تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی - مطالب محمد افشار

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی

پاورپوینت-تعالی-سازمانی-با-تمرکز-بر-مدیریت-منابع-انسانیدانلود پاورپوینت با موضوع تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی، در قالب ppt و در 74 اسلاید، قابل ویرایش، شامل:  اهمیت کارکنان (منابع انسانی) تعریف كاركنان / منابع انسانی شعار منابع انسانی در سازمان متعالی تعریف اجمالی از مدیریت منابع انسانی ....


دانلود فایل


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:45 ب.ظ

بوروکراسی طرفداران زیادی ندارد. داگ مک‌میلون، مدیرعامل شرکت والمارت، آن را «پست» می‌داند. چارلی مانگر، معاون شرکت برکشایر می‌گوید ریشه‌های آن باید مثل غده‌های سرطانی خشکانده شود. جامی دیمون، مدیرعامل بانک جی‌پی مورگان، اعتقاد دارد بوروکراسی یک «بیماری» است. این مدیران می‌دانند که بوروکراسی جلوی نوآوری و ریسک‌پذیری را می‌گیرد و خلاقیت را نابود می‌کند.

با وجود اطلاع از این بدی‌ها، خیلی از افراد معتقدند بوروکراسی اجتناب‌ناپذیر است. برخی مشاوران کسب‌‌وکار از آن به‌عنوان «نتیجه لازم کسب‌وکارهایی که در محیط‌های بین‌المللی و قانونی پیچیده فعالیت می‌کنند» دفاع می‌کنند. در یک نظرسنجی که نشریه HBR انجام داده، حدود دو سوم پاسخ‌دهندگان گفته‌اند سازمان‌های آنها در سال‌های اخیر بوروکراتیک‌تر شده‌اند. پیش‌بینی پیتر دراکر مبنی بر اینکه سازمان‌های امروزی نصف سازمان‌ها در اواخر دهه ۸۰ لایه‌بندی می‌شوند، درست از آب درنیامد. بوروکراسی در حال پیشرفت است.

در ضمن، رشد بهره‌وری هم کند شده است. بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۴ بهره‌وری نیروی کار در میان شرکت‌های غیرمالی سالانه به‌طور میانگین ۵/ ۲ درصد رشد داشت. از آن زمان به بعد، این رشد به ۱/ ۱ درصد کاهش یافته است. این کاهش تصادفی نیست. بوروکراسی به‌طور خاص در شرکت‌های بزرگ که اقتصاد آمریکا را در دست دارند، ریشه دوانده است. بیش از یک‌سوم نیروی کار آمریکا این روزها در شرکت‌هایی کار می‌کنند که بیش از ۵ هزار پرسنل دارند و افرادی که در سطوح پایینی سازمان‌ها هستند، به‌طور میانگین زیر هشت لایه مدیریتی دفن می‌شوند.

برخی معتقدند پادزهر این مساله استارت‌آپ‌ها هستند. اما با اینکه استارت‌آپ‌هایی مثل اوبر، Airbnb و Farfetch توجه زیادی را به خود جلب کرده‌‌اند، این شرکت‌ها مثل تک‌شاخ‌هایی هستند که بخش بسیار کوچکی از اقتصاد را به خود اختصاص می‌دهند. همچنین با اینکه بنگاه‌های کارآفرینی در حال گسترش هستند، خودشان قربانی بوروکراسی می‌شوند. یک شرکت IT که به سرعت رشد می‌کرد، در مسیر رسیدن به فروش سالانه ۴ میلیارد دلاری ۶۰۰ پست معاونت ایجاد کرد.

چرا بوروکراسی در برابر تلاش‌هایی که می‌خواهند آن را از بین ببرند، آنقدر مقاوم است؟ دلیل آن این است که حداقل تا حدی جوابگوی مسائل سازمان‌ها است. بوروکراسی با خطوط روشن اختیار، واحدهای مشخص و وظایف استاندارد شده، کارآیی را تسهیل می‌کند. همچنین همه افراد در صنایع، فرهنگ‌ها و سیستم‌های سیاسی مختلف با آن آشنایی دارند.

با همه اینها، کنار گذاشتن بوروکراسی امکان‌پذیر است. از حدود دو قرن پیش که این اصطلاح خلق شد، تغییرات زیادی در آن رخ داده است. کارکنان امروزی ماهرترند، نه بی‌سواد؛ مزیت رقابتی از نوآوری حاصل می‌شود، نه از اندازه شرکت‌ها؛ ارتباطات لحظه‌ای رخ می‌دهد، نه طولانی و پیچیده و سرعت تغییر نجومی است، نه لاک‌پشتی.

این واقعیت‌های تازه، جایگزین‌هایی برای بوروکراسی ایجاد می‌کنند. شاید برجسته‌ترین مدل را بتوان در شرکتی پیدا کرد که در نگاه اول، فرزند عصر دیجیتال به‌نظر می‌رسد. شرکت چینی حایر، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان لوازم خانگی است. این شرکت با درآمد ۳۵ میلیارد دلاری، با اسامی بزرگی مثل ویرل‌پول، ال‌جی و الکترولوکس رقابت می‌کند. حایر در حال‌حاضر حدود ۷۵ هزار نیروی کار در سراسر دنیا دارد. تعداد این نیروها خارج از چین به ۲۷ هزار نفر می‌رسد که خیلی از آنها زمانی که حایر کسب‌وکار لوازم خانگی جنرال الکتریک را در سال ۲۰۱۶ خرید، به این شرکت پیوستند.

در طول دهه گذشته، سود ناخالص کسب‌وکار هسته‌ای حایر سالانه ۲۳ درصد رشد کرده، در حالی که درآمد شرکت سالانه ۱۸ درصد رشد داشته است. همچنین این شرکت از بنگاه‌های جدید خود بیش از ۲ میلیارد دلار ارزش بازار ایجاد کرده است. این دستاوردها با عملکرد هیچ‌یک از رقبای داخلی یا خارجی حایر قابل‌مقایسه نیست. البته این سفر قابل‌توجه، بی‌دردسر هم نبوده است. در سال‌های اخیر، حایر بیش از ۱۰ هزار نیروی خود را از دست داد. با این حال، این شرکت ده‌ها هزار شغل جدید در اکوسیستم به سرعت در حال توسعه خود ایجاد کرده است. به‌عنوان مثال، شبکه لجستیکی حایر که در سراسر چین فعالیت می‌کند، اکنون بیش از ۹۰ هزار راننده مستقل دارد.

موفقیت حایر نتیجه تحول عمیق و ریشه‌ای مدل مدیریتی این شرکت است که زمانی بسیار سنتی بود. ژانگ رویمین، مدیرعامل انقلابی حایر که مدت‌ها بوروکراسی را یک الزام رقابتی می‌دانست، یک دهه تلاش کرد شرکتی بسازد که در آن همه نسبت به مشتری مسوولیت‌پذیر و پاسخگو باشند (سیاستی که خودش آن را «فاصله صفر» می‌نامد). در این سیستم کارکنان کارآفرینانی پرتکاپو هستند و یک اکوسیستم باز از کاربران، مخترعان و شرکای کاری جایگزین سلسله مراتب رسمی شده‌اند.

این مدل شرکت حایر به زبان چینی rendanheyi نام دارد؛ عبارتی که می‌گوید هم برای مشتریان ارزش‌آفرینی می‌شود و هم کارمندان ارزش به دست می‌آورند. مدل rendanheyi به هفت روش مهم با هنجارهای بوروکراتیک تفاوت دارد که هرکدام را توضیح می‌دهیم.

۱- از کسب‌وکارهای یکپارچه تا بنگاه‌های خرد

شرکت‌های بزرگ اغلب از چند کسب‌وکار برجسته تشکیل شده‌اند که هر کدام عقیده خود را در مورد استراتژی، مشتریان و تکنولوژی دارند. این هویت‌‌های به هم پیوسته و خرده‌فرهنگ‌های آنها، یک شرکت را در برابر رقبا آسیب‌پذیر می‌کنند و چشم‌شان را به روی فرصت‌های جدید می‌بندند. شرکت حایر برای جلوگیری از این ریسک، خود را به بیش از ۴ هزار بنگاه خرد تقسیم‌بندی کرده که بیشترشان ۱۰ تا ۱۵ کارمند دارند. مطمئنا برخی از این بنگاه‌های خرد، به‌خصوص در تولید، افراد بیشتری را در خود جای داده‌اند، اما حتی در این بنگاه‌ها هم تصمیم‌گیری‌ها توسط تیم‌های کوچک خودمختار گرفته می‌شود. بنگاه‌های خرد مدیریت مرکزی چندانی ندارند و با همکاری گروهی رشد می‌کنند.

۲- از مقاصد نهایی تا اهداف پیشتازانه

در بیشتر سازمان‌ها از تفکر و فعالیت جسورانه حمایت زیادی صورت نمی‌گیرد. فرضیات قدیمی تنها زمانی به چالش کشیده می‌شوند که کسب‌وکار به یک بن‌بستی برسد اما در حایر این‌گونه نیست.

هر یک از بنگاه‌های خرد با اهداف بلندپروازانه‌ای برای رشد و تحول، نیرو می‌گیرند. به جای اینکه عملکرد سال گذشته به‌عنوان یک نقطه شروع در نظر گرفته شود، اهداف مسیر را برعکس طی می‌کنند. به این صورت که یک واحد تحقیقاتی آمارهای محصولات را بر اساس نرخ رشد بازار جمع‌آوری و سپس از این داده‌ها برای هدف‌گذاری بنگاه استفاده می‌کند. این بنگاه‌ها که حالا جزئیات بازار دستشان آمده، تلاش می‌کنند درآمد و سود را ۴ تا ۱۰ برابر سریع‌تر از میانگین صنعت رشد دهند.

۳- از انحصارهای داخلی تا آیین‌نامه‌های‌ داخلی

در بیشتر سازمان‌ها، درصد قابل توجهی از کارمندان، کاری به نیروهای بازار ندارند و در برابر آن ایمن هستند. آنها در بخش‌هایی کار می‌کنند که در واقع انحصار داخلی دارند؛ مثل منابع انسانی، تحقیق و توسعه، امور مالی، تکنولوژی اطلاعات و بخش‌های حقوقی. این گروه‌های داخلی هر چقدر هم ناکارآمد باشند، فقط مدیر عامل در موردشان تصمیم می‌گیرد.

اما در حایر هر بنگاه خردی آزاد است که از دیگر بنگاه‌های خرد خدماتی بگیرد یا نگیرد. اگر یکی از بنگاه‌ها به این نتیجه برسد که خدمات‌دهنده‌ای از بیرون، بهتر می‌تواند نیازهای آن را برآورده کند، می‌تواند سراغ آن برود. مدیران ارشد هیچ‌گاه در امور داخلی بنگاه‌ها مداخله نمی‌کنند.

هر سال، هر یک از این بنگاه‌های خرد اهداف عملکرد خود را بررسی می‌کند و می‌پرسد: «چه نوع پشتیبانی برای طراحی، تکنولوژی، تولید و بازاریابی نیاز داریم تا به این اهداف برسیم؟» درخواست برای طرح‌های پیشنهادی مطرح می‌شود و گفت‌وگوهایی شکل می‌گیرد که فرصتی برای کلیه طرف‌ها فراهم می‌کند تا فعالیت‌های موجود را به چالش بکشند و در مورد رویکردهای جدید توفان فکری راه بیندازند.

۴- از مشارکت بالا به پایین تا همکاری داوطلبانه

چگونه شرکتی که بیش از ۴ هزار واحد عملیاتی مستقل دارد، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در تکنولوژی و تاسیسات را هماهنگ می‌کند؟ چگونه قابلیت‌های مختلف در کسب‌وکار مثل اتوماسیون تولید را ایجاد می‌کند؟

در یک استارت‌آپ، همکاری به‌صورت خودکار اتفاق می‌افتد. وقتی مشکلی پیش می‌آید، افراد به سادگی مسائل را حل و فصل می‌کنند. وقتی یک شرکت بزرگ می‌شود و عملکرد واحدهای عملیاتی مستقل‌تر می‌شود، هماهنگی‌ها کمی سخت‌تر می‌شود. راه‌حلی که در این شرایط به ذهن می‌رسد این است که لایه‌های مدیریتی بیشتر و دستورالعمل‌های بیشتری ایجاد شود.

حایر رویکرد متفاوتی دارد: سازماندهی کلیه بنگاه‌های خرد در یک پلت‌فرم. برخی پلت‌فرم‌ها بنگاه‌های خردی را که در یک دسته‌بندی مشابه قرار می‌گیرند (مثل لباسشویی یا وسایل سمعی-بصری)، کنار هم قرار می‌دهند و برخی دیگر بر ایجاد قابلیت‌های جدید مثل بازاریابی دیجیتال متمرکز می‌شوند. یک پلت‌فرم به‌طور نمونه بیش از ۵۰ بنگاه خرد را دربرمی‌گیرد.

این وظیفه صاحب پلت‌فرم است تا تیم‌ها را کنار هم جمع کند و به آنها در شناسایی فرصت‌های همکاری مثل توسعه تخصص در اینترنت اشیا کمک کند. صاحب پلت‌فرم نه کارمند زیردستی دارد و نه کسی به او گزارش می‌دهد، بلکه فقط کار تیم را تسهیل می‌کند و برنامه‌ریزی و اجرا با خود اعضا است.

۵- از مرزبندی‌های سختگیرانه تا نوآوری باز

شرکت‌هایی که بوروکراسی دارند، به‌صورت جزیره‌ای اداره می‌شوند. آنها معمولا بین خودی‌ها و بیرونی‌ها تمایز شدیدی قائل می‌شوند و مخفی‌کاری می‌کنند و تمایلی ندارند از شرکای خارجی برای وظایف مهم بهره‌برداری کنند. مشکلی که در مورد این سیستم‌های بسته وجود دارد این است که سازگارپذیر نیستند. حایر با علم به این موضوع، خودش را یک شرکت نمی‌بیند، بلکه خود را یک مرکز فعالیت در شبکه‌ای بزرگ‌تر می‌داند. اثرات چنین دیدگاهی بسیار عمیق است.

مثلا هر محصول یا خدمات جدیدی در حایر کاملا باز و آشکار توسعه می‌یابد. به‌عنوان مثال، وقتی شرکت تصمیم گرفت دستگاه تصفیه هوای خانگی جدید تولید کند، از سایت رسانه اجتماعی بیدو (Baidu) استفاده کرد تا از کاربران احتمالی در مورد نیازها و اولویت‌هایشان سوال کند. بیش از ۳۰ میلیون نفر در این اتفاق مشارکت کردند. سپس لی یانگ‌فنگ که مدیر این پروژه بود، از بیش از ۷۰۰ هزار کاربر دعوت کرد نظرات خود را در مورد جزئیات ویژگی محصول مورد نظرشان به اشتراک بگذارند. بر خلاف انتظار، نگرانی بیشتر مردم خطر بروز حساسیت‌های تنفسی توسط این دستگاه‌ها بود و به حداقل رساندن این ریسک به اولویت شرکت برای تولید این محصول تبدیل شد.

۶- از ترس از نوآوری تا کارآفرینی در مقیاس بزرگ

شرکت‌های بزرگ به خاطر به وجود آمدن بوروکراسی و محافظه‌کاری ناشی از آن، از رقابت با برخی تازه‌واردها عقب می‌مانند. اما حایر کل سازمان خود را به یک کارخانه استارت‌آپ تبدیل کرده است. برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید در حایر سه روش وجود دارد. در اولین و متداول‌ترین روش، یک کارآفرین داخلی ایده‌ای را به‌صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارد و از دیگران دعوت می‌کند برای آن طرح کسب‌وکار پیشنهاد دهند. در روش دوم، یکی از رهبران پلت‌فرم می‌تواند از افراد داخل سازمان یا خارج سازمان برای ثبت طرح‌های پیشنهادی در مورد کشف یک فرصت جدید دعوت کند. و در روش سوم، کارآفرینان بالقوه می‌توانند ایده‌های خود را در جلسات ماهانه حایر که در شهرهای مختلف برگزار می‌شود و نوآوران را به پلفت‌فرم‌ها و اعضای صندوق سرمایه‌گذاری حایر متصل می‌کند، مطرح کنند.

هر کدام از بنگاه‌های خرد یک هویت حقوقی جداگانه دارند و خودشان در مورد ایده‌های جدید تصمیم‌گیری می‌کنند.

۷- از کارمند تا مالک

در یک استارت‌آپ، افراد همه در قالب مالک بنگاه فکر و فعالیت می‌کنند. معمولا افراد سهمی در شرکت دارند و حتی سرمایه خودشان را به خطر انداخته‌اند تا به یک دستاورد مالی بزرگ‌تر برسند. همچنین تیم‌های استارت‌آپی استقلال زیادی دارند و وقتی اشتباهی پیش بیاید، کسی سرزنش نمی‌شود. ترکیبی از کسب سود، آزادی و مسوولیت‌پذیری به استارت‌آپ‌ها مزیت رقابتی می‌دهد.

تحقیقات نشان داده اگر به کارکنان خود اختیار بدهید، اما آنها را در سود مالی شریک نکنید، واگذاری بیش از حد مسوولیت فقط باعث می‌شود آنها فکر کنند بار کاری‌شان زیاد شده است. در مقابل، اگر به افراد سهم و سود بدهید، اما اختیار ندهید، فکر می‌کنند غلام حلقه به گوش شما شده‌اند.

در شرکت حایر، بنگاه‌های خرد باید خود‌مدیریتی داشته باشند و آزادی آنها با در نظر گرفتن ۱- حق تصمیم‌گیری در مورد فرصت‌هایی که باید پیگیری شوند و اولویت‌هایی که باید تعیین شوند؛ ۲- حق تصمیم‌گیری در مورد استخدام افراد، تعیین نقش‌ها و تعریف روابط کاری؛ و ۳- حق تعیین میزان دستمزد و پاداش، ارزش‌گذاری می‌شود.

  نتیجه‌گیری

شرکت حایر بر خلاف شرکت‌های علی‌بابا یا Tencent، از سوپراستارهای اقتصاد جدید چین محسوب نمی‌شود. این شرکت ۳۰ سال پیش یک بنگاه اقتصادی پرتلاش بود که محصولاتی با کیفیت نامشخص تولید می‌کرد و امروز به نمونه‌ای تبدیل شده که وقتی یک شرکت پیشکسوت می‌خواهد ساختارهای استبدادی بوروکراسی و عملکرد قانون‌زده را به چالش‌ بکشد، حایر را مثال می‌زنند. چه کسی می‌تواند تصور کند که می‌توان یک کسب‌وکار جهانی بزرگ را فقط با دو لایه مدیریتی بین تیم‌های خط مقدم و مدیرعامل اداره کرد؟

حایری که امروز می‌بینیم، یک دهه در تقلا بود تا به اینجا برسد. این شرکت آزمون کردن مفهوم فروش کارآفرینانه و تیم‌های بازاریابی را در سال ۲۰۱۰ شروع کرد. یک سال بعد، تیم‌های خود‌مدیریتی در واحدهای محصول معرفی شدند. آن تست‌های اولیه بسیار مفید بودند. در شروع کار، تدوین آیین‌نامه داخلی بسیار سخت بود. از آنجا که هر واحد سعی می‌کرد موفقیت خودش را به حداکثر برساند، گفت‌وگوها طولانی و خصمانه پیش می‌رفت. راه‌حل چه بود؟ ایجاد بندی در آیین‌نامه داخلی که پاداش را به نتایج به دست آمده در فضای بازار ربط می‌داد. این قانون، فرسایش را کاهش و همه را در یک خط قرار داد و یک بازی با حاصل جمع صفر را به تلاشی مشترک در جهت ارزش‌آفرینی برای مشتریان تبدیل کرد.

خیلی از شرکت‌ها سال‌ها به سختی تلاش کرده‌اند تا فعالیت‌های خود را بهینه‌سازی کنند. اخیرا آنها به دیجیتال‌سازی مدل‌های کسب‌وکار خود روی آورده‌اند. این کار مهم است، اما حایر کاری انجام داده که نتیجه‌بخش‌تر بوده: انسانی کردن مدل مدیریت. همان‌طور که ژانگ قبلا در مصاحبه‌ای با HBR گفته: «ما می‌خواهیم کارمندان را تشویق کنیم که کارآفرین باشند، چون افراد وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیستند، بلکه خودشان هدف هستند. مقصود ما این است که بگذاریم هر کسی مدیر عامل خودش باشد، هر کسی پتانسیل خودش را بداند.»

مدل مدیریتی توانمندساز و انرژی‌بخش حایر، نتیجه تلاشی بی‌وقفه برای رهاسازی انسان‌ها از قید و بند بوروکراسی در محیط کار است.

 

مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

دفعه بعدی که در یک جلسه کاری شرکت کردید، با دقت به اطراف خود نگاه کنید. احتمالا افرادی را می‌بینید که خوشحال نیستند. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم تیم‌هایی را می‌بینیم که از بین می‌روند، اما کسی متوجه این موضوع نیست. خشم و نارضایتی و بی‌انگیزه‌گی در بعضی افراد پنهان است. آنها نارضایتی را در محیط کار گسترش می‌دهند. کارمند ناراضی دیگر خیلی در جمع همکاران حاضر نمی‌شود و با دیگران تعامل نخواهد داشت، بی‌انگیزه می‌شود، به بهبود و پیشرفت فکر نمی‌کند و حواس‌شان به کار معطوف نیست.

این‌گونه رفتارها به تدریج منجر به عملکرد ضعیف و از بین رفتن تیم کاری می‌شود. طبق نظرسنجی گالوپ فقط ۳۳ درصد از کارمندان تمام زمان کاری را به کار مشغول هستند. آیا این به معنی این است که اکثریت کارمندان زمان کاری‌شان را صرف کار نمی‌کنند؟ بر اساس محاسبات گالوپ، کارمندانی که به تدریج فعالیت خود را در سازمان محدود می‌کنند به میزان ۳۴ درصد از حقوق خود به شرکت ضرر می‌زنند. حال اگر مدیران در طرح‌های خود باز نگری کرده و این ۳۴ درصد را صرف مسائل روانشناختی و فرهنگ سازمانی کنند، کارمندانِ باانگیزه و خوشحالی خواهند داشت.

به موضوع‌هایی فراتر از دستمزد بیندیشید: به این موضوع دقت کنید که چه چیزی به افراد تیم شما انگیزه می‌دهد.یکی از راهکارهای موثر برای نگرش متفاوت و بهره‌وری بیشتر در سازمان، در نظر گرفتن تشویق و پاداش است. پرداخت اضافه کاری و افزایش حقوق به یک نماینده فروش ناراضی و ناکارآمد ممکن است ارزش داشته باشد و منجر به افزایش بهره‌وری و درآمد برای کسب و کار شما بشود. اما جالب است بدانید که کلید حل مشکل کارمندان غیرفعال و ناراضی، صرفا پرداخت دستمزد بیشتر به آنها نیست. شاید چند روز مرخصی یا یک صبحانه دل‌انگیز، خلق و خوی آنها را بهبود ببخشد. برای کارمندان دیگر چه برنامه‌هایی می‌توانید در نظر بگیرید؟ آیا نیازهای انگیزشی آنها را می‌دانید؟ بهتر است در این مورد با آنها صحبت کنید.

ایجاد یک فرآیند دقیق و سازگار برای استخدام افراد بااستعدادتر:  Netflix به قطب بزرگ مدیریت استعدادیابی تبدیل شده است و این تصادفی نیست. به گفته پتی مک کورد، مدیر ارشد سابق دفتر استعدادیابی، موفقیت این شرکت به دلیل اولویت‌بندی استخدام افراد است و آگاهی از اینکه چه زمانی باید افراد ناراضی و ناراحت را از شرکت دور کنیم. مک کورد می‌گوید «به‌عنوان یک کارمند اگر ناراضی هستید، اینجا نمانید و به‌عنوان یک کارفرما، کارمندان ناراضی را نگه ندارید. اجازه دهید تغییرات اتفاق بیفتند و مطمئن شوید که در حال انجام کارهای شگفت انگیز هستید. افراد با استعداد و خارق‌العاده دیگری هم هستند که می‌توانیم آنها را درتیم خود داشته باشیم.» با ایجاد یک فرآیند دقیق و سازگار برای استخدام افراد بااستعدادتر، سطح کیفی سازمان را بالا ببرید. همچنین می‌توانید بفهمید کدام افراد انگیزه‌ای برای بهتر انجام دادن کارها ندارند. وقتی این اتفاق می‌افتد با بحث‌های بیهوده آن را به تاخیر نیندازید؛ افراد بی‌انگیزه را پیدا کرده و شرایط را تغییر دهید و به شیوه‌ای محترمانه به کارمندان بی‌انگیزه اجازه دهید به دنبال چیزهای جذاب‌تر بروند.

اجازه دهید همه افراد احساس قدرت کنند: جف جانسون، مدیر عامل شرکت Blackford Capital، می‌گوید که باید به کارمندان انگیزه بدهیم تا از فرهنگ اصلی سازمان حمایت کنند. یعنی هر کارمند خود را مالک سازمان بداند. این نگرش متفاوت آنها را قادر می‌سازد تا تصمیمات خوبی بگیرند و روی بهره‌وری سازمان تمرکز کنند. ما به دنبال طرح‌های انگیزشی پاداش در مقابل برنامه‌های خاص برای رشد سودآوری سازمان هستیم که به تیم‌های مدیریت اجرایی و هم به کارمندان ساعتی وابسته است.

اهداف روشن برای بهبود مسوولیت‌پذیری تنظیم کنید: فرهنگ گوگل مورد توجه و حسادت بسیاری از مدیران اجرایی قرار گرفته است. راز آن چیست؟ این شرکت برای تنظیم اهداف فردی و تیمی با احتیاط عمل می‌کند. اهداف کاملا شفاف و بر اساس استاندارد (OKR) در این سازمان گسترش یافته است. این سیستم کارمندان را متعهد به اهداف دشوار اما قابل دستیابی می‌کند و گوگل مطمئن است که همه کارمندان می‌فهمند و درک می‌کنند که باید به مهم‌ترین اهداف شرکت دست پیدا کنند. به این ترتیب، همه افراد تیم می‌دانند که چه کاری انجام می‌دهند و فعالیت‌هایشان به‌طور مستقیم به اهداف تیم و کسب و کارشان پیوند دارد. تعیین اهداف دقیق یک استاندارد در مسوولیت‌پذیری و رفتار و عملکرد تیم ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تا کارمندان در مسیر تعیین شده به سمت هدف حرکت کنند و به کارمندان بی‌انگیزه و غیرفعال هشدار می‌دهد که زمان حرکت به سمت هدف است.

نقاط مشترک با هدف نهایی را به اشتراک بگذارید: اغلب کارمندان نمی‌دانند که چرا کار آنها اهمیت دارد. متصل کردن فعالیت‌های روزانه کارمندان به اهداف سازمان باعث می‌شود آن فعالیت‌ها معنادار شوند. این کار باعث می‌شود آنها بفهمند که هر کدام نقش مهمی در به ثمر رسیدن اهداف سازمان دارند و این عامل مهمی در رسیدن به هدف نهایی است و به کارمندان انگیزه می‌دهد. بر اساس تحقیقات یک شرکت مشاور ۷۷ درصد از کارمندان می‌گویند که ارتباطات باز به معنی توانایی هر فرد در شرایط برابر، به مشارکت آنها کمک بسیاری می‌کند. ۸۲ درصد افراد می‌خواهند واقعیت‌های اساسی را ببینند. برای همه مدیران اجرایی آسان‌تر است که در مورد امور مالی و داده‌ها صحبت کنند ولی مهم‌تر از آن این است که در مورد تاثیر وظایف کارمندان در سازمان بحث شود. این جایی است که افراد در کار خود معنی پیدا می‌کنند.

مهارت‌های کارمندان را به روز نگه دارید: راه دیگر برای تقویت مشارکت کارمندان این است که به اعضای تیم فرصتی برای یادگیری مهارت‌های جدید بدهید، از طریق کارگاه‌های آنلاین یا پرداخت کمک هزینه تحصیل. کارمندانی که دانش وسیع در زمینه‌های گوناگون دارند تمایل بیشتری به ارائه ایده‌های جدید دارند. آنها از اینکه شما روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کنید و از آنچه آموخته‌اند استفاده می‌کنید، بسیار خوشحال و قدردان هستند.  اگر ناکارآمدی و رها کردن کارمندان اهداف نهایی سازمان شما را به خطر انداخته است، تغییراتی در سیستم و فرهنگ سازمان تان ایجاد کنید. هنگامی که همه کارمندان با انگیزه و اهداف سازمان شما همسو شوند، می‌توانید با خیال آسوده به تیم خود نگاه کنید و ببینید چه کارهای باورنکردنی انجام می‌دهند.

مترجم: الهام شیخان

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

اگر کسب‌وکار شما در حال رشد نیست، احتمالا به این دلیل است که شما این پنج استراتژی را اجرا نمی‌کنید ...

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد هزینه‌کرد کاربران اینترنت برای دوره‌های آنلاین در سال 2015 مبلغ 107 میلیارد دلار بوده است و براساس آمار اتحادیه جهانی مخابرات، تعداد کاربران اینترنت در سال 2000 حدود 738 میلیون بوده که در سال 2015 به 3.2 میلیارد رسیده است.

با قرار دادن این رنج از مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در کنار استفاده روزانه 2.46 میلیارد کاربر اینترنت از رسانه‌های اجتماعی تا سال 2017، به وضوح نشان می‌دهد که اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، فرصتی عظیم برای کارآفرینان ایجاد کرده که کارآفرینان بتوانند در آن، به عنوان یکی از بازرگانان جهانی کسب‌وکار خود را  بازاریابی کنند.

با توجه به منحصر به فرد بودن این موقعیت، کارآفرینان و شرکت‌های زیادی وجود دارند که از این پتانسیل به نحو احسن استفاده نمی‌کنند؛ به عنوان مثال 46 درصد از کسب‌وکارهای کوچک امریکا در سال 2016، حتی یک وب‌سایت برای معرفی کسب‌وکار خود نداشتند؛ به این ترتیب میلیون‌ها نفر با از دست دادن منابع بالقوه موجود برای ایجاد پایگاه آنلاین، چندین هزار دلار ضرر کردند.

کارآفرینان باید به این نکته توجه داشته باشند که با ایجاد یک تغییر کوچک در استراتژی خود، قابلیت درآمدزایی خوبی را خواهند داشت؛ با وجود اینکه تمام این فرصت‌ها در دسترس است، بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که شما نتوانید از قدرت اینترنت برای رشد کسب‌وکار خود استفاده کنید.

اگر کسب‌وکار شما در حال رشد نیست، احتمالا به این دلیل است که شما این پنج استراتژی را اجرا نمی‌کنید.

صراحت را به نام تجاری و تبلیغات خود وارد کنید

اگر درباره بازاریابی اینترنتی مطالعه کرده باشید، قطعا با کارآفرینانی مواجه شده‌اید که در مورد نیاز به کاوش حول مسائل صحبت می‌کنند؛ قطعا به شما گفته شده است که برای موفقیت باید متفاوت باشید.

در تمایل به متفاوت بودن، کارآفرینان کسب‌وکار خود را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که صراحت لازم برای فعالیت خود را ارائه نمی‌دهند؛ اما باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که قطعا اگر مشتریان بالقوه آنچه که شما انجام می‌دهید یا نوع کمکی که می‌توانید به آنها کنید را متوجه نشوند، هیچگاه زمان و پول خود را در کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

بنابراین همواره باید به یاد داشته باشید که نام تجاری و پیام شما باید واضح و روشن باشد و هر کس که از وب‌سایت شما بازدید می‌کند باید دقیقا بداند که شما چه کاری را برای او انجام می‌دهید و چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید.

ایجاد مخاطب بیشتر در خارج از رسانه‌های اجتماعی

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی سال‌هاست که به عنوان استراتژی کارآفرینان به کار گرفته شده است؛ شما فرصت می‌کنید به میلیاردها دلار برسید اما در حال حاضر تمام پلت‌فرم‌های بزرگ رسانه‌های اجتماعی در اختیار شرکت‌های تجاری هستند.

تبلیغات رسانه‌های اجتماعی قدرتمند است اما شما نیاز به یک استراتژی بازاریابی متنوع برای رشد دارید؛ راه‌های زیادی برای فروش کسب‌وکار خود وجود دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم:

  • با پادکست‌های مربوط به کسب‌وکار خود مصاحبه کنید

پادکست‌ها دارای میلیون‌ها نفر شنونده هستند.

برای نشریات توسعه کسب‌وکار بزرگ و شخصی تولید محتوا کنید؛ انتشارات رسانه‌های بزرگ، توجه میلیون‌ها خواننده را به خود جلب می‌کند.

آنها در تولید محتوای خوب با شما مشارکت و در مقابل توجه خوانندگان خود را برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره کسب‌وکار شما جلب می‌کنند.

  • در رویدادهای محلی حضور یابید و سخنرانی کنید

از وبینارها و آموزش‌های آنلاین برای ساخت یک لیست ایمیل مشتریان استفاده و در نهایت یک لیست ایمیل به عنوان استراتژی اصلی خود ایجاد کنید.

ارزش‌گذاری را فراموش نکنید

هیچگاه قبل از ارزش‌گذاری اقدام به فروش نکنید؛ ما در زمانی زندگی می‌کنیم که در آن بسیاری از روش‌های آنلاین برای اضافه کردن ارزش وجود دارد.

شما می‌توانید از انتشار پست‌های رایگان، مصاحبه‌های پادکست، مقالات منتشر شده در نشریات بزرگ، ایجاد فیلم‌های یوتیوب و بسیاری موارد دیگر برای ارزش‌گذاری استفاده کنید.

هنگامیکه محتویات ارزشمند خود را به مخاطبان خود ارائه می‌دهید نه تنها نیازی به پیگیری خرید از سوی آنها ندارید بلکه از این طریق توجه طرفداران بیشتری را به خود جلب می‌کنید.

از نرم‌افزارهای ویژه فروش استفاده کنید

اینترنت باعث ساخت و ورود موج جدیدی از نرم‌افزارها و نوآوری‌ها شده است؛ انواع گزینه‌های مختلف وجود دارد که به شما کمک می‌کند سیستم‌های خود را توسعه داده و به‌طور کلی شیوه کسب‌وکار خود را حرفه‌ای کنید.

مزیت این روش این است که بسیاری از نرم‌افزارهای طراحی شده برای این منظور بسیار ساده هستند و شما نیازی به پرداخت هزینه برای استخدام افراد حرفه‌ای جهت انجان تنظیمات خاص، ندارید.

توصیه می‌شود از از نرم‌افزار و پلت‌فرم‌های مختلف که امروزه در دسترس هستند، برای ساخت سیستم‌ها و اتوماسیون کسب‌وکار خود استفاده کنید.

داشتن یک برنامه استراتژیک برای ارتقاء

یک کسب‌وکار براساس بازاریابی و تبلیغات خود فعالیت می‌کند یا از چرخه رقابت خارج می‌شود.

شما نمی‌توانید کسب‌وکار و مزایده‌های تبلیغاتی خود را تنها زمانیکه احساس می‌کنید به آنها نیاز دارید، ارتقا دهید؛ شما باید یک نقشه واقعی و استراتژیک را طرحی کنید و بدانید که چه چیزی را می‌خواهید ارتقا دهید.

زمانیکه شما کسب‌وکار خود را تبلیغ می‌کنید به چه اقداماتی برای هر مرحله ارتقاء نیاز دارید.

نتیجه‌گیری

اگر شما در کسب‌وکار آنلاین مشغول فعالیت هستید، توصیه می‌شود که حتما از روش‌های فوق برای دستیابی به موفقیت بیشتر استفاده و برای برطرف کردن کاستی‌های موجود تلاش کنید.


منبع: تسنیم


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:28 ب.ظ

استارتاپ‌ها دنیای عجیب و غریبی دارند، دنیایی پر از هیجان و خلاقیت. دنیایی که پویایی، انگیزه، رفاقت و کار تیمی حرف اول را در آن می‌زند. آنها همیشه در حال ایده پردازی هستند و تلاش می‌کنند حتی اگر نادیده گرفته شوند.

همین چند سال قبل بود که چند جوان برای پیشنهاد همکاری در بخش استارتاپ به تاکسیرانی مراجعه کردند، آنها پر از ایده برای کار بودند. طرح‌هایشان را ارائه دادند و حرف‌هایشان را زدند در نهایت با واکنش منفی مواجه شدند. این جوانان ناامید و دلسرد نشدند و رفتند تا خودشان با اندک سرمایه‌ای که داشتند استارتاپی راه اندازی کردند که بعد از یک سال آن طور که معاونت علمی ریاست جمهوری گزارش داده است شرکتشان بیش از یک میلیارد دلار ارزش یافته است. این روزها خیلی از جوانان تحصیلکرده علاقه بسیاری به کسب و کار خودشان دارند. با هر کدامشان که حرف می‌زنیم می‌گویند: «می‌خواهیم رئیس خودمان باشیم و طرح‌های خودمان را اجرایی کنیم. حتی اگر این طرح‌ها شکست بخورد.» خیلی‌هایشان شرکت‌های خدماتی تأسیس کرده‌اند و برخی‌ دیگر هم در زمینه حمل و نقل داخل شهری، عملیات بانکی و نانو فناوری فعالیت دارند.

عدم آشنایی بخش خصوصی با کسب و کار اینترنتی

گزارش‌های معاونت علمی ریاست‌جمهوری نشان می‌دهد این روزها حمل و نقل داخل شهری، با ورود استارتاپ‌ها تغییر ساختار داده است. البته در رابطه با نرم افزارهای خدمات بانکی هم همین‌طور بوده ، مهمترین اطلاعات موجود، اطلاعات بانکی مردم است و روزانه میلیاردها تراکنش از طریق نرم افزارهای بانکی در حال انجام است و این یعنی مردم به استارتاپ‌ها اعتماد کرده‌اند. با این همه استارتاپ‌ها هم مشکلات خاص خود را دارند. طبق پژوهش‌ها بزرگترین چالشی که دامنگیر فضای استارتاپ‌های ایرانی شده است، بحث تأمین مالی و سرمایه‌گذاری است. این مسأله موضوعی طبیعی برای هر استارتاپ بوده و ممکن است آن استارتاپ به هر دلیلی نتواند به فعالیت خود ادامه دهد و  سودآوری  داشته باشد . از طرفی دیگر پیش‌بینی چنین موضوعی در هر استارتاپ می‌تواند سخت و حتی غیرممکن باشد. مشکل دیگر عدم شناخت و آگاهی سرمایه گذاران بخش خصوصی نسبت به فضای کسب و کارهای اینترنتی است که باعث افزایش عدم اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران شده است. علاوه بر این تعداد نهاد‌ها و اتحادیه‌های سرمایه‌گذاری که از طرف دولت پشتیبانی شوند بسیار کم بوده است. موضوعی که احسان نوری مدیر استارتاپ تله طب هم به آن اشاره می‌کند و  می‌گوید: معتقدم هم‌اکنون این ما نیستیم که به کمک دولت نیاز داریم، بلکه کاملاً بر عکس، این کسب و کارهای نوپا و بخش خصوصی هستند که باید به کمک دولت بشتابند. اما متأسفانه ساز و کارها، زیرساخت‌ها و بسترهای قانونی بعضاً مسیر رسیدن به این هدف را سخت کرده است. در واقع به نظر من بیش از این که شرایط سخت تحمیل شده از بیرون نگران کننده باشد، رفتارهای خود ما، چه دولت و چه مردم، موجب بروز مشکلات شده است.

وی می‌گوید: توقعی که از دولت می‌رود به روشنی این است که در وهله اول دست خود را از بنگاه‌داری کوتاه کند و به کمک فعالان اقتصادی بخش خصوصی، چارچوب‌ها و خلأهای قانونی کسب و کار به خصوص در حوزه تولید و صادرات، در کشور را اصلاح و یا تکمیل کند. ما نباید حس کنیم که دولت رقیب ماست! معتقدم فعالان اقتصادی بخش خصوصی ضمن این که باید برای چالش‌های کسب و کارهای خود راهکار پیدا کنند، بسیار مشتاق خواهند بود تا دولت را برای انجام برنامه‌های خود یاری کنند. چون به‌طور مستقیم منافع این کار را هر دو طرف دریافت خواهند کرد.

با این همه برخی از مدیران استارتاپی به تحریم‌ها اشاره می‌کنند که موجب مشکلات بسیاری برای آنها شده است. نوری در این باره معتقد است: به هر حال شرایط اقتصادی کنونی جامعه، برای خیلی از کسب و کارها، چالش ایجاد کرده که همه باید به کمک هم راهکارهایی برای بیرون رفتن از این اوضاع  پیدا کنیم. ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم و سختی‌هایی گریبانگیرمان شد. به‌طور مثال تأمین نیروی انسانی و تأمین مالی ایشان، خرید تجهیزات مورد نیاز تیم فنی و اداری و مهم‌تر از همه جذب سرمایه برای توسعه کسب و کار، از اصلی‌ترین چالش‌هایی است که با آن رو به رو هستیم. اما نباید این نکته را نادیده گرفت که به هر حال در همه جای دنیا، راه اندازی و به ثمر رساندن یک کسب و کار، کار آسانی نیست و یک فرد کارآفرین باید این موضوع را از پیش بداند و خود را آماده مواجهه با چالش‌های متعدد بکند.

حمایت دولت معنا ندارد

برخی از مدیران استارتاپ بر این باورند که نیازی به حمایت دولت ندارند چرا که در دنیای کسب و کار حمایت اصلاً معنا ندارد. آنها یک دلیل برای این نظر خود دارند و آن این‌که یک کسب و کار می‌آید که یک فرایندی را شروع کند، یک مسئله‌ای را حل کند و برای یک مسأله پاسخ مناسبی داشته باشد. اگر راهکار مناسبی استارتاپ داشته باشد مشتری از آن کسب و کار حمایت خواهد کرد. موضوعی که سعید ابراهیمیان بنیانگذار یک استارتاپ به آن اشاره می‌کند: ما مشکلی در زمینه حمایت دولتی نداریم. مشکل اصلی اینجاست که چرخه استارتاپ در ایران، چرخه کاملی نیست. مثلاً در کشور بخش‌های اولیه این چرخه که شامل پیش‌شتاب‌دهی، شتاب دهی و پس از آن جذب سرمایه مشکلاتی وجود دارد.

وی با تأکید بر این‌که در کشور زیرساخت‌هایی که در آن شتاب دهی اتفاق بیفتد خوب کار می‌کنند، اظهار می‌کند: شتاب دهند‌ه‌ها خودشان کسب و کارهایی هستند که تیم‌ها را جمع می‌کنند و بعد از آن در یک بازه زمانی 4 ماه، 6 ماه و یا یک سال آموزش می‌دهند که شامل فضا، امکانات آموزشی و مشاوره‌ها می‌شود. معمولاً کسب و کارهایی که در این اکوسیستم وارد می‌شوند کسب و کارهای موفق تری هستند اما مشکل اصلی جایی است که این کسب و کارها برای جذب سرمایه‌های بزرگتر برای رشد خودشان بخواهند سرمایه‌گذار جذب کنند. ما در کشورمان شتاب دهند‌ه‌های حرفه‌ای داریم اما سرمایه گذارهای خطرپذیر نداریم. این اتفاق یعنی سرمایه‌گذارها در کشور ما قدرتمند‌تر و با تجربه‌تر می‌شوند اما همچنان آن بلوغی که باید برای یک کسب و کار در خودشان به وجود آورده باشند و این نکته که کمک به یک کسب و کار هم  نیاز به پول دارد را نمی‌دانند.

وی با اشاره به این‌که یکی از مهمترین نقاط ضعفی که در استارتاپ‌ها وجود دارد خود استارتاپ‌ها هستند ،می‌گوید: یک موج راه اندازی استارتاپ در کشور داریم. هر کسی یک ایده‌ای به ذهنش می‌آید، فکر می‌کند می‌تواند آن را تبدیل به کسب و کار کند و مفاهیم پایه‌ای که در استارتاپ وجود دارد را نادیده می‌گیرد. در بررسی‌هایی که انجام شده یکی از دلایل شکست استارتاپ عدم نیاز مشتری با آن محصولی  است که استارتاپ تولید کرده‌. یعنی استارتاپ‌ها محصولی ارائه کردند که مشتری محور نیست. ما در تولید محصول در استارتاپ باید به 4 عامل اصلی یعنی ایده، سرمایه کافی، تیم و زمان مناسب توجه کنیم. استارتاپی بوده  که با تیم‌های بسیار حرفه‌ای و سرمایه‌های عالی شروع به کار کرد اما شکست خورد. وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم که زمان مناسب برای ورود آن کالا در کشور نبوده است. در کشور ما برای کسانی که بخواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند حمایت‌ها بسیار زیاد است. اما قوانین کمی در این زمینه وجود دارد.

تأسیس 3500 شرکت دانش بنیان

زمانی که دولت یازدهم روی کار آمد یکی از مهمترین مشکلات دولت جمعیت فارغ التحصیلانی بود که هر ساله از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود. آن‌طور که دبیر ستاد توسعه فرهنگ علم، فناوری و اقتصاد دانش بنیان می‌گوید 4میلیون و 500 هزار دانشجو در دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل بودند که هر ساله تعداد زیادی از آنها فارغ التحصیل بیکار بودند. پرویز کرمی در این باره می‌گوید: در دولت یازدهم یکی از مشکلات اصلی معاونت علمی ریاست جمهوری این بود که حجم عظیمی از جوانان فارغ التحصیل می‌شوند و ما هم هیچ برنامه‌ای برای این فارغ التحصیلان نداشتیم. بنابراین یکی از مهمترین اقدامات معاونت علمی تأسیس پارک علم و فناوری در هر استان بود تا آنها با کمک فارغ التحصیلان علم را به فناوری و صنعت تبدیل کند. هنگامی که پارک‌های علم و فناوری فعالیتشان را شروع کردند متوجه شدیم باید شرکت‌های دانش بنیان را هم گسترش دهیم تا نیروهای خلاق این شرکت‌ها بتوانند ایده هایشان را در پارک‌های علم و فناوری به اجرا در آورند.

وی با اشاره به این‌که در ابتدای دولت یازدهم 5 شرکت دانش بنیان داشتیم و هم‌اکنون این شرکت‌ها را به بیش از 3 هزار و 600 شرکت رساندیم، اظهار می‌کند: این شرکت‌ها هر دو سال یکبار مورد ارزیابی قرار می‌گیرند اگر در ارزیابی‌ها متوجه شویم که شرکت ایده پردازی ندارد اجازه ادامه کار به شرکت نمی‌دهیم. بر این اساس امسال بیش از 120 شرکت دانش بنیان صلاحیت ادامه کار نداشتند. برای ما نوآوری هر ساله شرکت‌های دانش بنیان بسیار مهم است و اگر شرکتی خلاقیت لازم در ارائه محصول نداشته باشد لغو مجوز می‌شود چرا که این شرکت‌ها دیگر دانش بنیان نیستند و یک شرکت عادی به حساب می‌آیند.

کرمی درباره تأسیس استارتاپ‌ها هم می‌گوید: با این همه در فرایند تشکیل شرکت‌های دانش بنیان به این نتیجه رسیدیم که باید شرکت‌های کوچک و نوپایه‌ای هم برای کمک و ایده به شرکت‌های دانش بنیان وجود داشته باشند. بنابراین استارتاپ شکل گرفت. استارتاپ‌ها شرکت نیستند. یک موقعیت است که تعدادی افراد خوش فکر، حول یک نیاز دور هم جمع می‌شوند تا یک مشکل را برطرف کنند. آنها راهکارهای خلاقانه دارند. باید بگویم استارتاپ‌ها از ابتدا برای در آمدزایی تشکیل نمی‌شوند بلکه در ادامه راه درآمد‌زایی می‌کنند. هم‌اکنون بالای 10 هزار استارتاپ در کشور وجود دارد که برای رفع نیازهای کشور راه اندازی شده‌اند که در سال گذشته 60 هزار میلیارد تومان فروش داشته‌اند. با این حال لازمه وجود استارتاپ‌ها، شتابدهنده‌ها هستند که به استارتاپ، فضا، امکانات و آموزش می‌دهند. هم‌اکنون 50 شتابدهنده در کشور مشغول فعالیت هستند که سرمایه‌گذار لازم  را برای استارتاپ‌ها  پیدا می‌کنند. وی با اشاره به این‌که معاونت علمی حمایت ویژه‌ای از شتابدهنده‌ها دارد ،می‌افزاید: به شتاب دهنده‌ها اعلام کردیم که اگر حمایت ما را می‌خواهند باید به استارتاپ‌ها کمک کنند. ما به شتابدهنده‌ها وام‌های کم بهره می‌دهیم به شرط آن‌که استارتاپ‌ها را فعال کنند. البته حمایت‌های مالی هم از استارتاپ‌ها می‌کنیم.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:21 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

PANTONE رنگ سال 2019 را مرجانی زنده (یک نوع نارنجی خاص) معرفی کرد.
این رنگ مرجانی گرم و پر جنب و جوش ضمن استقبال و تشویق به انجام فعالیت های شاد، تمایل به سرزندگی را نیز مجسم می کند. این رنگ همچنین نماد خوشبینی و شادمانی به حساب می آید و انتخاب شده است تا امکان حضور پر جنب و جوش در رسانه های اجتماعی و فناوری دیجیتال را به وجود آورد.
افراد خلاق و برندها نسبت به این رنگ فریبنده واکنش نشان داده اند و از طریق ترکیب آن با آثار هنری با محصولات خود از این ویژگی سود می برند. از محصولات زیبایی گرفته تا تصاویر عجیب و شگفت انگیز، در زیر نگاهی به واکنش ها می اندازیم.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


یک دیزاینر به نام "richelle" از مرجانی زنده به عنوان یکی از رنگ های محبوب خود نام می برد.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


یک نام عاشق سفر، Condé Nast Traveler، رنگ مرجانی زنده را محدود به اعماق دریا نمی داند. بر این اساس، رنگ فوق را می توان در خشکی و این 10 مقصد گردشگری جذاب و نفس گیر مشاهده کرد: کویر رنگی در آریزونا، دهکده صخره ای "Positano" در ایتالیا، استانبول ترکیه، جزیره میسول در اندونزی، شهر کوچک روسیلون در فرانسه، کلیسای جامع سنت باسیل مسکو در روسیه، ایالت راجستان هند، جزیره آنتیگوا در کشور گواتمالا، جزیره بورانو در ونیز ایتالیا و کاخ "هاو ماهال" در شهر جیپور هند.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


آژانس تبلیغاتی "Kilmer & Cruise" نیز مرجانی زنده را رنگ جشن، شادی و خوش بینی می داند.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


یک سازمان محافظ طبیعت موسوم به "The Nature Conservancy" رنگ مرجانی زنده را سرشار از خوش بینی و انرژی دانست که البته برای نجات صخره های مرجانی دقیقا به آن ها نیاز داریم.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


آیفون XR جدید نیز دارای قابی رنگی با سایه مرجانی شده است.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


وبسایت خبری آرایشی "Trendmood" ضمن معرفی این رنگ به عنوان رنگی بسیار زیبا از برخی محصولات برند ها با الهام از رنگ سال نام می برد.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


اکانت آرایشی "vdl_cosmetics" نیز محصولات آرایشی با رنگ مرجانی زنده را به طور خاص نمایش داد.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


یک اکانت آموزش آرایش و گریم به نام "nvmakeup" نیز افکت قرمز را در آرایش به تصویر می کشد.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


اکانت رنگ موی avedaartists از مخاطبان می خواهد تا فردا با آن همراه باشند و فرمول رنگ موی مرجانی زنده را دریابند. سپس آمادگی ساخت درجات مختلف این رنگ جدید را پیدا کنند. Pantone متعهد به جلا دادن روح، تغذیه و پرورش آن و خلق لحظات شاد شده است. به گفته معاون Pantone، لاری پرسمن، این کار چندان سختی نیست. Pantone می خواهد بازی کند. Pantone می خواهد تعالی یابد.

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


گروه بازاریابی INM: ما پیش از این در این رنگ تازه غرق شده ایم!

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون


یک دیزاینر با عقیده مخالف و هنرمند بصری به اسم unnikrishna #RebuildKeralaBetter مرجانی زنده را رنگ مقاومت می نامد.

مترجم: مرضیه فروتن

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

نخستین سمینار تخصصی برندسازی شخصی با حضور جمعی از استادان و صاحب‌نظران این حوزه، طی دو روز متوالی برگزار شد. رئیس هیات علمی آکادمی برند ایران و دبیر علمی این سمینار گفت: برندسازی شخصی روندی است که به‌وسیله آن مهارت‌ها و تخصص‌های افراد همانند نام‌های تجاری، تبدیل به برند می‌شود. بر این اساس برند شما شامل تجارب، اعمال، شیوه تعامل با دیگران و شیوه‌ای است که به‌واسطه آن، دیگران شما را درک می‌کنند.

شهریار شفیعی افزود: ۱۸سال پیش فعالیت در حوزه برندسازی را آغاز و گفتمان، اصول و چارچوب‌های نظری را برای برندسازی کشور بنا کردیم و امروز شاهدیم که این موضوع تا حدودی جایگاه ویژه خود را در جامعه پیدا کرده و فقط به‌عنوان آرم و لوگو در میان افراد شناخته نمی‌شود. وی درخصوص اهمیت موضوع برندسازی شخصی بیان کرد: در زمینه برندسازی شخصی به‌دلیل افزایش اینفلوئنسرها، سلبریتی‌ها و بلاگرها، ورود افراد متخصص در این حوزه به‌دلیل اهمیت آن و پیوند دیدگاه نظری و بخش عملی و آموزش‌های این بخش، الزامی به‌نظر می‌رسد.  نیما قبایی دبیر اجرایی سمینار و مدیر آکادمی برند ایران نیز با اشاره به دلایل برگزاری این سمینار بیان کرد: اولین قدم این است که افرادی که می‌خواهند برندسازی کنند، روی برندشان کار کرده و آن را از درون خودش شروع کنند؛ چراکه برند چیزی نیست که از بیرون به مجموعه منتقل شود، بلکه برند از درون یک مجموعه حرکت می‌کند و به بیرون منتقل می‌شود.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
شنبه 24 آذر 1397  11:01 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

گروه‌ خودروسازی فولکس‌واگن اعم از پورشه و آئودی و همچنین شرکت‌های رنو و فیات‌کرایسلر در ماه نوامبر گذشته با افت فروش مواجه بوده‌اند؛ به‌طوری‌که در این ماه میزان فروش خودرو در اروپا ۱/ ۸ درصد کاهش داشته است.

به‌نظر می‌رسد که اجرایی شدن مقررات سختگیرانه جدید در زمینه کاهش آلایندگی خودروها در این ماه نیز یکی از عوامل موثر افت فروش بوده است. بر اساس گزارش‌ها، ثبت سفارش خودرو در کشورهای اتحادیه‌اروپا و سازمان تجارت آزاد اروپا در ماه گذشته به یک میلیون و ۱۶۰ هزار دستگاه کاهش داشته است.با اجرایی شدن این مقررات، خودروسازان در اروپا برای سومین ماه متوالی با کاهش فروش روبه‌رو بوده‌اند؛ چراکه این مقررات شرکت‌ها را وادار ساخته است تا عرضه برخی محصولات خود را که فاقد استاندارد‌های اعلام شده هستند متوقف کنند. در این میان فروش محصولات فولکس‌واگن، ۱۱ درصد، پورشه ۶۲درصد و آئودی ۴۱ درصد کاهش داشته ‌است. گروه خودروسازی پژو‌سیتروئن نیز کاهش ۱/ ۶ درصدی را در فروش محصولاتش تجربه کرده است.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

بازار موبایل‌های هوشمند که سال‌ها روی خط رونق و صعود بود، حالا مدتی است که حالت اشباع را تجربه کرده و وارد فاز رکود شده است. بررسی‌های کارشناسان موسسه تحقیقاتی IDC در این زمینه نشان می‌دهد که صادرات این محصولات تا پایان سال‌جاری میلادی تا ۳ درصد کاهش یافته و این کاهش به رشد تک رقمی این بازار در سال آینده میلادی تا سال ۲۰۲۲ هم منجر خواهد شد. با وجود آنکه انتظار می‌رود جنگ تجاری چین و آمریکا همچنان در سال‌های آینده هم ادامه داشته باشد، کارشناسان این موسسه معتقدند که بازارهای در حال توسعه به رشد خودشان ادامه می‌دهند. به عقیده آنها ظهور شبکه نسل پنجم موبایل یا ۵G و به دنبال آن ورود محصولات جدید به بازار، شاید بتواند به بازگشت دوباره رشد به بازار موبایل‌های هوشمند کمک کند.

بر اساس آمار منتشرشده از سوی IDC، پیش‌بینی می‌شود صادرات جهانی موبایل‌های هوشمند تا پایان سال ۲۰۱۸ به ۴۲/ ۱ میلیارد دستگاه برسد، در حالی که این رقم در سال گذشته میلادی برابر ۴۷/ ۱ میلیارد دستگاه بوده است. با این حال کارشناسان انتظار دارند که این بازار تا پایان سال ۲۰۱۹ رشد سالانه ۶/ ۲ درصدی را تجربه کند. این کارشناسان معتقدند که در بلندمدت و تا سال ۲۰۲۲ میزان صادرات جهانی موبایل‌های هوشمند به ۵۷/ ۱ میلیارد دلار خواهد رسید. این بررسی‌ها نشان می‌دهند که بازار چین که ۳۰ درصد از کل صادرات جهانی موبایل‌های هوشمند در سال ۲۰۱۷ را در اختیار داشته، در نهایت علائم بهبود را نشان می‌دهد. به این ترتیب انتظار می‌رود بزرگ‌ترین بازار موبایل هوشمند جهان در سال ۲۰۱۸ شاهد کاهش ۸/ ۸ درصدی صادرات باشد، در سال ۲۰۱۹ این روند ثابت شده و تا سال ۲۰۲۲ دوباره به روند رشد مثبت بازگردد.

بر اساس این تحلیل‌ها، انتظار می‌رود بازار آمریکا هم بعد از رکود در سال ۲۰۱۸، از سال ۲۰۱۹ به روند رشد دوباره بازگردد. روند کند بهبود بازار موبایل هوشمند در چین، یکی از دلایل رشد کند بازار جهانی است. از طرفی جنگ سرد تجاری آمریکا با چین بر سر فعالیت شرکت‌های ZTE و Huawei هم تاثیر چشمگیری بر میزان صادرات آنها و در نهایت رشد بازار موبایل چین خواهد گذاشت. «سانجیتیکا اسریواستاوا» یکی از کارشناسان IDC در این مورد می‌گوید: «در حالی که بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان روی تولید و عرضه محصولات رده بالا متمرکز شده‌ و امیدوارند که توجه کاربران و خریداران را به قابلیت‌های جدید این محصولات جلب کنند، ما انتظار داریم در فصل تعطیلات سال نوی میلادی و به دنبال آن سال ۲۰۱۹ همچنان رقابت تنگاتنگ در این بازار ایجاد شود.»

26


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

پاورپوینت-مدیریت-بحران-وبازاریابی-در-شرایط-جدید
پاورپوینت مدیریت بحران وبازاریابی در شرایط جدید
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: ppt
تعداد صفحات: 77
حجم فایل: 615 کیلوبایت
قیمت: 15000 تومان

توضیحات:
پاورپوینت با موضوع مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید، در قالب ppt و در 77 اسلاید، قابل ویرایش.

بخشی از متن پاورپوینت:
بحران عبارست از هر چیزی که می تواند تأثیراتی فراگیر ، چشم گیر و دست و پاگیر بر روی فرد ،سازمان یا جامعه داشته باشد

مدیریت بحران: عبارتست از واکنش جمعی هماهنگ، به موقع وموثر نسبت به بحران ،با هدف جلوگیری یا کاهش خسارت به منافع،شهرت وتوان عملیاتی فرد،سازمان یا جامعه

اهداف مدیریت بحران:
کاهش فشارها وتنش های اولیه
آمادگی ومهارت برای برخورد مناسب با بحران
وامواج آن
کنترل کردن جریان اطلاعات وارتباطات
اداره کردن منابع به طور موثر
و . . .


فهرست مطالب:
نکات مهم مدیریت در ابهام
بحران
مدیریت بحران
اهداف مدیریت بحران
چرخه عمر بحران
مرحله اول:شوک اولیه
مرحله دوم:تلاطم
مرحله سوم :عبور
موضوعات اساسی بحران
آزمایش سلامتی کسب وکار
کنترل های حسابداری
توانائی تحول
خطرات
علائم نگران کننده
الزامات بازسازی
بازاریابی در بحران
مدیرت موانع وچالشها
مدیریت مخارج
مدیریت منابع
نکات مهم در نظریه آشوب
رهنمودهای بازاریابی در شرایط آشوب
مدیریت دادوستد
اقدامات بازاریابان
استراتژی پیشرفت
و . . .

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.


نظرات()   
   

آخرین باری که با یک مرکز پشتیبانی خدمات یا محصول تماس گرفتید و کمک ‌خواستید کی بود؟ به احتمال زیاد چند دقیقه تلفن را نگه داشته‌اید تا تلفن گویا توضیحات طولانی به شما بدهد و بعد از اینکه در نهایت تلفن به کارمند آن بخش وصل شد، یک دستورالعمل پیچیده در اختیارتان قرار می‌گیرد که باعث می‌شود حس کنید با یک روبات که برنامه خوبی هم به آن داده نشده صحبت می‌کنید. در آخر با این حس که نتوانسته‌اید جواب سوالتان را بگیرید، سردرگم و بی‌نتیجه تماس را قطع می‌کنید، در حالی که دلتان می‌خواهد گوشی را پرت کنید. این اتفاقات آشنا به نظر نمی‌رسند؟

مسیر جایگزین

تعاملاتی که با مراکز پشتیبانی تلفنی داریم، همیشه به همین شکل بوده‌اند. ارتباط برقرار کردن با آنها یک کار طاقت‌فرسا است که باعث می‌شود همیشه از انجام آن طفره برویم. اگر چاره دیگری داشتیم، چه می‌شد؟ چه می‌شد اگر این مکالمات باعث می‌شد حس کنیم با یک انسان واقعی صحبت می‌کنیم که برای نیاز ما یک راه حل ساده و یکپارچه دارد. مطمئنا در این صورت بیشتر از مکالمه لذت می‌بردید و مسوول پاسخگویی به مشتری در آن طرف خط هم روز کاری بهتری داشت.

شرکت Aegon که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بیمه عمر و بازنشستگی در دنیا محسوب می‌شود، تصمیم گرفت این تجربه را برای مشتریان خود فراهم کند. پیام آنها واضح و صریح بود: تحول مکالمات مرکز خدمات به مشتری از طریق رفتار؛ به این صورت که قرار شد آنها از روانشناسی انسان استفاده کنند تا نقاط اشکال تعاملاتی را که بین مشتری و نماینده شرکت وجود دارد، شناسایی کنند و آن را به مکالمه‌ای تبدیل کنند که هر دو طرف از آن لذت ببرند.

شرکت Aegon ابتدا با یک سرویس دیجیتال برای کسانی که یک طرح بازنشستگی ساده می‌خواستند، کار خود را شروع کرد. با وجود این پیشنهاد ساده، تصمیم‌های مالی همیشه با سطحی از پیچیدگی همراه هستند، بنابراین مشتریان هنوز به تعامل انسانی نیاز داشتند تا راهنمایی بگیرند و از خدماتی که گرفته‌اند، مطمئن شوند. در نتیجه، طرح Aegon Assist ایجاد شد تا مشتری با یک نماینده خدمات به مشتری برای کمک گرفتن در تصمیم‌های مالی خود، تماس بگیرد.

تغییر متن مکالمه

بعد از اینکه مقامات Aegon به این نتیجه رسیدند که باید این تعاملات تلفنی را تغییر دهند، با استفاده از نظرات مشاوران، متن‌هایی که در مکالمات استفاده می‌شد را مورد بررسی قرار دادند و قرار شد با بهینه‌سازی محتوا و حذف عبارت‌های گنگ، گفت‌وگو را انسانی‌تر کنند. به‌عنوان مثال، با بخش‌بندی کردن اطلاعات به مراحل قابل مدیریت، جملات سنگین و غیررسمی کاهش یافت، چون مردم دوست دارند مکالمه‌ای را ادامه بدهند که اطلاعات جزئی‌شده و جدا از هم به آنها داده شود. به علاوه، مسوول پاسخگویی به مشتری اطمینان می‌داد که تا پایان رسیدن به نتیجه مورد نیاز او، مکالمه ادامه پیدا می‌کند.

کلر هاستین، از معاونان ارشد Aegon می‌گوید: «تغییراتی که در متن مکالمه دادیم، باعث شد شرایط پیچیده بیمه بازنشستگی را به شکل ساده‌تر و قابل فهم برای مشتری توضیح دهیم.»

سپس برای اینکه مسوولان پاسخگویی به مشتری اعتماد به نفس بگیرند و بتوانند بر مکالمات پیچیده‌ای که متن از پیش‌ تعیین‌ شده‌ای ندارد مسلط شوند، مهارت‌هایی در روانشناسی رفتاری به آنها آموزش داده شد. در واقع، اقتصاد رفتاری، به‌صورت عملی پیاده شد که سوگیری‌ها و ابتکاراتی مثل «هنجارهای اجتماعی،» «سوگیری اختیار» و «فرار از ابهام» را دربرمی‌گرفت.

افزایش بهره‌وری

علاوه بر اینها، صفحاتی که مقابل مسوول‌های پاسخگویی به مشتری قرار داشت بازطراحی شد تا امکان مکالمه بهتر فراهم شود و فضای کار طوری تغییر کرد که بهره‌وری، سلامت و رفاه آنها توسعه پیدا کند. قبلا این صفحات به پاورپوینت‌هایی با طراحی بد، رنگ‌بندی شلوغ و فونت‌های سخت‌خوان مجهز بود. این جلوه بصری بد تغییر کرد و آیکون‌هایی اضافه شد تا امکان تشخیص، هنگام خواندن افزایش پیدا کند و خود به خود باعث واکنش مثبت پاسخ‌دهندگان شود.  محیط فیزیکی کار هم بهینه‌سازی شد تا انگیزه کارکنان بالا رود و میزان ترک کار به حداقل برسد و در نتیجه هزینه استخدام و آموزش نیروهای جدید هم کاهش یابد.  از آنجا که صداهای محیط می‌توانند اثری منفی بر توجه و تمرکز افراد بگذارند، از سقف و دکوراسیون مخصوصی استفاده شد تا این صداها را جذب کند. همچنین در طراحی فضا از گیاهان و صداهای پس‌زمینه طبیعت استفاده شد تا روحیه کارکنان بالا برود و احساس آرامش کنند.

مدتی نگذشت که مسوولان پاسخگویی به مشتری اعلام کردند به خاطر مکالمه‌های غنی‌تری که با مشتریان دارند، در نقش‌های خود احساس قدرت بیشتری می‌کنند. روانشناسی بخشی از کار آنها شده بود و این باعث می‌شد تعهد بیشتری داشته باشند و رضایت مشتریان هم به نوبه خود افزایش یافت. در واقع، این یک بازی برد-برد بود. علاوه بر اینکه بازطراحی مکالمات، مسوولان پاسخگویی به مشتری را خوشحال‌تر کرده بود، مشتری‌ها هم از گفت‌وگوی خود لذت می‌بردند و نتایج مالی بهتری برای Aegon  رقم خورد.  استوارت گالاگر، مدیر مرکز تماس Aegon

 می‌گوید: «این تغییر باعث شد چیزی وجود داشته باشد که مسوولان پاسخگویی به مشتری به آن فکر کنند. ساختاری در اختیار کارکنان قرار گرفت که برای کنترل کردن مکالمات از همان ابتدا، به آن نیاز داشتند.»  تغییر متن‌های رسمی و سنگین به مکالماتی صمیمی‌تر، به این معنی بود که روانشناسی رفتاری، هم مشتری و هم مسوولان پاسخگویی را توانمندتر کرده است.


مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

مدیرعامل سابق گوگل در سخنرانی کارآفرینی لندن در خصوص عوامل شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت.

 اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل در جریان برگزاری رویداد کارآفرینی که با تمرکز بر روی اکوسیستم کارآفرینی در لندن، پایتخت انگلستان برگزار شد، از عوامل اصلی و محوری شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت و به بسیاری از پرسش‌های مخاطبان و سخنرانان پاسخ داد.  

وی در این گزارش به افراد و مخاطبان حاضر در این رویداد گفت که بسیاری از شرکت‌های دانش بنیان و استارتاپ‌ها در صورتی که در این موارد اشتراک دارند، باید مطلع باشند که به زودی با شکست مواجه خواهند شد.

۱. همکاری مدیرعامل فقط با آشنایان خود

بسیاری از استارتاپ‌های فعال در بازارهای مختلف، بعلت تمایل مدیرعامل و افراد بلندمرتبه در شرکت، تنها با آشنایان خود ارتباط داشته و آنها را استخدام و مشغول به کار می‌کنند.

۲. عدم وجود شایسته سالاری

شایسته سالاری یکی از عوامل موفقیت‌آمیز برای تمامی شرکت‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی در جهان محسوب می‌شود و مقامات بلندپایه در آنها باید توجه داشته باشند که تنها به استخدام افراد شایسته و با تحصیلات مرتبط بپردازند در غیر این صورت باید انتظار داشته باشند.  

۳. تمرکز بیش از اندازه بر محصول بجای توسعه پلتفرم

یکی دیگر از عواملی که در شکست استارتاپ‌ها موثر است، تمرکز اصلی شرکت بر روی توسعه محصولات و سرویس‌های ارائه شده در آن است و یکی از عواملی که بالعکس موجب می‌شود استارتاپ‌های مذکور با موفقیت مواجه شوند، تمرکز بر روی روند کلی و پلتفرم محصولات مذکور است.  

۴. تعلل و عدم همکاری در شراکت

به گفته اریک اشمیت، یکی دیگر از عواملی که استارتاپ‌های نوپا و نوظهور در جهان را با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند، تعلل و عدم همکاری در شراکت برای مدیران عامل این شرکت هاست.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:30 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

«داستان دو شهر»، اثر معروف چارلز دیکنز با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه، در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان جای گرفته است.

در حالی که بسیاری کتاب «انجیل» را پرفروش‌ترین کتاب تاریخ می‌دانند اما این کتاب مقدس در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان جای ندارد، چرا که معمولا به صورت رایگان به افراد داده می‌شود و فروخته نمی‌شود.

در این فهرست «داستان دو شهر»، رمان معروف نوشته چارلز دیکنز با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه تا به به امروز صدرنشین است. چارلز دیکنز وقتی «داستان دو شهر» را نوشت، یکی از محبوب‌ترین و برجسته‌ترین نویسنده‌های جهان بود. این کتاب کلاسیک، ترکیبی استادانه از تعلیق، طنز، توصیف‌های معنادار، شخصیت‌های ترسناک و رویدادهای عاشقانه است که همگی با در کنار هم قرار گرفتن به خوبی شرایط جامعه آن زمان فرانسه را نمایش می‌دهند. این کتاب به رویدادهای اجتماعی و سیاسی در دو شهر پاریس و لندن پیش از انقلاب فرانسه در نیمه دوم قرن ۱۸ میلادی می‌پردازد. 

«داستان دو شهر» اولین‌بار در سه جلد و در نیمه‌های قرن ۱۹ میلادی منتشر شد. 

«ارباب حلقه‌ها» نوشته جی.آر.آر تالکین با فروش ۱۵۰ میلیون نسخه‌ای جایگاه دوم پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ را به خود اختصاص داده است. این رمان فانتری قرن بیستمی نشان می‌دهد که چگونه قهرمانان کوچک می‌توانند بزرگ‌ترین کارها را انجام دهند. این رمان بلند که معمولا به صورت سه‌جلدی منتشر می‌شود و به اشتباه سه‌گانه خوانده می‌شود، تاکنون منبع الهام ساخت چندین اقتباس سینمایی موفق نیز بوده است. 

«شازده کوچولو» داستان نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری که نخستین‌بار در سپتامبر سال ۱۹۴۳ در نیویورک منتشر شد نیز بر اساس این گزارش تاکنون ۱۴۰ میلیون نسخه فروش داشته است. این داستان به بیش از ۱۷۰ زبان دنیا ترجمه شده و دو اپرا، یک فیلم موزیکال و یک مجموعه تلویزیونی انیمیشن با اقتباس از آن ساخته شده است. «شازده کوچولو» رمانی کوتاه است اما «کتاب قرن بیستم» لقب گرفته و هنوز هم یکی از پرفروش‌ترین آثار جهان شمرده می‌شود. آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده‌ فرانسوی برای نوشتن «شازده کوچولو» شش ماه وقت گذاشت اما سال‌هاست که علاوه بر ترجمه‌های مختلف در جهان، در گونه‌های متعدد نمایشی، تصویری و صوتی اجرا و ارائه شده است. از این رمان سالانه بیش از دو میلیون نسخه در دنیا به فروش می‌رسد و این روند همچنان ادامه دارد.

«هری پاتر و سنگ جادو» نوشته جی. کی. رولینگ با ۱۲۰ میلیون نسخه و «هابیت» دیگر اثر جی.آر.آر. تالکین با فروش ۱۰۰ میلیون نسخه‌ای در رتبه‌های چهارم و پنجم این فهرست قرار گرفته‌اند. 

در رتبه‌های ۶ تا ۲۵ پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان نیز این آثار قرار گرفته‌اند:

۶. «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوئیس کارول

۷. «رویای تالار سرخ» نوشته کائو ژوکین

۸. «سپس هیچ‌کدام باقی نماندند» نوشته آگاتا کریستی

۹. «شیر، کمد و جادوگر» نوشته سی. اس. لوئیس

۱۰. «او: تاریخ یک ماجراجویی» نوشته اچ. رایدر هگرد

۱۱. «رمز داوینچی» نوشته دن براون

۱۲. «ماجراهای پینوکیو» نوشته کارلو کلودی

۱۳. «ناطور دشت» نوشته دی.جی سلینجر

۱۴. «کیمیاگر» نوشته پائولو کوئلیو

۱۵. «هری پاتر و هدیه‌ها مرگبار» نوشته جی.کی رولینگ

۱۶. «قدم‌هایی به سوی سمت» نوشته الن. جی وایت

۱۷. «هایدی» نوشته یوهانا اشپیری

۱۸.«کتاب عام کودک و پرستاری کودکان» نوشته بنجامین اسپاک

۱۹. «آن در گرین گیبلز» نوشته لوسی ماد مونتگمری

۲۰. «زیبای سیاه» نوشته آنا سیول

۲۱. «نام گل سرخ» نوشته اومبرتو اکو

۲۲. «تار شارلوت» نوشته ای بی وایت

۲۳. «گزارش هایت» نوشته شر هایت

۲۴. «داستان پیتر ربیت» نوشته بتریکس پاتر

۲۵. «جاناتان مرغ دریایی» نوشته ریچارد باخ


منبع: خبر آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:12 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است.اما دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می‌کند.

 وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. یک دوست خوب همیشه به دوستی اش وفادار است و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای بدی که درباره دوستتان گفته می‌شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی شوند اما هرگز پشت سرهم، حرف بدی نمی‌زنند.

سخاوت

بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که می‌تواند را می‌بخشد. این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان می‌دهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.

درک

دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش می‌کند و سعی می‌کند ما را درک کند. یک دوست خوب وقتی چیزی را نمی‌فهمد یا درک نمی‌کند درباره آن موضوع سئوال می‌کند تا موضوع را کاملا متوجه شود.

صداقت

یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می‌گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی‌گوید در عوض حقیقت را می‌گوید و شما را نصیحت می‌کند. مثلا اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می‌گوید: این لباس خیلی خوب نیست، من فکر می‌کنم این یکی بهتر است.

درک کردن تفاوت ها

یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما نظر متفاوتی دارید و با او موافق نیستید، به نظر شما احترام می‌گذارد. این کار باعث می‌شود روابط شما بهتر شود زیرا دوستان خوب می‌توانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:07 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو


 کاله-پرو؛ برندی‌ست که این روزها در تبلیغات بخصوص در شبکه‌های اجتماعی حضور فعالی دارد و گروه مخاطبان بسیاری را جذب خود کرده است. ام بی ای نیوز به منظور دریافت اطلاعات دقیق‌تر درباره این برند و روند فعالیت‌های تبلیغات و بازاریابی آن گفتگویی را با تیم مارکتینگ کاله-پرو داشته که در ادامه می‌خوانید.

درباره گروه محصولات برند کاله- پرو برایمان بگویید؟
سال 94 ایده‌ی شکل گیری برند کاله-­پرو، با گروه محصولی متنوع از سوی مدیریت کاله مطرح شد. ایده‌ی این برند تولید محصولاتی بود که به جدول ارزش‌های غذایی آن فکر می‌شود. در کاله­-پرو سه فاکتور غذایی بسیار مهم وجود دارد، پروتئین بالا، بدون قند و چربی کم. توجه به این فاکتورها، بر اساس نیازهای موجود در جامعه بود که در بازار امروز پاسخ مقتضی و درستی برای آن وجود نداشت. شیر پرومیلک، ماست ایسلندی، دسرها (شامل شیرنج‌های دارچینی و عسلی پروئتینه و پودینگ شکلاتی و زعفرانی) محصولاتی هستند که تا به حال در این گروه محصول ارائه شده‌اند. کاله­-پرو با ایده‌ی تولید محصولات پروتئینه، بدون قند و با چربی صفر و یا پایین، رسالت خود را ترویج سبک زندگی سالم و توجه به تغذیه‌ی سالم می‌داند.

این برند برای چه گروه مخاطبانی به بازار ارائه شده است؟
با توجه به مهمترین ایده ‌ی کاله­-پرو (جدول ارزش غذایی) مشخصا مخاطبان کاله­-پرو افرادی هستند که به تغذیه و بدن خود اهمیت می‌دهند، در هنگام خرید به جدول غذایی محصولات توجه می‌کنند. میزان کالری مواد غذایی که مصرف می‌کنند را می‌دانند و ورزش بخش مهم و جدایی ناپذیر از رفتار روزانه‌ی آنهاست. سبک زندگی فعال و پرانرژی دارند و برای بهتر شدن بدن، ذهن و زندگی خود تلاش می‌کنند.

توزیع محصول به چه گونه‌ای ست که مخاطبان محصول را در چه مکان‌هایی می‌توانند تهیه کنند؟
در طول دو سال گذشته تلاش ما در گروه کاله­ پرو بر معرفی محصولات، به مصرف‌کنندگان و فروشندگان و تامین فروشگاههای تهران و سایر شهرهای ایران بوده است. بنابراین محصولات کاله-پرو در تهران، در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سوپرمارکت‌ها و باشگاه‌های ورزشی در دسترس و قابل خریداری هستند. اگر در نقطه ای مصرف‌کننده‌ای نتوانسته است تا به حال این محصول را خریداری کند و دردسترسش نبوده است، می‌تواند از فروشگاه نزدیک محل زندگی خود درخواست کند تا از کاله و ویزیتورهای آن بخواهند که محصول را برای ایشان تامین کنند.

درباره فعالیت‌های تبلیغاتی برند کاله-پرو برایمان بگویید؟
در طول این مدت تمرکز تبلیغات ما در باشگاه‌های ورزشی و معرفی محصول بصورت حضوری بوده است. ارائه نمونه محصولات به صاحبان باشگاه، بوفه‌ داران، مربیان و ورزشکاران محترم بخشی از فعالیت‌های تبلیغاتی ما در نقاط فروش و مصرف بوده است.
اسپانسری ورزشکاران و مربیان عزیزی چون هادی چوپان، فرشاد نزاکتی، سیما معینی، نگین دادخواه و محمد اسدی و تلاش برای حمایت از فعالیت‌های این ورزشکاران از دیگر فعالیت‌های کاله­-پرو بوده است.
البته اسپاسنری کاله-پرو محدود به حمایت از شخصیت‌های ورزشی نبوده است، بلکه حمایت از مناسبت‌ها و اتفاقات ورزشی نیز بخشی از علاقه‌ی ما در حمایت از ورزش و ورزشکاران است. فعالیت‌های تبلیغاتی ما در رسانه‌ های دیجیتال و چاپی نیز بصورت ثابت تا به حال در قالب تولید محتوا و یا پخش آگهی بوده است.

آیا تمرکز اصلی فعالیت های تبلیغاتی برند در شبکه‌های اجتماعی و اینستاگرام بوده است؟
بله شاید بتوان گفت یکی از مهمترین نقاط فعالیت‌های تبلیغاتی ما در فضای مجازی است.

علت این انتخاب را توضیح بفرمایید؟
با توجه به تعریف و شناختی (و توقعی) که ما از مخاطبان کاله-­پرو داریم، آن‌ها عمدتا در گروه سنی 20 تا 45 سال هستند، سبک زندگی به روزی دارند، استفاده از گوشی هوشمند و استفاده از اینترنت بخشی زیادی از زمان آن‌ها را به خود اختصاص دهد. حالا دیگر سرچ کردن در گوگل و مطالعه مقاله و مواجه شدن با آگهی‌ های تبلیغاتی بخشی از عادات این افراد شده است. بنابراین بودن در شبکه‌ های اجتماعی چون اینستاگرام، به برندها و مصرف کنندگان این فرصت را می‌دهد که به سادگی و آسانی به یکدیگر دسترسی داشته باشند. دیگر مهم نیست در کجای ایران زندگی می‌کنیم، هرچقدر دور و هر چقدر نزدیک، فاصله‌ی ما تنها یک شبکه‌ی اجتماعی است. در این شبکه‌ها، صاحبان برند به معرفی محصولات خود می‌پردازند، مصرف‌کنندگان در مورد محصول بازخورد می‌دهند و نیازهای جدید خود را به راحتی با برندها در میان می‌گذارند. ما نیز در کاله­ پرو تلاش می‌کنیم ازاین فرصت استفاده‌ای درست کنیم و فرصت در دسترس و در تماس بودن با مخاطبان خود را از دست ندهیم.

از برنامه های تبلیغاتی اجرا شده چه بازخوردی را دریافت کرده اید؟
بهترین بازخوردها زمانی بوده است که مصرف‌کننده‌ای محصولی مانند پرومیلک ما را در دستش دارد و با آن عکس گرفته است، وقتی مصرف‌کننده‌ای با ماست ایسلندی ما رسپی تهیه کرده است و آن را در پیج خود گذاشته است. و یا وقتی در پیاها صاحب باشگاهی درخواست می‌کند دسرهای کاله ­پرو را در باشگاه‌اش برای فروش داشته باشد. اینجا زمانی است که ما احساس می‌کنیم به مخاطب خود رسیده‌ایم، خواسته‌ی او را برآورده کرده‌ایم، وارد سبک و بخشی از زندگی آن‌ها شده‌ایم. و این بسیار رضایت بخش و خوشحال‌ کننده است.
آدرس صفحه اینستاگرام کاله ­پرو :kallehpro@

نرگس فرجی

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:55 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

تحلیلگران فعال در حوزه بازار موبایل به تازگی برآورد کرده‌اند که هوآوی و شیائومی به‌‌عنوان دو شرکت چینی بزرگ، بازار گوشی‌های هوشمند در سال آینده را تحت سلطه خود درخواهند آورد. به گزارش «ایسنا» تازه‌ترین گزارش‌های منتشر شده از سوی موسسات تحقیقاتی و آماری نشان می‌دهد که هوآوی و شیائومی توانسته‌اند در سال‌های اخیر به‌خصوص در طول سال جاری میلادی عملکرد موفقیت آمیز و فروش چشمگیری را به خود اختصاص دهند که این امر موجب می‌شود بسیاری از رقبای قدرتمند خود نظیر سامسونگ و اپل را نیز کنار زده و باعرضه و ارائه محصولاتی با کیفیت بالا، طراحی جدید و قیمت مناسب‌تر سهم بیشتر و بزرگ‌تری از بازارهای جهانی موبایل را به‌دست آورند.

بر اساس گفته‌های مقامات زنجیره تامین هوآوی، این شرکت پیش‌تر پیش‌بینی کرده بود که قادر خواهد بود تولید و عرضه محصولات خود را تا ۲۵ درصد در سال آینده میلادی افزایش دهد و هدف فروش خود را نیز در سال ۲۰۱۹ به بیش از ۲۰۰ میلیون دستگاه گوشی هوشمند برساند. آمارهای فروش هوآوی و شیائومی نیز می‌تواند صحت این ادعا را تایید کند، چراکه شیائومی به‌عنوان یک برند نوظهور در حوزه تولید گوشی‌های هوشمند موفق شده است از بسیاری از برندهای قبلی و معروف جهان نیز سبقت بگیرد و عملکرد و شهرت خوب و قابل قبولی را برای خود دست و پا کند. بر اساس گزارش وب سایت gsmarena، شیائومی نیز اعلام کرده تصمیم دارد با یک افزایش ۲۰ درصدی در تولید محصولاتش در سال آینده نسبت به سال جاری میلادی، بالغ بر ۱۶۰ میلیون دستگاه گوشی هوشمند را در بازارهای جهانی عرضه کرده و به فروش برساند. بنابراین همان‌طور که بسیاری از تحلیلگران برآورد کرده‌اند، می‌توان انتظار داشت که شیائومی و هوآوی به‌عنوان دو اژدهای چینی بازار گوشی‌های هوشمند در سال آینده را خواهند بلعید و سلطه غول‌های تکنولوژی چینی بر بازار موبایل بدون شک کار را برای سایر برندهای مطرح نظیر سامسونگ و اپل سخت و دشوارتر از پیش خواهد کرد. بنابراین انتظار می‌رود رقابت به مراتب بیشتر و تنگاتنگ تری در حوزه بازار محصولات فناوری و گوشی‌های هوشمند میان شرکت‌های تولیدکننده در سال ۲۰۱۹ میلادی درگیرد.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:35 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

میزان دریافت مقرری بیمه بیکاری بر اساس قانون، از ۶ ماه تا ۵۰ ماه متناسب با میزان سابقه و تجرد یا تاهل فرد متقاضی متغیر است.

بر اساس اعلام مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، نتایج طرح آمارگیری نیروی کار کشور در سال ۹۶ نشان می دهد که از حدود ۳.۲ میلیون نفر بیکار کشور در سال ۹۶، حدود ۱.۸میلیون نفر، بیکار قبلاً شاغل ۱۰ ساله و بیشتر بوده اند. در این میان، از بین عواملی که موجب ترک شغل بیکاران در طی پنج سال گذشته شده است، چهار عامل نسبت به بقیه عوامل در ترک شغل شاغلان و افزایش بیکاری این گروه نقش و تاثیر بیشتری داشته اند.

در این بین، اولین عامل ترک شغل، « موقتی بودن کار» است که با سهم ۲۵ درصدی نسبت به سایر عوامل، یکی از مهم ترین عوامل به شمار می‌آمده است. همچنین «پایین بودن درآمد» با ۱۶.۳ درصد، «اخراج یا تعدیل نیرو» با ۱۴.۰ درصد و به « پایان رسیدن دوره خدمت وظیفه» با ۱۳.۵ درصد در مراتب بعدی قرار دارند. 

طبق قانون کار و تامین اجتماعی، بیکارانی که بدون میل و اراده خود بیکار می شوند، می توانند از مزایای بیمه بیکاری استفاده کنند که البته بازنشستگان و از کارافتادگان، صاحبان حرف و مشاغل آزاد و بیمه اختیاری و اتباع خارجی مشمول قانون بیمه بیکاری نمی شوند و نمی توانند از مزایای این قانون بهره مند شوند.


بر اساس قانون، «کارگران قراردادی» در صورتی مشمول دریافت بیمه بیکاری می شوند که حداقل یکسال، در آخرین کارگاه سابقه اشتغال داشته باشند؛ بنابراین کارگران قراردادی فارغ از  در نظر گرفتن سوابق بیمه ای خود، اگر حتی ۱۱ ماه در آخرین کارگاه شاغل بودند، مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری نمی شوند؛ اما در خصوص کارگران قرارداد دائم نیز، این کارگران به شرط داشتن حداقل ۶ ماه سابقه کار در صورتی که«بدون میل و اراده» خود بیکار شده باشند می توانند از مزایای مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند.

البته بر اساس آنچه که در قانون پیش بینی شده است، بیمه شدگانی که به علت بروز حوادث قهریه و غیرمترقبه از قبیل سیل، زلزله، آتش سوزی و غیره بیکار می شوند، به شرط اینکه تحت پوشش قانون کار و تامین اجتماعی باشند، بدون در نظر گرفتن شرایط بیمه‌پرداز و میزان سابقه، می توانند از مقرری بیمه بیکاری بهره مند شوند.

میزان و مبلغ دریافت بیمه بیکاری به این ترتیب، در قانون پیش بینی شده است؛ به نحوی که میزان مقرری بیمه شده بیکار، معادل ۵۵ درصد متوسط «خالص دریافتی» سه ماه آخر فرد بیکار است؛ بیمه بیکاری هیچ گاه از حداقل مزد مصوب شورای عالی کار که برای سال جاری ۱.۱۱۱.۲۶۷ تومان است، نباید کمتر باشد.  

اما میزان مقرری بیمه بیکاری برای افراد متاهل یا متکفل متفاوت است؛ به این معنا که افراد متاهل یا متکفل تا حداکثر ۴ نفر از افراد تحت تکفل، به ازای هر یک از آنها به میزان ۱۰ درصد از حداقل دستمزد همان سال، به میزان مقرری بیمه بیکاری افزوده می شود.  به عنوان مثال برای یک فرد متاهل بیکار دارای همسر و سه فرزند، علاوه بر ۵۵ درصد متوسط دستمزد سه ماهه آخر، ۴۰ درصد از حداقل دستمزد مصوب، به میزان مقرری بیمه بیکاری‌اش اضافه می شود. البته بر اساس قانون، مجموع دریافتی مقرری بگیر نباید از حداقل دستمزد کمتر و از ۸۰ درصد متوسط دستمزد ۳ ماه آخر، بیشتر باشد؛ بنابراین سقف میزان دریافتی بیمه بیکاری ۸۰ درصد متوسط دستمزد ۳ ماه آخر کارگر است.

مدت دریافت مقرری بیمه بیکاری نیز در قانون پیش بینی شده است. به این ترتیب، شاغلان مجرد مشمول قانون کار در صورت سابقه از ۶ ماه تا ۲۴ ماه به مدت ۶ ماه و افراد متاهل به مدت ۱۲ مدت مقرری بیمه بیکاری دریافت می کنند.

جدول نرخ بیکاری

شاغلان مجرد دارای سابقه ۲۵ تا ۱۲۰ ماه، به مدت ۱۲ ماه و شاغلان متاهل دارای این میزان سابقه ۱۸ ماه مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری می شوند. شاغلان مجرد دارای سابقه از ۱۲۱ ماه تا ۱۸۰ ماه، برای مدت ۱۸ ماه و شاغلان متاهل با این مدت سابقه در آخرین کارگاه ۲۶ ماه بیمه بیکاری دریافت می کنند.

شاغلان مجرد از ۱۸۱ ماه تا ۲۴۰ ماه سابقه به مدت ۲۶ ماه و افراد متاهل به شرط همین میزان سابقه ۳۶ ماه می توانند از مزایای بیمه بیکاری بهره مند شوند. همچنین شاغلان مجرد از ۲۴۱ ماه سابقه به بالا برای مدت ۳۶ ماه و متاهلان نیز ۵۰ ماه از مزایای این قانون بهره مند می شوند.


منبع: مهر


نظرات()   
   

فولکس واگن روز جمعه اعلام کرد که خط تولید این شرکت خودروسازی ظرفیت ۱۵ میلیون دستگاه خودروی برقی و الکتریکی را دارد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا،  شرکت خودروسازی فولکس واگن آلمان که بیشترین سهم فروش خودرو را در جهان دارد، به تازگی در راستای

هدف مقابله با آلودگی هوا و حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است که این شرکت خودروسازی توانایی تولید ۱۵ میلیون دستگاه خودرو برقی و الکتریکی را دارد تا بتواند به جریان خودروسازان برتر جهان که به تولید انبوه وسائل نقلیه برقی، پاک و دوستدار محیط زیست پرداخته‌اند بپیوندد و از سایر رقبای قدرتمند خود نظیر تسلاموتورز، هیوندای، تویوتا و غیره سبقت بگیرد.

بر اساس گزارش رویترز، پیشتر نیز مقامات و مدیران فولکس‌واگن اعلام کرده بودند که قصد دارند تا سال ۲۰۲۳ میلادی ۱۱ میلیارد یورو معادل ۱۲.۵۲ میلیارد دلار در زمینه تولید و عرضه خودروهای برقی و الکتریکی سرمایه‌گذاری و هزینه کنند.

این خودروساز پرفروش و پرطرفدار آلمانی، پس از آنکه حدود سه سال پیش به دستکاری و تقلب در نرم‌افزار مدیریت میزان آلایندگی خودروهای دیزلی تولیدی‌اش در آمریکا متهم و محکوم شد، تصمیم گرفت که برای جلب اطمینان مردم و دولتها و همچنین کمک به کاهش میزان انتشار آلایندگی به جو زمین و محیط زیست، به طراحی و تولید خودروهای برقی و الکتریکی پاک روی آورد.

فولکس واگن پس از اعتراف به تقلب، به پرداخت چند میلیارد دلار جریمه محکوم شد و هنوز هم با مشکلات حقوقی در آلمان و سراسر جهان مواجه است. این شرکت ۲۲ میلیارد یورو را برای پرداخت خسارت اختصاص داده است و همچنان هم به ایجاد آلودگی در محیط زیست در جهان متهم است. همه این اتفاقات موجب شد این خودروساز به منظور جبران خسارت‌های وارده، در کاهش انتشار آلاینده‌ها و گازهای گلخانه‌ای به محیط زیست و تولید خودروهای برقی بکوشد.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:01 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

گزارش سازمان ملل نشان می دهد در حال حاضر ۳.۹ میلیارد نفر در سراسر جهان آنلاین هستند و تا پایان ۲۰۱۸ میلادی ۵۱.۲ درصد جمعیت جهان از «ورلد واید وب» استفاده می کنند.

به گزارش دیلی میل، به نظر می رسد اینترنت به سرعت در سراسر جهان در حال گسترش است. در حقیقت هم اکنون ۳.۹ میلیارد نفر در سراسر جهان آنلاین هستند. این بدان معناست که برای نخستین بار نیمی از جمعیت جهان به اینترنت متصل هستند.

 آژانس فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان ملل(ITU ) در گزارشی اعلام کرده تا پایان ۲۰۱۸ میلادی ۵۱.۲ درصد جمعیت جهان از world wide web استفاده می کنند.

هولین ژو مدیر ITU در بیانیه ای گفت: تا پایان ۲۰۱۸ میلادی میزان استفاده از اینترنت از نقطه عطف ۵۰/۵۰ می گذرد. البته هنوز عده زیادی از مردم جهان منتظر دستیابی به مزایای اقتصاد دیجیتال هستند. او همچنین خواستار پشتیبانی بیشتر برای نوآوری های فناوری و تجاری شد تا انقلاب دیجیتال گسترش یابد.

طبق  گزارش ITU رشد میزان استفاده از اینترنت در ثروتمندترین کشورهای جهان، کند و البته با ثبات بوده است. در ۲۰۰۵ میلادی ۵۱.۳ درصد جمعیت این کشورها از اینترنت استفاده می کرد و اکنون این رقم به ۸۰.۹ درصد رسیده است.

اما بیشترین میزان رشد به کشورهای در حال توسعه تعلق دارد. در حال حاضر ۴۵.۳ درصد از مردم این کشورها به اینترنت متصل هستند. حال آنکه  ۱۳ سال قبل این رقم فقط ۷.۷ درصد بود.

در آفریقا نیز رشد قابل توجهی دیده می شود. به طوریکه تعداد کاربران اینترنت دربازه زمانی ۱۳ ساله ۱۰ برابر شده و از ۲۱ درصد به ۲۴.۴ درصد رسیده است.

همچنین این گزارش نشان داد هرچند میزان اشتراک خطوط تلفن ثابت در سراسر جهان در حال کاهش است و اکنون فقط ۱۲.۴ درصد است، اما تعداد اشتراک تلفن همراه در حال حاضر حتی بیشتر از جمعیت جهانی است.  

علاوه بر آن تحقیق  نشان می دهد اشتراک های پهنای باند موبایل از 4 اشتراک در هر 100 نفر در سال 2007 به 69.3 در حال حاضر افزایش یافته است.

در حال حاضر در سراسر جهان 5.3 میلیارد مشترک فعال در زمینه پهنای باند تلفن همراه وجود دارد.

 طبق این تحقیق ۹۶ درصد جمعیت جهان اکنون در گستره شبکه اینترنت موبایل زندگی می کنند و ۹۰ درصد افراد می توانند از طریق استاندارد 3G  به اینترنت پرسرعت دسترسی یابند.


منبع: مهر


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:57 ب.ظ

گروه صنعتی تاتا (TATA GROUP) که یکی از شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنیا به شمار می‌آید، در شاخه‌های گوناگونی از تجارت و صنعت اعم از تولید مواد شیمیایی، فولاد، برق، فناوری اطلاعات، گردشگری و صنعت خودرو مشغول به کار است. گروه تاتا از طریق شمار فراوان شرکت‌های تابعه، زیرمجموعه و فرعی خود، در حوزه‌های مختلف صنعتی فعالیت می‌کند. از شرکت‌های شناخته‌شده این گروه می‌توان به تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتل‌های تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو اشاره کرد.

امسال این گروه به‌عنوان یکی از قابل احترام‌ترین سازمان‌های کسب‌و‌کار در جهان صدوپنجاهمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و چالش‌هایی که امروز با آن مواجه است، از بسیاری جهات، مشابه همان چالش‌هایی است که در شروع کار با آنها روبه‌رو بود. موسس کارآفرین این شرکت کسب‌و‌کارها را در بخش‌های صنعتی نوظهور شروع کرد و اکنون این گروه از چند شرکت تشکیل شده است که ۳۰ شرکت از آنها به‌صورت عمومی به‌عنوان زیرمجموعه یک شرکت هلدینگ به نام Tata Sons قرار گرفته‌اند که شعبه اصلی آن در بمبئی است. این امپراتوری نتیجه گسترش یک شرکت بازرگانی بود که توسط جامستجی نوسروانجی تاتا، یک پارسی (زرتشتی) که در سال ۱۸۳۹ در منطقه روستایی ایالت‌گجرات به دنیا آمده بود، تاسیس شد.

تاتا با دو هدف اصلی خود از ریشه‌های هندی آن به یک موتور محرک جهانی در صنایع متعدد تبدیل شده است. از یکسو، تاتا به شدت به سوی ارزش سهامدار جهت‌گیری کرده است: ارزش جاری این شرکت بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار است و ۴‌میلیون سهامدار دارد. از سوی دیگر، تاتا یک شرکت جامعه-محور است که بیش از ۶۰ درصد سهام آن ازسوی مجموعه‌ای از شرکت‌های بشردوست اداره می‌شود؛ شرکت‌هایی که روی سلامتی، آموزش و توسعه در جوامعی که در آن کسب‌و‌کار راه‌اندازی کرده‌اند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. حفظ هماهنگی این دو هدف، کاری است که ناتاراجان چاندراسکاران (Natarajan Chandrasekaran) رئیس هیات مدیره شرکت تاتاسانز انجام می‌دهد.

چاندرا پس از هشت سال مدیرعامل بودن در بخش خدمات مشاوره تاتا (TCS) در فوریه ۲۰۱۷ به جایگاه فعلی خود در این شرکت رسید. درآمد TCS تحت مدیریت او تقریبا سه برابر شد و از ۳/ ۶ میلیارد دلار به بیش از ۵/ ۱۶ میلیارد دلار رسید و این شرکت به بزرگ‌ترین کارفرمای بخش خصوصی هندوستان تبدیل شد. همچنین این شرکت برای پذیرش تکنولوژی‌های جدید مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاک‌چین خیز برداشت. چاندرا طی ۱۸ ماه گذشته، شروع به سازماندهی شرکت‌های تحت پورتفولیوی تاتا در گروه‌های استراتژیک در خلال چند بخش شامل صنعت اتومبیل، تکنولوژی اطلاعات، مصرف‌کننده و خرده‌فروشی، خدمات مالی، توسعه زیرساخت‌ها، دفاع و هوافضا، توریسم، مخابرات و رسانه و سرمایه‌گذاری‌ها و بازرگانی کرده است. چاندرا در تامیل نادو در جنوب هند بزرگ شد و اولین غیرپارسی بود که هدایت تاتا را برعهده گرفت. او مدرک فوق‌لیسانس خود را در علوم کامپیوتر کسب کرد و به‌عنوان کارآموز به TCS پیوست. در یک سال و نیمی که چاندرا زمام تاتاسانز را برعهده داشت، یک استراتژی به نام «One Tata» را دنبال کرده است؛ این استراتژی از هم‌افزایی (synergy) در سراسر شرکت‌های تاتا استفاده می‌کند تا کارآیی را افزایش دهد و استاندارد مشابه را برای نظم مالی در همه شرکت‌های تاتا به‌کار می‌برد. ما در گفت‌وگویی با چاندرا ابتدا از او در مورد اولویت‌هایش برای تاتا پرسیدیم، سپس در مورد دو آینده‌ای که در آن شرکت نقش مهمی ایفا خواهد کرد سوال کردیم: آینده این شرکت در هندوستان و آینده این شرکت در اقتصاد جهان به‌طور کلی.

  شما از عبارت «سادگی، هم‌افزایی و مقیاس‌بندی» برای توصیف اولویت‌های امروز برای تاتا استفاده کرده‌اید. این عبارت در عمل به چه معناست؟

چاندرا: این قابلیت‌ها همگی به هم مرتبط هستند. به‌عنوان یک کسب‌و‌کار، اگر شما ساده نباشید، نمی‌توانید مقیاس‌بندی کنید. سادگی چند بعد دارد: تعداد نهادهایی که دارید، سطوح مدیریت، اثری که شرکت شما در شرایط بازارها دارد، تعداد محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید. ما با شرکت‌های تاتا، برای مدت واقعا طولانی در کسب‌وکار حضور داشته‌ایم، بنابراین هر شرکت رشد تدریجی داشته است. با گذشت زمان، شما همیشه با پیچیدگی روبه‌رو می‌شوید. بنابراین ساده‌سازی یک اولویت است. این ساده‌سازی به فرآیندهای عملیاتی محدود نمی‌شود؛ بلکه همه چیز را دربرمی‌گیرد.

ساده‌سازی در کسب‌و‌کارها- به‌عنوان نقطه شروع استراتژی « One Tata»- هم‌افزایی و کار توام (synergy) را در گروه تاتا افزایش می‌دهد. هم‌افزایی یعنی گردآوری بهترین توانمندی‌های همه اعضای گروه. هر کدام از شرکت‌ها به‌طور انفرادی فعالیت می‌کند اما ما نقاط قوت آنها را با یکدیگر جمع کردیم تا اکوسیستم‌های صنعتی جامع‌تری را به‌خصوص در هند توسعه دهیم و این دقیقا معنای هم‌افزایی است؛ چرا که اثر کلی از اثر تک تک شرکت‌ها به‌طور انفرادی بزرگ‌تر است.

هوش مصنوعی و سایر چالش‌ها

  تغییرات بزرگ تکنولوژیک که می‌توانند بر کسب‌و‌کار شما اثر بگذارند، چیست؟ به‌عنوان مثال، نظر شما در مورد هوش مصنوعی چیست؟

تغییرات بزرگ تکنولوژیک در هر نقطه‌ای در حال رخ دادن هستند و اثر آنها از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. پیش از صحبت به‌طور خاص در مورد هوش مصنوعی، باید بدانیم که در حال حاضر کسب‌و‌کارها همگی با محوریت داده عمل می‌کنند. این اتفاق، تغییری در روشی که اکثر افراد حوزه کسب‌و‌کار در مورد فعالیت‌ها تصور می‌کنند ایجاد می‌کند. در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته، همه ما بر مهندسی مجدد فرآیند (process reengineering) تمرکز کرده بودیم و هر مشاوری در حوزه مدیریت کتابی در مورد مهندسی فرآیند نوشته بود. اکنون همان‌طور که در شرکت‌هایمان به افراد می‌گویم، دیگر فاکتور بلوغ فرآیند (process maturity) نیست که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد (بلوغ یک فرآیند کسب‌وکار شاخصی است برای تشخیص میزان تکامل یک فرآیند و توانایی آن برای بهبود مستمر از طریق سنجه‌های کیفی و بازخورد) بلکه این بلوغ داده (data maturity) است که باید با کار کردن روی آن شروع کنید.

  منظور شما از بلوغ داده چیست؟

در توسعه بلوغ داده، شما با سه لایه روبه‌رو هستید. یکی از این لایه‌ها تعریف داده اصلی (core data) است. نوع داده‌ای که محرک کسب‌و‌کار شماست چیست؟ به‌عنوان مثال، تولید انرژی، به‌عنوان یک صنعت متمرکز بر تولید تعریف می‌شود. داده‌های عملکرد ماشین، داده‌های عملکرد کارخانه و داده‌های حفظ و نگهداری به اندازه داده‌های مشتری و کارمند برای آن کسب‌و‌کار مهم هستند. در صنایع مصرفی، داده‌ها در مورد تجربه مشتری مهم‌تر است.

لایه دوم، اطمینان یافتن از این امر است که داده‌های شما در زمان واقعی و به شکل دقیق در دسترس باشد. در غیر این صورت، شما نمی‌توانید تجزیه‌و‌تحلیل‌ها را به‌کار ببرید و دیدگاه‌ها را سریع توسعه دهید.

لایه سوم مرتبط ساختن تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با سایر سیستم‌های شماست. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با جمع‌آوری داده‌ها متوقف نمی‌شوند؛ شما باید یک پلت‌فرم برای توسعه دیدگاه‌ها داشته باشید. اگر این دیدگاه‌ها را داشته باشید، به چه نوع سیستم‌های استنتاج- موتورهای استنتاج (ابزاری در هوش مصنوعی)، یادگیری ماشینی، یا هر آنچه می‌خواهید آن را بنامید- برای ارائه یک راه‌حل بهتر نیاز دارید؟

  و آیا این یک گذار بزرگ برای اکثر شرکت‌ها ارائه می‌دهد؟

برای اکثر شرکت‌ها در سراسر جهان، بله. من در نقش قبلی‌ام در TCS با بسیاری از مدیران عامل و مدیران فناوری اطلاعات در سایر شرکت‌ها، به‌طور مستقیم روی این موضوع کار کردم.

 سایر چالش‌های بزرگی که اکنون شرکت‌ها با آنها روبه‌رو هستند چیست؟

موضوع امنیت سایبری بسیار مهم و کلیدی است. امکان آسیب‌پذیری و دستکاری داده‌ها ازسوی افراد خارج از شرکت یک نگرانی بسیار مهم است. چالش دوم ناتوانی خود فرد برای یادگیری است. تکنولوژی به سرعت در حال تغییر است به‌طوری که افراد می‌گویند «دنیای دیجیتال چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟ چگونه استفاده از آن را می‌آموزیم؟» اما من فکر می‌کنم که سوالات مهم‌تری برای پرسیدن وجود دارد: «چه می‌شود اگر من به‌طور موثر خود را با تکنولوژی دیجیتال وفق ندهم؟ چگونه کسب‌وکار من در این فضا باقی خواهد ماند؟ چگونه فرد دیگری می‌تواند در آن اخلال ایجاد کند؟»

اصول یادگیری دیجیتال

 چگونه رهبران کسب‌و‌کار می‌توانند اطمینان یابند که سازمان‌های آنها مستعد یادگیری هستند؟

به عقیده من این امر باید از راس سازمان شروع شود. شما نیاز به شناخت همه اصول و مبانی ندارید؛ اما قدرت هر چیزی که در تکنولوژی توسعه یافته است باید از راس تا پایین سازمان واضح و روشن شود. شما نمی‌توانید این سطح از دانش را برون‌سپاری کنید. موضوع فقط یادگیری دیجیتال نیست؛ بلکه موضوع یادگیری مدل کسب‌و‌کار است. اساسا شما نیاز به یادگیری آن چیزی دارید که می‌توانید با این تکنولوژی انجام دهید. چه بخش‌هایی از کسب‌و‌کار شما می‌تواند به‌صورت داده باشد؟ اگر کسب‌و‌کارتان را دیجیتالی کنید، مدل جدید کسب‌و‌کار شما شبیه چیست؟ این تغییر چه امکانات و احتمالاتی را پیش‌روی شما می‌گذارد؟ در شرکت تاتا، این احتمالات همیشه در حال تغییر هستند.

 با همه این تغییرات تکنولوژیک، به نظر شما چه حفاظتی باید صورت گیرد؟

هیچ سیستم دفاعی مصون از خطا و شکست وجود ندارد. وقتی یک سیستم دفاعی بسیار قوی ایجاد می‌کنید؛ همیشه فردی می‌خواهد این سیستم را خراب کند. این یک نگرانی دائمی است. ما باید در مورد آن چیزی که اخلاقی است و در مورد حفاظت از داده‌ها و فقدان حریم خصوصی نگران باشیم. همچنین ما باید بر مشاغل و آینده کار تمرکز کنیم. اما تا حدودی، اثر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر نیروی کار درست فهمیده نشده است. ما سیستم‌های هوش مصنوعی نداریم که جایگزین انسان‌ها شوند. آنها بهره‌وری را افزایش و وظایف تکراری را تغییر خواهند داد اما توانایی قضاوتی که در انسان‌ها وجود دارد را ندارند.

 چه می‌شود اگر یک سیستم مکانیکی منجر به مشکلاتی شود که پیش‌بینی نشده بودند؟

من فکر می‌کنم که استانداردها برای هوش مصنوعی به تدریج رشد می‌کنند. گروه‌های مختلف در مورد پیامدهای متفاوت نگران خواهند بود. همزمان که بیشتر پیشرفت می‌کنیم، نیاز به تفکر جمعی برای هدایت این رشد تکنولوژیک در یک مسیر مثبت داریم؛ چرا که همیشه یک هدف منفی برای استفاده از تکنولوژی وجود دارد.

اعتماد و جامعه

 اکثر مدیران اجرایی در مطالعه جدید موسسه PwC در مورد رشد اقتصاد جهانی خوش‌بین هستند. آنها بر این باورند که شرایط در حال بهبود است.

تمایل من این است که با این حرف موافق باشم. رشد جهانی در سال گذشته بسیار خوب بوده است: ۷/ ۳ درصد. و انتظار می‌رود که امسال و سال آینده این رشد به ۹/ ۳ افزایش یابد. گرچه رشد در ایالات‌متحده و چین باز می‌ایستد یا کاهش می‌یابد، به نظر من هند به‌عنوان بازار اولیه برای بسیاری از کسب‌و‌کارها، به رشد سریع خود ادامه خواهد داد. من فکر می‌کنم که این یک بازار رشد فوق‌العاده‌ برای حداقل ۲۰ سال بعد خواهد بود.

دلایل زیادی برای این حرف من وجود دارد. اول اینکه هند یک جمعیت مصرف‌کننده رو به رشد دارد که به نظر من حتی نسبت به رشد آن در ۱۵ سال گذشته، رشد سریع‌تری خواهد داشت. در دو دهه گذشته، با معرفی چین و هند به جهان، اقتصادهای ما به شدت رشد داشت: رشد ناخالص داخلی چین بین سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ از ۲/ ۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۱ میلیارد دلار- یعنی بیش از ۹ برابر- رسید. هندوستان از یک اقتصاد ۵۰۰ میلیارد دلاری به یک اقتصاد ۳/ ۲ میلیارد دلاری در آن زمان رسید که قابل‌مقایسه با رشد ژاپن بین سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۰۰ است. رشد در چین با صادرات شروع شد، سپس به بازار خانگی گسترش یافت. اکنون هند در جایگاهی قرار دارد که چین در سال ۲۰۰۵ قرار داشت؛ ما رشد صادرات داشتیم اما اکنون با گسترش بازار مصرف‌کننده، رشد داخلی نیز خواهیم داشت.

عامل دوم این است که ما هم هزینه‌های فزاینده مصرف‌کننده داریم و هم مخارج رو به افزایش دولت. سوم اینکه به تغییراتی نگاه کنید که در چند سال گذشته در زیرساخت مالی و اقتصادی روی داده است. وقتی مشکلات هند با تکنولوژی حل شود، پلت‌فرم‌های دیجیتال‌ بیشتری وجود خواهند داشت. با پلت‌فرم‌های دیجیتال بیشتر، مدل‌های کسب‌و‌کار بیشتری وجود دارند و این به معنای کسب‌و‌کارهای جدید است.

بنابراین ما باید نرخ فعلی رشد‌مان را حداقل برای یک دوره طولانی حفظ کنیم. و این امر درآمد سرانه ما را افزایش خواهد داد که در حال حاضر کمتر از ۲۰۰۰ دلار است اما تخمین زده می‌شود که طی دهه آینده به ۱۵ هزار دلار یا ۲۰ هزار دلار افزایش یابد. حتی اگر تنها ۵/ ۷ درصد رشد برای چهار یا پنج سال آینده وجود داشته باشد، درآمد سرانه به شدت افزایش خواهد یافت. من در مورد آینده هند حس بسیار خوبی دارم.

 آیا فکر می‌کنید که این رشد به‌طور متفاوتی در صنایع مختلف در حال رخ دادن است؟

هیچ روش جامعی برای تعریف آن وجود ندارد. به‌عنوان مثال، فولاد یک صنعت رشد در هر جایی نخواهد بود اما یک صنعت فوق‌العاده در هندوستان است. به‌عنوان یک ملت ما سالانه حدود ۱۰۰میلیون تن فولاد استفاده می‌کنیم و در نهایت این مقدار را دوبرابر می‌کنیم. وقتی زیرساخت‌ ما ایجاد شود، تقاضای بیشتری وجود خواهد داشت.

همچنین صنعت اتومبیل ما به‌طور قابل‌توجهی رشد خواهد داشت. زمانی که طبقه متوسط چین ظهور کرد و تقاضا برای اتومبیل رشد یافت، به تبع آن هزینه یک اتومبیل شخصی کاهش یافت و به این ترتیب صنعت اتومبیل چین از تولید ۷۰۰ هزار ماشین در سال به ۲۴ میلیون ماشین رشد کرد. وقتی درآمد سرانه بالا رفت، یک نقطه برای شروع پرش وجود خواهد داشت و هند نیز آن را تجربه خواهد کرد. اما مزایا و معایبی برای صنعت اتومبیل وجود دارد؛ چرا که ما نیاز به نسل جدیدی از وسایل نقلیه ارزان و از نظر محیط‌زیستی پایدار داریم. کسب‌و‌کارهای مصرفی نیز به دلیل مشابهی، صنایعی با رشد بالا در هندوستان خواهند بود: افراد درآمد قابل عرضه بیشتری دارند. چند صد میلیون مصرف‌کننده به دنبال محصولات و خدمات جدید هستند و همه آنها به‌صورت آنلاین در ارتباطند؛ بنابراین اشتیاق و آرزوهای آنها رشد یافته است. همه افراد تمایل به محصولات درجه یک و عالی دارند. ما باید مطمئن شویم که می‌توانیم برای آنها قیمت مناسب ارائه دهیم.

همچنین انرژی الکتریکی نیز در جایگاهی قرار دارد تا به خوبی در هند رشد کند. مصرف فعلی سرانه برق در این کشور در مقایسه با چین یا ایالات‌متحده به شدت پایین است. اما تقاضای مصرف‌کننده و رشد مصرف انرژی به یکدیگر پیچیده‌اند. به‌عنوان مثال، زمانی که افراد بیشتری بتوانند از عهده خرید کولر گازی برآیند، انرژی بیشتری مصرف می‌شود. بنابراین فرصت‌های بزرگی برای رشد وجود دارد و در عین حال ما نیاز به راه‌حل‌های تازه و پایدارتری داریم. در این میان تکنولوژی نقش بسیار مهمی را ایفا خواهد کرد.

  شرکت‌های تاتا به مدت ۱۵۰ سال با سوالی زندگی کرده‌اند که بسیاری از شرکت‌ها تازه شروع به تفکر جدی در مورد آن کرده‌اند: «نقش کسب‌و‌کار من در جامعه چیست؟» به مدیرعاملی که تلاش می‌کند این سوال را برای شرکتش به‌کار ببرد چه می‌گویید؟

همان‌طور که موسس ما- جی.ان.تاتا- گفت شرکت ما یک باور بسیار دیرینه دارد که می‌گوید هدف کسب‌و‌کار ما «جامعه» است. نقل‌قول مشهور او توسط همه افراد شرکت تکرار می‌شود. در هر مکانی که ما فعالیت می‌کنیم، بر این باوریم که باید به نفع جامعه کار ‌کنیم. من فکر می‌کنم که این هدف بخش جدایی‌ناپذیری از هر کسب‌و‌کاری است. در حقیقت توسعه جامعه نمی‌تواند بدون کسب‌و‌کار اتفاق بیفتد و کسب‌و‌کار نمی‌تواند بدون توسعه جامعه پیشرفت کند. اگر هر کسب‌و‌کاری برای فعالیت بدون یک هدف اجتماعی تلاش کند، چندان دوام نمی‌آورد. پس کسب‌و‌کار و توسعه اجتماعی در کنار یکدیگر است که مفید واقع می‌شوند.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد

 


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :344  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت تعالی سازمانی با تمرکز بر مدیریت منابع انسانی..........شنبه 24 آذر 1397

پادزهری برای بوروکراسی ..........شنبه 24 آذر 1397

انگیزه کارمندان و اهمیت آن در بهره‌وری ..........شنبه 24 آذر 1397

۵ تاکتیک ضروری برای داشتن یک "کسب‌ و کار آنلاین" موفق ..........شنبه 24 آذر 1397

به استارتاپ‌ها اعتماد کنید ..........شنبه 24 آذر 1397

واکنش دیزاینرها و برندها به رنگ سال 2019 پنتون..........شنبه 24 آذر 1397

برگزاری نخستین سمینار تخصصی «برندسازی شخصی» ..........شنبه 24 آذر 1397

تداوم افت فروش خودرو در اروپا ..........شنبه 24 آذر 1397

ادامه رکود در بازار‌ جهانی موبایل­‌های هوشمند ..........شنبه 24 آذر 1397

پاورپوینت مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید..........شنبه 17 آذر 1397

روانشناسی رفتاری در خدمات‌رسانی به مشتری ..........شنبه 17 آذر 1397

گوگل از علل شکست استارتاپ‌ها می‌گوید ..........شنبه 17 آذر 1397

پرفروش‌ترین کتاب جهان معرفی شد..........شنبه 17 آذر 1397

دوست خوب چه خصوصیاتی دارد؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو..........شنبه 17 آذر 1397

دو اژدهای چینی بازار موبایل را می‌بلعند ..........شنبه 17 آذر 1397

چه کسانی بیمه بیکاری می‌گیرند؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

فولکس واگن ظرفیت تولید ۱۵میلیون خودروی برقی را دارد ..........شنبه 17 آذر 1397

۳.۹میلیارد نفر از جمعیت جهان آنلاین هستند ..........شنبه 17 آذر 1397

اولویت‌های شرکت تاتا در ۱۵۰سالگی ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

همه پستها