تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب بازاریابی،فروش و تبلیغات

در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:21 ب.ظ

در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

 در یک استارتاپ، هیچ چیز مهم تر از توانایی فروش نیست. با این حال، تعداد کمی از شرکت ها از این واقعیت اطلاع دارند. در دهۀ اخیر، من افتخار همکاری با گروه های فروش شرکت های بزرگ و موفق تکنولوژی محور با درآمد بالغ بر 500 میلیون دلار را در سراسر کشور داشته ام. سپس زندگی حرفه ای خود را صرف حمایت و همکاری با مؤسسین شرکت های تکنولوژی تجاری-تجاری در سال های ابتدایی فعالیت و کمک به پیاده سازی یک سیستم فروش در سطح جهانی کردم.

در ادامه به این یافته های چند ساله اشاره خواهم کرد. راه حل تمامی مشکلات فروش منوط به انجام صحیح سه اصل ساده، صرف نظر از بزرگی شرکت است که وجودشان برای شروع، پیشرفت و ساخت یک تیم فروش در سطح جهانی از الزامات محسوب می شود.

افراد

اولین قدم در اختیار داشتن افراد خبره و مناسب است. بزرگ ترین اشتباهی که در فهرست شکست یک تشکیلات در زمینۀ فروش وجود دارد، عدم توجه و اهمیت به مدیریت است. ملامت کردن مأموران فروش به دلیل فروش ضعیف، کاری ساده است، اما در صورت فروش ضعیف، این مدیران در سطوح سرپرستی و معاونت هستند که عموماً کار خود را درست انجام نداده اند. بله، طبیعتاً استخدام مأموران فروش خبره از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اگر مدیریت گروه توسط یک مدیر معمولی انجام شود، مهارت، تجربه و یا تلاش تیم فروش بی نتیجه خواهد ماند.

فرآیند

دوم، وجود یک فرآیند استراتژیک است. زمانی که از نظر افراد تیم، کار شرکت تکمیل شد، چه اقدامات و فعالیت هایی را از آنها می خواهید؟ چه تعداد تماس تلفنی باید با مشتریان احتمالی برقرار کنند؟ پس از برقراری تماس چه کاری انجام می دهند؟ پس از چندبار تلاش برای فروش محصولات به یک مخاطب، دیگر با آنها تماس نمی گیرند؟ از چه کانال های دیگری برای رسیدن به مخاطب استفاده می کنند؟ زمانی که با مشتریان احتمالی صحبت می کنند و یا اعتراض آنها را می شنوند چگونه رفتار می کنند؟ چه مشکلاتی را برای مشتریان حل وفصل می کنند؟

اینها تنها قسمت کوچکی از سؤالاتی هستند که باید قبل از اولین تماس تلفنی مأمور فروش به آنها پاسخ داده شود. مدل سنتی و بدون برنامه دیگر قابلیت اجرایی نخواهد داشت. هنگامی که فرآیندی این چنین به وجود آمد، باید از چگونگی پیشبرد و آموزش فرآیند به افراد تیم و همچنین مسئول گروه مطمئن شوید. مدیران شما باید سخت کوش ترین افراد تشکیلات شما باشند و از عهده مسئولیت و آموزش تمامی تیم برای پیشبرد فرآیند به شکلی مطلوب برآیند. 

فرهنگ

هنگامی که افراد مناسب و فرآیند مورد نیاز را به دست آوردید، قدم سوم فرهنگ شرکت شما خواهد بود. این نکته ای است که اکثر شرکت ها در آن با مشکل مواجه می شوند. فرهنگ به وجود یک میز پینگ پنگ در سالن استراحت و یا مکانی برای چرت زدن خلاصه نمی شود. البته، اینها موارد قابل توجهی هستند، اما ربطی به فرهنگ شرکت شما ندارند. فرهنگ شرکت، مجموعه قوانین و ارزش هایی هستند که تشکیلات شما را تعریف می کنند و از بالاترین سطح شرکت شروع می شوند. 

اگر مدیرعامل شرکت منظم ترین فرد گروه باشد، فرهنگ تیم فروش نیز از همین قاعده پیروی خواهد کرد. اگر معاون فروش همواره برای ارتقای شخصی خود تلاش کند، فرهنگ تیم فروش نیز آن را منعکس خواهد کرد. اگر مدیران فروش خود را ملزم به موفقیت بالا و خواست محکم برای پیروزی کنند، تیم فروش نیز همگام با این فرهنگ پیش خواهد رفت. بیشتر رهبران دوست ندارند این گونه صحبت ها را بشنوند، اما حقیقت امر همین است. بیشتر افراد به نقش های مدیریتی به عنوان یک راه فرار از مسئولیت های دشوار نگاه می کنند؛ در حالی که باید زودتر از دیگران سر کار حاضر شوند، دیرتر روز کاری خود را به پایان رسانند و برای کمک به تیم خود تلاش کنند.

بزرگ ترین دستاوردهای زندگی عموماً در کوچک ترین جزییات پیدا می شوند. پیدا کردن افراد خبره، ساخت یک فرآیند قوی و به وجود آوردن فرهنگی مناسب هیچ پیچیدگی خاصی ندارد. شما تنها باید خود را برای انجام این امور متقاعد کنید. شکست در دنیای استارتاپ لزوماً آمار و ارقام نیست که تمام تلاش خود را صرف فرار کردن از آن کنید. از دیگران پیشی بگیرید و در بازی فروش پیروز شوید!


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : پژوهش‌های مختلفی که روی محصول و مشتریان انجام می‌گیرد، برای بررسی ادراک مشتریان از محصولات و مولفه‌های مهمی که تاکنون نادیده گرفته شده‌اند، کارآیی زیادی دارند. به‌عنوان مثال، این پژوهش‌ها ممکن است نشان دهند که در بازار پوشاک زنانه، سهولت خرید و دسترسی به تعداد زیادی فروشگاه، برای مشتریان اهمیت دارد اما تاکنون هیچ‌کدام از رقبا به‌طور جدی به این موضوع توجه نکرده‌اند.

در چنین شرایطی، یک شرکت اقدام به ایجاد این مزیت در محصولات خود می‌کند و باعث می‌شود تا یک گام از رقبا جلو بیفتد. اما مشکل آنجا است که بسیاری از این متمایزسازی‌ها موقتی است و رقبای شما هم به سرعت اقدام به تقلید از محصولات و خدمات شما کرده و رقابت را برایتان سخت می‌کنند؛ مگر آنکه مزیت رقابتی شما به راحتی برای آنها قابل تقلید نباشد.

در هر صورت، روند دیگری نیز در فعل‌وانفعالات بازار به چشم می‌خورد که باید به آن توجه کرد. این روند، بهبود مستمر محصولات و خدمات است. پس از آنکه محصول یا خدمت جدیدی (به‌عنوان مثال، کامپیوتر) به بازار عرضه می‌شود، مشتریان زیادی جذب آن می‌شوند و سود بالایی نصیب اولین شرکت ارائه‌کننده آن می‌شود. اما رقبا نیز بیکار نمی‌نشینند و آنها هم به‌زودی، محصولات و خدمات مشابهی به بازار عرضه می‌کنند که از سود شما می‌کاهند. در این بین، شما به‌طور مستمر محصولات و خدمات خود را بهبود می‌دهید تا فاصله خود را با رقبا حفظ کنید. اما هر قدم رو به جلو، نه به اندازه معرفی یک محصول کاملا جدید برای شما سودآور است و نه مدت زمان زیادی بین شما و رقبایتان فاصله می‌اندازد.این رقابت دائمی و بهبود مستمر محصولات و خدمات آنقدر ادامه پیدا می‌کند که از سطح نیازها و خواسته‌های مشتریان فراتر می‌رود؛ حتی با آنکه نسبت سود به هزینه‌های شما پیوسته کاهش می‌یابد.

به‌عنوان مثال، شرکت اپل در سال ۲۰۰۷، با معرفی آی‌فون، بازار جدید گوشی‌های هوشمند را در اختیار خود گرفت و هیچ‌کدام از رقبای آن از جمله سامسونگ نمی‌توانستند با قدرت پردازشگر، اندازه صفحه نمایش، شفافیت تصویر، کیفیت دوربین و فناوری‌هایی مانند حسگر اثرانگشت رقابت کنند. نتیجه، سودآوری بالای شرکت اپل در آن سال‌ها بود. اما با گذر زمان، تمام رقبا این فناوری‌ها را کسب کردند و دیگر هیچ‌کدام از آنها نمی‌توانستند برتری بلندمدت از نظر فناوری‌های خود داشته باشند. رقابت شدید باعث شد تا آنها از سطح انتظارات و خواسته‌های مشتریان هم فراتر بروند و اکنون فناوری‌ها و قابلیت‌های بیش از حدی روی هر گوشی هوشمند وجود دارد که برای مشتریان بی‌استفاده هستند و تنها قیمت محصولات را بالا برده‌اند، افزایش قیمتی که باعث کاهش حاشیه سود شرکت‌ها هم شده است (به دلیل هزینه‌های گزاف و مقاومت مشتریان برای پرداخت قیمت‌های بالاتر).

چنین وضعیتی در سایر محصولات و خدمات و در بازارهای مختلف هم مشاهده می‌شود. در بازارهای مختلف و حتی در محصولات مصرفی (مانند خمیردندان، پوشک و شامپو) همواره شاهد نوآوری‌ها و بهبودهای کوچکی در محصولات بوده‌ایم که برای مدتی، شرکت ارائه‌کننده آن نوآوری را بالاتر از رقبایش قرار داده است. با این حال، تقلید رقبا این مزیت رقبا را به زودی از آنها گرفته و در ادامه نیز، رقابت شدید منجر به آن شده که روز به روز بر قابلیت‌ها و ویژگی‌های محصولات افزوده شود و کار به جایی برسد که قابلیت‌های جدیدتر تنها هزینه‌ها را بالا ببرند و مشتریان برای آنها حاضر به پرداخت قیمت‌های بیشتری نباشند.

بازار کامپیوتر هم مثال بارزی در این زمینه است. زمانی که کامپیوتر اختراع شد، تحولی بزرگ به شمار می‌آمد و بازار آن بسیار انحصاری و سودآور بود. اما پیشرفت آن هم بسیار سریع بود و چندین دوره توسعه محصول را پشت سر گذاشت. این تغییرات و بهبودها، باعث می‌شد که کاربران و خریداران کامپیوتر، چند سالی یک بار کامپیوتر خود را ارتقا دهند تا به کارآیی و عملکرد بالاتری دست پیدا کنند. اما همان‌طور که قانون مور می‌گوید، توان پردازش کامپیوترها در دوره‌های زمانی تقریبا قابل پیش‌بینی دوبرابر می‌شود. این در حالی است که نیاز مشتریان به این سرعت افزایش نمی‌یابد.نتیجه آن شده است که هم‌اکنون قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی در کامپیوترها و قطعات مرتبط با آنها ایجاد شده است که اکثریت بازار (به جز افراد محدودی مانند عاشقان بازی، طراحان گرافیک و تحلیلگران داده) نه نیازی به آن سطح از قابلیت و کارآیی دارند و نه حاضرند برای آن پول بپردازند.

این موضوع را یک بار خودم امتحان کردم و در کلاس درس، از دانشجویان خود پرسیدم که آیا حاضرند کامپیوتری را که ۵۰ درصد قوی‌تر از کامپیوتر کنونی‌شان است، ۲۵درصد ارزان‌تر از همان کامپیوتر بخرند؟ پاسخ منفی بود. با آنکه قیمت پیشنهادی من بسیار مناسب بود و چنین قیمتی برای یک شرکت تولیدکننده به معنای فروش با ضرر است، باز هم دانشجویان من دلیلی نمی‌دیدند که کامپیوترهای خود را ارتقا دهند و هزینه جدیدی بپردازند.

در چنین شرایطی، شما به‌عنوان یک شرکت چه خواهید کرد؟ آیا باز هم به رقابت ادامه می‌دهید و قابلیت‌های بیشتر و بهتری برای محصولات خود ایجاد می‌کردید؟ قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی که طرفدار و مشتری خاصی ندارند و فقط هزینه‌های شما را افزایش می‌دهند؟ عجیب به نظر می‌رسد اما دقیقا همین اتفاق در حال رخ دادن است. شاید زمان آن باشد که راه خود را از دیگر رقبا جدا کنید و به «جنگ سگ‌ها» ادامه ندهید. شما می‌توانید گربه‌ای باشید که قابلیت‌های محصولات و خدمات خود را تنها در سطح مورد نیاز و مورد درخواست بازار عرضه می‌کند و به این صورت، با کاهش هزینه‌هایش، قیمت پایین‌تری به مشتریان خود پیشنهاد می‌دهد؛ قیمت‌های پایین‌تری که متقاضیان بالاتری دارد و حاشیه سودش هم بهتر است.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : از مهم‌ترین راهکارها برای موفقیت یک شرکت، متمایزسازی قابل توجه محصولات و خدمات نسبت به محصولات و خدمات رقبا است. اما چگونه می‌توان به این هدف دست یافت؟ کارشناسان بازاریابی و استراتژیست‌ها بر این باورند که برای رسیدن به این هدف نباید به تصورات خود شرکت نسبت به محصولات و خدماتش توجهی کرد؛ بلکه درک مشتریان کلید موفقیت و تامین نیازهای ارضا نشده بازار است و تنها به این طریق می‌توان متمایزسازی را به معنای واقعی آن انجام داد.

نظریه جایگاه محصول و جایگاه‌سازی برای محصول، تلاش می‌کند تا درک مشتریان از محصول را توضیح دهد. این نظریه، فرآیند بازاریابی محصولات شرکت و نشان تجاری آن را برای تصاحب یک جایگاه متمایز و ارزشمند در ذهن مشتریان توضیح می‌دهد. نظریه جایگاه‌سازی برای محصول، بر سه اصل استوار است:

۱. پژوهش‌های بازاریابی می‌توانند درک مشتریان از محصولات رقیب را براساس ویژگی‌های ملموس و غیرملموس آنها بررسی کنند. (ویژگی‌های ملموس مانند دقت عکاسی براساس مگاپیکسل در دوربین‌های دیجیتال یا میزان مصرف بنزین خودروها براساس لیتر در کیلومتر است. ویژگی‌های ناملموس هم شامل مواردی مانند لذت مالکیت، سهولت استفاده، جذابیت ظاهری، طعم خوش یا ارزش بالا می‌شود که آنها را به‌طور معمول با معیارهای رتبه‌بندی می‌سنجند.)

۲. شرکت‌ها می‌توانند با تغییر ۴ مولفه محصول (معروف به ۴پی)، ادراک مشتریان از محصولات خود را تغییر دهند. این ۴ مولفه شامل خود محصول و ویژگی‌های آن، محل فیزیکی و آنلاین عرضه، قیمت و هزینه‌های جانبی و در نهایت تبلیغات، روابط عمومی و شیوه ترویج محصول در بازار می‌شوند.

۳. شرکت‌ها می‌توانند و باید با تغییر این مولفه‌ها، ادراک مشتریان از محصولات و خدمات خود را بهبود دهند و به جایگاهی برسند که بین محصولات و خدمات آنها و رقبا، تمایزی قابل توجه و معنادار وجود داشته باشد.

برای تعیین جایگاه محصولات و خدمات رقبا و مقایسه آنها با یکدیگر، از شاخص‌های مختلفی به‌طور همزمان استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، برای سنجش جایگاه محصولات یک شرکت تولیدکننده پوشاک (در ذهن مشتریان) می‌توان از دو شاخص نوآوری و به روز بودن محصولات در کنار میزان ارزش محصولات به ازای قیمت آنها استفاده کرد.

زمانی که از چنین شاخص‌هایی استفاده می‌شود، به خوبی می‌توان بازار را تحلیل کرد و به دیدگاه مشتریان نسبت به شرکت و فرصت‌های تغییر پی برد. در این روش، شرکت‌ها و رقبای مختلف در یک جدول و نقشه، جایگاهشان مشخص می‌شود. به این صورت، می‌توان به این موضوع پی برد که از نگاه مشتریان، چه شرکت‌هایی مشابه هم هستند، نقاط ضعف شرکت ما چیست و چه فرصت‌های بلااستفاده‌ای در بازار وجود دارد که با حرکت به سمت آنها می‌توان تمایز خود با رقبا را به بیشترین حد ممکن رساند.

اما کارشناسان بازاریابی چگونه می‌توانند به چنین اطلاعاتی دست یابند؟ واقعیت آن است که روند کار بسیار ساده و مشخص است. آنها کافی است از مشتریان خود بپرسند که شرکت مدنظر و رقبای آن از نظر مولفه‌های مختلف چه امتیازی می‌گیرند.

به‌عنوان مثال، در یک پژوهش بازاریابی که برای سنجش وضعیت شرکت‌های تولیدکننده پوشاک زنانه فعال در بازار نیویورک انجام می‌شد، از مشتریان خواستند که به هر شرکت، امتیازی از ۱ تا ۷ بدهند (از بدترین تا بهترین). در این پژوهش، شرکت نوردسترام، امتیاز ۷ را برای خدمات مشتریان خود دریافت کرد؛ در حالی که رقیب آن جک‌پنی امتیاز ضعیف ۳ را گرفت. در طرف مقابل، با آنکه خرید از جک‌پنی ساده بود و فروشگاه‌های این شرکت، در دسترس بودند، نوردسترام به راحتی قابل دسترس همه نبود. چنین پژوهشی به سادگی نقطه ضعف نوردسترام را آشکار می‌سازد و از آن می‌توان نتیجه گرفت که برای موفقیت شرکت تنها کافی نیست تا فروشگاه‌های بیشتر و با موقعیت بهتری برای عرضه محصولات در نظر گرفت. البته برای اطمینان بیشتر می‌توان از مشتریان هم پرسید که چه مولفه‌ها و ویژگی‌هایی برای آنها اهمیت بیشتری دارد. اگر سهولت خرید و دسترسی، اهمیت زیادی داشته باشد، شکی نیست که بهبود کمی و کیفی فروشگاه‌ها، منجر به موفقیت و متمایزسازی محصولات و خدمات خواهد شد.

در این میان، بسیاری از پژوهش‌های بازاریابی مسائل مهمی را از نگاه و درک مشتریان آشکار می‌سازد که هیچ‌کدام از رقبا به آن مسائل توجه کافی نکرده و همه امتیازهای پایینی در آن دریافت می‌کنند. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد آن ویژگی منجر به متمایزسازی معنادار محصولات و خدمات نسبت به محصولات و خدمات رقبا خواهد شد و حرکت در مسیر موفقیت را تضمین خواهد کرد.

ممکن است شرکتی متوجه شود که بیش ازحد بر کاهش هزینه‌ها تمرکز کرده و مشتریان آن حاضر هستند برای آنکه محصولاتی به‌روزتر خریداری کنند، مبالغ بیشتری بپردازند. ممکن است این موضوع مشخص شود که تعداد زیادی از رقبا بر ارائه محصولات ارزان‌قیمت تمرکز کرده‌اند و تامین تقاضای مشتریان خاص‌پسند مورد غفلت قرار گرفته است. برخی از شرکت‌ها هم ممکن است به این موضوع پی ببرند که در دو یا چند مولفه مهم برای مشتریان، ضعف دارند و بهبود جایگاه آنها از طریق تغییرات کوچک امکان‌پذیر نخواهد بود. چنین شرکت‌هایی باید به‌طور کامل اقدام به بازنگری در سیاست‌ها و استراتژی‌های فعالیت خود کنند.

طبیعی است که هر چقدر پژوهش‌های بازاریابی مفصل‌تر و دقیق‌تر باشد، اطلاعات بیشتری می‌توان برای تصمیم‌گیری در مورد جایگاه کنونی محصول در بازار و نگاه مشتریان به آن به دست آورد. با این حال، حتی ناقص‌ترین پژوهش‌ها هم می‌توانند اطلاعات مختلفی از وضعیت بازار، رقبا و نگاه مشتریان به محصولات موجود در بازار فراهم کنند. در چنین شرایطی می‌توان پی برد که چه جایگاه‌هایی در بازار خالی مانده‌اند، چه جایگاه‌هایی بیش از حد تراکم دارند، چه ویژگی‌هایی برای مشتریان اهمیت دارند و چگونه می‌توان جایگاه جدیدی برای محصولات و خدمات شرکت ایجاد کرد. البته مشخص است که این تصمیم‌گیری‌ها باید آگاهانه و با در نظر گرفتن روندهای پیش رو اتخاذ شوند تا شرکت دچار تغییرات بیش از حد نشده و به این طریق موجب آسیب خوردن به نشان تجاری و درک مشتریان از شرکت و محصولات آن نشویم.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

کسب و کارهای توسعه یافته با سرمایه و سود بسیار زیاد، بودجه کافی جهت بازاریابی و تیم های تبلیغاتی را نیز دارند اما شرکت هایی مانند تولیدی جواهر که در یک پارکینگ فعالیت می کند، خط تولید پوشاکی که در یک اتاق خواب برقرار است و مثال هایی از این دست، بودجه کافی برای بازاریابی مشابه با شرکت های بزرگ را در اختیار ندارند. هرچند گزینه های بسیاری برای کسب وکارهایی که تنها محصولات دستی تولید می کنند وجود دارد که می توانند با استفاده از آنها شرکت شان را به سطحی بالاتر برسانند.

مصاحبه Business News Daily با مسئولان بازاریابی کسب وکارهای کوچک، راهنمایی های آنها برای بهترین روش بازاریابی و فروش محصولات دستی را در بر دارد.


وب سایت خودتان را بسازید

مؤسس زیبت، جاناتان پیکاک (Jonathan Peacock) می گوید، «هر که سودای فروش موفق محصولاتش به صورت آنلاین را در سر دارد، باید وبسایت خودش را راه اندازی کند. وقتی می خواهید محصولی را به صورت آنلاین تبلیغ کنید، نیاز به محلی دارید که آنها را ارسال کنید. آن محل باید وب سایت خودتان باشد، نه یک فروشگاه بزرگ مانند اتسی.»


پیکاک می گوید وقتی یک مراجعه کننده را به یک فروشگاه بزرگ می برید، معمولاً او را به فروشنده رقیب واگذار می کنید. در فروشگاه های بزرگ خریداران با انبوهی از گزینه ها مواجهند. حتی اگر مستقیماً به صفحه مربوط به محصول شما بیایند، بالا و پایین صفحه مملو از پیشنهاداتی از محصولات مشابه با محصول شماست.

داشتن وب سایت شخصی، امکان کنترل بیشتر را فراهم می کند. مایک خورف (Mike Khorev) مدیر توسعه شرکت بازاریابی Nine Peaks Media می گوید، «وقتی وب سایت خودتان را داشته باشید، مالک آن هستید و نیازی به کانال های رسانه ای همچون رسانه های اجتماعی که با گذر زمان تغییر می کنند، نخواهید داشت.» برای مثال تعداد مراجعه کنندگانی که پلتفرم های رسانه های اجتماعی اخیراً برای کسب وکارها ایجاد می کنند، نسبت به گذشته کاهش یافته است و شما باید برای جذب مخاطب بیشتر هزینه کنید. اگر امروزه تنها بر روی رسانه اجتماعی حساب کنید، احتمالاً مخاطبان بسیاری را از دست می دهید.

به دنبال روش های جدید فروش باشید

اگر در بررسی روش های فروش، تفکری خلاقانه داشته باشید و خود را محدود نسازید، از دیگر رقبای تان پیشی می گیرید و به موفقیتی مداوم می رسید.

نیت مسترسون(Nate Masterson)، مدیر بازاریابی Maple Holistics می گوید، «اگر در روش های فروش خلاقیت به خرج دهید، شاید مخاطبان جدیدی را بیابید که باعث رشد چشمگیر کسب وکارتان شوند.»

پیکاک می گوید، کارآفرینان خلاق باید به دنبال شیوه های جدید فروش باشند. البته توصیه او در زمینه هدایت نکردن مراجعه کنندگان به فروشگاه ها، الزاماً به معنای دست کشیدن از آنها نیست.

پیکاک در ادامه می افزاید، «دلیل اصلی اینکه فروشگاه ها محل مناسبی برای رهنمود بازدیدکننده نیستند، همان دلیل ارزشمندی آنهاست. مشتریان بالقوه از محصولات شما دیدن می کنند، چون شما بخشی از فروشگاه هستید. فروشگاه های خوب مخاطبان خود را دارند و این موضوع سبب ایجاد مخاطب بیشتر برای محصولات تان می شود. مخاطب بیشتر نیز به معنای فروش بیشتر است، بنابراین آیا لازم است در فروشگاه اتسی دست به فروش بزنید؟ البته که بله. فروشگاه آمازون مختص محصولات دست ساز چطور؟ بله. شما باید در هر تعداد فروشگاهی که می توانید، فروش داشته باشید.»

او می گوید از امتحان روش های مختلف بازاریابی از جمله رسانه اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل، وبلاگ نویسی و . . . نترسید تا بتوانید بهترین راه فروش محصولات تان را بیابید. در هر تلاش تنها بر روی یکی از روش های فروش متمرکز شوید تا نتایج حاصل قابل مقایسه باشند.

از فروش چندمرحله ای استفاده کنید

فروش چندمرحله ای روشی از بررسی مقاطعی است که منجر به فروش می شوند. پیکاک می گوید این روش را مانند یک قیف تصور کنید. فروش معمولاً با مراوده اول انجام نمی شود و در حالت کلی مراحل متعددی پیش از خرید نهایی وجود دارد. براساس گفته فلین زایگر(Flynn Zaiger)، مدیرعامل آژانس بازاریابیOnline Optimism، فروش قیفی است که از آگاهی نسبت به مد نظر قرار دادن کالا آغاز و به مرحله تصمیم به خرید منتهی می شود.

پیکاک می گوید، «بررسی مقاطع موجود در قیف فروش بسیار مهم است تا بتوانید به مشتری در پشت سر گذاشتن آنها کمک کنید. در هنگام بازاریابی نباید سریعاً به مرحله فروش بروید. ابتدا ارزش محصول را بیان و رابطه ای مثبت ایجاد کنید و سپس با پیشروی در قیف، به سمت فروش بروید.»

بازاریابی کالاهای دست ساز تجربه ای منحصربه فرد است و با بازاریابی محصولات تیراژ بالا کاملاً تفاوت دارد.

جونیت بوکهایم(Jonit Bookheim)، مدیر فروش و ارتباطات Mata Traders می گوید، «محصولات ساخت دست همواره یک داستان در ورای خود دارند که محصولات تیراژ بالا معمولاً فاقد آن هستند. در محصولات دست ساز یک شفافیت خاص قابل ملاحظه است که شما باید بر روی آن تأکید کنید.»

از سیاست های بازاریابی محصولات تیراژ بالا پیروی نکنید

با اینکه محصولات دست ساز و تیراژ بالا ممکن است در فروش از یک پلتفرم مشترک استفاده کنند، اما مخاطبان متفاوتی دارند؛ در نتیجه استراتژی بازاریابی متفاوتی نیز باید در پیش بگیرند.

زایگر می گوید، «مشاهده محصول خریداری شده در خانه مشتریان محصولات دست ساز بسیار لذت بخش است. محصولات تیراژ بالا همگی به یک شکل هستند و استراتژی های فروش آنها به فروش ختم می شود، اما برای محصولات ساخت دست، معمولاً خریداران به دنبال محصولی منحصربه فرد هستند و شما باید مطمئن باشید که با دنبال کردن آن محصول تا منزل و کمد خریدار، این خصیصه را حفظ کنید.»

زایگر می افزاید، این خدمات پس از فروش، نه تنها محتوایی جذاب جهت تبلیغات در رسانه های اجتماعی و وبلاگ برای تان ایجاد می کنند، بلکه به خریدار حس خاص بودنی را می دهند که منجر به تمایل آنها به خرید بعدی می شود.


نکته مهم این است که هنرمندان تولیدکننده محصولات دست ساز، مهارتی منحصربه فرد دارند که دیگران آن را تحسین و از آن حمایت می کنند.

بوکهایم پیشنهاد می کند، «از توسعه برندتان نهراسید. اینکه محصولات را در منزل تان تولید می کنید باعث نمی شود که از آنها تصاویری مانند تصاویر پرفروش ترین محصولات بازار تهیه نکنید. چون تیراژ تولیدتان محدود به 50 نسخه در ماه است، از گفتن اینکه چه کسی 10 نسخه از آن را می خواهد، نترسید. تنها یک قدم از ناحیه اطمینان تان خارج نشوید، بلکه گام های زیادی از آن فاصله بگیرید.»

مترجم: امید گوهری

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:16 ب.ظ

بدون تردید مهم ترین دارایی هر شرکتی، نام تجاری آن محسوب می شود. به همین خاطر همواره توجه ویژه ای به این بخش شده و مدیران به دنبال راهکارهایی در راستای ساخت و یا بهبود برند خود می باشند. در این رابطه لازم است تا در ابتدا نسبت به این مفهوم به درک درستی دست پیدا کنیم. درواقع برند در یک تعریف عام و جامع شامل هرچیزی می باشد که معرف محصولات یک شرکت باشد.

 در این رابطه نتایج آمارها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند تا خریدهای خود را از برندهایی انجام دهند که کاملا شناخته شده و یا از آن تجربه خوبی به دست آورده باشند. به همین خاطر بسیار مهم است که برند شما از قدرت کافی در راستای کسب شهرت، برخوردار باشد. در این رابطه ذکر این نکته ضروری است که ایجاد یک برند و محبوب ساختن آن امری یک شبه نبوده، با این حال شما می توانید با اقداماتی این زمان را کوتاه تر نمایید.

در همین راستا و در ادامه به بررسی 9 اقدام ضروری برای ایجاد برندی قدرتمند، خواهیم پرداخت.

1- مخاطب هدف را مشخص نمایید

درواقع شما باید بدانید که اقدامات صورت گرفته در راستای تحت تاثیر قرار دادن کدام قشر از چه جامعه ای می باشد. در غیر این صورت به علت عدم شناخت درست از ماهیت کار خود، احتمال خطا بسیار بالا خواهد بود. برای مثال در صورتی که محصول شما در رابطه با کودکان می باشد، لازم است تا از عبارات و اشکالی در طراحی خود استفاده نمایید که مخاطب هدف بتواند با آن ارتبط لازم را برقرار نماید. در این مورد شفافیت پیام دیگر عامل تعیین کننده بوده و لازم است به نحوی عمل نمایید که به جذب حداکثری منجر شود.

فراموش نکنید که از جمله اهداف هر شرکتی ایجاد رابطه بلند مدت با مشتریان خود می باشد. علت این امر هم به این خاطر است که از دست دادن حتی یک مشتری با توجه به بازار به شدت رقابتی حال حاضر، به معنای قدرتمند تر ساختن سایر برندهای فعال در حوزه کاری شما خواهد بود.

در این رابطه بدون شک برند نقش کلیدی ایفا کرده و می تواند به این خواسته شما جامه عمل بپوشاند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که برند قادر به ایجاد ارتباط عاطفی و تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد نبوده و همین امر باعث می شود تا اقدامات صورت گرفته به نتیجه دلخواه نرسد. علت اصلی این امر نه به خاطر نوع طراحی برند بلکه به علت عدم پشتیبانی درست از آن می باشد. درواقع این امر که در تبلیغات خود به خوبی نام تجاری را معرفی نکرده و آن را در تمامی اقدامات خود در معرض نمایش قرار ندهید، در نهایت باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به درستی با آن ارتباط لازم را برقرار سازد.

در آخر توجه داشته باشید که امروزه با توجه به رشد تکنولوژی و اینترنت، لازم است تا از این امکان رایگان برای ارتباط هرچه بهتر با مخاطبان هدف، استفاده نمایید. این امر بدون شک بر روی هزینه های شما نیز تاثیر فوق العاده مثبتی خواهد داشت.

2- ماموریت خود را بیان نمایید

بدون شک شما باید یک هدف اصلی را داشته باشید. در این رابطه توجه به این امر که هدف گذاری بر روی امری درست و ارزشمند باشد، از نکات حائز اهمیت محسوب می شود. با این حال تنها تعیین هدف کافی نبوده و لازم است تا آن را به مانند یک شعار در معرض دید همگان قرار دهید. این امر در راستای کسب اعتماد که الزام اولیه خرید خواهد بود، امری کاملا کلیدی محسوب می شود.

برای مثال برند نایک شعار فقط انجام بده را برای خود انتخاب کرده است که بنا بر نظر بسیاری از تحلیل گران بهترین انتخاب ممکن بوده است. درواقع این شعار بیانگر آن است که شما با در اختیار داشتن وسایل ورزشی ساخته شده این برند قادر خواهید بود تا به یک ورزشکار تبدیل شوید که این امر تمامی محدودیت های سنی و جنسیتی را کنار گذاشته است.

به همین خاطر مخاطب در مواجه با آن به تفکری مثبت دست پیدا خواهد کرد که خود عاملی برای توجه به این برند خوش ذوق و توانا خواهد بود. آرم نایک نیز برگرفته از خدای پیروزی در یونان باستان است که با شعار آن در ارتباط بوده و این امر را القاء می کند که شما با این محصولات به موفقیت و پیروزی دست پیدا خواهید کرد.

به عنوان نکته پایانی ذکر این جمله بسیار مهم است که باید به نحوی رفتار نمایید که مخاطب حس کند که برای شما از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بدون شک در این رابطه هر برندی ممکن است روشی متفاوت را در پیش بگیرد که این امر بسیار مثبت بوده و نوآوری را شکل خواهد داد.

3- تحقیقات کافی در زمینه برندینگ و اقدامات سایر شرکت ها داشته باشید

توجه داشته باشید که تقلید و کپی برداری از اقدامات سایر برندها به معنای مرگ تدریجی خواهد بود. درواقع شما تنها زمانی می توانید به رشد قابل توجهی دست پیدا کنید که از آمارهای درست به یک نتیجه جدید و منحصر به فرد برسید. بدون شک علم برندینگ در مرور زمان با تغییراتی مواجه می شود که ناشی از ورود موارد جدید می باشد. تحت این شرایط در صورتی که مطالعه کافی در این رابطه نداشته باشید، بدون شک بازنده میدان خواهید بود. همچینن لازم است تا اقدامات سایر برندهای رقیب را نیز تحت کنترل قرار دهید. این امر شما را به درک درستی از تحرکات و اوضاع بازار خواهد رساند. در مواردی مشاهده شده است که برخی از شرکت ها اقدام به بررسی اقدامات سایر رقبا کرده و با این اقدام به نقاط ضعف و قوت آن ها پی می برند که در برنامه ریزی های آینده آن ها تاثیرگذار خواهد بود. بدون شک این اطلاعات راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب خواهند شد.

4- ویژگی ها و مزایای خود را معرفی نمایید

همواره باید دلیلی وجود داشته باشد تا افراد به سراغ برندهای دیگر نروند. این امر به معنای نقاط قوت شما در مقایسه با سایرین خواهد بود که یک مزیت رقابتی محسوب می شود. برای مثال برند اپل همواره در تبلیغات خود در تلاش برای مقایسه خود با سایر برندها است. این امر با تاکید بر توانایی های آن ها و ضعف های موجود در سایر برندها صورت گرفته و به خوبی مخاطب را به این باور خواهد رساند که آن ها بهترین گزینه موجود می باشند.

در این رابطه در تلاش باشید تا ویژگی های خود را به عنصر منحصربه فرد خود تبدیل نمایید تا سایر برندها نتوانند اقدامات مشابهی را صورت دهند.

به عنوان نکته پایانی در این بخش لازم است تا توجه داشته باشید که مزایای شما در طول زمان ارزش خود را از دست خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا همواره به دنبال موارد جدید باشید و خود را به وضعیت حال حاضر محدود نکنید.

5- لگویی خلاقانه ایجاد نمایید

بدون شک آرم شرکت نخستین چیزی خواهد بود که در ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطر خواهد آمد. به همین خاطر بسیار مهم است که در این رابطه اقدامی درست و حرفه را صورت دهید. در این رابطه رعایت چند نکته بسیار ضروری است:

1- درک درست شعار و هدف شرکت و تلاش برای ایجاد ارتباط متقابل

2- توجه به علم رنگ شناسی و ارتباط آن با نوع کسب و کار. برای مثال آبی به عنوان نماد آرامش و قرمز به عنوان نماد جسارت، معرفی می شوند.

3- توجه داشته باشید که سادگی باعث درک آسان تر و بهتر خواهد شد.

6- به دنبال راهی برای به شهرت رساندن برند خود باشید

در این رابطه هیچ راهکار قطعی و همگانی وجود نداشته و هر شرکتی لازم است تا با توجه به توانایی و خلاقیت خود، اقدامات لازم را صورت دهد. با این حال ذکر نکاتی نظیر تبلیغات خلاقانه و حمایت از رویدادهای مختلف در این رابطه امری ضروری محسوب می شود. همواره توجه داشته باشید که شما باید به دنبال شهرتی طولانی مدت باشید، به همین خاطر احتیاز کافی در راستای عدم اقدامات نادرست، امری ضروری به نظر می رسد.

7- به برند خود شخصیت بدهید

در راستای ایجاد ارتباط موثر با سایرین لازم است تا آن ها را در معرض چیزی فراتر از یک نام قرار دهید. در این راستا ایجاد شخصیت انسانی به این امر کمک شایانی خواهد نمود. برای مثال برخی از شرکت ها اقدام به طراحی یک شخصیت برای شرکت خود می کنند. با این حال بهتر است تا این سیاست همراه با اقدامات شایسته انسانی باشد. برای مثال کمک به موسسات خیریه و حمایت از طرح های انسان دوستانه، مخاطب را درگیر یک رابطه احساسی با شما خواهد نمود.

8- نام تجاری را در هر جنبه ای از کسب وکار خود ادغام نمایید

تمامی موارد موجود در شرکت باید معرف و مبلغ برند شما باشد. در این رابطه هیچ گونه استثنایی وجود نداشته و همگان باید نهایت تلاش خود را صورت دهند. برای مثال این امر که کارمندان شما از محصولات تولیدی شرکت استفاده نکنند، بدون شک جامعه را با بی اعتمادی مواجه ساخته و باعث خواهد شد تا از یک فرصت خوب تبلیغاتی محروم بمانید.

همچنین هر چیزی در شرکت و نمایندگی های فروش باید حاوی برند شما باشد. درواقع چشمان مخاطب باید همواره در برابر آن قرار گیرد. این اقدام تنها مختص به فضای شرکت نبوده و این سیاست که بتوانید وارد خانه های آن ها نیز شوید، خود نتیجه بسیار خوبی را ایجاد خواهد نمود. در این رابطه تکنولوژی و اینترنت می تواند کمک شایانی محسوب شود.

9- در اقدامات خود ثابت قدم باشید

هر اقدامی نیازمند زمان مخصوص به خود می باشد. به همین خاطر در صورتی که بخواهید عجولانه تصمیم بگیرید، بدون شک تلاش های خود را بی ثمر خواهید ساخت. در این رابطه در اختیار داشتن مشاورانی با تجربه، به پخته تر شدن سیاست ها کمک خواهد نمود. با این حال فراموش نکنید که هیچ کس بهتر از شما قادر به شناخت و ارزیابی برند شکل گرفته نبوده و در این رابطه نباید همه چیز را به سایرین محول نمود. در این رابطه تغییر مداوم نام تجاری یک اقدام کاملا اشتباه محسوب می شود. درواقع این امر باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به ارتباطی قوی و عمیق با برند شما دست پیدا کند. با این حال این امر تنها زمانی توجیه کافی خواهد داشت که فعالیت شما به شدت افزایش پیدا کرده و دیگر برند سابق پاسخگوی نیازهای جدید نباشد.

در نهایت توصیه می شود تا از صدا و نظرات مشتریان غافل نشده و به آن به خوبی بها دهید. این امر نه تنها احترام و توجه شما را نشان خواهد داد، بلکه ممکن است در مواردی راهکارهای جالبی را نیز برای شما به همراه داشته باشد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

یک بازاریاب مدرن همواره در حیطه شبکه های اجتماعی ورود و حساب های کاربری مختلفی را در سایت های متنوع مدیریت می کند. این اتفاق می تواند ترسناک باشد. اگر شما وظیفه بازاریابی شبکه های اجتماعی شرکت خود را برعهده دارید، از تأثیر بزرگ «اجتماعی» بودن بر روند خرید مشتریان به اندازه کافی مطلع هستید، اما هر کسی درک نمی کند که چرا فضای مجازی هنوز به عنوان یک سرگرمی و یا وسیله ای برای تلف کردن وقت تلقی می شود. اما از شبکه های اجتماعی می توان به عنوان یک ابزار پرمنفعت جهت پرورش دیدگاه ها و عمومی کردن محتوا استفاده کرد.

برای روشن کردن تأثیرات زیاد شبکه های اجتماعی، در این مقاله به پنج دلیل که اهمیت شبکه های اجتماعی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی در دنیای دیجیتال امروزی را نشان می دهند، خواهیم پرداخت.


1-شبکه های اجتماعی زمینه ای برای دریافت بینش صنف و صنعت هستند

چه راهی بهتر از جمع آوری اطلاعات از طریق مخاطب هدف به جز گوش دادن به صحبت های حقیقی و صمیمی مشتریان تان وجود دارد؟ به وسیله ابزارهای مدیریت شبکه های اجتماعی مانند HootSuite و Sprout Social می توان به صحبت های داغی که در بازار هدف اتفاق می افتند، گوش داد. این یکی از بهترین راه ها جهت پیدا کردن سرفصل مطلب بعدی بلاگ و یکی از بهترین خصوصیات این روش، رایگان بودن آن است.

2- روابط انسانی را بهبود می بخشند

همانگونه که محیط تجارت در حال تغییر است، شرکت ها نیز باید خود را براساس تغییر توقعات مشتریان تطبیق دهند. یکی از روندهایی که به واسطه شبکه های مجازی به وجود آمده این است که از شرکت ها توقع می رود تا روابط انسانی بیشتری داشته باشند. نظرات، نکات و حرف های خودمانی باعث شده اند شرکت ها در فضای مجازی صمیمی تر باشند. از این صداها نباید غافل شد، زیرا اهمیت آن ها برای مصرف کننده از هر نوع تبلیغاتی بیشتر است. به دنیای تأثیرگذاران و تجارت اجتماعی خوشامدید. دنیایی که در آن مردم به یکدیگر اعتبار می بخشند و از همدیگر خرید می کنند. عموم مصرف کنندگان قبل از ورود به مغازه و یا تماس با مدیران فروش، اطلاعات لازم را جمع آوری کرده و تصمیم خود را گرفته اند.


3- تماس برای فروش اجناس را خوشایند می کنند

بسیاری از مردم معتقدند که تماس برای فروش اجناس منسوخ شده است. به نظر من، این روند بیشتر نیازمند تغییر در روش است. با شبکه های حرفه ای مانند LinkedIn، توانایی های بسیار جدیدی برای شما به وجود خواهند آمد؛ از عضویت در یک گروه متناسب گرفته تا نظرگذاری بر پست ها و . . . . پس از اتصال به شبکه، تجربه ای متفاوت و جدید برای هر دو طرف گفت وگو رقم خواهد خورد. ممکن است شما با مشتری تان ارتباط پیدا کنید و زیر پست آن ها نظری را بنویسید. شما می توانید از تفاوت این گونه رفتار برای پاسخ مشتری به شما از طریق ایمیل یا تماس تلفنی مطمئن باشید.

4- به شما اعتبار خواهند بخشید

اگر در شبکه های اجتماعی حضوری کمرنگ داشته و یا به کلی حساب کاربری نداشته باشید، عملاً به دنبال از بین بردن شرکت خود هستید. البته شاید این عبارت زیاد دقیق نباشد، اما شما کارها را برای خود خیلی سخت تر می کنید. مخصوصاً زمانی که مخاطبان شما و تمامی رقبای تان در آن جا حضور دارند. اگر در فضای مجازی حضور نداشته باشید، شرکتی قدیمی تلقی می شوید و یا وجود شرکت خود را زیر سوال می برید. بسیاری از مصرف کنندگان براساس پروفایل های هر کمپانی به آن ها اعتبار می دهند. باید از خود بپرسید که آیا کمپانی شما شرکتی ا ست که دوست داشته باشید آن را دنبال کنید یا خیر؟

5- با تلاش کم تر نتایج بهتری به دست خواهید آورد

میزان دسترسی که ما به وسیله پست کردن محتوای خوب روی شبکه های اجتماعی به دست می آوریم، با هیچ فضای دیگری قابل مقایسه نیست. با اضافه کردن هزینه تبلیغات جهت پیشبرد کمپین، شما تبلیغاتی پرمخاطب و با هزینه ای بسیار کم تر نسبت به دیگر روش های بازاریابی را انجام داده اید.

طبیعتاً سبک و سیاقی که برای هر شرکت موفقیت آمیز خواهد بود متفاوت است. یک شرکت نرم افزار تجاری-تجاری، استراتژی کاملاً متفاوتی را در مقایسه با یک شرکت تجاری-مصرف کننده در پیش خواهد گرفت. به منظور پیدا کردن استراتژی مناسب برای مخاطبان خود زمان مناسب را صرف کنید؛ چراکه ارزشش را خواهد داشت.

مترجم: اشکان کوشش

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

کسب‌وکارهایی که رشد می‌کنند، باید ایده روشنی داشته باشند از اینکه کجا هستند و کجا می‌خواهند بروند. پیش‌بینی و برآورد فروش بخشی حیاتی از برنامه‌ریزی‌های پیش‌رو است. به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار یا مدیر ارشد، ضروری است که اعداد و ارقام مربوط به فصل‌های آینده را بدانید.

باید درک دقیقی از ارزش معاملاتی که در پایپ‌لاین فروش (مجموعه اقداماتی که یک نماینده فروش باید پشت سر هم طی کند تا مشتری بالقوه را به مشتری حتمی تبدیل کند) انجام می‌شوند، داشته باشید. هر ماه چند قرارداد جدید به سرانجام می‌رسد؟ ارزش این معاملات چقدر است؟ آیا در مسیر هدف حرکت می‌کنید یا نیاز به انجام اصلاحات دارید؟برآورد موثر، شما را در پایپ‌لاین فروش و بازاریابی مطمئن می‌کند. به هر حال، تحقیقات «انجمن مدیریت فروش» آمریکا دریافته که تنها ۴۴ درصد مدیران معتقدند مدیریت پایپ‌لاین موثر است. برعکس، شرکت‌هایی که فرآیند برآورد رسمی‌تری را اجرا می‌کنند، ۲۸ درصد درآمد بیشتری نسبت به رقبا به دست می‌آورند.

مسائل مرتبط با برآورد

برآوردکردن یعنی پیش‌بینی و انجام یک سری محاسبات از قبل. وقتی پای فروش و بازاریابی به میان می‌آید، اعداد و ارقام اغلب بیش از حد رویایی و خوش‌بینانه به نظر می‌رسند. فروش و بازاریابی حوزه‌های رشد هستند و رشد، مدیران را امیدوار می‌کند.  امیدواری باعث می‌شود روی قلعه‌های شنی بیش از حد حساب باز کنیم و حتی اعضای واقع‌بین تیم هم بیش از حد خوش‌بین می‌شوند و عدد و رقم‌ها را با این خوش‌بینی متناسب می‌کنند. مدیران ارشد و ذی‌نفعان، برآوردهای بیش از حد خوش‌بینانه را به چالش می‌کشند، مگر اینکه دستاورد جاه‌طلبانه‌ای پیش‌رو باشد و تعیین اهداف واقع‌گرایانه سخت شود.  از دیگر مشکلاتی که در مدل‌های برآورد فعلی وجود دارد، دشواری استفاده از اکسل برای کار مشارکتی است. شرکت‌ها اغلب برای ایجاد و تثبیت فرمول‌هایی که امکان جمع‌آوری و ترکیب منابع داده مختلف را فراهم می‌کند و نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد، به کارشناس نیاز دارند. وقتی تیم‌ها و ذی‌نفعان متعدد درگیر هستند، کنار هم قرار دادن این پیش‌بینی‌ها و برآوردها، هفته‌ها یا ماه‌ها زمان می‌برد و به چندین نسخه از یک صفحه اکسل نیاز دارد. مرتب‌سازی این اطلاعات، می‌تواند مثل یک کابوس باشد. هیچ‌یک از راه‌هایی که گفته شد امن نیستند و یک اشتباه ساده یا حرکتی عامدانه، می‌تواند منجر به شکل‌گیری برآوردها و پیش‌بینی‌های غلط و فاجعه‌آمیزی شود.

به‌طور حتم، روش بهتری برای توسعه فرآیندها و ابزارهایی که شرکت‌ها از آن برای انجام برآوردهای دقیق‌تر و سریع‌تر از روش‌های فعلی استفاده می‌کنند، وجود دارد که در اینجا هفت مورد را بررسی می‌کنیم.

۱) ساده‌سازی جمع‌آوری داده: اعضای تیم فروش و بازاریابی شما داده‌های ارزشمندی در اختیار دارند که بخواهند به اشتراک بگذارند. این داده‌ها ممکن است پراکنده و در Inboxها، برنامه‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، صفحات اکسل و اسناد دیگر باشند. برای انجام یک برآورد دقیق، لازم است این داده‌ها از جاهای مختلف جمع‌آوری و ارزیابی شوند. برخی از آنها مفید خواهند بود و بقیه را می‌توان کنار گذاشت.

از آنجا که برآوردها معمولا فقط سالی یک بار انجام می‌شوند و یا هر ۶ ماه اصلاح و متناسب‌سازی می‌شوند، این باید یک فرآیند پیش‌بینی‌پذیر باشد. اما وقتی اضطرار پیش می‌آید، کسانی که در فرآیند برآورد مشارکت کرده‌اند، آن‌قدر که شرکت‌ها نیاز دارند، سازماندهی شده عمل نمی‌کنند.

گماشتن یک مدیر که مسوول جمع‌آوری داده باشد و از حمایت اعضای ارشد و منابع برخوردار باشد، این فرآیند را ساده‌سازی می‌کند. همچنین استفاده از نرم‌افزارهایی که امکان انتقال منابع و پیگیری مشارکت‌ها را فراهم می‌کند، نیاز به داشتن نسخه‌های متعدد از یک فایل یا بالا و پایین کردن ایمیل‌های بی‌شمار و به دنبال آن آشفتگی‌های داده را کم می‌کند.

۲) اتخاذ یک رویکرد مشارکتی: مشارکت و همکاری کلید کار است. مطمئن شوید که سیاست‌های دفتر کار و تنش‌های هر بخش، فرآیند را پیچیده نمی‌کند. هر کسی را که مسوولیتی بر عهده دارد، از همان ابتدا درگیر فرآیند کنید. همچنین دستورالعمل‌ها، انتظارات و معیارهایی که در راستای هدف هستند را به‌طور واضح تعیین کنید.

۳) برآورد را سرعت ببخشید: هر چقدر ابزارهای برآورد موثرتر و مشارکتی‌تری در اختیار داشته باشید، می‌توانید سرعت فرآیند را بالاتر ببرید. مثلا اگر محیط عملیاتی سریع تغییر کند (رکود اقتصادی اتفاق بیفتد یا یک مشتری بزرگ را از دست بدهید)، باید با چند گام یک برآورد قابل سنجش و دقیق را اصلاح و به‌روز کرد. مدیران ارشد و ذی‌نفعان نباید برای اطلاعاتی که فردا نیاز دارند، چند هفته یا چند ماه صبر کنند.

۴) کاهش سوگیری شناختی: وقتی قرار است برآورد و پیش‌بینی انجام شود، تفکر گروهی خطرناک است. هیچ‌چیز بدتر از این نیست که بگذاریم دو سه صدا که از همه بلندتر است فقط حرفشان را بزنند و نسبت به یک دستاورد مشخص برای تغییر اعداد و ارقام، سوگیری به وجود بیاید. کاهش مشکلاتی که در مورد جمع‌آوری داده وجود دارد و همکاری و تجزیه و تحلیل به تیم شما زمان بیشتری می‌دهد تا پشت صحنه اعداد و ارقام را مورد بررسی قرار دهند. در نتیجه، سوگیری نباید در پیش‌بینی‌ها و برآوردهای یک تیم نقش داشته باشد.

۵) عینک خوش‌بینی را درآورید: خوش‌بینی یا بدبینی بیش از حد، به نتیجه برآوردها لطمه می‌زند. داشتن یک رویکرد بی‌طرف نسبت به داده‌ها و اطمینان از اینکه با تیم مدیریتی مشورت لازم صورت گرفته، شانس شکست برآوردهای شما را کم می‌کند.

۶) سناریوسازی انجام دهید: چندین سناریو را برنامه‌ریزی کنید. مثلا اینکه فروش، بیشتر یا کمتر از حد انتظار شده است. برای فصول خوب و بد، برای معرفی محصول جدید یا تاخیر در معرفی محصول جدید، برنامه‌ریزی کنید. با ابزارهای درست، می‌توانید ارقام و نتایج مختلف را تست کنید و راحت‌تر بفهمید که عملکرد کسب‌وکارتان در شرایط مختلف چگونه است.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

چطور برخی برندهای خاص هر روز طرح هایی عالی و بی نقص ارائه می کنند؟ طرحی که در کنار فروش محصول، مشتری را سرگرم و حتی با او همدردی می کند و باعث می شود افراد با هیجان و اشتیاق بسیار زیادی کارهای شرکت را دنبال کنند.

این برندها معمولا دارای یک نویسنده (یا یک تیم نویسنده) ماهر هستند که سال ها در این عرصه فعالیت کرده است. آنها با صرف هزینه های بسیار هنگفت و ارائه آزادی عمل به نویسنده به موفقیت های چشمگیری دست پیدا می کنند.


ولی استخدام یک نویسنده همیشه بهترین گزینه نیست. اگر شما یکی از چندین برند و شرکت دارای طرح و برنامه هستید، می توانید با کمک این شش نکته از یک شرکت سطح پایین و عادی، به برندی قدرتمند و معتبر تبدیل شوید.

روند را جدی بگیرید

«مردان دیوانه» (Mad Men) یک برنامه عالی بود، ولی باعث پرورش این ایده اشتباه شد که نوشتن یک طرح، یک عمل کاملا خلاقانه است. از گفتن این جمله متاسفم، ولی شما با دراز کشیدن روی تخت و خیره شدن به سقف اتاق خود به هیچ نتیجه ای نخواهید رسید. بهترین نویسندگان دنیا با کمک یک روند دقیق و حساب شده، مشتری را در مرکز تلاش های خود قرار می دهند.


قرار دادن مشتری در بالاترین اولویت، کلید نگارش یک طرح عالی است. برای مثال، هاب اسپات (HubSpot) با استفاده از یک روند نگارش طرح مشتری محور، تعداد مشتریان خود را تقریبا دو برابر کرد.

روند برای هر نویسنده و شرکت متفاوت است، ولی گام های اصلی یکسان خواهند بود.

1. تحقیق: دانش، در زمان نگارش یک طرح مؤثر، قدرت است. شما باید کاملا از هدف خود و همچنین نیازها و مشکلات مصرف کنندگان آگاه باشید و از کلمات مناسب برای تشریح و توصیف این مشکلات استفاده کنید.

2. شناسایی همپوشانیها: نقاط تقاطع مشکلات کاربر و راه حل های شما چیست؟ مردم به دنبال این همپوشانی ها هستند و شما نیز باید در طرح خود به شدت بر آنها تأکید کنید.

3. طرح کلی و اولیه. کار را با تمرکز بر نکات متقاعد کننده اصلی طرح خود و پیروی از این فرمول ساده آغاز کنید: توجه، علاقه، طراحی و عمل. طرح خود را با توجه به ویژگی های کلیدی کار بنویسید. پس از ترسیم تصویر کلی، طرح اولیه را تولید کنید.

4. مرور: طرح اولیه را پیش از درخواست برای ارائه بازخورد در رابطه با نکات مبهم، ساختارهای ضعیف، متن غیرمؤثر و عناصر بی فایده، در بخش کوچکی از بازار آزمایش کنید.

5. صیقل: مقاله را با استفاده از بازخوردها بازنویسی کنید. گام های 4 و 5 را تا زمان دستیابی به نتیجه ای مطلوب و مناسب تکرار کنید.

از طرح های کتبی و نوشتاری فاصله بگیرید

من به طرح های کتبی و به طور کلی کار نویسندگی به شدت علاقه دارم، ولی این طرح ها دارای محدودیت های بسیاری هستند. در دنیای مدرن و با وجود دستگاه هایی مانند تلفن های همراه هوشمند، رایانه، تبلت، شبکه های اجتماعی و ویدئو، متن گاهی موفق به جلب توجه مصرف کننده نمی شود. اکثر برندها برای جذب مشتری از روش های جایگزین استفاده می کنند:

- طبق گزارش گروه نیلسن نورمن (Nielsen Norman Group)، تصاویر بیش از متن باعث جذب مشتری خواهند شد.

- طبق گزارش هاب اسپات (Hubspot)، اموجی ها باعث تقویت تعامل در سطح تمام پلتفرم ها خواهند شد.

- طبق گزارش آنیموتو (Animoto)، میزان محبوبیت ویدئو چهار برابر متون کتبی است.

محتوای کتبی همیشه در بازاریابی حضور خواهد داشت، ولی کاربران مدرن به متن علاقه ای ندارند. این ادعا با موفقیت برندهایی مانند دلار شیو کلاب (Dollar Shave Club) تقویت می شود؛ برندی که به لطف یک ویدئوی تبلیغاتی که در عرض 48 ساعت حدود 12 هزار بیننده داشت و با صرف هزینه ای بسیار پایین، به موفقیت بزرگی دست یافت. ویدئو پس از گذشت یک سال به رکورد حدود 4.75 بیننده رسید.

ویدئوها، اموجی ها، تصاویر و سایر عناصر غیرکتبی، کلید افزایش تأثیر و قدرت طرح و برند شما هستند.

نویسندگان خوب، طرح های خوبی خواهند نوشت؛ نویسندگان ممتاز سرقت خواهند کرد.

بهترین نویسندگان دنیا، سارق هستند. آنها به دنبال منابع الهام یا نکات جدید نیستند، بلکه این موارد را مستقیما از مخاطبان خود به سرقت خواهند برد. آنها می دانند که تنها شخص مطلع از نیازهای مشتری، خود مشتری است. پس اصلا تلاشی برای تولید محتوا نمی کنند.

نویسندگان ماهر بازخوردها و نظرات بازار هدف را دریافت کرده و آنها را به طرح های فروش استثنایی تبدیل می کنند.

در زمان بررسی مخاطب به دنبال نقاط حساس، نظرات و مزایا باشید و فورا آنها را تصاحب کنید. هر چه بیشتر بر موردی تأکید شود، احتمالا تأثیر و قدرت آن نیز بیشتر خواهد بود.

جوآنا ویب (Joanna Wiebe) با استفاده از این روش، تیتر تبلیغ یک مرکز زیبایی را خلق کرد و این تیتر باعث افزایش 400 درصدی نرخ کلیک وب سایت شد: «چنانچه فکر می کنید که باید به یک مرکز زیبایی مراجعه کنید، باید به یک مرکز زیبایی مراجعه کنید!»

تنها مشتری از نیاز مشتری باخبر است و شما باید حتما به این نکته توجه داشته باشید.

همواره بر مزایا تمرکز داشته باشید.

یکی از بزرگ ترین اشتباهات هنگام نگارش یک طرح، تمرکز بیش از حد بر ویژگی هاست. برندها در تلاش هستند تا توجه مخاطب را به یک ویژگی یا خدمات خاص جلب کنند و این ویژگی معمولا بزرگ ترین ویژگی محصول است و شرکت تلاش زیادی برای دستیابی به آن انجام داده است. این اقدام قابل درک ولی اشتباه است. مشتری به تلاش و کوشش شما هیچ علاقه ای ندارد.

آنها به دنبال مزیت ویژگی هستند. این ویژگی یا خدمات چطور باعث بهبود زندگی مشتری خواهد شد؟

- تکنولوژی 4k عالی است، زیرا کاربر کیفیت بالاتری دریافت خواهد کرد.

- دوربین آیفون x دارای 12 مگاپیکسل است، کاربر به این ترتیب می تواند عکس ها و ویدئوهایی عالی ثبت و ضبط کند.
- اسلک به شکلی مناسب کدنویسی شده است، به این ترتیب نیاز کاربر به برگزاری جلسه کاهش می یابد.

شاید شما به شدت به ویژگی کلیدی محصول خود افتخار کنید، ولی مشتری تنها به دنبال مزیت و تأثیر است. محصول را فراموش کنید و نتیجه را بفروشید.

آزمایش، آزمایش، آزمایش

به ندرت با اولین تلاش به موفقیت خواهید رسید. درست مثل سایر انواع بازاریابی، آزمایش کلید موفقیت است. شما بدون آزمایش، ارزیابی و تلاش هرگز به نتیجه نخواهید رسید. کیفیت محصول را با توجه به بازخوردهای مشتری افزایش دهید و از یک آزمایش توقع پیشرفت چشمگیر نداشته باشید. گاهی آزمایش شما تنها باعث افزایش 1 یا 2 درصدی خواهند شد ولی نگران نباشید.

وب سایت ورزشی سایدلاینز (Sidelines) موفق به افزایش 55درصدی مخاطبان خود شد، ولی این موفقیت پس از انجام شش آزمایش به دست آمد.

هر روزی که بدون آزمایش سپری شود، یک روز هدر رفته است. همواره در تلاش برای بهبود عملکرد و افزایش کیفیت محصولات خود باشید.


خواندن را متوقف و نوشتن و آزمایش را آغاز کنید

تمرین، تنها راه افزایش مهارت است. خواندن مقاله و تحقیق شاید باعث افزایش دانش شما شود، ولی بهترین دانش از آزمایش به دست خواهد آمد.

فعال باشید. محتوا تولید کنید، بازخوردها را ارزیابی کنید و به تأثیر آن توجه داشته باشید. درس هایی که از آزمایش های ناموفق خواهید گرفت در هیچ کتاب و تحقیقی وجود ندارند.

بهترین نویسندگان دائما در حال تولید محتوا هستند. آنها همواره مخاطب را زیر نظر دارند و هر روز طرحی جدید ارائه می کنند. موفقیت و اعتبار به این ترتیب به دست خواهد آمد.

مترجم: نیما جوادی

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

شرکت‌هایی که در زمینه بازاریابی موفق هستند کار خود را همیشه بر اساس طرح بازاریابی انجام می‌دهند. شرکت‌های بزرگ دارای طرح‌های متعددی هستند حال آنکه شرکت‌های کوچک، طرح‌های به مراتب کمتری دارند. حداقل هر سه ماه یک بار و در بهترین حالت، ماهانه به طرح بازاریابی مدون شرکت مراجعه کنید. بخشی را هم به گزارش‌های ماهانه درباره فروش و تولید اختصاص دهید. با این کار می‌توانید عملکرد کارها را در ضمن پیگیری طرح‌ها، بسنجید. طرح بازاریابی شامل برنامه یک سال کاری است که برای شرکت‌های کوچک، عالی‌ترین روش تفکر درباره بازاریابی به شمار می‌رود.

 بسیاری از مسائل دچار تغییرات می‌شود، کارکنان زیادی شرکت را ترک می‌کنند، بازار تکامل پیدا می‌کند، مشتریان می‌آیند و می‌روند به همین دلیل بهتر است بخشی از طرح را به دوره‌های کوتاه‌مدت دو تا چهار ساله طی روند کار اختصاص دهید اما اگر بخش عمده‌ای از طرح را به تمرکز روی برنامه‌های سال آینده اختصاص دهید، عالی می‌شود. حتی برای نوشتن طرح‌های کوتاه هم چندین ماه وقت بگذارید. در واقع، کار روی طرح بازاریابی، بخش دشوار بازاریابی محسوب می‌شود. درحالی‌که اجرای طرح، چالش‌های خود را به همراه دارد، تصمیم بگیرید که چه کارهایی انجام می‌دهید و چگونه از پس بزرگ‌ترین چالش‌های بازاریابی بر می‌آیید. اکثر طرح‌های بازاریابی با اولین سال یا شروع سال مالی آغاز می‌شوند.

تمام افراد شرکت بهتر است از مضمون طرح اطلاع داشته باشند. شرکت‌ها معمولا طرح‌های بازاریابی را به دلایل متفاوت، محرمانه نگاه می‌دارند. برای مثال یا طرح ناکافی است و مدیریت از اینکه آن را در معرض دید همگان قرار دهد، خودداری می‌کند یا طرح به اندازه‌ای کامل و مملو از اطلاعات است که در دنیای رقابت امروز بسیار با ارزش و محرمانه است. نمی‌توان از عهده اجرای طرح بازاریابی بدون مشارکت بسیاری از افراد برآمد. بزرگ و کوچک بودن شرکت مهم نیست، حتما نظر تمام بخش‌های شرکت مانند بخش مالی، تولید، پرسنل، عرضه و... را علاوه‌بر بخش بازاریابی درباره طرح مورد نظر جویا شوید. این کار بسیار مهم است؛ زیرا تمام بخش‌های شرکت در اجرای برنامه بازاریابی به نوعی کمک خواهند کرد.

 افراد مهم و کلیدی در سازمان می‌توانند درباره آنچه دست‌یافتنی است و چگونگی دستیابی اهداف به دیگران انگیزه واقعی دهند و هرگونه نظری را پیرامون توانایی‌های خود به اشتراک بگذارند و با ایجاد فرصت‌هایی در زمینه بازاریابی بعد دیگری به طرح بیفزایند.

مزایای طرح بازاریابی: طرح بازاریابی دارای مزایای مهمی است که آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

نقطه اتکا: طرح بازاریابی با پشتیبانی از گروه‌ها به آنها نیروی تازه می‌دهد همچنین احساس اعتماد به نفس مدیر شرکت را در زمینه مدیریت سازمان و پیگیری اهداف بالا می‌برد. شرکت‌ها اغلب تاثیر طرح بازاریابی را بر کارکنان خود دست کم می‌گیرند. البته کارکنان دوست دارند درگیر تلاش و انجام کارهای جالب در سازمان باشند. اگر می‌خواهید کارمندان نسبت به شرکت احساس تعهد داشته باشند، نظرات خود را نسبت به سال‌های آینده شرکت با آنها در میان بگذارید. تمام افراد همیشه متوجه جزئیات طرح‌های مالی نمی‌شوند اما از مطالعه طرح بازاریابی که به خوبی طراحی و نوشته شده باشد هیجان زده می‌شوند. بهتر است نسخه مختصر طرح بازاریابی را با شور و هیجان در اختیار کارکنان شرکت قرار دهید آنها از اینکه درگیر کارها شوند، اعتماد به نفسشان افزایش پیدا خواهد کرد و قدردان خواهند بود.

نمودار موفقیت:  نمودارها هم کامل نیستند. چگونه متوجه اتفاقاتی خواهید شد که ظرف یک‌سال یا پنج سال آینده رخ می‌دهد؟ آیا ایجاد طرح بازاریابی کار بیهوده و هدر دادن وقت نیست و در عوض بهتر نیست که با مشتریان ارتباط برقرار کنید یا به فکر بهبود و اصلاح محصولات باشید؟

اگر طرحی در اختیار نداشته باشید، محکوم به فنا هستید و داشتن یک طرح نادرست از بی‌برنامگی به مراتب بهتر است. برای همگام بودن با مدیریت، حتی اگر کمی از اهداف آنها فاصله داشته باشید بهتر از این است که هیچ هدفی را دنبال نکنید. با این وجود، هدف از کار، دستیابی به مقاصد است و بدون طرح بازاریابی و اهداف قطعا گمراه خواهید شد. مدیرانی که برای کارها و انجام پروژه‌ها، برنامه و نموداری ندارند امکان دارد به موفقیت‌هایی دست پیدا کنند اما اغلب دچار اشتباه خواهند شد و به ندرت در کارهای خود موفق می‌شوند.

دستورالعمل‌های عملیاتی شرکت:  شرکت‌ها هم مانند سایر دستگاه‌ها دارای دستور العمل‌های تا حدودی پیچیده هستند. طرح بازاریابی یک راهنمای گام به گام برای موفقیت شرکت است و برای گردآوردن طرح بازاریابی واقعی، باید تمام افراد شرکت را از رده‌های بالا به پایین مورد ارزیابی قرار داد و از کارکرد بخش‌های مختلف با یکدیگر اطمینان حاصل کرد.

تفکر مکتوب: کارکنان امور مالی، اعداد و ارقام را به حافظه خود نمی‌سپارند بلکه همه را به صورت مکتوب در می‌آورند. گزارش‌های مالی هر سازمان، نیروی حیاتی هر کسب و کاری به‌شمار می‌رود. یک طرح بازاریابی مکتوب نیز درصورت جابه‌جایی کارکنان سازمان و ورود افراد جدید، تغییراتی در اطلاعات موجودش ایجاد نمی‌شود و دست نخورده باقی می‌ماند.

تفکر عالی: در کسب‌وکار رقابتی و پر شور روزمره، توجه خود را به تصویر کلی معطوف کردن سخت است به‌ویژه بخش‌هایی که مستقیما به عملیات روزانه مربوط نیستند. لازم است به‌طور منظم به کسب‌وکار بیندیشید برای مثال چه چیزهایی می‌خواهید برای خود و کارمندان فراهم کنید، چه نوآوری‌های خلاقانه‌ای به کارها اضافه کنید، چه انتظاری از محصولات، کارکنان فروش و بازار دارید.

نوشتن طرح بازاریابی بهترین زمان برای انجام این تفکر عالی است. بعضی از شرکت‌ها، متخصصان عالی در زمینه بازاریابی را به جای خلوتی به دور از تلفن و فکس می‌فرستند تا با دقت به توسعه طرح بازاریابی آینده شرکت مشغول شوند. در حالت ایده‌آل، پس از نوشتن طرح‌های بازاریابی به مدت چندین سال، می‌توان با مرور آنها، پیشرفت شرکت را سالانه مورد بررسی قرار داد. البته گاهی اوقات، انجام این کار دشوار است اما دیدگاه بی‌نظیری درباره آنچه طی سال‌ها در زندگی حرفه‌ای و کسب‌وکار خود انجام داده‌اید به شما می‌دهد.

مترجم: هوتسا عسکری نسب

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  04:30 ب.ظ

شرکت ژاپنی خودروسازی نیسان با داشتن بیش از ۸ دهه سابقه، در زمره شرکت‌های موفق جهانی قرار دارد و در کنار نام‌های معتبری مانند تویوتا و هوندا دیگر غول‌های ماشین‌سازی ژاپن قرار گرفته است. تمرکز بر محتوای بازاریابی، انتخاب درست پیام‌های جهانی، توجه به سلیقه مخاطبان و محدودیت دایره مصرف‌کنندگان، در کنار استفاده این برند از بازاریابی دیجیتال، فرآیند تبلیغاتی موفقی را برای نیسان رقم زده است.

ایمنی؛‌ نکته متمرکز برند نیسان

تمرکز در فرآیند بازاریابی می‌تواند نتایج ارزشمندی را در پی داشته باشد، به طوری که می‌تواند در دراز‌مدت، یکی از ارکان اساسی برند را شکل دهد. بر همین اساس نیز یکی از مهم‌ترین نکاتی که برند نیسان در فرآیند بازاریابی خود بر آن تمرکز ویژه داشته و دارد، مبحث ایمنی است. این گروه تولیدی معتقد است که مسئله ایمنی در رابطه با ساخت یک خودرو، نکته‌ای است که همیشه مردم آن را پیگیری کرده و به آن اهمیت می‌دهند. بر همین اساس نیز بسیاری از پیام‌های تبلیغاتی این شرکت با تمرکز بر سیستم ایمنی خودروهای نیسان شکل می‌گیرند، اما نکته مهم در این شیوه بازاریابی، این است که چطور می‌توان مسئله‌ای مانند ایمنی را قانع‌کننده و هیجان‌انگیز ارائه داد،

نیسان ایمنی را تبلیغ می‌کند

چراکه بسیاری از برندهای رقیب نیز ایمنی خودرو را در دستور کار خود قرار داده و به این خصیصه مثبت دست یافته‌اند. در این رابطه باید گفت برند نیسان بحث تمرکز را فقط در ارتباط با محتوای ایمنی خودرو در نظر نگرفته است، بلکه تمرکز بر مصرف‌کننده را نیز در همین راستا قرار داده و نوع خلاقانه‌تری از روند بازاریابی را در پیش گرفته است، به این معنا که سعی کرده ‌ دایره مخاطبان پیام‌های ایمنی خود را محدود کرده و افرادی را که در معرض تصادف اتومبیل قرار گرفته‌اند و یا افرادی را که بیشتر در معرض این آسیب‌ها هستند، به دایره این نوع از پیام‌های خود وارد کند. مطمئنا محدود‌کردن دایره مخاطبان و انتخاب آنها بر اساس نیازی که ممکن است به یک محصول داشته باشند، بازخورد مناسب‌تری را در پی خواهد داشت.

راهکارهای متفاوت در راستای پیام‌های واحد

برند نیسان در کنار تمرکز بر محتوای بازاریابی خود و به تبع آن، تمرکز بر مصرف‌کنندگان، روند عام‌تری را نیز در برنامه‌های تبلیغاتی خود در پی گرفته ‌که بر مبنای ارائه پیام‌ جهانی نیسان شکل گرفته است، البته این نکته بدان معنا نیست که یک پیام واحد در همه تبلیغات جهانی این برند تکرار می‌شود، بلکه تمرکز بر پیام جهانی به این معناست که یک نکته و خصیصه ثابت درباره برند نیسان، از طریق پیام‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ به این صورت که مردم هر کشور دارای سابقه فرهنگی، علایق و نیازهای متفاوتی هستند

و بنابراین ترسیم یک برنامه بازاریابی برای هر کدام از این کشورها، یکسان نخواهد بود؛ اگرچه پیام‌ها و نکات برجسته این برند در جهان یکسان هستند و یک نوع تمرکز گسترده در نوع محتوای آنها وجود دارد، اما نیسان توانسته ‌از طریق همکاری با آژانس های مطرح تبلیغاتی در سطح جهان، روش‌های کارآمد و بعضا متفاوتی را در ارائه پیام‌های مورد نظر خود در سطح جهان به کار گیرد؛ راهکارهایی که در نهایت پیام‌های جهانی این برند را به گوش مخاطبان آنها خواهند رساند.

همکاری با چند آژانس به صورت اشتراکی

امروز‌ آژانس‌های بازاریابی به عنوان مراجع قدرتمند، شناخته‌شده و قابل اعتمادی در فرآیند تبلیغاتی برندهای مختلف شناخته می‌شوند و خصوصا در این میان برندهای شناخته‌‌شده‌تر نیز خود را از این شرکت‌های متخصص بی‌نیاز نمی‌بینند. در همین راستا یکی از نکات قابل توجهی که در رابطه با کمپانی نیسان وجود دارد، همکاری مشترکی است که با برخی از این آژانس‌های تبلیغاتی داشته است. از آنجایی که شرکت‌های بازاریابی، سوابق درخشانی در زمینه تبلیغات و حفظ هویت برندها دارند و از طرفی نیروهای متخصص و برجسته‌ای را نیز در خود جای داده‌اند، یک همکاری اشتراکی بین چند آژانس بازاریابی، قطعا نتایج پرباری را در پی خواهد داشت.

برند نیسان در راستای تقویت یکی از مهم‌ترین محتواهای خود، یعنی تمرکز بر ایمنی خودرو، با چند شرکت برجسته بازاریابی به نام‌های Day، Chiat و TBWA همکاری کرده است که هر یک از این آژانس‌ها، از شرکت‌های برجسته و موفق در حوزه بازاریابی هستند و مطمئنا همکاری آنها با یکدیگر و همفکری که بین نیروهای متخصص آنها شکل گرفته است، کمپین تأثیرگذاری را در پی خواهد داشت. این کمپین که در راستای معرفی خدمات پیشرفته و تکنولوژی ایمن اتومبیل‌های نیسان راه‌اندازی شده است، رانندگی وحشتناک و توأم با حواس‌پرتی را از دستور کار این خودروهای پیشرفته جدا کرده و در نهایت حسی از ایمنی و سلامت را به بینندگان خود القا می‌کند.

پلتفرم‌های آموزشی نیسان

طراحی برنامه‌های کامپیوتری و سیستم‌عامل‌های کاربردی نیز از دیگر روش‌هایی است که شرکت نیسان در جهت همگام‌شدن با رسانه‌های آنلاین و مخاطب‌ قرار‌دادن کاربران مجازی خود، از آن استفاده می‌کند. کمپین معروفی که در سال۲۰۱۶ و با نام ‌Take On‌ ارائه شده است، یک پلتفرم جدید است که با تمرکز بر تکنولوژی‌های پیشرفته خودروهای این شرکت طراحی شده است. این پلتفرم که صبغه‌ای آموزشی دارد، از طریق محتوای دیجیتالی خود، سیستم‌های راهنمایی پیشرفته‌ای را که در اتومبیل‌های نیسان قرار دارند، معرفی کرده

و کاربرد سیستم‌های مذکور را به مخاطبان خود آموزش می‌دهد. از آنجایی که امروزه فضای دیجیتال تقریبا در دسترس بسیاری از افراد جهان است، مطمئنا تجربه رانندگی با اتومبیل‌هایی که به سیستم‌های پیشرفته‌تری مجهز هستند، ولو به صورت مجازی، برای هر کاربری خوشایند بوده و چنین رویکردی می‌تواند به عنوان یک شاخصه مهم در بازاریابی برند نیسان در نظر گرفته شود.


منبع: هفته نامه شنبه


نظرات()   
   

جلب اعتماد مشتری کلیدی ترین عامل افزایش میزان فروش محصولات برند است که تنها با صداقت، روراستی، شفافیت و اهمیت به بازخورد مصرف کننده امکان پذیر می شود.

همان طور که احتمالا تاکنون تجربه کرده اید، سراسر اینترنت پر از اخبار تقلبی و تیترهای مبالغه آمیز به منظور افزایش تعداد کلیک و بازدید از سایت شده است. بنابراین جذب مخاطب از طریق بازاریابی محتوا نیازمند جلب اعتماد مشتری است. برندهای شناخته شده و قدیمی اعتماد مشتری ها را در طول چند سال جلب کرده اند. اما کسب وکارهای کوچک و جدید چگونه می توانند با تولید چند خط محتوای ساده مشتری را به خرید از برند تشویق کنند؟ عوامل تاثیرگذار زیادی وجود دارند، اما صداقت و روراستی دو عامل مهمی هستند که بدون شک رضایت مشتری را جلب می کنند. در ادامه این مقاله به بررسی بیشتر راه هایی برای جلب اعتماد مشتری می پردازیم.

۱- استفاده از اینفلوئنسرها برای جلب اعتماد

اینفلوئنسر مارکتینگ یعنی تبلیغ برند توسط افراد معروف، یکی از روش های بازاریابی است که حتما نمونه های آن را در شبکه های اجتماعی دیده اید. این مدل بازاریابی به دو دسته ی میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ و ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ تقسیم بندی می شود. ماکرو اینفلوئنسرها افراد بسیار معروفی هستند که اغلب مردم آن ها را می شناسند. اما میکرو اینفلوئنسرها افرادی هستند که کمتر شناخته شده اند و معمولا کمتر از ۱۰ هزار فالوئر در شبکه های اجتماعی دارند.


این روزها ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ دیگر مانند گذشته جواب نمی دهد؛ زیرا اغلب مصرف کنندگان با تکنیک های این روش بازاریابی آشنا شده اند. با این حال ۸۴ درصد مصرف کنندگان، نقدهای آنلاین را به اندازه ی پیشنهاد محصول از طرف دوستانشان قبول دارند. همچنین تنها ۲۳ درصد خریداران معتقدند فروشنده ی محصول در انتخاب آن ها نقش داشته است. پس سایر روش های اینفلوئنسر مارکتینگ هنوز هم به جلب اعتماد مشتری کمک می کند.

میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ مخاطبان را ۶۰ درصد بیشتر با برند درگیر می کند زیرا این افراد شخصا روی مهارت هایشان سرمایه گذاری کرده اند. فالوئرهای کم این افراد مانند دوستان واقعی شان هستند و به حرفی که می زنند اعتماد دارند. درحالی که ماکرو اینفلوئنسرها کسانی هستند که به خاطر چهره یا استعداد بازیگری خود معروف شده اند و شناخت زیادی از برندی که تبلیغ می کنند ندارند. بنابراین بازخورد گرفتن مداوم از افراد کمتر شناخته شده خیلی تأثیرگذارتر از افرادی است که محصول مورد نظر ارتباطی با زمینه ی کاری شان ندارد. مردم دوست دارند معتبر بودن محصول را از شخصی مانند خودشان بشنوند.

۲- شفافیت اهمیت بالایی دارد

همیشه فاصله ی اعتمادی زیادی میان خریداران و فروشندگان وجود دارد. اغلب فروشندگان معتقدند شفاف عمل می کنند؛ اما خریداران چنین چیزی را باور ندارند. به عنوان مثال ۸۵ درصد فروشندگان معتقدند در طول فرآیند فروش در مورد محدودیت های محصول خود صادق بوده اند؛ اما تنها ۳۶ درصد خریداران با آن ها هم عقیده هستند.

اغلب برندها یک جمله یا پیام مشخص دارند که صد درصد به آن وابسته نیستند و به همین دلیل برای مشتری سخت است که حرف های برند را باور کند. مشتری ها دوست دارند ویژگی ها، مزایا و معایب واقعی محصول را بدانند و با دید بهتری برای خرید آن اقدام کنند. مردم توقع ندارند یک محصول از همه نظر کامل باشد. آن ها دوست دارند چیزی که می بینند باور کنند و با دید بازتری محصولی با ویژگی های مورد نظر را خریداری کنند. روراست بودن و صداقت برندها باعث محبوبیت و افزایش میزان فروش محصولات می شود. مشتری ها همچنین دوست دارند به شخصیتشان احترام گذاشته شود. ۶۶ درصد آن ها زمانی که با یک شماره مورد خطاب قرار می گیرند، فروشگاه را برای همیشه ترک می کنند.

۳- تقویت حسن نیت مشتری

مصرف کنندگان دوست دارند به دیگران کمک کنند و بازخورد خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. طبق گزارش ها ۸۴ درصد خریداران تمایل دارند تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. با این حال تعداد کمی از خریداران از حسن نیت مشتری به نفع خودشان استفاده می کنند. البته ناگفته نماند که زمان برای همه مهم است و نمی توان انتظار داشت هر مشتری نقد کاملی از محصول بنویسد. این وظیفه ی فروشنده است که با طرح سؤال های چهار گزینه ای نظر خریداران را جویا شود و در اختیار سایر مصرف کنندگان قرار دهد. همچنین نقدها باید بر اساس موضوع دسته بندی شود و در اختیار مشتری های آن محصول قرار بگیرد. بنابراین بهترین کار طرح سؤال و جواب های کوتاه است.

۴- اهمیت دادن به نقد و بازخورد مشتری

همان طور که در ابتدا گفتیم، تعداد اخبار نامعتبر، نقدهای تقلبی و درز اطلاعات کاربران توسط بسیاری از کسب و کارها رو به افزایش است. به عنوان مثال شرکت فیسبوک چند وقت پیش به انتشار اطلاعات کاربرانش متهم شد و شرکت آمازون نیز از کاربران تقلبی برای نوشتن نقدهای مثبت در مورد محصولات استفاده می کرد. انجام چنین کارهایی نه تنها اعتماد مشتری را جلب نمی کند بلکه اعتماد جلب شده را نیز از بین می برد. شرکت Yelp به برخی افراد پول می داد تا برای برندها خاص تبلیغ کند؛ این شرکت نیز اعتماد خود در میان کاربران را از دست داده است و تعداد زیادی از آن ها سایت را برای همیشه ترک کرده اند.

مطمئنا سایت های تخصصی نقد، تنها منبع کاربران برای تحقیق در مورد برند نیستند. این روزها شبکه های اجتماعی تبدیل به یکی از منابع اصلی نقد و بررسی شده اند. تمام لایک ها و کامنت هایی که در شبکه های اجتماعی گذاشته می شوند در حکم بازخورد مشتری عمل می کنند. این یعنی برندها باید دقت بیشتری روی جزئیات داشته باشند و تجربه ی بهتری برای مشتری رقم بزنند.

۵- استفاده از بازخورد مشتری برای پیشرفت

مشتری که زمان می گذارد و نظر خود را در مورد محصولی بیان می کند یعنی اهمیت زیادی برای پیشرفت برند قائل است. درنتیجه کسب وکارهایی که به فکر اعتمادسازی هستند باید از این بازخوردها برای بهبود کیفیت برند استفاده کنند. شما نمی توانید به مشتری بگویید در این زمینه خوب هستید اما در زمینه ی دیگر ضعیف عمل می کنید. این باعث می شود مشتری سراغ برند رقیب برود. بازخوردها بهترین وسیله برای شناسایی نقاط ضعف و تلاش برای از بین بردن آن ها هستند. برندهایی که عملکرد شفافی دارند، بازخوردهای مشتری را جدی می گیرند و برای بهتر شدن تلاش می کنند. آن ها بعد از مدتی از تمام رقبا پیشی می گیرند و به برندی محبوب تبدیل می شوند.


تکنولوژی و هوش مصنوعی به اندازه ای پیشرفت کرده اند که بسیاری از برندها از ربات ها برای خدمت رسانی به مشتری استفاده می کنند. برقراری روابط انسانی، شفاف بودن و گوش دادن به بازخورد مشتری از عوامل اصلی اعتمادسازی میان مخاطب و برند است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

با استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی می‌توان در مدت زمانی قابل قبول و حتی کم به نتیجه‌ای فوق‌العاده دست پیدا کرد. در این روش ها که همگی مبتنی بر دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی اینترنتی و الکترونیکی هستند تلاش می‌شود از ظرفیت های موجود در دنیای مجازی همچون طراحی سایت و رسانه های نوظهور برای رشد و ترقی خود کمک گرفت. روش های نوین تبلیغات اینترنتی در مقایسه با روش های سنتی بازدهی فوق‌العاده‌ای داشته و تمامی محدودیت های روش های قدیمی در آن‌ها از بین رفته است.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اما روش های نوین تبلیغات اینترنتی کدام موارد هستند؟ در بین این همه متد و روش کدام یک بازدهی بیشتری داشته و کدام یک با ریسک بیشتری همراه است؟ ما برای کسب و کار خود باید از کدام یک از این‌ها استفاده کنیم؟ این‌ها سوالاتی هستند که کسب و کارها در زمان تصمیم برای شروع فعالیت مجازی و آغاز دیجیتال مارکتینگ با آن رو به رو می‌شوند.

بررسی روش های نوین تبلیغات اینترنتی

باید ابتدا شرایط و ویژگی های کسب و کار خود را در نظر گرفت، چون ممکن است بهترین راه دیجیتال مارکتینگ برای یک کسب و کار که بازده زیادی برای آن دارد، برای دیگری عملا بدون سود باشد. با این حال طراحی سایت یکی از ملزومات فعالیت در دنیای مجازی است و بهتر است پیش از هر اقدامی برای داشتن یک شعبه در وب اقدام کنیم.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اینترنت یک واژه کلی است و در دل آن سرویس های بسیار زیادی وجود دارد. در بین این همه سرویس همچون پیام رسان‌ های موبایلی، ایمیل، سرویس فایل و بسیاری دیگر از موارد، سرویس وب از همه مهمتر است، به طوری که اغلب افراد وب را همان اینترنت و اینترنت را همان وب می‌پندارند، در حالی که وب زیرشاخه‌ای از شبکه جهانی اطلاعات است. به همین دلیل نباید اهمیت طراحی وب سایت در دیجیتال مارکتینگ را فراموش کرد، چون جزو پایه های بازاریابی اینترنتی بوده و در بین بهترین روش های نوین تبلیغات اینترنتی قرار می‌گیرد.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

بعد از آن می‌توانیم در سایر روش های نوین تبلیغات اینترنتی سرمایه‌گذاری کنیم که اغلب آن‌ها برای تمامی کسب و کارها فارغ از بزرگی و یا کوچکی و یا نوع فعالیت مفید هستند. یکی از این موارد فعالیت در شبکه های اجتماعی تحت موبایل است. اما در این زمینه باید سنجیده عمل کنیم. به عنوان نمونه با وجود اینکه فیس بوک بزرگترین شبکه اجتماعی است، اما کاربران ایرانی استقبال خوبی از آن ندارند. پیام رسان واتساپ به عنوان محبوب ترین ابزار انتقال پیام موبایلی نیز چنین وضعیتی دارد.

کاربران ایرانی در عوض این شبکه اجتماعی و پیام رسان، از اینستاگرام و تلگرام استفاده می‌کنند. حتی یک کسب و کار کوچک که فعالیتش به محدوده‌ای خاص محدود می‌شود نیز می‌تواند برای خود یک صفحه اینستاگرامی درست کرده و در آن کسب و کار، نوع فعالیت، محصولات فروخته شده، سرویس‌ های ارائه شده و دیگر موارد را تشریح کند. با فعالیت صحیح می‌توان نه تنها از سراسر شهر، بلکه از سراس کشور کاربران و مشتریان جدیدی برای خود جذب کرد. از بین رفتن محدودیت های جغرافیایی یکی از دلایلی است که کسب و کارهای بزرگ و کوچک را به استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی تشویق می‌کند.


منبع: اینتن


نظرات()   
   

بازاریابی از شکل قدیم آن خارج شده است؛ مخصوصاً با ظهور فرصت های پایان ناپذیری که به لطف دنیای دیجیتال هر روزه از راه می رسند، این حوزه تخصصی هر روز پیچیده تر می شود.

اغلب شرکت ها نه تنها باید در زمینه راهبردهای بازاریابی به تحولات جدید این حوزه عادت کنند، بلکه باید از این موضوع اطمینان حاصل کنند که تمام توانایی های مورد نیازشان را در اختیار دارند.

در یک گروه بازاریابی قوی به چه افرادی نیاز دارید؟

با نگاهی به صنعت بازاریابی می توان از تبلیغات ویدئویی و تبلیغ در شبکه های اجتماعی گرفته تا وبلاگ نویسی و کلیک کردن های تبلیغاتی را در این حوزه پیدا کرد. اگر کسی بخواهد همه این موضوعات را باهم مدیریت کند، باید به دنبال استخدام یک اَبَر قهرمان باشد که تمام توانایی های مورد نظر شما را با هم داشته باشد.

خوشبختانه نیاز نیست یک نفر را پیدا کنید که تمام فعالیت های بازاریابی را مدیریت کند، بلکه باید یک گروه قوی بسازید که تمام مهارت های لازم را با هم ترکیب کرده و از طریق تشریک مساعی، به یک قدرت شکست ناپذیر تبدیل شوند.

رویکرد تی (T)

من عاشق تی هستم. به ویژه عاشق این نوشیدنی گوارا و گرم (تی به معنای چای) هستم که همانند یک نوشابه بهشتی از آلودگی های دنیای مدرن منزه است. چای مثل یک سنگر آهنین است که در مقابل وحشت هوای مه آلود انگلستان از شما محافظت می کند. چای هم عاشق انسانهاست. چای هیچ وقت شما را در وقت نیاز تنها نمی گذارد، مگر اینکه چایتان تمام شود.


البته در این بحث منظور من از تی، چای نیست. مقصود من یک رویکرد استخدامی بسیار مشهور است که ابتدا توسط «دیوید گست» مطرح شد. 

دنبال کردن رویکردی به شکل حرف تی (T) در هنگام استخدام به این معناست که باید به دنبال افرادی باشید که دارای درک وسیع و گسترده ای از موضوع مورد نظر شما در شاخه های مختلف علم داشته باشند (خط افقی حرف تی) و در عین حال، از درک و تخصصی عمیق در یک حوزه مشخص برخوردار باشند (خط عمودی حرف تی).

چه در حال از صفر بنا کردن یک بخش بازاریابی باشید یا به فکر اضافه کردن مهارت های تازه به گروه بازاریابی باشید، تخصص های مشخصی وجود دارند که هر گروه بازاریابیِ ابرقهرمان باید آنها را دارا باشد.

معرفی گروه ابرقهرمان بازاریابی

با تجربه بیش از 16 سال کار در حوزه بازاریابی دیجیتال، به نظر من چهار نقش کلیدی باید در یک گروه بازاریابی شکست ناپذیر وجود داشته باشد:

رهبر گروه

هر گروهی به یک رهبر شجاع نیاز دارد و گروه ابرقهرمان های بازاریابی هم از این قاعده مستثنا نیست. این شخص معمولاً باید ظرفیت و بلوغ فکری، احساسی و حرفه ای لازم را دارا باشد تا بتواند مسئولیت رهبری سایر بازاریاب ها را برعهده بگیرد. یک شخص کسب و کار - محور، سرمایه بزرگی برای اجرای امور و حفظ کارایی گروه طبق انتظارات کلی شرکت محسوب می شود. رهبر گروه باید یک همه فن حریف به تمام معنا باشد و هنگام تصمیم گیری برای استخدام چنین فردی باید علاوه بر تجربه کاری متقاضیان، به میزان شور و اشتیاق، انگیزه و هوش آنها برای بر عهده گیری چنین مسئولیتی توجه شود؛ توجه به خط افقی تی (T) در این مورد حائز اهمیت است.

مغز خلاق گروه

بازاریابی ترکیبی است از برنامه ریزی، تحلیل و خلاقیت، اما عنصر خلاقیت در یک گروه بازاریابی قوی یکی از مهم ترین بخش هاست که باید بتواند ایده های نوینی برای ایجاد پویش های بازاریابی ارائه کند. هنگام جست وجو برای عنصر خلاق گروه، باید به دنبال فردی با شوخ طبعی ذاتی باشید که بتواند خارج از چارچوب های رایج فکر کند و در ایده پردازی تجارب گسترده ای داشته باشد. به عضو خلاق گروه تا حد ممکن آزادی عمل دهید تا بهترین نتایج را بگیرید.

نابغه نویسندگی

در عصر دیجیتال، محتوا از همیشه مهم تر شده است. الگوریتم های گوگل به شدت پیچیده شده است و محتوایی را که تنها با هدف سئو (بهینه سازی موتورهای جست وجو) نوشته یا کپی برداری شده از محتوایی که واقعاً برای مخاطب ارزشمند است، به آسانی تشخیص می دهد. توجه به محتوا - چه در قالب ایمیل یا وبلاگ و چه به شکل محتوای شبکه های اجتماعی یا خبرنامه ها - هسته اصلی تمام فعالیت های بازاریابی را تشکیل می دهد و به همین علت از لحاظ تولید محتوا باید بهترینِ بهترین ها را در گروه تان داشته باشید. هنگام جست وجو برای نویسنده، ترکیبی از تجربه و مهارت های تبلیغ نویسی (copywriting) باید معیارهای اصلی انتخاب شما باشند. نویسنده ای که به فشار کاری زیاد و محیط های کاری کیفیت-محور نظیر فضاهای روزنامه نویسی یا نشر عادت داشته باشد، بهترین انتخاب در این حوزه است.

ستاره تحلیلگری

هیچ گروه بازایابی مدرنی نمی تواند بدون مهارت های یک متخصص کامپیوتر فعالیت کند. ایجاد پویش های تبلیغاتی با محتوای عالی و رهبری قوی بدون داشتن یک برنامه تحلیل رایانه ای قوی چندان فایده ای ندارد. ستاره تحلیلگری را به گروه تان وارد کنید: این عضو گروه، مغز متفکر عملیات اجرایی است و می داند چطور برای کمک به بهبود فعالیت های بازاریابی آتی، اطلاعات را تحلیل و مرتبط کند. شناسایی متخصص داده آسان است. این افراد در تمام عرصه های توسعه بازاریابی فعال هستند، به کار با اعداد و ارقام و ابزارهای کسب و کار علاقه دارند و احتمالاً بیشتر وقت شان را صرف کار با داده های صفحات گسترده (spreadsheets) می کنند. فردی با پیش زمینه کار در بخش مالی یا تحقیقاتی گزینه مناسب این سمت است.

طرز فکر استخدام کنید، مهارت پرورش دهید!

اکنون که با مهارت های اصلی یک گروه ابرقهرمانی بازاریابی آشنا شده اید، باید به پیدا کردن اعضای این گروه بپردازید.

یک نکته دیگر هم وجود دارد که اگر اهمیتش بیش از مهارت های فوق الذکر نباشد، قطعاً کمتر نیست، و آن تناسب فرهنگی است. باید اطمینان حاصل کنید که اعضای گروه می توانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کرده و روحیه کار گروهی را بین خودشان رشد کنند. در نهایت آن چیزی که از یک گروه بازاریابی، ابرقهرمان می سازد، پرورش حس همکاری، خلاقیت و تبادل انرژی است.


هنگام مصاحبه با نامزدهای استخدام، سعی کنید استعدادهای درخشان هر حوزه را پیدا کرده و در مواقع شک، بهتر است به جای استخدام افراد باتجربه که با گروه و شرکت شما از لحاظ فرهنگی همخوانی ندارند، افرادی را استخدام کنید که از لحاظ نگرش و طرز فکر با سایرین همخوانی بیشتری دارند و سپس مهارت های لازم را در آنها پرورش دهید.

اگر نمی توانید یک گروه بازاریابی ابرقهرمانی ایجاد کنید، چه باید کرد؟

نترسید! همیشه راه حل دیگری هم وجود دارد.

پیدا کردن هر یک از این افراد برای ساخت یک گروه بازاریابی فوق العاده کار ساده ای نیست. گاهی وقت ها پیدا کردن ترکیب مناسبی از مهارت ها در بین افراد متقاضی غیرممکن است، اما این بدان معنا نیست که شما مجبورید به تنهایی به بازاریابی بپردازید.

اگر از لحاظ تأمین بودجه ایجاد یک گروه بازاریابی دچار مشکل هستید یا اینکه نتوانسته اید افراد مناسبی را پیدا کنید، نیاز نیست از ایجاد یک گروه بازاریابی قوی صرف نظر کنید. گروه بازاریابی شما نباید حتماً بخشی از کسب وکار شما باشد. شرکت های عامل زیادی وجود دارند که افراد و مهارت های مورد نیاز شما را در اختیار دارند و می توانند پویش های بازاریابی موفقی را برای شما راه اندازی کنند.

جان هاگز (مدیر بازاریابی دیجیتال در شرکت storm id)

مترجم: صهبا صمدی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

مهدی تقوی گفت: وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی از یک سو و نامناسب بودن محیط کسب و کار از سوی دیگر دو دلیل عمده عدم ماندگاری برندها در بازار ایران هستند.

 مهدی تقوی ، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، به توضیح دلایل عدم ماندگاری برندها و قدرت یافتن کالاهای تولیدی در کشور پرداخت و گفت: ایران از اواسط دوره ناصرالدین شاه پا در وادی صنعتی شدن گذاشته است  همواره واحدهای تولیدی در این دوره ها به تناوب متولد شده و از میان رفته اند، به نظر می رسد حالا که مجموعه حاکمیت با تکیه بر شعار امسال یعنی حمایت از تولید ملی در صدد هستند که اقداماتی در راستای گسترش بازار کالاهای ایرانی را در دستور کار قرار دهند، لازم است دلایل ساختاری عدم ماندگاری برندها را مورد توجه قرار دهند.

 وی گفت: هر چند در دوران ناصرالدین شاه و سپس جانشینان وی ، وابستگی به درآمد نفتی وجود نداشت اما در این دوره های تاریخی نیز قدرت دخالت دولت در امور متعدد بسیار بالا بود و در نتیجه همین قوه قاهره مانع از آزادی عمل بخش خصوصی برای حضور در عرصه اقتصاد بود.

 وی عدم ماندگاری واحدهای تولیدی در ایران را یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی دانست و گفت: ایران در دوره پهلوی اول و سپس پهلوی دوم نیز شرایطی متفاوت داشت . از یک سو دولت در تمامی شئون دخالت داشت و از سوی دیگر رانتی بودن فضا و سپس شکل گیری شرایطی که منجر به وابستگی اقتصاد به نفت شد مانع از درک این مهم گردید که اقتصاد تا چه میزان به تولید مستمر، برندهای آشنا برای مردم و همچنین بازارهای جهانی نیاز دارد.

 وی گفت: بررسی ها نشان می دهد به دلیل به روز نبودن تکنولوژی تولید و همچنین عدم تولید دانش روز و توجه به فناوری، بسیاری از تولیدات ، وقتی به مرحله ای می‌رسند که بازار دیگر قبولشان نمی کند یا کالای جایگزینشان برای مصرف کننده محبوب تر است، تعطیلی را به اصلاح ساختار  به روزرسانی ترجیح می دهند .

 وی افزود: بررسی ها نشان می دهد بازار ایران ، بازاری خرد شده است، به این صورت که دولت ها که مسئول صدور مجوز برای فعالیت اقتصادی هستند، گاه چنان در این عرصه زیاده روی می کنند که در عمل می بینیم بازاری خرد شده و تکه تکه را در اختیار واحدهای تولیدی می گذارند که برای بقا بیش از آنکه به برندسازی و تبلیغات فکر کنند، لازم است به چگونگی رقابت با یکدیگر بپردازند.

 او برای توضیح این مطلب به انبوه مجوزهای صادر شده برای تولید یخچال و فریزر در کشور اشاره کرد و گفت: طبق بررسی 530 مجوز تولید یخچال فریزر و 81 مجوز تولید خودرو در کشور وجود دارد ، طبیعی است وقتی به بیش از 500 شرکت مجوز برای تولید یخچال و فریزر اعطا می شود نمی توان انتظار داشت که همه این 500 شرکت برندهای معتبری در عرصه جهانی شوند.

 او ادامه داد: بسیاری از کشورها این مشکل را با ورود به عرصه های تولید قطعه و تجهیزات حل کرده اند، به عنوان مثال شرکت هایی که متقاضی ورود به این بازار هستند با تولید قطعه خودرو یا قطعات یخچال فریزر و لوازم خانگی این مشکل را حل کرده اند حال آنکه ما در عرصه قطعات ، در اغلب کالاها وابسته به واردات هستیم و اتفاقا اغلب صنعتگران نیز تولید را ، همان کالای نهایی ساخته شده می دانند.

 او حجم انبوه کالاهای واسطه ای در آمار گمرک را دلیلی بر این مدعا دانست و توضیح داد: حمایت از تولید به معنای گسترش تولیدکنندگان نیست، اشتغال در کشور زمانی افزایش می یابد که محیط کسب و کار بهبود یافته و در نتیجه اقتصاد شاهد بزرگ شدن بازارهای کالای ایرانی چه در داخل و چه در خارج باشد.

 این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: لازم است با اتخاذ سیاست هایی سرمایه های موجود در کشور را به بخش‌های مولد هدایت کرد ، در این صورت بی تردید ، با حضور دولت در جایگاه سیاستگذار و نه مداخله گر شاهد بهبود وضعیت اقتصادی و تولیدی در کشور خواهیم بود.

 او گفت: نکته مهم این است که قوانین در ایران بسیار زیاد است ، در حالی که لازم است پالایشی جدی در قوانین صورت گیرد تا هم قوانین متضاد و متعارض حذف شوند و هم با کاهش قوانین، محیط اقتصادی کشور شفاف شود.

 او تداوم سیاست کاهش وابستگی به نفت در عین دنبال کردن سیاست کاهش مداخله دولت در اقتصاد را پیش شرط موفقیت در این حوزه دانست.


منبع:اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:شنبه 8 اردیبهشت 1397
  • برچسب ها:برند سازی ،
نظرات()   
   

شعار تبلیغاتی زیربنای یک کسب و کار و معرفی یک برند است. معمولا شعارهای کسب و کار زیادی از برندها و شرکت های مختلف میان مردم پخش می شود اما یک شعار تبلیغاتی خوب می تواند اقبال مردم به آن کسب و کار را افزایش دهد و در راستای موفقیت برند کمک های زیادی بکند.

در ادامه با ۱۰۰ شعار تبلیغاتی کسب و کارهای مشهور جهان آشنا شوید.

۱. نایک:

فقط انجامش بده!

۲. مک دونالد:

من عاشقشم!

۳. آدیداس:

غیرممکن وجود نداره.

۴. دیزنی لند:

شادترین نقطه روی زمین

۵. ریبوک:

من همانی هستم که هستم.

۶. فولکس واگن:

کوچک فکر کنید.

۷. کی. اف. سی:

غذای عالی

۸. مارک اند اسپنسر:

حق همیشه و کاملا با مشتری است.

۹. پورشه:

جایگزینی نیست.

۱۰. ای بی ام:

راه حلی برای سیاره هوشمند.

۱۱. سونی:

باورش کن.

۱۲. ای مکس:

بزرگ فکر کن.

۱۳. دوپونت:

معجزه دانش.

۱۴. انرگایزر:

به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده …

۱۵. پلی استیشن:

در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای ما بازی کنید.

۱۶. دانکن دوناتس (Dunkin’ Donuts):

آمریکا با دانکن اداره می شود

۱۷. کانن:

آن چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید.

۱۸. نیکون:

در قلب تصویر

۱۹. کداک:

لحظاتت را به اشتراک بذار، زندگی ات را به اشتراک بذار.
۲۰. فدکس:

وقتی که هیچ فردایی نیست.

۲۱. وال مارت:

پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.

۲۲. فورچن:

برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.

۲۳. آستون مارتین:

قدرت، زیبایی و روح.

۲۴. کوکاکولا:

درب قوطی را باز کن تا سرحال شی.

۲۵. ام اندام:

در دهان تان آب می شود، نه در دستان تان.

۲۶. ورایزن (Verizon):

حالا صدامو می شنوی؟ خوبه.

۲۷. المپوس:

دید شما آینده شماست.

۲۸. کلوین کالین:

بین عشق و دیوانگی، وسواس است.

۲۹. ودافون:

بیشتر از اکنون باشید.

۳۰. تگ هیور:

موفقیت، یک بازی ذهنی است.

۳۱. جنرال الکتریک:

تخیل در کار

۳۲. صلیب سرخ:

بزرگ ترین تراژدی بی تفاوتی است.

۳۳. یلو پیج:

به انگشتان تان اجازه بدهید، راه بروند

۳۴. تری ام:

نوآوری

۳۵. نوکیا:

ارتباط دادن مردم

۳۶. دیبیرز:

الماس همیشگی است.

۳۷. نسکافه:

قهوه در بهترین حالت آن.

۳۸. هاینز:

خوراک لوبیا یعنی خوراک لوبیای هاینز.

۳۹. تلویزیون اونیدا:

حسرت همسایه ها، غرور مالک.

۴۰. لورئال قدیمی:

چون من ارزشش را دارم.

۴۱. لورئال جدید:

چون شما ارزشش را دارید.

۴۲. شرکت فناوری اینتل:

درون اینتل.

۴۳. برگر کینگ:

به شیوه خودتان درست کنید.

۴۴. جنرال الکتریک:

ما چیزهای خوبی در زندگی تان به ارمغان می آوریم.

۴۵. HSBC:

بانک محلی جهانی.

۴۶. صابون پیرس:

آماده شوید تا به فرد زیبایی تبدیل شوید.

۴۷. شکلات کیت کت:

استراحت کنید، کیت کت بخورید.

۴۸. دومستوس:

میکروب ها را زنده نمی گذارد.

۴۹. شامپو هد اند شولدرز:

من اصلا نمی دانستم که شوره مو داری.
۵۰. دیزنی لند:

شادترین جای دنیا.

۵۱- توماس کوک:

فقط رزرو نکنید. با توماس کوک به مسافرت بروید.

۵۲. خطوط هوایی قاره ای:

ما واقعا به شما وفاداریم.

۵۳. سیگارهای دورال:

منو بچش! منو بچش! یالا منو بچش!

۵۴. موتورهای Vauxhall:

یک بار رانندگی، یک عمر وابستگی.

۵۵. بی ام دبلیو:

لذت محض رانندگی.

۵۶. روغن شِل:

سلامت زندگی کنید. از روغن شِل استفاده کنید.

۵۷. ارتش آمریکا:

من شما را برای ارتش آمریکا می خواهم.

۵۸. اسپرایت:

فرمانبردار عطشت باش.

۵۹. کورن پاپز:

باید پاپ کورنم را بخورم.

۶۰. چیپس های سیب زمینی Lay’s:

من نمی توانم فقط یکی بخورم.

۶۱. اسنیکرز:

گرسنه ای؟ یک اسنیکرز بخور.

۶۲. ژیلت (Gillette):

بهترین تیغ برای مردان

۶۳. ویزا:

هرجایی که بخواهید باشید.

۶۴. سینتل:

کار فناوری اطلاعات را تمام شده در نظر بگیر.

۶۵. فدرال اکسپرس:

وقتی که باید نصفه شب آنجا باشد.

۶۶. انجمن پنیر:

هر زمان که دوست داشتید رو به دوربین لبخند بزنید و بگویید پنیر.

۶۷. ویتیز (Wheaties):

صبحانه  قهرمان ها.

۶۸. غلات صبحانه Kellogg’s Rice Krispies:

بازش کن! خردش کن! بخور!

۶۹. جگوار:

رویابافی نکن، با آن رانندگی کن.

۷۰. کرم مرطوب کننده آسترال:

برای مراقبت از پوست شما.

۷۱. افترشیو دنیم:

برای مردانی که نمی خواهند به صورت شان فشار بیاورند.

۷۲. چرم امپریال:

کمیاب اما خوب.

۷۳. ایمپالس:

وقتی مردی که تا به حال ندیده بودی شاخه گلی به تو می دهد.

۷۴. شامپو بچه جانسون:

اشک بس است.

۷۵. آویس  (Avis):

بیشتر تلاش می کنیم.

۷۶. استیت فارم (State Farm):

مثل یک همسایه خوب، استیت فارم در کنار شماست.

۷۷. شکلات Terry’s:

تکه تکه اش کن، عاشق تمام تکه هایش باش.

۷۸. دیکسون:

آخرین جایی که می خواهی بروی.

۷۹. محصولات بهداشتی Waitrose Essential:

کیفیتی که انتظارش را داشتید با قیمتی که باور نخواهید کرد.

۸۰. طلای بلک تورن:

آن همه زرق و برق طلا نیست.

۸۱. فیلیپس:

هر روز خودت را ابراز کن.

۸۲. وسایل خانگی The Range:

اگر ما این را نفروشیم، شما نیازی به آن نخواهید داشت.

۸۳. کفش های ورزشی نیو بالانس ۱۰۸۰:

اجازه بده بهترین چیزها اتفاق بیفتد.

۸۴. چیپس های سان:

خوشمزه ترین تنقلاتی که تا به حال خورده اید.

۸۵. فورچون:

برای افرادی که می خواهند تغییری اعمال کنند.

۸۶. شرکت های Yellow Pages:

اجازه بده انگشت هایت راه بروند.

۸۷. مسترکارت (MasterCard):

چیزهایی هستند که با پول نمی توان خرید، برای هر چیزی غیر از اینها، مسترکارت وجود دارد.

۸۸. تسکو (Tesco):

حتی یک ذره کوچک هم کمک می کند.

۸۹.  ام اند  ام (M&M):

در دهان تان آب می شود نه در دست تان.

۹۰. بلاگر:

دکمه انتشار را فشار دهید.

۹۱. لیوایز:

کیفیت هرگز از مد نمی افتد.

۹۲. آژاکس:

قوی تر از کثیفی.

۹۳. کابینت های آشپزخانه کینگز:

کابینت های ارزان اما در حد قصر پادشاهی.

۹۴. صابون پالم اولیو:

چهره نوجوانیت را حفظ کن.

۹۵. شورولت:

ببینید، امتحان کنید، بخرید.

۹۶. پپسی رژیمی:

همین موقع فردا؟

۹۷. تسکو (Tesco):

حتی یک ذره کوچک هم کمک می کند.

۹۸. آئودی (Audi):

پیشرفت به وسیله فناوری

۹۹. دوپونت:

معجزه دانش.

۱۰۰. کی. اف. سی:

غذای عالی.


منبع:فرصت امروز


نظرات()   
   

کارآفرینان برای کشف یک فرصت واقعی باید طبیعت رقابت کسب‌وکاری را که می‌خواهند در آن فعالیت کنند بشناسند. رقابت بین یک شرکت یا استارت‌آپ کوچک محلی و شرکت‌های پیشکسوت در بازار تفاوت زیادی دارد. بنابراین کسب‌وکارهای جدید معمولا رقابت شانه به شانه با کسب‌وکارهای بزرگ و قدیمی را پرریسک می‌دانند و این موضوع به‌ویژه برای محصولات مصرفی معمولی پررنگ‌تر است.

به عنوان مثال، خمیردندان هیچ‌وقت جزو رده کالاهای مصرفی که بنگاه‌های تازه‌وارد بخواهند بر آن متمرکز شوند، نبوده است.  با اینکه بهداشت دهان و دندان یک صنعت جهانی ۴۰ میلیارد دلاری است، در آمریکا سه برند بزرگ کولگیت، کرست (مربوط به شرکت پروکتل اند گمبل) و سنسوداین (مربوط به شرکت گلکسو) بر بازار سلطه دارند. اما کریگ دابیتسکی (Craig Dubitsky) که در تاسیس شرکت لوازم آرایشی و بهداشتی مشارکت داشت، کسی نبود که اجازه دهد این موضوع جلوی پیشرفت کارش را بگیرد. وقتی او چند سال پیش در پیاده‌رویی از جلوی یک داروخانه در نزدیکی نیویورک می‌گذشت، متوجه خمیردندان‌هایی با ترکیب شیمیایی و بسته‌بندی تکراری در بازار شد.

دابیتسکی ۵۲ ساله با توجه به تجربه‌ای که داشت، تصمیم گرفت برند خمیردندان خودش را تولید کند و نام آن را Hello گذاشت تا به جای یک اسم و مفهوم دارویی و درمانی یک مفهوم جالب و شاد را القا کند. هدف او این بود: تولید خمیردندان با فرمولاسیونی طبیعی که عاری از تریکلوسان (ماده شیمیایی آنتی‌باکتریال که از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) ممنوع اعلام شده بود) و ساخارین باشد و در عین حال طعم خوبی داشته باشد. همچنین بسته‌بندی محصول متفاوت و در سایز بسیار کوچک، اما زیبا طراحی شد. او می‌گوید: «ایده من این بود که یک کالای مصرفی عادی را به چیزی مطلوب تبدیل کنم.»  امروز خمیردندان‌های Hello برند شماره دو محصولات طبیعی مربوط به بهداشت دهان و دندان در منطقه نیوجرسی محسوب می‌شوند؛ اگرچه هنوز فاصله بسیار زیادی با سه غول برجسته در آمریکا دارد. دابیتسکی انتظار دارد امسال درآمدش را به بیش از ۲۰ میلیون دلار برسد.

پس چگونه می‌توان یک کالای مصرفی معمولی را به چیزی تبدیل کرد که مصرف‌کننده خواهان آن است؟

برای دابیتسکی، شروع این کار با تغییر فرمولاسیون خمیردندان بود. او می‌خواست ترکیباتی را که مشکل‌آفرین بودند کنار بگذارد، اما در ضمن یک کار متفاوت هم انجام دهد. ساخت خمیردندان کار مشکلی است و کارخانه‌های تولیدکننده آن باید مجوزهای FDA را دریافت کنند. دابیتسکی که همه محصولاتش را در خود آمریکا تولید می‌کند، می‌گوید «در مدتی که در این حوزه کار کرده‌ام با تولیدکنندگان مختلف آشنا شده‌ام. همیشه به آنها می‌گویم اگر ایده‌ دیوانه‌وار جدیدی دارید، اول از همه باید با ما تماس بگیرید.»

در خمیردندان‌های Hello – که هم با فلوراید و هم بدون فلوراید تولید می‌شوند – از هیچ‌گونه رنگ، طعم مصنوعی، مواد پارابن یا گلوتن استفاده نمی‌شود. در خمیردندان‌های بزرگسالان از کربن فعال سفیدکننده و بدون فلوراید با طعم نعنای تازه و روغن نارگیل استفاده شده است (در تیوب کوچک مشکی رنگ با نوشته‌های سفید به قیمت ۹۹/ ۵ دلار) و خمیردندان مخصوص کودکان طعم طبیعی سیب دارد. دابیتسکی می‌گوید محصولات جدید مربوط به دهان و دندان مثل دهان‌شویه و نخ دندان هم در راهند.بر خلاف خیلی از کارآفرینان که محصولات طبیعی و ارگانیک را گران‌تر عرضه می‌کنند، دابیتسکی این کار را نکرد و همچنین سعی کرد محصولاتش فقط جوانان نسل هزاره را هدف قرار ندهد. او می‌گوید: «اگر محصول واقعا خوب و متفاوتی تولید کنید، اما این محصول فقط برای یک درصد جامعه باشد، اتفاق جالبی نیست.»

 به همین دلیل تصمیم گرفت محصولاتش را به فروشگاه والمارت که مشتریان عمومی زیادی دارد عرضه کند و حالا این فروشگاه یکی از بزرگ‌ترین توزیع‌کنندگان محصولات او به شمار می‌رود. خمیردندان Hello همچنین در فروشگاه‌های معتبر دیگری مثل تارگت، CVS و کروگر هم یافت می‌شود و علاوه‌بر اینها در سایت‌های آمازون و وب‌سایت خود این شرکت فروش اینترنتی دارد.وقتی دابیتسکی شرکت لوازم بهداشتی خود را تاسیس می‌کرد، هیچ‌یک از خرده‌فروش‌ها تمایلی به روی آوردن به برندهای جدید نداشتند و آن را برای مصرف‌کنندگانی که سال‌ها از یک محصول استفاده کرده بودند، بسیار پرریسک می‌دانستند.اما امروز، برندهای بزرگ با ورود تازه‌کارهای موفق موقعیت خود را در خطر می‌بینند و خرده‌فروش‌ها هم خواهان محصولات جدید و متفاوت هستند. دابیتسکی می‌گوید: ترس خرده‌فروش‌ها از این عقیده که «اگر این کار را انجام دهم در ریسک خواهم بود» به «اگر این کار را انجام ندهم در ریسک هستم» تغییر کرده است و این تغییری ۱۸۰ درجه‌ای است.

 

28 (2)


مترجم:مریم رضایی

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

همه مشتریان یک سازمان با هم یکسان نیستند. در واقع جهت استقرار یک استراتژی مناسب و موفق و تعیین مکان اجرای برنامه‌های بازاریابی، مطالعه و درک ارزش‌ها و جذابیت‌های بخش‌های مختلف بازارهای هدف، موضوع مهم و حیاتی است.

 بدون شک، بررسی فرصت‌های بازار و تصمیم‌گیری در مورد آنان یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که مدیران در طول مدت حیات کسب و کار خود اخذ می‌کنند، زیرا اولا انتخاب بازاری مناسب، کلید خلق ارزش‌های سازمان و فروش تولیدات آن است و دوم، تاثیرات عمیق و بلند مدت بر سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، می‌گذارد. انتخاب بازار، بر سرنوشت سرمایه‌گذاری، فرهنگ، ساختار، نام تجاری و بسیاری از جنبه‌های سازمان که به سختی تغییر می‌کنند یا غیر قابل تغییر هستند، اثر می‌گذارد. بنابراین هنگام تدوین استراتژی سازمان، باید به‌طور کامل انتخاب‌های خود را بررسی کنید و از مزایا و معایب هر یک از فرصت‌های بازار موجود، اطلاع کامل داشته باشید، سپس می‌توانید وارد مسیر موفقیت خود شوید. چه یک بازار بالقوه و چه مجموعه‌ای از بازارها را داشته باشید، در ارزیابی هر یک دقت و وسواس به خرج دهید، زیرا گاهی پیش می‌آید پس از بررسی‌ها، سرمایه‌گذار به این نتیجه می‌رسد که وارد بازار مورد نظر نشود. به عبارت دیگر بی‌گدار به آب نزنید!

اما چه عواملی بر میزان جذابیت یک بازار تاثیر می‌گذارد؟ نتیجه تحقیقات انجام شده پیرامون تعیین اهداف و انگیزه افراد، به روشنی تاکید می‌کند که دو عامل مطلوبیت و قابلیت دستیابی، از مهم‌ترین عوامل برای هدف‌گذاری محسوب می‌شوند. بنابراین، یکی از مشخصات بازار جذاب برای تمرکز و فعالیت در آن، میزان پتانسیل و فضای مناسب برای خلق ارزش‌ها (مطلوبیت) است و دیگر خصوصیت چنین بازاری چالش‌هایی است که برای کسب ارزش‌های مورد نظر با آن مواجه هستیم(در دسترس بودن اهداف).

در این مقاله به چند نکته برای ارزیابی دو معیار فوق اشاره شده است:

مهم‌ترین بُعد ارزیابی بازار، تخمین پتانسیل‌ها و فرصت‌های آن است. نتیجه این ارزیابی نشان می‌دهد که بازار چقدر کشش فعالیت شما را دارد و اگر متقاعد شدید، آنگاه سرمایه‌گذاری‌های لازم را برای شروع فعالیت انجام دهید. در این مسیر باید میزان ارزش افزوده خود را در بازار در نظر بگیرید. سه معیار کلیدی جهت ارزیابی پتانسیل‌های بازار، به شرح زیر است:

۱- خریدار را قانع کنید:‌دروازه ورود به یک بازار این است که بدانید آیا کسی خواهان کالایی هست که برای ارائه و پیشنهاد در اختیار دارید. اگر دلایل کافی برای متقاعد کردن خریدار بالقوه کالای خود ندارید، به خود زحمت چانه‌زنی ندهید زیرا امیدی به موفقیت شما در این راه نیست. به‌عنوان یک فروشنده باید فرا بگیرید که بازار را از دریچه چشمان مشتریان نگاه کنید. مهم نیست شما چگونه فکر می‌کنید، مهم این است که آنان چگونه فکر می‌کنند، چه می‌گویند، چه چیزی برای آنان مهم تر است و چگونه عمل می‌کنند. بنابراین از دفتر خود خارج شوید و تا حد ممکن با مشتریان بالقوه صحبت کنید تا باورهای خود را با واقعیت‌های بازار تطبیق دهید.

۲- حجم بازار: پاسخگویی به نیازهای مشتریان، یکی از مهم‌ترین عوامل خلق ارزش در بازار است. در عین حال، عامل دیگری به نام حجم بازار وجود دارد که بر اساس آن می‌توان محدوده فعالیت خود را مشخص کرد، حتی بر اساس این پارامتر می‌توانید قلمرو مشتریان بالقوه را تعیین کنید.تعداد مشتریانی را که دچار یک نیاز خاص هستند در حال حاضر یا در آینده نزدیک، تخمین بزنید، همچنین مشخص کنید این گروه از مشتریان چقدر حاضرند بابت نیاز خود هزینه بپردازند. پاسخ این سوالات، پایه و زیر بنای کمی حجم بازار را تشکیل می‌دهد.

۳- پایداری اقتصادی: در نهایت آنچه را که در مورد یک بازار بالقوه باید بدانید، سود اقتصادی است که مشتریان آن بازار به شما می‌رسانند. با تخمین حاشیه سود و توانایی مالی مشتریان، به اطلاعات ابتدایی تاثیرگذار بر ارزش اقتصادی بازار پی می‌برید. البته خود را درگیر جزئیات محاسبات سود و زیان نکنید. با در نظر گرفتن سه عامل کلیدی فوق، دید کلی نسبت به یک بازار بالقوه به دست خواهید آورد. چالش‌هایی را که در یک بازار با آن مواجه می‌شوید، ارزیابی کنید. تعیین چالش‌هایی که احتمالا در بازار با آن روبه‌رو خواهید شد، یکی از مهم‌ترین عوامل در فرآیند ارزیابی است. بر اساس چالش‌های اندازه‌گیری شده در یک بازار بالقوه، می‌توانید ظرفیت‌هایی را که برای موفقیت در آن بازار نیاز دارید، مشخص کنید و مبتنی بر منابع و ظرفیت‌های در اختیار، تصمیمات مناسب را اتخاذ کنید. اگر تصمیم بر فعالیت در یک بازار باشد، چالش‌های پیش‌بینی شده، موانع قرار گرفته شده بر سر راه، میزان ریسک و همچنین مشکلاتی را که برای تسخیر یک بازار باید بر آن فائق شوید، مشخص می‌کند. برای ارزیابی با قاعده یک بازار، باید سه عامل کلیدی زیر سنجیده شود:

۱- تعیین موانع اجرایی: در مسیر موفقیت در بازار مورد نظر، برای خلق و ارائه محصولات خود، قطعا با مشکلات و چالش‌هایی روبه‌رو هستید. ارزیابی مشکلات جهت تعیین منابعی که برای رویارویی با آنان نیاز است، از مهم‌ترین عوامل سنجش بازار محسوب می‌شود. در بسیاری از مواقع، نوآوران تمام تمرکز خود را بر چالش‌های پیرامون ابتکارات خود معطوف می‌کنند و از مشکلات ارائه اختراعات خود به بازار و مشکلاتی که بعدا گریبان آنان را خواهد گرفت، غافل می‌مانند. پس با وسواس بیشتری روی آن تمرکز کنید.

۲- مدت زمان برگشت سرمایه: به این بیندیشید برای آوردن یک محصول جدید به بازار چه مدت زمانی لازم است و آیا بازار آمادگی پذیرش کالای شما را دارد. به وضوح، محاسبه این زمان با مشکلاتی که در بالا به آن اشاره شد ارتباط مستقیم دارد. هر چند هر یک از دو منظر جداگانه بازار را تحلیل می‌کنند.

۳- خطرات بیرونی:‌نهایتا، با توجه به اینکه شما در محیطی ایزوله و بسته فعالیت نمی‌کنید، موفقیت شما می‌تواند توسط شرکت‌های رقیب و فعالان در بازار و دیگر عوامل محیطی موثر تهدید شود. هر چند که احتمالا نمی‌توان بسیاری از آنان را کنترل کرد، اما تعیین نقشه راه برای رسیدن به موفقیت را نیز باید در نظر گرفت. به تهدیداتی که در رقابت با دیگر شرکت‌ها متوجه شما می‌شود یا به وابستگی‌هایی که به دیگر شرکت‌ها برای فعالیت در بازار دارید، بیشتر فکر کنید. در این صورت تا حد زیادی از میزان ریسک موجود در بازار مطلع می‌شوید. جهت ارزیابی‌های فوق و درک این مطلب که آیا می‌توانید در بازار بالقوه موفق شوید، ابزارهای تخصصی وجود دارد که این عملیات را گام به گام انجام می‌دهد. به‌طور کلی فرآیند‌های سازمان برای ارزیابی، می‌تواند در پروسه ارزیابی جامع کمک‌تان کند و شما را خاطر‌جمع می‌سازد که از هیچ عامل مهمی غافل نمانده‌اید. همچنین این ابزارها شما را قادر می‌سازد که بازار‌های مختلف را با هم مقایسه کنید و از استراتژی‌های موفق در هر یک از این بازارها اطلاع پیدا کنید.


مترجم:پیام محجوبی

منبع:دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

بازاریابی در دنیای دیجیتال، یکی از حرفه‌های نوپا و در عین حال کارآمد و مورد نیاز شرکت‌ها و صاحبان کسب و کار است.

شاید دیوار ورود به این عرصه کوتاه به نظر برسد، اما با گذشت زمان مهارت‌های این شغل، نمود پررنگ‌تری پیدا می‌کند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا با نظرات ۱۵ تن از صاحبان کسب و کار را در رابطه با شرایط استخدام یک بازاریاب دیجیتال آشنا شویم.

کارشناسان بازاریابی دیجیتالی باید مجموعه‌ای از مهارت‌های مختلف را کسب کنند. این مهارت‌ها شامل استفاده از منابع موجود در کانال‌های رسانه‌ای است. آنها باید فرصت‌های فعلی و پیش رو را شناسایی کرده تا به یک بازاریاب فوق‌العاده تبدیل شوند. یکی از چالش‌هایی که یک بازاریاب باید در نظر داشته باشد، ایجاد تعادل بین “تفکر خلاق” و “تفکر انتقادی” است تا بتواند موفقیت قابل توجهی برای شرکت خود رقم بزند.

در این مقاله، از ۱۵ عضو “مشاور کارآفرینان جوان” (YEC) سوال شده است که در هنگام استخدام بازاریابان دیجیتال به چه نکاتی توجه می‌کنند؟پاسخ‌های آنها به شرح زیر است:

۱. داشتن تخصص تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی

بازاریاب دیجیتالی که استخدام می‌شود باید به شیوه‌ی تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی مخصوصا فیسبوک و دیگر شبکه‌های مد نظر شرکت آشنایی داشته باشد. بازاریابان دیجیتالی باید بتوانند اطلاعات موجود در فیسبوک را تحلیل کنند و با ایجاد کمپین‌ها و تصاویر خلاقانه، مشتری را جذب نمایند. از آنجا که رسانه‌های اجتماعی منبع رایگانی برای تبلیغات محسوب می‌شوند، استفاده‌ی درست و بهینه از آنها می‌تواند با صرفه‌جویی زیادی در بودجه همراه باشد. بنابراین ما به دنبال بازاریابان با استعدادی هستیم که نسبت به پتانسیل این فضا آگاه باشند و زیر و بم استفاده از آن را بدانند – مایلز جنینگز ، Recruiter.com

۲. داشتن مهارت فروش

ما تا به حال بازاریابان دیجیتال زیادی را استخدام کرده‌ایم که در دو حالت داخل منزل و یا محیط خارج از شرکت مشغول به کار بوده‌اند و در پایان به این نتیجه رسیدیم، آنهایی که فروش بالاتری دارند، بالطبع بازاریابان بهتری هستند. آنها می‌دانستند که با افراد چه برخوردی داشته باشند و چطور یک مشتری بالقوه را به یک مشتری بالفعل تبدیل کنند. هر چند که قرار نیست بازاریابان دیجیتال مستقیما با مشتری وارد معامله شوند، اما با این حال باید با مهارت فروش آشنا باشند. در غیر این صورت سرمایه‌ی شما را هدر خواهند داد بدون این که برای تیم فروش، فرصت و موقعیت ایجاد کنند – مارک سنیکلا- BannerView.com

۳. توانایی در پیدا کردن کانال تبلیغاتی مناسب

بازاریابان زیادی را می شناسم که از هیچ کانال بازاریابی نمی‌گذرند. ایمیل، سئو(SEO)، بازاریابی موتور جستجو(SEM)، شبکه‌های اجتماعی و هر کانال دیگری که فکرش را بکنید. اما نکته اینجاست که در یک استراتژی موفق بازاریابی تمرکز بر روی تعداد محدودی کانال کافی است و بهتر جواب خواهد داد. کانال انتخابی یک بازاریاب باید متناسب با میزان پویایی و نوع فعالیت شرکت باشد. برای مثال، برای یک شرکت کمک به کسب و کارهای محلی مانند ما، شبکه‌ی اجتماعی پینترست گزینه‌ی جالبی برای بازاریابی به شمار نمی‌آید. من به شخصه ترجیح می‌دهم از راهکارهای محلی سئو استفاده کنم تا مشتری را از طریق گوگل و برنامه های Maps و Yelp پیدا کنم – ترور سامنر ، LocalVox

۴. داشتن تفکر بی طرف

معمولا بازاریابان، با ذوق و شوق‌ترین کارمندان شرکت هستند. هر چند که این ذوق و شوق می تواند باعث ایجاد خلاقیت شود، با این حال یک بازاریاب باید بتواند بین هیجان درونی و کار خود تمایز ایجاد کند تا با داشتن دیدگاهی بی‌طرف، آن‌طور که باید کار کند، نه آن‌طور که امیدوار است – وسلی متیوز ، High Level Marketing

۵.توانایی راه‌اندازی کمپین‌های بازاریابی قطره‌ای و تحلیل آنها

بازاریابی محتوا یک مهارت کلیدی است که منجر به نتیجه خواهد شد. یک بازاریابی قطره‌ای قوی مستلزم یک استراتژی اولیه است. در بازاریابی قطره‌ای، هدف یادآوری و معرفی مداوم محصول به مشتری است. یک دام بزرگی که در این نوع بازاریابی وجود دارد، گرفتار شدن در بازاریابی انبوه است. به این معنا که یک ایمیل را به عده‌ی زیادی ارسال کنیم بدون این که با مخاطب هیچ گونه ارتباط‌سازی اولیه انجام دهیم. در این نوع بازاریابی متغیرها و عوامل گسترده‌ای دخیل هستند تا یک استراتژی درست را تعریف کنند. بازاریابی قطره‌ای زمانی نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ای خواهد داد که مبتنی بر هنر ارتباط‌سازی باشد- اران ایال، Sprinlgeap

۶. دارا بودن ترکیبی از خلاقیت و توانایی تحلیل‌گری

در بازاریابی دیجیتالی به دو عامل تفکر خلاق و ذهن تحلیل‌گر نیاز است. بنابراین ما به دنبال افرادی می‌گردیم که علاوه بر علاقه‌مند بودن، این توانایی‌ها را نیز داشته باشند. خیلی از کارجویان جدید تنها روی یکی از این دو عامل تاکید دارند حال آن که در بازاریابی دیجیتال، آمیزه‌ای از علم و هنر مطرح است. بازاریابی دیجیتال به ما اجازه می‌دهد که همه چیز، حتی خلاقانه‌ترین کمپین‌ها را ارزیابی کنیم و با استفاده از تحلیل و تجزیه‌ی اطلاعات، برای آینده، یک استراتژی تعریف کنیم- کایلا واگنر- Revel Interactive

۷. توانایی در بیان تصویری و نوشتاری

امروزه رسانه‌های دیجیتال بر خلاف سابق، تصویر محور هستند؛ چرا که تصاویر قدرتمندتر از متون احساسات ما را درگیر می‌کنند. ترکیب مناسبی از دو عامل متن و تصویر، نقش بسیار مهمی در بازاریابی دیجیتال ایفا خواهد کرد – الکس فریز ، Track Marketing Group

۸. داشتن یک شخصیت دوست داشتنی

ارتباط‌سازی یکی از اجزای اولیه‌ی بازاریابی دیجیتال است و یک شخصیت دوست‌داشتنی می‌تواند مفید و مثمر ثمر واقع شود. مردم زیادی هستند که تمایل دارند با ناشران، وبلاگ‌نویسان، روزنامه‌نگاران و دیگر افراد مطرح، وارد ارتباط شوند. طبیعی است که یک شخصیت جذاب همیشه خواهان و طرفدار زیاد داشته باشد. فرض کنید که باید بین دو شخصیت کاملا مشابه، یکی را برای گفتگو انتخاب کنید: با نفر اول که صحبت می کنید، انگار که با دیوار حرف می زنید؛ اما شخص دوم معاشرتی و خونگرم است. کدام یک را برای گفتگو انتخاب خواهید کرد؟ یک بازاریاب باید قدرت حفظ روابطش با دیگران را داشته باشد تا بتواند یک شخصیت گیرا و جذاب از خود ارائه دهد. موضوعی که متاسفانه در اغلب موارد نادیده گرفته می شود – جاناتان لانگ، Domination Media

۹. با WordPress آشنا باشد

امکانات و پلت فرم‌های پیاده‌سازی شده بر روی وردپرس، آن را تبدیل به یک ابزار حیاتی کرده است. اگر شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال بخواهید یک وبلاگ و حتی یک سایت بسازید و آن را مدیریت کنید به وردپرس نیاز خواهید داشت. پلاگین‌های جدیدی که مدام به وردپرس اضافه می شوند به آموزش و رشد اطلاعات شما کمک خواهند کرد. از این رو وردپرس یک ابزار مفید برای سرعت بخشیدن به تولید محتوا محسوب می شود – آنجلا روت ، Due.com

۱۰. توانایی معرفی خود را داشته باشد

اگر شما به عنوان یک کارجو به من بگویید که درک عمیقی نسبت به رسانه‌های اجتماعی و برندینگ دارید، پس باید ثابت کنید که در معرفی خود هم توانمندی لازم را دارید. اولین چیزی که از مصاحبه شوندگان خود می خواهم این است که اطلاعات خودشان را از طریق یک رسانه‌ی اجتماعی ارائه دهند تا از بین آنها فرد مورد نظر را انتخاب کنم. نحوه‌ی انتخاب من به این شکل است که اسم کارجو را در پلتفرم مورد نظر جستجو می‌کنم و از دید مشتری، محتوای موجود را بررسی می‌کنم. شبکه‌ی اجتماعی انتخاب شده باید قابلیت ارتباط با مشتری از طریق ارسال پیام یا تماس ویدیویی را فراهم کند و بازاریاب باید نسبت به برقراری این نوع ارتباط تسلط داشته باشد- آدام استیل، The Magistrate

۱۱. توانایی در درک اختصار

مهم نیست کیفیت محصول شما تا چه حد خوب باشد! مهم توانایی شما در ارزش‌گذاری محصول است؛ به طوری که بتوانید در کم‌تر از ۱۴۰ واژه، کالا یا خدمات خود را به مشتری معرفی کنید. انتقال اطلاعات با حداقل پیام برای یک بازاریاب دیجیتال، هنر و مهارت است- نیکلاس هاس، Loot

۱۲. توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات قابل اندازه گیری

در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری، برآورد هزینه‌ی بازاریابی و تبلیغات، مهم و حیاتی است؛ چرا که دیگر، تفاوت درصد رشد، ملاکی برای موفق بودن یک محصول در بازار محسوب نمی‌شود. اکنون دوره‌ی تصمیم‌گیری درست و شکار به موقع فرصت‌ها است. مشاوران بازاریابی دیجیتال باید شایستگی و دانش عمومی خود را با ارائه‌ی معیارهای علمی و استفاده از داده‌های واقعی، اثبات کنند. حالا دیگر دوره‌ی حدس و گمان بر اساس چند عدد و رقم پیش پا افتاده‌ی میزان فروش گذشته است و رویکرد جدید با ابزارها و نرم افزارهای تحلیل و اندازه‌گیری همراه شده است. بنابراین از یک مشاور جدید در این حوزه، انتظار داریم که توانایی استفاده از این امکانات را به منظور بالا بردن دقت و اطمینان کار داشته باشد – بلر توماس ، EMerchantBroker

۱۳. داشتن مهارت گوش دادن

ه عنوان یک بازاریاب دیجیتال، باید توانایی ارتباطی بالایی داشته باشیم و بتوانیم برای ترویج سرویس یا محصول خود از کلمات، تصاویر، ویدیو و رسانه‌های اجتماعی استفاده کنیم. بازاریابی دیجیتال فرصتی برای متخخصان این حوزه است که به صحبت‌های اقشار مختلف مردم، از مشتری گرفته تا مصرف‌کننده‌ی گوش دهند. این اقدام از طریق شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای تحلیل‌گر امکان‌پذیر است. از این رو ما می‌توانیم بازخورد مشتری را نسبت به محصول خود دریافت کنیم. همیشه در استخدام یک بازاریاب دیجیتال به دنبال این موضوع هستم که آیا می‌تواند حرف های مشتری را درک کند و بازخورد مناسبی نسبت به آنها داشته باشد- شالین دور، Chatter Buzz

۱۴. داشتن سرعت عمل

یک بازاریاب دیجیتال باید بتواند در برابر تغییرات پیش آمده از خود انعطاف نشان دهد و با سرعت عمل تصمیم مناسب را بگیرد. نبود انعطاف در برنامه‌ی کسب و کار باعث منحل شدن و ورشکستگی خواهد شد- میکی مایر ، JASH

۱۵. آشنایی با طراحی

ارتباط‌سازی از طریق ارسال پیام کار بسیار مهمی است. با این حال، دنیای دیجیتال، دنیایی فراتر از واژگان و کلمات است. بخش بزرگی از بازاریابی دیجیتال به جلوه‌های بصری وابسته است. یک بازاریاب دیجیتال حداقل باید آشنایی مقدماتی با HTML، CSS و فتوشاپ را داشته باشد – دن ساپوزنیکوف- AdGate Media


منبع:مجله خلاقیت


نظرات()   
   
پنجشنبه 16 فروردین 1397  06:23 ب.ظ

راه انداختن یک کسب‌ و کار آنلاین در روزگار کنونی، اقدام خردمندانه‌ای است.

 فناوری‌های عصر ارتباطات امکان ایجاد ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطبان و مشتریان بالقوه را فراهم می‌کند. به همین دلیل است که حتی بسیاری از شرکت‌های قدیمی و ریشه‌دار بازار هم فعالیت‌های آنلاین خود را جدی گرفته و بخشی از بودجه سالانه خود را به سمت اداره وب‌سایت‌ها و سایر ابزارهای آنلاین خود هدایت می‌کنند. با این حال، بازاریابی در فضای آنلاین، تنها به معنای آن نیست که یک وب‌سایت ساخته و منتظر بازدیدکنندگان و مشتریان بمانیم.در عصر کنونی، ابزارهای ارتباط جمعی مختلف مانند فیس‌بوک، تلگرام، اینستاگرام و لینکدین باعث شده‌اند تا تعداد دوستان و آشنایان هر فردی، چند برابر تعداد دوستان او در دنیای واقعی شوند. به گزارش دنیای اقتصاد، در این محیط‌ها، آشنا شدن با همفکران و افرادی با علایق و ویژگی‌های خاص هم بسیار ساده‌تر است. از این پتانسیل بالای عصر ارتباطات باید استفاده کرد و کسانی را که تصور می‌کنیم می‌توانند مشتریان بالقوه کسب‌وکار آنلاین ما باشند، جذب کنیم.

یافتن مخاطبان برای کسب‌وکار آنلاین

فیس‌بوک، تلگرام، اینستاگرام، لینکدین و بسیاری دیگر از ابزارهای ارتباطی، این امکان را برای ما فراهم می‌کنند تا بتوانیم مشتریان بالقوه جدیدی برای محصولات و کالاهای خود پیدا کرده و تبلیغات خود را متمرکز بر آنها کنیم. البته ویژگی‌های هر کدام از این ابزارها و بسترهای ارتباطی، با یکدیگر تفاوت دارند و نمی‌توان یک نسخه واحد برای تمام آنها پیچید. به‌عنوان مثال، فضای لینکدین بسیار رسمی و بیشتر حول فعالیت‌های حرفه‌ای، شغلی و تحقیقاتی شکل گرفته است. از این رو، این محیط را بیشتر می‌توان برای پیدا کردن افرادی استفاده کرد که علاقه‌مند و خواستار محصولات و خدمات حرفه‌ای باشند. به‌عنوان مثال، جذب مخاطبانی برای یک کتاب مدیریت مالی یا پیدا کردن سرمایه‌گذارانی برای ساخت یک محصول جدید در بازار، در لینکدین امکان‌پذیر است. در همین زمان، به دلیل آنکه کاربران این وب‌سایت، علایق شخصی خود یا اطلاعات خصوصی چندانی را با حلقه اطرافیان خود در میان نمی‌گذارند، معمولا نمی‌توان از آن برای پیدا کردن مشتریان بالقوه محصولات مصرفی یا یک سفر تفریحی خاص استفاده کرد. این ویژگی‌ها در فیس‌بوک، تقریبا برعکس هستند و به‌طور معمول، قابلیت یافتن بازار برای محصولات و خدمات مصرفی در آن، ساده‌تر است.

البته ابزارهایی که می‌توانید مورد استفاده قرار دهید، محدود به همین چند مورد نمی‌شوند و علاوه بر ده‌ها وب‌سایت و اپلیکیشن عمومی، انجمن‌ها، وب‌سایت‌ها و گروه‌های مختلفی می‌توان در اینترنت پیدا کرد که حول یک حرفه یا علاقه‌مندی یا نیاز شکل گرفته‌اند. به‌عنوان مثال، وب‌سایت‌های خاصی وجود دارند که برای تبادل نظر و معرفی خدمات معماران ایجاد شده‌اند. در همین زمان، گروه‌های مشابهی را هم در تلگرام یا لینکدین می‌توان مشاهده کرد که موضوعی مشابه دارند و در صورتی که موضوع کسب‌وکار شما در این زمینه است، می‌توانید از این بسترها برای معرفی کسب‌وکار خود استفاده کنید.در هر صورت، به دلیل تفاوت‌های قابل توجهی که ابزارها و بسترهای ارتباطی با یکدیگر دارند، باید دقت زیادی در انتخاب ابزار اصلی مورد استفاده خود به خرج داد. نوع محصولات و خدماتی که قرار است در وب‌سایت خود ارائه دهید، تعیین‌کننده آن است که جذب مخاطبان و بازاریابی معطوف به آنها، در چه محیطی بیشترین نتیجه را خواهد داشت. پس از آنکه ابزار ارتباطاتی اولویت‌دار خود را تعیین کردید، زمان آن است که تمرکز خود را بر آنها معطوف کرده و تلاش‌ها و تحقیقات خود را پیرامون آن شکل دهید.

البته هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که در استفاده بهینه از این ابزارها استاد شده و می‌تواند اهداف خود را به‌طور کامل با یکی از آنها به پیش ببرد. از طرفی، با آنکه معمولا هر کدام از ابزارهای آنلاین، بهترین بازگشت تلاش‌ها و هزینه‌ها را خواهد داشت، آنها ظرفیت‌هایی اندک دارند. از این رو می‌توان بیان کرد که بهترین راه برای استفاده از ابزارهای ارتباطی آنلاین، آن است که ترکیبی از چند مورد از آنها استفاده شود. در هر کدام از این محیط‌ها، بدون شک شما دوستان و آشنایانی دارید که می‌دانید ممکن است نسبت به محصولات و خدمات شما علاقه‌مند باشند. شما با پیدا کردن آنها و افزایش مخاطبان اولیه خود، بازاریابی و اطلاع‌رسانی‌های خود را بر آنها متمرکز خواهید کرد. البته واضح است که در اطلاع‌رسانی نباید از مسیر اعتدال خارج شد و اصول حرفه‌ای ما را وادار می‌کند تا تعداد پیام‌ها و اطلاع‌رسانی‌های خود را کوتاه و محدود حفظ کنیم.

در هر صورت، با توجه به تفاوت کسب‌وکارهای مختلف و بازارهای هدف آنها به علاوه تفاوت ذاتی افراد و توانایی خاص هر مجری، ممکن است راهکاری که منجر به موفقیت یک کسب‌وکار شده است، برای شما نتیجه‌بخش نباشد. شما پس از آنکه چند راه را تا حدی انجام دادید و نتایج آن را آزمایش کردید، احتمالا روشی را پیدا خواهید کرد که برای شما و شرایط خاص شما بهترین نتیجه را به همراه دارد. با پیدا کردن این روش، بخش قابل توجهی از تلاش‌های خود را روی آن بگذارید تا بتوانید به‌طور کامل بر آن مسلط شوید. طبیعی است که در کنار این روش اصلی، احتمال دارد که چند روش دیگر هم مورد استفاده قرار بگیرد؛ هر چند در برخی موارد، نیازی به استفاده از راه‌حل‌های دیگر نخواهد بود (مگر آنکه آن راه‌حل قدیمی شده و دیگر نتیجه‌بخش نباشد).

با این حال باید به یک نکته توجه کرد. ایجاد فهرستی از افراد علاقه‌مند به کسب و کار شما، نیاز به زمان و انرژی فراوانی دارد. به دلیل این زمانبر بودن است که بسیاری از افرادی که شروع به راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین خود می‌کنند، دلسرد شده و از ادامه کار منصرف می‌شوند. باید به یاد داشته باشید که یک وب‌سایت، مانند یک کسب‌وکار حقیقی نیست که پس از اتمام آن، جریان‌های درآمدی شروع شوند. کسب درآمد، آخرین مرحله کار است و پیش از آن اقدامات فراوانی باید به درستی انجام شوند. یکی از این اقدامات، ایجاد فهرستی از افراد علاقه‌مند به محصولات و خدمات شما است.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :25  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها