تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب کارآفرینی و کسب و کار

امروزه تمام شرکت ها در هر حوزه کسب و کاری نیازمند راه اندازی سایت رسمی هستند. این امر بسیار رایج است، بنابراین مشاهده یک برند بدون سایت رسمی یا سایتی بدون به روز رسانی مداوم غیرحرفه ای خواهد بود.

 بدون تردید در زمینه راه اندازی سایت نیز مانند هر فعالیت دیگری در حوزه کسب و کار تردیدهای زیادی وجود دارد. به همین دلیل من در مقاله فعلی به بررسی ضرورت داشتن سایتی فعال برای برندها پرداخته ام. به این منظور نکات ذیل را مورد بررسی قرار دهید.

4 دلیل برای سرمایه گذاری بر روی سایت رسمی کسب و کارمان

سایت های تخصصی حوزه کسب و کار و بازاریابی مطالب بسیار زیادی در مورد ضرورت راه اندازی سایت معتبر دارند، با این حال من در اینجا به بررسی چهار مورد از مهم ترین نکات در زمینه کاربرد سایت رسمی در فعالیت شرکت ها خواهم پرداخت.

1. افزایش اعتبار شرکت مان

داشتن یک سایت رسمی شرکت ما را نزد مشتریان بالقوه معتبرتر جلوه خواهد داد. امروزه بسیاری از شرکت ها در زمینه تولید محصولات دارای راهنمای استفاده نسبتا پیچیده فعالیت دارند. به همین دلیل راه اندازی یک سایت رسمی برای بیان نکات جانبی در این زمینه بسیار مفید خواهد بود. به این ترتیب مشتریان سایت شما را به چشم محلی مورد اعتماد برای کسب اطلاعات مفید پیرامون خریدشان تلقی می کنند. افزایش اعتماد مشتریان به سایت رسمی برندمان در طولانی مدت به معنای افزایش خریدشان از ما خواهد بود. به این ترتیب میزان فروش و سود ما نیز در بلندمدت افزایش چشمگیری خواهد داشت.

2. ارائه نکات آموزشی و ترغیب مشتریان

امروزه اغلب برندها علاوه بر سایت رسمی دارای وبلاگ جانبی نیز هستند. در وبلاگ اغلب مطالب نسبتا کوتاه و مختصر پیرامون موضوعات مرتبط با محصولات برندها منتشر می شود. به طور کلی تولید محتوا در سایت برندمان باید حول دو محور اصلی باشد: نخست ارائه نکات آموزشی در زمینه های مرتبط با برند ما و دوم ترغیب مشتریان به خرید و استفاده از محصولات مان. متاسفانه شمار قابل توجهی از برندها نسبت به این مزیت راه اندازی سایت رسمی بی توجه هستند. به همین خاطر نیز در عمل مشکلات زیادی را در فرآیند بازاریابی و فروش تجربه می کنند. نکته جالب تولید محتوای آموزشی و ترغیب مشتریان افزایش وفاداری آنها به برندمان است. بالطبع این امر موجب افزایش فروش ما خواهد شد.

3. جذب ترافیک سایت بیشتر

به گزارش سایت Thrive Global، جذب ترافیک بیشتر به سایت رسمی یکی از نیازهای اصلی برندها محسوب می شود. این امر به معنای توانایی دستیابی به مشتریان تازه خواهد بود. نکته مهم امکان دستیابی به مشتریان بالقوه بیشتر در صورت استفاده درست از کلیدواژه هاست. استفاده مناسب از کلیدواژه ها باعث ارتقای جایگاه سایت برندمان در جست وجوهای گوگل و سایر موتورهای جست وجوگر می شود. مهم ترین بخش های یک مقاله برای استفاده از کلیدواژه ها تیتر اصلی و سطر نخست مقاله است. به این ترتیب به هنگام جست وجوی مطالب مرتبط با کسب و کارمان از سوی کاربران شانس مشاهده سایت ما افزایش خواهد یافت. امروزه اغلب مشتریان به جای تبلیغات به جست وجوی شخصی درباره محصولات مورد نیازشان توجه دارند. اینترنت نیز همیشه انتخاب نخست افراد در این زمینه خواهد بود. به همین خاطر نیز شرکت ما باید همیشه مقالات مفید با استفاده از کلیدواژه های مناسب برای مخاطب هدفش تولید کند.

4. رشد هویت برندمان

هویت برند ما به سادگی از طریق سایت رسمی مان قابل رویت است. همچنین این امر آزمون مناسبی در زمینه سنجش درستی استراتژی برندسازی شرکت مان خواهد بود. متاسفانه امروزه توجه مناسبی به انتخاب استراتژی برندسازی درست از سوی شرکت ها صورت نمی گیرد. به همین خاطر بسیاری از کسب و کارهای کوچک به طور فزاینده ای برندهای شان شبیه یکدیگر است. این امر کار تصمیم گیری را برای مشتریان به شدت دشوار خواهد کرد. وقتی برندها تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، تصمیم گیری بدل به امری پیچیده خواهد شد. به علاوه، فعالیت درست در سایت رسمی برندمان امکان پیگیری الگوی بازاریابی مناسب و تاثیرگذار را نیز فراهم خواهد کرد. خوشبختانه امروزه امکان راه اندازی فروشگاه آنلاین برای برندمان نیز وجود دارد. به این ترتیب مشتریان به طور مستقیم خریدشان را از ما انجام خواهند داد. این امر به معنای کسب سود بیشتر خواهد بود. نکته مهم در اینجا داشتن یک سایت مناسب همراه با سیستم فروش کارآمد است.

جمع بندی نهایی

امروزه داشتن سایت رسمی برای کسب و کارمان ضروری است. فرقی ندارد شما وکیل، تولیدکننده کفش یا یک شرکت لوله کشی باشید، به هر حال باید صفحه ای اینترنتی برای دسترسی مشتریان مان به اطلاعات موردنیاز پیرامون خود راه اندازی کنید. این امر موجب سهولت یادگیری مشتریان درباره شما و ماهیت فعالیت تان خواهد شد. امروزه مشتریان بیش از هر زمان دیگری علاقه مند به یادگیری درباره خریدهای شان هستند. به این ترتیب کمتر مشتری بدون بررسی محصولات مختلف برندها اقدام به خرید می کند. همچنین در مورد محصولات دارای تکنولوژی های نوین آموزش نحوه استفاده به مشتریان نیز ضروری خواهد بود. همه این فرآیندها از طریق راه اندازی سایت رسمی برای برندمان قابل پیگیری است.

در نهایت، توجه به هماهنگی فعالیت سایت رسمی برند با اهداف شرکت مان ضروری است. با انجام درست این کار و توجه به توصیه های این مقاله نتیجه کار شما را غافلگیر خواهد کرد. همچنین میزان شهرت و اعتبار برندمان نیز تا حد زیادی افزایش خواهد یافت.

امروزه داشتن یک سایت حرفه ای برای برندمان ضرورتی اجتناب ناپذیر به منظور باقی ماندن در رقابت کسب و کار است. به این ترتیب باید هرچه زودتر نسبت به راه اندازی سایت رسمی برندمان و به روز رسانی اش اقدام کنیم.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

بدون تردید هر کارمندی در شغل خود به دنبال چیزهایی فراتر از درآمد خواهد بود. در این رابطه توجه داشته باشید که عدم وجود امکانات باعث خواهد شد تا توانایی حفظ تیم خود را نداشته باشید و آنها به سادگی جذب مزیت های سایر شرکت های رقیب خواهند شد. به همین خاطر نیز امروزه بسیاری از شرکت ها امکانات متنوعی را برای افزایش رضایت شغلی کارمندان خود، اختصاص می دهند.

 در این رابطه شناخت اولویت ها و موارد ضروری برای کارمندان، منجر به صرفه‎جویی در هزینه ها و افزایش تاثیر اقدامات خواهد شد. به همین خاطر در این مقاله به بررسی 9 خواسته اصلی کارمندان، خواهیم پرداخت.

1-حفظ سلامت و بهداشت

هیچ فردی تمایل ندارد که به کاری بپردازد که سلامت آنها را با تهدیدی جدی مواجه خواهد ساخت. به همین خاطر ضروری است تا برنامه‎ریزی برای چکاپ سالانه کارمندان خود داشته و برای آنها بیمه و تخفیف های درمانی را در نظر بگیرید. همچنین کار کردن در محیط کاری آلوده نیز منجر به افزایش میزان بیماری ها خواهد شد. به همین خاطر لازم است تا در این رابطه پیشگیری کرده و برنامه ای دقیق برای حفظ بهداشت و ایمنی کارمندان خود داشته باشید. بدون شک پیشگیری هزینه های به مراتب کمتری را به نسبت به درمان برای شما به همراه خواهد داشت که در این رابطه نباید از اهمیت آموزش درست نیز غافل شوید.

2-صداقت کافی

درست به مانند جسم، شما نیاز به حفظ سلامت ذهن کارمندان خود دارید. بدون شک انواع استر س ها می-تواند فرد را با مشکلات متعدد مواجه ساخته و راندمان آن را با کاهشی چشمگیر مواجه سازد. تحت این شرایط اگرچه بسیاری از شرکت ها اقدام به جایگزین کردن این دسته از نیروی خود می-کنند، با این حال توجه داشته باشید که هر دو فرآیند اخراج و استخدام، هزینه بر و زمان بر خواهد بود. به همین خاطر اولویت شما باید همواره بر حفظ نیروی فعلی باشد. اگرچه هر فعالیتی استرس و فشار خاص خود را به همراه خواهد داشت و راهکارهای موجود تنها می تواند کمی از فشار آنها را کاهش دهد، با این حال رفتار خود شما به عنوان مدیر شرکت نیز نباید به استرس و فشار آنها اضافه کند. درواقع کار کردن برای مدیری که صادقانه حرف نزده و عمل نمی کند، امری کاملا دشوار خواهد بود. به همین خاطر ضروری است تا حرف و عمل شما کاملا شبیه به یکدیگر باشد. در آخر فراموش نکنید که افراد یک شغل بد را ترک نکرده و مدیر بد را رها خواهند کرد. به همین خاطر نباید از اهمیت رفتار خود با کارمندان در جلب رضایت شغلی و وفاداری آنها غافل شد.

3-برنامه دقیق برای بازنشستگی

هر کارمندی نیاز دارد تا نسبت به آینده خود اطمینان کافی را داشته باشد تا با اطمینان برای چندین سال متمادی به کار خود ادامه دهد. به همین خاطر نیز ضروری است تا از همان روزهای اول، برنامه خود را برای دوران بازنشستگی آنها اعلام کرده و نظرات آنها را جویا شوید. درواقع نباید تصور کنید که کارمند باید همواره با برنامه های شما منطبق شود. در بسیاری از موارد بهتر است تا برای یک نتیجه کارآمدتر، به صدای کارمندان خود به خوبی گوش فرا دهید. همچنین این امر که به افراد تیم خود مهارت پس‌انداز و سرمایه گذاری درست را یاد بدهید، در وضعیت زندگی آنها تاثیر بسزایی را خواهد داشت. این امر نه‎تنها کمک خواهد کرد که کارمندان توقع درآمد بیش تری را نداشته باشند، بلکه به کاهش دغدغه های آنها کمک کرده و این امر تمرکز بر روی کار را افزایش خواهد داد.

4-عدم تکراری شدن اقدامات

هر اقدامی با گذشت زمان، تاثیر اولیه خود را از دست خواهد داد. بدون شک این امر باعث خواهد شد تا در درازمدت دیگر امکانات شما توجه افراد را به خود جلب نکند. به همین خاطر ضروری است تا تنوع کافی را داشته و از تکراری شدن آنها جلوگیری کنید. برای مثال در صورتی که یک ورزش گروهی را برای نزدیک تر شدن افراد با یکدیگر و حفظ سلامت آنها انتخاب کرده اید، بهتر است تا پس از مدتی یک ورزش دیگر را انتخاب کنید. همچنین لازم است تا این اطمینان را برای کارمندان خود ایجاد کنید که در صورت ترک شرکت، با پایمال شدن حقوق آنها مواجه نخواهد شد.

5-یک برنامه کاری منعطف

هیچ فردی از زیر ذره‎بین قرار گرفتن و محدود بودن، استقبال نخواهد کرد. به همین خاطر نیز ضروری است تا در برنامه کاری افراد، به شرایط و توانایی های آنها توجه داشته و از اعمال فشار بیش از حد جلوگیری کنید. همچنین برنامه‎ریزی شما باید به صورتی باشد که فرد نیز بتواند در آن دخالت کرده و تغییرات مدنظر و مورد نیاز خود را اعمال کند. نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که مقایسه کردن کارمندان با یکدیگر امری کاملا مضر بوده و محیط سالم شرکت را به فضای رقابت ناسالم تبدیل خواهد کرد. در آخر ذکر این نکته ضروری است که دورکاری از جمله روش های انجام کارها محسوب می-شود که در رابطه با آن نباید تصور کرد که تنها مختص به افراد و جایگاه های خاصی است. به همین خاطر هر فعالیتی که قابلیت این امر را دارد، باید به صورت دورکاری انجام شود تا فرد در برنامه های خود برای زندگی شخصی نیز با مشکل مواجه نباشد.

6-پیشرفت شغلی

تمامی کارمندان به موقعیت فعلی خود تنها به عنوان پلی برای پیشرفت نگاه می کنند. به همین خاطر ماندن در یک جایگاه برای مدت طولانی، نارضایتی بسیاری را به همراه خواهد داشت. در این رابطه لازم است تا برنامه ای مرحله ای و دقیق برای افزایش مهارت و دانش کارمندان خود داشته باشید. این امر نه‎تنها به نفع شرکت خواهد بود و سطح کاری تیم را افزایش خواهد داد، برای افراد نیز مزیت های فوق‎العاده ای را به همراه خواهد داشت. در رابطه با دوره های آموزشی لازم است تا به دنبال کارآمدترین ها باشید و از آموزش از راه دور و موارد نوین در این زمینه غافل نشوید.

7-امکانات برای مرخصی و تعطیلات

هر شرکتی برای سفر و تعطیلات کارمندان خود امکاناتی را تعیین می کند. این موارد می تواند شامل مکان هایی برای استقرار در شهرهای مختلف، تخفیف های ویژه برای استفاده از وسایل نقلیه و... باشد. اگرچه در این رابطه هر شرکتی باید با توجه به امکانات خود عمل کند، با این حال توجه داشته باشید که مکانی برای استقرار و استراحت از اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به سایرین موارد برخوردار خواهد بود. همچنین این امر که برای مرخصی ها بیش از حد سخت گیر نباشید نیز از دیگر خواسته های اصلی کارمندان محسوب می-شود.

8-امنیت شغلی

کارمندان باید این اطمینان را داشته باشند که تا زمانی که کار خود را به خوبی انجام می دهند، هیچ گونه مشکلی برای آنها به وجود نخواهد آمد. با این حال تحت هر شرایطی این احتمال وجود دارد که افراد با مشکلی مواجه شوند که لازم است تا مدیریت حمایت لازم را داشته باشد. به همین خاطر ایجاد حس امنیت شغلی، از دیگر خواسته اصلی کارمندان محسوب می شود.

9-حفظ احترام

این امر که نگاه از بالا به پایین نسبت به کارمندان خود داشته و احترام متقابل را بی‎دلیل تصور کنید، بدون شک رضایت افراد را با کاهشی شدید مواجه خواهد ساخت. درواقع هر فردی نیاز دارد تا بتواند عزت نفس خود را حفظ کند. به همین خاطر باید از رفتارهای غیرمودبانه و تحقیرآمیز خودداری کرد.

در نهایت توجه داشته باشید که مدیر شرکت، باید به عنوان با دانش ترین فرد تیم، نقشی فعال را داشته و ارتباط خود را با تیم شرکت حفظ کند تا در صورت بروز کوچکترین مشکل، ضمن شناسایی سریع اقدام به برطرف کردن آن کند. در این رابطه توجه داشته باشید که این امر که نشان دهید که افراد شرکت برای شما مهم هستند، کافی بوده و حتما نباید به دنبال انجام کارهای بزرگ و خارج از توان خود باشید.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

پذیرش پیشنهاد فرصت شغلی جدید، راه اندازی استارتاپ خودتان و یا حتی استخدام شدن برای یک شغل دولتی همگی بستگی به توانایی شما در ارزیابی فرصت هایی دارد که هر روز دَر خانه شما را می زنند!

سوال این است که آیا راهی وجود دارد که مهارت شما را در تشخیص و یا حتی پیش بینی فرصت های آینده یاری کند؟ به راستی کارآفرینان موفق چگونه این مهارت را کسب کرده اند؟

 حتما شما هم مانند بسیاری از مردم فرصت های طلایی زیادی در زندگی تان داشته اید و درست مانند آن ها این فرصت ها را خیلی راحت از دست داده اید چون نفهمیده اید که این فرصت ها چقدر خاص هستند و اگر از دست شان بدهید احتمالا دیگر هرگز به سراغ تان نمی آیند.

ناراحت نباشید! حتی ماهرترین کارآفرینان هم گاهی فرصت های خوبی را از دست می دهند. به عنوان شرکت سرمایه گذاری بِسِرمنت بر روی تعداد زیادی از استارتاپ ها همچون اپل، گوگل و… سرمایه گذاری کرده است اما در عین حال فرصت های زیادی را هم در این بین از دست داده است. مهم این است که شرکتی مثل بسرمنت از فرصت های از دست رفته درس گرفته است و در آینده تلاش بیشتری برای بهر برداری از فرصت ها می کند.

موفقیت نهایی ما حاصل شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که امروز در محیط پیرامون مان وجود دارند. اگر شما بتوانید مهارتی بیشتر از عامه ی مردم در تشخیص فرصت های کارآفرینانه به دست آورید بدون شک آینده ی شغلی درخشانی خواهید داشت، اما چگونه این مهارت را کسب کنید؟ با درک راهکارهایی که در ادامه برایتان تشریح می کنیم:

۱. به یک ایده ی کامل و بدون نقص نیاز ندارید

شما معمولا زمانی ایده ی کسب و کارهای موفق را می شنوید که به خوبی گسترش داده شده اند اما واقعیت این است که این ایده ها در ابتدا خام و ناقص بوده اند. شما زمانی که ایده ای را می شنوید احتمالا به بسیاری از نقص هایش پی خواهید برد اما این مساله نباید شما را از دیدن فرصت هایی که در دل این ایده ها نهفته است غافل کند. معمولا وقتی متخصص جوانی در یک شرکت استخدام می شود نقص ها و اشکالات آن را می بیند حتی اگر شرکت بزرگی مانند گوگل باشد. اما چیزی که این افراد باهوش و جوان از دیدنش غافل می شوند فرصت هایی است که برای پیشرفت و بهبود وجود دارد. اگر منتظر این هستید که ایده ای کامل و بدون نقص به سراغ تان بیاید فقط وقت تان را تلف می کنید. چنین ایده ای وجود ندارد. البته این بدان معنی نیست که هر ایده ی ارزش دنبال کردن را دارد. بر روی ایده های کسب و کاری خود تحقیق کنید. زمانی که مطمئن شدید به قدر کافی خوب و سودآور هستند سعی کنید برای برطرف کردن نقص هایش راهکاری بیابید نه اینکه ایده تان را به کلی فراموش کنید.

۲. آینده با علم امروز ساخته می شود نه علم فردا

نوآوری ها و محصولات آینده به وسیله ابزارها و تکنولوژی هایی که امروز در دست شما هستند ساخته می شوند. کاملا در اشتباه هستید اگر فکر می کنید که یک ابزار و اختراع جدید ، فرصتی را برای نوآوری به وجود می آورد. بسیاری از مردم منتظر رسیدن یک تکنولوژی جدید هستند تا بتوانند به وسیله آن فرصت های کسب و کاری جدیدی به وجود آورند. گرچه اختراعات و تکنولوژی می توانند فرصت های تازه ای پدید آورند با این حال بسیاری از فرصت ها در به کارگیری و استفاده متفاوت از تکنولوژی های موجود نهفته اند. آیفون همان گوشی تلفن همراه بود فقط کمی پیشرفته تر و یا آیپاد به وسیله تکنولوژی هایی که وجود داشتند ساخته شد.

با توجه به این نکته، هنگام ارزیابی فرصت ها به تکنولوژی هایی که هنوز وجود ندارند فکر نکنید. تنها ابزاری که در اختیار شماست علم و تکنولوژی امروز است. به آینده فکر نکنید، آن را بسازید.

۳. هر ایده باید در زمان مناسبش اجرایی شود

یکی از مهم ترین سوالاتی که به عنوان یک کارآفرین باید به آن جواب بدهید این است: آیا الان زمان مناسبی برای پیاده کردن ایده تان است؟ ایده های فوق العاده ی زیادی وجود دارند که تا رسیدن زمان مناسب به یک فرصت کارآفرینانه تبدیل نمی شوند.

یکی از بزرگترین عوامل موفقیت فیس بوک این بود که در زمانی مناسب راه اندازی شد. امروزه شبکه های اجتماعی موبایل محور به موفقیت های عظیمی دست پیدا کرده اند. دلیل آن هم استفاده گسترده از اسمارت فون ها و در دسترس بودن اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشور هاست. اما تاریخچه شبکه های اجتماعی به دهه نود و یا حتی قبل از آن باز می گردد. تمامی آن استارتاپ ها شکست خوردن چون در آن زمان استفاده از اینترنت به خصوص برای برقراری ارتباط بین افراد به اندازه ی امروز نبود.

۴. شکست پنجره به فرصت های جدید است

وقتی در اجرای ایده ای شکست خوردید از آن دست نکشید. اتفاقا شکست نشان می دهد که ایده تان ارزش دنبال کردن را دارد. در واقع بهترین فرصت ها زمانی شناخته می شوند که شما بارها در اجرای ایده شکست بخورید. در سال ۲۰۰۵ یوتیوب راه اندازی شد در حالی که در همان زمان حداقل ۳۰ سایت به اشتراک گذاری ویدیو دیگر هم وجود داشتند. از سال ۱۹۹۹ همه ی این شرکت ها با شکست مواجه شدند. اما این به خاطر بد بودن این ایده نبود. همانطور که بعدها یوتیوب با تغییرات کمی توانست یکی از موفق ترین کسب و کارهای مبتنی بر وب را بر پایه همین ایده راه اندازی کند.

برای اینکه فرصتی را به خوبی ارزیابی کنید، اول باید ببیند که چرا تلاش های قبلی برای اجرایی کردن اش شکست خورده است. مثلا در ماجرای یوتیوب بسیاری از استارتاپ های مشابه قبلی به خاطر کم بود پهنای باند اینترنت شکست خوردند. اگر مشکلی که باعث شده ایده تان قبلا شکست بخورد را کشف کنید و برطرفش سازید مطمئنا موفق خواهید شد.

هر ایده ای که شما دارید به احتمال زیاد بارها اجرایی شده و شکست خورده است. اگر نتوانید مشکل را پیدا کنید نمی توانید در اجرای این ایده موفق شوید. باید کاخ موفقیت خود را با استفاده از خرابه های شکست های قبلی بسازید.

منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

رابطه مناسب میان برندها و کارمندان شان همیشه دارای اهمیت است. یکی از نظرسنجی های موسسه گالوپ بیانگر عملکرد بهینه کارمندان دارای تعامل بهتر با شرکت ها از نظر کیفی است. براساس این نظرخواهی کارمندان دارای رابطه مناسب با شرکت های شان ۱۷درصد خلاق تر از سایرین هستند. همچنین این دسته از کارمندان ۲۱درصد عملکرد بهتر در زمینه سودآوری و ۲۰درصد فعالیت بهتر در حوزه فروش دارند.

 به طور کاملا واضح، داشتن کارمندان دارای رابطه مطلوب با شرکت مان سطح کلی بهره وری را افزایش می دهد. در این میان تفاوتی میان اندازه، بودجه و حوزه کسب وکار شرکت ها نیز وجود ندارد. موسسه گالوپ در یکی از بزرگترین پژوهش های خود آمار جالبی در مورد کارمندان سراسر جهان به دست آورده است. بر این اساس فقط 15درصد از کارمندان شرکت ها در سراسر جهان دارای رابطه ای نزدیک و مطلوب به شرکت های شان هستند.

ارتباط تاثیرگذار با کارمندان

باتوجه به آمار موسسه گالوپ بسیاری از برندها نسبت به اهمیت توجه به ایجاد رابطه ای پایدار با کارمندان شان بی توجه هستند. بدون تردید در صورت توانایی برند ما در زمینه جلب نظر کارمندانش مزیت بسیار بزرگی کسب می کنیم. با این حال شیوه انجام چنین کاری محل بحث است. هدف اصلی این مقاله بررسی راهکارهای ایجاد رابطه ای تاثیرگذار با کارمندان در کسب وکارهای مختلف است.

1. اطمینان از انتقال احساس شنیده شدن نظرات کارمندان

کارمندانی که احساس توجه مدیران شرکت به نظرات شان را دارند، به طور قابل توجهی انرژی و توان بیشتری خرج موقعیت شغلی شان می کنند. این دسته از کارمندان اشتیاق بیشتری در مواجهه با طرح های اضافه کاری برندها از خود نشان خواهند داد. به این ترتیب با توجه به ایده ها و گفته های کارمندان شرایط برای کار بیشتر و البته مفیدتر فراهم می شود. فراتر از این، توجه به ایده های کارمندان فرصت های کاری بسیار مهمی را پیش روی ما خواهد گذاشت. این امر به دلیل نگاه متفاوت کارمندان به مسائل کسب وکار است. به این ترتیب آنها توانایی مشاهده و درک نکاتی کاملا پوشیده بر ما را دارند.

در صدر درخواست های اغلب کارمندان از مدیران خود ایده «توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیر بخش» در رتبه نخست قرار دارد. اگر شما دارای شرکتی بزرگ با سلسله مراتب مدیریتی چند لایه هستید، باید این قواعد دست و پاگیر را فراموش کنید. به این ترتیب کارمندان هر بخش باید توانایی گفت وگوی آزادانه با مدیران بخش خود و دیگر بخش ها را داشته باشند. این امر هم از طریق گفت وگوی رو در رو و هم پل های ارتباطی نظیر ایمیل امکان پذیر است.

پذیرش انتقادات به صورت مناسب از ضرورت های مدیریت مناسب هر مجموعه ای است. به این ترتیب مدیران باید توانایی هضم انتقادهای مختلف را داشته باشند. در غیر این صورت کارمندان بدان ها اعتنای چندانی نخواهند کرد.

چالش اصلی شرکت های بزرگ دشواری ترتیب جلسات ملاقات کارمندان با مدیران است. به دلیل حجم بالای کاری این شرکت ها ترتیب چنین ملاقات هایی به معنای توقف کارها برای چند ساعت است. در مقیاس کسب وکارهای بزرگ همین چند ساعت تاثیر انکارناپذیری بر روی برندها خواهد داشت.

به منظور ایجاد راه ارتباطی ساده و سریع تر، از نرم افزار Smarp استفاده کنید. این نرم افزار امکان برقراری ارتباط تصویری، متنی و صوتی میان کارمندان و مدیران را فراهم می کند. همچنین با استفاده از Smarp کارمندان امکان برقراری ارتباط با یکدیگر را نیز دارند.

2. همه را مطلع نگه دارید

هیچ کس علاقه ای به آگاهی از خبری به عنوان آخرین نفر ندارد. همه ما احساس مناسبی از اطلاع به موقع اخبار پیدا می کنیم. به این ترتیب شرکت ها باید نسبت به علاقه کارمندان شان نسبت به آگاهی از امور جاری و ایده های آتی توجه کافی نشان دهند. مواردی نظیر تاریخ رونمایی از محصولات تازه، شیوه ارتقای کارمندان و مراسم های مختلف از جمله مهم ترین موارد برای اطلاع رسانی به کارمندان است.

هنگامی که کارمند ما اطلاع کافی از نحوه مدیریت شرکت دارد، به سادگی امکان مشاهده تاثیر تلاش هایش بر روی سرنوشت کسب وکار را خواهد داشت. به عنوان مثال، ایجاد رابط کاربری مناسب برای دسترسی کارمندان به اطلاعات مربوط به سود حاصل از جدیدترین پروژه شرکت تاثیر انکارناپذیری در افزایش انگیزه آنها خواهد داشت. به عبارت ساده، با چنین کاری کارمندان تاثیر عینی تلاش های خود بر روی سرنوشت شرکت را مشاهده می کنند.

اگر شما قصد تزریق هیجان به کارمندان تان از طریق اطلاع رسانی به آنها را دارید، اطلاعات مذکور در سطرهای قبلی را در قالبی دوستانه در درون شرکت منتشر کنید. فرمت هایی نظیر مطلب وبلاگی، نمودارها و ویدئو گزینه های مناسبی برای اطلاع رسانی پیرامون شرکت خواهد بود. یک ایده خلاقانه در این زمینه ایجاد خبرنامه ای برای شرکت است. به این ترتیب کارمندان در فواصل زمانی معین اخبار تازه شرکت را در قالب ایمیل یا نامه دریافت خواهند کرد. راه اندازی یک سیستم اطلاع رسانی درون شرکتی نیز در این مسیر کمک شایانی به شما خواهد کرد.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  08:03 ب.ظ

امروزه با وجود رقابت بسیار فشرده میان هتل های مختلف ارائه خدمات باکیفیت، رفع نیازهای مسافرها و کسب بازدیدکنندگان تازه بدل به امری چالش برانگیز شده است. همین امر برخی از هتل ها را مجبور به ارائه برخی سرویس های بسیار عجیب و غریب به منظور جلب توجه مسافرها می کند. طراحی های نامتعارف، منوهای عجیب و حتی انتخاب مکان های غیرعادی برای ساخت بنای هتل از جمله گزینه های عجیب برخی از هتل ها به حساب می آید.

 بدون تردید توجه به ظاهر بیرونی هتل یکی از الزام های هتلداری است، با این حال توجه صرف به نمای بیرونی نیز مشکل ساز خواهد شد. چالش اصلی هنگام اقامت مسافرها در هتل مان و پس از تجربه کیفیتی پایین تر از سطح انتظارشان روی می دهد. در اینجا باید اصول اولیه کسب و کار و توسعه آن را مدنظر داشته باشیم. این امر مستلزم رعایت الگوی مرحله ای و ملایم برای توسعه وضعیت هتل مان است. پرسش در مورد شیوه توسعه برند هتل مان و جایگاهش در بازار کسب و کار همیشه چالش برانگیز است. به همین دلیل در این مقاله من به بررسی پنج توصیه برتر پیرامون آن خواهم پرداخت.

1. اهمیت سازماندهی مطلوب

هر مجموعه ای باید استانداردهای خاص کاری برای خود داشته باشد. خدمات باکیفیت و عالی همیشه با جزییات کوچک و به ظاهر کم اهمیت شروع می شود. متاسفانه بسیاری از هتل ها از ارائه خدمات باکیفیت به مخاطب شان فقط برخورد با روی باز به هنگام ملاقات در بخش تحویل اتاق را یاد گرفته اند. نکته مهم توجه به خدمت رسانی به مسافرها در قالب یک مجموعه فرآیند بهم پیوسته است. این امر از نحوه رفتار ما با طرف مقابل تا شیوه های نظافت اتاق و طراحی داخلی را شامل می شود.

مشکل اصلی بسیاری از هتل ها نحوه آموزش سریع نیروی کار تازه شان است. به این ترتیب در برخی از اوقات عدم آشنایی کارمندان تازه با رویه هتل موجب بروز نارضایتی در مسافرها می شود. در این زمینه باید کلاس های ویژه آموزشی برای کارمندان تازه برگزار کرد. در غیر این صورت اعتبار برند هتل مان خدشه دار می شود. بدون تردید با پیگیری مناسب توصیه این بخش مقدار قابل توجهی از مشکلات هتل ما حل خواهد شد.

2. همیشه «بله» بگویید

فهم این نکته از سوی مسافرها که هتل ما در تلاش برای فراهم سازی بهترین خدمات است، اهمیت بالایی دارد. در حقیقت ما باید این امر را به طرف مقابل نشان دهیم. در غیر این صورت توانایی جلب نظر آنها و مراجعه دوباره شان در سفرهای بعدی را نخواهیم داشت. به عنوان مثال، اگر فرد دارای یکی از اتاق ها نسبت به وجود ایرادی اعتراض کرد، هر کدام از کارمندان باید در تلاش برای رفع مشکل موردنظر باشد. متاسفانه بسیاری از هتل ها اقدام به انتقال مسئولیت به بخش های مختلف خود می کنند. این امر شاید از نظر سازمانی حاکی نظم درونی هتل باشد، با این حال موجب نارضایتی بیشتر مسافرها خواهد شد. یک مسافر هیچ اهمیتی به ساختار سازمانی هتل ما نمی دهد. وی علاقه مند به اقامتی بی دردسر است. در این میان وظیفه حل و فصل هر مشکلی برعهده ما خواهد بود. اگر یک مسافر برای حل مشکلش مجبور به طرح درخواست بیش از یکبار شود، آنگاه ما دیگر وی را اطرف هتل مان نیز نخواهیم دید.

3. گوش دادن به حرف های کارمندان و قدردانی از تلاش شان

فضای محیط کار نقش انکارناپذیری در کیفیت فعالیت کارمندان بازی می کند. اگر به عنوان رئیس یک هتل همیشه از حضور در میان کارمندان اجتناب کنید، هیچ وقت به مدیری محبوب در میان کارمندان بدل نخواهید شد. همچنین علاقه کارمندان نیز برای ارائه خدمات بهینه کاهش خواهد یافت. کارشناس های هتلداری برخورد مناسب با کارمندان و امکان دسترسی آنها به تمام سطوح مدیریتی را الزامی می دانند. به این ترتیب تلاش ما باید در راستای ایجاد محیطی بهتر برای کار در هتل مان باشد. چنین فضایی علاقه کارمندان به کمک بیشتر را تقویت خواهد کرد. به طور معمول میزان وفاداری کارمندان نیز در این حالت افزایش می یابد.

یکی از نکات مهم در زمینه هتلداری توجه به پیشنهادها و به طور کلی حرف های کارمندان است. این امر علاوه بر کمک به بهبود کیفیت خدمات هتل موجب ایجاد احساس ارزشمندی در کارمندان نیز می شود. توجه به کارمندان و صحبت های شان بهترین روش برای تقویت روحیه آنها به حساب می آید.

4. غافلگیری مسافرها با شبکه های اجتماعی

داشتن هتلی تمیز همراه با کارمندان حرفه ای برای تبدیل به انتخاب اول مسافرها کافی نیست. امروزه مسافرها روز به روز انتظار بیشتری از هتل ها در زمینه تامین امکانات جانبی دارند. به این ترتیب هتل ما باید به فکر تهیه امکاناتی هرچه بهتر برای حفظ جایگاهش در بازار رقابتی هتلداری باشد. در غیر این صورت میزان جذب مسافر ما کاهش شدیدی خواهد یافت.

یک نمونه مطلوب در زمینه ارائه امکانات جذاب برای هتل ها مربوط به زمان اقامت ریچارد برانسون در یکی از هتل های کاناداست. بدون تردید توانایی یک هتل در استفاده مناسب از اقامت شخصیتی مشهور مانند برانسون نقش انکارناپذیری در بهبود وضعیتش دارد. به همین دلیل هتل موردنظر با طراحی لابی ساختما نش به مانند خطوط هوایی گروه ویریجین توجه زیادی را جلب کرد. این امر از طریق شبکه های اجتماعی بازتاب بسیار یافت، تا جایی که حتی خبرگزاری های بزرگ نیز به بررسی نحوه استفاده مناسب این هتل از حضور ریچارد برانسون پرداختند.

توصیه من در اینجا کاملا روشن است: استفاده از امکانات شبکه های اجتماعی برای توسعه جایگاه و معرفی خدمات و ویژگی های هتل مان.

5. توجه ویژه به فناوری های جدید

پیگیری مداوم ترندهای تازه در زمینه هتلداری به احتمال زیاد موجب افزایش پیوسته شهرت هتل مان خواهد شد. وقتی مسافرهای ما کیفیت خدمات و نوآوری های هتل مان را مشاهده کنند، آن را به دیگران نیز خواهند گفت. به این ترتیب شمار مسافرهای هتل مان روز به روز افزایش می یابد.

خوشبختانه امروزه بازار فناوری های نوین به خوبی پاسخگوی نیازهای مختلف کسب و کارهای گوناگون است. هتلداری نیز در میان یکی از این کسب و کارها قرار دارد. چالش های استفاده از نوآوری های دنیای تکنولوژی در دو نکته خلاصه می شود. از یک سو ما باید به طور مداوم وقت کافی برای بررسی آخرین دستاوردهای تازه بگذاریم. از سوی دیگر آشنایی با نحوه استفاده از تکنولوژی های تازه در زمینه هتلداری نیز به سادگی روی نمی دهد. در این میان کاهش نیاز به طی دوره های آموزشی احساس می شود. همچنین باید به یک نکته بسیار مهم دیگر نیز توجه داشت. استفاده از تکنولوژی های جدید نیازمند برخورداری از بودجه ای نسبتا گسترده است. به این ترتیب هتل های تازه کار یا دارای بودجه محدود باید به سراغ راهکار دیگری باشند. البته این امر به معنای ناتوانی هتل های کوچک در زمینه استفاده از نوآوری های مبتنی بر فناوری نیست. آنها فقط باید به دنبال بهره گیری از تکنولوژی های سازگار با میزان بودجه شان باشند.

بنا به گزارش کارشناس های فناوری به هنگام استفاده و بهره گیری از تکنولوژی های تازه باید به نکات ذیل توجه داشت:

• بررسی مداوم بازخوردهای مسافرها به منظور ارزیابی تاثیرگذاری فناوری تازه

• استفاده از سرویس های دیجیتال و هوشمند برای رزرو اتاق

• بهره گیری از سرویس های یکپارچه به منظور مدیریت اتاق ها

• اعلام آخرین اخبار و تغییرات در شیوه خدمت رسانی به مسافرها از طریق سایت رسمی هتل

علاوه بر استفاده از فناوری های بسیار مشهور (رزرو آنلاین اتاق، سیستم دریافت نظرات آنلاین مسافرها و اعلام ایراد اتاق ها از طریق سیستم عیب یاب یکپارچه) باید توجه ویژه ای به طرح های تازه نیز داشت، چراکه طرح های بسیار مشهور را تقریبا اغلب هتل ها استفاده می کنند. تمایز اصلی را استفاده سریع از طرح های جذاب و تازه رقم می زند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
شنبه 22 تیر 1398  07:55 ب.ظ

امروزه شمار بسیار زیادی از مردم در حال فعالیت به عنوان کارآفرین هستند، با این حال همه آنها به یک اندازه تجربه کسب موفقیت ندارند.

به راستی ویژگی ها و صفات ضروری برای یک کارآفرین موفق کدام است؟ چگونه می توان آن ویژگی ها را به دست آورد؟ در ادامه به بررسی نه ویژگی و صفت برتر کارآفرینان موفق خواهیم پرداخت.

1. اهمیت خلاقیت

آدلاینا سوفیا (موسسه نومو فومو)

به عنوان یک کارآفرین همیشه خود را در مواجهه با چالش ها و مسائل مختلفی خواهیم یافت. در اغلب این چالش های امکان مراجعه به گوگل برای جست وجوی ساده پاسخ موردنظر وجود ندارد، بنابراین باید از خلاقیت خودمان استفاد کنیم. خلاقیت به طور معمول مجموعه ای از مفاهیم پایه ای برخواسته از موضوعات بسیار متنوع به منظور ایجاد تغییر و تحول در زندگی معنا می شود. این امر در زمینه فعالیت های معمولی، نحوه بازاریابی و مدیریت سازمانی معنا پیدا می کند.

2. ایجاد اعتماد به نفس

متیو پودولسکی (موسسه مشاوره حقوقی فلوریدا)

بدون تردید هر کسب و کاری دارای بالا و پایین های بسیار زیادی است، با این حال یک کارآفرین باید در طول زمان های بد نیز اعتماد به نفس خود را حفظ کند. در غیر این صورت ما تصمیم های نادرستی براساس ترس مان، به جای منطق اقتصادی) خواهیم گرفت. در حوزه کسب و کار همیشه نگاه به سوی نیمه پر لیوان و تلاش برای حفظ دیدگاه مثبت ضروری است. فقط در این صورت امکان عبور از شرایط نامناسب برای ما وجود خواهد داشت. هیچ کارآفرین و برندی با دیدگاه های منفی توانایی موفقیت در حوزه کسب و کار را نخواهد داشت. همچنین کمتر مشتری به اینگونه برندها و کارآفرین ها اعتماد می کند.

3. ضرورت انعطاف پذیری

استفانی ولز (موسسه فُرمیدابلز فُرمز)

به عنوان یک کارآفرین موفق باید برای همه چیز آماده باشیم. درست به همین خاطر انعطاف پذیری نقش بسیار مهمی در زندگی حرفه ای کارآفرینان دارد. امور مختلف در حوزه کسب و کار همیشه به صورت درست و مطابق با انتظارات ما پیش نمی رود. اگر ما بر روی یک طرح جذاب سرمایه گذاری کرده ایم، در صورت ناتوانی اش در جلب رضایت مشتریان باید به سرعت تغییرش دهیم. اشتباه بسیاری از برندها تاکید بیش از اندازه بر روی الگوهای غلط شان است. به این ترتیب کمترین علاقه ای به تغییر رویه شان حتی در صورت مواجهه با علائم حاکی از شکست نشان نمی دهند. انعطاف پذیری به ما توانایی مواجهه با هر شرایطی را می دهد. از همه مهم تر، این ویژگی اساسی امکان تغییر جهت کسب و کارمان به صورت سریع و در نتیجه پیشگیری از ضررهای هنگفت را فراهم می کند. نتیجه این تغییر جهت نیز امکان ادامه مجدد مسیر موفقیت خواهد بود.

4. عنصر ماندگاری و تاثیر آن

سالامون تیموتی (برند OneIMS)

هر کارآفرین موفقی که من می شناسم، عنصر ماندگاری را در کارش ایجاد کرده است. من معنای ماندگاری را فرآیند برخواستن و ادامه مسیر پس از هر شکست می دانم. به نظرم ماندگاری حتی یک ویژگی روحی نیست. در عوض نوعی دیدگاه یا سبک نگرش به مسائل محسوب می شود. به طور معمول افراد دارای دیدگاه ماندگاری به چالش ها به مثابه فرصت نگاه می کنند. فرصتی برای موفقیت، اثبات خود، بهبود وضعیت کسب و کار یا شاید جلب نظر مشتریان هرچه بیشتر به کسب و کارشان از جمله مهم ترین اهداف کارآفرینان از اخذ این دیدگاه محسوب می شود. نکته مهم در اینجا عدم تسلیم کارآفرینان موفق است. هر شکستی تا زمانی که منجر به تسلیم ما نشود، مانعی در برابر کسب و کارمان نخواهد بود.

5. داشتن انگیزه برای پیشرفت

سید بلخی (برند WPBeginner)

همه کارآفرینان موفق ویژگی های شبیه به هم دارند. یکی از مهم ترین این ویژگی ها انگیزه بسیار بالا برای پیشرفت و بهبود وضعیت کاری شان است. به این ترتیب آنها تلاش تحسین برانگیزی در راستای بهبود وضعیت کارشان نشان می دهند. یک کارآفرین خوب همیشه از وجود راه ها و شیوه های مختلف برای توسعه و پیشرفت اطلاع دارد. البته این به معنای شناسایی همه راهکارها از سوی وی نیست. به معنای دقیق، او همیشه از نتیجه بخشی تلاش برای یافتن راهکارهای تازه به منظور پیشرفت اطمینان دارد. چنین دیدگاهی معمولا با نظرخواهی از کارمندان در مورد مسائل مهم تقویت می شود. همچنین بسیاری از برندها به عنوان یک پرسش جذاب از کارمندان شان در مورد میزان امیدواری شان به آینده شرکت سوال می کنند. توجه به پاسخ ها و نظرات کارمندان در این شرایط امیدواری بسیار زیادی به برندها در راستای ادامه مسیرشان خواهد داد، چراکه یک کارآفرین به تنهایی امکان شناسایی و فهم همه امور در جریان شرکتش را ندارد. اینجا کمک کارمندان و حتی مشتریان به ما بسیار راهگشا خواهد بود.

6. تمرکز بر روی نیاز به موفقیت

برایس ولکر (موسسه Crush The CPA)

تغییر هویت کارآفرینان جوان و پرشور بدل به کارآفرینان پیر و کم تحرک درست پس از عدم احساس نیاز به موفقیت است. به این ترتیب فقط تا زمان احساس نیاز به موفقیت و پیشرفت کارآفرین از نظر فکری جون و پویا خواهد بود. در طول تاریخ همیشه نوآوری محصول نیاز است. من در تجربه شخصی ام هرگاه خود را در حال استراحت بر روی تخت خواب یا مبل راحتی می یابم، به سرعت اقدام به تقویت انگیزه ام برای کسب موفقیت های بیشتر خواهم پرداخت. به این ترتیب انگیزه و نیازم برای ادامه فعالیت در دنیای کسب و کار تقویت خواهد شد. اگر دقیق نگاه کنیم، همیشه در دنیای کسب و کار فضاهایی برای فعالیت بیشتر وجود دارد. گلایه برندها نسبت به ناتوانی در زمینه فعالیت بیشتر به طور عمده مربوط به کاهش انگیزه شان است. اگر با پیش زمینه نیاز و انگیزه بالا به اطراف نگاه کنیم، همیشه فرصت های مناسبی خواهیم یافت، بنابراین شیوه منحصر به فرد من در مواجهه با دوران رکود تلاش برای تمرکز بر روی نگاه به اطراف همراه با پیش زمینه نیاز است. این امر در طول زندگی ام به خوبی ثمربخش ظاهر شده است.

7. اندکی صبر و تحمل

فیراس کیتانه (موسسه Amerisleep)

در یک نگاه ساده، بسیاری از شرکت های بسیار موفق یک شبه ظاهر شده اند. به این ترتیب آرزویی مشابه برای خودمان در جهت موفقیت یک شبه در دنیای کسب و کار شاید چندان عجیب به نظر نرسد. نکته مهم در این میان بی توجهی بسیاری از ما نسبت به پس زمینه موفقیت شرکت های بزرگ است. به طور معمول مدیران و کارآفرینان این شرکت ها مدت زمان زیادی به تلاش برای کسب موفقیت ادامه داده اند. فقط پس از پایداری و صبر آنها در راستای دستیابی به موفقیت این امکان برای آنها فراهم شده است، بنابراین نگاه ساده انگارانه از بیرون به عنوان یک ناظر به موفقیت های شرکت های بزرگ مبتنی بر مجموعه ای از فرض های غلط است. شرکت های بزرگ تاریخچه جالب و هیجان انگیزی در زمینه تلاش برای کسب موفقیت دارند. به این ترتیب آنها فقط پس از تلاش های بسیار و عبرت گیری از شکست های پرشمارشان به موفقیت های بزرگ دست یافته اند. تلاش برای تمرکز بر روی وجه موفق این برندها بدون لحاظ تلاش های عمده شان در طول زمانی نسبتا طولانی بزرگترین خطر برای کارآفرینان جوان است. این امر موجب عجله و عدم صبر کارآفرینان برای دستیابی به موفقیت خواهد شد. این عدم شکیبایی به نوبه خود استفاده از روش های عجیب و غریب و پرخطر را تقویت خواهد کرد. اگر به دنبال کسب موفقیت پایدار در حوزه کسب و کار هستید، باید صبر و تحمل تان را تقویت کنید. این ویژگی یکی از رویکردها و پایه های فکری الزامی برای هر کارآفرینان موفقی است.

8. اصول شخصی خودیاری

کالین کاسابوف (برند ProTexting)

بزرگترین تفاوت میان داشتن یک شغل و نابودسازی کسب و کار شخصی مان مربوط به توانایی ما در زمینه پرورش اصول شخصی برای خودیاری است. این اصل معمولا به عنوان توانایی افراد در ایجاد انگیزه و روحیه مثبت در راستای استفاده بهینه از موقعیت ها و شرایط کاری اطلاق می شود. به این ترتیب ما با یک مجموعه از توانایی های ضروری برای موفقیت در حوزه کسب و کار مواجه هستیم. برخی از زمینه های خودیاری در عرصه کارآفرینی مربوط به یافتن نظم مناسب برای کار و فعالیت است. بسیاری از کارآفرینان هنوز در زمینه طراحی برنامه ای منسجم و مطابق با توانایی های شان برای کار ناتوان هستند. موفقیت مجموعه ای از کارآفرینان بزرگ براساس یک الگوی مشخص تضمین قطعی برای موفقیت ما با استفاده از آن نیست. در اینجا ما باید خودمان به فکر توسعه برنامه ای اختصاصی برای کسب و کارمان باشیم. دلیل اصلی تاکید من بر روی این امر شناخت درست و بی واسطه ما از توانایی ها و نقاط ضعف مان است. این نکته ما را در راستای طراحی یک برنامه دقیق یاری خواهد کرد.

9. الهام بخش باشید

برایان سامسون (برند ترو نورث)

زمان بسیار زیادی از دوران کاری من به عنوان یک کارآفرین صرف خرید و فروش چیزهای مختلف شده است. این فرآیند خرید و فروش الزاما میان مشتریان روی نمی دهد. تعامل با سرمایه گذارها، کارمندان و بسیاری موارد دیگر را نیز باید لحاظ کرد. با این حساب بسیاری از ما پس از مدت زمانی اندک فعالیت به عنوان کارآفرین دست از کار خواهیم کشید. دلیل این امر ناتوانی و خستگی ما از ادامه روند مذاکره و معامله با دیگران است. کلید تقویت انگیزه ما در این میان به منظور ادامه مسیر در تلاش برای یافت راهکارهای تازه است. به این ترتیب فرآیند تکراری تعامل با دیگران اندکی هیجان انگیز خواهد شد. همچنین از نقطه نظر دیگران ما با تلاش برای به کارگیری راهکارهای مختلف بدل به کارآفرینی الهام بخش خواهیم شد. این امر مستلزم تقویت توانایی ما در ایجاد رابطه پایدار با دیگران است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

از دانشجویی با دست خالی به یک برند بزرگ زیورآلات در ایران رسیده است و حالا پیشنهادهایی برای افتتاح فروشگاه در کشورهای خارجی دارد. این سرگذشت زنی جوان است که از اینستاگرام شروع کرد و حالا با یک کارگاه ١٥ نفره مالک یک برند شناخته شده زیورآلات در ایران است، اما این تنها یک مورد نیست که می‌خواهیم به شما معرفی کنیم. حالا چیزی حدود ٢٠ دانشجو در پل کالج تهران یک فروشگاه بزرگ مشترک دارند و پوشاک دست‌سازشان را آن‌جا می‌فروشند.

فروشگاهی که بین «تریپ هنری‌ها» معروف و زبانزد شده است و مورد سوم یک گروه سه نفره از دانشجویان خوش فکر هنری است که لباس‌های نوجوانان را با نقاشی‌های دلخواه شان تولید می‌کنند و بسیار هم پرطرفدار شده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند، امید شنعه، رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید که یک راه میان بر برای افرادی با سرمایه کم و ایده‌های خلاقانه وجود دارد تا به سرعت در بازار شناخته شوند و به درآمدزایی برسند و آن تشکیل کارهای گروهی و تقسیم و مدیریت اصولی هزینه‌هاست.

یک فروشگاه اشتراکی با مالکان دانشجو

یک فروشگاه بزرگ نزدیک دانشگاه‌شان در پل کالج دارند. فروشگاهی پر از کیف و کفش‌های دست دوز با چرم، نمد، قطعات گلیم و پارچه‌های شاد و رنگارنگ. لباس‌هایی که روی آنها اشعار فارسی خطاطی شده است. زیورآلاتی با نقش‌های ایران باستان و.... این‌جا فروشگاه تعدادی از دانشجویان یک دانشگاه هنر غیرانتفاعی است. خودشان می‌گویند فکر کردند که اگر بخواهند با فروش کارهای تک و جزیی به یک مغازه برسند، سالیان‌سال باید کار کنند و چه بسا میانه کار خسته شوند و به پشت میزنشینی روی آورند! می‌گویند تصمیم گرفتیم همگی -که تعدادشان ٢٠ نفر می‌شود- پول روی هم بگذاریم و یک مغازه اجاره کنیم. حالا آنها کارهای تولیدی‌شان را در مغازه می‌آورند و می‌فروشند. هزینه‌های جاری مغازه را مساوی تقسیم می‌کنند و سود حاصل از فروش را براساس کارهایی که یک فرد تولید کرده است، می‌پردازند. خودشان می‌گویند دو‌سال صبر کرده‌اند تا به سوددهی رسیده‌اند، اما حالا از نتیجه کار ناراضی نیستند.

می‌گویند مشتری‌های جوان و با تیپ‌های خاص هنری دارند و چون آنها می‌توانند همه کالاهای مورد نیاز برای ظاهرشان را این‌جا به صورت یکجا پیدا کنند، فروشگاه‌شان به سرعت دیده شده است.

لباس با نقاشی سفارشی مخصوص نوجوانان!

آنها یک گروه کوچک هستند که توانسته‌اند با یک فروشگاه اینستاگرامی مشتریان زیادی برای خود دست و پا کنند.  ایده آنها بسیار ساده و خلاصه است. می‌گویند که بیشتر لباس‌هایی که آماده می‌خریم طرح و نقاشی‌هایش از پیش آماده شده است و در بازار ایران امکان کمی وجود دارد تا مشتری نقاشی دلخواهش را روی لباسش سفارش بدهد. کار آنها نقاشی‌های سفارشی روی لباس است. خودشان می‌گویند بیشتر مشتریان‌شان تینیجرها هستند. آنها خیلی علاقه دارند که لباس‌هایی با طرح‌های متفاوت داشته باشند تا جلب توجه کنند. بعضی‌های‌شان روی تی‌شرت‌شان اسامی‌شان را به صورت فارسی طراحی می‌کنند و سفارش می‌دهند، بعضی‌ها می‌خواهند روی کفش‌شان طراحی و نقاشی کنند و بعضی دیگر روی شلوارشان تصویری از شخصیت‌های مورد علاقه‌شان یا جمله و نمادی از آنها را سفارش می‌دهند.

نرگس رحیمی می‌گوید: «لباس با طرح سفارشی معمولا در بازار ایران تنها برای مشتریان پولدار با خیاط‌های مخصوص است. ما تلاش کردیم این تجربه را برای همه مشتریان‌مان ایجاد کنیم و به همین دلیل طرح‌های سفارشی‌مان که قیمت نسبتا مناسبی دارند با استقبال مشتریان اینستاگرامی‌مان مواجه شد.»

آنها ٣ نفر هستند و با یک وام ٥‌میلیون تومانی و خرید لوازم و رنگ‌های قابل شست‌وشوی نقاشی کارشان را در خانه‌شان شروع کرده‌اند. سفارش‌های هفتگی را بین خودشان تقسیم می‌کنند و هرکس کار را در خانه خودش انجام می‌دهد و برای مشتریان با پیک  ارسال می‌کند.

این دانشجویان هنر می‌گویند که به فروشگاه اینستاگرامی‌شان بسنده نکرده‌اند و اطلاعیه‌هایی برای معرفی کارشان به فروشگاه‌های پوشاک داده‌اند و از آنها هم سفارش می‌گیرند.

از بی‌پولی دوران دانشجویی تا برند بزرگ زیورآلات

طرح‌های ظریف میناکاری ایرانی روی زیورآلات. این خلاصه کاری است که استارتش را یک دانشجوی هنر به نام راضیه حبیبی زد و به سرعت توانست فالوورهای زیادی در اینستاگرام جذب کند. کار خلاقانه یک دانشجوی شمالی و البته زیورآلات چشم‌نواز او آن‌قدر پرمشتری شد که دیگر نتوانست جوابگوی آن همه تقاضا باشد و به ناچار تعدادی از همکلاسی‌هایش را به کمک طلبید. آنها حالا یک برند معروف زیورآلات دارند و چند شعبه فروشگاه در تهران و شهرستان و حتی پیشنهادهایی برای ایجاد فروشگاه در کشورهای خارجی داشته‌اند. کارگاه ١٥ نفره آنها توانسته است یک شغل پردرآمد برای این همکلاسی‌ها که حالا فارغ التحصیل شده‌اند، ایجاد کند.

او درباره این‌که چگونه استارت این کار را زده است  می‌گوید: «دوران دانشجویی سختی داشتم زیرا وضع مالی‌ام چندان مطلوب نبود و گاهی شرایط  سخت باعث  می‌شود تا یک کار متفاوت به وجود بیاید.»

حبیبی ادامه می‌دهد: «سال آخر دانشگاه بودم که به این فکر افتادم که میناکاری را روی زیورآلات بیاورم. ایده‌ای که تا قبل از این اجرا نشده بود و بیشتر طراحی‌ها و نقاشی‌های روی زیورآلات معمولا با لاک و گواش بود که پس از مدتی محو می‌شد. این در حالی است که مینا هم بادوام‌تر و زیباتر بود و هم این‌که مشتری با خرید زیورآلات درواقع صاحب یک اثر هنری اصیل در اندازه مینیاتوری می‌شد.»

این کارآفرین توضیح می‌دهد: «این ایده خلاقانه توانست جای خود را در میان مخاطبانش پیدا کند و من  به جای کارهای تکی  تصمیم گرفتم کارگاهی راه‌اندازی کنم و ١٥ نفر در آن مشغول به کار شویم؛ می‌توانم بگویم فکر من سرمایه‌ام بود.»

او می‌گوید: «البته در ابتدا چنین ایده‌ای نداشتم و در بازارچه‌های سنتی  ورود پیدا کردم تا نیاز خود را برطرف کنم؛ اما پس از مدتی این فکر به ذهنم رسید چرا خودم تولید نکنم؟ به هر طریقی که بود با وام ٢‌ میلیون تومانی کوره‌ای را خریداری کردم تا ایده‌ام را به حقیقت تبدیل کنم؛ چرا که کاری متفاوت در نظر داشتم  و خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت.»

حبیبی  در ادامه با تأکید بر این‌که بیشتر کسانی که در کارگاهش کار می‌کنند از اهالی هنر هستند و  ابتدا  این افراد مورد آموزش قرار گرفته‌اند و پس از آن با نظارت مستقیم فعالیت می‌کنند، می‌گوید: «معمولا افرادی که در کارگاه کار می‌کنند از فارغ‌التحصیلان رشته‌های هنر هستند. البته  در این‌جا امتیازی هم برای افراد مشغول در کارگاه قایل شدیم؛ این‌که  در صورت عدم توانایی حضور در کارگاه، کار خود را در خانه انجام دهند و یک روز برای تحویل کار حضور داشته باشند.»

اما حالا فروش این برندی که توانسته جای خود را در میان مشتریان  پیدا کند، به چه شکل است؟

صاحب این  برند  معروف زیورآلات می‌گوید: «نمی‌توان  درآمد معینی را برای  ما در نظر گرفت؛ چرا  که یک ماه فروش خوبی داریم و در ماه دیگر نه؛ به‌ عنوان مثال فروش ما در ماه‌های محرم، صفر و رمضان از نصف کمتر می‌شود و به ٧٠‌میلیون تومان می‌رسد در صورتی که در ماه‌های پرفروش چیزی بین ١٥٠‌میلیون تومان  تا ٢٠٠‌ میلیون تومان فروش داریم که می‌تواند جبران ماه‌های کم‌فروش‌مان را کند زیرا ماه‌هایی هست که ما ٣٠‌میلیون تومان بیشتر فروش نداریم و  من ماهیانه باید ٣٠‌میلیون تومان  دستمزد پرداخت کنم.»

تک‌خوری نکنید!

به جای این‌که استارت کارتان را تک‌نفره بزنید و سال‌های طولانی برای بازگشت سرمایه‌تان منتظر بمانید، یک کار مشترک و گروهی شروع کنید. این توصیه بسیاری از کارشناسان بازار کار به افرادی است که سرمایه کمی دارند اما با ایده خلاقانه و مشتری‌پسند می‌توانند بازار خوبی به دست بیاورند.

در جای جای جهان  بنگاه‌های کوچک و  بزرگی وجود دارد که  با اندک سرمایه و البته به صورت گروهی پایه‌گذاری شده است. اتفاقی که در ایران کمتر تجربه شده است؛ چرا که می‌گویند ایرانی‌ها علاقه زیادی به کار گروهی ندارند و همین اخلاق باعث می‌شود که آنها مشاغلی پرهزینه‌تر و با راندمان کمتر و ضعیف‌تر داشته باشند. در حالی ‌که یک کار گروهی می‌تواند سرعت تولید و کیفیت محصولات‌تان را افزایش دهد، خلاقیت و فکرهای خوب منحصر به یک نفر نباشد و با تقسیم هزینه‌هایی مانند اجاره، مالیات و... حتی باعث کاهش هزینه‌های‌تان شود. درست است که درآمد هم تقسیم می‌شود اما این‌که در شروع کار و با دست خالی بیشتر به فکر تقسیم هزینه‌ها باشید، عاقلانه‌تر است.

در این رابطه امید شنعه،  رئیس بنیاد توسعه و تعاونی‌های کارآفرینی تهران می‌گوید: «اگر افراد برای برندینگ می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند، بهتر است در بنگاه‌های  بزرگ سرمایه‌گذاری کنند و اگر می‌خواهند خودشان دست به کار شوند و برند خودشان را داشته باشند، بهتر است کار گروهی را شروع کنند؛ چرا که از نظر اقتصادی و اصول بازار کار این اتفاق برای‌شان مقرون به صرفه‌تر است. » او ادامه می‌دهد: «راه عاقلانه‌تر این است که افراد با کارگاه‌های کوچک با برندهای بزرگ حرف بزنند و آنها را متقاعد کنند که سفارش‌های آنها را انجام می‌دهند و‌درصدی سود می‌گیرند. این کار باعث می‌شود که برندهایی با سرمایه بالا، مواد اولیه این کارگاه‌ها را تأمین کنند و هزینه تبلیغات، فروش و بازاریابی آنها را به عهده بگیرند و افراد با کارگاه‌های کوچک سریع‌تر و ارزان‌تر به درآمدزایی برسند.»


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

تکنولوژی دیجیتال تمام بخش های زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است. امروزه ما همه کارهای خود را به صورت آنلاین انجام می دهیم. کارهایی نظیر خرید پوشاک یا حتی یک تکه پیتزای گرم دیگر نیازمند حضور فیزیکی در فروشگاه ها نیست. بدون تردید صحبت از پیتزا خنده بر روی لب های هر فردی خواهد آورد. به هر حال پس از یک روز کاری انتحاب پیتزا به عنوان یک غذای لذیذ لذت بخش خواهد بود.

آیا برای شما ترک محل کار و رانندگی طولانی تا یک فست فود برای سفارش پیتزا قابل تصور است؟ برای بسیاری از افراد مثل من پس از پایان ساعت کاری بازگشت سریع به خانه اهمیت بالایی دارد. خوشبختانه امروزه دیگر نیازی به توقف در مسیر مشخص برای سفارش پیتزا نیست.

 این کار نیز درست مانند بسیاری از کارهای دیگر به صورت آنلاین روی می دهد. بی تردید چنین سفارش آنلاین پیتزا یا هر غذای دیگری بسیار جذاب به نظر می رسد.

کسب و کار سودآور تحویل غذا

در این مقاله هدف اصلی من بررسی چهار دلیل عمده برای سودمندی فعالیت در زمینه تحویل غذاست. اجازه دهید به بررسی هر کدام از آنها بپردازیم.

1. تقاضای زیاد برای تحویل غذا

با افزایش شمار کاربران اینترنت میزان علاقه آنها به سفارش آنلاین نیز افزایش پیدا کرده است. این امر مستلزم تحویل غذا نیز هست. به این ترتیب بسیاری از فروشگاه های آنلاین غذا یا رستوران ها مجبور به استفاده از سرویس تحویل سفارش ها شده اند. مزیت این شیوه برای مشتریان امکان پیش سفارش غذا از چند روز قبل برای تحویل در روز و ساعت خاصی است. به این ترتیب دیگر نظم تحویل غذا به هنگام برگزاری مهمانی ها برهم نمی خورد. وقتی در هر کسب و کاری با افزایش نیاز مشتریان مواجه هستیم، افزایش علاقه برندها به عرضه خدمات نیز پدید می آید. پیشگام عرضه آنلاین غذا و تحویل آن، اپ های سفارش آنلاین غذا هستند. اگر شما نیز به دنبال توسعه فعالیت رستوران تان هستید، فراهم سازی امکان سفارش آنلاین و تحویل آن به صورت خودکار ایده مناسبی خواهد بود. البته برخی از برندها فقط در زمینه تحویل غذا فعالیت دارند. به این ترتیب آنها خود هیچ نقشی در تهیه سفارش مشتریان شان ندارند.

2. راحتی زیاد به عنوان بهترین دلیل

راحتی بالا یکی از دلایل اصلی علاقه مردم به سفارش آنلاین غذا و تحویل آن است. در هر صورت همه ما علاقه مند به انتخاب پیتزای مورد علاقه مان پشت کامپیوتر هستیم. در این شیوه ما تمام جزییات مورد نظرمان را انتخاب و سپس در زمان مقرر غذای مان را دریافت می کنیم. این امر دیگر مستلزم تعامل رو در رو با پرسنل رستوران یا بدتر از آن مراجعه حضوری نیست. همچنین برای بسیاری از افراد تنبل مانند من دیگر نگرانی بسته شدن رستوران از بین می رود.

یکی از تجربیات مشترک همه ما انتظار در صف خرید غذاست. بدون شک همه ما از چنین انتظاری متنفر هستیم. مزیت سفارش آنلاین غذا حذف چنین انتظاری است. به این ترتیب پس از سفارش ما بدون دغدغه به کارهای دیگرمان خواهیم پرداخت.

3. صرفه جویی در زمان

اگر شما پس از کارتان در خانه مشغول تهیه غذا شوید، مدت زمان مشخصی زمان مورد نیاز خواهد بود. به طور معمول چنین کاری زمان کنار هم بودن خانواده ها را کاهش می دهد. به همین دلیل بسیاری از خانواده ها وعده شام را از رستوران های ارزان قیمت تهیه می کنند. به این ترتیب دیگر نیازی به نگرانی پیرامون تهیه وعده غذایی نیست. اکنون برای ما فرصت ثبت سفارش غذا در محل کار و تحویل آن درب منزل به هنگام بازگشت به خانه وجود دارد. برخی از اپ های سفارش غذای آنلاین امکان خرید مداوم در روزها یا ساعت خاصی را پدید آورده اند. به این ترتیب دیگر حتی نیازی به ثبت سفارش مداوم هم نیست. به این ترتیب صرفه جویی در زمان به اوج خود می رسد. این امر برای خانواده ها به معنای فرصت بیشتر برای تعامل و در کنار هم بودن، است.

4. صرفه اقتصادی

آیا شما به دنبال صرفه جویی در مخارج تان هستید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، توجه به مزیت های سفارش آنلاین غذا ضروری به نظر می رسد. از آنجایی که صنعت تحویل غذا دارای رقابت بسیار سنگینی از سوی برندهای مختلف است، اغلب رستوران ها پیشنهادها و تخفیف های ویژه ای برای مشتریان خود در نظر گرفته اند. به طور معمول این پیشنهادهای ویژه شامل تحویل رایگان غذاست. با این حال در برخی از موارد تخفیف های اندکی بر روی خود غذا نیز لحاظ می شود. اگرچه تحویل رایگان غذا برای رستوران ها بیشتر یک استراتژی بازاریابی لحاظ می شود، اما برای مشتریان گزینه ای مقرون به صرفه و اقتصادی به حساب می آید. این امر وقتی هزینه های مراجعه به رستوران ها را لحاظ کنیم، بیشتر به چشم می آید. به این ترتیب علاوه بر رفع نیاز مراجعه حضوری به رستوران ها دیگر نیازی به پرداخت هزینه برای تحویل غذا نیز نخواهد بود.

جمع بندی

تحویل غذا همیشه یک فرصت استثنایی برای برندها به منظور توسعه کسب وکارشان است. درست به همین دلیل برخی از برندها با حوزه فعالیت غیرمرتبط با صنعت غذا نیز به آن ورود پیدا کرده اند. استفاده از این فرصت در گرو هوشمندی و بررسی دقیق شما از نحوه فعالیت تان در آن بازار است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

حقیقت تلخی که همه کارآفرینان باید با آن روبه‌رو شوند این است که موفقیت استارت آپ نیاز به سرمایه گذاری و بودجه دارد.

حقیقت تلخی که همه کارآفرینان باید با آن روبه‌رو شوند این است که موفقیت استارت آپ نیاز به سرمایه گذاری و بودجه دارد.

 این بودجه معمولا باید از منابع بیرونی تهیه شود چون خودِ کارآفرینان در مراحل اولیه استارت آپ سرمایه چندانی ندارند.  براساس گزارش سایت خبرنامه نوین، راه‌های زیادی برای به دست آوردن سرمایه اولیه برای استارت آپ وجود دارد اما سه راه اصلی برای به دست آوردن سرمایه وجود دارد در این مقاله به بررسی و توضیح این سه راه اصلی برای به دست آوردن سرمایه استارت آپ می‌پردازیم.  1- سرمایه شخصی (Bootstrapping)   2-وام و سرمایه بیرونی (Debt)   3-شراکت در سهام (Equity)

  از جیب خودتان مایه بگذارید! (سرمایه شخصی)

به این روش از سرمایه گذاری که شما به اصطلاح از جیب خودتان خرج می‌کنید سرمایه‌گذاری شخصی می‌گویند. البته الزامی هم نیست که حتما پول خودتان باشد. می‌توانید از دوستان و آشنایان و خانواده خودتان هم کمک بگیرید. سرمایه‌ای که شما از طریق سرمایه شخصی به دست می‌آورید ممکن است حتی مبلغ خیلی بالایی نباشد اما حداقل هزینه‌های ضروری و اساسی شما مثل هزینه راه‌اندازی وب‌سایت یا خرید مواد اولیه (اگر لازم باشد) را تامین کند. بازاریابان و کارآفرینان متخصص به این اعتقاد دارند که هرچه یک استارت آپ بتواند هزینه‌های خودش را از طریق سرمایه شخصی تامین بکند به همان‌اندازه قوی‌تر بوده و شانس بیشتری برای موفقیت دارد. اما باید بخاطر داشته باشید که فرایند سرمایه شخصی کمی کند است چون معمولا  سرمایه شخصی‌ای که افراد دارند آنقدر زیاد نیست که بتوانند کارها را خیلی سریع پیش ببرند و باید به مرور زمان از آن استفاده کرد.

  از بیرون هم کمک بگیرید! (وام و سرمایه بیرونی)

سرمایه بیرونی همان قرض  است که شما می‌گیرید و بعد از مدتی آن را پس می‌دهید. معمولا استفاده از سرمایه بیرونی (به جای سرمایه شخصی) کمی سریع‌تر و راحت‌تر است چون مجموعه‌ها و سازمان‌های زیادی وجود دارند که این کار را انجام می‌دهند (مثل صندوق‌های مالی یا بانک‌ها). اما باید به آن دقت کنید که مبلغی که شما به عنوان بدهی می‌گیرید در چه راهی خرج می‌شود؟ یادتان باشد که بدهی و وام زمانی بیشترین بازده را دارند که در خدمت کسب درآمد و بازپرداخت وام (یا بدهی) باشند ویا به بیان بهتر وام و بدهی تنها زمانی کارساز هستند که به نوعی به سود یا بازده مالی تبدیل شده و در پس دادن همان بدهی کمک کنند. در غیر این صورت ممکن است بیشتر از آن که به شما کمک کنند، به شما لطمه بزنند.

  به  داشتن شریک فکر کنید (شراکت در سهام)

 شراکت در سهام یعنی شما سرمایه‌ای را از یک شخص یا مجموعه دریافت می‌کنید و به ازای سرمایه‌ای که گرفته‌اید بخشی از سهام استارت آپ خودتان را به آن شخص یا مجموعه واگذار می‌کنید. تعداد افراد یا سازمان‌هایی که حاضر باشند با چنین شرایطی سرمایه‌ای در اختیار شما بگذارند خیلی کم است اما کارآفرینان علاقه خاصی به این روش دارند چون که در این روش، نیازی نیست که شما سرمایه دریافتی‌تان را در مدتی کوتاه بصورت یکجا یا قسطی پس بدهید. معمولا شرکت‌ها و مجموعه‌هایی از گزینه شراکت در سهام استفاده می‌کنند که کسب و کارشان برای کسب درآمد نیاز به زمان نسبتا طولانی داشته باشد. چرا؟ چون صاحب چنین استارت آپی نمی‌تواند تمام هزینه‌های اولیه را با چندین وام و بدهی برطرف کند.  مزیت شراکت در سهام این است که زمانی که شما شخص دیگری را به عنوان سهامدار وارد استارت آپ خودتان می‌کنید در حقیقت از بازار و از تجربه و تخصص او هم می‌توانید استفاده کرده و رشد سریع‌تری داشته باشید. اما عیب بزرگ آن عبارت است از این که شما مجبورید مالکیت بخشی از استارت آپ خودتان را به کس دیگری بدهید.

  مسیر مناسب جذب سرمایه کدام است؟

سرمایه‌گذاری روی یک استارت آپ راه‌ها و روش‌های زیادی دارد و یک کارآفرین خبره باید تمام این راه‌ها را برای گام‌های مختلف استارت آپ خودش بررسی و انتخاب کند یعنی هیچ لزومی ندارد که یک روش سرمایه‌گذاری را انتخاب کرده و تا آخر با همان روش جلو بروید.  در کل کارآفرینان بین این روش ها، روش سوم(شراکت در سهام) را به بقیه ترجیح می‌دهند. اما این گزینه برای همه کارآفرینان در دسترس نیست پس به عنوان کارآفرین، سرمایه شخصی و وام (سرمایه بیرونی) در مراحل اولیه بهترین گزینه‌های شما هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

مسیر بین سان‌فرانسیسکو تا لس‌آنجلس حدود ۶۵۰ کیلومتر است و رانندگی در این مسیر کمی خسته‌کننده است. سفر هوایی بین دو شهر کوتاه و ارزان است، اما اگر مسافری عجله نداشته باشد و نخواهد در فرودگاه‌ معطل شود و علاوه بر این بخواهد از جاده زیبای بین این دو شهر لذت ببرد، در ۱۲ ساعت می‌تواند سفری متفاوت را تجربه کند.
هتل‌ اتوبوس، ایده‌ای هوشمندانه در پس تکنولوژی

تابستان سال ۲۰۱۷ دو کارآفرین ۳/ ۳ میلیون دلار سرمایه اولیه برای استارت‌‌آپ هتل سیار خود به نام «کابین» جمع‌آوری کردند. این هتل سیار شب‌ها مسافران را بین سان‌فرانسیسکو و لس‌‌آنجلس جابه‌جا می‌کند. آنها معتقدند هدر رفتن زمان، حمل‌ونقل پراسترس و هزینه‌های اضافی اغلب افراد را از مسافرت‌های راحت بین شهرها محروم می‌کند و به همین دلیل یک روش جدید در سفر کردن ایجاد کردند. در واقع استارت‌آپ کابین یک اتوبوس با کابین‌های کوچک و یک نفره است که جای خواب راحت برای مسافران فراهم می‌کند و نسبت به اتوبوس‌های معمولی گران‌تر است. هر سفر بین ۸۵ تا ۱۱۵ دلار تمام می‌شود که البته هزینه پرواز یک ساعته با هواپیما بین این دو شهر همین حدود یا حتی کمتر است. اما یکی از سرمایه‌گذاران کابین می‌گوید این شرکت روش جدید مسافرت کردن از نقطه A به نقطه B را نشان می‌دهد؛ روشی که به‌طور مستقیم به موج ورودی از وسایل نقلیه خودران متصل می‌شود. خیلی‌ها این استارت‌آپ را محدود به یک اتوبوس که جای خواب دارد می‌بینند، اما آن میورا، از موسسان شرکت سرمایه‌گذاری فلادگیت (Floodgate)، آینده حمل‌ونقل را در کار این استارت‌آپ می‌بیند.

میورا علاقه زیادی به صنعت حمل‌ونقل دارد. او شرکت فلادگیت را در سال ۲۰۰۸ تاسیس کرد و یکی از اولین سرمایه‌گذاران شرکت تاکسی اینترنتی لیفت بود. در آن زمان، لیفت نام دیگری داشت و بر ارائه خدمات تاکسی اینترنتی برای دانشگاه‌ها متمرکز بود. امروز این شرکت ۱۱ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده در بیش از ۳۶۰ شهر فعالیت می‌کند. او بینشی نسبتا بلندمدت در مورد کابین دارد. وقتی دیگر نیازی نباشد که افراد همه حواس خود را هنگام رانندگی کردن جمع کنند، می‌توانند وقتی در اتومبیل خودران خود هستند، خیلی کارهای دیگر انجام دهند. میورا یک شبکه حمل‌ونقل را تصور می‌کند که در آن اتومبیل‌های خودران، امکان تجربه‌های خاص را برای مردم فراهم می‌کنند. ‌ میورا می‌گوید: «آنها فقط یک اتوبوس نیستند که مردم در کابین‌ خود بخوابند و از سانتا مونیکا به سان‌فرانسیسکو بروند. در واقع، یک هتل متحرک است که جای استراحت دارد و خدمتکاران دائم سرویس می‌دهند. شاید تصورش سخت باشد، اما در همین اتوبوس رستوران و کافه هم وجود دارد. در واقع این اولین نمونه از چنین چیزی است.»

به‌طور مشخص، کابین اولین نمونه از این نوع روش سفر است. هدف شرکت این است که تجربه یک هتل لوکس را به این شکل ارائه کند، اما هنوز نتوانسته طرفداران جهانی پیدا کند. یکی از افرادی که کامنت گذاشته آن را با هاستل مقایسه کرده و فردی دیگر محفظه‌های خواب خصوصی را به تابوت تشبیه کرده است! اتوبوس‌های شرکت هم هنوز خودران نیستند. اما ایده‌ بزرگ‌تری در پس این ماجرا وجود دارد. میورا اکوسیستمی از وسایل نقلیه را تصور می‌‌کند که خدمات مختلفی ارائه می‌دهند و به محض تقاضای مشتری در دسترس هستند. او می‌گوید: «فکر کنید همه خدمات و فروشگاه‌هایی که نیاز دارید، اطراف‌تان باشد؛ از آرایشگاه گرفته تا باشگاه ورزشی. همه این تجربیات را می‌توان در مسیر سفر یا حتی حمل‌ونقل شهری ارائه کرد. فکر کنید می‌خواهید به تئاتر بروید و مسیرتان ترافیک زیادی دارد. به جای اینکه یک روز دیگر مجبور باشید یک ساعت از محل کارتان مرخصی بگیرید، در خودرویی که مسیر تئاتر را طی می‌کنید، موهای خود را کوتاه کنید.»

از نظر میورا، این یک فرصت کسب‌وکار عالی است و می‌تواند فقط به مسیر رفت‌وآمد محدود نباشد. او می‌گوید: «با اتومبیل‌های خودران می‌توانید با افرادی که هر چیزی تولید می‌کنند ارتباط مستقیم داشته باشید و مثلا سیب را از باغ سیب به‌طور مستقیم سفارش دهید تا با یک اتومبیل خودران به دست شما برسد.»  نکته‌ای که وجود دارد، فصل اشتراک بین اتومبیل‌های خودران و شبکه خودروهای اشتراکی است که استارت‌آپ کابین فعلا هیچ کدام را ارائه نمی‌کند. تام کوریر، مدیر عامل کابین می‌گوید آنها در حال بررسی اثر اتومبیل‌های خودران بر صنعت حمل‌ونقل هستند؛ اگرچه تصریح نکرده که آیا استارت‌آپ آنها می‌خواهد روی این نوع خودروها سرمایه‌گذاری کند یا نه.

تغییری که میورا به آن فکر می‌کند، تنها زمانی نتیجه خواهد داد که اتومبیل‌های خودران همه‌گیر شوند و این موضوع ممکن است سال‌ها طول بکشد. این مشکلی است که شرکت لیفت هم آن را در دست بررسی قرار داده است. این شرکت مشارکت با واحد اتومبیل‌های خودران شرکت آلفابت و نیز شرکت‌های خودروسازی قدیمی مثل جنرال موتورز و فورد را آغاز کرده است. همه این شرکت‌ها تلاش می‌کنند اتومبیل‌های خودرانی تولید کنند که به زودی به بخشی از یک شبکه خودروهای اشتراکی گسترده‌تر تبدیل خواهند شد. ایده کابین ممکن است کمی احمقانه و دور از دسترس به نظر برسد، اما هدف بزرگ‌تری که در پس آن قرار دارد – یعنی بهره‌برداری بیشتر از زمانی که داخل خودرو می‌گذرانیم – منطق جذابی دارد. شاید ۲۰ سال دیگر بتوانیم در مسیر رفتن به سر کار، در یک محفظه راحت، استراحت کنیم.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

در دنیای کسب وکار برخی از حوزه ها هرگز با خطر بی توجهی مردم مواجه نیستند. یکی از صنعت های همیشه پررونق در جهان غذا و فست فود است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرصت امروز، همیشه در طول تاریخ انسان ها به دنبال جست وجوی خوراکی های هرچه متنوع تر بوده اند. به علاوه هیچ فردی بدون غذا و خوراکی توان ادامه زندگی را نخواهد داشت. شاید شما هم تجربه مواجهه با افراد دارای توانایی بالا در آشپزی را داشته باشید. بسیاری از این افراد همیشه از ضرورت ورودشان به صنعت غذا و فست فود صحبت می کنند. در نگاه نخست مهارت های آشپزی برای اداره یک رستوران کافی به نظر می رسد. با این حال کارشناس های حوزه کسب وکار به خوبی از الزامات دیگر عرصه رستوران داری مطلع هستند. در حقیقت اگرچه صنعت غذا به طور کلی رونق زیادی دارد، اما این به معنای تضمین موفقیت رستوران ها نیست.

براساس آمار موسسه All Business صنعت خوراکی یکی از دشوارترین حوزه ها برای شروع کسب وکار تازه است. در این مقاله هدف اصلی من بررسی گونه خاصی از فعالیت در صنعت رستوران داری است. شاید شما هم در خیابان ها خودروهای دارای آشپزخانه سیار را دیده باشید. بسیاری از کارآفرینان خلاق از چنین خودروهایی به عنوان رستوران سیار استفاده می کنند. به این ترتیب شروع کار آنها در صنعت بزرگ مواد غذایی با گامی کوچک اما مطمئن صورت می گیرد.

بدون تردید ریسک های شروع فعالیت رستوران داری با آشپزخانه ای سیار بسیار کمتر از نمونه های دیگر است. با این حال چنین امری به معنای عدم نیاز به برنامه ریزی و تحمل سختی های گوناگون نیست. در ادامه این مقاله به بررسی برخی از نکات مهم برای شروع کسب وکار رستوران داری سیار و موفقیت در آن خواهم پرداخت.

اهمیت برنامه ریزی برای کسب وکارمان

پیش از آنکه کسب وکارتان را شروع کنید، باید پیرامون آن فکر کرده و برنامه ریزی نمایید. وقتی از تفکر و برنامه ریزی پیرامون کسب و کار صحبت می کنم، منظور من فقط بخش های مهم نیست. در حقیقت ما باید برای تمام بخش ها و جزییات کسب وکارمان برنامه ای دقیق داشته باشیم. یکی از مهم ترین بخش های مربوط به رستوران سیار نوع غذاهای منوی مان است. توجه داشته باشید که هر غذایی را نمی توان در پشت یک خودرو طبخ کرد. به این ترتیب باید سراغ دستور پخت غذاهایی باشیم که به راحتی و در پشت خودرو قابل تهیه باشند.

با توجه به نوع فعالیت مان و گستردگی کسب وکار باید به فکر مدیریت آن نیز بود. به این ترتیب با یک پرسش بسیار مهم مواجه هستیم: آیا مدیریت این کار فقط برعهده خودمان است یا به کمک دیگران نیاز داریم؟ محل مورد نظر ما برای شروع فعالیت کجاست؟ آیا محله ای شلوغ را مد نظر داریم؟ یا شاید برای امتحان اولیه کسب وکارمان یک محیط خلوت تر مدنظرمان است؟ نکته مهم درخصوص انتخاب محل مناسب برای شروع به کار رستوران سیارمان توانایی پوشش تعداد افراد حاضر در آن محیط است. به این ترتیب باید خودروی ون مناسبی برای تهیه حجم بالایی از غذا (در صورت انتخاب محله شلوغ) داشته باشیم. وقتی ما محله شلوغی را برای شروع به کار انتخاب می کنیم، معنای آن نیاز به بودجه بیشتر نیز هست. متاسفانه بسیاری از رستوران ها بدون توجه به بودجه اولیه شروع به کار در محله ای شلوغ می کنند. به این ترتیب پس از گذشت اندک زمانی از شروع به کار با مشکلات عدیده ای در زمینه تامین نیازهای اولیه خود مواجه خواهند شد.

به عنوان توصیه کلیدی این بخش باید برآورد هزینه های اولیه را در ذهن داشت. به این ترتیب بدون پیش بینی دقیق هزینه های مورد نیاز در ادامه راه دچار مشکلات فراوانی خواهیم شد. نکته جالب اینکه همین برآوردهای دقیق هزینه در ابتدای راه تا حد زیادی آینده رستوران سیارمان را مشخص خواهد کرد.

عبور از کانال های قانونی

اگر شروع به فعالیت یک رستوران سیار فقط نیازمند یک خودروی ون و مهارت در آشپزی بود، اکنون خیابان ها پر از رستوران های سیار بود. با این حال واقعیت خلاف این امر را نشان می دهد. به این ترتیب شروع به کار یک رستوران حتی از نوع سیارش به مانند هر کسب وکار دیگری نیازمند برخی کاغذبازی های رایج است. کسب مجوزهای لازم و پروانه های ضروری از مهم ترین اقدامات پیش از شروع به کار رسمی است. در غیر این صورت به احتمال زیاد با جریمه های سنگین دولتی مواجه خواهیم شد.

نکته مهم درخصوص دریافت مجوزهای دولتی و منطقه ای تفاوت آن از هر منطقه به منطقه ای دیگر است، بنابراین به جای پرس وجو از منابع غیرمطمئن به طور مستقیم با مقامات مورد نظر وارد مذاکره شوید. خوشبختانه کسب مجوزهای لازم معمولا مشکل خاصی ندارد. همچنین به دلیل ماهیت کم هزینه رستوران داری سیار در ابتدا نیاز به پرداخت هزینه آنچنانی به سازمان های دولتی برای کسب مجوز نیست. نرخ مالیات نیز براساس درآمد ما تعیین می شود. البته در برخی کشورها رستوران های سیار سال نخست از پرداخت مالیات معاف هستند.

نکته بعدی در مورد کسب مجوزهای لازم اقدام برای اخذ پروانه آشپزی است. شاید شما دستپخت خوبی داشته باشید، اما این امر برای شروع کارتان به عنوان آشپز کافی نیست. بر این اساس باید اقدام به اخذ پروانه آشپزی کرد. این امر معمولا نیازمند طی دوره های آموزشی است. خبر خوش مدت زمان کوتاه دوره های آموزشی آشپزی است. به ویژه برای رستوران های سیار شما نیازمند مهارت های بسیار حرفه ای و پیشرفته نیستید. فقط باید آموزش های اولیه در مورد بهداشت محیط آشپزخانه و پخت استاندارد غذاها به شما داده شود.

تهیه آشپزخانه سیار

پس از آنکه برنامه کسب وکار و مجوزهای رسمی آماده شد، گام بعدی خرید ون دارای آشپزخانه است. البته به جای ون امکان استفاده از کامیون های سایز کوچک نیز هست. نکته مهم به هنگام انتخاب خودرو و آشپزخانه همراه آن دقت به محیط و امکانات داخلش است. یکی از گزینه های جالب برای طراحی هرچه کارآمدتر آشپزخانه اقدام به خرید یک ون و سپس بارگذاری آشپزخانه روی آن است.

وقتی قصد راه اندازی یک آشپزخانه سیار را داریم، باید به نمای بیرونی خودروی مان نیز توجه کنیم. به این ترتیب استفاده از رنگ های جذاب و چشم نواز در کنار طرح های جالب توصیه اصلی من است. اگر بودجه شما برای خرید آشپزخانه سیار کافی نیست، سراغ اجاره آن بروید. امروزه بسیاری از شرکت ها در زمینه اجاره خودروهای مختلف و دارای آشپزخانه فعالیت دارند. نکته پایانی در مورد آشپزخانه سیار ما استفاده از لباس یکدست و ویژه از سوی همکاران است. به این ترتیب جلوه ای حرفه ای از ما به نمایش گذاشته خواهد شد. خوشبختانه تهیه لباس های یکدست کار بسیار ساده ای است. به این ترتیب حتی امکان دوخت آن به وسیله خودمان نیز وجود دارد.

اهمیت موقعیت فعالیت مان

پس از آنکه برنامه کسب وکارمان آماده شد، باید به دنبال مکان های مناسب برای شروع فعالیت مان باشیم. در مورد کسب وکاری مانند آشپزخانه سیار موقعیت مکانی سهم مهمی در موفقیت یا شکست ما ایفا می کند. بر این اساس شاید شما غذاهای بسیار خوبی درست کنید، اما اگر مشتری تازه برای تان پیدا نشود، امکان فروش نخواهید داشت. بهترین محیط ها برای فروش غذا مکان های نسبتا شلوغ است. به عنوان مثال پارک ها، مراکز خرید و محل های ساخت و ساز بناهای تازه گزینه های خوبی هستند. در هر سه محیط مذکور طیف وسیعی از انسان ها حضور دارند. بدون شک وقتی مردم در جایی هستند، نیاز به خوراکی نیز حس می شود. در سطح پیشرفته تر امکان مذاکره و همکاری مستقیم شما با شرکت ها نیز وجود دارد. به این ترتیب در طول روز مقدار مشخصی غذا برای شرکت های اطراف تهیه خواهید کرد. این امر درآمدی ثابت را برای بخش قابل توجهی از روز تضمین خواهد کرد.

نکته مهم درخصوص انتخاب محل شروع به کار اطمینان از پتانسیل آن مکان در فراهم سازی حداقل میزان مناسب مشتریان برای آشپزخانه مان است. در غیر این صورت حضور در آن محیط فایده ای برای ما در پی نخواهد داشت.

ضرورت تبلیغات برای رستوران مان

پس از آنکه رستوران مان شروع به کار کرد، استفاده از تکنیک های تبلیغاتی مختلف را برای جلب توجه مشتریان مد نظر داشته باشید. نکته مهم درخصوص تبلیغات عدم نیاز به اتکای صرف روی تبلیغات پرهزینه ای مانند تیزرهای تلویزیونی و بنرهای بزرگ است. خوشبختانه توسعه شبکه های اجتماعی فرصت تبلیغات گسترده و کم هزینه را برای برندهای کوچک فراهم کرده است. به این منظور ابتدا باید فعالیت رستوران مان در شبکه های اجتماعی را شروع کنیم. فیس بوک، اینستاگرام، توییتر و اسنپ چت از مهم ترین شبکه های اجتماعی در زمینه جلب نظر مردم هستند. فعالیت مناسب در این پلتفرم ها شانس ما برای تبلیغات پربازده را افزایش خواهد داد.

اگرچه تبلیغات رسمی در شبکه های اجتماعی، از سوی خود پلتفرم، نیازمند پرداخت هزینه نسبتا بالایی است، اما تکنیک های رایگان هم تاثیرگذاری بالایی دارند. یکی از تکنیک های مناسب ارائه کوپن تخفیف آنلاین است. به این ترتیب کاربران با نمایش پست ما در شبکه های اجتماعی امکان استفاده از تخفیف را خواهند داشت. این امر علاوه بر توسعه کسب وکارمان راهکاری جالب برای افزایش شهرت در شبکه های اجتماعی نیز هست.

اگر شما بودجه محدودی دارید یا اینکه قصد شروع به کار به عنوان رستورانی سیار و جمع و جور در ذهن تان است، حوزه رستوران داری سیار گزینه مطلوبی برای شما خواهد بود. فقط باید اندکی تحقیق و پژوهش پیرامون آشپزی و گونه سیار آن داشته باشیم. به این ترتیب به زودی بدل به کارشناسی ماهر در زمینه آشپزی خواهیم شد. در پایان نیز به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در صنعت مواد غذایی توانایی تولید غذای خوشمزه و باکیفیت است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

امروزه استارتاپ‌ها و شرکت‌های حوزه فناوری توجه ویژه‌ای روی ساخت اپلیکیشن‌ها و دستگاه‌هایی دارند که می‌توانند ذهن را آرام کنند و برای داشتن بدنی سالم‌تر مفید باشند.

 سال جاری نیز شاهد استارتاپ‌هایی خواهیم بود که در این حوزه فعالیت خواهند کرد.

۱۰ استارتاپ حوزه سلامت و تناسب اندام که در سال پیش رو عملکرد چشمگیری خواهند داشت شامل شرکت‌های زیر هستند.

۱- استارتاپ "آلما"(Alma)

استارتاپ "آلما" ارائه دهنده خدمات بهداشت روانی است که اولین دفتر خود را در شهر نیویورک تأسیس کرد.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: در دنیای امروز ۶۰ میلیون نفر از بیماری‌های روانی رنج می‌برند. درمانگران متخصص این استارتاپ نیز در فضایی زیبا و دوستانه به ارائه خدمات خواهند پرداخت.

بودجه: ۴ و نیم میلیون دلار

۲- استارتاپ "آرتریز"(Arterys)

استارتاپ "آرتریز" ارائه دهنده نرم‌افزار تصویربرداری پزشکی مبتنی بر هوش مصنوعی است.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: شعار این استارتاپ این است که فناوری برای بشریت است.

این شرکت خدماتی در حوزه محسابات ابری، داده‌های بزرگ، پردازش تصویر و هوش مصنوعی برای مراقبت‌های سلامتی ارائه می‌دهد.

بودجه: ۴۴ میلیون دلار

۳- استارتاپ "بنچلینگ"(Benchling)

استارتاپ "بنچلینگ" یک ابزار مدیرت اطلاعات برای علوم زیستی، داروسازی و زیست شناسی است.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: این استارتاپ پلتفرمی برای سرعت بخشیدن به تحقیقات حوزه فناوری‌های زیستی ارائه می‌دهد و همچنین به محققان اجازه می‌دهد نتایج آزمایشات خود را به اشتراک بگذارند.

استارتاپ "بنچلینگ" با بیش از ۱۰۰ هزار سازمان بزرگ از قبیل "سازمان غذا و دارو آمریکا"(FDA) همکاری می‌کند.

بودجه: ۲۷ میلیون دلار

۴- استارتاپ "بولدر کر"(Boulder Care)

استارتاپ "بولدر کر" به پشتیبانی از افرادی می‌پردازد که به اعتیاد به مواد مخدر غلبه می‌کنند. این کار از طریق یک اپلیکیشن صورت می‌گیرد.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: این استارتاپ در حال احداث یک سیستم مراقبتی تلفنی با همکاری پزشکان است تا به معتادان مشاوره تلفنی ارائه دهد.

بودجه :۳.۷ میلیون دلار

۵- استارتاپ "کام"(Calm)

"کام" یک اپلیکیشن تلفن همراه محبوب است که برای آرامش، خواب خوب و سلامت کلی ذهن طراحی شده است.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: کام از طریق کمک به کاربران برای کاهش اضطراب، افسردگی، بی‌خوابی و بیماری‌های دیگر نقشی مثبت در جامعه ایفا می‌کند.

رئیس استارتاپ "کام" اظهار کرده که این برنامه با ۳۵ میلیون دانلود، در میان رقبای خود سرآمد است.

این برنامه همچنان در حال گسترش در سطح بین‌المللی است.

بودجه: ۲۸ میلیون دلار

۶- استارتاپ "میرور"(Mirror)

استارتاپ "میرور" آینه‌ای تولید کرده است که به یک صفحه نمایش تبدیل می‌شود که کلاس‌های تناسب اندام را نمایش می‌دهد.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: آینه ساخت این شرکت با زاویه‌ی منحصر به فردی که دارد، طیف گسترده‌ای از کلاس‌های تناسب اندام را نمایش می‌دهد.

قیمت این محصول هزار و ۵۰۰ دلار است و با توجه به اشتیاق مصرف کنندگان امروزی برای تناسب اندام، می‌توان این محصول را پرطرفدار دانست.

بودجه: ۴۱ میلیون دلار

۷- استارتاپ "پرولون"(Prolon)

استارتاپ "پرولون" یک برنامه غذایی ۵ روزه ارائه می‌دهد که مشابه روزه‌داری است.

این شرکت از مواد غذایی مفید در برنامه‌های غذایی خود استفاده می‌کند که بدن را محافظت می‌کنند. این در حالی است که بدن نیز این مواد را به عنوان غذا نمی‌شناسد. بنابراین حالت روزه‌داری در بدن شبیه‌سازی می‌شود.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: بنا بر ادعای شرکت پرولون کار آن‌ها یک برنامه تحقیقاتی است که در ابتدا برای بیماران مبتلا به سرطان طراحی شده بود و از آنجا که روزه‌داری متناوب فواید زیادی برای سلامتی دارد، می‌توان کار آن‌ها را مفید دانست.

۸- استارتاپ "تراستد هلث"(Trusted Health)

استارتاپ "تراستد هلث" به پرستاران کمک می‌کند که کار پیدا کنند. این استارتاپ شیوه استخدام به روش گذشته را منسوخ دانسته و پیدا کردن یک شغل را به روشی جدید ارائه می‌دهد.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: رشد این شرکت بسیار سریع است و در حوزه‌ای قدم گذاشته که نیازمند مواجهه با فناوری است.

۹- استارتاپ "اکتاو"(Octave)

استارتاپ "اکتاو" یک کلینیک سلامت روان در نیویورک است که ارائه دهنده روش‌های درمانی است.

این استارتاپ همچنین به صورت آنلاین به پیگیری بیماران می‌پردازد و کلاس‌های متفاوتی را برگزار می‌کند.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: مأموریت استارتاپ "اکتاو" این است که جامعه‌ای بسازد که به لحاظ آمادگی جسمانی و ذهنی در وضعیت مساعدی قرار دارد و علاوه بر آن از نظر عاطفی نیز در شرایط مطلوبی به سر ببرد.

بودجه: ۳.۲۵ میلیون دلار

۱۰- استارتاپ "ویرتا هلث"(Virta Health)

استارتاپ ویرتا یک اپلیکیشن درمانی برای مبتلایان به دیابت تولید کرده است که به نظارت از این بیماری می‌پردازد و رژیم غذایی مناسبی را برای بیماران انتخاب می‌کند تا وابستگی آن‌ها به دارو کاهش یابد.

علت شهرت این استارتاپ در سال جاری: مبتلایان به دیابت می‌توانند با استفاده از این اپلیکیشن تنها از طریق رژیم غذایی از خود مراقبت کنند. بدون نیاز به هیچ‌گونه دارو و یا عمل جراحی.

استارتاپ "ویرتا هلث" مدعی شده که با توجه به اقدامات اخیر برای درمان دیابت که تنها به مصرف قرص و انسولین متکی بوده است، کار ما پیشرفت گسترده‌ای در این عرصه به حساب می‌آید.

بودجه: ۷۴ میلیون دلار

منبع: ایسنا


نظرات()   
   

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی ۶۰۰ شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از ۲۵۵ درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

 هر گونه فعالیت اقتصادی در بستری از زمان انجام می شود، گاه زمان رونق و گاه دوران رکود؛ این طبیعت اقتصاد است. مهم این است که بتوانید در هر زمان، بهترین عملکرد را داشته باشید.

درس جدید سواد زندگی، 16 راه بسیار مهم برای کار و کسب و درآمدزایی در دوران رکود را پیشنهاد می کند:

1 - در دوران رکود، باید استراتژی شرکت شما، قبل از هر چیزی "بقا" باشد و نه "سود حداکثری" ؛ تا این واقعیت را نپذیرید نخواهید توانست زیست مناسبی در دوران رکود داشته باشید. پس در گام اول، استراتژی تان را واقع بینانه بازتعریف کنید.

2 - هزینه های شرکت را مجدداً و با وسواس بسیار بررسی کنید و ببینید کدام هزینه ها را می توان قطع کرد یا کاست؛ مدیریت هزینه ها ارزشی به مراتب بیشتر از افزایش درآمد دارد؛ قاطعانه در این باره اقدام کنید.

3 - مشتریان کسب و کارها در دوران رکود معمولاً خریدشان را متوقف نمی کنند بلکه آن را محدود می کنند. بنابراین فروش سخت تر از قبل می شود.

در چنین وضعیتی باید بکوشید خود را با محدودیت های مشتریان وفق دهید و با خدمت رسانی بیشتر به آنها، وفاداری شان را حفظ کنید در غیر این صورت به سمت رقبا خواهند رفت. کارهایی مانند این چند مورد می توانند به شما در حفظ مشتریان وفادار کمک کنند:

   - ارائه تخفیف های مناسب و حتی دراز مدت (به جای کاهش قیمت)

   - فروش اقساطی

   - فروش با جایزه

   - ارائه آفرها ( مانند خرید به اندازه n تومان = دریافت یک بسته از کالای x )

4 - سبد محصولات خود را متنوع کنید و کالا و خدمات ارزان تر نیز در آن بگنجانید. مثلاً اگر صاحب یک سوپرمارکت هستید، ماکارونی های ارزان تری هم بیاورید، یا اگر معلم زبانی هستید که تدریس خصوصی می کنید، از این پس کلاس های 5  نفری را هم بپذیرید تا هزینه ها بین شاگردان تان سرشکن شود یا اگر مشاور هستید می توانید در کنار مشاوره های مرسوم یک ساعته ، مشاوره های محدود 20 دقیقه ای با قیمت پایین را هم بگنجانید (مثلاً به این شکل که مراجعه کننده از قبل مشکل اش را در یک صفحه تایپ شده به شما بدهد تا شما فرصت بیشتری برای مشاوره دادن در زمان محدود داشته باشید/ البته این فقط یک مثال است و شاید مقررات و الزامات درباره مشاوره جور دیگری ایجاب کند).

بدیهی است که در هر کسب و کاری معنای ارزان و گران متفاوت است. اگر شما فروشنده ساعت های لوکس هستید ممکن  است با آوردن ساعت های 5 میلیون تومانی در کنار ساعت های موجود 20 - 10 میلیون تومانی، بتوانید بخشی از مشتریان قبلی را حفظ کنید ولی در یک ساندویچی با گنجاندن فلافل ارزان قیمت در کنار همبرگرها، به حفظ مشتری فکر کنید.

5 - در دروان رکود، مردم بیش از آن که به ظاهر و بسته بندی های شکیل توجه کنند، متوجه قیمت ها و مقایسه آن با موجودی کارت بانکی شان هستند. لذا اگر تولید کننده هستید - به ویژه در اقلام عمومی - بکوشید با کاستن از هزینه بسته بندی، قیمت تمام شده را پایین بیاورید.

6 - هرگز در دام این که با کاهش کیفیت از قیمت ها بکاهید نیفتید. این تصمیم برندتان را منهدم خواهد کرد و حتی اگر بتوانید از دوران رکود نیز زنده بیرون بیایید، دیگر اعتمادی به شما وجود نخواهد داشت.

7 - از نیروهای شرکت تان بخواهید اگر پیشنهادهای خلاقانه ای برای بهبود وضعیت و کاهش هزینه ها دارند با شما در میان بگذارند. برای پیشنهادهای عملی، پاداش مناسب در نظر بگیرید.

8 - در دوران رکود، ممکن است روحیه نیروهایتان کاهش یابد. باید به عنوان رهبری دلسوز، با نیروهایتان همراهی و همدلی واقعی - و نه نمایشی -  داشته باشید. رفتار انسانی با نیروها به عنوان اعضای یک خانواده می تواند آنها را در کنار هم و در کنار شما نگه دارد.

جاهایی هم لازم است گوشه هایی از مشکلات را به آنها بگویید تا دچار این سوء تفاهم نشوند که شما ثمره کار آنها را به طور غیر منصفانه ای برای خود مصادره می کنید اما نباید طرح مشکلات به گونه ای باشد که آنها را از آینده بترساند و ناامیدشان کند.

راستی اگر مانند گذشته نمی توانید به هر کارمندتان ماهانه 200 هزار تومان پاداش بدهید ولی می توانید که یک جمعه را با آنها قرار بگذارید و با هم به کوه بروید یا یک سینما مهمان شان کنید.

9 - بررسی کنید گونه می توانید از فضای مجازی برای توسعه فروش تان استفاده کنید؛ این نکته بسیار مهم و حیاتی است.

10 - بسیاری از مدیران اولین کاری که در مواجهه با رکود می کنند، قطع یا کاهش بودجه تبلیغات و بازاریابی است.

تحقیقات دانشگاه مک گیل بر روی 600 شرکت که در عرصه های مختلف کار می کردند نشان داد شرکت هایی که در دوران رکود بودجه  تبلیغات و بازاریابی شان را بهبود بخشیدند در فروش خود بیش از 255 درصد موفق تر از شرکت هایی بودند که این بخش از بودجه شان را قطع کردند یا کاهش دادند. برتری این شرکت ها در دوران بعد از رکود هم عمدتاً ادامه داشته است.

تبلیغات و بازاریابی موثر در دوران رکود که مشتریان سردرگم و کلافه اند می تواند به آنها کمک کند، به ویژه این که رقبای زیادی به اشتباه بودجه تبلیغات و بازاریابی شان را کم یا قطع کرده اند و شما می توانید بهتر و راحت تر دیده شوید.

11 - ارتباط با مشتریان را تقویت کنید. پیشنهاد می کنیم از یک نرم افزار  CRM استفاده کنید. CRM یعنی مدیریت ارتباط با مشتری و برای این که این ارتباط به خوبی مدیریت شود نرم افزارهایی در بازار وجود دارند که اگر خوب انتخاب و عمل کنید، می توانید فروش تان را بالا ببرید.

12 - اگر در حالت عادی فروش تان در یک شهر پاسخگوی نیازهای شرکت تان بود، بررسی کنید که آیا در دروان رکود می توانید دایره جغرافیایی عرضه محصولات تان را گسترش دهید؟

13 - تحقیقات متعدد نشان می دهد در دوران رکود، همبستگی خانوادگی افزایش می یابد (مثلاً پدر به جای این که برای خود کفش نو بخرد، یکی از مایحتاج خانواده را می خرد یا به جای این که 4 بار انفرادی به رستوران برود، یک بار با خانواده به رستوران می رود یا مادر ترجیح می دهد به جای خرید طلا ، یخچال خراب شان را تعویض کند) . بنابراین در تبلیغات تان به جای فرد گرایی روی ارزش های خانوادگی تمرکز کنید.

14 - شبکه توزیع تان را بیش از پیش مورد حمایت قرار دهید تا انگیزه بیشتری برای توزیع محصول شما داشته باشند. آنها نیروهای خط مقدم شما هستند.

15 - در دوران رکود، بسیاری از رقبا نیروهای کارآمدشان را از دست می دهند، اگر بتوانید آنها را جذب کنید، سرمایه گذاری دراز مدتی برای شرکت خود انجام داده اید. پس حواس تان به اخراجی های رقبا باشد و البته نیروهای کلیدی تان را حفظ کنید.

16 - دانش مربوط به کار و کسب تان را بروز کنید. همچنین درباره بازاریابی و برندسازی و تبلیغات و ... کسب دانش کنید. حتماً ایده های جذابی برای رونق کار و کسب تان می یابید و از رقبا جلوتر می افتید.

منبع: عصر ایران


نظرات()   
   

فرزند لوس عبارتی است که معمولا هیچ کسی دوستش ندارد و زیر بارش نمی‌رود. اینکه در ایران به استارت‌آپ‌ها، عبارت فرزند لوس را اطلاق کنیم، حتما مورد انتقاد قرار خواهیم گرفت که اتفاقا با توجه به شرایط سخت کشور و تلاش پیگیر فعالان استارت‌آپی، کاملا بحق است. اما هدف بیشتر نشان دادن نقص حامیان است که به مثابه والدین، در حال لوس کردن و تربیت اشتباه فرزندان خود هستند.
استارت‌آپ‌ها، فرزندان لوس کسب‌و‌کار یا سرداران آینده اقتصادی

این اولیای مذکور، اسم‌های گوناگونی دارند و اتفاقا به پیشه‌های مختلفی نیز مشغولند. در نتیجه هر کدام از دید خودشان تحلیل و تفسیر ارائه می‌دهند و این تفسیر را به یک معجونی تبدیل می‌کنند که به زعم آنها می‌تواند حلال انباشت مشکلات متعدد جامعه باشد و به خورد فرزند خود می‌دهند. این اولیای محترم که اکثرا دولتی و بعضا خصوصی‌اند، در یک چیز مشترکند و آن اینکه: استارت‌آپ‌ها عزیزند و باید نور چشم باشند! حال در نظر بگیرید اولیایی که در پرورش فرزند کم‌تجربه هستند و اتفاقا در مسائل مختلفی ورشکسته‌اند (مالی، اجتماعی، عاطفی و...)، چگونه محبت می‌کنند و چگونه انتظارات و آرزوهای برآورده نشده خود را در هیات آن فرزند می‌بینند. ثمره‌اش چه می‌شود؟ این کودک به جای فراگیری انواع مهارت‌های لازم برای زندگی در دنیای واقعی و به جای تصویر شدن مصائب و مشکلات در کنار فرصت‌ها و لذت ها، یک دنیای تصنعی در برابر خود می‌بیند که توسط این دوگانه‌های کم‌تجربه و ورشکسته خلق شده است. این والدین آن قدر کم تجربه هستند که هنوز ثمره اعمالشان را ندیده‌اند و با گوشت و پوست و استخوان احساس نکرده‌اند اگر فردی را اشتباه رهنمون شدند، چگونه امکان دارد آینده‌اش را تباه کنند. آن قدر هم پول و سرمایه اجتماعی ندارند که برای تحقق انتظارات خلق شده در ذهن فرزند، سرمایه‌گذاری واقعی انجام دهند و در نهایت لیست بلند بالایی از قول‌های حمایتی، بدون هیچ ضمانت انجامی از خود به جا می‌گذارند. در نتیجه بعد از مدتی، از فرط استیصال، از خود سلب مسوولیت کرده و به‌صورتی حق به جانب خواهند گفت: هر آنچه در توانم بود انجام دادم!

دقیقا به مثابه کرم ابریشمی که در پیله خود باید توانمند شود، سپس به پروانه‌ای با قدرت پرواز تبدیل شود و اگر از بیرون برای خارج شدن از پیله کمک شود، نمی‌تواند پرواز کند؛ این کودک استارت‌آپی نیز به همین سرنوشت دچار می‌شود و به جای کمک در جهت درآمدن از پیله، نیاز دارد محیط اطراف به وی اجازه دهد تا بیرون بیاید و بلاهای گوناگونی قبل از سر بر آوردن، نابودش نکند.هر روز موجی از جوانان مثبت اندیش استارت‌آپی مشاهده می‌شوند که به دنبال وعده وعیدهای افراد و سازمان‌های مختلف شروع به حرکت کرده‌اند، در صورتی که مسیر خود را درست ترسیم نکرده‌اند. هنوز نمی‌دانند چه می‌خواهند، کجا می‌خواهند بروند و آیا واقعا می‌خواهند کارآفرین شوند یا فقط توسط یک مدیر یا کارشناس حقوق بگیر، جذب موج رنگی و جذاب استارت‌آپی شده‌اند. تیم‌های متعددی دیده می‌شوند که کلیات فضای صنعتی را که می‌خواهند در آن دست به کار شوند، نمی‌شناسند. نحوه برخوردها در آن صنف را تجربه نکرده‌اند، اطلاعی از ذی‌نفعان ندارند و اگر احیانا تحقیقی هم انجام داده‌اند، در قالب تحقیقات بازاری بوده که بسیار کم کیفیت و برای رفع مسوولیت انجام شده است. موارد ذکر شده، حتی به نظرشان زیاد لازم نیست، چرا که اَپِ آن را می‌توانند بنویسند و فلان فرد هم گفته حمایت می‌کند، پس کار اساسا از همین الان تمام شده به حساب می‌آید!

استارت‌آپ‌ها لازم است باور کنند که در وهله اول یک واحد اقتصادی هستند و واحد اقتصادی فراز و نشیب دارد، مشکلات دارد، روز خوب و بد دارد، طرفدار و منتقد دارد و... اکثر مشکلات واحدهای اقتصادی، اتفاقا تا این حد هم جدید نیست که فقط برچسب مشکلات استارت‌آپ‌ها را به آنها بزنیم و تقریبا مدت زمان طولانی است که اقتصاد ما میزبان آنها بوده است. ادبیات حمایتی، لازم است که به همکاری تغییر کند. چرا که این والدین نه تجربه و سواد این را دارند و نه منابعش را. حمایت وظیفه والدین است، اما فرزندی برنده است که زیاد به این حمایت‌ها دلخوش نباشد. چون یا اتفاق نمی‌افتد یا هیچ‌وقت به اندازه و در زمان خودش نیست.استارت‌آپ‌ها باید روی پای خودشان بایستند (آینده‌دارها این‌گونه هستند) و از همان اول کار برای آن برنامه‌ریزی کنند، زیرا که هر چیزی غیر از این سراب است. تبدیل شدن به ستون اصلی اقتصاد و بسط مفاهیم جدید و ارزشمندی همچون اقتصاد مبتنی بر دانش و نوآوری، مانند تقلاهای آن کرم ابریشم در پیله است. درست است که بسیار دشوار و جانکاه است، اما برای تبدیل شدن به یک پروانه ضروری است.استارت‌آپ‌هایی به سرداران آینده اقتصادی تبدیل می‌شوند که در عین رویاپردازی در اهداف، در اجرا واقع بین باشند و تحت تاثیر اخبارهای خوب حمایتی قرار نگیرند و به جای ژست‌های مدرن و رنگی ظاهری، به فکر شناخت کامل‌تر، برنامه‌ریزی خوب و منعطف و اقدام منسجم و هماهنگ باشند. عکس‌های تمام قد مجلات و سایت‌های خبری و داستان‌های موفقیت پیرامون آنها، اکثرا نمایش است و پیشنهاد می‌شود به جای مدهوش شدن، تقویت فعالیت‌ها و کیفیت تیم در دستور کار قرار گیرد.مجموعه‌های حمایتی نیز لازم است به جای پنهان ماندن در پشت شور و شوق جوانان و مصادره کامل سند این تحرک به نام خود، به فکر ۱۰ سال آینده باشند که این فرزندان بزرگ شده و به محیطی بسیار بزرگ‌تر از اقتصاد ملی و سرزمینی خود نیاز دارند، در حالی که فعلا بسیاری از بسترها، حتی در سطح ملی هم آماده نیست.

نویسنده: ارشد حسینی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

بسیاری از مؤسسان استارتاپ‌های موفق، پس از موفقیت در حوزه کسب‌وکار سعی می‌کنند از رازهای موفقیت خود بگویند؛ برخی بر داشتن یک ارائه مناسب از محصول و برخی دیگر بر سخت‌کوشی تأکید دارند اما موفقیت به این سادگی نیست.

 به یقین موفقیت در هر کسب‌وکاری نیازمند ترکیبی از خصایص ذاتی مدیر یا رهبران است به این شکل که دارای جسارت، قدرت تصویرپردازی بالا یا شوق لازم باشند.

اما در کنار همه این موارد، چیزی که باید به آن توجه جدی شود،‌ دارا بودن سیستم‌های حمایتی درست است.

ایلان ماسک؛ مؤسس شرکت‌های اسپیس اکس و تسلا در این زمینه نظر جالبی دارد؛ وی تأکید می‌کند که هر چند مدیر باید قوی و شجاع باشد و بتواند هیجان و شوق لازم را در تیم خود ایجاد کند اما از سوی دیگر چنین مدیری نباید انرژی و خلاقیت تیم خود را نابود کند.

مدیران موفق، ارزش‌های خاصی دارند که در نهایت تیم را تشویق می‌کنند که از پتانسیل خود نهایت استفاده را ببرند؛ برخی از این ارزش‌ها در ادامه مورد اشاره قرار می‌گیرند:

تعامل

پروفسور مورتر هانسون از دانشگاه برکلی با انجام یک پژوهش پنج ساله درباره کسب‌وکارهای ایالات متحده، به این نتیجه رسید که مدیران موفق در زمینه ایجاد ارتباط با دیگران مهارت بالایی دارند و در جریان تعاملات خود سعی می‌کنند پیام‌شان را براساس نیاز و اولویت‌های مخاطبان تعدیل کنند.

البته به این معنا نیست که شما باید سخنگوی خوبی باشید؛ افراد توانمند در ایجاد ارتباط صحیح، با مخاطب خود صحبت کرده و سعی در ایجاد محیطی دارند که در آن بین خود و علایق و انرژی مخاطب ارتباط ایجاد کنند.

آنها سعی می‌کنند شنونده‌های خوبی باشند و تمام تلاش خود را صرف درک احساسات طرف مقابل کنند.

در تعامل با مخاطب یاد می‌گیرند که چگونه پیام خود را تعدیل کنند زیرا تعامل به معنای گفتن یک پیام صد درصد معتبر و درست نیست بلکه هدف از تعامل، درک احساسات، امیال و علایق طرف مقابل و مخاطب است.

من همیشه از انیشتین نقل‌قول می‌کنم که می‌گفت: اگر نتوانید پیام خود را به‌صورت خیلی مختصر بیان کنید، پیام شما قابل‌فهم نخواهد بود.

نظارت بر احساسات

مدیر استارتاپ بودن طبق گزارش اینک، یعنی کنار آمدن با نوسانات و فراز و نشیب‌های هر روزه در حوزه کسب‌وکار؛ مخصوصا این نوسانات در مراحل ابتدایی راه‌اندازی کسب‌وکار بیشتر احساس می‌شود.

یک روز همه هیجان‌زده از موفقیت می‌گویند و روز دیگر همه سردرگم و ناراحت از برآورده نشدن برخی اهداف هستند؛ تن دادن به هر یک از این احساسات می‌تواند مخرب باشد.

به همین دلیل برای یک مدیر استارتاپی اهمیت بالایی دارد که بتواند احساسات مثبت و منفی در حوزه کسب‌وکار را کنترل کند.

یک مدیر موفق دستخوش هیچ یک از این احساسات نمی‌شود زیرا آگاه است که همه آنها زودگذر هستند.

یک مدیر دائما باید با خود تکرار کند که این نیز بگذرد؛ چنین مدیری می‌تواند همین ساختار ذهنی را وارد فرهنگ تیمی خود کرده و تمام اعضا تیم را در کنترل احساسات و نوسانات توانمند سازد.

تمجید دستاوردها

همه ما علاقه‌مند به روایت داستان‌هایی از قهرمانان هستیم و این قهرمانان می‌توانند کارآفرینان باشند؛ کارآفرینانی که یک‌تنه به جنگ همه‌چیز می‌روند و با حداقل منابع مالی خود شرکتی را راه‌اندازی کرده و در نهایت آن را تبدیل به یک کسب‌وکار موفق می‌کنند.

اما موضوع به این سادگی نیست زیرا در پس موفقیت هر کسب‌وکاری علاوه بر وجود یک رهبر و مدیر موفق، تیمی وجود دارد که در نهایت بیانگر این مهم است که موفقیت کسب‌وکارها، نتیجه یک تلاش تیمی است.

مدیران استارتاپی باید از اینکه همه موفقیت کسب‌وکار را به نام خود تمام بزنند، پرهیز کنند به دلیل اینکه کار در نهایت منجر به فروپاشی کسب‌وکار می‌شود.

لذا یک مدیر باید دائما دستاوردهای تیم خود را مورد تمجید قرار داده و از همکاران خود قدردانی کند.

او کاری می‌کند تا اعضای تیم تبدیل به افرادی صادق، فروتن، تشنه موفقیت و خوشحال شوند؛ اعضای چنین تیمی مثبت‌اندیش بوده، همواره به دنبال راه‌حل می‌گردند، از همدیگر یاد می‌گیرند و در کارشان شفاف هستند.

همه این موارد، موفقیت تیم کاری را در پی دارد.

باید تأکید کرد که همه موفقیت یک کسب‌وکار به توانمندی‌های ذاتی مدیر مانند اعتمادبه‌نفس و هوش باز نمی‌گردد بلکه برخی از مهارت‌های اکتسابی مدیر نیز نقشی راهبردی در موفقیت یک کسب‌وکار دارد.

مهارت‌هایی مانند ارتباط با مردم که آنها را قادر به تولید کارهای عالی و عشق به آنچه که انجام می‌دهند، می‌سازد.

فقط در این صورت است که یک رهبر خوب، تبدیل به رهبری بزرگ خواهد شد.

منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

جهانی‌سازی، تکنولوژی، توسعه بدنه‌ تجارت، اتوماسیون و ظهور هوش مصنوعی، در حال تغییر بازارهای کار با سرعتی بالا هستند. ما به‌عنوان یک جامعه جهانی باید از خودمان بپرسیم: آیا مردان و زنان جوان را برای این دنیای متغیر کار آماده می‌کنیم؟ آیا آموزش و مهارت‌هایی که برای کارشان نیاز دارند، در اختیارشان قرار می‌گیرد؟ همچنین آیا مهارت‌ها را برای مشاغلی که هنوز اختراع نشده، دریافت می‌کنند؟

اینها سوالات مهمی هستند. حدود ۸/ ۱ میلیارد نفر در جهان هستند که بین ۱۰ تا ۲۴ سال سن دارند. هر ماه، ۱۰ میلیون جوان به سن کار می‌رسند و آماده‌اند که زندگی‌های پربازدهی را شروع کنند. برخی از آنها با تحصیل این راه را ادامه می‌دهند و برخی بلافاصله وارد دنیای کار می‌شوند.  سوال اینجا است که این افراد به چه چیزی می‌رسند؟ آنها کشف خواهند کرد که دنیا هر ماه ۱۰ میلیون شغل جدید ایجاد نمی‌کند. در سراسر جهان ۷۱ میلیون جوان بیکار وجود دارد و ۱۵۶ میلیون جوان دیگر هم با درآمد کمتر از ۳ دلار در هر روز زندگی می‌کنند.  بین مهارت‌هایی که این افراد دارند و مشاغل موجود، عدم تناسب چشمگیری وجود دارد. به عبارت دیگر، مهارت‌های دیروز دیگر با بازار شغلی امروز هم‌خوانی ندارد. در فقیرترین کشورها، بیشتر فرصت‌ها محدود به بخش‌های غیررسمی است. در کشورهای پردرآمد، تکنولوژی و تولید کم‌هزینه خیلی از مشاغل را از بین برده، کارخانه‌ها را تعطیل کرده و فرصت‌ها را محدود کرده است.  بسیاری از جوانان به این نتیجه می‌رسند که مهارت‌های بنیادی لازم برای موفق شدن را ندارند. در سطح دنیا، از هر ۱۰ کودک و نوجوان، ۶ نفر به حداقل توانایی لازم در خواندن و ریاضی دست نمی‌یابند و ۲۰۰ میلیون نوجوان مدرسه را ترک می‌کنند.  اگر این نوجوانان دختر باشند، با موانع بیشتری برخورد می‌کنند. تبعیض جنسیت و هنجارهای اجتماعی که در برخی جوامع دختران را از ادامه تحصیل و فرصت‌های شغلی بازمی‌دارد، احتمال ازدواج‌های اجباری و بارداری‌های زودهنگام آنها را بالا می‌برد و توانایی آنها را برای تحصیل و کسب‌ درآمد در سنین جوانی به‌شدت کاهش می‌دهد. این یک بی‌عدالتی و هدرروی حزن‌انگیز پتانسیل‌ها است.

این بحران مهارت‌ها صحنه‌ای غمناک را نه فقط برای مردان و زنان جوانی که به دنبال فرصت‌ها و آینده بهتر هستند، بلکه برای همه کشورها و مناطقی که رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی می‌خواهند، به تصویر می‌کشد. به هر حال، این شرایط اجتناب‌ناپذیر است. اما اگر همه با هم همکاری کنند تا شکاف مهارتی را در برخی مناطق به حداقل برسانند، می‌توان آن را تغییر داد.

• افراد کم‌سن به مهارت‌های بنیادین مثل سواد و حساب و کتاب نیاز دارند که در شرایط ایده‌آل از طریق ۱۲ سال آموزش کیفی آن را به دست می‌آورند.

• آنها به مهارت‌های قابل انتقال مثل حل مساله، اعتمادآفرینی، تیم‌سازی و برقراری ارتباط نیاز دارند.

• آنها باید مهارت‌های ویژه شغلی مثل نجاری، برنامه‌نویسی، حسابداری، تکنولوژی سبز، مهندسی یا کشاورزی مدرن را یاد بگیرند.

• آنها هر چه بیشتر به مهارت‌های کارآفرینی نیاز دارند؛ به‌ویژه در کشورهای کم‌درآمدی که بخش غیررسمی در آنها فعال‌تر است.

• و در نهایت، آنها قطعا به مهارت‌های دیجیتال که با تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات پیش می‌رود، نیاز دارند تا در اقتصاد جهانی نقش داشته باشند.

میلیون‌ها جوان بدون داشتن این مهارت‌ها یا بیکار می‌مانند یا در دام مشاغلی می‌افتند که نیاز به مهارت خاصی ندارند. انقلاب صنعتی چهارم این افراد را در خود فرو می‌برد.

البته، نقش دولت‌ها در این میان مهم است. آنها باید در توسعه کیفیت، ارتباط و پاسخ‌دهی جنسیتی در آموزش سرمایه‌گذاری کنند تا نوجوانان بتوانند مهارت‌های بنیادین و قابل انتقالی که نیاز دارند را قبل از اینکه تبدیل به نیروی کار شوند، یاد بگیرند. اما به غیر از این، کسب‌وکارها هم باید وارد عمل شوند.

در اینجا سه روشی که شرکت شما می‌تواند از طریق آنها به کاهش شکاف مهارت کمک کند و نردبان فرصت‌ها را در اختیار افراد کم سن و سال قرار دهد تا به پتانسیل‌های خود دست یابند، معرفی می‌کنیم:

۱- افزایش کیفیت و تعداد دوره‌های آموزشی پیشنهادی

در فعالیت‌های خود به دنبال فرصت‌های جدیدی باشید تا بتوانید به افراد کم سن و سال در جوامع خود آموزش بدهید؛ به‌خصوص افرادی که از امکانات و مزیت‌ها محرومند. دوره‌‌های آموزشی را با مهارت‌های ویژه‌ای که کسب‌وکارتان به آن نیاز دارد، ترکیب کنید. با باز کردن درهای آموزش به روی این جوانان، نه تنها نیروی کار آینده را تربیت می‌کنید، بلکه استعدادهای بالقوه برای کسب‌وکار خودتان را در سال‌های آینده شناسایی می‌کنید.

۲- با مدارس و گروه‌های آموزشی محلی شریک شوید تا قابلیت آموزش را ارتقا داده و «گذار از مدرسه به کار» را تقویت کنید.

بررسی کنید که آیا می‌توانید با مدارس محلی برای ایجاد برنامه‌های جدید با تمرکز بر مهارت‌هایی که بیشترین نیاز برای آنها وجود دارد، همکاری کنید؟ آیا کارمندان شما می‌توانند رویدادهایی در مدارس یا جوامع محلی برگزار کنند تا توصیه‌های لازم را به جوانان بکنند و مسیر شغلی خودشان را با آنها به اشتراک بگذارند؟ آیا می‌توانید استراتژی‌هایی برای استعدادیابی ایجاد کنید که شرایط جوانانی که در عدم امکانات به سر می‌برند را با فرصت‌های کسب‌وکار شما سازگار کند؟

۳- قهرمان رعایت برابری جنسیتی و کنار آمدن با شرایط خانواده‌ها شوید.

مطمئن شوید سیاست‌ها و فعالیت‌های شما، پشتیبان زنان و والدین در محیط کار شما است و اینکه زنان جوان هم می‌توانند در فرآیند تصمیم‌گیری در هر سطحی، نظر بدهند. زنان جوان این شایستگی را دارند که فرصت ایفای نقش در فعالیت‌های کاری را داشته باشند و کسب‌وکار شما هم این شایستگی را دارد که از مهارت‌ها و ایده‌های مختلف منتفع شود.شکاف مهارتی به خودی خود برطرف نمی‌شود. باید همکاری جمعی وجود داشته باشد تا جوانان بتوانند مهارت‌های بنیادین و قابل انتقالی که برای داشتن مشاغل ویژه نیاز دارند را فرابگیرند.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

با پیشرفت علم فناوری‌های متعددی برای کمک به بشر ساخته شده‌اند که شناخت ۵ مورد از این فناوری‌ها برای دارندگان کسب‌وکارها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

 امروزه کارآفرینان و مؤسسان شرکت‌ها باید از آخرین فناوری‌های موجود آگاهی داشته باشند تا به پیشروی بهتر در روند کاری خود کمک کنند.

در گزارش زیر به معرفی ۵ حوزه در فناوری می‌پردازیم که صاحب هر کسب و کاری باید از آن آگاهی داشته باشد.

۱-" اینترنت اشیا"(IOT)

از ترموستات‌های کوچک در محل کار گرفته تا بلندگوهای هوشمند موجود در خانه، اینترنت اشیا یا "اینترنت چیزها" به بخشی مهمی از زندگی روزانه ما تبدیل شده است.

"اینترنت اشیا" به‌طور کلی به بسیاری از چیزها شامل اشیا و وسایل محیط پیرامون‌مان اشاره دارد که به شبکه اینترنت متصل شده و توسط اپلیکیشن‌های موجود در تلفن‌های هوشمند و تبلت قابل کنترل و مدیریت هستند.

اینترنت اشیا به زبان ساده، ارتباط حسگرها و دستگاه‌ها با شبکه‌ای است که از طریق آن می‌توانند با یکدیگر و کاربرانشان تعامل داشته باشند. این مفهوم می‌تواند به سادگی ارتباط یک گوشی هوشمند با تلویزیون باشد یا به پیچیدگی نظارت بر زیرساخت‌های شهری و ترافیک.

از ماشین لباسشویی و یخچال گرفته تا پوشاک بچه! این شبکه بسیاری از دستگاه‌های اطراف ما را در برمی‌گیرد.

۲- "هوش مصنوعی"(AI)

"هوش مصنوعی" در حال حاضر در طیف وسیعی از صنایع استفاده می‌شود.

به عنوان مثال، نرم‌افزار اتوماسیون بازاریابی از هوش مصنوعی استفاده می‌کند تا با کارمندان و یا مشتریان خود به مبادلات ایمیلی بپردازد.

یکی دیگر از کاربردهای هوش مصنوعی، ربات سخنگو است که می‌تواند با استفاده از متن، با مشتریان مکالمه برقرار کند.

هوش مصنوعی همچنین به عنوان بخشی از سیستم‌های اجرایی از قبیل "سیری" برای دستگاه‌های اپل و برنامه‌های دستیار مجازی نیز قابل اجرا است.

در کسب و کار و تجارت نیز هوش مصنوعی پتانسیل این را دارد که در زمان و پول افراد صرفه‌جویی کند زیرا می‌تواند وظایفی انجام دهد که انسان‌ها انجام می‌دهند.

با پیشرفت فناوری و حجم زیاد اطلاعات، گاهی اوقات مرتب‌سازی این اطلاعات از عهده انسان خارج است که هوش مصنوعی این وظیفه را به عهده می‌گیرد.

برنامه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی نیز به صاحبان کسب‌و کار اجازه می‌دهند که به اطلاعات دریافت شده سریع‌تر پاسخ بدهند.

۳- فناوری تشخیص صدا

امروزه فناوری تشخیص صدا مسیر زندگی ما را تغییر داده است. از کاربردهای این فناوری می‌توان به دستیار صوتی "الکسا"(Alexa) شرکت آمازون اشاره کرد.

این روزها دستیار صوتی الکسا روش‌های جست‌وجوی آنلاین را تغییر داده است.

الکسا همچنین بهینه‌سازی کسب‌وکارها، محتوای دیجیتال و تبلیغات آنلاین را نیز دگرگون خواهد کرد.

سهولت در استفاده از فناوری تشخیص صدا سبب خواهد شد که این فناوری در کسب‌وکارهای دیگر نیز گسترش پیدا کند.

۴- نگرانی‌های امنیت دیجیتالی

نگرانی‌های مصرف کنندگان راجع به حریم شخصی دیجیتالی موضوع جدیدی نیست. اما در سال ۲۰۱۹، توجه به این نگرانی‌ها در کسب‌وکارها حائز اهمیت است.

تمام کسب‌وکارهای دنیا نیز امروزه باید امنیت دیجیتالی را رعایت کنند. به عنوان مثال در اتحادیه اروپا، تمام کسب و کارهایی که چیزی را به مصرف کنندگان می‌فروشند، باید از استاندارهای امنیتی و حریم خصوصی " مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا" (GDPR) برخوردار باشند.

۵- واقعیت افزوده

با اینکه فناوری "واقعیت مجازی" یک دنیای کامل دیجیتالی است، "واقعیت افزوده" تصاویر مجازی را روی محیط‌های فیزیکی پوشش می‌دهد.

واقعیت افزوده نمای فیزیکی زنده، مستقیم یا غیرمستقیم و معمولاً در تعامل با کاربر است، که عناصری را پیرامون دنیای واقعی افراد اضافه می‌کند. این عناصر بر اساس تولیدات کامپیوتری که از طریق دریافت و پردازش اطلاعات کاربر توسط سنسورهای ورودی مانند صدا، ویدئو، تصاویر گرافیکی یا داده‌های GPS می‌باشد، ایجاد می‌شود.

این فناوری نیز کاربردهای وسیعی در کسب‌وکارها دارد.

به عنوان مثال شرکت مبلمان "IKEA" از فناوری واقعیت افزوده استفاده می‌کند تا مشتریان بتوانند مبلمان این فروشگاه را در خانه‌های خود متصور شوند.

علاوه بر آن، بسیاری از مغازه‌های لباس فروشی نیز از این فناوری استفاده می‌کنند تا مشتریان لباس‌ها را روی تن خود امتحان کنند.

به نظر می‌رسد سال ۲۰۱۹ سالی خواهد بود که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک از این فناوری‌ها در کار خود استفاده کنند.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   

هارولد وویت کیف پولش را بیرون می‌آورد، دسته‌ای اسکناس ۵۰ یورویی را بیرون می‌کشد و وقتی که پول شعله می‌کشد، با آرامش به آن نگاه می‌کند.

کیف پول را می‌بندد، آتش را خاموش می‌کند و وقتی کیف پول را دوباره باز می‌کند، پول‌ها دست‌نخورده و آمدۀ خرج شدن هستند. اتاقی پر از شاگردان شعبده‌بازی با چشمانی گشاده سر شوق می‌آیند و دست به تشویق بلند می‌کنند.

 اکثر این کارآموزان هنر‌های تردستی، لوطی یا ستارگان یوتیوب نیستند، بلکه مدیران کسب‌وکار و دیگر کارمندانی هستند که امیدوارند چند تردستی تازه بر خورجین خود اضافه کنند.

01

وویت، هفتاد ساله و موسس آکادمی شعبده در پولاک، که از حومه‌های ثروتمند مونیخ است، می‌گوید: "آموختن شعبده‌بازی فقط یاد گرفتن چند تردستی نیست؛ این کار یعنی که شخصیت خود را پیش ببرید و نحوۀ ارایه، صحبت کردن و حرکاتتان را ارتقا دهید. "

وویت که بیش از نیمی از عمر خود را یک شعبده‌باز حرفه‌ای بوده و به آموزش این فن پرداخته، می‌گوید که به همین خاطر است که بسیاری از افراد شاغل و اهالی کسب‌وکار به کلاسهایش می‌آیند.

او می‌گوید: "اکثر شاگردان من شغل اصلی خود را رها نمی‌کند. من همه جور شاگردی داشته‌ام، از انترن‌های جوان گرفته تا یک کشیش ۸۰ سالۀ کلیسا. "

او می‌گوید: "باورتان نمی‌شود در بسیاری از شرایط، شعبده‌بازی به کارتان می‌آید" و از تلاش برای مخ زدن تا تلاش برای به سرانجام رساندن یک معامله را ذکر می‌کند.

جنون هری پاتر

علاقۀ آلمانی‌ها به سحر و جادو، سابقۀ چندین قرنی دارد، اما سال‌های پس از جنگ، شاهد بازگشت قوی این علاقه بود، چرا که جمعیت خستۀ آلمان، در اجرا‌های کلوب‌های شبانه به دنبال سرگرمی و فرار از مشکلات می‌رفتند.

رونق فعلی این فن مرهون جنون ده دهه‌ای هری پاتر است و همچنین شناخت مردم نسبت به اینکه قدری شعبده می‌تواند، فواید بسیاری را در زندگی رقم بزند.

بزرگترین شعبده‌بازان آلمان، نظیر برادران اهلریش، با برنامه‌ها خود استادیوم‌ها را پر می‌کنند.

 
02

مارک ویده، ۲۷ ساله، شعبده‌باز آلمانی در ماه جولای توانست با یک تردستی با ورق، مقام بهترین شعبده‌باز را در مسابقات قهرمانی جهان به دست آورد. او برای رسیدن به این افتخار، رقیبی را که می‌توانست ۱۰ کبوتر و ۴ گوسفند را ناپدید و ظاهر کند را شکست داد. مقام دوم به یک آلمانی دیگر به نام اکسل هکلائو رسید.

وویت که پیش از در دست گرفتن چوب جادو برای یک سرویس اطلاعات خارجی کار می‌کرد، می‌گوید که مدرسۀ شبانۀ او، اولین مدرسه‌ای بود که گواهی شعبده‌بازی‌ای ارایه می‌داد که دولت آن را به رسمیت می‌شناسد.

اما اکثر شاگردانی که برای این کلاس‌های هفتگی دوساله با قیمت ۷۵۰ یورو ثبت نام می‌کنند، به اینجا می‌آیند تا چیزی مسحورکننده‌تر از بیرون کشیدن خرگوش از کلاه را فرا گیرند. شعار این دورۀ آموزشی این است: "صحنه را مال خود کن! "

یکی از شاگردانی که به تازگی در یکی از این کلاس‌های شبانه حضور داشت، مارکو هافنریشتر، کارآفرین ۴۶ ساله است، که یک کسب‌وکار ساخت و ساز موفق را اداره می‌کند.

او می‌گوید، یاد گرفتن اینکه چگونه حس شگفتی را در مخاطب ایجاد کند، او را جذب مدرسۀ شعبده کرده است.

او می‌گوید: "من به دنبال قدری توازن در زندگیم بودم. در حال حاضر، بزرگترین طرفدارم پسرم است، اما دوست دارم که در پایان این دورۀ آموزشی، شش یا هفت روتین برای اجرا کردن بلد شده باشم. "

 
03

ماریان هافمن، مدیر ۶۷ ساله‌ای که در صنعت فناوری اطلاعات کار می‌کند، می‌گوید که شعبده به نوعی به او قدرت ستاره بودن داده و این موضوع فقط محدود به نوه‌هایش نیست.

هافمن می‌گوید که فرهنگ زمخت شرکتی جاری در فضای کسب‌وکار آلمان، باعث شده که تشنگی شدیدی برای فانتزی وجود داشته باشد.

او می‌گوید: "شاید ما زیادی منطقی هستیم و دلمان لک زده برای اینکه چند خیال و رویا داشته باشیم. "

دست خالی روی صحنه

توماس فراپس، ۵۱ ساله، دکترای فیزیک دارد، اما در حین مطالعاتش به شوق شعبده مبتلا شد.

فراپس، که نوشته‌های بسیاری در زمینۀ توهم و مهارت‌های صحنه دارد، ۲۵ سال است که در آنچه که طولانی‌ترین برنامۀ شعبدۀ تاریخ آلمان می‌نامد، اجرا کرده است.

او دریافت که یوهان ولفگانگ ون گوته، نویسندۀ شهیر آلمانی - که شعر "شاگرد جادوگر" را سروده- در قرن هیجدهم، به هر یک از نوه‌هایش یک جعبۀ تردستی هدیه داده بود؛ بنابراین کلک‌ها را می‌توان ابزاری برای پیشبرد تفکر روشنگری دانست، چرا که اگر شعبده را درک کنیم، می‌تواند حکم آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش را داشته باشد؛ همان چیزی که جوهر انسانیت ماست.

 
04

فراپس می‌گوید که یک قرن پیش از آن، کتاب‌هایی را که جزییات شعبده‌ها برملا می‌کردند، از دلایلی بودند که به توقف سوزاندن جادوگران کمک کرد.

او می‌گوید: "بامزه اینجاست که هر چه مردم بیشتر از جادو و شعبده مطلع شدند، پردۀ افسون از چیز‌هایی که می‌دیدند و نمی‌فهمیدند، ورافتاد. "

"حالا برای روسای شرکت‌ها و فیزیکدانها، جهشی عالی به دنیایی دیگر محسوب می‌شود. وقتی که تردستی‌ای در آستین دارید، "دست خالی" روی صحنه نمی‌روید، برعکس استندآپ کمدینی که فقط جکهایش را دارید. "

وویت می‌گوید که ویدیو‌های آموزشی‌ای که روی اینترنت وجود دارد و صد‌ها هزار نفر را به خود جلب می‌کنند، باعث شده تا علاقه و مراجعۀ مردم به مدارس شعبده‌ای نظیر مدرسه‌ای که او دارد، افزایش یابد.

وویت می‌گوید: "آموزش شعبده به صورت حضوری، هیچ جایگزینی ندارد. "


منبع: فرادید


نظرات()   
   

انتخاب نام مناسب برای استارتاپ یا شرکت تان مهم تر از آن چیزی است که فکر می کنید. یک نام مناسب و هوشمندانه طرفداران تان را تحت تاثیر قرار می دهد و توجه آنها را جلب می کند. بالعکس یک نام پیش پاافتاده یا کپی شده آن شور و شوقی را که برای راه اندازی این کسب و کار داشته اید، به مشتریان احتمالی تان انتقال نمی دهد.

 خوشبختانه هیچ گاه برای تغییر نام شرکت دیر نیست. صاحبان بعضی از موفق ترین کسب و کارهای دنیا، بعد از آنکه ایده بهتری به ذهنش خطور کرد، نام شرکت شان را تغییر دادند. زیراکس در ابتدا شرکت عکاسی هالوید نام داشت و داتسون نام قبلی نیسان بود؛ LG نیز مخفف نامی است که از ادغام دو شرکت Lucky و GoldStar به دست آمد. یک نام عالی می تواند ناگهان به ذهن تان خطور کند یا اینکه آن را بعد از مدتی فکر کردن پیدا کنید.

دستورالعمل جادویی برای ایجاد یک نام عالی وجود ندارد، اما تمامی نام های تاثیرگذار دارای 5 ویژگی مشترک هستند که در ادامه آنها را توضیح می دهیم:

1ـ بهترین نام ها، نام هایی به یادماندنی هستند

برای انتخاب نام مناسب عجله نکنید، ابتدا هر نامی را که به ذهن تان می رسد، بنویسید، سپس این نام ها را سبک و سنگین کنید و تصمیم نهایی را بگیرید. بین این دو مرحله یک هفته یا بیشتر به خودتان فرصت بدهید و تمام جوانب را به خوبی حلاجی کنید.

حتی بعد از آنکه نام های مناسب را یافتید، بگذارید بارش فکری تان باز هم ادامه داشته باشد. در نهایت بهترین نام ها را بدون نیاز به مراجعه به لیست تان به خاطر خواهید آورد، در واقع سرعت فراخوانی این نام‎ها از حافظه تان شما را متعجب خواهد کرد؛ چنین نام های به یادماندنی ای حلال مشکلات هستند. اگر نامی ملکه ذهن تان شده است، احتمالاً از یاد و ذهن مشتریان تان نیز پاک نخواهد شد.

2ـ هرچه کوتاه تر، بهتر

وجه اشتراک نایک، اپل، فیس بوک، توییتر، پیکسار و ایبی چیست؟ تمام آنها شرکت هایی بسیار موفقند که نام شان فقط دو هجا دارد.

نام های کوتاه تر بهتر در یاد می مانند، بنابراین سعی کنید هوشمندانه نامی کوتاه و موثر را انتخاب کنید که به راحتی فراموش نشود. در عین حال دقت کنید که در دام و عبارت سازی و صنایع ادبی مانند جناس نیفتید؛ شاید این عبارات جالب باشند، اما این بامزه بودن غالباً به ضررتان تمام می شود. به یاد آوردن کامل و صحیح نامی مانند «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه کامپیوتر» دشوار است، به علاوه برخی تمایلی ندارند تا شرکتی با چنین نامی را به دوستان خود معرفی کنند.

3ـ بهترین نام ها کاربردی نیز هستند

به کارکرد یا خدمت خاصی که شرکت تان ارائه می دهد، توجه کنید. مارک اندرسن، یکی از بنیانگذاران نت اسکیپ، در سال 1998 در حال کار بر روی یک پروژه نرم افزاری منبع باز جدید و رایگان بود. دانیل ارنهافت در کتاب «مارک اندرسن: جنگجوی وب» نوشته است: «اندرسن از مرورگر موزائیک نت اسکیپ راضی بود، اما برنامه هنوز آنقدر سریع و ایمن نبود که کاملاً مورد پسند او باشد، بنابراین اندرسن تصمیم گرفت که برنامه را بازنویسی کند و «گودزیلایی» را خلق کرد که سوئیت اینترنت قبلی اش را کاملاً نابود کرد.»

اندرسن در سال 2002 موزائیک ـ گودزیلا را با نام «موزیلا» به دنیا معرفی کرد؛ موزیلا اینترنت را کاملاً متحول کرد. فایرفاکس، مرورگر وب موزیلا، هنوز هم یکی از پرطرفدارترین مرورگرهای وب در سراسر جهان است.

4ـ بعضی از بهترین نام ها داستانی در پس خود دارند

شرکت تراکتور هالت در روز شکرگزاری سال 1904 عکاسی را برای گرفتن عکس از آخرین تراکتور بخار خود استخدام کرد. با استناد به بیوگرافی موسس شرکت، بنجامین هالت، این عکاس تراکتور را مانند هزارپایی توصیف کرد که در دل دشت می خزد. این نظر به گوش هالت رسید و او مشتاقانه نام هزارپا «Caterpillar» را انتخاب کرد. هالت این نام را در سال 1910 رسماً به عنوان نام تجاری جدید برای شرکت تجهیزات ساخت و ساز خود به ثبت رساند.

درسی که باید از این داستان بگیرید این است که همواره گوش شنوایی داشته باشید؛ الهام هر لحظه ممکن است به سراغ تان بیاید.

5ـ به یادماندنی ترین نام ها زبان خودشان را ابداع می کنند

واژه سازی اولین و خلاقانه ترین راه برای انتخاب نامی فراموش نشدنی است. موسسین گوگل و اسنپ چت نام شرکت شان را در کتاب لغت پیدا نکردند، چون چنین واژه هایی پیش از این وجود نداشت.

دو واژه یا دو مفهوم را با هم ترکیب کنید، املای لغات را تغییر دهید، ذهن تان را باز بگذارید و خودتان را محدود نکنید. مشتریان برندهای خطرپذیر و مستقلی را دوست دارند که سعی می کنند خودشان را از رقبای محافظه کار و خسته کننده شان متمایز سازند، بنابراین بگذارید رقبای تان نام هایی تکراری و پیش پا افتاده را انتخاب کنند که فقط توصیفی الکی از نوع فعالیت شان است؛ اما شما همرنگ جماعت نباشید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

ایلان ماسک مدیرعامل تسلا و اسپیس ایکس می‌گوید هیچ کس با ۴۰ ساعت کار در هفته نتوانسته است جهان را تغییر دهد. او به ندرت می‌خوابد یا فرزندان خود را می‌بیند. تیم کوک از شرکت اپل پیش از طلوع آفتاب، ایمیلش را چک می‌کند و مارک کوبان میلیاردر معروف برای شروع کسب‌و‌کار اولش تا ساعت ۲ نیمه‌شب کار می‌کرد و به مدت هفت سال به هیچ تعطیلاتی نمی‌رفت.

این سبک‌های کاری شدید اغلب به‌عنوان تنها راه برای موفقیت و تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی مولد تجلیل می‌شوند. در واقع مطالعات نشان می‌دهد که مدیران و مدیران اجرایی «کارگر ایده‌آل» را به‌عنوان فردی بدون زندگی شخصی توصیف می‌کنند. اکثریت رهبران سازمانی خودشان- کسانی که کیفیت ویژگی‌های سازمان‌ها را تعیین و رفتار افراد را مدل‌سازی می‌کنند- تصور می‌کنند که توازن کار-زندگی در «بهترین حالت یک ایده‌آل دور از ذهن و در بدترین حالت یک افسانه است.» سه مدیرعامل که در نظرسنجی به وسیله HBR به‌عنوان برترین مجریان رتبه شده بودند اذعان داشتند که شغل آنها از دسته شغل‌های ۷ روز هفته و ۲۴ ساعت در روز بوده است و پذیرفته بودند که آنها الگوهای فوق‌العاده‌ای نیستند. اما آیا باید سبک کاری به این شکل باشد؟

این سوالی است که جسیکا دی‌گروت قریب به ۲۰ سال قبل و زمانی که سازمان غیرانتفاعی ThirdPath Institute- سازمانی برای کمک به افراد برای یافتن زمان برای کار، خانواده و زندگی- را تاسیس کرد، در جست‌وجوی پاسخ آن بود. او گروهی را از حدود ۱۲ مرد و زن در نقش‌های مدیریتی ارشد موفق در موسسات حقوقی، نهادهای خدمات مالی و دولتی، کسب‌و‌کارهای کوچک و شرکت‌های فورچون ۵۰۰ مانند Booz Allen Hamilton، الی لیلی، ماریوت، آی‌بی‌ام و فورد تشکیل داد که می‌خواستند این مفهوم را که می‌گوید توازن کار-زندگی برای رهبران سازمانی غیرممکن است به چالش بکشند. دی‌گروت به من گفت: «آنها همگی می‌خواستند کار و زندگی‌شان را به‌طور متفاوتی انجام دهند اما مطمئن نبودند که چطور این کار را انجام دهند.» آنها هیچ الگویی نداشتند. او اضافه کرد که تعداد کمی از افراد که او با آنها صحبت کرده بود تصور می‌کردند که می‌توانند از عهده این کار بر بیایند.

برای نزدیک به دو دهه تماس‌های تلفنی و جلسات منظم، به علاوه یک جلسه «رهبران سازمانی پیشرو» که هر دو سال یک بار برگزار می‌شود، به یکدیگر کمک کرده است تا دریابند که چگونه به‌طور کارآتر کار کنند و به این ترتیب می‌توانستند در عین حال که استراتژی‌های موفق را به اشتراک می‌گذارند و از شکست‌ها می‌آموزند، زمانی برای زندگی‌ شخصی‌شان داشته باشند. طی یکی از این جلسات ماهانه مشاهده کردم که این گروه شروع به اشتراک عکس‌هایی از خانواده‌هایشان و صحبت در مورد زندگی‌ خارج از کارشان کردند. سپس این گروه وارد بحث داغی پیرامون مرزها، کار زیاد مزمن و نحوه مدیریت توازن کار-زندگی‌شان در مواجهه با مواقع اضطراری کار یا زندگی و گاهی هر دو شدند. یکی از این افراد که کارش را با نگهداری فرزند بیمارش تطبیق داده بود، گفته بود که او اکنون به مزایای همه آن سال‌هایی که توازن کار-زندگی را مدل‌سازی کرده بود، دست می‌یابد. او می‌گوید: «این کار من را قادر ساخت تا پیوند محکمی با دخترم داشته باشم که واقعا شگفت‌انگیز است.»

این تحقیقی است که توسط دی‌گروت جمع‌آوری و تحلیل شده است. به‌عنوان مثال، دی‌گروت بیان کرده است که تعداد کمی از رهبران سازمانی پیشرو در برنامه‌ریزی برای رفتن به تعطیلات، رها کردن کار، ارتباط با فامیل و دوستان و بازگشت با قوای تازه به سر کار واقعا خوب بودند. استراتژی‌های آنها به «چک‌لیست تعطیلات» تبدیل شده است که دی‌گروت در این موسسه غیرانتفاعی با دیگران به اشتراک می‌گذارد. برخی از موثرترین استراتژی‌ها شامل برنامه‌ریزی برای تعطیلات فصلی، محول کردن و بازبینی کار تیمی اساسی دو هفته قبل از مرخصی، ایجاد یک لیست «چه کارهایی را می‌توان معلق نگه داشت» یک هفته قبل از تعطیلات و اجتناب از برنامه‌ریزی زمانی برای جلسات و تماس‌های تلفنی یک روز قبل و یک روز بعد از تعطیلات برای تمرکز بر اولویت‌های ضروری می‌شوند.

او همین کار را برای برنامه‌ریزی استراتژی‌ها، مدیریت بار اضافی ایمیل‌ها و ایجاد اولویت‌ها و سایر مسائل مشکل‌زا انجام داد تا به‌جای اینکه به‌طور مداوم به ایمیل‌ها پاسخ دهد یا در جلسات حضور داشته باشد، برای تمرکز بر اولویت‌ها در کار زمان ایجاد کند. دی‌گروت گفت: «ما به تلاش ادامه دادیم. سپس مشاهده کردیم که این نه تنها برای من روش بهتری برای کار کردن است بلکه برای هر فردی روش بهتری برای کار کردن خواهد بود. وقتی رهبران سازمانی را مجبور می‌کنید تا به‌طور متفاوتی رفتار کنند، این کار یک سیگنال برای بقیه سازمان ارسال می‌کند که آنها نیز می‌توانند به‌طور متفاوتی رفتار کنند.»

دی‌گروت دریافت برای اینکه رهبران سازمانی با فشارهای موجود روبه‌رو شوند و توازن کار-زندگی را یک اولویت بسازند، این پیشگامان باید مهارت‌ها را حول سه رابطه تقویت کنند: یادگیری برای کار متفاوت با تیم‌هایشان در محیط کار، ایجاد یک برنامه با خانواده‌هایشان برای اولویت دادن به خانه و خانواده و تغییر طرزفکرشان برای اینکه نه تنها باور کنند که تغییر واقعا ممکن است بلکه به خودشان این اجازه را بدهند که تلاش کنند و راحت در مورد آن صحبت کنند. داستان‌های سه رهبر سازمانی نحوه انجام این کار را توضیح می‌دهد.

  یادگیری برای متفاوت کار کردن

ایوان اکسلرود ۷۲ ساله، مدیرعامل یک شرکت مدیریت مالی در لس‌آنجلس، مانند بسیاری از مردان هم‌نسلش، اکثر زندگی خود را به‌عنوان نان‌آوری که تمرکزش را بر کار گذاشته است سپری کرد. اما این امر تا زمانی ادامه داشت که او پدربزرگ شد و تصمیم گرفت این رویه را تغییر دهد. والدین او زمانی که فرزندانش کوچک بودند از دنیا رفتند و هرگز پدربزرگ و مادربزرگ خود را نشناختند. او می‌خواست در مورد نوه‌های او اتفاق متفاوتی بیفتد. «من می‌خواستم آنها پدربزرگ‌شان را بشناسند.» بنابراین وقتی دخترش بعد از یک مرخصی سه ماهه، تصمیم گرفت که مراقبت از فرزندان و آماده‌سازی برای بازگشت به کار را با هم انجام دهد، مادربزرگ‌ها به او پیشنهاد دادند که هر کدام دو روز در هفته از نوه خود مراقبت کنند. اکسلرود داوطلب مراقبت از کودک در روز پنجم شد. او باید این ایده را هم به خانواده و هم سایر مدیران در محیط کار ارائه می‌داد. اکسلرود می‌گوید «من برنامه کاری جدیدم را این طور بیان کردم که افراد خوبی در اینجا دارم. می‌خواهم مسوولیت‌ بیشتری به آنها اعمال کنم که به آنها کمک می‌کند تا سریع‌تر رشد کنند. من بر این باورم که این کار موثر خواهد شد.» «آنها با اکراه حرفم را پذیرفتند. سال ۲۰۰۸ بود و از آن زمان تاکنون این کار را انجام داده‌ام.»

همچنین، اکسلرود با ترویج کار منعطف و از راه دور و ایجاد دفاتری نزدیک‌تر به محل زندگی افراد برای کاهش زمان رفت‌و‌آمد، برای ایجاد فرهنگی تلاش کرده است که در آن هر فردی می‌تواند زمان برای کار و زندگی داشته باشد؛ تلاش‌هایی که جابه‌جایی کارمندان و هزینه‌های استخدام و آموزش را کاهش داده و روحیه و بهره‌وری کارمندان را بالا برده است. او می‌گوید: «اگر شما ساختاری دارید که به افراد اجازه انعطاف‌پذیری بیشتر می‌دهد، آنها نتایج بهتری برای سازمان ایجاد خواهند کرد. من همیشه شاهد این امر هستم.وقتی شما این تغییرات را ایجاد می‌کنید، درآمد و سودآوری افزایش می‌یابد.»

اکسلرود روزهای دوشنبه دو نوه‌اش که اکنون ۱۱ و ۹ ساله هستند را به مدرسه می‌برد، در خانه کار می‌کند، سپس آنها را از مدرسه برمی‌دارد و آنها را به تفریح (مانند کلاس شنا) می‌برد. او می‌گوید: «من وقت زیادی با آنها می‌گذرانم و این فوق‌العاده است. وقتی من بمیرم، آنها خاطرات بسیار زیادی با من خواهند داشت.»

  باور به برنامه خود و صحبت صریح در مورد آن

اکسلرود باید ابتدا چیز جدیدی را تصور می‌کرد: چگونه او واقعا می‌خواهد کار و زندگی را ترکیب کند. سپس او باید باور می‌کرد که نه‌تنها این مساله ارزش امتحان کردن را دارد، بلکه- از طریق یک‌سری آزمون و خطاها- ادامه آن واقعا در بلندمدت ممکن خواهد بود.این مساله همچنین برای مایکل هیکاکس نیز درست بود. هیکاکس در سال ۲۰۰۴، یک حسابدار عمومی رسمی در تگزاس بود و در مرحله حساسی در زندگی کاری‌اش قرار داشت. او عاشق کارش بود اما می‌خواست دستیاری برای خود انتخاب کند؛ زیرا تنها الگوهایی که او سراغ داشت مردانی با همسران خانه‌دار و یک زن با پرستارهای بچه شبانه‌روزی بود؛ که هر دوی اینها بیشتر زمان‌شان را کار می‌کردند و به ندرت خانواده‌های خود را می‌دیدند. او به من گفت «من این را نمی‌خواستم.»

وقتی بزرگ‌ترین دخترش وارد پنج سال شد، گذار از مراقبت از کودک در تمام طول سال به برنامه‌ زمانی سنتی ۹ ماهه در کودکستان، هیکاکس را مجبور کرد تا نه‌تنها در مورد نحوه مدیریت مراقبت از کودک در ماه‌های تابستان فکر کند بلکه بیندیشد که او واقعا از کار و زندگی‌اش چه می‌خواهد. والدین او معلم بودند و او عاشق این بود که تابستان‌ها را با خانواده‌اش با یکدیگر بگذرانند. بنابراین چیزی را تصور کرد که تاکنون کسی آن را تجربه نکرده بود: رفتن به مرخصی در تابستان‌ها و همچنان داشتن دستیاری به‌عنوان شریک. وقتی دختران او بزرگ می‌شدند، او روی یک برنامه زمانی ۸۰ درصد وارد مذاکره شد و ۱۱ تابستان را پشت‌سر‌هم سر کار نرفت و هنوز برای خود شریک می‌گرفت. هیکاکس که اکنون مدیر ارشد مالی بانک Independent در تگزاس است، می‌گوید «من آموختم که باید با صراحت صحبت کنم. چون وقتی چیزی وجود نداشته است، به این معناست که هیچ‌کس هرگز در مورد آن فکر نکرده است.»

هیچ‌کدام از اینها آسان نیست. هیکاکس مانند اکثر رهبران سازمانی با مانع روبه‌رو شد. چند سال قبل، زمانی که کار او بسیار شدید بود و او احساس می‌کرد که کاملا از حالت توازن خارج شده است، تقریبا به جلسات رهبران سازمانی پیشرو که من در آن حضور داشتم، نمی‌آمد و ابتدا برای این مقاله بود که با او مصاحبه کردم. هیکاکس می‌گوید «من احساس گناه می‌کردم. تصور من این بود که قرار است یکی از این رهبران سازمانی پیشرو باشم و در سال گذشته کلا گند زده‌ام. من نباید حتی در این کنفرانس حضور داشته باشم.» به او گفتم «اما الان زمانی است که بیشتر از همیشه به این چیزها نیاز دارید.» آنچه او یافته است- و تحقیقات علوم رفتاری آن را تایید می‌کند- این است که داشتن یک شبکه از همتایان حامی و هم‌فکر از طریق این جلسات و کنفرانس‌های تلفنی منظم آنها، باعث می‌شود تغییرات رفتاری سریع‌تر پذیرفته شوند.

هیکاکس اکنون ۵۱ ساله است و الگویی شده که به دنبالش بود. در مدیریت او کار منعطف، کار از راه دور، توجه به عملکرد به‌جای توجه به زمانی که افراد به شرکت می‌آیند و می‌روند تبدیل به یک هنجار شده است. او می‌گوید «تصور نمی‌کنم که برای پیشرفت باید مانند یک فرد دیوانه کار کنید. من تنها فکر می‌کنم که در این زمانی که شما در حال کار هستید، باید بیاموزید که فردی موثر باشید.»

  ایجاد برنامه‌ای برای اولویت دادن به خانواده

تصور یک روش متفاوت برای کار و زندگی به معنای پذیرش یک طرزفکر است که تشخیص می‌دهد هم کار و هم خانواده مهم هستند. ویل رو، ۵۹ ساله و یکی از مدیران شرکت Booz Allen Hamilton در واشنگتن و همسرش ترزا، پزشک اطفال، ازدواج‌شان را با این پیمان شروع کردند که شرکای برابری باشند و خانواده، اعتماد، دوستی و انعطاف‌پذیری را در اولویت قرار دهند. هر دوی آنها مشاغل مهم اما نه طاقت‌فرسا می‌خواستند. به گفته «رو» والدین او معتاد به کار بودند و به ندرت یکدیگر را می‌دیدند و سرانجام کارشان به طلاق کشید. بنابراین وقتی «رو» و همسرش خانواده خودشان را تشکیل دادند، متعهد شدند که تا جای ممکن برای خانواده زمان بگذارند. از ۷ روز هفته به‌صورت یک روز در میان، ۴ روز ویل و ۳ روز ترزا کار می‌کرد و یکی از همسایگان یک روز در هفته از دو کودک آنها مراقبت می‌کرد.

این برنامه زمانی منعطف به «رو» این جرات را داد تا از رئیسش درخواست یک مرخصی ۶ ماهه کند و با خانواده‌اش به مسافرت برود. وقتی بچه‌های «رو» بزرگ شدند و او در رتبه‌بندی‌های رهبری سازمانی رشد کرد، با مهارت کنفرانس‌های تلفنی برگزار می‌کرد و با تغییر زمان کارش برای تطبیق با هر دوی مشتریان و خانواده‌اش، به کار براساس یک برنامه زمانی منعطف ادامه داد. واضح بودن اولویت‌های خانوادگی، صحبت روزانه در مورد آنها و برنامه‌ریزی با یکدیگر به‌عنوان یک خانواده، نکات کلیدی برای تنظیم کار و زندگی شخصی و خانوادگی بوده است. «رو» می‌گوید: «من هر هفته می‌نشینم و تقویمم را علامت می‌زنم. رخدادها و فعالیت‌های خانوادگی به رنگ سبز هستند. اگر ببینم که این مناسبت‌های خانوادگی با کار من در رقابت است، کارم را کنسل خواهم کرد یا اینکه آن را به فرد دیگری محول می‌کنم.» او می‌گوید: «برخی مسائل در زندگی مهم‌تر از کار هستند.»

آنچه در الگوهای فردی می‌بینیم، آنچه تصور می‌کنیم را شکل می‌دهد. اکنون، تعداد بسیاری از ما بیش از حد کار می‌کنیم، چراکه این همان چیزی است که در مدیران خود می‌بینیم. ما نیاز به شنیدن داستان‌های بیشتری مانند داستان الکسرود، هیکاکس و «رو» داریم. ما نیاز داریم تا داستان‌های بیشتری در مورد مدیرانی مانند دیوید سولومون، رئیس جدید گلدمن ساکس بشنویم که با دخترش به کلاس یوگا می‌رود، تلاش کرده است تا ساعات کار خسته‌کننده و طاقت‌فرسا را کاهش دهد و زمانی که همکارانش بیش از حد کار می‌کنند به آنها زنگ می‌زند تا کار کردن را متوقف کنند. ما باید داستان‌های بیشتری در مورد اینکه چگونه رهبران سازمانی مانند سوزان وویچیتسکی از یوتیوب که می‌تواند یک شرکت ۱۰۰ میلیارد دلاری را اداره کند و هنوز راس ساعت ۶ برای صرف شام با فرزندانش در خانه باشد، بشنویم. شاید هر چه بیشتر داستان‌های مدیرانی مانند اینها را بشنویم، اکثریت بیشتری از ما خواهان زمان برای کار و در عین حال زندگی عادی با خانواده باشیم و به این ترتیب عموم مردم نیز باور این امر برایشان ممکن خواهد بود.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :28  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

۷ راهکار برای برقراری رابطه شخصی با مشتریان ..........شنبه 5 مرداد 1398

"سونی" دستگاه تهویه هوای جیبی ساخت..........شنبه 5 مرداد 1398

۱۰ قابلیت اپل‌ واچ که کار شما را راحت‌تر می‌کند..........شنبه 5 مرداد 1398

استفاده از انگشت دست به جای گوشی..........شنبه 5 مرداد 1398

استفاده فیسبوک از هوش مصنوعی برای نقشه‌برداری بهتر جاده‌ها..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت تامین منابع مالی برای کسب و کار..........چهارشنبه 26 تیر 1398

جزوه درس مدیریت فرآیندهای کسب و کار دانشگاه شریف..........چهارشنبه 26 تیر 1398

۵ اشتباه بازاریابی بدون امکان جبران ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

چگونه از عملکرد درست برندمان مطمئن شویم؟ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

کارمندان از مدیران خود چه می‌خواهند؟ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

تشخیص فرصت‌های کارآفرینی با این راهکارها ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

2 راهکار برای ارتباط تاثیرگذار با کارمندان ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

ثبت رکورد ۴/ ۱ میلیارد سفر در سال ۲۰۱۸ ..........چهارشنبه 26 تیر 1398

بیت‌کوین‌ چگونه استخراج می‌شود؟..........چهارشنبه 26 تیر 1398

۲۰ گوشی هوشمند پرفروش در نیمه نخست ۲۰۱۹..........چهارشنبه 26 تیر 1398

همه پستها