تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب کارآفرینی و کسب و کار

موفقیت یا شکست در راه‌اندازی استارتاپ، شاید تنها در مورد دانستن چگونگی و چرایی انجام اقدامات در مراحل مختلف راه‌اندازی آن است و اینکه مراحل بعدی که باید انجام دهیم روشن نباشد.

در اکثر موارد، موفقیت یا شکست در راه‌اندازی استارتاپ، شاید تنها در مورد دانستن چگونگی و چرایی انجام اقدامات در مراحل مختلف راه‌اندازی استارتاپ است و اینکه چه مراحل بعدی را باید انجام دهیم روشن باشد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، برای کمک به این روند، سعی شده 10 مورد ضروری که برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق باید بدانید را به عنوان یک چک لیست ارائه کنیم تا اطمینان حاصل کنید که تفکر و طرح کسب‌وکار شما در مسیر درست قرار دارد یا اگر نیاز به کسب اطلاعات بیشتر، آموزش استراتژیک یا همخوانی بیشتر بازار با محصول یا خدمات خود دارید، بتوانید با دید بازتری عمل کنید.

1. شیفته مشکل و نیاز باشید نه راه‌حل خودتان

آنچه را که مردم می‌خواهند سعی کنید ارائه دهید نه آنچه که تولید کردید را به هر ترفندی به فروش رسانید.

سعی کنید مشکل و نیاز یا فرصت را دقیق بشناسید و عاشق آن شوید و دنبال راه‌حل مناسب برای معشوقه خود باشید؛ این را بدانید که راه‌حل شما باید با مشکل همخوان باشد.

2. به سرعت جریان درآمدی خود را مشخص کنید

جریان درآمدی و ورود پول به کسب‌وکار شما بدون شک مثل خون در رگهاست و کاملا ضروری است که بتوانید حتی درآمد پایین کسب کنید؛ بنابراین شما نیاز به پیدا کردن راه‌هایی برای شروع جریان درآمدی کسب‌وکارتان دارید.

3. همیشه راه‌های جدیدی را برای کم کردن هزینه‌ها پیدا کنید

هر استارتاپ و کسب‌وکار موفقی بدون شک نسبت به ساختار هزینه‌هایش باید کاملا آگاهی و استراتژی‌هایی برای کاهش هزینه‌ها داشته باشد لذا برای انجام دادن ساده‌ترین کارها نیز فکر کنید و ببینید چطور می‌توانید با بهترین کیفیت و کمترین هزینه موفق باشید.

4. هنگام برنامه‌ریزی، همیشه هزینه‌ها را فراتر از حد انتظار و درآمد‌ها را کمتر از حد انتظار برآورد کنید

سعی کنید هنگام برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای کسب‌وکارتان سناریوهای مختلف را بنویسید؛ سناریوهایی براساس بهترین حالت، بدترین حالت و سناریوی حس ششم به این مفهوم که سعی کنید به حس ششم خودتان ایمان بیاورید.

5. کار همیشگی شما تمرکز بر فروش و بازاریابی باشد

در کسب‌وکار هیچ چیز اتفاق نمی‌افتد تا زمانی که فروش انجام شود.

شما نیاز به پیدا کردن یک راه خوب برای به دست آوردن مشتری و فروش دارید اما بهترین اتفاق ممکن بدون شک فروش مجدد به مشتریان سابقتان است.

سعی کنید یک رابطه عاطفی با مشتریان فعلی خود برقرار کنید، شیرین‌ترین اتفاق مشتریان تکراری هستند.

6. همه چیز را تست و اندازه‌گیری کنید

شما نمی‌توانید چیزی را که اندازه‌گیری نمی‌کنید، تغییر دهید و نمی‌توانید بگویید که آیا یک برنامه یا استراتژی کار می‌کند یا خیر؛ البته اگر شما به درستی تست، اندازه‌گیری و ردیابی نتایج خود را انجام ندهید.

7. تخفیف ندهید، ارزش اضافه کنید

هر زمانی که تخفیف می‌دهید، پول خود را به طور مستقیم از جیب خود می‌گیرید و به طور مستقیم از سود پایین‌تر خود استفاده می‌کنید.

پس این کار را نکنید و در عوض، پیشنهادات ارزش افزوده را به طریقی به بالا و پایین خط محصول یا سرویس خود اضافه کنید.

8. یک مربی خوب در کنارتان باشد

اغلب ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم که همه پاسخ‌ها را داریم و همه کارها را می‌توانیم انجام دهیم اما واقعیت این است که مجموعه‌ای از چشمان و فکرهای دیگر می‌تواند کارهای شگفت‌انگیزی برای کسب‌وکار شما داشته باشد.

در انتخاب مربی خود دقت و سعی کنید فردی را در کنار خود داشته باشید که مربی باشد نه مشاور؛ فردی را انتخاب کنید که این راه را رفته است و سابقه انجام این فعالیت را دارد.

در پایان هم باید گفت که هیچ اسراری در کسب‌وکار یا زندگی وجود ندارد، فقط اطلاعاتی وجود دارد که هنوز نمی‌دانیم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 25 مهر 1396  11:26 ب.ظ

«مهندسی کشاورزی» از آن دست رشته‌هایی است که بسیاری از فارغ التحصیلانش مدرکشان را تنها قاب کرده‌اند و یا بیکار گوشه‌ای نشسته‌اند یا اینکه کار غیرمرتبطی با رشته‌شان پیدا کرده‌اند. پای درددل هرکدامشان بشینی هزار و یک دلیل وجود دارد که چرا نتوانسته‌اند کاری متناسب با رشته‌شان پیدا کنند.

«محمدرضا صابری» کارآفرین فعالی ست که تصمیم گرفت کشاورزی را به شیوه‌ای نوین به کار بگیرد و با تولید محصولات خاص در این زمینه فعالیت کند.

02

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، «محمدرضا صابری» وقتی مدرک کارشناسی‌اش را در رشته مهندسی کشاورزی گرفت. آستین‌هایش را بالا زد و وارد گود باغ و باغچه شد تا چندسال بعد چند شغل مختلف و متفاوت تنها از راه کشاورزی داشته باشد و محصولاتی را تولید کند که ذهنیت بسیاری را از کشاورزی حسابی تغییر دهد. به همین بهانه سراغ «محمدرضا صابری» اهل تفرش رفتیم تا از کار و محصولاتش بیشتر سردربیاوریم.

03

می‌خواستم در کارم خاص باشم

«محمدرضا صابری» متولد ۱۳۵۲ است. در سال ۷۸ در رشته مهندسی کشاورزی زراعت و اصلاح نباتات فارغ التحصیل می‌شود و بعد از شرکت در کلاس‌های کارآفرینی ایده‌ای در ذهنش شکل می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد کارهایش را در حوزه کشاورزی متفاوت‌تر از بقیه آغاز کند. منحصر به‌فرد ترین محصول آقای صابری تولید گیاهی به نام «لوفا» است که با آن محصولات مختلفی را می‌توان تولید کرد. گیاهی که چند صنعت را با خود همراه کرده‌است. آقای صابری می‌گوید:« من نمی‌خواستم خلاف بقیه کار کنم. اما دوست داشتم در کارم خاص باشم. گیاه لوفا، گیاه بومی مناطق گرم و مرطوب آسیا و آمریکا است. ما این گیاه را در شرایط گلخانه‌ای پرورش دادیم. قبل از آن سال ۹۱ در رشت این گیاه را کشت کردیم. اما چون رطوبت این منطقه بسیار بالا بود در نیامد. مجدد در شهرستان تفرش دست به تولید لوفا در شرایط گلخانه‌ای زدیم که موفق شدیم.

04

کشاورزی در ایران آمایش درستی ندارد

کشاورزی به سبک آقای تفرشی شاید آخرین چیزی باشد که به ذهن آدمهایی که کشاورزی را فقط در کشت گندم و جو می‌بینند باشد. ذهنیت اشتباهی که بسیاری را از کشاورزی دور کرده‌است و آن را کار کم سودی می‌داند:« متاسفانه وقتی صحبت از کشاورزی می‌شود همه فکر می‌کنند یک کار کم سود با درآمد پایین است. اما باید بدانید اگر به کشاورزی به شکل علمی و نوین نگاه شود یکی از پرسودترین کارهای روز دنیاست. من مدتی خارج از کشور بودم به وضوع دیدم یکی از سرمایه‌دارترین اقشار در کشورهای پیشرفته کشاورزان هستند. اما متاسفانه در کشورما کشاورزی درست ترویج نشده‌است تا آن را براساس آمایش درست انجام دهیم. مثلا در جایی که زمین‌ها خرده مالک دارند. کشت گندم صحیح نیست. یا می‌بینیم جاهایی هندوانه می‌کارند که به دلیل مصرف آب بسیار زیاد هزینه کشت بیشتر از فروش می‌شود.»

الیاف طبیعی لوفا موجب دگرگونی پوست می‌شود

این گیاه خاص توانسته‌است منجر به تولید محصولاتی شود که استفاده بهداشتی و درمانی بسیار زیادی دارد. آقای صابری در این مورد اشاره می‌گوید:«این گیاه در زمان ابتدایی خود مصرف خوراکی دارد. چون لوفا از خانواده کدوهاست. اما مصرف پزشکی و بهداشتی آن بی‌نظیر است. خود گیاه لوفا در واقع قوی‌ترین ماده ماساژ بوده است که خاصیت لایه برداری طبیعی دارد. این لایه‌برادری طبیعی باعث می‌شود سلول‌های مرده پوست از بین برود و تنفس سلول‌های پوست آسان‌تر شود. در نتیجه پوست اکسیژن بیشتری را جذب می‌کند و همین امر باعث نرمی و شادابی هرچه بیشتر پوست می‌شود. خود لایه خارجی پوست به صورت طبیعی سلول‌های مرده را جدا می‌کند و می‌ریزاند. اما بعضی از سلول‌ها جدا نمی‌شود و به مرور باعث کدر شدن پوست می‌شوند. اما لایه‌برداری لوفا همه را جدا می‌کند و مکان تجمع باکتری‌ها را از بین می‌برد. جالب است بدانید از پودر و روغن ‌دانه‌های این گیاه در داروسازی استفاده می‌شود. اما متاسفانه این گیاه در ایران خیلی جدی گرفته نشده‌است.»

05

مردم باید برای جنس ایرانی دل بسوزانند

محصولات الیاف طبیعی ایرانی با قیمت های پایین‌تر و با کیفیت بالاتری نسبت به مشابه‌های خارجی خود در بازار وجود دارد. اما همچنان چشم کارآفرینان و تولیدکنندگان داخلی چشم به مشتریانی ست که تولید ملی را به مشابه‌های خارجی ترجیح دهند:« مردم باید بدانند اگرما دلمان برای هم نسوزد و از هم حمایت نکنیم هیچ کس بیرون از مرزهای کشور ما را حمایت نخواهد کرد. باید این فرهنگ جا بیفتد که مردم در صورت نبودن جنس ایرانی سراغ خارجی یک محصول بروند چون خرید جنس ایرانی مستقیما موجب اشتغالزایی می‌شود. باور کنید دیده‌ام که محصولات چینی را می‌آورند و با برچسب ایتالیایی می‌فروشند. وقتی تولید ایرانی می‌خرید. تولید انبوه اتفاق می‌افتد و وقتی تولید بیشتر شود تعداد افرادی بیشتری سرکار می‌روند.»

هنر کارآفرین به آوردن سرمایه نیست

آقای صابری معتقد است کارآفرین هنرش به آوردن سرمایه نیست. بلکه هنر او در ایده‌ای ست که در سر دارد اما نیاز به حمایت دارد:«سرمایه نداشتن نباید در الویت باشد. هنر کارآفرین در ایده‌ای ست که سرمایه گذار را مجاب به سرمایه‌گذاری می‌کند و یا روشی که می‌تواند بدون سرمایه کار را آغاز کند. در بسیاری از نقاط مختلف کشور می‌توان با بسیار از ایده‌ها پول در آورد. مهم خواستن است. اما متاسفانه هنوز فرهنگ پیداکردن کار استخدامی در میان بسیاری از مردم وجود دارد. البته نیازبه حمایت وجود دارد. به طور مثال قوانین پیچیده اداری واقعا دست و پاگیر است. به جرات می‌توانم بگویم برخی از این قوانین آنقدر زمان بر است که شما را برای کار خسته می‌کند. تولید کننده نباید دغدغه‌ای به جز کار داشته باشد اما متاسفانه دغدغه‌های مختلفی به جز کار بر ذهنش سوار شده‌است. البته من واقعا از فرماندار  محترم تفرش جناب میرزایی ، رئیس جهاد شهرستان جناب اخلاصی  و کارکنان  محترمشون و مسولین استان مرکزی  تشکر میکنم. شاید اگر حمایت‌هایشان نبود. من هم سرد می‌شدم و ادامه نمی‌دادم اما حمایت‌هایشان سبب این اتفاق خوب شد. »

06

کشاورزی را جدی بگیرید

کشاورزی به گفته آقای صابری در ایران هنوز مغفول مانده‌است و باید جدی گرفته شود چون علاقه‌مندان می‌توانند از این راه درآمدهای خوبی داشتند و کارآفرینی ایجاد کنند.« من خودم در شمال و شهر رشت پرورش درختانی که در صنعت چوب کمک‌کننده‌ هستند کار می‌کنم. همینطور درپرورش گلخانه‌ای گیاهان زینتی نیز فعال هستیم که همه آنها صادراتی هستند. پرورش گیاهان زینتی یکی از توصیه‌های من برای آنهایی است که کشاورزی را دوست دارند. حتی پرورش میوه‌های گرمسیری وغیربومی به روش گلخانه‌ای نیز یک ایده بسیار خوب است که علاقه‌مندان می‌توانند از آن حسابی پول در بیاورند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

یک مهندس عمران با اشاره به اینکه ماهیانه میانگین ۳۰ میلیون تومان درآمد دارم گفت: سود اصلی نصیب دلالان می شود. شهرداری به جای قرارداد بستن با تولیدکننده با دلالان قرارداد می بندد.

  درآمدی که از فروش 30 تا 40 شاخه گل عاید ما می شود، با درآمد فروش یک بشکه نفت برابری می کند. مصطفی رجب سعیدی جوان کارآفرین 25 ساله رامسری است که بعد از نا امید شدن از کار اداری کاری می کند کارستان. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران است و با توجه به علاقه ای که به پرورش گل و گیاه داشت گلخانه ای را با یک میلیون تومان سرمایه راه اندازی می کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، ایران به دلیل دارا بودن اقلیم چهار فصل یکی از 10 تولیدکننده بزرگ گل و گیاه در جهان به شمار می آید. گرچه ضعف های صادراتی باعث شده که درآمد فروش گل ایران به کشورهای خارجی تنها به اندازه یک پنجم توان واقعی مان باشد اما پتانسیل های تولید گل در کشور آنقدری بوده است که خارجی ها نتوانند از آن چشم پوشی کنند.

07

گل بکارید! پولدار شوید!

در این روزها بازار فروش گل ها داغ داغ است. اکثر مردم ما عاشق گل و گیاه هستند و این را از شلوغی گل فروشی ها و بازار داغ دوره گردهای گل فروش متوجه می شویم.غیر ممکن است عابری از کنار گلدان های زیبا عبور کند و دل به این گلدان ها نسپرد و به انها توجه نکند. حتی غالبا این توجه ها به خرید ختم می شود. گل های تزیینی و آپارتمانی در حال حاضر جزو پرطرفدارترین ها هستند. پرورش گل اگر با برنامه ریزی صورت بگیرد و دقت شود سود خوبی دارد. شما می توانید میانگین ماهانه 5 میلیون تومان درآمد داشته باشید.

*با یک میلیون تومان گلخانه را راه اندازی کردیم

از سال 90 بعد از نا امید شدن از کار اداری گلخانه ای را با کمک برادرم راه اندازی کردم. خیلی دنبال کار گشتم اما فایده ای نداشتکفش آهنی هم کم اورد چه برسد به من! در نهایت بعد از مشورت با باتجربه ها در زمینه کسب و کار تصمیم گرفتم برای خودم کار کنم. شدم کارآفرین گلهای زینتی و آقای خودم. در ابتدا از یک گلخانه کوچک و با یک میلیون تومان سرمایه آغاز کردم اما با گذشت زمان هم فضای بزرگتر و هم نیروی انسانی بیشتری را نیاز داشتم و این شد که در ابتدا برادرم به من پیوست و سپس با گسترش کار همسر من و برادرم نیز به ما اضافه شدند و به صورت خانوادگی گلخانه را اداره کردیم.

06

*با 20 میلیون تومان وام بسیج سازندگی به کارم گسترش دادم

همسر من و همسر برادرم نیز در دانشگاه تحصیل کرده اند و باهم یک جمع دانشگاهی کارآفرین شده ایم. دوست داشتم به جوانان دیگر هم کمک کنم و اشتغالزایی انجام دهم. این شد که در سال 95 با 20 میلیون تومان وام بسیج سازندگی به کارم گسترش دادم و در حال حاضر با 3 گلخانه فعالیت می کنیم و توانسته ایم برای 5 نفر دیگر اشتغالزایی کنیم. البته کار گل انتها ندارد و اشباع شدنی نیست. یعنی هر چقدر سرمایه گذاری کنید بهتر می توانید درآمد کسب کنید. گلخانه اساساً سهم بسزایی در اشتغالزایی دارد که دولت نیز میتواند از این ظرفیت به خوبی بهره ببرد و با دادن تسهیلات مناسب به علاقمندان زمینه را برای راه اندازی گلخانه و اشتغالزایی فراهم نماید. بازار گل بازار خوب و آینده داری است اگر حمایت شود اشتغالزایی خوبی نیز ایجاد می نماید. تقاضا برای گل همیشه بالا بوده است ولی این بازار باید ساماندهی و مدیریت شود.

 *کارمند نشدن را به فال نیک گرفتم

درست است که نبود کار دولتی باعث شد که من به دنبال علاقه ام بروم اما من این را به فال نیک گرفتم و با انگیزه کار گلخانه را آغاز کردم. و در حال حاضر خوشحال هستم که کارمند نشدم و روی پای خودم ایستادم و کار آفرین شدم. حتی توانستم دست چند جوان را بگیرم و برای آنان هم اشتغالزایی کنم و  درآمدم هم از کارمندی بهتر و بیشتر است. کارمندی یک روال ثابتی دارد اما کار تولیدی لذتبخش و متنوع است. مخصوصاً کار با گل انسان را با روحیه و جوان نگه می دارد.

05

*ماهیانه میانگین 30 میلیون تومان درآمد داریم/ سود اصلی به جیب دلالان می رود

گلخانه اصولاً با ابتکار و نوآوری همراه است. روش قلمه زدن و استفاده از کودهای مناسب در کار گلخانه بسیار مهم است و باید رعایت شود. 10 گونه را به صورت دائمی و چند گونه را به صورت فصلی تولید می کنیم و در ماه بالای 5000 گل تولید داریم.  اکثر فروش ما به گلفروشی ها است. گل ها در داخل استان به فروش می رسد. سود اصلی نصیب دلالان می شود. شهرداری به جای قرارداد بستن با تولیدکننده با دلالان قرارداد می بندد. دلال ها  با قیمت پایین تر یکجا گل ها را از تولید کننده می خرند و به شهرداری ها و هتل ها می فروشند. تولیدکننده با بی تدبیری در حاشیه قرار می گیرد. اما اگر شهرداری ها از تولیدکنندگان گل حمایت کنند و مستقیم از ما خرید کنند هم برای آنها سود بیشتری دارد و هم تولید کننده با اطمینان بیشتری نیرو جذب خواهد کرد.  در نتیجه اشتغالزایی بیشتری نیز صورت می گیرد.

04

*اول، کار را یاد بگیرید

برای اینکه کار پرورش گل و گیاه آپارتمانی را یاد بگیرید باید به سازمان فنی و حرفه ای بروید و دوره های آموزش کاربردی طراحی فضای سبز را بگذرانید. مدت این دوره ها 130ساعت و شش ماهه است. هزینه‌ی این کلاس ها هم بستگی به موارد آموزش دارد و بین چهارصد تا هفتصد هزارتومان متغیر است. «بعد از آموزش، نوبت به اجاره و یا خرید یک زمین برای احداث گلخانه می رسد. در واقع یکی از مهم ترین مراحل کارتان مرحله‌ی انتخاب زمین است. شما باید زمینی را برای این کار انتخاب کنید که خاکش آلوده به قارچ، ویروس و … نباشد و از نظر موقعیت، آب، نور، برق و … هم مشکل نداشته باشد. بهتر است برای انتخاب زمینی که می خواهید آن را برای شروع کارتان انتخاب کنید از یک کارشناس کشاورزی استفاده کنید.»

*چه گل هایی بکاریم؟

سعیدی در پاسخ  به این سوال که برای شروع بهتر است از چه گل هایی شروع کنیم، می گوید : «گل های اطلسی، جعفری، مریم گلی، مارگریت، گازانیا، داوودی، کلم های زینتی، انواع رزها، ساناز، هفت رنگ، رز نارنجی، انواع درختچه ها و … گل هایی هستند که به عنوان گل تزئینی و باغچه ای به خوبی به فروش می رسند و می توانید با کاشتن و پرورش آنها به سود خوبی برسید.»

برای کاشتن گیاهان و گل های آپارتمانی اما قضیه کمی متفاوت می شود. برای این کار باید با توجه به نیاز بازار اقدام کنید. «در بسیاری از خانه ها و آپارتمان ها محل قرار گرفتن و موضع خورشید نسبت به خانه بسیار مهم است. برای همین در هر شهری که می خواهید این کار را شروع کنید باید ببینید که مردم چه نوع گل هایی را برای خانه هایشان می برند و آنها را پرورش بدهید. مثلا برای خانه هایی که آفتاب گیر هستند و نور خوبی دارند گل های پریوش، تراوانش، اطلسی، گل های سوزنی برگ و … مناسب هستند.»


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

محور بودن برای استارت‌آپی که تلاش می‌کند نام خود را جا بیندازد مشکل است و این موضوع زمانی که آن برند جایگاه خود را تثبیت می‌کند، مشکل‌تر می‌شود.

 به عنوان مثال، شرکت جابون، تولیدکننده لوازم الکترونیکی و ردیاب‌های ورزشی را در نظر بگیرید. این شرکت که زمانی ۳ میلیارد دلار ارزش داشت، در بازار اشباع‌شده این لوازم دچار مشکل شد.

این شرکت همزمان با اینکه در پرداخت‌های خود به فروشندگان لوازم جانبی به مشکل خورده بود، به تولید مانیتورهای پزشکی روی آورد تا کسب‌وکار خود را نجات دهد، اما طولی نکشید که برند آن مجبور شد تغییر نام دهد.  شرکت‌های بزرگ از صرفه‌جویی به مقیاس (مزیت کاهش هزینه در اثر افزایش حجم تولید) سود می‌برند. اندازه آنها برحسب هزینه‌های داخلی و خارجی، استخدام استعدادها، آگاهی مصرف‌کنندگان و تدارکات تعیین می‌‌شود. به‌طور کلی، خریدهای انبوه باعث صرفه‌جویی مالی می‌شود. به گزارش دنیای اقتصاد، با این حال، اندازه کسب‌وکار نقص‌های ذاتی خود را دارد. لیگ ملی فوتبال آمریکا هر روز یکشنبه به ما نشان می‌دهد یک بازیکن قوی در خط دفاع، می‌تواند یک توپ‌گیر ضعیف‌تر را له کند، اما بازی با یک بازیکن کوچک‌تر که سریع‌تر و چابک‌تر است برای آن بازیکن خط دفاع چالش برانگیز است. آیا کسب‌وکارهایی که در مقیاس کوچک و به سرعت کار خود را آغاز می‌کنند، می‌توانند زمانی که بزرگ‌تر شدند همان چابکی سابق را داشته باشند؟ بله، اما این کار ساده‌ای نیست.

شرکت‌های بزرگ چطور کنترل خود را از دست می‌دهند: شرکت‌های بزرگ تلاش می‌کنند مانند شرکت‌های کوچک‌تر چابک و مبتکر باشند و بتوانند در بازار مشتریان، عکس‌العمل مناسبی نشان دهند. معمولا ساختار شرکت‌ها براساس اهداف آنها شکل می‌گیرد، اما همان ساختارهایی که شرکت‌های بزرگ را تشکیل داده‌اند، مانع از چابکی آنها می‌شوند. همه می‌دانیم که کارآفرینان باهوش، ریسک‌ها را با اقدامات پیشگیرانه کاهش می‌دهند، پس «چرا این رویکرد بر تمام موضوعات اعمال نشود؟» بزرگ‌ترین ضعف فرآیندها همین موضوع است که آنها براساس رایج‌ترین روش‌ها توسعه پیدا می‌کنند و زمانی که شرکت‌ها گسترش یافته و هزاران یا ده‌ها هزار کارمند در آنها مشغول به‌کار می‌شوند، آنگاه از اهرم‌های کنترلی استفاده می‌کنند که آیا منابع به‌طور مناسب تخصیص داده شده‌اند یا خیر؛ که این کنترل‌ها می‌تواند مانع از نوآوری شود.

فقدان خلاقیت= عدم رشد : ماهیت نوآوری مستلزم شروع فعالیت بدون در نظر گرفتن هیچ‌گونه فرضیه قبلی است. نوآوری یعنی پرسیدن سوالات چالشی، آزمایش کردن فرضیه‌ها طبق شواهد، لیست کردن گزینه‌ها و نهایتا در اختیار گرفتن بازار هدف. به بیان دیگر، هرچه فرضیات و ساختارها بیشتر باشد باید آزمایشات و حذفیات بیشتری هم انجام شود که در این صورت فرآیند نوآوری دارای چالش بیشتری‌ خواهد شد. یکی از مزیت‌های استارت‌آپ‌ها این است که با الگوهای سنتی درگیر نمی‌شوند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ برای دسترسی به این مزیت همواره سعی دارند با استارت‌آپ‌ها مشارکت کنند که این موضوع تصمیم عاقلانه‌ای است، اما در بسیاری از موارد به‌طور مطلوب اجرا نمی‌شود.

خارج شدن شرکت‌ها از مسیر مشارکت: همکاری با شرکت‌های بزرگ، فرصت‌های بسیار خوبی نصیب استارت‌آپ‌ها خواهد کرد. این همکاری سبب کسب منابع و به‌دست آوردن فرصت‌های جدید خواهد شد و برای استارت‌آپ‌ها این امکان را به‌وجود می‌آورد که اصطلاحا دیده ‌شوند. ساختارهای داخلی سازمان‌ها، دستورالعمل‌های خاصی را برای حفظ مشارکت‌ها تعیین می‌کند که استارت‌آپ‌ها همین ساختارها و فرآیندهای دشوار را هم به ارث می‌برند که مانع از انجام فعالیت‌ها خواهد شد و این مورد شبیه این است که از افراد چابک دعوت کنید که وارد بازی شوند و از آنها بخواهید وزنه‌های سنگین‌تری را جابه‌جا کنند که مسلما هیچ‌گاه این موضوع به نتیجه نمی‌رسد. بنابراین شرکت‌های بزرگ باید برخی موارد را انجام دهند تا موفقیت این مشارکت‌ها تضمین شود:

۱) تعیین انتظارات فنی واقعی: معمولا کسب‌وکارهای بزرگ انتظاراتی بیش از توانایی‌های فنی شرکای کوچک‌تر خود دارند. مثلا شرکت‌های بزرگ انتظار دارند زیرساخت‌های امنیت داده با همان پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های آنها توسط شرکای کوچک‌تر تهیه شود. مسائلی مانند امنیت داده و افزایش امنیت حریم خصوصی که به شرکت‌های بزرگ تعلق دارد، معمولا برای شرکت‌های تازه تاسیس مطرح نیستند. ماهیت استارت‌آپ‌ها، چابک و انعطاف‌پذیر بودن است و شرکت‌های بزرگ باید بتوانند راهی برای همکاری با آنها بیابند و در این مسیر به اندازه کافی خلاق باشند. اگر استراتژی یک شرکت بزرگ تاکید بر این باشد که در سرور هیچ داده داخلی نمی‌تواند کنار داده‌های دیگر باشد، این موضوع استارت‌آپ‌ها را مسوول خلق یک سرور مخصوص برای داده‌ها می‌کند. بنابراین شرکت‌های بزرگ باید یک رویکرد باز و منعطف و همچنین پیش‌بینی‌هایی در سیاست خود برای شرکا داشته باشند.

۲) انتخاب موضوعاتی که ریسک تجاری پایینی دارند: شرکت‌های بزرگ باید موارد کم ریسک را اجرا کنند. این موضوع به این جهت اهمیت دارد که چنین شرکت‌هایی در موقع شکست، موارد بیشتری برای از دست دادن دارند، بنابراین باید ریسک‌های خود را شناسایی کرده و هنگام همکاری ریسک مشارکت با شریکان کوچک را درجه‌بندی کنند. یک شرکت نرم‌افزاری در یک طرح آزمایشی فعالیتی را با یک استارت‌آپ‌ شروع می‌کند. این طرح در چند مرحله و با فازهای مختلف انجام ‌شد و در فازهای بعدی باید در شرایط سخت‌تری فعالیت می‌کرد. پس از آنکه نحوه همکاری و وظایف هر مرحله بین دو شرکت مشخص شد، برنامه منعطف‌تر خواهد شد، زیرا افراد می‌توانند در حوزه‌های تخصصی و مهارتی خود فعالیت کنند.

۳) توسعه برنامه‌های مرحله‌ای برای شرکت‌های کوچک‌تر: تخصیص دادن یک اداره، یک واحد یا تیم داخلی به استارت‌آپ‌‌ها، یکی از راه‌هایی است که شرکت‌های بزرگ می‌توانند همکاری بهتری با شرکای کوچک‌تر خود داشته باشند. با این کار، فرآیندهای ادارات برای همکاری با شرکت‌های کوچک، ساده‌تر خواهد شد. تیم‌های داخلی منعطف می‌توانند به خوبی با شرکت‌های کوچک همکاری کنند و حتی یک روال مشخص تعیین کنند که با این کار، تمام واحدها در جهت هموارسازی و تسریع فرآیندها، تغییرات را مشاهده خواهند کرد. به‌عنوان مثال ویرجین، یونیلور و تلفونیکل یک طرح تدارکاتی چند مرحله‌ای را برای ساده‌تر کردن شرایط و فرآیندهای تدارکات خود برای شرکای شرکت‌های کوچک‌تر تنظیم کردند. رفع تنش بین بزرگ شدن و چابک ماندن به معنای قربانی کردن یکی برای دیگری نیست. شرکت‌های بزرگ برای اینکه از هر دو مورد بهره ببرند، باید با شرکت‌های کوچک به گونه‌ای مشارکت کنند که بار ذهنیت شرکت بزرگ بر شرکای کوچک‌تر وارد نشود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

جوان کارآفرین ایلامی با بیان اینکه فکر نمی کردم کارم به حدی توسعه پیدا کند که ۲۰ تن ماهی قزل آلا را در سال پرورش دهم گفت:ثمره این کار تولیدی، علاوه بر سالانه ۳۰ میلیون تومان سود خالص، ایجاد شغل برای ۴ کارگر است.

به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرایط فعلی کشور، بهترین روش ایجاد اشتغال و حل مسئله بیکاری، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفرینی در جامعه است. زیرا یکی از علل اصلی رشد نرخ بیکاری در کشور ما، توسعه نیافتگی فرهنگ کار و کارآفرینی در جامعه است و اینکه مردم و حتی تحصیلکرده ها و فرزندان خانواده های متمول هم دنبال این هستند که ازطریق بخش دولتی کسب و کاری برای خود ایجاد کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، غلامرضا ملکی،کارآفرین ایلامی است که می گوید که در ابتدا هیچ سرمایه ای نداشته و با 40 میلیون تومان وام بانکی کار خود را شروع می کند. از این 40 میلیون تومان، 15 میلیون در گردش و 25 میلیون تومان آن ثابت بوده است.

ملکی عنوان می کند که به جز او 4 استخر بزرگ پرورش ماهی دیگر نیز در شهرستان سیروان وجود دارد. اصلی ترین بازار هدف محصولاتش، استان ایلام است. اما اگر مازادی برایش بماند، محصول را روانه بازار های تهران و اصفهان نیز می کند.

ثمره این کار تولیدی، علاوه بر سالانه 30 میلیون تومان سود خالص برای آقای ملکی، ایجاد شغل برای 4 کارگر است. وی که پیش از کار پرورش ماهی هم، کشاورز بوده و هیچگاه عرصه اقتصاد مقاومتی را ترک نگفته، عنوان می کند که از نشستن پشت میز بیزار است.

ملکی می گوید: اگر هم فرض را بر این بگیریم که کار دولتی خوب است، به اندازه همه کسانی که در بازار کار وجود دارند، شغل دولتی وجود ندارد. جوانان اگر کمی زرنگی را چاشنی کار کنند، به شیرینی کار تولیدی پی خواهند برد. از اصلی ترین ویژگی های کار تولیدی این است که کسی به انسان امر و نهی نمی کند و احتیاج نیست که برای حقوق منتظر آخر ماه باشیم.

غلامرضا ملکی همچنین خاطر نشان می کند: در این چند سال اخیر فقط خشکسالی کمی به ما فشار می آورد. اگر آب به اندازه کافی باشد، ظرفیت گسترش این واحد تولیدی وجود دارد. مشکلی اصلی آب است و از نظر جا و مکان مشکلی نداریم.

 وی ادامه داد: خوردن گوشت های پرچرب و دیر هضم در بین خانواده های ایرانی بیشتر از خوردن ماهی رواج دارد. علتش نیز این است که هنوز ماهی به عنوان یک غذایی رسمی و مناسبتی شناخته نشده است. به همین علت تصمیم گرفتیم اطلاعاتی را در رابطه با انواع ماهی ها جمع آوری کنیم.

ملکی گفت: به جز ساکنان نوار شمالی و جنوبی ایران که کنار خلیج فارس و دریای مازندران زندگی می کنند و در شناخت ماهی و طبخ غذاهای لذیذ استادند، بسیاری از هموطنان مصرف ماهی را تنها سالی یکی دو بار در برنامه غذایی خود دارند که احتمالا یک بار آن سبزی پلو ماهی شب عید و دفعه دیگر ماهی شکم پردر یک مهمانی بوده است.

این فعال اقتصاد مقاومتی ادامه داد: البته این مساله در شهرهای بزرگ هم کمی متفاوت است. عرضه انواع ماهی پرورشی تازه و منجمد بسته بندی شده در مراکز خرید و فروشگاه های زنجیره ای مختلف، بخشی از مردم را به مصرف ماهی ترغیب کرده، اما باز هم ماهی آنطور که باید در سبد غذایی عموم قرار نگرفته است. شاید شناختن بیشتر انواع ماهی و دانستن نکاتی در زمینه انتخاب و خرید این ماده غذایی مفید و سلامت یک شروع خوب برای تشویق به خوردن ماهی باشد.

 وی افزود: بین انواع گوناگون ماهی های شمال و جنوب، بعضی ها معروف تر و در دسترس ترند. برای اکثر ساکنان نیمه شمالی کشور و پایتخت نشینان، ماهی های شمال کشور که از دریای خزر صید می شوند، مرغوب تر و خوش خوراک ترند. دلیل این مساله شاید نزدیک تر بودن این مناطق به استان های شمالی و دسترسی سریع تر و آسان تر به ماهی تازه است. اکثرماهی های دریای مازندران کوچک و پرتیغ هستند، اما در عوض طعم و بوی ملایمی دارند


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که در کشور شروع به فعالیت کرده‌اند و بعضا موفق هم بوده‌اند، نمونه‌های بومی‌شده استارت‌آپ‌های موفق خارجی هستند.

 به اقتضای زمان، شرایط جامعه و پیشرفت آن و لزوم الگو گرفتن از کشور‌های پیشرفته مشاهده چنین مواردی طبیعی و حتی یکی از راه‌های رسیدن به توسعه است.  الگو گرفتن از کسب‌وکار‌هایی که مورد آزمایش قرار گرفته‌اند و موفق هم شده‌اند، یک استراتژی کارا و اثربخش برای علاقه‌مندان و حتی دولت‌ها برای کارآفرینی است. تعداد استارت‌آپ‌هایی که در شهر تهران و کلان‌شهر‌های ایران خدمات و محصولات‌شان را ارائه می‌دهند، بسیار بیشتر از تعداد آنها در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار،  یکی از راه‌های راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک بومی کردن استارت‌آپ‌های موفق موجود در شهر‌های بزرگ کشور مثل تهران است.

پیشنهاد دیگر هم این است که در شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک استارت‌آپ‌هایی متناسب با نیاز مصرف‌کنندگان همان مناطق راه‌اندازی شود. این موضوع که شهر‌ها و شهرستان‌های کوچک به سمت راه‌اندازی چه استارت‌آپ‌هایی بروند، موضوع بحث ما نیست و نیاز به بررسی تخصصی هر منطقه است و دو پیشنهاد بالا تنها اصول کلی برای تسریع در مراحل ایده‌پردازی راه‌اندازی یک کسب‌وکار هستند. اما به فرض اینکه ایده خوبی برای راه‌اندازی استارت‌آپ در منطقه‌ای کم‌جمعیت و قصد اجرایی کردن آن را داشتیم، احتمال موفقیت ما چقدر است؟ جمعیت کم در آن منطقه چگونه ما را تهدید می‌کند؟ به‌طور مثال در شهرستانی که 400 هزار نفر جمعیت دارد، استارت‌آپبزنیم؟

عادل طالبی، استاد دانشگاه و متخصص بازاریابی دیجیتال:

به فرصت‌های موجود در دل تهدید‌ها توجه کنید

گاهی اوقات با سوال‌هایی مواجه می‌شوم که مثلا در مکان‌ها و نقاط جغرافیایی‌ای که جمعیت‌های پایین دارند، راه‌اندازی استارت‌آپ‌هایی از قبیل سفارش آنلاین غذا، نظافت منزل، تاکسی آنلاین و... کار درستی است یا خیر. مساله ورود به بازار و راه‌اندازی استارت‌آپ در شهر‌های کوچک کمی پیچیده است.

 مثلا با توجه به جمعیت کم منطقه، تعداد کسانی که می‌توانند بازخوردهای فوری را به شما بدهند، تعداد کمی هستند، اما بعضی از شهرستان‌ها یک مشخصه خیلی خاص دارند و توجه و حمایت‌شان از کسب‌وکار‌های بومی بسیار خوب است. مثلا در بعضی از شهر‌ها و شهرستان‌ها که بررسی کرده‌ام، به این مورد برخورد کرده‌‌ام که تمایل مصرف‌کننده برای کسب‌وکاری که متعلق به همان شهر و شهرستان باشد، بیشتر است و توجه بیشتری را به کسب‌وکار‌های بومی خودشان دارند. به این دلیل همیشه نمی‌توان با توجه به تعداد افراد یک حوزه جغرافیایی درباره موفقیت یا عدم موفقیت یک کسب‌وکار به‌ویژه برای استارت‌آپ‌هایی که در مرحله اول نیاز به بازخورد‌های فوری دارند که بتوانند خودشان را به تعداد کمینه محصول قابل پذیرش برسانند که مقیاس‌شان را بسنجند، قضاوت

 کرد. در بعضی از شهرستان‌ها با وجود جمعیت کم و احتمال ضریب نفوذ پایین اینترنت یک استارت‌آپ می‌تواند خیلی سریع‌تر بازخوردهای فوری را دریافت کند چون اولا مردم آن شهرستان به کسب‌وکار‌های بومی‌شان توجه خاصی دارند و ثانیا هزینه‌های تبلیغات هم در آن شهرستان‌ بسیار پایین است. مثلا ما در شهرستان‌ها با این مورد روبه‌رو هستیم که اشخاص حوزه استارت‌آپ‌ها در سالن همایشی جمع می‌شوند و خیلی سریع خبر راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها گسترش می‌یابد و استارت‌آپ‌ها می‌توانند راه‌اندازی و معرفی شوند. البته پیش‌زمینه این مهم تاکید بر محلی بودن، استانی بودن و در واقع تاکید بر بومی بودن این استارت‌آپ برای آن منطقه است. پس به صورت پیش‌فرض کوچک بودن یک شهر یا یک شهرستان به معنی نقطه ضعف نیست و حتی می‌تواند یک نقطه قوت باشد. چون یک استارت‌آپ و یک کسب‌وکار برای راه‌اندازی باید در مرحله اول به دنبال فیدبک‌های سریع باشد تا به مقیاس مناسبی دست یابد. همانطور که تعداد کم افراد یک شهر یا یک شهرستان تهدید است، فرصت‌هایی هم در دل آنها نهفته است. یعنی ما باید تلاش کنیم تا از دل این تهدید‌ها فرصت‌ها را بیرون بیاوریم و از نکات مثبت آن و ابزاری هم که می‌توانیم از آن استفاده کنیم، غافل نشویم.

 اگر در یک شهر یا یک شهرستان همدلی و همراهی وجود داشته باشد، خیلی سریع می‌توان بازخوردهای اولیه را گرفت و آن را بسیار سریع به شهر‌های دیگر استان و کشور ارسال کرد و گسترش داد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

سرمایه گذاران فرشته خو به طور معمول سه چهارم طرح های سرمایه گذاری را نادیده می گیرند، هرچند این نوع سرمایه گذاری یکی از محبوب ترین انواع تأمین مالی برای کسب وکار است و سرمایه گذاران فرشته خو همیشه به دنبال فرصت های جدید برای سرمایه گذاری در شرکت های نوپا هستند.

 اما چگونه می توان سرمایه گذاری فرشته خو را برای سرمایه گذاری در کسب وکار جذب کرد؟

سرمایه گذاران فرشته خو چه می خواهند:

1-پتانسیل بازگشت قابل  اطمینان سرمایه

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، سرمایه گذاری به شیوه سرمایه گذاران فرشته خو ریسک زیادی دارد، به طوری که سرمایه گذاران فرشته خو انتظار چیزی بیش از بازگشت سرمایه شان را در این سرمایه گذاری دارند. آنها به دنبال بازدهی بالاتر از سرمایه گذاری خود هستند، به عنوان مثال، آنها می توانند به بازار سهام دست پیدا کنند. آلن ریدینگ، یکی از متخصصان پیشرو در سرمایه گذاری فرشته خو و استاد دانشگاه کارلتون، می گوید: «برای هر دلار که یک سرمایه گذار فرشته خو در شرکتی قرار می دهد، پس از هفت سال، می خواهد هفت دلار را پس بگیرد.»

2- دلیل خوبی برای سرمایه گذاری

به یاد داشته باشید که اکثر سرمایه گذاران فرشته خو، کارآفرینان موفقی بوده اند. آنها از هیجان کمک به ایجاد شرکتی پررونق لذت می برند. با این حال، سه دسته از سرمایه گذاران فرشته خو وجود دارند که عبارتند از اقتصادی، لذت جویانه و نوع دوستانه. هر نوع دلایل خودشان را برای سرمایه گذاری دارند. درحالی که یک سرمایه گذار لذت جو بیشتر به دنبال هیجان ایجاد تازگی است، یک سرمایه گذار فرشته خوی نوع دوست ممکن است بیشتر نگران کمک به جامعه اش یا جذب پتانسیل توسعه فناوری های زیست محیطی باشد. تعیین کنید که به دنبال کدام دسته از سرمایه گذاران فرشته خو هستید و سعی کنید بر همین اساس برنامه ریزی کنید.

3- تیم مدیریتی باتجربه و پایدار

وجود تیمی قابل  اطمینان و جامع با توانایی رهبری ضروری است. اساسا سرمایه گذار فرشته خو در بین مردم است، بنابراین او نیاز به دیدن شواهدی دارد که نشان دهد کسب وکارتان در دست افرادی آگاه، باتجربه، صالح و قابل اطمینان است. این افراد دارای مهارت هایی هستند که می توانند کسب وکارشان را به سطح بالاتری هدایت کنند. برای اکثر کسب وکارها، تیم مدیریتی شامل افرادی بامهارت و آگاه است که در مورد بازاریابی و فروش محصولات، تولید، مدیریت افراد و حسابداری دانش کافی دارند.

4- طرح کسب وکار جامع

سرمایه گذاران فرشته خو می خواهند طرح کسب وکاری را ببینند که هم متقاعدکننده و هم کامل باشد. آنها می خواهند بدانند که شما یک چشم انداز را برای شرکت تان ایجاد کرده اید و به تفصیل در مورد چگونگی رسیدن به آن فکر کرده اید. آنها می خواهند چیزهایی نظیر پیش بینی های مالی، طرح های بازاریابی دقیق و جزییات مربوط به بازارتان را ببینند.

5- ساختار تجاری برای سرمایه گذاری

درحالی که برخی از سرمایه گذاران فرشته خو با دادن وام به یک کسب وکار سرمایه گذاری می کنند، بیش از نیمی از سرمایه گذاران فرشته خو به دنبال موقعیت مالکیت سهام اقلیت هستند. این بدان معناست که کسب وکار شما باید برای سرمایه گذاری، آمادگی ترک بخشی از مالکیت را داشته باشد. اکثر سرمایه گذاران فرشته خو انتظار یک توافق رسمی سهامداری دارند که ماهیت سرمایه گذاری و بازده آن را مشخص کند.

6- فرصت حضور فعالانه

دغدغه بسیاری از سرمایه گذاران فرشته خو، فقط پول نیست؛ آنها می خواهند فعالانه در توسعه کسب وکارتان شرکت کنند. آنها می خواهند به عنوان یک مربی عمل کنند و گاهی اوقات حتی نقش فعال در مدیریت شرکت داشته باشند.

7- استراتژی خروج قابل  اجرا

قبل از اینکه سرمایه گذار  فرشته خو در کسب وکار شما سرمایه گذاری کند، انتظار دارد که استراتژی خروج را ببیند. همانطورکه سرمایه گذاران فرشته خو صبور بوده و مایل به سرمایه گذاری درازمدت هستند، باید ببینند که چگونه می توانند از سرمایه گذاری شان بهره ببرند.

به طور خلاصه، اگر می خواهید یک سرمایه گذار فرشته خو در کسب وکارتان داشته باشید، باید اطمینان حاصل کنید که کسب وکارتان برای سرمایه گذاری آماده است. اگر قبلا چنین کاری نکرده اید، آماده سازی طرح جامع کسب وکار، بازسازی کسب وکار خود در صورت لزوم و تکمیل تیم مدیریت تان، بهترین راه برای آماده شدن برای جذب سرمایه گذار فرشته خو است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

میلیونر شدن چندان هم سخت نیست ، البته کم هستند افرادی که اعتماد به نفس و توانایی آن را داشته باشند که ایده های کوچک و جالب و در عین حال پردرآمد خود را به مرحله ی اجرا درآورده و از آن کسب درآمد کنند ، آنهم درآمدهای میلیونی !

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، همه ما در ذهنمان ایده هایی داریم که بنا به توجیهات خودمان - مانند وقت نداشتن و یا کمبود سرمایه - از آنها به راحتی می گذریم ، در حالی که تنها مشکلی که جلوی ایده های خلاقانه را می گیرد تنبلی و عدم اراده ی قوی است ، بنابراین سعی کنید ایده های خود را با همین دو عامل پیش ببرید و نتیجه ی آنرا نیز ببینید.

۱- مردی که پس از ازدواج وب سایتی برای مسائل عاطفی افراد متاهل ایجاد کرد

Ashleymadison.com سایت قرارهای عاشقانه است با یک فرق؛ تنها افراد متاهل یا کسانی که خواهان قرار با یک فرد متاهل هستند مورد پذیرش این سایت قرار می گیرند. شعار سایت این است:" زندگی کوتاه است. پس با عشق زندگی کن". موسس این سایت یک وکیل به نام نوئل بیدرمن است که به زعم خودش یک مرد متاهل بسیار خوشبخت است. سایت این مرد خوشبخت ۳٫۲ میلیون عضو دارد که بیانگر کارا بودن و موفق بودن ایده ی او است.

۲- مردی که کسب و کار یک میلیون دلاری وسیله نظافت سگ را به راه انداخت.

ماتیو اوسبرن از سرشناسترین پیشگامان در ساخت وسیله نظافت فضولات سگها است که Pooper-Scooper.com را راه اندازی کرده است.

او هرگز فکر آن را هم نمی کرد که روزی همین ایده او را میلیونر کند. شروع کار اوسبرن به سال ۱۹۸۷ برمی گردد که او یک مرکز خدمات حیوانات اهلی در کلمبوس اوهایو به راه انداخت. در آن هنگام او با داشتن ۲شغل تمام وقت از هرکدام ساعتی ۶دلار درآمد داشت. ماتیو در آن زمان همسر و یک دختر داشت و پسرش در شرف به دنیا آمدن بود. او که از کسب درآمد بیشتر ناامید شده بود، به این فکر افتاد که برای حدود ۱۰۰،۰۰۰ سگ که در ۱۵مایلی خانه او هستند ، کاری انجام دهد. نقطه سرآغاز کسب و کار او همینجا بود. ماتیو به امر نظافت محوطه ها پرداخت، با اینکه کار چندان جالب نبود ، اما او از رضایت مشتریان و کار در بهترین حیاطها لذت می برد.

کار ماتیو کم کم به جایی رسید که هفت نفر را به همراه شش ماشین حمل به کار گرفت که روزانه به ۷۰۰ مشتری ثابت خدمات ارائه می دادند. در حالیکه اوسبرن درحال تبلیغ و شناساندن چنین خدماتی بود، شخصی به نام مت "رد" بسول او را به آینده ای که انتظارش را نداشت نزدیک کرد. بسول مالک مرکز ارائه خدمات حیوانات اهلی(Pet Butler )در تگزاس بود. او پس از دیدن کار ماتیو ، او را شریک خود در امور نظافت حیوانات کرد ، در حال حاضر Pet Butler بزرگترین مرکز ارائه خدمات نظافت فضولات حیوانات اهلی در امریکا است که اکنون بالغ بر ۳۰۰۰ مشتری دارد.

۳- نوجوانی که از طریق فروش مربا با دستور پخت مادر بزرگش میلیونها دلار به دست آورد.

در حالیکه موفق ترین کارآفرینان درآمد خود را از ایجاد وب سایتهای پرطرفدار به دست می آورند، "فریزر دوهرتی" کسب و کار بزرگش را از راه سنتی به دست آورده است. فریزر پخت مربا را از سن ۱۴سالگی با دستورالعملهای مادربزرگش در آشپزخانه خانه ی خود شروع کرد ، وی در ۱۶سالگی مدرسه را ترک کرد تا به طور تمام وقت مشغول کار خود شود. این نوجوان در حال حاضر سالانه چیزی حدود ۵۰۰،۰۰۰ شیشه،مربا می فروشد که این مقدار ۱۰درصد بازار مربای انگلیس را تشکیل می دهد. سرمایه دوهرتی چیزی حدود ۱تا۲میلیون دلار تخمین زده می شود.

۴- شرکتی که از فروش عینک های ایمنی مخصوص سگها صاحب ثروت بزرگی شد

در جوامع غربی سگ و سایر حیوانات خانگی جزء لاینفک زندگی افراد هستند ، همین عامل باعث شده است تا چند دوست قدیمی تصمیم بگیرند برای سگ ها عینک بسازند !

عینک برای سگ خانگی؟ به نظر بی معنی می رسد ! اما اگر کسی به ساخت آن پرداخته و آن را تبدیل به کسب و کار چند میلیون دلاری کند، نتیجه می گیریم این کار چندان هم بی معنی نیست. این کار توجه زیادی از مردم و رسانه ها به خود جلب کرده است از جمله CNN, Womens World, People, Regis and Kelly, National Geographic and Animal Planet . آنها که کار را با ساخت عینک ایمنی شروع کردند در ادامه کار خود را توسعه داده و لوازم جانبی دیگری برای حیوانات را تولید کردند که شامل کوله پشتی، جلیقه شنا، تی شرت، کلاه و اسباب بازی می شود.

۵- مردی که با تولید استخوان آرزوی پلاستیکی، میلیونر شد.

در بسیاری از نقاط دنیا مردم معتقدند شکستن استخوان جناغ مرغ آرزو ها رابرآورده می کند

چه کسی فکر می کرد که روزی بازاری برای استخوان آرزو (استخوان جناق مرغ) آن هم از نوع پلاستیکی اش وجود داشته باشد؟ کن آهرونی از اینکه سرسفره و پس از خوردن مرغ تنها دو نفر می توانستند آرزو کنند و جناغ بشکنند کلافه شده بود.

این باعث شد تا او تصمیم به ایجاد شرکت LuckyBreak بگیرد،شرکتی که استخوان های آرزوی سنتزی با صدا و حس استخوان جناق واقعی مرغ و بوقلمون بسازد. در حال حاضر این شرکت روزانه ۳۰،۰۰۰ استخوان تولید می کند که آنها را در قالب طرحهای سفارشی و منقوش برای استفاده ی شخصی، شرکتی و تبلیغاتی به فروش می رساند. فروش این شرکت بیش از ۲٫۵ میلیون دلار در سال است.

می بینید که حتی با استفاده از عقاید نه چندان علمی و درست مردم هم می توان میلیونر شد !

۶- زن خانه دار مخترع بالشی که قابلیت رفتن به مایکرو ویو را دارد!

کیم لوین، کیسه های کوچکی در طرح های مختلف با قابلیت نفوذ گرمای آرامش بخش اختراع کرد. کیم متوجه شد که اگر مقداری ذرت در یک کیسه ریخته،آن را دوخته و بعد در مایکرو ویو قرار دهد، یک بالش گرم و آرامش بخش ایجاد می شود. او بدون معطلی به کمک چرخ خیاطی اش شروع به عملی کردن ایده ی ساده اش کرد و از آنجا بود که کسب و کار چند میلیونی او آغاز شد. در ابتدا کیم فکر می کرد که این بالش ها می توانند هدیه ی عالی برای فرزندان و همسایه هایش باشند. اما به زودی متوجه شد که ایده او پتانسیل بالایی دارد. وقتی والدینی که با کیم در ارتباط بودند نیمه شب ها با او تماس می گرفتند تا برای بچه هایی که بدون بالش های کیم بی تابی می کردند،بالش درست کند، او دانست که فرصت طلایی ای برای او خلق شده است. او به خرده فروشی های محلی و نمایشگاههای صنایع دستی می رفت تا اینکه اتفاق مورد انتظار رخ داد؛ مجتمع تجاری Saks تصمیم گرفت که بالش های کیم را در فروشگاههایش به مشتریان عرضه کند. اکنون او یک میلیونر است و حتی کتابی درباره تلاشهایش نوشته است.

۷- کسی که در وب ، پیکسل ها را به قیمت ۱میلیون دلار فروخت

در سال ۲۰۰۵ یک دانشجوی ۲۱ساله در انگلستان به نام الکس تیو صفحه وبی یک میلیون دلاری به راه انداخت که از طریق آن پیکسل های ۱۰۰۰*۱۰۰۰ را به قیمت ۱ دلار به فروش می رساند. با وجود اینکه این ایده خیلی ساده ای بود، اما به دلیل منحصر به فرد بودنش توجه زیادی جلب کرد و در نهایت طی چند ماه ، وی صاحب ۱،۰۳۷،۱۰۰دلار درآمد شد. آخرین مورد آگهی در سایت الکس به قیمت ۳۸۱۰۰دلار به فروش رفت. وب سایتهای زیادی به تقلید از این سایت ایجاد شد که همگی با شکست مواجه شدند چراکه این ایده دیگر بدیع نبود.

۸- مردی که شرکتی برای فراهم کردن نامه های عذر و بهانه برای غیبت در کار ایجاد کرد

آیا به عذر وبهانه ای برای غیبت از کارتان نیاز دارید؟ یک شرکت اقدام به تامین نامه های عذر غیبت اینترنتی برای کارمندان و دانشجویان آمریکایی کرده است. این عذرهای اینترنتی هر کدام فقط به قیمت ۲۵دلار فروخته می شوند. این نامه ها می توانند از یک دکتر حرفه ای یا بیمارستان یا احضاریه دادگاه جعلی یا حتی اعلامیه فوت باشند. فراهم کننده این نامه ها کارش را با ۳۰۰دلار شروع کرد و اکنون کارش را از طریق یک لپ تاپ در یک شهر کوچک در اوکلاهاما انجام می دهد. این سایت به طور ماهیانه ۱۵۰۰۰ مراجع دارد

۹- راهب هایی که کارتریج پرینتر ها را ۲٫۵میلیون دلار به فروش رسانده اند

برنارد مک کوی ، کشیش و قائم مقام LaserMonks.com یک خرده فروشی اینترنتی است که کارتریج و دیگر لوازم اداری را با تخفیف به فروش می رساند. مشتریان این سایت عبارتند از افراد، کلیساها و همینطور مرکز تحقیق Morgan Stanley و Forest Service آمریکا.

این کسب و کار پر سود و منفعت است. فروش ها از سال ۲۰۰۲، به میزان ۲۰۰۰دلار به ۲٫۵میلیون دلار در ۲۰۰۵ تبدیل شده است. ایده LaserMonks.com از آنجایی به این کشیش الهام شد که وقتی روزی جوهر پرینتر او تمام شد او نتوانست کارتریجی با قیمت معقول پیدا کند. در ابتدا این شرکت متشکل از چند راهب بود که روزانه سفارش های معدودی برای پر کردن کارتریج های خالی می گرفتند. اما طبق گفته راهب ها اکنون آنها ۵۰،۰۰۰ مشتری دارند و روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ سفارش می گیرند.

۱۰- دختری که از ارائه نقشه های MySpace ثروت ۱٫۵میلیون دلاری به دست آورده است

دختر نوجوانی که استعداد و خلاقیت فراوانی دارد ، سایتی به نام WhateverLife ایجاد کرده است که در آن نقشه های MySpace و دیگر راهنماهای مجانی را ارائه می کند. این دختر اخراجی از مدرسه ، ماهانه ۷۰۰۰۰دلار درآمد دارد و وب سایتش بیش از ۷میلیون بازدیدکننده و ۶۰ میلیون بازدید از صفحاتش دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

پذیرش پیشنهاد فرصت شغلی جدید، راه اندازی استارتاپ خودتان و یا حتی استخدام شدن برای یک شغل دولتی همگی بستگی به توانایی شما در ارزیابی فرصت هایی دارد که هر روز دَر خانه شما را می زنند!

سوال این است که آیا راهی وجود دارد که مهارت شما را در تشخیص و یا حتی پیش بینی فرصت های آینده یاری کند؟ به راستی کارآفرینان موفق چگونه این مهارت را کسب کرده اند؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، حتما شما هم مانند بسیاری از مردم فرصت های طلایی زیادی در زندگی تان داشته اید و درست مانند آن ها این فرصت ها را خیلی راحت از دست داده اید چون نفهمیده اید که این فرصت ها چقدر خاص هستند و اگر از دست شان بدهید احتمالا دیگر هرگز به سراغ تان نمی آیند.

ناراحت نباشید! حتی ماهرترین کارآفرینان هم گاهی فرصت های خوبی را از دست می دهند. به عنوان شرکت سرمایه گذاری بِسِرمنت بر روی تعداد زیادی از استارتاپ ها همچون اپل، گوگل و… سرمایه گذاری کرده است اما در عین حال فرصت های زیادی را هم در این بین از دست داده است. مهم این است که شرکتی مثل بسرمنت از فرصت های از دست رفته درس گرفته است و در آینده تلاش بیشتری برای بهر برداری از فرصت ها می کند.

موفقیت نهایی ما حاصل شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که امروز در محیط پیرامون مان وجود دارند. اگر شما بتوانید مهارتی بیشتر از عامه ی مردم در تشخیص فرصت های کارآفرینانه به دست آورید بدون شک آینده ی شغلی درخشانی خواهید داشت، اما چگونه این مهارت را کسب کنید؟ با درک راهکارهایی که در ادامه برایتان تشریح می کنیم:

۱. به یک ایده ی کامل و بدون نقص نیاز ندارید

شما معمولا زمانی ایده ی کسب و کارهای موفق را می شنوید که به خوبی گسترش داده شده اند اما واقعیت این است که این ایده ها در ابتدا خام و ناقص بوده اند. شما زمانی که ایده ای را می شنوید احتمالا به بسیاری از نقص هایش پی خواهید برد اما این مساله نباید شما را از دیدن فرصت هایی که در دل این ایده ها نهفته است غافل کند. معمولا وقتی متخصص جوانی در یک شرکت استخدام می شود نقص ها و اشکالات آن را می بیند حتی اگر شرکت بزرگی مانند گوگل باشد. اما چیزی که این افراد باهوش و جوان از دیدنش غافل می شوند فرصت هایی است که برای پیشرفت و بهبود وجود دارد. اگر منتظر این هستید که ایده ای کامل و بدون نقص به سراغ تان بیاید فقط وقت تان را تلف می کنید. چنین ایده ای وجود ندارد. البته این بدان معنی نیست که هر ایده ی ارزش دنبال کردن را دارد. بر روی ایده های کسب و کاری خود تحقیق کنید. زمانی که مطمئن شدید به قدر کافی خوب و سودآور هستند سعی کنید برای برطرف کردن نقص هایش راهکاری بیابید نه اینکه ایده تان را به کلی فراموش کنید.

۲. آینده با علم امروز ساخته می شود نه علم فردا

نوآوری ها و محصولات آینده به وسیله ابزارها و تکنولوژی هایی که امروز در دست شما هستند ساخته می شوند. کاملا در اشتباه هستید اگر فکر می کنید که یک ابزار و اختراع جدید ، فرصتی را برای نوآوری به وجود می آورد. بسیاری از مردم منتظر رسیدن یک تکنولوژی جدید هستند تا بتوانند به وسیله آن فرصت های کسب و کاری جدیدی به وجود آورند. گرچه اختراعات و تکنولوژی می توانند فرصت های تازه ای پدید آورند با این حال بسیاری از فرصت ها در به کارگیری و استفاده متفاوت از تکنولوژی های موجود نهفته اند. آیفون همان گوشی تلفن همراه بود فقط کمی پیشرفته تر و یا آیپاد به وسیله تکنولوژی هایی که وجود داشتند ساخته شد.

با توجه به این نکته، هنگام ارزیابی فرصت ها به تکنولوژی هایی که هنوز وجود ندارند فکر نکنید. تنها ابزاری که در اختیار شماست علم و تکنولوژی امروز است. به آینده فکر نکنید، آن را بسازید.

۳. هر ایده باید در زمان مناسبش اجرایی شود

یکی از مهم ترین سوالاتی که به عنوان یک کارآفرین باید به آن جواب بدهید این است: آیا الان زمان مناسبی برای پیاده کردن ایده تان است؟ ایده های فوق العاده ی زیادی وجود دارند که تا رسیدن زمان مناسب به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل نمی شوند.

یکی از بزرگترین عوامل موفقیت فیس بوک این بود که در زمانی مناسب راه اندازی شد. امروزه شبکه های اجتماعی موبایل محور به موفقیت های عظیمی دست پیدا کرده اند. دلیل آن هم استفاده گسترده از اسمارت فون ها و در دسترس بودن اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشور هاست. اما تاریخچه شبکه های اجتماعی به دهه نود و یا حتی قبل از آن باز می گردد. تمامی آن استارتاپ ها شکست خوردن چون در آن زمان استفاده از اینترنت به خصوص برای برقراری ارتباط بین افراد به اندازه ی امروز نبود.

۴. شکست پنجره به فرصت های جدید است

وقتی در اجرای ایده ای شکست خوردید از آن دست نکشید. اتفاقا شکست نشان می دهد که ایده تان ارزش دنبال کردن را دارد. در واقع بهترین فرصت ها زمانی شناخته می شوند که شما بارها در اجرای ایده شکست بخورید. در سال ۲۰۰۵ یوتیوب راه اندازی شد در حالی که در همان زمان حداقل ۳۰ سایت به اشتراک گذاری ویدیو دیگر هم وجود داشتند. از سال ۱۹۹۹ همه ی این شرکت ها با شکست مواجه شدند. اما این به خاطر بد بودن این ایده نبود. همانطور که بعدها یوتیوب با تغییرات کمی توانست یکی از موفق ترین کسب و کارهای مبتنی بر وب را بر پایه همین ایده راه اندازی کند.

برای اینکه فرصتی را به خوبی ارزیابی کنید، اول باید ببیند که چرا تلاش های قبلی برای اجرایی کردن اش شکست خورده است. مثلا در ماجرای یوتیوب بسیاری از استارتاپ های مشابه قبلی به خاطر کم بود پهنای باند اینترنت شکست خوردند. اگر مشکلی که باعث شده ایده تان قبلا شکست بخورد را کشف کنید و برطرفش سازید مطمئنا موفق خواهید شد.

هر ایده ای که شما دارید به احتمال زیاد بارها اجرایی شده و شکست خورده است. اگر نتوانید مشکل را پیدا کنید نمی توانید در اجرای این ایده موفق شوید. باید کاخ موفقیت خود را با استفاده از خرابه های شکست های قبلی بسازید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مدیران ارشد مالی و دیگر مدیران ارشد اهمیت مدیریت موجودی را می‌دانند. با این حال، بیشتر مدیران محتاط اغلب برای رسیدن به نتیجه درست در این کار به مشکل برمی‌خورند.

دو تصور غلط قدیمی در این زمینه وجود دارد؛ یکی اینکه افزایش دقت پیش‌بینی‌های فروش بهترین روش برای کاهش موجودی است و و دیگر آنکه تقویت خدمت‌رسانی به مشتری مستلزم نگهداری موجودی بیشتر است. حقیقت این است که این دو فرضیه می‌تواند باعث مازاد یا کمبود موجودی شود. به گزارش دنیای اقتصاد، ما دریافته‌ایم سازمان‌هایی که درست‌ترین میزان عرضه را دارند، می‌توانند با به‌کارگیری ابزارهای تحلیل حرفه‌ای، سطوح موجودی را بین 20 تا 50 درصد ارتقا دهند که این امر به سال‌ها صرفه‌جویی در شرکت منجر می‌شود. معمولا از شرکت‌ها 10 سوال می‌پرسیم تا میزان سلامت موجودی آنها را ارزیابی کنیم. این سوال‌ها برای سنجش اثربخشی فرآیندهای کاهش موجودی و نیز پیچیدگی و گستردگی تلاش آنها طراحی شده‌اند:

1) آیا می‌توانید موجودی عملیاتی خود را به سه دسته اصلی ایمنی، تامین کالا و موجودی اضافه یا اسقاط تقسیم کنید؟

این تقسیم‌بندی اتخاذ تصمیمات درست درباره سطوح مناسب هر کدام از این سه حوزه را آسان‌تر می‌سازد. همچنین به تعیین کمترین ایمنی لازم برای تهیه یک سیاست بیمه‌ای برای مقابله با مشکلات حاصل از نبود اطمینان در توزیع یا تولید زنجیره تامین کمک می‌کند تا مشتریان آنچه سفارش داد‌ه‌اند را تحویل بگیرند. بهتر است میزان موجودی مورد نیاز برای تامین کالای جدید هر دو هفته یک بار تعیین شود. این کار به شرکت‌ها برای یافتن روش‌هایی برای اجتناب از انباشت موجودی اسقاط و اضافه کمک می‌کند.

2) آیا شرکت شما از موثرترین روش برای محاسبه سطوح ایمنی موجودی استفاده می‌کند؟

مشکلی که در رابطه با رویکرد قاعده سرانگشتی وجود دارد این است که معمولا محصولاتی را دربرمی‌گیرد که تاریخ ارسال مشخصی ندارند. عملیات‌ کارآمد از یک فرمول آماری استاندارد برای هریک از محصولات فردی استفاده می‌کنند.

3) آیا سطوح موجودی امن را برای اطمینان از به روز بودن آنها، به‌طور مرتب حساب و کتاب مجدد می‌کنید؟

شرکت‌های هوشیار نسبت به عرضه محصولات، محاسبات خود را هر سه تا شش ماه یک بار به‌روزرسانی می‌کنند تا مطمئن شوند تصمیماتی که اتخاذ شده مبتنی بر دقیق‌ترین اطلاعات است.

4) چه کسی درباره سیاست کلیدی مربوط به موجودی، مانند ایجاد تعادل درست بین خدمات مشتری و سطوح به صرفه موجودی محصول تصمیم‌گیری می‌کند؟

بسیاری از تصمیمات مربوط به سطوح موجودی از نظر راهبردی مهم هستند، بنابراین به جای اتکای صرف بر سازمان تامین کننده، مدیران نیازمند داشتن یک دید عمده در موضوعات بنیادین هستند تا مدیریت موجودی موثر باشد؛ یعنی همه چیز از تعیین پیچیدگی مناسب برای عرضه محصول تا مدیریت بهینه کارخانه و توزیع.

5) چه کسی تناوب بهینه برای تولید یا سفارش محصولات را تعیین می‌کند؟

چندین عامل بر برنامه‌ریزی موجودی اثرگذارند. برای نمونه، کمپین‌های بازاریابی می‌توانند نقش جانبی منبع‌یابی را بازی کنند. بنابراین یک تیم با چند کارکرد می‌تواند برنامه‌های تولید و سفارش را تنظیم کند. تولید به تنهایی اندازه‌ کالا را تعیین می‌کند که معمولا بر حداقل کردن هزینه‌های محصولات مبتنی‌ است. با سنجش همه عوامل و استفاده از یک فرآیند فروش و برنامه‌ریزی عملیاتی، تیم‌های میان کارکردی سطح تامین کالا را تا 50 درصد کاهش می‌دهند و تضمین می‌کنند که محصولات لازم برای حراجی‌های بزرگ در دسترس هستند.

6) اگر تنها متکی به کارخانه‌ها یا سازمان تامین نباشید، چگونه تناوب سفارش‌ دهی و تولید موجودی را تعیین می‌کنید؟

در حالت ایده‌آل، دو عامل وجود دارد: شرکت‌ها باید محاسبات را در نظر بگیرند که همه هزینه‌ها مانند هزینه‌های تامین و جابه‌جایی موجودی را حداقل می‌کند. همچنین باید مذاکراتی متناوب بین طرف‌های مختلف درگیر ترتیب دهند و وقایع پیش رو مثل ترفیع فروش و اتفاق‌های غیرقابل پیش‌بینی را لحاظ کنند.

7) آیا تناوب سفارش یا تولید بهینه به‌طور منظم به عنوان بخشی از فرآیند بهبود مستمر محاسبه می‌شود؟

پس از آنکه موجودی را کاهش دادید، باید فرآیندهای جدیدی را برای کاهش مستمر آن برقرار کنید. ما از یک ابزار تحلیلی بهره می‌بریم که بزرگ‌ترین اهرم‌ها برای ادامه کاهش موجودی را مشخص می‌کند.

8) آیا نظارت منظمی بر موجودی کهنه و اضافه دارید و آیا این باعث می‌شود برنامه‌های هدفمندی برای کاهش این موجودی ترتیب دهید؟

معمولا، موجودی قدیمی و اضافه از پیش‌بینی ناکارآمد در فروش و برنامه‌ریزی یا استفاده از یک مدل کسب و کاری که پیچیدگی محصول و چرخه عمر آن را در نظر نگرفته نشأت می‌گیرد. مدیران این بخش، فرآیندهایی را برای اندازه‌گیری چرایی افزایش ایجاد شده در نظر می‌گیرند و سپس یک برنامه اقدام را برای فروش آنها توسعه می‌دهند. در برخی موارد، ترس از چنین اقدامی منجر به ایجاد انبوهی از موجودی اسقاط در طول زمان شده است.

9) آیا تحلیل‌های ریشه‌ای در مورد مازاد موجودی انجام می‌دهید و می‌دانید این اتفاق چه ارتباطی به اقدامات شما برای محدود کردن اضافه موجودی دارد؟

شرکت‌هایی که مدیریت موجودی کارآمد دارند، دو کارگروه با وظایف مرتبط ایجاد می‌کنند. کارگروه اول مشکلات را ریشه‌یابی می‌کند و روش‌هایی را برای کاهش مازاد موجودی مشخص می‌کند. کارگروه دوم، بر روش‌هایی برای فروش موجودی به شکل موثر متمرکز می‌شود. این کارگروه مثلا لیستی از محصولات مازاد یا کهنه را در اختیار تیم فروش قرار می‌دهد تا آنها این محصولات را با تخفیف‌های مناسب وارد بازار کنند.

10) آیا روش‌های بالا را در همه بخش‌های موجودی و در کل سازمان به‌کار می‌گیرید؟

یکی از مهم‌ترین اشتباه‌های رایج در بخش تامین این است که تنها زیرمجموعه کوچکی از کل موجودی را در نظر می‌گیرد. در نتیجه، پس‌انداز‌های بالقوه خود را از دست می‌دهد. یک نقشه سازمانی از کل موجودی‌ها باعث می‌شود بهتر بتوان روش‌های کاهش موجودی را اولویت‌بندی کرد. بعد از پاسخ دادن به این 10 سوال، می‌توانید سلامت موجودی شرکت خود را تشخیص داده و فرصت‌هایی را برای بهبود اثربخشی هزینه‌ها و دارایی‌ها مشخص کنید. این سنجش که اغلب مورد غفلت واقع می‌شود، اهرمی بزرگ برای ارتقای سلامت مالی شرکت شما است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

استارت‌آپ‌ها در سراسر جهان در حال ظهور و جولان دادن هستند و هر روزه شاهد سر برآوردن هزاران استارت‌آپ‌ نوظهور در گوشه‌ای از جهان هستیم و البته مرگ استارت‌آپ‌هایی که به‌دلیل عدم موفقیت و برخورد با موانع مختلف دچار سقوط و نابودی می‌شوند.

در مجموع، مدیریت در استارت‌آپ‌ها و برعهده گرفتن رهبری تیمی از کارکنان پرشور و مبتکر می‌تواند برای بسیاری از مدیران تازه‌کار و کم‌تجربه گزینه‌ای ایده‌آل و معقول به نظر برسد، چراکه آنها می‌پندارند شروع حرفه مدیریت از یک شرکت کوچک و نوپا و به عبارت بهتر یک استارت‌آپ‌ می‌تواند تصمیمی معقول و فرآیندی آسان برای اجرا شدن از سوی آنها باشد. اگر چه این عقیده تا حدی درست و منطقی است، اما باید دانست که مدیریت‌کردن در استارت‌آپ‌ها دارای ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های خاصی است که بی‌توجهی به آنها و غفلت کردن از آنها می‌تواند برای هر مدیر تازه‌کاری که مدیریت یک استارت‌آپ‌ را برعهده گرفته دردسرساز شود و شرایط را به‌گونه‌ای رقم بزند که موجب پژمرده شدن نهال ظریف و نوپای آن استارت‌آپ‌ شود و مرگی زودرس را برای آن به ارمغان بیاورد. به گزارش دنیای اقتصاد، آنچه در ادامه خواهد آمد توصیه‌هایی است کاربردی برای مدیران تازه‌کاری که قصد شروع حرفه مدیریتی‌شان در استارت‌آپ‌ها را دارند.

هر روز صبح برای انجام کارهای همان روز برنامه‌ریزی کنید

ویژگی بارز استارت‌آپ‌ها، پویایی و روی دادن تغییر و تحولات سریع و پیش‌بینی‌نشده در فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های آنهاست. پس شما برای اینکه مدیریت موفقی در استارت‌آپ‌ها داشته باشید لازم است که در ابتدای هر روز کاری در مورد اعم اقداماتی که قرار است طی آن روز کاری انجام دهید برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنید. دقایق اولیه صبح‌ها بهترین زمان برای انجام این برنامه‌ریزی است. این کار باعث صرفه‌جویی در وقت و انرژی شما و اعضای تیم‌تان می‌شود و برای همه روشن می‌کند که قرار است در پایان هر روز کاری به چه نقطه‌ای برسند و چه کارهایی را انجام دهند.

 برای خود و اعضای تیم‌تان ضرب‌الاجل‌های زمانی مکتوب تعیین کنید

پویایی و تحرک بالای استارت‌آپ‌ها و هجوم ایده‌های پرشمار و متنوع به ذهن اعضای تیم‌های کاری در استارت‌آپ‌ها گاهی موجب به هم ریختن برنامه‌های از پیش تعیین شده می‌شود. برای اجتناب از این وضعیت لازم است یکسری محدودیت‌ها و ضرب‌الاجل‌های زمانی برای انجام پروژه‌ها و فعالیت‌ها از سوی مدیریت استارت‌آپ‌ها به کارکنان آنها اعلام شود. واقع‌بین بودن در این مورد و خودداری از تعیین محدوده‌های زمانی غیرقابل پیاده‌سازی می‌تواند از بروز چالش‌های احتمالی در این زمینه جلوگیری کند. توصیه می‌شود این ضرب‌الاجل‌ها و چارچوب‌های زمانی به‌صورت مکتوب بوده و در معرض دید همه قرار داشته باشند.

سرتان را بیش از حد شلوغ نکنید

زندگی پرهیاهو و ماهیت در حال تغییر استارت‌آپ‌ها به گونه‌ای است که بسیاری از مدیران این شرکت‌ها را خواسته یا ناخواسته درگیر انجام پروژه‌های متعدد و متنوعی می‌کند که در اغلب موارد این همزمانی به کاهش کیفیت کار و عملکرد مدیران و البته کارکنان منتهی می‌شود. تجربه نشان داده که تمرکز کردن روی بیش از یک پروژه کاری در یک زمان به شدت از میزان بهره‌وری افراد می‌کاهد و به همین دلیل هم هست که از چندکاره بودن به‌عنوان «عامل کشنده بهره‌وری» نام برده می‌شود. این چندکاره بودن شامل همزمانی انجام شدن پروژه اول با کارهای متفرقه و پیش پا افتاده‌ای همچون چک کردن ایمیل‌ها یا جست‌وجو در رسانه‌های اجتماعی نیز می‌شود.

از تکنولوژی‌های دیجیتالی جدید برای تنظیم لیست کارهای ضروری‌تان استفاده کنید

امروزه کاربردها و فواید داشتن فهرست کارهای ضروری یا To do list بر همه روشن شده است و به همین دلیل، شرکت‌های فعال در عرصه تکنولوژی‌های دیجیتال به کمک مدیران و کارمندان شتافته‌اند و اپلیکیشن‌های جدیدی را برای کمک به آنها برای تنظیم لیست کارهای ضروری در تلفن همراه و کامپیوترهای شخصی‌شان طراحی و روانه بازار کرده‌اند که ازجمله آنها می‌توان به اپلیکیشن‌هایی همچون Firetask، AnyDo، Evernote و Wunderlist اشاره کرد. استفاده از این اپلیکیشن‌های پیشرفته در روزگاری که خیلی از افراد به خاطر مشغله‌های ذهنی و کاری دچار فراموشی و از یاد بردن برنامه‌ها و قرارهای کاری‌شان می‌شوند می‌تواند بسیار موثر و کلیدی باشد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در محل کارتان را مدیریت کنید

وقتی تصویر محیط کار یک استارت‌آپ‌ را بخواهیم ترسیم کنیم آن را به صورت محیطی که در آن همه افراد با ابزارهایی مانند لپ‌تاپ و تلفن همراه و تبلت مشغول کار هستند تصور می‌شوند. سر و کار داشتن با این ابزارها باعث می‌شود افراد خواسته یا ناخواسته درگیر کارهای حاشیه‌ای مانند چک کردن ایمیل‌ها، کنترل پیام‌های شخصی در رسانه‌های اجتماعی یا جست‌وجو در اینترنت شوند که همه این کارها باعث انحراف ذهن افراد از وظایف اصلی‌شان می‌شود. بنابراین یکی از اولویت‌های اصلی مدیران استارت‌آپ‌ها باید این باشد که مدیریت مقتدرانه و گاه سختگیرانه‌ای بر کمیت و کیفیت استفاده از رسانه‌های اجتماعی در محل کارشان داشته باشند و پس از کنترل خود در این زمینه به سراغ کارکنانشان روند و آنها را در این زمینه قاعده‌مند و منظم سازند. برای این کار می‌توان به ابتکاراتی همچون تعیین زمان خاصی از ساعات کاری برای پاسخگویی به ایمیل‌ها یا خواندن پیام‌های دریافتی در شبکه‌های اجتماعی روی آورد تا به این وسیله از بروز بی‌نظمی و بی‌قانونی جلوگیری شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

همه کارآفرینان سرمایه، زمان و انرژی و تلاش خود را برای موفقیت کسب وکارشان قرار می دهند و قطعا دوست دارند آورده خوبی از این سرمایه گذاری داشته باشند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، فرمول اصلی محاسبه بازده سرمایه گذاری بسیار ساده است، اما محاسبه این میزان برای کسب وکار شخصی، چندان کار ساده ای نیست. اگر این محاسبه برای شرکت های بزرگ باشد، چندین راه برای محاسبه ارزش می تواند وجود داشته باشد و باید بدانید بهتر است از کدام روش استفاده کنید. به همین دلایل ممکن است این محاسبه کمی پیچیده به نظر برسد.

فرمول بازده سرمایه گذاری

بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه، نسبت پول به دست آمده در سرمایه گذاری به مقدار سرمایه اولیه است. مقدار پول به دست آمده ممکن است مربوط به بهره، سود یا درآمد خالص باشد. بازگشت سرمایه  (ROI) معمولا به صورت درصد بیان می شود.

فرمول:

بازگشت سرمایه = (بازگشت پول «تقسیم بر» سرمایه اولیه) ضرب در ۱۰۰ یا بازگشت سرمایه= («بازگشت پول»÷ «سرمایه اولیه»)*۱۰۰

برای مثال شما با ۲۰ میلیون تومان یک کسب وکار راه اندازی می کنید. بعد از کار و تلاش و رشد کسب وکار، آن را به قیمت ۳۰میلیون تومان می فروشید. بازگشت پول شما ۱۰میلیون تومان و سرمایه اولیه ۲۰میلیون تومان است. بنا بر فرمول بالا، شما ۵۰درصد بازگشت سرمایه داشته اید.

موارد پیچیده تر

این یک مثال بسیار ساده بود. مثلا ممکن است شما سود حاصل از سرمایه اولیه را باز هم برای رشد کسب وکار به سرمایه خود اضافه کنید. پس در این فرمول باید این سود حاصل را نیز بخشی از سرمایه اولیه درنظر بگیرید.

در مثال بالا اگر ۲میلیون از سودی را که به دست آورده اید، به سرمایه خود اضافه کنید، میزان سرمایه اولیه ۲۲میلیون تومان در نظر گرفته می شود. یعنی بازگشت سرمایه حدود ۳۶درصد خواهد شد.

این مثال هنوز هم ساده است. به احتمال زیاد برای محاسبه بازگشت سرمایه در کسب وکار خود مجبور باشید از افراد حرفه ای مانند حسابدار یا وکیل کمک بگیرید.

ممکن است برای سرمایه اولیه خود مقداری وام از بانک دریافت کرده باشید. قسط های این وام ممکن است از همان کسب وکار پرداخت شود، اما هنوز هم سرمایه شما شامل مبلغی است که وام گرفته اید و مبلغی که بدهکار هستید و باید پرداخت شود.

اضافه کردن فاکتور زمان در معادله

تا الان تمام محاسبات ما بدون در نظر گرفتن زمان بود. قطعاً خرید یک کسب وکار و سودهی آن زمان بر است و در یک لحظه اتفاق نمی افتد.

برای مثال ۲۲میلیون تومان سرمایه اولیه، پنجمیلیون تومان سود دریافتی دارید کسب وکار خود را به قیمت ۳۰میلیون تومان فروخته اید. بدون در نظر گرفتن زمان، بازگشت سرمایه شما ۵۹درصد است. اما اگر این اتفاقات در پنج سال رخ داده باشد و زمان را وارد محاسبات کنیم، بازگشت سرمایه ۱۱.۹ درصد در هر سال خواهد شد. قطعا برای محاسبه بازگشت سود روش های زیادی وجود دارد که باید برای استفاده از آنها، از متخصصان کمک بگیرید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شاید برخی اگر تیتری مانند «درآمدی برابر با یک چاه نفت» را بخوانند، با خود بگوینددوباره کلاهبرداری، تبلیغات و ... . مگر می‌شود درآمدی بیشتر از چاه نفت داشت. این افراد بی‌شک نمی‌دانند که دنیای مدرن مدت‌هاست دیگر چشمش به نفت نیست و روزبه‌روز دارد خود را از آن دورتر می‌کند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از قانون ، اگر فکر می‌کنید پرورش قورباغه کاری راحت است، سخت در اشتباهید زیرا اداره مزرعه پرورش قورباغه، کاری کاملا تخصصی است. غیر از زمینی که باید برای پرورش مناسب باشد، ایجاد مزرعه پرورش قورباغه به دست کم 300 میلیون تومان سرمایه نیاز دارد که باید آن را صرف فنس‌کشی و خرید تجهیزات لازم کنید. قیمت هر مولد نیز، چیزی حدود چهار میلیون تومان است.

قید بازار داخلی را بزنید

اگرچه قورباغه در کشور ما فراوان است اما هیچ بازاری ندارد و از همین رو کلا باید قید بازار داخلی را بزنید که البته این نیز مزایای خاص خود را دارد. اما در خارج، وضعیت کاملا برعکس است. شما می‌توانید هر کیلو گوشت قورباغه را بین 6 تا 7 دلار صادر کنید زیرا طعمی همچون گوشت گوساله و البته طرفدارانی همیشگی در اروپا و آمریکا دارد.

پوست مرغوب

شاید باورش سخت باشد اما همین موجود کوچک و به نظر نحیف، یکی از مرغوب‌ترین پوست‌های دنیا را دارد که می‌توان از آن برای تهیه چرم استفاده کرد. پوست و کمپوست قورباغه، شهرتی جهانی داشته و در جهان به تجارتی پرسود تبدیل شده است. با توجه به آب‌و‌هوای مناسب در کشور ما، این موجود شرایط بسیار مناسبی برای پرورش در کشور دارد که می‌توان به عنوان یک فعالیت، هم جهت درآمدزایی و هم اشتغال روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

قیمت فرآورده‌های قورباغه

براساس نوع گوشت، نوع مشتری و البته کشور سفارش‌دهنده، قیمت فرآورده‌های قورباغه متفاوت است. خوراکی که از ران قورباغه به دست می‌آید، در رستوران‌های جهان به عنوان خوراکی ویژه شناخته می‌شود که بین 20 تا 30 دلار قیمت دارد. غیر از ران قورباغه سایر قسمت‌های بدن قورباغه نیز بین 10 تا 20 دلار فروخته می‌شود. با توجه به اینکه وزن هر قورباغه گوشتی بین دو تا سه کیلوگرم است، می‌توان با یک حساب سرانگشتی دریافت که فروش و صادرات هر قورباغه به صورت میانگین بین 100 تا 120 هزار تومان ارزش افزوده دارد.

خاصیت درمانی

در کشوری مانند ژاپن حتی اجزای بدن قورباغه برای درمان بیماری سل و ساخت داروهایی برای بیماری‌های عفونی استفاده می‌شود. قورباغه در این کشور، سمبل تحول‌خواهی وآنارشیستی است. در جهان امروز، بیش از نیمی از مردم ،کمبود پروتئین دارند و دسترسی به مواد پروتئینی بسیار دشوار به نظر می‌رسد، در ایران سطحی بیش از ٥٠٠ هزار هکتار شالیزار و برکه‌های متروکه غیرقابل بهره‌برداری برای سایر محصولات گوشتی وجود دارد که می‌توان با پرورش قورباغه و سایر آبزیان ضمن درآمدزایی قابل توجه برای صاحبان زمین‌ها، برای قشر عظیمی از جوانان و مردم منطقه اشتغال‌زایی را فراهم کنیم. با توجه به اینکه قورباغه‌ها از غذای زنده از جمله کرم‌ها، ماهیان ریز، شفیره حشرات و... تغذیه می‌کنند؛ از این رو هزینه تهیه آن به دلیل فراوانی غذای آن در ایران کمتر از دیگر کشورهاست و همچنین هر مولد ماده نیز، سه تا پنج هزار تخم می‌گذارد که بیش از 60 درصد بازماندگی دارد.تکثیر و پرورش و صادرات این جانور، توجیه اقتصادی و ارزآوری خوبی دارد.

مناطق مناسب

مناطق مرطوب و گرمسیر همچون مناطق جنوبی کشور و مناطق مردابی، فضای مناسبی برای پرورش قورباغه است. البته انتظار می‌رود قبل از شکل‌گیری این صنعت، تمام ابعاد آن درنظر گرفته شود که همچون برخی دیگر از صنایع از جمله صنعت تکثیر و پرورش میگو، پس از گذشت سال‌ها و هزینه‌های هنگفت در سراشیبی پرورش قرار نگیرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر از آن دسته افرادی هستید که می‌خواهید یک کسب و کار خانگی برای خود دست و پا کنید، باید بدانید که یک کسب و کار خانگی موفق چیزی بیش از یک ایده خوب نیاز دارد.

به گزارش اقتصادآنلاین ، یک دانش آموخته مدیریت کارآفرینی در ایران نوشت : پس از سال‌ها پژوهش و مصاحبه با کارآفرینان خانگی موفق به این نتیجه رسیده‌ام که نگرش و تلاش است که از یک فرد، کارآفرینی موفق می‌سازد. برای انجام یک طرح پژوهشی، مدتی مشغول به مصاحبه و گفت‌و‌گو با تعدادی از کارآفرینان خانگی بودم. در این مدت، افراد زیادی را مشاهده کردم که کسب و کارشان را در نیمه راه رها کرده بودند. بیشترشان با این آرزو کسب و کارشان را آغاز کرده بودند که بتوانند از طریق آن به قول خودشان پولی به هم بزنند و بعد از شروع تازه متوجه شده بودند که اصلاً کاری را که شروع کرده‌اند، دوست ندارند. به طور مثال، برخی از این افراد به دنبال راه‌اندازی کسب و کارهای آنلاینی چون ساخت وبلاگ‌ها رفته بودند، اما در میانه راه متوجه شده بودند که اصلاً علاقه‌ای به نوشتن مطالب آنلاین ندارند و بدتر از همه در نوشتن نیز از استعداد چندانی برخوردار نیستند. در این مصاحبه‌ها افراد بسیاری را دیدم که معتقد بودند عشق برای موفقیت در کسب و کار خیلی ضروری نیست و نیازی نیست حتماً عاشق کاری که انجام می‌دهند، باشند. اما مسأله مهمی که شاید خیلی هایمان به آن توجه نمی‌کنیم این است که نداشتن عشق به کاری که انجام می‌دهیم، لذتی که از انجام آن عایدمان خواهد شد را از ما سلب می‌کند. درمقابل، زمانی که با کارآفرینان موفق خانگی ملاقات‌هایی داشتم یا زندگی کارآفرینان خانگی خارجی را مطالعه می‌کردم به وضوح در می‌یافتم که یک راز مشترک در همه آن‌ها وجود دارد: همگی عاشق چیزی که انجام می‌دادند، بودند. بیل گیتس، استیو جابز، اپرا و برنسن، همگی نمونه‌ای از کارآفرینان موفقی هستد که موتور محرکه شان عشق است و بس. بخوبی مشخص است وقتی چیزی برای شما لذت بخش باشد، دیگر کار نیست، بلکه همه لذت است و بس. اگر درمورد اینکه عاشق چه کاری هستید، اطمینان کافی ندارید، به این فکر کنید که اگر دارای محدودیت زمانی و پولی نبودید، دوست داشتید چه کاری انجام دهید. برای اینکه به چنین شناختی دست یابید پیشنهاد می‌کنم که حتماً یک کتاب خودشناسی را مطالعه کنید یا از تست‌های معتبر خودشناسی استفاده کنید. اطمینان داشته باشید به محض اینکه بدانید چه چیزی شما را به اشتیاق می‌آورد، گام بعدی این است که یاد بگیرید چطور از چیزی که علاقه مندید کسب و کاری ایجاد کنید. به طور کلی، سه شیوه برای کسب درآمد در یک کار خانگی وجود دارد: 1. جنسی فیزیکی بفروشید.2. دانش بفروشید. 3. مهارت بفروشید. مثلاً فرض می‌کنیم که شما عاشق اسب هستید می‌توانید یک کسب و کار خانگی به این شکل راه‌اندازی کنید:

1. فروش جنس فیزیکی: فروش آنلاین تجهیزات سوارکاری در میان توزیع‌کننده عمده فروش

2. فروش مهارت: آموزش سوارکاری

3. فروش دانش: نوشتن و فروش کتاب و مقاله، ساخت و فروش ویدئوهای آموزشی، ایجاد یک وبلاگ و کسب درآمد از طریق تبلیغات و فروش کالاهای دیگر.

اگر تصمیم به راه‌اندازی یک کسب و کار خانگی دارید، پیش از هر چیزی به شما پیشنهاد می‌کنیم که فهرستی از چیزهایی که از آن لذت می‌برید و دوست دارید تهیه کنید و یک ستون در مورد کسب درآمد از هر یک از علایق‌تان ایجاد کنید. سپس یک طوفان فکری برای هر یک از مواردی که یادداشت کرده اید، برپا کنید. یک راه دیگر نیز این است که جست‌و‌جویی در مورد چیزهایی که علاقه دارید انجام دهید تا متوجه شوید دیگران از این ایده چگونه کسب درآمد می‌کنند. در این جست‌و‌جوها، ممکن است با ایده‌های جدیدتری نیز آشنایی یابید. زمانی که ایده دارید، باید تحقیق کنید و برنامه‌ای برای راه‌اندازی کسب و کار خانگی‌تان داشته باشید. گام پایانی نیز تبدیل کردن علاقه‌تان به یک کسب و کار است. اگر موفق شدید با تلاش، تحقیق و برنامه‌ریزی، علایق تان را در قالب یک کسب و کار خانگی پیاده‌ سازی کنید، به شما به عنوان یک کارآفرین خانگی موفق تبریک می‌گویم.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

احتمالا همه ما در محیط کار، با درگیری مواجه بوده‌ایم. بسیاری از ما دوست داریم در محیط کار آزادانه حرف بزنیم و اعتماد به نفس خود را نشان دهیم.

در یک جهان کامل، این مساله می‌تواند آسان باشد؛ شما می‌توانید در نهایت به همکاری که وسط حرف شما می‌پرد و در کارتان خلل ایجاد می‌کند بگویید که دقیقا چه احساسی دارید. می‌توانید بر سر او فریاد بکشید، ناامیدی و عصبانیت خود را که ماه‌هاست شما را فرسوده کرده بر سر او خالی کنید. می‌توانید در نهایت بخشی از خودتان را که احساس می‌کنید مورد قدرنشناسی و بی‌توجهی قرار گرفته است، شرح دهید. اما بیان آزادانه نظرات می‌تواند دشوار و گاهی طاقت‌فرسا باشد؛ به‌خصوص اگر فردی خجالتی و فاقد اعتماد به نفس باشید و از فرهنگی آمده باشید که در آن بیان آزاد نظرات چندان راحت نباشد. قاطع بودن، به‌خصوص اگر شما فردی کمرو باشید یا از درگیری پرهیز کنید، می‌تواند تحمیل‌کننده و بی‌نهایت سلطه‌جویانه باشد. این کار می‌تواند غیراستادانه یا غیرطبیعی باشد؛ مخصوصا اگر مایل باشید تا ناامیدی‌ها و گلایه‌های خود را با روشی غیرمستقیم یا انفعالی بیان کنید. ترس‌ها برای بیان بلند نظرات زیاد هستند اما فائق آمدن بر آنها غیرممکن نیست. به گزارش دنیای اقتصاد، بیان ناامیدی با یک «فرمول جرات و جسارت» می‌تواند راهگشا باشد.سال‌ها پیش با خواندن کتاب «مهارت‌های افراد» نوشته رابرت بولتون، ایده یک فرمول جرات و جسارت به ذهنم خطور کرد. گرچه بولتون فرمول خود را برای نمونه‌های زندگی هرروزه به‌کار برد (به عنوان مثال، بحث در مورد کارهای عادی و روزمره خانواده)، اما به نظر من این فرمول برای محیط کار نیز مناسب است. طی زمان الگوی سه بخشی خودم را در آموزش و تربیت توسعه دادم.

1. با یک عبارت کوتاه، ساده و بی‌طرف در مورد رفتار فرد دیگر شروع کنید و بگویید که دوست دارید چه چیزی تغییر کند. به عنوان مثال: «زمانی که طی جلسات حرفم را قطع می‌کنید» یا «زمانی که برای کاری که با هم انجامش داده‌ایم، تمام اعتبار آن را به نفع خودتان تمام می‌کنید». هدف شما در اینجا جلب توجه فرد دیگر است و در انجام این کار حالت دفاعی آنها را به حداقل می‌رسانید. این عبارت باید کوتاه، مناسب، منصفانه و غیرهیجانی باشد تا آنها بتوانند پیام شما را بشنوند و فورا با شما مخالفت نکنند.2. اثر منفی که این رفتار بر شما داشته است را توصیف کنید. توضیح دهید که چرا رفتار این فرد مسبب یک مشکل شده است. به عنوان مثال اگر بخش اول این فرمول این است که «زمانی که شما طی جلسات به‌طور مداوم حرف من را قطع می‌کنید» ممکن است به این ترتیب اضافه کنید که «من فرصتی برای بیان نظرم ندارم.» یا برای این جمله که «زمانی که کل اعتبار کاری که با یکدیگر انجام داده‌ایم را به نفع خودتان تمام می‌کنید» ممکن است این جمله را اضافه کنید که «من هیچ شانسی برای برجسته کردن نقش و همکاری خودم ندارم.» هدف در اینجا ایجاد یک منطق علت و معلولی است؛ یعنی مرتبط کردن رفتار آنها به اثری که این رفتار بر شما داشته است.

3. با یک «شرح احساسات» گفت‌وگوی خود را پایان دهید. در اینجا می‌خواهید نشان دهید که چگونه رفتار انحرافی آنها نه تنها بر فعالیت‌های شما اثر منفی گذاشته، بلکه احساسات شما را نیز جریحه‌دار کرده است. یک مثال از شرح احساسات ممکن است این باشد که «من احساس می‌کنم مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌ام.» یا «احساس می‌کنم قدرم دانسته نمی‌شود.» گرچه فرد دیگر ممکن است از شنیدن این حرف‌ها اظهار تعجب و حتی ناراحتی کند، اما رد کردن احساسات یک فرد دشوار است. اضافه کردن این المان پیام جرات و جسارت را به‌طور کلی قوی‌تر می‌سازد.با قرار دادن همه این بحث‌ها در کنار هم، چیزی شبیه این را خواهید داشت: «زمانی که طی جلسات وسط حرف من می‌پرید، من فرصتی برای بیان نظراتم ندارم و احساس می‌کنم در حاشیه قرار گرفته‌ام.»البته حتی با یک فرمول کنترل شده، ابراز «جرات و جسارت» همیشه آسان نیست. کاملا ممکن است که گیرنده پیام شما به‌طور منفی واکنش نشان دهد، بنابراین شما خواهان هرگونه واکنشی با یک حضور آرام، ثابت و مطمئن خواهید بود. همچنین خواهان جمع‌آوری شواهد زیاد برای حمایت از بخش اول پیام‌تان خواهید بود؛ شرح احساسات در مورد رفتار انحرافی فرد دیگر.

هدف شما ارائه وضوح کافی در مورد این رفتار است به طوری که تکذیب این «شرح احساسات» غیرممکن باشد. آنچه به شما کمک می‌کند نشان دادن یک الگوی رفتاری در طول زمان است که ممکن است نیاز باشد تا یک دفترچه روزانه از نمونه‌هایی را که در آن احساس ضربه خوردن، تحلیل یا رنجش از فعالیت‌های افراد دیگر کرده‌اید، بنویسید. از این یادداشت‌ها در حالتی که همتایتان شما را تکذیب می‌کند و نیاز به قانع شدن دارد، به عنوان یک نیروی پشتیبانی استفاده کنید. این مدرک احتمال شنیده شدن پیام‌تان را افزایش خواهد داد و در نهایت اثر مورد نظر را بر گیرنده خواهد گذاشت.

در خاطر داشته باشید که یک الگوی پیام مناسب برای همه وجود ندارد. می‌توانید با تغییری جزئی آن را به سبک خودتان شکل دهید. به عنوان مثال، با مدیری مصاحبه می‌کردم که دوست داشت چندین دفعه و با سرعت راهروی شرکت را بالا و پایین برود و خودش این شیوه راه رفتن را «سبک اجرایی» می‌نامید تا جسارت خود را در برابر همکارش نشان دهد. فرد دیگری اطمینان می‌یافت که از «کلمات توصیفی» در سخنرانی خود استفاده نکند «من واقعا متاسفم، اما...» یا «شاید فقط در مورد من این‌طور باشد، اما...» و در عوض هدفش را برای رسیدن به این نقطه می‌گذارد «من با این... راحت نیستم.» سایر افراد، دلایل خود را ترسیم می‌کردند- دلایلی که به‌خاطر آنها نظرات خود را آزادانه بیان می‌کردند- تا به آنها جرات و جسارت دهد. نکته اصلی این است که شما نیروی بیشتری از آنچه تصورش را می‌کنید دارید تا یک روش منحصربه‌فرد برای بیان آزاد نظرات خود بیابید.در پایان، باید بگوییم که بیان نظرات برای بسیاری از ما کاری دشوار است و برای نتایج آن هیچ تضمینی وجود ندارد. فرد مقابل ممکن است فورا با یک روش مثبت پاسخگو باشد؛ ممکن است به‌طور مثبت و سودمند و با یک تاخیر قابل‌توجه پاسخ دهد؛ یا ممکن است اصلا تغییر نکند اما برای شما، برانگیختن جرات و جسارت برای بیان ناامیدی‌هایتان در وهله اول می‌تواند یک پیروزی قابل‌توجه باشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 20 شهریور 1396  09:20 ب.ظ

براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار سال ۹۵ که توسط مرکز آمار ایران منتشر شد، نرخ بیکاری در سال گذشته با افزایش 1.4 درصدی، 12.4 درصد اعلام شد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار، بسیاری از کشور‌های جهان با مساله بیکاری دست و پنجه نرم می‌کنند و بیکاری یکی از معضلات بزرگ آنها محسوب شده که منجر به مشکلات بسیاری می‌شود. کاهش نرخ بیکاری و افزایش فرصت‌های شغلی در جوامع مختلف، همواره به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی دولت‌ها شناخته شده است. برای حل معضل بیکاری و کاهش آن در سراسر جهان استراتژی‌های متفاوتی به کار گرفته شده، ولی نتیجه‌ای که به دست می‌آید، این است که بیکاری درمان همیشگی و دائمی ندارد و با چند استراتژی و تغییر نمی‌توان آن را ریشه‌کن کرد.

یکی از تجویز‌هایی که برای حل معضل بیکاری ارائه شده، کسب‌وکار‌های نوپا و رشد آنهاست که درستی یا نادرستی این تجویز به نحوه نگاه به آن بر می‌گردد. در بخشی  از کسب‌وکار‌های نوپا تاثیر نگاه کاذب را می‌بینیم و درمی‌یابیم که فقط از بیرون و از نگاه آمار زیبا هستند و شاید راه به جایی نبرند و به حل مساله کمکی نکنند.

 در این زمینه چند سوال مطرح است، ما از لحاظ فضای استارت‌آپی و کارآفرینی در کجا قرار دارد؟ این فضا مهیای ورود جوانان مشتاق کارآفرینی است؟

 اگر جوانان و صاحبان ایده وارد این نوع کسب‌وکارها شوند، دولت چه حمایت‌هایی انجام می‌دهد؟

 آیا می‌توان به استارت‌آپ‌ها به عنوان راهی برای کاهش بیکاری نگریست؟

امید نعمتی، موسس استارت‌آپ «هدیه من»:

تاثیر مثبت استارت‌آپ‌ها در آینده

نخستین نکته درباره فضای استارت‌آپی در کشور - که هنوز در این بخش جوان هستیم و بسیاری از افراد که وارد این حوزه می‌شوند، هیچ اطلاع دقیقی ندارند یا نمی‌دانند از کجا باید این اطلاعات را دریافت کنند، ولی با توجه به فعالیت‌هایی که در حال انجام است- حتما در دو سال آینده فضای مناسب‌تری به وجود خواهد آمد و شرایط مساعد‌ترخواهد شد.

شرایط استارت‌آپی کشور برای ورود جوانان و صاحبان ایده بسیار خشن و محدود‌کننده است و مشخصا سازمان‌هایی بر سر راه صاحبان ایده وجود دارند که گویی برای جلوگیری از ورود صاحبان ایده هستند. اینکه ما بخواهیم با راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها میزان بیکاری در کشور را کاهش دهیم، باید اشاره کنیم که تنها در حد سمینار و کارگاه توانایی کمک دارند.

 از لحاظ علمی هنوز تعریف درستی در جامعه ما وجود ندارد و نتوانسته کمک آنچنانی را به رفع این مسالهکند. البته با توجه به فعالیت‌های در حال شکل‌گیری و در حال انجام به آینده و تاثیر استارت‌آپ‌ها امیدوارم.

 چون استارت‌آپ یک فعالیت نوپاست، هنوز مسیر خود را در جامعه ما پیدا نکرده است و این موضوع زمان‌بر خواهدبود. به کمک‌های دولتی اعتقاد چندانی ندارم و فقط امیدوارم که در آینده فعالیت استارت‌آپ‌ها مجزا از فعالیت‌های بقیه اصناف باشد و حمایت‌های دولتی شامل آنها شود.

کام‌دین حاجی‌میرزایی، مدیرعامل شرکت هنر عمران ایرانیان:

فضای کشور پر از جایگاه‌های تسخیرنشده است

فضای کارآفرینی و استارت‌آپ‌ها فضایی خودجوش است که در برخی موارد براساس نیاز بازار و در برخی موارد دیگر براساس ابتکارات و نوآوری‌های اشخاص شکل گرفته و دارای سرمایه‌گذاری‌های خصوصی اکثرا دارای تیم‌هایی متشکل از دوستان و خانواده هستند. موفقیت و سرنوشت استارت‌آپ‌های بزرگ در حرکت و ایجاد این جریان‌های استارت‌آپی تاثیر فوق‌العاده خوبی داشته و دارد. فضای کشور پر از جایگاه‌های تسخیرنشده است و اینها همگی فرصت‌های فوق‌العاده‌ای هستند، اما موانع بسیار زیادی هم وجود دارد که نبود حمایت موثر از سوی مدیران مرتبط، کارآفرین‌ها را در نهایت به این نتیجه می‌رساند که ایران جای مناسبی برای کسب درآمد از طریق نوآوری نیست و موانع زیادی که وجود دارد، باعث می‌شود کارآفرین از تلاش خسته شده و به سمت کارهایی با ریسک کمتر و درآمد بهتر هدایت شود.بنابراین استارت‌آپ‌هایی شکل می‌گیرند که کمتر برپایه نوآوری در فناوری باشند و بیشتر بر مبنای درآمدزایی موثر شکل گرفته باشند که با این فضا نمی‌توانیم انتظار اتفاق فوق‌العاده‌ای داشته باشیم و بیشتر استارت‌آپ‌های کپی‌شده از خارج را شاهد خواهیم بود. ابتدا همین که عده زیادی از مردم با فرهنگ کارآفرینی از طریق استارت‌آپ‌ها آشنا شوند حتی استارت‌آپ‌های ساده نیز می‌توانند نقش فرهنگ‌سازی داشته باشند و قطعا به زودی در آینده‌ای نزدیک استارت‌آپ‌های پیشرفته‌تر جای استارت‌آپ‌های سطح پایین‌ را خواهند گرفت و با شکل‌گیری فرهنگ استارت‌آپی عده زیادی به دنبال راه‌اندازی استارت‌آپ‌های خود خواهند بود و شغل‌های زیادی در این عرصه ایجاد و سرمایه‌های زیادی نیز به این عرصه وارد خواهد شد که قطعا همین فرایند دگرگونی عظیمی را در صنعت و کارآفرینی کشور ایجاد خواهد کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 13 شهریور 1396  11:52 ب.ظ

دارا خسروشاهی، برای رسیدن به مدیرعاملی شرکت اوبر مدیران مطرحی همچون مگ ویتمن، مدیرعامل شرکت HP و ماریسا میر، مدیرعامل سابق یاهو را پشت سر گذاشت.

با اینکه شاید نام خسروشاهی نسبت به دیگر نامزدهایی که برای مدیرعاملی اوبر از آنها نام برده شد کمتر شناخته شده باشد، اما بدون شک او فرد شایسته‌ای برای این شغل بوده است. به گزارش دنیای اقتصاد، عبور از مسیری که او پیش رو دارد، چندان آسان نیست. اوبر در ماه‌های اخیر درگیر رسوایی‌های اخلاقی بوده است. آنچه در مورد او می‌دانیم را مرور می‌کنیم:

1) او اکسپدیا را به رشد و سودآوری قابل توجه رساند

خسروشاهی توانست قلمرو فعالیت اکسپدیا را به بیش از 60 کشور گسترش دهد. او به واسطه تملک دیگر برندهای مصرفی مثل سایت‌های رزروسازی همچون Travelcity و Orbitz و نیز سایت اجاره خانه HomeAway توانست اکسپدیا را به یک شرکت مسافرتی آنلاین بزرگ تبدیل کند. اکسپدیا اکنون سودآوری قابل توجهی دارد و ارزش آن به 23 میلیارددلار می‌رسد. کارشناسان می‌گویند چنین سابقه‌ای می‌تواند به جلوگیری از ضررهای مالی گسترده اوبر کمک کند. خسروشاهی در مصاحبه‌ای با شبکه CNBC بر تمرکز اکسپدیا روی تسهیل خدمات‌رسانی مسافرتی برای نسل جدید از طریق گوشی‌های هوشمند تاکید کرده بود که این نگرش برای اوبر که می‌خواهد ردپای جهانی قوی در حمل‌ونقل، ارسال غذا و حتی جابه‌جایی بدون راننده داشته باشد، بسیار مناسب است.

2) او مخالف دونالد ترامپ است

وقتی بیش از 100 شرکت حوزه تکنولوژی به کمپین تحریم قانون مهاجرتی ترامپ پیوستند، اکسپدیا در کنار شرکت آمازون جزو اولین‌ها بود.

3) او سوابق متنوعی دارد

خسروشاهی 48 ساله مدرک کارشناسی مهندسی خود را از دانشگاه براون دریافت کرد و سپس هفت سال را در شرکت سرمایه‌گذاری Allen & Co. گذراند. باری دیلر، از افراد بانفوذ عرصه کسب‌وکار و رئیس هیات‌مدیره فعلی شرکت اکسپدیا در آن زمان مشتری این شرکت بود و خسروشاهی خیلی سریع تصمیم گرفت برای او کار کند. خسروشاهی از سال 2005 مدیرعامل اکسپدیا شده است. او همچنین عضو هیات‌مدیره نیویورک تایمز است که آرتور سالزبرگر تخصصش را در مسائل دیجیتال، مالی و بین‌المللی می‌ستاید. دیوید کاس، استاد امور مالی در دانشگاه مریلند در مورد خسروشاهی می‌گوید: «او تجربه مدیرعاملی غنی در سنی نسبتا پایین را دارد. جوانی و تجربه قابلیت‌های بسیار مهمی در سیلیکون ولی محسوب می‌شوند.»

4) او معامله‌گر است و می‌تواند اوبر را به سوی IPO سوق دهد

مایکل فار، رئیس شرکت مدیریت سرمایه‌گذاری فار، میلیر اند واشنگتن می‌گوید: «خسروشاهی یک نوآور استراتژیک است و نشان داده این توانایی را دارد که معامله‌های به‌موقعی در اکسپدیا انجام دهد.» این مهارت‌ها می‌توانند به شرکت اوبر کمک کنند رقیب اصلی داخلی خود، یعنی شرکت لیفت (Lyft) را پشت سر بگذارد. کارشناسان می‌گویند در کنار ایجاد فرهنگی تازه برای کارکنان، قرار دادن اوبر در مسیر سودآوری جزو اولین وظایف خسروشاهی است. با توجه به موقعیتی که او در سیلیکون ولی و وال‌استریت دارد، به نظر می‌رسد سرمایه مهمی برای سوق دادن اوبر به سمت عرضه عمومی سهام باشد. برای سرمایه‌گذارانی که نسبت به اعتبار شرکتی مثل اوبر تردید دارند، خسروشاهی گزینه‌ای بود که می‌تواند وجهه این شرکت را اصلاح کند. کارشناسان می‌افزایند به واسطه ارتباطات، تجربه و سوابقی که او دارد، بانک‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری تمایل بیشتری به همکاری با اوبر پیدا می‌کنند؛ به ویژه اگر این شرکت عرضه عمومی شود.

5) تراویس کالانیک، می‌خواست جفری ایملت جانشینش شود

اگرچه کالانیک دیگر مدیرعامل اوبر نیست، اما سهام زیادی در این شرکت دارد و در میان هیات‌مدیره دارای نفوذ است. به هر حال، بسیاری از اعضای هیات‌مدیره اعتقاد داشتند جفری ایملت، مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک، تخصص نرم‌افزاری لازم را برای اداره یک شرکت دیجیتالی ندارد. بسیاری از اعضای هیات‌مدیره در عوض، طرفدار ویتمن بودند. خسروشاهی حکم آتش‌بس را داشت و سومین گزینه قابل قبول بود. به هر حال، او جایگاه موفق خود را در شرکتی باثبات و در حال رشد ترک می‌کند تا با چالش‌هایی در یک شرکت بی‌ثبات، سرشار از مشکل و البته بزرگ‌تر مواجه شود.

6) او جایگاهی رشک برانگیز دارد

خسروشاهی به خاطر پاداش سال 2015 که طی بسته سهام بلندمدت به ارزش 8/ 90 میلیون دلار از اکسپدیا دریافت کرد، از سوی سایت Equilar به عنوان مدیر عاملی که بیشترین دستمزد را در آمریکا دریافت کرده، معرفی شد. این موضوع به تیتر رسانه‌ها تبدل شده بود. در همان سال ارزش سهام اکسپدیا 47 درصد و کل درآمد این شرکت 16 درصدافزایش یافت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر کسب و کاری برای رونق و موفقیت، نیازمند برنامه ریزی دقیق و موشکافانه است تا پله های ترقی را یک به یک درنوردد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز ، در مطلبی که پیش رو دارید، 5 قانون موفقیت در کسب و کار را از زبان مایکل گربر برایتان آورده ایم.

۱- معمولی ترین کسب و کار را انتخاب کنید

منظور این است که محصولات و خدماتی را بسازید و بفروشید که هرگز از مد نمی افتند. به عنوان مثال به مواردی همچون غذا، مراقبت های بهداشت، ارتباطات، پوشاک، حمل ونقل و رفاه اشاره کرد.در اینجا منظورم فقط انتخاب محصولات و خدماتی است که از مد خارج نمی شوند، زیرا مد غیرقابل پیش بینی است و یک شبه تغییر می کند و تفننی است.

شرکت های بزرگ و موفقیت در کسب و کار که محکم و استوار هستند، اساسا ریشه دار هستند.آنها فقط کارهایی را انجام می دهند که مطابق با عرف و دارای عمر طولانی باشند و آنچه ضرورت و نیاز هستند، به همان کارها می پردازند.

2- مدام در حال بهبود بخشیدن باشید

باور اکثر مردم این است که شرکت ها می میرند چون کارهای اشتباه انجام می دهند.

این باور در مورد بعضی شرکت ها درست است، اما بیشتر آنها می میرند چون ساکن و ثابت هستند.

عقاید، رسم و رسوم و نحوه انجام کارها ثابت نیست و پیوسته در حال تغییر هستند، پس شرکت های ثابت و راکد هستند که رونق نمی گیرند. آنها به جای اینکه گذشته را ترمیم کنند، به گذشته خود چسبیده اند، درحالی که کسب و کار های موفق مدام در حال بازسازی گذشته خود هستند و البته بعضی شرکت های موفقیت در کسب و کار یک گام جلوتر گذاشته و امروز را گذشته فردا تصور می کنند و برای اینکه زمان را از دست ندهند امروز برای نوآوری و تغییر غنیمت می شمرند.

3- به مشتری خود گوش می کنند

با آنکه خیلی ها این قانون را قبول دارند، اما تعداد کمی آن را رعایت می کنند.

شما باید به نیازهای مشتری گوش دهید، یعنی شما باید بدانید وقتی مشتری صبح بیدار می شود وقتی به بچه های خود غذا می دهد، وقتی لباس می پوشد، وقتی وظایف شغلی خود را انجام می دهد، وقتی برای صرف غذا از اداره خارج می شود و...به چه فکر می کند و در کل او ترجیح می دهد چه  کاری انجام دهد. به مشتری خود توجه کنید و او را بهتر از خودتان بشناسید و از خودتان بپرسید و خودتان را جای او قرار دهید.

4- به چیزهای که می شنوید و احساس می کنید واکنش نشان دهید

اگر به اطلاعاتی که از مشتری به دست می آورید واکنش نشان ندهید، گوش دادن به مشتری و احساس کردن آن بی فایده است

در مقابل دریافت این نشانه ها شما باید واکنش نشان دهید و پاسخ هایی را به سمت مشتری روانه و این واکنش ها را تبدیل به جزییات عملی کار خود کنید.

5- عالی ترین استانداردها را برای خود بسازید

باید استانداردهای کسب وکار شما معیاری برای ساخت استانداردهای شرکت های دیگر شود.

یعنی شما از دیگران تقلید نکنید بلکه آنها از شما تقلید کنند.

استانداردهای شما باید آنقدر عالی باشند که هر شرکتی نتواند در کوتاه مدت با شما رقابت کند، چون شما مدام در حال بهبود آن استانداردها هستید و شرکت رقیب برای آنکه با شما رقابت کند فشار زیادی را متحمل شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1396  03:30 ب.ظ

در بررسی‌های انجام شده و رمزگشایی در حوزه علوم مدیریت به وضوح اثبات شده که برای اجرای زوایای مختلف رهبری مطلوب سازمانی، نه روش جادویی و افسونگرانه‌ای وجود دارد و نه فرمول واحدی که بتوان با اجرای آن از تنگناهای دشوار مدیریتی رهایی یافت.

 اگر چنین بود سایر مدیران عقب‌افتاده از این قافله رهبری نیز به آن دست می‌یافتند. در نتیجه مزیت رقابتی و عملکرد کیفی مدیران بنگاه‌های موفق اقتصادی در جهان کسب‌وکار از میان می‌رفت. اما ملاحظه می‌شود که در عمل چنین نبوده و این چنین نیز نخواهد ماند. به گزارش دنیای اقتصاد، حال این پرسش مطرح می‌شود که در این رقابت نفسگیر بازار کسب‌وکار جهان کنونی، چگونه، چطور و با چه ترفندی مدیران شاخص، توانمند و به تعبیری بالادست توانسته‌اند ضمن افزایش فروش و کسب سهم بیشتر بازار، جایگاه برند خود را به قله‌های رفیع پیروزی ارتقا دهند و بر عمر طولانی و مستمر آن در سال‌های متمادی بیفزایند و فاصله خود را از سایر مدیران پایین‌دست بیشتر کنند؟

به عقیده نگارنده، هنر مدیریت در ابتدا امری است کاملا فردی و خدادادی که بعدها با ترکیب علوم مرتبط و رعایت قوانین جدید و استاندارد پیکربندی می‌شود. بنابراین با توجه به سرعت سرسام‌آور اطلاعات و در نهایت رشد کمی و کیفی محصولات و خدمات در همه عرصه‌ها با هدف ارائه بهتر و ارزان‌تر به مشتریان، گویا هر لحظه وضعیت برای مدیران سنتی سخت‌تر و بحرانی‌تر و لحظه به لحظه به تعداد برندهای مرده در قبرستان برندها افزوده می‌شود و کم نیستند محصولاتی که دیگر در سبد هیچ خریداری نام و نشانی از آنها نیست و گویا به عصر پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها محدود شده‌اند و تنها تعداد قلیلی از آنها توانستند با تمرکز، آرامش و انعطاف‌پذیری منطقی به طول عمرخودشان بیفزایند و بیش از یکصد سال عمر کنند؛ شرکت‌هایی همچون نستله، کوکا کولا، فولکس واگن و...

در عصر کنونی که ملقب به عصر اطلاعات و ارتباطات است، به روشنی اثبات شده که دیگر هیچ‌کدام از عناصر IQ (بهره هوشی)، EQ (هوش هیجانی) و حتی PQ (هوش سیاسی) قادر نخواهند بود به تنهایی ناجی مدیران عرصه تجارت باشند و به سادگی می‌توان به این واقعیت پی برد که زین پس خورشید پرفروغ سال‌های نه‌چندان دور و به تعبیری دوران ماه عسل مدیران سنتی رو به افول و خاموشی است، به گونه‌ای که گویا یک جابه‌جایی خاص در شرکت‌های متوسط و بزرگ در حال شکل‌گیری است و انتقال قدرت از دوران مدیریت‌های «دهه‌ای و پارکینگی» به مدیریت‌های «دوره‌ای و ترکیبی» به سرعت در حال تکوین است.

شتاب فزاینده بازار و رقابت تنگاتنگ علمی، سایبری و دیجیتالی، موجب جابه‌جایی مدیران موسسات و شرکت‌های متوسط و بزرگ در سطح بین‌المللی شده است؛ همچون تعویض دائم مربیان تیم‌های بزرگ فوتبال. چنین چیزی این واقعیت را به اذهان متبادر می‌کند که هاله امنیتی مدیران برای ابقای مجددشان در سازمان‌ها روز به روز رنگ می‌بازد و دلیل اصلی آن تنها وجود فناوری و تکنولوژی‌های جدید و کارآمد و شفافیت کامل و سریع تمام ابعاد و زوایای مدیریتی آنها طی دوره‌ای است که در مسند قدرت بوده‌اند و در بوته نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. در نتیجه، جای هرگونه عذر، بهانه و مبالغه‌گری از آنها سلب می‌شود. بنابراین، پس از اثبات ضعف و ناکارآمدی در شیوه مدیریتی یک فرد، او بدون هیچ ملاحظه‌ای از رهبری سازمان کنار می‌رود و مدیر لایق و کاربلد دیگری جایگزین او می‌شود. شاید همواره باور کردن این واقعیت خیلی دور از ذهن به نظر می‌آمد که در زمانی نه‌چندان دور اسلوب و شیوه‌های دوران نظریه‌پردازانی چون «فردریک تیلور» کهنه وتیره و تار و دوران «هنری فورد»‌ها بیش از حد عقلانی و خشک متصور شود. هرچند به مرور ولی به سختی جهان کسب و کار پذیرفت که در هزاره جدید دورانی که مدیران به‌عنوان صاحبان مغز و اندیشه، باهوش‌تر از کارکنان و کارکنان تنها به عنوان صاحبان بازو و نیروی یدی سازمان‌ها محسوب می‌شدند، به انتهای حیات خود نزدیک شده است و اینک در شرایط حاضر، تنها عامل بیدار مغز بودن مدیران شرط کافی برای رهبری و هدایت سازمان به حساب نمی‌آید.

مدیران جهان کسب‌وکار در دنیای امروز سه‌بعدی‌اند. آنان توامان دارای PQ-EQ-IQ هستند که مجموعه آن به MQ یا بهره هوش مدیریتی ختم می‌شود. MQ این دسته از مدیران همچون DNA آنها مختص به خودشان است که قادرند با این استعداد خدادادی، فارغ از تحصیلات آکادمیک یا غیرآکادمیک به اریکه قدرت و مدیریت بزرگ‌ترین و ثروتمندترین موسسات و شرکت‌های جهان تکیه بزنند. جالب توجه اینکه تعداد کثیری از آنها یا تحصیلات عالی نداشته‌اند یا به دلایلی دانشگاه‌های خود را ترک کرده‌اند و همان‌طور که در خبرها ملاحظه می‌کنید، علاوه‌بر اینکه معتبرترین دانشگاه‌های جهان به آنها دکترای افتخاری اهدا می‌کنند، از آنها درخواست می‌کنند که هوش تجاری و مدیریتی خارق‌العاده خود را در قالب کلاس‌های آموزشی به دانشجویان نسل امروزشان منتقل کنند. در بیرون از دانشگاه‌ها و کالج‌ها نیز میلیون‌ها نفر مشتاق از طیف‌های مختلف جامعه اقتصادی و مدیریتی از جمله مدرسان، مشاوران وحتی مدیران بنگاه‌های اقتصادی خرد و کلان با علاقه و شوق وصف‌ناپذیری در همایش‌ها و سمینارهای آنان حضور می‌یابند.

آنها با فرصت‌طلبی و زیرکی منحصربه‌فرد خود و یادگیری سریع و استفاده به موقع از رسانه‌های جدید، تعاملی و کم‌هزینه در دوره‌ای که بازارهای جهانی با دیو رکود دست و پنجه نرم می‌کردند و به زمین و زمان می‌تاختند و یکصدا از کسادی بازار می‌نالیدند و افسوس روزهای طلایی خود را می‌خوردند، به موفقیت رسیدند، در گاراژهای خانگی و دفاتر کوچک و حقیرانه، با حداقل سرمایه مالی و اندک پرسنل خود ولی با اهداف و آرزوهای بزرگ، دست به‌کار شدند و در عرصه تجارت جهانی سوار بر اسب دنیای دیجیتال به گونه‌ای ره صد ساله را یک شبه پیمودند و علاوه‌بر ایجاد مشاغل جدید، تعداد قابل توجهی از جمعیت غیرفعال و منفعل جوامع را مشغول به‌کار کردند و به سرعت صاحب ثروت‌های افسانه‌ای شدند. نکته قابل توجه اینکه طبق آمارهای رسمی هیچ‌گاه و در هیچ دوره‌ای از زندگی انسان‌ها در کره خاکی، این حجم از ثروت با چنین ارقام رویایی در دست معدودی از صاحبان فکرهای خلاق یا مدیران نسل جدید قرار نگرفته و این امر خودبه خود به یکی از شگفت انگیزترین عناصر هزاره دوم و سوم مبدل شده است.

وجود شرایط فعلی نمایانگر این واقعیت است که فصل مدیران میانسال جا افتاده و کت و شلوار‌پوش دهه نوزده و بیست میلادی جای خود را به مدیران بسیار جوان لاغر اندام وتی شرت‌پوش در مجامع عمومی و رسمی داده است. هر چند، پذیرش این واقعیت به کام مدیران قدیمی تلخ‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنند، اما افسوس که نمی‌توان مانع سرعت و پیشرفت علم و تکنولوژی شد، چرا که در جهان پر تلاطم کنونی، اصل و بنیان مدیریت و مهارت‌های حیاتی، تغییر ماهوی کرده‌اند. فضا و جغرافیا، مدرک تحصیلی وحتی در بعضی موارد تجربه مدیران شرکت‌ها و موسسات، دیگر یک امتیاز ویژه محسوب نمی‌شود. همچنین تجمع و تکثر نیروی انسانی به بزرگی سازمان‌ها منتج نمی‌شود و برخلاف گذشته عنصر قدمت در تولید کالا و خدمات، دیگر برتری تجاری به حساب نمی‌آید. به عنوان مثال و با کمی تامل در برندهای موجود در آشپزخانه خانه‌تان حتی یک کالا و برند مشترک از آن زمان تا کنون نخواهید یافت. پس کجایند آن برندهای قدیمی و مشهور؟

همان‌طور که همه واقفید، در سال‌های اخیر شرکت بزرگ و باسابقه کداک در عرصه تولید دوربین‌های کامپکت و فیلم‌های عکاسی و فیلمبرداری پس از سال‌ها تعلل در تجزیه و تحلیل بازار و عدم انعطاف‌پذیری مدیران ارشد، دست آخر پذیرفت که دنیای دیجیتال را به رسمیت بشناسد، ولی با چه هزینه هنگفتی؟ آنها به محض حضور مجدد در دنیای دوربین‌های دیجیتال به این واقعیت تلخ پی بردند که با همه قدمت خود، در بازار کنونی محلی از اعراب ندارند، چرا که شرکت‌های جدیدی چون نیکون، کانن، سونی و... با فرصت طلبی، انعطاف پذیری و تمرکز سریع، جای خود را در بازار جهانی تثبیت و حضورشان را در بازار هدف محکم کردند و اکنون به هیچ وجه حاضر نیستند جایگاه ذی‌قیمت خود را به رقیب دیرینه بسپارند و صدها نمونه مشخص دیگر. ظهور و پیدایش پدیده‌هایی همچون ابرکامپیوترها، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و... ضمن تغییر رویکرد مدیریت و صنعت از سیستم سنتی به سیستم هوشمند به دو برابر شدن عنصر کیفی و کمی در علوم و فنون مختلف منجر شده، به گونه‌ای که حتی فرصت تفکر و تعمق را از مدیران کند و سنتی ربوده است.در دوره کنونی انبوه داده‌ها و اطلاعات در اتاق‌های فکر مدیران خیلی سریع تجزیه و تحلیل و برای حضور در بازار به اهداف استراتژیک کوتاه و میان‌مدت سازمانی تبدیل می‌شوند، چرا که سرعت فزاینده و شتابان تجارت، تدوین برنامه‌های استراتژیک بلندمدت را برای سازمان‌های امروزی عملا بی‌معنی کرده است، به گونه‌ای که این ماشین جنگی و بی رحم عصر اطلاعات و ارتباطات با سرعت سرسام آور خود قطب‌های هم‌نام و سازگار را به خود جذب و قطب‌های غیرهم‌نام را بی هیچ ملاحظه‌ای زیر دست و پای خود له و از گردونه رقابت خارج می‌کند.

در دنیای نه چندان دور فردا، نفت و فرآورده‌های آن محکوم خواهند بود که جای خود را به عنصرهای ارزان‌تر و پاک‌تری همچون انرژی‌های گیاهی و پاک بدهند. استارت آپ‌ها و شرکت‌های دیجیتالی، کوچک و چابک، رقیب بی بدیل همه شرکت‌ها و موسسات بزرگ و فربه خواهند شد و قطعا در این راستا پا فشاری مدیران سرسخت و لجوج سنتی در اجرای شیوه‌های قدیمی و فرسوده، جز نابودی سازمان ارمغان دیگری در بر نخواهد داشت. لذا بهتر آن است در این اندک فرصت باقیمانده به جای اینکه چشم و گوش هایتان را به روی واقعیت‌های موجود عصر کنونی ببندید، آنها را باز کنید و صادقانه بپذیرید که ناقوس مرگ برای سازمان‌های با تفکر کهنه به صدا درآمده و تنها راه رهایی از این توفان در این اصل نهفته است که با سرعت هرچه تمام‌تر همگام با توسعه فناوری جهانی، تجهیزات سازمانی خود را ارتقا دهید و منابع انسانی سازمان را با شرایط روز و با اتکا به اصل بسیار حیاتی آموزش در تمام سطوح قدرتمند سازید و با تبیین و ترسیم برنامه راهبردی و استراتژیک سازمانی جدید و کارآمد ضمن حفظ جایگاه فعلی از خطرهای احتمالی آتی نیز محفوظ و مصون بمانید. فراموش نکنید:

اگر از محصولی که برداشت می‌کنید راضی نیستید، قبل از هر چیز به بذرهایی که در گذشته کاشته‌اید نگاهی بیندازید؛ قطعا علت اصلی آن را خواهید یافت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1396  03:24 ب.ظ

همه ما در طول یک روز کاری به استراحت و تجدید قوا نیاز داریم و به همین دلیل هم هست که برنامه‌ریزی برای تفریح و خوشی در محل کار امری ضروری و حیاتی است.

ما باید به این اطمینان برسیم که روسای ما می‌دانند روبات نیستیم و به زمانی برای لطیفه تعریف کردن یا نوشیدن چای یا قهوه و کمی شاد بودن نیاز داریم. اگر آگاهی از مزایا و فواید تفریح و شادی در کار افزایش یابد و همه از ارزش والای این مساله اطلاع یابند، ‌آنگاه می‌توان دریافت که کیفیت زندگی همراه با شادی و تفریح، بیشتر از زندگی‌های راکد و ساکن است. به گزارش دنیای اقتصاد، باید به همه فهماند که می‌توان در محل کار شاد بود و تفریح کرد، بدون اینکه به بهره‌وری و بازدهی کار لطمه‌ای وارد شود (چه در بلندمدت و چه در کوتاه‌مدت). همه افراد باید زمانی را به تفریح و شادی در کار اختصاص دهند، چرا که از این طریق تعادلی مفید بین فعالیت‌های سنگین و خشک کاری و فعالیت‌های لطیف و آرامش بخش غیر کاری برقرار می‌شود و این یعنی افزایش کارآمدی و رضایت از زندگی.

به ندرت می‌توان کسانی را یافت که تمام زندگی خود را وقف کارشان کرده و احساس شادی و رضایتمندی از زندگی داشته باشند. چنین افرادی نمی توانند تمام نیازهایشان را از طریق کارکردن برآورده سازند، چرا که هر فردی دارای یکسری استعدادها و مهارت‌ها است که در محل کار نمی‌تواند آنها را بروز دهد و به همین دلیل به عوامل دیگری همچون خانواده و دوستان نیاز دارد تا این استعدادها و مهارت‌ها را شکوفا سازد. به‌طور کلی، اختصاص وقت تفریح و شادی در کار می‌تواند پلی باشد برای تحقق این نوع خواسته‌ها. فواید تفریح در کار عبارت است از:

• رفاه جسمی و روحی را افزایش می‌دهد و از میزان استرس‌ها می‌کاهد و حس استقلال را در افراد تقویت می‌کند.

• به افراد در مقابله با معضل استرس کمک می‌کند.

• بر ارتقای عملکرد حرفه‌ای تاثیر گذاشته و توانایی تصمیم‌گیری و حل مساله را بهبود می‌بخشد.

• با تبیین ارزش‌ها و افزایش تعاملات اجتماعی و رفع موانع موجود باعث توسعه فردی می‌شود.

آموختن چگونه شاد بودن و تفریح کردن در کار می‌تواند بنیان‌های اصلی اخلاقیات کار را شکل داده و روحیه کار گروهی را تقویت کند و اثر شگرفی بر اعتماد به نفس و خودبرانگیختگی، حس هویت و آزادی در تصمیم‌گیری و کاهش استرس و رفع کسالت داشته باشد. هنگامی که رئیستان از شما چیزی را بخواهد که انجامش برایتان دشوار است، آن‌گاه خلاقیت و نوآوری به کارتان خواهد آمد. کار کردن بهترین موتور مولد و محرک ایده‌های خلاقانه است و برای روشن کردن این موتور، نیاز مبرمی به شاد و آزاد بودن در کار وجود دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :26  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها