مقاله جالب زیر پاسخ این سؤال را می دهد: چه بیزنس هایی از روش های غیرواضح و عجیب پول در می آورند؟

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از هنر مدیریت، روش های زیادی برای پول در آوردن وجود دارند. ولی شاید با روش های زیر کمتر آشنا باشید:

مک دونالد بیشتر از اینکه از فروش همبرگر پول دربیاورند، از فروش «حق امتیاز» شعبه های خود کسب درآمد می کنند. امروزه مک دونالد، یکی از موفق ترین کمپانی های حوزه املاک به شمار می رود.
 زمانی بود که بخش فروش قطعات و تجاری تویوتا بیشتر از فروش خودروهایش درآمد عایدش می کرد. مثلا اتوموبیل های مسابقه ای MG، هزینه قطعاتشان از خود خودرو بیشتر بود.
 کمپانی Best Buy که ظاهرا در حوزه فروش وسایل الکترونیکی فعالیت دارد، حاشیه سود بسیار کمی از این کار می برد. در عوض، عمده سود کمپانی از بخش مالی، گارانتی های طولانی مدت، بیمه، و تعمیرات حاصل می شود.
 شرکت های هواپیمایی ارزان قیمت معمولاً از فروش بلیت، حتی زیان هم می کنند. ولی با استفاده از فروش غذا در هواپیما، هزینه حمل چمدان اضافه، و سیستم رزرو صندلی کسب درآمد می کنند.
 آمازون از فروش کتابخوان های کیندل، سود بسیار کمی دارد. سود اصلی اش از فروش «محتوا» برای کیندل هاست که خود آمازون، اصلی ترین فروشنده ی آن است.
 موسیقیدانان معمولا سود اصلی شان را از تورهایی که برگزار می کنند می برند، نه فروش سی دی هایشان.
 ورزشکاران معروف، ممعمولاً از قراردادهای اسپانسری و تبلیغات، بیشتر از آنچه که از خود ورزش به دست می آورند، کسب درآمد می کنند.
 سود پمپ بنزین ها از فروش بنزین نیز تقریباً صفر است. در عوض، آنها از کارواش، فروش لوازم خودرو، روغن و سایر محصولات مرتبط کسب درآمد می کنند.
 سینماها و تئاترها بیشتر از آنکه از فروش بلیت پول به دست آورند، از فروش پاپکورن و سایر تنقلات کنار سالن سینما کسب سود می کنند.
 مهمترین هدف هر بیزنسی، داشتن مزیت رقابتی بوده که به معنای کسب سود بیشتر نسبت به رقبا است. بهتر است مدل های نامتعارف کسب سود مازاد را شناخته و از آن در تدوین طرح کسب و کار، بهره ببریم.

منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

موقعیت اصالت محصول، چگونه نخستین ها در بازار متمایز می شوند. به گزارش هورموند، این راهکار می تواند توسط هر شرکتی که برای نخستین بار توانسته موضعی را برای محصولش در بازار به دست آورد، مورد استفاده قرار گیرد.

 

به گزارش فرصت امروز، شعار «لی وایز»، «شلوار جین اصیل» نمونه خوبی از این نوع تعیین موقعیت است. لی وایز با شعار خود روشن می سازد که محصولش اصیل است و گرایش طبیعی مردم را که هر محصول نخست را اصیل می دانند و محصولات بعدی را تنها تقلیدی از محصول اولیه، ارضاء می کند.
همچنین در بسیاری محصولات دیگر نیز مشاهده کرده ایم؛

کوکاکولا: این  یک نوشابه واقعی است!

کمل: این  یک سیگار واقعی است!

سانکا: شما نمی توانید رقیب یک محصول اصیل باشید!

«ما محصولی اصیل هستیم» معمولاً تعیین موقعیت بسیار پرسودی است. پژوهش ها نشان می دهند که نخستین های هر محصولی معمولاً سهم بیشتری از بازار را نسبت به رقبای بعدی به خود اختصاص می دهند.

پژوهش ها نشان می دهند که قوانین طبیعی در مورد تکامل بازار صدق می کند. قانون سوم و چهارم «بوستون کالسلینگ گروپ» نشان می دهد که نخستین نام تجاری در طولانی مدت دو برابر سهم بازار دومین، و چهار برابر سهم بازار سومین را به خود اختصاص می دهد.

قانون «هندری کورپوریشن» می گوید نخستین نام تجاری در ابتدا ۱۰۰ درصد بازار را به خود اختصاص می دهد. دومین نام تجاری که به بازار می آید، نخستین کمی عقب نشینی کرده و ۷۰ درصد بازار به آن تعلق می گیرد، درحالی که دومین نام تجاری بیش از ۳۰درصد سهم بازار را انتظار ندارد و سومین نام تجاری از یک محصول امیدوار است ۱۱درصد سهم بازار را کسب کند.

«رابرت بازل» به اندازه گیری سهم بازار ۵۰۰ کمپانی پرداخت و دریافت که ۷۰ درصد بازارها، ۳۳ درصد سهم خود را به نخستین های بازار، ۱۹ درصد را به دومین ها، ۱۲ درصد را به سومین ها و ۷ درصد را به چهارمین ها می بخشند.


منبع:مارکتینگ نیوز


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 8 آبان 1396
  • برچسب ها:کسب و کار ،
نظرات()   
   

صحبت از نوآوری اغلب حول محور شرکت‌هایی مثل گوگل، تسلا، اوبر و آمازون می‌چرخد؛ شرکت‌هایی بزرگ و تاثیرگذار و فعال در صنایع پیشرفته که معمولا چیزهایی جدید ساخته و اختراع کرده‌اند.

به هر حال، صنایع بسیار متعدد و یکدستی وجود دارند که در تکنولوژی پیشرفته و متلاطم فعالیت نمی‌کنند و نیازی به مدل‌های کسب‌وکار که به سرعت ظاهر و محو شوند ندارند. صنعت مشاوره را در نظر بگیرید. دهه‌های پیش، شرکت‌هایی مثل مک‌کینزی، گروه مشاوره بوستون و بین (Bain) در این صنعت سرآمد بودند و هنوز هم هستند. به علاوه، این شرکت‌ها هنوز همان کارهایی را انجام می‌دهند که ۳۰ سال پیش انجام می‌دادند. صنعت هتلداری هم به میزان قابل توجهی باثبات و یکدست است. به گزارش دنیای اقتصاد، از داخل اتاق هتل به سختی می‌توان تشخیص داد که در یک هتل زنجیره‌ای اقامت دارید (مثل وستین) یا یک هتل گران‌قیمت دیگر (مثل هایت). این صنعت هم در ۳۰ سال قبل در مقایسه با امروز تفاوت قابل توجهی نداشته است.حتی تفاوت بین رقبای اصلی در صنایعی که طی دهه‌ها شاهد تغییر بوده‌اند – مثلا بانکداری – بسیار اندک است. این صنایع اغلب فضایی فوق‌العاده برای نوآوری هستند، در غیر این صورت بقیه با نوآوری‌های خود در کارتان اختلال ایجاد می‌کنند.

محدودیت‌های خدمات چندمنظوره

ناهمگنی مشتریان اغلب از ناهمگنی شرکت‌هایی که به آنها خدمات‌رسانی می‌کنند، بیشتر است. بنابراین، تلاش برای ارائه خدمات چندگانه به مشتری و جذب طیف گسترده‌ای از مشتریان، لزوما یک استراتژی هوشمندانه نیست.هتل‌های زنجیره‌ای نوآورانه CitizenM را در نظر بگیرید که در سال ۲۰۰۸ در هلند تاسیس شد. این مجموعه امکانات نسبتا لوکس را با قیمت معقول در مهیج‌ترین شهرهای دنیا ارائه می‌دهد و فقط بر یک گروه خاص از مشتریان متمرکز می‌شود: شهروندان موبایل. این بخش از مشتریان، شامل افراد دوستدار مسافرت هستند که خدمات خوبی را طلب می‌کنند که در عین حال از پس هزینه‌های آن هم برمی‌آیند. در نتیجه، citizenM با شرکت‌ها قرارداد نمی‌بندد یا اتاق کنفرانس اجاره نمی‌دهد، بلکه در عوض فقط بر افرادی که دوست دارند چند بار در سال برای خرید، کار، تفریح یا گشتن به لندن، پاریس، آمستردام یا نیویورک سفر کنند، متمرکز می‌شود.

این مجموعه هتل زنجیره‌ای دریافته که شهروندان موبایل ترجیح می‌دهند هتل‌شان رستوران لوکس جداگانه، خدمات اسپا و صندوق امانات نداشته باشد تا هزینه‌ها کاهش یابد. بنابراین citizenM در طبقه پایین هتل فضایی باز و بسیار راحت در نظر گرفته که مسافران می‌توانند در آن بنشینند و سوشی و قهوه بخورند و در طبقات بالاتر هم از اتاق‌هایی کوچک، اما راحت و مجهز به تکنولوژی بهره ببرند. همه اینها با قیمتی معقول در دینامیک‌ترین شهرهای دنیا ارائه می‌شود.شرکت citizenM از این موضوع آگاهی دارد که اتاق‌های کوچک و نبود امکانات سنتی برای همه مناسب نیست، اما مایکل‌لوی، از موسسان شرکت می‌گوید: «ما کاملا از این موضوع راضی هستیم.» این هتل زنجیره‌ای با ایجاد جذابیت برای یک گروه خاص به جذب مشتری می‌پردازد.وقتی در صنعتی فعالیت می‌کنید که بیشتر شرکت‌های آن مثل هم هستند و قاعده این است که به طیف گسترده‌ای از مشتریان ارزش ارائه شود، پیش‌بینی می‌شود بالاخره در نقطه‌ای که شاید خیلی دور هم نباشد، شرکت دیگری با ارائه یک ارزش پیشنهادی بهتر برای یک بخش مشتری خیلی خاص، در صنعت شما اختلال ایجاد کند. در این صنایع، نوآوری امکان‌پذیرتر و پذیرفتنی‌تر است.

شکستن قالب مشابهت

بانک کپیتک (Capitec) آفریقای جنوبی (که به مدت دو سال جزو برترین بانک‌های‌ دنیا از سوی گروه لافرتی معرفی شد)، نمونه دیگری است. این بانک ابتدا افرادی را که سواد مالی نداشتند هدف قرار داد و یک حساب بانکی ساده را برای پس‌انداز، انجام تراکنش و وام‌دهی ایجاد کرد؛ نه هیچ چیز دیگری. بعد از اینکه توانست یک برند و شبکه قوی ایجاد کند، به تدریج اما مصمم، به بخش‌های مشتری بالاتری روی آورد.  مورد دیگر، شرکت مشاوره ادن مک‌کالم (Eden McCallum) لندن است که یک مدل کسب‌وکار نوآورانه را با هدف استخدام مشاوران باتجربه که می‌خواستند کنترل بیشتری بر زمان خود داشته باشند، ایجاد کرد. شرکت ادن با به‌کارگیری این مشاوران به‌عنوان افرادی آزادکار، به آنها امکان می‌دهد تناوب، مکان و تنوع کارشان را مشخص کنند. بار دیگر باید گفت این شرایط برای همه مشاوران در این صنعت جذابیت ندارد. هنوز برخی افراد مقررات شرکت‌های سنتی را ترجیح می‌دهند. اما گروه بزرگی از مشاوران باتجربه چنین چیزی را ارزشمند می‌دانند.  متمرکز کردن ارزش پیشنهادی بر یک گروه خاص از مردم – چه برای مشتریان باشد و چه برای کارکنان – می‌تواند شما را در انجام کارها و تبادلات نوآورانه توانمند کند. همچنین می‌توانید تجملات سنتی را که دیگر مورد علاقه همه نیست حذف کنید و کار بهتری در ابعاد مختلف انجام دهید.در این صورت، یکدستی و همگنی در صنعت شما باعث می‌شود انجام کارهایی را که تاریخ مصرف آنها تمام شده متوقف کنید. این کار باعث می‌شود ارائه خدمات و محصولاتی را که همه مشتریان را هدف قرار داده، متوقف کنید. این فرصت برای نوآوری به این معنا نیست که باید خودتان را با غول‌های تکنولوژی منطقه سیلیکون ولی مقایسه کنید، بلکه یعنی از ناهمگنی موجود در کسب‌وکارتان بهره هوشمندانه‌تری ببرید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 8 آبان 1396  09:45 ب.ظ

ایجاد اشتغال، ره آورد مشاغل اینترنتی و استارت‌آپ‌هاست.

به گزارش اقتصادآنلاین، قانون نوشت: نت برگ، دیوار، دیجی کالا، اسنپ و سایر مجموعه‌های اینترنتی که در حوزه کسب وکار فعال هستند، استارت آپ به شمار می‌آیند. در این میان بزرگ ترین استارت آپ که جزو اولین‌ها نیز به حساب می‌آید، گوگل است. به طور کلی کسب و کارهایی را که با کمک گرفتن از فناوری پیشرفته و اینترنت پا به عرصه گذاشته‌اند، می‌توان استارت آپ نامید که یک پدیده جهانی است. این تکنولوژی پیشرفت چشمگیری داشته و افراد زیادی را به کار مشغول کرده است. به همین خاطر اتفاق مهمی است که می‌تواند در شرایط فعلی کشور جوانان را از شَر غول بیکاری نجات دهد و راهکار بسیار مثبتی برای این بحران باشد. اما درحالی استارت آپ‌ها در دنیا جایگزین تجارت‌های سنتی شده‌اند که این فناوری نو در ایران با وجود ظرفیت‌های بالای ایجاد شغل هنوز متولی مشخصی ندارد.

حل بحران بیکاری با ایده‌های استارت‌آپی

چندی پیش بود که بلومبرگ در خبری اعلام کرد که مالک یکی از بزرگ‌ترین استارت آپ‌های چینی یک شبه 2.8 میلیارد دلار سود کرده است. رقمی که برای اقتصاد چین که با روی کارآمدن دونالد ترامپ در آمریکا درگیر است، عددی رویایی است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که با ارزش‌ترین شرکت‌های اینترنتی جهان، کمپانی گوگل بــا ارزش 41۰ میلیارد دلار متعلق به کشور آمریکاست. دومین شرکت علی بابا در چین با ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار و در رتبه سوم هم کمپانی آمازون با 1۸۶.9 میلیارد دلار قرار دارد. در ایران شرکت دیجی کالا با ارزش 1۵۰ میلیون دلار در صدر است و بعد از آن، آپارات و کافه بازار هرکدام به ارزش 3۰ میلیون و ۲۰ میلیون دلار در مراحل بعدی قرار دارند. کسب و کار اینترنتی سابقه چندان طولانی در جهان ندارد اما با سرعتی که در پیش گرفته، پیش‌بینی‌ها حکایت از آن دارد که تجارت سنتی در آینده دنیا، دیگر جایی ندارد. به جز حجم بالای درآمدزایی، این شرکت‌ها در اشتغال‌زایی هم سرآمد شده‌اند. استارت‌آپ‌ها حتی در کشورهای درگیر فقر، جنگ و خشونت نیز توانسته‌اند درآمدزایی کرده و شغل ایجاد کنند.

استارت آپ‌های نوپا در ایران

سابقه فعالیت کسب و کارهای اینترنتی در ایران نیز چندان زیاد نیست. شاید کمتر از یک دهه؛ اما در همین مدت آنچنان پیشرفت داشته‌اند که می‌توان از ظرفیتی که در اقتصاد ایران ایجاد کرده‌اند، استفاده کرد. هرچند که گروهی معتقدند که آنچه در ایران اجرایی شده، کپی نرم‌فزارها و آپ‌های خارجی است، با این حال همین کپی‌ها هم توانسته اشتغال مناسبی ایجاد کند. طی سال‌های اخیر، این نوع کسب و کار در ایران نیز با اقبال مواجه شده است و علت آن به وجود نخبگانی در این حوزه بازمی‌گردد که ابتکارات خوبی داشته و جذب این نوع کسب و کار شده‌اند که این موضوع در مورد حوزه‌هایی مانند آی تی و تکنولوژی‌های انفورماتیک چشمگیرتر بوده است. با این وجود پیشرفت استارت آپ‌ها در ایران، اقتصاددانان را نگران کرده است ؛ نگرانی از این جهت که دولت مانند دیگر حوزه‌ها، وارد این حوزه شود و جریان پیشرفت را که به صورت خودجوش به وجود آمده است، متوقف سازد. اتفاقی که چندی پیش در رابطه با رقیب اسنپ از سوی شرکت تاکسیرانی اتفاق افتاد.

موانع توسعه استارت آپ در ایران

کارشناسان می گویند، اگر بستر قانونی توسعه استارت‌آپ‌ها فراهم نشود و چارچوب‌های لازم و ضروری برای استفاده از فضای مجازی به صورت روشن تعریف نشود و حاکمیت، زیرساخت‌های لازم را فراهم نیاورد، مشکلاتی در این حوزه به وقوع می‌پیوندد. در حال حاضر قانون تجارت الکترونیک بیش از یک دهه است که مصوب شده است؛ از همین رو لازم است که در فضای قانونی، کسب و کارهایی همچون استارت‌آپ‌ها تعریف شوند تا تجارت الکترونیک درایران همپای کشورهای پیشرفته دنیا رشد کند. رشد استارت‌آپ‌ها می تواند به ایجاد اشتغال بیش از شغل‌های سنتی و صنعتی بینجامد. موسس یکی از استارت‌آپ‌های موفق ایرانی معتقد است که یکی از مشکلاتی که برای توسعه استارت‌آپ‌ها وجود دارد، مشخص نبودن متولی این نوع کسب و کار است. هنوز هم معلوم نیست که ما باید به چه کسی جواب پس بدهیم؟ وزارت صنعت ادعا می‌کند که متولی ماست، وزارت ارتباطات و ارشاد نیز در این زمینه ادعا دارند. از طرفی سرعت پایین اینترنت و قطعی‌های بدون برنامه و البته خطر فیلتر شدن نیز از جمله مشکلاتی است که سبب می‌شود هیچ کاسبی نتواند کار خود را ادامه دهد. زیرا وقتی اینترنت قطع شود مثل این است که خیابان‌ها را بسته‌اند.

نسخه بانک مرکزی برای استارت‌آپ‌های مالی

چندی است که استارت‌آپ‌های فعال حوزه مالی یا به اصطلاح فین تک‌ها در همه جای دنیا از جمله درایران مورد توجه قرار گرفته‌اند. دسته ای از آن‌ها که در زمینه راهکارهای پرداخت فعالیت می‌کنند، در بین کاربران محبوب شده‌اند و مدتی است که ساماندهی و نظارت بر این حوزه در دستورکار بانک مرکزی قرار گرفته است و بانک مرکزی حالا به فین تک‌ها عنوان فارسی «پرداخت یار» داده است. این روزها بانک مرکزی نیز در حوزه نوآوری‌های مالی رویکرد بهتر و تازه‌تری نسبت به گذشته دارد. مهر سال جاری بود که بانک مرکزی سیاست خود را درباره «فناوری مالی» و « ضوابط پرداخت یاران» به منظور استفاده و کسب نظر صاحبنظران، تدوین و منتشر کرد که انتشار این اسناد خبر خوشی برای فعالان حوزه فناوری مالی است. رگولاتوری که نه با نگاهی سنتی بلکه با نگاهی تازه به دنبال تسهیل فعالیت‌ها برای فین تک‌هاست.

فین تک‌ها

کاربرد نوآوری‌های فناورانه در ارائه خدمات مالی را «فین تک» می‌نامند البته در برخی مواقع «فین تک‌ها» با «استارت آپ‌ها» اشتباه گرفته می‌شوند در حالی‌که فین‌تک ، استارت‌آپ نیست. فین‌تک‌ها طیف وسیعی از شرکت‌ها و کسب‌وکارها را در‌برمی‌گیرند که ممکن است مرحله استارت‌آپی را رد کرده باشند. درواقع فین‌تک بیشتر از هر چیز با نوآوری گره خورده است. فین‌تک‌ها کاربرد نوآورانه فناوری در حوزه‌های مالی هستند وگرنه استفاده از فناوری به‌طور عام و فناوری اطلاعات به‌طور خاص به معنای فین‌تک نیست. وقتی صحبت از فین‌تک می‌کنیم یعنی به طور نوآورانه از فناوری برای ارائه خدمات مالی استفاده می‌کنیم. اکنون دیگر نوآوری به ‌تنهایی و درون سازمان‌ها اتفاق نمی‌افتد، بلکه حدود ‌پانزده سال است که سازمان‌ها به این نتیجه رسیده‌اند برای اینکه نوآور باشند چاره‌ای ندارند جز اینکه مرزهای سازمان‌شان را به روی آن‌هایی که بیرون هستند، باز کنند. به همین دلیل نوآوری باز در ۱۷ سال گذشته در دنیا مورد توجه جدی سازمان‌های نوآور قرار گرفته است. در ایران نیز شرکت‌های بزرگ فین‌تک چند سالی‌است که ارزش نوآوری باز را درک کرده و درهای‌شان را به روی استارت‌آپ‌ها باز کرده‌اند.

تعامل با بخش خصوصی

احمد سلمانی آرانی مدیر امور فناوری اطلاعات بانک سپه درباره فعالیت فین‌تک‌ها و تاثیر آن‌ها در حوزه بانک  گفت:‌ طی سال‌های اخیر رویدادهایی که در حوزه آی تی ایجاد می‌شود روز به روز در حال پیشرفت است و ما شاهد جهت گیری کسب و کار به سمت بانکداری الکترونیک هستیم. ظهور فین‌ تک‌ها در عرصه بانکداری نیز از خبرهای خوبی است که می‌توان در این حوزه مفید و موثر باشد. ایجاد این فضا حتی مخاطبان سیستم بانکی را به شوق می‌آورد و نشان می‌دهد که در حال حاضر حضور بانکداری الکترونیک به ویژه در بخش آی‌تی بانک‌ها به یک ضرورت تبدیل شده است تا بتوانیم به صورت بهتر و شایسته‌تری خدمات نوین را ارائه داده و در این زمینه به وسیله تعامل با بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کنیم. همیشه مشتری ولی نعمت ما بوده و برای حفظ این سرمایه نیاز به تعامل بیشتر بانک‌ها با استارت‌آپ‌ها وجود دارد.

ضرورت همکاری با استارت‌‎آپ‌ها

او در ادامه تصریح می‌کند:‌ با گسترش سرمایه‌گذاری در این بخش ما به فلسفه وجودی بانکداری که ارائه خدمات بهتر به مشتری است،‌ دست پیدا خواهیم کرد. اکنون همکاری استارت‌آپ و بانک‌ها را می‌بینیم که بخش نوپایی در فضای کسب و کار است که بانک‌ها را از خمودگی دور می‌کند. سلمانی آرانی معتقد است که ایجاد فضای مناسب تجارت الکترونیک و رشد فین‌تک‌ها مطالباتی است که مردم از بانک‌ها دارند و این اتفاق، ضرورتی برای فضای کسب‌ و کار کشور است و بانک‌ها در این فضا باید پویا باشند وگرنه از قافله عقب می‌افتند.

توقف در پیشرفت سم است

به گفته سلمانی آرانی اقتصاد کشور ما بانک محور است و در اقتصادی که بانک محور است نمی‌توان متوقف شد و باید به سمت پیشرفت حرکت کرد و با جهان همسو شد؛ زیرا توقف در این فضا برای بانک‌ها سم است. با این وجود، فین‌تک‌ها و استارت‌آپ‌ها امروز به این حرکت کمک کرده‌اند. در نمایشگاه‌هایی که دراین اواخر برپا شده تعاملات بیشتری میان بانک‌ها و استارت‌آپ‌ها وفین‌تک‌ها به وجود آمده که این موضوع در تنگناها و نارسایی‌ها به ما کمک می‌کند و نقاط ضعف ما را آشکار می‌سازد. از سوی دیگر بحث نسل جوان، جویای کار و جویای نام نیز مطرح می‌شود. اکنون مساله اشتغال در کشور بسیار پررنگ است که در حوزه فین‌تک‌ها می‌توان برای این مساله برنامه‌ریزی کرد و امیدواریم دولت و سایر سازمان‌ها به توسعه این فضا کمک کنند.

هزینه و درآمد بانکداری الکترونیک

او در پاسخ به این پرسش که بانکداری الکترونیک چه تاثیری در کاهش هزینه‌های بانک‌ها خواهد داشت، ‌گفت:‌ اگرچه ممکن است هزینه‌ها برای تهیه زیرساخت‌ها، سخت‌افزارها، تامین شبکه و تجهیزات افزایش پیدا کند، اما محور سودآوری بانک‌ها به سمت دریافت کارمزدهای ناشی از خدمات دیجیتال و الکترونیک سوق پیدا می‌کند؛ بنابراین اگر هزینه‌ای صورت گیرد در آینده نزدیک از همین حوزه درآمد خواهیم داشت وخدمات بهتری را به مردم ارائه می‌دهیم که هدف اصلی نظام بانکی نیز همین است و دوم اینکه یکی از سرفصل‌های درآمدی ما به حوزه کارمزدهای غیرمشاع بازمی‌گردد و این درآمد، ناشی از خدماتی است که به مشتریان در بخش الکترونیک ارائه می‌شود.

در این برهه از زمان لازم است که دولتمردان، تفکر نفتی را از خود دور سازند و به نیروی انسانی به عنوان سرمایه اصلی کشور اهمیت بیشتری داده و به تسهیل این نوع کسب و کارها و گسترش آن‌ها در کل کشور کمک کنند و اجازه دهند تا بازار و جامعه اقتصادی کشور درباره این نوع کسب و کارها تصمیم بگیرد نه اینکه با دخالت‌های خود در حوزه‌های مختلف از قبیل مجوزها و قیمت‌گذاری‌ها، راه توسعه استارت‌آپ‌ها را ببندد و موانعی برای رشد آنان به وجود آورد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 8 آبان 1396  09:39 ب.ظ

دانش تمام زندگی ما را در بر گرفته است، سبک زندگی ما را متحول کرده است. انتخاب با ما است که از طریق دانش به تولید ارزش بپردازیم یا از همان روش‌های سنتی.

واتس اپ در سال ۲۰۰۹ متولد شد. خالق این اپلیکیشن ‌پیام‌رسان یک مهاجر فقیر اوکراینی بود که بعد از ۹ سال کار کردن در یاهو از این شرکت جدا شده بود، با کوله‌باری از تجربه. جان کوم به همراه همکار سابقش برایان اکتون با خرید یک گوشی آی‌فون و بازدید از اپ استور معروف استیو‌جابز به این نتیجه رسید که دوره برنامک‌های مبتنی بر موبایل فرا رسیده است. ایده واتس اپ به ذهنش رسید و آن را طراحی کرد. محصول جدید بعد از شکست‌های متعدد بالاخره موفق شد و توانست ۴ سال بعد ۲۰۰ میلیون کاربر در سراسر جهان به دست آورد. تیم واتس اپ پیشنهادهای ۲۰۰ میلیون دلاری چینی‌ها و ۱۰ میلیارد دلاری گوگل را رد کردند تا در سال ۲۰۱۴ محصول ساده، ولی محبوب خود را به قیمت ۱۹ میلیارد دلار به فیس‌بوک بفروشند.

چه چیزی جان کوم را میلیاردر ساخت و چرا فیس‌بوک حاضر شد ۱۹ میلیارد دلار برای یک برنامک مبتنی بر موبایل بپردازد؟ تنها چیزی که می‌تواند به یک شرکت با ۵۵ نفر کارمند ارزشی ۱۹ میلیارد دلاری بدهد، دانش است. جالب اینجاست که جان کوم و همکارش چند سال قبل از فروش واتس اپ، برای کار در فیس‌بوک اقدام کرده و هر دو رد شده بودند.  به گزارش دنیای اقتصاد، اما دانش بهره‌گیری از فناوری آی‌تی برای ارتباط دادن مردم به یکدیگر، خالقان واتس اپ را وارد باشگاه میلیاردرها ساخت و آنها را به عضویت هیات‌مدیره فیس‌بوک درآورد.فیس‌بوک هم داستان مشابهی دارد: دانشجوی جوانی که از دانش برنامه‌نویسی برای خلق وب‌سایتی استفاده کرد که تنها چند سال بعد میلیاردها دلار در بورس، ارزش‌گذاری شد. در حال حاضر ارزش بازار فیس‌بوک ۴۷۷ میلیارد دلار است۱.

اگر می‌خواهید بزرگی این رقم دستتان بیاید، به جدول رتبه‌بندی کشورها بر اساس تولید ناخالص داخلی نگاهی بیندازید. ارزش بازار فیس‌بوک از تولید ناخالص داخلی تقریبا ۹۰ درصد کشورهای جهان بیشتر است (آمار بانک جهانی). توییتر، گوگل، پی‌پال، آمازون و تقریبا تمام کسب‌وکارهای میلیارد دلاری مبتنی بر اینترنت نیز داستان مشابهی دارند، کسب‌وکارهایی که زندگی ما را شکل داده‌اند، آن را آسان‌تر ساخته‌اند و باعث شده‌اند تجربه‌های جدیدی داشته باشیم.

هرچند تنها کسب‌وکارهای دانش‌محور، کسب‌وکارهای اینترنتی نیستند، اما این نوع کسب‌وکارها امروزه به‌عنوان مثال‌هایی برای موفقیت اقتصاد دانش‌بنیان برای خلق ارزش، محسوب می‌شوند.در تعریف دانش گفته‌اند: دانش یا معرفت، ساختاری است برای تولید و ساماندهی یافته‌ها درباره جهان طبیعت، در قالب توضیحات و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.  بنا به این تعریف از کارل پوپر۲، دانش ما به توانایی ما در ساماندهی یافته‌هایی که از جهان داریم بستگی دارد.

هرکس بتواند یافته‌ها و داده‌ها را کارآتر سازماندهی کند، دانش بیشتری به دست می‌آورد و هرکس دانش افزون‌تری داشته باشد به صورت بالقوه می‌تواند ارزش بیشتری تولید کند. هنر خلق ثروت از دانش همانا هنر خلق دانش از یافته‌ها و هنر خلق ارزش از دانش است.وقتی اینترنت آمد همه ذوق‌زده بودند، عده‌ای به تفریح و تفرج در آن پرداختند، عده اندکی از این قابلیت تازه برای مقاصد تحقیقاتی سود جستند، درحالی‌که عده اندک‌تری مشغول پول درآوردن از این فرزند جدید تمدن بودند. چه چیزی تغییر کرده است؟ جهان را چه می‌شود؟ ما را چه می‌شود؟ و چه باید بشود؟

این سوالات را نگه دارید تا به حوزه دیگری از اقتصاد قرن ۲۱ بپردازیم: نانو. فناوری نانو در نگاه نخست یک تکنولوژی نوظهور است اما در نگاهی دیگر، یک راه جدید برای خلق ثروت است. نانو فناوری می‌تواند مواد جدید خلق کند، موادی که تا دیروز وجود نداشتند، حداقل در زندگی روزمره. فناوری نانو می‌تواند مولکول‌ها را طوری کنار هم قرار دهد که خواصشان تغییر کند. اگر بتوان با فناوری نانو موادی ساخت که تا دیروز موجود نبودند، ثروتی که از این راه به دست می‌آید ثروتی خواهد بود که تا دیروز نمی‌توانستیم از ساختن مواد به دست آوریم.فناوری، دانش چگونگی است. فناوری هم از جنس دانش است، از جنس دانایی است؛ و آنکه می‌تواند این دانش را به ارزش تبدیل کند.

باز به جنبه دیگری از اقتصاد قرن حاضر می‌پردازیم: پیشرفت‌های ژنتیک. آیا زمان آن فرا رسیده که شاهد سربازان همانندسازی شده از طریق دستکاری ژنتیک باشیم؟ اگر به کمک علم ژنتیک انسانی متولد شود که ضریب هوشی و همزمان توان بدنی فوق‌العاده‌ای داشته باشد، چه ارزشی تولید شده است؟ آیا اساسا می‌توان به اینها گفت ارزش؟ از چند سال قبل دانشمندان به دنبال راهی هستند تا با استفاده از الگوی ذخیره‌سازی اطلاعات در دی ان ای، مدلی برای ذخیره‌سازی اطلاعات در رایانه‌ها بیابند. اگر این پروژه موفق و تجاری‌سازی شود احتمالا باید شاهد فلش مموری‌هایی باشیم که هزاران گیگابایت اطلاعات را در خود ذخیره می‌کنند. اگر این پروژه موفق و تجاری‌سازی شود دیگر نیاز به سرورهای عظیم‌الجثه برای ذخیره‌سازی اطلاعات نداریم. امروز از شنیدن این خبر تعجب می‌کنیم. ۲۰ سال پیش هم از شنیدن خبر آمدن فلش مموری‌هایی که ۳۲ گیگابایت اطلاعات را در خود ذخیره می‌کنند، تعجب کردیم. فرقش این است که این‌بار احتمالا کمتر از ۲۰ سال طول می‌کشد تا از ۳۲ گیگ به ۳۲ هزار گیگ برسیم.

دانش تمام زندگی ما را در بر گرفته است، سبک زندگی ما را متحول کرده است. دانش می‌تواند تبدیل به ارزش شود و امروز هزاران میلیارد دلار پول در جیب سهامداران شرکت‌هایی است که محصول مبتنی بر دانش تولید می‌کنند، کافی است نگاهی به فهرست ۵۰۰ شرکت برتر نشریه فورچون بیندازید. در این زمانه انتخاب با ما است که از طریق دانش به تولید ارزش بپردازیم یا از همان روش‌های سنتی.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مشاغل دنیای مجازی، خودشان را به دنیای واقعی تحمیل کرده و غیرقابل حذف شده‌اند؛ آن قدر که دیگر برای خیلی‌ها زندگی بدون امکانات دنیای صفر و یک محال شده است. یکی از مهم‌ترین خدماتی که دنیای مجازی در اختیار کاربران ایرانی قرار داده، امکان مسافرت‌های درون شهری با تاکسی‌های اینترنتی است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، استفاده از «سرویس همسفری آنلاین» حالا به یکی از محبوب‌ترین خدمات اینترنتی میان کاربران ایرانی تبدیل شده است. دراین بین شرکت اسنپ به عنوان اولین سرویس همسفری آنلاین در کشور، فعالیتش را از زمستان 1393 آغاز کرده است. تهران، شیراز، اصفهان، قم، مشهد و تبریز شهرهایی هستند که به شبکه ارائه خدمات اسنپ پیوسته‌اند.

البته این شرکت پس از تعرض یکی از رانندگان به یکی از مسافران خانم، در هفته‌های اخیر با چالش‌های جدی مواجه شد که بحث امنیت این سرویس اینترنتی را بر سر زبان‌ها انداخت؛ طوری که دادستان تهران هم به اسنپ هشدار داد مواظب باشد فعالیت‌های این شرکت، محملی برای ایجاد ناامنی و ارتکاب جرایم نشود. درخصوص نحوه تامین امنیت مسافران و دغدغه‌هایی که مسافر و راننده دارد، با میلاد اسلامی زاد، مدیر روابط عمومی شرکت اسنپ گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

پس از ماجرای تعرض به یکی از مسافران اسنپ، بحث امنیت این سرویس‌های مجازی بر سر زبان افتاده است. چه تضمینی وجود دارد دوباره این اتفاق تکرار نشود؟

در این ماجرای تلخ، تمام قد و ورای قانون در فرآیند قضایی به شکل حمایت گرایانه حضور داشتیم؛ اما متاسفانه در این ماجرا، برخی شرکت‌های رقیب تلاش کردند از این حادثه به عنوان حربه‌ای برای زیر سوال بردن اسنپ استفاده کنند و این شرکت را در مظان اتهام قرار دهند.

اسنپ روز اولی که آغاز به کار کرد، به نسبت سایر سیستم حمل و نقل خصوصی و حتی آژانس ها، حداقل چند سطح امنیتی بیشتری تعریف کرد، زیرا از روز اول، برخی امکانات برای ارتقای امنیت مسافر قرار داد که همین الان هم در سیستم سنتی حمل و نقل وجود ندارد. اول این که شما در اسنپ می‌توانید مشخصات خودرو و راننده را ببینید، مسیر سفرتان را با دیگران به شکل زنده به اشتراک بگذارد و همچنین از پشتیبانی 24 ساعته اسنپ بهره مند شوید.

شما در نظر بگیرید بعد از گذشت بیش از یکصد میلیون سفر با اسنپ، یک ماجرای حزن انگیز اتفاق افتاد که همه ما را در اسنپ بسیج کرد تا خیلی سریع، این مشکل را حل کنیم. بیایید از منظر دیگری به موضوع نگاه کنیم. در صفحات حوادث روزنامه، به طور میانگین هر دو روز یکبار، یک راننده در جایی، یک جرمی مرتکب می‌شود. بنابراین، وقوع چنین اتفاقی در اسنپ که حتی یک مورد آن هم خیلی زیاد است، نباید باعث شود عده‌ای ادعا کنند اسنپ امن نیست.

با وجود این لایه‌های امنیتی که نام بردید، پس چرا آن حادثه تلخ اتفاق افتاد؟ فکر نمی‌کنید شاید یک جای کار می‌لنگد.

من به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرم بگوینداسنپ امن نیست، اما درباره این که چطور می‌توانیم امنیت اسنپ را ارتقا دهیم، قابل بحث است. طبیعی است در هر تجارتی، نواقصی وجود دارد که ما نسبت به این نواقص آشناییم و مدام در حال برطرف کردن آنها هستیم.

به این منظور چند تغییر مهم را در دست اجرا داریم و درواقع، برنامه‌های جدیدی برای ارتقای امنیت مسافر اجرا خواهیم کرد. نخستین برنامه ما ایجاد یک سیستم «تماس امن» است که مسافر و راننده بدون این که شماره تلفن همدیگر را داشته باشند، در بستر اینترنتی که اسنپ فراهم می‌کند، با یکدیگر تماس بگیرند. مثل یک تماس اینترنتی که شما هیچ هزینه تماس مخابراتی نخواهید داشت. این امکان جدید، حداکثر تا دو ماه آینده به اسنپ اضافه می‌شود.

امکان دوم سیستم تشخیص هویت راننده است. به این شکل که راننده برای شروع کار باید تصویری از خود بگیرد و به اسنپ ارسال کند. در صورتی که آن تصویر با چهره راننده‌ای که در سیستم ثبت شده، تطابق داشته باشد، آن راننده امکان مسافرگیری خواهد داشت. در این حالت، امکان این که فردی با حساب کاربری راننده اسنپ کار کند، به صفر می‌رسد. این هم امکان بسیار مهمی است که امنیت مسافر را بسیار افزایش خواهد داد.

به نظر می‌رسد راننده اسنپ، فقط با ارائه یک گواهی سوء‌پیشینه جذب شود، کفایت نمی‌کند. مثلا شاید یک راننده، مجرم سابقه دار نباشد، اما دارای اختلال روانی باشد و امنیت مسافر را تهدید کند. آیا نمی‌شود مثلا با کمک تست شخصیت و با جذب گروهی از روان‌شناسان و مشاوران، سلامت روانی و اخلاقی راننده‌های اسنپ تضمین شود؟

ما از همان روز اول، گواهی عدم سوء‌پیشینه را برای رانندگان اسنپ قرار دادیم که البته نباید از خاطر برد این خواسته خود اسنپ بود، نه کاری که قانون از ما خواسته باشد. معیار ما جذب راننده باکیفیت است. اگر امروز اسنپ به عنوان بزرگ‌ترین تاکسی اینترنتی ایران و خاورمیانه و هفتمین شرکت بزرگ ارائه‌دهنده خدمات تاکسی اینترنتی است، به واسطه ارتقای روزافزون کیفیت خدمات است.

حال سوال من این است در کدام تجارت در ایران، برای جذب نیرو، تست شخصیت گرفته و از روان شناسان استفاده می‌شود؟ حتی در مشاغلی بسیار حساس‌تر نیز در ایران چنین فرآیندی برای جذب نیروها وجود ندارد. نکته مهم‌تر این که ما از منظر قانونی نیز نمی‌توانیم از رانندگان، تست شخصیت بگیریم و از کمک روان‌شناس استفاده کنیم، زیرا ما تا یک سطح قانونی می‌توانیم وارد حریم شخصی رانندگان بشویم. بنابراین، معذوریت قانونی هم داریم.

فکر نمی‌کنید وقتی بازاریاب اسنپ در خیابان حضور پیدا می‌کند و در وسط خیابان و بدون هیچ گونه شناختی از فرد، راننده جذب می‌کند، می‌تواند تهدیدی برای امنیت مسافر باشد؟

اخیرا فرآیند جذب رانندگان اسنپ هم اصلاح و این سیستم جذب راننده در خیابان نیز حذف شده است. به این شکل که هر راننده‌ای برای جذب در این شرکت باید به دفاتر اصلی یا موقت ما مراجعه کند و دیگر سیستم جذب راننده از سوی بازاریاب‌های حاضر در خیابان‌ها را نخواهیم داشت. درواقع، این بازاریاب‌ها دیگر کارشان فقط معرفی اسنپ و راهنمایی برای ثبت نام است و نه جذب راننده.

اگر از بحث امنیت اسنپ بگذریم و به بحث شیرین درآمد برسیم، سوالم این است الان حداقل و حداکثر درآمد راننده‌های اسنپ چقدر است؟

هیچ حداقل درآمدی وجود ندارد، چون راننده می‌تواند در ماه، فقط یک سفر داشته باشد. تقریبا حداکثری هم نمی‌توان اعلام کرد، چون احتمال دارد فردی مثلا 20 ساعت در هفت روز هفته کار کند.

بگذارید سوالم را طور دیگری بپرسم. رکورد درآمد رانندگان در اسنپ چقدر بوده است؟

شاخص‌ترین درآمد راننده که در اسنپ ثبت شده است، درآمد ماهانه 12 میلیون تومان بوده است.

میانگین درآمد ماهانه راننده اسنپ با همان هشت ساعت کار معقول در روز چقدر است؟

به خیلی از عوامل بستگی دارد، چون قطعا در شهرهای بزرگ‌تر، درآمد راننده بیشتر می‌شود، اما تقریبا با هشت ساعت کار، راننده می‌تواند تا پنج میلیون تومان هم درآمد داشته باشد.

پس چرا برخی راننده‌های اسنپ از درآمد خود راضی نیستند؟

سیستم تعیین کرایه اسنپ بسیار عادلانه است و به عوامل متعددی از جمله ترافیک، زمان سفر، مبدا و مقصد و بسیاری از عوامل هوشمند دیگر ارتباط دارد. می‌توانیم اطمینان دهیم اسنپ، هرگز گرانفروشی یا کم فروشی نکرده است. شاید گاهی تخفیفی به مسافر داده باشد، اما راننده از آن تخفیف‌ها متضرر نشده است. بنابراین می‌توانم اطمینان دهم در سیستم اسنپ، هم منافع راننده و هم منافع مسافر، به شکل همزمان دیده می‌شود.

شایع شده مدیران شرکت تپسی که آن هم در حوزه تاکسی اینترنتی کار می‌کند، همان مدیران اسنپ هستند. چنین چیزی صحت دارد؟

کاملا تکذیب می‌کنم. هیچ ارتباط مدیریتی و سازمانی بین این دو شرکت نیست.

آیا درآمد رانندگان زن در سیستم جدید اسنپ رز ویژه بانوان، کمتر از رانندگان مرد است؟

این هم از مواردی است که شایعه شد و کاملا تکذیب می‌کنم. در این سیستم، مبلغ کمتری از مسافر گرفته می‌شد تا این سیستم جا بیفتد، اما همان کرایه متداول و مرسوم به رانندگان زن پرداخت می‌شد. یعنی ما به مسافران این سیستم تخفیف دادیم، نه این که از درآمد زنان شاغل در اسنپ کم کنیم.

می‌گویند اسنپ از خواب پول راننده و مسافر هم حسابی سود می‌برد.

چنین چیزی اصلا واقعیت ندارد و برای آن هم کاملا دلایل علمی و منطقی داریم، زیرا ما به شکل روزانه، با رانندگان تسویه‌حساب می‌کنیم. درآمد اسنپ از 13 درصد کمیسیون قانونی است که از راننده گرفته می‌شود که البته برخی اوقات، درصد این کمیسیون کمتر می‌شود.

تبلیغاتی مانند سفر با بالگرد از سوی اسنپ نیز موجب واکنش دادستانی تهران شد و از آن به عنوان تبلیغات اغواگرایانه نام برده شده است. برنامه‌ای برای حل چالش به وجود آمده دارید؟

تمایلی به پاسخ دادن به این سوال و باز کردن جزئیات آن ندارم، اما می‌توانم اطمینان بدهم این سوء‌تفاهم پیش آمده نیز در مرحله حل شدن است.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:شنبه 6 آبان 1396
  • برچسب ها:اسنپ ،
نظرات()   
   
شنبه 6 آبان 1396  11:16 ب.ظ

همواره یکی از موضوع‌های مهم در بخش اقتصادی یک کشور، توجه به ظرفیت‌های سرزمینی آن است. به همین دلیل است که کشورهای پیشرفته از جمله کشورهای واقع در اروپای غربی و آمریکا، توانسته‌اند از این مقوله نهایت استفاده را برده و میزان بهره‌وری اقتصادی خود را افزایش دهند.

 از عوامل اصلی افزایش بیکاری در کشوری مثل ایران، استفاده نکردن از ظرفیت‌های متنوع این سرزمین است. علت آن نیز این است که این ظرفیت‌ها شناسایی نشده‌اند یا اینکه مورد توجه قرار نمی‌گیرند. یکی از این ظرفیت‌ها که چند سال به عنوان فرصت شغلی نمود عینی پیدا کرده، پرورش و تکثیر زالو است. کمی بیش از یک دهه است که در کشورهای غربی، طب مکمل و طب سنتی مورد توجه قرار گرفته است. در این بین، کشور ما نیز البته بسیار دیر در این زمینه گام‌هایی برداشته است. زالو از جمله کرم‌های آبزی است که فواید پزشکی بی‌شماری را به همراه دارد؛ بنابراین این امر باعث شده تا پرورش این نوع کرم مورد توجه قرار بگیرد. حالا روی سخن با برنامه‌ریزان اقتصاد کشور است که از این فرصت شغلی حمایت کرده تا سهمی از این بخش در سطح جهان داشته باشند. به عبارت دیگر برنامه‌ریزان اقتصادی کشور باید فرآیند صنعت پرورش زالو را از ابتدا تا انتها مورد حمایت قرار دهند. حمایت از این موضوع‌ در واقع حمایت از فرصت‌های شغلی در حوزه طب مکمل است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون ، رشته زالودرمانی، در حال حاضر با اقبال مردم مواجه شده است که این خود از نگاه اشتغال‌زایی جهت تولید زالو و پرورش زالو حایز اهمیت است که باید دولت از هم اکنون به فکر کارآفرینی و اشتغال‌زایی در این زمینه باشد.

«خون‌آشام» مفید

اگر واژه «خون‌آشام» زمانی مترادف موجوداتی بود که شب‌ها از گورستان‌ها بیرون می‌آمدند و خون مردم را می‌مکیدند، حالا این واژه را می‌توان برای یک حیوان آبزی به کار برد که نه‌تنها برای نجات انسان مفید است بلکه افسانه نیست. زالو یک «خون‌آشام» واقعی است نه «خون‌آشام» قصه‌ها. شاید پزشکی مدرن هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که زمانی دوباره دست به دامن طب سنتی یا به عبارت بهتر طب مکمل شود و بار دیگر از انگاره‌های آن بیاموزد. سال‌هاست که طب سنتی توانسته دوباره در هیاهوی فضای پزشکی مدرن خود را به جامعه تحمیل کند. حالا طب سنتی توانسته تا آنجا پیش رود که برای خود بازارهایی را به وجود آورد. بازارهایی که فرصت‌های شغلی را در فضای اقتصاد پزشکی ایجاد کرده‌اند. از پرورش «کروکودیل» گرفته تا پرورش «زالو».

گردش مالی بازار زالو در جهان

«زالو»، این کرم حلقوی شکل حالا بازاری برای خود در کشور دارد. مزرعه‌های پرورش «زالو» این روزها مثل همه کشورهای دیگر جهان در ایران نیز در حال گسترش هستند. گرچه «زالو» در فرهنگ بومی کشور، صفتی ناپسند و برای گروهی رانت‌خوار و ویژه‌خوار به کار می‌رود اما به واقع این اسم برازنده همین نوع حیوان آبزی است. «زالو» اکنون فرصت‌های شغلی مناسبی را در بخش بازار طب سنتی و حتی مدرن ایران ایجاد کرده است. نشان به آن نشان که گردش مالی این بازاردر جهان در حدود 200 میلیون دلار در سال است.

مشخصات زالو

«زالو» از گروه کرم‌های آبزی بوده واندازه آن بین سه تا 25 سانتی‌متر است. نکته جالب آنکه این نوع کرم دارای سه فک بوده و هر فک آن 100 دندان دارد که در مجموع تعداد دندان‌های آن 300 دندان است. آب‌های شیرین محل زندگی «زالو»هاست و از بی‎مهره‌گان تغذیه می‌کنند.

فواید پزشکی

براساس مطالعات پزشکی، «زالو» برای سلامتی بدن انسان و شادابی پوست آن کاربردهای متفاوتی دارد. «زالو»درمانی مدت‌ها در طب سنتی به کار می‌رفته و اکنون نیز در جراحی‌های ترمیمی و پلاستیک و همچنین در درمان آرتروز از این کرم استفاده می‌شود. این «خون‌آشام» با مکیدن خون باعث رقیق شدن آن و بازشدن رگ‌ها می‌شود. بزاق ترشح شده از دهان «زالو» این امر را ایجاد می‌کند. بنا به گفته پزشکان، نام این ماده «هیرودینی» است. این عوامل باعث شده تا پرورش «زالو» درآمد هنگفتی را نصیب بنگاه‌های اقتصادی متولی آن کند.

گسترش پرورش زالو در کشور

در ایران نیز مانند کشورهای دیگر جهان، پرورش و توسعه مزارع «زالو» در پی افزایش میزان تقاضا به این نوع حیوان آبزی و کاهش میزان جمعیت «زالو»های طبیعی به دلیل وجود تغییر کاربری‌های کشاورزی از سنتی به مدرن مورد توجه قرار گرفته است. براساس گفته‌های فعالان بازار «زالو»، اکنون در بسیاری از استان‌های کشور به خصوص استان‌های کشاورزی‌خیز، از جمله گیلان، مازندران، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و در دیگر استان‌ها مثل اصفهان، خراسان جنوبی، اردبیل و تهران، مزارع پرورش این نوع آبزی ایجاد شده و تعداد آن‌ها نیز در حال گسترش هست.

هزینه کارگاه

گفته می‌شود هر قطعه «زالو» در بازار بین 1500 تا 3500 تومان معامله می‌شود و اکنون بیش از 300 هزار قطعه «زالو»ی پرورشی در بازار وجود دارد. آنچه پرورش «زالو» را از دیگر فرصت‌های شغلی نظیر آن متمایز کرده، نیاز به سرمایه بسیار اندک برای راه‌اندازی یک مزرعه پرورش و تکثیر «زالو» است. بنا به گفته فعالان بازار «زالو»، با سرمایه بسیار اندک بین 15 تا20میلیون تومانی،می‌توان یک کارگاه یا مزرعه تولید و تکثیر «زالو» راه‌اندازی کرد. به عبارت دیگر، مکان کارگاه در حدود 11 درصد هزینه دارد و برای تجهیز کارگاه یا مزرعه که تهیه تجهیزات و وسایل مورد نیاز است، چیزی حدود 13 درصد از سرمایه اولیه را دربرمی‌گیرد. خرید «زالو» میزان مصرف انرژی مورد نیاز کارگاه یا مزرعه نیز 10 درصد هزینه‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. 17 درصد نیز هزینه دستمزد کارگران خواهد شد. مقوله‌های پیش‌بینی نشده نیز 9 درصد از هزینه‌ها را شامل می‌شود.

امکانات و تجهیزات مورد نیاز

برای ایجاد مزرعه یا همان کارگاه پرورش «زالو»، احداث استخرهایی کوچک با عمق بسیار کم که در کف آن سیمان یا خاک رس استفاده شده باشد، نیاز است. حالا هرچه که مساحت استخر بیشتر باشد، میزان تولید نیز با رشد مواجه خواهد شد. البته براساس آیین‌نامه سازمان دامپزشکی کشور، مساحت زمین مورد نیاز باید دو برابر مساحت زیربنای آن باشد.

فرآیند پرورش زالو

اواخر زمستان زمان جفت‌گیری «زالو»هاست واز آنجا که «زالو»ها هرمافرودیت هستند، با تکثیر متقابل تولیدمثل کرده و تخم‌های‌شان را در فصل بهار و تابستان در پیله یا لارو قرار می‌دهند و در اواخر تابستان نوزادان سر از تخم بیرون می‌آورند. این فرآیند طبیعی زادوولد یک «زالو» است. این روند در فرآیند مصنوعی با تغییرات دمایی به میزان قابل توجه‌ای کاهش یافته و باعث افزایش میزان تولید خواهد شد.

تغذیه زالو

در کارگاه‌های پرورش زالو از دو طریق می‌توان تغذیه‌ «زالو»ها را انجام داد: گیاه نیلوفر آبی و خون حیوانات. نیلوفر آبی، یک گیاه با رشد سریع است که می‌توان با قراردادن آن در بطری‌ها و وان‌ها زمینه‌ رشد آن‌ها را فراهم کرد. «زالو»ها به نیلوفر آبی می‌چسبند و از آن تغذیه می‌کنندو همچنین تغذیه «زالو»ها با خون حیوانات که عمدتا می‌توان آن را از کشتارگاه فراهم کرد.

زمان‌های فعالیت

به طور کلی زمان مفید فعالیت روزانه در یک مزرعه پرورش زالو، سه تا چهار ساعت است. این زمان در فصل‌های زمستان و بهار متغیر خواهد بود. به عبارتی در زمستان‌ میزان ساعت فعالیت، کاهش و در فصل بهار، زیاد خواهد شد.

مراکز عرضه زالو

مراکز عرضه زالو، کلینیک‌های پزشکی، بهداشتی، مراکز تحقیقاتی، دانشگاه‌ها و عطاری‌ها هستند. بهتر است میزان زالوهای مولد خریداری شده کمتراز پنج هزار قطعه باشد تا بتوان بازار آن را به خوبی به‌دست آورد و میزان ریسک از دست دادن سرمایه اولیه به حداقل کاهش یابد؛ چرا که این شغل، نیازمند تجربه و پشتکار بوده و از آنجا که فرصت شغلی جدیدی در بازار کشور است، باید میزان ریسک‌پذیری این حرفه برای تازه‌کارها به حداقل برسد.

وزارت جهاد کشاورزی، مسئول ارائه مجوز

وزارت جهاد کشاورزی، متولی اصلی ارائه مجوز بوده و از پرورش‌دهندگان این نوع کرم حمایت می‌کند. بنا بر فعالان این حرفه در دهه 80 ،گرفتن مجوز با توجه به تازگی آن بسیار سخت بوده‌ است اما حالا وزارت جهاد کشاورزی و نهادهای زیرمجموعه آن از جمله سازمان‌های شیلات و دامپزشکی، بستر مناسبی را برای توسعه این صنعت فراهم کرده‌اند.

میزان مصرف سالانه زالو در کشور

در ایران سالانه هفت‌میلیون زالو مصرف می‌شود که این رقم در کشورهای توسعه‌یافته بیشتر است. در فرانسه این رقم به 100 میلیون در سال می‌رسد. در حال حاضر حدود 10 درصد مردم ایران «زالودرمانی» می‌کنند. این در حالی است که جمعیت ایران از فرانسه بیشتر است و طب سنتی در ایران، پیشینه‌ای بسیار طولانی دارد. حدود 20 هزار پزشک در ایران «زالو»درمانی را انجام می‌دهند.

تقاضا، بیشتر ازعرضه

در حال حاضر تقاضا، بیشتر از عرضه است. به عبارتی تعداد خریداران، بیشتر از پرورش‌دهندگان است. با توجه به اینکه صید «زالو» در ایران بیشتر از پرورش است، بازار «زالو» کشش خیلی خوبی دارد. 90 درصد «زالو»های مصرفی در ایران از طریق صید تامین می‌شود. از طرفی صید «زالو» هر سال کاهش و قیمت «زالو» افزایش می‌یابد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از مال‌ها با وجود سرمایه‌گذاری‌های سنگین در فعال‌کردن مغازه‌ها و واحدهای تجاری توفیقی کسب نکرده‌اند.

 به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند،  دو ‌سال پیش از این روزها اقتصاددانان و کارشناسان شهری پیش‌بینی کردند، توسعه یکباره مجتمع‌های تجاری توازن بازار را بر هم می‌زند و پاساژهای عظیم‌الجثه‌ای که یکی پس از دیگری در پایتخت ساخته می‌شوند، روی دست سرمایه‌گذاران می‌مانند. حالا بسیاری از این مجتمع‌های چند‌منظوره لوکس که روبان افتتاحشان چند ‌سال پیش بریده شده، چشم به راه مشتری‌‎اند اما این چشم‌انتظاری همچنان ادامه دارد.

کسی نفهمید چطور شد که در یک بازه زمانی مشخص در نقاط مختلف تهران تابلوهای ساخت مراکز چندمنظوره تجاری و تفریحی را بر زمین کوبیدند. درواقع از آن‌جا که مدیریت شهری در تصمیم‌گیری‌هایش شفافیت‌های لازم را نداشته، مردم تهران  و حتی نمایندگان آنها در شورای شهر  وقتی فهمیدند در شماری از زمین‌های خالی تهران، مجتمع‌های عظیم تجاری ساخته می‌شود که پروانه ساخت این مراکز صادر شده و حتی طرح و برنامه‌های اجرایی آنها هم وارد فاز عملیاتی شده بود. اگر دهه‌های ٧٠ و ٨٠ دوران بلندمرتبه‌سازی در تهران بود، دهه ٩٠ پایتخت وارد دوران تجاری‌سازی شد. رکود شدید در بازار مسکن و انبوه خانه‌های خالی که روی دست سازندگان مانده بود، شرایطی را فراهم کرد که سرمایه‌گذاران بازار تازه‌ای را هدف قرار دهند: تجاری‌سازی و سرمایه‌گذاری برای ساخت مراکز تجاری و تفریحی چندمنظوره.

ساخت‌و‌ساز «مال» نه ‌تنها برای سرمایه‌گذار و مالک زمین سود نجومی به همراه دارد که در کنار پاســخ به نیازهای ســکونتی شهروندان، نفع مالی قابل توجهی نیز برای شــهرداری خلق می‌کند. طبق یک بررسی مستند در بودجه دهه‌های ٧٠ و ٨٠ شــهرداری تهران درآمد ناشی از عوارض ساخت‌وســاز مسکونی ٩٠‌درصد و درآمد حاصل از عوارض ساخت‌وساز تجاری ١٠‌درصد کل درآمد ناپایدار شــهرداری را تشکیل می‌داد اما در دهه‌های بعد این نســبت تغییر اساســی پیدا کرده و به ترتیب معادل ٥٢‌درصد و ٤٨‌درصد بوده است. کشش موجود در مال‌ســازی ناشی از سود قابل توجهی اســت که بعد از مراحل احداث و تکمیل برج‌های تجاری نصیب ســرمایه‌گذاران می‌شــود. به عبارت ساده‌تر، معادل چندبرابر هزینه‌ای که برای احداث این برج‌ها صورت می‌گیرد، ســود تضمین‌شده عاید سرمایه‌گذاران می‌شود.

در همین زمینه گزارش رســمی بانــک مرکزی مربــوط به جزییــات مالی سرمایه‌گذاری‌های ساختمانی بخش خصوصی در سال ٩٢ روشن می‌کند که چه مقدار عایدی در جریان ساخت‌وسازهای تجاری نصیب سرمایه‌گذاران می‌شود.

ایــن گزارش نشــان می‌دهــد در ‌سال ٩٢ قیمت زمین آن دســته از ســاختمان‌های تجاری که ســاخت آنها از دو ‌سال قبل‌تر شروع شده بود، میانگین ٢٤١‌درصد در زمان تکمیل ســازه افزایش پیدا کرده اســت، درحالی‌که این شــاخص یعنی رشــد قیمت زمین در فاصله ساخت تا تکمیل ســاختمان، برای ساختمان‌های مسکونی به ‌طور متوسط معادل ١١٠‌درصد بوده است. این اعداد بیانگر آن است که اگر چه قیمت زمین تجاری در تهران متری ١٥ میلیون و معادل دوبرابر هزینه تهیه زمین مســکونی است، ارزش‌افزوده‌ای که در‌نهایت عاید مالک ســاختمان تجاری فقط از محل زمین می‌شود، بیش از سه‌برابر ارزش‌افزوده زمین مسکونی خواهد بود.

تجاری‌سازان علاوه بر سود حاصل از زمین، از محل فروش فضاها نیز تا چند برابر قیمت فروش آپارتمان عایدی به دســت می‌آورند. ‌سال گذشته برخــی از همین مجتمع‌های تجــاری با قیمت مترمربعــی ٤٠ میلیون تومان پیش‌فروش شــدند در حالی ‌که قیمت هر متر مربع واحد مسکونی یک‌دهم این مبلغ است.

  صادره از آمریکا!

در دنیا مراکز تجاری عظیمی که کاربری‌های چندمنظوره دارند، از ورزشی و تفریحی گرفته تا فرهنگی و هنری، نمادی از اقتصاد و سبک زندگی آمریکایی هستند؛ درواقع چنین مراکزی نخستین‌بار در آمریکا ساخته و بعدها به ‌عنوان نمادی از سبک زندگی آمریکایی به دیگر کشورهای جهان منتقل شدند. برای بسیاری از ایرانی‌هایی که پایشان به آمریکا نرسیده، تجربه دیدن از نزدیک مال‌ها، در سفرهایی که به ترکیه و دوبی و برخی دیگر از کشورهای همسایه در منطقه داشتند، ممکن شد. تجربه‌ای که بعدها شهرداری تهران در دهه ٩٠ و در شرایط رکود بازار مسکن درواقع به ‌عنوان راه فراری برای درآمدزایی و عبور از شرایط دشوار رکود اقتصادی در پیش گرفت؛ به گونه‌ای که شهرداری‌های مناطق خودشان جزو پیشنهاد‌دهندگان ساخت مال و مراکز تجاری بزرگ به سرمایه‌گذاران بزرگ ازجمله بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری و سازمان‌های شبه‌دولتی بودند.

حسین ایمانی جاجرمی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، تجاری‌سازی فزاینده و صدور مجوزهای متعدد برای احداث مال‌ها در دهه ٩٠ را راهکاری برای درآمدزایی بیشتر می‌داند و می‌گوید: «در واقع ما در انتقال این تجربه اشتباهات زیادی داشته‌ایم. ساخت این مراکز همزمان با دورانی شدت گرفت که شهرداری تهران در درآمدزایی از محل صدور پروانه مسکونی دچار مشکل شده بود. تعداد زیادی خانه خالی روی دست سازندگان مانده بود و در نتیجه سرمایه‌گذاران برای ورود به حوزه مسکن انگیزه کافی نداشتند. در این شرایط شهرداری تهران و مشخصا شهرداری‌های مناطق که عمدتا برای اداره شهر وابسته به درآمد ساخت‌وساز هستند، سرمایه‌گذاران را به حوزه تجاری‌سازی هدایت کردند.»

اینکه شهرداری تهران در دهه ٩٠ و کمی پیش از آن اواخر دهه ٨٠ چه میزان پروانه تجاری صادر کرده، موضوعی است که از نظر اطلاعات آماری هنوز در ابهام است. مرکز آمار ایران در ‌سال ٩١ در گزارشی اعلام کرده بود که ساخت ٣٢١ مرکز تجاری جدید در تهران به پایان رسیده البته همه این مراکز جزو مجتمع‌های عظیم و چندمنظوره نبوده‌اند. بنا بر آمار تأییدنشده دیگری، حدود ٣٠٠ مال در شهرهای مختلف ایران در دست ساخت است. افزایش شمار مال‌ها در ایران در حالی است که این مراکز عظیم و چندمنظوره تجاری حتی در شهری مثل تهران که پرجمعیت‌ترین شهر کشور است و از نظر سبک و سیاق زندگی، مدرن‌ترین شهر روزگار سختی را می‌گذرانند؛ همه‌ چیز عالی به نظر می‌رسد، مغازه‌های لوکس، برندهای شناخته‌شده، ویترین‌های فوق‌العاده؛ اما کجاست مشتری؟

همه می‌آیند سینما!

یک روز کاری در مرکز خرید کوروش در غرب تهران از حدود ساعت ١١ شروع می‌شود؛ یعنی همین حوالی است که چراغ همه مغازها دیگر روشن شده و بازار از خواب صبحگاهی برخاسته است. در طبقات اول هر جایی که فرصتی برای بهتر دیده‌شدن هست یک خودرو از نوع خودروهای چینی وارداتی روبان‌پیچ‌شده به مردم وعده می‌دهد که هر چه بیشتر بخرند، شانس برنده‌شدنشان بیشتر است. موسیقی شاد و گاه آرام‌بخشی شنیده می‌شود و روی پله‌های برقی دخترانی با روسری‌های شاد در حال بالا رفتن هستند. برای علیرضا، نه صدای موسیقی و نه تصویر پرنور و درخشان مغازه‌های مدرن و نه این مسابقه خودروهای چینی هیچ‌کدام امیدبخش نیست: «بازار خوابیده، خیلی وقت است. ما همه در ضرر هستیم؛ البته الان ساعت خیلی خوبی نیست. صبح‌ها آن هم روز شنبه خیلی خلوت است اما شما ساعت ٨ شب هم بیایید، خیلی فرقی نمی‌کند.»

محمود هم مثل علیرضا، مغازه کوچکی دارد پر از انگشتری‌های تیتانیوم و نقره و سنگ‌های سبز و قرمز و لاجوردی: «تنها تفاوت شب با صبح این است که تعداد تماشاچی‌ها بیشتر است. یکسری قبل از این‌که فیلم شروع شود، می‌آیند و یک دوری می‌زنند و یکسری هم بعد از این‌که سانس تمام می‌شود حالا چی بشود که این وسط خریدی هم بکنند؛ اما تعداد خیلی کمی از آدم‌ها ممکن است بیایند این‌جا برای خرید.»

بعضی‌ها هم هستند مثل سعید: «آخر ماه دیگر این‌جا را تحویل می‌دهم؛ کار نمی‌چرخه. همه فکر می‌کنند ما این‌جا درآمد زیادی داریم. مشتری کو؟ درآمدی نیست، چیزی هم اگه دربیاد همه‌‌ش می‌ره پای این اجاره‌های سنگین. آدم یه تیکه جا تو مغازه‌ها و بازارهای قدیمی‌تر داشته باشه، اوضاعش بهتره؛ حداقل این همه اجاره نمی‌ده. من که می‌گم کار اینجاها نمی‌صرفه، حتی مالک مغازه‌ها هم باشی نمی‌صرفه.»

واقعیت همین است که تعداد بسیار محدودی از کسانی که خودرو‌هایشان را در پارکینگ طبقاتی کوروش پارک می‌کنند یا مقابل یکی از درهای ورودی از اسنپ پیاده می‌شوند، به این‌جا آمده‌اند تا خرید کنند. بیشتر آنها مشتریان طبقات بالاتر هستند، یا با دوستانشان در رستوران واقع در یکی از طبقات مشرف به تهران قرار گذاشته‌اند یا قرار است در یکی از سالن‌های سینما تماشاگر یکی از فیلم‌های گروه سینمایی هنر و تجربه باشند.

جای پاساژ خوب نیست

از همان زمانی که قرار بر احداث مجتمع کوروش در مکان فعلی بود تا همان روزی که افتتاح شد، نقد و نظرها درباره این‌که احداث چنین مرکزی در این منطقه از تهران تا چه اندازه درست و مقرون‌به‌صرفه است، ادامه داشت. درواقع هنوز هم این نقد و نظرها ادامه دارد، حالا نه ‌تنها بین کارشناسان و منتقدان که حالا کسبه ناراضی از بازار بی‌رونق این روزها هم خودشان یک‌پا کارشناس شده‌اند: «جای پاساژ که خوب نیست، مردم این همه راه بیایند و این همه تو ترافیک بمانند، خُب نمی‌آیند. ما هم خودمان را علاف کرده‌ایم اینجا. بعد هم این همه پاساژزدن تو تهران مگه مردم چقدر خرید می‌کنن؟»

اوضاع کار البته برای بخشی از مغازه‌داران بهتر است، صاحبان برندهای بنام و شناخته‌شده‌ای که در این روزگاری که همه به‌اصطلاح لاکچری‌پسند شده‌اند، مشتریان وفادارتری دارند که البته تعداد آنها در مجتمع کوروش آنقدرها هم نیست. جدا از بحث جانمایی و مکان‌یابی مجتمع کوروش و چالش‌ها و مسائلی که در زمینه دسترسی وجود دارد، به نظر می‌رسد هم این مرکز و هم سایر مراکز مشابه به‌ویژه در شرایط فعلی که بازارها گسترده و متنوع و جیب خریداران خالی است، بیشتر از ‌نظر فعالیت‌های فرهنگی است که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته‌اند. سالن‌های سینمایی جدید که اغلب آنها در این مجتمع‌ها کوچک هستند، در کنار مجموعه‌ای از رستوران‌ها و همچنین مراکز بازی کودکان، کارکردهای تفریحی را کنار هم آورده که مال‌ها را درواقع بیشتر به مقصدی برای گردشگری تبدیل کرده و فعالیت بخشی مانند پاساژ و مراکز خرید در آنها به نوعی کارکرد ثانویه یافته است. از نگاه علی محمدزاده، کارشناس طراحی و برنامه‌ریزی شهری، این‌که در حال حاضر وجوه فرهنگی مال‌ها بیشتر مورد توجه و استقبال مردم است، به معنای شکست‌خوردن تجربه آنها نیست. هر چند که توسعه چنین مراکزی در تهران همزمان با دوران رکود اقتصادی به نوعی فرآیند طبیعی و مورد انتظار کسب‌و‌کار را در آنها منحرف کرده و تحت‌ تأثیر شرایط منفی قرار داده است: «شاید اگر این مراکز تجاری در شرایط اقتصادی متفاوت با شرایطی که جامعه امروز تجربه می‌کند، آغاز به کار کرده بودند، الان شرایط متفاوتی داشتند. البته باید به این نکته توجه داشت که تصمیم شهرداری وقت تهران برای توسعه کاربری‌های تجاری در پایتخت به‌ویژه در یک مقطع زمانی که عمدتا با هدف افزایش درآمد صورت گرفته، شرایطی را ایجاد کرده که امروز تهران درواقع با مازاد کاربری‌های تجاری روبه‌رو شده است؛ انبوه مراکزی که تقاضایی برای ایجاد کسب‌وکار در آنها وجود ندارد.»

به گفته او، مسأله اصلی مغازه‌ها و به‌اصطلاح طبقات پاساژی مال‌ها این است که آنها امروز درواقع در جذب «مشتری انبوه» موفقیت چندانی نداشته‌اند: «خرید در مراکز خرید و مال‌ها صرفا با هدف خرید به معنای این‌که نیازی از مصرف‌کننده برآورده شود، انجام نمی‌شود و درواقع خریداران و مشتریان مراکز خرید به معنای امروزی به نوعی جست‌وجوکنندگان فراغت هستند. فراغتی که بخشی از آن در بازار و از طریق مصرف می‌گذرد و این مصرف به شکل انبوه است که تمام مناسبات مالی و اقتصادی را در بازارهای جهانی تأمین می‌کند. به همین دلیل است که منتقدان احداث مال‌ها معتقدند که افزایش این مراکز در تهران به نوعی فراهم‌کردن زمینه‌ای برای مصرف‌گرایی بیشتر است؛ هر چند که این موضوع به ‌هر حال منتقدان دیگری هم دارد.»

به گفته او جدای از این‌که توسعه مراکز خرید بزرگ چه تأثیری بر سبک زندگی ما ایرانی‌ها گذاشته، تهران در حال حاضر درواقع با پدیده مازاد مال مواجه است و این شهر به اندازه بازاری که ایجاد شده، مشتری ندارد. مشتری هم اگر هست، گذری است؛ در حالی ‌که مراکز تجاری عظیم یعنی مال‌ها نیازمند خرید و رفت‌و‌آمدهای فراوان هستند، در غیر این صورت حجم زیادی از سرمایه و فرصت صرف خدمات‌رسانی به جمعیت بسیار محدودی می‌شود که این درنهایت به معنای ضرر و شکست در اهداف اولیه است.

متاعِ بی‌مشتری

بازار راکد و چشم‌انتظار مشتری نشستن، نه فقط در یکی از این مراکز تجاری که در دیگر مراکز هم تجربه و نگرانی مشترکی است؛ از مگامال اکباتان گرفته تا سایر مراکز خرید مشابه در شمال تهران. اگر چه برخی از آنها به‌اصطلاح اسم و رسمی پیدا کرده‌اند و پاتوقی شده‌اند و محلی برای قرارهای دسته‌جمعی؛ اما بسیاری از آنها هم با وجود سرمایه‌گذاری‌های سنگین در فعال‌کردن مغازه‌ها و واحدهای تجاری توفیقی کسب نکرده‌اند؛ نه‌تنها در شمال و غرب تهران که حتی در مرکز شهر. به گفته محمدزاده، صدور پروانه برای پاساژها و مراکز تجاری نزدیک به‌ هم و همچنین ساخت همزمان ده‌ها مال و مرکز خرید بزرگ در تهران شرایطی را به وجود آورده که نه ‌تنها صاحبان این مراکز قادر به فعال‌سازی آنها نیستند، مغازه‌هایشان اجاره نمی‌رود یا در صورت اجاره‌رفتن، مغازه‌داران مشتری ندارند که فراتر از آن فعالیت دیگر بازارهای شهر مانند بازارهای سنتی و محلی هم تحت‌ تأثیر قرار گرفته است؛ درواقع اجرای نادرست یک سیاست پیامدهای نادرستی هم به‌ بار آورده است.

بیشتر کارشناسان شهری در این نکته هم‌عقیده هستند که احداث مال‌ها در شهری مانند تهران می‌توانست به ‌عنوان ظرفیتی در خدمت پیشرفت مناطق کمتر توسعه‌یافته مورد توجه قرار بگیرد؛ اگر در جایی که باید اجرا می‌شد. یکی از آنها ایمانی جاجرمی، استاد دانشگاه تهران و رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی است: «به دلیل پیامدهای نامطلوبی که احداث مال‌ها در تهران داشته، عمدتا ابعاد تهدیدکننده و نامطلوب آن مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی‌ که مال‌ها می‌توانند فرصت مهمی‌ برای توسعه محلی باشند؛ اگر در ایران، شهرداری تهران زمانی که تصمیم به واردکردن تجربه مال‌ها به ایران گرفت، با نگاه و رویکردی فرابخشی به این موضوع نگاه و مال‌ها را در مناطق کمتر برخوردار احداث می‌کرد، نتایج متفاوتی به دست می‌آمد؛ مانند همان اتفاقی که در بسیاری از شهرهای کوچک آمریکا افتاد. آنها مال‌ها را در جاهایی احداث کردند که نیازمند این مراکز بودند.»

به گفته این استاد دانشگاه تهران، پایتخت در دهه‌های گذشته با پدیده‌هایی مانند توسعه شهرها و شهرک‌های کوچک پیرامونی مواجه بوده که اغلب آنها از سرانه‌های فرهنگی و خدماتی بی‌بهره‌اند. در بسیاری از مطالعات شهری، شهرهای جدید یا شهرک‌هایی که در مناطق پیرامونی و حاشیه‌ای تهران ساخته شده‌اند، مناطقی هستند که آمار بالایی از فقر و محرومیت از سرانه‌های خدماتی و رفاهی در آنها گزارش شده است. به‌ویژه در زمینه برخورداری از امکانات تفریحی و فراغتی در تنگنا هستند و به همین دلیل است که ساخت یک مرکز تجاری–‌فرهنگی چندمنظوره در چنین مناطقی علاوه بر این‌که در مدت زمانی کوتاه می‌توانسته سودآور شود، افزون بر آن از نظر دسترسی ساکنان محلی به خدمات فرهنگی مانند سالن‌های سینما یا زمین و مرکز بازی کودکان قابل توجه است. امتیازهایی که ممکن است در محله‌های برخوردار شمال تهران از سوی شهروندان نادیده گرفته شود اما در مناطقی که از نظر توسعه شهری و شاخص‌های آن نیازمند توجه و برنامه‌ریزی بیشتری هستند، یک مرکز چندمنظوره می‌تواند، کیفیت زندگی هزارها خانوار را تغییر بدهد. حال آن‌که در تهران با توجه به علاقه سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در مناطق شمالی تهران و به‌تازگی مناطق غربی پایتخت، مال‌ها و مراکز تجاری‌–‌فرهنگی جدید هم در همین مراکز ساخته شده و حالا هم پیامدهای منفی این جانمایی نادرست جلوی چشم همگان است.

شهرداری به نفع شهر عمل کند

هر چند در اغلب مناطق بیست‌ودوگانه کلانشــهر تهران، حتی در نیمه جنوب شــهر، تعداد قابل توجهی مال احداث شده، اما پراکندگی در پنج منطقه خاص متمرکز شده است. در مناطق ١ و ٢ و ٣ بــه دلیل گرانقیمت‌بودن انــواع ملک در آنها، در منطقه ٥ بــه دلیل تراکم بالای مســکونی و در منطقــه ٢٢ نیز به خاطــر جوان‌بودن منطقه و پتانســیل بالا در بازدهی سرمایه‌گذاری، رونق بیشتری در مقایســه با سایر مناطق تهران دارد. در میان این پنج منطقه نیز رتبه اول بیشترین ساخت‌وساز تجاری به منطقه ٢٢ اختصاص دارد.

به گفته ایمانی جاجرمی اگر برنامه‌ریزان شهری به این نکات توجه می‌کردند، مال‌ها امروز با شرایط متفاوتی در تهران جانمایی و احداث شده و چه‌بسا که شاید نتایج مثبت و قابل دفاعی به بار آورده بودند: «در سفری که به پاریس داشتم، بخشی برای سکونت مهاجران طراحی شده بود که خارج از محدوده شهری قرار داشت و درواقع محلی برای سکونت گروه‌های کم‌درآمد بود. در آن‌جا در دل این منطقه شهر علوم و صنعت درست کرده‌اند. بهترین موزه‌های آب و فضا آنجاست و چندین هتل و گالری بزرگ به همراه یک مال مدرن را در این محدوده طراحی کرده بودند. خب در تهران مگر ما منطقه ۱۸ را نداریم؟ چرا مال‌ها نباید در این منطقه احداث ‌می‌شدند؟ فرهنگسرای بهمن هم در زمان خودش درواقع ایده مشابهی داشت. کشتارگاه تهران را که عامل مزاحمت بوده به بهترین مرکز فرهنگی تهران تبدیل کردیم و نتیجه هم این شد که همین فرهنگسرا نگاه مردم را به جنوب تهران تغییر داد. اگر شهرداری تهران مال‌ها را در چهارچوب یک برنامه اقتصادی و اجتماعی پیش ‌می‌برد، ‌می‌توانست از علاقه‌مندی سرمایه‌گذاران برای توسعه بخش‌های کمتر توسعه‌یافته شهر استفاده کند. به‌ هر حال علاقه‌مندی بخش خصوصی این است که بیاید و در نقاط مرغوب‌تر شهر سرمایه‌گذاری کند؛ چون هم سود بیشتری ‌می‌برد و هم بازگشت سرمایه برایش سریع‌تر اتفاق ‌می‌افتد. این وظیفه مدیریت شهری است که جهت‌گیری این سرمایه‌گذاری را به جایی که به نفع شهر است، هدایت کند؛ اما منافع سرمایه‌گذار را هم ‌می‌تواند تأمین کند. ما الان شهرهای جدیدی را داریم که هیچ امکاناتی ندارند. خب اگر شهرداری تهران در چهارچوب بزرگتر از یک دستگاه محلی فکر ‌می‌کرد، ‌می‌شد بخشی از این مال‌ها را به سمت پردیس و هشتگرد و پرند برد.»

هر چه هست این روزها خیلی‌ها می‌گویند، مال‌سازی، تبی که از ابتدای دهه ٩٠ گریبان تهران را گرفته درواقع فرآیندی است که نشان‌دهنده اتمام راه پرسود برج‌سازی در تهران است. درواقع سرمایه‌‎دارانِ بریده از بازار برج‌سازی بودند که قدم در راه ساخت مراکز عظیم تجاری‌-‌تفریحی در تهران گذاشتند؛ جایگزینی‌ای که حالا البته برای بسیاری از آنها خوش‌قدم نبوده و پیش‌بینی‌های اقتصادی مورد انتظارشان را آنطور که فکر می‌کردند، به نتیجه‌ای که باید نرسانده است. مجتمع‌های چندمنظوره‌ای که حالا روی دست شهر مانده‌اند و با وجود همین شرایط همچنان هیجان سرمایه‌گذاران برای ساخت سازه‌های مشابه فروکش نکرده است. هیجانی که روشن نیست تا کجا پیش می‌رود و چه آینده‌ای پیش روی شهرهای ما می‌گذارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر شما خود را در اوج قله موفقیت کاری و در بهترین مرتبه ممکن احساس می‌کنید، بدانید که عامل اصلی تمام موفقیت‌ها و پیشرفت‌های شما در این واقعیت ساده نهفته است که شما از آنچه انجام می‌‌دهید، لذت می‌برید و در محیط کارتان شاد هستید. اما آیا فقط شاد بودن است که موجب افزایش بهره‌وری می‌شود یا اینکه با افزایش بهره‌وری کار، احساس شاد بودن نیز بیشتر می‌شود؟

 در پاسخ به این پرسش باید گفت که تاثیر مثبت و سازنده دو عامل شادی و بهره‌وری برهم، رابطه‌ای دوسویه و علت و معلولی است. بدون توجه به اصل منظم بودن در محل کار، سایر ترفند‌های مرتبط با ارتقای بهره‌وری، آنچنان که باید، مفید و تاثیر‌گذار نخواهند بود. به گزارش دنیای اقتصاد، با استفاده از تکنیک‌های زیر خواهید توانست مالک بی‌چون و چرای وقت خود باشید و روز‌های کاری پربازده و شادی را رقم بزنید.

*همیشه یک برنامه زمانی مکتوب و مدون داشته باشید و تمام افکار، گفت‌وگوها و فعالیت‌های مهم خود طی هر هفته را یادداشت کنید.این کار شما را در مورد میزان فعالیت‌ها و عملکرد هفتگی‌تان آگاه‌تر می‌سازد.

*به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که حداقل ۵۰ درصد زمان خود را صرف فعالیت‌ها و تفکراتی کنید که بخش عمده نتایج و دستاوردهای مثبت‌تان را موجب شده‌اند.

*برای تمام ساعات کاری‌تان برنامه‌ریزی کنید و از تمام دقایق آن نهایت استفاده را صورت دهید چراکه همین دقایق هستند که ساعات و روزهای کاری موفق‌تان را رقم می‌زنند.

*همیشه سی دقیقه نخست هر روز کاری‌تان را صرف برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری فعالیت‌های همان روز کنید و تا زمان تکمیل فرآیند برنامه‌ریزی، اقدامات اجرایی‌تان را آغاز نکنید.

*پنج دقیقه قبل از هرگونه فعالیت و تماس کاری با دیگران به روشنی تصمیم بگیرید که در آن روز می‌خواهید چه نتایجی به‌دست بیاورید. این کار به شما این امکان را می‌دهد تا قبل از شروع هر کاری تصویری روشن و عینی از موفقیت‌هایی که قرار است به‌دست آورید، ترسیم کنید.

*در زمان‌هایی که سرتان خیلی شلوغ است و زمان‌هایی که اوج کاری‌تان محسوب می‌شود علامت «لطفا مزاحم نشوید»را  روی در دفتر کارتان نصب کنید. در مورد انجام این کار هیچ تردید و تعارفی نداشته باشید و هیچ‌کس را از این مساله مستثنی نکنید، چراکه همین وقفه و مزاحمت‌هاست که شما را از رسیدن به موفقیت‌هایتان بازمی‌دارد.

*با اراده‌ای قوی و مصمم سیاست عدم پاسخگویی به تماس‌های تلفنی بی‌موقع و ایمیل‌های ناخواسته و ناگهانی را به مرحله اجرا درآورید.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:شنبه 6 آبان 1396
  • برچسب ها:کسب و کار ،
نظرات()   
   

مدیرعامل اینستاگرام با بهره‌گیری از یک عادت ۶۰ دقیقه‌ای، کارایی خود را حفظ می‌کند.

اینستاگرام با ۷۰۰ میلیون کاربر، آن‌قدر جذابیت دارد که تبدیل به اعتیادی جهانی شده است. کافی است صبح بخواهیم برای چند دقیقه عکس دوستانمان را ببینیم تا گشتن میان تصاویر جذاب باعث شود همه‌چیز را فراموش کنیم. کم نیستند افرادی که به همین دلیل متوجه نمی‌شوند چطور زمان را از دست‌ داده‌اند. حتی بسیاری از مردم با گشت و گذار در اینستاگرام از کارهای روزانه‌ی خود بازمی‌مانند یا دیر به سرکار می‌رسند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از زومیت، شما فکر می‌کنید خود مدیرعامل اینستاگرام هم به دام چنین مشکلی می‌افتد؟ کوین سیستروم، مؤسس اینستاگرام، در مصاحبه‌ی کوتاهی با Axios راز تداوم بهره‌وری خود را بیان کرده است.

مهم‌ترین ساعت روز از نگاه کوین سیستروم

سیستروم در پاسخ این سؤال که کدام عادت صبحگاهی او برایش اهمیت ویژه‌ای دارد و او حاضر نیست آن را به هیچ دلیلی از دست بدهد، پاسخ داد که همیشه روز خود را با ورزش شروع می‌کند. به نظر می‌آید او هم مثل تیم کوک مدیرعامل اپل، جک دورسی مدیرعامل توییتر و اسکوئر و ریچارد برانسون مؤسس گروه شرکت‌های ویرجین، هرگز تمرین‌های صبحگاهی را فراموش نمی‌کند.

ولی نه‌فقط کمی نرمش صبحگاهی. او دقیقا یک ساعت کامل دوچرخه‌سواری می‌کند و دوست دارد بتواند یک‌ بار در مسابقات Paris-Roubaix که معروف‌ترین تور دوچرخه‌سواری یک‌روزه‌ی فرانسه در جاده‌های سنگ‌فرش و ناهموار است، شرکت کند.

سستروم به قانون پنج دقیقه اعتقاد دارد: اگر کاری را دوست ندارید، با خودتان قرار بگذارید فقط به مدت پنج دقیقه آن کار را انجام بدهید. پس‌ازاین پنج دقیقه، می‌بینید که از عهده‌ی همه‌ی کار برآمده‌اید.

یکی از راه‌های مبارزه با به تعویق انداختن امور، همین است. وقتی به کاری علاقه ندارید شروع کردن آن خیلی سخت است؛ چون نمی‌توانید به خودتان انگیزه بدهید پای در چنین مسیری بگذارید. ولی وقتی به خودتان می‌گویید فقط پنج دقیقه، ذهن شما خیلی ساده‌تر آن را می‌پذیرد. بعد از پنج دقیقه‌ی اول به‌نوعی راه را برای پنج دقیقه‌ی دوم باز می‌کند. قانون «فقط پنج دقیقه» به شما کمک می‌کند اولین قدم سخت را برای شروع کارهایی که از آن‌ها فرار می‌کنید، بردارید.

در پایان این مصاحبه، سیستروم برنامه‌ی مورد علاقه‌ی خود را برای ذخیره‌ی زمان معرفی کرد. او طرفدار سرسخت اپلیکیشن Waze است که کمک می‌کند سریع‌ترین راه رسیدن به مقصد را با اجتناب از ترافیک پیدا کنید. او معتقد است ترافیک سنگین می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد و این برنامه به او کمک می‌کند از اتلاف وقتی‌ که ترافیک به زندگی تحمیل می‌کند، راحت شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

نیاز طبیعی بدن هر یک از ما متناسب با شرایط جسمی و روحی حداقل به 8 ساعت خواب مفید است که این تعداد ساعت هر دقیقه اش می تواند سوژه ای برای سرمایه گذاری های متفاوت در صنایعی جدا از هم، اما وابسته به یکدیگر باشد.

این وابستگی باعث شده تا صنعتی با نام تولید کالای خواب در بخش های مختلف شکل گرفته که از پتو، تشک و لحاف گرفته تا ملحفه  و بالش یا باکس های جدید تشک هر کدام از زیرمجموعه هایش شناخته شده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، نکته جالب در صنعت تولید کالای خواب این است که فعالان اقتصادی در این بخش معتقدند با توجه به اینکه انسان درطول زندگی خود تقریبا یک سوم عمرش می خوابد، بنابراین برای افزایش کیفیت این یک سوم از عمرش هزینه ای قابل توجهی می کند. پس سرمایه گذاری برای یک سوم عمر انسان یا همان خواب خودمانی می تواند حجم قابل توجهی از گردش مالی را برای فعالان به ارمغان آورد.

حسین قدیانی، رئیس اتحادیه صنف تولید کنندگان و فروشندگان کالای خواب درباره این صنعت  گفت: این نوع کسب و کار در واقع قدمتی به طول تاریخ داشته و از گذشته به نوعی در چرخه اقتصادی جوامع نقش آفرینی کرده است، اما به مرور زمان با توجه به تحولات و تغییر سبک زندگی مردم رشد و توسعه  یافته تا جایی که امروز به نوعی یک تکنولوژی و فناوری مخصوص به خود شناخته می شود و بسیاری را به خود مشغول کرده است.

قدیانی با اشاره به تعداد فعالان صنفی در این بخش از اقتصاد کشورمان می افزاید: اگر بخواهیم درباره تعداد افراد مشغول در تولید کالای خواب سخن بگوییم لازم است ابتدا بدانیم در این زمینه بخش های مختلفی از صنعت بزرگ نساجی و دیگر صنایع فعالیت دارند که از ریسندگی تا تهیه کالای نهایی تقریبا 8 ردیف شغلی بزرگ از جمله بافندگی، فلزی، دوزندگی، تولید انواع فوم، چسب، بسته بندی، حمل و نقل و خرده فروشی را به خود وابسته کرده و از آنجا که می دانیم صنعت نساجی به عنوان یکی از بزرگ ترین صنایع برای ایجاد شغل است با درنظر گرفتن میزان اشتغال ز ایی دیگر صنایع بالادستی تولید کالای خواب، اشتغال زایی بالایی را تجربه خواهیم کرد، چون در بخش هایی از آن با سرمایه گذاری اندک می توانیم اشتغال زایی قابل توجهی داشته باشیم.

این مقام صنفی تعداد واحدهای مشغول در این صنعت را در مجموع چیزی نزدیک به 8 هزار واحد در بخش های مختلف از تولید تا توزیع و فروش اعلام کرد و گفت: به طور کلی چون صنعت تولید کالای خواب با شیوه های نوین در کشورمان جوان و بسیار گسترده است نمی توان آمار دقیقی از واحدهای تولیدی ارائه کرد اما تعداد واحدهای شناسنامه دار در بخش های مختلف تولید کالای سراسر ایران چیزی نزدیک به 2 هزار واحد و باقی مربوط به واحدهای خدماتی زیرمجموعه یا بالادستی صنعت تولید کالای خواب هستند. نکته اینجاست که از این مجموعه تقریبا 22 واحد صنعتی بزرگ در کشورمان مشغول به فعالیت هستند.

قدیانی معتقد است مهم ترین معضل واحدهای تولیدی کالای خواب امروز کشورمان، حضور گسترده تولیدکنندگان زیرپله ای بوده و افزایش این واحدهای غیرمجاز حاصل سیاست ها و قوانین غیراصولی دستگاه ها و نهادهای قانون گذار است، درحالی که همه بر این باورند که واردات کمر تولید در صنعت تولید کالای خواب را شکسته است.

رئیس اتحادیه صنف تولید کنندگان و فروشندگان کالای خواب تاکید کرد: دریافت مالیات، عوارض و همچنین تحمیل هزینه های غیراصولی به تولید باعث شده بسیاری از واحدهای تولیدی ضعیف ترجیح دهند کسب و کار شناسنامه دار خود را تعطیل کرده و به سمت تولید غیرمجاز به خصوص در بخش هایی مثل تولید روتختی، بالش، ملحفه یا از این دست بروند، درحالی که همه این تولید کنندگان یقین دارند برندسازی و داشتن شناسنامه  معتبر در این زمینه می تواند یکی از رموز موفقیت شان باشد.

وی تصریح کرد: اگر از دیگر مشکلات صنعت تولید کالای خواب نیز بخواهیم بدانیم، لازم است به زنجیره تولید اشاره کنیم چون تولید کنندگان امروز برای تامین برخی مواد اولیه خود مثل پارچه های مخصوص با طرح های خاص و جذاب دچار مشکل هستند و برای تهیه این مواد لازم است به بازارهای خارجی مراجعه کنند درحالی که اگر زنجیره تولید در کشورمان تکمیل شده و توان پاسخگویی به نیاز داخلی را داشته باشد دور از واقعیت نیست اگر بگوییم تمام ارزش افزوده این صنعت داخل مرزهای ایران ایجاد خواهد شد و می تواند با وابستگی کمتر از 5 درصد به افزایش صادرات غیرنفتی کشورمان کمک کند.

قدرت بالای صادراتی

این مقام صنفی درباره صادرات تولیدات ایران نیز گفت: همانطور که قبلا اشاره شد با توجه به تامین اغلب کالاهای مورد نیاز صنعت داخل مرزهای ایران، توان صادراتی تولیدکنندگان در صورت حمایت  شدن بسیار بالاست. به این ترتیب که حتی در شرایط فعلی تولیدکنندگان به نام ایران محصولات باکیفیت خود را به کشورهای منطقه مثل همسایگان شمال و جنوب، شرق و غرب یا برخی کشورهای اروپایی و آفریقایی صادر می کنند.

وی تاکید کرد: توانمندی تولیدی کالای خواب ایران آنچنان بالاست که حتی در بسیاری از بخش های تولیدی ایران با تولید کنندگان بنام ترکیه که خود رقیبی برای محصولات ایران شناخته می شود، مبادلات پایاپای داشته و محصولات را مبادله می کند.

قدیانی ارزش افزوده سرمایه گذاری در این زمینه را بسیار بالا دانست و گفت: قوانین باید حامی تولید بوده و به گونه ای تدوین شوند که باعث افزایش هزینه های تولید نباشد اما فعلا با توجه به شرایط قوانین فعلی این مهم صورت نگرفته و بعضا می بینیم هزینه تولید برای تولیدکنندگان وطنی افزایش داشته و در مواردی بازارهای صادراتی از دست می رود.

شرایط برخی را روانه خارج کرد

رئیس اتحادیه صنف تولید کنندگان و فروشندگان کالای خواب درباره سرمایه گذاری برخی تولید کنندگان خارج از مرزها به خصوص در کشور چین و ارسال تولیدات شان به بازار ایران معتقد است به طور کلی سرمایه گذاران به دنبال شرایط سهل تولید بوده و علاقه مند هستند در شرایطی مشغول به تولید شوند که صرفا نیروی خود را متمرکز برای رشد و گسترش صنعت شان کنند درحالی که امروز این شرایط در کشورمان کمتر دیده می شود.

وی تاکید کرد: اگرچه تولید کنندگان و بسیاری از سرمایه گذاران بنام ایرانی با توجه به علاقه ای که به رونق بازار داخلی کشورمان دارند از این مورد مستثنی هستند، اما شاید برخی تولید کنندگان کوچک تر با درنظر گرفتن منافع شخصی خود تصمیم به ترک بازار تولید ایران گرفته باشند.

***

فوت و فن:

شاید تولید و سرمایه گذاری در صنعت تولید کالای خواب به عنوان نوعی سرمایه گذاری بسیار آسان در ذهن اغلب ما نقش بسته باشد درحالی که این صنعت نه تنها دارای موارد متعددی از نظر تخصصی است بلکه باید ریزه کاری های بسیاری در این زمینه مدنظر قرار گیرد که برخی از این موارد را می توان به شرح زیر عنوان کرد.

1- تحقیق درباره نیازهای بازار: اصلی ترین نکته درباره تولید محصولات کالای خواب مربوط به تحقیقات تولید کنندگان است چون هر کشور یا هر منطقه نیازهای متفاوتی از آنچه ما تصور می کنیم براساس فرهنگ و آداب و سنن خود دارد.

2- ارائه طرح های متنوع: با توجه به اینکه این صنعت دارای بخش های متفاوتی از جمله تولید لحاف، روتختی و انواع ملحفه است باید در نظر داشته باشیم تنوع در تولید کلید موفقیت است و لازم است در این زمینه تولید کنندگان سعی و کوشش قابل توجهی داشته باشند.

3- ثبات کیفی: وقتی تولید کنندگان در این زمینه سرمایه گذاری می کنند تنها راه رسیدن به قله موفقیت آنها مربوط به حضور با بهترین کیفیت و ثبات آن در طول مدت حضورشان در بازارهای هدف است.

4- تکمیل زنجیره توزیع: زنجیره توزیع در بازار هدف شاید پاشنه آشیل تولید کالای خواب است که باید به آن خوب توجه داشته باشیم.

***

هزینه ها و سرمایه گذاری:

با درنظر گرفتن بخش های مختلف سرمایه گذاری در زمینه کالای خواب لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که بخش های مختلف تولیدی در این صنعت می تواند سوژه سرمایه گذاری برای علاقه مندان باشد، اما پیشنهاد پیشکسوتان در این صنعت این است که اگر واقعا قصد سرمایه گذاری اصولی و دقیق در این زمینه داریم به صورت تولید کامل کالای خواب یعنی از روتختی، ملحفه و بالش گرفته تا تشک در یک مجموعه تولیدی سرمایه گذاری شود هرچند بحث پتو کاملا متفاوت است.

بنابراین اگر یک مجموعه کامل مدنظر سرمایه گذاران باشد رقمی نزدیک به 20 میلیارد تومان در کل پول لازم دارد، اما می توان به کمترین یعنی تولید انواع بالش، ملحفه یا روتختی اشاره کنیم که با رقمی نزدیک به 3میلیارد تومان تولیدی قابل قبولی در کل ایجاد خواهدشد. از سوی دیگر سرمایه گذاری در تولید تشک خوشخواب و تجهیزات جانبی آن نیز می تواند با 15 میلیارد تومان راه اندازی شده و وارد مدار تولید شود.

***

مجوزها:

بسیاری از فعالیت های صنعتی برای قانونی شدن شان نیازمند طی کردن مراحلی مشابه هستند که عموما از وزارت صنعت، معدن و تجارت آغاز می شود، اما ورود در صنعت تولید کالای خواب از آنجا که زیرمجموعه های متفاوتی به خود دیده ممکن است برخی سرمایه گذاران صرفا برای ورود لازم باشد با مراجعه به صنف موردنظر مجوزهای لازم را دریافت کنند و مشغول به تولید شوند که می توان در این زمینه به تولید و دوخت انواع ملحفه و روتختی اشاره کرد، اما اگر قصد تولید صنعتی در بخش های مختلف دارید لازم است از همان وزارت صنعت خودمان کلیه کارها را آغاز کنید.

ریسک ها و تهدید ها:

به طور کلی تهیه و تولید کالای خواب به عنوان یکی از صنایع روبه گسترش ایران اگر چه دارای امتیازهای بالایی برای ایجاد ارزش افزوده و اشتغال زایی در بخش های مختلف تولیدی کشورمان است، اما تهدیدهای قابل توجهی این نوع سرمایه گذاری را با مخاطره مواجه کرده است که اگر از بحث اصول اقتصادی یا دودوتای سرمایه  گردش مالی آن بگذریم مواردی چون واردات بی رویه محصولات خارجی، حضور تولید کنندگان زیرپله ای، قوانین غیراصولی کسب و کار، دسترسی نامتعارف به بازارهای خارجی برای تهیه مواد اولیه، کمبود نقدینگی برای ایجاد گردش مالی در واحدهای تولیدی و در نهایت مشکلات قوانین صادراتی می تواند عمده ترین عوامل تهدید کننده این نوع سرمایه گذاری در بخش های مختلف آن باشد. این درحالی است که نکته اساسی که سرمایه گذاران باید به آن توجه داشته باشند، مربوط به کشش بازار است چون اگر سرمایه گذاران به این نکته بی توجه باشند و سرمایه های اضافه در این صنعت منجمد کنند در نهایت ممکن است تجربه ناخوشایندی از حضورشان در این صنعت داشته باشند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از مدیران ارشد از دانش کافی در خصوص چگونگی تبیین یک چشم‌انداز قانع‌کننده نسبت به ایجاد تغییر که به تعهدی گسترده در سازمان ختم شود، برخوردار نیستند. رهبران کسب‎وکار باید از خود این سوال را بپرسند: با اعمال تغییرات در سازمان چه چیزهایی دیده، شنیده و احساس خواهد شد؟

وقتی رهبر سازمانی استراتژی جدیدی را به اجرا می‌گذارد، به‌ویژه اگر این استراتژی مستلزم سیستم، فرآیند یا نیروی انسانی جدیدی باشد، با آغاز دوران جدیدی برای سازمان روبه‌رو است. موفقیت علاوه بر ترکیب مناسب سرمایه و فناوری مستلزم حضور گروهی از کارکنان تاثیرگذار برای اتخاذ رفتارها و نگرش‌های جدید است. اما اغلب مدیران ارشد اجرایی و اعضای هیات مدیره سازمان‌ها در چنین شرایطی سرمایه و فناوری را بیش از رفتارها و نگرش‌ها مورد توجه قرار می‌دهند. به گزارش دنیای اقتصاد، این عدم تعادل دلیل اصلی شکست استراتژی‌های جدید است. چنین شکستی آسیب بزرگی به ماهیت تیم اجرایی وارد خواهد کرد، به ویژه اگر مدیران ارشد رویای هدایت سازمان در مسیری جدید را در سر پرورانده باشند. هنگامی که سازمان به رفتارها و روش‌های نوین تفکر نیاز داشته باشد، ضروری‌ترین گام برای تیم اجرایی، هیات‌مدیره و مدیران کلیدی داشتن تصویری کلی از سازمان و نحوه ادامه فعالیت آن پس از پیاده‌سازی و تحقق سیاست‌های استراتژیک است.  واژه «چشم‌انداز» در فضای کسب‌وکار کاربرد بسیاری دارد.

کسب‌وکارها اغلب از ماموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های خود صحبت می‌کنند. اما در بیشتر مواقع کلمه چشم‌انداز به اشتباه استفاده می‌شود. وقتی مدیران ارشد اجرایی از تعریف چشم‌انداز سازمان سخن می‌گویند، از آنها می‌خواهم آن را برایم توضیح دهند. بسیاری از آنها با جملاتی شبیه به این به درخواست من پاسخ می‌دهند: «چشم‌انداز ما تبدیل شدن به نوآورترین و چابک‌ترین شرکت صنعت است». من در پاسخ می‌گویم: «این ماموریت شماست، نه چشم‌اندازتان». در واقع، رهبرانی که در پی متحول ساختن سازمان هستند گزینه‌های زیادی برای ایجاد تعهد عاطفی برای گذر از این مسیر جدید ندارند. یکی از این گزینه‌ها استفاده از استدلال منطقی است. «اظهار نظر منطقی» بر پایه اینکه چرا اساسا تغییر برای سازمان ضروری است، تبیین مجموعه‌ای از مراحل برای تحقق این تحولات و اشاره به شرکت‌ها و سازمان‌هایی که در شرایط مشابه چگونه عملکرد خود را بهبود بخشیده‌اند. گزینه دوم تشریح «آتش سوزانی» است که خطرات و آسیب‌های ناشی از عدم تغییر را برجسته می‌کند. پیام اصلی این است که اگر عملکرد بهبود پیدا نکند، آتش گسترش پیدا خواهد کرد و بسیاری از شغل‌ها را از دست خواهیم داد.

در حالی که هر دو رویکرد کمک بزرگی به پیشرفت و بهبود وضعیت می‌کنند اما برای تغییر رفتار و نگرش‎ها کافی نیستند. به منظور کسب موفقیت رهبر سازمان به چیزی فراتر از این نیاز دارد: او باید با شناسایی گروهی از تاثیرگذارترین و بانفوذترین مدیران سازمان و با ایجاد تعهد عمیق در آنان، زمینه انعکاس تغییرات مورد نظر را در رفتار آنان و البته پیروانشان فراهم کند. پنج اصل برای دستورالعمل پیاده‌سازی یک استراتژی جدید :

۱- مسیر منحصربه‌فرد خود را پیدا کنید: هیچ راه ساده و کلی برای ایجاد چشم‌اندازی که موتور محرک تحولات سازمانی باشد، وجود ندارد. چشم‌انداز باید در شخصیت شرکت، واژگان مدیران و در شخصیت مدیران سازمان انعکاس پیدا کند به طوری که هیچ‌ فردی نیاز به طرح پرسش در خصوص ایده‌های واقعی مدیران ارشد سازمان درباره آینده آن نداشته باشد.

۲- به عواطف و احساسات تکیه کنید:‌توصیف یک سازمان موفق با عملکردی بهینه باید تصویری شفاف از مکانی برای موفقیت، وابستگی و پیشرفت در اذهان افراد ایجاد کند. بهترین چشم‌انداز باید به اندازه‌ای شفاف باشد که افراد نحوه عملکرد سازمان و چگونگی رویارویی آن با مشکلات مختلف را درک کنند. نتیجه ایجاد چنین تصویری شخصی‌سازی چشم‌انداز و انطباق آن با نیازهای شخصی است. در واقع، با هر بار تجربه کردن رفتارهای جدید افراد نسبت به انجام دوباره آن احساس مثبتی دارند. به این منظور چشم‌انداز رهبران سازمان نه تنها باید واضح باشد بلکه مستلزم تجاوز از مرزهای منطق و ورود به سرزمین احساسات است.

۳- تحولات قابل تصور را تشریح کنید: تدوین چشم‌انداز دقیق برای رهبرانی که به دنبال اجرای استراتژی‌های جدید هستند بهترین راه برای تعیین میزان تغییرات مورد نیاز است، به ویژه زمانی که این تغییرات بر تجارب و اقدامات حیاتی سازمان تاثیر‌گذار باشند. هیچ یک از اعضا تمایل به کنار گذاشتن عادت‌ها ندارند. معمولا افراد نیاز به تغییر را به مرور زمان می‌پذیرند البته پس از شناسایی ویژگی‌های کارهای جدیدی که به آنان محول شده است. در حالی که چشم‌انداز باید صادقانه حقایق جدیدی را با اعضا درمیان بگذارد اما نباید با مفهوم کنونی و مورد پذیرش کارکنان در خصوص سازمان تفاوت چشم‌گیری داشته باشد چرا که آنان قادر به تصور، درک و احساس ویژگی‌های سازمان پس از تحقق چشم‌انداز مذکور نیستند.

۴- از رفتار ارزشی به‌جای ارزش‌ حمایت کنید:‌در تبیین چشم‌انداز رهبران سازمان باید تفاوتی بین ارزش‌های محوری انسانی و رفتارهایی که برای سازمان و در مسیر موفقیت آن ارزشمند تلقی می‌شوند قائل شوند. بسیاری از سازمان‌ها اظهار می‌کنند همواره در بیانیه ماموریت خود به آنچه آنها «ارزش» می‌نامند، اشاره شده است. معمولا سه مشکل اصلی در این خصوص وجود دارد. نخست، بسیاری از موضوعاتی که در ماموریت سازمان به آنها اشاره شده است حوزه‌هایی گسترده از کسب‌وکار هستند که مستلزم پیشرفت‌های عملیاتی هستند (نظیر نوآوری، توجه به مشتری و کار تیمی). دوم اینکه، در حالی که ارزش‌های انسانی نظیر صداقت یا احترام به عقاید دیگران استانداردهای مهمی برای زندگی در کنار سایر افراد به‌شمار می‌روند اما تاثیر چندانی در هدف‌گذاری‌ جدید و انجام متفاوت کارها ندارند. سوم اینکه، ارزش‌های یک فرهنگ همواره با دوام هستند و به دلیل تحولات استراتژیک یا تغییر در اولویت‌های عملیاتی هرگز تغییر نمی‌کنند.

۵- محکم اما انعطاف‌پذیر باشید:‌مدیری که در حال توسعه یک چشم‌انداز برای سازمان است باید در رابطه با اجزای اصلی شکل دهنده آن موشکافانه عمل کند.  مدیران کلیدی سازمان باید در فرآیند پالایش چشم‌انداز حضور داشته باشند و به مهره‌ای جدایی‌ناپذیر از آن تبدیل شوند. آنها باید بدانند باورهای رهبر سازمان پیرامون چشم‌انداز موضوعی غیر قابل مذاکره است و تنها موضوعی که مشارکت آنان را خواهد طلبید موضوعاتی است که رهبران ارشد در نتیجه گیری در خصوص آنها با عدم اطمینان روبه‌رو هستند.  رعایت ۵ اصل اشاره شده می‌تواند نویدبخش تحقق چشم‌اندازی مشترک باشد که به اندازه کافی شفاف است تا کارکنان از وظایف خود در قبال اجرای آن به‌خوبی اطلاع داشته باشند، به اندازه کافی جذاب است تا از آن طریق افراد جایگاه خود را در آینده سازمان متصور شوند و به اندازه کافی الهام بخش است تا  کارکنان به‌خوبی بدانند در مسیر تحقق تغییرات دقیقا باید چه عملکردی داشته باشند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 26 مهر 1396  10:55 ب.ظ

اپلیکیشن‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازاریابی با موبایل در عصرکنونی هستند. با توجه به آنکه که اکثر افراد جامعه از گوشی‌های هوشمند برخوردارند، این استراتژی می‌تواند کسب‌وکارها را در رسیدن به اهداف خود کمک کند.

البته باید به این موضوع توجه کرد که اپلیکیشن‌ها باید بتوانند خدمت یا مزیتی خاص برای مشتریان فراهم کنند که غالبا به وسیله ابزارهای دیگر تامین نمی‌شوند.

در غیر این‌صورت، طبیعی است که کاربران برای خلوت کردن محیط موبایل خود، اپلیکیشن شما را حذف کنند و در این رقابت، جای خود را به اپلیکیشن‌های کاربردی‌تر خواهید داد.  به گزارش دنیای اقتصاد، با این حال، نکته روشن آنجا است که به طور معمول، هر کاربر موبایل ۵ یا ۶ اپلیکیشن پرکاربرد را حفظ می‌کند که شاید با اندکی خلاقیت، شما هم بتوانید صاحب یکی از آن اپلیکیشن‌ها باشید. تیم هاکی آمریکایی «کارولینا هاریکینز» به خوبی این خلاقیت‌ها را به خرج داد و توانست با ارائه خدمات منحصربه‌فرد در اپلیکیشن خود، رضایت مخاطبانش را فراهم کرده و کسب درآمدهای خود را هم سرعت ببخشد.

 هاریکینز، یک وب‌سایت بهینه‌سازی شده برای استفاده با موبایل داشت. به دلیل ماهیت مسابقات ورزشی و زمان‌های برگزاری مختلف آنها و علاقه هواداران به اطلاع یافتن آنی از نتایج و شرایط تیم، لازم بود که بتوان با موبایل هم وارد وب‌سایت این تیم شد و فارغ از زمان و مکان به بررسی اطلاعات مدنظر پرداخت. با این حال، این تیم، هنوز اپلیکیشنی برای موبایل ارائه نداده بود. به آنها این امکان داده شده بود تا در اپلیکیشن رایگان «لیگ ملی هاکی» آمریکا مشارکت کنند.

آنها تصمیم گرفتند که از این فرصت استفاده کرده و اهداف اپلیکیشن خود را با مشارکت لیگ ملی هاکی به پیش ببرند؛ چرا که آنها دانش بیشتری نسبت به هاکی و نیازهای هواداران این ورزش داشتند و یک قدم از سایر توسعه‌دهندگان اپلیکیشن خارج از این ورزش، جلوتر بودند. اپلیکیشن رسمی تیم کارولینا هاریکینز توسعه یافت و هم برای دستگاه‌های اپل و هم برای موبایل‌های مجهز به سیستم عامل اندروید ارائه شد. این اپلیکیشن استفاده از امکاناتی مانند اطلاع‌یابی آنی از تغییرات، آمار بازی‌ها، ویدئوهای خلاصه بازی (پس از اتمام مسابقه)، زنگ هشدار قابل تنظیم برای اتفاقات مختلف در مسابقه، شرح حال و توضیحات بازیکنان، خرید راحت و سریع بلیت مسابقه پیش رو و موارد دیگر را فراهم کرد. این اپلیکیشن همچنین امکان ارتباط و یکپارچه شدن با اپلیکیشن لیگ ملی هاکی را فراهم کرد تا هواداران بتوانند از وضعیت و اطلاعات تیم‌های دیگر هم به راحتی بهره‌مند شوند.

برای ترویج این اپلیکیشن، کوپ الایس، مدیر بازاریابی کالیفرنیا هاریکنز، نمایش تبلیغ اپلیکیشن مذکور را یکی از برجسته‌ترین پست‌های وب‌سایت این تیم قرار داد که هوادار را تشویق می‌کرد با دانلود آن از امکانات و به‌روزرسانی‌های بیشتری نسبت به آنچه از وب‌سایت می‌توانستند به دست بیاورند، بهره‌مند شوند. براساس گفته وی، ۷۳ درصد از کاربران این اپلیکیشن از نسخه سیستم‌عامل آی‌اواس استفاده می‌کنند (۱۹ درصد از این ۷۳ درصد را کاربران آی‌پد تشکیل می‌دهند) و ۲۷ درصد هم کاربر نسخه ویژه موبایل‌های اندرویدی هستند. راه دیگری که کوپ و تیم او برای تشویق هواداران برای دانلود اپلیکیشن و پیشبرد آن به کار می‌برند، پست کردن یک عکس شادی گل جدید از بازی اخیر تیم در اپلیکیشن است. او در توییتر خود، این عکس را پس از پایان هر بازی منتشر کرده و هواداران تیم خود را تشویق به دانلود اپلیکیشن می‌کند.

بررسی این اپلیکیشن در گوگل پلی نشان می‌دهد که تاکنون ۵۰ هزار نفر، آن را دانلود کرده‌اند که البته با توجه به بازار هدف خاص و محدود آن، تعداد کمی نیست. این اپلیکیشن تلاش می‌کند تا به همین بازار هدف مشخص خود، امکانات مورد نیاز آنها را ارائه کرده و خواسته‌هایشان را مرتفع کند. امتیاز کاربران این اپلیکیشن هم بسیار بالا و ۱/ ۴ از ۵ است. همان‌طور که آنها انتظار دارند، مهم‌ترین مزیت اپلیکیشن هم سرعت بالای آن، سهولت استفاده و به‌روزرسانی لحظه‌ای اطلاعات، تغییرات و اخبار پیرامون تیم کارولینا هاریکینز است. کوپ از نتایجی که تاکنون این طرح بازاریابی داشته، رضایت دارد. او به ما می‌گوید: «ما می‌خواهیم که هواداران تا حد ممکن با تیم ما در ارتباط باشند و این اپلیکیشن به ما اجازه می‌دهد که یک نقطه اتصال بیشتر با آنها داشته باشیم. اپلیکیشن ارائه شده، مزایای بسیاری در مقایسه با سایر راه‌های کسب اطلاعی دارد که هواداران می‌توانند از آنها استفاده کنند.

این مزایا شامل آگهی‌رسانی آنی درباره تغییرات رخ داده در مسابقه، مشاهده بازی در تمام اوقات در روی دستگاه گیرنده و ویژگی‌های متفاوتی است که براساس حضور هواداران در ورزشگاه یا پیگیری مسابقه از خانه برای آنها فراهم می‌شود. ما همچنان به ارائه امکانات انحصاری بیشتر در این اپلیکیشن ادامه خواهیم داد و به طور همزمان امکان دسترسی و سرعت ارتباطات آن را افزایش می‌دهیم تا رضایت کاربران آن را بالاتر ببریم.» کوپ به این نتیجه رسیده که تمام نشان‌های تجاری (برندها) باید وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌های موبایل و بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی خود را یکپارچه کرده و در این سه بخش، فعالیت پررنگی داشته باشند. اگر آنها چنین کاری نکنند، مشارکت و ارتباط با هواداران و مشتریان خود را از دست داده و نمی‌توانند نشان تجاری خود را بر مبنای آن تقویت کنند.

02


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

موفقیت یا شکست در راه‌اندازی استارتاپ، شاید تنها در مورد دانستن چگونگی و چرایی انجام اقدامات در مراحل مختلف راه‌اندازی آن است و اینکه مراحل بعدی که باید انجام دهیم روشن نباشد.

در اکثر موارد، موفقیت یا شکست در راه‌اندازی استارتاپ، شاید تنها در مورد دانستن چگونگی و چرایی انجام اقدامات در مراحل مختلف راه‌اندازی استارتاپ است و اینکه چه مراحل بعدی را باید انجام دهیم روشن باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، برای کمک به این روند، سعی شده 10 مورد ضروری که برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق باید بدانید را به عنوان یک چک لیست ارائه کنیم تا اطمینان حاصل کنید که تفکر و طرح کسب‌وکار شما در مسیر درست قرار دارد یا اگر نیاز به کسب اطلاعات بیشتر، آموزش استراتژیک یا همخوانی بیشتر بازار با محصول یا خدمات خود دارید، بتوانید با دید بازتری عمل کنید.

1. شیفته مشکل و نیاز باشید نه راه‌حل خودتان

آنچه را که مردم می‌خواهند سعی کنید ارائه دهید نه آنچه که تولید کردید را به هر ترفندی به فروش رسانید.

سعی کنید مشکل و نیاز یا فرصت را دقیق بشناسید و عاشق آن شوید و دنبال راه‌حل مناسب برای معشوقه خود باشید؛ این را بدانید که راه‌حل شما باید با مشکل همخوان باشد.

2. به سرعت جریان درآمدی خود را مشخص کنید

جریان درآمدی و ورود پول به کسب‌وکار شما بدون شک مثل خون در رگهاست و کاملا ضروری است که بتوانید حتی درآمد پایین کسب کنید؛ بنابراین شما نیاز به پیدا کردن راه‌هایی برای شروع جریان درآمدی کسب‌وکارتان دارید.

3. همیشه راه‌های جدیدی را برای کم کردن هزینه‌ها پیدا کنید

هر استارتاپ و کسب‌وکار موفقی بدون شک نسبت به ساختار هزینه‌هایش باید کاملا آگاهی و استراتژی‌هایی برای کاهش هزینه‌ها داشته باشد لذا برای انجام دادن ساده‌ترین کارها نیز فکر کنید و ببینید چطور می‌توانید با بهترین کیفیت و کمترین هزینه موفق باشید.

4. هنگام برنامه‌ریزی، همیشه هزینه‌ها را فراتر از حد انتظار و درآمد‌ها را کمتر از حد انتظار برآورد کنید

سعی کنید هنگام برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای کسب‌وکارتان سناریوهای مختلف را بنویسید؛ سناریوهایی براساس بهترین حالت، بدترین حالت و سناریوی حس ششم به این مفهوم که سعی کنید به حس ششم خودتان ایمان بیاورید.

5. کار همیشگی شما تمرکز بر فروش و بازاریابی باشد

در کسب‌وکار هیچ چیز اتفاق نمی‌افتد تا زمانی که فروش انجام شود.

شما نیاز به پیدا کردن یک راه خوب برای به دست آوردن مشتری و فروش دارید اما بهترین اتفاق ممکن بدون شک فروش مجدد به مشتریان سابقتان است.

سعی کنید یک رابطه عاطفی با مشتریان فعلی خود برقرار کنید، شیرین‌ترین اتفاق مشتریان تکراری هستند.

6. همه چیز را تست و اندازه‌گیری کنید

شما نمی‌توانید چیزی را که اندازه‌گیری نمی‌کنید، تغییر دهید و نمی‌توانید بگویید که آیا یک برنامه یا استراتژی کار می‌کند یا خیر؛ البته اگر شما به درستی تست، اندازه‌گیری و ردیابی نتایج خود را انجام ندهید.

7. تخفیف ندهید، ارزش اضافه کنید

هر زمانی که تخفیف می‌دهید، پول خود را به طور مستقیم از جیب خود می‌گیرید و به طور مستقیم از سود پایین‌تر خود استفاده می‌کنید.

پس این کار را نکنید و در عوض، پیشنهادات ارزش افزوده را به طریقی به بالا و پایین خط محصول یا سرویس خود اضافه کنید.

8. یک مربی خوب در کنارتان باشد

اغلب ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم که همه پاسخ‌ها را داریم و همه کارها را می‌توانیم انجام دهیم اما واقعیت این است که مجموعه‌ای از چشمان و فکرهای دیگر می‌تواند کارهای شگفت‌انگیزی برای کسب‌وکار شما داشته باشد.

در انتخاب مربی خود دقت و سعی کنید فردی را در کنار خود داشته باشید که مربی باشد نه مشاور؛ فردی را انتخاب کنید که این راه را رفته است و سابقه انجام این فعالیت را دارد.

در پایان هم باید گفت که هیچ اسراری در کسب‌وکار یا زندگی وجود ندارد، فقط اطلاعاتی وجود دارد که هنوز نمی‌دانیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 25 مهر 1396  11:26 ب.ظ

«مهندسی کشاورزی» از آن دست رشته‌هایی است که بسیاری از فارغ التحصیلانش مدرکشان را تنها قاب کرده‌اند و یا بیکار گوشه‌ای نشسته‌اند یا اینکه کار غیرمرتبطی با رشته‌شان پیدا کرده‌اند. پای درددل هرکدامشان بشینی هزار و یک دلیل وجود دارد که چرا نتوانسته‌اند کاری متناسب با رشته‌شان پیدا کنند.

«محمدرضا صابری» کارآفرین فعالی ست که تصمیم گرفت کشاورزی را به شیوه‌ای نوین به کار بگیرد و با تولید محصولات خاص در این زمینه فعالیت کند.

02

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، «محمدرضا صابری» وقتی مدرک کارشناسی‌اش را در رشته مهندسی کشاورزی گرفت. آستین‌هایش را بالا زد و وارد گود باغ و باغچه شد تا چندسال بعد چند شغل مختلف و متفاوت تنها از راه کشاورزی داشته باشد و محصولاتی را تولید کند که ذهنیت بسیاری را از کشاورزی حسابی تغییر دهد. به همین بهانه سراغ «محمدرضا صابری» اهل تفرش رفتیم تا از کار و محصولاتش بیشتر سردربیاوریم.

03

می‌خواستم در کارم خاص باشم

«محمدرضا صابری» متولد ۱۳۵۲ است. در سال ۷۸ در رشته مهندسی کشاورزی زراعت و اصلاح نباتات فارغ التحصیل می‌شود و بعد از شرکت در کلاس‌های کارآفرینی ایده‌ای در ذهنش شکل می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد کارهایش را در حوزه کشاورزی متفاوت‌تر از بقیه آغاز کند. منحصر به‌فرد ترین محصول آقای صابری تولید گیاهی به نام «لوفا» است که با آن محصولات مختلفی را می‌توان تولید کرد. گیاهی که چند صنعت را با خود همراه کرده‌است. آقای صابری می‌گوید:« من نمی‌خواستم خلاف بقیه کار کنم. اما دوست داشتم در کارم خاص باشم. گیاه لوفا، گیاه بومی مناطق گرم و مرطوب آسیا و آمریکا است. ما این گیاه را در شرایط گلخانه‌ای پرورش دادیم. قبل از آن سال ۹۱ در رشت این گیاه را کشت کردیم. اما چون رطوبت این منطقه بسیار بالا بود در نیامد. مجدد در شهرستان تفرش دست به تولید لوفا در شرایط گلخانه‌ای زدیم که موفق شدیم.

04

کشاورزی در ایران آمایش درستی ندارد

کشاورزی به سبک آقای تفرشی شاید آخرین چیزی باشد که به ذهن آدمهایی که کشاورزی را فقط در کشت گندم و جو می‌بینند باشد. ذهنیت اشتباهی که بسیاری را از کشاورزی دور کرده‌است و آن را کار کم سودی می‌داند:« متاسفانه وقتی صحبت از کشاورزی می‌شود همه فکر می‌کنند یک کار کم سود با درآمد پایین است. اما باید بدانید اگر به کشاورزی به شکل علمی و نوین نگاه شود یکی از پرسودترین کارهای روز دنیاست. من مدتی خارج از کشور بودم به وضوع دیدم یکی از سرمایه‌دارترین اقشار در کشورهای پیشرفته کشاورزان هستند. اما متاسفانه در کشورما کشاورزی درست ترویج نشده‌است تا آن را براساس آمایش درست انجام دهیم. مثلا در جایی که زمین‌ها خرده مالک دارند. کشت گندم صحیح نیست. یا می‌بینیم جاهایی هندوانه می‌کارند که به دلیل مصرف آب بسیار زیاد هزینه کشت بیشتر از فروش می‌شود.»

الیاف طبیعی لوفا موجب دگرگونی پوست می‌شود

این گیاه خاص توانسته‌است منجر به تولید محصولاتی شود که استفاده بهداشتی و درمانی بسیار زیادی دارد. آقای صابری در این مورد اشاره می‌گوید:«این گیاه در زمان ابتدایی خود مصرف خوراکی دارد. چون لوفا از خانواده کدوهاست. اما مصرف پزشکی و بهداشتی آن بی‌نظیر است. خود گیاه لوفا در واقع قوی‌ترین ماده ماساژ بوده است که خاصیت لایه برداری طبیعی دارد. این لایه‌برادری طبیعی باعث می‌شود سلول‌های مرده پوست از بین برود و تنفس سلول‌های پوست آسان‌تر شود. در نتیجه پوست اکسیژن بیشتری را جذب می‌کند و همین امر باعث نرمی و شادابی هرچه بیشتر پوست می‌شود. خود لایه خارجی پوست به صورت طبیعی سلول‌های مرده را جدا می‌کند و می‌ریزاند. اما بعضی از سلول‌ها جدا نمی‌شود و به مرور باعث کدر شدن پوست می‌شوند. اما لایه‌برداری لوفا همه را جدا می‌کند و مکان تجمع باکتری‌ها را از بین می‌برد. جالب است بدانید از پودر و روغن ‌دانه‌های این گیاه در داروسازی استفاده می‌شود. اما متاسفانه این گیاه در ایران خیلی جدی گرفته نشده‌است.»

05

مردم باید برای جنس ایرانی دل بسوزانند

محصولات الیاف طبیعی ایرانی با قیمت های پایین‌تر و با کیفیت بالاتری نسبت به مشابه‌های خارجی خود در بازار وجود دارد. اما همچنان چشم کارآفرینان و تولیدکنندگان داخلی چشم به مشتریانی ست که تولید ملی را به مشابه‌های خارجی ترجیح دهند:« مردم باید بدانند اگرما دلمان برای هم نسوزد و از هم حمایت نکنیم هیچ کس بیرون از مرزهای کشور ما را حمایت نخواهد کرد. باید این فرهنگ جا بیفتد که مردم در صورت نبودن جنس ایرانی سراغ خارجی یک محصول بروند چون خرید جنس ایرانی مستقیما موجب اشتغالزایی می‌شود. باور کنید دیده‌ام که محصولات چینی را می‌آورند و با برچسب ایتالیایی می‌فروشند. وقتی تولید ایرانی می‌خرید. تولید انبوه اتفاق می‌افتد و وقتی تولید بیشتر شود تعداد افرادی بیشتری سرکار می‌روند.»

هنر کارآفرین به آوردن سرمایه نیست

آقای صابری معتقد است کارآفرین هنرش به آوردن سرمایه نیست. بلکه هنر او در ایده‌ای ست که در سر دارد اما نیاز به حمایت دارد:«سرمایه نداشتن نباید در الویت باشد. هنر کارآفرین در ایده‌ای ست که سرمایه گذار را مجاب به سرمایه‌گذاری می‌کند و یا روشی که می‌تواند بدون سرمایه کار را آغاز کند. در بسیاری از نقاط مختلف کشور می‌توان با بسیار از ایده‌ها پول در آورد. مهم خواستن است. اما متاسفانه هنوز فرهنگ پیداکردن کار استخدامی در میان بسیاری از مردم وجود دارد. البته نیازبه حمایت وجود دارد. به طور مثال قوانین پیچیده اداری واقعا دست و پاگیر است. به جرات می‌توانم بگویم برخی از این قوانین آنقدر زمان بر است که شما را برای کار خسته می‌کند. تولید کننده نباید دغدغه‌ای به جز کار داشته باشد اما متاسفانه دغدغه‌های مختلفی به جز کار بر ذهنش سوار شده‌است. البته من واقعا از فرماندار  محترم تفرش جناب میرزایی ، رئیس جهاد شهرستان جناب اخلاصی  و کارکنان  محترمشون و مسولین استان مرکزی  تشکر میکنم. شاید اگر حمایت‌هایشان نبود. من هم سرد می‌شدم و ادامه نمی‌دادم اما حمایت‌هایشان سبب این اتفاق خوب شد. »

06

کشاورزی را جدی بگیرید

کشاورزی به گفته آقای صابری در ایران هنوز مغفول مانده‌است و باید جدی گرفته شود چون علاقه‌مندان می‌توانند از این راه درآمدهای خوبی داشتند و کارآفرینی ایجاد کنند.« من خودم در شمال و شهر رشت پرورش درختانی که در صنعت چوب کمک‌کننده‌ هستند کار می‌کنم. همینطور درپرورش گلخانه‌ای گیاهان زینتی نیز فعال هستیم که همه آنها صادراتی هستند. پرورش گیاهان زینتی یکی از توصیه‌های من برای آنهایی است که کشاورزی را دوست دارند. حتی پرورش میوه‌های گرمسیری وغیربومی به روش گلخانه‌ای نیز یک ایده بسیار خوب است که علاقه‌مندان می‌توانند از آن حسابی پول در بیاورند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

یک مهندس عمران با اشاره به اینکه ماهیانه میانگین ۳۰ میلیون تومان درآمد دارم گفت: سود اصلی نصیب دلالان می شود. شهرداری به جای قرارداد بستن با تولیدکننده با دلالان قرارداد می بندد.

  درآمدی که از فروش 30 تا 40 شاخه گل عاید ما می شود، با درآمد فروش یک بشکه نفت برابری می کند. مصطفی رجب سعیدی جوان کارآفرین 25 ساله رامسری است که بعد از نا امید شدن از کار اداری کاری می کند کارستان. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران است و با توجه به علاقه ای که به پرورش گل و گیاه داشت گلخانه ای را با یک میلیون تومان سرمایه راه اندازی می کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، ایران به دلیل دارا بودن اقلیم چهار فصل یکی از 10 تولیدکننده بزرگ گل و گیاه در جهان به شمار می آید. گرچه ضعف های صادراتی باعث شده که درآمد فروش گل ایران به کشورهای خارجی تنها به اندازه یک پنجم توان واقعی مان باشد اما پتانسیل های تولید گل در کشور آنقدری بوده است که خارجی ها نتوانند از آن چشم پوشی کنند.

07

گل بکارید! پولدار شوید!

در این روزها بازار فروش گل ها داغ داغ است. اکثر مردم ما عاشق گل و گیاه هستند و این را از شلوغی گل فروشی ها و بازار داغ دوره گردهای گل فروش متوجه می شویم.غیر ممکن است عابری از کنار گلدان های زیبا عبور کند و دل به این گلدان ها نسپرد و به انها توجه نکند. حتی غالبا این توجه ها به خرید ختم می شود. گل های تزیینی و آپارتمانی در حال حاضر جزو پرطرفدارترین ها هستند. پرورش گل اگر با برنامه ریزی صورت بگیرد و دقت شود سود خوبی دارد. شما می توانید میانگین ماهانه 5 میلیون تومان درآمد داشته باشید.

*با یک میلیون تومان گلخانه را راه اندازی کردیم

از سال 90 بعد از نا امید شدن از کار اداری گلخانه ای را با کمک برادرم راه اندازی کردم. خیلی دنبال کار گشتم اما فایده ای نداشتکفش آهنی هم کم اورد چه برسد به من! در نهایت بعد از مشورت با باتجربه ها در زمینه کسب و کار تصمیم گرفتم برای خودم کار کنم. شدم کارآفرین گلهای زینتی و آقای خودم. در ابتدا از یک گلخانه کوچک و با یک میلیون تومان سرمایه آغاز کردم اما با گذشت زمان هم فضای بزرگتر و هم نیروی انسانی بیشتری را نیاز داشتم و این شد که در ابتدا برادرم به من پیوست و سپس با گسترش کار همسر من و برادرم نیز به ما اضافه شدند و به صورت خانوادگی گلخانه را اداره کردیم.

06

*با 20 میلیون تومان وام بسیج سازندگی به کارم گسترش دادم

همسر من و همسر برادرم نیز در دانشگاه تحصیل کرده اند و باهم یک جمع دانشگاهی کارآفرین شده ایم. دوست داشتم به جوانان دیگر هم کمک کنم و اشتغالزایی انجام دهم. این شد که در سال 95 با 20 میلیون تومان وام بسیج سازندگی به کارم گسترش دادم و در حال حاضر با 3 گلخانه فعالیت می کنیم و توانسته ایم برای 5 نفر دیگر اشتغالزایی کنیم. البته کار گل انتها ندارد و اشباع شدنی نیست. یعنی هر چقدر سرمایه گذاری کنید بهتر می توانید درآمد کسب کنید. گلخانه اساساً سهم بسزایی در اشتغالزایی دارد که دولت نیز میتواند از این ظرفیت به خوبی بهره ببرد و با دادن تسهیلات مناسب به علاقمندان زمینه را برای راه اندازی گلخانه و اشتغالزایی فراهم نماید. بازار گل بازار خوب و آینده داری است اگر حمایت شود اشتغالزایی خوبی نیز ایجاد می نماید. تقاضا برای گل همیشه بالا بوده است ولی این بازار باید ساماندهی و مدیریت شود.

 *کارمند نشدن را به فال نیک گرفتم

درست است که نبود کار دولتی باعث شد که من به دنبال علاقه ام بروم اما من این را به فال نیک گرفتم و با انگیزه کار گلخانه را آغاز کردم. و در حال حاضر خوشحال هستم که کارمند نشدم و روی پای خودم ایستادم و کار آفرین شدم. حتی توانستم دست چند جوان را بگیرم و برای آنان هم اشتغالزایی کنم و  درآمدم هم از کارمندی بهتر و بیشتر است. کارمندی یک روال ثابتی دارد اما کار تولیدی لذتبخش و متنوع است. مخصوصاً کار با گل انسان را با روحیه و جوان نگه می دارد.

05

*ماهیانه میانگین 30 میلیون تومان درآمد داریم/ سود اصلی به جیب دلالان می رود

گلخانه اصولاً با ابتکار و نوآوری همراه است. روش قلمه زدن و استفاده از کودهای مناسب در کار گلخانه بسیار مهم است و باید رعایت شود. 10 گونه را به صورت دائمی و چند گونه را به صورت فصلی تولید می کنیم و در ماه بالای 5000 گل تولید داریم.  اکثر فروش ما به گلفروشی ها است. گل ها در داخل استان به فروش می رسد. سود اصلی نصیب دلالان می شود. شهرداری به جای قرارداد بستن با تولیدکننده با دلالان قرارداد می بندد. دلال ها  با قیمت پایین تر یکجا گل ها را از تولید کننده می خرند و به شهرداری ها و هتل ها می فروشند. تولیدکننده با بی تدبیری در حاشیه قرار می گیرد. اما اگر شهرداری ها از تولیدکنندگان گل حمایت کنند و مستقیم از ما خرید کنند هم برای آنها سود بیشتری دارد و هم تولید کننده با اطمینان بیشتری نیرو جذب خواهد کرد.  در نتیجه اشتغالزایی بیشتری نیز صورت می گیرد.

04

*اول، کار را یاد بگیرید

برای اینکه کار پرورش گل و گیاه آپارتمانی را یاد بگیرید باید به سازمان فنی و حرفه ای بروید و دوره های آموزش کاربردی طراحی فضای سبز را بگذرانید. مدت این دوره ها 130ساعت و شش ماهه است. هزینه‌ی این کلاس ها هم بستگی به موارد آموزش دارد و بین چهارصد تا هفتصد هزارتومان متغیر است. «بعد از آموزش، نوبت به اجاره و یا خرید یک زمین برای احداث گلخانه می رسد. در واقع یکی از مهم ترین مراحل کارتان مرحله‌ی انتخاب زمین است. شما باید زمینی را برای این کار انتخاب کنید که خاکش آلوده به قارچ، ویروس و … نباشد و از نظر موقعیت، آب، نور، برق و … هم مشکل نداشته باشد. بهتر است برای انتخاب زمینی که می خواهید آن را برای شروع کارتان انتخاب کنید از یک کارشناس کشاورزی استفاده کنید.»

*چه گل هایی بکاریم؟

سعیدی در پاسخ  به این سوال که برای شروع بهتر است از چه گل هایی شروع کنیم، می گوید : «گل های اطلسی، جعفری، مریم گلی، مارگریت، گازانیا، داوودی، کلم های زینتی، انواع رزها، ساناز، هفت رنگ، رز نارنجی، انواع درختچه ها و … گل هایی هستند که به عنوان گل تزئینی و باغچه ای به خوبی به فروش می رسند و می توانید با کاشتن و پرورش آنها به سود خوبی برسید.»

برای کاشتن گیاهان و گل های آپارتمانی اما قضیه کمی متفاوت می شود. برای این کار باید با توجه به نیاز بازار اقدام کنید. «در بسیاری از خانه ها و آپارتمان ها محل قرار گرفتن و موضع خورشید نسبت به خانه بسیار مهم است. برای همین در هر شهری که می خواهید این کار را شروع کنید باید ببینید که مردم چه نوع گل هایی را برای خانه هایشان می برند و آنها را پرورش بدهید. مثلا برای خانه هایی که آفتاب گیر هستند و نور خوبی دارند گل های پریوش، تراوانش، اطلسی، گل های سوزنی برگ و … مناسب هستند.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

محور بودن برای استارت‌آپی که تلاش می‌کند نام خود را جا بیندازد مشکل است و این موضوع زمانی که آن برند جایگاه خود را تثبیت می‌کند، مشکل‌تر می‌شود.

 به عنوان مثال، شرکت جابون، تولیدکننده لوازم الکترونیکی و ردیاب‌های ورزشی را در نظر بگیرید. این شرکت که زمانی ۳ میلیارد دلار ارزش داشت، در بازار اشباع‌شده این لوازم دچار مشکل شد.

این شرکت همزمان با اینکه در پرداخت‌های خود به فروشندگان لوازم جانبی به مشکل خورده بود، به تولید مانیتورهای پزشکی روی آورد تا کسب‌وکار خود را نجات دهد، اما طولی نکشید که برند آن مجبور شد تغییر نام دهد.  شرکت‌های بزرگ از صرفه‌جویی به مقیاس (مزیت کاهش هزینه در اثر افزایش حجم تولید) سود می‌برند. اندازه آنها برحسب هزینه‌های داخلی و خارجی، استخدام استعدادها، آگاهی مصرف‌کنندگان و تدارکات تعیین می‌‌شود. به‌طور کلی، خریدهای انبوه باعث صرفه‌جویی مالی می‌شود. به گزارش دنیای اقتصاد، با این حال، اندازه کسب‌وکار نقص‌های ذاتی خود را دارد. لیگ ملی فوتبال آمریکا هر روز یکشنبه به ما نشان می‌دهد یک بازیکن قوی در خط دفاع، می‌تواند یک توپ‌گیر ضعیف‌تر را له کند، اما بازی با یک بازیکن کوچک‌تر که سریع‌تر و چابک‌تر است برای آن بازیکن خط دفاع چالش برانگیز است. آیا کسب‌وکارهایی که در مقیاس کوچک و به سرعت کار خود را آغاز می‌کنند، می‌توانند زمانی که بزرگ‌تر شدند همان چابکی سابق را داشته باشند؟ بله، اما این کار ساده‌ای نیست.

شرکت‌های بزرگ چطور کنترل خود را از دست می‌دهند: شرکت‌های بزرگ تلاش می‌کنند مانند شرکت‌های کوچک‌تر چابک و مبتکر باشند و بتوانند در بازار مشتریان، عکس‌العمل مناسبی نشان دهند. معمولا ساختار شرکت‌ها براساس اهداف آنها شکل می‌گیرد، اما همان ساختارهایی که شرکت‌های بزرگ را تشکیل داده‌اند، مانع از چابکی آنها می‌شوند. همه می‌دانیم که کارآفرینان باهوش، ریسک‌ها را با اقدامات پیشگیرانه کاهش می‌دهند، پس «چرا این رویکرد بر تمام موضوعات اعمال نشود؟» بزرگ‌ترین ضعف فرآیندها همین موضوع است که آنها براساس رایج‌ترین روش‌ها توسعه پیدا می‌کنند و زمانی که شرکت‌ها گسترش یافته و هزاران یا ده‌ها هزار کارمند در آنها مشغول به‌کار می‌شوند، آنگاه از اهرم‌های کنترلی استفاده می‌کنند که آیا منابع به‌طور مناسب تخصیص داده شده‌اند یا خیر؛ که این کنترل‌ها می‌تواند مانع از نوآوری شود.

فقدان خلاقیت= عدم رشد : ماهیت نوآوری مستلزم شروع فعالیت بدون در نظر گرفتن هیچ‌گونه فرضیه قبلی است. نوآوری یعنی پرسیدن سوالات چالشی، آزمایش کردن فرضیه‌ها طبق شواهد، لیست کردن گزینه‌ها و نهایتا در اختیار گرفتن بازار هدف. به بیان دیگر، هرچه فرضیات و ساختارها بیشتر باشد باید آزمایشات و حذفیات بیشتری هم انجام شود که در این صورت فرآیند نوآوری دارای چالش بیشتری‌ خواهد شد. یکی از مزیت‌های استارت‌آپ‌ها این است که با الگوهای سنتی درگیر نمی‌شوند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ برای دسترسی به این مزیت همواره سعی دارند با استارت‌آپ‌ها مشارکت کنند که این موضوع تصمیم عاقلانه‌ای است، اما در بسیاری از موارد به‌طور مطلوب اجرا نمی‌شود.

خارج شدن شرکت‌ها از مسیر مشارکت: همکاری با شرکت‌های بزرگ، فرصت‌های بسیار خوبی نصیب استارت‌آپ‌ها خواهد کرد. این همکاری سبب کسب منابع و به‌دست آوردن فرصت‌های جدید خواهد شد و برای استارت‌آپ‌ها این امکان را به‌وجود می‌آورد که اصطلاحا دیده ‌شوند. ساختارهای داخلی سازمان‌ها، دستورالعمل‌های خاصی را برای حفظ مشارکت‌ها تعیین می‌کند که استارت‌آپ‌ها همین ساختارها و فرآیندهای دشوار را هم به ارث می‌برند که مانع از انجام فعالیت‌ها خواهد شد و این مورد شبیه این است که از افراد چابک دعوت کنید که وارد بازی شوند و از آنها بخواهید وزنه‌های سنگین‌تری را جابه‌جا کنند که مسلما هیچ‌گاه این موضوع به نتیجه نمی‌رسد. بنابراین شرکت‌های بزرگ باید برخی موارد را انجام دهند تا موفقیت این مشارکت‌ها تضمین شود:

۱) تعیین انتظارات فنی واقعی: معمولا کسب‌وکارهای بزرگ انتظاراتی بیش از توانایی‌های فنی شرکای کوچک‌تر خود دارند. مثلا شرکت‌های بزرگ انتظار دارند زیرساخت‌های امنیت داده با همان پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های آنها توسط شرکای کوچک‌تر تهیه شود. مسائلی مانند امنیت داده و افزایش امنیت حریم خصوصی که به شرکت‌های بزرگ تعلق دارد، معمولا برای شرکت‌های تازه تاسیس مطرح نیستند. ماهیت استارت‌آپ‌ها، چابک و انعطاف‌پذیر بودن است و شرکت‌های بزرگ باید بتوانند راهی برای همکاری با آنها بیابند و در این مسیر به اندازه کافی خلاق باشند. اگر استراتژی یک شرکت بزرگ تاکید بر این باشد که در سرور هیچ داده داخلی نمی‌تواند کنار داده‌های دیگر باشد، این موضوع استارت‌آپ‌ها را مسوول خلق یک سرور مخصوص برای داده‌ها می‌کند. بنابراین شرکت‌های بزرگ باید یک رویکرد باز و منعطف و همچنین پیش‌بینی‌هایی در سیاست خود برای شرکا داشته باشند.

۲) انتخاب موضوعاتی که ریسک تجاری پایینی دارند: شرکت‌های بزرگ باید موارد کم ریسک را اجرا کنند. این موضوع به این جهت اهمیت دارد که چنین شرکت‌هایی در موقع شکست، موارد بیشتری برای از دست دادن دارند، بنابراین باید ریسک‌های خود را شناسایی کرده و هنگام همکاری ریسک مشارکت با شریکان کوچک را درجه‌بندی کنند. یک شرکت نرم‌افزاری در یک طرح آزمایشی فعالیتی را با یک استارت‌آپ‌ شروع می‌کند. این طرح در چند مرحله و با فازهای مختلف انجام ‌شد و در فازهای بعدی باید در شرایط سخت‌تری فعالیت می‌کرد. پس از آنکه نحوه همکاری و وظایف هر مرحله بین دو شرکت مشخص شد، برنامه منعطف‌تر خواهد شد، زیرا افراد می‌توانند در حوزه‌های تخصصی و مهارتی خود فعالیت کنند.

۳) توسعه برنامه‌های مرحله‌ای برای شرکت‌های کوچک‌تر: تخصیص دادن یک اداره، یک واحد یا تیم داخلی به استارت‌آپ‌‌ها، یکی از راه‌هایی است که شرکت‌های بزرگ می‌توانند همکاری بهتری با شرکای کوچک‌تر خود داشته باشند. با این کار، فرآیندهای ادارات برای همکاری با شرکت‌های کوچک، ساده‌تر خواهد شد. تیم‌های داخلی منعطف می‌توانند به خوبی با شرکت‌های کوچک همکاری کنند و حتی یک روال مشخص تعیین کنند که با این کار، تمام واحدها در جهت هموارسازی و تسریع فرآیندها، تغییرات را مشاهده خواهند کرد. به‌عنوان مثال ویرجین، یونیلور و تلفونیکل یک طرح تدارکاتی چند مرحله‌ای را برای ساده‌تر کردن شرایط و فرآیندهای تدارکات خود برای شرکای شرکت‌های کوچک‌تر تنظیم کردند. رفع تنش بین بزرگ شدن و چابک ماندن به معنای قربانی کردن یکی برای دیگری نیست. شرکت‌های بزرگ برای اینکه از هر دو مورد بهره ببرند، باید با شرکت‌های کوچک به گونه‌ای مشارکت کنند که بار ذهنیت شرکت بزرگ بر شرکای کوچک‌تر وارد نشود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

جوان کارآفرین ایلامی با بیان اینکه فکر نمی کردم کارم به حدی توسعه پیدا کند که ۲۰ تن ماهی قزل آلا را در سال پرورش دهم گفت:ثمره این کار تولیدی، علاوه بر سالانه ۳۰ میلیون تومان سود خالص، ایجاد شغل برای ۴ کارگر است.

به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرایط فعلی کشور، بهترین روش ایجاد اشتغال و حل مسئله بیکاری، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفرینی در جامعه است. زیرا یکی از علل اصلی رشد نرخ بیکاری در کشور ما، توسعه نیافتگی فرهنگ کار و کارآفرینی در جامعه است و اینکه مردم و حتی تحصیلکرده ها و فرزندان خانواده های متمول هم دنبال این هستند که ازطریق بخش دولتی کسب و کاری برای خود ایجاد کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، غلامرضا ملکی،کارآفرین ایلامی است که می گوید که در ابتدا هیچ سرمایه ای نداشته و با 40 میلیون تومان وام بانکی کار خود را شروع می کند. از این 40 میلیون تومان، 15 میلیون در گردش و 25 میلیون تومان آن ثابت بوده است.

ملکی عنوان می کند که به جز او 4 استخر بزرگ پرورش ماهی دیگر نیز در شهرستان سیروان وجود دارد. اصلی ترین بازار هدف محصولاتش، استان ایلام است. اما اگر مازادی برایش بماند، محصول را روانه بازار های تهران و اصفهان نیز می کند.

ثمره این کار تولیدی، علاوه بر سالانه 30 میلیون تومان سود خالص برای آقای ملکی، ایجاد شغل برای 4 کارگر است. وی که پیش از کار پرورش ماهی هم، کشاورز بوده و هیچگاه عرصه اقتصاد مقاومتی را ترک نگفته، عنوان می کند که از نشستن پشت میز بیزار است.

ملکی می گوید: اگر هم فرض را بر این بگیریم که کار دولتی خوب است، به اندازه همه کسانی که در بازار کار وجود دارند، شغل دولتی وجود ندارد. جوانان اگر کمی زرنگی را چاشنی کار کنند، به شیرینی کار تولیدی پی خواهند برد. از اصلی ترین ویژگی های کار تولیدی این است که کسی به انسان امر و نهی نمی کند و احتیاج نیست که برای حقوق منتظر آخر ماه باشیم.

غلامرضا ملکی همچنین خاطر نشان می کند: در این چند سال اخیر فقط خشکسالی کمی به ما فشار می آورد. اگر آب به اندازه کافی باشد، ظرفیت گسترش این واحد تولیدی وجود دارد. مشکلی اصلی آب است و از نظر جا و مکان مشکلی نداریم.

 وی ادامه داد: خوردن گوشت های پرچرب و دیر هضم در بین خانواده های ایرانی بیشتر از خوردن ماهی رواج دارد. علتش نیز این است که هنوز ماهی به عنوان یک غذایی رسمی و مناسبتی شناخته نشده است. به همین علت تصمیم گرفتیم اطلاعاتی را در رابطه با انواع ماهی ها جمع آوری کنیم.

ملکی گفت: به جز ساکنان نوار شمالی و جنوبی ایران که کنار خلیج فارس و دریای مازندران زندگی می کنند و در شناخت ماهی و طبخ غذاهای لذیذ استادند، بسیاری از هموطنان مصرف ماهی را تنها سالی یکی دو بار در برنامه غذایی خود دارند که احتمالا یک بار آن سبزی پلو ماهی شب عید و دفعه دیگر ماهی شکم پردر یک مهمانی بوده است.

این فعال اقتصاد مقاومتی ادامه داد: البته این مساله در شهرهای بزرگ هم کمی متفاوت است. عرضه انواع ماهی پرورشی تازه و منجمد بسته بندی شده در مراکز خرید و فروشگاه های زنجیره ای مختلف، بخشی از مردم را به مصرف ماهی ترغیب کرده، اما باز هم ماهی آنطور که باید در سبد غذایی عموم قرار نگرفته است. شاید شناختن بیشتر انواع ماهی و دانستن نکاتی در زمینه انتخاب و خرید این ماده غذایی مفید و سلامت یک شروع خوب برای تشویق به خوردن ماهی باشد.

 وی افزود: بین انواع گوناگون ماهی های شمال و جنوب، بعضی ها معروف تر و در دسترس ترند. برای اکثر ساکنان نیمه شمالی کشور و پایتخت نشینان، ماهی های شمال کشور که از دریای خزر صید می شوند، مرغوب تر و خوش خوراک ترند. دلیل این مساله شاید نزدیک تر بودن این مناطق به استان های شمالی و دسترسی سریع تر و آسان تر به ماهی تازه است. اکثرماهی های دریای مازندران کوچک و پرتیغ هستند، اما در عوض طعم و بوی ملایمی دارند


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که در کشور شروع به فعالیت کرده‌اند و بعضا موفق هم بوده‌اند، نمونه‌های بومی‌شده استارت‌آپ‌های موفق خارجی هستند.

 به اقتضای زمان، شرایط جامعه و پیشرفت آن و لزوم الگو گرفتن از کشور‌های پیشرفته مشاهده چنین مواردی طبیعی و حتی یکی از راه‌های رسیدن به توسعه است.  الگو گرفتن از کسب‌وکار‌هایی که مورد آزمایش قرار گرفته‌اند و موفق هم شده‌اند، یک استراتژی کارا و اثربخش برای علاقه‌مندان و حتی دولت‌ها برای کارآفرینی است. تعداد استارت‌آپ‌هایی که در شهر تهران و کلان‌شهر‌های ایران خدمات و محصولات‌شان را ارائه می‌دهند، بسیار بیشتر از تعداد آنها در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار،  یکی از راه‌های راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک بومی کردن استارت‌آپ‌های موفق موجود در شهر‌های بزرگ کشور مثل تهران است.

پیشنهاد دیگر هم این است که در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک استارت‌آپ‌هایی متناسب با نیاز مصرف‌کنندگان همان مناطق راه‌اندازی شود. این موضوع که شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک به سمت راه‌اندازی چه استارت‌آپ‌هایی بروند، موضوع بحث ما نیست و نیاز به بررسی تخصصی هر منطقه است و دو پیشنهاد بالا تنها اصول کلی برای تسریع در مراحل ایده‌پردازی راه‌اندازی یک کسب‌وکار هستند. اما به فرض اینکه ایده خوبی برای راه‌اندازی استارت‌آپ در منطقه‌ای کم‌جمعیت و قصد اجرایی کردن آن را داشتیم، احتمال موفقیت ما چقدر است؟ جمعیت کم در آن منطقه چگونه ما را تهدید می‌کند؟ به‌طور مثال در شهرستانی که 400 هزار نفر جمعیت دارد، استارت‌آپبزنیم؟

عادل طالبی، استاد دانشگاه و متخصص بازاریابی دیجیتال:

به فرصت‌های موجود در دل تهدید‌ها توجه کنید

گاهی اوقات با سوال‌هایی مواجه می‌شوم که مثلا در مکان‌ها و نقاط جغرافیایی‌ای که جمعیت‌های پایین دارند، راه‌اندازی استارت‌آپ‌هایی از قبیل سفارش آنلاین غذا، نظافت منزل، تاکسی آنلاین و... کار درستی است یا خیر. مساله ورود به بازار و راه‌اندازی استارت‌آپ در شهر‌های کوچک کمی پیچیده است.

 مثلا با توجه به جمعیت کم منطقه، تعداد کسانی که می‌توانند بازخوردهای فوری را به شما بدهند، تعداد کمی هستند، اما بعضی از شهرستان‌ها یک مشخصه خیلی خاص دارند و توجه و حمایت‌شان از کسب‌وکار‌های بومی بسیار خوب است. مثلا در بعضی از شهر‌ها و شهرستان‌ها که بررسی کرده‌ام، به این مورد برخورد کرده‌‌ام که تمایل مصرف‌کننده برای کسب‌وکاری که متعلق به همان شهر و شهرستان باشد، بیشتر است و توجه بیشتری را به کسب‌وکار‌های بومی خودشان دارند. به این دلیل همیشه نمی‌توان با توجه به تعداد افراد یک حوزه جغرافیایی درباره موفقیت یا عدم موفقیت یک کسب‌وکار به‌ویژه برای استارت‌آپ‌هایی که در مرحله اول نیاز به بازخورد‌های فوری دارند که بتوانند خودشان را به تعداد کمینه محصول قابل پذیرش برسانند که مقیاس‌شان را بسنجند، قضاوت

 کرد. در بعضی از شهرستان‌ها با وجود جمعیت کم و احتمال ضریب نفوذ پایین اینترنت یک استارت‌آپ می‌تواند خیلی سریع‌تر بازخوردهای فوری را دریافت کند چون اولا مردم آن شهرستان به کسب‌وکار‌های بومی‌شان توجه خاصی دارند و ثانیا هزینه‌های تبلیغات هم در آن شهرستان‌ بسیار پایین است. مثلا ما در شهرستان‌ها با این مورد روبه‌رو هستیم که اشخاص حوزه استارت‌آپ‌ها در سالن همایشی جمع می‌شوند و خیلی سریع خبر راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها گسترش می‌یابد و استارت‌آپ‌ها می‌توانند راه‌اندازی و معرفی شوند. البته پیش‌زمینه این مهم تاکید بر محلی بودن، استانی بودن و در واقع تاکید بر بومی بودن این استارت‌آپ برای آن منطقه است. پس به صورت پیش‌فرض کوچک بودن یک شهر یا یک شهرستان به معنی نقطه ضعف نیست و حتی می‌تواند یک نقطه قوت باشد. چون یک استارت‌آپ و یک کسب‌وکار برای راه‌اندازی باید در مرحله اول به دنبال فیدبک‌های سریع باشد تا به مقیاس مناسبی دست یابد. همانطور که تعداد کم افراد یک شهر یا یک شهرستان تهدید است، فرصت‌هایی هم در دل آنها نهفته است. یعنی ما باید تلاش کنیم تا از دل این تهدید‌ها فرصت‌ها را بیرون بیاوریم و از نکات مثبت آن و ابزاری هم که می‌توانیم از آن استفاده کنیم، غافل نشویم.

 اگر در یک شهر یا یک شهرستان همدلی و همراهی وجود داشته باشد، خیلی سریع می‌توان بازخوردهای اولیه را گرفت و آن را بسیار سریع به شهر‌های دیگر استان و کشور ارسال کرد و گسترش داد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

سرمایه گذاران فرشته خو به طور معمول سه چهارم طرح های سرمایه گذاری را نادیده می گیرند، هرچند این نوع سرمایه گذاری یکی از محبوب ترین انواع تأمین مالی برای کسب وکار است و سرمایه گذاران فرشته خو همیشه به دنبال فرصت های جدید برای سرمایه گذاری در شرکت های نوپا هستند.

 اما چگونه می توان سرمایه گذاری فرشته خو را برای سرمایه گذاری در کسب وکار جذب کرد؟

سرمایه گذاران فرشته خو چه می خواهند:

1-پتانسیل بازگشت قابل  اطمینان سرمایه

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، سرمایه گذاری به شیوه سرمایه گذاران فرشته خو ریسک زیادی دارد، به طوری که سرمایه گذاران فرشته خو انتظار چیزی بیش از بازگشت سرمایه شان را در این سرمایه گذاری دارند. آنها به دنبال بازدهی بالاتر از سرمایه گذاری خود هستند، به عنوان مثال، آنها می توانند به بازار سهام دست پیدا کنند. آلن ریدینگ، یکی از متخصصان پیشرو در سرمایه گذاری فرشته خو و استاد دانشگاه کارلتون، می گوید: «برای هر دلار که یک سرمایه گذار فرشته خو در شرکتی قرار می دهد، پس از هفت سال، می خواهد هفت دلار را پس بگیرد.»

2- دلیل خوبی برای سرمایه گذاری

به یاد داشته باشید که اکثر سرمایه گذاران فرشته خو، کارآفرینان موفقی بوده اند. آنها از هیجان کمک به ایجاد شرکتی پررونق لذت می برند. با این حال، سه دسته از سرمایه گذاران فرشته خو وجود دارند که عبارتند از اقتصادی، لذت جویانه و نوع دوستانه. هر نوع دلایل خودشان را برای سرمایه گذاری دارند. درحالی که یک سرمایه گذار لذت جو بیشتر به دنبال هیجان ایجاد تازگی است، یک سرمایه گذار فرشته خوی نوع دوست ممکن است بیشتر نگران کمک به جامعه اش یا جذب پتانسیل توسعه فناوری های زیست محیطی باشد. تعیین کنید که به دنبال کدام دسته از سرمایه گذاران فرشته خو هستید و سعی کنید بر همین اساس برنامه ریزی کنید.

3- تیم مدیریتی باتجربه و پایدار

وجود تیمی قابل  اطمینان و جامع با توانایی رهبری ضروری است. اساسا سرمایه گذار فرشته خو در بین مردم است، بنابراین او نیاز به دیدن شواهدی دارد که نشان دهد کسب وکارتان در دست افرادی آگاه، باتجربه، صالح و قابل اطمینان است. این افراد دارای مهارت هایی هستند که می توانند کسب وکارشان را به سطح بالاتری هدایت کنند. برای اکثر کسب وکارها، تیم مدیریتی شامل افرادی بامهارت و آگاه است که در مورد بازاریابی و فروش محصولات، تولید، مدیریت افراد و حسابداری دانش کافی دارند.

4- طرح کسب وکار جامع

سرمایه گذاران فرشته خو می خواهند طرح کسب وکاری را ببینند که هم متقاعدکننده و هم کامل باشد. آنها می خواهند بدانند که شما یک چشم انداز را برای شرکت تان ایجاد کرده اید و به تفصیل در مورد چگونگی رسیدن به آن فکر کرده اید. آنها می خواهند چیزهایی نظیر پیش بینی های مالی، طرح های بازاریابی دقیق و جزییات مربوط به بازارتان را ببینند.

5- ساختار تجاری برای سرمایه گذاری

درحالی که برخی از سرمایه گذاران فرشته خو با دادن وام به یک کسب وکار سرمایه گذاری می کنند، بیش از نیمی از سرمایه گذاران فرشته خو به دنبال موقعیت مالکیت سهام اقلیت هستند. این بدان معناست که کسب وکار شما باید برای سرمایه گذاری، آمادگی ترک بخشی از مالکیت را داشته باشد. اکثر سرمایه گذاران فرشته خو انتظار یک توافق رسمی سهامداری دارند که ماهیت سرمایه گذاری و بازده آن را مشخص کند.

6- فرصت حضور فعالانه

دغدغه بسیاری از سرمایه گذاران فرشته خو، فقط پول نیست؛ آنها می خواهند فعالانه در توسعه کسب وکارتان شرکت کنند. آنها می خواهند به عنوان یک مربی عمل کنند و گاهی اوقات حتی نقش فعال در مدیریت شرکت داشته باشند.

7- استراتژی خروج قابل  اجرا

قبل از اینکه سرمایه گذار  فرشته خو در کسب وکار شما سرمایه گذاری کند، انتظار دارد که استراتژی خروج را ببیند. همانطورکه سرمایه گذاران فرشته خو صبور بوده و مایل به سرمایه گذاری درازمدت هستند، باید ببینند که چگونه می توانند از سرمایه گذاری شان بهره ببرند.

به طور خلاصه، اگر می خواهید یک سرمایه گذار فرشته خو در کسب وکارتان داشته باشید، باید اطمینان حاصل کنید که کسب وکارتان برای سرمایه گذاری آماده است. اگر قبلا چنین کاری نکرده اید، آماده سازی طرح جامع کسب وکار، بازسازی کسب وکار خود در صورت لزوم و تکمیل تیم مدیریت تان، بهترین راه برای آماده شدن برای جذب سرمایه گذار فرشته خو است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :27  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
آخرین پست ها

خلاصه کتاب اصول سرپرستی..........شنبه 29 دی 1397

ترجمه 44P آمیخته بازاریابی..........شنبه 29 دی 1397

ترفندهایی برای توازن کار- زندگی ..........شنبه 29 دی 1397

چگونه با کمتر از ۱۰۰میلیون تومان کسب‌ و کار موفق بسازیم؟ ..........شنبه 29 دی 1397

پردرآمدترین شغل‌های دنیا در سال ۲۰۱۹ ..........شنبه 29 دی 1397

این پنج عادت غلط روزانه، طول عمرتان را کم می کند! ..........شنبه 29 دی 1397

ماجرای حضور آب فیجی در مراسم گلدن گلوب..........شنبه 29 دی 1397

نصب اپلیکیشن با وجود ظرفیت پایین حافظه ..........شنبه 29 دی 1397

نتفلیکس در جذب علاقمندان به فیلم رکورد زد! ..........شنبه 29 دی 1397

مایکروسافت هم به تولید صفحه نمایش تاشو می‌پیوندد ..........شنبه 29 دی 1397

پاورپوینت مدیریت رفتار، موفقیت و ارتباط..........شنبه 1 دی 1397

مهارتی که افراد حرفه‌ای را متمایز می‌کند! ..........شنبه 1 دی 1397

سریع ترین مرد جهان سفیر خدمت فوری ارسال پول می شود..........شنبه 1 دی 1397

بهشت کسب‌ و کارهای ۲۰۱۹ ..........شنبه 1 دی 1397

همکاری دو رقیب آلمانی ..........شنبه 1 دی 1397

ترکیه دیتاسنتر گردشگری راه‌اندازی می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

بیشترین دانلود به کدام اپلیکیشن‌ها در سال۲۰۱۸ تعلق دارد؟ ..........شنبه 1 دی 1397

اولین ساعت مچی هوشمند جهان که فشار خون را اندازه گیری می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

ارزهای دیجیتال به واتس‌آپ هم آمد ..........شنبه 1 دی 1397

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی..........شنبه 24 آذر 1397

همه پستها