تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب عمومی
چهارشنبه 18 مهر 1397  09:47 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

مک‌بوک فانتزی یا یک لپ‌تاپ ویندوز؟ کدام یک را انتخاب می‌کنید؟ یک لپ‌تاپ قابل حمل و سبک می‌خواهید یا یک لپ‌تاپ که با آن کارهای گرافیکی انجام دهید؟ این مطلب می‌تواند شما را برای انتخاب و خرید یک لپ‌تاپ مناسب راهنمایی کند.

انتخاب لپ‌تاپ تا همین چند‌ سال پیش کار بسیار ساده‌ای بود. هر کس یک لپ‌تاپ ویندوز داشت. مگر اینکه کسی به‌طور خاص مک‌بوک می‌خرید و بابت آن هم هزینه خیلی بیشتری پرداخت می‌کرد. اما درحال حاضر لپ‌تاپ‌های ویندوز با قیمت‌های بسیار بالایی هم وجود دارد؛ البته که Chromebooks فوق‌العاده ارزان هستند و قیمت مک‌بوک‌ها هم همین‌طور رو به افزایش است. به‌هرحال نکاتی برای خرید یک لپ‌تاپ برای خریداران مهم است:   وزن، اندازه صفحه نمایش و رزولوشن، سبک، کیفیت ساخت، سرعت پردازنده و دردسترس‌بودن برنامه‌ها.                                                   

انواع لپ‌تاپ و سیستم‌عامل

ساده‌ترین راه برای اینکه بتوانید لپ‌تاپ مورد نظرتان را پیدا کنید، انتخاب سیستم‌‌عامل است. اگر شما می‌خواهید MacOS که درواقع از لحاظ بصری و سیستم‌های نرم‌افزاری بسیار ظریف است را انتخاب کنید، باید سراغ اپل بروید. اما ویندوز طیف وسیعی از برنامه‌های کاربردی را دارد که اگر شما هم برنامه‌های خاصی مدنظرتان باشد که تنها در سیستم عامل ویندوز وجود داشته باشد، باید آن را انتخاب کنید. البته اگر نیازی به برنامه‌های خاص ندارید و فقط می‌خواهید از لپ‌تاپ‌تان برای نوشتن متن، مرور وب و غیره استفاده کنید، ممکن است بتوانید کارها‌یتان را با Chromebook راه بیندازید.

ویندوز

ویندوز به خاطر طیف گسترده‌ای از برنامه‌ها و رابط کاربری آشنا هنوز هم جزو رایج‌ترین کامپیوترهاست. آخرین نسخه ویندوز ١٠، ترکیبی از ظاهر رایانه‌ای سنتی با ظاهری به سبک موبایل‌هاست که اپلیکیشن‌های مختلفی در شبکه آن وجود دارد و قابل دسترس است. ویندوز ١٠ با لپ‌تاپ‌های هیبریدی هم کار می‌‌کند که صفحه نمایش آنها جدا می‌شود. سیستم ویندوز با صفحه نمایش لمسی و غیرلمسی کار می‌کند و  تمام برنامه‌های آن برای هر دو موجود است. مایکروسافت هر‌سال به پیشرفت سیستم‌عامل ویندوز و دیگر نرم‌افزارهایش فکر و روی آن کار می‌کند و به تازگی کمتر سراغ سخت‌افزار می‌رود.

Chromebooks

سیستم عامل گوگل مسلح و ساده است. در ابتدا این سیستم‌عامل تنها برای زمانی قابل استفاده بود که لپ‌تاپ شما به اینترنت متصل بود و فرض بر این بود که تمام پردازش‌های سنگین روی کلود انجام می‌شود، بنابراین نیازی به تراشه قدرتمند در لپ‌تاپ نبود و در این صورت هم هزینه‌ها بسیار کم بود. اما نکته اصلی که این لپ‌تاپ‌ها به میزان کمی مورد استقبال قرار گرفتند، این بود که سخت‌افزار آفلاین بسیار محدود بود و نمی‌توانست توقعات مشتریان را پاسخ دهد. درحال حاضر برنامه‌های اصلی مثل ایمیل، document، spreadsheet و نرم‌افزار ارایه گوگل عمدتا در زمان آفلاین هم کار می‌کند. برخی از دستگاه‌های Chromebook با سیستم عامل اندروید هم کار می‌کند. گوگل Chromebook خود را Pixel نامیده است.

مک‌بوک

اپل سخت‌افزار و نرم‌افزار را با رایانه‌های خود می‌سازد و یک سیستم یکپارچه به وجود می‌آورد که به زیبایی کار می‌کند. مک‌بوک ایر یک لپ‌تاپ بسیار باریک و سبک بود که برای نخستین بار نشان داد پس از آنکه استیو جابز دیگر مدیر اپل نبود، آنها می‌توانند مانند او فوق‌العاده‌ها را ارایه دهند. البته محدوده کوچک است؛ مک‌بوک ایر و مک‌بوک پرو فوق‌العاده قدرتمند است که نوآوری‌های بزرگی مانند نوار لمسی دارد؛ این چیزی است که جایگاه بالایی دارد؛ کلیدهای با عملکرد بالا و یک صفحه نمایش لمسی باریک که در آن دکمه‌های مجازی با توجه به آن‌چه شما انجام می‌دهید، جایگزین می‌شود. اما این لپ‌تاپ‌های حرفه‌ای  از لحاظ قیمت ارزان نیست. مک‌بوک صفحه لمسی ندارد و هیچ‌کدام از آنها با یک اسلات کارت یا سیم کارت قابل دسترسی به اینترنت نیست.

ویژگی‌های لپ‌تاپ

هنگام خرید یک لپ‌تاپ برخی از ویژگی‌ها بسیار مهم هستند که باید به آنها برای خرید هر نوع لپ‌تاپی توجه کنید

اندازه، صفحه و وزن

آیا شما از لپ‌‌تاپ‌تان قصد استفاده برای مطالعه دارید یا می‌خواهید آن را در اطراف خانه حمل کنید یا با خود همه جا ببرید؟ بعد از آنکه تصمیم‌تان را دراین‌باره گرفتید، گزینه‌های بعدی خودشان جلو می‌آیند. اگر مطمئن هستید که لپ‌تاپ تنها روی میز کار شما در محل کارتان قرار می‌گیرد و لازم نیست آن را حمل کنید، می‌توانید یک لپ‌تاپ با صفحه نمایش بزرگتر و حتی با وزن سنگین انتخاب کنید که ارزان‌تر هم باشد. اما یک لپ‌تاپ سبک‌تر و کوچکتر برای وقتی که می‌خواهید آن را حمل کنید، مناسب‌تر است.

هدف

هدف‌تان از خریدن لپ‌تاپ چیست؟ اگر شما می‌خواهید با لپ‌تاپ‌تان فقط ایمیل‌هایتان را چک کنید، یا در شبکه‌های اجتماعی بچرخید و فیس‌بوک‌تان را به‌روزرسانی کنید، یک لپ‌تاپ بسیار ساده کارتان را راه می‌اندازد. شما می‌توانید یک لپ‌تاپ ویندوز یا Chromebook را با قیمتی به نسبت پایین‌تر بخرید. در حالی که مک‌بوک ایر را که ارزان‌ترین مک به حساب می‌آید، با حدود ٤ یا ٥ برابر قیمت آن لپ‌تاپ می‌توانید بخرید. با این حال توجه داشته باشید که Mac دارای کیفیت ساخت عالی، پردازنده بهتر و به‌هرحال قیمت مناسب برای آن است.

حافظه

RAM بیشتر به این معنی است که صفحات وب سریع‌تر بارگذاری می‌شوند. باید به این فکر کنید که شما همزمان می‌خواهید چند برنامه یا صفحه باز داشته باشید و  لپ‌تاپ‌تان هنگ نکند. باید با توجه به اینکه چه میزان نیاز دارید، RAM لپ‌تاپ‌تان را انتخاب کنید. در لپ‌تاپ‌های ویندوز، کاربران اساسی ٨ گیگابایتی را به خوبی می‌شناسند و آن را انتخاب می‌کنند، درحالی‌که ١٦ گیگابایت برای کار با برنامه‌های بزرگ مانند پایگاه‌های داده و ویرایش ویدیو مناسب است. کاربرانی که سیستم قدرتمندتر می‌خواهند باید به دنبال ٣٢ گیگابایت یا حتی ٦٤گیگابایت رم بروند، اما اکثر ما به آن نیاز نداریم. بازی‌ها هم به‌طور معمول به حافظه بالا نیاز دارند، بنابراین اگر شما اهل بازی‌کردن هستید و می‌خواهید روی سیستم‌تان بازی داشته باشید، ١٦ گیگابایت قطعا بهتر است. رایانه‌های اپل مانند مک‌بوک و مک‌بوک ایر به صورت خودکار با ٨گیگابایت همراه هستند، درحالی‌که قدرتمند‌ترین iMac می‌تواند تا ٣٢ گیگابایت حافظه داشته باشد.  قیمت RAM در طول سال‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یافته و افزایش این نوع حافظه معنی دارد. در اکثر رایانه‌ها امکان ارتقای میزان RAM شما وجود دارد و این یک روش مقرون‌به‌صرفه برای افزایش قدرت لپ‌تاپ یا دسکتاپ است. شرکت‌هایی مانند Crucial (uk.crucial.com) ابزارهای ساده‌ و فوق‌العاده‌ای برای کمک به شما در انتخاب درست سیستم شما هستند و حتی می‌توانید دستگاه خود را اسکن کنید تا بدانید کدام برای ارتقا سازگارتر است.

قدرت

وقتی لپ‌تاپ پردازشگر قدرتمندتر و حافظه فعال داشته باشد، تمام برنامه‌هایی که روی آن باشد، بهتر و سریع‌تر اجرا می‌شود، حتی وقتی رایانه را روشن می‌کنید، سریع‌تر راه می‌افتد. یک پردازنده ضعیف‌تر و آهسته‌تر ارزان‌تر است، اما ممکن است شما احساس خوبی از لپ‌تاپ‌تان نداشته باشید و هر روز که می‌خواهید آن را روشن کنید به آن لعنت بفرستید. برند اصلی پردازنده‌های رایانه اینتل است که بر بازار حکمرانی می‌کند و البته AMD که کمی قیمتش ارزان‌تر است. قیمت نگرانی اصلی شما خواهد بود، اما عناصر زیادی وجود دارد که به هزینه‌ها کمک می‌کند، مانند تعداد هسته‌ها و جایی که هر هسته به‌طور موثر به‌عنوان پردازنده خود کار می‌کند، اغلب بهتر است، اما همیشه ضروری نیست. به‌عنوان مثال، تراشه Intel Core i٣  دارای دو هسته است، اما Core i٥ و

Core i٧ روی رایانه‌های رومیزی دارای چهار هسته هستند.سرعت یکی دیگر از عوامل مهمی است که به شما می‌گوید محاسبات پردازنده در چند ثانیه انجام می‌شود. به‌هرحال هر چه سریع‌تر باشد، بهتر است و میزان این سریع‌تربودن را با gigahertz (گیگاهرتز) اندازه‌گیری می‌کنند. عناصر بیشتری هم وجود دارد، مانند بیشینه‌سازی که در آن یک سیستم عامل به پردازش درون یک هسته می‌پردازد تا همه چیز سریع‌تر اجرا شود. همه چیز را می‌توان بسیار پیچیده کرد و اغلب اوقات خوب است که توسط مولفه‌های تولید‌کننده کامپیوتر مشخص شود.

گرافیک

گرافیک می‌تواند یکی از مهم‌ترین بخش‌ها باشد. به نظرتان چه چیزی باعث می‌شود که بازی‌ها، فیلم‌ها و برنامه‌های دیگر بهترین باشند. اگر تا به حال یک بازی ویدیویی در یک لپ‌تاپ کم‌مصرف داشته‌اید، می‌دانید روی تصاویر لکه‌ها به دلیل عدم‌نمایش گرافیک مناسب، به وجود می‌آیند و روند را کند می‌کنند. بنابراین اگر بازی اولویت شما باشد، باید کامپیوتری مناسب بازی داشته باشید. باید اطمینان حاصل کنید که کارت‌گرافیک جداگانه روی سیستم اختصاص داده شده باشد. برخی از تراشه‌ها با قابلیت‌های گرافیکی ساخته شده‌اند که برای بعضی‌ها کافی خواهد بود. البته بعدا هم می‌توانید یک کارت گرافیک را خریداری کنید، اما محدودیت‌های سازگاری شدید روی دسکتاپ و سازگاری و محدودیت‌های فیزیکی در لپ‌تاپ وجود دارد. درواقع باید گفت بهترین زمان انتخاب کارت‌گرافیک هنگام خرید است.

عمر باتری

عمر باتری روی لپ‌تاپ می‌تواند یکی از مهمترین‌ها باشد. شما همه جا برق ندارید، ولی می‌خواهید از لپ‌تاپ‌تان استفاده کنید. به این توجه کنید که بسیاری از لپ‌تاپ‌ها را نمی‌توانید مدت طولانی بدون برق استفاده کنید، به‌خصوص لپ‌تاپ‌هایی که قیمت ارزان‌تری دارند، بنابراین مطمئن شوید عمر باتری چقدر است، البته بسیاری از آنها برای انجام کارهای روزانه مناسب هستند. اگر قصد دارید در یک سفر با اتوبوس یا قطار فیلم ببینید، بهتر است لپ‌تاپ‌های ارزان‌قیمت را انتخاب نکنید، چون باتری آنها پاسخگو نیست.

اتصال

همه لپ‌تاپ‌ها ‌دارای وای‌فای هستند. بعضی‌ها علاوه بر این برای سیم کارت هم فضایی دارند، بنابراین شما دسترسی گسترده‌تری به اینترنت دارید، هرچند همان‌طور که قبلا گفته شد، اپل این را در سیستم‌های خود ندارد. اما اتصال نیز به این معنی است که پورت در دستگاه وجود دارد. بسیاری از آنها دارای پورت‌هایUSB هستند (برخی یکی و برخی بیشتر) و بسیاری از آنها یک جا برای قرار گرفتن کارت حافظه دوربین دارند. آخرین مدل مک‌بوک و مک‌بوک پرو فقط دارای یک هدفون و تنها یک نوع دیگر از رابط USB-C است. این کار قدرت و اطلاعات را مدیریت می‌کند و مطمئنا راهی برای آینده است، اما درحال حاضر به این معنی است که شما نیاز به یک رابط دیگر برای اتصال هر چیزی روی آن دارید.

محبوب ترین لپ تاپ‌ها

ما برخی از لپ‌تاپ‌ها را انتخاب کردیم تا به شما معرفی کنیم. البته این لپ‌تاپ‌ها شاید خیلی هم ارزان نباشند، اما ارزش خرید دارند و از محبوب‌ترین لپ‌تاپ‌ها به شمار می‌آیند.

HP Stream ١٤

  قیمت خوب

  صفحه نمایش ١٤ اینچی و ٣٢ گیگابایت حافظه (می‌توان حافظه اضافی را با استفاده از کارت حافظه SD اضافه کرد)

  باتری متوسط (حدود ٨ ساعت)

  سبک وزن

Apple MacBook Pro with Touch Bar

  تکنولوژی جدید لمسی

  فوق‌العاده باریک و سبک وزن

  صفحه کلید راحت

  صفحه نمایش ١٠ اینچی با رزولوشن بالا

  سنسور اثر انگشت

Venturer Bravowin S

   لپ‌تاپ مناسب برای بچه‌ها

   قیمت‌گذاری منطقی

   قدرتمند

   صفحه نمایش و صفحه کلید جدا شونده

   عمر باتری متوسط (حدود ٨ ساعت)

   سبک وزن


منبع: شهروند


نظرات()   
   
شنبه 12 خرداد 1397  11:10 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

یکی از موارد اقتصادی که استفاده‌ اصل بخش بندی در آن می تواند بسیار زیاد برایمان تاثیر گذار باشد، بحث چگونگی عملی کردن پس انداز و بهینه کردن خرج کردن پول هایمان است.

 با بخش بندی همه چیز را کنترل کنید

در علم اقتصاد رفتاری موضوعی تحت عنوان Partitioning یا بخش‌بندی وجود دارد. این مفهوم بیان می‌کند که میزان مصرف چیزهای مختلف، از پول و سهام گرفته تا خورد و خوراک را، می‌توان با بخش‌بندی مناسب کنترل کرد یا حداقل بر روی آن اثر گذاشت.

تحقیقات بسیار زیادی بر روی تاثیر اندازه‌ ظرف غذا و قاشق بر روی مقدار مصرف انجام شده و همه‌ آن‌ها اثر مستقیم اندازه بر روی مصرف را نشان داده است.

به همین دلیل است که همیشه به مردم توصیه می‌شود که همه‌ پول و درآمد خود را در یک حساب نگه ندارند و تقسیم بندی‌هایی را هم از لحاظ زمان هزینه و هم از لحاظ نوع هزینه‌ای که می‌خواهند انجام دهند بر روی پول خود داشته باشند و آن را بخش‌بندی کنند.

مشکل پیش آمده در رستوران هم دقیقا همین مفهوم را نشان می‌داد. تقریبا از نظر همه‌ مردم بسته‌های کره‌ ۱۰ گرمی برای یک نفر کافی است اما شاید بسیاری نتوانند قبول کنند که ۱۵۰ گرم کره‌ بسته‌بندی نشده برای ۱۵ نفر کافی باشد.

 چگونه پس انداز کنیم؟

یکی از مهم‌ترین اشتباهات اقتصادی افراد در جامعه‌ ما عدم تخصیص بخشی از منبع درآمد به پس انداز است که این معضل می‌تواند ضرر غیر قابل جبرانی را برای آینده‌ افراد به وجود آورد، روش‌های مختلفی برای جلوگیری از بروز این مشکل وجود دارد، اما کاری که می‌تواند کمک شایانی به رفع این مشکل کند، استفاده از مفهوم بخش‌بندی در اقتصاد رفتاری است که در ادامه توضیحاتی برای اجرای این روش در دخل و خرج روزانه‌ شما ارائه شده است.

پس انداز دقیق با بخش بندی بودجه

یکی از موارد اقتصادی که استفاده‌ اصل بخش بندی در آن می تواند بسیار زیاد برایمان تاثیر گذار باشد، بحث چگونگی عملی کردن پس انداز و بهینه کردن خرج کردن پول هایمان است.

خیلی از ما در اول ماه که حقوقمان را دریافت کرده ایم یا هنگامی که پولی به دستمان رسیده است، شروع به خرید محصولات ضروری و یا غیر ضروریمان می کنیم، به رستوران های مختلف می رویم و بدون حساب، بخش زیادی از پولمان را صرف تفریح و هزینه هایی از این قبیل می‌کنیم.

 ۲۰ روز از ماه که می گذرد، نه تنها پولی برای پس انداز کنار نگذاشته ایم بلکه تمام درآمد ماهانه مان را هم خرج کرده‌ایم و بالاجبار باید بقیه ماه را با رعایت و صرفه جویی بیش از اندازه سپری کنیم. خیلی از ما مدت ها دنبال راه حل هایی بودیم که بتوانیم مخارج خود را کنترل و مقداری از پولمان را پس انداز کنیم. اکنون این راه حل ساده و کاربردی به کمک شما آمده است.

برای چند ماه اول فقط کافی است یک ورق کاغذ بردارید و درآمدها و هزینه‌های خود را در طول ماه فقط ثبت کنید. استفاده از نرم افزارهایی مانند اکسل و نرم‌افزارهای حسابداری هم گزینه‌ خوبی است اما حتی با نوشتن بر روی برگه‌ کاغذ هم می‌توان حساب و کتاب خود را مدیریت کرد.

بعد از گذشت چند ماه می‌توانید هزینه های ماهیانه را به چند دسته اصلی تقسیم کنید. اجاره‌ خانه و قبوض، هزینه های حمل و نقل، هزینه‌های مربوط به خورد و خوراک، هزینه‌های ورزشی و تفریحی و پس انداز دسته‌هایی هستند که وجود آن‌ها الزامی است.

حال چگونه از این اطلاعات استفاده کنیم؟

با استفاده از اطلاعاتی که از خرج و مخارج خود جمع‌آوری کردید می‌توانید برای هزینه‌های مختلف خود بودجه بندی انجام دهید و بودجه‌ مربوط به هر یک از دسته‌ها را در حسابی جداگانه واریز کنید.

 به طور مثال اگر مخارجتان را به 4 دسته اصلی تقسیم کرده اید، نیاز دارید ۴ حساب جداگانه برای خود داشته باشید. اینگونه شما برای هزینه‌های خود دو بار از بخش بندی استفاده کرده‌اید، هم هزینه‌های مختلف را از یکدیگر جدا کردید و هم حساب‌های مختلفی برای هر یک از آن‌ها اختصاص داده اید.

شاید از خودتان بپرسید که این کار چه فایده ای دارد؟ یکی از فایده های بخش بندی این است که باعث می شود ذهن برای استفاده از هر بخش توقف کند و دوباره تصمیم گیری کند. برای واضح تر شدن این مسئله فردی که پول هایش را بخش بندی کرده و در ۳ حساب مختلف گذاشته است در نظر بگیرید. فرض کنید پولی که برای خرید کنار گذاشته بود تمام شده و برای تهیه لباس مورد علاقه خود باید از حسابی که برای پس انداز باز کرده بود استفاده کند.

در این لحظه ذهن فرد متوقف می شود و مجبور می شود برای انجام دادن این کار از ابتدا تصمیم گیری کند  و همین به عقب برگشتن  می‌تواند باعث ایجاد احساس گناه شده و فرد را از خرج کردن ادامه پول منصرف کند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  10:41 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

در مورد اسرار ثروت‌اندوزی و موفقیت بسیار گفته‌اند نوشته‌اند. در بازار کتاب‌های زیادی وجود دارد که وعده می‌دهند شما را در مدت‌زمانی کوتاه ثروتمند می‌کنند. این کتاب‌ها دست‌کم نویسنده خود را ثروتمند می‌کنند و شاید بر زندگی عده‌ای هم تاثیر مثبت بگذارند. راستش را بخواهید من نمی‌دانم چطور می‌شود ثروتمند شد. باور کنید اگر راز ثروت را می‌دانستم الان بجای نگارش این مقاله، داشتم پول‌هایم را پارو می‌کردم. در مقابل من می‌توانم به شما راه‌هایی نشان بدهم که به کمک آن‌ها به‌سادگی فقیر شوید. تضمین می‌کنم که این روش‌ها جواب می‌دهد و به‌ سادگی می‌توانید با استفاده از آن‌ها دست خود را تنگ کنید.

البته تضمینی وجود ندارد که پرهیز از این موارد باعث ثروتمند شدن کسی بشود. اما دست‌کم با کنار گذاشتن این عادت‌ها می‌توانیم از فقر پیشگیری کنیم. می‌توانیم بگوییم ثروت مثل یک استخر است. مقدار آب جمع شده در استخر هم به حجم آب ورودی و هم به مقدار آب خروجی بستگی دارد. قطعا مسدود کردن سوراخ‌های استخر می‌تواند به زودتر پر شدن آن کمک کند.

۱- بدحساب شویم و قرض‌های خود را پس ندهیم!

داشتن اعتبار و شهرت خوش‌حسابی تاثیر زیادی بر زندگی مالی شما می‌گذارد. مواردی پیش می‌آید که شما نیاز دارید به‌سرعت پولی قرض کنید. شاید یک موقعیت تجاری فوق‌العاده یا هزینه‌ای پیش‌بینی‌نشده که باید به‌سرعت برای آن‌ها پول تهیه کنید. اگر در بین دوستان و آشنایان خود به فردی بدحساب مشهور شوید، اعتبار خود را از دست خواهید داد. در این صورت مجبور می‌شوید تمام بار مالی پیش‌آمده در زندگی خود را به‌تنهایی تحمل کنید. این شوک‌ها، فشارها و بارها می‌تواند شما را از پای در بیاورد و به ورشکستگی برساند.

شاید بر روی کاغذ به نظر برسد قرض گرفتن و پس ندادن تجارتی سودآور است. اما در عمل این روش اوضاع ما را بی‌اندازه بد خواهد کرد.

شاید بر روی کاغذ به نظر برسد قرض گرفتن و پس ندادن تجارتی سودآور است. اما در عمل این روش اوضاع ما را بی‌اندازه بد خواهد کرد. شاید تصور کنیم که پس ندادن قرض به عزیزان و نزدیکانی مثل مادر، برادر یا همسر اشکالی ندارد و آن‌ها می‌توانند به‌سادگی ما را ببخشند. اما این کار می‌تواند تصویر ما را در چشم دوستان و آشنایان مخدوش کند. «کسی که قرض مادرش را پس نداده چطور قرار است پول ما را پس بدهد؟» به‌خصوص اگر در زندگی خود کسی را دارید که در حال حاضر به‌سادگی می‌توانید از او پول قرض بگیرید، با خوش‌حسابی سعی کنید او را برای خود نگه دارید. بد نیست که قرض خود را زودتر از موقع و اندکی بیشتر از مبلغ اصلی پس بدهید. بگذارید دیگران تجربه خوبی از کمک به شما داشته باشند.

۲- مدام شغل عوض کنیم!

نقل قولی بسیار معروف از ادیسون وجود دارد که می‌گوید «یک‌درصد موفقیت به انگیزش و ۹۹ درصد آن به عرق‌ریختن وابسته است.» اگر کسی برای مدت ۵۰ سال در صنعت «کود حیوانی» فعالیت کند، با کمی خوش‌فکری و خلاقیت می‌تواند کسب‌وکار خود را گسترش دهد و به ثروت برسد. این فرد بی‌تردید سال‌های سخت اولیه را پشت سر گذاشته و حالا به نقطه کنونی رسیده است. اگر تنها ۵ سال به‌عنوان روزنامه‌نگار فعالیت کنیم و بعد چند سالی را به تحقیق بگذرانیم و بعد از آن مدتی رستوران‌داری کنیم و در آخر به ساخت‌وساز روی بیاوریم، تنها سال‌های سخت اولیه را خواهیم دید. مثل کسی که زحمت کاشت و نگه‌داری از یک درخت را به خود می‌دهد اما قبل از به بار نشستن درخت آن را قطع می‌کند.


یک نفر نمی‌تواند در چندین رشته متخصص شود.

به چند دلیل ما مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پریم. اول آن که مشاغلی را می‌پذیریم که دوستشان نداریم. کسی که بدون علاقه و تنها برای گذران زندگی به یک حرفه وارد شده باشد در اولین فرصت سعی می‌کند به شغلی دیگر پناه ببرد. از طرف دیگر ما دوست داریم یک‌شبه و در همان سال اول کاری خود به ثروت برسیم. در حالی که تمام کسب‌وکارهای موفق مثل گوگل و فیس‌بوک سال‌هایی سخت را پشت سر گذاشته‌اند. از طرف دیگر شاید عدم توانایی ما در برقراری ارتباط موثر با همکاران، خیلی زود حال ما را بد کند و دوست داشته باشیم محیط را به‌سرعت ترک کنیم. البته ایرادی ندارد که به دنبال ارتقای شغلی از یک شرکت به شرکت دیگر برویم. به‌شرط آن که در این شغل جدید بتوانیم از تجربه‌های قبلی خود استفاده کنیم و «صفرکیلومتر» به‌حساب نیاییم.

۳- پولی که نداریم را خرج کنیم!

چطور می‌توانیم پولی را خرج کنیم که هنوز نداریم؟ به‌سادگی! فرض کنید کسی امروز با من تماس می‌گیرد و می‌گوید قصد دارد سفارشی یک‌میلیون تومانی بدهد. من یک‌میلیون تومان پس‌انداز دارم. قبل از آن که این فرد سفارش خود را رسمی کند و پول بپردازد می‌تواند به بازار بروم و پس‌انداز خود را خرج کنم. با این استدلال که به‌محض آن که پول گرفتم، آن را بجای پس‌اندازم می‌گذارم و آب از آب تکان نمی‌خورد. در این وضعت برای خود یک «بدهی ذهنی» درست می‌کنم که باید به خودم بپردازم. اما این بدهی‌های ذهنی یکی از دلایل اصلی فقر و تنگدستی آدم‌ها است.

بدهی‌های ذهنی یکی از دلایل اصلی فقر و تنگدستی آدم‌ها است.

چه می‌شود اگر فرد از سفارش خود منصرف شود؟ چه می‌شود اگر برای یک موقعیت اضطراری مجبور شوم یک‌میلیون تومان خرج کنم در حالی که هیچ پس‌اندازی برای خود باقی نگذاشته‌ام؟ چه می‌شود اگر به نداشتن پس‌انداز عادت کنم و وقتی پول به دستم رسید، آن را هم خرج کنم؟ حتی اگر فرد سفارش خود را قطعی کند، ممکن است چند ماه یا یک سال بعد پول را به من بدهد. من امروز یک‌میلیون تومان خرج کرده‌ام. به خاطر تورم پولی که یک سال بعد دریافت می‌کنم کم‌ارزش‌تر از امروز است. مثلا اگر ۸۷۰ هزار تومان خرج کنم و سال بعد یک‌میلیون جای آن بگذارم، با تورم ۱۵ درصدی پس‌اندازم بدون تغییر می‌ماند. اما با برداشت و واریز ۱ میلیون تومان با فاصله یک سال، ۱۳۰ هزار تومان از دست می‌دهم. حالا چه می‌شود اگر در خرج کردن ۱۰ یا ۱۰۰ میلیون تومان از پولم تعجیل کنم؟

۴- فقط یک شغل داشته باشیم!

گفتیم که از این شاخه به این شاخه پریدن می‌تواند یکی از دلایل فقیر شدن ما باشد. اما نشستن بر روی یک شاخه هم ما را به ثروت نمی‌رساند. این که هر روز صبح سر یک کار ثابت حاضر شویم و حقوقی مشخص بگیریم، بدون آن که به ارتقای شغلی، افزایش مهارت‌های حرفه‌ای و توسعه کسب‌وکار خود فکر کنیم ما را به ثروت نمی‌رساند. با داشتن فقط یک شغل بدون هیچ برنامه‌ای برای ارتقا، در بهترین حالت می‌توانیم از پس مخارج یومیه بر بیاییم. دیر یا زود باید رویاهای خود را فراموش کنیم و سعی کنیم بجای رولزرویس، از اتوبوسی که هر روز سوار می‌شویم لذت ببریم.


اگر شغل خود را دوست نداشته باشیم نمی‌توانیم به موفقیت برسیم.

از طرف دیگر داشتن تنها یک تخصص، در یک موقعیت شغلی خاص قدرت چانه‌زنی ما را برای افزایش دستمزد از بین می‌برد. چرا که صاحب‌کار می‌داند اگر از این موقعیت شغلی خارج شویم، هیچ جای دیگری برای ما تقاضا وجود ندارد. در مقابل فردی با توانایی‌های متنوع، روابط حرفه‌ای مناسب و هوش بالا کارمندی نیست که محکوم باشد که در یک شغل بماند. برای همین او می‌تواند به‌سادگی از رئیس خود امتیازهایی بیشتر طلب کند. بین دو فارغ‌التحصیل اقتصاد، آن که می‌تواند ساز بنوازد شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. اگر او هنری جدید یاد بگیرد، باز هم شانس خود را چند برابر می‌کند.

۵- بدون پول خرج کردن، فقط پس‌انداز کنیم!

فرض کنید یک کارمند ماهی ۲ میلیون حقوق می‌گیرد. ۱ میلیون تومان را برای مخارج ضروری کنار می‌گذارد و با صرفه‌جویی فروان تمام پول باقی‌مانده را پس‌انداز می‌کند. او به مهمانی نمی‌رود. لباس نو نمی‌خرد. هرگز دوستانش را به غذا یا نوشیدنی دعوت نمی‌کند. سعی می‌کند تاجای ممکن از مراجعه به آرایشگاه پرهیز کند و به هر ترتیب پول روی پول بگذارد. چرا این فرد وضع مالی بدی پیدا خواهد کرد؟

او هرگز فرصت نمی‌کند که با آدم‌های جدید آشنا شود. موقعیت‌های شغلی پیش روی او محدود خواهند بود. به خاطر ظاهر نامناسب نمی‌تواند در مصاحبه‌های شغلی موفق عمل کند. چون با دوستانش مهربان نیست و همیشه سعی می‌کند بجای «بخشیدن» فقط «بگیرد»، آن‌ها دوست ندارند با او همکار شوند. دوستانش می‌دانند دیدن او یعنی هزینه‌های بدون بازگشت. به بیان ساده، خسیس بودن بیشتر از ولخرجی می‌تواند باعث تنگدستی شود.

۶- پول پس‌انداز کنیم، نه سرمایه!

بسیاری از مردم فرق پول و سرمایه را نمی‌دانند. آن‌ها هر ماه مقداری مشخص پول پس‌انداز می‌کنند اما هرگز احساس نمی‌کنند که وضعشان دارد بهتر و بهتر می‌شود. در ساده‌ترین وضعیت گفتیم که تورم می‌تواند بخش زیادی از پس‌انداز ما را ببلعد. ما به پول امروز پس‌انداز می‌کنیم اما وقتی از حساب خود پول بر می‌داریم که ارزش آن کم شده است. پس‌انداز به‌صورت ارز یا داشتن صندوق ذخیره ارزی شخصی شاید گزینه خوبی به نظر برسد اما اولا تورم در آمریکا و اروپا هم صفر نیست، در ثانی برای نقد کردن این پس‌انداز باید کارمزد خریدوفروش بپردازیم که این عدد به تورم کشور مبدا اضافه می‌شود.

اما جدای از کارمزد خرید‌وفروش و تورم، یک هیولای دیگر برای بلعیدن پس‌انداز ما وجود دارد و آن خود ما هستیم. ما پول جمع می‌کنیم که دوربین عکاسی، گوشی پرچم‌دار، تلویزیون ۶۰ اینچ، رینگ‌اسپرت، ساعت لوکس و مبل خارجی بخریم. بعد از مدتی این وسایل که خریده‌ایم مستهلک می‌شوند و باید آن‌ها را دور بیندازیم. مشکل اینجا است که ما به پول، تنها به چشم پول نگاه کرده‌ایم. در حالی که پولی که پس‌انداز می‌کنیم می‌تواند به سرمایه تبدیل شود و منبعی باشد برای افزایش درآمد ما. سرمایه‌گذاری، بورس، توسعه کسب‌وکار، بهینه کردن ابزارآلات یا راه انداختن کسب‌وکاری جدید از نگاهی متفاوت به پول حاصل می‌شود.


منبع: تجارت نیوز


نظرات()   
   
چهارشنبه 22 فروردین 1397  10:38 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

برای خرید یک واحد مسکونی باید نکات متعددی را مد نظر قرار داد که می‌توان به سن ساختمان، پارکینگ و موقعیت آن، معماری داخلی، دسترسی به مایحتاج روزانه، مشاور املاک مطمئن، سیم‌کشی و لوله‌کشی آن ، گاز و برق، قدرالسهم واحد مسکونی اشاره کرد.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، در ادامه 48 نکته مهم در زمان خرید خانه می‌آید؛

    خانه های مجاور اتوبان‌ها و خیابانهای اصلی با مشکل آلودگی صوتی مواجه هستند،

     وضعیت مشاعات یک ساختمان، نشان دهنده فرهنگ ساکنان آن ساختمان است.

      بهتر است درب ورودی واحدها در هر طبقه، روبروی هم نباشد.

    هرچه عرض ورودی ساختمان بیشتر باشد، بهتر است (حداقل 110 سانتیمتر).

      هرچه عرض راه پله بیشتر باشد، بهتر است (حداقل 90 سانتیمتر).

      معماری داخلی واحد (نورگیری، سرویس، اتاق خواب، آشپزخانه، هال، پذیرایی و...) به قدری پراهمیت است که بهتر است در این مورد با یک کارشناس مشورت کنید.

      غالبا هر چه طبقه واحد بالاتر باشد بهتر است (بجز آخرین طبقه).

     موقعیت پارکینگ خودرو، مخصوصا برای خانمها مهم است.

      دسترسی به مایحتاج روزانه (نانوایی، میوه فروشی، سوپر مواد غذایی و...) را بررسی کنید.

      هر چه شیب ورودی پارکینگ کمتر باشد بهتر است.

      بازدید از واحد را در دو زمان متفاوت از نظر نور (شب و روز) انجام دهید.

      وجود محل پارکینگ برای خودروی اضافه و یا مهمانان، حائز اهمیت است.

      وجود بالکن یکی از مواردی است که روز به روز، بیشتر به اهمیت آن پی خواهید برد.

      انباری یکی از امتیازات یک خانه مسکونی است.

      نمای ساختمان اولین چیزی است که به چشم می آید. نمای ساختمان باید دوام و زیبایی را با هم داشته باشد.

      نکات ایمنی در انشعابات و تاسیسات برق، گاز و آب ساختمان را بررسی کنید.

      به کیفیت و فشار آب توجه کنید.

      حجم و کیفیت آسانسور را چک کنید.

      به کیفیت سیم کشی و لوله کشی آب و گاز توجه کنید.

      شیوه‌های دفع زباله توسط شوتینگ یا سرایدار را بررسی کنید.

      کیفیت درب‌های ورودی، خروجی و داخلی را چک کنید.

      عایق ساختمان‌ (رطوبتی، حرارتی و صوتی) بسیار مهم است.

      کیفیت سیستم سرمایش و گرمایش ساختمان را کنترل کنید.

    ایمنی ساختمان در مقابل آتش سوزی را چک کنید.

      استحکام سازه ساختمان، بسیار مهم است.

      به حجم تراکم و ترافیک محل توجه نمایید.

      دسترسی به اتوبان و خیابان اصلی را مدنظر قرار دهید.

      طرح ترافیک و طرح زوج و فرد را بررسی کنید.

     برای اطمینان از امنیت محله و ساختمان، تحقیقات محلی نمایید.

    وضعیت جانمایی ساختمان با نقشه گسلهای شهر را بررسی کنید.

     قدرالسهم زمین واحد مسکونی، بسیار مهم است.

     سن ساختمان، مهم است.

     مبلغ شارژ ماهانه را بررسی کنید.

     داشتن کنتور جدا برای آب و گاز هر واحد، مزیت بالایی محسوب می شود.

     هر چه تعداد واحدها در هر طبقه کمتر باشد، بهتر است.

      هر چه عرض کوچه بیشتر باشد بهتر است.

      همسایگی با مدارس، ساختمانهای دولتی، کلانتری‌ها، ساختمان پزشکان، مجتمع‌های تجاری، نهادها، شرکت‌ها، بیمارستان‌ها، هتل‌ها و... یک عیب مهم برای واحد مسکونی است.

      خرید مسکن در برج‌ها و شهرک‌های مسکونی، معایب و محاسن خاص خود را دارد و بستگی به ذائقه و خواسته های خریدار دارد.

      قیمت املاک تعاونی ساز بدون سند، حداقل 10 درصد پایینتر از املاک مشابه سنددار است.

      خرید و فروش را در مشاوران املاکِ مطمئن، انجام دهید.

      هزینه کمیسیون املاک را مطابق تعرفه رسمی پرداخت و حتما رسید دریافت کنید.

      مشاوران املاک، حق نگهداشتن مدارک شما را ندارند (در صورتی که مقرر شد مدارکتان، نزد مشاور املاک بماند، حتما رسید، با مهر و امضاء مدیر بنگاه دریافت کنید).

      خواندن تمام مفاد قرارداد حق شماست. حتما از این حق استفاده کنید (خصوصا مواردی که در توضیحات مبایعه نامه، توسط مشاوران املاک، اضافه می شوند).

      در هنگام معامله، رودربایستی را کاملا کنار بگذارید.

      مراحل پرداخت پول به فروشنده را شفاف سازی کنید.

      از اصالت سند و کارت شناسایی فروشنده یا وکیل او مطمئن شوید.

      نوشتن یک قرارداد بی عیب، مهم‌ترین قسمت یک معامله است. در صورت لزوم از حضور یک وکیلِ مجربِ مورد اعتماد در پای معامله استفاده نمایید (بسیاری از پرونده های قضایی کشور، مِلکی است).

      درصورت وراثتی بودن مورد معامله، حضور تمام وراث، مطابق با گواهی انحصار وراثت (یا وکالت نامه معتبر به یک نفر) الزامی است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 16 فروردین 1397  06:47 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

در سال ۱۹۶۶ گروهی از بانک‌ها یک اجماع بین‌المللی کارت را تشکیل دادند که سه سال بعد در ۱۹۶۹ به مسترشارژ تبدیل شد؛ ۱۰ سال بعد نام آن به مسترکارت تغییر یافت و نام برند آن به نیروی غالب بازار تبدیل شد. در دهه ۱۹۹۰ مسترکارت اولین برنامه بدهی آنلاین جهانی را راه انداخت و کمپین ارزشمند و موثر آنها در ۱۹۹۷ معرفی شد.

به گزارش اقتصادآنلاین، فاطمه قوّتی در ماهنامه عصر تراکنش نوشت؛ برخلاف باور موجود آنها اعتقاد دارند که صادرکننده کارت نیستند، بلکه یک کمپانی فناوری هستند که می‌توانند امنیت تراکنش‌ها را بین بانک‌های تجاری و دارندگان کارت ایجاد کنند.

در سال‌های اخیر، مسترکارت با هدف در نظر گرفتن تقاضاهای جدید کاربران و رقابت با سرویس‌های پرداخت دیجیتال؛ مانند پی‌پال تکامل یافته است. به‌عنوان مثال، این کمپانی در سه‌ماهه اول سال ۲۰۱۷، ۱۷۰ میلیون دلار هزینه تبلیغ سرویس حواله کیف پول دیجیتال جدید خود کرد. همچنین مسترکارت کمپانی هوش مصنوعی برایتریون (brighterion)  را در ماه آگوست سال ۲۰۱۷ ایجاد کرد.

با وجود این تلاش‌ها مسترکارت نتوانست به بزرگ‌ترین رقیب خود، یعنی ویزا که مدعی است بیش از ۵۰ درصد از بازار پرداخت جهانی را در اختیار دارد، نزدیک شود.

تاریخچه کمپانی برایتریون

دکتر اژوت در سال ۱۹۹۴، اولین کمپانی خود را با نامConception En Intelligence Artificielle در پاریس تاسیس کرد. او سال‌ها در سراسر اروپا، هوش مصنوعی را در صنایع مختلف مورد تحقیق و بررسی قرار داد. این شرکت در ابتدا Rylm، یک پلتفرم (MINDsuite) مبتنی بر عامل‌های هوشمند، شبکه عصبی، قوانین کسب‌وکار، دلایل موردمحور و منطق پیچیده ارائه داد. در حال حاضر این کمپانی بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین پورتفولیوی هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های یادگیری ماشینی را ارائه می‌دهد و هوش آنی را صرف‌نظر از نوع، حجم و پیچیدگی داده‌ها فراهم می‌کند.

۱. در مسترکارت بیش از ۶۵  هزار تراکنش در هر دقیقه پردازش می‌شود.

پردازش هر تراکنش فقط ۱۳۰ میلی‌ثانیه طول می­کشد؛ یعنی سرعتش دوبرابر پلک زدن است. به‌طور میانگین نیز ۶۵ تا ۶۸ هزار تراکنش در هر دقیقه پردازش می‌شود و شبکه ۲۴.۵ میلیارد دستورالعمل را در هر ثانیه اداره می‌کند.

۲. آنها برای اولین بار لوگوی خود را بعد از ۲۰ سال در سال ۲۰۱۶ تغییر دادند.

مسترکارت برای مدرن کردن برند و بهینه‌سازی آن برای خرید دیجیتالی بیشتر، تصمیم گرفت لوگویی را که بیش از ۲۰ سال در اختیار کمپانی بود، تغییر دهد. لوگوی جدید به نسبت قبلی تغییر زیادی نکرد. مسترکارت که می‌خواست هویت برند قوی خود را حفظ کند، برخی از ویژگی‌های شناخته‌شده لوگو را که از سال ۱۹۶۸ وجود داشت، حفظ کرد؛ ویژگی­هایی مانند دایره‌های متصل زرد و قرمزرنگ و نام مسترکارت. نام برند از زیردایره‌ها با حروف کوچک جابه‌جا شد؛ چراکه مسترکارت می‌خواست با تاکید بر قسمت نام کارت، تکامل پرداخت دیجیتال را نمادین کند. این چهارمین باری بود که مسترکارت تغییراتی را روی لوگوی خود اعمال کرد.

۳. نوار مغناطیسی روی کارت سه مورد از اطلاعات را دربر دارد.

نوار مغناطیسی مشکی پشت تمام مسترکارت‌ها، سه نوع متفاوت از اطلاعات را دربر دارد. اولین خط شامل نام دارنده کارت، تاریخ انقضای کارت و سایر اطلاعات شخصی مانند پین یا محدودیت اعتبار مشتری است. دومین خط شماره کاربری شما و روز آغاز استفاده از آن است. سومین مورد به اطلاعات خودپرداز بازمی‌گردد.

۴. ۷۸۷ میلیون مسترکارت در سراسر جهان وجود دارد.

در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۱۷، در مجموع ۸۷۸ میلیون مسترکارت در سراسر دنیا وجود داشت. ۲۰۴ میلیون از این کارت‌ها در ایالات متحده آمریکاست. در تاریخ این کمپانی بیش از ۱.۹ میلیارد مسترکارت صادر شده است که بیش از مجموع جمعیت روسیه، هند، ژاپن، فرانسه و مکزیک است.

۵. مسترکارت در رتبه هفتم لیست پیش‌بینی «تغییر دنیا» قرار گرفت.

هر سال فورچون، لیستی از ۵۰ کمپانی را که در جامعه یا محیط تاثیرگذار بوده‌اند، منتشر می­کند. در سال ۲۰۱۶ مسترکارت برای دومین سال، رتبه هفتم را به دست آورد که این موضوع به‌دلیل تلاش آن برای به رسمیت شناختن کمک‌های انسان‌دوستانه بود. در سال ۲۰۱۵ شبکه کمک مسترکارت راه‌اندازی شد تا با استفاده از یک کوپن دیجیتالی از کارت‌های فعال‌شده ارزان‌قیمت، برای کمک در محیط‌هایی که فاجعه در آن رخ داده است، استفاده شود. این کارت به افرادی که به کمک نیاز دارند، امکان می‌دهد تا غذا و نیازهای اساسی را دریافت کنند. این شبکه کمک، تاکنون حدود دو بار در سال به ده‌ها هزار نفر در سراسر جهان کمک کرده است. کمپانی صدر لیست فورچون، جی‌پی ‌مورگان‌چیس بود.

مجله فورچون (Fortune)

مجله فورچون یک مجله معتبر تجاری آمریکایی است که در سال ۱۹۳۰ توسط هنری لوس بنا نهاده شده ‌است. این مجله بیشتر برای انتشار رتبه‌بندی سالانه ثروتمندان جهان و کمپانی‌های مختلف بر اساس درآمدشان معروف است.

۶. مدیرعامل برای نستله، پپسی و گروه سیتی کار کرده است.

آجای‌پال سین بانگا، تاجر آمریکایی ـ هندی از سال ۲۰۱۰ در مسترکارت مدیرعامل است. او از سال ۱۹۸۱ کار خود را با نستله آغاز و پس از آن به پپسی کمک کرد تا فست‌فود بین‌المللی فرانچایسز را در هند راه‌اندازی کند. همچنین از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹  استراتژی گروه سیتی را در امور مالی خرد در سطح جهان رهبری کرده است. او همچنین به‌عنوان کمیته مشاوران باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ منصوب شد و دولت هند از او به‌عنوان قهرمان ملی در پادما شری در سال ۲۰۱۶ تقدیر کرد.

آجای‌پال سین بانگا کیست؟

او در سال ۱۹۶۰ متولد شد. این تاجر هندی آمریکایی در موسسه هندی مدیریت MBA خوانده و از سال ۱۹۸۱ کار خود را با نستله آغاز کرده است. او ۱۳ سال بعد را در زمینه فروش، بازاریابی و مدیریت عمومی گذراند و بعدها به کارخانه پپسی پیوست.

۷. مسترکارت با برنامه جهانی غذا کار می‌کند تا یکصد میلیون وعده غذایی را فراهم کند.

در سال ۲۰۱۷ مسترکارت و برنامه جهانی غذا برنامه مشترک خود را برای تامین یکصد میلیون غذای مورد نیاز برای کودکان مدرسه اعلام کردند. تحقیقات نشان می‌دهد که هر دلاری که در مدرسه سرمایه‌گذاری شده است، به‌طور میانگین تا شش دلار سلامتی و اقتصاد کودکان مدرسه را بهبود بخشیده است.

۸. مسترکارت برنامه‌های شهری ارزشمندی را به دارندگان کارت می‌دهد.

مسترکارت، برنامه‌های شهری ارزشمندی را ایجاد کرده که برای بیش از ۴۵ مقصد در ۸۲ کشور قابل دسترسی است. این برنامه، امکانات انحصاری را فراهم می‌کند؛ مانند جست‌وجو در مکان‌های دیدنی سن‌پترزبورگ روسیه، خرید از برندهای معتبر در پاریس و لذت بردن از حس دسترسی به VIP در مسابقات اوپن استرالیا در ملبورن.

۹. مسترکارت اولین کمپانی است که از هولوگرام برای مبارزه با تقلب استفاده می‌کند.

هولوگرام در کارت‌های اعتباری از چندین لایه از تصاویر که از زوایای مختلف گرفته شده و در بالای هر یک انباشته شده، ایجاد می‌شود. این موضوع از تقلب جلوگیری می‌کند؛ چراکه تصاویر چندگانه قادر به اسکن کردن با اسکنر کامپیوترهای نوری نیست، یا با دستگاه‌های فتوکپی، کپی نمی‌شود. امروزه فناوری از موارد چندگانه، مانند پول نقد الکترونیک گران‌قیمت برای پاسپورت و بیش از آن استفاده می‌کند، اما مسترکارت اولین شرکتی بود که این تکنولوژی را در سال ۱۹۸۳ معرفی کرد.

۱۰. ۳.۶۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ از طریق مسترکارت خرید شد.

مسترکارت در بیش از ۳۵.۹ میلیون نقطه از تمام جهان پذیرفته شده است. تنها در سال ۲۰۱۶، در ۱۵۰ واحد پولی و در حدود ۲۱۰ کشور، ۳.۶ تریلیون دلار با مسترکارت خرید شد. به نظر می‌رسد این عدد زیاد باشد، اما قابل مقایسه با ۶.۸ تریلیون دلاری نیست که از طریق ویزاکارت و در همین سال خرید شد.

۱۱. مسترکارت هزاران مایل اطلاعات ذخیره‌شده در انبار داده خود دارد.

اطلاعات ذخیره‌شده در انبار داده آنها ۵۴ هزار و ۴۷۰ مایل قفسه کتابخانه دارد. شبکه آنها کابل فیبر نوری کافی دارد، به این ترتیب از لندن تا پاریس و حدود ۳۰۰ مایل ارتباط را برقرار می‌کند. مرکز جهانی داده برای آب‌وهوا، گزارش داده است که بزرگ‌ترین پایگاه داده جهان است، اما انبار جهانی داده مسترکارت دوبرابر این سایز است و انرژی کافی برای روشنایی شهر واتیکان را تولید می‌کند.

۱۲. مسترکارت پنجاه‌ودومین برند باارزش دنیاست.

مسترکارت در سال ۲۰۱۶؛ ۱۰.۸ میلیارد دلار درآمد کسب کرد و در مجموع دارایی‌های آن به ۱۸.۶۸ میلیارد دلار افزایش یافت که آن را در جایگاه پنجاه‌ودومین برند در لیست فوربس قرار داد. یک پله بالاتر از آن جی‌پی‌ مورگان بود. مسترکارت همچنین رتبه ۵۲ را در بین کمپانی‌های خلاق، رتبه ۵۴ در ارزش بازار و ۵۹ را در سوددهی دارد.

۱۳. آنها سالانه ۱۵۰ تن در کاغذ والمارت صرفه­جویی می­کنند.

والمارت بزرگ‌ترین کارفرمای دنیا با دو میلیون و ۳۰۰ هزار کارمند است که برای پرداخت حقوق کارمندان از کارت پیرول مسترکارت به‌جای چک پرداختی صادرشده استفاده می‌کند.  با این کار ۳۰۰ هزار پوند کاغذ ذخیره می‌شود که مساوی با ۱۵۰ تن است.

۱۴. آنها  از بهترین مراسم هنری و فرهنگی جهان حمایت مالی می‌کنند.

مسترکارت، حمایت‌های مالی متنوعی در صنایع مختلف از جمله ورزش، مد، سرگرمی، غذا و نوشیدنی و… دارد. در حوزه هنر و فرهنگ، مسترکارت حامی بهترین مراسم در جهان بوده است؛ از جمله مراسم کارنگی‌هال شهر نیویورک، مراسم باله نیویورک، مراسم تئاتر سنگاپور و خانه اپرای سیدنی. مسترکارت تاکنون حامی مالی جایزه گرمی، جایزه برایت و غذا و نوشیدنی دالاس کابوی و تیم‌های گرین بی­پکرز، تیم ملی فوتبال برزیل در تور PGA و… بوده است.

۱۵. بانک سلطنتی دوبی اولین مسترکارت با روکش طلا را صادر کرد.

یکی از مسترکارت‌های انحصاری دنیا، اولین کارت سلطنتی بود که در بانک دوبی صادر شد. این کارت معتبر فقط برای میلیونرها و میلیاردرهاست و نه‌تنها از طلا ساخته شده؛ بلکه یک الماس در مرکز آن تعبیه شده است. اگر شما یکی از افراد تاییدشده برای این کارت باشید، هیچ محدودیت از پیش‌تعیین‌شده‌ای ندارید و بانک هر تقاضایی از دارندگان کارت در تمام روز را برای صدور این کارت می‌پذیرد و این موضوع به این ارتباطی ندارد که فرد چقدر ثروت دارد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 28 اسفند 1396  08:48 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 28 اسفند 1396
  • برچسب ها:عید نوروز ،
نظرات()   
   
شنبه 11 شهریور 1396  11:59 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

مشهورترین ثروتمندان جهان نیز همانند بسیاری دیگر از ساکنان زمین خواندن را رها نمی‌کنند و اهمیت دهی آنها به امر کتاب و کتابخوانی در اظهارنظرها و سخنانشان کاملا مشهود است.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، سایت بیزنس اینسایدر در گزارشی به معرفی کتاب‌هایی پرداخته است که بنیانگذاران بزرگترین و بانفوذترین شرکت‌های جهان به خواندن آنها می‌پردازند.

جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون - رمان "بازمانده روز"

بزوس در دیداری اعلام کرد که او از رمان‌ها بیشتر از کتاب‌هایی که در آنها به جنبه‌های واقعی مسایل پرداخته شده، می‌آموزد. او رمان "بقایای یک روز" نوشته کازو ایشی‌گورو نویسنده انگلیسی-ژاپنی را کتاب مورد علاقه‌اش معرفی می‌کند.

این رمان به فیلم سینمایی مشهوری با بازیگری آنتونی هابکینز و ایما تامسون تبدیل شد.

بیل گیتس، بنیانگذار شرکت ماکروسافت_رمان "ناطور دشت" The Catcher in the Rye ))  

گیتس زمانی که یک نوجوان بود این رمان را که نوشته جی دی سالینجر است، خواند و از همان زمان این رمان به رمان مورد علاقه‌اش تبدیل شد.

این رمان اوایل دهه پنجاه میلادی به چاپ رسیده و به دلیل بررسی مشکلات نا امیدی و گوشه‌نشینی در دوره نوجوانی مورد استقبال زیاد نوجوانان قرار گرفت.

استیو جوبز، بنیانگذار شرکت اپل-کتاب "معضلات یک مخترع"

این کتاب نوشته کلیتون کریستنسن نویسنده آمریکایی از کتاب‌های اقتصادی جنجال‌برانگیز بود که از سوی ناقدان مورد ارزیابی‌های بسیار عالی قرار گرفت.

تیم کوک، مدیر اجرایی شرکت اپل _کتاب "رقابت با زمان"

کوک نسخه‌ای از این کتاب را در بین کارمندان جدید خود توزیع کرد.این کتاب افراد را به توسعه و حرکت در کار تشویق می‌کند.

مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیس بوک_کتاب "زندگینامه یک فقیر"

مارک این کتاب را که به وسیله چهار مؤلف نوشته شده است، در فهرست کتاب‌های پرمخاطب بر روی شبکه اجتماعی خود قرار داده است.

این کتاب به زندگی فقرا و نحوه زندگی آنها با میانگین دو دلار در روز می‌پردازد.

 ایلون ماسک، بنیانگذار دو شرکت تیسلا و سبیس اکس_کتاب "بنجامین فرانکلین: زندگی آمریکایی"

ایلون این کتاب را که درباره زندگینامه بنجامین فرانکلین یکی از بنیانگذاران اولیه آمریکا است، ترجیح می‌دهد.

 اندرا نیوری، رئیس اجرایی شرکت پبسی_کتاب "راهی به سوی شخصیت"

خانم نیوری از هند این کتاب را کتابی تأثیرگذار می داند و می‌گوید این کتاب بحث زیبایی را میان دو دخترانش درخصوص اهمیت شخصیت و آینده شغلی ایجاد کرده است.

ریچارد برانسنن، بنیانگذار شرکت ویرجین_رمان "می‌دانم چرا پرنده محبوس آواز می‌خواند"

ملیاردر انگلیسی این کتاب را در فهرست کتاب‌های پرخواننده در سایت شخصی‌اش قرار داده که بیل کلینتون، رئیس جمهور سابق آمریکا نیز با او در این مسیر همراه می شود و این کتاب را اعجاب انگیز می‌د اند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1396  03:02 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

اغلب تصور می‌شود برای داشتن شخصیت جذاب یا اصطلاحاً فرهمند باید کارهای بزرگی انجام داد. اما با کارهای کوچک و پیش پاافتاده می‌توان در نگاه دیگران به عنوان فردی جذاب یا «کاریزماتیک» ظاهر شد. به بیانی ساده‌تر، آنچه ما را از دید اطرافیان متمایز می‌سازد، همین کارهای کوچکی است.سوالی که در این خصوص مطرح می‌شود آن است که چگونه می‌توان در کوتاه‌ترین مدت توجه دیگران را به خود جلب کرد؟

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تبیان، اقداماتی که در ادامه معرف حضورتان قرار می‌گیرند، گرچه در نگاه اول کم‌اهمیت به نظر می‌رسند، اما بسیار تاثیرگذارند. فراموش نکنید کارهای ساده و کوچک راحتتر به خاطر سپرده می‌شوند.

اگر می‌خواهید به جذابیت خود بیافزایید، اقدامات زیر را هرگز فراموش نکنید:

لباس مناسب بر تن کنید

کمتر کسی می‌تواند تاثیر لباس را بر ذهنیت افراد نادیده بگیرد. مردم از روی ظاهرتان در مورد شما قضاوت می‌کنند. لباس را متناسب با موقعیت و مکان انتخاب کنید.

وقت‌شناس باشید

زمانی که دیر به قراری می‌رسید در واقع به افراد اجازه می‌دهید راجع به شما قضاوت کنند. همین کافی است تا از جذابیت‌هایتان کاسته شود.

به دیگران احترام بگذارید

منظور از "دیگران" همه افراد، از پیر و جوان گرفته تا اعضای خانواده و همکاران است. این کار کمی دشوار است؛ به خصوص در مواقعی که با افرادی روبه‌رو می‌شوید که ممکن است طرز فکر و رفتارشان چندان باب میلتان نباشد.

در اکثر مواقع لبخند بزنید

لبخند قابل سرایت است. اصولاً زمانی که یک رهگذر به شما لبخند می‌زند، شما نیز با لبخند به او پاسخ می‌دهید. دیدن چهره‌های بشاش و شادمان امید به زندگی را افزایش می‌دهد.

واضح صحبت کنید و ارتباط چشمی را فراموش نکنید

زیرلبی صحبت کردن یا رو برگرداندن از افراد هنگام صحبت کردن با آنان قرار نیست حس خوبی را به آنها انتقال دهد. با افراد ارتباط چشمی برقرار کنید و جملات را درست ادا کنید تا این ذهنیت را در آنان ایجاد کنید که درگیر موضوع بحث شده‌اید.

تن صدای خود را کنترل کنید

 یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که “امروز زیبا شده اید” تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید:

“امرور روز زیبایی است.” هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید.

از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید

 این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی می‌کند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید.

اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید.

اگر احساس می‌کنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می‌پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

ارتباط برقرار کنید

 هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 9 اردیبهشت 1396  11:43 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

پنج عنصر در زندگی گیاهان نقش اساسی دارند: اکسیژن، اقلیم، خاک، آب، نور

بنا بر این پنج عنصر شما می‌توانید ابتدا گیاهان خود را انتخاب و سپس پرورش دهید. با آنکه اکسیژن و خاک و آب را خود افراد می‌توانند برای گیاهان تأمین کنند، اما تعیین نوع اقلیم و میزان نور برای گیاهانی که قرار است به صورت طبیعی در خانه پرورش داده شوند، خیلی وقت‌ها در اختیار افراد نیست. پس فراموش نکنید اگر فرضاً در منطقه‌ای خشک زندگی می‌کنید از انتخاب گیاهان استوایی که به رطوبت زیاد برای زندگی نیاز دارند، پرهیز کنید. همینطور بعضی گیاهان فقط در نور زیاد قادر به زیستن‌اند، پس اگر محلی که قرار است در آن گیاه پرورش دهید اتاقی‌ست که نورگیر خوبی ندارد، از خیر آن شکل از گیاهان بگذرید.

 

* خاک گیاهان خود را غنی نگه دارید.

خب لابد می‌پرسید چگونه؟ برای پاسخ به روش‌های زیر نگاهی بیندازید:

یک) کود گیاهی درست کنید!

روزانه چقدر میوه و پوست میوه و سبزی و تفاله چای را دور می‌ریزید؟ آیا می‌دانستید این موادی که دور می‌ریزید برای گیاهان حکم مواد انرژی‌زا را دارند؟

برای ساختن کود از پسماند گیاهی خود یه سطل پلاستیکی یا فلزی تهیه کنید. مواد اضافی را در آن بریزید و بگذارید هوا به داخل سطل رفت و آمد کند (آن را ایزوله نکنید). فصل بهار و تابستان بهترین زمان برای تولید کود گیاهی خانگی است. در دمای مناسب (بین بیست تا سی درجه) مواد گیاهی جمع‌آوری شده آرام آرام شروع به تجزیه می‌کند. پس از سه هفته کود شما آماده است. آن را با خاک گیاهان خود بیامیزید و گیاهان خود را از بهترین مواد غذایی بهره‌مند کنید. این کار که شما می‌کنید در طبیعت نیز به صورت خودکار صورت می‌گیرد و منجر به تولید غنی‌ترین کود ممکن یعنی گیاخاک می‌شود.

اما خب! خیلی‌ها ممکن است حال درست کردنِ کود خانگی را نداشته باشند. نگران نباشید. راه‌های دیگری هم هست:

دو) از کود مایع بهره ببرید. اغلب گلفروشی‌ها این نوع کودها را در مغازه‌شان دارند. مقداری از این کودها را معمولاً باید با آب مخلوط کنید و هر چند وقت یک بار به خورد گیاهان خود بدهید. این کودها چون به صورت یکدست در خاک پخش می‌شود برای رشد و نمو گیاه بسیار مفیدند.

سه) اگر فضای باغبانی و گلکاری‌تان وسیع است از کود حیوانی یا شیمیایی استفاده کنید. این کودها چون نسبت به حجم و وزنشان قیمت مناسبی دارند به درد اراضی پهن و بزرگ گلکاری و باغبانی می‌خورند.

چهار) اگر فراموش‌کارید و یادتان می‌رود که به گیاهانتان غذا بدهید، از کودهای دیر جذب بهره ببرید. این نوع کودها شکل‌های مختلفی دارند اعم از کودهای قرصی شکل، کودهای میله‌ای و... نکته‌ی منفی در استفاده از این کودها این است که به صورت یک دست در خاک پخش نمی‌شوند و ممکن است به بخش‌های مهمی از خاک نرسند.

 

* گلکاری را تبدیل به وضعیتی برای بروز خلاقیت و کار جمعی کنید.

برای اجرای کارهای خلاق در گیاهکاری یک مطلب بسنده نیست، اما به طور خلاصه بگوییم که از هر چیزی برای رشد گیاه می‌توانید بهره ببرید، از بطری‌های آب معدنی خالی، تا حتی پوتینی که دیگر نمی‌پوشید. در هر جایی که بتوان مقداری خاک در آن ریخت و آب را به جریان در آورد می‌توان گل کاشت و از زیبایی گیاهان بهره برد. در عین حال لذت گلکاری را با هم قسمت کنید. از عوض کردن خاک و گلدان تا آبیاری به گیاهان، از کوتاه کردن چمن تا هرس کردن درخت و غرس نمودن نهال جدید در باغچه، همه‌ی اینها فرصت‌هایی طلایی‌اند که کنار طبیعت باشیم، با آن زندگی کنیم و از هم بیاموزیم.

 

* گیاهان را بنا بر طبعشان آبیاری کنید.

اگر یادتان می‌رود به کدام گیاه، هر چند وقت یک بار آب بدهید، روی گلدانش روزهای آبیاری در هفته‌ را بنویسید؛ و البته هر روز به گلدان‌ها سری بزنید تا ببینید امروز نوبت کدام یک از این فرزندان سبز شماست که سیراب شود.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 27 فروردین 1396  01:41 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

بهترین کسی که می‌توانید برای توصیه گرفتن در زمینه پولدارتر شدن نزد او بروید، وارن بافت است. وارن بافت یک سرمایه‌گذار، تاجر، کارآفرین، بازرگان و یک انسان خیرخواه و بشردوست است که توانسته ثروت شخصی خود را به ۷۲ میلیارد دلار برساند و به‌عنوان موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم شناخته شود.

 به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرهیختگان ، وارن بافت در رتبه‌بندی فوربس در سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان معرفی شد. وی هم‌اکنون پس از بیل گیتس و کارلوس اسلیم، در رتبه سوم از فهرست میلیاردرهای جهان قرار دارد. علاوه‌بر این، وی به ارائه توصیه‌های معقولی در زمینه ثروتمند شدن پرداخته است که قطعا هر فردی می‌تواند از آنها پیروی کند، حتی اگر تجربه‌ای در زمینه سرمایه‌گذاری نداشته باشد. در اینجا به پنج توصیه که وارن بافت به‌منظور استفاده بهینه از پول و سرمایه مطرح کرده است، اشاره می‌کنیم:

۱- هیچ وقت سرمایه خود را از دست ندهید

قانون شماره یک: هیچ‌گاه پول و سرمایه خود از دست ندهید و قانون مکمل آن: هیچ وقت قانون شماره یک را فراموش نکنید. بافت همچنین به این نکته اشاره می‌کند که «کسی را نمی‌شناسم که فکر کند از دست دادن پول ایده خوبی باشد زیرا این کار یک حماقت بزرگ است. » از نظر او حفظ سرمایه همیشه اولویت اول است و سرمایه‌گذار خبره بر این باور است که همیشه اولویت اول حفظ سرمایه است. این باور زیربنای روش سرمایه‌گذاری او است.  اما بهتر است که فراتر از این مورد آشکار برویم: هرزمانی که می‌توانید از ریسک کردن به‌طور جدی اجتناب کنید. وی همچنین اشاره می‌کند که اگر می‌خواهید فردی خوشبخت و موفق باشید، هیچ‌گاه برای آنچه می‌خواهید، آنچه نیاز دارید را به خطر نیندازید، حتی اگر احتمال به خطر افتادن سرمایه شما، یک در هزار باشد. سرمایه‌گذار بازنده همیشه فکر می‌کند که سودهای کلان تنها از طریق پذیرش ریسک‌های بزرگ به دست می‌آید.

۲- با پرداخت بهای پایین، ارزش بالایی به دست آورید

«قیمت و بها آن چیزی است که پرداخت می‌کنید و ارزش آن چیزی است که دریافت می‌کنید.» بنابراین می‌توانید پول خود را از دست بدهید (و قانون شماره یک را زیر پا بگذارید) در صورتی که تصمیم بگیرید برای چیزی بیش از ارزش آن پول پرداخت کنید. بافت به این نکته اشاره می‌کند که «من ترجیح می‌دهم کالاهایی با کیفیت بالا در زمانی که قیمت آنها موقتا پایین آمده است، خریداری کنم.» این روش کاملا هوشمندانه است.

۳- سعی کنید عادت‌های اقتصادی سالم کسب کنید

بافت به این نکته اشاره می‌کند که بیشتر رفتارها براساس عادت‌های فردی شکل می‌گیرند و زنجیره به وجود آمده بین عادت‌ها، نامحسوس‌تر از آن است که تشخیص داده شوند تا زمانی که این زنجیره آنقدر سنگین شود که از هم گسسته شود. وی همچنین معتقد است تغییر عادت‌ها نیز سخت است و به این نکته اشاره می‌کند که «زنجیرهای عادات بسیار سبک‌تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین‌تر از آنکه به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی‌شود عادت‌ها را تغییر داد. من گیر کرده‌ام. ولی شما 20 سال بعد، عادت‌هایی را خواهید داشت که امروز تصمیم گرفته‌اید در زندگی روزانه تان جاری کنید. » همه ما عادت‌هایی داریم که دوست داریم آنها را کنار بگذاریم. عادت‌های بسیاری وجود دارند که تمایل داریم به آنها روی بیاوریم. بافت به این نکته اشاره می‌کند که در مورد دوم، مهم‌ترین عادت، پس انداز کردن پول است. همچنین او معتقد است بزرگ‌ترین اشتباه، یاد نگرفتن عادت پس انداز کردن پول است.

۴- روی خود سرمایه‌گذاری کنید

بافت معتقد است شما باید تا جایی که می‌توانید و از هر طریقی که می‌توانید روی خود سرمایه‌گذاری کنید؛ چه از طریق مراقبت از جسم خود، تا پیدا کردن شغلی که دوست دارید یا تحصیلات. بافت در یکی از مصاحبه‌های خود عنوان کرد هر کاری که به توسعه مهارت‌های شما و ایجاد ارزش بیشتر برای شما منجر شود، می‌تواند برای شما نتیجه چشمگیری داشته باشد.  او معتقد است برخلاف سایر دارایی‌ها، توانایی‌ها و مهارت‌های شما نمی‌توانند از شما گرفته شوند. این مساله می‌تواند تحصیلات، آغاز تجارت شخصی یا حتی دریافت یک پست داوطلبانه باشد که می‌تواند به شما مهارت‌هایی را که پیش از این در اختیار نداشتید، بیاموزد. هر آنچه به هوش شما بیفزاید، به ثروت شما نیز اضافه می‌کند.

۵- برای خود اهداف بلندمدت مشخص کنید

بافت معتقد است اشتباهی که بیشتر افراد مرتکب می‌شوند این است که سعی می‌کنند مسائل مالی را به صورت کوتاه‌مدت در نظر بگیرند. این نوع طرز فکر اغلب افراد را به دردسر می‌اندازد. در عوض بافت توصیه می‌کند براساس افق دید مربوط به چندین دهه سرمایه‌گذاری کنید.

به جای اینکه سعی کنید مقدار کمی پول در کوتاه‌ترین زمان به دست آورید، باید روی افزایش قدرت خرید خود در کل طول عمر خود کار کنید. به نظر بافت، این یک روش سالم برای کسب درآمد محسوب می‌شود.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
سه شنبه 15 فروردین 1396  11:23 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

خب بهتر است همین اول بگوییم اعتماد به‌ نفس داشتنی یا نداشتنی نیست. اعتماد به‌ نفس در همه ما انسان‌ها وجود دارد، فقط گاهی موانع و شکست‌های پی‌در‌پی باعث می‌شوند این توانمندی در وجودمان رنگ ببازد. افرادی که اعتماد به‌ نفس پایینی دارند، معمولا با مشاهده آرامش و رضایتی که در افراد با اعتماد به‌ نفس بالا موج می‌زند، یادشان می‌افتد که این توانمندی را در خودشان تقویت کنند. در ادامه با ما همراه باشید تا با نشانه‌های اعتماد به نفس بالا آشنا شوید و یاد بگیرید افرادی که خودشان را باور دارند، از چه ویژگی‌هایی برخوردار هستند. یادتان باشد تنها عاملی که می‌تواند در مسیر تقویت اعتماد به‌ نفس مانع پیشرفتتان شود، خودِ خودِ خودتان هستید.

بر احساسات خود کنترل دارند

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، افراد با اعتماد به‌ نفس بالا در مواقع بحرانی بر احساسات خود کنترل دارند و به عقلشان رجوع می‌کنند. همین توانایی کنترل احساسات است که موجب می‌شود این افراد، تنها گروهی باشند که معمولا دچار حملات اضطرابی و ترس ناگهانی نمی‌شوند یا اگر هم پریشان و وحشت‌زده شوند، جزو آخرین افرادی هستند که آستانه تحملشان شکسته می‌شود، چرا که افراد با اعتماد به‌ نفس به جای اینکه تسلیم بحران شوند، سعی می‌کنند خودشان را با اتخاذ اقدامات قاطع از مهلکه بیرون بکشند. این افراد طوری رفتار می‌کنند که گویی پیشتر نیز چنین بحرانی را از سر گذرانده‌اند و اکنون اولین بارشان نیست. افرادی که اعتماد به‌ نفس بالایی دارند، برای اینکه بتوانند موقعیت را به نحو احسن مدیریت کنند از خودشان می‌پرسند: «آدمای با اعتماد به‌ نفس چطوری با چنین بحرانی مواجه می‌شن؟» در نتیجه، خونسرد، آرام و حواس‌جمع باقی می‌مانند.

با اقتدار صحبت می‌کنند

این اقتدار از دانش و تجربه ناشی می‌شود و همان‌طور که می‌دانید، دانش یکی از ستون‌های اعتماد به‌ نفس است. افراد با اعتماد به نفس بالا به خوبی آگاه هستند که چه چیزی را می‌دانند و چه چیزی را نمی‌دانند. این افراد دقیقا به همین دلیل، بدون تردید و با اطمینان وارد بحث می‌شوند و خاطرجمع هستند. این خاطرجمعی باعث می‌شود از همان لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنند، صدایشان محکم به نظر برسد. مطالعات نشان داده است محکم و جذاب صحبت کردن از جمله مهم‌ترین عواملی است که کمک می‌کند به چشم دیگران یک فرد مقتدر دیده شوید.

به آسانی رنجیده‌خاطر نمی‌شوند

افراد با اعتماد به‌ نفس بالا خیلی زود رنجیده‌خاطر نمی‌شوند، چرا که ارزش خودشان را می‌دانند و به خوبی درک کرده‌اند این فقط خودشان هستند که تعیین می‌کنند چه شخصیتی باشند. این افراد به سخنانی که با خودانگاره‌شان هم‌خوانی ندارند، اعتنا نمی‌کنند. افراد با اعتماد به‌ نفس معتقدند اگر در چنین مواقعی حالت تدافعی به خودشان بگیرند، ذخایر ذهنی‌شان بدون هیچ فایده‌ای تحلیل خواهد رفت. افراد با اعتماد به‌ نفس معتقدند: «یه لبخند زیبا رو تباه کنم واسه چی؟»

از موفقیت دیگران نمی‌هراسند

افراد با اعتماد به‌ نفس بالا از پیشرفت دیگران دلگیر نمی‌شوند، چرا که از جایگاه خود در زندگی آگاه هستند و از مشاهده موفقیت دیگران نمی‌هراسند. این افراد هرگز برای اینکه خودشان را ثابت کنند، فرصت پیشرفت را از دیگران نمی‌دزدند. افراد با اعتماد به‌ نفس اگرچه اهل رقابت هستند، هیچ‌وقت حسادت نمی‌کنند، بلکه از موفقیت همکاران‌شان خشنود نیز می‌شوند. این افراد به خوبی می‌دانند چطور به اطرافیانشان انگیزه بدهند و تشویق‌شان کنند. بعید است شخص با اعتماد به‌ نفسی را سراغ داشته باشید که حسودی کند و سنگ جلوی پای دیگران بیندازد.

روی نقاط قوت خود تمرکز می‌کنند

اگر فقط روی نقاط ضعف خود تمرکز کنید و نقاط قوتتان را نبینید، خیلی طبیعی است که از اعتماد به نفستان کاسته می‌شود و خودتان را می‌بازید. متاسفانه ذهن انسان تمایل عجیبی به چنین طرز فکری دارد. اما افراد با اعتماد به نفس بالا برای اینکه نقاط قوت‌شان را از یاد نبرند، فهرستی از توانمندی‌های خود تهیه می‌کنند تا هر زمان که روحیه‌شان تضعیف شد، با نگاه کردن به این فهرست انرژی بگیرند.

قاطعانه تصمیم می‌گیرند

تردیدهای زیاد و نداشتن مهارت تصمیم‌گیری یکی از بزرگ‌ترین عواملی است که باعث طفره رفتن مداوم از انجام کارها و شکست می‌شود. اگر شما هم در تصمیم‌گیری مشکل دارید، حتما وقتی از خودتان می‌پرسید: «حالا کِی باید شروع کنم؟»، معمولا به جواب مشخصی نمی‌رسید و هرگز هم شروع نمی‌کنید. اما افراد با اعتماد به‌ نفس بالا از همان ابتدا تصمیم می‌گیرند که انتخاب کنند و چرخه تصمیم‌گیری‌ها را با قاطعیت به حرکت درآورند. هر انتخابی که انجام می‌دهید دو حالت دارد: یا منجر به پیروزی می‌شود و اعتماد به‌ نفستان را بیشتر تقویت می‌کند یا اینکه به شکست می‌انجامد و در عوض، با تجربه‌ای که آموخته‌اید به افزایش اعتماد به‌ نفستان کمک می‌کند. خلاصه اینکه اگر اعتماد به‌ نفس داشته باشید و با تکنیک‌های تصمیم گیری آشنا باشید، می‌توانید راحت‌تر و قاطعانه‌تر تصمیم بگیرید.

در انجام کارها پیش‌قدم می‌شوند

پیش‌قدم شدن در کارها همیشه از نشانه‌های اعتماد به نفس بالا نیست، اما همین عمل موجب افزایش اعتماد به نفس می‌شود. وقتی پا پیش می‌گذارید و کاری را شروع می‌کنید، می‌توانید در طول مسیر به نقاط ضعف‌ خود پی ببرید و به دنبال راهکاری برای کنار زدن این محدودیت‌ها بگردید. این فرایند در نهایت باعث می‌شود کنترل خودتان را به دست بگیرید و بر خودتان مسلط شوید. بنابراین اگر قصد دارید با اعتماد به‌ نفس شوید، آغازگر باشید و پیش‌قدم شوید. از همه مهم‌تر اینکه بهتر است در ابتدای مسیر با یک اقدام کوچک شروع کنید.

پذیرا و گشاده‌رو هستند

افراد با اعتماد به‌ نفس نیز دقیقا به دلیل اینکه گشاده‌رو هستند، باعث می‌شوند دیگران در حضورشان احساس راحتی کنند و حالت تدافعی به خودشان نگیرند.

با محبت و فروتن هستند

برای عشق ورزیدن باید هر کسی را همان‌طوری که هست بپذیرید، چرا که ارزش‌ها همیشه نسبی هستند. افراد با اعتماد به‌ نفس بالا خیلی خوب می‌دانند چگونه خودشان را دوست بدارند و بپذیرند. این افراد با تکیه بر همین تمرین، خودشان را تا حد زیادی ارتقا می‌دهند. افراد با اعتماد به‌ نفس گشاده رفتار می‌کنند، پذیرای دیگران هستند و بادلیل یا بی‌دلیل لبخند می‌زنند. این افراد وقتی با دیگران هستند، همیشه از روی فروتنی اجازه می‌دهند که روز، روز طرف مقابل باشد، نه روز خودشان.

همیشه در حال یادگیری هستند

دانش باعث اعتماد به‌ نفس و نادانی باعث تردید می‌شود. افراد با اعتماد به‌ نفس برای اینکه بتوانند اعتماد به‌ نفسی را که کلی برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند حفظ کنند، همیشه به یادگیری ادامه می‌دهند. علاوه بر این فایده، یادگیری دائم به افراد با اعتماد به‌ نفس کمک می‌کند تا نه تنها دیگران را بهتر درک کنند، بلکه خودشان را نیز بیشتر بفهمند و درک وسیع‌تری از زندگی پیدا کنند. این افراد هرچه بیشتر یاد می‌گیرند، کمتر دیگران را قضاوت می‌کنند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
دوشنبه 22 شهریور 1395  12:46 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

انتخاب ها جهان اطراف ما را شكل می دهند. تصمیمات كوچك و بزرگ ما، برنامه های متعدد، كودكان متولد نشده همگی بستگی به تصمیماتی دارند كه شكست یا موفقیت هر اقدامی را رقم می زنند. این تصمیمات حتی شاید با انتخاب یك طعم بد بستنی پایان یابند.
هر روز احتمال تصمیم گیری های اشتباه در ما وجود دارد. گاهی اوقات تلاش ما برای تصمیم گیری اشتباه بدون فكر و تامل بسیار جلب توجه می كند. هنگام مواجهه با مشكلات در راستای توسعه مهارت های تصمیم گیری به اجرای 8 تكنیك زیر بپردازید:

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


1. خطرات را شناسایی كنید

گزینه های پیش رو از سرمایه گذاری های كلان چند میلیون دلاری گرفته تا انتخاب كراوات برای رفتن سر كار، همواره در حال تغییر هستند. انتخاب های بزرگ و مهم نیاز به تحقیق، توجه فراوان و ضمانت های متعدد قبل از تلاش برای تصمیم گیری دارند، در حالی كه برخی تصمیم های كوچك (مثل طعم كیك) نیاز به توجه به ذائقه فرد دارند.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


2. دلیل تصمیم گیری خود را مشخص كنید

انتخاب ها در مواقع ضروری شكل می گیرند. دستور جلسه ها و استدلال های خاص می توانند در نهایت بر روی تصمیم شما تاثیر بگذارند. هدف از گرفتن یك تصمیم و ذینفعان آن را مشخص كنید. آیا دلایل دیگری برای این تصمیم گیری وجود دارند؟ كل این اطلاعات می توانند ضمن کمک به شما در راه رسیدن به یك استدلال برای تصمیم گیری، این فرایند را حتی آسان تر از قبل نیز كنند.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


3. درباره تعداد گزینه های پیش رو تصمیم بگیرید

حین تصمیم گیری گزینه های متعددی پیش روی شما قرار می گیرند كه البته گاهی اوقات برخی گزینه ها حتی از دید شما پنهان هستند. گزینه های پیش روی خود را به سه دسته گزینه های "مفید"، "غیر مفید" و "در آینده مفید" تقسیم كنید. قبل از هر گونه تصمیم گیری همه اصول و اعتقادات خود را به یاد آورید.

4. یك تصمیم آگاهانه بگیرید

قبل از تصمیم گیری سوال بپرسید. این سوال ممكن است از خود یا شریكتان پرسیده شود، در هر صورت به طور كلی این كار را انجام دهید. سعی كنید كه تا حد ممكن اطلاعات زیادی را درباره تصمیمی كه باید بگیرید، به دست آورید.
چه كسی از این تصمیم گیری شما سود می برد؟ آیا گرفتن یك تصمیم از گرفتن یك تصمیم دیگر سخت تر است؟ قبل از هر گونه تصمیم گیری درباره این مسائل فكر كنید.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


5. از ایده یك نفر دیگر نیز كمك بگیرید

تصمیم گیری ها گاهی اوقات می توانند سخت باشند اما همیشه نباید خود را ملزم به انجام این كار فرض كنید. گهگاه اطلاع از عقیده یك فرد قابل اعتماد بهترین راه حل است. این فرد می تواند دوست، یكی از اعضای خانواده یا در صورت برخورداری از امكانات لازم، یك كارشناس باشد. نكته مهم این است كه استفاده از راهنمایی های یك نفر دیگر درباره یك موضوع خاص می تواند در قالب كمكی واقعی تصمیم گیری را بسیار آسان تر و به طور كلی نتیجه بخش تر كند.
در هر صورت تایید نظر یك شخص دیگر و شنیدن دیدگاه او راجع به تصمیم خود، شما را به تفكر واداشته و اغلب اوقات برای گرفتن یك تصمیم خوب كافی است.

6. به تصمیمات قابل قبول و منطقی اعتماد كنید

هنگام تصمیم گیری، حس مشترك می تواند نقشی محوری را در تشخیص یك تصمیم درست ایفا كند. با این وجود مراقب باشید زیرا این حس یكی از ابزار های موجود در انبار شما است و به وسایل دیگری نیز دسترسی دارید.
گوش دادن به حس مشترك خود و تلاش منطقی برای استفاده از آن در راستای افزودن اهمیت یك معمای حل نشده را فرا بگیرید. از این روش می توان برای گرفتن تصمیم های كوچك استفاده كرد اما در تصمیم گیری های بزرگ و مهم تر پس از گوش دادن و اعتماد به آن، در صورت شكست در سایر موارد به حس مشترك خود رجوع كنید.

8 تكنیك توسعه مهارت های تصمیم گیری كدامند؟


7. با منطق و نه احساسات تصمیم بگیرید

در سختی ها و گرفتاری ها، تصمیم های عجولانه از روی غرور، خشم یا حتی ناراحتی گرفته می شوند. تداخل احساسات در این فرایند در حالی منجر به تصمیم گیری های بد و خطرناك می شود كه این محرك ها اغلب اوقات تصمیم گیری های عجولانه و از روی بی فكری را در پی دارند.
قبل از هر گونه تصمیم گیری یك نفس عمیق بكشید، ذهن خود را پاك كنید و سعی كنید مطمئن شوید كه احساساتتان بر قضاوت شما سایه نمی اندازند. در مرحله بعدی شما فقط باید با استفاده از منطق خود به درستی درباره تصمیمتان فكر كنید.

8. از تصمیمات بد خود درس بگیرید

همه ما حتما در زندگی خود تصمیمات اشتباهی را گرفته ایم، اما این موضوع نباید مانع از تفكر خوب و دقیق درباره مشكل بعدی پیش روی ما شود. تصمیمات ما در زندگی همیشه نیز خوب و درست نیستند. تنها راه حل موجود نترسیدن از شكست، پذیرش آن با آرامش، عبرت گرفتن و اخذ تصمیمات درست در شرایط مشابه بعدی است.
تصمیمات از اهمیت فراوانی در زندگی روزمره ما برخوردار هستند. در تصمیم گیری های بزرگ ما باید به دقت و روشنی درباره آن ها فكر كنیم. تصمیمات كوچك در زندگی ما اهمیت به مراتب كمتری را دارند. در هر صورت تمرین و ممارست این تصمیمات را به كلید یادگیری راه اخذ تصمیم های درست تبدیل می كند. در زندگی گاه تصمیمات درست و گاه تصمیمات غلطی گرفته می شوند اما شاید با كمك این تكنیك ها شما در اغلب موارد تصمیم های درستی را بگیرید.

مترجم:مرضیه فروتن

منبع:ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
سه شنبه 25 خرداد 1395  11:48 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

وقتی که یک طرح و عادت مالی برای ثروتمند شدن داشته باشید، آنقدر باانگیزه می‌شوید که حتی دوست ندارید شبها بخوابید و مدام در پی انجام برنامه‌هایتان برای ثروت سازی هستید.

در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۳ عادت مالی عالی را با شما درمیان بگذاریم که بتوانید در کمتر از ۳ سال به سطح مطلوبی از پول ساختن برسید. مطمئن هستیم ثروتمند شدن رویای شما هم هست.


قانون ۷۰/۳۰ را بیشتر بشناسید

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، بعد از اینکه مالیات و بقیه کسورات قانونی را کنار گذاشتید، یاد بگیرید که با ۷۰% از درآمد خالص خود زندگی کنید که شامل هم هزینه‌های ضروری و هم هزینه‌های تجملاتی می‌شود. حالا می‌ماند ۳۰% باقیمانده از درآمدتان که به این صورت تقسیم‌بندی می‌شود:


۱. امور خیریه

یک سوم از این ۳۰% می‌بایست برای امور خیریه هزینه شود. امور خیریه یعنی بخشش به نیازمندان و برآوردن احتیاجات آنها در حد توان. به عقیده من این مبلغ یعنی یک سوم از باقیمانده یا ۱۰% از کل درآمدتان برای این کار کافیست. بخشیدن را در همان ابتدا که مبالغ اندک است باید یاد بگیریم. بخشیدنِ یک سکه ۱۰ سنتی از یک دلار خیلی راحت است. ولی خیلی سخت است که صد هزار دلار از یک میلیون دلار را ببخشیم. شاید بگویید، «اگر یک میلیون دلار داشته باشم، بدون هیچ مشکلی صد هزار دلار از آن را می‌بخشم.» من که مطمئن نیستم. صد هزار دلار هم پول کمی نیست. پس این عادت را از همان ابتدا که مبالغ اندک است در خود نهادینه کنید.


۲. سرمایه‌گذاری

یک سوم دیگر یعنی ۱۰% از باقیمانده درآمد خالص‌تان را باید استفاده کرده و ثروت خلق کنید. این پولی‌ست که باید با آن کار تجاری یعنی خرید، فروش، تولید، شراکت و غیره انجام دهید. کلید موفقیت در این است که خود را درگیر تجارت بکنید، حتی اگر یک کار نیمه‌وقت باشد.

خوب حالا چطور قصد دارید با این پول ثروت خلق کنید؟ راههای زیادی وجود دارد. بگذارید تصورات شما بال و پر بگیرد و همه جا پرسه بزند. نگاه دقیق‌تری به مهارت‌ها یا علاقه‌مندیهای خود بیاندازید؛ شاید بتوانید آنها را به یک تشکیلات اقتصادی سودآور تبدیل کنید. هیچ چیز غیرممکن نیست. بعلاوه، می‌توانید یاد بگیرید که کلّی بخرید و خرده بفروشید حالا هر چیزی که باشد. با این ۱۰% تجهیزات و مواد اولیه بخرید و شروع به تولید کنید. لازم به یادآوری نیست که بگویم چه نبوغ ذاتی در درون شماست که منتظر یک جرقه و فرصت است تا بیدار شود.


۳. پس‌انداز

آخرین ۱۰% می‌بایست برای پس‌انداز کنار گذاشته شود. این مورد یکی از مهیج‌ترین بخش از طرح مالی شماست چون با آماده‌سازی شما برای زمستانهای سخت مالی، آرامش درونی به شما می‌دهد. اجازه بدهید تعریفی از «ثروتمند» و «فقیر» به شما ارائه کنم: مردم فقیر پول خود را خرج می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند را پس‌انداز می‌کنند.

مردم ثروتمند پول خود را پس‌انداز می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند را خرج می‌کنند. بیست سال پیش، دو نفر هر کدام ۱۰۰۰$ در ماه درآمد داشتند و هرکدام هم به یک اندازه افزایش درآمد در سالهای بعد داشتند. یکی از آنها این دیدگاه را داشت که پولش را خرج کرده و باقیمانده را پس‌انداز کند. دیگری این دیدگاه را داشت که اول پولش را پس‌انداز کرده و سپس باقیمانده را خرج کند. امروز اگر هر دو را بشناسید، یکی را فقیر و دیگری را ثروتمند می‌نامید.

پس بخاطر بسپارید که بخشیدن، سرمایه‌گذاری و پس‌انداز، مثل هر کار دیگری اگر با انضباط انجام شود، تاثیر به سزایی در آینده مالی شما خواهد داشت. در پایان یک روز، یا یک هفته، یا یک ماه، نتایج این روش به سختی قابل تصور است. اما بگذارید ۳ سال بگذرد تفاوتها خود را به خوبی نشان می‌دهند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  10:16 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

براساس یک تحقیق جدید، ۷۱ درصد از امریکایی‌ها، پول را یک عامل مهم برای تولید استرس در زندگی‌شان می‌دانند. البته، این فقط مشکل امریکایی‌ها نیست. وقتی به آمار و ارقام نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که این درصد چرا تا این اندازه بالا است: ۷۶ درصد از قبوض خانه و بدهی‌های کارت‌های اعتباری رو به افزایش است. بی‌تردید، این آمار با این مشکل در ارتباط است.

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند
پول خوشبختی نمی‌آورد ولی همه دوست دارند پولدار شوند. — زیگ زیگلار (Zig Ziglar)


ولی استرس‌های مربوط به پول فقط حول اعداد و ارقام نمی‌چرخد. وقتی ۷۱ درصد از شرکت‌کننده‌های تحقیق پول را یک عامل برای استرس خود گزارش می‌کنند، این مشکل به طبقات اجتماعی-اقتصادی جامعه هم کشیده می‌شود. استرس‌ مربط به پول فقط کمبود پول نیست. بسیارفراتر از آن است. این استرس از دیدگاه ما نسبت به پول و رابطه ما با آن ریشه می‌گیرد و فقط با «اضافه کردن پول» این مشکل حل نمی‌شود. این فقط روی علائم و نشانه‌های آن به طور موقت سرپوش می‌گذارد ولی این اضطراب همیشه برخواهد گشت. راه‌حل آن شاید به سادگی (یا به سختی) تغییر دیدگاه کلی‌مان نسبت به پول باشد. اگر شما هم با استرس ناشی از مسائل مالی دست و پنجه نرم می‌کنید، با اعمال چند نمونه از روش‌های فکری در زندگی‌تان، متفاوت فکر کردن درمورد پول را شروع کنید.

۱. به کمتر از آنچه که فکر می‌کنید نیاز دارید

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

بیشتر چیزهایی که تصور می‌کنیم بدون آنها نمی‌توانیم زندگی کنیم، برای بیشتر مردم جهان – یا حتی پدر و مادربزرگتان – کالای لوکس به حساب می‌آیند. فکر کنید: گوشی موبایل، مایکروفر، ماشین، کمدهای بزرگتر، و … تجاری‌سازی جامعه تلاش زیادی برای ایجاد نارضایتی در دل‌های ما کرده است. و البته برنده شده‌اند. آنها باعث شده‌اند محصولات تولیدی کارخانه‌هایشان را بعنوان کالاهایی ضروری بپذیریم. و به همین دلیل استرس زیادی در زندگی‌هایمان ایجاد کرده‌اند. ولی آنهایی که تصمیم می‌گیرند کمتر خرج کنند، فواید فوق‌العاده‌ای می‌برند.

۲. پول خوشبختتان نمی‌کند

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

این فقط یک توهم است که پول برای شما خوشبختی می‌آورد. تحقیقات بیشماری تا امروز این مسئله را ثابت کرده‌اند. تجربه هم همین را می‌گوید. بعضی از شادترین آدم‌هایی که احتمالاً می‌شناسید به هیچ عنوان پولدار نیستند و خیلی از آدم‌های پولداری هم که می‌شناسید، خوشبخت نیستند. البته درجه ای از ثبات و امنیت وحود دارد که با برآورده شدن نیازهای اساسی مالی به وجود می‌اید ولی ما به خیلی کمتر از چیزی که تصور می‌کنیم نیاز داریم. و هرچه زودتر این تفکر که پول بیشتر خوشبخت‌ترمان می‌کند را کنار بگذاریم، زودتر می‌توانیم خوشبختی واقعی را پیدا کنیم.

۳. پول هدف اصلی کار کردن نیست

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

پرداخت‌های مالی بعنوان یک انگیزه‌دهنده همیشگی موثر نیست و رابطه بین درآمد و رضایت از کار بسیار کم خواهد بود. به عبارت دیگر، هرچه درآمدتان بیشتر باشد رضایتتان از کاری که انجام می‌دهید بیشتر نخواهد بود. حجم بالایی استرس مربوط به کار را می‌توانید خیلی راحت با تصمیم گرفتن درباره رضایت داشتن از حقوقتان از بین ببرید. نباید فقط بخاطر پول کار کنید. با هدف مشارکت کردن در یک کار مفید برای انسان‌ها کار کنید. درست است که این رویکرد ایدآلیستی است ولی استرستان را به طور قابل توجهی پایین خواهد آورد.

۴. ثروت هم مشکلات خاص خودش را دارد

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

فقر مشکلاتی به همراه دارد، هیچ شکی در این نیست. ولی مشکلاتی هم با داشتن ثروت همراه است. متاسفانه کمتر کسی به آن فکر می‌کند. ما فکر می‌کنیم که بودن پول همیشه خوب است و دوست داریم که پولدار باشیم. ولی پول هم مشکلات خاص خودش را به همراه می‌آورد: روی قضاوت اخلاقی سایه انداخته، همدلی را از بین می‌برد، غرور و خودخواهی را زیاد کرده و می‌تواند به نوعی اعتیاد تبدیل شود. ترس افراد پولدار تنهایی، اضطراب و بزرگ کردن فرزندانی خوب است. به عبارت دیگر، اگر تصور می‌کنید پول مشکلاتتان را حل خواهد کرد، اشتباه می‌کنید. و وقتی دیدگاهتان را نسبت به این موضوع تغییر دهید، دیگر در مکانی اشتباه به دنبال پاسخ سوالاتتان نخواهید بود.

۵. آرزوی پولدار شدن زندگی‌تان را تباه خواهد کرد

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

شنیده‌ایم که عشق به پول ریشه بدی‌هاست. ولی خیلی وقت‌ها میل به داشتن بیشتر و بیشتر، زندگی‌مان را هم از ما می‌گیرد. میل به پول‌اندوزی زمانمان را گرفته، انرژی‌مان را تلف کرده، ارزش‌هایمان را به خطر انداخته و توانایی‌هایمان را محدود می‌کند. عاقلانه این است که این میل را از لیست تمایلاتمان بیرون کنیم. اینکار استرسمان را کمتر خواهد کرد.

۶. مرزها حیات‌بخشند

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

اورسون ولس گفته است «دشمن هنر نبودِ محدودیت است.» و دشمن زندگی نبودِ مرز. این مرزها چه اجتماعی باشند، چه اقتصادی یا اخلاقی، برای زندگی‌تان ساختار و چارچوب ایجاد می‌کنند. آنها حس اکتشاف، ابداع و ابتکار در شما به وجود می‌آورند. مرزها به ما انگیزه می‌دهند شادی و خوشبختی را در زندگی کنونی‌مان پیدا کنیم. به همین دلیل است که برنامه‌های شخصی بودجه‌بندی ابزاری بسیار مفید هستند. چون برای ما این امکان را فراهم می‌کنند که تشخیص دهیم برای شاد بودن نباید بیشتر از پولی که در می‌آوریم، خرج کنیم. زندگی کردن فراتر از داشته‌ها هیچ لذتی ندارد – فقط استرس می‌آورد. داخل چارچوب و مرزهای درآمدتان زندگی کنید تا زندگی بهتری داشته باشید.

۷. بخشیدن پول لذت دارد. سخاوت فواید بیشماری دارد

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

افراد سخاوتمند شادتر، سالم‌تر، تحسین‌برانگیزتر بوده، از زندگی‌شان راضی‌تر هستند و روابط عمیق‌تری با دیگران دارند. زندگی آنها با استرس کمتری همراه است. خیلی مهم است که دیدگاهمان را نسبت به این موضوع عوض کنیم. یکی از مهمترین عوامل کاهنده استرس که می‌توانید با پولتان انجام دهید این است که کمی از آن را ببخشید. و سخاوت و بخشندگی در هر موقعیت اقتصادی هم که باشید میسر است.

۸. امنیت یافت‌شده به واسطه پول، زودگذر است

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

خیلی از ما باور داریم که امنیت با دارایی‌های ما به وجود می‌آید. در نتیجه اینکه خیلی از ما حجم زیادی از دارایی‌ها را به اسم افزایش امنیت و خوشبختی برای خودمان جمع‌آوری می‌کنیم. ساعت‌های طولانی برای خریدن آنها کار می‌کنیم، خانه‌های بزرگتر می‌سازیم تا آنها را داخلش جای دهیم، مقدار زیادی انرژی برای نگهداری آنها صرف می‌کنیم. مسئله جمع کردن و نگهداری کم‌کم تمرکز اصلی زندگی‌هایمان می‌شود. در همین حین، جامعه، آزادی، خوشبختی و عشق را از دست می‌دهیم. بعضی از مهمترین عناصر زندگی را با این دارایی‌ها مبادله می‌کنیم.جستجوی ما برای امنیت و زندگی و لذت یکی از مهمترین دغدغه‌های انسان بودن است. فقط باید در محل مناسبی به دنبال آن باشیم.

۹. پول، در اصل، فقط یک ابزار است

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

پول درواقع چیزی بیشتر از یک ابزار برای تسریع تجارت نیست. پول باعث می‌شود لازم نباشد خودمان برای خودمان لباس بدوزیم و مبلمان و وسایل موردنیازمان را بسازیم. بخاطر وجود پول می‌توانید روزتان را آنطور که دوست دارید و با کاری که از آن لذت می‌برید بگذرانید. و در عوض این کارها پولی دریافت می‌کنید که می‌توانید با آن با کسانیکه چیزی متفاوت با شما درست کرده‌اند تجارت کنید. همین. هدف پول همین است. و اگر پول کافی برای برآوردن نیازهایمان داشته باشیم، نباید برای تلاش بی‌وقفه برای درآوردن پول بیشتر به خودمان استرس وارد کنیم. استرس تاثیرات وحشتناکی دارد بر بدن دارد. موجب آسیب‌پذیری، خستگی و اضطراب می‌شود. متاسفانه پول به طور مرتب ازجمله یکی از مهمترین عوامل استرس شمرده می‌شود. ولی می‌توانید کاری کنید که برای شما اینطور نباشد. بیایید دیدگاهمان نسبت به پول را تغییر دهیم تا بتوانیم کمی بیشتر از زندگی لذت ببریم.

ترجمه: زینب آرمند

منبع:مردمان


نظرات()   
   
جمعه 21 خرداد 1395  10:08 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

«آنهایی که از ریسک کردن می‌ترسند، همیشه روی فرصت‌های تصادفی حساب می‌کنند.» کاملا درست است. متاسفانه آنها غالبا متوجه این حقیقت نیستند که با منفعل بودن ریسک بسیار بزرگ‌تری را پذیرفته‌اند تا اینکه اقدامی به‌ موقع کرده باشند. شخصی را تصور کنید که زندگی کاری ناموزون و سختی را سال‌ها ادامه می‌دهد، فقط به این خاطر که نمی‌خواهد برای امتحان کردن کار جدید اقدامی انجام دهد. آیا تداوم یک شرایط ناملایم و پردردسر بدتر از آن نیست که فرد به فکر شانس دیگری باشد؟ شاید اقبال یارتان باشد. تازه اگر هم نشد، چیزی را از دست نداده‌اید. وضع قبلی هم چنگی به دل نمی‌زد.

 

مشکل بعضی‌ها ارزیابی کوته‌بینانه از ریسک است. طبیعتا بعضی اقدامات ممکن است عواقب ناملایمی داشته باشند. ورزش کردن به عرق ریختن می‌انجامد و بیان مطلبی سوزناک موجب ریزش اشک می‌شود و جرات به خرج دادن به ناامنی منجر می‌شود، در حالی که در درازمدت، انفعال هم موجب برخی ناملایمات بسیار بزرگ‌تر می‌شود. تنبلی به مریضی، سکوت به کناره‌جویی و ترس به بی‌شخصیتی خواهد انجامید. چه ریسک بزرگی!

منبع: کتاب «گونتر وسوسه‌ گر درون پیروز می‌شود»

مترجم: احمد صدیقی/ انتشارات راه نوین


منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
شنبه 15 خرداد 1395  11:40 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

جدیدترین پژوهش درباره‌ی موضوع هوش نشان می‌دهد هوش قابل ارتقا است. ما دوست داریم در این‌جا ۱۰ عادت را بکاویم که از شما فردی باهوش تر می‌سازد. با بازده همراه باشید.

آی کیو یا بهره هوشی چیست؟ ما اغلب می‌شنویم که آی کیو یک عدد ثابت است و هنگامی که سن‌مان بالا می‌رود و به انسان‌های کاملی رشد می‌یابیم تغییر زیادی نمی‌کند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، باور جمعی درمورد موضوع هوش واقعی(که با دانش متفاوت است) می‌گوید آی کیو تقریبا در طول بزرگسالی ثابت می‌ماند. با این حال، جدیدترین پژوهش درباره‌ی موضوع هوش نشان می‌دهد هوش قابل ارتقا است. ما دوست داریم در این‌جا ۱۰ عادت را بکاویم که از شما فردی باهوش تر می‌سازد.


۱. بنویسید

حتی اگر فقط کمی وقت بگذارید و بازتابی از روزتان را بنویسید، کمک‌تان می‌کند آن خاطرات را بهتر در مغزتان حک کنید، و آن‌چه در طول روز یاد گرفته‌اید به یاد بسپارید.


۲. بخوانید

نه‌تنها باید هر روز بخوانید، بلکه باید زیاد بخوانید. بیش‌تر آدم‌ها موافق هستند که مهم نیست انوشته را با چه وسیله‌ای می‌خوانید، اما هرچه بیش‌تر بخوانید، سلامت مغزتان بهتر خواهدبود.


۳. از اینترنت برای کارهای دیگری به جز فیس‌بوک استفاده کنید

رسانه‌های اجتماعی خیلی راحت حواس آدم‌ها را پرت می‌کنند، اما سهم زمانی را که هرروز به‌صورت برخط سپری می‌کنید، باید صرف منابع ظاهرا بی‌پایان یادگیری شود که موجود هستند. مطمئنا می‌توانید چیز جالبی پیدا کنید که از شما فرد کامل‌تری می‌سازد.


۴. توضیح دهید

یادگیری یک چیز است. یادگیری در حدی که بتوانید آن را توضیح دهید چیز دیگری است. باید تلاش کنیم در هر چیزی که یاد می‌گیریم به حدی تخصص پیدا کنیم که بتوانیم حداقل یک خلاصه‌ی کوتاه از آن به دیگران ارائه کنیم.


۵. بازی کنید

بالا بردن قدرت مغز چندان کسل‌کننده نیست. پژوهشگران توصیه می‌کنند بعضی بازی‌ها، از قیبل بازی با کلمات، شطرنج، کارت‌بازی، یا هرچیزی که واقعا مغز را به کار می‌اندازد، به قدرت مغزی بیش‌تر می‌انجامد.


۶. چیز جدیدی را امتحان کنید

این می‌تواند هر چیزی باشد که علاقه‌ی شما را برمی‌انگیزد. شاید این دانش جدید در بخش‌های تیره و تار زندگی به کمک‌تان بیاید که هرگز فکرش را نمی‌کردید.


۷. یادگیری یک زبان جدید

آدم‌های چندزبانه در کل باهوش‌تر هستند. هیچ‌کس نمی‌گوید روانی و فصاحت ضروری است، اما تغییر نحوه‌ی اندیشدن‌تان به زبان ضروری است، حتی اگر مبتدی باشید.


۸. اطراف‌تان را با آدم‌های باهوش پر کنید

گفته می‌شود آی‌کیو، متوسط ۵ آدمی است که بیش‌ترین زمان را با آنها سپری می‌کنید. در نتیجه، دوستی با کسی که هوش رشک‌برانگیزی دارد، به هوش شما نیز کمک می‌کند.


۹. از ‘کارهای انجام‌شده’ فهرست تهیه کنید

بعضی از پژوهشگران توصیه می‌کنند به جای ‘فهرست کارها’ یک فهرست وظایف انجام‌شده می‌تواند واقعا برای شادی و اعتماد به‌نفس کلی‌تان مفید باشد، و هر دوی این‌ها به عنوان نشان‌دهنده‌ی هوش شناخته شده‌اند.


۱۰. استراحت کنید

مراقبه یا تنها به عقب تکیه دادن و تفکر به مغزمان فرصتی می‌دهد تا چیزهایی را که شاید در طول روز یاد گرفته‌باشیم به کار بگیرد. علاوه بر آن، تمدد اعصاب برای از بین بردن استرس ضروری است، چه کسی می‌تواند در هنگام استرس با وضوح فکر کند؟


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 15 خرداد 1395  11:34 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

وقتی مردم درباره معضلات مالی حرف می‌زنند، برای پولدارها معضلی به‌نام مشکلات مالی وجود ندارد. همین پولدارها اما دغدغه‌هایی دارند که از نظر دیگران عجیب به‌نظر می‌رسد.

به گزارش بیزنس اینسایدر، اصولا به‌قول قدیمی‌ها پولدار بودن الزاما به‌معنای نداشتن نگرانی و دغدغه نیست. از آنجا که با پول نمی‌توان شادی را خرید، پولدارها هم دغدغه‌های خاص خود را دارند که تقریبا میان همه آنها مشترک است:

 دوستان و خانواده‌ام از من پول خواهند خواست؟


به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های مشترک پولدارها این است که همواره به چشم بانکی دیده می‌شوند که وظیفه‌اش وام دادن است. دوستان و خانواده آنها توقع کمک مالی دارند و از نظرشان کمک گرفتن از فرد پولدار کاملا طبیعی است.


البته کمک کردن به‌ قاعده به دیگران بسیار خوب است اما پیش از اینکه پولدارها بر اوضاع مسلط شوند، ممکن است بخشی از ثروت خود را از دست داده باشند، تنها به این دلیل که می‌خواستند به همه عزیزان‌شان کمک مالی کنند.

 همسرم واقعا مرا دوست دارد؟


برای هرکسی که عشقش را قبل از ثروتمند شدن می‌یابد و همسرش در همه احوال همراهش است، دغدغه خاصی از این نظر وجود ندارد اما این فکر اساسا سراغ کسانی می‌‌آید که اول به ثروت می‌رسند و بعد می‌خواهند همسر دلخواه‌شان را بیابند. برای کسانی که بعد از ثروتمند شدن می‌خواهند نیمه گمشده‌شان را بیابند بزرگ‌ترین علامت سوال این است که آیا طرف مقابل مرا به‌خاطر خودم می‌خواهد یا شیفته پول و دارایی‌ام شده است؟ آنهایی که به پاسخ این پرسش می‌رسند، اساسا آدم‌های خوشبختی هستند.

 پول کافی برای آینده دارم؟


براساس مطالعه‌ای که اخیرا Lincoln Financial Group  انجام داده، 48درصد میلیونرها می‌پذیرند که درباره آینده‌شان نگران هستند. روشن است که این نگرانی می‌تواند برای همه آدم‌های دنیا وجود داشته باشد اما اگربه زندگی عادت کرده باشید که در آن سختکوشی حرف اول را می‌زند، نگرانی درباره از دست دادن مال و ثروت همزمان با بالا رفتن سن کاملا طبیعی به‌نظرمی‌رسد.

به قدر کافی سالم هستم؟


در همان مطالعه‌ای که در بالا به آن اشاره شد، گفته شده که 54درصد میلیونرها نگران وضعیت سلامتی‌شان در زمان بازنشستگی هستند. همیشه می‌گویند که آدم‌ها تا وقتی پول ندارند، سلامتی‌شان را می‌دهند تا پولدار شوند و وقتی پولدار شدند، پول‌های‌شان را خرج دارو و دکتر می‌کنند. حالا به‌نظرتان منطقی است که آدم‌ها سلامتی‌شان را برای پول بدهند و پولدار که شدند برای داشتن عمر طولانی‌تر ثروت‌شان را بدهند؟

واقعا فقط مرا به خاطر خودم می‌خواهد؟


هرچه یک فرد موفق‌تر و پولدارتر باشد، بیشتر توجه دیگران را به خود جلب می‌کند. به‌همین دلیل است که سخت و سخت‌تر می‌شود «دوستان واقعی» پیدا کرد. دوستانی که فرد را تنها به‌خاطر خودش بخواهند و از پولدار بودنش نیز در کنار حضور خودش لذت ببرند. این شکایت عمده بسیاری از پولدارها است که نمی‌توانند به‌سادگی دوستی وفادار بیابند چون دیگران یا آنها را به خاطر پول‌شان می‌خواهند یا اصلا نمی‌خواهند!

واقعا فرد خوشحالی هستم؟


اگرچه عقل سلیم می‌گوید که پول کلید خوشبختی نیست اما بر هیچکس پوشیده نیست که پول گره کور بسیاری از مشکلات را باز می‌کند. برای بسیاری از آدم‌های عادی مقاومت کردن دربرابر طمع پول، کار سختی است. تنها چیزی که قبل و بعد از پولداری تغییر می‌کند سطح یا نوع شادی‌ها است. برای خیلی از برندگان بلیت بخت‌آزمایی تنها چیزی که پس از پولدار شدن تغییر کرد این بود که غمگین‌تر و تنهاتر شدند.

 کسی هویتم را از من خواهد گرفت؟


داده‌های مطالعه‌ای که از سوی موسسه Prince & Associates  انجام شد نشان داد که 45درصد از قشر متوسط جامعه از اینکه هویت‌شان دزدیده شود، می‌ترسند. اما 74درصد کسانی که بیشترین ثروت را دارند نگرانی زیادی از بابت از دست رفتن هویت‌شان دارند. قطعا این نگرانی بسیار بجاست چون از بین رفتن هویت همواره در کمین کسانی است که از نظر اعتبار و دارایی در سطح بالایی هستند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 15 خرداد 1395  10:54 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

همه‌ی ما سعی می‌کنیم تا چیزهایی جدیدی یاد بگیریم: به عنوان مثال، کار کردن با نرم‌افزارهای ویرایش عکس، یاد گرفتن یک زبان خارجی یا کسب تجربه در صنعت جدیدی که قرار است برای کار وارد آن شویم.

احتمال زیادی وجود دارد که شما نیز مانند بسیاری از افراد دیگر قبل از تسلط پیدا کردن بر روی این مهارت‌ها، از یادگیری آن‌ها منصرف شوید. ممکن است به هر دلیلی نتوانسته باشید یک مهارت را با سرعتی که از خود انتظار داشتید یاد بگیرید و یا از موضوع موردنظر خسته شده باشید و یا ممکن است زمان کافی برای یادگرفتن این مهارت نداشته باشید.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دریک،اشتباهات بسیاری وجود دارند که همه‌ی ما در زمان یادگرفتن چیزهای جدید برای بار اول، مرتکب می‌شویم. در این قسمت، به ۵ اشتباه رایجی که در زمان یاد گرفتن مهارت‌های جدید باید از آنها اجتناب کنیم، اشاره می‌کنیم.

۱- نداشتن اهداف واضح و نهایی

بدون داشتن اهداف روشن و واضحی که باید به آن‌ها دست پیدا کنید، در زمان بروز مشکلات اجتناب‌ناپذیر، از دست دادن انگیزه و یا تسلیم شدن در برابر شرایط، به آسانی امکانپذیر خواهد بود.

بهتر است به مرور تفاوت‌های میان یک هدف بد، هدف خوب و یک هدف عالی بپردازیم.

هدف بد: من تصمیم دارم که زبان جدیدی را یاد بگیریم تا بتوانم سال آینده به اروپا سفر کنم.
هدف خوب: من تصمیم دارم که صحبت کردن به زبان اسپانیایی را یاد بگیرم تا بتوانم در تابستان سال آینده به اسپانیا سفر کنم.
هدف عالی: من یک مکالمه‌ی ۱۵ دقیقه‌ای به زبان اسپانیایی با یک فرد اسپانیایی بومی در زمان صرف قهوه در یک کافه، در مادرید در جولای سال ۲۰۱۷ خواهم داشت.

آیا تفاوت میان هدف اول و هدف آخر را متوجه شده‌اید؟ هدف عالی از قطعیت، دقت و زمان تعیین شده برخوردار است و این زمانی است که هدف شما به سرانجام خواهد رسید. بسیاری از ما، اهداف کلی و جامعی را برای خود تعیین می‌کنیم که این امر، تمرکز کردن و تجسم کردن این اهداف را برای ما غیرممکن می‌سازد.

۲- انجام دادن کارها با ترتیب نادرست
این اشتباهی است که مطمئنا همه‌ی ما مرتکب آن شده‌ایم. زمانی که از تمامی مراحلی که در روند یادگیری یک مهارت جدید دخیل هستند، آگاهی نداشته باشیم، به راحتی پیچیدگی فرآیند مورد نظر را دست‌کم می‌گیریم. تا به حال چندین بار برای شما اتفاق افتاده است که به قضاوت در مورد مهارت یا کاری پرداخته باشید که از بیرون نظاره‌گر آن بوده‌اید و در نهایت تنها زمانی که خودتان آن را امتحان کرده‌اید، متوجه شده‌اید که انجام دادن آن چه قدر دشوار بوده است.

همیشه میان‌برهایی برای کوتاه کردن پیچ و خم‌های موجود در روند یادگیری وجود دارند، اما برای دست پیدا کردن به نتیجه‌ی مطلوب، باید به دنبال کردن یک روند تصاعدی رو به جلو بپردازیم.

به عنوان مثال، شما نمی‌توانید از شخصی که هیچ چیز در مورد زبان اسپانیایی نمی‌داند، قبل از تسلط پیدا کردن بر مهارت‌های محاوره‌ای و مکالمه، به فردی تبدیل شوید که کاملا بر این زبان مسلط است. و شما نمی‌توانید بدون درک و آموختن اصول اولیه‌ی گرامر، کلمات و ساختار جملات، به تسلط بر مهارت‌های مکالمه دست پیدا کنید. همان‌طور که نمی‌توانید در یک کسب و کار، پیش از آن‌که صدهزار دلار درآمد کسب کنید، به درآمد صد میلیون دلاری دست پیدا کنید.

۳- داشتن توقعات غیرواقعی
تونی رابینز معتقد است “هنگامی که شما از توانایی تسلط بر زمان برخوردار شوید، متوجه صحت این مسئله خواهید شد که بیشتر مردم به دست بالا گرفتن آنچه که می‌توانند در طول یک‌سال آینده به انجام برسانند، و به دست کم گرفتن آنچه که می‌توانند در طول یک دهه‌ی آینده به آن دست پیدا کنند، می‌پردازند.”

امروزه در دنیایی زندگی می‌کنیم که دائما در حال تغییر است، به همین دلیل تعجبی ندارد که از صبر و طاقت کافی در زندگی خود برخوردار نباشیم. به هر جایی که نگاه می‌کنیم با مطالبی مانند ” ۵ قدم برای رسیدن به X ” یا ” چگونه X را در ۳۰ روز انجام دهیم” روبرو می‌شویم. اما دستیابی به بهترین چیزها، نیاز به زمان دارند.

۴- استفاده از استراتژی‌های نادرست
استفاده از راهبردهای صحیح می‌تواند منجر به صرفه‌جویی در زمان ما، به اندازه‌ی ۱۰۰ ساعت کاری پرزحمت شود.

“اگر ۶ ساعت زمان، برای قطع کردن یک درخت در اختیار من قرار دهید، من ۴ ساعت اول آن را برای تیز کردن تبر صرف می‌کنم.” آبراهام لینکن

یادگیری هوشمندانه به اندازه‌ی اعتباری که شما در کار خود به دست می‌آورید از اهمیت برخوردار است. بنابراین ما باید از این روند به عنوان یک عادت استفاده کنیم تا بتوانیم یک قدم به عقب بازگردیم و تاثیرگذارترین راهبردی که می‌تواند ما را به سمت جلو سوق دهد را مشاهده کنیم.

به عنوان مثال، اگر می‌خواهید به تقویت مهارت‌های گفتاری عمومی خود بپردازید، باید بر روی شرکت کردن در رویدادها و سخنرانی‌های کوچک‌تر تمرکز کنید تا بتوانید به تمرین در دنیای واقعی بپردازید و تجربه کسب کنید. و یا اگر می‌خواهید یاد بگیرید که چگونه به یک زبان خارجی صحبت کنید، شاید بخواهید از یک معلم زبان حرفه‌ای که به تدریس مهارت‌های مکالمه با لهجه‌ی بومی می‌پردازد کمک بگیرید.

۵- سعی در انجام دادن کارها به تنهایی
زمانی که تصمیم می‌گیریم تا همه چیز را به تنهایی یاد بگیریم، بدون اینکه به دنبال دریافت کمک‌ حرفه‌ای باشیم، انجام این کار را برای خود بسیار دشوارتر خواهیم کرد. احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی که یک شریک، همراه، مربی یا راهنمای مسئولیت‌پذیر نداشته باشند، در مقایسه با افرادی که از حمایت و مسیری برای پیش‌روی برخوردارند، در زمان روبرو شدن با مشکلات و دشواری‌ها تسلیم شوند.

اغلب در تمام جنبه‌های زندگی، ما باید مربیان یا راهنمایانی داشته باشیم که در کنار آن‌ها کار کنیم، چه مشاور مالی، راهنمای تجاری و چه مربی ورزشی، لازم است که برای پیشرفت در این زمینه‌ها آن‌ها را در کنار خود داشته باشیم. این روش در واقع به عنوان بزرگترین راز موفقیت سریع‌ترین یادگیرنده‌ها در جهان محسوب می‌شود.

اگر می‌خواهید به وضعیت مالی خود سر و سامان بدهید، یک حسابدار یا مشاور مالی استخدام کنید. اگر می‌خواهید تا بدن شما روی فرم باشد، از یک مربی ورزشی کمک بگیرید. اگر می‌خواهید زبان جدیدی یاد بگیرید، به دنبال یک معلم زبان حرفه‌ای باشید.

زندگی کوتاه‌تر از آن چیزی است که بخواهید آن را به تنهایی بگذرانید. اگر بدانید باید در کجا جستجو کنید، شگفت‌زده خواهید شد که در دنیا، کمک‌های بسیاری برای ارائه شدن به شما وجود دارند.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
یکشنبه 9 خرداد 1395  11:52 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

قاطعیت تنها یکی از ویژگی‌های ثروتمندان نیست بلکه یکی از مهم‌ترین صفاتی است که یک رهبر باید داشته باشد. با این تفاصیل، تصمیم بد گرفتن بهتر از اصلا تصمیم نگرفتن است.

تاجر موفق اندرو کارنگی که چند سکه‌ی ده‌سنتی را تبدیل به ثروت کرد، ناپلئون هیل روزنامه نگار را برآن داشت که پیش از انتشار اثر پرفروشش به نام “فکر کنید و پول دارتر شوید” در ۱۹۳۷، بیش از ۵۰۰ میلیونر خودساخته را طی ۲۰ سال بررسی کند. او علاوه بر  پرده‌ برداشتن از راز کسب ثروت در ۱۳ اصل، ۳۰ دلیل اصلی شکست را که بسیاری از ما را از ثروتمند شدن بازمی‌دارد آشکار ساخت.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، در اینجا به ۱۷ دلیلی اشاره می کنیم که امروزه نیز صادق هستند.

 

نداشتن هدفی که به خوبی تعریف شده باشد

 

هیل می نویسد” کسی که یک هدف، یا مقصود اصلی ندارد تا به سوی آن حرکت کند، هیچ امیدی به موفقیتش نیست.”

 

اگر به دنبال کسب ثروت هستید، با تجسم هدف پس‌اندازی به اندازه‌ی مشخص شروع کنید. سپس برنامه‌ی مالی بریزید و تعیین کنید می‌خواهید پولتان دقیقا کجا برود.

 

جاه‌طلب نبودن

 

شما باید بخواهید که بالاتر از حد میانه را نشانه روید، هیل می‌گوید” ما به کسی که آن‌قدر بی‌تفاوت است که نمی‌خواهد در زندگی پیش برود، و مایل نیست بهای آن را بپردازد، هیچ امیدی نمی‌دهیم.”

 

ثروت به سادگی ظاهر نمی‌شود. باید با بردباری و پافشاری به سوی آن کار کنید. یک نقطه‌ی شروع خوب آن است که پول‌تان را سرمایه‌گذاری کنید، و به نیروی بهره‌ی چندگانه اجازه دهید ثروت شما را بسازد. این کار زمان یا تلاش زیادی نمی‌خواهد، اما نیازمند اقدام از سوی شما است.

 

به کار گرفتن نامناسب تحصیلات‌

 

مدرک دانشگاهی پایان کار نیست. دانش تنها نیرویی بالقوه است، و فایده‌ای نخواهد داشت یا به ثروت عظیمی منجر نمی‌شود مگر آن‌که سازماندهی شود و در زندگی به کار رود. هیل تاکید می‌کند:

 

” تحصیلات شامل دانش چندان زیادی نمی‌شود، بلکه دانشی است که به صورت موثر و دائمی به کار گرفته شود. آدم‌ها صرفا به خاطر آن‌چه که می‌دانند دستمزد نمی‌گیرند بلکه مشخصا برای آن‌چه که با دانسته‌هایشان انجام می‌دهند پول می‌گیرند.”

 

به مدرک‌تان اکتفا نکنید. برای خودتان اولویت قرار دهید که دائما چیزهای جدید یاد بگیرید و ذهن‌تان را به چالش بکشید. اینکه بسیاری از افراد موفق و ثروتمند امروزی کتاب‌خوان‌های حریصی هستند دلیل دارد.

 

نداشتن انضباط شخصی

 

هیل می‌نویسد ” انضباط از طریق خویشتن‌داری به دست می‌آید. یعنی یک فرد باید تمام صفات منفی را کنترل کند. پیش از آن‌که بتوانید شرایط را کنترل کنید، ابتدا باید خود را کنترل کنید … اگر بر خودتان پیروز نشوید، نفس‌تان بر شما غلبه خواهد کرد.”

 

درمورد ثروتمند شدن، اساسی‌ترین قاعده این است: بیش‌تر پس‌انداز کن، کم‌تر خرج کن. این مفهومی ساده است، اما کم‌تر خرج کردن نیازمند انضباط است. اگر می‌خواهید شروع به ثروت اندوختن کنید بیاموزید محرک‌های ولخرجی‌ را شناخته و آن‌ها را مدیریت کنید.

 

مراقبت نکردن از جسم‌

 

هیل می‌نویسد ” هیچ‌کسی نمی‌تواند بدون وضعیت سلامتی خوب از موفقیت برجسته‌ای لذت ببرد.” این‌که بسیاری از میلیاردرها در برنامه‌شان زمانی را به ورزش‌کردن اختصاص می‌دهند تصادفی نیست.

 

اگر شما بر جسم‌تان تسلط دارید، خبر خوب این است که بسیاری از علل وضعیت سلامتی بد – پرخوری، افکار منفی، و ورزش نکردن – کاملا تحت کنترل شما هستند.

 

به تعویق انداختن

 

هیل به تعویق انداختن را یکی از رایج‌ترین علل شکست می‌نامد:” بیش‌تر ما زندگی را مانند بازنده‌ها می‌گذرانیم، زیرا منتظریم ” زمان درست” برای انجام کاری باارزش برسد. منتظر نمانید. زمان “مناسب” هیچ‌گاه نخواهد رسید.

 

” از همان جایی که ایستاده‌اید، و با هر ابزاری که در دسترس‌تان است، شروع کنید و ابزارهای بهتر همان‌طور که پیش می‌روید پیدا می‌شوند.”

 

اگر می‌خواهید ثروتمند شوید از امروز شروع کنید. یک دفترچه‌ی امور مالی شخصی انتخاب کنید، به پادپخشی درمورد مدیریت مالی گوش دهید، یک برنامه‌ی مالی بریزید، یا در طرح‌‌های (K (۴۰۱، حساب‌های بازنشستگی شخصی (IRAها) و یا حساب‌های بازنشستگی شخصی سنتی مشارکت کنید.

 

عدم قاطعیت

 

هیل می‌گوید” بررسی چندصد نفری که چیزی فراتر از ثروت‌های میلیون‌دلاری اندوخته‌اند این حقیقت را آشکار کرد که تک تک آن‌ها عادت داشتند بی‌درنگ تصمیم‌گیری کنند.”

 

در آن روی سکه ” افرادی که در کسب ثروت شکست می‌خورند، بدون استثنا عادت داشتند بسیار آهسته تصمیم بگیرند…. یا آن را اغلب و به سرعت عوض کنند.”

 

قاطعیت تنها یکی از ویژگی‌های ثروتمندان نیست بلکه یکی از مهم‌ترین صفاتی است که یک رهبر باید داشته باشد. با این تفاصیل، تصمیم بد گرفتن بهتر از اصلا تصمیم نگرفتن است.

 

ایستادگی نکردن

 

هیل می‌نویسد ” بیش‌تر ما هرکاری را خوب شروع‌ می‌کنیم اما در به پایان رساندن آن ضعیف هستیم. مردم با ظهور اولین نشانه‌های شکست تمایل دارند تسلیم شوند.”

 

تا زمانی‌که آن‌چه را می‌خواهید به دست نیاورده‌اید متوقف نشوید. موفق‌ترین افراد با شکست مبارزه کرده و بر آن غلبه می‌کنند. مارک کوبان به اسمارت بیزنس گفت:” من یاد گرفته‌ام مهم نیست چندبار شکست بخورم. فقط باید بلافاصله خوب شوم. من سعی کردم شیرخشک بفروشم. دفعات شکست زیاد بود، اما از همه‌ی آن‌ها آموختم.”

 

منفی‌نگری

 

هیل می‌نوسید: ” به موفقیت کسی که مردم را با شخصیت منفی‌‌اش از خود می‌راند هیچ امیدی نیست. موفقیت از طریق به کار بستن قدرت به دست می‌آید و قدرت از طریق هم‌کاری‌ افراد دیگر حاصل می‌شود. یک شخصیت منفی هم‌کاری را القا نخواهد کرد.

 

هیل تاکید می‌کند اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، احساسات مثبت باید بر احساسات منفی‌ تسلط یابند. او می‌گوید: “امروزه تحقیقات نشان می‌دهد افراد مثبت و خوشحال‌تر احتمالا در شغل‌شان بهتر عمل می‌کنند و احتمال بی‌کاری آن‌ها کم‌تر است.”

 

انتخاب همسر اشتباه

 

هیل بر این مورد به عنوان یکی از رایج‌ترین دلایل شکست تاکید می‌کند. او می‌گوید ” مگر آنکه این رابطه دارای هماهنگی باشد، در غیر این صورت احتمالا شکست را به دنبال دارد. به‌علاوه، این شکلی از شکست خواهد بود که با بدبختی و ناخشنودی مشخص شده است، که تمام نشانه های بلندپروازی را نابود می‌کند.”

 

تحقیق‌ها از ادعاهای او حمایت می‌کند. تحقیقی که توسط بریتنی سی‌سلیمان و جاشوا جکسون‌جی از دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوئیس انجام گرفت، نشان می‌دهد داشتن یک همسر وظیفه‌شناس می‌تواند حقوق شما را تا ۴۰۰۰ دلار در سال افزایش دهد.

 

خطر نکردن

 

هیل می‌گوید” کسی که به طور کلی از هیچ فرصتی استفاده نمی‌کند باید آن‌چه را که باقی‌مانده بردارد، درحالی‌که دیگران مشغول انتخاب هستند. احتیاط بیش از حد به اندازه‌ی بی‌احتیاطی بد است. هردو  بیشینه‌هایی هستند که باید مراقب‌شان بود. خود زندگی پر از عنصر فرصت است.”

 

در مورد مدیریت پول‌تان، ممکن است اغوا شوید که بگذارید پس‌اندازتان “صحیح و سالم” در حساب بانکی‌تان باقی بماند تا از  پیامدهای یک سقوط دیگر بازار سهام بپرهیزید. با این حال، با سرمایه‌گذاری پول‌تان است که پول بیش‌تری به دست می‌آورید.

 

شما قطعا می‌خواهید بسیار عاقلانه عمل کنید، و یک نقطه‌ی شروع خوب آن است که صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر شاخص کم هزینه را بررسی کنید، که وارن بافت و سایر کارشناسان سرمایه‌گذاری پیشنهاد می‌دهند.

 

ملاقات کردن  افراد نامناسب

 

هیل توصیه می‌کند: یک فرد باید بسیار دقت کند کارمندی را انتخاب کند که الهام‌بخش باشد، و خودش موفق و باهوش باشد.”

 

این مفهوم به فراسوی رئیس و هم‌کاران شما گسترش می‌یابد. هم‌چنین مهم است که خارج از کارتان خود را با افراد بااستعداد و کوشا احاطه کنید. هیل به این کار ایجاد یک گروه ” ایده پرداز” می‌گوید.

 

ما مانند افرادی می‌شویم که با آن‌ها ارتباط داریم، به همین خاطر است که ثروتمندان تمایل دارند با کسانی که ثروتمند هستند دوست شوند.

 

چسبیدن به شغلی که از آن متنفرید

 

هیل می‌نویسد” هیچ انسانی نمی‌تواند در سیر تلاشی که دوست ندارد موفق شود. ضروری‌ترین گام در بازاریابی خدمات شخصی این است که شغلی بیابید که بتوانید خود را با دل و جان وقف آن کنید.”

 

برای شغلی که شما را مضطرب ساخته و ناخشنود از زندگی می‌گذارد، زحمت نکشید. اگر شرایط مناسب است، استعفا دادن از شغلتان می‌تواند فوق‌العاده با ارزش باشد و در آینده نتیجه‌بخش باشد.

 

محدود نکردن تمرکز

 

هیل می‌نویسد” یک فرد همه‌فن‌حریف به ندرت در یکی از آن‌ها خوب است. تمام تلاش‌های خود را به یک هدف اصلی معطوف کنید.”

 

اگر می‌خواهید ثروتمند شوید باید غرق این هدف شوید. او می‌گوید” آرزو کردن ثروت نمی‌آورد بلکه اشتیاق به ثروت با حالتی ذهنی که تبدیل به دغدغه می‌شود، سپس برنامه ریزی راه ها و ابزاهای مشخص برای کسب ثروت، و حمایت از آن طرح‌ها با جدیتی که شکست را تشخیص نمی‌دهد ثروت می‌آورد.”

 

بی‌علاقگی

 

هیل می‌نویسد” یک فرد بدون اشتیاق نمی‌تواند متقاعدکننده باشد. به‌علاوه، اشتیاق مسری است، و کسی که آن را به صورت کنترل‌شده داشته باشد به طور کلی در هر گروهی مورد استقبال قرار می‌گیرد.”

 

ثروتمندترین افراد موفقیت را به تنهایی نمی‌یابند؛ بلکه از علاقه و انرژی خود استفاده می‌کنند تا به دیگران الهام داده و آن‌ها را به پیش سوق بدهند.

 

دونالد ترامپ میلیاردر گفت” بدون علاقه، انرژی ندارید. بدون انرژی هیچ چیز ندارید. هیچ چیز بزرگی در دنیا بدون علاقه به دست نیامده است! ”

 

کوته‌فکر بودن

 

هیل می‌گوید” فردی که درمورد هر موضوعی کوته‌فکر است به سختی پیش‌رفت می‌کند.”

 

شما باید مایل باشید که دائما با دیگران همکاری کنید، ایده‌های جدید مجسم کنید، و نوآوری کنید. ثروتمندترین و موفق‌ترین افراد متفاوت می‌اندیشند.

 

جان سی‌مکسول در کتاب پرفروش نیویورک تایمز به نام” مردم چقدر موفق می‌اندیشند” می‌گوید برای شروع متفاوت فکر کردن، کارهای متفاوت انجام دهید، خود را در معرض افراد متفاوت قرار دهید، و به ایده‌های دیگران ارزش دهید.

 

نداشتن مهارت‌های نرم و عدم توانایی در هم‌کاری با دیگران

 

هیل هشدار می‌دهد” بیش‌تر افراد جایگاه و فرصت‌های خود را در زندگی بیش از تمام دلایل دیگر، به خاطر این عیب از دست می‌دهند.”

 

ایجاد یک امپراطوری به همان اندازه‌ که به یک راهبرد نیاز دارد، مستلزم مهارت‌ها و جذبه‌ی فرد است.

 

مارک کوبان صریحا در یکی از مقالات‌ آنترپنور درمورد نکات کلیدی موفقیت در کسب‌و‌کار  می‌گوید” مردم از کار کردن با آدم‌های پست  بیزارند. خوب بودن همیشه از  پست بودن ساده‌تر است. پست نباشید.”


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 9 خرداد 1395
نظرات()   
   
جمعه 7 خرداد 1395  02:08 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

بیشتر آنچه مردم ثروتمند را از مردم معمولی جدا می‌سازد، عوامل ذهنی است- افراد ثروتمند متفاوت از مردم عادی فکر می‌کنند. خبر خوب این است که موفقیت، مهارتی آموختنی است، و هر کسی می‌تواند بیندیشد، عمل کند، و همچون یک ابرثروتمند عمل کند.

هارو اِکر که میلیاردری خودساخته است، در کتاب پرفروش‌اش به نام “اسرار ذهن میلیاردر ” به شناسایی کنش‌های ویژه‌ای از ذهن شخص میلیاردر می‌پردازد، که می‌توانند به افزایش مهارت شما و همچنین افزایش پولتان بینجامد.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از بازده، در اینجا ۱۱راز برای ثروتمند شدن را آورده‌ایم که شما همین امروز می‌توانید آنها را بکار بگیرید:

۱.اهداف ویژه‌ای را برای پول خود مشخص کنید.

آنچه می‌خواهید را مشخص سازید و به سوی آن خیز بردارید.

” همه‌ی آنچه لازم است انجام دهید تا به درآمد سالیانه و دارایی خالصی که هدف قرار داده‌اید برسید، بنویسید ” اکِر تاکید می‌کند که ” شما باید به دنبال خلق فراوانی باشید نه حدی میانه.

وقتی چارچوبی زمانی برای دستیابی به این هدف‌ها تعریف می‌کنید، واقع‌گرا باشید ولی در همان حال، جاه طلب باشید و از این‌که خودتان را به چالش بکشید، ترسی به خود راه ندهید.

چرا چنین چیزی جواب می‌دهد: افراد ثروتمند، دست یابی به ثروت را هدف خود قرار داده‌اند. اکِر تاکید می‌کند که این موضوع، نیازمند تمرکز، جسارت، دانش و کوشش بسیار است، و در صورتی که شما اهدافی دقیق و چشم‌اندازی شفاف را برای خود ترسیم کرده‌اید، این قضیه امکان‌پذیر خواهد بود.

او می‌نویسد “مهم‌ترین دلیلی که افراد به آنچه می‌خواهند دست نمی‌یابند این است که در واقع آن‌ها نمی‌دانند چه می‌خواهند”. “افراد پولدار بدون هیچ تعارفی به دنبال ثروت هستند “.

 ۲.به یک باشگاه پرتجمل بپیوندید

با افرادی نشست و برخاست کنید که از شما موفق ترند.

چنین جایی می‌تواند یک باشگاه تنیس، گلف، سلامتی یا کسب و کار باشد و ایده‌ای که پشت سر چنین کاری قرار دارد این است که با افراد پولدار در محیطی اعیانی، نشست و برخاست داشته باشید.

اکِر توصیه می‌کند که “اگر هیچ راهی وجود ندارد که از پس هزینه پیوستن به چنین باشگاهی برآیید، به صرف قهوه یا چای در شیک‌ترین هتل شهرتان بپردازید”.”در این فضا راحت باشید و توجه داشته باشید که این مشتریان هیچ تفاوتی با شما ندارند ”

دلیل اینکه چنین کاری جواب می‌دهد: افراد پولدار وقت‌شان را با کسانی می‌گذرانند که به همان اندازه یا بیشتر از آن‌ها ثروت دارند.

استیو زیبُلد، مؤلف و میلیونر خود-ساخته توضیح می‌دهد که “رفت و آمد با افرادی که از شما موفق تر هستند، می‌تواند بطور بالقوه فکر شما را باز کند و درآمدتان را با جهشی بزرگ روبه‌رو سازد، ” “در بیشتر موردها، دارایی خالص شما، بیانگر سطح نزدیک‌ترین دوستان شماست ”

۳.مطاله کنید، به پادکست‌ها گوش دهید، و پول خود را صرف کلاس‌ها و سمینارها کنید.

طی رفت و آمد روزانه خود به محل کار و در برگشت از آن، به پادکست‌ها گوش دهید.

همواره به خودآموزی و کسب دانش درباره صنعت خود، سرمایه‌گذاری، کارآفرینی و روانشناسی پول بپردازید.

چرا این کار جواب می‌دهد: افراد ثروتمند مصمم هستند که همواره بیاموزند و رشد کنند. ثروتمندترین فرد یاد گرفته است که چگونه با آموختن از کسانی که از او موفق تر و ثروتمند‌تر هستند، به موفقیت دست یابد. آنها حتی پس از اینکه به موفقیتی باورنکردنی هم دست یافتند به آموختن ادامه می‌دهند.

اکِر تاکید دارد که “موفقیت، مهارتی آموختنی است”. اگر شما می‌خواهید گلف باز بزرگی شوید، می‌توانید یاد بگیرید که چطور این‌گونه شوید. اگر می‌خواهید یک نوازنده بزرگ پیانو شوید، می‌توانید یاد بگیرید، اگر می‌خواهید که ثروتمند باشید، می‌توانید یاد بگیرید”.

۴.یک مشکل در زندگی‌تان را روی کاغذ بنویسید و فهرستی از کارهای ویژه‌ای که درجهت حل آن مشکل هستند را در پی آن بیاورید.

روی راه‌حل‌ها تمرکز کن، نه مشکلات.

اِکِر توضیح می‌دهد”این کار، شما را از مشکلات-اندیشی به سوی راه‌حل-اندیشی سوق می‌دهد.” “در وهله نخست، شما شانس خوبی برای حل مشکل دارید، و در وهله‌ی دوم، شما احساس به مراتب بهتری خواهید داشت”.

دلیل جواب دادن این کار: افراد پولدار مصمم هستند که با مشکلات، از مسیر اصلی خارج نشوند- اِکِر می‌گوید آنها خود را به‌گونه‌ای بار آورده‌اند که از مشکلاتشان بزرگ‌تر باشند.

او می‌نویسد”راه ثروت، لبریز از دام‌ها و دشواری‌هاست، و درست به همین دلیل است که بیشتر مردم از پس آن برنمی‌آیند”. “آن‌ها نمی‌خواهند به خود زحمت بدهند، سردرد بگیرند و مسئولیتی بپذیرند.” در یک کلام، آن‌ها در پی مشکلات نیستند”.

راهی برای رویارویی با مشکلات‌تان بیابید، در این مسیر پیش روید و روی هدف‌های خود تمرکز کنید.

۵.زندگی‌نامه شخصی را بخوانید که به‌طرزی باورنکردنی ثروتمند و موفق است.

نگاهی به کتاب ریچارد برانسون به نام “درنگ نکن، انجامش بده” بیندازید.

این کتاب‌ها را امتحان کنید: “تیتان: زندگی جان دی راکفلر، ” “اندرو کارنگی، ” “استیو جابز” “گلوله برفی: وارن بافت و کسب و کار زندگی، ” یا “اُپن، ” خودزندگی نامه بازیکن حرفه‌ای تنیس، آندره آغاسی.

دلیل جواب دادن آن: اِکِر می‌نویسد، “افراد موفق به دیگر افراد موفق نگاه می‌کنند تا بدینوسیله از آنها انگیزه بگیرند.” “آن‌ها افراد موفق دیگر را به عنوان مدل‌هایی برای یادگیری در نظر می‌گیرند. آنها به خودشان می‌گویند، ‘اگر آنها می‌توانند این کار را انجام دهند، من هم می‌توانم انجام دهم’ “.

۶.چرایی اهمیت ثروت‌اندوزی برای خودتان را یادداشت کنید

پس از اینکه آن را یادداشت کردید، پیوسته به این نوشته خود نگاه بیندازید.

اِکِر می‌نویسد، این نوشته می‌تواند یک بند ساده و کوتاه باشد ولی هر چه خاص تر، بهتر!

چرا این کار جواب می‌دهد: افراد پولدار نسبت به موفقیت وسواس به خرج می‌دهند. زیبُلد می‌نویسد “واقعیت این است که افراد ثروتمند، وسواسی سالم را نسبت به آنچه به‌دست می‌آورند به خرج می‌دهند، از جمله نسبت به پول”. شخص پولدار کسب و کار و زندگی‌اش را همچون یک بازی می‌بیند، و این بازی‌ای است که آنها عاشق برنده شدن در آن هستند.

زیبلد توصیه می‌کند که درباره آنچه می‌خواهید و اینکه چگونه می‌خواهید به آن دست یابید، فکر کنید. پیروزی در این بازی، سطح خاصی از نظم را می‌طلبد.

۷.به جای این‌که بگویید ‘یا’ بگویید ‘هر دو’.

شما می‌توانید همه آن‌چه می‌خواهید را داشته باشید.

اِکِر می‌گوید “تمرین کنید تا به هر دو مورد فکر کنید و برای داشتن هر دو مورد راهی را بسازید”. فارغ از اینکه چه زمانی راه‌های جایگزین، پیش روی شما باشند، از خودتان بپرسید، ‘چگونه می‌توانم هر دو مورد را به‌دست آورم ‘ “؟

دلیل کارایی آن: افراد ثروتمند هرگز نمی‌گویند “یا” _ آنها می‌گویند “هر دو”، چرا که آن‌ها می‌دانند شما می‌توانید به همه آنها دست یابید.

اِکِر تاکید می‌کند ” زمانی که صحبت از پول باشد، اهمیت فکر کردن به هر دو مورد، دوچندان می‌شود، ” “افراد طبقه‌ی فقیر و متوسط جامعه بر این باور هستند که باید میان پول و دیگر جنبه‌های زندگی، یکی را انتخاب کنند. و در نتیجه برای این موضع‌گیری خود که پول، به اندازه چیزهای دیگر مهم نیست، یک استدلال منطقی می‌یابند”

۸.برای آنچه برایش تلاش می‌کنید و افرادی که آنها را دارا هستند، ارزش قائل باشید.

“آنچه می‌خواهی را گرامی بدار”

این میلیونر خود‌ساخته می‌گوید “به فلسفه‌ی هونا بپرداز که می‌گوید ‘آنچه می‌خواهی را گرامی بدار ‘.” “در خیابان با خودرو چرخ بزن و به خرید مجله‌ها بپرداز، به خانه‌های زیبا و خودروهای باشکوه نگاه کن و درباره‌ی کسب و کارهای موفق مطالعه کن. هر آنچه را که می‌بینید و دوستش دارید، و هم‌چنین صاحبان و افراد مرتبط را گرامی بدارید.”

دلیل کارایی این کار: افراد ثروتمند، به ستایش افراد موفق و ثروتمند دیگر می‌پردازند. آنها هراسی ندارند که پول را حلاّل بیشتر مشکلات بدانند و با پول ذهن‌شان را از نگرانی‌ها می‌رهانند.

به جای اینکه به افراد موفق دیگر حسادت ورزند، سپاسگزار آن‌ها هستند، چرا که آن‌ها برایشان الگویی در دستیابی به موفقیت می‌باشند. اِکِر توضیح می‌دهد که “سریع‌ترین و ساده‌ترین راه برای ثروت‌اندوزی این است که یاد بگیریم که افراد ثروتمند که استادان پول هستند، چگونه به بازی می‌پردازند.”

۹.به جز شغل عادی خود، ۳ منبع درآمد دیگر هم داشته باشید.

فرصت‌هایی، بیشتر از آنچه فکر می‌کنید در انتظار شماست.

این فرصت‌ها می‌تواند یک سرمایه‌گذاری باشد یا فرصت‌های کارآفرینانه. با مطالعه درباره راهبردهای سرمایه‌گذاری گوناگون شروع کنید و در کنار آن نگاهی هم به راه‌های خلاقانه برای پولسازی داشته باشید.

دلیل جواب دادن چنین کاری: کانون توجه ثروتمندان بر درآمد است. زیبلد می‌گوید “توده مردم به اندازه‌ای توجه‌شان را معطوف به کوپن‌های بریده شده از روزنامه‌ها و… و هم‌چنین باصرفه زیستن، کرده‌اند که از فرصت‌های اصلی غافل شده‌اند.” حتی در اوج بحران گردش نقدینگی، افراد ثروتمند تن به تفکر دوزاری‌گرایی توده‌های مردم ندادند. آنها استاد تمرکز انرژی ذهن خود بر چیزی هستند که شایسته این تمرکز است: یعنی پول فراوان. ”

۱۰.به خود بگویید که پول دوستتان است

هراز‌گاهی به خودتان خوش بگذرانید.

طبق یک قاعده روزانه به خودتن گوشزد کنید که پول چیز مثبتی است. هرازگاهی به خودتان خوش بگذرانید_ این خوشگذرانی می‌تواند یک ماساژ، آراستن ناخن‌ها (مانیکور)، یا غذا خوردن در رستورانی باشکوه باشد_ و خودتان را با این آسایش، امنیت و اطمینانی که پول می‌تواند فراهم آورد، آشنا سازید.

دلیل جواب دادن این کار: افراد ثروتمند با پول، خودشان را از نگرانی می‌رهانند و پول را دوست خود می‌دانند. زیبلد می‌نویسد”اگر می‌خواهید پول را به سوی خود بکشید، دست از دشمن انگاری آن بردارید و آن را یکی از بزرگ‌ترین متحدان خود بدانید.”

“پول، دوستی است که قدرت آن را دارد تا به بخوابی شبهای‌تان که ناشی از نگرانی و درد فیزیکی است، پایان دهد و حتی می‌تواند زندگی شما را نجات دهد. فرد ثروتمند، به پول همچون دوست ویژه‌ای می‌نگرد که می‌تواند به او از روش‌هایی که هیچ کس دیگری نمی‌تواند، کمک کند، و این احساسات مثبت سبب می‌شود که آنها هر روز رابطه نیرومند‌تری را بنا نهند.”

۱۱. کاری انجام دهید که مایه سلب آسایش‌تان شود

با سلب‌آسایش از خودتان، به راحتی و آسایش برسید.

اِکِر تشویق کنان می‌گوید “به عمد تصمیماتی بگیرید که مایه سلب آسایش شما شود.” “تمرین کنید که از حوزه آسایش خود بیرون بیایید. به صحبت با افرادی بپردازید که در شرایط عادی با آنها سخن نمی‌گویید، درخواست حقوق بیشتر کنید یا قیمت‌های کسب و کارتان را بالا ببرید، یا هر روز یک ساعت زودتر برخیزید”.

دلیل جواب دادن این کار: افراد ثروتمند، آسایش را در بی‌قطعیتی می‌یابند. زیبلد می‌نویسد “اندیشمندانی که در سطح جهانی هستند خیلی زود یاد می‌گیرند که میلیونر شدن آسان نیست و آسایش طلبی می‌تواند بسیار مخرب باشد، ” “آن‌ها می‌آموزند که در یک بی‌قطعیتی مداوم کار کنند و در همین حال از آسایش هم برخوردار باشند.”


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:جمعه 7 خرداد 1395
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :16  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(17)..........چهارشنبه 18 مهر 1397

ترجمه مقاله توسعه و حفظ فرهنگ اخلاقی شرکت : عناصر اصلی..........چهارشنبه 18 مهر 1397

کسب‌ و کارهای کوچک چه‌ طور شبکه می‌سازند؟ ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

سوالاتی که باید پیش از راه‌اندازی استارتاپ از خود بپرسید ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

اسرار فروش..........چهارشنبه 18 مهر 1397

افزایش ترافیک وب سایت، بدون نیاز به سئو ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

فهم نیازهای مشتریان و واکنش به آن ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

برای خرید لپ‌تاپ‌ به چه ویژگی‌هایی باید توجه کرد؟ ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

کاهش رتبه فیسبوک میان ارزشمندترین برندهای جهان..........چهارشنبه 18 مهر 1397

برند جدید Target هفتاد درصد ارزان تر از بقیه، مطلوب مشتریان..........چهارشنبه 18 مهر 1397

گوگل پلاس تعطیل می‌شود ..........چهارشنبه 18 مهر 1397

پاورپوینت (اسلاید) مدیریت استراتژیک..........شنبه 7 مهر 1397

راهکارهای موفقیت در بازاریابی کسب و کارهای کوچک ..........شنبه 7 مهر 1397

فروش همه‌ چیز: جف بزوس و عصر آمازون ..........شنبه 7 مهر 1397

استراتژی های بازاریابی هوشمندانه برای کسب و کارهای خانگی ..........شنبه 7 مهر 1397

اصول مهندسی بازاریابی..........شنبه 7 مهر 1397

شوق ایرانیان برای سفر به خارج..........شنبه 7 مهر 1397

جست‌ و جوی تصاویر در گوگل متحول می‌شود ..........شنبه 7 مهر 1397

باورتان می‌شود این فناوری‌ها بیش از ۲۰ سال عمر دارند؟ + عکس ..........شنبه 7 مهر 1397

پیش‌ از ضرر به امنیت موبایل بانک توجه کنید ..........شنبه 7 مهر 1397

همه پستها