی است که در کشورهای پیشرفته با استفاده از ابزارهای مختلف این ریسک را به حداقل رسانده و برای کشاورزان انگیزه تولید ایجاد کرده‌اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396  11:29 ب.ظ

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند.

زمانی که استارت‌آپم را در سال ۲۰۱۴ شروع کردم به چیزی کمتر از موفقیت فکر نمی‌کردم. من یک کارآفرین در یک شرکت مشاوره‌ای موفق بودم و یک ایده قوی داشتم، اما به‌رغم تلاش‌های من، استارت‌آپم شکست خورد. حالا وقتی افراد با ایده‌های استارت‌آپی خود نزد من می‌آیند، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که «خدا به همراهت باشد»، چرا که برای موسسان جدید بسیار سخت است که درک کنند مسیر پیش‌رو می‌تواند تا چه حد دشوار باشد. چشم‌انداز استارت‌آپ مملو از دام‌ها و مین‌هایی است که حتی آماده‌ترین کارآفرینان و ارزشمندترین فعالیت‌های اقتصادی را در معرض نابودی و خروج از مسیر قرار می‌دهد. اما من به عنوان کسی که این مسیر را رفته‌ام ۳ نکته را به شما یادآور می‌شوم تا اطمینان یابید که فعالیت‌ اقتصادی و استارت‌آپ شما با شکست مواجه نمی‌شود.

 

از مشتریان خودتان (چه داخل و چه خارج از شرکت) بیاموزید

من استارت‌آپم را با نام Bodyology بر اساس نیاز خودم شروع کردم. پس از اینکه به دلیل بیماری تیروئیدم، واقعا از عرق کردن رنج می‌بردم، نتوانسته بودم لباس‌هایی را بیابم که در برابر گرگرفتگی‌های گاه و بیگاه من مقاومت داشته باشد. اماBodyology نوعی تکنولوژی با عملکرد بالا را به‌کار می‌گیرد و بدن را خنک نگه می‌دارد.تولید محصولی بر اساس نیاز شخصی خودتان همیشه خارق‌العاده است. به گزارش دنیای اقتصاد، گرچه به یاد داشتن این موضوع در ذهن بسیار مهم و ضروری است که «شما مشتری خودتان نیستید.» این موضوع در مورد بستگان و دوستان شما نیز صدق می‌کند.یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در شروع Bodyology این بود که من خط تولید محصول را بر مبنای ترجیحات خودم توسعه دادم؛ چرا که بر این باور بودم که من سرسخت‌ترین منتقد خودم هستم. تصور می‌کردم که مشتری خودم را می‌شناسم؛ چرا که تحقیق بازار را بر مبنای جمعیت‌ هدف هدایت می‌کردم. آنچه درک نمی‌کردم این بود که اختلافات جزئی در مورد مشتری من و رفتار خرید او وجود داشت؛ فرق‌هایی که در یک پایگاه داده یافت نمی‌شد و چون من در مراحل اولیه زمانی برای دستیابی به داده‌های گسترده صرف نکرده بودم، با ترجیحات خاص خریدار و تورش‌های بعد آن غافلگیر شدم.

 

رقیبان خود را جدی بگیرید

اگر چیزی وجود داشته باشد که اغلب اوقات از موسسان جدید شرکت‌ها بشنوم این است که می‌گویند آنها «رقبای واقعی» ندارند. موسسان استارت‌آپ‌ها اغلب بر این باورند که اگر تنها فردی نباشند که این کار را انجام می‌دهند، یکی از معدود افرادی هستند که این ایده به ذهن‌شان خطور کرده است.من همیشه به حرفشان گوش داده و سر تکان می‌دهم؛ چرا که خودم نیز در چنین موقعیتی بوده‌ام. اما با حضور بیشتر و بیشتر در کسب‌و‌کار، آموخته‌ام که رقبا وجود دارند (شرکت‌هایی که اگر دقیقا همان کار را انجام ندهند، کاری مشابه را انجام می‌دهند.) گرچه درست مثل ما کوچک و در رسوخ به جریان اصلی بازار ناتوان بودند.

باور کنید شما همیشه رقیب دارید. حتی اگر هیچ کس دقیقا کار شما را انجام ندهد شرکت‌هایی وجود دارند که اگر تقاضا ایجاب کند، می‌توانند به آسانی به سوی فعالیت شما تغییر مسیر دهند. بنابراین وقتی در مورد رقبایتان تحقیق می‌کنید عمیق و دقیق باشید. از برخورد با افرادی که کاری مشابه شما انجام می‌دهند و سوال پرسیدن از آنها نترسید و در نهایت از تازه‌کار بودن در بازار هراس نداشته باشید. شما می‌دانید که رقبایتان چه می‌گویند. پیشگامان صنعت نیز ضربه می‌خورند و آنکه در این میان باقی می‌ماند، ثروتمند خواهد شد.

 

پیش از هر چیز دیگر بر فروش تمرکز کنید

گرچه تمرکز بر فروش به نظر واضح می‌آید، اما این کار بزرگ‌ترین و رایج‌ترین اشتباهی است که موسسان استارت‌آپ‌ها مرتکب می‌شوند. در مراحل اولیه هیجان بسیار زیاد، تمرکز فوق‌العاده‌ و منابع شگرفی وجود دارد که برای توسعه محصول صرف می‌شوند. چون ارزش فوق‌العاده‌ای در ایده خود می‌بینید، می‌خواهید باور کنید سایرین نیز آن را خواهند دید و درهای شرکت را به روی آنها باز می‌کنید. وقتی شروع می‌کنید و محصول شما تولید می‌شود از آنچه اتفاق می‌افتد شگفت‌زده می‌شوید.

تا زمانی که ضرورت یک استراتژی واقعی فروش را دریافتم، اکثر سرمایه استارت‌آپم را از دست داده بودم. خدمات بازاریابی و بهینه‌سازی موتور جست‌وجوی کیفیت (SEO) به‌راحتی به‌دست نمی‌آیند و اگر نمی‌دانید در حال انجام چه کاری هستید، لطمه جدی در کمین برندتان خواهد بود.اما اشتباهات من لزوما اشتباهات شما نخواهد بود. از شکست من درس بگیرید. با پیروی از این نکات، برنده این بازی خواهید شد و یک قدم در تبدیل رویای استارت‌آپی خود به واقعیتی پولساز نزدیک‌تر خواهید شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396  12:28 ق.ظ

آرایشگری از آن دسته شغل هایی است که بی برو برگرد سودده است؛ سودی که در کوتاه مدت می توانید طعم شیرین آن را حس کنید.

 این شغل گرچه یک کار ذوقی و هنری به حساب می آید اما به مثابه یک علم نیز تلقی می شود، طوری که میزان درآمد آرایشگرها در کشورهای پیشرفته قابل محاسبه بوده و حتی برای آن مبلغ هم تعیین می شود.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، به طور مثال در آمریکا متوسط درآمد این شغل ساعتی 10دلار و 82سنت است و طبق آمار سال 2013، درآمد سالانه آرایشگران در آمریکا 23 هزار و 150دلار یا در استرالیا 31 هزار و 200 دلار است. در انگلستان متوسط درآمد سالانه این شغل برای افراد آموزش دیده بین 21هزار و 500 تا 30هزار و 500 دلار و برای افراد بسیار متخصص بسته به نوع کار و محل سالن خود 46هزار دلار یا بیشتر تعیین می شود، اما در ایران چنین محاسباتی صورت نمی گیرد تا جایی که حتی برخی آرایشگران از متوسط سالانه درآمدشان اطلاعی ندارند.

شرایط ملک برای آرایشگاه

شهربانو عابدی، نایب رئیس اتحادیه آرایشگران زنانه تهران  در رابطه با نحوه اخذ مجوز برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه می گوید: برای دریافت مجوز از سوی اتحادیه، ملک باید تجاری یا اداری باشد که هر فرد باید حدود 600 میلیون تومان سرمایه گذاری کند که از عهده بسیاری خارج است و برای تأسیس آموزشگاه ملک باید مسکونی باشد، به همین دلیل اکثر متقاضیان اقدام به تأسیس آموزشگاه زیر نظر وزارت کار می کنند که صرفاً کار آموزش در آن صورت نمی گیرد.

وی ادامه می دهد: همچنین یک واحد صنفی برای مجوز از سوی اتحادیه باید گواهی عدم سوء پیشینه و عدم اعتیاد داشته باشد و صلاحیت آن از سوی اداره اماکن و نیروی انتظامی بررسی شده و به اتحادیه ابلاغ شود و با گذراندن کلاس های آموزشی از سوی اداره های بهداشت و اتاق تهران نامه تأییدیه دریافت کند. عابدی در ادامه می افزاید: جهت اخذ مجوز آرایشگاه زنانه باید تمام مدارک لازم در سایت اتحادیه به آدرس www. Eazt. ir تهیه شود.

وی با غیرقانونی دانستن انجام فعالیت هایی نظیر تزریق و لیزر توسط آرایشگران ادامه می دهد: آرایشگاه هایی که دارای مجوز هستند به هیچ عنوان چنین اقداماتی را انجام نمی دهند اما ممکن است برخی مکان های غیرقانونی که به فعالیت آرایشگری نیز می پردازند مرتکب چنین خطایی شوند.

وی در ادامه می گوید: هشدار و توصیه من به خانواده های گرامی به ویژه بانوان محترم این است که از مراجعه به مراکز غیر قانونی برای انجام خدمات زیبایی خودداری کنند و در صورت مشاهده چنین مکان هایی با ارائه آدرس آرایشگاه به اتحادیه از فعالیت غیرمجاز آنها جلوگیری کنند.

نایب رئیس اتحادیه آرایشگران زنانه تهران با اشاره به اینکه نرخ قیمت آرایشگاهها نسبت به موقعیت جغرافیایی و اندازه سالن برای خدمات مشابه متفاوت است،  می افزاید: نرخ های مصوب برای تمام خدمات آرایشگاهی مشخص شده است، درحالی که آرایشگاه ها از نصب نرخ روی دیوارها ممانعت می کنند.

طبق اعلام اتحادیه، نرخ خدمات آرایشی در آرایشگاه های ممتاز، درجه یک، دو و سه زنانه به این شرح است: نرخ آرایش عروس در آرایشگاه های ممتاز یک میلیون و 495 هزار تومان، آرایشگاه درجه دو 975 هزار تومان و آرایشگاه درجه سه 560 هزار تومان.

وی درباره تفاوت قیمت ها در آرایشگاه های مختلف تصریح می کند: میزان قیمت را اتاق اصناف تهران تعیین کرده و به اتحادیه ابلاغ می کند و اتحادیه هیچ گونه دخالتی در تعیین قیمت ندارد و قیمت ها براساس درجه بندی ممتاز، درجه یک تا سه و براساس فاکتورهایی از جمله تخصص، تبحر، سابقه کار، متراژ و مکان ملک و تعداد صندلی تعیین می شوند.

عابدی با بیان اینکه ۱۵ هزار و 30 آرایشگاه غیرمجاز در تهران فعالیت می کنند و در مقابل تنها ۱۱۵۰ آرایشگاه مجوز فعالیت دارند، ادامه می دهد: ممنوعیت تأسیس آرایشگاه در ملک های مسکونی و اجاره بهای سنگین در ملک های اداری و تجاری از مهم ترین مشکلاتی است که این صنف با آن روبه رو است.

با چه سرمایه ای می توان شروع کرد؟

مهسا حسنویه، یکی از فعالان این صنف در رابطه با نحوه کسب  و کار این حرفه می گوید: برای شخصی که به تازگی وارد این عرصه شده است ساعت های خلوت، روزهای بدون مشتری و مشتریانی که تنها یک بار به سالن زیبایی شما مراجعه می کنند می تواند تعریفی از یک روز بد را رقم بزند، اما ممارست در این شغل بسیار مهم است زیرا جذب مشتری و تبدیل آن به مشتری ثابت بسته به سابقه کار و کیفیت خدماتی است که شما ارائه می دهید.

وی با اشاره به میزان سرمایه اولیه برای سرمایه گذاری در این حرفه،  می افزاید: برای شروع این شغل ابتدا باید با در دست داشتن مدرک آرایشگری که پس از گذراندن دوره های مختلف توسط سازمان فنی و حرفه ای کشور اعطا می شود به واحد صنفی مربوطه مراجعه کنید. اخذ این مجوز از اتحادیه آرایشگری حدود یک سال زمان می برد و حدود 3میلیون تومان هزینه خواهد داشت.

حسنویه ادامه می دهد: این روزها به دلیل سختگیری هایی که در اعطای مجوزهای آرایشگری صورت می گیرد بسیاری از آرایشگاه ها بدون مجوز به فعالیت می پردازند. متأسفانه اتحادیه ما علاوه بر اینکه یکی از کم کارترین اتحادیه ها به شمار می آید هیچ گونه خدماتی نیز در حوزه کلاس های آموزشی و. . . به اعضا ارائه نمی دهد.

 وی در رابطه با میزان فضای مورد نیاز برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه می گوید: کمینه متراژ برای راه اندازی یک آرایشگاه زنانه از نظر اتحادیه 18 متر تعریف شده است. درحالی که این فضا بسته به نوع کار شما متفاوت خواهد بود.

به طور مثال اگر شما می خواهید یک آرایشگاه معمولی با ارائه خدمات روزمره راه اندازی کنید این کار را می توانید در 40 متر فضا و با سه نفر نیروی کار متخصص و با تجربه استارت بزنید. طبیعی است افزایش خدمات آرایشگاه در حیطه های مختلف شما را به تعداد نیروی بالاتر و فضای بیشتر نیازمند می سازد.

حسنویه اضافه می کند: بسته به اینکه مکان آرایشگاه شخصی یا استیجاری است و اینکه در کدام نقطه از تهران قرار دارد هزینه های اجاره به میزان سرمایه اولیه مورد نیاز اضافه خواهد شد. برای ادامه کار شما به تجهیزات مختلف آرایشگری و میز و صندلی و آینه و. . . نیازمند هستید که هزینه تمامی این  ابزارها با توجه به فضای آرایشگاه متغیر خواهد بود.

این سرمایه از کمترین حجم خود یعنی حدود 7میلیون تومان شروع می شود و در سالن های متوسط خوب تا 50 میلیون تومان و در سالن های بسیار بزرگ و مخصوص آرایش عروس تا چند میلیارد تومان هم می رسد. در واقع سودی که یک آرایشگر در ایران از این حرفه به دست می آورد متاثر از موارد زیادی است که از جمله آن می توان به میزان مهارت فرد، مکان جغرافیایی سالن، مواد اولیه مصرفی و حتی میزان درآمد مردم منطقه اشاره کرد. برای نمونه یک آرایشگاهی در مرکز شهر با دو سال فعالیت و میانگین روزانه 5 ساعت کار، ماهانه 4 میلیون درآمد کسب می کند.

با نگاهی به آمارها می توان دریافت تنها در سال 90 بیش از 449600000000 تومان صرف آرایش زنان در مراسم های عقد و عروسی شده است، یعنی بیش از 3 هزار میلیارد تومان. به این رقم باید هزینه هایی را که زنان به طور معمول هفتگی و ماهانه خرج آرایش خود می کنند هم اضافه کرد.

شغلی توأم با علاقه و سختی

آناهیتا رجبی، یکی از قدیمی های این حرفه  می گوید: آرایشگری یک شغل زودبازده است به این معنا که فرد پس از دیدن آموزش های لازم، در مدت زمان کوتاهی می تواند درآمد کسب کند اما این میزان درآمد بسته به مهارت، توانمندی، خلاقیت و تعهد آرایشگر متفاوت است. تمام این برآوردها حاکی از آن است که آرایشگری در ایران می تواند به شغلی با درآمد نجومی تبدیل شود.

وی درخصوص تعیین قیمت ها در سالن های زیبایی می افزاید: ما سه دسته از آرایشگران گروه الف، ب و پ را داریم که با توجه به این امتیاز بندی برای شان تعیین قیمت می شود، اما متأسفانه مکان سالن از نظر منطقه ای روی قیمت ها بیشترین تأثیر را دارد، به گونه ای که بابت خدماتی مانند آرایش عروس هزینه های میلیونی دریافت می شود.

در این باره باید اضافه کرد: سوددهی این حرفه بین 30 تا 50 درصد برآورد می شود و دوره بازگشت سرمایه اولیه بین یک تا پنج سال متغیر است البته شما می توانید هر از گاهی با ارسال پیامک حاوی کوپن تخفیف یا ارسال پیامک هایی حاوی نکات آرایشی و بهداشتی برای مشتریان خود، آنها را در رابطه با کسب و کار خود درگیر کنید و مشتری های بیشتری را به سمت سالن های زیبایی خود روانه سازید و این به معنای ساعات شلوغی بیشتر و در نهایت کسب و کار بهتر است.

رجبی در رابطه با شیوه های موفقیت خود در این حوزه می گوید: هیچ کاری بهتر از بازاریابی آنلاین به کسب و کار شما رونق نمی دهد.  به عنوان یک آرایشگر می توانید خدماتی را که انجام می دهید در قالب یک عکس در شبکه های مجازی به اشتراک بگذارید.

مطمئن باشید که یک عکس بهتر از 100 کلمه عمل می کند. در کنار این نوع اقدامات یک آرایشگر همواره باید به روز باشد و همزمان با متدهای روز دنیا حرکت کند. یکی از کارهایی که می توان در این راستا انجام داد شرکت در کلاس های آموزشی است که بسیاری از شرکت های تأمین کننده مواد اولیه آرایشی در ایران برگزار می کنند. همچنین می توان با یادگیری روش های جدید اصلاح و پیرایش موها و. . . از طریق اینترنت و بدون پرداخت هزینه با روش های جدید آرایشگری آشنا شد. تنها کافی است مشتریان این اطمینان را کسب کنند که شما همزمان با مد روز حرکت می کنید.

وی ادامه می دهد: آرایشگری شغلی است که با عشق و علاقه گره خورده است. اگر به این شغل علاقه ای ندارید و تنها برای کسب درآمد می خواهید به آن ورود کنید پیشنهاد می کنم تغییر عقیده دهید، زیرا این شغل علاوه بر مفرح بودن بسیار طاقت فرساست. ایستادن پی در پی برای ساعت های متمادی قطعاً برای سلامتی شما مضر خواهد بود به ویژه اگر علاقه ای به این شغل نداشته باشید نه تنها نمی توانید چنین شرایطی را تحمل کنید بلکه پیشرفتی نیز نخواهید داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396  01:07 ق.ظ

معمولا مفهوم کار با زحمت و عرق ریختن و خستگی عجین است اما کارها و شغل هایی هم هستند که از این قاعده مستثنا هستند؛ این کارها بسیار ساده هستند و از آن مهمتر در مقایسه با حداقل زحمتی که دارند، از درآمد قابل توجهی برخوردارند.

البته آسان بودن برخی از این کارها مستلزم زحمتی است که قبلا کشیده شده است اما برخی دیگر هیچ تجربه و مهارت خاصی را نمی طلبند. سایت "ریت مای جاب"، تعدادی از این شغل ها را معرفی کرده است:

بازیکن بازی های ویدیویی

شرکت های بازی های ویدیویی افرادی را برای صرفا آزمایش بازی های جدید و نسخه های جدید بازی های قدیمی استخدام می کنند واین بدان معناست که فرد استخدام شده با یک تیر دو نشان می زند اول اینکه قبل از هر کسی بازی های جدید را امتحان می کند دیگر اینکه درآمدی بالغ بر 50 هزار دلار دریافت می کند.

به گردش بردن سگها

بردن سگ ها به گردش صبح گاهی و عصرگاهی یکی دیگر از کارهای پردرآمد است؛ بسیاری از مالکان هستند که حاضرند برای گردش یک ساعته سگ هایشان 50 دلار بدهند. و از آنجا که هر مستخدم می تواند هر ساعت تعداد زیادی سگ را به گردش ببرد، آخر هر ماه پول قابل توجهی به جیب زده است.

ناظر موتور برق

این کار در نگاه اول ممکن است دشوار به نظر بیاید. کسی که عهده دار این کار می شود باید موتور برق را به کار انداخته و برق را میلیون ها خانه برساند یا قطع کند. در حالی که در اصل کار چنین شخصی صرفا فشار دادن چند تا دکمه است که اصلا کار پیچیده ای نیست. کسی که تجربه کافی داشته باشد می تواند تا 73 هزار دلار درآمد کسب کند.

ماساژور

این شغل، ماهیت ساده ای دارد زیرا در نهایت عبارت است از ایجاد جو آرامش است که نفع آن به شخص ماساژور هم می رسد. شخص به محض کسب مجوز مناسب، کار خود را برای رسیدن به درآمدی بالغ بر 51 هزار دلار آغاز می کند.

بینایی سنجی

درست است که این شغل مستلزم تجربه و مهارت زیاد و دوره تحصیل طولانی است اما در نهایت تمام کار را تجهیزات و ماشین آلات چشم پزشکی انجام می دهد و کار پزشک بسیار راحت می شود و تنها کاری که او باید انجام دهد عوض کردن عدسی ها و استفاده از تجربه خود در استفاده از ماشین ها و تعیین شماره عینک است. او در مقابل این کار آسان و اندک، درآمدی حدود 125 هزار دلار به دست می آورد.

مربی شخصی

درست است که ورزش کردن کار سختی است اما تماشای ورزش کردن مردم اصلا کار سختی نیست. کار مربی شخصی صرفا تعیین رژیم های غذایی و آموزش و توصیه و تشویق است در عوض درآمدی بالغ بر 55 هزار دلار دریافت می کند.

مراقب خانه

یکی از کارهای بسیار ساده، مراقبت خانه هاست. زیرا ترس از سرقت یا سهل انگاری صاحبان برخی خانه ها را بر آن می دارد تا اشخاصی را به عنوان مراقب استخدام کنند؛ تنها کاری که این افراد باید انجام دهند این است این است که در زمان غیاب صاحب خانه، مثلا در زمان سفر، در خانه بماند. این کار 100 دلار در روز درآمد دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

صنعت بسته بندی مواد غذایی رشد چشمگیری دارد و این صنعت همواره محصولات نوینی را به بازار معرفی می کند. یکی از این محصولات بسته بندی های یک نفره مواد غذایی می باشد.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، بسته بندی یک نفره نوعی بسته بندی یکبار مصرف است که پس از بازکردن، فرآورده آن قابل نگهداری نباشد و میبایست بلافاصله مصرف شود.

محصولات قابل تولید به شکل یک نفره عبارتند از :

 انواع ترشی لیته، بندری، گل کلم و غیره، ادویه و چاشنی، سماق، عسل، رب انار، روغن زیتون، قند و شکر و نمک، آبلیمو، انواع سس و پودر و …. میباشد. وزن بسته بندی ادویه جات و چاشنی ها برای هر ساشه ۵ گرم، برای آبلیمو یک نفره ۱۰ گرم، روغن زیتون یک نفره ۱۰ گرم و برای رب انار ۲۰ گرم خواهد بود.

بسته بندی یک نفره سس ها و ادویه ها از جمله موادی هستند که بسیار در بازار محبوب می باشد. سایر محصولات نیز کمابیش در بازار وجود دارند. شما می توانید با کارتحقیقاتی سایر محصولاتی را که می توان بصورت یک نفره یسته بندی نمود شناسایی کنید و در بازار تست کنید.

به عنوان نمونه انواع میوه های تازه پوست کنده و بسته بندی شده بصورت مخلوط یا جدا از هم می تواند یک ایده اولیه باشد. تصور کنید وارد سوپرمارکت شوید و یک بسته سیب ، موز یا پرتغال پوست کنده خریداری کنید و به عنوان میان وعده مصرف نمایید.  با افزایش زندگی ماشینی بسیاری از افراد فرصت خریدن ، شستشو و پوست کندن میوه را ندارند. دانش آموزان مدارس و کارمندان و خانمهای شاغل می توانند از مشتریان این فبیل محصولات باشند. البته سلامت از اطمینان محصولات و برندسازی نقش مهمی در ایجاد اعتماد مشتریان دارد.

اقبال به محصولات یک نفره با افزایش مصرف کنندگانی که تنها زندگی می کنند، سریع‌تر شدن سرعت زندگی و کمبود زمان هر وعده غذایی در اروپا و انگلستان در حال افزایش است. این خود یک مثال زنده از پاسخ گویی تولید کنندگان به نیاز مشتریان است. رواج بسته بندی های یک نفره باعث نوآوری های بسیاری در حوزه های مختلف صنایع غذایی شده است. افزایش بسته بندی های متنوع یک نفره برای مشتریان ایجاد ارزش می‌کند مثلا با اینکه یک بسته بندی منفرد در مقایسه با بسته بندی های عمومی نسبت به حجم، گرانتر تمام می شوند، مشتریان به خاطر راحت تر بودن آنها را ترجیح می دهند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 21 شهریور 1395  11:50 ب.ظ

آیا می دانستید چگونه می توان یک ایده را به یک کسب وکار تبدیل کرد؟

 

تا می توانید بازخورد دریافت کنید، البته از افراد مناسب. «آیا مردم از ایده من استقبال می کنند؟» این احتمالا نخستین سوالی است که به ذهن شما خطور می کند. ببینید احساس تان به شما چه می گوید. نخست آنکه محصول شما باید بتواند نیازی را برطرف کند که تاکنون هیچ محصولی قادر به رفع آن نبوده است.

اگر برای این سوال جوابی نیافتید، ایده جدیدی را امتحان کنید. اگر فکر می کنید ایده شما عملی است و از آن استقبال می شود، آن را با دیگران در میان بگذارید. از دایره دوستان و اقوام فراتر روید چرا که نزدیکان شما، برای آنکه شما را دلسرد نکنند به شما چنین جواب هایی می دهند: «ایده جالبی است. من با آن موافقم».


چنین بازخوردهایی سازنده و بی طرفانه نیستند. به جای مشورت با نزدیکان، با چند کارآفرین موفقی که می شناسید ملاقات کنید، با کارآفرینانی که در حوزه موردنظر پیشگام هستند تماس بگیرید، به افراد متخصص ایمیل بفرستید، در انجمن های تخصصی سایت ها عضو شوید و از تمامی این افراد بخواهید تا به شما بازخورد ارائه دهند. علاوه بر این در سایت خود یک نظرسنجی اینترنتی برگزار کنید و تا جایی که امکان دارد از نظر مشاوران و کارشناسان استفاده کنید.

 

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
دوشنبه 24 خرداد 1395  12:35 ق.ظ

گلکاری به‌ عنوان یک صنعت، در قرن نوزدهم در کشور‌های اروپایی از جمله انگلستان آغاز شد.

زمانی‌که به لطف انقلاب صنعتی، تولید کود‌های شیمیایی و پیشرفت‌های علمی در علوم مختلف از جمله گیاه‌شناسی، گل‌های زینتی را در سطوح گسترده کشت می‌کردند و بهبود وضعیت رفاهی مردم سبب افزایش تقاضا و گسترش گلکاری شد.پرورش گل‌ها و گیاهان زینتی امروزه به‌عنوان صنعتی جهانی، رو به گسترش و پویا در نظر گرفته می‌شود که در طول چند دهه گذشته رشد معنادار و قابل توجهی داشته است. در دهه 50 میلادی رقم کلی تجارت جهانی گل و گیاهان زینتی حدود 3میلیارد دلار بود، در سال 1994 به حدود 100 میلیارد دلار رسید و از آن زمان تاکنون سالانه رشدی حدود 6 درصد داشته است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، تنها بین سال‌های 2003 تا 2013 یعنی طی یک دهه تجارت گل‌های زینتی در سطح جهان 5/2 برابر شده است. صنعت گلکاری از سه عنصر پرورش‌دهندگان، عمده‌فروشان و خرده‌فروشان تشکیل شده که کسب‌و‌کارشان به هم وابستگی دارد.

تمایل این سه به دسته حذف واسطه‌ها برای کاهش قیمت و فروش هر چه بیشتر است. به صورت سنتی، پرورش و تولید گل‌ها در کنار مصرف‌کنندگان عمده صورت می‌گرفته است و بازار‌های عمده مصرف گل‌ها و گیاهان زینتی به ترتیب شامل این کشور‌هاست: آلمان  (22‌درصد)، ایالات متحده آمریکا  (15 درصد، حدود 82 درصد گل‌های موجود در بازار این کشور وارداتی است)، فرانسه  (10 درصد)، انگلستان  (10 درصد)، هلند  (9 درصد)، ژاپن  (6 درصد)، ایتالیا  (5 درصد) و سوییس  (5 درصد). کشور هلند به صورت سنتی مرکز تهیه و پرورش گل‌ها و گیاهان زینتی برای بازار اروپا و همچنین یک تأمین‌کننده عمده برای سایر کشور‌های جهان است. بزرگ‌ترین بازار گل دنیا، حراجی‌های گل در شهر آلمار در شمال هلند است.

هلند کشور کوچکی است که توانسته با استفاده از روش نوین به سطح بالایی از تولید و پرورش گل دست یابد. در این زمینه نه مزارع گسترده گل با مساحت‌های چندین کیلومتری به صنعت گل هلند کمک کرده و نه وجود نیروهای کار بسیار زیاد. بلکه تکنولوژی و استفاده از روش نوین در کشت‌وکار، صنعت گل هلند را به‌عنوان یکی از ارکان اقتصادی‌اش مطرح کرده است.

داستان از اینجا آغاز می‌شود که از اواسط دهه 70 میلادی تولید و توزیع گل در کشور هلند شکوفا شد. این کشور با وجود وسعت کوچک، نداشتن خاک و اقلیم مناسب برای پرورش گل و گیاهان زینتی با کمک ساختار‌های باغبانی مانند گلخانه و تکنیک‌های کشت هیدروپونیک درآمد خوبی از راه پرورش و همچنین ایجاد بازار‌ها و حراجی‌های گل‌های وارداتی نصیب خود می‌سازد.

جهت‌گیری صنعت گلکاری هلند امروزه به سمت تولید با هزینه کمتر در کشور‌هایی با نیروی کار ارزان‌تر و آب و هوایی مساعد‌تر است، به عبارت دیگر هدف تجارت گل‌ها با سود بیشتر است.

البته هلند در پژوهش‌های ژنتیکی برای تولید گل‌های متنوع و زیباتر پیشرو است. مراکز جدیدتر تولید و پرورش گل کشورهای کلمبیا  (دومین صادر‌کننده گل دنیا با بازاری بیش از 40 سال قدمت)، اکوادور، اتیوپی، کنیا  (بزرگ‌ترین صادر‌کننده گل آفریقا، این کشور تنها ۶درصد زمین‌های کشاورزی خود را به کشت گیاهان زینتی تخصیص داده است و از این راه سالانه ۷۰۰ میلیون دلار درآمد دارد) و هند هستند.

کشورهایی مانند آفریقای جنوبی، نیوزیلند و استرالیا به دلیل قرار گرفتن در نیمکره جنوبی نقش مهمی در تأمین گل‌های فصلی به‌ویژه در فصل‌های سرد نیمکره شمالی برای اروپا و آمریکای شمالی بازی می‌کنند. در آمریکای جنوبی کشور کلمبیا از تولیدکنندگان عمده گل است و حدود 59‌درصد تمام گل‌های صادر شده به آمریکا از این کشور می‌آید. کشور اکوادور هم در سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در تولید گل‌های زینتی داشته و رز‌های درشت و با کیفیت این کشور شهرت جهانی دارند که یکی از دلایل آن موقعیت جغرافیایی این کشور و اقلیم آن است.

منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

پیدا کردن شغل مناسب، کار دشواری است. ولی وقتی به شما در یک مصاحبه شغلی فرصتی داده می‌شود و باید با شخصی مصاحبه کنید که آینده‌تان در دستان‌اش است، کارتان به همان اندازه دشوار است، و معمولا باید بسیار مراقب باشید.

ولی گاهی اوقات مراقب بودن نیز نمی‌تواند بهترین راهکار باشد؛ این ادعا را بر اساس پرسش و پاسخ‌های مفصلی که یکی از کاربران وب‌گاه کورا مطرح کرده بود، عنوان می‌کنیم: “دیوانه‌وارترین کاری که تاکنون در یک مصاحبه‌ی شغلی انجام دادید، و با این حال توانستید به آن کار مشغول شوید، چه بوده است؟” گاهی اوقات باید از راهکارهای عجیب در مصاحبه استفاده کنید تا بتوانید به شغل مورد نظرتان برسید.


۱. ترکِ ناگهانی جلسه


به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، اجازه دهید این مجموعه را با داستانی آغاز کنم که این موضوع از آن الهام گرفته شده است – داستانی مربوط به خودم. تبلیغات یک صنعت رقابتی و بی‌رحم است، و نخستین گامِ آن، حتی اگر فقط به عنوان یک مصاحبه‌ی شغلی باشد، کار بسیار دشواری است. حتی در اوایل سال ۲۰۰۰، وقتی هنوز اینترنت دنیا را تکان نداده بود، پیدا کردنِ یک شغل خوب در این صنعت خیلی سخت بود.

بنابراین، وقتی می‌خواهید در شرکت معروفی مصاحبه دهید، روشِ معمول برای متقاضیان به این گونه است که باید وارد اتاق شوید، آرام بنشینید، مودب باشید، به مسئولِ مصاحبه‌کننده اجازه دهید تمام سابقه‌ی شغلی‌تان را زیر و رو کند، و پس از آن، امیدوارانه منتظر تماس‌شان بمانید، و اگر خوش‌شانس باشید که آن مسئول از یک چیزی در رزومه‌تان خوشش بیاید.

در مورد من، مسئول استخدام که رییس بازاریابی آن‌جا بود، وقتی که شروع به بررسی درخواست کارم کرد، انگاری با من پدرکشتگی داشت. ” قبلا چنین چیزی را دیده بودم. چرند است. خوشم نیامد. کاملا مشخص است”. و به همین شکل به ایرادگیری‌های‌اش ادامه داد.

همین‌طور که در حال بررسی سوابق‌ام بود، لحظه‌ای احساس کردم دیگر کافی است. به آن شغل نیاز داشتم، ولی نه به این قیمت که مجبور شَوَم تحقیرها و تمسخرهای‌اش را تحمل کنم. بلند شدم، رزومه‌ام را برداشتم و مودبانه گفتم: “از وقتی که برای‌ام گذاشتید، خیلی متشکر هستم، ولی ظاهرا سوابق شغلی‌ام مناسبِ شما یا شرکت‌تان نیست”.

همین که ایستادم و به سمت در رفتم، وی از پشت میزش بلند شد و خودش را به من رساند و دست‌اش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت: “صبر کنید، صبر کنید. شاید کمی رفتارم زننده و نامناسب بود. فکر می‌کنم واقعا چند موردِ مهم و تاثیرگذار در رزومه‌تان پیدا کردم”.

دوباره نشستیم و معلوم شد رفتارهای نامناسب‌اش نوعی “آزمون” بوده است. می‌خواهند بدانند متقاضیان در مقابل رفتارهای واقعیِ توهین‌آمیز به شخص، چگونه عکس‌العمل نشان می‌دهند. آیا گریه می‌کنند؟ آیا عصبانی می‌شوند؟ آیا سکوت می‌کنند؟ ظاهرا عکس‌العملِ دل‌خواه وی را نشان دادم و از این آزمون سربلند بیرون آمدم.

نتیجه‌ی اخلاقی: به تصمیمات لحظه‌ای‌تان اعتماد کنید. اگر واقعا احساس کردید باید عکس‌العمل خاصی از خودتان نشان دهید، و این رفتار، نامناسب و زننده هم نبود (مثلا با مشت به صورت طرف مقابل نکوبید)، حتما آن کار را انجام دهید. با نشان دادنِ خودِ واقعی‌تان به آدم‌ها، تاثیر عمیقی بر آنها خواهید گذاشت.


۲. ترفند غافلگیریِ شوخ‌طبعانه


این داستان را ریچارد وادینگتون، همکاری که بیش از ۱۰ سال در همین شرکت مشغول به کار بود و تصمیم به تغییر شغل گرفت، تعریف کرده است. در ضمن، یک پژوهش به تازگی نشان داده است، ۵۰ درصد از آدم‌ها، شغل‌شان را فقط به عنوان یک فعالیت موقتی در نظر می‌گیرند، و همواره به دنبال شغل بهتری می‌گردند.

به هر صورت، ریچارد هیچ وقت در مصاحبه‌‌ی شغلی شرکت نکرده بود، و بنابراین وقتی تصمیم به تغییر شغل گرفت و به شرکت مورد نظرش مراجعه کرد، کاملا عصبی و نگران بود. برای پوشیدن کفش و لباسِ مناسب، آماده شدن برای مصاحبه و ارائه‌ی سوابق شغلی‌اش استرسِ زیادی داشت – همه‌ی این‌ها واقعا می‌توانند استرس‌زا باشند.

به علاوه، ریچارد واقعا علاقه‌ی زیادی به خانواده‌اش داشت، و هنگامی که برای رفتن به مصاحبه آماده می‌شد، دختر چهار ساله‌اش از مرزعه‌ی اسباب‌بازی‌اش یک گاو پلاستیکی به وی داد و گفت: “بابا، این گاو برای‌ات شانس می‌آورد”.

ریچارد ساعت‌ها با افراد مختلف در آن شرکت مصاحبه کرد (کاری که این روزها در پیدا کردنِ کار بسیار رایج است) تا وقتی که بالاخره به معاون منابع انسانی رسید. شخص مصاحبه‌کننده خانم بود و با حالت جدی پرسید: “چرا فکر می‌کنید برای این کار مناسب هستید؟”

و ریچارد بی‌درنگ گفت: “چون من یک گاو در جیب‌ام دارم! ” و سپس آن گاو پلاستیکی را روی میز گذاشت، و لحظه‌ای سکوت عجیبی حکمفرما شد. ولی، آن خانم به سرعت از خنده روده‌بُر شد و ریچارد را استخدام کرد.

نتیجه‌ی اخلاقی: اگر واقعا ساده و بی‌آلایش باشید و در برابر هرگونه پرسش، جبهه نگیرید، می‌توانید به دیگران به خوبی خودتان را نشان دهید. شاید ایجاد یک خنده‌ی واقعی یا یک فضای فرح‌بخش یا هر چیزِ دیگر که به مصاحبه‌کننده نشان دهد در حال مصاحبه با یک آدمِ واقعی است، و نه صرفا یک متقاضی کار، کمی با ریسک و نگرانی همراه باشد… ولی می‌تواند نتایج خوبی در بر داشته باشد.


۳. بلوف


وقتی همه‌ی راهکارها با شکست مواجه شد، این ترفند شاید مفید باشد: بلوف

جان دو (که به دلایل کاملا مشخص دوست نداشت نام اصلی‌اش فاش شود)، برای شغل حسابداری درخواست داده بود. وی برای انجام مصاحبه به شرکت آمده بود، ولی مصاحبه اصلا خوب پیش نمی‌رفت.

مصاحبه‌کننده از جان یک معما پرسید، و همین‌طور که در حال توضیح آن معما بود، لبخند رضایت‌بخشی بر لبان جان نقش بست. جان قبلا این معما را شنیده بود و راه‌حل‌اش را می‌دانست، بنابراین حرف‌های مصاحبه‌کننده را قطع کرد و گفت: “ببخشید، واقعا می‌خواهم در این‌جا صادق باشم. من قبلا این معما را شنیده بودم”. و شروع کرد به توضیح دادن در مورد راه‌حل آن معما.

مصاحبه‌کننده صداقتِ جان را تحسین کرد، و تصمیم گرفت سوال دیگری بپرسد. ولی این یکی دیگر بسیار پیچیده بود؛ یک معمای بسیار دشوار و واقعا غیرقابل حل. جان در مورد جواب این معما هیچ نظری نداشت. بنابراین، تنها کاری را که به فکرش رسید، انجام داد. باز هم لبخند زد و گفت: “متاسفانه باید بگویم این یکی را هم قبلا شنیده بودم! ”

این دفعه دیگر مصاحبه‌کننده منتظر شنیدنِ راه‌حل نشد و به راحتی حرف جان را باور کرد و گفت: “ای بابا… فکر می‌کنم امروز نباید از شما معما بپرسم”. بلوفِ جان کارساز شد و وی در آن شرکت شروع به کار کرد.

نتیجه‌ی اخلاقی: گاهی اوقات می‌توانید بلوف بزنید و برنده شوید. ولی واقعا باید شرایط برای بلوف زدن مهیا باشد. البته اگر بلوف‌تان جواب نداد، به راحتی و صادقانه می‌توانید اعتراف کنید بلوف زده‌اید – و بگویید: “من بلوف زدم، واقعا جواب سوال‌تان را نمی‌دانم.” شاید این راهکار هم برای‌تان نتیجه‌بخش باشد.


۴. امتناع


شاید عجیب‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این باشد که یک پیشنهاد شغلی را رد کنید – در صورتی واقعا علاقه‌مند به آن شغل هستید. یا از انجام کاری که مصاحبه‌کننده از شما می‌خواهد، امتناع کنید. این یک ریسک است ولی برای برخی از آدم‌ها قطعا کارساز بوده است.

غافلگیر کردن مصاحبه‌کننده می‌تواند فواید زیادی در بر داشته باشد. آنها یک کارمند می‌خواهند، شما نیز این شغل را می‌خواهید، بنابراین آنها در موقعیت برتر هستند. ولی فکر می‌کنید اگر شما دست بالا را داشته باشید، چه اتفاقی می‌افتد؟

استفان بوگای دقیقا همین کار را انجام داد. حوزه‌ی شغلیِ استفان کاملا تخصصی بود، و وی از همان ابتدای مراحلِ درخواست شغلی، مانند یک دوچرخه‌سوار لباس پوشیده بود. وقتی مصاحبه‌کننده از وی خواست یک سوال تخصصی را جواب دهد، استفان امتناع کرد. صریحا گفت “نه”. البته پس از آن، دلیل این کارش را عنوان کرد؛ وی جمله‌ای را که سال‌ها پیش از معلم فیزیک‌اش شنیده بود، بیان کرد: “آیا واقعا فکر می‌کنید اگر یک شخص را در موقعیتی قرار دهید که بدون هیچ‌گونه لوازم مورد نیاز، مرجع اطلاعاتی و مشورت با همکاران، مجبور به پاسخ دادن به یک سوال دشوار و ناشناخته باشد، فضای شغلی‌ شرکت‌تان، حرفه‌ای و واقعی است؟”

استفان استخدام شد. جیل یهودا، متقاضی دیگری است که تقریبا از همین روش استفاده و یک پیشنهاد کاری را رد کرد. البته داستان جیل کمی طولانی است و می‌توانید آن را در کورا مطالعه کنید. ولی خلاصه‌ی این داستان این‌گونه است که جیل معتقد بود شغل پیشنهادی به صورت شفاف تعریف نشده و ظاهرا آن چیزی نیست که وی دنبال‌اش بوده است. بنابراین آن را رد کرد. ولی وقتی صحبتِ دست‌مزد به میان آمد، جیل از مصاحبه‌کننده خواست پیشنهادی ارائه کند که شاید نظرش را جلب کند؛ و پایان داستان به نفع جیل بود.

نتیجه‌ی اخلاقی: می‌توانید ابتکارِ عمل را در مصاحبه به‌دست بگیرد و کار غیرقابل پیش‌بینی انجام دهید. البته نه اینکه در نهایت به جرم انجام کارهای مخالف با موازین اخلاقِ عمومی از ساختمان شرکت بیرون‌تان کنند، بلکه سوال‌ّهای مختلف بپرسید، پیشنهادهای‌شان رد کنید و پیشنهادهای جدید از خودتان روی میز مذاکره قرار دهید.


۵. نقشه‌ی حمایتی


اکنون می‌خواهم یک داستان دیگر را از گذشته‌ی تبلیغاتی خودم برای‌تان بررسی و تعریف کنم. پیش از این‌که مک‌بوک‌های پیشرفته و ارزان‌قیمت و نرم‌افزارهای حرفه‌ایِ طراحی به بازار بیایند، هنوز طرح‌های کاغذی بهترین معیار برای مصاحبه‌های شغلی بودند و هنوز ایده‌ها و طرح‌های شخصی – کارها و ایده‌هایی که برای مشتری انجام نمی‌شوند، بلکه فقط برای نشان دادن مهارت و استعداد هستند – برای کسب‌وکارها، مهم و جالب بودند. مجموعه‌های طراحیِ خلاق عموما دنبال طراح‌ها و عکاس‌هایی بودند که می‌توانستند به آن مجموعه کمک کنند و طرح‌های تبلیغاتی بیافرینند که تاکنون در هیچ آگهی‌نما (بیلبورد) و مجله‌ای دیده نشده باشند.

من و کارگردانِ هنری‌ام بسیاری از این طرح‌ها و آثار بدیع را روی میز کارمان داشتیم. البته به دلیل آن‌که هنوز خیلی باتجربه نبودیم، این طرح‌ها آن‌قدر عالی و فوق‌العاده نبودند. مشتریان‌مان هم آن‌قدر زیاد و خوب نبودند، و طرح‌ها و ایده‌های‌مان با عکس‌های آرشیو و برچسب‌ها و دیگر کارهایی که در اوقات فراغت انجام می‌دادیم، روی هم تلنبار شده بودند. به هر صورت، کل آن مجموعه رزومه‌ی بدی برای‌مان نبود.

روزی که به جلسه‌ی مصاحبه رفتیم، بسیار عصبی و نگران بودیم. شرکت بزرگی بود و قطعا کارهای باکیفیتی هم می‌خواست. هیاتی متشکل از چند مدیر خلاق روبه‌روی‌مان نشسته بودند و ظاهرا از ورق زدنِ طرح‌های‌مان حوصله‌شان سر رفته بود، و فکر می‌کنم تصمیم گرفته بودند خیلی مودبانه از شرکت بیرون‌مان کنند. تا این‌که یکی از آنها ایستاد و شروع به صحبت کرد: “بسیار خوب، از این‌که به این‌جا تشریف آوردید، متشکر هستیم، ولی…” که من حرف‌اش را قطع کردم و گفتم: “در حقیقت، این کارهایی که تاکنون مشاهده کردید، در مقایسه با آن ایده‌هایی که انتهای تخته شاسی هستند، خیلی بی‌ارزش و مزخرف‌اند”.

آن‌ها با تعجب، در انتهای تخته شاسی به دنبال آن ایده‌ها گشتند و چند طرح اولیه‌ای را که قبلا من و همکارم کشیده بودیم و قرار بود کامل‌شان کنیم، پیدا کردند. البته کامل کردنِ آن طرح‌های اولیه واقعا بالاتر از سطح مهارتی‌مان بود؛ و هیچ برنامه‌ای برای نشان دادن و ارائه کردن‌شان به هیچ‌کس نداشتیم. می‌توانید حدس بزنید، چه وضعیت اسف‌باری می‌توانست رخ دهد. آنها ۱۰ دقیقه به طرح‌ها نگاه می‌کردند، لبخند می‌زدند، به طرح‌ها اشاره می‌کردند و در گوش هم پچ‌پچ می‌کردند. عاقبت نگاهی به ما انداختند و گفتند: “از چه زمانی مایل هستید کارتان را شروع کنید؟”

نتیجه‌ی اخلاقی: هرگز از بیان ایده‌هایی که فکر می‌کنید هنوز کامل نیستند، نترسید. هر چیزی از قبیل یک محصول جدید، برنامه‌ی فروش، یک نرم‌افزار جدید، یا هر چیز دیگری که به حرفه‌تان مربوط می‌شود و مو را به تن سیخ می‌کند، می‌تواند تاثیر عمیقی بر کارفرمای آینده‌تان داشته باشد.


۶. روش صادقانه


می‌توانید در همه حال صادق باشید و با بی‌نزاکتی و صراحت هر چیزی را به زبان بیاورید. البته شاید واقعا این قصد را نداشته باشید که بی‌رحمانه و با صداقتِ بیش از حد، هر کسی را در اطراف‌تان آزرده کنید. ولی مصاحبه‌کننده‌ها آن‌قدر به شنیدنِ جواب‌ّهای تکراری و چاپلوسانه عادت دارند که شاید برخورد با شخصی صادق و رُک برای‌شان جالب – و خاطره‌انگیز باشد.

فرد مورد نظرمان در این بخش، مایکل شیلوه است. مایکل به عنوان متخصص بیماری‌ّهای عفونی در یک محیط کاریِ پرفشار کار می‌کرد، و همیشه آماده‌ی سوال‌ها و فرآیندهای خشک و سنگین مصاحبه‌های شغلی بود. مایکل باید جلوی ۲۵ نفر کارگروه گزینش دانشکده‌ی پزشکی می‌نشست و به همه‌ی سوال‌ّهای‌شان پاسخ می‌داد.

از آن‌جایی‌که همه‌ی سوال‌ها برای مایکل روزمره و عادی بود، به راحتی به آنها پاسخ داد. ولی اواخرِ فرآیند طولانی پرسش و پاسخ، یکی از مصاحبه‌کننده‌ها با طرح یک سوال مایکل را میخ‌کوب کرد: “اگر بخواهید یک پپتیدِ RGD را به گونه‌ای طراحی کنید که به شکل پنهان از ایجاد یک پذیرنده‌ی اینتگرینِ IIb/IIIaجلوگیری کند، طرح‌تان چه شکلی خواهد بود؟”

مایکل گیج و مبهوت ماند. هیچ پاسخی برای این سوال نداشت. بنابراین، به قلب‌اش اعتماد کرد و گفت: “من هیچ نظری ندارم. ولی اگر می‌دانستم، قطعا این‌جا نبودم و با شما مصاحبه نمی‌کردم، بلکه می‌رفتم و روی این موضوع پژوهش می‌کردم. و می‌توانستم با همین پژوهش کلی پول در بیاورم”.

کارگروه گزینش، پس از آن‌که مدتی از ته دل خندیدند، مایکل را استخدام کردند.

نتیجه‌ی اخلاقی: هیچ‌وقت سعی نکنید به همه‌ی سوال‌های مصاحبه‌کننده‌ها پاسخ‌های کلیشه‌ای و الکی دهید. مصاحبه‌کننده‌ها در اغلبِ موارد، بیش‌تر تحت تاثیر جواب‌ّهای صادقانه قرار می‌گیرند؛ حتی اگر بیان حقیقت برای‌تان دشوار باشد و شما را در موقعیت بدی قرار دهد همیشه سعی کنید صادق باشید (فکر کنید اگر سیاست‌مداران هم صادق بودند، عکس‌العمل‌مان چگونه بود).


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر به دنبال موفقیت در کسب و کار و میلیاردر شدن در جوانی هستید، آیا می‌دانید چه چیزهایی باید بکارید تا بتوانید در آینده محصول خوبی از آن برداشت کنید؟

البته در برنامه‌ریزی و مدیریتِ پول نقد، قوانین سفت و سختی وجود دارد: با کسب و کارهای کوچک شروع کنید، پول‌تان را پس‌انداز کنید و درآمدتان را در یکی از حساب‌های بانکی‌تان بریزید و آن را حتی‌الامکان خرج نکنید.


به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده،  همیشه به خاطر بسپارید، برای تاثیر گذاشتن بر دیگران، نیازی به کالاهای گران‌ قیمت و زرق‌ و‌ برق‌دار نیست. برای سرمایه‌گذاری‌های جدید از سود دارایی‌های‌تان استفاده کنید – بیش‌تر مطالعه کنید، به دوره‌های آموزشی بروید، مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید، و به همایش‌ها و رویدادهایی بروید که بتوانید در آن‌جا با آدم‌های هم‌فکرتان ملاقات کنید. آن‌چه یاد می‌گیرید و هر فردی که با وی آشنا می‌شوید، می‌تواند در آینده کمک‌های زیادی به شما بکند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  07:22 ب.ظ

اینکه اکثر اوقات بر اساس حدس و گمان عمل میکنیم، به نوعی واقعیت کارآفرینی است. به عنوان کارآفرین، برای زندگی تلاش میکنیم و به امور حاشیه ای صنعت خود فکر میکنیم و همیشه در حال تلاش برای نوآوری محصولات بهتر و فرآیندهایی برای بهبود کسب و کار خود و ارزشدهی به مشتریان خود هستیم. همین خلاقیتها و عدم اطمینانها است که ما را به کامیابی میرساند.

در عین حال، برای رسیدن به اهداف خود در میان ناشناخته‌ها از احکام و مقررات بهره می‌بریم. خِرد عادی برای هر چیزی نیست و اغلب حاکی از مشاوره خوب و مفید است. برای نمونه، وقتی که عصبانی هستید کاری انجام ندهید ـ این به نوعی حقیقت بدیهی محسوب می‌شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک آنلاین، با وجود این، چه زمانی عقاید عمومی منسوخ شده و ما را گمراه می‌کند. خرد عادی همه چیز نیست. در اینجا ۶ عقیده عمومی کسب و کار آمده که حتماً قبلاً آنها را شنیده‌اید و تجربه نشان داده که کاملاً اشتباه هستند.

 

نوشتن طرح کسب و کار

من این کار را انجام ندادم. به جای تحمل رنج در توسعه راهبردی  با ساختار مناسب برای شرکت، بر برجسته‌نمودن و توسعه مهارت‌های خود و پیگیری طیفی از فرصت‌ها تمرکز نمودم. از منظر انتقادی، زمانی سه ساله را برای تجسم دقیق محصول خود صرف کردیم. وقت و انرژی که صرف توسعه طرح کسب و کار در گام اول صرف کردم هرگز بر ایده انتقادی چندین میلیارد دلاری واقع نشده بود ـ این امر با استقبال از فرصت‌ها محقق شد. طرح کسب و کار لزوماً چیز بدی نیست، اما نداشتن آن هم ایرادی ندارد.


پیشی گرفتن بازاریابی از کالا

این روند می‌تواند یکی از مهلک‌ترین اسطوره‌ها در مورد کسب و کار باشد. یک زمانی، نام تجاری مهمتر از خود محصول بود. اما امروزه و در عصر قدرتمندی مشتری چنین چیزی واقعیت ندارد. مردم احمق نیستند و اینترنت به آنها گزینه‌های متعددی از خرید داده است. با بررسی‌های آنلاین، اطلاعاتی در مورد محصول (و مهمتر از اینکه، محصول رقبایتان) خواهند داد. از طریق مشتریان رسانه اجتماعی، بلندگویی برای انتشار نارضایتی‌ها یا رضایت‌مندی‌ها فراهم خواهد شد. امروزه، محصول شما همان برندتان است.

 


از عملکرد ارزش تا وفاداری

گاهی اوقات، به برقراری تماس با همکاری وفادار و پرشور که عملکرد ضعیفی دارد نیاز دارید. با وجود این، ارزش‌دهی کورکورانه عملکرد نسبت به وفاداری تعیین کننده یا شجاعانه محسوب نمی‌شود بلکه کاری عبث است. از منظر انتقادی، تا به حال مردمی وفادار داشتیم که به افرادی غیرقابل تعویض تبدیل می‌شدند. همچنین ممکن است افراد با عملکرد ضعیف را حذف کرده و آنها را با افرادی که به نتیجه رسیده‌اند که باید بدتر باشند جایگزین کنیم زیرا به اندازه کافی مهم نیستند. شما به افرادی نیاز دارید که در مورد شرکت و رسالت آن اشتیاق داشته باشند.

 


سودآوری مهم نیست

در زمینه فناوری، مردم اغلب عقیده دارند که موفقیت عبارت از نرخ بالای رشد است و تمرکز بر سودآوری اشتباه است. سرمایه‌گذاری در نوآوری، تکرار سریع و رشد با سرعت بالا همگی احکام قدرتمندی برای زندگی محسوب می‌شوند اما سودآوری مستلزم در دسترس بودن است. حتی Salesforce، یک شرکت معروف برای سرمایه‌گذاری مجدد بر درآمدها، سود کمتری را در سال ۲۰۱۵ اعلام کرده است.

 


پیروی از راهکار ثابت

هرچند Salesforce یکی از موفق‌ترین شرکت‌های سراسر دنیا محسوب می‌شود اما یک حیوان منحصر به فرد محسوب می‌شود. این شرکت به ندرت سودآور بوده است. شما نمی‌توانید از هر راهکاری پیروی کنید زیرا شرکت شما مانند همه شرکت‌ها به نوبه خود منحصر به فرد است. فکر کنید و به صورت مستقل برنامه‌ریزی کنید و انتظار نداشته باشید که چون از تمام مراحلی که شخص دیگر انجام داده پیروی می‌کنید همه کارها به وفق مراد شما باشد.

 


MBA بگیرید

مهمتر از MBA ، درک آن چیزی است که انجام می‌دهید و به واسطه آن برترین ویژگی‌های خود را نمایان ساخته و بر مهارت‌های خود تکیه کنید. من هنگامی که دید انتقادی را شروع کردم، مدرک MBA نداشتم، با وجود این، کماکان با تمرکز بر جستجوی فرصتهای جدید، پذیرش فرصت‌های جدید و با تعالی در چیزهایی که بهترین بودم موفقیت را بنا نهادم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

سال 2014 مطالعه‌ای در دانشگاه اوهایو درباره رستوران‌های شکست‌خورده صورت گرفته است. براساس نتایج این مطالعه، 60 درصد این رستوران‌ها در همان سال اول ورشکست شدند. اما چه فاکتور‌هایی باعث موفقیت یا شکست یک رستوران می‌شود؟

چرا رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگی مثل کی‌اف‌سی و مک دونالد سال‌های سال در کشور‌های مختلف دنیا فعالیت می‌کنند و بر عکس بسیاری از رستوران‌ها همان سال اول بسته می‌شوند؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، کارشناسان فعالیت رستوران‌های زنجیره‌ای را بررسی کردند و نتایج آن را به شرح زیر منتشر کرده‌اند.

1- مدیریت قوی، فکری خلاق
در پس هر استارتاپی یک ایده جدید نهفته است. داشتن ایده‌های نوآورانه و خلاق به موفقیت می‌انجامد. مک‌دونالد از جمله آن رستوران‌های خلاقی بود که توانست در تقریبا تمام جهان نفوذ کند. ارائه منو‌هایی متنوع تر، و خدمات جدید‌تر یکی از فاکتور‌های موفقیت یک رستوران است.

2- محل رستوران
واقعا عجیب نیست که محل واقع شدن رستوران تا این حد مهم باشد. رستورانی که در محل رفت‌و‌آمد عموم نباشد، یا به‌راحتی قابل مشاهده نباشد، شانس زیادی برای موفقیت ندارد. یا حداقل نباید انتظار داشت که سریع به موفقیت دست یابد. این فاکتور برای رستوران‌هایی که ایده تحویل سریع غذا را دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است.

3- ارائه محصولات پرطرفدار، سالم و باکیفیت
آنچه در رستوران‌های موفق و بزرگ دیده می‌شود، ارائه محصولات پر طرفدار و خلق ایده‌های جدید است. به‌عنوان مثال همبرگر همیشه در طول تاریخ غذای محبوب بسیاری از مردم بوده است. مک دونالد از این محبوبیت برای ارائه محصولات جدید‌تر استفاده کرد و همبرگر را در انواع مختلف به مشتریان ارائه داد.

عرضه غذا با مواد اولیه سالم و روش طبخ و آماده‌سازی مطمئن و حتی زیر نظر مشتری نیز به موفقیت رستوران‌ها کمک می‌کند.

یکی دیگر از عواملی که برای موفقیت مک دونالد بر شمرده‌اند این است که در هزاران شعبه خود در سراسر دنیا، غذا با کیفیتی یکسان و با قیمتی یکپارچه عرضه می‌شود.

4- قیمت‌های متناسب
غذاهایی با کیفیت‌های بالا قیمت‌های بالای رستوران‌ها را توجیه می‌کنند. اما رستوران‌ها باید در نظر داشته باشند که قیمت با حجم غذا و حتی قیمت‌های پیشنهادی رقبای آنها رابطه‌ای مستقیم دارد. بعضی از رستوران‌ها یک سیستم قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر را در پیش می‌گیرند. یکی از دلایل موفقیت مک دونالد قیمت پیشنهادی برای غذاهای خود در منوهایش است. همچنین قیمت غذا‌ها در منو از یک سقفی تجاوز نمی‌کند.

5- ارائه سریع خدمات
یکی از چیز‌هایی که می‌تواند موفقیت بیشتری را برای یک رستوران به ارمغان بیاورد، ارائه خدمات سریع و در یک محیط دلچسب است. افرادی که به رستوران می‌روند یا از فست فود استفاده می‌کنند معمولا افرادی هستند که وقت زیادی برای صرف غذا و آماده‌سازی آن ندارند.

6- صمیمیت و حسن رفتار کارکنان و عوامل رستوران
رضایت مشتری نباید فقط در حد حرف باقی بماند. مشتری باید از ارائه سرویس و خدمات و رفتار همراه با نزاکت کارکنان رستوران رضایت داشته باشد. مشتری‌مداری یکی از نکات کلیدی رستوران‌های بزرگ مانند مک دونالد است.

7- تعامل با مشتری از نوع مدرن
رابطه خود را با مشتریان حفظ کنید. یکی دیگر از عوامل موفقیت رستوران‌ها حفظ تعامل میان مشتری و رستوران است. چه این تعامل به‌صورت فیزیکی و در محل رستوران باشد و چه به‌صورت آنلاین و از طریق شبکه‌های اجتماعی. مطالعات نشان داده است که با پیشرفت تکنولوژی، تعامل با مشتری یکی از جدید‌ترین راه‌های موفقیت یک رستوران است که تا سال‌ها قبل به آن بی‌توجهی می‌شد. به‌عنوان مثال ارسال و اشتراک‌گذاری تصاویر و گفت و گو در دنیای مجازی برای مشتریان می‌تواند جالب و جذاب باشد.

8- استفاده از تکنولوژی در ارائه خدمات
استفاده از فناوری در ارائه سرویس به مشتری در تمام مراحل از آماده‌سازی و سفارش تا پرداخت صورت حساب به سرعت ارائه خدمات کمک و رستوران را یک قدم به موفقیت نزدیک می‌کند. مثلا رستوران‌های زنجیره‌ای بزرگ وای‌فای رایگان در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند.

9- بازاریابی و تبلیغات
مک دونالد به‌عنوان رهبر جهانی در صنعت فست فود، هر سال سرمایه زیادی را صرف تبلیغات خود می‌کند. این غول آمریکایی برای کودکان و خانواده‌ها محصولاتی متناسب با هر قشر ارائه می‌دهد. یکی از دلایل موفقیت مک دونالد توجه به نیاز‌های کودکان به‌عنوان قشری از مشتریان خود است، به طوری که اکنون یکی از بزرگترین توزیع‌کننده‌های اسباب بازی در دنیاست.

10- سرمایه‌گذاری در آموزش
سال 1961 مک دونالد یک دوره آموزشی برگزار کرد. این دوره بعد‌ها پس اینکه گسترش یافت به نام دانشگاه همبرگر شناخته شد. این دانشگاه به تربیت و آموزش کارکنان می‌پردازد و همچنین آماده‌سازی و طبخ به سبک مک دونالد به آنها آموزش داده می‌شود. تاکنون بیش از 80 هزار نفر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند.

منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 20 خرداد 1395  01:09 ق.ظ

سفر کارآفرینی چندان دلپذیر نیست. در بهترین حالت می‌توان آن را شبیه یک پرواز ارزان قیمت دانست. حس بدی که از یک ابهام ابدی در کارآفرینی وجود دارد، درست مثل ناراحت بودن صندلی و نداشتن فضای کافی برای راحت قرار دادن پا است و چنین سفری به طور حتم کاردانی و صبر فرد را می‌آزماید. نوآوری کارآفرینی مختص همه نیست و به ریسک‌های بزرگی نیاز دارد که می‌تواند عواقب کاملا ناشناخته‌ای داشته باشد. راه‌اندازی یک استارت‌آپ مثل سوار شدن بر یک ترن هوایی است که حرکات غیرمنتظره‌ای دارد. کشف ناشناخته‌ها انرژی و اشتیاق زیادی می‌طلبد. تلاش برای ایجاد یک چیز جدید که هیچ‌کس تا به حال مشابه آن را انجام نداده، جرات زیادی می‌خواهد و هر چه بیشتر منتظر بمانید، انجام این کار سخت‌تر می‌شود. به همین دلیل است که تقریبا ویژگی مشترک همه کارآفرینان اشتیاق برای کشف ناشناخته‌ها است. امید و انرژی خارق‌العاده تیم‌ را به جلو می‌راند و مسائل را به امید رخ دادن اتفاق‌های بهتر پیش‌بینی می‌کند.

کارآفرینان در هر جای دنیا کلاس «اکونومی» که ارزان‌ترین قسمت در هواپیما است را برای پرواز انتخاب می‌کنند. اما چرا؟ پاسخ این سوال ربطی به قدرت خرید آنها ندارد و تقریبا ساده است: چون جای دیگری نمی‌توانند بنشینند.  زمان تغییر می‌کند و مهم است اشاره کنیم که ما در حال حرکت به سوی تعریفی چندبعدی از کارآفرینی هستیم. «مالکیت یک کسب‌ و کار» با اینکه همیشه مایه مباهات است، اما نکات ظریفی که در ذات این اصطلاح وجود دارد را نادیده می‌گیرد و دیدگاه بسیار محدودی نسبت به این موضوع ارائه می‌دهد. کارآفرینی در اصل آنقدر که یک روش تفکر است، یک وضعیت شغلی نیست؛ روش تفکری که همزمان امکان حل مشکلات و فرصت‌آفرینی را فراهم می‌کند.

جوانان بر این موضوع تسلط بیشتری دارند. نسل هزاره که تشنه تغییر است و با حس نو شده کنترل خود پرورش یافته، در هر جایی در حال به‌روز‌رسانی دیدگاه‌های خود و تبدیل آن به ماموریت است. تعداد بی‌شماری از جوانان با فعالیت‌هایی از راه‌اندازی هکاتون‌ها (رویدادی که در آن برنامه‌نویسان کامپیوتر و دیگر افرادی که درگیر توسعه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری هستند، برای گفت‌وگو در مورد پروژه‌ای گرد هم جمع می‌شوند) گرفته تا به چالش‌ کشیدن داستان‌هایی در مورد خشونت، به قهرمانان تغییرات مثبتی که می‌خواهند در دنیا ببینند تبدیل شده‌اند و این بسیار شگفت‌انگیز است.

با توجه به ازدیاد چنین فعالان و محرکانی، در اینجا 3 دیدگاه دوربرد نسبت به ذهنیت کارآفرینی ارائه می‌َ‌شود:

 

1) کارآفرینی مخالف جریان غالب است

حتی هنگام پرواز در حالت خلبان اتوماتیک، هر کارآفرینی رویکرد متعارف در مورد یک مشکل را رد می‌کند. مسلما، فعالیت درون یک چارچوب تعیین شده نوعی حس امنیت ایجاد می‌کند. به هر حال، حرکت کردن در راستای مرزهای کاملا مشخص شده، به ندرت باعث ایجاد نوآوری می‌شود. اگر هیچ کس جرات امتحان کردن مسیری جدید را نداشته باشد، ما چطور می‌توانیم به مقصدی متفاوت برسیم؟

خوشبختانه کارآفرینان دوست دارند تفکر متعارف را کنار بگذارند و به مسائل از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنند. این تمایل که در آن احتمال مواجه شدن با شکست وجود دارد، چیزی به جز بنیان‌ نهادن پیشرفت نیست. اگر صرفا پرواز حرکت از نقطه A به نقطه B باشد پس در این صورت، پرواز سانفرانسیسکو به نیویورک از طریق مسکو منطقی به نظر می‌رسد!

با این حال، زیبایی حقیقی این دورنما این است که از ایجاد راهکارهای نوآورانه برای مشکلات غیرقابل حل فراتر می‌رود. در حقیقت، این دورنما برای پیشرفتی به کار می‌رود که در حال حاضر وجود دارد، اما می‌تواند کارآیی بهتری داشته باشد. کارآفرینان این رویکرد را درونی‌سازی کرده‌اند که باعث می‌شود آسمان حریم آنها باشد.

 

2) کارآفرینی تکرارشونده است

در چشم یک کارآفرین همه چیز یک کار در حال پیشرفت است. در حالی که تغییر تمرکز از نتایج به سوی پیشرفت در ابتدا غیرواقعی به نظر می‌رسد، اما اثرات قدرتمندی دارد. به‌عنوان مثال، این رویکرد به معنی کاهش قابل توجه ریسک است. کارآفرینان به جای اینکه با یک دست چند هندوانه بردارند، خیلی سریع (و البته ارزان) شکست می‌خورند. در نتیجه، خیلی سریع هم یاد می‌گیرند. این شیوه عمل قیمت ندارد، چون به آنها امکان می‌دهد به شیوه‌ای پایدار و تکمیلی، اصلاحاتی مبتنی بر دریافت بازخورد روی پروژه‌های خود انجام دهند. در نهایت این فرآیند در ترکیب با بازخوردهای دریافت شده برای رسیدن به یک راه‌حل مطلوب نهایی محوری است.

 

3) کارآفرینی مشارکتی است

بر خلاف تصویری که از کارآفرینان به عنوان گرگ‌هایی تنها همه‌گیر شده، بیشتر افرادی که خواهان تغییر هستند، از ذهنیتی مشارکتی برخوردارند. این رویکرد نه‌تنها به آنها امکان می‌دهد بر تفکر سینرژیک (اشتراکی) سرمایه‌گذاری کنند، بلکه یک سیستم حمایتی گسترده را تحکیم می‌کند. صراحتا، هیچ چیز به اندازه داشتن شبکه‌ای از افراد که هنگام دشواری‌ها می‌توانند شما را در مسیر درست نگه دارند، ارزشمند نیست. عضو یک قبیله بودن تجربه‌ای غنی است. داشتن شرکایی مسوول و هیات مدیره‌ای دوستانه، نه‌تنها تضمینی در برابر فرسودگی هنگام تغییر دادن دنیا است، بلکه چاشنی مخفیانه‌ای برای همکاری‌ علنی محسوب می‌شود. چه تازه از روی زمین بلند شده باشید و چه هنوز منتظر سوار شدن به هواپیما هستید، به یاد داشته باشید که مسیر را خودتان باید برنامه‌ریزی کنید و کارآفرینان در کلاس اکونومی پرواز می‌کنند. شما چطور؟

نویسنده: Carlos Granados


مترجم: مریم رضایی


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
پنجشنبه 20 خرداد 1395  12:54 ق.ظ

جف بزوس یکی از مدیران نامی دنیای تجارت است که گاهی نامش در سایه‌‌ی اسم دیگر بزرگان این عرصه کم‌ رنگ می‌شود. این مدیر عامل خوش‌ فکر توصیه‌هایی در زمینه‌ی کار آفرینی دارد.

هنگامی‌که از کارآفرینان پرسیده می‌شود کدام چهره‌ی مطرح دنیا برای شما الهام‌بخش‌تر بوده است، اکثر آن‌ها نام‌هایی چون استیو جابز، ایلان ماسک، مارک زاکربرگ و بیل گیتس را مثال می‌زنند و کم‌تر کسی اسمی از جف بزوس، مدیر عامل آمازون می‌آورد. جف بزوس، به عنوان یک مدیر عامل تحلیل‌گر، هوشمند، خوش‌خنده و نابغه توجهی که لایق او است را به دست نیاورده است. او کاریزمای شخصیت استیو جابز را ندارد، مانند ایلان ماسک برند تسلا را مدیریت نمی‌کند، مانند زاکربرگ چهره‌ی شناخته‌ شده‌ای نیست و مثل بیل گیتس هم به ثروتمندی شهرت ندارد. با این حال، بزوس ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند برای هر کارآفرینی مفید باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از زومیت ، بزوس بیش از هر چیز یک فروشگاه خرده فروشی دارد و مانند دیگر اشخاص سرمایه‌گذار به یک حیطه‌ی کاری اکتفا نکرده و در شرکت Blue Origin سرمایه گذاری کرده است. این شرکت در زمینه‌ی فناوری‌های مربوط به فضانوردی فعالیت می‌کند. درس‌های زیادی از فلسفه‌ی کسب و کار بزوس می‌توان گرفت که در ادامه به ۸ مورد اشاره خواهیم کرد:

۱. سرسخت و انعطاف پذیر باشید
بزوس بر این عقیده است که کارآفرین‌های خوب در عین سرسخت بودن، انعطاف‌پذیر هستند. بزوس در رابطه با سایت آمازون می‌گوید: "در چشم‌اندازهای خود سرسخت هستیم اما نسبت به جزئیات کار انعطاف به خرج می‌دهیم."
زوس در ادامه اضافه می‌کند: "اگر سرسخت نباشید زود تسلیم می‌شوید و اگر انعطاف‌پذیر نباشید سرتان محکم به سنگ می‌خورد و راه حل‌های مختلف حل مسائل را از دست خواهید داد." به گفته‌ی بزوس، " کاری که شما باید انجام دهید این است که بسته به موقعیت تعیین کنید که سرسختی به خرج دهید یا انعطاف‌پذیر باشید و این قسمت سخت کار شما است." کارآفرین‌ها اغلب افراد لجوج و سرسختی هستند که مهارت رهبری کردن را به طور ذاتی دارند. این مهارت کمک می‌کند تا آن‌ها بدانند که کفه‌ی ‌ترازو را به سمت سرسختی یا انعطاف‌پذیر بودن سنگین کنند.

۲. قانون دو عدد پیتزا
بزوس اعتقاد به تشکیل گروه‌های کوچک دارد. (شاید این تمایل ریشه در دورانی باشد که هنوز استارتاپ خود را راه‌اندازی نکرده بود.) او بر این عقیده است که برای کارهای تیمی باید "قانون دو پیتزا" حاکم باشد. به این معنا که تیم کاری شما باید به اندازه‌ای کوچک باشد که دو عدد پیتزا بتواند کل افراد تیم را سیر کند. در واقع دو پیتزا می‌تواند پاسخگوی ۶ تا ۷ نفر باشد.

همین تیم کوچک دو پیتزایی توانست گزینه‌ی Gold Box را در آمازون ایجاد کند. از نظر بزوس وقتی تیم کاری بزرگ‌تر می‌شود بازدهی آن کاهش پیدا می‌کند و این ناکارآمدی باعث می‌شود که تیم دستاورد ارزشمندی ارائه ندهد. از این رو بزوس پیشنهاد می‌دهد که تیم‌های کاری را تا حد امکان کوچک نگه دارید.

۳. به استقبال تجربه‌های جدید بروید
بزوس می‌گوید: " اگر تجربه‌های خود را دو برابر کنید، میزان نوآوری شما در سال دو برابر خواهد شد."
بیشتر مدیران اجرایی اتفاق نظر دارند که کسب تجربه در کسب و کار یک عامل مهم و ضروری است. در واقع تجربه‌ها کمک می‌کنند تا نوآوری‌های جدید خلق شود و در بازار رقابت جایگاه خود را پیدا کند. شرکت خودروسازی از این مفهوم در ساخت خودروهای جدید خود استفاده می‌کند. در صنایع غذایی این تجربه‌ها منجر به تولید مواد غذایی جدید با طعم متفاوت می‌شود. کمپانی‌های خرده فروشی، فضای تجاری خود را تغییر می‌دهند. شرکت‌های دارویی بر پایه‌ی تجربه‌های خود داروی جدید تولید می‌کنند. شرکت‌های فناوری نیز دارای آزمایشگاه هستند و خیلی از کمپانی‌ها مانند گوگل به کارکنان خود اجازه می‌دهند که به کسب تجربه بپردازند.

یکی از ارکان فرهنگ کاری آمازون، اشتیاق و جستجوگری است. در روزهای اولی که آمازون شروع به کار کرد، برای مدیران، این سوال ایجاد شده بود که چه مکانی را برای تبلیغات تلویزیونی خود انتخاب کنند. این بررسی‌ها ۱۶ ماه طول کشید که نسبت به فرآیند تبلیغات کمپانی‌های دیگر بسیار طولانی‌تر بود. اما بزوس گفت: "آمازون به شکلی باورنکردنی روی بررسی تبلیغاتش اصرار داشت و این اصرارهایش با هزینه‌های زیادی همراه بود. اما نتیجه‌ی نهایی این بود که یک بار برای همیشه در این رابطه تصمیم بگیریم." بررسی‌های جف بزوس به این نتیجه رسید که تبلیغات توجیه اقتصادی ندارد و تنها می‌تواند جهش کوچکی در میزان فروش آمازون ایجاد کند. در نتیجه، با این که بحث و بررسی در مورد تبلیغات طولانی شد اما آمازون توانست استراتژی مفیدی برای خود تعریف کند.

۴. شوق نوآوری داشته باشید
تا به حال به نوع ارائه‌ی خدمات آمازون توجه کرده‌اید؟ چنانچه نگاه عمیقی به این موضوع داشته باشید فلسفه‌ی بزوس در نوآوری را خواهید دید. بزوس را می‌توان یک آنتی استیو جابز نامید. اپل به معرفی تعداد محدودی محصول بسنده کرده است حال آن که در آمازون از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‌شود.

برای بزوس نوآوری امر بسیار مهمی تلقی می‌شود. او تیم کاری خود را با کلماتی چون "پیشگام" و "جستجوگر" توصیف می‌کند. حتی خود بزوس یک مخترع است. برای مثال ساعت ۱۰۰۰۰ ساله، شرکت سفرهای فضایی Blue Origin و اجاق خورشیدی از دستاوردهای بزوس بوده است. او همواره از ابتکار عمل استقبال کرده و همکارانش را به آن تشویق می‌کند. یکی از علاقه‌مندی‌های بزوس کار تیمی و ایجاد طوفان فکری است. مهم نیست که شما به عنوان یک کارآفرین در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنید. تنها کافی است که به نوآوری عشق بورزید.

۵. افکار بلند مدت داشته باشید
اگر تنها یک چیز کافی باشد که در مورد بزوس بدانید، چشم‌انداز بلند مدت او است. یک بار در مصاحبه‌ای با بزوس، از میزان رشد درآمد آمازون سوال شد و بزوس آمار دقیق آن را به خاطر نداشت. اتفاقی که برای یک مدیرعامل بسیار نادر است. او در ادامه گفت:" من به چند سال دیگر فکر می‌کنم و در حال حاضر اعداد و ارقام را فراموش کرده‌ام."

آمازون از سال ۱۹۹۴ شروع به کار کرد. طبیعتا در آن زمان وضعیت رایانه و اینترنت به شکل امروز نبود. به گفته‌ی بزوس آن روزها یکی از سخت‌‌ترین روزهای زندگی او بود. او با تلاش زیاد توانست یک میلیون دلار جمع آوری کند تا بتواند آمازون را حفظ کند. ضمن این که به دست آوردن همین یک میلیون دلار هم کار راحتی نبود. چرا که بزوس با حدود ۶۰ نفر صحبت کرد که در نهایت ۲۲ نفر راضی شدند به او ۵۰۰۰۰ دلار بدهند. در آن زمان مردم درکی از اینترنت نداشتند. بزوس می‌گوید: اولین سوالی که آن‌ها می‌‍پرسیدند این بود:" حالا این اینترنت چیست؟" اما بزوس می‌دانست که مردم از آن برای خرید استفاده خواهند کرد. در واقع این موضوع چشم‌انداز بلند مدت بزوس بود.
بزوس در ادامه می‌گوید: تنها نگرش بلندمدت است که اجازه می‌دهد کاری‌هایی را که نمی‌توانیم تمامش کنیم به پایان برسانیم.

۶. تجربه و اشتیاق به اختراع، نوآوری را رقم می‌زند
یکی از پایه‌های فرهنگ کاری آمازون اشتیاق به اختراع کردن است. از نظر بزوس نوآوری نتیجه‌ی اشتیاق به اختراع و کسب تجربه است. بزوس می‌گوید: "چنانچه می‌خواهید نوآوری داشته باشید کارهای کمی وجود دارد که باید انجام دهید."
"اول از همه این که نوآوری قبل از هر چیز نوعی نگرش است. شما باید مردم را بخشی از کمپانی خود بدانید که از شما انتظار عرضه کردن یک پدیده‌ی جدید دارند. توجه داشته باشید که همه کس نمی‌توانند پیشتاز و جستجوگر باشند."

"لازمه‌ی نوآوری این است که خود را برای شکست آماده کنید. در مواقعی هم که نوآوری شما جواب می‌دهد باز هم ممکن است مردم استقبالی از آن نکنند و نسبت به نوآوری شما بی تفاوت باشند یا حتی آن را به باد نقد بگیرند. در اینجا اشتیاق است که به شما کمک می‌کند تا برای مدت طولانی صبر کنید تا بتوانید توجه عموم را به نوآوری خود جلب کنید."

۷. به جای ارائه دادن با اسلاید، متن بدهید
بزوس در مصاحبه‌ای می‌گوید: "یکی از اشکال سنتی یک جلسه‌ی رسمی این است که فردی روبروی بقیه می‌ایستد و با اسلاید توضیحاتی می‌دهد. در صورتی که در این حالت شما اطلاعات خیلی کمی را می‌توانید منتقل کنید. طبیعتا این کار برای ارائه دهنده راحت است اما مسئله مخاطبان هستند که چیز زیادی متوجه نمی‌شوند. می‌توانید خیلی مواقع ارائه‌های خود را در ۶ صفحه نوشته ارائه دهیم تا افراد بتوانند درک عمیق‌تری نسبت به ایده‌های ما داشته باشند."

۸. نسبت به نیاز مشتری وسواس نشان دهید
بزوس بارها در مصاحبه‌های خود تاکید کرده است که ابتدا نیاز مشتری را کشف کنید و بعد وارد عمل شوید. او می‌گوید: "ما بر پایه‌ی رقابت کار نمی‌کنیم بلکه وسواس ما روی نیاز مشتری است."
این نوع دیدگاه کاملا برعکس کاری است که کمپانی‌های دیگر انجام می‌دهند. آن‌ها ایده‌ها را بررسی می‌کنند. محصول یا خدمات خود را تولید می‌کنند و بعد منتظر استقبال مشتری هستند.

منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شاید فکر کنید فرسودگی شغلی ، تنها برای کارگرانی پیش می‌آید که در دوره‌های اواسط تا اواخر زندگی حرفه‌ای‌شان هستند. درواقع اینطور فکر کنید که هرچه از عمر روزهای کاریتان میگذرد در کارتان خسته تر و به دنبال آن فرسوده تر می شوید. اما این‌طور نیست.

بن فانینگ که یک متخصص فرسودگی شغلی‌  است، می‌گوید احتمال بیش‌تری وجود دارد که در اوایل زندگی حرفه‌ای‌تان دچار فرسودگی شغلی‌  شوید. خوش‌بختانه، او می‌گوید اگر از عادات کارمندانی که از آن رنج می‌برند، آگاه باشید می توانید از فرسودگی شغلی‌ ‌ نجات پیدا کنید.

در زیر ۲۰ نشانه‌ی واضح از نزدیک‌شدن به فرسودگی شغلی‌ را می‌خوانید:

برای دیدن تصویر در اندازه اصلی روی آن کلیک کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 15 خرداد 1395  08:38 ب.ظ

تولید سنگهای آنتیک فرصت سرمایه گذاری مناسبی است. محصول شیک و به روزی دارید که متقاضی زیادی دارد و از بازدهی خوبی برخوردار است.

   چندسالی است بازار سنگ های آنتیک و تزیینی در کشور رواج یافته است. بسیاری از مالکان و سازندگان ساختمان برای نمابخشیدن به واحدهای خود از این سنگها استفاده می کنند. هم شیک و به روز است و هم قیمت چندانی ندارد. فرصت سرمایه گذاری این نوبت به تولید این سنگها اختصاص دارد.

معرفی محصول

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک، امروزه با توجه به استقبال روز افزون به استفاده از سنگ‌های آنتیک در مقوله نمای داخلی و خارجی ساختمان‌ها، علی‌رغم تنوع محصولات در عرصه دکوراسیون ساختمانی، سنگ آنتیک توانسته جایگاه ویژه‌ای را در دکوراسیون به خود اختصاص دهد.

سنگ آنتیک از قرار دادن قطعات شکسته سنگ و خرده سنگ کنار هم ( ضایعات و باطله‌های سنگ‌های تراورتن) و چسباندن آنها با ملات‌هایی که پایه رزینی دارند تولید می‌شوند و به عبارتی از مجموع و ترکیب باطله‌ها و ضایعات سنگ‌های تزیینی تراورتن با مواد افزاینده مختصر دیگر به‌دست می‌آیند.

سنگ آنتیک به گونه ای از ترکیب ضایعات و باطله سنگ های زیبا و تزیینی تراورتن بوجود می آید که مقاومت و دوام بالایی دارند و در نمای خارجی خانه اغلب مورد استفاده قرار می گیرند. باطله و ضایعه بودن این سنگ ها به هیچ عنوان به معنای کیفیت پایین و نامناسب این سنگ ها نیست بلکه عکس این مطلب درست است، سنگ های آنتیک از کیفیت بالا و قیمت بسیار مناسبی برخوردار هستند که آنها را تبدیل به یکی از بهترین گزینه ها برای افرادی می کند که علاقه زیادی به طبیعت دارند و خواهان آوردن طبیعت خارج از خانه به محیط مسکونی خود دارند.

ویژگی‌های سنگ‌های آنتیک


۱- مقاوم درمقابل سایش
۲- تنوع رنگ (بیش از ۲۰ رنگ مختلف)
۳- دارای عمر مفید و طولانی
۴- دارای وزن کم
۵- صادرات آن‌ها به سهولت انجام می‌گیرد.
۶- بسته‌بندی آن ها هم به سهولت انجام می‌شود.
۷- قابلیت تحمل گرمایی بالایی دارند به همین دلیل در ساخت فضای خارجی شومینه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.
۸- در فضای داخلی و خارجی ساختمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.
۹- مصونیت در مقابل یخ‌زدگی
۱۰- به سادگی قابلیت برش دارند.
۱۱- این سنگ‌ها در اثر قرارگرفتن در معرض عوامل آلاینده کثیف می‌شوند و به همان کیفیت قابل تمیز شدن می‌باشند.
۱۲- به مدل‌های مختلف می‌توان آن‌ها را تولید نمو.د
۱۳- محل تولید آن‌ها در مناطقی که نیروی کار ارزان و تولید محصولات با روش‌های دست‌ساز انجام گیرد.
۱۴- این محصولات نیاز به نگه‌داری کم دارند.
۱۵- تکنولوژی تولید این محصولات با به کارگیری حداکثر مواد طبیعی و حداقل افزودنی (چسب و رزین) انجام می‌گیرد.
۱۶- ضد آتش
۱۷- جاذبه انرژی
۱۸- درمحیط‌های سالم و بهداشتی مانند بیمارستان‌ها، خدمات غذایی، محیط‌های تحصیلی، خانه‌های بهداشت مورد استفاده قرار می‌گیرند.
۱۹- در محیط‌های مرطوب و خیس به کارمی‌روند.
۲۰- رنگ بخشی از اجزاء سنگ محسوب می‌شود و در زمان طولانی به صورت ثابت در می‌آید.
۲۱- چسب‌ها یا ملات‌های این محصولات الزاماً نباید رنگ‌آمیزی شوند و رنگ‌آمیزی به انتخاب مصرف‌کننده است و سلیقه‌ای است.
مقایسه سنگ‌های آنتیک و سنگ‌های طبیعی:
۱- سنگ‌های آنتیک از تنوع بیشتری نسبت به سنگ‌های طبیعی برخوردارند.
۲- از نظر مقاومت، سنگ‌های آنتیک در برابر فشار، انعطاف‌پذیری، یخ‌زدگی و خراش‌برداری از وضعیت بهتری نسبت به سنگ‌های طبیعی برخوردارند.
۳- وزن سنگ‌های آنتیک نسبت به سنگ‌های طبیعی کمتر است به همین دلیل در صنعت ساختمان از مطلوبیت بیشتری برخوردارند.
۴- سنگ‌های آنتیک در ضخامت‌های کم‌تری قابلیت برش و قالب‌گیری دارند.
۵- از نظر قیمت، سنگ‌های آنتیک به علت به کار بردن چسب‌های رزین به عنوان چسباننده ذرات بیشتر از سنگهای طبیعی می‌باشند.
۶- از لحاظ مقدار باطله، سنگ‌های آنتیک ضایعات نداشته چون خود آنها از باطله سنگ‌های طبیعی تولید شده‌اند.
۷- سنگ‌های طبیعی به علت وجود رگه و برش در حمل‌ونقل حدود ۱۵% پرت دارند ولی سنگ‌های آنتیک طوری به هم فیکس می‌شوند که تا هنگام نصب هیچگونه آسیبی نمی‌بینند.
۸- از لحاظ وزنی سنگ‌های آنتیک به طور چشمگیری سبک‌تر از سنگ طبیعی می‌باشند.
۹- از نظر نصب بمراتب آسانتر و راحتر از سنگهای طبیعی نصب می‌شوند.
۱۰- آنالیز شیمیایی باطله‌های تراورتن جهت تولید سنگهای آنتیک کربنات کلسیم، سیلیس، پیریت، کربنات کلسیم و منیزیوم، رس، سولفات و مواد آلی است.

مقایسه سنگ‌های آنتیک و سنگ‌های طبیعی


۱- سنگ‌های آنتیک از تنوع بیشتری نسبت به سنگ‌های طبیعی برخوردارند.
۲- از نظر مقاومت، سنگ‌های آنتیک در برابر فشار، انعطاف‌پذیری، یخ‌زدگی و خراش‌برداری از وضعیت بهتری نسبت به سنگ‌های طبیعی برخوردارند.
۳- وزن سنگ‌های آنتیک نسبت به سنگ‌های طبیعی کمتر است به همین دلیل در صنعت ساختمان از مطلوبیت بیشتری برخوردارند.

۴- سنگ‌های آنتیک در ضخامت‌های کم‌تری قابلیت برش و قالب‌گیری دارند.
۵- از نظر قیمت، سنگ‌های آنتیک به علت به کار بردن چسب‌های رزین به عنوان چسباننده ذرات بیشتر از سنگهای طبیعی می‌باشند.
۶- از لحاظ مقدار باطله، سنگ‌های آنتیک ضایعات نداشته چون خود آنها از باطله سنگ‌های طبیعی تولید شده‌اند.
۷- سنگ‌های طبیعی به علت وجود رگه و برش در حمل‌ونقل حدود ۱۵% پرت دارند ولی سنگ‌های آنتیک طوری به هم فیکس می‌شوند که تا هنگام نصب هیچگونه آسیبی نمی‌بینند.
۸- از لحاظ وزنی سنگ‌های آنتیک به طور چشمگیری سبک‌تر از سنگ طبیعی می‌باشند.
۹- از نظر نصب بمراتب آسانتر و راحتر از سنگهای طبیعی نصب می‌شوند.
۱۰- آنالیز شیمیایی باطله‌های تراورتن جهت تولید سنگهای آنتیک کربنات کلسیم، سیلیس، پیریت، کربنات کلسیم و منیزیوم، رس، سولفات و مواد آلی است.


بررسی بازار


ایده پدید آمدن سنگهای آنتیک از آنجا شکل گرفت که طراحان و آرشیتکت‌ها بمنظور هر چه زیباتر کردن فضاها اعم از فضاهای بیرونی و درونی ساختمانها و کف پوش‌ها و محوطه سازی‌های بیرونی نیاز به سنگ‌هایی با فاکتورهای مورد نظر خویش را احساس می‌نمودند. بعلاوه پیشرفت صنعت ساختمان و سلیقه‌های مختلف این نیاز را بیان می‌کرد که سنگ‌هایی با طرح‌های مختلف و فاکتورهای فیزیکی و مکانیکی، کیفیت بالا و قیمت مناسب باید در دسترس باشد.

با توجه به توضیحات فوق روشن است که محصولات مورد نظر طرح جزء محصولات تزئینی و بخصوص در مورد سنگ معرق جزء محصولات لوکس محسوب می گردند. در یک بررسی کلی می توان گفت تقاضای سنگهای تزئینی وابسته به دو فاکتور میزان ساخت و ساز در کشور و درصد ساخت و سازهای لوکس و گران قیمت از میزان فوق است.

لذا با توجه به سیاست های دولت در امر زیبا سازی شهر و ساختمان های در حال ساخت برای رسیدن به این هدف برآورد بازاری مطلوب برای محصول طرح انتظار می رود که تقاضای داخلی طرح را برآورد می کند. از طرفی به دلیل مکان یابی طرح و نزدیک بودن آن به بازار های جهانی و کشور ترکیه انتظار می رورد محصولات تولیدی طرح دارای بازاری مناسب در خارج از کشور نیز باشد.

سرمایه گذاری مورد نیاز

مطابق تحقیقات برای  احداث واحد تولید سنگهای آنتیک  به ۵۱ میلیارد ریال سرمایه ثابت نیاز دارید. بازدهی طرح حدود ۳۷٫۵ درصد می باشد و با گذشت ۴٫۶ سال می توانید سرمایه اولیه خود را برداشت نمایید.   در ادامه خلاصه‌ای از نیازمندی‌های احداث یک واحد تولیدی ارائه شده است:

هزینه های سنگ آنتیک

مزایای اجرای طرح

با توجه به مواردی چون تامین بخشی از تقاضای داخلی در صورت بهره‌برداری از این طرح و وجود معادن غنی کشور در استان آذربایجان شرقی و سهولت دسترسی به مواد اولیه (سنگ تراورتن در آذرشهر و سنگ گرانیت در کلیبر) و همچنین موقعیت جغرافیایی منطقه جهت صادرات محصولات طرح از یک سو و نرخ بازده داخلی و بازگشت سرمایه مناسب طرح از سوی دیگر، طرح را به عنوان فرصت سرمایه‌گذاری ارزشمند می‌توان معرفی نمود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :26  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها