تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب کارآفرینی و کسب و کار

هر ساله استارت‌آپ‌های بی‌شماری شکست می‌خورند. اما دلایل بی‌شماری برای شکست آنها وجود ندارد.

 تارک کمیل یک کارآفرین سریالی که تجربه پنج بار شروع کسب‌و‌کار را داشته (همین اواخر به عنوان موسس و مدیرعامل پلت‌فرم ارتباطی Cerkl) می‌گوید: «من سه یا چهار بار در هفته با کارآفرینان صحبت می‌کنم و همه آنها دقیقا با همان مسائل پیش من می‌آیند.» او می‌افزاید: «مردم بارها و بارها در تله‌های یکسان گرفتار می‌شوند. اگر آنها بتوانند تنها از این اشتباهات معمول اجتناب کنند، شانس موفقیت شرکت‌ آنها به‌طور قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت.» به گزارش دنیای اقتصاد ، کمیل تنها کسی نیست که چنین تفکری دارد. مشاوران، سرمایه‌گذاران خطرپذیر و کارآفرینان سریالی همگی متفق‌القول هستند که کارآفرینان دچار یک مجموعه اشتباهات مشترک می‌شوند. اما این اشتباهات چیست؟ در زیر 6 مورد از آنها را آورده‌ایم:

 

1. آماده نکردن زندگی خود

هیچ فردی بدون آموزش اولیه نباید برای دوندگی در ماراتن بوستون شرکت کند. همین حالت برای استارت‌آپ‌ها نیز صادق است. باید با آموزش قبل از شروع یک کسب‌و‌کار (از استراحت و تغذیه کامل تا ایجاد روابط قوی‌تر)، خودتان را آماده کنید. کمیل می‌گوید: «باید سرسخت باشید و اطمینان حاصل کنید که آماده هستید و هر قسمت از زندگی شما تحت کنترل‌ خودتان است.»اگر دوستان و خانواده از آنچه اتفاق می‌افتد درک درستی نداشته باشند و دیدگاه و اهداف شما را حمایت نکنند، مشکلات شخصی برای شما ایجاد خواهند کرد؛ گذشته از اینکه اختلالات بزرگی بر کسب‌و‌کار شما نیز وارد خواهد آمد. یک مکالمه صاف و ساده برای مدیریت انتظارات با آنها داشته باشید. کمیل می‌گوید: «به آنها بگویید: (می‌خواهم توجهم را صرف این موضوع کنم و این اصلا به آن معنا نیست که شما برای من اهمیت کمتری دارید.»

2. سردرگم کردن یک محصول با یک کسب‌و‌کار

در عصر اپلیکیشن‌ها، اریک هالتزکلاو که یک کارآفرین سریالی و استراتژیست شرکتی است، می‌گوید: «یک محصول یک نیاز شخصی را رفع می‌کند؛ اما یک کسب‌وکار واقعی چیزی دارد که به‌خاطر آن، مشتریان بارها و بارها بازمی‌گردند.» اما چگونه این تمایز را ایجاد ‌کنیم: آیا جریان‌های درآمدی بالقوه پشت خرید اولیه یک محصول مشتری دارید؟ این یک فاکتور کلیدی برای سرمایه‌گذاران موثر در آینده است؛ کسانی که می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که آنچه امروز ارائه می‌دهید ماندگاری خواهد داشت. هالتزکلاو در ادامه می‌گوید: «آیا می‌خواهید مجوز تکنولوژی مورد استفاده خود را به فرد دیگری بدهید؟ کسب‌وکارتان در 3 یا 5 سال بعد به چه صورت درمی‌آید؟ این مسائل از چشم‌انداز یک سرمایه‌گذار بسیار مهم هستند و به شما کمک خواهد کرد تا دریابید که آیا اصلا یک کسب‌و‌کار دارید یا خیر.»

3. هزینه نکردن برای مهارت‌ها

با تمام احترام باید بگوییم که شما در همه چیز خوب نیستید. اصلا نمی‌توانید این‌گونه باشید. هر بخش از یک کسب‌و‌کار باید با تخصص و مهارت انجام شود (به‌خصوص مسائل خاص مانند مالیات و مسائل قانونی). گرگ رائو، مدیر ارشد عملیاتی ریداگو، یک شرکت مهندسی سخت‌افزار واقع در اورگون می‌گوید: «پی‌ریزی نه فقط شرکت‌تان بلکه سرمایه‌گذاری‌های بالقوه در مسیر نادرست، می‌تواند پیامدهای منفی برای شما به همراه داشته باشد.»بنابراین هر جا به مشکل برخوردید، راهنماهای رایگان آنلاین دانلود نکنید یا تصور نکنید که می‌توانید خودتان همه چیز را حل کنید. به گفته رائو کارآفرینان نیاز به نگاه از دید یک کارشناس دارند. پس حتما یک کارشناس بیابید.

4. بی‌اعتنایی به داده‌ها

لیزا استون یکی از موسسان BlogHer که یک جامعه آنلاین است می‌گوید: «تفکر جادویی می‌تواند هر کسب‌و‌کاری را بکشد.» نمی‌توانید تنها معتقد باشید که پیروز می‌شوید؛ بلکه باید با محاسبات ریاضی دریابید که آیا موفق خواهید شد یا خیر. باید داده‌هایی وجود داشته باشد که ثابت می‌کنند که ایده بزرگ شما واقعی است یا حداقل شاخص مهمی فراهم می‌کند. وقتی این داده‌ها را جمع‌‌آوری می‌کنید، از آنها برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد یا مراحل برجسته استفاده کنید تا نشان دهید که ایده یا کسب‌و‌کار شما در حال پیشرفت است.

5. مقیاس‌گذاری خیلی سریع

این آمار نگران‌کننده است: 74 درصد استارت‌آپ‌های اینترنتی در حالی شکست می‌خورند که از رشد بالایی برخوردار هستند؛ اما چرا؟ چون خیلی سریع و خیلی زود مقیاس‌بندی می‌کنند. اریک رانالا یکی از موسسان و شریک مدیریتی Mucker Capital که در لس‌آنجلس واقع است می‌گوید «این مساله بسیار اتفاق می‌افتد. مردم پول به‌دست می‌آورند و تصور می‌کنند سرشار از منابع مالی هستند و سپس آن را در مسیر نادرست استفاده می‌کنند. اما در همان زمان آنها درمی‌یابند که خرج کردن آنها را به جایی نمی‌رساند؛ این امر اغلب خیلی دیر اتفاق می‌افتد.»آنها روی چه چیزی خرج می‌کنند؟ همه چیز؛ از بازاریابی تا استخدام سریع کارمندان بسیار زیاد. اما مشکل اصلی همان است: آنها این بودجه را روی مسائلی صرف می‌کنند که برای گسترش کسب‌وکار آنها یا دست‌کم تعیین اینکه آیا کسب‌‌و‌کارشان قابل‌دوام است یا خیر، ضروری نیستند. رانالا می‌گوید: «اگر بدون رسیدن به مراحل مهم کسب‌و‌کار، جیب‌تان را خالی کنید، راهی بسیار دشوار برای افزایش منابع مالی بیشتر خواهید داشت.»

6. ترس از شکست

یک لغت ترسناک برای کارآفرینان وجود دارد و آن هم «شکست» است. هیچ‌کس نمی‌خواهد در نقطه مقابل موفقیت باشد. کمیل می‌گوید: «واقعا این لغت اشتباه است؛ چرا که «شکست خوردن» به این معنا است که هیچ مزیتی وجود ندارد و اکثر مواقع اصلا این‌طور نیست. این طرز تفکر را عوض کنید. شما شکست نخورده‌اید؛ تنها تجربه‌ای داشته‌اید که کسب‌و‌کار بعدی شما را بهبود خواهد بخشید. به گفته کمیل گرچه هر بار این تجربه به شما ضربه زده است اما اکنون نکات جدیدی آموخته‌اید و می‌توانید از این درس برای پیشبرد اهدافتان و بهتر کردن کسب‌و‌کارتان استفاده کنید.» بنابراین آیا می‌توانیم بگوییم 6 مورد برای شکست استارت‌آپ وجود دارد؟ بله به لحاظ تکنیکی همین‌طور است. اما بهتر است بگوییم که راه‌های زیادی برای «یادگیری» وجود دارد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

فضای کشور ما مدتی است که استارت‌آپی شده است و هر روز از استارت‌آپ‌های جدید، همایش‌ها و نمایشگاه‌های استارت‌آپی می‌شنویم.

 این فضا و اتمسفری که برای استارت‌آپ‌ها به راه افتاده، مختص کشور ما نبوده و در کشور‌های پیشرفته هم این فضا وجود دارد. روز‌های گذشته بود که هیاتی از فرانسه برای همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان ایران راهی کشور ما شده بودند که طی صحبتی که با آنها و رئیس بین‌الملل اتاق بازرگانی سازمان صنایع کوچک و متوسط فرانسه «پیر جان» داشتیم، ایشان هم تاکید کرد که این فضای استارت‌آپی و اتمسفری که به راه افتاده است، در فرانسه هم وجود دارد و فضای کشور‌های دیگر هم استارت‌آپی است.

 از اهمیت استارت‌آپ‌ها و فضایی که به وجود آمده، صحبت کردیم اما بحث اصلی ما در این گزارش راه‌های تامین مالی استارت‌آپ‌هاست. یک ایده استارت‌آپی هر چقدر هم که برحسب نیاز انتخاب شده باشد و مساله‌محور باشد، برای توسعه و راه‌اندازی به سرمایه نیاز دارد که البته مقدار مورد نیاز این سرمایه برای ایده‌های مختلف متفاوت است و ایده‌های خدماتی هم بوده‌اند که با حداقل سرمایه شروع کرده‌اند و موفق شده‌اند، ولی در ادامه برای توسعه، رقابت و معرفی محصول خود باز هم نیاز به سرمایه زیادی دارند.

برخی از منابع تامین مالی برای شروع استارت‌آپ

1- قرض گرفتن از خانواده و دوستان

برای این کار و قرض گرفتن باید ایده شما علاوه بر مساله‌محور بودن جذابیت کافی هم داشته باشد که بتوانید کسانی که می‌خواهید از آنها پول قرض بگیرید را متقاعد کنید. البته شما برای شروع و موفقیت به یک تیم هم نیاز دارید که می‌توانید با این افراد به صورت یک تیم در بیایید.

2- گرفتن وام و دریافت کمک‌های دولتی

گرفتن کمک‌های دولتی و وام و بدهکار شدن ریسک بسیار بالایی دارد و بسیاری از متخصصان این حوزه و اساتید دانشگاه تاکید دارند که برای شروع از وام استفاده نکنید. زیرا استارت‌آپ با یک عدم اطمینان همراه است و بازار و سوددهی آن خیلی مشخص نیست و ممکن است استارت‌آپ‌هایی که در شروع کار وام می‌گیرند با مشکل بازپرداخت مواجه شوند و به کلی شکست بخورند. البته بانک‌ها و موسسات مالی هم بر این مساله واقف هستند و برای پرداخت وام به استارت‌آپ‌ها بسیار سخت‌گیری می‌کنند، به‌طوری که بیشتر تسهیلات خودشان را به شرکت‌های بازرگانی و بزرگ زودبازده و دارای بازده مشخص می‌دهند.

ولی در هر صورت راه‌حل گرفتن وام و بدهکار شدن اگر هم مورد توجه شماست، بهتر است که در مرحله شروع نباشد و در مراحل بعدی که به ثبات بیشتری رسیدید و برای توسعه بیشتر به سرمایه نیاز داشتید از وام استفاده کنید.

پس‌انداز‌های شخصی

بسیاری از کسب‌وکار‌های موفق بوده‌اند که از این روش استفاده کرده‌اند و با پس‌اندازهایی که از کارهای قبلی خود ذخیره کرده بودند استارت‌آپ خود را شروع کرده‌اند. حتی بسیاری از کارآفرینان بزرگ بوده‌اند که وسایل شخصی خودشان اعم از طلا، جواهرات، ماشین و... خود را فروخته‌اند تا کسب‌وکار خود را راه بیندازند.

یافتن شریک

شما در هر حال برای شروع کسب‌وکارتان به یک تیم خوب نیاز دارید. شما می‌توانید در تیم‌تان ترکیبی از افرادی را داشته که سرمایه، تخصص و... دارند و به این نحو با سرمایه‌گذار هم شریک می‌شوید و مسیر توسعه را سریع‌تر طی می‌کنید. البته در انتخاب تیم پارامتر‌هایی وجود دارد و صرفا تخصص یا سرمایه شریک‌تان را نبینید.

کمک گرفتن از شتاب‌دهنده‌ها

شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که از استارت‌آپ‌ها در تمامی مراحل حمایت می‌کنند. خدمات آنها شامل مشاوره، آموزش، تامین مالی، بازاریابی و... است. پس شما برای تامین مالی می‌توانید از شتاب‌دهنده‌ها کمک بگیرید اما با در نظر گرفتن یک‌سری نکات. شتاب‌دهنده‌ها روی هر ایده‌ای سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و توجه آنها بیشتر بر ایده‌های مساله‌محور و برحسب نیازی است که یک تیم خوب پشت سر آنها باشد. البته بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر هم هستند که برای استارت‌آپ‌ها تامین مالی می‌کنند و با آنها شریک می‌شوند و وقتی استارت‌آپی که در آن سرمایه‌گذاری کردند به رشد، توسعه و ثبات رسید به شراکت خود با او پایان می‌دهند.

البته در تمامی این مراحل اگر به دنبال سرمایه‌گذار هستید، به این نکته توجه کنید که فقط به دنبال سرمایه‌گذاری که می‌خواهد به شما پول بدهد، نباشید و به دنبال سرمایه‌گذاری باشید که کار شما را بفهمد و با شما کار کند.

یک نمونه استارت‌آپی برای شروع

کام‌دین حاجی‌میرزایی، مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان هنر عمران ایرانیان که در زمینه واقعیت مجازی به موفقیت زیادی دست یافته است در پاسخ به سوال ما درباره چگونگی تامین سرمایه برای شروع کسب‌وکارشان می‌گوید: روز اول در سال 88 که قصد شروع کار را داشتیم سرمایه‌ کمی داشتیم و سرمایه ما حدودا یک میلیون تومان می‌شد و تمام هزینه‌هایی که لازم داشتیم را از پروژه‌هایی که در زمینه وب انجام می‌دادیم، تامین می‌کردیم. تاکنون از وام و تسهیلاتی استفاده نکرده‌ایم، ولی از اینجا به بعد نیاز به سرمایه‌های بیشتری داریم و اگر سرمایه‌گذار و حامی داشته باشیم، می‌توانیم خیلی بیشتر پیشرفت کنیم و می‌توانیم ایران را به نخستین کشوری تبدیل کنیم که در زمینه واقعیت مجازی آنلاین حرفی برای گفتن دارد.

سخن آخر

به نظر می‌رسد که از روش‌های تامین مالی استارت‌آپ‌ها به خصوص در کشور ما روش پس‌انداز‌های شخصی بیشتر استفاده شده است. البته این روش برای شروع است و در ادامه برای توسعه کسب‌وکار به وام‌ها و یک سرمایه‌گذار نیاز پیدا خواهید کرد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ریسک پذیری یکی از مهم ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارت آپ ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی ترسند.

استارت آپ ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می روند. به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی های خاص می توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند؛ کارمندانی که از ریسک کردن نمی ترسند و از اشتباهات خود درس می گیرند و با شرایط سازگار می شوند.

آندریاس پترسون، مدیرعامل شرکت ویدئویی مبتنی بر اینترنت اشیاء Irvineدر ایمیلی می نویسد: گاهی در یک استارت آپ، آزمون وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه جلو است. همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک های دائمی استارت آپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند. ممکن است کارمندان بالقوه از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت. اگر می خواهید بدانید که متقاضیان شغلی چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می کنند، باید آنها را عمیق تر بررسی کنید.

چه ویژگی هایی یک کارمند بالقوه را از سایرین متمایز می کند؟

برخی کارمندان باید یاد بگیرند که با احتمالات شکست راحت تر برخورد کنند، اما برخی دیگر به طور طبیعی ریسک پذیرند و از چالش ها استقبال می کنند. شما باید بفهمید چه خصوصیتی یک کارمند را از دیگران متمایز می کند و در گروه دوم قرار می دهد.

لیندا آدامز، یکی از شرکای مؤسسه مشاوره رهبری و کار تیمی تریسپکتیو گروپ، زمانی که با یک کاندیدای شغلی به نام استیو مصاحبه می کرد، این ویژگی را دریافت.

استیو نسبت به سایر متقاضیانی که برای این جایگاه شغلی رزومه ارسال کرده بودند، سن بیشتری داشت. آدامز در بررسی سوابق او، به نکته جالبی رسید: استیو به مدت سه سال برای یکی از تیم های فوتبال NFL بازی کرده بود. کمتر از یک درصد دانشجویان می توانستند در تیم NFL پذیرفته شوند.

آدامز بعدها گفت: من متوجه شدم که استیو از پیگیری رؤیاهایش ترسی به دل راه نمی دهد و این نکته ای بود که او را از دیگران متمایز می کرد. او باوجود همه احتمالات و علم به اینکه شانس شکست تیم وجود دارد، با همه انرژی خود در کنار هم تیمی ها تلاش می کرد. او حاضر بود صرف نظر از هر نتیجه ای در راه موفقیت تیم خود گام بردارد.

آدامز دریافته بود که گرچه استیو تجربه کاری مرتبط کمتری نسبت به سایر متقاضیان دارد، اما برای مقابله با چالش ها، از صلاحیت بیشتری برخوردار است و می تواند شرایط شکست را تاب بیاورد.

نکته: برای ارزیابی دقیق کاندیداها، وقت کافی بگذارید و داستان زندگی آنها را چک کنید. قبل از هر مصاحبه، اطلاعاتی در مورد گذشته متقاضی پیدا کنید و ببینید از چه ویژگی های متفاوتی برخوردار است. مهم نیست اگر تجربه کاری فرد متقاضی، با حوزه فعالیت شما کاملاً همخوانی ندارد. ولی آیا طبیعت او، با کاری که شما می خواهید سازگار است؟

ریسک پذیری کارمندان بالقوه

یکی از مهم ترین تفاوت های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارت آپ، مواجهه با ریسک های متعدد است. شرکت های قدیمی پروسه های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند، اما استارت آپ ها مستلزم ریسک پذیری هستند.

مت فلک اشتاین، رئیس بازاریابی شرکت Bellevue (پلتفرم اتوماسیون ناین تکس) می گوید:

من پیش از هر کاری بررسی می کنم که کارجویان پیش از این در چه فعالیت های نوآورانه ای شرکت داشته اند. اگر کارمندی هیچ پیشینه خلاقانه ای نداشته باشد، معمولاً از همان ابتدا روی اسم او خط می کشم. امروزه نرخ تغییرات کسب و کار به حدی بالا است که ما واقعاً به افراد ریسک پذیر نیاز داریم.

نکته: به جای اینکه از متقاضیان بپرسید بزرگ ترین شکست شان چه بوده است، ریسک پذیری آنها را بررسی کنید. البته مهم است که بدانیم افرادمان چگونه پس از شکست خوردن التیام پیدا می کنند؛ اما درعین حال باید بدانیم زمانی که به چیزی اعتقاد دارند، تا چه حد بابت آن ریسک پذیرند. شما با مرور گذشته افراد، به نکات بسیار مفیدی در این زمینه پی می برند.

اخلاق حرفه ای

شغل کارمندان در استارت آپ ها، معمولاً نقش ثابتی نیست. آنها باید بتوانند مهارت های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند، اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت های بیشتری بپذیرند.

دیوید رویس، بنیان گذار و رئیس شرکت کنترل آفات Aptive Environmental، زمانی یک معلم ریاضی را به عنوان فروشنده استخدام کرد. او برخلاف اغلب فروشندگان، شخصیتی تحلیلی و نه کاریزماتیک داشت. همانطور که رویس به یاد می آورد، سه هفته اول کار این معلم، واقعاً فاجعه بود.

اما او خیلی زود در کلاس های آموزشی شرکت کرد و هر هفته ساعات زیادی را علاوه بر اوقات اداری، به یادگیری و تمرکز بر اهدافش مشغول شد. در پایان سال اول، نرخ فروش او 5 درصد بیشتر از بهترین فروشندگان شرکت بود.

نکته: به جای تمرکز روی مهارت های فعلی افراد، به اشتیاق یادگیری آنها توجه کنید. از آنها بپرسید چه نقاط ضعفی دارند و آیا آماده یادگیری و رفع مشکلات خود هستند؟


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برخلاف تصور موجود، سطوح استرس با افزایش موفقیت و پایدار شدن شرایط بالا می رود. یکی از دلایل افزایش استرس افزایش قضاوت اطرافیان و انتظارات آنهاست.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، هدف هر مدیرعامل رسیدن به موفقیت اقتصادی است، اما بسیاری از افراد موفقیت را یک روند آسان و پایان استرس نمی دانند. موفقیت هم چالش های خود را به دنبال دارد و این نوع چالش ها نگران کننده تر از چالش های مربوط به مراحل اولیه و راه اندازی شرکت است.

هرچقدر بتوانید با چالش های بحرانی بیشتری مبارزه کنید، ادامه کار برایتان آسان تر خواهد شد. مدیرها معمولاً وقتی مشغول حل مشکلات و هدایت تیم خود در شرایط سخت هستند، تنها بر یک مورد تمرکز می کنند؛ نجات. در این شرایط آن قدر مشغول مشکلات هستند که وقتی برای اضطراب ندارند.

اما زمانی که شرکت شما وارد یک دوره پیروزی و موفقیت می شود ناگهان متوجه می شوید که دارایی های بیشتری برای باختن دارید و باید از آنها محافظت کنید. انتظارات بالا می روند. متوجه می شوید که تمام تصمیم ها بر عهده شما است و دچار یک موج جدید استرس می شوید؛ نگرانی از خرابکاری یا ناامید شدن تیم.

باید یک شوق و احساس عمیق در همه وجود داشته باشد. انسان ها از طریق حل مسئله پیشرفت می کنند. عامل تقویت تیم اصطلاحی به نام مربع P است: رنج ضربدر نزدیکی.

به بیان دیگر هر چقدر رنج افراد و نزدیکی آنها با یکدیگر بیشتر باشد، تیم پیوستگی و اتحاد بیشتری دارد. سخت کوشی برای حل مسائل دشوار افراد را گرد هم آورده و فرهنگ سازمانی را تقویت می کند. بنابراین زمانی که تیم شما با روشن کردن تمام سیلندرها سعی می کند به هدف برسد یا برای تعمیر یک برنامه یا ابزار حیاتی تلاش می کند، وضعیت شما طبیعی تر از زمانی است که تمام کارها با سطح مشخص و تعریف شده ای از موفقیت همراه است.

سطوح استرس با پایدار شدن امور بالاتر می رود

افزایش موفقیت افزایش انتظارات را به دنبال دارد و وقتی انتظارات افزایش پیدا کنند فشار هم افزایش پیدا می کند. به این فکر می کنید که اگر اشتباه کنم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر خرابکاری کنم چطور؟ یا اگر شرکت را طوری رهبری کنم که منطبق با انتظارات همه نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

علاوه بر این نوع فشار طبیعی، موفقیت یک حقیقت ناخوشایند دیگر را در مورد راه اندازی یک شرکت افشا می کند. یک مجموعه گسترده از تصمیم های مهم وجود دارد و شما به عنوان مدیرعامل باید تصمیم هایی را اتخاذ کنید که در تعیین سرنوشت شرکت نقش دارند و باید به تنهایی در این مورد تصمیم گیری کنید. در ابتدای کار یعنی زمانی که شما و اعضای تیم اولیه هر روز برای بقا و پیشرفت خود مبارزه می کنید، خود را در یک مسیر مشخص و تنظیم شده قرار می دهید. در این مرحله نیاز به تصمیم گیری بحرانی کمتر است. اهداف شما ساده هستند برای مثال هر روز با این قبیل تصمیم ها و دستورات سروکار دارید: این پژوهش را کامل کن، این مدل را بساز، یا نظر این سرمایه گذاری را جلب کن.

ولی با ادامه مسیر و رشد و توسعه شرکت، با مسیرهای مختلفی روبه رو می شوید. مسیر صحیح همیشه واضح نیست و البته باید در نظر بگیرید که شما نقطه تمرکز خطاها و تصمیم های بد شرکت خود هستید. در این شرایط احساس ترس می کنید. به عنوان یک مدیرعامل در رابطه با خروجی تصمیم ها مورد قضاوت قرار می گیرید (نه منطقی که هنگام تصمیم گیری بر اساس اطلاعات موجود داشتید).

برای مثال، تصور کنید شرکت دارویی شما قصد همکاری با یک شرکت داروسازی را دارد تا محصولی را وارد بازار کند. از یک سو، شراکت بالقوه می تواند سودمند باشد زیرا از دیدگاه بازار و صنعت به محصول شما اعتبار می بخشد و بدون اینکه تمام کارها بر عهده خودتان باشد زمینه رشد را فراهم می کند. اما درعین حال با ورود به شراکت درصدی از دارایی را هم از دست می دهید، به این معنی که اگر محصول شما موفق شود، بخش زیادی از پول به شریک شما می رسد.

آیا با هدف رسیدن به پول زیاد به تنهایی، شانس خود را امتحان می کنید؟ یا اینکه در مسیر امن قدم می گذارید و شراکت را انتخاب می کنید؟ آیا واقعاً چنین انتخاب هایی دارید یا خود را فریب می دهید؟ چه انتخابی دارید؟ و چگونه می توانید از درستی آن اطمینان حاصل کنید؟ در این شرایط شک و عدم قطعیت به ذهن شما نفوذ می کند.

هرگز نمی توانید انتخاب درست را پیدا کنید

هیچ وقت نمی توانید از درستی تصمیم خود اطمینان حاصل کنید مگر این که خروجی خود را بشناسید. مثال فوق بر اساس تجربه یکی از کارمندان در یک شرکت قدیمی ذکر شد. در این نمونه مدیرعامل شرکت تصمیم می گیرد شانس خود را امتحان کند تا اگر محصول او به محبوبیت رسید و مؤثر واقع شد او به قهرمان تبدیل شود، اما این محصول شکست خورد. حالا از مدیرعامل شرکت به عنوان عامل فاجعه یاد می شود.

درنهایت باید با اطلاعات موجود بتوانید بهترین تصمیم را اتخاذ کنید. این تصمیم به دلیل میزان اطلاعات موجود و قضاوت بر اساس نتیجه، استرس زیادی را به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل است که مدیرعامل همیشه در موقعیت استرس زایی قرار دارد و البته باید به تنهایی با اکثر مشکلات مبارزه کند.

می توانید این موارد را کنترل کنید

در پایان هیچ انتخابی ندارید جز این که پیامد های فزاینده و انزوایی را که با این موج همراه است بپذیرید. ولی این پیامدها مشکل ساز نیستند اگرچه استرس هرگز هم از بین نمی رود. هرچقدر تصمیم های بیشتری بگیرید، تجربه و تخصص بیشتری به دست آورید، توانمندی شما هم افزایش خواهد یافت.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

هر انسانی در طول زندگی خود از فرصت های شغلی متنوعی برخوردار خواهد شد که این موضوع ضرورت انتخاب را تشدید می کند. با این حال پیشنهادها کاملا براساس توانایی های شما خواهد بود، به همین دلیل در صورتی که بخواهید از موقعیت های بهتری برخوردار شوید، لازم است مهارت های خود را افزایش دهید و مطابق نیاز زمانه خود را به روز کنید.

  برای مثال ملاک های انتخاب کارمندان در حال حاضر با پنج سال گذشته تفاوت هایی پیدا کرده و این موضوع بیانگر آن است که جهان در حال تغییر است. تحت این شرایط تنها افرادی موفق خواهند بود که خود را با آن به خوبی همگام ساخته باشند.

در همین راستا و در ادامه به معرفی و بررسی 5 مهارت ضروری که در آینده از جمله ملاک های تعیین کننده کارمندان هستند، خواهیم پرداخت.

1- برندسازی

اگرچه این موضوع به عنوان یک مهارت شاید کمی عجیب به نظر برسد، با این حال واقعیت این است که در راستای موفقیت لازم است خود نیز برنامه ای خارج از اهداف شرکت داشته باشید. بسیار مهم است که در زمینه برندسازی برای خود از توانایی کافی برخوردار باشید. از جمله مزیت های این موضوع می توان به کسب شهرت، اعتماد و ساخت زیرسازهای مورد نیاز برای پیشرفت و ترقی، اشاره کرد. در این رابطه جنیفر لیستر، معاون دانشگاه پردیو معتقد است که در راستای برندسازی اینکه چه تصوری از خود دارید، می تواند نخستین گام و راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب شود. با این اقدام شما قادر خواهید بود ایده آل های مدنظر را پیاده کنید.

2- استفاده فراگیر از تکنولوژی

در واقع تکنولوژی ها باعث می شود تا انجام بسیاری از کارها با سهولت بیشتری امکان پذیر باشد که نقطه پایانی را نمی توان برای آن متصور شد. به همین دلیل ضروری است تا ارتباط خوبی با فناوری های به روز داشته باشید. این موضوع تنها منحصر به موارد مرتبط با کار خود نبوده و در راستای افزایش محدوده عملکردی خود بهتر است مواردی را که به آنها تمایل نیز دارید، مورد توجه قرار دهید. توجه داشته باشید که در چند سال آینده روبات ها رشد به مراتب بیشتری خواهند داشت و ورود آنها به تمامی عرصه های کسب و کار امری غیر قابل اجتناب خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که شما پیش زمینه های استفاده از آنها را داشته باشید، بدون شک از موقعیت به مراتب بهتری نسبت به سایر کارمندان خود برخوردار خواهید بود.

3- ساخت تیم

این موضوع که تنها بر پایه یک حرفه مهارت بخواهید در آینده موفقیتی را به دست آورید، امری دشوار خواهد بود. درواقع با تنوع و پدید آمدن شرکت های بیشتر، انجام بسیاری از کارها دشوار تر خواهد شد. به همین خاطر پیش بینی می شود که بسیاری از افراد محبور به انجام چندین فعالیت مختلف باشند. تحت این شرایط بسیار مهم است که الزامات این موضوع را برای خود مهیا ساخته باشید. درواقع انجام کارهای مختلف تنها زمانی میسر خواهد بود که شما تیم های قدرتمندی را در اختیار داشته باشید. این موضوع از طریق ایجاد روابط دوستانه با افراد مختلف به خوبی قابل انجام است که در اصطلاح به آن ساخت تیم گفته می شود. فراموش نکنید که فیس بوک نیز تقریبا به همین شکل و در نتیجه اجتماع چند دوست دانشگاهی شکل گرفت.

4- سازگاری با تغییرات

جهانی که در آینده نزدیک تصور می شود دنیایی پر از تغییرات گوناگون خواهد بود. تحت این شرایط در صورتی که مهارت سازگاری با آنها را در خود تقویت نکنید، بدون شک با مشکل مواجه خواهید شد. این موضوع شما را در دستیابی به موقعیت های جدید کمک خواهد کرد. اگرچه در این رابطه برخی معتقدند که این موضوع کاملا ذاتی است، با این حال واقعیت این است که تمامی مهارت ها اکتسابی بوده و با تمرین قابل دستیابی خواهد بود. این مهارت امروزه نیز کاملا کاربردی است. درواقع افراد منعطف همواره از محبوبیت خاصی نزد مدیران بهره مندند که این موضوع باعث می شود تا مسیر رشد آنها آسان تر باشد.

5- مقاومت

بسیاری از افرادی که نمی توانند به موفقیت مدنظر خود دست پیدا کنند، با مشکل کمبود مقاومت مواجه هستند. درواقع شما باید با این واقعیت کنار بیایید که چیزهای خوب زمان بر خواهند بود. با این حال اگر در این رابطه عجله کنید، تمامی تلاش های خود را بی اثر ساخته و مسیر موفقیت را طولانی تر خواهید کرد. این موضوع در رابطه با مورد قبلی نیز صدق می کند. درواقع یکی از الزامات انعطاف پذیری این است که افراد توانایی مقاومت در برابر دشواری ها را داشته باشند.

این موضوع به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید برای سایرین نیز الهام بخش باشید. این موضوع خصوصا زمانی که بخواهید کسب وکاری را برای خود ایجاد کنید، نوعی وجهه و اعتبار برای شمات محسوب خواهد شد. شرکت ها نیز افرادی را که توانایی حفظ راندمان خود در سخت ترین شرایط را دارند، مورد توجه ویژه قرار خواهند داد. بدون شک آینده کسب وکار به علت مواردی نظیر افزایش تعداد شرکت ها، نیازمند افرادی خواهد بود که بتوانند مقاومت خوبی را از خود نشان دهند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

کشورها شاید از بیابان ها و کویرها به عنوان معضل یاد کرده و تلاش کنند که دامنه آنها گسترش نیابد، اما در مقابل ظرفیت های فراوانی در آن وجود دارد که می توان به جذب گردشگر و درآمدزایی از این طریق اشاره کرد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایرنا، کشور ایران با مساحتی حدود 164 میلیون هکتار ضمن برخورداری از تنوع اقلیمی و جغرافیایی بر روی کمربند خشک جهان واقع شده است.

بیابان مفاهیم وسیعی را شامل می شود که در اغلب زبان های اروپایی واژه Desert برای بیابان بکار می رود.

از نظر پیکر شناسی زمین، به دلیل ضعف پوشش گیاهی، خاک های فقیر کم عمق این نواحی در معرض عوامل تخریب قرار می گیرند و از بین می روند و این در حالی است که بیابان به سرزمینی گفته می شود که در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب واقع شده و فاقد پوشش گیاهی پایا بوده است.

واژه ای که در سال های اخیر به ویژه پس از شدت گرفتن تغییر اقلیم شنیده می شود، بیابانزایی است که به تخریب سرزمینی در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب که در اثر عوامل مختلف از جمله تغییرات آب و هوایی و فعالیت های انسانی حادث می شود، گفته می شود.

بیابان ها درسراسر ایران پراکنده شده اند بطوریکه حدود 3/2 وسعت ایران را بیابان ها تشکیل می دهند.

این مناطق به علت دارا بودن شرایط ویژه ژئومورفولوژیکی آب و هوای خاص و مناظر طبیعی و کم نظیر که گویای عناصر و اجزای کویرو جزو مناطق اکوتوریسمی مهم کشور است.

شناخت نواحی با ارزش زیست محیطی و مناظر جذاب طبیعی دراین مناطق به لحاظ نقش و کاربردی که این مناطق برای انسان ها دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند که از جمله این جاذبه های طبیعی را می توان در بیابان های اشتهارد دید.

تپه های رنگین کمان اشتهارد جلوه ای زیبا را خلق کرده که ظرفیتی منحصر به فرد در استان برای جذب گردشگر دارد ولی تخریب گنبدهای نمکی اطراف این تپه ها به دست انسان ها، که زمانی چهره ی زیبایی به این کویر می داد، آن را کاهش داده است.

نزدیکی این کویر به تهران ظرفیت بالقوه ای را برای تبدیل شدن منطقه به هدف گردشگری بیابان ایجاد کرده است. پوشش گیاهی منطقه در حاشیه ارتفاعات درمنه دشتی و در هسته کویر فاقد پوشش گیاهی است. در جنوب کویر روخانه شور (ابهر رود) یا به گفته بومیان شورکات از غرب به شرق جریان دارد که حاشیه این رود به شدت باتلاقی است و در صورت تردد با خودرو باید مورد توجه قرار گیرد.

ولی تغییر اقلیم سال های اخیر به گسترش این بیابان ها بدون زیبایی انجامیده است که منابع طبیعی و آبخیزداری هر ساله برای جلوگیری از این روند و یا مقابله با آن برنامه هایی را در دست اقدام دارد.

از مجموعه اقداماتی که در چارچوب طرح های جامع توسعه در مناطق خشک ، نیمه خشک تا خشک نیمه مرطوب صورت می گیرد، مبتنی بر اصول توسعه پایدار می باشد .

کنوانسیون مقابله با بیابانزائی ملل متحد سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابانزائی در کشورهای مبتلا، بویژه در آفریقا که بطور جدی با خشکسالی، بیابانزائی و کاهش اثرات خشکسالی را در ژوئن 1994 مصوب کرد و کشور جمهوری اسلامی ایران سومین کشور امضاء کننده آن است . جلوگیری و یا کاهش تخریب سرزمین، احیاء زمین های کم تخریب شده، احیاء زمین های در حال بیابانی شدن استان البرز از جمله اهداف مقابله با بیابانزایی است .

رئیس اداره امور بیابان منابع طبیعی و آبخیزداری استان البرز گفت: براساس آخرین اطلاعات و آمار تهیه شده و به وسیله دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها و براساس تصاویر ماهواره ای مساحت کل بیابان های قابل احیاء استان البرز 45 هزار و 198 هکتار است که از این مقدار24 هزار و 698 هکتار در محدوده سیاسی شهرستان اشتهارد و 20 هزار و 500 هکتار در محدوده سیاسی شهرستان نظرآباد است.

علی طاهری افزود: طرح های بیابان زدائی که تاکنون برای عرصه های بیابانی این استان تهیه شده و در دست اجرا بوده در مجموع به مساحت 54 هزار و 177 هکتار است.

وی اظهار داشت: موقعیت و مساحت مناطق بیابانی استان البرز مناطق بیابانی استان در دو شهرستان نظرآباد و اشتهارد قرار داشته که بسیاری از این اراضی توسط این اداره کل در طی این سالیان نهال کاری شده است.

وی از جمله مهم ترین اقدامات انجام شده در مناطق بیابانی استان تا پایان سال گذشته را تهیه طرح های مطالعاتی و اجرایی بیابانزدایی به مساحت 54 هزار و 177هکتار، کاشت نهال در اراضی بیابانی به مساحت 10 هزار هکتار، آبیاری و مراقبت عرصه های کاشت شده به مساحت 10 هزار هکتار، قرق و حفاظت از عرصه های نهال کاری شده و عرصه های بیابانی برشمرد.

طاهری به اقدامات در سال 96- 97 به منظورمقابله با بیابان زائی که انجام و یا در حال اجرا می باشد را کاشت نهال در اراضی بیابانی به مساحت 2650هکتار، آبیاری و مراقبت عرصه های کاشت شده به مساحت925 هکتار، حفاظت و قرق مناطق نهال کاری شده و جنگل های بیابان در 7000 هکتار از عرصه های بیابانی عنوان کرد.

مدیرکل منابع طبیعی وآبخیزداری استان البرز نیز گفت: به منظور مقابله با پدیده گرد و غبار از محل اعتبارات سفر ریاست جمهوری در سال 96، بودجـه ای بـالغ بـر 150 میلیـارد ریال مصوب شده است که بیش از 40درصد آن تا کنون تخصیص داده شده است.

حامد فرضی به نتایج حاصل اقدامات انجام شده در اراضی بیابانی اشاره کرد و افزود: جلوگیری از فرسایش خاک (آبی و بادی)، افزایش تولید علوفه در اراضی بیابانی و مراتع تخریب شده قشلاقی، جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهرها، تلطیف هوا در اراضی بیابانی، افزایش سطح آب های زیرزمینی و ترسیب کربن و تاثیر مثبت بر کنترل گرمایش جهانی از جمله این اقدامات است.

وی، تقویت دامداری در منطقه، جلوگیری از هدررفتن آب های سطحی در اثر افزایش پوشش گیاهی، کاهش گرد و غبار و اثرات زیست محیطی پروژه بین المللی ترسیب کربن را از دیگر این اقدامات برشمرد.

فرضی به پروژه تعمیم ترسیب کربن اشاره کرد و اظهار داشت: این پروژه به منظور کاهش اثرات گرمایشی زمین و ارائه مدلی برای اکوسیستم های خشک از طریق رهیافت های مشارکتی در مدیریت بهینه منابع طبیعی اجرا شده است .

وی ادامه داد: این پروژه در استان البرز در شهرستان اشتهارد به اجرا درآمده است زیرا این شهرستان به عنوان یکی از مناطق بیابانی وکانون های ریزگرد استان جهت اجرای پروژه ترسیب کربن انتخاب شد .

وی گفت: سطح اجرای این پروژه 37 هزار و 827 هکتار است که روستاهای پایلوت شامل فردآباد، مختارآباد، جعفرآباد و پلنگ آباد است .

مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان البرز تعداد روستاهای محدوده این طرح را شامل 14 پارچه آبادی دانست و افزود: جمعیت روستاهای پایلوت 3683 نفر است که حدود 18 درصد آن تا کنون جذب این پروژه شدند .

وی به اقدامات انجام شده در اجرای این پروژه اشاره و تصریح کرد: تعامل با نهادها و ارکان های دولتی، برگزاری کارگاه های آموزشی مشاغل، شرکت در نمایشگاه ها، فعالیت های احیایی از جمله نهالکاری و پرداخت وام های اشتغالزا به اعضای گروه های توسعه روستایی از محل سرمایه های صندوق های خرد اعتباری از جمله این اقدامات است.

فرضی، ثبت شرکت تعاونی احیاگران دشت اشتهارد با 79 خانوار عضو، تجهیز خانه گردشگر به منظور پذیرائی محلی از گردشگران، تهیه و تدوین طرح احداث نیروگاه خورشیدی در 4 روستای هدف طرح را از دیگر اقدامات در اجرای پروژه ترسیب کربن برشمرد.

وی به اطلاعات جمعیتی صندوق های خرد اعتباری اشاره کرد و گفت: تا این مرحله از پروژه 16 گروه توسعه روستایی، 4 صندوق خرد اعتباری با تعداد اعضای 69 نفرزن و 62 نفر مرد عضو تشکیل شده است .

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان البرز اضافه کرد: این صندوق ها بیش از 80 وام اشتغال زا به روستائیان پرداخت کرده اند که باعث رونق اقتصادی و ایجاد شغل در منطقه شده است

وی به نوع و تعداد مشاغل ایجاد شده اشاره کرد و افزود: تا کنون 77 شغل پسته کاری، قالی بافی، خیاطی، پرواربندی، سوپرمارکت، دامداری، تابلوفرش، پرورش طیورو تهیه محصولات لبنی ایجاد شده است.

فرضی با اشاره به اقدامات باقی مانده، اظهار داشت: دریافت وام جهت احداث نیروگاه خورشیدی 100 کیلوواتی برای 4 روستا، توسعه کاروانسراها و جذابیت های گردشگری منطقه به منظور گسترش فعالیت گردشگری و معرفی شرکت تعاونی به ادارات- سازمان ها و شهرک های صنعتی منطقه جهت واگذاری پروژه های پیمانکاری از جمله این اقدامات است.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بسیاری از تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که اگر می‌خواهیم مسیر دستیابی به رشد شتابان اقتصادی را طی کنیم، استارت آپها و کسب و کارهای نوپا که روز به روز در میان مردم محبوبتر می‌شوند، بهترین راه تحقق این چشم انداز هستند.

با توجه به گسترش روز افزون شبکه‌های مجازی، فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی و آمار بالای فارغ التحصیلان بیکار دانشگاهی، ضرورت توسعه کسب و کارهای اینترنتی و استارت آپی به عنوان یک ایده جدید بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

استارتاپها، کسب و کارهایی مبتنی بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در حوزه تبادلات مالی هستند که فضای جدیدی در اقتصاد کشورها به وجود آورده‌اند؛ اتفاقی که علاوه بر اشتغالزایی نسبتا بالا می‌تواند افزایش ضریب رشد اقتصاد کشورها را موجب شود.

در طول سالهای گذشته، استارت آپها و کسب و کارهای اینترنتی در ایران توانستند با محبوبیتی که در میان مردم به دست آورده‌اند، به سرعت جای خود را در اجتماع باز کنند.

اگر چه به دلیل عدم اطلاع برخی سازمانها و نهادها با این مدل کسب و کار، مشکلاتی بر سر راه استارت آپها وجود دارد و با خلاهای قانونی در زمینه بیمه، مالیات و فعالیت این نوع کسب و کارها مواجهیم اما دولت مصمم است با تدوین قوانین و اتخاذ سیاستهای مناسب،فعالیت استارت آپها را توسعه بخشیده و کسب و کارهای مجازی را رونق دهد.

 

معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار  از الگوسازی در حوزه کسب و کارهای نوآورانه خبر داده و می‌گوید: در حوزه استارت آپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا باید قوانین حمایتی داشته باشیم.

عیسی منصوری معتقد است نظام اجرایی کشور برای مدیریت و کمک کردن به استارت‌آپها و کسب و کارهای نوین آمادگی لازم را ندارد با این حال وزارت کار تلاش کرده در فضای جدیدی که در حوزه کسب‌وکارهای نوآورانه در بخش خصوصی شکل گرفته نقش تسهیل‌گری را در سطح دستگاه‌های دولتی و نظام اجرایی کشور ایجاد کند.

 او با اشاره به همکاری وزارتخانه‌های ارتباطات و صنعت، معدن و تجارت با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره کسب و کارهای نوآورانه می‌افزاید: برنامه ما در آینده نزدیک شبکه‌سازی و برگزاری رویدادهای تخصصی و منطقه‌ای است و تلاش می‌کنیم در این زمینه نقش تسهیلگر را ایفا کنیم و اکوسیستم کارآفرینی را در حوزه‌های مختلف شکل بدهیم.

در روزهای اخیر علی ربیعی، وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی و آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با یکدیگر دیدار کردند و بر سر رفع موانع بیمه‌ای کسب و کارهای نوپا و استارت آپها به توافق رسیدند.

آنطور که وزیر کار گفته بر اساس تفاهمی که صورت گرفته قرار است تمام موارد بیمه‌ای، نحوه رسیدگی، مشوقها و معافیتهای بیمه‌ای مشخص ‌شود و بعد از امضا، هماهنگی‌های لازم برای رفع موانع این نوع کسب و کارها صورت گیرد.

ربیعی تاکید کرده که موانع پیش روی استارت آپها در حال برطرف شدن است اما چون کار جدیدی است و کارهای جدید معمولا با ساختارهای اجرایی موجود همخوانی ندارند، لازم است در روش اجرا هماهنگی هایی به وجود آید.

او به رفع مشکلات مالیاتی استارت آپها هم اشاره کرده و گفته با توجه به توافق دو وزارتخانه این مساله باید از طریق مجلس یا دولت دنبال شود و شمول معافیتهای مالیاتی خدمات مولد برای کسب و کارهای نوپا گسترش یابد تا مالیات صفر برایشان درنظر گرفته شود.

بسیاری از کارشناسان معتقدند هنوز ثبت جدی و رسمی درباره کسب و کارهای مجازی در وزارت کار صورت نگرفته و بیشتر آنها فعالیتشان به طور جدی و رسمی آغاز نشده و تنها تاکسی‌های اینترنتی توانسته‌اند بین مردم فراگیر شوند.

یک  فعال حوزه کار تاکید دارد که در حوزه کسب و کارهای اینترنتی موردی وجود ندارد که کسب و کار به معنای واقعی ثبت شده، مجوز جدی گرفته یا ارتباط سازمانی با اداراتی نظیر بیمه و مالیات داشته باشد.

او می‌گوید: بیشتر این کسب و کارها کد کارگاهی نگرفته‌اند و سازمان تامین اجتماعی باید به طور تخصصی و رسمی این مساله را اعلام کند.

به گفته حاج اسماعیلی، در قانون بیمه بیکاری، بهره‌مندی کسب وکارهای نوپا و اینترنتی از مقرری بیمه بیکاری پیش بینی نشده و خلاهای قانونی در خصوص استارت آپها،‌ نحوه بیمه و شیوه فعالیت آنها وجود دارد.

بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی وزارت ارتباطات، در طول یکسال گذشته بیش از ۱۲۰۰ استارت آپ در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به وجود آمده و حدود ۲۵۰۰ واحد کسب و کار مرتبط با این فعالیتها شکل گرفته است.

اهمیت استارت آپها در دنیا تا آنجا است که بسیاری از کشورها حمایت از استارت آپها را در اولویت برنامه‌ها و سیاستهای اقتصادی خود قرار داده‌اند.بر همین اساس در ایران هم طی چند سال گذشته بسیاری از کسب‌وکارها در بستر اینترنت و بر پایه فضای وب در حال شکل‌گیری و رواج است به نحوی که درخواست راه‌اندازی کسب‌وکارهای مجازی و اینترنتی در ایران به شدت افزایش یافته و این امر موجب شده تا دولت به فکر راه‌اندازی و تقویت و توسعه استارت آپها و کسب و کارهای نوپا بیفتد.

پیشتر معاون بیمه‌ای سازمان تامین اجتماعی از شناسایی ۱۱ استارت آپ و کسب و کار نوین برای پوشش بیمه‌ای پرسنل خبر داده و اعلام کرده بود که صاحبان کسب‌ و کارهای نوپا و مجازی با استفاده از بیمه‌های توافقی می‌توانند از خدمات سازمان تأمین اجتماعی بهره‌مند شوند.

آنطور که محمد حسن زدا گفته، تحت پوشش گرفتن مشاغل مجازی در دستور کار اداره کل امور بیمه شدگان است و جلسات متعددی هم با صاحبان این مشاغل برگزار شده است.

 با توجه به آنکه استارت‌آپها و کسب وکارها نوین مجازی در ایران یکی پس از دیگری در حال گسترش است و اهمیت و ارزش درآمدزایی و اشتغالزایی آنها روز به روز بر همگان آشکار می‌شود، انتظار می‌رود با تفاهمنامه اخیر وزارتخانه‌های کار و ارتباطات گام موثری در جهت رفع موانع بیمه‌ای و مالیاتی شاغلان این نوع کسب و کارها برداشته شود.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

میلیون‌ها نفری که هر روزه از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند هرگز زمانی برای کسب درآمد همانند یک کارآفرین نداشته‌اند. با وجود این، اگر شما زمانی را صرف گروه‌های کارآفرینانه به‌صورت آنلاین کنید؛ احتمالاً شما هم ریز و بم همان داستان را درخواهید یافت.

مبتدی‌ها پلتفرمی را حول محور یک ایده به‌وجود می‌آورند. ایده حتی امکان دارد ایده خوبی باشد. آنها زمان زیادی را صرف ایجاد هر بخش از کسب و کار خود می‌کنند به طریقی که رهبران آن صنعت به آنها گفته‌اند ولی آنها پول کم یا هیچ پولی در کسب و کار خود، به‌دست نمی‌آورند. آنها ناامید می‌شوند و نمی‌توانند درک کنند کجای کار اشتباه کرده‌اند.

با این حال تازه کارها همواره سؤال می‌پرسند و به‌دنبال فرصتی هستند که احتمال دارد آنها را در جهت کسب درآمد هدایت کند. آنها روندها و موضوعات جذاب را پیگیری می‌کنند به‌دلیل اینکه امیدوار هستند به رمز تولید درآمد دست یابند. این امکان دارد جایگاهی باشد که شما در کسب و کار خود به‌دنبال آن هستید. خبر خوب این است که شما با استفاده از ابزار، فناوری و دسترسی امروزی می‌توانید تحول درآمدی مناسبی را رقم بزنید اما چگونه؟ در اینجا پنج تاکتیک وجود دارد که هر کارآفرین - بدون توجه به صنعتی که در آن فعالیت دارد - می‌تواند به کار بگیرد تا تحول در کسب و کار و به تبع آن پوست‌اندازی بزرگی در درآمدهایش رقم بزند.

در سبد بازاریابی، طیف مخاطبین مختلف را قرار دهید

در گذشته، بازاریابی کسب و کار شما، کندتر، سخت‌تر و پرهزینه‌تر بود. امروزه این بازاریابی می‌تواند بسادگی ارسال یک پیام فروش در کانال‌های رسانه اجتماعی شما باشد ولی با این حال دسترسی ساده می‌تواند شما را تنبل کند.

این روزها در نظر بسیاری از کارآفرینان، بازاریابی رسانه اجتماعی است. یک الگوریتم تغییر می‌کند و کل کسب و کار به‌هم می‌ریزد. جهت ایجاد درآمد در کسب و کار خود، شما باید مخاطبین گسترده‌ای را با استفاده از راهبردهای متعدد تشکیل دهید. شما می‌خواهید از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، بازاریابی ایمیل، تبلیغات، محتوا در مکان‌ها و ویدئوهای مختلف، بهره‌مند شوید. مشتری شما، محتوا را صرفاً در یک مکان دنبال نمی‌کند بنابراین تمام تخم مرغ‌های خود را در یک سبد قرار ندهید. از تمام پورتال‌های در دسترس خود استفاده کنید. به‌طرق مختلف، مخاطبین خود را بسازید بنابراین اگر اتفاق ناگواری در یکی از پورتال‌های شما رخ دهد کسب و کار شما دچار اختلال نخواهد شد.

برای هر مرحله، محصولات و خدمات تکمیلی ارائه کنید

شما باید محصولات و خدماتی ارائه کنید که درآمدزا باشند ولی این مؤلفه یک سایز مناسب برای تمام شرایط نیست. شما می‌خواهید محصولات و خدمتی از پایین‌ترین ردیف قیمت تا بالاترین ردیف ارائه دهید بنابراین باید اعتماد لازم را به وجود آورید. یک محصول با قیمت پایین (کمتر از 20 دلار)، روش خوبی است تا در کانال خود به آنها دست یابید. زمانی که فردی، پول خرج می‌کند و ارزشی کسب می‌کند احتمال دارد مجدداً هزینه کند.

شما به محصولات با قیمت بالاتر برای مخاطبینی نیاز دارید که آماده آموزش پیشرفته تری هستند. از تولید محصولات و خدماتی با ارزش بالاتر از 10.000 دلار نترسید. فروش معدودی محصول با قیمت بالا، شما را سریعتر به پوست‌اندازی درآمدی می‌رساند.

چند مسیر درآمدی و درآمدهای حاشیه‌ای ایجاد کنید

همانند ایجاد مخاطبین متنوع، شما به مسیرهای درآمدی مختلف نیاز دارید. تشکیل کسب و کار خود حول محور معدودی از مشتریان، موجب از بین رفتن کسب و کار شما می‌شود اگر آن مشتریان، به انجام معاملات خود با شما پایان دهند.ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. شما می‌توانید با عرضه دوره‌های آموزشی، مربیگری، مشاوره، وب سایت‌های عضویت، کتاب‌ها، محصولات اطلاعات دیجیتال و خلق محتوای پولی، کسب درآمد کنید. برخی از این موارد، می‌توانند منابع درآمدی حاشیه‌ای باشند که به مقیاس کسب و کار شما کمک خواهند کرد.

هدر رفت‌های زمان خود را متوقف کنید

شما همواره به جای اموری که به کسب درآمد منتهی می‌شود روی کسب و کار خود فعالیت دارید. این فعالیت بدون یک برنامه می‌تواند شبکه‌سازی یا مصرف محتوای بسیار بالا را در پی داشته باشد. این یک دام بزرگ است که جلوی پای شما پهن شده است: شما می‌توانید روزها را صرف انجام اموری کنید که به اهداف درآمدی شما منتهی نخواهند شد، بنابراین درباره چگونگی صرف زمان خود، صادق باشید. برنامه‌ای برای اینکه چگونه هر روز، هفته، ماه و سال خود را بگذرانید ایجاد کنید. از پاسخ‌های بی‌هدف به هر ایمیل و پیام رسانه اجتماعی که برای شما می‌آید اجتناب کنید. زمان، منبع بسیار ارزشمندی است. شما هرگز به پوست‌اندازی درآمدی در کسب و کار خود نمی‌رسید اگر شن‌های ساعت بی‌هدف و منفعلانه از لای انگشتان شما پایین بلغزند و زمان خود را صرف اموری کنید که به درآمد منتهی نمی‌شوند.

هزینه یک راهبرد تخصصی را بپردازید

گاهی دسترسی آنلاین ما ارتباطات اشتباه را ایجاد می‌کند. شما می‌توانید با کارآفرینان موفق در تماس باشید ولی آنها صرفاً به‌دلیل ارتباط با آنها، محتوای ارزشمندی به شما ارائه نمی‌دهند. درک کنید که کارآفرینان، کسب و کار خود را حول محور عناوین ویژه‌ای برپا می‌کنند و آنها هزینه دانش خود را می‌پردازند.

اگر شما در موقعیت سرمایه‌گذاری نیستید محتوای رایگان را مورد استفاده قرار دهید و زمانی که آماده شدید بازگردید. استخدام افراد متخصص و سرمایه‌گذاری در برنامه‌ها به شما دانش و راهبردی ویژه در جهت دستیابی به پوست‌اندازی درآمدی می‌دهد. مواردی وجود دارند که برای خود شما شناخته شده نیستند و این امور تمایل دارند تا به سطوح رشد مختلف منتهی شوند.ما در عصری با فرصت‌های جالب توجه زندگی می‌کنیم. شما می‌توانید از همه ظرفیت‌های موجود این عصر استفاده کنید به شرط اینکه آگاهانه پای خود را بیرون از تله‌هایی که در همین عصر پهن شده و زمان و تمرکز شما را می‌ربایند فرار کنید.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بدون‌ شک مغزکردن هسته آلبالو و فروش آن کار روتین و شناخته‌شده‌ای نیست. اما عباس ‌هاشمی‌گلستانی از ٢٥سالگی تا به امروز که ٤٢ساله شده، یکی از پروپاقرص‌ترین مشتریان کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت است.

او که هم خریدار و هم فروشنده هسته آلبالو است، هسته‌های دورریز را از کارخانه‌ها می‌خرد و در کارگاه کوچکش مغزگیری می‌کند و به مشتریان خاصی می‌فروشد. این فروشنده هسته آلبالو در همه این سال‌ها روزهای پرسود و پرضرر را کنار هم تجربه کرده اما این روزها از وضع فروش هسته آلبالو در بازار راضی نیست.‌ هاشمی‌گلستانی می‌گوید اگر روی این کار تبلیغات شود و دولت و مردم از سود این شغل و حتی خواص هسته و مغز آلبالو آگاهی داشته باشند، به صادرات و ارزآوری خواهد رسید. با این فروشنده هسته آلبالو در رابطه با شغل کمیاب و عجیبش، بازار فروش مغز هسته آلبالو، مشتری‌ها و حواشی قیمت‌های هسته‌های دورریز کارخانه‌ها گفت‌وگو کردیم. و نباید فراموش کرد که مغز هسته آلبالو حاوی مقدار اندکی سیانور بوده که سم بسیار کشنده‌ای است.

مغز هسته آلبالو از کیلویی ٤ تا ١٣‌هزار تومان

  چند‌ سال دارید و ساکن چه شهری هستید؟

٤٢‌سال دارم و در شهر نیشابور زندگی می‌کنم.

  شغل شما چیست؟

پدرم باغدار و کشاورز بود و من هم در همین کار بودم اما حدود ٢٠‌سال است که واسطه موادغذایی در بازار هستم.

  شما در اینترنت آگهی فروش هسته آلبالو زده‌اید. کسب‌وکار با هسته آلبالو چیست؟

بله، من ١٧‌سال است که در این کار فعالیت می‌کنم. هسته آلبالو یک بخش زاید از این میوه در کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت است، اما به جای دورریخته‌شدن، ما آنها را از کارخانه‌ها می‌خریم و با کمک دستگاه‌هایی مخصوص هسته را می‌شکنیم و مغز داخلش را می‌فروشیم.

  آقای ‌هاشمی شاید کمتر کسی به ذهنش برسد که می‌توان از ضایعات و هسته یک میوه هم درآمدزایی کرد یا کسب‌وکار راه انداخت. این فکر آن هم ١٧‌سال پیش چطور به ذهن شما رسید؟

به واسطه شغلم با کارخانه‌های مختلف در ارتباط بودم. آن زمان چند نفر از کارخانه‌داران به من گفتند بار هسته آلبالو دارند و می‌خواهند بفروشند. من تحقیق کردم و دیدم مغز هسته آلبالو خیلی خاصیت دارد و می‌توان از فروشش درآمد کسب کرد. همین هم شد که وارد این کار شدم.

  مغز داخل هسته آلبالو به چه کاری می‌آید؟

ما بیشتر به عطاری‌ها می‌فروشیم و به خاطر خاصیت‌های زیادی که دارد، عطارها از آن روغن و کرم‌های درمانی تهیه می‌کنند. مثلا روغن داخل هسته آلبالو برای لک‌های پوستی و حتی درمان دردهای رماتیسمی بسیار مفید است.

  آقای ‌هاشمی یک زمانی شایعه شد که در خمیر سوسیس و کالباس‌های غیراستاندارد، هسته آلبالو هم می‌ریزند. کارخانه‌های تولید سوسیس و کالباس هم مشتری شما هستند؟

نه به هیچ عنوان امکان چنین چیزی وجود ندارد، چراکه مغز داخل هسته آلبالو، تلخ و حاوی یک ماده سمی است. به همین دلیل نباید مصرف خوراکی داشته باشد و بعید می‌دانم این شایعه حقیقت داشته باشد.

  آقای‌ هاشمی در ‌سال ٢٠١٤، ایران در تولید آلبالو رتبه ششم دنیا را به دست آورد. بنابراین قطعا به خاطر مصارف درمانی که هسته آلبالو دارد، کشورهای زیادی از آن استقبال می‌کنند. می‌خواهم بدانم هسته آلبالو صادر هم می‌شود؟

ما که هنوز به صادرات هسته آلبالو نرسیده‌ایم، ولی عده‌ای که سرمایه و قدرت بیشتری از ما دارند، به کشور ترکیه هم صادر کرده‌اند. باور کنید اگر به فواید هسته کوچک میوه آلبالو توجه شود، هم اشتغالزایی خواهد شد و هم خیلی از افرادی که مثل من سال‌ها در این کار زحمت کشیده‌اند، کارشان به نتیجه می‌رسد. اگر دولت از ما حمایت کند، قطعا کار ارزآوری برای کشور خواهد بود. ضمن این‌که به حفظ محیط‌زیست هم کمک می‌کند، چراکه ما ضایعات کارخانه‌ها را می‌خریم و آنها را دوباره به چرخه مصرف برمی‌گردانیم و همین موضوع باعث می‌شود تا کارخانه‌داران این مواد زاید را دور نریزند.

  هسته آلبالو فقط برای تهیه روغن کاربرد دارد؟

ببینید عطاری‌ها از مغز هسته آلبالو روغن درست می‌کنند اما پوسته‌اش را هم از ما می‌خرند و با اسپند مخلوطش می‌کنند. البته بعضی وقت‌ها هم پرورشگاه‌های شترمرغ یا گاوداری‌ها و مرغداری‌ها پوست هسته آلبالو را آسیاب می‌کنند و با خوراک دام مخلوط می‌کنند.

  گفتید عطاری‌ها پوسته آلبالو را می‌خرند و در اسپند می‌ریزند؟!

بله، فروش اسپند خالص به‌صرفه نیست، به همین دلیل بعضی از عطاری‌ها پوسته آلبالو را هم با آن مخلوط می‌کنند تا وزنش سنگین‌تر شود.

  هسته‌های آلبالو را از کارخانه‌ها به چه قیمتی می‌خرید؟

١٧‌سال پیش کیلویی ٨ تا تک‌تومانی بود، اما الان به کیلویی ٣٥٠تومان هم رسیده است.

  خودتان چقدر می‌فروشید؟

وقتی هسته آلبالو را از کارخانه‌ها می‌خریم، هنوز ‌تر هستند، ما خشک‌شان می‌کنیم و به‌طبع وزن‌شان کمتر می‌شود؛ درنهایت ما هسته خشک‌شده آلبالو را کیلویی ٦٠٠ تا ٧٠٠تومان می‌فروشیم. اما اگر این هسته را بشکنیم و مغزش را جدا کنیم، حدودا کیلویی ٤‌هزار تومان است. البته‌ سال ٩٤ قیمت مغز هسته آلبالو برای صادرات خارجی به کیلویی ١٣هزار تومان هم رسید. قیمت پوست‌های هسته هم حدودا کیلویی ١٨٠تومان است.

  چرا در ٣‌سال اخیر قیمتش کاهش زیادی داشته است؟

ببینید من صادر‌کننده نیستم و همان سال‌ها هم به صادرکنندگان می‌فروختم و آنها بودند که هسته آلبالو را با قیمت کیلویی ١٣هزار تومان صادر می‌کردند، اما چیزی که الان از آنها می‌شنوم، این است که در سال‌های اخیر دیگر هسته و مغز آلبالو صادر نمی‌شود.

  در هر معامله‌ای که انجام می‌دهید، به هر مشتری چند کیلو مغز آلبالو می‌فروشید؟

معمولا بین ٥٠٠کیلو تا ١٠تن.

  این کار به غیر از سرمایه اولیه‌ای که برای خرید هسته آلبالو از کارخانجات لازم دارد، هزینه دیگری هم دارد؟

بله، انبارهای نگهداری این هسته‌ها، انبارهای عمومی هستند و باید اجاره پرداخت کنیم. پول کرایه حمل‌شان هم جداگانه حساب می‌شود. از طرف دیگر، باید به کارگرانی که پای دستگاه هسته‌ها را مغزگیری می‌کنند، هم حقوق بدهم.

  چه دستگاهی دارید که این کار را انجام می‌دهد؟

یک دستگاه بسیار ساده است. در هر ١٠ساعت می‌توان ٢ تن هسته آلبالو را با این دستگاه بشکنیم و مغزش را جدا کنیم.

  در کارگاه‌تان چند تا دستگاه دارید؟

فعلا کارگاه من کوچک است و ٣ تا دستگاه با ٢ تا کارگر روزمزد دارم.

  آلبالو میوه تابستان است. شما چند ماه از ‌سال می‌توانید از این کار درآمد داشته باشید؟

ما هم فقط در فصل تابستان می‌توانیم از کارخانه‌ها هسته آلبالو بخریم. اما مقدار بار زیاد است و مشتری‌اش هم کم، بنابراین تا تابستان ‌سال بعد هم موجودی‌مان تمام نمی‌شود!

  هر ‌سال چه مقدار هسته آلبالو می‌خرید؟

حدود ١٠٠ تا ١٥٠ تن.

  مغز آلبالو خراب یا فاسد نمی‌شود؟ می‌خواهم بدانم وقتی فروش ندارید یا اصطلاحا بارتان روی دست‌تان می‌ماند، چه‌کار می‌کنید؟

اگر بعد از پوست‌گیری در جای سرد نگهداری نشود، خواصش را از دست می‌دهد و ممکن است خراب هم بشود.

سود اصلی نصیب عطاری‌ها می‌شود

  آلبالو و گیلاس دو میوه‌ای هستندکه به دلیل شباهت‌شان می‌شود گفت هم‌خانواده‌اند. اما ظاهرا هسته آلبالو است که خواص درمانی دارد نه هسته گیلاس. در کارخانه‌های کمپوت و مرباسازی هسته این دو میوه با هم قاطی نمی‌شود؟

بله، معمولا در بار هسته آلبالو، هسته گیلاس هم پیدا می‌شود. هسته گیلاس با این‌که ظاهر بزرگتری دارد اما از آلبالو کم‌مغز‌تر است، (با خنده) اما به‌هرحال نمی‌توانیم بین چند تن هسته، هسته‌های گیلاس را از آلبالو جدا کنیم! به مشتری‌ها می‌گوییم که در بارمان هسته گیلاس هم وجود دارد و مشکلی نیست.

  بهترین آلبالو، آلبالوهای کرج و ارومیه است ضمن این‌که آلبالوها هم مرغوب و نامرغوب دارند. کیفیت آلبالو در هسته‌اش هم تأثیرگذار است؟

نه، مغز آلبالو‌ها با هم فرقی ندارد، اما تنها نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که هسته آلبالو را در زمانی که‌ تر و تازه است، خریداری کنیم. بعضی وقت‌ها کارخانه‌ها به این دلیل که حجم بارشان زیاد است، نمی‌توانند همه هسته‌ها را بفروشند یا این‌که قیمت بالا می‌گویند تا مشتری خوب پیدا شود، در این مدت هسته‌ها را در بشکه‌های بزرگ نگهداری می‌کنند که بعد از مدتی کپک می‌زند. این کپک کم‌کم روی مغز هسته‌ها هم اثر می‌گذارد و باعث نامرغوب شدن مغزشان می‌شود.

  قیمت آلبالو که گران‌تر می‌شود، مغزش هم گران‌تر است؟

نه، تأثیری ندارد اما در چند ‌سال اخیر بازار سیاه هم پیدا کرده است.

  بازار سیاه هسته آلبالو! چه بازاری است؟

اوایل این کار، تنها خریداران کارخانه‌های کمپوت و مربا در مشهد همین کسانی بودند که مثل من ساکن استان خراسان هستند، اما از چند‌ سال پیش عده‌ای از استان‌هایی دیگر هم آمدند و با کارخانه‌داران مشهدی مذاکره کردند و قیمت بیشتر پیشنهاد دادند. همین موضوع باعث شد تا قیمت هسته‌های آلبالو گران‌تر شود. مثلا هسته آلبالویی را که ما کیلویی ١٠٠ تومان می‌خریدیم، آمدند و بابتش ٣٥٠ تومان پول دادند. بعد از این اتفاق، بازار سیاه راه افتاد و الان باید کلی چانه‌زنی کنیم تا بتوانیم هسته آلبالو را با قیمت ارزان از کارخانه‌دار بخریم.

  هسته‌گیری و تهیه مربا و کمپوت در خانه‌ها هم انجام می‌شود. زنان خانه‌دار هم می‌توانند این کار را به صورت خانگی و در زمان تهیه مربا و کمپوت آلبالو انجام دهند و از هسته‌هایش استفاده کنند؟

نه، قطعا روغن‌گیری از مغز آلبالو تخصص می‌خواهد. ضمن این‌که برای این کار باید حجم زیادی مغز آلبالو استفاده شود. مصارف خانگی آلبالو خیلی زیاد هم که باشد ٥٠ کیلو است که به‌طبع برای این کار خیلی کم است.

  بهترین یا بیشترین کارخانه‌هایی که هسته آلبالو را می‌فروشند در کدام شهر یا استان ایران هستند؟

٦٠ تا ٧٠‌درصد هسته آلبالو در استان آذربایجان‌غربی و شرقی به فروش می‌رسد، چرا که تعداد کارخانه‌های تولید مربا و کمپوت در این مناطق بیشتر است.

  با همه فراز و نشیب‌ها و مشتری‌های کم و زیادی که دارید از کسب‌و‌کار و درآمدتان راضی هستید؟

راستش نه! با همه زحمتی که برای شکستن هسته‌های آلبالو و گرفتن مغز آنها می‌کشم، بازار پرفروشی ندارد. سود اصلی این کار را عطاری‌ها و روغن‌گیرها می‌برند.

  با این نارضایتی و به نوعی متروکه بودن کسب‌وکار با هسته آلبالو، چه چیزی ١٧‌سال شما را در این کار نگه داشته و همچنان هم دست از آن نمی‌کشید؟

به‌هرحال بعد از ١٧‌سال آلوده این کار شده‌ام و همان کم و بیش مشتری هم روی من حساب می‌کنند و نمی‌توانم کنار بگذارمش. از طرف دیگر، همه این سال‌ها فقط ضرر نبود. در این بین سال‌هایی هم بود که هسته آلبالو را باقیمت کم می‌خریدیم و مشتری‌ها هم با قیمت خوب از ما می‌خریدند. اما در چند ‌سال اخیر، کارخانه‌ها قیمت هسته‌ها را بالا بردند و مشتری ما هم کمتر و صادرات هم که ظاهرا متوقف شده است. با این حال، به کارم امید دارم و مطمئنم که اگر دولت حمایت کند و بتوانیم در این حوزه به صادرات برسیم هم اشتغالزایی می‌شود و هم سود خواهد داشت.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شما هیجان‌زده هستید تا یک کسب و کار را به راه بیندازید. شاید ایده‌ای دارید، یا فقط مجذوب این شده‌اید که کار و کاسبی خودتان را راه بیندازید و آن را رشد دهید. تمایل دارید کمی ریسک کنید، مثلا شغل فعلی‌تان را ترک کنید یا مدتی را بدون درآمد شخصی بگذرانید. اما یک مانع منطقی شما را باز‌می‌دارد: پول زیادی ندارید.

در ظاهر امر این مشکل مهمی به نظر می‌رسد، اما نداشتن سرمایه‌ی شخصی نباید شما را از دنبال کردن رویاهایتان بازدارد. در واقع کاملا امکان‌پذیر است که تقریبا بدون هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری مالی شخصی، یک کسب و کار را آغاز کنید و رشد دهید - البته اگر بدانید دارید چه می‌کنید.

چرا یک کسب و کار به پول نیاز دارد

اول بیایید نگاهی بکنیم به این‌که چرا یک کسب و کار در درجه‌ی اول به پول نیاز دارد. برای ساختن یک کسب و کار هیچ مبلغ "استارتاپ" یا اولیه‌ی یکسان و مشخصی وجود ندارد، بنابراین کسب و کارهای مختلف نیازهای مختلفی خواهندداشت. مهم است که ابتدا برآورد کنید قبل از این‌که روش‌های دیگری برای تامین سرمایه‌ی شرکت‌تان بیابید، چه‌قدر نیاز دارید.

موارد زیر را در نظر بگیرید:

پروانه‌ها و مجوزها. بسته به منطقه‌تان ممکن است لازم باشد روال اداری و ثبت خاصی را برای این اجرای ایده طی کنید. منابع. آیا مواد خام می‌خرید؟ آیا به رایانه و/ یا وسایل دیگر نیاز دارید؟ تجهیزات. آیا به ماشین‌آلات یا نرم‌افزارهای تخصصی نیاز دارید؟ فضای اداری. این یک خرج بزرگ است، و شما نمی‌توانید از چیزهایی مانند هزینه‌های اینترنت و خدمات رفاهی غافل شوید. اتحادیه‌ها، اشتراک‌ها، عضویت‌ها. هر ماه اشتراک کدام نشریه‌ها و وابستگی‌ها را خواهیدگرفت؟ مخارج اجرایی. تمام زوایا و خفایا را در این مورد بکاوید و بازاریابی را فراموش نکنید. هزینه‌های حقوقی. آیا در طول فرآیند توسعه‌ی کسب و کارتان با یک وکیل مشورت می‌کنید؟ کارمندان و پیمان‌کاران. اگر نمی‌توانید به تنهایی انجامش دهید، نیاز به استخدام افراد دارید.

بعد از گفتن این موارد، ۲ مسیر اصلی برای آغاز یک کسب و کار با پول کم پیش رو دارید: پایین آوردن هزینه‌ها یا یا افزایش سرمایه‌ی موجود از طریق منابع خارجی. این‌جا ۳ گزینه دارید:

گزینه‌ی ۱: نیازهایتان را کاهش دهید

گزینه‌ی اول‌تان این است که مدل کسب و کارتان را تغییر دهید تا مطابق فهرست بالا نیازهای کم‌تری داشته‌باشید. مثلا اگر طرح‌تان این است که یک شرکت مربیان شخصی تاسیس کنید، می‌توانید در آغاز خودتان تنها کارمند باشید تا مخارج "کارمند" خود را کاهش دهید. تا زمانی که به فضای اداری نیاز ندارید می‌توانید در خانه کار کنید. حتی می‌توانید به کسب اطلاعات بپردازید تا منابع و تدارکات ارزان‌تری پیدا کنید، یا تمام خط تولید‌هایی را که تولیدشان در ابتدا بسیار گران است متوقف کنید.

با این حال اندکی از مخارج وجود دارد که نمی‌توانید از آنها اجتناب کنید. حتی اگر تمام هزینه‌های دیگر را کاهش دهید، هزینه‌های صدور مجوز و هزینه‌های قانونی شما را عقب می‌اندازد. بر اساس گزارش آژانس مدیریت کسب و کارهای کوچک، بسیاری از کسب و کارهای خرد با کم‌تر از ۳۰۰۰ دلار شروع می‌کنند و می‌توان بسیاری از کسب و کارهایی را که در خانه‌ی صاحب کسب و کار بنیان نهاده می‌شود، با میلغ کمی معادل ۱۰۰۰ دلار شروع کرد.

گزینه‌ی ۲: شروع با منابع موجود

گزینه‌ی دوم‌تان ایده‌ی دوره‌ی "دست‌گرمی" کسب و کارتان را برمی‌انگیزد. به جای این‌که مستقیما به حالت کسب و کار تمام عیار وارد شوید، تنها با چیزهای اولیه شروع خواهیدکرد. ممکن است یک وبلاگ راه‌اندازی کنید و یک سرویس ویژه ارائه کنید، مقیاس کسب و کار، مخاطب، و سودتان را کاهش دهید، تا کمی پیش بروید. اگر می‌توانید به عنوان یک فرد خویش‌فرما آغاز کنید، از برخی از بزرگ‌ترین هزینه‌ها اجتناب خواهیدکرد ( و از اوضاع مالیاتی ساده‌تری نیز برخوردار خواهیدشد.)

هنگامی که مقداری درآمد نقدی به‌دست آوردید، می‌توانید روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید، و به جای این‌که یک‌باره کسب و کاری را بسازید که خیالش را در سر دارید، قدم به قدم پیش بروید.

گزینه‌ی ۳: برون‌سپاری

گزینه‌ی سوم‌تان این است که از منابع خارجی تامین سرمایه کنید. حتی اگر خودتان سرمایه‌ی چندانی ندارید، راه‌های احتمالی زیادی برای بالا بردن سرمایه وجود دارد. در ادامه فقط چند مورد از منابع احتمالی برای شما آمده‌است:

دوستان و خانواده. امکان کمک گرفتن از دوستان و خانواده را نادیده نگیرید، حتی اگر مجبور باشید سرمایه را ذره ذره از منابع مختلف جمع کنید. فرشتگان سرمایه‌گذار. فرشتگان سرمایه‌گذار افراد ثروتمندی هستند که از ایده‌های کسب و کار در مراحل اولیه‌ی اجرا حمایت می‌کنند. آنها عموما در ازای مالکیت بخشی از شرکت سرمایه‌گذاری می‌کنند، که یک فداکاری قابل تامل است. سرمایه‌گذار خطرپذیر. سرمایه‌گذاران خطرپذیر مانند فرشتگان سرمایه‌گذاری هستند، اما عموما مشارکت‌کنندگان و سازمان‌هایی هستند که تمایل دارند کسب و کارهایی را رصد کنند که از قبل وجود دارند. جذب سرمایه مردمی. این روش به دلیلی پرطرفدار است: شما با یک ایده‌ی خوب و تلاش کافی می‌توانید برای هر چیزی جذب سرمایه کنید. کمک‌های مالی و وام‌های دولتی. آژانس مدیریت کسب و کارهای کوچک (و تعدادی از آژانس‌های ایالتی و محلی دولتی) وجود دارد که فقط به رشد کسب و کارهای کوچک کمک می‌کند. بسیاری از آنها وام‌ها و کمک‌های مالی ارائه می‌کنند تا به شما برای شروع کمک کنند. وام‌های بانکی. اگر اعتبارتان کافی داشته‌باشید، همیشه می‌توانید با یک بانک یک خط اعتباری باز کنید، .

با یک یا چند مورد از این ۳ گزینه باید بتوانید سرمایه‌گذاری مالی شخصی‌تان را تقریبا به هیچ کاهش دهید. شاید لازم باشد چند فداکاری دیگر بکنید، از جمله این‌که با کم آغاز کنید، شریک پیدا کنید، زیر بار بدهی بروید، اما اگر به ایده‌ی کسب و کارتان باور داشته‌باشید، هیچ یک از این‌ها نباید سد راه‌تان شود. سرمایه مانع مهمی است که باید به آن غلبه کنید، اما اشتباه نکنید- می‌توان بر آن غلبه کرد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

این روزها تب راه‌اندازی کسب‌وکارهای استارت‌آپی حسابی گرفته و ممکن است شما هم ایده‌ای داشته باشید که بخواهید در این حوزه رویش سرمایه‌گذاری کنید. با این حال خوب است جوگیر نشوید و همین ابتدا توجه داشته باشید بازگشت دوباره پول و سرمایه‌ای که برای شروع و راه‌اندازی کسب‌وکار هزینه می‌کنید کار آسانی نیست.

 اگر تصمیم دارید خودتان به تنهایی استارت‌آپی را راه‌اندازی کنید، حتماً به پنج نکته‌ای که در ادامه می‌خوانید برای رسیدن به اهداف خود توجه کنید.

از چیدمان فضای مشترک برای محیط کاری استفاده کنید

بیشتر صاحبان استارت‌آپ‌ها روی مواردی تمرکز می‌کنند که شاید در شروع کسب‌وکار اهمیت چندانی نداشته باشند. دفتر کار شیک و خیلی به‌روز و میزهای کنفرانس بزرگ شاید خیلی جذاب باشند، اما در حقیقت هزینه‌های غیر ضروری و زیادی در شروع کار محسوب می‌شوند. پولی که صرف این امکانات باید بشود می‌تواند برای مثال صرف جذب مشتری بیشتر و بازاریابی شود. برای این که بتوانید هزینه‌های این چنینی را در شروع کار کاهش دهید، می‌توانید چیدمان دفتر کار خود را به جای آرایش قدیمی محیط‌های کاری که شامل اتاق‌های بزرگ و مجزا بود به صورت فضای مشترک طراحی کنید. در این حالت می‌توانید بیشترین میزان بهره‌وری را از فضایی ببرید که برای کسب‌وکار خود در اختیار دارید تا علاوه بر کاهش هزینه‌های مالی، از مزایای دیگر آن نیز بهره‌مند شوید.

طراحی محیط کار به صورت فضای کاری مشترک این امکان را به شما می‌دهد تا بدون دغدغه بلندمدت هزینه‌های گزاف اجاره دفترکار بزرگ و تجهیزات گران‌قیمت، تمام ذهن و انرژی خود را روی پیشبرد اهداف خود متمرکز کنید.

بهتر است این نکته را حتی اگر از قدرت مالی خیلی بالایی برخوردار هستید نیز رعایت کنید. زیرا استفاده از این نوع فضای کاری، چابکی سیستم را نیز افزایش خواهد داد و در شروع فعالیت مخارج حاشیه‌ای و غیرضروری را بشدت کاهش می‌دهد.

سعی کنید از وام‌ها برای پرداخت‌های خود استفاده نکنید

استفاده از وام‌های اعتباری به عنوان سرمایه کسب‌وکار روش مناسبی نیست، مگر این که حواستان باشد سر هر ماه بدهی‌های خود را پرداخت کنید و آن را بیشتر به تعویق نیندازید. البته حتی در این حالت نیز بهتر است برای هزینه‌های کسب‌وکارتان روی وام‌ها حساب نکنید. زمانی که در کار خود دچار مشکلات مالی می‌شوید، راحت‌ترین کار شاید استفاده از وام به نظر بیاید، اما خیلی زود اقساط وام‌ها روی هم جمع شده و مشکلات شما افزایش پیدا خواهد کرد. علاوه بر آن اعتبار و برنامه‌ریزی‌های مالی شما نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد.

مهم‌ترین ویژگی کسب‌وکاری که خودتان راه‌اندازی می‌کنید این است که تمام مالکیت مجموعه به خودتان تعلق خواهد داشت. بنابراین با توجه به این که نمی‌توانید میزان سرمایه خود را افزایش بدهید بهتر است تا جایی که می‌توانید بدهی ایجاد نکنید. استفاده از وام، سریع‌ترین راه افتادن به چاهی خواهد بود که ممکن است برای خارج شدن از آن نیاز به سرمایه‌گذاری افراد دیگر پیدا کنید تا بتوانید از شر بدهی‌های خود خلاص شوید. پس اگر می‌خواهید مالکیت مجموعه خود را با کسی تقسیم نکنید سعی کنید خیلی سراغ وام نروید.

اگر الان نیز بدهی‌های اعتباری زیادی دارید، سعی کنید در سریع‌ترین زمان ممکن آنها را پرداخت کنید. زمانی که از زیر فشار بدهی‌های خود خارج شوید، عملکرد خیلی بهتر و ذهن آزادتری برای تصمیم‌گیری‌ها خواهید داشت.

یاد بگیرید چطور توجه مردم را به محصول خود جلب کنید

در حال حاضر شرکت‌های تبلیغاتی زیادی وجود دارند که می‌توانند میزان در معرض دید بودن استارت‌آپ شما را افزایش دهند؛ به شرطی که بتوانید بودجه ماهانه قابل توجهی را برای این موضوع در نظر بگیرید. اگر بخواهید آستین‌های خود را بالا بزنید و کاری انجام بدهید، راه‌های زیادی برای انتشار اخبار مرتبط با کسب‌وکار شما وجود دارد. سعی کنید از طریق بسترهای اینترنتی رایگانی که در دسترس است امکان ارتباط با مجموعه خود را آسان کنید و زمان کافی برای پاسخ به سوال‌های روزانه افراد اختصاص دهید.

زمانی که بودجه کافی برای پرداخت به شرکت‌های تبلیغاتی ندارید باید خودتان دست به کار شوید. سعی کنید علاوه بر حساب کردن روی شبکه کاری و ارتباطی که تاکنون برای خود ایجاد کرده‌اید به فکر ارتباطات جدید هم باشید. معمولا تنها دلیلی که افراد از امکانات تبلیغاتی رایگان استفاده نمی‌کنند ترس از مورد اقبال قرار نگرفتن است.

به جای نگرانی بهتر است از تمام امکانات خود به بهترین شکل بهره ببرید و خود را بیشتر در معرض دید عموم، بویژه خبرنگاران قرار دهید تا برای گزارش‌های خود سراغ شما بیایند.

استفاده از راه‌های ارتباطی جدید مانند استفاده از شبکه‌های اجتماعی گوناگون، امکان بزرگ کردن شبکه‌های ارتباطی افراد و دیده شدن برندهای جدید را افزایش داده است.

هزینههای خود را با دقت ارزیابی کنید

زمانی که تمام پول و سرمایه خود را یکباره وارد کسب‌وکار می‌کنید به دلیل این که میزان پولی که در ابتدای کار در اختیار دارید زیاد است، ممکن است هزینه‌های غیرضروری و فکر نشده زیادی داشته باشید. اگر بدون هیچ ملاحظه‌ای آزادانه پول‌های خود را خرج کنید، به محض این که رونق کسب‌وکارتان کمی افت کند یا با چالشی روبه‌رو شوید، با مشکل مواجه خواهید شد. کلید موفقیت، داشتن رفتار مسئولانه در برابر مخارج کسب‌وکار است.

معمولا افراد زمانی که کسب‌وکارشان به سودآوری می‌رسد چون حس می‌کنند اوضاع مالی خوبی دارند، ممکن است بی‌محابا پول خرج کنند و اصلا مخارج خود را به صورت دقیق ارزیابی نکنند. هیچ‌وقت از حسابرسی مالی مجموعه خود ساده نگذرید؛ شاید پولی که صرف موارد غیر ضروری شده است بتواند گره‌ای از مشکلات کسب‌وکارتان باز کند که شما از آن غافل شده‌اید. زمانی که شما به طور مداوم حواستان به پرداخت‌هایتان باشد ناخودآگاه به بینش لازم برای نجات کسب‌وکار خود دست

پیدا می‌کنید. خود راه‌اندازی یکی از ارزشمندترین مراحلی است که صاحب یک کسب‌وکار تجربه می‌کند. وقتی تک تک هزینه‌ها موشکافانه بررسی شوند، فرد قادر خواهد بود به صورت خلاقانه‌ای راهی غیر معمول برای حل مشکلات پیچیده پیدا کند و چنین عملکردی باعث می‌شود عادت‌های استوار و محکم ذهنی که برای راه‌اندازی شرکتی موفق مورد نیاز است، در ذهن فرد شکل بگیرد.

سرمایه‌گذاری خطرپذیر وام بلاعوض نیست

شرکت‌های سرمایه‌گذار خطرپذیر (venture capital)، شرکت‌های قدرتمندی از لحاظ منابع مالی هستند که به‌دنبال ایده‌های جدید یا شرکت‌های نوپایی‌اند که به نظر می‌رسد ویژگی خاصی دارند و در آینده بسیار سودآور خواهند بود. این شرکت‌ها با تأمین کمبود منابع مالی شرکت‌های نوپا از سهامداران آنها می‌شوند و از این طریق به سودآوری می‌رسند. اگرچه عدم توانایی تأمین هزینه‌ها از عمده‌ترین دلایل شکست کسب‌وکارهای نوپاست، همیشه به خاطر داشته باشید که در سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیز وام بلاعوض به شما نمی‌دهند. بسیاری از کارآفرینان باهوش نیز وقتی با بودجه‌ای که می‌توانند از طریق سرمایه‌گذاری خطرپذیر به کسب‌وکار خود وارد کنند روبه‌رو می‌شوند، ناخودآگاه عواقب آن را فراموش می‌کنند. درآمد کسب‌وکار هیچ‌وقت نشانه سودآوری نیست. در حقیقت با کم‌کردن مخارج از درآمد میزان سودآوری مشخص می‌شود. اما وقتی از سرمایه‌گذاری خطرپذیر استفاده می‌کنید باید بتوانید سود مورد توافق از درآمد را به شرکت سرمایه‌گذار پرداخت کنید؛ حتی اگر به سودآوری حقیقی نرسیده باشد. به همین دلیل اگرچه خود راه‌اندازی ممکن است شیب نمودار رشد کسب‌وکار را کاهش دهد، اما در طولانی مدت معمولا به شرایط اقتصادی بهتری منتهی می‌شود.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در این مقاله با مطالعه ی زندگی یک کارآفرین و موفقیت های او، تأثیر شور و اشتیاق افراد نسبت به ایده ها را بر موفقیت استارتاپ بررسی می کنیم.

دیویس اسمیت کارآفرینی است که تجربه ی راه اندازی و فروش چند استارتاپ موفق دارد. او در سال ۲۰۰۳ از دانشگاه بریگام یانگ فارغ التحصیل شد. در آن زمان او می دانست که اینترنت، ظرفیت های بالقوه ای برای پیشرفت در کسب و کار دارد. در آن سال ها هنوز فیسبوک و شبکه های اجتماعی دیگر وجود نداشتند. دیویس تمام تلاش خود را کرد تا از ظرفیت های این فناوری نسبتا بالغ استفاده کند. او که علاقه ی زیادی به بیلیارد و ساخت میزهای این بازی داشت، وب سایتی برای فروش این محصولات راه اندازی کرد.

دیویس در سال ۲۰۱۱ مدرک MBA خود را دریافت کرد و وب سایت اول خود را نیز فروخت. پس از مدتی، او وب سایتی برای فروش کالا و خدمات مادر و کودک در برزیل راه اندازی کرد. این استارتاپ توانست ۴۰ میلیون سرمایه از سرمایه گذاران بزرگی مانند Accel دریافت کند و موفقیتی عالی برای دیویس بود. وب سایت او در حال حاضر بزرگ ترین تجارت الکترونیکی صنعت محصولات مخصوص کودکان است.

دیویس اسمیت در حال حاضر مدیرعامل Cotopaxi است. این استارتاپ، سرویسی برای فروش محصولات سفر و گردشگری است که به نوعی شبکه ی اجتماعی افراد علاقه مند به سفر نیز محسوب می شود.

می توان گفت تمامی استارتاپ  های اسمیت تاکنون موفق بوده اند. اما دلیل موفقیت این ایده ها چه بوده است؟ آیا دیویس به تمام این ایده ها علاقه مند بوده است، قطعا بله؛ اما آیا سال های زیاد با شور و اشتیاق زیاد به این ایده ها فکر می کرده است؟ احتمالا خیر.

وقتی از این کارآفرین در ارتباط با شور و اشتیاق نسبت به ایده ها سؤال می شود، او کاملا این موضوع را رد می کند. او این نظریه را که افراد باید با اشتیاق فراوان به ایده ها فکر کنند و آن ها را پرورش دهند، به کلی رد می کند. در عوض، دیویس تکنیکی پیشنهاد می دهد که در کلاس های دانشگاهی طراحی محصول آن را آموخته است. نام این تکنیک، «تورنمنت نوآوری» است. او می گوید:

 مهم نیست شما چقدر نسبت به ایده هایتان شور و اشتیاق داشته باشید. اگر هر چیزی را برای خودتان شروع کنید، در آخر از آن لذت خواهید برد. ایده ی اجراشده ی شما مانند فرزندتان است.

تکنیک مورد استفاده ی اسمیت این گونه اجرا می شود. ابتدا تمامی فرصت ها و مشکلاتی را که در اطرافتان وجود دارد، بنویسید. ممکن است صدها فرصت جدید به ذهن شما خطور کند. اسمیت معتقد است که به محض وارد شدن به حوزه ی ایده ها، آن ها به سرعت و وفور به ذهن شما خطور خواهند کرد.

سپس ایده هایی را که حداقل هایی مشخص ندارند، حذف کنید. به عنوان مثال ایده هایی که بازار نسبتا بزرگ ندارند باید حذف شوند. بخش دیگر، ایده هایی هستند که فناوری های مورد نیازشان، در زمان و مکان اجرا وجود ندارند. پس از حذف تدریجی ایده ها، به یک یا دو مورد خواهید رسید. مرحله ی بعدی انجام مصاحبه با مشتریان احتمالی است. شما در این مرحله، میزان نیاز بازار به محصول فرضی خود را می سنجید.

به عنوان نمونه، استارتاپ دوم اسمیت با ایده ای ساده و الهام از یکی از کارآفرینانی که در دانشگاه دیده بود شروع شد. مارک لر فردی بود که تعداد زیادی شرکت موفق تأسیس کرده و آن ها را به آمازون فروخته بود. یکی از این شرکت ها در زمینه ی فروش پوشک بچه فعالیت می کرده است. اسمیت با بررسی شرکت مارک لر به این نتیجه می رسد که استارتاپی مشابه می تواند در برزیل موفق شود. او با تعداد زیادی مادر ساکن برزیل در مورد مشکلات خرید مایحتاج کودکان و خصوصا نوزادان مصاحبه می کند. در نهایت اسمیت با مشاهده ی پتانسیل موجود، استارتاپ خود را راه اندازی می کند.

نکته ی مهم این است که دیویس زمانی طولانی برای به فکر کردن با شور و اشتیاق در مورد ملزومات نوزادان! سپری نکرده است. او تنها در زمان و مکان مناسب، فرصت را پیدا و به آن عمل کرده است.

به راستی آیا نظریه ی اشتیاق که شما را تشویق می کند تنها به دنبال ایده ای بروید که ذهنتان را برای مدت ها مشغول کرده است و با عشق به آن فکر می کنید، صحیح است؟ نظریه ای که می گوید ابتدا موضوع مورد عشق و علاقه ی خود را پیدا کنید و سپس شرکت خود را در ارتباط با آن بسازید. آیا با توجه به تجربه ی اسمیت می توان نتیجه گرفت که راه موفقیت چیزی جز اشتیاق و شور خالص می خواهد؟

کل نیوپرت، پروفسور علوم کامپیوتر در کتاب خود با نام «So Good They Can’t Ignore You» این نظریه را بررسی می کند. او اعتقاد دارد که عشق و علاقه در شروع کسب و کار، اهمیتی ندارد. عشق به کار پس از این که آن را شروع کردید و آن قدر خوب شدید که دیگران نتوانستند شما را نادیده بگیرند، به خودی خود ایجاد می شود؛ چرا که در آن زمان شما حرفه ای شده اید و می توانید مرزهای کاری را با دستان خود گسترش دهید. به بیان دیگر او معتقد است که شور و اشتیاق الزاما شما را به موفقیت نمی رساند؛ بلکه موفقیت است که شور و اشتیاق را در افراد ایجاد می کند.

البته برخی بزرگان دنیای فناوری با این نظریه مخالف هستند. به عنوان مثال، وینود کسلا، مدیرعامل و یکی از مؤسسان سان مایکروسیستمز، معتقد است که شور و اشتیاق در شروع کار بسیار مهم است. اگرچه هرچه بیشتر در مورد این افراد تحقیق کنیم، به این مسئله می رسیم که آن ها تعصبی کورکورانه نسبت به تئوری اشتیاق دارند. آن ها در حال حاضر عشق زیادی به کارشان دارند؛ چرا که کارها خوب پیش رفته و در تجارت موفق شده اند؛ اما آیا وینود در زمان شروع کارش در سال ۱۹۸۲ نیز به اندازه ی امروز عشق داشته است.

اسکات آدامز کارآفرین دیگری است که به نوعی نظریه را رد می کند. او می گوید:

اگر از یک میلیاردر، دلیل موفقیتش را بپرسید، سریعا شور و اشتیاق را به عنوان علت اصلی نام می برد. اما در واقع این پاسخ به خاطر باکلاس و خاص بودن مشهور شده است. وقتی بیشتر تحقیق می کنید متوجه می شوید که موفقیت این افراد نتیجه ی ترکیبی از تمایل، شانس، کار زیاد، بررسی های دقیق، کار ذهنی و علاقه به ریسک بوده است.

حتی زندگی کارآفرین موفق، ایلان ماسک نیز ناقض نظریه ی شور و اشتیاق است. او پس از فارغ التحصیلی در دانشگاه برای کسب درجه ی دکترا به دانشگاه استنفورد رفت. اما چند روز بعد این دانشگاه را ترک کرد. او باور داشت که اینترنت فضایی عالی برای پیشرفت است و اگر در آن حضور نداشته باشد، فرصت خوبی را از دست داده است. در اینجا نیز می بینیم که شور و اشتیاق فراوانی وجود ندارد و تنها فرصتی است که یک فرد باهوش، آن را پیدا کرده و برای موفقیت در آن تلاش می کند.

کارآفرینان جوان، تلاش زیادی می کنند که ایده های بسیار بزرگ را که عشق فراوانی به آن دارند، عملی کنند. با توجه به موارد گفته شده می توان نتیجه گرفت که این روش اشتباه است. کارآفرینان بزرگ، فرصت ها را پیدا می کنند، مسیر خود را بارها و بارها تغییر می دهند و در همین حین، پروژه هایشان بزرگ تر می شوند و به موفقیت می رسند. در نهایت با رسیدن به موفقیت، شور و علاقه و عشق نیز ایجاد می شود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ریسک‌پذیری یکی از مهم‌ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارتاپ‌ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی‌ترسند.

استارتاپ‌ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می‌روند و به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی‌های خاص می‌توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند.

کارمندانی که از ریسک کردن نمی‌ترسند، از اشتباهات خود درس می‌گیرند و با شرایط سازگار می‌شوند.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است؛ همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

اگر می‌خواهید بدانید که متقاضیان شغلی، چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می‌کنند، باید آنها را عمیق‌تر بررسی کنید.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است، همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

قدرت ریسک‌پذیری

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارتاپ، مواجهه با ریسک‌های متعدد است؛ شرکت‌های قدیمی پروسه‌های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می‌برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند اما استارتاپ‌ها مستلزم ریسک‌پذیری هستند.

اخلاق حرفه‌ای

شغل کارمندان در استارتاپ‌ها، معمولاً نقش ثابتی نیست؛ آنها باید بتوانند مهارت‌های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت‌های بیشتری بپذیرند.


منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : استراتژی‌های کسب‌وکارها برای آنکه بتوانند موفقیت‌آمیز باشند، باید به‌طور واضح و مشخص تدوین شده و همه ذی‌نفعان یک کسب‌وکار از آن درک مشترکی داشته باشند. چنین استراتژی‌هایی در گام دوم باید بتوانند بین تمام توانمندی‌های کسب‌وکار توازن ایجاد کرده و از آنها در راستای انطباق با شرایط محیط بیرونی استفاده کنند؛ شرایطی که گاه بسیار پویا بوده و به سرعت تغییر می‌کنند.

در چنین شرایطی که نیاز به تدوین استراتژی‌هایی انعطاف‌پذیر و قدرتمند وجود دارد، موانع و چالش‌هایی پیش روی مدیران مشاهده می‌شود که بسیاری از آنها ذهنی هستند. یکی از این موانع و چالش‌ها بر سر راه تدوین یک استراتژی اثربخش، فرار از ریسک‌های کوتاه‌مدت است. بسیاری از مدیران کسب‌وکارها خود را موظف می‌دانند که برای تامین خواسته‌های سرمایه‌گذاران، سودآوری کوتاه‌مدت را به حداکثر برسانند. چنین مدیرانی از ریسک‌های کوتاه‌مدت می‌گریزند، هزینه‌هایی را که اضافی تصور می‌کنند کاهش می‌دهند و بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را متوقف می‌کنند. چنین شرکت‌هایی بودجه چندانی به بخش تحقیقات و توسعه خود اختصاص نمی‌دهند و در صورتی که در بازاری پویا فعالیت داشته باشند، به سرعت جای خود را به سایر رقبا خواهند داد. مدیران باید به این موضوع توجه کنند که هر چند اختصاص منابع مالی به فعالیت‌ها و محصولات جدید، ریسک مالی آنها را افزایش می‌دهد (به‌دلیل قطعی نبودن پذیرش محصول جدید به وسیله بازار، فراهم نبودن فناوری‌های کافی و مشکلات اجرایی در تولید نهایی)، بی‌توجه بودن به آینده و عملکرد بلندمدت نیز ریسک به همراه دارد. حتی موفق‌ترین شرکت‌های کنونی نیز، در صورتی که تمام تمرکز خود را روی محصولات حال حاضر خود قرار دهند، به تدریج شاهد آن خواهند بود که به‌دلیل قدیمی شدن محصولات، میزان فروش و عملکرد مالی آنها شرایط دشوار و رو به افولی را تجربه خواهد کرد. مهم‌ترین ریسک چنین شرکتی، ناتوانی در واکنش به فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی است که احتمالا در آینده با آنها مواجه خواهند شد.

اما مشکلات شناختی و ذهنی دیگری نیز بر سر راه تدوین استراتژی‌های اثربخش وجود دارد. دو مورد از این چالش‌ها، ریسک‌زدگی و لنگرسازی است. منظور از ریسک‌زدگی آن است که رفتار افراد ممکن است به جای ریسک‌پذیری براساس فرصت‌ها و افزایش سودآوری شکل بگیرد. چنین نگرشی که شاید ناشی از فقدان جسارت باشد، باعث می‌شود تا در پی فرار از ریسک فعالیت‌ها، بسیاری از فرصت‌های مالی نادیده گرفته شوند. این فرصت‌ها هم می‌توانند در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت خود را نشان دهند. اما در بلندمدت، به‌طور معمول، واضح‌تر مشاهده می‌شوند. به عنوان مثال، براساس پژوهشی که موسسه مک‌کنزی انجام داد، شرکت‌هایی که در تخصیص منابع به فعالیت‌های شرکت بازنگری کرده و به فعالیت‌های ۳ سال آینده و بعد از آن نیز منابعی اختصاص داده‌اند، عملکرد مالی کمتری در دوره‌های کوتاه‌مدت داشته‌اند. با این حال، عملکرد بلندمدت این شرکت‌ها نسبت به رقبای ایستاتر خود، بسیار بهتر بوده است.

مساله لنگرسازی که یکی دیگر از چالش‌های پیش رو برای تدوین استراتژی‌های اثربخش است، اشاره به این موضوع دارد که برخی از افراد، در تصمیم‌گیری‌هایشان بر بخش برجسته‌ای از اطلاعات متمرکز می‌شوند و تصمیم‌هایشان را براساس آن بخش می‌گیرند. این اشتباه در تعیین بودجه سالانه شرکت‌ها اغلب مشاهده می‌شود. مدیرانی که باید میزان بودجه مورد نیاز یک‌سال و سهم هر بخش را تعیین کنند، به‌طور معمول تصمیم‌هایشان را براساس بودجه سال گذشته می‌گیرند؛ حتی اگر شرایط بازار تغییر کرده باشد و نیاز به تغییراتی بنیادین در اختصاص بودجه به بخش‌های مختلف مشاهده شود.

علاوه بر این چالش‌ها، گاهی در تعیین استراتژی شرکت‌ها و اختصاص منابع مالی به بخش‌های مختلف آن با رفتارهایی مواجه می‌شویم که از بیرون، به هیچ وجه منطقی به نظر نمی‌رسند. فرهنگ بسیاری از شرکت‌ها شامل رقابت بین بخش‌های مختلف آنها است. در این صورت و با آنکه باید تمام بخش‌ها و قابلیت‌های یک شرکت در راستای تحقق اهداف نهایی همگام شده باشند، می‌توان مدیران بخش‌هایی را مشاهده کرد که در حال رقابت با یکدیگر هستند؛ آنها نمی‌خواهند که میزان بودجه و منابع مالی‌شان نسبت به سایر بخش‌ها کاهش یابد و بر خواسته‌های بخشی خود تاکید می‌کنند. این رفتارها از آنجا تقویت می‌شود که بسیاری از پاداش‌های مدیران اجرایی، پیشرفت شغلی و حتی اعتماد به نفس آنها از عملکرد کوتاه‌مدت آنها نشات می‌گیرد. در چنین شرایطی، هیچ مدیری احساس نمی‌کند که باید نقش رابین‌هود را ایفا کند (و از بودجه مورد نیاز بخش خود بکاهد) تا عملکرد کلی شرکت بهبود یابد.

نگرش کوتاه‌مدت در بخش‌ها و واحدهای کوتاه‌مدت شرکت‌ها ممکن است در پی دوره کوتاه‌مدت فعالیت مدیران نیز تقویت شود. اگر مدیری بداند که تنها یک تا ۳ سال دیگر در شغل کنونی خود باقی خواهد ماند، ترغیب می‌شود که تمرکز خود را بر نتایج کوتاه‌مدت بگذارد. در این صورت، شکست احتمالی بخش یا شرکت مزبور به پای مدیر بداقبال بعدی نوشته می‌شود.

اما در بسیاری موارد، حتی مدیرانی که به دنبال نگاه بلندمدت و منطقی به شرایط بازار هستند، به‌دلیل بوروکراسی اداری از پیگیری برنامه‌های خود ناتوان می‌مانند. چنین مدیرانی ممکن است در پی رویه‌ها و دستورالعمل‌های پیچیده اداری برای اختصاص منابع، ارزیابی کارکنان، مذاکره قراردادها و ارتباطات داخلی و خارجی نتوانند نقش موثری در پیشبرد اهداف خود داشته باشند. چنین وضعیتی در شرکت‌های بزرگ، اغلب مشاهده می‌شود و به‌ویژه در محیط‌های پویا به شرکت‌ها ضربه اساسی خواهد زد. اگر یک شرکت در حال فعالیت در محیط و بازاری است که به شدت پویا است و تغییراتی اساسی را از سر می‌گذراند، نیاز است تا از میزان رسمی بودن رویه‌های آن کاسته شده تا کارکنان و مدیران سطوح پایین‌تر بتوانند خلاقیت و جسارت خود را نمایان کنند. در نهایت فقدان اطلاعات و درک کافی از استراتژی‌های کنونی شرکت، منابع ارزشمند و ارزش‌آفرین یا شرایط بازار و تغییرات در حال اتفاق آن نیز می‌توانند بر تدوین استراتژی‌های اثربخش، اثر منفی بگذارند.

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  03:45 ب.ظ

گذارها (transition)، لحظات انعطاف‌پذیر بین تغییرات هستند که یک پایان و یک شروع را به‌طور همزمان شکل می‌دهند. و گرچه گذارهای «بزرگ» در محیط کار (مانند خروج از یک سازمان، برای شروع کار جدید در سازمان دیگر) به‌طور طبیعی تمرکز و توجه ما را به خود جلب می‌کنند، اما ما هر روزه با گذارهای کوچک بی‌شماری روبه‌رو هستیم. مثال‌هایی در این زمینه می‌تواند شامل جایگزینی پاسخ دادن به ایمیل‌ها با نوشتن یک گزارش، خاتمه دادن به یک جلسه رودررو، و سپس ایجاد تماس در یک کنفرانس تلفنی و بلند شدن از جایتان برای نوشیدن قهوه، تنها برای داشتن یک مکالمه بدون برنامه‌ریزی با یک همکار در راهروی شرکت باشد.

در مجموع، این لحظات کوچک و قابل‌انعطاف پتانسیل تسریع بهره‌وری ما یا برعکس ناکارآیی، اختلال و آغاز اشتباه را دارند. کنترل هوشمندانه گذارهایتان به شما اجازه می‌دهد تا روزتان را با کارآیی بیشتر هدایت کنید.

در اینجا برخی استراتژی‌ها برای کمک به تسلط‌تان بر هنر گذار از مراحل کسب‌وکار آورده شده است.

یک ارزیابی کلی انجام دهید

شما نمی‌توانید در مورد چالشی که نمی‌توانید ببینید کاری انجام ندهید. برای مدیریت موثرتر گذارهایتان، ابتدا آنها را برآورد کرده و صورت‌برداری کنید. البته، هیچ دو روزی دقیقا شبیه هم نیستند؛ اما حتی یک برآورد تقریبی از تعداد گذارهایی که در یک روز مفروض انجام می‌دهید، به شما کمک خواهد کرد تا ببینید در صورت عدم‌مدیریت و ارزش‌گذاری پایین آنها، دقیقا چه چیزی در خطر خواهد بود.

این تمرینی برای افزایش آگاهی بیشتر در مورد دامنه و اثر هر کدام از این گذارهاست. این کار می‌تواند یک تجربه حیرت‌انگیز باشد، همان‌طور که برای یکی از مشتریان من این چنین بود؛ یک رهبر سازمانی ارشد که با ناامیدی می‌خواست حجم کار غیرقابل‌مدیریت خود را در دست بگیرد. او به من گفت «من روی چهار پروژه مختلف در سه منطقه جغرافیایی متفاوت کار می‌کنم، بنابراین می‌دانستم که فرد پرمشغله‌ای است. او پس از ارزیابی، دریافت که یک روز معمولی در هر جا که باشد، از ۷۵ تا ۱۰۰ گذار مجزا دارد.

او ادامه داد: «همیشه حواسم جمع است. من پس از برنامه‌ریزی و تامل به اجرای طیفی از وظایف می‌‌پردازم و چون با تیم‌های مختلفی کار می‌کنم، باید بر مبنای انتظارات مختلف با مسائل به‌طور متفاوتی برخورد کنم. برخی افراد یک ایمیل می‌خواهند، درحالی‌که برخی می‌خواهند صدای من را بشنوند. برخی افراد خواهان کمترین جزئیات هستند، درحالی‌که بقیه تحلیل مفصل را خواستارند. از ایمیل‌ها، تا تماس‌های تلفنی، تا پاورپوینت‌های ارائه شده، تا جلسات، روز من در جنب‌و‌جوش مداوم است و چون همه ذی‌نفعان من تصور می‌کنند که پروژه‌هایشان در اولویت است، من مجبور هستم تا به‌طور مستمر بین آنها جابه‌جا شوم تا همه را راضی نگه دارم.»

آنچه بیشتر از همه برای این رهبر سازمانی آشکار بود، ارتباط بین میزان گذارهای روزانه و کیفیت کارش در روزهایی بود که گذارهایش دشوار بودند- زمانی که هر گذار شبیه یک تمرین مهار آتش است- که در این روزها نتایج تلاش‌های او متناقض و کمتر از بهینه بود. هر تغییر ناگهانی از یک وظیفه به وظیفه دیگر، اغلب منجر به لطمات متوازی، خطاها، آغاز نادرست و غیره شده و منجر به این می‌شود که آن روزها طولانی‌تر و به مراتب کمتر بهینه حس شوند.

همین الان، چند لحظه به دامنه و ماهیت گذارهایی که برای شناسایی مسوولیت‌های روزانه‌تان انجام می‌دهید، توجه کنید. به تقویم‌تان نگاه کنید تا کارهایتان (از جمله تماس‌ها و جلسات کاری زمان‌بندی‌شده) را ارزیابی کنید و به فضای خالی تقویم‌تان که در آن زمان برنامه‌ریزی‌نشده در درخواست‌های غیرمنتظره، وظایف بدون برنامه‌ریزی و اختلالات غیرضروری سرمایه‌گذاری شده است، توجه کنید. پس از اولین بررسی، برای ارزیابی قبل و بعد آیتم‌های لیست‌تان، عمیق‌تر کاوش کنید تا همه گذارهای کوچکی را که می‌سازید شناسایی کنید.

مختصر کنید

گرچه تعدادی پیامدهای بیرونی وجود دارند که حجم و سرعت گذارهای شما را دیکته می‌کنند، اما شما کنترل بیشتری نسبت به آنچه ممکن است تشخیص دهید، روی آنها دارید. هر گذاری نیازمند توجه و تمرکز است؛ بنابراین به آنها به عنوان یک هزینه- یا هزینه‌های تکرارشونده- نگاه کنید که باید بودجه زیادی برایشان وجود داشته باشند.

به عنوان مثال، که منجر به یک انحراف توجه ۱۰ دقیقه استفاده از تلفن می‌شود دلیلی بر گذار نیست. این فقط یک تغییر حالت غیرضروری است. ولی با وجود اینکه این اتفاق ذاتا بی‌ضرر به نظر می‌رسد، در هر صورت به قیمت کاهش کارآمدی و سودمندی تمام می‌شود. تحقیقات مربوط به سفسطه‌های انجام چند کار همزمان در اینجا آموزنده خواهد بود. اما موضوع اصلی ورای این مسائل است. گذارها هم در مورد کارآیی و هم اثربخشی هستند.

همان‌طور که پیتر دراکر از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان در جمله‌ای مشهور می‌گوید: «کارآیی انجام درست امور و اثربخشی انجام کارهای درست است.» برای اینکه اطمینان یابید گذارهای شما هم کارآ و هم اثربخش هستند، گذارهای غیرضروری را کاهش دهید، سپس زمان‌بندی درستی برای گذارهایی که نیاز دارید ایجاد کنید.

پتانسیل را تشخیص دهید

وقتی کنترل بهتری روی گذارهای‌تان داشته باشید، می‌توانید نه تنها دام‌های آنها را بشناسید، بلکه فرصت‌های آنها را در جهت هدایت تعهدات‌تان نیز تشخیص دهید.

به‌عنوان مثال، این گذار را در نظر بگیرید: پس از صرف ۳۰ دقیقه‌ای برای چک کردن ایمیل‌تان، به سرعت کیف‌تان را برمی‌دارید و اتاق را به مقصد یک جلسه ترک می‌کنید. اکنون تصور کنید که ایمیل آخر را خیلی با عجله نوشته‌اید تا شما بتوانید از اتاق بیرون بیایید. این خرابکاری می‌تواند یک گذار مختل‌شده و ناکارآ ارسال کند؛ در واقع، پس از اینکه جلسه شروع می‌شود، شما درمی‌یابید که یک نکته کلیدی به‌طور ضعیفی در ایمیل بیان شده یا کلا فراموش شده بود. یا شاید کسی قرار بوده در ایمیل کپی شود، اما سهوا از ایمیل جا مانده است. این تفکر تمرکز شما را از جلسه ربوده است. و اگر شما باید تلفن‌تان را برای ارسال دوباره ایمیل کنار بگذارید، این کار توجه شما را از لحظه کنونی منحرف می‌کند، اما زمان بیشتری برای درست کردن موقعیت صرف خواهد کرد. بهانه‌‌هایی که برای گذارهای نامرتب می‌آوریم، اغلب گمراه‌کننده هستند. «ببخشید، من مجبور شدم برای چند دقیقه، از جلسه بیرون بروم؛ یک ایمیل ضروری بود که باید ارسال می‌کردم!» یک توصیف صاف و ساده و دقیق این است: «متاسفم، من در گذار بین چک کردن ایمیلم و این جلسه عجله کردم که منجر به یک اشتباه شد. بنابراین من مجبورم تا اشتباهم را درست کنم و دوباره این گذار را دوباره و دوباره تکرار کنم! چه چیزی را فراموش کرده بودم؟»

گذارهای کوچک، اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرند، اما اگر شما توجه متمرکزی به آنها داشته باشید و به خوبی آنها را مدیریت کنید، از تکرار بی‌نتیجه و غیرضروری تلاش‌هایتان اجتناب خواهید کرد و اکثر کارها را درست انجام می‌دهید. گرچه، اگر پتانسیل گذارهای شما برای حفظ کارآیی و تاثیرتان، در طول روز از بین برود، بهره‌وری شما نیز از بین خواهد رفت.

حتی اگر پشتیبانی اداری یا کمک بهترین اپ‌های کارآمد در بازار را دارید، نمی‌توانید گذارهای خود را برون‌سپاری کنید. اما استراتژی‌هایی مانند اینها، می‌توانند شما را به یک دانشجوی رفتار خودتان تبدیل کنند و به شما کمک کنند تا آنچه تجربیات روزانه می‌توانند به شما آموزش دهند را کشف کنید. با این خودآگاهی افزایش یافته، می‌توانید هنر گذار را به روشی تمرین کنید که حقایق مهمی در مورد تمرکز ذهنی، چشم‌انداز نسبت به اولویت‌ها و سطوح تعهد در سراسر روز آشکار می‌کند. با ارزیابی کلی، مختصر کردن و تشخیص پتانسیل گذارهایتان، می‌توانید هر نکته محوری دقیق را به یک پایان موفقیت‌آمیز یک کار و یک شروع نویدبخش برای وظیفه دیگری تبدیل کنید.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   

این روزها همه ترجیح می‌دهند کودکانشان کدنویسی و علوم تکنولوژیک یا به اصطلاح STEM (علوم فنی، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات) یاد بگیرند.

به‌عنوان یکی از موسسان و مدیرعامل یک استارت‌آپ تکنولوژی در حال رشد، باید بگویم مخالف آموزش کدنویسی به کودکان نیستم. هیچ‌گاه نمی‌توانستم شرکتم را بدون داشتن سابقه مهندسی راه‌اندازی کنم و همواره روی مهندسان شرکت برای ایجاد محصول حساب می‌کنم. همچنین می‌دانم سوق دادن دانش‌آموزان به سوی رشته‌های STEM راهی برای به حداقل رساندن تهدید از بین رفتن مشاغل به واسطه هوش مصنوعی است. به گزارش دنیای اقتصاد، اما نکته جالب این است که من هنوز فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی را بیشتر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های STEM استخدام می‌کنم و فکر نمی‌کنم این روند به این زودی تغییر کند. دلیل این موضوع را توضیح می‌دهم.

به چند مهندس نیاز داریم: در شرکت من، مثل بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی، تولیدکنندگان نرم‌افزار تنها 15 تا 25 درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهند. درحالی‌که کسب‌وکارهای حوزه تکنولوژی در حال شکوفایی هستند، خیلی از مشاغلی که باید افرادی در آنها استخدام شوند، به مجموعه مهارت‌های گسترده‌تری در مقایسه با اصول مهندسی نیاز دارند. به هر حال، تجربه من نشان می‌دهد مشاغلی که واقعا قابل جایگزین شدن نیستند (نه فقط مشاغل آینده، بلکه حتی مشاغل امروزی)، نقش‌هایی هستند که علوم فنی و انسانی را با هم ترکیب می‌کنند. آن دسته از کارکنانم که سوابق تحصیلی در علوم انسانی دارند، دائما نشان می‌دهند دوست دارند مهارت‌های تازه یاد بگیرند و چیزهای جدید کشف کنند. مشاغلی را در نظر بگیرید که با توسعه و بازاریابی محصولات و خدمات تکنولوژی جدید سروکار دارند؛ مثلا تیم‌های فروش باید روابط انسانی را به خوبی بدانند. تیم‌های بازاریابی باید بدانند چه چیزی مردم را به هیجان می‌آورد و چرا. در داخل شرکت، تیم‌های منابع انسانی باید بدانند چگونه یک جامعه و فرهنگ درون‌سازمانی ایجاد کنند تا شرکت بتواند به رشد خود ادامه دهد. جزئیات ساخت یک نرم‌افزار تنها بخش کوچکی از فعالیت یک شرکت تکنولوژی موفق است. این احمقانه است که روند استخدام را تنها به افرادی که سابقه کار در حوزه تکنولوژی دارند، محدود کنم.

تولید در برابر تقاضا : شرکت من در یک برنامه سرمایه‌گذاری (به نام Y Combinator) پرورش یافت؛ جایی که شعار «آنچه دیگران می‌خواهند بساز» را جذب کردم. من و شریکم یک پلت‌فرم مدیریت با محتوای فیلم برای کسب‌وکارها ایجاد کردیم که ستون اصلی آن استفاده از نرم‌افزار بود. اما خیلی سریع فهمیدم که بخش «ساختن» نسبتا راحت‌ترین بخش است و اینکه بفهمید مردم واقعا چه می‌خواهند و چه چیزی نیاز دارند، بخش سخت کار است. اگر ندانید انگیزه‌ها و نیازهای آنها چیست یا چه چیزی آنها را به هیجان می‌آورد یا آزار می‌دهد، به هیچ وجه از محصول شما استقبال نخواهند کرد. بخشی از این موضوع ناشی از کندوکاو داده در مورد پایگاه مشتریان است؛ تقریبا مشابه کاری که باستان‌شناسان در جست‌وجو میان خاک و سنگ انجام می‌دهند تا بدانند انسان‌های گذشته چه رفتاری داشته‌اند. اولین سوالی که مطرح می‌شود تحت‌عنوان «در میان داده‌ها به دنبال چه چیزی هستم؟» به تخصص تجزیه و تحلیل داده نیاز دارد. اما سوال دوم تحت عنوان «این داده‌ها چه معنایی دارند؟» بیشتر به یک متفکر با دانش علوم انسانی نیاز دارد تا پاسخ آن را بیابد. به‌طور کلی، نکته کلی حاصل از این جست‌وجوی داده این است که کمک می‌کند یک کمپین بازاریابی موثر ایجاد کنیم، یعنی پیش‌بینی کنیم چگونه تعداد زیادی از افراد بر اساس اطلاعاتی که ما جمع‌آوری کرده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند و رفتار می‌کنند. این سطح از تحلیل کیفی، به تنهایی از خود داده‌ها به دست نمی‌آید و به تفکر نقادانه و درک عمیق از ماهیت انسان نیاز دارد. حتی نقش‌های فنی – مثل مدیریت تولید یا مهندسی – به مبنایی انسانی نیاز دارند. مثلا برخی از طراحان نرم‌افزار شرکت ما سوابقی در هنرهای زیبا دارند. درست است که در این مشاغل مهارت‌های کدنویسی مهم است، اما دانستن کاربردپذیری آن هم به همان اندازه اهمیت دارد. به عبارت دیگر، توانایی انسان در کسب تجربه برای طراحی یک راه‌حل زیبا که از نظر دیگران واقعا مفید باشد، منحصربه‌فرد است.

یادگیری علوم انسانی: دوست دارم مطمئن باشم که در سال‌های آینده، متقاضیان کار مناسبی به ما مراجعه می‌کنند. اگر بی‌رحمانه افراد را به سوی کدنویسی و رشته‌های STEM سوق دهیم، این ریسک وجود دارد که فارغ‌التحصیلان علوم انسانی کمتر و کمتر شوند و من دوست ندارم چنین اتفاقی بیفتد. از یک جنبه، استقبال دوباره از رشته‌های علوم انسانی می‌تواند شروع خوبی باشد. برنامه‌های آموزشی که علوم انسانی و فنی را به یک اندازه ارج می‌نهند، مهارت‌های بیشتری را به دانش‌آموزان و دانشجویان برای شکل‌دهی یک دنیای تکنولوژیک و نه صرفا مونتاژ کردن آن، می‌آموزند. اما تحصیلات رسمی ارزش بیشتری دارد. در نهایت باید گفت صحبت کردن در مورد رشته‌های فنی یا انسانی یا هر رشته دیگری بیش از پیش منسوخ و تکراری به نظر می‌رسد. باید بگویم من افراد را بر اساس تجربه‌ای که دارند استخدام می‌کنم، نه چیزی که در مدرک آنها ثبت شده و بعید می‌دانم شرکت‌های دیگر هم‌چنین کاری نکنند. مسوولان استخدام یک مدرک چاپ شده را در مهارت‌های متقاضیان کار ناقص می‌دانند. استخدام نیرو بر اساس مهارتی که فرد 5 یا 10 سال پیش در یک موسسه آکادمیک فراگرفته، مثل این است که ورزیدگی یک ورزشکار را بر اساس ماراتنی که 5 یا 10 سال پیش دویده بسنجیم.

یادگیری – به‌خصوص در عصر هوش مصنوعی که همه چیز به سرعت تغییر می‌کند و شغل‌های تازه ظهور می‌کنند و شغل‌های قدیمی از بین می‌روند – باید مستمر و چندشاخه‌ای باشد. این یعنی افرادی که در علوم انسانی تحصیل می‌کنند باید مهارت‌های فنی و تکنولوژیک خود را ارتقا دهند و افرادی هم که در رشته‌های مهندسی تحصیل می‌کنند، باید آگاهانه علوم انسانی را بیشتر وارد زندگی خود کنند. مثلا من برای اینکه این شکاف را در تحصیلات رسمی خودم پر کنم، شروع به مطالعه کتاب‌های فلسفه و روانشناسی کردم و نیم‌نگاهی به افزایش دانشم در علوم رفتاری دارم که می‌تواند کلید کارم به عنوان یک کارآفرین موفق باشد. درست است؛ مشاغل آینده کدنویسی و مهارت‌های تکنولوژی را طلب می‌کنند. اما مشاغلی که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آنها شود به خلاقیت، سازگاری و استعدادپروری نیاز دارند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

اغلب ما زمانی که می خواهیم کمی از محیط کار فاصله بگیریم یا استراحت کنیم، به سفر می رویم. سفر کردن به اندازه ای لذت بخش است که برخی ترجیح می دهند از کار روزانه خود استعفا دهند و کل دنیا را از نزدیک ببینند. برخی دیگر ترجیح می دهند سفر کردن را به کارشان تبدیل کنند و با انجام کار مورد علاقه خود، درآمد کسب کنند. همانطور که می دانید، راه های زیادی برای انجام این کار وجود دارد و کارآفرینان زیادی موفق شده اند شرکت مسافرتی خود را راه اندازی کنند و از کاری که انجام می دهند لذت می برند.

 در ادامه این مقاله به معرفی پنج نفر از این کارآفرینان و داستان آنها می پردازیم. از فارغ التحصیل دانشگاهی که توانست کسب و کار خودش را با ایمیل کردن قرارداد پرواز به دوستانش راه اندازی کند تا فردی که توانست با استفاده از علم داده انقلاب بزرگی در برنامه ریزی سفر ایجاد کند. این افراد داستان شکل گیری کسب وکار خود را توضیح داده اند و گفته اند اگر به عقب برمی گشتند چه تغییراتی را اعمال می کردند.

اسکات کیز، بنیان گذار شرکت Scott’s Cheap Flights

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت در زمینه ارسال خبرنامه های ایمیلی کار می کند. خبرنامه های این شرکت به دو دسته رایگان و غیررایگان تقسیم می شوند و اخبار مرتبط با پروازهای ارزان را در اختیار افراد علاقه مند قرار می دهند. این شرکت توانسته است تا به حال یک میلیون دلار در هزینه های پرواز مشتری های خود صرفه جویی کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: کیز می گوید: «نیاز، مادر اختراع است.» زمانی که کیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد به عنوان روزنامه نگار فعالیت می کرد و آرزو داشت بتواند به نقاط مختلف سفر کند، اما پول کافی برای انجام این کار نداشت. او برای رسیدن به آرزوی خود تمام راهنمایی های لازم برای پیدا کردن پروازهای ارزان را مطالعه کرد و توانست در سال ۲۰۱۳ ارزان ترین پرواز را از نیویورک به میلان با قیمت تنها ۱۳۰ دلار پیدا کند. او بلافاصله بلیت را خریداری کرد و توانست با پرداخت این مبلغ کم به یکی از مکان های مورد علاقه خود سفر کند. بعد از بازگشت کیز از سفر تمام همکاران او از این موضوع استقبال کردند و از او خواستند دفعه بعد آنها را نیز در جریان ارزان ترین پروازها قرار دهد.

بنابراین کیز یک لیست از ایمیل دوستان و همکاران خود تهیه کرد و اطلاعات پروازهای ارزان را برای آنها ارسال کرد. او در ۱۸ ماه اول این کار هیچ درآمدی نداشت و تنها به چشم یک سرگرمی به آن نگاه می کرد. تا اینکه در سال ۲۰۱۵ لیست ایمیل به اندازه ای طولانی شد که کیز مجبور بود برای ارسال ایمیل به این تعداد مخاطب، به شرکت خدمات ایمیل پول پرداخت کند. درنتیجه تصمیم گرفت از ۲۵ نفری که در لیست حضور داشتند ماهانه دو دلار پول بگیرد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: دغدغه اصلی کیز این بود که مردم حاضر نشوند بابت اطلاعاتی که می توانند رایگان به دست آورند، پولی به آنها پرداخت کنند. درنتیجه قرار شد در ابتدا تنها دو دلار در ماه از مشتری ها دریافت شود. هفته های اول سود چندانی نداشت اما کیز موفق شد چند هفته بعد ۱۰۰ دلار درآمد کسب کند. بعد از چند ماه او و دیگر بنیانگذار شرکت به این نتیجه رسیدند شرکت های صادرکننده کارت به ازای هر تراکنش درصد بالایی از حساب مشتری کسر می کنند و این موضوع به ضرر آنها است. درنتیجه تصمیم گرفتند خدمات طولانی مدتی را به منظور کاهش هزینه مشتری ها به آنها ارائه دهند: ۱۵ دلار برای سه ماه، ۲۵ دلار برای شش ماه و ۳۹ دلار برای یک سال.

راز موفقیت: کیز در رابطه با راز موفقیت کسب وکار خود می گوید: «همه ما به خودمان قول می دهیم زمانی که کارها به نقطه مشخصی رسیدند به خودمان استراحت دهیم و کار سخت را کنار بگذاریم. این موضوع شاید در مورد درآمدهای گذرا مانند فروش کتاب صحت داشته باشد، اما در مورد کسب وکار این طور نیست. هرقدر کسب وکار رشد بیشتری داشته باشد، یعنی مردم بیشتر روی شما حساب باز می کنند و مسئولیت های تان بیشتر از گذشته خواهد شد.»

نکته شروع کسب و کار: کیز در مورد این سؤال گفت: «اگر قصد دارید کسب وکار خود را راه اندازی کنید بهتر است زودتر از موعد از شغل روزانه و ثابتی که دارید استعفا ندهید. کارآفرینانی که این کار را انجام می دهند بعد از مدتی با مشکلات مالی مواجه می شوند.» او این موضوع را همیشه در ذهن داشت که اغلب استارتاپ ها به همین دلیل شکست می خورند؛ درنتیجه تصمیم گرفت از لحاظ مالی عاقلانه رفتار کند. او تا شش ماه بعد از اینکه کسب وکار خودش را راه اندازی کرد از شغل قدیمی خود استعفا نداد. کیز معتقد است تا زمانی که نیاز بازار برای خدمات و محصولاتی که ارائه می دهید ثابت نشده است بهتر است شغل قبلی خود را کنار نگذارید.

نکته ای برای مصرف کنندگان: واقعیتی که شاید کمتر با آن آشنایی داشته باشید این است که اگر پروازی را مستقیما از طریق خطوط هواپیمایی رزرو کنید، قانون این اجازه را می دهد که بعد از گذشت ۲۴ ساعت بدون پرداخت هیچ هزینه ای آن را کنسل کنید (مگر اینکه زمان پرواز کمتر از یک هفته باشد). اگر قرارداد مناسبی پیدا کردید می توانید بلیت را بخرید، قیمتش را برای خودتان ثابت نگه دارید و سپس تصمیم بگیرید آیا می خواهید آن را بفروشید یا خیر. به طور کلی هرقدر قیمت بلیت پایین تر باشد، زودتر به فروش خواهد رسید.

برایان کلی، بنیان گذار شرکت Points Guy

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت یک وب سایت مسافرتی دارد که نکات سفر، نقد دیگران، نکاتی در مورد نحوه افزایش امتیاز کارت های اعتباری و راهنمای سفر به نقاط مختلف را منتشر می کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: پدر کلی مشاور بود و مجبور بود به مکان های مختلفی سفر کند. آنها معمولا مسافتی را که پدرشان طی کرده بود در کتاب تعطیلات خانوادگی یادداشت می کردند و همین موضوع کلی را به سفر علاقه مند کرد. او بعد از فارغ التحصیلی نیمی از سال را به سفر می رفت و در مورد هتل ها و خطوط هواپیمایی اطلاعات کسب می کرد. اما بعد از بحران اقتصادی و مشکلات مالی که پیش آمد دیگر قادر به انجام این کار نبود. از آنجایی که همکارانش دائما برای برنامه ریزی سفر از او مشاوره می خواستند درنتیجه ایده جدیدی برای راه اندازی کسب وکار به ذهن کلی خطور کرد.

کلی می گوید: «من در محل کار به عنوان فردی معرفی شده بودم که با نکات ریز سفر آشنایی دارد. برخی مردم حتی حاضر بودند به من ۵۰ دلار پرداخت کنند تا برنامه ریزی بهتری برای سفر داشته باشند.» اما این کار موقت بود و کلی با پیشنهاد دوستانش تصمیم گرفت وب سایتی را در این زمینه راه اندازی کند تا درآمد خود را افزایش دهد. در سال ۲۰۱۰ یکی از همکاران او سایتی را به کمک وردپرس برای او طراحی کرد و به او گفت هر روز یک پست جدید در وبلاگ منتشر کند. او هیچ اطلاعاتی در مورد وردپرس و سئو نداشت و در زمان شروع احتمال نمی داد که بتواند به موفقیت برسد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: کلی در ابتدای کار خود از هیچ تبلیغی داخل وب سایت استفاده نکرد؛ زیرا نمی خواست کیفیت را فدای پول کند، اما بعد از مدتی دوستانش او را مجبور کردند این کار را بپذیرد و در نتیجه ماهی ۲۰۰دلار درآمد داشت، اما پیشرفت اصلی سایت زمانی حاصل شد که در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۰هزار نفر از سایت بازدید کردند. بعد از این موضوع یکی از بانک ها تصمیم گرفت به ازای فروش هر کارت اعتباری که از طریق لینک های این وب سایت انجام می شود مبلغ ۱۵۰دلار را به کلی پرداخت کند. درآمد حاصل از این کار در اولین ماه به ۵هزار دلار رسید. زمانی که مقاله ای در رابطه با این موضوع در نیویورک تایمز به چاپ رسیددر عرض یک ماه برای او ۱۰۰ هزار دلار سود داشت و باعث شد کلی از شغل روزانه خود استعفاد دهد. کلی این سایت را به Bankrate فروخت و مدتی بعد Red Ventures آن را خریداری کرد. صاحب جدید این وب سایت علم داده و بازاریابی برند را باهم ترکیب کرده و با ارائه اپلیکیشن، نوع سرویس دهی آن را عوض کرده است.

راز موفقیت: کلی معتقد است قدرت استفاده از شبکه های اجتماعی او را از سایر وب سایت های قدیمی با زمینه کاری یکسان متمایز کرد. انعطاف پذیری و استفاده از پلت فرم های جدید همان چیزی است که می تواند موفقیت کسب وکارها را تضمین کند.

نکته شروع کسب و کار: کلی برای استخدام نیروهای جدید مردد بود و به همین دلیل به هرکدام از کارمندان شرکت وظایف متعددی را سپرده بود. اما همانطور که می دانید مردم زمانی که کارهای مختلفی برای انجام دادن داشته باشند نمی توانند عملکرد خوبی از خود ارائه دهند. مدیریت خوب کارمندان و استخدام افراد مناسب برای هر کار کلید اصلی موفقیت است. کلی در این رابطه می گوید: «یکی از بزرگ ترین اشتباه هایی که در این مدت داشتم و به آن اعتراف می کنم این است که افراد نامناسبی را برای برخی کارها انتخاب کردم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: مشتری هایی که دوست دارند امتیاز کارت های اعتباری خود را افزایش دهند و نهایت استفاده را از آنها ببرند، باید در مخارج خود دقت کنند. اگر بدهی های مربوط تا آخر ماه پرداخت نشوند از امتیاز آنها کاسته می شود و جایزه ای دریافت نخواهند کرد، بنابراین باید دقت کنند که پول خود را چگونه مصرف می کنند و در انتخاب کارت اعتباری دقت بیشتری داشته باشند.

گریس لی، بنیان گذار شرکت WishPoints

زمینه فعالیت شرکت: اپلیکیشن این شرکت به کاربران اجازه می دهد آرزوهای خود را در مورد سفر مورد علاقه شان ثبت کنند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. درنتیجه می توانند سایر افراد علاقه مند به آن مکان را پیدا کنند. هر قدر تعداد افراد حاضر در یک سفر بیشتر باشد، شرکت های هواپیمایی و هتل ها تخفیف بیشتری به آنها می دهند.

داستان شکل گیری کسب وکار: لی حدود ۲۰ سال در صنعت مراقبت از سلامتی کار کرده است و با تجزیه وتحلیل و پیش بینی داده ها آشنایی دارد. او همچنین علاقه زیادی به سفر دارد و تا به حال به ۸۵ کشور در سراسر دنیا سفر کرده است. او تمام سفرهای کاری را با علاقه می پذیرد و نهایت استفاده را از آنها می برد. اما بزرگ ترین دغدغه او این بود که برنامه خود را با دوستانش هماهنگ کند، اینکه بداند آنها دوست دارند به کجا سفر کنند و در طول سفر چه کارهایی انجام دهند. لی متوجه شد این موضوع دغدغه بسیاری از انسان ها است و پیش زمینه او در صنعت تحلیل داده می تواند مشکل را از بین ببرد. او زمانی که هنوز مشغول کار قدیمی خود بود در رویداد استارت آپی در سال ۲۰۱۲ شرکت کرد و ایده خود را با دیگران در میان گذاشت. ایده او توانست بالاترین امتیاز رویداد را در مسابقه کسب کند. درنتیجه تصمیم گرفت ایده خود را به عنوان یک کار جانبی پیاده سازی کند و نهایتا در سال ۲۰۱۶ تمام تمرکز خود را روی آن گذاشت. اپلیکیشن او در این مدت توانست بیش از ۳میلیون کاربر را به خود جذب کند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: مدل کسب وکار لی کاملا واضح است. او از اطلاعات کاربران برای جمع آوری تخفیف سفر استفاده می کند. به عنوان مثال اگر ۵۰۰ کاربر بخواهند از ایسلند دیدن کنند اپلیکیشن او پیشنهادهای جالبی در مورد خدمات پرواز و هتل به کاربران ارائه می دهد. درنهایت رقابتی که میان شرکت های هواپیمایی به وجود می آید باعث می شود کاربران از حداکثر میزان تخفیف بهره مند شوند.

راز موفقیت: لی در رابطه با راز موفقیتش می گوید: «همیشه اتفاقات غیرمنتظره ای در زمینه کار، روابط و امور مالی رخ می دهند که روند پیشرفت را کند می کنند، اما برداشتن قدم های آهسته به سمت هدف اصلی رمز موفقیت و رشد یک کسب وکار است. نیازی نیست تمام کارها در یک روز تکمیل شوند و می توان هر روز بخش کوچکی از کار را پیش برد.»

نکته شروع کسب وکار: راه اندازی یک کسب وکار یک چالش ذهنی است و شباهت زیادی به دوی ماراتن دارد. لی می گوید: «یک کارآفرین زمانی که شغل ۲۰ ساله خود را رها می کند تا یک کار جدید را آغاز کند هر روز این سؤال را از خودش می پرسد که آیا تصمیم درستی گرفته است یا خیر. این عدم اطمینان می تواند با نگاه رو به جلو تبدیل به یک قدرت ذهنی شود و آینده کسب وکار را رقم بزند.»

تام مارچانت، هم بنیان گذار شرکت Black Tomato 

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت مسافرتی در زمینه برنامه ریزی سفر کار می کند و تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم می زند.

داستان شکل گیری کسب وکار: مارچانت با دو همکار تجاری خود زمانی آشنا شد که در دانشگاه نیوکاسل مشغول تحصیل بود. در آن زمان هر سه نفر آرزو داشتند که بتوانند روزی کسب وکار خودشان را راه اندازی کنند، بنابراین تصمیم گرفتند این کار را با هم انجام دهند و سفر کردن موضوعی بود که هر سه به آن علاقه داشتند. مارچانت و یکی از همکاران آینده اش بعد از فارغ التحصیلی تصمیم گرفتند به منطقه جنگلی برزیل سفر کنند. آنها یک روز از سفر را به ماهیگیری و کباب کردن آن پرداختند و در همان روز هدف اصلی کسب وکارشان را مشخص کردند. آنها تصمیم گرفتند با پیشنهاد دادن مناطق خاص برای سفر، تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم بزنند. مارچانت در رابطه با این موضوع گفته است: «ما می خواهیم مردم احساس کنند سیاح هستند نه توریست.» آنها بعد از اینکه در مورد تجربه خود در مورد سفر صحبت کردند به این نتیجه رسیدند که دوست دارند همیشه در سفر باشند؛ درنتیجه تصمیم گرفتند ایده خود را به کسب و کار تبدیل کنند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: شرکت Black Tomato در اتاق خواب مارچانت راه اندازی شد. آنها می دانستند که برای رشد کسب وکار خود به یک وب سایت عالی و برقراری ارتباط با کل دنیا احتیاج دارند، بنابراین تصمیم گرفتند همزمان روی هر دو موضوع تمرکز کنند. آنها در این زمینه خوش شانس بودند و به واسطه آشنایی که داشتند، توانستند خودشان را در مقاله ای به عنوان آینده سفر معرفی کنند و نام خود را به گوش مردم برسانند. می توان این طور نتیجه گیری کرد که بازاریابی دهان به دهان یکی از دلایل اصلی موفقیت آنها بود.

راز موفقیت: مارچانت و دو همکار دیگرش هیچ تجربه ای در زمینه سفر نداشتند و این چالش به آنها کمک کرد ایده خلاقانه ای ارائه دهند و همچنین پیشنهادهای جالبی برای خدمات قبل و بعد از سفر به مشتری ها ارائه دهند. آنها خلأ ایده خود را در صنعت گردشگری احساس کردند و تصمیم گرفتند از این فرصت به نفع خودشان استفاده کنند.

نکته شروع کسب وکار: مارچانت می گوید: «ما در روزهای ابتدایی بسیار بلندپرواز و هیجان زده بودیم. اگر می توانستم به عقب برگردم، به خودم توصیه می کردم کمتر استرس داشته باشم و به هدف نهایی و ایده ای که داشتیم بیشتر اعتماد کنم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: سعی کنید مسافرت خود را خارج از فصل انجام دهید، زیرا برخی مقاصد گردشگری در برخی فصل ها بسیار شلوغ هستند. سفرهای خارج از فصل به معنای جمعیت کمتر و همچنین آب وهوای خوب است. مارچانت همچنین توصیه می کند بهتر است مردم به جست وجوهای آنلاین اکتفا نکنند و در طول سفر برای گرفتن اطلاعات با دیگران صحبت کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با افراد محلی چشم اندازها و فرصت های جدیدی را برای مسافران باز می کند و به طور کلی کمک می کند تجربه بهتر داشته باشند.

دارل وید، هم بنیانگذار شرکت Intrepid Travel

زمینه فعالیت شرکت: Intrepid Travel شرکت کوچکی است که در زمینه برنامه سفر در بیش از ۱۲۰ کشور فعالیت می کند. این شرکت تجربه خاصی برای مشتری ها رقم می زند و به آنها فرصت می دهد هنگام خوردن و خوابیدن فرهنگ مردم محلی منطقه را تجربه کنند.

داستان شکل گیری کسب وکار: وید زمانی که شش سال داشت برای اولین بار به هاوایی سفر کرد و بعد از این همه سال هنوز هم خاطرات آن را به وضوح به یاد می آورد. او بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و بعد از گذشت شش هفته از استخدامش متوجه شد هیچ علاقه ای به کار کردن برای دیگران ندارد و هرگز نمی تواند کارمند خوبی باشد. پدر و مادر او هر دو کارآفرین بودند و خصوصیات کارآفرینی به او هم به ارث رسیده بود. او در سال ۱۹۹۸ زمانی که با یکی از دوستانش در مورد راه اندازی کسب وکار جدید صحبت می کرد متوجه شد دلش می خواهد وارد صنعت گردشگری و سفر شود. او چندین بار تنها با یک کوله پشتی سفر کرده بود؛ یعنی فاصله مورد نظر را با قطار، اتوبوس و حتی حیوانات طی می کرد و بعد از رسیدن به مقصد در خوابگاه ها، پارک ها و مسافرخانه ها اقامت می کرد. تجربه این سفرها به اندازه ای برایش دلپذیر بود که تصمیم گرفت دیگران را در آن سهیم کند و درنتیجه همین ایده به کسب وکارش تبدیل شد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: وید می گوید: «من و دیگر بنیانگذار شرکت هر دو در زمینه کسب وکار تحصیل کرده بودیم، اما به هیچ کدام از درس هایی که یاد گرفتیم عمل نکردیم. اولین اشتباه ما این بود که برای راه اندازی کسب وکارمان به اندازه کافی پول ذخیره نکرده بودیم، بنابراین مجبور شدیم چند سال اول را با سرمایه دیگران کار کنیم. هر سفر خرج زیادی برای ما داشت و ما تا سه سال اول درآمد زیادی برای خودمان نداشتیم، اما بعد از آن شرکت به سوددهی رسید و درآمد ما نیز افزایش پیدا کرد.»

راز موفقیت: وید دلیل اصلی موفقیت شرکت را مهارت پایین خودش و دیگر بنیانگذار شرکت در انجام هر کاری می داند. درنتیجه همین موضوع باعث شد برای هر بخش کارمندان مناسبی را با مهارت های بالا استخدام کنند. وید در این رابطه می گوید: «کارمندان ما بسیار بااستعداد هستند و خیلی بهتر از من می دانند که کارها را چگونه باید انجام دهند.»

نکته شروع کسب وکار: امتحان کردن و ارزیابی بسیار ارزشمند است و وید معتقد است شکست بهترین معلم هر انسانی است؛ درنتیجه هیچ پشیمانی بابت گذشته ندارد. او در این رابطه می گوید: «مردم معمولا بیشتر از شکست ها درس می گیرند و هرقدر بیشتر شکست بخورند تجربه بهتری خواهند داشت.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: افرادی که قصد سفر دارند نباید در مورد همه چیز سؤال بپرسند و برای هر کاری برنامه ریزی قبلی داشته باشند. بهترین کار این است که از محیط هتل بیرون بروند و جاهای دیدنی شهر را از نزدیک مشاهده کنند، با فرهنگ مردم آشنا شوند و تا جایی که می توانند خوش بگذرانند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مشاور عزیز، به‌تازگی با شرکتی قرارداد یک ساله بسته‌ام. خیلی هیجان‌زده هستم. اولین‌بار است که به عنوان مشاور مستقل با شرکتی همکاری می‌کنم اما سابقه ارائه مشاوره به شرکت‌های بسیاری را داشته‌ام.

این شغل قراردادی را رئیس سابقم، «پم» به من پیشنهاد کرد. برای اولین بار در عمرم، قراردادی را امضا کرده‌ام که درآمدم را به مدت یک سال تضمین می‌کند (مگر اینکه کار احمقانه‌ای از من سر بزند). بیش از ۲۲ سال است که کار می‌کنم اما تا به حال، هیچ وقت امنیت شغلی نداشته‌ام.  آخرین شغلی که داشتم، یک شغل تمام‌وقت بود. محیط کارم اصلا خوب نبود. کارکنان خوب استعفا می‌دادند و کارکنان بد ترفیع می‌گرفتند. کسانی که ایده‌های خوب داشتند، منزوی بودند و نادیده گرفته می‌شدند. کسانی که چاپلوسی می‌کردند، حتی اگر ایده‌ای نداشتند، ترفیع رتبه می‌گرفتند و در جلسات، درباره برنامه‌هایشان برای تعطیلات صحبت می‌کردند (این را می‌دانم چون مجبور بودم در بسیاری از این جلسات حاضر شوم).

خیلی ساده بودم. سعی می‌کردم مشکلات و سختی‌ها را به جان بخرم و به شرکت کمک کنم. هر چه بیشتر تلاش می‌کردم، بیشتر بدرفتاری می‌دیدم. وقتی یکی از همکارانم که هیچ گونه صلاحیتی نداشت، صرفا به خاطر آنکه آشنای معاون شرکت بود، ترفیع گرفت، حس کردم آنجا دیگر جای من نیست و استعفا دادم. ترک کردن شرکتی که برایش سنگ تمام گذاشته بودم، سخت بود اما به محض خروج از آنجا، حس کردم بار سنگینی از دوشم برداشته شده است.

حالا می‌فهمم که داشتم خودم را فریب می‌دادم. فکر می‌کردم می‌توانم شرایط را عوض کنم.  فرهنگ آنجا ناکارآمد بود و شرایط تغییر نخواهد کرد، مگر این که مدیران ارشد سازمان، تغییر را از خودشان شروع کنند. مدیر ارشد اجرایی فعلی به هیچ وجه حاضر نیست به مشکلات اقرار کند یا درخواست کمک کند. مشکلات سازمان از حوزه درک او خارج است.  سوالم اینجاست که چرا در بسیاری از شرکت‌ها، افرادی بی‌کفایت، ترفیع رتبه می‌گیرند و به راحتی به جایگاه‌های مدیریتی راه پیدا می‌کنند؟ این کار عواقب بدی دارد چون موفقیت یا شکست سازمان تا حد زیادی به عملکرد مدیران بستگی دارد. به نظرم شرکت‌ها باید در مورد جایگاه‌های مدیریتی وسواس بیشتری به خرج دهند چون اگر فرد نامناسبی به جایگاه مدیریت برسد، ریسکش بسیار بالاست. نظر شما چیست؟

پاسخ: دوست عزیز، کسانی که دچار ترس هستند معمولا دور و بر خود را با آدم‌های مثل خودشان پر می‌کنند. البته منطق اقتصادی ایجاب می‌کند که نه‌تنها برای جایگاه‌های مدیریتی، بلکه برای همه جایگاه‌ها، شایسته‌ترین گزینه را انتخاب کنید. اما گاهی سازمان‌ها خلاف این منطق عمل می‌کنند.

بزرگ‌ترین ترس مدیران ترسو چیست؟ آنها از اینکه کسب‌وکارشان شکست بخورد نمی‌ترسند چون به راحتی می‌توانند شکست را توجیه کنند یا بهانه‌تراشی کنند. می‌توانند بگویند: «تقصیر هیات مدیره بود یا سقوط ارزش سهام باعث شکستمان شد.» هر بهانه‌ای می‌توانند بیاورند.اما آنها یک ترس بزرگ‌تر دارند. بزرگ‌ترین ترس آنها این است که از طرف یکی از کارکنانشان به چالش کشیده شوند یا دستشان جلوی کارکنان رو شود. حس خودخواهی در آنها غالب است.در سازمان‌های مبتنی بر ترس، کارکنان بی‌کفایت به جایگاه‌های مهم راه پیدا می‌کنند چون این افراد نمی‌توانند مدیر را به چالش بکشند، پس تهدید محسوب نمی‌شوند. در یک محیط کاری مسموم، بهترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که تهدید به حساب نیایی. انگار این یکی از مهم‌ترین شرایط استخدام است.

اگر به محیط‌های مبتنی بر ترس دقت کنی، می‌بینی که اعضای ارشد، ظاهرا به موفقیت کسب‌وکار اهمیت می‌دهند چون دائما درباره‌اش حرف می‌زنند اما در عمل، تنها چیزی که برایشان مهم است، حفظ جایگاه قدرتشان است. آنها ترجیح می‌دهند کسب‌وکارشان به خاک سیاه بنشیند اما هرگز به اشتباهات یا نارسایی‌های خود اعتراف نکنند.  در شرکت‌هایی که دارای فرهنگ سالم هستند، افراد درباره مشکلات مذاکره می‌کنند. مدیران می‌دانند که کارکنان هوشمند، قرار نیست همیشه با آنها موافقت کنند. اختلاف نظر یک امر طبیعی است و ممکن است هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم مدیریتی، بعضی از کارکنان با آنها مخالفت کنند اما این مدیران، هرگز راه مذاکره را نمی‌بندند. آنها کسی را به خاطر اظهار نظر مخالف، سرزنش نمی‌کنند چون می‌دانند یک مذاکره سالم و سازنده، به نفع سازمان و به ضرر رقیبانشان است. اما در سازمان‌های ناسالم، هیچ مذاکره‌ای صورت نمی‌گیرد. هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. اگر اطاعت نکنید، اخراج می‌شوید و وقتی احساس می‌کنید طاقتتان تمام شده و دیگر نمی‌توانید شرایط نابسامان را تحمل کنید، به ناچار سازمان را ترک می‌کنید. به همین علت است که کارکنان خوب، زودتر از بقیه استعفا می‌دهند. آنها هم اعتماد به‌نفس بیشتری دارند و هم ده‌ها فرصت شغلی بهتر در انتظارشان است.  اما کارکنانی که دچار ترس هستند، می‌مانند و تحمل می‌کنند. وقتی در دل ترس هستیم به سختی می‌توانیم آن را ببینیم. حالا که از آن محیط ناسالم بیرون آمده‌ای، نگاهی به ترس‌هایت بینداز. احساس شرمندگی نکن. همه ما گاهی دچار ترس می‌شویم. به ترس‌هایت دقت کن تا بتوانی از آن درس بگیری. چرا تعلل کردی و زودتر آن شرکت را ترک نکردی؟ چرا صبر کردی تا «پم» شغلی به تو پیشنهاد کند؟  شاید در ذهنت این جمله‌ها دائما تکرار می‌شدند:

۱. نقد را بچسب و نسیه را رها کن.

۲. درست است که از شغلم متنفرم اما حداقل کارم را بلدم. اگر یک کار جدید را شروع کنم، ممکن است شکست بخورم.

۳. این شغل آن‌قدرها هم بد نیست. هیچ شغلی بی‌عیب و نقص نیست. چرا کارم را رها کنم و از اول شروع کنم؟

باید از ترس عبور کنیم تا بتوانیم راهمان را ادامه دهیم و قدرتمندتر شویم. بیرون آمدن از منطقه امن، اولش ترسناک است اما وقتی قدم اول را برداشتی، دیگر احساس ترس نخواهی کرد.

هرگز خودت را در موقعیتی قرار نده که مجبور شوی برای امرار معاش و پرداخت قبض‌ها، یک شغل ناخوشایند را تحمل کنی.

بخشی از درآمد شغل جدیدت را پس‌انداز کن تا در آینده پشتوانه داشته باشی. ‌پس‌انداز کردن کار آسانی نیست، به خصوص وقتی مخارج زندگی بالاست. حتما کارهای هیجان‌انگیز زیادی هست که دوست داری با درآمدت انجام دهی اما فراموش نکن که هیجان‌انگیزترین چیزی که امروز (با پذیرفتن یک شغل مستقل) به دست آورده‌ای، آزادی است.

مترجم:مریم مرادخانی

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:11 ب.ظ

امروزه رهبران شرکت ها حفظ استعدادها را به مراتب مهم تر از جذب آنها دانسته و همین موضوع لزوم توجه به آن را دوچندان کرده است. درواقع روندی که باید برای جایگزین کردن فردی که اقدام به ترک شرکت کرده است طی شود، اقدامی کاملا پرهزینه خواهد بود. به همین دلیل توصیه می شود از وقوع آن جلوگیری کنید.

 در همین راستا به پنج دلیل رایج ترک شرکت از سوی کارمندان خواهیم پرداخت که می تواند به مدیران کمک بسیاری در راستای بهبود شرایط کاری آنها کند.

1- عدم توجه کافی

درواقع اینکه کارمندان حس کنند ارزش های آنها به آن شکلی که شایسته است مورد توجه قرار نمی گیرد، خود از جمله دلایل مهم ترک شرکت محسوب می شود. توجه داشته باشید که شما در کسب و کار خود تنها نیستید و همین باعث می شود تا سایر رقبا همواره در اندیشه ضربه زدن به شما باشند. بدون شک جذب استعدادهای شما می تواند از جمله اقدامات در این زمینه باشد که در صورتی که شما برای جلوگیری از آن برنامه ای نداشته باشید، به راحتی مغلوب این نقشه خواهید شد.

به همین خاطر در نخستین گام ضروری است تا به هر یک از کارمندان خود به اندازه ارزش هایی که برای شرکت دارند، بهای کافی بدهید و به نحوی عمل کنید که نشانگر آن باشد که نزد شما از اهمیت خاصی برخوردارند.با این حال الزامی وجود ندارد که در این زمینه خود را متحمل هرینه های گزاف کنید و همه چیز را حول محور مادیات بدانید. برای مثال حتی اجازه مرخصی چند روزه به کارمند نمونه شرکت نیز خود می تواند اقدامی سودمند محسوب شود، بدون اینکه شما مجبور به پرداخت هزینه بسیاری باشید.

2- نبود امکانات لازم برای رشد و ترقی

بدون تردید هیچ فردی علاقه ندارد که همواره در همان شرایط سابق خود باقی بماند و اهمیت این امر بدون شک برای افراد با استعداد بیشتر خواهد بود. به همین دلیل در صورتی که برنامه ای برای پیشرفت تیم خود نداشته باشید، همواره با خطر از دست دادن آنها مواجه خواهید بود. در این راستا ضروری است تا سیستم انتقال اطلاعات و آموزش و همچنین امکان تجربه موقعیت های شغلی جدید برای کارمندان با استعداد و توانمند شرکت فراهم باشد. در این رابطه انتقال تجربیات مدیران نیز می تواند اقدامی کاملا سودمند و در جهت ارتقای سطح رضایتمندی کارمندان محسوب شود.

3- نبود ارتباط مناسب با همکاران و مدیریت

همه ما این جمله مشهور را شنیده ایم که افراد شغل خود را ترک نکرده، بلکه از همکاران و مدیران خود فاصله می گیرند. این جمله واقعیتی کاملا درست محسوب می شود و اهمیت وجود ارتباط مناسب با افراد حاضر در شرکت از آن جهت ضروری است که افراد ساعت های بسیاری را در شرکت سپری خواهند کرد. درواقع محیط کاری خانه دوم کارمندان محسوب می شود و بدون شک تحمل فضایی خشک و آزار دهنده برای هر فردی سخت خواهد بود.

به همین خاطر از همان بدو تشکیل تیم تان برای ایجاد ارتباط مناسب میان خود با کارمندان و همچنین بهبود روابط افراد حاضر در شرکت، برنامه ریزی و مطالعات لازم را داشته باشید و به شکلی حرفه ای عمل کنید. بدون تردید در صورت وجود ارتباطی شایسته و حتی دوستانه، یک کارمند به سختی می تواند خود را از چنین محیطی جدا سازد.

4- نبود امنیت شغلی

اینکه کارمندان افق های روشنی را پیش روی خود حس نکنند نیز می تواند از مهم ترین دلایل ترک موقعیت شغلی محسوب شود. درواقع هیچ فردی دوست ندارد که همواره با استرس اینکه در آینده در چه موقعیتی قرار خواهد داشت، زندگی کرده و به همین خاطر ضروری است خود را برای ایجاد امینت شغلی به کارمندان آماده سازید. قراردادهای بلند مدت می تواند به راحتی نیاز افراد را تأمین کرده و شما را از بابت نبود نارضایتی در این رابطه کاملا مطمئن سازد.

5- نبود فرصت های جدید

انجام کاری تکراری بدون شک در درازمدت فرد را با کاهش انگیزه مواجه خواهد ساخت. در همین راستا همواره کارهای جدیدی را برای تیم خود داشته و حتی از فرستادن آنها به مکان های دیگر برای کسب تجربه، غافل نشوید. همواره این را به خاطر داشته باشید که تیم قدرتمند در نهایت به رشد و ترقی شرکت و برند شما منجر خواهد شد. به همین خاطر از انجام اقداماتی که می تواند به این امر کمک کند واهمه نداشته باشید و در موقعیت مناسب آنها را به مرحله اجرا درآورید. همچنین لازم است تا نسبت به اهداف شخصی هر یک از کارمندان خود نیز آگاهی داشته باشید و آنها را مورد توجه قرار دهید. با این حال فراموش نکنید که اولویت همواره باید با اهداف شرکت باشد.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:03 ب.ظ

در بسیاری از سازمان‌ها هر مدیر با یک فرد یا در شرایط بدتر با گروهی از افرادی که انگیزه‌شان را از دست داده‌اند برخورد داشته است. ناامیدکننده است، این طور نیست؟ خودمان را به جای آنها بگذاریم، گاهی اوقات سخت است که با دیگران که نسبت به کار، غیر متعهد شده و افرادی غیرمولد هستند همدردی کنیم. گاهی اوقات ما ناراحتیشان را به عنوان یک اشکال در آرایش ذهنی‌‌شان می‌بینیم و به این دلیل ما فکر می‌کنیم که قاعدتا آنها باید این مشکل را حل کنند و از این وضعیت سریع‌تر بیرون بیایند. اگر چه این طرز فکر برای رهبر یک سازمان آسان است. اما، این نوع تفکر کاملا غلط است و با این نگاه، دلیل اصلی اینکه چرا مردم شور و اشتیاق خود را نسبت به کاری که انجام می‌دهند از دست می‌دهند، نادیده گرفته یا هرگز راهی برای ایجاد انگیزه پیدا نمی‌کنند.

به جای اینکه در معرض مشکل باشیم، این مهم است که درک کنیم ما به‌عنوان یک انسان به حس انگیزه و معنی‌دار بودن کاری که انجام می‌دهیم نیاز داریم. این بخشی از بیولوژی ماست. در حقیقت، یک بخشی در مغز ما به نام Seeking System (سیستم جست‌وجویی که در بخشی از مغز انسان قرار داشته و برای فراگیری مهارت‌ها انگیزش ایجاد می‌کند) وجود دارد که برای یاد گرفتن مهارت‌های جدید، انجام وظایف چالش‌برانگیز اما معنی‌دار تولید امواج طبیعی می‌کند. هنگامی که ما این خواسته‌ها را دنبال می‌کنیم، مقداری دوپامین دریافت می‌کنیم که انتقال‌دهنده عصبی بین انگیزه و لذت است که باعث می‌شود ما بیشتر در این فعالیت‌ها شرکت کنیم و زمانی که سیستم خلق انگیزه در مغز ما فعال است، ما بیشتر احساس با انگیزه بودن، هدفمند بودن و پرانرژی بودن می‌کنیم. در حقیقت می‌توان گفت بیشتر احساس زنده بودن می‌کنیم.

کاوش کردن، آزمایش کردن، یادگرفتن؛ این همان شیوه و سبکی است که ما باید زندگی و کار کنیم. مشکل این است که کارمندان بی‌شماری نمی‌توانند در این فعالیت‌ها شرکت کنند، زیرا رویکرد سازمان‌های ما جلوگیری و ممانعت از انجام چنین کارهایی است. با وجود این مشکلات، رهبران می‌توانند بدون تغییر اساسی در فرهنگ و ساختار سازمانی، سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز کارکنانشان را فعال کنند و براساس تجربه همکاری که من با رهبران سازمان‌ها در سراسر جهان داشته‌ام، اعتقاد دارم شما قادر خواهید بود که به تمامی اهداف کسب‌و‌کار دست یابید درحالی‌که زندگی کارکنان را نیز بهبود بخشید. سه مساله کوچک اما پراهمیت که سیستم خلق انگیزش کارکنان را برمی‌انگیزد وجود دارد: آنها را تشویق کنید تا نقاط قوت خود را ارائه دهند، فرصتی برای آزمایش، تحقیق و توسعه برای آنها فراهم کنید و به آنها کمک کنید تا اهداف کاری را جزئی از اهداف شخصی خود بدانند و برای تحقق آن تلاش کنند.

  ابراز و توصیف عقاید خود

 فلاسفه در طول هزاره اخیر تاکید کردند که مردم یک غریزه ذاتی و حس کنجکاوی برای نشان دادن به دیگران دارند که نشان دهند آنها در واقع چه کسانی هستند، بااین‌حال غالبا زندگی سازمانی با میل انسان به ابراز خود ناسازگار است. حتی امروزه، وقتی که فضایل خلاقیت و نوآوری را تحسین می‌کنیم، هنوز عناوین شغلی بوروکراتیک، نقش‌های غیرانعطاف‌پذیر و سیستم‌های ارزیابی استانداردشده که باعث ایجاد اضطراب به جای شور و هیجان و ابراز عقاید خود می‌شوند را می‌بینیم. هیچ‌یک از ما نمی‌خواهد رفتار‌های از قبل برنامه‌ریزی شده را بارها و بارها و مکررا انجام دهد. ما تمایل عمیق به استفاده از مهارت‌ها و چشم‌انداز‌های منحصربه‌فرد خود برای تصمیم‌گیری درباره اینکه چگونه به تیم‌مان کمک کنیم تا به موفقیت برسد‌، داریم. زمانی که از مردم خواسته می‌شود تا درباره ‌بهترین رفتارهای خود فکر کنند، سیستم خلق انگیزش ایشان فعال می‌شود. مطالعات و تحقیقات اخیر نشان می‌دهد زمانی که مردم نقاط قوت خود را شناسایی کرده و از قدرت منحصربه‌فرد خود استفاده می‌کنند، احساس بهتری دارند. رهبران می‌توانند به کارکنان خود کمک کنند که بدون تغییر چارچوب‌های شغلی خود دارای بهترین عملکردشان باشند.

کارکنان انتظار دارند که برای مهارت‌ها و جنبه‌های فکری منحصربه فردشان که ارائه می‌کنند، ارزش قائل شویم و هر چه بیشتر این کار را تقویت کنیم و نقش بزرگ آنها را در شرکت یادآوری کنیم، آنها عملکرد بهتری خواهند داشت و این کار زیادی نیست. برای مثال رهبران، کارکنان را تشویق می‌کنند تا شرح شغل خودشان را بنویسند، این حرکتی است که هر فرد را به فعالیت وامی‌دارد تا نقش و همکاری خاص خود را در تیم مشخص کند.

  آزمایش

 راه دوم برای اینکه سیستم برانگیختن انگیزش در ساختار عصبی مغز افراد را فعال کنیم این است که یک منطقه اطمینان‌بخش آزمایشی تجربی را بسازیم که شامل بازی و پیوند اجتماعی حمایتی است. این‌کار نه تنها سیستم برانگیختن انگیزش را تحریک می‌کند، بلکه باعث می‌شود اضطراب و ترس از بین برود. شرکت‌ها وقتی کارکنان را تشویق می‌کنند تا روش‌های جدید را بیاموزند و آنها را امتحان کنند و سپس بازخوردی را در مورد چگونگی پاسخ به ایده‌هایشان در محیط واقعی کسب کنند، چابک‌تر می‌شوند. تحقیق نشان می‌دهد ایجاد تغییر و نوآوری به عنوان یک فرصت برای آزمایش و یادگیری، بهتر از ایجاد آن به عنوان یک وضعیت عملکردی است که موجب می‌شود افراد اضطراب داشته باشند، ریسک پذیری کم شود و تمایل کمتری به پافشاری برای رفع مشکلات از خود نشان دهند.

  هدف

 هدفمند بودن حتی زمانی‌که رابطه علت و معلولی بین ورودی‌ها و پیشرفت تیم‌مان را می‌بینیم هم شامل می‌شود. برای مثال در این رویکرد حس هدفمند بودن، زمانی که به تیم‌ خود بینشی درباره تلاش برای حفظ محیط‌زیست و اینکه چه کارهای بهتری می‌توانیم انجام دهیم ارائه کنیم، اوج خواهد گرفت. به همین ترتیب، ما حس هدفمند بودن را زمانی که به‌صورت مستقیم به دیگران کمک می‌کنیم و به تیم خود اجازه پیشرفت و موفقیت را می‌دهیم نیز حس می‌کنیم. توجه داشته باشید که جایگزینی و تزریق حس هدفمند بودن در فکر کسی به یک‌باره اثرگذار و نتیجه بخش نخواهد بود. این فقط نمی‌تواند سخنرانی یک رهبر ارشد درباره‌ اینکه محصولاتشان به مشتریان چه کمکی می‌کند باشد. هدف زمانی بهترین عملکرد را دارد که کارکنان مجبور باشند به‌طور مستقیم با افرادی که با کارشان سروکار دارند روبه‌رو شوند. برای مثال کارکنان در مایکروسافت به اینکه در بیرون از محل کار زمان‌هایی را با مشتریان بگذرانند، مشکلات آنها و مسائل با اولویت‌‌تر ایشان را متوجه شوند، تشویق می‌شوند.این رویکرد در سطح مدیران متفاوت برای رهبران پیشرفت یک عامل بالقوه است که باید همیشه سطح خاصی را دنبال کنند و نیازی به عامل جذاب یا سخنرانی‌های انگیزشی برای گرفتن انرژی و اشتیاق نیست. تمام چیزی که باید مورد ملاحظه قرار بگیرد القا کردن بیان شخصیت و احساسات خود، کاوش و هدف‌گذاری شخصی است تا تمام کارهایی که می‌خواهیم را انجام دهیم.


مترجم: یوسف فراهانی


منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :26  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها