میلیونر شدن چندان هم سخت نیست ، البته کم هستند افرادی که اعتماد به نفس و توانایی آن را داشته باشند که ایده های کوچک و جالب و در عین حال پردرآمد خود را به مرحله ی اجرا درآورده و از آن کسب درآمد کنند ، آنهم درآمدهای میلیونی !

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، همه ما در ذهنمان ایده هایی داریم که بنا به توجیهات خودمان - مانند وقت نداشتن و یا کمبود سرمایه - از آنها به راحتی می گذریم ، در حالی که تنها مشکلی که جلوی ایده های خلاقانه را می گیرد تنبلی و عدم اراده ی قوی است ، بنابراین سعی کنید ایده های خود را با همین دو عامل پیش ببرید و نتیجه ی آنرا نیز ببینید.

۱- مردی که پس از ازدواج وب سایتی برای مسائل عاطفی افراد متاهل ایجاد کرد

Ashleymadison.com سایت قرارهای عاشقانه است با یک فرق؛ تنها افراد متاهل یا کسانی که خواهان قرار با یک فرد متاهل هستند مورد پذیرش این سایت قرار می گیرند. شعار سایت این است:" زندگی کوتاه است. پس با عشق زندگی کن". موسس این سایت یک وکیل به نام نوئل بیدرمن است که به زعم خودش یک مرد متاهل بسیار خوشبخت است. سایت این مرد خوشبخت ۳٫۲ میلیون عضو دارد که بیانگر کارا بودن و موفق بودن ایده ی او است.

۲- مردی که کسب و کار یک میلیون دلاری وسیله نظافت سگ را به راه انداخت.

ماتیو اوسبرن از سرشناسترین پیشگامان در ساخت وسیله نظافت فضولات سگها است که Pooper-Scooper.com را راه اندازی کرده است.

او هرگز فکر آن را هم نمی کرد که روزی همین ایده او را میلیونر کند. شروع کار اوسبرن به سال ۱۹۸۷ برمی گردد که او یک مرکز خدمات حیوانات اهلی در کلمبوس اوهایو به راه انداخت. در آن هنگام او با داشتن ۲شغل تمام وقت از هرکدام ساعتی ۶دلار درآمد داشت. ماتیو در آن زمان همسر و یک دختر داشت و پسرش در شرف به دنیا آمدن بود. او که از کسب درآمد بیشتر ناامید شده بود، به این فکر افتاد که برای حدود ۱۰۰،۰۰۰ سگ که در ۱۵مایلی خانه او هستند ، کاری انجام دهد. نقطه سرآغاز کسب و کار او همینجا بود. ماتیو به امر نظافت محوطه ها پرداخت، با اینکه کار چندان جالب نبود ، اما او از رضایت مشتریان و کار در بهترین حیاطها لذت می برد.

کار ماتیو کم کم به جایی رسید که هفت نفر را به همراه شش ماشین حمل به کار گرفت که روزانه به ۷۰۰ مشتری ثابت خدمات ارائه می دادند. در حالیکه اوسبرن درحال تبلیغ و شناساندن چنین خدماتی بود، شخصی به نام مت "رد" بسول او را به آینده ای که انتظارش را نداشت نزدیک کرد. بسول مالک مرکز ارائه خدمات حیوانات اهلی(Pet Butler )در تگزاس بود. او پس از دیدن کار ماتیو ، او را شریک خود در امور نظافت حیوانات کرد ، در حال حاضر Pet Butler بزرگترین مرکز ارائه خدمات نظافت فضولات حیوانات اهلی در امریکا است که اکنون بالغ بر ۳۰۰۰ مشتری دارد.

۳- نوجوانی که از طریق فروش مربا با دستور پخت مادر بزرگش میلیونها دلار به دست آورد.

در حالیکه موفق ترین کارآفرینان درآمد خود را از ایجاد وب سایتهای پرطرفدار به دست می آورند، "فریزر دوهرتی" کسب و کار بزرگش را از راه سنتی به دست آورده است. فریزر پخت مربا را از سن ۱۴سالگی با دستورالعملهای مادربزرگش در آشپزخانه خانه ی خود شروع کرد ، وی در ۱۶سالگی مدرسه را ترک کرد تا به طور تمام وقت مشغول کار خود شود. این نوجوان در حال حاضر سالانه چیزی حدود ۵۰۰،۰۰۰ شیشه،مربا می فروشد که این مقدار ۱۰درصد بازار مربای انگلیس را تشکیل می دهد. سرمایه دوهرتی چیزی حدود ۱تا۲میلیون دلار تخمین زده می شود.

۴- شرکتی که از فروش عینک های ایمنی مخصوص سگها صاحب ثروت بزرگی شد

در جوامع غربی سگ و سایر حیوانات خانگی جزء لاینفک زندگی افراد هستند ، همین عامل باعث شده است تا چند دوست قدیمی تصمیم بگیرند برای سگ ها عینک بسازند !

عینک برای سگ خانگی؟ به نظر بی معنی می رسد ! اما اگر کسی به ساخت آن پرداخته و آن را تبدیل به کسب و کار چند میلیون دلاری کند، نتیجه می گیریم این کار چندان هم بی معنی نیست. این کار توجه زیادی از مردم و رسانه ها به خود جلب کرده است از جمله CNN, Womens World, People, Regis and Kelly, National Geographic and Animal Planet . آنها که کار را با ساخت عینک ایمنی شروع کردند در ادامه کار خود را توسعه داده و لوازم جانبی دیگری برای حیوانات را تولید کردند که شامل کوله پشتی، جلیقه شنا، تی شرت، کلاه و اسباب بازی می شود.

۵- مردی که با تولید استخوان آرزوی پلاستیکی، میلیونر شد.

در بسیاری از نقاط دنیا مردم معتقدند شکستن استخوان جناغ مرغ آرزو ها رابرآورده می کند

چه کسی فکر می کرد که روزی بازاری برای استخوان آرزو (استخوان جناق مرغ) آن هم از نوع پلاستیکی اش وجود داشته باشد؟ کن آهرونی از اینکه سرسفره و پس از خوردن مرغ تنها دو نفر می توانستند آرزو کنند و جناغ بشکنند کلافه شده بود.

این باعث شد تا او تصمیم به ایجاد شرکت LuckyBreak بگیرد،شرکتی که استخوان های آرزوی سنتزی با صدا و حس استخوان جناق واقعی مرغ و بوقلمون بسازد. در حال حاضر این شرکت روزانه ۳۰،۰۰۰ استخوان تولید می کند که آنها را در قالب طرحهای سفارشی و منقوش برای استفاده ی شخصی، شرکتی و تبلیغاتی به فروش می رساند. فروش این شرکت بیش از ۲٫۵ میلیون دلار در سال است.

می بینید که حتی با استفاده از عقاید نه چندان علمی و درست مردم هم می توان میلیونر شد !

۶- زن خانه دار مخترع بالشی که قابلیت رفتن به مایکرو ویو را دارد!

کیم لوین، کیسه های کوچکی در طرح های مختلف با قابلیت نفوذ گرمای آرامش بخش اختراع کرد. کیم متوجه شد که اگر مقداری ذرت در یک کیسه ریخته،آن را دوخته و بعد در مایکرو ویو قرار دهد، یک بالش گرم و آرامش بخش ایجاد می شود. او بدون معطلی به کمک چرخ خیاطی اش شروع به عملی کردن ایده ی ساده اش کرد و از آنجا بود که کسب و کار چند میلیونی او آغاز شد. در ابتدا کیم فکر می کرد که این بالش ها می توانند هدیه ی عالی برای فرزندان و همسایه هایش باشند. اما به زودی متوجه شد که ایده او پتانسیل بالایی دارد. وقتی والدینی که با کیم در ارتباط بودند نیمه شب ها با او تماس می گرفتند تا برای بچه هایی که بدون بالش های کیم بی تابی می کردند،بالش درست کند، او دانست که فرصت طلایی ای برای او خلق شده است. او به خرده فروشی های محلی و نمایشگاههای صنایع دستی می رفت تا اینکه اتفاق مورد انتظار رخ داد؛ مجتمع تجاری Saks تصمیم گرفت که بالش های کیم را در فروشگاههایش به مشتریان عرضه کند. اکنون او یک میلیونر است و حتی کتابی درباره تلاشهایش نوشته است.

۷- کسی که در وب ، پیکسل ها را به قیمت ۱میلیون دلار فروخت

در سال ۲۰۰۵ یک دانشجوی ۲۱ساله در انگلستان به نام الکس تیو صفحه وبی یک میلیون دلاری به راه انداخت که از طریق آن پیکسل های ۱۰۰۰*۱۰۰۰ را به قیمت ۱ دلار به فروش می رساند. با وجود اینکه این ایده خیلی ساده ای بود، اما به دلیل منحصر به فرد بودنش توجه زیادی جلب کرد و در نهایت طی چند ماه ، وی صاحب ۱،۰۳۷،۱۰۰دلار درآمد شد. آخرین مورد آگهی در سایت الکس به قیمت ۳۸۱۰۰دلار به فروش رفت. وب سایتهای زیادی به تقلید از این سایت ایجاد شد که همگی با شکست مواجه شدند چراکه این ایده دیگر بدیع نبود.

۸- مردی که شرکتی برای فراهم کردن نامه های عذر و بهانه برای غیبت در کار ایجاد کرد

آیا به عذر وبهانه ای برای غیبت از کارتان نیاز دارید؟ یک شرکت اقدام به تامین نامه های عذر غیبت اینترنتی برای کارمندان و دانشجویان آمریکایی کرده است. این عذرهای اینترنتی هر کدام فقط به قیمت ۲۵دلار فروخته می شوند. این نامه ها می توانند از یک دکتر حرفه ای یا بیمارستان یا احضاریه دادگاه جعلی یا حتی اعلامیه فوت باشند. فراهم کننده این نامه ها کارش را با ۳۰۰دلار شروع کرد و اکنون کارش را از طریق یک لپ تاپ در یک شهر کوچک در اوکلاهاما انجام می دهد. این سایت به طور ماهیانه ۱۵۰۰۰ مراجع دارد

۹- راهب هایی که کارتریج پرینتر ها را ۲٫۵میلیون دلار به فروش رسانده اند

برنارد مک کوی ، کشیش و قائم مقام LaserMonks.com یک خرده فروشی اینترنتی است که کارتریج و دیگر لوازم اداری را با تخفیف به فروش می رساند. مشتریان این سایت عبارتند از افراد، کلیساها و همینطور مرکز تحقیق Morgan Stanley و Forest Service آمریکا.

این کسب و کار پر سود و منفعت است. فروش ها از سال ۲۰۰۲، به میزان ۲۰۰۰دلار به ۲٫۵میلیون دلار در ۲۰۰۵ تبدیل شده است. ایده LaserMonks.com از آنجایی به این کشیش الهام شد که وقتی روزی جوهر پرینتر او تمام شد او نتوانست کارتریجی با قیمت معقول پیدا کند. در ابتدا این شرکت متشکل از چند راهب بود که روزانه سفارش های معدودی برای پر کردن کارتریج های خالی می گرفتند. اما طبق گفته راهب ها اکنون آنها ۵۰،۰۰۰ مشتری دارند و روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ سفارش می گیرند.

۱۰- دختری که از ارائه نقشه های MySpace ثروت ۱٫۵میلیون دلاری به دست آورده است

دختر نوجوانی که استعداد و خلاقیت فراوانی دارد ، سایتی به نام WhateverLife ایجاد کرده است که در آن نقشه های MySpace و دیگر راهنماهای مجانی را ارائه می کند. این دختر اخراجی از مدرسه ، ماهانه ۷۰۰۰۰دلار درآمد دارد و وب سایتش بیش از ۷میلیون بازدیدکننده و ۶۰ میلیون بازدید از صفحاتش دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

پذیرش پیشنهاد فرصت شغلی جدید، راه اندازی استارتاپ خودتان و یا حتی استخدام شدن برای یک شغل دولتی همگی بستگی به توانایی شما در ارزیابی فرصت هایی دارد که هر روز دَر خانه شما را می زنند!

سوال این است که آیا راهی وجود دارد که مهارت شما را در تشخیص و یا حتی پیش بینی فرصت های آینده یاری کند؟ به راستی کارآفرینان موفق چگونه این مهارت را کسب کرده اند؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، حتما شما هم مانند بسیاری از مردم فرصت های طلایی زیادی در زندگی تان داشته اید و درست مانند آن ها این فرصت ها را خیلی راحت از دست داده اید چون نفهمیده اید که این فرصت ها چقدر خاص هستند و اگر از دست شان بدهید احتمالا دیگر هرگز به سراغ تان نمی آیند.

ناراحت نباشید! حتی ماهرترین کارآفرینان هم گاهی فرصت های خوبی را از دست می دهند. به عنوان شرکت سرمایه گذاری بِسِرمنت بر روی تعداد زیادی از استارتاپ ها همچون اپل، گوگل و… سرمایه گذاری کرده است اما در عین حال فرصت های زیادی را هم در این بین از دست داده است. مهم این است که شرکتی مثل بسرمنت از فرصت های از دست رفته درس گرفته است و در آینده تلاش بیشتری برای بهر برداری از فرصت ها می کند.

موفقیت نهایی ما حاصل شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که امروز در محیط پیرامون مان وجود دارند. اگر شما بتوانید مهارتی بیشتر از عامه ی مردم در تشخیص فرصت های کارآفرینانه به دست آورید بدون شک آینده ی شغلی درخشانی خواهید داشت، اما چگونه این مهارت را کسب کنید؟ با درک راهکارهایی که در ادامه برایتان تشریح می کنیم:

۱. به یک ایده ی کامل و بدون نقص نیاز ندارید

شما معمولا زمانی ایده ی کسب و کارهای موفق را می شنوید که به خوبی گسترش داده شده اند اما واقعیت این است که این ایده ها در ابتدا خام و ناقص بوده اند. شما زمانی که ایده ای را می شنوید احتمالا به بسیاری از نقص هایش پی خواهید برد اما این مساله نباید شما را از دیدن فرصت هایی که در دل این ایده ها نهفته است غافل کند. معمولا وقتی متخصص جوانی در یک شرکت استخدام می شود نقص ها و اشکالات آن را می بیند حتی اگر شرکت بزرگی مانند گوگل باشد. اما چیزی که این افراد باهوش و جوان از دیدنش غافل می شوند فرصت هایی است که برای پیشرفت و بهبود وجود دارد. اگر منتظر این هستید که ایده ای کامل و بدون نقص به سراغ تان بیاید فقط وقت تان را تلف می کنید. چنین ایده ای وجود ندارد. البته این بدان معنی نیست که هر ایده ی ارزش دنبال کردن را دارد. بر روی ایده های کسب و کاری خود تحقیق کنید. زمانی که مطمئن شدید به قدر کافی خوب و سودآور هستند سعی کنید برای برطرف کردن نقص هایش راهکاری بیابید نه اینکه ایده تان را به کلی فراموش کنید.

۲. آینده با علم امروز ساخته می شود نه علم فردا

نوآوری ها و محصولات آینده به وسیله ابزارها و تکنولوژی هایی که امروز در دست شما هستند ساخته می شوند. کاملا در اشتباه هستید اگر فکر می کنید که یک ابزار و اختراع جدید ، فرصتی را برای نوآوری به وجود می آورد. بسیاری از مردم منتظر رسیدن یک تکنولوژی جدید هستند تا بتوانند به وسیله آن فرصت های کسب و کاری جدیدی به وجود آورند. گرچه اختراعات و تکنولوژی می توانند فرصت های تازه ای پدید آورند با این حال بسیاری از فرصت ها در به کارگیری و استفاده متفاوت از تکنولوژی های موجود نهفته اند. آیفون همان گوشی تلفن همراه بود فقط کمی پیشرفته تر و یا آیپاد به وسیله تکنولوژی هایی که وجود داشتند ساخته شد.

با توجه به این نکته، هنگام ارزیابی فرصت ها به تکنولوژی هایی که هنوز وجود ندارند فکر نکنید. تنها ابزاری که در اختیار شماست علم و تکنولوژی امروز است. به آینده فکر نکنید، آن را بسازید.

۳. هر ایده باید در زمان مناسبش اجرایی شود

یکی از مهم ترین سوالاتی که به عنوان یک کارآفرین باید به آن جواب بدهید این است: آیا الان زمان مناسبی برای پیاده کردن ایده تان است؟ ایده های فوق العاده ی زیادی وجود دارند که تا رسیدن زمان مناسب به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل نمی شوند.

یکی از بزرگترین عوامل موفقیت فیس بوک این بود که در زمانی مناسب راه اندازی شد. امروزه شبکه های اجتماعی موبایل محور به موفقیت های عظیمی دست پیدا کرده اند. دلیل آن هم استفاده گسترده از اسمارت فون ها و در دسترس بودن اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشور هاست. اما تاریخچه شبکه های اجتماعی به دهه نود و یا حتی قبل از آن باز می گردد. تمامی آن استارتاپ ها شکست خوردن چون در آن زمان استفاده از اینترنت به خصوص برای برقراری ارتباط بین افراد به اندازه ی امروز نبود.

۴. شکست پنجره به فرصت های جدید است

وقتی در اجرای ایده ای شکست خوردید از آن دست نکشید. اتفاقا شکست نشان می دهد که ایده تان ارزش دنبال کردن را دارد. در واقع بهترین فرصت ها زمانی شناخته می شوند که شما بارها در اجرای ایده شکست بخورید. در سال ۲۰۰۵ یوتیوب راه اندازی شد در حالی که در همان زمان حداقل ۳۰ سایت به اشتراک گذاری ویدیو دیگر هم وجود داشتند. از سال ۱۹۹۹ همه ی این شرکت ها با شکست مواجه شدند. اما این به خاطر بد بودن این ایده نبود. همانطور که بعدها یوتیوب با تغییرات کمی توانست یکی از موفق ترین کسب و کارهای مبتنی بر وب را بر پایه همین ایده راه اندازی کند.

برای اینکه فرصتی را به خوبی ارزیابی کنید، اول باید ببیند که چرا تلاش های قبلی برای اجرایی کردن اش شکست خورده است. مثلا در ماجرای یوتیوب بسیاری از استارتاپ های مشابه قبلی به خاطر کم بود پهنای باند اینترنت شکست خوردند. اگر مشکلی که باعث شده ایده تان قبلا شکست بخورد را کشف کنید و برطرفش سازید مطمئنا موفق خواهید شد.

هر ایده ای که شما دارید به احتمال زیاد بارها اجرایی شده و شکست خورده است. اگر نتوانید مشکل را پیدا کنید نمی توانید در اجرای این ایده موفق شوید. باید کاخ موفقیت خود را با استفاده از خرابه های شکست های قبلی بسازید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدیران ارشد مالی و دیگر مدیران ارشد اهمیت مدیریت موجودی را می‌دانند. با این حال، بیشتر مدیران محتاط اغلب برای رسیدن به نتیجه درست در این کار به مشکل برمی‌خورند.

دو تصور غلط قدیمی در این زمینه وجود دارد؛ یکی اینکه افزایش دقت پیش‌بینی‌های فروش بهترین روش برای کاهش موجودی است و و دیگر آنکه تقویت خدمت‌رسانی به مشتری مستلزم نگهداری موجودی بیشتر است. حقیقت این است که این دو فرضیه می‌تواند باعث مازاد یا کمبود موجودی شود. به گزارش دنیای اقتصاد، ما دریافته‌ایم سازمان‌هایی که درست‌ترین میزان عرضه را دارند، می‌توانند با به‌کارگیری ابزارهای تحلیل حرفه‌ای، سطوح موجودی را بین 20 تا 50 درصد ارتقا دهند که این امر به سال‌ها صرفه‌جویی در شرکت منجر می‌شود. معمولا از شرکت‌ها 10 سوال می‌پرسیم تا میزان سلامت موجودی آنها را ارزیابی کنیم. این سوال‌ها برای سنجش اثربخشی فرآیندهای کاهش موجودی و نیز پیچیدگی و گستردگی تلاش آنها طراحی شده‌اند:

1) آیا می‌توانید موجودی عملیاتی خود را به سه دسته اصلی ایمنی، تامین کالا و موجودی اضافه یا اسقاط تقسیم کنید؟

این تقسیم‌بندی اتخاذ تصمیمات درست درباره سطوح مناسب هر کدام از این سه حوزه را آسان‌تر می‌سازد. همچنین به تعیین کمترین ایمنی لازم برای تهیه یک سیاست بیمه‌ای برای مقابله با مشکلات حاصل از نبود اطمینان در توزیع یا تولید زنجیره تامین کمک می‌کند تا مشتریان آنچه سفارش داد‌ه‌اند را تحویل بگیرند. بهتر است میزان موجودی مورد نیاز برای تامین کالای جدید هر دو هفته یک بار تعیین شود. این کار به شرکت‌ها برای یافتن روش‌هایی برای اجتناب از انباشت موجودی اسقاط و اضافه کمک می‌کند.

2) آیا شرکت شما از موثرترین روش برای محاسبه سطوح ایمنی موجودی استفاده می‌کند؟

مشکلی که در رابطه با رویکرد قاعده سرانگشتی وجود دارد این است که معمولا محصولاتی را دربرمی‌گیرد که تاریخ ارسال مشخصی ندارند. عملیات‌ کارآمد از یک فرمول آماری استاندارد برای هریک از محصولات فردی استفاده می‌کنند.

3) آیا سطوح موجودی امن را برای اطمینان از به روز بودن آنها، به‌طور مرتب حساب و کتاب مجدد می‌کنید؟

شرکت‌های هوشیار نسبت به عرضه محصولات، محاسبات خود را هر سه تا شش ماه یک بار به‌روزرسانی می‌کنند تا مطمئن شوند تصمیماتی که اتخاذ شده مبتنی بر دقیق‌ترین اطلاعات است.

4) چه کسی درباره سیاست کلیدی مربوط به موجودی، مانند ایجاد تعادل درست بین خدمات مشتری و سطوح به صرفه موجودی محصول تصمیم‌گیری می‌کند؟

بسیاری از تصمیمات مربوط به سطوح موجودی از نظر راهبردی مهم هستند، بنابراین به جای اتکای صرف بر سازمان تامین کننده، مدیران نیازمند داشتن یک دید عمده در موضوعات بنیادین هستند تا مدیریت موجودی موثر باشد؛ یعنی همه چیز از تعیین پیچیدگی مناسب برای عرضه محصول تا مدیریت بهینه کارخانه و توزیع.

5) چه کسی تناوب بهینه برای تولید یا سفارش محصولات را تعیین می‌کند؟

چندین عامل بر برنامه‌ریزی موجودی اثرگذارند. برای نمونه، کمپین‌های بازاریابی می‌توانند نقش جانبی منبع‌یابی را بازی کنند. بنابراین یک تیم با چند کارکرد می‌تواند برنامه‌های تولید و سفارش را تنظیم کند. تولید به تنهایی اندازه‌ کالا را تعیین می‌کند که معمولا بر حداقل کردن هزینه‌های محصولات مبتنی‌ است. با سنجش همه عوامل و استفاده از یک فرآیند فروش و برنامه‌ریزی عملیاتی، تیم‌های میان کارکردی سطح تامین کالا را تا 50 درصد کاهش می‌دهند و تضمین می‌کنند که محصولات لازم برای حراجی‌های بزرگ در دسترس هستند.

6) اگر تنها متکی به کارخانه‌ها یا سازمان تامین نباشید، چگونه تناوب سفارش‌ دهی و تولید موجودی را تعیین می‌کنید؟

در حالت ایده‌آل، دو عامل وجود دارد: شرکت‌ها باید محاسبات را در نظر بگیرند که همه هزینه‌ها مانند هزینه‌های تامین و جابه‌جایی موجودی را حداقل می‌کند. همچنین باید مذاکراتی متناوب بین طرف‌های مختلف درگیر ترتیب دهند و وقایع پیش رو مثل ترفیع فروش و اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی را لحاظ کنند.

7) آیا تناوب سفارش یا تولید بهینه به‌طور منظم به عنوان بخشی از فرآیند بهبود مستمر محاسبه می‌شود؟

پس از آنکه موجودی را کاهش دادید، باید فرآیندهای جدیدی را برای کاهش مستمر آن برقرار کنید. ما از یک ابزار تحلیلی بهره می‌بریم که بزرگ‌ترین اهرم‌ها برای ادامه کاهش موجودی را مشخص می‌کند.

8) آیا نظارت منظمی بر موجودی کهنه و اضافه دارید و آیا این باعث می‌شود برنامه‌های هدفمندی برای کاهش این موجودی ترتیب دهید؟

معمولا، موجودی قدیمی و اضافه از پیش‌بینی ناکارآمد در فروش و برنامه‌ریزی یا استفاده از یک مدل کسب و کاری که پیچیدگی محصول و چرخه عمر آن را در نظر نگرفته نشأت می‌گیرد. مدیران این بخش، فرآیندهایی را برای اندازه‌گیری چرایی افزایش ایجاد شده در نظر می‌گیرند و سپس یک برنامه اقدام را برای فروش آنها توسعه می‌دهند. در برخی موارد، ترس از چنین اقدامی منجر به ایجاد انبوهی از موجودی اسقاط در طول زمان شده است.

9) آیا تحلیل‌های ریشه‌ای در مورد مازاد موجودی انجام می‌دهید و می‌دانید این اتفاق چه ارتباطی به اقدامات شما برای محدود کردن اضافه موجودی دارد؟

شرکت‌هایی که مدیریت موجودی کارآمد دارند، دو کارگروه با وظایف مرتبط ایجاد می‌کنند. کارگروه اول مشکلات را ریشه‌یابی می‌کند و روش‌هایی را برای کاهش مازاد موجودی مشخص می‌کند. کارگروه دوم، بر روش‌هایی برای فروش موجودی به شکل موثر متمرکز می‌شود. این کارگروه مثلا لیستی از محصولات مازاد یا کهنه را در اختیار تیم فروش قرار می‌دهد تا آنها این محصولات را با تخفیف‌های مناسب وارد بازار کنند.

10) آیا روش‌های بالا را در همه بخش‌های موجودی و در کل سازمان به‌کار می‌گیرید؟

یکی از مهم‌ترین اشتباه‌های رایج در بخش تامین این است که تنها زیرمجموعه کوچکی از کل موجودی را در نظر می‌گیرد. در نتیجه، پس‌انداز‌های بالقوه خود را از دست می‌دهد. یک نقشه سازمانی از کل موجودی‌ها باعث می‌شود بهتر بتوان روش‌های کاهش موجودی را اولویت‌بندی کرد. بعد از پاسخ دادن به این 10 سوال، می‌توانید سلامت موجودی شرکت خود را تشخیص داده و فرصت‌هایی را برای بهبود اثربخشی هزینه‌ها و دارایی‌ها مشخص کنید. این سنجش که اغلب مورد غفلت واقع می‌شود، اهرمی بزرگ برای ارتقای سلامت مالی شرکت شما است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

استارت‌آپ‌ها در سراسر جهان در حال ظهور و جولان دادن هستند و هر روزه شاهد سر برآوردن هزاران استارت‌آپ‌ نوظهور در گوشه‌ای از جهان هستیم و البته مرگ استارت‌آپ‌هایی که به‌دلیل عدم موفقیت و برخورد با موانع مختلف دچار سقوط و نابودی می‌شوند.

در مجموع، مدیریت در استارت‌آپ‌ها و برعهده گرفتن رهبری تیمی از کارکنان پرشور و مبتکر می‌تواند برای بسیاری از مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه گزینه‌ای ایده‌آل و معقول به نظر برسد، چراکه آنها می‌پندارند شروع حرفه مدیریت از یک شرکت کوچک و نوپا و به عبارت بهتر یک استارت‌آپ‌ می‌تواند تصمیمی معقول و فرآیندی آسان برای اجرا شدن از سوی آنها باشد. اگر چه این عقیده تا حدی درست و منطقی است، اما باید دانست که مدیریت‌کردن در استارت‌آپ‌ها دارای ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاصی است که بی‌توجهی به آنها و غفلت کردن از آنها می‌تواند برای هر مدیر تازه‌کاری که مدیریت یک استارت‌آپ‌ را برعهده گرفته دردسرساز شود و شرایط را به‌گونه‌ای رقم بزند که موجب پژمرده شدن نهال ظریف و نوپای آن استارت‌آپ‌ شود و مرگی زودرس را برای آن به ارمغان بیاورد. به گزارش دنیای اقتصاد، آنچه در ادامه خواهد آمد توصیه‌هایی است کاربردی برای مدیران تازه‌کاری که قصد شروع حرفه مدیریتی‌شان در استارت‌آپ‌ها را دارند.

هر روز صبح برای انجام کارهای همان روز برنامه‌ریزی کنید

ویژگی بارز استارت‌آپ‌ها، پویایی و روی دادن تغییر و تحولات سریع و پیش‌بینی‌نشده در فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های آنهاست. پس شما برای اینکه مدیریت موفقی در استارت‌آپ‌ها داشته باشید لازم است که در ابتدای هر روز کاری در مورد اعم اقداماتی که قرار است طی آن روز کاری انجام دهید برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنید. دقایق اولیه صبح‌ها بهترین زمان برای انجام این برنامه‌ریزی است. این کار باعث صرفه‌جویی در وقت و انرژی شما و اعضای تیم‌تان می‌شود و برای همه روشن می‌کند که قرار است در پایان هر روز کاری به چه نقطه‌ای برسند و چه کارهایی را انجام دهند.

 برای خود و اعضای تیم‌تان ضرب‌الاجل‌های زمانی مکتوب تعیین کنید

پویایی و تحرک بالای استارت‌آپ‌ها و هجوم ایده‌های پرشمار و متنوع به ذهن اعضای تیم‌های کاری در استارت‌آپ‌ها گاهی موجب به هم ریختن برنامه‌های از پیش تعیین شده می‌شود. برای اجتناب از این وضعیت لازم است یکسری محدودیت‌ها و ضرب‌الاجل‌های زمانی برای انجام پروژه‌ها و فعالیت‌ها از سوی مدیریت استارت‌آپ‌ها به کارکنان آنها اعلام شود. واقع‌بین بودن در این مورد و خودداری از تعیین محدوده‌های زمانی غیرقابل پیاده‌سازی می‌تواند از بروز چالش‌های احتمالی در این زمینه جلوگیری کند. توصیه می‌شود این ضرب‌الاجل‌ها و چارچوب‌های زمانی به‌صورت مکتوب بوده و در معرض دید همه قرار داشته باشند.

سرتان را بیش از حد شلوغ نکنید

زندگی پرهیاهو و ماهیت در حال تغییر استارت‌آپ‌ها به گونه‌ای است که بسیاری از مدیران این شرکت‌ها را خواسته یا ناخواسته درگیر انجام پروژه‌های متعدد و متنوعی می‌کند که در اغلب موارد این همزمانی به کاهش کیفیت کار و عملکرد مدیران و البته کارکنان منتهی می‌شود. تجربه نشان داده که تمرکز کردن روی بیش از یک پروژه کاری در یک زمان به شدت از میزان بهره‌وری افراد می‌کاهد و به همین دلیل هم هست که از چندکاره بودن به‌عنوان «عامل کشنده بهره‌وری» نام برده می‌شود. این چندکاره بودن شامل همزمانی انجام شدن پروژه اول با کارهای متفرقه و پیش پا افتاده‌ای همچون چک کردن ایمیل‌ها یا جست‌وجو در رسانه‌های اجتماعی نیز می‌شود.

از تکنولوژی‌های دیجیتالی جدید برای تنظیم لیست کارهای ضروری‌تان استفاده کنید

امروزه کاربردها و فواید داشتن فهرست کارهای ضروری یا To do list بر همه روشن شده است و به همین دلیل، شرکت‌های فعال در عرصه تکنولوژی‌های دیجیتال به کمک مدیران و کارمندان شتافته‌اند و اپلیکیشن‌های جدیدی را برای کمک به آنها برای تنظیم لیست کارهای ضروری در تلفن همراه و کامپیوترهای شخصی‌شان طراحی و روانه بازار کرده‌اند که ازجمله آنها می‌توان به اپلیکیشن‌هایی همچون Firetask، AnyDo، Evernote و Wunderlist اشاره کرد. استفاده از این اپلیکیشن‌های پیشرفته در روزگاری که خیلی از افراد به خاطر مشغله‌های ذهنی و کاری دچار فراموشی و از یاد بردن برنامه‌ها و قرارهای کاری‌شان می‌شوند می‌تواند بسیار موثر و کلیدی باشد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در محل کارتان را مدیریت کنید

وقتی تصویر محیط کار یک استارت‌آپ‌ را بخواهیم ترسیم کنیم آن را به صورت محیطی که در آن همه افراد با ابزارهایی مانند لپ‌تاپ و تلفن همراه و تبلت مشغول کار هستند تصور می‌شوند. سر و کار داشتن با این ابزارها باعث می‌شود افراد خواسته یا ناخواسته درگیر کارهای حاشیه‌ای مانند چک کردن ایمیل‌ها، کنترل پیام‌های شخصی در رسانه‌های اجتماعی یا جست‌وجو در اینترنت شوند که همه این کارها باعث انحراف ذهن افراد از وظایف اصلی‌شان می‌شود. بنابراین یکی از اولویت‌های اصلی مدیران استارت‌آپ‌ها باید این باشد که مدیریت مقتدرانه و گاه سختگیرانه‌ای بر کمیت و کیفیت استفاده از رسانه‌های اجتماعی در محل کارشان داشته باشند و پس از کنترل خود در این زمینه به سراغ کارکنانشان روند و آنها را در این زمینه قاعده‌مند و منظم سازند. برای این کار می‌توان به ابتکاراتی همچون تعیین زمان خاصی از ساعات کاری برای پاسخگویی به ایمیل‌ها یا خواندن پیام‌های دریافتی در شبکه‌های اجتماعی روی آورد تا به این وسیله از بروز بی‌نظمی و بی‌قانونی جلوگیری شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

همه کارآفرینان سرمایه، زمان و انرژی و تلاش خود را برای موفقیت کسب وکارشان قرار می دهند و قطعا دوست دارند آورده خوبی از این سرمایه گذاری داشته باشند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، فرمول اصلی محاسبه بازده سرمایه گذاری بسیار ساده است، اما محاسبه این میزان برای کسب وکار شخصی، چندان کار ساده ای نیست. اگر این محاسبه برای شرکت های بزرگ باشد، چندین راه برای محاسبه ارزش می تواند وجود داشته باشد و باید بدانید بهتر است از کدام روش استفاده کنید. به همین دلایل ممکن است این محاسبه کمی پیچیده به نظر برسد.

فرمول بازده سرمایه گذاری

بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه، نسبت پول به دست آمده در سرمایه گذاری به مقدار سرمایه اولیه است. مقدار پول به دست آمده ممکن است مربوط به بهره، سود یا درآمد خالص باشد. بازگشت سرمایه  (ROI) معمولا به صورت درصد بیان می شود.

فرمول:

بازگشت سرمایه = (بازگشت پول «تقسیم بر» سرمایه اولیه) ضرب در ۱۰۰ یا بازگشت سرمایه= («بازگشت پول»÷ «سرمایه اولیه»)*۱۰۰

برای مثال شما با ۲۰ میلیون تومان یک کسب وکار راه اندازی می کنید. بعد از کار و تلاش و رشد کسب وکار، آن را به قیمت ۳۰میلیون تومان می فروشید. بازگشت پول شما ۱۰میلیون تومان و سرمایه اولیه ۲۰میلیون تومان است. بنا بر فرمول بالا، شما ۵۰درصد بازگشت سرمایه داشته اید.

موارد پیچیده تر

این یک مثال بسیار ساده بود. مثلا ممکن است شما سود حاصل از سرمایه اولیه را باز هم برای رشد کسب وکار به سرمایه خود اضافه کنید. پس در این فرمول باید این سود حاصل را نیز بخشی از سرمایه اولیه درنظر بگیرید.

در مثال بالا اگر ۲میلیون از سودی را که به دست آورده اید، به سرمایه خود اضافه کنید، میزان سرمایه اولیه ۲۲میلیون تومان در نظر گرفته می شود. یعنی بازگشت سرمایه حدود ۳۶درصد خواهد شد.

این مثال هنوز هم ساده است. به احتمال زیاد برای محاسبه بازگشت سرمایه در کسب وکار خود مجبور باشید از افراد حرفه ای مانند حسابدار یا وکیل کمک بگیرید.

ممکن است برای سرمایه اولیه خود مقداری وام از بانک دریافت کرده باشید. قسط های این وام ممکن است از همان کسب وکار پرداخت شود، اما هنوز هم سرمایه شما شامل مبلغی است که وام گرفته اید و مبلغی که بدهکار هستید و باید پرداخت شود.

اضافه کردن فاکتور زمان در معادله

تا الان تمام محاسبات ما بدون در نظر گرفتن زمان بود. قطعاً خرید یک کسب وکار و سودهی آن زمان بر است و در یک لحظه اتفاق نمی افتد.

برای مثال ۲۲میلیون تومان سرمایه اولیه، پنجمیلیون تومان سود دریافتی دارید کسب وکار خود را به قیمت ۳۰میلیون تومان فروخته اید. بدون در نظر گرفتن زمان، بازگشت سرمایه شما ۵۹درصد است. اما اگر این اتفاقات در پنج سال رخ داده باشد و زمان را وارد محاسبات کنیم، بازگشت سرمایه ۱۱.۹ درصد در هر سال خواهد شد. قطعا برای محاسبه بازگشت سود روش های زیادی وجود دارد که باید برای استفاده از آنها، از متخصصان کمک بگیرید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شاید برخی اگر تیتری مانند «درآمدی برابر با یک چاه نفت» را بخوانند، با خود بگوینددوباره کلاهبرداری، تبلیغات و ... . مگر می‌شود درآمدی بیشتر از چاه نفت داشت. این افراد بی‌شک نمی‌دانند که دنیای مدرن مدت‌هاست دیگر چشمش به نفت نیست و روزبه‌روز دارد خود را از آن دورتر می‌کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون ، اگر فکر می‌کنید پرورش قورباغه کاری راحت است، سخت در اشتباهید زیرا اداره مزرعه پرورش قورباغه، کاری کاملا تخصصی است. غیر از زمینی که باید برای پرورش مناسب باشد، ایجاد مزرعه پرورش قورباغه به دست کم 300 میلیون تومان سرمایه نیاز دارد که باید آن را صرف فنس‌کشی و خرید تجهیزات لازم کنید. قیمت هر مولد نیز، چیزی حدود چهار میلیون تومان است.

قید بازار داخلی را بزنید

اگرچه قورباغه در کشور ما فراوان است اما هیچ بازاری ندارد و از همین رو کلا باید قید بازار داخلی را بزنید که البته این نیز مزایای خاص خود را دارد. اما در خارج، وضعیت کاملا برعکس است. شما می‌توانید هر کیلو گوشت قورباغه را بین 6 تا 7 دلار صادر کنید زیرا طعمی همچون گوشت گوساله و البته طرفدارانی همیشگی در اروپا و آمریکا دارد.

پوست مرغوب

شاید باورش سخت باشد اما همین موجود کوچک و به نظر نحیف، یکی از مرغوب‌ترین پوست‌های دنیا را دارد که می‌توان از آن برای تهیه چرم استفاده کرد. پوست و کمپوست قورباغه، شهرتی جهانی داشته و در جهان به تجارتی پرسود تبدیل شده است. با توجه به آب‌و‌هوای مناسب در کشور ما، این موجود شرایط بسیار مناسبی برای پرورش در کشور دارد که می‌توان به عنوان یک فعالیت، هم جهت درآمدزایی و هم اشتغال روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

قیمت فرآورده‌های قورباغه

براساس نوع گوشت، نوع مشتری و البته کشور سفارش‌دهنده، قیمت فرآورده‌های قورباغه متفاوت است. خوراکی که از ران قورباغه به دست می‌آید، در رستوران‌های جهان به عنوان خوراکی ویژه شناخته می‌شود که بین 20 تا 30 دلار قیمت دارد. غیر از ران قورباغه سایر قسمت‌های بدن قورباغه نیز بین 10 تا 20 دلار فروخته می‌شود. با توجه به اینکه وزن هر قورباغه گوشتی بین دو تا سه کیلوگرم است، می‌توان با یک حساب سرانگشتی دریافت که فروش و صادرات هر قورباغه به صورت میانگین بین 100 تا 120 هزار تومان ارزش افزوده دارد.

خاصیت درمانی

در کشوری مانند ژاپن حتی اجزای بدن قورباغه برای درمان بیماری سل و ساخت داروهایی برای بیماری‌های عفونی استفاده می‌شود. قورباغه در این کشور، سمبل تحول‌خواهی وآنارشیستی است. در جهان امروز، بیش از نیمی از مردم ،کمبود پروتئین دارند و دسترسی به مواد پروتئینی بسیار دشوار به نظر می‌رسد، در ایران سطحی بیش از ٥٠٠ هزار هکتار شالیزار و برکه‌های متروکه غیرقابل بهره‌برداری برای سایر محصولات گوشتی وجود دارد که می‌توان با پرورش قورباغه و سایر آبزیان ضمن درآمدزایی قابل توجه برای صاحبان زمین‌ها، برای قشر عظیمی از جوانان و مردم منطقه اشتغال‌زایی را فراهم کنیم. با توجه به اینکه قورباغه‌ها از غذای زنده از جمله کرم‌ها، ماهیان ریز، شفیره حشرات و... تغذیه می‌کنند؛ از این رو هزینه تهیه آن به دلیل فراوانی غذای آن در ایران کمتر از دیگر کشورهاست و همچنین هر مولد ماده نیز، سه تا پنج هزار تخم می‌گذارد که بیش از 60 درصد بازماندگی دارد.تکثیر و پرورش و صادرات این جانور، توجیه اقتصادی و ارزآوری خوبی دارد.

مناطق مناسب

مناطق مرطوب و گرمسیر همچون مناطق جنوبی کشور و مناطق مردابی، فضای مناسبی برای پرورش قورباغه است. البته انتظار می‌رود قبل از شکل‌گیری این صنعت، تمام ابعاد آن درنظر گرفته شود که همچون برخی دیگر از صنایع از جمله صنعت تکثیر و پرورش میگو، پس از گذشت سال‌ها و هزینه‌های هنگفت در سراشیبی پرورش قرار نگیرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر از آن دسته افرادی هستید که می‌خواهید یک کسب و کار خانگی برای خود دست و پا کنید، باید بدانید که یک کسب و کار خانگی موفق چیزی بیش از یک ایده خوب نیاز دارد.

به گزارش اقتصادآنلاین ، یک دانش آموخته مدیریت کارآفرینی در ایران نوشت : پس از سال‌ها پژوهش و مصاحبه با کارآفرینان خانگی موفق به این نتیجه رسیده‌ام که نگرش و تلاش است که از یک فرد، کارآفرینی موفق می‌سازد. برای انجام یک طرح پژوهشی، مدتی مشغول به مصاحبه و گفت‌و‌گو با تعدادی از کارآفرینان خانگی بودم. در این مدت، افراد زیادی را مشاهده کردم که کسب و کارشان را در نیمه راه رها کرده بودند. بیشترشان با این آرزو کسب و کارشان را آغاز کرده بودند که بتوانند از طریق آن به قول خودشان پولی به هم بزنند و بعد از شروع تازه متوجه شده بودند که اصلاً کاری را که شروع کرده‌اند، دوست ندارند. به طور مثال، برخی از این افراد به دنبال راه‌اندازی کسب و کارهای آنلاینی چون ساخت وبلاگ‌ها رفته بودند، اما در میانه راه متوجه شده بودند که اصلاً علاقه‌ای به نوشتن مطالب آنلاین ندارند و بدتر از همه در نوشتن نیز از استعداد چندانی برخوردار نیستند. در این مصاحبه‌ها افراد بسیاری را دیدم که معتقد بودند عشق برای موفقیت در کسب و کار خیلی ضروری نیست و نیازی نیست حتماً عاشق کاری که انجام می‌دهند، باشند. اما مسأله مهمی که شاید خیلی هایمان به آن توجه نمی‌کنیم این است که نداشتن عشق به کاری که انجام می‌دهیم، لذتی که از انجام آن عایدمان خواهد شد را از ما سلب می‌کند. درمقابل، زمانی که با کارآفرینان موفق خانگی ملاقات‌هایی داشتم یا زندگی کارآفرینان خانگی خارجی را مطالعه می‌کردم به وضوح در می‌یافتم که یک راز مشترک در همه آن‌ها وجود دارد: همگی عاشق چیزی که انجام می‌دادند، بودند. بیل گیتس، استیو جابز، اپرا و برنسن، همگی نمونه‌ای از کارآفرینان موفقی هستد که موتور محرکه شان عشق است و بس. بخوبی مشخص است وقتی چیزی برای شما لذت بخش باشد، دیگر کار نیست، بلکه همه لذت است و بس. اگر درمورد اینکه عاشق چه کاری هستید، اطمینان کافی ندارید، به این فکر کنید که اگر دارای محدودیت زمانی و پولی نبودید، دوست داشتید چه کاری انجام دهید. برای اینکه به چنین شناختی دست یابید پیشنهاد می‌کنم که حتماً یک کتاب خودشناسی را مطالعه کنید یا از تست‌های معتبر خودشناسی استفاده کنید. اطمینان داشته باشید به محض اینکه بدانید چه چیزی شما را به اشتیاق می‌آورد، گام بعدی این است که یاد بگیرید چطور از چیزی که علاقه مندید کسب و کاری ایجاد کنید. به طور کلی، سه شیوه برای کسب درآمد در یک کار خانگی وجود دارد: 1. جنسی فیزیکی بفروشید.2. دانش بفروشید. 3. مهارت بفروشید. مثلاً فرض می‌کنیم که شما عاشق اسب هستید می‌توانید یک کسب و کار خانگی به این شکل راه‌اندازی کنید:

1. فروش جنس فیزیکی: فروش آنلاین تجهیزات سوارکاری در میان توزیع‌کننده عمده فروش

2. فروش مهارت: آموزش سوارکاری

3. فروش دانش: نوشتن و فروش کتاب و مقاله، ساخت و فروش ویدئوهای آموزشی، ایجاد یک وبلاگ و کسب درآمد از طریق تبلیغات و فروش کالاهای دیگر.

اگر تصمیم به راه‌اندازی یک کسب و کار خانگی دارید، پیش از هر چیزی به شما پیشنهاد می‌کنیم که فهرستی از چیزهایی که از آن لذت می‌برید و دوست دارید تهیه کنید و یک ستون در مورد کسب درآمد از هر یک از علایق‌تان ایجاد کنید. سپس یک طوفان فکری برای هر یک از مواردی که یادداشت کرده اید، برپا کنید. یک راه دیگر نیز این است که جست‌و‌جویی در مورد چیزهایی که علاقه دارید انجام دهید تا متوجه شوید دیگران از این ایده چگونه کسب درآمد می‌کنند. در این جست‌و‌جوها، ممکن است با ایده‌های جدیدتری نیز آشنایی یابید. زمانی که ایده دارید، باید تحقیق کنید و برنامه‌ای برای راه‌اندازی کسب و کار خانگی‌تان داشته باشید. گام پایانی نیز تبدیل کردن علاقه‌تان به یک کسب و کار است. اگر موفق شدید با تلاش، تحقیق و برنامه‌ریزی، علایق تان را در قالب یک کسب و کار خانگی پیاده‌ سازی کنید، به شما به عنوان یک کارآفرین خانگی موفق تبریک می‌گویم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

احتمالا همه ما در محیط کار، با درگیری مواجه بوده‌ایم. بسیاری از ما دوست داریم در محیط کار آزادانه حرف بزنیم و اعتماد به نفس خود را نشان دهیم.

در یک جهان کامل، این مساله می‌تواند آسان باشد؛ شما می‌توانید در نهایت به همکاری که وسط حرف شما می‌پرد و در کارتان خلل ایجاد می‌کند بگویید که دقیقا چه احساسی دارید. می‌توانید بر سر او فریاد بکشید، ناامیدی و عصبانیت خود را که ماه‌هاست شما را فرسوده کرده بر سر او خالی کنید. می‌توانید در نهایت بخشی از خودتان را که احساس می‌کنید مورد قدرنشناسی و بی‌توجهی قرار گرفته است، شرح دهید. اما بیان آزادانه نظرات می‌تواند دشوار و گاهی طاقت‌فرسا باشد؛ به‌خصوص اگر فردی خجالتی و فاقد اعتماد به نفس باشید و از فرهنگی آمده باشید که در آن بیان آزاد نظرات چندان راحت نباشد. قاطع بودن، به‌خصوص اگر شما فردی کمرو باشید یا از درگیری پرهیز کنید، می‌تواند تحمیل‌کننده و بی‌نهایت سلطه‌جویانه باشد. این کار می‌تواند غیراستادانه یا غیرطبیعی باشد؛ مخصوصا اگر مایل باشید تا ناامیدی‌ها و گلایه‌های خود را با روشی غیرمستقیم یا انفعالی بیان کنید. ترس‌ها برای بیان بلند نظرات زیاد هستند اما فائق آمدن بر آنها غیرممکن نیست. به گزارش دنیای اقتصاد، بیان ناامیدی با یک «فرمول جرات و جسارت» می‌تواند راهگشا باشد.سال‌ها پیش با خواندن کتاب «مهارت‌های افراد» نوشته رابرت بولتون، ایده یک فرمول جرات و جسارت به ذهنم خطور کرد. گرچه بولتون فرمول خود را برای نمونه‌های زندگی هرروزه به‌کار برد (به عنوان مثال، بحث در مورد کارهای عادی و روزمره خانواده)، اما به نظر من این فرمول برای محیط کار نیز مناسب است. طی زمان الگوی سه بخشی خودم را در آموزش و تربیت توسعه دادم.

1. با یک عبارت کوتاه، ساده و بی‌طرف در مورد رفتار فرد دیگر شروع کنید و بگویید که دوست دارید چه چیزی تغییر کند. به عنوان مثال: «زمانی که طی جلسات حرفم را قطع می‌کنید» یا «زمانی که برای کاری که با هم انجامش داده‌ایم، تمام اعتبار آن را به نفع خودتان تمام می‌کنید». هدف شما در اینجا جلب توجه فرد دیگر است و در انجام این کار حالت دفاعی آنها را به حداقل می‌رسانید. این عبارت باید کوتاه، مناسب، منصفانه و غیرهیجانی باشد تا آنها بتوانند پیام شما را بشنوند و فورا با شما مخالفت نکنند.2. اثر منفی که این رفتار بر شما داشته است را توصیف کنید. توضیح دهید که چرا رفتار این فرد مسبب یک مشکل شده است. به عنوان مثال اگر بخش اول این فرمول این است که «زمانی که شما طی جلسات به‌طور مداوم حرف من را قطع می‌کنید» ممکن است به این ترتیب اضافه کنید که «من فرصتی برای بیان نظرم ندارم.» یا برای این جمله که «زمانی که کل اعتبار کاری که با یکدیگر انجام داده‌ایم را به نفع خودتان تمام می‌کنید» ممکن است این جمله را اضافه کنید که «من هیچ شانسی برای برجسته کردن نقش و همکاری خودم ندارم.» هدف در اینجا ایجاد یک منطق علت و معلولی است؛ یعنی مرتبط کردن رفتار آنها به اثری که این رفتار بر شما داشته است.

3. با یک «شرح احساسات» گفت‌وگوی خود را پایان دهید. در اینجا می‌خواهید نشان دهید که چگونه رفتار انحرافی آنها نه تنها بر فعالیت‌های شما اثر منفی گذاشته، بلکه احساسات شما را نیز جریحه‌دار کرده است. یک مثال از شرح احساسات ممکن است این باشد که «من احساس می‌کنم مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌ام.» یا «احساس می‌کنم قدرم دانسته نمی‌شود.» گرچه فرد دیگر ممکن است از شنیدن این حرف‌ها اظهار تعجب و حتی ناراحتی کند، اما رد کردن احساسات یک فرد دشوار است. اضافه کردن این المان پیام جرات و جسارت را به‌طور کلی قوی‌تر می‌سازد.با قرار دادن همه این بحث‌ها در کنار هم، چیزی شبیه این را خواهید داشت: «زمانی که طی جلسات وسط حرف من می‌پرید، من فرصتی برای بیان نظراتم ندارم و احساس می‌کنم در حاشیه قرار گرفته‌ام.»البته حتی با یک فرمول کنترل شده، ابراز «جرات و جسارت» همیشه آسان نیست. کاملا ممکن است که گیرنده پیام شما به‌طور منفی واکنش نشان دهد، بنابراین شما خواهان هرگونه واکنشی با یک حضور آرام، ثابت و مطمئن خواهید بود. همچنین خواهان جمع‌آوری شواهد زیاد برای حمایت از بخش اول پیام‌تان خواهید بود؛ شرح احساسات در مورد رفتار انحرافی فرد دیگر.

هدف شما ارائه وضوح کافی در مورد این رفتار است به طوری که تکذیب این «شرح احساسات» غیرممکن باشد. آنچه به شما کمک می‌کند نشان دادن یک الگوی رفتاری در طول زمان است که ممکن است نیاز باشد تا یک دفترچه روزانه از نمونه‌هایی را که در آن احساس ضربه خوردن، تحلیل یا رنجش از فعالیت‌های افراد دیگر کرده‌اید، بنویسید. از این یادداشت‌ها در حالتی که همتایتان شما را تکذیب می‌کند و نیاز به قانع شدن دارد، به عنوان یک نیروی پشتیبانی استفاده کنید. این مدرک احتمال شنیده شدن پیام‌تان را افزایش خواهد داد و در نهایت اثر مورد نظر را بر گیرنده خواهد گذاشت.

در خاطر داشته باشید که یک الگوی پیام مناسب برای همه وجود ندارد. می‌توانید با تغییری جزئی آن را به سبک خودتان شکل دهید. به عنوان مثال، با مدیری مصاحبه می‌کردم که دوست داشت چندین دفعه و با سرعت راهروی شرکت را بالا و پایین برود و خودش این شیوه راه رفتن را «سبک اجرایی» می‌نامید تا جسارت خود را در برابر همکارش نشان دهد. فرد دیگری اطمینان می‌یافت که از «کلمات توصیفی» در سخنرانی خود استفاده نکند «من واقعا متاسفم، اما...» یا «شاید فقط در مورد من این‌طور باشد، اما...» و در عوض هدفش را برای رسیدن به این نقطه می‌گذارد «من با این... راحت نیستم.» سایر افراد، دلایل خود را ترسیم می‌کردند- دلایلی که به‌خاطر آنها نظرات خود را آزادانه بیان می‌کردند- تا به آنها جرات و جسارت دهد. نکته اصلی این است که شما نیروی بیشتری از آنچه تصورش را می‌کنید دارید تا یک روش منحصربه‌فرد برای بیان آزاد نظرات خود بیابید.در پایان، باید بگوییم که بیان نظرات برای بسیاری از ما کاری دشوار است و برای نتایج آن هیچ تضمینی وجود ندارد. فرد مقابل ممکن است فورا با یک روش مثبت پاسخگو باشد؛ ممکن است به‌طور مثبت و سودمند و با یک تاخیر قابل‌توجه پاسخ دهد؛ یا ممکن است اصلا تغییر نکند اما برای شما، برانگیختن جرات و جسارت برای بیان ناامیدی‌هایتان در وهله اول می‌تواند یک پیروزی قابل‌توجه باشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 20 شهریور 1396  09:20 ب.ظ

براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار سال ۹۵ که توسط مرکز آمار ایران منتشر شد، نرخ بیکاری در سال گذشته با افزایش 1.4 درصدی، 12.4 درصد اعلام شد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، بسیاری از کشور‌های جهان با مساله بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند و بیکاری یکی از معضلات بزرگ آنها محسوب شده که منجر به مشکلات بسیاری می‌شود. کاهش نرخ بیکاری و افزایش فرصت‌های شغلی در جوامع مختلف، همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی دولت‌ها شناخته شده است. برای حل معضل بیکاری و کاهش آن در سراسر جهان استراتژی‌های متفاوتی به کار گرفته شده، ولی نتیجه‌ای که به دست می‌آید، این است که بیکاری درمان همیشگی و دائمی ندارد و با چند استراتژی و تغییر نمی‌توان آن را ریشه‌کن کرد.

یکی از تجویز‌هایی که برای حل معضل بیکاری ارائه شده، کسب‌وکار‌های نوپا و رشد آنهاست که درستی یا نادرستی این تجویز به نحوه نگاه به آن بر می‌گردد. در بخشی  از کسب‌وکار‌های نوپا تاثیر نگاه کاذب را می‌بینیم و درمی‌یابیم که فقط از بیرون و از نگاه آمار زیبا هستند و شاید راه به جایی نبرند و به حل مساله کمکی نکنند.

 در این زمینه چند سوال مطرح است، ما از لحاظ فضای استارت‌آپی و کارآفرینی در کجا قرار دارد؟ این فضا مهیای ورود جوانان مشتاق کارآفرینی است؟

 اگر جوانان و صاحبان ایده وارد این نوع کسب‌وکارها شوند، دولت چه حمایت‌هایی انجام می‌دهد؟

 آیا می‌توان به استارت‌آپ‌ها به عنوان راهی برای کاهش بیکاری نگریست؟

امید نعمتی، موسس استارت‌آپ «هدیه من»:

تاثیر مثبت استارت‌آپ‌ها در آینده

نخستین نکته درباره فضای استارت‌آپی در کشور - که هنوز در این بخش جوان هستیم و بسیاری از افراد که وارد این حوزه می‌شوند، هیچ اطلاع دقیقی ندارند یا نمی‌دانند از کجا باید این اطلاعات را دریافت کنند، ولی با توجه به فعالیت‌هایی که در حال انجام است- حتما در دو سال آینده فضای مناسب‌تری به وجود خواهد آمد و شرایط مساعد‌ترخواهد شد.

شرایط استارت‌آپی کشور برای ورود جوانان و صاحبان ایده بسیار خشن و محدود‌کننده است و مشخصا سازمان‌هایی بر سر راه صاحبان ایده وجود دارند که گویی برای جلوگیری از ورود صاحبان ایده هستند. اینکه ما بخواهیم با راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها میزان بیکاری در کشور را کاهش دهیم، باید اشاره کنیم که تنها در حد سمینار و کارگاه توانایی کمک دارند.

 از لحاظ علمی هنوز تعریف درستی در جامعه ما وجود ندارد و نتوانسته کمک آنچنانی را به رفع این مسالهکند. البته با توجه به فعالیت‌های در حال شکل‌گیری و در حال انجام به آینده و تاثیر استارت‌آپ‌ها امیدوارم.

 چون استارت‌آپ یک فعالیت نوپاست، هنوز مسیر خود را در جامعه ما پیدا نکرده است و این موضوع زمان‌بر خواهدبود. به کمک‌های دولتی اعتقاد چندانی ندارم و فقط امیدوارم که در آینده فعالیت استارت‌آپ‌ها مجزا از فعالیت‌های بقیه اصناف باشد و حمایت‌های دولتی شامل آنها شود.

کام‌دین حاجی‌میرزایی، مدیرعامل شرکت هنر عمران ایرانیان:

فضای کشور پر از جایگاه‌های تسخیرنشده است

فضای کارآفرینی و استارت‌آپ‌ها فضایی خودجوش است که در برخی موارد براساس نیاز بازار و در برخی موارد دیگر براساس ابتکارات و نوآوری‌های اشخاص شکل گرفته و دارای سرمایه‌گذاری‌های خصوصی اکثرا دارای تیم‌هایی متشکل از دوستان و خانواده هستند. موفقیت و سرنوشت استارت‌آپ‌های بزرگ در حرکت و ایجاد این جریان‌های استارت‌آپی تاثیر فوق‌العاده خوبی داشته و دارد. فضای کشور پر از جایگاه‌های تسخیرنشده است و اینها همگی فرصت‌های فوق‌العاده‌ای هستند، اما موانع بسیار زیادی هم وجود دارد که نبود حمایت موثر از سوی مدیران مرتبط، کارآفرین‌ها را در نهایت به این نتیجه می‌رساند که ایران جای مناسبی برای کسب درآمد از طریق نوآوری نیست و موانع زیادی که وجود دارد، باعث می‌شود کارآفرین از تلاش خسته شده و به سمت کارهایی با ریسک کمتر و درآمد بهتر هدایت شود.بنابراین استارت‌آپ‌هایی شکل می‌گیرند که کمتر برپایه نوآوری در فناوری باشند و بیشتر بر مبنای درآمدزایی موثر شکل گرفته باشند که با این فضا نمی‌توانیم انتظار اتفاق فوق‌العاده‌ای داشته باشیم و بیشتر استارت‌آپ‌های کپی‌شده از خارج را شاهد خواهیم بود. ابتدا همین که عده زیادی از مردم با فرهنگ کارآفرینی از طریق استارت‌آپ‌ها آشنا شوند حتی استارت‌آپ‌های ساده نیز می‌توانند نقش فرهنگ‌سازی داشته باشند و قطعا به زودی در آینده‌ای نزدیک استارت‌آپ‌های پیشرفته‌تر جای استارت‌آپ‌های سطح پایین‌ را خواهند گرفت و با شکل‌گیری فرهنگ استارت‌آپی عده زیادی به دنبال راه‌اندازی استارت‌آپ‌های خود خواهند بود و شغل‌های زیادی در این عرصه ایجاد و سرمایه‌های زیادی نیز به این عرصه وارد خواهد شد که قطعا همین فرایند دگرگونی عظیمی را در صنعت و کارآفرینی کشور ایجاد خواهد کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 13 شهریور 1396  11:52 ب.ظ

دارا خسروشاهی، برای رسیدن به مدیرعاملی شرکت اوبر مدیران مطرحی همچون مگ ویتمن، مدیرعامل شرکت HP و ماریسا میر، مدیرعامل سابق یاهو را پشت سر گذاشت.

با اینکه شاید نام خسروشاهی نسبت به دیگر نامزدهایی که برای مدیرعاملی اوبر از آنها نام برده شد کمتر شناخته شده باشد، اما بدون شک او فرد شایسته‌ای برای این شغل بوده است. به گزارش دنیای اقتصاد، عبور از مسیری که او پیش رو دارد، چندان آسان نیست. اوبر در ماه‌های اخیر درگیر رسوایی‌های اخلاقی بوده است. آنچه در مورد او می‌دانیم را مرور می‌کنیم:

1) او اکسپدیا را به رشد و سودآوری قابل توجه رساند

خسروشاهی توانست قلمرو فعالیت اکسپدیا را به بیش از 60 کشور گسترش دهد. او به واسطه تملک دیگر برندهای مصرفی مثل سایت‌های رزروسازی همچون Travelcity و Orbitz و نیز سایت اجاره خانه HomeAway توانست اکسپدیا را به یک شرکت مسافرتی آنلاین بزرگ تبدیل کند. اکسپدیا اکنون سودآوری قابل توجهی دارد و ارزش آن به 23 میلیارددلار می‌رسد. کارشناسان می‌گویند چنین سابقه‌ای می‌تواند به جلوگیری از ضررهای مالی گسترده اوبر کمک کند. خسروشاهی در مصاحبه‌ای با شبکه CNBC بر تمرکز اکسپدیا روی تسهیل خدمات‌رسانی مسافرتی برای نسل جدید از طریق گوشی‌های هوشمند تاکید کرده بود که این نگرش برای اوبر که می‌خواهد ردپای جهانی قوی در حمل‌ونقل، ارسال غذا و حتی جابه‌جایی بدون راننده داشته باشد، بسیار مناسب است.

2) او مخالف دونالد ترامپ است

وقتی بیش از 100 شرکت حوزه تکنولوژی به کمپین تحریم قانون مهاجرتی ترامپ پیوستند، اکسپدیا در کنار شرکت آمازون جزو اولین‌ها بود.

3) او سوابق متنوعی دارد

خسروشاهی 48 ساله مدرک کارشناسی مهندسی خود را از دانشگاه براون دریافت کرد و سپس هفت سال را در شرکت سرمایه‌گذاری Allen & Co. گذراند. باری دیلر، از افراد بانفوذ عرصه کسب‌وکار و رئیس هیات‌مدیره فعلی شرکت اکسپدیا در آن زمان مشتری این شرکت بود و خسروشاهی خیلی سریع تصمیم گرفت برای او کار کند. خسروشاهی از سال 2005 مدیرعامل اکسپدیا شده است. او همچنین عضو هیات‌مدیره نیویورک تایمز است که آرتور سالزبرگر تخصصش را در مسائل دیجیتال، مالی و بین‌المللی می‌ستاید. دیوید کاس، استاد امور مالی در دانشگاه مریلند در مورد خسروشاهی می‌گوید: «او تجربه مدیرعاملی غنی در سنی نسبتا پایین را دارد. جوانی و تجربه قابلیت‌های بسیار مهمی در سیلیکون ولی محسوب می‌شوند.»

4) او معامله‌گر است و می‌تواند اوبر را به سوی IPO سوق دهد

مایکل فار، رئیس شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری فار، میلیر اند واشنگتن می‌گوید: «خسروشاهی یک نوآور استراتژیک است و نشان داده این توانایی را دارد که معامله‌های به‌موقعی در اکسپدیا انجام دهد.» این مهارت‌ها می‌توانند به شرکت اوبر کمک کنند رقیب اصلی داخلی خود، یعنی شرکت لیفت (Lyft) را پشت سر بگذارد. کارشناسان می‌گویند در کنار ایجاد فرهنگی تازه برای کارکنان، قرار دادن اوبر در مسیر سودآوری جزو اولین وظایف خسروشاهی است. با توجه به موقعیتی که او در سیلیکون ولی و وال‌استریت دارد، به نظر می‌رسد سرمایه مهمی برای سوق دادن اوبر به سمت عرضه عمومی سهام باشد. برای سرمایه‌گذارانی که نسبت به اعتبار شرکتی مثل اوبر تردید دارند، خسروشاهی گزینه‌ای بود که می‌تواند وجهه این شرکت را اصلاح کند. کارشناسان می‌افزایند به واسطه ارتباطات، تجربه و سوابقی که او دارد، بانک‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری تمایل بیشتری به همکاری با اوبر پیدا می‌کنند؛ به ویژه اگر این شرکت عرضه عمومی شود.

5) تراویس کالانیک، می‌خواست جفری ایملت جانشینش شود

اگرچه کالانیک دیگر مدیرعامل اوبر نیست، اما سهام زیادی در این شرکت دارد و در میان هیات‌مدیره دارای نفوذ است. به هر حال، بسیاری از اعضای هیات‌مدیره اعتقاد داشتند جفری ایملت، مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک، تخصص نرم‌افزاری لازم را برای اداره یک شرکت دیجیتالی ندارد. بسیاری از اعضای هیات‌مدیره در عوض، طرفدار ویتمن بودند. خسروشاهی حکم آتش‌بس را داشت و سومین گزینه قابل قبول بود. به هر حال، او جایگاه موفق خود را در شرکتی باثبات و در حال رشد ترک می‌کند تا با چالش‌هایی در یک شرکت بی‌ثبات، سرشار از مشکل و البته بزرگ‌تر مواجه شود.

6) او جایگاهی رشک برانگیز دارد

خسروشاهی به خاطر پاداش سال 2015 که طی بسته سهام بلندمدت به ارزش 8/ 90 میلیون دلار از اکسپدیا دریافت کرد، از سوی سایت Equilar به عنوان مدیر عاملی که بیشترین دستمزد را در آمریکا دریافت کرده، معرفی شد. این موضوع به تیتر رسانه‌ها تبدل شده بود. در همان سال ارزش سهام اکسپدیا 47 درصد و کل درآمد این شرکت 16 درصدافزایش یافت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر کسب و کاری برای رونق و موفقیت، نیازمند برنامه ریزی دقیق و موشکافانه است تا پله های ترقی را یک به یک درنوردد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در مطلبی که پیش رو دارید، 5 قانون موفقیت در کسب و کار را از زبان مایکل گربر برایتان آورده ایم.

۱- معمولی ترین کسب و کار را انتخاب کنید

منظور این است که محصولات و خدماتی را بسازید و بفروشید که هرگز از مد نمی افتند. به عنوان مثال به مواردی همچون غذا، مراقبت های بهداشت، ارتباطات، پوشاک، حمل ونقل و رفاه اشاره کرد.در اینجا منظورم فقط انتخاب محصولات و خدماتی است که از مد خارج نمی شوند، زیرا مد غیرقابل پیش بینی است و یک شبه تغییر می کند و تفننی است.

شرکت های بزرگ و موفقیت در کسب و کار که محکم و استوار هستند، اساسا ریشه دار هستند.آنها فقط کارهایی را انجام می دهند که مطابق با عرف و دارای عمر طولانی باشند و آنچه ضرورت و نیاز هستند، به همان کارها می پردازند.

2- مدام در حال بهبود بخشیدن باشید

باور اکثر مردم این است که شرکت ها می میرند چون کارهای اشتباه انجام می دهند.

این باور در مورد بعضی شرکت ها درست است، اما بیشتر آنها می میرند چون ساکن و ثابت هستند.

عقاید، رسم و رسوم و نحوه انجام کارها ثابت نیست و پیوسته در حال تغییر هستند، پس شرکت های ثابت و راکد هستند که رونق نمی گیرند. آنها به جای اینکه گذشته را ترمیم کنند، به گذشته خود چسبیده اند، درحالی که کسب و کار های موفق مدام در حال بازسازی گذشته خود هستند و البته بعضی شرکت های موفقیت در کسب و کار یک گام جلوتر گذاشته و امروز را گذشته فردا تصور می کنند و برای اینکه زمان را از دست ندهند امروز برای نوآوری و تغییر غنیمت می شمرند.

3- به مشتری خود گوش می کنند

با آنکه خیلی ها این قانون را قبول دارند، اما تعداد کمی آن را رعایت می کنند.

شما باید به نیازهای مشتری گوش دهید، یعنی شما باید بدانید وقتی مشتری صبح بیدار می شود وقتی به بچه های خود غذا می دهد، وقتی لباس می پوشد، وقتی وظایف شغلی خود را انجام می دهد، وقتی برای صرف غذا از اداره خارج می شود و...به چه فکر می کند و در کل او ترجیح می دهد چه  کاری انجام دهد. به مشتری خود توجه کنید و او را بهتر از خودتان بشناسید و از خودتان بپرسید و خودتان را جای او قرار دهید.

4- به چیزهای که می شنوید و احساس می کنید واکنش نشان دهید

اگر به اطلاعاتی که از مشتری به دست می آورید واکنش نشان ندهید، گوش دادن به مشتری و احساس کردن آن بی فایده است

در مقابل دریافت این نشانه ها شما باید واکنش نشان دهید و پاسخ هایی را به سمت مشتری روانه و این واکنش ها را تبدیل به جزییات عملی کار خود کنید.

5- عالی ترین استانداردها را برای خود بسازید

باید استانداردهای کسب وکار شما معیاری برای ساخت استانداردهای شرکت های دیگر شود.

یعنی شما از دیگران تقلید نکنید بلکه آنها از شما تقلید کنند.

استانداردهای شما باید آنقدر عالی باشند که هر شرکتی نتواند در کوتاه مدت با شما رقابت کند، چون شما مدام در حال بهبود آن استانداردها هستید و شرکت رقیب برای آنکه با شما رقابت کند فشار زیادی را متحمل شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1396  03:30 ب.ظ

در بررسی‌های انجام شده و رمزگشایی در حوزه علوم مدیریت به وضوح اثبات شده که برای اجرای زوایای مختلف رهبری مطلوب سازمانی، نه روش جادویی و افسونگرانه‌ای وجود دارد و نه فرمول واحدی که بتوان با اجرای آن از تنگناهای دشوار مدیریتی رهایی یافت.

 اگر چنین بود سایر مدیران عقب‌افتاده از این قافله رهبری نیز به آن دست می‌یافتند. در نتیجه مزیت رقابتی و عملکرد کیفی مدیران بنگاه‌های موفق اقتصادی در جهان کسب‌وکار از میان می‌رفت. اما ملاحظه می‌شود که در عمل چنین نبوده و این چنین نیز نخواهد ماند. به گزارش دنیای اقتصاد، حال این پرسش مطرح می‌شود که در این رقابت نفسگیر بازار کسب‌وکار جهان کنونی، چگونه، چطور و با چه ترفندی مدیران شاخص، توانمند و به تعبیری بالادست توانسته‌اند ضمن افزایش فروش و کسب سهم بیشتر بازار، جایگاه برند خود را به قله‌های رفیع پیروزی ارتقا دهند و بر عمر طولانی و مستمر آن در سال‌های متمادی بیفزایند و فاصله خود را از سایر مدیران پایین‌دست بیشتر کنند؟

به عقیده نگارنده، هنر مدیریت در ابتدا امری است کاملا فردی و خدادادی که بعدها با ترکیب علوم مرتبط و رعایت قوانین جدید و استاندارد پیکربندی می‌شود. بنابراین با توجه به سرعت سرسام‌آور اطلاعات و در نهایت رشد کمی و کیفی محصولات و خدمات در همه عرصه‌ها با هدف ارائه بهتر و ارزان‌تر به مشتریان، گویا هر لحظه وضعیت برای مدیران سنتی سخت‌تر و بحرانی‌تر و لحظه به لحظه به تعداد برندهای مرده در قبرستان برندها افزوده می‌شود و کم نیستند محصولاتی که دیگر در سبد هیچ خریداری نام و نشانی از آنها نیست و گویا به عصر پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها محدود شده‌اند و تنها تعداد قلیلی از آنها توانستند با تمرکز، آرامش و انعطاف‌پذیری منطقی به طول عمرخودشان بیفزایند و بیش از یکصد سال عمر کنند؛ شرکت‌هایی همچون نستله، کوکا کولا، فولکس واگن و...

در عصر کنونی که ملقب به عصر اطلاعات و ارتباطات است، به روشنی اثبات شده که دیگر هیچ‌کدام از عناصر IQ (بهره هوشی)، EQ (هوش هیجانی) و حتی PQ (هوش سیاسی) قادر نخواهند بود به تنهایی ناجی مدیران عرصه تجارت باشند و به سادگی می‌توان به این واقعیت پی برد که زین پس خورشید پرفروغ سال‌های نه‌چندان دور و به تعبیری دوران ماه عسل مدیران سنتی رو به افول و خاموشی است، به گونه‌ای که گویا یک جابه‌جایی خاص در شرکت‌های متوسط و بزرگ در حال شکل‌گیری است و انتقال قدرت از دوران مدیریت‌های «دهه‌ای و پارکینگی» به مدیریت‌های «دوره‌ای و ترکیبی» به سرعت در حال تکوین است.

شتاب فزاینده بازار و رقابت تنگاتنگ علمی، سایبری و دیجیتالی، موجب جابه‌جایی مدیران موسسات و شرکت‌های متوسط و بزرگ در سطح بین‌المللی شده است؛ همچون تعویض دائم مربیان تیم‌های بزرگ فوتبال. چنین چیزی این واقعیت را به اذهان متبادر می‌کند که هاله امنیتی مدیران برای ابقای مجددشان در سازمان‌ها روز به روز رنگ می‌بازد و دلیل اصلی آن تنها وجود فناوری و تکنولوژی‌های جدید و کارآمد و شفافیت کامل و سریع تمام ابعاد و زوایای مدیریتی آنها طی دوره‌ای است که در مسند قدرت بوده‌اند و در بوته نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. در نتیجه، جای هرگونه عذر، بهانه و مبالغه‌گری از آنها سلب می‌شود. بنابراین، پس از اثبات ضعف و ناکارآمدی در شیوه مدیریتی یک فرد، او بدون هیچ ملاحظه‌ای از رهبری سازمان کنار می‌رود و مدیر لایق و کاربلد دیگری جایگزین او می‌شود. شاید همواره باور کردن این واقعیت خیلی دور از ذهن به نظر می‌آمد که در زمانی نه‌چندان دور اسلوب و شیوه‌های دوران نظریه‌پردازانی چون «فردریک تیلور» کهنه وتیره و تار و دوران «هنری فورد»‌ها بیش از حد عقلانی و خشک متصور شود. هرچند به مرور ولی به سختی جهان کسب و کار پذیرفت که در هزاره جدید دورانی که مدیران به‌عنوان صاحبان مغز و اندیشه، باهوش‌تر از کارکنان و کارکنان تنها به عنوان صاحبان بازو و نیروی یدی سازمان‌ها محسوب می‌شدند، به انتهای حیات خود نزدیک شده است و اینک در شرایط حاضر، تنها عامل بیدار مغز بودن مدیران شرط کافی برای رهبری و هدایت سازمان به حساب نمی‌آید.

مدیران جهان کسب‌وکار در دنیای امروز سه‌بعدی‌اند. آنان توامان دارای PQ-EQ-IQ هستند که مجموعه آن به MQ یا بهره هوش مدیریتی ختم می‌شود. MQ این دسته از مدیران همچون DNA آنها مختص به خودشان است که قادرند با این استعداد خدادادی، فارغ از تحصیلات آکادمیک یا غیرآکادمیک به اریکه قدرت و مدیریت بزرگ‌ترین و ثروتمندترین موسسات و شرکت‌های جهان تکیه بزنند. جالب توجه اینکه تعداد کثیری از آنها یا تحصیلات عالی نداشته‌اند یا به دلایلی دانشگاه‌های خود را ترک کرده‌اند و همان‌طور که در خبرها ملاحظه می‌کنید، علاوه‌بر اینکه معتبرترین دانشگاه‌های جهان به آنها دکترای افتخاری اهدا می‌کنند، از آنها درخواست می‌کنند که هوش تجاری و مدیریتی خارق‌العاده خود را در قالب کلاس‌های آموزشی به دانشجویان نسل امروزشان منتقل کنند. در بیرون از دانشگاه‌ها و کالج‌ها نیز میلیون‌ها نفر مشتاق از طیف‌های مختلف جامعه اقتصادی و مدیریتی از جمله مدرسان، مشاوران وحتی مدیران بنگاه‌های اقتصادی خرد و کلان با علاقه و شوق وصف‌ناپذیری در همایش‌ها و سمینارهای آنان حضور می‌یابند.

آنها با فرصت‌طلبی و زیرکی منحصربه‌فرد خود و یادگیری سریع و استفاده به موقع از رسانه‌های جدید، تعاملی و کم‌هزینه در دوره‌ای که بازارهای جهانی با دیو رکود دست و پنجه نرم می‌کردند و به زمین و زمان می‌تاختند و یکصدا از کسادی بازار می‌نالیدند و افسوس روزهای طلایی خود را می‌خوردند، به موفقیت رسیدند، در گاراژهای خانگی و دفاتر کوچک و حقیرانه، با حداقل سرمایه مالی و اندک پرسنل خود ولی با اهداف و آرزوهای بزرگ، دست به‌کار شدند و در عرصه تجارت جهانی سوار بر اسب دنیای دیجیتال به گونه‌ای ره صد ساله را یک شبه پیمودند و علاوه‌بر ایجاد مشاغل جدید، تعداد قابل توجهی از جمعیت غیرفعال و منفعل جوامع را مشغول به‌کار کردند و به سرعت صاحب ثروت‌های افسانه‌ای شدند. نکته قابل توجه اینکه طبق آمارهای رسمی هیچ‌گاه و در هیچ دوره‌ای از زندگی انسان‌ها در کره خاکی، این حجم از ثروت با چنین ارقام رویایی در دست معدودی از صاحبان فکرهای خلاق یا مدیران نسل جدید قرار نگرفته و این امر خودبه خود به یکی از شگفت انگیزترین عناصر هزاره دوم و سوم مبدل شده است.

وجود شرایط فعلی نمایانگر این واقعیت است که فصل مدیران میانسال جا افتاده و کت و شلوار‌پوش دهه نوزده و بیست میلادی جای خود را به مدیران بسیار جوان لاغر اندام وتی شرت‌پوش در مجامع عمومی و رسمی داده است. هر چند، پذیرش این واقعیت به کام مدیران قدیمی تلخ‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنند، اما افسوس که نمی‌توان مانع سرعت و پیشرفت علم و تکنولوژی شد، چرا که در جهان پر تلاطم کنونی، اصل و بنیان مدیریت و مهارت‌های حیاتی، تغییر ماهوی کرده‌اند. فضا و جغرافیا، مدرک تحصیلی وحتی در بعضی موارد تجربه مدیران شرکت‌ها و موسسات، دیگر یک امتیاز ویژه محسوب نمی‌شود. همچنین تجمع و تکثر نیروی انسانی به بزرگی سازمان‌ها منتج نمی‌شود و برخلاف گذشته عنصر قدمت در تولید کالا و خدمات، دیگر برتری تجاری به حساب نمی‌آید. به عنوان مثال و با کمی تامل در برندهای موجود در آشپزخانه خانه‌تان حتی یک کالا و برند مشترک از آن زمان تا کنون نخواهید یافت. پس کجایند آن برندهای قدیمی و مشهور؟

همان‌طور که همه واقفید، در سال‌های اخیر شرکت بزرگ و باسابقه کداک در عرصه تولید دوربین‌های کامپکت و فیلم‌های عکاسی و فیلمبرداری پس از سال‌ها تعلل در تجزیه و تحلیل بازار و عدم انعطاف‌پذیری مدیران ارشد، دست آخر پذیرفت که دنیای دیجیتال را به رسمیت بشناسد، ولی با چه هزینه هنگفتی؟ آنها به محض حضور مجدد در دنیای دوربین‌های دیجیتال به این واقعیت تلخ پی بردند که با همه قدمت خود، در بازار کنونی محلی از اعراب ندارند، چرا که شرکت‌های جدیدی چون نیکون، کانن، سونی و... با فرصت طلبی، انعطاف پذیری و تمرکز سریع، جای خود را در بازار جهانی تثبیت و حضورشان را در بازار هدف محکم کردند و اکنون به هیچ وجه حاضر نیستند جایگاه ذی‌قیمت خود را به رقیب دیرینه بسپارند و صدها نمونه مشخص دیگر. ظهور و پیدایش پدیده‌هایی همچون ابرکامپیوترها، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و... ضمن تغییر رویکرد مدیریت و صنعت از سیستم سنتی به سیستم هوشمند به دو برابر شدن عنصر کیفی و کمی در علوم و فنون مختلف منجر شده، به گونه‌ای که حتی فرصت تفکر و تعمق را از مدیران کند و سنتی ربوده است.در دوره کنونی انبوه داده‌ها و اطلاعات در اتاق‌های فکر مدیران خیلی سریع تجزیه و تحلیل و برای حضور در بازار به اهداف استراتژیک کوتاه و میان‌مدت سازمانی تبدیل می‌شوند، چرا که سرعت فزاینده و شتابان تجارت، تدوین برنامه‌های استراتژیک بلندمدت را برای سازمان‌های امروزی عملا بی‌معنی کرده است، به گونه‌ای که این ماشین جنگی و بی رحم عصر اطلاعات و ارتباطات با سرعت سرسام آور خود قطب‌های هم‌نام و سازگار را به خود جذب و قطب‌های غیرهم‌نام را بی هیچ ملاحظه‌ای زیر دست و پای خود له و از گردونه رقابت خارج می‌کند.

در دنیای نه چندان دور فردا، نفت و فرآورده‌های آن محکوم خواهند بود که جای خود را به عنصرهای ارزان‌تر و پاک‌تری همچون انرژی‌های گیاهی و پاک بدهند. استارت آپ‌ها و شرکت‌های دیجیتالی، کوچک و چابک، رقیب بی بدیل همه شرکت‌ها و موسسات بزرگ و فربه خواهند شد و قطعا در این راستا پا فشاری مدیران سرسخت و لجوج سنتی در اجرای شیوه‌های قدیمی و فرسوده، جز نابودی سازمان ارمغان دیگری در بر نخواهد داشت. لذا بهتر آن است در این اندک فرصت باقیمانده به جای اینکه چشم و گوش هایتان را به روی واقعیت‌های موجود عصر کنونی ببندید، آنها را باز کنید و صادقانه بپذیرید که ناقوس مرگ برای سازمان‌های با تفکر کهنه به صدا درآمده و تنها راه رهایی از این توفان در این اصل نهفته است که با سرعت هرچه تمام‌تر همگام با توسعه فناوری جهانی، تجهیزات سازمانی خود را ارتقا دهید و منابع انسانی سازمان را با شرایط روز و با اتکا به اصل بسیار حیاتی آموزش در تمام سطوح قدرتمند سازید و با تبیین و ترسیم برنامه راهبردی و استراتژیک سازمانی جدید و کارآمد ضمن حفظ جایگاه فعلی از خطرهای احتمالی آتی نیز محفوظ و مصون بمانید. فراموش نکنید:

اگر از محصولی که برداشت می‌کنید راضی نیستید، قبل از هر چیز به بذرهایی که در گذشته کاشته‌اید نگاهی بیندازید؛ قطعا علت اصلی آن را خواهید یافت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1396  03:24 ب.ظ

همه ما در طول یک روز کاری به استراحت و تجدید قوا نیاز داریم و به همین دلیل هم هست که برنامه‌ریزی برای تفریح و خوشی در محل کار امری ضروری و حیاتی است.

ما باید به این اطمینان برسیم که روسای ما می‌دانند روبات نیستیم و به زمانی برای لطیفه تعریف کردن یا نوشیدن چای یا قهوه و کمی شاد بودن نیاز داریم. اگر آگاهی از مزایا و فواید تفریح و شادی در کار افزایش یابد و همه از ارزش والای این مساله اطلاع یابند، ‌آنگاه می‌توان دریافت که کیفیت زندگی همراه با شادی و تفریح، بیشتر از زندگی‌های راکد و ساکن است. به گزارش دنیای اقتصاد، باید به همه فهماند که می‌توان در محل کار شاد بود و تفریح کرد، بدون اینکه به بهره‌وری و بازدهی کار لطمه‌ای وارد شود (چه در بلندمدت و چه در کوتاه‌مدت). همه افراد باید زمانی را به تفریح و شادی در کار اختصاص دهند، چرا که از این طریق تعادلی مفید بین فعالیت‌های سنگین و خشک کاری و فعالیت‌های لطیف و آرامش بخش غیر کاری برقرار می‌شود و این یعنی افزایش کارآمدی و رضایت از زندگی.

به ندرت می‌توان کسانی را یافت که تمام زندگی خود را وقف کارشان کرده و احساس شادی و رضایتمندی از زندگی داشته باشند. چنین افرادی نمی توانند تمام نیازهایشان را از طریق کارکردن برآورده سازند، چرا که هر فردی دارای یکسری استعدادها و مهارت‌ها است که در محل کار نمی‌تواند آنها را بروز دهد و به همین دلیل به عوامل دیگری همچون خانواده و دوستان نیاز دارد تا این استعدادها و مهارت‌ها را شکوفا سازد. به‌طور کلی، اختصاص وقت تفریح و شادی در کار می‌تواند پلی باشد برای تحقق این نوع خواسته‌ها. فواید تفریح در کار عبارت است از:

• رفاه جسمی و روحی را افزایش می‌دهد و از میزان استرس‌ها می‌کاهد و حس استقلال را در افراد تقویت می‌کند.

• به افراد در مقابله با معضل استرس کمک می‌کند.

• بر ارتقای عملکرد حرفه‌ای تاثیر گذاشته و توانایی تصمیم‌گیری و حل مساله را بهبود می‌بخشد.

• با تبیین ارزش‌ها و افزایش تعاملات اجتماعی و رفع موانع موجود باعث توسعه فردی می‌شود.

آموختن چگونه شاد بودن و تفریح کردن در کار می‌تواند بنیان‌های اصلی اخلاقیات کار را شکل داده و روحیه کار گروهی را تقویت کند و اثر شگرفی بر اعتماد به نفس و خودبرانگیختگی، حس هویت و آزادی در تصمیم‌گیری و کاهش استرس و رفع کسالت داشته باشد. هنگامی که رئیستان از شما چیزی را بخواهد که انجامش برایتان دشوار است، آن‌گاه خلاقیت و نوآوری به کارتان خواهد آمد. کار کردن بهترین موتور مولد و محرک ایده‌های خلاقانه است و برای روشن کردن این موتور، نیاز مبرمی به شاد و آزاد بودن در کار وجود دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در اینجا به ابتکارات و ترفندهایی که مدیران می‌توانند برای بهبود کیفیت روابط شرکت‌های متبوع شان با مشتریان به کار گیرند اشاره خواهد شد.

از تکنولوژی‌های دیجیتالی جدید برای شکل دهی به روابط تان با مشتریان استفاده کنید. مشتریان هر شرکتی همیشه و در همه حال به دنبال شخصی‌سازی و ساده تر کردن روابط شان با شرکت‌ها هستند. گرایش روزافزون کاربران اینترنت به استفاده از فیس‌بوک، توییتر، گوگل یا آمازون، گواهی است بر این مدعا که شرکت‌ها باید به همان مسیری بروند که این غول‌های دنیای اینترنت رفته اند؛ یعنی همان ساده‌سازی و سریع تر کردن ارتباط شان با مشتریان و همگام‌سازی روابط مشتری- شرکت با جدیدترین پیشرفت‌ها در دنیای تکنولوژی‌های دیجیتالی. به گزارش دنیای اقتصاد، تحقیقات نشان داده بیش از 25 درصد مشتریان به محض مشاهده تنها یک بار ناتوانی شرکت‌هایی که سال‌ها با آن رابطه داشته‌اند و از محصولات و خدمات آنها استفاده کرده‌اند، اقدام به قطع رابطه با آنها و مراجعه به شرکت ‌های دیگر کرده‌اند که این مساله بیانگر حساسیت بالا و سخت بودن رقابت در دنیای دیجیتالی امروز است. در این میدان پررقابت و پیچیده، تیم‌های کاری زبده‌ای در شرکت‌ها باید شکل بگیرند که قادر باشند در جهت طراحی، آزمایش و هماهنگ‌سازی فرآیندهای مرتبط با تجربه مشتریان کار کنند و در این مسیر از جدیدترین تکنولوژی‌های دیجیتالی موجود کمک بگیرند و دقیقا همان کاری را انجام دهند و همان چیزی را تولید کنند که مشتریان می‌خواهند و به دنبالش می‌گردند.

با وسوسه منفعت طلبی و توجه انحصاری به منافع شرکتی مقاومت کنید. هنگامی که تجربه مشتری به‌عنوان محور و اولویت اصلی شکل دهی به استراتژی‌های شرکتی در نظر گرفته شود، تعداد بیشتری از مدیران با این موقعیت سخت روبه‌رو می‌شوند که بین کسب رضایت مشتری و آفریدن یک تجربه دلپذیر برای او از یکسو و کسب سود بیشتر برای شرکت یکی را انتخاب کنند. در این میان می‌توان با ایجاد تعادل و توازن بین این دو فاکتور مهم و تعیین‌کننده هم به خواسته‌های بحق مشتریان پاسخ گفت و هم منافع و خواسته‌های سهامداران و مالکان شرکت‌ها را مد نظر داشت. بهترین راه برای تحقق این خواسته‌ها عبارت است از تقویت و تجهیز کارمندان و مدیرانی که در خط مقدم ارتباطی با مشتریان هستند و همچنین دمیدن روح حاکمیت مشتریان بر شرکت‌ها و اصالت بخشیدن واقعی به آنها. کسب موفقیت‌های مالی و اقتصادی در مراحل اول اجرای طرح تقویت و بهبود تجربیات مشتریان می‌تواند به توجیه بهتر سهامداران و مالکان در مورد پیامدهای مثبت و سازنده این طرح کمک شایانی کند.

از تجربیات مطلوب مشتریان برای تقویت خط مقدم شرکت تان بهره ببرید. هر شرکتی که در راستای بهبود تجربیات مشترک بین خود و مشتریانش گام برمی‌دارد، باید کارمندانش را تشویق کند تا مشتریان را محور انجام وظایف و تصمیم‌گیری‌های کاری شان کنند. حمایت همه جانبه مدیران ارشد از این رویکرد کارکنان در تمامی سطوح سازمان می‌تواند به پیشرفت‌های شگرفی در این زمینه منتهی شود. به‌عنوان مثال، شرکت آمازون در نخستین سال‌های فعالیتش اقدام به برگزاری جلساتی در پایان هر سال می‌کرد که در آن تمام کارکنان شرکت اقدام به بیان تجربیات و نظرات‌شان در ارتباط با مشتریان می‌کردند. در سال‌های اخیر نیز برخی شرکت‌ها اقدام به ایجاد بخش‌هایی با عنوان «داشبورد مشتریان» در وب‌سایت‌های رسمی خود کرده‌اند که هدفش مشارکت دادن مشتریان در تصمیم‌گیری‌های سازمانی است.

شاخص‌هایی را برای بازخورد گرفتن از مشتریان ایجاد کنید. تجربه ثابت کرده که کلید کسب رضایت مشتریان فقط از طریق سنجش آنچه در شرکت می‌گذرد نیست، بلکه حتما باید به عقاید و بازخوردهای دریافت شده از مشتریان نیز توجه داشت. برای این کار باید یکسری معیارها و شاخص‌ها برای گرفتن بازخوردها از مشتریان اندیشیده شود. آنچه در مورد این معیارها مهم است، نوع و جنس آنها است و همچنین نحوه به کارگیری آنها. در واقع یک سیستم ایده آل سنجش تجربیات مشتریان عبارت است از محور قرار دادن سفر ذهنی مشترک مشتریان با شرکت و پیوند زدن آن با سایر بخش‌های کلیدی شرکت، به ویژه دستاوردهای مالی و بهبود عملیات داخلی. این الگو باید از سطوح مدیریتی ارشد شرکت‌ها آغاز شود و سپس به سطوح پایین تر مدیریت و کارکنان تسری یابد. دریافت، پردازش و تجزیه و تحلیل‌های دقیق بازخوردهای جمع‌آوری شده از مشتریان می‌تواند تاثیر بسزایی در ارتقای سطح کیفی کارها و شناسایی فرصت‌های پیشرفت و رفع نواقص داشته باشد.

حاکمیت فرابخشی را عملی‌سازید. حتی در شرکت‌هایی که به کندی نسبت به ایجاد تعامل سازنده با مشتریان‌شان اقدام می‌کنند نیز حرکت به سمت سنجش بازخوردهای مشتریان می‌تواند به برداشته شدن مرزها و محدودیت‌ها بین بخش‌های مختلف کمک کند.با این همه برای تغییر وضعیت از حرف به عمل، شرکت‌ها باید حاکمیت فرابخشی را در تمام سطوح خود عملی سازند. این تغییر حالت باید به‌صورت طبیعی و در بطن عملیات جاری و عادی شرکت‌ها صورت پذیرد. برای تشویق هر چه بیشتر کارکنان نیز مدیران می‌توانند از خودشان شروع کنند و الگوهای رفتاری خود را در قالب برقراری ارتباطات مستمر و فرابخشی تغییر دهند و پس از آن کارکنان شان را به انجام این کار ترغیب کنند.

پیشرفت‌ها و موفقیت‌های ناشی از تجربیات مشترک با مشتریان را علنی بیان کنید. گاهی اوقات رهبران سازمان‌ها نمی‌توانند آن چنان که باید و شاید حجم قابل توجهی از تغییر و تحولات مرتبط با تجربیات مطلوب مشتریان و شرکت را توجیه کنند و به همین دلیل سرعت پیشرفت این کارها با کندی و مقاومت مواجه می‌شود. بهترین روش برای حل این مشکل این است که مدیران به‌طور علنی نسبت به بیان مزایای ملموس و موفقیت‌های اولیه ناشی از این تحولات اقدام کنند. این کار باعث می‌شود مدیران و رهبران سازمان‌ها بتوانند تداوم پیدا کردن تجربیات مشترک مشتری و شرکت و تاثیرگذاری آن بر روندهای کلی را برای دست اندرکاران امر بهتر توجیه کنند. تهیه اطلاعات مقایسه بین دورانی که این تحولات در شرکت به وقوع پیوسته و دوران پیش از آن و تاثیر آن بر میزان رضایتمندی مشتریان از جمله اقداماتی است که مدیران می‌توانند در راستای ارزش آفرینی برای سفرهای ذهنی مشترک بین شرکت و مشریانش انجام دهند. با این همه باید دانست که انجام و به ثمر نشستن تمام این اقدامات نیازمند صبوری و نظم خاصی است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 6 شهریور 1396  09:26 ب.ظ

پژوهش‌ها نشان داده است که دستاورد‌ها و موفقیت‌های تدریجی مشوق‌ها و انگیزه‌های خوبی در ابتدای کار هستند، اما هر چه به خط پایان نزدیک‌تر می‌شویم، تاثیر ﺁنها محوتر می‌شود.

 زو چی هانگ، استادیار بازاریابی در دانشکده اقتصاد استنفورد، در پژوهش خود دریافته است در عین حال که افراد در مراحل اولیه دنبال کردن یک هدف، از تمرکز بر اهداف فرعی کوچک‌تر سود می‌برند، اما در مراحل بعدی باید روی اهداف بزرگ‌تر تمرکز کنند. این موضوع برای کسب و کارهایی اهمیت دارد که به عنوان بخشی از یک برنامه انگیزشی یا خدمات ارائه‌شده، مصرف‌کنندگان یا کارمندان را به تعیین اهداف تشویق می‌کنند. به گزارش دنیای اقتصاد، هانگ اظهار می‌کند: «وقتی روند دستیابی به یک هدف را شروع می‌کنید، خیلی مهم است که احساس کنید این کار شدنی است و دستیابی به اهداف فرعی می‌تواند این حس کامیابی را در شما افزایش دهد.» اما در مراحل بعدی، افراد دیگر به حس کامیابی و موفقیت توجهی ندارند و برای حفظ انگیزه خود نیاز دارند بدانند که اقدامات ﺁنها همچنان مثمر ثمر و ارزشمند خواهد بود. هانگ بیان می‌کند‌: «در این مقطع زمانی، به‌منظور جلوگیری از افتادن در سراشیبی و اختلال، افراد باید روی هدف نهایی تمرکز کنند تا ارزش اقدامات و تلاش‌های خود را متوجه شوند.» به‌عنوان مثال، فردی که با تعیین هدف کاهش دو کیلوگرم در هفته‌، تا به حال موفق شده است 32 کیلو وزن کم کند، اطمینان دارد که می‌تواند به هدف نهایی خود که کاهش 40 کیلوگرم است دست پیدا کند. حالا وی به‌منظور حفظ انگیزه خود، باید توجهش را روی هدف بزرگ 40 کیلویی متمرکز کند یا دانش‌ﺁموزی که سال چهارم دبیرستان را می‌گذراند احتمالا بابت کلاس‌های خود نگرانی ندارد. وی برای اینکه بتواند همچنان به خودش یادﺁوری کند که درس خواندن ارزش تلاش دارد‌، باید حالا به جای قبول شدن در امتحان‌ها، به قبول شدن در دانشگاه فکر کند.

در یکی از مطالعات چندرشته‌ای‌، از 158 دانشجوی کارشناسی درخواست شد مطلبی را درباره تجربه ناهارخوری در محیطی مشابه با سایت yelp بنویسند و سپس امتیازهای ﺁنها محاسبه شد. مجموعه‌ای از اهداف فرعی یا اهداف نهایی در اختیار این دانشجوها قرار گرفت. پژوهشگران متوجه شدند زمانی که شرکت‌کننده‌ها 30 درصد کار خود را انجام داده بودند، افرادی که اهداف فرعی برای ﺁنها تعیین شده بود، کلمات بیشتری در مقایسه با افرادی که یک هدف کلی برای ﺁنها تعیین شده بود نوشته بودند. اما در مقطعی که 70 درصد کار انجام شده بود، الگوی معکوسی ظاهر شد‌: افرادی که هدف کلی را دنبال می‌کردند، کلمات بیشتری در مقایسه با افراد دارای اهداف فرعی نوشته بودند. این پژوهشگران نتیجه گرفتند از ﺁنجا که دسترسی به یک هدف کوچک بسیار محتمل به نظر می‌رسد‌، در اوایل فرآیند و زمانی که شرکت‌کننده‌ها نگران احتمال انجام کار هستند، هدف کوچک می‌تواند انگیزه خوبی باشد، اما بعدها زمانی که شرکت‌کننده‌ها اعتماد به نفس بیشتری کسب کردند‌، از فکر کردن به دستیابی به هدف بزرگ نهایی، انگیزه می‌گیرند.

در یک مطالعه دیگر، پژوهشگران یک پروژه را با یک شرکت بازرگانی انجام دادند و طی ﺁن به کارمندان پول دادند تا اطلاعاتی مثل قیمت‌ها و عنوان‌های کتاب‌ها را در یک کتابفروشی محلی ﺁپلود کنند. کارمندان بر حسب محتویات ﺁپلود شده، امتیازدهی شدند. برای این کارمندان، یا هدف کلی به دست آوردن 80 امتیاز تعیین شد، یا مجموعه اهداف فرعی که بر اساس آن روزی 10 امتیاز در یک پروژه 8 روزه به دست آوردند یا طرحی ترکیبی که در آن بر به دست آوردن 10 امتیاز برای اهداف فرعی در چهار روز اول‌ و سپس 80 امتیاز نهایی در چهار روز دوم تاکید شد. سیستم تعداد امتیازهای به دست آمده را پیگیری می‌کرد. در این مطالعه مشخص شد افرادی که هدف کلی 80 امتیازی داشتند، اطلاعات مربوط به 1268 کتاب را ﺁپلود کردند و افرادی که اهداف فرعی هر روز 10 امتیاز را داشتند اطلاعات مربوط به 1392 کتاب را ﺁپلود کردند. اما افرادی که در چهار روز اول دارای اهداف فرعی بوده و در چهار روز بعدی روی هدف کلی تمرکز کرده بودند اطلاعات مربوط به 1906 کتاب را ﺁپلود کردند.

محققان با پیگیری روزانه میزان ﺁپلودهای شرکت‌کننده‌ها‌، متوجه شدند هر سه گروه کار را با انگیزه بالا شروع کردند. با این حال‌، در روز دوم انگیزه افرادی که فقط هدف کلی برای ﺁنها تعیین شده بود به شدت کاهش پیدا کرد و همین‌طور ماند تا سرانجام در روز ششم دوباره افزایش پیدا کرد. فعالیت ﺁپلود افرادی که اهداف فرعی 10 امتیازی داشتند در طول هشت روز روند نزولی تدریجی داشت. اما افرادی که هم دارای اهداف فرعی و هم هدف نهایی بودند، در طول چهار روز نخست روند نزولی و تدریجی داشتند و سپس در طول چهار روز ﺁخر به شدت فعال شدند. این الگو مشخص می‌کند چرا گروه ترکیبی بیشترین میزان ﺁپلود را داشتند. همچنین در این گروه‌، 1/ 57 درصد از شرکت‌کننده‌ها به هدف کلی 80 امتیازی دست پیدا کردند‌، اما این رقم در گروه دارای هدف کلی فقط 8/ 33 درصد‌ و در گروه اهداف فرعی 1/ 39 درصد بود. هانگ بیان می‌کند‌: «ما متوجه شدیم که طرح ترکیبی با انگیزه‌ترین طرح است. در این رویکرد، افراد اطلاعات بیشتری ﺁپلود کرده و در دستیابی به هدف نهایی موفق‌تر بودند.»

هانگ بیان می‌کند در هر شرکتی که کسب وکار ﺁن شامل تعیین اهداف است، دانستن اینکه از چه زمانی و چگونه افراد دارای انگیزه می‌شوند بسیار مهم است. همچنین درک انگیزه‌های مشتریان به شرکت‌هایی که بازاریابی ﺁنها وابسته به اهداف است، مثل یک طرح وفاداری که طی ﺁن مشتری امتیاز جمع می‌کند، نیز کمک زیادی می‌کند. شرکت‌ها می‌توانند با تغییر پیام‌های خود‌، مشتریان را باانگیزه نگه دارند، به طوری که توجه آنها را از اهداف فرعی به اهداف بزرگ‌تر جلب کنند. همچنین یافته‌های هانگ برای شرکت‌هایی مفید است که از برنامه‌های انگیزشی برای تشویق کارمندان، مثل کارمندان فروش که دارای اهداف تعریف‌شده هستند، استفاده می‌کنند. هانگ اظهار می‌کند‌: «ما در تلاش هستیم که نشان دهیم فرآیند دنبال کردن یک هدف‌، فرآیندی پویا است. بازاریاب‌ها و شرکت‌ها این فرآیند را ساکن و ایستا می‌دانند و فرض می‌کنند ﺁن چیزی که در ابتدا به مردم انگیزه می‌دهد می‌تواند در پایان نیز سودمند باشد. اما انگیزه‌های مردم تغییر می‌کند، بنابراین ساختار هدف نیز باید طبق ﺁن تغییر کند.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

فروشگاه‌های آینده چه شکلی خواهند بود؟ آیا دسته‌ای از روبات‌ها با استفاده از تکنولوژی تشخیص چهره به کمک ما در خرید خواهند آمد تا سوابق خرید را با خلق‌وخوی فعلی مشتری یا اولویت‌های قبلی او هماهنگ کنند؟ آیا دستیارهای شخصی صوتی وجود خواهند داشت که مقبولیت، رنگ و اندازه بودن هر لباسی را در گوشی هوشمند شما دانلود کنند؟ ایستگاه‌های پرینت سه‌بعدی؟ محو شدن کانترهای چک نهایی هنگام ترک فروشگاه؟ آیا ممکن است حتی نمایشگرهای هولوگرافی شناور کف هر فروشگاه و همزمان با راه رفتن مشتری ایجاد شود؟

 

شاید مردم همه خریدهای خود را با استفاده از اتاق‌های پرو مجازی از طریق هدست‌های واقعیت مجازی، از خانه انجام دهند. و سپس پهپادها این خریدها را به در منزل‌شان برسانند. این نوآوری‌ها ممکن است خیال‌انگیز به نظر برسند، اما هیچ‌کدام غیرممکن نیستند. همه آنها وجود دارند و در حال آزمایش شدن هستند و حتی ظرف یک دهه می‌توانند واقعی شوند. اما آیا مشتریان این نوع تجربه خرید را واقعا می‌خواهند؟آمارهایی که از خرده‌فروشی‌های بزرگ و برندهای مد به دست می‌آید، به‌طور فزاینده‌ای به این سوال پاسخ منفی می‌دهد. در محیط همواره متزلزل و غیرقابل پیش‌بینی خرید که بقای طولانی‌مدت شرکت‌ها به پیش‌بینی تمایل مشتری و اهمیت دادن به آن بستگی دارد (اغلب حتی قبل از آنکه خودشان بدانند چه می‌خواهند)، رقابت بر سر فهمیدن اینکه افراد چگونه و کجا پولشان را خرج می‌کنند، داغ شده است.

به‌عنوان مثال، شرکت آنلاین فارفچ (Farfetch) که فضای بازاری برای بوتیک‌های لوکس مستقل ایجاد کرده، رویدادی یک روزه را در «موزه طراحی» لندن برگزار کرد. در آنجا خوزه نِوس، موسس شرکت، در حضور 200 فعال حوزه صنعت مد از «فروشگاه آینده» پرده‌برداری کرد؛ مجموعه‌ای از تکنولوژی‌های جدید که از سوی شرکت او ایجاد شده تا به برندها و بوتیک‌ها کمک کند بین دنیای آنلاین و آفلاین ارتباط ایجاد کنند. با این حال، نِوس در مصاحبه‌ای تلفنی گفته: «من به شدت به فروشگاه‌های فیزیکی اعتقاد دارم. فروشگاه‌های فیزیکی محو نمی‌شوند و در مرکز انقلاب خرده‌فروشی که در حال شروع شدن است، باقی خواهند ماند.» گزارش مشابهی که از سوی شرکت مشاوره مدیریت Bain & Company منتشر شده، این موضوع را تایید می‌کند. اگرچه 70 درصد خرید‌های گران‌قیمت تحت تاثیر معاملات آنلاین هستند، اما این شرکت معتقد است فروشگاه‌های فیزیکی همچنان نقشی حیاتی دارند، به طوری که 75 درصد فروش تا سال 2025 همچنان در این فروشگاه‌ها رخ خواهد داد.

به هر حال، آنچه ممکن است تغییر کند هدف اصلی فروشگاه‌ها است. به گفته نِوس، باید تجارت الکترونیک، خرید حضوری یا حتی فروش تک‌کاناله را فراموش کرد. عصر تازه‌ خرده‌فروشی به «خرده‌فروشی افزوده» متصل شده که ترکیبی است از خرید دیجیتال و فیزیکی و به خریدار امکان می‌دهد به صورت یکپارچه بین این دو حوزه تغییر موضع دهد. نِوس می‌گوید: «آن‌طور نیست که مشتری از خواب بیدار شود و فکر کند امروز صبح آنلاین خرید می‌کنم و بعدا آفلاین؛ به ندرت پیش می‌آید که کسی صرفا یکی از این دو روش را انتخاب کند و معمولا دائم بدون اینکه متوجه شود، بین این دو دنیا حرکت می‌کند. مهار کردن چنین رفتاری چالشی بزرگ برای خرده‌فروشان و برندها است. اولویت ما این است که شرکایمان دسترسی اولیه به اطلاعات در مورد رفتارهای متغیر و تکنولوژی جدید داشته باشند تا همه در برابر آینده و اتفاقات آن ضد ضربه شوند.»

هولیتیون (Holition) یک شرکت مشاوره در حوزه واقعیت افزوده و تولیدکننده نرم‌افزار در لندن است که با چند برند خرده‌فروشی معروف همکاری داشته است. پاییز گذشته، هولیتیون با شرکت لوازم آرایشی شارلوت تیلبری روی مفهومی با عنوان «آینه جادویی» همکاری کرد. آینه جادویی ابزاری است که با واقعیت افزوده کار می‌کند و هدف آن کمک به تسریع فرآیند تصمیم‌گیری خرید برای مشتریانی است که وقت تست کردن محصولات آرایشی را ندارند. کاربران می‌توانند در این آینه 10 مدل از صورت آرایش شده خود را با جزئیات ببینند و حتی تغییرات رنگ پوست خود را بفهمند و سپس تصمیم بگیرند کدام محصول را بخرند. این تجربه‌ای واقعی و فوق‌العاده برای آنها است. یکی از کارکنان هولیتیون می‌گوید یک مشتری در مورد گریم واقعی یک آرایشگر روی صورتش اطمینان داشت، اما این آینه نظرش را کاملا عوض کرده بود. در واقع سهولت تصمیم‌گیری برای خریداران برای آنها بسیار امیدبخش است.

جاناتان چیپیندل، مدیر اجرایی هولیتیون می‌گوید: «تکنولوژی همچنان مانعی برای فروشگاه‌های خرده‌فروشی است و گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و صفحات اینچنینی در 80درصد مواقع نمی‌گذارند مصرف‌کننده آنچه را که می‌خواهد ببیند و لمس کند. برگ برنده خرده‌فروشی‌های امروز این است که یکدلی دیجیتال ایجاد کنند هیچ‌کس واقعا نمی‌تواند حدس بزند که آینده چه شکلی خواهد بود. اما آنهایی که از تکنولوژی و داده استفاده می‌کنند تا تجربیات خرید سفارشی ایجاد کنند که بتواند هر فرد متفاوت را با نیازهای متفاوت تشخیص دهد، در صدر رقابت قرار می‌گیرند.» تام چپمن، موسس سایت MatchesFashion.com با این موضوع موافق است. امروز 95 درصد خرده‌فروشی‌ لباس در انگلستان – این رقم در سال 2016 به 204 میلیون پوند (معادل 253 میلیون دلار) رسید – به صورت آنلاین انجام می‌شود. اما چپمن می‌گوید بوتیک‌ها و رویدادهای فیزیکی همچنان «فرصت‌های بازاریابی» مهمی هستند و لیست انتخاب ویژه‌ای در اختیار مشتری قرار می‌دهند و حتی باعث می‌شوند مشتری چیزی فراتر از خرید را تجربه کند. او می‌افزاید: «باید هر جایی که مشتری خواست شما را پیدا کند در دسترس باشید. بخش قابل توجهی از تعاملات انسانی فراتر از معامله با کارت اعتباری است. فروشگاه‌ها دیگر نمی‌توانند فقط ردیف به ردیف محصول را به نمایش بگذارند. آنها برای بقای خود باید داستان‌سرایی کنند، سرگرمی ایجاد کنند و دیدگاه‌هایی داشته باشند که آنها را مجزا کند.»

راشل شچمن، موسس فروشگاه استوری در منهتن، این مفهوم را توسعه داده است. فروشگاه او در سال 2011 افتتاح و برای انتقال دیدگاه خاصش مثل یک مجله تاسیس شد. طرز کار آن به گونه‌ای است که هر چهار تا هشت هفته، طراحی، دامنه محصولات و پیام بازاریابی آن به‌طور کامل تغییر می‌کند. استوری جریانات درآمدی چندگانه‌ای دارد. یکی از آنها از طریق اسپانسر‌ها است که از فروشگاه برای ساخت «آگهی‌های زنده» با تم‌های عجیب استفاده می‌کنند. شچمن که با بیش از 4 هزار برند کار کرده و به خرده‌فروشی‌های بزرگی مشاوره داده، می‌گوید: «اگر زمان لوکس‌ترین دارایی باشد و مردم بازدهی سرمایه بیشتری برای زمانی که می‌گذارند طلب کنند، باید دلیل قانع‌کننده‌ای برای داشتن یک فروشگاه فیزیکی داشته باشید.»

فروشگاه لرد اند تیلر (Lord & Taylor) در آمریکا چنین رویکردی را مد نظر قرار داده و به تازگی یک فروشگاه لباس بسیار بزرگ تاسیس کرده است. در کنار همکاری با طراحان مطرح لباس، بخشی ویژه به نام «گالری» با خدمات کامل استراحت و مفهوم فروشگاه پاپ‌آپ (موقت) ایجاد شده است. در این فروشگاه موقت برندها هر هشت هفته تغییر می‌کنند. تکنولوژی نقش مهمی در این فروشگاه ایفا می‌کند، اما نقش آن عمدتا پشت صحنه و مربوط به سرعت انتقال محصول و حق انتخاب گسترده برای مشتری است. لیز رادبل، رئیس فروشگاه و شرکت مادر آن، هادسون بی، می‌گوید: «همه مردم تجربه‌ای بسیار ملموس یا بیش از حد پیچیده نمی‌خواهند. وقتی زنان لباس خاصی را برای یک مراسم بزرگ می‌خواهند، فرصتی ارزشمند ایجاد می‌شود. آنها می‌خواهند گزینه‌های زیاد و غنی پیش رویشان قرار بگیرد و ارتباطی انسانی برای انتخابشان وجود داشته باشد. آنها خواهان لباسی هستند که خاطره ایجاد کند و هدف ما این است که آنها را به خواسته‌شان برسانیم.»

با این حال، شکی وجود ندارد که بخشی از جامعه مصرف‌کنندگان – به‌ویژه افراد زیر 35 سال – ترجیح می‌دهند بتوانند هر محصولی را که می‌خواهند در هر زمانی به دست بیاورند. خرده‌فروشی یوکس (Yoox Net-a-Porter) اخیرا در مشارکت با شرکت ولنتینو برنامه Next era را آغاز کرده که امکان دسترسی به بزرگ‌ترین فروشگاه ولنتینو در جهان را فراهم می‌کند؛ اما فروشگاهی که در هیچ خیابان، میدان یا گذری وجود خارجی ندارد. این فروشگاه قرار است اوایل سال آینده افتتاح شود و به مشتری امکان می‌دهد به هر محصولی که می‌خواهد دسترسی آنلاین داشته باشد و به سرعت آن را تحویل بگیرد و از خدمات هوش مصنوعی مثل شخصی‌سازی در محل بهره‌مند شود. فارفچ هم به عنوان رقیب از طرح F90 پرده‌برداری کرده و بر اساس آن سرویس ارسال محصولات گوچی را ظرف 90 دقیقه در 10 شهر ارائه می‌دهد. به گفته نِوس، «ارسال به‌موقع محصول جزو اولین اولویت‌های مشتریان محصولات لوکس است. آنها داستان شنیدن را دوست دارند، اما در ضمن دوست دارند آیتمی که در سایتی انتخاب می‌کنند، با رنگ و سایز درست و در کمترین زمان ممکن به دستشان برسد. در نهایت، استفاده از داده برای متحول کردن فروشگاه‌ها، بین آنهایی که به مرحله بعد می‌روند و آنهایی که از این کار خودداری می‌کنند، فرق ایجاد می‌کند.»

مترجم:مریم رضایی


منبع:دنیای اقتصاد



  • آخرین ویرایش:شنبه 4 شهریور 1396
نظرات()   
   

برای بسیاری از آمریکایی‌ها، شروع کسب‌و‌کار خود یعنی «ریسک‌ کردن، سخت کار کردن و پولدار شدن». اما چرا اکثر زنان این کار را انجام نمی‌دهند؟

 زنان باوجود اینکه نیمی از نیروی کار را تشکیل می‌دهند، تنها مالک 36 درصد از شرکت‌ها در ایالات متحده هستند. طبق مقاله جدیدی که از سوی محققان دانشگاه هاروارد ارائه شده است، زنان در بخش تکنولوژی، مالک کمتر از 10 درصد استارت‌آپ‌ها هستند. به گزارش دنیای اقتصاد ، طبق این تحقیق، دلیل این امر این است که افراد با تجربه به افرادی مانند خودشان پول و مشاوره می‌دهند؛ درحالی‌که کسانی که تازه کارشان را شروع می‌کنند کاری را انجام می‌دهند که از افرادی مانند خودشان می‌بینند. به عبارت دیگر، همه ما در حباب زندگی می‌کنیم- نه فقط در سیاست‌ یا دوستی‌هایمان، بلکه در مشاغل‌مان نیز چنین هستیم- و اینها ایده‌هایی که می‌سازیم را شکل می‌دهند. دانشمندان حوزه اجتماعی این پدیده را هوموفیلی (homophily) یا دوست داشتن افراد مشابه می‌نامند.

سوزان کلمن، استاد کسب‌و‌کار دانشگاه هارتفورد می‌گوید؛ «زنان تنها خارج از آن شبکه‌های ایجاد شده هستند و اگر شما خارج از شبکه باشید، دانش به‌دست نمی‌آورید، فرصت‌ کسب نمی‌کنید و مخاطبی نیز به‌دست نمی‌آورید و در نتیجه سرمایه‌گذاری نیز دریافت نمی‌کنید.» تحقیقات نشان می‌دهد زنان در سراسر جهان کمتر از مردان کارآفرینی را به عنوان یک مسیر شغلی می‌بینند و علت آن این است که آنها سایر کارآفرینان زن دیگر را به عنوان الگو نمی‌یابند.همچنین احتمال کمتری وجود دارد که آنها تجربه مدیریتی داشته باشند که بتواند منجر به شروع یک شرکت شود. طبق گزارش LeanIn.org و مکنزی تنها 19 درصد مدیران اجرایی برتر زن هستند و دلیل اصلی که آنها رشد نمی‌کنند این است که احتمال کمتری وجود دارد که در رهبری ارشد سازمان دارای مشاور باشند. طبق تحقیق لیندا بل، یک اقتصادددان و رئیس دانشکده بارناند، این مساله زمانی که زنان شرکت‌ها را راه‌اندازی می‌کنند، تغییر می‌کند. شکاف حقوق جنسیتی کاهش می‌یابد و احتمال بیشتری وجود دارد که زنان ترفیع یابند. او می‌گوید؛ «به‌دلیل این رابطه علت و معلولی، حضور مدیران زن برتر دارای یک اثر بسیار قوی است.»همچنین زنان از شبکه‌های مالی که عمدتا مردان هستند کنار گذاشته می‌شوند و اغلب از طریق ارجاعات دوستان‌شان فعالیت می‌کنند. آنها معمولا به‌جای سرمایه خارجی، پول خودشان را سرمایه‌گذاری می‌کنند و زمانی که در جست‌وجوی سرمایه‌گذار هستند، مقادیر کمتری را درخواست می‌کنند.شبکه‌ها به یک دلیل دیگر نیز مهم هستند: حمایت احساسی. خانم کلمن می‌گوید؛ «شروع یک سرمایه‌گذاری کارآفرینانه یک مسوولیت تنها و گاهی ترسناک است و شما نیاز به افرادی برای مشورت و گفت‌وگو با آنها دارید.» مراکز رشد (Incubators) کمکی نمی‌کنند. در مطالعه‌ای از 18 هزار شرکتی که در مراکز رشد کارشان را شروع کردند، تنها 6 درصد آنها از سوی زنان اداره می‌شد.

عامل دیگری نیز می‌تواند مهم باشد. زنان عموما نسبت به مردان ریسک‌گریز‌تر هستند. مطالعات نشان داده این مساله در بلندمدت از آنها سرمایه‌گذاران بهتری ساخته است. همچنین این امر برخی از آنها را از کارآفرینی و از تلاش برای ایجاد کسب‌و‌کارهایی با رشد بالا دلسرد می‌کند. در برخی موارد این مساله می‌تواند یک تصمیم سرمایه‌گذاری خردمندانه نیز باشد چرا که حدود نیمی از کسب‌و‌کارهای جدید در 5 سال اول شکست می‌خورند.جنیفر دیونیسیو می‌گوید زمانی که سال گذشته شرکتشThree Sisters Farm and Dairy را راه‌اندازی کرد، هیچ الگوی زنی نداشت. او شیر بز و گوشت گاو می‌فروشد و امیدوار است که بتواند یک فروشگاه پنیر و یک رستوران را نیز راه‌اندازی کند.به گفته او زندگی در شهر کوچکی مانند پوئبلو در ایالت کلورادو این کار را برای او آسان‌تر کرده؛ چرا که او وکلا و بانکداران محلی را می‌شناسد. با این وجود، مردم در فروشگاه‌های خوراک محلی معتقدند که او نمی‌تواند کیسه‌های غذا را حمل یا با تراکتورها رانندگی کند. افراد به مزرعه او می‌آمدند و از رئیس او می‌پرسیدند.

او تلاش می‌کند تا الگویی برای سه دخترش باشد و امیدوار است که روزی دخترانش مسوولیت مزرعه را به عهده بگیرند. او می‌گوید؛ «آنگاه آنها می‌توانند برای خودشان کار کنند، مستقل باشند و امرار‌معاش کنند.» «حتی دختر 7 ساله من هم‌اکنون می‌تواند تراکتور مزرعه را راه بیندازد.» طبق مطالعه‌ای که از سوی پل گمپرز، استاد مدرسه کسب‌وکار هاروارد و سوفی ونگ، فارغ‌التحصیل این دانشگاه انجام شد، موسسان استارت‌آپ‌هایی که از سوی سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر تامین مالی شده‌اند، تقریبا همگی مرد، سفیدپوست یا آسیایی هستند. آنها می‌خواستند بدانند که آیا مشکل از کمبود زنان با تحصیلات عالیه، آموزش یا میل به شروع شرکت‌هاست یا اینکه عواملی مانند سوگیری یا شبکه‌های بسته وجود دارد. آنها به این نتیجه رسیدند که زنان شایسته بسیار زیادی وجود دارند. زنان 40 تا 50 درصد مدارج در علوم و مهندسی را کسب می‌کنند و 30درصد نیروی کار در صنعت نرم‌افزار را شامل می‌شوند. اما احتمال کمتری وجود دارد که آنها اطلاعات کافی در مورد چگونگی تبدیل شدن به یک کارآفرین را داشته باشند، الگوهای زن را ببینند و سرمایه‌‌گذاران مخاطره‌پذیر را بشناسند. آقای گوپرز دریافته است که احتمال بیشتری وجود دارد که سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر زن در کارآفرینان زن سرمایه‌گذاری کنند. اما هنوز 91 درصد سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر مرد هستند، 86 درصد سفیدپوست و 11 درصد آسیایی. جای شگفتی نیست که سابقه سرمایه‌گذاری کارآفرین بسیار شبیه هم است؛ 91 درصد مرد هستند، 80 درصد سفیدپوست و 16 درصد آسیایی هستند. اکثر آنها مدارک خود را از یک سری دانشگاه‌های مشابه گرفته‌اند و در شرکت‌های تکنولوژیک بزرگی مانند گوگل و یا مایکروسافت کار کرده‌اند. شیلا لیریو مارچلو، موسس Care.com، سرویس برای کمک به خانواده‌ها برای یافتن پرستار که در فیلیپین بزرگ شده است، می‌گوید یکی از مهم‌ترین چیزهایی که او انجام داد یافتن الگوها و مشاوران مرد بود و این گونه نبود که تنها در جست‌وجوی الگوی زن باشد. او می‌گوید؛ «رفع شکاف جنسیتی در کسب‌و‌کار اغلب گفت‌وگویی است که زنان با یکدیگر دارند.» «ما قطعا نیاز به ارائه جامعه‌ای حامی و پشتیبان برای یکدیگر داریم؛ اما اگر واقعا می‌خواهیم وارد شرایط برابر شویم، مردان باید بخشی از این معادله باشند.» روش‌های دیگر برای رفع این شکاف وجود دارد. در مقاله دیگری که از سوی آقای گومپر و خانم ونگ انجام شده است، آنها دریافته‌اند که زمانی که سرمایه‌گذاران مخاطره‌‌پذیر دختر دارند، سوگیری کمتری علیه زنان دارند. توصیه او به زنان این است که «پوست کلفت‌تر» باشند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 3 شهریور 1396  11:48 ب.ظ

کارآفرین زنبوردار در کشور در گلایه از مشکلات تولید گفت:متأسفانه هیچ نهادی برای حمایت از تولید کنندگان عسل وجود ندارد و به همین خاطر بسیاری از مشکلات زنبورداران حل نمی شود.

از گذشته تا کنون از عسل در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است. در گذشته از این خاصیت عسل برای از بین بردن پینه های دست و پا سود می جستند.عسل طبیعی از 2 هزار و 500 سال پیش توسط انسان ها در اقصی نقاط جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، کیفیت عسل طبیعی ایران در جهان زبانزد است، این مسئله ناشی از اقلیم خاص و شرایط طبیعی ویژه کشورمان است. در گذشته‌ نه‌چندان دور و پیش از آغاز موج ویرانگر مهاجرت از روستا به شهر، بخش عظیمی از روستائیان در کنار کار کشاورزی به پرورش زنبور عسل می‌پرداختند. امروز اما پرورش زنبور در ایران شرایط مناسبی ندارد، در نقاط جنوبی کشور وجود ریزگردها باعث کاهش تولید و مرگ زنبورها می‌شود، در سایر نقاط کشور هم با از بین رفتن فرهنگ کار و گسترش میل به مشاغل دولتی و پشت میز نشینی، تمایل کمتری به پرورش زنبور مشاهده می‌شود. این در حالی است که پرورش زنبور در صورت رعایت اصول علمی، پیشه‌ای بسیار سودآور است، هرچند چرخه پرورش زنبور در ایران در سطح کلان از فقدان صنایع تبدیلی و بسته بندی نیز به‌شدت رنج می‌برد و به همین دلیل بازارهای خود را در جهان هر روز از دست می‌دهد.

*از کودکی عاشق زنبورداری بودم

مجید امیدی جوان 30 ساله با مدرک کارشناسی مدیریت است که در شهرستان مهران مشغول تولیدعسل است.

امیدی یکی از فعالان اقتصاد مقاومتی شهرستان مهران در استان ایلام است.  جوانی 30 ساله و دارای مدرک کارشناسی مدیریت است. وی درباره نحوه ورود به این عرصه زنبورداری می گوید: از زمان کودکی که در مزارع بازی می کردیم عاشق زنبورداری بودم و دوست داشتم که یک زنبوردار حرفه ای بشوم. وارد دانشگاه که شدم با این حرفه بیشتر آشنا شدم و تحقیقات بسیاری انجام دادم. از کار تولید، مخصوصاً تولید عسل لذت می بردم و دوست داشتم یک کارآفرین شوم. به همین دلیل تصمیم گرفتم با توجه به ظرفیت و پتانسیل موجود در شهرستان مهران، پرورش زنبور عسل را آغاز کنم.

وی ادامه داد: در ابتدا می ترسیدم اما تصمیم گرفتم که کارم را از حجم کم شروع کنم. به همین جهت با پس اندازی که داشتم توانستم 10 کلنی زنبور عسل تهیه کنم. با مشورت یکی از فعالان در عرصه پرورش زنبورعسل کارم را شروع کردم. روزهای اول سخت بود. زمانِ آزمون و خطا و کسب تجربه بود. اما برای شروع بد نبود، راضی بودم. با درآمد سالهای اول کلنی می خریدم و به کلنی های قبلی اضافه می کردم. با گذشت زمان که درسم تمام شد توانستم تمرکز بیشتری بر روی کارم داشته باشم. بعد از اتمام دانشگاه، هم دنبال کار دولتی بودم و هم زنبورداری می کردم. در این مدت به زنبورها عادت کرده بودم و هر روز باید به آنها سر می زدم. اگر یک روز به زنبورها سر نمی زدم دلم برای آنها تنگ می شد. حتی در زمستان هم مراقب زنبورها بودم با اینکه در زمستان معمولاً زنبورها کم کار هستند و جمعیتشان هم در کندوها کم می شود. تصمیم گرفته بودم که اگر کار دولتی پیدا نشد کار زنبورداری را حرفه ای تر دنبال کنم.

 این فعال اقتصادی افزود:همزمان با کار زنبورداری کار دولتی در یک سازمان هم پیدا کردم با این وجود باز علاقه ام به زنبورداری کمتر نشد بلکه توانستم از حقوق کارمندی برای توسعه کار زنبورداری هم بهره بگیرم. اما وقتی مقایسه می کنم می بینم که درآمد زنبورداری خیلی بیشتر از حقوق کارمندی است. حقوق کارمندی یک مقدار ثابتی است و تغییر نمی کند. اما زنبورداری پُر است از هیجان و در صورت وقت گذاشتن در این حرفه حتماً جوانان به سود خوبی خواهند رسید.

*عسل ها روی دستم نمی ماند

جوان زنبوردار ایلامی اظهارمی کند: 12 سال است که در این حرفه مشغول به کار هستم. در سال 95 من 100 کلنی داشتم اما با توجه به ظرفیت منطقه برای شغل زنبورداری، تصمیم گرفتم 70 کلنی دیگر نیز به کلنی های قبلی اضافه کنم و مجموعا در حال حاضر 170 کلنی دارم. در این شغل برای برادرم و یک نفر دیگر اشتغالزایی داشته ام. البته در سال 96 با افزایش کلنی های زنبورعسل باید یک نفر دیگر نیز استخدام کنم. در سال 94 از 100 کلنی توانستم 35 میلیون تومان درآمد کسب کنم.

 وی ادامه دارد: سالانه به طورمیانگین 600 تا 800 کیلو عسل برداشت می کنیم. در دو مرحله ما برداشت عسل داریم. عسل بهاری و عسل تابستانی. عسل بهاری ارزانتر از عسل تابستانی است. کیفیت عسل تابستانی بهتر است. در فصل تابستان زنبور عسل شهد های متنوع تری را به کندو می آورد. عسل بهاری را با قیمت میانگین هر کیلو 15 هزارتومان می فروشیم و عسل تابستانی به قیمت 45 هزارتومان به فروش می رسد. عسل ها روی دستم نمی ماند و مشتری های ثابت خودم را دارم. با اضافه کردن کلنی ها و بالابردن حجم تولید قصد ارسال محصولات را به استانهای دیگر نیز دارم.

*از کجا شروع کنیم؟

 امیدی می گوید: به نظر من علاقمندانی که قصد شروع زنبور داری را دارند بهتر است سال اول با 3 الی 6 کلنی شروع کنند تا ضمن مشغولیت های زندگی با کار زنبور داری آشنا شوند. به نوعی سال اول را کارآموزی کنند و با مطالعه کتب و سایت های زنبور داری و مشورت و آموزش از کسانی که سابقه زیادی در این شغل دارند خود را برای توانایی در این کار محک زده و در ضمن نیاز خانواده خود را به عسل طبیعی برآورده کنند. در صورت تمایل به ادامه کار در سال دوم با 20 الی 30 کندو به عنوان شغل دوم و کمک هزینه زندگی ادامه دهند و با کارآزموده شدن و تجربه کسب کردن از خسارت های احتمالی وارده و پیدا کردن دلیل آن و سود بردن از موارد منفعت آور، برای سال بعد خود را آماده کنند. تهیه هر کندو 320 هزار تومان هزینه دارد.

جوان پرورش دهنده زنبورعسل گفت: با علم به اینکه یکی از مهمترین ظرفیت های طبیعی استان ایلام، وجود گونه های گیاهی، دارویی و شهدزا در این استان است باید این حرفه از سوی جوانان ایلامی مورد توجه قرار گیرد. این پتانسیل و ظرفیت خدادادی باید در جهت رفع مشکل بیکاری جوانان ایلامی استفاده شود. در حال حاضر هزار گونه گیاهی در استان ایلام شناسایی شده که از این تعداد 550 گونه گیاهی شهدزا هستند. این ظرفیت بسیار بزرگ باعث رونق زنبورداری و کیفیت بالای عسل در این استان شده است پس جوانان باید با غنیمت شردن این فرصت با علاقه و تحقیق کار زنبورداری را که یکی از عرصه های درآمدزا است، شروع کنند. باید از کم شروع کنند. عسل ایلام عسل بسیار مشهور و معروفی است و مورد توجه بازارهای داخلی و صادراتی است.

*جوانان باید خودشان کارآفرین شوند

وی ادامه داد:بعضی وقت ها از کار دولتی خسته می شوم و تصمیم می گیرم که به کلنی های خود اضافه کنم و تمام وقت به زنبورداری مشغول شوم. در فعالیتهای اقتصاد مقاومتی خودت رئیس خودت هستی و کار تنوع بیشتری دارد و خسته کننده نیست. من به خیلی از جوانان محل و دوستان خودم تاکید داشتم که سراغ کار دولتی نروند و به خاطر یک میلیون حقوق کارگری راهی بازار کار نشوند. خیلی از روستاییان از روستا به شهر می آیند اما باید گفت که در شهر جز سراب چیزی نیست و واقعیت در تلاش و اراده جوانان ما نهفته است. جوانان در هر استانی که باشند می توانند با مراجعه به بسیج سازندگی با عرصه های اقتصاد مقاومتی و تسهیلاتی که برای این عرصه ها درنظر گرفته شده است بیشتر آشنا شوند و با مشورت با کارشناسان یک حرفه را شروع کنند. یک جوان روستایی با 10 عدد گوسفند می تواند زندگی خود را بچرخاند. با 30 کلنی زنبور عسل می توان یک زندگی را اداره کرد. جوانان باید خودشان کارآفرین باشند.

*ویژگی عسل خوب چیست؟

امیدی در ارتباط با ویژگی عسل های خوب و طبیعی اظهار می کند: بسیاری از مردم تصور می‌کنند عسل طبیعی عسلی است که شکرک نزند و سفت باشد اما این تفکر اشتباه است. عسل طبیعی به دلیل این که حرارت نمی‌بیند حتما در بازه زمانی بین یک تا سه ماه شکرک می‌زند. تولید کنندگان به 90 درصد عسل‌های موجود دربازار حرارت می‌دهند تا ازشکرک زدن آنها جلوگیری کنند چون اکثر مردم با ویژگی‌های عسل طبیعی آشنا نیستند و عسل شکرک‌زده خریداری نمی‌کنند. که عسل با کیفیت باید روان بوده و غلظت کمی داشته باشد. از آنجایی که قندهای موجود درعسل طبیعی کوچک مولکول هستند، اگر ظرف این عسل را کج بگیریم به راحتی از ظرف پایین سرازیرمی‌شود ولی عسلی که از خوراندن شکر به زنبور تولید شده باشد قندآن درشت ملکول است و غلیظ به نظر می‌رسد. هرچند تشخیص عسل با کیفیت به سختی و تنها از طریق تست و آزمایش نمونه عسل درآزمایشگاه امکان‌پذیراست ولی روش‌هایی وجود دارد که مردم عادی نیز بتوانند تا حدودی عسل مرغوب را از سایر عسل‌ها تشخیص دهند. اگرعسل خوب را درآب سرد قرار دهیم به سرعت خودش را می‌گیرد و سفت می‌شود و به سختی درآب سرد مخلوط می‌شود.

*ضرورت حمایت دولت از زنبورداران

این فعال اقتصاد مقاومتی نبود نهاد حمایتی را یکی از مشکلات زنبور داران می داند و می گوید: متأسفانه هیچ نهادی برای حمایت از تولید کنندگان عسل وجود ندارد و به همین خاطر بسیاری از مشکلات زنبورداران حل نمی شود. بسیاری از زنبورداران سیروانی در چند سال اخیر به دلیل وضعیت آب و هوایی و عدم حمایت مسئولان زنبورهای خود را از دست دادند و می طلبد مسئولان با حمایت ها و کمک‌هایی که انجام می دهند مانع از بین رفتن نسل زنبورها و شغل پرورش زنبور شوند. باید مسئولان به کار پرورش زنبور به عنوان یک کار تولیدی و نه تشریفاتی نگاه کنند که می تواند زمینه اشتغال بسیاری نیز فراهم کند. با توجه به سرمایه اندکی که برای پرورش زنبور نیاز است جوانان می‌توانند با تعداد اندک کندوی زنبور عسل به این شغل روی آورند و با آموزش‌هایی که از طریق کتاب‌ها، سیدی‌های آموزشی و مستندات تلویزیونی وجود دارد به کار رونق دهند و درآمد خوبی نیز کسب کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 3 شهریور 1396  11:44 ب.ظ

استارت‌ آپ‌ها کسب‌وکارهایی مبتنی بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در حوزه تبادلات مالی هستند که فضای جدیدی در اقتصاد کشورها به وجود آورده‌اند. اتفاقی که علاوه بر اشتغال‌زایی تقریبا گسترده می‌تواند در نهایت موجب افزایش ضریب رشد اقتصاد کشورها هم شود.

خلق ایده، کارآفرینی، کسب وکارهای متنوع جدید و مبتنی بر فناوری های نوآورانه از ویژگی های استارت‌آپ‌ها است که موجب ظهور اقتصاد جدیدی مبتنی بر اپلیکیشن‌ها شده است. خصوصیت مجازی و اینترنتی این کسب‌وکارها فضای اقتصادی جدیدی را در اقتصاد بسته کشورهای توسعه یافته برای تجربه رشد بیشتر اقتصادی را به وجود بیاورد. این استارت‌آپ‌ها همچنین فضای جدیدی در اقتصاد کشورهای در حال توسعه را به وجود آورده است که علاوه بر اشتغال‌زایی گسترده می‌تواند در نهایت موجب افزایش ضریب رشد اقتصاد این کشورها هم بشود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، استارت‌آپ‌ها علی‌رغم کوچک بودن و منحصر به حوزه خاصی از تولیدات یا خدمات بودن به دلیل کثرت تعدادشان در آینده بخش بزرگی از گردش مالی اقتصادی در دنیا را به خود اختصاص خواهند داد. همین مساله باعث شده است تا  دولتها، نهادها و شرکت های خصوصی بزرگ در دنیا به رصد فعالیت ها، جمع آوری و تحلیل آمارهای این استارت آپ‌ها بپردازند.

اگر بخواهیم روند رو به رشد سرمایه گذاری جهانی روی استارتاپ‌ها در دو دهه اخیر را تشریح کنیم، می توانیم بگوییم  که یکی از اضلاع بسیار مهم و موثر در زیست بوم استارتاپ‌ها، سرمایه و وجود موسسات و نهادهای سرمایه‌گذاری است که نقش روانی و عملیاتی مهمی در شکل گیری، رشد و موفقیت کسب و کارهای نوپا ایفا می‌کنند.

خطرپذیری البته یکی از ویژگی‌های بارز این استارت‌آپ‌ها است همین امر باعث می‌شود تا سرمایه گذاران این حوزه علاوه بر داشتن ایده های برتر به دنبال شرکت های موفق در این حوزه نیز باشند. یکی از معیارهای آنان در این زمینه قرار گرفتن در لیست تک شاخ های فناوری است. استارتاپ‌هایی که بالای یک میلیارد دلار ارزش دارند، "تک‌شاخ" نامیده می‌شوند. بر اساس اطلاعات سایت مرکز ملی فضای مجازی، هر ساله آمار تک شاخ های حوزه فناوری اطلاعات منتشر می شود که نکته قابل توجه در این آمارها جغرافیای آنهاست. ۵۵ درصد  تک شاخ‌های جهان در ایالات متحده ۲۱ درصد در چین، چهار درصد در هند، چهار درصد در انگلستان، دو درصد در آلمان و دو درصد نیز در کره جنوبی قرار دارد.

بررسی و استفاده از تجربیات نحوه سرمایه­‌گذاری در کشورهای موفق برای رشد این حوزه در کشور دارای اهمیت است. یکی از مهمترین دلایل ایجاد تک شاخ‌ها، افزایش سرمایه شرکت‌هاست که ماحصل وجود نهادهای مالی ریسک پذیر و مهمتر از آن قوانین و مقررات لازم جهت تسهیل در جذب و حفظ سرمایه توسط استارتاپ ها و کارآفرینان است. همچنین راه اندازی شهر فناوری و ایجاد محیط مناسب جذب سرمایه در محدوده وسیعی از فناوری ها نیز از دلایل دیگر توسعه استارت‌آپ‌ها است.

گسترش صنعت دیجیتال، توسعه فناوری‌ها و گسترش زیست بوم دیجیتال نشان دهنده جذابیت و فرصت های آتی این صنعت است که در صورت ایجاد فضای مناسب جهت جذب و حفظ سرمایه بعنوان عامل اصلی رشد و موفقیت استارتاپ‌های فناوری، اثرات اقتصادی قابل توجهی را به همراه خواهد داشت. این موضوع در کنار رویکرد جهانی  به شکل گیری استارتاپ‌ها در گسترده شدن بازارها، اهمیت بهره مندی اقتصاد کشور از منابع مالی جهانی استارت‌آپ‌ها را چند برابر می‌کند.

در چند سال‌ اخیر به لطف رشد دو برابری صنعت دیجیتالی با درآمد جهانی سه تریلیون دلار، گردش مالی این حوزه از بخش سنتی مخابرات پیشی گرفت. این رشد ناشی از نگاه سرمایه گذاران در سال‌های اخیر به حوزه استارت‌آپ‌ها است. با سرمایه گذاری ۲۲۰ میلیارد دلاری سرمایه‌گزاران در حوزه دیجیتال، رشد جهانی این صنعت از شتاب بیشتری نیز برخوردار خواهد شد. ارزیابی‌ شرکت های دیجیتالی در سال‌های آینده، وجود ۱۹۰ تک شاخ با ارزش حدود ۶۰۰ میلیارد دلار و درآمد بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است.

از دیگر دلایل ایجاد تک شاخ ها رشد سرمایه شرکت ها بواسطه دسترسی بیش از حد آنان به نقدینگی است. از محرک های بالقوه ایجاد تک شاخ ها در سال ۲۰۱۴، سرمایه گذاری بوسیله چند شرکت بانفوذ و پیشرو است، بطوریکه ۸ شرکت بزرگ در ۴۲ درصد از مجموعه تک شاخ ها سرمایه گذاری کرده اند. رشد کلی منابع مالی در دسترس در این سال برابر ۱۶۵ درصد بوده است که باعث رشد شرکت های دیجیتالی تا ۲۰ درصد شده است. بیشتر تک شاخ‌ها با حفظ و یا افزایش ارزش خود ماندگار خواهند بود. گسترش صنعت دیجیتال، توسعه فناوری و گسترش زیست بوم‌های دیجیتالی مانند اینترنت اشیا و امنیت سایبری از جذابیت‌ها و فرصت های آتی این صنعت است.

نتایج تحقیقات طی سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ نشان می دهد حدود ۱۳ استارتاپ فناوری در اروپا با افزایش ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار به تک شاخ‌های این حوزه تبدیل شده و در همین زمان نیز در آمریکا ۲۲ تک شاخ جدید ایجاد شد. ارزش ایجاد شده توسط تک شاخ های اروپا از سال ۲۰۰۰ حدود ۱۲۰ میلیارد دلار بوده است که این میزان در مقایسه با ارزش "فیس بوک" که به تنهایی ۲۲۹ میلیارد دلار و یا "اوبر" با ارزش ۴۰ میلیارد دلار،  قابل توجه است.

بر اساس اطلاعات گزارش شاخص اقتصادی بازار آزاد داوجونز، تعداد ۴۰ استارت آپ اروپایی، با افزایش سرمایه توانسته اند ارزش خود را هر کدام ۱ میلیارد دلار یا بیشتر از آن افزایش دهند.  ۱۷ شرکت از ۴۰ شرکت اروپایی که تعداد آنان نسبت به قبل دو برابر شده است، متعلق به انگلستان هستند که در میان آنها استارتاپ‌های مالی یا فین‌تک‌ها با ۸ شرکت، بیشترین سهم را دارا هستند. سوئد با ۶ تک شاخ در رده دوم و بعد از آن آلمان و روسیه با ۴ و فرانسه با ۲ تک شاخ قرار گرفته اند. در ادامه نیز فنلاند با ۲ و ایتالیا، هلند و ایرلند نیز هرکدام با یک شرکت قرار دارند.

با توجه به تاثیر راه اندازی شهر فناوری لندن که در مدت زمان ۵ سال توانسته است با کسب جایگاهی مهم بعنوان هاب فناوری در اروپا، زمینه های جهش اقتصادی انگلستان را فراهم کند، می توان گفت آمار منتشر شده نشان می دهد تعداد شرکتهای بخش فناوری دیجیتال لندن از زمان راه اندازی شهر فناوری، ۴۶ درصد رشد داشته است. این بخش با نیروی کار تقریبی ۲۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۱۵ نسبت به سال۲۰۱۰، از افزایش ۱۷ درصدی برخوردار بوده است. همچنین بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴، بیش از ۱۰۰۰ پروژه سرمایه گذاری بین­‌المللی در شهر فناوری لندن آغاز شده است.

اساسا ترسو بودن سرمایه‌دارها در بردن سرمایه‌شان به سمت حوزه‌های کمتر شناخته شده می‌تواند مانعی برای استفاده از قابلیت، ظرفیت و چالاکی حوزه استارت‌آپ‌ها باشد. ایجاد زیست بوم مناسب برای رشد و توسعه نوپاهای فناوری اطلاعات، مستلزم وجود مجموعه ای از عناصر و اضلاع است که بدون حضور آنها رشد و ارتقای استارت‌آپ‌ها امکان پذیر نیست. نقش مراکز رشد، شتاب دهنده ها، مراکز و شبکه های سرمایه گذاری، رسانه ها، سازمان های مردم نهاد، موسسات عمومی و دولتی مرتبط، دانشگاه ها و مراکز آموزشی حرفه ای در این عرصه غیرقابل انکار است.

در نهایت باید گفت که فضای مجازی بویژه استارت آپ‌ها از ظرفیت عظیمی در جهت رشد و توسعه اقتصاد کشور برخوردارند. این امیدواری وجود دارد که عوامل تاثیر گذار در رشد و توسعه فعالیت‌های اقتصادی در فضای مجازی، با بهره گیری از تجارب سایرکشورها و در چارچوب منافع ملی کشور، فعال شده و موجبات رشد و تعالی اقتصاد کشور را با بهره‌گیری از قابلیت های فضای مجازی فراهم آورند.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 شهریور 1396
  • برچسب ها:استارتاپ ،
نظرات()   
   

مدیرعامل شرکت اپل، تیم کوک، هر روز ساعت4:0 ایمیل های شرکتش را بررسی و ارسال می کند و بعد از آن به سالن ورزش سر می زند. او یکی از موفق ترین مدیران اجرایی است که در مورد اهمیت بیدار شدن در صبح به خوبی آگاه است. اما او در این راه تنها نیست.

1- سحرخیز باشید

مدیرعامل دیزنی، رابرت ایگر ساعت 4:30 صبح از خواب بیدار می شود و قبل از اینکه به دفتر کارش وارد شود ورزش می کند. اما دلیلی وجود دارد که آنها و بعضی دیگر از موفق ترین افراد جهان صبح ها زود از خواب بیدار می شوند. از نظر آنها در این ساعت ها که تمام جهان خواب هستند و همه جا ساکت است، می توانند بهتر تمرکز کرده و به اهداف بلند مدت خود فکر کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، حتی برای افرادی که گمان می کنند نمی توانند صبح ها زود از خواب بیدار شوند، عادت به این رفتار روزانه از طریق رویکرد میکرو برای شان امکان پذیر می شود. برای این کار هر هفته تقریبا 15 دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید و این روند را تا جایی که ممکن است ادامه دهید و این عادت رفتاری را در خودتان پرورش دهید.

2- مدیریت زمان موثری داشته باشید

زمان بزرگ ترین سلاح در زندگی است. همه ما یک اندازه زمان در طول شب و روز داریم. جایی که زندگی می کنیم، رنگ پوست مان، مذهب و ... هیچ تفاوتی به حال مان ندارد و همه ما فقط همان 24 ساعت در روز را دریافت می کنیم. که این 86،400 ثانیه است؛ نه بیشتر و نه کمتر. با این حال، آنچه باعث تفاوت می شود، این است که چطور از این وقت گرانبها درست استفاده  کنیم و چگونه از آن بهرمند شویم. آیا ما وقت مان را هدر می دهیم؟ یا از آن به طور مؤثر استفاده می کنیم؟ به طور خلاصه بهترین راه برای رسیدن به موفقیت و اهداف مان مدیریت زمان مناسب و دقیق است. اگر در مورد موفقیت درازمدت جدی هستید، باید این عادت روزانه را به زندگی خود اضافه کنید.

از سیستم مدیریت زمان چهارگانه استفاده کنید، که برای نخستین بار از سوی داییت داییز آیزنهاور، پیش بینی شده است و بعدا توسط استیفن کویس در کتاب «7عادت افراد بسیارمؤثر» محبوب شد. شما این سیستم مدیریت زمان چهارگانه را به عنوان بهترین استراتژی برای مدیریت زمان خود و در نهایت دستیابی به اهداف خود خواهید یافت.

3- اهداف روزانه خود را تنظیم کنید

کارآفرینان موفق نه تنها اهداف بلند مدت را تعیین می کنند، بلکه به تنظیمات اهدف روزانه کسب و کار خود نیز می پردازند. آنها اهداف هر روز را براساس آنچه می خواهند در بلند مدت به دست آورند تعیین می کنند. اهداف روزانه در مقیاس کوچک به موفقیت در کسب و کارمان کمک می کنند. بنجامین فرانکلین هر روز از خود می پرسید «امروز چه کاری برای دستیابی به هدفم انجام داده ام؟» و در آغاز روز با دانستن اینکه باید به این سوال پاسخ دهد روز خود را با در جهت انجام اهداف صحیح برای دستیابی به موفقیت در کسب و کار به پایان می رساند.

استیو جابز نیز یکی از آنهایی بود که هر روز هنگام نگاه کردن به آینه از خود سوالی را می پرسید. او در یکی از سخنرانی هایش برای فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد بیان کرد که آن سوال این است که اگر امروز آخرین روز زندگی شما بود، دوست داشتید چه کاری انجام دهید؟ او بعدا اعلام کرد که «هر زمان که برای چند روز متوالی جوابی نداشتم، می دانستم که باید چیزی را تغییر دهم.»

4- برنامه ریزی دقیق داشته باشید

برای تعیین اهداف، برنامه ریزی بسیار اهمیت دارد. موفق ترین کارآفرینان جهان برنامه ریزان دقیقی هستند. شما باید تعیین کنید که چگونه از Point A  به Point B در کسب و کار خود برسید تا با درک بهتری در آینده به خط پایان نزدیک شوید.

یک لحظه در مورد یک هواپیما فکر کنید. هر هواپیما یک هدف دارد؛ هدف آن این است که از یک شهر به مقصد دیگر بروید، پس در تاریخ و زمان خاصی مکانی را ترک می کند و در تاریخ و زمان دیگری به مکان مورد نظر می رسد. برای رسیدن به مقصد، برنامه ریزی های بسیاری لازم است از جمله پیش بینی مسیرسفر، سرعت هوا، ارتفاع و...

دستیابی به هدف تان در کسب و کار مانند مثال هواپیماست. شما باید در جهت رسیدن به اهداف خود در مورد تمام مسائل برنامه ریزی داشته باشید و ایجاد یک برنامه و پیگیری مداوم شما به صورت روزانه باعث پیشرفت تان می شود. اگر متوجه شوید که مانعی بر سر مسیرتان قرار دهد همچون هواپیما که هنگام ترافیک هوایی، مسیر، ارتفاع یا سرعت را تغییر می دهد تا به هدف مورد نظر برسد، عمل کنید.

5- به طور مداوم به فعالیت های خود ادامه دهید

بسیاری از افراد در مورد اقداماتی که قصد انجام آن را دارند سخن می گویند اما هر کسی نمی تواند آن اقدامات را به درستی عملی کند و از روند مداومی برای پیروزی تبعیت کند، با این حال، پیگیری مداوم فعالیت ها یکی از مهم ترین عادت های روزانه است که می توانید برای رسیدن به موفقیت های احتمالی آن را دنبال کنید و همچنین برای کارهایی که آنها را به تعویق می اندازید کافی است تنها روزی 15 دقیقه وقت خود را برای انجام آنها بگذارید. ادامه این روند باعث می شود کارتان نیز انجام شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :27  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها

خلاصه کتاب اصول سرپرستی..........شنبه 29 دی 1397

ترجمه 44P آمیخته بازاریابی..........شنبه 29 دی 1397

ترفندهایی برای توازن کار- زندگی ..........شنبه 29 دی 1397

چگونه با کمتر از ۱۰۰میلیون تومان کسب‌ و کار موفق بسازیم؟ ..........شنبه 29 دی 1397

پردرآمدترین شغل‌های دنیا در سال ۲۰۱۹ ..........شنبه 29 دی 1397

این پنج عادت غلط روزانه، طول عمرتان را کم می کند! ..........شنبه 29 دی 1397

ماجرای حضور آب فیجی در مراسم گلدن گلوب..........شنبه 29 دی 1397

نصب اپلیکیشن با وجود ظرفیت پایین حافظه ..........شنبه 29 دی 1397

نتفلیکس در جذب علاقمندان به فیلم رکورد زد! ..........شنبه 29 دی 1397

مایکروسافت هم به تولید صفحه نمایش تاشو می‌پیوندد ..........شنبه 29 دی 1397

پاورپوینت مدیریت رفتار، موفقیت و ارتباط..........شنبه 1 دی 1397

مهارتی که افراد حرفه‌ای را متمایز می‌کند! ..........شنبه 1 دی 1397

سریع ترین مرد جهان سفیر خدمت فوری ارسال پول می شود..........شنبه 1 دی 1397

بهشت کسب‌ و کارهای ۲۰۱۹ ..........شنبه 1 دی 1397

همکاری دو رقیب آلمانی ..........شنبه 1 دی 1397

ترکیه دیتاسنتر گردشگری راه‌اندازی می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

بیشترین دانلود به کدام اپلیکیشن‌ها در سال۲۰۱۸ تعلق دارد؟ ..........شنبه 1 دی 1397

اولین ساعت مچی هوشمند جهان که فشار خون را اندازه گیری می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

ارزهای دیجیتال به واتس‌آپ هم آمد ..........شنبه 1 دی 1397

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی..........شنبه 24 آذر 1397

همه پستها