تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی

ریسک‌پذیری یکی از مهم‌ترین الزامات بازار امروزی است. به همین دلیل استارتاپ‌ها باید افرادی را استخدام کنند که مشتاق یادگیری هستند و از مواجهه با شکست نمی‌ترسند.

استارتاپ‌ها هر روز روی مرز سقوط و موفقیت پیش می‌روند و به همین دلیل تنها کارمندانی با ویژگی‌های خاص می‌توانند در این محیط به موفقیت دست پیدا کنند.

کارمندانی که از ریسک کردن نمی‌ترسند، از اشتباهات خود درس می‌گیرند و با شرایط سازگار می‌شوند.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است؛ همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

اگر می‌خواهید بدانید که متقاضیان شغلی، چگونه شکست در محیط کار را مدیریت می‌کنند، باید آنها را عمیق‌تر بررسی کنید.

گاهی اوقات در یک استارتاپ، آزمون‌وخطا تنها استراتژی کاربردی حرکت روبه‌جلو است، همه کارکنان باید از همان ابتدای کار، این راهبرد را اجرا کنند، در غیر این صورت شکست خواهند خورد.

با توجه به ریسک‌های دائمی استارتاپ، کارآفرینان باید پیش از استخدام کارمندان خود، احساس واقعی آنها را نسبت به شکست ارزیابی کنند؛ ممکن است کارمندان بالقوه، از موانعی صحبت کنند که درگذشته بر آنها غلبه کرده‌اند ولی مشخص نیست چه واکنشی در برابر اشتباهات فعلی خود خواهند داشت.

قدرت ریسک‌پذیری

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های کار کردن در یک شغل شرکتی و یک استارتاپ، مواجهه با ریسک‌های متعدد است؛ شرکت‌های قدیمی پروسه‌های خود را به همان شیوه همیشگی پیش می‌برند و نیازی به تست کردن شرایط جدید ندارند اما استارتاپ‌ها مستلزم ریسک‌پذیری هستند.

اخلاق حرفه‌ای

شغل کارمندان در استارتاپ‌ها، معمولاً نقش ثابتی نیست؛ آنها باید بتوانند مهارت‌های مختلفی را یاد بگیرند و کارهای متفاوتی انجام دهند اما همه کارمندان مایل نیستند مسئولیت‌های بیشتری بپذیرند.


منبع: اقتصاد آنلاین





نظرات()   
   

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : استراتژی‌های کسب‌وکارها برای آنکه بتوانند موفقیت‌آمیز باشند، باید به‌طور واضح و مشخص تدوین شده و همه ذی‌نفعان یک کسب‌وکار از آن درک مشترکی داشته باشند. چنین استراتژی‌هایی در گام دوم باید بتوانند بین تمام توانمندی‌های کسب‌وکار توازن ایجاد کرده و از آنها در راستای انطباق با شرایط محیط بیرونی استفاده کنند؛ شرایطی که گاه بسیار پویا بوده و به سرعت تغییر می‌کنند.

در چنین شرایطی که نیاز به تدوین استراتژی‌هایی انعطاف‌پذیر و قدرتمند وجود دارد، موانع و چالش‌هایی پیش روی مدیران مشاهده می‌شود که بسیاری از آنها ذهنی هستند. یکی از این موانع و چالش‌ها بر سر راه تدوین یک استراتژی اثربخش، فرار از ریسک‌های کوتاه‌مدت است. بسیاری از مدیران کسب‌وکارها خود را موظف می‌دانند که برای تامین خواسته‌های سرمایه‌گذاران، سودآوری کوتاه‌مدت را به حداکثر برسانند. چنین مدیرانی از ریسک‌های کوتاه‌مدت می‌گریزند، هزینه‌هایی را که اضافی تصور می‌کنند کاهش می‌دهند و بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را متوقف می‌کنند. چنین شرکت‌هایی بودجه چندانی به بخش تحقیقات و توسعه خود اختصاص نمی‌دهند و در صورتی که در بازاری پویا فعالیت داشته باشند، به سرعت جای خود را به سایر رقبا خواهند داد. مدیران باید به این موضوع توجه کنند که هر چند اختصاص منابع مالی به فعالیت‌ها و محصولات جدید، ریسک مالی آنها را افزایش می‌دهد (به‌دلیل قطعی نبودن پذیرش محصول جدید به وسیله بازار، فراهم نبودن فناوری‌های کافی و مشکلات اجرایی در تولید نهایی)، بی‌توجه بودن به آینده و عملکرد بلندمدت نیز ریسک به همراه دارد. حتی موفق‌ترین شرکت‌های کنونی نیز، در صورتی که تمام تمرکز خود را روی محصولات حال حاضر خود قرار دهند، به تدریج شاهد آن خواهند بود که به‌دلیل قدیمی شدن محصولات، میزان فروش و عملکرد مالی آنها شرایط دشوار و رو به افولی را تجربه خواهد کرد. مهم‌ترین ریسک چنین شرکتی، ناتوانی در واکنش به فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی است که احتمالا در آینده با آنها مواجه خواهند شد.

اما مشکلات شناختی و ذهنی دیگری نیز بر سر راه تدوین استراتژی‌های اثربخش وجود دارد. دو مورد از این چالش‌ها، ریسک‌زدگی و لنگرسازی است. منظور از ریسک‌زدگی آن است که رفتار افراد ممکن است به جای ریسک‌پذیری براساس فرصت‌ها و افزایش سودآوری شکل بگیرد. چنین نگرشی که شاید ناشی از فقدان جسارت باشد، باعث می‌شود تا در پی فرار از ریسک فعالیت‌ها، بسیاری از فرصت‌های مالی نادیده گرفته شوند. این فرصت‌ها هم می‌توانند در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت خود را نشان دهند. اما در بلندمدت، به‌طور معمول، واضح‌تر مشاهده می‌شوند. به عنوان مثال، براساس پژوهشی که موسسه مک‌کنزی انجام داد، شرکت‌هایی که در تخصیص منابع به فعالیت‌های شرکت بازنگری کرده و به فعالیت‌های ۳ سال آینده و بعد از آن نیز منابعی اختصاص داده‌اند، عملکرد مالی کمتری در دوره‌های کوتاه‌مدت داشته‌اند. با این حال، عملکرد بلندمدت این شرکت‌ها نسبت به رقبای ایستاتر خود، بسیار بهتر بوده است.

مساله لنگرسازی که یکی دیگر از چالش‌های پیش رو برای تدوین استراتژی‌های اثربخش است، اشاره به این موضوع دارد که برخی از افراد، در تصمیم‌گیری‌هایشان بر بخش برجسته‌ای از اطلاعات متمرکز می‌شوند و تصمیم‌هایشان را براساس آن بخش می‌گیرند. این اشتباه در تعیین بودجه سالانه شرکت‌ها اغلب مشاهده می‌شود. مدیرانی که باید میزان بودجه مورد نیاز یک‌سال و سهم هر بخش را تعیین کنند، به‌طور معمول تصمیم‌هایشان را براساس بودجه سال گذشته می‌گیرند؛ حتی اگر شرایط بازار تغییر کرده باشد و نیاز به تغییراتی بنیادین در اختصاص بودجه به بخش‌های مختلف مشاهده شود.

علاوه بر این چالش‌ها، گاهی در تعیین استراتژی شرکت‌ها و اختصاص منابع مالی به بخش‌های مختلف آن با رفتارهایی مواجه می‌شویم که از بیرون، به هیچ وجه منطقی به نظر نمی‌رسند. فرهنگ بسیاری از شرکت‌ها شامل رقابت بین بخش‌های مختلف آنها است. در این صورت و با آنکه باید تمام بخش‌ها و قابلیت‌های یک شرکت در راستای تحقق اهداف نهایی همگام شده باشند، می‌توان مدیران بخش‌هایی را مشاهده کرد که در حال رقابت با یکدیگر هستند؛ آنها نمی‌خواهند که میزان بودجه و منابع مالی‌شان نسبت به سایر بخش‌ها کاهش یابد و بر خواسته‌های بخشی خود تاکید می‌کنند. این رفتارها از آنجا تقویت می‌شود که بسیاری از پاداش‌های مدیران اجرایی، پیشرفت شغلی و حتی اعتماد به نفس آنها از عملکرد کوتاه‌مدت آنها نشات می‌گیرد. در چنین شرایطی، هیچ مدیری احساس نمی‌کند که باید نقش رابین‌هود را ایفا کند (و از بودجه مورد نیاز بخش خود بکاهد) تا عملکرد کلی شرکت بهبود یابد.

نگرش کوتاه‌مدت در بخش‌ها و واحدهای کوتاه‌مدت شرکت‌ها ممکن است در پی دوره کوتاه‌مدت فعالیت مدیران نیز تقویت شود. اگر مدیری بداند که تنها یک تا ۳ سال دیگر در شغل کنونی خود باقی خواهد ماند، ترغیب می‌شود که تمرکز خود را بر نتایج کوتاه‌مدت بگذارد. در این صورت، شکست احتمالی بخش یا شرکت مزبور به پای مدیر بداقبال بعدی نوشته می‌شود.

اما در بسیاری موارد، حتی مدیرانی که به دنبال نگاه بلندمدت و منطقی به شرایط بازار هستند، به‌دلیل بوروکراسی اداری از پیگیری برنامه‌های خود ناتوان می‌مانند. چنین مدیرانی ممکن است در پی رویه‌ها و دستورالعمل‌های پیچیده اداری برای اختصاص منابع، ارزیابی کارکنان، مذاکره قراردادها و ارتباطات داخلی و خارجی نتوانند نقش موثری در پیشبرد اهداف خود داشته باشند. چنین وضعیتی در شرکت‌های بزرگ، اغلب مشاهده می‌شود و به‌ویژه در محیط‌های پویا به شرکت‌ها ضربه اساسی خواهد زد. اگر یک شرکت در حال فعالیت در محیط و بازاری است که به شدت پویا است و تغییراتی اساسی را از سر می‌گذراند، نیاز است تا از میزان رسمی بودن رویه‌های آن کاسته شده تا کارکنان و مدیران سطوح پایین‌تر بتوانند خلاقیت و جسارت خود را نمایان کنند. در نهایت فقدان اطلاعات و درک کافی از استراتژی‌های کنونی شرکت، منابع ارزشمند و ارزش‌آفرین یا شرایط بازار و تغییرات در حال اتفاق آن نیز می‌توانند بر تدوین استراتژی‌های اثربخش، اثر منفی بگذارند.

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
چهارشنبه 2 خرداد 1397  03:45 ب.ظ

گذارها (transition)، لحظات انعطاف‌پذیر بین تغییرات هستند که یک پایان و یک شروع را به‌طور همزمان شکل می‌دهند. و گرچه گذارهای «بزرگ» در محیط کار (مانند خروج از یک سازمان، برای شروع کار جدید در سازمان دیگر) به‌طور طبیعی تمرکز و توجه ما را به خود جلب می‌کنند، اما ما هر روزه با گذارهای کوچک بی‌شماری روبه‌رو هستیم. مثال‌هایی در این زمینه می‌تواند شامل جایگزینی پاسخ دادن به ایمیل‌ها با نوشتن یک گزارش، خاتمه دادن به یک جلسه رودررو، و سپس ایجاد تماس در یک کنفرانس تلفنی و بلند شدن از جایتان برای نوشیدن قهوه، تنها برای داشتن یک مکالمه بدون برنامه‌ریزی با یک همکار در راهروی شرکت باشد.

در مجموع، این لحظات کوچک و قابل‌انعطاف پتانسیل تسریع بهره‌وری ما یا برعکس ناکارآیی، اختلال و آغاز اشتباه را دارند. کنترل هوشمندانه گذارهایتان به شما اجازه می‌دهد تا روزتان را با کارآیی بیشتر هدایت کنید.

در اینجا برخی استراتژی‌ها برای کمک به تسلط‌تان بر هنر گذار از مراحل کسب‌وکار آورده شده است.

یک ارزیابی کلی انجام دهید

شما نمی‌توانید در مورد چالشی که نمی‌توانید ببینید کاری انجام ندهید. برای مدیریت موثرتر گذارهایتان، ابتدا آنها را برآورد کرده و صورت‌برداری کنید. البته، هیچ دو روزی دقیقا شبیه هم نیستند؛ اما حتی یک برآورد تقریبی از تعداد گذارهایی که در یک روز مفروض انجام می‌دهید، به شما کمک خواهد کرد تا ببینید در صورت عدم‌مدیریت و ارزش‌گذاری پایین آنها، دقیقا چه چیزی در خطر خواهد بود.

این تمرینی برای افزایش آگاهی بیشتر در مورد دامنه و اثر هر کدام از این گذارهاست. این کار می‌تواند یک تجربه حیرت‌انگیز باشد، همان‌طور که برای یکی از مشتریان من این چنین بود؛ یک رهبر سازمانی ارشد که با ناامیدی می‌خواست حجم کار غیرقابل‌مدیریت خود را در دست بگیرد. او به من گفت «من روی چهار پروژه مختلف در سه منطقه جغرافیایی متفاوت کار می‌کنم، بنابراین می‌دانستم که فرد پرمشغله‌ای است. او پس از ارزیابی، دریافت که یک روز معمولی در هر جا که باشد، از ۷۵ تا ۱۰۰ گذار مجزا دارد.

او ادامه داد: «همیشه حواسم جمع است. من پس از برنامه‌ریزی و تامل به اجرای طیفی از وظایف می‌‌پردازم و چون با تیم‌های مختلفی کار می‌کنم، باید بر مبنای انتظارات مختلف با مسائل به‌طور متفاوتی برخورد کنم. برخی افراد یک ایمیل می‌خواهند، درحالی‌که برخی می‌خواهند صدای من را بشنوند. برخی افراد خواهان کمترین جزئیات هستند، درحالی‌که بقیه تحلیل مفصل را خواستارند. از ایمیل‌ها، تا تماس‌های تلفنی، تا پاورپوینت‌های ارائه شده، تا جلسات، روز من در جنب‌و‌جوش مداوم است و چون همه ذی‌نفعان من تصور می‌کنند که پروژه‌هایشان در اولویت است، من مجبور هستم تا به‌طور مستمر بین آنها جابه‌جا شوم تا همه را راضی نگه دارم.»

آنچه بیشتر از همه برای این رهبر سازمانی آشکار بود، ارتباط بین میزان گذارهای روزانه و کیفیت کارش در روزهایی بود که گذارهایش دشوار بودند- زمانی که هر گذار شبیه یک تمرین مهار آتش است- که در این روزها نتایج تلاش‌های او متناقض و کمتر از بهینه بود. هر تغییر ناگهانی از یک وظیفه به وظیفه دیگر، اغلب منجر به لطمات متوازی، خطاها، آغاز نادرست و غیره شده و منجر به این می‌شود که آن روزها طولانی‌تر و به مراتب کمتر بهینه حس شوند.

همین الان، چند لحظه به دامنه و ماهیت گذارهایی که برای شناسایی مسوولیت‌های روزانه‌تان انجام می‌دهید، توجه کنید. به تقویم‌تان نگاه کنید تا کارهایتان (از جمله تماس‌ها و جلسات کاری زمان‌بندی‌شده) را ارزیابی کنید و به فضای خالی تقویم‌تان که در آن زمان برنامه‌ریزی‌نشده در درخواست‌های غیرمنتظره، وظایف بدون برنامه‌ریزی و اختلالات غیرضروری سرمایه‌گذاری شده است، توجه کنید. پس از اولین بررسی، برای ارزیابی قبل و بعد آیتم‌های لیست‌تان، عمیق‌تر کاوش کنید تا همه گذارهای کوچکی را که می‌سازید شناسایی کنید.

مختصر کنید

گرچه تعدادی پیامدهای بیرونی وجود دارند که حجم و سرعت گذارهای شما را دیکته می‌کنند، اما شما کنترل بیشتری نسبت به آنچه ممکن است تشخیص دهید، روی آنها دارید. هر گذاری نیازمند توجه و تمرکز است؛ بنابراین به آنها به عنوان یک هزینه- یا هزینه‌های تکرارشونده- نگاه کنید که باید بودجه زیادی برایشان وجود داشته باشند.

به عنوان مثال، که منجر به یک انحراف توجه ۱۰ دقیقه استفاده از تلفن می‌شود دلیلی بر گذار نیست. این فقط یک تغییر حالت غیرضروری است. ولی با وجود اینکه این اتفاق ذاتا بی‌ضرر به نظر می‌رسد، در هر صورت به قیمت کاهش کارآمدی و سودمندی تمام می‌شود. تحقیقات مربوط به سفسطه‌های انجام چند کار همزمان در اینجا آموزنده خواهد بود. اما موضوع اصلی ورای این مسائل است. گذارها هم در مورد کارآیی و هم اثربخشی هستند.

همان‌طور که پیتر دراکر از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان در جمله‌ای مشهور می‌گوید: «کارآیی انجام درست امور و اثربخشی انجام کارهای درست است.» برای اینکه اطمینان یابید گذارهای شما هم کارآ و هم اثربخش هستند، گذارهای غیرضروری را کاهش دهید، سپس زمان‌بندی درستی برای گذارهایی که نیاز دارید ایجاد کنید.

پتانسیل را تشخیص دهید

وقتی کنترل بهتری روی گذارهای‌تان داشته باشید، می‌توانید نه تنها دام‌های آنها را بشناسید، بلکه فرصت‌های آنها را در جهت هدایت تعهدات‌تان نیز تشخیص دهید.

به‌عنوان مثال، این گذار را در نظر بگیرید: پس از صرف ۳۰ دقیقه‌ای برای چک کردن ایمیل‌تان، به سرعت کیف‌تان را برمی‌دارید و اتاق را به مقصد یک جلسه ترک می‌کنید. اکنون تصور کنید که ایمیل آخر را خیلی با عجله نوشته‌اید تا شما بتوانید از اتاق بیرون بیایید. این خرابکاری می‌تواند یک گذار مختل‌شده و ناکارآ ارسال کند؛ در واقع، پس از اینکه جلسه شروع می‌شود، شما درمی‌یابید که یک نکته کلیدی به‌طور ضعیفی در ایمیل بیان شده یا کلا فراموش شده بود. یا شاید کسی قرار بوده در ایمیل کپی شود، اما سهوا از ایمیل جا مانده است. این تفکر تمرکز شما را از جلسه ربوده است. و اگر شما باید تلفن‌تان را برای ارسال دوباره ایمیل کنار بگذارید، این کار توجه شما را از لحظه کنونی منحرف می‌کند، اما زمان بیشتری برای درست کردن موقعیت صرف خواهد کرد. بهانه‌‌هایی که برای گذارهای نامرتب می‌آوریم، اغلب گمراه‌کننده هستند. «ببخشید، من مجبور شدم برای چند دقیقه، از جلسه بیرون بروم؛ یک ایمیل ضروری بود که باید ارسال می‌کردم!» یک توصیف صاف و ساده و دقیق این است: «متاسفم، من در گذار بین چک کردن ایمیلم و این جلسه عجله کردم که منجر به یک اشتباه شد. بنابراین من مجبورم تا اشتباهم را درست کنم و دوباره این گذار را دوباره و دوباره تکرار کنم! چه چیزی را فراموش کرده بودم؟»

گذارهای کوچک، اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرند، اما اگر شما توجه متمرکزی به آنها داشته باشید و به خوبی آنها را مدیریت کنید، از تکرار بی‌نتیجه و غیرضروری تلاش‌هایتان اجتناب خواهید کرد و اکثر کارها را درست انجام می‌دهید. گرچه، اگر پتانسیل گذارهای شما برای حفظ کارآیی و تاثیرتان، در طول روز از بین برود، بهره‌وری شما نیز از بین خواهد رفت.

حتی اگر پشتیبانی اداری یا کمک بهترین اپ‌های کارآمد در بازار را دارید، نمی‌توانید گذارهای خود را برون‌سپاری کنید. اما استراتژی‌هایی مانند اینها، می‌توانند شما را به یک دانشجوی رفتار خودتان تبدیل کنند و به شما کمک کنند تا آنچه تجربیات روزانه می‌توانند به شما آموزش دهند را کشف کنید. با این خودآگاهی افزایش یافته، می‌توانید هنر گذار را به روشی تمرین کنید که حقایق مهمی در مورد تمرکز ذهنی، چشم‌انداز نسبت به اولویت‌ها و سطوح تعهد در سراسر روز آشکار می‌کند. با ارزیابی کلی، مختصر کردن و تشخیص پتانسیل گذارهایتان، می‌توانید هر نکته محوری دقیق را به یک پایان موفقیت‌آمیز یک کار و یک شروع نویدبخش برای وظیفه دیگری تبدیل کنید.

28 (3)


مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد




نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  10:06 ب.ظ

بازاریابی موفق با درک چرایی و چگونگی رفتار مصرف کنندگان آغاز می شود. رفتار مصرف کننده شامل فرآیندهای روانی و اجتماعی گوناگونی است که قبل و بعد از فعالیت های مربوط به خرید و مصرف وجود دارد. پاسخ به سوالاتی مانند اینکه چرا افراد یک محصول یا نام و نشان به خصوصی را بر دیگری ترجیح می دهند مربوط به همین حوزه است.


نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  08:21 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت مدیریت ارتباط با مشتری در فضای مجازی

پاورپوینت-مدیریت-ارتباط-با-مشتری-در-فضای-مجازیپاورپوینت مدیریت ارتباط با مشتری در فضای مجازی، در حجم 16 اسلاید. امروزه اینترنت به عنوان بستری مناسب برای انجام بسیاری از تبادلات تجاری مطرح شده و مشتریان در دنیای مجازی امروز نیازهای متفاوتی دارند که پرداختن به آنها از طریق شیوه های سنتی هرگز مقدور نمی‌باشد ...


دانلود فایل


نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  08:15 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

تحقیق مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار

تحقیق-مهندسی-مجدد-فرآیند-کسب-و-کارتحقیق در مورد مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار در 35 صفحه در قالب فایل word و قابل ویرایش. مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR)، به معنای تفکر مجدد، بازطراحی رادیکالی (اساسی) فرآیندهای کسب و کار، جهت بهبود چشمگیر براساس شاخص های کلیدی عملکرد (هزینه، کیفیت و سرعت و ...


دانلود فایل


نظرات()   
   

این روزها همه ترجیح می‌دهند کودکانشان کدنویسی و علوم تکنولوژیک یا به اصطلاح STEM (علوم فنی، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات) یاد بگیرند.

به‌عنوان یکی از موسسان و مدیرعامل یک استارت‌آپ تکنولوژی در حال رشد، باید بگویم مخالف آموزش کدنویسی به کودکان نیستم. هیچ‌گاه نمی‌توانستم شرکتم را بدون داشتن سابقه مهندسی راه‌اندازی کنم و همواره روی مهندسان شرکت برای ایجاد محصول حساب می‌کنم. همچنین می‌دانم سوق دادن دانش‌آموزان به سوی رشته‌های STEM راهی برای به حداقل رساندن تهدید از بین رفتن مشاغل به واسطه هوش مصنوعی است. به گزارش دنیای اقتصاد، اما نکته جالب این است که من هنوز فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی را بیشتر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های STEM استخدام می‌کنم و فکر نمی‌کنم این روند به این زودی تغییر کند. دلیل این موضوع را توضیح می‌دهم.

به چند مهندس نیاز داریم: در شرکت من، مثل بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی، تولیدکنندگان نرم‌افزار تنها 15 تا 25 درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهند. درحالی‌که کسب‌وکارهای حوزه تکنولوژی در حال شکوفایی هستند، خیلی از مشاغلی که باید افرادی در آنها استخدام شوند، به مجموعه مهارت‌های گسترده‌تری در مقایسه با اصول مهندسی نیاز دارند. به هر حال، تجربه من نشان می‌دهد مشاغلی که واقعا قابل جایگزین شدن نیستند (نه فقط مشاغل آینده، بلکه حتی مشاغل امروزی)، نقش‌هایی هستند که علوم فنی و انسانی را با هم ترکیب می‌کنند. آن دسته از کارکنانم که سوابق تحصیلی در علوم انسانی دارند، دائما نشان می‌دهند دوست دارند مهارت‌های تازه یاد بگیرند و چیزهای جدید کشف کنند. مشاغلی را در نظر بگیرید که با توسعه و بازاریابی محصولات و خدمات تکنولوژی جدید سروکار دارند؛ مثلا تیم‌های فروش باید روابط انسانی را به خوبی بدانند. تیم‌های بازاریابی باید بدانند چه چیزی مردم را به هیجان می‌آورد و چرا. در داخل شرکت، تیم‌های منابع انسانی باید بدانند چگونه یک جامعه و فرهنگ درون‌سازمانی ایجاد کنند تا شرکت بتواند به رشد خود ادامه دهد. جزئیات ساخت یک نرم‌افزار تنها بخش کوچکی از فعالیت یک شرکت تکنولوژی موفق است. این احمقانه است که روند استخدام را تنها به افرادی که سابقه کار در حوزه تکنولوژی دارند، محدود کنم.

تولید در برابر تقاضا : شرکت من در یک برنامه سرمایه‌گذاری (به نام Y Combinator) پرورش یافت؛ جایی که شعار «آنچه دیگران می‌خواهند بساز» را جذب کردم. من و شریکم یک پلت‌فرم مدیریت با محتوای فیلم برای کسب‌وکارها ایجاد کردیم که ستون اصلی آن استفاده از نرم‌افزار بود. اما خیلی سریع فهمیدم که بخش «ساختن» نسبتا راحت‌ترین بخش است و اینکه بفهمید مردم واقعا چه می‌خواهند و چه چیزی نیاز دارند، بخش سخت کار است. اگر ندانید انگیزه‌ها و نیازهای آنها چیست یا چه چیزی آنها را به هیجان می‌آورد یا آزار می‌دهد، به هیچ وجه از محصول شما استقبال نخواهند کرد. بخشی از این موضوع ناشی از کندوکاو داده در مورد پایگاه مشتریان است؛ تقریبا مشابه کاری که باستان‌شناسان در جست‌وجو میان خاک و سنگ انجام می‌دهند تا بدانند انسان‌های گذشته چه رفتاری داشته‌اند. اولین سوالی که مطرح می‌شود تحت‌عنوان «در میان داده‌ها به دنبال چه چیزی هستم؟» به تخصص تجزیه و تحلیل داده نیاز دارد. اما سوال دوم تحت عنوان «این داده‌ها چه معنایی دارند؟» بیشتر به یک متفکر با دانش علوم انسانی نیاز دارد تا پاسخ آن را بیابد. به‌طور کلی، نکته کلی حاصل از این جست‌وجوی داده این است که کمک می‌کند یک کمپین بازاریابی موثر ایجاد کنیم، یعنی پیش‌بینی کنیم چگونه تعداد زیادی از افراد بر اساس اطلاعاتی که ما جمع‌آوری کرده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند و رفتار می‌کنند. این سطح از تحلیل کیفی، به تنهایی از خود داده‌ها به دست نمی‌آید و به تفکر نقادانه و درک عمیق از ماهیت انسان نیاز دارد. حتی نقش‌های فنی – مثل مدیریت تولید یا مهندسی – به مبنایی انسانی نیاز دارند. مثلا برخی از طراحان نرم‌افزار شرکت ما سوابقی در هنرهای زیبا دارند. درست است که در این مشاغل مهارت‌های کدنویسی مهم است، اما دانستن کاربردپذیری آن هم به همان اندازه اهمیت دارد. به عبارت دیگر، توانایی انسان در کسب تجربه برای طراحی یک راه‌حل زیبا که از نظر دیگران واقعا مفید باشد، منحصربه‌فرد است.

یادگیری علوم انسانی: دوست دارم مطمئن باشم که در سال‌های آینده، متقاضیان کار مناسبی به ما مراجعه می‌کنند. اگر بی‌رحمانه افراد را به سوی کدنویسی و رشته‌های STEM سوق دهیم، این ریسک وجود دارد که فارغ‌التحصیلان علوم انسانی کمتر و کمتر شوند و من دوست ندارم چنین اتفاقی بیفتد. از یک جنبه، استقبال دوباره از رشته‌های علوم انسانی می‌تواند شروع خوبی باشد. برنامه‌های آموزشی که علوم انسانی و فنی را به یک اندازه ارج می‌نهند، مهارت‌های بیشتری را به دانش‌آموزان و دانشجویان برای شکل‌دهی یک دنیای تکنولوژیک و نه صرفا مونتاژ کردن آن، می‌آموزند. اما تحصیلات رسمی ارزش بیشتری دارد. در نهایت باید گفت صحبت کردن در مورد رشته‌های فنی یا انسانی یا هر رشته دیگری بیش از پیش منسوخ و تکراری به نظر می‌رسد. باید بگویم من افراد را بر اساس تجربه‌ای که دارند استخدام می‌کنم، نه چیزی که در مدرک آنها ثبت شده و بعید می‌دانم شرکت‌های دیگر هم‌چنین کاری نکنند. مسوولان استخدام یک مدرک چاپ شده را در مهارت‌های متقاضیان کار ناقص می‌دانند. استخدام نیرو بر اساس مهارتی که فرد 5 یا 10 سال پیش در یک موسسه آکادمیک فراگرفته، مثل این است که ورزیدگی یک ورزشکار را بر اساس ماراتنی که 5 یا 10 سال پیش دویده بسنجیم.

یادگیری – به‌خصوص در عصر هوش مصنوعی که همه چیز به سرعت تغییر می‌کند و شغل‌های تازه ظهور می‌کنند و شغل‌های قدیمی از بین می‌روند – باید مستمر و چندشاخه‌ای باشد. این یعنی افرادی که در علوم انسانی تحصیل می‌کنند باید مهارت‌های فنی و تکنولوژیک خود را ارتقا دهند و افرادی هم که در رشته‌های مهندسی تحصیل می‌کنند، باید آگاهانه علوم انسانی را بیشتر وارد زندگی خود کنند. مثلا من برای اینکه این شکاف را در تحصیلات رسمی خودم پر کنم، شروع به مطالعه کتاب‌های فلسفه و روانشناسی کردم و نیم‌نگاهی به افزایش دانشم در علوم رفتاری دارم که می‌تواند کلید کارم به عنوان یک کارآفرین موفق باشد. درست است؛ مشاغل آینده کدنویسی و مهارت‌های تکنولوژی را طلب می‌کنند. اما مشاغلی که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آنها شود به خلاقیت، سازگاری و استعدادپروری نیاز دارند.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

جلب اعتماد مشتری کلیدی ترین عامل افزایش میزان فروش محصولات برند است که تنها با صداقت، روراستی، شفافیت و اهمیت به بازخورد مصرف کننده امکان پذیر می شود.

همان طور که احتمالا تاکنون تجربه کرده اید، سراسر اینترنت پر از اخبار تقلبی و تیترهای مبالغه آمیز به منظور افزایش تعداد کلیک و بازدید از سایت شده است. بنابراین جذب مخاطب از طریق بازاریابی محتوا نیازمند جلب اعتماد مشتری است. برندهای شناخته شده و قدیمی اعتماد مشتری ها را در طول چند سال جلب کرده اند. اما کسب وکارهای کوچک و جدید چگونه می توانند با تولید چند خط محتوای ساده مشتری را به خرید از برند تشویق کنند؟ عوامل تاثیرگذار زیادی وجود دارند، اما صداقت و روراستی دو عامل مهمی هستند که بدون شک رضایت مشتری را جلب می کنند. در ادامه این مقاله به بررسی بیشتر راه هایی برای جلب اعتماد مشتری می پردازیم.

۱- استفاده از اینفلوئنسرها برای جلب اعتماد

اینفلوئنسر مارکتینگ یعنی تبلیغ برند توسط افراد معروف، یکی از روش های بازاریابی است که حتما نمونه های آن را در شبکه های اجتماعی دیده اید. این مدل بازاریابی به دو دسته ی میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ و ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ تقسیم بندی می شود. ماکرو اینفلوئنسرها افراد بسیار معروفی هستند که اغلب مردم آن ها را می شناسند. اما میکرو اینفلوئنسرها افرادی هستند که کمتر شناخته شده اند و معمولا کمتر از ۱۰ هزار فالوئر در شبکه های اجتماعی دارند.


این روزها ماکرو اینفلوئنسر مارکتینگ دیگر مانند گذشته جواب نمی دهد؛ زیرا اغلب مصرف کنندگان با تکنیک های این روش بازاریابی آشنا شده اند. با این حال ۸۴ درصد مصرف کنندگان، نقدهای آنلاین را به اندازه ی پیشنهاد محصول از طرف دوستانشان قبول دارند. همچنین تنها ۲۳ درصد خریداران معتقدند فروشنده ی محصول در انتخاب آن ها نقش داشته است. پس سایر روش های اینفلوئنسر مارکتینگ هنوز هم به جلب اعتماد مشتری کمک می کند.

میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ مخاطبان را ۶۰ درصد بیشتر با برند درگیر می کند زیرا این افراد شخصا روی مهارت هایشان سرمایه گذاری کرده اند. فالوئرهای کم این افراد مانند دوستان واقعی شان هستند و به حرفی که می زنند اعتماد دارند. درحالی که ماکرو اینفلوئنسرها کسانی هستند که به خاطر چهره یا استعداد بازیگری خود معروف شده اند و شناخت زیادی از برندی که تبلیغ می کنند ندارند. بنابراین بازخورد گرفتن مداوم از افراد کمتر شناخته شده خیلی تأثیرگذارتر از افرادی است که محصول مورد نظر ارتباطی با زمینه ی کاری شان ندارد. مردم دوست دارند معتبر بودن محصول را از شخصی مانند خودشان بشنوند.

۲- شفافیت اهمیت بالایی دارد

همیشه فاصله ی اعتمادی زیادی میان خریداران و فروشندگان وجود دارد. اغلب فروشندگان معتقدند شفاف عمل می کنند؛ اما خریداران چنین چیزی را باور ندارند. به عنوان مثال ۸۵ درصد فروشندگان معتقدند در طول فرآیند فروش در مورد محدودیت های محصول خود صادق بوده اند؛ اما تنها ۳۶ درصد خریداران با آن ها هم عقیده هستند.

اغلب برندها یک جمله یا پیام مشخص دارند که صد درصد به آن وابسته نیستند و به همین دلیل برای مشتری سخت است که حرف های برند را باور کند. مشتری ها دوست دارند ویژگی ها، مزایا و معایب واقعی محصول را بدانند و با دید بهتری برای خرید آن اقدام کنند. مردم توقع ندارند یک محصول از همه نظر کامل باشد. آن ها دوست دارند چیزی که می بینند باور کنند و با دید بازتری محصولی با ویژگی های مورد نظر را خریداری کنند. روراست بودن و صداقت برندها باعث محبوبیت و افزایش میزان فروش محصولات می شود. مشتری ها همچنین دوست دارند به شخصیتشان احترام گذاشته شود. ۶۶ درصد آن ها زمانی که با یک شماره مورد خطاب قرار می گیرند، فروشگاه را برای همیشه ترک می کنند.

۳- تقویت حسن نیت مشتری

مصرف کنندگان دوست دارند به دیگران کمک کنند و بازخورد خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. طبق گزارش ها ۸۴ درصد خریداران تمایل دارند تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. با این حال تعداد کمی از خریداران از حسن نیت مشتری به نفع خودشان استفاده می کنند. البته ناگفته نماند که زمان برای همه مهم است و نمی توان انتظار داشت هر مشتری نقد کاملی از محصول بنویسد. این وظیفه ی فروشنده است که با طرح سؤال های چهار گزینه ای نظر خریداران را جویا شود و در اختیار سایر مصرف کنندگان قرار دهد. همچنین نقدها باید بر اساس موضوع دسته بندی شود و در اختیار مشتری های آن محصول قرار بگیرد. بنابراین بهترین کار طرح سؤال و جواب های کوتاه است.

۴- اهمیت دادن به نقد و بازخورد مشتری

همان طور که در ابتدا گفتیم، تعداد اخبار نامعتبر، نقدهای تقلبی و درز اطلاعات کاربران توسط بسیاری از کسب و کارها رو به افزایش است. به عنوان مثال شرکت فیسبوک چند وقت پیش به انتشار اطلاعات کاربرانش متهم شد و شرکت آمازون نیز از کاربران تقلبی برای نوشتن نقدهای مثبت در مورد محصولات استفاده می کرد. انجام چنین کارهایی نه تنها اعتماد مشتری را جلب نمی کند بلکه اعتماد جلب شده را نیز از بین می برد. شرکت Yelp به برخی افراد پول می داد تا برای برندها خاص تبلیغ کند؛ این شرکت نیز اعتماد خود در میان کاربران را از دست داده است و تعداد زیادی از آن ها سایت را برای همیشه ترک کرده اند.

مطمئنا سایت های تخصصی نقد، تنها منبع کاربران برای تحقیق در مورد برند نیستند. این روزها شبکه های اجتماعی تبدیل به یکی از منابع اصلی نقد و بررسی شده اند. تمام لایک ها و کامنت هایی که در شبکه های اجتماعی گذاشته می شوند در حکم بازخورد مشتری عمل می کنند. این یعنی برندها باید دقت بیشتری روی جزئیات داشته باشند و تجربه ی بهتری برای مشتری رقم بزنند.

۵- استفاده از بازخورد مشتری برای پیشرفت

مشتری که زمان می گذارد و نظر خود را در مورد محصولی بیان می کند یعنی اهمیت زیادی برای پیشرفت برند قائل است. درنتیجه کسب وکارهایی که به فکر اعتمادسازی هستند باید از این بازخوردها برای بهبود کیفیت برند استفاده کنند. شما نمی توانید به مشتری بگویید در این زمینه خوب هستید اما در زمینه ی دیگر ضعیف عمل می کنید. این باعث می شود مشتری سراغ برند رقیب برود. بازخوردها بهترین وسیله برای شناسایی نقاط ضعف و تلاش برای از بین بردن آن ها هستند. برندهایی که عملکرد شفافی دارند، بازخوردهای مشتری را جدی می گیرند و برای بهتر شدن تلاش می کنند. آن ها بعد از مدتی از تمام رقبا پیشی می گیرند و به برندی محبوب تبدیل می شوند.


تکنولوژی و هوش مصنوعی به اندازه ای پیشرفت کرده اند که بسیاری از برندها از ربات ها برای خدمت رسانی به مشتری استفاده می کنند. برقراری روابط انسانی، شفاف بودن و گوش دادن به بازخورد مشتری از عوامل اصلی اعتمادسازی میان مخاطب و برند است.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

با استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی می‌توان در مدت زمانی قابل قبول و حتی کم به نتیجه‌ای فوق‌العاده دست پیدا کرد. در این روش ها که همگی مبتنی بر دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی اینترنتی و الکترونیکی هستند تلاش می‌شود از ظرفیت های موجود در دنیای مجازی همچون طراحی سایت و رسانه های نوظهور برای رشد و ترقی خود کمک گرفت. روش های نوین تبلیغات اینترنتی در مقایسه با روش های سنتی بازدهی فوق‌العاده‌ای داشته و تمامی محدودیت های روش های قدیمی در آن‌ها از بین رفته است.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اما روش های نوین تبلیغات اینترنتی کدام موارد هستند؟ در بین این همه متد و روش کدام یک بازدهی بیشتری داشته و کدام یک با ریسک بیشتری همراه است؟ ما برای کسب و کار خود باید از کدام یک از این‌ها استفاده کنیم؟ این‌ها سوالاتی هستند که کسب و کارها در زمان تصمیم برای شروع فعالیت مجازی و آغاز دیجیتال مارکتینگ با آن رو به رو می‌شوند.

بررسی روش های نوین تبلیغات اینترنتی

باید ابتدا شرایط و ویژگی های کسب و کار خود را در نظر گرفت، چون ممکن است بهترین راه دیجیتال مارکتینگ برای یک کسب و کار که بازده زیادی برای آن دارد، برای دیگری عملا بدون سود باشد. با این حال طراحی سایت یکی از ملزومات فعالیت در دنیای مجازی است و بهتر است پیش از هر اقدامی برای داشتن یک شعبه در وب اقدام کنیم.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

اینترنت یک واژه کلی است و در دل آن سرویس های بسیار زیادی وجود دارد. در بین این همه سرویس همچون پیام رسان‌ های موبایلی، ایمیل، سرویس فایل و بسیاری دیگر از موارد، سرویس وب از همه مهمتر است، به طوری که اغلب افراد وب را همان اینترنت و اینترنت را همان وب می‌پندارند، در حالی که وب زیرشاخه‌ای از شبکه جهانی اطلاعات است. به همین دلیل نباید اهمیت طراحی وب سایت در دیجیتال مارکتینگ را فراموش کرد، چون جزو پایه های بازاریابی اینترنتی بوده و در بین بهترین روش های نوین تبلیغات اینترنتی قرار می‌گیرد.

روش های نوین تبلیغات اینترنتی

بعد از آن می‌توانیم در سایر روش های نوین تبلیغات اینترنتی سرمایه‌گذاری کنیم که اغلب آن‌ها برای تمامی کسب و کارها فارغ از بزرگی و یا کوچکی و یا نوع فعالیت مفید هستند. یکی از این موارد فعالیت در شبکه های اجتماعی تحت موبایل است. اما در این زمینه باید سنجیده عمل کنیم. به عنوان نمونه با وجود اینکه فیس بوک بزرگترین شبکه اجتماعی است، اما کاربران ایرانی استقبال خوبی از آن ندارند. پیام رسان واتساپ به عنوان محبوب ترین ابزار انتقال پیام موبایلی نیز چنین وضعیتی دارد.

کاربران ایرانی در عوض این شبکه اجتماعی و پیام رسان، از اینستاگرام و تلگرام استفاده می‌کنند. حتی یک کسب و کار کوچک که فعالیتش به محدوده‌ای خاص محدود می‌شود نیز می‌تواند برای خود یک صفحه اینستاگرامی درست کرده و در آن کسب و کار، نوع فعالیت، محصولات فروخته شده، سرویس‌ های ارائه شده و دیگر موارد را تشریح کند. با فعالیت صحیح می‌توان نه تنها از سراسر شهر، بلکه از سراس کشور کاربران و مشتریان جدیدی برای خود جذب کرد. از بین رفتن محدودیت های جغرافیایی یکی از دلایلی است که کسب و کارهای بزرگ و کوچک را به استفاده از روش های نوین تبلیغات اینترنتی تشویق می‌کند.


منبع: اینتن


نظرات()   
   

هفته گذشته کنفرانس خودروهای پرنده اوبر(Elevate) در لس‌آنجلس برگزار شد، جایی که من با دارا خسروشاهی مدیرعامل اوبر قرار مصاحبه داشتم. برای رفتن به آنجا از لیفت (Lyft)رقیب اوبر، خودرو گرفتم تا به آنجا برسم. مقصد من برای راننده بسیار جالب بود و پرسید: خودروهای پرنده؟ خندید و گفت: از خودروهای خودران باید بهتر باشند. راننده راست می‌گفت، این روزها با توجه به اتفاقات مختلفی که برای خودروهای خودران اوبر رخ داده به نظر می‌رسد پروژه‌های خودروهای پرنده زودتر به نتیجه برسد. دو ماه قبل پس از آنکه یک خودروی خودران اوبر در هنگام آزمایش با یک عابر تصادف کرد، تمام آزمایش این خودروها در سراسر آمریکا متوقف شد. ماموران فدرال هنوز مشغول تحقیق درباره آن حادثه هستند. خسروشاهی در پایان کنفرانس Elevate به بلومبرگ گفت طی چند ماه آینده تست خودروهای خودران اوبر دوباره از سرگرفته می‌شود. بدون درنظر گرفتن نتیجه تحقیقات خسروشاهی می‌گوید که برنامه آینده این شرکت را آماده کرده است.

خسروشاهی ۴۸ ساله مسیر زندگی همواره رو به رشدی داشته است. او در تهران و در خانواده‌ای مسلمان و ثروتمند به دنیا آمد اما قبل از انقلاب او به همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرده و ابتدا به جنوب فرانسه و سپس به شمال ایالت نیویورک رفتند.   خسروشاهی در سال ۲۰۰۱ مدیرعامل شرکت Expedia شد و آن را به یکی از موفق‌ترین شرکت‌های آمریکا تبدیل کرد. او از همان زمان با ۶/  ۹۴ میلیون دلار حقوق سالانه یکی از مدیران ارشدی بود که بالاترین حقوق را در آمریکا دریافت می‌کنند. بعد از بحران‌هایی که برای اوبر در سال ۲۰۱۷ رخ داد، خسروشاهی جایگزین بنیان‌گذار اوبرتراویس‌کالانیک شد و از آن زمان تاکنون رشته فعالیت‌های او در اوبر چشمگیر بوده است، هرچند اوبر در سال ۲۰۱۷ به خاطر بحران‌هایی که پشت‌سر گذاشت ۵/  ۴ میلیارد دلار ضرر کرد. در حالی که رقیب آن Lyft به افزایش ارزش خود ادامه داد و تا پایان سال ۳۰ درصد درآمد بازار تاکسی اینترنتی را به خود اختصاص داد. با این حال هنوز فاصله لیفت با اوبر بسیار زیاد است چراکه اوبر ۷۰ درصد این بازار را در اختیار گرفته است. با این حال خسروشاهی می‌خواهد هسته اصلی کسب و کار اوبر را که بر خودرو بنا شده از وضعیت فعلی فراتر ببرد. احتمالا او به دوچرخه، اتوبوس، اجاره خودرو و شاید تاکسی‌های پرنده اشاره دارد اما حرکت در این مسیر جدید نوعی تغییر مسیر از بازار تاکسی اینترنتی است. 


بحث خودروی پرنده را از گذشته اوبر به ارث برده‌اید چه چیز به‌خصوصی شما را قانع کرد که این طرح ارزش حمایت دارد؟

چیزهای مختلف. یکی اینکه من به سرعت متوجه شدم آینده اوبر نمی‌تواند فقط بر خودرو باشد، به همین دلیل ما باید جهتمان را از سمت خودرو به مرزهای وسیع‌تری از حمل‌ونقل ببریم. ظرفیت شهرها محدود است و جهت حرکت در آن‌هم، به همین دلیل ما باید روی راهکارهای سه‌گانه (حرکت روی زمین، زیرزمین و آسمان) و مدل‌های ترکیبی فکر کنیم. به همین دلیل از نظر من اوبر باید از یک پلت‌فرم عظیم و بین‌المللی تاکسی اینترنتی به سمت ۶ حمل‌ونقل از نقطه A به B باشد. به همین دلیل من با تیمم انواع پروژه‌ها و راهکارها را در این زمینه بررسی کرده‌ و مدل‌های حمل و نقل شهری در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده را مشخص کرده‌ایم. ما فکر می‌کنیم حرکت عمودی (پرواز) در معادلات آینده حمل‌ونقل ضروری است. در سایر مسیرها دیدید که ما اخیرا شرکت اشتراک دوچرخه Jump را خریدیم و در آینده نیز موارد دیگری رخ خواهد داد.

 خرید Jump حرکت بسیار جالبی از سوی اوبر بود. چه چیزی در این چشم‌انداز چندوجهی آینده می‌بینید؟

خب، اولین چیز این است که ما باید یک چیز خوب ایجاد کنیم و سپس بزرگ‌کردن آن را آغاز کنیم. ما در اوبر در این زمینه خیلی خوبیم یعنی یک محصول پیدا می‌کنیم که اندازه بازار بسیار خوبی دارد و بعد آن را در سطح جهانی توسعه می‌دهیم و به‌هم متصل می‌کنیم. به این ترتیب مثلا شما در سیستم چند ماژوله دوچرخه می‌گیرید تا به یک مرکز خودروهای هوایی برسید و از آنجا با خودروی هوایی به فرودگاه می‌روید. ما می‌خواهیم کمک کنیم مجموعه این عناصر سفر چند گانه (دوچرخه، خودرو، تاکسی پرنده و...) به شکل بسیار ساده‌ای به کاربر عرضه شود.

 آیا نگران شده‌اید که اپلیکیشنی درست کنید که بسیار پیچیده باشد؟ با انبوهی از انتخاب‌ها که مشتریان را سردرگم کند؟

بله، بله و بله. چالش هم همین‌جاست و به همین دلیل باید به سمت یکی کردن عالی این مجموعه پیش برویم. ما الان در زمینه تنظیم رابطه بین دو نفر در داخل یک خودرو عالی هستیم. یک دقیقه همکاری اضافه بین دو نفر شانس بروز اشتباه را افزایش می‌دهد اما به مرور بهتر شده‌ایم، الان شرکتی هستیم که به شکل درخشانی تمام مدل‌های مختلف حمل و نقل را با تجربه کاربری تلفیق کرده‌‌ایم، درحالی که کاربر فقط یک بار پرداخت انجام می‌دهد.

 درست است اما همین حالا پروژه جاه‌طلبانه خودروهای الکتریکی عمودپرواز را در برنامه دارید. می‌خواهید تست‌های آن را در سال ۲۰۲۰ شروع کنید و تجاری‌سازی آن را از ۲۰۲۳ آغاز کنید. چقدر مطمئنید می‌توانید به این اهداف برسید؟

اولین چیزی که شما باید انجام بدهید این است که یک هدف تعیین کنید که به آن باور دارید و سپس بازیگران صنعت و شرکای خود را در مقابل آن هدف قرار دهید. بخشی از دلایلی که من الان اینجا هستم این است که می‌توانم چهره به چهره با این افراد رودررو شوم و از آنها بپرسم: «ما می‌توانیم تا ۲۰۲۰ آن را بسازیم؟» و تاکنون پاسخ‌ این بوده که بله. ما شرکای متعددی داریم که به‌شدت مشغولند. آنها پتانسیلی را که در این فضا وجود دارد و اهمیت و جذابیت کاری را که ما انجام می‌دهیم درک کرده‌اند. نکته اینکه ما به دنبال محصولی فقط برای ثروتمندان یا کسانی که به‌طور مضحکی ثروتمند شده‌اند نیستیم، ما می‌خواهیم روی تولید انبوه کار کنیم، محصولی که برای همه شهرنشینان قابل دسترس باشد.

 خوشحالم بین ثروتمندان و ثروتمندان مضحک تفاوت قائل شدید.

 تفاوت وجود دارد.

من با افراد زیادی که الان در حمل و نقل عمومی کار می‌کنند صحبت کرده‌ام، وقتی درباره این ایده(جابه‌جایی با خودروی پرنده) می‌شنوند، باور نمی‌کنند. آنها احساس می‌کنند تنها راه واقعی برای جابه‌جایی میلیون‌ها نفر از مردم در شهر اتوبوس و قطار است.

وقتی ما درباره پلت‌فرم اوبر یعنی رفتن از نقطه A به B صحبت می‌کنیم به این باور داریم که اتوبوس یا قطار بخشی از این عرصه است. ما نمی‌خواهیم یک پلت‌فرم عمودی جایگزین همه وسایل دیگر بسازیم و قرار هم نیست همه آن را ما بسازیم. نمونه آن Elevate است که ما آن را نمی‌خواهیم بسازیم، ما استاندارد تعیین می‌کنیم و شرکایمان آن را می‌سازند. به همین دلیل مسیر گشوده‌ای برای گفت وگو با شهرداری‌ها، قانون‌گذاران و سیستم‌های حمل‌ونقل شهری در این زمینه داریم و می‌خواهیم با همه آنها شراکت کنیم تا همه آنها از جمله اتوبوس‌ها، مترو و قطار در نهایت از داخل اپلیکیشن اوبر قابل دسترس باشد.

 خودروهای پرنده و پروژه Elevate به سرمایه و هزینه بسیار زیادی نیاز دارند و اوبر سال گذشته ۵/  ۴ میلیارد دلار ضرر کرد...

به خوبی از آن مطلعم.

 مطمئنم همین‌طور است. آیا این روش درستی برای استفاده از منابع این شرکت است؟

خب ما شرکتی نیستیم که صاحب خودرو باشیم. رانندگان ما شرکای ما هستند و به همین دلیل هم انتظار نداریم که از منابع‌مان برای تولید این خودروها هزینه کنیم.   الان شرکای فوق‌العاده‌ای وجود دارند مانند Embraer و استارت‌آپ‌هایی که واقعا دارند روی محدودیت‌های دیزاین و امکانات این خودروها کار می‌کنند. از نظر سرمایه ما نمی‌دانیم سرمایه قرار است از کجا بیاید اما فکر نمی‌کنیم در این مدل نیازی به این باشد که ما تامین‌کننده سرمایه باشیم.

 پس اوبر تقاضا برای یک محصول را تولید می‌کند و سپس شرکای شما یعنی ملاکان و تامین‌کنندگان قطعات به میان می‌آیند و...

ما تقاضای زیادی را با خود می‌آوریم به شکلی که از نظر اقتصادی تولید انبوه به‌صرفه شود. ما ایجاد تقاضا و رهبری ارکستر را به عهده می‌گیریم و سپس با کمک شرکا و بازیگران متعدد Skyport‌ها و ملاکان کل قطعات این تصویر را به‌هم وصل می‌کنیم.

 شما از Expedia به اوبر آمدید؛ از جهانی که مردم را با سفر به یکدیگر مرتبط می‌‌کرد. از نظر شخصی حس‌تان نسبت به حمل‌ونقل هوایی داخل شهر چیست؟ از نظر شخصی هیچ ارتباطی با این فضا برقرار کرده‌اید؟ یا این فقط چیزی شبیه این است که یک پروژه تجاری است و باید انجام داد؟

ارتباط‌های شخصی در این زمینه داشته‌ام که این موضوعات را به شکل ترسناکی جذاب کرده است اما مهم‌ترین ارزش اکسپدیا دموکراتیزه کردن سفر بود. پنجره‌ای به جهانی باز که هرکسی در آن این قدرت انتخاب را داشت که آژانس مسافرتی خودش باشد. نتیجه آن افزایش تعداد سفر مردم بود و اینکه ماجراجویی‌های بیشتری انجام بدهند. مردم بیشتر از خانه‌هایشان دور بشوند و با افراد جدیدی ارتباط بگیرند، ارتباطاتی که چیزهای خوبی می‌سازد. آنچه اوبر انجام می‌دهد رشد حرکت و ارتباط در داخل شهرهاست. مسافرت شهری ارزان، راحت، مستقل بدون اینکه نیاز به داشتن خودروی شخصی باشد و بدون نیاز به اینکه شما در محله خوبی زندگی می‌کنید یا بد. در بسیاری از شهرهای جهان تاکسی‌ها در مراکز شهر تردد می‌کنند و اگر شما در حاشیه زندگی کنید و بخواهید تاکسی پیدا کنید...  موفق باشید. امن بودن، استقلال سفر و ارزان بودن برای هرشخص و هرجا چیز بسیار مهمی است.

 از نظر امنیت چگونه این اطمینان را ایجاد می‌کنید که شخصی را در خودرو سوار کنید و سپس خودرو پرواز کند و چند صدمتر بالا برود و در سطح شهر تردد کند و این کارها را برای هزاران نفر دیگر تکرار کنید؟ ریسک بالاست و اخیرا هم که شاهد بودیم حتی خودروی خودران اوبر تصادف کرد.

نکته خوب این است که صنعت هوایی یکی از بهترین رکوردها را از نظر ضریب امنیت در جهان دارد. ما می‌خواهیم این ساختمان را با کمک بازیگران بزرگ این صنعت FAA، ناسا و دپارتمان حمل و نقل در شهرهای مختلف تکمیل کنیم. ما نمی‌خواهیم چرخ را دوباره از نو اختراع کنیم، ما فقط می‌خواهیم سرعت توسعه در سیکل این کار را نسبت به سایر بخش‌های هوانوردی بیشتر کنیم. اما قصد نداریم امنیت را فدای سرعت کنیم. ما الان بامقاماتی کار می‌کنیم که در زمینه امنیت هوایی تخصص دارند، هیچ مکانیزم حمل و نقلی چنین رابطه‌ای ایجاد نکرده است. این ترکیبی از کار انسان و ماشین است. مردم معمولا انسان و ماشین را مقابل هم می‌گذارند اما بهترین ترکیب کار کردن این دو با هم است.

 به تدریج به سمت سرویس‌های بدون خلبان خواهید رفت؟

می‌تواند اینگونه شود اما فکر نمی‌کنم در هنگام رونمایی از سرویس اینگونه باشد. این حداقل عقیده شخصی من است، شاید کسی در آینده مرا شگفت‌زده کند.

احساستان نسبت به چالش‌های تکنولوژیک و مقرراتی که امروز با آنها روبه‌رو هستید چیست؟ الان چالش خودروهای خودران را دارید همین‌طور با مقررات گذاران ایالت کالیفرنیا در مورد اقتصاد گیگی به اختلاف برخورده‌اید. اینها چالش‌های بزرگی هستند.

بسیار مشغولم. آنچه اوبر را مشغول می‌کند این است که ما فقط یک شرکت دیجیتالی نیستیم، ما یک شرکت دیجیتالی هستیم که با موضوعات روزمره زیادی روبه‌روست و باز آنچه ما را متفاوت می‌کند این است که سطح چالش‌ها هم بسیار وسیع است، ضمن اینکه بی‌سابقه بوده است. شما باید با مقررات‌گذارها و مقامات شهری مختلف صحبت کنید، پس آیا این جلوی سرعت رشد شما را می‌گیرد؟ بله اما به هر حال ما میهمان شهرهایی هستیم که به آنجا رفته‌ایم و باید بالاخره بر اساس قوانین آنجا کار کنیم.


منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  06:21 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

هنگامی که نام کارآفرینی می آید ناخودآگاه نام "سیلیکن ولی" که زادگاه شرکت هایی چون اپل و فیس بوک است، به ذهن انسان خطور می کند اما اوضاع در حال تغییر است و شرق آسیا مهد جدید کارآفرینی خواهد بود.


به گزارش ایسنا به نقل از سی ان بی سی، یکی از پیشروترین مناطق جهان در کسب و کارهای جدید، شرق آسیاست. این مناطق به دلیل دسترسی به بازارهای در حال رشد، نیروی کار ماهر و رقابت پذیری در هزینه ها به نسبت سیلیکن ولی و سایر همتایان غربی آن ها، در حال ربودن گوی سبقت از سایر نقاط هستند
به جز هزینه ها، معیارهای دیگر این رده بندی شامل نگاه جامعه به کارآفرینی، در دسترس بودن جذب سرمایه گذاری و دسترسی به بازارهای محلی مد نظر قرار گرفته اند. از هشت شهر برتر شناسایی شده برای کارآفرینی، چهار شهر در چین قرار دارند.
این هشت شهر عبارت اند از:
۱-پکن: پایتخت چین برترین شهر برای آغاز کسب و کار جدید در آسیا معرفی شده است. این شهر میزبان ۷۰۰۰ استارت آپ و ۴۰ استارت آپ تک شاخ (شرکتی با ارزش ۱ میلیارد دلار یا بیشتر) است و فرصت ها و استعدادهای سرشاری در این ابرشهر وجود دارد. مناطق " ژانگ گونکن" که از آن به عنوان سیلیکن ولی چین نام برده می شود و هم چنین " های دان" که زادگاه شرکت های مشهوری چون " ژیائومی" و " بایدو" هستند در این شهر قرار دارند.
۲-شانگهای: یکی از پرجمعیت ترین شهرهای جهان که هزینه زندگی در آن مطلوب است. این شهر که در حال حاضر میزبان بیش از ۲۰۰۰ استارت آپ است، پس از پکن دومین شهر برتر در این زمینه به شمار می رود.
۳-شنژن: این شهر در دهه های اخیر موفق شده است از یک بندر ماهیگیری فقیر به قطب حمل و نقل چین با ۱۲.۵ میلیون جمعیت تبدیل شود. استارت آپ های موفقی چون " تن سنت" و " وان پلاس" در این شهر متولد شده اند. این شهر که بهشت سخت افزاری چین محسوب می شود، عملکرد بسیار موفقی در جذب سرمایه گذاری داشته است.
۴- هنگ‌کنگ: این بندر از سال ها پیش یکی از مراکز پیشرو در امور مالی در سطح جهانی بوده است. این شهر میزبان حدودا ۲۰۰۰ استارت آپ است و اخیرا نیز نخستین شرکت ثبت شده در آن موفق شد به جمع تک شاخ ها بپیوندد.
۵-فوکو اوکا: این شهر به لطف حمایت قاطع سوئیشیرو تاکاشیما- شهردار این شهر- توانسته است مرکز استارت آپ ها در ژاپن باشد. این شهر به افراد مبتکر برای پیاده سازی ایده هایشان ویزای شش ماهه می دهد و به کارآفرینان محلی نیز وام هایی تا مبلغ ۲۳۲هزار دلار اعطا می کند. این شهر دومین شهر در حال رشد ژاپن و دارای بیشترین جمعیت جوان این کشور است.
۶-توکیو: پایتخت ژاپن علی رغم عملکرد خیره کننده خود در دهه های قبل، از رقبای خود عقب افتاده است و سرمایه گذاری روی بخش های نوآورانه کندتر شده است. یکی از اصلی ترین مشکلات توکیو مشکل پیر شدن جمعیت این شهر است که گریبان گیر کل ژاپن شده است.
۷-سئول: این شهر خانه نیمی از جمعیت ۵۰ میلیونی کره جنوبی است و ۳۵۰۰ استارت آپ در ان و به ویژه در منطقه " گانگ نام" فعالیت دارند. در تلاش برای ایجاد اقتصادی نوآور، دولت کره جنوبی سرمایه گذاری سنگینی روی استارت آپ ها انجام داده و حتی اخیرا نخستین وزیر استارت آپ و بنگاه های کوچک و متوسط خود را منصوب کرده است.
۸-تایپه: این شهر با جمعیت کمتر از سه میلیون نفر، یکی از مدرن ترین شهرهای منطقه است و از مراکز جهانی ساخت و تولیدسخت افزار و مهندسی شبکه است. دولت این کشور برای تقویت استارت آپ های این کشور، تسهیلاتی نظیر ویزا و وام برای افراد خلاق خارجی در نظر گرفته است.

منبع: ایسنا


نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  05:48 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

این روزها مجموعه رستوران های مکدونالد در حال انجام تبلیغات گسترده برای ترویج استفاده از اپلیکیشن سفارش غذایش می باشد نکته ای که اینجانب را بر آن داشت تا تمرکزی بر تبلیغات حال حاضر مکدونالد داشته باشم استفاده از مقوله بازی با اصطلاحات بود. قطعا دیدن کلمات و اصطلاحات دیرین هر زبانی با جایگزین نمودن واژه های مشابه و هماهنگ، ضمن ایجاد ایهام، به مذاق مخاطب خوش می آید.
در تبلیغات از اصطلاح TIME FLIES که گذر سریع زمان را نشان می دهد استفاده شده و به جای آن از TIME FRIES استفاده شده که اشاره جالبی به سفارش پیشاپیش غذا با تاکیدی بر سیب زمینی سرخ کرده مشهور مکدونالد دارد

مک دونالد: TIME FRIES


دکتر لیلا شیرازی

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   

 این مرکز  با حضور خبرنگاران و مسوولان شرکت های ایرتویا، نگین خودرو و هلدینگ ناصح در فضایی به مساحت 4300 متر مربع افتتاح شد که  3650 متر مربع آن به تست خودرو  و 650 متر مربع آن به آمورش کارمندان این شرکت‌ها اختصاص داده شده است.

 اولین مرکز تخصصی تست درایو تویوتا و رنو

 اولین مرکز تخصصی تست درایو تویوتا و رنو

 اولین مرکز تخصصی تست درایو تویوتا و رنو

با افتتاح این مرکز مدرن امکان تست و تجربه رانندگی با محصولات تویوتا و رنو به صورت رایگان ایجاد شده است ضمن اینکه طبق برنامه اعلام شده به زودی امکان تست خودروهای جیلی نیز فراهم می‌شود.

 این مرکز با نظارت نمایندگان بین المللی تویوتا، رنو و جیلی ساخته شده و هدف از ساخت آن لمس کیفیت خدمات ارائه شده در کشورهای پیشرفته برای خریداران ایرانی  است به طوری که پیش از خرید بتوانند خودرو را در محیطی استاندارد آزمایش کنند.

 اولین مرکز تخصصی تست درایو تویوتا و رنو

 اولین مرکز تخصصی تست درایو تویوتا و رنو

بر اساس این گزارش ثبت‌نام  برای تست خودروها رایگان است و متقاضیان می‌توانند با ثبت نام در سایت ایرتویا و نگین خودرو در این پیست حضور یافته و خودروهای تویوتا و رنو را از نزدیک مورد بررسی و آزمایش قرار دهند. زمان تست درایو برای هر فرد ثبت نام شده نیز نیم ساعت خواهد بود.


منبع: اقتصاد آنلاین


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
نظرات()   
   
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397  05:19 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

شرکت خودروسازی لامبورگینی با همکاری شرکت ایتال تکنولوژی، از دو مدل دوچرخه برقی و الکتریکی رونمایی کرد.

این روزها که بازار معرفی و رونمایی از خودروهای برقی و الکتریکی در کشورهای جهان داغ و پر تب و تاب شده است بسیاری از شرکتهای خودروسازی عزم خود را برای تولید انبوه خودرو، موتورسیکلت و دوچرخه برقی جزم کرده و از برنامه‌های خود بدین منظور رونمایی کرده‌اند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، افزایش روزافزون خودروهای برقی و محبوبیت استفاده بیشتر از این خودروهای پاک موجب شده است شرکت های خودروسازی در سراسر جهان به رقابتی تنگاتنگ پرداخته و هر یک از برنامه های خود برای طراحی و تولید خودروهایی بهتر و با توان پیمایش بیشتر رونمایی کنند.

کشورهای متعددی در جهان نیز به منظور حفاظت از محیط زیست، کاهش آلودگی صوتی و هوا و همچنین افزایش کیفیت زندگی و سلامت شهروندان، با وضع و اجرای قوانین و مقررات جدیدی به حمایت از صنعت نوظهور خودروهای برقی و پاک پرداخته‌اند.

در این میان علاوه بر خودروهای سواری و شخصی، بازار رونمایی از خودروهای سبک و سنگین بسیاری همچون کامیون، کامیونت، وانت، اتوبوس و همچنین موتورسیکت و دوچرخه نیز داغ شده است هرچند که سابقه حضور موتورسیکلت و دوچرخه های برقی و الکتریکی در خیابان های شهرهای جهان از سایر وسائل نقلیه مشابه بیشتر است.

حالا شرکت لامبورگینی که سالهاست به طراحی و ساخت خودروهای لوکس و پرقدرت در جهان معروف است، با همکاری شرکت ایتال تکنولوژی از دو مدل کوهستانی و جاده ای دوچرخه های تمام برقی و الکتریکی پرده برداری و رونمایی کرده است تا بدین ترتیب، ورود خود به جمع تولیدکنندگان وسائل نقلیه برقی و دوستدار محیط زیست را به جهانیان اعلام کند.

طبق گزارش های منتشر شده از سوی این خودروساز، فروش دوچرخه های الکتریکی لامبورگینی در ماه آینده میلادی آغاز خواهد شد.

البته این نخستین باری نیست که این شرکت با تولیدکنندگان دوچرخه برای ساخت مدل های مسابقه ای از این وسیله نقلیه کوچک و سبک وارد همکاری شده بلکه تاکنون دو بار سابقه همکاری با چنین شرکت هایی را در کارنامه خود داشته است. اما حالا همکاری این خودروساز معروف با شرکت ایتال تکنولوژی به معرفی و عرضه محصول جدید و پرقدرتی انجامیده است که به طور قطع، رضایت مشتریان و کاربرانش را به ارمغان خواهد آورد.

گرچه هنوز مشخصات دقیق و جزئیاتی از این دوچرخه برقی (e-bike) لامبورگینی منتشر نشده و در دسترس نیست اما آنچه که معلوم و مشخص است آن است که هر دو مدل کوهستان و جاده این دوچرخه الکتریکی در کشور ایتالیا طراحی و تولید شده اند که مهندسین مربوطه برای آنها حدودا بالغ بر پنج سال زحمت کشیده و تحقیق کرده اند.  

از آنجایی که فروش دوچرخه های برقی لامبورگینی از ماه آینده کلید زده خواهد شد، مشتریان موردنظر و علاقمند قادر خواهند بود آن را به صورت آنلاین و اینترنتی و یا از خرده فروشان بین المللی سفارش دهند.

دولت های بسیاری همچون انگلستان، فرانسه، نروژ، اسپانیا، یونان، مکزیک، چین و هند از جمله پیشگامانی هستند که قصد دارند به منظور جلوگیری از آلودگی هوا و حفظ محیط زیست، تولید و فروش خودروهای بنزینی و دیزلی را تا دهه ۲۰۳۰ و نهایتا تا دهه ۲۰۴۰ میلادی (حدودا دو دهه آینده) ممنوع و متوقف اعلام کنند.

دوچرخه برقی


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
جمعه 14 اردیبهشت 1397  02:04 ق.ظ

با اندازه گیری میزان رضایت مشتری می توانید دقیقا به افکار مشتری پی برده و خدمات یا کالای خود را با نیازهای مشتری مطابقت دهید.

منبع: آریا مارکتینگ


نظرات()   
   

پاورپوینت ایجاد و پرورش نیروی كار خلاق و نوآور در سازمان

پاورپوینت-ایجاد-و-پرورش-نیروی-كار-خلاق-و-نوآور-در-سازماندانلود پاورپوینت ایجاد و پرورش نیروی كار خلاق و نوآور در سازمان، در حجم 57 اسلاید. خلاقیت یعنی ارائه فكر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای كمیت یا كیفیت فعالیتهای سازمان «مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، كاهش هزینه ها، تولیدات یاخدمات ...


دانلود فایل


نظرات()   
   

اغلب ما زمانی که می خواهیم کمی از محیط کار فاصله بگیریم یا استراحت کنیم، به سفر می رویم. سفر کردن به اندازه ای لذت بخش است که برخی ترجیح می دهند از کار روزانه خود استعفا دهند و کل دنیا را از نزدیک ببینند. برخی دیگر ترجیح می دهند سفر کردن را به کارشان تبدیل کنند و با انجام کار مورد علاقه خود، درآمد کسب کنند. همانطور که می دانید، راه های زیادی برای انجام این کار وجود دارد و کارآفرینان زیادی موفق شده اند شرکت مسافرتی خود را راه اندازی کنند و از کاری که انجام می دهند لذت می برند.

 در ادامه این مقاله به معرفی پنج نفر از این کارآفرینان و داستان آنها می پردازیم. از فارغ التحصیل دانشگاهی که توانست کسب و کار خودش را با ایمیل کردن قرارداد پرواز به دوستانش راه اندازی کند تا فردی که توانست با استفاده از علم داده انقلاب بزرگی در برنامه ریزی سفر ایجاد کند. این افراد داستان شکل گیری کسب وکار خود را توضیح داده اند و گفته اند اگر به عقب برمی گشتند چه تغییراتی را اعمال می کردند.

اسکات کیز، بنیان گذار شرکت Scott’s Cheap Flights

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت در زمینه ارسال خبرنامه های ایمیلی کار می کند. خبرنامه های این شرکت به دو دسته رایگان و غیررایگان تقسیم می شوند و اخبار مرتبط با پروازهای ارزان را در اختیار افراد علاقه مند قرار می دهند. این شرکت توانسته است تا به حال یک میلیون دلار در هزینه های پرواز مشتری های خود صرفه جویی کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: کیز می گوید: «نیاز، مادر اختراع است.» زمانی که کیز از دانشگاه فارغ التحصیل شد به عنوان روزنامه نگار فعالیت می کرد و آرزو داشت بتواند به نقاط مختلف سفر کند، اما پول کافی برای انجام این کار نداشت. او برای رسیدن به آرزوی خود تمام راهنمایی های لازم برای پیدا کردن پروازهای ارزان را مطالعه کرد و توانست در سال ۲۰۱۳ ارزان ترین پرواز را از نیویورک به میلان با قیمت تنها ۱۳۰ دلار پیدا کند. او بلافاصله بلیت را خریداری کرد و توانست با پرداخت این مبلغ کم به یکی از مکان های مورد علاقه خود سفر کند. بعد از بازگشت کیز از سفر تمام همکاران او از این موضوع استقبال کردند و از او خواستند دفعه بعد آنها را نیز در جریان ارزان ترین پروازها قرار دهد.

بنابراین کیز یک لیست از ایمیل دوستان و همکاران خود تهیه کرد و اطلاعات پروازهای ارزان را برای آنها ارسال کرد. او در ۱۸ ماه اول این کار هیچ درآمدی نداشت و تنها به چشم یک سرگرمی به آن نگاه می کرد. تا اینکه در سال ۲۰۱۵ لیست ایمیل به اندازه ای طولانی شد که کیز مجبور بود برای ارسال ایمیل به این تعداد مخاطب، به شرکت خدمات ایمیل پول پرداخت کند. درنتیجه تصمیم گرفت از ۲۵ نفری که در لیست حضور داشتند ماهانه دو دلار پول بگیرد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: دغدغه اصلی کیز این بود که مردم حاضر نشوند بابت اطلاعاتی که می توانند رایگان به دست آورند، پولی به آنها پرداخت کنند. درنتیجه قرار شد در ابتدا تنها دو دلار در ماه از مشتری ها دریافت شود. هفته های اول سود چندانی نداشت اما کیز موفق شد چند هفته بعد ۱۰۰ دلار درآمد کسب کند. بعد از چند ماه او و دیگر بنیانگذار شرکت به این نتیجه رسیدند شرکت های صادرکننده کارت به ازای هر تراکنش درصد بالایی از حساب مشتری کسر می کنند و این موضوع به ضرر آنها است. درنتیجه تصمیم گرفتند خدمات طولانی مدتی را به منظور کاهش هزینه مشتری ها به آنها ارائه دهند: ۱۵ دلار برای سه ماه، ۲۵ دلار برای شش ماه و ۳۹ دلار برای یک سال.

راز موفقیت: کیز در رابطه با راز موفقیت کسب وکار خود می گوید: «همه ما به خودمان قول می دهیم زمانی که کارها به نقطه مشخصی رسیدند به خودمان استراحت دهیم و کار سخت را کنار بگذاریم. این موضوع شاید در مورد درآمدهای گذرا مانند فروش کتاب صحت داشته باشد، اما در مورد کسب وکار این طور نیست. هرقدر کسب وکار رشد بیشتری داشته باشد، یعنی مردم بیشتر روی شما حساب باز می کنند و مسئولیت های تان بیشتر از گذشته خواهد شد.»

نکته شروع کسب و کار: کیز در مورد این سؤال گفت: «اگر قصد دارید کسب وکار خود را راه اندازی کنید بهتر است زودتر از موعد از شغل روزانه و ثابتی که دارید استعفا ندهید. کارآفرینانی که این کار را انجام می دهند بعد از مدتی با مشکلات مالی مواجه می شوند.» او این موضوع را همیشه در ذهن داشت که اغلب استارتاپ ها به همین دلیل شکست می خورند؛ درنتیجه تصمیم گرفت از لحاظ مالی عاقلانه رفتار کند. او تا شش ماه بعد از اینکه کسب وکار خودش را راه اندازی کرد از شغل قدیمی خود استعفا نداد. کیز معتقد است تا زمانی که نیاز بازار برای خدمات و محصولاتی که ارائه می دهید ثابت نشده است بهتر است شغل قبلی خود را کنار نگذارید.

نکته ای برای مصرف کنندگان: واقعیتی که شاید کمتر با آن آشنایی داشته باشید این است که اگر پروازی را مستقیما از طریق خطوط هواپیمایی رزرو کنید، قانون این اجازه را می دهد که بعد از گذشت ۲۴ ساعت بدون پرداخت هیچ هزینه ای آن را کنسل کنید (مگر اینکه زمان پرواز کمتر از یک هفته باشد). اگر قرارداد مناسبی پیدا کردید می توانید بلیت را بخرید، قیمتش را برای خودتان ثابت نگه دارید و سپس تصمیم بگیرید آیا می خواهید آن را بفروشید یا خیر. به طور کلی هرقدر قیمت بلیت پایین تر باشد، زودتر به فروش خواهد رسید.

برایان کلی، بنیان گذار شرکت Points Guy

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت یک وب سایت مسافرتی دارد که نکات سفر، نقد دیگران، نکاتی در مورد نحوه افزایش امتیاز کارت های اعتباری و راهنمای سفر به نقاط مختلف را منتشر می کند.

داستان شکل گیری کسب وکار: پدر کلی مشاور بود و مجبور بود به مکان های مختلفی سفر کند. آنها معمولا مسافتی را که پدرشان طی کرده بود در کتاب تعطیلات خانوادگی یادداشت می کردند و همین موضوع کلی را به سفر علاقه مند کرد. او بعد از فارغ التحصیلی نیمی از سال را به سفر می رفت و در مورد هتل ها و خطوط هواپیمایی اطلاعات کسب می کرد. اما بعد از بحران اقتصادی و مشکلات مالی که پیش آمد دیگر قادر به انجام این کار نبود. از آنجایی که همکارانش دائما برای برنامه ریزی سفر از او مشاوره می خواستند درنتیجه ایده جدیدی برای راه اندازی کسب وکار به ذهن کلی خطور کرد.

کلی می گوید: «من در محل کار به عنوان فردی معرفی شده بودم که با نکات ریز سفر آشنایی دارد. برخی مردم حتی حاضر بودند به من ۵۰ دلار پرداخت کنند تا برنامه ریزی بهتری برای سفر داشته باشند.» اما این کار موقت بود و کلی با پیشنهاد دوستانش تصمیم گرفت وب سایتی را در این زمینه راه اندازی کند تا درآمد خود را افزایش دهد. در سال ۲۰۱۰ یکی از همکاران او سایتی را به کمک وردپرس برای او طراحی کرد و به او گفت هر روز یک پست جدید در وبلاگ منتشر کند. او هیچ اطلاعاتی در مورد وردپرس و سئو نداشت و در زمان شروع احتمال نمی داد که بتواند به موفقیت برسد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: کلی در ابتدای کار خود از هیچ تبلیغی داخل وب سایت استفاده نکرد؛ زیرا نمی خواست کیفیت را فدای پول کند، اما بعد از مدتی دوستانش او را مجبور کردند این کار را بپذیرد و در نتیجه ماهی ۲۰۰دلار درآمد داشت، اما پیشرفت اصلی سایت زمانی حاصل شد که در سال ۲۰۱۱ حدود ۲۰هزار نفر از سایت بازدید کردند. بعد از این موضوع یکی از بانک ها تصمیم گرفت به ازای فروش هر کارت اعتباری که از طریق لینک های این وب سایت انجام می شود مبلغ ۱۵۰دلار را به کلی پرداخت کند. درآمد حاصل از این کار در اولین ماه به ۵هزار دلار رسید. زمانی که مقاله ای در رابطه با این موضوع در نیویورک تایمز به چاپ رسیددر عرض یک ماه برای او ۱۰۰ هزار دلار سود داشت و باعث شد کلی از شغل روزانه خود استعفاد دهد. کلی این سایت را به Bankrate فروخت و مدتی بعد Red Ventures آن را خریداری کرد. صاحب جدید این وب سایت علم داده و بازاریابی برند را باهم ترکیب کرده و با ارائه اپلیکیشن، نوع سرویس دهی آن را عوض کرده است.

راز موفقیت: کلی معتقد است قدرت استفاده از شبکه های اجتماعی او را از سایر وب سایت های قدیمی با زمینه کاری یکسان متمایز کرد. انعطاف پذیری و استفاده از پلت فرم های جدید همان چیزی است که می تواند موفقیت کسب وکارها را تضمین کند.

نکته شروع کسب و کار: کلی برای استخدام نیروهای جدید مردد بود و به همین دلیل به هرکدام از کارمندان شرکت وظایف متعددی را سپرده بود. اما همانطور که می دانید مردم زمانی که کارهای مختلفی برای انجام دادن داشته باشند نمی توانند عملکرد خوبی از خود ارائه دهند. مدیریت خوب کارمندان و استخدام افراد مناسب برای هر کار کلید اصلی موفقیت است. کلی در این رابطه می گوید: «یکی از بزرگ ترین اشتباه هایی که در این مدت داشتم و به آن اعتراف می کنم این است که افراد نامناسبی را برای برخی کارها انتخاب کردم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: مشتری هایی که دوست دارند امتیاز کارت های اعتباری خود را افزایش دهند و نهایت استفاده را از آنها ببرند، باید در مخارج خود دقت کنند. اگر بدهی های مربوط تا آخر ماه پرداخت نشوند از امتیاز آنها کاسته می شود و جایزه ای دریافت نخواهند کرد، بنابراین باید دقت کنند که پول خود را چگونه مصرف می کنند و در انتخاب کارت اعتباری دقت بیشتری داشته باشند.

گریس لی، بنیان گذار شرکت WishPoints

زمینه فعالیت شرکت: اپلیکیشن این شرکت به کاربران اجازه می دهد آرزوهای خود را در مورد سفر مورد علاقه شان ثبت کنند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. درنتیجه می توانند سایر افراد علاقه مند به آن مکان را پیدا کنند. هر قدر تعداد افراد حاضر در یک سفر بیشتر باشد، شرکت های هواپیمایی و هتل ها تخفیف بیشتری به آنها می دهند.

داستان شکل گیری کسب وکار: لی حدود ۲۰ سال در صنعت مراقبت از سلامتی کار کرده است و با تجزیه وتحلیل و پیش بینی داده ها آشنایی دارد. او همچنین علاقه زیادی به سفر دارد و تا به حال به ۸۵ کشور در سراسر دنیا سفر کرده است. او تمام سفرهای کاری را با علاقه می پذیرد و نهایت استفاده را از آنها می برد. اما بزرگ ترین دغدغه او این بود که برنامه خود را با دوستانش هماهنگ کند، اینکه بداند آنها دوست دارند به کجا سفر کنند و در طول سفر چه کارهایی انجام دهند. لی متوجه شد این موضوع دغدغه بسیاری از انسان ها است و پیش زمینه او در صنعت تحلیل داده می تواند مشکل را از بین ببرد. او زمانی که هنوز مشغول کار قدیمی خود بود در رویداد استارت آپی در سال ۲۰۱۲ شرکت کرد و ایده خود را با دیگران در میان گذاشت. ایده او توانست بالاترین امتیاز رویداد را در مسابقه کسب کند. درنتیجه تصمیم گرفت ایده خود را به عنوان یک کار جانبی پیاده سازی کند و نهایتا در سال ۲۰۱۶ تمام تمرکز خود را روی آن گذاشت. اپلیکیشن او در این مدت توانست بیش از ۳میلیون کاربر را به خود جذب کند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: مدل کسب وکار لی کاملا واضح است. او از اطلاعات کاربران برای جمع آوری تخفیف سفر استفاده می کند. به عنوان مثال اگر ۵۰۰ کاربر بخواهند از ایسلند دیدن کنند اپلیکیشن او پیشنهادهای جالبی در مورد خدمات پرواز و هتل به کاربران ارائه می دهد. درنهایت رقابتی که میان شرکت های هواپیمایی به وجود می آید باعث می شود کاربران از حداکثر میزان تخفیف بهره مند شوند.

راز موفقیت: لی در رابطه با راز موفقیتش می گوید: «همیشه اتفاقات غیرمنتظره ای در زمینه کار، روابط و امور مالی رخ می دهند که روند پیشرفت را کند می کنند، اما برداشتن قدم های آهسته به سمت هدف اصلی رمز موفقیت و رشد یک کسب وکار است. نیازی نیست تمام کارها در یک روز تکمیل شوند و می توان هر روز بخش کوچکی از کار را پیش برد.»

نکته شروع کسب وکار: راه اندازی یک کسب وکار یک چالش ذهنی است و شباهت زیادی به دوی ماراتن دارد. لی می گوید: «یک کارآفرین زمانی که شغل ۲۰ ساله خود را رها می کند تا یک کار جدید را آغاز کند هر روز این سؤال را از خودش می پرسد که آیا تصمیم درستی گرفته است یا خیر. این عدم اطمینان می تواند با نگاه رو به جلو تبدیل به یک قدرت ذهنی شود و آینده کسب وکار را رقم بزند.»

تام مارچانت، هم بنیان گذار شرکت Black Tomato 

زمینه فعالیت شرکت: این شرکت مسافرتی در زمینه برنامه ریزی سفر کار می کند و تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم می زند.

داستان شکل گیری کسب وکار: مارچانت با دو همکار تجاری خود زمانی آشنا شد که در دانشگاه نیوکاسل مشغول تحصیل بود. در آن زمان هر سه نفر آرزو داشتند که بتوانند روزی کسب وکار خودشان را راه اندازی کنند، بنابراین تصمیم گرفتند این کار را با هم انجام دهند و سفر کردن موضوعی بود که هر سه به آن علاقه داشتند. مارچانت و یکی از همکاران آینده اش بعد از فارغ التحصیلی تصمیم گرفتند به منطقه جنگلی برزیل سفر کنند. آنها یک روز از سفر را به ماهیگیری و کباب کردن آن پرداختند و در همان روز هدف اصلی کسب وکارشان را مشخص کردند. آنها تصمیم گرفتند با پیشنهاد دادن مناطق خاص برای سفر، تجربه منحصربه فردی برای مشتری های خود رقم بزنند. مارچانت در رابطه با این موضوع گفته است: «ما می خواهیم مردم احساس کنند سیاح هستند نه توریست.» آنها بعد از اینکه در مورد تجربه خود در مورد سفر صحبت کردند به این نتیجه رسیدند که دوست دارند همیشه در سفر باشند؛ درنتیجه تصمیم گرفتند ایده خود را به کسب و کار تبدیل کنند.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: شرکت Black Tomato در اتاق خواب مارچانت راه اندازی شد. آنها می دانستند که برای رشد کسب وکار خود به یک وب سایت عالی و برقراری ارتباط با کل دنیا احتیاج دارند، بنابراین تصمیم گرفتند همزمان روی هر دو موضوع تمرکز کنند. آنها در این زمینه خوش شانس بودند و به واسطه آشنایی که داشتند، توانستند خودشان را در مقاله ای به عنوان آینده سفر معرفی کنند و نام خود را به گوش مردم برسانند. می توان این طور نتیجه گیری کرد که بازاریابی دهان به دهان یکی از دلایل اصلی موفقیت آنها بود.

راز موفقیت: مارچانت و دو همکار دیگرش هیچ تجربه ای در زمینه سفر نداشتند و این چالش به آنها کمک کرد ایده خلاقانه ای ارائه دهند و همچنین پیشنهادهای جالبی برای خدمات قبل و بعد از سفر به مشتری ها ارائه دهند. آنها خلأ ایده خود را در صنعت گردشگری احساس کردند و تصمیم گرفتند از این فرصت به نفع خودشان استفاده کنند.

نکته شروع کسب وکار: مارچانت می گوید: «ما در روزهای ابتدایی بسیار بلندپرواز و هیجان زده بودیم. اگر می توانستم به عقب برگردم، به خودم توصیه می کردم کمتر استرس داشته باشم و به هدف نهایی و ایده ای که داشتیم بیشتر اعتماد کنم.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: سعی کنید مسافرت خود را خارج از فصل انجام دهید، زیرا برخی مقاصد گردشگری در برخی فصل ها بسیار شلوغ هستند. سفرهای خارج از فصل به معنای جمعیت کمتر و همچنین آب وهوای خوب است. مارچانت همچنین توصیه می کند بهتر است مردم به جست وجوهای آنلاین اکتفا نکنند و در طول سفر برای گرفتن اطلاعات با دیگران صحبت کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با افراد محلی چشم اندازها و فرصت های جدیدی را برای مسافران باز می کند و به طور کلی کمک می کند تجربه بهتر داشته باشند.

دارل وید، هم بنیانگذار شرکت Intrepid Travel

زمینه فعالیت شرکت: Intrepid Travel شرکت کوچکی است که در زمینه برنامه سفر در بیش از ۱۲۰ کشور فعالیت می کند. این شرکت تجربه خاصی برای مشتری ها رقم می زند و به آنها فرصت می دهد هنگام خوردن و خوابیدن فرهنگ مردم محلی منطقه را تجربه کنند.

داستان شکل گیری کسب وکار: وید زمانی که شش سال داشت برای اولین بار به هاوایی سفر کرد و بعد از این همه سال هنوز هم خاطرات آن را به وضوح به یاد می آورد. او بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و بعد از گذشت شش هفته از استخدامش متوجه شد هیچ علاقه ای به کار کردن برای دیگران ندارد و هرگز نمی تواند کارمند خوبی باشد. پدر و مادر او هر دو کارآفرین بودند و خصوصیات کارآفرینی به او هم به ارث رسیده بود. او در سال ۱۹۹۸ زمانی که با یکی از دوستانش در مورد راه اندازی کسب وکار جدید صحبت می کرد متوجه شد دلش می خواهد وارد صنعت گردشگری و سفر شود. او چندین بار تنها با یک کوله پشتی سفر کرده بود؛ یعنی فاصله مورد نظر را با قطار، اتوبوس و حتی حیوانات طی می کرد و بعد از رسیدن به مقصد در خوابگاه ها، پارک ها و مسافرخانه ها اقامت می کرد. تجربه این سفرها به اندازه ای برایش دلپذیر بود که تصمیم گرفت دیگران را در آن سهیم کند و درنتیجه همین ایده به کسب وکارش تبدیل شد.

شرکت چگونه به سوددهی رسید: وید می گوید: «من و دیگر بنیانگذار شرکت هر دو در زمینه کسب وکار تحصیل کرده بودیم، اما به هیچ کدام از درس هایی که یاد گرفتیم عمل نکردیم. اولین اشتباه ما این بود که برای راه اندازی کسب وکارمان به اندازه کافی پول ذخیره نکرده بودیم، بنابراین مجبور شدیم چند سال اول را با سرمایه دیگران کار کنیم. هر سفر خرج زیادی برای ما داشت و ما تا سه سال اول درآمد زیادی برای خودمان نداشتیم، اما بعد از آن شرکت به سوددهی رسید و درآمد ما نیز افزایش پیدا کرد.»

راز موفقیت: وید دلیل اصلی موفقیت شرکت را مهارت پایین خودش و دیگر بنیانگذار شرکت در انجام هر کاری می داند. درنتیجه همین موضوع باعث شد برای هر بخش کارمندان مناسبی را با مهارت های بالا استخدام کنند. وید در این رابطه می گوید: «کارمندان ما بسیار بااستعداد هستند و خیلی بهتر از من می دانند که کارها را چگونه باید انجام دهند.»

نکته شروع کسب وکار: امتحان کردن و ارزیابی بسیار ارزشمند است و وید معتقد است شکست بهترین معلم هر انسانی است؛ درنتیجه هیچ پشیمانی بابت گذشته ندارد. او در این رابطه می گوید: «مردم معمولا بیشتر از شکست ها درس می گیرند و هرقدر بیشتر شکست بخورند تجربه بهتری خواهند داشت.»

نکته ای برای مصرف کنندگان: افرادی که قصد سفر دارند نباید در مورد همه چیز سؤال بپرسند و برای هر کاری برنامه ریزی قبلی داشته باشند. بهترین کار این است که از محیط هتل بیرون بروند و جاهای دیدنی شهر را از نزدیک مشاهده کنند، با فرهنگ مردم آشنا شوند و تا جایی که می توانند خوش بگذرانند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

بازاریابی از شکل قدیم آن خارج شده است؛ مخصوصاً با ظهور فرصت های پایان ناپذیری که به لطف دنیای دیجیتال هر روزه از راه می رسند، این حوزه تخصصی هر روز پیچیده تر می شود.

اغلب شرکت ها نه تنها باید در زمینه راهبردهای بازاریابی به تحولات جدید این حوزه عادت کنند، بلکه باید از این موضوع اطمینان حاصل کنند که تمام توانایی های مورد نیازشان را در اختیار دارند.

در یک گروه بازاریابی قوی به چه افرادی نیاز دارید؟

با نگاهی به صنعت بازاریابی می توان از تبلیغات ویدئویی و تبلیغ در شبکه های اجتماعی گرفته تا وبلاگ نویسی و کلیک کردن های تبلیغاتی را در این حوزه پیدا کرد. اگر کسی بخواهد همه این موضوعات را باهم مدیریت کند، باید به دنبال استخدام یک اَبَر قهرمان باشد که تمام توانایی های مورد نظر شما را با هم داشته باشد.

خوشبختانه نیاز نیست یک نفر را پیدا کنید که تمام فعالیت های بازاریابی را مدیریت کند، بلکه باید یک گروه قوی بسازید که تمام مهارت های لازم را با هم ترکیب کرده و از طریق تشریک مساعی، به یک قدرت شکست ناپذیر تبدیل شوند.

رویکرد تی (T)

من عاشق تی هستم. به ویژه عاشق این نوشیدنی گوارا و گرم (تی به معنای چای) هستم که همانند یک نوشابه بهشتی از آلودگی های دنیای مدرن منزه است. چای مثل یک سنگر آهنین است که در مقابل وحشت هوای مه آلود انگلستان از شما محافظت می کند. چای هم عاشق انسانهاست. چای هیچ وقت شما را در وقت نیاز تنها نمی گذارد، مگر اینکه چایتان تمام شود.


البته در این بحث منظور من از تی، چای نیست. مقصود من یک رویکرد استخدامی بسیار مشهور است که ابتدا توسط «دیوید گست» مطرح شد. 

دنبال کردن رویکردی به شکل حرف تی (T) در هنگام استخدام به این معناست که باید به دنبال افرادی باشید که دارای درک وسیع و گسترده ای از موضوع مورد نظر شما در شاخه های مختلف علم داشته باشند (خط افقی حرف تی) و در عین حال، از درک و تخصصی عمیق در یک حوزه مشخص برخوردار باشند (خط عمودی حرف تی).

چه در حال از صفر بنا کردن یک بخش بازاریابی باشید یا به فکر اضافه کردن مهارت های تازه به گروه بازاریابی باشید، تخصص های مشخصی وجود دارند که هر گروه بازاریابیِ ابرقهرمان باید آنها را دارا باشد.

معرفی گروه ابرقهرمان بازاریابی

با تجربه بیش از 16 سال کار در حوزه بازاریابی دیجیتال، به نظر من چهار نقش کلیدی باید در یک گروه بازاریابی شکست ناپذیر وجود داشته باشد:

رهبر گروه

هر گروهی به یک رهبر شجاع نیاز دارد و گروه ابرقهرمان های بازاریابی هم از این قاعده مستثنا نیست. این شخص معمولاً باید ظرفیت و بلوغ فکری، احساسی و حرفه ای لازم را دارا باشد تا بتواند مسئولیت رهبری سایر بازاریاب ها را برعهده بگیرد. یک شخص کسب و کار - محور، سرمایه بزرگی برای اجرای امور و حفظ کارایی گروه طبق انتظارات کلی شرکت محسوب می شود. رهبر گروه باید یک همه فن حریف به تمام معنا باشد و هنگام تصمیم گیری برای استخدام چنین فردی باید علاوه بر تجربه کاری متقاضیان، به میزان شور و اشتیاق، انگیزه و هوش آنها برای بر عهده گیری چنین مسئولیتی توجه شود؛ توجه به خط افقی تی (T) در این مورد حائز اهمیت است.

مغز خلاق گروه

بازاریابی ترکیبی است از برنامه ریزی، تحلیل و خلاقیت، اما عنصر خلاقیت در یک گروه بازاریابی قوی یکی از مهم ترین بخش هاست که باید بتواند ایده های نوینی برای ایجاد پویش های بازاریابی ارائه کند. هنگام جست وجو برای عنصر خلاق گروه، باید به دنبال فردی با شوخ طبعی ذاتی باشید که بتواند خارج از چارچوب های رایج فکر کند و در ایده پردازی تجارب گسترده ای داشته باشد. به عضو خلاق گروه تا حد ممکن آزادی عمل دهید تا بهترین نتایج را بگیرید.

نابغه نویسندگی

در عصر دیجیتال، محتوا از همیشه مهم تر شده است. الگوریتم های گوگل به شدت پیچیده شده است و محتوایی را که تنها با هدف سئو (بهینه سازی موتورهای جست وجو) نوشته یا کپی برداری شده از محتوایی که واقعاً برای مخاطب ارزشمند است، به آسانی تشخیص می دهد. توجه به محتوا - چه در قالب ایمیل یا وبلاگ و چه به شکل محتوای شبکه های اجتماعی یا خبرنامه ها - هسته اصلی تمام فعالیت های بازاریابی را تشکیل می دهد و به همین علت از لحاظ تولید محتوا باید بهترینِ بهترین ها را در گروه تان داشته باشید. هنگام جست وجو برای نویسنده، ترکیبی از تجربه و مهارت های تبلیغ نویسی (copywriting) باید معیارهای اصلی انتخاب شما باشند. نویسنده ای که به فشار کاری زیاد و محیط های کاری کیفیت-محور نظیر فضاهای روزنامه نویسی یا نشر عادت داشته باشد، بهترین انتخاب در این حوزه است.

ستاره تحلیلگری

هیچ گروه بازایابی مدرنی نمی تواند بدون مهارت های یک متخصص کامپیوتر فعالیت کند. ایجاد پویش های تبلیغاتی با محتوای عالی و رهبری قوی بدون داشتن یک برنامه تحلیل رایانه ای قوی چندان فایده ای ندارد. ستاره تحلیلگری را به گروه تان وارد کنید: این عضو گروه، مغز متفکر عملیات اجرایی است و می داند چطور برای کمک به بهبود فعالیت های بازاریابی آتی، اطلاعات را تحلیل و مرتبط کند. شناسایی متخصص داده آسان است. این افراد در تمام عرصه های توسعه بازاریابی فعال هستند، به کار با اعداد و ارقام و ابزارهای کسب و کار علاقه دارند و احتمالاً بیشتر وقت شان را صرف کار با داده های صفحات گسترده (spreadsheets) می کنند. فردی با پیش زمینه کار در بخش مالی یا تحقیقاتی گزینه مناسب این سمت است.

طرز فکر استخدام کنید، مهارت پرورش دهید!

اکنون که با مهارت های اصلی یک گروه ابرقهرمانی بازاریابی آشنا شده اید، باید به پیدا کردن اعضای این گروه بپردازید.

یک نکته دیگر هم وجود دارد که اگر اهمیتش بیش از مهارت های فوق الذکر نباشد، قطعاً کمتر نیست، و آن تناسب فرهنگی است. باید اطمینان حاصل کنید که اعضای گروه می توانند به خوبی در کنار یکدیگر کار کرده و روحیه کار گروهی را بین خودشان رشد کنند. در نهایت آن چیزی که از یک گروه بازاریابی، ابرقهرمان می سازد، پرورش حس همکاری، خلاقیت و تبادل انرژی است.


هنگام مصاحبه با نامزدهای استخدام، سعی کنید استعدادهای درخشان هر حوزه را پیدا کرده و در مواقع شک، بهتر است به جای استخدام افراد باتجربه که با گروه و شرکت شما از لحاظ فرهنگی همخوانی ندارند، افرادی را استخدام کنید که از لحاظ نگرش و طرز فکر با سایرین همخوانی بیشتری دارند و سپس مهارت های لازم را در آنها پرورش دهید.

اگر نمی توانید یک گروه بازاریابی ابرقهرمانی ایجاد کنید، چه باید کرد؟

نترسید! همیشه راه حل دیگری هم وجود دارد.

پیدا کردن هر یک از این افراد برای ساخت یک گروه بازاریابی فوق العاده کار ساده ای نیست. گاهی وقت ها پیدا کردن ترکیب مناسبی از مهارت ها در بین افراد متقاضی غیرممکن است، اما این بدان معنا نیست که شما مجبورید به تنهایی به بازاریابی بپردازید.

اگر از لحاظ تأمین بودجه ایجاد یک گروه بازاریابی دچار مشکل هستید یا اینکه نتوانسته اید افراد مناسبی را پیدا کنید، نیاز نیست از ایجاد یک گروه بازاریابی قوی صرف نظر کنید. گروه بازاریابی شما نباید حتماً بخشی از کسب وکار شما باشد. شرکت های عامل زیادی وجود دارند که افراد و مهارت های مورد نیاز شما را در اختیار دارند و می توانند پویش های بازاریابی موفقی را برای شما راه اندازی کنند.

جان هاگز (مدیر بازاریابی دیجیتال در شرکت storm id)

مترجم: صهبا صمدی

منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
جمعه 14 اردیبهشت 1397  01:19 ق.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

«مسیر موفقیت در زندگی حرفه‌ای شما از یک نگاه منتقدانه در آینه آغاز می‌شود. آنچه در آینه می‌بینید، نقاط قوت و ارزش‌های درونی شما، پایه‌هایی هستند که فعالیت‌های خود را روی آنها بنا خواهید کرد.» کتاب «در باب مدیریت خودتان» (On Managing Yourself) به این ترتیب آغاز می‌شود. انتشارات هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) این کتاب را  منتشر کرده است و مجموعه‌ای است از ۱۰ مقاله از میان صدها مقاله منتشر شده در مجلات HBR که به بهترین شکل می‌توانند مدیران را به مساله مدیریت زمان و زندگی خود آشنا سازند.

  به عبارتی گردآورندگان این مجموعه معتقدند، اگر وقت این را ندارید که به دنبال مطالب مناسب برای مدیریت زمان بگردید، حداقل این ۱۰ مقاله را مطالعه کنید.یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که مدیران با آن روبه‌رو هستند و هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، مشکل مدیریت زمان آنهاست. بسیاری از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ از اینکه نمی‌توانند بین کار و زندگی خود مرزی قائل شوند در عذابند. این واقعیت که برای بودن در کنار خانواده و دوستان‌شان وقتی باقی نمی‌ماند در آنها عذاب وجدان ایجاد می‌کنند. از آن بدتر، اکثر مدیران پرمشغله نداشتن وقت کافی را علت اصلی کم‌تحرکی و فعالیت‌های فیزیکی عنوان می‌کنند. مشکلی که پس از مدتی اضافه وزن را در پی دارد و در صورت باقی ماندن می‌تواند سلامت فرد را تهدید کند و بیماری‌های مختلف را در پی داشته باشد. استرس کار نیز از دیگر عواملی است که سلامتی و آرامش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این عدم توانایی در مدیریت زندگی در نهایت باعث کاهش بهره‌وری شخصی خواهد شد و حس نارضایتی را در فرد افزایش می‌دهد. پس از مدتی انجام دادن کارهایی که همیشه از آنها لذت می‌بردید، تبدیل به شکنجه می‌شود. وقتی بهره‌وری پایین بیاید، برای انجام هر وظیفه زمان بیشتری باید صرف کنید و کارها روی هم انباشته می‌شوند. انباشته شدن کارها، استرس را افزایش می‌دهد و فرد خود را در یک دور باطل می‌بیند که راه گریزی از آن ندارد.

اما اولین قدم برای تغییر چیست؟

هر تغییری در زندگی برای بهتر شدن، در درجه اول به یک تصمیم قاطع نیاز دارد. اما گاهی مواقع برای خارج شدن از شرایطی که به شدت به آن عادت کرده‌ایم یا همین دور باطلی که مدیران پرمشغله گرفتار آن می‌شوند، تنها تصمیم گرفتن کافی نیست. بلکه به کمک هم نیازمندیم. وقتی در چنین شرایط سختی گرفتار می‌شویم، معمولا تصور می‌کنیم این شرایط تنها مختص ماست و بقیه کسانی که با وجود داشتن کارهای مختلف و زیاد می‌توانند به بقیه بخش‌های زندگی هم برسند، شاید مانند ما فعالیت نمی‌کنند یا آنقدر که ما مشغله داریم آنها ندارند. اما حقیقت این است که برخی افراد می‌توانند زندگی‌شان را مدیریت کنند. چنین افرادی حتی در مدیریت یک مجموعه و شرکت نیز موفق‌تر خواهند بود تا کسانی که حتی زندگی فردی‌شان نیز به هم ریخته است.

خواندن مقالاتی درباره اینکه این مدیران موفق چگونه توانسته‌اند از دورهای باطل خارج شوند، می‌تواند ما را در تصمیم‌گیری برای بهتر شدن یاری دهد. در این مجموعه مقالات که به قلم افراد مختلفی نوشته شده است به مدیریت زندگی فردی، مدیریت احساسات، مدیریت شرایط بحرانی در زندگی و مدیریت وظایف و حتی جلسات پرداخته شده است. ممکن است با خواندن این مجموعه، متوجه شوید که افرادی که درباره آنها صحبت می‌شود، مشترکات زیادی با شما دارند. طبیعی است که نمی‌توانید تمامی مشکلات را یکجا حل کنید اما همین‌که یکی از آنها را انتخاب کنید و برای حل آن مصمم باشید اولین قدم برای بهتر شدن زندگی‌تان خواهد بود. وقتی یکی از این مشکلات را مدیریت کنید و کنار بگذارید، آنقدر حس رضایت پیدا خواهید کرد که خود به خود سراغ چالش بعدی خواهید رفت.

از نوشتن شروع کنید

در یکی از این مقالات نویسنده پیشنهاد می‌دهد، برای شروع تغییر در زندگی و مدیریت بهتر آن، انتظاراتی را که از خودتان دارید روی کاغذ بیاورید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، بعید است افراد زیادی را پیدا کنید که این انتظارات را نوشته‌ باشند. نویسنده توصیه می‌کند، در زمان نوشتن چنین لیستی، خیلی طولانی‌مدت نگاه نکنید و مثلا به پنج سال آینده فکر نکنید، بلکه سعی کنید انتظاراتی را یادداشت کنید که طی حداکثر ۱۸ ماه آینده می‌خواهید برآورده کنید. پس از آنکه این لیست را تهیه کردید، هر ۹ ماه یک‌بار سراغ آن بروید و ببینید چقدر از این کارها را توانسته‌اید انجام دهید. وقتی این روش را سه یا چهار سال دنبال کنید، مشاهده می‌کنید دستیابی به اهدافی که در ابتدای سال تعیین کرده‌اید رفته رفته بیشتر می‌شود و درصد بیشتری از انتظارات‌تان را برآورده می‌کنید. اما علت این بهبود تنها این نیست که شما کارهای بیشتری را به انجام رسانده‌اید، بلکه در تعیین لیست انتظارات‌تان نیز واقع‌گرایانه‌تر عمل کرده‌اید.

برای مثال ممکن است اولین بار از خود توقع داشته باشید که در طول ۱۸ ماه آینده ۶ پروژه را به پایان برسانید. اما وقتی پس از ۹ ماه سراغ لیست‌تان می‌روید می‌بینید، از این تعداد تنها نیمی از آن را انجام داده‌اید. برای مرتبه بعدی، شاید تعداد این پروژه‌ها را کاهش دهید. برای اینکه بتوانید لیست انتظارات‌تان را واقع‌گرایانه تنظیم کنید، فقط دانستن اینکه چه تعداد از آنها را برآورده کرده‌اید کافی نیست. بلکه باید بتوانید تشخیص دهید چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ آیا انتظارات‌مان بیشتر از توانایی‌هایمان بوده یا تنها عملکرد و مدیریت بد زمان یا حتی شرایط غیرمنتظره‌ای که در چند ماه گذشته با آن روبه‌رو شده‌ایم، در آن نقش داشته است.

برای اینکه بتوانید از خودتان انتظارات درستی داشته باشید، باید توانایی‌هایتان را نیز به درستی بشناسید. در این مقاله به خوانندگان توصیه می‌شود، همان‌طور که به نوشتن انتظارات‌شان می‌پردازند، توانایی‌های خود را نیز لیست کنند. ممکن است بگویید، من توانایی‌هایم را به‌خوبی می‌شناسم. اما همین‌که شروع به نوشتن می‌کنید، متوجه سختی کار می‌شوید. متوجه می‌شوید، چقدر کم خودتان را می‌شناسید! اما نباید در این مرحله کوتاه بیایید. باید تمام تلاش‌تان را بکنید تا به دقیق‌ترین شکل توانایی‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. لیستی از نقاط قوت خود تهیه کنید. پس از آن به سراغ نوشتن شرایطی بروید که در آن بهترین عملکرد را دارید. در شرایط پرتنش عملکرد شما بهتر می‌شود یا زمانی که آرامش دارید؟ اگر در یک فضای باز و در کنار سایر افرادی که مشغول به‌کار هستند بنشینید، بهتر کار می‌کنید یا اگر تنها در اتاق کارتان باشید؟ بعضی افراد در کتابخانه بهتر می‌توانند تمرکز کنند و دیدن سایر کسانی که مطالعه می‌کنند آنها را تشویق می‌کند، اما برخی دیگر ممکن است در اتاق خودشان به تنهایی تمرکز بیشتری داشته باشند. وقتی تمام این موارد را روی کاغذ بیاورید، متوجه می‌شوید چقدر از آنها واقعی هستند و چقدر از آنها را فقط تصور می‌کردید. با تکرار این کار برای چندین سال، شناختی بسیار دقیق از خودتان، انتظارات‌تان و شرایطی که در آن بهترین عملکرد را خواهید داشت به دست می‌آورید. هر چه حس رضایت در شما بیشتر شود، عملکردتان نیز بهتر خواهد شد.

عقل سالم در بدن سالم

یکی از نکاتی که در بسیاری از مقالات این مجموعه به آن بر‌می‌خوریم، اهمیت سلامتی است. ورزش یکی از اولین کارهایی است که بسیاری از افراد برای فرار کردن از آن هزاران بهانه دارند. از کم بودن وقت، بدی هوا، نامناسب بودن ساعت، خستگی مفرط و از همه بهتر اینکه «از فردا شروع خواهم کرد» عدم تحرک، افزایش وزن را در پی دارد. اکثر افراد پرمشغله وقتی دچار اضافه وزن می‌شوند، ممکن است وانمود کنند، اینکه هیکلشان مثل سابق نیست، برایشان بی‌اهمیت است، اما در حقیقت و ته‌دلشان از این موضوع احساس بدی نسبت به خودشان پیدا می‌کنند. این احساس بد را در طول کتاب از زبان مدیران بسیار مختلفی می‌خوانیم.رعایت رژیم غذایی مناسب و جا دادن ورزش در برنامه‌های روزانه یکی از نکاتی است که تقریبا در سراسر کتاب به اقسام مختلف به خوانندگان توصیه می‌شود. مدیرانی که توانسته‌اند ورزش را در برنامه‌های خود بگنجانند، پس از مدتی به شدت احساس رضایت بیشتری از زندگی پیدا کرده‌اند. رژیم غذایی‌شان بهبود پیدا کرده، استرس‌شان کمتر شده و کاهش وزن داشته‌اند. آنها عمل کردن را جایگزین بهانه‌ها کرده‌اند.

در این مجموعه مقالات به بسیاری از نکات دیگری برخورد می‌کنید که می‌توانند یک قدم شما را در مدیریت بهتر زندگی یاری دهند. برای مثال تعداد بسیار زیاد جلسات در طول روز که باعث می‌شوند، افراد بیشتر از اینکه به انجام کارهایشان بپردازند، مجبور شوند از این جلسه به جلسه‌ای دیگر بروند، دردسری است که می‌تواند انباشته شدن کارها را در پی داشته باشد. یکی از بهترین راهکارها برای حل این مشکل، انتخاب حداقل یک ساعت در روز است که هیچ فردی در شرکت، اجازه تنظیم جلسه در آن را ندارد. در این ساعت که از آن با عنوان «ساعت بدون جلسه» یاد می‌شود، همه می‌توانند به کارهایی بپردازند که برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد و خیالشان راحت است که هیچ روزی در این ساعت کسی منتظر آنها نیست.

 کتاب «در باب مدیریت خودتان» ۲۰۸ صفحه دارد که به نسخه ۲۰۱۱ آن یک مقاله نسبت به نسخه سال ۲۰۱۰ اضافه شده است. نکته‌ای که ما به خوانندگان برای مطالعه این کتاب و بهره‌گیری هرچه بیشتر از مطالب آن توصیه می‌کنیم این است که ترجیحا از خواندن آن مانند سایر کتاب‌ها به‌صورت یکجا پرهیز کنند، چون ممکن است پس از مطالعه چند مقاله، بعضی از راهکارها مشابه یا تکراری به نظر برسند. اما به خاطر داشته باشید، کسانی که به تهیه این مجموعه پرداخته‌اند، آنها را از میان صدها مطلب گزینش کرده‌اند، پس اگر ایده‌ای تکراری به‌نظر می‌رسد، احتمالا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. اما اگر کتاب را در فواصل کوتاه مطالعه کنید و در این بین سعی کنید برخی راهکارها را اجرا کنید، قطعا لذت بیشتری از آن خواهید برد.

p28- (1)


دکتر محیا کربلایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397  11:56 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

مدیر عامل شرکت خودروسازی جنرال موتورز با درآمدی نجومی، به عنوان پر درآمدترین زن صنعت خودروسازی جهان در سال ۲۰۱۷ شناخته می شود.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خودروکار، معمولا مدیران عامل شرکت های خودروسازی مطرح جهان نقش به سزایی در حرکت رو به صعود یا بلعکس یک شرکت دارند و همین نقش تعیین کننده باعث شده است که بیشترین درآمدها در صنعت خودروسازی به جیب مدیران عامل شرکت ها واریز شود.«مری بارا» مدیرعامل جنرال موتورز یکی از این مدیران پر درآمد صنعت خودروسازی دنیاست که جدای از اینکه اولین مدیرعامل زن تاریخ خودروسازی جهان به شمار می رود، به نقل از سایت « Automotive News» در سال ۲۰۱۷ میلادی نیز با کسب درآمد ۲۲ میلیون دلاری به عنوان پردرآمد ترین فرد این صنعت مهم شناخته می شود.

7

این رقم به میزان ۵ میلیون دلار بیشتر از درآمد ۱۶ میلیون و ۷۳۰ هزار دلاری مدیرعامل شرمت فورد است و شامل حقوق، پاداش و عملکرد خوب او در بخش سهام شرکت است. مری بارا قبل از اینکه بر صندلی مدیریت جنرال موتورز بنشیند، در سال ۲۰۱۴ میلادی به عنوان معاون ارشد در بخش های توسعه و تحقیق، فروش و زنجیره تامین فعالیت داشت.

نمونه ای دیگر از این درآمد های نجومی را می توان در میزان حقوقی است که «ماتیاس مولر» مدیر عامل گروه خودروسازی فولکس واگن در سال ۲۰۱۷ به جیب زده است، مشاهده کرد. افزایش سود ۴۰ درصدی شرکت فولکس واگن در سال گذشته موجب شد تا ماتیاس مولر، مدیرعامل این شرکت با وجود سقف ۱۰ میلیون دلاری تعریف شده برای پرداخت حقوق در گروه خودروسازی فولکس واگن، در سال گذشته درآمدی ۱۲٫۵ میلیون دلاری معادل ۶۰ میلیارد و ۵۰۷ میلیون تومان داشته باشد.


منبع:اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :343  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
آخرین پست ها

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

کافه‌ تهرون؛ خانه‌ی طعم‌های یک‌دستِ تهران..........یکشنبه 20 آبان 1397

بهترین اپلیکیشن‌های پخش آنلاین موسیقی برای گوشی‌های اندرویدی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

سبقت چینی‌ها در صنعت خودروهای برقی از اروپا ..........یکشنبه 20 آبان 1397

چین محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان می‌شود ..........یکشنبه 20 آبان 1397

فروش ۱۰ میلیارد دلاری غول تکنولوژی در جشنواره‌ای عجیب ..........یکشنبه 20 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(19)..........پنجشنبه 10 آبان 1397

جزوه درسی رویکرد سیستمی دکتر پور ابراهیمی..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۳ رکن اصلی فروش در سطح جهانی ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

۶ اصل برگرفته از ارتش برای رهبری فوق العاده ..........پنجشنبه 10 آبان 1397

فقدان خودآگاهی؛ مشکل بزرگ محیط‌ های کاری ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

معرفی ۱۰استارتاپی که با سیاست برون‌سپاری به موفقیت دست یافتند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

مال‌هایی که "مال" نیستند ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

سبزی‌ها و میوه‌ها بیش از تاریخ مصرف‌‌شان عمر می‌کنند..........چهارشنبه 9 آبان 1397

میلیاردرهای دنیا روی هم چقدر پول دارند؟ ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

ظرفیت صادرات گل و گیاه کشور یک میلیارد دلار است ..........چهارشنبه 9 آبان 1397

همه پستها