منابع مالی محدود و نداشتن سرمایه‌ی اولیه زیاد، موانعی مشترک در بین بسیاری از علاقمندان به کسب و کار است؛

 اما این محدودیت بدین معنی نیست که برای شروع کارآفرینی گزینه‌های دیگری وجود ندارد! اگر شما ترکیبی مناسب از مهارت، اخلاق و دانش بازاریابی داشته باشید، شروع کسب و کار با پول بسیار کم نیز امکان‌پذیر است.

به نوشته کسب و کار ، به عقیده‌ی کریس گی‌یبو (Chris Guillebeau) نویسنده‌ی کتاب استارتاپ ۱۰۰ دلاری، برای موفق شدن در یک پروژه‌ی کسب و کار، به‌خصوص پروژه‌ای که برای راه‌اندازی آن ذوق و شوق دارید، فکر کردن دقیق به آن دسته از مهارت‌هایتان که می‌تواند برای حل مشکلی از دیگران مفید باشند، به‌ویژه فکرکردن برای یافتن راهی جهت ترکیب آن مهارت‌ها، اهمیت زیادی دارد. اگر به کارآفرینی علاقمندید و برای شروع کسب و کار شخصی خود ذوق و شوق دارید ولی نگران نداشتن پول کافی برای شروع هستید، این پنج گزینه را مدّ نظر قراردهید:

۱. چیزی بسازید.

اگر در ساختن عروسک، مجسمه، لوازم دکوری، اپلیکیشن و هر چیز دیگری مهارت دارید گزینه‌ی اول شما برای کارآفرینی استفاده از این مهارت‌تان است. بله، ساختن هر چیزی هزینه‌های اولیه‌ای دربرخواهدداشت، اما معمولاً این هزینه‌های آن‌قدر هنگفت نیست که نیاز به سرمایه‌ی اولیه‌ی آن‌چنانی داشته‌باشد. از طرفی، چون برای ساختن این‌گونه محصولات یا خدمات نیاز به اجازه‌ی دفتر کار ندارید، هزینه‌ی فرآیند تولید خیلی زیاد نخواهدشد و در نتیجه بخش زیادی از درآمد شما از فروش این محصولات سود خالص خواهدبود. تصمیم اینکه چه چیزی بسازید بر عهده‌ی خودتان است، اما برای فروش محصولات گزینه‌های زیادی در اختیار دارید.

اگر تمایل به فروش فیزیکی محصولات داشته باشید می‌توانید به سراغ مغازه‌ها و فروشگاه‌های محله یا شهر خود بروید و یا مستقیماً به آن‌ها بفروشید یا قفسه‌ای از آن فروشگاه را اجاره کنید و محصولات خود را در آن قراردهید و یا محصولات خود را در فروشگاه‌ها عرضه کنید و درصد مشخصی از فروش محصولات را به صاحب فروشگاه بدهید. به لطف اینترنت این روزها فروش محصولات راحت‌تر از قبل شده و می‌توانید محصولات تولیدی خود را به‌صورت آنلاین نیز در معرض دید مشتریان قراردهید. مکان‌های زیادی برای فروش آنلاین کالای دست‌ساز شما وجود دارد:

بسیاری از صاحبان کسب و کار محصولات خود را در سکوهای مختلفی برای فروش می‌گذارند تا به بهترین شکل در معرض دید قرار بگیرند. مهم این است که حواستان به به روز بودن انبار در سایتهای مختلف باشد. اگر می‌خواهید بیشتر درباره‌ی روشهای فروش محصولات دست ساز بدانید این پست Lifehacker را چک کنید.

۲. واسطه‌گری در فروش یک کالا یا خدمات

اگر به هر دلیل قصد ساختن چیزی را ندارید، می‌توانید واسطه‌ی فروش کالا یا خدمات دیگران باشید و از این راه کسب درآمد کنید. بسیاری از صاحبان کسب و کار با دوباره‌فروشی (واسطه‌گری) محصولاتی که قبلاً توسط شخص یا کمپانی دیگری ساخته شده‌اند، کسب و کارهای بزرگی زاه‌اندازی کرده‌اند. اینکار می‌تواند از راه‌ها و کانالهای مختلف انجام شود:

- دراپ‌شیپینگ (Drop shipping)

دراپ شیپینگ یکی از روش‌های خرده‌فروشی و از تکنیک‌های مدیریت زنجیره‌ی ارزش است که در آن شخص یا کمپانی خرده‌فروش بدون انبارکردن محصولات (و به‌طور کل بدون داشتن انبار) سفارش را از مشتری گرفته و برای تولیدکننده یا عمده‌فروش ارسال می‌کند و از این طریق کالا را یک‌راست از انبار دیگران برای مشتری ارسال می‌کند.

اگر به این روش علاقه دارید، یک فروشگاه آنلاین درست کنید (قالب‌های آماده‌ی وبسایت‌های اینترنتی این‌گونه فروشگاه‌ها با هزینه‌های مناسبی قابل دسترس است.) و با شرکت‌هایی که خدمات دراپ شیپینگ به‌خصوص امور مربوط به پذیرش سفارش را برای شما انجام می‌دهند شریک شوید. به‌عنوان مثال، Shopify که یک بستر تجارت الکترونیک آنلاین است، راهنمای خوبی برای دراپ‌شیپینگ دارد.

- فروشگاه‌های ارزان قیمت و حراج‌های گاراژی

اگر از آن دسته‌ از افراد تیزبین باشید و احیاناً اهل خرید و فروش اجناس دست‌دوم باشید می‌دانید که این‌جور اجناس را کجا می‌توانید پیداکنید. می‌توانید در فروشگاه‌های دست دوم فروشی، آنتیک فروشی‌ها، بازارهای دست‌دوم فروشی و حراج‌های خانگی محصولات جالبی را پیدا کنید و آنها را با بهایی بیشتر از آنچه خریده‌اید در فروشگاه اینترنتی خود به‌صورت آنلاین بفروشید. یک مثال موفق اینکار صوفیا آموروسو، مؤسس Nasty Gal است. آموروسو شروع به خرید و بازفروش لباس‌های قدیمی و خاص در eBay کرد، و شرکتش تا حدی رشد کرد که در سال ۲۰۱۱ بیست و چهار میلیون دلار درآمد داشت و بیش از ۲۰۰ کارمند استخدام کرد. کتاب او  "دختررئیس"، نگاهی الهام‌بخش به شروع کار او دارد.

۳. خدمات بفروشید.

یک راه دیگر برای شروع کسب و کار و کارآفرینی با حداقل سرمایه‌، فروش خدمات به جای یک محصول فیزیکی است. تنوع خدماتی که می‌توانید ارائه دهید به پیش‌زمینه، مهارت‌ها و علایق شما بستگی دارد.

بعضی خدمات مستلزم مدارج تحصیلی بالا هستند، مثل حسابداری، و برخی دیگر تنها دانشی ابتدایی برای انجام کار لازم دارند (مثل مراقبت از کودکان در منزل، چمن‌زنی، رانندگی و ...).

اگر تصمیم گرفتید از طریق استفاده از مهارت‌های شخصی خود از راه فروش خدمات کارآفرینی کنید، یکی از مهم‌ترین مسائل، تهیه یک برنامه‌ی برای ساخت و تقویت نام تجاری شماست. باید مطمئن شوید اسم شما و نام تجاری کسب و کارتان در مقابل دیدگان مشتریان بالقوه‌ی شما قرار می‌گیرد. از شبکه‌های اجتماعی و روش‌های کم‌هزینه‌ی دیگر برای تقویت نام تجاری خود استفاده کنید.

داشتن وبسایت راهی مفید برای نشان دادن نمونه‌ کارهای شما به مشتریان و حتی سرمایه‌گذاران است. تجارب و سوابق خود را لیست کنید، و درباره‌ی صنعت یا حوزه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید وبلاگ‌نویسی را آغاز کنید تا به مرور بازدیدکننده جلب کنید.

۴. معاملات کالا به کالا، خدمات با خدمات!

برای کارآفرینان جوانی که با کمترین سرمایه کسب و کار خود را راه‌اندازی می‌کنند استفاده از تمامی منابع موجود مهم است. اگر توانایی انجام خدماتی را برای سایر کسب و کارهای نوپا و کوچک دیگر دارید و آن‌ها نیز می‌توانند گوشه‌ای از نیازهای شما را برآورده کنند، حتماً به سراغ آن‌ها بروید و پیشنهاد همکاری دهید. شاید به این راحتی پاسخ مثبت دریافت نکنید، ولی چیزی را از دست نخواهیدداد. از مهارت‌های خود برای کمک به دیگران استفاده کنید و مطمئن باشید نتیجه‌ای که می‌خواهید را به‌دست خواهیدآورد.

اگر کالا یا قطعاتی دارید که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید و جزو وسایل بی‌مصرف شماست، از کامپیوتر قدیمی گرفته تا قطعات الکترونیکی و ...، افرادی هستند که به آن‌ها نیازمندند. از تمامی منابع خود استفاده کنید.

۵. از خدمات کم هزینه استفاده کنید.

در تمامی مراحل کارآفرینی، از آغاز تا مرحله رشد و توسعه، در کنار روش‌های اثربخش و البته گران‌قیمت، ابزارها و روش‌های کم‌هزینه نیز وجوددارد. کافی است خلاق باشید و بابرنامه.

از طریق ابزارها و بسایت‌های متعددی در اینترنت می‌توانید وبسایتی کم‌هزینه طراحی کنید و بدون پرداخت هزاران دلار به طراحان، سیستم خرید و فروش آنلاین ایجاد کنید.

شبکه‌های اجتماعی ابزاری ارزان قیمت است که به شما این امکان را می‌دهد که با میلیون‌ها کاربر در ارتباط بشوید. از عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای خلاقانه و پرطرفدار استفاده کنید، محتوای مناسب خلق کنید و برای خود نام و نشان معتبر ایجاد کنید.

شروع کسب و کار مستلزم ابتکار و شوق و ذوق برای ایده‌ای‌ست که در سر دارید. وقتی کاری که از انجامش لذت می‌برید را پیدا کنید، احتمال یافتن راهی که همه چیز را درست و مرتب کند بیشتر می‌شود. پس اگر به کارآفرینی علاقمندید یک ایده‌ی مناسب برای شروع کار پیداکنید. ایده‌ای که مشکلی از مشتریان را برطرف کند. ایده‌ای که شما را به هیجان بیاورد! کارآفرینی از آنجا آغاز می‌شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 7 اسفند 1396  11:53 ب.ظ

یک فعال حوزه کسب‌وکارهای نوپا با گلایه از محدودیت‌های موجود بر سر راه رشد و بقای استارت‌آپ‌ها در ایران به موانع مربوط به مسائل مقرراتی و منابع انسانی در این حوزه اشاره کرد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، رحیم خانی‌زاد - فعال حوزه کسب و کارهای نوپا  با اشاره به موانع گوناگون بر سر راه رشد کسب و کارهای نوپا اظهار کرد: در بخش مربوط به منابع انسانی، واقعیت این است که متخصصان مورد نیاز برای استفاده کسب‌وکارهای نوپا، بسیار کم هستند. فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها به دلیل نداشتن دانش فنی و عملی نمی‌توانند مستقیما وارد کار شود و از قبل باید آموزش عملی ببیند که این خود برای کسب‌وکارها هزینه‌بر است.

او به تخصص‌های کمیاب و مورد نیاز این کسب‌وکارها هم اشاره کرد و گفت: برای مثال در حوزه‌های فنی از قبیل طراحی و ساخت اپلیکیشن‌های موبایلی متخصصان حرفه‌ای خیلی کم داریم. علت آن هم این است که در دانشگاه‌ها به جنبه عملی مطالبی که تدریس می‌شود، توجه نمی‌شود. حتی کمتر مشاهده می‌شود که استادی در دانشگاه خود دوره‌ای برای آموزش در حوزه‌های اندرویدی و یا آی او اس برگزار کند تا زمانی که دانشجو فارغ‌التحصیل شد، تخصص کاربردی را هم در کنار پیشینه تئوریکی که یاد گرفته است، داشته باشد.

خانی‌زاد از موانع دیگر این کسب‌وکارها به ورود بانک‌ها به عنوان بنگاه‌های بسیار بزرگ به این حوزه‌ها دانست و گفت: وقتی که بانک‌ها وارد این حوزه‌ها می‌شوند چون منابع مالی بسیار کلانی در اختیار دارند، جایی برای رشد دیگر کسب‌وکارهای خرد و نوپا باقی نمی‌گذارند و این کسب‌وکارها هم توان رقابت با بانک‌ها را در حوزه‌های گوناگون کسب و کاری ندارند.

وی با بیان اینکه در حوزه‌های بازاریابی، برندینگ و تبلیغات متخصصان بسیار کمی داریم تصریح کرد: همچنین در بخش علوم داده‌ای هم مشکل داریم، به همین خاطر داده‌هایی را که از مشتریان دریافت می‌کنیم نمی‌توانیم تجزیه و تحلیل کنیم و بنابراین از این ظرفیت بزرگ هم بی‌نصیب می‌مانیم.

او با تاکید بر اینکه استارت‌آپ‌ها یا باید اسپانسرهای خیلی قوی داشته باشند یا اساسا بی‌معنا می‌شوند ادامه داد: یک استارت‌آپ با این شرایط رقابتی موجود که باید روند طولانی را طی کند، اساسا نمی‌تواند شکل بگیرد. در این فضا غول‌ها هر روز غول‌تر می‌شوند؛ اگر افراد بتوانند خود را به جایی وصل کنند، رشد می‌کنند وگرنه شکست خواهند خورد.

این فعال حوزه استارت‌آپ‌ها با اظهار اینکه استارت‌آپ‌ها در رسانه‌های خاص و یا عمومی جایگاهی ندارند، بیان کرد: قوانین این حوزه باید تسهیل شوند؛ در حال حاضر برای راه‌اندازی یک کسب و کار الکترونیکی باید کلی مدرک رد و بدل کرد و فرایند طولانی بوروکراسی را طی کرد. یک کسب و کار کوچک اینترنتی تقریبا باید مراحل بوروکراتیک یک شرکت را طی کند، ضمن اینکه باید همانند دیگر شرکت‌ها هم باید مالیات پرداخت کند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 5 اسفند 1396  11:15 ب.ظ

استارت‌آپ به کسب‌وکاری خلاقانه گفته می‌شود که در مدت زمان کوتاهی به درآمدزایی می‌رسد.

آنچه بیش از همه گسترش استارت‌آپ‌ها را برای اقتصاد حیاتی می‌کند ایجاد بازارهای جدید برای محصولات و خدمات بر پایه خلاقیت و نوآوری در کشور است. گسترش استارت‌آپ‌ها در اقتصاد هر کشور به‌مثابه گسترش ایده‌ها و ابتکارات خلاقانه، ایجاد بازارهای جدید برای برخی محصولات، جایگزین کردن رویه‌های جدید و کم هزینه با رویه‌های قدیمی با بهره‌وری کم، بی‌نیازی کشور از واردات برخی اقلام و حتی صادرات محصولات جدید به خارج کشور و ارزآوری به سیستم اقتصادی کشور است.

مزایای زیادی که کشورهای مختلف را به فکر ایجاد بستری مناسب برای گسترش این پدیده کرده است. اما راهکار اینکه مردم ترغیب شوند تا کسب‌و‌کاری این‌چنینی آغاز کنند چیست؟ به گزارش دنیای اقتصاد، دولت چه کارهایی باید در این زمینه انجام دهد؟ آیا در کشوری که به ابتکارات بها داده نمی‌شود می‌توان انتظار داشت که ایده‌های خلاقانه شکوفا شده و به بهره‌وری اقتصادی برسند؟ باید توجه کرد که صِرف بیان اینکه از فعالیت‌های استارت‌آپی در سیستم اقتصادی کشور حمایت می‌شود کافی نیست.

محققان و اقتصادانان ریشه گسترش دامنه فعالیت‌های کارآفرین را در عوامل کلیدی شامل شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر کشور می‌دانند. در حقیقت این فاکتورها عیار فعالیت‌های کارآفرینی یا به دیگر بیان درجه کیفی آنها را تعیین می‌کنند. ممکن است در کشوری فعالیت‌های استارت‌آپی به چند اپلیکیشن جدید در خرید کالا و خدمات منجر شود و در کشوری دیگر شرکتی چون اَپل پا به عرصه اقتصادی آن بگذارد.

رشد استارت‌آپ‌ها تابع چه عواملی است؟

در کشوری که به فرآیند آموزش توجه ویژه می‌شود و به دانشجویان برتر و نوابغ کشوری فرصت‌ها و پاداش‌های بزرگ داده می‌شود باید انتظار داشت که جریانی از طرح‌های کارآفرینانه شکل گرفته و این کشور در این زمینه سرآمد کشورهای دیگر شود؛ در این کشورها طرح‌های مختلف در رقابت تنگاتنگ با یکدیگر روزبه‌روز پیشرفته‌تر و پربارتر شده تا نهایتا به محصولی با درجه کیفی بالا تبدیل شوند. 

در برخی دیگر از کشورها این شرایط سخت زندگی و نیاز شدید است که می‌تواند موجب بروز خلاقیت و نوآوری شود؛ که بالطبع تعداد فعالیت‌های کارآفرینانه به مراتب کمتر از حالت اول خواهد بود و این طرح‌ها از مزیت رقابت بهره‌ای نخواهند برد. در برخی کشورها این شرایط سیاسی است که موجب پیشرفت عده‌ای شده و مابقی کارآفرینان را از سیستم اقتصادی حذف می‌کند. به هر حال پرواضح است هر چه مواد اولیه ورودی به اقتصاد کشورها، بهتر و با کیفیت‌تر باشد اقتصاد به‌درستی کار خواهد کرد و با درآمد مناسب از بازارهای جهانی رفاه را برای مردم کشورش به ارمغان خواهد آورد.

به بررسی شرایط استارت‌آپ‌ها در نقاط مختلف دنیا بپردازیم. برای مثال آمریکای لاتین در جایگاه دوم کارآفرینی دنیا به لحاظ تعداد طرح‌های نوآورانه قرار گرفته است، اما بیشتر ابتکارات و خلاقیت‌های معرفی شده، هرگز راهی به کسب درآمد در کشور پیدا نمی‌کنند. برای مثال در مکزیک ۹۸ درصد شرکت‌ها در حقیقت کارآفرین خُرد هستند که درآمد ناچیزی عاید کشور می‌کنند.

دلیل عمده این موضوع که در میان انبوهی از ابتکارات و نوآوری‌ها، صنایع بزرگ ظهور نمی‌کنند، ضعف این کشور در سرمایه‌گذاری مناسب در طرح‌های کارآفرینانه است. علاوه‌بر این تحقیقات نشان می‌دهد این کشور هیچ‌گاه به فکر یافتن بازار جهانی برای این نوآوری‌ها نبوده است و از همه مهم‌تر در این کشور عموم مخترعان از فقدان قانون مناسب برای ثبت اختراع و حمایت از حق ثبت گلایه دارند. تحت چنین شرایطی چگونه افراد خلاق می‌توانند بر رشد اقتصادی کشورشان تاثیرگذار باشند؟

در آفریقای جنوبی رویه‌ای مناسب در حال شکل‌گیری است و پتانسیل قابل‌ملاحظه‌ای در حال انباشت در زمینه تکنولوژی‌های پیشرفته است. چهار دانشگاه بزرگ در این منطقه به‌خوبی پذیرای ایده‌های مبتکرانه دانشجویان و مخترعان هستند. ایده‌های جذاب با حمایت مناسب ارزیابی و اجرا می‌شوند. برای هر محصول قبل از تولید بازاری پیش‌بینی می‌شود و سازگار با بازدهی که نصیب اقتصاد خواهد کرد در آن سرمایه‌گذاری انجام می‌شود.

اگرچه رویه به‌کار گرفته شده در این کشور مناسب است اما سرعت آن کند است و باید بیان کرد بحث کارآفرینی در این منطقه هنوز دوران طفیلی خود را می‌گذراند زیرا فرهنگ گسترش استارت‌آپ بر پایه سرعت بالا شکل گرفته است اما در آینده‌ای نزدیک این انباشت دانش می‌تواند آبستن پیشرفت قابل‌ملاحظه این کشور باشد.  کشورهای در حال توسعه آسیایی نیز از فقدان زیرساخت‌های مناسب برای تولید در کشور خود رنج می‌برند و بستر لازم برای اجرای بسیاری از طرح‌ها فراهم نیست.

اما کشورهای آسیای شرقی به سرعت در حال پیشرفت هستند. سیاست این کشورها حمایت مالی گسترده از طرح‌های مبتکرانه برای گسترش صادرات کشور به کشورهای دیگر، خصوصا کشورهای غرب آسیا است. در این کشورها طرح‌های اقتصادی بزرگ نظیر کارخانه‌های تولید اتومبیل یا لوازم برقی با تیراژ بسیار بالا با حمایت مالی و قانونی دولت به‌سرعت به مرحله بهره‌برداری رسیده و با مطالعه‌ای که در مورد بازارهای کشورهای آسیایی وابسته به واردات انجام داده‌اند، خروجی این طرح‌ها راهی این کشورها می‌شود.  اگر ایالات متحده آمریکا قدرتمندترین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد ریشه‌های آن را باید در برخورداری از بازارهای مالی با ثبات دانست که به‌طرق مختلف طرح‌های کارآفرینانه را حمایت و سرمایه لازم برای راه‌اندازی آنها را فراهم می‌کنند. علاوه‌بر این در این کشور دانشگاه‌های بزرگی وجود دارد که آموزش را با ابتکارات علمی پیوند داده و موسسات و سازمان‌های بزرگ همواره به‌وسیله نوابغ و افراد با استعداد تغذیه می‌شوند.

سیستم حمایتی در این کشور به‌گونه‌ایست که همه ساله هزاران دانشجو ازجمله نخبگان سایر کشورها که در کشور مبدا خود فرصتی برای آنها فراهم نشده راهی این کشور شده تا ادامه تحصیل خود و نهایتا بهره‌برداری از تحصیلات خود را در این کشور عملی کنند؛ بنابراین جای تعجب نیست اگر گوگل، اَپل، مایکروسافت، فیس‌بوک و... بسیاری از معروف‌ترین خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در زمینه‌های مختلف در این کشور ظهور کرده باشد یا اگر در آلمان همواره با کیفیت‌ترین محصولات ممکن در اروپا تولید می‌شود و این کشور به‌جای کمبود بودجه در سال ۲۰۱۶ به میزان ۲۷۰ میلیارد دلار مازاد درآمد داشته است؛ همگی به‌خاطر طراحی سازوکار مناسب، دقیق و منظم برای ترکیب آموزش و صنعت و نهایتا خلق تکنولوژی‌های نوآورانه است. تکنولوژی‌هایی که محصولات جدید و با کیفیت را راهی بازارهای جهانی کرده و برندهای آلمانی را به یکی از معتبرترین برندهای دنیا تبدیل کرده است. استفاده درست و حمایت از کارآفرینان هم به لحاظ مالی و هم حمایت از ثبت اختراع آنها و سهیم کردن آنها از منافع طرحشان، همگی عوالی هستند که اقتصاد این کشور را به قوی‌ترین اقتصاد اروپا تبدیل کرده‌ است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

لیست های انجام کار برای اهداف طولانی مدت خوب نیستند، اما این روش جدید برای برنامه ریزی بلند مدت آسان تر و بسیار کارآمد است.

اولویت بندی کارها، یعنی نوشتن آنها به ترتیب اهمیت و حذف کردن شان به محض انجام دادن، یکی از آسان ترین راه ها برای نوشتن برنامه ریزی روزانه است. لیست  انجام کار در انجام دادن امور روزانه شما را یاری می کند، اما برای برنامه ریزی بلندمدت مانند شمشیر دولبه است.

 خط زدن کارها شاید کارآمد به نظر برسد، اما از آنجایی که در اهداف بلندمدت کارها همیشه در حال اضافه شدن هستند، به نظر می رسد که این لیست پایان ناپذیر است. همچنین دسته بندی کارها با در نظر گرفتن اهمیت شان، فرآیندی طولانی است که زمان زیادی می گیرد.

روشی که در ادامه این مقاله به نقل از زومیت، بررسی می کنیم دو مرحله دارد و کمک می کند همیشه روی کارهای مهم متمرکز باقی بمانید.

مرحله اول: تصویر نقاشی شده

شما نمی توانید کارهای تان را اولویت بندی کنید مگر اینکه تصویر واضحی از آینده داشته باشید، بنابراین تصویری از هدف نهایی خود در بلندمدت تهیه کنید. برخی برندها از این تصویر تحت عنوان Painted Picture  یاد می کنند و جزییات کسب وکار خود را در پنج سال آینده به تصویر می کشند. این کار به آنها کمک می کند که مسیر خود را حفظ و اولویت بندی های خود را راحت تر ارزیابی کنند. تصویر نقاشی شده مولفه اصلی این روش است و کمک می کند اعضای تیم در راستای هدف اصلی حرکت کنند. اگر یک کار به اهداف بلندمدت مربوط نباشد، اولویت محسوب نمی شود و در لیست برنامه ریزی جایی ندارد.

یک کاغذ بردارید و آن را سه قسمت کنید. قسمت بالایی جایی است که نسخه کوچکی از تصویر نقاشی شده قرار می گیرد. این تصویر می تواند مراحل رسیدن شما به یک هدف بزرگ یا راه اندازی کسب وکار خودتان باشد. مدت زمان این برنامه ریزی به خودتان بستگی دارد و بهتر است حداقل یک سال باشد.

مرحله دوم: یادداشت سه اولویت مهم

در مرحله دوم باید سه اولویت مهم را برای یک روز، یک هفته، یک ماه و سه ماه یادداشت کنید. صفحه را به چهار قسمت تقسیم بندی کنید و سه کار مهمی را که باید در هر بازه زمانی انجام دهید یادداشت کنید. در برابر وسوسه  مقاومت کنید و بیش از سه مورد را یادداشت نکنید. طبق گفته جیم کالینز، نویسنده، اگر بیش از سه اولویت داشته باشید یعنی هیچ اولویتی ندارید.

برای اینکه ببینید کدام کارها اولویت بیشتری دارند، به تصویر نقاشی شده رجوع کنید. برای هر کار از خودتان بپرسید آیا انجام آن من را به هدفم نزدیک تر می کند یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است کمی بی رحم باشید و آن را از لیست خط بزنید. در پایان هر روز، لیست روز بعد را آماده کنید و در پایان هر هفته، هر ماه و هر سه ماه نیز همین طور رفتار کنید.

جلوتر که می روید اولویت های سه ماهه به اولویت هفتگی تبدیل خواهد شد تا جایی که کاملا به هدف مورد نظر خود برسید. محدود کردن اولویت ها به سه مورد، کمک می کند که اهداف تان قابل هضم باشند.

شاید در روزهای اول احساس کنید هیچ کاری از پیش نمی برید مخصوصا اگر به تهیه لیست های بلند عادت کرده باشید، اما به مرور زمان متوجه می شوید که دستاوردهای بیشتری داشته اید. هر قدر تمرکز روی کارها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز به همراه خواهد داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

عنوان سرمایه گذاران فرشته برای اولین بار در کشور انگلستان به کار رفته است. سرمایه گذاران فرشته به دسته ای از سرمایه گذارها گفته می شود که بخشی از سرمایه خود را در اختیار افرادی که می خواهند کسب وکار جدیدی را ایجاد کنند قرار می دهند تا آنها بتوانند کسب وکار خود را راه اندازی کنند. این افراد حقیقی یا حقوقی دارای توانایی و هوش بالایی در بازاریابی هستند.

 سرمایه گذاران فرشته یا به تنهایی یا در قالب گروهی از سرمایه گذارهای فرشته اقدام به سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاری فرشته یکی از اصلی ترین و مهم ترین روش هایی است که استارت آپ ها می توانند از آن استفاده کنند. در سرمایه گذاری فرشته، هم سرمایه گذار و هم افرادی که قصد استفاده از این سرمایه ها را دارند سود می برند. سرمایه گذاران فرشته نیاز دارند ابتدا از جانب استارت آپ ها برنامه های اصولی و کارشناسی شده که مجوزهای لازم را دارند دریافت کنند تا بتوانند به آنها اعتماد کرده و سرمایه لازم را در اختیار فعالیت آنها قرار دهند.

از نظر مشاوره بازاریابی، این سرمایه گذارها مستقیما و به صورت کاملا شخصی تصمیم به سرمایه گذاری می گیرند و بدون هیچ واسطه ای با شرکت ها و افرادی که قصد سرمایه گذاری در فعالیت آنها را دارند دیدار کرده و در جریان فعالیت های آنها قرار می گیرند. جنبه بسیار مثبتی که این گونه سرمایه گذاران برای استارت آپ ها دارند این است که آنها انتظاری ندارند که سود سرمایه شان به زودی حاصل شود. دلیل آن هم این است که گاهی این افراد سرمایه مازادی دارند که می خواهند آن را سرمایه گذاری کرده و در یک زمینه جدید دیگر وارد شوند. با اینکه طبق قوانین و مقررات، سرمایه گذاران فرشته حدود 30درصد از سود حاصله را به خودشان اختصاص می دهند، ولی با این حال شرکت های نوپا برای اینکه بتوانند این سرمایه گذاران را برای صرف هزینه و سرمایه گذاری ترغیب کنند باید تلاش کنند سهم بیشتری از سود را به آنها اختصاص دهند. هر نوع کسب وکاری می تواند از سرمایه گذاری فرشته استفاده کند، از جمله کسب وکارهایی که به سوددهی رسیده اند، کسب وکارهایی که هنوز به مرحله فروش هم نرسیده اند، کسب وکارهایی که به مرحله فروش رسیده اند، ولی به سوددهی نرسیده اند.

البته باید به این نکته توجه شود که در کسب وکارهایی که به مرحله سود و درآمد نرسیده اند باید برنامه منسجمی داشته باشند که چگونه می خواهند مشتریان خود را پیدا و جذب کنند تا بتوانند اعتماد سرمایه گذاران را به دست آورند. این چالش بیشتر پیش روی شرکت ها و کسب وکارهایی است که هنوز مشتریان مورد نظر خود را ندارند. اما در مقابل، شرکت ها و کسب وکارهایی که توانسته اند درآمد خوبی را کسب کنند و مشتریان مورد نظر خود را پیدا کنند شانس بیشتری برای تأمین اعتماد سرمایه گذاران فرشته وجود دارد.

شرکت هایی که هنوز نتوانسته اند به سود و سرمایه برسند، برای سرمایه گذاران یک خطر و ریسک است که بخواهند در این کسب وکارها سرمایه گذاری کنند، بنابراین مجبور هستند تلاش کنند یک دید و چشم انداز عملی برای شرکت و فعالیت خود ترسیم کنند تا بتوانند اعتماد آنها را جلب و برنامه های خود را توجیه کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

گاهی پیش بینی های شما در مورد کسب و کارتان درست از آب درنمی آید یا اینکه به زمان طولانی تری برای تحقق رویاهای شغلی تان نیاز دارید.

برای همین مجبور هستید به روش هایی برای کاهش هزینه های کسب و کار کوچک تان روی بیاورید تا بتوانید همچنان فعالیت کنید و به کارتان ادامه دهید. کارفرمایان معمولا به نخستین گزینه ای که فکر می کنند اخراج برخی کارکنان است، اما ما به شما به نقل از بازده، ۱۰ روش کاهش هزینه های کسب و کار را معرفی می کنیم که نیازی به اخراج و کاهش تعداد کارکنان تان نیز نباشد.

۱- به دنبال یک اسپانسر برای پوشش برخی هزینه  هایتان بگردید

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، خب هر کسب و کاری مخصوصا اگر از یک ابزار اینترنتی مثل سایت هم بهره برد، می تواند با یک سازمان، شرکت، تولیدکننده یا هر کسب و کار دیگری وارد معامله شود و قرار بگذارد که در ازای پرداخت برخی هزینه هایش توسط آن سازمان از اسم و لوگوی آن سازمان در سایت، کارت ویزیت، تبلیغات و ... استفاده کند و به نوعی برای آن سازمان تبلیغات رایگان انجام دهد.

۲- یک شریک برای استفاده از فضای اداری تان پیدا کنید

خب حالا که باید به دنبال راهی برای کاهش هزینه در کسب و کار خود باشید بد نیست بخشی از فضای دفتری تان را به یک کاری شبیه کار خودتان اجاره دهید. هم می تواند در بحث درآمدی کم تان کند هم در برخی هزینه ها مثل آب، برق، تلفن و... صرفه جویی می شود.

۳- تعدادی از کارکنان را به پرسنل دورکار تبدیل کنید

نیازی نیست نیمی از کارکنان را اخراج کنید. اگر امکانش را دارید کافی است به آنها اجازه دورکاری بدهید. هم کارهایتان از منزل توسط آنان انجام می شود، هم برخی هزینه های جاری دفتر و بیمه و مالیات برای شما کم می شود و هم می توانید به خاطر این امکانی که به آنان داده اید حقوق کمتری پرداخت کنید و آنها به یک شغل دیگر هم روی بیاورند و درآمد خود را افزایش دهند.

۴- روی مشتریان وفادارتان سرمایه گذاری کنید

اگر شما خدمت و محصولی به بازار ارائه می کنید حتما برخی مشتریان وفادار خود را هم دارید که می توانید از آن بهره ببرید. طبق گزارش بازاریابی بین بخشی ای کانسالتنسی- رسپانسیس، ۷۰ درصد از شرکت ها گفته اند حفظ یک مشتری کنونی کم هزینه تر از جذب مشتری جدید است. پس روی خدمات بیشتر به مشتریان فعلی تمرکز کنید و پول تان را برای جذب مشتری جدید دور نریزید.

۵- محل و فضای کسب و کارتان را عوض کنید

خب شاید فکر کنید دفترکار شما حتما باید در خیابان فرشته باشد تا مشتری های خوبی با دیدن آدرس تان سراغ تان بیایند، اما همیشه هم اینطور نیست. هزینه های اجاره و ایاب و ذهاب را با تغییر محل کارتان کاهش دهید و یک دفتر کوچک تر در محله پایین تر بگیرید. نخستین ماهی که مبلغ صرفه جویی در حساب تان باقی بماند می فهمید که آنقدرها هم کار بدی نکرده اید.

۶- از پرسنل در بخش های مختلف کمک بگیرید

اگر پرسنل حسابداری یا پرسنلی از سایر بخش ها دارید که می توانند به کسب و کار دیگری کمک کنند، می توانید با شرکت های شبکه ارتباطی تان تماس بگیرید و خدمات تان را عرضه کنید. یا در عوض، ببینید که شرکت هایی هستند که به شما خدمت عرضه کنند. شرکت های بزرگ اغلب فعالیت هایی مثل حسابداری یا … را برون سپاری می کنند.

درواقع به جای افزایش تعداد کارمندان، می توانید شرکتی بیابید که خدمتی را که نیاز دارید تامین کند تا آن خدمت را از شما بخرد. این خدمات می تواند پشتیبانی از خدمات مشتری، حسابداری و دفترداری، تیم های فروش، یا بازاریابی از راه دور باشد.

۷- به جای پرداخت های ریالی خدمات ارائه دهید

واقعا فکر می کنید اشکال کسب و کارهای ۱۰۰ سال پیش وقتی به جای پول تخم مرغ، ظرف شیر می دادند چه بوده است؟! حالا درست است که الان این امکان وجود ندارد اما شما می توانید از همین ایده الگو بگیرید و مثلا به شرکتی که خدمات کامپیوتری برای تان عرضه می کند خدمات حسابداری ارائه دهید و به جای پرداخت ریالی یک کاری برایش انجام دهید. سیستم تهاتری به محدودیت شما کمک می کند.

۸. برای انواع خریدهایتان گروه تشکیل بدهید

همیشه عمده خریدن و گروهی پرداخت کردن در هزینه های شما صرفه جویی می کند. برای خرید هر چیزی که قرار است تهیه کنید به یک گروه یا دو سه نفر دیگر ملحق شوید و با خرید عمده در هزینه هایتان صرفه جویی کنید.

۹- با کمی چانه زنی بابت پرداخت های نقدی تخفیف بگیرید

هر کاسبی که به شما گفت این روزها دیگر کسی نسیه کار نمی کند و همه چیز نقدی است کاملا دروغ می گوید! هنوز بازار برای پول نقد ارزش زیادی قایل است و اگر شما درحال خرید نقدی هستید باید تخفیف بگیرید یا یک امتیاز اضافه بگیرید. چانه زنی محدودیت شما را از بین می برد.

۱۰- هدایای کاربردی اما ارزان تر بخرید

در هر صنف و کسب و کاری دادن هدایای تبلیغاتی برای حفظ روابط ضروری و مهم است، اما بد نیست امسال به جای خرید سررسیدهای گالینگور و زرکوب گرانقیمت یک لیوان دسته دار سرامیکی هدیه دهید. هم هزینه تان نصف می شود و هم خیلی بیشتر از آن سررسیدهای خاک گرفته و تکراری جذابیت دارد. بالاخره این هم یک روش کاهش هزینه های سرمایه گذاری است که خوب است امتحان کنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

طی چند سال گذشته، تعداد شرکت های خصوصی با ارزش بیش از یک میلیارد دلاری-به اصطلاح تک شاخ ها (unicorns)- افزایش یافته است.

اما زمانی که استارت آپ های بیشتری به تک شاخ ها تبدیل شدند، یک کلاس جدید از استارت آپ ها هم به وجود آمد: « decacorns»، استارت آپ هایی که بیش از 10 میلیارد دلار ارزش دارند.

اوبر و Airbnbs جزیی از این استارت آپ ها هستند. با کمک Pitchbook لیستی از استارت آپ هایی با ارزش بیش از 10 میلیارد دلار به دست آمد. این استارت آپ ها اگر در نهایت عمومی شوند و یا اینکه خصوصی باقی بمانند، باز هم تاثیر زیادی بر صنعت تکنولوژی گذاشته اند.

در اینجا 7 مورد از با ارزش ترین استارت آپ های امریکا آورده شده است:

Dropbox

ارزش: 10 میلیارد دلار

مدیرعامل: درو هوستون

Dropbox از سال 2014 به ارزش 10 میلیارد دلار رسید، درست بعد از دوره مالی 617 میلیون دلاری اش. از آن به بعد، این شرکت تمرکز خود را روی مشتریان تجاری گذاشت و Dropbox Enterprise را از سال 2015 راه اندازی کرد.

این شرکت از سال 2016 سعی کرد هزینه هایش را کاهش دهد. این استارت آپ هرسال رقمی حدود 25 هزار دلار برای هر کارمندش هزینه می کند. در حالی که Dropbox حساب های مالی خود را فاش نمی کند، اما گزارش شده است که درآمد سال گذشته آنها بیش از 500 میلیون دلار بوده است.

Samumed

ارزش: 12 میلیارد دلار

مدیرعامل: عثمان کبیر، سودت سامیکوگلو/ کارشناس ارشد پزشکی: یوسف یازیکی

Samumed یک استارت آپ فناوری سلامت در سن دیگو است که روی تغییرات پیری تمرکز کرده است.

این استارت آپ 300 میلیون دلار در بودجه سرمایه گذاری خود جذب کرد که همه به لطف درمان های انقلابی برای بازسازی مو، پوست، استخوان و مفاصل بوده است.

Samumed سال 2008 تاسیس شد. این استارت آپ ها در میان چندین آزمایش بالینی، یک آزمایش 52 هفته ای دارد و فاز دوم آزمایش آرتروز را در ماه جولای تکمیل کرده است.

Pinterest

ارزش: 12.3 میلیارد دلار

مدیرعامل: بن سیلبرمن

ژوئن 2017، Pinterest 150 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد و به ارزش 12.3 میلیارد دلار رسید.

این استارت آپ، ترکیبی از شبکه های اجتماعی و دفترچه خاطرات آنلاین است که بیش از 175 میلیون کاربر فعال دارد که بیش از نیمی از آن بین المللی هستند. این شرکت در ماه های اخیر تمرکزش روی بازارهای خارج از کشور مانند انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن و برزیل را دوبرابر کرده است. آگوست گذشته، Pinterest توانست خدمات نشانه گذاری آنلاین Instapaper را هم به دست آورد.

Pinterest انتظار داردکه در سال جاری درآمدی حدود 500 میلیون دلار از طریق تبلیغات به دست آورد که 67 درصد بیش از درآمد 300 میلیون دلاری اش سال 2016 خواهد بود.

سال 2016 شایعاتی مبنی بر ورشکستگی Pinterest منتشر شد، اما هجوم سرمایه گذاران نشان داد که اولین عرضه عمومی آن می تواند باز هم به تعویق بیافتد.

WeWork

ارزش: 21 میلیارد دلار

موسسان WeWork: میگوئل مک کلوی و آدام نئومان

استارت آپ WeWork یک سال شلوغ و پرمشغله را پشت سرگذاشته است. آنها بودجه خود را به 4.4 میلیارد دلار از طریق سافت بانک در چند ماه گذشته افزایش دادند.

آنها ساختمان جدید 850 میلیون دلاری برای ستاد جدید خود خریداری کردند و یک دفتر دیگر در سان فرانسیسکو هم خریدند. آنها همچنین چندین استارت آپ دیگر را خریدای کرده اند.

WeWork در حال حاضر با ارزش ترین استارت آپ نیویورک است.

SpaceX

ارزش: 21.1 میلیارد دلار

مدیرعامل: الون ماسک

در جولای گذشته، SpaceX 350 میلیون دلار در بودجه جدید خود به دست آورد که باعث شد ارزش آن به بیش از 21 میلیارد دلار برسد.

این استارت آپ هوافضایی توسط الون ماسک میلیاردر معروف تاسیس شده است. این شرکت سال گذشته 16 موشک به فضا پرتاب کرده است. البته طی این مدت خسارت هایی هم دیده است و یکسری از موشک ها منفجر شده اند. اما این شرکت هنوز هم ایده های بلندپروازانه خود را دنبال می کند. ماسک همچنین قصد داردTesla Roadster را در سال 2018 راه اندازی کند.

Airbnb

ارزش: 31 میلیارد دلار

مدیرعامل: براون چسکی

استارت آپ اجاره خانه Airbnb سال 2016 با چالش هایی رو به رو شد، اما با این حال او هنوز هم رتبه دوم در ایالات متحده را به خود اختصاص داده است.

Airbnb سال گذشته با شکست های زیادی در سان فرانسیسکو و نیویورک مواجه شد. اما همچنان مبلغ 850 میلیون دلار در بودجه در نظر گرفته است. او می خواهد یک سرویس جدید به نام Trips راه اندازی می کند و می خواهد به یک شرکت مسافرتی کامل تبدیل شود.

مارس 2017، ارزش Airbnb به 31 میلیارد دلار رسید. او در ماه نوامبر استارت آپ دیگری به نام Accomable را در اختیار گرفت که به افراد دارای معلولیت کمک می کرد تا امکانات رفاهی در جاده ها پیدا کنند.

Uber

ارزش: 68 میلیارد دلار

مدیرعامل: دارا خسروشاهی

با وجود گذشت یک سال از رسوایی ها و چالش های اوبر، این شرکت هنوز هم با ارزش ترین استارت آپ ایالات متحده است.

بودجه این استارت آپ تاکسی یاب، در سال های اخیر چند میلیارد دلار افزایش داشته است. از جمله 3.5 میلیارد دلار از صندوق سرمایه گذاری عربستان و 2 میلیارد دلار هم در قالب یک وام حمایتی. اخیرا هم بلومبرگ در گزارشی نوشته است که سافت بانک ژاپن قصد دارد 48 میلیون دلار از سهم سهامداران اوبر را خریداری کند.

این استارت آپ احتمالا منتظر پایان سال 2017 است. سالی که در آن چالش های زیادی داشت و مشکلاتی فراوانی را پشت سرگذاشته است. در این سال تراویس کالانیک، بنیانگذار این استارت آپ از سمت مدیرعاملی برکنار شد و از ماه آگوست، دارا خسروشاهی مدیرعامل شرکت شده است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

پایان سال همواره زمان خوبی برای بررسی عملکرد و اعمال تغییرات است. بدون تردید تنها شرکت هایی می توانند همواره خود را به عنوان یک رقیب و شرکتی خلاق و رو به جلو مطرح کنند که نسبت به پوشش ضعف های خود مصمم باشند.

 از جمله معضلات امروز کارکنان این است که خود را اسیر محیط خشک و بی روح اداری می دانند. با توجه به اینکه افراد باید زمان زیادی را در محل کار خود سپری کنند، در صورتی که این مکان از معیارهای مناسبی برخوردار نباشد، مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، امروزه اکثر کارشناسان بر این باور هستند که ادارات، کارخانه ها و شرکت ها عملا خانه دوم افرادی محسوب می شود که در آن کار می کنند. بدون تردید زندگی در مکانی که راحتی لازم در آن وجود ندارد و فرد همواره در معرض انواع فشارها است، عملا غیرممکن خواهد بود. اگرچه تحت این شرایط معمولا افراد تنها راه حل را تغییر کار خود می دانند، با این حال با نگاهی واقع بینانه به این حقیقت پی خواهید برد که همواره امکان این امر وجود ندارد.

در واقع شما تنها زمانی باید از کار خود دست بکشید که جایگزین آن را پیدا کرده اید، در غیر این صورت ریسک بزرگی را متحمل خواهید شد. تحت این شرایط می توان با اعمال برخی تغییرات محیط نه چندان مطلوب حال حاضر را به مکان مورد پسند خود تبدیل کرد که در ادامه به بررسی راهکارهای دستیابی به این هدف خواهیم پرداخت.

1- همواره ذهنیت خود نسبت به کاری که انجام می دهید را حفظ کنید

بدون شک شما تنها زمانی می توانید در کار خود پیشرفت و ترقی داشته باشید که اشتیاق و تمایل لازم نسبت به آن وجود داشته باشد. همواره افراد از یکدیگر تأثیر می پذیرند و این امر ممکن است به تغییر باورهای افراد منجر شود. البته این امر در صورتی که در موارد مثبت باشد، اتفاقی بسیار سودمند خواهد بود. با این حال واقعیت این است که هر فردی در کارش دیدگاه خاص خود را نسبت به کاری که انجام می دهد دارد و برای حفظ انگیزه خود نباید اجازه دهد افراد بتوانند آن را دچار تغییر کنند. برای مثال در صورتی که هدف شما رسیدن به صندلی مدیریت شرکت باشد، ممکن است همنشینی طولانی با همکارانی که به وضعیت فعلی خود راضی هستند، در طولانی مدت شما را نیز با خود همسو کنند. با این حال نمی توانید خود را از همکاران خود جدا سازید، درواقع این امر تحت هیچ شرایطی توصیه نمی شود، زیرا از راهکارهای بهتر سازی جو شرکت ایجاد ارتباط مناسب با سایر افراد است.

با این حال ضروری است مرزی مشخص با آن دسته از افردی که کمترین تناسبی با اهداف شما ندارند، قائل شوید تا بتوانید همواره در مسیر دستیابی به اهداف خود باشید. در این بخش منظور این است که کنترل زندگی خود را به دست گرفته و اجازه ندهید دخالت ها و نظرات افراد شما را دچار ناامیدی کند. درواقع انجام کارها و وظایف به اندازه کافی انرژی افراد را تحلیل خواهد داد و تحت این شرایط چنین مواردی حتی می تواند سلامت روح و روان افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

فراموش نکنید که شما نیاز به حضور طولانی مدت در حرفه خود دارید. به همین خاطر نباید اجازه دهید که خیلی زود زمان بازنشستگی شما فرا رسد. توصیه می شود خوشحالی را جایگزین استرس های بی مورد خود کنید. در این رابطه ایجاد لیستی از مواردی که شما را خوشحال می کند، گامی خوب و سودمند خواهد بود.

2- از اضافه کاری دوری کنید

همواره افراد با این وسوسه مواجه هستند که کاری بیش از حد معمول را انجام دهند. درواقع افراد در این رابطه تنها به پول بیشتری که به دست خواهند آورد فکر می کنند. با این حال واقعیت این است که انجام این کار تنها یک گزینه برای مواردی است که اجباری وجود دارد. نباید به انتخاب هر روز شما تبدیل شود. بدون تردید تنها نقش هر فرد در زندگی کارمندی نبوده و لازم است به زندگی شخصی خود نیز بپردازید. بدون تردید عدم حضور کافی شما اگرچه نتایج منفی خود را در کوتاه مدت نشان نخواهد داد، با این حال شما را در آینده با مشکلات بسیاری مواجه خواهد ساخت که رهایی از آن دیگر کاری ساده نخواهد بود.

در این رابطه همواره افرادی را نیز می توانید پیدا کنید که خود را به علت نداشتن زن و بچه مناسب انجام اینگونه کارها می دانند. با این حال این دسته از افراد خستگی ناشی از کار را در نظر نگرفته و تنها با دلیلی غیرمنطقی خود را توجیه می کنند. در راستای حفظ انرژی شما نیاز به استراحت کافی دارید و رمان کاری شما نیز کاملا براساس استانداردهای جهانی تعیین شده است. به همین خاطر توصیه می شود تنها زمان هایی که ضرورتی وجود دارد اقدام به اضافه کاری کنید.

3- دوستانی مناسب برای خود پیدا کنید

همه افراد نیاز به پشتیبانی، محبت و شادی دارند و دوستان از جمله بهترین گزینه هایی هستند که به این نیاز به بهترین شکل پاسخ می دهند. اگرچه در اختیار داشتن افردی که بتوانید آنها را دوست خود بدانید گامی مثبت محسوب می شود، با این حال توجه داشته باشید که لازم است در انتخاب خود کمال دقت را به خرج دهید. یک انتخاب نادرست می تواند نتیجه ای کاملا عکس به همراه داشته باشد.

با توجه به اینکه محل کار، خانه دوم شما محسوب می شود لازم است از میان همکاران خود افرادی را به عنوان دوست انتخاب کنید. اگرچه در این رابطه ایده آل این است که همه افراد حاضر در شرکت به دوستان شما تبدیل شوند، با این حال این امر به دلایل مختلف امکان پذیر نخواهد بود. از جمله موانع این امر این است که همه افراد آنگونه که شما می پسندید نیستند و این امر پروسه دوستی را بسیار دشوار می سازد. همچنین حضور در جمعی که احساس خوشایندی به شما دست نخواهد داد، تصمیمی اشتباه محسوب می شود. تحت این شرایط توصیه این است که افردی را که با آنها در ارتباط هستید به دو دسته تقسیم کنید:

1- دوستان معمولی: افرادی که باید با آنها ارتباط درستی داشته باشید با این حال از پارامترهای لازم برای دوستی با شما برخوردار نیستند. در این رابطه توجه داشته باشید که باید افراد را به درستی شناخت و درک واقعیت برخی ممکن است در مدت زمانی طولاتی صورت گیرد. به همین خاطر این دسته بندی باید از انعطاف لازم در راستای اعمال تغییرات برخوردار باشد.

2- دوستان صمیمی: همواره در شرکت افرادی را خواهید یافت که تمایل به برقراری ارتباط با آنها را دارید. با این حال باید توجه داشته باشید که در این رابطه تنها خواست شما مطرح نبوده و ممکن است آنها تمایلی به دوستی با شما نداشته باشند. تحت این شرایط تحمیل خود به عنوان یک دوست صمیمی تنها منجر به خراب شدن رابطه همکاری شما خواهد شد.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 30 بهمن 1396
  • برچسب ها:محیط کار ،
نظرات()   
   
چهارشنبه 25 بهمن 1396  10:30 ب.ظ

موفقیت پایدار در کسب‌وکار نیازمند داشتن یک سازمان با عملکرد مطلوب است. برای اغلب مدیران، چالش موجود بر سر راه ساختن چنین سازمانی، تعیین نقطه آغاز تغییر است.

اینکه آیا یک سازمان باید با شفا‌‌ف‌تر کردن اولویت‌های خود کار را آغاز کند؟ یا نیروهای با استعداد تازه‌ای را به کار بگیرد، محرک‌های تازه‌ای ایجاد کند یا فرآیند‌های تصمیم‌گیری را تغییر دهد؟ هر یک از این تلاش‌ها می‌تواند عملی باشد، اما این کارها زمان‌بر هستند و سایر منابع کمیاب را مصرف می‌کنند.

سازمانی با عملکرد بالای مختص خود بسازید

در دیدگاه ما، نقطه آغاز بستگی به سه عامل دارد: عملکرد فعلی سازمان‌، اهداف بلندمدت سازمان و موقعیت رقابتی آن. به‌عنوان مثال، در صنایع کشاورزی که نسبت به قیمت حساسند، موفقیت یک سازمان نیازمند پایین نگه داشتن هزینه‌هاست؛ اما در صنعتی مانند خدمات و نرم‌افزارهای رایانه‌ای، مشتریان کمتر به ارزانی بها می‌دهند و بیشتر به تطبیق‌پذیری و سازگاری این محصولات با دیگر سیستم‌های خود توجه می‌کنند. به گزارش دنیای اقتصاد، یک سازمان نرم افزاری که به‌صورت مستمر محصولات نوآورانه و شاخصی را ارائه می‌کند، سودآوری و رشد بالاتری را ایجاد خواهد کرد.برای افزایش احتمال موفقیت در کسب‌وکار، مدیران باید بروندادهای مطلوب خود را به روشنی شناسایی و بر آنها تمرکز کنند. آنها می‌توانند از رویکردی استفاده کنند که ما آن را ناوبر سازمانی می‌نامیم. با استفاده از این رویکرد می‌توان یک مسیر عملی را به سمت نتایج بهتر انتخاب کرد. ناوبر سازمانی به مدیران بالادستی یک سازمان کمک می‌کند که نقاط قوت و ضعف سازمان را تعیین و بروندادهای مهم‌تر را برای ایجاد عملکرد ممتاز در کسب و کار شناسایی کنند.در پانزده سال گذشته، ما در موسسه Bain، صدها سازمان را تقریبا در همه صنایع جهان مورد مطالعه قرار داده و ویژگی‌های سازمان‌های بزرگ را کشف کرده‌ایم. به تازگی ۶۶۵ شرکت در سراسر جهان را مورد مطالعه قرار دادیم و دریافتیم که ۶ برونداد سازمانی زیر، کلید موفقیت در عملکرد هستند:

۱- همسویی با استراتژی شرکت

۲- توانایی اجرای استراتژی با استعدادها، فرآیندها و ابزارهای درست

۳- اثربخشی در تصمیم‌گیری درست در اجرای مناسب تصمیمات

۴- قابلیت تطابق با تغییرات سریع

۵- کارآیی در تحقق بخشیدن به منافع موجود در مقیاس‌ها و قلمروها

۶- تعهد به تلاش مضاعف

سه برونداد نخست (همسویی، توانمندی و اثربخشی) به‌عنوان مبنای عملکرد قدرتمند کسب‌وکار عمل می‌کنند. در پیمایش ما، شرکت‌های پیشرو در عملکرد به ندرت در این ابعاد عملکرد متوسط به پایین داشتند. سه فاکتور آخر (تطبیق پذیری، کارآیی و تعهد) به‌عنوان شتاب دهنده عمل می‌کنند و به شرکت‌ها مزیت رقابت واقعی می‌دهند. البته مشروط بر اینکه بر مبنای مناسبی بنا شده باشند؛ یعنی سه فاکتور اول را داشته باشند.

چگونگی ارتباط سازمان با عملکرد کسب‌وکار

هر قدر عملکرد شرکت در این شش بعد بهتر باشد، احتمال آنکه این شرکت تبدیل به یک پیشرو در عملکرد سازمانی شود بیشتر می‌شود. به عبارت دیگر، شرکتی که نسبت به مدیران خود در صنعت عملکرد بهتری در این ابعاد داشته باشد، رشد درآمد، سودآوری و بازگشت سرمایه بهتری را در بازه ۵ ساله دارد. تنها یک‌ششم شرکت‌ها به‌طور مستمر عملکرد مطلوبی در همه این سه معیار داشتند.تحلیل ما از ۶۶۵ شرکت، نشان‌دهنده رابطه مستقیم میان عملکرد سازمان در این بروندادها و احتمال تحقق عملکرد متعالی در این کسب‌وکارها هست. شرکتی که در همه ۶معیار عملکرد مطلوب و بالایی دارد، پنج برابر بیشتر از شرکتی که در این معیارها رتبه بالا ندارد قوی‌تر عمل کرده است. به همین صورت، شرکتی که در هیچ کدام از این معیارها رتبه پایینی نداشته، بخت بیشتری برای رهبری در عملکرد کسب‌وکار نسبت به شرکت‌هایی که در برخی جهات در پایین نمودار بوده‌اند داشته است.اهمیت نسبی هر برونداد برای یک شرکت ممکن است با گذشت زمان تغییر کند و با تغییر راهبرد و ایجاد قابلیت‌های جدید همراه شود. در ادامه چگونگی تاثیرگذاری این بروندادها بر مدیریت کسب‌و‌کار را بررسی می‌کنیم.

•  همسویی با اولویت‌های استراتژیک

حتی با یک استراتژی بسیار خوب یک شرکت موفق نمی‌شود؛ مگر اینکه مجری خوبی باشد. یک سازمان باید به خوبی با استراتژی خود همسو باشد. این موضوع با تغییر استراتژی اهمیت بیشتری می‌یابد.برای اینکه تحول عمیق شرکت فورد موتور در سال ۲۰۰۶ آغاز شود، تیم ارشد مدیریت این شرکت با مدیر عامل جدید خود، آلن مولالی یک مسیر استراتژیک را تعیین کرد که بر اساس آن، شرکت برندهای پراکنده و غیر محوری را کنار گذاشت و به توسعه برندهایی برای بازارهای جهانی پرداخت. مولالی دریافت که باید سازماندهی فورد را برای اجرای استراتژی جدید و همسویی با آن تغییر دهد.وی ساختار شرکت فورد را که مبتنی بر واحدهای منطقه‌ای کسب‌وکار بود تغییر داد و آن را بر اساس کارکردهای جهانی ساختاربندی کرد. این کار شرکت را قادر ساخت که از تعداد چهل پلت‌فرم به ۱۰ پلت‌فرم برسد. مولالی با بازنگری‌های هفتگی عملکرد کسب‌و‌کار همسویی با رویکرد جدید را پایش و مدیران خود را ملزم می‌کرد که بحث‌های صادقانه و بازی را درباره مشکلات و مسائل داشته باشند. تنها در چند سال، فورد مجددا به سودآوری رسید و حتی از بحران مالی سال ۲۰۰۸ آسیب ندید.

• توانمندی

یک شرکت برای دستیابی به عملکرد مطلوب باید چند قابلیت کلیدی که برای تحقق راهبردش ضروری هستند تعریف و آنها را مورد تاکید قرار دهد و البته باید در قابلیت‌های دیگر نیز به حد کافی توانمند باشد.موفقیت شرکت کپیتال وان در کارت‌های اعتباری به استراتژی این شرکت مبنی بر تعریف نقش‌های کوچک از مشتریان و متناسب‌سازی پیشنهادهای آنها برمی‌گردد. مدیران این شرکت، تصمیم گرفتند که از سفارشی‌سازی انبوه برای رقابت با شرکت‌های بزرگ مالی مانند امریکن اکسپرس استفاده کنند.

•اثربخشی در تصمیم‌گیری‌های مهم و اجرای آنها

شرکت‌هایی که تصمیم‌گیری‌های بهتر و سریع‌تری انجام می‌دهند و آنها را به‌طور مستمر اجرا می‌کنند، از سایر شرکت‌ها عملکرد بهتری خواهند داشت. اثربخشی در تصمیم‌گیری نیازمند آن است که همه افراد بدانند که چه تصمیمی در حال گرفته شدن است و چه کسی اختیار این تصمیم‌گیری را دارد و بدانند این تصمیم چگونه گرفته شده و قرار است در چه زمانی بهترین نتایج خود را داشته باشد.

• تطبیق‌پذیری در رویارویی با تغییر سریع

شرکت‌ها برای آنکه بتوانند به‌طور مستمر رشد کنند، اغلب نیازمند آنند که سازماندهی‌شان بر اساس محیط پویا و رقابتی انجام گیرد. بهترین سازمان‌ها آنهایی هستند که بتوانند به سرعت تطبیق پیدا کنند. در دو دهه گذشته، شرکت هایر که یک تولیدکننده چینی است، یک نرخ رشد خوب ۲۴ درصد را تجربه کرد. این رشد تا حدی برخاسته از تکامل سازماندهی این شرکت برای تطابق با اولویت‌های هر کدام از مراحل رشد بود. در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ زمانی که این شرکت بر دستیابی به کیفیت بالا بر محصولات خود متمرکز شد، پیاده‌سازی یک ساختار کارکردی به این شرکت کمک کرد به استانداردهای عالی دست پیدا کند. در اواخر دهه ۱۹۹۰ و دهه ۲۰۰۰، یک ساختار ماتریسی در این شرکت استقرار یافت و کمک کرد که خط تولید در شرکت‌های مختلف راه‌اندازی شود و به تولید ادامه دهد.از اواخر دهه ۲۰۰۰، هایر با پیچیدگی عجیبی برای پرداختن و پیشی گرفتن از رقبای خود روبه‌رو بود. این شرکت تصمیم‌گیری را به هزاران واحد عملیاتی خود واگذار کرد و آنها را توانمند ساخت که به‌طور مستقیم نیازهای مشتریان را پاسخ دهند و با تامین‌کنندگان همکاری کنند. این تیم‌های میان‌بخشی که متشکل از ۱۰ تا ۲۰ نفر بودند، درآمد مخصوص به اهداف خود را داشتند، بودجه خود را مدیریت می‌کردند و در زمینه هزینه‌ها، استخدام و جابه‌جایی افراد خود نیز مختار بودند.

•کارآیی در تحقق بخشیدن به منافع مقیاس

رهبران هزینه می‌دانند که چگونه پیچیدگی در سازمان خود را ساده کنند و آن را به حداقل برسانند. آنها گام‌هایی را برای ساده‌سازی مدیریت خود طی می‌کنند، فرآیندهای کلیدی را روان‌سازی می‌کنند و همه این کارها با نگاه به کارآیی و بهره‌وری انجام می‌شود.بانک اسپانیایی سانتاندر از مزیت مقیاس محلی برای بهبود کارآیی سازمانی خود استفاده کرد. راهبرد رشد یک بانک شامل ایجاد یک پرتفوی از موقعیت‌های رهبری در بانکداری خرد در اسپانیا، آمریکای لاتین و بریتانیا بود. سانتاندر با بهره‌گیری کامل از مزایای مقیاس خود، فرآیندها را برای افزایش کارآیی در فناوری اطلاعات و عملیات فنی خود استانداردسازی کرد و این استاندارد حداکثر کارآیی را در بسیاری از بانک‌هایی که از سال ۲۰۰۰ مالک آن شده بود اعمال کرد. این رویکرد سانتاندر را قادر ساخت که بانک‌های خرد با عملکرد نامطلوب را تملیک کند و بهبودهای تدریجی در پرتفوی خود ایجاد کند.

• تعهد به عمل بیش از وظیفه

 افراد زمانی که احساس مالکیت بر کار خود کنند بیش از وظیفه خود عمل می‌کنند. کارمندان متعهد انرژی خود را بیشتر از افرادی که صرفا راضی هستند معطوف به کار می‌کنند. این موضوع در بخش‌هایی که مبتنی بر خدمات است اهمیت بیشتری دارد. پس جای شگفت نیست که سازمان‌هایی که میزان بالایی از تعهد در کارمندان خود دارند، عملکرد بهتری نسبت به دیگران داشته باشند.

به‌عنوان مثال داویتا که یک رهبر بازار در ارائه خدمات دیالیز به بیماران کلیوی است را می‌توان ذکر کرد. ۱۵ سال پیش، این شرکت به‌صورت گمنام و غیرسودآور کار می‌کرد، در نقدینگی دچار مشکل بود و نیمی از کارکنان، آن را ترک کرده بودند. مدیر اجرایی جدید شرکت، کنت سایری موجبات ساختن یک نوع متفاوت از شرکت را فراهم کرد. سایری داویتا را به‌عنوان یک دهکده تلقی می‌کرد و خود را شهردار آن می‌نامید. وی در تغییر فرهنگ داویتا، مشارکت کارکنان را جلب کرد و هر ساله در داویتا جلساتی با شرکت افراد محلی شعب سراسر کشور شکل می‌گرفت. در این جلسات سایری موجبات توجه به صدها کارمند را فراهم می‌کرد و تعهد بیش از وظیفه آنها را برمی‌انگیخت. این شرکت با تعهدی که ایجاد کرده بود در ۱۵ سال گذشته عملکرد خوبی داشت و درآمد آن به ۱۲/ ۸ میلیارد دلار رسید؛ عددی که پیش از این ۱۵ سال، ۴۵/ ۱ میلیون دلار بوده است. شرکت همچنین از زیان۱۴۷ میلیون دلاری به سود ۷۲۳ میلیون دلاری رسیده است. جابه‌جایی کارکنان نیز در این شرکت کاهش یافته است.

• تعیین آهنگ عملکرد سازمانی متعالی

برای ارزیابی جایگاه کنونی سازمان در دستیابی به هر کدام از ۶ برونداد ذکرشده، باید ارزیابی را از پیمایش کارکنان آغاز کنیم. ترکیب نتایج پیمایش با مصاحبه و سایر روش‌های تشخیصی، امکان ارزیابی را برای ما فراهم می‌کند. یکی از این معیارها می‌تواند شیوه تصمیم‌گیری سازمان و اجرای آن تصمیمات باشد. این ارزیابی غنی صحنه را برای تشکیل جلساتی مهیا می‌کند که مدیران به سه پرسش کلیدی پاسخ دهند:

• چگونه هرگونه شکاف در شالوده خود را برطرف کنیم؟ عملکرد مطلوب پایدار شامل ایجاد یک مبنای محکم است. همان‌طور که قبلا ذکر شد، مدیرانی که از نظر عملکردی رتبه بالایی داشتند به ندرت از نظر عناصر مبنایی همچون همسویی، قابلیت و اثربخشی رتبه متوسط به پایین داشتند.

•  چگونه می‌توانیم ضعف‌های خود را برطرف کنیم؟  قرار گرفتن در رده‌های پایین در یک یا حتی دو بعد، بیش از دو برابر شانس سازمان را برای دستیابی به عملکرد بالا کاهش می‌دهد. سازمانی که مبتنی بر خدمات است مانند یک شرکت هواپیمایی باید همسویی قدرتمندی  بین بخش های خود داشته باشد. مثلا اگر مهمانداران تعهد کمی داشته باشند ایجاد عملکرد مطلوب دشوار خواهد بود.

• چگونه می‌توانیم از نقاط قوت خود بهره‌برداری کنیم؟ هر چه بروندادهایی که در رتبه‌های بالا قرار می‌گیرند بیشتر باشند، احتمال عملکرد مطلوب در کسب‌وکار بیشتر می‌شود. برخی سازمان‌ها حتی ممکن است بتوانند از قدرت خود در زمینه‌هایی مانند تطبیق‌پذیری نیز استفاده کنند تا بتوانند ضعف در ابعاد دیگر مانند همسویی را پوشش دهند.

پرداختن به این پرسش‌ها احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد. به‌عنوان نمونه، یک شرکت شیمیایی چندملیتی برای چند سال شاهد افزایش هزینه‌ها بود. برخی تلاش‌ها برای کارآمد کردن عملیات‌ها نتوانسته بود برای کاهش هزینه‌ها موفق باشد. رهبران ارشد این شرکت دریافتند که مرزهای کسب‌وکار با چگونگی ایجاد ارزش در سازمان در شرکت همخوانی ندارد. این موضوع باعث ایجاد سردرگمی و رفتارهای مخرب شده بود و منجر به دوباره‌کاری و افزایش هزینه‌های سربار شده بود.وقتی این کسب‌وکار رویکرد خود را از واحدهای مبتنی بر دارایی به واحدهای مبتنی بر کارکرد تغییر داد؛ کارکردها هزینه‌های واقعی خود را روشن‌تر نشان دادند و اثربخشی خدمات شرکت مشخص‌تر شد. شرکت تعداد واحدهای سازمانی خود را به یک‌سوم کاهش داد و کارآیی پایداری برای خود ایجاد کرد. شرکت توانست تنها با حل مساله همسویی به بهبود بسیار خوبی در کارآیی خود دست یابد.تغییر نظام‌مند یک سازمان نیازمند اولویت‌بندی جدی است. مدیران باید بتوانند بروندادهای مشخصی را که می‌توانند با پیشرفت در آنها به موفقیت در کسب‌وکار برسند به روشنی شناسایی کنند. این ۶ برونداد سازمانی می‌تواند دیدگاه خوبی درباره بهترین شیوه استفاده از منابع کمیاب برای ایجاد عملکرد متعالی در اختیار ما قرار دهد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 بهمن 1396  10:27 ب.ظ

  یکی از پرکاربردترین کلمات در حوزه‌های کسب‌و‌کار، واژه «استارت‌آپ» است.

شما نیز حتما در اخبار و رسانه‌ها بارها و بارها این کلمه را شنیده‌اید و شاید برنامه‌های تلویزیونی یا تبلیغاتی در سطح شهر در رابطه با راه‌اندازی استارت‌آپ دیده باشید. اما چرا استارت‌آپ تا این اندازه در اقتصاد و کسب درآمد مردم و کشورها پر اهمیت است؟ بررسی مفهوم و اصالت این واژه به ما کمک می‌کند تا به نقش حیاتی این پدیده در اقتصاد کشورها به‌خصوص در دو دهه پیش‌رو پی ببریم.

واژه استارت‌آپ در زبان انگلیسی به معنای «شرکت نوپا» است. این شرکت نوپا ویژگی‌هایی دارد که آن را از نمونه‌های مشابه خود متمایز می‌کند. شما می‌توانید یک شرکت یا کسب‌و‌کار جدید راه‌اندازی کنید که مشابه آن وجود دارد، در ماه‌های اول شرکت شما هنوز به‌درستی سر و شکل نگرفته است و اصطلاحا بیان می‌کنید شرکت ما نوپاست، اما در استارت‌آپ معنای نوپا بودن به مفهوم اصیل دیگری پیوند خورده است. به گزارش دنیای اقتصاد، کسب‌و‌کارهای مورد نظر در چارچوب استارت‌آپ بر ایده‌های خلاقانه، کارآفرینانه و مبتکرانه در خلق محصولات جدید یا ارائه راه‌حل بهتر برای انجام کسب‌و‌کارهای فعلی است؛ بنابراین نوپا بودن در مفهوم استارت‌آپ به‌معنای نوپا بودن در ایده و خلاقیت در تولید محصولات جدید یا کنار گذاشتن سازوکارهای فعلی برای جایگزین کردن آنها با رویه‌های بهینه است. برای مثال زمانی مردم تمامی کالاها و خدمات خود را از بازار تهیه می‌کردند که نیازمند صرف وقت و انرژی بسیار بود؛ اما در حال حاضر استارت‌آپ‌های اینترنتی شامل انواع فروشگاه‌های اینترنتی به‌خصوص در حوزه لوازم و تجهیزات مختلف، پا به عرصه زندگی مردم گذاشته و موجب صرفه‌جویی بالا در این زمینه شده است.

دیگر نیازی نیست شما برای خرید کالاها و خدمات به محل فروش آنها مراجعه کنید و برای مقایسه کالایی خاص با نمونه‌های مشابه و پیدا کردن بهترین قیمت و کیفیت مورد نظر با توجه به موجودی پول خود، کل بازار را بالا و پایین کنید. در وب‌سایت‌های این فروشگاه‌ها انجام چنین مقایسه‌هایی به‌راحتی امکان‌پذیر است و با پرداخت اینترنتی می‌توانید جنس مورد نظر را در منزل تحویل بگیرید یا در رابطه با تغییر سازوکارهای موجود و تسهیل فرآیندهای پر اصطکاک فعلی می‌توان به استارت‌آپ‌های حمل‌و‌نقل که به‌تازگی در کشور ما جا افتاده و تقریبا تمامی مصرف‌کنندگان از نحوه خدمات‌دهی آن اظهار رضایت می‌کنند، اشاره کرد. به‌جای تماس تلفنی به بنگاهی که چند خودرو محدود دارد، در کسری از زمان نزدیک‌ترین تاکسی به شما، آماده ارائه خدمت است و به‌واسطه تعدد سفرها برای رانندگان، امکان کاهش قیمت سفرها نیز وجود دارد. مزیتی که موجب شده بسیاری از مردم اولین گزینه‌ای که برای سفرهای شهری (در زمانی که نمی‌خواهند از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنند) به ذهن‌شان می‌رسد، استفاده از اپلیکیشن مربوط به این استارت‌آپ‌ها روی گوشی همراهشان است.

نوپا بودن، اولین خصیصه استارت‌آپ است اما ویژگی مهم دیگر آن که اهمیت آن را در اقتصاد دو چندان می‌کند رشد سریع و رسیدن به درآمد است که در اغلب موارد درآمدهای حاصل از آن در سطح بسیار بالایی است. کسب درآمد بالا یک پدیده تقریبا قابل پیش‌بینی، در صورت راه‌اندازی مناسب استارت‌آپ است؛ زیرا شما یا محصولی جدید و مورد توجه مردم تولید کرده‌اید، یا ایده‌ای نو برای انجام امور قبلی آنها به فرمی ساده‌تر ایجاد کرده‌اید. در هر دو مورد شما با یک تقاضای جدید و منحصربه‌فرد برای محصولتان مواجه هستید و تمامی عواید حاصل از آن در نبود رقبا به حساب شما واریز می‌شود. توجه داشته باشید اصالت یک استارت‌آپ در نوآوری آن نهفته است، نمی‌توان گفت اگر شما در حضور دو فروشگاه اینترنی در کشور، یک فروشگاه اینترنتی با رویه‌ای مشابه آن و محصولات بیشتر راه‌اندازی کردید، شما استارت‌آپ راه‌اندازی کردید، بلکه این پدیده در حقیقت ورود به یک بازار رقابتی با مزیت نسبی است. در برخی مطالب به اشتباه انجام اعمال مشابه در کسب‌و‌کار را استارت‌آپ اطلاق می‌کنند که به‌واقع تعبیر درستی نیست. استارت‌آپ‌هایی چون گوگل، اپل و مایکروسافت را همیشه در ذهن داشته باشید تا متوجه شوید که مفهوم این واژه در فرم اصیل آن چیست. محصولاتی جدید و نوآورانه که دنیای تجارت و زندگی انسان‌ها را دگرگون کرده و درآمدهای هنگفتی نصیب مالکان، کارآفرینان و اقتصاد کشورهای خود کرده‌اند.

یک اشتباه رایج دیگر در بیان و کاربرد مفهوم استارت‌آپ، بیان این مطلب است که استارت‌آپ به کسب‌و‌کارهای اینترنتی گفته می‌شود. اگر استارت‌آپ‌های بزرگ برای رشد سریع، کاهش هزینه‌های مبادلاتی و گسترش روزافزون تقاضای خود در بازارهای جهانی، به‌صورت عمده بر استفاده از شبکه جهانی اینترنت متمرکز هستند نباید گفت که استارت‌آپ تنها به این حوزه از کسب‌و‌کار مربوط می‌شود. برای مثال یکی از استارت‌آپ‌های معروف دنیا تحت عنوان «پراسپورا» که با سرمایه‌ اولیه ۱۱۲ میلیون دلار، جزء ۲۰ استارت‌آپ برتر سال ۲۰۱۷ بود؛ مربوط به کاربرد هوش مصنوعی در صنعت کشاورزی برای افزایش بهره‌وری است؛ بنابراین شاید بتوان گفت خصوصیات استارت‌آپ‌ها نظیر رشد سریع و برق‌آسا و کسب بازارهای بزرگ حتی در سطح جهانی موجب شده که عمده محصولات و نوآوری‌ها در این حوزه متمرکز بر تولید محصولات اینترنتی یا تکنولوژی اطلاعات باشد، اما نباید گفت که مفهوم استارت‌آپ لزوما راه‌اندازی کسب‌و‌کار اینترنتی است.

اهمیت استارت‌آپ در اقتصاد کشورها به‌واسطه رشد سریع و ارز‌آوری بالای آن در مدت‌زمان کوتاه است. به‌دیگر بیان گسترش استارت‌آپ‌ها موجب رشد سریع اقتصاد کشورها می‌شود. همان‌طور که ذکر آن در بالا رفت اکثر محصولات ارائه شده در این حوزه، به فرم برنامه‌های کامپیوتری، تکنولوژی‌ها جدید در فناوری اطلاعات، کسب‌وکارهای مبتنی بر شبکه جهانی اینترنت و اخیرا هوش مصنوعی است. طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۴۰ پیشرفت کشورها در زمینه هوش مصنوعی، یگانه عامل مهم در بقای اقتصاد آنها خواهد بود و کشورهایی که در زمینه تکنولوژی و هوش مصنوعی زیرساختی نداشته باشند در سیستم اقتصادی دنیا وابسته صرف خواهند بود. به‌همین دلیل است که استارت‌آپ‌ها از اهمیت بسیار بالایی در دنیای امروز برخوردار هستند.ایده‌های نو و خلاقانه ماهیتا دارای ریسک بالایی هستند چون در حال معرفی محصول جدید در فضای کسب‌و‌کار هستند که ممکن است مورد قبول واقع نشود به همین دلیل سرمایه‌گذاری در آن در اکثر موارد در فقدان حمایت دولتی در سطح پایینی خواهد بود.

علاوه‌بر این، معرفی یک ایده خلاقانه از پیشنهاد تا اجرای آن باید از سازوکاری مناسب و روان برخوردار باشد تا انگیزه لازم برای ورود کارآفرینان را فراهم کند. این‌ عوامل جزو مواردی هستند که در گسترش استارت‌آپ‌ها ضروری هستند. باید توجه داشت سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ ممکن است عوایدی به ابعاد بازارهای بزرگ جهانی، رشد اقتصادی و تامین آینده کشور داشته باشد. دنیا در حال گذار به سمت ارائه محصولات مبتنی بر تکنولوژی‌های پیشرفته خصوصا در زمینه هوش مصنوعی است، در چنین فضایی بدون شک کشورهایی که زیرساخت‌های لازم برای پرورش ایده‌های نو و خلاقانه افراد را فراهم کرده‌اند از جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد آینده برخوردار خواهند بود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

اگر تجربه معاشرت و وقت گذرانی با افراد موفق خارج از حیطه کسب و کار را داشته باشید، عادت‌های صبحگاهی آن‌ها برای شما مورد عجیبی نخواهد بود. مشاهده انجام امور یکسان برای چند روز شاید منطقی باشد، اما وقتی پای سال‌ها و دهه‌های متمادی به میان می‌آید، چشم مخاطبان از تعجب گرد می‌شود.

آری زولدان به عنوان فردی که تجربه مصاحبه و همنشینی های طولانی با افراد موفقی نظیر بیل گیتس را داشته، در این مقاله در تلاش برای اثبات علت اصلی تمایل کارآفرینان به چنین عادت هایی است. نکته مهم که باید مدنظر داشت، هدفمندی چنین رفتارهایی است. هنگامی که در پروژه «فضای استارت آپ» مشغول بررسی عادت های کارآفرینان موفق در قالب پژوهشی راهبردی بودم، اغلب کارآفرینان عادت های خاصی برای خود داشتند.

 در واقع فردی مانند وارن بافت، مارک زوکربرگ و الون ماسک به نوعی رفتارهای روزمره شان را شخصی سازی کرده بودند. تفاوت میان این روش های زندگی و کار در نگاه اول بسیار متنوع بود. با این حال هنگامی که به یکی از به ظاهر کم اهمیت ترین زمان های روز پرداختیم، شباهت بسیار زیادی در میان کارآفرینان گوناگون نمود یافت. منظور من از کم اهمیت ترین زمان روز همان ابتدای صبح است. در هر صورت بیشتر مردم صبح خود را با قهوه یا هر نوشیدنی گرم دیگری شروع می کنند.

در مورد کارآفرینان برتر اما آغاز روز اهمیت فراوانی دارد. با نگاهی به تنوع رویکردها به حوزه کسب وکار مشاهده تأکید اغلب افراد موفق روی نحوه شروع روز اندکی عجیب به نظر می رسد. چه عاملی این غول های حوزه کسب وکار را مجاب به کسب چنین عادت هایی کرده است؟ در ادامه به بررسی دلایل اهمیت این حوزه خواهیم پرداخت.

ایجاد زمان بیشتر

بسیاری از افراد هنگام برخاستن از تختخواب تمرکز کافی ندارند. در هر صورت همه ما تجربه تفکر در مورد آنچه را که قرار است در ابتدای روز انجام دهیم داریم. یکی از مزیت های برنامه ریزی دقیق برای صبح ها جلوگیری از اتلاف بیهوده وقت است. با نگاهی به کارهایی که در طول یک ماه گذشته در هنگام صبح آنجا داده ایم، متوجه نکته ظریفی خواهیم شد: همه ما تقریباً صبح های خود را به یک شکل شروع می کنیم. با این حساب تفاوت افراد معمولی و کارآفرینان موفق چیست؟ تفاوت اصلی در جلوگیری از اتلاف وقت است. اگر شما صبح دقایق طولانی به تفکر در مورد اینکه چه کار قرار است کنید، می پردازید، کارآفرینان از همان لحظه نخست برنامه مشخصی دارند.

علاوه بر صرفه جویی در زمان کاهش استرس نیز یکی دیگر از دستاوردهای این شیوه است. در واقع هنگامی که می دانید چه باید انجام دهید، استرس و فشار کمتری را در ساعات اولیه روز تجربه خواهید کرد.

خلق تحرک بیشتر

عادت های شما گاهی باعث ایجاد باوری کاذب در شما می شوند. این فرآیند بسیار ساده است: به باور اغلب افراد عادت های طولانی به موجب کارایی و سودمندی شان موفقیت را تضمین می کنند. این شیوه از اعتماد به عادت ها شاید در نگاه نخست با راهکار کارآفرینان موفق شباهت هایی داشته باشد. با این حال باید توجه داشت که تفاوت های عمده ای میان یک راهکار پویا و عادتی خشک و تغییرناپذیر وجود دارد. در مورد کارآفرینان عادت های یکسان و تکراری حاصل فرآیند طولانی و پایان ناپذیر آزمون و خطاست.

برهمین اساس به محض شناسایی راهکار و عادتی جدید این افراد هیچ مقاومتی در برابر تغییر نشان نمی دهند. این تحرک و پویایی کارآفرینان در انتخاب عادت ها در حالی است که بیشتر افراد به شدت نسبت به باورها و اصول رفتاری قدیمی شان وفادار هستند.

نکته دیگری که باید مدنظر داشت، ماهیت گزینش چنین عادت هایی است. در واقع اگر برای اغلب افراد این عادت ها از روی تجربه لذت بخش گذشته تثبیت می شود، برای کارآفرینان این فرآیند سرشتی کاملا تجاری دارد. برای مثال الون ماسک روزانه تنها 4 ساعت خواب مفید دارد. این بدان معنا نیست که این کارآفرین خلاق علاقه عمیقی به این شیوه زندگی دارد، بلکه نمایانگر راهکار مطلوبی است که وی به منظور مدیریت بهینه زمان و کسب وکارش انتخاب کرده است.

در آنچه انجام می دهید بهتر شوید

انجام امور یکسان در آغاز هر روز کاری شما را به کنشگری ماهرتر در آن حوزه عمل تبدیل می کند. این وجه از عادت های روزانه معمولا مورد بی توجهی قرار می گیرد. با این حال نگاهی ساده به عملی مانند تهیه قهوه در ابتدای صبح به خوبی حاکی از اهمیت این نکته است. حال اگر بحث را مقداری از سطح قهوه صبحانه وسیع تر کنیم، در فعالیت هایی مانند شیوه شروع کار در دفتر شرکت نیز عادت های مفید موجب بهینه سازی هرچه بیشتر زمان می شود. همچنین زمانی که از انجام درست و سریع یک کار اطمینان دارید، هیچ گاه در بلند مدت از انجام آن دچار استرس و نگرانی نخواهید شد.

برخلاف الون ماسک که تنها چهار ساعت در طول روز خواب است، لبرون جیمز دقیقا نیمی از روز را به خواب اختصاص می دهد. شاید برای هر فرد معمولی این مدت طولانی خواب تعجب آور یا حتی کسل کننده باشد. با این حال جیمز بزرگ این شیوه را برای ریکاوری هرچه بهتر پس از بازی های سنگین انتخاب کرده است. مانند آنچه پیش از این گفته شد، لبرون جیمز این شیوه از زندگی را به دلیل سودمندی صرف یا تنبلی انتخاب نکرده است، بلکه هدف اصلی ارائه عملکرد بهتر در زمین مسابقه است: «شاید شما از اینکه من 12 ساعت خواب هستم تعجب کنید. اما آنچه من را لبرون جیمز کرده و بقیه را فقط بازیکن بسکتبال همین نکته های به ظاهر عجیب است.»

فعالیت روزانه با یک موتور اضافی

علاوه بر صرفه جویی در زمان و مدیریت بهینه آن که حاصل پیروی از عادت های خاص در صبح است، فایده های دیگری نیز برای این شیوه برنامه ریزی می توان یافت. براساس پژوهش های انجام شده از سوی مجله INC کارمندان آمریکایی که به طور میانگین صبح را با برنامه ای مشخص شروع می کنند از نظر تمرکز 73 درصد از دیگر همتایان شان برتر هستند. این درحالی است که بسیاری از افراد به دلیل شروع پراسترس روز در حالتی سردرگم به سر می برند.

دبی مرگستین، مدیرعامل مجموعه های ورزشی مخصوص زنان، در مورد اهمیت برنامه ریزی ساعت های اول صبح این گونه اظهارنظر کرده است: «پیروی از اصول مشخص یعنی بهره وری بیشتر. در اینجا اغلب ورزشکاران مبتدی سرسختی قابل توجهی در برابر برنامه های ارائه شده نشان می دهند، با این حال به محض اجرای اصول مشخص ورزشی دیگر آن را رها نمی کنند. وقتی ابتدای کار را درست برنامه ریزی کنیم، تا پایان همه چیز براساس یک برنامه منسجم پیش خواهد رفت. با توجه به آنچه در این مقاله گفته شد به نظر می رسد شما نیز به یک برنامه دقیق برای صبح های خود نیازمندید. به منظور تسهیل یافتن راهکار توصیه می کنم این پرسش ها و نکات را مدنظر قرار دهید:

- چقدر از زمان تان را در ابتدای صبح تلف می کنید؟ شما باید برنامه خود را در راستای کاهش فعالیت های وقت گیر سازماندهی کنید.

-  بدون احتساب آنچه بدان علاقه دارید و تنها با توجه به بهبود وضعیت کسب وکارتان چه فعالیت هایی را برای شروع صبح مناسب می دانید؟

- به محض اینکه برنامه خود را درست کردید، با کوچک ترین دشواری آن را رها نکنید. در واقع همیشه پیروی از یکسری اصول جدید ترک عادت های قدیمی دشوار است. با این حال تأثیر یک برنامه صبحگاهی تنها پس از گذشت یک یا دو هفته آشکار می شود، بنابراین در چنین موردی شما نیاز به تقویت صبر و حوصله تان خواهید داشت.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 22 بهمن 1396  10:17 ب.ظ

رشد، منحصر به فیزیک فرد نمی شود، بلکه رشد شخصیتی و هوش هیجانی از مهم ترین موضوعاتی است که در دهه های اخیر مورد توجه محققان برجسته قرار گرفته است.

 کارآفرینان می توانند اثر زیادی روی جامعه بگذارند. از این رو باید ابتدا خود را رشد دهند. در ادامه به نقل از دیجیاتو، راهکارهایی برای رشد یافتن به عنوان یک کارآفرین آمده است.

مشورت کردن

صحبت با یک فرد دانا می تواند پندهای خوبی به شما بدهد. حالا فرض کنید با چند نفر دانا مشورت کنید. نظرات با ارزش زیادی عایدتان می شود. از این رو بهتر است با افراد زیادی که در زمینه شغلی شما کار کرده اند صحبت کنید تا دیدتان وسیع تر شود.

Allen Lau ، موسس Wattpad هر دو ماه یک بار همه مدیران عامل شرکت را به اتاق فکری دعوت می کند که در آن ساعت ها به صحبت می پردازند. همه افراد قبل از ورود به اتاق تلفن های خود را خاموش کرده و درباره چالش هایی که برای شان پیش آمده، صحبت می کنند و برای آن راه حل هایی می یابند.

حتی می توانید از دوست تان دعوت کنید که ساعتی همراه شما به پیاده روی بیاید و با هم فکر و صحبت کنید. اگر دوست تان همیشه با شما موافقت کند بدانید فرد درستی را انتخاب نکرده اید.

کتاب و مقاله بخوانید

برای شروع از کتاب و مقالات موجود در بازار و اینترنت استفاده کنید. خوشبختانه امروزه کارآفرینان به راحتی تجربیات شان را با عموم مردم سهیم می شوند و می توانید درس های ارزشمندی را از آنان بیاموزید.

در تحقیقی نشان داده شده 88 درصد ثروتمندترین افراد دنیا حداقل 30 دقیقه در روز مطالعه می کنند. کتاب و مقالات می توانند ایده های خوبی به شما داده و مهارت های تان را بهبود دهند. شاید برخی از محتوای یک کتاب امروز به کارتان نیاید اما قطعا روزی می رسد که از آن استفاده خواهید کرد.

آنالیز SWOT را انجام دهید

SWOT می تواند در شناخت توانایی ها و ضعف های تان به شما بسیار کمک کند. دانستن ضعف همان قدر ارزش دارد که دانستن قوت. از این رو، روی کاغذ جدولی با چهار ستون بکشید و در هر کدام نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای تان را بنویسید. شاید نوشتن ضعف های تان جالب نباشد اما شناخت آنها به شما کمک می کند که تلاش تان را در جهت رفع آنها متمرکز کنید و به فرد بهتری تبدیل شوید. این کار بسیار بهتر از نادیده گرفتن شان است.

قانون رشد

بر اساس قانون رشد به هر آنچه فکر کنید در زندگی تان منعکس شده و بزرگ می شود. اگر ذهن تان را درگیر مسائل بیهوده کنید، زندگی پوچی خواهید داشت. اگر به جنبه های مثبت فکر کنید شانس های خوبی به سراغ شما خواهند آمد.

افکارتان را آنالیز کنید. آیا منفی نگر هستید یا مثبت نگر؟ همیشه این جمله را به یاد داشته باشید: «شما همانی می شوید که فکر می کنید.»

استراحت کنید

اداره کسب و کار مانند دو ماراتن است نه دو سرعت. هرکس که با سرعت این مسیر را طی کرده از میدان بیرون رفته است. از این رو خود را بیش از حد درگیر کار نکنید. مرتبا استراحت کنید. نوع آن به روحیات خودتان بستگی دارد. استراحت به شما کمک می کند با انرژی بیشتری نسبت به قبل سر کار حاضر شوید و ذهن بازتری برای برخورد با مسائل داشته باشید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

طرح بنویسید

 برای تشکیل یک تیم کاری خوب، به هدفی واضح و قابل سنجش برای کاری که می‌خواهید انجام دهید نیاز دارید. به گزارش دنیای اقتصاد، به همین منظور، نکته‌های زیر را فراموش نکنید. استخدام خوب به تنهایی کافی نیست: اگر از مدیران ارشد در مورد سبک رهبری‌شان سوال کنید، احتمالا می‌شنوید که بیشتر آنها می‌گویند: «من بهترین افراد را استخدام می‌کنم و بعد از سر راهشان کنار می‌روم.» این نظر خوبی است که در یک سطح مشخصی منطقی به نظر می‌رسد. استخدام افراد مناسب مهم‌ترین بخش از تشکیل یک تیم قوی است و استقلال دادن به افراد یک عامل انگیزه‌دهنده عالی است. اما مدیریت کردن تیم به این آسانی نیست. رهبران کسب‌وکار باید نقش فعال‌تری داشته باشند تا مطمئن شوند گروه، همکاری خوبی با هم دارد و بر اولویت‌های درستی متمرکز می‌ماند. برای ایجاد یک فرهنگ قوی از کار تیمی، چند محرک اصلی وجود دارد؛ محرک‌هایی که اگر به خوبی اجرایی شوند، به طرز قابل توجهی اثرگذار خواهند بود و رویکردهای آن برای هر تیم یا سازمانی، از پنج نفر تا ۵۰۰ هزار نفر قابل اجرا خواهند بود.

نقشه واضح ترسیم کنید: رهبران کسب‌وکار باید به تیم‌های خود همان سوالی را جواب بدهند که کودکان قبل از شروع یک مسافرت از والدین خود می‌پرسند: «کجا می‌خواهیم برویم و چطور می‌خواهیم برسیم؟» به عبارت دیگر، هدف ما چیست و چگونه می‌خواهیم روند پیشرفت‌مان را در این مسیر بسنجیم؟

پاسخ به این سوال در ابتدا ممکن است ساده به نظر برسد، اما اغلب یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که تیم‌ها، واحدها و شرکت‌ها با آن مواجهند. موفقیت چه شکلی است؟ اگر قرار باشد تابلو امتیازی نصب کنید که موفقیت‌تان را در طول زمان دنبال کند، این تابلو چه چیزی را نشان می‌دهد؟ مشکل اغلب زمانی شروع می‌شود که رهبران کسب‌وکار ۵ یا ۷ یا ۱۱ اولویت را لیست می‌کنند. همان‌طور که جیم کولینز، نویسنده کتاب‌های پرفروش مدیریت می‌گوید: «اگر بیش از سه اولویت دارید، در واقع انگار هیچ اولویتی ندارید.» مشخص کردن این اولویت‌ها و اینکه چگونه قرار است سنجیده شوند، مهم‌ترین کار رهبر تیم است، چون بیشترین کاری که هر کس انجام می‌دهد، از این اهداف سرچشمه می‌گیرد. این اولویت‌ها باید با دقت لیست شوند. کوچک‌ترین اشتباه محاسباتی می‌تواند تیم را در طول زمان از مسیرش دور کند.

یک تابلوی امتیاز مشترک داشته باشید: مزیت دیگر داشتن یک طرح ساده این است که هدف مشترکی ایجاد می‌کند که تمایل افراد را برای شناخت خودشان به‌عنوان بخشی از گروه‌های کوچک‌تر متعادل می‌کند. مثلا یک تیم فوتبال را در نظر بگیرید. پست‌های مختلف مثل مهاجم، مدافع، خط نگه‌دار، دریافت‌کننده، هافبک تهاجمی و هافبک دفاعی در یک تیم فوتبال وجود دارد. اما به خاطر اینکه هدف تیم واضح و مشخص است و اسکوربوردی وجود دارد که نتایج تیم را به نمایش می‌گذارد، حس مشارکت در یک تیم فوتبال، قوی‌تر از حس مشارکت در شرکت‌ها است. وقتی چنین اسکوربوردی وجود ندارد، افراد روش‌های خودشان را برای سنجش میزان موفقیت پیدا می‌کنند. اگر شرکتی دارید که در آن هر کس می‌خواهد امتیاز خودش را به ثبت برساند، شاهد تعارض‌های پی در پی خواهید بود و این تعارض‌ها هیچ کمکی به رسیدن به هدف نمی‌کنند، بلکه فقط به دنبال گرفتن امتیاز هستند.  به محض اینکه طرح ساده‌ای فراهم کردید، باید اولویت‌ها را به تیم‌تان یادآوری کنید، حتی اگر حرف‌هایتان تکراری باشد.

قوانین راه

در این راه به مجموعه‌ای از ارزش‌ها، رفتارها و رهنمودهای فرهنگی نیاز دارید تا همه بدانند چطور باید با هم همکاری داشته باشند. برای این منظور نکات زیر را در نظر بگیرید.

فرهنگ تیمی خودتان را ایجاد کنید: هر خانواده‌ای برای خودش ارزش‌هایی دارد،‌ حتی اگر اعضای آن، این ارزش‌ها را به وضوح به زبان نیاورند. رفتارهای مشخصی وجود دارد که افراد یا به انجام آن تشویق می‌شوند یا از آن منع می‌شوند؛ درست مثل قوانین راهنمایی و رانندگی. تیم‌ها هم تقریبا همین‌طور هستند. وقتی گروهی از افراد را گرد هم جمع می‌کنند تا روی یک پروژه مشترک کار کنند، فرهنگی منحصر به خودشان ایجاد می‌کنند. به‌عنوان رهبر تیم، می‌توانید رویکرد عدم مداخله را اتخاذ کنید و امید داشته باشید که اعضای تیم، خودشان در طول زمان با هم جور می‌شوند. اما می‌توانید به دنبال فرصت‌هایی هم باشید که رهنمودهای مشترکی را برای نحوه انجام کار مشترک به آنها نشان می‌دهد.  برای ایجاد ارزش‌های فرهنگی در یک تیم، قوانین منسجم و مشخصی وجود ندارد. در برخی موارد، موسس شرکت یک سری قوانین مختص خودش را به کارکنان القا می‌کند. در موارد دیگر، مدیران ارشد تمرین‌هایی را به کارکنان محول می‌کنند تا آن را به‌صورت پایین به بالا در سازمان رواج دهند.

موانعی که باید از آنها دوری کرد

• لیست‌تان را طولانی نکنید. بیشتر افراد بیش از سه کار را در روز نمی‌توانند به خاطر بسپارند. پس فقط روی کارهایی که برای سازمان یا گروه منحصر به فرد هستند و افراد را با هم متحد می‌کنند، متمرکز شوید. • خاص بودن بهتر از مبهم بودن است. لیست‌های ارزش معمولا کلمات مشترکی مثل فضیلت و یکپارچگی را دربرمی‌گیرند. اما این مفاهیم کلی می‌توانند مشکلاتی ایجاد کنند. هر فردی تفسیر خودش را از کلماتی مثل احترام و جرات دارد. این مفاهیم آنقدر گنگ هستند که به جای متحد کردن افراد، ممکن است تفرقه ایجاد کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

فراموش نکنیم که طرح کسب و کار طرحی نیست که یکبار نوشته و بایگانی شود. طرح کسب ‌و‌ کار یک سند زنده سازمانی است.

 پس توجه کنید که این سند هم همواره تکامل پیدا کند و بازتابی از صنعت و شرکت شما باشد.

موارد زیر دلایل بسیار مهمی برای بروزرسانی طرح کسب و کار هستند

سرمایه گذاری مجدد یا جذب کمک مالی

سرمایه گذاران و وام دهندگان می خواهند همواره تمایل دارند در ارتباط با دو موضوع اطلاعات به روزی داشته باشند:

• چالش ها و موانع فعلی در کسب و کار و صنعت شما

• نگاهی دقیق و به‌ روز بر هزینه‌ها و فرصت‌هایی که پیش‌بینی رخداد آنها در آینده دور یا نزدیک را دارید.

عرضه یک محصول یا خدمت جدید

یک جریان درآمدی جدید بر چگونگی مدیریت منابع شما تاثیر مستقیمی خواهد داشت.

البته این جریان درآمدی به شدت بر میزان سودآوری شما هم موثر خواهد بود.

اجازه دهید شرکا و سرمایه گذاران از چشم انداز شما بخوبی اطلاع داشته باشند.

اینگونه تمایل آنها برای خرید سهام شما افزایش یافته و به شما در اجرای چشم انداز کمک می‌کنند.

ورود به بازارهای جدید

با ورود شما به بازار شهرها و کشورهای دیگر، چگونگی اختصاص یافتن منابع مالی و غیرمالی به شدت تغییر می‌کنند.

یک طرح کسب و کار بروزرسانی شده در تعیین اهداف واقعگرایانه و انتقال آن به تیم خودتان بسیار مفید است.

تغییر رقبای شما

نیمی از نبرد اداره کردن یک کسب و کار موفق آگاه ماندن از فعالیت‌های دیگر فعالان موجود در صنعت است.

اگر رقبای اصلی شما چرخشی در کسب و کار و فعالیت خود داشته باشند،

یا قرار باشد سرمایه گذاری جدیدی در این زمینه صورت بگیرد،

حتما آن را در طرح کسب و کار خود وارد کنید.

تغییر فناوری یا عرضه کنندگان

تغییر زنجیره عرضه می تواند در موارد زیر به نفع شما باشد:

• کاستن از هزینه فعلی شما

• ایجاد جایگاه ذهنی بهتر در ذهن مشتریان مبنی بر تبدیل شدن به یک برند دوستدار محیط زیست

همچنین تغییر زیر ساخت فناوری کسب و کار شما می تواند مزیت رقابتی قابل توجه برای سرمایه گذاران شما باشد.

تغییر مشتریان

اگر مشتری هدف شما تغییر کرده، احتمالا شما هم باید مجموعه جدیدی از خواسته ها و نیازها را تعریف کنید.

در نتیجه باید به روشنی در طرح کسب و کار خود شرح دهید

که چگونه می‌خواهید بازار اصلی خود را پیدا کنید.

و از آن مهمتر اینکه پس از پیدا کردن آن چه برنامه‌ای برای حفظ این بازار دارید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

انتخاب، قلب استراتژی است. اغلب استراتژی‌های موفق بر پایه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها شکل گرفته‌اند که شامل انتخاب از میان گروه‌های مختلف مشتریان، انتخاب دامنه کسب‌وکار، انتخاب ویژگی‌های محصولات و انتخاب مهارت‌ها و قابلیت‌هایی است که کسب‌وکار را در دستیابی به درآمد مطلوب یاری می‌کنند.

شرکت Trader Joe’s، خرده‌فروش مواد غذایی در مونرویای ایالت کالیفرنیا فعالیت می‌کند. این شرکت بر خدمت‌رسانی به مشتریان تحصیلکرده و آگاه از بهداشت و سلامت شخصی تمرکز دارد، این موضوع بر انتخاب مکان برپایی فروشگاه‌ها، نوع محصولات و نوع کارکنان فروشگاه‌ها تاثیر می‌گذارد. انتخاب‌ها و اولویت‌های شرکت نقطه قوتی برای تقویت تمایل مشتریان به خرید، کاهش هزینه‌ها و در نهایت سودآوری شرکت به‌شمار می‌رود. وابستگی متقابل میان اولویت‌های Trader Joe’s مانع از رقابتی شدن و تقلید استراتژی موفق این شرکت توسط رقبا شده است. تقلید شرکت Piecemeal از چند عنصر این استراتژی – نظیر فرمت فروشگاه‌ها و تمرکز بر برچسب‌گذاری خصوصی- کارساز نبوده است. به گزارش دنیای اقتصاد، موفقیت همه‌جانبه رقبا در گرو اجرای مجموعه‌ای کامل از اولویت‌ها و گزینه‌های مورد نظر Trader Joe’s است.

تبدیل پیچیدگی‌های استراتژی به راهکاری ساده

استراتژی ذاتی پیچیده دارد. این موضوع در گزارش‌ها و چارچوب‌های پیچیده‌ای که شرکت‌های مختلف به‌منظور تشریح اولویت‌های استراتژیک خود ارائه می‌کنند و البته در پیوند میان آنها قابل مشاهده است. توصیف یک استراتژی خوب دلیلی بر افزایش پیچیدگی آن است، اما اجرای یک استراتژی مستلزم ساده‌تر کردن آن است. به‌منظور تاثیر استراتژی بر فعالیت‌های روزانه باید درک، انتقال و یادآوری آن برای مدیران به اندازه کافی آسان باشد. پیاده‌سازی استراتژی باید دستورالعمل‌های خاصی را در اختیار مدیران قرار دهد و در عین حال انعطاف‌پذیری کافی برای بهره‌برداری از فرصت‌های نوین، کاهش مخاطرات غیر منتظره و سازگاری با شرایط محیطی را برای آنان فراهم کند. استراتژی‌های پیچیده به‌ویژه استراتژی‌هایی که شامل برنامه‌های کامل هستند، دستورالعمل‌های دقیقی دارند اما از نظر میزان انعطاف‌پذیری در اجرا ضعف‌های متعددی دارند.

استراتژیک ساده

برای تفسیر استراتژی در قالب بیانیه‌ای ساده و انعطاف‌پذیر بهتر است مدیران آن را به مجموعه‌ای از مهم‌ترین اولویت‌ها تقسیم کنند. در واقع، گروهی از متخصصان استراتژی استدلال کرده‌اند که مدیران باید فقط با تبدیل استراتژی سازمان به بیانیه‌های شفاف و کوتاه (کمتر از ۳۵ کلمه) خلاصه‌ای از چند اولویت اصلی ارائه کنند. رویکرد تقسیم استراتژی بر اساس چند دسته اصلی از اولویت‌های استراتژیک انجام می‌شود – انتخاب مشتریان هدف یا مزیت‌های رقابتی اصلی- که خلاصه‌ای از استراتژی هر سازمانی است.

با این وجود رویکرد مذکور در شرکت‎هایی بهتر قابل اجراست که دارای استراتژی‌های نسبتا ساده‎ای هستند. بخشی از مطالعات موسسه بوستون که پیرامون پیاده‌سازی استراتژی‌های سازمانی انجام شده شامل رویکرد «اقدام ۴ ساله» است که هر سال در همکاری با تیم‌های مدیریتی برتر از ۸ تا ۱۲ شرکت و با هدف تهیه فرمولی برای پیاده‌سازی استراتژی صورت گرفته است. تیم‌های مذکور از چارچوبی برای تعیین سه اولویت اصلی استراتژیک استفاده کرده‌اند: مشتریان هدف (چه کسانی)، گزاره ارزش (چه ارزشی) و نحوه تولید، فروش و توزیع محصولات یا خدمات (چگونه). رویکرد فوق در مجموعه‌ای از سازمان‌ها شامل یک ایرلاین منطقه‌ای با خدمات ارزان‌قیمت، یک خرده‌فروش، یک رستوران زنجیره‌ای و یک تولیدکننده نوارهای فولادی به صورت کارآمد اجرا شد. اگرچه اجرای رویکرد در صنایع مختلف انجام گرفت اما شرکت‌های یاد شده دارای سه ویژگی مشترک بودند: تمرکز بر کسب‌وکار واحد، ارائه گزاره ارزش استاندارد به گروه مشخصی از مشتریان و برخورداری از استراتژی پایدار در طول زمان.

مدیران ارشد اجرایی در شرکت‌هایی که ویژگی‌های مذکور را نداشتند تلاش زیادی صرف تبدیل استراتژی به چند اولویت اصلی کردند. یک وب‌سایت کاریابی اروپایی از جمله کسب‌وکارهایی بود که نتوانست گروه مشخصی از مشتریان را شناسایی کند، چرا که این موسسه طیف گسترده‌ای از مشاغل را به جویندگان کار، کارفرمایان، تبلیغ‌کنندگان و شرکای مختلف در کشورهای مختلف ارائه می‌کرد. علاوه‌بر این، مدیران این شرکت از ترکیب و یکپارچه‌سازی استراتژی شرکت و استراتژی واحدهای کسب‌وکار ناتوان بودند. استراتژی‌ها در فرآیند گذار با چالشی خاص روبه‌رو بودند. ترکیب اولویت‌هایی که قبلا منجر به موفقیت می‌شدند، با اولویت‌های که در آینده مورد نیاز بودند منجر به اظهارات پیچیده‌ای شد که کارکنان را در تعیین تمرکز بر مقوله‌های مختلف در فعالیت‌های روزانه با مشکل روبه‌رو می‌کرد. استراتژی‌های ساده در شرکت‌هایی که در فضای کسب‌وکار مختلف رقابت می‌کردند، به گروه‌های مختلف از مشتریان خدمات می‌کردند یا در میانه یک تحول استراتژیک بودند، کارساز نبود.

اولویت‌های استراتژیک

مدیران به‌جای خلاصه کردن استراتژی‌های سازمان باید آنها را در قالب مجموعه‌ای از اقدامات ضروری میان‌مدت، برای پیاده‌سازی تفسیر کنند. اولویت‌های استراتژیک باید آینده‌نگر و اقدام محور باشند و بر مجموعه‌ای از مهم‌ترین اولویت‌های تاثیرگذار بر موفقیت سازمان در چند سال آتی تمرکز داشته باشند. بسیاری از سازمان‌های پیچیده که در صنایع، خطوط محصول و در میان گروه‌های مختلفی از مشتریان رقابت می‌کنند بر اولویت‌های استراتژیک برای پیاده‌سازی هر چه بهتر استراتژی‌های خود تکیه دارند. بیش از دوسوم شرکت‌های موجود در لیست ۵۰۰ شرکت برتر S&P با تعیین اهداف میان‌مدت شفاف سعی در پیاده‌سازی موفق استراتژی‌های خود داشته‌اند. شرکت‌های مختلف از عناوین گوناگونی برای اشاره به اهداف خود استفاده می‌کنند. صرف‌نظر از اصطلاح مورد استفاده در نهایت این اهداف ویژگی‌های مشترکی دارند. این اهداف به‌طور معمول بازه زمانی سه تا پنج ساله دارند و از نظر توصیف اقدامات خاصی که شرکت‌ها را در اجرای استراتژیک یاری می‌کنند، یک استراتژی تلقی می‌شوند.

بسیاری از مدیران ارشد اجرایی اظهار می‌کنند که از رویکرد اولویت‌های استراتژیک استفاده می‌کنند اما به این موضوع هم اشاره دارند که این رویکرد آن‌طور که انتظار داشته‌اند کارآمد نبوده است. مطالعات ثابت کرده‌اند برای تعیین برنامه استراتژیک و پیاده‌سازی موثر آن، اولویت‌های استراتژیک باید قادر به ایجاد توازن میان دستورالعمل‌ها و میزان انعطاف‌پذیری در اجرا باشند، تعادلی در سراسر کسب‌وکار ایجاد کنند و در میان بخش‌های متفاوت کسب‌وکار یکپارچگی ایجاد کنند. تعیین اولویت‌های استراتژیک تمامی این اقدامات را در قالبی منظم امکان‌پذیر می‌کند. در ادامه مقاله حاضر به هفت راهکار برای انتخاب موثرترین اولویت‌های استراتژیک سازمان اشاره خواهد شد.

۱) محدودیت در تعداد اولویت‌ها

محدود کردن تعداد اولویت‌ها به سه تا پنج اولویت مزایای متعددی دارد. روشن‌ترین مزیت سهولت درک، انتقال و یادآوری اولویت‌هاست. به جای اینکه کارکنان سازمان را با مجموعه‌ای کامل از اولویت‌های متعدد و وابستگی‌های میان آنها غافلگیر کنید با محدود کردن اولویت‌های استراتژیک سازمان توجه، تلاش‌ها و منابع را بر موضوعاتی متمرکز کنید که بیشترین اهمیت را دارند. مهم‌ترین اولویت‌ها به عنوان سپرهای استراتژیک عمل می‌کنند. اگر مدیران و کارکنان از پارامترهایی که باید در قالب آن فعالیت کنند اطلاع داشته باشند، شکاف‌های موجود بر اساس دانش و موقعیت‌های موجود از میان برداشته خواهند شد.

۲)تمرکز بر اهداف میان‌مدت

اولویت‌های استراتژیک به عنوان پلی میان آرمان‌های بلندمدت - بیانیه و ماموریت سازمان- و اهداف سالانه یا فصلی عمل می‌کنند. نتایج انواع مختلف طرح‌هایی که مهم‌ترین تاثیر را بر جای می‌گذارند (از جمله ایجاد مهارت‌های تحلیل داده، ادغام فروشگاه‌های فیزیکی و آنلاین و ورود به بازار جدید) معمولا چند سال پس از اجرا قابل مشاهده خواهد بود. البته، در این میان استثناهایی هم وجود دارد، برای مثال یک چرخش مالی از جمله تحولاتی است که مستلزم تمرکز فوری بر نقدینگی کوتاه‌مدت و کاهش بدهی است. اما به‌طور کلی یک قانون خوب وجود دارد: مبنی بر اینکه سه تا پنج اولویت استراتژیک مشخص شود که در بازه زمانی سه تا پنج سال تحقق پیدا می‌کند.

۳) حرکت به سوی آینده

استراتژی باید به‌عنوان راهنمای شرکت در خلق و کسب ارزش عمل کند. در بازارهای پویا، موفقیت مستمر معمولا مستلزم نوآوری و ایجاد تغییر است. عواملی که معمولا کسب‌وکار را در مسیر حرکت به سوی آینده قرار می‌دهند نظیر بازارهای ناشناخته، مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه یا ایجاد مهارت‌های جدید، از کسب‌وکاری به کسب‌وکار دیگر متفاوت است.

۴) ارتباطات قوی

استیو جابز، مدیرعامل شرکت اپل، معمولا شخصا و به صورت سر پایی کنار تخته سیاه با ۱۰۰ مدیر ارشد اپل به‌منظور بحث در خصوص اولویت‌های استراتژیک شرکت جلساتی را برگزار می‌کرد. تیم‌های مذکور لیستی بلندبالا در دست داشتند و بحث پیرامون هر یک از اولویت‌های موجود در لیست آغاز می‌شد. این لیست معمولا در نهایت به ۱۰ اولویت اصلی تقلیل می‌یافت و جابز معمولا بیشترین جدل‌ها را بر سر هفت اولویت نخست انجام می‌داد تا از انتخاب مهم‌ترین اولویت‌های استراتژیک اطمینان حاصل کند.

فارغ از اندازه سازمان، ده‌ها یا صدها اولویت رقابتی و غالبا متضاد وجود دارد. رویکرد تعیین مجموعه از اولویت‌های اصلی تیم رهبری را مجبور به انجام بحث و جدل‌هایی می‌کند که در نهایت مهم‌ترین گزینه‌های پیش‌روی شرکت در چند سال آتی از دل آن بیرون می‌آید. هنگامی که مدیران ارشد چنین جلساتی تشکیل می‌د‌هند، دستورالعملی شفاف در خصوص اقدامات بعدی و رویارویی با مسائلی که سازمان در آینده به دنبال پیاده‌سازی استراتژیک با آنها مواجه خواهد شد، تهیه می‌شود. انتخاب از میان اولویت‌های رقابتی کار چندان آسانی نیست. به‌طور قطع، تعیین اولویت اهداف مختلف از نظر شفافیت، تخصیص منابع و حمایت‌های سازمانی برندگان و بازندگانی خواهد داشت. بسیاری از تیم‌های مدیریتی تلاش‌های زیادی صرف جلوگیری از بروز مناقشات می‌کنند و به همین دلیل در نهایت با لیستی طولانی از اولویت‌ها روبه‌رو می‌شوند.

۵) شناسایی نقاط آسیب‌پذیر

حتی هنگامی که به اهمیت برگزاری جلسات فوق پی ببرید، اغلب تعیین نقاط و موضوعات مستلزم تمرکز دشوار خواهد بود. استراتژی به‌طور ذاتی پیچیده است و تعداد قابل توجهی از اهداف محتمل اعضای تیم‌ها را با شرایط دشواری روبه‌رو می‌کند. بنابراین، مدیران ارشد اجرایی چگونه می‌توانند استراتژیک پیچیده را به مجموعه‌ای از اولویت‌های استراتژیک تبدیل کنند؟ یک بینش کلیدی در این خصوص از سوی استراتژیست‌های نظامی مطرح شده است. برنامه‌ریزان نظامی میدان نظامی را به عنوان سیستمی پیچیده از دشمنان، متحدان، زیرساخت‌ها، حمایت‌های مردمی و سایر ویژگی‌هایی که در مجموع تعیین‌کننده پیروزی در میدان نبرد است تبیین می‌کنند. سپس با تعیین به اصطلاح یک «مرکز جاذبه»، بخش‌هایی از سیستم را که هم برای پیروزی دشمن حیاتی هستند و هم از آسیب‌پذیرترین بخش‌های دشمن به‌شمار می‌روند، هدف قرار می‌دهند. رهبران کسب‌وکار می‌توانند به واسطه اتخاذ رویکردی مشابه که از طریق شناسایی نقاط آسیب‌پذیر حیاتی صورت می‌گیرد، مهم‌ترین عوامل استراتژیک و تاثیرگذار بر موفقیت و مهم‌تر از همه شکست را تعیین کنند.

۶) تهیه راهنمای عمل دقیق

اهداف یک شرکت باید به اندازه‌ای ملموس باشند که مدیران و کارکنان بتوانند بر اساس آن فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خود را اولویت‌بندی کنند. متاسفانه بسیاری از تیم‌های رهبری بر سر ابهام این اولویت‌ها اتفاق نظر دارند. یکی از شرکت‌های موجود در لیست ۵۰۰ شرکت برتر S&P لیستی از ضرورت‌های استراتژیک شامل «تمرکز بر نیازها و خواسته‌های مشتریان» و «نگاه به آینده» تهیه کرده است. به روشنی، اولویت‌های استراتژیک یک شرکت یا حتی یک صنعت اغلب مبهم است. مدیران ارشد می‌توانند با پرسش از مدیران میانی در خصوص اقدامات نیازمند توقف بر اساس اولویت‌های تعیین شده، به سرعت اولویت‌های استراتژیک سازمان را ارزیابی کنند. پاسخ‌های مدیران میانی اهدافی فازی را به نمایش خواهند گذاشت. رهبران می‌توانند صحت هر اولویت‌ را به واسطه حذف آن از فرآیند استراتژیک و مشاهده نتایج حاصل از آن آزمایش کنند. برای مثال هنگامی که اهداف بازاریابی را از بیانیه سازمان حدف کنید و چنین بنویسید «با تمام قوا به سوی نوآوری حرکت خواهیم کرد و گامی بلند برای تغییر در زمینه تجاری‌سازی برخواهیم داشت»، بیانیه از کیفیت محتوایی مناسبی برخوردار نخواهد بود.

۷) هماهنگی تیمی

متاسفانه عدم توافق بر سر اهداف سازمان در تیم‌های ارشد موضوعی عادی است. به عنوان بخشی از مطالعات موسسه بوستون پیرامون پیاده‌سازی استراتژی، نظرسنجی در میان ۱۰هزار تن از مدیران ۴۰۰ سازمان انجام شد. در پرسش از آنها در خصوص میزان اتفاق نظر در مورد اولویت‌های کلیدی سازمان، نزدیک به یک‌سوم از مدیران ارشد به برنامه‌های خود اشاره کرده یا از وجود جناح‌بندی‌هایی در تیم سخن گفتند. اما حقیقت بدتر از نتایج مطالعه مذکور است. از مدیران ارشد خواستیم لیستی از اولویت‌های اصلی سازمان را در سال‌های آتی تهیه کنند. در یک شرکت متوسط، تقریبا نیمی از مدیران به اولویت‌های استراتژیک مشابهی اشاره کردند. به‌طور کلی، از لحاظ تعیین اولویت‌های استراتژیک مشترک، دوسوم مدیران ارشد اجرایی در ۲۷درصد از شرکت‌های مورد مطالعه نظرات مشابهی داشتند و تقریبا دستورالعمل واحدی برای دستیابی به پیاده‌سازی موفق استراتژی وجود نداشت.

پیاده‎سازی و اجرای استراتژی مستلزم همکاری بخش‎های مختلف سازمان به روشی نوین است. اولویت‎های استراتژیک باید از توان تقویت یکدیگر برخوردار باشند تا در نهایت از حرکت تمامی بخش‎های سازمان در مسیری واحد اطمینان حاصل شود. دست کم اولویت‎های استراتژیک نباید در جهت مخالف یکدیگر حرکت کنند. بهترین اولویت‌های استراتژیک راوی داستان واحدی در خصوص چگونگی خلق ارزش توسط شرکت در آینده هستند.  علاوه‌بر این، ارائه دستورالعملی شفاف در خصوص نحوه مدیریت تعارضات به‌عنوان بخش مهمی از مسیر اجرای استراتژی از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. مدیران ارشد اجرایی اغلب بر نحوه تدوین استراتژی تمرکز می‌کنند اما معمولا توجه کمی به چگونگی اجرای آن در سازمان‌های پیچیده دارند. برای هدایت فعالیت‌های مذکور در مسیر صحیح، یک استراتژیک باید در قالب مجموعه‌ای از اصول تفسیر شود و از فضای لازم برای تطبیق و سازگاری هر جه بیشتر برخوردار باشد. اولویت‌های استراتژیک ابزاری رایج برای پیاده‌سازی استراتژی هستند اما در اغلب موارد این اهداف به اندازه کافی موثر عمل نمی‌کنند. می‎توان با پیروی از چند دستورالعمل شفاف و ساده، استراتژیک مورد نظر را درک و اجرا کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
چهارشنبه 24 آبان 1396  10:01 ب.ظ

در دنیای امروز، تقریبا برای هر کسب‌وکاری، داشتن وب‌سایت مانند شناسنامه یا گذرنامه برای افراد است.

 یک سند که هویت آنها را نشان می‌دهد و با در دست داشتن آن امکان سفر به سایر کشورها را پیدا خواهند کرد، در عین حال نداشتن آن می‌تواند عواقب بدی داشته باشد.داشتن وب‌سایت برای هر شرکتی یک ضرورت است. مشتریان، شرکای بالفعل یا بالقوه، روزنامه‌نگاران و احتمالا مهم‌تر از همه سهامداران می‌توانند مخاطب این وب‌سایت باشند.

اهمیت ثانیه‌های اول در بازدید از وب‌سایت شرکت

پیش از این درباره اهمیت وب‌سایت اختصاصی برای سرمایه‌گذاران و ارتباط با این موسسات یا افراد توضیحاتی دادیم. مساله این است که وقتی به بحث سرمایه‌گذاری می‌رسیم، در دنیای شدیدا رقابتی امروز، بسیاری از سرمایه‌گذاران وقت اندکی برای مرور یک وب‌سایت دارند. به گزارش دنیای اقتصاد، همان چند ثانیه اول در بازدید از یک سایت می‌تواند تعیین‌کننده این باشد که آیا شما شرکت جذابی هستید یا خیر. به همین دلیل نزدیک شدن به انتظارات سهامداران برای پیروزی در این رقابت باید یکی از اولویت‌های تیم ارتباط با سرمایه‌گذاران باشد.

یک وب‌سایت ایده‌آل مربوط به ارتباط با سرمایه‌گذاران، تنها به انتقال اطلاعات حقوقی و قوانین حاکم بر شرکت متکی نیست. هدف اصلی این وب‌سایت شرح قصه شرکت است؛ اطلاعات و محتوایی که در این وب‌سایت به سهامدار ارائه می‌شوند، تصویری شفاف در ذهن او شکل خواهند داد. این اطلاعات به درک نقاط قوت فعالیت‌های شرکت کمک بسیاری خواهند کرد.درحالی که ارائه گزارش‌های مالی و دوره‌ای از اهمیت بالایی برخوردار هستند، اما بهترین وب‌سایت‌های مربوط به سرمایه‌گذاران فراتر از تنها ارائه این گزارش‌ها می‌روند.اخیرا یکی از بزرگ‌ترین موسسات مالی مدیریت دارایی اروپا، بخشی از سهام یک شرکت مدیریت دارایی داخلی را  خریداری کرده است. این مساله نشان می‌دهد، سهامداران خارجی با توجه به تحولات اقتصادی ایران به هیچ‌عنوان نسبت به بازار سرمایه کشور بی‌تفاوت نیستند. اما از سوی دیگر از آنجا که ارتباط شرکت‌های ایرانی با کشورهای دیگر برای سال‌ها تقریبا قطع بوده است، طبیعی است که هر سرمایه‌گذاری تا قبل از تصمیم‌گیری، نیاز به دریافت اطلاعات درست داشته باشد.

شرکت‌ها باید این اطلاعات را در درجه اول از طریق وب‌سایت خود در اختیار آنها قرار دهند. تصور اینکه یک سرمایه‌گذار برای یافتن اطلاعات موردنیازش ممکن است ساعت‌ها وقت برای بازدید و زیر و رو کردن وب‌سایت شما بگذارد، غلط‌ترین تصوری است که می‌توانید داشته باشید. برعکس، آنها با نیافتن اطلاعات به سادگی ممکن است حتی درباره شفافیت در شرکت شما دچار تردید شوند.از سوی دیگر، می‌توانید تصور کنید ساخت یک وب‌سایت ایده‌آل تا چه اندازه می‌تواند در این بازی، شرکت شما را جلو بیندازد و شما را در معرض دید قرار دهد. البته مساله وب‌سایت ایده‌آل تنها به ظاهر آن بازنمی‌گردد. با توسعه و در دسترس بودن ابزارهای گرافیکی متفاوت، بسیاری تصور می‌کنند تنها ظاهر مناسب می‌تواند سهامداران را به خود جلب کند. این تصور نیز می‌تواند شما را در مسیری غلط قرار دهد.در اصل ایجاد توازن میان محتوا و کیفیت ارائه آنهاست که می‌تواند مخاطبان را جذب کند. برای ساخت یک وب‌سایت ایده‌آل برای ارتباط با سرمایه‌گذاران، رعایت چند نکته می‌تواند شرکت شما را از سایرین متمایز کند. در این مطلب و مطلب آتی به معرفی برخی از این نکات می‌پردازیم.

  هدایت مخاطب در مسیر درست

وب‌سایت شما مانند یک کتاب است. فرض کنید کتابی خریده‌اید که از صفحه اول آن با خواندن هر صفحه به جای اینکه بیشتر با داستان آشنا شوید، بیشتر سردرگم می‌شوید. قصه هر چند سطر یک‌بار قطع می‌شود و از جایی دیگر شروع می‌شود. بعید است بتوانید کتاب را برای مدت زیادی دنبال کنید و پس از چند صفحه آن را به گوشه‌ای می‌اندازید یا اصلا آن را نمی‌خرید.

وب‌سایت سهامداران نیز مانند همین کتاب است. وب‌سایتی موفق است که بتواند مخاطب یا همان سرمایه‌گذار را در مسیر درست دریافت اطلاعات قرار دهد. می‌توانید این تصویر را داشته باشید که سرمایه‌گذار را به یک قیف وارد می‌کنید که هرچه بیشتر جلو می‌رود، محتوا باریک‌تر و تخصصی‌تر می‌شود. سرمایه‌گذاری که در قیف وب‌سایت شماست، نمی‌تواند در مسیر غلط قرار بگیرد و به این ترتیب به سادگی در انتها احساس می‌کند همه اطلاعاتی را که لازم داشته به‌دست آورده است. برای اینکه وب‌سایت شما بتواند سهامدار یا سرمایه‌گذار را به درستی هدایت کند، دو مولفه اصلی نیاز است؛ یکی سهولت در وبگردی در سایت است. اگر سایت شما به درستی طراحی شده باشد، همه المان‌های آن به‌درستی کار کنند، بازدیدکننده خود به خود در وب‌سایت به گشت و گذار می‌پردازد و بعد از یک صفحه به صفحه بعدی هدایت می‌شود. این سهولت میزان «برگشت خوردن» را در وب‌سایت شما کاهش می‌دهد. میزان برگشت خوردگی اصطلاحی است که به مواردی اطلاق می‌شود که در آن فردی به سایت شما مراجعه می‌کند، اما به هر دلیلی بدون باز کردن هیچ صفحه دیگری، سایت را ترک می‌کند. آمار اینکه پس از بازدید از صفحه اصلی چند درصد از مخاطبان از صفحات دیگر نیز بازدید کرده‌اند یکی از بهترین فاکتورها برای سنجش موفقیت سایت شماست. نکاتی که می‌توانند برای هدایت مخاطب به صفحات بعدی کمک کنند، استفاده کمتر از منوهای صفحه متعدد است. در بعضی وب‌سایت‌ها، در بالا، سمت راست و چپ هر کدام یک منو وجود دارد که می‌تواند مخاطب را از همان ابتدا گیج کند. درحالی‌که بسیاری از این موارد تکراری هستند. برخی طراحان سایت تصور می‌کنند، بازدیدکننده باید در هر لحظه تمامی کلیدهای متصل کننده به صفحات دیگر را در دسترس خود داشته باشد، درحالی‌که این تصور اصلا درست نیست. اینکه موضوعی را در چهارگوشه وب‌سایت تکرار کنید هیچ دستاورد مثبتی عایدتان نمی‌شود. به جای تکرار منوها، می‌توانید از روش‌هایی استفاده کنید که یک منو را با حرکت در صفحه حرکت می‌دهد و به این ترتیب کار را برای بازدیدکننده آسان می‌سازد.

  تکرار کردن منوها تاثیر معکوس دارد

یکی از بدترین اتفاقاتی که می‌تواند برای بازدیدکننده بیفتد این است که یک منو یا کلید در صفحه وجود داشته باشد که کار نکند. اگر صفحه مربوط به این اطلاعات هنوز ساخته نشده است، اصلا نباید آن را در وب‌سایت قرار دهید. یکی از مثال‌های متعدد در مورد وب‌سایت شرکت‌های ایرانی، بخش انگلیسی وب‌سایت است که در بسیاری موارد یا اصلا کار نمی‌کند، یا با مراجعه به صفحه انگلیسی تنها عنوان بالای صفحه انگلیسی شده و اصلا سایت انگلیسی در کار نیست. متاسفانه این مساله در مورد شرکت‌های مهم و بزرگ نیز رخ می‌دهد. بدتر از آن، این است برخی از این شرکت‌ها مدعی همکاری با شرکت‌های خارجی نیز هستند.

این مساله باعث می‌شود یک شریک یا سرمایه‌گذار خارجی به حقیقت این ادعاها شک کند. برای اطمینان از اینکه تمامی منوها و گزینه‌های آنها به درستی کار می‌کنند، می‌توانید از همه کارمندان شرکت بخواهید که پس از آماده شدن آن، مدت زمان مشخصی مانند، ۳۰ دقیقه را برای گشت و گذار در وب‌سایت اختصاص دهند و در صورت مواجهه با مواردی که کار نمی‌کنند، آنها را یادداشت کرده و به واحد انفورماتیک شرکت اطلاع دهند. این روش هم کار را برای واحد انفورماتیک ساده می‌کند و هم اطمینان خوبی از کارکرد صحیح وب‌سایت به دست خواهد داد.

یکی دیگر از نکات مهم، استفاده کمتر از متن به جای بهره‌گیری از روش‌های بصری برای انتقال مطالب است. این ترکیب باید به گونه‌ای باشد که هم محتوا و مطلبی که قصد انتقال آن را دارید به درستی و کاملا شفاف بیان شود و هم بیننده را سرگرم کند. طبیعی است که برای دستیابی به این هدف باید از ابزارهای لازم برای تهیه حرفه‌ای محتوا بهره بگیرید و این مساله هزینه‌بر خواهد بود، اما سرمایه‌گذاران نیز از شما توقع دارند در قبال بودجه‌ای که می‌خواهید از آنها دریافت کنید، این هزینه را کرده باشید.

اگرچه از شرکت‌های بزرگ انتظار می‌رود طراحی، به‌روزرسانی و نگهداری از وب‌سایت خود را برون‌سپاری کنند، اما داشتن وب‌سایت مناسب و جذاب همیشه هم هزینه‌بر نخواهد بود. برای مثال شرکت‌های کوچک‌تر یا استارت‌آپ‌ها، می‌توانند با سپردن این وظیفه به یکی از اعضای تیم که در به‌کار بردن ابزارهای طراحی سایت موجود آمادگی بیشتری دارد، هزینه‌های خود را به شدت کاهش دهند. امروز با توجه به نیاز همه افراد به داشتن وب‌سایت، بازارهای رایگان یا کم‌هزینه بسیار زیادی در اینترنت موجود هستند که این امکان را فراهم می‌آورند تا هر کس بتواند با مدتی کار کردن با آنها وب‌سایت قابل قبولی طراحی کند.در مورد شرکت‌های بزرگ، به‌خصوص بورسی، شاید صرفه‌جویی در هزینه تنها نکته کوچکی باشد و لذا اهمیت زیادی دارد که آنچه به سرمایه‌گذار ارائه می‌شود از بالاترین استاندارد برخوردار باشد. سرمایه‌گذارانی که به سراغ استارت‌آپ‌ها می‌روند نگاهی متفاوت از سرمایه‌گذاران سنتی دارند و بنابراین از خطاهای احتمالی نیز چشم می‌پوشند.

  دسته‌بندی، یافتن اطلاعات را ساده می‌کند

یکی دیگر از بخش‌هایی که باید به آسانی در دسترس سرمایه‌گذاران قرار داشته باشند، فایل‌های ارائه و احتمالا ویدئوهای مجامع قبلی است. بسیاری از شرکت‌ها از این مراسم یا حداقل بخش مهمی از آنها، فیلم تهیه کرده و در وب‌سایت خود قرار می‌دهند تا سهامدارانی که نتوانسته‌اند در جلسات شرکت کنند، بتوانند بعدا آن را ببینند. این فیلم‌ها یا فایل‌های انیمیشن یا پاورپوینت، می‌توانند برای کسانی که قصد سرمایه‌گذاری در شرکت شما دارند نیز بسیار سودمند باشند.

آنها می‌توانند ببینند که در جلسات قبلی مجامع چه گذشته است. نحوه حضور مدیرعامل یا مدیرمالی شرکت چگونه بوده است. آیا در این مجامع جلسات پرسش و پاسخ برگزار شده و نحوه پاسخگویی به سوالات از سوی هیات‌مدیره چگونه بوده است. توجه داشته باشید نحوه قرار دادن مطالب در وب‌سایت خیلی مهم است. اینکه همه فایل‌هایی که فرمت و جنس مشابهی دارند در دسته‌بندی مشابه قرار داده شوند. مشخص کردن دقیق تاریخ تهیه کردن فایل یکی از مهم‌ترین نکات است. نباید انتظار داشته باشید مخاطب شما برای دریافت این اطلاعات کوچک‌ترین زحمتی بکشد. همچنین وقتی سایت از دسته‌بندی مناسبی برخوردار باشد، فرد می‌تواند برای مراجعه دوباره، بدون مشکل آن را بیابد. اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاران را به خود جذب کنید، باید لقمه را بجوید و در دهان آنها قرار دهید. در مطلب آتی به معرفی چند نکته دیگر خواهیم پرداخت که می‌توانند وب‌سایت شما را در خاطر سهامداران نگه دارند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تنها ۴/ ۶ درصد از شرکت‌های فهرست فورچون۵۰۰ را مدیران ارشد اجرایی زن راه‌اندازی کرده‌اند و گرچه پیشرفت تدریجی وجود دارد (امسال ۳۲ مدیر ارشد اجرایی زن وجود دارند که در مقایسه با تنها ۲۱ مدیر زن در سال گذشته، بالاترین میزان تاکنون بوده است) اما نرخ تغییر بسیار کند به نظر می‌آید.

 اما چه می‌شود اگر با به‌کارگیری ابزارها و استراتژی‌های تحقیق‌محور، راهی برای ایجاد پیشرفت چشمگیر در افزایش تعداد این زنان وجود داشته باشد؟

بنیاد راکفلر با ایجاد این هدف در ذهن- و به عنوان بخشی از پروژه ابتکار ۲۵×۱۰۰ که تلاش می‌کند مدیران ارشد اجرایی زن را برای هدایت ۱۰۰ شرکت فورچون تا سال ۲۰۲۵ تشویق ‌کند- کمک هزینه‌ای به کورن فری (Korn Ferry) برای طراحی و اجرای یک پروژه تحقیقاتی جهت ایجاد طیفی پایدار از مدیران ارشد زن اعطا کرد. به گزارش دنیای اقتصاد، ما مشارکت ۵۷ مدیر ارشد اجرایی زن را بررسی کردیم؛ ۴۱ مدیر از شرکت‌های فورچون ۵۰۰ و ۱۶ مدیر از شرکت‌های بزرگ سهامی خاص. سپس مجموعه‌ای از مصاحبه‌های فردی با آنها انجام دادیم و تجربیات مهم آنها در زندگی و پیشرفت شغلی‌شان را تجزیه‌و‌تحلیل کرده و از ارزیابی آنلاین کورن فری برای سنجش ویژگی‌های کلیدی شخصیتی و محرکان آنها استفاده کردیم.هدف ما چیست؟ هدف ما کشف رمز موفقیت این زنان است تا به سازمان‌ها کمک کنیم رهبران سازمانی زن دارای پتانسیل بالا را شناسایی کنند و این اطمینان را ایجاد کنند که در آینده زنان بیشتری به موفقیت می‌رسند.کورن فری طی این تحقیق، از بهترین معیار برای مدیر ارشد اجرایی استفاده کرد؛ معیاری که شامل امتیاز‌های نمونه برای مدیران ارشد اجرایی (تقریبا همه مرد) می‌شود که در کار مشارکت ۹۹ درصدی دارند. این معیار به عنوان معیاری برای برجسته کردن شباهت‌ها و تاکید بر تفاوت‌ها برای زنان در این مطالعه استفاده می‌شود.در زیر ۵ دیدگاه را که از این مطالعه استخراج شده است می‌خوانید. این دیدگاه‌ها شامل نقل‌قول‌های گویا از برخی مدیران ارشد اجرایی است که با آنها مصاحبه شده و مستقیما به ایجاد طیفی از مدیران ارشد اجرایی زن مرتبط است.

زنان زودتر می‌توانند برای نقش مدیر ارشد اجرایی آماده شوند. مدیران عامل زن در این مطالعه، نسبت به مردانی که شرکت‌هایی در اندازه‌های مشابه را هدایت می‌کردند، پیش از رسیدن به یک مقام ارشد در شغل، در شمار بیشتری از نقش‌ها، عملکردها، شرکت‌ها و صنایع کار کرده بودند. اساسا، زنان برای رسیدن به جایگاه مشابه سخت‌تر و طولانی‌تر کار کرده‌اند.زنان در مقایسه با داده‌های معیار، پیش از مدیر ارشد شدن و ارائه تجربیات عملکردی و صنعتی متنوع‌تر در این موقعیت، چهار سال پیرتر بودند. برخی زنان در مورد این تاخیر احساس ناامیدی می‌کردند. به طوری که یکی از این زنان عنوان کرد که « زنان پیش از اینکه واقعا فرصتی به آنها داده شود، باید ۱۰ برابر بیشتر خودشان را ثابت کنند و به این ترتیب پیشرفت آنها بسیار طول می‌کشد.»ظاهرا دستیابی به نتایج مشابه، برای زنان به انرژی بیشتری نیاز دارد و این مسیر طولانی‌تر، سال‌های کمتری برای اثر گذاشتن بر شغل بالاتر در اختیار آنها می‌گذارد.

محرک زنان، دستیابی به نتایج کسب‌و‌کار و تاثیر مثبت بر آن است. مدیران ارشد اجرایی زن به‌طور قابل‌مقایسه‌ای نسبت به مردان با «همکاری با سایر افراد»، «قبول مسوولیت و قدرت بیشتر» انگیزه می‌یابند. مصاحبه‌ها قویا بیان می‌کنند که موقعیت، قدرت و پاداش برای جذب زنان، کافی نیستند. البته زنان جاه‌طلب ممکن است نسبت به خودترویجی یا تعریف از خود (self-promotion) مردد باشند و ایجاد هدف و نیاز برای مشارکت ارزش و شکل‌گیری فرهنگ، محرک قوی‌تری برای آنها باشد.بیش از دو سوم مدیران ارشد اجرایی مورد ارزیابی ما، اذعان داشتند که آنها با « ایجاد هدف» انگیزه یافته و معتقد بودند که شرکت می‌بایستی اثر مثبتی بر جامعه آن، کارمندانش و جهان پیرامونشان داشته باشد.

تقریبا یک چهارم این افراد بیان کردند که ایجاد یک فرهنگ مثبت یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آنها بوده است. یکی از این زنان این موضوع را چنین بیان می‌کند «قطعا، سهامداران پول بسیار زیادی به‌دست آوردند و ما به همه اهدافمان رسیدیم. اما هدف اصلی ما این است که شما چه کار دیگری انجام دادید؟ شما برای جوامع و برای افرادتان چه کردید؟»ویژگی‌های خاص برای موفقیت زنان ضروری و بسیار کمیاب هستند. در سراسر ارزیابی‌های این مطالعه از مدیران ارشد اجرایی زن، ترکیبی از چهار ویژگی و صلاحیت به‌عنوان کلید برای موفقیت آنها به‌دست آمد: جرات، ریسک‌پذیری، انعطاف‌پذیری و مدیریت ابهام (managing ambiguity).

همان‌طور که یکی از این زنان به ما گفت «زمانی که به آتلانتا رفتم تا آن بازار را برای شرکت راه‌اندازی کنم، یکی از روسا به من گفت «شما در عرض یک‌سال اخراج خواهید شد؛ چون هیچ‌کس نتوانسته است آتلانتا را موفق کند.» اما به هر حال من رفتم و این ریسک بزرگ با موفقیت همراه بود.ویژگی‌ها و شایستگی‌های کلیدی که موفقیت این زنان را ممکن ساخته است، ممکن است به عنوان یک ویژگی عمومی از رهبر سازمانی مدرن نشان داده شود، چرا که آنها بیشترین تقاضا را دارند و این ویژگی‌ها همواره مورد تقاضای هیات‌مدیره شرکت‌ها بوده است.این مدیران ارشد اجرایی با توانایی در هدایت موفقیت‌آمیز ابهامات و پیچیدگی‌ها، همواره برای ریسک کردن آماده بودند و جهان نامطمئن و به سرعت در حال تغییر را هدایت کرده‌اند. دقیقا آنچه که برای توسعه مدیران زن در آینده مورد نیاز است.

زنان با وجود پتانسیل‌شان، خود را به‌عنوان مدیران ارشد اجرایی آینده نمی‌بینند. از ۵۷ مدیر ارشد اجرایی زنی که با آنها مصاحبه کردیم ۵ نفر همیشه می‌خواستند مدیرعامل شوند، و سه نفر هرگز نمی‌خواستند به این سمت برسند. اما این شغل را بدون آگاهی از تعهدات‌شان پذیرفتند.دو سوم نیز اذعان کردند که درنیافته بودند می‌توانند مدیر ارشد اجرایی باشند. مگر اینکه فرد دیگری این نکته را به آنها متذکر شده بود. آنها خود را به جای کسی که متمرکز بر پیشرفت و موفقیت‌شان باشد، بر ایجاد نتایج متمرکز کرده بودند.تصدیق از سوی یک رئیس یا مشاور، کلید خلق جاه‌طلبی‌های بلندمدت در بسیاری از زنان است. یکی از زنان به یاد می‌آورد که «تا زمانی که آن مکالمه اتفاق نیفتاده بود، من حتی تصور مدیر شدن را نیز نمی‌کردم. من واقعا فقط یک شغل خوب در یک شرکت خوب می‌خواستم. این مکالمه برای من مانند زنگ بیداری بود.»

پیش‌زمینه‌ها در «STEM ۱»، کسب‌و‌کار، مالیه یا اقتصاد، سکوی پرتابی برای مدیران ارشد اجرایی زن هستند. چهل درصد مدیران ارشد اجرایی زن با برخی تخصص‌های فنی در STEM شروع و قریب به ۲۰ درصد با پیش‌زمینه‌ای در کسب‌و‌کار، مالیه یا اقتصاد کارشان را آغاز کردند. پیش‌زمینه آنها با مدیران ارشد اجرایی مرد قابل مقایسه بود و زنان را قادر ساخت تا با پیامدهای واضح و قابل‌تعریف، اعتبار کسب کنند. نتایج آنها چیزی ورای جنسیت آنها بود و در حوزه‌هایی اتفاق افتاد که برای ایجاد سود در کسب‌و‌کار، ضروری است.این امر به‌عنوان یک مزیت عمل کرد و زنان را قادر ساخت تا کارشناس شوند و پیش از چرخش برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی در آن کسب‌و‌کار، در عملکرد اصلی کسب‌و‌کار، اعتبار کسب کنند. هیچ‌کدام از این زنان در منابع انسانی (HR) یعنی حوزه‌ای که زنان به‌طور نامتناسب ارائه شده‌اند، کارشان را شروع نکردند.

ما بر مبنای تحقیق‌مان، چند گام را که شرکت‌ها می‌توانند برای ایجاد و حفظ طیفی وسیعی از مدیران عامل زن اخذ کنند پیشنهاد می‌کنیم:

سعی کنید خیلی زود پتانسیل‌ها را تشخیص دهید. سازمان‌ها باید استعدادهای آینده را در اوایل دوران شغلی‌شان شناسایی کرده و توسعه دهند؛ این امر با کمک به زنان در گسترش مهارت‌هایشان امکان‌پذیر است. اما چگونه؟ با ایجاد امکان دسترسی به نقش‌های عملیاتی و فرصت‌های رهبری سازمان.زنانی که ما با آنها مصاحبه کردیم از مشاوران اولیه بسیار بهره برده‌اند؛ اما هنوز اختلاف‌ها وجود دارند. همان‌طور که یکی از این زنان بیان کرد «آنها به زنان جوان‌تر آموزش می‌دهند که چگونه افراد را رهبری کنند و به مردان جوان‌تر یاد می‌دهند تا چگونه یک کسب‌و‌کار پرسود راه‌اندازی کنند.»مسیر را برای مدیر ارشد اجرایی روشن کنید. همراه با شناسایی اولیه، دریافتیم که تاکید بر پتانسیل زنان برای مدیرعامل شدن بسیار مهم بود. طیف وسیعی از زنان حتی این شغل را به‌عنوان یک احتمال نیز در نظر نمی‌گیرند. در هشت مورد از موارد بررسی شده، زنان درنیافته بودند که می‌خواهند مدیرعامل شوند تا زمانی که این موقعیت به آنها پیشنهاد شد.

شرکت‌ها می‌توانند عامدانه طیف رهبران سازمانی زن را با طراحی فرآیندی که شامل حامیان، مشاوران و الگوهای پیش‌فرض پر کنند که پتانسیل زنان را تشخیص می‌دهند و به آنها کمک می‌کنند تا مسیر آینده خود را برای مدیرعامل شدن تصور کنند.به حامیان اطمینان دهید. زمانی که زنان به سطوح بالای اجرایی دست می‌یابند، روابط حمایتی مهم از مشاوران که تشویق و توصیه را ارائه می‌کنند، به سوی حامیان که یک نقش عملی در مدیریت تغییرات شغل و گسترش مدیران به‌عنوان مدیران عامل بالقوه ایفا می‌کنند، تغییر می‌کند.چه این حامی یک مدیر ارشد اجرایی سابق، مدیر ارشد اجرایی دیگر، عضو هیات‌مدیره یا مدیر ارشد اجرایی خارجی باشد، این زنان در مورد حمایت ضروری (از جمله بازخورد شدید) که حامیان ارائه می‌دهند، صحبت می‌کنند.چهار زن از نبود حمایت به‌عنوان یک مانع برای توسعه شغلی‌شان یاد کرده‌اند.

نقش‌هایی را بیان کنید که زنان را متعهد می‌کنند : اگر یک شرح شغلی تنها بر عنوان، تجربیات مورد نیاز، مسوولیت‌ها و نتایج ارائه شده، تمرکز کند، ممکن است آنچه به همه کاندیداها انگیزه می‌دهد را بیان نکند. مدیران ارشد اجرایی زن تمایل دارند نقش‌هایی را دنبال کنند که مهارت‌های آنها را به روشی بالا ببرد که با افزودن ارزش به کسب‌و‌کار تفاوتی ایجاد کند همچنین چیزی را ایجاد کند که جهان، مشتریان یا کارمندان از آن منفعت کسب کنند.شرکت‌ها نیاز به عمیق‌تر کردن تاثیرات، پیامدها و مشارکت‌های معنی‌دار دارند که برای دستیابی به نقش ممکن خواهد بود. این امر همچنین شانس اینکه زنان مستعد سازمان را ترک کنند کاهش خواهد داد. زمانی که یکی از مصاحبه‌شونده‌ها به دنبال یک ارتباط معنی‌دار بین کار و ارزش‌هایش بود به ما گفت: « زمانی که به آن کنفرانس استخدام رفتم هیچ ایده‌ای نداشتم که می‌خواهم در بخش فروش باشم، اما هر چه بیشتر شرکتی که آنها در آن بودند را می‌شناختم، به نظر می‌رسید که آنها واقعا هم با استانداردهای آکادمیک من و هم سیستم ارزشی من منطبق هستند و آموختم که این روش، راهی بسیار مهم برای نگاه به یک شرکت است.»

از «پرتگاه شیشه‌ای» آگاه باشید:

glass cliff یا پرتگاه شیشه‌ای، پدیده‌ای مربوط به زنان در نقش‌های رهبری سازمان است (مثلا مدیران اجرایی در شرکت‌ها و کاندیداهای زن در انتخابات). این پدیده می‌گوید طی دوره‌های بحران یا رکود و زمانی که شانس شکست بالاست، احتمال اینکه زنان نسبت به مردان نقش‌های مدیریت سازمان را به‌دست آورند بیشتر است.مطالعات نشان می‌دهد که در مواقع بحران یا ریسک بالای شکست، احتمال اینکه زنان برای نقش‌های مدیریت ارشد انتخاب شوند، نسبت به مردان بالاتر است. تمایل به تغییرات ناگهانی، از جمله تمایل آنها برای حل مشکلات و ایجاد تفاوت، از نقاط قوت بسیاری از زنان است به‌خصوص اگر آنها جویای چالش و ریسک باشند. این موقعیت‌های دشوار می‌توانند تجربیات حیاتی برای توسعه مدیران ارشد اجرایی ارائه کنند و حتی شکست‌ها می‌توانند درس‌های ارزشمندی ارائه کنند که موفقیت یک رهبر سازمانی را در بلندمدت بالا می‌برد.گرچه اغلب چنین شکست‌های بزرگی می‌تواند به یک شغل پایان دهد. سازمان‌ها باید فرصت‌هایی برای زنان فراهم کنند تا اگر یک موقعیت با ریسک بالا به شکست انجامید یا اینکه آنها استعداد‌های ارزشمند را از دست دادند، موقعیت خود را بازیابند.هدف ما از ایجاد طیفی از مدیران ارشد اجرایی زن هدفی جاه‌طلبانه است که به معنای بازبینی همه چیز از هدف‌گذاری رهبران سازمانی امیدبخش تا ارائه فرصت‌های شغلی به آنها می‌شود؛ کسانی که نیمی از استعدادهای جهان را شامل می‌شوند.ما اطمینان داریم که وقتی سازمان‌ها پیامدهای مثبت کسب‌و‌کار – ناشی از استفاده از قدرت زنان در جایگاه مدیر ارشد اجرایی- را تجربه می‌کنند، نگاه خود در مورد استعدادهای با پتانسیل بالا را گسترش خواهند داد و به نتیجه دلخواه چالش ۲۵×۱۰۰ بنیاد راکفلر خواهند رسید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 20 آبان 1396  11:11 ب.ظ

اگر می‌خواهید در خانه راحت بنشینید و بدون هیچ هزینه یا مزاحمتی برای خودتان کسب و کاری راه بیندازید و از قضا پول خوبی هم در بیاورید، این شغل‌ها درآمدتان را افزایش می‌دهد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، در دنیای امروز که توسعه پایدار و کاهش فقر و محرومیت دغدغه جدی بسیاری از کشورها است توجه به مشاغل خانگی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.در بسیاری از خانواده‌هایی که با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم می‌کنند و از نظر اقتصادی تحت فشارند، مشاغل خانگی بهترین راه کسب درآمد و حیات خانواده به شمار می‌رود.

کسب و کارهایی که شاید در نگاه اول درآمدزا نباشند یا تصور شود که در بروکراسی‌های دست و پا گیر اداری و مجوزهای عجیب و غریب که خاص کشورمان است محصور مانده و امکان عملی شدن ندارند، اما حقیقت آن است که در تمام دنیا مشاغل خانگی مورد استقبال واقع شده و به سرعت در حال رواج است.

به گفته کارشناسان، کسب وکارهای خانگی یکی از بهترین و مطمئن‌ ترین راههای درآمدزایی و کاهش نرخ بیکاری شناخته می‌شوند و ۱۵ تا ۸۰ درصد نیاز اشتغال ۱۵۰ کشور جهان را تامین می‌کنند.

کسب و کار خانگی یا (Home business) به آن دسته کسب و کارهایی گفته می‌شود که لزوماً مشارکت همه اعضای خانواده را در بر نداشته و صرفاً یک یا چند نفر از اعضای خانواده در آن به فعالیت اقتصادی مشغول باشند.

از نگاه سازمان بین المللی کار (ILO) موقعیت مکانی و وجود کسب و کار در خانه ملاک تلقی کردن آن به عنوان مشاغل خانگی است.کنوانسیون ۱۸۹ سازمان بین المللی کار، کار شایسته را برای کارگران خانگی به رسمیت شناخته است.کار خانگی یک منبع مهم اشتغال به ویژه برای زنان به شمار می‌رود.

پخت و پز غذا، بافت تابلو فرش،تهیه و تولید اقلام دکوری و صنایع دستی نظیر کیف و کوله،‌دستبند و گردنبند ماه تولد، عروسک سازی و پرورش قارچ و گیاهان خانگی و دارویی به دلیل کم جا و کم هزینه بودن آن و بسته بندی مواد غذایی و خوراکی به دلیل اهمیت آن به عنوان نیاز اولیه هر انسان می‌تواند از جمله ایده‌های جالب و پر سود برای راه اندازی مشاغل خانگی باشد.

بیشتر افراد از مشاغل خانگی تصور دیگری دارند و فکر می‌کنند هر کاری را می‌توان در خانه انجام داد و آن را مشاغل خانگی نامید، در حالی که اینطور نیست.آرایشگاه یا آموزشگاه خیاطی جزو مشاغل خانگی محسوب نمی‌شود و نمی‌توان یک خانه را به چلوکبابی تبدیل کرد! چون یکی از ویژگی‌های مشاغل خانگی این است که درون خانه و بدون هرگونه مزاحمت فردی یا ازدحام جمعیتی انجام ‌شود تا از این جهت آرامش ساکنین آپارتمان‌ها به هم نریزد و سر و صدا یا ازدحام و ترددی به وجود نیاید.اما کسانی که به شیرینی پزی یا پخت و پز غذا، درست کردن ترشی خانگی یا تدارک جعبه‌های کادویی و پکیج‌های خوراکی برای مناسبتهای خاص مثل عید نوروز، ماه رمضان یا شب چله علاقمند و مسلطند می‌توانند در خانه به این کار اهتمام داشته باشند، ولی قبل از آن باید با یک فروشنده شیرینی یا کترینگ تهیه غذا یا مغازه‌های سطح شهر وارد مذاکره شوند تا محصولات خانگی خود را برای فروش به آنها عرضه کنند.

اتصال مشاغل خانگی به بازار از طریق ارتباط‌ گیری با برندهای مطرح و تلاش برای برندسازی محصولات مشاغل خانگی محقق می‌شود.

مسلم خانی ـ مشاور ارشد کارآفرینی و کسب‌ وکار - می‌گوید مشاغل خانگی طبق آمار و اطلاعات موجود، در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه سهم قابل ملاحظه‌ای در ایجاد اشتغال و ارزش افزوده و حتی در صادرات به خود اختصاص داده است.

او معتقد است کار کردن در خانه کیفیت زندگی افراد را بهبود می‌بخشد چون وقت بیشتری برای خانواده و تربیت و پرورش فرزندان می‌گذارند و بدون اینکه اجباری به ترک منزل و ساعتها ماندن در شلوغی خیابانها و ترافیک داشته باشند با خیالی آسوده و بدون دغدغه به فعالیت اقتصادی در خانه می‌پردازند.

به گفته این استاد دانشگاه، مشاغل خانگی علاوه بر منافع مادی که متوجه اقتصاد خانواده می‌کند، در حل مشکل بیکاری هم نقش موثری دارد و با توسعه کسب و کارهای خانگی می‌توان افراد بیشتری را به کار مشغول کرد.

در اشتغال خانگی، فرد شغل خود را به منـزل می‌آورد و به جای این که هزینـه‌هـای زیادی برای اجاره یا خرید ساختمان بدهد، می‌تواند در منزل ، کـار و شغل خود را به انجام برساند. در این نوع کسب و کار، ارزش افزوده کالاها و خدمات تولید شده، نصیب‌ صاحب خانه می‌شود.

کنوانسیون ۱۸۹ سازمان جهانی کار، کار شایسته را برای کارگران خانگی به رسمیت شناخته و آن را  یک منبع مهم اشتغال و درآمد برای زنان می‌ داند.

اهمیت مشاغل خانگی و نقش آن در کاهش بیکاری تا آنجاست که در سال ۱۳۸۹ قانون ساماندهی مشاغل خانگی به تصویب رسید و جهت اجرا به وزارت کار و امور اجتماعی وقت ابلاغ شد.

بر اساس ماده یک این قانون، دولت موظف است به استناد اصول ۲۸ و ۴۳ قانون اساسی و با توجه به سند چشم‌انداز بیست ساله، مشاغل خانگی را مطابق این قانون ساماندهی و زمینه ایجاد اشتغال برای این گونه متقاضیان را فراهم کند.

در این قانون ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی با هدف حمایت و گسترش کسب و کارهای خانگی پیش بینی و وزارت کار موظف شده علاوه بر شناسایی مشاغل و کسب و کارهای خانگی با کمک دستگاههای ذی‌ربط، فهرست مشاغل مجاز خانگی را همه ‌ساله به تصویب ستاد برساند.شهرداری‌ها هم طبق ماده ۱۱ همین قانون مکلف شده‌اند بازارهای موقت محلی یا مکان‌های مناسبی برای عرضه محصولات صاحبان این دسته مشاغل اختصاص بدهند.

در روزهای اخیر الگوی جدید توسعه مشاغل خانگی در فاز نخست برای اجرا در هشت استان آذربایجان غربی ، چهارمحال و بختیاری ، خراسان جنوبی ، خراسان رضوی ، خراسان شمالی ، کردستان، کرمانشاه و لرستان رونمایی شد.

با توجه به اهمیت و ظرفیتهای فراوان توسعه مشاغل خرد و کوچک در ایجاد اشتغال و تأکید قانون برنامه پنجم و ششم توسعه، در دولت تدبیر و امید گسترش مشاغل خانگی همچنان به عنوان یکی از طرح‌های ذیل برنامه اشتغال فراگیر و مصوبات ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی، با رویکردی جدید در شمار برنامه‌های عملیاتی وزارت تعاون ،کار و رفاه اجتماعی قرار دارد.

در این رویکرد ، فرآیند قبلی مشاغل خانگی مورد بازنگری قرار گرفته و با هدف تسهیل‌گری و توسعه فعالیتهای شبکه‌ای و بازار، توانمند سازی متقاضیان و هدفمندی حمایتهای مالی،  الگوی جدید توسعه مشاغل خانگی در ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی به تصویب رسید.

الگوی توسعه مشاغل خانگی یک طرح سه جانبه با مسئولیتهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان جهاد دانشگاهی و صندوق کارآفرینی امید است که در پیاده سازی‌ آن، جهاد دانشگاهی به عنوان یک ارگان تسهیل گر در نظر گرفته شده تا پروژه‌های مبتنی بر این طرح با مشارکت وزارت کار و سایر دستگاههای اجرایی مرتبط به صورت هدفمند اجرا شود.

عیسی منصوری ـ معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار در این باره می‌گوید: طرح الگوی توسعه مشاغل خانگی دارای چهار مولفه اصلی شامل توسعه فرصت‌های کسب و کار خانگی، توسعه تعامل عاملین این طرح از طریق توسعه سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی، تسهیل محیط کسب و کار و اتصال به بازار است.

وی از پیش‌بینی ۴۰۰۰ فرصت شغلی از طریق اجرای الگوی توسعه مشاغل خانگی خبر داده و می‌گوید: در گام نخست، هشت استان از جمله خراسان رضوی به صورت آزمایشی برای اجرای این طرح در نظر گرفته شده‌اند که ابتدا، ایجاد چهار هزار فرصت شغلی در قالب ارائه پروژه‌های اشتغالزا از محل تامین تسهیلات این طرح، برای خراسان رضوی تا پایان امسال تکلیف شده است.

به گفته منصوری اگر بتوان از ظرفیتهای ایجاد شده به نحو مطلوب بهره گرفت، این طرح ملی به کل استانهای کشور تسری و فرصتهای کسب و کار خانگی از این طریق توسعه خواهد یافت.

با نگاهی گذرا به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه می‌توان به اهمیت کسب و کارهای بومی و خانگی بازار محور پی برد. در حال حاضر ایتالیا، استرالیا، انگلستان و چین از جمله کشورهای موفق در زمینه توسعه کسب و کار خانگی و کارآفرینی خانوادگی به شمار می‌روند به نحوی که این دسته مشاغل در انگلستان به شکل حرفه‌ای و تخصصی دنبال می‌شود.

گزارشها نشان داده که بیش از ۵۰ درصد مشاغل کوچک در انگلیس در خانه انجام می‌شود تا جایی که اشتغال به کسب و کارهای خانگی در سال ۲۰۱۴ حدود ۴۰۰ میلیون پوند در اقتصاد این کشور تاثیر داشته است.امروز اشتغال خانگی به دلیل ریسک‌پذیری پایین، کاهش مصرف انرژی، خلاقیت بیشتر و سرمایه‌گذاری کمتر، مورد اقبال و توجه بسیار قرار گرفته است.

با توجه به اهمیت کسب وکارهای خانگی و تاکید صاحبنظران بر درآمدزایی و اشتغالزایی بالای این مشاغل، اگر کمی وقت بگذارید و فرصتهای شغلی منطقه خود را شناسایی و بر اساس نیاز بازار اقدام کنید حتما یک شغل خوب و پر درآمد برای خود دست و پا خواهید کرد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تب نگهداری از حیوانات خانگی در سالهای اخیر تندتر شده است؛به طوری که پیش بینی های بازار نشان می دهد که واردات کالاهای مورد نیاز حیوانات خانگی به زودی به تجارتی پرسود تبدیل خواهد شد.

در سالهای اخیر تعداد افرادی که حیوان خانگی نگهداری می کنند،افزایش یافته است؛حتی با گسترش آپارتمان نشینی هم  این موضوع نتوانسته مانع از نگهداری حیوانات خانگی شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، در گذشته که خانه ها ویلایی بود،نگهداری از سگ،مرغ و خروس درمناطق شهری تقریبا رایج بود.اما به تدریج با گسترش آپارتمان نشینی نگهداری حیوان خانگی از رونق افتاد.

در سالهای اخیر نگهداری از حیوانات خانگی با شکل و شمایل جدیدتری وارد زندگی شهرنشین ها شده است.حیواناتی که اغلب نژاد وارداتی دارند و نگهداری از آنها نیاز به هزینه های زیادی دارد.

در این میان، سگ و گربه بازار پررونقی دارند.تقریبا تمام سگ هایی که در آپارتمان ها نگهداری می شوند،نژادشان ایرانی نیست؛از نگهداری سگ نژاد هاسکی که اصالتا سگ قطب شمال است گرفته تا سگ های مینیاتوری نیاز به صرف هزینه های بالا دارد.

در واقع نگهداری یک حیوان خانگی امروز بسیار لوکس تلقی می شود که هزینه آن در ماه بیش50 تا 300 هزار تومان در نوسان است.

نگهداری سگ که اخیرا هم تعداد آن در آپارتمان ها افزایش یافته،ماهانه 250 تا 300 هزار تومان هزینه در بر دارد. هر نوبت ویزیت دامپزشک نیز بسته به نوع سگ از 30 تا 40 هزارتومان در نوسان است.

عموما برای نگهداری از سگ و گربه در خانه،به جز غذا ،خرید انواع ویتامین ها و وسایل بازی که جز ملزومات نگهداری از این نوع حیوانات است،پارکی هم در نظر می گیرند که حیوان خانگی در آن استراحت می کند.علاوه بر این برخی ها با خرید لباس زمستانی برای سگ و گربه خود،هزینه اضافه تری هم پرداخت می‌کنند.قیمت این نوع لباس های مخصوص،بین 300 تا 700 هزار تومان در نوسان است.

خرید وسایل مورد نیاز حیوانات خانگی مانند دیگر مشاغل، در مناطق ویژه ای از شهرها رونق دارد.البته اخیرا در کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرام خرید غذا،ویتامین ،لباس و وسایل حمل حیوانات خانگی هم به شدت تبلغ می شود.

براساس آماری که وزارت صنعت،معدن و تجارت منتشر کرده پیش بینی شده است که ظرفیت بازار غذای حیوانات خانگی با رشدی 6 برابری نسبت به 2013 در سال 2020 به 2000 تن در سال و حدود 25 میلیون دلار خواهد رسید.

16


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بیش از ۱۵ سال پیش، جیم کولینز، مشاور و نویسنده مطالب مدیریت و کسب‌وکار از چرخ لنگر (وسیله مکانیکی بسیار سنگین برای ذخیره‌سازی انرژی دورانی) به عنوان استعاره‌ای برای قدرت پایدار رهبری کسب‌وکار استفاده کرد.

این قدرت شتاب در رتبه‌بندی برترین مدیران‌عامل سال ۲۰۱۷ نشریه HBR مشهود است؛ لیستی که در راستای همان محاسبات سال قبل است. دو مدیر از سه مدیرعامل برتر امسال در میان سه مدیرعامل برتر سال ۲۰۱۶ هم بودند و ۱۶ مدیر از ۲۵ مدیرعامل برتر امسال هم سال گذشته جزو ۲۵ تای اول بودند. هفتاد و دو مدیر از لیست ۱۰۰ نفره سال گذشته، امسال هم تکرار شده‌اند و ۲۳ نفر از آنها برای چهارمین سال متوالی است که در این لیست قرار می‌گیرند.  به گزارش دنیای اقتصاد، از میان ۲۸ مدیرعاملی که امسال از لیست خارج شده‌اند، ۱۱ نفر بازنشسته شده‌اند (و بقیه آنها، ازجمله مدیران‌عامل شرکت‌های هنکن و ودافون به‌دلیل کاهش شدید قیمت سهام شرکت‌هایشان کنار گذاشته شده‌اند). به‌طور میانگین، این ۱۰۰ مدیرعامل برتر در طول ۱۷ سال مدیریت خود توانسته‌اند ۲۵۰۷ درصد بازدهی سهام داشته باشند.این پایداری دلایل مختلفی دارد. لیست امسال HBR برخلاف رتبه‌بندی‌هایی که بر ارزیابی‌های ذهنی و شخصی یا معیارهای کوتاه‌مدت مبتنی است، بر سنجش عملکرد عینی و بی‌طرفانه یک مدیرعامل در کل دوران مدیریتش تاکید دارد. این رتبه‌بندی یک کار ادامه‌دار و رو به پیشرفت است و HBR هر سال به دنبال روش‌هایی برای ارتقای متدولوژی آن است. البته امسال هیچ تغییری در سیستم سنجش ایجاد نشده است.

برترین مدیرعامل امسال HBR که اولین‌بار است این جایگاه را از آن خود کرده، پابلو ایسلا (Pablo Isla)، مدیرعامل شرکت ایندیتکس (Inditex) است که شرکت مادر برندهای مد و لباس زارا، پول‌اندبر، ماسیمو دوتی، برشکا، استرادیواریوس، اویشو و اوترکو محسوب می‌شود. ایسلا از زمان تصدی مدیرعاملی در سال ۲۰۰۵، ایندیتکس را توسعه جهانی داده و در این مدت این شرکت به‌طور میانگین روزانه یک فروشگاه در روز افتتاح کرده است، به‌طوری‌که اکنون بیش از ۷ هزار فروشگاه در پنج قاره دارد. چنین رشدی، ارزش بازار ایندیتکس را هفت برابر کرده و آن را به ارزشمندترین شرکت در اسپانیا تبدیل کرده است. دیگران سبک مدیریت ایسلا را بسیار فروتنانه و در برخی موارد حتی خجالتی توصیف می‌کنند. اگرچه او بیشتر زمانش را صرف مسافرت برای بازدید از فروشگاه‌ها می‌کند، اما به‌ندرت در افتتاحیه‌ها شرکت می‌کند تا در چشم نباشد. در دفاتر مرکزی ایندیتکس، او ترجیح می‌دهد به‌جای برگزاری جلسات رسمی متعدد، به واحدها سر بزند و این بخشی از تلاش او برای حفظ فرهنگ کارآفرینانه با وجود وسعت زیاد شرکتش است.ایندیتکس در میان همه خرده‌فروشی‌های لباس، به دو چیز معروف است: موفقیت در فراهم کردن بستر راحت خرید فیزیکی و آنلاین برای مصرف‌کنندگان و سیستم «منبع‌یابی نزدیک» که بر اساس آن، بیش از نیمی از تولید در نزدیکی خود فروشگاه‌ها صورت می‌گیرد. این کار باعث می‌شود موجودی کالا کم باشد و محصولات جدید خیلی سریع به فروشگاه‌ها برسند.

اگر بازدهی مالی را به تنهایی بررسی کنیم، ایسلا رتبه هجدهم را به خود اختصاص می‌دهد و عملکرد او در فاکتورهای زیست‌محیطی، اجتماعی و نظارت (ESG) که ۲۰ درصد امتیاز کلی همه مدیران را تشکیل می‌دهد، او را به رتبه اول رسانده است. بنگاه‌های امتیازدهنده ESG، شفافیت ایندیتکس را در مدیریت، نظارت و حسابرسی زنجیره تامین ستوده‌اند. این شرکت مصرف‌کنندگان را تشویق می‌کند لباس‌های کهنه و از بین رفته خود را برای بازیافت به فروشگاه‌ها تحویل دهند (در خود اسپانیا برنامه تحویل درب منزل را اجرا می‌کند). سپس برند Join Life زارا به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه زنجیره‌ای ایندیتکس، با حداقل مصرف آب و منابع دیگر، از پارچه‌های بازیافت‌شده محصولات جدید تولید می‌کند. ایسلا در مورد اینکه چرا و چگونه این حوزه‌ها برای او به عنوان یک مدیر مهم شده، می‌گوید: «این مسائل به همه‌چیز، به همه‌تصمیم‌ها و هر چیزی که به کیفیت محصولات و استانداردهای ما ربط دارد، ارتباط پیدا می‌کند. ما برنامه‌های متفاوتی داریم؛ برنامه‌های داخلی و برنامه‌هایی با سازمان‌های مختلف. بیش از یک میلیون نفر سالانه از سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی که در حال توسعه آن هستیم، بهره می‌برند. این موضوع برای ما در همه تصمیم‌گیری‌ها ضروری است. این روزها همه به کره زمین و داشتن مشارکت مثبت در جامعه فکر می‌کنند. مطمئنا هیات‌مدیره ما هم به این رویکرد متعهد است و این چیزی است که از هر جنبه‌ای برای ما حائزاهمیت است.»  

اگر قرار بود رتبه‌بندی HBR تنها بر اساس عملکرد مالی صورت بگیرد – مثل کاری که تا سال ۲۰۱۵ انجام می‌شد – جف بزوس، موسس شرکت آمازون رتبه نخست را به‌دست می‌آورد. بزوس در سال ۲۰۱۴ هم اول شده بود و هر سال به صورت متوالی بهترین عملکرد مالی را در میان مدیران عامل داشته است. از سال ۲۰۱۵ به بعد که فاکتورهای ESG در رتبه‌بندی‌ لحاظ شده، جایگاه بزوس از رتبه ۸۷ به ۷۶ و سپس ۷۱ رسیده است. با این حال، رتبه ESG آمازون همچنان پایین است. البته امسال ۸۸ درصد شرکت‌های جهانی عملکرد خود را در ESG بهبود بخشیده‌اند، اما به‌طور کلی کیفیت معیارها در حال ارتقا است. بخش خدمات وب بسیار بزرگ آمازون انرژی خورشیدی و بادی تولید می‌کند و در دو سال گذشته این شرکت چند مدیر متخصص پایداری استخدام کرده که همه را نسبت به تغییرات احتمالی آینده خوش‌بین کرده است.

اگرچه همه سرمایه‌گذاران مطمئنا به عملکرد مالی توجه جدی می‌کنند، اما شواهد نشان می‌دهد بسیاری از آنها معیارهای ESG را نیز با دقت مورد بررسی قرار می‌دهند. اوایل سال ۲۰۱۷، امیر عامل‌زاده از مدرسه کسب‌وکار Said دانشگاه آکسفورد و جورج سرافیم از مدرسه کسب‌وکار هاروارد، نتایج یک نظرسنجی از ۴۱۳ مدیر سرمایه‌گذاری را که شرکت‌های آنها جمعا ۳۱ تریلیون دلار دارایی را مدیریت می‌کنند، منتشر کردند. نیمی از این تعداد گفته بودند از اطلاعات ESG استفاده می‌کنند و نزدیک به نیمی هم گفته بودند که معتقدند شرکتی که امتیاز ESG بالا دارد، برای سرمایه‌گذاری کم‌ریسک‌تر است. محققان در مورد این پروژه نوشته‌اند: «به‌طور کلی، شواهد نمونه ما نشان می‌دهد که استفاده از اطلاعات مربوط به ESG عمدتا با انگیزه‌های مالی پیش می‌رود تا انگیزه‌های اخلاقی.»

نشریه HBR در همین زمینه با پابلو ایسلا، به مناسبت اول شدنش در این لیست مصاحبه‌ای نیز ترتیب داده است که در ادامه بخشی از آن را می‌خوانیم:

  HBR: وقتی به ۱۰۰ مدیر برتری که لیست HBR را تشکیل داده‌اند نگاه می‌کنیم، یکی از مسائلی که توجه ما را به خود جلب می‌کند این است که تعداد حیرت‌انگیزی از آنها مدت‌ها است در سمت خود مانده‌اند. تعداد زیادی از آنها بیش از ۲۰ سال مدیرعامل بوده‌اند. سابقه مدیرعاملی شما ۱۲ سال است. چه بخش‌هایی از شغل شما در طول زمان آسان‌تر می‌شود و آیا بخش‌هایی وجود دارد که سخت‌تر شده باشند؟

ایسلا: مدیرعامل ایندیتکس بودن جذاب‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید و هر روز من مثل همان روز اول است. نمی‌توان گفت این بخش از شغل ما آسان‌تر است یا آن بخش‌ سخت‌تر است، چون هر روز مسائل زیاد و جدیدی پیش می‌آید؛ چالش‌ها، تصمیم‌هایی که باید گرفته شوند و افراد زیادی که باید با آنها کار کنیم. بنابراین برای من فراتر از سخت‌تر بودن یا آسا‌ن‌تر بودن بخشی از کار، این است که هر روزم مثل همان روز اول هیجان‌انگیز و مملو از کارهایی است که در حوزه‌های مختلف باید انجام دهیم.

همچنین برای ما پیشرفت مداوم بسیار مهم است. دوازده سال پیش، حتی به این رویکرد یکپارچه بین فروشگاه‌ها و فروش آنلاین فکر هم نمی‌کردیم یا تصور نمی‌کردیم تا این حد در کسب‌وکارمان درگیر تکنولوژی شویم.

  HBR: کمی در مورد سبک مدیریتی شما صحبت کنیم. خیلی از مدیران عامل روزهای کاری خود را با جلسات پشت سر هم و فشرده پر می‌کنند. شما مشهورید که از چنین چیزی دوری می‌کنید و ترجیح می‌دهید به بخش‌های مختلف دفاتر کاری سر بزنید. کمی در مورد این سبک مدیریتی‌تان توضیح می‌دهید و اینکه آیا این روش کارآمد بوده یا نه؟

ایسلا: بله، فکر می‌کنم این به فرهنگ شرکت ما ارتباط پیدا می‌کند. ما ساختاری کاملا مسطح داریم. ما جلسات رسمی برگزار نمی‌کنیم و حتی کمیته مدیریت رسمی نداریم. ترجیح می‌دهیم بیشتر مکالمات و جلسات غیررسمی داشته باشیم تا سخنرانی‌های طولانی در جلسات رسمی.

  HBR: دیگران در مورد شما می‌گویند فروتنی و شرم خاصی در روابط عمومی دارید. زیاد مصاحبه نمی‌کنید و حتی در مراسم افتتاحیه فروشگاه‌های جدید شرکت ندارید. چرا ترجیح می‌دهید به عنوان مدیرعامل، کمتر در چشم باشید؟

ایسلا: چیزی که برای ما اهمیت دارد خود شرکت و افتتاح فروشگاه‌ها است و همه چیز نتیجه کار تیمی ما است. قدرت شرکت ما ترکیب فعالیت همه افراد است که بیشتر از عملکرد فردی اهمیت دارد. می‌توانم به شما بگویم که به عنوان یک شرکت، تلاش می‌کنیم خیلی سر به زیر و بی‌سروصدا پیش برویم و البته همزمان جاه‌طلبی خودمان را هم داریم. وقتی فروشگاهی را افتتاح می‌کنیم، ترجیح می‌دهیم همه چیز در رابطه با آن فروشگاه به چشم بیاید، نه کار یک فرد خاص.

  HBR: به عنوان مدیرعاملی که شرکتش در اوایل دوره کاری شما بسیار موفق بوده، آیا ریسکی وجود دارد که بخواهید از آن اجتناب کنید و نسبت به آن حالت تدافعی داشته باشید؟

ایسلا: طبق مدل کسب‌وکار ما، چنین چیزی غیرممکن است. در هر فصلی ما با کالکشن‌ تازه وارد بازار می‌شویم؛ با محصولاتی از صفر. همزمان، کل فرهنگ شرکت ما کاملا نوآورانه و خلاقانه است. بنابراین، واقعا چنین چیزی را ریسک نمی‌دانم. همچنین چیزی که می‌خواهیم در چنین فرهنگی داشته باشیم، ایجاد جوی است که افراد بتوانند در آن نوآوری داشته باشند و از ریسک استقبال کنند. بنابراین اجتناب از ریسک در شرکت ما اتفاق نمی‌افتد.

  HBR: شما تلفیق فروش در فروشگاه‌ها و فروش آنلاین را تسهیل کرده‌اید. خیلی از خرده‌فروش‌ها که سابقه خوبی در فروش فیزیکی در فروشگاه دارند، برای توسعه حضور اینترنتی‌ و تشویق مشتری به خرید در هر دو کانال به مشکل خورده‌اند. شما چه کاری انجام می‌دهید که بقیه انجام نمی‌دهند و فکر می‌کنید چرا شرکت‌های دیگر در این زمینه مشکل دارند؟ایسلا: برای ما از همان لحظه اول، ایجاد این یکپارچگی بین فروش فیزیکی و آنلاین یک مساله کلیدی بود. ما می‌دیدیم مشتریان گاهی محصولی را به صورت اینترنتی می‌بینند و می‌پسندند؛ اما دوست دارند از فروشگاه آن را بخرند. گاهی هم به صورت آنلاین خریدشان را انجام می‌دهند. همه اینها برای ما مهم بود. وقتی به‌طور خاص، در مورد فروشگاه‌های اینترنتی‌ و اپلیکیشن‌ها صحبت می‌کنیم، هدف تکرار همان تجربه‌ای است که مشتری در فروشگاه‌ها دارد و حالا بیش از ۶ میلیون نفر روزانه از وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های ما در سراسر دنیا بازدید می‌کنند.

مدیران


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :27  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
آخرین پست ها

خلاصه کتاب اصول سرپرستی..........شنبه 29 دی 1397

ترجمه 44P آمیخته بازاریابی..........شنبه 29 دی 1397

ترفندهایی برای توازن کار- زندگی ..........شنبه 29 دی 1397

چگونه با کمتر از ۱۰۰میلیون تومان کسب‌ و کار موفق بسازیم؟ ..........شنبه 29 دی 1397

پردرآمدترین شغل‌های دنیا در سال ۲۰۱۹ ..........شنبه 29 دی 1397

این پنج عادت غلط روزانه، طول عمرتان را کم می کند! ..........شنبه 29 دی 1397

ماجرای حضور آب فیجی در مراسم گلدن گلوب..........شنبه 29 دی 1397

نصب اپلیکیشن با وجود ظرفیت پایین حافظه ..........شنبه 29 دی 1397

نتفلیکس در جذب علاقمندان به فیلم رکورد زد! ..........شنبه 29 دی 1397

مایکروسافت هم به تولید صفحه نمایش تاشو می‌پیوندد ..........شنبه 29 دی 1397

پاورپوینت مدیریت رفتار، موفقیت و ارتباط..........شنبه 1 دی 1397

مهارتی که افراد حرفه‌ای را متمایز می‌کند! ..........شنبه 1 دی 1397

سریع ترین مرد جهان سفیر خدمت فوری ارسال پول می شود..........شنبه 1 دی 1397

بهشت کسب‌ و کارهای ۲۰۱۹ ..........شنبه 1 دی 1397

همکاری دو رقیب آلمانی ..........شنبه 1 دی 1397

ترکیه دیتاسنتر گردشگری راه‌اندازی می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

بیشترین دانلود به کدام اپلیکیشن‌ها در سال۲۰۱۸ تعلق دارد؟ ..........شنبه 1 دی 1397

اولین ساعت مچی هوشمند جهان که فشار خون را اندازه گیری می‌کند ..........شنبه 1 دی 1397

ارزهای دیجیتال به واتس‌آپ هم آمد ..........شنبه 1 دی 1397

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی..........شنبه 24 آذر 1397

همه پستها