تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب بازاریابی،فروش و تبلیغات

مشتریان ما هیچ گاه تا این اندازه دست برتر را نداشته اند. امروزه انتخاب های بسیار زیادی پیش روی مشتریان قرار دارد.

 از یکسو وجود گزینه های بسیار امکان سردرگرمی مشتریان و ناتوانی در زمینه انتخاب یک برند برای خرید را به همراه می آورد. ترجیح اغلب مشتریان، یک برند آشنا با سلیقه شان است. به این ترتیب برند موردنظر با طراحی کمپین های بازاریابی اختصاصی برای آنها امکان فروش محصولات بیشتر را خواهد داشت. این امر به معنای افزایش وفاداری مشتریان به برند و کاهش نگرانی ها و اتلاف وقت مشتریان برای یافتن محصول موردنیازشان است. به این ترتیب مشتریان همیشه به سراغ برند مورد علاقه و قدیمی شان می روند.

به صورت خلاصه، در اینجا مفهوم بازاریابی دقیق مطرح می شود. این امر برای کسب و کارها گونه ای سلاح در راستای تعامل هرچه بیشتر با مشتریان فعلی است. به این ترتیب هزینه های یافتن مشتریان تازه کاهش چشمگیری خواهد یافت. نتیجه امر نیز تبدیل مشتریان معمولی برندمان به مشتریان وفادار و ثابت است.

بازاریابی دقیق چیست؟

به منظور توضیح این تکنیک بازاریابی ابتدا تصویری را تجسم کنید. شما همین چند ساعت پیش از یک سایت فروش آنلاین خرید کرده اید. تا الان نیز از خریدتان راضی هستید. دو روز بعد فروشگاه موردنظر برای شما ایمیل مبنی بر تخفیف مناسب بر روی محصولی که همین چند روز پیش خریدید، ارسال می کند. به عبارت بهتر، محصول مورد نظر همان روز صبح به دست شما رسیده است.

از نظر بسیاری از کارشناس ها چنین رفتارهای نادرستی از سوی برندها دلیل اصلی از دست رفتن مشتریان است. چنین رفتارهایی پیام روشنی مبنی بر شناخت نادرست برندها از مشتریان مخابره می کند. در مورد محتوای بازاریابی و تبلیغاتی نیز شرایط یکسانی حاکم است. بسیاری از برندها به دلیل عدم شناخت مشتریان شان اقدام به تولید محتوای ناهماهنگ با سلیقه آنها می کنند.

هدف اصلی در بازاریابی دقیق معطوف به مشتریان فعلی به منظور افزایش وفاداری شان است. در این الگو به جای استفاده از تبلیغات به سراغ تولید محتوا و کمپین های بازاریابی هماهنگ با سلیقه و نیاز مشتریان فعلی برند می رویم.

تقسیم بندی بازار محور اصلی بازاریابی دقیق است. در این مرحله ما پس از انتخاب بازار هدف مان آن را به بخش های کوچک تر تقسیم می کنیم. به این ترتیب هر کدام از بخش های کوچک تر دارای نیازهای و سلیقه خاص خود قلمداد می شود. گاهی اوقات تقسیم بندی براساس معیارهای ساده نظیر جنسیت و گاهی بر پایه معیارهای پیچیده مانند مردهای مجرد زیر 40 سال خواهد بود.

در اینجا به این مسئله باید اینگونه نگاه کرد: در حالی که شبکه های اجتماعی فرصت بازاریابی مستقیم را برای برندها فراهم می کند، بازاریابی دقیق امکان تعامل با مخاطب های مناسب در زمان مناسب و از طریق پیام مناسب را امکان پذیر خواهد کرد. نتیجه اصلی این فرآیند افزایش وفاداری مشتریان و کاهش احتمال اتلاف بودجه برندمان و زمان مشتریان است. فقط باید از خودمان درباره تجربه های بمباران تبلیغاتی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی سوال کنیم. امروزه اغلب مشتریان تمایل به وفاداری به مجموعه ای مشخص از برندها دارند. به این ترتیب با پاسخگویی درست به این خواسته امکان کسب سود بیشتر از طریق مشتریان ثابت فراهم می شود. از نقطه نظر مشتریان، درک درست برندها از نیازشان به معنای امکان تعامل مداوم با برندهای مورد علاقه شان و عدم دریافت پیام های تبلیغاتی مختلف است.

تمام هدف ما در اینجا تلاش برای ایجاد ارتباط با مشتریان هماهنگ تر با ماهیت و محصولات برندمان است. به این ترتیب دامنه مشتریان وفادار ما افزایش خواهد یافت. ویژگی اصلی مشتریان وفادار تمایل بیشتر به خرید از برند ما در مقایسه با دیگر رقباست. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از برندها با مشتریان معمولی ناتوانی در حفظ آنها برای مدت زمان طولانی است. بدون تردید در راستای جلب نظر مشتریان فعلی و تبدیل شان به مشتریان ثابت برندمان باید اقدام به استفاده از ابزارهای تازه بازاریابی و گردآوری اطلاعات پیرامون آنها نیز کنیم.

چگونه از بازاریابی دقیق برای افزایش سود استفاده کنیم؟

درست به مانند هر کمپین بازاریابی دیگری، در اینجا نیز باید کارمان را با یک هدف مشخص شروع کنیم. به راستی ما قصد دستیابی به چه هدفی را از طریق این الگوی بازاریابی داریم؟ آیا هدف اصلی در اینجا افزایش میزان بازدید کاربران از اکانت مان در شبکه های اجتماعی است؟ یا شاید هم قصدمان بازیابی دوباره اعتماد مشتریان از دست رفته مان است.

اجازه دهید در اینجا به دو شیوه اجرای بازاریابی دقیق توجه کنیم. در الگوی نخست، فرض کنیم ما هدف موردنظرمان را مشخص کرده ایم. پس از آن ما باید اقدام به ارزیابی و تولید ارزش براساس اطلاعات به دست آمده از کمپین های قبلی مان کنیم. این اطلاعات باید به ما در زمینه دسته بندی درست مشتریان مان کمک کند. توصیه من در اینجا اقدام برای تعیین گونه ایده آل مشتریان مان پیش از شروع به دسته بندی آنهاست. به این ترتیب ما آشنایی کافی با معیارهای موردنظرمان برای تاثیرگذاری بر روی مشتریان خواهیم داشت. پس از این مرحله امکان دسته بندی بیشتر مشتریان براساس نوع سلیقه و نیازهای شان وجود دارد.

در مرحله بعد ما باید به سراغ افزایش دقت و هماهنگی محتوای کمپین مان با نیازها و سلیقه مشتریان مختلف برندمان باشیم. بر این اساس تخمین میزان مشتریان حاضر در هر دسته بندی و تولید محتوای مختلف برای جلب رضایت گروه های گوناگون اهمیت دارد. متاسفانه بسیاری از برندها به جای توجه به گوناگونی مشتریان شان اقدام به شناسایی فقط یک دسته می کنند. به این ترتیب در عمل بقیه گروه ها را فدای یک گروه خواهند کرد. در اینجا هدف اصلی ما باید تلاش برای افزودن گروه های متفاوت هرچه بیشتری از مشتریان به دامنه فعالیت الگوی بازاریابی مان باشد. استفاده از اطلاعات دست اول در اینجا اهمیت دارد. به این ترتیب با بررسی اطلاعات هرچه بیشتر امکان دستیابی به نتیجه بهتر فراهم می شود.

همیشه وقتی یک کمپین را راه اندازی می کنیم، نیازمند ارزیابی نتایج آن نیز هستیم. مشکل اصلی بسیاری از برندها عدم ارزیابی مداوم نتایج فعالیت برندشان است. به این ترتیب در عمل فقط یک بار اقدام به ارزیابی نتایج می کنند.

همه چیز درباره داده و برند سازی است

داده در قلب فرآیند بازاریابی دقیق جای دارد، با این حال تمام فرآیند کسب و کار معطوف به بازاریابی و تحلیل داده ها نیست. برندسازی یکی از نکات مهم در این زمینه است. بنابراین باید به فکر استفاده از داده های در دسترس مان به منظور استفاده ای فراتر از بازاریابی صرف باشیم. بدون تردید در هر فرآیند کسب و کار داده ها بهترین دوست برندمان محسوب می شود. برخی از کاربردهای اساسی داده ها به شرح ذیل است:

تحلیل های تقسیم بندی: داده های مورد استفاده در این زمینه کمک شایانی در زمینه یافتن اهداف برندمان و ارزیابی آنها خواهد کرد.

تحلیل های آینده نگر: در این زمینه هدف اصلی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با هدف پیش بینی دقیق وضعیت آینده بازار و برندمان است.

علاوه بر تجزیه و تحلیل داده ها ما نیازمند تمرکز بر روی برندسازی با هدف جلب توجه بیشتر مشتریان هستیم. در حالی که داده ها به ما در زمینه تولید پیام های هماهنگ با سلیقه مخاطب هدف کمک می کند، برندسازی به آشنایی بهتر مخاطب ها با برندمان یاری می رساند. هنگامی که ما به صورت درست با یک برند آشنا شویم، علاقه مان به آن نیز بیشتر خواهد شد.

اگر شما هنوز المان های اصلی برندتان نظیر لوگو، صدای اصلی، رنگ ها و شعار تبلیغاتی را انتخاب نکرده اید، راه درازی در زمینه برندسازی در پیش خواهید داشت. استفاده از شیوه آزمایش A/B (دو گانه) یکی از راهکارهای مناسب به منظور یافتن الگوی مناسب برندسازی برای شرکت مان محسوب می شود. نکته مهم در فرآیند برندسازی اطمینان از هماهنگی برندمان با ارزش ها و تعهدات مان در کنار سلیقه مخاطب هدف است.

جمع بندی

در نهایت، بازاریابی دقیق به طور کامل پیرامون پالایش پیام برندمان با هدف جلب توجه افراد مناسب است. استفاده از داده ها و تجزیه و تحلیل آنها نیز در همین راستا معنا پیدا می کند. به این ترتیب امکان افزایش شمار مشتریان و سود برندمان فراهم خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر برای مدت زمان نسبتا زیادی در عرصه کسب و کار فعالیت داشته باشید، به احتمال زیاد دست‎کم یک مشتری همیشه ناراضی خواهید داشت. این مشتری صرف نظر از هر اقدامی از سوی شرکت شما همیشه ناراضی خواهد بود.

 شاید شما پیش از این تجربه مواجهه با چنین مشتریانی را داشته باشید. به طور معمول این دسته از مشتریان خواسته های غیرمنطقی دارند. همچنین احترام چندانی برای زمان و مهارت اعضای شرکت تان نیز قائل نیستند. به این ترتیب شیوه رفتار آنها شما را کلافه خواهد کرد. در چنین شرایطی اغلب کارمندان از کارشان خسته می شوند. به این ترتیب علاقه شان به ترک محیط کار و بازگشت به خانه چند برابر خواهد شد.

پیش از بررسی بیشتر موضوع قصد من بیان یک نکته مهم است. حتی اگر مشتریان ما بسیار سختگیر و غیرمنطقی باشند، باز هم این مشکل برند ما خواهد بود.

پرسشی که هر کارآفرینی در مواجهه با این نوع مشتریان باید مطرح کند، بسیار واضح است: به منظور تعامل با آنها چه باید کرد؟ همچنین در صورت ادامه روند نارضایتی مشتری موردنظر چه زمانی باید با وی قطع ارتباط کرد؟ در این مقاله هدف اصلی من پاسخگویی به این دو پرسش است.

1. شناخت تفاوت میان مشتریان سختگیر و مشتریان دارای دشواری

در این بخش قصد من اشاره به تفاوتی بسیار مهم و تاثیرگذار است. بدون تردید همه مشتریان ما انسان های عادی هستند. با این حال در برخی از موارد برند ما در زمینه پاسخگویی درست به انتظارات آنها با مشکل مواجه می شود. به این ترتیب ما موجب ایجاد دشواری برای آنها می شویم. بدون تردید این دسته از افراد مشتریان سختگیر محسوب نمی شوند. فقط سطح انتظارات شان با تجربه خرید از برندمان فاصله دارد. شکل موردنظر هرچه باشد، تلاش برند ما برای رفع آن موجب خوشحالی و رضایت آنها خواهد شد.

در سوی دیگر، مشتریان سختگیر به هیچ شیوه ای خوشحال و راضی نمی شوند. در این مورد سرچشمه نارضایتی در آنها قرار دارد. به همین دلیل هر کاری هم که انجام دهیم، امکان جلب رضایت شان وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی ایراد اصلی از برند ما نیست. کاری هم از دست ما بر نمی آید. به احتمال زیاد آنها به همین شیوه با دیگر برندها نیز برخورد می کنند.

2. قطع رابطه با مشتریان سختگیر

وقتی شما نسبت به وجود مشتریان سختگیر اطراف برندتان آگاه شدید، اقدام به قطع همکاری با آنها کنید. هیچ تردید در این میان وجود ندارد.

به طور معمول برندها وقت و انرژی زیاد برای مشتریان سختگیر می گذارند. در نهایت نیز اغلب این تلاش ها بدون کمترین دستاوردی خواهد بود. دلیل اصلی این امر ذهنیت ما در مورد امکان تبدیل آنها به مشتریان خوشحال و همچنین ترس از قطع رابطه با آنهاست.

نکته مهم در اینجا عدم تمایل آنها به برند ماست. به این ترتیب تمام اقدامات ما در این راستا با بی‌توجهی و عدم تغییر وضعیت آنها رو به رو خواهد شد. بی‌تردید چنین امری زندگی را برای ما دشوار خواهد کرد. اگر شما توانایی انجام هیچ کاری برای مشتریان سختگیر را ندارید، پس چرا باید آنها را تحمل کنید؟ به احتمال زیاد شما در راستای فعالیت حرفه ای تان تمام تلاش خود را کرده اید، با این حال از یکجایی به بعد دیگر وظیفه ای متوجه برند ما نیست. در مورد مشتریان سختگیر مرز مسئولیت های برند ما رد می شود بنابراین باید اقدام به قطع رابطه با آنها کرد.

3. انتظارات همه چیز است

به طور معمول برندها با اختصاص زمان مناسب به مشتریان شان اقدام به ساماندهی معامله ای برد- برد می کنند. این امر با توجه مناسب به سطح انتظارات مشتریان به خوبی انجام می شود.

از همان برخورد نخست با مشتریان وظیفه اصلی ما ساماندهی و مدیریت انتظارات شان است. وقتی برندها چنین کاری انجام ندهند، مشتریان خود اقدام به تعریف انتظارات شان می کنند. به این ترتیب شانس عدم رابطه مطلوب میان برند ما و مشتریان افزایش خواهد یافت. با ارائه اطلاعات مهم در زمینه نحوه تولید محصول و رسیدگی به امور امکان ایجاد انتظارات مناسب در مشتریان وجود دارد. به این ترتیب دیگر خبری از سختگیری های بی‌دلیل آنها نخواهد بود (دست‎کم این سختگیری ها کمتر می شود).

نکته مهم در این میان ناکارآمدی بیان محدودیت های برندمان پس از طرح خواسته ای ناهماهنگ با برندمان از سوی مشتریان است. در چنین زمانی مشتریان دیگر به ادعاهای برندمان اعتماد نخواهند کرد.

4. مسئولیت همیشه متوجه برند ماست

اغلب مواقع برندها در مواجهه با مشکلات مشتریان حالت تدافعی به خود می گیرند. به این ترتیب گاهی اوقات برندها در عمل مشتریان را سرزنش می کنند. حتی اگر ما تمام کارهای موجود در حیطه وظیفه مان را درست انجام دهیم، باز هم ناتوانی در زمینه جلب رضایت مشتریان مشکل ما خواهد بود. دلیل اصلی این امر تلاش ما برای کسب سود از فرآیند کسب و کار است بنابراین مشتریان مشکلی با مراجعه به یکی از رقبای ما نخواهند داشت.

در بسیاری از موارد اقدام مناسب از سوی برندها تلاش برای یافتن پاسخی برای ایجاد رضایت و خوشحالی در مشتریان است. خوشبختانه در اغلب موارد پاسخ مورد انتظار بسیار ساده تر از تصورات پیچیده ما خواهد بود. من این امر را هنگام عذرخواهی از یک مشتری به شدت سختگیر متوجه شدم. در عین ناباوری مشتری مورد نظر پس از عذرخواهی من حالت دوستانه ای به خود گرفت. البته منظور من امکان حل مشکل تمام مشتریان سختگیر نیست، با این حال میزانی از تلاش در این زمینه ضروری است. در صورت عدم نتیجه‎بخشی تلاش مان راهکار نهایی قطع همکاری با مشتری سختگیر خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

همه اهالی کسب و کار از ضرورت جذب مشتریان در صورت علاقه به ادامه فعالیت برندهای شان آگاهی دارند. در هر صورت، تقریبا تمام مقالات موجود در وبلاگ های تخصصی کسب و کار چنین نکته ای را در خود جای داده اند.

 نکته مهم درخصوص رابطه با مشتریان ضرورت ارتقای رابطه مان از سطح معمولی است. به این ترتیب اگر ما قصد ایجاد ارتباطی واقعی با مشتریان مان را داریم، باید برای شناخت آنها در سطح شخصی تلاش کنیم. به این ترتیب برند ما به خوبی سلیقه، دلیل اصلی آنها برای خرید یک محصول و نحوه تصمیم گیری شان را متوجه خواهد شد.

امروزه بسیاری از برندها احساس توانایی بیشتر در زمینه تعامل با مشتریان شان در صورت استفاده از نکات علمی و آموزشی را دارند. آیا شما نیز به دنبال راهکارهای مناسب برای افزایش سطح تعامل برندتان با مشتریان هستید؟ در این صورت مقاله فعلی دقیقا به کار شما خواهد آمد. هدف اصلی من در این مقاله بررسی راهکارهای کاربردی برای ایجاد رابطه ای عمیق تر و در سطح شخصی برای تبدیل مشتریان عادی به مشتریان وفادار برندهاست. در ادامه به بررسی هر کدام از این راهکارها خواهیم پرداخت.

1. پاسخگویی به مشتریان در کمترین زمان ممکن

بدون تردید تمام صاحبان کسب و کارهای کوچک به طور مداوم در تلاش برای یافتن راهکارهای تازه و کاربردی برای ارتقای سطح فعالیت برندشان هستند. متاسفانه اغلب این افراد به دنبال راهکارهای بسیار بزرگ و عجیب و غریبند، با این حال در اغلب اوقات تاثیرگذارترین تغییرات و شیوه ها درست رو به روی ما قرار دارد. یکی از این راهکارها تلاش برای پاسخگویی سریع به مشتریان در کمترین زمان ممکن است. به طور معمول مشتریان ما انتظار مشخصی در زمینه پاسخگویی از سوی برندمان دارند. براساس معیارهای مختلف حداکثر 24 ساعت پس از ارسال پیام باید پاسخی از سوی برند ما داده شود. در غیر این صورت مشتریان احساس بی احترامی خواهند کرد. در اینجا باید به تجربه شخصی خودمان رجوع کنیم. بدون تردید همه ما تجربه هفته ها و حتی ماه ها انتظار برای دریافت پاسخ از برخی برندها را داشته ایم. تلاش برای حذف چنین تجربه های ناخوشایندی اهمیت بالایی در زمینه کسب و کار دارد.

خوشبختانه امروزه برخی پژوهش های بسیار گسترده در زمینه تاثیر مثبت پاسخگویی سریع به مشتریان وجود دارد. براساس پژوهش موسسه هاروارد بیزینس ریویو، شانس برندها در زمینه جذب مشتریان تازه در صورت پاسخگویی سریع به درخواست ها و پرسش های مشتریان 400 برابر افزایش خواهد یافت.

نکته مهم در اینجا تفاوت زمان مورد انتظار مشتریان برای دریافت پاسخ از برندها در صنایع مختلف است، بنابراین ما باید خود را با انتظار مشتریان هماهنگ سازیم. در غیر این صورت کسب موفقیت برندمان با چالش های جدی مواجه خواهد شد.

2. گامی اضافه در راستای کسب رضایت مشتریان

پیرامون آخرین باری که به عنوان مشتری یک محصول با بخش خدمات مشتریان یک برند تماس گرفته اید، فکر کنید. به طور معمول اغلب برندها از سیستم هوشمند پاسخگویی به مشتریان استفاده می کنند. بدون تردید هنوز هم این نوع سیستم ها ناکارآمدی های خاص خود را دارند، با این حال در صورت خوش شانسی یکی از کارمندان برند موردنظر به ما پاسخ خواهد داد. در اینجا نیز به احتمال زیاد کارمند موردنظر از روی یک متن آماده به ما پاسخ می دهد. اکنون درباره تجربه تماس با یک برند دارای رویکردی کاملا متفاوت در زمینه خدمات مشتریان فکر کنید. برند موردنظر به جای استفاده از سیستم هوشمند یا تهیه متن آماده برای پاسخگویان به آنها آموزش های لازم را می دهد. سپس کارمندان براساس آموزش های دریافتی پاسخ هر مشتری را خواهند داد. بدون شک این نوع تجربه تاثیر بسیار مطلوب تری بر روی تجربه خرید ما از یک برند دارد. به طور معمول در چنین شرایطی اغلب مشتریان تمایل بالایی برای وفاداری به یک برند پیدا می کنند. به هر حال هر برندی که اهمیت بیشتری به مشتریان خود دهد، در حوزه کسب و کار موفق تر خواهد بود.

امروزه مشتریان دامنه بسیار وسیعی از انتخاب ها را پیش روی خود دارند. به همین دلیل انتخاب یک برند معمولا براساس کیفیت و سطح رابطه صمیمانه آن با مشتریان صورت می گیرد. در این میان اگر برند ما سپاسگزاری خود را نسبت به خرید مشتریان به گونه ای مطلوب و مورد انتظار خریدارها نشان ندهد، موفقیت چندانی در حوزه کسب و کار کسب نخواهد کرد. به علاوه، همیشه برندهای رقیبی در بازار برای شکار مشتریان ما با ارائه خدمات بهتر وجود دارد.

3. ارسال ایمیل های خواندنی برای مشتریان

به طور معمول بازاریابی ایمیلی به عنوان تاثیرگذارترین ابزار در زمینه بازگشت سرمایه برندها قلمداد می شود. میزان بازگشت سرمایه برندها از طریق این الگو تقریبا چهار برابر هر شیوه مشابهی ارزیابی می شود، بنابراین اگر ما به دنبال فروش بیشتر محصولات مان هستیم، باید به سراغ ارسال ایمیل های بیشتر برویم. نکته مهم در این میان توجه به سلیقه مخاطب هدف و مشتریان برندمان به هنگام تهیه محتوای ایمیل های مان است. به این ترتیب در صورت ارسال ایمیل ناهماهنگ با سلیقه مشتریان استقبال چندانی از کمپین برندما صورت نخواهد گرفت. همچنین شانس برندمان در زمینه شناخت بهتر مشتریان و ایجاد رابطه ای صمیمانه هم از دست می رود. متاسفانه امروزه بسیاری از برندها در زمینه ارسال چنین ایمیل هایی با مشکلات جدی در زمینه تهیه مطالب موردپسند مشتریان شان مواجه هستند.

براساس پژوهش موسسه Constant Contact، یکی از دلایل اصلی خروج مشتریان از سیستم خبرنامه برندها دریافت محتوای نامرتبط است. به این ترتیب با تولید محتوای مفید و سازگار با سلیقه مشتریان برندمان تغییری شگرف در زمینه رابطه برندمان با مشتریان ایجاد خواهیم کرد.

بدون تردید هیچ کاربر اینترنتی علاقه مند به دریافت ایمیل های عجیب و غریب و بی علاقه به آنها نیست، بنابراین برند ما برای موفقیت در این زمینه باید شناخت بالایی از مشتریان خود پیدا کند. در صورت شناخت درست مشتریان حتی ارسال ایمیل های فراوان به آنها نیز موجب رنجش شان نخواهد شد. به هر حال همه ما از دریافت محتوای مورد علاقه مان حتی به مقدار زیاد لذت خواهیم برد. نکته مهم در این میان توجه به نیاز مشتریان و زمینه فعالیت برندمان است. به این ترتیب امکان تولید محتوای موردپسند مشتریان و افزایش شانس برندمان برای ایجاد رابطه ای شخصی با آنها فراهم خواهد شد.

4. شخصی سازی وبلاگ کسب و کارمان

یک نکته مهم در زمینه روابط مردم علاقه آنها به سایر مردم است. این امر به معنای تاثیرگذاری بیشتر مردم بر یکدیگر به جای برندها و افراد تاثیرگذار است. به همین دلیل امروزه اغلب برندها به دنبال استفاده از الگوی بازاریابی و تبلیغاتی مبتنی بر جلب همکاری مردم عادی هستند.

به عنوان یک برند باید اقدام به تغییر چهره مان از یک کسب و کار خشک و بی روح کنیم. این امر از طریق تلاش برای فعالیت به عنوان یک فرد حقیقی به جای یک برند امکان پذیر است. به عنوان یک فرد معمولی ما رابطه ای صمیمی با دوستان مان خواهیم داشت. به این ترتیب در دنیای شبکه های اجتماعی و تعاملات کسب و کار نیز باید در تلاش برای پیاده سازی این شیوه باشیم. بدون تردید این فرآیند دشواری های خاص خود را دارد. با این حال نتایج مثبت حاصل از آن ارزش سختی های موردنظر را دارد.

5. استفاده از کمک مشتریان برای تولید محتوا

موفق ترین وبلاگنویس های دنیا از روند طولانی تولید محتوا در دنیای اینترنت صحبت می کنند. برندها نیز در زمینه تولید محتوای آنلاین همیشه با مشکل کمبود ایده مواجه اند. در این میان یک راهکار مناسب برای برندها استفاده از ایده های مشتریان شان است. این امر مستلزم جلب همکاری مشتریان است. به این ترتیب باید همانطور که در بخش قبلی اشاره شد، از حالت یک برند بی روح خشک در بیاییم. فقط در این صورت امکان همکاری سازنده با مشتریان در راستای تولید ایده های تازه وجود خواهد داشت. همچنین نظرخواهی از مشتریان در مورد مسائل مختلف نیز ما را در زمینه ایده پردازی بهتر کمک می کند.

6. دیدار با مشتریان در دنیای واقعی

مردم علاقه بسیار بیشتری به بیان حرف ها و توصیه های خود به برندها در حالت دیدار رو در رو دارند. این امر بسیاری از برندها را به سوی دیدار مستقیم با مشتریان شان با هدف کسب آخرین اطلاعات در مورد میزان رضایت شان سوق داده است. به این ترتیب هدف اصلی در اینجا کاهش سطح نظرخواهی ها به صورت آنلاین است. این امر به دریافت نظرات واقعی مشتریان کمک بسیار بیشتری خواهد کرد.

اگر برند شما امکان ملاقات رو در روی مشتریان را ندارد، استفاده از الگوهایی نظیر تماس تصویری مطلوب خواهد بود. در هر صورت به منظور ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان باید از برقراری تماس به شیوه های غیرحضوری تا حد امکان دوری کرد.

7. به مشتریان تان پاداش دهید

یکی از دلایل اصلی تلاش برای ایجاد رابطه ای شخصی با مشتریان فعلی برندمان هزینه های بالای جذب مشتریان تازه است. فرآیندهای بازاریابی و تبلیغاتی همیشه یکی از پرهزینه ترین فعالیت های برندها محسوب می شود. به همین خاطر تلاش برای حفظ مشتریان با ارائه پاداش های مختلف برای سپاسگزاری از وفاداری شان کاملا منطقی به نظر می رسد.

یکی از راهکارهای ساده تشکر مشتریان ارسال پیام های سپاسگزاری است. همچنین در صورت توانایی برندمان ارائه کدهای تخفیف ویژه به مشتریان وفادار اقدام جالبی خواهد بود.

منبع: فرصت امروز



نظرات()   
   

با توجه به گزارش موسسه Small Business Administration، کسب و کارهای کوچک با کمتر از ۵میلیون دلار درآمد سالانه باید ۷ الی ۸درصد از درآمدشان را به بخش بازاریابی اختصاص دهند.

 با این حساب اختصاص این مقدار بودجه به استراتژی های نامناسب و ناکارآمد شرم آور خواهد بود. اگر ما به دنبال بازگشت سرمایه گذاری مان در حوزه بازاریابی هستیم، باید به صورت هوشمندانه در آن فعالیت کنیم. در این مقاله هدف اصلی من نمایش شیوه های موفقیت در استفاده از بودجه بازاریابی شرکت مان با استفاده از معرفی بدترین اشتباه های ممکن است، بنابراین با پرهیز از اشتباه های ذیل بهره حداکثری از بودجه بازاریابی تان خواهید برد.

1. شکست در یافتن مخاطب هدف

بدون تردید هر بازاری به خریدارهای خود اتکا دارد. بدون وجود خریدار تمام فرآیندهای کسب و کار بی نتیجه خواهد ماند. اشتباه بسیاری از برندها عدم شناخت درست مخاطب هدف شان است. همه برندهای بزرگ و موفق شناخت درستی از مخاطب هدف شان دارند، بنابراین ما نیز باید به سراغ جمع آوری اطلاعات و شناخت درست مخاطب باشیم. در صورت ناتوانی در زمینه شناخت مخاطب هدف برند ما هیچ پیشرفت و توسعه ای را به خود نخواهد دید. این امر یکی از بدترین شیوه های صرف بی نتیجه بودجه برندمان خواهد بود.

به محض اینکه مخاطب هدف برندمان را شناسایی کردیم، باید جهت گیری فرآیند بازاریابی مان را به سوی آنها قرار دهیم. به عبارت بهتر، استراتژی بازاریابی ما باید براساس شناخت مان از مخاطب هدف تدوین شود.

نکته مهم در اینجا ضرورت شناسایی سلیقه مخاطب به منظور تولید محتوای بازاریابی تاثیرگذار است. به منظور یافتن مخاطب هدف برندمان باید به پرسش های ذیل پاسخ دهیم:

• مشتریان بالقوه برند ما چه کسانی هستند؟

• مشتریان بالقوه ما چه نیازهایی دارند؟

• محل سکونت مشتریان ما کجاست؟

• مشتریان موردنظر چه زمانی از برند ما خرید می کنند؟

• آنها چه شیوه ای را برای خرید ترجیح می دهند؟

هنگام کنار هم نهادن اطلاعات به دست آمده از مشتریان باید به جزییاتی نظیر سن، جنسیت و شغل توجه کنیم. به این ترتیب امکان یافتن شیوه های رفع نیاز مشتریان پدیدار می شود. در پایان نیز باید به دنبال بهبود وضعیت برندمان با توجه به تحلیل تغییر رفتار مشتریان باشیم. این امر به طور عمده به روز رسانی محصولات را شامل می شود.

2. فراموشی تاکید بر روی ارزش انحصاری برندمان

چه چیزی کسب و کار ما را از دیگر رقبا متفاوت می کند؟ ناتوانی در زمینه تاکید بر روی آنچه برندمان را از دیگران متمایز می کند، یکی از بزرگترین اشتباه های بازاریابی محسوب می شود. در این میان فرقی بین بازاریابی دیجیتال با فیزیکی وجود ندارد. نکته مهم ضرورت جلب توجه مخاطب هدف به ارزش انحصاری برندمان است. ارزش انحصاری بیانگر مزیت اصلی استفاده از محصولات و خدمات برندمان برای مشتریان است. به این ترتیب با توجه به ارزش انحصاری برندمان امکان رقابت با سایر شرکت ها امکان پذیر خواهد شد. در صورت عدم افزودن ارزش انحصاری برندمان به فرآیند بازاریابی شاید مخاطب هدف مان هیچ گاه نسبت بدان اطلاع حاصل نکند.

پیش از این من به ضرورت آگاهی از چرایی خرید مشتریان از برندمان اشاره کردم. پاسخ به این «چرایی» در فرآیند بازاریابی برندمان از طریق اشاره به ارزش انحصاری مان ضروری است.

3. عدم راه اندازی سایت رسمی

بیش از یک سوم کسب و کارهای کوچک سایت رسمی ندارند. بدون تردید با توجه به همین نکته امکان رهیابی دلیل شکست شمار بالایی از کسب و کارهای کوچک وجود دارد.

به راستی چرا سایت رسمی برای کسب و کارهای کوچک دارای اهمیت است؟ از طریق ایجاد سایت رسمی امکان اطلاع رسانی پیرامون برندمان، ایجاد اعتبار و خلق فرصت های فروش وجود دارد. نکته مهم در این میان محدودیت های تمرکز صرف بر روی بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی یا الگوهای سنتی بازاریابی است. اگر برند ما سایت رسمی نداشته باشد، کاربران به هنگام جست وجو در موتورهای جست وجوگر مانند گوگل هرگز ما را پیدا نمی کنند.

با توجه به آنچه گفته شد، ایجاد یک سایت رسمی برای نمایش برندمان به مشتریان آنلاین ضرورت دارد. در سایت رسمی برندمان باید نسبت به درج اطلاعات دقیق اقدام کنیم. به این ترتیب مخاطب هدف مان تمام اطلاعات مورد نیازش را به دست خواهد آورد.

شاید به نظر بسیاری از افراد تلاش برای راه اندازی یک سایت با اطلاعات دقیق کافی باشد، بااین حال به نظرم کارهای بیشتری نیز می توان انجام داد. به عنوان مثال، به هنگام ساخت یک سایت باید به فکر راه اندازی یک وبلاگ جانبی نیز بود. براساس گزارش موسسه HubSpot سرمایه گذاری بر روی راه اندازی وبلاگ جانبی برای برندمان میزان بازدید سایت را تا 4.5 برابر افزایش می دهد. البته در اینجا منظور از راه اندازی وبلاگ بارگذاری حداقل 16 پست ماهانه نیز هست. در غیر این صورت وبلاگ مان به عنوان یک ابزار جلب نظر کاربران نشاخته نخواهد شد.

علاوه بر راه اندازی وبلاگ رسمی، باید به فکر تدارک ساز و کارهایی برای خرید آنلاین مشتریان از سایت مان باشیم. به این ترتیب مشتریان پس از مشاهده محصولات یا مطالعه مقالات وبلاگ به طور مستقیم فرصت خرید آنلاین را خواهند داشت.

4. پرهیز از ارزیابی نتایج

یک استراتژی موفق بازاریابی از دل ایده های شکست خورده پدید می آید. من هیچ گاه حتی یک استثنا نیز در این مورد مشاهده نکرده ام. متاسفانه جریان غالب در دنیای کسب و کار مربوط به پردازش ایده های تازه بدون توجه به ایده های ناموفق قبلی است. به این ترتیب دائما شاهد ایده های ناموفق هستیم.

امروزه تاثیر ارزیابی نتایج بازاریابی برای بهبود کمپین های بعدی هیچ امر عجیب و غریبی نیست، با این حال هنوز هم بسیاری از برندها نسبت به استفاده از این نکته بی توجه اند. دلیل اصلی این امر چالش های همراه با فرآیند ارزیابی نتایج بازاریابی است. براساس گزارش موسسه HubSpot، نزدیک به 40درصد از کارآفرینان کانادایی و آمریکایی جمع آوری اطلاعات پیرامون کمپین بازاریابی و تحلیل آن را بسیار دشوار ارزیابی کرده اند. به عبارت دیگر، براساس دیدگاه اغلب کارآفرینان و بازاریاب ها فرآیند ارزیابی نتایج بازاریابی دشوارترین کار ممکن به حساب می آید.

به طور معمول ارزیابی نتایج بازاریابی آنلاین برندمان بسیار ساده تر از نمونه های فیزیکی است. دلیل این امر نیز وجود ابزارهای کمکی بسیار متنوع به منظور ارزیابی وضعیت کمپین های بازاریابی دیجیتال است. بسیاری از اطلاعات مورد نیاز برندها و بازاریاب ها از طریق این ابزارها و به سادگی فراهم می شود، با این حال در مورد حوزه بازاریابی فیزیکی شرایط کاملا متفاوت است. اینجا دیگر خبری از ابزارهای فوق هوشمند برای جمع آوری اطلاعات نیست. به همین دلیل اغلب شکایت های برندها در زمینه چالش های ارزیابی وضعیت بازاریابی مربوط به همین حوزه است.

یکی از شیوه های ساده و در عین حال کاربردی برای ارزیابی وضعیت بازاریابی فیزیکی برندمان توزیع کوپن های دارای شمار سریال مشخص میان مخاطب های هدف است. به این ترتیب کاربران امکان بیان نظرات شان در مورد وضعیت کلی برندمان (شامل حوزه بازاریابی) را خواهند داشت. شاید چرایی علاقه مخاطب های هدف برندمان به شرکت در چنین طرح هایی محل سوال باشد. بدون تردید کمتر کسی به طور خودجوش علاقه مند به انجام چنین کاری است. درست به همین دلیل ما باید به دنبال ایجاد انگیزه در مخاطب باشیم. این امر از طریق برگزاری جشنواره های مختلف و تعیین جایزه برای شرکت کنندگان در این نظرخواهی ها صورت می گیرد.

به عنوان جمع بندی این بخش باید به برخی از مهم ترین فاکتورهای مورد توجه برندها به هنگام ارزیابی وضعیت بازاریابی اشاره کنم:

• هزینه های جلب توجه و نظر مشتریان

• نرخ کلیک کاربران بر روی مطالب سایت برندمان

• نرخ مشاهده سایت از سوی کاربران

• شمار بازدیدهای دریافتی از سوی مشتریان وفادار

• ترافیک اکانت برندمان در شبکه های اجتماعی

5. جاماندن از موج ترندها

از اوایل هزاره جدید شبکه های اجتماعی به عنوان بزرگترین دستاورد عرصه ارتباطات تاثیر انکارناپذیری بر روی دنیای کسب و کار داشته است. شما به عنوان یک کسب و کار جویای نام چگونه با موج تحولات ناشی از ورود شبکه های اجتماعی به حوزه کسب و کار دست و پنجه نرم می کنید؟

محبوب ترین ترندهای تولید محتوا در شبکه های اجتماعی توجه به شخصی سازی مطالب و تجربه مشتریان است. به این ترتیب برند ما فرصت جلو افتادن از بسیاری شرکت های دیگر را خواهد داشت. نکته مهم در این میان توجه به بازاریابی ویدئویی است. اکنون فرمت ویدئو محبوب ترین گزینه کاربران دنیای اینترنت است. پیش بینی ها نیز از سلطه محتوای ویدئویی بر دنیای اینترنت با سال 2020 حکایت دارد، بنابراین باید به این موضوع به عنوان یک ترند مهم توجه داشت. به گزارش وبلاگ Econslutancy، استفاده از فرمت ویدئویی موجب افزایش 144درصدی بازدیدکنندگان آنها به خرید محصولات یک برند می شود. این امر از نقطه نظر بازاریابی ارزش بسیار بالایی دارد، چراکه بیانگر تاثیرگذاری بسیار بیشتر ویدئو در مقایسه با سایر فرمت هاست.


علاوه بر توجه به ترندهای تازه، باید اندکی خلاقیت نیز به خرج داد. بدون تردید تلاش برای هماهنگی با ترندهای تازه بسیار مطلوب است، با این حال آیا در مورد چگونگی ظهور همین ترندهای برتر فکر کرده اید؟ به طور معمول این ترندها از سوی برخی برندهای پیش رو معرفی می شوند. سپس با استقبال خریدارها بدل به الگویی برای سایرین می شوند، بنابراین باید اندکی به فکر تقویت خلاقیت و ایده پردازی برندمان برای خلق ترندهای برتر باشیم.

کلید پرهیز از اشتباهات بازاریابی چیست؟

اکنون که در مورد برخی از اشتباه های رایج بازاریابی نکاتی را مطالعه کردیم، به احتمال زیادی علاقه مند به آگاهی از شیوه پرهیز از آنها هستید. کلید پرهیز از اشتباه های بازاریابی تدوین یک برنامه بازاریابی خواهد بود. برنامه بازاریابی برند ما باید شامل تعیین چنین عناصری باشد:

• بودجه بازاریابی

• مخاطب هدف

• پلتفرم های مورد استفاده

• محتوا

• اهداف

• بازاریاب ها.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در دنیای امروز ایجاد برندی قدرتمند و موفق در زمینه جلب نظر مخاطب هدف از ضرورت های هر کسب و کاری است. در این میان نکته مهم اطمینان از عملکرد مناسب برندمان است. در صورت عملکرد نامناسب برندمان باید به سرعت اقدام به بازسازی آن کنیم. به راستی معیار مناسب برای تشخیص عملکرد مناسب یک برند چیست؟

  ساده ترین راهکار برای اطمینان از این امر فروش برندمان است. به پرسش های ذیل توجه کنید:

• آیا شما در حال جذب مشتریان تازه هستید؟

• آیا آنها از شما خرید می کنند؟

• آیا آنها دوباره به سراغ شما می آیند؟

بدون تردید هیچ چیز به اندازه یک برند قدرتمند توانایی پیشبرد اهداف فروش شرکت را ندارد. نکته مهم در این میان اهمیت روزافزون جزییات است. در حوزه برندسازی همه چیز پیرامون موفقیت در جلب نظر مخاطب و ترغیب وی به خرید دوباره است.

برند و برندسازی جلب نظر مخاطب

مشتریان برند ما دارای انتخاب های بسیار زیادی هستند. هنگامی که مشتریان اقدام به مقایسه انتخاب های در دسترس می کنند، در نهایت بهترین گزینه را انتخاب خواهند کرد. گاهی اوقات انتخاب بسیار ساده است. این امر در زمان مواجهه با یک برند بسیار مشهور روی می دهد. در سایر موارد نتیجه نهایی از طریق مشاهده سطح بالاتر خلاقیت و سایر موارد جزئی برندها تعیین می شود. در نهایت برندی که توانایی بهتری در زمینه تمرکز بر روی جزییات داشته باشد، برنده نهایی خواهد بود.

برندسازی درست مانند یک مبارزه ورزشی است. در این میان کیفیت بازاریابی برندمان سلاح و نیروی ما خواهد بود. اگر کیفیت سایت و کمپین بازاریابی ما بسیار نامناسب باشد، مانند حضور در میدان مسابقه با سلاحی شبیه به یک چاقوی کوچک خواهد بود. بدون تردید در چنین مسابقه ای ما از پیش شکست خورده هستیم.

بدون ساخت یک برند جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب، موفقیت ما به دو عامل بستگی دارد: روابط شخصی ما مشتریان و قیمت پایین.

تلاش برای فروش بیشتر با تکیه بر رابطه نزدیک با مشتریان و کاهش سطح قیمت استراتژی بسیار مناسبی محسوب می شود. به شرط اینکه دامنه کسب و کار ما بسیار محدود باشد، با این حال وقتی پای برندهای بزرگ میان باشد استفاده از تکنیک فوق هیچ مزیتی به همراه نخواهد داشت. در این شرایط ما باید به فکر رقابت نزدیک با برندهای رقیب باشیم. این شرایط دقیقا وضعیت رقابت برندهای بزرگ در سطح جهانی را توصیف می کند. در دنیای واقعی رقابت برندهای بزرگ براساس تعریف سطح قیمت های پایین تر روی نمی دهد. یک برند در صورت استفاده مناسب از توانایی های خود نیازی به کاهش سطح قیمت محصولاتش ندارد. البته این به معنای تعیین قیمت بسیار بالا نیست. منظور من اشاره به سرمایه گذاری قابل توجه شرکت های بزرگ بر روی برندشان به منظور فروش محصولات است.

برند ما یک سیگنال قوی به مشتریان بالقوه در زمینه تعیین انتظارات شان از ماست. مشتریان در تصمیم گیری های خریدشان ابتدا برندهای قوی را انتخاب می کنند. این امر به دلیل کاهش ریسک های خرید از برندهای معتبر و بزرگ است.

تکرار فرآیند خرید

یکی از حقایق مهم کسب و کار مربوط به حوزه برندسازی است. یک برند بدون توانایی تکرار خرید مشتریان هیچ مزیتی نخواهد داشت. تمام توانایی یک برند در ترغیب مشتریان به تکرار خریدشان نهفته است.

توانایی فروش محصول به مشتریان برای یک بار بسیار عالی است، اما اگر مشتریان ما دوباره به سراغ برندمان نیایند، چه؟ این امر چه پیامی را برای دیگر مشتریان بالقوه ما مخابره خواهد کرد؟ واقعیت دنیای کسب و کار فروش چندباره محصولات از سوی برندهاست. حتی عمل جراحی قلب هم بیش از یک بار امکان انجام دارد، پس چرا حوزه کسب و کار اینگونه نباشد؟

به عنوان یک بیمار شاید شما چند بار نیاز به عمل جراحی قلب نداشته باشید (امیدوارم اصلا نیازی بدان پیدا نکنید) با این حال اوضاع در حوزه کسب و کار بر ضرورت ترغیب مشتریان به خرید چند باره استوار است. وقتی برند ما مشتریان ثابت زیادی داشته باشد، پیام واضحی را به سایر مشتریان مخابره خواهد کرد. دلیل موفقیت مداوم برندهای بزرگ نیز دقیقا همین امر است.

آنچه مشتریان را به سوی برندمان برمی گرداند، نه کمپین های بازاریابی، بلکه کیفیت خدمات مان است. من معتقدم که کسب و کارهای موفق برندهای موفق را ایجاد می کنند. ترغیب مخاطب به سوی خرید دوباره از درون یک شرکت شروع می شود. تولید محصولات باکیفیت و خدمات جانبی مطلوب مهم ترین المان در این میان است.

اگر شما محصولی عالی داشته باشید، این امر باید با سایر بخش های باکیفیت همراه باشد. در غیر این صورت مشتریان به تکرار خریدشان فکر نخواهند کرد.

جمع بندی نهایی

برندهای جذاب و ماندگار در ذهن مخاطب دارای یک مجموعه بهم پیوسته هستند: بازاریابی، محصول و کارمندان عالی.

امروزه مفهوم برندسازی دارای فاکتورهای چندگانه است. در این میان برای موفقیت باید بخش های مختلف برندمان را در سطحی بالا نگه داریم. بدون تردید این امر بسیار دشوار خواهد بود، چراکه میزان زیادی وقت و انرژی را طلب می کند. همچنین نباید الزام های مالی را نیز از نظر دور داشت. نکته مهم اما نتیجه چشمگیر و سودمند پیگیری چنین الگویی است. یک برند موفق توانایی مشاهده چند باره مشتریانش را دارد. به این ترتیب طیف وسیعی از مشتریان آنها بدل به مشتریان وفادار خواهند شد. در دنیای کسب و کار مشتریان وفادار ارزش واقعی یک برند قلمداد می شوند.

خوشبختانه تمام معیارهای برندسازی قابل ارزیابی دقیق هستند. به این ترتیب دشواری های برندسازی برای ما تا حد زیادی کاسته خواهد شد.

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

زمانی‌که برای اولین بار کسب و کار اینترنتی خود را راه می‌اندازید بعد از طی کردن مراحل اولیه، مهم‌ترین قدم جذب مشتری است. زیرا که بقای کار شما در گرو داشتن مشتری‌های خوب و ثابت است.

 در دنیای مجازی نیز مثل دنیای واقعی برای جذب مشتری باید تکنیک‌های خاصی داشته باشیم تا مشتری به راحتی اعتماد کرده و از یک بازدید کننده ساده تبدیل به یک خریدار شود.  در ادامه به توضیح چندین روش ساده اما کاربردی در جذب مشتری می‌پردازیم.

۱. در اولین قدم یک‌ نام تجاری ویژه انتخاب کنید و از طریق آن هویت کاری خود را تعریف کنید. توجه داشته باشید این نام از پانزده کاراکتر و بیش از دو کلمه نباشد.

۲. به‌طور مرتب آن لاین و در دسترس باشید.هر چه حضورتان در فضای مجازی کمرنگ‌تر باشد، کسب و کارتان راکدتر است.برنامه ریزی کنید ساعات خاصی از روز و شب آن لاین شوید تا نام تجاری تان در فضای مجازی تثبیت گردد.

اگر موتورهای جست‌وجو نتایجی برای نام تجاری شما بالا نمی‌آورد به این معنی است که حضورتان در فضای مجازی بسیار کمرنگ است. اگر حضور آن لاین شما قوی است اما نتایج جست‌وجو منجر به اطلاعات نادرست و بی ربط می‌شود به این معنی است که برای افزایش اعتبار برند خود بهتر است یک وب سایت مناسب طراحی کنید و با حضور آن لاین و قوی خود آن را مدیریت کنید. اگر هم حضور قوی با نتایج معتبر دارید، هدفتان را روی عمیق کردن ارتباط با مخاطب بگذارید و از طریق مشارکت دادن ایشان، آن‌ها را تبدیل به خریداران واقعی کنید.

 ۳. یک مقدمه کوتاه جهت معرفی کسب و کارتان در شبکه‌های مجازی خود در نظر بگیرید تا از این طریق بتوانید دیگران را ترغیب کنید بخواهند بیشتر درباره کسب و کارتان بدانند. کلمات کلیدی که در جستجوها استفاده می‌شوند را به کار ببرید و به طور مختصر توضیح دهید، مخاطبانتان چه گروهی هستند و چه چیزی شما را از بقیه متمایز و قابل اعتماد می‌کند.

۴. یک مرکز رسانه‌ای آن لاین برای خود بسازید، به این معنی که شخص یا اشخاصی را برای مدیریت و نظارت صفحات مجازی خود در نظر بگیرید که بتواند پاسخگوی سوالات باشد، راهنمایی و توصیه‌های لازم را انجام دهد، معرفی محصولات را به روز رسانی کند، ویدئوها و تصاویر و اطلاعات معتبر با کیفیت بالا را در صفحات مجازی نشر دهد، به درخواست‌های مصاحبه‌های کاری پاسخ دهد، لینک‌های مرتبط را در وب سایت قرار دهد و. ...

از این طریق می‌توانید پوشش رسانه‌ای خود را افزایش دهید و در صنعت یا بازار خود به عنوان نامی معتبر پیشگام شوید.

 

۵. تحقیق کنید گروه مخاطبان شما بیشتر از کدام شبکه‌های مجازی استفاده می‌کنند سپس از همان جا به عنوان نقطه آغاز خود استفاده کنید. در صورت امکان در تمام شبکه‌های اجتماعی یک حساب ( اکانت) برای خود بسازید حتی اگر فعلا برنامه‌ای برای استفاده از آن ندارید.

۶. با مشتریان ارتباط فعال و موثر داشته باشید. به خاطر نظراتشان از آن‌ها تشکر کنید و به دغدغه ها، سوالات و انتقاداتشان پاسخ مناسب دهید. در مقابل انتقادات مشتریان جبهه گیری نکنید و از آن‌ها در جهت پیشرفت خود استفاده کنید. زیرا که با مطلع شدن از نظرات مشتریان می‌توانید اعتبار خود را ارزیابی کنید.

۷. محتوای کار و شبکه‌های مجازی تان را ترقی دهید. مطالب و مفاهیمی را به اشتراک بگذارید که مخاطب تمایل به دیدن و شنیدن دارد. اطلاعات مفید و مرتبط در اختیار مخاطب قرار دهید. نظر سنجی‌ها و پرسشنامه‌های متعددی را اشتراک گذاری کنید که مشارکت مخاطب را بطلبد و به چالش بکشد. سعی کنید تعامل متقابل داشته باشید. برای مثال اگر در اینستاگرام کسب و کاری دارید افرادی را دنبال کنید که مطالب جذاب و مفیدی دارند و آن‌ها نیز شما را دنبال می‌کنند.زیر پست‌های وبلاگ و صفحات مجازی خود و دیگران کامنت بنویسید. تجربه و تخصص را به نظرات خود اضافه کنید تا هم در بازار کسب و کارتان و هم در نگاه مخاطبان به یک مرجع و منبع تبدیل شوید.

۸. ظاهر زیبای سایت فروشگاه اینترنتی شما بسیار اهمیت دارد. مشتریان بعد از سپری شدن چند ثانیه تصمیم به خرید می‌گیرند و اگر از ظاهر سایت خوششان نیاید به راحتی آن را ترک می‌کنند. به همین دلیل فروشگاه اینترنتی شما باید ظاهری حرفه ای، جذاب و زیبا داشته باشد.

۹. هدایای تبلیغاتی و ارائه تخفیف‌های مناسب در طول سال را فراموش نکنید. کلمه « رایگان» یا « تخفیف» ناخودآگاه حس خوشایندی را در مشتری بیدار می‌کند و باعث تحریک خریدار توام با رضایت می‌شود.رضایت مشتری خود نوعی تبلیغ برای کسب و کار شماست. برای مثال می‌توانید در ایام خاصی از سال برای محصولات خود تخفیف ارائه دهید، هزینه پست و ارسال را برای مشتری رایگان سازید یا برای خرید اول نمونه رایگان یا اشانتیون در نظر بگیرید.

۱۰. تبلیغات کافی داشته باشید زیرا که افراط در تبلیغات خود نوعی ضد تبلیغ است. از هزینه کردن به مقدار کافی برای تبلیغ نترسید زیرا می‌تواند برند و محصولات شما را به افراد بیشتری معرفی کند. یک شعار تبلیغاتی با عباراتی محکم و قدرتمند و جذاب برای کار خود انتخاب کنید. از گزینه ارسال پیامک‌های تبلیغاتی و گروهی به شرطی که زیاده روی نکنید می‌توانید استفاده کنید بدین طریق حجم بیشتری از مخاطبان با محصولات و کارهای شما آشنا می‌شوند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

شاید کسب و کار شما هنور در دوره خردسالی باشد، با این حال عملکرد مطلوبی از خود نشان می دهد. به طور معمول صاحب های کسب و کارهای کوچک علاقه‎مند به توسعه شرکت شان هستند. آنها آمادگی انجام هر کاری برای تحقق این هدف را نیز دارند، با این حال همیشه یک مشکل پیش روی آنها قرار می گیرد. جالب اینکه مشکل مورد نظر خود آنها هستند.

مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای کوچک فقدان تجربه در زمینه بازاریابی در کنار عدم ساماندهی تیم بازاریابی است. بدون تردید با توجه به وضعیت بسیاری از کسب و کارهای کوچک امکان همکاری با آژانس های بازاریابی وجود ندارد. بنابراین چه باید کرد؟ چگونه امکان راه‎اندازی کمپین بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارهای کوچک وجود دارد؟ در این مقاله من قصد بررسی راهکارهایی برای پاسخگویی به این پرسش را دارم.

1. ایجاد یک روال عادی

به منظور دستیابی به موفقیت در عرصه بازاریابی تعیین یک روال عادی در شرکت مان ضروری خواهد بود. به عنوان یک کارآفرین، شما مسئولیت های بسیار بیشتری از آنچه جایگاه مدیریتی بیان می کند، دارید. بازاریابی فقط یکی از دغدغه های شما به عنوان کارآفرین خواهد بود.

توصیه من در این بخش تلاش برای اختصاص مقدار زمانی مناسب برای بازاریابی است، حتی اگر زمان مورد نظر فقط یک ساعت در هفته باشد. اقدام منطقی در این میان تنظیم روالی مناسب با توانایی های مان است. به این ترتیب رعایت آن تضمین خواهد شد. بدون تردید در ابتدا ما توانایی اختصاص زمان زیادی به فرآیند بازاریابی را نخواهیم داشت. با این حال شروع کار با هر مقدار زمانی موجب عادت مان به آن می شود. به این ترتیب در آینده مقدار زمان بیشتری به فرآیند بازاریابی اختصاص خواهیم داد. اگر ما توانایی رعایت روالی عادی مخصوص بازاریابی را داشته باشیم، تاثیرات مثبت آن به زودی کسب و کارمان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در غیر این صورت بدون برنامه ای منظم تمام زحمات مان بر باد می رود.

2. اولویت‎بندی هوشمندانه

بدون تردید در عرصه کسب و کار زمان مانند پول است. بازاریابی آنلاین کسب و کار در هر صنعتی اهمیت دارد. با این حال مقدار زیادی کارهای دیگر نیز برای رسیدگی وجود دارد. درست به همین دلیل ما باید بر روی الگویی از بازاریابی همراه هماهنگی بالا با کسب و کارمان تمرکز کنیم.

به منظور شروع یک کمپین بازاریابی دیجیتال بدون داشتن هرگونه بودجه ای باید به دستیابی طبیعی به مخاطب هدف در شبکه های اجتماعی توجه کنیم. همچنین توجه به الگوی بازاریابی محتوایی نیز دارای اهمیت بالایی است. یک توصیه منطقی در این میان نگارش محتوای جذاب و کاربردی برای سایت برندمان و همینطور فعالیت به عنوان نویسنده میهمان در سایت های بزرگ است. به این ترتیب دیگران با برند و کسب و کار ما آشنا خواهند شد.

اگر شما از بودجه ای مناسب برخوردار باشید، کار بازاریابی ساده تر خواهد شد. در این میان مشکل بسیاری از برندها فقدان زمان کافی برای سرمایه‎گذاری بر روی فرآیند بازاریابی است. توصیه من در این زمینه شروع کار با الگوی بازاریای مبتنی پرداخت بر اساس هر کلیک (PPC) است. در این مدل به ازای هر مقدار کلیک کاربران بر روی بنر تبلیغاتی آنلاین مان به سایت میزبان تبلیغ پول پرداخت می شود. بدون تردید این الگو بهترین شیوه بازاریابی دیجیتال محسوب نمی شود، با این حال برای شروع کار مناسب خواهد بود. مزیت اصلی این شیوه نتیجه‎بخشی در کوتاه‎مدت است. بنا بر این برند تازه کار ما مزه موفقیت در عرصه بازاریابی را خواهد چشید. این امر امیدواری بیشتری به ما در راستای ادامه مسیر می دهد. نکته مهم درخصوص الگوی بازاریابی پرداخت براساس هر کلیک توقف آن پس از کاهش تمایل ما به پرداخت هزینه است.

3. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی

اکنون شما یک روال عادی بازاریابی در شرکت تان دارید. همچنین کانال بازاریابی مورد نظرتان را نیز مورد شناسایی قرار داده اید. بی‌شک این فرآیند برای شروع کار بسیار عالی است، با این حال قدم بعدی شما چه خواهد بود؟ همانطور که پیش از این بیان کردم، زمان در عرصه کسب و کار مانند پول است. به همین دلیل باید برنامه ای دقیق برای مدیریت بهینه زمان مان داشته باشیم. استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی دستیابی به این هدف را ساده تر خواهد کرد.

مزیت اصلی استفاده از ابزار طبقه‎بندی کارهای بازاریابی امکان رسیدگی به کارهای دارای اهمیت و فوریت در مرحله نخست است. خوشبختانه بسیاری از این ابزارهای با بهره‎مندی از هوش مصنوعی امکان ارزیابی و تحلیل وضعیت کارهای پیش روی ما را دارند. به این ترتیب آنها برنامه کاری ما در عرصه بازاریابی را به صورت خودکار طبقه‎بندی خواهند کرد. بدون تردید استفاده از ابزارهای هوشمند برای بازاریابی جذاب خواهد بود. با این حال هدف اصلی ما در اینجا بهره‎مندی از جذابیت بیشتر نیست. در حقیقت کاهش زمان مورد نیاز برای جست وجوی تکنیک های بازاریابی دیجیتال و بهبود وضعیت پیگیری امور در جریان از مهم ترین اهداف پشت این حرکت محسوب می شود. به این ترتیب ما زمان کافی برای توجه به سایر بخش های کسب و کارمان را خواهیم داشت.

4. ضرورت ارزیابی نتایج

بدون تردید خواسته هر برندی اطمینان از ثمربخشی زحماتش در عرصه بازاریابی دیجیتال است. هیچ‎کس علاقه ای به فعالیت سخت و سپس عدم دستیابی به اهداف اش را ندارد. واقعیت حوزه بازاریابی از شکست بسیاری از برندها در زمینه دستیابی به اهداف شان حکایت دارد. به این ترتیب باید به فکر راهکاری برای پیشگیری از شکست در عرصه کسب و کار باشیم. نکته مهم درخصوص فرآیند بازاریابی ضرورت آگاهی از هدف یا اهداف مان است. آیا هدف شما در این میان افزایش ترافیک سایت تان است؟ به عبارت بهتر، ما باید براساس اهداف مان دست به ارزیابی نتایج فرآیند بازاریابی برندمان بزنیم. در غیر این صورت معیار درستی برای سنجش موفقیت مان نخواهیم داشت. بنابراین در اینجا ما ابتدا باید هدف اصلی مان را شناخته و سپس به سراغ یافتن راهکاری برای ارزیابی آن باشیم.

بخش تحلیل و ارزیابی گوگل یکی از بهترین راهکارها برای ارزیابی نتایج است. این ابزار تحت عنوان Google Analystics در دسترس کاربران قرار دارد. برندها امکان استفاده از این ابزار برای مشاهده میزان ترافیک سایت و مقدار مطالعه هر مطلب از سوی کاربران را دارند. همچنین در زمینه شبکه های اجتماعی نیز امکان دسترسی به اطلاعات مفید براساس ارزیابی داده های طبقه‎بندی شده پلتفرم ها وجود دارد. به عنوان مثال، اینستاگرام، توییتر و فیس‎بوک اطلاعات طبقه‎بندی شده و کاربردی را در اختیار اکانت های تجاری قرار می دهند. تنها باید اکانت مان در این پلتفرم ها را به حالت تجاری درآوریم.

5. تصمیم‎گیری های داده محور

زمان در اختیار ما بسیار باارزش است، بنابراین باید از تمرکز بر روی نتیجه‎بخش ترین استراتژی های بازاریابی اطمینان حاصل کرد.

استفاده از ابزار Google Analystics امکان مشاهده اطلاعات مهمی در مورد سایت برندمان را فراهم می کند. نکته مهم در این میان تمرکز بر روی بهترین پست ها و مطالب مان در دنیای آنلاین است. به عبارت بهتر، بازدید و لایک بیشتر یک پست نسبت به دیگر محتوا بیانگر علاقه بیشتر کاربران به ماهیت آن است. بنابراین ما باید به دنبال تولید بیشتر محتوای مورد پسند مخاطب ها باشیم. این امر نیز از طریق ارزیابی سلیقه کاربران صورت می گیرد. در بسیاری از موارد مردم علاقه بیشتری به یک سری از موضوع ها یا فرمت‎های محتوایی نشان می دهند. به عنوان مثال، فرمت ویدئو دارای محبوبیت به مراتب بیشتری در مقایسه با سایر فرمت هاست. به همین دلیل نیز اغلب برندها اکنون سرمایه‎گذاری بسیار بالایی بر روی این فرمت انجام می دهند.

6. تقویت عضلات بازاریابی مان

شاید شما فرآیند بازاریابی را لذت‎بخش بیابید. در این صورت، دستیابی به موفقیت برای شما بسیار ساده خواهد بود. در صورت علاقه به حوزه بازاریابی امکان کسب آموزش های کاربردی و افزایش مهارت وجود دارد. شرکت در این دوره های آموزشی و افزایش اطلاعات مان در حوزه بازاریابی به تقویت آنچه عضلات بازاریابی شرکت نامیده می شود، کمک خواهد کرد. در نتیجه فرآیند بازاریابی برند ما با سهولت بیشتری دنبال خواهد شد. در این میان برای بهبود عضلات بازاریابی برندمان باید به دنبال ایجاد لوگو جذاب، صدا و شعار تبلیغاتی باشیم. این سه عنصر به تاثیرگذاری کمپین های بازاریابی ما کمک شایانی خواهد کرد. در غیر این صورت امکان بهره‎مندی از اهداف موردنظرمان وجود نخواهد داشت.

به موازات پیشرفت برندمان و امکان استخدام بازاریاب های دیجیتال، افزایش آگاهی مان در زمینه بازاریابی به ایجاد رابطه‎ای بهتر با اعضای تیم بازاریابی شرکت کمک خواهد کرد. حتی اگر ما به سراغ همکاری با آژانس های بازاریابی برویم، باز هم شانس تعامل سازنده و بهتری با آنها را خواهیم داشت.

بازاریابی نیازمند زمان است

موفقیت در عرصه بازاریابی دیجیتال یک شبه رخ نمی دهد، بنابراین باید اندکی شکیبایی مان را تقویت کنیم. مشکل اصل بسیاری از برندها در این میان تلاش برای کسب موفقیت سریع است. به همین دلیل در صورت عدم مشاهده موفقیت در بازه زمانی اندک به سرعت ناامید می شوند. همانطور که در بخش های قبلی اشاره کردم، اختصاص زمان کافی برای فرآیند بازاریابی اهمیت بالایی دارد. نیازی هم به اختصاص زمان بسیار زیاد از همان ابتدای کار نیست. هرچه زمان بیشتری را در حوزه بازاریابی صرف کنیم، مهارت های مان بیشتر می شود. به این ترتیب امکان توسعه بهتر محتوای بازاریابی مان فراهم می شود. نکته مهم در این میان به یاد داشتن ضرورت شکیبایی و تداوم در فعالیت بازاریابی است.

بدون تردید توسعه جلوه آنلاین برندمان یکی از تجربه های جذاب خواهد بود. تداوم در این عرصه ما را به سوی نتایج مطلوب راهنمایی خواهد کرد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

در شرق منهتن یک کافه کوچک و بسیار جالب وجود دارد. من اخیرا در سفرهای کاری ام به آنجا سر زده ام. در حقیقت من در طول چند ماه اخیر به یافتن محیط های جالب برای نگارش مقاله و ساماندهی به کارهای مشابه ام علاقه مند شده ام. کافه مورد بحث من یکی از بهترین محیط ها برای استراحت و رسیدگی به کارهای جزئی محسوب می شود. در حقیقت به محض ورود دیگر هیچ علاقه ای به ترک آنجا نخواهید داشت.

 منوی آنها شامل بسیاری از خوراکی های شناخته شده با طرز تهیه مخصوص است. به این ترتیب تقریبا با سلیقه تمام افراد سازگاری دارد. همه چیز در این کافه کاملا زیبا، با اصالت و چشم نواز طراحی شده است. همه اینها تا پیش از صحبت یکی از کارمندان پشت پیشخوان با یکی از مشتریان بود. مشتری مورد از تفاوت بین گلاتو و بستنی پرسید. پاسخ کارمند پشت پیشخوان به این ترتیب بود: «من نمی دانم. هنگامی که در کافه دیاری کوئین کار می کردم، هر دو به نظرم بستنی می آمدند.»

به راستی تا مدت زمانی طولانی چنین رخدادی را باور نکردم. فرض کنید یک مشتری وارد فروشگاه اپل شده و سوالی در مورد تفاوت میان مک بوک پرو و محصولات دِل بپرسد. چنین واکنشی را از سوی کارمند فروشگاه اپل در نظر بگیرید: «نمی دانم. همه آنها دکمه های مختلف، منبع تغذیه انرژی و کیبورد دارند.» در صورت چنین پاسخی به زودی کارمند موردنظر فقط سابقه کار ناموفق در فروشگاه اپل را در کارنامه اش خواهد داشت.

برند ما فقط به اندازه بدترین عملکردش خوب ارزیابی می شود

شرکت ها پول زیادی را برای فرآیند بازاریابی خرج می کنند. به عنوان صاحب یک کسب و کار کوچک میزان سرمایه گذاری ما بر روی حوزه بازاریابی بسیار زیاد خواهد بود. طراحی لوگو و سایت رسمی برای برندمان نیازمند صرف هزینه های مشخصی است. همه این عناصر وظیفه کمک به ما در راستای بیان داستان برندمان و جلب نظر مشتریان را دارد.

پس از سرمایه گذاری بر روی بخش بازاریابی نوبت به رفتار با مشتریان می رسد. پس از نخستین تماس تلفنی مشتریان باید به هماهنگی نحوه برخورد کارمندان مان با آنها و اهداف برندمان فکر کنیم. در مورد مثال کافه قبلی این هماهنگی به هیچ وجه رعایت نشده بود. چراکه تمام زحمت های کافه با یک اقدام اشتباه از سوی کارمند پشت پیشخوان بههم ریخت.

اگر شما در زمینه کسب و کار آنلاین فعالیت دارید، به واکنش مشتریان تان در صورت تاخیر چهار روزه در پاسخگویی به ایمیل های شان فکر کنید. بدون تردید چنین رفتارهایی پیام مناسبی را مخابره نخواهد کرد. آیا برند ما توانایی کاهش تاثیرگذاری تجربه های شخصی کارمندان در تعامل با مشتریان را دارد؟

بازاریابی داخلی در برابر بازاریابی خارجی

آنچه در دو بخش قبلی بیان شد، تفاوت میان بازاریابی داخلی و خارجی را بیان می کند. بازاریابی خارجی اموری نظیر تبلیغات، طراحی لوگو و وب سایت را شامل می شود. به عبارت بهتر، تمام کارهایی که برای جلب نظر مشتریان به کسب و کارمان صورت می گیرد.

بازاریابی داخلی شیوه پاسخگویی ما در برابر تماس های مشتریان، پاسخ به ایمیل ها و رفتارمان با آنها در فروشگاه است.

اگر بازاریابی خارجی محل بیان داستان برندمان باشد، بازاریابی داخلی محلی برای تحقق آن داستان خواهد بود. به این ترتیب ما فرصت تحقق وعده ها و ارزش های اصلی مورد تاکید برندمان را خواهیم داشت. به این ترتیب در صورت عدم سازگاری بازاریابی خارجی برندمان با وضعیت بازاریابی داخلی فرآیند جلب اعتماد مشتریان بر هم خواهد خورد. نکته مهم درخصوص بازاریاب داخلی ارتباط آن با تجربه هر روز مشتریان از برندمان است. به این ترتیب یک اشتباه کوچک نیز در این میان کار را خراب خواهد کرد.

درسی برای همه ما

همانطور که در حال نگارش این مقاله بودم، کارمند پشت پیشخوان در میز کناری من همراه با همکارش مشغول نوشیدن هات چاکلت بود. در این میان صحبت وی با همکارش بسیار جالب بود: «نمی توانم صبر کنم تا کار تمام شود، درها را قفل کنم و از اینجا بروم.»

بدون تردید در این مورد درسی نهفته است. در حقیقت دو درس مهم وجود دارد. درس نخست شاید ضرورت عدم استخدام افراد بی علاقه به کسب و کارمان باشد. اگر هم استخدام شان می کنید، باید به آنها در راستای علاقه مندی به کسب و کارمان کمک کنیم. درس دوم، اندکی تامل پیرامون بازاریابی داخلی برندمان خواهد بود، چراکه اگر در این زمینه موفق نباشیم، هیچ کدام از فرآیندهای بازاریابی خارجی مان موفقیت آمیز نخواهد بود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

با توجه به نظرسنجی انجام شده در خصوص استراتژی‌های محبوب صاحبان کسب و کارهای کوچک برای بازاریابی، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جایگاه نخست قرار گرفت.

 بر اساس گزارش ارائه شده توسط Keap، حدود نیمی از صاحبان کسب و کارهای کوچک در ایالات متحده، در سال جاری، از رسانه‌های اجتماعی به عنوان بخشی از استراتژی پیش‌برد بازاریابی خود استفاده کرده‌اند. در میان کسانی که از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، حدود سه نفر از ده نفر برنامه‌ریزی کرده‌اند که میزان استفاده خود از این رسانه‌ها را در سال جاری افزایش دهند.

در ادامه قابل ذکر است که حدود یک سوم از صاحبان کسب و کارهای کوچک گفته‌اند که رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات دیجیتال، بازاریابی به وسیله ایمیل، جست و جوگرها، بازاریابی محتوا و تبلیغات چاپی یا ایمیل مستقیم، بخشی از استراتژی بازاریابی آنها نبوده است.

همانطور که در نمودار مشاهده می‌شود، جایگاه دوم را در لیست استراتژی‌های صاحبان کسب و کارهای کوچک، با میزان 23درصد به بخش تبلیغات دیجیتالی اختصاص دارد.

در نمودار ارائه شده، استراتژی‌های استفاده شده برای بازاریابی توسط صاحبان کسب و کارهای کوچک در سال جاری را مشاهده می‌کنید؛

photo_2019-06-01_17-10-38

مهسا نجاتی

منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

ماهیت دنیای کسب وکار همه برندها را به سوی توسعه و بهبود جایگاه شان می کشاند. هر کارآفرینی آرزوی ایجاد و توسعه برند خود را دارد. بدون حضور در بازارهای مختلف کسب موفقیت در مقیاس کلان امکان پذیر نیست. در این میان برخی از برندها حضور موفقیت آمیزی در بازارهای جدید دارند.

با این حال برخی دیگر با شکست عرصه را ترک می کنند. هدف اصلی من در این مقاله بررسی 14 نکته کلیدی به هنگام تصمیم گیری برای ورود به بازاری تازه است. اجازه دهید با یک پرسش مهم به سراغ بخش بعدی برویم: مهم ترین نکته برای موسس برندها به هنگام پژوهش پیرامون بازارها قبل از معرفی محصولی تازه چیست؟ به راستی چرا المان فوق تا این اندازه مهم است؟

برآورد هزینه های بلندمدت

فیراس کیتانه (مدیرعامل برند Amerisleep)

در برخی از صنایع هزینه مواد اولیه و سرویس های مورد نیاز برای فعالیت برندها تا حد زیادی ثابت است. به این ترتیب هر کدام از این برندها برآورد مشخصی و ثابتی از هزینه های خود دارند. با این حال در برخی دیگر از صنایع هزینه ها به هیچ وجه ثابت نیست. منظور اصلی من در اینجا افزایش مداوم سطح قیمت ها یا نوسان پیش بینی ناپذیر آنهاست. همین امر کار را برای برندهای فعال در آن صنعت دشوار خواهد کرد. راحت ترین کار در این میان اتکا به سطح قیمت های افزایش یابنده است. به این ترتیب پس از هر افزایش قیمتی ما نیز نرخ محصولات مان را افزایش خواهیم داد. اگر این راهکار در ابتدا بسیار ساده به نظر می رسد، اما در صورت اتکا بدان در بلندمدت اعتبار برندمان را خدشه دار می کند. در اینجا اهمیت بخش توسعه و تحقیقات برندها مطرح است. به این ترتیب دست کم باید روند منطقی نوسان قیمت ها را پیدا کنیم. فقط در این صورت شانسی برای موفقیت در ارتباط با مشتریان خواهیم داشت. به ویژه اگر به دنبال حضور در بازاری جدید هستیم، باید از همان ابتدا با برنامه ای دقیق در مورد سطح قیمت ها کار را شروع کنیم. به این ترتیب اعتماد مشتریان از همان ابتدای کار جلب خواهد شد.

بررسی وضعیت رقبا

اندرو شراژ (موسس آژانس Money Personal Finance)

هرگاه قصد ورود به بازاری تازه را داریم، باید به خوبی از وضعیت رقبا اطلاع کسب کنیم. بدون تردید آگاهی از گنجایش بازار مورد نظر و نمودارهای جانبی اهمیت خاص خود را دارد. با این حال هیچ چیز به اندازه وضعیت رقبای حاضر در آن بازار مهم نیست. در اینجا تمرکز اصلی ما باید روی تحلیل وضعیت رقبای شبیه به خودمان باشد. همچنین باید راهکارهایی برای غلبه بر آنها را نیز پیدا کنیم. پرسش ذیل تا حد زیادی به ما در این زمینه کمک خواهد کرد: مزیت اصلی محصولات ما برای مشتریان چیست؟

بازگشت به ریشه ها

برت شاپیرو (مدیر سایت GovDocFilling.com)

هر بازاری روند خاص خود را دارد. به این ترتیب برای ورود به بازاری تازه باید نیروهای هدایتگر آن را به خوبی شناخت. چرا یک بازار وجود دارد؟ من معتقدم ما همیشه از چنین پرسشی به راحتی عبور می کنیم. با این حال اگر دلیل وجود یا بازار را ندانیم، توانایی حضور موفق در آن را هم نخواهیم داشت. پس از آنکه به این پرسش پاسخ دادیم (ریشه آن در نیاز مشتریان نهفته است)، باید به سراغ برآورد هزینه تولید محصول مان برای آن بازار بپردازیم. توجه داشته باشید که وضعیت هر بازاری با بازار دیگر متفاوت است. وقتی به متغیرهای هدایتگر هر بازار توجه کنیم، آنگاه توانایی انطباق با آن را خواهیم داشت. در غیر این صورت حضورمان در آنجا به شیوه آزمون و خطا خواهد بود. بدون تردید با این شیوه امکان موفقیت پایدار در عرصه کسب وکار وجود ندارد.

یادگیری از اشتباهات دیگران

سالامون تیموتی (مدیرعامل برند OneIMS)

هرچه آگاهی ما از برندهای ناموفق بیشتر باشد، توانایی ما در زمینه طراحی محصولات کاربردی برای مشتریان بیشتر خواهد شد. هرگاه شکستی در عرصه کسب وکار روی می دهد، یک یا چند عامل اساسی در آن وجود دارد. درست به مانند مسابقه های ورزشی که در آنها تیم آنالیز دلایل شکست و موفقیت سایر تیم ها را بررسی می کند. در اینجا نیاز اصلی هر برندی تشکیل تیم بررسی عملکرد سایر برندهاست. به علاوه، نیم نگاهی هم باید به عملکرد گذشته خود نیز داشته باشیم. نکته مهم در دنیای کسب وکار امکان روی دادن یک اشتباه به شیوه های مختلف است، بنابراین گاهی اوقات باید به ریشه یابی اشتباهات پرداخت. البته در این میان باید عملکرد برندی فعال در صنعت خودمان را مورد بررسی قرار دهیم. وگرنه نتیجه کاربردی از فرآیند آنالیز حاصل نمی شود. پس از بررسی اشتباهات سایر برندها دیدگاه ما نسبت به کسب وکار و نحوه تعامل با مشتریان ارتقا خواهد یافت.

توجه به همه جزییات

امبر اندرسون (موسس شرکت Tote + Pears)

وقتی برند ما قصد فعالیت در بازاری تازه را دارد، باید از صفر شروع کند. منظور اصلی من در اینجا متوجه فرآیندهای تحقیق و پژوهش پیرامون مشتریان است. یک برند تازه تاسیس همیشه سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه شناخت مشتری اش دارد. ما نیز به هنگام تلاش برای حضور در بازاری جدید باید تحقیقات خودمان را از نو شروع کنیم. اشتباه بسیاری از برندها در این زمینه اکتفا به آمارهای سطحی است. در بسیاری از موارد برندها فقط به آمار مربوط به تعیین جنسیت مشتریان بالقوه توجه دارند. این در حالی است که فرآیند فروش فقط مبتنی بر جنسیت مشتریان نیست. فاکتورهایی نظیر موقعیت جغرافیایی، جنسیت، زبان، فرهنگ، جایگاه اجتماعی و سطح درآمد به گونه ای ترکیبی در این امر دخالت دارند.

نکته مهم بعدی، هویت های چندگانه مردم در دنیای مدرن است، بنابراین هویت کاربران شبکه های اجتماعی شاید هماهنگی بسیار کمی با هویت واقعی آنها در زندگی داشته باشد. این امر دستیابی به آماری خطاناپذیر را بسیار دشوار می کند. به همین دلیل همیشه باید آمادگی تغییر سریع استراتژی ها را داشت، چراکه در غیر این صورت به صورت ناگهانی عافلگیر می شویم.

شروع فرآیند فروش پیش از بنای هر چیز دیگری

نیکولاس هاسه (مدیرعامل برند MaintainX)

اکنون هیچ چیز ساده تر از طراحی یک سایت و آدرس ایمیل معتبر نیست. به همین دلیل پیشنهاد اصلی من در اینجا تلاش برای فروش محصول مان پیش از اختصاص بودجه های کلان برای طراحی نهایی و ارسال آن به خط تولید است. به این ترتیب در صورت عدم استقبال مشتریان از محصول مان زحمت تولیدش را نخواهیم کشید. اگر نگاهی به لیست طولانی برندهای ناموفق در زمینه فروش محصولات شان انداخته باشید، اهمیت نکته فعلی را به خوبی درک خواهید کرد.

مرحله بعد از تمرکز روی فروش مستقیم یافتن مشتریان ایده آل مان است. در اینجا هدف اصلی باید یافتن مشکلات آنها باشد. منظور من از مشتریان ایده آل افرادی به غیر از اعضای خانواده یا دوستان مان است. در اغلب موارد دوستان یا اعضای خانواده به دلایل مختلف از بیان حقیقت خودداری می کنند. به همین دلیل باید تا جای ممکن هیچ ارتباط قبلی با افراد مورد نظر نداشته باشیم. فقط در این صورت آنها بدون هیچ تعارفی تمام حقیقت را بیان خواهند کرد.

وقتی سراغ طراحی محصول می رویم، باید مشکلات مشتریان را با خلاقیت برندمان ترکیب کنیم. نتیجه این کار محصولی کاربردی و در عین حال زیبا خواهد بود.

یافتن اندازه بازار

جارد آتچیسون (موسس برند WPForms)

رمز موفقیت هر برندی در بازارهای جدید آگاهی از اندازه بازارهای مورد نظر و وضعیت رقباست. نکته مهم درخصوص این کار اقدام برای گردآوری اطلاعات پیش از عرضه محصولات است. آیا اصلا جایی برای یک برند دیگر در بازار مورد نظر وجود دارد؟ این مسئله ربطی به کوچکی بازار مورد نظر ندارد. در بسیاری از موارد حجم رقبا در یک بازار به قدری بالاست که در عمل آن را بدل به میدان جنگ می کند. یک برند هوشمند در جنین شرایطی هزینه ناشی از ماجراجویی در بازاری جدید را متحمل نمی شود. به علاوه، در صورتی که ما از وجود برندهای مختلف در بازارهای مورد نظرمان آگاه باشیم، نحوه فعالیت مان در آن بازارها متفاوت خواهد شد.

یکی از راهکارهای جالب و کاربردی برای جمع آوری اطلاعات در مورد وضعیت یک بازار جست وجوی ترندهای گوگل است. این امر علاوه بر آگاهی بخشی پیرامون وضعیت بازار ما را از وجود رقبای مختلف نیز مطلع می کند. اهمیت جست وجوی ترندها در زمینه یافتن ایده های نو و خلاقانه برای حضور قدرتمند در بازار مورد نظر است.

فراهم سازی راه حل برای مشکل مشتریان

فریتز کولکل (مدیرعامل برند ABN Circle)

بسیاری از برندهای موفق در مقیاس جهانی کار خود را با فراهم سازی راهکار مناسب برای یک مشکل خاص شروع کرده اند. فرقی ندارد راهکار ما یک کالا، سرویس یا محصولی ترکیبی باشد. اگر در زمینه کمک به حل مشکلات مردم گام مثبتی بردارد، فروش آن تضمین خواهد شد. فقط در صورتی که برند ما توانایی یافتن راهکاری نو برای حل مشکل مشتریان را داشته باشد، موفق خواهد شد. در بحث برندسازی وقتی صحبت از ارزش اصلی برندها می شود، مفهوم مورد نظر دقیقا بر پایه یافتن راهکار برای مشکلات مشتریان قرار دارد.

وقتی یک برند راهکاری کاربردی برای حل مشکل مشتریان داشته باشد، فرآیند خلق کمپین های بازاریابی، تبلیغات و برندسازی آن نیز به راحتی و در مدار یک ارزش واحد پیش خواهد رفت. در غیر این صورت ساماندهی چنین فرآیندهایی هزینه های بالایی خواهد داشت.

شناسایی مخاطب هدف برندمان

کریس کریستوف (رئیس موسسه پژوهشی MonsterInsights)

پیش از آنکه به شروع کسب وکار یا عرضه محصولات مان فکر کنیم، باید تعریف دقیقی از مخاطب هدف مان ارائه کنیم. همچنین شناخت مخاطب هدف نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. وقتی ما آگاهی جامعی در مورد ماهیت مخاطب هدف برندمان داشته باشیم، در زمینه طراحی محصولات موفق تر عمل خواهیم کرد. بالطبع وقتی محصول ما باب میل مخاطب باشد، فرآیند فروش نیز راحت تر دنبال می شود. نکته مهم در این میان توجه به تفاوت های میان هر بازار است. اشتباه بسیاری از برندها پیگیری شیوه های مربوط به بازارهای دیگر در یک بازار کاملا جدید است. شاید گاهی اوقات تفاوت میان بازارها بسیار اندک و ناچیز باشد، با این حال همین تفاوت های اندک به هنگام فروش مشکلات زیادی را به ارمغان خواهد آورد. به طور معمول امروزه برای آگاهی از مخاطب هدف به آمارهای رسمی مراجعه می شود. به این ترتیب برای شناخت بهتر مخاطب هدف برندمان باید دست به کار شویم. بخش توسعه و تحقیقات معمولا چنین وظیفه ای را برعهده دارد. با این حال اگر برند شما بخش توسعه و تحقیقات ندارد، باید سراغ آژانس های پژوهشی و بازاریابی بروید. این امر علاوه بر مقدار هزینه مشخص، اطلاعات معتبر (مزیت اصلی) در اختیار شما قرار خواهد داد.

شناخت ارزش منحصر به فرد برندمان

گانر گیلیوان (مدیرعامل شرکت FreeUp)

یکی از مهم ترین فاکتورهای موفقیت در دنیای کسب وکار طراحی محصولی متمایز از نمونه های مشابه است. به این ترتیب برند ما یک ارزش منحصر به فرد برای مشتریان پدید می آورد. در اینجا، همانطور که در توصیه های قبلی اشاره شد، باز هم بحث راهکار منحصر به فرد برندمان برای مشکلات مشتریان مطرح است. اگر برند ما راهکاری موفقیت آمیز برای حل مشکلات مشتریان به شیوه ای ساده تر از آنچه هست، نداشته باشد، در عمل موفقیتی هم کسب نخواهد کرد.

ارزیابی واقعی ارزش برندمان

برایان گرینبرگ (موسسه بیمه True Blue Life)

هر برندی ذهنیت خاصی از ارزش خود دارد. نکته مهم در این میان انطباق ذهنیت ما با واقعیت است. به عنوان مثال، چندی پیش من یک کسب وکار اینترنتی در فیلادلفیا داشتم. به نظر من آن کسب وکار ارزش بسیار بالایی داشت. وقتی مجبور به نقل مکان به کانادا شدم، برندم را برای فروش گذاشتم. در عین ناباوری ارزیابی آژانس های فروش برند از ارزش کسب وکارم بسیار پایین تر از حد انتظار بود. وقتی دلیل این ارزیابی را جویا شدم، به تفاوت معیارهای شخصی ام از موفقیت با معیارهای رایج پی بردم. نکته مهم مدنظر من در این بخش تلاش برای ارزیابی ارزش برندمان به صورت واقع گرایانه است. به این ترتیب شاید برندمان اصلا آمادگی حضور در بازاری تازه را نداشته باشد.

اهمیت جست وجوی کلیدواژه ها

سید بلخی (رئیس موسسه WPNBeginner)

وقتی به دنبال طراحی کمپین ورودمان به بازاری تازه هستیم، تحقیق پیرامون کلیدواژه های آن منطقه اهمیت بالایی دارد. بهترین ابزار برای یافتن کلیدواژه ها گوگل است. به این ترتیب با جست وجوی کلیدواژه های منطقه مورد نظر آمادگی لازم برای طراحی کمپینی جذاب را خواهیم داشت. به غیر از کلیدواژه های مشهور باید به دنبال خلق کلیدواژه های مرتبط با برندمان نیز باشیم. به این تریب توان تاثیرگذاری برند ما افزایش چشمگیری خواهد داشت.

ارزیابی هزینه ها و تقاضا

باروخ لابونسکی (مدیرعامل موسسه Rank Secure)

ایده های موفق همیشه نیازمند بودجه ای کلان نیستند. با این حال ارزیابی هزینه مورد نیاز برای اجرای آنها ضروری است، بنابراین پیش از پرداختن به هر نکته دیگری باید سراغ ارزیابی هزینه های مورد نیاز برای اجرای طرح مان باشیم.

نکته مهم دوم، ارزیابی تقاضا برای محصول مان است. به این ترتیب محصول بدون تقاضا به بازار عرضه نخواهد شد.

نخستین نکته مورد نظر من برای شروع کسب وکار در بازار تازه مقررات آن منطقه است. در بسیاری از موارد مقررات مربوط به یک بازار تازه تاثیر انکارناپذیری روی سرنوشت برندهای خواهان حضور در آن می گذارد. به این ترتیب در برخی از موارد حتی باید از حضور در آن بازار صرف نظر کرد. این امر نکته ای فراتر از برآورد هزینه ها و تقاضای مشتریان برای محصولات مان است، چراکه اگر مقررات یک منطقه با وضعیت برندمان سازگار نباشد، امکان موفقیت نخواهیم داشت.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر شما در ارتباط با نسل جوان مشغول به فعالیت تجاری هستید، یافتن موارد تازه متعدد برای تمرکز بسیار راحت خواهد بود. مفاهیمی نظیر نسل جدید، مشتریان جدید و ایده های جدید فکر بسیاری از کارشناس های حوزه بازاریابی و کسب وکار را به خود جلب کرده است. نکته مهمی که در میان هیاهوی توجه به نسل جدید مشتریان تقریبا به فراموشی سپرده شده، مشتریان فعلی برندهاست. به این ترتیب بسیاری از برندها در عمل مشتریان فعلی خود را فراموش می کنند. بهانه شرکت ها برای عدم توجه به مشتریان فعلی شان بسیار ساده است: آنها در هر صورت به برندمان وفادار خواهند ماند. چنین استدلالی شاید منجر به خدمت رسانی نامناسب نیز شود. در نتیجه مشتریان فعلی برندها نارضایتی عمیقی پیدا خواهند کرد.

اگر به دنبال توسعه کسب و کار و موفقیت در بازارهای مختلف هستید، باید فکر ماندگاری همیشگی مشتریان را فراموش کنید. در صورتی که به مشتریان فعلی تان توجه لازم را نکنید، آنها را هم از دست خواهید داد. ادامه روند مثبت خدمت رسانی به مشتریان فعلی به منظور حفظ آنها بسیار ضروری است. امروزه اعتبار برندها براساس مشتریان وفادارشان سنجیده می شود، بنابراین الگوی فعالیت برندها باید براساس حفظ مشتریان ثابت و تبدیل شان به مشتریان وفادار باشد. نکته مهم درخصوص جذب مشتریان وفادار نگاه به آن تحت عنوان رابطه ای دوجانبه است. به این ترتیب در صورت علاقه به تبدیل مشتریان به نمونه وفادار باید برندتان نیز کسب وکاری وفادار برای آنها باشد. در غیر این صورت رابطه میان شما و مشتریان تان دوام چندانی نخواهد داشت.


ایجاد جدول زمانی

یکی از راهکارهای جالب برای تضمین تعامل مداوم برندمان با مشتریان ایجاد یک جدول زمانی دقیق است. در این جدول باید مقدار زمان تعامل متقابل مشتریان و ما سنجیده شود. ایده اصلی این کار را جدول های فروش ماهانه به من داده است. اگر برندها برای فروش محصولات شان اینقدر اهمیت قائل هستند، پس چرا دلیلی برای عدم توجه به مشتریان وجود نخواهد داشت. به هر حال تا مشتری جذب نشود، فرآیند فروش نیز پیشرفت نخواهد کرد. بدون تردید راهکارهای زیادی برای تعامل با مشتریان وجود دارد. در این بخش هدف من بررسی راهکارهای متنوع نیست. نکته اصلی تهیه جدولی دقیق برای ارزیابی میزان تعامل ماست. به این ترتیب در هر زمانی امکان تجدید نظر و بهبود شرایط وجود خواهد داشت. متاسفانه بسیاری از برندها نسبت به این مقوله بی توجه هستند. به همین خاطر معمولا مواجهه با ریزش شمار مشتریان برای آنها ناگهانی و شوکه کننده خواهد بود.


معجزه گفت وگو

امروزه شمار هرچه بیشتری از شرکت ها در حال استفاده از نرم افزارهای چت با هدف جلب نظر مشتریان هستند. اگر هنوز برند شما اقدامی برای راه اندازی بخش گفت وگو خودکار و سریع نکرده است، باید هرچه سریع تر فکری به حال آن کنید. در حقیقت، امروزه بسیاری از مشتریان پشتیبانی مبتنی بر نرم افزارهای پیشرفته چت را از جمله پیش نیازهای هر برند حرفه ای می دانند. نکته مهم در این میان تفاوت نرم افزارهای چت نسل جدید با نمونه های قدیمی است. به این ترتیب دیگر خبری از پاسخ های خودکار و سریع نخواهد بود. در عوض، پیام های مشتریان به صورت طبقه بندی شده در اختیار اعضای تیم پشتیبانی امور مشتریان قرار می گیرد. به این ترتیب در زمان و هزینه های شرکت ها صرفه جویی صورت خواهد گرفت. از نظر روانشناختی، امروزه مشتریان احساس راحتی بیشتری نسبت به گفت وگو متنی دارند. به این ترتیب گفت وگوی تلفنی برای بسیاری از افراد در سراسر جهان استرس آور تلقی می شود. با توجه به این نکته مهم، برند ما باید در راستای ارج نهادن به خواست مشتریان عمل کند. در غیر این صورت همیشه رقیبی آماده برای سرقت مشتریان فعلی ما وجود دارد.

تا اینجا نسبت به تاثیرگذاری نرم افزارهای چت صحبت کردم، اما به راستی پس از دریافت پیام های مشتریان چگونه باید به آنها واکنش نشان داد؟ نخستین نکته ای که باید مد نظر داشت، استفاده از لحن دوستانه و صمیمی است. به این ترتیب مشتریان اساس نزدیکی به ما را خواهند داشت. قدم دوم، پرداختن به پرسش یا گزارش ناکارآمدی محصول از سوی مشتری است. در این بخش هدف اصلی بیان شیوه استفاده درست از محصولات یا در صورت لزوم عذرخواهی به دلیل خرابی محصول است. اگر ایراد از جانب خط تولید است، باید آن را پذیرفت. در اینجا صرف عذرخواهی تاثیری ندارد. برند ما باید به سراغ جبران ایراد پیش آمده نیز برود. تعویض محصول خراب با نمونه ای سالم و در موارد امکان پذیر بازپرداخت هزینه خرید مشتریان اقدام مناسبی خواهد بود.

برنامه ریزی برای زمان های خاص


اگرچه در ابتدای مقاله به ایده ایجاد جدول زمانی برای ارزیابی مقدار زمان تعامل میان ما و مشتریان مان اشاره شد، اما راهکارهای بیشتری نیز در دسترس برندها هست. یکی از ایده های جالب استفاده از سیستم اتوماسیون ارسال ایمیل است. به این ترتیب در زمان مناسب ایمیل های مناسبی برای مشتریان ثابت مان ارسال خواهد شد. نکته مهم درخصوص استفاده از سیستم ارسال ایمیل دسته جمعی تمرکز روی زمان های خاص است. اگر به طور روزانه ایمیل ارسال کنیم، در اندک زمانی با خیل مشتریان ناراضی مواجه خواهیم شد. در هر صورت هیچ کسی علاقه ای به مشاهده پیام های تبلیغاتی به صورت روزانه ندارد، حتی اگر متن آن پیام حاوی تبلیغ نباشد. وقتی در زمان های خاص ایمیل ارسال کنیم، دست مان برای غافلگیری مشتریان باز خواهد بود. یک ایده جالب در این میان ارائه کدهای تخفیف برای خرید است. به این ترتیب احترام برندمان به مشتریان فعلی را نمایش خواهیم داد. این کار از آنجایی اهمیت دارد که چنین کدهای تخفیفی معمولا برای جلب نظر مشتریان جدید به کار می رود. با برعکس سازی این روند به خوبی از اهمیت و ارزش بالای مشتریان وفادار برندمان سخن خواهیم گفت.

اگرچه سیستم ارسال ایمیل دسته جمعی به طور معمول برای جلب نظر مشتریان تازه کاربرد دارد، اما در عمل تاثیرگذاری به مراتب بیشتری در رابطه با مشتریان ثابت خواهد داشت.

نمایش جلوه های پنهان و غیرمنتظره کسب وکار

انسان ها در طول روز با رویدادهای زیادی مواجه می شوند. به هر حال در طول فقط یک روز اتفاقات گوناگونی برای ما رخ می دهد. به همین دلیل پایان روز با ذهنی خسته و آکنده از تشویش های مختلف مواجه خواهیم بود. وقتی ذهن ما در طول یک روز با حجم بالایی از اطلاعات مختلف سروکار داشته باشد، فراموشی مطالب اجتناب ناپذیر خواهد بود. به همین دلیل بسیاری از تبلیغات برندها به سرعت از ذهن مخاطب پاک می شود. تنها راه حل مناسب در این میان یادآوری مداوم برندمان و محصولاتش به مخاطب است. در غیر این صورت هزینه های مقطعی مان بازده مناسبی نخواهد داشت.

یک ایده مناسب برای جلب توجه مداوم مشتریان نمایش پشت صحنه کسب وکارمان است. به عنوان مثال، ویدئویی کوتاه از پشت صحنه خطر تولیدتان به اشتراک بگذارید. چنین محتوایی معمولا برای مشتریان بسیار جذاب است، چراکه شمار اندکی از برندها اقدام به نمایش خط تولیدشان می کنند.

آیا شما اخیرا قرارداد همکاری با یک شرکت بزرگ امضا کرده اید؟ یا شاید هم پروژه تحقیقاتی بزرگی را با موفقیت به پایان برده اید. در هر صورت به عنوان خوراک خبری باید مشتریان تان را از جریان امور مطلع سازید. این کار موجب نزدیکی بیشتر مشتریان با برندمان خواهد شد.

فراتر از وفاداری فکر کنید

امروزه افراد کمتر در مورد برندهایی که بدان وفادار هستند، صحبت می کنند. این امر حتی در شبکه های اجتماعی نیز به ندرت مشاهده می شود. در حقیقت، به عنوان یک اصل کلی مشتریان علاقه چندانی به صحبت در مورد برندها ندارند. مگر در مواردی که پای عملکرد نامطلوب شرکت ها در میان باشد. با توجه به این حوادث به نظر دیگر زمان عبور از بحث وفاداری رسیده است. رویکرد مناسب برای شرایط فعلی تلاش در جهت ترغیب مشتریان به بیان الگوی علاقه مندی و المان های مورد پسندشان خواهد بود. اجرای چنین استراتژی در ساده ترین الگو نیازمند استفاده از مشتریان در زمینه مدیریت صفحات مان در شبکه های اجتماعی است. به این ترتیب علاوه بر استفاده از نظرات و اعمال سلیقه مشتریان به محتوای مجانی نیز دست می یابیم. نظرخواهی برای جمع آوری دیدگاه مشتریان در مورد برندمان هم یکی دیگر از راهکارهای خلاقانه برای حرکت در فراسوی بحث وفاداری است.


جمع بندی

بدون تردید بحث وفاداری مشتریان برای هر کسب وکاری ضروری است. با این حال هیچ گاه نمی توان از حضور مشتریان در کنارمان برای مدتی طولانی مطمئن شد. به همین دلیل ابتدا باید راه را نشان شان دهیم و سپس انتظار دریافت پاسخ داشته باشیم. این کار از طریق تلاش برای تعامل دوجانبه با دیگر برندها صورت می گیرد.

به عنوان آخرین کلام، همیشه ارتباط خود با مشتریان را حفظ کنید. همچنین اجازه دهید آنها از موفقیت های شما خبردار شوند. این کار تاثیر انکارناپذیری روی دیدگاه شان از برند شما خواهد داشت. همچنین عشق و علاقه به برندمان را نزد مخاطب تقویت می کند. به یاد داشته باشید که عشق و وفاداری همیشه دو روی یک سکه هستند.

مترجم: علی آل علی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

آخرین باری که با یک مرکز پشتیبانی خدمات یا محصول تماس گرفتید و کمک ‌خواستید کی بود؟ به احتمال زیاد چند دقیقه تلفن را نگه داشته‌اید تا تلفن گویا توضیحات طولانی به شما بدهد و بعد از اینکه در نهایت تلفن به کارمند آن بخش وصل شد، یک دستورالعمل پیچیده در اختیارتان قرار می‌گیرد که باعث می‌شود حس کنید با یک روبات که برنامه خوبی هم به آن داده نشده صحبت می‌کنید. در آخر با این حس که نتوانسته‌اید جواب سوالتان را بگیرید، سردرگم و بی‌نتیجه تماس را قطع می‌کنید، در حالی که دلتان می‌خواهد گوشی را پرت کنید. این اتفاقات آشنا به نظر نمی‌رسند؟

مسیر جایگزین

تعاملاتی که با مراکز پشتیبانی تلفنی داریم، همیشه به همین شکل بوده‌اند. ارتباط برقرار کردن با آنها یک کار طاقت‌فرسا است که باعث می‌شود همیشه از انجام آن طفره برویم. اگر چاره دیگری داشتیم، چه می‌شد؟ چه می‌شد اگر این مکالمات باعث می‌شد حس کنیم با یک انسان واقعی صحبت می‌کنیم که برای نیاز ما یک راه حل ساده و یکپارچه دارد. مطمئنا در این صورت بیشتر از مکالمه لذت می‌بردید و مسوول پاسخگویی به مشتری در آن طرف خط هم روز کاری بهتری داشت.

شرکت Aegon که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بیمه عمر و بازنشستگی در دنیا محسوب می‌شود، تصمیم گرفت این تجربه را برای مشتریان خود فراهم کند. پیام آنها واضح و صریح بود: تحول مکالمات مرکز خدمات به مشتری از طریق رفتار؛ به این صورت که قرار شد آنها از روانشناسی انسان استفاده کنند تا نقاط اشکال تعاملاتی را که بین مشتری و نماینده شرکت وجود دارد، شناسایی کنند و آن را به مکالمه‌ای تبدیل کنند که هر دو طرف از آن لذت ببرند.

شرکت Aegon ابتدا با یک سرویس دیجیتال برای کسانی که یک طرح بازنشستگی ساده می‌خواستند، کار خود را شروع کرد. با وجود این پیشنهاد ساده، تصمیم‌های مالی همیشه با سطحی از پیچیدگی همراه هستند، بنابراین مشتریان هنوز به تعامل انسانی نیاز داشتند تا راهنمایی بگیرند و از خدماتی که گرفته‌اند، مطمئن شوند. در نتیجه، طرح Aegon Assist ایجاد شد تا مشتری با یک نماینده خدمات به مشتری برای کمک گرفتن در تصمیم‌های مالی خود، تماس بگیرد.

تغییر متن مکالمه

بعد از اینکه مقامات Aegon به این نتیجه رسیدند که باید این تعاملات تلفنی را تغییر دهند، با استفاده از نظرات مشاوران، متن‌هایی که در مکالمات استفاده می‌شد را مورد بررسی قرار دادند و قرار شد با بهینه‌سازی محتوا و حذف عبارت‌های گنگ، گفت‌وگو را انسانی‌تر کنند. به‌عنوان مثال، با بخش‌بندی کردن اطلاعات به مراحل قابل مدیریت، جملات سنگین و غیررسمی کاهش یافت، چون مردم دوست دارند مکالمه‌ای را ادامه بدهند که اطلاعات جزئی‌شده و جدا از هم به آنها داده شود. به علاوه، مسوول پاسخگویی به مشتری اطمینان می‌داد که تا پایان رسیدن به نتیجه مورد نیاز او، مکالمه ادامه پیدا می‌کند.

کلر هاستین، از معاونان ارشد Aegon می‌گوید: «تغییراتی که در متن مکالمه دادیم، باعث شد شرایط پیچیده بیمه بازنشستگی را به شکل ساده‌تر و قابل فهم برای مشتری توضیح دهیم.»

سپس برای اینکه مسوولان پاسخگویی به مشتری اعتماد به نفس بگیرند و بتوانند بر مکالمات پیچیده‌ای که متن از پیش‌ تعیین‌ شده‌ای ندارد مسلط شوند، مهارت‌هایی در روانشناسی رفتاری به آنها آموزش داده شد. در واقع، اقتصاد رفتاری، به‌صورت عملی پیاده شد که سوگیری‌ها و ابتکاراتی مثل «هنجارهای اجتماعی،» «سوگیری اختیار» و «فرار از ابهام» را دربرمی‌گرفت.

افزایش بهره‌وری

علاوه بر اینها، صفحاتی که مقابل مسوول‌های پاسخگویی به مشتری قرار داشت بازطراحی شد تا امکان مکالمه بهتر فراهم شود و فضای کار طوری تغییر کرد که بهره‌وری، سلامت و رفاه آنها توسعه پیدا کند. قبلا این صفحات به پاورپوینت‌هایی با طراحی بد، رنگ‌بندی شلوغ و فونت‌های سخت‌خوان مجهز بود. این جلوه بصری بد تغییر کرد و آیکون‌هایی اضافه شد تا امکان تشخیص، هنگام خواندن افزایش پیدا کند و خود به خود باعث واکنش مثبت پاسخ‌دهندگان شود.  محیط فیزیکی کار هم بهینه‌سازی شد تا انگیزه کارکنان بالا رود و میزان ترک کار به حداقل برسد و در نتیجه هزینه استخدام و آموزش نیروهای جدید هم کاهش یابد.  از آنجا که صداهای محیط می‌توانند اثری منفی بر توجه و تمرکز افراد بگذارند، از سقف و دکوراسیون مخصوصی استفاده شد تا این صداها را جذب کند. همچنین در طراحی فضا از گیاهان و صداهای پس‌زمینه طبیعت استفاده شد تا روحیه کارکنان بالا برود و احساس آرامش کنند.

مدتی نگذشت که مسوولان پاسخگویی به مشتری اعلام کردند به خاطر مکالمه‌های غنی‌تری که با مشتریان دارند، در نقش‌های خود احساس قدرت بیشتری می‌کنند. روانشناسی بخشی از کار آنها شده بود و این باعث می‌شد تعهد بیشتری داشته باشند و رضایت مشتریان هم به نوبه خود افزایش یافت. در واقع، این یک بازی برد-برد بود. علاوه بر اینکه بازطراحی مکالمات، مسوولان پاسخگویی به مشتری را خوشحال‌تر کرده بود، مشتری‌ها هم از گفت‌وگوی خود لذت می‌بردند و نتایج مالی بهتری برای Aegon  رقم خورد.  استوارت گالاگر، مدیر مرکز تماس Aegon

 می‌گوید: «این تغییر باعث شد چیزی وجود داشته باشد که مسوولان پاسخگویی به مشتری به آن فکر کنند. ساختاری در اختیار کارکنان قرار گرفت که برای کنترل کردن مکالمات از همان ابتدا، به آن نیاز داشتند.»  تغییر متن‌های رسمی و سنگین به مکالماتی صمیمی‌تر، به این معنی بود که روانشناسی رفتاری، هم مشتری و هم مسوولان پاسخگویی را توانمندتر کرده است.


مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی


نظرات()   
   
پنجشنبه 10 آبان 1397  11:21 ب.ظ

در جهان امروز که شرکت های تازه بنیان و کارآفرین های عالی به وفور یافت می شوند، نمی توان خبرهای زیادی که در مورد شکست یک استارتاپ و یا مشکلاتی که در امر فروش اجناس به صورت مداوم شنیده می شود را نادیده گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که عدم وجود مهارت های مربوط به تکنولوژی، کمبود سرمایه و یا محصولات غیرمؤثر، علت وقوع این اتفاق نیستند. مشکل اصلی عموماً به امر فروش باز می گردد.

 در یک استارتاپ، هیچ چیز مهم تر از توانایی فروش نیست. با این حال، تعداد کمی از شرکت ها از این واقعیت اطلاع دارند. در دهۀ اخیر، من افتخار همکاری با گروه های فروش شرکت های بزرگ و موفق تکنولوژی محور با درآمد بالغ بر 500 میلیون دلار را در سراسر کشور داشته ام. سپس زندگی حرفه ای خود را صرف حمایت و همکاری با مؤسسین شرکت های تکنولوژی تجاری-تجاری در سال های ابتدایی فعالیت و کمک به پیاده سازی یک سیستم فروش در سطح جهانی کردم.

در ادامه به این یافته های چند ساله اشاره خواهم کرد. راه حل تمامی مشکلات فروش منوط به انجام صحیح سه اصل ساده، صرف نظر از بزرگی شرکت است که وجودشان برای شروع، پیشرفت و ساخت یک تیم فروش در سطح جهانی از الزامات محسوب می شود.

افراد

اولین قدم در اختیار داشتن افراد خبره و مناسب است. بزرگ ترین اشتباهی که در فهرست شکست یک تشکیلات در زمینۀ فروش وجود دارد، عدم توجه و اهمیت به مدیریت است. ملامت کردن مأموران فروش به دلیل فروش ضعیف، کاری ساده است، اما در صورت فروش ضعیف، این مدیران در سطوح سرپرستی و معاونت هستند که عموماً کار خود را درست انجام نداده اند. بله، طبیعتاً استخدام مأموران فروش خبره از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اگر مدیریت گروه توسط یک مدیر معمولی انجام شود، مهارت، تجربه و یا تلاش تیم فروش بی نتیجه خواهد ماند.

فرآیند

دوم، وجود یک فرآیند استراتژیک است. زمانی که از نظر افراد تیم، کار شرکت تکمیل شد، چه اقدامات و فعالیت هایی را از آنها می خواهید؟ چه تعداد تماس تلفنی باید با مشتریان احتمالی برقرار کنند؟ پس از برقراری تماس چه کاری انجام می دهند؟ پس از چندبار تلاش برای فروش محصولات به یک مخاطب، دیگر با آنها تماس نمی گیرند؟ از چه کانال های دیگری برای رسیدن به مخاطب استفاده می کنند؟ زمانی که با مشتریان احتمالی صحبت می کنند و یا اعتراض آنها را می شنوند چگونه رفتار می کنند؟ چه مشکلاتی را برای مشتریان حل وفصل می کنند؟

اینها تنها قسمت کوچکی از سؤالاتی هستند که باید قبل از اولین تماس تلفنی مأمور فروش به آنها پاسخ داده شود. مدل سنتی و بدون برنامه دیگر قابلیت اجرایی نخواهد داشت. هنگامی که فرآیندی این چنین به وجود آمد، باید از چگونگی پیشبرد و آموزش فرآیند به افراد تیم و همچنین مسئول گروه مطمئن شوید. مدیران شما باید سخت کوش ترین افراد تشکیلات شما باشند و از عهده مسئولیت و آموزش تمامی تیم برای پیشبرد فرآیند به شکلی مطلوب برآیند. 

فرهنگ

هنگامی که افراد مناسب و فرآیند مورد نیاز را به دست آوردید، قدم سوم فرهنگ شرکت شما خواهد بود. این نکته ای است که اکثر شرکت ها در آن با مشکل مواجه می شوند. فرهنگ به وجود یک میز پینگ پنگ در سالن استراحت و یا مکانی برای چرت زدن خلاصه نمی شود. البته، اینها موارد قابل توجهی هستند، اما ربطی به فرهنگ شرکت شما ندارند. فرهنگ شرکت، مجموعه قوانین و ارزش هایی هستند که تشکیلات شما را تعریف می کنند و از بالاترین سطح شرکت شروع می شوند. 

اگر مدیرعامل شرکت منظم ترین فرد گروه باشد، فرهنگ تیم فروش نیز از همین قاعده پیروی خواهد کرد. اگر معاون فروش همواره برای ارتقای شخصی خود تلاش کند، فرهنگ تیم فروش نیز آن را منعکس خواهد کرد. اگر مدیران فروش خود را ملزم به موفقیت بالا و خواست محکم برای پیروزی کنند، تیم فروش نیز همگام با این فرهنگ پیش خواهد رفت. بیشتر رهبران دوست ندارند این گونه صحبت ها را بشنوند، اما حقیقت امر همین است. بیشتر افراد به نقش های مدیریتی به عنوان یک راه فرار از مسئولیت های دشوار نگاه می کنند؛ در حالی که باید زودتر از دیگران سر کار حاضر شوند، دیرتر روز کاری خود را به پایان رسانند و برای کمک به تیم خود تلاش کنند.

بزرگ ترین دستاوردهای زندگی عموماً در کوچک ترین جزییات پیدا می شوند. پیدا کردن افراد خبره، ساخت یک فرآیند قوی و به وجود آوردن فرهنگی مناسب هیچ پیچیدگی خاصی ندارد. شما تنها باید خود را برای انجام این امور متقاعد کنید. شکست در دنیای استارتاپ لزوماً آمار و ارقام نیست که تمام تلاش خود را صرف فرار کردن از آن کنید. از دیگران پیشی بگیرید و در بازی فروش پیروز شوید!


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : پژوهش‌های مختلفی که روی محصول و مشتریان انجام می‌گیرد، برای بررسی ادراک مشتریان از محصولات و مولفه‌های مهمی که تاکنون نادیده گرفته شده‌اند، کارآیی زیادی دارند. به‌عنوان مثال، این پژوهش‌ها ممکن است نشان دهند که در بازار پوشاک زنانه، سهولت خرید و دسترسی به تعداد زیادی فروشگاه، برای مشتریان اهمیت دارد اما تاکنون هیچ‌کدام از رقبا به‌طور جدی به این موضوع توجه نکرده‌اند.

در چنین شرایطی، یک شرکت اقدام به ایجاد این مزیت در محصولات خود می‌کند و باعث می‌شود تا یک گام از رقبا جلو بیفتد. اما مشکل آنجا است که بسیاری از این متمایزسازی‌ها موقتی است و رقبای شما هم به سرعت اقدام به تقلید از محصولات و خدمات شما کرده و رقابت را برایتان سخت می‌کنند؛ مگر آنکه مزیت رقابتی شما به راحتی برای آنها قابل تقلید نباشد.

در هر صورت، روند دیگری نیز در فعل‌وانفعالات بازار به چشم می‌خورد که باید به آن توجه کرد. این روند، بهبود مستمر محصولات و خدمات است. پس از آنکه محصول یا خدمت جدیدی (به‌عنوان مثال، کامپیوتر) به بازار عرضه می‌شود، مشتریان زیادی جذب آن می‌شوند و سود بالایی نصیب اولین شرکت ارائه‌کننده آن می‌شود. اما رقبا نیز بیکار نمی‌نشینند و آنها هم به‌زودی، محصولات و خدمات مشابهی به بازار عرضه می‌کنند که از سود شما می‌کاهند. در این بین، شما به‌طور مستمر محصولات و خدمات خود را بهبود می‌دهید تا فاصله خود را با رقبا حفظ کنید. اما هر قدم رو به جلو، نه به اندازه معرفی یک محصول کاملا جدید برای شما سودآور است و نه مدت زمان زیادی بین شما و رقبایتان فاصله می‌اندازد.این رقابت دائمی و بهبود مستمر محصولات و خدمات آنقدر ادامه پیدا می‌کند که از سطح نیازها و خواسته‌های مشتریان فراتر می‌رود؛ حتی با آنکه نسبت سود به هزینه‌های شما پیوسته کاهش می‌یابد.

به‌عنوان مثال، شرکت اپل در سال ۲۰۰۷، با معرفی آی‌فون، بازار جدید گوشی‌های هوشمند را در اختیار خود گرفت و هیچ‌کدام از رقبای آن از جمله سامسونگ نمی‌توانستند با قدرت پردازشگر، اندازه صفحه نمایش، شفافیت تصویر، کیفیت دوربین و فناوری‌هایی مانند حسگر اثرانگشت رقابت کنند. نتیجه، سودآوری بالای شرکت اپل در آن سال‌ها بود. اما با گذر زمان، تمام رقبا این فناوری‌ها را کسب کردند و دیگر هیچ‌کدام از آنها نمی‌توانستند برتری بلندمدت از نظر فناوری‌های خود داشته باشند. رقابت شدید باعث شد تا آنها از سطح انتظارات و خواسته‌های مشتریان هم فراتر بروند و اکنون فناوری‌ها و قابلیت‌های بیش از حدی روی هر گوشی هوشمند وجود دارد که برای مشتریان بی‌استفاده هستند و تنها قیمت محصولات را بالا برده‌اند، افزایش قیمتی که باعث کاهش حاشیه سود شرکت‌ها هم شده است (به دلیل هزینه‌های گزاف و مقاومت مشتریان برای پرداخت قیمت‌های بالاتر).

چنین وضعیتی در سایر محصولات و خدمات و در بازارهای مختلف هم مشاهده می‌شود. در بازارهای مختلف و حتی در محصولات مصرفی (مانند خمیردندان، پوشک و شامپو) همواره شاهد نوآوری‌ها و بهبودهای کوچکی در محصولات بوده‌ایم که برای مدتی، شرکت ارائه‌کننده آن نوآوری را بالاتر از رقبایش قرار داده است. با این حال، تقلید رقبا این مزیت رقبا را به زودی از آنها گرفته و در ادامه نیز، رقابت شدید منجر به آن شده که روز به روز بر قابلیت‌ها و ویژگی‌های محصولات افزوده شود و کار به جایی برسد که قابلیت‌های جدیدتر تنها هزینه‌ها را بالا ببرند و مشتریان برای آنها حاضر به پرداخت قیمت‌های بیشتری نباشند.

بازار کامپیوتر هم مثال بارزی در این زمینه است. زمانی که کامپیوتر اختراع شد، تحولی بزرگ به شمار می‌آمد و بازار آن بسیار انحصاری و سودآور بود. اما پیشرفت آن هم بسیار سریع بود و چندین دوره توسعه محصول را پشت سر گذاشت. این تغییرات و بهبودها، باعث می‌شد که کاربران و خریداران کامپیوتر، چند سالی یک بار کامپیوتر خود را ارتقا دهند تا به کارآیی و عملکرد بالاتری دست پیدا کنند. اما همان‌طور که قانون مور می‌گوید، توان پردازش کامپیوترها در دوره‌های زمانی تقریبا قابل پیش‌بینی دوبرابر می‌شود. این در حالی است که نیاز مشتریان به این سرعت افزایش نمی‌یابد.نتیجه آن شده است که هم‌اکنون قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی در کامپیوترها و قطعات مرتبط با آنها ایجاد شده است که اکثریت بازار (به جز افراد محدودی مانند عاشقان بازی، طراحان گرافیک و تحلیلگران داده) نه نیازی به آن سطح از قابلیت و کارآیی دارند و نه حاضرند برای آن پول بپردازند.

این موضوع را یک بار خودم امتحان کردم و در کلاس درس، از دانشجویان خود پرسیدم که آیا حاضرند کامپیوتری را که ۵۰ درصد قوی‌تر از کامپیوتر کنونی‌شان است، ۲۵درصد ارزان‌تر از همان کامپیوتر بخرند؟ پاسخ منفی بود. با آنکه قیمت پیشنهادی من بسیار مناسب بود و چنین قیمتی برای یک شرکت تولیدکننده به معنای فروش با ضرر است، باز هم دانشجویان من دلیلی نمی‌دیدند که کامپیوترهای خود را ارتقا دهند و هزینه جدیدی بپردازند.

در چنین شرایطی، شما به‌عنوان یک شرکت چه خواهید کرد؟ آیا باز هم به رقابت ادامه می‌دهید و قابلیت‌های بیشتر و بهتری برای محصولات خود ایجاد می‌کردید؟ قابلیت‌ها و ویژگی‌هایی که طرفدار و مشتری خاصی ندارند و فقط هزینه‌های شما را افزایش می‌دهند؟ عجیب به نظر می‌رسد اما دقیقا همین اتفاق در حال رخ دادن است. شاید زمان آن باشد که راه خود را از دیگر رقبا جدا کنید و به «جنگ سگ‌ها» ادامه ندهید. شما می‌توانید گربه‌ای باشید که قابلیت‌های محصولات و خدمات خود را تنها در سطح مورد نیاز و مورد درخواست بازار عرضه می‌کند و به این صورت، با کاهش هزینه‌هایش، قیمت پایین‌تری به مشتریان خود پیشنهاد می‌دهد؛ قیمت‌های پایین‌تری که متقاضیان بالاتری دارد و حاشیه سودش هم بهتر است.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : از مهم‌ترین راهکارها برای موفقیت یک شرکت، متمایزسازی قابل توجه محصولات و خدمات نسبت به محصولات و خدمات رقبا است. اما چگونه می‌توان به این هدف دست یافت؟ کارشناسان بازاریابی و استراتژیست‌ها بر این باورند که برای رسیدن به این هدف نباید به تصورات خود شرکت نسبت به محصولات و خدماتش توجهی کرد؛ بلکه درک مشتریان کلید موفقیت و تامین نیازهای ارضا نشده بازار است و تنها به این طریق می‌توان متمایزسازی را به معنای واقعی آن انجام داد.

نظریه جایگاه محصول و جایگاه‌سازی برای محصول، تلاش می‌کند تا درک مشتریان از محصول را توضیح دهد. این نظریه، فرآیند بازاریابی محصولات شرکت و نشان تجاری آن را برای تصاحب یک جایگاه متمایز و ارزشمند در ذهن مشتریان توضیح می‌دهد. نظریه جایگاه‌سازی برای محصول، بر سه اصل استوار است:

۱. پژوهش‌های بازاریابی می‌توانند درک مشتریان از محصولات رقیب را براساس ویژگی‌های ملموس و غیرملموس آنها بررسی کنند. (ویژگی‌های ملموس مانند دقت عکاسی براساس مگاپیکسل در دوربین‌های دیجیتال یا میزان مصرف بنزین خودروها براساس لیتر در کیلومتر است. ویژگی‌های ناملموس هم شامل مواردی مانند لذت مالکیت، سهولت استفاده، جذابیت ظاهری، طعم خوش یا ارزش بالا می‌شود که آنها را به‌طور معمول با معیارهای رتبه‌بندی می‌سنجند.)

۲. شرکت‌ها می‌توانند با تغییر ۴ مولفه محصول (معروف به ۴پی)، ادراک مشتریان از محصولات خود را تغییر دهند. این ۴ مولفه شامل خود محصول و ویژگی‌های آن، محل فیزیکی و آنلاین عرضه، قیمت و هزینه‌های جانبی و در نهایت تبلیغات، روابط عمومی و شیوه ترویج محصول در بازار می‌شوند.

۳. شرکت‌ها می‌توانند و باید با تغییر این مولفه‌ها، ادراک مشتریان از محصولات و خدمات خود را بهبود دهند و به جایگاهی برسند که بین محصولات و خدمات آنها و رقبا، تمایزی قابل توجه و معنادار وجود داشته باشد.

برای تعیین جایگاه محصولات و خدمات رقبا و مقایسه آنها با یکدیگر، از شاخص‌های مختلفی به‌طور همزمان استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، برای سنجش جایگاه محصولات یک شرکت تولیدکننده پوشاک (در ذهن مشتریان) می‌توان از دو شاخص نوآوری و به روز بودن محصولات در کنار میزان ارزش محصولات به ازای قیمت آنها استفاده کرد.

زمانی که از چنین شاخص‌هایی استفاده می‌شود، به خوبی می‌توان بازار را تحلیل کرد و به دیدگاه مشتریان نسبت به شرکت و فرصت‌های تغییر پی برد. در این روش، شرکت‌ها و رقبای مختلف در یک جدول و نقشه، جایگاهشان مشخص می‌شود. به این صورت، می‌توان به این موضوع پی برد که از نگاه مشتریان، چه شرکت‌هایی مشابه هم هستند، نقاط ضعف شرکت ما چیست و چه فرصت‌های بلااستفاده‌ای در بازار وجود دارد که با حرکت به سمت آنها می‌توان تمایز خود با رقبا را به بیشترین حد ممکن رساند.

اما کارشناسان بازاریابی چگونه می‌توانند به چنین اطلاعاتی دست یابند؟ واقعیت آن است که روند کار بسیار ساده و مشخص است. آنها کافی است از مشتریان خود بپرسند که شرکت مدنظر و رقبای آن از نظر مولفه‌های مختلف چه امتیازی می‌گیرند.

به‌عنوان مثال، در یک پژوهش بازاریابی که برای سنجش وضعیت شرکت‌های تولیدکننده پوشاک زنانه فعال در بازار نیویورک انجام می‌شد، از مشتریان خواستند که به هر شرکت، امتیازی از ۱ تا ۷ بدهند (از بدترین تا بهترین). در این پژوهش، شرکت نوردسترام، امتیاز ۷ را برای خدمات مشتریان خود دریافت کرد؛ در حالی که رقیب آن جک‌پنی امتیاز ضعیف ۳ را گرفت. در طرف مقابل، با آنکه خرید از جک‌پنی ساده بود و فروشگاه‌های این شرکت، در دسترس بودند، نوردسترام به راحتی قابل دسترس همه نبود. چنین پژوهشی به سادگی نقطه ضعف نوردسترام را آشکار می‌سازد و از آن می‌توان نتیجه گرفت که برای موفقیت شرکت تنها کافی نیست تا فروشگاه‌های بیشتر و با موقعیت بهتری برای عرضه محصولات در نظر گرفت. البته برای اطمینان بیشتر می‌توان از مشتریان هم پرسید که چه مولفه‌ها و ویژگی‌هایی برای آنها اهمیت بیشتری دارد. اگر سهولت خرید و دسترسی، اهمیت زیادی داشته باشد، شکی نیست که بهبود کمی و کیفی فروشگاه‌ها، منجر به موفقیت و متمایزسازی محصولات و خدمات خواهد شد.

در این میان، بسیاری از پژوهش‌های بازاریابی مسائل مهمی را از نگاه و درک مشتریان آشکار می‌سازد که هیچ‌کدام از رقبا به آن مسائل توجه کافی نکرده و همه امتیازهای پایینی در آن دریافت می‌کنند. در چنین شرایطی، تمرکز بر ایجاد آن ویژگی منجر به متمایزسازی معنادار محصولات و خدمات نسبت به محصولات و خدمات رقبا خواهد شد و حرکت در مسیر موفقیت را تضمین خواهد کرد.

ممکن است شرکتی متوجه شود که بیش ازحد بر کاهش هزینه‌ها تمرکز کرده و مشتریان آن حاضر هستند برای آنکه محصولاتی به‌روزتر خریداری کنند، مبالغ بیشتری بپردازند. ممکن است این موضوع مشخص شود که تعداد زیادی از رقبا بر ارائه محصولات ارزان‌قیمت تمرکز کرده‌اند و تامین تقاضای مشتریان خاص‌پسند مورد غفلت قرار گرفته است. برخی از شرکت‌ها هم ممکن است به این موضوع پی ببرند که در دو یا چند مولفه مهم برای مشتریان، ضعف دارند و بهبود جایگاه آنها از طریق تغییرات کوچک امکان‌پذیر نخواهد بود. چنین شرکت‌هایی باید به‌طور کامل اقدام به بازنگری در سیاست‌ها و استراتژی‌های فعالیت خود کنند.

طبیعی است که هر چقدر پژوهش‌های بازاریابی مفصل‌تر و دقیق‌تر باشد، اطلاعات بیشتری می‌توان برای تصمیم‌گیری در مورد جایگاه کنونی محصول در بازار و نگاه مشتریان به آن به دست آورد. با این حال، حتی ناقص‌ترین پژوهش‌ها هم می‌توانند اطلاعات مختلفی از وضعیت بازار، رقبا و نگاه مشتریان به محصولات موجود در بازار فراهم کنند. در چنین شرایطی می‌توان پی برد که چه جایگاه‌هایی در بازار خالی مانده‌اند، چه جایگاه‌هایی بیش از حد تراکم دارند، چه ویژگی‌هایی برای مشتریان اهمیت دارند و چگونه می‌توان جایگاه جدیدی برای محصولات و خدمات شرکت ایجاد کرد. البته مشخص است که این تصمیم‌گیری‌ها باید آگاهانه و با در نظر گرفتن روندهای پیش رو اتخاذ شوند تا شرکت دچار تغییرات بیش از حد نشده و به این طریق موجب آسیب خوردن به نشان تجاری و درک مشتریان از شرکت و محصولات آن نشویم.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

کسب و کارهای توسعه یافته با سرمایه و سود بسیار زیاد، بودجه کافی جهت بازاریابی و تیم های تبلیغاتی را نیز دارند اما شرکت هایی مانند تولیدی جواهر که در یک پارکینگ فعالیت می کند، خط تولید پوشاکی که در یک اتاق خواب برقرار است و مثال هایی از این دست، بودجه کافی برای بازاریابی مشابه با شرکت های بزرگ را در اختیار ندارند. هرچند گزینه های بسیاری برای کسب وکارهایی که تنها محصولات دستی تولید می کنند وجود دارد که می توانند با استفاده از آنها شرکت شان را به سطحی بالاتر برسانند.

مصاحبه Business News Daily با مسئولان بازاریابی کسب وکارهای کوچک، راهنمایی های آنها برای بهترین روش بازاریابی و فروش محصولات دستی را در بر دارد.


وب سایت خودتان را بسازید

مؤسس زیبت، جاناتان پیکاک (Jonathan Peacock) می گوید، «هر که سودای فروش موفق محصولاتش به صورت آنلاین را در سر دارد، باید وبسایت خودش را راه اندازی کند. وقتی می خواهید محصولی را به صورت آنلاین تبلیغ کنید، نیاز به محلی دارید که آنها را ارسال کنید. آن محل باید وب سایت خودتان باشد، نه یک فروشگاه بزرگ مانند اتسی.»


پیکاک می گوید وقتی یک مراجعه کننده را به یک فروشگاه بزرگ می برید، معمولاً او را به فروشنده رقیب واگذار می کنید. در فروشگاه های بزرگ خریداران با انبوهی از گزینه ها مواجهند. حتی اگر مستقیماً به صفحه مربوط به محصول شما بیایند، بالا و پایین صفحه مملو از پیشنهاداتی از محصولات مشابه با محصول شماست.

داشتن وب سایت شخصی، امکان کنترل بیشتر را فراهم می کند. مایک خورف (Mike Khorev) مدیر توسعه شرکت بازاریابی Nine Peaks Media می گوید، «وقتی وب سایت خودتان را داشته باشید، مالک آن هستید و نیازی به کانال های رسانه ای همچون رسانه های اجتماعی که با گذر زمان تغییر می کنند، نخواهید داشت.» برای مثال تعداد مراجعه کنندگانی که پلتفرم های رسانه های اجتماعی اخیراً برای کسب وکارها ایجاد می کنند، نسبت به گذشته کاهش یافته است و شما باید برای جذب مخاطب بیشتر هزینه کنید. اگر امروزه تنها بر روی رسانه اجتماعی حساب کنید، احتمالاً مخاطبان بسیاری را از دست می دهید.

به دنبال روش های جدید فروش باشید

اگر در بررسی روش های فروش، تفکری خلاقانه داشته باشید و خود را محدود نسازید، از دیگر رقبای تان پیشی می گیرید و به موفقیتی مداوم می رسید.

نیت مسترسون(Nate Masterson)، مدیر بازاریابی Maple Holistics می گوید، «اگر در روش های فروش خلاقیت به خرج دهید، شاید مخاطبان جدیدی را بیابید که باعث رشد چشمگیر کسب وکارتان شوند.»

پیکاک می گوید، کارآفرینان خلاق باید به دنبال شیوه های جدید فروش باشند. البته توصیه او در زمینه هدایت نکردن مراجعه کنندگان به فروشگاه ها، الزاماً به معنای دست کشیدن از آنها نیست.

پیکاک در ادامه می افزاید، «دلیل اصلی اینکه فروشگاه ها محل مناسبی برای رهنمود بازدیدکننده نیستند، همان دلیل ارزشمندی آنهاست. مشتریان بالقوه از محصولات شما دیدن می کنند، چون شما بخشی از فروشگاه هستید. فروشگاه های خوب مخاطبان خود را دارند و این موضوع سبب ایجاد مخاطب بیشتر برای محصولات تان می شود. مخاطب بیشتر نیز به معنای فروش بیشتر است، بنابراین آیا لازم است در فروشگاه اتسی دست به فروش بزنید؟ البته که بله. فروشگاه آمازون مختص محصولات دست ساز چطور؟ بله. شما باید در هر تعداد فروشگاهی که می توانید، فروش داشته باشید.»

او می گوید از امتحان روش های مختلف بازاریابی از جمله رسانه اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل، وبلاگ نویسی و . . . نترسید تا بتوانید بهترین راه فروش محصولات تان را بیابید. در هر تلاش تنها بر روی یکی از روش های فروش متمرکز شوید تا نتایج حاصل قابل مقایسه باشند.

از فروش چندمرحله ای استفاده کنید

فروش چندمرحله ای روشی از بررسی مقاطعی است که منجر به فروش می شوند. پیکاک می گوید این روش را مانند یک قیف تصور کنید. فروش معمولاً با مراوده اول انجام نمی شود و در حالت کلی مراحل متعددی پیش از خرید نهایی وجود دارد. براساس گفته فلین زایگر(Flynn Zaiger)، مدیرعامل آژانس بازاریابیOnline Optimism، فروش قیفی است که از آگاهی نسبت به مد نظر قرار دادن کالا آغاز و به مرحله تصمیم به خرید منتهی می شود.

پیکاک می گوید، «بررسی مقاطع موجود در قیف فروش بسیار مهم است تا بتوانید به مشتری در پشت سر گذاشتن آنها کمک کنید. در هنگام بازاریابی نباید سریعاً به مرحله فروش بروید. ابتدا ارزش محصول را بیان و رابطه ای مثبت ایجاد کنید و سپس با پیشروی در قیف، به سمت فروش بروید.»

بازاریابی کالاهای دست ساز تجربه ای منحصربه فرد است و با بازاریابی محصولات تیراژ بالا کاملاً تفاوت دارد.

جونیت بوکهایم(Jonit Bookheim)، مدیر فروش و ارتباطات Mata Traders می گوید، «محصولات ساخت دست همواره یک داستان در ورای خود دارند که محصولات تیراژ بالا معمولاً فاقد آن هستند. در محصولات دست ساز یک شفافیت خاص قابل ملاحظه است که شما باید بر روی آن تأکید کنید.»

از سیاست های بازاریابی محصولات تیراژ بالا پیروی نکنید

با اینکه محصولات دست ساز و تیراژ بالا ممکن است در فروش از یک پلتفرم مشترک استفاده کنند، اما مخاطبان متفاوتی دارند؛ در نتیجه استراتژی بازاریابی متفاوتی نیز باید در پیش بگیرند.

زایگر می گوید، «مشاهده محصول خریداری شده در خانه مشتریان محصولات دست ساز بسیار لذت بخش است. محصولات تیراژ بالا همگی به یک شکل هستند و استراتژی های فروش آنها به فروش ختم می شود، اما برای محصولات ساخت دست، معمولاً خریداران به دنبال محصولی منحصربه فرد هستند و شما باید مطمئن باشید که با دنبال کردن آن محصول تا منزل و کمد خریدار، این خصیصه را حفظ کنید.»

زایگر می افزاید، این خدمات پس از فروش، نه تنها محتوایی جذاب جهت تبلیغات در رسانه های اجتماعی و وبلاگ برای تان ایجاد می کنند، بلکه به خریدار حس خاص بودنی را می دهند که منجر به تمایل آنها به خرید بعدی می شود.


نکته مهم این است که هنرمندان تولیدکننده محصولات دست ساز، مهارتی منحصربه فرد دارند که دیگران آن را تحسین و از آن حمایت می کنند.

بوکهایم پیشنهاد می کند، «از توسعه برندتان نهراسید. اینکه محصولات را در منزل تان تولید می کنید باعث نمی شود که از آنها تصاویری مانند تصاویر پرفروش ترین محصولات بازار تهیه نکنید. چون تیراژ تولیدتان محدود به 50 نسخه در ماه است، از گفتن اینکه چه کسی 10 نسخه از آن را می خواهد، نترسید. تنها یک قدم از ناحیه اطمینان تان خارج نشوید، بلکه گام های زیادی از آن فاصله بگیرید.»

مترجم: امید گوهری

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 21 شهریور 1397  10:16 ب.ظ

بدون تردید مهم ترین دارایی هر شرکتی، نام تجاری آن محسوب می شود. به همین خاطر همواره توجه ویژه ای به این بخش شده و مدیران به دنبال راهکارهایی در راستای ساخت و یا بهبود برند خود می باشند. در این رابطه لازم است تا در ابتدا نسبت به این مفهوم به درک درستی دست پیدا کنیم. درواقع برند در یک تعریف عام و جامع شامل هرچیزی می باشد که معرف محصولات یک شرکت باشد.

 در این رابطه نتایج آمارها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند تا خریدهای خود را از برندهایی انجام دهند که کاملا شناخته شده و یا از آن تجربه خوبی به دست آورده باشند. به همین خاطر بسیار مهم است که برند شما از قدرت کافی در راستای کسب شهرت، برخوردار باشد. در این رابطه ذکر این نکته ضروری است که ایجاد یک برند و محبوب ساختن آن امری یک شبه نبوده، با این حال شما می توانید با اقداماتی این زمان را کوتاه تر نمایید.

در همین راستا و در ادامه به بررسی 9 اقدام ضروری برای ایجاد برندی قدرتمند، خواهیم پرداخت.

1- مخاطب هدف را مشخص نمایید

درواقع شما باید بدانید که اقدامات صورت گرفته در راستای تحت تاثیر قرار دادن کدام قشر از چه جامعه ای می باشد. در غیر این صورت به علت عدم شناخت درست از ماهیت کار خود، احتمال خطا بسیار بالا خواهد بود. برای مثال در صورتی که محصول شما در رابطه با کودکان می باشد، لازم است تا از عبارات و اشکالی در طراحی خود استفاده نمایید که مخاطب هدف بتواند با آن ارتبط لازم را برقرار نماید. در این مورد شفافیت پیام دیگر عامل تعیین کننده بوده و لازم است به نحوی عمل نمایید که به جذب حداکثری منجر شود.

فراموش نکنید که از جمله اهداف هر شرکتی ایجاد رابطه بلند مدت با مشتریان خود می باشد. علت این امر هم به این خاطر است که از دست دادن حتی یک مشتری با توجه به بازار به شدت رقابتی حال حاضر، به معنای قدرتمند تر ساختن سایر برندهای فعال در حوزه کاری شما خواهد بود.

در این رابطه بدون شک برند نقش کلیدی ایفا کرده و می تواند به این خواسته شما جامه عمل بپوشاند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که برند قادر به ایجاد ارتباط عاطفی و تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد نبوده و همین امر باعث می شود تا اقدامات صورت گرفته به نتیجه دلخواه نرسد. علت اصلی این امر نه به خاطر نوع طراحی برند بلکه به علت عدم پشتیبانی درست از آن می باشد. درواقع این امر که در تبلیغات خود به خوبی نام تجاری را معرفی نکرده و آن را در تمامی اقدامات خود در معرض نمایش قرار ندهید، در نهایت باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به درستی با آن ارتباط لازم را برقرار سازد.

در آخر توجه داشته باشید که امروزه با توجه به رشد تکنولوژی و اینترنت، لازم است تا از این امکان رایگان برای ارتباط هرچه بهتر با مخاطبان هدف، استفاده نمایید. این امر بدون شک بر روی هزینه های شما نیز تاثیر فوق العاده مثبتی خواهد داشت.

2- ماموریت خود را بیان نمایید

بدون شک شما باید یک هدف اصلی را داشته باشید. در این رابطه توجه به این امر که هدف گذاری بر روی امری درست و ارزشمند باشد، از نکات حائز اهمیت محسوب می شود. با این حال تنها تعیین هدف کافی نبوده و لازم است تا آن را به مانند یک شعار در معرض دید همگان قرار دهید. این امر در راستای کسب اعتماد که الزام اولیه خرید خواهد بود، امری کاملا کلیدی محسوب می شود.

برای مثال برند نایک شعار فقط انجام بده را برای خود انتخاب کرده است که بنا بر نظر بسیاری از تحلیل گران بهترین انتخاب ممکن بوده است. درواقع این شعار بیانگر آن است که شما با در اختیار داشتن وسایل ورزشی ساخته شده این برند قادر خواهید بود تا به یک ورزشکار تبدیل شوید که این امر تمامی محدودیت های سنی و جنسیتی را کنار گذاشته است.

به همین خاطر مخاطب در مواجه با آن به تفکری مثبت دست پیدا خواهد کرد که خود عاملی برای توجه به این برند خوش ذوق و توانا خواهد بود. آرم نایک نیز برگرفته از خدای پیروزی در یونان باستان است که با شعار آن در ارتباط بوده و این امر را القاء می کند که شما با این محصولات به موفقیت و پیروزی دست پیدا خواهید کرد.

به عنوان نکته پایانی ذکر این جمله بسیار مهم است که باید به نحوی رفتار نمایید که مخاطب حس کند که برای شما از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. بدون شک در این رابطه هر برندی ممکن است روشی متفاوت را در پیش بگیرد که این امر بسیار مثبت بوده و نوآوری را شکل خواهد داد.

3- تحقیقات کافی در زمینه برندینگ و اقدامات سایر شرکت ها داشته باشید

توجه داشته باشید که تقلید و کپی برداری از اقدامات سایر برندها به معنای مرگ تدریجی خواهد بود. درواقع شما تنها زمانی می توانید به رشد قابل توجهی دست پیدا کنید که از آمارهای درست به یک نتیجه جدید و منحصر به فرد برسید. بدون شک علم برندینگ در مرور زمان با تغییراتی مواجه می شود که ناشی از ورود موارد جدید می باشد. تحت این شرایط در صورتی که مطالعه کافی در این رابطه نداشته باشید، بدون شک بازنده میدان خواهید بود. همچینن لازم است تا اقدامات سایر برندهای رقیب را نیز تحت کنترل قرار دهید. این امر شما را به درک درستی از تحرکات و اوضاع بازار خواهد رساند. در مواردی مشاهده شده است که برخی از شرکت ها اقدام به بررسی اقدامات سایر رقبا کرده و با این اقدام به نقاط ضعف و قوت آن ها پی می برند که در برنامه ریزی های آینده آن ها تاثیرگذار خواهد بود. بدون شک این اطلاعات راهنمای عمل بسیار خوبی محسوب خواهند شد.

4- ویژگی ها و مزایای خود را معرفی نمایید

همواره باید دلیلی وجود داشته باشد تا افراد به سراغ برندهای دیگر نروند. این امر به معنای نقاط قوت شما در مقایسه با سایرین خواهد بود که یک مزیت رقابتی محسوب می شود. برای مثال برند اپل همواره در تبلیغات خود در تلاش برای مقایسه خود با سایر برندها است. این امر با تاکید بر توانایی های آن ها و ضعف های موجود در سایر برندها صورت گرفته و به خوبی مخاطب را به این باور خواهد رساند که آن ها بهترین گزینه موجود می باشند.

در این رابطه در تلاش باشید تا ویژگی های خود را به عنصر منحصربه فرد خود تبدیل نمایید تا سایر برندها نتوانند اقدامات مشابهی را صورت دهند.

به عنوان نکته پایانی در این بخش لازم است تا توجه داشته باشید که مزایای شما در طول زمان ارزش خود را از دست خواهد داد. به همین خاطر ضروری است تا همواره به دنبال موارد جدید باشید و خود را به وضعیت حال حاضر محدود نکنید.

5- لگویی خلاقانه ایجاد نمایید

بدون شک آرم شرکت نخستین چیزی خواهد بود که در ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطر خواهد آمد. به همین خاطر بسیار مهم است که در این رابطه اقدامی درست و حرفه را صورت دهید. در این رابطه رعایت چند نکته بسیار ضروری است:

1- درک درست شعار و هدف شرکت و تلاش برای ایجاد ارتباط متقابل

2- توجه به علم رنگ شناسی و ارتباط آن با نوع کسب و کار. برای مثال آبی به عنوان نماد آرامش و قرمز به عنوان نماد جسارت، معرفی می شوند.

3- توجه داشته باشید که سادگی باعث درک آسان تر و بهتر خواهد شد.

6- به دنبال راهی برای به شهرت رساندن برند خود باشید

در این رابطه هیچ راهکار قطعی و همگانی وجود نداشته و هر شرکتی لازم است تا با توجه به توانایی و خلاقیت خود، اقدامات لازم را صورت دهد. با این حال ذکر نکاتی نظیر تبلیغات خلاقانه و حمایت از رویدادهای مختلف در این رابطه امری ضروری محسوب می شود. همواره توجه داشته باشید که شما باید به دنبال شهرتی طولانی مدت باشید، به همین خاطر احتیاز کافی در راستای عدم اقدامات نادرست، امری ضروری به نظر می رسد.

7- به برند خود شخصیت بدهید

در راستای ایجاد ارتباط موثر با سایرین لازم است تا آن ها را در معرض چیزی فراتر از یک نام قرار دهید. در این راستا ایجاد شخصیت انسانی به این امر کمک شایانی خواهد نمود. برای مثال برخی از شرکت ها اقدام به طراحی یک شخصیت برای شرکت خود می کنند. با این حال بهتر است تا این سیاست همراه با اقدامات شایسته انسانی باشد. برای مثال کمک به موسسات خیریه و حمایت از طرح های انسان دوستانه، مخاطب را درگیر یک رابطه احساسی با شما خواهد نمود.

8- نام تجاری را در هر جنبه ای از کسب وکار خود ادغام نمایید

تمامی موارد موجود در شرکت باید معرف و مبلغ برند شما باشد. در این رابطه هیچ گونه استثنایی وجود نداشته و همگان باید نهایت تلاش خود را صورت دهند. برای مثال این امر که کارمندان شما از محصولات تولیدی شرکت استفاده نکنند، بدون شک جامعه را با بی اعتمادی مواجه ساخته و باعث خواهد شد تا از یک فرصت خوب تبلیغاتی محروم بمانید.

همچنین هر چیزی در شرکت و نمایندگی های فروش باید حاوی برند شما باشد. درواقع چشمان مخاطب باید همواره در برابر آن قرار گیرد. این اقدام تنها مختص به فضای شرکت نبوده و این سیاست که بتوانید وارد خانه های آن ها نیز شوید، خود نتیجه بسیار خوبی را ایجاد خواهد نمود. در این رابطه تکنولوژی و اینترنت می تواند کمک شایانی محسوب شود.

9- در اقدامات خود ثابت قدم باشید

هر اقدامی نیازمند زمان مخصوص به خود می باشد. به همین خاطر در صورتی که بخواهید عجولانه تصمیم بگیرید، بدون شک تلاش های خود را بی ثمر خواهید ساخت. در این رابطه در اختیار داشتن مشاورانی با تجربه، به پخته تر شدن سیاست ها کمک خواهد نمود. با این حال فراموش نکنید که هیچ کس بهتر از شما قادر به شناخت و ارزیابی برند شکل گرفته نبوده و در این رابطه نباید همه چیز را به سایرین محول نمود. در این رابطه تغییر مداوم نام تجاری یک اقدام کاملا اشتباه محسوب می شود. درواقع این امر باعث خواهد شد تا مخاطب نتواند به ارتباطی قوی و عمیق با برند شما دست پیدا کند. با این حال این امر تنها زمانی توجیه کافی خواهد داشت که فعالیت شما به شدت افزایش پیدا کرده و دیگر برند سابق پاسخگوی نیازهای جدید نباشد.

در نهایت توصیه می شود تا از صدا و نظرات مشتریان غافل نشده و به آن به خوبی بها دهید. این امر نه تنها احترام و توجه شما را نشان خواهد داد، بلکه ممکن است در مواردی راهکارهای جالبی را نیز برای شما به همراه داشته باشد.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

یک بازاریاب مدرن همواره در حیطه شبکه های اجتماعی ورود و حساب های کاربری مختلفی را در سایت های متنوع مدیریت می کند. این اتفاق می تواند ترسناک باشد. اگر شما وظیفه بازاریابی شبکه های اجتماعی شرکت خود را برعهده دارید، از تأثیر بزرگ «اجتماعی» بودن بر روند خرید مشتریان به اندازه کافی مطلع هستید، اما هر کسی درک نمی کند که چرا فضای مجازی هنوز به عنوان یک سرگرمی و یا وسیله ای برای تلف کردن وقت تلقی می شود. اما از شبکه های اجتماعی می توان به عنوان یک ابزار پرمنفعت جهت پرورش دیدگاه ها و عمومی کردن محتوا استفاده کرد.

برای روشن کردن تأثیرات زیاد شبکه های اجتماعی، در این مقاله به پنج دلیل که اهمیت شبکه های اجتماعی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی در دنیای دیجیتال امروزی را نشان می دهند، خواهیم پرداخت.


1-شبکه های اجتماعی زمینه ای برای دریافت بینش صنف و صنعت هستند

چه راهی بهتر از جمع آوری اطلاعات از طریق مخاطب هدف به جز گوش دادن به صحبت های حقیقی و صمیمی مشتریان تان وجود دارد؟ به وسیله ابزارهای مدیریت شبکه های اجتماعی مانند HootSuite و Sprout Social می توان به صحبت های داغی که در بازار هدف اتفاق می افتند، گوش داد. این یکی از بهترین راه ها جهت پیدا کردن سرفصل مطلب بعدی بلاگ و یکی از بهترین خصوصیات این روش، رایگان بودن آن است.

2- روابط انسانی را بهبود می بخشند

همانگونه که محیط تجارت در حال تغییر است، شرکت ها نیز باید خود را براساس تغییر توقعات مشتریان تطبیق دهند. یکی از روندهایی که به واسطه شبکه های مجازی به وجود آمده این است که از شرکت ها توقع می رود تا روابط انسانی بیشتری داشته باشند. نظرات، نکات و حرف های خودمانی باعث شده اند شرکت ها در فضای مجازی صمیمی تر باشند. از این صداها نباید غافل شد، زیرا اهمیت آن ها برای مصرف کننده از هر نوع تبلیغاتی بیشتر است. به دنیای تأثیرگذاران و تجارت اجتماعی خوشامدید. دنیایی که در آن مردم به یکدیگر اعتبار می بخشند و از همدیگر خرید می کنند. عموم مصرف کنندگان قبل از ورود به مغازه و یا تماس با مدیران فروش، اطلاعات لازم را جمع آوری کرده و تصمیم خود را گرفته اند.


3- تماس برای فروش اجناس را خوشایند می کنند

بسیاری از مردم معتقدند که تماس برای فروش اجناس منسوخ شده است. به نظر من، این روند بیشتر نیازمند تغییر در روش است. با شبکه های حرفه ای مانند LinkedIn، توانایی های بسیار جدیدی برای شما به وجود خواهند آمد؛ از عضویت در یک گروه متناسب گرفته تا نظرگذاری بر پست ها و . . . . پس از اتصال به شبکه، تجربه ای متفاوت و جدید برای هر دو طرف گفت وگو رقم خواهد خورد. ممکن است شما با مشتری تان ارتباط پیدا کنید و زیر پست آن ها نظری را بنویسید. شما می توانید از تفاوت این گونه رفتار برای پاسخ مشتری به شما از طریق ایمیل یا تماس تلفنی مطمئن باشید.

4- به شما اعتبار خواهند بخشید

اگر در شبکه های اجتماعی حضوری کمرنگ داشته و یا به کلی حساب کاربری نداشته باشید، عملاً به دنبال از بین بردن شرکت خود هستید. البته شاید این عبارت زیاد دقیق نباشد، اما شما کارها را برای خود خیلی سخت تر می کنید. مخصوصاً زمانی که مخاطبان شما و تمامی رقبای تان در آن جا حضور دارند. اگر در فضای مجازی حضور نداشته باشید، شرکتی قدیمی تلقی می شوید و یا وجود شرکت خود را زیر سوال می برید. بسیاری از مصرف کنندگان براساس پروفایل های هر کمپانی به آن ها اعتبار می دهند. باید از خود بپرسید که آیا کمپانی شما شرکتی ا ست که دوست داشته باشید آن را دنبال کنید یا خیر؟

5- با تلاش کم تر نتایج بهتری به دست خواهید آورد

میزان دسترسی که ما به وسیله پست کردن محتوای خوب روی شبکه های اجتماعی به دست می آوریم، با هیچ فضای دیگری قابل مقایسه نیست. با اضافه کردن هزینه تبلیغات جهت پیشبرد کمپین، شما تبلیغاتی پرمخاطب و با هزینه ای بسیار کم تر نسبت به دیگر روش های بازاریابی را انجام داده اید.

طبیعتاً سبک و سیاقی که برای هر شرکت موفقیت آمیز خواهد بود متفاوت است. یک شرکت نرم افزار تجاری-تجاری، استراتژی کاملاً متفاوتی را در مقایسه با یک شرکت تجاری-مصرف کننده در پیش خواهد گرفت. به منظور پیدا کردن استراتژی مناسب برای مخاطبان خود زمان مناسب را صرف کنید؛ چراکه ارزشش را خواهد داشت.

مترجم: اشکان کوشش

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

کسب‌وکارهایی که رشد می‌کنند، باید ایده روشنی داشته باشند از اینکه کجا هستند و کجا می‌خواهند بروند. پیش‌بینی و برآورد فروش بخشی حیاتی از برنامه‌ریزی‌های پیش‌رو است. به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار یا مدیر ارشد، ضروری است که اعداد و ارقام مربوط به فصل‌های آینده را بدانید.

باید درک دقیقی از ارزش معاملاتی که در پایپ‌لاین فروش (مجموعه اقداماتی که یک نماینده فروش باید پشت سر هم طی کند تا مشتری بالقوه را به مشتری حتمی تبدیل کند) انجام می‌شوند، داشته باشید. هر ماه چند قرارداد جدید به سرانجام می‌رسد؟ ارزش این معاملات چقدر است؟ آیا در مسیر هدف حرکت می‌کنید یا نیاز به انجام اصلاحات دارید؟برآورد موثر، شما را در پایپ‌لاین فروش و بازاریابی مطمئن می‌کند. به هر حال، تحقیقات «انجمن مدیریت فروش» آمریکا دریافته که تنها ۴۴ درصد مدیران معتقدند مدیریت پایپ‌لاین موثر است. برعکس، شرکت‌هایی که فرآیند برآورد رسمی‌تری را اجرا می‌کنند، ۲۸ درصد درآمد بیشتری نسبت به رقبا به دست می‌آورند.

مسائل مرتبط با برآورد

برآوردکردن یعنی پیش‌بینی و انجام یک سری محاسبات از قبل. وقتی پای فروش و بازاریابی به میان می‌آید، اعداد و ارقام اغلب بیش از حد رویایی و خوش‌بینانه به نظر می‌رسند. فروش و بازاریابی حوزه‌های رشد هستند و رشد، مدیران را امیدوار می‌کند.  امیدواری باعث می‌شود روی قلعه‌های شنی بیش از حد حساب باز کنیم و حتی اعضای واقع‌بین تیم هم بیش از حد خوش‌بین می‌شوند و عدد و رقم‌ها را با این خوش‌بینی متناسب می‌کنند. مدیران ارشد و ذی‌نفعان، برآوردهای بیش از حد خوش‌بینانه را به چالش می‌کشند، مگر اینکه دستاورد جاه‌طلبانه‌ای پیش‌رو باشد و تعیین اهداف واقع‌گرایانه سخت شود.  از دیگر مشکلاتی که در مدل‌های برآورد فعلی وجود دارد، دشواری استفاده از اکسل برای کار مشارکتی است. شرکت‌ها اغلب برای ایجاد و تثبیت فرمول‌هایی که امکان جمع‌آوری و ترکیب منابع داده مختلف را فراهم می‌کند و نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد، به کارشناس نیاز دارند. وقتی تیم‌ها و ذی‌نفعان متعدد درگیر هستند، کنار هم قرار دادن این پیش‌بینی‌ها و برآوردها، هفته‌ها یا ماه‌ها زمان می‌برد و به چندین نسخه از یک صفحه اکسل نیاز دارد. مرتب‌سازی این اطلاعات، می‌تواند مثل یک کابوس باشد. هیچ‌یک از راه‌هایی که گفته شد امن نیستند و یک اشتباه ساده یا حرکتی عامدانه، می‌تواند منجر به شکل‌گیری برآوردها و پیش‌بینی‌های غلط و فاجعه‌آمیزی شود.

به‌طور حتم، روش بهتری برای توسعه فرآیندها و ابزارهایی که شرکت‌ها از آن برای انجام برآوردهای دقیق‌تر و سریع‌تر از روش‌های فعلی استفاده می‌کنند، وجود دارد که در اینجا هفت مورد را بررسی می‌کنیم.

۱) ساده‌سازی جمع‌آوری داده: اعضای تیم فروش و بازاریابی شما داده‌های ارزشمندی در اختیار دارند که بخواهند به اشتراک بگذارند. این داده‌ها ممکن است پراکنده و در Inboxها، برنامه‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، صفحات اکسل و اسناد دیگر باشند. برای انجام یک برآورد دقیق، لازم است این داده‌ها از جاهای مختلف جمع‌آوری و ارزیابی شوند. برخی از آنها مفید خواهند بود و بقیه را می‌توان کنار گذاشت.

از آنجا که برآوردها معمولا فقط سالی یک بار انجام می‌شوند و یا هر ۶ ماه اصلاح و متناسب‌سازی می‌شوند، این باید یک فرآیند پیش‌بینی‌پذیر باشد. اما وقتی اضطرار پیش می‌آید، کسانی که در فرآیند برآورد مشارکت کرده‌اند، آن‌قدر که شرکت‌ها نیاز دارند، سازماندهی شده عمل نمی‌کنند.

گماشتن یک مدیر که مسوول جمع‌آوری داده باشد و از حمایت اعضای ارشد و منابع برخوردار باشد، این فرآیند را ساده‌سازی می‌کند. همچنین استفاده از نرم‌افزارهایی که امکان انتقال منابع و پیگیری مشارکت‌ها را فراهم می‌کند، نیاز به داشتن نسخه‌های متعدد از یک فایل یا بالا و پایین کردن ایمیل‌های بی‌شمار و به دنبال آن آشفتگی‌های داده را کم می‌کند.

۲) اتخاذ یک رویکرد مشارکتی: مشارکت و همکاری کلید کار است. مطمئن شوید که سیاست‌های دفتر کار و تنش‌های هر بخش، فرآیند را پیچیده نمی‌کند. هر کسی را که مسوولیتی بر عهده دارد، از همان ابتدا درگیر فرآیند کنید. همچنین دستورالعمل‌ها، انتظارات و معیارهایی که در راستای هدف هستند را به‌طور واضح تعیین کنید.

۳) برآورد را سرعت ببخشید: هر چقدر ابزارهای برآورد موثرتر و مشارکتی‌تری در اختیار داشته باشید، می‌توانید سرعت فرآیند را بالاتر ببرید. مثلا اگر محیط عملیاتی سریع تغییر کند (رکود اقتصادی اتفاق بیفتد یا یک مشتری بزرگ را از دست بدهید)، باید با چند گام یک برآورد قابل سنجش و دقیق را اصلاح و به‌روز کرد. مدیران ارشد و ذی‌نفعان نباید برای اطلاعاتی که فردا نیاز دارند، چند هفته یا چند ماه صبر کنند.

۴) کاهش سوگیری شناختی: وقتی قرار است برآورد و پیش‌بینی انجام شود، تفکر گروهی خطرناک است. هیچ‌چیز بدتر از این نیست که بگذاریم دو سه صدا که از همه بلندتر است فقط حرفشان را بزنند و نسبت به یک دستاورد مشخص برای تغییر اعداد و ارقام، سوگیری به وجود بیاید. کاهش مشکلاتی که در مورد جمع‌آوری داده وجود دارد و همکاری و تجزیه و تحلیل به تیم شما زمان بیشتری می‌دهد تا پشت صحنه اعداد و ارقام را مورد بررسی قرار دهند. در نتیجه، سوگیری نباید در پیش‌بینی‌ها و برآوردهای یک تیم نقش داشته باشد.

۵) عینک خوش‌بینی را درآورید: خوش‌بینی یا بدبینی بیش از حد، به نتیجه برآوردها لطمه می‌زند. داشتن یک رویکرد بی‌طرف نسبت به داده‌ها و اطمینان از اینکه با تیم مدیریتی مشورت لازم صورت گرفته، شانس شکست برآوردهای شما را کم می‌کند.

۶) سناریوسازی انجام دهید: چندین سناریو را برنامه‌ریزی کنید. مثلا اینکه فروش، بیشتر یا کمتر از حد انتظار شده است. برای فصول خوب و بد، برای معرفی محصول جدید یا تاخیر در معرفی محصول جدید، برنامه‌ریزی کنید. با ابزارهای درست، می‌توانید ارقام و نتایج مختلف را تست کنید و راحت‌تر بفهمید که عملکرد کسب‌وکارتان در شرایط مختلف چگونه است.

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :26  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت ارائه نمایشی درباره مدیریت روابط مشتریان..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

پاورپوینت چگونگی راه اندازی یک کسب وکارخوب در دنیای امروز..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

درس‌هایی برای استفاده از فضای مجازی در کسب و کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۵ توصیه به کارآفرین‌های تازه کار ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

۸ طرز فکری که در کارآفرینان باید تغییر کند ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

نیم‌وجبی‌های میلیاردر استارتاپی ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

علی‌بابا بازنشسته می‌شود ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

صدای پای گوشی مبتنی بر بلاک‌چین می‌آید! ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

کدام گوشی‌های هوشمند بهترین باتری را دارند؟ ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

اتصال به «وای‌فای»‌های رایگان بی‌خطر نیست ..........پنجشنبه 21 شهریور 1398

آشنایی با ویژگی‌های اپلیکیشن راننده ماکسیم ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

رشد خودروهای برقی در اروپا ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

اوبر به رانندگانش وام می‎دهد ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

کدام کشورها مشتری گوشی‌های ۵G هستند؟ ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

بهترین‌های روز دنیای تکنولوژی ..........سه شنبه 19 شهریور 1398

پاورپوینت مدیریت سازمان های ورزشی..........شنبه 5 مرداد 1398

پاورپوینت ارزشیابی شایستگی کارکنان..........شنبه 5 مرداد 1398

چرا کسب و کار ما به سایت رسمی نیاز دارد؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

از الگوی بازاریابی دقیق چه می‌دانیم؟ ..........شنبه 5 مرداد 1398

راهکارهای تعامل با مشتریان سختگیر ..........شنبه 5 مرداد 1398

همه پستها