تبلیغات
آریا مارکتینگ، مجله آنلاین بازاریابی،فروش،کسب و کار و کارآفرینی

پاورپوینت-مدیریت-بحران-وبازاریابی-در-شرایط-جدید
پاورپوینت مدیریت بحران وبازاریابی در شرایط جدید
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: ppt
تعداد صفحات: 77
حجم فایل: 615 کیلوبایت
قیمت: 15000 تومان

توضیحات:
پاورپوینت با موضوع مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید، در قالب ppt و در 77 اسلاید، قابل ویرایش.

بخشی از متن پاورپوینت:
بحران عبارست از هر چیزی که می تواند تأثیراتی فراگیر ، چشم گیر و دست و پاگیر بر روی فرد ،سازمان یا جامعه داشته باشد

مدیریت بحران: عبارتست از واکنش جمعی هماهنگ، به موقع وموثر نسبت به بحران ،با هدف جلوگیری یا کاهش خسارت به منافع،شهرت وتوان عملیاتی فرد،سازمان یا جامعه

اهداف مدیریت بحران:
کاهش فشارها وتنش های اولیه
آمادگی ومهارت برای برخورد مناسب با بحران
وامواج آن
کنترل کردن جریان اطلاعات وارتباطات
اداره کردن منابع به طور موثر
و . . .


فهرست مطالب:
نکات مهم مدیریت در ابهام
بحران
مدیریت بحران
اهداف مدیریت بحران
چرخه عمر بحران
مرحله اول:شوک اولیه
مرحله دوم:تلاطم
مرحله سوم :عبور
موضوعات اساسی بحران
آزمایش سلامتی کسب وکار
کنترل های حسابداری
توانائی تحول
خطرات
علائم نگران کننده
الزامات بازسازی
بازاریابی در بحران
مدیرت موانع وچالشها
مدیریت مخارج
مدیریت منابع
نکات مهم در نظریه آشوب
رهنمودهای بازاریابی در شرایط آشوب
مدیریت دادوستد
اقدامات بازاریابان
استراتژی پیشرفت
و . . .

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.


نظرات()   
   

آخرین باری که با یک مرکز پشتیبانی خدمات یا محصول تماس گرفتید و کمک ‌خواستید کی بود؟ به احتمال زیاد چند دقیقه تلفن را نگه داشته‌اید تا تلفن گویا توضیحات طولانی به شما بدهد و بعد از اینکه در نهایت تلفن به کارمند آن بخش وصل شد، یک دستورالعمل پیچیده در اختیارتان قرار می‌گیرد که باعث می‌شود حس کنید با یک روبات که برنامه خوبی هم به آن داده نشده صحبت می‌کنید. در آخر با این حس که نتوانسته‌اید جواب سوالتان را بگیرید، سردرگم و بی‌نتیجه تماس را قطع می‌کنید، در حالی که دلتان می‌خواهد گوشی را پرت کنید. این اتفاقات آشنا به نظر نمی‌رسند؟

مسیر جایگزین

تعاملاتی که با مراکز پشتیبانی تلفنی داریم، همیشه به همین شکل بوده‌اند. ارتباط برقرار کردن با آنها یک کار طاقت‌فرسا است که باعث می‌شود همیشه از انجام آن طفره برویم. اگر چاره دیگری داشتیم، چه می‌شد؟ چه می‌شد اگر این مکالمات باعث می‌شد حس کنیم با یک انسان واقعی صحبت می‌کنیم که برای نیاز ما یک راه حل ساده و یکپارچه دارد. مطمئنا در این صورت بیشتر از مکالمه لذت می‌بردید و مسوول پاسخگویی به مشتری در آن طرف خط هم روز کاری بهتری داشت.

شرکت Aegon که یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های بیمه عمر و بازنشستگی در دنیا محسوب می‌شود، تصمیم گرفت این تجربه را برای مشتریان خود فراهم کند. پیام آنها واضح و صریح بود: تحول مکالمات مرکز خدمات به مشتری از طریق رفتار؛ به این صورت که قرار شد آنها از روانشناسی انسان استفاده کنند تا نقاط اشکال تعاملاتی را که بین مشتری و نماینده شرکت وجود دارد، شناسایی کنند و آن را به مکالمه‌ای تبدیل کنند که هر دو طرف از آن لذت ببرند.

شرکت Aegon ابتدا با یک سرویس دیجیتال برای کسانی که یک طرح بازنشستگی ساده می‌خواستند، کار خود را شروع کرد. با وجود این پیشنهاد ساده، تصمیم‌های مالی همیشه با سطحی از پیچیدگی همراه هستند، بنابراین مشتریان هنوز به تعامل انسانی نیاز داشتند تا راهنمایی بگیرند و از خدماتی که گرفته‌اند، مطمئن شوند. در نتیجه، طرح Aegon Assist ایجاد شد تا مشتری با یک نماینده خدمات به مشتری برای کمک گرفتن در تصمیم‌های مالی خود، تماس بگیرد.

تغییر متن مکالمه

بعد از اینکه مقامات Aegon به این نتیجه رسیدند که باید این تعاملات تلفنی را تغییر دهند، با استفاده از نظرات مشاوران، متن‌هایی که در مکالمات استفاده می‌شد را مورد بررسی قرار دادند و قرار شد با بهینه‌سازی محتوا و حذف عبارت‌های گنگ، گفت‌وگو را انسانی‌تر کنند. به‌عنوان مثال، با بخش‌بندی کردن اطلاعات به مراحل قابل مدیریت، جملات سنگین و غیررسمی کاهش یافت، چون مردم دوست دارند مکالمه‌ای را ادامه بدهند که اطلاعات جزئی‌شده و جدا از هم به آنها داده شود. به علاوه، مسوول پاسخگویی به مشتری اطمینان می‌داد که تا پایان رسیدن به نتیجه مورد نیاز او، مکالمه ادامه پیدا می‌کند.

کلر هاستین، از معاونان ارشد Aegon می‌گوید: «تغییراتی که در متن مکالمه دادیم، باعث شد شرایط پیچیده بیمه بازنشستگی را به شکل ساده‌تر و قابل فهم برای مشتری توضیح دهیم.»

سپس برای اینکه مسوولان پاسخگویی به مشتری اعتماد به نفس بگیرند و بتوانند بر مکالمات پیچیده‌ای که متن از پیش‌ تعیین‌ شده‌ای ندارد مسلط شوند، مهارت‌هایی در روانشناسی رفتاری به آنها آموزش داده شد. در واقع، اقتصاد رفتاری، به‌صورت عملی پیاده شد که سوگیری‌ها و ابتکاراتی مثل «هنجارهای اجتماعی،» «سوگیری اختیار» و «فرار از ابهام» را دربرمی‌گرفت.

افزایش بهره‌وری

علاوه بر اینها، صفحاتی که مقابل مسوول‌های پاسخگویی به مشتری قرار داشت بازطراحی شد تا امکان مکالمه بهتر فراهم شود و فضای کار طوری تغییر کرد که بهره‌وری، سلامت و رفاه آنها توسعه پیدا کند. قبلا این صفحات به پاورپوینت‌هایی با طراحی بد، رنگ‌بندی شلوغ و فونت‌های سخت‌خوان مجهز بود. این جلوه بصری بد تغییر کرد و آیکون‌هایی اضافه شد تا امکان تشخیص، هنگام خواندن افزایش پیدا کند و خود به خود باعث واکنش مثبت پاسخ‌دهندگان شود.  محیط فیزیکی کار هم بهینه‌سازی شد تا انگیزه کارکنان بالا رود و میزان ترک کار به حداقل برسد و در نتیجه هزینه استخدام و آموزش نیروهای جدید هم کاهش یابد.  از آنجا که صداهای محیط می‌توانند اثری منفی بر توجه و تمرکز افراد بگذارند، از سقف و دکوراسیون مخصوصی استفاده شد تا این صداها را جذب کند. همچنین در طراحی فضا از گیاهان و صداهای پس‌زمینه طبیعت استفاده شد تا روحیه کارکنان بالا برود و احساس آرامش کنند.

مدتی نگذشت که مسوولان پاسخگویی به مشتری اعلام کردند به خاطر مکالمه‌های غنی‌تری که با مشتریان دارند، در نقش‌های خود احساس قدرت بیشتری می‌کنند. روانشناسی بخشی از کار آنها شده بود و این باعث می‌شد تعهد بیشتری داشته باشند و رضایت مشتریان هم به نوبه خود افزایش یافت. در واقع، این یک بازی برد-برد بود. علاوه بر اینکه بازطراحی مکالمات، مسوولان پاسخگویی به مشتری را خوشحال‌تر کرده بود، مشتری‌ها هم از گفت‌وگوی خود لذت می‌بردند و نتایج مالی بهتری برای Aegon  رقم خورد.  استوارت گالاگر، مدیر مرکز تماس Aegon

 می‌گوید: «این تغییر باعث شد چیزی وجود داشته باشد که مسوولان پاسخگویی به مشتری به آن فکر کنند. ساختاری در اختیار کارکنان قرار گرفت که برای کنترل کردن مکالمات از همان ابتدا، به آن نیاز داشتند.»  تغییر متن‌های رسمی و سنگین به مکالماتی صمیمی‌تر، به این معنی بود که روانشناسی رفتاری، هم مشتری و هم مسوولان پاسخگویی را توانمندتر کرده است.


مترجم: مریم رضایی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

مدیرعامل سابق گوگل در سخنرانی کارآفرینی لندن در خصوص عوامل شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت.

 اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل در جریان برگزاری رویداد کارآفرینی که با تمرکز بر روی اکوسیستم کارآفرینی در لندن، پایتخت انگلستان برگزار شد، از عوامل اصلی و محوری شکست استارتاپ و شرکت‌های دانش بنیان سخن گفت و به بسیاری از پرسش‌های مخاطبان و سخنرانان پاسخ داد.  

وی در این گزارش به افراد و مخاطبان حاضر در این رویداد گفت که بسیاری از شرکت‌های دانش بنیان و استارتاپ‌ها در صورتی که در این موارد اشتراک دارند، باید مطلع باشند که به زودی با شکست مواجه خواهند شد.

۱. همکاری مدیرعامل فقط با آشنایان خود

بسیاری از استارتاپ‌های فعال در بازارهای مختلف، بعلت تمایل مدیرعامل و افراد بلندمرتبه در شرکت، تنها با آشنایان خود ارتباط داشته و آنها را استخدام و مشغول به کار می‌کنند.

۲. عدم وجود شایسته سالاری

شایسته سالاری یکی از عوامل موفقیت‌آمیز برای تمامی شرکت‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی در جهان محسوب می‌شود و مقامات بلندپایه در آنها باید توجه داشته باشند که تنها به استخدام افراد شایسته و با تحصیلات مرتبط بپردازند در غیر این صورت باید انتظار داشته باشند.  

۳. تمرکز بیش از اندازه بر محصول بجای توسعه پلتفرم

یکی دیگر از عواملی که در شکست استارتاپ‌ها موثر است، تمرکز اصلی شرکت بر روی توسعه محصولات و سرویس‌های ارائه شده در آن است و یکی از عواملی که بالعکس موجب می‌شود استارتاپ‌های مذکور با موفقیت مواجه شوند، تمرکز بر روی روند کلی و پلتفرم محصولات مذکور است.  

۴. تعلل و عدم همکاری در شراکت

به گفته اریک اشمیت، یکی دیگر از عواملی که استارتاپ‌های نوپا و نوظهور در جهان را با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند، تعلل و عدم همکاری در شراکت برای مدیران عامل این شرکت هاست.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:30 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

«داستان دو شهر»، اثر معروف چارلز دیکنز با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه، در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان جای گرفته است.

در حالی که بسیاری کتاب «انجیل» را پرفروش‌ترین کتاب تاریخ می‌دانند اما این کتاب مقدس در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان جای ندارد، چرا که معمولا به صورت رایگان به افراد داده می‌شود و فروخته نمی‌شود.

در این فهرست «داستان دو شهر»، رمان معروف نوشته چارلز دیکنز با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه تا به به امروز صدرنشین است. چارلز دیکنز وقتی «داستان دو شهر» را نوشت، یکی از محبوب‌ترین و برجسته‌ترین نویسنده‌های جهان بود. این کتاب کلاسیک، ترکیبی استادانه از تعلیق، طنز، توصیف‌های معنادار، شخصیت‌های ترسناک و رویدادهای عاشقانه است که همگی با در کنار هم قرار گرفتن به خوبی شرایط جامعه آن زمان فرانسه را نمایش می‌دهند. این کتاب به رویدادهای اجتماعی و سیاسی در دو شهر پاریس و لندن پیش از انقلاب فرانسه در نیمه دوم قرن ۱۸ میلادی می‌پردازد. 

«داستان دو شهر» اولین‌بار در سه جلد و در نیمه‌های قرن ۱۹ میلادی منتشر شد. 

«ارباب حلقه‌ها» نوشته جی.آر.آر تالکین با فروش ۱۵۰ میلیون نسخه‌ای جایگاه دوم پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ را به خود اختصاص داده است. این رمان فانتری قرن بیستمی نشان می‌دهد که چگونه قهرمانان کوچک می‌توانند بزرگ‌ترین کارها را انجام دهند. این رمان بلند که معمولا به صورت سه‌جلدی منتشر می‌شود و به اشتباه سه‌گانه خوانده می‌شود، تاکنون منبع الهام ساخت چندین اقتباس سینمایی موفق نیز بوده است. 

«شازده کوچولو» داستان نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری که نخستین‌بار در سپتامبر سال ۱۹۴۳ در نیویورک منتشر شد نیز بر اساس این گزارش تاکنون ۱۴۰ میلیون نسخه فروش داشته است. این داستان به بیش از ۱۷۰ زبان دنیا ترجمه شده و دو اپرا، یک فیلم موزیکال و یک مجموعه تلویزیونی انیمیشن با اقتباس از آن ساخته شده است. «شازده کوچولو» رمانی کوتاه است اما «کتاب قرن بیستم» لقب گرفته و هنوز هم یکی از پرفروش‌ترین آثار جهان شمرده می‌شود. آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده‌ فرانسوی برای نوشتن «شازده کوچولو» شش ماه وقت گذاشت اما سال‌هاست که علاوه بر ترجمه‌های مختلف در جهان، در گونه‌های متعدد نمایشی، تصویری و صوتی اجرا و ارائه شده است. از این رمان سالانه بیش از دو میلیون نسخه در دنیا به فروش می‌رسد و این روند همچنان ادامه دارد.

«هری پاتر و سنگ جادو» نوشته جی. کی. رولینگ با ۱۲۰ میلیون نسخه و «هابیت» دیگر اثر جی.آر.آر. تالکین با فروش ۱۰۰ میلیون نسخه‌ای در رتبه‌های چهارم و پنجم این فهرست قرار گرفته‌اند. 

در رتبه‌های ۶ تا ۲۵ پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان نیز این آثار قرار گرفته‌اند:

۶. «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوئیس کارول

۷. «رویای تالار سرخ» نوشته کائو ژوکین

۸. «سپس هیچ‌کدام باقی نماندند» نوشته آگاتا کریستی

۹. «شیر، کمد و جادوگر» نوشته سی. اس. لوئیس

۱۰. «او: تاریخ یک ماجراجویی» نوشته اچ. رایدر هگرد

۱۱. «رمز داوینچی» نوشته دن براون

۱۲. «ماجراهای پینوکیو» نوشته کارلو کلودی

۱۳. «ناطور دشت» نوشته دی.جی سلینجر

۱۴. «کیمیاگر» نوشته پائولو کوئلیو

۱۵. «هری پاتر و هدیه‌ها مرگبار» نوشته جی.کی رولینگ

۱۶. «قدم‌هایی به سوی سمت» نوشته الن. جی وایت

۱۷. «هایدی» نوشته یوهانا اشپیری

۱۸.«کتاب عام کودک و پرستاری کودکان» نوشته بنجامین اسپاک

۱۹. «آن در گرین گیبلز» نوشته لوسی ماد مونتگمری

۲۰. «زیبای سیاه» نوشته آنا سیول

۲۱. «نام گل سرخ» نوشته اومبرتو اکو

۲۲. «تار شارلوت» نوشته ای بی وایت

۲۳. «گزارش هایت» نوشته شر هایت

۲۴. «داستان پیتر ربیت» نوشته بتریکس پاتر

۲۵. «جاناتان مرغ دریایی» نوشته ریچارد باخ


منبع: خبر آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:12 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: محمد افشار

پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است.اما دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می‌کند.

 وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. یک دوست خوب همیشه به دوستی اش وفادار است و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای بدی که درباره دوستتان گفته می‌شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی شوند اما هرگز پشت سرهم، حرف بدی نمی‌زنند.

سخاوت

بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که می‌تواند را می‌بخشد. این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان می‌دهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.

درک

دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش می‌کند و سعی می‌کند ما را درک کند. یک دوست خوب وقتی چیزی را نمی‌فهمد یا درک نمی‌کند درباره آن موضوع سئوال می‌کند تا موضوع را کاملا متوجه شود.

صداقت

یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می‌گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی‌گوید در عوض حقیقت را می‌گوید و شما را نصیحت می‌کند. مثلا اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می‌گوید: این لباس خیلی خوب نیست، من فکر می‌کنم این یکی بهتر است.

درک کردن تفاوت ها

یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما نظر متفاوتی دارید و با او موافق نیستید، به نظر شما احترام می‌گذارد. این کار باعث می‌شود روابط شما بهتر شود زیرا دوستان خوب می‌توانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  10:07 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو


 کاله-پرو؛ برندی‌ست که این روزها در تبلیغات بخصوص در شبکه‌های اجتماعی حضور فعالی دارد و گروه مخاطبان بسیاری را جذب خود کرده است. ام بی ای نیوز به منظور دریافت اطلاعات دقیق‌تر درباره این برند و روند فعالیت‌های تبلیغات و بازاریابی آن گفتگویی را با تیم مارکتینگ کاله-پرو داشته که در ادامه می‌خوانید.

درباره گروه محصولات برند کاله- پرو برایمان بگویید؟
سال 94 ایده‌ی شکل گیری برند کاله-­پرو، با گروه محصولی متنوع از سوی مدیریت کاله مطرح شد. ایده‌ی این برند تولید محصولاتی بود که به جدول ارزش‌های غذایی آن فکر می‌شود. در کاله­-پرو سه فاکتور غذایی بسیار مهم وجود دارد، پروتئین بالا، بدون قند و چربی کم. توجه به این فاکتورها، بر اساس نیازهای موجود در جامعه بود که در بازار امروز پاسخ مقتضی و درستی برای آن وجود نداشت. شیر پرومیلک، ماست ایسلندی، دسرها (شامل شیرنج‌های دارچینی و عسلی پروئتینه و پودینگ شکلاتی و زعفرانی) محصولاتی هستند که تا به حال در این گروه محصول ارائه شده‌اند. کاله­-پرو با ایده‌ی تولید محصولات پروتئینه، بدون قند و با چربی صفر و یا پایین، رسالت خود را ترویج سبک زندگی سالم و توجه به تغذیه‌ی سالم می‌داند.

این برند برای چه گروه مخاطبانی به بازار ارائه شده است؟
با توجه به مهمترین ایده ‌ی کاله­-پرو (جدول ارزش غذایی) مشخصا مخاطبان کاله­-پرو افرادی هستند که به تغذیه و بدن خود اهمیت می‌دهند، در هنگام خرید به جدول غذایی محصولات توجه می‌کنند. میزان کالری مواد غذایی که مصرف می‌کنند را می‌دانند و ورزش بخش مهم و جدایی ناپذیر از رفتار روزانه‌ی آنهاست. سبک زندگی فعال و پرانرژی دارند و برای بهتر شدن بدن، ذهن و زندگی خود تلاش می‌کنند.

توزیع محصول به چه گونه‌ای ست که مخاطبان محصول را در چه مکان‌هایی می‌توانند تهیه کنند؟
در طول دو سال گذشته تلاش ما در گروه کاله­ پرو بر معرفی محصولات، به مصرف‌کنندگان و فروشندگان و تامین فروشگاههای تهران و سایر شهرهای ایران بوده است. بنابراین محصولات کاله-پرو در تهران، در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سوپرمارکت‌ها و باشگاه‌های ورزشی در دسترس و قابل خریداری هستند. اگر در نقطه ای مصرف‌کننده‌ای نتوانسته است تا به حال این محصول را خریداری کند و دردسترسش نبوده است، می‌تواند از فروشگاه نزدیک محل زندگی خود درخواست کند تا از کاله و ویزیتورهای آن بخواهند که محصول را برای ایشان تامین کنند.

درباره فعالیت‌های تبلیغاتی برند کاله-پرو برایمان بگویید؟
در طول این مدت تمرکز تبلیغات ما در باشگاه‌های ورزشی و معرفی محصول بصورت حضوری بوده است. ارائه نمونه محصولات به صاحبان باشگاه، بوفه‌ داران، مربیان و ورزشکاران محترم بخشی از فعالیت‌های تبلیغاتی ما در نقاط فروش و مصرف بوده است.
اسپانسری ورزشکاران و مربیان عزیزی چون هادی چوپان، فرشاد نزاکتی، سیما معینی، نگین دادخواه و محمد اسدی و تلاش برای حمایت از فعالیت‌های این ورزشکاران از دیگر فعالیت‌های کاله­-پرو بوده است.
البته اسپاسنری کاله-پرو محدود به حمایت از شخصیت‌های ورزشی نبوده است، بلکه حمایت از مناسبت‌ها و اتفاقات ورزشی نیز بخشی از علاقه‌ی ما در حمایت از ورزش و ورزشکاران است. فعالیت‌های تبلیغاتی ما در رسانه‌ های دیجیتال و چاپی نیز بصورت ثابت تا به حال در قالب تولید محتوا و یا پخش آگهی بوده است.

آیا تمرکز اصلی فعالیت های تبلیغاتی برند در شبکه‌های اجتماعی و اینستاگرام بوده است؟
بله شاید بتوان گفت یکی از مهمترین نقاط فعالیت‌های تبلیغاتی ما در فضای مجازی است.

علت این انتخاب را توضیح بفرمایید؟
با توجه به تعریف و شناختی (و توقعی) که ما از مخاطبان کاله-­پرو داریم، آن‌ها عمدتا در گروه سنی 20 تا 45 سال هستند، سبک زندگی به روزی دارند، استفاده از گوشی هوشمند و استفاده از اینترنت بخشی زیادی از زمان آن‌ها را به خود اختصاص دهد. حالا دیگر سرچ کردن در گوگل و مطالعه مقاله و مواجه شدن با آگهی‌ های تبلیغاتی بخشی از عادات این افراد شده است. بنابراین بودن در شبکه‌ های اجتماعی چون اینستاگرام، به برندها و مصرف کنندگان این فرصت را می‌دهد که به سادگی و آسانی به یکدیگر دسترسی داشته باشند. دیگر مهم نیست در کجای ایران زندگی می‌کنیم، هرچقدر دور و هر چقدر نزدیک، فاصله‌ی ما تنها یک شبکه‌ی اجتماعی است. در این شبکه‌ها، صاحبان برند به معرفی محصولات خود می‌پردازند، مصرف‌کنندگان در مورد محصول بازخورد می‌دهند و نیازهای جدید خود را به راحتی با برندها در میان می‌گذارند. ما نیز در کاله­ پرو تلاش می‌کنیم ازاین فرصت استفاده‌ای درست کنیم و فرصت در دسترس و در تماس بودن با مخاطبان خود را از دست ندهیم.

از برنامه های تبلیغاتی اجرا شده چه بازخوردی را دریافت کرده اید؟
بهترین بازخوردها زمانی بوده است که مصرف‌کننده‌ای محصولی مانند پرومیلک ما را در دستش دارد و با آن عکس گرفته است، وقتی مصرف‌کننده‌ای با ماست ایسلندی ما رسپی تهیه کرده است و آن را در پیج خود گذاشته است. و یا وقتی در پیاها صاحب باشگاهی درخواست می‌کند دسرهای کاله ­پرو را در باشگاه‌اش برای فروش داشته باشد. اینجا زمانی است که ما احساس می‌کنیم به مخاطب خود رسیده‌ایم، خواسته‌ی او را برآورده کرده‌ایم، وارد سبک و بخشی از زندگی آن‌ها شده‌ایم. و این بسیار رضایت بخش و خوشحال‌ کننده است.
آدرس صفحه اینستاگرام کاله ­پرو :kallehpro@

نرگس فرجی

منبع: ام بی ای نیوز


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:55 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

تحلیلگران فعال در حوزه بازار موبایل به تازگی برآورد کرده‌اند که هوآوی و شیائومی به‌‌عنوان دو شرکت چینی بزرگ، بازار گوشی‌های هوشمند در سال آینده را تحت سلطه خود درخواهند آورد. به گزارش «ایسنا» تازه‌ترین گزارش‌های منتشر شده از سوی موسسات تحقیقاتی و آماری نشان می‌دهد که هوآوی و شیائومی توانسته‌اند در سال‌های اخیر به‌خصوص در طول سال جاری میلادی عملکرد موفقیت آمیز و فروش چشمگیری را به خود اختصاص دهند که این امر موجب می‌شود بسیاری از رقبای قدرتمند خود نظیر سامسونگ و اپل را نیز کنار زده و باعرضه و ارائه محصولاتی با کیفیت بالا، طراحی جدید و قیمت مناسب‌تر سهم بیشتر و بزرگ‌تری از بازارهای جهانی موبایل را به‌دست آورند.

بر اساس گفته‌های مقامات زنجیره تامین هوآوی، این شرکت پیش‌تر پیش‌بینی کرده بود که قادر خواهد بود تولید و عرضه محصولات خود را تا ۲۵ درصد در سال آینده میلادی افزایش دهد و هدف فروش خود را نیز در سال ۲۰۱۹ به بیش از ۲۰۰ میلیون دستگاه گوشی هوشمند برساند. آمارهای فروش هوآوی و شیائومی نیز می‌تواند صحت این ادعا را تایید کند، چراکه شیائومی به‌عنوان یک برند نوظهور در حوزه تولید گوشی‌های هوشمند موفق شده است از بسیاری از برندهای قبلی و معروف جهان نیز سبقت بگیرد و عملکرد و شهرت خوب و قابل قبولی را برای خود دست و پا کند. بر اساس گزارش وب سایت gsmarena، شیائومی نیز اعلام کرده تصمیم دارد با یک افزایش ۲۰ درصدی در تولید محصولاتش در سال آینده نسبت به سال جاری میلادی، بالغ بر ۱۶۰ میلیون دستگاه گوشی هوشمند را در بازارهای جهانی عرضه کرده و به فروش برساند. بنابراین همان‌طور که بسیاری از تحلیلگران برآورد کرده‌اند، می‌توان انتظار داشت که شیائومی و هوآوی به‌عنوان دو اژدهای چینی بازار گوشی‌های هوشمند در سال آینده را خواهند بلعید و سلطه غول‌های تکنولوژی چینی بر بازار موبایل بدون شک کار را برای سایر برندهای مطرح نظیر سامسونگ و اپل سخت و دشوارتر از پیش خواهد کرد. بنابراین انتظار می‌رود رقابت به مراتب بیشتر و تنگاتنگ تری در حوزه بازار محصولات فناوری و گوشی‌های هوشمند میان شرکت‌های تولیدکننده در سال ۲۰۱۹ میلادی درگیرد.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:35 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

میزان دریافت مقرری بیمه بیکاری بر اساس قانون، از ۶ ماه تا ۵۰ ماه متناسب با میزان سابقه و تجرد یا تاهل فرد متقاضی متغیر است.

بر اساس اعلام مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، نتایج طرح آمارگیری نیروی کار کشور در سال ۹۶ نشان می دهد که از حدود ۳.۲ میلیون نفر بیکار کشور در سال ۹۶، حدود ۱.۸میلیون نفر، بیکار قبلاً شاغل ۱۰ ساله و بیشتر بوده اند. در این میان، از بین عواملی که موجب ترک شغل بیکاران در طی پنج سال گذشته شده است، چهار عامل نسبت به بقیه عوامل در ترک شغل شاغلان و افزایش بیکاری این گروه نقش و تاثیر بیشتری داشته اند.

در این بین، اولین عامل ترک شغل، « موقتی بودن کار» است که با سهم ۲۵ درصدی نسبت به سایر عوامل، یکی از مهم ترین عوامل به شمار می‌آمده است. همچنین «پایین بودن درآمد» با ۱۶.۳ درصد، «اخراج یا تعدیل نیرو» با ۱۴.۰ درصد و به « پایان رسیدن دوره خدمت وظیفه» با ۱۳.۵ درصد در مراتب بعدی قرار دارند. 

طبق قانون کار و تامین اجتماعی، بیکارانی که بدون میل و اراده خود بیکار می شوند، می توانند از مزایای بیمه بیکاری استفاده کنند که البته بازنشستگان و از کارافتادگان، صاحبان حرف و مشاغل آزاد و بیمه اختیاری و اتباع خارجی مشمول قانون بیمه بیکاری نمی شوند و نمی توانند از مزایای این قانون بهره مند شوند.


بر اساس قانون، «کارگران قراردادی» در صورتی مشمول دریافت بیمه بیکاری می شوند که حداقل یکسال، در آخرین کارگاه سابقه اشتغال داشته باشند؛ بنابراین کارگران قراردادی فارغ از  در نظر گرفتن سوابق بیمه ای خود، اگر حتی ۱۱ ماه در آخرین کارگاه شاغل بودند، مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری نمی شوند؛ اما در خصوص کارگران قرارداد دائم نیز، این کارگران به شرط داشتن حداقل ۶ ماه سابقه کار در صورتی که«بدون میل و اراده» خود بیکار شده باشند می توانند از مزایای مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند.

البته بر اساس آنچه که در قانون پیش بینی شده است، بیمه شدگانی که به علت بروز حوادث قهریه و غیرمترقبه از قبیل سیل، زلزله، آتش سوزی و غیره بیکار می شوند، به شرط اینکه تحت پوشش قانون کار و تامین اجتماعی باشند، بدون در نظر گرفتن شرایط بیمه‌پرداز و میزان سابقه، می توانند از مقرری بیمه بیکاری بهره مند شوند.

میزان و مبلغ دریافت بیمه بیکاری به این ترتیب، در قانون پیش بینی شده است؛ به نحوی که میزان مقرری بیمه شده بیکار، معادل ۵۵ درصد متوسط «خالص دریافتی» سه ماه آخر فرد بیکار است؛ بیمه بیکاری هیچ گاه از حداقل مزد مصوب شورای عالی کار که برای سال جاری ۱.۱۱۱.۲۶۷ تومان است، نباید کمتر باشد.  

اما میزان مقرری بیمه بیکاری برای افراد متاهل یا متکفل متفاوت است؛ به این معنا که افراد متاهل یا متکفل تا حداکثر ۴ نفر از افراد تحت تکفل، به ازای هر یک از آنها به میزان ۱۰ درصد از حداقل دستمزد همان سال، به میزان مقرری بیمه بیکاری افزوده می شود.  به عنوان مثال برای یک فرد متاهل بیکار دارای همسر و سه فرزند، علاوه بر ۵۵ درصد متوسط دستمزد سه ماهه آخر، ۴۰ درصد از حداقل دستمزد مصوب، به میزان مقرری بیمه بیکاری‌اش اضافه می شود. البته بر اساس قانون، مجموع دریافتی مقرری بگیر نباید از حداقل دستمزد کمتر و از ۸۰ درصد متوسط دستمزد ۳ ماه آخر، بیشتر باشد؛ بنابراین سقف میزان دریافتی بیمه بیکاری ۸۰ درصد متوسط دستمزد ۳ ماه آخر کارگر است.

مدت دریافت مقرری بیمه بیکاری نیز در قانون پیش بینی شده است. به این ترتیب، شاغلان مجرد مشمول قانون کار در صورت سابقه از ۶ ماه تا ۲۴ ماه به مدت ۶ ماه و افراد متاهل به مدت ۱۲ مدت مقرری بیمه بیکاری دریافت می کنند.

جدول نرخ بیکاری

شاغلان مجرد دارای سابقه ۲۵ تا ۱۲۰ ماه، به مدت ۱۲ ماه و شاغلان متاهل دارای این میزان سابقه ۱۸ ماه مشمول دریافت مقرری بیمه بیکاری می شوند. شاغلان مجرد دارای سابقه از ۱۲۱ ماه تا ۱۸۰ ماه، برای مدت ۱۸ ماه و شاغلان متاهل با این مدت سابقه در آخرین کارگاه ۲۶ ماه بیمه بیکاری دریافت می کنند.

شاغلان مجرد از ۱۸۱ ماه تا ۲۴۰ ماه سابقه به مدت ۲۶ ماه و افراد متاهل به شرط همین میزان سابقه ۳۶ ماه می توانند از مزایای بیمه بیکاری بهره مند شوند. همچنین شاغلان مجرد از ۲۴۱ ماه سابقه به بالا برای مدت ۳۶ ماه و متاهلان نیز ۵۰ ماه از مزایای این قانون بهره مند می شوند.


منبع: مهر


نظرات()   
   

فولکس واگن روز جمعه اعلام کرد که خط تولید این شرکت خودروسازی ظرفیت ۱۵ میلیون دستگاه خودروی برقی و الکتریکی را دارد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا،  شرکت خودروسازی فولکس واگن آلمان که بیشترین سهم فروش خودرو را در جهان دارد، به تازگی در راستای

هدف مقابله با آلودگی هوا و حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است که این شرکت خودروسازی توانایی تولید ۱۵ میلیون دستگاه خودرو برقی و الکتریکی را دارد تا بتواند به جریان خودروسازان برتر جهان که به تولید انبوه وسائل نقلیه برقی، پاک و دوستدار محیط زیست پرداخته‌اند بپیوندد و از سایر رقبای قدرتمند خود نظیر تسلاموتورز، هیوندای، تویوتا و غیره سبقت بگیرد.

بر اساس گزارش رویترز، پیشتر نیز مقامات و مدیران فولکس‌واگن اعلام کرده بودند که قصد دارند تا سال ۲۰۲۳ میلادی ۱۱ میلیارد یورو معادل ۱۲.۵۲ میلیارد دلار در زمینه تولید و عرضه خودروهای برقی و الکتریکی سرمایه‌گذاری و هزینه کنند.

این خودروساز پرفروش و پرطرفدار آلمانی، پس از آنکه حدود سه سال پیش به دستکاری و تقلب در نرم‌افزار مدیریت میزان آلایندگی خودروهای دیزلی تولیدی‌اش در آمریکا متهم و محکوم شد، تصمیم گرفت که برای جلب اطمینان مردم و دولتها و همچنین کمک به کاهش میزان انتشار آلایندگی به جو زمین و محیط زیست، به طراحی و تولید خودروهای برقی و الکتریکی پاک روی آورد.

فولکس واگن پس از اعتراف به تقلب، به پرداخت چند میلیارد دلار جریمه محکوم شد و هنوز هم با مشکلات حقوقی در آلمان و سراسر جهان مواجه است. این شرکت ۲۲ میلیارد یورو را برای پرداخت خسارت اختصاص داده است و همچنان هم به ایجاد آلودگی در محیط زیست در جهان متهم است. همه این اتفاقات موجب شد این خودروساز به منظور جبران خسارت‌های وارده، در کاهش انتشار آلاینده‌ها و گازهای گلخانه‌ای به محیط زیست و تولید خودروهای برقی بکوشد.


منبع: ایسنا


نظرات()   
   
شنبه 17 آذر 1397  09:01 ب.ظ
نوع مطلب: (آریا خبر ،) توسط: محمد افشار

گزارش سازمان ملل نشان می دهد در حال حاضر ۳.۹ میلیارد نفر در سراسر جهان آنلاین هستند و تا پایان ۲۰۱۸ میلادی ۵۱.۲ درصد جمعیت جهان از «ورلد واید وب» استفاده می کنند.

به گزارش دیلی میل، به نظر می رسد اینترنت به سرعت در سراسر جهان در حال گسترش است. در حقیقت هم اکنون ۳.۹ میلیارد نفر در سراسر جهان آنلاین هستند. این بدان معناست که برای نخستین بار نیمی از جمعیت جهان به اینترنت متصل هستند.

 آژانس فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان ملل(ITU ) در گزارشی اعلام کرده تا پایان ۲۰۱۸ میلادی ۵۱.۲ درصد جمعیت جهان از world wide web استفاده می کنند.

هولین ژو مدیر ITU در بیانیه ای گفت: تا پایان ۲۰۱۸ میلادی میزان استفاده از اینترنت از نقطه عطف ۵۰/۵۰ می گذرد. البته هنوز عده زیادی از مردم جهان منتظر دستیابی به مزایای اقتصاد دیجیتال هستند. او همچنین خواستار پشتیبانی بیشتر برای نوآوری های فناوری و تجاری شد تا انقلاب دیجیتال گسترش یابد.

طبق  گزارش ITU رشد میزان استفاده از اینترنت در ثروتمندترین کشورهای جهان، کند و البته با ثبات بوده است. در ۲۰۰۵ میلادی ۵۱.۳ درصد جمعیت این کشورها از اینترنت استفاده می کرد و اکنون این رقم به ۸۰.۹ درصد رسیده است.

اما بیشترین میزان رشد به کشورهای در حال توسعه تعلق دارد. در حال حاضر ۴۵.۳ درصد از مردم این کشورها به اینترنت متصل هستند. حال آنکه  ۱۳ سال قبل این رقم فقط ۷.۷ درصد بود.

در آفریقا نیز رشد قابل توجهی دیده می شود. به طوریکه تعداد کاربران اینترنت دربازه زمانی ۱۳ ساله ۱۰ برابر شده و از ۲۱ درصد به ۲۴.۴ درصد رسیده است.

همچنین این گزارش نشان داد هرچند میزان اشتراک خطوط تلفن ثابت در سراسر جهان در حال کاهش است و اکنون فقط ۱۲.۴ درصد است، اما تعداد اشتراک تلفن همراه در حال حاضر حتی بیشتر از جمعیت جهانی است.  

علاوه بر آن تحقیق  نشان می دهد اشتراک های پهنای باند موبایل از 4 اشتراک در هر 100 نفر در سال 2007 به 69.3 در حال حاضر افزایش یافته است.

در حال حاضر در سراسر جهان 5.3 میلیارد مشترک فعال در زمینه پهنای باند تلفن همراه وجود دارد.

 طبق این تحقیق ۹۶ درصد جمعیت جهان اکنون در گستره شبکه اینترنت موبایل زندگی می کنند و ۹۰ درصد افراد می توانند از طریق استاندارد 3G  به اینترنت پرسرعت دسترسی یابند.


منبع: مهر


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:57 ب.ظ

گروه صنعتی تاتا (TATA GROUP) که یکی از شرکت‌های بزرگ چندملیتی در دنیا به شمار می‌آید، در شاخه‌های گوناگونی از تجارت و صنعت اعم از تولید مواد شیمیایی، فولاد، برق، فناوری اطلاعات، گردشگری و صنعت خودرو مشغول به کار است. گروه تاتا از طریق شمار فراوان شرکت‌های تابعه، زیرمجموعه و فرعی خود، در حوزه‌های مختلف صنعتی فعالیت می‌کند. از شرکت‌های شناخته‌شده این گروه می‌توان به تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتل‌های تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو اشاره کرد.

امسال این گروه به‌عنوان یکی از قابل احترام‌ترین سازمان‌های کسب‌و‌کار در جهان صدوپنجاهمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد و چالش‌هایی که امروز با آن مواجه است، از بسیاری جهات، مشابه همان چالش‌هایی است که در شروع کار با آنها روبه‌رو بود. موسس کارآفرین این شرکت کسب‌و‌کارها را در بخش‌های صنعتی نوظهور شروع کرد و اکنون این گروه از چند شرکت تشکیل شده است که ۳۰ شرکت از آنها به‌صورت عمومی به‌عنوان زیرمجموعه یک شرکت هلدینگ به نام Tata Sons قرار گرفته‌اند که شعبه اصلی آن در بمبئی است. این امپراتوری نتیجه گسترش یک شرکت بازرگانی بود که توسط جامستجی نوسروانجی تاتا، یک پارسی (زرتشتی) که در سال ۱۸۳۹ در منطقه روستایی ایالت‌گجرات به دنیا آمده بود، تاسیس شد.

تاتا با دو هدف اصلی خود از ریشه‌های هندی آن به یک موتور محرک جهانی در صنایع متعدد تبدیل شده است. از یکسو، تاتا به شدت به سوی ارزش سهامدار جهت‌گیری کرده است: ارزش جاری این شرکت بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار است و ۴‌میلیون سهامدار دارد. از سوی دیگر، تاتا یک شرکت جامعه-محور است که بیش از ۶۰ درصد سهام آن ازسوی مجموعه‌ای از شرکت‌های بشردوست اداره می‌شود؛ شرکت‌هایی که روی سلامتی، آموزش و توسعه در جوامعی که در آن کسب‌و‌کار راه‌اندازی کرده‌اند، سرمایه‌گذاری می‌کنند. حفظ هماهنگی این دو هدف، کاری است که ناتاراجان چاندراسکاران (Natarajan Chandrasekaran) رئیس هیات مدیره شرکت تاتاسانز انجام می‌دهد.

چاندرا پس از هشت سال مدیرعامل بودن در بخش خدمات مشاوره تاتا (TCS) در فوریه ۲۰۱۷ به جایگاه فعلی خود در این شرکت رسید. درآمد TCS تحت مدیریت او تقریبا سه برابر شد و از ۳/ ۶ میلیارد دلار به بیش از ۵/ ۱۶ میلیارد دلار رسید و این شرکت به بزرگ‌ترین کارفرمای بخش خصوصی هندوستان تبدیل شد. همچنین این شرکت برای پذیرش تکنولوژی‌های جدید مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و بلاک‌چین خیز برداشت. چاندرا طی ۱۸ ماه گذشته، شروع به سازماندهی شرکت‌های تحت پورتفولیوی تاتا در گروه‌های استراتژیک در خلال چند بخش شامل صنعت اتومبیل، تکنولوژی اطلاعات، مصرف‌کننده و خرده‌فروشی، خدمات مالی، توسعه زیرساخت‌ها، دفاع و هوافضا، توریسم، مخابرات و رسانه و سرمایه‌گذاری‌ها و بازرگانی کرده است. چاندرا در تامیل نادو در جنوب هند بزرگ شد و اولین غیرپارسی بود که هدایت تاتا را برعهده گرفت. او مدرک فوق‌لیسانس خود را در علوم کامپیوتر کسب کرد و به‌عنوان کارآموز به TCS پیوست. در یک سال و نیمی که چاندرا زمام تاتاسانز را برعهده داشت، یک استراتژی به نام «One Tata» را دنبال کرده است؛ این استراتژی از هم‌افزایی (synergy) در سراسر شرکت‌های تاتا استفاده می‌کند تا کارآیی را افزایش دهد و استاندارد مشابه را برای نظم مالی در همه شرکت‌های تاتا به‌کار می‌برد. ما در گفت‌وگویی با چاندرا ابتدا از او در مورد اولویت‌هایش برای تاتا پرسیدیم، سپس در مورد دو آینده‌ای که در آن شرکت نقش مهمی ایفا خواهد کرد سوال کردیم: آینده این شرکت در هندوستان و آینده این شرکت در اقتصاد جهان به‌طور کلی.

  شما از عبارت «سادگی، هم‌افزایی و مقیاس‌بندی» برای توصیف اولویت‌های امروز برای تاتا استفاده کرده‌اید. این عبارت در عمل به چه معناست؟

چاندرا: این قابلیت‌ها همگی به هم مرتبط هستند. به‌عنوان یک کسب‌و‌کار، اگر شما ساده نباشید، نمی‌توانید مقیاس‌بندی کنید. سادگی چند بعد دارد: تعداد نهادهایی که دارید، سطوح مدیریت، اثری که شرکت شما در شرایط بازارها دارد، تعداد محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید. ما با شرکت‌های تاتا، برای مدت واقعا طولانی در کسب‌وکار حضور داشته‌ایم، بنابراین هر شرکت رشد تدریجی داشته است. با گذشت زمان، شما همیشه با پیچیدگی روبه‌رو می‌شوید. بنابراین ساده‌سازی یک اولویت است. این ساده‌سازی به فرآیندهای عملیاتی محدود نمی‌شود؛ بلکه همه چیز را دربرمی‌گیرد.

ساده‌سازی در کسب‌و‌کارها- به‌عنوان نقطه شروع استراتژی « One Tata»- هم‌افزایی و کار توام (synergy) را در گروه تاتا افزایش می‌دهد. هم‌افزایی یعنی گردآوری بهترین توانمندی‌های همه اعضای گروه. هر کدام از شرکت‌ها به‌طور انفرادی فعالیت می‌کند اما ما نقاط قوت آنها را با یکدیگر جمع کردیم تا اکوسیستم‌های صنعتی جامع‌تری را به‌خصوص در هند توسعه دهیم و این دقیقا معنای هم‌افزایی است؛ چرا که اثر کلی از اثر تک تک شرکت‌ها به‌طور انفرادی بزرگ‌تر است.

هوش مصنوعی و سایر چالش‌ها

  تغییرات بزرگ تکنولوژیک که می‌توانند بر کسب‌و‌کار شما اثر بگذارند، چیست؟ به‌عنوان مثال، نظر شما در مورد هوش مصنوعی چیست؟

تغییرات بزرگ تکنولوژیک در هر نقطه‌ای در حال رخ دادن هستند و اثر آنها از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. پیش از صحبت به‌طور خاص در مورد هوش مصنوعی، باید بدانیم که در حال حاضر کسب‌و‌کارها همگی با محوریت داده عمل می‌کنند. این اتفاق، تغییری در روشی که اکثر افراد حوزه کسب‌و‌کار در مورد فعالیت‌ها تصور می‌کنند ایجاد می‌کند. در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته، همه ما بر مهندسی مجدد فرآیند (process reengineering) تمرکز کرده بودیم و هر مشاوری در حوزه مدیریت کتابی در مورد مهندسی فرآیند نوشته بود. اکنون همان‌طور که در شرکت‌هایمان به افراد می‌گویم، دیگر فاکتور بلوغ فرآیند (process maturity) نیست که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد (بلوغ یک فرآیند کسب‌وکار شاخصی است برای تشخیص میزان تکامل یک فرآیند و توانایی آن برای بهبود مستمر از طریق سنجه‌های کیفی و بازخورد) بلکه این بلوغ داده (data maturity) است که باید با کار کردن روی آن شروع کنید.

  منظور شما از بلوغ داده چیست؟

در توسعه بلوغ داده، شما با سه لایه روبه‌رو هستید. یکی از این لایه‌ها تعریف داده اصلی (core data) است. نوع داده‌ای که محرک کسب‌و‌کار شماست چیست؟ به‌عنوان مثال، تولید انرژی، به‌عنوان یک صنعت متمرکز بر تولید تعریف می‌شود. داده‌های عملکرد ماشین، داده‌های عملکرد کارخانه و داده‌های حفظ و نگهداری به اندازه داده‌های مشتری و کارمند برای آن کسب‌و‌کار مهم هستند. در صنایع مصرفی، داده‌ها در مورد تجربه مشتری مهم‌تر است.

لایه دوم، اطمینان یافتن از این امر است که داده‌های شما در زمان واقعی و به شکل دقیق در دسترس باشد. در غیر این صورت، شما نمی‌توانید تجزیه‌و‌تحلیل‌ها را به‌کار ببرید و دیدگاه‌ها را سریع توسعه دهید.

لایه سوم مرتبط ساختن تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با سایر سیستم‌های شماست. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها با جمع‌آوری داده‌ها متوقف نمی‌شوند؛ شما باید یک پلت‌فرم برای توسعه دیدگاه‌ها داشته باشید. اگر این دیدگاه‌ها را داشته باشید، به چه نوع سیستم‌های استنتاج- موتورهای استنتاج (ابزاری در هوش مصنوعی)، یادگیری ماشینی، یا هر آنچه می‌خواهید آن را بنامید- برای ارائه یک راه‌حل بهتر نیاز دارید؟

  و آیا این یک گذار بزرگ برای اکثر شرکت‌ها ارائه می‌دهد؟

برای اکثر شرکت‌ها در سراسر جهان، بله. من در نقش قبلی‌ام در TCS با بسیاری از مدیران عامل و مدیران فناوری اطلاعات در سایر شرکت‌ها، به‌طور مستقیم روی این موضوع کار کردم.

 سایر چالش‌های بزرگی که اکنون شرکت‌ها با آنها روبه‌رو هستند چیست؟

موضوع امنیت سایبری بسیار مهم و کلیدی است. امکان آسیب‌پذیری و دستکاری داده‌ها ازسوی افراد خارج از شرکت یک نگرانی بسیار مهم است. چالش دوم ناتوانی خود فرد برای یادگیری است. تکنولوژی به سرعت در حال تغییر است به‌طوری که افراد می‌گویند «دنیای دیجیتال چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟ چگونه استفاده از آن را می‌آموزیم؟» اما من فکر می‌کنم که سوالات مهم‌تری برای پرسیدن وجود دارد: «چه می‌شود اگر من به‌طور موثر خود را با تکنولوژی دیجیتال وفق ندهم؟ چگونه کسب‌وکار من در این فضا باقی خواهد ماند؟ چگونه فرد دیگری می‌تواند در آن اخلال ایجاد کند؟»

اصول یادگیری دیجیتال

 چگونه رهبران کسب‌و‌کار می‌توانند اطمینان یابند که سازمان‌های آنها مستعد یادگیری هستند؟

به عقیده من این امر باید از راس سازمان شروع شود. شما نیاز به شناخت همه اصول و مبانی ندارید؛ اما قدرت هر چیزی که در تکنولوژی توسعه یافته است باید از راس تا پایین سازمان واضح و روشن شود. شما نمی‌توانید این سطح از دانش را برون‌سپاری کنید. موضوع فقط یادگیری دیجیتال نیست؛ بلکه موضوع یادگیری مدل کسب‌و‌کار است. اساسا شما نیاز به یادگیری آن چیزی دارید که می‌توانید با این تکنولوژی انجام دهید. چه بخش‌هایی از کسب‌و‌کار شما می‌تواند به‌صورت داده باشد؟ اگر کسب‌و‌کارتان را دیجیتالی کنید، مدل جدید کسب‌و‌کار شما شبیه چیست؟ این تغییر چه امکانات و احتمالاتی را پیش‌روی شما می‌گذارد؟ در شرکت تاتا، این احتمالات همیشه در حال تغییر هستند.

 با همه این تغییرات تکنولوژیک، به نظر شما چه حفاظتی باید صورت گیرد؟

هیچ سیستم دفاعی مصون از خطا و شکست وجود ندارد. وقتی یک سیستم دفاعی بسیار قوی ایجاد می‌کنید؛ همیشه فردی می‌خواهد این سیستم را خراب کند. این یک نگرانی دائمی است. ما باید در مورد آن چیزی که اخلاقی است و در مورد حفاظت از داده‌ها و فقدان حریم خصوصی نگران باشیم. همچنین ما باید بر مشاغل و آینده کار تمرکز کنیم. اما تا حدودی، اثر اتوماسیون و هوش مصنوعی بر نیروی کار درست فهمیده نشده است. ما سیستم‌های هوش مصنوعی نداریم که جایگزین انسان‌ها شوند. آنها بهره‌وری را افزایش و وظایف تکراری را تغییر خواهند داد اما توانایی قضاوتی که در انسان‌ها وجود دارد را ندارند.

 چه می‌شود اگر یک سیستم مکانیکی منجر به مشکلاتی شود که پیش‌بینی نشده بودند؟

من فکر می‌کنم که استانداردها برای هوش مصنوعی به تدریج رشد می‌کنند. گروه‌های مختلف در مورد پیامدهای متفاوت نگران خواهند بود. همزمان که بیشتر پیشرفت می‌کنیم، نیاز به تفکر جمعی برای هدایت این رشد تکنولوژیک در یک مسیر مثبت داریم؛ چرا که همیشه یک هدف منفی برای استفاده از تکنولوژی وجود دارد.

اعتماد و جامعه

 اکثر مدیران اجرایی در مطالعه جدید موسسه PwC در مورد رشد اقتصاد جهانی خوش‌بین هستند. آنها بر این باورند که شرایط در حال بهبود است.

تمایل من این است که با این حرف موافق باشم. رشد جهانی در سال گذشته بسیار خوب بوده است: ۷/ ۳ درصد. و انتظار می‌رود که امسال و سال آینده این رشد به ۹/ ۳ افزایش یابد. گرچه رشد در ایالات‌متحده و چین باز می‌ایستد یا کاهش می‌یابد، به نظر من هند به‌عنوان بازار اولیه برای بسیاری از کسب‌و‌کارها، به رشد سریع خود ادامه خواهد داد. من فکر می‌کنم که این یک بازار رشد فوق‌العاده‌ برای حداقل ۲۰ سال بعد خواهد بود.

دلایل زیادی برای این حرف من وجود دارد. اول اینکه هند یک جمعیت مصرف‌کننده رو به رشد دارد که به نظر من حتی نسبت به رشد آن در ۱۵ سال گذشته، رشد سریع‌تری خواهد داشت. در دو دهه گذشته، با معرفی چین و هند به جهان، اقتصادهای ما به شدت رشد داشت: رشد ناخالص داخلی چین بین سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ از ۲/ ۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۱ میلیارد دلار- یعنی بیش از ۹ برابر- رسید. هندوستان از یک اقتصاد ۵۰۰ میلیارد دلاری به یک اقتصاد ۳/ ۲ میلیارد دلاری در آن زمان رسید که قابل‌مقایسه با رشد ژاپن بین سال‌های ۱۹۸۰ و ۲۰۰۰ است. رشد در چین با صادرات شروع شد، سپس به بازار خانگی گسترش یافت. اکنون هند در جایگاهی قرار دارد که چین در سال ۲۰۰۵ قرار داشت؛ ما رشد صادرات داشتیم اما اکنون با گسترش بازار مصرف‌کننده، رشد داخلی نیز خواهیم داشت.

عامل دوم این است که ما هم هزینه‌های فزاینده مصرف‌کننده داریم و هم مخارج رو به افزایش دولت. سوم اینکه به تغییراتی نگاه کنید که در چند سال گذشته در زیرساخت مالی و اقتصادی روی داده است. وقتی مشکلات هند با تکنولوژی حل شود، پلت‌فرم‌های دیجیتال‌ بیشتری وجود خواهند داشت. با پلت‌فرم‌های دیجیتال بیشتر، مدل‌های کسب‌و‌کار بیشتری وجود دارند و این به معنای کسب‌و‌کارهای جدید است.

بنابراین ما باید نرخ فعلی رشد‌مان را حداقل برای یک دوره طولانی حفظ کنیم. و این امر درآمد سرانه ما را افزایش خواهد داد که در حال حاضر کمتر از ۲۰۰۰ دلار است اما تخمین زده می‌شود که طی دهه آینده به ۱۵ هزار دلار یا ۲۰ هزار دلار افزایش یابد. حتی اگر تنها ۵/ ۷ درصد رشد برای چهار یا پنج سال آینده وجود داشته باشد، درآمد سرانه به شدت افزایش خواهد یافت. من در مورد آینده هند حس بسیار خوبی دارم.

 آیا فکر می‌کنید که این رشد به‌طور متفاوتی در صنایع مختلف در حال رخ دادن است؟

هیچ روش جامعی برای تعریف آن وجود ندارد. به‌عنوان مثال، فولاد یک صنعت رشد در هر جایی نخواهد بود اما یک صنعت فوق‌العاده در هندوستان است. به‌عنوان یک ملت ما سالانه حدود ۱۰۰میلیون تن فولاد استفاده می‌کنیم و در نهایت این مقدار را دوبرابر می‌کنیم. وقتی زیرساخت‌ ما ایجاد شود، تقاضای بیشتری وجود خواهد داشت.

همچنین صنعت اتومبیل ما به‌طور قابل‌توجهی رشد خواهد داشت. زمانی که طبقه متوسط چین ظهور کرد و تقاضا برای اتومبیل رشد یافت، به تبع آن هزینه یک اتومبیل شخصی کاهش یافت و به این ترتیب صنعت اتومبیل چین از تولید ۷۰۰ هزار ماشین در سال به ۲۴ میلیون ماشین رشد کرد. وقتی درآمد سرانه بالا رفت، یک نقطه برای شروع پرش وجود خواهد داشت و هند نیز آن را تجربه خواهد کرد. اما مزایا و معایبی برای صنعت اتومبیل وجود دارد؛ چرا که ما نیاز به نسل جدیدی از وسایل نقلیه ارزان و از نظر محیط‌زیستی پایدار داریم. کسب‌و‌کارهای مصرفی نیز به دلیل مشابهی، صنایعی با رشد بالا در هندوستان خواهند بود: افراد درآمد قابل عرضه بیشتری دارند. چند صد میلیون مصرف‌کننده به دنبال محصولات و خدمات جدید هستند و همه آنها به‌صورت آنلاین در ارتباطند؛ بنابراین اشتیاق و آرزوهای آنها رشد یافته است. همه افراد تمایل به محصولات درجه یک و عالی دارند. ما باید مطمئن شویم که می‌توانیم برای آنها قیمت مناسب ارائه دهیم.

همچنین انرژی الکتریکی نیز در جایگاهی قرار دارد تا به خوبی در هند رشد کند. مصرف فعلی سرانه برق در این کشور در مقایسه با چین یا ایالات‌متحده به شدت پایین است. اما تقاضای مصرف‌کننده و رشد مصرف انرژی به یکدیگر پیچیده‌اند. به‌عنوان مثال، زمانی که افراد بیشتری بتوانند از عهده خرید کولر گازی برآیند، انرژی بیشتری مصرف می‌شود. بنابراین فرصت‌های بزرگی برای رشد وجود دارد و در عین حال ما نیاز به راه‌حل‌های تازه و پایدارتری داریم. در این میان تکنولوژی نقش بسیار مهمی را ایفا خواهد کرد.

  شرکت‌های تاتا به مدت ۱۵۰ سال با سوالی زندگی کرده‌اند که بسیاری از شرکت‌ها تازه شروع به تفکر جدی در مورد آن کرده‌اند: «نقش کسب‌و‌کار من در جامعه چیست؟» به مدیرعاملی که تلاش می‌کند این سوال را برای شرکتش به‌کار ببرد چه می‌گویید؟

همان‌طور که موسس ما- جی.ان.تاتا- گفت شرکت ما یک باور بسیار دیرینه دارد که می‌گوید هدف کسب‌و‌کار ما «جامعه» است. نقل‌قول مشهور او توسط همه افراد شرکت تکرار می‌شود. در هر مکانی که ما فعالیت می‌کنیم، بر این باوریم که باید به نفع جامعه کار ‌کنیم. من فکر می‌کنم که این هدف بخش جدایی‌ناپذیری از هر کسب‌و‌کاری است. در حقیقت توسعه جامعه نمی‌تواند بدون کسب‌و‌کار اتفاق بیفتد و کسب‌و‌کار نمی‌تواند بدون توسعه جامعه پیشرفت کند. اگر هر کسب‌و‌کاری برای فعالیت بدون یک هدف اجتماعی تلاش کند، چندان دوام نمی‌آورد. پس کسب‌و‌کار و توسعه اجتماعی در کنار یکدیگر است که مفید واقع می‌شوند.

مترجم: آناهیتا جمشید نژاد

منبع: دنیای اقتصاد

 


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:55 ب.ظ

برگرفته از کتاب: اگر در جنگِ سگی هستی، گربه شو! : ایده داشتن و متفاوت اندیشیدن رمز بسیاری از خلاقیت‌ها و اختراع محصولات جدید است؛ محصولاتی مانند دوربین‌های ورزشی گوپرو که تنها به واسطه بلندپروازی و خواستن چیزی که در بازار وجود نداشت، معرفی می‌شوند. گاهی هم یک محصول مانند تی آشپزخانه در بازار وجود دارد اما ویژگی خاصی مانند خیس ماندن زمین، باعث می‌شود تا یک کارآفرین خلاق، برای اجتناب از درد و رنج استفاده از آن، محصول متفاوتی تولید کند. با این حال، همیشه خلاقیت‌ها و معرفی محصولات متمایز به این صورت و براساس تفکرات و تجربیات فردی شکل نمی‌گیرند.

پژوهش‌های گسترده حاکی از آن هستند که کنش‌های مغز باعث جرقه‌های خلاقیت (یا آنچه با نام شهود استراتژیک شناخته شده) می‌شوند. افراد نوآور می‌توانند با این خلاقیت‌های خود، محصولات و خدماتی بسیار متفاوت را تصور کرده و برای عرضه آنها به بازار، پیشقدم شوند. در همین حال که نبوغ فکری (که حتی گاهی بدون تحصیلات و تجربه در آن زمینه خلاقیت اتفاق می‌افتد) بسیار مفید است، کارآفرینان پرشوروحرارت، با استفاده از کنجکاوی‌های خود، ذهن باز، همدردی با مشتریان و مصمم بودنشان برای حل مسائل می‌توانند به محصولات تحول‌آفرین برسند.

در این راه، دو مهارت زیربنایی تعیین‌کننده موفقیت یا شکست در نوآوری هستند:

۱. بینش رفتاری. کارآفرینان و نوآوران موفق می‌توانند با مشتریان خود همدردی کنند، آنها را به خوبی درک ‌کنند، درد و رنج‌هایشان را تشخیص داده یا نیازهای نهفته آنها را شناسایی کنند.

۲. توانایی حل مساله خلاقانه. این توانایی، همان توان تبدیل ایده‌ها و بینش‌ رفتاری به محصول است. آنها در مرحله ایده‌پردازی متوقف نمی‌شوند و می‌توانند راه‌هایی عملی برای مجسم کردن ایده‌هایشان پیدا کنند.

بسیاری از تجربیات جهانی از بروز نوآوری‌های بزرگ، این تصور غالب را در اذهان ایجاد کرده که برای معرفی محصولات متمایز به بازار، نیاز به نبوغ فکری و بی‌نیازی از تعامل با مشتریان است. این تصور، با دیدگاه‌های نوآوران برجسته‌ای مانند هنری فورد و استیو جابز هم تقویت شده است. این افراد بر این باور بودند که برای تفکر نوآورانه خود نیاز به پژوهش‌های بازار ندارند. به‌عنوان مثال، یک بار هنری‌فورد با نگاهی تحقیرآمیز، این‌گونه بیان کرد که «اگر من از مردم پرسیده بودم که چه چیزی می‌خواهند، می‌گفتند: اسب‌های سریع‌تر.» استیو جابز هم نگرش مشابهی داشت و بیان کرده بود که «مردم نمی‌دانند چه چیزی می‌خواهند؛ تا زمانی که شما آن [خواسته‌شان] را نشانشان دهید. به همین دلیل است که هیچ‌گاه بر پژوهش‌های بازار تکیه نکرده‌ام.»

آیا ما باید باور کنیم که افراد نوآور، در حباب‌های خلاقانه خود محصور شده و هیچ نیازی به تعامل با مشتریان بالقوه خود ندارند؟ واقعیت چیز دیگری نشان می‌دهد. شهود یک کارآفرین برای ارائه یک محصول جدید به بازار، ناشی از چیزی به جز تصورات و تجربیات فردی او نیست. چنین فردی، براساس تجربیات و خواسته‌های خود، کمبودها و مشکلاتی در شرایط موجود مشاهده کرده و برای رفع آن گام برمی‌دارد. اما پس از آن، فرد مدنظر باید با مشتریان بالقوه خود ارتباط برقرار کرده و به سنجش این موضوع بپردازد که آیا مشتریان او هم واقعا نگاه مشابهی دارند؟ آیا آنچه کمبود و مشکل در شرایط موجود شناخته شده، برای مشتریان هم دردسرساز است و آنها برای محصول جدید، هزینه خواهند کرد؟ چه نگاه متفاوتی ممکن است در بازار وجود داشته باشد؟ اصلا آیا نگاه و تصور فرد خلاق درست است و تمام جوانب امر را در نظر گرفته است؟ تنها با پاسخ دادن به این سوالات است که می‌توان ایده اولیه را پخت و به سمت بهینه‌سازی طراحی محصول جدید حرکت کرد. بازار و مشتریان بالقوه، بهترین بازخوردها را برای تصورات اشتباه کارآفرینان می‌توانند فراهم کنند.

از هر کارآفرین موفقی که بپرسید، خواهید دید که بین ایده اولیه آنها برای ساخت یک محصول تحول‌آفرین و نسخه نهایی محصول آنها تفاوت بسیاری وجود دارد؛ تفاوتی که گاهی به معنای معرفی یک محصول کاملا متمایز بوده است. به مرور زمان و با توجه به خواسته‌ها و بازخوردهای بازار است که می‌توان مسیر تکامل‌بخشی به محصولات را طی کرد و در نهایت به مقبولیت گسترده دست یافت. به‌طور کلی، هیچ طرح و برنامه کسب‌وکاری، نتوانسته در برخورد اول خود با مشتریان موفق شود. به‌عنوان مثال، شبکه آنلاین پینترست (Pinterest) که برای شخصی‌سازی و اشتراک‌گذاری تصاویر محبوب استفاده می‌شود و هم‌اکنون بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارزش دارد، کار خود را در سال ۲۰۰۹ و از طریق تت (tote) شروع کرد. تت یک اپلیکیشن خرید از طریق موبایل بود که به مشتریان اجازه می‌داد با گوشی‌های خود مغازه‌گردی کرده و یک فهرست از محصولات محبوب و دلخواه خود هم نگهداری کنند. شاید معرفی این اپلیکیشن بیش از حد زود بود و هنوز بازار برای داشتن یک اپلیکیشن خرید با موبایل آماده نشده بود. با این حال، موسس این اپلیکیشن، بن سیبرمن مشاهده کرد که کاربران تت تا چه اندازه از تکمیل فهرست محبوب خود و اشتراک‌گذاری آن با دیگران لذت می‌برند. همین مشاهده بازار، موجب شد تا سیبرمن به فکر راه‌اندازی پینترست بیفتد و ایده خود را در سال ۲۰۱۰ نهایی کند.

مثال دیگری از تحول کسب‌وکار در پی بازخوردهای مستمر مشتریان، فلیکر است. فلیکر که بستر مناسبی برای اشتراک‌گذاری عکس‌های کاربران فراهم ساخته، کار خود را با بازی‌های کامپیوتری چندنفره شروع کرد و در آن طرح شکست خورد. یوتیوب هم پیش از آنکه تبدیل به بزرگ‌ترین شبکه اشتراک ویدئو در جهان شود، وب‌سایتی برای دوست‌یابی ویدئویی شروع کرده بود، اما به توفیقی دست نیافت. با این حال، تمام این شرکت‌ها از تلاش ناموفق خود درس گرفتند و دانش جدیدی نسبت به خواسته‌ها و نیازهای واقعی بازار به دست آوردند که در نهایت منجر به موفقیتشان شد.

لئونارد شرمن

مترجم: مهدی نیکویی

منبع: دنیای اقتصاد


نظرات()   
   

تکنولوژی مدرن کارآفرینان را قادر ساخته است که تقریباً در هر جایی بتوانند کار خود را انجام دهند. در واقع بسیاری از شرکت ها در یک محیط کاملاً دیجیتال کار می کنند و با این کار هزینه های اضافی را کاهش می دهند و به کارآفرینانی که می خواهند بیزینس خود را توسعه دهند آزادی عمل می دهند. ایجاد یک تجارت آنلاین صرفاً تمرکز بر توانایی های شما و توسعه شبکه شما هست.

  در اینجا 12 ایده بزرگ راجع به تجارت آنلاین برای شروع کار شما ارائه شده اند:

1- مشاور سئو (SEO)

آیا شما جزییات دقیق موتورهای جست وجو را می دانید و در زمینه پلتفرم هایی مانند گوگل آنالیتیکس (Goggle Analytics) مهارت دارید؟ مالکان شرکت های کوچک تر نمی دانند که بهینه سازی موتور جست وجو چقدر می تواند روی بهبود تجارت آنها تأثیر داشته باشد. به مالکان این شرکت ها آموزش دهید که سئو می تواند وب سایت های آنها را به یک دارایی محبوب مبتنی بر سئو تبدیل کند. با استفاده از مهارت خود چگونگی خواندن و استفاده مناسب از داده های آنالیتیکس خود و نیز استفاده درست از کی ورد ها و محتوای ساختار را به مالکان شرکت ها نشان دهید تا بتوانند ترافیک بیشتری به دست بیاورند.

2- کوچینگ بیزینس

اگر یک تجربه و دانش تجاری بزرگ دارید چرا یک بیزینس ایجاد نمی کنید که کارآفرینان مشتاق در آن موفق شوند؟ شما می توانید با استفاده از مهارت خود به مالکان شرکت های کوچک کمک کنید که شروع خوبی داشته باشند و به کارآفرینان باتجربه کمک کنید که نیازهای مشتریان را تأمین کنند. شما می توانید برای نمایش دانش و مهارت خود و نیز جذب مشتری مقالات خود راجع به بیزینس را در پلتفرم هایی مانند لینکدین ارائه دهید.

3- خرده فروش متخصص

همیشه برای هر چیزی مشتری وجود دارد خواه این چیز مبلمان خانه و یا تهیه غذای ارگانیک برای سگ باشد. با یک فروشگاه تجارت الکترونیک تخصصی می توانید به مشتریانی که در جست وجوی محصولات تخصصی شما هستند دسترسی پیدا کنید. همه آنچه که شما نیاز دارید یک سرویس میزبانی وب با یک مشخصه کارت خرید یکپارچه و یا نرم افزار تجارت الکترونیک و در این صورت بیزینس شما راه اندازی شده است. شما می توانید حتی با فروشندگانی کار کنید که محصولات شما را از طرف شما به دست مشتریان برسانند. این به این معناست که با این کار دیگر لازم نیست همیشه از کالا صورت برداری کنید.

4- مشاور رسانه های اجتماعی

بیزینس های بزرگ تر معمولاً یک نماینده و یا یک کارمند تمام وقت استخدام می کنند که کارهای مربوط به فیس بوک و یا توئیتر آنها را انجام دهد، اما بیزینس های کوچک اغلب بازاریابی رسانه های اجتماعی را خود انجام می دهند. مالکان بیزینس ها مسئولیت های زیادی دارند و سر آنها اغلب شلوغ هست و یا اینکه هنوز به اهمیت رسانه های اجتماعی پی نبرده اند که برای توسعه و اجرای یک استراتژی رسانه ای اجتماعی وقت بگذارند. شما به عنوان یک مشاور می توانید به آنها کمک کنید که بهترین تاکتیک ها را انتخاب کنند و برای مشتریان هدف آنها محتوا و اسکجول ارسال کنید. همانطور که آمار مشتریان آنها افزایش می کند بیزینس شما نیز توسعه پیدا می کند.

5- طراحی وب

هیچ چیز ناراحت کننده تر از این نیست که یک طراحی وب سایت ضعیف داشته باشد و این طراحی اغلب اعتبار را از بین می برد. اگر شما از HTML آشنایی دارید و یک چشم دقیق برای طراحی دارید می توانید یک سرویس که وب سایت های جذاب و سهل الاستفاده برای بیزینس های کوچک ایجاد کند را راه اندازی کنید. برای مالکان بیزینس که می خواهند یک حضور آنلاین پررنگ تری داشته باشند مهارت خود را خوب به کار برید. یک پرتفوی کامل بسازید و سپس وب سایت شخصی خود را طراحی کنید که آن را نمایش دهید و از این طریق مشتریان ثابت برای خود جذب کنید.

6- دستیار/مدیر وظایف (task manager)

آیا مهارت های سازمانی نو و بدیع دارید؟ نظر شما نسبت به تغییر این مهارت ها چه هست؟ آیا می توانید به سرعت و به طور کارآمد این کارها را انجام دهید؟ اکنون زمان آن رسیده است که دستیار شخصی آنلاین و یا مدیر وظایف شوید و این مهارت ها را خوب به کار برید. شرکت هایی مانند TaskRabbit و یا Zirtual به شما اجازه می دهند که برای کارهایی که می خواهید تکمیل کنید نام نویسی کنید- از جمله جست وجوی داده، دستیار مجازی و یا اجرای دستورات – و جذب مشتری را شروع کنید.

7- بازاریابی وابسته

اگر شما دوست دارید که آمار بازدیدهای مشتری روی سایت هایی مانند آمازون (Amazon)باشند این کار را رایگان انجام ندهید. تبلیغات دهان به دهان هنوز یک تولیدکننده بسیار بزرگ برای بسیاری از شرکت ها محسوب می شوند و یک شماری از بیزینس ها مایل هستند که یک بخشی از مزایای خود را با افراد علاقه مند که محصولات آنها را نزد عموم توسعه می دهند به اشتراک بگذارند. اگر شما یک وب سایت شخصی با مشتریان بزرگ دارید انجام این کار بسیار آسان تر است (PR reps ها همیشه در جست وجوی مشتریان برند هستند که برای آنها نمونه های رایگان بفرستند). در سایت Smart Passive Income به 3 نوع از بازاریابی وابسته اشاره می شود و توضیح داده می شود که کدامیک سودآورتر است.

8- کمک فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک برای یک کارمند IT تمام وقت اتاق ندارند که اختصاص دهند لذا وقتی سیستم های آنها خراب می شود معمولاً از یک دوست و یا از اعضای خانواده که به کامپیوتر خبره هست کمک می گیرند. اگر شما در زمینه کار با کامپیوتر و شبکه مهارت و تجربه دارید می توانید آنها را از این وضعیت نجات دهید و از راه دور به آنها کمک فنی و فوری ارائه دهید.

9- فروشنده ماهر کارهای دستی

سایت های آنلاین Etsy و ArtFire پلتفرم هایی هستند که کار دست سازها برای عرضه پایدار وسایل با کیفیت دست ساخته خود مانند پتوهای بافتنی و یا ظروف شیشه ای رنگی منحصر به فرد را بسیار آسان می کنند. اگر وسایل لازم به صورت یکجا از یک عرضه کننده ماهر خریداری شوند هزینه های استارتاپ به شدت پایین خواهند بود و اگر این روند به سرعت تغییر پیدا کند هیچ سودی به دست نخواهید آورد. حتی این امکان وجود دارد که فروشگاه خود را به یک فروشگاه تمام وقت تبدیل کنید.

10- توسعه اپ

اپلیکیشن های موبایل بیش از هر زمان دیگر محبوب شده اند و مردم علاقه مند هستند که برای مدیریت زندگی خود از راه گوشی های همراه پول خوبی بدهند. اگر ایده بزرگی دارید و با کدینگ آشنایی دارید می توانید آن را اجرا کنید و اپلیکیشن خود را ایجاد کنید. اگر که صرفاً یک ایده دارید. جزییات دقیق چگونگی اجرای آن را نمی دانید می توانید از توسعه دهندگان فراوان نرم افزار که به مردم در زمینه ایجاد ایجاد اپلیکیشن خدمات می دهند کمک بگیرید.

11- مشاوره اینستاگرام

علی رغم محبوبیت بیش از پیش اینستاگرام بایستی گفت که همه برندها نمی دانند که آنها با اپ چه کاری کنند. اگر که شما در زمینه رسانه های اجتماعی و بازاریابی آشنایی مقدماتی دارید و به عکس و اینستاگرام علاقه دارید شروع یک مشاوره بیزینس که روی اپلیکیشن محبوب عکس تمرکز می کند می تواند یک روش بزرگ برای درآمدزایی باشد و در عین حال این کار به بیزینس های دیگر کمک می کند که محتوای خود را توسعه دهند و بدین طریق توسعه پیدا کنند.

12- مشاوره رسانه های اجتماعی

یقینا بسیاری از بیزینس ها از سرویس های مشاوره رسانه های اجتماعی استفاده می کنند اما شما می توانید در وهله اول با تمرکز بر شبکه هایی که هنوز از اعتبار بیزینس ها استفاده می کنند در این میان خود را منحصر به فرد نشان دهید. فیس بوک و توئیتر هنوز شبکه های پرمخاطب هستند اما بیزینس ها علاقه مند هستند که بیشتر با پلتفرم هایی مانند Instagram، Pinterest، Tumblr، و Snapchat کار کنند. همه این پلتفرم ها مخاطبان بزرگ دارند، اما بسیاری از بیزینس ها نمی دانند که آنها در واقع چقدر بزرگ هستند، چقدر می توانند تأثیرگذار باشند و چگونه از آنها برای کارهای خود استفاده کنند. طبق آمار موجود در سایت Business Insider، اسنپ چت (Snapchat) روزانه بیش از 58 میلیون کاربر دارد. اینستاگرام نیز طبق آمار موجود در سایت Statista روزانه بیش از 500 میلیون کاربر دارد و پین ترست که روزانه بیش از 200 میلیون کاربر دارد.

اگر که شما یک آشنایی اولیه از رسانه های اجتماعی پیدا کرده اید و به یک شناخت عمیق از این پلتفرم ها دست پیدا کرده اید یک بیزینس مشاوره اجتماعی را شروع کنید که کمتر نظریه می دهید و بیشتر به بیزینس ها کمک می کنید که از مزیت های میلیون ها کاربر که بدان ها دسترسی ندارند با صرف ثبت نام در فیس بوک و توئیتر استفاده کنند.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آبان 1397  11:47 ب.ظ

کسب و کارهای خانوادگی بیش از کارآفرینی هستند. در واقع آنها سرمایه گذاری هایی عاطفی هستند که باعث می شوند روابط شما با خویشاوندان، کارکنان، جامعه و خودتان عمیق تر شود. آیا ممکن است شما کسب و کار خودتان را بدون از دست دادن روابط شخصی خود که در قدم اول باعث موفقیت شما شده اند گسترش بدهید؟ بی شک همینطور است اگر شما بتوانید احساسات را از کار خود جدا کنید و کسب و کار خودتان را حرفه ای اداره کنید.

 برایان موک در محیط کسب و کار خانوادگی خود به نام خدمات تضمینی خودروی هارت که در ایلینوی رشد یافته است و آن را در سن 27 سالگی از پدر خود خریده است. او اکنون 35سال دارد و در حال گسترش آن در سراسر کشور است.

رشد کسب و کار خانوادگی

موک می گوید: من همیشه آرزوی توسعه شرکت و تبدیل آن به یکی از جوامع موجود را داشتم. من به دنبال راهی برای به جا گذاشتن میراثی از خودم مانند چیزی که پدرم ساخت هستم. هر کسی که بخواهد می تواند کسب و کار خانوادگی کوچکی را توسعه بدهد به شرطی که ارتباطات خانوادگی خود را از دست ندهد. او مهم ترین نکات برای انجام این امر را به اشتراگ گذاشته است.

1. کسب و کارتان را از وابستگی به خودتان نجات دهید!

برای گسترش یک کسب و کار خانوادگی همه چیز باید بدون شما یا اعضای دیگر خانواده شما به آرامی پیش برود. پس طرح جایگزین خود را بسازید.

موک در این موضوع می گوید: در گذشته کارهای شرکت حول من می چرخید، جواب هر سؤال یا چیدن استراتژی ها بر روی من متمرکز بود. اما برای تبدیل کردن آن به یک کسب و کار مستقل می دانستم که باید بتوانم خود را از جریان کار خارج کنم.

سیستم هایی بسازید که هر کسی بتواند کارهای کلیدی را انجام دهد، مانند جذب مشتریان جدید، تغییر در شیوه بازاریابی، ساختن مکان های جدید و استخدام کارمندان. سپس به کارمندان فعلی خود قدرت کافی برای تصمیم گیری در مورد موضوعات ذکر شده و پیگیری آنها را بدهید. اگر مدیرکل ندارید، الان بهترین زمان برای سپردن این موقعیت به یک فرد شایسته است.

زمانی که کسب و کار شما بتواند بدون شما به کار خود ادامه دهد، مکان های جدیدی بدون دخالت مستقیم شما آغاز به کار خواهند کرد که باعث خواهد شد به جای درگیری با نیازهای روزمره یک فروشگاه، شما بیشتر مشغول گرفتن تصمیمات اساسی تر و به کار بستن مدل های گسترش شوید. با ساختن سیستم هایی که هر کسی بتواند آنها را پی بگیرد، شما می توانید صرف نظر از اینکه کارمندان شما در چه موقعیتی قرار گرفته اند در برند شرکت و کارمندان خود ثبات ایجاد کنید.

2. همه افراد لازم را در هیأت مدیره جا دهید

اگر چندین عضو خانواده مالک کسب و کار هستند، برای پیشرفت در یک برنامه باید همه آنها بر روی آن برنامه اتفاق نظر داشته باشند، اما اگر فقط یک نفر مسئول است، استفاده از افراد لازم در هیأت مدیره باعث تسریع روند پیشرفت خواهد شد.

موک در این باره می گوید: دلیل اقدامی که انجام می دهید و تأثیر آن را بر روی کسب و کار توضیح دهید. اگر من دیکتاتور بودم و صرفاً به آنها اطلاع می دادم که قرار است چه کاری انجام دهند و از آنها می خواستم به آن تحقق ببخشند، ممکن است آن را به خاطر ترس به سرانجام می رساندند اما با رضایت قلبی آن را انجام نمی دادند. اگر یک تشکیلات به خاطر رغبت به انجام کاری رشد یابد، کارمندان شما تبدیل به ارتشی خواهند شد که می خواهند از ماموریت شما محافظت کنند.

کارمندان کهنه کار به اندازه اعضای خانواده مهم هستند. آنها ممکن است مانند اعضای خانواده شما حس تسلط و مالکیت بکنند و همچنین هزینه ای که می کنند به همان اندازه ارزشمند است.

اینجا افرادی مشغول به کار هستند که من را از چهار سالگی می شناسند. تجربه آنها باارزش است و بینش آنها بسیار مهم است. احترام گذاشتن به آنها و ساختن شرکت بر پایه آنها وظیفه من است.

3. با مشتریان صادقانه ارتباط برقرار کنید

هنگامی که موک اخبار مربوط به کسب و کارش را به اشتراک می گذاشت، در ابتدا مشتریان واکنشی منفی داشتند و به این فکر می کردند که کسب و کارشان همه دستاوردهای گذشته شان را از دست خواهد داد.

موک در این باره می گوید: ما به اندازه ای که لازم بود با مشتریان ارتباط برقرار نمی کردیم و مشتریان زیادی فکر می کردند که ما کسب و کارمان را به شرکت دیگری واگذار کرده ایم.

مشتریانی که به یک کسب و کار خانوادگی پایبند هستند ممکن است از تغییر خوش شان نیاید یا از اینکه کسب و کار شما ارتباط شخصی با آنها را از دست بدهد می ترسند. برای اطمینان بخشیدن به آن ها، تا حد ممکن با آنها ارتباطی صادقانه برقرار کنید. از کانال های ارتباطی خود برای توضیح دقیق اتفاقاتی که در شرکت می افتد و دلیل تصمیم به توسعه کسب و کار خود استفاده کنید و در هر ارتباطی که با آنها برقرار می کنید به آنها نشان دهید که در همان سطح سرویس دهی همیشگی خود باقی می مانید.

موک همچنین می افزاید: ما اسنادی را برای همه کسانی که در قسمت سرویس دهی به مشتری کار می کنند آماده کرده ایم و همچنین از طریق ایمیل توضیحات لازم را به مشتریان مان دادیم و به آنها اطمینان دادیم. نتیجه نهایی این بود که مشتریان محلی به شدت از موفقیت شرکت حمایت کردند. وقتی که آنها فهمیدند که این اتفاق یک داستان واقعی آرمان آمریکایی است، موافقت خود را ابراز کردند.

4. ارزش های خود را مشخص کنید

برای بسیاری از مشتریان، ارزش های مالکان و تجربه شخصی آنها از سرویس باعث حمایت آنها از کسب و کار می شود. در مسیر رشد، مشخص کردن و درک کردن ارزش های کسب و کار برای ادامه کار بسیار بااهمیت است.

آیا شما تجربه کارمندان خود را اولویت بندی می کنید؟ در مورد تمامیت نماد تجاری چطور؟ شما چه تأثیری بر روی جامعه می گذارید؟ شما می خواهید بر کدام احساسات مردم وقتی که با نماد تجاری شما ارتباط برقرار می کنند تأثیر داشته باشید؟ چه توافقاتی قابل قبول هستند؟ محدودیت های شما در توسعه چه چیز هایی هستند؟

موک می گوید: ما ممکن است ماشین ها را تعمیر کنیم اما طرز نگاه مان به این کار مانند کسب و کارهای اقامتی است. من باید مدیران فروشگاه های خودم را به منظور فراهم کردن بهترین تجربه برای مشتری تربیت می کردم. آنها باید این کار را متناسب با ارزش های ما انجام می دادند.

کارمندان شما مسئول ساختن محیطی هستند که فرهنگ اصیل خانواده شما را نشان بدهد. وقتی که شما به وضوح ارزش های خود را مشخص کنید، مشتریان قادر خواهند بود تجربه شخصی-خانوادگی خود را همزمان با رشد کسب و کار شما حفظ کنند.

5. عاقلانه استخدام کنید

برای توسعه یک کسب و کار، شما مجبور به استخدام کارمندان جدید هستید این امر شاید چیزی باشد که شما به انجام آن عادت دارید یا ممکن است اولین باری باشد که فردی خارج از خانواده برای شما کار کرده باشد.

در هر دو مورد، برای انتخاب کارمند محتاط و عاقل باشید. هر استخدام جدید باید نماینده ارزش هایی باشند که مشخصه کسب و کار شما هستند.

از رد کردن نامزدهای واجد شرایط که احساس می کنید مناسب کار شما نیستند نهراسید. هنگامی که نام شما بر روی کسب و کارتان باشد، کارمندان شما کاری بیش از نشان دادن کسب و کار شما انجام می دهند. آنها خانواده شما و پشتوانه تاریخی کار شما را نشان می دهند.

اگر کسی قرار است اسم من را بر روی سردر مغازه اش نصب کند، باید بهترینِ بهترین ها باشد. من آدم هایی را رد کرده ام که فقط خواستار حق امتیاز بودند. اگر آنها قرار است نمایانگر ارزش های ما باشند پس باید مانند ما باشند.

6. پذیرفتن پیشرفت کند

ساختن کسب و کار خانوادگی سال ها حتی نسل ها طول می کشد. وقتی که تصمیم به رشد و گسترش گرفتید، خود را برای پیشرفتی کند آماده کنید.

فرقی نمی کند که مکان جدیدی افتتاح می کنید یا یک شعبه جدید ایجاد می کنید یا سرویس جدیدی اضافه می کنید، هر قدم این فرآیند زمانبر است مخصوصا اگر شما قصد داشته باشید میراث اصلی کسب و کار خود را حفظ کنید.

برای موک، حذف کردن خودش از کسب و کار دو سال طول کشید. ساختن سیستم های مورد نیاز برای افتتاح شعبه های جدید حتی بیشتر طول کشید و او هنوز با شعبه داران مستعد ملاقات می کند. مکان های محلی تنها مکان های فعال این کسب و کار هستند.

برای او این روند کند ارزشمند است به دلیل اینکه وقتی شعبات جدید افتتاح می شوند، از کسب و کاری که او و پدرش ساخته است احساس استقلال می کنند. موک در این باره می گوید: ما چیزی منحصر به فرد خواهیم ساخت. ما به آرامی و روشمند آن را خواهیم ساخت و در نهایت موفق خواهیم شد.

او می افزاید: هیچ چیز در یک شب اتفاق نمی افتد. هیچ چیز آسان نیست، اما نباید هم آسان باشد. هیچ چیزی که قرار است به حیات خود ادامه بدهد آسان نخواهد بود.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

امکان دورکاری از خانه و منعطف بودن ساعات کار یکی از مطلوب ترین مزایای شغلی است که احتمالاً به راحتی می توانید آن را در اختیار کارکنان تان قرار دهید.

 با توجه به محبوبیت SaaS و پرطرفدار بودن مشاغل فنی که به مهارت بالایی نیاز دارند، دورکاری به جدیدترین مزیت شغلی در شرکت های فنی سراسر جهان تبدیل شده است. براساس پژوهش انجام شده توسط Gallup، تعداد کارمندانی که در آمریکا دورکاری انجام می دهند، در بازه زمانی سال های 2016 ـ 2012 چهار برابر شده است. مطالعه دیگری که توسط Telework Survey انجام شده، بیانگر آن است که 79درصد از کارمندان ماهر در سطح جهان دورکاری انجام داده اند یا دست کم بخشی از ساعات کاری خود را از خانه کار می کنند.

دورکاری و ارتباط میان کارمندان

هرچند دورکاری هنوز فراگیر نشده است، اما اتخاذ این رویه از سوی شرکت های نوپا و غول های تکنولوژی گویای نکات بسیاری است.

همچنین دورکاری مزایای متعددی دارد که افزایش خیره کننده این تغییر نوظهور را به خوبی توجیه می کند. دورکاری کارمندان را از سپری کردن ساعات طولانی در راه بندان نجات می دهد و منعطف بودن ساعت کار اجازه می دهد که زمان بیشتری را به خانواده و مسائل غیرشغلی اختصاص دهند. کارفرمایان نیز به لطف دورکاری می توانند در هزینه های بالاسری صرفه جویی کنند و نیروی مناسب را از میان انبوه افراد مستعد انتخاب کنند. در پژوهشی که نیکولاس بلوم استاد دانشگاه استنفورد انجام داد، تعداد بیشتری از کارکنان و کارفرمایان تایید کردند که دورکاری بهره وری را افزایش می دهد. جان کلام آن که دورکاری یک موقعیت برد ـ برد است.

البته دورکاری علی رغم برخوردار بودن از این مزایای خارق العاده، بدون نقطه ضعف نیست؛ بعضی معایب دورکاری موجب شده است که غول های تکنولوژی که دورکاری را انتخاب کرده اند، با چالش های سختی دست و پنجه نرم کنند. به خاطر بیاورید که چگونه Yahoo! در سال 2013 از تمام کارکنانش خواست که در سایت حاضر باشند. چند شرکت معتبر دیگر، مانند Reddit و Best Buy نیز همین کار را انجام دادند. ضروری بودن این حضور همگانی بیانگر فاجعه ای است که در ارتباط با دورکاری به وجود آمده است. به طور کلی شایع ترین مشکلات مربوط به شرکت های گسترده ای که کارمندانی از سراسر جهان دارند، به سه موضوع اصلی ارتباط، هماهنگی و فرهنگ محدود می شود. دو مورد از این سه عامل، یعنی ارتباط و هماهنگی جدی ترین چالش ها را برای یک همکاری موثر به وجود می آورد.

برای روشن تر شدن موضوع به یک مثال توجه کنید: شرکت بزرگی که کارمندان آن در نقاط مختلف از طریق دورکاری فعالیت می کردند، کارگاهی را برپا کرد و شرکت کنندگان را در گروه های سه نفره تقسیم بندی کرد: به یکی از اعضای گروه تصویری نشان داده می شد و از او خواسته می شد که آن را طی یک تماس تلفنی برای نفر دوم توصیف کند. نفر دوم بر پایه توصیفاتی که شنیده بود، ایمیلی را برای نفر سوم می فرستاد و در آن به او توضیح می داد که چطور آن تصویر را دوباره بکشد. در پایان روز و هنگام دیدن نتایج صدایی به جز خنده از کل کارگاه شنیده نمی شد.

اما فراموش نکنید که موضوع مورد بحث ما فقط به ارتباط تیمی مربوط نمی شود و همکاری از هر زاویه ای را دربرمی گیرد که در این بین ارتباط مهم ترین عامل محسوب می شود. در ادامه با سه راهکار ارزشمندی آشنا می شوید که با بهره گیری از آنها می توانید بازدهی رضایت بخشی را از حرکت در میان امواج خروشان همکاری از راه دور بگیرید.

1ـ هر یک از کارکنان را در ارتباط با یک راهنما قرار دهید

حتی در صورت در اختیار داشتن ابزارهای موثر دورکاری مانند Slack، Skype و بسیاری از نرم افزارهای دیگر، باز هم در مواقع ضروری شکافی در توانایی ارتباطی نیروهای دورکار وجود خواهد داشت. موقعیتی را در نظر بگیرید که تعدادی از کارکنان در پایان یک پروژه با مشکل روبه رو شده اند و باید با مقام تصمیم گیرنده ای در شرکت مشورت کنند، اما مناطق زمانی تفاوت دارد. اگر در چنین شرایطی نتوان تماس را به سرعت برقرار کرد، کارکنان نمی توانند پروژه را در موعد مقرر تحویل دهند و شرکت در انجام این پروژه شکست می خورد.

در موقعیت هایی از این دست اگر هر یک از نیروهای دورکار با یک راهنما در تماس باشد، بلاتکلیفی و تاخیر در کار کمتر می شود. زمانی که راهنمایی را مسئول نظارت بر پروژه ای می کنید که به نیروی دورکار سپرده اید، کارمندتان می داند، در صورتی که به مشکل برخورد کند، دقیقاً با چه کسی باید تماس بگیرد و چه ساعتی بهترین زمان برای تماس گرفتن است. در چنین موقعیت هایی فرد راهنما و ناظر وظیفه دارد که بر به روزرسانی ها و پیشرفت مستمر پروژه نظارت کند، شخصاً در مواقع لزوم دخالت کند و گوش به زنگ باشد تا چنانچه مشکلی پیش آمد، بتواند به سرعت پاسخگو باشد.

2ـ تماس تصویری و کنفرانس از راه دور را به فرهنگ سازمانی شرکت، حتی شرکت های کوچک تبدیل کنید

در حالی که شکی نیست که کنفرانس از راه دور در بعضی موقعیت ها موثرترین راه برای ارتباط تیمی است و در بعضی شرایط راه های ارتباطی دیگر پاسخگو نخواهد بود، بسیاری از شرکت ها ترجیح می دهند که از آسان ترین راه ارتباطی، مانند ارسال پیام در Slack استفاده کنند. به این ترتیب فراموش می کنند که استفاده از زبان بدن، فراز و فرود صدا، تغییر آهنگ گفتار و دیدن موضوع مورد بحث برای برقراری یک ارتباط موثر حیاتی است.

همان طور که در مثال مربوط به کارگاه دیدید، ایمیل یا تماس تلفنی هیچ گاه برای توصیف مناسب و صحیح یک موضوع کافی نیست، بنابراین کاملاً منطقی است که وقتی می خواهید با بهترین دوست تان درباره ایده های مختلف صحبت کنید، از تماس تصویری استفاده کنید. در دنیای دیجیتال امروز تکنولوژی های بسیاری برای شفاف سازی ارتباط در اختیار بشر قرار گرفته است.

برای مثال یک شرکت معتبر دوربین هوشمندی را ویژه ویدئوکنفرانس ابداع کرده است که حس بودن در یک اتاق را در شرکت کنندگانی القا می کند که هر یک از نقطه ای از جهان در این کنفرانس شرکت کرده اند. با استفاده از این دوربین و ابداعاتی از این دست می توان کنفرانس های بزرگ را با موفقیت برگزار کرد؛ نرم افزارهای متداول تماس تصویری مانند Skype و Whatsapp نیز به همین اندازه برای واحدهای کوچک مفیدند.

تماس تصویری به لطف نفوذ مستمر و گسترده اینترنت در سراسر جهان دیگر غیرممکن نیست. تماس تصویری را در فرهنگ سازمانی خود پرورش دهید تا تمام کارکنان شرکت به آن عادت کنند.

3ـ گفت وگوی تصادفی

بحث و گفت وگو برای تغییر لازم است. کارکنان نسل هزاره با بقیه نسل ها تفاوت دارند. نسل هزاره در حال حاضر بزرگترین نیروی کار و در نتیجه بزرگترین نیروی کار از راه دور است. چرا که نه؟ نسل هزاره فرزند تکنولوژی ای است که محرک تغییر در هنجارهای اجتماعی و فرهنگ کار در سراسر جهان است.

ویژگی مشترک کارکنان نسل هزاره، صرف نظر از درک بالای تکنولوژی و مهارت در استفاده از آن، این است که فقط برای دریافت دستمزد کار نمی کنند و می خواهند برای شرکتی کار کنند که اهداف آن همسو با اهداف خودشان است و به تدریج در حال نزدیک شدن به خواسته خود هستند. از این نظر مشارکت مستمر در ایجاد ارزش های شرکت یکی از خواسته های اصلی نسل هزاره است. گفت وگوهای تصادفی فرصت مشارکت، آشنایی با دیگر همکاران و اشاره کردن به مسائل پشت پرده را در اختیار این کارکنان باانگیزه قرار می دهد.

اگر می خواهید نتیجه خوبی از دورکاری بگیرید، بسیار مهم است که هر از گاه جرقه این نوع گفت وگو را بزنید. درست است که چون نمی توانید یکدیگر را رودررو ببینید، به راه انداختن چنین گفت وگویی همواره آسان نیست؛ با این حال می توانید از قبل اعلام کنید که قصد دارید با کارکنان جلسه داشته باشید و هر نوع تغییری را که لازم است انجام دهید تا تعداد شرکت کنندگان را در این جلسه مفید به حداکثر برسانید.


منبع: فرصت امروز


نظرات()   
   

اگر محصولات شرکت ها همه شبیه هم باشند پس مشتری چگونه تصمیم بگیرد؟ شرکت شما باید تفاوت داشته باشد و این تفاوت برای مشتری ارزش داشته باشد.


نظرات()   
   
یکشنبه 20 آبان 1397  10:37 ب.ظ
نوع مطلب: (فروشگاه ،) توسط: محمد افشار

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته

پاورپوینت-سیستم-های-اطلاعاتی-مدیریت-پیشرفتهدانلود پاورپوینت با عنوان سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته در قالب ppt، قابل ویرایش و در حجم 29 اسلاید شامل عصر اطلاعات، ویژگی های عصر اطلاعات، چالش هاى عصر اطلاعات، چشم انداز جامعه اطلاعاتى، ویژگى هاى جامعه اطلاعاتى، انقلاب نوین اطلاعاتی، چگونگی تامین اطلاعات، تعریف سیستم اطلاعاتی، سیستم اطلاعاتى،


دانلود فایل


نظرات()   
   
یکشنبه 20 آبان 1397  10:05 ب.ظ
نوع مطلب: (مدیریت ،) توسط: محمد افشار

مدیر و مسؤول بودن آن‌قدرها که به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست. مدیریت دیگران بار روانی و فشار زیادی ایجاد می‌کند. اما موضوع مهمی که گریبانگیر بسیاری از مدیران مجموعه‌هاست این است که ناظری بر نحوه عملکرد آنها وجود ندارد. بنابراین در بسیاری از موارد، مدیران ارزیابی‌ای از نحوه عملکرد خود ندارند و نمی‌دانند آیا مدیر خوبی برای مجموعه هستند یا نه!

شاید شما هم با این مشکل روبه‌رو شده‌اید که ندانید چگونه تعادل بین ابهت مدیریتی و ارتباط دوستانه با کارکنان برقرار کنید. آیا کارکنان شما بخوبی با شیوه مدیریتی شما کنار می‌آیند و عملکرد خوبی دارند؟ آیا تا به حال نوع رفتارتان باعث ایجاد تنشی در شرکت‌تان شده است؟

مدیریت صحیح، کلیدی‌ترین نکته برای عملکرد خوب مجموعه است. براساس نتایج مطالعه‌ای که در آمریکا انجام شده، یک‌سوم افراد حداقل یک بار کار خود را به خاطر مدیر بدی که داشتند رها کرده‌اند. اما قاعدتا شما به عنوان یک مدیر نمی‌توانید در شرکت دور بزنید و نظر کارمندانتان را در مورد نحوه مدیریت‌تان بپرسید. یکی از بهترین روش‌ها برای رفع این مشکل، استفاده از نتایج نظرسنجی‌های کارکنان و دریافت بازخوردهای مستقیم از این طریق است، اما گاهی نشانه‌هایی نیز می‌توانند به صورت غیرمستقیم بگویند تا چه حد توانسته‌اید مدیر موفقی باشید. در ادامه به بررسی برخی از این علامت‌ها خواهیم پرداخت.

کارمند نورچشمی ندارد

متمایز کردن یک کارمند از دیگران، رفتاری است که می‌تواند بشدت محیط کار را متشنج کند. اگر به طور خیلی مشخص نشان بدهید که یکی از کارمندان مورد توجه شماست، زمینه را برای دلسرد کردن دیگران فراهم کرده‌اید. در این حالت کارکنان انگیزه خود را برای تلاش در جهت نشان دادن قابلیت‌هایشان از دست می‌دهند.

البته طبیعی است که هر انسانی با برخی شخصیت‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند و هیچ‌کس از این موضوع مستثنی نیست. اما زمانی که مسؤولیت هدایت مجموعه‌ای را به‌عهده دارید باید بتوانید تعادل رفتاری را در خود تقویت کنید. در غیر این صورت محیط کار به فضایی ناخوشایند و پر از رقابت‌های ناسالم تبدیل خواهد شد.

حقوق انسانی کارکنان را رعایت میکند

متاسفانه برخی مدیران تصور می‌کنند تحقیر کارمندان و سوءاستفاده از آنها روش موثری برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر است؛در حالی که در اکثر موارد این روش اصلا کارایی ندارد یا حتی اثرات بسیار مخربی خواهد داشت. استفاده از کلمات نامناسب و لحن‌های دستوری می‌تواند بار منفی زیادی را به فرد منتقل کند. کارمندان چنین مجموعه‌هایی به مرور باورشان را نسبت به توانمندی‌های خود از دست می‌دهند و هیچ‌گونه احساس تعلقی به محیط کار خود نخواهند داشت. در نتیجه اثرات مخرب چنین رفتارهای نامناسبی بشدت از کارایی مجموعه خواهد کاست. اگر شما از آن دست مدیرانی هستید که از کلمات جادویی و مودبانه برای انتقال خواسته‌های خود به کارکنانتان استفاده می‌کنید و ارزش‌های انسانی برای آنها قائل هستید - اگرچه به وظیفه خود به عنوان یک انسان عمل می‌کنید - مطمئن باشید قدم بزرگی از بسیاری مدیران جلوتر هستید.

دوست دارد موارد جدید را تجربه کند

مدیران خوب، از روش‌های خاصی برای انجام کارها استفاده می‌کنند که نسبت به سایر روش‌ها نتایج بهتری ایجاد می‌کند. بنابراین اگرچه از روش ثابتی استفاده می‌کنند، علت آن عادت کردن به روشی خاص نیست، اما مدیران بسیار خوب به کارمندان خود فضایی هرچند کوچک برای آزمون و نوآوری می‌دهند. چنین مدیرانی می‌دانند که در عصر فناوری نمی‌توان در مقابل تغییرات ایستاد. به همین دلیل همواره آماده پذیرش هر پیشنهاد به‌روز و جدیدی هستند که بتواند کارایی و کیفیت مجموعه را افزایش دهد.

روی همه افراد مجموعه حساب میکند

اگر کارمندان احساس کنند که روی آنها حساب می‌کنید، انگیزه بیشتری برای اثبات خود و بهتر کار کردن خواهند داشت. این روش می‌تواند روحیه تلاش و همبستگی را در مجموعه تقویت کرده و فضای کار را به فضایی دوست‌داشتنی برای کار تبدیل کند.

 

از کارکنان حمایت میکند

یک رئیس خوب باید میان خود و کارمندانش با حمایت و راهنمایی‌های بجا اعتمادسازی کند. گر چه این حمایت به معنی قدم به قدم جلو بردن آنها نیست، اما رها کردن کارکنان در موقعیت‌های ناشناخته و دشوار نیز نشان‌دهنده مدیریت خوب شما نخواهد بود. بنابراین در کنار آزادی عملی که فراهم می‌کنید، در شرایط سخت حامی خوبی برای کارکنان باشید تا حضور تان موجب آرامش خاطر آنها شود.

نواقص کار را کنار میزند

رئیس‌نماها با سنگ‌اندازی در برابر کارمندان، شرایط کار و رسیدن به موفقیت را برایشان دشوار می‌کنند تا به خیال خود سختکوشی را در آنها نهادینه کنند. در حالی‌که مدیران کارآمد همواره در حال تلاش برای بهبود شرایط کار در مجموعه خود و برطرف‌کردن نواقص آن هستند. در چنین مجموعه‌هایی کارمندان با آرامش خیال بیشتر می‌توانند از خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود برای رشد و اعتلای هر چه بیشتر مجموعه استفاده کنند.

مربی خوبی است

کار مربی فقط نشستن روی نیمکت کنار زمین و بازی کردن با انگشتانش نیست. از طرف دیگر هیچ مربی‌ای وارد زمین بازی هم نمی‌شود که خودش بازی را پیش ببرد. رئیس خوب نیز مانند یک مربی قوی عمل می‌کند. او در نهایت احترام، ترکیبی از تشویق و انتقاد سازنده را به کارمندان انتقال می‌دهد تا توانمندی‌های آنها هرچه بهتر بروز پیدا کند و اگر نواقصی در کارشان وجود دارد با روحیه‌ای سازنده آن را بهبود ببخشد.

میتواند انتظارات را برآورده کند

مدیرانی که با گفتن حرف‌های غیر واقعی در مورد شرایط شرکت و اتفاقات مربوط به آن باعث جاخوردن، گیج‌شدن و سرخوردگی ناگهانی کارمندان می‌شوند، مقبولیتی نخواهند داشت. چنین مدیرانی معمولا در صحبت‌ها و سخنرانی‌های خود از شرایط خوب شرکت و پیشرفت‌های غیرواقعی آن می‌گویند، اما ناگهان به صورت غیرمنتظره با تعدادی از کارکنان قطع همکاری می‌کنند. این در حالی است که مدیر خوب با کارمندان خود صادق است و به آنها حق می‌دهد که بخواهند در جریان امور قرار بگیرند. شفافیت همیشه فضای کار را دلپذیرتر می‌کند.

حاضر به شنیدن است

کارمندان دوست دارند شنیده شوند. معمولا پایان ساعت کاری زمانی است که به جمع‌بندی روزانه اختصاص داده می‌شود، اما گاهی بنا به شرایط ممکن است بتوانید در ساعات پایانی، زمانی را به شنیدن دیدگاه‌ها و نظرات کارمندان خود اختصاص دهید. زمان‌هایی را برای ملاقات‌های حضوری اختصاص دهید. همچنین می‌توانید سامانه‌ای برای انتقال مستقیم نظرات کارکنان به مدیریت طراحی کنید. اما مهم این است که واقعا بخواهید بشنوید! بسیاری از مجموعه‌ها در حال حاضر مجهز به سیستم‌های انتقادات و پیشنهادات و ارتباط مستقیم با ریاست هستند، اما فقط برای مدت کوتاهی به آنها توجه می‌شود و پس از آن فقط جنبه تزئینی پیدا می‌کنند.

دیدگاهش را توضیح میدهد

مدیر موفق از کسی انتظار ندارد توقعاتش را از ذهنش بخواند. او دورنمای واضحی از آنچه در ذهنش می‌گذرد برای ارائه به کارمندانش تهیه می‌کند تا بخوبی با دیدگاهش آشنا شوند و آن را در خود نهادینه کنند. زمانی می‌توانید از کارمندان انتظار داشته باشید همه نکات مد نظرتان را رعایت کنند و طبق اصول شما کارها را پیش ببرندکه به طور کامل توجیه شده باشند.

به دنبال راهحل است

زمانی که شرایط کار دشوار می‌شود، مدیران ضعیف سعی می‌کنند کسی را پیدا کنند تا تقصیرات را گردن او بیندازند و سرزنش کنند. مدیر موفق کسی است که در هر شرایطی به جای این که کسی را جلوی اتوبوس بیندازد، مشکل را می پذیرد و به دنبال پیدا کردن راه‌حلی برای حل آن مشکل است. در این حالت فضای کار به فضایی امن برای تجربه کردن تبدیل خواهد شد.

کارمندان را به چالش میکشد

کارکنان بی‌انگیزه کارکنانی غمگین هستند. مدیر خوب همیشه در حال ایجاد چالش‌های جدید برای پویاکردن کارمندان و ایجاد انگیزه در آنهاست. زمانی که کار از حالت یکنواخت و تکراری خارج شود، پویایی و خلاقیت در مجموعه افزایش خواهد یافت. کارمندان با خوشحالی در محل کار خود حاضر می‌شوند و هر روز ایده‌های جدیدتری برای بهبود کار خواهند داشت.

به تکتک امور شخصا رسیدگی نمیکند، اما بیخیال هم نیست

مدیر خوب هیچ‌وقت با ذره‌بین کارهای تک‌تک کارمندانش را بررسی نمی‌کند. اگر بخواهید هر روز شخصا به هر کار کوچک و بزرگی نظارت مستقیم داشته باشید، زمانی برای انجام وظایف اصلی مدیریت که مشخص کردن مسیر، انجام مذاکرات و فراهم‌کردن شرایط مورد نیاز است نخواهید داشت. بنابراین با دقت تمامی توانمندی‌های کارمندان خود را بررسی کنید تا کلیاتی از ظرفیت‌های مجموعه خود بدانید. زمانی که از توان مجموعه خود آگاه باشید، می‌توانید با خیال راحت برخی مسؤولیت‌ها را به افراد پرتوان واگذار کنید و مانند مدیری واقعی فقط به پیشرفت کارها نظارت داشته باشید.

شوخطبع است

شوخ‌طبع‌ بودن به معنای جدی نگرفتن کار نیست. برخی مدیران فکر می‌کنند اگر مدام با کارمندان خود شوخی کنند خیلی مدیر محبوبی خواهند بود. این در حالی است که شوخی بیش از حد فضای کار را از حالت جدی که فراخور کار است خارج و روند کاری را مختل می‌کند. اما شوخ‌طبع بودن بجا موجب می‌شود گاهی که فضای کار بسیار خشک شده، طراواتی در فضا ایجاد شود که کارمندان با حال خوب‌تری به کار خود بپردازند. مدیران خوب مدیرانی هستند که کار را کاملا جدی می‌گیرند، اما فضای دوست‌داشتنی برای کار کردن ایجاد می‌کنند.

به آرزوها و اهداف کارمندان اهمیت میدهد

مدیران موفق روی کارمندان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند. یعنی اهداف کاری و پیشرفت کارمندان برای آنها حائز اهمیت است. زمانی که کارمندان احساس کنند در مجموعه دیده می‌شوند و خوب کارکردنشان موجب پیشرفتشان خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری برای مجموعه تلاش خواهند کرد و احساس تعلق بیشتری به محیط کار خود خواهند داشت.

ادای مدیران خوب را در نمیآورد

مدیرانی که ادای خوب بودن را درمی‌آورند، معمولا خیلی قابل اعتماد نیستند. این مدیران در زمان‌هایی مزایای بی‌دلیلی به کارمندان خود می‌دهند، بعد ناگهان احساس می‌کنند نباید این فرصت را ایجاد می‌کردند و فرشی که زیر پای کارمندشان پهن کرده بودند را از زیر پایشان می‌کشند.

اگر دنبال دردسر نیستید، هیچ وقت ادای خوب بودن در نیاورید. همیشه با کارمندانتان روراست و واقعی رفتار کنید. این کار باعث می‌شود آنها سردرگم و غافلگیر نشوند.

گوش میکند

شاید یکی از علت‌هایی که اکثرا افراد درونگرا مدیران موفق‌تری هستند، همین موضوع باشد. احتمالا شما نیز زمانی برای مدیری کار کرده‌اید که علاقه زیادی به حرف زدن داشته و احتمالا از دستش کلافه شده‌اید، اما همیشه مدیرانی که گوش شنوایی دارند-که البته تعداد آنها زیاد هم نیست-از مقبولیت بیشتری برخوردارند. با مهارت خوب گوش دادن به کارمندانتان این پیام را می‌رسانید که نظرات و دیدگاه‌های آنها برای شما بسیار مهم است.

دوست دارد از زندگی کارمندانش باخبر باشد

میان این خصیصه و سرک‌کشیدن در زندگی افراد مرز بسیار باریکی وجود دارد. مدیران خوب بدون دخالت کردن در زندگی شخصی، از مشکلات احتمالی، موفقیت‌ها یا اتفاقاتی که در زندگی کارمندانشان وجود دارد مطلع هستند و خود را علاقه‌مند به دانستن نشان می‌دهند. این علاقه‌مندی به کارکنان این پیام را منتقل می‌کند که فراز و نشیب‌های زندگی‌شان برای مدیرشان اهمیت دارد. در مجموع این تعامل موجب ارتباط کاری بهتر و تعامل بیشتر میان دو طرف خواهد شد.

به تلاش بها میدهد نه ایدهآل بودن

رهبران بزرگ به دنبال کارمندان پرتلاش هستند. چنین مدیرانی در زمان لازم به افراد راهنمایی‌های مناسب می‌دهند تا بتوانند با تلاش خود به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند.

رؤسای خیلی جدی معمولا واقع‌بین نیستند و بیش از اندازه ایده‌آل‌گرایی دارند. همه افراد زمانی اشتباه می‌کنند و اشتباه همیشه رخ می‌دهد. اگر کارمندانتان را برای هر شکست کوچکی سرزنش کنید، مانع بروز خلاقیت‌ها، نوآوری‌ها و آزمودن موارد جدید در مجموع خواهید شد.

بعضی وقتها احساس میکند مدیر ناکارآمدی است

به عقیده سیمون سینِک (Simon Sinek) نویسنده حوزه کارآفرینی و مدیریت، اکثر افرادی که احساس می‌کنند خیلی مدیر لایق و خوبی هستند، از بدترین و منفورترین مدیران هستند.

رؤسای بزرگ می‌دانند که مقام و موقعیت نشانه توانمندی‌های مدیریتی نیست. چنین افرادی همیشه در حال تلاش برای افزایش قابلیت‌ها و توانمندی‌های خود هستند. شاید حتی خیلی از مواقع احساس کنند که مدیر خوب و کارآمدی نیستند اما هموار برای بهتر شدن در حال تلاش هستند.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   

در یک تحقیق در آمریکا وقتی تنوع مرباهای موجود در قفسه فروشگاه را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.

  در ادامه بحث های سواد زندگی، امروز به عرصه کسب و کار می رویم و کمی درباره "فروش"صحبت می کنیم.

ممکن است شما یک فروشنده باشید؛ مثلاً صاحب یک سوپر مارکت محلی یا مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی.
در این صورت شما نیز مانند همه فروشنده های سراسر جهان دوست دارید بیشتر بفروشید. در اینجا چند راهکار ساده و عملیاتی را برای افزایش فروش تان مرور می کنیم:

1 - اگر برخی از محصولاتی که شما در فروشگاه تان دارید از رسانه ها تبلیغ می شود باید خوشحال باشید ولی این بدان معنا نیست که لازم نیست شما کاری بکنید و سیل مشتریان به فروشگاه شما روانه خواهند شد.
در اینجا شما باید از تکنیک "یادآور" استفاده کنید.

مردم شب در تلویزیون تبلیغ محصولی را می بینند یا صبح در مترو، آن تبلیغ را در موبایل یا روزنامه مشاهده می کنند و سپس درگیر زندگی می شوند. بنابراین الزامی نیست که وقتی از جلوی فروشگاه شما می گذرد، آن تبلیغ را به یاد بیاورند. اینجاست که شما باید با نصب تابلویی در برابر دیدگان افرادی که از مقابل فروشگاه شما می گذرند یا داخل آن می گردند، تبلیغی که قبلاً دیده اند را به آنان یادآوری کنید. 
با دیدن تابلوی یادآور، آنچه فرد در تبلیغات دیده است، برایش تداعی می شود و احتمال خرید بالا می رود.

بی دلیل نیست که برخی تولید کننده ها همراه محصولات خود، پوسترهایی به فروشگاه می دهند که مثلاً قسمت جدید فلان سریال رسید.


2 - از بازی سازی (گیمیفیکیشن) استفاده کنید؛ بازی سازی یعنی این که روندی را تعریف کنید که مشتری به مدت طولانی شما را همراهی کند. مثلاً یک پیتزا فروشی، کارتی را با 10 خانه مربعی چاپ می کند و به مشتریانش می دهد. با هر بار خرید، یکی از خانه ها توسط صندوقدار مهر می شود و با پر شدن همه خانه ها، یک پیتزای رایگان به مشتری داده می شود. این کارت ساده می تواند انگیزه ای برای مراجعه مکرر مشتری به آن رستوران شود، البته اگر غذایش واقعاً خوشمزه باشد.

ببینید چگونه می توانید نفعی برای مشتریان تان تعریف کنید تا آنها در شرایط برابر برای خرید به شما مراجعه کنند؟

3 - سعی کنید اسامی مشتریان را یاد بگیرد و به خاطر بسپارید. خطاب کردن افراد با نام یا نام خانوادگی آنها حس صمیمیت را بر می انگیزد. به همین دلیل بعضی کسب و کارها که مشترک دارند (مانند تاکسی تلفنی ها) در سیستم خود نام افراد را ذخیره می کنند تا وقتی زنگ تلفن شان به صدا در می آید، نام مشترک روی مونیتورشان نمایش داده شود و آنها به محض برداشتن گوشی بگویند: سلام خانم / آقای ... .

4 - با مشتریان روابط انسانی برقرار کنید. یکی از این راه ها، ابراز محبت به کودکان آنهاست. مردم فرزندان خود را دوست دارند و اگر کسی به فرزندان شان محبت کند، حتماً درصدد جبران بر می آیند. اگر کسب و کارتان مورد مراجعه روزمره مردم است (مثلاً میوه فروش هستید) چه اشکالی دارد بیسکوییت هایی را در نظر بگیرید که وقتی کسی با فرزندش وارد مغازه تان شد، یکی از آنها را با لبخند و مهربانی به کودکش دهید؟ این کار را برخی رستوران ها با دادن بادکنک به کودکان انجام می دهند.

5 - مشتری را سردرگم نکنید. این تصور که اگر اقلام موجود در مغازه تنوع بسیار داشته باشد فروش تان نیز بالا خواهد رفت مردود است. در یک تحقیق در آمریکا، یک بار قفسه های یک فروشگاه را پر از انواع مربا کردند؛ هر چند تعداد بازدیدکننده ها بالا رفت ولی فروش پایین آمد. وقتی تعداد مرباها را کاهش دادند، میزان فروش به طور چشمگیری افزایش یافت.
محققان می گویند مغز انسان در برابر تنوع بیش از اندازه، دچار تردید می شود و وقتی مردد شد، امکان این که صورت مسأله را پاک کند و خرید را به زمان یا فروشگاه دیگری واگذار کند، زیاد می شود.

اگر رفتار بزازهای قدیمی را بررسی کنید می بینید که آنها معمولاً سه یا چهار طاقه پارچه را از قفسه پایین می آورند و به مشتری نشان می دهند و این گونه نیست که همزمان 15 طاقه را به مشتری عرضه و او را سردرگم کنند. آنها تنها وقتی طاقه های جدید را می آورند - باز هم به صورت قطره چکانی - که مشتری از 4 - 3 طاقه اول، چیزی را پسند نکند.

6 - رفتارشناس ها می گویند عموم مردم تحت تأثیر رفتار اکثریت هستند. در خیلی از کتابفروشی های معتبر، بخشی را اختصاص می دهند به "پرفروش ترین های ماه". آنها می دانند که وقتی فردی بداند فلان محصول با استقبال مواجه شده است، تمایل بیشتری به آن خواهند داشت. 
بنابراین به مشتریان خود بگویید که فلان محصول چقدر با استقبال مواجه بوده و به قول بازاریان قدیمی "هر کی برده راضی بوده".
پس، محصولات پرفروش تان را معرفی کنید.

7 - مردم دوستدار اطلاعات هستند. درباره محصولاتی که می فروشید مطالعه کنید و اطلاعات کافی به دست بیاورید تا وقتی با مشتری صحبت می کنید، او را غنی از اطلاعات کنید. مردم وقتی اطلاعات کافی از یک محصول داشته باشند، با رغبت بیشتری آن را می خرند.

اگر مشتری بداند که موتور داخل این مخلوط کن ساخت فلان کمپانی است، جنس بدنه اش از آلیاژ خاصی است که مقاومت اش را بالا می برد، تنها به اندازه یک لامپ 60 وات مصرف می کند و 24 ماه ضمانت تعویض دارد، حتماً راحت تر تصمیم به خرید می گیرد تا این که یک مخلوط را روی یک قفسه فروشگاهی ببیند.
اوقات بیکاری تان در فروشگاه را به خواندن بروشورهای محصولاتی که می فروشید بپردازید و با استفاده از اینترنت و افراد مجرب، به صورت مستمر اطلاعات خود درباره محصولات تان را افزایش دهید.

8 - اگر کالایی را ندارید، در پاسخ به مشتری نگویید: نه! متاسفانه موجود نداریم. بلکه از این قبیل جملات استفاده کنید:
- از آن بهترش را داریم.
- برند دیگری داریم که می تواند نیازتان را بر آورده کند.
- تا دو روز دیگر خواهیم آورد.

9 - کالاهایی که جزو ضروریات نیستند را درست مقابل چشم و دست مشتریان قرار دهید. کمتر کسی به یک سوپرمارکت می آید تا یک شکلات رنگی بخرد ولی خیلی ها هر روز به سوپرمارکت می روند تا شیر و ماست بخرند. بنابراین اگر یخچال لبنیات پشت ویترین ها باشد مشکلی ایجاد نمی کند ولی شکلات های رنگی باید روی پیشخوانی باشد که مشتری برای حساب کردن پول به آنجا می آید و ممکن است با دیدن آنها یکی را نیز در لحظه آخر بردارد.

10 - از روش "ایجاد محدودیت" استفاده کنید. مثلاً اگر می خواهید کالا یا خدماتی را با تخفیف ارائه دهید یا برای یک کلاس آموزشی ثبت نام کنید تصریح کنید که مثلاً فقط تا پایان روز دوشنبه می توانید از این فرصت استفاده کنید یا فقط 20 عدد از این گوشی ها با این قیمت عرضه خواهد شد و ... .
تجربه ثابت کرده است که وقتی مشتریان احساس کنند که ممکن است فرصتی از دست شان برود، تمایل شان برای خرید بیشتر خواهد بود.

11 - بکوشید مدت توقف مشتری در فروشگاه تان را افزایش دهید. این توصیه به ویژه برای فروشگاه های بزرگ بسیار حائز اهمیت است. نورپردازی مناسب، پخش موسیقی ملایم در فضا، تعبیه جاهایی نرم و راحت برای نشستن و استراحت مشتریان، پراکندن رایحه ای نرم در محیط و ... روش های متعارفی برای افزایش مدت حضور مشتری در فروشگاه هستند. حتی فروشگاه های و مراکز تجاری بزرگ، ساعت دیواری نیز در محیط نصب نمی کنند و به فضای بیرون پنجره نمی گذارند تا مشتریان متوجه گذر زمان نشوند.

12 - مشتری را غافلگیر و شاد کنید. مثلاً می توانید گاهی بدون هیچ مقدمه ای به مشتری تخفیف دهید و او را از این تخفیف ناگهانی خوشحال کنید یا هدیه ای به او بدهید و حس قدرشناسی اش را برانگیزید. بکوشید "حس خوب مشتری" با برند شما تلفیق شود.

13 - وقتی مشتری لیست خریدش را به شما اعلام کرد، می توانید در تکمیل آن، پیشنهاداتی به او داشته باشید. مثلاً اگر کت و شلواری خریده، می توانید پیراهنی که ست آن است را به مشتری پیشنهاد کنید یا به مشتری رستوران بعد از سفارش غذا بگویید که سالاد خوبی هم دارید یا زیتون پروده جدیدتان ارزش امتحان کردن را دارد.

14 - بانک اطلاعات مشتریان داشته باشید. به مشتریانی که قبلاً خرید داشتند و الان نه، تماس بگیرید و جویای حال شان شوید و از ایشان بپرسید که چه مشکلی وجود دارد که دیگر سراغ شما نمی آیند؛ ممکن است نقدی داشته باشند که کسب و کارتان را نجات دهد. استفاده از نرم افزارهای CRM می تواند روابط شما با مشتریان تان را بهبود بخشد و فروش تان را بالا ببرد.


منبع: سواد زندگی


نظرات()   
   

اگر کارمند یا کارگر باشید در روزهایی از سال از مشکلات کار خود بشدت کلافه می‌شوید و از دردسرهای کار کردن برای دیگران به ستوه می‌آیید. در این لحظات فقط می‌خواهید نوآوری و خلاقیت‌های خود را صرف راه‌اندازی شرکت موفقی کنید. شرکتی که به شما تعلق دارد. رویای شما این است که خودتان رئیس باشید.

یکی از نگرانی‌هایی که مانع تحقق این خیالات می‌شود، ترس از شکست است. زیرا برای مدتی طولانی به گرفتن حقوق به موقع و مشخص عادت کرده‌اید و نگران هستید نتوانید به سرعت به سودآوری برسید و نتوانید از پس مخارج بربیایید. حقیقت این است که وقتی صاحب کسب‌وکاری باشید، متناسب با ابعاد کاری که راه انداخته‌اید با چالش‌های مختلفی روبه‌رو خواهید شد.

 صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نیز مستثنی نیستند. هیچ‌کس نمی‌گوید راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک موفق کار آسانی است. اما زمانی که خود را باور داشته باشید و بتوانید از کوچک‌ترین چیزها بیشترین بهره‌ها را ببرید، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر پیدا خواهید کرد. یادتان باشد هر کسب‌وکار موفق و پر آوازه‌ای که امروز می‌بینید، کار خود را از ابعاد کوچکی آغاز کرده است. در ادامه این مقاله با نکاتی در خصوص راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و زودبازده آشنا خواهید شد که عبور از چالش‌های پیش رو را آسان‌تر و به موفقیت بنگاه اقتصادی زود بازده‌تان کمک خواهد کرد.

دیدگاه روشنی از کار خود داشته باشید

داشتن دیدگاه، کلیدی‌ترین اصل موفقیت در کسب‌وکار و سایر جنبه‌های زندگی است. دیدگاه، تصویر واضحی از جایی که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید فراهم می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که به آخر هر ماجرایی در ابتدای آن فکر کنید. این تصویر ذهنی مسیری که باید برای کسب‌وکارتان از آن عبور کنید را برای مغز روشن و انگیزه کافی برای حرکت ایجاد می‌کند. با داشتن دیدگاهی مشخص برای کسب‌وکارتان، ماموریت‌هایتان شکل می‌گیرد و اهداف کسب‌وکارتان بروز پیدا می‌کند.

به مشتریان خود چه میخواهید بفروشید؟

از زمانی که وارد دنیای کسب‌وکار می‌شوید به روشنی مشخص کنید که چه کاری قرار است انجام شود. این یکی از مهم‌ترین مراحل راه‌اندازی کسب‌وکاری موفق است. اگر بدانید قرار است دقیقا چه کاری در کسب‌وکار خود انجام دهید، چرا وارد این کسب‌وکار شده‌اید و به‌طور واضح بدانید چطور باید کسب‌وکارتان را پیش ببرید، حرکت رو به جلوی کسب‌وکارتان به مراتب سریع‌تر خواهد شد. بعلاوه، این ویژگی باعث می‌شود هر زمانی که بخواهید کسب‌وکارتان را برای شرکا یا سرمایه‌گذاران تعریف کنید، خیلی با مهارت و مسلط این کار را انجام دهید.

از منابع مالی مطمئن و پایدار استفاده کنید

راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک به پشتوانه مالی، کارایی و احتیاط نیاز دارد. یکی از راهکارها، بررسی تمام فرصت‌های مالی‌ای است که در اختیار دارید. این شامل خانواده، دوستان، همکاران، سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و... می‌شود. بانک‌ها این روزها تسهیلاتی را در اختیار بنگاه‌های اقتصادی کوچک زودبازده قرار می‌دهند. اما شرایطی که هر کدام از بانک‌های کشور برای وام کسب‌وکارهای کوچک دارند متفاوت است. بنابراین انتخاب بانک مناسب نیز اهمیت زیادی دارد. انتخاب منابع مالی مناسب توان مالی شما را افزایش خواهد داد و کمک می‌کند بهتر بتوانید کسب‌وکارتان را مدیریت کنید.

از مشاوران راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشورت بگیرید

این روزها دوره‌های رسمی و غیررسمی زیادی برای آموزش کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک مشغول فعالیت هستند. بسیاری از آنها مشاوره‌های خوبی برای حل مشکلات کسب‌وکار در مراحل مختلف به افراد می‌دهند یا امکان برقراری ارتباط میان سرمایه‌گذاران و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک را فراهم می‌کنند. همچنین این مجموعه‌ها می‌توانند شما را با مراحل اداری راه‌اندازی کسب‌وکار و ثبت شرکت آشنا کنند. بعلاوه می‌توانید از دوره‌هایی که برای آموزش بازاریابی و فروش برگزار می‌شود نیز استفاده کنید و دانش خود را در این زمینه افزایش دهید. برخی از این شرکت‌ها به شما کمک می‌کنند طرح مناسبی برای کسب‌وکارتان بنویسید تا از این طریق بتوانید سرمایه‌گذار مناسبی برای تامین هزینه‌ها جذب کنید.

‌برای کسب‌وکارتان طرح قابل اجرا و برای بازاریابی برنامه مشخصی داشته باشید

یکی از نکات کلیدی برای راه‌اندازی کسب‌وکار کوچک موفق، داشتن طرح کسب‌وکار دقیق و قابل اجراست که تمام اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت، بازار هدف و برنامه توسعه کسب‌وکار به‌صورت دقیق در آن مشخص شده باشد. در کنار طرح کسب‌وکار دقیق، به برنامه دقیقی برای بازاریابی نیز نیاز دارید. تلاش کنید برنامه مالی روشن و مشخصی داشته باشید تا بدانید مثلا رسیدن تعداد فروش به چه عددی به معنای سودآوری مجموعه شماست یا چه زمانی به حدی خواهید رسید که شرکت خود را گسترش دهید. هر کسب‌وکاری (حتی کسب‌وکارهایی که در مقیاس بزرگ‌تری هستند) نیاز دارند برنامه کسب‌وکار مالی دقیقی داشته باشند. اگر برنامه‌ای برای کسب‌وکار وجود نداشته باشد، ممکن است به خود بیایید و بگویید اصلا چرا وارد این کار شدم؟!

روی برندسازی مجموعه خود کار کنید

بدون شک، برندسازی مجموعه‌های کسب‌وکاری نوپا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به محض شکل‌گیری ایده راه‌اندازی باید روی برندسازی آن کار کرد. برندسازی به این معناست که چهره‌ای قابل پذیرش از کسب‌وکارتان در بازار هدفی که برای آن در نظر گرفته‌اید ایجاد کنید. این مرحله هیچ‌وقت به پایان نخواهد رسید. شخصیت‌سازی برای کسب‌وکار از مرحله انتخاب نام برای مجموعه آغاز می‌شود و شخصیتی که به آن می‌دهید با نوع کسب‌وکاری که انجام می‌دهید کاملا در ارتباط خواهد بود. سعی کنید در انتخاب طراحی‌ها، رنگ کسب‌وکار، شعارهای تبلیغاتی و نشان کسب‌وکارتان خلاقانه عمل کنید. همه‌چیز باید برای مشتری‌ها مشخص و جذاب باشد. در مجموع سعی کنید چهره کسب‌وکارتان را در ذهن افراد طوری جا بیندازید که براحتی فراموش نشود. در این حالت توانسته‌اید ارتباط روحی خوبی میان مجموعه و مشتریان ایجاد کنید که منجر به فروش بیشتر و گسترش کسب‌وکار خواهد شد.

نترسید و کسبوکارتان را راه بیندازید

زمانی که دیدگاه و ماموریت‌های شرکت خود را مشخص کردید، به‌طور شفاف و واضحی معلوم شد چه محصول یا خدماتی را ارائه خواهید کرد، با منابع مالی احتمالی ارتباط برقرار کرده و منابع مورد نیاز خود را تامین کردید، با مشاوران کسب‌وکارهای نوپا در خصوص مراحل اداری مشورت کردید و در نهایت طرح کسب‌وکار و طرح بازاریابی خلاقانه و دقیق خود را نوشتید، زمان شروع کار است! دیگر حتی نباید یک لحظه را هم صرف تعلل و خیال‌پردازی کنید. فقط کار را شروع کنید!

شبکه ارتباطی خود را گسترش دهید

برای گسترش بیشتر کسب‌وکارتان تا جایی که می‌توانید با دیگر کسب‌وکارهای کوچک و صاحبان آنها ارتباط برقرار کنید. برقراری ارتباط باعث افزایش آگاهی شما از محیط کسب‌وکار و اشتراک‌گذاری راهکارهای مورد استفاده و فرصت‌های کسب‌وکار موجود می‌شود. در رویدادهای دوره‌ای کسب‌وکار که در منطقه کاری‌تان برگزار می‌شود حتما شرکت کنید. این رویدادها فرصت بسیار خوبی برای گردهمایی کسب‌وکارهای کوچک، هم‌فکری آنها و اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تجربیاتشان است. همچنین می‌توانید در انجمن‌های مربوط به بنگاه‌های اقتصادی زودبازده نیز عضو شوید و با شرکت در رویدادهای کسب‌وکار محلی، آگاهی خود را درخصوص کسب‌وکاری که به آن مشغول هستید افزایش دهید. شرکت در نمایشگاه‌ها و رویدادهای منطقه‌ای فرصت آشنایی مشتریان و سرمایه‌گذاران با شرکت شما و محصولی را فراهم می‌کند که شما ارائه‌اش می‌کنید. مزایای شرکت در چنین نمایشگاه‌ها و رویدادهایی به‌دلیل اثر تبلیغاتی که برای برند شما دارد بسیار زیاد خواهد بود.

سودآوری را در اولویت قرار دهید

شاید جالب باشد بدانید افراد زیادی کسب‌وکارهایی را شروع می‌کنند اما در ادامه نمی‌دانند چطور به سودآوری برسند. این قانون کلی در اقتصاد است که هدف اول هر کسب‌وکار سودآوری است. زمانی که کسب‌وکاری دیگر سودآوری نداشته باشد، ادامه فعالیت و رشد مجموعه بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین اگر می‌خواهید در کسب‌وکار خود موفق باشید باید پول را درک کنید و بدانید که قانون طلایی پول این است که بتوانید بیشتر از چیزی که هزینه می‌کنید به دست بیاورید. به همین سادگی! اما بسیاری از کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارها همین قانون ساده تجارت را فراموش می‌کنند.

علاوه بر اولویت دانستن سودآوری، مدیریت هزینه‌ها نیز باید در اولویت باشد. مطمئن شوید مدیریت مناسبی روی هزینه‌ها دارید تا حداقل میزان هدررفت سرمایه و حداکثر بازدهی و سودآوری را داشته باشید. اگر احساس می‌کنید خودتان برای این کار مناسب نیستید، حتما از حسابدار با تجربه‌ای کمک بگیرید تا حساب‌های مالی‌تان را مرتب و میزان سودآوری قطعی را مشخص کند.

حتی یک مشتری را هم ناراضی نگذارید!

راضی نگه داشتن تمام مشتریان اصلا کار راحتی نیست. اما شما باید تمام تلاش خود را برای راضی نگه‌داشتن تمام مشتریانتان انجام دهید و این موضوع را به عنوان قاعده کسب‌وکارتان در نظر بگیرید. هیچ کسب‌وکاری بدون مشتری معنا و مفهوم ندارد. هرچه میزان حمایت مشتری‌ها از کسب‌وکارتان بیشتر باشد، سودآوری بیشتری خواهید داشت و به‌دنبال آن موفقیت بیشتری در کسب‌وکار خود رقم خواهید زد. هر مشتری معادل صدها میلیون تومان یا بیشتر در کسب‌وکار شما اهمیت دارد. هر یک مشتری که از دست بدهید معادل صد میلیون تومان یا حتی بیشتر از دست داده‌اید. زیرا هر مشتری که در مجموعه شما باقی بماند، مجددا از شما خرید خواهد کرد و چندین و چندبار در طول عمر کسب وکارتان سودآوری خواهد داشت. بنابراین باید برنامه درستی برای جلب رضایت مشتری از طریق خدمات مشتریان و برقراری ارتباط با مشتریان داشته باشید. همیشه سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات مشتری‌ها برای افزایش کیفیت و اقبال عمومی محصولات یا خدمات خود بهره بگیرید.

تبلیغات را جدی بگیرید

مهم نیست که محصولات یا خدمات شما چقدر باکیفیت و مناسب است. اگر بازار هدف با این محصول یا خدمات آشنا نباشد یا انگیزه‌ای برای انتخاب آن نداشته باشد جایگاهی در بازار نخواهید داشت. اگر می‌خواهید کسب‌وکار کوچک یا متوسط موفقی داشته باشید باید برای محصول خود تبلیغ و مردم را به استفاده از محصول یا خدماتی که ارائه می‌کنید ترغیب کنید. باید این احساس را در آنها ایجاد کنید که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. در دنیای پیشرفته امروز با کمک شبکه‌های اجتماعی مختلف مانند اینستاگرام، لینکدین و ... با کمترین هزینه می‌توانید محصول خود را به بازار هدف معرفی کنید. اگر با وبلاگ‌نویسی آشنایی دارید، وبلاگ‌نویسی درخصوص محصولی که دارید نیز خالی از لطف نخواهد بود. روش‌های دیگر تبلیغاتی مانند پخش کردن برگه‌های تبلیغاتی و نمونه‌های رایگان نیز راه‌های خوبی برای معرفی محصولات و افزایش اقبال عمومی از کسب‌وکارتان هستند.

نسبت به کسب‌وکارتان پرانگیزه و همواره به فکر بهبود آن باشید

هیچ‌وقت به کم قانع نباشید. همیشه به فکر بهتر شدن باشید و از میانگین بالاتر بروید. به دنبال راحتی نباشید. هر روز برای بهتر شدن کسب‌وکارتان نسبت به دیروز تلاش کنید. این دیدگاه باید از شما به کارکنانتان نیز منتقل شود. حتی در زمان استخدام نیروهای خود همیشه به دنبال افرادی باشید که بازده بالاتر، کارایی بیشتر و اعتقاد بیشتری به کاری که می‌خواهند انجام دهند داشته باشند. همیشه باید به پیشرفت فکر کنید و زمانی را صرف درجا زدن و رکود نکنید. فراموش نکنید هیچ‌یک از کسب‌وکارهای پرآوازه امروز مثل شرکت اپل یا کارخانه کوکاکولا از روز اول بزرگ نبودند. اکثر کارخانه‌های بزرگ در ابتدا کسب‌وکار کوچکی بودند که با تلاش خود را به برندی منحصربه‌فرد تبدیل کردند. بسیاری از این کسب‌وکارها بیش از یک قرن در حال فعالیت هستند و در تمام این مدت خود را در صدر بازار حفظ کرده‌اند. شما نیز اگر خود و توانایی‌هایتان را باور داشته باشید، می‌توانید بسیار موفق باشید.


منبع: اقتصاد آنلاین


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :344  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها

پاورپوینت مدیریت بحران و بازاریابی در شرایط جدید..........شنبه 17 آذر 1397

روانشناسی رفتاری در خدمات‌رسانی به مشتری ..........شنبه 17 آذر 1397

گوگل از علل شکست استارتاپ‌ها می‌گوید ..........شنبه 17 آذر 1397

پرفروش‌ترین کتاب جهان معرفی شد..........شنبه 17 آذر 1397

دوست خوب چه خصوصیاتی دارد؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

ترویج سبک زندگی سالم رسالت؛ کاله-پرو..........شنبه 17 آذر 1397

دو اژدهای چینی بازار موبایل را می‌بلعند ..........شنبه 17 آذر 1397

چه کسانی بیمه بیکاری می‌گیرند؟ ..........شنبه 17 آذر 1397

فولکس واگن ظرفیت تولید ۱۵میلیون خودروی برقی را دارد ..........شنبه 17 آذر 1397

۳.۹میلیارد نفر از جمعیت جهان آنلاین هستند ..........شنبه 17 آذر 1397

اولویت‌های شرکت تاتا در ۱۵۰سالگی ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

برای شروع، منتظر ایده نمانید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

۱۲ایده راجع به بیزینس آنلاین که شما می توانید از فردا شروع کنید ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

کسب و کار خانوادگی خود را رشد دهید! ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دورکاری و ضرورت حفظ ارتباط میان کارمندان ..........چهارشنبه 30 آبان 1397

دانستنی های بازاریابی و فروش(20)..........یکشنبه 20 آبان 1397

پاورپوینت سیستم های اطلاعاتی مدیریت پیشرفته..........یکشنبه 20 آبان 1397

۲۰ نشانه یک مدیر موفق ..........یکشنبه 20 آبان 1397

14 راه ساده برای افزایش فروش در کسب و کارهای کوچک و متوسط ..........یکشنبه 20 آبان 1397

۱۲ قدم تا راه‌اندازی بنگاه زود بازده اقتصادی ..........یکشنبه 20 آبان 1397

همه پستها